1
00:00:21,260 --> 00:00:25,326
‫<i>
‫جرالد به سرطان پروستات مبتلا شده بود.

2
00:00:26,726 --> 00:00:29,372
‫<i>
‫چیزی که من و کیلب در حینِ
‫تلاش برای انجام کاری که...

3
00:00:29,373 --> 00:00:33,609
‫<i>
‫دوستِ غایب‌مون معمولا انجام
‫می‌داد، درباره‌ش بحث کردیم.

4
00:00:34,092 --> 00:00:35,319
‫تخمی!

5
00:00:35,946 --> 00:00:36,866
‫نه.

6
00:00:38,039 --> 00:00:39,079
‫نه.

7
00:00:39,359 --> 00:00:41,432
‫لامصب خیلی پیچیده‌اس.

8
00:00:41,433 --> 00:00:42,273
‫آره.

9
00:00:42,900 --> 00:00:45,958
‫با دکترها و چیزهایی که
‫می‌شناسم، تماس گرفته‌ام.

10
00:00:45,959 --> 00:00:46,799
‫خب؟

11
00:00:46,919 --> 00:00:49,705
‫و شانس درمانش خیلی بالاست.

12
00:00:49,893 --> 00:00:52,326
‫ولی داره تا سر حد مرگ می‌ترسوندش.

13
00:00:53,893 --> 00:00:55,458
‫این چیزها رو نمی‌فهمه دیگه.

14
00:00:55,459 --> 00:00:57,946
‫نه، می‌دونم که نمی‌فهمه.

15
00:00:57,947 --> 00:00:59,544
‫سردرگم شده، چون...

16
00:00:59,545 --> 00:01:02,985
‫به دلایل واضحی، یکی بهش
‫گفته: «شرمنده، سرطان داری.»

17
00:01:02,986 --> 00:01:04,885
‫این تموم چیزیه که شنیده.

18
00:01:05,106 --> 00:01:07,000
‫شدیدا ناراحته.

19
00:01:07,086 --> 00:01:08,905
‫بیچاره وحشت کرده.

20
00:01:10,439 --> 00:01:11,566
‫مردِ قوی‌ایه.

21
00:01:11,567 --> 00:01:13,305
‫تمام عمرش رو روی زمین کار کرده.

22
00:01:13,306 --> 00:01:15,359
‫آدم ضعیفی نیست، مگه نه؟

23
00:01:15,360 --> 00:01:17,245
‫می‌تونه یه روز کامل کار کنه...

24
00:01:17,246 --> 00:01:19,326
‫- چند سالشه؟
‫- 74.

25
00:01:19,566 --> 00:01:20,919
‫آدم معرکه‌ایه.

26
00:01:20,943 --> 00:01:27,443
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

27
00:01:27,694 --> 00:01:30,287
‫<font color="#87DB2D">
‫«مزرعه کلارکسون»
‫<font color="#ff8c10">

28
00:01:30,288 --> 00:01:32,534
‫<font color="#bb6b16">
‫«قسمت 18»
‫<font color="#ff8c10">

29
00:01:32,535 --> 00:01:37,520
‫<font color="#bb6b16">
‫«قسمت 18»
‫«خوکداری»

30
00:01:37,544 --> 00:01:41,544
ترجمه و تنظیم
AfshinSubs

31
00:01:41,805 --> 00:01:44,436
‫<i>
‫هم‌اکنون داشتیم به
‫اواخر پاییز نزدیک می‌شدیم.

32
00:01:46,320 --> 00:01:50,505
‫<i>
‫و در بخشِ کیلب از مزرعه،
‫در یکی از زمین‌های زراعی،

33
00:01:50,506 --> 00:01:52,920
‫<i>
‫کارها خوب پیش نمی‌رفت.

34
00:01:53,893 --> 00:01:58,306
‫جرمی و چارلی گفتن که
‫برای کاشت کلزا خیلی دیره.

35
00:01:58,579 --> 00:02:00,792
‫به عنوان مدیر مزرعه، تصمیم گرفتم،

36
00:02:00,793 --> 00:02:02,118
‫تا خودم بکارمش.

37
00:02:02,120 --> 00:02:04,312
‫و متاسفانه، شکست خورد.

38
00:02:08,780 --> 00:02:10,319
‫رو مخِ کیری!

39
00:02:12,146 --> 00:02:15,005
‫<i>
‫و وقتی کیلب به دیدن من اومد،

40
00:02:15,006 --> 00:02:17,825
‫<i>
‫حتی بیشتر هم اذیت شد.

41
00:02:21,959 --> 00:02:23,803
‫اون دیگه کدوم خریه؟

42
00:02:24,026 --> 00:02:26,551
‫خب جالبه که اینو باید بپرسی، چون...

43
00:02:26,552 --> 00:02:30,212
‫در حقیقت نصفِ گروهِ «Groove Armada»ــست.<font color="#ff8c10">
‫(گروه دو نفره موسیقی الکترونیک در لندن)

44
00:02:31,684 --> 00:02:32,497
‫کی؟

45
00:02:32,498 --> 00:02:34,919
‫توی گروه Groove Armada بوده.

46
00:02:34,920 --> 00:02:37,617
‫اصلا نمی‌دونم چیه.
‫چرا داره تو زمین من کاشت می‌کنه؟

47
00:02:39,972 --> 00:02:43,725
‫<i>
‫قضیه از این قراره که، «اندی کاتو»،
‫هموطن «دانکستری»‌مون،</i><font color="#ff8c10">
‫ (Andy Cato عضو گروه Groove Armada
‫Doncaster شهری در شمال انگستان)

48
00:02:43,727 --> 00:02:46,727
‫<i>
‫دیگه این کارو برای نون درآوردن نمی‌کنه:

49
00:02:47,173 --> 00:02:52,210
‫<font color="#ffe017">
‫ [موسیقی: If Everybody Looked the Same
‫از Groove Armada]

50
00:02:56,053 --> 00:02:59,419
‫<i>
‫مثل من، اونم به کشاورزی روی آورده.

51
00:02:59,519 --> 00:03:04,219
‫<i>
‫و چند هفته پیش، اون و
‫شریک تجاریش، «جورج لمب»،</i><font color="#ff8c10">
‫ (George Lamb مجری رادیو و تلویزیون)

52
00:03:04,893 --> 00:03:08,993
‫<i>
‫یه سر به‌مون زدن تا درباره‌ی
‫ایده بزرگ‌شون با ما حرف بزنن.

53
00:03:09,720 --> 00:03:12,605
‫می‌دونم که بهش می‌گن
‫«کشاورزی احیاکننده»، مگه نه؟

54
00:03:12,666 --> 00:03:15,659
‫اما واقعا می‌خوام بدونم که چیه.

55
00:03:15,746 --> 00:03:16,806
‫اساسا...

56
00:03:16,807 --> 00:03:20,118
‫سیستم کشاورزی فعلی ما بر علیه
‫سیستم‌های طبیعی اعلان جنگ کردند.

57
00:03:20,119 --> 00:03:22,247
‫و شرایط سختی برامون ایجاد کرده.

58
00:03:22,313 --> 00:03:24,880
‫خاک‌مون سفت و سمی شده،

59
00:03:24,881 --> 00:03:28,662
‫تا جایی که در عرض
‫چند دهه دیگه کم آوردن.

60
00:03:28,720 --> 00:03:30,640
‫80درصد از حشرات‌مون رو از دست داده‌ایم،

61
00:03:30,641 --> 00:03:32,618
‫بنابراین نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم.

62
00:03:32,619 --> 00:03:34,832
‫و کشاورزی احیاکننده،

63
00:03:34,833 --> 00:03:37,965
‫روشی از کشاورزیه که سعی در
‫تقلید از سیستم‌های طبیعی رو داره.

64
00:03:37,966 --> 00:03:40,219
‫- ولی طبیعی که نیست؟
‫- نه.

65
00:03:40,272 --> 00:03:41,699
‫در روش طبیعی،

66
00:03:41,833 --> 00:03:45,339
‫اصل مطلب اینه که از هیچ
‫ماده شیمیایی استفاده نشه.

67
00:03:45,392 --> 00:03:47,132
‫تفاوت ما اینه که،

68
00:03:47,133 --> 00:03:50,559
‫تمام بخش‌های زمینِ
‫کشاورزی رو ارزیابی می‌کنیم،

69
00:03:50,560 --> 00:03:52,840
‫و سعی می‌کنیم که
‫بفهمیم چه چیزی نیاز داره.

70
00:03:52,920 --> 00:03:54,837
‫پس می‌ایم گیاه رو برمی‌داریم...

71
00:03:54,838 --> 00:03:56,159
‫و بررسی و آزمایشش می‌کنیم،

72
00:03:56,160 --> 00:03:58,468
‫و به‌مون می‌گه که...

73
00:03:58,469 --> 00:04:01,712
‫کمبود «بور» یا «منیزیم»
‫یا یه چیز خاص داره،<font color="#ff8c10">
‫(عناصر جدول تناوبی)

74
00:04:01,713 --> 00:04:04,195
‫می‌تونیم براساس نیازش تغذیه‌ش کنیم،

75
00:04:04,259 --> 00:04:08,152
‫به‌جای این که بریم هزاران
‫کیلو چیز پخش کنیم رو زمین.

76
00:04:08,153 --> 00:04:09,925
‫ما همین کارو می‌کنیم.

77
00:04:09,926 --> 00:04:12,813
‫به معنای واقعی کلمه، یه سم‌پاش رو...

78
00:04:12,814 --> 00:04:14,785
‫با هزاران گالن مواد شیمیایی پر می‌کنیم،

79
00:04:14,786 --> 00:04:17,212
‫و می‌ریم روی تموم زمین‌ها می‌پاشیم.

80
00:04:17,253 --> 00:04:20,619
‫<i>
‫سپس اندی توضیح داد که
‫هدف کشاورزی احیاکننده،

81
00:04:20,620 --> 00:04:22,753
‫<i>
‫کپی کردن روشیه که...

82
00:04:22,754 --> 00:04:25,206
‫<i>
‫طبیعت دوست داره همه
‫چیز رو با هم مخلوط کنه.

83
00:04:25,360 --> 00:04:28,666
‫چیزی که هرگز توی جنگل یا
‫کنار پرچین‌ها پیدا نخواهید کرد،

84
00:04:28,667 --> 00:04:30,146
‫یا توی هر سیستم طبیعی،

85
00:04:30,146 --> 00:04:31,765
‫اینه که فقط یه نوع گیاه رشد کنه.

86
00:04:31,766 --> 00:04:34,857
‫طبیعت هیچ‌وقت اجازه
‫نمی‌ده که یه نوع گیاه...

87
00:04:34,858 --> 00:04:36,418
‫توی یه منطقه بزرگ رشد کنه.

88
00:04:36,420 --> 00:04:38,792
‫اگه به یه سالِ خشک
‫مثل امسال نگاه کنید،

89
00:04:38,793 --> 00:04:40,745
‫تمام جاهایی که باهاش مقابله کردن،

90
00:04:40,746 --> 00:04:43,885
‫پرچین‌ها و جنگل‌ها و جاهایی
‫بوده که ما دست‌شون نزدیم.

91
00:04:43,886 --> 00:04:46,253
‫منظورت جاهاییه که سبز موندن؟

92
00:04:46,254 --> 00:04:47,125
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫منظورت جاهاییه که سبز موندن؟

93
00:04:47,219 --> 00:04:48,465
‫و نکته اصلی همینه،

94
00:04:48,466 --> 00:04:52,365
‫همان‌طور که پرچین و
‫جنگل یا چمن‌زار ثابت می‌کنه،

95
00:04:52,366 --> 00:04:53,979
‫وقتی این جواب می‌ده،

96
00:04:53,979 --> 00:04:57,112
‫نیازی نیست تغییرش بدی، چون
‫طبیعت همه چیزشو ردیف کرده.

97
00:04:57,186 --> 00:04:59,966
‫پس چیزی که باید ازش
‫دور بشیم، «تک‌کِشتی»ــه.<font color="#ff8c10">
‫(کاشت یک محصول زراعی در یک زمین)

98
00:04:59,967 --> 00:05:01,707
‫<font color="#ffe017">
‫«توجه کنین!»

99
00:05:01,708 --> 00:05:04,215
‫<font color="#ffe017">
‫«این خیلی مهمه!»

100
00:05:04,575 --> 00:05:07,718
‫داری می‌گی که یعنی
‫گندم رو با یه چیز دیگه....

101
00:05:07,719 --> 00:05:09,486
‫توی یه زمین و همزمان بکاریم؟

102
00:05:09,487 --> 00:05:10,332
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫توی یه زمین و همزمان بکاریم؟

103
00:05:10,666 --> 00:05:12,306
‫خب ایده‌ی...

104
00:05:12,307 --> 00:05:14,599
‫گندم و لوبیا، برای شروع خوبه.

105
00:05:14,600 --> 00:05:16,846
‫- توی یه زمین؟
‫- توی یه زمین.

106
00:05:16,847 --> 00:05:18,365
‫دو تا اتفاق اونجا رخ می‌ده.

107
00:05:18,366 --> 00:05:19,586
‫یکیش اینه که...

108
00:05:19,587 --> 00:05:20,813
‫نیتروژنِ موجود در...

109
00:05:20,814 --> 00:05:23,479
‫در هوا که بی‌نهایت فراوونه...

110
00:05:23,480 --> 00:05:25,573
‫80درصدش، مگه نه؟

111
00:05:25,793 --> 00:05:28,303
‫لوبیاها اون رو می‌گیرن
‫و قرار می‌دن توی خاک،

112
00:05:28,304 --> 00:05:29,712
‫جایی که بهش نیاز داریم،

113
00:05:29,713 --> 00:05:32,226
‫و جایگزین کودهای شیمیایی می‌شن.

114
00:05:32,720 --> 00:05:34,405
‫- لوبیاها؟
‫- آره لوبیاها.

115
00:05:34,406 --> 00:05:36,405
‫تثبیت‌کننده‌های عالیِ نیتروژن هستند.

116
00:05:36,406 --> 00:05:38,018
‫و بدین ترتیب، با قرار دادن...

117
00:05:38,019 --> 00:05:40,046
‫دو خانواده گیاهی توی یه مزرعه،

118
00:05:40,047 --> 00:05:44,399
‫فرایند تغذیه میکروب‌های
‫خاک رو شروع می‌کنیم،

119
00:05:44,400 --> 00:05:46,420
‫که باید با انواع گیاهان...

120
00:05:46,421 --> 00:05:48,039
‫در بهبودشون کمک کنیم.

121
00:05:48,040 --> 00:05:51,020
‫مقدار محصولت خیلی پایین می‌اد دیگه.

122
00:05:51,127 --> 00:05:54,086
‫قرار نیست اون‌قدر لوبیا بکاری
‫که انگار همه‌ش زمین لوبیاست،

123
00:05:54,087 --> 00:05:56,492
‫یا به همون اندازه گندم دیگه؟

124
00:05:56,493 --> 00:05:57,792
‫یه نکته دیگه.

125
00:05:58,106 --> 00:06:01,006
‫خروجی کلی بیشتر هم خواهد بود.

126
00:06:01,793 --> 00:06:03,012
‫- واقعا؟
‫- آره؟

127
00:06:03,013 --> 00:06:05,085
‫فهمیدم داری چی می‌گی.

128
00:06:05,239 --> 00:06:07,972
‫منظورت حاشیه سود توی درآمد خالصه.<font color="#ff8c10">
‫(درآمد کل / هزینه و مالیات - فروش کل)

129
00:06:07,973 --> 00:06:11,792
‫به طور کلی ممکنه با ما بازدهی
‫کمتری از نظر وزنی داشته باشید.

130
00:06:11,793 --> 00:06:13,818
‫اما اگه تمام مخارج رو ازش کم کنید،

131
00:06:13,819 --> 00:06:14,992
‫برای مثال،

132
00:06:14,993 --> 00:06:17,200
‫قیمت مواد شیمیایی در حال افزایشه،

133
00:06:17,201 --> 00:06:18,851
‫اما حاشیه سود شما می‌ره بالاتر.

134
00:06:18,852 --> 00:06:20,000
‫به‌علاوه این‌که...

135
00:06:20,001 --> 00:06:21,999
‫سلامتی رو توی خاکت ایجاد می‌کنی،

136
00:06:22,000 --> 00:06:24,066
‫تا بتونی به‌طور نامحدود کشاورزی کنی.

137
00:06:24,067 --> 00:06:26,474
‫اگه همچنان از همون سیستم استخراجی...

138
00:06:26,475 --> 00:06:28,085
‫مبتنی بر مواد شیمیایی استفاده کنید،

139
00:06:28,086 --> 00:06:31,179
‫احتمالش زیاده که بعد از چند نسل،

140
00:06:31,180 --> 00:06:33,579
‫دیگه نتونی توی مزرعه‌ت غذا تولید کنی.

141
00:06:33,579 --> 00:06:36,172
‫پس اگر از نظر مقدار خروجی فکر نکنیم،

142
00:06:36,173 --> 00:06:38,440
‫مثل میزان وزنی که از
‫یه زمین برداشت می‌کنیم،

143
00:06:38,441 --> 00:06:39,852
‫اما با چه قیمتی...

144
00:06:39,853 --> 00:06:41,906
‫چون تا الان همه‌ش در مورد این‌که...

145
00:06:41,974 --> 00:06:45,119
‫چند تن از هر جریب
‫برداشت می‌کنیم، حرف زدیم.

146
00:06:45,266 --> 00:06:48,619
‫اگه بحث در مورد
‫«چند پوند در هر هکتار» باشه...

147
00:06:48,620 --> 00:06:49,559
‫آره.

148
00:06:49,560 --> 00:06:50,720
‫خب از ایده‌ش خوشم می‌اد.

149
00:06:50,721 --> 00:06:52,160
‫آره، چون...

150
00:06:52,161 --> 00:06:53,501
‫دیگه مجبور نیستی...

151
00:06:53,502 --> 00:06:57,292
‫1,000 پوند به «CF Industries» بدی برای کود.<font color="#ff8c10">
‫(شرکت آمریکایی، از بزرگ‌ترین
‫تولیدکنندگان کود در جهان)

152
00:06:57,293 --> 00:06:58,093
‫دقیقا.

153
00:06:58,347 --> 00:07:01,498
‫<i>
‫بعدش قسمتِ واقعا وسوسه‌کننده‌ش رسید.

154
00:07:01,499 --> 00:07:03,599
‫<i>
‫اندی و جورج تضمین می‌کنند که...

155
00:07:03,600 --> 00:07:06,998
‫<i>
‫هر محصولی رو که با
‫روش اونها پرورش بدیم،

156
00:07:06,999 --> 00:07:09,499
‫<i>
‫با یه قیمت ویژه می‌خرن.
‫(مازاد از قیمت بازار)

157
00:07:09,586 --> 00:07:11,686
‫- شما می‌خرینش؟
‫- مازاد قیمت ازتون می‌خریم.

158
00:07:11,687 --> 00:07:13,198
‫[نامفهوم]
‫- شما می‌خرینش؟
‫- مازاد قیمت ازتون می‌خریم.

159
00:07:13,199 --> 00:07:14,279
‫دیگه حتی بهتر.

160
00:07:14,280 --> 00:07:17,632
‫یعنی شما از یه تاجر غلاتِ
‫معمولی هم بیشتر می‌خرینش؟

161
00:07:17,633 --> 00:07:18,886
‫آره، حتما.

162
00:07:18,887 --> 00:07:20,574
‫و بعد به کی می‌فروشین؟

163
00:07:20,575 --> 00:07:23,665
‫تا الان تقریبا 250 تا مشتری دائمی داریم،

164
00:07:23,666 --> 00:07:28,452
‫و از نونوایی‌های کوچیک
‫گرفته تا «Marks & Spencer».<font color="#ff8c10">
‫(ابرشرکت خرده‌فروشی شامل
‫پوشاک و مواد غذایی در 40 کسور)

165
00:07:28,453 --> 00:07:30,040
‫مارک اند اسپنسر؟

166
00:07:30,041 --> 00:07:31,118
‫مارک اند اسپنسر!

167
00:07:31,118 --> 00:07:35,711
‫پس آردی که به ما می‌فروشید،
‫ممکنه وارد M&S بشه.

168
00:07:38,013 --> 00:07:40,639
‫<i>
‫من و چارلی که فروخته شدیم.
‫(گول‌شون رو خوردیم)

169
00:07:40,640 --> 00:07:44,306
‫<i>
‫پس یکی از زمین‌هام رو به اندی سپردم...

170
00:07:46,306 --> 00:07:50,719
‫<i>
‫تا ببینیم آیا این سیستم جدید
‫خاک‌دوستش جواب می‌ده یا نه.

171
00:07:51,700 --> 00:07:53,647
‫<i>
‫و حالا فقط باید امیدوار باشم که...

172
00:07:53,648 --> 00:07:56,408
‫<i>
‫کیلب مشکلی نداشته باشه.

173
00:07:58,879 --> 00:08:01,185
‫دیدنش سوار اون اعصابمو تخمی می‌کنه.

174
00:08:01,186 --> 00:08:03,731
‫نه، تو که هنوز نمی‌دونی
‫داره چی می‌کاره، گندم و لوبیا.

175
00:08:03,732 --> 00:08:04,872
‫یه کیسه لوبیا دیدم.

176
00:08:04,873 --> 00:08:08,085
‫آره، گندم و لوبیا توی مخزنش داره.

177
00:08:08,166 --> 00:08:09,892
‫ولی این زمین منه که.

178
00:08:09,893 --> 00:08:12,986
‫من 6 سال گذشته رو
‫توی این زمین کاشت کردم.

179
00:08:13,126 --> 00:08:16,605
‫خب دیگه نیازی نیست امسال
‫این کارو بکنی، چون اون انجامش می‌ده.

180
00:08:16,606 --> 00:08:18,805
‫داره با یه بذرپاشِ دیسکی می‌کاره.

181
00:08:18,806 --> 00:08:20,879
‫- جواب نمی‌ده.
‫- چرا؟

182
00:08:20,966 --> 00:08:22,599
‫اونجا رو ببین.

183
00:08:22,753 --> 00:08:24,385
‫- چی می‌بینی؟
‫- گل و لای.

184
00:08:24,446 --> 00:08:26,352
‫نه، اون چیزی که توی خاکه.

185
00:08:26,493 --> 00:08:27,758
‫- سنگ.
‫- آره.

186
00:08:27,759 --> 00:08:29,058
‫می‌دونی بذرپاش دیسکی چطور کار می‌کنه؟

187
00:08:29,059 --> 00:08:31,798
‫به همین دلیل بذرپاشِ سیخی داریم.
‫سنگ‌ها رو می‌زنه کنار...

188
00:08:31,799 --> 00:08:33,065
‫بعد بذر رو می‌کاره.

189
00:08:33,066 --> 00:08:34,279
‫- آره.
‫- آره؟

190
00:08:34,359 --> 00:08:36,986
‫اگه بذرپاش دیسکی استفاده کنی،
‫از روی سنگ رد می‌شه،

191
00:08:36,987 --> 00:08:39,513
‫و بذر رو بالای سنگ می‌کاره.

192
00:08:40,886 --> 00:08:42,246
‫- جدی؟
‫- آره.

193
00:08:43,733 --> 00:08:47,213
‫احتمالا اهل «سرزمین پسر»هاست.
‫اینجا «سرزمین مرد»هاست.

194
00:08:47,313 --> 00:08:50,592
‫<i>
‫سپس کلاهِ «بطرس بطرس»ــم رو سرم گذاشتم،</i><font color="#ff8c10">
‫ (Boutros-Ghali دبیرکل سازمان ملل در 1997-2002)

195
00:08:50,593 --> 00:08:54,019
‫<i>
‫چون وقتِ ملاقات این دو فرا رسیده بود.

196
00:08:54,187 --> 00:08:57,800
‫مودب باش. مثل یه بچه کج‌خلقی نکن.

197
00:08:59,620 --> 00:09:01,133
‫اندی، کیلب.

198
00:09:01,639 --> 00:09:03,513
‫- حالت چطوره؟
‫- کیلب، اندی.

199
00:09:03,793 --> 00:09:05,606
‫- خیلی هیجان‌زده‌ست.
‫- خوشبختم.

200
00:09:05,726 --> 00:09:08,284
‫- واقعا هیجان‌زده‌ست.
‫- هیجان از ظاهرش می‌باره، آره.

201
00:09:08,286 --> 00:09:09,619
‫نه چون... خب...

202
00:09:09,620 --> 00:09:11,419
‫عه یکی دیگه هم اومد.

203
00:09:11,572 --> 00:09:12,024
‫سلام.

204
00:09:12,025 --> 00:09:15,219
‫- داشتی با بیلچه می‌کاشتی؟
‫- مثل مرغ زمینو می‌کنده.

205
00:09:15,220 --> 00:09:16,084
‫آره.

206
00:09:16,085 --> 00:09:19,118
‫خب، اولین چیزی که گفت اینه که...

207
00:09:19,180 --> 00:09:20,505
‫داری از بذرپاش دیسکی استفاده می‌کنی،

208
00:09:20,506 --> 00:09:22,039
‫که توی اون زمین جواب نمی‌ده.

209
00:09:22,040 --> 00:09:23,264
‫- آره؟
‫- خیلی سنگ توشه.

210
00:09:23,265 --> 00:09:24,418
‫سنگ زیاد داره.

211
00:09:24,419 --> 00:09:25,806
‫فکر می‌کنی جواب می‌ده؟

212
00:09:25,987 --> 00:09:27,644
‫در مورد سنگ‌ها باهات موافقم.

213
00:09:27,645 --> 00:09:31,765
‫این دستگاه برای کاشتِ
‫دو چیز به‌طور همزمان تنظیم شده،

214
00:09:31,766 --> 00:09:35,013
‫و کمی «مایع پروبیوتیک» همراه با بذر بپاشه.<font color="#ff8c10">
‫(نوعی کود شامل باکتری برای بهبود خاک)

215
00:09:35,014 --> 00:09:37,194
‫پس اگه از بین سنگ‌ها رد بشیم،

216
00:09:37,294 --> 00:09:38,493
‫می‌تونیم کارو انجام بدیم.

217
00:09:38,494 --> 00:09:40,259
‫اون مایع برای چیه؟ کوده؟

218
00:09:40,260 --> 00:09:42,087
‫نه، مثل اینه که...

219
00:09:42,193 --> 00:09:45,512
‫چون سعی می‌کنیم که
‫خاک این زمین رو زنده کنیم.

220
00:09:45,513 --> 00:09:47,846
‫- و همه چیز رو...
‫- زنده‌اس که!

221
00:09:47,960 --> 00:09:50,140
‫داری می‌گی که اگه من اون قسمت رو بکارم،

222
00:09:50,141 --> 00:09:52,273
‫و تو این تیکه رو شخم بزنی و...

223
00:09:52,393 --> 00:09:53,673
‫هر کاری که داری می‌کنی الان،

224
00:09:53,674 --> 00:09:55,625
‫خروجیت بهتر از من می‌شه؟

225
00:09:55,626 --> 00:09:56,459
‫نه، نه.

226
00:09:56,460 --> 00:09:58,820
‫باشه، پس تو پول بیشتری درمی‌آری یا من؟

227
00:09:58,980 --> 00:10:01,833
‫خب، بذار یه قدم برگردیم عقب، چون اگه...

228
00:10:01,946 --> 00:10:04,412
‫- اندازه خورشید درازی.
‫- چیه؟

229
00:10:05,838 --> 00:10:07,838
‫- اگه...
‫- گردنم!

230
00:10:08,379 --> 00:10:10,878
‫- می‌خوای برم توی سراشیبی وایسم؟
‫- آره، اگه مشکی نداری.

231
00:10:10,879 --> 00:10:13,032
‫- آره، بهتر شد.
‫- بهتر شد!

232
00:10:13,133 --> 00:10:15,712
‫چی داری می‌کاری الان؟ گندم؟

233
00:10:15,760 --> 00:10:16,646
‫و لوبیا.

234
00:10:16,693 --> 00:10:18,752
‫چطور برداشتش می‌کنی؟

235
00:10:18,753 --> 00:10:20,599
‫و هیچیش رو از پشتِ
‫کمباین از دست نمی‌دی؟

236
00:10:20,600 --> 00:10:23,053
‫خب طوری تنظیمش می‌کنی
‫که هیچیش بیرون نریزه.

237
00:10:23,053 --> 00:10:25,033
‫و بعد می‌رن توی دستگاه غلات پاک‌کن
‫که از هم جداشون می‌کنه.

238
00:10:25,034 --> 00:10:26,686
‫که خرج بیشتری می‌بره.

239
00:10:26,767 --> 00:10:28,380
‫خب این رو نیازی نیست شما انجام بدین،

240
00:10:28,381 --> 00:10:30,559
‫چون بخشی از قراردادمون اینه که...

241
00:10:30,560 --> 00:10:32,401
‫ما گندم و لوبیا رو از شما می‌گیریم،

242
00:10:32,402 --> 00:10:33,413
‫و خودمون انجامش می‌دیم.

243
00:10:33,414 --> 00:10:35,386
‫- خودشون انجام می‌دن.
‫- پس به شما می‌فروشیمش؟

244
00:10:35,387 --> 00:10:36,320
‫آره.

245
00:10:36,453 --> 00:10:37,988
‫و مازاد قیمت هم می‌خرن.

246
00:10:37,989 --> 00:10:39,229
‫خوبه.

247
00:10:40,906 --> 00:10:43,058
‫خب سوال بعدی،
‫قبلا توی گروه موسیقی بودی؟

248
00:10:43,059 --> 00:10:44,973
‫- آره بودم.
‫- معلومه.

249
00:10:45,159 --> 00:10:45,753
‫چطور؟

250
00:10:45,754 --> 00:10:49,000
‫چون سوخت لیتری یک پونده و تو هم
‫تراکتورت رو همین‌طور روشن گذاشتی.

251
00:10:49,001 --> 00:10:51,507
‫<font color="#ff8c10">
‫(اشاره به کلیشه‌ی‌‌ «موسیقی‌دان‌های
‫ورشکسته»، چون پولی از هنرشون درنمی‌آرن)

252
00:10:58,986 --> 00:11:01,332
‫<i>
‫اواخر نوامبر بود،

253
00:11:02,053 --> 00:11:05,926
‫<i>
‫و سرم مشغول آخرین تکالیفم بود.

254
00:11:06,786 --> 00:11:08,412
‫خوکِ یورک‌شری.

255
00:11:08,653 --> 00:11:10,805
‫<font color="#ffd306">
‫[به لهجه یورک‌شری]</font>
‫به کی نگاه می‌کنی؟

256
00:11:10,899 --> 00:11:13,579
‫<i>
‫چون با وجود اعتراضات چارلی،

257
00:11:13,580 --> 00:11:14,919
‫<i>
‫من چند تا خوک خریده بودم،

258
00:11:14,920 --> 00:11:18,426
‫<i>
‫و چند روز دیگه از راه می‌رسیدن.

259
00:11:19,226 --> 00:11:20,919
‫آهن موجدار.

260
00:11:22,633 --> 00:11:23,686
‫<i>
‫به همین دلیل،

261
00:11:23,686 --> 00:11:27,726
‫<i>
‫باید سه تا آغل بزرگ توی
‫مزرعه سیب‌زمینی بسازم.

262
00:11:28,447 --> 00:11:30,020
‫<i>
‫کارِ خیلی زیادی می‌بره،

263
00:11:30,021 --> 00:11:33,133
‫<i>
‫و واقعا به کمک یه حرفه‌ای نیاز داشتم.

264
00:11:36,260 --> 00:11:37,579
‫کیلب مریضه.

265
00:11:37,939 --> 00:11:38,679
‫خب.

266
00:11:40,293 --> 00:11:41,173
‫قانون اول،

267
00:11:41,174 --> 00:11:42,699
‫من به کشاورزی فکر می‌کردم،

268
00:11:42,700 --> 00:11:43,892
‫باید بری سر کار.

269
00:11:43,893 --> 00:11:44,785
‫تمام!

270
00:11:44,939 --> 00:11:46,799
‫سرماخوردگی خیلی بدی شیوع کرده.

271
00:11:46,800 --> 00:11:49,338
‫- آره، سرماخوردگیه دیگه!
‫- وحشتناکه!

272
00:11:49,339 --> 00:11:50,751
‫واقعا بچه‌ای!

273
00:11:50,753 --> 00:11:52,266
‫می‌تونی لودر تلسکوپی رو بیاری؟

274
00:11:52,267 --> 00:11:54,285
‫از اونجایی که اضطراریه.

275
00:11:58,836 --> 00:11:59,799
‫نظاره کنین!

276
00:11:59,800 --> 00:12:02,785
‫تیم ماشین‌آلات سنگینِ Diddly Squat،

277
00:12:02,786 --> 00:12:04,999
‫وارد عمل می‌شود!

278
00:12:11,883 --> 00:12:12,919
‫لعنتی!

279
00:12:13,013 --> 00:12:13,813
‫باد!

280
00:12:16,060 --> 00:12:17,000
‫نه!

281
00:12:17,240 --> 00:12:19,113
‫بادبون دارم برا خودم!

282
00:12:21,559 --> 00:12:23,939
‫- می‌دونی چه خوک‌هایی گرفتم؟
‫- نه.

283
00:12:23,940 --> 00:12:26,626
‫به‌شون می‌گن «Shandy and Blacks».
‫(قهوه‌ای و مشکی)

284
00:12:26,779 --> 00:12:28,359
‫و اهلِ...

285
00:12:28,360 --> 00:12:30,306
‫جنگل‌های اونجا رو می‌بینی؟

286
00:12:30,419 --> 00:12:30,846
‫اره.

287
00:12:30,847 --> 00:12:32,625
‫از اونجا می‌ان.
‫جنگلِ «ویچوود».

288
00:12:32,626 --> 00:12:34,039
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه.

289
00:12:34,040 --> 00:12:35,479
‫چند سال پیش...

290
00:12:35,480 --> 00:12:37,533
‫فقط یه خوکِ نر...

291
00:12:37,772 --> 00:12:39,464
‫باقی مونده بود.

292
00:12:39,640 --> 00:12:42,552
‫- «گراز»؟
‫- آره، فقط یه دونه ازش
‫تو کل دنیا باقی‌مونده بوده.<font color="#ff8c10">
‫(جنس نر خوکِ وحشی که اخته نمی‌شود)

293
00:12:42,553 --> 00:12:43,560
‫- نه بابا!
‫- آره.

294
00:12:43,561 --> 00:12:45,707
‫و توسط یه مزرعه توی
‫«دین» نجات پیدا کرد.<font color="#ff8c10">
‫ (Dean روستایی در شهرستان کامبریا، انگستان)

295
00:12:45,708 --> 00:12:47,021
‫و دارن تکثیرشون می‌کنن.

296
00:12:47,022 --> 00:12:49,788
‫پس تصمیم گرفتم که
‫شندی-اند-بلکس بگیرم.

297
00:12:49,860 --> 00:12:54,038
‫اسمش مثل چیزیه که انگار یه زنِ شمالی
‫شب جمعه توی میخونه می‌نوشه.<font color="#ff8c10">
‫ (Northern بیشتر به مردم نواحی
‫اسکاندیناوی و سیبری می‌گویند)

298
00:12:54,039 --> 00:12:55,599
‫- 83 متر؟
‫- همین‌جا.

299
00:12:55,600 --> 00:12:58,200
‫- پس این می‌شه یه گوشه دیگه‌ش.
‫- اینم از این.

300
00:12:59,486 --> 00:13:01,026
‫نگاه یه کشاورز!

301
00:13:01,206 --> 00:13:01,765
‫سرِ کارش!

302
00:13:01,766 --> 00:13:03,652
‫احتمالا با یه سرماخوردگی خفیف،

303
00:13:03,653 --> 00:13:07,183
‫با آنفولانزای خفیف،
‫ولی می‌تونه بره سر کارش.

304
00:13:08,513 --> 00:13:10,297
‫<i>
‫با اندازه‌گیری سایز آغل‌ها،

305
00:13:10,298 --> 00:13:12,819
‫<i>
‫کار بعدی‌مون نصب حصارها بود،

306
00:13:12,819 --> 00:13:14,359
‫<i>
‫با استفاده از ستون‌کوبی که...

307
00:13:14,360 --> 00:13:16,906
‫<i>
‫از کارگاه کیلب دزدیده بودم.

308
00:13:17,473 --> 00:13:18,273
‫خب.

309
00:13:19,153 --> 00:13:21,486
‫کاری که باید بکنیم
‫اینه که اون پین رو...

310
00:13:21,487 --> 00:13:22,733
‫- بذاریم وسطش.
‫- ...بذاریم داخل اون.

311
00:13:22,734 --> 00:13:23,726
‫باشه.

312
00:13:26,720 --> 00:13:28,120
‫- خوبه؟
‫- آره.

313
00:13:29,393 --> 00:13:30,813
‫عالیه.

314
00:13:31,913 --> 00:13:34,313
‫می‌تونی تصور کنی سر
‫یه آدم رو بذاریم اونجا؟

315
00:13:34,741 --> 00:13:35,272
‫له شد!

316
00:13:35,273 --> 00:13:36,493
‫مثلِ «خلافکارانِ لندن».<font color="#ff8c10">
‫ (سریال اکشن-جنایی بریتانیایی)

317
00:13:36,494 --> 00:13:37,953
‫این یکی خوب بود.

318
00:13:37,954 --> 00:13:40,452
‫باید اسمشو بذاریم
‫«خلافکاران چیپینگ نورتون»!

319
00:13:40,453 --> 00:13:42,927
‫سر ملت رو بذاریم بینش!

320
00:13:43,161 --> 00:13:45,894
‫باید این‌ها رو هر سه متر بذارم؟

321
00:13:45,895 --> 00:13:46,920
‫آره.

322
00:13:52,160 --> 00:13:54,570
‫بارون شدیدی می‌باره و...

323
00:13:54,571 --> 00:13:56,750
‫رسما شب شده.

324
00:13:58,243 --> 00:13:59,505
‫- یه حساب کتاب کردم.
‫- خب؟

325
00:13:59,506 --> 00:14:02,425
‫باید 75 تا ستون بذاریم،

326
00:14:02,426 --> 00:14:05,519
‫قبل از این‌که خودِ حصار رو نصب کنیم.

327
00:14:05,913 --> 00:14:08,725
‫سریع کار نمی‌کنیم،
‫ولی اولین روزمونه.

328
00:14:08,726 --> 00:14:11,519
‫و به نظرم می‌تونیم
‫به خودمون افتخار کنیم.

329
00:14:15,591 --> 00:14:18,879
‫<font color="#ffe017">
‫«دو روز بعد»

330
00:14:18,880 --> 00:14:21,253
‫خب باید اینو از بین این رد کنیم.

331
00:14:21,254 --> 00:14:22,360
‫- آره.
‫- باشه.

332
00:14:26,040 --> 00:14:27,917
‫اووه این یکی حال داد!

333
00:14:28,686 --> 00:14:30,599
‫خب، حالا حرکت می‌کنیم.

334
00:14:30,732 --> 00:14:34,011
‫وقتی به جلو حرکت کنم،
‫کشیده می‌شه.

335
00:14:43,406 --> 00:14:45,511
‫نه، نه، نه!

336
00:14:45,513 --> 00:14:47,513
‫جرمی! وای! وای!

337
00:14:47,700 --> 00:14:49,086
‫کشیدیش بیرون.

338
00:14:49,226 --> 00:14:51,005
‫چی؟ چیو کشیدم؟

339
00:14:51,006 --> 00:14:53,445
‫داشتم سرت داد می‌زدم و نمی‌شنیدی.

340
00:14:53,446 --> 00:14:54,773
‫چیو کشیدم بیرون؟

341
00:14:54,774 --> 00:14:57,201
‫ستون آخری رو درآوردی.

342
00:14:57,833 --> 00:14:59,214
‫کودن!

343
00:15:01,599 --> 00:15:03,903
‫کیری زد همه چیزو جر داد.

344
00:15:06,467 --> 00:15:08,419
‫باید حواست به من می‌‌بود.

345
00:15:08,613 --> 00:15:10,379
‫- می‌تونستیم از گوشی استفاده کنیم.
‫- می‌تونیم بندازیم گردن همدیگه.

346
00:15:10,380 --> 00:15:11,311
‫نه، این‌طور نیست.

347
00:15:11,312 --> 00:15:13,758
‫می‌خواستم مطمئن بشم
‫اون چیز از جلو تکون نمی‌خوره.

348
00:15:13,759 --> 00:15:15,498
‫«بندازیم گردن همدیگه»؟

349
00:15:15,553 --> 00:15:18,372
‫باید ستون گوشه رو بذاریم یه جای دیگه...
‫چطور باید همچین...

350
00:15:18,373 --> 00:15:20,013
‫وایسا، بیشتر از یه مشکله.

351
00:15:20,014 --> 00:15:21,825
‫نه، یه لحظه صبر کن ببینم.

352
00:15:21,826 --> 00:15:24,079
‫ستون گوشه باید باید بره
‫اونجا تا راستِ اون باشه،

353
00:15:24,080 --> 00:15:25,719
‫و هم‌راست با این باشه.

354
00:15:25,720 --> 00:15:27,439
‫و زمین رو شل و ول کردیم، نه؟

355
00:15:27,440 --> 00:15:28,999
‫«ما» کردیم؟

356
00:15:29,393 --> 00:15:30,393
‫آره «ما»!

357
00:15:32,520 --> 00:15:34,626
‫<i>
‫وقتی تمام حصارها نصب شدند،

358
00:15:34,627 --> 00:15:38,819
‫<i>
‫به سرعت کشف کردیم که
‫یه مشکل برای خودمون ایجاد کرده بودیم.

359
00:15:39,192 --> 00:15:41,099
‫وایسا، بیا بهش فکر کنیم.

360
00:15:41,200 --> 00:15:42,865
‫اگه اونو باز کنی...

361
00:15:45,446 --> 00:15:46,280
‫آره.

362
00:15:47,760 --> 00:15:50,213
‫خب، پس باید اینو اول باز کنیم.

363
00:15:50,320 --> 00:15:51,999
‫یا باید اینو در بیاریم؟ آره؟

364
00:15:52,000 --> 00:15:54,187
‫خب اگه اینو اول باز کنیم...

365
00:15:55,306 --> 00:15:56,419
‫نه این...

366
00:15:56,713 --> 00:15:57,599
‫ریدیم!

367
00:15:57,600 --> 00:16:00,065
‫- آره می‌دونم، باید این...
‫- خب اونو در بیار.

368
00:16:00,180 --> 00:16:01,280
‫آره، دقیقا.

369
00:16:02,926 --> 00:16:04,586
‫<i>
‫با وجود مشکلات،

370
00:16:04,587 --> 00:16:07,159
‫<i>
‫موفق شدیم که بدون کیلب یا چارلی...

371
00:16:07,160 --> 00:16:09,320
‫<i>
‫آغل‌ها رو بسازیم.

372
00:16:09,592 --> 00:16:13,212
‫<i>
‫و بعدش باید شروع به ساختِ
‫خونه‌های خوک‌ها می‌کردیم،

373
00:16:13,213 --> 00:16:16,292
‫<i>
‫که همراهش چیزی بود که
‫حالم ازش به هم می‌خورد:

374
00:16:16,293 --> 00:16:18,419
‫<i>
‫«دفترچه راهنما»

375
00:16:19,185 --> 00:16:20,938
‫از این مرحله تا این 30...؟ درتو بذار!

376
00:16:20,939 --> 00:16:23,343
‫30 دقیقه‌ات تو کونِ من! نگاه!

377
00:16:23,344 --> 00:16:26,284
‫این می‌ره روی اون، این‌طوریه، آره؟

378
00:16:26,366 --> 00:16:29,739
‫مثل «IKEA»ـست ولی برای خوک‌ها.<font color="#ff8c10">
‫(شرکت سوئدی، فروشنده لوازم خانگی
‫که خریدار خودش باید اونو سرِ هم کنه)

379
00:16:29,960 --> 00:16:30,892
‫- آره؟
‫- آره.

380
00:16:31,120 --> 00:16:31,946
‫آره.

381
00:16:32,146 --> 00:16:34,632
‫اون‌طرفش که رنگ داره؟

382
00:16:36,593 --> 00:16:38,139
‫- خوبه.
‫- عالیه.

383
00:16:39,952 --> 00:16:42,080
‫ای گندش بزنن!

384
00:16:42,200 --> 00:16:44,099
‫- چی شده؟
‫- در نداره.

385
00:16:44,200 --> 00:16:45,553
‫باید از اون استفاده می‌کردیم.

386
00:16:45,554 --> 00:16:47,534
‫عه اون‌ها می‌خوره اینجا.

387
00:16:47,799 --> 00:16:48,887
‫خدایا.

388
00:16:49,447 --> 00:16:50,039
‫خوبه؟

389
00:16:50,040 --> 00:16:51,413
‫خب من نزدیک‌ترین تیکه
‫چوبی که دیدم رو برداشتم.

390
00:16:51,414 --> 00:16:52,839
‫نفهمیدم که درب هم نیاز داره.

391
00:16:52,840 --> 00:16:54,972
‫ولی خوک‌ها در نیاز دارن.

392
00:16:54,973 --> 00:16:56,566
‫باید بچرخونیمش، مگه نه؟

393
00:16:56,567 --> 00:16:57,519
‫آره.

394
00:16:57,626 --> 00:16:59,386
‫الان دقیقا شد نیم ساعت.

395
00:16:59,387 --> 00:17:00,079
‫خب.

396
00:17:00,919 --> 00:17:02,532
‫سانسا؟ آریا؟

397
00:17:03,120 --> 00:17:04,791
‫عه داشتم بازش می‌کردم.

398
00:17:05,226 --> 00:17:07,004
‫سانسا! آریا!

399
00:17:07,311 --> 00:17:08,424
‫بیاید اینجا.

400
00:17:08,600 --> 00:17:10,280
‫سانسا! آریا!

401
00:17:10,491 --> 00:17:11,560
‫سگ‌ها!

402
00:17:13,306 --> 00:17:14,704
‫آها اومدین.

403
00:17:15,506 --> 00:17:16,659
‫بشین.

404
00:17:17,279 --> 00:17:18,085
‫بشین.

405
00:17:18,880 --> 00:17:19,852
‫آریا بشین.

406
00:17:22,133 --> 00:17:23,032
‫بشین.

407
00:17:23,433 --> 00:17:24,313
‫بشین.

408
00:17:25,139 --> 00:17:25,880
‫بشین.

409
00:17:26,486 --> 00:17:27,726
‫وای خدایا.

410
00:17:28,039 --> 00:17:30,465
‫خب نگاه، محکمه دیگه.

411
00:17:30,633 --> 00:17:32,433
‫خوبه، بریم بعدی رو بیاریم.

412
00:17:40,000 --> 00:17:41,799
‫یادم نمیاد چند روز طول کشید...

413
00:17:41,800 --> 00:17:44,905
‫تا این مرکز مهاجرت خوک‌ها رو بسازیم،<font color="#ff8c10">
‫(اشاره به مراکز مهاجرتی که
‫ترامپ در مرز مکزیک ساخته بود)

414
00:17:44,906 --> 00:17:47,713
‫اما دیگه تقریبا تمومه.

415
00:17:48,893 --> 00:17:49,680
‫آره.

416
00:17:51,247 --> 00:17:52,300
‫عالیه.

417
00:17:56,587 --> 00:17:59,413
‫واقعا خیلی ازش راضی‌ام.

418
00:18:00,013 --> 00:18:03,720
‫اگه کسی پرورش‌دهنده خوکه و داره
‫نگاه می‌کنه و می‌خواد نامه بنویسه،

419
00:18:03,721 --> 00:18:05,371
‫بنویسید، رو پاکت‌تون هم بنویسین:

420
00:18:05,372 --> 00:18:07,705
‫«آره ما هم از کارت حال کردیم.»

421
00:18:09,219 --> 00:18:12,006
‫بفرستین به: «مزرعه Diddly Squat
‫چیپینگ نورتون، اکسفوردشر.»

422
00:18:12,007 --> 00:18:14,706
‫<font color="#ff8c10">
‫(اشاره به بخش News در TopGear که
‫نامه‌های دریافتی از مردم رو می‌خوندن)

423
00:18:14,946 --> 00:18:17,558
‫<i>
‫اما با وجود تمام تلاش‌ها،

424
00:18:17,559 --> 00:18:20,399
‫<i>
‫هتل خوک‌ها به هنگام رسیدن‌ مهمان‌ها...

425
00:18:20,400 --> 00:18:23,000
‫<i>
‫هنوز کامل نشده بود.

426
00:18:26,287 --> 00:18:27,806
‫- جرمی هستم.
‫- سلام جرمی.

427
00:18:27,806 --> 00:18:29,822
‫حال‌تون چطوره؟ ایشون لیزا هست.

428
00:18:29,823 --> 00:18:31,705
‫- سلام، حالت چطوره؟
‫- خوشبختم.

429
00:18:31,712 --> 00:18:33,119
‫- منم خوشخبتم.
‫- سلام!

430
00:18:33,120 --> 00:18:34,578
‫- من پیترم.
‫- خوشبختم

431
00:18:34,579 --> 00:18:35,185
‫سلام.

432
00:18:35,186 --> 00:18:36,719
‫- جاش هستم، خوشبختم.
‫- سلام جاش، حالت چطوره؟

433
00:18:36,720 --> 00:18:38,027
‫چی داریم اینجا؟

434
00:18:38,028 --> 00:18:40,159
‫- تخته‌های هدایت خوک.
‫- برای چه کاری‌ان؟

435
00:18:40,160 --> 00:18:41,919
‫برای هدایت خوک‌ها توی آغله،

436
00:18:41,920 --> 00:18:43,493
‫تا به اون سمتی ندوند.

437
00:18:43,533 --> 00:18:45,640
‫آها پس از این تخته‌ها
‫استفاده می‌کنین، که این‌طور.

438
00:18:45,641 --> 00:18:46,879
‫عه چه خوب.

439
00:18:46,880 --> 00:18:48,960
‫نمی‌تونی افسار به‌شون ببندی.

440
00:18:49,686 --> 00:18:51,879
‫فیلمِ «Babe» رو دیده‌ام.<font color="#ff8c10">
‫(داستان یک خوک مزرعه که
‫می‌خواد کار یک سگ گله رو انجام بده)

441
00:18:51,880 --> 00:18:53,712
‫می‌دونم چجوریه.

442
00:18:54,146 --> 00:18:55,360
‫خوکولی!

443
00:18:56,300 --> 00:18:57,773
‫این‌ها چند سال‌شونه؟

444
00:18:57,774 --> 00:18:58,426
‫تقریبا یه سال.

445
00:18:58,427 --> 00:19:00,972
‫این‌ها همون‌هایی هستن که به‌شون
‫می‌گین «وینر» یا «گیلت» هستن؟<font color="#ff8c10">
‫ (Weaner خوکِ تازه از شیر گرفته شده
‫Gilt خوکِ مخصوص قصابی و تهیه گوشت)

446
00:19:00,973 --> 00:19:03,279
‫آره، دارن از وینر تبدیل می‌شن به گیلت.

447
00:19:03,280 --> 00:19:05,172
‫می‌شه بیاریم‌شون بیرون؟

448
00:19:05,173 --> 00:19:05,992
‫آره.

449
00:19:07,233 --> 00:19:08,492
‫دارن می‌ان!

450
00:19:09,666 --> 00:19:10,920
‫خوک‌های خوب!

451
00:19:13,066 --> 00:19:16,592
‫وای فوق‌العاده‌ان!
‫نگاه‌شون کن!

452
00:19:16,772 --> 00:19:18,765
‫نژاد کمیابی هستی!

453
00:19:19,327 --> 00:19:20,746
‫خب اون‌ها چند سال‌شونه؟

454
00:19:20,747 --> 00:19:22,593
‫داره یک سال‌شون می‌شه.

455
00:19:22,786 --> 00:19:24,552
‫عاشق اون جوراب‌هاشونم.

456
00:19:24,553 --> 00:19:26,005
‫منم!

457
00:19:27,812 --> 00:19:29,252
‫ولی یکی دیگه...

458
00:19:29,253 --> 00:19:30,360
‫خوکِ بزرگ‌تر.

459
00:19:30,960 --> 00:19:33,093
‫یه خوکِ خیلی بزرگ‌تر داره می‌اد.

460
00:19:33,526 --> 00:19:36,312
‫- چرا این یکی این‌قدر بزرگ‌تره؟
‫- خب سنش بیشتره.

461
00:19:36,359 --> 00:19:38,557
‫- چند سالشه؟
‫- این خوکِ مولده.
‫(خوک ماده بالغ)

462
00:19:38,558 --> 00:19:39,339
‫تقریبا 2 سال.

463
00:19:39,340 --> 00:19:41,052
‫قبلا بچه به دنیا آورده.

464
00:19:41,053 --> 00:19:42,379
‫قبلا همدیگه رو ندیدن.

465
00:19:42,380 --> 00:19:43,553
‫- عه ندیدن؟
‫- نه.

466
00:19:43,554 --> 00:19:46,086
‫پس ممکنه یه مدتی طول
‫بکشه تا بفهمن کی به کیه.

467
00:19:46,087 --> 00:19:47,519
‫این‌ها رو عقب نگه می‌دارم.

468
00:19:47,520 --> 00:19:50,606
‫و همه‌شون هم خوک ماده‌ان؟
‫- آره، آره.

469
00:19:51,000 --> 00:19:53,305
‫می‌بینی یال‌های پشتِ
‫گردن‌شون رو آوردن بالا.

470
00:19:53,306 --> 00:19:54,118
‫عه مثل یه سگ؟

471
00:19:54,119 --> 00:19:56,839
‫این‌طوری می‌فهمی که
‫با هم دیگه دعوا دارن.

472
00:19:56,840 --> 00:19:58,958
‫و از همدیگه خوش‌شون نمی‌اد چون...؟

473
00:19:58,959 --> 00:20:00,260
‫چون قبلا همدیگه رو ندیدن.

474
00:20:00,261 --> 00:20:01,908
‫به‌زودی با هم رفیق می‌شن.

475
00:20:02,946 --> 00:20:06,066
‫- دعوا! دعوا! دعوا!
‫- دخترها، مودب باشین!

476
00:20:06,153 --> 00:20:07,460
‫خیلی...

477
00:20:08,147 --> 00:20:09,319
‫اون خیلی بزرگ‌تره.

478
00:20:09,320 --> 00:20:12,013
‫ولی اون دوتا همدیگه رو دارن،
‫پس از خودشون دفاع می‌کنن.

479
00:20:14,506 --> 00:20:16,193
‫برق حصارها رو وصل کنیم؟

480
00:20:16,438 --> 00:20:17,966
‫اینم از این. وصله.

481
00:20:17,967 --> 00:20:20,020
‫وصله، پس اگه بخورن بهش...

482
00:20:20,780 --> 00:20:21,852
‫- ایناها!
‫- کار می‌کنه.

483
00:20:21,853 --> 00:20:23,820
‫فنس برقی قطعا روشنه.

484
00:20:23,821 --> 00:20:24,680
‫آره.

485
00:20:25,933 --> 00:20:30,219
‫<i>
‫حالا وقتش بود که بچه خوک‌هایِ
‫جوون رو بذاریم توی محوطه‌شون.

486
00:20:31,126 --> 00:20:32,000
‫ده‌ تا اینجا برات دارم.

487
00:20:32,001 --> 00:20:34,299
‫مشتاقانه منتظرم. خیلی عالیه.

488
00:20:37,720 --> 00:20:40,920
‫بیاید خوکولی‌ها!
‫به Diddly Squat خوش اومدین!

489
00:20:41,293 --> 00:20:43,919
‫- خیلی خوشگلن!
‫- بی‌نظیرن، نه؟

490
00:20:43,920 --> 00:20:45,272
‫آره، معرکه‌ان.

491
00:20:45,273 --> 00:20:46,480
‫«Piggly Squat»

492
00:20:46,481 --> 00:20:47,779
‫اسم گله‌شون اینه.

493
00:20:47,780 --> 00:20:49,199
‫نژاد فوق‌العاده‌ایه.

494
00:20:49,200 --> 00:20:52,099
‫وقتی خورشید می‌تابه به‌شون،
‫براق به نظر می‌رسن.

495
00:20:52,100 --> 00:20:53,233
‫رنگِ خرمایی‌ان.

496
00:20:53,234 --> 00:20:54,937
‫مثل شاه بلوطن.

497
00:20:54,938 --> 00:20:57,999
‫هیچکی اینجا «NSU Ro 80» رو به یاد نمی‌اره.

498
00:20:58,000 --> 00:21:00,325
‫یه ماشین بود به اسم «NSU Ro 80».<font color="#ff8c10">
‫(تولید NSU و Audi در 1967-1977)

499
00:21:00,326 --> 00:21:03,346
‫می‌تونستی دقیقا با همین رنگ بخریش.

500
00:21:03,347 --> 00:21:04,053
‫جدی؟

501
00:21:04,054 --> 00:21:06,026
‫نوعی برنز متالیک.

502
00:21:06,027 --> 00:21:07,081
‫آره.

503
00:21:08,100 --> 00:21:10,907
‫از همین حالا سیب‌زمینی‌ها رو پیدا کرده، نگاه.

504
00:21:11,226 --> 00:21:14,066
‫خیلی قشنگن! ببین چطور
‫می‌دوند. خوش‌شون اومده.

505
00:21:17,440 --> 00:21:19,813
‫چه ذوقی می‌کنه لیزا!

506
00:21:19,926 --> 00:21:21,739
‫چقدر شما نازین!

507
00:21:21,740 --> 00:21:23,772
‫عالی‌ان، مگه نه؟

508
00:21:23,773 --> 00:21:24,800
‫آره!

509
00:21:25,813 --> 00:21:26,999
‫«سیب‌زمینی! سیب‌زمینی!»

510
00:21:27,000 --> 00:21:28,219
‫نگاه دیوونه شدن!

511
00:21:28,220 --> 00:21:32,672
‫«ناهاره! واقعا ناهاره!
‫هر طرف که نگاه کنی!»

512
00:21:32,673 --> 00:21:35,339
‫نگاه چطور دنبال هم می‌دوند.
‫وای خدایا، خیلی نازن!

513
00:21:35,340 --> 00:21:37,707
‫اون یکی فکر می‌کنه سگه!

514
00:21:41,793 --> 00:21:43,466
‫چی کار می‌کنی اونجا؟

515
00:21:47,131 --> 00:21:49,578
‫خب تا کی باید اینجا باشن؟ چند ماه؟
‫بعدش می‌رن توی جنگل؟

516
00:21:49,579 --> 00:21:50,357
‫<font color="#ffd306">
‫- آره</font>
‫خب تا کی باید اینجا باشن؟ چند ماه؟
‫بعدش می‌رن توی جنگل؟

517
00:21:50,358 --> 00:21:52,811
‫- زمستون رو همین‌جان.
‫- سلام دخترها!

518
00:21:52,886 --> 00:21:55,111
‫تا وقتی که همه‌‌ی
‫سیب‌زمینی‌ها رو بخورن.

519
00:21:55,947 --> 00:21:58,620
‫- و راه افتادن.
‫- خوک‌هایِ Piggly Squat!

520
00:22:00,406 --> 00:22:03,293
‫<i>
‫در نهایت، مجبور شدیم
‫آخرین گروه خوک‌ها رو...

521
00:22:03,294 --> 00:22:05,174
‫<i>
‫توی آغلی آزاد کنیم که...

522
00:22:05,175 --> 00:22:07,455
‫<i>
‫قرار بود سکس توش رخ بده.

523
00:22:07,456 --> 00:22:10,709
‫پس این زمین وسطی برای
‫یه «ساو»، یه گیلت و یه «بور» هست.<font color="#ff8c10">
‫ (Boar خوکِ نر سالم و بالغ)

524
00:22:10,710 --> 00:22:12,617
‫پس ساو قبلا بچه داشته؟<font color="#ff8c10">
‫ (Sow خوک ماده بالغ که برای
‫تولید مثل استفاده می‌شود)

525
00:22:12,618 --> 00:22:14,597
‫- آره، گیلت...
‫- گیلت نداشته.

526
00:22:14,973 --> 00:22:16,772
‫این اسمش «میبل»ــه.
‫یه کمی شیطونه.

527
00:22:16,773 --> 00:22:19,426
‫- و میبل یه ساو هست؟
‫- آره.

528
00:22:19,992 --> 00:22:21,078
‫بیا «سارا».

529
00:22:21,080 --> 00:22:22,119
‫بیااا سارا!

530
00:22:22,120 --> 00:22:23,678
‫بیا عزیزم، بیا.

531
00:22:23,679 --> 00:22:25,779
‫می‌دونم که اسم خوک نرمون...

532
00:22:25,780 --> 00:22:26,924
‫«آژاکس»ــه!<font color="#ff8c10">
‫ (Ajax از اسطوره‌های یونان
‫و یکی از دلاوران نبرد تروا)

533
00:22:26,925 --> 00:22:28,806
‫- آژاکس؟
‫- آژاکس.

534
00:22:30,072 --> 00:22:31,093
‫ایناهاش.

535
00:22:31,173 --> 00:22:33,619
‫- بور جوونیه.
‫- آره.

536
00:22:35,340 --> 00:22:38,553
‫- اون‌قدر تپل و درشت
‫نیست که فکر می‌کردم.
‫- خب جوونه.

537
00:22:39,026 --> 00:22:40,839
‫اینم از این، نگاه.

538
00:22:41,459 --> 00:22:42,966
‫سلام! اینجا رو داشته باش!

539
00:22:42,967 --> 00:22:46,306
‫- دیدار سارا و آژاکس!
‫- «سلام دریانورد»!

540
00:22:46,307 --> 00:22:47,820
‫عشق در نگاه اول.

541
00:22:48,046 --> 00:22:49,480
‫دارن همو می‌بوسن.

542
00:22:51,206 --> 00:22:56,666
‫<i>
‫هر چند وقتی برای لذت بردن از
‫این صحنه‌ی «میلز و بون» نداشتیم.</i><font color="#ff8c10">
‫ (Mills & Boon ناشر کتاب‌های عاشقانه)

543
00:22:59,520 --> 00:23:03,138
‫<i>
‫چون باید خونه‌ی سکسِ
‫تیمی‌شون رو می‌ساختیم،

544
00:23:03,139 --> 00:23:05,012
‫<i>
‫قبل از تاریک شدن هوا.

545
00:23:07,466 --> 00:23:09,312
‫بفرما اینم خونه‌تون.

546
00:23:09,646 --> 00:23:12,646
‫آژاکس و سارا و میبل.

547
00:23:16,073 --> 00:23:17,993
‫پس اگه یه صدای «دنگ» بلند اومد،

548
00:23:17,994 --> 00:23:19,800
‫یعنی یه خوک رو له کرده‌ام.

549
00:23:21,173 --> 00:23:22,093
‫خوبه.

550
00:23:23,207 --> 00:23:24,826
‫هم‌اکنون...

551
00:23:25,220 --> 00:23:26,720
‫هوا تاریک شد.

552
00:23:33,459 --> 00:23:34,379
‫خب.

553
00:23:35,119 --> 00:23:36,303
‫اوه اوه!

554
00:23:36,486 --> 00:23:39,613
‫ساو داره به لیزا ملحق می‌شه.

555
00:23:40,032 --> 00:23:41,545
‫اینم از این.

556
00:23:41,632 --> 00:23:42,472
‫وای نه!

557
00:23:42,473 --> 00:23:45,312
‫دیگه بدتر، بور هم اضافه شد.

558
00:23:45,800 --> 00:23:46,680
‫و این...

559
00:23:46,806 --> 00:23:47,626
‫نه، نه، نه!

560
00:23:47,627 --> 00:23:49,419
‫همه‌تون با هم نه!

561
00:23:53,126 --> 00:23:54,406
‫جرمی؟

562
00:23:56,000 --> 00:23:57,240
‫خدایا!

563
00:24:01,440 --> 00:24:05,366
‫<font color="#ffe017">
‫ [موسیقی: Tomorrow’s Gonna Be a Brighter Day
‫از Jim Croce]

564
00:24:06,880 --> 00:24:09,999
‫<i>♪ I'm sorry for the things that I told you ♪
‫♪ متاسفم بابت چیزهایی که بهت گفتم ♪</i>

565
00:24:10,186 --> 00:24:11,986
‫<i>♪ But words only go so far ♪
‫♪ کلمه‌ها فقط تا یه جایی پیش می‌رن ♪</i>

566
00:24:12,520 --> 00:24:15,799
‫<i>♪ And if I had my way,
‫♪ I would reach into Heaven
‫♪ و اگه راه خودم رو داشتم،
‫به بهشت می‌رسیدم ♪</i>

567
00:24:15,800 --> 00:24:20,906
‫<i>
‫خوک‌های Piggly Squat
‫مشغولِ سکونت شدند.

568
00:24:21,773 --> 00:24:24,286
‫<i>♪ And pearls from a summer sea ♪
‫♪ و مروارید‌هایی از یه دریای تابستونی ♪</i>

569
00:24:24,499 --> 00:24:27,199
‫<i>♪ But all I can give you is
‫ ♪ a kiss in the morning
‫♪ اما تموم چیزی که می‌تونم
‫بهت بدم یه بوسه صبحگاهیه ♪</i>

570
00:24:27,200 --> 00:24:28,993
‫<i>♪ And a sweet apology ♪
‫♪ و یه عذرخواهی شیرین ♪</i>

571
00:24:31,440 --> 00:24:35,120
‫<i>♪ And tomorrow's gonna be a brighter day ♪
‫♪ و فردا روز روشن‌تری خواهد بود ♪</i>

572
00:24:35,373 --> 00:24:38,359
‫<i>
‫در همین حال، من هم به
‫زندگی کشاورزانه ادامه دادم،

573
00:24:38,360 --> 00:24:39,753
‫<i>
‫که این هفته شامل یکی از اون...

574
00:24:39,754 --> 00:24:43,373
‫<i>
‫گپ‌وگفت‌های جمجمه بی‌حس‌کنِ چارلی می‌شد.

575
00:24:43,374 --> 00:24:45,293
‫اگه بخوایم جنگل بکاریم،

576
00:24:45,294 --> 00:24:47,185
‫سازمانِ «Woodland Carbon Code» رو داریم.<font color="#ff8c10">
‫ (تعیین‌کننده قوانین و دستورالعمل‌های
‫مرتبط با تغییرات اقلیمی و دی‌اکسیدکربن)

577
00:24:47,186 --> 00:24:49,326
‫پس به‌طور خلاصه،

578
00:24:49,326 --> 00:24:51,418
‫می‌تونیم بذاریم‌شون توی یه چمن‌زار.

579
00:24:51,419 --> 00:24:53,245
‫باید تمایل‌مون رو به «Defra» بگیم.<font color="#ff8c10">
‫(وزارت محیط‌ زیست، غذا و امور روستایی)

580
00:24:53,246 --> 00:24:55,903
‫باید درخواستش رو تا آخر مارس بفرستیم.

581
00:24:58,200 --> 00:25:00,919
‫درصد معینی از درآمدشون رو...

582
00:25:00,920 --> 00:25:03,685
‫ به راهبری زیست‌محیطی،
‫اجتماعی و شرکتی اختصاص داده‌اند.

583
00:25:03,686 --> 00:25:06,793
‫به‌خصوص صنایع مواد غذایی،
‫در طرح شماره 3...

584
00:25:09,333 --> 00:25:12,418
‫<i>
‫و بعد از این‌که دو روز
‫بعد از خواب بیدار شدم،

585
00:25:12,419 --> 00:25:16,796
‫<i>
‫باید گندمِ اسپلتِ گران‌بها
‫رو به آسیاب می‌فرستادم.

586
00:25:16,797 --> 00:25:20,190
‫خب، این کامیون غلات
‫رو خودم تنهایی بار زدم،

587
00:25:20,439 --> 00:25:23,190
‫چون کیلب هنوز یه بچه نسل جدیده.
‫(سوسول و نازک‌نارنجیه)

588
00:25:23,606 --> 00:25:24,666
‫بریم تو کار.

589
00:25:58,300 --> 00:26:00,010
‫می‌تونیم اینو حذف کنیم؟

590
00:26:10,460 --> 00:26:12,333
‫<i>
‫یک هفته پس از رسیدن خوک‌ها،

591
00:26:12,334 --> 00:26:14,386
‫<i>
‫لیزا رو بردم تا اون‌ها رو ببینه،

592
00:26:14,386 --> 00:26:18,400
‫<i>
‫چون برنامه‌ی تولید مثلم
‫به مشکل خورده بود.

593
00:26:19,939 --> 00:26:22,618
‫خب مشکل بزرگی که دارم اینه که...

594
00:26:22,619 --> 00:26:26,879
‫هر وقت که ببینی اون
‫خوک نر سوار ماده شده...

595
00:26:27,553 --> 00:26:30,999
‫چطوری بگم آخه؟
‫چیزش نمی‌رسه!

596
00:26:31,533 --> 00:26:32,879
‫باید کمکش کنی؟

597
00:26:32,880 --> 00:26:34,672
‫خب، اون خیلی کوچیک‌تره.

598
00:26:34,859 --> 00:26:36,266
‫- از ماده‌ها.
‫- آره.

599
00:26:36,360 --> 00:26:38,472
‫پس هر وقت که سوارش می‌شه...

600
00:26:38,473 --> 00:26:40,040
‫آلتش...

601
00:26:40,846 --> 00:26:42,680
‫اون‌قدر دراز نیست که...

602
00:26:42,820 --> 00:26:44,419
‫وارد واژن اون بشه.

603
00:26:44,420 --> 00:26:45,780
‫خب مطمئنم که...

604
00:26:45,781 --> 00:26:46,625
‫[نامفهوم]

605
00:26:46,626 --> 00:26:49,092
‫بالاخره یه راهی داره دیگه، مگه نه؟

606
00:26:49,827 --> 00:26:51,399
‫سلام، خوک‌ها.

607
00:26:51,646 --> 00:26:53,886
‫<i>
‫خوشبختانه، سر وقت رسیدیم،

608
00:26:53,887 --> 00:26:55,749
‫<i>
‫تا ببینیم که چطور نر کوچولو...

609
00:26:55,750 --> 00:27:00,622
‫<i>
‫ تلاش دیگری برای سوار شدن بر
‫ماده‌ی خیلی بزرگ‌تر انجام می‌ده.

610
00:27:01,467 --> 00:27:02,547
‫ایناها!

611
00:27:03,279 --> 00:27:04,999
‫نگاه، مشکل همین‌جاست.

612
00:27:05,127 --> 00:27:07,527
‫نگاه چقدر کوچیک‌تره.

613
00:27:07,640 --> 00:27:08,965
‫خیلی کوچیکه.

614
00:27:08,966 --> 00:27:10,446
‫نمی‌ره داخلش.

615
00:27:10,760 --> 00:27:12,566
‫یالا بکن توش دیگه. توش نیست.

616
00:27:12,567 --> 00:27:15,132
‫توش نیست، احمقِ کودن!

617
00:27:15,447 --> 00:27:17,513
‫راستش اصلا بیرون هم نمی‌اد.

618
00:27:17,513 --> 00:27:18,684
‫کیرش کنده شده.

619
00:27:18,685 --> 00:27:20,839
‫کجا رفته پس؟
‫کیرش نمی‌اد بیرون.

620
00:27:21,326 --> 00:27:22,880
‫یالا دیگه!

621
00:27:28,713 --> 00:27:30,916
‫نمی‌دونم این یکیو باید چه کنیم.

622
00:27:31,306 --> 00:27:33,318
‫خوک ماده که خیلی صبوره.

623
00:27:33,319 --> 00:27:35,179
‫خب داره زجر می‌کشه.

624
00:27:35,180 --> 00:27:37,240
‫باید پاهات رو ببری جلوتر.

625
00:27:38,540 --> 00:27:42,087
‫افتضاح‌ترین سکسی بود
‫که تا به حال دیده‌ام.

626
00:27:43,219 --> 00:27:45,399
‫- دهنش آسفالت شده.
‫- هلش داد!

627
00:27:45,400 --> 00:27:47,845
‫وای نه، برقش گرفت.

628
00:27:49,480 --> 00:27:51,440
‫نگاه داره عذرخواهی می‌کنه.

629
00:27:52,338 --> 00:27:55,959
‫<i>
‫تصمیم گرفتیم که بذاریم برای یک
‫هفته دیگه هم توی آغلِ سکس باشه،

630
00:27:55,960 --> 00:28:00,600
‫<i>
‫به امید این‌که بتونه مسئله‌ی
‫«پرنده‌ها‌ و زنبورها» رو حل کنه.</i><font color="#ff8c10">
‫ (اصطلاحی برای توضیح دادن
‫روابط جنسی به کودکان)

631
00:28:03,460 --> 00:28:06,206
‫<i>
‫بدین معنا بود که می‌تونیم
‫روی چیزهای دیگه تمرکز کنیم،

632
00:28:06,207 --> 00:28:07,586
‫<i>
‫که بدرد بخور بود.

633
00:28:07,586 --> 00:28:09,912
‫<i>
‫چون چند روز قبل...

634
00:28:10,573 --> 00:28:12,965
‫<i>
‫«جرمی»، کشاورزی که
‫پایین جاده زندگی می‌کنه،

635
00:28:12,966 --> 00:28:15,478
‫<i>
‫تعدادی از دوستان قدیمی رو برگردوند.

636
00:28:15,900 --> 00:28:16,927
‫بفرمایین.

637
00:28:17,146 --> 00:28:18,900
‫ببین کی برگشته!

638
00:28:19,233 --> 00:28:21,240
‫سلام گوسفندها!

639
00:28:23,880 --> 00:28:28,713
‫<i>
‫لحظه‌ای که فقط کمی
‫با یه گافِ معاشرتی خراب شد.

640
00:28:28,966 --> 00:28:30,579
‫سلام، جرمیِ جوان.

641
00:28:30,659 --> 00:28:32,677
‫- سلام لیزا، حالت چطوره؟
‫- خوبم، آره.

642
00:28:32,685 --> 00:28:34,585
‫- ازدواجت رو تبریک می‌گم.
‫- ممنون.

643
00:28:34,586 --> 00:28:35,819
‫من خبر نداشتم.

644
00:28:35,820 --> 00:28:37,578
‫آره، به عروسی دعوت شدیم، عزیزم.

645
00:28:37,579 --> 00:28:40,318
‫- می‌دونستم البته، اوضاع چطوره؟
‫- آره.

646
00:28:43,166 --> 00:28:45,292
‫<i>
‫بعدش نوبت به آماده‌سازی طویله رسید،

647
00:28:45,293 --> 00:28:48,979
‫<i>
‫جایی که گاوهای باقی‌مونده‌مون
‫زمستون رو در اون خواهند گذروند.

648
00:28:48,980 --> 00:28:51,093
‫<i>
‫کار دیگه‌ای که بازم کیلب...

649
00:28:51,094 --> 00:28:53,873
‫<i>
‫به‌طرز چشمگیری غایب بود.

650
00:28:54,000 --> 00:28:55,898
‫می‌دونی حالش بهتر شده؟
‫کامل خوب شده.

651
00:28:55,899 --> 00:28:57,599
‫این‌قدر خوب شده که رفته مسافرت.

652
00:28:57,600 --> 00:28:58,826
‫شوخی می‌کنی؟

653
00:28:59,033 --> 00:29:00,033
‫تا کِی؟

654
00:29:00,034 --> 00:29:00,745
‫کل هفته.

655
00:29:00,746 --> 00:29:02,252
‫- چی؟
‫- رفته «کورنوال».<font color="#ff8c10">
‫ (Cornwall یکی از شهرستان‌های
‫تشریفاتی در جنوب غربی انگستان)

656
00:29:02,253 --> 00:29:03,940
‫که خون دماغ می‌شه، چون...

657
00:29:03,941 --> 00:29:05,611
‫بیشتر از یه مایل از
‫چیپینگ نورتون فاصله داره.

658
00:29:05,612 --> 00:29:08,132
‫اما رفته، اونم توی این هوا.

659
00:29:08,240 --> 00:29:10,605
‫- به گمونم فکر می‌کنه که...
‫- خب؟

660
00:29:10,606 --> 00:29:13,246
‫بخشِ مزرعه اون، همون قسمت زراعی،

661
00:29:13,247 --> 00:29:15,986
‫چون هیچ‌کاری نمی‌تونه بکنه،
‫پس همون بهتر که مسافرته.

662
00:29:15,987 --> 00:29:17,792
‫- فکر می‌کردم مدیر مزرعه‌ست.
‫- بخشِ ما از مزرعه...

663
00:29:17,793 --> 00:29:20,393
‫...بخشِ سودآور مزرعه،

664
00:29:21,246 --> 00:29:23,046
‫...باید توش سخت کار کنیم.

665
00:29:30,000 --> 00:29:32,999
‫دنیا چطور بدون لودر تلسکوپی کار می‌کرده؟

666
00:29:33,000 --> 00:29:35,419
‫نمی‌دونم!

667
00:29:36,160 --> 00:29:37,513
‫آره، جلوتر.

668
00:29:42,059 --> 00:29:42,760
‫آره!

669
00:29:49,486 --> 00:29:50,785
‫گاوها بیاین!

670
00:29:50,786 --> 00:29:51,623
‫هی‌هو!

671
00:29:51,624 --> 00:29:53,480
‫آروم، هی‌هو!

672
00:29:54,019 --> 00:29:56,172
‫ببینین، هتل‌تون!

673
00:29:57,146 --> 00:29:58,000
‫هی‌هو!

674
00:29:58,001 --> 00:29:59,180
‫- برین.
‫- هی‌هو!

675
00:30:00,719 --> 00:30:02,399
‫خودشه، همینه.

676
00:30:02,400 --> 00:30:03,473
‫وای پسر!

677
00:30:03,753 --> 00:30:04,706
‫هورا!

678
00:30:05,847 --> 00:30:08,314
‫پنج ماه دیگه می‌ارم‌تون بیرون.

679
00:30:08,760 --> 00:30:10,759
‫اینو ببین، آقای گاو.

680
00:30:10,846 --> 00:30:11,720
‫خب.

681
00:30:12,140 --> 00:30:13,259
‫تموم شد.

682
00:30:14,273 --> 00:30:16,520
‫منظره‌ی دلپذیر و باصفاییه.

683
00:30:18,859 --> 00:30:19,779
‫تو...

684
00:30:20,160 --> 00:30:22,293
‫خوشمزه به نظر می‌ای.

685
00:30:29,999 --> 00:30:32,960
‫<i>
‫درحالی که همه این‌ها در جریان بود،
‫مجبور بودیم فرض کنیم که...

686
00:30:32,961 --> 00:30:36,565
‫<i>
‫خوکِ نر کارش رو توی آغل سکس انجام داده،

687
00:30:36,566 --> 00:30:41,753
‫<i>
‫و حالا می‌تونیم اون رو به خانم‌هایِ
‫توی آغل کناری معرفی کنیم.

688
00:30:43,639 --> 00:30:45,265
‫سلام، خوکولی‌ها.

689
00:30:45,267 --> 00:30:50,079
‫<i>
‫معلوم شد که این یکی از
‫خیس‌ترین و گیج‌کننده‌ترین...

690
00:30:50,080 --> 00:30:52,520
‫<i>
‫ ساعاتِ کل زندگیم بود.

691
00:30:53,720 --> 00:30:55,900
‫دوباره داره بارون می‌باره.

692
00:30:56,253 --> 00:30:58,500
‫باشه، «آنی لنکس».<font color="#ff8c10">
‫ (Annie Lennox نوازنده فلوت
‫و خواننده‌ی اسکاتلندی)

693
00:31:02,767 --> 00:31:06,503
‫ریدم توش، مثل «تتریس» می‌مونه.
‫این کجا باید بره؟<font color="#ff8c10">
‫ (Tetris بازی پازلیِ چیدن
‫مکعب‌های رنگی روی هم)

694
00:31:07,359 --> 00:31:09,192
‫خیلی شدید می‌باره.

695
00:31:09,400 --> 00:31:10,200
‫آره.

696
00:31:11,800 --> 00:31:13,620
‫حالا دیگه شدید شد.

697
00:31:13,760 --> 00:31:16,112
‫- سریع‌تر!
‫- دیگه تمومه، ادامه بده.

698
00:31:16,113 --> 00:31:18,226
‫- آره!
‫- آره، آفرین لیزا!

699
00:31:18,466 --> 00:31:19,579
‫آفرین بهت.

700
00:31:21,293 --> 00:31:23,626
‫یه‌جوری خورد به سیم‌های برق.

701
00:31:23,627 --> 00:31:25,799
‫می‌تونی جلوی بیرون
‫اومدن خوک‌ها رو بگیری؟

702
00:31:25,800 --> 00:31:28,419
‫حالا دیگه رسما دوشِ حمامه.

703
00:31:29,800 --> 00:31:30,993
‫نه نمی‌شه.

704
00:31:32,833 --> 00:31:34,360
‫کاملا درست گفتی.

705
00:31:35,043 --> 00:31:35,836
‫باید...

706
00:31:35,837 --> 00:31:37,504
‫می‌دونم به درستی اندازه‌ نگرفتیم، نه؟

707
00:31:37,505 --> 00:31:38,556
‫<font color="#ffd306">
‫- نه.</font>
‫می‌دونم به درستی اندازه‌ نگرفتیم، نه؟

708
00:31:38,791 --> 00:31:40,120
‫«ما» نگرفتیم.

709
00:31:43,232 --> 00:31:45,299
‫خب، سریع اون یکی رو باز کن.

710
00:31:45,753 --> 00:31:47,080
‫اون یکی رو باز کن.

711
00:31:47,853 --> 00:31:49,799
‫و یه‌ جوری...

712
00:31:50,493 --> 00:31:52,292
‫خوکِ نر رو می‌ارم بیرون بدون این‌که....

713
00:31:52,293 --> 00:31:54,084
‫فقط اونی رو نیاز داریم که...

714
00:31:54,085 --> 00:31:55,176
‫آلت داره.

715
00:31:55,177 --> 00:31:56,437
‫عه؟ باشه.

716
00:31:56,666 --> 00:31:58,100
‫- اون نه.
‫- بیا نگاه کن.

717
00:31:58,327 --> 00:32:00,993
‫- بیسکوییت!
‫- وای نه ریدم!

718
00:32:01,140 --> 00:32:03,326
‫- اون دیگه از کجا اومد؟
‫- چی؟

719
00:32:03,506 --> 00:32:05,466
‫یکی از گیلت‌ها رفت داخل.

720
00:32:05,760 --> 00:32:08,220
‫- حالا کدوم به کدومه؟
‫- کدوم یکی بود؟

721
00:32:09,873 --> 00:32:11,000
‫این یکی؟

722
00:32:11,965 --> 00:32:13,699
‫آره، این. نارنجی کوچولوئه.

723
00:32:13,700 --> 00:32:15,512
‫خب، باید برگردونیمش.

724
00:32:15,513 --> 00:32:16,813
‫وای خدایا!

725
00:32:17,106 --> 00:32:19,493
‫از این کشاورزیِ کیری متنفرم!

726
00:32:19,526 --> 00:32:20,366
‫برید دیگه.

727
00:32:20,640 --> 00:32:21,559
‫بیاین.

728
00:32:23,586 --> 00:32:24,993
‫نه، نه وایسید.

729
00:32:25,200 --> 00:32:26,272
‫وایسید!

730
00:32:26,273 --> 00:32:27,299
‫برو، نه وایسا.

731
00:32:27,300 --> 00:32:29,680
‫تو وایسا! وایسا!

732
00:32:29,993 --> 00:32:32,239
‫<i>
‫همین‌طور که سعی می‌کردم
‫این جوونِ چموش رو بگیرم،

733
00:32:32,240 --> 00:32:33,760
‫<i>
‫خوک ماده‌ی بزرگ‌تر...

734
00:32:33,761 --> 00:32:35,400
‫<i>
‫اعصابش خرد شد که دوست پسرش...

735
00:32:35,401 --> 00:32:39,365
‫<i>
‫یهو به یه رقیبِ لاغر اندام‌تر علاقه‌مند شده.

736
00:32:39,793 --> 00:32:40,953
‫نه، نه بسه!

737
00:32:41,113 --> 00:32:42,619
‫حسودیش می‌شه.

738
00:32:43,226 --> 00:32:45,052
‫می‌خواد بزنه توش!

739
00:32:45,746 --> 00:32:47,320
‫سوارش شد!

740
00:32:47,760 --> 00:32:50,919
‫ولی خوک ماده‌ی بزرگ
‫می‌خواد زیر اون باشه.

741
00:32:52,183 --> 00:32:56,465
‫ببین اگه ادای تلمبه زدن
‫روش رو براش در بیارم،

742
00:32:56,466 --> 00:32:58,212
‫دست از سر اون‌ها
‫برمی‌داره دیگه، درسته؟

743
00:32:58,213 --> 00:32:59,919
‫آره، ولی باید این یکی رو... نه.

744
00:32:59,920 --> 00:33:02,020
‫نگاه حسودیش می‌شه!

745
00:33:02,153 --> 00:33:05,239
‫<i>
‫تنها راه حل این بود که
‫حواسِ خوک بزرگ‌تر رو...

746
00:33:05,240 --> 00:33:08,006
‫<i>
‫با چیزی بهتر از سکس پرت کنیم.

747
00:33:08,306 --> 00:33:10,333
‫بیا یه بیسکوییت مغزدار زنجبیلی بخور.

748
00:33:10,334 --> 00:33:13,126
‫- اینو ببین.
‫- حالا دیگه حواسش نیست
‫که من خوک نر نیستم.

749
00:33:13,279 --> 00:33:14,405
‫می‌بینیش؟

750
00:33:14,880 --> 00:33:17,046
‫می‌خوام ببینم کیرش...
‫آره، کیرش بیرونه!

751
00:33:17,047 --> 00:33:18,526
‫- باشه.
‫- کیرش بیرونه!

752
00:33:18,527 --> 00:33:20,327
‫و داخلشه، توشه!

753
00:33:20,432 --> 00:33:22,719
‫- این نمی‌دونه که...
‫- نه، بذار کارشو تموم کنه.

754
00:33:22,720 --> 00:33:25,325
‫- ...که من خوک نیستم.
‫- نه، فقط بذار تمومش کنه.

755
00:33:25,326 --> 00:33:27,464
‫بیسکوییت بیار، عزیزم.
‫بیسکوییت بیار!

756
00:33:27,466 --> 00:33:29,440
‫ولی برای کدومش؟

757
00:33:29,441 --> 00:33:32,320
‫- برای این.
‫- نگاه، مجذوب همه‌ی این‌ها شده.

758
00:33:32,499 --> 00:33:35,525
‫نه، صورت‌تو نکن توش!
‫وای خدا!

759
00:33:35,526 --> 00:33:36,926
‫بیا بیسکوییت بخور.

760
00:33:37,066 --> 00:33:38,039
‫وای خدایا.

761
00:33:38,040 --> 00:33:40,485
‫این طولانی‌ترین...
‫- یالا دیگه پسر.

762
00:33:40,486 --> 00:33:43,713
‫جرمی، فکر کنم اینجاشو تو باید انجام بدی.

763
00:33:45,720 --> 00:33:47,005
‫هنوز تموم نکرده؟

764
00:33:47,006 --> 00:33:49,465
‫جرمی، می‌تونی پشتِ
‫اینو کمی فشار بدی، لطفا؟

765
00:33:49,466 --> 00:33:50,818
‫و من بیسکوییت بدم به‌شون.

766
00:33:50,819 --> 00:33:51,792
‫بیا اینجا.

767
00:33:52,039 --> 00:33:52,772
‫خب،

768
00:33:52,773 --> 00:33:55,179
‫باید خیال کنه که داره سکس می‌کنه.

769
00:33:55,180 --> 00:33:59,019
‫و من هم‌اکنون دارم این تصور رو
‫بهش القا می‌کنم، طبق دستورات.

770
00:33:59,199 --> 00:34:02,739
‫ولی داره بیسکوییت و
‫سکس رو با هم سرو می‌کنه.

771
00:34:03,026 --> 00:34:04,445
‫و بیسکوییت رو ترجیح می‌ده.

772
00:34:04,447 --> 00:34:07,373
‫- بیا بیسکوییت، بیسکوییت!
‫- می‌شه عجله کنی؟

773
00:34:08,420 --> 00:34:09,699
‫خدایی.

774
00:34:10,519 --> 00:34:11,978
‫تو هم داری سکس می‌کنی.

775
00:34:11,979 --> 00:34:15,306
‫عاشقانه، رومانتیک، عینِ «بری وایت».<font color="#ff8c10">
‫ (Barry White خواننده و آهنگ‌ساز آمریکایی)

776
00:34:21,752 --> 00:34:24,872
‫نه نکن!
‫لیزا، فقط حواست به خوکِ باشه!

777
00:34:24,933 --> 00:34:26,786
‫- کارشون رو خراب می‌کنی!
‫- بیسکوییت، بیسکوییت.

778
00:34:26,787 --> 00:34:28,600
‫نیارش بیرون!

779
00:34:29,819 --> 00:34:31,552
‫باید توی یه دقیقه تمومش کنه.

780
00:34:33,139 --> 00:34:34,252
‫عه تموم کرد!

781
00:34:34,300 --> 00:34:36,487
‫مقدار زیادی اسپرم!

782
00:34:36,886 --> 00:34:38,406
‫نه، نه!

783
00:34:38,673 --> 00:34:41,025
‫برگشت.
‫بکنِ خوک‌ها رفت.

784
00:34:41,173 --> 00:34:42,372
‫باشه، سریع.

785
00:34:42,486 --> 00:34:45,064
‫<i>
‫در نهایت، همه خوک‌ها رو جفت‌گیری کردیم،

786
00:34:45,065 --> 00:34:48,005
‫<i>
‫و برگردوندیم‌شون جایی که باید باشن.

787
00:34:48,146 --> 00:34:50,112
‫<i>
‫و حالا می‌تونستم استراحت کنم.

788
00:34:52,540 --> 00:34:53,780
‫پشمام!

789
00:34:55,340 --> 00:34:56,560
‫این دیه چه؟

790
00:34:59,066 --> 00:35:00,933
‫این دیگه چه زهرماریه؟

791
00:35:02,366 --> 00:35:05,966
‫یعنی یکی از خوک‌ها
‫استفراغ کرده تو جیبم؟

792
00:35:05,967 --> 00:35:07,226
‫شوخی می‌کنی؟

793
00:35:07,486 --> 00:35:09,173
‫- نگاه!
‫- این چیه...

794
00:35:12,467 --> 00:35:14,567
‫این دیگه چه کوفتیه؟

795
00:35:14,813 --> 00:35:15,420
‫اون...

796
00:35:19,126 --> 00:35:20,886
‫ای گندت بزنن!

797
00:35:38,567 --> 00:35:40,853
‫<i>
‫حالا تقریبا دو ماه بود که...

798
00:35:40,854 --> 00:35:43,027
‫<i>
‫اون یکی پسرِ دانکستری‌مون...

799
00:35:43,028 --> 00:35:45,815
‫<i>
‫گندم و لوبیاش رو توی زمین کاشته بود.

800
00:35:46,053 --> 00:35:48,059
‫<i>
‫و چارلی پیشنهاد داد که یه چک کنیم...

801
00:35:48,060 --> 00:35:51,806
‫<i>
‫که کشاورزی احیا‌کننده‌ی
‫اون چطور پیش می‌ره.

802
00:35:53,220 --> 00:35:54,737
‫خب، چارلی می‌تونم بپرسم که...

803
00:35:54,738 --> 00:35:57,378
‫تمام چیزهایی که شبیه به علف هستن...

804
00:35:57,379 --> 00:35:57,889
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫تمام چیزهایی که شبیه به علف هستن...

805
00:35:57,890 --> 00:35:59,458
‫علف که نیست؟ گندمه؟

806
00:35:59,459 --> 00:36:00,087
‫آره.

807
00:36:00,088 --> 00:36:02,912
‫این گندمه و این که اینجاست،

808
00:36:03,053 --> 00:36:03,760
‫این‌ها لوبیا هستن.

809
00:36:03,761 --> 00:36:06,191
‫- لوبیا بودن.
‫- با ریشه درش آوردم.

810
00:36:06,192 --> 00:36:07,539
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

811
00:36:07,540 --> 00:36:09,880
‫و این چیزیه که کیلب گفت جواب نمی‌ده...

812
00:36:09,881 --> 00:36:11,732
‫گفت که بذرپاش کار نمی‌کنه.

813
00:36:11,733 --> 00:36:13,520
‫- خب، کار کرد.
‫- درسته.

814
00:36:13,693 --> 00:36:15,639
‫- خیلی خوب شده، نه؟
‫- آره.

815
00:36:15,700 --> 00:36:16,513
‫کی می‌دونست آخه؟

816
00:36:16,514 --> 00:36:19,226
‫ Groove Armada سابق
‫کارِ خفنی اینجا انجام دادن.

817
00:36:19,227 --> 00:36:20,906
‫خب، خوب به نظر می‌رسه.

818
00:36:21,167 --> 00:36:22,086
‫و این‌که...

819
00:36:22,940 --> 00:36:23,687
‫نگاه.

820
00:36:23,746 --> 00:36:25,466
‫هیچ مریضی توش نیست. پاکِ پاکن.

821
00:36:25,467 --> 00:36:27,033
‫این همه کرم رو ببین، جرمی!

822
00:36:27,034 --> 00:36:29,059
‫این چیزیه که اون در موردش هیجان‌زده می‌شه.

823
00:36:29,060 --> 00:36:31,720
‫- کی؟ اون آره.
‫- آره، کرم‌های خاکی.

824
00:36:32,326 --> 00:36:33,952
‫می‌دونی این چیو نشون می‌ده؟

825
00:36:33,953 --> 00:36:36,532
‫نشون می‌ده که تو یه گیاهِ
‫کاملا سالم رو ریشه‌کن کردی،

826
00:36:36,532 --> 00:36:38,405
‫- ...بنابراین منو از مقداری پول محروم کردی.
‫- چند تا برآمدگی اینجاس داره.

827
00:36:38,406 --> 00:36:40,932
‫حالا که اینجاییم، بهتره یه درسِ
‫زیست‌شناسی هم داشته باشیم.

828
00:36:40,933 --> 00:36:42,358
‫یه چند تا گره روی اینجاشه.

829
00:36:42,359 --> 00:36:45,492
‫و توی حبوبات، این جاییه
‫که جادو رخ می‌ده،

830
00:36:45,493 --> 00:36:48,232
‫جایی که از هوا،
‫نیتروژن استخراج می‌کنه،

831
00:36:48,233 --> 00:36:50,392
‫و توی گیاه ذخیره‌ش می‌کنه.

832
00:36:50,393 --> 00:36:52,120
‫- این چیزیه که ما سعی داریم بکنیم؟
‫- آره.

833
00:36:52,121 --> 00:36:53,947
‫اما نه توی گیاه، توی خاک دیگه؟

834
00:36:53,948 --> 00:36:57,593
‫خب این توی خاک آزاد نمی‌شه
‫تا زمانی که بکشیمش و از بین ببریمش.

835
00:36:57,593 --> 00:36:58,661
‫ولی صورتی رنگ شدن.

836
00:36:58,662 --> 00:37:00,412
‫می‌بینی چطور صورتیِ گوشتی شدن؟

837
00:37:00,413 --> 00:37:01,187
‫آره.

838
00:37:01,188 --> 00:37:02,999
‫که یعنی فعالن.

839
00:37:03,078 --> 00:37:07,018
‫پس باکتری‌های توی
‫خاکت دارن نیتروژن می‌سازن.

840
00:37:07,306 --> 00:37:11,238
‫یه مرد از Groove Armada داره
‫توی خاک من نیتروژن می‌سازه.

841
00:37:11,239 --> 00:37:12,718
‫هیچکس تا حالا اینو نگفته.

842
00:37:12,719 --> 00:37:15,132
‫تا به حال به عنوان یه
‫جمله استفاده نشده.

843
00:37:17,086 --> 00:37:19,239
‫<i>
‫سپس من و چارلی
‫رفتیم به سمت دفتر،

844
00:37:19,240 --> 00:37:22,699
‫<i>
‫تا درباره اطلاعیه‌ی شورا بحث کنیم.

845
00:37:22,723 --> 00:37:23,722
‫«اخطار تعطیلی»

846
00:37:23,746 --> 00:37:26,705
‫<i>
‫که فقط رستوران رو تعطیل نکرد.

847
00:37:26,759 --> 00:37:31,499
‫<i>
‫حتی برقرار بودنِ فروشگاه
‫رو هم تقریبا غیرممکن کرد.

848
00:37:32,160 --> 00:37:34,159
‫<i>
‫از ما درخواست کردن که
‫بارِ کوچیک‌مون رو ببندیم،

849
00:37:34,160 --> 00:37:37,806
‫<i>
‫جایی که مشتری‌ها می‌تونستن
‫آبجویِ «هاوکستون»ــم رو بخرن.
‫(Hawkstone)

850
00:37:38,886 --> 00:37:42,766
‫<i>
‫نمی‌خواستن که ما ماشین‌ها
‫رو توی مزرعه‌ها پارک کنیم.

851
00:37:42,872 --> 00:37:45,805
‫<i>
‫و گفتند که باید دستشویی‌ها رو حذف کنیم.

852
00:37:46,213 --> 00:37:48,333
‫<i>
‫و بدتر از همه، اصرار داشتن که...

853
00:37:48,334 --> 00:37:50,519
‫<i>
‫باید ونِ برگر رو ببندیم.

854
00:37:50,946 --> 00:37:53,279
‫سفارش برای یه همبرگر،
‫دو تا ترافل، یه فلفلی.

855
00:37:53,280 --> 00:37:54,545
‫خیلی ممنون.

856
00:37:54,932 --> 00:37:59,203
‫<i>
‫که حالا تنها روش ممکن
‫برای فروش گوشت‌هامون بود.

857
00:37:59,300 --> 00:38:01,153
‫خیلی ممنون
‫ممنون.

858
00:38:03,060 --> 00:38:04,273
‫<i>
‫رستوران...

859
00:38:04,274 --> 00:38:06,726
‫<i>
‫فکر نکنم دیگه هیچ‌وقت برگرده،

860
00:38:06,727 --> 00:38:10,926
‫<i>
‫اما باید کاری برای محافظت
‫از فروشگاه‌مون می‌کردیم.

861
00:38:12,007 --> 00:38:13,200
‫فروشگاه مزرعه.

862
00:38:14,060 --> 00:38:14,826
‫فروشگاه مزرعه.

863
00:38:14,826 --> 00:38:16,793
‫چند تا انتخاب داریم.

864
00:38:16,794 --> 00:38:17,599
‫خب.

865
00:38:17,653 --> 00:38:20,251
‫اگه اون اطلاعیه‌ی اجرایی رو عملی کنن،

866
00:38:20,252 --> 00:38:21,445
‫«پارکینگ ممنوع»

867
00:38:21,446 --> 00:38:23,151
‫پارک کردن توی جاده رو هم ممنوع می‌کنن،

868
00:38:23,152 --> 00:38:26,505
‫و دیگه چیزی جز یه دونه
‫سیب نمی‌تونیم بفروشیم.

869
00:38:26,705 --> 00:38:31,131
‫پس داشتم فکر می‌کردم که
‫چرا مزرعه رو جابه‌جا نکنیم...

870
00:38:31,351 --> 00:38:32,192
‫...به اینجا؟

871
00:38:32,193 --> 00:38:35,572
‫اونجا خارج از محدوده‌یِ
‫«شورای محلی چدلینگتون»ــه.

872
00:38:35,573 --> 00:38:37,359
‫و مهم تر از همه، این بخش...

873
00:38:37,360 --> 00:38:40,672
‫توی محدوده‌یِ
‫«زیبایی طبیعی برجسته» نیست.<font color="#ff8c10">
‫ (AONB مناطق طبیعی حفاظت شده)

874
00:38:40,673 --> 00:38:41,600
‫نه.

875
00:38:41,713 --> 00:38:44,726
‫خب چی می‌شه اگه ببریمش اونجا؟
‫این یکی رو می‌بندیم.

876
00:38:44,727 --> 00:38:47,973
‫کلی ضرر کردیم، با اون
‫همه کاری که انجام دادیم،

877
00:38:48,080 --> 00:38:49,640
‫می‌دونی دیگه، برق‌کشی براش،

878
00:38:49,641 --> 00:38:51,665
‫نصب کردن دستشویی‌ها،

879
00:38:51,666 --> 00:38:53,472
‫کفِ بتنی، همه چیز...

880
00:38:53,473 --> 00:38:54,960
‫ساختنِ خود فروشگاه حتی.

881
00:38:54,961 --> 00:38:55,473
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫ساختنِ خود فروشگاه حتی.

882
00:38:55,533 --> 00:38:57,798
‫چرا نریم به شورا بگیم که:

883
00:38:57,799 --> 00:39:01,959
‫«نظرتون چیه اگه فروشگاه رو
‫به نوک بالایی مزرعه منتقل کنیم؟»

884
00:39:02,066 --> 00:39:04,899
‫خب نظریه رو گرفتم،
‫استدلالت رو هم گرفتم، اما...

885
00:39:05,093 --> 00:39:06,699
‫می‌دونستم یه «اما»یی هست.

886
00:39:06,786 --> 00:39:09,473
‫هیچ ضمانتی نیست
‫که اجازه‌ی اونجا رو بدن.

887
00:39:09,613 --> 00:39:12,360
‫پس کاری که باید بکنیم اینه که...

888
00:39:13,386 --> 00:39:16,277
‫- شخصا، به نظرم...
‫- به نظرت باهاشون بحنگیم؟

889
00:39:16,278 --> 00:39:18,471
‫فکر نکنم «جنگ» لزوما
‫کلمه‌ی درستی باشه.

890
00:39:18,472 --> 00:39:19,731
‫کلمه‌ی احساسی هست.

891
00:39:19,733 --> 00:39:21,926
‫ولی درواقع کاری که من
‫فکر می‌کنم باید انجام بدیم...

892
00:39:21,927 --> 00:39:25,558
‫دیدگاه‌های خودمون رو به شیوه‌ای
‫معقول، منطقی و عینی در میون بذاریم،

893
00:39:25,559 --> 00:39:27,638
‫- ...که قبلا...
‫- با این دیوث‌ها بجنگیم.

894
00:39:27,639 --> 00:39:29,078
‫...که قبلا انجام نشده.

895
00:39:29,079 --> 00:39:31,212
‫مثل میخ چادر بکوبیم‌شون تو زمین.

896
00:39:31,213 --> 00:39:33,360
‫خب فکر کنم درباره بعضی از نکات‌شون...

897
00:39:33,361 --> 00:39:33,840
‫باید محکم‌تر برخورد کنیم تا بقیه‌شون.

898
00:39:33,841 --> 00:39:35,066
‫[نامفهوم]
‫باید محکم‌تر برخورد کنیم تا بقیه‌شون.

899
00:39:35,067 --> 00:39:36,433
‫باید محکم‌تر برخورد کنیم تا بقیه‌شون.

900
00:39:36,500 --> 00:39:37,967
‫و مثلا...

901
00:39:37,968 --> 00:39:39,579
‫- مثلا...
‫- دستشویی‌ها.

902
00:39:39,580 --> 00:39:40,320
‫آره.

903
00:39:40,420 --> 00:39:42,092
‫خب گفتن نمی‌تونیم دستشویی داشته باشیم.

904
00:39:42,093 --> 00:39:45,613
‫پس وقتی یه دختر فروشنده
‫باشی و اجازه نداری که بری...

905
00:39:45,614 --> 00:39:48,272
‫- ...خب اصلا دستشویی در کار نیست.
‫- یا فروشنده‌ی پسر.

906
00:39:48,347 --> 00:39:49,567
‫می‌تونه هر کدوم باشه.

907
00:39:49,687 --> 00:39:52,106
‫خب سخت‌تره.
‫یه پسر نهایتش می‌ره پشت بوته.

908
00:39:52,107 --> 00:39:54,246
‫اگه اونجا کار می‌کنی و
‫نیاز داری که بری دستشویی،

909
00:39:54,247 --> 00:39:56,805
‫باید سوار ماشینت بشی،
‫مغازه رو ببندی،

910
00:39:56,806 --> 00:39:59,253
‫کل مسیر رو بری، باز برگردی.

911
00:39:59,254 --> 00:40:00,292
‫پس این یه مشکله.

912
00:40:00,293 --> 00:40:02,279
‫به‌هرحال، کاری که
‫به نظرم باید بکنیم...

913
00:40:02,286 --> 00:40:03,492
‫جابه‌جاش نکنیم.

914
00:40:03,613 --> 00:40:04,720
‫جابه‌جاش نکنیم.

915
00:40:04,786 --> 00:40:06,759
‫- با یه وکیل پایه یک صحبت کنیم.
‫- باهاشون هم دعوا نکنیم.

916
00:40:06,760 --> 00:40:11,040
‫و یه پاسخ قوی و عینی بدیم.

917
00:40:11,041 --> 00:40:12,040
‫قوی!

918
00:40:12,319 --> 00:40:13,167
‫آره.

919
00:40:13,766 --> 00:40:16,212
‫خب من داشتم «Yellowstone» رو می‌دیدم.<font color="#ff8c10">
‫(سریالی درام، وسترن-نو آمریکایی)

920
00:40:16,593 --> 00:40:18,719
‫هر وقت یکی اذیت‌شون می‌کرد،
‫می‌کشتنش،

921
00:40:18,720 --> 00:40:22,006
‫از مرز ایالت ردش می‌کردن
‫و می‌انداختنش توی یه دره.

922
00:40:22,486 --> 00:40:24,932
‫خیلی اون سکانس رو نگاه کرده‌ام.

923
00:40:28,986 --> 00:40:31,692
‫<i>
‫چارلی عقب‌نشینی کرد به دفتر کارش،

924
00:40:31,693 --> 00:40:34,506
‫<i>
‫تا روی درخواست تجدیدنظر کار کنه.

925
00:40:36,906 --> 00:40:38,332
‫<i>
‫و درحالی که اون مشغول بود،

926
00:40:38,333 --> 00:40:42,819
‫<i>
‫من و لیزا به کارِ گل‌آلودِ
‫پرورش خوک برگشتیم.

927
00:40:47,046 --> 00:40:49,209
‫ای ریدم توش! اینو نگاه.

928
00:40:54,999 --> 00:40:57,359
‫گیر کردیم و حالا نمی‌دونم چه کنیم.

929
00:41:00,700 --> 00:41:03,280
‫- توی گِل گیر کردیم.
‫- آره، اینم که...

930
00:41:03,281 --> 00:41:05,221
‫نگاه، اومدن بیرون تا نمایش رو ببینن.

931
00:41:05,222 --> 00:41:07,241
‫آره، اومدن بیرون تا به من بخندن.

932
00:41:07,359 --> 00:41:08,481
‫نگاه، دارن...

933
00:41:10,280 --> 00:41:13,242
‫نگاه‌شون کن!
‫چه بامزه‌ان! گوش‌های کوچولوشون!

934
00:41:13,243 --> 00:41:15,782
‫- «گوش‌هامون رو ببینین، گوش‌هامون!»
‫- صف کشیدن به ما بخندن.

935
00:41:15,783 --> 00:41:18,209
‫- خیلی سریع رشد می‌کنن.
‫- آره واقعا.

936
00:41:21,640 --> 00:41:22,507
‫خیلی‌خب.

937
00:41:22,508 --> 00:41:24,879
‫فکر کنم باید بپذیریم که این
‫دیگه همین‌جا می‌مونه...

938
00:41:24,880 --> 00:41:26,128
‫تا زمانی که...

939
00:41:26,129 --> 00:41:28,519
‫یخ بزنیم یا...

940
00:41:28,520 --> 00:41:31,320
‫نه، اگه تراکتور رو بیارم،
‫می‌تونیم درش بیاریم.

941
00:41:32,493 --> 00:41:34,280
‫<i>
‫وقتی که با لامبو برگشتم،

942
00:41:34,281 --> 00:41:37,300
‫<i>
‫من و لیزا یه سورپرایز کوچیک هم شدیم.

943
00:41:38,300 --> 00:41:39,353
‫سلام، لیزا.

944
00:41:39,559 --> 00:41:41,193
‫عه سلام K!

945
00:41:41,446 --> 00:41:44,320
‫- مسافرت چطور بود؟
‫- «جودیت»! برگشتی!

946
00:41:44,799 --> 00:41:45,740
‫جودیت؟

947
00:41:46,120 --> 00:41:48,272
‫- «جودیت چالمرز»
‫- کیه اصن؟<font color="#ff8c10">
‫ (Judith Chalmers مجری تلویزیون،
‫مشهور بابتِ برنامه‌های مسافرتیش)

948
00:41:48,273 --> 00:41:51,459
‫- یه آدم مسافرتی، مهم نیست حالا.
‫- یه بار کلا رفتم مسافرت.

949
00:41:52,326 --> 00:41:53,719
‫نظرت چیه؟

950
00:41:56,857 --> 00:41:58,223
‫بدک نیست، نه؟

951
00:41:58,789 --> 00:41:59,839
‫بدک نیست؟

952
00:41:59,840 --> 00:42:01,170
‫آره! نگاه!

953
00:42:01,584 --> 00:42:04,399
‫آخرین باری که این زمینو دیدم،
‫یه زمینِ سیب‌زمینی خوشگل بود.

954
00:42:04,400 --> 00:42:08,000
‫می‌دونم، حالا بهش نگاه کن.
‫یه شرکتِ بزرگ پرورش خوکه.

955
00:42:10,087 --> 00:42:11,494
‫محشره، مگه نه؟

956
00:42:11,495 --> 00:42:12,586
‫اولا...

957
00:42:12,747 --> 00:42:14,720
‫اولا گوش کن چی می‌گم.

958
00:42:15,046 --> 00:42:16,719
‫کدوم خری حصارکشی کرده؟

959
00:42:16,720 --> 00:42:17,859
‫ما!

960
00:42:17,860 --> 00:42:18,845
‫این «ما» کیه؟

961
00:42:18,846 --> 00:42:20,127
‫من و لیزا.

962
00:42:20,128 --> 00:42:22,799
‫اونم زیر بارون شدید، توی شب!

963
00:42:22,800 --> 00:42:24,846
‫کلِ حصارکشی رو انجام دادیم.

964
00:42:24,846 --> 00:42:26,919
‫- نگاه‌ش کن!
‫- چشه مگه؟

965
00:42:26,920 --> 00:42:29,979
‫خب، اول از همه این‌که تمام
‫ستون‌ها رو یه ارتفاع نزدین.

966
00:42:29,980 --> 00:42:31,792
‫ولی این‌که مهم نیست، کیلب.

967
00:42:31,793 --> 00:42:32,692
‫هست!

968
00:42:32,693 --> 00:42:34,905
‫و جاده هم که اونجاست!
‫بازم نگاه کن! نمی‌تونم...

969
00:42:34,906 --> 00:42:36,006
‫سخت‌گیر نباش.

970
00:42:36,007 --> 00:42:36,980
‫مشکل جاده چیه؟

971
00:42:36,981 --> 00:42:39,494
‫همه می‌تونن ببیننش.
‫ریدمان به نظر می‌رسه!

972
00:42:39,539 --> 00:42:41,014
‫- آها فهمیدم...
‫- نگاه! نگاه!

973
00:42:41,214 --> 00:42:42,421
‫این خطو نگاه کن!

974
00:42:42,422 --> 00:42:44,322
‫از نخ خط‌کشی استفاده کردی یا نه؟

975
00:42:44,399 --> 00:42:46,272
‫- چی؟
‫- از نخ خط‌کشی استفاده کردی؟

976
00:42:46,273 --> 00:42:47,626
‫خیلی وقت نداشتیم براش.

977
00:42:47,627 --> 00:42:50,167
‫مجبور شدیم عجله‌ای انجامش بدیم.

978
00:42:50,279 --> 00:42:52,299
‫بگذریم، بالاخره انجامش دادیم.

979
00:42:52,300 --> 00:42:55,632
‫حتی یکی‌شون هم فرار نکرده.
‫یه تابلو کنار جاده گذاشتیم که نوشته:

980
00:42:55,700 --> 00:42:58,033
‫«کیلب این حصارها رو ساخته.»

981
00:42:58,479 --> 00:43:00,186
‫خیلی عالیه.

982
00:43:00,553 --> 00:43:02,412
‫- پس...
‫- ولی خوک‌ها واقعا شگفت‌انگیزن.

983
00:43:02,413 --> 00:43:04,672
‫بذار توضیح بدم روال کار چطوریه، چون...

984
00:43:04,673 --> 00:43:06,479
‫- خوک!
‫- دارم یه کتاب می‌خونم.

985
00:43:06,520 --> 00:43:08,080
‫وینرها رو داریم.

986
00:43:08,099 --> 00:43:09,359
‫- اونجان.
‫- آره.

987
00:43:09,433 --> 00:43:13,206
‫یه خوک نر با دو تا ماده اینجا داریم.

988
00:43:13,206 --> 00:43:15,039
‫ولی از اونجا شروع کردیم،

989
00:43:15,040 --> 00:43:16,733
‫و بعد گذاشتیمش اینجا.

990
00:43:16,734 --> 00:43:18,672
‫- پیش این سه تا ماده.
‫- سه تا ماده؟

991
00:43:18,673 --> 00:43:21,426
‫- وایسا ببینم.
‫- پس الان ترتیب کل‌شون رو داده.

992
00:43:22,319 --> 00:43:25,199
‫نه واقعا یه سکس تیمیِ خوکی برقرار بود.

993
00:43:25,500 --> 00:43:27,079
‫- خوک نر رو گذاشتی اینجا؟
‫- آره.

994
00:43:27,080 --> 00:43:29,759
‫و بعد با فاصله یک هفته
‫گذاشتیش توی اون یکی قسمت؟

995
00:43:29,760 --> 00:43:30,680
‫آره.

996
00:43:32,326 --> 00:43:33,486
‫مشکلش چیه؟

997
00:43:35,960 --> 00:43:37,879
‫نه، شوخی می‌کنی دیگه؟

998
00:43:38,020 --> 00:43:40,346
‫خواهشا، بگو که دروغ می‌گی؟

999
00:43:40,626 --> 00:43:41,560
‫نه.

1000
00:43:42,059 --> 00:43:44,339
‫اصلا نوک سینه‌هاشون رو شمردی؟

1001
00:43:44,826 --> 00:43:47,416
‫- نه.
‫- یه خوک 14 تا نوک سینه داره.

1002
00:43:47,480 --> 00:43:50,278
‫آره؟ 10 تا 14 بچه به دنیا می‌آرن.

1003
00:43:50,279 --> 00:43:51,925
‫ولی خب انجامش دادم.

1004
00:43:51,926 --> 00:43:53,877
‫آره، ولی بینش فاصله انداختی.

1005
00:43:53,878 --> 00:43:55,018
‫نمی‌خوای که...

1006
00:43:55,019 --> 00:43:57,431
‫50 تا بچه خوک همزمان گیرت بیاد که.

1007
00:43:58,079 --> 00:44:02,166
‫قراره 50 تا بچه خوک کوچیک گیرت
‫بیاد که همزمان بدوند این‌ور اون‌ور.

1008
00:44:02,167 --> 00:44:03,408
‫جدی می‌گم!

1009
00:44:05,093 --> 00:44:06,213
‫لعنتی!

1010
00:44:07,855 --> 00:44:08,680
‫<font color="#ffe017">
‫« در قسمت بعد»

1011
00:44:08,680 --> 00:44:12,502
‫من در مورد انجام هر کاری اطراف
‫این رودخونه‌ها، خیلی محتاط هستم.

1012
00:44:13,080 --> 00:44:14,520
‫آررره!

1013
00:44:16,153 --> 00:44:16,940
‫لعنتی!

1014
00:44:16,941 --> 00:44:19,908
‫تا حالا همچین بی‌عرضه‌ای ندیده‌ام.

1015
00:44:21,766 --> 00:44:23,292
‫من...

1016
00:44:24,633 --> 00:44:25,979
‫هنگ کرده‌ام.

1017
00:44:26,703 --> 00:45:07,133
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
