1
00:00:01,596 --> 00:00:08,596
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,620 --> 00:00:11,247
‫«مزرعه کلارکسون»

3
00:00:11,248 --> 00:00:13,488
‫«قسمت 12»

4
00:00:13,489 --> 00:00:14,975
‫«قسمت 12»
‫«گورکن‌ها»

5
00:00:18,496 --> 00:00:20,250
ترجمه
AfshinSubs

6
00:00:20,724 --> 00:00:24,948
‫
‫[موسیقی: The Air That I Breathe
‫از The Hollies]

7
00:00:27,240 --> 00:00:30,806
‫بدون شک، گاوها عضوهای جدیدِ دلپذیری برای،

8
00:00:30,807 --> 00:00:33,100
‫مزرعه «دیدلی اسکوات» بودند.

9
00:00:38,200 --> 00:00:39,708
‫آفرین گاو خوب.

10
00:00:43,167 --> 00:00:46,595
‫واقعا خیلی خوبن، مگه نه؟
‫یعنی... نگاه‌شون کن!

11
00:00:48,600 --> 00:00:50,878
‫اونا به اینجا اومدن تا خاک رو تقویت کنن.

12
00:00:50,879 --> 00:00:53,200
‫و کارشون هم خوب بود.

13
00:00:53,893 --> 00:00:55,566
‫سلام فلفلی!

14
00:00:55,567 --> 00:00:57,000
‫امروز صبح چطوری؟

15
00:01:00,499 --> 00:01:04,085
‫اما برای این‌که این پروژه زیست محیطی سهم خودش رو بپردازه،

16
00:01:04,086 --> 00:01:07,705
‫باید برای رستوران جدید من گوشت تولید کنن.

17
00:01:08,393 --> 00:01:10,053
‫یالا دینی، برو داخل.

18
00:01:10,133 --> 00:01:11,799
‫به همین دلیله که یک ماه پیش...

19
00:01:11,800 --> 00:01:17,606
‫500 پوند برای لقاح مصنوعی دینی و فلفل هزینه کرده بودیم.

20
00:01:17,919 --> 00:01:19,879
‫دو تا تلیسه‌ها قطعا حامله شدن.

21
00:01:22,000 --> 00:01:23,359
‫یالا بچه‌ها.

22
00:01:24,686 --> 00:01:27,505
‫و امروز، دیلوینِ دامپزشک متوجه خواهد شد که...

23
00:01:27,506 --> 00:01:29,914
‫عملیات موثر بوده یا نه.

24
00:01:30,333 --> 00:01:32,459
‫خب اساسا می‌خوام یه اسکن انجام بدم.

25
00:01:32,460 --> 00:01:34,859
‫یه «پرتو فراصوت» از اونجا بیرون می‌آد،
‫ (ultrasound امواج صوتی که خارج از محدوده شنوایی انسان هستند
‫و در سونوگرافی، فیزیوتراپی و ایجاد تغییرات در گیاهان کاربرد دارند)

26
00:01:34,860 --> 00:01:37,086
‫و بعد از طریق این چیزی که من می‌بینم رو می‌تونی ببینی.

27
00:01:37,087 --> 00:01:40,007
‫- اوه، عینک محافظ به چشم زدی.
‫- آره.

28
00:01:43,400 --> 00:01:45,208
‫خب... خیلی‌خب.

29
00:01:45,361 --> 00:01:46,140
‫این رحمه.

30
00:01:46,140 --> 00:01:50,460
‫خب اساسا ما رحم رو برش می‌دیم
‫و به سطح بریده شده نگاه می‌کنیم.

31
00:01:50,461 --> 00:01:52,219
‫می‌دونی وقتی یه زن بارداره و این کارو انجام می‌دن،

32
00:01:52,220 --> 00:01:53,579
‫من که هیچوقت نتونستم بچه‌ای توش ببینم.

33
00:01:53,580 --> 00:01:56,985
‫وقتی که عکس‌های سونوگرافی رو نشون می‌دن،
‫من که اصلا نمی‌تونم بچه‌ای توش ببینم.

34
00:01:56,986 --> 00:01:59,613
‫- شکلش شبیه به باقلا هست.
‫- باقلا؟

35
00:02:03,953 --> 00:02:06,508
‫من که نمی‌تونم گوساله‌ای این تو ببینم.

36
00:02:06,652 --> 00:02:08,412
‫ای خدا.

37
00:02:08,619 --> 00:02:11,919
‫خب تا جایی که من می‌دونم باردار نیست.

38
00:02:12,320 --> 00:02:14,005
‫بیا فلفلی، عشقم.

39
00:02:14,606 --> 00:02:15,805
‫اومدش!

40
00:02:16,260 --> 00:02:17,540
‫خب، گرفتمت!

41
00:02:17,713 --> 00:02:20,912
‫فکر کنم قراره چاق بشه. (بخاطر بارداری)
‫(duff معنای واقعیِ داف: چاق، زشت، زننده، فاحشه، فاسد!
‫نه زیبا، جذاب، جیگر، سکسی، هات و...)

42
00:02:21,526 --> 00:02:23,426
‫پس باید دنبال یه چیزی شبیه به باقلا باشیم.

43
00:02:23,427 --> 00:02:26,887
‫یه باقلای سفید درونِ مایعی سیاه رنگ.

44
00:02:35,466 --> 00:02:36,895
‫یالا دیگه فلفل.

45
00:02:38,520 --> 00:02:40,165
‫نه باردار نیست.

46
00:02:42,353 --> 00:02:44,686
‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

47
00:02:45,440 --> 00:02:47,413
‫- یه خرده ناراحت‌کننده‌اس، نه؟
‫- آره.

48
00:02:47,479 --> 00:02:48,485
‫خب...

49
00:02:48,660 --> 00:02:51,713
‫شما باید تصمیم بگیرین که اینا رو کجا بفرستین یا چی‌کارشون کنین.

50
00:02:52,693 --> 00:02:55,072
‫خب باید یه جوری حامله‌شون کنیم دیگه.

51
00:02:55,280 --> 00:02:57,859
‫یعنی باید یه بار دیگه اونا رو ببریم برای لقاح مصنوعی؟

52
00:02:57,860 --> 00:03:00,779
‫خب، اگه یه لقاح مصنوعی دیگه انجام بدیم.

53
00:03:00,780 --> 00:03:02,280
‫و جواب نده...

54
00:03:02,281 --> 00:03:03,865
‫و یه شکاف تو کارمون به وجود می‌آد...

55
00:03:03,866 --> 00:03:06,259
‫وقتی که خانوم‌ها و آقایون به رستوارن می‌آن...

56
00:03:06,260 --> 00:03:08,598
‫و باید سالاد بذاریم جلوشون تا بخورن.

57
00:03:08,599 --> 00:03:10,686
‫هیچکی اون کوفتی رو نمی‌خوره.

58
00:03:11,400 --> 00:03:13,006
‫می‌تونی یه گاو نر بگیری.

59
00:03:13,040 --> 00:03:15,119
‫زمان‌بندی کردن با یه گاو نر بهتره.

60
00:03:15,239 --> 00:03:19,392
‫مقدار مایع منی که گاو نر خارج می‌کنه خیلی بیشتره.

61
00:03:19,519 --> 00:03:21,352
‫و همچنین تر و تازه‌تر هم هست.

62
00:03:21,353 --> 00:03:22,984
‫مگه مجاز به نگهداری یه گاو نر هستیم؟

63
00:03:22,985 --> 00:03:24,459
‫- آره.
‫- آره می‌تونی.

64
00:03:24,460 --> 00:03:26,545
‫اما باید توی مسیر پیاده‌رو یه تابلو بزنی.

65
00:03:26,546 --> 00:03:29,005
‫- آره، مشکلی نداره.
‫- یه تابلو اینجوری: «هشدارِ وجود گاو وحشی».

66
00:03:29,191 --> 00:03:31,732
‫«گزینه هسته‌ای»ش، که چندان محبوب هم نیست،
‫ (The nuclear option: در سنای آمریکا، یک رویه پارلمانی هست
‫که به سنا اجازه می‌ده تا با تعداد کم، یک قانون ثابت رو لغو کنند)

67
00:03:31,733 --> 00:03:33,804
‫اینه که تلیسه‌ها رو بخورین.

68
00:03:34,526 --> 00:03:36,139
‫- بخوریم‌شون؟
‫- تلیسه‌ها رو ذبح می‌کنی.

69
00:03:36,140 --> 00:03:38,699
‫- ما واسه‌شون اسم گذاشتیم!
‫- خب اینم یه ایده‌اس.

70
00:03:38,700 --> 00:03:41,805
‫من که فلفل رو نمی‌خورم!
‫و همین، تموم بحثم نکنید.

71
00:03:41,806 --> 00:03:45,192
‫این دو تا تلیسه بودن که به هدف پرورش گوساله خریده شدن.

72
00:03:45,426 --> 00:03:47,112
‫به کشاورزی خوش اومدی.

73
00:03:48,833 --> 00:03:49,979
‫باید فشارش بدی پایین.

74
00:03:49,980 --> 00:03:52,600
‫با این فکر وحشتناکی که توی مغزم افتاده بود،

75
00:03:52,601 --> 00:03:56,739
‫تلیسه‌ها رو برای یه دور دیگه لقاح مصنوعیِ گرون قیمت آماده کردم،

76
00:03:56,740 --> 00:04:00,859
‫اگر چه چارلیِ شاد گفته بود در این منطقه که ما زندگی می کنیم،

77
00:04:00,860 --> 00:04:04,386
‫احتمالش بالاست که گاوها خیلی عمر نکنن.

78
00:04:05,793 --> 00:04:08,119
‫اوایل هفته، نقشه‌اش رو همراه با خودش آورده بود،

79
00:04:08,120 --> 00:04:12,544
‫که محدوده گسترش هشداردهنده‌ی سلِ کشنده‌ی گاو رو...

80
00:04:12,545 --> 00:04:14,479
‫در این منطقه ترسیم می‌کرد.

81
00:04:14,480 --> 00:04:17,626
‫- مثلِ یه منطقه‌ی خطر توی این نقطه از دنیاست.
‫- خدایا!

82
00:04:17,959 --> 00:04:19,659
‫این یکی نزدیکه «بلدینگتون»ـه.
‫ (Bledington روستایی در ناحیه کاتس‌ولدز، انگلستان)

83
00:04:19,660 --> 00:04:21,792
‫- شهر نورتون رو ببین از منطقه چیپینگ نورتون...
‫- اوه آره.

84
00:04:21,793 --> 00:04:25,486
‫- من که میگم این نزدیک‌تره.
‫- یه مایل با اینجا فاصله داره.

85
00:04:27,560 --> 00:04:29,438
‫پس، چون دیلوین همین‌جا بود،

86
00:04:29,439 --> 00:04:32,906
‫باهاش یه جلسه گرفتم تا به طور کامل در جریان قرار کار بگیرم.

87
00:04:33,367 --> 00:04:36,559
‫گاوها می‌تونن از دیگر گاوها هم سِل بگیرن،

88
00:04:36,560 --> 00:04:38,358
‫یا می‌تونن از حیات‌وحش بگیرن.

89
00:04:38,359 --> 00:04:41,052
‫- که می‌شه آهو و گورکن.
‫- آره.

90
00:04:41,053 --> 00:04:43,472
‫می‌دونی، گاوها خیلی کنجکاون.

91
00:04:43,473 --> 00:04:47,179
‫پس وقتی ببینن یه گورکن داره روی زمین راه می‌ره،

92
00:04:47,180 --> 00:04:48,945
‫می‌رن بالا سرش و اونو بو می‌کنن.

93
00:04:48,946 --> 00:04:50,493
‫اما نمی‌تونن چنین کاری رو با یه آهو بکنن،

94
00:04:50,494 --> 00:04:52,526
‫چون که آهو پا می‌ذاره به فرار.

95
00:04:52,527 --> 00:04:55,119
‫در حالی که یه گورکن با یه گاو ارتباط برقرار می‌کنه.

96
00:04:55,120 --> 00:04:57,765
‫و چیزی که در مورد آهوها و روباه‌ها هست،

97
00:04:57,766 --> 00:05:01,499
‫اینه که در واقع تو می‌تونی به روباه‌ها شلیک کنی
‫و اون‌ها رو از زمین‌هات دور نگه‌داری.

98
00:05:01,633 --> 00:05:04,599
‫اما نمی‌تونی به گورکن‌ها شلیک کنی و از زمین‌هات دورشون کنی.

99
00:05:04,860 --> 00:05:08,220
‫گورکن‌ها از اواسط دهه 1980
‫به عنوان یه گونه حفاظت شده ثبت شدن.

100
00:05:08,221 --> 00:05:09,879
‫برای جلوگیری از «مسابقات گورکن‌ها».
‫(مسابقاتی همچون دعوای خروس‌جنگی‌ها، که در
‫اون سگ، مار و... رو به جون گورکن‌ها می‌انداختن)

101
00:05:09,880 --> 00:05:12,587
‫اما مسابقات گورکن‌ها دیگه مشکل‌ساز نیست.

102
00:05:12,588 --> 00:05:15,261
‫خب فکر می‌کنم که دولت باید...

103
00:05:15,262 --> 00:05:18,399
‫اون‌چه رو که محافظت می‌کنه و
‫اون‌چه رو که محافظ نمی‌شه رو تنظیم کنه،

104
00:05:18,400 --> 00:05:22,000
‫چون‌که در حال حاضر بعضی از حیوانات بیش از حد محافظت شده‌اند.

105
00:05:22,386 --> 00:05:24,552
‫و اگه یکی از گاوهای من سل بگیره،

106
00:05:24,553 --> 00:05:26,352
‫باید کشته بشه؟

107
00:05:26,353 --> 00:05:28,113
‫آره، باید.

108
00:05:31,793 --> 00:05:33,406
‫نمی‌دونم چه خاکی تو سرم بریزم.

109
00:05:33,553 --> 00:05:36,272
‫انگار که «برایان مِی» رو داریم که هی می‌چرخه این‌ور اون‌ور
‫و میگه: «آخی، گورکن‌ها دوست داشتنی‌ان»
‫ (Brian May آهنگ‌ساز، خواننده و گیتاریست انگلیسی که 10 سال پیش
‫در اتحادیه آکسفورد در مورد «نجات گورکن‌ها» سخنرانی کرده بود)

110
00:05:36,273 --> 00:05:37,553
‫و «کانتری‌فایل» هر هفته بهت میگه:
‫ (Countryfile برنامه‌ی تلویزیونی بریتانیایی در مورد
‫مسائل روستایی، کشاورزی و زیست محیطی)

111
00:05:37,554 --> 00:05:39,425
‫«گورکن‌ها چقدر شیرینن، نرم و پشمالو هستن،

112
00:05:39,426 --> 00:05:40,899
‫به اون سیبیل‌های کوچولوشون نگاه کن آخه»

113
00:05:40,900 --> 00:05:44,219
‫بنابراین من نمی‌تونم بکشم‌شون چون که
‫همه فکر می‌کنند که اونا دوست داشتنی‌ان.

114
00:05:44,220 --> 00:05:45,785
‫واقعا نمی‌دونم چی‌کار باید بکنم.

115
00:05:45,786 --> 00:05:48,659
‫الان که زیاد کسی دور و برتون نیست که.
‫شاید ارزشش رو داشته باشه که...
‫(بی سر و صدا بکشین‌شون)

116
00:05:48,660 --> 00:05:50,698
‫می‌دونم، اما صداش در می‌آد
‫بخاطر این همه آدم‌هایی که اینجان.

117
00:05:50,699 --> 00:05:53,679
‫و چون این همه آدم دوروبرم هستن، نمی‌تونم...
‫(اشاره به تیم فیلمبرداری)

118
00:05:54,006 --> 00:05:55,519
‫بی سر و صدا قانون‌شکنی کنم.

119
00:05:55,520 --> 00:05:56,913
‫آره، اما...

120
00:05:56,914 --> 00:06:02,020
‫چرا همه‌تون یه سر به «برنامه‌ی تعطیلات»
‫یا همچین چیزی نمی‌رین واسه یه هفته؟
‫(برنامه‌ای بریتانیایی که از 1969 تا 2007
‫به بررسی مسافرت‌ها می‌پرداخت)

121
00:06:02,806 --> 00:06:04,813
‫و بعد یه هفته برگردین...

122
00:06:04,973 --> 00:06:08,553
‫- می‌تونستیم مشکل گورکن‌هامون رو حل کنیم.
‫- آره، حل می‌کردیم، آره.

123
00:06:13,400 --> 00:06:15,232
‫به دنبال گفت‌و‌گوم با دیلوین،

124
00:06:15,233 --> 00:06:19,558
‫تصمیم گرفتم که بفهمم چند تا
‫گورکن توی مزرعه‌ام زندگی می‌کنن.

125
00:06:19,559 --> 00:06:20,805
‫حالت چطوره، تام؟

126
00:06:21,085 --> 00:06:24,059
‫که به معنای فراخوندن تامِ دوستدار محیط زیست بود....

127
00:06:24,060 --> 00:06:26,006
‫- خوبی؟
‫- آره، آره.

128
00:06:26,393 --> 00:06:28,218
‫...کسی که در فصل قبل،

129
00:06:28,219 --> 00:06:33,146
‫در مورد «موش‌های آبی» شرتمو کشید رو سرم.
‫(منو نشوند سرِ جام)
‫(موش آبی اروپایی نام یک گونه از همسترهای آب‌دوست)

130
00:06:33,147 --> 00:06:36,459
‫چی می‌شه اگه کل این ناحیه رو از جا بکنیم و در بیاریم؟

131
00:06:36,460 --> 00:06:38,659
‫موش‌های آبی که متوجه نمی‌شن.

132
00:06:38,660 --> 00:06:39,912
‫و بعد می‌ریم می‌ذاریم‌شون اون‌ور تر.

133
00:06:39,913 --> 00:06:41,853
‫- نه جرمی، نه.
‫- چرا آخه؟

134
00:06:44,400 --> 00:06:48,106
‫تام، اندی که متخصص کورگن‌ها بود رو هم با خودش آورده بود.

135
00:06:48,200 --> 00:06:50,639
‫این جایی هست که اونا عمدتا واردش می‌شن، به این سمتی.

136
00:06:50,640 --> 00:06:54,025
‫و همه ما به دنبال شواهدی از زندگی گورکن‌ها بودیم که...

137
00:06:54,026 --> 00:06:57,612
‫به طرز نگران‌کننده‌ای... طولی نکشید.

138
00:06:57,880 --> 00:06:59,905
‫چند تا سوراخِ خیلی فعال اینجا دارین.
‫(رفت و آمد توش زیاده)

139
00:06:59,906 --> 00:07:01,946
‫می‌بینی چند تُن خاک فقط کندن ریختن بیرون؟

140
00:07:01,947 --> 00:07:03,299
‫- این یکی اینجا رو ببین.
‫- اوه یا خدا!

141
00:07:03,300 --> 00:07:05,045
‫آره، اینجا فعالیت خیلی زیاد دارن.

142
00:07:05,046 --> 00:07:07,405
‫اینجا یه دونه ورودیِ بزرگ و قدیمی داریم.

143
00:07:07,593 --> 00:07:09,519
‫- ردپای بیشتری اینجاست.
‫- آره.

144
00:07:09,612 --> 00:07:11,912
‫- اون یکی رو انگار آدمیزاد کنده.
‫- آره.

145
00:07:11,913 --> 00:07:14,392
‫یه جورایی شبیه به «فاضلاب ویکتوریایی» هست.
‫(سیستم فاضلاب تاریخی در لندن که در سال 1858 ساخته شد)

146
00:07:14,393 --> 00:07:17,679
‫اون یکی دیگه خیلی گنده‌اس، دقیقا از اینجا رد می‌شه.

147
00:07:17,680 --> 00:07:19,680
‫یا خود خدا!

148
00:07:19,880 --> 00:07:22,913
‫اندازه تونل‌هایی که یه گورکن زیر زمین می‌کنه چقدره؟

149
00:07:23,260 --> 00:07:24,652
‫نظرت در مورد این یکی چیه، اندی؟

150
00:07:24,653 --> 00:07:27,598
‫خب، بعضی‌هاشون تا عمق 40 متری هم می‌رن...

151
00:07:27,599 --> 00:07:28,313
‫زیر زمین.

152
00:07:28,314 --> 00:07:31,514
‫اما معمولا پنج، ده یا پونزده متر می‌رن پایین.

153
00:07:31,613 --> 00:07:33,218
‫حفره‌های متعددی در اطرافش داره.

154
00:07:33,226 --> 00:07:35,319
‫- 5 یا 10 متر؟
‫- بله، متر.

155
00:07:35,320 --> 00:07:37,339
‫حالا اون چهل فوتیش رو...
‫نه چهل متریش رو تصور کن.
‫(1 فوت = 30 سانتی‌متر)

156
00:07:37,340 --> 00:07:39,413
‫منظورم اینه که خیلی گنده‌ان.

157
00:07:40,393 --> 00:07:44,492
‫پرچم‌های قرمز رنگ نشانه‌گذاریِ تام
‫دائما مشکل‌مون رو نشون‌مون می‌دادن.

158
00:07:44,493 --> 00:07:46,400
‫و سریعا به من هشدار داد که...

159
00:07:46,401 --> 00:07:50,706
‫به اون چیزی که فکر می‌کنه من فکر می‌کنم، فکر نکنم.
‫(فکر: کشتن گورکن‌ها)

160
00:07:50,953 --> 00:07:52,311
‫متاسفانه، جرمی...

161
00:07:52,312 --> 00:07:55,744
‫شما با یکی از قانونی‌ترین پستانداران کشور روبه‌رو هستین.

162
00:07:55,752 --> 00:07:57,059
‫- نمی‌شه بهشون شلیک کرد؟
‫- نه.

163
00:07:57,060 --> 00:07:58,231
‫- یا با گاز کشت‌شون؟
‫- نه.

164
00:07:58,232 --> 00:08:00,385
‫- یا این‌که سوراخ‌هاشون رو پر کنیم
‫- نه.

165
00:08:00,485 --> 00:08:02,320
‫همیشه که میگی: «نه».

166
00:08:02,947 --> 00:08:03,725
‫اما...

167
00:08:04,520 --> 00:08:05,987
‫بذار اینطوری بگم.

168
00:08:06,600 --> 00:08:08,293
‫من یه دوستی دارم...

169
00:08:09,120 --> 00:08:10,920
‫که همین نزدیکی‌ها زندگی می کنه.

170
00:08:11,240 --> 00:08:13,900
‫و با مشکل گورکن‌هاش دست و پنجه نرم می‌کنه...

171
00:08:15,120 --> 00:08:16,400
‫توی شب‌ها.

172
00:08:18,746 --> 00:08:21,815
‫اگر در حال تیراندازی به گورکن‌ها دستگیر بشه،

173
00:08:21,816 --> 00:08:23,091
‫چه اتفاقی براش می‌افته؟

174
00:08:23,092 --> 00:08:25,412
‫اگه گیر بیوفته، اساسا...

175
00:08:26,053 --> 00:08:27,453
‫آسیب به تونل‌ها،

176
00:08:27,620 --> 00:08:30,239
‫آسیب به گورکن‌ها، کشتن گورکن‌ها،

177
00:08:30,240 --> 00:08:31,985
‫اگه شواهدی برای اونا وجود داشته باشه که،

178
00:08:31,986 --> 00:08:33,419
‫می‌شه ثابت کرد که این کار رو انجام دادین...

179
00:08:33,420 --> 00:08:34,752
‫نه نه، دوستم این کارو کرده.

180
00:08:34,753 --> 00:08:36,299
‫باشه، خب اگه دوستت انجام داده باشه،

181
00:08:36,300 --> 00:08:39,900
‫مستعد اینه که 12 ماه بره زندان.

182
00:08:40,279 --> 00:08:44,079
‫- خیلی‌خب، بهش میگم.
‫- 40,000 پوند جریمه برای هر گورکن.
‫(تقریبا 2 میلیارد و 400 میلیون تومن!)

183
00:08:44,080 --> 00:08:46,513
‫- بابت هر گورکن؟
‫- و بابت هر تونل.

184
00:08:47,960 --> 00:08:50,465
‫- پس...
‫- پس ممکنه تو بد دردسری بیوفته.

185
00:08:50,466 --> 00:08:51,812
‫ممکنه تو مشکل جدی افتاده باشه.

186
00:08:51,813 --> 00:08:53,412
‫مزاحم تونل‌ها نشین.

187
00:08:53,833 --> 00:08:54,626
‫نه.

188
00:08:57,699 --> 00:09:02,098
‫البته، مثل همیشه احتمال کمی وجود داشت که تونل‌ها خالی باشن.

189
00:09:02,099 --> 00:09:06,312
‫پس برای فهمیدن این موضوع،
‫کاسپرِ فیلمبردار چند تا «کِلیمور» کار گذاشت...
‫ (Claymore مین ضد نفرِ جهت‌دار که برای
‫ارتش آمریکا در سال 1960 ساخته شد)

190
00:09:06,313 --> 00:09:08,806
‫منظورم چیزه... چند تا دوربینِ نظارتی.

191
00:09:12,220 --> 00:09:15,206
‫و نتایج وحشتناک بود.

192
00:09:33,760 --> 00:09:40,300
‫از اونجایی که گله‌ی بیچاره‌ی من با گاوهای
‫تویِ «نبرد رورک دریفت» برابری می‌کرد...
‫(نبردی میان ارتش بریتانیا و پادشاهی زولو در آفریقای جنوبی در سال
‫1879 در منطقه‌ای به نام رورک دریفت که بریتانیا در آن پیروز شد)

193
00:09:41,747 --> 00:09:44,352
‫مجبور شدم که پول بیشتری رو برای...

194
00:09:44,353 --> 00:09:47,306
‫نصب برخی اقدامات حفاظتی از گورکن‌ها، خرج کنم.

195
00:09:47,520 --> 00:09:49,633
‫روی اون تیکه زمین ناهموارِ اونجا.

196
00:09:50,660 --> 00:09:53,366
‫ارتفاع آبشخورها رو بالاتر بردیم.

197
00:09:53,979 --> 00:09:55,760
‫اینو داشته باشه، گورکن!

198
00:09:55,840 --> 00:09:56,780
‫عالیه.

199
00:09:57,679 --> 00:10:01,092
‫حصارهای نزدیک محل سکونت‌شون رو الکتریکی کردیم.

200
00:10:01,240 --> 00:10:04,912
‫و چند تا ظرف غذای جدید نصب کردیم.

201
00:10:05,219 --> 00:10:06,206
‫همینه.

202
00:10:06,466 --> 00:10:09,219
‫غلتک‌های کناری هم واسش گرفتیم...

203
00:10:09,220 --> 00:10:11,805
‫پس وقتی که کورگن می‌آد و پنجه‌هاش رو روی اون می‌ذاره،

204
00:10:11,806 --> 00:10:13,426
‫اینطوری می‌چرخه و می‌افته.

205
00:10:13,427 --> 00:10:15,214
‫دستش به غذای گاوها نمی‌رسه،

206
00:10:15,215 --> 00:10:17,894
‫پس نمی‌تونه میکروب‌هاش رو پخش کنه.

207
00:10:18,366 --> 00:10:19,480
‫محشره.

208
00:10:22,360 --> 00:10:26,105
‫و کارهای گرون قیمت گاوها هنوز تموم نشده بود...

209
00:10:26,106 --> 00:10:28,179
‫چون با نزدیک شدن به زمستان،

210
00:10:28,180 --> 00:10:31,087
‫حالا مجبور شدیم که براشون طویله بسازیم.

211
00:10:31,526 --> 00:10:33,258
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟
‫- آره

212
00:10:33,259 --> 00:10:36,619
‫چرا گاوها تو زمستون باید توی طویله باشن؟

213
00:10:36,620 --> 00:10:38,059
‫چرا ما باید همه اینا رو بسازیم؟

214
00:10:38,060 --> 00:10:40,965
‫به طور معمول، زمین نمی‌تونه وزن‌شون رو تحمل کنه.

215
00:10:40,966 --> 00:10:43,432
‫پس می‌دونی دیگه، خب تقریبا حدود یه تن وزن دارن دیگه.

216
00:10:43,433 --> 00:10:43,885
‫- آره.
‫- آره.

217
00:10:43,886 --> 00:10:46,192
‫و بعضی از گاوها به وضوح وزن‌شون کمی از اینم بیشتره.

218
00:10:46,332 --> 00:10:47,392
‫اما گاوهای ما حدود یه تن وزن دارن.

219
00:10:47,393 --> 00:10:50,219
‫پس توی ماه‌های زمستون،
‫وقتی که زمین خیلی مرطوب می‌شه،
‫(خیلی بارون می‌آد)

220
00:10:50,220 --> 00:10:52,812
‫زمین خمیری و نرم می‌شه و گاوها نمی‌تونن روش وایسن.

221
00:10:52,813 --> 00:10:54,279
‫فرو می‌رن توی زمین؟

222
00:10:54,366 --> 00:10:56,579
‫پس باید بذاریم‌شون توی سوله؟

223
00:10:56,580 --> 00:10:57,499
‫آره.

224
00:10:58,339 --> 00:11:00,019
‫تیم سازنده‌ی سوله گفت که،

225
00:11:00,020 --> 00:11:02,419
‫اگه می‌خوام خودم رو بدرد بخور جلوه بدم،

226
00:11:02,420 --> 00:11:04,918
‫می‌تونم «زیرخاک»ی رو که در حال کندنش هستند رو،
‫(خاکی که زیر خاک زراعی قرار می‌گیره)

227
00:11:04,919 --> 00:11:07,219
‫برای تراز کردن زمین محل بردارم.

228
00:11:07,480 --> 00:11:09,779
‫همیشه فکر می‌کردم اگه قراره که یه دونه از اینا بپوشی،

229
00:11:09,780 --> 00:11:12,685
‫بهتره که دو تا ازش رو بپوشی تا ایمن‌تر باشی، چون که...

230
00:11:12,686 --> 00:11:14,912
‫احمقانه‌اس که فقط یه دونه ازش بپوشی.

231
00:11:14,980 --> 00:11:16,618
‫بفرما، الان کاملا ایمنم.

232
00:11:16,619 --> 00:11:18,645
‫برات یه دونه دو ایکس لارجشم از این می‌آرم.

233
00:11:19,000 --> 00:11:20,079
‫ببند گاله رو.

234
00:11:26,386 --> 00:11:28,031
‫وقتی که خاک بار زده شد،

235
00:11:28,032 --> 00:11:32,919
‫اون رو به یه معدن کوچیک متروکه در انتهای بالای مزرعه بردم.

236
00:11:36,606 --> 00:11:39,106
‫بزن بریم، با سرعت هجوم می‌بریم.

237
00:11:41,078 --> 00:11:43,498
‫بیاید ببینیم می‌تونم اینو بریزم توی سوراخ یا نه.

238
00:11:43,953 --> 00:11:45,005
‫خالیش می‌کنیم.

239
00:11:45,920 --> 00:11:46,885
‫آره.

240
00:11:47,240 --> 00:11:48,799
‫- سلام!
‫- سلام.

241
00:11:48,800 --> 00:11:50,699
‫- چطوری؟
‫- خوبم ممنون، تو چی؟

242
00:11:50,700 --> 00:11:51,506
‫خوبم.

243
00:11:51,686 --> 00:11:54,252
‫پس اینا ضایعاتِ سوله گاوهاست؟

244
00:11:54,253 --> 00:11:55,706
‫- آره طویله گاوها.
‫- آره.

245
00:11:55,960 --> 00:11:58,920
‫تا وقتی که مجوز معافیتِ ضایعات رو داشته باشی، مشکلی نداره.

246
00:11:59,173 --> 00:11:59,953
‫چی؟

247
00:12:00,020 --> 00:12:02,386
‫- یعنی فرم‌شو پر نکردی؟
‫- نه.

248
00:12:02,686 --> 00:12:05,038
‫- چارلی، این معدنِ مال خودمه.
‫- می‌دونم.

249
00:12:05,046 --> 00:12:07,338
‫- پس جابه‌جا کردم...
‫- اما چطوری...
‫[نامفهوم]

250
00:12:07,339 --> 00:12:08,466
‫اگه یه باغ داشته باشی...

251
00:12:08,467 --> 00:12:11,473
‫باید اعلام کنی که خاکی رو که می‌ریزی اونجا،

252
00:12:11,474 --> 00:12:13,259
‫عاری از هر آلودگی هست.

253
00:12:13,260 --> 00:12:16,120
‫پس باید مجور معافیتِ ضایعات رو تکمیل کنی.

254
00:12:16,646 --> 00:12:19,052
‫- پس یه «پلیسِ خاک» هم داریم؟
‫- آره داریم.

255
00:12:19,053 --> 00:12:21,232
‫همه مدل پلیسی داریم.
‫بگذریم...

256
00:12:21,233 --> 00:12:23,300
‫- چند تا خبر خوب برات دارم.
‫- چی؟

257
00:12:24,066 --> 00:12:26,413
‫مسیری که کیلب توی زمین شلغم ساخته رو دیدی؟

258
00:12:27,293 --> 00:12:30,973
‫اون «مسیر» شواهدی غیرقابل انکار بود که نشون می‌داد،

259
00:12:30,974 --> 00:12:34,619
‫شخصِ خودخوانده‌ی «بهترین کشاورز دیدلی اسکوات»،
‫(حرفی که کیلی فصل پیش زد)

260
00:12:34,620 --> 00:12:36,507
‫بدجوری ریده.

261
00:12:36,660 --> 00:12:39,419
‫اون تیکه‌ی قهوه‌ای رنگ، کار کیلبه که بذرکاریش نکرده.

262
00:12:39,420 --> 00:12:40,706
‫این تیکه‌شو جا انداخته.

263
00:12:42,066 --> 00:12:43,487
‫خنده‌داره.

264
00:12:44,280 --> 00:12:46,560
‫بلافاصله کارهام رو ول کردم،

265
00:12:46,561 --> 00:12:49,713
‫تا بتونم کیلب رو به یه کم سواری ببرم.

266
00:12:51,120 --> 00:12:52,886
‫یه سوال ازت دارم...

267
00:12:53,507 --> 00:12:55,245
‫این زمین شلغمه،

268
00:12:55,853 --> 00:12:56,820
‫وقتی توی تراکتورم بودم...

269
00:12:56,821 --> 00:12:59,219
‫اوه، از همین‌جام می‌تونی ببینیش
‫حتی وقتی که توی رنج روور هستی.

270
00:12:59,220 --> 00:13:00,506
‫آره، می‌تونم ببینمش.

271
00:13:05,332 --> 00:13:08,333
‫می‌دونم که می‌خوای چی بگی:
‫«یه تیکه‌شو جا انداختی».
‫(جمله معروف کیلب در فصل قبل وقتی جرمی گند می‌زد)

272
00:13:09,079 --> 00:13:10,579
‫- جا ننداختم.
‫- واقعا ببخشیدا، کیلب.

273
00:13:10,580 --> 00:13:14,139
‫- این یه ذره نیست، این یه...
‫- اما من این تیکه رو جا ننداختم.

274
00:13:14,140 --> 00:13:15,020
‫خب...

275
00:13:15,021 --> 00:13:16,919
‫نه، خدایی جا ننداختم اینو.

276
00:13:16,920 --> 00:13:18,980
‫ببین، اگه این شیش متر باشه،

277
00:13:18,981 --> 00:13:20,679
‫که عرضِ دقیق بذرپاش هم همینقدره.

278
00:13:20,680 --> 00:13:22,405
‫1... 2...

279
00:13:22,406 --> 00:13:25,899
‫3... 4... 5... 6...

280
00:13:26,260 --> 00:13:28,219
‫آره اما جا ننداختم اینو من.

281
00:13:28,220 --> 00:13:31,340
‫- عرضِ دقیقِ...
‫- اگه اشتباهی کرده باشم قبولش می‌کنم.

282
00:13:31,341 --> 00:13:33,579
‫اما ببین شلغم توش رشد کرده. ببین.

283
00:13:33,580 --> 00:13:35,505
‫اون شلغمه که اونجا رشد کرده رو ببین.
‫اونجام هست.

284
00:13:35,506 --> 00:13:37,532
‫- نه، نه، کیلب.
‫- اونجام هست.

285
00:13:37,920 --> 00:13:39,300
‫بذرپاشی شده.

286
00:13:39,500 --> 00:13:40,372
‫بذرپاشی شده.

287
00:13:40,373 --> 00:13:42,391
‫- بذرپاشی نشده.
‫- بذرپاشی شده.

288
00:13:42,392 --> 00:13:44,093
‫بذرپاشیش نکردی.

289
00:13:44,306 --> 00:13:47,512
‫منظورم اینه که، خیلی خوبه که
‫بگیم شلغم تو اینم رشد کرده.

290
00:13:47,939 --> 00:13:49,306
‫یکی اینجاست...

291
00:13:49,806 --> 00:13:50,565
‫2 تا.

292
00:13:51,572 --> 00:13:53,100
‫3... 4... 5...

293
00:13:53,199 --> 00:13:55,126
‫این که قاصدکه.

294
00:13:55,553 --> 00:13:56,892
‫این دیگه تقصیر من نیست.

295
00:13:57,206 --> 00:13:58,665
‫من هیچ تقصیری گردن نمی‌گیرم.

296
00:13:58,666 --> 00:13:59,540
‫چی میگی؟

297
00:14:00,353 --> 00:14:02,619
‫پس کار کی بوده؟ «نیکولاس ویچل»؟
‫ (Nicholas Witchell خبرنگار و روزنامه‌نگار بریتانیایی، معروف به
‫خبرنگار سلطنتی کسی که کلا خبرهای پادشاهی بریتانیا رو پوشش می‌ده)

298
00:14:02,620 --> 00:14:05,306
‫«جودی دنچ»؟ کار کی بوده؟
‫ (Judi Dench برنده اسکار و جز بهترین بازیگران زن در بریتانیا)

299
00:14:07,080 --> 00:14:10,152
‫با توجه به این‌که کیلب گهگاهی آدم بی‌عرضه‌ای بود،

300
00:14:10,159 --> 00:14:12,559
‫و منم که یه بدردنخوره به تمام معنا بودم،

301
00:14:12,560 --> 00:14:14,379
‫عجیب بود که برای دریافت مدال،

302
00:14:14,380 --> 00:14:17,107
‫به مراسم «جوایز کشاورزی بریتانیا» در «بیرمنگام»...
‫ (Birmingham کلانشهری در مرکز بریتانیا و زادگاهِ ریچارد هموند)

303
00:14:17,108 --> 00:14:19,093
‫دعوت شده بودیم.

304
00:14:19,880 --> 00:14:24,506
‫طبیعتا، کیلب گفت که برای این مراسم به یه مدل موی جدید نیاز داره.

305
00:14:25,626 --> 00:14:28,165
‫یعنی این‌که دیر به راه می‌افتیم.

306
00:14:28,459 --> 00:14:30,599
‫اما خوشبختانه شغل دیگر من بدین معنا بود که،

307
00:14:30,607 --> 00:14:33,406
‫ماشین مناسبی اون هفته زیر پام بود،

308
00:14:33,600 --> 00:14:36,120
‫تا ما رو سر وقت به اونجا برسونه.
‫(هشدار! صدای بلند و گوش خراش)

309
00:14:44,400 --> 00:14:46,155
‫لعنت بهش!

310
00:14:52,073 --> 00:14:53,225
‫یکی از اینا می‌خوام.

311
00:14:53,439 --> 00:14:54,939
‫- یکی از اینا می‌خوای؟
‫- آره.

312
00:14:55,060 --> 00:14:56,059
‫لامبوها بهترینن.
‫(لامبورگینی)

313
00:14:56,060 --> 00:14:59,425
‫اگر می‌خوای یه ماشین واقعا احمقانه داشته باشی،

314
00:14:59,426 --> 00:15:01,179
‫باید یه لامبورگینی بگیری،

315
00:15:01,180 --> 00:15:04,120
‫چون اونا احمقانه‌ترین ماشین‌ها هستن.

316
00:15:04,860 --> 00:15:06,287
‫باید عاشقش باشی.

317
00:15:06,660 --> 00:15:08,739
‫خب بگو بهم، در مورد موهات باهام حرف بزن.

318
00:15:08,740 --> 00:15:11,540
‫اسم این مدل رو چی می‌ذاری؟

319
00:15:12,446 --> 00:15:14,419
‫چی به آرایشگر گفتی؟

320
00:15:14,420 --> 00:15:16,619
‫گفتم: «می‌تونم یه خط تراموا بندازی برام؟»
‫و اونم دقیقا منظورمو گرفت.
‫ (tramline هم نام واگن برقی شهری هست و هم نام مدل مو)

321
00:15:16,620 --> 00:15:19,420
‫خیلی‌خب، خط تراموا.
‫اما اون تیکه بالا سرت چی...

322
00:15:19,580 --> 00:15:21,300
‫- هنوزم فره دیگه.
‫- نه.
‫(فرِ مصنوعیِ شیش ماهه نه مادرزاد)

323
00:15:21,301 --> 00:15:21,779
‫هست.

324
00:15:21,780 --> 00:15:23,544
‫این کاملا با اون فرِ قبلیت فرق می‌کنه.

325
00:15:23,545 --> 00:15:25,266
‫یه خرده موج تو فرهام هست.

326
00:15:25,267 --> 00:15:30,718
‫به نظر من تو و جرالد باید یه برنامه‌ی
‫کارآگاهی جدید بریتانیایی راه بندازین،

327
00:15:30,719 --> 00:15:33,619
‫اسمش هم بذارین: «فر و پشت مو».
‫(پشت مو: مدل مویی در دهه 1980 که پشت موها
‫بلندتر از بقیه جاها هست، مدل مویِ جرالد)

328
00:15:33,620 --> 00:15:35,505
‫انگار که یه زوجِ کارآگاه هستن که...

329
00:15:35,506 --> 00:15:39,199
‫توی روستاها می‌چرخن تا جنایات روستایی رو حل کنن.

330
00:15:40,466 --> 00:15:41,806
‫من همه‌ی اینا رو کاشتم.

331
00:15:42,146 --> 00:15:43,546
‫چی این؟ اوه این کار توئه؟

332
00:15:43,547 --> 00:15:45,085
‫آره، این مزرعه‌ی اینجا.

333
00:15:45,086 --> 00:15:47,406
‫پس یه تیکه از این مزرعه رو هم یادت رفته کاشت کنی؟

334
00:15:48,993 --> 00:15:51,206
‫فکر کنم، در واقع بگی نگی یه جورایی یادم اومد.

335
00:15:57,086 --> 00:15:58,895
‫با تاریک شدن هوا...

336
00:15:59,260 --> 00:16:02,201
‫به مراسم اسکارِ کشاورزی رسیدیم.

337
00:16:03,053 --> 00:16:04,793
‫آها برو اونجا.
‫اونجا پیاده‌م کن.

338
00:16:04,794 --> 00:16:06,419
‫- کجا؟
‫- دقیقا کنارِ فرش قرمز.

339
00:16:06,420 --> 00:16:08,318
‫عمرا جلوی فرش قرمز پیاده‌ات کنم.

340
00:16:08,319 --> 00:16:09,859
‫- چرا؟
‫- گفتم پیاده‌ات نمی‌کنم.

341
00:16:09,860 --> 00:16:12,006
‫- دقیقا همون‌جا.
‫- من که راننده‌ات نیستم.

342
00:16:12,007 --> 00:16:13,093
‫خب جایزه‌اش مال منه.

343
00:16:13,094 --> 00:16:14,905
‫- جایزه‌ی تو که نیست.
‫- چرا هست.

344
00:16:14,906 --> 00:16:16,825
‫لطفا، دقیقا... دقیقا همون‌جا.

345
00:16:16,826 --> 00:16:19,279
‫- وای، محض رضای خدا.
‫- ممنون، باشه؟

346
00:16:20,520 --> 00:16:21,313
‫ممنون.

347
00:16:21,314 --> 00:16:23,300
‫واسه این، یکی بهم بدهکاری.

348
00:16:24,480 --> 00:16:25,920
‫برو ماشینو پارک کن.

349
00:16:26,520 --> 00:16:27,706
‫حالتون چطوره؟

350
00:16:28,440 --> 00:16:30,593
‫- مطمئن شو قفلش می‌کنی.
‫- خفه شو.

351
00:16:31,293 --> 00:16:33,807
‫وای باید کل بلوک رو دور بزنم، خدایا.

352
00:16:34,480 --> 00:16:35,800
‫حالتون چطوره؟

353
00:16:39,088 --> 00:16:41,488
‫
‫(به مراسم جوایز کشاورزی بریتانیا خوش آمدید)
‫در داخل، لحظاتِ استقبال ویژه‌ی کیلب ادامه پیدا کرد.

354
00:16:41,489 --> 00:16:43,199
‫در داخل، لحظاتِ استقبال ویژه‌ی کیلب ادامه پیدا کرد.

355
00:16:43,200 --> 00:16:46,059
‫ما فقط می‌خوایم جشن بگیریم همین.
‫تموم چیزیه که می‌خوایم.

356
00:16:46,060 --> 00:16:47,979
‫شایسته یه مدال هستی!

357
00:16:47,980 --> 00:16:50,386
‫می‌شه یه عکس باهم بگیریم؟

358
00:16:54,993 --> 00:16:57,813
‫آره تنها تفاوت بین «اصلاح ژنتیکی و تغییر» اینه که،
‫(با تغییر یا اصلاح ژن‌های موجودات مختلف،
‫کارایی اون‌ها رو بهبود می‌بخشند)

359
00:16:57,821 --> 00:17:01,099
‫می‌تونید «DNA» رو از موجودات محتلف وارد کنید.
‫(رشته‌ای مارپیچی درون هسته سلول‌ها که
‫دستورات ژنتیکی درون اون ذخیره می‌شه)

360
00:17:01,099 --> 00:17:04,106
‫اما با تغییر در ژن، انگار داری خودِ موجود رو تغییر می‌دی.

361
00:17:04,107 --> 00:17:05,920
‫
‫(تابلوی دیوار: خیریه ادینگتون - خیریه کشاورزان)
‫ (Addington یک روستا در جنوب-شرقی بریتانیا)

362
00:17:07,480 --> 00:17:08,826
‫دکمه سرآستین‌های کوچیکمو می‌بینین؟

363
00:17:08,827 --> 00:17:10,759
‫اووی! معرکه‌ان!

364
00:17:10,760 --> 00:17:13,259
‫- خیلی نازن!
‫- از کجا گرفتی؟

365
00:17:13,260 --> 00:17:17,438
‫وقتی که برد پیتِ دهاتی پیک‌هاشو بالا رفت و تموم کرد...

366
00:17:17,439 --> 00:17:18,965
‫شبت‌تون بخیر خانم‌ها و آقایون!

367
00:17:18,966 --> 00:17:20,591
‫نشستیم برای جوایز...

368
00:17:20,592 --> 00:17:22,812
‫که مجریش کسی نبود جز...

369
00:17:22,813 --> 00:17:25,085
‫«ورنون کی».
‫ (Vernon Kay مجری تلویزیون، رادیو و مدل انگلیسی)

370
00:17:25,086 --> 00:17:27,819
‫خانوم‌ها و آقایون، شما بزرگ‌ترین،

371
00:17:27,820 --> 00:17:29,493
‫خوب‌ترین و شگفت‌انگیزترین‌هایِ...

372
00:17:29,494 --> 00:17:32,294
‫صنعتِ کشاورزی بریتانیا هستید.

373
00:17:33,673 --> 00:17:35,613
‫چقدر حق می‌گفت.

374
00:17:35,614 --> 00:17:38,708
‫«جیمز دراموند»!
‫«ای.اند.دابلیو.جی دراموند»
‫(اسم شخص)

375
00:17:40,760 --> 00:17:45,606
‫در طول یک ساعت بعدش، جوایزی رو
‫دیدیم که به قهرمانان گمنام اهدا شدند.

376
00:17:45,779 --> 00:17:47,080
‫خیلی ازتون متشکرم.

377
00:17:47,081 --> 00:17:48,279
‫
‫(مبتکرِ تولید گوشت گاوِ سال)

378
00:17:48,280 --> 00:17:52,153
‫افرادی که شب و روز در آب و هوای سخت،

379
00:17:52,154 --> 00:17:55,007
‫و چرندیاتِ سیاست جهانی و «وایت‌هال» کار می‌کنند...
‫(اشاره به مسئله برگزیت و مشکلات کشاورزان)
‫ (Whitehall خیابانی در بریتانیا که پارلمانِ دولت در اون قرار داره)

380
00:17:55,008 --> 00:17:56,479
‫
‫(مبتکرِ ماشین‌آلاتِ سال
‫«روبرت هادلی»
‫«مزرعه چسترتون در واریک‌شر»)

381
00:17:56,487 --> 00:17:59,693
‫تا فقط غذا بذارن سر سفره ی ما.

382
00:18:03,112 --> 00:18:05,279
‫پس وقتی این اتفاق افتاد...

383
00:18:05,280 --> 00:18:07,165
‫خیلی احساس فروتنی کردم.

384
00:18:07,166 --> 00:18:11,092
‫جایزه‌ی برافراشتنِ پرچمِ کشاورزی بریتانیا...

385
00:18:11,206 --> 00:18:13,905
‫کیلب کوپر و جرمی کلارکسون!

386
00:18:16,813 --> 00:18:18,812
‫معلومه که من اینجا یه آدم تقلبی‌ام.

387
00:18:18,813 --> 00:18:20,445
‫بدون شک من کشاورز نیستم.

388
00:18:20,446 --> 00:18:22,906
‫در بهترین حالت فقط یه کشاورزِ کارآموز هستم.

389
00:18:22,907 --> 00:18:24,371
‫سرتو تکون نده ببینم!

390
00:18:24,372 --> 00:18:25,972
‫بدون اون نمی‌تونستم این کارو انجام بدم.

391
00:18:25,973 --> 00:18:28,612
‫خانم‌ها و آقایون، کیلب کوپر!

392
00:18:31,606 --> 00:18:33,322
‫جایزه گرفتم!

393
00:18:34,933 --> 00:18:36,532
‫اگر این اسکار بود،

394
00:18:36,540 --> 00:18:38,965
‫در این لحظه همه مستقیم می‌رفتن به...

395
00:18:38,966 --> 00:18:41,565
‫پارتی شبونه «ونیتی فیر».
‫ (Vanity Fair مجله‌ای در زمینه مد و سیاست که
‫هر ساله در مراسم اسکار پارتی برای سلبریتی‌ها می‌گیره)

396
00:18:41,566 --> 00:18:45,806
‫اما اینجا، زمانِ مسابقه‌ی سالانه‌ی نوشیدن شراب سیب بود.

397
00:18:48,600 --> 00:18:50,908
‫خیلی‌خب، اینم از برنده. آفرین.

398
00:18:56,552 --> 00:19:00,508
‫صبح روز بعد، در حالی که کیلب از خماری در اومده بود...

399
00:19:00,740 --> 00:19:02,379
‫240 یارد.
‫(1 یارد = 91 سانتی‌متر)

400
00:19:02,380 --> 00:19:04,007
‫زود بیدار شدم...

401
00:19:04,008 --> 00:19:06,707
‫و برای یه خرده کرم‌ریزی برنامه می‌ریختم.

402
00:19:07,320 --> 00:19:08,045
‫خب.

403
00:19:08,699 --> 00:19:10,099
‫پس هر حرف...
‫(حروف زبان)

404
00:19:10,499 --> 00:19:13,406
‫17 یارد طولش خواهد بود.

405
00:19:14,199 --> 00:19:15,612
‫کله کیری؟

406
00:19:16,280 --> 00:19:20,226
‫1... 2... 3... 4...

407
00:19:22,080 --> 00:19:23,000
‫اینجا.

408
00:19:23,493 --> 00:19:25,373
‫این یه حرفِ «S» هست.

409
00:19:25,800 --> 00:19:26,880
‫عالیه.

410
00:19:26,987 --> 00:19:27,987
‫اونجا.

411
00:19:28,833 --> 00:19:31,433
‫این کار قراره خیلی طول بکشه.

412
00:19:31,700 --> 00:19:33,319
‫اما ارزشش رو داره.

413
00:19:33,678 --> 00:19:35,519
‫بذر‌ گل‌وحشی.

414
00:19:35,520 --> 00:19:37,698
‫واسه پرنده‌ها خوبه، واسه زنبورها هم خوبه.

415
00:19:37,699 --> 00:19:40,285
‫و یه یادآوری مفید برای کیلب...

416
00:19:40,286 --> 00:19:43,912
‫تا وقتی که سوار تراکتور هست،
‫سرش توی اینستاگرام نباشه.

417
00:19:44,520 --> 00:19:45,993
‫آره، همینه.

418
00:19:48,119 --> 00:19:49,892
‫با ارسال پیامم...

419
00:19:49,899 --> 00:19:52,912
‫وقتش بود که دست به کارهای روزانه بزنم.

420
00:19:53,692 --> 00:19:57,819
‫و اول از همه یه ملاقات با جورجیا، نماینده‌ام
‫در اتحادیه ملی کشاورزان داشتم،

421
00:19:57,820 --> 00:20:02,119
‫کسی که در فصل اول بهم یاد داد چطوری با تراکتور رانندگی کنم.

422
00:20:02,200 --> 00:20:03,293
‫سلام!

423
00:20:03,880 --> 00:20:05,819
‫اما امروز، اومد اینجا تا...

424
00:20:05,820 --> 00:20:08,880
‫تا در مورد تهدید کورگن‌ها صحبت کنیم.

425
00:20:09,306 --> 00:20:10,859
‫اگه سل بگیرین...

426
00:20:10,860 --> 00:20:13,259
‫نه تنها ضربه مالی بزرگی بهتون وارد می‌شه،

427
00:20:13,260 --> 00:20:17,519
‫بلکه دست‌هات به معنای واقعی کلمه
‫از نظر فیزیکی تا زمانی که سل از بین بره، بسته‌ می‌مونه،

428
00:20:17,520 --> 00:20:20,266
‫چون مزرعه‌ات عملا تعطیل می‌شه.

429
00:20:20,267 --> 00:20:22,579
‫و این یعنی که تحت محدودیت قرار می‌گیرین.

430
00:20:22,580 --> 00:20:24,118
‫- پس گاوها...
‫- نمی‌تونی گوشت‌هات رو بفروشی؟

431
00:20:24,119 --> 00:20:26,205
‫نه و گاوهایی رو که در اثر سل از دست می‌دین،

432
00:20:26,206 --> 00:20:28,138
‫نمی‌تونین به جاش گاو جدید بگیرین،

433
00:20:28,139 --> 00:20:30,499
‫پس ورودی‌تون قطع می‌شه،

434
00:20:30,500 --> 00:20:34,239
‫و خروجی‌تون هم متوقف می‌شه،
‫چون نمی‌تونین گاوهاتون رو توی بازار بفروشین.

435
00:20:34,240 --> 00:20:37,265
‫و بعدش، همونطور که گفتی،
‫از بازار دام خارج می‌شم دیگه.

436
00:20:37,266 --> 00:20:41,066
‫در حال حاضر، نه تنها معیشت کشاورزها رو به خطر انداخته،

437
00:20:41,072 --> 00:20:42,911
‫و همچنین مقدار زیادی از سود اون‌ها رو...

438
00:20:42,912 --> 00:20:45,359
‫در حقیقت برخی از مردم به دلیل این بیماری...

439
00:20:45,360 --> 00:20:47,853
‫مجبورند گله‌ها و فعالیت‌های کشاورزی خودشون رو کنار بذارن.

440
00:20:47,854 --> 00:20:51,679
‫150 میلیون پوند از پول‌های مالیات‌دهندگان در این سال از بین رفته.

441
00:20:51,680 --> 00:20:53,805
‫مالیات‌دهنده‌ها 150 میلیون پوند رو...

442
00:20:53,806 --> 00:20:55,578
‫برای ذبح گاوهای مبتلا به سل پرداخت کردن.

443
00:20:55,579 --> 00:20:56,519
‫تمام اقدامات.

444
00:20:56,520 --> 00:20:59,119
‫و کشاورزها به معنای واقعی کلمه توسط اون نابود شدن.

445
00:20:59,120 --> 00:21:02,339
‫اما ما باید درک بیشتری از بیماری داشته باشیم،

446
00:21:02,340 --> 00:21:04,319
‫چون تنها چیز خوبیه که هست.

447
00:21:04,560 --> 00:21:07,592
‫و اینجا بود که فکر کردم ممکنه به این چیزا علاقه داشته باشی.

448
00:21:07,599 --> 00:21:09,566
‫ایده این پروژه...

449
00:21:09,567 --> 00:21:13,293
‫بررسی وجود سل توی لاشه‌ی گورکن‌هاست.

450
00:21:13,294 --> 00:21:14,532
‫یا خدا...

451
00:21:14,533 --> 00:21:16,712
‫پس یا باید کنار جاده کشته شده باشن
‫یا لاشه مرده‌شون پیدا شده باشه.

452
00:21:16,713 --> 00:21:18,125
‫گاهی وقتا داری تو جاده رانندگی می‌کنی،

453
00:21:18,126 --> 00:21:19,798
‫یه لاشه رو کنار جاده می‌بینی.

454
00:21:19,799 --> 00:21:21,726
‫اگه نسبتا تازه باشه...

455
00:21:22,220 --> 00:21:24,179
‫یه گزینه خوب واسه‌ی این پروژه هست.

456
00:21:24,180 --> 00:21:27,339
‫- پس اگه یه لاشه توی جاده پیدا کردم...
‫- آره.

457
00:21:27,340 --> 00:21:29,359
‫که تازه باشه، مثل این‌که تازه خودم
‫زیرش گرفته باشم...

458
00:21:29,360 --> 00:21:31,392
‫نه من که نه، منظورم اینه که یه نفر زیرش گرفته باشه.

459
00:21:31,393 --> 00:21:34,192
‫ممکن کار من باشه یا کیلب...

460
00:21:34,320 --> 00:21:35,905
‫می‌ذاریمش توی کیسه،

461
00:21:35,906 --> 00:21:38,319
‫و بعد اگه سل داشته باشه،

462
00:21:38,760 --> 00:21:40,212
‫احتمالش زیاده که...

463
00:21:40,213 --> 00:21:43,519
‫سایر گورکن‌های اطراف اینجا هم به سل مبتلا باشن.

464
00:21:44,078 --> 00:21:47,218
‫خب، این مثل ساختن یه تصویر از یک منظره خیلی بزرگه.
‫(نمونه‌ای از یک مشکل وسیع)

465
00:21:47,219 --> 00:21:49,792
‫دقیقا، پس باید چند تا گورکن زیر گرفته بشن...

466
00:21:49,793 --> 00:21:52,032
‫- تا شما یه آمار و ارقام معنادار داشته باشین؟
‫- پیدا شده، نه زیر گرفته!

467
00:21:52,033 --> 00:21:54,292
‫- پس توی آکسفوردشر، ما به صد مورد نیاز داریم.
‫- پیدا شده!

468
00:21:54,293 --> 00:21:59,206
‫پس همه همسایه‌های من باید گورکن‌های مرده رو *پیدا کنن*.

469
00:21:59,365 --> 00:22:02,796
‫کشته شده تو جاده، یا مواردی که
‫از قبلا مرده پیدا شدن. پس...

470
00:22:02,799 --> 00:22:04,886
‫وقتی که یه گورکن پیدا می‌کنی...

471
00:22:04,887 --> 00:22:06,719
‫قبل از این‌که بهش دست بزنی...

472
00:22:06,720 --> 00:22:08,025
‫این کیسه رو آماده می‌کنی.

473
00:22:08,026 --> 00:22:11,599
‫اگه لاشه‌ی گورکن پیدا کردی،
‫و کاملا مطمئن شدی که مرده،

474
00:22:11,819 --> 00:22:15,079
‫و اگه نمرده بود، زنگ می‌زنی به دامپزشکت.

475
00:22:15,080 --> 00:22:16,285
‫نمی‌شه فقط با چکش کوبید تو سرش.
‫(جمله‌ی معروف جرمی: همه چی با یه چکش حل می‌شه)

476
00:22:16,286 --> 00:22:18,740
‫نه، مطلقا نمی‌تونی با یه چکش بزنی تو سرش.

477
00:22:19,053 --> 00:22:21,706
‫
‫[موسیقی: Alone Again Or
‫از Love]

478
00:22:21,786 --> 00:22:25,513
‫♪ Yeah, said it's all right ♪

479
00:22:26,586 --> 00:22:29,945
‫خب در مقابل گورکن‌ها پیش‌دستی کردیم.

480
00:22:31,000 --> 00:22:34,380
‫و طویله گاوها داشت به خوبی پیش می‌رفت.

481
00:22:36,200 --> 00:22:38,260
‫بدین معنی بود که می‌تونستم...

482
00:22:38,261 --> 00:22:41,520
‫توجه‌ام رو به تولید محصولات برای رستوران برگردونم.

483
00:22:46,586 --> 00:22:49,259
‫اولین پروژه چند وقت پیش شروع شده بود،

484
00:22:49,260 --> 00:22:51,752
‫زمانی که من سهمی از یه کارخونه آبجوسازی محلی رو خریدم،

485
00:22:51,753 --> 00:22:54,339
‫و از ریک، استاد آبجوسازی اونجا خواستم که،

486
00:22:54,340 --> 00:22:58,706
‫با استفاده از جوهای «دیدلی اسکوات» آبجو بسازه.

487
00:23:03,813 --> 00:23:06,406
‫پس این جاییه که آبجو ازش می‌آد؟

488
00:23:06,407 --> 00:23:07,685
‫دقیقا.

489
00:23:09,200 --> 00:23:11,760
‫و حالا، بعد از گذشت چند ماه...

490
00:23:11,761 --> 00:23:14,020
‫آماده‌ی نمونه‌برداری بود.

491
00:23:15,240 --> 00:23:16,680
‫واسه‌ی این آبجو اسم هم گذاشتی؟

492
00:23:16,681 --> 00:23:19,513
‫- آره یه فکرایی دارم.
‫- عه خوبه.

493
00:23:20,020 --> 00:23:21,652
‫یه سنگی هست که...

494
00:23:21,653 --> 00:23:24,533
‫کاملا توی مزرعه نیست، اما خیلی نزدیک به
‫جاییه که توش جوی بهاره رو پرورش می‌دیم.

495
00:23:24,534 --> 00:23:26,586
‫- خب.
‫- بهش می‌گن...

496
00:23:26,813 --> 00:23:28,112
‫«هاوکستون»
‫ (Hawkstone سنگ‌افراشتی در شمال آکسفوردشر
‫با ارتفاع 2.6 متر و عرضی تقریبا 1 متر با حفره‌ای در بالا)

497
00:23:28,113 --> 00:23:29,439
‫
‫(در افسانه‌ها: شکاف بالای سنگ توسط زنجیر جادوگرانی که
‫به سنگ بسته شده و زنده زنده سوزانده شده‌اند، ایجاد شده)

498
00:23:29,440 --> 00:23:32,513
‫توسط مردمان «دوره‌ی نوسنگی» گذاشته شده اونجا.
‫(دوره‌ای که انسان‌ها از شکار به کشاورزی و یک‌جانشینی روی آوردند)

499
00:23:32,880 --> 00:23:36,233
‫هزارن هزار سال پیش، در زمانِ «استون هنج».
‫ (Stonehenge یادمانی سنگی در دشت سالزبری در جنوب بریتانیا)

500
00:23:36,559 --> 00:23:38,512
‫- پشمام!
‫- سرد به نظر می‌رسه.

501
00:23:38,619 --> 00:23:40,879
‫- آره، همینطور نیست؟
‫- کاتس‌ولدی به نظر می‌رسه.

502
00:23:40,887 --> 00:23:42,499
‫- خیلی‌خب، همینه؟
‫- آره.

503
00:23:47,199 --> 00:23:48,839
‫عجب آبجوی خوبیه.

504
00:23:49,160 --> 00:23:52,467
‫تفاوت بین نمونه ممتاز و این مشروب جدید،

505
00:23:52,468 --> 00:23:55,379
‫احتمالا بخاطر «رازک» استفاده شده توش هم باشه.
‫(گیاهی دارویی که کاربرد بیشتر اون در آبجوسازیه
‫خواص: درمان بی‌خوابی، آرام‌کننده میل جنسی و...)

506
00:23:55,380 --> 00:23:57,734
‫رازک‌های خیلی خوبی انتخاب کردیم،

507
00:23:58,313 --> 00:24:02,059
‫و یکیش دارای ویژگی‌های خربزه‌طوریه.

508
00:24:02,060 --> 00:24:03,612
‫اسمش هست «هول مِلون».
‫ (Hüll Melon رازکی دارای طعم و رایحه‌ی خربزه و توت فرنگی)

509
00:24:03,613 --> 00:24:05,139
‫خب این یکی از همین رازک درست شده،

510
00:24:05,140 --> 00:24:07,712
‫اما ممکنه طعم‌های میوه‌ای دیگه‌ای رو...

511
00:24:07,713 --> 00:24:11,106
‫از رازکی به اسم «ماندارینا باواریا» هم دریافت کنی.
‫ (Mandarina Bavaria رازکی با طعم نارنگی، مرکبات)

512
00:24:11,560 --> 00:24:13,912
‫خب این... این محشره.

513
00:24:13,913 --> 00:24:17,220
‫برای من یه جور سبک نرم و تمیز از آبجو بود.

514
00:24:17,221 --> 00:24:20,101
‫پس اگه شما یه آبجو با مقدار زیادی ذرت...

515
00:24:20,102 --> 00:24:23,582
‫یا یک ماده کمکی بدون مالت درست کنید...

516
00:24:23,583 --> 00:24:26,083
‫به عنوان مثال، تخمیر اصل آلمانی...

517
00:24:26,084 --> 00:24:30,397
‫اگر بخوام صادق باشم، سخنرانی ریک خیلی زود یه خرده مبهم شد.

518
00:24:30,486 --> 00:24:35,340
‫اما با وجود این‌که جام‌های زیادی از این
‫آبجوی جدید خوشمزه رو امتحان کرده بودم،

519
00:24:35,460 --> 00:24:38,600
‫احساس کردم باید یه سهمی هم توی بحث داشته باشم.

520
00:24:38,706 --> 00:24:41,499
‫بهت میگم این چیه.
‫این یه «آبجوی سلامتی»ـه.
‫(شرکت آبجوسازی به همین نام وجود داره
‫که آبجو می‌سازه برای به سلامتی زدن)

521
00:24:41,500 --> 00:24:44,600
‫این یه... «آبجوی آبگرمی»ـه.

522
00:24:46,480 --> 00:24:50,040
‫از اونجایی که مردی که از اون فیلمبرداری می‌کردن،
‫داشت چرت و پرت می‌گفت...

523
00:24:50,041 --> 00:24:52,161
‫اگه به چشمه‌ی آبگرم برین...

524
00:24:52,162 --> 00:24:53,719
‫چیزی که باید بگن اینه: «دوست دارین که...»

525
00:24:53,720 --> 00:24:57,420
‫تیم فیلمبرداری تصمیم گرفتن که از وقت‌شون بهتر استفاده کنن...

526
00:24:59,046 --> 00:25:01,285
‫و سپس توسط یک کارگردان بسیار صبور...

527
00:25:01,292 --> 00:25:03,893
‫به خونه برده شدم.

528
00:25:10,759 --> 00:25:13,379
‫خیلی حال می‌ده که آبجوی خودت رو دست کنی.

529
00:25:13,453 --> 00:25:14,285
‫آره.

530
00:25:14,765 --> 00:25:16,406
‫یه ذره...

531
00:25:16,913 --> 00:25:19,193
‫اون گفت که می‌تونه بهترش کنه،
‫کاریه که آبجوسازها می‌کنن،

532
00:25:19,194 --> 00:25:21,013
‫و اونم مدرک‌شو داره.

533
00:25:21,100 --> 00:25:21,906
‫آره.

534
00:25:22,920 --> 00:25:25,280
‫بهت میگم می‌خوام چی‌کار کنم. جرالد...

535
00:25:26,960 --> 00:25:30,213
‫متخصص آبجوی توی دیدلی اسکواته، اگه صادق باشیم...

536
00:25:30,680 --> 00:25:33,226
‫یه جعبه ازش توی صندوق عقب دارم،
‫یه شات بهش از اینا می‌دم،

537
00:25:33,227 --> 00:25:36,326
‫و می‌تونه بره بالا و نظرشو بهم بگه.

538
00:25:37,220 --> 00:25:41,113
‫توی دفتر کار، هیئت داورانم رو جمع کردم.

539
00:25:41,893 --> 00:25:43,273
‫ساعت شیش و ده دقیقه‌اس.

540
00:25:43,619 --> 00:25:45,626
‫حالا وقت آبجوئه.

541
00:25:45,720 --> 00:25:47,899
‫- این از جو بهاره‌مون درست شده.
‫- آره.

542
00:25:49,273 --> 00:25:51,506
‫- بفرما بزن.
‫- خوب و تمیزه، نه؟

543
00:25:58,560 --> 00:26:00,400
‫آبجوئه خوبیه این.

544
00:26:02,680 --> 00:26:06,659
‫در طی چند ساعت آینده با سر رفتیم توی جعبه آبجو،

545
00:26:06,660 --> 00:26:10,720
‫و در مورد خیلی از موضوعات بسیار مهم بحث کردیم.

546
00:26:11,253 --> 00:26:13,572
‫- من که آبجو تو یه روز گرم رو دوست دارم.
‫- آره.

547
00:26:13,573 --> 00:26:15,299
‫- واقعا آبجو رو توی روز گرم دوست دارم.
‫- آره.

548
00:26:15,300 --> 00:26:16,985
‫بعد یه روز کاری سخت، یه آبجو می‌چسبه.

549
00:26:16,986 --> 00:26:19,806
‫آره، یکی دو تا از اینا رو بریز توی دهنت...

550
00:26:19,920 --> 00:26:21,999
‫
‫[حرف‌های نامفهوم جرالد]

551
00:26:22,412 --> 00:26:24,719
‫گاهی وقت‌ها هر چیزی که اون بیرون دارین...
‫[نامفهوم]

552
00:26:24,753 --> 00:26:27,780
‫اگه دمای هوا حدود 90 درجه باشه اونجا، یه آبجو خیلی حال می‌ده.
‫(منظور درجه فارنهایت هست، برابر با 32 درجه سلسیوس)

553
00:26:27,781 --> 00:26:29,213
‫می‌دونین، اگه یه آبجو داشته باشم...

554
00:26:29,214 --> 00:26:30,894
‫من عاشق بویِ آبجوام.

555
00:26:31,113 --> 00:26:32,898
‫من جایی بودم که تو بودی و اون هم بود،

556
00:26:32,899 --> 00:26:35,346
‫بخاطر اینه که جوهای تازه...
‫[حرف‌های نامفهوم جرالد]

557
00:26:38,267 --> 00:26:39,605
‫...ترشی پیاز یا همچین چیزی.

558
00:26:39,606 --> 00:26:42,206
‫مثل قید هست، حالا هر چی، مگه نه؟

559
00:26:44,080 --> 00:26:45,880
‫سخنان حکیمانه‌ای بود.

560
00:26:46,400 --> 00:26:47,565
‫سخنان حکیمانه.

561
00:26:47,566 --> 00:26:49,613
‫آره، من از «آبجوی مجلسی» خوشم می‌آد،
‫(آبجوی کم الکل)

562
00:26:49,614 --> 00:26:51,519
‫چون خیلی «پاینت» دوست دارم.
‫ (Pint واحد حجم مایعات معادل حدود نیم لیتر،
‫از این لیوان‌های آبجو خوری بزرگ توی بارها)

563
00:26:51,520 --> 00:26:53,920
‫- مجلسی؟ مجلسی دیگه چیه؟
‫- آره مجلسی.

564
00:26:53,921 --> 00:26:56,238
‫- می‌خواد بره جلسه!
‫- آبجو مجلسی؟

565
00:26:56,239 --> 00:26:57,987
‫خیلی وقته اینو نشنیدم.

566
00:27:03,800 --> 00:27:07,299
‫از اونجایی که آبجو به اتفاق‌آرا، رای موافق گرفته بود،

567
00:27:07,300 --> 00:27:10,820
‫به سراغ پروژه شماره دو رستوران رفتم:

568
00:27:11,013 --> 00:27:12,799
‫«سیب‌زمینی‌ها.»

569
00:27:15,220 --> 00:27:19,219
‫با وجود کابوس‌هایی که توی سال اول کشاورزی برام ایجاد کرده بود،
‫(اشاره به گندیده و خراب‌شدن سیب‌زمینی‌ها در فصل 1)

570
00:27:19,220 --> 00:27:21,620
‫تصمیم گرفتم که دوباره اونا رو پرورش بدم.

571
00:27:21,840 --> 00:27:24,913
‫آفرین، بچه‌ها.
‫عالیه، کارتون خیلی خوبه.

572
00:27:25,626 --> 00:27:29,485
‫چون فهمیده بودم که چطور اونا رو سودآور کنم.

573
00:27:33,400 --> 00:27:35,175
‫ازشون چیپس درست می‌کنیم.

574
00:27:35,485 --> 00:27:36,205
‫باشه؟

575
00:27:36,346 --> 00:27:37,812
‫به اندازه کافی با کیفیت‌ان، مگه نه؟

576
00:27:37,813 --> 00:27:40,726
‫می‌دونی چند تا بسته چیپس از این بدست می‌آریم؟

577
00:27:41,179 --> 00:27:43,706
‫- تعداد کمی.
‫- 16,000 تا.

578
00:27:43,853 --> 00:27:44,893
‫باشه.

579
00:27:44,894 --> 00:27:47,419
‫پس اگه هزینه‌های چیدن و کاشت رو ازش کسر کنیم،

580
00:27:47,420 --> 00:27:50,758
‫باز هم بیش از 13,000 پوند سود داره...

581
00:27:50,759 --> 00:27:52,813
‫نه نیست، چون ما دستگاه‌شو نداریم.

582
00:27:52,946 --> 00:27:54,198
‫خب می‌گیریم.

583
00:27:54,199 --> 00:27:56,319
‫باشه، سرمایه‌گذاری خوبیه،
‫اگه بارها و بارها تکرارش کنیم.

584
00:27:56,320 --> 00:27:58,245
‫خب چرا نکنیم؟ سیب‌زمینی رو که تجربه کردیم.

585
00:27:58,246 --> 00:27:59,885
‫نگاه‌شون کن.
‫[حرف‌های نامفهوم لیسا]

586
00:27:59,886 --> 00:28:02,019
‫- اینا هنوزم «سیب‌زمینی ملودی»ان؟
‫- این... آره.
‫(نام‌شون ملودی هست و نسبت به بقیه
‫سیب‌زمینی‌ها خشک‌تر و سف‌ترن)

587
00:28:02,020 --> 00:28:03,285
‫اوه، من عاشق ملودی‌ام.

588
00:28:03,399 --> 00:28:06,018
‫و می‌تونیم توی روغن گیاهی خودمون سرخ‌شون کنیم.

589
00:28:06,019 --> 00:28:08,259
‫چاشنی زده شده با فلفل‌های خودمون.

590
00:28:08,260 --> 00:28:10,586
‫- فلفلی، خوبه.
‫- آره فلفلی.

591
00:28:11,840 --> 00:28:13,007
‫گورکن...

592
00:28:13,165 --> 00:28:14,899
‫چیپس با طعم گورکن!

593
00:28:16,473 --> 00:28:18,193
‫13,000 پوند!

594
00:28:22,620 --> 00:28:27,019
‫و بدین ترتیب، چند هفته بعد، در یک صبح مطبوع دسامبری...

595
00:28:27,087 --> 00:28:29,725
‫دستگاه چیپس درست‌کن ما از راه رسید.

596
00:28:31,400 --> 00:28:32,393
‫صبح‌تون بخیر.

597
00:28:33,073 --> 00:28:34,539
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، ممنون.

598
00:28:34,540 --> 00:28:36,393
‫خوبه، پس آشپرخونه رو آوردی؟

599
00:28:36,400 --> 00:28:37,093
‫آره.

600
00:28:37,820 --> 00:28:40,300
‫- الان فقط یه جایی لازم دارم تا قرارش بدیم.
‫- درسته.

601
00:28:45,893 --> 00:28:47,712
‫- همه چیش برقیه.
‫- کلا برقیه.

602
00:28:47,713 --> 00:28:49,295
‫باشه، خوبه.

603
00:28:49,673 --> 00:28:51,673
‫می‌شه این ماشین رو جابه‌جا کنین؟

604
00:28:53,372 --> 00:28:56,205
‫اون ماشینِ دختر لیسا هست.

605
00:28:56,359 --> 00:28:58,659
‫می‌رم یه نگاه بندازم ببینم
‫سوپیچشو پیدا می‌کنم یا نه.

606
00:28:58,660 --> 00:29:00,120
‫آره، ممکنه باشه.

607
00:29:09,680 --> 00:29:10,805
‫خیلی‌خب.

608
00:29:18,220 --> 00:29:19,993
‫ای کیر توش، این چی بود دیه؟

609
00:29:22,760 --> 00:29:25,600
‫الان از رو چی رد شدم، نمی‌تونم ببینم.

610
00:29:27,386 --> 00:29:29,099
‫فکر کنم از رو دریچه فاصلاب رد شدی.

611
00:29:29,100 --> 00:29:31,480
‫- یه درچه این اونجاست؟
‫- فکر کنم باشه.

612
00:29:31,907 --> 00:29:34,386
‫آره، یه دریچه‌ این زیر هست.

613
00:29:34,573 --> 00:29:35,786
‫ریدم!

614
00:29:41,580 --> 00:29:43,195
‫اوووه، چیزم توش...

615
00:29:45,960 --> 00:29:47,480
‫خب، روبه راه شد.

616
00:29:52,746 --> 00:29:55,513
‫فکر می کردم که رانندگیت خوب باشه.
‫(جرمی همیشه بقیه رو توی گرندتور
‫بابت رانندگی شون مسخره می کرد)

617
00:29:55,599 --> 00:29:58,106
‫قبلا بودم. اون دوران قدیم بود.

618
00:29:58,499 --> 00:30:01,699
‫
‫(هشدار! این سکانس دارای صحنه‌های دلخراش
‫همچون خون‌ریزی و زخم‌های عمیق می‌باشد)

619
00:30:01,940 --> 00:30:04,959
‫با تکمیل لوله‌کشی و سیم‌کشی آشپزخونه چیپس‌سازی،

620
00:30:04,960 --> 00:30:06,513
‫کارو شروع کردیم.

621
00:30:06,880 --> 00:30:08,959
‫خب، اینم از سیب‌زمینی‌هامون.

622
00:30:08,960 --> 00:30:10,100
‫فقط با آب بشورم یا صابون هم بزنم؟

623
00:30:10,101 --> 00:30:12,899
‫- فقط با آب بشورشون چون قراره برن این تو...
‫- آره.

624
00:30:12,900 --> 00:30:14,914
‫که به نوعی پوست‌شون رو می کنه.

625
00:30:14,933 --> 00:30:15,125
‫{\an8}
‫هشدار!

626
00:30:14,966 --> 00:30:17,099
‫اون یه رنده برای خردکردن سیب‌زمینی‌هاست.

627
00:30:15,199 --> 00:30:15,391
‫{\an8}
‫هشدار!

628
00:30:15,466 --> 00:30:15,658
‫{\an8}
‫هشدار!

629
00:30:15,746 --> 00:30:15,938
‫{\an8}
‫هشدار!

630
00:30:16,026 --> 00:30:16,218
‫{\an8}
‫هشدار!

631
00:30:16,293 --> 00:30:16,485
‫{\an8}
‫هشدار!

632
00:30:16,559 --> 00:30:16,751
‫{\an8}
‫هشدار!

633
00:30:16,826 --> 00:30:17,018
‫{\an8}
‫هشدار!

634
00:30:17,106 --> 00:30:19,758
‫آره، چند روز پیش خریدمش.

635
00:30:17,299 --> 00:30:17,491
‫{\an8}
‫هشدار!

636
00:30:17,573 --> 00:30:17,765
‫{\an8}
‫هشدار!

637
00:30:17,846 --> 00:30:18,038
‫{\an8}
‫هشدار!

638
00:30:18,119 --> 00:30:18,311
‫{\an8}
‫هشدار!

639
00:30:18,393 --> 00:30:18,585
‫{\an8}
‫هشدار!

640
00:30:19,759 --> 00:30:21,279
‫- ببین.
‫- خب.

641
00:30:21,340 --> 00:30:24,292
‫خب اینطوری می‌کشیش پایین،
‫اما انگشتات رو می‌ذاری اونجا،

642
00:30:24,293 --> 00:30:26,500
‫اگه خیلی بیاری‌شون پایین، ببین...

643
00:30:26,966 --> 00:30:29,226
‫می‌تونی تصورش کنی چقدر راحت
‫می‌تونی انگشتت رو قطع کنی؟

644
00:30:29,826 --> 00:30:31,066
‫کیر توش!!!

645
00:30:31,165 --> 00:30:32,478
‫چرا این کارو کردی آخه؟

646
00:30:32,479 --> 00:30:34,512
‫وای خدایا، یعنی زدی کل انگشتت رو کندی.

647
00:30:34,513 --> 00:30:35,813
‫ریدم توش.

648
00:30:36,040 --> 00:30:37,193
‫خیلی وضعش بده.

649
00:30:37,340 --> 00:30:39,699
‫یعنی واقعا تا استخون بریدیش!

650
00:30:39,700 --> 00:30:42,619
‫- کص عمه‌اش!
‫- وای خدایا، یه تیکه‌اش مونده... وای خدایا‍‍!

651
00:30:42,620 --> 00:30:43,993
‫یه تیکه‌اش مونده ببین!

652
00:30:44,400 --> 00:30:46,379
‫ایناهاش، پوستت افتاده اونجا!

653
00:30:46,380 --> 00:30:49,019
‫اوه، لعنتی! آره هست.
‫واقعا یه تیکه از انگشت شستمه، نه؟

654
00:30:49,020 --> 00:30:49,800
‫آره.

655
00:30:50,106 --> 00:30:51,739
‫خون ریخته همه جا.

656
00:30:51,900 --> 00:30:55,124
‫از اونجایی که هیچ‌کسی تمایلی به
‫خوردن چیپس با طعم شست نداشت،

657
00:30:55,125 --> 00:30:59,499
‫لیسا دستمو باندپیچی کرد و با تیپا شوتم کرد بیرون...

658
00:30:59,500 --> 00:31:02,179
‫- چرا این‌کارو کردم عشقم؟
‫- فقط سعی داشتم خردش کنم.

659
00:31:02,187 --> 00:31:05,706
‫و منم گفتم که یه فوت و فنی داره تا انگشتت رو قطع نکنی.

660
00:31:07,806 --> 00:31:10,120
‫و لیسا خودش کار رو ادامه داد.

661
00:31:10,807 --> 00:31:12,733
‫سرخ بشین، کوچولوها، سرخ بشین.

662
00:31:13,200 --> 00:31:14,120
‫اینم از اینو

663
00:31:18,366 --> 00:31:19,508
‫وای عالیه!

664
00:31:20,920 --> 00:31:22,095
‫در نهایت!
‫(به فرانسوی)

665
00:31:22,380 --> 00:31:26,406
‫در همین حین، یه کار دیگه پیدا کردم که خیلی ایمن‌تر بود.

666
00:31:33,573 --> 00:31:34,615
‫کیر توش!

667
00:31:36,520 --> 00:31:37,805
‫درخت کریمس.

668
00:31:44,393 --> 00:31:45,913
‫یه لحظه، ببخشید.

669
00:31:46,960 --> 00:31:48,520
‫عه، دکترم پیام داده.

670
00:31:49,307 --> 00:31:50,793
‫باید برم بیمارستان...

671
00:31:51,827 --> 00:31:53,727
‫و پروفسور یا همچین چیزی رو ملاقات کنم،

672
00:31:53,728 --> 00:31:56,013
‫بیمارستان مانور، خیابون بیچ، شهر آکسفورد...

673
00:31:56,159 --> 00:31:58,006
‫یه ربع به هفت امشب.

674
00:31:58,206 --> 00:32:00,772
‫این یه جراحی پلاستیکه که باید برم و ببینم، چون...

675
00:32:00,773 --> 00:32:04,939
‫اگه دل‌نازک هستین اینو نگاه نکنین، باشه؟ نگاه نکنین.
‫(هشدار!)

676
00:32:04,940 --> 00:32:07,520
‫می‌خوام یه عکس از انگشت شستم بهتون نشون بدم.

677
00:32:09,800 --> 00:32:10,885
‫اینه...

678
00:32:14,066 --> 00:32:15,285
‫اون استخونمه...

679
00:32:15,791 --> 00:32:17,493
‫می‌تونین تو عکس ببینینش.

680
00:32:19,540 --> 00:32:23,546
‫اون شب در بیمارستان و لیزا که در حال فیلمبرداری بود،

681
00:32:23,547 --> 00:32:27,720
‫یه مرد با تسلط تمام، قطعات منو دوباره گذاشت سر جاش.

682
00:32:29,299 --> 00:32:32,892
‫خب، اون با استفاده از تکه پوست قدیمی که ممکنه...

683
00:32:32,900 --> 00:32:35,880
‫کمی سیب‌زمینی توش باشه یا نباشه، منو بخیه زده.

684
00:32:37,873 --> 00:32:41,613
‫پس چیزی که به اثبات رسوندیم اینه که،
‫آشپزی از کشاورزی هم خطرناک‌تره.

685
00:32:42,006 --> 00:32:43,393
‫البته آشپزیِ تو!

686
00:32:59,153 --> 00:33:00,372
‫چند روز بعد...

687
00:33:00,380 --> 00:33:04,999
‫انگشت شستم در حال بهبودی بود و
‫وقتی داشتم کنار مزرعه رانندگی می‌کردم،

688
00:33:05,000 --> 00:33:06,932
‫بالاخره دلیلی پیدا کردم تا...

689
00:33:06,933 --> 00:33:10,473
‫از یکی از کیسه‌های کورگن جورجیا استفاده کنم.

690
00:33:13,840 --> 00:33:15,120
‫اینو ببینین.

691
00:33:18,840 --> 00:33:21,207
‫تازه‌اس ببینین.
‫هنوزم شل و وله.

692
00:33:23,080 --> 00:33:24,605
‫دندون‌هاش رو ببینین...

693
00:33:24,900 --> 00:33:28,805
‫که باهاش جوجه‌تیغی‌ها رو تیکه تیکه می‌کنه.

694
00:33:29,300 --> 00:33:32,005
‫پنجه‌هاش برای اینه که تیکه‌هاش رو از هم جدا کنه.

695
00:33:32,312 --> 00:33:33,706
‫می‌خوام بذارمش تو کیسه.

696
00:33:34,080 --> 00:33:35,193
‫دستکش...

697
00:33:35,513 --> 00:33:36,713
‫اولین کیسه.

698
00:33:40,040 --> 00:33:41,405
‫ای تف بهش!

699
00:33:42,600 --> 00:33:44,060
‫گوه بشه توش!

700
00:33:44,226 --> 00:33:45,235
‫چقدر چاقی...

701
00:33:45,236 --> 00:33:47,741
‫چند تا جوجه‌تیغی خوردی؟

702
00:33:55,960 --> 00:33:58,126
‫یا خود خدا!

703
00:33:58,393 --> 00:33:59,820
‫حیوون‌های وحشتناک.

704
00:34:03,939 --> 00:34:06,114
‫با هزینه مالیات‌دهنده‌ها،
‫(مردم)

705
00:34:06,115 --> 00:34:09,485
‫کورگن برای آزمایش سل برده شد.

706
00:34:09,706 --> 00:34:12,445
‫و راستشو بخواین از اسم شرکت باربری خیلی خوشم اومد...

707
00:34:12,446 --> 00:34:14,879
‫
‫ (اسمش: TopSpeed به معنی بیشترین سرعت خودرو،
‫که تخصص جرمی هست و مشابه با اسم Top Gear)
‫و راستشو بخواین از اسم شرکت باربری خیلی خوشم اومد...

708
00:34:14,880 --> 00:34:17,559
‫چون که خبرهایی که از دامدار محلی‌مون که...

709
00:34:17,560 --> 00:34:21,699
‫ شیر فروشگاه‌ ما رو تامین می‌کرد، می‌رسید، زیاد خوب نبود.

710
00:34:22,326 --> 00:34:23,626
‫سلام اِما!

711
00:34:23,627 --> 00:34:24,926
‫اوضاع چطوره؟

712
00:34:25,620 --> 00:34:27,425
‫دوباره درگیر سل شدیم، پس...

713
00:34:27,426 --> 00:34:29,299
‫- وای شوخی می‌کنی دیگه؟
‫- نه.

714
00:34:29,606 --> 00:34:31,600
‫اصلا خوب نیست. خیلی مزخرفه.

715
00:34:32,040 --> 00:34:34,000
‫- وای نه.
‫- آره.

716
00:34:34,600 --> 00:34:36,405
‫خب چی‌کار باید بکنی؟

717
00:34:36,820 --> 00:34:38,759
‫- وقتی درگیر سل می‌شیم؟
‫- اوهوم.

718
00:34:38,760 --> 00:34:42,792
‫یه برچسب سبزرنگ بزرگ واقعا زشت می‌زنن روشون
‫و باید قرنطینه‌شون کنیم...

719
00:34:42,793 --> 00:34:46,092
‫تا زمانی که بتونن حمل و نقل و جمع‌آوری‌شون رو سازماندهی کنن.

720
00:34:46,093 --> 00:34:47,465
‫پس باید ذبح بشن؟

721
00:34:47,466 --> 00:34:49,139
‫آره، ذبح می‌شن.

722
00:34:49,140 --> 00:34:49,993
‫تلیسه‌ها...

723
00:34:49,994 --> 00:34:53,606
‫اواخر این تابستون بچه‌هاشون رو به دنیا می‌آوردن، پس...

724
00:34:53,753 --> 00:34:55,833
‫تا الان چند تا گاو به خاطر سل از دست دادی؟

725
00:34:55,840 --> 00:34:57,913
‫اممم... حدود شصت تا!

726
00:34:58,680 --> 00:34:59,739
‫یا خود خدا!

727
00:34:59,740 --> 00:35:00,779
‫نصف گله رو، آره.

728
00:35:00,780 --> 00:35:04,805
‫خب ما باید 120 گاو رو بدوشیم و الان 60 تا رو می‌دوشیم.

729
00:35:05,140 --> 00:35:07,133
‫پس آره... نه...

730
00:35:07,134 --> 00:35:09,619
‫در حال حاضر به عنوان یه کار و کاسبی...

731
00:35:09,620 --> 00:35:11,506
‫واقعا دووم نمی‌آره.

732
00:35:12,480 --> 00:35:17,413
‫زمدگی این روزهای بسیاری از گاودارها همینطوریه.

733
00:35:17,760 --> 00:35:19,445
‫نابودکننده‌ی روح و روان.

734
00:35:21,760 --> 00:35:26,613
‫اما حداقل خونه‌ زمستونی گله‌ی کوچیک من بالاخره اماده شد.

735
00:35:30,259 --> 00:35:33,959
‫و علاوه بر اون، روز بسیار مناسبی رو...

736
00:35:33,960 --> 00:35:36,413
‫برای جابه‌جایی‌شون بهشون داده بودیم.

737
00:35:42,993 --> 00:35:45,600
‫- پشمام!
‫- یا خود خدا!

738
00:35:45,726 --> 00:35:46,779
‫من نمی‌تونم اینو...

739
00:35:46,780 --> 00:35:49,399
‫خیلی وقت بود همچین بارونی رو ندیده بودم.

740
00:35:49,400 --> 00:35:50,573
‫ای بابا!

741
00:35:50,574 --> 00:35:51,607
‫وای دستم!

742
00:35:53,893 --> 00:35:55,326
‫نه، باید بره اینطرفی.

743
00:35:57,760 --> 00:35:58,779
‫بخاطر باده؟

744
00:35:58,780 --> 00:36:01,233
‫نمی‌تونم... دستم گیر کرده.

745
00:36:04,107 --> 00:36:05,005
‫خدایا!

746
00:36:05,353 --> 00:36:09,093
‫امیدوارم گاوها امروز در مورد بردن‌شون به داخل بحث نکنن.

747
00:36:11,180 --> 00:36:13,393
‫آره، قطعا داره کاهش پیدا می‌کنه.

748
00:36:13,680 --> 00:36:16,500
‫- فقط ماییم که کشاورزی رو دوست داریم؟
‫- آره.

749
00:36:16,799 --> 00:36:18,686
‫چیز مورد علاقه منه.

750
00:36:19,660 --> 00:36:20,873
‫لعنت بهش!

751
00:36:21,093 --> 00:36:23,085
‫برف ریخته روشون.

752
00:36:23,640 --> 00:36:24,607
‫یالا بیاین.

753
00:36:25,253 --> 00:36:27,119
‫یالا بیاین... یالا.

754
00:36:27,507 --> 00:36:28,967
‫بیاین گاوها.

755
00:36:29,173 --> 00:36:30,358
‫سلام بر تو.

756
00:36:31,040 --> 00:36:32,300
‫آره بیا...

757
00:36:33,287 --> 00:36:34,405
‫پشمام!

758
00:36:35,320 --> 00:36:37,706
‫چه مرگش شده این گاوه؟

759
00:36:38,360 --> 00:36:40,993
‫دیدی اونو؟
‫نزدیک بود بهم جفتک بزنه.

760
00:36:41,140 --> 00:36:42,813
‫اون یکی از اون بی اعصاباشه.

761
00:36:43,640 --> 00:36:45,160
‫نه، نه، نه، بس کنین.

762
00:36:45,559 --> 00:36:46,445
‫وایسین.

763
00:36:47,419 --> 00:36:50,086
‫چه غلطی می‌کنی؟ بس کن!

764
00:36:50,466 --> 00:36:52,846
‫یه گاو داره بهم حمله می‌کنه!

765
00:36:52,847 --> 00:36:55,114
‫مستقیم ببرشون توی سوله جرمی،
‫مستقیم ببرشون پشتش.

766
00:36:55,115 --> 00:36:56,275
‫بیاین گاوها.

767
00:36:56,833 --> 00:36:59,795
‫یه خونه جدید دوست داشتنی براتون درست کردیم.

768
00:37:00,457 --> 00:37:04,525
‫تنها مشکل این بود که اونچنان هم بهش علاقه‌ای نداشتن.

769
00:37:05,106 --> 00:37:07,420
‫- فورا صداشون، صداشون بزن!
‫- یالا بیاین گاوها، بیاین.

770
00:37:07,427 --> 00:37:08,805
‫بیاین گاوها!

771
00:37:10,687 --> 00:37:12,525
‫محض رضای خدا آخه...

772
00:37:13,880 --> 00:37:16,493
‫چه مرگ‌شون شده این دو تا؟

773
00:37:19,320 --> 00:37:20,533
‫بیا اینجا گاوها.

774
00:37:20,534 --> 00:37:22,292
‫- دخترای خوب، بیاین.
‫- بیاین اینجا.

775
00:37:22,293 --> 00:37:23,493
‫همینه بیاین.

776
00:37:23,626 --> 00:37:25,786
‫اینجا رو هم باید ببندیمش.

777
00:37:25,787 --> 00:37:27,386
‫- آهای گاوها.
‫- آهای.

778
00:37:27,387 --> 00:37:29,346
‫اوهوی گاوها، آهای.

779
00:37:29,347 --> 00:37:33,700
‫یا خدا، یکی‌شون کوهنورده، گاوِ «کریس بونینگتون»ـه.
‫ (Chris Bonington کوهنورد حرفه‌ای بریتانیایی که
‫19 بار در ایمالیا از جمله 4 بار اورست رو فتح کرده)

780
00:37:33,760 --> 00:37:36,420
‫- جرمی، غذا بریز روی زمین براشون.
‫- من می‌رم اون طرفش.

781
00:37:37,160 --> 00:37:39,805
‫- سریع، زودباش درو باز کن.
‫- آفرین دختر خوب!

782
00:37:40,187 --> 00:37:41,100
‫یالا بیا.

783
00:37:41,100 --> 00:37:42,725
‫- جرمی نگه‌شون دار.
‫- نه!

784
00:37:43,386 --> 00:37:44,445
‫ریدم توش!

785
00:37:45,520 --> 00:37:46,713
‫بیا دختر خوب.

786
00:37:46,714 --> 00:37:48,313
‫لیسا برو اون‌طرفی.

787
00:37:49,040 --> 00:37:49,993
‫بیا دیگه.

788
00:37:50,920 --> 00:37:52,165
‫وای خدایا.

789
00:37:53,606 --> 00:37:55,207
‫از این گاوه متنفرم!

790
00:37:55,500 --> 00:38:00,005
‫تصمیم گرفتیم که بذاریم گاوِ کوهنورد خودش رو خسته کنه.

791
00:38:01,840 --> 00:38:05,285
‫و برای جمع‌آوری جوون‌ترها به یه مزرعه دیگه رفتیم.

792
00:38:10,279 --> 00:38:12,805
‫لب‌هام خیلی... (خشک شدن)
‫یه خرده وازلین لازم دارم.

793
00:38:13,060 --> 00:38:15,712
‫مقداری نرم‌کننده‌ی نوکِ سینه دارم
‫که واقعا واسه لبات خوبه.

794
00:38:15,713 --> 00:38:18,400
‫- می‌تونم یه خرده از نرم‌کننده‌ی نوک سینه‌ات رو قرض بگیرم؟
‫- آره می‌تونی.

795
00:38:18,494 --> 00:38:20,007
‫عوض شدی پدرسگ!

796
00:38:20,486 --> 00:38:22,714
‫ای خدا، زور بزن دیگه.

797
00:38:24,980 --> 00:38:27,300
‫می‌دونین دیگه، ظاهرا به دلیل رانندگی معروفه.

798
00:38:29,960 --> 00:38:30,959
‫بیاین گاوها.

799
00:38:38,953 --> 00:38:40,405
‫با تاریک شدن هوا...

800
00:38:40,413 --> 00:38:43,285
‫گوساله‌ها به خونه جدیدشون معرفی شدن.

801
00:38:43,586 --> 00:38:44,813
‫نگاشون کن.

802
00:38:45,500 --> 00:38:47,766
‫چه منظره خوبیه این.

803
00:38:48,140 --> 00:38:51,393
‫با این حال، یه کار دیگه هم وجود داشت.

804
00:38:51,513 --> 00:38:54,213
‫جمع کردن گاو کوهنورد.

805
00:38:54,360 --> 00:38:55,753
‫بیا دیگه گاو من.

806
00:38:56,580 --> 00:38:57,605
‫یالا دیگه.

807
00:38:58,540 --> 00:39:00,325
‫آفرین گاو خوب، بیا.

808
00:39:01,040 --> 00:39:01,965
‫یالا بیا.

809
00:39:03,159 --> 00:39:05,207
‫و بفرما، بازم راه‌شو کشید رفت.

810
00:39:05,693 --> 00:39:09,853
‫اما می‌تونه ببینه، ببینین...
‫می‌تونه هتلی که براش ساختم رو ببینه.

811
00:39:09,854 --> 00:39:12,821
‫می‌تونه بوی کاه رو حس کنه، اما نه.

812
00:39:13,400 --> 00:39:15,926
‫داره اونجا واسه خودش کص‌چرخ می‌زنه.

813
00:39:16,213 --> 00:39:17,725
‫جقی، بیا ببینم.

814
00:39:19,053 --> 00:39:20,520
‫نه من کم نمی‌‌آرم.

815
00:39:20,687 --> 00:39:22,106
‫جنابِ گاو!

816
00:39:23,686 --> 00:39:24,473
‫یالا بیا.

817
00:39:29,993 --> 00:39:32,353
‫صبح روز بعد، چون تسلیم نشدم...

818
00:39:32,361 --> 00:39:35,733
‫گاو کوهنورد بالاخره توی سوله بود.

819
00:39:37,006 --> 00:39:40,199
‫و همونطور که گله از صبحونه‌شون لذت می‌بردن،

820
00:39:40,200 --> 00:39:42,106
‫رفتم سراغ نامه‌ها.

821
00:39:44,879 --> 00:39:48,478
‫اینجا نتیجه‌ی گورکن شماره 350 رو داریم که جمع‌آوریش کردیم.
‫(متن: مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس باکتری = مثبت)
‫(نام باکتری عامل بیماری سل)

822
00:39:48,479 --> 00:39:50,812
‫این یکی نتیجه‌اش مثبت شده.

823
00:39:52,680 --> 00:39:55,593
‫وای، این یعنی این‌که ما باکتری رو که...

824
00:39:55,594 --> 00:39:58,993
‫در همون گروهی که عامل سل گاوی هست رو پیدا کردیم.

825
00:40:04,779 --> 00:40:09,212
‫یعنی این‌که به احتمال زیاد کل گورکن‌های توی مزرعه سل دارن.

826
00:40:10,299 --> 00:40:12,706
‫وای نه!

827
00:40:17,266 --> 00:40:18,275
‫چی داری؟

828
00:40:18,746 --> 00:40:20,346
‫نامه‌ی امروز صبحه.

829
00:40:25,160 --> 00:40:26,600
‫گوه توش!

830
00:40:37,080 --> 00:40:40,179
‫الان باید بفهمیم که آیا سل گورکن...

831
00:40:40,180 --> 00:40:42,820
‫به گاوهای بیچاره‌ی من سرایت کرده یا نه.

832
00:40:43,800 --> 00:40:46,099
‫و خوشبختانه زمان مناسبی بود که...

833
00:40:46,100 --> 00:40:49,893
‫اونا آزمایش شیش ماهه سل رو انجام بدن.

834
00:40:52,087 --> 00:40:53,875
‫روز پراسترسیه امروز.

835
00:40:55,480 --> 00:40:56,595
‫سلام دیلوین.

836
00:40:59,033 --> 00:41:00,693
‫قصد دارم که...

837
00:41:00,694 --> 00:41:03,712
‫«توبرکولین» رو بهشون تزریق کنم که
‫اساسا همون سلِ غیرفعال شده‌اس،
‫ (Tuberculin آنتی‌ژنی برای تشخیص سل
‫و ارزیابی کفایت ایمنی در سرطان)

838
00:41:03,713 --> 00:41:05,839
‫و تزریق‌شون می‌کنم به پوست‌شون،

839
00:41:05,840 --> 00:41:10,005
‫و اگه در گذشته در معرض سل قرار گرفته باشن،

840
00:41:10,006 --> 00:41:12,266
‫به اون تزریق واکنش نشون می‌دن.

841
00:41:12,267 --> 00:41:13,245
‫گرفتم چی‌شد.

842
00:41:14,560 --> 00:41:15,365
‫دختر خوب.

843
00:41:16,240 --> 00:41:16,893
‫خوبه.

844
00:41:17,193 --> 00:41:18,913
‫- عه همین؟
‫- آره.

845
00:41:19,019 --> 00:41:22,612
‫بیرونش می‌آریم، و تا سه روز دیگه دوباره بررسیش می‌کنیم.

846
00:41:23,186 --> 00:41:25,013
‫دختر خوب، آروم دختر خوب.

847
00:41:27,199 --> 00:41:28,319
‫بفرما برو.

848
00:41:28,600 --> 00:41:30,292
‫فلفلی، بیا عزیزم.

849
00:41:30,840 --> 00:41:32,040
‫آفرین دختر خوب.

850
00:41:33,360 --> 00:41:34,698
‫آره، خوبه.

851
00:41:34,699 --> 00:41:36,487
‫- آروم برو.
‫- اینم از این.

852
00:41:36,980 --> 00:41:38,300
‫گاو وحشی!

853
00:41:38,606 --> 00:41:39,906
‫نه نه!

854
00:41:41,020 --> 00:41:43,806
‫باید بدونین که ما همه چیزو کنترل می‌کنیم، نه شماها.

855
00:41:45,280 --> 00:41:46,299
‫کارم خوبه، مگه نه؟

856
00:41:46,640 --> 00:41:49,420
‫- این یکی از اون خشن‌هاس.
‫- باید یه اسم براش بذاریم.

857
00:41:49,421 --> 00:41:50,914
‫«چنگیز خان!»

858
00:41:51,159 --> 00:41:53,679
‫این همون یارو «فلیپ فلپ» هست؟
‫(Flip Flap نمایشی که در اون یک ریل یا پیست دایره‌ای
‫توش هست و ترن‌هوایی یا شخضی با موتور از توش رد می‌شه)

859
00:41:53,680 --> 00:41:54,965
‫- کی؟
‫- فلیپ فلاب بود، ببخشید.

860
00:41:54,966 --> 00:41:56,405
‫چنگیز فلیپ فلاپ؟

861
00:41:56,406 --> 00:41:57,513
‫گاندی فلیپ...

862
00:41:59,206 --> 00:42:02,159
‫یادم می‌آد توی یکی از پارتی‌های کشاورزای جوون شنیده بودم.

863
00:42:02,160 --> 00:42:04,726
‫- گاندی فلیپ فلاپ؟
‫- آره.

864
00:42:04,727 --> 00:42:08,239
‫گاندی و چنگیزخان اصلا عین هم نیستن.

865
00:42:08,240 --> 00:42:09,872
‫- خب تفاوت‌شون چیه؟
‫- خب...

866
00:42:09,873 --> 00:42:14,465
‫گاندی یه هندیِ صلح دوست توی قرن بیستم بود که...

867
00:42:14,466 --> 00:42:17,345
‫- که استقلال هند رو به ارمغان آورد.
‫- خب.
‫(در میانه سال‌های 1930 تا 1935 میلادی)

868
00:42:17,346 --> 00:42:22,459
‫چنگیزخان به میلیون‌ها نفر رو کشت و بهشون تجاوز کرد.

869
00:42:22,460 --> 00:42:24,099
‫مثل این‌که خیلی کصکش بوده.

870
00:42:24,100 --> 00:42:27,499
‫آره، احتمالا می‌شه گفت که چنگیزخان یه کصکش عوضی بوده،

871
00:42:27,500 --> 00:42:31,620
‫شخته که بشه گفت، گاندی هم یه کصکش بوده.
‫(منظور 1: تنفر بریتانیایی‌ها از گاندی به دلیل مبارزه باهاشون
‫منظور 2: برهنه خوابیدن گاندی با زنان عریان و جذاب بدون سکس)

872
00:42:31,760 --> 00:42:36,613
‫در نهایت، دیلوین آزمایش 19 تا گاو رو تموم کرد.

873
00:42:36,979 --> 00:42:39,506
‫- اصلا جالب نیست، نه؟
‫- متنفرم ازش.

874
00:42:40,300 --> 00:42:42,080
‫خیلی عصبی شدم.

875
00:42:42,563 --> 00:42:44,106
‫من این گاوها رو دوست دارم.

876
00:42:44,320 --> 00:42:45,565
‫منم همینطور.

877
00:42:46,440 --> 00:42:49,872
‫گاوهایی رو دیدم که به سل مبتلا شدن و مردن،
‫مثل اینه که... پایان آدمه.

878
00:42:49,873 --> 00:42:51,391
‫تو رو نمی دونم، احساس کردی که...

879
00:42:51,392 --> 00:42:53,939
‫دارم خودمو خراب می‌کنم،
‫چون باید کل آخر هفته رو بگذرونیم.

880
00:42:53,940 --> 00:42:55,806
‫تا روز دوشنبه نتایج نمی‌آد، نه؟

881
00:42:59,828 --> 00:43:00,993
‫در قسمت بعد...

882
00:43:01,000 --> 00:43:03,519
‫وقتی بیرون می‌آم با مردان بزرگی ملاقات می‌کنم...

883
00:43:03,520 --> 00:43:05,266
‫آدم‌هایی با تبر و چیزای دیگه.

884
00:43:05,640 --> 00:43:07,913
‫خیلی‌خب... لحظه سرنوشت‌ساز رسید.

885
00:43:08,360 --> 00:43:10,786
‫رفتار متقاضی شرم آوره.

886
00:43:10,900 --> 00:43:13,685
‫همه کسانی که مایل به رد کردنش هست، نشون بدن.

887
00:43:15,659 --> 00:43:25,659
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
