1
00:00:01,002 --> 00:00:08,622
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,628 --> 00:00:10,008
‫«مزرعه کلارکسون»

3
00:00:10,009 --> 00:00:11,215
‫«مزرعه کلارکسون»

4
00:00:11,216 --> 00:00:13,448
‫«قسمت 14»

5
00:00:13,449 --> 00:00:18,489
‫«قسمت 14»
‫«مشاوره»

6
00:00:18,490 --> 00:00:21,410
ترجمه از AfshinSubs

7
00:00:28,407 --> 00:00:29,668
‫چهره‌ات خوشحال به نظر نمی‌آد.

8
00:00:29,669 --> 00:00:31,615
‫- خب، اینم چهره‌ی خوشحالی نیست دیگه.
‫- چی ‌شد؟

9
00:00:31,616 --> 00:00:32,415
‫اوی...

10
00:00:32,667 --> 00:00:34,613
‫- اصلا اجازه‌اش رو نمی‌دن؟
‫- نه.

11
00:00:34,720 --> 00:00:36,220
‫کاملا رد کردن.

12
00:00:36,480 --> 00:00:37,993
‫و اون وکیلِ...

13
00:00:37,994 --> 00:00:39,393
‫به شورا گفت...

14
00:00:39,394 --> 00:00:40,599
‫چطوری آلن.

15
00:00:40,600 --> 00:00:42,938
‫- این باعث می‌شه، ما تا 6 ماه بیکار بشیم.
‫- آره.

16
00:00:42,939 --> 00:00:44,319
‫بیکار شدین.

17
00:00:44,419 --> 00:00:45,985
‫برنامه‌ریز‌های کیری!

18
00:00:46,159 --> 00:00:47,938
‫حتما تا حالا زیاد باهاشون برخورد داشتی.

19
00:00:47,939 --> 00:00:49,119
‫دلقک‌های تخمی!

20
00:00:49,120 --> 00:00:51,705
‫- بیش از 50 نفر می‌تونستن استخدام بشن.
‫- باورنکردنیه.

21
00:00:51,706 --> 00:00:52,619
‫باورنکردنیه.

22
00:00:52,620 --> 00:00:55,339
‫اون همه کشاورزی که استخدام کردین چی، می‌دونین دیگه...

23
00:00:55,340 --> 00:00:57,398
‫- گوشت خوک و اینجور چیزا، مردم محلی چی؟
‫- می‌دونم.

24
00:00:57,399 --> 00:00:58,072
‫بهشون گفتیم.

25
00:00:58,073 --> 00:00:59,459
‫محصول‌های تو مزرعه.

26
00:00:59,460 --> 00:01:00,478
‫قرار نیست الان رخ بده دیگه، نه؟

27
00:01:00,479 --> 00:01:02,678
‫و حالا ما این گاوها رو گرفتیم،

28
00:01:02,679 --> 00:01:05,999
‫و مطلقاً هیچ راهی برای فروش سودآورشون وجود نداره.

29
00:01:06,279 --> 00:01:07,633
‫ما الان متعهدیم، مگه نه؟

30
00:01:07,634 --> 00:01:08,745
‫- سرمایه‌گذاری شده.
‫- آره.

31
00:01:08,746 --> 00:01:09,986
‫- چون قرار بود یه رستورانی باشه.
‫- آره.

32
00:01:09,987 --> 00:01:11,652
‫می‌دونم که مردم تو خونه الان فکر می‌کنن که:

33
00:01:11,653 --> 00:01:13,480
‫«چرا این همه پول خرج کرد...

34
00:01:13,481 --> 00:01:14,579
‫...قبل از این‌که مجوز برنامه‌ریزی بگیره؟»

35
00:01:14,580 --> 00:01:16,467
‫خب، اگه رستوران تویِ...

36
00:01:16,468 --> 00:01:18,552
‫ماه آپریل، مِی یا هر زمانی که آلن می‌ساختش،
‫افتتاح می‌شد،

37
00:01:18,553 --> 00:01:19,913
‫باید چیزی داشته باشی تا بتونی بفروشی.

38
00:01:19,914 --> 00:01:21,239
‫برای همین از الان گاوها رو گرفتیم.

39
00:01:21,240 --> 00:01:23,871
‫چون نمی‌تونستم دلیلی ببینم که
‫چرا مجوز برنامه‌ریزی رو رد می‌کنن.

40
00:01:23,872 --> 00:01:26,905
‫من نمی‌دونستم اون یارو برنامه «آسمان در شب» رو نگاه می‌کنه.

41
00:01:27,566 --> 00:01:29,652
‫نمی‌تونستم ببینم که این یه واقعیتِ مرتبطه.

42
00:01:29,653 --> 00:01:30,706
‫می‌تونی درخواست تجدید نظر بدی.

43
00:01:30,707 --> 00:01:31,979
‫وزیر امور خارجه.

44
00:01:31,980 --> 00:01:33,120
‫وزیر امور خارجه چیه؟

45
00:01:33,121 --> 00:01:33,805
‫معنیش چیه؟

46
00:01:33,806 --> 00:01:35,366
‫وزیر امور خارجه همون...

47
00:01:35,367 --> 00:01:36,419
‫- ...دولتِ واقعیه.
‫- آره.

48
00:01:36,420 --> 00:01:37,993
‫نمی‌تونیم کاری نکنیم.

49
00:01:41,479 --> 00:01:43,412
‫روز بعد در فروشگاه مزرعه...

50
00:01:43,413 --> 00:01:46,405
‫من و لیسا در حال بحث در مورد عواقبش بودیم.

51
00:01:47,213 --> 00:01:50,585
‫می‌دونی که من دیشب فهمیدم که
‫تا الان چقدر برای گاوها هزینه کرده‌ام؟

52
00:01:50,586 --> 00:01:51,412
‫نه.

53
00:01:51,586 --> 00:01:52,073
‫خب...

54
00:01:52,074 --> 00:01:54,099
‫- در کلِ پروژه‌ی گاوها...
‫- خب.

55
00:01:54,100 --> 00:01:55,959
‫با در نظر گرفتن این‌که قرار بود...

56
00:01:55,960 --> 00:01:57,979
‫10,000 پوند برای هر گاو در رستوران بگیریم.

57
00:01:57,980 --> 00:01:59,560
‫این هزینه‌ی پروژه گاوها تا الانه...

58
00:01:59,561 --> 00:02:02,859
‫240,822 پوند و 20 پنی!!!

59
00:02:02,860 --> 00:02:03,640
‫آره.

60
00:02:03,641 --> 00:02:06,454
‫نزدیک به یک چهارمِ میلیون پوند.

61
00:02:06,455 --> 00:02:08,772
‫- و حالا، اگه یه گاو رو ده هزار پوند بفروشی...
‫- خب.

62
00:02:08,773 --> 00:02:10,239
‫- 25 تا گاو می‌شه.
‫- آره.

63
00:02:10,240 --> 00:02:10,748
‫ده هزار تا...

64
00:02:10,749 --> 00:02:13,065
‫و پولی که برای پروژه گاوها دادیم، برمی‌گرده.

65
00:02:13,066 --> 00:02:14,906
‫اگه بخوای یه گاو رو...

66
00:02:14,907 --> 00:02:16,191
‫به یه سوپرمارکت بفروشی،

67
00:02:16,192 --> 00:02:18,325
‫اساسا برای یه گاو 1,200 پوند گیرت می‌آد.

68
00:02:18,326 --> 00:02:18,977
‫پس...

69
00:02:18,978 --> 00:02:21,539
‫حالا باید 250 تا گاو بفروشم.

70
00:02:21,540 --> 00:02:23,625
‫و منم 250 تا گاو ندارم.

71
00:02:23,626 --> 00:02:25,173
‫منظورم اینه 30 سال طول می‌کشه...

72
00:02:25,174 --> 00:02:27,613
‫30 سال طول می‌کشه قبل از این‌که به سود برسیم.

73
00:02:29,000 --> 00:02:32,545
‫مشکل دیگه این بود که درخواست ما برای ساخت یه پارکینگ،

74
00:02:32,546 --> 00:02:35,793
‫به برنامه‌ی رستوران گره خورده بود.

75
00:02:36,400 --> 00:02:39,599
‫پس حالا، چون همه اون درخواست‌ها رد شدن،

76
00:02:39,686 --> 00:02:42,045
‫نمی‌تونیم برای بازدیدکنندگانِ فروشگاه مزرعه...

77
00:02:42,046 --> 00:02:44,099
‫پارکینگ فراهم کنیم.

78
00:02:45,640 --> 00:02:49,065
‫شورا گفته که این منطقه دارای زیبایی‌های طبیعی برجسته هست،

79
00:02:49,066 --> 00:02:51,406
‫که خب نیست، چون... ببینین.

80
00:02:51,966 --> 00:02:53,153
‫و ما بهشون گفتیم که:

81
00:02:53,154 --> 00:02:55,405
‫«آیا اجازه داریم که مقداری سنگ‌فرش روی زمین بذاریم...

82
00:02:55,406 --> 00:02:57,160
‫تا بازدیدکننده‌ها نتونن...

83
00:02:57,161 --> 00:02:58,658
‫...زمین رو له کنن؟»

84
00:02:58,659 --> 00:03:00,138
‫شورا: « نه نمی‌تونین».

85
00:03:00,139 --> 00:03:01,493
‫و مردم نمی‌تونن وارد این بشن،

86
00:03:01,494 --> 00:03:02,992
‫پس می‌رن و توی حاشیه جاده پارک می‌کنن.

87
00:03:02,993 --> 00:03:04,912
‫اگه بیاین و یه نگاه بهش بندازین...

88
00:03:08,680 --> 00:03:10,213
‫پس مردم محلی شکایت کردن که...

89
00:03:10,214 --> 00:03:11,706
‫راننده‌ها توی حاشیه جاده پارک می‌کنن،

90
00:03:11,707 --> 00:03:13,113
‫و زمین رو له و لورده می کنن.

91
00:03:13,220 --> 00:03:15,100
‫که درسته، می‌کنن.

92
00:03:15,180 --> 00:03:16,645
‫خب، پس به شورا گفتیم که:

93
00:03:16,646 --> 00:03:18,085
‫«می‌تونیم یه پارکینگ بسازیم؟»

94
00:03:18,086 --> 00:03:19,419
‫شورا: « نه نمی‌تونین».

95
00:03:21,040 --> 00:03:21,978
‫تویِ دفتر کار،

96
00:03:21,979 --> 00:03:23,713
‫متوجه شدم که حتی افرادی که...

97
00:03:23,714 --> 00:03:25,539
‫تویِ تیم مخالف هم بودن...

98
00:03:25,540 --> 00:03:26,992
‫با من موافق بودن.

99
00:03:27,640 --> 00:03:28,485
‫من یه...

100
00:03:28,927 --> 00:03:30,600
‫پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی داشتم،

101
00:03:30,601 --> 00:03:32,719
‫از اعضای شوراهای دیگر شوراها،

102
00:03:32,720 --> 00:03:33,700
‫که گفته‌اند:

103
00:03:34,600 --> 00:03:36,165
‫«این تصمیم...

104
00:03:36,166 --> 00:03:37,219
‫...احمقانه بود.»

105
00:03:37,220 --> 00:03:38,533
‫و من باید...

106
00:03:38,534 --> 00:03:40,166
‫اونا رو به پای دادگاه بکشونم.

107
00:03:40,920 --> 00:03:43,379
‫و یه پیامم از «راجر دالتری» داشتم که گفته:
‫ (Roger Daltrey خواننده، ترانه‌سرا و هنرپیشه بریتانیایی)

108
00:03:43,380 --> 00:03:45,532
‫«به سرزمین نه-گو-ها خوش اومدی.»

109
00:03:45,533 --> 00:03:47,519
‫«از این‌که شنیدم برنامه‌ریزیت رد شد متاسفم، جرمی.»

110
00:03:47,520 --> 00:03:48,652
‫«چطور جرات می‌کنی تنوع ایجاد کنی!»

111
00:03:48,653 --> 00:03:50,538
‫این خواننده‌ی اصلی گروه «The Who» هست.

112
00:03:50,539 --> 00:03:52,706
‫من بیشتر به این گوش می‌دم تا اون...

113
00:03:53,119 --> 00:03:54,826
‫یارو «هربرت» توی شورا.

114
00:03:55,000 --> 00:03:57,919
‫متن پیام: «من در حال گرفتن مجوز ساخت
‫برایِ یه «میکروبروری» در مزرعه‌ام هستم.»
‫ (microbrewery مجموعه دستگه‌هایی برای
‫تولید آبجو اما در مقیاس و تولیداتِ کم)

115
00:03:57,920 --> 00:04:00,898
‫«آب از چشمه، رازک و غلات هم از مزراع محلی تامین می‌شه»

116
00:04:00,899 --> 00:04:03,819
‫«فقط هزینه‌ی برنامه‌ریزی با تمام بررسی‌های زیست محیطی...

117
00:04:03,820 --> 00:04:06,958
‫سمندر‌ها، خفاش‌ها، گوش‌خیزک‌ها و
‫مواردی از این دست: 70,000 پوند شده»

118
00:04:06,959 --> 00:04:09,505
‫«یه کشاورز معمولی چطور می‌تونه اون رو تحمل کنه؟»

119
00:04:09,820 --> 00:04:12,619
‫«می‌تونی یه خرده ازش لذت ببری
‫وقتی برای درخواست تجدید نظر بری.»

120
00:04:12,620 --> 00:04:14,500
‫«موفق باشی رفیق. راجر»

121
00:04:18,260 --> 00:04:22,206
‫سپس مجبور شدم این خبر رو به تعاونی کوچیک‌مون برسونم.

122
00:04:23,013 --> 00:04:24,493
‫درخواست‌مون رو رد کردن.

123
00:04:24,700 --> 00:04:25,712
‫آره، شنیدیم.

124
00:04:25,713 --> 00:04:27,426
‫واقعا برای ما ناامید‌کننده بود.

125
00:04:27,586 --> 00:04:29,799
‫درمانده شدیم، به زانو در اومدیم، تا فقط...

126
00:04:29,800 --> 00:04:31,045
‫از شر خوک‌های بیشتری خلاص بشیم.

127
00:04:31,486 --> 00:04:33,286
‫مزرعه‌ی ما در حال حاضر مملو از خوکه.

128
00:04:33,287 --> 00:04:34,980
‫پرورش‌دهنده‌های خوک دارن زجر می‌کشن...

129
00:04:34,981 --> 00:04:37,426
‫خب می‌خواستم بگم: «بیشتر از هر کسی.»

130
00:04:37,453 --> 00:04:39,218
‫اما اِما درگیرِ سِل شده، پس...

131
00:04:39,219 --> 00:04:40,106
‫خب چند تا...

132
00:04:40,107 --> 00:04:42,351
‫- الان 60 تا گاو از دست دادی؟
‫- آره.

133
00:04:42,352 --> 00:04:43,586
‫- آره.
‫- 60 تا.

134
00:04:43,587 --> 00:04:44,011
‫در کل.

135
00:04:44,018 --> 00:04:45,300
‫و شما هم نمی‌تونین از شر خوک‌ها خلاص بشین.

136
00:04:45,301 --> 00:04:46,793
‫آره نمی‌تونیم.

137
00:04:46,840 --> 00:04:48,713
‫و قیمتش... وحشتناکه.

138
00:04:48,714 --> 00:04:49,933
‫و هزینه‌های خوراک‌شون...

139
00:04:49,934 --> 00:04:51,145
‫نجومیه!

140
00:04:51,146 --> 00:04:52,445
‫ما کشاورزِ حبوبات هستیم،

141
00:04:52,446 --> 00:04:53,739
‫و گندم رو...

142
00:04:53,740 --> 00:04:55,785
‫با این قیمت نجومی می‌خریم تا خوک‌ها رو غذا بدیم.

143
00:04:55,786 --> 00:04:57,512
‫خوک‌ها برامون هیچ پولی نمی‌آرن.

144
00:04:57,793 --> 00:04:58,999
‫خدایا!

145
00:05:00,640 --> 00:05:03,013
‫بعد از اون به مزرعه برگشتم...

146
00:05:03,187 --> 00:05:06,619
‫و اخبار بدی در مورد چیپس‌های طعم انگشتی دریافت کردم،

147
00:05:06,620 --> 00:05:09,453
‫که از سیب‌زمینی‌هامون درست می‌کردم.

148
00:05:09,559 --> 00:05:14,644
‫«خدمات محیطی و نظارتی شورای منطقه غرب آکسفوردشر»

149
00:05:14,645 --> 00:05:16,539
‫«بر اساس نتایج و اندازه‌گیریِ نمونه...

150
00:05:16,540 --> 00:05:19,439
‫حاوی 10,500 میکروگرم آکریل آمید است.»
‫ (Acrylamide ماده‌ای اسیدی و سرطان‌زا که
‫در نان برشته، چیپس، ته‌دیگ و سوسیس وجود دارد)

151
00:05:19,440 --> 00:05:20,498
‫چی؟

152
00:05:21,993 --> 00:05:24,301
‫چیپس‌های من سرطان‌زا هستن.

153
00:05:26,232 --> 00:05:28,698
‫چند تا آدم می‌دونن...

154
00:05:28,806 --> 00:05:31,131
‫زمانی که یه نوع سیب‌زمینی...

155
00:05:31,132 --> 00:05:33,779
‫درون یک نوع خاصی از روغن پخته بشه...

156
00:05:33,780 --> 00:05:36,200
‫ممکنه باعث سرطان بشه؟

157
00:05:36,518 --> 00:05:38,598
‫از کجا می‌دونی آخه؟

158
00:05:41,099 --> 00:05:42,993
‫تهیه‌ شده از بیست...

159
00:05:48,140 --> 00:05:49,867
‫پس اگه بخوام چیپس درست کنم،

160
00:05:49,868 --> 00:05:52,506
‫باید از یه نوع دیگه‌ای از سیب‌زمینی استفاده کنم.

161
00:05:54,520 --> 00:05:55,539
‫یعنی این‌که من چقدر...

162
00:05:55,540 --> 00:05:57,259
‫چند تن سیب‌زمینی ملودی...

163
00:05:57,260 --> 00:05:59,400
‫گذاشتم توی سردخونه؟

164
00:06:00,246 --> 00:06:02,239
‫که شروع به جوونه‌زدن کردن.

165
00:06:02,240 --> 00:06:04,580
‫وای خدایا!

166
00:06:07,393 --> 00:06:08,445
‫تنها خبر خوب...

167
00:06:08,446 --> 00:06:11,012
‫اینه که به هر حال نمی‌تونستم چیپس‌ها رو بفروشیم،

168
00:06:11,013 --> 00:06:12,645
‫چون در این لحظه...

169
00:06:12,646 --> 00:06:15,313
‫ما حتی فروشگاه مزرعه رو هم نداشتیم.

170
00:06:15,400 --> 00:06:16,165
‫خیلی‌خب.

171
00:06:16,166 --> 00:06:17,392
‫پس همه‌ی اینا رو خالی می‌کنیم.

172
00:06:17,393 --> 00:06:18,173
‫آره.

173
00:06:18,760 --> 00:06:20,613
‫شورا تصمیم گرفته بود که...

174
00:06:20,614 --> 00:06:23,812
‫این سقف حلبیِ سبز رنگِ سنتی بی‌ریخته،

175
00:06:23,813 --> 00:06:26,913
‫و باید با ورقه‌سنگی جایگزین بشه.

176
00:06:27,240 --> 00:06:29,285
‫
‫(قیمت عسل)
‫پس تا زمانی که کار انجام بشه،

177
00:06:29,286 --> 00:06:31,499
‫فروشگاه باید بسته بشه.

178
00:06:31,740 --> 00:06:34,227
‫مشکلی که ما داریم اینه که مجبوریم...

179
00:06:34,228 --> 00:06:36,193
‫ورقه‌های سنگیِ سنگین قرار بدیم، این...

180
00:06:36,194 --> 00:06:37,687
‫تیر‌های ساده...

181
00:06:37,688 --> 00:06:39,294
‫یا تیر‌های عرضی یا هر چیزی که بهش میگن،

182
00:06:39,295 --> 00:06:40,247
‫به اندازه کافی قوی نیستن.

183
00:06:40,248 --> 00:06:43,099
‫پس باید کل ساختار سقف رو عوض کنیم.

184
00:06:43,100 --> 00:06:44,179
‫تقریبا مثل اینه که شورا می‌دونه.

185
00:06:44,180 --> 00:06:46,293
‫«می‌تونیم ورقه‌ی کامپوزیتی بذاریم؟ که سبک‌تره.»
‫(مواد کامپوزیت: دسته موادی که از تزکیب چند ماده
‫مجزا درست می‌شه و ویژگی‌های بهتری پیدا می‌کنه)

186
00:06:46,294 --> 00:06:47,279
‫شورا: «نه»

187
00:06:47,280 --> 00:06:49,206
‫«حتما باید ورقه‌سنگیِ مخصوص باشه.»

188
00:06:50,680 --> 00:06:52,001
‫این، عهه...

189
00:06:56,600 --> 00:06:59,080
‫
‫(امروز حال‌مون گوهه)

190
00:07:03,280 --> 00:07:05,765
‫در حالی که کار سقف در حال انجام بود،

191
00:07:05,766 --> 00:07:10,119
‫چارلی مشغول آماده‌کردن یه برنامه‌ی جدید نقشه‌کشیِ جداگانه،

192
00:07:10,120 --> 00:07:12,113
‫برای یه پارکینگ بود.

193
00:07:12,954 --> 00:07:13,580
‫و...

194
00:07:13,581 --> 00:07:15,222
‫می‌دونین که اون پارکینگ...

195
00:07:15,223 --> 00:07:17,139
‫کاملا حیاتیه،

196
00:07:17,140 --> 00:07:20,072
‫برای تامین نیازهای فروشگاه مزرعه،

197
00:07:20,073 --> 00:07:20,646
‫و...

198
00:07:20,647 --> 00:07:23,246
‫اگه سقف تو لیست‌مون تیک بخوره،

199
00:07:23,247 --> 00:07:25,132
‫واقعا امیدوار هستم که اونا برگردن و بگن:

200
00:07:25,133 --> 00:07:27,413
‫«آره، عالیه، می‌تونی پارکینگ داشته باشی.»

201
00:07:28,953 --> 00:07:33,073
‫این باعث شد که بتونم کمی به کشاورزی واقعی بپردازم.

202
00:07:33,433 --> 00:07:35,419
‫مرغ‌ها به توجه زیادی نیاز نداشتن،

203
00:07:35,420 --> 00:07:36,580
‫چون که هنوز...

204
00:07:36,581 --> 00:07:40,221
‫در قرنطینه‌ی آنفولانزای پرندگان تحمل می‌کردن.

205
00:07:40,487 --> 00:07:42,633
‫[صدایِ مارگارت تاچر]
‫«به آن‌هایی که با نفس حبس شده،
‫ (Margaret Thatcher نخستین نخست‌وزیر زن تاریخ بریتانیا در 1990)

206
00:07:42,634 --> 00:07:44,740
‫منتظر تکیه‌کلام مورد‌علاقه‌ رسانه‌ای‌شون هستند،

207
00:07:44,741 --> 00:07:46,621
‫که برگشتن می‌باشد،

208
00:07:46,906 --> 00:07:49,381
‫تنها یک چیز برای گفتن دارم.

209
00:07:49,840 --> 00:07:52,213
‫شما برگردید اگر می‌خواهید.»

210
00:07:54,700 --> 00:07:58,839
‫اما گوساله‌های جدید همه‌شون
‫نیاز به سوراخ‌کردن گوش‌ها‌شون داشتن.

211
00:07:58,840 --> 00:08:01,432
‫و چون نمی‌دونستم چطور این کارو انجام بدم،

212
00:08:01,433 --> 00:08:03,999
‫مجبور شدم از کیلب کمک بخوام.

213
00:08:04,560 --> 00:08:06,293
‫اینا برچسب‌ها هستن، خب؟

214
00:08:06,553 --> 00:08:08,059
‫- ما باید...
‫- پس اینا از گوش عبور می‌کنه؟

215
00:08:08,060 --> 00:08:08,885
‫آره.

216
00:08:09,133 --> 00:08:11,972
‫باید برچسب 10002 رو پیدا کنیم.

217
00:08:11,980 --> 00:08:13,959
‫- چی؟ تو اینا؟
‫- ایناهاش، ببین.

218
00:08:13,960 --> 00:08:15,865
‫بازش کن، بازش کن، آروم.

219
00:08:15,885 --> 00:08:17,806
‫یه خرده ضدعفونی‌کننده بهش بزن.

220
00:08:19,013 --> 00:08:21,319
‫فقط برای ضدعفونی کردنش.
‫و بعد برو بزن به گوشش.

221
00:08:21,453 --> 00:08:22,712
‫- من این کارو نمی‌کنم.
‫- چرا؟

222
00:08:22,713 --> 00:08:24,413
‫می‌تونی فقط... این اولی‌شه.

223
00:08:24,414 --> 00:08:26,506
‫باید ببینم چطوری انجام می‌شه.

224
00:08:26,820 --> 00:08:27,527
‫اینو بگیر.

225
00:08:27,528 --> 00:08:29,506
‫تو برچسب‌ها رو آماده کن،
‫من می‌زنم به گوش‌شون.

226
00:08:30,953 --> 00:08:33,406
‫همه‌شون کمی بخاطر این متعجب شدن.

227
00:08:33,593 --> 00:08:35,206
‫آروم، آروم، آروم.

228
00:08:35,667 --> 00:08:37,899
‫یه دقیقه دیگه وایسم کشته می‌شم.
‫سریع انجامش بدیم.

229
00:08:37,900 --> 00:08:39,220
‫اینطوری نگهش می‌داری.

230
00:08:39,325 --> 00:08:40,205
‫گرفتی؟

231
00:08:43,980 --> 00:08:45,220
‫مشکلی نیست گاو، آروم باش.

232
00:08:45,221 --> 00:08:46,232
‫می‌خوای برم آجیل بیارم...

233
00:08:46,233 --> 00:08:47,899
‫خب، شماره دو رو بده.
‫یکی دیگه هم داریم.

234
00:08:47,900 --> 00:08:49,379
‫- چی؟
‫- زود باش.

235
00:08:49,380 --> 00:08:51,326
‫چی؟ یکی دیگه از چی؟

236
00:08:51,559 --> 00:08:53,219
‫یه شماره دو دیگه بده.
‫باید دو تا از اینا تو گوشش بزنیم.

237
00:08:53,220 --> 00:08:54,527
‫اینو بهم نگفتی که.

238
00:08:54,528 --> 00:08:56,480
‫37 هست، 5...

239
00:08:56,540 --> 00:08:58,106
‫- 2 لازم دارم...
‫- 2!

240
00:08:58,693 --> 00:08:59,453
‫پیدا شد؟

241
00:08:59,454 --> 00:09:00,813
‫خواهشا بگو که درست انجامش دادم.

242
00:09:00,814 --> 00:09:02,300
‫خواهشا!

243
00:09:02,813 --> 00:09:04,513
‫گوشواره‌های جدید گیرت اومد!

244
00:09:04,514 --> 00:09:06,805
‫آره! گوشواره‌ها تو ببین آخه!

245
00:09:07,220 --> 00:09:09,571
‫مثل اینه که بری «جواهر فروشی».
‫ (Accessorize نام یک برند جواهرات،
‫کیف و محصولات فصلیِ لاکچری)

246
00:09:09,572 --> 00:09:10,912
‫بعدی، سریع.

247
00:09:13,039 --> 00:09:14,405
‫زد تو تخمات؟

248
00:09:16,046 --> 00:09:16,900
‫آره.

249
00:09:17,833 --> 00:09:20,340
‫فکر می‌کنم قطعا می‌تونی از پس این گوساله بر بیای.

250
00:09:22,747 --> 00:09:24,886
‫خب، یالا، سریع، سریع، سریع.

251
00:09:24,887 --> 00:09:25,839
‫چی؟

252
00:09:25,840 --> 00:09:27,565
‫- اون دو تا علامت رو می‌بینی؟
‫- نه.

253
00:09:27,566 --> 00:09:28,259
‫اینجا ببین.

254
00:09:28,260 --> 00:09:29,887
‫عینکم رو نزدم.

255
00:09:30,113 --> 00:09:31,693
‫- اونجا؟
‫- نه، نه، نه.

256
00:09:31,845 --> 00:09:32,939
‫حالا محکم فشار بده.

257
00:09:32,953 --> 00:09:35,512
‫- محکم! محکم!
‫- گوشش رو آورد بالا...

258
00:09:35,513 --> 00:09:37,085
‫- گوشش رو آورد بالا...
‫- همینه، محکم.

259
00:09:37,086 --> 00:09:38,713
‫محکم، همینه، عالیه.

260
00:09:39,440 --> 00:09:40,985
‫یه کاری انجام دادم!

261
00:09:46,547 --> 00:09:48,700
‫پس از تکمیل برچسب‌گذاری،

262
00:09:48,701 --> 00:09:52,847
‫همه شماره‌ها باید در پلیسِ گاو دولت ثبت بشن.

263
00:09:52,848 --> 00:09:55,212
‫پس کیلب توی سوله موند،

264
00:09:55,213 --> 00:09:58,208
‫و با تماس تلفنی اونا رو به من و چارلی اعلام کرد.

265
00:09:58,460 --> 00:10:00,445
‫- خب، آماده‌ای؟
‫- آره.

266
00:10:00,819 --> 00:10:01,885
‫خب...
‫3

267
00:10:01,886 --> 00:10:02,540
‫خب...
‫30

268
00:10:02,541 --> 00:10:03,166
‫خب...
‫300

269
00:10:03,167 --> 00:10:03,626
‫خب...
‫3002

270
00:10:03,627 --> 00:10:04,066
‫خب...
‫30022

271
00:10:04,067 --> 00:10:04,779
‫خب...
‫300225

272
00:10:04,780 --> 00:10:05,525
‫خب.

273
00:10:06,193 --> 00:10:07,820
‫می‌شه مادرِ...

274
00:10:08,280 --> 00:10:09,035
‫5

275
00:10:09,036 --> 00:10:09,708
‫50

276
00:10:09,709 --> 00:10:10,421
‫500

277
00:10:10,422 --> 00:10:11,055
‫5000

278
00:10:11,056 --> 00:10:11,798
‫50002

279
00:10:11,799 --> 00:10:12,840
‫وایسا وایسا...

280
00:10:12,841 --> 00:10:13,414
‫4

281
00:10:13,415 --> 00:10:13,881
‫40

282
00:10:13,882 --> 00:10:14,260
‫400

283
00:10:14,261 --> 00:10:14,414
‫4000

284
00:10:14,415 --> 00:10:14,574
‫40000

285
00:10:14,575 --> 00:10:15,226
‫400002؟

286
00:10:15,227 --> 00:10:15,800
‫نه، 5.

287
00:10:15,801 --> 00:10:17,079
‫5، 5؟

288
00:10:17,080 --> 00:10:18,287
‫چطور ممکنه؟

289
00:10:19,400 --> 00:10:20,693
‫خب... به من اعتماد کن.

290
00:10:20,694 --> 00:10:21,853
‫به من گوش کن، به من گوش بده.

291
00:10:21,854 --> 00:10:23,319
‫آروم باشم، آروم باش.

292
00:10:23,540 --> 00:10:24,193
‫خب.

293
00:10:25,173 --> 00:10:26,720
‫و حالا منم نمی‌دونم.

294
00:10:30,266 --> 00:10:31,039
‫4

295
00:10:31,040 --> 00:10:31,519
‫40

296
00:10:31,520 --> 00:10:32,126
‫400

297
00:10:32,127 --> 00:10:32,426
‫4001

298
00:10:32,427 --> 00:10:32,939
‫40017

299
00:10:32,940 --> 00:10:33,799
‫400177

300
00:10:34,886 --> 00:10:35,380
‫آره؟

301
00:10:36,586 --> 00:10:39,813
‫35 دقیقه بعد...

302
00:10:40,593 --> 00:10:41,893
‫گوساله‌ی...

303
00:10:41,894 --> 00:10:43,760
‫...تلیسه شماره 225 کدومه؟

304
00:10:43,761 --> 00:10:45,013
‫شماره 1.

305
00:10:45,192 --> 00:10:47,159
‫نه، اون که 164 بود، کیلب...

306
00:10:47,160 --> 00:10:48,312
‫شماره 3.

307
00:10:48,813 --> 00:10:49,379
‫نه.

308
00:10:49,380 --> 00:10:50,506
‫شماره 2.

309
00:10:51,200 --> 00:10:52,652
‫وای خدایا، خیلی سخته.

310
00:10:52,653 --> 00:10:56,393
‫احتمال این‌که اینا به طور دقیق ثبت بشن:

311
00:10:56,394 --> 00:10:57,239
‫«صفر»

312
00:10:57,240 --> 00:10:58,793
‫من هنوزم در مورد...

313
00:10:58,794 --> 00:10:59,193
‫3

314
00:10:59,194 --> 00:10:59,493
‫30

315
00:10:59,494 --> 00:10:59,753
‫300

316
00:10:59,754 --> 00:10:59,960
‫3002

317
00:10:59,961 --> 00:11:00,233
‫30022

318
00:11:00,234 --> 00:11:00,560
‫300225

319
00:11:00,561 --> 00:11:01,420
‫راضی نیستم.

320
00:11:01,773 --> 00:11:02,799
‫این مادره.

321
00:11:02,973 --> 00:11:05,073
‫خب؟ همین الان بهت گفتم، اون شماره 2ـه.

322
00:11:05,074 --> 00:11:06,779
‫- نه نگفتی.
‫- 3، ببخشید.

323
00:11:06,780 --> 00:11:08,147
‫- آره...
‫- خب این...

324
00:11:08,148 --> 00:11:09,572
‫کدوم‌شون؟ کدوم؟

325
00:11:09,573 --> 00:11:11,819
‫می‌شه مادرِ پاپی.
‫همین الان خوندمش، آره؟

326
00:11:11,820 --> 00:11:13,600
‫من که نمی‌دونم پاپی کدومه.

327
00:11:13,601 --> 00:11:15,220
‫اولین گوساله. شماره 1.

328
00:11:15,221 --> 00:11:15,758
‫خب...

329
00:11:15,759 --> 00:11:16,286
‫4

330
00:11:16,287 --> 00:11:16,846
‫40

331
00:11:16,847 --> 00:11:17,493
‫400

332
00:11:17,494 --> 00:11:18,113
‫4001

333
00:11:18,114 --> 00:11:18,586
‫40017

334
00:11:18,587 --> 00:11:19,405
‫400177

335
00:11:19,660 --> 00:11:21,512
‫می‌شه مادرِ...

336
00:11:21,806 --> 00:11:23,080
‫4

337
00:11:23,081 --> 00:11:24,073
‫40

338
00:11:24,074 --> 00:11:24,980
‫400

339
00:11:24,981 --> 00:11:26,380
‫4000

340
00:11:26,381 --> 00:11:26,959
‫40001

341
00:11:26,960 --> 00:11:28,073
‫آخرین بار...

342
00:11:28,074 --> 00:11:28,567
‫گفتی:

343
00:11:28,568 --> 00:11:28,845
‫5

344
00:11:28,846 --> 00:11:29,120
‫50

345
00:11:29,121 --> 00:11:29,365
‫500

346
00:11:29,366 --> 00:11:29,605
‫5001

347
00:11:29,606 --> 00:11:29,967
‫50016

348
00:11:29,968 --> 00:11:30,532
‫500164

349
00:11:30,533 --> 00:11:31,200
‫گوساله‌اش می‌شه:

350
00:11:31,201 --> 00:11:31,460
‫4

351
00:11:31,461 --> 00:11:31,826
‫40

352
00:11:31,827 --> 00:11:32,286
‫400

353
00:11:32,287 --> 00:11:32,546
‫4000

354
00:11:32,547 --> 00:11:32,773
‫40000

355
00:11:32,774 --> 00:11:33,513
‫400001

356
00:11:33,514 --> 00:11:34,406
‫2.

357
00:11:35,440 --> 00:11:36,820
‫اون شماره 2ـه.

358
00:11:39,620 --> 00:11:40,920
‫نه جدی...

359
00:11:42,559 --> 00:11:43,972
‫از اول شروع می‌کنم.

360
00:11:44,292 --> 00:11:45,099
‫وای نه!

361
00:11:45,973 --> 00:11:47,053
‫نه! خدایا!

362
00:11:47,054 --> 00:11:49,020
‫کسی اینجا تفنگ داره؟

363
00:11:49,800 --> 00:11:51,065
‫بعد از همه اینا،

364
00:11:51,066 --> 00:11:54,758
‫تصور می‌کردیم که ثبت اعداد در پلیسِ گاوها،

365
00:11:54,759 --> 00:11:56,732
‫مثل آب خوردن باشه.

366
00:11:57,166 --> 00:12:00,332
‫از تماس شما با سرویس اقدامات احشام بریتانیا متشکریم.

367
00:12:00,333 --> 00:12:02,971
‫بسیاری از افراد ما همچنان از خانه کار می‌کنند،

368
00:12:02,972 --> 00:12:05,439
‫پس ممکن است صدایی اضافی در پس‌زمینه بشنوید.

369
00:12:05,440 --> 00:12:06,519
‫ما که برگشتیم سر کار.

370
00:12:06,520 --> 00:12:09,553
‫برای اطلاع در مورد نحوه مدیریت داده‌های شخصی،

371
00:12:09,554 --> 00:12:10,360
‫بروید به:

372
00:12:10,361 --> 00:12:10,780
‫w

373
00:12:10,781 --> 00:12:11,165
‫ww

374
00:12:11,166 --> 00:12:11,560
‫www

375
00:12:11,561 --> 00:12:12,140
‫.www

376
00:12:12,141 --> 00:12:12,420
‫www.gov

377
00:12:12,421 --> 00:12:12,613
‫.www.gov

378
00:12:12,614 --> 00:12:12,887
‫www.gov.u

379
00:12:12,888 --> 00:12:13,300
‫www.gov.uk

380
00:12:13,301 --> 00:12:14,852
‫و آژانس پرداخت روستایی را سرچ کنید...

381
00:12:14,853 --> 00:12:16,019
‫این چیزیه که باید باهاش کنار بیایم.

382
00:12:16,020 --> 00:12:18,312
‫...منشور اطلاعات شخصی.

383
00:12:18,753 --> 00:12:20,587
‫برای گزارش تولد،

384
00:12:20,588 --> 00:12:22,219
‫جابه‌جایی و مرگ حیوانات،

385
00:12:22,220 --> 00:12:23,605
‫کلید 1 را فشار دهید.

386
00:12:23,606 --> 00:12:25,859
‫لطفا شماره‌ی منطقه محلی نگه‌داری خود را به من بگویید.

387
00:12:25,860 --> 00:12:27,393
‫این همون «CPH»ـه.

388
00:12:27,892 --> 00:12:28,446
‫3

389
00:12:28,447 --> 00:12:29,293
‫33

390
00:12:29,294 --> 00:12:30,100
‫/33

391
00:12:30,101 --> 00:12:30,607
‫33/1

392
00:12:30,608 --> 00:12:31,167
‫33/10

393
00:12:31,168 --> 00:12:31,898
‫33/102

394
00:12:31,899 --> 00:12:32,619
‫/33/102

395
00:12:32,620 --> 00:12:33,366
‫33/102/0

396
00:12:33,367 --> 00:12:33,646
‫33/102/01

397
00:12:33,647 --> 00:12:34,246
‫33/102/016

398
00:12:34,247 --> 00:12:35,500
‫33/102/0160

399
00:12:36,400 --> 00:12:38,000
‫متشکرم. شماره شما:

400
00:12:38,001 --> 00:12:38,500
‫3

401
00:12:38,500 --> 00:12:39,572
‫30

402
00:12:39,573 --> 00:12:40,161
‫نه!
‫301

403
00:12:40,161 --> 00:12:40,660
‫3010

404
00:12:40,661 --> 00:12:41,294
‫30102

405
00:12:41,295 --> 00:12:41,646
‫نه!
‫30102

406
00:12:41,647 --> 00:12:42,173
‫301020

407
00:12:42,174 --> 00:12:43,307
‫3010201

408
00:12:43,553 --> 00:12:45,060
‫باشه، شرمنده از این بابت.

409
00:12:45,061 --> 00:12:46,259
‫بیاید دوباره امتحان کنیم.

410
00:12:46,260 --> 00:12:48,980
‫لطفا شماره‌ی منطقه محلی نگه‌داری خود را به من بگویید.

411
00:12:48,981 --> 00:12:49,480
‫3

412
00:12:49,488 --> 00:12:50,805
‫33

413
00:12:50,806 --> 00:12:51,387
‫331

414
00:12:51,388 --> 00:12:52,227
‫3310

415
00:12:52,228 --> 00:12:53,372
‫33102

416
00:12:53,373 --> 00:12:54,133
‫331020

417
00:12:54,134 --> 00:12:54,765
‫3310201

418
00:12:54,766 --> 00:12:55,433
‫33102016

419
00:12:55,434 --> 00:12:56,919
‫331020160

420
00:12:57,566 --> 00:12:59,133
‫متشکرم. شماره شما:

421
00:12:59,134 --> 00:12:59,633
‫3

422
00:12:59,634 --> 00:13:00,633
‫33

423
00:13:00,634 --> 00:13:01,133
‫331

424
00:13:01,134 --> 00:13:01,726
‫3310

425
00:13:01,727 --> 00:13:02,646
‫33102

426
00:13:02,647 --> 00:13:03,246
‫331020

427
00:13:03,247 --> 00:13:03,693
‫3310201

428
00:13:03,694 --> 00:13:04,245
‫33102016

429
00:13:04,246 --> 00:13:05,420
‫331020160

430
00:13:05,421 --> 00:13:06,593
‫بله.

431
00:13:07,746 --> 00:13:08,326
‫خب.

432
00:13:08,327 --> 00:13:10,913
‫لطفا صبر کنید تا من مشخصات را بررسی کنم.

433
00:13:11,392 --> 00:13:14,046
‫متاسفم، بین شماره «CPH» و شماره تلفنی که...

434
00:13:14,054 --> 00:13:15,839
‫با آن تماس گرفته‌اید، مطابقت وجود ندارد.

435
00:13:15,840 --> 00:13:16,600
‫نه؟

436
00:13:16,786 --> 00:13:20,292
‫نمی‌توانم شما را به خط پشتیبانیِ «BCMS» متصل کنم.
‫(اداره کنترل و اقدامات احشام بریتانیا)

437
00:13:20,293 --> 00:13:22,272
‫برای راهنمایی و کسب اطلاعات بیشتر،

438
00:13:22,273 --> 00:13:23,093
‫لطفا قطع کنید،

439
00:13:23,094 --> 00:13:26,579
‫و با این شماره در ساعات اداری تماس حاصل فرمائید.

440
00:13:26,580 --> 00:13:27,699
‫شماره:

441
00:13:27,700 --> 00:13:27,925
‫0

442
00:13:27,926 --> 00:13:28,267
‫03

443
00:13:28,268 --> 00:13:28,607
‫034

444
00:13:28,608 --> 00:13:29,320
‫0345

445
00:13:29,321 --> 00:13:29,640
‫0345-0

446
00:13:29,641 --> 00:13:29,927
‫0345-05

447
00:13:29,928 --> 00:13:30,527
‫0345-050

448
00:13:30,528 --> 00:13:30,773
‫0345-050-1

449
00:13:30,774 --> 00:13:31,147
‫0345-050-12

450
00:13:31,147 --> 00:13:31,593
‫0345-050-123

451
00:13:31,594 --> 00:13:32,914
‫0345-050-1234

452
00:13:33,003 --> 00:13:34,313
‫- چارلی...
‫- خب...

453
00:13:34,314 --> 00:13:36,139
‫همه اینا ضبط شد، باشه؟

454
00:13:36,140 --> 00:13:38,545
‫من این کارو نمی‌کنم. من این کارو نمی‌کنم.

455
00:13:38,546 --> 00:13:39,906
‫گور پدر همه‌شون.

456
00:13:40,800 --> 00:13:43,126
‫خیلی از این دولت متنفرم!

457
00:13:49,000 --> 00:13:50,267
‫خوشبختانه...

458
00:13:50,268 --> 00:13:55,419
‫قرار بود روز بعد رو با یه فرد عادی، خوب و مناسب...

459
00:13:55,420 --> 00:13:57,606
‫که از طرف دولت نبود، بگذرونم.

460
00:13:57,680 --> 00:14:00,138
‫خیلی‌خب، دنبال یه مردی به نام رابین هستم،

461
00:14:00,139 --> 00:14:02,413
‫که متخصص پرچین‌هاست.

462
00:14:03,406 --> 00:14:07,659
‫رابین یک «مامور اکتشافات» از انجمن پرچین‌کاریِ بریتانیا هست.
‫(شخصی که بررسی و دریافت جزئیاتِ
‫قبل از یک پروژه رو انجام می‌ده)

463
00:14:07,660 --> 00:14:09,060
‫و اون به دیدن من اومده بود،

464
00:14:09,061 --> 00:14:10,698
‫چون که «دیدلی اسکوات»...

465
00:14:10,699 --> 00:14:14,699
‫برای میزبانی یک مسابقه‌ی معتبر دعوت شده بود.

466
00:14:15,880 --> 00:14:16,867
‫اوناهاش.

467
00:14:17,286 --> 00:14:19,146
‫پرچین‌ها رو بررسی می‌کنه.

468
00:14:20,033 --> 00:14:21,073
‫عالیه.

469
00:14:22,006 --> 00:14:22,793
‫رابین.

470
00:14:23,420 --> 00:14:24,638
‫- خوبی؟
‫- همیشه خوبم.

471
00:14:24,639 --> 00:14:26,799
‫- پرچین مناسبی رو پیدا کردی؟
‫- آره.

472
00:14:26,800 --> 00:14:29,193
‫پس قراره این پرچین رو طرح بزنیم،

473
00:14:29,680 --> 00:14:30,765
‫با اجازه شما،

474
00:14:30,766 --> 00:14:31,859
‫از اینجا تا...

475
00:14:31,860 --> 00:14:33,179
‫می‌چرخه می‌ره تا اونجا.

476
00:14:33,180 --> 00:14:35,700
‫و ما 32 شرکت‌کننده خواهیم داشت،

477
00:14:35,701 --> 00:14:37,625
‫که 5 سبک مختلف رو انجام می‌دن.

478
00:14:37,626 --> 00:14:39,538
‫شما اساسا از یه پرچین، حصار درست می‌کنین؟

479
00:14:39,539 --> 00:14:41,899
‫آره، خب ببین، این یه هنردستیه.

480
00:14:42,346 --> 00:14:45,078
‫تو ذهن خودم، نسبتا حیله‌گر بودم،

481
00:14:45,079 --> 00:14:48,599
‫چون تصور می‌کردم که یه حصار مجانی گیرم می‌آد.

482
00:14:49,000 --> 00:14:50,420
‫اما...

483
00:14:50,620 --> 00:14:52,140
‫مسابقه رو...

484
00:14:52,141 --> 00:14:53,219
‫ما ساعت 9 شروع می‌کنیم.

485
00:14:53,220 --> 00:14:54,199
‫5 ساعت طول می‌کشه.

486
00:14:54,200 --> 00:14:56,845
‫خیلی مهربانی به خرج می‌دید اگر
‫چیزی برای خوردن براشون فراهم کنین.

487
00:14:56,846 --> 00:14:58,979
‫- عه، پس ناهار گردن منه؟
‫- آره آره.

488
00:14:58,980 --> 00:15:00,119
‫چند نفرن؟

489
00:15:00,120 --> 00:15:01,099
‫32 نفر.

490
00:15:01,100 --> 00:15:03,279
‫- به علاوه...
‫- و همسران و دوست‌هاشون.

491
00:15:03,280 --> 00:15:04,593
‫پس می‌تونه 60 تا باشه؟

492
00:15:04,594 --> 00:15:05,965
‫- 70 تا؟
‫- آره آره.

493
00:15:05,966 --> 00:15:07,099
‫پس یه ناهار بزرگ.

494
00:15:07,100 --> 00:15:10,365
‫و این معمولا توی خونه باید باشه یا یه خیمه‌ بزرگ بزنیم؟

495
00:15:10,366 --> 00:15:12,193
‫اگه قراره که بر پا کنی...

496
00:15:12,194 --> 00:15:14,192
‫- خیمه یا همچین چیزی.
‫- یه خیمه.

497
00:15:14,193 --> 00:15:16,093
‫و در پایانِ این،

498
00:15:16,094 --> 00:15:18,485
‫شما باید پول جایزه‌ها رو بدید...

499
00:15:18,594 --> 00:15:19,594
‫و غیره.

500
00:15:19,785 --> 00:15:21,106
‫- پس جایزه گردن منه؟
‫- آره.

501
00:15:21,107 --> 00:15:22,145
‫جایزه هم گردن من!

502
00:15:22,146 --> 00:15:24,911
‫- معمولا چه سطحی از جایزه در نظر گرفته می‌شه؟
‫- خب... خب...

503
00:15:24,912 --> 00:15:27,105
‫برای هر کلاس، حدود 240 پوند.

504
00:15:27,106 --> 00:15:29,699
‫240 پوند برای هر کلاس و 5 کلاس هم وجود داره؟

505
00:15:29,706 --> 00:15:30,824
‫5 کلاس، آره.

506
00:15:30,953 --> 00:15:35,626
‫این خبر باعث شد که ناگهان به سراغ جعبه کمک‌های اولیه‌ام برم.

507
00:15:36,259 --> 00:15:37,485
‫یا خدا!

508
00:15:38,666 --> 00:15:41,092
‫نشسته بودم و داشتم به «جینِ آلوچه» نگاه می‌کردم...
‫ (Sloe gin: یک مشروبِ قوی، شیرین و غلیظ
‫بریتانیایی که از جین و آلوچه درست می‌شود.
‫Gin: مشروبِ معطر که از میوه توت تهیه می‌شه.)

509
00:15:41,093 --> 00:15:42,485
‫منظورم توت‌های ترشه.
‫(تمشک و آلوچه)

510
00:15:42,486 --> 00:15:43,819
‫اینا رو قبلا درست کرده بودیم.

511
00:15:43,820 --> 00:15:45,180
‫یا خدا!

512
00:15:45,181 --> 00:15:46,413
‫خیلی خوبه!

513
00:15:46,707 --> 00:15:48,413
‫- به سلامتی!
‫- به سلامتیِ تو!

514
00:15:51,993 --> 00:15:53,093
‫واقعا خوبه.

515
00:15:53,160 --> 00:15:55,080
‫- از آلوچه‌های اونجا درست شده.
‫- آره.

516
00:15:55,233 --> 00:15:57,006
‫با یه ذره جین هم قاطی شده.

517
00:15:57,079 --> 00:15:58,219
‫یه نوشیدنی اینجاست... نمی‌دونم.

518
00:15:58,220 --> 00:16:01,706
‫اگه باهاش برخورد کرده باشی، «کینگز جینجر»ـه.
‫ (King's Ginger مشروبی که توسط برادران بری و راد اختصاصا برای خانواده سلطنتی درست شد و در 2011 عمومی شد.
‫طعم: زنجبیل - تهیه شده از زنجبیل، عسل، لیمو و عرقِ شراب)

519
00:16:01,840 --> 00:16:03,878
‫که همیشه منو حیرت زده می‌کنه.

520
00:16:03,879 --> 00:16:04,805
‫روش نوشته:

521
00:16:04,806 --> 00:16:06,798
‫«این مشروبِ زنجبیل...

522
00:16:06,799 --> 00:16:10,024
‫به طور خاص توسط برادران بری در سال 1903...

523
00:16:10,025 --> 00:16:11,838
‫برای پادشاه ادوارد هفتم آماده شده.»
‫ (King Edward VII پسر ملکه ویکتوریا که از 1901
‫تا 1910 به بریتاینا و مستعمرات حکومت می‌کرد)

524
00:16:11,839 --> 00:16:14,939
‫«این برای تحریک اعلیحضرت...

525
00:16:14,940 --> 00:16:17,859
‫در هنگام سواریِ صبحگاهی در کالسکه‌ی بدون اسب جدیدش، ساخته شد.»

526
00:16:17,860 --> 00:16:20,967
‫این واقعا برای نوشیدن و رانندگی کردن اختراع شده بوده!

527
00:16:21,893 --> 00:16:24,979
‫- «این شما رو گرم نگه می‌داره، قربان.»
‫- کالسکه‌ی بدون اسب!

528
00:16:24,980 --> 00:16:27,539
‫درون کالسکه‌ی بدون اسب جدیدش در سال 1903.

529
00:16:27,540 --> 00:16:28,620
‫آره، آره.

530
00:16:28,820 --> 00:16:29,867
‫خب مال من که...

531
00:16:29,868 --> 00:16:31,833
‫مال من که بخار شد رفت هوا.

532
00:16:34,720 --> 00:16:37,819
‫بعد از این‌که «صندوق پوشش ریسک» رابین کیف پول منو خالی کرد،
‫(شرکت‌هایی برای کسب و کار هستند که به سرمایه‌گذاران
‫خود امکان حضور در طیف وسیع‌تری از تجارت رو می‌دن.)

533
00:16:37,820 --> 00:16:39,552
‫و همچنین کابینت مشروب‌هام رو،

534
00:16:39,553 --> 00:16:43,099
‫رفتم تا جنینِ کارآفرین رو ببینم،

535
00:16:43,100 --> 00:16:45,545
‫کسی که به تازگی بر یک ابزار جدید برای...

536
00:16:45,546 --> 00:16:49,499
‫کسب و کار قراردادیِ مزرعه در حال رشد خود،
‫سرمایه‌گذاری کرده بود.

537
00:16:49,846 --> 00:16:51,026
‫نظرت چیه؟

538
00:16:51,127 --> 00:16:52,926
‫یه تراکتور جدید گرفتی؟

539
00:16:53,599 --> 00:16:55,120
‫یه خرده کوچیکه.

540
00:16:55,286 --> 00:16:56,846
‫منظورت از «کوچیک» چیه؟

541
00:16:57,079 --> 00:16:58,993
‫210 اسب بخار قدرتشه.

542
00:16:59,333 --> 00:17:01,206
‫- خب، با تقویت‌کننده.
‫- آره، آره.

543
00:17:01,207 --> 00:17:02,339
‫185 تا مال منه.

544
00:17:02,340 --> 00:17:03,845
‫خب حالا، نظرت در مورد رینگ‌هاش چیه؟

545
00:17:03,846 --> 00:17:05,185
‫شخصی‌سازیش کردم.

546
00:17:05,186 --> 00:17:07,006
‫- رینگ‌های مشکی؟
‫- رینگ مشکی.

547
00:17:07,013 --> 00:17:09,406
‫روش نوار‌های مسابقه‌ای هم چسبودنم.

548
00:17:09,506 --> 00:17:10,513
‫کجاش؟

549
00:17:10,693 --> 00:17:11,460
‫رو سقفه؟

550
00:17:11,460 --> 00:17:12,700
‫نه، روی کاپوته.

551
00:17:12,701 --> 00:17:14,413
‫از اینجاش شروع می‌شه، ببین.

552
00:17:15,280 --> 00:17:17,152
‫پس این نوار مسابقه‌ای هست؟

553
00:17:17,153 --> 00:17:18,819
‫- و بالاش هم هست.
‫- آره، چون...

554
00:17:18,820 --> 00:17:22,291
‫پس تنها مدرکی که نشون می‌ده نوار مسابقه‌ای داری همینه.

555
00:17:22,292 --> 00:17:23,113
‫آره.

556
00:17:23,886 --> 00:17:25,712
‫185 اسب بخار مال منه.

557
00:17:25,831 --> 00:17:27,018
‫این چقدره؟

558
00:17:27,019 --> 00:17:28,619
‫104 تا.

559
00:17:28,820 --> 00:17:31,607
‫دو و نیم برابر گرون‌تر از...

560
00:17:31,608 --> 00:17:33,105
‫تراکتورِ منه...

561
00:17:33,106 --> 00:17:36,006
‫و صد اسب بخار کمتر هم قدرت داره.

562
00:17:36,007 --> 00:17:37,699
‫ظرفیت بالابریش چقدره؟

563
00:17:37,700 --> 00:17:39,358
‫8.75 تن؟

564
00:17:39,359 --> 00:17:41,205
‫- مال من 10.5 تن.
‫- خب؟

565
00:17:41,366 --> 00:17:42,805
‫مال من GPS داره.

566
00:17:44,046 --> 00:17:44,506
‫درسته.

567
00:17:44,507 --> 00:17:47,859
‫و فکر می‌کنی تا کی GPS رو داشته باشی قبل از این‌که بدزدنش؟
‫ (GPS رو بدزدن نه خودِ تراکتور رو)

568
00:17:47,953 --> 00:17:50,007
‫عه، یه چند ماهی.

569
00:17:50,159 --> 00:17:52,759
‫طولانی‌ترین زمانی که یه کشاورز GPS داشته،

570
00:17:52,760 --> 00:17:54,691
‫قبل از این‌که صبح بیدار بشه و ببینه دزدیدنش، چقدر بوده؟

571
00:17:54,692 --> 00:17:57,572
‫احتمالا 6 ماه طولانی‌ترینش بوده.
‫(دزدیِ کیت‌های پیشرفته GPS که روی تراکتورهای
‫کشاورزها نصب شده، بسیار در بریتانیا رواج داره)

572
00:17:57,640 --> 00:17:59,773
‫اولین کارِ تراکتورِ بی‌اهمیتِ اون،

573
00:17:59,774 --> 00:18:02,694
‫اینه که به من در کاشت جو بهاره کمک کنه.

574
00:18:02,820 --> 00:18:04,760
‫دستگاهت یه چند تا...

575
00:18:05,372 --> 00:18:06,505
‫گیره نداره.

576
00:18:06,692 --> 00:18:09,205
‫که به معنای اتصال بذرپاش به...

577
00:18:09,206 --> 00:18:12,193
‫لامبویِ بسیار قوی‌ترِ من بود.

578
00:18:12,713 --> 00:18:13,913
‫یا خود خدا!

579
00:18:13,914 --> 00:18:14,759
‫چی شد؟

580
00:18:14,760 --> 00:18:16,713
‫یه موش کوچولو یا همچین چیزیه.

581
00:18:16,893 --> 00:18:18,540
‫اوه، اوناهاش!

582
00:18:18,541 --> 00:18:19,599
‫تفنگ رو بیار.

583
00:18:19,600 --> 00:18:22,226
‫اینقدر بدجنس نباش!

584
00:18:23,846 --> 00:18:25,879
‫- تو که از موش‌ها نمی‌ترسی؟
‫- من از خرموش و موش خوشم نمی‌آد.
‫(خرموش: با موش های معمولی فرق دارن و جثه بزرگ‌تری دارن)

585
00:18:25,880 --> 00:18:27,839
‫- این‌که خرموش نیست، یه موشه.
‫- می‌تونی خلاصش کنی، لطفا؟

586
00:18:27,840 --> 00:18:29,025
‫نمی‌خوام بکشمش که!

587
00:18:29,026 --> 00:18:31,179
‫و تا وقتی اون تو هست، از اینجا نمی‌رم.

588
00:18:31,259 --> 00:18:32,892
‫فکر می‌کنی همه این رو تا پایین می‌ره؟

589
00:18:32,893 --> 00:18:34,505
‫- یه سوراخ داره که تا پایینش می‌ره.
‫- آره، آره.

590
00:18:34,506 --> 00:18:35,966
‫بیا بیرون، موش کوچولو.

591
00:18:36,059 --> 00:18:37,992
‫فقط ردش کن تا اون پایین بره. هیچیش نمی‌شه.

592
00:18:38,580 --> 00:18:43,006
‫این هم با محیط زیست مهربونه و هم با حیوانات.

593
00:18:43,280 --> 00:18:46,500
‫«سِر اتنبرو» از من می خواد که همچین کاری بکنم.
‫(دیوید اتنبرو مستندساز و تاریخ‌طبیعی‌دان معروف بریتانیایی)

594
00:18:46,686 --> 00:18:47,700
‫اوناهاش!

595
00:18:48,447 --> 00:18:49,372
‫آقای موش!

596
00:18:49,373 --> 00:18:50,713
‫رفت زیر تایرت.

597
00:18:50,878 --> 00:18:52,353
‫واقعا رفت زیر تایر تراکتورت.

598
00:18:52,354 --> 00:18:54,159
‫به محض حرکت می‌کُشیش.

599
00:18:54,193 --> 00:18:57,199
‫توی شیار‌های لاستیک تراکتوره...

600
00:18:57,200 --> 00:18:58,418
‫اونجا اون پایین.

601
00:18:58,419 --> 00:18:59,805
‫یالا بیا بیرون!

602
00:19:00,479 --> 00:19:03,199
‫نمی‌تونیم دیگه بیشتر از این
‫به خاطر یه موش زمان از دست بدیم.

603
00:19:03,200 --> 00:19:04,285
‫ای لعنت بهش!

604
00:19:04,286 --> 00:19:06,392
‫یعنی این همه تصمیم‌گیری توی کشاورزی وجود داره...

605
00:19:06,393 --> 00:19:08,052
‫اما این دیگه واقعا از اون کثیف‌هاست.

606
00:19:08,053 --> 00:19:09,213
‫فقط راه بیوفت.

607
00:19:11,179 --> 00:19:12,885
‫باید بریم بذرکاری کنیم.

608
00:19:15,200 --> 00:19:17,739
‫اگه یه میلی‌متر برگردم عقب،

609
00:19:17,746 --> 00:19:19,200
‫آقای موش...

610
00:19:19,445 --> 00:19:21,105
‫فاتحه‌اش خونده‌اس.

611
00:19:37,880 --> 00:19:38,993
‫و حالا این...

612
00:19:38,994 --> 00:19:41,039
‫جوریه که باید یه شروع سخت رو انجام بدی.

613
00:19:41,040 --> 00:19:43,392
‫اما بعدش، وقتی که بذرپاش رو بلند کردم...

614
00:19:43,393 --> 00:19:45,707
‫گوه توش! برگشتم عقب!

615
00:19:49,600 --> 00:19:51,813
‫همین الان زدی اون موش بیچاره رو کشتی!

616
00:19:52,265 --> 00:19:53,218
‫من دفنش می‌کنم.

617
00:19:53,219 --> 00:19:54,272
‫برگرد عقب.

618
00:19:54,459 --> 00:19:55,612
‫نه، می‌رم جلو.

619
00:19:55,659 --> 00:19:57,505
‫چسبیده به تایر؟

620
00:19:59,400 --> 00:20:00,540
‫زنده است!

621
00:20:06,226 --> 00:20:09,512
‫موشِ زنده موند، چون من بلدم چجور رانندگی کنم!

622
00:20:13,480 --> 00:20:14,617
‫بحران تموم شد،

623
00:20:14,618 --> 00:20:17,011
‫رفتیم به سراغ کاشت کردن.

624
00:20:17,373 --> 00:20:19,398
‫اینو داشته باش، الان داریم
‫به عنوان یه تیم کار می‌کنیم.

625
00:20:19,399 --> 00:20:21,365
‫تو کوددهی می‌کنی و من بذرپاشی می‌کنم،

626
00:20:21,366 --> 00:20:23,699
‫در یه مزرعه و همزمان.

627
00:20:24,280 --> 00:20:27,893
‫و به جای کود شیمیایی گرون قیمت...

628
00:20:30,200 --> 00:20:33,386
‫از پِهن مرغ‌های خودمون استفاده کردیم،

629
00:20:33,393 --> 00:20:35,913
‫که کیلب رو بسیار خوشحال کرد.

630
00:20:36,753 --> 00:20:38,946
‫تراکتور جدیدم با گوهِ مرغ پوشیده شده.

631
00:20:38,947 --> 00:20:40,313
‫بو گند می‌ده.

632
00:20:43,560 --> 00:20:46,613
‫جو بهاره‌ی اینجا، اگر کیفیتش به اندازه کافی خوب باشه،

633
00:20:46,614 --> 00:20:51,000
‫فرستاده می‌شه به آبجوسازی و
‫به «آبجوی هاوکستون» تبدیل می‌شه.

634
00:20:51,493 --> 00:20:54,052
‫به همین دلیله که ما باید اون رو واقعا، واقعا، واقعا...

635
00:20:54,060 --> 00:20:56,053
‫به بهترین شکل ممکن انجامش بدیم.

636
00:20:57,480 --> 00:21:00,652
‫با این حال، در حال حاضر نه فروشگاه مزرعه‌ای وجود داشت،

637
00:21:00,653 --> 00:21:03,980
‫و نه رستورانی که در اون آبجویی فروخته بشه.

638
00:21:05,953 --> 00:21:08,698
‫اما در «آکادمی سلطنتی»...
‫(تمسخر دفتر کار چارلی)
‫(آکادمی سلطنتی هنر: موسسه‌ی هنری در لندن که
‫توسط هنرمندان و معماران برجسته رهبری می‌شود)

639
00:21:08,699 --> 00:21:10,686
‫چارلی در حال کار بر روی طرحی بود،

640
00:21:10,687 --> 00:21:12,432
‫تا این مشکل رو حل کنه.

641
00:21:12,433 --> 00:21:15,831
‫برای بردن درخواست تجدید نظر رستوران به سطح بعدی،

642
00:21:15,832 --> 00:21:18,532
‫باید اون رو به وزارت امور خارجه ببریم.

643
00:21:18,685 --> 00:21:20,692
‫یه بار در این مورد ازش ضربه خوردیم.

644
00:21:20,693 --> 00:21:22,512
‫این آخرین فرصت‌مونه.

645
00:21:22,513 --> 00:21:27,638
‫بنابراین ما به بهترین مشاورانِ متخصص
‫برای کمک به این امر نیاز داریم،

646
00:21:27,639 --> 00:21:30,172
‫و می‌دونین دیگه، وکلا و مشاوران حقوقی.

647
00:21:30,173 --> 00:21:32,473
‫و دارم به دنبال‌شون می‌گردم، تا ببینم کی هستن.

648
00:21:35,466 --> 00:21:36,685
‫با معجزه‌ای...

649
00:21:36,686 --> 00:21:41,112
‫چارلی همچنین موفق شد گوساله‌ها رو در پلیسِ گاوها ثبت کنه.

650
00:21:41,113 --> 00:21:45,419
‫و امروز یک نقطه عطف دیگه در دوره‌ی نوجوانی اونا بود،

651
00:21:45,420 --> 00:21:46,713
‫چون دو نفر از اونا...

652
00:21:46,714 --> 00:21:49,406
‫قراره که شاخ‌زدایی بشن.
‫(شاخ‌شون رو ببرن)

653
00:21:50,080 --> 00:21:51,760
‫خب الان می‌خوام بهشون دارو تزریق کنم.

654
00:21:51,813 --> 00:21:53,539
‫و این واسه چیه؟
‫برای آروم کردن‌شون؟

655
00:21:53,540 --> 00:21:56,119
‫فقط برای این‌که...
‫امیدوارم خواب‌شون ببره.
‫(بیهوش بشن)

656
00:21:56,120 --> 00:21:57,413
‫اون دروازه رو از این طرف بیار.

657
00:21:57,414 --> 00:21:58,632
‫- چی الان؟
‫- آره.

658
00:21:58,633 --> 00:22:00,100
‫اون برچسب‌شه.

659
00:22:00,179 --> 00:22:01,426
‫- اول این یکی؟
‫- آره.

660
00:22:01,427 --> 00:22:03,205
‫- کجاش می‌زنی؟
‫- تو گردنش.

661
00:22:09,219 --> 00:22:10,788
‫- دومی این یکیه؟
‫- آره.

662
00:22:14,099 --> 00:22:15,019
‫خوبه آفرین.

663
00:22:15,146 --> 00:22:18,926
‫الان برای 10 تا 15 دقیقه تنها‌شون می‌ذاریم تا خواب‌شون ببره.

664
00:22:19,720 --> 00:22:22,012
‫چرا باید از شر شاخ‌هاشون خلاص بشیم؟ چون فقط...

665
00:22:22,013 --> 00:22:25,612
‫چون شاخ‌دارها سلطه‌گر می‌شن و به بقیه‌شون زور میگن.

666
00:22:25,613 --> 00:22:27,485
‫- و همچنین برای امنیت ما.
‫- آره.

667
00:22:28,600 --> 00:22:30,125
‫اوه، اینم از این، نگاه.
‫افتاد زمین.

668
00:22:30,286 --> 00:22:31,339
‫قیافه‌شو ببین.

669
00:22:31,340 --> 00:22:33,206
‫آره، واقعا خواب‌آلوده.

670
00:22:33,320 --> 00:22:35,445
‫مادرش که نگرانه رو ببین.

671
00:22:35,920 --> 00:22:37,520
‫خیلی‌خب مامان، حالش خوبه.

672
00:22:38,427 --> 00:22:39,360
‫[نامفهوم]

673
00:22:39,360 --> 00:22:40,199
‫اینم از این.

674
00:22:40,200 --> 00:22:42,279
‫
‫(هشدار! دارای صحنه‌های دلخراش)

675
00:22:42,280 --> 00:22:43,687
‫چیه این؟ بی‌حسی موضعیه؟

676
00:22:43,688 --> 00:22:44,318
‫آره.

677
00:22:44,319 --> 00:22:46,579
‫معمولا وقتی هوشیار هستن،
‫باهاش دست به یقه می‌شی.

678
00:22:46,580 --> 00:22:48,933
‫اما چون بیهوش‌شون کردیم،

679
00:22:48,934 --> 00:22:51,293
‫برای گوساله استرس و فشار کمتری داره.

680
00:22:52,073 --> 00:22:54,392
‫پس از اون تجهیزات پزشکی دیلوین،

681
00:22:54,400 --> 00:22:57,320
‫کمی کمتر از قبلی‌ها از تکنولوژی پیشرفته برخوردار بودند.

682
00:22:57,706 --> 00:23:00,499
‫
‫هشدار!

683
00:23:02,613 --> 00:23:04,053
‫یا لبیک به عمه‌ی گیجم!

684
00:23:04,054 --> 00:23:05,699
‫آتیش رو فرو کردی توی سرش!

685
00:23:05,879 --> 00:23:07,607
‫پشمام!

686
00:23:08,786 --> 00:23:10,793
‫پس همینطور دایره‌وار می چرخونیش.

687
00:23:11,039 --> 00:23:12,999
‫اما توش واقعا شعله‌های آتیش داره.

688
00:23:13,993 --> 00:23:14,760
‫اوه...

689
00:23:14,840 --> 00:23:16,805
‫اوه، حتما خیلی دردناکه!

690
00:23:17,580 --> 00:23:19,045
‫اوووه!

691
00:23:22,880 --> 00:23:24,679
‫و این شاخ رو از بین می‌بره.

692
00:23:24,680 --> 00:23:26,579
‫آره «لایه ژرمینال» رو می‌‌سوزونه،
‫(لایه زایا یا ژرمینال: لایه‌ای از سلول‌ها که
‫دائما از اون بافت جدید تشکیل می‌شه)

693
00:23:26,580 --> 00:23:28,671
‫که همون بخش از شاخه که رشد می‌کنه.

694
00:23:28,679 --> 00:23:29,593
‫پس...

695
00:23:29,594 --> 00:23:30,939
‫از شر شاخ خلاص می‌شی...

696
00:23:30,940 --> 00:23:32,108
‫و همچنین...

697
00:23:32,109 --> 00:23:35,614
‫از بافتی که شاخ از اون رشد می کنه هم خلاص می‌شی.

698
00:23:36,668 --> 00:23:38,419
‫اون ضدعفونی‌ کننده‌اس که می‌زنی اونجاش، کیلب؟

699
00:23:38,426 --> 00:23:41,005
‫این در واقع اسپریِ آنتی‌بیوتیکه،

700
00:23:41,006 --> 00:23:42,652
‫برای جلوگیری از عفونی شدن‌شه.

701
00:23:42,653 --> 00:23:44,607
‫و می‌خوام بهش یه...

702
00:23:44,878 --> 00:23:46,052
‫آمپول مسکن هم بزنم.

703
00:23:46,059 --> 00:23:48,226
‫چون یکی از چیزایی که بعضی وقتا رخ می‌ده،

704
00:23:48,227 --> 00:23:49,739
‫اینه که...

705
00:23:49,740 --> 00:23:51,100
‫با از بین رفتن داروی بیهوشی،

706
00:23:51,101 --> 00:23:52,638
‫سرشون شروع می‌کنه به خارش دادن.
‫(قلقلک‌شون می‌ده)

707
00:23:52,639 --> 00:23:55,459
‫فکر نمی‌کنم کسی تا به حال سرش رو آتیش زده باشه،

708
00:23:55,460 --> 00:23:57,514
‫و بگه: «یه خرده قلقلک می‌ده.»

709
00:23:57,686 --> 00:23:59,326
‫خب، این یکی کارش تموم شد.

710
00:24:00,252 --> 00:24:02,100
‫رفیق کوچولوی بیچاره‌ی من.

711
00:24:02,486 --> 00:24:05,319
‫خوشبختانه، فعالیت‌های آخر هفته‌ی پیش رو...

712
00:24:05,320 --> 00:24:08,012
‫قراره که بسیار کمتر استرس‌زا باشن.

713
00:24:15,548 --> 00:24:19,855
‫
‫«مسابقات پرچین‌کاری دیدلی اسکوات»
‫2022

714
00:24:21,120 --> 00:24:24,585
‫32 نفر از بهترین رقبای کشور...

715
00:24:24,586 --> 00:24:28,699
‫به هر کدام یک بخش 9 متری از پرچین‌های نامرتب اختصاص داده شده،

716
00:24:28,700 --> 00:24:31,233
‫که با استفاده از 5 سبک مختلف،

717
00:24:31,234 --> 00:24:34,120
‫یک حصار زنده می‌سازند.

718
00:24:34,387 --> 00:24:35,486
‫سبک «دورست»،
‫(پرچینی که در آن تنه‌ی اصلی بوته‌ها به صورت افقی قرار
‫می‌گیرند و در وسط ان با چوب‌های کوچک محکم می‌شوند)

719
00:24:35,487 --> 00:24:36,840
‫سبک «سامرست شمالی»،
‫(در این سبک تنه‌های اصلی در پایین بوته‌ها افقی قرار می‌گیرند،
‫شاخ و برگ‌ها در میانه و از بیرون با حصار چوبی محکم می‌شون)

720
00:24:36,841 --> 00:24:37,993
‫سبک «میدلندی»،
‫(در این سبک تنه اصلی بوته به صورت مورب
‫قرار می‌گیرد و از بالا به هم بافته می‌شوند)

721
00:24:37,994 --> 00:24:39,760
‫سبک «لنکس و وست‌مورلند»،
‫(چوب های کوچکی در وسط بوته‌ها قرار
‫می‌گیرد و بوته‌ها به دور اونا بافته می‌شوند)

722
00:24:39,761 --> 00:24:41,747
‫و سبک «ولزی».
‫(تنه‌ی مورب به سمت راست و بوته‌ها به دور اونا در خلاف
‫جهت بافته می‌شن و با چوب‌هایی در وسط محکم می‌شوند)

723
00:24:41,926 --> 00:24:44,018
‫یه «دیدلی اسکوات» خوش اومدید.

724
00:24:44,019 --> 00:24:46,179
‫داوری در طول روز انجام خواهد شد.

725
00:24:46,180 --> 00:24:49,073
‫این بار امتیازات در کامپیوتر جمع زده خواهند شد،

726
00:24:49,074 --> 00:24:50,893
‫بنابراین هیچ اشتباهی رخ نخواهد داد.

727
00:24:51,606 --> 00:24:52,906
‫اگه همگی آماده‌اید...

728
00:24:53,024 --> 00:24:53,725
‫شروع کنید!

729
00:25:01,840 --> 00:25:05,299
‫این حصارسازانِ لیگ برتر 5 ساعت وقت داشتند،

730
00:25:05,300 --> 00:25:07,646
‫تا پرچین‌هاشون رو کامل کنن.

731
00:25:12,800 --> 00:25:15,926
‫و این فقط مسابقه‌ی زیبایی نبود.

732
00:25:16,299 --> 00:25:19,093
‫این روش سنتیه...

733
00:25:19,094 --> 00:25:21,165
‫ساخت حصار هست.

734
00:25:21,166 --> 00:25:23,258
‫یک حصار غیرقابل نفوذ از یک پرچین.

735
00:25:23,259 --> 00:25:25,306
‫اونا این کار رو برای...

736
00:25:26,127 --> 00:25:27,680
‫صدها ساله انجام می‌دن.

737
00:25:27,726 --> 00:25:30,086
‫ایده‌اش اینطوریه که تنه رو می‌بری،

738
00:25:30,087 --> 00:25:31,178
‫ اما نه به طور کامل،

739
00:25:31,179 --> 00:25:33,099
‫و بعد خمش می‌کنی.

740
00:25:33,713 --> 00:25:34,992
‫اینطوری نگاه کنین.

741
00:25:36,846 --> 00:25:38,313
‫و هل‌شون می‌ده به پایین.
‫نگاش کنین.

742
00:25:38,314 --> 00:25:40,219
‫الان با خودتون گفتین: «خب، این‌که رید توش.»
‫اما نه نرید.

743
00:25:40,220 --> 00:25:42,321
‫اونا هنوزم به ریشه متصل هستن.

744
00:25:43,094 --> 00:25:44,719
‫اما حالا به این سمتی رشد می‌کنن.

745
00:25:44,720 --> 00:25:48,606
‫و بعدش باید یکی دیگه رو پیدا کنی تا به نوعی به هم ببافی‌شون.

746
00:25:48,746 --> 00:25:50,493
‫و بعد یه...

747
00:25:51,319 --> 00:25:53,799
‫به معنای واقعی کلمه یه حصار زنده گیرت می‌آد.

748
00:25:54,100 --> 00:25:55,179
‫که...

749
00:25:55,180 --> 00:25:56,886
‫کوسفندها نمی‌تونن ازش عبور کنن.

750
00:25:58,226 --> 00:26:00,219
‫وقتی اونا تنه رو می‌آرن پایین، با خودت میگی:

751
00:26:00,220 --> 00:26:02,078
‫«خب خمش نکن، می‌شکنه.»

752
00:26:02,079 --> 00:26:03,778
‫- نه.
‫- اما اینطور نیست.

753
00:26:03,779 --> 00:26:05,073
‫80%...

754
00:26:05,074 --> 00:26:06,759
‫اون چیزیه که لازمه انجامش بدی.

755
00:26:06,760 --> 00:26:08,746
‫- 80؟
‫- برش 80درصدی.

756
00:26:08,747 --> 00:26:11,427
‫- پس فقط 20% باید باقی بمونه؟
‫- آره، آره.

757
00:26:11,428 --> 00:26:12,659
‫و 20% کافیه برای این‌که...

758
00:26:12,666 --> 00:26:15,019
‫- ...گیاه رو زنده نگه داشت؟
‫- آره، آره.

759
00:26:21,986 --> 00:26:25,092
‫در حالی که مدیران پرچین‌کاری زحمت می‌کشیدن،

760
00:26:25,105 --> 00:26:29,831
‫یک رقیب از «وال استریت» و همسرش به اونا پیوستن.
‫ (Wall Street خیابانی معروف در محله منهتنِ نیویورک که
‫بسیاری از بازارهای مالی آمریکا و جهان در اون اداره می‌شن)

761
00:26:30,680 --> 00:26:32,252
‫- سلام جرالد!
‫- صبح بخیر.

762
00:26:32,253 --> 00:26:34,399
‫- چطوری خانم جرالد؟
‫- خوبم، ممنون.

763
00:26:34,453 --> 00:26:36,285
‫- خوبه مگه نه؟
‫- آره.

764
00:26:36,780 --> 00:26:39,693
‫
‫[حرف‌های نامفهوم جرالد]

765
00:26:40,273 --> 00:26:41,086
‫اوهوم.

766
00:26:41,237 --> 00:26:43,180
‫[نامفهوم]

767
00:26:43,773 --> 00:26:45,300
‫[نامفهوم]

768
00:26:45,639 --> 00:26:48,199
‫این، نمی‌دونم، فکر کنم فقط...

769
00:26:48,833 --> 00:26:51,832
‫[نامفهوم]

770
00:26:52,540 --> 00:26:54,713
‫این چیزیه که در مورد کارش دوست نداشتم.

771
00:26:56,326 --> 00:26:58,206
‫خب، من می‌خوام یه امتحانی کنم اینو.

772
00:26:58,433 --> 00:27:02,205
‫در حقیقت، من و کیلب هر دو تصمیم گرفتیم که امتحانش کنیم.

773
00:27:02,273 --> 00:27:03,812
‫توجه کردی که...

774
00:27:04,060 --> 00:27:07,838
‫چطور این روزا به تک تکِ انواع و اقسام اهدافی که...

775
00:27:07,839 --> 00:27:09,839
‫باید توی تلویزیون بهشون ضربه بزنی، ضربه زدیم؟

776
00:27:09,840 --> 00:27:13,199
‫سیاه‌پوست‌ها، همجنسگراها، تغییرجنس‌دهنده‌ها.

777
00:27:14,686 --> 00:27:16,606
‫- من از این استفاده می‌کنم.
‫- کدومو می‌خوای؟

778
00:27:17,111 --> 00:27:17,739
‫این یکی؟

779
00:27:17,740 --> 00:27:19,646
‫منظورم اینه باید حسش رو داشته باشم.

780
00:27:19,647 --> 00:27:20,893
‫چرا قطع نمی‌شه...

781
00:27:20,894 --> 00:27:23,006
‫-اینطوری قطع نمی‌شه.
‫- اون یکی امتحان کنم.

782
00:27:24,613 --> 00:27:25,340
‫آررره!

783
00:27:25,341 --> 00:27:26,845
‫این دقیقا همون کاری بود که می‌خواستم بکنم.

784
00:27:26,846 --> 00:27:28,313
‫فقط یه بار دیگه بهم نشون بده.

785
00:27:29,845 --> 00:27:30,899
‫همه کارو براش انجام نده.

786
00:27:30,900 --> 00:27:31,973
‫و دوباره!

787
00:27:32,412 --> 00:27:33,287
‫آررره!

788
00:27:34,173 --> 00:27:36,819
‫با هرس کردن شاخه‌ها، اونم به تنهایی...

789
00:27:36,820 --> 00:27:38,813
‫رفتم سراغ تبر...

790
00:27:39,106 --> 00:27:40,399
‫که خوب هم پیش رفت.

791
00:27:41,546 --> 00:27:42,700
‫ای خدایا!

792
00:27:43,052 --> 00:27:45,019
‫خب این یکی. این نازک‌تره.
‫می‌شه از بالا شروع کنم...

793
00:27:45,020 --> 00:27:46,739
‫و بعد همینطور آروم بیام پایین؟

794
00:27:46,740 --> 00:27:47,285
‫آره.

795
00:27:47,505 --> 00:27:48,412
‫- همین خوبه.
‫- یه ذره بیشتر؟

796
00:27:48,413 --> 00:27:49,138
‫آره.

797
00:27:50,480 --> 00:27:51,812
‫عالیه، عالیه.

798
00:27:54,047 --> 00:27:55,165
‫گرفتم چیشد.

799
00:27:56,113 --> 00:27:56,886
‫جرمی؟

800
00:27:56,887 --> 00:27:59,006
‫داری سبک میدلندی درست می‌کنی؟

801
00:27:59,800 --> 00:28:01,720
‫دارم سبک برزیلی انجام می‌دم،

802
00:28:01,721 --> 00:28:06,200
‫مگر این‌که اشتباه متوجه بشم،
‫که در این صورت می‌شه هالیوودی.
‫(منظور: سبکِ وکس کردن موهای ناحیه تناسلی زنان هست،
‫برزیلی: خط باریکی از مو باقی می‌مونه، هالیوودی: تمام موها شیو می‌شه)

803
00:28:06,260 --> 00:28:08,085
‫نمی‌دونی دارم در مورد چی حرف می‌زنم که، نه؟

804
00:28:08,086 --> 00:28:10,366
‫یعنی تو نمی‌دونی «برزیلی» چیه؟

805
00:28:10,367 --> 00:28:12,812
‫تا حالا یه آدم برزیلی ندیدم.

806
00:28:13,080 --> 00:28:16,939
‫خوشبختانه، در این مرحله جرالد بحث‌مون رو قطع کرد،

807
00:28:16,940 --> 00:28:19,812
‫که می خواست کاردستی من رو بررسی کنه.

808
00:28:19,813 --> 00:28:21,199
‫خوب به نظر می‌رسه، مگه نه؟

809
00:28:21,200 --> 00:28:22,593
‫ای وای خدایا!

810
00:28:22,733 --> 00:28:24,712
‫اما اون اون... اونا...

811
00:28:24,852 --> 00:28:26,726
‫چه ریدمانی به بار آوردی. منظورم اینه...

812
00:28:26,727 --> 00:28:28,506
‫[نامفهوم]

813
00:28:28,566 --> 00:28:30,340
‫هر بار که بیرون می‌آریش...

814
00:28:30,341 --> 00:28:33,519
‫باید سعی کنی بچه رو ببری بین کنده‌ها.
‫[کاملا بی‌معنی]

815
00:28:33,800 --> 00:28:36,066
‫تو اصلا...
‫[نامفهوم]

816
00:28:36,206 --> 00:28:40,020
‫چون مدام به ماشین‌ها و اتوبوس‌ها و چیزهای دیگه نگاه می‌کنی.

817
00:28:40,193 --> 00:28:41,640
‫نمی‌تونی چمن رو... می‌دونی...

818
00:28:41,641 --> 00:28:43,200
‫مثل زدنِ چمنه.

819
00:28:43,201 --> 00:28:45,379
‫یه پُف می‌کنی، یه ضربه...
‫و کارت تموم شد، مگه نه؟

820
00:28:45,380 --> 00:28:46,286
‫آره.

821
00:28:50,172 --> 00:28:54,565
‫با ساختن چیزی بیش از یه شکاف بزرگ در پرچین،

822
00:28:54,566 --> 00:28:58,419
‫من و کیلب رفتیم تا ببینیم حرف‌ای‌ها چطور پیش رفتن.

823
00:29:07,726 --> 00:29:10,139
‫- پشمام، نگاه کن!
‫- شگفت‌انگیزه!

824
00:29:10,140 --> 00:29:12,273
‫بدجوری خیره‌کننده‌اس!

825
00:29:12,274 --> 00:29:13,512
‫و این سبک دورسته؟

826
00:29:13,513 --> 00:29:15,372
‫پرنده‌ها می‌تونن توش لونه بسازن، مگه نه؟

827
00:29:15,373 --> 00:29:16,920
‫آره، واسه حیات‌وحش خوبه.

828
00:29:16,921 --> 00:29:17,958
‫و پروانه‌ها.

829
00:29:17,959 --> 00:29:19,579
‫خب به نظر من...

830
00:29:19,580 --> 00:29:21,019
‫باورنکردنیه!

831
00:29:22,507 --> 00:29:23,853
‫اوه سلام! یکی دیگه...

832
00:29:23,854 --> 00:29:25,459
‫یه زیبایی دیگه هم اینجاست. بیین.

833
00:29:25,460 --> 00:29:27,206
‫- و این سبک میدلندیه؟
‫- آره.

834
00:29:27,472 --> 00:29:29,610
‫آره، اونا «آستین الگرو» و «موریس مارینا» رو ساختن،
‫ (Austin Allegro خودرویی در سال‌های 1973 تا 1983
‫Morris Marina خودرویی در سال‌های 1971 تا 1980)

835
00:29:29,618 --> 00:29:31,305
‫میدلندی‌ها، اما...

836
00:29:31,559 --> 00:29:32,832
‫اونا بهترین پرچین رو به ما دادن.

837
00:29:32,833 --> 00:29:34,512
‫پرچین خیلی خوشگلیه.

838
00:29:34,720 --> 00:29:36,606
‫آره. این «بیرمنگامِ میدلندز»ـه؟

839
00:29:39,873 --> 00:29:42,546
‫در نهایت، پنج ساعت تمام شد.

840
00:29:42,653 --> 00:29:46,493
‫حصارساز ها برای صرف ناهار به خیمه رفتند.

841
00:29:46,560 --> 00:29:50,899
‫و «سایمون کاول» و «آماندا هولدن» شروع به داوری کردن.

842
00:29:51,213 --> 00:29:53,586
‫این جریان پرچین و بوته‌ها رو دنبال نمی کنه.

843
00:29:53,587 --> 00:29:55,679
‫اما از طرف دیگه، کار خیلی خوبی انجام دادن.

844
00:29:55,680 --> 00:29:58,032
‫من به کار اونا حسادت نمی‌کنم،

845
00:29:58,033 --> 00:30:00,693
‫چون تمامِ طول زمین...

846
00:30:00,906 --> 00:30:03,619
‫اکنون یک اثر هنری بود.

847
00:30:24,400 --> 00:30:25,555
‫داوری تمام شد...

848
00:30:25,556 --> 00:30:28,008
‫زمان اهدای جوایز فرا رسیده بود.

849
00:30:28,326 --> 00:30:29,399
‫مقام سوم...

850
00:30:29,611 --> 00:30:31,819
‫در کلاس «سامرست شمالی»:

851
00:30:31,826 --> 00:30:33,406
‫«کالین کلاتربوک»

852
00:30:34,280 --> 00:30:35,685
‫آفرین، کالین.

853
00:30:37,440 --> 00:30:40,200
‫مقام دوم در سامرست شمالی:

854
00:30:40,201 --> 00:30:41,233
‫«الکس باون»

855
00:30:42,200 --> 00:30:43,620
‫با دسته‌بندی نائب قهرمانان...

856
00:30:43,621 --> 00:30:44,333
‫من و کیلب باید برنده کلی رو اعلام می‌کردیم.

857
00:30:44,334 --> 00:30:45,893
‫
‫(مسابقات پرچین کاری دیدلی اسکوات 2022 | مقام سوم)
‫من و کیلب باید برنده کلی رو اعلام می‌کردیم.

858
00:30:45,894 --> 00:30:46,898
‫
‫(مسابقات پرچین کاری دیدلی اسکوات 2022 | مقام دوم)
‫من و کیلب باید برنده کلی رو اعلام می‌کردیم.

859
00:30:46,899 --> 00:30:49,106
‫و خیلی هم کاربلد بودیم.

860
00:30:50,265 --> 00:30:51,766
‫خب، اینم از این.

861
00:30:51,767 --> 00:30:53,392
‫قهرمان برتر...

862
00:30:53,600 --> 00:30:55,112
‫- می‌دونیم کیه؟
‫- آره.

863
00:30:55,113 --> 00:30:56,206
‫منظورم اینه ما...

864
00:30:56,627 --> 00:30:59,498
‫قهرمانِ برتر امروز...

865
00:30:59,499 --> 00:31:01,859
‫می‌دونم ولی باید اسمشو بدونم. چون ما...

866
00:31:01,860 --> 00:31:03,112
‫«پاول گلیفورد»

867
00:31:05,520 --> 00:31:06,653
‫اون انجامش داد.

868
00:31:07,160 --> 00:31:07,900
‫تبریک میگم.

869
00:31:07,900 --> 00:31:09,679
‫حالا روزنامه‌ی محلی خودتون رو دارین...

870
00:31:09,680 --> 00:31:11,059
‫باید بیام کنار تو، مگه نه؟

871
00:31:11,060 --> 00:31:12,560
‫تو اونطرفش رو بگیر.

872
00:31:15,400 --> 00:31:16,799
‫خیلی ممنون از همه‌تون که تشریف آوردین.

873
00:31:16,800 --> 00:31:18,779
‫امیدوارم از روزتون لذت برده باشین.

874
00:31:18,780 --> 00:31:21,186
‫و امیدواریم از تماشای خودتون در...

875
00:31:21,188 --> 00:31:21,860
‫تلویزیون هم لذت ببرید.

876
00:31:21,860 --> 00:31:23,312
‫خب البته تو، چون تو برنده شدی.

877
00:31:23,313 --> 00:31:25,213
‫بقیه رو از فیلم حذف می‌کنیم.

878
00:31:33,760 --> 00:31:37,619
‫در دوشنبه‌ی بعد از تعطیلات آخر هفته‌ی پرچین‌کاریِ فوق‌العاده،

879
00:31:37,620 --> 00:31:39,145
‫رفتم به فروشگاه مزرعه،

880
00:31:39,146 --> 00:31:40,213
‫چون که آلن...

881
00:31:40,214 --> 00:31:42,713
‫کارِ سقف جدید رو تموم کرده بود.

882
00:31:49,172 --> 00:31:50,979
‫- صبح بخیر آلن.
‫- صبح بخیر جرمی، خوبی؟

883
00:31:50,980 --> 00:31:51,965
‫- کارت خوب بوده.
‫- آره.

884
00:31:51,966 --> 00:31:53,539
‫لعنتی کار خیلی خوبی انجام دادی.

885
00:31:53,540 --> 00:31:55,339
‫این سریع‌ترین حرکتیه که تا به حال ازت دیدم.

886
00:31:55,340 --> 00:31:56,845
‫- نه نیست.
‫- آره هست.

887
00:31:56,846 --> 00:31:58,712
‫آره خیلی سریع بود.

888
00:31:59,027 --> 00:32:01,905
‫آلن همچنین مشغول آماده کردن مغازه برای...

889
00:32:01,906 --> 00:32:02,893
‫ورود بازرس آتش‌نشانی بود.

890
00:32:02,894 --> 00:32:03,940
‫
‫(خروج اضطراری)
‫ورود بازرس آتش‌نشانی بود.

891
00:32:03,941 --> 00:32:04,888
‫
‫(پله‌های اضطراری | اینجا نایستید)
‫ورود بازرس آتش‌نشانی بود.

892
00:32:06,279 --> 00:32:08,779
‫آژیر آتش‌سوزی اون بالاست،
‫فقط برای این‌که متوجه نشدید آتش‌سوزی شده.

893
00:32:08,780 --> 00:32:11,099
‫و هشدار دود.
‫«آه، وحشت، وحشت!»

894
00:32:11,100 --> 00:32:13,086
‫- جزء قوانینه؟
‫- آره آره، گوش کن.

895
00:32:13,087 --> 00:32:14,267
‫کپسول آتش‌نشانی اونجاست،

896
00:32:14,268 --> 00:32:15,652
‫در صورتی که خواستید آتیش رو خاموش کنین.

897
00:32:15,659 --> 00:32:17,359
‫مجبور شدیم یه چراخ بذاریم اون بالا، ببین.

898
00:32:17,439 --> 00:32:20,499
‫چراغ اضطراری در صورت تاریک شدن هوا
‫و البته که ما ساعت 4 می‌بندیم.
‫(یعنی قبل از شب)

899
00:32:21,060 --> 00:32:24,626
‫و تابلوها رو روی در گذاشتم تا کسی
‫ندونه به کدوم طرف باید فرار کنه.

900
00:32:25,486 --> 00:32:27,679
‫بازرس آتش‌نشانی از راه رسید.

901
00:32:27,680 --> 00:32:29,358
‫- جرمی، از ملاقاتتون خوشبختم.
‫- افسر آتش‌نشانی.

902
00:32:29,359 --> 00:32:31,592
‫و با این‌که آلن بسیار دقیق عمل کرده بود،

903
00:32:31,593 --> 00:32:35,006
‫این رفیق‌مون فکر کرد که ما می‌تونیم
‫کارهای بیشتری هم انجام بدیم.

904
00:32:35,007 --> 00:32:39,219
‫شاید فقط مقداری روشنایی اضطراری برای بیرون رو پیشنهاد کنم،

905
00:32:39,220 --> 00:32:41,013
‫برای پوششِ هر تاریکی.

906
00:32:41,806 --> 00:32:43,419
‫ببخشید، لامپ برای بیرون؟

907
00:32:43,420 --> 00:32:44,599
‫آره، روشنایی اضطراری.

908
00:32:44,600 --> 00:32:45,867
‫پس...

909
00:32:45,868 --> 00:32:48,932
‫اگه بیرون تاریک باشه و مردم مجبور به تخلیه بشن، لازمه.

910
00:32:48,933 --> 00:32:52,352
‫می‌دونین که این یه «بوئینگ 747» نیست دیگه؟
‫فقط یه مغازه‌اس.

911
00:32:52,353 --> 00:32:52,973
‫آره.

912
00:32:55,520 --> 00:32:58,598
‫در نهایت، بازرس آتش‌نشانی راضی شد،

913
00:32:58,599 --> 00:33:01,912
‫و سقف اون طوری بود که شورا می‌خواست.

914
00:33:02,100 --> 00:33:04,739
‫تنها چیزی که الان نیاز داشتیم، اجازه‌ی برنامه‌ریزی بود...

915
00:33:04,740 --> 00:33:06,313
‫تا مقداری سنگ‌ریزه قرار بدیم...

916
00:33:06,314 --> 00:33:08,200
‫برای ساخت پارکینگ.

917
00:33:09,560 --> 00:33:12,293
‫اوه اوه، چارلی یه دفترچه یادداشت و خودکار داره.

918
00:33:12,294 --> 00:33:14,032
‫و چند روز بعد...

919
00:33:14,033 --> 00:33:17,207
‫چارلی سر زده با نتیجه تصمیم برنامه‌ریز‌ها اومد.

920
00:33:18,333 --> 00:33:20,213
‫[نامفهوم]

921
00:33:20,386 --> 00:33:22,557
‫متن نامه: «در مقیاس با کسب و کار کشاورزی موجود...

922
00:33:22,558 --> 00:33:24,905
‫سازگار یا همسو نیست...»

923
00:33:24,906 --> 00:33:26,738
‫- جایگزین دیگه‌ای بهمون ندادن.
‫- «به وضوح مزاحم...»

924
00:33:26,739 --> 00:33:28,146
‫در بالای نامه به سادگی گفتن که...

925
00:33:28,147 --> 00:33:28,959
‫که... اون...

926
00:33:28,960 --> 00:33:30,244
‫- اون...
‫- «توجه»

927
00:33:30,245 --> 00:33:32,379
‫اوه «بدین وسیله درخواست را رد می‌کند.»

928
00:33:32,380 --> 00:33:34,666
‫نمی‌تونن پارکینگ رو رد کنن که، چارلی.

929
00:33:34,667 --> 00:33:36,039
‫خب حالا همه چیزو رد کردن.

930
00:33:36,040 --> 00:33:37,660
‫رستوران رو رد کردن...

931
00:33:37,661 --> 00:33:38,779
‫پارکینگ رو هم رد کردن.

932
00:33:38,780 --> 00:33:39,946
‫فقط بلدن همه چیو رد کنن.

933
00:33:39,947 --> 00:33:42,507
‫نکته عجیب در مورد این تصمیم...

934
00:33:42,618 --> 00:33:43,847
‫اینه که...

935
00:33:43,848 --> 00:33:45,419
‫اونا این کارو بدون کمیته انجام دادن.

936
00:33:45,420 --> 00:33:47,059
‫آره، بدون کمیته انجامش دادن.

937
00:33:47,060 --> 00:33:49,872
‫بنابراین از اعضای شورا نپرسیدن،
‫بلکه خودشون تصمیم گرفتن.

938
00:33:49,873 --> 00:33:52,459
‫می‌دونین که باید با تمام درخواست‌های برنامه‌ریزی...

939
00:33:52,460 --> 00:33:54,959
‫به شیوه‌ای مثبت و خلاقانه برخورد بشه؟

940
00:33:54,960 --> 00:33:57,292
‫می‌دونین، برای کشاورزها، سیاست دولت...

941
00:33:57,293 --> 00:34:00,800
‫حمایت از توسعه اجتماعی و اقتصادی هست،

942
00:34:00,801 --> 00:34:01,899
‫حالا هر کجا که باشه،

943
00:34:01,900 --> 00:34:03,859
‫تا زمانی که نسبت به محیط زیست حساس باشه.

944
00:34:03,860 --> 00:34:05,339
‫اما برای ما تهش هنوز هم می‌شه این!

945
00:34:05,340 --> 00:34:06,545
‫- آره تهش می‌شه این.
‫- می‌دونم.

946
00:34:06,546 --> 00:34:08,372
‫و ما همیشه به این نتیجه می‌رسیم.

947
00:34:08,373 --> 00:34:09,286
‫یک شورا که...

948
00:34:09,287 --> 00:34:10,566
‫تصمیم گرفته که...

949
00:34:10,567 --> 00:34:14,834
‫دیگه هیچگونه توسعه‌ای در...

950
00:34:14,835 --> 00:34:16,608
‫«دیدلی اسکوات» وجود نداشته باشه.

951
00:34:19,180 --> 00:34:20,840
‫برای گرفتن پارکینگ،

952
00:34:20,841 --> 00:34:22,092
‫و مهم‌تر از اون...

953
00:34:22,093 --> 00:34:24,579
‫رستورانی که بتونیم گوشت‌مون رو بفروشیم،

954
00:34:24,580 --> 00:34:27,406
‫باید از دولت درخواست کنیم.

955
00:34:28,306 --> 00:34:30,359
‫و شما واقعا الان اون رو در بهترین حالتش نمی‌بینین،

956
00:34:30,360 --> 00:34:31,820
‫چون مستقیم تو نور خورشید نگاه می‌کنین.

957
00:34:31,821 --> 00:34:33,393
‫اما منظره خیلی خوبیه.

958
00:34:33,580 --> 00:34:35,339
‫و برای کمک به ما در این مسئله،

959
00:34:35,340 --> 00:34:38,631
‫چارلی بالاخره موفق شد که...

960
00:34:38,632 --> 00:34:40,918
‫تیمی از انتقام جویان قانونی رو جمع کنه.

961
00:34:41,007 --> 00:34:43,099
‫اگر مدارکی در مورد بازدیدکننده‌ها،

962
00:34:43,100 --> 00:34:45,412
‫استفاده، گردش‌مالی و همه چیز دارید،

963
00:34:45,413 --> 00:34:46,719
‫از عملیات سال گذشته،

964
00:34:46,720 --> 00:34:48,699
‫این بسیار بسیار مهم خواهد بود.

965
00:34:48,799 --> 00:34:51,012
‫نزدیک‌ترین پیاده‌رو در اون جهت کجاست؟

966
00:34:51,020 --> 00:34:53,038
‫- هیچی نیست.
‫- هیچ پیاده‌رویی نیست.

967
00:34:53,039 --> 00:34:56,019
‫پس گیرنده بصری جاده خواهد بود.
‫(مکانی که محل از اون دیده بشه)

968
00:34:56,020 --> 00:34:56,939
‫آره، یه همچین چیزی.

969
00:34:56,940 --> 00:34:59,539
‫و ساختمانی که من قبول می‌کنم،
‫طبق نقشه‌ها ساخته شده دیگه؟

970
00:34:59,540 --> 00:35:01,119
‫- مشکلی در این مورد که نیست؟
‫- آره.

971
00:35:01,920 --> 00:35:04,605
‫هنگامی که تیم حقوقی وضعیت رو ارزیابی کرد،

972
00:35:04,606 --> 00:35:06,906
‫برنامه خودشون رو ارائه کردن،

973
00:35:07,127 --> 00:35:09,039
‫که چشمگیر بود.

974
00:35:09,040 --> 00:35:10,879
‫پس شما به وزارت امور خارجه درخواست تجدید نظر می‌دی.

975
00:35:10,880 --> 00:35:12,999
‫وزیر امور خارجه یک بازرس برنامه‌ریزی رو منصوب می‌کنه.

976
00:35:13,000 --> 00:35:15,360
‫ما می‌ریم سراغ یه تحقیق عمومی،

977
00:35:15,361 --> 00:35:18,493
‫بنابراین بازرس یه تحقیق عمومی رو
‫در یه اتاق مناسب تشکیل می‌ده.

978
00:35:18,494 --> 00:35:19,707
‫و اون شواهد رو می‌شنوه،

979
00:35:19,708 --> 00:35:21,819
‫نظر مدافعان رو می‌شنوه،
‫درخواست‌ها رو می‌شنوه.

980
00:35:21,820 --> 00:35:23,944
‫قراره یه چشم‌اندازه داشته باشیم.

981
00:35:23,945 --> 00:35:26,498
‫قراره یه ساختار حمل و نقل داشته باشیم.

982
00:35:26,586 --> 00:35:28,418
‫قراره برنامه‌ریزی رو داشته باشیم.

983
00:35:28,419 --> 00:35:31,312
‫ممکنه یه ساختار تجاری کشاورزی هم داشته باشیم.

984
00:35:31,559 --> 00:35:33,966
‫خب، چی شد، تا الان چهار تا شاهد؟

985
00:35:33,967 --> 00:35:35,193
‫نورپردازی.

986
00:35:35,194 --> 00:35:36,219
‫اوه، نورپردازی.

987
00:35:36,220 --> 00:35:39,246
‫ممکنه یک گروه نورپردازی فنی درگیرش باشه.

988
00:35:39,247 --> 00:35:41,820
‫پس این شد 4 تا 5 شاهد برای ما.

989
00:35:42,113 --> 00:35:45,039
‫می تونیم انتظار داشته باشیم که مقامات با اونا همسو باشن.

990
00:35:45,040 --> 00:35:47,052
‫سپس ما یه ردیف از اشخاص ثالث داریم،

991
00:35:47,053 --> 00:35:48,965
‫یعنی کسی مثل «آقای دوار»،
‫(دمشن خونیش در قسمت قبل)

992
00:35:48,966 --> 00:35:51,859
‫ممکنه تصمیم بگیره که دوست داره جزء «حزب قانون 6» باشه،
‫ (Rule 6 شخص ثالث به عنوان طرف اصلی شمرده می‌شه
‫و همچون شورا و متقاضی می‌تونه در جلسات رمسی باشه)

993
00:35:51,860 --> 00:35:53,971
‫جایی که اون یه موضع رسمی می‌گیره.

994
00:35:53,972 --> 00:35:56,218
‫اون همون کسیه که نظر شورا رو داشت، نه؟

995
00:35:56,219 --> 00:35:56,905
‫آره.

996
00:35:56,906 --> 00:36:00,032
‫بنابراین به خوبی می‌تونین تصور کنین که ممکنه تصمیم بگیره...

997
00:36:00,033 --> 00:36:03,532
‫به برنامه‌ریزها، تیم چشم‌اندازها و افراد دیگه آموزش بده.
‫(هدایت‌شون کنه به سمت هدف خودش)

998
00:36:03,533 --> 00:36:06,699
‫بنابراین ما به دنبال دو تا سه هفته تحقیق هستیم.

999
00:36:07,620 --> 00:36:12,100
‫همه چیزایی که اون می‌گفت منو به یه سوال سوق می‌داد.

1000
00:36:12,380 --> 00:36:15,500
‫به طور کلی، هزینه‌اش چقدره؟

1001
00:36:15,640 --> 00:36:17,605
‫من یه رقمی رو به مارک دادم.

1002
00:36:17,606 --> 00:36:18,620
‫که چقدره؟

1003
00:36:19,940 --> 00:36:22,085
‫این بر اساس یه تحقیق یک هفته‌ای هست.

1004
00:36:22,086 --> 00:36:24,213
‫یه تحقیق یک هفته‌ای چقدر می‌شه؟

1005
00:36:24,326 --> 00:36:26,046
‫احتمالا حدود...

1006
00:36:26,047 --> 00:36:27,406
‫200 تا...

1007
00:36:27,786 --> 00:36:29,119
‫250 تا.

1008
00:36:29,166 --> 00:36:31,606
‫پس 3 هفته تحقیق می‌شه چقدر؟

1009
00:36:31,800 --> 00:36:34,821
‫یه خلاصه‌ی بزرگ‌تر هم برای شما وجود داره و
‫بعدش شما اضافه پرداخت‌هایی هم خواهی داشت.

1010
00:36:34,822 --> 00:36:36,339
‫قراره که... پس می‌شه...

1011
00:36:36,340 --> 00:36:37,459
‫و یه نفر از ما. پس...

1012
00:36:37,460 --> 00:36:39,399
‫می‌شه 300,000 پوند.

1013
00:36:39,400 --> 00:36:40,807
‫اگه طولانی بشه، آره.

1014
00:36:41,559 --> 00:36:43,179
‫شما در مورد 300,000 تا صحبت می کنین،

1015
00:36:43,180 --> 00:36:45,459
‫مشخصا حق‌الزحمه مشاورها هم هست.

1016
00:36:45,460 --> 00:36:48,286
‫چون هر کدوم قراره مدرکی برای ثبات ارائه کنه،

1017
00:36:48,620 --> 00:36:51,686
‫- اسناد مختلف همراه با...
‫- پس بیشتر می‌شه؟

1018
00:36:51,940 --> 00:36:53,239
‫پس بیشتر از 300,000 پوند؟

1019
00:36:53,240 --> 00:36:55,132
‫300,000 تا قانونی‌شه.

1020
00:36:55,133 --> 00:36:55,620
‫پس می‌شه...

1021
00:36:55,621 --> 00:36:56,920
‫«کیو.سی»
‫ (QC وکلا و قضاتِ ملکه)

1022
00:36:56,921 --> 00:36:57,940
‫ما...

1023
00:36:57,941 --> 00:36:58,980
‫و سپس شاهدان.

1024
00:36:58,980 --> 00:37:00,826
‫همه شاهدان باید باشن...

1025
00:37:00,920 --> 00:37:02,318
‫می‌شه نیم میلیون پوند.

1026
00:37:02,319 --> 00:37:04,405
‫می‌شه نیم میلیون پوند، مگ نه؟

1027
00:37:04,406 --> 00:37:06,105
‫وقتی همه چیز تمام شد.

1028
00:37:06,239 --> 00:37:06,925
‫آره.

1029
00:37:18,020 --> 00:37:18,885
‫باشه...

1030
00:37:18,886 --> 00:37:20,447
‫پس همینه دیگه.

1031
00:37:21,600 --> 00:37:23,900
‫می دونین دیگه، اون سطح از هزینه...

1032
00:37:24,586 --> 00:37:28,906
‫هیچ شانسی اصلا و ابدا برای کسب سود ازش وجود نداره.

1033
00:37:29,700 --> 00:37:30,707
‫مهم نیست که...

1034
00:37:31,080 --> 00:37:33,259
‫برنامه کسب و کار چقدر خوب باشه.

1035
00:37:33,880 --> 00:37:36,165
‫نیم میلون پوند برای تامین مالی...

1036
00:37:36,166 --> 00:37:37,732
‫درخواست تجدید نظر به وزیر امور خارجه،

1037
00:37:37,733 --> 00:37:39,166
‫که ممکنه حتی برنده هم نشیم.

1038
00:37:39,167 --> 00:37:40,086
‫می‌دونین دیگه...

1039
00:37:40,766 --> 00:37:43,425
‫تصور رستوران دیگه از بین رفته.

1040
00:37:43,426 --> 00:37:44,093
‫من فقط...

1041
00:37:44,094 --> 00:37:46,592
‫واقعا نمی‌دونم الان باید چی‌کار کنیم.

1042
00:37:46,945 --> 00:37:50,020
‫در قسمت بعد...

1043
00:37:50,093 --> 00:37:53,526
‫ما باید در یه منطقه‌ی تیره و مبهم...

1044
00:37:53,527 --> 00:37:56,418
‫از نقاط ضعف و دلایل حیله‌گرانه، زندگی کنیم.

1045
00:37:56,419 --> 00:37:58,119
‫شما می‌تونین اون رو بلافاصله به یه چیزی تبدیل کنین.

1046
00:37:58,120 --> 00:37:59,192
‫صبر کن ببینم..

1047
00:38:00,585 --> 00:38:02,405
‫ما مجاز به انجامش هستیم!

1048
00:38:02,406 --> 00:38:04,446
‫چرا زودتر کسی متوجه این موضوع نشد؟

1049
00:38:04,447 --> 00:38:05,506
‫نمی‌دونم!

1050
00:38:08,033 --> 00:38:09,900
‫این... این خیلی هوشمندانه‌اس.

1051
00:38:09,901 --> 00:38:19,901
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
