WEBVTT

00:06.040 --> 00:09.325
‫
‫ [موسیقی: White Room از Cearm]

00:10.349 --> 00:17.449
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:18.306 --> 00:20.332
‫♪ In the white room ♪
‫♪ توی اتاق سفید ♪

00:20.333 --> 00:22.566
‫♪ With black curtains ♪
‫♪ با پرده‌های سیاه ♪

00:22.567 --> 00:25.100
‫♪ Near the station ♪
‫♪ نزدیکِ ایستگاه ♪

00:26.960 --> 00:29.046
‫♪ Black roof country ♪
‫♪ روستایی تیره بام ♪

00:29.160 --> 00:31.308
‫♪ No gold pavements ♪
‫♪ بدون پیاده‌روهای طلایی ♪

00:31.348 --> 00:34.360
‫♪ Tired starlings ♪
‫♪ سارهای خسته ♪

00:35.673 --> 00:39.911
‫♪ Silver horses ran down moonbeams ♪
‫♪ اسب‌های نقره‌ای زیر نور ماه می‌دوند ♪
«مزرعه کلارکسون»

00:40.112 --> 00:42.630
‫♪ In your dark eyes ♪
‫♪ در چشمان سیاه تو ♪
‫»3 مزرعه کلارکسون»

00:47.040 --> 00:50.020
‫
‫به «مزرعه کلارکسون» خوش برگشتین.

00:52.160 --> 00:55.159
‫
‫اواسط آگوستِ 2022 هست.

00:55.160 --> 00:57.559
‫خواهش می‌کنم، ممنون.
‫از کجا اومدین؟

00:57.560 --> 01:00.450
‫
‫و همه چیز به نظر آشنا می‌رسه...

01:00.451 --> 01:01.713
‫خشکه.

01:03.339 --> 01:05.206
‫
‫و ساده و روستایی...

01:07.033 --> 01:08.766
‫
‫و شگفت‌انگیز.

01:13.296 --> 01:14.639
‫اما متاسفانه،

01:14.640 --> 01:18.526
‫پشت صحنه، اصلا فوق‌العاده نیست، چون...

01:19.360 --> 01:21.899
‫هر چیزی که می‌تونست اشتباه پیش بره،

01:22.020 --> 01:23.406
‫اشتباه پیش رفت.

01:26.570 --> 01:29.163
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

01:29.164 --> 01:31.410
‫
‫«قسمت 17»
‫

01:31.411 --> 01:34.396
‫
‫«قسمت 17»
‫«غیرکشاورزی»

01:34.420 --> 01:41.420
ترجمه و تنظیم
AfshinSubs

01:41.760 --> 01:43.920
‫
‫بیاید با آب‌وهوا شروع کنیم.

01:44.113 --> 01:47.225
‫
‫بعد از خشک‌ترین تابستونِ 87 سال گذشته،

01:47.226 --> 01:50.813
‫
‫زمین خشکیده و مثل بتن سفت شده.

01:52.446 --> 01:56.405
‫
‫و در نتیجه، محصولات درحال نابودی بودن.

01:57.259 --> 02:00.758
‫خب وقتی سعی کنی سیب‌زمینی
‫رو جایی رشد بدی که رطوبتی نداره...

02:00.759 --> 02:03.319
‫ببین، پوستش سفت شده.
‫پس بیشتر از این رشد نمی‌کنه.

02:03.480 --> 02:04.671
‫یعنی چی پوستش سفت شده؟

02:04.672 --> 02:08.125
‫یعنی توی سیب‌زمینی‌های جدید،
‫اگه این کارو کنی، پوستش کنده می‌شه.

02:08.126 --> 02:10.191
‫- مثل «جرزی رویال»؟
‫- مثل جرزی رویال.
‫ (Jersey Royal سیب‌زمینی که در
‫جزیره جرزی در بریتانیا کاشت می‌شود)

02:10.192 --> 02:13.225
‫اما الان این‌ها پوست‌شون رو
‫بستن تا رطوبت از دست ندن.

02:13.226 --> 02:15.305
‫یعنی همین‌قدری بزرگ می‌شن؟

02:15.306 --> 02:16.219
‫آره.

02:17.060 --> 02:18.093
‫گوه توش!

02:19.246 --> 02:23.246
‫
‫«کیلب» یه دست این سیب‌زمینی‌هایِ
‫ریزه میزه رو برداشت کرد،

02:23.247 --> 02:25.006
‫
‫اما بی‌فایده بود.

02:25.306 --> 02:26.840
‫نه، فقط دارم همه‌شون رو می‌ریزم، نگاه.

02:26.841 --> 02:31.107
‫سیب‌زمینی‌ها این‌قدر کوچیکن
‫که از بین غلتک‌ها می‌افتن.

02:31.573 --> 02:33.906
‫داره همه‌شون رو می‌ریزه روی زمین.

02:35.553 --> 02:39.999
‫
‫در مزرعه کناری، گل‌های آفتاب‌گردون
‫هم داشتن زجر می‌کشیدن.

02:40.333 --> 02:42.899
‫ببین، دیگه داره آخر آگوست می‌رسه.

02:43.066 --> 02:45.600
‫این گل‌ها باید رسیده و کامل باشن،

02:45.601 --> 02:47.459
‫تا قبل از این‌که برداشت‌شون کنیم.

02:47.460 --> 02:49.806
‫- الان تخمه‌های این آماده‌ان؟
‫- نه.

02:49.933 --> 02:51.758
‫- بدرد نمی‌خوره.
‫- پس نمی‌تونیم برداشت‌شون کنیم؟

02:51.759 --> 02:53.079
‫فایده‌ای نداره، نه.

02:53.160 --> 02:55.126
‫ای گندش بزنن!

02:58.613 --> 03:00.765
‫
‫محصول بعدی، گل‌گاوزبان بود،

03:00.767 --> 03:03.273
‫
‫نوعی روغنِ ماهی گیاهی،

03:03.274 --> 03:05.894
‫
‫که بهم گفته شده بود اگه
‫رشد خوبی داشته باشه،

03:05.895 --> 03:08.027
‫
‫پول خوبی به جیب می‌زنم ازش.

03:11.126 --> 03:12.523
‫همه‌ش همین؟

03:14.140 --> 03:15.616
‫خیلی نیست، نه؟

03:17.500 --> 03:19.213
‫اون فقط... اون...

03:19.593 --> 03:23.306
‫یه مزرعه «گندمِ اسپلت»
‫این همه برام تولید کرد.
‫(نوعی گندم درشت و گرد
‫که در اروپا کشت می‌شود)

03:23.400 --> 03:26.220
‫یه مزرعه گل‌گاوزبان...

03:26.647 --> 03:27.713
‫این‌قدر!

03:28.513 --> 03:29.846
‫ای لعنتی!

03:32.253 --> 03:34.645
‫
‫خشکیِ خاک همچنین بدین معنی بود که...

03:34.646 --> 03:39.213
‫
‫کاشت دانه‌ی روغنیِ کلزا
‫هم در سال آینده، عملا نشدنیه.

03:39.327 --> 03:40.207
‫نگاه...

03:40.353 --> 03:41.920
‫وای خدایا این...

03:42.072 --> 03:44.178
‫چند روز پیش یه فوت
‫ زمین رو کندم. هیچی نبود.

03:44.179 --> 03:46.206
‫پس اگه کلزا توش بکاریم،

03:46.519 --> 03:48.025
‫رشد نمی‌کنه.

03:50.440 --> 03:53.405
‫
‫مهم‌تر از همه، رستورانِ
‫کوچولوی خوشگل‌مون بود...

03:53.406 --> 03:55.565
‫
‫که اوایل تابستون افتتاحش کرده بودیم،

03:55.566 --> 04:00.099
‫
‫تا غذایی که توی مزرعه رشد و
‫پرورش داده بودیم رو بفروشیم.

04:00.520 --> 04:02.293
‫- به‌‌سلامتی رفقا.
‫- به‌‌سلامتی.

04:02.533 --> 04:04.846
‫
‫اما فقط بعد از 6 هفته...

04:04.847 --> 04:07.991
‫
‫«اخطار تعطیلی»

04:07.992 --> 04:10.839
‫
‫شورا یک اطلاعیه‌ی اجرایی به ما ارائه داد،

04:10.840 --> 04:12.100
‫
‫و به ما گفت که...

04:12.101 --> 04:13.926
‫
‫باید تعطیل بشه.

04:14.580 --> 04:16.120
‫
‫سلام همگی.

04:16.300 --> 04:16.973
‫
‫حال‌تون چطوره؟

04:16.974 --> 04:19.040
‫
‫من که به شخصه به این
‫«گندم نی‌رشته» افتخار می‌کنم،

04:19.041 --> 04:20.573
‫
‫چون که معمولا توی ایتالیا رشد می‌کنه.

04:20.574 --> 04:22.599
‫
‫- همه خیلی سیر به نظر می‌رسن.
‫- استیک سینه بیارم؟

04:22.600 --> 04:24.100
‫
‫ممنون که تشریف آوردید.

04:30.686 --> 04:31.905
‫اطلاعیه‌ی اجرایی.

04:31.906 --> 04:34.600
‫
‫«شما موظف هستید که ظرف مدت شش هفته...

04:34.601 --> 04:36.978
‫
‫از تاریخ این اطلاعیه، اقدامات لازم را انجام دهید.»

04:36.979 --> 04:40.040
‫
‫«استفاده از هر قسمت از
‫زمین برای فروش یا تهیه غذا...

04:40.041 --> 04:42.919
‫
‫یا نوشیدنی به مردم یا برای
‫مصرف در زمین را متوقف کنید.»

04:42.920 --> 04:46.066
‫
‫«استفاده از هر قسمت از زمین
‫به عنوان رستوران یا کافه را متوقف کنید.»

04:46.067 --> 04:48.219
‫حتی با این که اجازه‌شو داریم.

04:48.799 --> 04:51.038
‫
‫«استفاده از هر قسمت از زمین
‫برای پارکینگ را متوقف کنید.»

04:51.040 --> 04:52.512
‫- چی؟
‫استفاده از هر قسمت از زمین»
‫برای پارکینگ را متوقف کنید.»

04:52.647 --> 04:55.160
‫
‫«زمین اطراف رستوران را به وضعیتی مشابه با...

04:55.161 --> 04:59.212
‫
‫زمین کشاورزی که اطراف آن را
‫احاطه کرده است، بازگردانید،

04:59.213 --> 05:01.999
‫
‫تمام سنگ‌ریزه‌ها و سایرِ
‫مواد رویه‌کاری را حذف کنید،

05:02.000 --> 05:04.359
‫
‫از جمله خرده‌سنگ و ماسه.»

05:04.360 --> 05:07.312
‫چرا نمی‌شه توی مزرعه
‫ماسه داشت؟ نمی‌دونم، به‌‌هرحال.

05:07.313 --> 05:10.519
‫
‫«تمام مصالح محوطه‌سازی،
‫از جمله صفحه‌های چوبی،

05:10.520 --> 05:12.993
‫
‫نرده‌های چوبی و خرده چوب‌ها را حذف کنید.»

05:13.539 --> 05:14.913
‫- خرده چوب‌ها که می‌پوسن.
‫- می‌دونم...

05:14.914 --> 05:17.233
‫دیگه کلا زده به سرشون.

05:17.333 --> 05:20.826
‫
‫«تمام گیاه‌ها و گلدان‌ها را حذف کنید.»

05:20.919 --> 05:23.226
‫- نمی‌تونی توی مزرعه
‫هم گیاه داشته باشی؟
‫- مسخره‌ست.

05:23.227 --> 05:26.714
‫فقط داریم دور سر خودمون
‫می‌چرخیم و کلی پول هدر می‌دیم...

05:26.854 --> 05:28.053
‫پول تو البته.

05:28.054 --> 05:29.672
‫- برای همیشه!
‫- و پول مالیات‌دهنده‌ها.
‫(بیت‌المال)

05:29.673 --> 05:31.192
‫خب، پول همه داره...

05:31.193 --> 05:33.494
‫داره زده می‌شه به کص گاو، مسخره‌ست!

05:33.495 --> 05:36.708
‫اون همه زحمتی که براش کشیدیم
‫و برگشتیم سر جای اول‌مون.

05:41.899 --> 05:43.479
‫
‫با تعطیلی رستوران،

05:43.480 --> 05:46.913
‫
‫دیگه توان مالی نگهداری
‫از همه گاوها رو نداشتیم.

05:47.620 --> 05:49.673
‫
‫می‌تونستیم گوساله‌ها رو نگه داریم،

05:49.674 --> 05:52.326
‫
‫تا چاق‌شون کنیم، اما مامان‌هاشون...

05:52.520 --> 05:54.219
‫
‫باید می‌رفتن.

05:59.333 --> 06:02.319
‫19 تا خریدیم، 8 گوساله
‫به دنیا آوردن، شدن 27 تا.

06:02.320 --> 06:03.972
‫2 تاشون رو کشتیم، شد 25 تا.

06:03.973 --> 06:05.686
‫- درسته.
‫- چند تا رو نگه می‌داریم؟

06:05.687 --> 06:06.809
‫- 12 تا.

06:07.020 --> 06:09.516
‫پس 13 تاشون می‌رن...

06:09.880 --> 06:12.406
‫13 تا پاسپورت اینجا دارم.

06:16.120 --> 06:17.400
‫ولش کردم.

06:17.960 --> 06:20.439
‫امروز واقعا غمگینم.

06:20.440 --> 06:23.319
‫چون توی یه سال گذشته،
‫هر وقت پنجره‌ها رو باز می‌کردم،

06:23.320 --> 06:24.854
‫صبح‌ها که پرده‌ها رو می‌زدم کنار،

06:24.855 --> 06:27.368
‫و گاوها رو می‌دیدم و عاشق‌شونم.

06:27.586 --> 06:29.526
‫صدای گاو درمی‌آوردن.

06:30.219 --> 06:33.612
‫هر روز صبح با دیدن‌شون دلم شاد می‌شد.

06:34.587 --> 06:36.707
‫گوساله‌ها امشب کمی ناراحت می‌شن دیگه نه؟

06:36.708 --> 06:39.059
‫امشب دیگه خوابت نمی‌بره.

06:39.060 --> 06:39.980
‫- اون‌ها نمی‌خوابن؟
‫- نه.

06:39.981 --> 06:41.488
‫نه، تو نمی‌تونی بخوای.

06:41.648 --> 06:43.781
‫تمام شب مادرهاشون رو صدا می‌زنن.

06:46.606 --> 06:49.265
‫- می‌تونم بپرسم، فلفل هم می‌ره دیگه؟
‫- آره.

06:49.266 --> 06:51.406
‫به نظرت چه بلایی سرش می‌اد؟

06:52.972 --> 06:55.521
‫اگه من بودم زیادی در موردِ
‫فلفل سوال نمی‌پرسیدم.

06:55.953 --> 06:59.113
‫سوال‌هایی نپرس که
‫نمی‌خوای جواب‌شون رو بدونی.

07:13.446 --> 07:14.520
‫خدایا.

07:17.200 --> 07:20.145
‫
‫تمام چیزی که از درگذشتگان باقی مونده بود،

07:20.146 --> 07:24.906
‫ ‫خاطرات سوزناکی از ‫لنز دوربین‌
گوشی‌مون بود. ‫ ‫«دوربین لیزا»

07:24.907 --> 07:27.410
‫
‫نه نه نه!

07:27.860 --> 07:28.720
‫
‫برید بیرون.

07:28.721 --> 07:30.385
‫
‫نه، تو هم برو بیرون.

07:30.386 --> 07:32.799
‫
‫بیرون!
‫نه، گل‌هامو نخور!

07:32.899 --> 07:33.932
‫
‫برید بیرون!

07:34.160 --> 07:35.587
‫
‫برید، هوش!

07:35.966 --> 07:36.813
‫
‫هوش!

07:37.299 --> 07:39.299
‫
‫تو هم آره، هوش!

07:41.506 --> 07:43.226
‫
‫جرمی؟

07:55.229 --> 07:56.583
‫یه فنجون چای؟

07:56.717 --> 07:57.430
‫آره.

07:57.431 --> 07:58.410
‫باشه.

08:04.063 --> 08:05.526
‫همه‌شون رو که ندادیم بره؟

08:05.527 --> 08:08.516
‫- نه، چند تایی‌شون رو نگه داشتیم.
‫- خوبه.

08:08.930 --> 08:11.116
‫همه اون‌هایی که به دنیا آوردیم رو.

08:18.800 --> 08:21.482
‫
‫با رفتن بیش از نیمی از گله،

08:21.483 --> 08:23.522
‫
‫برنامه سازگار با محیط‌ زیستم...

08:23.523 --> 08:26.158
‫
‫برای همکاری گاوها و مرغ‌ها با همدیگر...

08:26.159 --> 08:28.387
‫
‫برای تقویت کردن خاک،

08:28.388 --> 08:30.148
‫
‫خراب شد.

08:31.580 --> 08:33.179
‫زمین رو نگاه، «چارلی».

08:33.180 --> 08:35.038
‫- همه این‌ها برای خاک خوبه.
‫- آره، خاک جدید.

08:35.039 --> 08:38.132
‫آره، اما به لطفِ
‫«شورایِ منطقه غرب آکسفوردشر»،

08:38.133 --> 08:39.932
‫از این به بعد باید از
‫مواد شیمیایی استفاده کنیم.

08:39.933 --> 08:41.353
‫- کود نیتروژنی داریم.
‫- می‌دونم.

08:44.452 --> 08:46.839
‫
‫و همان‌طور که چارلیِ خندان بعدا توضیح داد،

08:46.840 --> 08:49.353
‫
‫امسال سالی نیست که...

08:49.354 --> 08:51.704
‫
‫بشه کود شیمیایی خرید.

08:53.867 --> 08:57.803
‫باید در مورد پیش‌بینی‌ها برای برداشتِ
‫محصولات سال 2023 واقع‌بین باشیم.

08:57.973 --> 08:59.373
‫- این قیمت گندمه.
‫- آره.

08:59.374 --> 09:00.979
‫و اگه به خط آبی توجه کنی،

09:00.980 --> 09:04.513
‫جایی که به اوج خودش،
‫هر تن 350 پوند رسیده.

09:04.779 --> 09:06.839
‫- قیمتش داره می‌ریزه؟
‫- داره می‌اد پایین.

09:06.840 --> 09:09.612
‫- چطور همچین اتفاقی می‌افته؟
‫- جنگ هنوز ادامه داره.
‫(تاثیرات جنگ روسیه و اوکراین)

09:09.799 --> 09:12.218
‫- الان تا 200 تا اومده پایین.
‫- الان دقیقا زیر 250 پونده.

09:12.219 --> 09:14.692
‫پس 150 پوند به ازای هر تن کاهش یافته.

09:15.445 --> 09:18.478
‫و می‌دونی که قیمت کودهای شیمیایی بالا رفته؟

09:18.479 --> 09:20.977
‫چقدر واسه کود خرج کردیم؟

09:20.978 --> 09:23.012
‫یه کمی بیشتر از 800 پوند برای هر تن.

09:23.013 --> 09:24.318
‫سه برابر بیشتر از حد معمول.

09:24.319 --> 09:27.199
‫سه برابر. پس سه برابر افزایش یافته.

09:27.640 --> 09:29.880
‫و قیمت گندم اومده پایین... کیر توش!

09:30.080 --> 09:32.073
‫خب سال گذشته،

09:32.074 --> 09:33.945
‫هزینه‌های رشد کمی داشتیم.

09:33.946 --> 09:36.472
‫اگه امسال، همون مقدار کود بخریم،

09:36.473 --> 09:40.219
‫فقط باید 100,000 پوند رو خرج کود کنیم.

09:40.766 --> 09:41.953
‫وحشتناکه!

09:42.640 --> 09:45.606
‫اگه بازدهی کم باشه، ممکنه بد باشه.

09:46.560 --> 09:49.612
‫و همچنین قیمت بنزین هم هست، قیمت سوخت.

09:49.613 --> 09:51.833
‫انرژی که برای خشک کردن
‫دانه‌ها مصرف می‌شه.

09:51.834 --> 09:53.820
‫هر طرف که سر بچرخونی...

09:53.960 --> 09:56.420
‫کشاورزی تحت تاثیرِ قیمت انرژیه.

09:57.152 --> 09:58.080
‫آره.

10:02.066 --> 10:05.259
‫
‫بدون دونستن این‌که در موردِ
‫پیش‌بینی تلخِ چارلی چه باید کرد،

10:05.260 --> 10:07.120
‫
‫رفتم تا «ویکتور» رو ببینم،

10:07.121 --> 10:09.600
‫
‫زنبوردارِ اوکراینی‌مون.

10:10.713 --> 10:11.846
‫چطوری ویکتور؟

10:11.847 --> 10:12.939
‫سلام جرمی.

10:12.986 --> 10:14.732
‫
‫که داشت کندوها رو بار می‌زد،

10:14.733 --> 10:18.626
‫
‫تا بتونیم آخرین نوبتِ
‫عسل‌مون رو استخراج کنیم.

10:20.126 --> 10:22.045
‫کلی زنبور مُرده اینجاست.

10:22.046 --> 10:24.499
‫عه خب، بدشانس بودن دیگه، نه؟

10:24.785 --> 10:28.018
‫مثل «نبرد دنباس»ــه.
‫ (Donbas نبردی در اوایل 2022 در
‫اوکراین با بیش از 43,000 کشته)

10:29.109 --> 10:30.530
‫چند پوند عسل داخل اینه؟

10:30.531 --> 10:33.797
‫من که می‌گم هر جعبه تقریبا 10 کیلو.

10:34.080 --> 10:37.419
‫- 10 کیلو؟
‫- هر جعبه. در کل حدود 100 پوند.

10:39.720 --> 10:42.910
‫- اینو... اوه همه‌ش عسله!
‫- آره.

10:43.336 --> 10:45.821
‫می‌تونی برآمدگی رو دو طرفش ببینی.

10:45.822 --> 10:46.576
‫آره.

10:46.577 --> 10:49.590
‫تا خرخره پر از عسله.

10:49.873 --> 10:52.299
‫- پشمام! چقدر عسل داریم!
‫- آره.

10:52.325 --> 10:55.065
‫تنها چیز توی مزرعه‌ست
‫که داره جواب می‌ده.

10:55.785 --> 10:59.366
‫به معنای واقعی کلمه تنها
‫چیزیه که داره پول می‌سازه.

11:00.600 --> 11:03.820
‫
‫بعد از گپ زدن با ویکتور،
‫یه فکری به ذهنم رسید.

11:03.873 --> 11:07.345
‫
‫ «Diddly Squat» بیشترش مزارع قابل کِشته،
‫(به معنایِ هیچ، پوچ و بی‌ثمر)

11:07.346 --> 11:12.626
‫
‫اما باید راه‌های دیگه‌ای هم برای
‫پول درآوردن به غیر از غلات باشه.

11:13.106 --> 11:15.293
‫
‫پس کلاه فکر کردنم رو سرم گذاشتم،
‫(حسابی در موردش فکر کردم)

11:15.294 --> 11:19.273
‫
‫و با سگ‌های همیشه
‫حرف گوش کنم، رفتم قدم زدن.

11:19.433 --> 11:20.400
‫بشین!

11:20.673 --> 11:21.600
‫اوی!

11:22.820 --> 11:25.220
‫«سانسا»، «آریا»، بشینین!

11:25.467 --> 11:26.400
‫آریا!

11:26.579 --> 11:27.680
‫بشین!

11:29.900 --> 11:31.340
‫پشمام!

11:31.713 --> 11:33.500
‫سانسا!
‫آریا!

11:34.586 --> 11:35.980
‫سانسا!
‫آریا!

11:35.981 --> 11:37.560
‫آریا!
‫سانسا!

11:41.759 --> 11:43.839
‫بهتره کمی صبر کنیم تا برگردن،

11:43.840 --> 11:47.713
‫تا قانع بشن که نمی‌تونن آهو رو بگیرن.

11:48.599 --> 11:52.005
‫اگه نگران «بامبی» هستید،
‫باید بگم که جاش کاملا امنه.

11:53.667 --> 11:56.360
‫این همون چیزیه که من
‫بهش می‌گم «پرچین فراوانی».

11:56.460 --> 11:59.220
‫چیزهای زیادی توش رشد می‌کنه.

11:59.433 --> 12:01.638
‫نیم مایل یا بیشتر طولشه.

12:01.639 --> 12:04.625
‫حدود 30 فوت عرضشه،
‫همین‌طور که اینجا می‌تونین ببینین.

12:05.153 --> 12:06.760
‫پر از توته.

12:07.753 --> 12:08.999
‫تمشک.

12:09.287 --> 12:11.414
‫این‌ها آلو بخارا هستن.

12:11.533 --> 12:12.693
‫آلو بخارا.

12:12.819 --> 12:15.212
‫آقطی.
‫(گیاهی شبیه به انگور،
‫در ایران معروف به انگور کولی)

12:16.746 --> 12:19.213
‫پس شد آقطی، آلو بخارا...

12:19.800 --> 12:21.053
‫میوه گل رز،
‫(میوه‌ای شبیه به گوجه گیلاسی
‫که از گل رز نسترن تهیه می‌شود)

12:21.054 --> 12:24.314
‫تمشک، سیب، «گالو» و آلو.
‫ (میوه‌ای بنفش رنگ از زیرگونه آلو)

12:27.113 --> 12:31.146
‫
‫بعد از کمی نشستن با
‫نوشیدنیِ مخصوصِ فکر کردنم،

12:31.146 --> 12:33.906
‫
‫شروع کردم به ریختن یه برنامه.

12:35.126 --> 12:37.430
‫داشتم فکر می‌کردم که این مزرعه...

12:37.431 --> 12:38.912
‫1,000 جریبه.
‫(تقریبا 500 هکتار)

12:38.913 --> 12:41.006
‫اما من فقط...

12:41.793 --> 12:43.379
‫حدود 500 جریبش رو کشاورزی کرده‌ام.
‫(هر جریب حدود 4,840 متر مربع)

12:43.380 --> 12:45.439
‫500 تای دیگه...

12:45.726 --> 12:48.607
‫جنگل و مراتع گل‌های وحشی و...

12:48.608 --> 12:50.214
‫چیزهای دیگه‌ست.

12:50.719 --> 12:54.825
‫اما 500 جریبی که کشاورزی
‫نمی‌کنم، پر از توت و...

12:55.459 --> 13:00.406
‫و سیب و «علف چشمه»
‫و سیر وحشی و آهو هست.
‫(گیاهی از دسته شب‌بوها
‫حاوی میزان زیادی آهن و کلسیم)

13:02.759 --> 13:05.612
‫نمی‌دونم آیا می‌شه
‫زمین غیر زراعی رو هم...

13:06.133 --> 13:09.826
‫...کشاورزی کرد یا نه؟
‫می‌خوام بدونم که می‌تونم...

13:10.380 --> 13:13.997
‫...از بخشی از مزرعه که
‫کشاورزی نمی‌کنم، پول در بیارم؟

13:16.979 --> 13:18.479
‫شورا که نمی‌تونه جلوی اینو بگیره، نه؟

13:18.480 --> 13:21.406
‫یعنی می‌تونن زورشون
‫رو بزنن، ولی نمی‌تونن.

13:22.987 --> 13:25.919
‫
‫توی ذهن من، این ایده خوبی بود.

13:26.039 --> 13:29.919
‫
‫اما پول درآوردن از جنگل و چمن‌زار و پرچین‌ها...

13:29.920 --> 13:32.600
‫
‫کلی کار و دردسر داره.

13:35.499 --> 13:38.792
‫
‫پس با شماره دو خودم جلسه‌ای تشکیل دادم.

13:39.273 --> 13:42.019
‫یه چیز جدی دارم که باید بهت بگم.

13:43.759 --> 13:46.105
‫یه تصمیم بزرگ گرفته‌ام.

13:46.766 --> 13:50.619
‫از این به بعد دیگه راننده‌ی
‫تراکتور در این مزرعه نیستی.

13:51.673 --> 13:53.080
‫پس چی‌ام؟

13:54.706 --> 13:58.506
‫تصمیم گرفتم که تو رو مدیر مزرعه کنم.

13:59.366 --> 14:00.718
‫- واقعا؟
‫- آره.

14:00.866 --> 14:03.799
‫می‌خوام که بخش کشاورزی رو تو اداره کنی.

14:04.933 --> 14:05.913
‫اخراجی!

14:06.166 --> 14:07.206
‫چی؟

14:07.339 --> 14:08.240
‫اخراجی!

14:08.241 --> 14:10.088
‫نمی‌تونی منو اخراج کنی که،
‫من اینجا رییسم!

14:10.089 --> 14:11.518
‫منم مدیر مزرعه‌ام.

14:11.519 --> 14:12.879
‫- اخراجی!
‫- اخراج نیستم!

14:12.880 --> 14:13.720
‫هستی!

14:13.721 --> 14:16.778
‫نیستم، چون هنوز نشنیدی
‫که قراره چطور پیش بره.

14:16.779 --> 14:18.439
‫بهم بگو، بعدش اخراجی.

14:18.733 --> 14:20.612
‫می‌خوام این‌طوری پیش بره.

14:20.680 --> 14:24.212
‫من باید امسال روی پول درآوردن از...

14:24.213 --> 14:27.358
‫اون بخشی از مزرعه که
‫کشاورزی نشده، تمرکز کنم.

14:27.359 --> 14:29.279
‫- خب؟
‫- تو حتی تا حالا اینجاها نرفتی.

14:29.280 --> 14:30.280
‫نه.

14:30.527 --> 14:34.099
‫و این یعنی این‌که
‫من دیگه وقت ندارم...

14:34.366 --> 14:36.816
‫تا روی این قسمت از مزرعه تمرکز کنم.

14:36.817 --> 14:38.092
‫روی بخش زراعی، آره.

14:38.093 --> 14:41.499
‫پس تو رو می‌ذارم مسئول بخش زراعی.

14:41.926 --> 14:44.606
‫و منم روی این تمرکز می‌کنم.

14:45.126 --> 14:47.359
‫و همین الان یه چیزی به ذهنم رسید.

14:47.360 --> 14:49.352
‫چرا تبدیلش نکنیم به یه رقابت؟

14:49.353 --> 14:51.759
‫ببینیم کی توی 12 ماه آینده
‫بیشتر پول درمی‌آره.

14:51.760 --> 14:54.272
‫من از زمین‌های غیر زراعی،

14:54.273 --> 14:57.026
‫یا تو از زمین‌های زراعی.

14:58.284 --> 14:59.237
‫خوشم اومد.

14:59.238 --> 15:01.000
‫پس یه وایت‌برد می‌گیریم،

15:01.001 --> 15:02.300
‫می‌چسبونیمش رو دیوار،

15:02.301 --> 15:05.399
‫و یه طرفش می‌شه «سود و زیان‌ جرمی»،

15:05.400 --> 15:07.493
‫اون‌طرفش هم «سود و زیان کیلب».

15:07.494 --> 15:08.306
‫خوبه.

15:08.493 --> 15:09.525
‫اوکی؟

15:09.673 --> 15:12.040
‫و بعد توی طول سال پرش می‌کنیم.

15:13.026 --> 15:15.071
‫فکر کنم که سرگرمی خوبی بشه.

15:15.072 --> 15:17.079
‫منم فکر می‌کنم که باحال می‌شه.
‫و منم که می‌برم، پس خوبه.

15:17.080 --> 15:18.679
‫تو که نمی‌بری!

15:19.653 --> 15:21.615
‫من برنده این مسابقه‌ام.

15:22.808 --> 15:25.355
‫باشه، برو بیرون سوار همون
‫تراکتورت و مزرعه رو مدیریت کن.

15:25.356 --> 15:26.453
‫
‫- الان نیازی نیست.
‫باشه، برو بیرون سوار همون
‫تراکتورت و مزرعه رو مدیریت کن.

15:26.454 --> 15:28.799
‫می‌رم یه قدم دوروبر می‌زنم،

15:28.800 --> 15:30.599
‫خاک رو «آنالاسیس» می‌کنم.

15:30.600 --> 15:32.326
‫«آنالاسیس»؟

15:33.560 --> 15:35.409
‫یه کلمه‌ست دیگه، نه؟
‫«آنالاسیس»

15:35.410 --> 15:37.701
‫- نه!
‫- آنالاسیس، هست!

15:38.101 --> 15:40.301
‫- «آنالیز»
‫- آنالیز!

15:43.600 --> 15:46.846
‫
‫برای این‌که بتونم پروژه‌ی
‫«کشاورزی غیر زراعی»ــم رو اجرایی کنم،

15:46.847 --> 15:48.860
‫
‫کمی تحقیق کردم.

15:48.953 --> 15:51.280
‫
‫و فهمیدم که سوپرمارکت محلیم،

15:51.281 --> 15:54.800
‫
‫برای هر تمشک 6 پنی می‌گیره.
‫ (100 پنی = 1 پوند)

15:56.092 --> 15:58.360
‫
‫که بدین معناست که پرچین‌هایِ من...

15:58.361 --> 16:00.784
‫
‫معادنِ طلایِ میوه‌ای بودن.

16:00.786 --> 16:01.704
‫نگاه...

16:01.930 --> 16:04.680
‫6 پنی، 12، 24...

16:05.266 --> 16:06.932
‫همین‌جاش 50 پنی داره.

16:06.933 --> 16:09.299
‫50 پنی دیگه هم اونجا و اونجا،

16:09.300 --> 16:10.318
‫و اونجا.

16:10.319 --> 16:11.518
‫یک پوند اونجا.

16:11.519 --> 16:15.512
‫فقط توی این بوته، کمِ کمش
‫30 پوند پول خوابیده

16:16.200 --> 16:18.719
‫
‫هر چند، به منظورِ به حداکثر رسوندن سود،

16:18.726 --> 16:21.946
‫
‫باید با کم‌ترین خرج ممکن برداشت‌شون کنم.

16:22.812 --> 16:24.615
‫
‫پس خیلی زیرکانه...

16:24.616 --> 16:27.838
‫
‫درخواست کردم که آیا می‌تونم
‫یه دستگاه توت‌چین قرض بگیرم،

16:27.839 --> 16:30.592
‫
‫تا ببینم ازش خوشم می‌اد یا نه.

16:32.000 --> 16:33.080
‫پشمام!

16:33.519 --> 16:35.778
‫بزرگ‌تر از اون چیزیه که انتظار داشتم، رفیق!

16:35.779 --> 16:36.599
‫یه کمی بزرگ‌تره!

16:36.600 --> 16:38.692
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، ممنون.

16:39.227 --> 16:41.119
‫- کامیون غلات اینجاست.
‫- آره.

16:41.120 --> 16:43.260
‫الان بهش می‌گم بره عقب.
‫اگر بتونی سمت راستش پارک کنی.

16:43.261 --> 16:45.340
‫مشکلی نیست؟ سمت راستش.

16:45.600 --> 16:46.780
‫ببخشید، رفیق؟

16:46.781 --> 16:48.432
‫می‌شه دنده ‌عقب بگیری؟

16:48.433 --> 16:51.138
‫تا اون تریلی بتونه رد بشه
‫و بره اونجا. مشکلی نیست؟

16:51.139 --> 16:52.492
‫دمت گرم رفیق، ممنون.

16:55.800 --> 16:58.913
‫حالا دیگه شدم متصدی پارکینگ.

17:00.559 --> 17:02.032
‫چی‌کار می‌کنی؟

17:04.607 --> 17:06.279
‫داشتم کامیون رو پُر می‌کردم.

17:06.279 --> 17:08.099
‫آره، خب تو راه بود.

17:09.359 --> 17:11.561
‫کشاورزیت مزاحمِ کشاورزیِ منه.

17:11.562 --> 17:13.329
‫نه، کشاورزیِ تو توی دست و پای منه.

17:13.330 --> 17:15.555
‫نیست، فقط می‌خواستم اینو بیارم داخل.

17:15.759 --> 17:17.246
‫نظاره کن!

17:17.247 --> 17:19.600
‫- اصلا نمی‌دونی چیه، مگه نه؟
‫- نه.

17:19.601 --> 17:21.285
‫- چی‌کار داری می‌کنی مگه؟
‫- تمشک می‌چینم.

17:21.286 --> 17:24.811
‫کامیون رو پُر کن و بعدش بیا
‫و کشاورزی واقعی رو ببین.

17:24.812 --> 17:26.725
‫«کشاورزی واقعیت» تو کونِ من!

17:29.759 --> 17:33.972
‫خب، کشاورزی تمشک رو شروع می‌کنیم.

17:39.200 --> 17:42.200
‫خب، اولین چیزی که متوجه شدم...

17:42.201 --> 17:45.513
‫اینه که عرض تریلر من 25 یارده.
‫(تقریبا 22 متر)

17:46.600 --> 17:48.199
‫اگه یه اتوبوس از روبه‌رو بیاد،

17:48.200 --> 17:49.547
‫راننده‌ی اتوبوس...

17:49.548 --> 17:55.126
‫با یه دستگاه توت‌چینی که
‫مثل سبیل چسبیده به صورتش،

17:55.127 --> 17:57.220
‫برمی‌گرده خونه.

18:01.440 --> 18:03.549
‫همان‌طور که احتمالا می‌بینید،

18:03.550 --> 18:07.694
‫دستگاه توت‌چینی...

18:07.695 --> 18:09.258
‫مثل یه طاقه.

18:09.259 --> 18:12.965
‫پس برای شروع سعی می‌کنم
‫اون پرچین رو درو کنم.

18:12.966 --> 18:16.218
‫پس باید اول از همه دستگاه توت‌چینی رو...

18:16.220 --> 18:19.412
‫ روی این دیوار سوار کنم.

18:23.833 --> 18:27.912
‫
‫به‌طور قطع، گفتنش از
‫انجام دادنش آسون‌تر بود.

18:28.386 --> 18:30.999
‫یالا دیگه، یالا...

18:31.499 --> 18:33.626
‫نه، نه، لعنتی!

18:34.513 --> 18:36.926
‫آخه چطوری باید انجامش بدم؟

18:47.273 --> 18:49.466
‫خب نمی‌شه دیگه، نه؟

18:51.219 --> 18:52.579
‫
‫چاره دیگه‌ای نداشتم.

18:52.580 --> 18:56.206
‫
‫مجبور شدم از رقیب تجاریم کمک بخوام.

18:56.499 --> 18:58.458
‫- خب اینو می‌بینی؟
‫- آره.

18:58.459 --> 19:00.219
‫- یه طاقه.
‫- خب.

19:00.433 --> 19:02.760
‫و باید کاری کنی که اون طاق...

19:02.761 --> 19:05.306
‫روی این دیوار سوار بشه.

19:05.886 --> 19:08.619
‫چون باید کل این دیوار رو بریم پایین،

19:08.620 --> 19:10.159
‫تا برسیم به جایی که تمشک‌ها هستن.

19:10.160 --> 19:11.500
‫
‫- باشه.
‫تا برسیم به جایی که تمشک‌ها هستن.

19:11.640 --> 19:12.939
‫می‌تونم انجامش بدم.

19:12.940 --> 19:14.193
‫شرط می‌بندم نمی‌تونه.

19:15.273 --> 19:16.819
‫یالا کیلب!

19:26.800 --> 19:29.480
‫
‫خب، سوارش شدیم. وصل شدیم.

19:30.779 --> 19:33.213
‫تا جایی که می‌تونم صاف می‌رم.

19:38.240 --> 19:39.760
‫
‫اوه کلی از حصارها...

19:39.761 --> 19:42.841
‫
‫داریم تمام ستون‌هایِ
‫حصارها رو می‌شکونیم.

19:46.510 --> 19:48.658
‫
‫کلِ دیوار داره تکون می‌خوره.

19:48.659 --> 19:52.445
‫
‫اگه اینجاشو حواست نباشه،
‫دیوار رو هم درو می‌کنیم.

19:53.163 --> 19:55.839
‫بهتره اون تمشک‌ها سودآور باشن.

19:58.173 --> 20:01.910
‫
‫اوه نگاه! زد کل دیوارو ترکوند تو هم!

20:02.946 --> 20:05.993
‫
‫- اووه...
‫- گوه شد توش!

20:07.753 --> 20:10.439
‫
‫چقدر دیگه باید بریم تا
‫برسیم به اون مثلا... [تمشک‌ها؟]

20:10.440 --> 20:12.959
‫
‫این دیوارِ بی‌صاحاب اصلا تموم نمی‌شه.

20:12.960 --> 20:13.920
‫
‫چی؟

20:13.921 --> 20:16.626
‫
‫دیوارِ تموم نمی‌شه.

20:23.566 --> 20:24.990
‫ای ریدم توش!

20:25.470 --> 20:26.536
‫لعنتی!

20:26.790 --> 20:29.122
‫- باید برگردی عقب.
‫- نمی‌تونم.

20:29.123 --> 20:32.243
‫خب، از این جلوتر نمی‌تونیم
‫بریم چون بقیه‌شو نمی‌بینیم.

20:33.466 --> 20:35.466
‫به گا رفتیم، مگه نه؟

20:41.847 --> 20:44.113
‫خدایا، چه گوهی خوردیم؟

20:44.813 --> 20:48.445
‫
‫کاری که کرده بودیم این بود که
‫هیچ تمشکی درو نکرده بودیم،

20:48.446 --> 20:51.350
‫
‫و کار یک هفته‌ای برای «جرالد» درست کردیم،

20:51.351 --> 20:52.599
‫
‫که نمی‌تونه انجامش بده،

20:52.600 --> 20:57.012
‫
‫چون اون صبح زنگ زده بود و گفته
‫بود که حالش خیلی خوب نیست.

20:57.432 --> 20:59.784
‫همون‌جایی که هستی وایسا.
‫خوبه، صاف وایسا.

20:59.786 --> 21:02.992
‫
‫و با خجالتِ بسیار، وقتی افرادشون اومدن تا...

21:02.993 --> 21:05.799
‫
‫دستگاه آزمایشی باارزش رو
‫که به من قرض داده بودن، ببرن،

21:05.800 --> 21:10.607
‫
‫مجبور شدیم اون رو با دو تا
‫لودرِ تلسکوپی از روی دیوار بلند کنیم.

21:14.200 --> 21:16.120
‫اون...
‫[نامفهوم]

21:16.121 --> 21:18.703
‫صدای حصار بود که دوباره شکست.

21:19.960 --> 21:22.403
‫اوه، بتنش رو ببینین.

21:28.626 --> 21:30.110
‫خدایا!

21:34.006 --> 21:36.123
‫بفرما، اینم دستگاه‌تون.

21:36.379 --> 21:39.159
‫
‫واضحه که حالا باید به یه راه جدید برای...

21:39.160 --> 21:41.713
‫
‫برداشت تمشک‌هام، فکر کنم.

21:44.920 --> 21:46.116
‫
‫اما قبلش،

21:46.117 --> 21:48.783
‫
‫حالا نوبت من بود که به کیلب کمک کنم.

21:50.324 --> 21:52.617
‫اون کودپخش‌کنِ جدید کیلبه.

21:52.759 --> 21:55.265
‫
‫چون وقتش رسیده بود تا کودهایی که...

21:55.266 --> 22:00.558
‫
‫گاوهای تازه درگذشته‌مون توی
‫11 ماه تولید کرده بودن رو بار بزنیم.

22:00.559 --> 22:02.479
‫آهااا آررره!

22:03.293 --> 22:05.641
‫- بوی تند و تیزی داره.
‫- چیز خوبیه!

22:05.804 --> 22:07.558
‫به نظرت کلش چقدره؟

22:07.559 --> 22:09.979
‫به نظرم تقریبا 200 تن اینجا داریم.

22:10.020 --> 22:12.226
‫- 200 تن مدفوع.
‫- آره.

22:13.846 --> 22:15.239
‫دستش بگیر.
‫(حسش کن)

22:15.365 --> 22:16.993
‫- گرماشو حس کن.
‫- نه!

22:17.119 --> 22:18.259
‫گرماشو حس کن.

22:18.413 --> 22:19.912
‫- حسش می‌کنی؟
‫- اووه!

22:21.239 --> 22:22.392
‫چرا اینقدر گرمه؟

22:22.393 --> 22:23.706
‫وقتی که تخمیر می‌شه...

22:24.146 --> 22:25.719
‫وسطش گرم می‌شه و می‌زنه بیرون.

22:25.720 --> 22:27.245
‫- پس وسطش خیلی داغه.
‫- آره.

22:27.246 --> 22:30.185
‫وقتی شروع کنی به بار زدن، به جوش می‌اد.

22:30.186 --> 22:31.720
‫بار بزنیم، آره؟

22:41.440 --> 22:44.293
‫
‫یک سطل، یک تن وزن داره.

22:46.173 --> 22:49.265
‫
‫اگه این کود شیمیایی مصنوعی بود،

22:49.266 --> 22:51.905
‫
‫هزار پوند پام خرج می‌برد.

22:51.907 --> 22:55.904
‫
‫البته اندازه دقیقش 1.6 تنه.

22:56.207 --> 22:58.886
‫کودپخش‌کن جدیدت ترازو هم داره؟

22:58.887 --> 22:59.966
‫
‫راه پیشرفت همینه.

22:59.967 --> 23:01.938
‫
‫می‌تونی دقیق ببینی که چقدر
‫کود پخش می‌شه روی زمینت.

23:01.939 --> 23:04.699
‫
‫این چیزیه که باید بدونیم.
‫قیمت کود خیلی زیاده.

23:08.733 --> 23:10.612
‫
‫دیگه کامل پر شد.

23:11.120 --> 23:12.040
‫
‫آره.

23:12.200 --> 23:15.693
‫
‫و بعدش کودها رو پرت
‫می‌کنه روی زمین، مگه نه؟

23:15.767 --> 23:19.314
‫
‫بذار این‌طوری بگم، چند روز
‫پیش یه سنگ توش بود...

23:19.315 --> 23:21.501
‫
‫که 48 متر پرت شد بیرون.

23:22.680 --> 23:25.623
‫48 متر! از پشتش پرت شد بیرون؟

23:25.833 --> 23:28.425
‫
‫48 متر از پشت کودپخش‌کن پرت شد بیرون،

23:28.426 --> 23:30.039
‫
‫یه پنجره رو شکوند، از یه پرده رد شد،

23:30.040 --> 23:31.886
‫
‫خرد به یه صندلی و یخچال.

23:31.887 --> 23:33.299
‫
‫کجا؟ توی «چدلینگتون»؟
‫ (Chadlington روستایی 800 نفره
‫در آکسفوردشر غربی، انگستان)

23:33.300 --> 23:36.486
‫
‫آره، توی مزرعه سایمون، وسط چدلینگتون.

23:36.487 --> 23:39.523
‫
‫خرد بالای صندلی و تمام چرمش رو پاره کرد.

23:39.759 --> 23:42.125
‫پس نرو پشتِ کودپخش‌کنت.

23:45.200 --> 23:50.839
‫
‫سپس یه نمایش مستقیم از مسلسلِ
‫«گاتلینگِ» کودپخش‌کن رو مشاهده کردم،
‫(تیرباری با نرخ آتش بالا دارای چند
‫لوله که حول یک مرکز می‌چرخند)

23:50.840 --> 23:54.520
‫
‫همین‌طور که برادر کیلب
‫زمین رو کودپاشی می‌کرد.

23:54.739 --> 23:55.863
‫خدایا!

23:55.864 --> 23:58.503
‫ارتش باید از اون استفاده کنه!

23:58.786 --> 24:00.332
‫کلی جنگ باهاش می‌برن، مگه نه؟

24:00.333 --> 24:02.462
‫اگه اونو با خرده‌سنگ پر کنی،

24:02.463 --> 24:04.045
‫و بعدش ببریش وسط یه منطقه جنگی...

24:04.046 --> 24:05.373
‫آره، واقعا...

24:05.374 --> 24:08.614
‫همه رو مجبور می‌کنی که خم بشن!

24:09.579 --> 24:13.599
‫
‫خیلی خوشحال بودم که داریم
‫از کود رایگان استفاده می‌کنیم،

24:13.600 --> 24:17.905
‫
‫اما فقط 25 جریب رو پوشش می‌داد.

24:17.906 --> 24:22.984
‫
‫پس تصمیم‌گیری در مورد میزانِ
‫کود شیمیایی برای جبرانِ این کمبود،

24:22.985 --> 24:25.205
‫
‫به عهده مدیر مزرعه، کیلب بود.

24:26.286 --> 24:30.506
‫
‫بنابراین چارلی رو به دفتر جدیدش دعوت کرد.

24:34.873 --> 24:36.598
‫خب داشتم اینو بررسی می‌کردم.

24:36.599 --> 24:37.799
‫«این» که می‌گی چیه؟

24:37.860 --> 24:39.040
‫کاشت محصولات.

24:39.079 --> 24:41.258
‫- من قبلا انجامش دادم که.
‫- آره اما من دارم انجامش می‌دم.

24:41.259 --> 24:42.753
‫چون من مدیر مزرعه‌ام.

24:43.552 --> 24:44.453
‫خب...

24:44.973 --> 24:47.606
‫باشه، برنامه تو چیه؟

24:48.231 --> 24:49.079
‫خب...

24:49.080 --> 24:50.952
‫به نظرم گندم رو توی
‫زمینِ پایین-راست بکاریم،

24:50.953 --> 24:54.039
‫که من بهش می‌گم دست-راست،
‫که همون «Big Ground Banks Airfield»ــه.
‫ (در Diddly Squat هر مزرعه یه اسم خاص داره)

24:54.040 --> 24:55.353
‫ضلع شرقی.

24:55.406 --> 24:57.372
‫آره، یا همون طرف، آره.

24:57.373 --> 25:00.193
‫- ضلع شرقی.
‫- آره، باشه، دست-راست.

25:00.193 --> 25:00.993
‫و بعد...

25:00.994 --> 25:03.525
‫«گندم بهاره» رو انتهایِ وسط مزرعه می‌کاریم.
‫(گندمی که در بهار کاشت و
‫در تابستان برداشت می‌شود)

25:03.526 --> 25:04.686
‫- باشه.
‫- آره؟

25:04.847 --> 25:06.647
‫و گفته بودی که...

25:06.648 --> 25:09.265
‫گفته بودی که حدودِ
‫100,000 پوند کود نیاز داریم؟

25:09.266 --> 25:10.368
‫تقریبا.

25:10.468 --> 25:14.159
‫فکر کنم بتونم تا 78,000 پوند کاهشش بدم.

25:14.160 --> 25:16.567
‫کود مرغ‌ها رو داریم،
‫کود گاوها رو هم داریم.

25:16.568 --> 25:19.847
‫خب، پس تو امیدواری که اون کودها،
‫مصرفِ نیتروژن مصنوعی‌مون رو کاهش بده؟

25:19.848 --> 25:22.198
‫- آره.
‫- در مورد نیتروژن کوتاهی نکن.

25:22.199 --> 25:25.232
‫و بی‌جهت سر و ته چیزی رو نزن.

25:25.233 --> 25:27.705
‫- چون ریسکش خیلی زیاده.
‫- آره.

25:27.706 --> 25:30.598
‫چون هزینه‌های رشد بیشتری
‫داری، قیمت بالاتری هم داری.

25:30.599 --> 25:33.792
‫برای به حداکثر رسوندن درآمدمون
‫به محصول خروجی نیاز داریم،

25:33.793 --> 25:37.118
‫چون اون چیزیه که آخر کار بهت سود می‌ده.

25:37.119 --> 25:39.085
‫به نظر من می‌تونیم
‫22,000 پوند صرفه‌جویی کنیم.

25:39.086 --> 25:40.905
‫بیا امیدوار باشیم جواب بده.

25:42.066 --> 25:44.132
‫- این مسابقه کشاورزی...
‫- آره.

25:44.133 --> 25:45.385
‫مشکلی باهاش نداری؟

25:45.386 --> 25:48.353
‫خب اون به سختی می‌تونه
‫زمین‌های زراعی رو کشاورزی کنه،

25:48.354 --> 25:51.007
‫چه برسه به زمین‌های غیر زراعی.

25:51.726 --> 25:54.599
‫خدا می‌دونه می‌خواد...
‫خدا می‌دونه تو مغزش چیه.

25:59.426 --> 26:03.458
‫
‫همین‌طور که اون‌ها بحث می‌کردن،
‫منم توی انبار مشغول بودم،

26:03.459 --> 26:06.912
‫
‫روی یه راه‌حل دیگه برای
‫تمشک‌چینی کار می‌کردم.

26:07.373 --> 26:08.905
‫
‫و باید بگم که،

26:08.906 --> 26:11.213
‫
‫خیلی هم ازش راضی بودم.

26:19.120 --> 26:22.926
‫و حالا می‌ریم اون‌طرف ماشین،

26:23.099 --> 26:24.640
‫جایی که...

26:25.539 --> 26:27.226
‫جارو برقی رو داریم.

26:27.259 --> 26:31.492
‫به سادگی، جارو برقی رو
‫می‌بریم نزدیک تمشک‌ها.

26:33.240 --> 26:34.426
‫آره!

26:34.600 --> 26:36.317
‫کی فکرشو می‌کرد!

26:36.318 --> 26:39.133
‫یه کاری کردم که جواب داد!

26:39.706 --> 26:41.760
‫دارم یه بوته رو درو می‌کنم.

26:41.940 --> 26:43.760
‫و فقط تمشک‌های سیاه رو هم برمی‌داره،

26:43.761 --> 26:46.421
‫قرمز‌های نارس رو برنمی‌داره.

26:47.153 --> 26:50.619
‫اینجا از جلوه‌های ویژه
‫استفاده نمی‌کنیم. همه‌ش واقعیه!

26:52.313 --> 26:53.313
‫آها!

26:53.916 --> 26:57.835
‫نمی‌دونم چه نوع جارو برقیه،
‫متخصص نیستم، اما...

26:57.836 --> 26:59.223
‫دارن اشتباه بازاریابیش می‌کنن.

26:59.224 --> 27:00.376
‫اینو ببینین!

27:00.548 --> 27:01.441
‫در عرض 5 دقیقه!

27:01.442 --> 27:04.415
‫و همه‌شونم قرمزن. پشمام ریخته!
‫(فکر کنم منظورش سیاهه)

27:08.839 --> 27:11.596
‫
‫وقتی که پرچین رو درو کردم...

27:12.026 --> 27:14.359
‫
‫رفتم به سمت آشپزخونه‌ی مزرعه،

27:14.366 --> 27:17.572
‫
‫کتاب آشپزی قدیمیِ «خانم بیتن» رو ورق زدم...
‫ (Beeton روزنامه‌نگار و نویسنده انگستانی)

27:17.573 --> 27:21.065
‫تمشک، آب‌لیمو، شکر.

27:21.339 --> 27:26.205
‫
‫...و شروع کردم به درست کردنِ
‫مربای تمشکِ Diddly Squat.

27:26.206 --> 27:27.246
‫اوووه!

27:27.247 --> 27:28.480
‫لعنتی!

27:34.167 --> 27:37.859
‫پس تمومِ کاری که باید بکنم
‫اینه که شکرِ مربا رو اضافه کنم،

27:37.859 --> 27:39.610
‫آب‌لیمو رو اضافه کنم،

27:39.833 --> 27:42.225
‫بذارم نیم ساعت یا بیشتر بجوشه،

27:42.226 --> 27:44.119
‫خنک بشه، بفروشمش.

27:44.120 --> 27:45.800
‫یک ساعت کار.

27:45.899 --> 27:48.399
‫یک ساعت هم درو کردن‌شون.
‫دو ساعت کار.

27:48.746 --> 27:50.906
‫به این می‌گن سود خالص.

27:53.526 --> 27:54.646
‫سلام.

27:55.493 --> 27:58.159
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- مربا درست می‌کنم، پسر عزیزم، مربا.

27:58.160 --> 28:00.623
‫این کشاورزیِ جدیده.

28:00.879 --> 28:03.959
‫
‫از اونجایی که با گاوها یا
‫غلات سروکار نداشتیم،

28:03.960 --> 28:07.926
‫
‫فکر می‌کردم که جایی برای
‫توبیخ شدن وجود نداشت.

28:09.586 --> 28:11.632
‫خب، مشخصه که تمشکن.

28:11.633 --> 28:13.693
‫- آره.
‫- چقدر داخلشه؟

28:14.113 --> 28:15.353
‫خب، این‌قدر.

28:15.553 --> 28:17.232
‫- نه، خب چقدر؟
‫- نمی‌دونم.

28:17.233 --> 28:18.660
‫باید اندازه‌ش بگیری.

28:18.793 --> 28:20.840
‫نمی‌تونی همه‌ش رو
‫همین‌طوری بریزی توش که.

28:20.913 --> 28:23.473
‫- قاعدتا می‌خوای مربا رو بفروشی دیگه.
‫- آره.

28:23.473 --> 28:25.726
‫آیا تست بهداشت غذایی رو انجام دادی؟

28:26.633 --> 28:27.513
‫نه.

28:27.653 --> 28:29.286
‫PHــش چقدره؟
‫(مقیاسی برای تعیین میزانِ
‫اسیدی یا بازی بودن یک محلول)

28:29.287 --> 28:30.626
‫آیا حاویِ مواد حساسیت‌زا است؟

28:30.627 --> 28:31.619
‫[نامفهوم]
‫آیا حاویِ مواد حساسیت‌زا است؟

28:31.620 --> 28:34.213
‫چی می‌شه اگه یه نفر
‫به تمشک آلرژی داشته باشه؟

28:34.306 --> 28:35.845
‫خب، باید روش بنویسی.

28:35.846 --> 28:38.604
‫«ممکن است این مربایِ
‫تمشک حاویِ تمشک باشد.»

28:38.606 --> 28:40.013
‫فقط تمشک توشه؟

28:40.014 --> 28:41.513
‫نه، آب‌لیمو هم.

28:41.620 --> 28:43.607
‫خب باید چیزی که اینجا
‫نوشته رو فهرست کنی.

28:43.608 --> 28:47.080
‫توش «پتاسیم متابی‌سولفیت» داره.
‫ (K2O5S2 مورد استفاده به عنوان
‫عنصر سدیم در کمک به رژیم غذایی)

28:47.081 --> 28:49.519
‫- پس باید فهرستش کنی.
‫- پس روی مربام باید بنویسم...

28:49.520 --> 28:53.286
‫«ممکن است آثاری از پتاسیم
‫متابی‌سولفیت داشته باشد»؟

28:53.287 --> 28:55.459
‫- آره، چون...
‫- بازاریابی خوبی نیست که.

28:55.459 --> 28:59.399
‫خب، الان داری مربا درست
‫می‌کنی یا کمپوت یا کنسرو؟

29:00.346 --> 29:01.739
‫تفاوت‌شون چیه؟

29:02.059 --> 29:03.599
‫خب، باشه...

29:04.413 --> 29:06.779
‫یه تفاوت دارن و همه‌ش
‫به مقدارِ قند مربوط می‌شه.

29:06.779 --> 29:09.312
‫دیدی روی شیشه مربا نوشته:

29:09.513 --> 29:12.440
‫«این با فلان مقدار میوه درست شده.»

29:12.441 --> 29:16.814
‫خب مثلا 50 گرم میوه،
‫100 گرم مربا ازش درست شده.

29:17.486 --> 29:19.032
‫نمی‌دونم داری چی می‌گی.

29:19.200 --> 29:21.800
‫خانم بیتن چی می‌گه؟
‫می‌گه که...

29:21.801 --> 29:26.085
‫برای تهیه مربا باید مقدارِ
‫مشخصی شکر استفاده کنی.

29:26.086 --> 29:27.719
‫نه، ننوشته که.

29:29.860 --> 29:32.019
‫سه پوند به نسبتِ سه پوند!

29:32.020 --> 29:34.006
‫خب سه پوند شکر ریختم توش دیگه.

29:34.007 --> 29:36.439
‫- ولی چقدر تمشک توشه؟
‫- نمی‌دونم.

29:36.440 --> 29:40.026
‫خب اساسا... نمی‌تونی ازش استفاده کنی.

29:40.160 --> 29:42.112
‫- چی؟
‫- وزنش رو اندازه نگرفتی.

29:42.113 --> 29:43.798
‫- باید بدونی که...
‫- نمی‌تونم ازش استفاده کنم؟

29:43.800 --> 29:45.706
‫باید دوباره شروع کنی.

29:48.059 --> 29:51.695
‫
‫من تنها کسی نبودم که
‫توسط امواجِ منفی چارلی...

29:51.696 --> 29:53.948
‫
‫ به صخره‌ها کوبیده شدم،

29:53.949 --> 29:56.006
‫
‫چون که اون‌طرفِ مزرعه،

29:56.007 --> 30:02.413
‫
‫کیلب هم داشت به‌خاطر برنامه‌ی
‫کاشت کلزاش، کتک می‌خورد.

30:03.953 --> 30:05.104
‫الان...

30:06.417 --> 30:09.025
‫- برنامه کاشت جدیدت دستمه.
‫- خیلی‌خب، عالیه.

30:09.026 --> 30:11.310
‫- هنوزم کلزا رو داری که.
‫- آره.

30:11.646 --> 30:12.880
‫چرا؟

30:14.186 --> 30:15.706
‫به نظرم یه ریسکه.

30:15.707 --> 30:17.500
‫- آره ریسکه.
‫- آخرین بار کی بارون اومد؟

30:17.501 --> 30:18.739
‫- یادم نمی‌اد.
‫- آپریل بود.

30:18.740 --> 30:20.779
‫رطوبتی توی خاک نیست.
‫زمین سفته.

30:20.780 --> 30:22.625
‫هجوم «سوسک ککی» رو خواهیم داشت.
‫(گونه‌ای از آفت کشاورزی)

30:22.626 --> 30:24.091
‫نمی‌دونم کی قراره بارون بیاد.

30:24.093 --> 30:26.400
‫اما به نظر من ریسکیه که باید بپذیریم.

30:26.480 --> 30:30.785
‫چند تا کشاورز امسال
‫به دلیل آب‌و‌هوا، کلزا نکاشتن؟

30:30.786 --> 30:33.265
‫- خب، خیلی زیاد.
‫- خیلی زیاد، آره.

30:33.266 --> 30:36.572
‫بنابراین قیمتش، اگه الان 5.57 پوند باشه،

30:36.573 --> 30:38.113
‫بعد از یه سال،

30:38.114 --> 30:39.598
‫وقتی که بگن کمبود کلزا وجود داره،

30:39.599 --> 30:42.859
‫چون که هیچ کشاورزی به دلیل
‫آب‌وهوا دیکه اونو نمی‌کاره، آره؟

30:42.860 --> 30:45.220
‫قیمتش می‌تونه بره بالا.

30:45.347 --> 30:47.472
‫- اگه این‌طوری پیش بره...
‫- «اگه!»

30:47.473 --> 30:49.426
‫یا شکست می‌خوره؟

30:52.479 --> 30:54.840
‫من مایلم که ریسکِ...

30:54.841 --> 30:57.005
‫کاشت کلزای امسال رو بپذیرم.

30:57.293 --> 30:59.799
‫- به عنوان مدیر مزرعه.
‫- الان داری...

31:00.153 --> 31:02.679
‫...سودآوری مزرعه رو دنبال می‌کنی،

31:02.680 --> 31:06.811
‫یا فقط سعی می‌کنی جرمی رو
‫تعقیب کنی، چون شروع بهتری داشته؟

31:06.812 --> 31:08.000
‫مزرعه.

31:08.619 --> 31:09.992
‫و جرمی.

31:10.219 --> 31:13.472
‫- فقط روی مزرعه تمرکز کن!
‫- کردم!

31:13.473 --> 31:14.480
‫باشه.

31:14.939 --> 31:16.133
‫کردم!

31:16.840 --> 31:18.033
‫چیزی نمی‌شه!

31:20.086 --> 31:23.559
‫
‫با چارلی موافق بودم که کلزا ایده بدیه،

31:23.560 --> 31:25.432
‫
‫اما وقتی برای بحث در این مورد نبود،

31:25.433 --> 31:29.899
‫
‫چون برای مربام باید تمشکِ
‫بیشتری جمع می‌کردم.

31:31.553 --> 31:35.299
‫اگه اینو وزن کنیم، می‌دونیم که
‫توی هر شیشه چقدر مربا می‌ره.

31:35.300 --> 31:37.439
‫از جا می‌دونی که هر بار
‫یه اندازه پرشون می‌کنی؟

31:37.440 --> 31:40.346
‫کوکائین که نمی‌خریم.
‫این‌طور نیست که بگی 2 گرم یا 20 گرم.

31:40.347 --> 31:42.120
‫تفاوت زیادی بین‌شونه.

31:43.207 --> 31:44.905
‫با همین استدلالت پیش می‌رم.

31:44.906 --> 31:45.900
‫خب.

31:47.280 --> 31:51.187
‫اون شیشه با سرش، 228 گرم وزنشه.

31:51.188 --> 31:52.153
‫آره.

31:55.113 --> 31:58.803
‫با میوه‌ی داخلش می‌شه 443 گرم.

31:58.804 --> 32:00.160
‫می‌شه 215.

32:00.161 --> 32:01.599
‫- تفاوتی هست؟
‫- آره.

32:01.600 --> 32:07.206
‫پس می‌دونیم که توی هر
‫شیشه 215 گرم میوه خواهد بود.

32:07.719 --> 32:08.645
‫- آره؟
‫- آره.

32:08.646 --> 32:11.185
‫اگه بشورمش، می‌شه
‫دوباره استفاده‌ش کرد، مگه نه؟

32:11.186 --> 32:13.593
‫آره، نکته اصلی استفاده
‫از ظرف شیشه‌ای همینه.

32:13.594 --> 32:16.120
‫دقیـــــــقا!
‫[نامفهوم]

32:16.753 --> 32:18.386
‫باید استریلش کنم؟

32:18.387 --> 32:20.132
‫آره، باید استریلش کنی.

32:20.133 --> 32:21.306
‫قبلا تجربه‌ش کردیم.

32:21.307 --> 32:24.013
‫ده دقیقه بذارش توی فرِ گرم.

32:24.246 --> 32:26.719
‫استریل کردن درب و شیشه.

32:31.200 --> 32:32.763
‫نه.

32:39.973 --> 32:41.450
‫نه، هیچی توش نیست که.

32:41.451 --> 32:42.223
‫نه.

32:42.986 --> 32:45.846
‫- فر اینجاست.
‫- عه آره، پس این چیه؟

32:49.313 --> 32:51.593
‫
‫با وجودِ مشکلات جزئی،

32:51.594 --> 32:53.601
‫
‫چند روز بعد،

32:53.602 --> 32:56.814
‫
‫مرباهام آماده فروش بود.

32:56.960 --> 32:58.293
‫همه‌ی اون‌ها.

32:58.619 --> 32:59.840
‫همه‌ی این‌ها.

33:01.060 --> 33:03.066
‫کاشت تمشک‌ها...

33:03.067 --> 33:04.679
‫هیچ هزینه‌ای نداشت.

33:04.680 --> 33:06.246
‫لازم نبود کود به‌شون بدم.

33:06.247 --> 33:08.220
‫لازم نبود هیچ کاری بکنم.

33:08.332 --> 33:10.680
‫تا چشمت درآد، کیلب.

33:15.480 --> 33:17.770
‫ببین چی برات آوردم.

33:17.827 --> 33:20.503
‫- امکان نداره!
‫- داره!

33:20.949 --> 33:23.338
‫- با چه قیمتی می‌تونیم بفروشیم؟
‫- تو چه قیمتی می‌گی؟

33:23.339 --> 33:26.252
‫خب، هزینه تهیه‌ش 1.49 پوند شده.

33:26.253 --> 33:29.053
‫60 پنی برای شیشه،
‫47 پنی برای برچسب،

33:29.180 --> 33:32.013
‫و 42 پنی برای شکرِ هر ظرف.

33:32.167 --> 33:35.025
‫به نظرم 3.60 پوند قیمت معقولیه.

33:35.026 --> 33:37.090
‫خب من می‌تونم 4.80 پوند بفروشمش.

33:37.126 --> 33:39.146
‫همون 3.60 پوند.
‫از این حرف‌ها هم برام نزن...

33:39.147 --> 33:41.285
‫
‫[به لهجه ایرلندی]
‫خب می‌تونیم گرون‌تر بفروشیم.

33:41.286 --> 33:42.506
‫3.60 پوند.

33:44.746 --> 33:48.817
‫
‫همون‌قدر که دیدن مرباهام
‫توی قفسه‌ها خوب بود،

33:49.085 --> 33:51.840
‫
‫می‌دونستم که منابع درآمد فعلیم...

33:51.841 --> 33:53.252
‫
‫از کشاورزی زمین‌های غیر زراعی...

33:53.253 --> 33:55.332
‫
‫به زودی خشک خواهند شد.

33:57.539 --> 33:59.806
‫
‫پاییز در راه بود،

33:59.807 --> 34:02.439
‫
‫که یعنی زنبورها برای امسال
‫دیگه دست از کار می‌کشن،

34:02.440 --> 34:03.567
‫
‫و پرچین‌ها...

34:03.568 --> 34:06.235
‫
‫خالی از میوه می‌شن.

34:07.061 --> 34:07.994
‫
‫هر چند...

34:07.995 --> 34:10.759
‫
‫یه ایده فکریِ پول‌ساز دیگه داشتم،

34:10.760 --> 34:14.500
‫
‫و صبر نداشتم تا در موردش به چارلی بگم.

34:16.739 --> 34:18.512
‫یه چیز جدید دارم.

34:19.593 --> 34:20.712
‫خوک.

34:21.346 --> 34:22.439
‫خوک؟

34:22.620 --> 34:23.680
‫خوک.

34:24.200 --> 34:26.079
‫و دلیل هم براش دارم.

34:27.166 --> 34:30.066
‫این صدای نخست وزیره
‫که داره صحبت می‌کنه.

34:30.067 --> 34:31.080
‫آماده‌ای؟

34:31.559 --> 34:34.271
‫
‫دو هفته دیگه به پاریس می‌رم،

34:32.566 --> 34:38.957
‫
‫«تضمین آینده‌ای بهتر»

34:34.272 --> 34:36.926
‫
‫برای بزرگ‌ترین نمایشگاهِ
‫تجارت مواد غذایی جهان،

34:36.927 --> 34:39.907
‫
‫و محصولات بریتانیایی رو معرفی خواهم کرد.

34:40.506 --> 34:43.319
‫
‫در ماه دسامبر، به پکن می‌رم،

34:43.320 --> 34:46.625
‫
‫تا بازارهای جدید گوشت خوک افتتاح کنم.

34:48.239 --> 34:51.212
‫و اینجاشو مکث کرد برای
‫تشویق ولی رخ نداد.

34:51.213 --> 34:53.025
‫ولی من حواسم بود.

34:53.153 --> 34:54.880
‫پس داره بازارهای جدیدِ
‫گوشت خوک باز می‌کنه.

34:54.881 --> 34:58.006
‫و این یه زنه که...
‫البته الان نخست وزیره.

34:58.067 --> 35:01.151
‫هزاران عضوِ «حزب محافظه‌کار»
‫این خانم رو زیر نظر گرفتن،
‫(بزرگ‌ترین حزب دولت محلی در بریتانیا)

35:01.152 --> 35:04.906
‫و گفتن که: «عاقله، مصممه،
‫باهوشه، انتخاب درستیه.»
‫ (Liz Truss بعد از دو ماه استعفا داد)

35:04.907 --> 35:06.680
‫اون فکر می‌کنه که قراره...

35:06.681 --> 35:09.426
‫بازار گوشتِ خوکِ در حال
‫رشدی توی چین باشه.

35:11.693 --> 35:13.952
‫پس می‌خوای خوک پرورش بدی؟

35:13.953 --> 35:15.872
‫آره، چون بعدش بچه خوک گیرت می‌اد.

35:15.873 --> 35:18.706
‫چند تا بچه خوک این‌ور اون‌ور بدوند، باحاله که.

35:18.960 --> 35:19.725
‫نیست؟

35:19.726 --> 35:22.639
‫از نظر مدیریت، خیلی راحت‌تره که...

35:22.640 --> 35:24.545
‫- خب؟
‫- ...فقط بچه خوک بگیری.

35:24.546 --> 35:26.139
‫چاق‌شون کنی،

35:26.140 --> 35:28.292
‫و بعد بکشی‌شون تا توی
‫فروشگاه مزرعه بفروشی‌شون.

35:28.293 --> 35:30.817
‫ولی بعدش باز باید بخری.
‫چرا تکثیرشون نکنی؟

35:30.819 --> 35:33.080
‫به محض این‌که یه خوک پرورشی بگیری،

35:33.081 --> 35:34.866
‫دیگه یه کارِ همه روزه‌ست.

35:34.867 --> 35:37.232
‫یه نفر باید هر روز اینجا باشه،

35:37.233 --> 35:39.126
‫آب بده، غذا بده، جابه‌جاشون کنه،

35:39.127 --> 35:40.119
‫رفاه‌شون رو بررسی کنه.

35:40.120 --> 35:42.559
‫باورم نمی‌شه که خوک‌ها این‌قدر پیچیده‌ان.

35:43.513 --> 35:45.693
‫پس بچه‌ها رو داریم،
‫تیکه تیکه‌شون می‌کنیم،

35:45.694 --> 35:47.279
‫توی مغازه می‌فروشیم‌شون،
‫سوسیس می‌شن.

35:47.280 --> 35:49.339
‫کلی چیز از یه خوک می‌شه گرفت.

35:49.340 --> 35:50.386
‫فقط...

35:50.387 --> 35:54.300
‫یهو از خوک‌ها پریدی به فروشگاه،

35:54.520 --> 35:58.493
‫بدون در نظر گرفتنِ بخشِ تولید.

35:58.494 --> 36:00.600
‫«لیز تراس» می‌گه می‌تونم
‫توی پکن بفروشم‌شون.

36:00.601 --> 36:03.134
‫من نمی‌خوام توی پکن بفروشی‌شون.
‫توی مغازه خودت بفروش‌شون.

36:03.135 --> 36:06.695
‫- می‌خوام همین‌جا بفروشم‌شون.
‫- کی ازشون مراقبت می‌کنه؟

36:07.753 --> 36:09.419
‫- خودم.
‫- هر روز؟

36:09.419 --> 36:10.392
‫آره.

36:10.533 --> 36:12.778
‫- من هر روز همین‌جام.
‫- وقتی که نیستی چی؟

36:12.779 --> 36:14.719
‫- کیلب.
‫- وقت داره براش؟

36:14.720 --> 36:15.752
‫آره.

36:15.906 --> 36:18.105
‫- کجا قراره زندگی کنن؟
‫- خب...

36:18.246 --> 36:21.592
‫چون کیلب نمی‌تونه سیب‌زمینی‌ها رو
‫از زمین در بیاره، اون‌ها می‌رن توی...

36:21.593 --> 36:23.726
‫- ...زمینی که سیب‌زمینی‌ها هستن.
‫- خوبه.

36:23.807 --> 36:25.625
‫اون بخش رو حصارکشی می‌کنیم.

36:25.626 --> 36:27.600
‫- آره.
‫- می‌رن اون تو.

36:27.706 --> 36:31.099
‫و سیب‌زمینی‌ها رو می‌خورن،
‫پس بهره‌ای هم از سیب‌زمینی‌ها می‌گیریم.

36:31.100 --> 36:32.340
‫آره، ولی برای همیشه
‫که اونجا نخواهند بود.

36:32.341 --> 36:33.286
‫
‫- نه!
‫آره، ولی برای همیشه
‫که اونجا نخواهند بود.

36:33.287 --> 36:34.200
‫جنگل!

36:34.201 --> 36:35.945
‫می‌شن خوک‌های جنگلی.

36:35.946 --> 36:37.040
‫می‌تونم بذارم‌شون توی جنگل.

36:37.041 --> 36:40.031
‫چون می‌دونی که دارم
‫با کیلب رقابت می‌کنم دیگه؟

36:40.032 --> 36:43.240
‫بهش گفتم که می‌تونم
‫از جنگل هم پول در بیارم،

36:43.241 --> 36:44.139
‫- آره؟
‫- آره.

36:44.140 --> 36:46.140
‫اگه خوک‌ها رو وقتی که
‫تمام سیب‌زمینی‌هایی که...

36:46.141 --> 36:48.199
‫اون نتونست برداشت کنه
‫رو خوردن، بذارم توی جنگل،

36:48.200 --> 36:51.599
‫توی جنگل زندگی می‌کنن
‫و همه‌جا رو بو می‌کشن.

36:51.600 --> 36:54.293
‫و من از بخشِ کسب‌و‌کارِ خودم پول درمی‌آرم،

36:54.294 --> 36:56.198
‫چون می‌تونن دنبال «ترافل» بگردن،
‫ (Truffle قارچ خوراکیِ گرون قیمت)

36:56.199 --> 36:59.578
‫و خاک و زیر و رو می‌کنن و دنبال
‫بلوط و این چیزها می‌گردن دیگه، نه؟

36:59.579 --> 37:03.586
‫عینِ دنیای خیالیِ «وینی پو».
‫ (Pooh خرسی زردرنگ با تی‌شرت
‫قرمز در داستان‌های والت دیزنی)

37:03.587 --> 37:07.833
‫خوراک‌جو هستن، ولی بیشتر
‫شبیه به لودرهای «JCB»‌ هستن.
‫(تولیدکننده ماشین‌آلات سنگین)

37:07.834 --> 37:13.106
‫پس می‌خوای جنگل رو به
‫پیستِ ماشین‌سواری تبدیل کنی.

37:13.107 --> 37:15.439
‫بعدش هم بچه‌هایِ BMXسوار رو می‌اری...
‫(مشابقات دوچرخه‌سواری آفرود)

37:15.440 --> 37:19.191
‫تا توی این تپه‌های بزرگی که
‫درست کردن، دوچرخه‌سواری کنن.

37:19.192 --> 37:22.159
‫تا الان این منفی‌ترین نظریه که دادی.

37:22.160 --> 37:23.386
‫من فقط...

37:23.387 --> 37:25.725
‫در مورد تولید بچه خوک‌ها نگرانم.

37:25.726 --> 37:28.040
‫اون طبیعتِ ایده‌آلی که توی ذهن توئه...

37:28.041 --> 37:30.359
‫می‌خوام صداها تا از
‫اون‌ها رو بیارم توی جنگل،

37:30.360 --> 37:33.206
‫زمین رو بو بکشن،
‫خار و خاشاک رو تمیز کنن.

37:33.292 --> 37:35.159
‫[نامفهوم]

37:35.160 --> 37:36.913
‫می‌دونی چیه، اصلا می‌خوام شروعش کنم.

37:36.914 --> 37:39.698
‫
‫- خوبه.
‫- می‌رم یه کشاورزِ خوک
‫پیدا کنم و چند تا خوک بگیرم.

37:39.699 --> 37:41.714
‫«Piggly Squat Pork»

37:42.479 --> 37:43.938
‫بی‌خیال دیگه!

37:43.939 --> 37:45.599
‫آره!

37:51.090 --> 37:54.599
‫
‫هنگامی که دست به کار شدم،
‫بدون هیچ کمکی از چارلی،

37:54.600 --> 37:58.926
‫
‫کیلب، لامبو رو برای
‫سرویس‌های مورد نیاز برد،

38:00.566 --> 38:04.979
‫
‫و بعد از تراکتور اسباب‌بازیش
‫برای کار در زمین‌ها استفاده کرد،

38:04.980 --> 38:07.220
‫
‫زمینی که دیوارهاش کمی
‫خسته به نظر می‌رسن،

38:07.221 --> 38:10.614
‫
‫چون جرالد هنوز حالش بد بود.

38:12.272 --> 38:16.085
‫
‫سپس وقت این رسید که من و
‫کیلب یه گپ جدی با هم بزنیم،

38:16.086 --> 38:19.305
‫
‫درباره این‌که رقابت‌مون چطور پیش می‌ره.

38:21.339 --> 38:23.285
‫وحشتناک به نظر می‌رسه.

38:23.486 --> 38:25.318
‫گالو توی «ودکا».
‫ (Vodka یک نوشیدنی
‫الکلی با درصد 35 تا 55)

38:25.319 --> 38:27.206
‫بذار یکی دو ماه بمونه.

38:27.306 --> 38:28.412
‫و بعد...

38:28.659 --> 38:29.604
‫بفروشش.

38:29.606 --> 38:32.498
‫و به قول لیزا، می‌تونیم ودکایِ
‫خودمون رو با سیب‌زمینی بسازیم.

38:32.499 --> 38:34.092
‫- چقدر پول...
‫- این‌ها؟

38:34.093 --> 38:35.612
‫چقدر می‌ارزن؟

38:35.753 --> 38:37.619
‫سیصد چهارصد پوند.

38:37.786 --> 38:39.478
‫این آینده‌ی کشاورزیه.

38:39.479 --> 38:40.652
‫این آینده نیست.

38:40.653 --> 38:43.812
‫- خب هست.
‫- نهایتش یه نفر رو یه شب مست کنه.

38:43.986 --> 38:45.720
‫فکر می‌کنی یه آدم
‫می‌تونه این همه رو بخوره؟

38:45.721 --> 38:48.121
‫به نظرم تو می‌تونی بخوری.

38:49.413 --> 38:53.893
‫
‫بعدش در مورد هزینه‌هایِ
‫سرویس کردن لامبو بحث کردیم.

38:54.940 --> 38:57.045
‫- چیه؟
‫- خب خیلی چیزها نوشته.

38:57.046 --> 38:59.805
‫- آره خب داغون شده بود.
‫- چیزیش نبود که!

38:59.806 --> 39:02.591
‫- وقتشه یه جدیدشو بگیری.
‫- فقط ترمزهاش کار نمی‌کردن.

39:02.592 --> 39:04.038
‫هزینه کلش چقدره؟

39:04.039 --> 39:05.231
‫می‌تونی این‌ها رو جمع بزنی؟

39:05.232 --> 39:07.679
‫3,259

39:07.680 --> 39:10.371
‫1,543

39:10.372 --> 39:14.112
‫99 بعلاوه 410.

39:14.453 --> 39:15.920
‫چقدر شد؟

39:16.793 --> 39:19.353
‫- 5,300 پوند.
‫- خیلیه!

39:19.473 --> 39:21.759
‫خیلیه، ولی خب سه چهار سال برام...

39:21.760 --> 39:24.185
‫خب اینو از پول خودت
‫کم بکن، چون که اون...

39:24.186 --> 39:27.119
‫از پول من که نه، این مزرعه توئه.

39:27.433 --> 39:29.471
‫- خب تو داری بخش کشاورزی رو انجام می‌دی.
‫- باشه قبول.

39:29.472 --> 39:31.205
‫- خرجش گردن توئه.
‫- می‌خوام بفروشمش.

39:31.206 --> 39:33.118
‫نمی‌فروشیش، تراکتورِ منه.

39:33.119 --> 39:34.886
‫بگذریم، گوش کن، یه نمودار می‌کشیم،

39:34.887 --> 39:36.864
‫تا ببینیم چه کسی بهتر عمل کرده.

39:36.866 --> 39:37.845
‫ماژیک.

39:37.993 --> 39:40.906
‫خب این می‌شه «دخل» و «خرج».

39:41.079 --> 39:44.692
‫مربا: 230 پوند.

39:45.445 --> 39:48.059
‫- آره؟ 230 پوند سود.
‫- آره.

39:48.060 --> 39:51.345
‫اونم وقتی که هزینه شیشه‌ها و
‫چیزهای دیگه رو ازش کم کردم، درسته؟

39:51.346 --> 39:56.212
‫تو 78,000 پوند برای کود خرج کردی.

39:56.666 --> 39:58.599
‫هیچی ازش در نیاوردی.

40:00.220 --> 40:03.286
‫خب وضع الان‌مون اینه.
‫من 230 پوند بالاترم.

40:03.287 --> 40:06.419
‫تو منفیِ 78,000 پوندی.

40:06.640 --> 40:08.445
‫و چقدر خرج بذر کردی؟

40:08.446 --> 40:10.166
‫2,500 پوند برای کلزا.

40:10.167 --> 40:11.340
‫پس شد کلزا،

40:11.341 --> 40:15.513
‫که بهت گفتم نکاری،
‫ولی کاشتی: 2,500.

40:15.713 --> 40:16.699
‫گندم؟

40:16.959 --> 40:19.606
‫- شیش هزارتا.
‫- 6,000 پوند.

40:19.773 --> 40:22.246
‫- مواد شیمیایی؟
‫- 1,500.

40:22.340 --> 40:23.393
‫گازوئیل؟

40:23.693 --> 40:26.133
‫- 2,000 پوند.
‫- 2,000 تا برای گازوئیل.

40:26.206 --> 40:27.506
‫از این بازی خوشم نمی‌اد.

40:27.507 --> 40:28.419
‫فقط...

40:28.493 --> 40:31.013
‫- سرویس تراکتور؟
‫- ولی تو خرابش کردی که.

40:31.014 --> 40:33.307
‫پس الان تو روی 78...

40:33.820 --> 40:38.345
‫80، 86، 87، 89، 94...

40:38.346 --> 40:43.325
‫منفیِ 95,400 پوند.
‫(اشاره‌ به نحوه‌ی امتیازدهی به
‫هموند در رقابت‌های TopGear)

40:43.326 --> 40:47.292
‫و من مثبتِ 230 پوند.

40:48.413 --> 40:53.806
‫پس من 95,630 پوند ازت جلوترم.

40:55.419 --> 40:57.212
‫حتی... اوه عسل‌هام!

40:57.306 --> 40:59.396
‫- 8,000 پوند.
‫- چی؟

41:00.059 --> 41:01.825
‫کالای سودآوریه.

41:02.253 --> 41:06.112
‫پس درواقع من 8,230 پوند بالاترم،

41:06.113 --> 41:08.146
‫که اثبات می‌کنه ایده من...

41:08.147 --> 41:11.319
‫از کشاورزیِ زمین‌های غیر زراعی...

41:11.793 --> 41:13.600
‫داره خوب کار می‌کنه.

41:19.493 --> 41:21.539
‫
‫از اونجایی که جدول کیلب...

41:21.540 --> 41:24.272
‫
‫مثل صورت حسابِ «بوریس بکر» بود،
‫ (Boris Becker تنیسور آلمانی
‫که در 2022 اعلام ورشکستگی کرد)

41:24.273 --> 41:28.813
‫
‫تصمیم گرفتم که تراکتورِ
‫تازه سرویسم رو آتیش کنم،

41:29.500 --> 41:34.013
‫
‫و توی کارِ هرس کردنِ
‫زمین‌ها بهش کمک کنم.

41:34.473 --> 41:37.652
‫کیلب امروز سوارِ لامبورگینی قدیمی‌شه.

41:37.653 --> 41:40.513
‫پس امروز یه جفت لامبورگینی توی کار داریم.

41:42.659 --> 41:44.360
‫نگاه، یه کار هم برای جرالد داریم اونجا.

41:44.361 --> 41:46.141
‫یه دیوارِ خراب.

41:46.639 --> 41:48.607
‫احتمالا کارِ گورکن‌هاست.

41:49.839 --> 41:52.286
‫
‫چه حسی داره دوباره سوار تراکتورت شدن؟

41:52.499 --> 41:56.226
‫
‫خیلی خوبه و هر موقع که بخوام می‌ایسته.

41:56.373 --> 41:57.913
‫ترمزهاش خوبن.

41:57.973 --> 41:59.426
‫قدرتش خوبه.

41:59.793 --> 42:03.113
‫راحتیش خوبه، کولرش کار می‌کنه.

42:08.520 --> 42:09.600
‫سلام.

42:13.360 --> 42:14.200
‫آره.

42:16.467 --> 42:18.117
‫سلام، اوضاع چطوره؟

42:22.252 --> 42:23.720
‫وای نه!

42:36.059 --> 42:36.893
‫خب.

42:37.240 --> 42:38.080
‫آره.

42:38.599 --> 42:40.199
‫چیزی نیاز داری؟

42:41.833 --> 42:44.680
‫خیلی‌خب، باشه.
‫بعدا می‌بینمت، باشه؟

42:45.327 --> 42:46.733
‫خب مراقب باش.

42:52.598 --> 42:54.436
‫جرالد سرطان داره.

42:55.886 --> 42:57.800
‫گندش بزنن!

43:01.285 --> 43:27.715
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
