1
00:00:01,551 --> 00:00:07,551
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,575 --> 00:00:11,202
‫«مزرعه کلارکسون»

3
00:00:11,203 --> 00:00:13,462
‫«قسمت 16»

4
00:00:13,469 --> 00:00:18,482
‫«قسمت 16»
‫«به اوج رسیدن»

5
00:00:26,942 --> 00:00:29,848
‫«2:00 صبح»

6
00:00:38,760 --> 00:00:40,606
‫کسی قرار نیست ما رو ببینه؟

7
00:00:40,780 --> 00:00:43,206
‫خب می‌بینن، اما نمی‌دونن که ما داریم چی‌کار می‌کنیم.

8
00:00:43,360 --> 00:00:44,620
‫باید شروع کنیم.

9
00:00:44,621 --> 00:00:45,899
‫آلن گفت که،

10
00:00:45,900 --> 00:00:47,318
‫- از دوروبر اونجا.
‫- آره، از گوشه...

11
00:00:47,319 --> 00:00:48,079
‫آره.

12
00:00:48,287 --> 00:00:50,006
‫- از اون گوشه، آره؟
‫- آره.

13
00:00:52,333 --> 00:00:56,379
‫خب باید به لیسا زنگ بزنیم، چون نمی‌تونیم
‫ببینیم که داریم کجا می‌ریم.

14
00:00:57,886 --> 00:00:58,807
‫سلام.

15
00:00:59,432 --> 00:01:01,306
‫می‌تونی به سمت انبار رانندگی کنی،

16
00:01:01,307 --> 00:01:05,279
‫و بعد بچرخی و ماشین رو به سمت من بگیر،

17
00:01:05,280 --> 00:01:08,013
‫- و بعد می‌تونم ببینم که کجا باید برم؟
‫- گرفتم.

18
00:01:10,592 --> 00:01:12,592
‫خیلی‌خب کیلب، صدامو داری؟

19
00:01:12,739 --> 00:01:15,706
‫آره بلند و واضح. خب بیارش پایین.

20
00:01:17,920 --> 00:01:19,952
‫فقط برو به سمت اون چراغ‌ها، باشه؟

21
00:01:19,953 --> 00:01:20,733
‫باشه.

22
00:01:21,480 --> 00:01:22,726
‫خیلی‌خب، برو.

23
00:01:31,120 --> 00:01:32,615
‫چطور به نظر می‌سه؟

24
00:01:32,920 --> 00:01:33,775
‫خوبه.

25
00:01:35,566 --> 00:01:37,206
‫آروم، آروم، آروم.

26
00:01:39,479 --> 00:01:42,019
‫
‫«مِیخونه»
‫

27
00:01:42,033 --> 00:01:44,739
‫
‫«مِیخونه»
‫«بعد از ظهرِ قبلش»

28
00:01:47,932 --> 00:01:50,508
‫نمی‌خوام خیلی بلند اینجا حرف بزنم،

29
00:01:50,626 --> 00:01:53,306
‫چون همونطور که می‌دونیم دیوارها گوش دارن.

30
00:01:53,446 --> 00:01:57,958
‫ما باید برق و آب رو به رستوران برسونیم.

31
00:01:57,959 --> 00:01:58,599
‫آره.

32
00:01:58,600 --> 00:02:01,713
‫مشکل اینجاست که، اگه الان بریم بیرون،

33
00:02:02,179 --> 00:02:02,953
‫خب؟

34
00:02:02,954 --> 00:02:04,807
‫و اون خندق رو حفر کنیم،

35
00:02:04,808 --> 00:02:06,621
‫مردم می‌آن و می‌بینن.

36
00:02:07,413 --> 00:02:08,924
‫اما بعد از تاریک شدن هوا،

37
00:02:08,925 --> 00:02:11,525
‫اگه فقط لامپ‌های یه تراکتور رو
‫ببینی، با خودت میگی که...

38
00:02:11,526 --> 00:02:13,799
‫«داره تا دیر وقت کار می‌کنه. بذرپاشی می‌کنه...»

39
00:02:13,800 --> 00:02:15,520
‫- کوددهی می‌کنه.
‫- آره.

40
00:02:15,600 --> 00:02:16,779
‫قیمت اون لوله چنده؟

41
00:02:16,780 --> 00:02:18,619
‫- هر یک مترش حدود 1 پونده، مگه نه؟
‫- آره، آره.

42
00:02:18,620 --> 00:02:20,759
‫اگر مستقیم از وسط مزرعه عبور کنیم...

43
00:02:20,760 --> 00:02:23,665
‫می‌تونستیم کل این ایده رو قبل از
‫کاشتن جو بهاره‌مون داشته باشیم.

44
00:02:23,666 --> 00:02:25,079
‫همه‌اش داره رشد می‌کنه، خیلی خوشگلن.

45
00:02:25,080 --> 00:02:27,780
‫تو حتی از سگ‌های شکاری و اسب‌هایی که روی زمین می‌رن،

46
00:02:27,781 --> 00:02:29,154
‫وقتی که می‌کاری‌شون هم خوشت نمی‌آد.

47
00:02:29,155 --> 00:02:32,087
‫[نامفهوم]

48
00:02:32,540 --> 00:02:35,358
‫اسب‌های بزرگ از کنارش می‌دوئن،

49
00:02:35,359 --> 00:02:36,579
‫و می‌کننش پر از چاله چوله.

50
00:02:36,580 --> 00:02:39,520
‫به معنای واقعی کلمه نمی‌دونم شما دو تا دارین چی میگین.

51
00:02:39,521 --> 00:02:40,861
‫مگر این‌که...

52
00:02:40,862 --> 00:02:42,714
‫صداها تا از اونا باشه،

53
00:02:42,715 --> 00:02:44,507
‫مثل این، با رد پاهاش.

54
00:02:44,508 --> 00:02:46,546
‫الان دیگه بارونی در پیش نداری.

55
00:02:46,547 --> 00:02:47,501
‫هوا صافه...

56
00:02:53,480 --> 00:02:54,720
‫چقدرش رو رفتیم؟

57
00:02:55,040 --> 00:02:56,965
‫من که میگم یک سوم راه رو.

58
00:02:57,840 --> 00:02:59,200
‫اینم از این.

59
00:02:59,264 --> 00:03:00,239
‫انبار.

60
00:03:00,320 --> 00:03:02,306
‫به زودی می‌شه رستوران.

61
00:03:04,753 --> 00:03:05,553
‫وایسا.

62
00:03:07,040 --> 00:03:08,002
‫دستام...

63
00:03:08,455 --> 00:03:09,455
‫دستام...

64
00:03:11,000 --> 00:03:11,805
‫برو!

65
00:03:16,040 --> 00:03:17,139
‫خیلی مسخره‌اس.

66
00:03:17,140 --> 00:03:19,813
‫در تلاشیم که کشاورزیِ زیست محیطی انجام بدیم،

67
00:03:19,987 --> 00:03:22,933
‫یه رستوران راه بندازیم تا بتونیم گاوها رو سودآور کنیم،

68
00:03:22,934 --> 00:03:25,239
‫و از کشاورزهای محلی حمایت کنیم،

69
00:03:25,240 --> 00:03:26,760
‫و باید این کارو توی شب انجام بدیم،

70
00:03:26,761 --> 00:03:28,701
‫تا مردم روستا نتونن ما رو ببینن.

71
00:03:33,600 --> 00:03:35,605
‫چاره دیگه‌ای نداشتیم.

72
00:03:35,860 --> 00:03:38,899
‫مجبور شدیم به پنهان‌کاری و مخفی‌کاری متوسل بشیم،

73
00:03:38,900 --> 00:03:42,579
‫چون پس از این‌که مقامات محلی از دادن مجوز،

74
00:03:42,580 --> 00:03:45,313
‫حتی برای یه جاده خاکی ساده امتناع کردن،

75
00:03:45,314 --> 00:03:49,407
‫ما فکر کردیم که اونا واقعا توی مسیر جنگ قرار دارن.

76
00:03:50,760 --> 00:03:51,805
‫اینا دیه...

77
00:03:52,579 --> 00:03:55,006
‫اینا دیگه چه کوفتیه؟

78
00:03:57,480 --> 00:03:59,906
‫یا گاو مقدس! اینا رو ببینین!

79
00:04:01,360 --> 00:04:05,345
‫اینا احتمالا برای جلوگیری از پارک‌کردن توی فروشگاه دیگه.

80
00:04:05,346 --> 00:04:07,593
‫اما ببینین تا کجا پیش رفتن.

81
00:04:08,573 --> 00:04:09,619
‫یعنی چی؟

82
00:04:09,739 --> 00:04:12,892
‫نمی‌تونین ورودی زمین خودم رو که دیگه مسدود کنین.

83
00:04:12,893 --> 00:04:14,599
‫هر کی این کارو کرده،

84
00:04:14,600 --> 00:04:16,146
‫دیوونه بوده.

85
00:04:16,673 --> 00:04:18,319
‫فکر کنم بریم و «چارلی ایرلند» رو خبر کنیم.

86
00:04:18,320 --> 00:04:20,126
‫اون می‌دونه باید چی‌کار کنه.

87
00:04:24,933 --> 00:04:25,888
‫تو هم دیدی؟

88
00:04:26,100 --> 00:04:26,888
‫من...

89
00:04:27,462 --> 00:04:29,401
‫- مات و مبهوت موندم.
‫- می‌دونم.

90
00:04:31,179 --> 00:04:32,102
‫یعنی...

91
00:04:32,802 --> 00:04:34,652
‫در مورد پرخاشگری صحبت کنیم.

92
00:04:34,653 --> 00:04:36,695
‫می‌دونی، بدون هیچ مشورتی.

93
00:04:36,844 --> 00:04:37,505
‫اصلا هیچی.

94
00:04:37,506 --> 00:04:38,306
‫نه.

95
00:04:38,880 --> 00:04:41,000
‫2 کیلومتر همینطور ادامه داره.

96
00:04:42,680 --> 00:04:45,125
‫به معنی واقعی کلمه تا جایی که چشمم می‌بینه هست.

97
00:04:45,126 --> 00:04:47,965
‫یه نفر هم بوده و با اسپری جاشون رو علامت‌گذاری می‌کرده.

98
00:04:47,966 --> 00:04:49,119
‫آره این‌که کجا بذارن‌شون.

99
00:04:49,120 --> 00:04:51,379
‫و همچنین جلوی دروازه‌های ورودی هم گذاشتن.

100
00:04:51,380 --> 00:04:53,539
‫آره، متوجهش شدم. با خودم گفتم:
‫«خب، من چطور می‌تونم وارد زمینم بشم.»

101
00:04:53,540 --> 00:04:55,618
‫نمی‌تونیم تراکتورها رو ببریم توی مزرعه.

102
00:04:55,619 --> 00:04:57,260
‫- اوه ببین! غیرقانونیه!
‫- غیرقانونیه!

103
00:04:57,261 --> 00:04:57,905
‫غیرقانونیه!

104
00:04:57,906 --> 00:05:00,125
‫- نمی‌تونی اونجا وایسی.
‫- نمی‌تونی اونجا وایسی.

105
00:05:00,126 --> 00:05:01,912
‫نه، نه. نمی‌تونی.

106
00:05:02,279 --> 00:05:04,692
‫شورا کاملا اینو روشن کرده که،

107
00:05:04,693 --> 00:05:08,038
‫که اون آقای مسن رو نمی‌شه از اتوبوس پیاده کرد،

108
00:05:08,039 --> 00:05:10,499
‫و باید دو کیلومتر تا اونجا بره...

109
00:05:10,500 --> 00:05:12,106
‫فقط واسه‌ی رفتن به اونجا!

110
00:05:15,440 --> 00:05:16,535
‫جرالده؟ نه.

111
00:05:16,536 --> 00:05:17,999
‫یه نفر که تغییر قیافه داده به جرالد.

112
00:05:18,000 --> 00:05:19,060
‫- نه خودِ جرالده.
‫- آره.

113
00:05:19,061 --> 00:05:21,096
‫- و خانمِ جرالد.
‫- خب نمی‌تونه وایسه.

114
00:05:21,206 --> 00:05:22,200
‫نه، نمی‌تونه.

115
00:05:23,380 --> 00:05:26,559
‫
‫(تابلو: فروشگاه مزرعه دیدلی اسکوات از این طرف)
‫معمولا یه گفتگویی با جرالد داشتیم.

116
00:05:26,560 --> 00:05:28,120
‫اما نمی‌تونه وایسه.

117
00:05:28,239 --> 00:05:30,204
‫خب، چیزی که منو...

118
00:05:30,212 --> 00:05:31,486
‫به فکر فرو می‌بره،

119
00:05:31,487 --> 00:05:32,638
‫اینه که اونا به چه چیز دیگه‌ای فکر می‌کنن؟

120
00:05:32,639 --> 00:05:33,819
‫قراره چی‌کار کنن؟

121
00:05:33,820 --> 00:05:34,859
‫چون کارشون اینجا متوقف نمی‌شه.

122
00:05:34,860 --> 00:05:35,920
‫این تازه...

123
00:05:35,921 --> 00:05:37,705
‫اولین مرحله‌ است،

124
00:05:37,706 --> 00:05:40,913
‫از اقدامات کلی که بر علیه این مکان انجام می‌دن.

125
00:05:44,960 --> 00:05:47,985
‫نگرانی فوری ما این بود که،
‫اگر چه به ما گفته شده بود که...

126
00:05:47,986 --> 00:05:51,959
‫کاملا حق داریم که انبار رو به رستوران تبدیل کنیم،

127
00:05:51,960 --> 00:05:55,259
‫اما مجبور بودیم که به شورا اطلاع بدیم،

128
00:05:55,260 --> 00:05:59,192
‫که به اونا فرصت این رو می‌داد که جلوی ما رو بگیرن.

129
00:05:59,193 --> 00:06:00,625
‫جزئیات نحوه‌ی رسیدن به اونجا...

130
00:06:00,626 --> 00:06:03,613
‫پس من و چارلی توافق کردیم که بهترین تاکتیک...

131
00:06:03,614 --> 00:06:05,932
‫«سرعت»ـه.
‫(عبارت معروف جرمی: سرعت و قدرت)

132
00:06:05,933 --> 00:06:06,893
‫پس...

133
00:06:06,894 --> 00:06:08,300
‫کاری که ما می‌خوایم بکنیم،

134
00:06:08,301 --> 00:06:10,259
‫اینه که یه ایمیل ارسال کنیم،

135
00:06:10,260 --> 00:06:12,719
‫و شورا رو از برنامه‌هامون مطلع کنیم.

136
00:06:12,720 --> 00:06:16,259
‫پس از اون باید با سرعت هر چه تمام‌تر،

137
00:06:16,260 --> 00:06:19,366
‫رستوران رو بسازیم، تجهیزش کنیم،

138
00:06:19,367 --> 00:06:22,572
‫و توش غذا سرو کنیم، اونم فقط در ظرف 2 روز.

139
00:06:22,573 --> 00:06:25,419
‫امید ما اینه که تا زمانی که،

140
00:06:25,420 --> 00:06:30,099
‫ایمیل اطلاع‌رسانی از سلسله مراتب شورا عبور می‌کنه،

141
00:06:30,100 --> 00:06:31,786
‫ما رستوران رو راه‌ انداخته باشیم.

142
00:06:31,787 --> 00:06:33,032
‫و غذا سرو کنیم،

143
00:06:33,033 --> 00:06:35,893
‫قبل از این‌که شورا فرصت اعتراض پیدا کنه،

144
00:06:35,999 --> 00:06:38,913
‫
‫(تابلو: فروشگاه مزرعه دیدلی اسکوات)

145
00:06:39,040 --> 00:06:41,199
‫
‫(تابلو: از محصولات دور بمونید)
‫با جمع و جور کردن نقشه‌مون...

146
00:06:41,200 --> 00:06:43,139
‫- 3 تا ستون داری.
‫- آره.

147
00:06:43,140 --> 00:06:44,579
‫آشپزخونه اولی رو اِشغال می‌کنه...

148
00:06:44,580 --> 00:06:48,593
‫با آلن جلسه‌ای گرفتم تا کارهای ساختمون رو مرور کنیم.

149
00:06:48,806 --> 00:06:50,659
‫برای کفپوش‌های اینجا چه پیشنهادی داری؟

150
00:06:50,660 --> 00:06:52,025
‫می‌تونی هم‌سطحش کنی.

151
00:06:52,026 --> 00:06:53,745
‫یه خرده قلوه‌سنگ می‌ریزیم. چندتا هم «پالت» می‌ذاریم.
‫(تخته‌های مسطح چوبیِ نگهدارنده)

152
00:06:53,746 --> 00:06:55,379
‫چند اینج تخته‌ چندلا مارین هم می‌ذاریم بالاش.

153
00:06:55,380 --> 00:06:57,838
‫طرحشو روستایی‌طور نگه می‌داریم.
‫تهش خیلی خوب در می‌آد.

154
00:06:57,839 --> 00:07:00,219
‫- و بعدش این قراره چمن‌کاری بشه.
‫- آره.

155
00:07:00,220 --> 00:07:03,880
‫کاری که من دلم می‌خواد انجام بدم اینه که
‫بین هر یک از ستون‌های این جلو،

156
00:07:03,881 --> 00:07:06,499
‫درب‌های توری امنیتی بذارم، می‌دونی چیه دیگه.
‫(درب‌های کرکره‌ای توری شکل)

157
00:07:06,500 --> 00:07:08,232
‫- آره.
‫- از این چیزا که می‌کشنش پایین.

158
00:07:08,233 --> 00:07:10,146
‫قفل‌شون می‌کنیم.
‫و تبدیل به یه واحد امن می‌شه.

159
00:07:10,154 --> 00:07:11,039
‫آره، آره.

160
00:07:11,040 --> 00:07:13,513
‫خب، چیزی که ما نیاز داریم یه دریچه در اینجاست،

161
00:07:13,514 --> 00:07:16,218
‫که به اتاق ناهار خوری ویژه‌ی لیسا باز بشه.

162
00:07:16,219 --> 00:07:17,779
‫چند نفر قراره برن داخل اون اتاق؟

163
00:07:17,780 --> 00:07:18,759
‫اونا که میگن 4 نفر.

164
00:07:18,760 --> 00:07:20,092
‫مطمئنا برای من و تو که 4 تا نمی‌شه.
‫(یعنی چاقیم)

165
00:07:20,093 --> 00:07:21,119
‫نه خب، اون...

166
00:07:21,120 --> 00:07:22,426
‫- کیرم توشون!
‫- می‌دونم.

167
00:07:22,427 --> 00:07:24,765
‫اون در به سمت داخل باز می‌شه.
‫باید بچرخونیمش به بیرون.

168
00:07:24,766 --> 00:07:27,392
‫چون اگه به سمت داخل باز بشه،
‫می‌کوبه به اون میز کوفتی.

169
00:07:27,393 --> 00:07:28,085
‫حق میگی.

170
00:07:28,086 --> 00:07:29,272
‫که یه سقف جدید روش خواهد داشت.

171
00:07:29,273 --> 00:07:30,513
‫و یه پنجره کوچیک.

172
00:07:30,514 --> 00:07:31,586
‫می‌خوای توی این شیشه قرار بدی؟

173
00:07:31,587 --> 00:07:33,059
‫نه کرکره، کرکه‌ی چوبی.

174
00:07:33,060 --> 00:07:34,039
‫عه باشه.

175
00:07:34,040 --> 00:07:35,919
‫کاری که با دیوارهای داخلی می خوایم بکنیم اینه که...

176
00:07:35,920 --> 00:07:37,846
‫دیدی، خیلی‌ها «دوغاب آهک» می‌کشن روش.
‫(مخلوط آهک، آب و ماسه)

177
00:07:37,847 --> 00:07:38,906
‫که همه چیزو از بین می‌بره.

178
00:07:38,907 --> 00:07:40,259
‫اگر بذاری همینطور سنگِ طبیعی خودش باشه...

179
00:07:40,260 --> 00:07:42,512
‫- آره، دقیقا.
‫- و خوب تمیزش کنی، عالی می‌شه.

180
00:07:42,513 --> 00:07:45,219
‫در صدر این لیست کارهای طولانی،

181
00:07:45,220 --> 00:07:48,752
‫آلن همچنین باید آشپزخونه رو تجهیز و لوله‌کشی هم بکنه.

182
00:07:48,753 --> 00:07:52,599
‫پس مشتاق نبودم که جدول زمانی رو بهش بدم.

183
00:07:52,706 --> 00:07:55,825
‫حالا، مشکل بزرگی که ما داریم اینه که،

184
00:07:55,826 --> 00:07:59,526
‫قراره که به شورا بگیم که همچین کاری می خوایم بکنیم.

185
00:07:59,527 --> 00:08:03,207
‫و بعدش باید اون رو به طور کامل در...

186
00:08:03,933 --> 00:08:05,013
‫خب، ادامه بده.

187
00:08:05,359 --> 00:08:07,113
‫...در 2 روز عملیاتیش کنیم.

188
00:08:07,207 --> 00:08:09,219
‫- کیرم دهن‌شون!
‫- می‌دونم.

189
00:08:09,719 --> 00:08:11,472
‫- برنامه «آنکا رو به چالش بکش» رو یادته؟
‫- آره.
‫ (Challenge Anneka برنامه‌ای بریتانیایی که مجری اون
‫یک کار یا وظیفه‌ای رو در مدت 2 یا 3 روز انجام می‌داد)

190
00:08:11,473 --> 00:08:12,819
‫یه کمی شبیه به «آنکا رو به چالش بکش» هست.

191
00:08:12,820 --> 00:08:14,599
‫چون به محض این‌که بهشون بگیم،

192
00:08:14,600 --> 00:08:16,552
‫قبل از این‌که فرصتی پیدا کنن و بیان و بگن:

193
00:08:16,553 --> 00:08:18,133
‫«این کار شدنی نیست، شما نمی‌تونید انجامش بدید.»

194
00:08:18,134 --> 00:08:19,127
‫ما باید بگیم که:

195
00:08:19,128 --> 00:08:21,265
‫«این کار قابل اجراست، ببینین، انجامش دادیم.»

196
00:08:21,266 --> 00:08:22,259
‫آره، آره، گرفتم چی میگی.

197
00:08:22,260 --> 00:08:23,880
‫پس برای 10 روز آینده،

198
00:08:23,881 --> 00:08:27,219
‫می‌خوام که اون محل کاملا ساکت باشه.

199
00:08:27,300 --> 00:08:28,480
‫- هیچی؟
‫- هیچ کاری انجام نشه.

200
00:08:28,481 --> 00:08:30,808
‫و به محض ارسال ایمیل،

201
00:08:31,345 --> 00:08:32,308
‫شروع می‌کنیم.

202
00:08:34,972 --> 00:08:37,846
‫قبل از ارسال ایمیل به 10 روز زمان نیاز داشتیم،

203
00:08:37,847 --> 00:08:40,325
‫تا آلن بتونه کارگرهاش رو جمع کنه،

204
00:08:40,326 --> 00:08:42,726
‫و همه‌ی مواد اولیه رو پیدا کنه.

205
00:08:44,320 --> 00:08:46,427
‫همچنین به مقداری زمان نیاز داشتم تا...

206
00:08:46,428 --> 00:08:49,379
‫فشار برخی از کارهای کشاورزی رو از روی دوشم بردارم،

207
00:08:49,380 --> 00:08:52,258
‫مثل کمک کردن به ویکتور، زنبوردار اوکراینی‌مون،

208
00:08:52,259 --> 00:08:56,506
‫تا چند کندوی جدید در نزدیکی
‫گل‌گاوزبان‌های غنی از گرده بسازیم.

209
00:08:57,273 --> 00:08:59,305
‫وضع اوکراین چطوره؟ خونواده خوبن؟

210
00:08:59,306 --> 00:09:00,713
‫آره، روبه‌راهن.

211
00:09:01,079 --> 00:09:01,652
‫آره.

212
00:09:01,653 --> 00:09:03,886
‫خوبن، زنده‌ان، این مهم‌ترین چیزه.

213
00:09:04,360 --> 00:09:07,220
‫موشک‌ها همه طرف در حال پروازن...
‫اما اونا سرسختن دیگه.

214
00:09:08,000 --> 00:09:10,079
‫خب بیاید براشون دعا کنیم.

215
00:09:10,080 --> 00:09:10,860
‫آره.

216
00:09:12,080 --> 00:09:13,000
‫خب.

217
00:09:13,360 --> 00:09:15,300
‫نیشم نزن، نیشم نزن.

218
00:09:16,320 --> 00:09:18,999
‫پس اونا باید اینجا یه «رقص زنبوری» برن دیگه، مگه نه؟
‫(یک ابزار ارتباطی میان زنبورهای عسل که
‫در اشکالی مثل موج، @ یا θ حرکت می کنند)

219
00:09:19,000 --> 00:09:21,880
‫خب، وقتی منبع شهد رو پیدا کنن، می‌رقصن.

220
00:09:21,881 --> 00:09:23,819
‫دقیقا، پس وقتی که گل‌گاوزبان رشد کنه،

221
00:09:23,820 --> 00:09:26,719
‫اتفاقی که می‌افته، یکی از زنبورها اونا رو پیدا می‌کنه،

222
00:09:26,720 --> 00:09:27,987
‫برمی‌گرده،

223
00:09:27,988 --> 00:09:30,259
‫و یه رقص ریز واقعا پیچیده رو...

224
00:09:30,260 --> 00:09:32,000
‫بیرون از کندو انجام می‌ده.

225
00:09:32,001 --> 00:09:32,488
‫آره.

226
00:09:32,489 --> 00:09:34,719
‫و بعدش این به بقیه نشون می‌ده که،

227
00:09:34,720 --> 00:09:38,333
‫گل‌گاوزبان‌ها چقدر دورن و در چه جهتی هستن.

228
00:09:38,334 --> 00:09:40,085
‫- درست گفتم، مگه نه؟
‫- آره.

229
00:09:41,873 --> 00:09:45,219
‫- نگاش کن، عسل ازش می‌چکه.
‫- آره می‌چکه. خوبه.

230
00:09:45,226 --> 00:09:46,780
‫بی‌نظیره، مگه نه؟

231
00:09:46,781 --> 00:09:48,201
‫خدایا، چقدر اینا حیوون‌های خوبی‌ان.

232
00:09:48,202 --> 00:09:50,202
‫موجودات. جانوران.

233
00:09:52,966 --> 00:09:55,706
‫سپس، یک بازرسی سالانه لازم برای...

234
00:09:55,714 --> 00:09:58,393
‫تمدید گواهینامه‌ی تراکتور قرمز، وجود داشت.

235
00:09:58,760 --> 00:10:01,086
‫فکر کنم کمی ریزش داشتین اینجا.

236
00:10:01,259 --> 00:10:03,159
‫نیاز به پاکسازی داره.

237
00:10:03,160 --> 00:10:08,020
‫یک «علامت رسمیِ کیفیت» که
‫لازمه‌ی اون داشتن یک مزرعه تمیز و کارآمده.

238
00:10:08,313 --> 00:10:11,372
‫خب، اگر بشه در رو ببندیم تا مطمئن بشیم که کیپ می‌شه،

239
00:10:11,373 --> 00:10:12,259
‫خیلی خوب می‌شه.

240
00:10:12,260 --> 00:10:13,000
‫حتما.

241
00:10:14,560 --> 00:10:16,680
‫اوی، ببخشید.
‫دکمه‌ی اشتباهی رو زدم.

242
00:10:19,773 --> 00:10:21,406
‫واقعا دکمه‌ی اشتباهی رو فشار دادم.

243
00:10:31,440 --> 00:10:33,792
‫در حال حاضر در این مورد نمی‌تونم بهتون کمکی کنم.

244
00:10:33,793 --> 00:10:36,306
‫چند وقت یک بار گاوها رو چک می‌کنین؟

245
00:10:36,500 --> 00:10:37,445
‫- سر زدن بهشون؟
‫- آره.

246
00:10:37,453 --> 00:10:38,325
‫هر روز.

247
00:10:38,813 --> 00:10:39,886
‫حتی دو بار در روز.

248
00:10:39,887 --> 00:10:40,419
‫خیلی‌خب.

249
00:10:40,420 --> 00:10:43,713
‫نه، هر لحظه خبر دارم که کجا هستن.

250
00:10:44,513 --> 00:10:45,793
‫گاوها؟

251
00:10:47,200 --> 00:10:48,640
‫گاوها؟

252
00:10:50,640 --> 00:10:52,222
‫کدوم گوری رفتن؟

253
00:10:55,240 --> 00:10:56,925
‫ممکنه واسه‌ی نوشیدن آب رفته باشن.

254
00:10:56,926 --> 00:10:57,605
‫آره.

255
00:10:59,920 --> 00:11:00,808
‫نه.

256
00:11:01,533 --> 00:11:02,805
‫گاوها؟

257
00:11:06,080 --> 00:11:08,005
‫این واقعا خجالت‌آوره.

258
00:11:08,145 --> 00:11:08,765
‫آره.

259
00:11:09,792 --> 00:11:13,005
‫وقتی که بازرس رفت، 100% مطمئن نبودم که،

260
00:11:13,006 --> 00:11:15,713
‫برچسب تراکتور قرمز رو می‌گیرم یا نه.

261
00:11:16,886 --> 00:11:17,946
‫اما گرفتم.

262
00:11:18,100 --> 00:11:21,799
‫روز بعد کیلبِ هیجان‌زده که خبرهای خوب‌تری داشت،

263
00:11:21,800 --> 00:11:23,799
‫یقه‌ام رو گرفت.

264
00:11:25,080 --> 00:11:26,808
‫یه چیزی دارم که بهت نشون بدم.

265
00:11:26,953 --> 00:11:28,301
‫اوه گوشی، خب...

266
00:11:28,920 --> 00:11:32,139
‫در چند هفته گذشته، هر وقت که کسی گوشی خودش رو بیرون می‌آورد،

267
00:11:32,140 --> 00:11:34,499
‫قلبم می‌اومد تو دهنم،

268
00:11:34,500 --> 00:11:38,232
‫چون همه‌مون مشغول فیلمبرداری از فلفل و گاو نر بودیم،

269
00:11:38,233 --> 00:11:42,200
‫با نگرانی تماشاشون می‌کردیم
‫تا ببینیم می‌رن روی کار یا نه.

270
00:11:38,233 --> 00:11:42,200
‫{\an8}
‫«دوربین لیسا»

271
00:11:42,640 --> 00:11:47,000
‫تا اینجا، گاو نر کمی موفق به گپ‌ و گفت باهاش شده بود.

272
00:11:49,366 --> 00:11:50,626
‫اما فقط همین.

273
00:11:50,820 --> 00:11:54,995
‫بقیه‌اش، سرشو کشید سمت دیگه و رفت یه جای دیگه.

274
00:12:03,766 --> 00:12:06,706
‫با این وجود، با امید زندگی می‌کردم.

275
00:12:08,133 --> 00:12:10,298
‫- یه مدرک ویدئویی دارم...
‫- نه؟

276
00:12:10,299 --> 00:12:11,619
‫- از گاو نر...
‫- نه؟

277
00:12:11,620 --> 00:12:13,612
‫که سوار فلفل شده!

278
00:12:15,640 --> 00:12:18,419
‫عه، اون که...
‫نه، ببین، معاشقه می‌کنن؟
‫(پیش‌نوازی قبل از رابطه جنسی)

279
00:12:18,420 --> 00:12:19,588
‫اووه! رفت رو کار!

280
00:12:19,589 --> 00:12:21,422
‫- رفت رو کار!
‫- آماده؟ و بعد...

281
00:12:22,280 --> 00:12:23,209
‫تموم شد.

282
00:12:23,210 --> 00:12:23,919
‫چی؟

283
00:12:23,920 --> 00:12:24,923
‫بفرما!

284
00:12:25,540 --> 00:12:26,938
‫- اصلا نکرد توش که.
‫- کرد.

285
00:12:26,939 --> 00:12:27,579
‫نکرد دیگه!

286
00:12:27,580 --> 00:12:29,579
‫اگر بخوای زوم می‌کنم برات.

287
00:12:29,580 --> 00:12:30,980
‫نکرد توش که.

288
00:12:31,599 --> 00:12:32,405
‫ببین.

289
00:12:33,700 --> 00:12:36,505
‫خب، معاشقه تموم شد.
‫اوه رفت، نرفت توش، نرفت!

290
00:12:36,506 --> 00:12:37,879
‫- رفت توش!
‫- واقعا؟

291
00:12:37,880 --> 00:12:40,459
‫آره، آره، نگاه باسن کوچیکش تکون می‌خوره.

292
00:12:40,460 --> 00:12:42,012
‫اون پرش کوچیکِ آخر کارش رو دیدی؟

293
00:12:42,013 --> 00:12:44,219
‫خب، این سریع‌ترین سکس تاریخ بود.

294
00:12:44,220 --> 00:12:46,072
‫خرگوش‌ها سریع‌ترن، مگه نه؟

295
00:12:46,073 --> 00:12:48,913
‫اینم از گاو نر که داشت چیزای خوب تلمبه می‌زد توی فلفل.

296
00:12:49,080 --> 00:12:50,500
‫خبر خوبی بود.

297
00:12:51,038 --> 00:12:52,585
‫باکرگیش رو گرفت.

298
00:12:52,586 --> 00:12:54,459
‫هفته پیش هم دیدم با 5 نفر رفته رو کار.

299
00:12:54,460 --> 00:12:55,592
‫منم با 2 تا دیدمش.

300
00:12:55,593 --> 00:12:57,985
‫و فقط با خودم می‌گفتم:
‫«هرگز نمی‌ره سراغ فلفل.»

301
00:12:58,120 --> 00:13:00,599
‫فکر می‌کردم قبل از این‌که بره سراغ فلفل،
‫می‌آد رو سگ‌ها عملیات انجام بده.

302
00:13:00,600 --> 00:13:01,800
‫محشره!

303
00:13:07,875 --> 00:13:11,735
‫«چهارشنبه، 6 جولای»

304
00:13:11,800 --> 00:13:15,040
‫ده روز از ملاقات من با آلن گذشته بود.

305
00:13:15,041 --> 00:13:17,699
‫و امروز عصر، چارلی ایمیلی می‌فرسته،

306
00:13:17,700 --> 00:13:20,514
‫و برنامه‌هامون رو به شورا میگه.

307
00:13:21,340 --> 00:13:23,905
‫سپس، فردا، آخرین شانس موفقیتِ ما،

308
00:13:23,906 --> 00:13:26,619
‫برای ساخت شتاب‌زده‌ی رستوران،

309
00:13:26,620 --> 00:13:28,120
‫شروع می‌شه.

310
00:13:28,907 --> 00:13:30,499
‫اونا رو روی زمین می‌ذاریم دیگه، نه؟

311
00:13:30,500 --> 00:13:34,000
‫در حیاط، آلن مواد اولیه‌اش رو جمع کرده بود.

312
00:13:34,001 --> 00:13:35,159
‫پالت‌ها عالی‌ان، مگه نه؟

313
00:13:35,160 --> 00:13:37,493
‫این دقیقا همون چیزیه که شما بهش میگین «بازیافت».

314
00:13:37,494 --> 00:13:40,680
‫اما هنوز در مورد جدول زمانی ناراضی بود.

315
00:13:41,486 --> 00:13:43,020
‫یه عصای کوفتی لازم داریم.
‫(معنی دوم: چوب جادوگری)

316
00:13:43,813 --> 00:13:44,693
‫عصای کی؟

317
00:13:45,500 --> 00:13:46,925
‫آها، چوب جادوگری.

318
00:13:46,926 --> 00:13:48,379
‫خب این ایده‌ی تو بود، پس...

319
00:13:48,380 --> 00:13:50,498
‫آره، اما همیشه توافق می‌کردیم که چند هفته طول بکشه،

320
00:13:50,506 --> 00:13:52,085
‫نه دو روزِ تخمی که!

321
00:13:52,960 --> 00:13:53,793
‫خیلی هم خوبه!

322
00:13:54,420 --> 00:13:55,926
‫می‌آی بهمون کمک کنی؟

323
00:13:55,927 --> 00:13:57,119
‫آره.

324
00:13:57,120 --> 00:13:58,679
‫بریم پالت‌ها رو کار بذاریم.

325
00:13:58,680 --> 00:14:00,299
‫خب من می‌آرمشون.

326
00:14:00,300 --> 00:14:02,245
‫زودتر. باید یه شروع زود هنگام داشته باشیم.

327
00:14:02,246 --> 00:14:03,805
‫- ساعت چند؟
‫- حدود 6 صبح.

328
00:14:03,806 --> 00:14:05,785
‫- خیلی‌خب.
‫- مثل روزهای طولانیِ قدیم. می‌دونی منظورم چیه که؟

329
00:14:05,786 --> 00:14:06,405
‫آره.

330
00:14:07,666 --> 00:14:09,406
‫
‫«دفتر کار چارلی»
‫

331
00:14:09,407 --> 00:14:11,446
‫
‫«دفتر کار چارلی»
‫«5:30 بعد از ظهر»

332
00:14:17,566 --> 00:14:18,325
‫خب.

333
00:14:19,513 --> 00:14:20,706
‫اینم تموم شد.

334
00:14:20,845 --> 00:14:21,806
‫و حالا...

335
00:14:22,066 --> 00:14:23,306
‫ارسال شد.

336
00:14:24,599 --> 00:14:26,886
‫هم‌اکنون شورا خبردار شد.

337
00:14:28,280 --> 00:14:33,406
‫پس 48 ساعت فرصت دارم تا «انبارِ لولَند» رو
‫به یه رستوران تبدیل کنم.

338
00:14:38,775 --> 00:14:42,928
‫«پنج‌شنبه 6:00 صبح»

339
00:14:48,120 --> 00:14:49,552
‫اول از همه.

340
00:14:49,553 --> 00:14:51,699
‫این کار، آماده کردن این آشپزخونه تو فردا،

341
00:14:51,700 --> 00:14:53,613
‫بستگی به پایین آوردن این طبقه داره.

342
00:14:53,800 --> 00:14:55,965
‫پس مسئول‌های آشپزخونه می‌تونن صبح جمعه بیان.

343
00:14:55,966 --> 00:14:58,106
‫در غیر این صورت کامون تمومه، رستوران باز نمی‌شه.

344
00:15:01,280 --> 00:15:02,120
‫گندش بزنن!

345
00:15:03,040 --> 00:15:06,825
‫پس از بارگیری پالت‌هایی که پایه‌ی کف زمین رو تشکیل می‌دن،

346
00:15:06,826 --> 00:15:10,206
‫در سریع‌ترین زمان ممکن به سمت رستوران حرکت کردم.

347
00:15:10,920 --> 00:15:14,099
‫اما رسیدن به اونجا سخت‌تر از اون چیزی بود که فکر می‌کردم.

348
00:15:16,507 --> 00:15:18,419
‫عه خب، این که اصلا خوب نیست، نه؟

349
00:15:18,420 --> 00:15:21,640
‫چون من الان توی یه تراکتورم و یه اتوبوس داره می‌آد.

350
00:15:22,400 --> 00:15:23,645
‫گوه توش!

351
00:15:30,739 --> 00:15:32,008
‫شرمنده بابتش!

352
00:15:37,681 --> 00:15:38,415
‫ببخشید!

353
00:15:38,416 --> 00:15:39,406
‫احسنت شورا!

354
00:15:39,407 --> 00:15:42,001
‫واقعا همه چیز رو در اینجا بهبود بخشیدین.

355
00:15:47,526 --> 00:15:50,834
‫آره، مطمئن نیستم که اونا به این موضوع فکر کرده باشن.

356
00:15:50,997 --> 00:15:52,562
‫
‫(اتوبوس: از ویتنی به چارلبوری)
‫ (Witney یک شهرک در آکسفوردشر
‫Charlbur منطقه‌ای مسکونی در جنوب-شرقی انگلستان)

357
00:15:58,240 --> 00:16:00,693
‫ابزار خوبیه واسه آوردن چند تا پالت، مگه نه؟

358
00:16:03,120 --> 00:16:05,272
‫مراقب باش. نزنی همه‌شون رو بشکونی.

359
00:16:05,273 --> 00:16:05,773
‫آره.

360
00:16:07,759 --> 00:16:09,499
‫آروم تا همه‌شون رو نشکوندی.

361
00:16:11,586 --> 00:16:13,306
‫گندش بزنن، برو کنار.

362
00:16:13,307 --> 00:16:14,565
‫می‌دونین که اون چه شکلیه.

363
00:16:14,566 --> 00:16:15,392
‫همه‌شون خالی شدن؟

364
00:16:15,393 --> 00:16:16,826
‫آره، داریم می‌بریم‌شون.

365
00:16:17,040 --> 00:16:19,319
‫الان باید از اینجا برگردم برم.

366
00:16:19,320 --> 00:16:20,525
‫نظرت چیه؟

367
00:16:20,526 --> 00:16:21,979
‫می‌تونی دنده‌عقب بگیری؟

368
00:16:21,980 --> 00:16:23,525
‫قرار نیست که... لعنت بهش.

369
00:16:23,526 --> 00:16:25,386
‫این دیگه کمی ناجوره.

370
00:16:26,240 --> 00:16:27,992
‫نه، چون اگه برگردم...
‫نه راهی نداره.

371
00:16:27,993 --> 00:16:29,293
‫باید از جلو برم بیرون.

372
00:16:29,294 --> 00:16:31,506
‫باید برم جلو، نمی‌تونم دنده‌عقب برم.

373
00:16:36,800 --> 00:16:39,515
‫یالا، لامبو. می‌تونی اینجا رو دور بزنی.

374
00:16:41,153 --> 00:16:43,193
‫مطمئنا به اون تیرک نمی‌زنه که، نه؟

375
00:16:44,120 --> 00:16:45,760
‫بیاین شرط ببندیم سرش.

376
00:16:46,360 --> 00:16:48,807
‫همونطور که اتفاق افتاد، نخوردم به تیرک.

377
00:16:49,000 --> 00:16:51,188
‫چون که تا اینقدر پیش نرفتم.

378
00:16:52,033 --> 00:16:52,915
‫چی بود؟

379
00:16:53,134 --> 00:16:54,415
‫وایسا! اوهووی!

380
00:16:54,880 --> 00:16:56,293
‫اووووه! وایسا!

381
00:16:57,240 --> 00:16:57,999
‫چیه؟

382
00:16:58,146 --> 00:16:59,606
‫کیر توش... نگاش کن!

383
00:16:59,607 --> 00:17:03,226
‫کلی سیم دور یاتاقانِ تایر تریلی پیچیدی.

384
00:17:06,480 --> 00:17:08,659
‫فقط بیا ببین چه گوهی زدی.

385
00:17:08,660 --> 00:17:10,613
‫نگاه اون همه قطعه‌های فلزی رو.

386
00:17:10,840 --> 00:17:12,480
‫- ریدم که!
‫- آره.

387
00:17:13,020 --> 00:17:16,613
‫چون دور «ترمز درام» و همه چی پیچیده.
‫(نوعی ترمز که در اون لنت‌ها از سمت داخل
‫به یک سیلندر در حال چرخش فشار می‌آرن)

388
00:17:17,099 --> 00:17:18,999
‫پس مشخصه که یه حصار فلزی قدیمی اونجا وجود داره.

389
00:17:19,000 --> 00:17:20,852
‫- آره، حتما همینطور بوده.
‫- دیگه نیست.

390
00:17:20,853 --> 00:17:22,805
‫- الان دیگه حصاری نیست.
‫- نه.

391
00:17:22,913 --> 00:17:24,480
‫چرا منتظر نموندی من بیام؟

392
00:17:24,606 --> 00:17:25,599
‫تو کجا بودی آخه؟

393
00:17:25,600 --> 00:17:27,593
‫- خب، راستش، من می‌خوام...
‫- خب کجا بودی؟

394
00:17:27,594 --> 00:17:28,558
‫داشتم لودر رو می‌آوردم.

395
00:17:28,559 --> 00:17:30,911
‫و منم تقریبا گیر کردم چون یه اتوبوس اونجا بود.

396
00:17:31,059 --> 00:17:32,399
‫کیرم توش!

397
00:17:32,480 --> 00:17:34,538
‫آلن، بذار جرمی انجامش بده.
‫بهتره برگردی سر کارت.

398
00:17:34,539 --> 00:17:35,519
‫آره باید برگردی سر کارت.

399
00:17:35,520 --> 00:17:37,406
‫آره، می‌رم، وگرنه دیر می‌شه.

400
00:17:40,686 --> 00:17:41,960
‫چرا نتونستی فقط صبر کنی؟

401
00:17:41,961 --> 00:17:42,885
‫چون که...

402
00:17:43,218 --> 00:17:44,939
‫وقت واسه صبر کردن نداریم.

403
00:17:44,940 --> 00:17:46,813
‫آره، اما الان هم داریم این کارو می‌کنیم.

404
00:17:50,793 --> 00:17:53,812
‫با محرومیت من از تمام تجهیزات بزرگ...

405
00:17:56,760 --> 00:17:59,405
‫کار بالاخره به راه افتاد.

406
00:18:01,173 --> 00:18:02,300
‫کار دوست‌داشتنیه.

407
00:18:08,726 --> 00:18:11,486
‫که فقط می‌تونست توسط چارلی قطع بشه...

408
00:18:11,487 --> 00:18:13,200
‫با «چارلی شدنش».
‫(سیریش شدنش)

409
00:18:13,320 --> 00:18:16,299
‫کی مسئوله... کی خط‌ مشی سلامت و ایمنی رو گرفته؟

410
00:18:16,300 --> 00:18:17,859
‫ببخشید، چی داری میگی؟

411
00:18:17,860 --> 00:18:20,206
‫اون یارو که سنک فرز دستشه،

412
00:18:20,479 --> 00:18:23,013
‫باید کمی پوشش محافظتی بیشتری داشته باشه.

413
00:18:23,619 --> 00:18:24,485
‫می‌دونی دیگه...

414
00:18:24,486 --> 00:18:26,926
‫عینک محافظ، جرقه می‌زنه، دستکش. این فقط...

415
00:18:27,200 --> 00:18:28,045
‫خب اون...

416
00:18:28,980 --> 00:18:30,699
‫کار هر روزش همینه...

417
00:18:30,700 --> 00:18:32,899
‫چی الان باید بهش بگم؟
‫بگم: «می‌شه تجهیزات محافظتی بپوشی؟»

418
00:18:32,900 --> 00:18:33,607
‫آره.

419
00:18:35,606 --> 00:18:39,920
‫با وجود ترس‌های بچه ننه، هیچ کسی
‫دست و پای خودش رو از دست نداد.

420
00:18:40,659 --> 00:18:45,386
‫اما با این وجود، در پایان روز، بسیار از برنامه عقب بودیم.

421
00:18:46,433 --> 00:18:49,613
‫باید بین اون چمن جدید تخته بچینیم، مگه نه؟

422
00:18:49,693 --> 00:18:52,147
‫تنها خبر خوب این بود که به نظر می‌رسید که...

423
00:18:52,154 --> 00:18:55,000
‫هنوز هیچ کس متوجه نشده که ما داریم چی‌کار می‌کنیم.

424
00:18:56,920 --> 00:18:57,602
‫خب.

425
00:18:58,133 --> 00:19:00,713
‫هنوز چیزی از شورا نشنیده‌ام.

426
00:19:01,080 --> 00:19:02,238
‫پس این خوبه.

427
00:19:02,239 --> 00:19:06,939
‫و 23 ساعت هست که بهشون اطلاع دادیم که،

428
00:19:06,940 --> 00:19:09,367
‫داریم یه رستوران وسط مزرعه...

429
00:19:09,368 --> 00:19:11,613
‫راه می‌اندازیم.

430
00:19:19,375 --> 00:19:21,788
‫«جمعه»

431
00:19:26,759 --> 00:19:27,625
‫صبح روز بعد،

432
00:19:27,633 --> 00:19:30,885
‫تیم آلن صبح زود به محل کار برگشته بودن.

433
00:19:31,553 --> 00:19:33,925
‫اما یک بار دیگه، من نبودم.

434
00:19:34,185 --> 00:19:37,419
‫چون وقتی که می‌خواستم محوطه مزرعه رو ترک کنم،

435
00:19:37,420 --> 00:19:42,020
‫خبری بهم رسید که در آلونک‌های قدیمی مرغ‌ها مشکلاتی پیش اومده.

436
00:19:42,439 --> 00:19:44,125
‫باید حدود...

437
00:19:44,126 --> 00:19:46,813
‫50 یا شاید 60 تا مرغ اینجا باشه.

438
00:19:48,519 --> 00:19:49,519
‫گندش بزنن!

439
00:19:49,719 --> 00:19:51,399
‫این اصلا خبر خوبی نیست.

440
00:19:51,573 --> 00:19:52,887
‫وای نه! بیشترم هست!

441
00:19:53,193 --> 00:19:56,485
‫در حقیقت، دقیقا هیچ مرغی اونجا نبود.

442
00:19:56,633 --> 00:19:58,885
‫عمرا یه روباه بتونه از اینجا رد بشه.

443
00:19:59,473 --> 00:20:01,419
‫یه «مینک» می‌تونه رد بشه.
‫ (Mink جانوری از خانواده راسوها)

444
00:20:01,420 --> 00:20:02,319
‫بهت قول می‌دم که...

445
00:20:02,320 --> 00:20:04,939
‫بعد که داشتم می‌رفتم به سمت ماشینم...

446
00:20:04,940 --> 00:20:06,386
‫همه چیز، همه چیز...

447
00:20:06,387 --> 00:20:09,913
‫لیسا بهم گفت که فشار آب یه مشکلی داره.

448
00:20:10,340 --> 00:20:12,400
‫نمی‌شه که آب‌مون تموم بشه.

449
00:20:12,558 --> 00:20:14,959
‫کل آشپزخونه‌ی آماده‌سازی دقیقا اون بیرونه.

450
00:20:15,086 --> 00:20:16,485
‫اوی خیلی خیلی کمه.

451
00:20:16,486 --> 00:20:17,638
‫ریدم توش!

452
00:20:17,639 --> 00:20:20,599
‫آیا هیچ فشاری روی عقربه‌ی روی «RO» وجود داره؟

453
00:20:20,600 --> 00:20:23,572
‫من نه نمی‌دونم «RO» چیه و نه می‌دونم عقربه‌اش کجاست.

454
00:20:23,573 --> 00:20:25,839
‫خب، امروز یه نفر رو می‌فرستم پیش‌تون.

455
00:20:25,840 --> 00:20:27,625
‫ما داریم یه رستوران باز می‌کنیم.

456
00:20:27,626 --> 00:20:30,386
‫می‌دونین، فکر نکنم «امروز» واقعا به ما کمکی کنه.

457
00:20:30,387 --> 00:20:33,307
‫منظورم اینه که «الان» واقعا کمک کننده هست.

458
00:20:33,913 --> 00:20:35,253
‫ای برگزیتِ کیری!!!

459
00:20:35,260 --> 00:20:37,300
‫می‌تونستیم یه لهستانی بیاریم اینجا که اینطوری...

460
00:20:37,307 --> 00:20:38,759
‫و اون این کارو اینطوری انجامش می‌داد.

461
00:20:38,760 --> 00:20:41,293
‫خب، این‌که از همون اولش خراب نبود، مگه نه؟

462
00:20:41,506 --> 00:20:43,819
‫بالاخره، سوار ماشینم شدم،

463
00:20:43,820 --> 00:20:47,733
‫و حرکت کردم که از مزرعه به سمت محل رستوران برم.

464
00:20:50,320 --> 00:20:53,193
‫واقعا... اینو ببینین. این...

465
00:20:53,658 --> 00:20:54,753
‫شما؟

466
00:20:54,754 --> 00:20:57,587
‫سلام، انعام امروز رو من جمع می‌کنم. پیکم.

467
00:20:58,220 --> 00:21:00,685
‫یکی اون داخل هست که کارتو راه می‌اندازه، ممنون.

468
00:21:01,100 --> 00:21:02,460
‫و شما؟

469
00:21:02,593 --> 00:21:05,300
‫یه بسته از «عتیقه‌فروشی استیش میل» آوردم.

470
00:21:05,446 --> 00:21:08,612
‫عتیقه‌فروشی استیشن میل؟
‫باشه، خوبه، ممنون.

471
00:21:10,240 --> 00:21:12,599
‫و تو هم که «جک کارلین» هستی.
‫واسه خودمون کار می‌کنیم.

472
00:21:12,600 --> 00:21:14,805
‫و این که توی وانته دیگه کیه؟

473
00:21:15,880 --> 00:21:17,885
‫صبح بخیر، کار شما چیه اینجا؟

474
00:21:17,886 --> 00:21:19,593
‫یه دختر جوون پاش آسیب دیده.

475
00:21:19,594 --> 00:21:21,587
‫پس یکی از کارکنان پاش آسیب دیده؟

476
00:21:21,588 --> 00:21:22,939
‫عالیه، ممنون.

477
00:21:22,940 --> 00:21:24,807
‫- بریم دیگه.
‫- لازمه که...

478
00:21:24,808 --> 00:21:26,219
‫- «پَدی»!
‫- ببخشید... نه نگران نباش.

479
00:21:26,220 --> 00:21:27,259
‫نه، مشکلی نیست. هر کسی دیگه‌ای...

480
00:21:27,260 --> 00:21:28,552
‫می‌تونم یه مرد با اسلحه رو بیارم؟

481
00:21:28,553 --> 00:21:32,106
‫روباه‌ها مرغ‌های ما رو توی اون بیشه‌زار از بین بردن.

482
00:21:32,107 --> 00:21:33,839
‫- امشب.
‫- آره.

483
00:21:33,840 --> 00:21:35,059
‫فکر نمی‌کنم که روباره بوده باشه.

484
00:21:35,060 --> 00:21:36,606
‫- به نظرت چی بوده؟
‫- «مینک».

485
00:21:36,827 --> 00:21:39,932
‫- هنوزم می‌تونم امشب بهشون شلیک کنم؟
‫- آره، آره، آره.

486
00:21:40,305 --> 00:21:41,525
‫آره، ممنون پدی.

487
00:21:44,580 --> 00:21:46,295
‫خوش اومدین به کشاورزی!

488
00:21:51,393 --> 00:21:52,525
‫گندش بزنن!

489
00:21:53,320 --> 00:21:55,686
‫اگه بتونی دوباره برگردی عقب،
‫یا کمی بری کنارتر،

490
00:21:55,687 --> 00:21:57,985
‫می‌تونم سعی کنم از این طرفی بیام و برم اونجا.

491
00:21:57,986 --> 00:21:59,539
‫باید برم اونجا.

492
00:21:59,759 --> 00:22:00,600
‫سلام آلن.

493
00:22:00,601 --> 00:22:02,125
‫سلام رفیق، روبه‌راهی؟

494
00:22:02,126 --> 00:22:03,793
‫آب‌مون داره تموم می‌شه.

495
00:22:03,794 --> 00:22:05,794
‫مخزن اصلی تقریبا اینقدر آب توش داره.

496
00:22:06,992 --> 00:22:09,332
‫و سپس یه دلیل احتمالی برای این‌که...

497
00:22:09,340 --> 00:22:12,092
‫چرا فشار آب پایینه کشف کردیم.

498
00:22:12,613 --> 00:22:14,710
‫یه نفر آب‌پاش رو روی زمین گذاشته و کف رو خیس کرده،

499
00:22:14,711 --> 00:22:16,786
‫پس باید اول اون رو خشک کنیم.

500
00:22:16,813 --> 00:22:17,927
‫لعنت بهش!

501
00:22:19,119 --> 00:22:21,825
‫خب به نظرت کِی می‌تونیم وسایل آشپزخونه رو بچینیم؟

502
00:22:22,105 --> 00:22:24,985
‫خب ما باید اون رو به اندازه کافی خوب خشکش کنیم...

503
00:22:24,986 --> 00:22:25,998
‫کیرم توش!

504
00:22:27,160 --> 00:22:28,787
‫- این همون آشپزخونه‌اس؟
‫- آره.

505
00:22:29,206 --> 00:22:30,352
‫- لعنتی!
‫- آره.

506
00:22:30,353 --> 00:22:31,985
‫فکر می‌کردم آشپزخونه تا الان چیده شده باشه.

507
00:22:31,986 --> 00:22:34,071
‫نه نه، منتظر بودم کارِ کفپوش‌ها تموم بشه.

508
00:22:34,072 --> 00:22:35,199
‫گوه توشون!

509
00:22:35,311 --> 00:22:38,579
‫
‫[موسیقی: Take The Long Way Home
‫از Supertramp]

510
00:22:38,580 --> 00:22:41,992
‫مشکلات و تاخیرها دردسرهای دائمی بودن.

511
00:22:41,993 --> 00:22:44,012
‫باید بیام اینجا، می‌بینی؟

512
00:22:44,013 --> 00:22:46,598
‫اما این «تیمِ دیدلی اسکوات»ـه...

513
00:22:46,599 --> 00:22:48,919
‫میزها فقط می‌رن اینجا و هیچکسی...

514
00:22:48,920 --> 00:22:52,005
‫و ما مصمم بودیم که بهش برسیم.

515
00:23:00,240 --> 00:23:02,800
‫دارم یه توئیت در مورد افتتاح رستوران ارسال می‌کنم.

516
00:23:02,801 --> 00:23:05,020
‫4 تا حرف بیشتر دارم.
‫(اشاره به محدودیت تعداد حروف در توئیتر)

517
00:23:11,795 --> 00:23:14,714
‫«3:00 بعد از ظهر روبه‌روی سوله»

518
00:23:14,999 --> 00:23:18,793
‫فصل اول مجموعه «مزرعه کلارکسون» رو دیدی؟

519
00:23:18,873 --> 00:23:19,693
‫نه.

520
00:23:21,473 --> 00:23:22,880
‫این پوشیده‌اس،

521
00:23:22,881 --> 00:23:24,332
‫مگر این‌که یه «باد غربی» بیاد،
‫(بادی غالب که از غرب به شرق می‌وزد،
‫به ویژه در میانه هر دو نیم‌کره)

522
00:23:24,333 --> 00:23:26,593
‫که در این صورت همه خیس می‌شن.

523
00:23:28,200 --> 00:23:30,100
‫دستشویی‌ها یه مشکلی دارن.

524
00:23:30,293 --> 00:23:32,206
‫یک چهارم مایل دورتر از رستورانن.

525
00:23:36,052 --> 00:23:38,805
‫کل این منو در اصل یه منوی گوشتِ گاو هست.

526
00:23:41,933 --> 00:23:43,713
‫«کروکت» سرخ شده داریم،
‫(کوفته‌ی گوشت یا سبزیجات که با تخم‌مرغ مخلوط شده)

527
00:23:43,714 --> 00:23:44,499
‫گوشت گاو داریم،

528
00:23:44,500 --> 00:23:46,425
‫مغز استخون روی کدو سبز داریم.

529
00:23:46,426 --> 00:23:48,552
‫«اِمپانادا» داریم با...
‫(غذای اسپانیایی، گوشت یا میوه‌ی خردشده
‫که در لایه‌ای از خمیر می‌پیچند و سرخ می‌کنند)

530
00:23:48,553 --> 00:23:49,919
‫ما بهش میگیم «پَستی».

531
00:23:49,920 --> 00:23:51,980
‫آره پستی، پستی‌ـه.

532
00:23:52,066 --> 00:23:54,945
‫فقط عادت دارم با این یکی وقت بگذرونم.

533
00:23:54,946 --> 00:23:56,166
‫من آرژانتینی‌ام.

534
00:23:56,167 --> 00:23:57,387
‫- آرژانتینی هستی؟
‫- آره.

535
00:23:57,388 --> 00:24:02,607
‫
‫ (اشاره به ویژه برنامه Patagonia از فصل 22 Top Gear که در اون توسطِ
‫گروه‌های تندروی آرژانتینیِ ضد بریتانیایی مورد حمله قرار می‌گیرند)

536
00:24:02,766 --> 00:24:03,660
‫به اندازه کافی نزدیکه.

537
00:24:03,661 --> 00:24:04,640
‫کافیه، عالیه.

538
00:24:05,640 --> 00:24:07,220
‫واسه اتاق وی.‌آی.‌پی آماده‌این؟

539
00:24:07,228 --> 00:24:08,066
‫آره.

540
00:24:08,067 --> 00:24:11,412
‫این جاییه که «دیوید بکهام» یا «سایمون کاول» می‌آن.
‫(بازیکن سابق فوتبال انگستانی - مجری و بازیگر انگلستانی)

541
00:24:11,413 --> 00:24:13,799
‫آره، خب این خیلی صمیمیه. آره.

542
00:24:13,906 --> 00:24:16,493
‫- فقط لازمه افرادی اندازه‌ی من بیارین اینجا!
‫- دقیقا.

543
00:24:19,247 --> 00:24:19,907
‫نگاه کنین!

544
00:24:19,908 --> 00:24:21,473
‫4 تا چاقو باید بشورن!

545
00:24:21,746 --> 00:24:22,805
‫احمقانه‌اس.

546
00:24:24,113 --> 00:24:26,319
‫فعلا می‌خوام اینا رو بذارم روی صندلی‌ها.

547
00:24:26,386 --> 00:24:27,926
‫اینا رو ببین، آلن.

548
00:24:28,133 --> 00:24:29,233
‫اوی، محشره!

549
00:24:35,800 --> 00:24:38,486
‫به طرز حیرت‌آوری، تا ساعت 6،

550
00:24:38,487 --> 00:24:43,113
‫بچه‌های آلن و تیم فضای‌سبز کارهاشون رو تموم کرده بودن.

551
00:24:43,440 --> 00:24:46,660
‫پس، تیم آشپزخونه پیپ می‌تونستن کارشون رو شروع کنن.

552
00:24:50,859 --> 00:24:52,945
‫صادقانه میگم که، کارتون چشمگیر بود.

553
00:24:52,946 --> 00:24:54,306
‫چون این فقط...

554
00:24:54,307 --> 00:24:55,987
‫مجبور بودیم که این رو توی 2 روز انجام بدیم و تو گفتی:

555
00:24:55,988 --> 00:24:57,666
‫«اوه قراره خیلی سخت باشه.» ولی...

556
00:24:57,667 --> 00:24:59,518
‫انجامش دادیم، مگه نه؟
‫معرکه بود، آره.

557
00:24:59,519 --> 00:25:01,360
‫و حالا ببینین کی داره می‌آد.

558
00:25:01,579 --> 00:25:03,165
‫کسی نیست جزء کیلب کوپر،

559
00:25:03,166 --> 00:25:05,499
‫که تموم میز و صندلی‌ها رو می‌آره.

560
00:25:12,080 --> 00:25:15,405
‫به طرز آزادهنده‌ای، اون دنده‌عقب گرفتنش کاملا چشمگیره.

561
00:25:16,533 --> 00:25:19,405
‫یعنی از شکم مامانش هم دنده‌عقب اومده بیرون؟

562
00:25:19,406 --> 00:25:22,313
‫شرط می‌بندم که همینطوره، با یه تریلی که پشتش چسبیده بوده.

563
00:25:24,266 --> 00:25:26,908
‫وقتی که داشتیم اثاثیه رو تخلیه می کردیم...

564
00:25:27,873 --> 00:25:30,099
‫متوجه یک تجمع عجیب شدیم...

565
00:25:30,100 --> 00:25:33,313
‫که از میان جوها به سمت ما حرکت می‌اومدن.

566
00:25:37,506 --> 00:25:41,813
‫اولش، کیلب فکر کرد که این تیمِ آدم‌کش‌های شوراست.

567
00:25:43,866 --> 00:25:45,125
‫اما در حقیقت...

568
00:25:45,126 --> 00:25:47,493
‫چیزی بود که من ترتیبش رو داده بودم.

569
00:25:48,073 --> 00:25:48,779
‫گرفتیش؟

570
00:25:48,780 --> 00:25:49,293
‫آره.

571
00:25:50,120 --> 00:25:52,260
‫
‫[شعر: Jerusalem
‫از Hubert Parry]

572
00:25:52,261 --> 00:25:56,159
‫<i>♪ Bring me my Bow of burning gold ♪</i>

573
00:25:56,160 --> 00:25:59,315
‫یه هدیه‌ی کوچیک برای یه کارِ خوبِ انجام شده...

574
00:26:00,393 --> 00:26:01,061
‫انگیزه!

575
00:26:01,062 --> 00:26:03,302
‫معرکه‌اس! یالا، بگیر ببریمش!

576
00:26:03,340 --> 00:26:09,853
‫<i>♪ Bring me my Spear</i>
‫<i>O clouds unfold ♪</i>

577
00:26:10,920 --> 00:26:13,319
‫«گروه سرودِ صدای مردانه‌ی کاتس‌ولدز»

578
00:26:13,320 --> 00:26:16,780
‫<i>♪ Bring me my Chariot of fire ♪</i>

579
00:26:17,200 --> 00:26:19,540
‫<i>♪ I will not cease ♪</i>

580
00:26:19,580 --> 00:26:21,619
‫که شعر «اورشلیم» رو می‌خونن...

581
00:26:21,620 --> 00:26:23,595
‫<i>♪ From Mental Fight ♪</i>

582
00:26:23,840 --> 00:26:29,119
‫<i>♪ Nor shall my sword sleep in my hand ♪</i>

583
00:26:29,120 --> 00:26:30,806
‫با یه ذره دستکاری...

584
00:26:30,807 --> 00:26:37,839
‫<i>♪ Till we have built a restaurant ♪
‫♪ تا زمانی که یک رستوران درست کنیم ♪</i>

585
00:26:37,840 --> 00:26:40,979
‫<i>♪ In England's green ♪
‫♪ در انگلستانِ سرسبز ♪</i>

586
00:26:40,980 --> 00:26:42,311
‫عاشقشم!

587
00:26:42,312 --> 00:26:46,505
‫<i>♪ And pleasant Land ♪</i>

588
00:26:46,532 --> 00:26:47,019
‫(بله، ما غذا برای گیاهخوارا نداریم)

589
00:26:47,020 --> 00:26:50,419
‫(بله، ما غذا برای گیاهخوارا نداریم)

590
00:26:54,581 --> 00:26:56,718
‫«شنبه 7:00 صبح»
‫

591
00:26:56,719 --> 00:27:00,445
‫«شنبه 7:00 صبح»
‫«روز افتتاح رستوران»

592
00:27:01,520 --> 00:27:04,713
‫اولین مهمانان‌مون، 5 ساعت دیگه از راه می‌رسن،

593
00:27:04,714 --> 00:27:05,258
‫
‫(تابلو: منوی غذای امروز: گوشت گاو از مزرعه خودمون)

594
00:27:05,259 --> 00:27:07,452
‫و من دعا می‌کردم که «مزرعه کلارکسون»...
‫(تابلو: منوی غذای امروز: گوشت گاو از مزرعه خودمون)

595
00:27:07,453 --> 00:27:10,146
‫به یکی از اون برنامه‌های زنده تبدیل نشه که...

596
00:27:10,147 --> 00:27:13,306
‫در اون همه چیز با شتاب و اشتباه پیش می‌ره.

597
00:27:14,766 --> 00:27:15,607
‫اما...

598
00:27:16,138 --> 00:27:17,566
‫2 ساعت بعد...

599
00:27:17,566 --> 00:27:18,693
‫اون چیه؟

600
00:27:19,073 --> 00:27:20,527
‫شبیه به سمِ موشه.

601
00:27:20,528 --> 00:27:22,125
‫اون آب رو تمیزش کنین.

602
00:27:25,026 --> 00:27:26,820
‫مایع ظرف‌شویی رو کجا می‌خواین؟

603
00:27:27,413 --> 00:27:28,085
‫و اون.

604
00:27:32,180 --> 00:27:33,822
‫این کوفتی‌ها دیگه چیه اینجا؟

605
00:27:36,680 --> 00:27:39,127
‫بهش گفتم که قاشق‌های بزرگ‌تر بگیره. کصخلِ کیری!

606
00:27:39,773 --> 00:27:42,219
‫می‌خوایم یه یخچال بیاریم، اما نمی‌تونیم...

607
00:27:42,220 --> 00:27:44,159
‫یکی از اون سردخونه‌ای‌هاش رو بگیریم.
‫(یخچال‌هایی بزرگ در رستوران‌ها که
‫شخص می‌تونه کامل واردش بشه)

608
00:27:44,160 --> 00:27:46,165
‫باشه، یه یخچال دیگه اینجا نیاز داریم.

609
00:27:46,166 --> 00:27:47,498
‫[نامفهوم]

610
00:27:47,499 --> 00:27:49,379
‫2 ساعت و 45 دقیقه دیگه باز می‌کنیم.

611
00:27:49,380 --> 00:27:52,619
‫تازه فکر کردم که ایده اینو داری که بیاری بذاریش همین‌جا.

612
00:27:52,620 --> 00:27:54,200
‫نه، امکان نداره، نمیشه.

613
00:27:54,246 --> 00:27:56,220
‫«11:30 قبل از ظهر»
‫{\an8}

614
00:27:56,228 --> 00:27:59,034
‫«11:30 قبل از ظهر»
‫«30 دقیقه تا بازشدن»{\an8}

615
00:28:03,318 --> 00:28:06,191
‫این باید پر بشه، این گوهم باید بیاد بیرون و گرم بشه.

616
00:28:08,480 --> 00:28:09,713
‫یه تیم فیلمبرداری داریم اینجا،

617
00:28:09,714 --> 00:28:13,965
‫پس 3,000 گالن بطری آب داریم که
‫همینطور الکی ریخته این‌ور اون‌ور.
‫(هر گالن = 3.7 لیتر)

618
00:28:13,966 --> 00:28:15,119
‫پشمام، رنگ اینجاست!

619
00:28:15,120 --> 00:28:16,845
‫چه وضع تخمی اینجا برپاست آخه؟

620
00:28:16,846 --> 00:28:18,666
‫کدوم خری این رنگ تخمی رو اینجا گذاشته؟

621
00:28:21,046 --> 00:28:22,999
‫سلام، می‌تونم کمک‌تون کنم؟
‫می‌خواین یه چرخ بزنین اینجا؟

622
00:28:23,000 --> 00:28:24,265
‫اسم‌تون چیه؟

623
00:28:24,273 --> 00:28:26,586
‫- «زویی تاونسند».
‫- «زویی» اینم از این.

624
00:28:26,679 --> 00:28:29,145
‫مهمون‌ها اومدن. داریم پاکسازی می‌کنیم.

625
00:28:29,146 --> 00:28:30,332
‫همگی پاکسازی کنین.

626
00:28:30,333 --> 00:28:33,806
‫همگی، مهم نیست چقدر آدم مهمی هستین،
‫شروع به پاکسازی کنین.

627
00:28:35,079 --> 00:28:36,772
‫چه اتفاقی افتاده اونجا؟

628
00:28:36,773 --> 00:28:39,620
‫یه دقیقه پیش اونجا رو جارو زدی، می‌دونم که زدی.

629
00:28:40,780 --> 00:28:43,152
‫بی‌خبر از هرج و مرج توی رستوران،

630
00:28:43,153 --> 00:28:45,306
‫اولین مهمانان ما توسط مدیر جلوی خونه‌مون...

631
00:28:45,307 --> 00:28:47,533
‫مورد استقبال قرار گرفتن.

632
00:28:48,146 --> 00:28:49,219
‫اینم مثل منه.

633
00:28:49,220 --> 00:28:52,345
‫زیر آفتاب راه می‌رفتم، حالا توش رانندگی می‌کنم.

634
00:28:52,346 --> 00:28:54,679
‫واقعا درست کار نمی‌کنه، می‌گیری منظورمو دیگه؟

635
00:28:55,105 --> 00:28:57,658
‫سپس اونا با ترکیبی از تراکتور و تریلی که...

636
00:28:56,459 --> 00:29:00,159
‫{\an8}
‫(لطفا قبل از حرکت پله‌ها رو جمع کنید)

637
00:28:57,659 --> 00:29:01,058
‫توسط کیلب هدایت می‌شد به رستوران برده می‌شدند،

638
00:29:01,059 --> 00:29:04,699
‫کسی که واقعا خودش رو برای روز بزرگ آراسته بود.

639
00:29:07,520 --> 00:29:11,500
‫نه این‌که روز بزرگ هنوز آماده‌ی رخ دادن هم بود.

640
00:29:12,919 --> 00:29:14,319
‫واسه این وقت ندارم.

641
00:29:14,320 --> 00:29:16,825
‫مردم دارن می‌آن اینجا و دو تا صندلی داریم که...

642
00:29:16,826 --> 00:29:18,592
‫- چارلی، سلام.
‫- چه کمکی می‌تونم بکنم؟

643
00:29:18,593 --> 00:29:19,838
‫دوست داری چند تا جعبه بشقاب باز کنی؟

644
00:29:19,839 --> 00:29:21,952
‫به نظر خوب می‌آد. وضع آب و هوا رو فرستادن.

645
00:29:21,953 --> 00:29:23,806
‫این یه چیزی فراتر از یه خبر بود،

646
00:29:23,807 --> 00:29:24,939
‫10 دقیقه پیش گفتن که:

647
00:29:24,940 --> 00:29:27,353
‫«اولین مهمانان‌مون اومدن».
‫هنوز هیچ غذایی پخته نشده.

648
00:29:28,586 --> 00:29:30,286
‫باید اینم توی منو بزنیم که:

649
00:29:30,293 --> 00:29:34,926
‫«برخی از این ظروف ممکنه حاوی عرق پیشانی جرمی کلارکسون باشه.»

650
00:29:35,900 --> 00:29:37,888
‫نه، نه، داری چی‌کار می‌کنی؟

651
00:29:39,040 --> 00:29:41,295
‫این لیسای لعنتی کدوم گوری رفته؟

652
00:29:45,388 --> 00:29:46,102
‫عالیه.

653
00:29:46,426 --> 00:29:47,066
‫پیپ؟

654
00:29:47,067 --> 00:29:49,731
‫از الان به بعد، دیگه ماشین نمی‌آریم اینجا.

655
00:29:49,732 --> 00:29:52,238
‫اما چطور می‌خوایم غذا رو از تریلیِ آشپزخونه برسونیم اینجا؟

656
00:29:52,239 --> 00:29:53,413
‫از ماشین استفاده نمی‌کنیم.

657
00:29:53,414 --> 00:29:55,113
‫پس باید...

658
00:29:55,114 --> 00:29:56,129
‫از تراکتور استفاده کنیم؟

659
00:29:56,136 --> 00:29:57,133
‫غیر ممکنه.

660
00:29:57,134 --> 00:29:59,353
‫خیلی طول می‌کشه، اگه می‌خوای باز کنی.

661
00:30:02,713 --> 00:30:05,212
‫این ونِ کریسه؟ کیرم توش بره!

662
00:30:05,440 --> 00:30:06,125
‫عه جرمی؟

663
00:30:06,126 --> 00:30:07,606
‫یکی از دوشاخه‌ها خراب شده، که برای جایی که اونا...

664
00:30:06,879 --> 00:30:09,013
‫{\an8}
‫(تابلو: این جوها سال آینده می‌شه آبجوی هاوکستون)

665
00:30:07,607 --> 00:30:09,700
‫تموم پاستاها رو درست می‌کنن خیلی مهمه.

666
00:30:09,701 --> 00:30:11,512
‫برق‌کار 10 دقیقه دیگه می‌رسه.

667
00:30:12,013 --> 00:30:13,160
‫خیلی‌خب، عجله کنین پس،

668
00:30:13,161 --> 00:30:16,387
‫یه کمی داره گرم‌شون می‌شه و کمی... می‌دونی دیگه.

669
00:30:16,388 --> 00:30:17,681
‫خب پس خداحافظ.

670
00:30:18,061 --> 00:30:19,294
‫هول شده بود.

671
00:30:19,472 --> 00:30:21,434
‫یه کمی تاخیر خواهیم داشت.

672
00:30:21,746 --> 00:30:23,988
‫یه مشکل برق‌رسانی توی رستوران پیش اومده.

673
00:30:31,493 --> 00:30:32,413
‫الو؟

674
00:30:33,940 --> 00:30:36,160
‫توی فروشگاه مزرعه‌ام و مردم ریختن اینجا.

675
00:30:36,161 --> 00:30:38,181
‫یکی قراره ویژی بره...
‫[نامفهوم]

676
00:30:39,134 --> 00:30:40,119
‫اما می‌دونی دیگه.

677
00:30:40,120 --> 00:30:41,387
‫یه تاخیر کوچیک خواهیم داشت.

678
00:30:41,388 --> 00:30:42,883
‫اینطور که شنیدم یه مشکل برق‌رسانی پیش اومده.

679
00:30:42,884 --> 00:30:45,693
‫پس برای شروع یه کمی منتظر می‌مونیم.

680
00:30:51,046 --> 00:30:52,746
‫چقدر طول می‌کشه؟

681
00:30:52,754 --> 00:30:53,567
‫5 دقیقه.

682
00:30:54,440 --> 00:30:56,766
‫می‌تونم اینو بذارم پشت ماشینم و ببرمش؟

683
00:30:56,767 --> 00:30:58,719
‫فکر کنم لازمه اول تِی بکشیم زمین رو.

684
00:30:58,720 --> 00:31:00,400
‫نمی‌تونیم، مهمونا اومدن.

685
00:31:00,611 --> 00:31:02,511
‫کونِ لقش! اینجا یه مزرعه‌اس!

686
00:31:08,092 --> 00:31:09,082
‫دیگه نه.

687
00:31:09,672 --> 00:31:10,785
‫منتظر کی هستی؟

688
00:31:10,786 --> 00:31:12,546
‫باید اینارو به دست پیشخدمت‌ها برسونم.

689
00:31:12,547 --> 00:31:14,032
‫خب، اینم یه نکته،

690
00:31:14,033 --> 00:31:15,405
‫آگه کاری برای انجام دادن داری،

691
00:31:15,406 --> 00:31:16,746
‫از اون ماشین کیریت بیا بیرون و برو سراغش،

692
00:31:16,747 --> 00:31:18,919
‫چون باید این ماشینو جابه‌جا کنیم.

693
00:31:20,160 --> 00:31:23,908
‫ای کیر توش! یکی دیگه هم داره می‌آد، این دیه کیه؟

694
00:31:24,079 --> 00:31:25,779
‫داری چه غلطی می‌کنی آخه؟

695
00:31:27,120 --> 00:31:28,333
‫- چیه؟
‫- غذاتون رو آوردیم.

696
00:31:28,334 --> 00:31:29,786
‫خوبه، پیاده‌اش کنین.

697
00:31:31,133 --> 00:31:34,511
‫در این مرحله، متوجه شدم که «گوردون رمزی» درونی من...
‫(آشپز حرفه‌ای، صاحب چندین رستوران
‫و شخصیت تلویزیونی اهل اسکاتلند)

698
00:31:34,512 --> 00:31:37,059
‫بیشتر از این‌که فایده داشته باشه، داره آسیب می‌رسونه.

699
00:31:37,060 --> 00:31:38,805
‫پس یه تصمیم گرفتم.

700
00:31:39,360 --> 00:31:39,980
‫می‌خوام که...

701
00:31:39,981 --> 00:31:42,901
‫می‌خوام تن لشمو جمع کنم از اینجا ببرم.

702
00:31:46,999 --> 00:31:49,395
‫فقط عاشق نحوه‌ رفتن میزبان‌مون هستم،

703
00:31:49,700 --> 00:31:53,013
‫اونم حدود پنج دقیقه بعد از افتتاح رستوران.

704
00:31:55,739 --> 00:31:57,812
‫خب، با تمام توان به پیش.

705
00:31:59,080 --> 00:32:01,005
‫چند تایی بطری آب دارم.

706
00:32:01,006 --> 00:32:02,621
‫کسی آب می‌خواد؟

707
00:32:02,766 --> 00:32:03,587
‫بفرمایید.

708
00:32:04,340 --> 00:32:05,125
‫بفرمایید.

709
00:32:05,126 --> 00:32:06,819
‫همش دارم بهشون میگم: «5 دقیقه دیگه، 5 دقیقه دیگه».

710
00:32:06,820 --> 00:32:09,433
‫و مردم هم دارن با خودشون میگن:
‫«داره گوه می‌خوره.»

711
00:32:11,306 --> 00:32:12,886
‫تام، چه خبره؟

712
00:32:14,159 --> 00:32:15,499
‫می‌شه فقط عجله کنیم؟

713
00:32:15,752 --> 00:32:17,072
‫اونو ببر بیرون.

714
00:32:17,899 --> 00:32:19,579
‫همه اینا رو ببر اونجا.

715
00:32:19,666 --> 00:32:21,519
‫دستگاه پخت پاستا کار نمی‌کنه؟

716
00:32:21,520 --> 00:32:22,805
‫آره، یه ایرادی داره.

717
00:32:22,806 --> 00:32:24,839
‫یه مشکلی توی خود دستگاه وجود داره.

718
00:32:24,840 --> 00:32:26,445
‫باشه، پس می‌رین دیگه؟

719
00:32:26,446 --> 00:32:28,066
‫خب، کاری از دست ما بر نمی‌آد.

720
00:32:28,800 --> 00:32:30,440
‫9... 9 تا از اونا.

721
00:32:31,800 --> 00:32:32,605
‫یالا.

722
00:32:33,060 --> 00:32:34,467
‫می‌خوام همه رو سوار کنم، کون لقش!

723
00:32:35,040 --> 00:32:37,560
‫همگی باید تا آخر تریلی برید و بعد از این طرفش برگردین.

724
00:32:37,561 --> 00:32:38,685
‫آره، ممنون.

725
00:32:42,046 --> 00:32:45,499
‫همون‌طور که اتفاق افتاد، کیلب تصمیم درستی گرفته بود،

726
00:32:45,712 --> 00:32:48,472
‫چون همینطور که مهمون‌ها رو به رستوران می‌برد،

727
00:32:51,086 --> 00:32:54,259
‫تیم پیپ که به وضوح به این فشار عادت کرده بود،

728
00:32:55,520 --> 00:32:58,605
‫شروع به تهیه‌ی غذاهای واقعی کرده بودن.

729
00:32:58,606 --> 00:32:59,993
‫روغن زیتون، آب لیمو.

730
00:32:59,994 --> 00:33:01,245
‫شیش، هفت، هشت.

731
00:33:04,013 --> 00:33:06,565
‫سپس، با خوردن یه قرص آرامبخش،

732
00:33:06,566 --> 00:33:07,805
‫برگشتم.

733
00:33:08,433 --> 00:33:09,919
‫خوش اومدید همگی.

734
00:33:10,840 --> 00:33:14,302
‫می‌دونم، یه کم روش غیرمعمولیه برای رفتن به رستوران.

735
00:33:14,546 --> 00:33:17,200
‫اما به هر حال، از اون پشت پیاده‌تون می‌کنم.

736
00:33:17,639 --> 00:33:18,786
‫و بفرمایید.

737
00:33:21,480 --> 00:33:23,900
‫اونو بذار کنار.
‫(لیوانِ انعام‌گیری دستشه)

738
00:33:24,293 --> 00:33:24,845
‫چیی؟

739
00:33:25,811 --> 00:33:27,085
‫آره، آماده‌اس، برو.

740
00:33:28,520 --> 00:33:30,405
‫سلام دوستان، اوضاع چطوره؟

741
00:33:33,013 --> 00:33:34,307
‫ممنونم.

742
00:33:34,793 --> 00:33:37,100
‫امیدوارم شما واسه‌ی یه ضیافت آماده باشین.

743
00:33:38,279 --> 00:33:40,233
‫باشه، فقط یه پُرس دیگه.

744
00:33:43,247 --> 00:33:48,439
‫مهمان‌ها در حال غذاخوردن بودن،
‫و با همراهی من در حالتِ «باسیل فولتی»...
‫ (Basil Fawlty شخصیت اصلی برنامه‌ی طنز
‫Fawlty Towers بریتانیایی در 1970)

745
00:33:48,440 --> 00:33:49,380
‫- حالتون چطوره؟
‫- سلام.

746
00:33:49,381 --> 00:33:51,332
‫خوبم، خوبه که تشریف آوردین. ممنونم.

747
00:33:51,333 --> 00:33:53,559
‫سلام، خوش اومدین. ممنون که تشریف آوردین.

748
00:33:53,560 --> 00:33:58,386
‫یا چارلی که بیش از اونچه که لازم بود
‫در مورد گندم بهشون توضیح می‌داد...

749
00:33:58,580 --> 00:34:00,566
‫جوانه‌ی گندم توی پاستا هست.

750
00:34:00,567 --> 00:34:03,085
‫من به طور خاصی به جوانه‌ی گندم افتخار می‌کنم،

751
00:34:03,086 --> 00:34:05,506
‫چون معمولا توی ایتالیا رشد می‌کنه.

752
00:34:05,600 --> 00:34:06,307
‫و...

753
00:34:06,752 --> 00:34:10,005
‫اینا رو پایین «بری هیل جنوبی» پرورش دادم.
‫(محلی تاریخی در جنوب‌غربی شهر آندوور، همپ‌شر)

754
00:34:10,233 --> 00:34:11,539
‫غذاش خوبه؟ همه‌ بودید...

755
00:34:11,540 --> 00:34:12,600
‫خیلی خوشمزه‌اس!

756
00:34:12,601 --> 00:34:14,219
‫خوبه، ممنون، ممنون.

757
00:34:14,440 --> 00:34:17,639
‫سخت‌ترین کار این بود که جوانه گندم رو از ایتالیا،

758
00:34:17,640 --> 00:34:21,606
‫به عنوان بذر از گمرک ردش کنیم.
‫ده روز توی شهر «کاله» نشسته بود فقط.
‫ (Calais یک شهر ساحلی و بندرگاه مهم در شمال فرانسه)

759
00:34:25,292 --> 00:34:26,582
‫یه دونه هم اونجا.

760
00:34:26,906 --> 00:34:28,005
‫- آره.
‫- آره.

761
00:34:31,819 --> 00:34:33,313
‫اوضاعتون اونجا چطوره، بچه‌ها؟

762
00:34:33,314 --> 00:34:34,659
‫شگفت‌انگیزه.

763
00:34:34,660 --> 00:34:36,092
‫واقعا خیلی خوبه.

764
00:34:37,000 --> 00:34:39,359
‫به ناچار، لحظه‌ای فرا رسید که

765
00:34:39,360 --> 00:34:41,839
‫یه نفر نیاز به دستشویی رفتن داشت،

766
00:34:41,840 --> 00:34:46,113
‫که در فروشگاه مزرعه، اون طرف زمین بود.

767
00:34:46,506 --> 00:34:49,438
‫با تشخیص این‌که این ممکنه یه مشکل باشه...

768
00:34:50,640 --> 00:34:54,713
‫یک سیستم نقل و انتقالِ واکنش سریع تدارک دیدم.

769
00:34:55,846 --> 00:34:57,786
‫حالا دیگه همه‌مون از دستشویی رفتن می‌ترسیم.

770
00:34:57,973 --> 00:35:00,925
‫اما متاسفانه، این روند تا حدودی...

771
00:35:00,926 --> 00:35:03,759
‫با «چارلی شدنِ» دوباره‌ی چارلی، کند شد.

772
00:35:03,760 --> 00:35:06,986
‫برای سواری باید تجهیزات محافظی بپوشین...

773
00:35:06,987 --> 00:35:08,106
‫جدی میگم.

774
00:35:08,480 --> 00:35:11,439
‫ببینین، باید کلاه ایمنی و یه دست لباس بپوشه!

775
00:35:11,440 --> 00:35:13,260
‫آره و بعدشم کلاه. خوبه.

776
00:35:13,261 --> 00:35:16,614
‫ببخشید، فقط داریم از قوانین سلامت و ایمنی پیروی می کنیم.

777
00:35:21,920 --> 00:35:23,325
‫ای خدایا!

778
00:35:28,814 --> 00:35:30,125
‫جدای از دستشویی‌ها،

779
00:35:30,126 --> 00:35:33,914
‫به نظر می‌رسید که مردم از خودشون و غذای ما لذت می‌بردن.

780
00:35:36,760 --> 00:35:38,418
‫و در طول بعد از ظهر،

781
00:35:38,419 --> 00:35:41,987
‫جریان ثابتی از مهمانان می‌اومدن و می‌رفتن.

782
00:35:43,166 --> 00:35:44,599
‫خیلی متشکرم.

783
00:35:44,986 --> 00:35:46,107
‫سرزنشش نمی‌کنم.

784
00:35:46,633 --> 00:35:47,873
‫بیا جلو، بیا جلو.

785
00:35:47,874 --> 00:35:50,012
‫مراقب باش. مراقب باش، بیا جلو.

786
00:35:51,240 --> 00:35:53,866
‫دیوید بکهام هم واقعا حضور یافت.

787
00:35:53,867 --> 00:35:55,406
‫
‫(اشاره به تتو‌های دیوید بکهام)

788
00:35:56,285 --> 00:35:59,292
‫و همچنین دوستانِ «دیدلی اسکوات»، همچون جورجیا،

789
00:35:59,293 --> 00:36:01,271
‫از اتحادیه ملی کشاورزان.

790
00:36:01,272 --> 00:36:03,999
‫با این حال، دیدن همه‌ی اینا کنار هم شگفت‌انگیزه.

791
00:36:04,000 --> 00:36:06,858
‫و تیم و کیتی که گاوهامون رو بهمون فروختن،

792
00:36:06,859 --> 00:36:09,319
‫و می‌خواستن ببینن طعم‌شون چطوره.

793
00:36:09,726 --> 00:36:10,925
‫سلام! حالت چطوره؟

794
00:36:10,926 --> 00:36:12,565
‫چی در مورد فلفل به من گفتی؟

795
00:36:12,566 --> 00:36:14,919
‫بهم گفتی باید از فلفل مراقبت کنم، نه؟

796
00:36:15,312 --> 00:36:17,699
‫دقیقا. و فلفل هم داره خیلی بهش خوش می‌گذره.

797
00:36:17,700 --> 00:36:19,325
‫یه دوست‌پسر گیرش اومده.

798
00:36:19,326 --> 00:36:20,866
‫کلی هم علفِ خوشمزه داره.

799
00:36:20,867 --> 00:36:22,620
‫و فوق‌العاده خوشحاله، فلفل.

800
00:36:24,113 --> 00:36:25,432
‫پاستا از جوانه‌ی گندم تهیه شده.

801
00:36:25,433 --> 00:36:28,232
‫پس برای آسیاب شدن فرستاده شدن به «آسیاب متیو».

802
00:36:28,233 --> 00:36:30,720
‫و اونا یه آرد-00 ویژه دارند. پس...
‫(آرد معمولی که بسیار ریزتر آسیاب شده)

803
00:36:34,261 --> 00:36:36,285
‫همونطور که تابش عصرانه خورشید،

804
00:36:36,286 --> 00:36:38,458
‫در این روز گرم و عالیِ تابستونی...

805
00:36:38,459 --> 00:36:40,206
‫طلایی رنگ می‌شد.

806
00:36:43,232 --> 00:36:45,075
‫همش خودم رو نیشگون می‌گرفتم...

807
00:36:45,076 --> 00:36:47,501
‫که ما واقعا انجامش دادیم.

808
00:36:49,299 --> 00:36:51,499
‫این‌که ما رستورانی رو...

809
00:36:51,500 --> 00:36:56,193
‫در برابر این همه رگبار مخالفت‌های بی وقفه، باز کردیم.

810
00:36:57,553 --> 00:37:00,098
‫اما واقعیت اینه که در نهایت شما یه کشاورز نیستی.

811
00:37:00,099 --> 00:37:01,799
‫تو یه شخصیت رسانه‌ای هستی.

812
00:37:01,800 --> 00:37:03,752
‫یه نفر از مردم روستا،

813
00:37:03,753 --> 00:37:06,845
‫یه تامین‌مالی جمعی راه انداخته به نام:

814
00:37:06,846 --> 00:37:08,932
‫«جلویِ دیدلی اسکوات رو بگیرید».

815
00:37:10,320 --> 00:37:12,507
‫رفتارِ متقاضی شرم‌آوره.

816
00:37:12,673 --> 00:37:15,711
‫این نشان دهنده‌ی نگرشِ «یک اینچ به من بدهید
‫و من تا یک مایل پیش خواهم رفت» هست.

817
00:37:15,712 --> 00:37:18,898
‫همه کسانی که نظر مخالف دارن، دست‌شون رو ببرن بالا.

818
00:37:20,352 --> 00:37:21,839
‫به سادگی در بالاش گفتن که...

819
00:37:21,840 --> 00:37:23,820
‫اوه نوشته: «بدین وسیله درخواست را رد می‌کند.»

820
00:37:23,821 --> 00:37:26,159
‫اونا که نمی‌تونن پارکینگ رو رد کنن که، چارلی.

821
00:37:26,160 --> 00:37:27,279
‫می‌تونی درخواست تجدید نظر بدی.

822
00:37:27,280 --> 00:37:28,518
‫به وزارتِ کشور.

823
00:37:28,519 --> 00:37:30,645
‫قراره نیم میلیون پوند هزینه‌اش بشه، مگه نه؟

824
00:37:30,646 --> 00:37:32,612
‫وقتی که همه حرف‌ها زده شد و تموم شد.

825
00:37:32,819 --> 00:37:36,532
‫تا حالا شنیده بودی که درخواست جاده خاکیِ یه کشاورز رد بشه؟

826
00:37:36,533 --> 00:37:38,106
‫- هرگز.
‫- هرگز.

827
00:37:41,833 --> 00:37:45,273
‫و از اونجایی که هنوز هیچ نشونی از اومدن یه مقام رسمی شورا،

828
00:37:45,274 --> 00:37:46,921
‫به سراغمون نبود،

829
00:37:46,922 --> 00:37:49,539
‫من و چارلی تصمیم گرفتیم که اینو جشن بگیریم،

830
00:37:49,540 --> 00:37:52,901
‫با چند تا آبجوی تگریِ خودمون.

831
00:37:53,520 --> 00:37:54,140
‫خب...

832
00:37:54,141 --> 00:37:57,225
‫داشتم با «تیم» حرف می‌زدم،
‫می‌دونی دیگه همون گاودارِ قبلیه،

833
00:37:57,226 --> 00:37:58,826
‫داشت به این انبار نگاه می‌کرد و گفت که:

834
00:37:58,827 --> 00:38:00,214
‫«منم یه انبار دارم.»

835
00:38:00,215 --> 00:38:03,084
‫«به طور کلی، دقیقا شبیه به همینه،
‫و نیم مایل با سیلورستون فاصله دارم...

836
00:38:03,085 --> 00:38:06,025
‫...جایی که تعداد زیادی از مردم رفت و آمد دائمی دارن.»

837
00:38:06,740 --> 00:38:08,292
‫«منم می‌تونم انجامش بدم؟»

838
00:38:08,953 --> 00:38:10,285
‫و این باعث شد که به فکر فرو برم،

839
00:38:10,286 --> 00:38:13,099
‫به نظرت کشاورزها اینو نگاه می‌کنن و میگن:

840
00:38:13,100 --> 00:38:14,632
‫«واقعا ایده‌ی خیلی خوبیه.»؟

841
00:38:14,633 --> 00:38:17,805
‫از زمانی که تو همه چیز رو توی توئیتر به ملت گفتی،

842
00:38:17,806 --> 00:38:18,399
‫کشاورزها میگن:

843
00:38:18,400 --> 00:38:20,659
‫«داری چی‌کار می‌کنی؟
‫لعنتی چطوری همچین کاری می‌کنی؟»

844
00:38:20,660 --> 00:38:22,153
‫بیاید باهاش روبه‌رو بشیم، آسون نیست.

845
00:38:22,154 --> 00:38:24,234
‫اما اگر زمان و تلاش خودشون رو صرف کنن،

846
00:38:24,235 --> 00:38:25,518
‫قطعا می‌تونن.

847
00:38:25,519 --> 00:38:27,079
‫کلی از این منظره‌ها وجود داره.

848
00:38:27,080 --> 00:38:29,372
‫می‌دونی، افراد زیادی مکان‌های شگفت‌انگیزی دارن،

849
00:38:29,373 --> 00:38:31,774
‫مکان‌های خاصی دارن، ساختمون‌های شگفت‌انگیزی دارن.

850
00:38:31,775 --> 00:38:33,141
‫دو شب در هفته بازه.

851
00:38:33,142 --> 00:38:34,692
‫دقیقا دو یا سه شب در هفته.

852
00:38:34,693 --> 00:38:35,335
‫می‌دونی...

853
00:38:35,336 --> 00:38:37,415
‫ماهِ مِی، ژوئن، جولای، اوت، سپتامبر.

854
00:38:37,416 --> 00:38:40,404
‫- لازم نیست که...
‫- توی «کورن‌وال» همینطوری عمل می‌کنن.
‫ (Cornwall یکی از شهرستان‌های تشریفاتی در
‫جنوب-غربی انگلستان است، نوک و انتهایِ جزیره‌ بریتانیا)

855
00:38:40,405 --> 00:38:43,018
‫می‌دونی دیگه، از اون مکان‌های کوچیک ساحلی،
‫که توی ماه مِی و ژوئن باز هستن...

856
00:38:43,019 --> 00:38:45,625
‫توی تابستون به طرز پاره کننده‌ای کار می‌کنن.

857
00:38:45,760 --> 00:38:47,899
‫- واقعا سودآوره.
‫- آره.

858
00:38:48,360 --> 00:38:51,019
‫هیچ نظر منفی نداشتیم. همه‌شون ذوق زده بودن بابتش.

859
00:38:51,020 --> 00:38:52,420
‫عاشق غذاها بودن.

860
00:38:52,421 --> 00:38:54,888
‫همه قراره با یه پوست برنزه برن خونه،

861
00:38:54,889 --> 00:38:56,679
‫با یه کمی مستی بابت آبجوها،

862
00:38:56,680 --> 00:38:58,520
‫و تا خرخره پر از گوشت گاو.

863
00:38:58,840 --> 00:39:00,100
‫تو که باید خوشحال باشی.

864
00:39:02,166 --> 00:39:03,752
‫همه‌مون می‌تونیم باشیم.

865
00:39:03,753 --> 00:39:05,533
‫منظورم اینه... واقعا همش فقط من نبودم.

866
00:39:05,534 --> 00:39:08,065
‫حتی ایده‌اش هم از من نبود. کار آلن بود.

867
00:39:08,066 --> 00:39:09,945
‫- نه من ایده‌ی رستوران رو داشتم،
‫- آره، آره.

868
00:39:09,946 --> 00:39:11,619
‫که باعث شد چپ چپ نگام کنی و بعدش...

869
00:39:11,620 --> 00:39:13,680
‫آره چپ چپ نگاهت کردم، همه حرفامو پس می‌گیرم.

870
00:39:13,681 --> 00:39:16,207
‫- بگذریم، آفرین بهت.
‫- ممنون و همچنین خودت.

871
00:39:20,206 --> 00:39:22,819
‫از اونجایی که حالا رستوران خودمون رو داشتیم،

872
00:39:22,820 --> 00:39:23,865
‫روز بعدش،

873
00:39:23,866 --> 00:39:28,792
‫کلِ خونواده‌ی «دیدلی اسکوات» رو برای یه ناهارِ پیروزی...

874
00:39:28,793 --> 00:39:31,159
‫در زیر نور آفتاب، جمع کردم.

875
00:39:32,313 --> 00:39:34,944
‫- چرا تو همه‌ی استیک‌های تارتار رو برداشتی؟
‫- تو بهم معرفیش کردی.

876
00:39:34,945 --> 00:39:36,159
‫پس خوشت می‌آد ازش.

877
00:39:36,160 --> 00:39:38,305
‫- من که واقعا دوسش دارم.
‫- غذاش زنده‌اس.

878
00:39:38,306 --> 00:39:39,845
‫زنده نیست که!

879
00:39:39,846 --> 00:39:41,926
‫- خیلی زنده به نظر می‌رسه. (خام)
‫- خب گیر تو اومده دیگه.

880
00:39:41,927 --> 00:39:42,573
‫آره.

881
00:39:44,513 --> 00:39:46,860
‫می‌خوام از همه‌تون تشکر کنم.

882
00:39:47,400 --> 00:39:49,519
‫واقعا میگم، از همه‌تون خیلی متشکرم.

883
00:39:49,520 --> 00:39:50,659
‫فوق‌العاده‌اس!

884
00:39:50,660 --> 00:39:52,291
‫- به سلامتی بچه‌ها.
‫- به سلامتی.

885
00:39:52,292 --> 00:39:54,399
‫- آلن تو یه اسطوره‌ای.
‫- ممنونم.

886
00:39:54,400 --> 00:39:55,659
‫ممنون ازتون برای ساختِ این.

887
00:39:55,660 --> 00:39:57,418
‫- ممنون.
‫- واقعا کارت درسته.

888
00:39:57,593 --> 00:40:00,439
‫واقعا امسال خیلی خودت رو به دردسر انداختی و گرفتار کردی.

889
00:40:00,440 --> 00:40:03,832
‫تجارت ساخت‌و‌ساز رو زدی زمین،
‫با ساختن این اونم توی 2 روز.

890
00:40:03,833 --> 00:40:06,608
‫هر سازنده‌ای الان داره میگه:
‫«چه فکری می‌کردی با خودت؟»

891
00:40:06,609 --> 00:40:07,941
‫«باید حداقل 3 ماه طول می‌کشید.»

892
00:40:07,942 --> 00:40:09,565
‫دست مون رو شد، مگه نه؟

893
00:40:10,320 --> 00:40:11,360
‫اما نگاش کنین آخه.

894
00:40:11,361 --> 00:40:12,993
‫- می‌دونم.
‫- آره، منظره‌ رو داشته باش.

895
00:40:12,994 --> 00:40:14,073
‫واقعا، نگاش کنین.

896
00:40:14,074 --> 00:40:15,085
‫باورنکردنیه!

897
00:40:15,366 --> 00:40:17,106
‫آدم‌های خوش‌شانسی هستیم.

898
00:40:17,879 --> 00:40:20,019
‫واقعا خیلی خوش‌شانسیم.

899
00:40:20,707 --> 00:40:21,725
‫آره.

900
00:40:31,827 --> 00:40:34,407
‫ما همچنین می‌تونیم این واقعیت رو هم جشن بگیریم که،

901
00:40:34,408 --> 00:40:37,345
‫با وجود این‌که همه درگیر شورا و رستوران،

902
00:40:37,346 --> 00:40:39,211
‫و معترضینِ توی روستا بودیم،

903
00:40:39,212 --> 00:40:40,412
‫هنوز هم موفق شده بودیم که،

904
00:40:40,413 --> 00:40:43,701
‫به پایان یه سالِ کشاورزی دیگه برسیم.

905
00:41:07,360 --> 00:41:10,713
‫تنها چیزی که باقی مونده بود درو کردن محصولات بود.

906
00:41:11,913 --> 00:41:14,600
‫اما چون هنوز یک هفته تا اون مونده بود،

907
00:41:15,173 --> 00:41:19,413
‫وقتش رسیده بود که یه کوچولو کیلب رو غافلگیر کنیم.

908
00:41:22,840 --> 00:41:25,959
‫چند هفته پیش تولدت بود دیگه آره؟

909
00:41:25,960 --> 00:41:27,659
‫- آره و هنوز بهم هدیه‌ای ندادی.
‫- دقیقا.

910
00:41:27,660 --> 00:41:29,632
‫- خب، واست یه هدیه گرفتم.
‫- واقعا؟

911
00:41:29,633 --> 00:41:30,787
‫آره گرفتم.

912
00:41:30,945 --> 00:41:32,272
‫و دقیقا هم همینجاست.

913
00:41:32,273 --> 00:41:33,213
‫آماده‌ای؟

914
00:41:41,719 --> 00:41:42,912
‫تا حالا پرواز نکردم.

915
00:41:42,913 --> 00:41:44,085
‫می‌دونم.

916
00:41:45,045 --> 00:41:47,045
‫هیچوقت از رو زمین جدا هم نشدی.

917
00:41:47,046 --> 00:41:48,005
‫ایمنه؟

918
00:41:48,406 --> 00:41:50,586
‫اون هلی‌کوپترِ «آگوستا 109»ـه.
‫ (Agusta 109 اولین هلیکوپتر تمام ایتالیایی،
‫سبک، دو موتوره، 8 نفره و پر سرعت)

919
00:41:50,587 --> 00:41:51,999
‫پادشاه هلی‌کوپترهاست.

920
00:41:52,000 --> 00:41:54,085
‫و همون هلی‌کوپترِ واقعی هست که...

921
00:41:54,086 --> 00:41:56,800
‫تویِ جدیدترین فیلمِ «جیمز باند» ازش استفاده کردن.

922
00:41:57,039 --> 00:41:58,593
‫من اصلا جیمز باند ندیدم.

923
00:41:58,878 --> 00:41:59,979
‫ببخشید چی گفتی؟

924
00:41:59,980 --> 00:42:02,106
‫تا حالا فیلم جیمز باند رو ندیدم.

925
00:42:03,160 --> 00:42:04,712
‫پس این واسم معنایی نداره.

926
00:42:04,713 --> 00:42:07,706
‫- یعنی تا حالا فیلم جیمز باند رو ندیدی؟
‫- نه.

927
00:42:07,979 --> 00:42:09,525
‫و تا حالا پروازم نکردی...

928
00:42:09,526 --> 00:42:10,925
‫تا حالا توی آسمون نبودم.

929
00:42:10,926 --> 00:42:13,112
‫عملا قراره باکرگیِ پرواز منو بگیری.

930
00:42:14,553 --> 00:42:17,912
‫- فکر می‌کردم که خوشحال می‌شی!
‫- خوشحالم، فقط دارم میرینم به خودم.

931
00:42:19,432 --> 00:42:20,565
‫«جی-داگ»!

932
00:42:20,566 --> 00:42:22,765
‫- جرالد.
‫- می‌خوای بیای هلی‌کوپتر سواری؟

933
00:42:23,313 --> 00:42:28,079
‫
‫[سخنانِ خارج از عقل و فهمِ حقیرِ ما]

934
00:42:28,486 --> 00:42:30,085
‫فرِ موهاتو از بین می‌بره.

935
00:42:30,459 --> 00:42:32,233
‫با فرض این‌که این حرفش به معنای «نه» بود،

936
00:42:32,234 --> 00:42:35,072
‫به جنینِ ترسیده کمک کردم تا کمربند ایمنیش رو ببنده،

937
00:42:35,073 --> 00:42:39,539
‫که بعدش یک خلاصه‌ی کوتاهِ آرامش‌بخشِ
‫قبل از پرواز از خلبان دریافت کرد.

938
00:42:39,540 --> 00:42:41,760
‫اون نوار قرمز روی پنجره‌های بزرگ،

939
00:42:41,761 --> 00:42:43,561
‫اگر بِکشیش، پنجره از جاش می‌آد بیرون،

940
00:42:43,562 --> 00:42:45,561
‫البته اگه مجبور بودی از پنجره بری بیرون.

941
00:42:45,562 --> 00:42:46,408
‫و...

942
00:42:46,573 --> 00:42:48,700
‫اگه زمانی که هلی‌کوپتر در حال پروازه بری بیرون،

943
00:42:48,701 --> 00:42:50,260
‫می‌ذارم پرت بشی بری بیرون...

944
00:42:51,133 --> 00:42:52,552
‫و اگه هر جت جنگنده‌ای رو دیدی که،

945
00:42:52,553 --> 00:42:54,905
‫از طرف «نمایشگاه هوایی فایرفورد» می‌آد، خبرم کن.
‫ (Fairford شهرکی در جنوب انگلستان)

946
00:42:54,906 --> 00:42:55,886
‫به چه دلیلی آخه؟

947
00:42:55,887 --> 00:42:57,272
‫ممکنه ندیده باشیم‌شون.

948
00:42:57,273 --> 00:43:00,133
‫اگر هواپیمای دیگه‌ای رو دیدی که داره
‫به سمت‌مون می‌آد، با خودت نگو که:

949
00:43:00,134 --> 00:43:02,412
‫«اوی خب، به احتمال زیاد ما رو دیدن.»
‫چون ممکنه که ندیده باشن‌مون.

950
00:43:02,413 --> 00:43:04,099
‫وقتی سوار ماشینم، زنم نمی‌آد بهم بگه که:

951
00:43:04,100 --> 00:43:06,013
‫«یه ماشین سمت چپمه.»

952
00:43:14,852 --> 00:43:16,012
‫می‌خوام بالا بیارم.

953
00:43:17,033 --> 00:43:18,999
‫هنوز حتی از زمین هم بلند نشدیم که.

954
00:43:20,800 --> 00:43:22,200
‫لعنتی!

955
00:43:22,279 --> 00:43:24,712
‫اوه، کیلب از زمین بلند شد!

956
00:43:25,160 --> 00:43:26,680
‫کیلب کوپر...

957
00:43:26,681 --> 00:43:29,787
‫برای اولین بار در زندگیش از زمین بلند شد!

958
00:43:31,559 --> 00:43:32,580
‫داره چی‌کار می‌کنه؟

959
00:43:32,581 --> 00:43:33,879
‫مشکلی نیست، فقط داره کمی ورجه وورجه می‌کنه.

960
00:43:33,880 --> 00:43:35,506
‫چرا باید ورجه وورجه کنه؟

961
00:43:38,840 --> 00:43:39,508
‫ببین.

962
00:43:39,643 --> 00:43:40,799
‫مزرعه اونجاست.

963
00:43:41,121 --> 00:43:43,079
‫الان می‌تونی اسم زمین‌ها رو بگی.

964
00:43:43,173 --> 00:43:44,174
‫اون یکی...

965
00:43:44,175 --> 00:43:45,108
‫زمینِ «تیلور»ـه.

966
00:43:45,109 --> 00:43:46,214
‫تیلور.

967
00:43:46,215 --> 00:43:48,726
‫اولین باره داری از آسمون می‌بینیش.

968
00:43:50,780 --> 00:43:53,339
‫همینطور که بر فراز مزارع همسایه‌ها پرواز می‌کردیم،

969
00:43:53,340 --> 00:43:58,093
‫کیلب متوجه شد که هلی‌کوپتر واقعا خیلی مفیده.

970
00:43:58,506 --> 00:44:00,205
‫یه تیکه‌شو جا انداخته اون پایین، ببین.

971
00:44:01,185 --> 00:44:02,807
‫چه بلایی سر اون زمینِ اومده؟

972
00:44:02,808 --> 00:44:03,832
‫می‌دونم کی توش کشاورزی می‌کنه.

973
00:44:03,833 --> 00:44:06,566
‫به نظرت باید از ازشون عکس بگیرم و
‫همه‌شون رو بفرستم واسه کشاورزها؟

974
00:44:06,567 --> 00:44:09,020
‫بهشون بگیم: «چه گندی زدی اونجا، رفیق؟»

975
00:44:10,173 --> 00:44:12,967
‫ببین خط‌های تراموای کوددهیش چقدر به هم نزدیکه.

976
00:44:12,968 --> 00:44:14,620
‫می‌بینیش؟ می‌بینیش؟

977
00:44:15,906 --> 00:44:18,558
‫این اولین باره که با کسی سوار هلی‌کوپترم که،

978
00:44:18,559 --> 00:44:21,905
‫فقط در مورد اشتباهاتی که کشاورزها مرتکب شدن، نظر می‌ده.

979
00:44:26,792 --> 00:44:29,105
‫- منظره‌ی اون طرفو ببین.
‫- شگفت‌انگیزه.

980
00:44:32,866 --> 00:44:34,493
‫عاشقش شدی، مگه نه؟

981
00:44:36,040 --> 00:44:37,413
‫خیلی باحاله.

982
00:44:39,160 --> 00:44:40,720
‫خب، برگردیم به مزرعه دیگه.

983
00:44:41,446 --> 00:44:46,012
‫این بدین معنی بود که خیلی زود
‫به بخش اصلیِ این سواری می‌رسیم.

984
00:44:47,520 --> 00:44:49,638
‫هفت ماه از زمانی که کیلب...

985
00:44:49,639 --> 00:44:53,759
‫نتونسته بود یه نوارِ بزرگ در یکی از
‫زمین‌ها رو کاشت کنه، می‌گذره.

986
00:44:53,760 --> 00:44:54,940
‫بذرپاشی شده.

987
00:44:55,253 --> 00:44:57,099
‫- بذرپاشی شده.
‫- بذرپاشی نشده.

988
00:44:57,100 --> 00:44:58,133
‫بذرپاشی شده.

989
00:44:58,134 --> 00:44:59,500
‫بذرپاشیش نکردی.

990
00:45:00,760 --> 00:45:03,539
‫و حالا تذکر من بابت این گندی که بالا آورده بود،

991
00:45:03,540 --> 00:45:05,793
‫آماده رونمایی بود.

992
00:45:06,339 --> 00:45:08,486
‫اگه از این پنجره اونجا رو نگاه کنی،

993
00:45:08,857 --> 00:45:11,005
‫تویِ «زمین بزرگ»، خب؟

994
00:45:12,840 --> 00:45:14,085
‫کی اونو نوشته؟

995
00:45:14,685 --> 00:45:15,186
‫من.

996
00:45:15,187 --> 00:45:17,599
‫
‫ (kaleb's Crack: شیارِ کونِ کیلب)

997
00:45:17,600 --> 00:45:18,800
‫کار منه.

998
00:45:18,801 --> 00:45:20,405
‫با گل‌های وحشی درستش کردم.

999
00:45:20,406 --> 00:45:22,133
‫چون یه تیکه‌شو جا انداخته بودی.

1000
00:45:25,872 --> 00:45:29,022
‫- باروم نمی‌شه تو اینو نوشتی.
‫- مطمئنا کار خودمه.

1001
00:45:29,980 --> 00:45:31,085
‫گوه توش!

1002
00:45:36,326 --> 00:45:39,659
‫خیلی عالی می‌شد اگه مستقیم از این هدیه‌ی تولد،

1003
00:45:39,660 --> 00:45:42,426
‫می‌رفتیم سراغ لذتِ درو کردن.

1004
00:45:44,206 --> 00:45:47,878
‫اما اول از همه، یه کار پر استرس بود که،

1005
00:45:47,879 --> 00:45:49,925
‫که باید بهش رسیدگی می‌شد.

1006
00:45:52,926 --> 00:45:57,419
‫5 هفته از زمانی که فلفل و گاو نر از اون کارها با هم کردن گذشته،

1007
00:45:57,420 --> 00:45:58,405
‫و امروز...

1008
00:45:58,406 --> 00:46:01,613
‫می‌فهمیم که آیا قرار مادر بشه...

1009
00:46:02,120 --> 00:46:03,626
‫یا تبدیل به گوشت.

1010
00:46:06,432 --> 00:46:07,815
‫سلام کوچولو.

1011
00:46:09,040 --> 00:46:10,647
‫خیلی‌خب، همینه. این...

1012
00:46:10,648 --> 00:46:11,566
‫نه...

1013
00:46:12,399 --> 00:46:14,705
‫همگی انرژی مثبت بدین.

1014
00:46:14,833 --> 00:46:17,005
‫زندگیش توی دستای منه.

1015
00:46:17,778 --> 00:46:18,613
‫خب.

1016
00:46:18,747 --> 00:46:20,907
‫ببینیم می‌تونیم بچه‌ای پیدا کنیم یا نه.

1017
00:46:21,120 --> 00:46:22,406
‫لطفا یکی پیدا کن!

1018
00:46:24,520 --> 00:46:25,087
‫خب...

1019
00:46:25,088 --> 00:46:26,685
‫ببینیم چی داریم اینجا.

1020
00:46:41,473 --> 00:46:44,285
‫حامله نیست!

1021
00:46:52,153 --> 00:46:53,773
‫همینه دیگه، نه؟

1022
00:46:55,600 --> 00:46:56,960
‫بذارش برای رستوران.

1023
00:46:59,673 --> 00:47:02,194
‫یعنی اصلا و ابدا و قطعا حامله نیست؟

1024
00:47:02,440 --> 00:47:03,135
‫نه.

1025
00:47:03,692 --> 00:47:05,108
‫و حالا چاق هم شده.

1026
00:47:05,260 --> 00:47:06,513
‫یعنی چی؟

1027
00:47:06,607 --> 00:47:08,099
‫هیچی تولید نمی‌کنه دیگه.

1028
00:47:08,100 --> 00:47:09,647
‫خب این گاوها...

1029
00:47:09,648 --> 00:47:11,106
‫- شیر تولید می‌کنن.
‫- آره شیر، گرفتم چی میگی.

1030
00:47:11,107 --> 00:47:13,492
‫و همچنین در حال حاضر بارداری‌شون رو هم حفظ می‌کنن.

1031
00:47:13,493 --> 00:47:14,805
‫پس یه کاری می‌کنن.

1032
00:47:14,931 --> 00:47:16,594
‫در حالی که فلفل هیچ کاری نمی‌کنه.

1033
00:47:16,595 --> 00:47:20,227
‫اون فقط همون مقدار غذا رو می‌خوره و چاق می‌شه.
‫(شیر تولید نمی‌کنه که اون چربی‌هاش کمتر بشه)

1034
00:47:21,000 --> 00:47:22,220
‫زنگ بزنم «ماچ‌میتس» پس؟
‫(شرکتِ کشتارگاه و قصابی)

1035
00:47:22,221 --> 00:47:23,426
‫وای خدایا!

1036
00:47:25,480 --> 00:47:27,700
‫اون یکی رو ببین. اون واست پول در می‌آره.

1037
00:47:29,400 --> 00:47:30,992
‫و اون یکی که سمت چپه و اون راستیه.

1038
00:47:30,993 --> 00:47:33,133
‫آره، اما جرمی همیشه...
‫این همیشه گاو مورد علاقه‌اش بوده.

1039
00:47:33,134 --> 00:47:35,447
‫- آره گاو موردعلاقمه.
‫- خب، یکی دیگه رو انتخاب کن.

1040
00:47:38,246 --> 00:47:39,765
‫وای خدایا! چی‌کار باید بکنم؟

1041
00:47:39,766 --> 00:47:41,912
‫خب بیاید بیاریمش بیرون حالا...

1042
00:48:00,939 --> 00:48:02,205
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟

1043
00:48:04,235 --> 00:48:04,861
‫خب...

1044
00:48:05,941 --> 00:48:07,401
‫اولین گاو...

1045
00:48:08,086 --> 00:48:09,914
‫تقریبا گوشتش تموم شد.

1046
00:48:10,292 --> 00:48:12,245
‫دومین گاو آماده‌اس که...

1047
00:48:12,246 --> 00:48:14,705
‫- مستقیم بره برای رستوران.
‫- آره برای رستوران.

1048
00:48:14,820 --> 00:48:15,345
‫پس...

1049
00:48:15,346 --> 00:48:18,512
‫اگر قرار باشه گاو سومی رو بفرستیم، که ما...

1050
00:48:19,600 --> 00:48:21,599
‫اوایل هفته آینده می‌تونی دریافتش کنی.

1051
00:48:21,600 --> 00:48:23,400
‫به اندازه 28 روز برات گوشت داره.

1052
00:48:24,246 --> 00:48:25,485
‫یکیو انتخاب می‌کنیم که حامله نباشه.

1053
00:48:25,486 --> 00:48:27,799
‫آره، تو اونی رو انتخاب می‌کنی که نتونه حامله بشه.

1054
00:48:28,180 --> 00:48:29,704
‫پس اون توی وزن مناسبی برای ذبح قرار داره، آره؟

1055
00:48:29,712 --> 00:48:31,139
‫آره، وزنش مناسبه، در حالی که بقیه‌شون...

1056
00:48:31,140 --> 00:48:33,406
‫حداقل دو سه ماه دیگه وقت لازم دارن.

1057
00:48:34,446 --> 00:48:36,099
‫حتما باید فلفل باشه، نه؟

1058
00:48:36,106 --> 00:48:36,866
‫آره.

1059
00:48:37,160 --> 00:48:39,600
‫تا همین الانشم کلی پول خرج اون گاو کردین،

1060
00:48:39,601 --> 00:48:41,108
‫پس از نظر فنی...

1061
00:48:41,581 --> 00:48:43,988
‫از نظر مقدار گوشت، باید بره برای ذبح.

1062
00:48:44,320 --> 00:48:45,580
‫نباید یه گاو موردعلاقه داشته باشی.

1063
00:48:45,581 --> 00:48:47,687
‫نه، واقعا نباید یه دونه موردعلاقه‌شو داشته باشی.

1064
00:48:48,133 --> 00:48:49,405
‫وای خدایا.

1065
00:48:50,886 --> 00:48:53,506
‫فکر کنم تا چند لحظه دیگه ممکنه خودشو انتخاب کنه.
‫(تمسخر جرمی بابت چاق و گوشتالو بودنش)

1066
00:48:58,352 --> 00:48:59,575
‫حامله نیست.

1067
00:49:00,140 --> 00:49:01,365
‫- دوباره؟
‫- اوعوم.

1068
00:49:03,713 --> 00:49:05,687
‫واسه‌ی گاو نر پول دادیم.

1069
00:49:06,507 --> 00:49:08,346
‫و دیگه واقعا باید بره،

1070
00:49:08,347 --> 00:49:09,993
‫چون کار خودشو انجام داده.

1071
00:49:09,994 --> 00:49:11,932
‫آره، بیشتر از این دیگه پولی بابت گاو نر نمی‌دیم.

1072
00:49:11,933 --> 00:49:13,574
‫واقعیت اینه که...

1073
00:49:13,575 --> 00:49:16,314
‫احتمال بارداریش خیلی کمه.

1074
00:49:16,680 --> 00:49:19,088
‫پس، فایده‌اش واسه‌ی مزرعه چیه؟

1075
00:49:20,280 --> 00:49:22,102
‫یعنی نگاش کن، زل زده بهم.

1076
00:49:22,673 --> 00:49:23,915
‫داره نگاه می‌کنه.

1077
00:49:26,240 --> 00:49:27,485
‫هعی خدایا!

1078
00:49:37,099 --> 00:49:38,008
‫کون لقش!

1079
00:49:39,040 --> 00:49:40,093
‫لیسا؟

1080
00:49:41,386 --> 00:49:43,526
‫یه گاو خونگی گیرمون اومد!
‫(حیوون خونگی)

1081
00:49:43,753 --> 00:49:48,267
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1082
00:49:48,819 --> 00:49:52,188
‫«افرادی که در این مجموعه دیدید...»

1083
00:49:49,160 --> 00:49:52,120
‫{\an8}<i>♪ Leaves are falling all around ♪</i>

1084
00:49:53,612 --> 00:49:56,972
‫<i>♪ It's time I was on my way ♪</i>

1085
00:49:59,480 --> 00:50:03,200
‫<i>♪ Thanks to you I'm much obliged ♪</i>

1086
00:50:04,120 --> 00:50:07,000
‫<i>♪ For such a pleasant stay ♪</i>

1087
00:50:10,840 --> 00:50:14,400
‫<i>♪ Ah, sometimes I grow so tired ♪</i>

1088
00:50:15,240 --> 00:50:17,520
‫<i>♪ But I know I've got</i>
‫<i>one thing I got to do ♪</i>

1089
00:50:17,720 --> 00:50:19,000
‫<i>♪ Ramble on ♪</i>

1090
00:50:20,040 --> 00:50:22,280
‫<i>♪And now's the time, the time is now ♪</i>

1091
00:50:22,480 --> 00:50:24,380
‫<i>♪ To sing my song ♪</i>

1092
00:50:24,586 --> 00:50:27,206
‫<i>♪ I'm goin' 'round the world,</i>
‫<i>I got to find my girl ♪</i>

1093
00:50:25,652 --> 00:50:27,286
‫«در...»{\an8}

1094
00:50:27,287 --> 00:50:29,319
‫«مزرعه کلارکسون»{\an8}

1095
00:50:27,400 --> 00:50:29,240
‫<i>♪ On my way ♪</i>

1096
00:50:29,440 --> 00:50:31,880
‫<i>♪ I've been this way</i>
‫<i>ten years to the day ♪</i>

1097
00:50:32,080 --> 00:50:33,400
‫<i>♪ Ramble on ♪</i>

1098
00:50:34,280 --> 00:50:37,280
‫<i>♪ Gotta find the queen of all my dreams ♪</i>

1099
00:50:40,320 --> 00:50:42,360
‫<i>♪ I ain't tellin' no lie ♪</i>

1100
00:50:49,372 --> 00:50:52,472
‫<i>♪ I guess I keep on rambling ♪</i>

1101
00:50:52,666 --> 00:50:56,046
‫<i>♪ I'm gonna, yeah, yeah, yeah ♪</i>

1102
00:50:56,240 --> 00:50:59,560
‫<i>♪ Sing my song</i>
‫<i>I gotta find my baby ♪</i>

1103
00:51:00,240 --> 00:51:02,560
‫<i>♪ I gotta ramble on, sing my song ♪</i>

1104
00:51:02,766 --> 00:51:05,046
‫<i>♪ Gotta work my way</i>
‫<i>around the world baby, baby ♪</i>

1105
00:51:05,440 --> 00:51:06,680
‫<i>♪ Ramble on, yeah ♪</i>

1106
00:51:07,520 --> 00:51:10,880
‫<i>♪ Doo, doo, doo, doo, doo, my baby ♪</i>

1107
00:51:12,286 --> 00:51:14,726
‫<i>♪ Doo, doo, doo, doo ♪</i>
