WEBVTT

00:08.635 --> 00:11.240
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

00:11.241 --> 00:13.487
‫
‫«قسمت 20»
‫

00:13.488 --> 00:18.490
‫
‫«قسمت 17»
‫«دلخراش»

00:21.203 --> 00:26.257
‫«دوربین لیزا»
‫سانسا!‫ بشین!

00:26.257 --> 00:28.664
‫سگ‌ها! نه، بیاید اینجا.

00:29.305 --> 00:30.703
‫تخمی‌ها.

00:31.353 --> 00:33.713
‫
‫«Piggly Squats»

00:34.373 --> 00:35.933
‫سلام، خوکولی‌ها.

00:36.133 --> 00:37.560
‫
‫حال‌تون چطوره؟

00:38.779 --> 00:40.120
‫
‫خوکولی‌ها!

00:40.600 --> 00:43.320
‫
‫این‌ها دخترایی‌ان که خیلی بازیگوشن.

00:46.259 --> 00:49.000
‫
‫این‌ها هم مامان‌های باردارن.

00:49.913 --> 00:51.839
‫
‫اوایل مارس بود،

00:51.839 --> 00:55.831
‫
‫و انفجار بچه‌خوک‌های تازه
‫متولد شده‌ی Piggly Squat...

00:55.832 --> 00:59.099
‫
‫هر لحظه ممکنه بود
‫به مزرعه اصابت کنه.

00:59.280 --> 01:01.240
‫
‫می‌خوای زایمان کنی؟

01:05.893 --> 01:07.600
‫
‫همچنین، چون ماه مارس بود،

01:07.601 --> 01:10.959
‫
‫کیلب هم مشغول محصولات بهاره بود،

01:11.087 --> 01:16.513
‫
‫و من هم ایده‌ای ارائه کردم که
‫فکر کردم می‌تونه بهش کمک کنه.

01:17.386 --> 01:19.079
‫دیگه فضای خالی نداریم.

01:19.147 --> 01:21.240
‫- این تو چیه؟
‫- کود.

01:21.593 --> 01:23.906
‫این... این دیگه چه کوفتیه؟

01:24.013 --> 01:25.773
‫یه هاورکرافت خریدم.

01:25.933 --> 01:28.313
‫[نامفهوم]

01:28.314 --> 01:29.680
‫اصلا با من حرف زدی؟

01:29.739 --> 01:32.251
‫خب، همون‌طور که می‌دونین،
‫من عاشق هاورکرافتم.

01:32.252 --> 01:34.365
‫برنامه‌م اینه که...
‫این هنوز نمی‌دونه.

01:34.366 --> 01:36.320
‫می‌دونم که پشمات ریخته.

01:36.600 --> 01:38.685
‫- یه کم.
‫- این برای توئه.

01:39.633 --> 01:41.938
‫
‫و هر چقدر هم که عجیب به نظر برسه،

01:41.939 --> 01:45.112
‫
‫واقعا چرت و پرت نمی‌گفتم.

01:45.399 --> 01:48.999
‫
‫«هاورکرافت کشاورزی می‌کند»

01:49.906 --> 01:53.079
‫
‫هاورکرافت تلاش می‌کند تا به
‫بهترین دوست کشاورز تبدیل شود.

01:53.080 --> 01:55.119
‫
‫دیگه خبری از وزن اضافه روی محورها نیست،

01:55.120 --> 01:58.293
‫
‫و ماشین به راحتی روی
‫گِلی‌ترین زمین‌ها هم حرکت می‌کند.

01:58.400 --> 02:01.378
‫
‫بدین معناست که کشاورز می‌تونه
‫کارش رو در هر زمانی که بخواد انجام بده،

02:01.379 --> 02:05.206
‫
‫در حالی که با یک تراکتورِ
‫معمولی شدنی نیست.

02:06.439 --> 02:09.906
‫
‫این هم یک موقعیتِ افتضاح برای شما.
‫کاملا در گِل گیر کرده.

02:10.400 --> 02:11.893
‫
‫عصبانی، عصبانی!

02:11.986 --> 02:15.799
‫
‫یه کم دامن‌تون رو بالا بزنید می‌تونید
‫یکی از این هاورکرافت‌ها بگیرید.

02:19.583 --> 02:20.096
‫
‫«پایان»

02:23.733 --> 02:25.339
‫
‫نقشه‌ام خیلی ساده بود:

02:25.413 --> 02:29.219
‫
‫اگه از هاورکرافت برای پاشیدن کود
‫روی محصولات‌مون استفاده کنیم...

02:29.219 --> 02:30.279
‫عالیه.

02:31.400 --> 02:36.500
‫
‫...می‌تونیم از شر ترم‌لاین‌هایی که
‫سم‌پاش‌های معمولی نیاز دارن، خلاص بشیم،

02:36.847 --> 02:42.020
‫
‫پس می‌تونیم به جای اون
‫ترم‌لاین‌ها محصول بکاریم.

02:44.246 --> 02:45.599
‫دیشب حساب کتاب کردم.

02:45.600 --> 02:48.058
‫می‌دونی توی این مزرعه
‫چند مایل ترم‌لاین داریم؟

02:48.059 --> 02:50.019
‫- چند مایل؟
‫- 54.
‫ (تقریبا 86km)

02:50.180 --> 02:51.825
‫- چی؟
‫- 54 مایل ترم‌لاین داریم.

02:51.826 --> 02:53.446
‫و تقریبا این‌قدر پهناشونه.

02:53.513 --> 02:55.392
‫پس در کل می‌شه...

02:55.500 --> 02:57.987
‫خب، دیشب هزینه‌ی محصولِ
‫از دست رفته رو حساب کردم.

02:57.988 --> 03:00.418
‫می‌شه 5,200 پوند در سال.

03:00.419 --> 03:01.045
‫عجب.

03:01.046 --> 03:03.905
‫حالا با این، دیگه ترم‌لاین نیاز نداریم.

03:04.766 --> 03:07.685
‫
‫قاعدتا، بعدش مجبور شدم
‫به کیلب توضیح بدم که...

03:07.686 --> 03:09.899
‫
‫کار با هاورکرافت...

03:09.900 --> 03:13.426
‫
‫کمی دشوارتر از رانندگی با تراکتوره.

03:13.813 --> 03:15.359
‫پس دو تا موتور داری.

03:15.360 --> 03:16.160
‫خب.

03:16.719 --> 03:18.812
‫این موتورِ بالابرت هست،

03:18.813 --> 03:20.565
‫این کیسه دوری رو با هوا پر می‌کنه.

03:20.566 --> 03:21.393
‫بعدش...

03:21.394 --> 03:23.000
‫وقتی از زمین بلند شدی،

03:23.359 --> 03:25.471
‫موتور اصلی رو روشن می‌کنی.

03:25.473 --> 03:27.000
‫این پدال گازته.

03:27.647 --> 03:29.938
‫- گرفتم، این ترمز نیست؟
‫- نه.

03:29.939 --> 03:31.565
‫ترمز نداره.

03:31.626 --> 03:33.906
‫گرفتی؟
‫این‌ها رو می‌بینی...

03:33.907 --> 03:35.126
‫این فرمونته.

03:35.127 --> 03:37.505
‫- باله‌های عقبی رو می‌چرخونن.
‫- آره، گرفتم.

03:37.507 --> 03:39.159
‫- هیچ تاثیری ندارن!
‫- باشه.

03:39.160 --> 03:40.673
‫مطلقا تاثیری ندارن.

03:40.766 --> 03:43.338
‫اگه یه مانع دیدی و بچرخونیش،
‫قطعا می‌خوری بهش.

03:43.339 --> 03:45.579
‫حتما باید خم بشی.
‫پس در واقع...

03:45.580 --> 03:46.679
‫یا این‌طوری می‌شی...

03:46.680 --> 03:48.845
‫باید یه‌جوری خم بشی،
‫مثلا این‌طوری خم بشی راست.

03:48.846 --> 03:51.165
‫- و این‌طوری هدایت می‌شه؟
‫- و این‌طوری می‌ری به سمت راست.

03:51.166 --> 03:53.765
‫و اگه این‌جوری بیای این‌طرفی...

03:53.766 --> 03:55.719
‫تا جایی که می‌تونی
‫وزن خودت رو از مرکز دور کن.

03:55.720 --> 03:57.173
‫و این‌طوری می‌چرخه.

03:57.174 --> 03:58.620
‫به کمک اون...

03:58.680 --> 03:59.812
‫- اون‌ها.
‫- ...فرمونش.

03:59.813 --> 04:02.865
‫اما عملا، هیچ ترمز
‫و فرمون‌پذیری نداری.

04:02.866 --> 04:04.559
‫باشه، می‌شه یه دست
‫سوارش بشم قبل از کودپاشی؟

04:04.560 --> 04:06.980
‫آره، فکر کنم ایده خیلی خوبی باشه.

04:09.987 --> 04:13.206
‫
‫این‌که بهت می‌گم چه کاری انجام بدی،
‫حس خیلی خوبی داره.
‫(همچون پیت ‌استاپ فرمول 1)

04:16.760 --> 04:18.200
‫
‫حالا حرکت کرد.

04:19.793 --> 04:20.953
‫
‫خم شو!

04:22.360 --> 04:24.387
‫
‫خم شدم!

04:28.360 --> 04:29.240
‫
‫وای خدایا!

04:29.293 --> 04:31.519
‫
‫یالا دیگه پسر، باید توی خط مستقیم بری.

04:31.520 --> 04:32.823
‫این که بدرد نمی‌خوره!

04:32.880 --> 04:34.293
‫
‫این که اندازه یه میدون صافه!

04:34.294 --> 04:35.559
‫
‫ باشه.
‫این که اندازه یه میدون صافه!

04:35.560 --> 04:36.526
‫
‫بچرخ!

04:36.573 --> 04:38.580
‫
‫خم شو!

04:39.886 --> 04:41.400
‫خم شو و گاز بده!

04:44.240 --> 04:46.520
‫شاگرد جوونم کارش خوبه.

04:48.000 --> 04:49.160
‫دارمش.

04:53.593 --> 04:55.280
‫افتاد بیرون، پرت شد بیرون.

04:58.040 --> 04:59.200
‫خوب نبود.

04:59.360 --> 05:00.960
‫یالا دیگه دلقک.

05:03.680 --> 05:06.640
‫باید این لامصب رو یاد بگیرم.
‫قراره کودپاشی کنم.

05:08.560 --> 05:11.080
‫بچرخ، بچرخ، بچرخ!

05:11.406 --> 05:13.832
‫می‌بینین، داره روی علف‌ها پرواز می‌کنه.

05:13.860 --> 05:16.280
‫بچرخ، بچرخ، نه... بچرخ!

05:16.920 --> 05:18.920
‫اسپری نصب کردیم براش،

05:19.140 --> 05:20.993
‫تا کود رو بپاشیم.

05:21.366 --> 05:22.920
‫بچرخ، بچرخ.

05:28.846 --> 05:31.720
‫تنها چیزی که باید یادش
‫بدیم اینه که چطور بایسته.

05:32.800 --> 05:36.138
‫
‫با پایانِ موفقیت‌آمیز کلاس رانندگی،

05:36.139 --> 05:40.612
‫
‫وقتِ آزمایش هاورکرافت
‫به عنوان سم‌پاش بود.

05:41.840 --> 05:44.353
‫ببین چی می‌گم، شدی عین «گیمپ».
‫(لباسی سراسر بدن، چرمی و مشکی
‫ سرچ کنید: Gimp in Pulp Fiction)

05:46.226 --> 05:48.939
‫- این [کود] مایع‌ست.
‫- کوده.

05:49.060 --> 05:50.580
‫نیترات مایع.
‫ (یون NO3 موجود در ادرار جانوارن)

05:50.587 --> 05:53.898
‫- آره.
‫- که به‌طور فوق‌العاده‌ای خورنده‌ست.
‫(ماده‌ای که می‌تواند مواد دیگر را
‫با تماس یا واکنش، تخریب کند)

05:53.952 --> 05:58.905
‫
‫وقتی که کیلب مخازن سفارشیم رو پر کرد،
‫«چاشنی انبه شیرین درجه یک»

05:58.939 --> 06:00.800
‫
‫برای شروع آماده بودیم.

06:00.920 --> 06:01.840
‫آماده‌ای؟

06:01.967 --> 06:02.767
‫آره.

06:05.306 --> 06:07.440
‫شروع کن، شاگرد جوانم.

06:16.267 --> 06:18.826
‫داره می‌پاشه!

06:25.026 --> 06:26.640
‫دیگه داره دستم می‌اد!

06:29.177 --> 06:30.629
‫
‫هی، بدک نبود.

06:30.719 --> 06:33.299
‫حالا فقط یه کمی برو سمت چپ.

06:33.472 --> 06:35.160
‫
‫باشه، دارم می‌رم.

06:38.146 --> 06:42.560
‫
‫اما بعد، دقیقا بعد از 75 ثانیه...

06:48.253 --> 06:50.980
‫
‫کیلب، چیزی از اسپری‌ها می‌اد بیرون؟

06:52.439 --> 06:53.400
‫
‫نه.

06:54.566 --> 06:56.406
‫ای گندش بزنن.

06:57.146 --> 06:58.333
‫همه‌ش همین؟

06:58.393 --> 06:59.665
‫مخزن‌هام خالی شدن.

06:59.666 --> 07:02.213
‫- و این مزرعه چقدر بزرگه؟
‫- 20 جریب.

07:02.312 --> 07:05.518
‫چند بار دیگه باید کود رو دوباره پر کنی؟

07:06.399 --> 07:08.072
‫25 بار.

07:08.253 --> 07:09.546
‫الکی می‌گی دیگه

07:09.799 --> 07:12.345
‫8 ساعت وقت می‌بره
‫تا این زمین رو کودپاشی کنم.

07:12.346 --> 07:15.913
‫یعنی باید 8 ساعت
‫این لباس گیمپ تنم باشه.

07:19.753 --> 07:22.200
‫فکر کنم بهتره همون سم‌پاش رو بیاریم.

07:23.013 --> 07:25.220
‫می‌شه لطفا لختم کنی؟

07:30.093 --> 07:30.893
‫کات!

07:33.199 --> 07:37.685
‫
‫مشخصا، مخازن کود بزرگ‌تری
‫برای هاورکرافت نیاز داشتم،

07:37.686 --> 07:40.445
‫
‫که بدین معنا بود
‫به موتورهای قدرتمند‌تری نیاز داره،

07:40.447 --> 07:42.626
‫
‫تا بتونه از پس وزن اضافی بر بیاد.

07:42.686 --> 07:44.226
‫
‫که ار بزرگی بود.

07:44.266 --> 07:46.179
‫
‫و وقتی برای انجامش نبود،

07:46.180 --> 07:48.332
‫
‫چون روز بعد...

07:48.673 --> 07:50.633
‫
‫زمستون بازگشت.

07:50.634 --> 08:00.717
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

08:00.741 --> 08:04.741
ترجمه و تنظیم
AfshinSubs

08:05.413 --> 08:07.159
‫
‫و سپس شب بعدش،

08:07.159 --> 08:09.845
‫
‫اطلاعات‌مون از دوربین‌های
‫درون خونه خوک‌ها...

08:09.846 --> 08:13.926
‫
‫نشون می‌داد که یکی از
‫مادرها در شرف زایمانه.

08:37.639 --> 08:39.592
‫ببینیم چطور داره پیش می‌ره.

08:42.186 --> 08:45.325
‫نگاه، یه بچه‌خوک واقعی اینجاست.

08:45.459 --> 08:47.520
‫اولین بجه‌شه.

08:49.799 --> 08:52.720
‫فکر کنم یه مشکلی داریم اینجا.

08:53.333 --> 08:57.993
‫
‫نگران از این که بچه‌خوک
‫پستونکی برای نوشیدن شیر پیدا نمی‌کنه،

08:58.146 --> 09:00.360
‫
‫لیزا برای کمک وارد عمل شد.

09:01.073 --> 09:03.519
‫وای خدایا، یه نوک پستان اینجاست.

09:03.866 --> 09:05.512
‫آها، حالا دهنش به پستونکه.

09:05.573 --> 09:06.960
‫کوچولویِ خوب.

09:08.079 --> 09:11.385
‫تازه 10 مارسه،
‫نباید این‌قدر سرد باشه.

09:11.386 --> 09:14.032
‫آب‌وهوا در حال تغییره.
‫کسی...

09:14.152 --> 09:15.760
‫باید...

09:16.193 --> 09:18.913
‫بهش اشاره کنه،
‫چون خیلی بده.

09:18.914 --> 09:21.250
‫
‫(جرمی یکی از مخالفانِ معروفِ
‫گروه‌های حافظ محیط زیست است)

09:21.339 --> 09:24.600
‫این بهترین بخشِ کشاورزیه
‫که تا به حال داشتم.

09:24.713 --> 09:26.393
‫چند تا بچه گیرمون می‌اد؟

09:26.553 --> 09:29.479
‫این یکی چند تا نوک پستان داره؟ 16 تا؟

09:29.600 --> 09:33.620
‫- آره، 16 تا.
‫- پس ممکنه 16 تا بچه بده.

09:35.526 --> 09:39.105
‫
‫هر چند، این شادی
‫خیلی زود تبدیل به نگرانی شد،

09:39.106 --> 09:41.639
‫
‫چون بیش از یک ساعت گذشت،

09:41.726 --> 09:44.293
‫
‫و بچه‌خوک دیگه‌ای ظاهر نشد.

09:45.580 --> 09:47.600
‫یالا، زور بزن، مامانی.

09:48.080 --> 09:49.947
‫یه دونه کافی نیست.

09:51.000 --> 09:53.220
‫یالا، تو می‌تونی، زور بزن.

09:53.346 --> 09:55.865
‫بهم گفته بودن که عینِ
‫رگبارِ مسلسل به دنیا می‌ان.

09:55.867 --> 09:58.373
‫این‌جوری که دو دو دو دو دو...

10:00.140 --> 10:01.672
‫یالا دیگه مامانی.

10:02.586 --> 10:04.520
‫خیلی داره می‌لرزه.

10:08.066 --> 10:11.006
‫من که می‌گم این خوک توی فشاره.
‫(متحملِ درد شدید)

10:16.879 --> 10:19.732
‫- دامپزشک جواب نمی‌ده.
‫- «به صندوق صوتی EE خوش آمدید...»

10:19.733 --> 10:21.613
‫و کیلب هم همین‌طور.

10:21.939 --> 10:23.340
‫ریدم توش!

10:25.106 --> 10:28.246
‫
‫بالاخره یکی از دامپزشک‌ها جواب داد.

10:28.333 --> 10:29.259
‫
‫سلام؟

10:29.319 --> 10:33.719
‫سلام، جرمی کلارکسونم
‫از مزرعه Diddly Squat.

10:34.639 --> 10:35.839
‫
‫خب چی شده؟

10:35.840 --> 10:38.072
‫خب یه خوک گیلت داریم،

10:38.073 --> 10:40.725
‫که 1 ساعت و 20 دقیقه پیش یه بچه‌خوک زایید،

10:40.726 --> 10:42.919
‫و به نظر می‌اد که
‫توی درد و فشار قرار داره.

10:43.193 --> 10:44.839
‫و دیگه هیچی ازش بیرون نیومده.

10:44.840 --> 10:48.519
‫1 ساعت و 20 دقیقه فاصله
‫بین زایمان، عادیه یا باید نگران باشیم؟

10:48.520 --> 10:50.665
‫
‫- گفتی 1 ساعت و 20 دقیقه؟
‫- آره.

10:50.666 --> 10:52.879
‫
‫معمولا خیلی زودتر از اینه.

10:52.880 --> 10:55.839
‫
‫الان داره به شدت فشار می‌ده
‫یا فقط انگار داره تکون می‌خوره؟

10:55.840 --> 10:58.200
‫
‫ناراحت به نظر می‌رسه یا نه؟

10:58.360 --> 11:00.119
‫آره، به نظرم ناخوشه وضعش،

11:00.120 --> 11:01.847
‫ولی لیزا همه‌ش بهم می‌گه که...

11:01.848 --> 11:04.279
‫آدم هم موقع... خب...

11:04.280 --> 11:07.019
‫همه موجودات موقع
‫زایمان همین شکلی‌ان.

11:07.020 --> 11:10.020
‫می‌لرزه و خر خر می‌کنه و...

11:10.166 --> 11:11.846
‫من که می‌گم به نظر...

11:11.847 --> 11:12.785
‫تحت فشاره،

11:12.786 --> 11:16.266
‫ولی خب من مَردم،
‫اصلا از این چیزها سر درنمی‌ارم.

11:16.267 --> 11:19.911
‫لیزا برگشت به مزرعه تا ببینه
‫می‌تونه دستکش لاستیکی پیدا کنه،

11:19.912 --> 11:23.325
‫و خیلی دلش می‌خواد دستشو
‫بکنه توش و یه نگاهی بندازه...

11:23.326 --> 11:25.680
‫
‫- آره، این فعلا بهترین کاره.
‫- ...داخلشو لمس کنه.

11:25.681 --> 11:28.678
‫
‫چون براتون راحت‌تره که ببینید
‫چیزی داخلش حس می‌کنید یا نه.

11:28.680 --> 11:31.653
‫
‫پس آره، روان‌کننده هم دارین اونجا؟
‫(معنی دوم: روان‌کننده‌ی سکس)

11:31.720 --> 11:32.960
‫لیزا حتما روان‌کننده داره.

11:32.961 --> 11:35.005
‫اینو توی تلویزیون پخش نکنید.
‫(توی فیلم نذارید)

11:35.006 --> 11:36.998
‫
‫مشکلی نیست.
‫اگه می‌خواد دست‌شو بکنه توش،

11:36.999 --> 11:39.418
‫
‫و ببینه می‌تونه
‫بچه‌خوکی رو لمس کنه،

11:39.419 --> 11:41.232
‫
‫اگه بتونه پاهای جلویی
‫یا پشتی رو حس کنه،

11:41.233 --> 11:43.826
‫
‫و حس کنه که توی
‫موقعیت عادی قرار دارند یا نه.

11:43.827 --> 11:45.585
‫می‌تونه کمی بکش‌شون بیرون؟

11:45.586 --> 11:48.432
‫باشه، ممنون «جنی».
‫مراقب باش، خداحافظ.

11:48.626 --> 11:50.979
‫این‌ها رو دارم، همچنین...[اینم دارم]

11:51.213 --> 11:52.106
‫اوه عالیه.

11:52.552 --> 11:55.705
‫نمی‌تونم می‌شه با این‌ها چیزی
‫حس کرد یا نه، من اونو ترجیح می‌دم.

11:55.773 --> 11:59.626
‫باشه، خب سریع‌تر بریم اونجا
‫چون دیگه کم کم شده دو ساعت.

12:00.466 --> 12:03.319
‫به گفته‌ی جنی،
‫دست تو می‌کنی توش،

12:03.320 --> 12:05.513
‫و اگه سر یا پاها رو لمس کردی،

12:05.514 --> 12:06.639
‫باید سعی کنی بکشیش بیرون.

12:06.640 --> 12:09.560
‫اگه به پهلو بود،
‫باید بهش زنگ بزنیم.

12:10.680 --> 12:12.560
‫دختر خوب، دختر خوب.

12:18.880 --> 12:20.496
‫وای ببخشید!

12:20.846 --> 12:22.678
‫دیگه نمی‌لرزه.
‫واقعا نمی‌لرزه.

12:22.679 --> 12:24.399
‫خب، دستم داخلشه.

12:24.400 --> 12:25.240
‫و؟

12:25.740 --> 12:26.600
‫داخلشه.

12:26.746 --> 12:28.600
‫وای خدا، خیلی دوره.

12:28.679 --> 12:30.038
‫بچه‌خوک هم حس می‌کنی یا نه؟

12:30.039 --> 12:31.606
‫نه، نه.

12:31.607 --> 12:33.920
‫واقعا نمی‌تونم چیزیو حس کنم.

12:34.066 --> 12:35.786
‫خیلی داخل‌ترن.

12:36.173 --> 12:38.605
‫- می‌رم باز به جنی زنگ بزنم.
‫- لطفا، زنگ بزن.

12:38.606 --> 12:40.545
‫باشه، نه، نه،
‫کارت خوب بود.

12:40.612 --> 12:43.664
‫
‫می‌تونیم بهش «اکسی‌توسین» تزریق کنیم،
‫(هورمونِ شل‌کننده عضلات به هنگام زایمان)

12:43.665 --> 12:44.597
‫
‫که گاهی کمک می‌کنه،

12:44.598 --> 12:47.898
‫
‫یا فعلا می‌تونیم بلندش کنیم
‫تا کمی راه بره.

12:47.899 --> 12:48.911
‫چی؟

12:49.401 --> 12:51.799
‫- بیاریمش بیرون تا راه بره؟
‫- اگه بلندش کنی تا کمی راه بره...

12:51.800 --> 12:54.733
‫
‫- ...گاهی وقت‌ها همه چیز
‫رو به حرکت در می‌اره.
‫- باشه.

12:55.033 --> 12:56.113
‫عالیه.

12:57.687 --> 12:59.134
‫خیلی سرده.

13:07.833 --> 13:08.859
‫بیا بیرون، خوک.

13:09.200 --> 13:11.699
‫تا یه میلیون سال دیگه هم نمی‌اد بیرون.

13:11.700 --> 13:12.852
‫در حال زایمانه خب.

13:12.853 --> 13:14.399
‫دامپزشک گفت که:
‫«کاری کن راه بره؟»

13:14.400 --> 13:15.880
‫وقتی که تو داشتی زایمان می‌کردی،

13:15.881 --> 13:18.932
‫اگه یه نفر با یه «Maccy D» وارد می‌شد،
‫(همبرگر مک‌دونالد)

13:18.933 --> 13:20.640
‫نمی‌اومدی بگی:

13:20.641 --> 13:21.840
‫«دنبالش می‌رم!»

13:21.841 --> 13:24.228
‫- نه، هر چند این خوکه.
‫- عه داره می‌اد!

13:25.610 --> 13:26.919
‫باورم نمی‌شه!

13:27.425 --> 13:29.352
‫واًعا در حال زایمانه،

13:29.353 --> 13:31.998
‫و اومد بیرون برای یه Maccy D.

13:35.993 --> 13:37.080
‫بهش ملحق می‌شم.

13:37.081 --> 13:38.920
‫منم با بچه‌خوک پیوند می‌شم.

13:39.186 --> 13:41.070
‫نه، نذار بیاد داخل.

13:41.257 --> 13:43.559
‫نه، نه، داره پا می‌ذاره روم.

13:43.560 --> 13:46.126
‫نههه ریدم توش!
‫چه خبرته؟

13:46.226 --> 13:48.706
‫نمی‌تونم...[پیداش کنم]
‫خوکِ داره له‌م می‌کنه.

13:48.707 --> 13:49.939
‫خدایا!

13:50.159 --> 13:53.200
‫داشتم با یه خوک کشتی می‌گرفتم.

13:54.259 --> 13:55.765
‫- برو داخل.
‫- لیزا؟

13:55.826 --> 13:57.979
‫باید بیاریمش بیرون تا راه بره.

13:58.026 --> 13:59.786
‫دامپزشک اینو گفت.

14:01.853 --> 14:02.486
‫لیزا؟

14:03.099 --> 14:05.205
‫انقباضات شدیدی داره.

14:05.279 --> 14:07.039
‫راه رفته و الان...

14:07.139 --> 14:09.118
‫راه نرفت که اصلا!

14:09.119 --> 14:11.200
‫اگه من بودم،
‫بهش نمی‌گفتی راه رفتن که.

14:11.201 --> 14:13.691
‫داره می‌اد، داره می‌اد،
‫یه بچه‌خوک اومد!

14:13.692 --> 14:14.284
‫آره!

14:14.285 --> 14:17.678
‫داره دود می‌کنه،
‫دود ازش می‌اد بیرون!

14:17.793 --> 14:19.280
‫بچه‌خوک بزرگیه.

14:20.147 --> 14:21.832
‫اینم از این، بیا اینجا.

14:22.039 --> 14:23.760
‫بیا اینجا دخترِ لیز.

14:24.313 --> 14:25.713
‫اینم دومی.

14:27.246 --> 14:29.118
‫گوزید، یکی دیگه داره می‌اد بیرون.

14:29.119 --> 14:30.159
‫- واقعا؟
‫- آره.

14:30.160 --> 14:31.840
‫خوک داره می‌اد.

14:32.486 --> 14:33.640
‫آره، نگاه.

14:33.892 --> 14:35.120
‫خوکِ سوم.

14:35.346 --> 14:38.891
‫لیزا، وصله به مادرش.
‫چی‌کار کنم؟

14:38.892 --> 14:39.800
‫چی چیه؟

14:39.801 --> 14:42.561
‫- با یه چیز رشته‌ مانند وصله بهش.
‫- نه، مشکلی نیست...

14:42.562 --> 14:44.049
‫...بند ناف‌شه.

14:44.050 --> 14:45.960
‫بخشی از فرایند زایمانه.

14:47.260 --> 14:49.813
‫- زود باش، لیسش بزن.
‫- وای خدایا، چقدر نازه.

14:49.860 --> 14:51.360
‫سه تا خوک!

14:51.880 --> 14:53.440
‫مادر خوب!

14:54.706 --> 14:59.013
‫
‫طی چند ساعتِ بعدش،
‫هفت تایِ دیگه هم متولد شدن.

15:04.720 --> 15:06.466
‫
‫و بعد از یه چرت کوتاه،

15:06.479 --> 15:09.826
‫
‫برگشتیم تا ببینیم
‫وضعیت چطور پیش می‌ره.

15:10.200 --> 15:11.946
‫صبح‌بخیر، خوکولی‌ها.

15:12.433 --> 15:13.880
‫آفرین، مامانی.

15:14.853 --> 15:16.600
‫10 تا بچه‌خوک.

15:16.860 --> 15:17.625
‫- جرمی؟
‫- چیه؟

15:17.626 --> 15:19.839
‫یکیش اینجاست که تکون نمی‌خوره.
‫بیا یه نگاه بنداز.

15:19.840 --> 15:22.040
‫- می‌تونی بری داخل؟
‫- وای نه.

15:22.379 --> 15:23.699
‫حال‌شون خوبه؟

15:23.873 --> 15:25.466
‫عزیزم، حال‌شون خوبه؟

15:29.199 --> 15:30.279
‫وای نه!

15:30.280 --> 15:33.193
‫یکی از اون بزرگ و سالم‌هاش هم بوده.

15:34.707 --> 15:35.839
‫کسی نشسته روت؟

15:35.840 --> 15:37.000
‫وای نه!

15:37.400 --> 15:38.480
‫لیزا؟

15:39.113 --> 15:41.339
‫وای! همین الان نشست رو یکی دیگه!

15:42.826 --> 15:44.305
‫داره له‌شون می‌کنه.

15:44.306 --> 15:46.059
‫این‌ها عالی بودن.

15:46.060 --> 15:47.372
‫چقدر بزرگ و خوشگل بودی.

15:47.373 --> 15:49.866
‫و تو هم چه بچه کوچولوی شیرینی بودی.

15:50.006 --> 15:53.153
‫پس الان، دو، سه، چهار، پنج...

15:53.440 --> 15:55.767
‫عه یه لحظه، 7 تا.
‫نشسته رو یکی‌شون.

15:56.073 --> 15:57.646
‫فقط هفت تا اینجاست.

15:57.647 --> 15:59.120
‫گندش بزنن.

15:59.352 --> 16:00.105
‫لعنتی!

16:00.106 --> 16:02.472
‫- اون یکی کجا رفته؟
‫- پشت سرت؟

16:02.533 --> 16:05.253
‫فکر کنم باز نشست روی یکی دیگه‌شون.

16:05.254 --> 16:07.760
‫- آره.
‫- آره، یکی پشت‌شه.

16:07.761 --> 16:10.299
‫وای گندت بزنن!
‫دوباره له‌ش کرد.

16:10.300 --> 16:12.999
‫- عجب مادر افتضاحی هستی.
‫۰ نه نیست.

16:13.000 --> 16:14.399
‫هست!
‫نشسته بود روی یکی‌شون.

16:14.400 --> 16:16.247
‫خب دو تاشون همین‌جوری مردن دیگه.

16:16.248 --> 16:18.560
‫- ولی خب خسته و کوفته بوده.
‫- بیا اینم از این.

16:19.406 --> 16:22.412
‫3، 4، 5، 6، 7، 8.
‫همه‌شون هستن.

16:22.413 --> 16:24.120
‫حالا بهتر شد.

16:24.573 --> 16:27.440
‫نباید بشینی روی بچه‌هات که.

16:28.813 --> 16:31.865
‫متوجه شدی که یه هفته‌ست
‫هر شب همین وضعو داریم.

16:31.866 --> 16:33.858
‫یعنی یه جاشو ریدیم، مگه نه؟

16:33.859 --> 16:35.240
‫- آره.
‫- آره.

16:37.453 --> 16:39.840
‫
‫طبق انتظار، همون شب...

16:41.686 --> 16:44.725
‫
‫یکی دیگه از ساوها شروع به زایمان کرد.

16:44.726 --> 16:48.519
‫
‫اما این بار فقط 3 تا دونه به دنیا اومد.

16:50.172 --> 16:51.899
‫حالت چطوره مامانی؟

16:53.840 --> 16:55.240
‫پس الان...

16:56.120 --> 16:58.280
‫اولی 10 تا به دنیا آورد،

16:58.459 --> 17:00.945
‫نشست روی دو تاشون،
‫پس شد 8 تا.

17:00.947 --> 17:02.826
‫9، 10، 11.

17:03.360 --> 17:05.559
‫و یکی دیگه هم امروز صبح،
‫اونجا به دنیا اومد.

17:05.560 --> 17:06.813
‫شد 12 تا.

17:07.279 --> 17:09.340
‫خیلی گنده شده.

17:11.173 --> 17:12.880
‫وای نگاه‌ش کن!

17:12.980 --> 17:14.060
‫آره!

17:15.186 --> 17:16.400
‫پس الان...

17:16.526 --> 17:19.478
‫«خوک دست‌وپاچلفتی» رو داریم،
‫که نشست روی دو تا از بچه‌هاش و کشت‌شون.

17:19.479 --> 17:21.039
‫«خوک ناامید» رو داریم،

17:21.040 --> 17:24.599
‫که قرار بود 10 یا 12 یا 16 تا بچه بده،

17:24.600 --> 17:26.119
‫و فقط 3 تا به دنیا آورده.

17:26.120 --> 17:28.719
‫و حالا هم «خوک قهرمان» رو داریم!

17:30.986 --> 17:33.320
‫چطوری همچین اتفاقی رخ داد؟

17:34.153 --> 17:37.559
‫به معنی واقعی کلمه،
‫دو ثانیه داشتم با فیلم‌بردار حرف می‌زدم،

17:37.560 --> 17:40.353
‫و داخلش رو نگاه کردم و
‫یکی دیگه هم اومد بیرون.

17:40.433 --> 17:43.979
‫خوکِ خیلی خوبیه،
‫خوب زایمان می‌کنه.

17:44.660 --> 17:50.012
‫
‫لیزا درست به موقع رسید تا ببینه
‫خوک قهرمان، شماره سه رو می‌ده بیرون.

17:50.152 --> 17:51.840
‫یکی دیگه!

17:56.206 --> 17:58.320
‫بیا بیرون، بیا بیا.

17:58.820 --> 18:03.213
‫
‫تا پایانِ صبح،
‫قهرمان ده تا بچه‌خوک تولید کرد.

18:03.787 --> 18:08.226
‫
‫و چون مادر باتجربه‌ای بود
‫که قبلا زایمان داشته،

18:08.400 --> 18:11.207
‫
‫به نظر می‌رسید کارشو بلده.

18:11.526 --> 18:13.520
‫آفرین مامانی!

18:16.447 --> 18:19.680
‫
‫هر چند، وقتی بعدا به‌شون سر زدیم...

18:19.960 --> 18:24.706
‫1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9 تا داریم.

18:26.766 --> 18:27.860
‫کیر توش!

18:28.932 --> 18:30.440
‫وای نه.

18:33.613 --> 18:35.320
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

18:35.321 --> 18:36.400
‫یکی دیگه.

18:36.686 --> 18:39.010
‫- مشخصه که له‌ش کرده، مگه نه؟
‫- آره.

18:39.753 --> 18:42.699
‫
‫بعدش رفتیم که بقیه مادرها رو چک کنیم.

18:42.700 --> 18:45.093
‫- و اینم 8 تاش مونده بود، آره؟
‫- آره.

18:45.093 --> 18:46.819
‫چون دو تاشون مُردن.

18:46.920 --> 18:48.280
‫فقط 7 تا اینجاست.

18:48.281 --> 18:50.907
‫امکان نداره یکی دیگه‌شون هم کشته باشه.

18:51.653 --> 18:53.640
‫وای نه.

18:56.406 --> 18:58.726
‫ای تو روحش!

19:00.720 --> 19:03.133
‫وای خدایا، خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

19:03.407 --> 19:07.112
‫
‫در کل، حالا 4 بچه‌خوک از دست داده‌ بودیم،

19:07.113 --> 19:09.160
‫
‫همچنین 3 تا از 5 سورپرایزی که...

19:09.161 --> 19:12.101
‫
‫تقریبا دو ماه پیش به دنیا اومدن.

19:12.646 --> 19:15.000
‫وای چقدر خوشگلن!

19:18.026 --> 19:20.703
‫- 7 تا از بچه‌خوک‌ها مُردن.
‫- از چند تا؟

19:20.772 --> 19:23.712
‫از 28 تا.
‫یک چهارم‌شون مُردن.

19:25.180 --> 19:27.000
‫کجاشو اشتباه رفتیم؟

19:32.833 --> 19:36.993
‫
‫نگران از این که قطعا اشتباهاتِ
‫وحشتناکی مرتکب شده بودیم...

19:36.994 --> 19:38.391
‫- سلام.
‫- حال‌تون چطوره؟

19:38.392 --> 19:39.278
‫«ونسا» هستم.

19:39.280 --> 19:42.373
‫
‫با همسایه‌هامون،
‫«ونسا» و «اندی»، مشورت کردیم،

19:42.374 --> 19:45.207
‫
‫که سال‌هاست پرورش‌دهنده خوک هستند.

19:46.573 --> 19:48.106
‫7 تا بچه‌خوک،

19:48.107 --> 19:51.040
‫25درصد از بچه‌خوک‌ها له شدن.

19:51.333 --> 19:52.800
‫که خیلیه، مگه نه؟

19:52.993 --> 19:54.165
‫آره، هست اما...

19:54.166 --> 19:55.512
‫یعنی چطور...[مُردن؟]

19:55.513 --> 19:56.859
‫مادرهاشون می‌شینن روشون.

19:56.860 --> 19:58.652
‫خب چیزِ غیرمعمولی نیست.

19:58.653 --> 20:01.132
‫این‌ها به‌طور معمول مادرهای افتضاحی‌ان.

20:01.133 --> 20:02.893
‫بعضی‌هاشون بدتر از بقیه‌ن.

20:02.894 --> 20:05.072
‫این نژاد به‌طور معمول افتضاحن؟

20:05.073 --> 20:06.059
‫آره.

20:06.060 --> 20:08.580
‫خب، کلا خوک‌ها همین‌طورن.

20:08.581 --> 20:11.665
‫یه مشکلی که این خونه‌های گرد دارن...

20:11.666 --> 20:15.079
‫اگه همه‌شون توی یه خونه‌ی
‫بزرگ کنار بقیه ساوها باشن،

20:15.080 --> 20:17.199
‫بقیه‌ی ساوها...

20:17.392 --> 20:20.546
‫اونی که رو بچه‌هاش نشسته رو لو می‌دن.

20:20.547 --> 20:23.713
‫سروصدا می‌کنن.
‫متوجه‌ش می‌شن.

20:23.827 --> 20:26.506
‫اگه یکی از مادرها بد باشه،
‫بقیه اونو لو می‌دن.

20:28.553 --> 20:30.480
‫
‫با پردازش این اطلاعات،

20:30.481 --> 20:32.840
‫
‫سپس با کیلب صحبت کردیم.

20:33.626 --> 20:35.699
‫بزرگ‌ترین مشکل اینه که،
‫بچه‌خوک‌ها سردشونه.

20:35.699 --> 20:37.118
‫پس وقتی مامان‌شون دراز می‌کشه...

20:37.120 --> 20:38.727
‫خب مامان‌شون می‌ره
‫بیرون تا غذا بخوره، آره؟

20:38.728 --> 20:40.638
‫بچه‌خوک‌ها این‌طوری‌ن که:
‫«لعنتی، خیلی سرده!»

20:40.639 --> 20:42.218
‫سردشونه، دور هم جمع می‌شن،

20:42.219 --> 20:45.158
‫و بعدش خوک،
‫یا همون ساو برمی‌گرده داخل،

20:45.159 --> 20:46.725
‫بعدش به‌طور خودکار گرما رو پیدا می‌کنن.

20:46.726 --> 20:48.119
‫پس وقتی مادر می‌خواد دراز بکشه،

20:48.120 --> 20:50.824
‫- ...سعی می‌کنه فورا به گرما نزدیک بشه.
‫- گرمای خوک‌ها؟

20:50.825 --> 20:51.879
‫می‌دونی چی می‌گم که؟

20:51.880 --> 20:53.400
‫دیشب خیلی سرد بود.

20:53.401 --> 20:56.692
‫و به همین دلیله که
‫این همه بچه‌خوک‌هات می‌میرن.

20:56.693 --> 20:59.112
‫دلیلش این نیست که تو
‫پرورش‌دهنده خوکِ بدی هستی،
‫کارت خوبه.

20:59.112 --> 21:02.945
‫و دارم راستشو می‌گم. ‫کارت خوبه، واقعا خوبه. ‫ ‫متن روی ماگ جرمی:
‫«سلب مسئولیت: ‫این لیوان نیز توسط شواری محلی ‫آکسفوردشر تایید نشده است»

21:03.406 --> 21:05.959
‫
‫پس حالا می‌دونستیم که
‫چرا بچه‌خوک‌ها می‌میرن،

21:05.960 --> 21:09.319
‫
‫ولی نمی‌دونستیم بابتش چی‌کار کنیم.

21:10.420 --> 21:11.897
‫
‫و همون شب...

21:11.898 --> 21:13.560
‫
‫یکی دیگه‌شون هم مرد.

21:16.213 --> 21:18.312
‫
‫و یه مشکل جدید هم داشتیم،

21:18.313 --> 21:21.346
‫
‫چون ساوِ حامله‌ی باقی‌مونده،

21:21.347 --> 21:25.919
‫
‫مطلقا هیچ نشونه‌ای از زایمان نداشت.

21:26.346 --> 21:28.427
‫حتی هنوز شیرش هم نریخته بیرون.

21:28.428 --> 21:30.033
‫چطور این‌قدر از بقیه عقبه؟

21:30.034 --> 21:31.927
‫شاید بی‌ثمره.
‫(نازا)

21:32.219 --> 21:33.914
‫اسم‌شو بذاریم «بی‌ثمر»؟
‫ (Barren)

21:34.067 --> 21:35.519
‫«بارونس»
‫ (Baroness لقب زنان اعیان‌نشین که
‫ املاک و ثروت زیادی دارند، هم‌آوایِ Barren)

21:35.519 --> 21:37.218
‫خب این خوک موردعلاقه‌ته، نه؟

21:37.220 --> 21:40.012
‫آره، دوست خودمه.
‫خیلی آرومه.

21:40.153 --> 21:41.720
‫خیلی دوست داشتنیه.

21:43.139 --> 21:45.685
‫
‫همچنین خیلی هم کم غذا می‌خورد،

21:45.859 --> 21:48.798
‫
‫پس با جنیِ دامپزشک تماس گرفتیم.

21:49.073 --> 21:51.233
‫- پس ایشون خوکِ بیچاره‌مونه.
‫- خیلی دوست داشتنیه.

21:51.234 --> 21:52.697
‫[نامفهوم]

21:52.698 --> 21:55.712
‫شنیدم که خوب غذا نمی‌خوره،
‫پس این برای کسی خوب نیست.

21:55.713 --> 21:58.113
‫این یعنی این‌که احتمالا نزدیک زایمانه.

21:58.113 --> 22:03.213
‫بدون شک، الان لیزا ترتیبی می‌ده
‫که اونو با یه آمبولانس لاکچری ببرن،

22:03.319 --> 22:07.692
‫و بذارنش توی یه نوع
‫خونه سالمندانِ خوک‌ها،

22:08.526 --> 22:11.120
‫با یه دوربینِ زنده برای دیدنش.

22:11.960 --> 22:16.612
‫الان اون غذا 12 ساعت
‫یا بیشتره که جلوشه.

22:16.613 --> 22:17.412
‫یا 18 ساعت؟

22:17.413 --> 22:21.146
‫و همین‌جا می‌شینه
‫و تکون هم نمی‌خوره.

22:21.239 --> 22:23.119
‫فقط زبونش رو می‌اره
‫بیرون یه ذره می‌خوره.

22:23.120 --> 22:25.039
‫یه کم خس خس می‌کنه،
‫مثل یه خوک غذا نمی‌خوره.

22:25.040 --> 22:28.112
‫آره، که باعث می‌شه
‫فکر کنم یه مشکلی هست.

22:28.113 --> 22:32.005
‫خیلی راحت به نظر‌ نمی‌رسه...

22:32.006 --> 22:33.592
‫جوری که راه می‌ره.

22:33.593 --> 22:37.065
‫وقتی به ریه‌هاش گوش کنی
‫یه کمی صدای خس خس می‌ده،

22:37.066 --> 22:39.971
‫خب نمی‌دونم حالا کمی
‫عفونت داره اونجاش یا نه.

22:39.973 --> 22:42.525
‫پس چیزی که من احتمالا بهش تمایل دارم...

22:42.526 --> 22:45.398
‫اینه که بهش یه ضد التهاب
‫و یه آنتی‌بیوتیک بزنم،

22:45.399 --> 22:47.186
‫ببینیم چی می‌شه.

22:47.813 --> 22:50.398
‫شرمنده عزیزم،
‫قرار نیست خیلی از این خوشت بیاد.

22:50.399 --> 22:51.605
‫دختر خوب.

22:58.180 --> 22:59.660
‫خب، تموم شد.

22:59.661 --> 23:00.920
‫آفرین.

23:02.327 --> 23:03.813
‫حامله‌ست دیگه، آره؟

23:03.933 --> 23:06.399
‫زیر شکمش خیلی سنگین به نظر می‌رسه،

23:06.400 --> 23:08.480
‫که نشون می‌ده احتمالا حامله باشه.

23:08.481 --> 23:09.720
‫پس خوبه.

23:09.854 --> 23:10.752
‫دختر خوب.

23:10.753 --> 23:12.246
‫- ممنون جنی.
‫- اگه بهتر نشد خبرمون بدین.

23:12.247 --> 23:13.388
‫باشه حتما.

23:18.293 --> 23:22.566
‫
‫درحالی که مشتاقانه
‫منتظر زایمان بارونس بودیم،

23:22.734 --> 23:26.200
‫
‫اتفاقات بزرگ‌تری
‫دوروبرمون در حال رخ دادن بود.

23:28.959 --> 23:31.424
‫
‫در شورای منطقه غرب آکسفوردشر،

23:31.426 --> 23:34.426
‫
‫یک بازرس دولتی اومده بود
‫تا در مورد اعتراض ما...

23:35.299 --> 23:38.825
‫ ‫«جلسه شورای منطقه غرب آکسفوردشر» ‫«موضوع: درخواست تجدیدنظر
مزرعه Diddly Squat» ‫ ‫علیه اطلاعیه اجرایی، قضاوت بکنه.

23:41.106 --> 23:43.039
‫
‫به ما توصیه شده بود که شرکت نکنیم،

23:43.040 --> 23:44.193
‫
‫پس به جاش،

23:44.194 --> 23:46.112
‫
‫با شدت بیشتری تلاش کردیم تا...

23:46.113 --> 23:50.065
‫
‫تا مطمئن بشیم که همه چیز
‫توی فروشگاه‌مون، کاملا محلیه،

23:50.066 --> 23:54.806
‫
‫منطبق با خواست شورا
‫و کاملا واقعی و حقیقیه.

23:56.079 --> 23:59.138
‫این‌ها تولیدِ «ند» هست،
‫که برامون کار می‌کنه، تازه شده 16 سالش،

23:59.139 --> 24:01.759
‫این‌ها بیکوییت‌های اونه،
‫توی آشپزخونه خودش درست می‌کنه.

24:01.760 --> 24:03.759
‫«گرانولا»، دختری که
‫پایین جاده زندگی می‌کنه.

24:03.760 --> 24:06.372
‫آرد از اون مزرعه‌ی اونجایی می‌اد.

24:06.373 --> 24:08.958
‫همه این‌ها توی آشپزخونه خودمون تولید دشه.

24:08.959 --> 24:11.040
‫این رو یکی از همسایه‌هامون ‫پایین جاده
می‌سازه. ‫ ‫«صابونِ لایه‌بردارِ دستان کشاورزها»

24:11.040 --> 24:14.819
‫این‌ها رو خانم ویکتور تولید می‌کنه،
‫ویکتور عسل‌هامون رو آماده می‌کنه،

24:14.820 --> 24:18.266
‫و خانم ویکتور با عسل‌هامون
‫صابون درست می‌کنه.

24:18.267 --> 24:20.092
‫این‌ها با استفاده...

24:20.093 --> 24:23.346
‫«جرکی»‌های خوشمزه‌مون
‫که با فلفل‌هامون تهیه شده.
‫ (Jerky گوشتِ بدون چربی
‫خشک شده و طعم داده شده)

24:23.347 --> 24:24.819
‫امسال فلفل بیشتری تولید می‌کنیم.

24:24.819 --> 24:28.452
‫این‌ها توسط یه نونوایی محلی
‫توی چیپینگ نورتون تولید شدن.

24:28.453 --> 24:31.512
‫این‌ها با گندم‌های خودمون درست شده.

24:31.726 --> 24:35.492
‫اینجا هم «جین‌»هامون هست.
‫توی «بورفورد» تولید شده.
‫ (Gin مشروب 40درصد تهیه شده از توت
‫ شهرکی 1,000 نفره در جنوب انگستان)

24:35.493 --> 24:38.318
‫اون سفال‌ها توسط
‫یه خانم محلی تولید دشه.

24:38.439 --> 24:40.071
‫این‌ها هم فلفل‌های...

24:40.072 --> 24:44.011
‫لیزا، می‌دونی که برنامه فقط
‫40 دقیقه‌ست و 28 دقیقه‌س که داری...

24:44.012 --> 24:46.533
‫پس ببند. ‫ ‫«لطفا تمام غذاها و
‫نوشیدنی‌ها رو توی بار سفارش بدید»

24:46.533 --> 24:49.718
‫
‫آینده‌ی ونِ برگر هم
‫از اهمیت یکسانی برخوردار بود،

24:49.719 --> 24:51.438
‫
‫چون بدون رستوران،

24:51.440 --> 24:55.133
‫
‫این تنها راه برای فروشِ
‫گوشت گاو و خوک‌مون...

24:55.134 --> 24:56.854
‫
‫با یه سود خوب بود.

24:57.120 --> 25:00.073
‫برا این به یه برگر و ترافل
‫و پارمزان نیاز دارم، سرآشپز.

25:00.353 --> 25:01.132
‫ممنون.

25:01.133 --> 25:02.726
‫
‫«آنی»، که ون رو اداره می‌کنه،

25:02.727 --> 25:05.452
‫
‫اون روز به جلسه‌ شورا رفته بود...

25:05.453 --> 25:09.613
‫
‫تا از پرونده برای
‫باز موندن کارش، دفاع کنه.

25:10.526 --> 25:11.952
‫بریز بیرون، چطوری بود؟

25:11.953 --> 25:14.266
‫یه اتاق بزرگ بود و اونجا...

25:14.267 --> 25:18.218
‫انتهای اتاق، دوازده ردیفِ
‫هشت تایی صندلی بود،

25:18.219 --> 25:19.591
‫با یه راهرو وسطش.

25:19.592 --> 25:23.585
‫بعد یه طرف شورا رو داریم،
‫با نماینده حقوقی‌شون،

25:23.586 --> 25:27.510
‫و بعد مردی که در راس همه قرار داره،
‫از بالا به‌تون نظارت می‌کنه.

25:27.511 --> 25:29.319
‫- ریش داشت؟
‫- نه.

25:29.386 --> 25:30.559
‫عه این خوبه.

25:30.560 --> 25:31.279
‫وارد می‌شی.

25:31.280 --> 25:34.340
‫و من دیر رسیدم،
‫به دلیل کمبود شدید جا پارک،

25:34.341 --> 25:36.313
‫طنزش همین‌جاست.

25:36.653 --> 25:39.079
‫به هر حال، رفتم داخل و
‫یه صندلی کنار «اما» پیدا کردم،

25:39.080 --> 25:40.273
‫که برامون شیر تولید می‌کنه،

25:40.274 --> 25:42.118
‫پس با خودم گفتم
‫حداقل یه هم‌تیمی دارم.

25:42.119 --> 25:45.338
‫و بعدش گفت که:
‫«کسی از حضار می‌خواد نظری بده؟»

25:45.339 --> 25:47.799
‫وایسادم و گفتم که:
‫«من آنابل گری هستم.»

25:47.800 --> 25:51.232
‫گفتم که:
‫«در یک جامعه‌ی کشاورزی بزرگ شدم.

25:51.233 --> 25:53.038
‫
‫بیشتر عمرم رو توی روستا زندگی کرده‌ام.

25:53.039 --> 25:55.879
‫
‫و حالا تریلی غذاخوری رو
‫پشتِ Diddly Squat اداره می‌کنم.»

25:55.880 --> 25:58.067
‫در این لجظه همه این‌طوری شدن:

25:58.068 --> 25:59.652
‫آره، همه.

25:59.653 --> 26:00.825
‫و با خودم گفتم:
‫«وای خدایا، باز شروع شد.»

26:00.826 --> 26:03.079
‫و گفتم:
‫«من واقعا به این کار علاقه دارم.

26:03.080 --> 26:06.206
‫
‫شما چیزی دارید که می‌تونه
‫مزیت بزرگی برای ما باشه.

26:06.207 --> 26:07.707
‫
‫آره، بی‌نقص نیست.

26:07.708 --> 26:09.491
‫
‫من چیزی واسه مخفی کردن ندارم.

26:09.492 --> 26:11.245
‫
‫چیزهایی هست که
‫باید به‌شون بپردازیم،

26:11.246 --> 26:12.240
‫
‫ولی کسی نمی‌ره سراغ‌شون،

26:12.241 --> 26:14.785
‫
‫چون کسی نمی‌دونه بعدش
‫از چه چیزی ناراحت می‌شین.

26:14.786 --> 26:17.479
‫
‫پس به ما زیرساختی بدید تا
‫اونو به یه چیز عالی تبدیل کنیم.»

26:17.480 --> 26:18.341
‫دقیقا.

26:18.342 --> 26:20.658
‫گفتن که فقط می‌تونیم
‫یه دست‌شویی داشته باشیم.

26:20.659 --> 26:23.786
‫و گفتن که 9 تا
‫جای پارک براتون کافیه.

26:23.866 --> 26:26.153
‫خب اون یارو توی شورا که من دیدمش،

26:26.154 --> 26:28.051
‫می‌گه که براساس 10 تا جای پارک،

26:28.053 --> 26:29.780
‫فقط می‌تونین وارد بشین،
‫از ماشین پیاده بشین،

26:29.781 --> 26:31.305
‫5 دقیقه وقت داری
‫یه چرخی دوروبر بزنی،

26:31.306 --> 26:32.239
‫اگه می‌خوای یه چیزی می‌خری،

26:32.240 --> 26:34.680
‫و بعد برمی‌گردی سوار
‫ماشینت می‌شی و می‌ری.

26:34.681 --> 26:37.639
‫- ورود و خروج توی 5 دقیقه؟
‫- توی 5 دقیقه، آره.

26:37.640 --> 26:39.520
‫پس اگه یه فرد معلول بیاد اینجا،

26:39.521 --> 26:40.639
‫نمی‌تونم چقدر
‫سریع می‌تونه بره بیرون.

26:40.640 --> 26:43.580
‫بار بعد براش وقت می‌گیریم:
‫«5 دقیقه وقت داری.»

26:43.746 --> 26:47.719
‫ولی حدودا گرفتی که
‫چجوری داره پیش می‌ره دیگه؟

26:48.746 --> 26:50.845
‫هنوز ادعا می‌کنن که این
‫یه فروشگاه مزرعه نیست؟

26:50.846 --> 26:54.145
‫آره، می‌گن که مردم
‫می‌ان و چیز میز می‌خرن،

26:54.146 --> 26:57.406
‫ولی در حقیقت مرکز
‫سرگرمی و اوقات فراغته.

26:57.499 --> 27:00.792
‫همین اعصاب منو خرد می‌کنه،
‫چون وقتی این‌ها رو می‌بینم...

27:00.793 --> 27:02.113
‫تک تکِ این چیزها.

27:02.114 --> 27:05.240
‫می‌دونم که نان و گندم
‫و آبجو از کجا اومده.

27:05.241 --> 27:06.134
‫همه چیزهایی که اونجاست.

27:06.135 --> 27:08.598
‫و اونجا رو نگاه می‌کنم
‫و کار شما رو می‌بینم.

27:08.599 --> 27:10.779
‫و اونجا جاییه که تمام
‫گوشت‌ها پخته می‌شن،

27:10.780 --> 27:13.598
‫توی نونی می‌ذارین که اونم...

27:13.599 --> 27:15.425
‫دیگه نمی‌تونه بیشتر از  این
‫متعلق به یه مزرعه باشه.

27:15.426 --> 27:17.606
‫درسته که وقتی اولش بازش کردیم،

27:17.700 --> 27:20.406
‫یه کمی شورش رو درآوردیم،
‫ولی الان...

27:20.460 --> 27:23.005
‫ولی عاشق وقتی‌ام که شورا گفت:

27:23.006 --> 27:26.932
‫
‫«مردم سراغ بقیه فروشگاه‌های مزرعه
‫نمی‌رن که حتی بهتر هم هستن.»

27:26.933 --> 27:28.206
‫و با خودت می‌گی...

27:28.299 --> 27:31.299
‫گاوهای ما با علف تغذیه می‌شن.

27:31.513 --> 27:33.185
‫زمستون ازشون مراقبت می‌کنیم،

27:33.186 --> 27:35.975
‫بالاترین کیفیت ممکن رو دارن،

27:36.147 --> 27:37.455
‫و شورا...

27:37.456 --> 27:40.273
‫و این اصلا ربطی به
‫اون‌ها نداره که بگن:

27:40.274 --> 27:43.907
‫
‫«می‌تونید برید به یه فروشگاه مزرعه دیگه،
‫اون‌ها محصولات با کیفیت‌تری دارند.»

27:43.966 --> 27:46.252
‫و اگه مغازه تو رو ببندن،
‫دیگه هیچ راهی...

27:46.253 --> 27:48.400
‫اگه ببندنش به گا می‌ریم.

27:48.600 --> 27:50.233
‫بگذریم، خیلی ممنون ازت.

27:50.810 --> 27:54.990
‫
‫(تا لحظاتی دیگه، مکالمات پشتِ
‫سر هم و زیاد، بهتره پاز کنید و بخونید)

27:55.487 --> 27:57.720
‫لباس تیم فوتبال چدلینگتون.

27:59.886 --> 28:03.299
‫
‫«پیراهن من از پیراهن تو بهتره.»

28:03.539 --> 28:04.680
‫خوشم اومد.

28:06.060 --> 28:06.680
‫عه!

28:06.681 --> 28:09.827
‫لیزا، این‌ها ترازو‌های آشپزخونه منه!

28:09.919 --> 28:10.941
‫لیزا؟

28:11.066 --> 28:11.832
‫چیه؟

28:11.833 --> 28:14.599
‫این‌ها ترازو‌های آشپزخونه منه!

28:15.000 --> 28:16.439
‫- نه، نه، نه.
‫- آره هستن!

28:16.440 --> 28:18.599
‫- نه، نه، نه.
‫- آره، چون نمی‌تونستم پیداشون کنم.

28:18.600 --> 28:20.199
‫ترازوهای منو دزدیدی.

28:20.200 --> 28:22.880
‫شاید برای وزن کردن
‫سبزیجات قرض گرفتم‌شون.

28:22.947 --> 28:24.738
‫چرا یه جفت برا مغازه نمی‌خری؟

28:24.739 --> 28:26.400
‫چون حالا اینجاست دیگه.

28:27.239 --> 28:28.285
‫هیچ‌جا پیداشون نمی‌کردم.

28:28.286 --> 28:29.365
‫لازم نیست مرغی که می‌ذاری
‫توی فر رو وزن کنی که.

28:29.366 --> 28:31.085
‫
‫- هست!
‫لازم نیست مرغی که می‌ذاری
‫توی فر رو وزن کنی که.

28:31.146 --> 28:32.785
‫می‌گی: «این حدود 3 پونده»
‫بعد می‌ذارش توی فر...

28:32.786 --> 28:34.106
‫...و می‌تونی ببینی کی پخته شده.

28:34.107 --> 28:37.292
‫آره، به همین دلیله هر وقت تو
‫آشپزی می‌کنی من «سالمونلا» می‌گیرم.
‫ (Salmonella باکتری خطرناک، عامل مسمویت
‫غذایی، احتمال وجود در گوشت خام مرغ)

28:37.293 --> 28:39.479
‫- خب چرا تو آشپزی نمی‌کنی؟
‫- آشپزی می‌کنم که لامصب!

28:39.480 --> 28:41.353
‫- پس دیگه سالمونلا نمی‌گیری.
‫- به همین دلیله...

28:41.433 --> 28:42.705
‫نه، ولی نمی‌تونم وزن چیزیو بگیرم.

28:42.706 --> 28:46.372
‫هیچ‌وقت نمی‌دونم وزن هر چیزی چقدره که.
‫مونده بودم کجا رفتن آخه.

28:46.433 --> 28:47.840
‫ولی ترازوهای خوبی‌ان.

28:50.279 --> 28:52.918
‫
‫با پیگیری دقیق فرایندها،

28:52.919 --> 28:55.698
‫
‫چارلی احتمال می‌داد که
‫هفته‌ها طول می‌کشه...

28:55.699 --> 28:57.539
‫
‫تا بازرس تصمیمش رو بگیره.

28:57.540 --> 29:01.507
‫
‫پس تنها کاری که می‌تونستیم
‫بکنیم، برگشتن به کشاورزی بود.

29:01.779 --> 29:03.520
‫
‫ولی نتونستیم.

29:12.646 --> 29:15.640
‫
‫اواسط مارس،
‫باران شروع به باریدن کرد،

29:15.933 --> 29:17.720
‫
‫و برای روزها...

29:17.919 --> 29:19.480
‫
‫بند نیومد.

29:25.560 --> 29:28.258
‫
‫این اتفاق به ویژه به کیلب ضربه شدیدی زد،

29:28.259 --> 29:32.746
‫
‫چون زمین برای کاشتِ
‫باارزش‌ترین محصولش خیلی مرطوب بود.

29:33.593 --> 29:35.919
‫گندم نی‌رشته، محصول پر سودمونه،

29:35.920 --> 29:39.980
‫و می‌تونه پول زیادی برامون دربیاره،
‫به خصوص برای جدولِ مسابقه امسالم،

29:40.040 --> 29:42.445
‫احتمال سود و ضرر هست دیگه، پس...

29:42.446 --> 29:45.332
‫دو سال گذشته کاشتیمش
‫و دیدیم که چقدر خوب بود،

29:45.333 --> 29:47.759
‫ولی به‌طرز آزاردهنده‌ای
‫باید توی زمانِ دقیقی بکاریش،

29:47.760 --> 29:50.619
‫چون اگه نتونی،
‫کل زمستون رو زجر می‌کشه،
‫(به قولا گندم می‌سوزه)

29:50.620 --> 29:52.646
‫و برداشتت هم به‌طور معمول پایین می‌اد.

29:52.732 --> 29:54.720
‫می‌خوام که... آره...

29:55.733 --> 29:58.080
‫فکر نکنم دیگه هیچ‌وقت بارون بند بیاد.

29:59.067 --> 30:03.706
‫
‫رطوبت بی‌پایان بدین معنا بود که
‫روی سد هم نمی‌تونستیم کار کنیم.

30:03.960 --> 30:05.199
‫نشدنیه.

30:05.200 --> 30:07.120
‫کلی آب هست، نه؟

30:07.299 --> 30:09.866
‫اساسا کل خاک رس رو شسته برده.

30:10.126 --> 30:12.280
‫خب باید صبر کنیم تا سطح آب پایین بیاد.
‫این‌طوری نمی‌تونیم.

30:12.281 --> 30:13.320
‫
‫- آره.
‫خب باید صبر کنیم تا سطح آب پایین بیاد.
‫این‌طوری نمی‌تونیم.

30:14.193 --> 30:15.480
‫موافقم.

30:15.913 --> 30:17.353
‫می‌خوام برم کشاورزی کنم.

30:17.446 --> 30:19.720
‫- نمی‌تونی، داره بارون می‌اد.
‫- می‌دونم.

30:23.412 --> 30:26.092
‫
‫ [موسیقی: Golden Brown از The Stranglers]

30:34.872 --> 30:37.992
‫
‫البته خبرهای خوبی از
‫خوک‌های جنگلی می‌رسید،

30:37.993 --> 30:42.379
‫
‫چون خوشبختانه دیگه بچه‌خوکی نمُرد.

30:43.033 --> 30:46.220
‫
‫♪ Golden brown texture like sun ♪
‫♪ قهوه‌ای طلایی، پوستی مثل خورشید♪

30:46.840 --> 30:50.407
‫
‫♪ Lays me down with my mind she runs ♪
‫♪ من رو به ذهنم فرو می‌بره ♪

30:50.408 --> 30:52.336
‫
‫♪ Throughout the night ♪
‫♪ تمام شب ♪

30:52.337 --> 30:54.249
‫
‫♪ No need to fight ♪
‫♪ نیازی به دعوا نیست ♪

30:54.250 --> 30:58.280
‫
‫♪ Never a frown with golden brown ♪
‫♪ هیچ‌وقت با قهوه‌ای طلاییم، ناراحتی نداشتم ♪

31:00.864 --> 31:04.304
‫
‫هر چند، بارونس هنوز زایمان نکرده بود.

31:09.191 --> 31:11.663
‫
‫و با وجود یک هفته تزریق آنتی‌بیوتیک،

31:11.664 --> 31:14.186
‫
‫مشخص بود که بهتر نشده.

31:16.411 --> 31:19.597
‫دیشب بیرون خوابیده
‫چون بدنش خیلی گرمه

31:19.818 --> 31:21.680
‫اصلا غذا نمی‌خوره.

31:22.384 --> 31:24.200
‫نمی‌دونم چه اشتباهی کردیم.

31:24.261 --> 31:25.680
‫یه چیزی رو، آره؟

31:27.284 --> 31:28.724
‫خب این...

31:29.091 --> 31:30.680
‫غم‌انگیزه.

31:32.078 --> 31:33.571
‫عبی ببین جنی اومد.

31:33.692 --> 31:35.171
‫هنوز حالش بده؟

31:35.357 --> 31:36.197
‫آره.

31:36.198 --> 31:38.537
‫- دیشب رو بیرون خوابیده.
‫- آره.

31:38.538 --> 31:41.530
‫پس احتمالا به دلیل این‌که بیرون
‫خوابیده بوده، دمای بدنش اومده پایین.

31:41.531 --> 31:43.392
‫- آره.
‫- ولی هنور غیرطبیعی نفس می‌کشه.

31:43.393 --> 31:44.793
‫آره، یه بار دیگه دماش رو می‌گیرم.

31:44.794 --> 31:46.600
‫اما ممکنه که...

31:46.759 --> 31:51.385
‫باردار شده باشه و
‫بچه‌خوک‌ها داخلش مرده باشند،

31:51.505 --> 31:53.587
‫ممکنه که وادار به زایمان نکننش،

31:53.588 --> 31:55.520
‫ولی ممکنه همون داخل نشسته باشن،

31:55.791 --> 31:59.604
‫- ...و داخلش پوسیده باشن.
‫- توی این شرایط چی‌کار می‌کنی؟

31:59.718 --> 32:03.084
‫احتمالا سعی می‌کنم
‫وادارش ‌کنم تا اون‌ها رو بده بیرون.

32:03.477 --> 32:07.903
‫
‫بدون هیچ معطلی،
‫فرایند تلقین رو شروع کردیم.

32:09.298 --> 32:11.138
‫اگر بچه‌خوک‌ها مُرده باشن،

32:11.139 --> 32:13.604
‫بعدش فقط روی بهبود
‫دوباره‌ی حالش تمرکز می‌کنیم،

32:13.605 --> 32:15.480
‫- ...و بعدش...
‫- آره، آره.

32:19.191 --> 32:21.531
‫تزریق می‌کنم پشت گوشش.

32:21.532 --> 32:22.724
‫- همین؟
‫- آره.

32:22.725 --> 32:24.885
‫پس زمان بعدی ساعت 3 صبح فرداست.

32:24.886 --> 32:27.105
‫تزریق دوم، که تو انجامش می‌دی.

32:27.138 --> 32:28.138
‫می‌تونم انجامش بدم.

32:28.139 --> 32:30.832
‫پس باید فقط یه کم بهش تزریق
‫کنی، نه مثل آنتی‌بیوتیک بزرگ قبلی.

32:30.833 --> 32:31.599
‫نه، دقیاق.

32:31.600 --> 32:33.984
‫پس فقط کمی برمی‌داری
‫و باید راحت تزریق بشه.

32:33.985 --> 32:35.120
‫باشه، مشکلی نیست.

32:43.438 --> 32:45.640
‫می‌خوام اینو بهش بزنم.

32:46.018 --> 32:48.604
‫و بعد از 4 تا 12 ساعت،

32:48.605 --> 32:51.965
‫باید شروع به زایمان کنه.

32:53.178 --> 32:54.240
‫اینم از این.

32:54.517 --> 32:57.000
‫خب شروع کنیم،
‫خدایا، سلام دوست من.

32:57.929 --> 32:58.960
‫تموم شد.

33:00.131 --> 33:01.011
‫آره.

33:03.705 --> 33:07.084
‫
‫تا اواخر بعد از ظهر،
‫دارو شروع به اثر کرد،

33:07.151 --> 33:10.720
‫
‫و بچه‌خوکی به دنیا آورد که زنده بود.

33:14.444 --> 33:17.080
‫
‫ولی هنوز مشکلاتی بود.

33:19.858 --> 33:21.311
‫پس کل فرایند شروع شده.

33:21.312 --> 33:24.538
‫یه بچه‌خوک خیلی کوچیک به دنیا آورده.

33:24.539 --> 33:26.179
‫اصلا شیر نداره،

33:26.378 --> 33:29.672
‫و بچه‌خوک هم این داخل
‫داره دنبال پستونک می‌گرده،

33:29.673 --> 33:31.206
‫ولی خبری از غذا نیست.

33:31.311 --> 33:32.352
‫وضعیت چطوره؟

33:32.353 --> 33:35.200
‫یکی به دنیا آورده
‫ولی شیر نداره.

33:36.192 --> 33:37.560
‫نگاه‌ش کن.

33:38.005 --> 33:38.906
‫وای خدا.

33:38.907 --> 33:41.001
‫خیلی کوچولوئه.

33:41.002 --> 33:43.542
‫شیر خوک داریم؟ مثل «SMA»؟
‫ (شرکت آلمانی زیرمجموعه Nestlé
‫تولیدکننده مکمل‌ها و مواد غذایی)

33:43.549 --> 33:44.221
‫[نه]

33:44.222 --> 33:46.742
‫خب این یه بچه‌خوک سالم نیست، مگه نه؟

33:48.631 --> 33:49.751
‫
‫سلام، کلینیک دامپزشکی بفرمایید.

33:49.752 --> 33:51.598
‫- سلام، «ناتان»؟
‫- سلام.

33:51.599 --> 33:53.760
‫سلام، جرمی کلارکسونم از Diddly Squat.

33:53.761 --> 33:55.359
‫
‫- عه آره.
‫- شرمنده مزاحمت شدم،

33:55.360 --> 33:57.458
‫فکر کنم دیلوین و جنی هر دوشون نیستن،

33:57.459 --> 33:59.600
‫پس مزاحم تو شدم.

34:00.098 --> 34:01.010
‫- نمی‌دونم...
‫- مشکلی نیست.

34:01.011 --> 34:04.080
‫نمی‌دونم در جریان وضعِ
‫خوک بیمار ما هستی یا نه.

34:04.081 --> 34:07.741
‫یه بچه‌خوک به دنیا آورده
‫که هم‌اندازه یه موشه.

34:07.742 --> 34:09.901
‫اصلا شیر نمی‌سازه.

34:09.971 --> 34:12.391
‫می‌خواستم بدونم پیشنهادی داری؟

34:12.392 --> 34:14.498
‫
‫خب اصولا اگه شیرش رو بیرون نمی‌ده،

34:14.499 --> 34:16.056
‫
‫به‌خاطر اینه که اصلا تولید نمی‌کنه.

34:16.058 --> 34:19.924
‫
‫پس مرحله بعد اینه که با بطریِ
‫پستونکی به بچه‌خوک‌ها «آغوز» بدید.
‫ (Colostrum شیری که اندکی بعد از زایمان از
‫سینه خارج می‌شه، با پروتئین و چربی بیشتر)

34:20.078 --> 34:22.580
‫آغوز؟ از کجا بگیریم؟

34:23.172 --> 34:27.440
‫
‫خب، فکر کنم در این مورد،
‫احتمالا راحت‌ترین کار اینه که...

34:27.441 --> 34:30.046
‫
‫از نوعی آغوز بره‌ی پیش‌ساخته
‫شده استفاده کنیم.

34:30.047 --> 34:33.533
‫
‫پس به نظرم  ما مقداری براتون
‫آماده می‌کنیم تا بیاید ببرید،

34:33.534 --> 34:36.394
‫
‫و دستورالعمل‌هایی
‫همراهش داره که...

34:36.395 --> 34:37.468
‫
‫طبق اون مخلوط کنید،

34:37.469 --> 34:39.982
‫
‫و با بطری به بچه‌خوک‌ها غذا بدید.

34:39.983 --> 34:41.548
‫خیلی‌خب ناتان، ممنون.
‫خداحافظ.

34:41.549 --> 34:43.680
‫
‫خواهش می‌کنم،
‫مراقب باش، خداحافظ.

34:45.431 --> 34:48.790
‫
‫یکی از اعضای تیم فیلم‌برداری
‫برای دریافت فرمول رفت،

34:48.791 --> 34:50.771
‫
‫و بعدش کیلب از راه رسید...

34:50.772 --> 34:52.600
‫- هنوز داره زور می‌زنه؟
‫- آره.

34:52.718 --> 34:56.798
‫
‫...درست همون لحظه‌ای که
‫بارونس بچه‌خوک شماره 2 رو به دنیا اورد.

34:56.799 --> 34:58.560
‫عه، آره یکی دیگه.

34:58.561 --> 34:59.692
‫یکی دیگه؟

34:59.765 --> 35:01.080
‫آره، یکی دیگه.

35:01.377 --> 35:02.480
‫زنده‌ست؟

35:03.469 --> 35:04.092
‫اینم از این.

35:04.093 --> 35:05.918
‫خدایا، این یکی حتی کوچیک‌ترم هست؟

35:05.919 --> 35:06.919
‫آره.

35:07.398 --> 35:10.860
‫این یکی به‌طرز باورنکردنی کوچیکه.

35:12.337 --> 35:15.040
‫«گشنه‌ام بی‌صاحاب!»
‫شرط می‌بندم که هستی.

35:24.917 --> 35:27.460
‫این یکی خیلی ضعیفه، کیلب.

35:28.924 --> 35:31.000
‫یکی‌شون خیلی خیلی ضعیفه.

35:31.111 --> 35:32.691
‫اون کوچولوئه، ضعیفه نه؟

35:32.718 --> 35:33.718
‫نه اون بزرگ‌تره.

35:33.719 --> 35:35.480
‫نمی‌تونه دهنش رو باز کنه.

35:35.544 --> 35:39.011
‫فقط سرش مالیده می‌شه روی نوک پستان.

35:40.611 --> 35:44.520
‫
‫خوشبختانه، شیر پیش‌ساخته آماده‌ی سرو بود.

35:45.678 --> 35:47.360
‫خیلی‌خب، آفرین.

35:51.397 --> 35:53.049
‫- خودشه.
‫- یه ذره دیگه.

35:59.944 --> 36:00.824
‫خوبه.

36:01.624 --> 36:02.704
‫عالیه.

36:04.377 --> 36:06.540
‫یه خوک بزرگ و قوی ازت می‌سازیم.

36:07.544 --> 36:09.817
‫یه کم دیگه باز بیدارت می‌کنیم.

36:13.223 --> 36:17.656
‫
‫سپس ناتان از راه رسید
‫و شروع به معجزه‌ی دامپزشکی کرد.

36:17.757 --> 36:18.797
‫یکی دیگه.

36:18.971 --> 36:20.917
‫- حالش خوبه؟
‫- آره، زنده‌ست.

36:22.105 --> 36:24.011
‫بازم یکی دیگه.

36:24.551 --> 36:25.880
‫- لیزا؟
‫- بله؟

36:25.881 --> 36:27.600
‫- تا الان چند تا؟
‫- 4 تا.

36:27.744 --> 36:29.800
‫- همه‌شون زنده‌ن؟
‫- آره.

36:29.931 --> 36:31.917
‫- کوچیکن؟
‫- آره.

36:32.311 --> 36:34.710
‫عه یه لحظه، یکی دیگه هم.

36:35.204 --> 36:39.080
‫
‫خیلی زود، بارونس
‫مادر 5 تا بچه‌خوک بود.

36:39.777 --> 36:42.800
‫همه‌شون رو می‌ذارم
‫کنار مامان‌شون چون گرم‌تره.

36:43.098 --> 36:45.318
‫چون اونجا یه کم سردشه.

36:45.319 --> 36:47.120
‫همه‌شون رو می‌ذارم کنار هم.

36:47.691 --> 36:49.638
‫
‫و با به همه‌شون با بطری غذا دادیم،

36:49.639 --> 36:52.460
‫
‫برگشتیم خونه تا کمی بخوابیم.

37:08.304 --> 37:09.578
‫
‫صبح روز بعد،

37:09.579 --> 37:13.031
‫
‫متوجه شدیم که 3 تا از بچه‌خوک‌ها مُردن.

37:14.171 --> 37:17.697
‫
‫خیلی ضعیف‌تر از اون بودن که زنده بمونن.

37:20.605 --> 37:24.844
‫
‫دو تای باقی‌مونده رو
‫به یه آغل گرم توی مزرعه منتقل کردیم،

37:24.844 --> 37:26.740
‫
‫حتی این هم جواب نداد.

37:32.978 --> 37:34.643
‫یکی دیگه‌ هم مُرده.

37:47.164 --> 37:48.810
‫فقط یه دونه دیگه مونده؟

37:48.811 --> 37:50.280
‫یکی دیگه داریم.

37:50.930 --> 37:52.240
‫حال مادرش چطوره؟

37:53.043 --> 37:53.903
‫خوبه؟

37:53.904 --> 37:55.103
‫هنوز زنده‌ست.

37:55.224 --> 37:57.249
‫خیلی بچه‌خوک از دست می‌دیم.

37:57.344 --> 37:59.780
‫- چی؟
‫- خیلی بچه‌خوک از دست می‌دیم.

38:05.711 --> 38:07.551
‫خیلی سخته، نه؟

38:08.505 --> 38:11.590
‫و این یکی رو باید هر ده دقیقه
‫یا همچین چیزی، غذا می‌دادیم.

38:11.591 --> 38:14.018
‫یادم نمی‌اد دامپزشک چی گفت.

38:14.857 --> 38:15.980
‫بیا اینجا.

38:18.771 --> 38:21.003
‫هنوز یه دونه عصبانی‌شو داریم.

38:23.850 --> 38:25.960
‫این همونه که دوم به دنیا اومد؟

38:26.154 --> 38:28.514
‫شمارشش از دستم در رفته.
‫واقعا نمی‌دونم.

38:31.071 --> 38:33.844
‫زنده نگه داشتن این بچه‌خوک
‫رو هدف زندگی‌مون می‌کنیم.

38:33.851 --> 38:34.571
‫
‫- آره.
‫زنده نگه داشتن این بچه‌خوک
‫رو هدف زندگی‌مون می‌کنیم.

38:34.711 --> 38:36.120
‫و مادرش.

38:36.745 --> 38:38.200
‫مامانش زنده می‌مونه.

38:38.378 --> 38:39.931
‫می‌رم یه نگاهی بهش بندازم.

38:39.978 --> 38:41.380
‫می‌ری پیشش؟

38:54.064 --> 38:55.264
‫
‫اون شب کاری کردیم که

38:55.265 --> 38:58.104
‫
‫حتی سنگدل‌ترین کشاورز هم

38:58.105 --> 39:00.117
‫
‫ در چنین زمانی انجام خواهد داد.

39:00.118 --> 39:01.438
‫یالا، بخور.

39:01.439 --> 39:06.512
‫
‫بچه‌خوک مریض رو بردیم به
‫آشپزخونه‌مون تا ازش مراقب کنیم.

39:06.771 --> 39:07.931
‫اینم از این.

39:08.398 --> 39:09.238
‫یالا.

39:10.497 --> 39:11.417
‫همینه.

39:13.411 --> 39:15.700
‫هنوز کمی کوچولوئه.

39:16.384 --> 39:19.917
‫هنوز کمی سردشه.
‫گوش‌هات یخ زده.

39:21.597 --> 39:23.660
‫خب، بیا بذارمت این داخل.

39:24.570 --> 39:26.837
‫خب، گرم و آروم شو، آره.

39:28.810 --> 39:30.018
‫می‌ذارمت توی این.

39:30.019 --> 39:32.530
‫ولی داخلش خیلی گرم‌تره، باشه؟

39:32.531 --> 39:34.076
‫می‌دونم، ببخشید.

39:34.078 --> 39:35.840
‫اینم از این، خوبه؟

39:37.691 --> 39:40.798
‫
‫«فروشگاه مزرعه Diddly Squat»

39:42.658 --> 39:45.358
‫
‫روز بعد، مسخره‌تر از همه چیز،

39:45.359 --> 39:47.171
‫
‫باید می‌رفتیم به فروشگاه مزرعه،

39:47.172 --> 39:49.320
‫
‫تا با «اندی گارسیا»ی قصاب ملاقات کنیم.
‫ (Andy Garcia)

39:49.321 --> 39:50.565
‫آره، خیلیه.

39:50.566 --> 39:52.080
‫بیاید یه نگاه بنداریم.

39:52.278 --> 39:57.051
‫
‫چون گوشت خوک‌هایی که اخیرا
‫برای ذبح برده بودم رو آماده کرده بود.

39:57.118 --> 40:00.564
‫7 تا جعبه‌ست،
‫اندازه 2 تا خوک گوشت دارم اینجا.

40:00.604 --> 40:02.491
‫تو باید جعبه‌ها رو بلند کنی،

40:02.492 --> 40:03.865
‫خوک‌های تو هستن.

40:03.866 --> 40:05.200
‫تو هم جوونی،

40:05.201 --> 40:07.272
‫و دیدمت که یه کالکسه رو نگه داشتی،
‫ (سکانسی در فیلم The Untouchables
‫ با بازیِ Andy Garcia)

40:07.273 --> 40:11.513
‫درحالی که تفنگت رو نشونه
‫رفته بودی روی «آل کاپون».
‫ (کنایه جرمی از تشابه نام این دو،
‫ Al Capone خلافکار معروف ایتالیایی‌)

40:11.514 --> 40:13.601
‫ آره این‌ها فیله‌ی شکم خوکن.

40:13.602 --> 40:14.767
‫گوشت دنده خوک اونجاست.

40:14.768 --> 40:18.268
‫می‌تونی از چربی‌شون بگی
‫که چقدر خوک‌های خوبی بودن.

40:18.269 --> 40:19.662
‫هر کی ازشون مراقبت می‌کرده،

40:19.663 --> 40:21.189
‫کارش عالی بوده.

40:22.977 --> 40:24.870
‫مشخصه که خوب غذا می‌خوردن.

40:24.871 --> 40:26.044
‫کلی سوسیس.

40:26.045 --> 40:26.912
‫پشمام!

40:26.913 --> 40:29.479
‫سوسیسِ «کارولینا ریپر» و عسل.
‫ (Carolina Reaper تندترین فلفل جهان
‫ با اسکویل 1,641,183، معروف به جردهنده)

40:29.480 --> 40:32.400
‫- یا عمه‌ی مقدسم!
‫- یه جعبه دیگه هم هست.

40:32.597 --> 40:34.646
‫دو تا خوک...

40:34.751 --> 40:36.532
‫چهار، هشت تا... [بسته تولید کرده]

40:36.684 --> 40:38.197
‫- خدایا!
‫- 36 تا...

40:38.198 --> 40:40.703
‫36 تا بسته 6 تایی توی هر جعبه‌ست.

40:40.704 --> 40:43.450
‫جرمی [اسمشو بذاریم]
‫«سوسیس سندی-اند-بلکِ جنگلی»

40:43.451 --> 40:45.131
‫- اسم خوبیه.
‫- خوبه، نه؟

40:45.825 --> 40:48.584
‫این برای جدول هزینه‌هام خیلی خوبه!

40:48.684 --> 40:50.524
‫خدای بزرگ، عالی بود.

40:50.525 --> 40:52.632
‫به جز این‌که این...
‫[نامفهوم]

40:52.633 --> 40:54.107
‫یه چیزی که ازش
‫سر درنمی‌ارم اینه که،

40:54.108 --> 40:58.228
‫ما الان دوران سختی رو در مورد
‫تولد بچه‌خوک‌ها می‌گذرونیم.

40:58.345 --> 40:59.988
‫خیلی سخت.

41:00.830 --> 41:01.877
‫این‌طوریه که کل شب بیداری،

41:01.878 --> 41:03.430
‫از خوک‌ها نگهداری می‌کنی،

41:03.437 --> 41:05.456
‫سعی می‌کنی گرم‌شون کنی،
‫سعی می‌کنی که راحت باشن،

41:05.457 --> 41:07.810
‫و سعی می‌کنی زنده نگه‌شون داری.

41:08.125 --> 41:10.360
‫و بعد کارتو تموم می‌کنی...

41:10.971 --> 41:14.317
‫تا بیای اینجا و همه‌یِ
‫این‌ها رو تحویل بگیری.

41:14.744 --> 41:16.222
‫احساساتِ قاطی‌پاتی.

41:16.298 --> 41:19.738
‫تنها حالتی که می‌تونم بهش
‫فکر کنم، منطق کشاورزهاست.

41:19.739 --> 41:21.160
‫چون عاشق حیوون‌ها هستی.

41:21.161 --> 41:24.020
‫همه کشاورزها عاشق
‫حیوون‌هاشون هستن.

41:24.297 --> 41:27.480
‫و بعد می‌کشن‌شون
‫و می‌فروشن‌شون.

41:28.044 --> 41:30.557
‫این‌طوری می‌تونی
‫دو بار دوست‌شون داشته باشی.

41:40.970 --> 41:44.697
‫
‫در مزرعه، همان‌طور که
‫بارون همچنان می‌بارید،

41:44.758 --> 41:47.240
‫
‫بچه‌خوک بیچاره رو آوردم توی دفترم،

41:47.241 --> 41:50.917
‫
‫تا درحالی که کار می‌کردم،
‫چشمم بهش باشه.

41:52.664 --> 41:55.624
‫از «آگا» برش داشتم و آوردمش...
‫(اجاقِ چوب‌سوز بزرگ
‫که همیشه روشن است)

41:55.737 --> 41:57.617
‫کنارِ اجاقِ انبار.

41:59.077 --> 42:00.980
‫و اصلا حالش خوب نیست.

42:02.417 --> 42:03.395
‫سلام.

42:12.277 --> 42:13.240
‫نه...

42:14.744 --> 42:16.802
‫- آخرین‌شونه.
‫- می‌دونم.

42:17.138 --> 42:18.644
‫می‌دونم، بیخیال دیگه.

42:18.645 --> 42:19.600
‫نه؟

42:21.951 --> 42:25.024
‫چیزی نیست، کوچولو.
‫من کنارتم، باشه؟

42:25.991 --> 42:27.418
‫تو می‌تونی بری.
‫(می‌تونی بمیری)

42:27.624 --> 42:29.705
‫می‌تونی بری،
‫من کنارت می‌مونم.

42:30.731 --> 42:32.551
‫حال مامانش هم خوب نیست.

42:32.552 --> 42:33.351
‫می‌دونم.

42:33.404 --> 42:35.557
‫راستش از قبل هم بدتر شده.

42:35.558 --> 42:36.257
‫آره.

42:52.191 --> 42:54.111
‫خیلی دلخراشه.

43:01.210 --> 43:02.130
‫سلام جنی.

43:02.204 --> 43:03.223
‫- سلام جنی.
‫- سلام.

43:03.224 --> 43:05.058
‫یه منظره‌ی آشنای دیگه.

43:05.059 --> 43:06.965
‫شنیدم که حالش خوب نیست.

43:06.966 --> 43:07.760
‫
‫- آره.
‫شنیدم که حالش خوب نیست.

43:10.717 --> 43:14.257
‫نه، متاسفانه مُرده.
‫هیج ضربانی نداره.

43:17.976 --> 43:20.576
‫- همین‌طور ریزه‌میزه به دنیا اومد؟ - آره.

43:21.404 --> 43:22.480
‫اما...

43:27.264 --> 43:28.640
‫دیگه نمی‌تونم.

43:28.641 --> 43:30.917
‫جدی دیگه نمی‌تونم
‫خوک داشته باشم.

43:31.418 --> 43:32.720
‫کابوسه.

43:32.785 --> 43:35.057
‫خیلی دوست‌شون دارم.

43:46.771 --> 43:50.217
‫
‫به‌طرز باورنکردنی،
‫عذاب‌مون هنوز تموم نشده بود.

43:50.804 --> 43:53.724
‫
‫چون مجبور شدیم توجه‌مون
‫رو به بارونس معطوف کنیم،

43:53.725 --> 43:58.038
‫
‫حالا که تک تک بچه‌هاش مُردن.

43:58.611 --> 44:01.064
‫سلام، عزیزم.
‫سلام، قربونت برم.

44:01.843 --> 44:03.283
‫دختر خوب.

44:03.644 --> 44:04.796
‫دختر خوب.

44:04.797 --> 44:06.120
‫الان داری چی‌کار می‌کنی، جنی؟

44:06.121 --> 44:10.161
‫دارم دمای بدنش رو می‌گیرم
‫تا ببینم تب داره یا نه.

44:11.038 --> 44:12.471
‫خیلی تکون می‌خوره ولی.

44:12.472 --> 44:15.018
‫- یه‌جوری راه می‌ره انگار مسته.
‫- خیلی تکون می‌خوره.

44:15.384 --> 44:17.510
‫و می‌شه دید چطور به این‌طرف
‫اون‌طرف تکون می‌خوره.

44:17.511 --> 44:20.591
‫غذا نخورده. یه کم آب خورد و همین.

44:20.737 --> 44:22.390
‫از پشتش می‌شه دید.

44:22.391 --> 44:24.840
‫باسنش باید با ماهیچه گرد و قلمبه باشه.

44:24.841 --> 44:27.034
‫بالا تا پایینش خیلی صافه.

44:27.035 --> 44:31.062
‫و مشخصه که مقدار زیادی عضلات
‫و پشتیبانی خودش رو از دست داده.

44:31.063 --> 44:33.710
‫و مشکل اینجاست که،
‫به خصوص توی این زمین،

44:33.711 --> 44:35.164
‫جایی که می‌ره بالا و پایین تپه،

44:35.165 --> 44:36.671
‫و همه‌جاش چاله چوله داره،

44:36.672 --> 44:40.365
‫خیلی نگرانم که به مرحله‌ای برسه که...

44:40.366 --> 44:42.870
‫که پاهاش کم بیاره،

44:42.871 --> 44:44.231
‫و بشکنه.

44:45.391 --> 44:47.240
‫می‌تونه یه چیز سرطانی باشه.

44:47.350 --> 44:49.440
‫چیز دیگه ای که ممکنه
‫باهاش دست و پنجه نرم کنه،

44:49.441 --> 44:51.763
‫ممکنه آسیبی
‫به کبدش وارد شده باشه.

44:51.764 --> 44:54.204
‫هیچ‌کدوم از این‌ها...

44:54.205 --> 44:55.517
‫قابل درمان نیست؟

44:55.964 --> 44:56.800
‫آره.

44:56.918 --> 44:58.817
‫الان داره زجر می‌کشه؟

44:59.130 --> 45:01.064
‫هر حیوونی که غذا نمی‌خوره،

45:01.065 --> 45:03.000
‫یعنی وضعیت خوبی نداره.

45:03.001 --> 45:05.823
‫خیلی روی پاهاش بی‌ثباته، نه؟

45:06.109 --> 45:07.760
‫اگه الان تصمیمش رو نگیرید،

45:07.761 --> 45:09.888
‫حس می‌کنم با این وضعیت...

45:09.889 --> 45:13.348
‫تا یه هفته دیگه دست و پاش
‫می‌شکنه و پرت می‌شه...

45:13.349 --> 45:14.560
‫اون پایین.

45:15.164 --> 45:16.190
‫اگه اون...

45:16.191 --> 45:19.136
‫قرار نیست بهتر بشه
‫و داره زجر می‌کشه،

45:19.324 --> 45:22.410
‫وقتِ «دیگنیتایز»ــه.
‫ (Dignitas مرگ بدون درد یک حیوان
‫به دلیل بیماری یا خطرهای دیگر)

45:22.706 --> 45:26.099
‫
‫(سازمانی به همین نام در سوئیس وجود دارد که
‫به افرادِ خودکش، کمک می‌کنند بدون درد بمیرند)

45:26.371 --> 45:28.160
‫پس اگه...

45:28.384 --> 45:29.997
‫اگه می‌خواید که من...

45:29.998 --> 45:30.957
‫کارو انجام بدم،

45:30.958 --> 45:32.318
‫پس ردیفش می‌کنم،

45:32.319 --> 45:36.391
‫و باید یکی رو بفرستید بیاد...

45:36.598 --> 45:38.004
‫[جنازه‌ش] رو ببره.

45:38.484 --> 45:40.251
‫- بعد از این‌که انجام شد.
‫- کی می‌تونی انحامش بدی؟

45:40.252 --> 45:41.798
‫همین الان.

45:42.385 --> 45:43.785
‫اگه بخواین.

45:43.918 --> 45:45.185
‫لعنت بهش.

45:46.171 --> 45:48.858
‫- نظر تو چیه؟
‫- می‌تونم کیم به‌تون وقت بدم.

45:49.870 --> 45:54.223
‫نمی‌خوام حالش بد باشه،
‫درد بکشه یا مریض باشه.

45:54.385 --> 45:56.278
‫- و نمی‌خوام...
‫- نمی‌خوای که بمیره.

45:56.279 --> 45:59.910
‫نمی‌خوام با پای شکسته‌ش
‫بیوفته اون پایین و بمیره،

45:59.911 --> 46:02.998
‫و داغون و مچاله و تنها بمیره.

46:03.604 --> 46:06.520
‫می‌فهمم، همیشه تصمیم سختیه.

46:07.191 --> 46:08.635
‫خیلی دوست داشتینه.

46:08.636 --> 46:10.623
‫معلومه که همیشه
‫کمی شیرین و ناز بوده.

46:10.624 --> 46:13.530
‫آره، واقعا نازه.
‫همیشه شیرین‌ترین بوده.

46:14.771 --> 46:15.691
‫خب...

46:25.597 --> 46:26.397
‫آره؟

46:26.510 --> 46:27.510
‫کِی؟

46:30.518 --> 46:33.450
‫خوبه، اگه نمی‌خوای،
‫لازم نیست حضور داشته باشی.

46:33.451 --> 46:35.298
‫آره، نمی‌خوام ببینم.

46:35.299 --> 46:36.120
‫نه.

46:36.624 --> 46:37.631
‫ممنون جنی.

46:37.632 --> 46:39.517
‫مشکلی نیست، باشه.

46:52.024 --> 46:53.680
‫خداحافظ بارونس.

46:58.910 --> 47:00.516
‫هعی خدا...

47:11.411 --> 47:12.898
‫خیلی‌خب، عزیزم.

47:13.097 --> 47:14.910
‫دیگه وقتت تمومه، متاسفانه.

47:15.290 --> 47:41.921
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
