WEBVTT

00:21.260 --> 00:25.326
‫
‫جرالد به سرطان پروستات مبتلا شده بود.

00:26.726 --> 00:29.372
‫
‫چیزی که من و کیلب در حینِ
‫تلاش برای انجام کاری که...

00:29.373 --> 00:33.609
‫
‫دوستِ غایب‌مون معمولا انجام
‫می‌داد، درباره‌ش بحث کردیم.

00:34.092 --> 00:35.319
‫تخمی!

00:35.946 --> 00:36.866
‫نه.

00:38.039 --> 00:39.079
‫نه.

00:39.359 --> 00:41.432
‫لامصب خیلی پیچیده‌اس.

00:41.433 --> 00:42.273
‫آره.

00:42.900 --> 00:45.958
‫با دکترها و چیزهایی که
‫می‌شناسم، تماس گرفته‌ام.

00:45.959 --> 00:46.799
‫خب؟

00:46.919 --> 00:49.705
‫و شانس درمانش خیلی بالاست.

00:49.893 --> 00:52.326
‫ولی داره تا سر حد مرگ می‌ترسوندش.

00:53.893 --> 00:55.458
‫این چیزها رو نمی‌فهمه دیگه.

00:55.459 --> 00:57.946
‫نه، می‌دونم که نمی‌فهمه.

00:57.947 --> 00:59.544
‫سردرگم شده، چون...

00:59.545 --> 01:02.985
‫به دلایل واضحی، یکی بهش
‫گفته: «شرمنده، سرطان داری.»

01:02.986 --> 01:04.885
‫این تموم چیزیه که شنیده.

01:05.106 --> 01:07.000
‫شدیدا ناراحته.

01:07.086 --> 01:08.905
‫بیچاره وحشت کرده.

01:10.439 --> 01:11.566
‫مردِ قوی‌ایه.

01:11.567 --> 01:13.305
‫تمام عمرش رو روی زمین کار کرده.

01:13.306 --> 01:15.359
‫آدم ضعیفی نیست، مگه نه؟

01:15.360 --> 01:17.245
‫می‌تونه یه روز کامل کار کنه...

01:17.246 --> 01:19.326
‫- چند سالشه؟
‫- 74.

01:19.566 --> 01:20.919
‫آدم معرکه‌ایه.

01:20.943 --> 01:27.443
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:27.694 --> 01:30.287
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

01:30.288 --> 01:32.534
‫
‫«قسمت 18»
‫

01:32.535 --> 01:37.520
‫
‫«قسمت 18»
‫«خوکداری»

01:37.544 --> 01:41.544
ترجمه و تنظیم
AfshinSubs

01:41.805 --> 01:44.436
‫
‫هم‌اکنون داشتیم به
‫اواخر پاییز نزدیک می‌شدیم.

01:46.320 --> 01:50.505
‫
‫و در بخشِ کیلب از مزرعه،
‫در یکی از زمین‌های زراعی،

01:50.506 --> 01:52.920
‫
‫کارها خوب پیش نمی‌رفت.

01:53.893 --> 01:58.306
‫جرمی و چارلی گفتن که
‫برای کاشت کلزا خیلی دیره.

01:58.579 --> 02:00.792
‫به عنوان مدیر مزرعه، تصمیم گرفتم،

02:00.793 --> 02:02.118
‫تا خودم بکارمش.

02:02.120 --> 02:04.312
‫و متاسفانه، شکست خورد.

02:08.780 --> 02:10.319
‫رو مخِ کیری!

02:12.146 --> 02:15.005
‫
‫و وقتی کیلب به دیدن من اومد،

02:15.006 --> 02:17.825
‫
‫حتی بیشتر هم اذیت شد.

02:21.959 --> 02:23.803
‫اون دیگه کدوم خریه؟

02:24.026 --> 02:26.551
‫خب جالبه که اینو باید بپرسی، چون...

02:26.552 --> 02:30.212
‫در حقیقت نصفِ گروهِ «Groove Armada»ــست.
‫(گروه دو نفره موسیقی الکترونیک در لندن)

02:31.684 --> 02:32.497
‫کی؟

02:32.498 --> 02:34.919
‫توی گروه Groove Armada بوده.

02:34.920 --> 02:37.617
‫اصلا نمی‌دونم چیه.
‫چرا داره تو زمین من کاشت می‌کنه؟

02:39.972 --> 02:43.725
‫
‫قضیه از این قراره که، «اندی کاتو»،
‫هموطن «دانکستری»‌مون،
‫ (Andy Cato عضو گروه Groove Armada
‫Doncaster شهری در شمال انگستان)

02:43.727 --> 02:46.727
‫
‫دیگه این کارو برای نون درآوردن نمی‌کنه:

02:47.173 --> 02:52.210
‫
‫ [موسیقی: If Everybody Looked the Same
‫از Groove Armada]

02:56.053 --> 02:59.419
‫
‫مثل من، اونم به کشاورزی روی آورده.

02:59.519 --> 03:04.219
‫
‫و چند هفته پیش، اون و
‫شریک تجاریش، «جورج لمب»،
‫ (George Lamb مجری رادیو و تلویزیون)

03:04.893 --> 03:08.993
‫
‫یه سر به‌مون زدن تا درباره‌ی
‫ایده بزرگ‌شون با ما حرف بزنن.

03:09.720 --> 03:12.605
‫می‌دونم که بهش می‌گن
‫«کشاورزی احیاکننده»، مگه نه؟

03:12.666 --> 03:15.659
‫اما واقعا می‌خوام بدونم که چیه.

03:15.746 --> 03:16.806
‫اساسا...

03:16.807 --> 03:20.118
‫سیستم کشاورزی فعلی ما بر علیه
‫سیستم‌های طبیعی اعلان جنگ کردند.

03:20.119 --> 03:22.247
‫و شرایط سختی برامون ایجاد کرده.

03:22.313 --> 03:24.880
‫خاک‌مون سفت و سمی شده،

03:24.881 --> 03:28.662
‫تا جایی که در عرض
‫چند دهه دیگه کم آوردن.

03:28.720 --> 03:30.640
‫80درصد از حشرات‌مون رو از دست داده‌ایم،

03:30.641 --> 03:32.618
‫بنابراین نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم.

03:32.619 --> 03:34.832
‫و کشاورزی احیاکننده،

03:34.833 --> 03:37.965
‫روشی از کشاورزیه که سعی در
‫تقلید از سیستم‌های طبیعی رو داره.

03:37.966 --> 03:40.219
‫- ولی طبیعی که نیست؟
‫- نه.

03:40.272 --> 03:41.699
‫در روش طبیعی،

03:41.833 --> 03:45.339
‫اصل مطلب اینه که از هیچ
‫ماده شیمیایی استفاده نشه.

03:45.392 --> 03:47.132
‫تفاوت ما اینه که،

03:47.133 --> 03:50.559
‫تمام بخش‌های زمینِ
‫کشاورزی رو ارزیابی می‌کنیم،

03:50.560 --> 03:52.840
‫و سعی می‌کنیم که
‫بفهمیم چه چیزی نیاز داره.

03:52.920 --> 03:54.837
‫پس می‌ایم گیاه رو برمی‌داریم...

03:54.838 --> 03:56.159
‫و بررسی و آزمایشش می‌کنیم،

03:56.160 --> 03:58.468
‫و به‌مون می‌گه که...

03:58.469 --> 04:01.712
‫کمبود «بور» یا «منیزیم»
‫یا یه چیز خاص داره،
‫(عناصر جدول تناوبی)

04:01.713 --> 04:04.195
‫می‌تونیم براساس نیازش تغذیه‌ش کنیم،

04:04.259 --> 04:08.152
‫به‌جای این که بریم هزاران
‫کیلو چیز پخش کنیم رو زمین.

04:08.153 --> 04:09.925
‫ما همین کارو می‌کنیم.

04:09.926 --> 04:12.813
‫به معنای واقعی کلمه، یه سم‌پاش رو...

04:12.814 --> 04:14.785
‫با هزاران گالن مواد شیمیایی پر می‌کنیم،

04:14.786 --> 04:17.212
‫و می‌ریم روی تموم زمین‌ها می‌پاشیم.

04:17.253 --> 04:20.619
‫
‫سپس اندی توضیح داد که
‫هدف کشاورزی احیاکننده،

04:20.620 --> 04:22.753
‫
‫کپی کردن روشیه که...

04:22.754 --> 04:25.206
‫
‫طبیعت دوست داره همه
‫چیز رو با هم مخلوط کنه.

04:25.360 --> 04:28.666
‫چیزی که هرگز توی جنگل یا
‫کنار پرچین‌ها پیدا نخواهید کرد،

04:28.667 --> 04:30.146
‫یا توی هر سیستم طبیعی،

04:30.146 --> 04:31.765
‫اینه که فقط یه نوع گیاه رشد کنه.

04:31.766 --> 04:34.857
‫طبیعت هیچ‌وقت اجازه
‫نمی‌ده که یه نوع گیاه...

04:34.858 --> 04:36.418
‫توی یه منطقه بزرگ رشد کنه.

04:36.420 --> 04:38.792
‫اگه به یه سالِ خشک
‫مثل امسال نگاه کنید،

04:38.793 --> 04:40.745
‫تمام جاهایی که باهاش مقابله کردن،

04:40.746 --> 04:43.885
‫پرچین‌ها و جنگل‌ها و جاهایی
‫بوده که ما دست‌شون نزدیم.

04:43.886 --> 04:46.253
‫منظورت جاهاییه که سبز موندن؟

04:46.254 --> 04:47.125
‫
‫- آره.
‫منظورت جاهاییه که سبز موندن؟

04:47.219 --> 04:48.465
‫و نکته اصلی همینه،

04:48.466 --> 04:52.365
‫همان‌طور که پرچین و
‫جنگل یا چمن‌زار ثابت می‌کنه،

04:52.366 --> 04:53.979
‫وقتی این جواب می‌ده،

04:53.979 --> 04:57.112
‫نیازی نیست تغییرش بدی، چون
‫طبیعت همه چیزشو ردیف کرده.

04:57.186 --> 04:59.966
‫پس چیزی که باید ازش
‫دور بشیم، «تک‌کِشتی»ــه.
‫(کاشت یک محصول زراعی در یک زمین)

04:59.967 --> 05:01.707
‫
‫«توجه کنین!»

05:01.708 --> 05:04.215
‫
‫«این خیلی مهمه!»

05:04.575 --> 05:07.718
‫داری می‌گی که یعنی
‫گندم رو با یه چیز دیگه....

05:07.719 --> 05:09.486
‫توی یه زمین و همزمان بکاریم؟

05:09.487 --> 05:10.332
‫
‫- آره.
‫توی یه زمین و همزمان بکاریم؟

05:10.666 --> 05:12.306
‫خب ایده‌ی...

05:12.307 --> 05:14.599
‫گندم و لوبیا، برای شروع خوبه.

05:14.600 --> 05:16.846
‫- توی یه زمین؟
‫- توی یه زمین.

05:16.847 --> 05:18.365
‫دو تا اتفاق اونجا رخ می‌ده.

05:18.366 --> 05:19.586
‫یکیش اینه که...

05:19.587 --> 05:20.813
‫نیتروژنِ موجود در...

05:20.814 --> 05:23.479
‫در هوا که بی‌نهایت فراوونه...

05:23.480 --> 05:25.573
‫80درصدش، مگه نه؟

05:25.793 --> 05:28.303
‫لوبیاها اون رو می‌گیرن
‫و قرار می‌دن توی خاک،

05:28.304 --> 05:29.712
‫جایی که بهش نیاز داریم،

05:29.713 --> 05:32.226
‫و جایگزین کودهای شیمیایی می‌شن.

05:32.720 --> 05:34.405
‫- لوبیاها؟
‫- آره لوبیاها.

05:34.406 --> 05:36.405
‫تثبیت‌کننده‌های عالیِ نیتروژن هستند.

05:36.406 --> 05:38.018
‫و بدین ترتیب، با قرار دادن...

05:38.019 --> 05:40.046
‫دو خانواده گیاهی توی یه مزرعه،

05:40.047 --> 05:44.399
‫فرایند تغذیه میکروب‌های
‫خاک رو شروع می‌کنیم،

05:44.400 --> 05:46.420
‫که باید با انواع گیاهان...

05:46.421 --> 05:48.039
‫در بهبودشون کمک کنیم.

05:48.040 --> 05:51.020
‫مقدار محصولت خیلی پایین می‌اد دیگه.

05:51.127 --> 05:54.086
‫قرار نیست اون‌قدر لوبیا بکاری
‫که انگار همه‌ش زمین لوبیاست،

05:54.087 --> 05:56.492
‫یا به همون اندازه گندم دیگه؟

05:56.493 --> 05:57.792
‫یه نکته دیگه.

05:58.106 --> 06:01.006
‫خروجی کلی بیشتر هم خواهد بود.

06:01.793 --> 06:03.012
‫- واقعا؟
‫- آره؟

06:03.013 --> 06:05.085
‫فهمیدم داری چی می‌گی.

06:05.239 --> 06:07.972
‫منظورت حاشیه سود توی درآمد خالصه.
‫(درآمد کل / هزینه و مالیات - فروش کل)

06:07.973 --> 06:11.792
‫به طور کلی ممکنه با ما بازدهی
‫کمتری از نظر وزنی داشته باشید.

06:11.793 --> 06:13.818
‫اما اگه تمام مخارج رو ازش کم کنید،

06:13.819 --> 06:14.992
‫برای مثال،

06:14.993 --> 06:17.200
‫قیمت مواد شیمیایی در حال افزایشه،

06:17.201 --> 06:18.851
‫اما حاشیه سود شما می‌ره بالاتر.

06:18.852 --> 06:20.000
‫به‌علاوه این‌که...

06:20.001 --> 06:21.999
‫سلامتی رو توی خاکت ایجاد می‌کنی،

06:22.000 --> 06:24.066
‫تا بتونی به‌طور نامحدود کشاورزی کنی.

06:24.067 --> 06:26.474
‫اگه همچنان از همون سیستم استخراجی...

06:26.475 --> 06:28.085
‫مبتنی بر مواد شیمیایی استفاده کنید،

06:28.086 --> 06:31.179
‫احتمالش زیاده که بعد از چند نسل،

06:31.180 --> 06:33.579
‫دیگه نتونی توی مزرعه‌ت غذا تولید کنی.

06:33.579 --> 06:36.172
‫پس اگر از نظر مقدار خروجی فکر نکنیم،

06:36.173 --> 06:38.440
‫مثل میزان وزنی که از
‫یه زمین برداشت می‌کنیم،

06:38.441 --> 06:39.852
‫اما با چه قیمتی...

06:39.853 --> 06:41.906
‫چون تا الان همه‌ش در مورد این‌که...

06:41.974 --> 06:45.119
‫چند تن از هر جریب
‫برداشت می‌کنیم، حرف زدیم.

06:45.266 --> 06:48.619
‫اگه بحث در مورد
‫«چند پوند در هر هکتار» باشه...

06:48.620 --> 06:49.559
‫آره.

06:49.560 --> 06:50.720
‫خب از ایده‌ش خوشم می‌اد.

06:50.721 --> 06:52.160
‫آره، چون...

06:52.161 --> 06:53.501
‫دیگه مجبور نیستی...

06:53.502 --> 06:57.292
‫1,000 پوند به «CF Industries» بدی برای کود.
‫(شرکت آمریکایی، از بزرگ‌ترین
‫تولیدکنندگان کود در جهان)

06:57.293 --> 06:58.093
‫دقیقا.

06:58.347 --> 07:01.498
‫
‫بعدش قسمتِ واقعا وسوسه‌کننده‌ش رسید.

07:01.499 --> 07:03.599
‫
‫اندی و جورج تضمین می‌کنند که...

07:03.600 --> 07:06.998
‫
‫هر محصولی رو که با
‫روش اونها پرورش بدیم،

07:06.999 --> 07:09.499
‫
‫با یه قیمت ویژه می‌خرن.
‫(مازاد از قیمت بازار)

07:09.586 --> 07:11.686
‫- شما می‌خرینش؟
‫- مازاد قیمت ازتون می‌خریم.

07:11.687 --> 07:13.198
‫[نامفهوم]
‫- شما می‌خرینش؟
‫- مازاد قیمت ازتون می‌خریم.

07:13.199 --> 07:14.279
‫دیگه حتی بهتر.

07:14.280 --> 07:17.632
‫یعنی شما از یه تاجر غلاتِ
‫معمولی هم بیشتر می‌خرینش؟

07:17.633 --> 07:18.886
‫آره، حتما.

07:18.887 --> 07:20.574
‫و بعد به کی می‌فروشین؟

07:20.575 --> 07:23.665
‫تا الان تقریبا 250 تا مشتری دائمی داریم،

07:23.666 --> 07:28.452
‫و از نونوایی‌های کوچیک
‫گرفته تا «Marks & Spencer».
‫(ابرشرکت خرده‌فروشی شامل
‫پوشاک و مواد غذایی در 40 کسور)

07:28.453 --> 07:30.040
‫مارک اند اسپنسر؟

07:30.041 --> 07:31.118
‫مارک اند اسپنسر!

07:31.118 --> 07:35.711
‫پس آردی که به ما می‌فروشید،
‫ممکنه وارد M&S بشه.

07:38.013 --> 07:40.639
‫
‫من و چارلی که فروخته شدیم.
‫(گول‌شون رو خوردیم)

07:40.640 --> 07:44.306
‫
‫پس یکی از زمین‌هام رو به اندی سپردم...

07:46.306 --> 07:50.719
‫
‫تا ببینیم آیا این سیستم جدید
‫خاک‌دوستش جواب می‌ده یا نه.

07:51.700 --> 07:53.647
‫
‫و حالا فقط باید امیدوار باشم که...

07:53.648 --> 07:56.408
‫
‫کیلب مشکلی نداشته باشه.

07:58.879 --> 08:01.185
‫دیدنش سوار اون اعصابمو تخمی می‌کنه.

08:01.186 --> 08:03.731
‫نه، تو که هنوز نمی‌دونی
‫داره چی می‌کاره، گندم و لوبیا.

08:03.732 --> 08:04.872
‫یه کیسه لوبیا دیدم.

08:04.873 --> 08:08.085
‫آره، گندم و لوبیا توی مخزنش داره.

08:08.166 --> 08:09.892
‫ولی این زمین منه که.

08:09.893 --> 08:12.986
‫من 6 سال گذشته رو
‫توی این زمین کاشت کردم.

08:13.126 --> 08:16.605
‫خب دیگه نیازی نیست امسال
‫این کارو بکنی، چون اون انجامش می‌ده.

08:16.606 --> 08:18.805
‫داره با یه بذرپاشِ دیسکی می‌کاره.

08:18.806 --> 08:20.879
‫- جواب نمی‌ده.
‫- چرا؟

08:20.966 --> 08:22.599
‫اونجا رو ببین.

08:22.753 --> 08:24.385
‫- چی می‌بینی؟
‫- گل و لای.

08:24.446 --> 08:26.352
‫نه، اون چیزی که توی خاکه.

08:26.493 --> 08:27.758
‫- سنگ.
‫- آره.

08:27.759 --> 08:29.058
‫می‌دونی بذرپاش دیسکی چطور کار می‌کنه؟

08:29.059 --> 08:31.798
‫به همین دلیل بذرپاشِ سیخی داریم.
‫سنگ‌ها رو می‌زنه کنار...

08:31.799 --> 08:33.065
‫بعد بذر رو می‌کاره.

08:33.066 --> 08:34.279
‫- آره.
‫- آره؟

08:34.359 --> 08:36.986
‫اگه بذرپاش دیسکی استفاده کنی،
‫از روی سنگ رد می‌شه،

08:36.987 --> 08:39.513
‫و بذر رو بالای سنگ می‌کاره.

08:40.886 --> 08:42.246
‫- جدی؟
‫- آره.

08:43.733 --> 08:47.213
‫احتمالا اهل «سرزمین پسر»هاست.
‫اینجا «سرزمین مرد»هاست.

08:47.313 --> 08:50.592
‫
‫سپس کلاهِ «بطرس بطرس»ــم رو سرم گذاشتم،
‫ (Boutros-Ghali دبیرکل سازمان ملل در 1997-2002)

08:50.593 --> 08:54.019
‫
‫چون وقتِ ملاقات این دو فرا رسیده بود.

08:54.187 --> 08:57.800
‫مودب باش. مثل یه بچه کج‌خلقی نکن.

08:59.620 --> 09:01.133
‫اندی، کیلب.

09:01.639 --> 09:03.513
‫- حالت چطوره؟
‫- کیلب، اندی.

09:03.793 --> 09:05.606
‫- خیلی هیجان‌زده‌ست.
‫- خوشبختم.

09:05.726 --> 09:08.284
‫- واقعا هیجان‌زده‌ست.
‫- هیجان از ظاهرش می‌باره، آره.

09:08.286 --> 09:09.619
‫نه چون... خب...

09:09.620 --> 09:11.419
‫عه یکی دیگه هم اومد.

09:11.572 --> 09:12.024
‫سلام.

09:12.025 --> 09:15.219
‫- داشتی با بیلچه می‌کاشتی؟
‫- مثل مرغ زمینو می‌کنده.

09:15.220 --> 09:16.084
‫آره.

09:16.085 --> 09:19.118
‫خب، اولین چیزی که گفت اینه که...

09:19.180 --> 09:20.505
‫داری از بذرپاش دیسکی استفاده می‌کنی،

09:20.506 --> 09:22.039
‫که توی اون زمین جواب نمی‌ده.

09:22.040 --> 09:23.264
‫- آره؟
‫- خیلی سنگ توشه.

09:23.265 --> 09:24.418
‫سنگ زیاد داره.

09:24.419 --> 09:25.806
‫فکر می‌کنی جواب می‌ده؟

09:25.987 --> 09:27.644
‫در مورد سنگ‌ها باهات موافقم.

09:27.645 --> 09:31.765
‫این دستگاه برای کاشتِ
‫دو چیز به‌طور همزمان تنظیم شده،

09:31.766 --> 09:35.013
‫و کمی «مایع پروبیوتیک» همراه با بذر بپاشه.
‫(نوعی کود شامل باکتری برای بهبود خاک)

09:35.014 --> 09:37.194
‫پس اگه از بین سنگ‌ها رد بشیم،

09:37.294 --> 09:38.493
‫می‌تونیم کارو انجام بدیم.

09:38.494 --> 09:40.259
‫اون مایع برای چیه؟ کوده؟

09:40.260 --> 09:42.087
‫نه، مثل اینه که...

09:42.193 --> 09:45.512
‫چون سعی می‌کنیم که
‫خاک این زمین رو زنده کنیم.

09:45.513 --> 09:47.846
‫- و همه چیز رو...
‫- زنده‌اس که!

09:47.960 --> 09:50.140
‫داری می‌گی که اگه من اون قسمت رو بکارم،

09:50.141 --> 09:52.273
‫و تو این تیکه رو شخم بزنی و...

09:52.393 --> 09:53.673
‫هر کاری که داری می‌کنی الان،

09:53.674 --> 09:55.625
‫خروجیت بهتر از من می‌شه؟

09:55.626 --> 09:56.459
‫نه، نه.

09:56.460 --> 09:58.820
‫باشه، پس تو پول بیشتری درمی‌آری یا من؟

09:58.980 --> 10:01.833
‫خب، بذار یه قدم برگردیم عقب، چون اگه...

10:01.946 --> 10:04.412
‫- اندازه خورشید درازی.
‫- چیه؟

10:05.838 --> 10:07.838
‫- اگه...
‫- گردنم!

10:08.379 --> 10:10.878
‫- می‌خوای برم توی سراشیبی وایسم؟
‫- آره، اگه مشکی نداری.

10:10.879 --> 10:13.032
‫- آره، بهتر شد.
‫- بهتر شد!

10:13.133 --> 10:15.712
‫چی داری می‌کاری الان؟ گندم؟

10:15.760 --> 10:16.646
‫و لوبیا.

10:16.693 --> 10:18.752
‫چطور برداشتش می‌کنی؟

10:18.753 --> 10:20.599
‫و هیچیش رو از پشتِ
‫کمباین از دست نمی‌دی؟

10:20.600 --> 10:23.053
‫خب طوری تنظیمش می‌کنی
‫که هیچیش بیرون نریزه.

10:23.053 --> 10:25.033
‫و بعد می‌رن توی دستگاه غلات پاک‌کن
‫که از هم جداشون می‌کنه.

10:25.034 --> 10:26.686
‫که خرج بیشتری می‌بره.

10:26.767 --> 10:28.380
‫خب این رو نیازی نیست شما انجام بدین،

10:28.381 --> 10:30.559
‫چون بخشی از قراردادمون اینه که...

10:30.560 --> 10:32.401
‫ما گندم و لوبیا رو از شما می‌گیریم،

10:32.402 --> 10:33.413
‫و خودمون انجامش می‌دیم.

10:33.414 --> 10:35.386
‫- خودشون انجام می‌دن.
‫- پس به شما می‌فروشیمش؟

10:35.387 --> 10:36.320
‫آره.

10:36.453 --> 10:37.988
‫و مازاد قیمت هم می‌خرن.

10:37.989 --> 10:39.229
‫خوبه.

10:40.906 --> 10:43.058
‫خب سوال بعدی،
‫قبلا توی گروه موسیقی بودی؟

10:43.059 --> 10:44.973
‫- آره بودم.
‫- معلومه.

10:45.159 --> 10:45.753
‫چطور؟

10:45.754 --> 10:49.000
‫چون سوخت لیتری یک پونده و تو هم
‫تراکتورت رو همین‌طور روشن گذاشتی.

10:49.001 --> 10:51.507
‫
‫(اشاره به کلیشه‌ی‌‌ «موسیقی‌دان‌های
‫ورشکسته»، چون پولی از هنرشون درنمی‌آرن)

10:58.986 --> 11:01.332
‫
‫اواخر نوامبر بود،

11:02.053 --> 11:05.926
‫
‫و سرم مشغول آخرین تکالیفم بود.

11:06.786 --> 11:08.412
‫خوکِ یورک‌شری.

11:08.653 --> 11:10.805
‫
‫[به لهجه یورک‌شری]
‫به کی نگاه می‌کنی؟

11:10.899 --> 11:13.579
‫
‫چون با وجود اعتراضات چارلی،

11:13.580 --> 11:14.919
‫
‫من چند تا خوک خریده بودم،

11:14.920 --> 11:18.426
‫
‫و چند روز دیگه از راه می‌رسیدن.

11:19.226 --> 11:20.919
‫آهن موجدار.

11:22.633 --> 11:23.686
‫
‫به همین دلیل،

11:23.686 --> 11:27.726
‫
‫باید سه تا آغل بزرگ توی
‫مزرعه سیب‌زمینی بسازم.

11:28.447 --> 11:30.020
‫
‫کارِ خیلی زیادی می‌بره،

11:30.021 --> 11:33.133
‫
‫و واقعا به کمک یه حرفه‌ای نیاز داشتم.

11:36.260 --> 11:37.579
‫کیلب مریضه.

11:37.939 --> 11:38.679
‫خب.

11:40.293 --> 11:41.173
‫قانون اول،

11:41.174 --> 11:42.699
‫من به کشاورزی فکر می‌کردم،

11:42.700 --> 11:43.892
‫باید بری سر کار.

11:43.893 --> 11:44.785
‫تمام!

11:44.939 --> 11:46.799
‫سرماخوردگی خیلی بدی شیوع کرده.

11:46.800 --> 11:49.338
‫- آره، سرماخوردگیه دیگه!
‫- وحشتناکه!

11:49.339 --> 11:50.751
‫واقعا بچه‌ای!

11:50.753 --> 11:52.266
‫می‌تونی لودر تلسکوپی رو بیاری؟

11:52.267 --> 11:54.285
‫از اونجایی که اضطراریه.

11:58.836 --> 11:59.799
‫نظاره کنین!

11:59.800 --> 12:02.785
‫تیم ماشین‌آلات سنگینِ Diddly Squat،

12:02.786 --> 12:04.999
‫وارد عمل می‌شود!

12:11.883 --> 12:12.919
‫لعنتی!

12:13.013 --> 12:13.813
‫باد!

12:16.060 --> 12:17.000
‫نه!

12:17.240 --> 12:19.113
‫بادبون دارم برا خودم!

12:21.559 --> 12:23.939
‫- می‌دونی چه خوک‌هایی گرفتم؟
‫- نه.

12:23.940 --> 12:26.626
‫به‌شون می‌گن «Shandy and Blacks».
‫(قهوه‌ای و مشکی)

12:26.779 --> 12:28.359
‫و اهلِ...

12:28.360 --> 12:30.306
‫جنگل‌های اونجا رو می‌بینی؟

12:30.419 --> 12:30.846
‫اره.

12:30.847 --> 12:32.625
‫از اونجا می‌ان.
‫جنگلِ «ویچوود».

12:32.626 --> 12:34.039
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه.

12:34.040 --> 12:35.479
‫چند سال پیش...

12:35.480 --> 12:37.533
‫فقط یه خوکِ نر...

12:37.772 --> 12:39.464
‫باقی مونده بود.

12:39.640 --> 12:42.552
‫- «گراز»؟
‫- آره، فقط یه دونه ازش
‫تو کل دنیا باقی‌مونده بوده.
‫(جنس نر خوکِ وحشی که اخته نمی‌شود)

12:42.553 --> 12:43.560
‫- نه بابا!
‫- آره.

12:43.561 --> 12:45.707
‫و توسط یه مزرعه توی
‫«دین» نجات پیدا کرد.
‫ (Dean روستایی در شهرستان کامبریا، انگستان)

12:45.708 --> 12:47.021
‫و دارن تکثیرشون می‌کنن.

12:47.022 --> 12:49.788
‫پس تصمیم گرفتم که
‫شندی-اند-بلکس بگیرم.

12:49.860 --> 12:54.038
‫اسمش مثل چیزیه که انگار یه زنِ شمالی
‫شب جمعه توی میخونه می‌نوشه.
‫ (Northern بیشتر به مردم نواحی
‫اسکاندیناوی و سیبری می‌گویند)

12:54.039 --> 12:55.599
‫- 83 متر؟
‫- همین‌جا.

12:55.600 --> 12:58.200
‫- پس این می‌شه یه گوشه دیگه‌ش.
‫- اینم از این.

12:59.486 --> 13:01.026
‫نگاه یه کشاورز!

13:01.206 --> 13:01.765
‫سرِ کارش!

13:01.766 --> 13:03.652
‫احتمالا با یه سرماخوردگی خفیف،

13:03.653 --> 13:07.183
‫با آنفولانزای خفیف،
‫ولی می‌تونه بره سر کارش.

13:08.513 --> 13:10.297
‫
‫با اندازه‌گیری سایز آغل‌ها،

13:10.298 --> 13:12.819
‫
‫کار بعدی‌مون نصب حصارها بود،

13:12.819 --> 13:14.359
‫
‫با استفاده از ستون‌کوبی که...

13:14.360 --> 13:16.906
‫
‫از کارگاه کیلب دزدیده بودم.

13:17.473 --> 13:18.273
‫خب.

13:19.153 --> 13:21.486
‫کاری که باید بکنیم
‫اینه که اون پین رو...

13:21.487 --> 13:22.733
‫- بذاریم وسطش.
‫- ...بذاریم داخل اون.

13:22.734 --> 13:23.726
‫باشه.

13:26.720 --> 13:28.120
‫- خوبه؟
‫- آره.

13:29.393 --> 13:30.813
‫عالیه.

13:31.913 --> 13:34.313
‫می‌تونی تصور کنی سر
‫یه آدم رو بذاریم اونجا؟

13:34.741 --> 13:35.272
‫له شد!

13:35.273 --> 13:36.493
‫مثلِ «خلافکارانِ لندن».
‫ (سریال اکشن-جنایی بریتانیایی)

13:36.494 --> 13:37.953
‫این یکی خوب بود.

13:37.954 --> 13:40.452
‫باید اسمشو بذاریم
‫«خلافکاران چیپینگ نورتون»!

13:40.453 --> 13:42.927
‫سر ملت رو بذاریم بینش!

13:43.161 --> 13:45.894
‫باید این‌ها رو هر سه متر بذارم؟

13:45.895 --> 13:46.920
‫آره.

13:52.160 --> 13:54.570
‫بارون شدیدی می‌باره و...

13:54.571 --> 13:56.750
‫رسما شب شده.

13:58.243 --> 13:59.505
‫- یه حساب کتاب کردم.
‫- خب؟

13:59.506 --> 14:02.425
‫باید 75 تا ستون بذاریم،

14:02.426 --> 14:05.519
‫قبل از این‌که خودِ حصار رو نصب کنیم.

14:05.913 --> 14:08.725
‫سریع کار نمی‌کنیم،
‫ولی اولین روزمونه.

14:08.726 --> 14:11.519
‫و به نظرم می‌تونیم
‫به خودمون افتخار کنیم.

14:15.591 --> 14:18.879
‫
‫«دو روز بعد»

14:18.880 --> 14:21.253
‫خب باید اینو از بین این رد کنیم.

14:21.254 --> 14:22.360
‫- آره.
‫- باشه.

14:26.040 --> 14:27.917
‫اووه این یکی حال داد!

14:28.686 --> 14:30.599
‫خب، حالا حرکت می‌کنیم.

14:30.732 --> 14:34.011
‫وقتی به جلو حرکت کنم،
‫کشیده می‌شه.

14:43.406 --> 14:45.511
‫نه، نه، نه!

14:45.513 --> 14:47.513
‫جرمی! وای! وای!

14:47.700 --> 14:49.086
‫کشیدیش بیرون.

14:49.226 --> 14:51.005
‫چی؟ چیو کشیدم؟

14:51.006 --> 14:53.445
‫داشتم سرت داد می‌زدم و نمی‌شنیدی.

14:53.446 --> 14:54.773
‫چیو کشیدم بیرون؟

14:54.774 --> 14:57.201
‫ستون آخری رو درآوردی.

14:57.833 --> 14:59.214
‫کودن!

15:01.599 --> 15:03.903
‫کیری زد همه چیزو جر داد.

15:06.467 --> 15:08.419
‫باید حواست به من می‌‌بود.

15:08.613 --> 15:10.379
‫- می‌تونستیم از گوشی استفاده کنیم.
‫- می‌تونیم بندازیم گردن همدیگه.

15:10.380 --> 15:11.311
‫نه، این‌طور نیست.

15:11.312 --> 15:13.758
‫می‌خواستم مطمئن بشم
‫اون چیز از جلو تکون نمی‌خوره.

15:13.759 --> 15:15.498
‫«بندازیم گردن همدیگه»؟

15:15.553 --> 15:18.372
‫باید ستون گوشه رو بذاریم یه جای دیگه...
‫چطور باید همچین...

15:18.373 --> 15:20.013
‫وایسا، بیشتر از یه مشکله.

15:20.014 --> 15:21.825
‫نه، یه لحظه صبر کن ببینم.

15:21.826 --> 15:24.079
‫ستون گوشه باید باید بره
‫اونجا تا راستِ اون باشه،

15:24.080 --> 15:25.719
‫و هم‌راست با این باشه.

15:25.720 --> 15:27.439
‫و زمین رو شل و ول کردیم، نه؟

15:27.440 --> 15:28.999
‫«ما» کردیم؟

15:29.393 --> 15:30.393
‫آره «ما»!

15:32.520 --> 15:34.626
‫
‫وقتی تمام حصارها نصب شدند،

15:34.627 --> 15:38.819
‫
‫به سرعت کشف کردیم که
‫یه مشکل برای خودمون ایجاد کرده بودیم.

15:39.192 --> 15:41.099
‫وایسا، بیا بهش فکر کنیم.

15:41.200 --> 15:42.865
‫اگه اونو باز کنی...

15:45.446 --> 15:46.280
‫آره.

15:47.760 --> 15:50.213
‫خب، پس باید اینو اول باز کنیم.

15:50.320 --> 15:51.999
‫یا باید اینو در بیاریم؟ آره؟

15:52.000 --> 15:54.187
‫خب اگه اینو اول باز کنیم...

15:55.306 --> 15:56.419
‫نه این...

15:56.713 --> 15:57.599
‫ریدیم!

15:57.600 --> 16:00.065
‫- آره می‌دونم، باید این...
‫- خب اونو در بیار.

16:00.180 --> 16:01.280
‫آره، دقیقا.

16:02.926 --> 16:04.586
‫
‫با وجود مشکلات،

16:04.587 --> 16:07.159
‫
‫موفق شدیم که بدون کیلب یا چارلی...

16:07.160 --> 16:09.320
‫
‫آغل‌ها رو بسازیم.

16:09.592 --> 16:13.212
‫
‫و بعدش باید شروع به ساختِ
‫خونه‌های خوک‌ها می‌کردیم،

16:13.213 --> 16:16.292
‫
‫که همراهش چیزی بود که
‫حالم ازش به هم می‌خورد:

16:16.293 --> 16:18.419
‫
‫«دفترچه راهنما»

16:19.185 --> 16:20.938
‫از این مرحله تا این 30...؟ درتو بذار!

16:20.939 --> 16:23.343
‫30 دقیقه‌ات تو کونِ من! نگاه!

16:23.344 --> 16:26.284
‫این می‌ره روی اون، این‌طوریه، آره؟

16:26.366 --> 16:29.739
‫مثل «IKEA»ـست ولی برای خوک‌ها.
‫(شرکت سوئدی، فروشنده لوازم خانگی
‫که خریدار خودش باید اونو سرِ هم کنه)

16:29.960 --> 16:30.892
‫- آره؟
‫- آره.

16:31.120 --> 16:31.946
‫آره.

16:32.146 --> 16:34.632
‫اون‌طرفش که رنگ داره؟

16:36.593 --> 16:38.139
‫- خوبه.
‫- عالیه.

16:39.952 --> 16:42.080
‫ای گندش بزنن!

16:42.200 --> 16:44.099
‫- چی شده؟
‫- در نداره.

16:44.200 --> 16:45.553
‫باید از اون استفاده می‌کردیم.

16:45.554 --> 16:47.534
‫عه اون‌ها می‌خوره اینجا.

16:47.799 --> 16:48.887
‫خدایا.

16:49.447 --> 16:50.039
‫خوبه؟

16:50.040 --> 16:51.413
‫خب من نزدیک‌ترین تیکه
‫چوبی که دیدم رو برداشتم.

16:51.414 --> 16:52.839
‫نفهمیدم که درب هم نیاز داره.

16:52.840 --> 16:54.972
‫ولی خوک‌ها در نیاز دارن.

16:54.973 --> 16:56.566
‫باید بچرخونیمش، مگه نه؟

16:56.567 --> 16:57.519
‫آره.

16:57.626 --> 16:59.386
‫الان دقیقا شد نیم ساعت.

16:59.387 --> 17:00.079
‫خب.

17:00.919 --> 17:02.532
‫سانسا؟ آریا؟

17:03.120 --> 17:04.791
‫عه داشتم بازش می‌کردم.

17:05.226 --> 17:07.004
‫سانسا! آریا!

17:07.311 --> 17:08.424
‫بیاید اینجا.

17:08.600 --> 17:10.280
‫سانسا! آریا!

17:10.491 --> 17:11.560
‫سگ‌ها!

17:13.306 --> 17:14.704
‫آها اومدین.

17:15.506 --> 17:16.659
‫بشین.

17:17.279 --> 17:18.085
‫بشین.

17:18.880 --> 17:19.852
‫آریا بشین.

17:22.133 --> 17:23.032
‫بشین.

17:23.433 --> 17:24.313
‫بشین.

17:25.139 --> 17:25.880
‫بشین.

17:26.486 --> 17:27.726
‫وای خدایا.

17:28.039 --> 17:30.465
‫خب نگاه، محکمه دیگه.

17:30.633 --> 17:32.433
‫خوبه، بریم بعدی رو بیاریم.

17:40.000 --> 17:41.799
‫یادم نمیاد چند روز طول کشید...

17:41.800 --> 17:44.905
‫تا این مرکز مهاجرت خوک‌ها رو بسازیم،
‫(اشاره به مراکز مهاجرتی که
‫ترامپ در مرز مکزیک ساخته بود)

17:44.906 --> 17:47.713
‫اما دیگه تقریبا تمومه.

17:48.893 --> 17:49.680
‫آره.

17:51.247 --> 17:52.300
‫عالیه.

17:56.587 --> 17:59.413
‫واقعا خیلی ازش راضی‌ام.

18:00.013 --> 18:03.720
‫اگه کسی پرورش‌دهنده خوکه و داره
‫نگاه می‌کنه و می‌خواد نامه بنویسه،

18:03.721 --> 18:05.371
‫بنویسید، رو پاکت‌تون هم بنویسین:

18:05.372 --> 18:07.705
‫«آره ما هم از کارت حال کردیم.»

18:09.219 --> 18:12.006
‫بفرستین به: «مزرعه Diddly Squat
‫چیپینگ نورتون، اکسفوردشر.»

18:12.007 --> 18:14.706
‫
‫(اشاره به بخش News در TopGear که
‫نامه‌های دریافتی از مردم رو می‌خوندن)

18:14.946 --> 18:17.558
‫
‫اما با وجود تمام تلاش‌ها،

18:17.559 --> 18:20.399
‫
‫هتل خوک‌ها به هنگام رسیدن‌ مهمان‌ها...

18:20.400 --> 18:23.000
‫
‫هنوز کامل نشده بود.

18:26.287 --> 18:27.806
‫- جرمی هستم.
‫- سلام جرمی.

18:27.806 --> 18:29.822
‫حال‌تون چطوره؟ ایشون لیزا هست.

18:29.823 --> 18:31.705
‫- سلام، حالت چطوره؟
‫- خوشبختم.

18:31.712 --> 18:33.119
‫- منم خوشخبتم.
‫- سلام!

18:33.120 --> 18:34.578
‫- من پیترم.
‫- خوشبختم

18:34.579 --> 18:35.185
‫سلام.

18:35.186 --> 18:36.719
‫- جاش هستم، خوشبختم.
‫- سلام جاش، حالت چطوره؟

18:36.720 --> 18:38.027
‫چی داریم اینجا؟

18:38.028 --> 18:40.159
‫- تخته‌های هدایت خوک.
‫- برای چه کاری‌ان؟

18:40.160 --> 18:41.919
‫برای هدایت خوک‌ها توی آغله،

18:41.920 --> 18:43.493
‫تا به اون سمتی ندوند.

18:43.533 --> 18:45.640
‫آها پس از این تخته‌ها
‫استفاده می‌کنین، که این‌طور.

18:45.641 --> 18:46.879
‫عه چه خوب.

18:46.880 --> 18:48.960
‫نمی‌تونی افسار به‌شون ببندی.

18:49.686 --> 18:51.879
‫فیلمِ «Babe» رو دیده‌ام.
‫(داستان یک خوک مزرعه که
‫می‌خواد کار یک سگ گله رو انجام بده)

18:51.880 --> 18:53.712
‫می‌دونم چجوریه.

18:54.146 --> 18:55.360
‫خوکولی!

18:56.300 --> 18:57.773
‫این‌ها چند سال‌شونه؟

18:57.774 --> 18:58.426
‫تقریبا یه سال.

18:58.427 --> 19:00.972
‫این‌ها همون‌هایی هستن که به‌شون
‫می‌گین «وینر» یا «گیلت» هستن؟
‫ (Weaner خوکِ تازه از شیر گرفته شده
‫Gilt خوکِ مخصوص قصابی و تهیه گوشت)

19:00.973 --> 19:03.279
‫آره، دارن از وینر تبدیل می‌شن به گیلت.

19:03.280 --> 19:05.172
‫می‌شه بیاریم‌شون بیرون؟

19:05.173 --> 19:05.992
‫آره.

19:07.233 --> 19:08.492
‫دارن می‌ان!

19:09.666 --> 19:10.920
‫خوک‌های خوب!

19:13.066 --> 19:16.592
‫وای فوق‌العاده‌ان!
‫نگاه‌شون کن!

19:16.772 --> 19:18.765
‫نژاد کمیابی هستی!

19:19.327 --> 19:20.746
‫خب اون‌ها چند سال‌شونه؟

19:20.747 --> 19:22.593
‫داره یک سال‌شون می‌شه.

19:22.786 --> 19:24.552
‫عاشق اون جوراب‌هاشونم.

19:24.553 --> 19:26.005
‫منم!

19:27.812 --> 19:29.252
‫ولی یکی دیگه...

19:29.253 --> 19:30.360
‫خوکِ بزرگ‌تر.

19:30.960 --> 19:33.093
‫یه خوکِ خیلی بزرگ‌تر داره می‌اد.

19:33.526 --> 19:36.312
‫- چرا این یکی این‌قدر بزرگ‌تره؟
‫- خب سنش بیشتره.

19:36.359 --> 19:38.557
‫- چند سالشه؟
‫- این خوکِ مولده.
‫(خوک ماده بالغ)

19:38.558 --> 19:39.339
‫تقریبا 2 سال.

19:39.340 --> 19:41.052
‫قبلا بچه به دنیا آورده.

19:41.053 --> 19:42.379
‫قبلا همدیگه رو ندیدن.

19:42.380 --> 19:43.553
‫- عه ندیدن؟
‫- نه.

19:43.554 --> 19:46.086
‫پس ممکنه یه مدتی طول
‫بکشه تا بفهمن کی به کیه.

19:46.087 --> 19:47.519
‫این‌ها رو عقب نگه می‌دارم.

19:47.520 --> 19:50.606
‫و همه‌شون هم خوک ماده‌ان؟
‫- آره، آره.

19:51.000 --> 19:53.305
‫می‌بینی یال‌های پشتِ
‫گردن‌شون رو آوردن بالا.

19:53.306 --> 19:54.118
‫عه مثل یه سگ؟

19:54.119 --> 19:56.839
‫این‌طوری می‌فهمی که
‫با هم دیگه دعوا دارن.

19:56.840 --> 19:58.958
‫و از همدیگه خوش‌شون نمی‌اد چون...؟

19:58.959 --> 20:00.260
‫چون قبلا همدیگه رو ندیدن.

20:00.261 --> 20:01.908
‫به‌زودی با هم رفیق می‌شن.

20:02.946 --> 20:06.066
‫- دعوا! دعوا! دعوا!
‫- دخترها، مودب باشین!

20:06.153 --> 20:07.460
‫خیلی...

20:08.147 --> 20:09.319
‫اون خیلی بزرگ‌تره.

20:09.320 --> 20:12.013
‫ولی اون دوتا همدیگه رو دارن،
‫پس از خودشون دفاع می‌کنن.

20:14.506 --> 20:16.193
‫برق حصارها رو وصل کنیم؟

20:16.438 --> 20:17.966
‫اینم از این. وصله.

20:17.967 --> 20:20.020
‫وصله، پس اگه بخورن بهش...

20:20.780 --> 20:21.852
‫- ایناها!
‫- کار می‌کنه.

20:21.853 --> 20:23.820
‫فنس برقی قطعا روشنه.

20:23.821 --> 20:24.680
‫آره.

20:25.933 --> 20:30.219
‫
‫حالا وقتش بود که بچه خوک‌هایِ
‫جوون رو بذاریم توی محوطه‌شون.

20:31.126 --> 20:32.000
‫ده‌ تا اینجا برات دارم.

20:32.001 --> 20:34.299
‫مشتاقانه منتظرم. خیلی عالیه.

20:37.720 --> 20:40.920
‫بیاید خوکولی‌ها!
‫به Diddly Squat خوش اومدین!

20:41.293 --> 20:43.919
‫- خیلی خوشگلن!
‫- بی‌نظیرن، نه؟

20:43.920 --> 20:45.272
‫آره، معرکه‌ان.

20:45.273 --> 20:46.480
‫«Piggly Squat»

20:46.481 --> 20:47.779
‫اسم گله‌شون اینه.

20:47.780 --> 20:49.199
‫نژاد فوق‌العاده‌ایه.

20:49.200 --> 20:52.099
‫وقتی خورشید می‌تابه به‌شون،
‫براق به نظر می‌رسن.

20:52.100 --> 20:53.233
‫رنگِ خرمایی‌ان.

20:53.234 --> 20:54.937
‫مثل شاه بلوطن.

20:54.938 --> 20:57.999
‫هیچکی اینجا «NSU Ro 80» رو به یاد نمی‌اره.

20:58.000 --> 21:00.325
‫یه ماشین بود به اسم «NSU Ro 80».
‫(تولید NSU و Audi در 1967-1977)

21:00.326 --> 21:03.346
‫می‌تونستی دقیقا با همین رنگ بخریش.

21:03.347 --> 21:04.053
‫جدی؟

21:04.054 --> 21:06.026
‫نوعی برنز متالیک.

21:06.027 --> 21:07.081
‫آره.

21:08.100 --> 21:10.907
‫از همین حالا سیب‌زمینی‌ها رو پیدا کرده، نگاه.

21:11.226 --> 21:14.066
‫خیلی قشنگن! ببین چطور
‫می‌دوند. خوش‌شون اومده.

21:17.440 --> 21:19.813
‫چه ذوقی می‌کنه لیزا!

21:19.926 --> 21:21.739
‫چقدر شما نازین!

21:21.740 --> 21:23.772
‫عالی‌ان، مگه نه؟

21:23.773 --> 21:24.800
‫آره!

21:25.813 --> 21:26.999
‫«سیب‌زمینی! سیب‌زمینی!»

21:27.000 --> 21:28.219
‫نگاه دیوونه شدن!

21:28.220 --> 21:32.672
‫«ناهاره! واقعا ناهاره!
‫هر طرف که نگاه کنی!»

21:32.673 --> 21:35.339
‫نگاه چطور دنبال هم می‌دوند.
‫وای خدایا، خیلی نازن!

21:35.340 --> 21:37.707
‫اون یکی فکر می‌کنه سگه!

21:41.793 --> 21:43.466
‫چی کار می‌کنی اونجا؟

21:47.131 --> 21:49.578
‫خب تا کی باید اینجا باشن؟ چند ماه؟
‫بعدش می‌رن توی جنگل؟

21:49.579 --> 21:50.357
‫
‫- آره
‫خب تا کی باید اینجا باشن؟ چند ماه؟
‫بعدش می‌رن توی جنگل؟

21:50.358 --> 21:52.811
‫- زمستون رو همین‌جان.
‫- سلام دخترها!

21:52.886 --> 21:55.111
‫تا وقتی که همه‌‌ی
‫سیب‌زمینی‌ها رو بخورن.

21:55.947 --> 21:58.620
‫- و راه افتادن.
‫- خوک‌هایِ Piggly Squat!

22:00.406 --> 22:03.293
‫
‫در نهایت، مجبور شدیم
‫آخرین گروه خوک‌ها رو...

22:03.294 --> 22:05.174
‫
‫توی آغلی آزاد کنیم که...

22:05.175 --> 22:07.455
‫
‫قرار بود سکس توش رخ بده.

22:07.456 --> 22:10.709
‫پس این زمین وسطی برای
‫یه «ساو»، یه گیلت و یه «بور» هست.
‫ (Boar خوکِ نر سالم و بالغ)

22:10.710 --> 22:12.617
‫پس ساو قبلا بچه داشته؟
‫ (Sow خوک ماده بالغ که برای
‫تولید مثل استفاده می‌شود)

22:12.618 --> 22:14.597
‫- آره، گیلت...
‫- گیلت نداشته.

22:14.973 --> 22:16.772
‫این اسمش «میبل»ــه.
‫یه کمی شیطونه.

22:16.773 --> 22:19.426
‫- و میبل یه ساو هست؟
‫- آره.

22:19.992 --> 22:21.078
‫بیا «سارا».

22:21.080 --> 22:22.119
‫بیااا سارا!

22:22.120 --> 22:23.678
‫بیا عزیزم، بیا.

22:23.679 --> 22:25.779
‫می‌دونم که اسم خوک نرمون...

22:25.780 --> 22:26.924
‫«آژاکس»ــه!
‫ (Ajax از اسطوره‌های یونان
‫و یکی از دلاوران نبرد تروا)

22:26.925 --> 22:28.806
‫- آژاکس؟
‫- آژاکس.

22:30.072 --> 22:31.093
‫ایناهاش.

22:31.173 --> 22:33.619
‫- بور جوونیه.
‫- آره.

22:35.340 --> 22:38.553
‫- اون‌قدر تپل و درشت
‫نیست که فکر می‌کردم.
‫- خب جوونه.

22:39.026 --> 22:40.839
‫اینم از این، نگاه.

22:41.459 --> 22:42.966
‫سلام! اینجا رو داشته باش!

22:42.967 --> 22:46.306
‫- دیدار سارا و آژاکس!
‫- «سلام دریانورد»!

22:46.307 --> 22:47.820
‫عشق در نگاه اول.

22:48.046 --> 22:49.480
‫دارن همو می‌بوسن.

22:51.206 --> 22:56.666
‫
‫هر چند وقتی برای لذت بردن از
‫این صحنه‌ی «میلز و بون» نداشتیم.
‫ (Mills & Boon ناشر کتاب‌های عاشقانه)

22:59.520 --> 23:03.138
‫
‫چون باید خونه‌ی سکسِ
‫تیمی‌شون رو می‌ساختیم،

23:03.139 --> 23:05.012
‫
‫قبل از تاریک شدن هوا.

23:07.466 --> 23:09.312
‫بفرما اینم خونه‌تون.

23:09.646 --> 23:12.646
‫آژاکس و سارا و میبل.

23:16.073 --> 23:17.993
‫پس اگه یه صدای «دنگ» بلند اومد،

23:17.994 --> 23:19.800
‫یعنی یه خوک رو له کرده‌ام.

23:21.173 --> 23:22.093
‫خوبه.

23:23.207 --> 23:24.826
‫هم‌اکنون...

23:25.220 --> 23:26.720
‫هوا تاریک شد.

23:33.459 --> 23:34.379
‫خب.

23:35.119 --> 23:36.303
‫اوه اوه!

23:36.486 --> 23:39.613
‫ساو داره به لیزا ملحق می‌شه.

23:40.032 --> 23:41.545
‫اینم از این.

23:41.632 --> 23:42.472
‫وای نه!

23:42.473 --> 23:45.312
‫دیگه بدتر، بور هم اضافه شد.

23:45.800 --> 23:46.680
‫و این...

23:46.806 --> 23:47.626
‫نه، نه، نه!

23:47.627 --> 23:49.419
‫همه‌تون با هم نه!

23:53.126 --> 23:54.406
‫جرمی؟

23:56.000 --> 23:57.240
‫خدایا!

24:01.440 --> 24:05.366
‫
‫ [موسیقی: Tomorrow’s Gonna Be a Brighter Day
‫از Jim Croce]

24:06.880 --> 24:09.999
‫♪ I'm sorry for the things that I told you ♪
‫♪ متاسفم بابت چیزهایی که بهت گفتم ♪

24:10.186 --> 24:11.986
‫♪ But words only go so far ♪
‫♪ کلمه‌ها فقط تا یه جایی پیش می‌رن ♪

24:12.520 --> 24:15.799
‫♪ And if I had my way,
‫♪ I would reach into Heaven
‫♪ و اگه راه خودم رو داشتم،
‫به بهشت می‌رسیدم ♪

24:15.800 --> 24:20.906
‫
‫خوک‌های Piggly Squat
‫مشغولِ سکونت شدند.

24:21.773 --> 24:24.286
‫♪ And pearls from a summer sea ♪
‫♪ و مروارید‌هایی از یه دریای تابستونی ♪

24:24.499 --> 24:27.199
‫♪ But all I can give you is
‫ ♪ a kiss in the morning
‫♪ اما تموم چیزی که می‌تونم
‫بهت بدم یه بوسه صبحگاهیه ♪

24:27.200 --> 24:28.993
‫♪ And a sweet apology ♪
‫♪ و یه عذرخواهی شیرین ♪

24:31.440 --> 24:35.120
‫♪ And tomorrow's gonna be a brighter day ♪
‫♪ و فردا روز روشن‌تری خواهد بود ♪

24:35.373 --> 24:38.359
‫
‫در همین حال، من هم به
‫زندگی کشاورزانه ادامه دادم،

24:38.360 --> 24:39.753
‫
‫که این هفته شامل یکی از اون...

24:39.754 --> 24:43.373
‫
‫گپ‌وگفت‌های جمجمه بی‌حس‌کنِ چارلی می‌شد.

24:43.374 --> 24:45.293
‫اگه بخوایم جنگل بکاریم،

24:45.294 --> 24:47.185
‫سازمانِ «Woodland Carbon Code» رو داریم.
‫ (تعیین‌کننده قوانین و دستورالعمل‌های
‫مرتبط با تغییرات اقلیمی و دی‌اکسیدکربن)

24:47.186 --> 24:49.326
‫پس به‌طور خلاصه،

24:49.326 --> 24:51.418
‫می‌تونیم بذاریم‌شون توی یه چمن‌زار.

24:51.419 --> 24:53.245
‫باید تمایل‌مون رو به «Defra» بگیم.
‫(وزارت محیط‌ زیست، غذا و امور روستایی)

24:53.246 --> 24:55.903
‫باید درخواستش رو تا آخر مارس بفرستیم.

24:58.200 --> 25:00.919
‫درصد معینی از درآمدشون رو...

25:00.920 --> 25:03.685
‫ به راهبری زیست‌محیطی،
‫اجتماعی و شرکتی اختصاص داده‌اند.

25:03.686 --> 25:06.793
‫به‌خصوص صنایع مواد غذایی،
‫در طرح شماره 3...

25:09.333 --> 25:12.418
‫
‫و بعد از این‌که دو روز
‫بعد از خواب بیدار شدم،

25:12.419 --> 25:16.796
‫
‫باید گندمِ اسپلتِ گران‌بها
‫رو به آسیاب می‌فرستادم.

25:16.797 --> 25:20.190
‫خب، این کامیون غلات
‫رو خودم تنهایی بار زدم،

25:20.439 --> 25:23.190
‫چون کیلب هنوز یه بچه نسل جدیده.
‫(سوسول و نازک‌نارنجیه)

25:23.606 --> 25:24.666
‫بریم تو کار.

25:58.300 --> 26:00.010
‫می‌تونیم اینو حذف کنیم؟

26:10.460 --> 26:12.333
‫
‫یک هفته پس از رسیدن خوک‌ها،

26:12.334 --> 26:14.386
‫
‫لیزا رو بردم تا اون‌ها رو ببینه،

26:14.386 --> 26:18.400
‫
‫چون برنامه‌ی تولید مثلم
‫به مشکل خورده بود.

26:19.939 --> 26:22.618
‫خب مشکل بزرگی که دارم اینه که...

26:22.619 --> 26:26.879
‫هر وقت که ببینی اون
‫خوک نر سوار ماده شده...

26:27.553 --> 26:30.999
‫چطوری بگم آخه؟
‫چیزش نمی‌رسه!

26:31.533 --> 26:32.879
‫باید کمکش کنی؟

26:32.880 --> 26:34.672
‫خب، اون خیلی کوچیک‌تره.

26:34.859 --> 26:36.266
‫- از ماده‌ها.
‫- آره.

26:36.360 --> 26:38.472
‫پس هر وقت که سوارش می‌شه...

26:38.473 --> 26:40.040
‫آلتش...

26:40.846 --> 26:42.680
‫اون‌قدر دراز نیست که...

26:42.820 --> 26:44.419
‫وارد واژن اون بشه.

26:44.420 --> 26:45.780
‫خب مطمئنم که...

26:45.781 --> 26:46.625
‫[نامفهوم]

26:46.626 --> 26:49.092
‫بالاخره یه راهی داره دیگه، مگه نه؟

26:49.827 --> 26:51.399
‫سلام، خوک‌ها.

26:51.646 --> 26:53.886
‫
‫خوشبختانه، سر وقت رسیدیم،

26:53.887 --> 26:55.749
‫
‫تا ببینیم که چطور نر کوچولو...

26:55.750 --> 27:00.622
‫
‫ تلاش دیگری برای سوار شدن بر
‫ماده‌ی خیلی بزرگ‌تر انجام می‌ده.

27:01.467 --> 27:02.547
‫ایناها!

27:03.279 --> 27:04.999
‫نگاه، مشکل همین‌جاست.

27:05.127 --> 27:07.527
‫نگاه چقدر کوچیک‌تره.

27:07.640 --> 27:08.965
‫خیلی کوچیکه.

27:08.966 --> 27:10.446
‫نمی‌ره داخلش.

27:10.760 --> 27:12.566
‫یالا بکن توش دیگه. توش نیست.

27:12.567 --> 27:15.132
‫توش نیست، احمقِ کودن!

27:15.447 --> 27:17.513
‫راستش اصلا بیرون هم نمی‌اد.

27:17.513 --> 27:18.684
‫کیرش کنده شده.

27:18.685 --> 27:20.839
‫کجا رفته پس؟
‫کیرش نمی‌اد بیرون.

27:21.326 --> 27:22.880
‫یالا دیگه!

27:28.713 --> 27:30.916
‫نمی‌دونم این یکیو باید چه کنیم.

27:31.306 --> 27:33.318
‫خوک ماده که خیلی صبوره.

27:33.319 --> 27:35.179
‫خب داره زجر می‌کشه.

27:35.180 --> 27:37.240
‫باید پاهات رو ببری جلوتر.

27:38.540 --> 27:42.087
‫افتضاح‌ترین سکسی بود
‫که تا به حال دیده‌ام.

27:43.219 --> 27:45.399
‫- دهنش آسفالت شده.
‫- هلش داد!

27:45.400 --> 27:47.845
‫وای نه، برقش گرفت.

27:49.480 --> 27:51.440
‫نگاه داره عذرخواهی می‌کنه.

27:52.338 --> 27:55.959
‫
‫تصمیم گرفتیم که بذاریم برای یک
‫هفته دیگه هم توی آغلِ سکس باشه،

27:55.960 --> 28:00.600
‫
‫به امید این‌که بتونه مسئله‌ی
‫«پرنده‌ها‌ و زنبورها» رو حل کنه.
‫ (اصطلاحی برای توضیح دادن
‫روابط جنسی به کودکان)

28:03.460 --> 28:06.206
‫
‫بدین معنا بود که می‌تونیم
‫روی چیزهای دیگه تمرکز کنیم،

28:06.207 --> 28:07.586
‫
‫که بدرد بخور بود.

28:07.586 --> 28:09.912
‫
‫چون چند روز قبل...

28:10.573 --> 28:12.965
‫
‫«جرمی»، کشاورزی که
‫پایین جاده زندگی می‌کنه،

28:12.966 --> 28:15.478
‫
‫تعدادی از دوستان قدیمی رو برگردوند.

28:15.900 --> 28:16.927
‫بفرمایین.

28:17.146 --> 28:18.900
‫ببین کی برگشته!

28:19.233 --> 28:21.240
‫سلام گوسفندها!

28:23.880 --> 28:28.713
‫
‫لحظه‌ای که فقط کمی
‫با یه گافِ معاشرتی خراب شد.

28:28.966 --> 28:30.579
‫سلام، جرمیِ جوان.

28:30.659 --> 28:32.677
‫- سلام لیزا، حالت چطوره؟
‫- خوبم، آره.

28:32.685 --> 28:34.585
‫- ازدواجت رو تبریک می‌گم.
‫- ممنون.

28:34.586 --> 28:35.819
‫من خبر نداشتم.

28:35.820 --> 28:37.578
‫آره، به عروسی دعوت شدیم، عزیزم.

28:37.579 --> 28:40.318
‫- می‌دونستم البته، اوضاع چطوره؟
‫- آره.

28:43.166 --> 28:45.292
‫
‫بعدش نوبت به آماده‌سازی طویله رسید،

28:45.293 --> 28:48.979
‫
‫جایی که گاوهای باقی‌مونده‌مون
‫زمستون رو در اون خواهند گذروند.

28:48.980 --> 28:51.093
‫
‫کار دیگه‌ای که بازم کیلب...

28:51.094 --> 28:53.873
‫
‫به‌طرز چشمگیری غایب بود.

28:54.000 --> 28:55.898
‫می‌دونی حالش بهتر شده؟
‫کامل خوب شده.

28:55.899 --> 28:57.599
‫این‌قدر خوب شده که رفته مسافرت.

28:57.600 --> 28:58.826
‫شوخی می‌کنی؟

28:59.033 --> 29:00.033
‫تا کِی؟

29:00.034 --> 29:00.745
‫کل هفته.

29:00.746 --> 29:02.252
‫- چی؟
‫- رفته «کورنوال».
‫ (Cornwall یکی از شهرستان‌های
‫تشریفاتی در جنوب غربی انگستان)

29:02.253 --> 29:03.940
‫که خون دماغ می‌شه، چون...

29:03.941 --> 29:05.611
‫بیشتر از یه مایل از
‫چیپینگ نورتون فاصله داره.

29:05.612 --> 29:08.132
‫اما رفته، اونم توی این هوا.

29:08.240 --> 29:10.605
‫- به گمونم فکر می‌کنه که...
‫- خب؟

29:10.606 --> 29:13.246
‫بخشِ مزرعه اون، همون قسمت زراعی،

29:13.247 --> 29:15.986
‫چون هیچ‌کاری نمی‌تونه بکنه،
‫پس همون بهتر که مسافرته.

29:15.987 --> 29:17.792
‫- فکر می‌کردم مدیر مزرعه‌ست.
‫- بخشِ ما از مزرعه...

29:17.793 --> 29:20.393
‫...بخشِ سودآور مزرعه،

29:21.246 --> 29:23.046
‫...باید توش سخت کار کنیم.

29:30.000 --> 29:32.999
‫دنیا چطور بدون لودر تلسکوپی کار می‌کرده؟

29:33.000 --> 29:35.419
‫نمی‌دونم!

29:36.160 --> 29:37.513
‫آره، جلوتر.

29:42.059 --> 29:42.760
‫آره!

29:49.486 --> 29:50.785
‫گاوها بیاین!

29:50.786 --> 29:51.623
‫هی‌هو!

29:51.624 --> 29:53.480
‫آروم، هی‌هو!

29:54.019 --> 29:56.172
‫ببینین، هتل‌تون!

29:57.146 --> 29:58.000
‫هی‌هو!

29:58.001 --> 29:59.180
‫- برین.
‫- هی‌هو!

30:00.719 --> 30:02.399
‫خودشه، همینه.

30:02.400 --> 30:03.473
‫وای پسر!

30:03.753 --> 30:04.706
‫هورا!

30:05.847 --> 30:08.314
‫پنج ماه دیگه می‌ارم‌تون بیرون.

30:08.760 --> 30:10.759
‫اینو ببین، آقای گاو.

30:10.846 --> 30:11.720
‫خب.

30:12.140 --> 30:13.259
‫تموم شد.

30:14.273 --> 30:16.520
‫منظره‌ی دلپذیر و باصفاییه.

30:18.859 --> 30:19.779
‫تو...

30:20.160 --> 30:22.293
‫خوشمزه به نظر می‌ای.

30:29.999 --> 30:32.960
‫
‫درحالی که همه این‌ها در جریان بود،
‫مجبور بودیم فرض کنیم که...

30:32.961 --> 30:36.565
‫
‫خوکِ نر کارش رو توی آغل سکس انجام داده،

30:36.566 --> 30:41.753
‫
‫و حالا می‌تونیم اون رو به خانم‌هایِ
‫توی آغل کناری معرفی کنیم.

30:43.639 --> 30:45.265
‫سلام، خوکولی‌ها.

30:45.267 --> 30:50.079
‫
‫معلوم شد که این یکی از
‫خیس‌ترین و گیج‌کننده‌ترین...

30:50.080 --> 30:52.520
‫
‫ ساعاتِ کل زندگیم بود.

30:53.720 --> 30:55.900
‫دوباره داره بارون می‌باره.

30:56.253 --> 30:58.500
‫باشه، «آنی لنکس».
‫ (Annie Lennox نوازنده فلوت
‫و خواننده‌ی اسکاتلندی)

31:02.767 --> 31:06.503
‫ریدم توش، مثل «تتریس» می‌مونه.
‫این کجا باید بره؟
‫ (Tetris بازی پازلیِ چیدن
‫مکعب‌های رنگی روی هم)

31:07.359 --> 31:09.192
‫خیلی شدید می‌باره.

31:09.400 --> 31:10.200
‫آره.

31:11.800 --> 31:13.620
‫حالا دیگه شدید شد.

31:13.760 --> 31:16.112
‫- سریع‌تر!
‫- دیگه تمومه، ادامه بده.

31:16.113 --> 31:18.226
‫- آره!
‫- آره، آفرین لیزا!

31:18.466 --> 31:19.579
‫آفرین بهت.

31:21.293 --> 31:23.626
‫یه‌جوری خورد به سیم‌های برق.

31:23.627 --> 31:25.799
‫می‌تونی جلوی بیرون
‫اومدن خوک‌ها رو بگیری؟

31:25.800 --> 31:28.419
‫حالا دیگه رسما دوشِ حمامه.

31:29.800 --> 31:30.993
‫نه نمی‌شه.

31:32.833 --> 31:34.360
‫کاملا درست گفتی.

31:35.043 --> 31:35.836
‫باید...

31:35.837 --> 31:37.504
‫می‌دونم به درستی اندازه‌ نگرفتیم، نه؟

31:37.505 --> 31:38.556
‫
‫- نه.
‫می‌دونم به درستی اندازه‌ نگرفتیم، نه؟

31:38.791 --> 31:40.120
‫«ما» نگرفتیم.

31:43.232 --> 31:45.299
‫خب، سریع اون یکی رو باز کن.

31:45.753 --> 31:47.080
‫اون یکی رو باز کن.

31:47.853 --> 31:49.799
‫و یه‌ جوری...

31:50.493 --> 31:52.292
‫خوکِ نر رو می‌ارم بیرون بدون این‌که....

31:52.293 --> 31:54.084
‫فقط اونی رو نیاز داریم که...

31:54.085 --> 31:55.176
‫آلت داره.

31:55.177 --> 31:56.437
‫عه؟ باشه.

31:56.666 --> 31:58.100
‫- اون نه.
‫- بیا نگاه کن.

31:58.327 --> 32:00.993
‫- بیسکوییت!
‫- وای نه ریدم!

32:01.140 --> 32:03.326
‫- اون دیگه از کجا اومد؟
‫- چی؟

32:03.506 --> 32:05.466
‫یکی از گیلت‌ها رفت داخل.

32:05.760 --> 32:08.220
‫- حالا کدوم به کدومه؟
‫- کدوم یکی بود؟

32:09.873 --> 32:11.000
‫این یکی؟

32:11.965 --> 32:13.699
‫آره، این. نارنجی کوچولوئه.

32:13.700 --> 32:15.512
‫خب، باید برگردونیمش.

32:15.513 --> 32:16.813
‫وای خدایا!

32:17.106 --> 32:19.493
‫از این کشاورزیِ کیری متنفرم!

32:19.526 --> 32:20.366
‫برید دیگه.

32:20.640 --> 32:21.559
‫بیاین.

32:23.586 --> 32:24.993
‫نه، نه وایسید.

32:25.200 --> 32:26.272
‫وایسید!

32:26.273 --> 32:27.299
‫برو، نه وایسا.

32:27.300 --> 32:29.680
‫تو وایسا! وایسا!

32:29.993 --> 32:32.239
‫
‫همین‌طور که سعی می‌کردم
‫این جوونِ چموش رو بگیرم،

32:32.240 --> 32:33.760
‫
‫خوک ماده‌ی بزرگ‌تر...

32:33.761 --> 32:35.400
‫
‫اعصابش خرد شد که دوست پسرش...

32:35.401 --> 32:39.365
‫
‫یهو به یه رقیبِ لاغر اندام‌تر علاقه‌مند شده.

32:39.793 --> 32:40.953
‫نه، نه بسه!

32:41.113 --> 32:42.619
‫حسودیش می‌شه.

32:43.226 --> 32:45.052
‫می‌خواد بزنه توش!

32:45.746 --> 32:47.320
‫سوارش شد!

32:47.760 --> 32:50.919
‫ولی خوک ماده‌ی بزرگ
‫می‌خواد زیر اون باشه.

32:52.183 --> 32:56.465
‫ببین اگه ادای تلمبه زدن
‫روش رو براش در بیارم،

32:56.466 --> 32:58.212
‫دست از سر اون‌ها
‫برمی‌داره دیگه، درسته؟

32:58.213 --> 32:59.919
‫آره، ولی باید این یکی رو... نه.

32:59.920 --> 33:02.020
‫نگاه حسودیش می‌شه!

33:02.153 --> 33:05.239
‫
‫تنها راه حل این بود که
‫حواسِ خوک بزرگ‌تر رو...

33:05.240 --> 33:08.006
‫
‫با چیزی بهتر از سکس پرت کنیم.

33:08.306 --> 33:10.333
‫بیا یه بیسکوییت مغزدار زنجبیلی بخور.

33:10.334 --> 33:13.126
‫- اینو ببین.
‫- حالا دیگه حواسش نیست
‫که من خوک نر نیستم.

33:13.279 --> 33:14.405
‫می‌بینیش؟

33:14.880 --> 33:17.046
‫می‌خوام ببینم کیرش...
‫آره، کیرش بیرونه!

33:17.047 --> 33:18.526
‫- باشه.
‫- کیرش بیرونه!

33:18.527 --> 33:20.327
‫و داخلشه، توشه!

33:20.432 --> 33:22.719
‫- این نمی‌دونه که...
‫- نه، بذار کارشو تموم کنه.

33:22.720 --> 33:25.325
‫- ...که من خوک نیستم.
‫- نه، فقط بذار تمومش کنه.

33:25.326 --> 33:27.464
‫بیسکوییت بیار، عزیزم.
‫بیسکوییت بیار!

33:27.466 --> 33:29.440
‫ولی برای کدومش؟

33:29.441 --> 33:32.320
‫- برای این.
‫- نگاه، مجذوب همه‌ی این‌ها شده.

33:32.499 --> 33:35.525
‫نه، صورت‌تو نکن توش!
‫وای خدا!

33:35.526 --> 33:36.926
‫بیا بیسکوییت بخور.

33:37.066 --> 33:38.039
‫وای خدایا.

33:38.040 --> 33:40.485
‫این طولانی‌ترین...
‫- یالا دیگه پسر.

33:40.486 --> 33:43.713
‫جرمی، فکر کنم اینجاشو تو باید انجام بدی.

33:45.720 --> 33:47.005
‫هنوز تموم نکرده؟

33:47.006 --> 33:49.465
‫جرمی، می‌تونی پشتِ
‫اینو کمی فشار بدی، لطفا؟

33:49.466 --> 33:50.818
‫و من بیسکوییت بدم به‌شون.

33:50.819 --> 33:51.792
‫بیا اینجا.

33:52.039 --> 33:52.772
‫خب،

33:52.773 --> 33:55.179
‫باید خیال کنه که داره سکس می‌کنه.

33:55.180 --> 33:59.019
‫و من هم‌اکنون دارم این تصور رو
‫بهش القا می‌کنم، طبق دستورات.

33:59.199 --> 34:02.739
‫ولی داره بیسکوییت و
‫سکس رو با هم سرو می‌کنه.

34:03.026 --> 34:04.445
‫و بیسکوییت رو ترجیح می‌ده.

34:04.447 --> 34:07.373
‫- بیا بیسکوییت، بیسکوییت!
‫- می‌شه عجله کنی؟

34:08.420 --> 34:09.699
‫خدایی.

34:10.519 --> 34:11.978
‫تو هم داری سکس می‌کنی.

34:11.979 --> 34:15.306
‫عاشقانه، رومانتیک، عینِ «بری وایت».
‫ (Barry White خواننده و آهنگ‌ساز آمریکایی)

34:21.752 --> 34:24.872
‫نه نکن!
‫لیزا، فقط حواست به خوکِ باشه!

34:24.933 --> 34:26.786
‫- کارشون رو خراب می‌کنی!
‫- بیسکوییت، بیسکوییت.

34:26.787 --> 34:28.600
‫نیارش بیرون!

34:29.819 --> 34:31.552
‫باید توی یه دقیقه تمومش کنه.

34:33.139 --> 34:34.252
‫عه تموم کرد!

34:34.300 --> 34:36.487
‫مقدار زیادی اسپرم!

34:36.886 --> 34:38.406
‫نه، نه!

34:38.673 --> 34:41.025
‫برگشت.
‫بکنِ خوک‌ها رفت.

34:41.173 --> 34:42.372
‫باشه، سریع.

34:42.486 --> 34:45.064
‫
‫در نهایت، همه خوک‌ها رو جفت‌گیری کردیم،

34:45.065 --> 34:48.005
‫
‫و برگردوندیم‌شون جایی که باید باشن.

34:48.146 --> 34:50.112
‫
‫و حالا می‌تونستم استراحت کنم.

34:52.540 --> 34:53.780
‫پشمام!

34:55.340 --> 34:56.560
‫این دیه چه؟

34:59.066 --> 35:00.933
‫این دیگه چه زهرماریه؟

35:02.366 --> 35:05.966
‫یعنی یکی از خوک‌ها
‫استفراغ کرده تو جیبم؟

35:05.967 --> 35:07.226
‫شوخی می‌کنی؟

35:07.486 --> 35:09.173
‫- نگاه!
‫- این چیه...

35:12.467 --> 35:14.567
‫این دیگه چه کوفتیه؟

35:14.813 --> 35:15.420
‫اون...

35:19.126 --> 35:20.886
‫ای گندت بزنن!

35:38.567 --> 35:40.853
‫
‫حالا تقریبا دو ماه بود که...

35:40.854 --> 35:43.027
‫
‫اون یکی پسرِ دانکستری‌مون...

35:43.028 --> 35:45.815
‫
‫گندم و لوبیاش رو توی زمین کاشته بود.

35:46.053 --> 35:48.059
‫
‫و چارلی پیشنهاد داد که یه چک کنیم...

35:48.060 --> 35:51.806
‫
‫که کشاورزی احیا‌کننده‌ی
‫اون چطور پیش می‌ره.

35:53.220 --> 35:54.737
‫خب، چارلی می‌تونم بپرسم که...

35:54.738 --> 35:57.378
‫تمام چیزهایی که شبیه به علف هستن...

35:57.379 --> 35:57.889
‫
‫- آره.
‫تمام چیزهایی که شبیه به علف هستن...

35:57.890 --> 35:59.458
‫علف که نیست؟ گندمه؟

35:59.459 --> 36:00.087
‫آره.

36:00.088 --> 36:02.912
‫این گندمه و این که اینجاست،

36:03.053 --> 36:03.760
‫این‌ها لوبیا هستن.

36:03.761 --> 36:06.191
‫- لوبیا بودن.
‫- با ریشه درش آوردم.

36:06.192 --> 36:07.539
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

36:07.540 --> 36:09.880
‫و این چیزیه که کیلب گفت جواب نمی‌ده...

36:09.881 --> 36:11.732
‫گفت که بذرپاش کار نمی‌کنه.

36:11.733 --> 36:13.520
‫- خب، کار کرد.
‫- درسته.

36:13.693 --> 36:15.639
‫- خیلی خوب شده، نه؟
‫- آره.

36:15.700 --> 36:16.513
‫کی می‌دونست آخه؟

36:16.514 --> 36:19.226
‫ Groove Armada سابق
‫کارِ خفنی اینجا انجام دادن.

36:19.227 --> 36:20.906
‫خب، خوب به نظر می‌رسه.

36:21.167 --> 36:22.086
‫و این‌که...

36:22.940 --> 36:23.687
‫نگاه.

36:23.746 --> 36:25.466
‫هیچ مریضی توش نیست. پاکِ پاکن.

36:25.467 --> 36:27.033
‫این همه کرم رو ببین، جرمی!

36:27.034 --> 36:29.059
‫این چیزیه که اون در موردش هیجان‌زده می‌شه.

36:29.060 --> 36:31.720
‫- کی؟ اون آره.
‫- آره، کرم‌های خاکی.

36:32.326 --> 36:33.952
‫می‌دونی این چیو نشون می‌ده؟

36:33.953 --> 36:36.532
‫نشون می‌ده که تو یه گیاهِ
‫کاملا سالم رو ریشه‌کن کردی،

36:36.532 --> 36:38.405
‫- ...بنابراین منو از مقداری پول محروم کردی.
‫- چند تا برآمدگی اینجاس داره.

36:38.406 --> 36:40.932
‫حالا که اینجاییم، بهتره یه درسِ
‫زیست‌شناسی هم داشته باشیم.

36:40.933 --> 36:42.358
‫یه چند تا گره روی اینجاشه.

36:42.359 --> 36:45.492
‫و توی حبوبات، این جاییه
‫که جادو رخ می‌ده،

36:45.493 --> 36:48.232
‫جایی که از هوا،
‫نیتروژن استخراج می‌کنه،

36:48.233 --> 36:50.392
‫و توی گیاه ذخیره‌ش می‌کنه.

36:50.393 --> 36:52.120
‫- این چیزیه که ما سعی داریم بکنیم؟
‫- آره.

36:52.121 --> 36:53.947
‫اما نه توی گیاه، توی خاک دیگه؟

36:53.948 --> 36:57.593
‫خب این توی خاک آزاد نمی‌شه
‫تا زمانی که بکشیمش و از بین ببریمش.

36:57.593 --> 36:58.661
‫ولی صورتی رنگ شدن.

36:58.662 --> 37:00.412
‫می‌بینی چطور صورتیِ گوشتی شدن؟

37:00.413 --> 37:01.187
‫آره.

37:01.188 --> 37:02.999
‫که یعنی فعالن.

37:03.078 --> 37:07.018
‫پس باکتری‌های توی
‫خاکت دارن نیتروژن می‌سازن.

37:07.306 --> 37:11.238
‫یه مرد از Groove Armada داره
‫توی خاک من نیتروژن می‌سازه.

37:11.239 --> 37:12.718
‫هیچکس تا حالا اینو نگفته.

37:12.719 --> 37:15.132
‫تا به حال به عنوان یه
‫جمله استفاده نشده.

37:17.086 --> 37:19.239
‫
‫سپس من و چارلی
‫رفتیم به سمت دفتر،

37:19.240 --> 37:22.699
‫
‫تا درباره اطلاعیه‌ی شورا بحث کنیم.

37:22.723 --> 37:23.722
‫«اخطار تعطیلی»

37:23.746 --> 37:26.705
‫
‫که فقط رستوران رو تعطیل نکرد.

37:26.759 --> 37:31.499
‫
‫حتی برقرار بودنِ فروشگاه
‫رو هم تقریبا غیرممکن کرد.

37:32.160 --> 37:34.159
‫
‫از ما درخواست کردن که
‫بارِ کوچیک‌مون رو ببندیم،

37:34.160 --> 37:37.806
‫
‫جایی که مشتری‌ها می‌تونستن
‫آبجویِ «هاوکستون»ــم رو بخرن.
‫(Hawkstone)

37:38.886 --> 37:42.766
‫
‫نمی‌خواستن که ما ماشین‌ها
‫رو توی مزرعه‌ها پارک کنیم.

37:42.872 --> 37:45.805
‫
‫و گفتند که باید دستشویی‌ها رو حذف کنیم.

37:46.213 --> 37:48.333
‫
‫و بدتر از همه، اصرار داشتن که...

37:48.334 --> 37:50.519
‫
‫باید ونِ برگر رو ببندیم.

37:50.946 --> 37:53.279
‫سفارش برای یه همبرگر،
‫دو تا ترافل، یه فلفلی.

37:53.280 --> 37:54.545
‫خیلی ممنون.

37:54.932 --> 37:59.203
‫
‫که حالا تنها روش ممکن
‫برای فروش گوشت‌هامون بود.

37:59.300 --> 38:01.153
‫خیلی ممنون
‫ممنون.

38:03.060 --> 38:04.273
‫
‫رستوران...

38:04.274 --> 38:06.726
‫
‫فکر نکنم دیگه هیچ‌وقت برگرده،

38:06.727 --> 38:10.926
‫
‫اما باید کاری برای محافظت
‫از فروشگاه‌مون می‌کردیم.

38:12.007 --> 38:13.200
‫فروشگاه مزرعه.

38:14.060 --> 38:14.826
‫فروشگاه مزرعه.

38:14.826 --> 38:16.793
‫چند تا انتخاب داریم.

38:16.794 --> 38:17.599
‫خب.

38:17.653 --> 38:20.251
‫اگه اون اطلاعیه‌ی اجرایی رو عملی کنن،

38:20.252 --> 38:21.445
‫«پارکینگ ممنوع»

38:21.446 --> 38:23.151
‫پارک کردن توی جاده رو هم ممنوع می‌کنن،

38:23.152 --> 38:26.505
‫و دیگه چیزی جز یه دونه
‫سیب نمی‌تونیم بفروشیم.

38:26.705 --> 38:31.131
‫پس داشتم فکر می‌کردم که
‫چرا مزرعه رو جابه‌جا نکنیم...

38:31.351 --> 38:32.192
‫...به اینجا؟

38:32.193 --> 38:35.572
‫اونجا خارج از محدوده‌یِ
‫«شورای محلی چدلینگتون»ــه.

38:35.573 --> 38:37.359
‫و مهم تر از همه، این بخش...

38:37.360 --> 38:40.672
‫توی محدوده‌یِ
‫«زیبایی طبیعی برجسته» نیست.
‫ (AONB مناطق طبیعی حفاظت شده)

38:40.673 --> 38:41.600
‫نه.

38:41.713 --> 38:44.726
‫خب چی می‌شه اگه ببریمش اونجا؟
‫این یکی رو می‌بندیم.

38:44.727 --> 38:47.973
‫کلی ضرر کردیم، با اون
‫همه کاری که انجام دادیم،

38:48.080 --> 38:49.640
‫می‌دونی دیگه، برق‌کشی براش،

38:49.641 --> 38:51.665
‫نصب کردن دستشویی‌ها،

38:51.666 --> 38:53.472
‫کفِ بتنی، همه چیز...

38:53.473 --> 38:54.960
‫ساختنِ خود فروشگاه حتی.

38:54.961 --> 38:55.473
‫
‫- آره.
‫ساختنِ خود فروشگاه حتی.

38:55.533 --> 38:57.798
‫چرا نریم به شورا بگیم که:

38:57.799 --> 39:01.959
‫«نظرتون چیه اگه فروشگاه رو
‫به نوک بالایی مزرعه منتقل کنیم؟»

39:02.066 --> 39:04.899
‫خب نظریه رو گرفتم،
‫استدلالت رو هم گرفتم، اما...

39:05.093 --> 39:06.699
‫می‌دونستم یه «اما»یی هست.

39:06.786 --> 39:09.473
‫هیچ ضمانتی نیست
‫که اجازه‌ی اونجا رو بدن.

39:09.613 --> 39:12.360
‫پس کاری که باید بکنیم اینه که...

39:13.386 --> 39:16.277
‫- شخصا، به نظرم...
‫- به نظرت باهاشون بحنگیم؟

39:16.278 --> 39:18.471
‫فکر نکنم «جنگ» لزوما
‫کلمه‌ی درستی باشه.

39:18.472 --> 39:19.731
‫کلمه‌ی احساسی هست.

39:19.733 --> 39:21.926
‫ولی درواقع کاری که من
‫فکر می‌کنم باید انجام بدیم...

39:21.927 --> 39:25.558
‫دیدگاه‌های خودمون رو به شیوه‌ای
‫معقول، منطقی و عینی در میون بذاریم،

39:25.559 --> 39:27.638
‫- ...که قبلا...
‫- با این دیوث‌ها بجنگیم.

39:27.639 --> 39:29.078
‫...که قبلا انجام نشده.

39:29.079 --> 39:31.212
‫مثل میخ چادر بکوبیم‌شون تو زمین.

39:31.213 --> 39:33.360
‫خب فکر کنم درباره بعضی از نکات‌شون...

39:33.361 --> 39:33.840
‫باید محکم‌تر برخورد کنیم تا بقیه‌شون.

39:33.841 --> 39:35.066
‫[نامفهوم]
‫باید محکم‌تر برخورد کنیم تا بقیه‌شون.

39:35.067 --> 39:36.433
‫باید محکم‌تر برخورد کنیم تا بقیه‌شون.

39:36.500 --> 39:37.967
‫و مثلا...

39:37.968 --> 39:39.579
‫- مثلا...
‫- دستشویی‌ها.

39:39.580 --> 39:40.320
‫آره.

39:40.420 --> 39:42.092
‫خب گفتن نمی‌تونیم دستشویی داشته باشیم.

39:42.093 --> 39:45.613
‫پس وقتی یه دختر فروشنده
‫باشی و اجازه نداری که بری...

39:45.614 --> 39:48.272
‫- ...خب اصلا دستشویی در کار نیست.
‫- یا فروشنده‌ی پسر.

39:48.347 --> 39:49.567
‫می‌تونه هر کدوم باشه.

39:49.687 --> 39:52.106
‫خب سخت‌تره.
‫یه پسر نهایتش می‌ره پشت بوته.

39:52.107 --> 39:54.246
‫اگه اونجا کار می‌کنی و
‫نیاز داری که بری دستشویی،

39:54.247 --> 39:56.805
‫باید سوار ماشینت بشی،
‫مغازه رو ببندی،

39:56.806 --> 39:59.253
‫کل مسیر رو بری، باز برگردی.

39:59.254 --> 40:00.292
‫پس این یه مشکله.

40:00.293 --> 40:02.279
‫به‌هرحال، کاری که
‫به نظرم باید بکنیم...

40:02.286 --> 40:03.492
‫جابه‌جاش نکنیم.

40:03.613 --> 40:04.720
‫جابه‌جاش نکنیم.

40:04.786 --> 40:06.759
‫- با یه وکیل پایه یک صحبت کنیم.
‫- باهاشون هم دعوا نکنیم.

40:06.760 --> 40:11.040
‫و یه پاسخ قوی و عینی بدیم.

40:11.041 --> 40:12.040
‫قوی!

40:12.319 --> 40:13.167
‫آره.

40:13.766 --> 40:16.212
‫خب من داشتم «Yellowstone» رو می‌دیدم.
‫(سریالی درام، وسترن-نو آمریکایی)

40:16.593 --> 40:18.719
‫هر وقت یکی اذیت‌شون می‌کرد،
‫می‌کشتنش،

40:18.720 --> 40:22.006
‫از مرز ایالت ردش می‌کردن
‫و می‌انداختنش توی یه دره.

40:22.486 --> 40:24.932
‫خیلی اون سکانس رو نگاه کرده‌ام.

40:28.986 --> 40:31.692
‫
‫چارلی عقب‌نشینی کرد به دفتر کارش،

40:31.693 --> 40:34.506
‫
‫تا روی درخواست تجدیدنظر کار کنه.

40:36.906 --> 40:38.332
‫
‫و درحالی که اون مشغول بود،

40:38.333 --> 40:42.819
‫
‫من و لیزا به کارِ گل‌آلودِ
‫پرورش خوک برگشتیم.

40:47.046 --> 40:49.209
‫ای ریدم توش! اینو نگاه.

40:54.999 --> 40:57.359
‫گیر کردیم و حالا نمی‌دونم چه کنیم.

41:00.700 --> 41:03.280
‫- توی گِل گیر کردیم.
‫- آره، اینم که...

41:03.281 --> 41:05.221
‫نگاه، اومدن بیرون تا نمایش رو ببینن.

41:05.222 --> 41:07.241
‫آره، اومدن بیرون تا به من بخندن.

41:07.359 --> 41:08.481
‫نگاه، دارن...

41:10.280 --> 41:13.242
‫نگاه‌شون کن!
‫چه بامزه‌ان! گوش‌های کوچولوشون!

41:13.243 --> 41:15.782
‫- «گوش‌هامون رو ببینین، گوش‌هامون!»
‫- صف کشیدن به ما بخندن.

41:15.783 --> 41:18.209
‫- خیلی سریع رشد می‌کنن.
‫- آره واقعا.

41:21.640 --> 41:22.507
‫خیلی‌خب.

41:22.508 --> 41:24.879
‫فکر کنم باید بپذیریم که این
‫دیگه همین‌جا می‌مونه...

41:24.880 --> 41:26.128
‫تا زمانی که...

41:26.129 --> 41:28.519
‫یخ بزنیم یا...

41:28.520 --> 41:31.320
‫نه، اگه تراکتور رو بیارم،
‫می‌تونیم درش بیاریم.

41:32.493 --> 41:34.280
‫
‫وقتی که با لامبو برگشتم،

41:34.281 --> 41:37.300
‫
‫من و لیزا یه سورپرایز کوچیک هم شدیم.

41:38.300 --> 41:39.353
‫سلام، لیزا.

41:39.559 --> 41:41.193
‫عه سلام K!

41:41.446 --> 41:44.320
‫- مسافرت چطور بود؟
‫- «جودیت»! برگشتی!

41:44.799 --> 41:45.740
‫جودیت؟

41:46.120 --> 41:48.272
‫- «جودیت چالمرز»
‫- کیه اصن؟
‫ (Judith Chalmers مجری تلویزیون،
‫مشهور بابتِ برنامه‌های مسافرتیش)

41:48.273 --> 41:51.459
‫- یه آدم مسافرتی، مهم نیست حالا.
‫- یه بار کلا رفتم مسافرت.

41:52.326 --> 41:53.719
‫نظرت چیه؟

41:56.857 --> 41:58.223
‫بدک نیست، نه؟

41:58.789 --> 41:59.839
‫بدک نیست؟

41:59.840 --> 42:01.170
‫آره! نگاه!

42:01.584 --> 42:04.399
‫آخرین باری که این زمینو دیدم،
‫یه زمینِ سیب‌زمینی خوشگل بود.

42:04.400 --> 42:08.000
‫می‌دونم، حالا بهش نگاه کن.
‫یه شرکتِ بزرگ پرورش خوکه.

42:10.087 --> 42:11.494
‫محشره، مگه نه؟

42:11.495 --> 42:12.586
‫اولا...

42:12.747 --> 42:14.720
‫اولا گوش کن چی می‌گم.

42:15.046 --> 42:16.719
‫کدوم خری حصارکشی کرده؟

42:16.720 --> 42:17.859
‫ما!

42:17.860 --> 42:18.845
‫این «ما» کیه؟

42:18.846 --> 42:20.127
‫من و لیزا.

42:20.128 --> 42:22.799
‫اونم زیر بارون شدید، توی شب!

42:22.800 --> 42:24.846
‫کلِ حصارکشی رو انجام دادیم.

42:24.846 --> 42:26.919
‫- نگاه‌ش کن!
‫- چشه مگه؟

42:26.920 --> 42:29.979
‫خب، اول از همه این‌که تمام
‫ستون‌ها رو یه ارتفاع نزدین.

42:29.980 --> 42:31.792
‫ولی این‌که مهم نیست، کیلب.

42:31.793 --> 42:32.692
‫هست!

42:32.693 --> 42:34.905
‫و جاده هم که اونجاست!
‫بازم نگاه کن! نمی‌تونم...

42:34.906 --> 42:36.006
‫سخت‌گیر نباش.

42:36.007 --> 42:36.980
‫مشکل جاده چیه؟

42:36.981 --> 42:39.494
‫همه می‌تونن ببیننش.
‫ریدمان به نظر می‌رسه!

42:39.539 --> 42:41.014
‫- آها فهمیدم...
‫- نگاه! نگاه!

42:41.214 --> 42:42.421
‫این خطو نگاه کن!

42:42.422 --> 42:44.322
‫از نخ خط‌کشی استفاده کردی یا نه؟

42:44.399 --> 42:46.272
‫- چی؟
‫- از نخ خط‌کشی استفاده کردی؟

42:46.273 --> 42:47.626
‫خیلی وقت نداشتیم براش.

42:47.627 --> 42:50.167
‫مجبور شدیم عجله‌ای انجامش بدیم.

42:50.279 --> 42:52.299
‫بگذریم، بالاخره انجامش دادیم.

42:52.300 --> 42:55.632
‫حتی یکی‌شون هم فرار نکرده.
‫یه تابلو کنار جاده گذاشتیم که نوشته:

42:55.700 --> 42:58.033
‫«کیلب این حصارها رو ساخته.»

42:58.479 --> 43:00.186
‫خیلی عالیه.

43:00.553 --> 43:02.412
‫- پس...
‫- ولی خوک‌ها واقعا شگفت‌انگیزن.

43:02.413 --> 43:04.672
‫بذار توضیح بدم روال کار چطوریه، چون...

43:04.673 --> 43:06.479
‫- خوک!
‫- دارم یه کتاب می‌خونم.

43:06.520 --> 43:08.080
‫وینرها رو داریم.

43:08.099 --> 43:09.359
‫- اونجان.
‫- آره.

43:09.433 --> 43:13.206
‫یه خوک نر با دو تا ماده اینجا داریم.

43:13.206 --> 43:15.039
‫ولی از اونجا شروع کردیم،

43:15.040 --> 43:16.733
‫و بعد گذاشتیمش اینجا.

43:16.734 --> 43:18.672
‫- پیش این سه تا ماده.
‫- سه تا ماده؟

43:18.673 --> 43:21.426
‫- وایسا ببینم.
‫- پس الان ترتیب کل‌شون رو داده.

43:22.319 --> 43:25.199
‫نه واقعا یه سکس تیمیِ خوکی برقرار بود.

43:25.500 --> 43:27.079
‫- خوک نر رو گذاشتی اینجا؟
‫- آره.

43:27.080 --> 43:29.759
‫و بعد با فاصله یک هفته
‫گذاشتیش توی اون یکی قسمت؟

43:29.760 --> 43:30.680
‫آره.

43:32.326 --> 43:33.486
‫مشکلش چیه؟

43:35.960 --> 43:37.879
‫نه، شوخی می‌کنی دیگه؟

43:38.020 --> 43:40.346
‫خواهشا، بگو که دروغ می‌گی؟

43:40.626 --> 43:41.560
‫نه.

43:42.059 --> 43:44.339
‫اصلا نوک سینه‌هاشون رو شمردی؟

43:44.826 --> 43:47.416
‫- نه.
‫- یه خوک 14 تا نوک سینه داره.

43:47.480 --> 43:50.278
‫آره؟ 10 تا 14 بچه به دنیا می‌آرن.

43:50.279 --> 43:51.925
‫ولی خب انجامش دادم.

43:51.926 --> 43:53.877
‫آره، ولی بینش فاصله انداختی.

43:53.878 --> 43:55.018
‫نمی‌خوای که...

43:55.019 --> 43:57.431
‫50 تا بچه خوک همزمان گیرت بیاد که.

43:58.079 --> 44:02.166
‫قراره 50 تا بچه خوک کوچیک گیرت
‫بیاد که همزمان بدوند این‌ور اون‌ور.

44:02.167 --> 44:03.408
‫جدی می‌گم!

44:05.093 --> 44:06.213
‫لعنتی!

44:07.855 --> 44:08.680
‫
‫« در قسمت بعد»

44:08.680 --> 44:12.502
‫من در مورد انجام هر کاری اطراف
‫این رودخونه‌ها، خیلی محتاط هستم.

44:13.080 --> 44:14.520
‫آررره!

44:16.153 --> 44:16.940
‫لعنتی!

44:16.941 --> 44:19.908
‫تا حالا همچین بی‌عرضه‌ای ندیده‌ام.

44:21.766 --> 44:23.292
‫من...

44:24.633 --> 44:25.979
‫هنگ کرده‌ام.

44:26.703 --> 45:07.133
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
