WEBVTT

00:01.596 --> 00:08.596
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:08.620 --> 00:11.247
‫«مزرعه کلارکسون»

00:11.248 --> 00:13.488
‫«قسمت 12»

00:13.489 --> 00:14.975
‫«قسمت 12»
‫«گورکن‌ها»

00:18.496 --> 00:20.250
ترجمه
AfshinSubs

00:20.724 --> 00:24.948
‫
‫[موسیقی: The Air That I Breathe
‫از The Hollies]

00:27.240 --> 00:30.806
‫بدون شک، گاوها عضوهای جدیدِ دلپذیری برای،

00:30.807 --> 00:33.100
‫مزرعه «دیدلی اسکوات» بودند.

00:38.200 --> 00:39.708
‫آفرین گاو خوب.

00:43.167 --> 00:46.595
‫واقعا خیلی خوبن، مگه نه؟
‫یعنی... نگاه‌شون کن!

00:48.600 --> 00:50.878
‫اونا به اینجا اومدن تا خاک رو تقویت کنن.

00:50.879 --> 00:53.200
‫و کارشون هم خوب بود.

00:53.893 --> 00:55.566
‫سلام فلفلی!

00:55.567 --> 00:57.000
‫امروز صبح چطوری؟

01:00.499 --> 01:04.085
‫اما برای این‌که این پروژه زیست محیطی سهم خودش رو بپردازه،

01:04.086 --> 01:07.705
‫باید برای رستوران جدید من گوشت تولید کنن.

01:08.393 --> 01:10.053
‫یالا دینی، برو داخل.

01:10.133 --> 01:11.799
‫به همین دلیله که یک ماه پیش...

01:11.800 --> 01:17.606
‫500 پوند برای لقاح مصنوعی دینی و فلفل هزینه کرده بودیم.

01:17.919 --> 01:19.879
‫دو تا تلیسه‌ها قطعا حامله شدن.

01:22.000 --> 01:23.359
‫یالا بچه‌ها.

01:24.686 --> 01:27.505
‫و امروز، دیلوینِ دامپزشک متوجه خواهد شد که...

01:27.506 --> 01:29.914
‫عملیات موثر بوده یا نه.

01:30.333 --> 01:32.459
‫خب اساسا می‌خوام یه اسکن انجام بدم.

01:32.460 --> 01:34.859
‫یه «پرتو فراصوت» از اونجا بیرون می‌آد،
‫ (ultrasound امواج صوتی که خارج از محدوده شنوایی انسان هستند
‫و در سونوگرافی، فیزیوتراپی و ایجاد تغییرات در گیاهان کاربرد دارند)

01:34.860 --> 01:37.086
‫و بعد از طریق این چیزی که من می‌بینم رو می‌تونی ببینی.

01:37.087 --> 01:40.007
‫- اوه، عینک محافظ به چشم زدی.
‫- آره.

01:43.400 --> 01:45.208
‫خب... خیلی‌خب.

01:45.361 --> 01:46.140
‫این رحمه.

01:46.140 --> 01:50.460
‫خب اساسا ما رحم رو برش می‌دیم
‫و به سطح بریده شده نگاه می‌کنیم.

01:50.461 --> 01:52.219
‫می‌دونی وقتی یه زن بارداره و این کارو انجام می‌دن،

01:52.220 --> 01:53.579
‫من که هیچوقت نتونستم بچه‌ای توش ببینم.

01:53.580 --> 01:56.985
‫وقتی که عکس‌های سونوگرافی رو نشون می‌دن،
‫من که اصلا نمی‌تونم بچه‌ای توش ببینم.

01:56.986 --> 01:59.613
‫- شکلش شبیه به باقلا هست.
‫- باقلا؟

02:03.953 --> 02:06.508
‫من که نمی‌تونم گوساله‌ای این تو ببینم.

02:06.652 --> 02:08.412
‫ای خدا.

02:08.619 --> 02:11.919
‫خب تا جایی که من می‌دونم باردار نیست.

02:12.320 --> 02:14.005
‫بیا فلفلی، عشقم.

02:14.606 --> 02:15.805
‫اومدش!

02:16.260 --> 02:17.540
‫خب، گرفتمت!

02:17.713 --> 02:20.912
‫فکر کنم قراره چاق بشه. (بخاطر بارداری)
‫(duff معنای واقعیِ داف: چاق، زشت، زننده، فاحشه، فاسد!
‫نه زیبا، جذاب، جیگر، سکسی، هات و...)

02:21.526 --> 02:23.426
‫پس باید دنبال یه چیزی شبیه به باقلا باشیم.

02:23.427 --> 02:26.887
‫یه باقلای سفید درونِ مایعی سیاه رنگ.

02:35.466 --> 02:36.895
‫یالا دیگه فلفل.

02:38.520 --> 02:40.165
‫نه باردار نیست.

02:42.353 --> 02:44.686
‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

02:45.440 --> 02:47.413
‫- یه خرده ناراحت‌کننده‌اس، نه؟
‫- آره.

02:47.479 --> 02:48.485
‫خب...

02:48.660 --> 02:51.713
‫شما باید تصمیم بگیرین که اینا رو کجا بفرستین یا چی‌کارشون کنین.

02:52.693 --> 02:55.072
‫خب باید یه جوری حامله‌شون کنیم دیگه.

02:55.280 --> 02:57.859
‫یعنی باید یه بار دیگه اونا رو ببریم برای لقاح مصنوعی؟

02:57.860 --> 03:00.779
‫خب، اگه یه لقاح مصنوعی دیگه انجام بدیم.

03:00.780 --> 03:02.280
‫و جواب نده...

03:02.281 --> 03:03.865
‫و یه شکاف تو کارمون به وجود می‌آد...

03:03.866 --> 03:06.259
‫وقتی که خانوم‌ها و آقایون به رستوارن می‌آن...

03:06.260 --> 03:08.598
‫و باید سالاد بذاریم جلوشون تا بخورن.

03:08.599 --> 03:10.686
‫هیچکی اون کوفتی رو نمی‌خوره.

03:11.400 --> 03:13.006
‫می‌تونی یه گاو نر بگیری.

03:13.040 --> 03:15.119
‫زمان‌بندی کردن با یه گاو نر بهتره.

03:15.239 --> 03:19.392
‫مقدار مایع منی که گاو نر خارج می‌کنه خیلی بیشتره.

03:19.519 --> 03:21.352
‫و همچنین تر و تازه‌تر هم هست.

03:21.353 --> 03:22.984
‫مگه مجاز به نگهداری یه گاو نر هستیم؟

03:22.985 --> 03:24.459
‫- آره.
‫- آره می‌تونی.

03:24.460 --> 03:26.545
‫اما باید توی مسیر پیاده‌رو یه تابلو بزنی.

03:26.546 --> 03:29.005
‫- آره، مشکلی نداره.
‫- یه تابلو اینجوری: «هشدارِ وجود گاو وحشی».

03:29.191 --> 03:31.732
‫«گزینه هسته‌ای»ش، که چندان محبوب هم نیست،
‫ (The nuclear option: در سنای آمریکا، یک رویه پارلمانی هست
‫که به سنا اجازه می‌ده تا با تعداد کم، یک قانون ثابت رو لغو کنند)

03:31.733 --> 03:33.804
‫اینه که تلیسه‌ها رو بخورین.

03:34.526 --> 03:36.139
‫- بخوریم‌شون؟
‫- تلیسه‌ها رو ذبح می‌کنی.

03:36.140 --> 03:38.699
‫- ما واسه‌شون اسم گذاشتیم!
‫- خب اینم یه ایده‌اس.

03:38.700 --> 03:41.805
‫من که فلفل رو نمی‌خورم!
‫و همین، تموم بحثم نکنید.

03:41.806 --> 03:45.192
‫این دو تا تلیسه بودن که به هدف پرورش گوساله خریده شدن.

03:45.426 --> 03:47.112
‫به کشاورزی خوش اومدی.

03:48.833 --> 03:49.979
‫باید فشارش بدی پایین.

03:49.980 --> 03:52.600
‫با این فکر وحشتناکی که توی مغزم افتاده بود،

03:52.601 --> 03:56.739
‫تلیسه‌ها رو برای یه دور دیگه لقاح مصنوعیِ گرون قیمت آماده کردم،

03:56.740 --> 04:00.859
‫اگر چه چارلیِ شاد گفته بود در این منطقه که ما زندگی می کنیم،

04:00.860 --> 04:04.386
‫احتمالش بالاست که گاوها خیلی عمر نکنن.

04:05.793 --> 04:08.119
‫اوایل هفته، نقشه‌اش رو همراه با خودش آورده بود،

04:08.120 --> 04:12.544
‫که محدوده گسترش هشداردهنده‌ی سلِ کشنده‌ی گاو رو...

04:12.545 --> 04:14.479
‫در این منطقه ترسیم می‌کرد.

04:14.480 --> 04:17.626
‫- مثلِ یه منطقه‌ی خطر توی این نقطه از دنیاست.
‫- خدایا!

04:17.959 --> 04:19.659
‫این یکی نزدیکه «بلدینگتون»ـه.
‫ (Bledington روستایی در ناحیه کاتس‌ولدز، انگلستان)

04:19.660 --> 04:21.792
‫- شهر نورتون رو ببین از منطقه چیپینگ نورتون...
‫- اوه آره.

04:21.793 --> 04:25.486
‫- من که میگم این نزدیک‌تره.
‫- یه مایل با اینجا فاصله داره.

04:27.560 --> 04:29.438
‫پس، چون دیلوین همین‌جا بود،

04:29.439 --> 04:32.906
‫باهاش یه جلسه گرفتم تا به طور کامل در جریان قرار کار بگیرم.

04:33.367 --> 04:36.559
‫گاوها می‌تونن از دیگر گاوها هم سِل بگیرن،

04:36.560 --> 04:38.358
‫یا می‌تونن از حیات‌وحش بگیرن.

04:38.359 --> 04:41.052
‫- که می‌شه آهو و گورکن.
‫- آره.

04:41.053 --> 04:43.472
‫می‌دونی، گاوها خیلی کنجکاون.

04:43.473 --> 04:47.179
‫پس وقتی ببینن یه گورکن داره روی زمین راه می‌ره،

04:47.180 --> 04:48.945
‫می‌رن بالا سرش و اونو بو می‌کنن.

04:48.946 --> 04:50.493
‫اما نمی‌تونن چنین کاری رو با یه آهو بکنن،

04:50.494 --> 04:52.526
‫چون که آهو پا می‌ذاره به فرار.

04:52.527 --> 04:55.119
‫در حالی که یه گورکن با یه گاو ارتباط برقرار می‌کنه.

04:55.120 --> 04:57.765
‫و چیزی که در مورد آهوها و روباه‌ها هست،

04:57.766 --> 05:01.499
‫اینه که در واقع تو می‌تونی به روباه‌ها شلیک کنی
‫و اون‌ها رو از زمین‌هات دور نگه‌داری.

05:01.633 --> 05:04.599
‫اما نمی‌تونی به گورکن‌ها شلیک کنی و از زمین‌هات دورشون کنی.

05:04.860 --> 05:08.220
‫گورکن‌ها از اواسط دهه 1980
‫به عنوان یه گونه حفاظت شده ثبت شدن.

05:08.221 --> 05:09.879
‫برای جلوگیری از «مسابقات گورکن‌ها».
‫(مسابقاتی همچون دعوای خروس‌جنگی‌ها، که در
‫اون سگ، مار و... رو به جون گورکن‌ها می‌انداختن)

05:09.880 --> 05:12.587
‫اما مسابقات گورکن‌ها دیگه مشکل‌ساز نیست.

05:12.588 --> 05:15.261
‫خب فکر می‌کنم که دولت باید...

05:15.262 --> 05:18.399
‫اون‌چه رو که محافظت می‌کنه و
‫اون‌چه رو که محافظ نمی‌شه رو تنظیم کنه،

05:18.400 --> 05:22.000
‫چون‌که در حال حاضر بعضی از حیوانات بیش از حد محافظت شده‌اند.

05:22.386 --> 05:24.552
‫و اگه یکی از گاوهای من سل بگیره،

05:24.553 --> 05:26.352
‫باید کشته بشه؟

05:26.353 --> 05:28.113
‫آره، باید.

05:31.793 --> 05:33.406
‫نمی‌دونم چه خاکی تو سرم بریزم.

05:33.553 --> 05:36.272
‫انگار که «برایان مِی» رو داریم که هی می‌چرخه این‌ور اون‌ور
‫و میگه: «آخی، گورکن‌ها دوست داشتنی‌ان»
‫ (Brian May آهنگ‌ساز، خواننده و گیتاریست انگلیسی که 10 سال پیش
‫در اتحادیه آکسفورد در مورد «نجات گورکن‌ها» سخنرانی کرده بود)

05:36.273 --> 05:37.553
‫و «کانتری‌فایل» هر هفته بهت میگه:
‫ (Countryfile برنامه‌ی تلویزیونی بریتانیایی در مورد
‫مسائل روستایی، کشاورزی و زیست محیطی)

05:37.554 --> 05:39.425
‫«گورکن‌ها چقدر شیرینن، نرم و پشمالو هستن،

05:39.426 --> 05:40.899
‫به اون سیبیل‌های کوچولوشون نگاه کن آخه»

05:40.900 --> 05:44.219
‫بنابراین من نمی‌تونم بکشم‌شون چون که
‫همه فکر می‌کنند که اونا دوست داشتنی‌ان.

05:44.220 --> 05:45.785
‫واقعا نمی‌دونم چی‌کار باید بکنم.

05:45.786 --> 05:48.659
‫الان که زیاد کسی دور و برتون نیست که.
‫شاید ارزشش رو داشته باشه که...
‫(بی سر و صدا بکشین‌شون)

05:48.660 --> 05:50.698
‫می‌دونم، اما صداش در می‌آد
‫بخاطر این همه آدم‌هایی که اینجان.

05:50.699 --> 05:53.679
‫و چون این همه آدم دوروبرم هستن، نمی‌تونم...
‫(اشاره به تیم فیلمبرداری)

05:54.006 --> 05:55.519
‫بی سر و صدا قانون‌شکنی کنم.

05:55.520 --> 05:56.913
‫آره، اما...

05:56.914 --> 06:02.020
‫چرا همه‌تون یه سر به «برنامه‌ی تعطیلات»
‫یا همچین چیزی نمی‌رین واسه یه هفته؟
‫(برنامه‌ای بریتانیایی که از 1969 تا 2007
‫به بررسی مسافرت‌ها می‌پرداخت)

06:02.806 --> 06:04.813
‫و بعد یه هفته برگردین...

06:04.973 --> 06:08.553
‫- می‌تونستیم مشکل گورکن‌هامون رو حل کنیم.
‫- آره، حل می‌کردیم، آره.

06:13.400 --> 06:15.232
‫به دنبال گفت‌و‌گوم با دیلوین،

06:15.233 --> 06:19.558
‫تصمیم گرفتم که بفهمم چند تا
‫گورکن توی مزرعه‌ام زندگی می‌کنن.

06:19.559 --> 06:20.805
‫حالت چطوره، تام؟

06:21.085 --> 06:24.059
‫که به معنای فراخوندن تامِ دوستدار محیط زیست بود....

06:24.060 --> 06:26.006
‫- خوبی؟
‫- آره، آره.

06:26.393 --> 06:28.218
‫...کسی که در فصل قبل،

06:28.219 --> 06:33.146
‫در مورد «موش‌های آبی» شرتمو کشید رو سرم.
‫(منو نشوند سرِ جام)
‫(موش آبی اروپایی نام یک گونه از همسترهای آب‌دوست)

06:33.147 --> 06:36.459
‫چی می‌شه اگه کل این ناحیه رو از جا بکنیم و در بیاریم؟

06:36.460 --> 06:38.659
‫موش‌های آبی که متوجه نمی‌شن.

06:38.660 --> 06:39.912
‫و بعد می‌ریم می‌ذاریم‌شون اون‌ور تر.

06:39.913 --> 06:41.853
‫- نه جرمی، نه.
‫- چرا آخه؟

06:44.400 --> 06:48.106
‫تام، اندی که متخصص کورگن‌ها بود رو هم با خودش آورده بود.

06:48.200 --> 06:50.639
‫این جایی هست که اونا عمدتا واردش می‌شن، به این سمتی.

06:50.640 --> 06:54.025
‫و همه ما به دنبال شواهدی از زندگی گورکن‌ها بودیم که...

06:54.026 --> 06:57.612
‫به طرز نگران‌کننده‌ای... طولی نکشید.

06:57.880 --> 06:59.905
‫چند تا سوراخِ خیلی فعال اینجا دارین.
‫(رفت و آمد توش زیاده)

06:59.906 --> 07:01.946
‫می‌بینی چند تُن خاک فقط کندن ریختن بیرون؟

07:01.947 --> 07:03.299
‫- این یکی اینجا رو ببین.
‫- اوه یا خدا!

07:03.300 --> 07:05.045
‫آره، اینجا فعالیت خیلی زیاد دارن.

07:05.046 --> 07:07.405
‫اینجا یه دونه ورودیِ بزرگ و قدیمی داریم.

07:07.593 --> 07:09.519
‫- ردپای بیشتری اینجاست.
‫- آره.

07:09.612 --> 07:11.912
‫- اون یکی رو انگار آدمیزاد کنده.
‫- آره.

07:11.913 --> 07:14.392
‫یه جورایی شبیه به «فاضلاب ویکتوریایی» هست.
‫(سیستم فاضلاب تاریخی در لندن که در سال 1858 ساخته شد)

07:14.393 --> 07:17.679
‫اون یکی دیگه خیلی گنده‌اس، دقیقا از اینجا رد می‌شه.

07:17.680 --> 07:19.680
‫یا خود خدا!

07:19.880 --> 07:22.913
‫اندازه تونل‌هایی که یه گورکن زیر زمین می‌کنه چقدره؟

07:23.260 --> 07:24.652
‫نظرت در مورد این یکی چیه، اندی؟

07:24.653 --> 07:27.598
‫خب، بعضی‌هاشون تا عمق 40 متری هم می‌رن...

07:27.599 --> 07:28.313
‫زیر زمین.

07:28.314 --> 07:31.514
‫اما معمولا پنج، ده یا پونزده متر می‌رن پایین.

07:31.613 --> 07:33.218
‫حفره‌های متعددی در اطرافش داره.

07:33.226 --> 07:35.319
‫- 5 یا 10 متر؟
‫- بله، متر.

07:35.320 --> 07:37.339
‫حالا اون چهل فوتیش رو...
‫نه چهل متریش رو تصور کن.
‫(1 فوت = 30 سانتی‌متر)

07:37.340 --> 07:39.413
‫منظورم اینه که خیلی گنده‌ان.

07:40.393 --> 07:44.492
‫پرچم‌های قرمز رنگ نشانه‌گذاریِ تام
‫دائما مشکل‌مون رو نشون‌مون می‌دادن.

07:44.493 --> 07:46.400
‫و سریعا به من هشدار داد که...

07:46.401 --> 07:50.706
‫به اون چیزی که فکر می‌کنه من فکر می‌کنم، فکر نکنم.
‫(فکر: کشتن گورکن‌ها)

07:50.953 --> 07:52.311
‫متاسفانه، جرمی...

07:52.312 --> 07:55.744
‫شما با یکی از قانونی‌ترین پستانداران کشور روبه‌رو هستین.

07:55.752 --> 07:57.059
‫- نمی‌شه بهشون شلیک کرد؟
‫- نه.

07:57.060 --> 07:58.231
‫- یا با گاز کشت‌شون؟
‫- نه.

07:58.232 --> 08:00.385
‫- یا این‌که سوراخ‌هاشون رو پر کنیم
‫- نه.

08:00.485 --> 08:02.320
‫همیشه که میگی: «نه».

08:02.947 --> 08:03.725
‫اما...

08:04.520 --> 08:05.987
‫بذار اینطوری بگم.

08:06.600 --> 08:08.293
‫من یه دوستی دارم...

08:09.120 --> 08:10.920
‫که همین نزدیکی‌ها زندگی می کنه.

08:11.240 --> 08:13.900
‫و با مشکل گورکن‌هاش دست و پنجه نرم می‌کنه...

08:15.120 --> 08:16.400
‫توی شب‌ها.

08:18.746 --> 08:21.815
‫اگر در حال تیراندازی به گورکن‌ها دستگیر بشه،

08:21.816 --> 08:23.091
‫چه اتفاقی براش می‌افته؟

08:23.092 --> 08:25.412
‫اگه گیر بیوفته، اساسا...

08:26.053 --> 08:27.453
‫آسیب به تونل‌ها،

08:27.620 --> 08:30.239
‫آسیب به گورکن‌ها، کشتن گورکن‌ها،

08:30.240 --> 08:31.985
‫اگه شواهدی برای اونا وجود داشته باشه که،

08:31.986 --> 08:33.419
‫می‌شه ثابت کرد که این کار رو انجام دادین...

08:33.420 --> 08:34.752
‫نه نه، دوستم این کارو کرده.

08:34.753 --> 08:36.299
‫باشه، خب اگه دوستت انجام داده باشه،

08:36.300 --> 08:39.900
‫مستعد اینه که 12 ماه بره زندان.

08:40.279 --> 08:44.079
‫- خیلی‌خب، بهش میگم.
‫- 40,000 پوند جریمه برای هر گورکن.
‫(تقریبا 2 میلیارد و 400 میلیون تومن!)

08:44.080 --> 08:46.513
‫- بابت هر گورکن؟
‫- و بابت هر تونل.

08:47.960 --> 08:50.465
‫- پس...
‫- پس ممکنه تو بد دردسری بیوفته.

08:50.466 --> 08:51.812
‫ممکنه تو مشکل جدی افتاده باشه.

08:51.813 --> 08:53.412
‫مزاحم تونل‌ها نشین.

08:53.833 --> 08:54.626
‫نه.

08:57.699 --> 09:02.098
‫البته، مثل همیشه احتمال کمی وجود داشت که تونل‌ها خالی باشن.

09:02.099 --> 09:06.312
‫پس برای فهمیدن این موضوع،
‫کاسپرِ فیلمبردار چند تا «کِلیمور» کار گذاشت...
‫ (Claymore مین ضد نفرِ جهت‌دار که برای
‫ارتش آمریکا در سال 1960 ساخته شد)

09:06.313 --> 09:08.806
‫منظورم چیزه... چند تا دوربینِ نظارتی.

09:12.220 --> 09:15.206
‫و نتایج وحشتناک بود.

09:33.760 --> 09:40.300
‫از اونجایی که گله‌ی بیچاره‌ی من با گاوهای
‫تویِ «نبرد رورک دریفت» برابری می‌کرد...
‫(نبردی میان ارتش بریتانیا و پادشاهی زولو در آفریقای جنوبی در سال
‫1879 در منطقه‌ای به نام رورک دریفت که بریتانیا در آن پیروز شد)

09:41.747 --> 09:44.352
‫مجبور شدم که پول بیشتری رو برای...

09:44.353 --> 09:47.306
‫نصب برخی اقدامات حفاظتی از گورکن‌ها، خرج کنم.

09:47.520 --> 09:49.633
‫روی اون تیکه زمین ناهموارِ اونجا.

09:50.660 --> 09:53.366
‫ارتفاع آبشخورها رو بالاتر بردیم.

09:53.979 --> 09:55.760
‫اینو داشته باشه، گورکن!

09:55.840 --> 09:56.780
‫عالیه.

09:57.679 --> 10:01.092
‫حصارهای نزدیک محل سکونت‌شون رو الکتریکی کردیم.

10:01.240 --> 10:04.912
‫و چند تا ظرف غذای جدید نصب کردیم.

10:05.219 --> 10:06.206
‫همینه.

10:06.466 --> 10:09.219
‫غلتک‌های کناری هم واسش گرفتیم...

10:09.220 --> 10:11.805
‫پس وقتی که کورگن می‌آد و پنجه‌هاش رو روی اون می‌ذاره،

10:11.806 --> 10:13.426
‫اینطوری می‌چرخه و می‌افته.

10:13.427 --> 10:15.214
‫دستش به غذای گاوها نمی‌رسه،

10:15.215 --> 10:17.894
‫پس نمی‌تونه میکروب‌هاش رو پخش کنه.

10:18.366 --> 10:19.480
‫محشره.

10:22.360 --> 10:26.105
‫و کارهای گرون قیمت گاوها هنوز تموم نشده بود...

10:26.106 --> 10:28.179
‫چون با نزدیک شدن به زمستان،

10:28.180 --> 10:31.087
‫حالا مجبور شدیم که براشون طویله بسازیم.

10:31.526 --> 10:33.258
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟
‫- آره

10:33.259 --> 10:36.619
‫چرا گاوها تو زمستون باید توی طویله باشن؟

10:36.620 --> 10:38.059
‫چرا ما باید همه اینا رو بسازیم؟

10:38.060 --> 10:40.965
‫به طور معمول، زمین نمی‌تونه وزن‌شون رو تحمل کنه.

10:40.966 --> 10:43.432
‫پس می‌دونی دیگه، خب تقریبا حدود یه تن وزن دارن دیگه.

10:43.433 --> 10:43.885
‫- آره.
‫- آره.

10:43.886 --> 10:46.192
‫و بعضی از گاوها به وضوح وزن‌شون کمی از اینم بیشتره.

10:46.332 --> 10:47.392
‫اما گاوهای ما حدود یه تن وزن دارن.

10:47.393 --> 10:50.219
‫پس توی ماه‌های زمستون،
‫وقتی که زمین خیلی مرطوب می‌شه،
‫(خیلی بارون می‌آد)

10:50.220 --> 10:52.812
‫زمین خمیری و نرم می‌شه و گاوها نمی‌تونن روش وایسن.

10:52.813 --> 10:54.279
‫فرو می‌رن توی زمین؟

10:54.366 --> 10:56.579
‫پس باید بذاریم‌شون توی سوله؟

10:56.580 --> 10:57.499
‫آره.

10:58.339 --> 11:00.019
‫تیم سازنده‌ی سوله گفت که،

11:00.020 --> 11:02.419
‫اگه می‌خوام خودم رو بدرد بخور جلوه بدم،

11:02.420 --> 11:04.918
‫می‌تونم «زیرخاک»ی رو که در حال کندنش هستند رو،
‫(خاکی که زیر خاک زراعی قرار می‌گیره)

11:04.919 --> 11:07.219
‫برای تراز کردن زمین محل بردارم.

11:07.480 --> 11:09.779
‫همیشه فکر می‌کردم اگه قراره که یه دونه از اینا بپوشی،

11:09.780 --> 11:12.685
‫بهتره که دو تا ازش رو بپوشی تا ایمن‌تر باشی، چون که...

11:12.686 --> 11:14.912
‫احمقانه‌اس که فقط یه دونه ازش بپوشی.

11:14.980 --> 11:16.618
‫بفرما، الان کاملا ایمنم.

11:16.619 --> 11:18.645
‫برات یه دونه دو ایکس لارجشم از این می‌آرم.

11:19.000 --> 11:20.079
‫ببند گاله رو.

11:26.386 --> 11:28.031
‫وقتی که خاک بار زده شد،

11:28.032 --> 11:32.919
‫اون رو به یه معدن کوچیک متروکه در انتهای بالای مزرعه بردم.

11:36.606 --> 11:39.106
‫بزن بریم، با سرعت هجوم می‌بریم.

11:41.078 --> 11:43.498
‫بیاید ببینیم می‌تونم اینو بریزم توی سوراخ یا نه.

11:43.953 --> 11:45.005
‫خالیش می‌کنیم.

11:45.920 --> 11:46.885
‫آره.

11:47.240 --> 11:48.799
‫- سلام!
‫- سلام.

11:48.800 --> 11:50.699
‫- چطوری؟
‫- خوبم ممنون، تو چی؟

11:50.700 --> 11:51.506
‫خوبم.

11:51.686 --> 11:54.252
‫پس اینا ضایعاتِ سوله گاوهاست؟

11:54.253 --> 11:55.706
‫- آره طویله گاوها.
‫- آره.

11:55.960 --> 11:58.920
‫تا وقتی که مجوز معافیتِ ضایعات رو داشته باشی، مشکلی نداره.

11:59.173 --> 11:59.953
‫چی؟

12:00.020 --> 12:02.386
‫- یعنی فرم‌شو پر نکردی؟
‫- نه.

12:02.686 --> 12:05.038
‫- چارلی، این معدنِ مال خودمه.
‫- می‌دونم.

12:05.046 --> 12:07.338
‫- پس جابه‌جا کردم...
‫- اما چطوری...
‫[نامفهوم]

12:07.339 --> 12:08.466
‫اگه یه باغ داشته باشی...

12:08.467 --> 12:11.473
‫باید اعلام کنی که خاکی رو که می‌ریزی اونجا،

12:11.474 --> 12:13.259
‫عاری از هر آلودگی هست.

12:13.260 --> 12:16.120
‫پس باید مجور معافیتِ ضایعات رو تکمیل کنی.

12:16.646 --> 12:19.052
‫- پس یه «پلیسِ خاک» هم داریم؟
‫- آره داریم.

12:19.053 --> 12:21.232
‫همه مدل پلیسی داریم.
‫بگذریم...

12:21.233 --> 12:23.300
‫- چند تا خبر خوب برات دارم.
‫- چی؟

12:24.066 --> 12:26.413
‫مسیری که کیلب توی زمین شلغم ساخته رو دیدی؟

12:27.293 --> 12:30.973
‫اون «مسیر» شواهدی غیرقابل انکار بود که نشون می‌داد،

12:30.974 --> 12:34.619
‫شخصِ خودخوانده‌ی «بهترین کشاورز دیدلی اسکوات»،
‫(حرفی که کیلی فصل پیش زد)

12:34.620 --> 12:36.507
‫بدجوری ریده.

12:36.660 --> 12:39.419
‫اون تیکه‌ی قهوه‌ای رنگ، کار کیلبه که بذرکاریش نکرده.

12:39.420 --> 12:40.706
‫این تیکه‌شو جا انداخته.

12:42.066 --> 12:43.487
‫خنده‌داره.

12:44.280 --> 12:46.560
‫بلافاصله کارهام رو ول کردم،

12:46.561 --> 12:49.713
‫تا بتونم کیلب رو به یه کم سواری ببرم.

12:51.120 --> 12:52.886
‫یه سوال ازت دارم...

12:53.507 --> 12:55.245
‫این زمین شلغمه،

12:55.853 --> 12:56.820
‫وقتی توی تراکتورم بودم...

12:56.821 --> 12:59.219
‫اوه، از همین‌جام می‌تونی ببینیش
‫حتی وقتی که توی رنج روور هستی.

12:59.220 --> 13:00.506
‫آره، می‌تونم ببینمش.

13:05.332 --> 13:08.333
‫می‌دونم که می‌خوای چی بگی:
‫«یه تیکه‌شو جا انداختی».
‫(جمله معروف کیلب در فصل قبل وقتی جرمی گند می‌زد)

13:09.079 --> 13:10.579
‫- جا ننداختم.
‫- واقعا ببخشیدا، کیلب.

13:10.580 --> 13:14.139
‫- این یه ذره نیست، این یه...
‫- اما من این تیکه رو جا ننداختم.

13:14.140 --> 13:15.020
‫خب...

13:15.021 --> 13:16.919
‫نه، خدایی جا ننداختم اینو.

13:16.920 --> 13:18.980
‫ببین، اگه این شیش متر باشه،

13:18.981 --> 13:20.679
‫که عرضِ دقیق بذرپاش هم همینقدره.

13:20.680 --> 13:22.405
‫1... 2...

13:22.406 --> 13:25.899
‫3... 4... 5... 6...

13:26.260 --> 13:28.219
‫آره اما جا ننداختم اینو من.

13:28.220 --> 13:31.340
‫- عرضِ دقیقِ...
‫- اگه اشتباهی کرده باشم قبولش می‌کنم.

13:31.341 --> 13:33.579
‫اما ببین شلغم توش رشد کرده. ببین.

13:33.580 --> 13:35.505
‫اون شلغمه که اونجا رشد کرده رو ببین.
‫اونجام هست.

13:35.506 --> 13:37.532
‫- نه، نه، کیلب.
‫- اونجام هست.

13:37.920 --> 13:39.300
‫بذرپاشی شده.

13:39.500 --> 13:40.372
‫بذرپاشی شده.

13:40.373 --> 13:42.391
‫- بذرپاشی نشده.
‫- بذرپاشی شده.

13:42.392 --> 13:44.093
‫بذرپاشیش نکردی.

13:44.306 --> 13:47.512
‫منظورم اینه که، خیلی خوبه که
‫بگیم شلغم تو اینم رشد کرده.

13:47.939 --> 13:49.306
‫یکی اینجاست...

13:49.806 --> 13:50.565
‫2 تا.

13:51.572 --> 13:53.100
‫3... 4... 5...

13:53.199 --> 13:55.126
‫این که قاصدکه.

13:55.553 --> 13:56.892
‫این دیگه تقصیر من نیست.

13:57.206 --> 13:58.665
‫من هیچ تقصیری گردن نمی‌گیرم.

13:58.666 --> 13:59.540
‫چی میگی؟

14:00.353 --> 14:02.619
‫پس کار کی بوده؟ «نیکولاس ویچل»؟
‫ (Nicholas Witchell خبرنگار و روزنامه‌نگار بریتانیایی، معروف به
‫خبرنگار سلطنتی کسی که کلا خبرهای پادشاهی بریتانیا رو پوشش می‌ده)

14:02.620 --> 14:05.306
‫«جودی دنچ»؟ کار کی بوده؟
‫ (Judi Dench برنده اسکار و جز بهترین بازیگران زن در بریتانیا)

14:07.080 --> 14:10.152
‫با توجه به این‌که کیلب گهگاهی آدم بی‌عرضه‌ای بود،

14:10.159 --> 14:12.559
‫و منم که یه بدردنخوره به تمام معنا بودم،

14:12.560 --> 14:14.379
‫عجیب بود که برای دریافت مدال،

14:14.380 --> 14:17.107
‫به مراسم «جوایز کشاورزی بریتانیا» در «بیرمنگام»...
‫ (Birmingham کلانشهری در مرکز بریتانیا و زادگاهِ ریچارد هموند)

14:17.108 --> 14:19.093
‫دعوت شده بودیم.

14:19.880 --> 14:24.506
‫طبیعتا، کیلب گفت که برای این مراسم به یه مدل موی جدید نیاز داره.

14:25.626 --> 14:28.165
‫یعنی این‌که دیر به راه می‌افتیم.

14:28.459 --> 14:30.599
‫اما خوشبختانه شغل دیگر من بدین معنا بود که،

14:30.607 --> 14:33.406
‫ماشین مناسبی اون هفته زیر پام بود،

14:33.600 --> 14:36.120
‫تا ما رو سر وقت به اونجا برسونه.
‫(هشدار! صدای بلند و گوش خراش)

14:44.400 --> 14:46.155
‫لعنت بهش!

14:52.073 --> 14:53.225
‫یکی از اینا می‌خوام.

14:53.439 --> 14:54.939
‫- یکی از اینا می‌خوای؟
‫- آره.

14:55.060 --> 14:56.059
‫لامبوها بهترینن.
‫(لامبورگینی)

14:56.060 --> 14:59.425
‫اگر می‌خوای یه ماشین واقعا احمقانه داشته باشی،

14:59.426 --> 15:01.179
‫باید یه لامبورگینی بگیری،

15:01.180 --> 15:04.120
‫چون اونا احمقانه‌ترین ماشین‌ها هستن.

15:04.860 --> 15:06.287
‫باید عاشقش باشی.

15:06.660 --> 15:08.739
‫خب بگو بهم، در مورد موهات باهام حرف بزن.

15:08.740 --> 15:11.540
‫اسم این مدل رو چی می‌ذاری؟

15:12.446 --> 15:14.419
‫چی به آرایشگر گفتی؟

15:14.420 --> 15:16.619
‫گفتم: «می‌تونم یه خط تراموا بندازی برام؟»
‫و اونم دقیقا منظورمو گرفت.
‫ (tramline هم نام واگن برقی شهری هست و هم نام مدل مو)

15:16.620 --> 15:19.420
‫خیلی‌خب، خط تراموا.
‫اما اون تیکه بالا سرت چی...

15:19.580 --> 15:21.300
‫- هنوزم فره دیگه.
‫- نه.
‫(فرِ مصنوعیِ شیش ماهه نه مادرزاد)

15:21.301 --> 15:21.779
‫هست.

15:21.780 --> 15:23.544
‫این کاملا با اون فرِ قبلیت فرق می‌کنه.

15:23.545 --> 15:25.266
‫یه خرده موج تو فرهام هست.

15:25.267 --> 15:30.718
‫به نظر من تو و جرالد باید یه برنامه‌ی
‫کارآگاهی جدید بریتانیایی راه بندازین،

15:30.719 --> 15:33.619
‫اسمش هم بذارین: «فر و پشت مو».
‫(پشت مو: مدل مویی در دهه 1980 که پشت موها
‫بلندتر از بقیه جاها هست، مدل مویِ جرالد)

15:33.620 --> 15:35.505
‫انگار که یه زوجِ کارآگاه هستن که...

15:35.506 --> 15:39.199
‫توی روستاها می‌چرخن تا جنایات روستایی رو حل کنن.

15:40.466 --> 15:41.806
‫من همه‌ی اینا رو کاشتم.

15:42.146 --> 15:43.546
‫چی این؟ اوه این کار توئه؟

15:43.547 --> 15:45.085
‫آره، این مزرعه‌ی اینجا.

15:45.086 --> 15:47.406
‫پس یه تیکه از این مزرعه رو هم یادت رفته کاشت کنی؟

15:48.993 --> 15:51.206
‫فکر کنم، در واقع بگی نگی یه جورایی یادم اومد.

15:57.086 --> 15:58.895
‫با تاریک شدن هوا...

15:59.260 --> 16:02.201
‫به مراسم اسکارِ کشاورزی رسیدیم.

16:03.053 --> 16:04.793
‫آها برو اونجا.
‫اونجا پیاده‌م کن.

16:04.794 --> 16:06.419
‫- کجا؟
‫- دقیقا کنارِ فرش قرمز.

16:06.420 --> 16:08.318
‫عمرا جلوی فرش قرمز پیاده‌ات کنم.

16:08.319 --> 16:09.859
‫- چرا؟
‫- گفتم پیاده‌ات نمی‌کنم.

16:09.860 --> 16:12.006
‫- دقیقا همون‌جا.
‫- من که راننده‌ات نیستم.

16:12.007 --> 16:13.093
‫خب جایزه‌اش مال منه.

16:13.094 --> 16:14.905
‫- جایزه‌ی تو که نیست.
‫- چرا هست.

16:14.906 --> 16:16.825
‫لطفا، دقیقا... دقیقا همون‌جا.

16:16.826 --> 16:19.279
‫- وای، محض رضای خدا.
‫- ممنون، باشه؟

16:20.520 --> 16:21.313
‫ممنون.

16:21.314 --> 16:23.300
‫واسه این، یکی بهم بدهکاری.

16:24.480 --> 16:25.920
‫برو ماشینو پارک کن.

16:26.520 --> 16:27.706
‫حالتون چطوره؟

16:28.440 --> 16:30.593
‫- مطمئن شو قفلش می‌کنی.
‫- خفه شو.

16:31.293 --> 16:33.807
‫وای باید کل بلوک رو دور بزنم، خدایا.

16:34.480 --> 16:35.800
‫حالتون چطوره؟

16:39.088 --> 16:41.488
‫
‫(به مراسم جوایز کشاورزی بریتانیا خوش آمدید)
‫در داخل، لحظاتِ استقبال ویژه‌ی کیلب ادامه پیدا کرد.

16:41.489 --> 16:43.199
‫در داخل، لحظاتِ استقبال ویژه‌ی کیلب ادامه پیدا کرد.

16:43.200 --> 16:46.059
‫ما فقط می‌خوایم جشن بگیریم همین.
‫تموم چیزیه که می‌خوایم.

16:46.060 --> 16:47.979
‫شایسته یه مدال هستی!

16:47.980 --> 16:50.386
‫می‌شه یه عکس باهم بگیریم؟

16:54.993 --> 16:57.813
‫آره تنها تفاوت بین «اصلاح ژنتیکی و تغییر» اینه که،
‫(با تغییر یا اصلاح ژن‌های موجودات مختلف،
‫کارایی اون‌ها رو بهبود می‌بخشند)

16:57.821 --> 17:01.099
‫می‌تونید «DNA» رو از موجودات محتلف وارد کنید.
‫(رشته‌ای مارپیچی درون هسته سلول‌ها که
‫دستورات ژنتیکی درون اون ذخیره می‌شه)

17:01.099 --> 17:04.106
‫اما با تغییر در ژن، انگار داری خودِ موجود رو تغییر می‌دی.

17:04.107 --> 17:05.920
‫
‫(تابلوی دیوار: خیریه ادینگتون - خیریه کشاورزان)
‫ (Addington یک روستا در جنوب-شرقی بریتانیا)

17:07.480 --> 17:08.826
‫دکمه سرآستین‌های کوچیکمو می‌بینین؟

17:08.827 --> 17:10.759
‫اووی! معرکه‌ان!

17:10.760 --> 17:13.259
‫- خیلی نازن!
‫- از کجا گرفتی؟

17:13.260 --> 17:17.438
‫وقتی که برد پیتِ دهاتی پیک‌هاشو بالا رفت و تموم کرد...

17:17.439 --> 17:18.965
‫شبت‌تون بخیر خانم‌ها و آقایون!

17:18.966 --> 17:20.591
‫نشستیم برای جوایز...

17:20.592 --> 17:22.812
‫که مجریش کسی نبود جز...

17:22.813 --> 17:25.085
‫«ورنون کی».
‫ (Vernon Kay مجری تلویزیون، رادیو و مدل انگلیسی)

17:25.086 --> 17:27.819
‫خانوم‌ها و آقایون، شما بزرگ‌ترین،

17:27.820 --> 17:29.493
‫خوب‌ترین و شگفت‌انگیزترین‌هایِ...

17:29.494 --> 17:32.294
‫صنعتِ کشاورزی بریتانیا هستید.

17:33.673 --> 17:35.613
‫چقدر حق می‌گفت.

17:35.614 --> 17:38.708
‫«جیمز دراموند»!
‫«ای.اند.دابلیو.جی دراموند»
‫(اسم شخص)

17:40.760 --> 17:45.606
‫در طول یک ساعت بعدش، جوایزی رو
‫دیدیم که به قهرمانان گمنام اهدا شدند.

17:45.779 --> 17:47.080
‫خیلی ازتون متشکرم.

17:47.081 --> 17:48.279
‫
‫(مبتکرِ تولید گوشت گاوِ سال)

17:48.280 --> 17:52.153
‫افرادی که شب و روز در آب و هوای سخت،

17:52.154 --> 17:55.007
‫و چرندیاتِ سیاست جهانی و «وایت‌هال» کار می‌کنند...
‫(اشاره به مسئله برگزیت و مشکلات کشاورزان)
‫ (Whitehall خیابانی در بریتانیا که پارلمانِ دولت در اون قرار داره)

17:55.008 --> 17:56.479
‫
‫(مبتکرِ ماشین‌آلاتِ سال
‫«روبرت هادلی»
‫«مزرعه چسترتون در واریک‌شر»)

17:56.487 --> 17:59.693
‫تا فقط غذا بذارن سر سفره ی ما.

18:03.112 --> 18:05.279
‫پس وقتی این اتفاق افتاد...

18:05.280 --> 18:07.165
‫خیلی احساس فروتنی کردم.

18:07.166 --> 18:11.092
‫جایزه‌ی برافراشتنِ پرچمِ کشاورزی بریتانیا...

18:11.206 --> 18:13.905
‫کیلب کوپر و جرمی کلارکسون!

18:16.813 --> 18:18.812
‫معلومه که من اینجا یه آدم تقلبی‌ام.

18:18.813 --> 18:20.445
‫بدون شک من کشاورز نیستم.

18:20.446 --> 18:22.906
‫در بهترین حالت فقط یه کشاورزِ کارآموز هستم.

18:22.907 --> 18:24.371
‫سرتو تکون نده ببینم!

18:24.372 --> 18:25.972
‫بدون اون نمی‌تونستم این کارو انجام بدم.

18:25.973 --> 18:28.612
‫خانم‌ها و آقایون، کیلب کوپر!

18:31.606 --> 18:33.322
‫جایزه گرفتم!

18:34.933 --> 18:36.532
‫اگر این اسکار بود،

18:36.540 --> 18:38.965
‫در این لحظه همه مستقیم می‌رفتن به...

18:38.966 --> 18:41.565
‫پارتی شبونه «ونیتی فیر».
‫ (Vanity Fair مجله‌ای در زمینه مد و سیاست که
‫هر ساله در مراسم اسکار پارتی برای سلبریتی‌ها می‌گیره)

18:41.566 --> 18:45.806
‫اما اینجا، زمانِ مسابقه‌ی سالانه‌ی نوشیدن شراب سیب بود.

18:48.600 --> 18:50.908
‫خیلی‌خب، اینم از برنده. آفرین.

18:56.552 --> 19:00.508
‫صبح روز بعد، در حالی که کیلب از خماری در اومده بود...

19:00.740 --> 19:02.379
‫240 یارد.
‫(1 یارد = 91 سانتی‌متر)

19:02.380 --> 19:04.007
‫زود بیدار شدم...

19:04.008 --> 19:06.707
‫و برای یه خرده کرم‌ریزی برنامه می‌ریختم.

19:07.320 --> 19:08.045
‫خب.

19:08.699 --> 19:10.099
‫پس هر حرف...
‫(حروف زبان)

19:10.499 --> 19:13.406
‫17 یارد طولش خواهد بود.

19:14.199 --> 19:15.612
‫کله کیری؟

19:16.280 --> 19:20.226
‫1... 2... 3... 4...

19:22.080 --> 19:23.000
‫اینجا.

19:23.493 --> 19:25.373
‫این یه حرفِ «S» هست.

19:25.800 --> 19:26.880
‫عالیه.

19:26.987 --> 19:27.987
‫اونجا.

19:28.833 --> 19:31.433
‫این کار قراره خیلی طول بکشه.

19:31.700 --> 19:33.319
‫اما ارزشش رو داره.

19:33.678 --> 19:35.519
‫بذر‌ گل‌وحشی.

19:35.520 --> 19:37.698
‫واسه پرنده‌ها خوبه، واسه زنبورها هم خوبه.

19:37.699 --> 19:40.285
‫و یه یادآوری مفید برای کیلب...

19:40.286 --> 19:43.912
‫تا وقتی که سوار تراکتور هست،
‫سرش توی اینستاگرام نباشه.

19:44.520 --> 19:45.993
‫آره، همینه.

19:48.119 --> 19:49.892
‫با ارسال پیامم...

19:49.899 --> 19:52.912
‫وقتش بود که دست به کارهای روزانه بزنم.

19:53.692 --> 19:57.819
‫و اول از همه یه ملاقات با جورجیا، نماینده‌ام
‫در اتحادیه ملی کشاورزان داشتم،

19:57.820 --> 20:02.119
‫کسی که در فصل اول بهم یاد داد چطوری با تراکتور رانندگی کنم.

20:02.200 --> 20:03.293
‫سلام!

20:03.880 --> 20:05.819
‫اما امروز، اومد اینجا تا...

20:05.820 --> 20:08.880
‫تا در مورد تهدید کورگن‌ها صحبت کنیم.

20:09.306 --> 20:10.859
‫اگه سل بگیرین...

20:10.860 --> 20:13.259
‫نه تنها ضربه مالی بزرگی بهتون وارد می‌شه،

20:13.260 --> 20:17.519
‫بلکه دست‌هات به معنای واقعی کلمه
‫از نظر فیزیکی تا زمانی که سل از بین بره، بسته‌ می‌مونه،

20:17.520 --> 20:20.266
‫چون مزرعه‌ات عملا تعطیل می‌شه.

20:20.267 --> 20:22.579
‫و این یعنی که تحت محدودیت قرار می‌گیرین.

20:22.580 --> 20:24.118
‫- پس گاوها...
‫- نمی‌تونی گوشت‌هات رو بفروشی؟

20:24.119 --> 20:26.205
‫نه و گاوهایی رو که در اثر سل از دست می‌دین،

20:26.206 --> 20:28.138
‫نمی‌تونین به جاش گاو جدید بگیرین،

20:28.139 --> 20:30.499
‫پس ورودی‌تون قطع می‌شه،

20:30.500 --> 20:34.239
‫و خروجی‌تون هم متوقف می‌شه،
‫چون نمی‌تونین گاوهاتون رو توی بازار بفروشین.

20:34.240 --> 20:37.265
‫و بعدش، همونطور که گفتی،
‫از بازار دام خارج می‌شم دیگه.

20:37.266 --> 20:41.066
‫در حال حاضر، نه تنها معیشت کشاورزها رو به خطر انداخته،

20:41.072 --> 20:42.911
‫و همچنین مقدار زیادی از سود اون‌ها رو...

20:42.912 --> 20:45.359
‫در حقیقت برخی از مردم به دلیل این بیماری...

20:45.360 --> 20:47.853
‫مجبورند گله‌ها و فعالیت‌های کشاورزی خودشون رو کنار بذارن.

20:47.854 --> 20:51.679
‫150 میلیون پوند از پول‌های مالیات‌دهندگان در این سال از بین رفته.

20:51.680 --> 20:53.805
‫مالیات‌دهنده‌ها 150 میلیون پوند رو...

20:53.806 --> 20:55.578
‫برای ذبح گاوهای مبتلا به سل پرداخت کردن.

20:55.579 --> 20:56.519
‫تمام اقدامات.

20:56.520 --> 20:59.119
‫و کشاورزها به معنای واقعی کلمه توسط اون نابود شدن.

20:59.120 --> 21:02.339
‫اما ما باید درک بیشتری از بیماری داشته باشیم،

21:02.340 --> 21:04.319
‫چون تنها چیز خوبیه که هست.

21:04.560 --> 21:07.592
‫و اینجا بود که فکر کردم ممکنه به این چیزا علاقه داشته باشی.

21:07.599 --> 21:09.566
‫ایده این پروژه...

21:09.567 --> 21:13.293
‫بررسی وجود سل توی لاشه‌ی گورکن‌هاست.

21:13.294 --> 21:14.532
‫یا خدا...

21:14.533 --> 21:16.712
‫پس یا باید کنار جاده کشته شده باشن
‫یا لاشه مرده‌شون پیدا شده باشه.

21:16.713 --> 21:18.125
‫گاهی وقتا داری تو جاده رانندگی می‌کنی،

21:18.126 --> 21:19.798
‫یه لاشه رو کنار جاده می‌بینی.

21:19.799 --> 21:21.726
‫اگه نسبتا تازه باشه...

21:22.220 --> 21:24.179
‫یه گزینه خوب واسه‌ی این پروژه هست.

21:24.180 --> 21:27.339
‫- پس اگه یه لاشه توی جاده پیدا کردم...
‫- آره.

21:27.340 --> 21:29.359
‫که تازه باشه، مثل این‌که تازه خودم
‫زیرش گرفته باشم...

21:29.360 --> 21:31.392
‫نه من که نه، منظورم اینه که یه نفر زیرش گرفته باشه.

21:31.393 --> 21:34.192
‫ممکن کار من باشه یا کیلب...

21:34.320 --> 21:35.905
‫می‌ذاریمش توی کیسه،

21:35.906 --> 21:38.319
‫و بعد اگه سل داشته باشه،

21:38.760 --> 21:40.212
‫احتمالش زیاده که...

21:40.213 --> 21:43.519
‫سایر گورکن‌های اطراف اینجا هم به سل مبتلا باشن.

21:44.078 --> 21:47.218
‫خب، این مثل ساختن یه تصویر از یک منظره خیلی بزرگه.
‫(نمونه‌ای از یک مشکل وسیع)

21:47.219 --> 21:49.792
‫دقیقا، پس باید چند تا گورکن زیر گرفته بشن...

21:49.793 --> 21:52.032
‫- تا شما یه آمار و ارقام معنادار داشته باشین؟
‫- پیدا شده، نه زیر گرفته!

21:52.033 --> 21:54.292
‫- پس توی آکسفوردشر، ما به صد مورد نیاز داریم.
‫- پیدا شده!

21:54.293 --> 21:59.206
‫پس همه همسایه‌های من باید گورکن‌های مرده رو *پیدا کنن*.

21:59.365 --> 22:02.796
‫کشته شده تو جاده، یا مواردی که
‫از قبلا مرده پیدا شدن. پس...

22:02.799 --> 22:04.886
‫وقتی که یه گورکن پیدا می‌کنی...

22:04.887 --> 22:06.719
‫قبل از این‌که بهش دست بزنی...

22:06.720 --> 22:08.025
‫این کیسه رو آماده می‌کنی.

22:08.026 --> 22:11.599
‫اگه لاشه‌ی گورکن پیدا کردی،
‫و کاملا مطمئن شدی که مرده،

22:11.819 --> 22:15.079
‫و اگه نمرده بود، زنگ می‌زنی به دامپزشکت.

22:15.080 --> 22:16.285
‫نمی‌شه فقط با چکش کوبید تو سرش.
‫(جمله‌ی معروف جرمی: همه چی با یه چکش حل می‌شه)

22:16.286 --> 22:18.740
‫نه، مطلقا نمی‌تونی با یه چکش بزنی تو سرش.

22:19.053 --> 22:21.706
‫
‫[موسیقی: Alone Again Or
‫از Love]

22:21.786 --> 22:25.513
‫♪ Yeah, said it's all right ♪

22:26.586 --> 22:29.945
‫خب در مقابل گورکن‌ها پیش‌دستی کردیم.

22:31.000 --> 22:34.380
‫و طویله گاوها داشت به خوبی پیش می‌رفت.

22:36.200 --> 22:38.260
‫بدین معنی بود که می‌تونستم...

22:38.261 --> 22:41.520
‫توجه‌ام رو به تولید محصولات برای رستوران برگردونم.

22:46.586 --> 22:49.259
‫اولین پروژه چند وقت پیش شروع شده بود،

22:49.260 --> 22:51.752
‫زمانی که من سهمی از یه کارخونه آبجوسازی محلی رو خریدم،

22:51.753 --> 22:54.339
‫و از ریک، استاد آبجوسازی اونجا خواستم که،

22:54.340 --> 22:58.706
‫با استفاده از جوهای «دیدلی اسکوات» آبجو بسازه.

23:03.813 --> 23:06.406
‫پس این جاییه که آبجو ازش می‌آد؟

23:06.407 --> 23:07.685
‫دقیقا.

23:09.200 --> 23:11.760
‫و حالا، بعد از گذشت چند ماه...

23:11.761 --> 23:14.020
‫آماده‌ی نمونه‌برداری بود.

23:15.240 --> 23:16.680
‫واسه‌ی این آبجو اسم هم گذاشتی؟

23:16.681 --> 23:19.513
‫- آره یه فکرایی دارم.
‫- عه خوبه.

23:20.020 --> 23:21.652
‫یه سنگی هست که...

23:21.653 --> 23:24.533
‫کاملا توی مزرعه نیست، اما خیلی نزدیک به
‫جاییه که توش جوی بهاره رو پرورش می‌دیم.

23:24.534 --> 23:26.586
‫- خب.
‫- بهش می‌گن...

23:26.813 --> 23:28.112
‫«هاوکستون»
‫ (Hawkstone سنگ‌افراشتی در شمال آکسفوردشر
‫با ارتفاع 2.6 متر و عرضی تقریبا 1 متر با حفره‌ای در بالا)

23:28.113 --> 23:29.439
‫
‫(در افسانه‌ها: شکاف بالای سنگ توسط زنجیر جادوگرانی که
‫به سنگ بسته شده و زنده زنده سوزانده شده‌اند، ایجاد شده)

23:29.440 --> 23:32.513
‫توسط مردمان «دوره‌ی نوسنگی» گذاشته شده اونجا.
‫(دوره‌ای که انسان‌ها از شکار به کشاورزی و یک‌جانشینی روی آوردند)

23:32.880 --> 23:36.233
‫هزارن هزار سال پیش، در زمانِ «استون هنج».
‫ (Stonehenge یادمانی سنگی در دشت سالزبری در جنوب بریتانیا)

23:36.559 --> 23:38.512
‫- پشمام!
‫- سرد به نظر می‌رسه.

23:38.619 --> 23:40.879
‫- آره، همینطور نیست؟
‫- کاتس‌ولدی به نظر می‌رسه.

23:40.887 --> 23:42.499
‫- خیلی‌خب، همینه؟
‫- آره.

23:47.199 --> 23:48.839
‫عجب آبجوی خوبیه.

23:49.160 --> 23:52.467
‫تفاوت بین نمونه ممتاز و این مشروب جدید،

23:52.468 --> 23:55.379
‫احتمالا بخاطر «رازک» استفاده شده توش هم باشه.
‫(گیاهی دارویی که کاربرد بیشتر اون در آبجوسازیه
‫خواص: درمان بی‌خوابی، آرام‌کننده میل جنسی و...)

23:55.380 --> 23:57.734
‫رازک‌های خیلی خوبی انتخاب کردیم،

23:58.313 --> 24:02.059
‫و یکیش دارای ویژگی‌های خربزه‌طوریه.

24:02.060 --> 24:03.612
‫اسمش هست «هول مِلون».
‫ (Hüll Melon رازکی دارای طعم و رایحه‌ی خربزه و توت فرنگی)

24:03.613 --> 24:05.139
‫خب این یکی از همین رازک درست شده،

24:05.140 --> 24:07.712
‫اما ممکنه طعم‌های میوه‌ای دیگه‌ای رو...

24:07.713 --> 24:11.106
‫از رازکی به اسم «ماندارینا باواریا» هم دریافت کنی.
‫ (Mandarina Bavaria رازکی با طعم نارنگی، مرکبات)

24:11.560 --> 24:13.912
‫خب این... این محشره.

24:13.913 --> 24:17.220
‫برای من یه جور سبک نرم و تمیز از آبجو بود.

24:17.221 --> 24:20.101
‫پس اگه شما یه آبجو با مقدار زیادی ذرت...

24:20.102 --> 24:23.582
‫یا یک ماده کمکی بدون مالت درست کنید...

24:23.583 --> 24:26.083
‫به عنوان مثال، تخمیر اصل آلمانی...

24:26.084 --> 24:30.397
‫اگر بخوام صادق باشم، سخنرانی ریک خیلی زود یه خرده مبهم شد.

24:30.486 --> 24:35.340
‫اما با وجود این‌که جام‌های زیادی از این
‫آبجوی جدید خوشمزه رو امتحان کرده بودم،

24:35.460 --> 24:38.600
‫احساس کردم باید یه سهمی هم توی بحث داشته باشم.

24:38.706 --> 24:41.499
‫بهت میگم این چیه.
‫این یه «آبجوی سلامتی»ـه.
‫(شرکت آبجوسازی به همین نام وجود داره
‫که آبجو می‌سازه برای به سلامتی زدن)

24:41.500 --> 24:44.600
‫این یه... «آبجوی آبگرمی»ـه.

24:46.480 --> 24:50.040
‫از اونجایی که مردی که از اون فیلمبرداری می‌کردن،
‫داشت چرت و پرت می‌گفت...

24:50.041 --> 24:52.161
‫اگه به چشمه‌ی آبگرم برین...

24:52.162 --> 24:53.719
‫چیزی که باید بگن اینه: «دوست دارین که...»

24:53.720 --> 24:57.420
‫تیم فیلمبرداری تصمیم گرفتن که از وقت‌شون بهتر استفاده کنن...

24:59.046 --> 25:01.285
‫و سپس توسط یک کارگردان بسیار صبور...

25:01.292 --> 25:03.893
‫به خونه برده شدم.

25:10.759 --> 25:13.379
‫خیلی حال می‌ده که آبجوی خودت رو دست کنی.

25:13.453 --> 25:14.285
‫آره.

25:14.765 --> 25:16.406
‫یه ذره...

25:16.913 --> 25:19.193
‫اون گفت که می‌تونه بهترش کنه،
‫کاریه که آبجوسازها می‌کنن،

25:19.194 --> 25:21.013
‫و اونم مدرک‌شو داره.

25:21.100 --> 25:21.906
‫آره.

25:22.920 --> 25:25.280
‫بهت میگم می‌خوام چی‌کار کنم. جرالد...

25:26.960 --> 25:30.213
‫متخصص آبجوی توی دیدلی اسکواته، اگه صادق باشیم...

25:30.680 --> 25:33.226
‫یه جعبه ازش توی صندوق عقب دارم،
‫یه شات بهش از اینا می‌دم،

25:33.227 --> 25:36.326
‫و می‌تونه بره بالا و نظرشو بهم بگه.

25:37.220 --> 25:41.113
‫توی دفتر کار، هیئت داورانم رو جمع کردم.

25:41.893 --> 25:43.273
‫ساعت شیش و ده دقیقه‌اس.

25:43.619 --> 25:45.626
‫حالا وقت آبجوئه.

25:45.720 --> 25:47.899
‫- این از جو بهاره‌مون درست شده.
‫- آره.

25:49.273 --> 25:51.506
‫- بفرما بزن.
‫- خوب و تمیزه، نه؟

25:58.560 --> 26:00.400
‫آبجوئه خوبیه این.

26:02.680 --> 26:06.659
‫در طی چند ساعت آینده با سر رفتیم توی جعبه آبجو،

26:06.660 --> 26:10.720
‫و در مورد خیلی از موضوعات بسیار مهم بحث کردیم.

26:11.253 --> 26:13.572
‫- من که آبجو تو یه روز گرم رو دوست دارم.
‫- آره.

26:13.573 --> 26:15.299
‫- واقعا آبجو رو توی روز گرم دوست دارم.
‫- آره.

26:15.300 --> 26:16.985
‫بعد یه روز کاری سخت، یه آبجو می‌چسبه.

26:16.986 --> 26:19.806
‫آره، یکی دو تا از اینا رو بریز توی دهنت...

26:19.920 --> 26:21.999
‫
‫[حرف‌های نامفهوم جرالد]

26:22.412 --> 26:24.719
‫گاهی وقت‌ها هر چیزی که اون بیرون دارین...
‫[نامفهوم]

26:24.753 --> 26:27.780
‫اگه دمای هوا حدود 90 درجه باشه اونجا، یه آبجو خیلی حال می‌ده.
‫(منظور درجه فارنهایت هست، برابر با 32 درجه سلسیوس)

26:27.781 --> 26:29.213
‫می‌دونین، اگه یه آبجو داشته باشم...

26:29.214 --> 26:30.894
‫من عاشق بویِ آبجوام.

26:31.113 --> 26:32.898
‫من جایی بودم که تو بودی و اون هم بود،

26:32.899 --> 26:35.346
‫بخاطر اینه که جوهای تازه...
‫[حرف‌های نامفهوم جرالد]

26:38.267 --> 26:39.605
‫...ترشی پیاز یا همچین چیزی.

26:39.606 --> 26:42.206
‫مثل قید هست، حالا هر چی، مگه نه؟

26:44.080 --> 26:45.880
‫سخنان حکیمانه‌ای بود.

26:46.400 --> 26:47.565
‫سخنان حکیمانه.

26:47.566 --> 26:49.613
‫آره، من از «آبجوی مجلسی» خوشم می‌آد،
‫(آبجوی کم الکل)

26:49.614 --> 26:51.519
‫چون خیلی «پاینت» دوست دارم.
‫ (Pint واحد حجم مایعات معادل حدود نیم لیتر،
‫از این لیوان‌های آبجو خوری بزرگ توی بارها)

26:51.520 --> 26:53.920
‫- مجلسی؟ مجلسی دیگه چیه؟
‫- آره مجلسی.

26:53.921 --> 26:56.238
‫- می‌خواد بره جلسه!
‫- آبجو مجلسی؟

26:56.239 --> 26:57.987
‫خیلی وقته اینو نشنیدم.

27:03.800 --> 27:07.299
‫از اونجایی که آبجو به اتفاق‌آرا، رای موافق گرفته بود،

27:07.300 --> 27:10.820
‫به سراغ پروژه شماره دو رستوران رفتم:

27:11.013 --> 27:12.799
‫«سیب‌زمینی‌ها.»

27:15.220 --> 27:19.219
‫با وجود کابوس‌هایی که توی سال اول کشاورزی برام ایجاد کرده بود،
‫(اشاره به گندیده و خراب‌شدن سیب‌زمینی‌ها در فصل 1)

27:19.220 --> 27:21.620
‫تصمیم گرفتم که دوباره اونا رو پرورش بدم.

27:21.840 --> 27:24.913
‫آفرین، بچه‌ها.
‫عالیه، کارتون خیلی خوبه.

27:25.626 --> 27:29.485
‫چون فهمیده بودم که چطور اونا رو سودآور کنم.

27:33.400 --> 27:35.175
‫ازشون چیپس درست می‌کنیم.

27:35.485 --> 27:36.205
‫باشه؟

27:36.346 --> 27:37.812
‫به اندازه کافی با کیفیت‌ان، مگه نه؟

27:37.813 --> 27:40.726
‫می‌دونی چند تا بسته چیپس از این بدست می‌آریم؟

27:41.179 --> 27:43.706
‫- تعداد کمی.
‫- 16,000 تا.

27:43.853 --> 27:44.893
‫باشه.

27:44.894 --> 27:47.419
‫پس اگه هزینه‌های چیدن و کاشت رو ازش کسر کنیم،

27:47.420 --> 27:50.758
‫باز هم بیش از 13,000 پوند سود داره...

27:50.759 --> 27:52.813
‫نه نیست، چون ما دستگاه‌شو نداریم.

27:52.946 --> 27:54.198
‫خب می‌گیریم.

27:54.199 --> 27:56.319
‫باشه، سرمایه‌گذاری خوبیه،
‫اگه بارها و بارها تکرارش کنیم.

27:56.320 --> 27:58.245
‫خب چرا نکنیم؟ سیب‌زمینی رو که تجربه کردیم.

27:58.246 --> 27:59.885
‫نگاه‌شون کن.
‫[حرف‌های نامفهوم لیسا]

27:59.886 --> 28:02.019
‫- اینا هنوزم «سیب‌زمینی ملودی»ان؟
‫- این... آره.
‫(نام‌شون ملودی هست و نسبت به بقیه
‫سیب‌زمینی‌ها خشک‌تر و سف‌ترن)

28:02.020 --> 28:03.285
‫اوه، من عاشق ملودی‌ام.

28:03.399 --> 28:06.018
‫و می‌تونیم توی روغن گیاهی خودمون سرخ‌شون کنیم.

28:06.019 --> 28:08.259
‫چاشنی زده شده با فلفل‌های خودمون.

28:08.260 --> 28:10.586
‫- فلفلی، خوبه.
‫- آره فلفلی.

28:11.840 --> 28:13.007
‫گورکن...

28:13.165 --> 28:14.899
‫چیپس با طعم گورکن!

28:16.473 --> 28:18.193
‫13,000 پوند!

28:22.620 --> 28:27.019
‫و بدین ترتیب، چند هفته بعد، در یک صبح مطبوع دسامبری...

28:27.087 --> 28:29.725
‫دستگاه چیپس درست‌کن ما از راه رسید.

28:31.400 --> 28:32.393
‫صبح‌تون بخیر.

28:33.073 --> 28:34.539
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، ممنون.

28:34.540 --> 28:36.393
‫خوبه، پس آشپرخونه رو آوردی؟

28:36.400 --> 28:37.093
‫آره.

28:37.820 --> 28:40.300
‫- الان فقط یه جایی لازم دارم تا قرارش بدیم.
‫- درسته.

28:45.893 --> 28:47.712
‫- همه چیش برقیه.
‫- کلا برقیه.

28:47.713 --> 28:49.295
‫باشه، خوبه.

28:49.673 --> 28:51.673
‫می‌شه این ماشین رو جابه‌جا کنین؟

28:53.372 --> 28:56.205
‫اون ماشینِ دختر لیسا هست.

28:56.359 --> 28:58.659
‫می‌رم یه نگاه بندازم ببینم
‫سوپیچشو پیدا می‌کنم یا نه.

28:58.660 --> 29:00.120
‫آره، ممکنه باشه.

29:09.680 --> 29:10.805
‫خیلی‌خب.

29:18.220 --> 29:19.993
‫ای کیر توش، این چی بود دیه؟

29:22.760 --> 29:25.600
‫الان از رو چی رد شدم، نمی‌تونم ببینم.

29:27.386 --> 29:29.099
‫فکر کنم از رو دریچه فاصلاب رد شدی.

29:29.100 --> 29:31.480
‫- یه درچه این اونجاست؟
‫- فکر کنم باشه.

29:31.907 --> 29:34.386
‫آره، یه دریچه‌ این زیر هست.

29:34.573 --> 29:35.786
‫ریدم!

29:41.580 --> 29:43.195
‫اوووه، چیزم توش...

29:45.960 --> 29:47.480
‫خب، روبه راه شد.

29:52.746 --> 29:55.513
‫فکر می کردم که رانندگیت خوب باشه.
‫(جرمی همیشه بقیه رو توی گرندتور
‫بابت رانندگی شون مسخره می کرد)

29:55.599 --> 29:58.106
‫قبلا بودم. اون دوران قدیم بود.

29:58.499 --> 30:01.699
‫
‫(هشدار! این سکانس دارای صحنه‌های دلخراش
‫همچون خون‌ریزی و زخم‌های عمیق می‌باشد)

30:01.940 --> 30:04.959
‫با تکمیل لوله‌کشی و سیم‌کشی آشپزخونه چیپس‌سازی،

30:04.960 --> 30:06.513
‫کارو شروع کردیم.

30:06.880 --> 30:08.959
‫خب، اینم از سیب‌زمینی‌هامون.

30:08.960 --> 30:10.100
‫فقط با آب بشورم یا صابون هم بزنم؟

30:10.101 --> 30:12.899
‫- فقط با آب بشورشون چون قراره برن این تو...
‫- آره.

30:12.900 --> 30:14.914
‫که به نوعی پوست‌شون رو می کنه.

30:14.933 --> 30:15.125
‫
‫هشدار!

30:14.966 --> 30:17.099
‫اون یه رنده برای خردکردن سیب‌زمینی‌هاست.

30:15.199 --> 30:15.391
‫
‫هشدار!

30:15.466 --> 30:15.658
‫
‫هشدار!

30:15.746 --> 30:15.938
‫
‫هشدار!

30:16.026 --> 30:16.218
‫
‫هشدار!

30:16.293 --> 30:16.485
‫
‫هشدار!

30:16.559 --> 30:16.751
‫
‫هشدار!

30:16.826 --> 30:17.018
‫
‫هشدار!

30:17.106 --> 30:19.758
‫آره، چند روز پیش خریدمش.

30:17.299 --> 30:17.491
‫
‫هشدار!

30:17.573 --> 30:17.765
‫
‫هشدار!

30:17.846 --> 30:18.038
‫
‫هشدار!

30:18.119 --> 30:18.311
‫
‫هشدار!

30:18.393 --> 30:18.585
‫
‫هشدار!

30:19.759 --> 30:21.279
‫- ببین.
‫- خب.

30:21.340 --> 30:24.292
‫خب اینطوری می‌کشیش پایین،
‫اما انگشتات رو می‌ذاری اونجا،

30:24.293 --> 30:26.500
‫اگه خیلی بیاری‌شون پایین، ببین...

30:26.966 --> 30:29.226
‫می‌تونی تصورش کنی چقدر راحت
‫می‌تونی انگشتت رو قطع کنی؟

30:29.826 --> 30:31.066
‫کیر توش!!!

30:31.165 --> 30:32.478
‫چرا این کارو کردی آخه؟

30:32.479 --> 30:34.512
‫وای خدایا، یعنی زدی کل انگشتت رو کندی.

30:34.513 --> 30:35.813
‫ریدم توش.

30:36.040 --> 30:37.193
‫خیلی وضعش بده.

30:37.340 --> 30:39.699
‫یعنی واقعا تا استخون بریدیش!

30:39.700 --> 30:42.619
‫- کص عمه‌اش!
‫- وای خدایا، یه تیکه‌اش مونده... وای خدایا‍‍!

30:42.620 --> 30:43.993
‫یه تیکه‌اش مونده ببین!

30:44.400 --> 30:46.379
‫ایناهاش، پوستت افتاده اونجا!

30:46.380 --> 30:49.019
‫اوه، لعنتی! آره هست.
‫واقعا یه تیکه از انگشت شستمه، نه؟

30:49.020 --> 30:49.800
‫آره.

30:50.106 --> 30:51.739
‫خون ریخته همه جا.

30:51.900 --> 30:55.124
‫از اونجایی که هیچ‌کسی تمایلی به
‫خوردن چیپس با طعم شست نداشت،

30:55.125 --> 30:59.499
‫لیسا دستمو باندپیچی کرد و با تیپا شوتم کرد بیرون...

30:59.500 --> 31:02.179
‫- چرا این‌کارو کردم عشقم؟
‫- فقط سعی داشتم خردش کنم.

31:02.187 --> 31:05.706
‫و منم گفتم که یه فوت و فنی داره تا انگشتت رو قطع نکنی.

31:07.806 --> 31:10.120
‫و لیسا خودش کار رو ادامه داد.

31:10.807 --> 31:12.733
‫سرخ بشین، کوچولوها، سرخ بشین.

31:13.200 --> 31:14.120
‫اینم از اینو

31:18.366 --> 31:19.508
‫وای عالیه!

31:20.920 --> 31:22.095
‫در نهایت!
‫(به فرانسوی)

31:22.380 --> 31:26.406
‫در همین حین، یه کار دیگه پیدا کردم که خیلی ایمن‌تر بود.

31:33.573 --> 31:34.615
‫کیر توش!

31:36.520 --> 31:37.805
‫درخت کریمس.

31:44.393 --> 31:45.913
‫یه لحظه، ببخشید.

31:46.960 --> 31:48.520
‫عه، دکترم پیام داده.

31:49.307 --> 31:50.793
‫باید برم بیمارستان...

31:51.827 --> 31:53.727
‫و پروفسور یا همچین چیزی رو ملاقات کنم،

31:53.728 --> 31:56.013
‫بیمارستان مانور، خیابون بیچ، شهر آکسفورد...

31:56.159 --> 31:58.006
‫یه ربع به هفت امشب.

31:58.206 --> 32:00.772
‫این یه جراحی پلاستیکه که باید برم و ببینم، چون...

32:00.773 --> 32:04.939
‫اگه دل‌نازک هستین اینو نگاه نکنین، باشه؟ نگاه نکنین.
‫(هشدار!)

32:04.940 --> 32:07.520
‫می‌خوام یه عکس از انگشت شستم بهتون نشون بدم.

32:09.800 --> 32:10.885
‫اینه...

32:14.066 --> 32:15.285
‫اون استخونمه...

32:15.791 --> 32:17.493
‫می‌تونین تو عکس ببینینش.

32:19.540 --> 32:23.546
‫اون شب در بیمارستان و لیزا که در حال فیلمبرداری بود،

32:23.547 --> 32:27.720
‫یه مرد با تسلط تمام، قطعات منو دوباره گذاشت سر جاش.

32:29.299 --> 32:32.892
‫خب، اون با استفاده از تکه پوست قدیمی که ممکنه...

32:32.900 --> 32:35.880
‫کمی سیب‌زمینی توش باشه یا نباشه، منو بخیه زده.

32:37.873 --> 32:41.613
‫پس چیزی که به اثبات رسوندیم اینه که،
‫آشپزی از کشاورزی هم خطرناک‌تره.

32:42.006 --> 32:43.393
‫البته آشپزیِ تو!

32:59.153 --> 33:00.372
‫چند روز بعد...

33:00.380 --> 33:04.999
‫انگشت شستم در حال بهبودی بود و
‫وقتی داشتم کنار مزرعه رانندگی می‌کردم،

33:05.000 --> 33:06.932
‫بالاخره دلیلی پیدا کردم تا...

33:06.933 --> 33:10.473
‫از یکی از کیسه‌های کورگن جورجیا استفاده کنم.

33:13.840 --> 33:15.120
‫اینو ببینین.

33:18.840 --> 33:21.207
‫تازه‌اس ببینین.
‫هنوزم شل و وله.

33:23.080 --> 33:24.605
‫دندون‌هاش رو ببینین...

33:24.900 --> 33:28.805
‫که باهاش جوجه‌تیغی‌ها رو تیکه تیکه می‌کنه.

33:29.300 --> 33:32.005
‫پنجه‌هاش برای اینه که تیکه‌هاش رو از هم جدا کنه.

33:32.312 --> 33:33.706
‫می‌خوام بذارمش تو کیسه.

33:34.080 --> 33:35.193
‫دستکش...

33:35.513 --> 33:36.713
‫اولین کیسه.

33:40.040 --> 33:41.405
‫ای تف بهش!

33:42.600 --> 33:44.060
‫گوه بشه توش!

33:44.226 --> 33:45.235
‫چقدر چاقی...

33:45.236 --> 33:47.741
‫چند تا جوجه‌تیغی خوردی؟

33:55.960 --> 33:58.126
‫یا خود خدا!

33:58.393 --> 33:59.820
‫حیوون‌های وحشتناک.

34:03.939 --> 34:06.114
‫با هزینه مالیات‌دهنده‌ها،
‫(مردم)

34:06.115 --> 34:09.485
‫کورگن برای آزمایش سل برده شد.

34:09.706 --> 34:12.445
‫و راستشو بخواین از اسم شرکت باربری خیلی خوشم اومد...

34:12.446 --> 34:14.879
‫
‫ (اسمش: TopSpeed به معنی بیشترین سرعت خودرو،
‫که تخصص جرمی هست و مشابه با اسم Top Gear)
‫و راستشو بخواین از اسم شرکت باربری خیلی خوشم اومد...

34:14.880 --> 34:17.559
‫چون که خبرهایی که از دامدار محلی‌مون که...

34:17.560 --> 34:21.699
‫ شیر فروشگاه‌ ما رو تامین می‌کرد، می‌رسید، زیاد خوب نبود.

34:22.326 --> 34:23.626
‫سلام اِما!

34:23.627 --> 34:24.926
‫اوضاع چطوره؟

34:25.620 --> 34:27.425
‫دوباره درگیر سل شدیم، پس...

34:27.426 --> 34:29.299
‫- وای شوخی می‌کنی دیگه؟
‫- نه.

34:29.606 --> 34:31.600
‫اصلا خوب نیست. خیلی مزخرفه.

34:32.040 --> 34:34.000
‫- وای نه.
‫- آره.

34:34.600 --> 34:36.405
‫خب چی‌کار باید بکنی؟

34:36.820 --> 34:38.759
‫- وقتی درگیر سل می‌شیم؟
‫- اوهوم.

34:38.760 --> 34:42.792
‫یه برچسب سبزرنگ بزرگ واقعا زشت می‌زنن روشون
‫و باید قرنطینه‌شون کنیم...

34:42.793 --> 34:46.092
‫تا زمانی که بتونن حمل و نقل و جمع‌آوری‌شون رو سازماندهی کنن.

34:46.093 --> 34:47.465
‫پس باید ذبح بشن؟

34:47.466 --> 34:49.139
‫آره، ذبح می‌شن.

34:49.140 --> 34:49.993
‫تلیسه‌ها...

34:49.994 --> 34:53.606
‫اواخر این تابستون بچه‌هاشون رو به دنیا می‌آوردن، پس...

34:53.753 --> 34:55.833
‫تا الان چند تا گاو به خاطر سل از دست دادی؟

34:55.840 --> 34:57.913
‫اممم... حدود شصت تا!

34:58.680 --> 34:59.739
‫یا خود خدا!

34:59.740 --> 35:00.779
‫نصف گله رو، آره.

35:00.780 --> 35:04.805
‫خب ما باید 120 گاو رو بدوشیم و الان 60 تا رو می‌دوشیم.

35:05.140 --> 35:07.133
‫پس آره... نه...

35:07.134 --> 35:09.619
‫در حال حاضر به عنوان یه کار و کاسبی...

35:09.620 --> 35:11.506
‫واقعا دووم نمی‌آره.

35:12.480 --> 35:17.413
‫زمدگی این روزهای بسیاری از گاودارها همینطوریه.

35:17.760 --> 35:19.445
‫نابودکننده‌ی روح و روان.

35:21.760 --> 35:26.613
‫اما حداقل خونه‌ زمستونی گله‌ی کوچیک من بالاخره اماده شد.

35:30.259 --> 35:33.959
‫و علاوه بر اون، روز بسیار مناسبی رو...

35:33.960 --> 35:36.413
‫برای جابه‌جایی‌شون بهشون داده بودیم.

35:42.993 --> 35:45.600
‫- پشمام!
‫- یا خود خدا!

35:45.726 --> 35:46.779
‫من نمی‌تونم اینو...

35:46.780 --> 35:49.399
‫خیلی وقت بود همچین بارونی رو ندیده بودم.

35:49.400 --> 35:50.573
‫ای بابا!

35:50.574 --> 35:51.607
‫وای دستم!

35:53.893 --> 35:55.326
‫نه، باید بره اینطرفی.

35:57.760 --> 35:58.779
‫بخاطر باده؟

35:58.780 --> 36:01.233
‫نمی‌تونم... دستم گیر کرده.

36:04.107 --> 36:05.005
‫خدایا!

36:05.353 --> 36:09.093
‫امیدوارم گاوها امروز در مورد بردن‌شون به داخل بحث نکنن.

36:11.180 --> 36:13.393
‫آره، قطعا داره کاهش پیدا می‌کنه.

36:13.680 --> 36:16.500
‫- فقط ماییم که کشاورزی رو دوست داریم؟
‫- آره.

36:16.799 --> 36:18.686
‫چیز مورد علاقه منه.

36:19.660 --> 36:20.873
‫لعنت بهش!

36:21.093 --> 36:23.085
‫برف ریخته روشون.

36:23.640 --> 36:24.607
‫یالا بیاین.

36:25.253 --> 36:27.119
‫یالا بیاین... یالا.

36:27.507 --> 36:28.967
‫بیاین گاوها.

36:29.173 --> 36:30.358
‫سلام بر تو.

36:31.040 --> 36:32.300
‫آره بیا...

36:33.287 --> 36:34.405
‫پشمام!

36:35.320 --> 36:37.706
‫چه مرگش شده این گاوه؟

36:38.360 --> 36:40.993
‫دیدی اونو؟
‫نزدیک بود بهم جفتک بزنه.

36:41.140 --> 36:42.813
‫اون یکی از اون بی اعصاباشه.

36:43.640 --> 36:45.160
‫نه، نه، نه، بس کنین.

36:45.559 --> 36:46.445
‫وایسین.

36:47.419 --> 36:50.086
‫چه غلطی می‌کنی؟ بس کن!

36:50.466 --> 36:52.846
‫یه گاو داره بهم حمله می‌کنه!

36:52.847 --> 36:55.114
‫مستقیم ببرشون توی سوله جرمی،
‫مستقیم ببرشون پشتش.

36:55.115 --> 36:56.275
‫بیاین گاوها.

36:56.833 --> 36:59.795
‫یه خونه جدید دوست داشتنی براتون درست کردیم.

37:00.457 --> 37:04.525
‫تنها مشکل این بود که اونچنان هم بهش علاقه‌ای نداشتن.

37:05.106 --> 37:07.420
‫- فورا صداشون، صداشون بزن!
‫- یالا بیاین گاوها، بیاین.

37:07.427 --> 37:08.805
‫بیاین گاوها!

37:10.687 --> 37:12.525
‫محض رضای خدا آخه...

37:13.880 --> 37:16.493
‫چه مرگ‌شون شده این دو تا؟

37:19.320 --> 37:20.533
‫بیا اینجا گاوها.

37:20.534 --> 37:22.292
‫- دخترای خوب، بیاین.
‫- بیاین اینجا.

37:22.293 --> 37:23.493
‫همینه بیاین.

37:23.626 --> 37:25.786
‫اینجا رو هم باید ببندیمش.

37:25.787 --> 37:27.386
‫- آهای گاوها.
‫- آهای.

37:27.387 --> 37:29.346
‫اوهوی گاوها، آهای.

37:29.347 --> 37:33.700
‫یا خدا، یکی‌شون کوهنورده، گاوِ «کریس بونینگتون»ـه.
‫ (Chris Bonington کوهنورد حرفه‌ای بریتانیایی که
‫19 بار در ایمالیا از جمله 4 بار اورست رو فتح کرده)

37:33.760 --> 37:36.420
‫- جرمی، غذا بریز روی زمین براشون.
‫- من می‌رم اون طرفش.

37:37.160 --> 37:39.805
‫- سریع، زودباش درو باز کن.
‫- آفرین دختر خوب!

37:40.187 --> 37:41.100
‫یالا بیا.

37:41.100 --> 37:42.725
‫- جرمی نگه‌شون دار.
‫- نه!

37:43.386 --> 37:44.445
‫ریدم توش!

37:45.520 --> 37:46.713
‫بیا دختر خوب.

37:46.714 --> 37:48.313
‫لیسا برو اون‌طرفی.

37:49.040 --> 37:49.993
‫بیا دیگه.

37:50.920 --> 37:52.165
‫وای خدایا.

37:53.606 --> 37:55.207
‫از این گاوه متنفرم!

37:55.500 --> 38:00.005
‫تصمیم گرفتیم که بذاریم گاوِ کوهنورد خودش رو خسته کنه.

38:01.840 --> 38:05.285
‫و برای جمع‌آوری جوون‌ترها به یه مزرعه دیگه رفتیم.

38:10.279 --> 38:12.805
‫لب‌هام خیلی... (خشک شدن)
‫یه خرده وازلین لازم دارم.

38:13.060 --> 38:15.712
‫مقداری نرم‌کننده‌ی نوکِ سینه دارم
‫که واقعا واسه لبات خوبه.

38:15.713 --> 38:18.400
‫- می‌تونم یه خرده از نرم‌کننده‌ی نوک سینه‌ات رو قرض بگیرم؟
‫- آره می‌تونی.

38:18.494 --> 38:20.007
‫عوض شدی پدرسگ!

38:20.486 --> 38:22.714
‫ای خدا، زور بزن دیگه.

38:24.980 --> 38:27.300
‫می‌دونین دیگه، ظاهرا به دلیل رانندگی معروفه.

38:29.960 --> 38:30.959
‫بیاین گاوها.

38:38.953 --> 38:40.405
‫با تاریک شدن هوا...

38:40.413 --> 38:43.285
‫گوساله‌ها به خونه جدیدشون معرفی شدن.

38:43.586 --> 38:44.813
‫نگاشون کن.

38:45.500 --> 38:47.766
‫چه منظره خوبیه این.

38:48.140 --> 38:51.393
‫با این حال، یه کار دیگه هم وجود داشت.

38:51.513 --> 38:54.213
‫جمع کردن گاو کوهنورد.

38:54.360 --> 38:55.753
‫بیا دیگه گاو من.

38:56.580 --> 38:57.605
‫یالا دیگه.

38:58.540 --> 39:00.325
‫آفرین گاو خوب، بیا.

39:01.040 --> 39:01.965
‫یالا بیا.

39:03.159 --> 39:05.207
‫و بفرما، بازم راه‌شو کشید رفت.

39:05.693 --> 39:09.853
‫اما می‌تونه ببینه، ببینین...
‫می‌تونه هتلی که براش ساختم رو ببینه.

39:09.854 --> 39:12.821
‫می‌تونه بوی کاه رو حس کنه، اما نه.

39:13.400 --> 39:15.926
‫داره اونجا واسه خودش کص‌چرخ می‌زنه.

39:16.213 --> 39:17.725
‫جقی، بیا ببینم.

39:19.053 --> 39:20.520
‫نه من کم نمی‌‌آرم.

39:20.687 --> 39:22.106
‫جنابِ گاو!

39:23.686 --> 39:24.473
‫یالا بیا.

39:29.993 --> 39:32.353
‫صبح روز بعد، چون تسلیم نشدم...

39:32.361 --> 39:35.733
‫گاو کوهنورد بالاخره توی سوله بود.

39:37.006 --> 39:40.199
‫و همونطور که گله از صبحونه‌شون لذت می‌بردن،

39:40.200 --> 39:42.106
‫رفتم سراغ نامه‌ها.

39:44.879 --> 39:48.478
‫اینجا نتیجه‌ی گورکن شماره 350 رو داریم که جمع‌آوریش کردیم.
‫(متن: مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس باکتری = مثبت)
‫(نام باکتری عامل بیماری سل)

39:48.479 --> 39:50.812
‫این یکی نتیجه‌اش مثبت شده.

39:52.680 --> 39:55.593
‫وای، این یعنی این‌که ما باکتری رو که...

39:55.594 --> 39:58.993
‫در همون گروهی که عامل سل گاوی هست رو پیدا کردیم.

40:04.779 --> 40:09.212
‫یعنی این‌که به احتمال زیاد کل گورکن‌های توی مزرعه سل دارن.

40:10.299 --> 40:12.706
‫وای نه!

40:17.266 --> 40:18.275
‫چی داری؟

40:18.746 --> 40:20.346
‫نامه‌ی امروز صبحه.

40:25.160 --> 40:26.600
‫گوه توش!

40:37.080 --> 40:40.179
‫الان باید بفهمیم که آیا سل گورکن...

40:40.180 --> 40:42.820
‫به گاوهای بیچاره‌ی من سرایت کرده یا نه.

40:43.800 --> 40:46.099
‫و خوشبختانه زمان مناسبی بود که...

40:46.100 --> 40:49.893
‫اونا آزمایش شیش ماهه سل رو انجام بدن.

40:52.087 --> 40:53.875
‫روز پراسترسیه امروز.

40:55.480 --> 40:56.595
‫سلام دیلوین.

40:59.033 --> 41:00.693
‫قصد دارم که...

41:00.694 --> 41:03.712
‫«توبرکولین» رو بهشون تزریق کنم که
‫اساسا همون سلِ غیرفعال شده‌اس،
‫ (Tuberculin آنتی‌ژنی برای تشخیص سل
‫و ارزیابی کفایت ایمنی در سرطان)

41:03.713 --> 41:05.839
‫و تزریق‌شون می‌کنم به پوست‌شون،

41:05.840 --> 41:10.005
‫و اگه در گذشته در معرض سل قرار گرفته باشن،

41:10.006 --> 41:12.266
‫به اون تزریق واکنش نشون می‌دن.

41:12.267 --> 41:13.245
‫گرفتم چی‌شد.

41:14.560 --> 41:15.365
‫دختر خوب.

41:16.240 --> 41:16.893
‫خوبه.

41:17.193 --> 41:18.913
‫- عه همین؟
‫- آره.

41:19.019 --> 41:22.612
‫بیرونش می‌آریم، و تا سه روز دیگه دوباره بررسیش می‌کنیم.

41:23.186 --> 41:25.013
‫دختر خوب، آروم دختر خوب.

41:27.199 --> 41:28.319
‫بفرما برو.

41:28.600 --> 41:30.292
‫فلفلی، بیا عزیزم.

41:30.840 --> 41:32.040
‫آفرین دختر خوب.

41:33.360 --> 41:34.698
‫آره، خوبه.

41:34.699 --> 41:36.487
‫- آروم برو.
‫- اینم از این.

41:36.980 --> 41:38.300
‫گاو وحشی!

41:38.606 --> 41:39.906
‫نه نه!

41:41.020 --> 41:43.806
‫باید بدونین که ما همه چیزو کنترل می‌کنیم، نه شماها.

41:45.280 --> 41:46.299
‫کارم خوبه، مگه نه؟

41:46.640 --> 41:49.420
‫- این یکی از اون خشن‌هاس.
‫- باید یه اسم براش بذاریم.

41:49.421 --> 41:50.914
‫«چنگیز خان!»

41:51.159 --> 41:53.679
‫این همون یارو «فلیپ فلپ» هست؟
‫(Flip Flap نمایشی که در اون یک ریل یا پیست دایره‌ای
‫توش هست و ترن‌هوایی یا شخضی با موتور از توش رد می‌شه)

41:53.680 --> 41:54.965
‫- کی؟
‫- فلیپ فلاب بود، ببخشید.

41:54.966 --> 41:56.405
‫چنگیز فلیپ فلاپ؟

41:56.406 --> 41:57.513
‫گاندی فلیپ...

41:59.206 --> 42:02.159
‫یادم می‌آد توی یکی از پارتی‌های کشاورزای جوون شنیده بودم.

42:02.160 --> 42:04.726
‫- گاندی فلیپ فلاپ؟
‫- آره.

42:04.727 --> 42:08.239
‫گاندی و چنگیزخان اصلا عین هم نیستن.

42:08.240 --> 42:09.872
‫- خب تفاوت‌شون چیه؟
‫- خب...

42:09.873 --> 42:14.465
‫گاندی یه هندیِ صلح دوست توی قرن بیستم بود که...

42:14.466 --> 42:17.345
‫- که استقلال هند رو به ارمغان آورد.
‫- خب.
‫(در میانه سال‌های 1930 تا 1935 میلادی)

42:17.346 --> 42:22.459
‫چنگیزخان به میلیون‌ها نفر رو کشت و بهشون تجاوز کرد.

42:22.460 --> 42:24.099
‫مثل این‌که خیلی کصکش بوده.

42:24.100 --> 42:27.499
‫آره، احتمالا می‌شه گفت که چنگیزخان یه کصکش عوضی بوده،

42:27.500 --> 42:31.620
‫شخته که بشه گفت، گاندی هم یه کصکش بوده.
‫(منظور 1: تنفر بریتانیایی‌ها از گاندی به دلیل مبارزه باهاشون
‫منظور 2: برهنه خوابیدن گاندی با زنان عریان و جذاب بدون سکس)

42:31.760 --> 42:36.613
‫در نهایت، دیلوین آزمایش 19 تا گاو رو تموم کرد.

42:36.979 --> 42:39.506
‫- اصلا جالب نیست، نه؟
‫- متنفرم ازش.

42:40.300 --> 42:42.080
‫خیلی عصبی شدم.

42:42.563 --> 42:44.106
‫من این گاوها رو دوست دارم.

42:44.320 --> 42:45.565
‫منم همینطور.

42:46.440 --> 42:49.872
‫گاوهایی رو دیدم که به سل مبتلا شدن و مردن،
‫مثل اینه که... پایان آدمه.

42:49.873 --> 42:51.391
‫تو رو نمی دونم، احساس کردی که...

42:51.392 --> 42:53.939
‫دارم خودمو خراب می‌کنم،
‫چون باید کل آخر هفته رو بگذرونیم.

42:53.940 --> 42:55.806
‫تا روز دوشنبه نتایج نمی‌آد، نه؟

42:59.828 --> 43:00.993
‫در قسمت بعد...

43:01.000 --> 43:03.519
‫وقتی بیرون می‌آم با مردان بزرگی ملاقات می‌کنم...

43:03.520 --> 43:05.266
‫آدم‌هایی با تبر و چیزای دیگه.

43:05.640 --> 43:07.913
‫خیلی‌خب... لحظه سرنوشت‌ساز رسید.

43:08.360 --> 43:10.786
‫رفتار متقاضی شرم آوره.

43:10.900 --> 43:13.685
‫همه کسانی که مایل به رد کردنش هست، نشون بدن.

43:15.659 --> 43:25.659
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
