WEBVTT

00:01.598 --> 00:08.598
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:08.622 --> 00:11.215
‫«مزرعه کلارکسون»

00:11.216 --> 00:13.448
‫«قسمت 11»

00:13.449 --> 00:18.442
‫«قسمت 11»
‫«صحبت‌های خودمونی»

00:18.443 --> 00:21.103
ترجمه
AfshinSubs

00:21.148 --> 00:25.348
‫
‫[موسیقی: Shake That Thing
‫از Winfield Parker]

00:27.306 --> 00:29.720
‫خیلی مشتاق بودم که آلنِ پیمانکار،

00:29.721 --> 00:33.106
‫شروع به تبدیل انباره بره‌ها به رستوران کرده.

00:34.000 --> 00:35.675
‫اما قبل از این‌که بتونه شروع به کار کنه،

00:35.680 --> 00:39.588
‫باید از مقامات محلی تاییدیه می‌گرفتم.

00:41.599 --> 00:44.934
‫الان اینجام تا...

00:45.868 --> 00:47.281
‫تا با زنی ملاقات کنم...

00:47.282 --> 00:51.099
‫که بخشِ برنامه‌ریزی در شورای غربِ آکسفوردشِر رو اداره می‌کنه.

00:51.100 --> 00:52.686
‫پس قراره که...

00:52.687 --> 00:54.179
‫دلش نمی‌خواد که ازش فیلم گرفته بشه.

00:54.180 --> 00:56.819
‫قراره که کلِ دوربین‌ها و ضبط‌کننده‌های صدا و همه چیز رو بذارن کنار...

00:56.826 --> 00:59.120
‫و بعد برن داخل، چون که این...

00:59.533 --> 01:00.792
‫این جلسه واقعا خیلی مهمه.

01:00.793 --> 01:04.200
‫اگه گند بزنم، زنِ قطعا میگه نه...

01:04.840 --> 01:09.000
‫عملا برنامه‌ام برای سال‌ها به هم می‌ریزه.

01:10.293 --> 01:11.699
‫آره، اومدش.

01:12.219 --> 01:13.399
‫از آشناییت خوشبختم.

01:13.400 --> 01:15.193
‫ممنون که تشریف آوردین.

01:16.571 --> 01:20.697
‫این جلسه که شامل بزرگان دیگر ادارات هم می‌شد،

01:21.000 --> 01:23.293
‫بیش از یک ساعت به طول انجامید.

01:23.645 --> 01:25.485
‫و وقتی که تموم شد،

01:26.193 --> 01:30.099
‫من و چارلی حساب کردیم که الان کجای کار هستیم.

01:32.366 --> 01:35.418
‫پس اون مردِ از بخشِ مشاغلِ توسعه اقتصادی شورا،

01:35.419 --> 01:37.358
‫که همین الان ملاقات‌شون کردیم،

01:37.359 --> 01:41.352
‫خیلی طرفدار برنامه‌مون بود
‫و گفت که تعداد زیادی از مردم رو می‌کشه به این منطقه.

01:41.353 --> 01:43.386
‫اما جوآن...

01:43.387 --> 01:44.598
‫- همون برنامه‌ریزه...
‫- آره.

01:44.599 --> 01:48.038
‫به وضوح اینطوری بود که:
‫«داشت حساسیت این منطقه رو تشخیص می‌داد»

01:48.039 --> 01:49.299
‫آره، خیلی نگران این واقعیت بود که،

01:49.300 --> 01:52.105
‫این یه منطقه با زیباییِ طبیعیِ فوق‌العاده‌اس،

01:52.106 --> 01:53.331
‫و از پارکینگ ماشین‌ها خوشش نمی‌آد،

01:53.332 --> 01:55.217
‫از آشفتگی و شلوغی هم خوشش نمی‌آد.

01:55.218 --> 01:56.925
‫سرزنشش نمی‌کنم، یه خرده ناجوره.

01:56.926 --> 01:58.766
‫و از دستشویی‌ها هم خوشش نیومد.

01:58.767 --> 02:00.379
‫- همه اینا رو گرفتم چی‌شد.
‫- خب.

02:00.380 --> 02:03.899
‫همونطور که فهمیدم، نگرانی اصلی این بود:

02:04.060 --> 02:05.506
‫«مردم محلی»

02:06.006 --> 02:08.599
‫آره مردم محلی، یه خرده باید باهاشون سر و کله بزنیم.

02:08.740 --> 02:10.393
‫حتما باید...

02:10.394 --> 02:13.981
‫به شیوه‌ای مثبت باهاشون تعامل داشته باشی، جرمی.

02:16.080 --> 02:19.980
‫
‫[موسیقی: The Village Green Preservation Society
‫از The Kinks]

02:20.159 --> 02:23.153
‫
‫(تابلو: چدلینگتون)
‫این همون روستایی هست که یک مایل
‫یا بیشتر از انبار بره‌ها فاصله داره،

02:23.154 --> 02:23.865
‫این همون روستایی هست که یک مایل
‫یا بیشتر از انبار بره‌ها فاصله داره،

02:23.866 --> 02:26.546
‫جایی که نبرد من در اونجا به وقوع می‌پیونده:

02:26.547 --> 02:28.272
‫«چدلینگتون»

02:35.740 --> 02:37.318
‫مردم ساکنِ همین‌جا بودند که...

02:37.319 --> 02:39.566
‫
‫(تابلو: لطفا رویِ چمن‌ها راه نروید، ممنون)
‫بعد از پخش شدنِ فصل اولِ برنامه،

02:39.567 --> 02:43.213
‫بیشتر از همه از محبوبیتِ فروشگاه من اذیت شده بودند.

02:50.732 --> 02:52.212
‫برای این‌که خوشحال‌شون کنم،

02:52.213 --> 02:55.739
‫تصمیم گرفتم که «عملیات قلب‌ها و ذهن‌ها» رو راه‌اندازی کنم،
‫(عملیاتی که در طی جنگ ویتنام، آمریکا و دولتِ ویتنام به هدفِ
‫جذبِ مردم برای مقابله با شورشیانِ ویت‌کونگ، انجام دادند)

02:55.740 --> 02:58.313
‫که از اینجا شروع می‌شد،

02:58.666 --> 03:01.306
‫در علف‌زارهای وحشیِ من.

03:02.553 --> 03:03.588
‫صبح بخیر.

03:04.178 --> 03:05.792
‫خب، چی داریم اینجا؟

03:05.800 --> 03:07.100
‫در دو سال گذشته...

03:07.101 --> 03:10.093
‫من نیمی از بذرهای گل‌های وحشی زمین‌هام رو...

03:10.094 --> 03:12.440
‫به یک انجمنِ باغبانی اهدا کرده ام.

03:12.846 --> 03:15.899
‫با این حال، الان قصد داشتم که،

03:15.900 --> 03:17.999
‫مقداری از اون رو به روستا هدیه بدم.

03:18.233 --> 03:21.926
‫علفزارِ اینجا، قسمتِ مورد علاقه‌ی من تویِ مزرعه است.

03:21.927 --> 03:25.398
‫و همچنین اگه بخوای این دونه‌ها رو بفروشی چقدر می‌شه؟

03:25.399 --> 03:27.432
‫هر کیلوش 90 یا 100 پوند می‌شه.

03:27.433 --> 03:28.925
‫هر کیلو صد پوند؟

03:28.926 --> 03:31.706
‫پس با اختلاف ارزشمندترین محصولِ این مزرعه هست.

03:31.707 --> 03:32.800
‫احتمالا!

03:33.119 --> 03:35.139
‫پس می‌تونیم اینا رو توی چدلینگتون بکاریم؟

03:35.140 --> 03:37.293
‫آره، جای خوبی واسه کاشتن‌شونه.

03:37.846 --> 03:38.939
‫شرمنده، این...

03:38.940 --> 03:40.658
‫آره هواپیماس.

03:40.659 --> 03:44.706
‫اینجا جاییه که سکوی شلیکِ موشک‌های زمین به هوام قرار می‌گیره.

03:44.800 --> 03:46.520
‫به ندرت دیدم هواپیما بیاد اینجا،

03:46.521 --> 03:47.893
‫مشخصه که می‌دونن امروز فیلمبرداری دارین اینجا.

03:47.894 --> 03:49.706
‫همیشه همین‌جا هستن.

03:49.707 --> 03:52.978
‫فکر کنم اگه به یکی‌شون شلیک کنم،
‫کارشون رو متوقف نمی‌کنن، فکر می‌کنن که یه اتفاق بوده.

03:52.979 --> 03:54.852
‫اما اگه دو یا سه تاشون رو بزنم،

03:54.860 --> 03:58.019
‫خبرش کلِ جامعه پروازی رو می‌گیره،

03:58.020 --> 04:01.120
‫ و مجبور می‌شن که وقت بیشتری رو با همسران‌شون بگذرونن.
‫(اشاره به سرگذشتِ همسرانِ خلبانانِ کشته شده)

04:01.473 --> 04:04.280
‫
‫(چدلینگتون - لطفا با احتیاط رانندگی کنید)

04:04.920 --> 04:06.433
‫واسه همسایه‌ها دست تکون بدین.

04:06.434 --> 04:09.600
‫عملیاتِ قلب‌ها و ذهن‌ها و اینجور چیزا.

04:11.880 --> 04:13.000
‫رسیدیم.

04:13.388 --> 04:16.248
‫
‫(تالارِ یادبود - باشگاه ورزشی و اجتماعی)

04:18.000 --> 04:20.318
‫ایناهاش، اینم از دونه‌هام.

04:20.319 --> 04:23.305
‫دانه‌هایی به ارزشِ 250 پوند.

04:28.221 --> 04:30.788
‫
‫(تابلوی دیوار: فقط مخصوصِ ورود افراد معلول)

04:32.006 --> 04:33.021
‫سلام؟

04:33.493 --> 04:34.900
‫«سو» هستش؟
‫(اسم شخص)

04:34.901 --> 04:37.605
‫- کدوم «سو»؟
‫- «کات»

04:38.020 --> 04:40.239
‫نه، اینجا نیستش.

04:40.486 --> 04:42.187
‫اومدم تا دونه‌هام رو تحویلش بدم.

04:42.380 --> 04:43.480
‫اینجا نیستش.

04:43.813 --> 04:44.605
‫باشه.

04:48.720 --> 04:52.800
‫بالاخره یکی رو پیدا کردم تا دونه‌هام رو تحویل بگیره.

04:53.040 --> 04:53.900
‫سلام.

04:54.600 --> 04:55.933
‫شما باغبون اینجایی؟

04:56.340 --> 04:59.720
‫خب، نه. من رئیس هیئت امنای تالار هستم.

05:00.639 --> 05:01.439
‫عه.

05:01.693 --> 05:03.259
‫خیلی‌خب، بردارش.

05:03.267 --> 05:04.719
‫اینا «اُرکیده بال سبز» هستن.
‫(گلی با رنگ بنفش که در اروپا و خاورمیانه می‌روید)

05:04.720 --> 05:05.692
‫عالیه.

05:05.693 --> 05:07.652
‫- اُرکیده سیاه.
‫- پشمام.

05:07.653 --> 05:08.652
‫خیلی متشکرم، جرمی.

05:08.653 --> 05:10.713
‫بسیارخب، خواهش می‌کنم، ممنون.

05:12.306 --> 05:13.139
‫با این حال، در حقیقت...

05:13.140 --> 05:16.606
‫دونه‌های گل‌های وحشی تازه فقط واسه دست‌گرمی بود.

05:16.993 --> 05:18.885
‫
‫(تابلو مغازه: کافه و خواربار فروشی)
‫(شهرِ چیپینگ نورتون - خیابانِ چرچیل | شهر چارلبوری و لیفیلد)
‫اگه قرار باشه که روستایی‌ها رو شکست بدم،

05:18.886 --> 05:19.533
‫
‫(تابلو مغازه: کافه و خواربار فروشی)
‫(شهرِ چیپینگ نورتون - خیابانِ چرچیل | شهر چارلبوری و لیفیلد)
‫نیازه که حرکت بزرگ‌تری بزنم.

05:19.534 --> 05:21.992
‫
‫(ایستگاه کینگهام | چیپینگ نورتون)
‫نیازه که حرکت بزرگ‌تری بزنم.

05:21.993 --> 05:24.120
‫پس یه فکری به ذهنم رسید.

05:24.913 --> 05:26.579
‫1... 2... 3...

05:27.527 --> 05:28.327
‫عالی شد.

05:31.092 --> 05:35.239
‫«دیدلی اسکوات حامیِ باشگاهِ فوتبال چدلینگتون می‌شود»

05:42.792 --> 05:45.625
‫- لباس خوبیه.
‫- واقعا لباس خوبیه.

05:48.040 --> 05:50.000
‫سوت شروع بازی به صدا در اومد.

05:52.179 --> 05:56.851
‫و بازیِ افتتاحیه‌ی من به عنوانِ اسپانسرِ باشگاه در حال انجام بود.

05:56.860 --> 06:01.520
‫«Chadlington FC» در برابر «Chadlington Reserves»

06:01.739 --> 06:04.132
‫- ادامه بده چدلینگتون.
‫- یالا چَد.

06:06.319 --> 06:09.272
‫می‌دونی چیه، وقتی مدرسه می‌رفتم با همه این بچه‌ها بازی می‌کردم.

06:09.273 --> 06:11.246
‫همه‌شون قبلا تویِ تیم حریف بودن.

06:11.247 --> 06:13.720
‫- عکسی از وقتی که بازی می‌کردی داری؟
‫- آره، دارم.

06:13.859 --> 06:15.073
‫اون موقع موهای بلندی داشتم.

06:15.074 --> 06:17.107
‫- یه مدل مویِ دیگه؟
‫- آره
‫(کیلب در فصل اول: همه مدل موها رو امتحان می‌کنم)

06:17.108 --> 06:18.399
‫چقدر تُپلی.

06:18.400 --> 06:20.515
‫- منظورت چیه تپلم؟
‫- گوشتالویی.

06:22.966 --> 06:24.306
‫یالا چدلینگتون.

06:25.313 --> 06:28.913
‫خوشبختانه، تعداد تماشاچی‌های مناسبی
‫واسه‌ی دیده شدنِ لباس جدید وجود داشت.

06:29.046 --> 06:29.966
‫یالا چَد.

06:29.967 --> 06:33.020
‫از جمله جرالد و برادرش.

06:33.253 --> 06:35.413
‫منظورم اینه که چیز خوب در مورد اینا اینه که...
‫[نامفهوم]

06:35.414 --> 06:39.232
‫این همه... تو یکشنبه کوفتی این همه می‌شن.

06:39.233 --> 06:41.498
‫- البته.
‫- نه، قطعا که نمی‌شن.

06:41.499 --> 06:43.006
‫یه مرد و سگش.

06:45.033 --> 06:46.606
‫پرتاب واسه ماست!

06:46.807 --> 06:49.806
‫اسم تمومِ بازیکن‌های تیم فوتبال چلسی رو می‌دونی؟

06:49.807 --> 06:50.079
‫آره.

06:50.080 --> 06:53.240
‫اسم تموم بازیکن‌های این تیمی که اسپانسرش شدی رو هم می‌دونی؟

06:53.241 --> 06:54.992
‫- چدلینگتون؟ معلومه که می‌دونم.
‫- نه، عمرا.

06:54.993 --> 06:56.059
‫می‌دونم!

06:56.060 --> 06:57.526
‫خیلی آسونه، خب؟

06:57.527 --> 06:58.679
‫اسم حامیانِ تیم؟ آره؟

06:58.693 --> 07:00.606
‫کوپر، کوپر و کوپر.

07:01.766 --> 07:02.766
‫اسم یکی‌شون رو بهم بگو.

07:02.767 --> 07:07.513
‫کوپر، کوپر، کوپر، کوپر، کوپر...

07:07.720 --> 07:09.039
‫و اونم کوپره.

07:09.040 --> 07:11.219
‫این خیلی زندگی رو توی روستا راحت‌تر می‌کنه.
‫(همه‌ی روستا از یه طایفه‌ان)

07:11.220 --> 07:12.826
‫کوپرها همه چیزو به دست گرفتن.

07:16.285 --> 07:17.639
‫عجب توپی گرفت.

07:17.933 --> 07:21.719
‫هر چند کیلب تویِ تفاسیرش از بازی خیلی خشن‌تر عمل می‌کرد.

07:22.800 --> 07:24.180
‫چه حرکت کصشعری بود!

07:25.499 --> 07:28.113
‫بگو که داری باهام شوخی می‌کنی کیری!

07:30.220 --> 07:31.280
‫بلند شو ببینم.

07:31.893 --> 07:33.685
‫جاش! بلند شو لامصب!

07:35.220 --> 07:37.100
‫اگه تو امارات رو اداره می‌کردی...

07:37.973 --> 07:40.566
‫فکر می‌کنی همینطوری باشه وقتی که...

07:40.574 --> 07:42.292
‫می‌ری بازی آرسنال رو تماشا کنی؟

07:42.293 --> 07:44.805
‫چون من اسپانسر این تیم هستم،

07:44.806 --> 07:46.168
‫و می‌دونم که اون چه حسی داره الان.

07:46.169 --> 07:48.699
‫- فکر کنم یه ذره فرق داشته باشن!
‫- نه دقیقا عین همن.

07:48.700 --> 07:49.806
‫نه، فقط یه ذره.

07:50.793 --> 07:55.313
‫بین دو نیمه، بازیکن‌ها با سر رفتن توی نوشیدنی‌های انرژی‌زا.

07:56.240 --> 07:59.319
‫و جرالد ما رو به یه گشت‌زنی تویِ انجمنِ باشگاه برد...

07:59.320 --> 08:02.960
‫توی راه خونه از جاده خارج شد...
‫[حرف‌های نامفهومِ جرالد]

08:03.840 --> 08:07.906
‫تویِ انجمن باشگاه فهمیدیم که جرالد یه جورایی یه افسانه‌ی محلی بوده.

08:08.473 --> 08:10.806
‫این که تو نیستی، چون این عکسِ رنگیه.
‫(منظور: جرالد خیلی پیره)

08:12.626 --> 08:14.424
‫نگاه کن، یه «ک. کوپر» هم تو اسم‌های اینجاست.
‫ (هم نامِ کیلب که می‌شه: Kaleb Cooper)

08:14.425 --> 08:15.845
‫معلومه که هست.

08:16.373 --> 08:18.692
‫یه لحظه صبر کن ببنیم،
‫دارم لیست دهه 80 رو چک می‌کنم.

08:18.693 --> 08:20.719
‫
‫(اولین تیم در 85-1984
‫قهرمانِ مسابقات انجمن جوانان آکسفوردشر
‫قهرمانِ مسابقات ویتنی و حومه انجمن فِردفورد
‫قهرمانِ جامِ خیریه چارلبوری
‫قهرمانِ جامِ خیریه چیپینگ نورتون)
‫«جرالد کوپر»

08:20.720 --> 08:22.920
‫- کدوم‌شون تویی؟
‫- ایناها.

08:23.060 --> 08:25.672
‫- این تویی؟ هنوزم همون سبیل رو داری؟
‫- آره.

08:25.673 --> 08:28.106
‫بهت میگم اون بالا چیه...
‫[نامفهوم]

08:28.300 --> 08:30.753
‫[نامفهوم]

08:30.806 --> 08:34.013
‫توی این عکسِ همه‌مون 22 ساله‌مونه،
‫می‌گیری که چی میگم دیگه؟

08:34.440 --> 08:36.918
‫- اوی خدا، این... این تویی!
‫- آره.

08:36.919 --> 08:38.084
‫ظاهرت اینطوریه که:

08:38.085 --> 08:40.365
‫«همین الان Tiger feet از Top of the Pops رو گوش دادم،
‫(آهنگِ معروفِ انگلیسی در سبک راک منتشر شده در 1974)

08:40.366 --> 08:42.492
‫و حالا می‌خوام فوتبال بازی کنم»

08:42.939 --> 08:45.379
‫دنیس رو ببین، دوروبر اون گوشه‌اس.
‫[نامفهوم]

08:45.380 --> 08:47.145
‫ببین، آره این تویی. نه...

08:47.146 --> 08:50.086
‫مثل این‌که یکی از گروه «Slade» هم اونجاست.
‫(یک گروهِ موسیقی راک از ولورهمپتونِ انگلیس در 1970)

08:52.393 --> 08:56.500
‫توی نیمه دوم، زد و خوردها بی‌شمار شدن.

09:02.405 --> 09:03.405
‫یا خدا!

09:04.080 --> 09:05.280
‫آره!

09:06.086 --> 09:07.493
‫فوق‌العاده بود.

09:09.120 --> 09:13.886
‫و خیلی زود متوجه شدم که خریدِ بعدی من به عنوانِ اسپانسرِ تیم،

09:13.887 --> 09:16.006
‫اینه که یه تابلوی امتیازات بگیرم.

09:16.200 --> 09:18.020
‫- تو فکر می‌کنی که بازی چند چنده؟
‫- 3-1

09:18.220 --> 09:20.193
‫3-1
‫و تو فکر می‌کنی که 4-1 هست؟

09:20.194 --> 09:22.659
‫- فکر کنم 3-0 باشه.
‫- نه 2-2 هست.

09:22.660 --> 09:24.112
‫- 2-2؟
‫- نه.

09:24.113 --> 09:25.306
‫5-1ـه.

09:26.026 --> 09:27.426
‫سوت پایان بازی زده شد.

09:27.427 --> 09:30.920
‫بازی خوبی که برای تیم چدلینگتون رقم خورد.

09:31.100 --> 09:32.299
‫6... 6-1

09:32.300 --> 09:34.999
‫اما چدلینگتون که داشت با خودش بازی می‌کرد.
‫(بازیکن‌های اصلی با ذخیره‌ها)

09:35.093 --> 09:37.306
‫و من فقط امیدوار بودم که این سرمایه‌گذاریم،

09:37.307 --> 09:39.706
‫اکنون واسم سود داشته باشه.

09:40.040 --> 09:43.032
‫به نظرت این کار باعث میشه
‫قلب‌ها و ذهن‌های توی روستا رو بدست بیاریم؟

09:43.033 --> 09:44.006
‫آره.

09:46.807 --> 09:48.235
‫
‫(لطفا کفش‌هاتون رو بعد از بازی در بیارید)

09:51.900 --> 09:54.952
‫در حالی که داشتم پاچه‌خواریِ مردم محلی رو می‌کردم،

09:54.953 --> 10:00.492
‫چارلی تویِ دفترش بود،
‫دفتری که از دیوارهاش هنرهای زیبا می‌چکید،

10:01.120 --> 10:05.020
‫و سخت رویِ برنامه‌ریزی رستوران کار می‌کرد.

10:05.473 --> 10:08.433
‫جرمی باید شورای بخش رو شکست بده،

10:08.434 --> 10:10.653
‫چون اونا نفوذ خیلی زیادی دارن،

10:10.654 --> 10:14.321
‫یه جورایی می‌تونن از برنامه حمایت کنن.

10:15.279 --> 10:19.659
‫اما در واقع شورایِ منطقه غربِ آکسفوردشر هست که...

10:19.660 --> 10:23.519
‫تصمیم می‌گیره پروژه رستوران ادامه پیدا کنه یا نه.

10:23.520 --> 10:24.907
‫و در موردِ روندِ برنامه‌ریزی...

10:24.908 --> 10:27.098
‫باید افراد زیادی رو راضی نگه داریم.

10:27.099 --> 10:28.626
‫مسئله‌ی پلیس رو داریم.

10:28.627 --> 10:29.578
‫
‫(پلیسِ دره‌ی تیمز)
‫مسئله‌ی پلیس رو داریم.

10:29.579 --> 10:31.164
‫
‫(پلیسِ دره‌ی تیمز)
‫اداره بزرگراه‌ها رو داریم.

10:31.165 --> 10:34.779
‫می‌دونین که، بزرگراه صاف از روی فروشگاه مزرعه رد می‌شه.

10:34.780 --> 10:37.805
‫پلیس یک روز در میون توقف می‌کنه تا ترافیک رو زیر نظر بگیره.

10:37.806 --> 10:40.959
‫پس ما باید دسترسی به ورود و خروج رو به درستی انجام بدیم.

10:40.960 --> 10:43.652
‫باید بررسی‌های باستان‌شناسی رو هم انجام بدیم.

10:43.653 --> 10:44.020
‫باید بررسی‌های زیست محیطی رو انجام بدیم.
‫باید همه چیزو درست پیش ببریم.

10:44.021 --> 10:46.046
‫
‫(حفاظت از منابع طبیعی کاتسولدز)
‫باید بررسی‌های زیست محیطی رو انجام بدیم.
‫باید همه چیزو درست پیش ببریم.

10:46.047 --> 10:48.413
‫شورای شهرستان آکسفوردشر می‌خواد بدونه که...

10:48.427 --> 10:51.012
‫این کار منافع اقتصادی داره یا نه.

10:51.013 --> 10:55.605
‫باید اداره‌ی «حفاظت از زیبایی‌های طبیعی» رو متقاعد کنیم که...

10:55.606 --> 10:58.838
‫رستوران چشم‌اندازِ منظره رو خراب نمی‌کنه.

10:58.839 --> 11:03.379
‫پس باید بهشون اطلاع بدیم که هر بوته و پرچین رو کجا می‌کاریم،

11:03.380 --> 11:06.532
‫تا آلودگیِ نوری تویِ سراسر دره پخش نشه.

11:06.533 --> 11:08.871
‫حجم زیادی از کار و کاغذ بازی‌های اداریه...

11:08.872 --> 11:11.072
‫و باید همه‌شون رو کاملا درست انجام بدیم.

11:11.073 --> 11:13.779
‫می‌دونین، این عین یه چیزی نیست که...

11:13.780 --> 11:16.499
‫زارتی بندازیمش وسطِ روستا و تموم بشه.

11:24.186 --> 11:28.325
‫در همین حال، تویِ مزرعه، دیلوین دامپزشک
‫اومده بود که یه سری بزنه.

11:28.326 --> 11:33.405
‫هر چند، این بار برای این نیومده بود که
‫دستشو تا ته بکنه توی سوراخ حیوون‌ها.

11:33.640 --> 11:36.193
‫دعوا نکنین، بیخیال.
‫سگ‌های خوب.

11:37.360 --> 11:38.440
‫نگاشون کن!

11:38.580 --> 11:40.879
‫نمی‌تونی مزرعه داشته باشی و سگ نداشته باشی.

11:40.880 --> 11:43.280
‫اوه، نگاشون کن!
‫چقدر جیگرن!

11:43.573 --> 11:45.066
‫- خوشگلن؟
‫- آره.

11:45.067 --> 11:47.179
‫- خواهرن باهم.
‫- بسیارخب.

11:47.180 --> 11:49.279
‫و نژادِ «لابرادورهای رنگ-روباهی» هستن.
‫(سگِ یابنده که شکارِ کشته شده رو پیدا می‌کنه)

11:49.280 --> 11:51.506
‫- از اینا این دوروبرها نیست.
‫- نه.

11:52.080 --> 11:53.259
‫هی توله‌ها.

11:53.260 --> 11:56.085
‫- لازمه که «انگل زدایی» بشن.
‫- آره.
‫(عواملِ انگلی و کرم‌هاشون رو از بین ببرن)

11:56.086 --> 11:57.804
‫- باید «میکروچیپ» بهشون بزنیم.
‫- آره.
‫(تراشه‌های بسیار کوچکی که اطلاعات سگ
‫و صاحب آن درونش ذخیره میشه)

11:57.805 --> 11:59.139
‫- و دیگه چی...
‫- باید واکسینه بشن.

11:59.140 --> 12:00.499
‫واکسینه بشن.

12:00.580 --> 12:02.833
‫خیلی چیزای تو دل برویی هستن.

12:03.100 --> 12:03.712
‫بیا اینجا.

12:03.713 --> 12:06.500
‫می‌خوام غلتت بدم و شکمتو قلقلک بدم. اینجاتو.

12:06.786 --> 12:08.979
‫منظورم اینه، تا اونجایی که به من مربوط میشه، وقتشه دیگه...

12:08.980 --> 12:11.120
‫کشاورزی یه جورایی دیگه برام تموم شده.
‫(پیر شدم دیگه)

12:11.613 --> 12:13.687
‫سگ خوب، آفرین سگ خوب.

12:14.713 --> 12:16.319
‫اما، همون‌قدر که دلم می‌خواست...

12:16.320 --> 12:20.012
‫تموم روز رو به پرتاب توپ واسه این دو تا بگذرونم...

12:20.266 --> 12:22.900
‫مشخصا یه مزرعه‌ای هم واسه اداره‌ کردن وجود داشت.

12:24.420 --> 12:26.000
‫و با از راه رسیدنِ پاییز...

12:26.001 --> 12:29.920
‫بدین معنا بود که وقتِ وارد کردنِ محصولات سال آینده به زمین رسیده.
‫(کشت محصول)

12:32.400 --> 12:35.532
‫بعد از پخشِ اولین فصل از «مزرعه کلارکسون»،

12:35.533 --> 12:37.931
‫توسط بسیاری از کشاورزها به شدت مورد تمسخر قرار گرفتم،

12:37.932 --> 12:42.098
‫و اونا گفتن که این ماشینِ شخم‌زنیِ سه متری...

12:42.099 --> 12:43.892
‫واسه تراکتور من کوچیکه.

12:44.487 --> 12:46.445
‫خب، این‌ بار دیگه خبری از مسخره کردن‌هاشون نیست،

12:46.452 --> 12:48.825
‫چون یه دونه جدیدشو گرفتم.

12:50.760 --> 12:52.313
‫خودشه.

12:52.592 --> 12:54.619
‫قطعه‌ای عظیم و پیچیده‌ی پولادین...

12:54.620 --> 12:58.452
‫با 6 متر عرض، تشکیل شده از علم...

12:58.453 --> 13:00.319
‫و مهندسیِ سنگین.

13:00.800 --> 13:03.419
‫خوب شد که تراکتور بزرگی دارم.

13:04.040 --> 13:04.960
‫خیلی‌خب.

13:05.920 --> 13:07.326
‫کار اول:

13:07.327 --> 13:08.451
‫«بلند کردن».

13:08.452 --> 13:10.105
‫می‌بریمش بالا.

13:12.306 --> 13:14.799
‫اوه گوه توش! لعنتی، لعنتی...

13:16.467 --> 13:17.513
‫پایین.

13:19.492 --> 13:22.792
‫چی می‌شه اگه اینقدر نیارمش بالا؟
‫راهش همینه، مگه نه؟ آره.

13:22.793 --> 13:25.113
‫خیلی‌خب، دوباره تلاش کنیم. بالا.

13:29.833 --> 13:31.913
‫یا خود خدا!

13:34.240 --> 13:35.200
‫این چی...

13:36.386 --> 13:38.952
‫نه، این خوب نیست.
‫چه مصیبتی‌ـه این؟

13:39.666 --> 13:40.693
‫یا خدا!

13:40.946 --> 13:43.306
‫همونطور که انتظارش می‌رفت، «یودا»ی دهاتی...
‫ (Yoda شخصیتی تخیلی در سریِ جنگ ستارگان)

13:43.307 --> 13:46.307
‫دقیقا همون لحظه رو برای پدیدار شدن انتخاب کرد.

13:46.480 --> 13:47.993
‫اصلا تکون نمی‌خوره!

13:48.400 --> 13:50.813
‫چون یه دستگاه 4 تنی اون پشت داری!

13:50.973 --> 13:53.006
‫خب این...
‫[نامفهوم]

13:53.353 --> 13:55.679
‫چطور بقیه باهاش کار می‌کنن پس؟

13:55.813 --> 13:58.513
‫کودن خان، یه دونه وزنه تعادل نیاز داری جلوی تراکتورت!

14:03.039 --> 14:05.598
‫وقتی که کیلب وزنه رو متصل کرد...

14:05.967 --> 14:08.227
‫خب، الان این مشکلو حل می‌کنه؟

14:08.367 --> 14:09.405
‫باید درست بشه.

14:12.160 --> 14:14.393
‫راه افتادم به سمت مزرعه.

14:16.313 --> 14:18.506
‫الان 1.5 تن وزن جلوم دارم،

14:18.507 --> 14:21.339
‫4 تن وزن عقبم دارم و 9 تن هم وسطم دارم.

14:21.340 --> 14:23.713
‫تجهیزات سنگینیه واسه امروز صبح.

14:26.506 --> 14:29.146
‫اینم از این، رسیدیم به مزرعه.

14:32.440 --> 14:33.652
‫خب، کاری که این دستگاه می‌کنه،

14:33.653 --> 14:35.485
‫مثل دستگاه شخم‌زنی قبلی نیست که استفاده می‌کردیم.

14:35.486 --> 14:38.899
‫مطمئنا گاوآهن هم نیست، که واقعا برای محیط زیست بده.

14:39.219 --> 14:40.419
‫این یه...

14:40.712 --> 14:42.552
‫همین‌طور که شخم می‌زنه و می‌ره...

14:42.553 --> 14:44.439
‫و تموم چیزایی رو که...

14:44.440 --> 14:48.119
‫چیزایی مثل این رو که سال پیش به درستی برداشت نشده...

14:48.120 --> 14:51.086
‫با خاک مخلوط‌شون می‌کنه و
‫دوباره شروع به رشد کردن می‌کنند.

14:51.226 --> 14:53.186
‫بعدش وقتی که شروع به رشد کرد، ما می‌آییم...

14:53.187 --> 14:54.392
‫و همه چیزو از بین می‌بریم...

14:54.393 --> 14:56.298
‫و بعدش یه زمینِ خالی داریم...

14:56.299 --> 15:00.099
‫که روی اون محصولات سال آینده رو پرورش می‌دیم.

15:01.546 --> 15:04.461
‫من هم نمی‌فهمم چی به چیه.
‫اما به هر حال، می‌دونم که چطوری انجام می‌شه.

15:07.133 --> 15:08.285
‫می‌آریمش پایین.

15:09.560 --> 15:10.626
‫بزن بریم.

15:16.306 --> 15:17.928
‫دارم کشاورزی می‌کنم!

15:22.619 --> 15:27.214
‫تازه متوجه شدم که در واقع کشاورزیم رو
‫از همین زمینِ بزرگ شروع کردم.

15:27.660 --> 15:31.799
‫و حالا اولین مزرعه‌ای هست که برای سال 2022 کشت می‌کنم.

15:34.987 --> 15:37.221
‫و همه چی داشت خوب پیش می‌رفت.

15:38.146 --> 15:40.753
‫تا اینکه، چند دور بعد...

15:40.754 --> 15:43.700
‫تراکتور دوباره شروع به کج‌رفتاری کرد.

15:48.020 --> 15:49.306
‫نمی‌تونم انجامش بدم...

15:49.307 --> 15:53.200
‫چطوری وقتی چرخاش رو هواست می‌شه چرخوندش آخه؟

15:55.012 --> 15:56.492
‫این دیگه چه وضعشه!

15:57.000 --> 16:00.719
‫مشکل این بود که وقتی لامبوی من سوخت رو قورت می‌داد،

16:00.720 --> 16:03.379
‫باکِ سوخت سبک‌تر می‌شد.

16:03.380 --> 16:06.979
‫به این معنی بود که یه بار دیگه وزن کافی در جلو وجود نداشت،

16:06.980 --> 16:09.293
‫تا چرخ هارو روی زمین نگه داره.

16:09.506 --> 16:11.007
‫افتضاحه!

16:13.146 --> 16:16.985
‫بنابراین تصمیم گرفتم که برگردم به خونه و بنزین بزنم،

16:16.993 --> 16:19.399
‫قبل از این‌که وضع بدتر بشه.

16:21.566 --> 16:23.605
‫اووه، بیخیال دیگه.

16:27.480 --> 16:28.967
‫دور موتورم خیلی بالاست.

16:30.640 --> 16:32.526
‫بذار چهار چرخ متحرک رو امتحان کنیم.
‫(حالتی که نیروی موتور به جای یک دیفرانسیل
‫به هر دو دیفرانسیل منتقل می‌شه)

16:32.527 --> 16:34.333
‫آره، ممکنه کمک کنه. یه امتحان کنیم.

16:36.513 --> 16:38.480
‫نه، نه، نه، ریدم توش!

16:39.440 --> 16:40.887
‫بهتر نشد!

16:41.499 --> 16:44.919
‫چطوری این لعنتی رو از اینجا ببرم بیرون؟

16:46.993 --> 16:49.241
‫یا قمر بنی هاشم!
‫(معنایی نداره، فقط تعجبه)

16:50.939 --> 16:52.998
‫یالا، یالا، زور بزن دیگه...

16:54.259 --> 16:55.899
‫یا خدای تبارک و تعالی!

16:56.713 --> 17:00.073
‫مشخص بود که باید یه کمی وزن اضافه پیدا می‌کردم.

17:00.074 --> 17:02.720
‫و خوشبختانه، یکی پیداش شد.

17:08.313 --> 17:09.821
‫خب، آماده‌ای؟

17:15.140 --> 17:17.922
‫ترمز دستی! ترمز دستی رو آزاد کن!

17:20.280 --> 17:21.800
‫جواب داد!

17:25.800 --> 17:27.045
‫ای کیر توش!

17:33.640 --> 17:38.046
‫روز بعد باید مقداری خاک‌گیری بیشتری میکردم،

17:38.340 --> 17:40.999
‫اما اکنون یه مسئله مهم‌تر وجود داشت.

17:41.200 --> 17:43.685
‫علی‌رغم تلاش‌هام برای جلب نظر مردم محلی،

17:43.686 --> 17:48.013
‫همچنان جریان ثابتی از شکایات رو دریافت می‌کردم.

17:50.800 --> 17:52.320
‫به هم ریخته به نظر می‌آی.

17:53.453 --> 17:57.139
‫متن نامه: «با یک بررسی فوری رسمی،
‫بیش از 400 بازدیدکننده رو تخمین زدیم...

17:57.140 --> 17:59.780
‫و صف‌های سه ساعته طولانی
‫به سمت فروشگاه مزرعه دیدلی اسکوات.

17:59.781 --> 18:02.165
‫تشکیلات اولیه در مقیاس کوچک...

18:02.166 --> 18:04.874
‫به یک عملیات بخور و نمیر طور تبدیل شده
‫که برای مقابله با آن تلاش می‌کند.

18:04.875 --> 18:10.166
‫...این باعث ایجاد ترافیک اجتماعی و مشکلاتِ
‫محیط زیستیِ ناگفته می‌شه که بر کیفیت...»

18:11.040 --> 18:13.300
‫این واسه من کل روز رو طول می‌کشه تا بنویسمش.

18:13.879 --> 18:17.399
‫و بعد یه عکس از اون اتوبوسِ فرستادن.

18:17.600 --> 18:19.725
‫و به حضورِ اتوبوس اعتراض کردن.

18:20.100 --> 18:21.760
‫پس به حضور تعداد زیادی ماشین اعتراض کردن.

18:21.761 --> 18:24.698
‫عده‌ای از افراد با اتوبوس به فروشگاه مزرعه می‌آن...

18:24.699 --> 18:27.251
‫- و حالا به اونم گیر دادن.
‫- آره در مورد اتوبوس عاجز نالی می‌کنن.

18:27.252 --> 18:29.306
‫خیلی دوست دارم این آدم‌ها رو ببینم...

18:29.307 --> 18:32.887
‫که به معنای واقعی کلمه کار دیگه‌ای
‫جز نوشتن نامه واسه‌مون ندارن.

18:32.900 --> 18:34.979
‫من خیلی سرم شلوغه، تو هم سرت شلوغه.

18:34.980 --> 18:38.825
‫من دو دقیقه هم فرصت ندارم بشینم
‫پشت کامپیوتر و واست یه نامه بزرگ بنویسم.

18:38.826 --> 18:39.699
‫نگاه کن.

18:40.207 --> 18:43.399
‫متن نامه: «من از همه چیزِ جرمی کلارکسون خسته شده‌ام»

18:43.746 --> 18:45.559
‫راستشو بخوای، می‌آی از همه اینا عبور کنی...

18:45.560 --> 18:46.979
‫یه نفر تو روستا...

18:46.980 --> 18:49.587
‫یه «تامین مالیِ جمعی» راه‌انداخته...
‫(جمع‌آوری پول از مردم برای کار یا هدفی خاص)

18:49.588 --> 18:51.559
‫با نام «جلویِ دیدلی اسکوات رو بگیرید».

18:51.560 --> 18:53.280
‫منظورم اینه، اونا فقط...

18:57.800 --> 18:59.499
‫از اونجایی که شایعه‌اش پخش شده بود که،

18:59.500 --> 19:02.838
‫من قصد دارم برای افتتاح یه رستوران درخواست مجوز بدم،

19:02.839 --> 19:05.212
‫تصمیم گرفتم که پا پیش بذارم،

19:05.213 --> 19:07.919
‫و یک جلسه روستایی تشکیل بدم.

19:09.819 --> 19:10.862
‫اینم از این.

19:12.235 --> 19:15.195
‫چیزی که اینجا نوشتم یه اعلان کوچیکه که میگه:

19:15.360 --> 19:18.632
‫«از اونجایی که به نظر می‌رسه بحث‌هایی در مورد
‫آنچه در دیدلی اسکوات اتفاق می‌افته وجود داره،

19:18.633 --> 19:21.299
‫جرمی کلارکسون در سالن یادبود خواهد بود،
‫*که همینجاست*

19:21.300 --> 19:23.679
‫تا برنامه‌های خودش رو توضیح بده و هر سوالی
‫رو که ممکن است داشته باشید رو پاسخ بده.

19:23.680 --> 19:25.780
‫حضور همه افرادِ منطقه گرامی داشته می‌شه.

19:25.781 --> 19:28.027
‫پنیر و شراب نیز پذیرایی خواهد شد.»

19:29.480 --> 19:31.286
‫چند روز پیش تویِ سایت رسمی شورا،

19:31.287 --> 19:33.598
‫یه شکایت خوب وجود داشت که می‌گفت:

19:33.599 --> 19:36.712
‫«اون یارو به اصطلاح کشاورزِ تویِ دیدلی اسکوات...»
‫(منظورش جرمی‌ـه)

19:37.179 --> 19:38.192
‫تا اینجاش قبوله.

19:38.499 --> 19:40.959
‫«...در واقع اصلا هیچی توی مزرعه‌اش تولید نمی‌کنه.»

19:40.960 --> 19:42.739
‫خب، تولید می‌کنم.

19:42.753 --> 19:43.938
‫و یکی دیگه گفته بود:

19:43.939 --> 19:47.099
‫«اون انبار بره‌ها اصلا برای زایمان بره ازش استفاده نشده.»

19:47.360 --> 19:50.685
‫اما به معنی واقعی کلمه شواهدِ مستندی
‫وجود داره که میگه چنین چیزی رخ داده.
‫(منظورش فصل پیشه)

19:50.686 --> 19:53.719
‫می‌دونین، این سطح از شکایته که فقط...

19:54.173 --> 19:57.826
‫به همین دلیل فکر کردم که یه
‫پرسش و پاسخ بذارم تا مردم بتونن بگن...

19:58.466 --> 20:01.506
‫«داری چی‌کار می‌کنی؟ برنامه‌ات چیه؟»

20:01.607 --> 20:03.793
‫اضطراب داری در موردش یا نه؟

20:04.586 --> 20:06.872
‫خب، آره دارم. چون که...

20:06.873 --> 20:08.957
‫اون خانمِ از شورایِ محله گفت که:

20:08.958 --> 20:12.211
‫«مردم عصبانی‌ان، خیلی هم عصبانی‌ان.»

20:12.640 --> 20:14.793
‫منظورم اینه که، واقعا خیلی عصبانی‌ان.

20:15.166 --> 20:16.999
‫اما آره خب، دلهره‌آوره.

20:17.000 --> 20:20.132
‫چون که من «سگ‌های پوشالی» رو دیدم.
‫ (Straw Dogs یک فیلم تریلر روانشناسانه به کارگردانی سام پکینا
‫خلاصه: مردمان روستا زوجِ غریبه‌ای رو آزار و اذیت می‌دن )

20:20.133 --> 20:21.978
‫«قهرمان محلی» رو هم دیدم.
‫ (Local Hero فیلمی کمدی-درام به کارگردانی بیل فوریست
‫خلاصه: مردی آمریکایی که با مردمان روستایی در اسکاتلند درگیر می‌شود)

20:21.979 --> 20:24.992
‫می‌دونین که یه روستا می‌تونه چه شکلی باشه
‫وقتی خودش همه چیزو به هم می‌ریزه.

20:25.099 --> 20:26.785
‫با چنگک پا می‌شن میان سراغت.

20:26.786 --> 20:29.812
‫اما سعی می‌کنم که...
‫امیدوارم که آروم‌شون کنم.

20:38.293 --> 20:41.565
‫روز بعد، خبرِ جلسه پخش شده بود.

20:41.899 --> 20:43.899
‫نه به نحوه‌ی خوبی.

20:46.233 --> 20:48.385
‫خیلی‌خب، به هر حال، روستا که...

20:48.386 --> 20:50.925
‫تابلوی اعلانات جامعه چدلینگتون...

20:50.926 --> 20:53.206
‫میگه که وجود من شیطانیه...

20:53.319 --> 20:57.206
‫و برنامه کشاورزی فقط کارِ یه شیطونه...

20:57.493 --> 21:00.119
‫اون مزرعه خونه‌ی شیطونه.

21:01.393 --> 21:04.433
‫خب، ببینیم می‌تونم به اونجا برم یا نه...

21:11.215 --> 21:13.368
‫
‫(چدلینگتون - به آرامی رانندگی کنید)

21:31.426 --> 21:33.441
‫می‌خواستم شبیه به عروسی‌های دهه 70 بشه،

21:33.442 --> 21:35.308
‫که اتفاقا خیلی هم خوشم می‌آد.

21:51.620 --> 21:53.759
‫با شروع ورود اهالی روستا،

21:53.766 --> 21:56.166
‫دوربین‌ها مجبور شدن که سالن رو ترک کنن،

21:56.167 --> 22:00.672
‫چون که مردم محلی اصرار داشتن که از فضای داخل فیلمبرداری نشه.

22:01.400 --> 22:05.472
‫بعد، در حالی که گوش‌های چارلی
‫و کیلب محکم چسبیده بود به پنجره،

22:05.473 --> 22:09.059
‫و میکروفون شخصیم هنوز روشن بود،

22:09.060 --> 22:11.779
‫منتظر موندم تا همه روی صندلی‌هاشون بشینن،

22:11.780 --> 22:13.920
‫و بعد مشغول به کار بشیم.

22:14.646 --> 22:17.846
‫وقتی که برنامه برای اولین بار پخش شد،

22:17.847 --> 22:19.285
‫ما کاملا غرق در اتفاقاتی شدیم که افتاد،

22:19.286 --> 22:22.865
‫مشکلاتی مثل ترافیک و گِل و لای و هرج و مرج و سرعت زیاد.

22:22.966 --> 22:25.266
‫
‫(دوچرخه سواری ممنوع)
‫یه کابوس مطلق بود، قبول دارم

22:25.267 --> 22:28.578
‫خب چطور می‌تونیم اینو خوب جلوه بدیم ما؟

22:28.579 --> 22:31.038
‫مردم رو به این منطقه بکشونیم تا بتونن وقت بگذرونن،

22:31.039 --> 22:34.212
‫اما زندگی کسی رو تویِ روستا مختل نکنیم؟

22:34.400 --> 22:38.500
‫امیدوارم بودم که سخنان آغازینم بتونه امواج رو آروم‌ کنه.

22:38.673 --> 22:39.993
‫اما نکرد.

22:40.126 --> 22:43.905
‫شما اصلا هیچ حس همدردی و همدلی با مردمی
‫که توی روستا زندگی می‌کنن نشون ندادید.

22:43.906 --> 22:45.819
‫تو مارو احمق توصیف کردی!

22:45.820 --> 22:48.980
‫گفته بودی که: «هر روستایی یه دونه احمق داره، اینجا 6 تا!»

22:50.366 --> 22:51.753
‫من نمی‌خوام که بهم بگن احمق.

22:51.754 --> 22:54.019
‫فکر نمی‌کنم که اجازه همچین کاری داشته باشی،
‫به نظر من باید بابتش عذرخواهی کنی.

22:54.019 --> 22:56.199
‫من فورا از شما عذرخواهی می‌کنم.

22:56.201 --> 22:59.285
‫اصلا احمقانه به نظر نمی‌رسی.
‫و نکاتی که گفتی درسته.

22:59.286 --> 23:01.351
‫با این حال، برخی از نکاتِ مطرح شده،

23:01.352 --> 23:04.412
‫در سایتِ شورای منطقه غرب آکسفوردشر، واقعا احمقانه بود.

23:04.413 --> 23:06.638
‫مثل اونی که گفته بود: «اون انبار بره‌ها
‫اصلا برای زایمان بره ازش استفاده نشده.»

23:06.639 --> 23:08.385
‫یا گفته بود: «هیچی تویِ اون مزرعه تولید نمی‌شه.»

23:08.386 --> 23:10.285
‫گفتن این چیزاست که احمقانه است،

23:10.286 --> 23:12.372
‫چون مشخصه که ما یه چیزایی توی مزرعه تولید می‌کنیم.

23:12.373 --> 23:13.559
‫حق گفت، مگه نه؟

23:13.560 --> 23:16.059
‫اما واقعیت اینه که، در نهایت تو یه کشاورز نیستی.

23:16.060 --> 23:17.852
‫تو یه شخصیت رسانه‌ای هستی.

23:17.853 --> 23:20.753
‫اما ما که برنامه «جزیره عشق» نیستیم که.
‫ (Love Island برنامه بریتانیاییِ پیدا کردنِ معشوقه)

23:20.754 --> 23:22.032
‫چی؟
‫[نامفهوم]

23:22.033 --> 23:24.505
‫حق با شماست. من مجریِ برنامه‌ی
‫«چه کسی می‌خواد میلیونر بشه؟» هم هستم.
‫(یک برنامه مسابقه‌ای تلویزیونی، شرکت‌کننده
‫به سوالات پاسخ می‌ده و پول برنده می‌شه)

23:24.506 --> 23:27.892
‫و من تویِ «تور بزرگ» هم هستم.
‫اما مزرعه چیز مورد علاقه منه.
‫ (Grand Tour برنامه ماشینی معروف
‫با حضور جرمی، جیمز و ریچارد)

23:27.959 --> 23:29.799
‫شما که نیازی به درآمد از فروشگاه ندارین.

23:29.800 --> 23:31.485
‫نه، مزرعه نیاز به درآمد داره.

23:31.486 --> 23:34.112
‫خودت شخصا به درآمد نیازی نداری.
‫(یعنی پولداری)

23:34.699 --> 23:36.599
‫قطعا امشب شلوار از پاش در می‌آرن.

23:36.600 --> 23:39.445
‫خوب نیست که بگیم فروشگاه رو ببند.
‫ما قرار نیست فروشگاه رو ببندیم.

23:39.446 --> 23:41.938
‫می‌دونین که، باید یه جریانِ درآمدی برای مزرعه داشته باشیم.

23:41.939 --> 23:44.092
‫- جرمی واقعا داره جواب‌شون رو می‌ده.
‫- آره، آره.

23:44.693 --> 23:47.285
‫بعد از این‌که مردمِ محلیِ خشمگین خالی شدن،

23:47.286 --> 23:50.013
‫یه سوالِ مهم مطرح شد.

23:50.713 --> 23:53.472
‫پس شما دارین برنامه می‌ریزین که سوله بره‌ها رو...

23:53.473 --> 23:55.965
‫به یه کافه یا رستوران یا هر چیز دیگه‌ای تبدیل کنین.

23:55.966 --> 23:56.665
‫آره.

23:56.666 --> 23:59.459
‫الان گاو هم داریم. برخی از گوساله‌ها آماده‌ان،
‫چند تا تلیسه هم داریم.

23:59.460 --> 24:00.653
‫اینا واسه‌مون گوشت تولید می‌کنن.

24:00.654 --> 24:02.819
‫خودمون تخم مرغ تولید می‌کنیم،
‫مرغ‌های خودمون رو داریم.

24:02.820 --> 24:05.485
‫پس ما شروع به فراهم کردن همه چیزهایی کردیم،

24:05.486 --> 24:07.799
‫که برای داشتن این رستوران نیاز داریم.

24:07.800 --> 24:09.753
‫فکر کنم اونچه که ما می‌خوایم بشنویم،

24:09.754 --> 24:11.985
‫برنامه‌های فوریِ شما برای...

24:11.986 --> 24:15.055
‫مرتب کردنِ همه چیز، کنترل ترافیک و همه چیزای دیگه‌اس.

24:15.056 --> 24:17.751
‫ما باید با اداره بزرگراه‌ها در مورد
‫خلاص شدن از شر مخروط‌ها صحبت کنیم.

24:17.752 --> 24:19.532
‫این اولین کاریه که فردا صبح می‌کنیم.

24:19.533 --> 24:21.639
‫در حال حاضر چیزِ بی‌ریختِ وحشتناکیه.

24:21.640 --> 24:25.299
‫ما باید یه کارواش کوچیک بذاریم تا مردم تایرهاشون رو بشورن،

24:25.300 --> 24:28.100
‫قبل از این‌که برگردن توی جاده
‫تا دیگه گِل و لای رو جاده نداشته باشیم.

24:28.101 --> 24:31.200
‫تابلوهای چوبیِ مرتب می‌ذاریم که میگه:
‫«لطفا در کناره‌ها پارک نکنید.»

24:31.300 --> 24:33.038
‫خب تعدادی کار وجود داره که می‌تونیم انجام بدیم که،

24:33.039 --> 24:35.552
‫می‌تونه اون رو به یه چیزِ مفید و دلپذیر تبدیل کنه که،

24:35.553 --> 24:38.012
‫وقتی از کنارش رد می‌شین با خودتون بگید:
‫«خوشگل به نظر می‌رسه».

24:38.013 --> 24:40.486
‫و من می‌خوام که بهش برسم،
‫پس می‌شه یه فروشگاه مزرعه‌ی کوچیکِ خوب،

24:40.487 --> 24:42.539
‫با یه کافه رستورانه خیلی خوب.

24:42.613 --> 24:45.367
‫آیا ما می‌تونیم یه معبرِ ویژه داشته باشیم؟

24:45.368 --> 24:46.699
‫آره.

24:47.379 --> 24:49.966
‫واسه‌تون معبر VIP می‌ذاریم با تخفیفِ ویژه.

24:49.967 --> 24:51.212
‫حالا چطوره؟

24:51.273 --> 24:52.198
‫عالیه!

24:53.526 --> 24:57.313
‫و با این تبصره‌ی خوشحال‌کننده،
‫ازتون خداحافظی می‌کنم.

24:59.406 --> 25:01.787
‫خب من دیگه رفتم، مراقب خودتون باشید.

25:08.040 --> 25:13.301
‫خیلی خیلی خیلی خیلی بهتر از اون
‫چیزی بود که فکر می‌کردم قراره باشه.

25:13.493 --> 25:15.999
‫یه ذره اولش شدیدا ازش انتقاد شد.

25:16.107 --> 25:19.400
‫مشخصا بعضی از افرادِ خاصی بودند
‫که با قصد و نیت اومده بودن.
‫(قصد و نیتِ بد)

25:20.906 --> 25:23.119
‫اما همیشه این اتفاق می‌افته دیگه، نه؟

25:23.420 --> 25:24.700
‫چی می‌تونم بگم؟

25:24.701 --> 25:28.159
‫می‌دونین دیگه، هر کسی حق داره نظر خودش رو داشته باشه.

25:28.160 --> 25:31.073
‫باید به حرف مردم گوش بدی،
‫باید اصیل برخورد کنی،

25:31.074 --> 25:33.600
‫باید نشون بدی که برات مهم هستن.
‫و من فکر ‌می‌کنم که جرمی همینطور بود.

25:33.633 --> 25:35.606
‫شروع خوبی بود.

25:35.760 --> 25:38.200
‫از فرصت پیش اومده برای گفتگو با اون لذت بردیم.

25:38.580 --> 25:40.187
‫و این مهم‌ترین چیزه.

25:40.845 --> 25:43.193
‫تعامل به جای مقابله.

25:50.201 --> 25:50.535
‫صبح روز بعد، همونطور که قول داده بودم،

25:50.536 --> 25:52.764
‫
‫(تابلو: فروشگاه مزرعه دیدلی اسکوات از این طرف)
‫صبح روز بعد، همونطور که قول داده بودم،

25:52.765 --> 25:53.573
‫مشغول مرتب کردن اطراف فروشگاه مزرعه شدم.

25:53.579 --> 25:57.405
‫
‫(وقتی از دروازه عبور می‌کنید به آرامی برانید)
‫مشغول مرتب کردن اطراف فروشگاه مزرعه شدم.

25:58.320 --> 26:00.765
‫که به معنای ملاقات با لیسا بود.

26:03.533 --> 26:05.593
‫باید از همین الان شروع کنیم.

26:06.052 --> 26:08.446
‫این مخروط‌ها رو برداریم و بریزیم دور.

26:08.646 --> 26:10.419
‫اون تور سیمی رو ببریم یه جا دیگه.

26:10.420 --> 26:12.972
‫و همینطور کلِ پلاستیک‌ها و جعبه‌های اونجا.

26:13.040 --> 26:15.206
‫اون سطل‌ها رو از جلو چشم برداریم.

26:15.313 --> 26:18.053
‫زباله‌هایی که می‌تونم ببینم همه‌جا ریخته.

26:18.054 --> 26:19.520
‫همه این چیزا باید محو بشه.

26:19.521 --> 26:22.200
‫اون بسته‌ی یونجه مسخره رو ببین.
‫ریدمانه.

26:22.260 --> 26:25.385
‫تو بودی که همه‌ش میگفتی چقدر قیمت یونجه
‫زیاده و حالا می‌خوای یکی دیگه بگیری!

26:25.386 --> 26:27.699
‫این مخروط‌ها رو نگاه کن.
‫«به یک مزرعه خوب بیاید...»

26:27.700 --> 26:29.240
‫اینا رو پلیس فرستاده!

26:29.241 --> 26:30.500
‫پلیس اونا رو گذاشت اون بیرون.

26:30.501 --> 26:32.559
‫ما اونا رو دزدیدیم و آوردیم اینجا.
‫خب البته من که نبودم.

26:32.560 --> 26:35.219
‫یه نفر برداشت‌شون آوردشون اینجا
‫و ازشون استفاده کرد،

26:35.220 --> 26:37.932
‫چون در دسترس بودن.
‫ما که اجازه دسترسی بهشون رو نداریم.

26:37.933 --> 26:38.893
‫این... اونو ببین!

26:38.894 --> 26:41.486
‫اون تابلوهای آبی رنگ ایده کی بود؟

26:41.580 --> 26:43.598
‫اونا فقط موقتی بودن واسه یکی دو روز.

26:43.599 --> 26:45.806
‫
‫(لطفا به همسایه‌ها احترام بگذارید
‫و بی ‌سر و صدا ترک کنید، ممنون)
‫اما سه ماهه که اونجان.

26:45.807 --> 26:49.107
‫الان تابلوی جدید می‌خوایم برای
‫کسایی که می‌رن روی چمن‌های کناری.

26:49.160 --> 26:51.394
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم!

26:51.720 --> 26:53.046
‫می‌فهمم، می‌دونی چیه؟

26:53.047 --> 26:55.613
‫من می‌تونم این کارو انجام بدم اما بعدش
‫هیچی سرمایه تویِ مغازه نخواهیم داشت.

26:55.633 --> 26:59.319
‫ببین طراحیِ برچسب‌های کوچیکِ خوشگل...

26:59.327 --> 27:00.939
‫برای چیزهای تویِ مغازه خیلی خوبه...

27:00.940 --> 27:04.686
‫اما وقتی به مغازه می‌رسی
‫و اینطوری به نظر می‌رسه، خب افتضاحه!

27:04.732 --> 27:07.892
‫- می‌دونم، حالا می‌خوای چی‌کار کنی واسش؟
‫- من اصلا وقت ندارم!

27:08.046 --> 27:10.612
‫نمی‌دونی که این چقدر...
‫من باید برم...

27:10.613 --> 27:12.706
‫امروز باید برم و یکی از اون...

27:12.859 --> 27:15.579
‫حتی نمی‌دونم اسمش چیه، گاو نره یا استیره چیه...

27:15.580 --> 27:17.718
‫همونی که تصادفا بیضه نداره. نمی‌تونم...

27:17.719 --> 27:21.979
‫چارلی رو دارم که می‌خواد بیاد در مورد
‫مقررات جدید دولت صحبت کنه برام...

27:21.980 --> 27:23.692
‫دیگه ذله شدم!

27:23.693 --> 27:26.840
‫من می‌تونم روزم رو با این کار بگذرونم،
‫ولی بعدش دیگه چیزی واسه فروش نداریم.

27:26.841 --> 27:30.933
‫ببخشید، تو گفتی به فروشگاه مزرعه
‫می‌رسی و منم به کارای مزرعه.

27:30.934 --> 27:34.332
‫- خب اینم از فروشگاه مزرعه.
‫- همچنین صبحونه، ناهار و شام رو هم من می‌پزم.

27:34.333 --> 27:37.212
‫کِی؟ کدوم صبحونه؟ کدوم ناهار؟ کدوم شام؟

27:37.213 --> 27:39.779
‫شام دیشبم رو که خودم پختم.
‫سوسیس و پوره سیب‌زمینی درست کردم.

27:39.780 --> 27:41.939
‫- تو که این‌کارو نکردی!
‫- خب، کردم.

27:41.940 --> 27:44.132
‫سوزوندمش، چون سگ‌ها روی فرش ریده بودن،

27:44.133 --> 27:46.559
‫و مجبور شدم حین پختن سوسیس‌هام
‫گوهِ سگ‌ها رو تمیز کنم.

27:46.560 --> 27:48.486
‫سگ‌های خودته، گوهشم مال خودته.

27:48.487 --> 27:49.379
‫«سگ‌های من»؟

27:49.380 --> 27:52.185
‫خب «سگ‌های ما»، اما اگه سگ می‌خواستی،
‫بهت میگفتم: «همه گوه‌ها رو خودت تمیز می کنی».

27:52.186 --> 27:55.438
‫- خب تمیز کردم، وقتی که داشتم شامم رو درست می‌کردم...
‫- (ادای جرمی): «من به گوهِ سگ آلرژی داری».

27:55.439 --> 27:56.712
‫حدس بزن چی شده؟ منم همینطور.

27:56.713 --> 27:58.026
‫حقیقتا.

28:00.153 --> 28:01.568
‫عجب کصخلیه.

28:02.239 --> 28:04.685
‫منظورم اینه، آره حال به هم زنه.

28:05.139 --> 28:07.285
‫تو تابستون که خوب، مگه نه؟

28:07.673 --> 28:10.907
‫و بعد بارون اومد.
‫و وقتی بارون می‌باره، بگا می‌ره.

28:19.280 --> 28:20.754
‫آره!
‫(معنی: همون تابلوی قبلی)

28:21.920 --> 28:25.605
‫در حالی که لیسا درگیر عملیاتِ تمیزکاری بود...

28:29.161 --> 28:35.307
‫داشتم فهرست بی‌پایانی از
‫«مشاغلی که کشاورزی به شما می‌ده» رو شخم می‌زدم.

28:35.480 --> 28:37.980
‫نه، نه، وایسا، وایسا، اگه اون تو بمونی...

28:37.981 --> 28:39.213
‫ازش بالا می‌رم می‌آم بیرون.

28:39.214 --> 28:40.732
‫یه بار با یه گاو نر تو یکی از اینا گیر کردم.

28:40.733 --> 28:42.492
‫چرا فقط ازش بیرون نمی‌آی؟

28:42.493 --> 28:45.513
‫- چون اینطوری انجامش راحت‌تره.
‫- گاوِ خیلی بزرگی هم نبوده.

28:53.200 --> 28:55.300
‫الان چیزی که اینجا داریم...

28:55.301 --> 28:56.906
‫یه کیسه بیضه‌اس...

28:56.907 --> 28:58.206
‫نه چیز دیگه‌ای.

28:59.299 --> 29:00.586
‫پشمام!

29:05.760 --> 29:07.480
‫اوه، آزاد شد.
‫خداروشکر.

29:14.568 --> 29:16.278
‫می‌خوای من انجامش بدم؟

29:16.279 --> 29:17.239
‫نه.

29:17.480 --> 29:19.080
‫حالا اینو داشته باش.

29:24.160 --> 29:25.680
‫محض رضای خدا آخه!

29:28.000 --> 29:30.105
‫وقتی هم که یه لحظه‌ی خالی پیدا می‌کردم...

29:30.106 --> 29:31.620
‫این دوره نوسانات بالاست...

29:31.621 --> 29:35.494
‫چارلی همیشه مطمئن می‌شد که
‫واسه‌ی پر کردنش اونجا باشه.

29:35.559 --> 29:37.938
‫برخی آمار و ارقام و جزئیات کلیدی توی اون هست.

29:37.939 --> 29:39.439
‫همه‌شون به بازدهی بستگی داره.

29:39.440 --> 29:41.566
‫بنابراین این «حاشیه سودِ» کل مزرعه‌اس.
‫(مقدار سود باقی مانده پس از کسر مخارج)

29:41.567 --> 29:42.759
‫منظورت از «حاشیه» چیه؟

29:42.760 --> 29:45.832
‫بازدهیت فقط 0.75% هست.

29:45.833 --> 29:49.000
‫چون هزینه‌هات کمی تغییر کرده. پس چرا...

29:49.673 --> 29:54.499
‫اساسا اون خط آبی تیره رنگ برای سال 2021 هست.
‫خب این نشون می‌ده که...

29:54.500 --> 29:57.112
‫این خط تیره برای برداشتِ امساله.

29:57.113 --> 29:58.899
‫بدیهی‌ـه که پایه‌ی اصلیِ چرخه،

29:58.900 --> 30:02.412
‫اینه که ما گندم و دانه روغنی کلزا داریم...

30:03.033 --> 30:04.172
‫هزینه‌ها تقریبا یکسانه،

30:04.180 --> 30:06.919
‫اما این تولید اضافی مستقیما به سود خالص رسیده.

30:06.920 --> 30:09.100
‫لازمه که به جزئیات بپردازیم.

30:09.101 --> 30:12.005
‫شرمنده، اوه خدایا، لعنت بهش!

30:12.006 --> 30:13.646
‫من همین تاثیر رو روی همه مشتری‌هام دارم.

30:13.647 --> 30:17.213
‫نه نداری. من فقط خیلی خسته ام.
‫کشاورزی زده پدرمو درآورده.

30:20.619 --> 30:22.259
‫علاوه بر فشارِ کاری،

30:22.260 --> 30:27.120
‫دنیای کوچیک «دیدلی اسکوات» ما،
‫اکنون تحت نظارت دقیق عمومی بود،

30:27.232 --> 30:31.505
‫و فعالیت‌های من شده بود موضوعِ مناظره‌های ملی.

30:31.693 --> 30:33.986
‫کارلا تویِ «کاتسولدز شمالی»ـه که خیلی هم دور نیست.
‫ (Cotswolds منطقه‌ای در مرکز جنوب-غربی انگلستان)

30:33.987 --> 30:36.705
‫و گفته که: «این اولین باری نیست که کلارکسون مجبور می‌شه...

30:36.706 --> 30:39.300
‫مردم محلی رو آروم کنه، به خصوص
‫زمانی که خونه‌اش رو منفجر کرد.
‫(اشاره به قسمت 3 از فصل 1 گرند تور)

30:39.301 --> 30:42.239
‫راه مردم مسدود شده، روستایی که
‫یه زمانی روستای آرومی بود،

30:42.240 --> 30:44.925
‫برای این حجم عظیم از ترافیک طراحی نشده.

30:44.926 --> 30:47.012
‫مردم ساعت‌ها منتظر می‌مونن تا بتونن وارد بشن.

30:47.013 --> 30:48.599
‫اونا به این منطقه اصلا احترام نمی‌ذارن.»

30:48.600 --> 30:50.260
‫- این موضوع خلاف قانونه.
‫- خدایا!

30:50.261 --> 30:52.798
‫حالا بیاید با جولی که در «اسکاربرو» هست تماس بگیریم.
‫ (Scarborough منطقه مسکونی در شمالِ بریتانیا)

30:52.799 --> 30:54.214
‫جولی: «عصربخیر جرمی...

30:54.215 --> 30:56.814
‫این هفته برای تعطیلات رفته بودیم کاتسولدز.

30:56.815 --> 30:59.215
‫رد شدیم و اون همه ماشین رو دیدیم که...»

31:11.459 --> 31:12.939
‫با تمام این اتفاقات،

31:12.940 --> 31:17.352
‫تنها کاری که می‌خواستم انجام بدم
‫این بود که خودم رو توی مزرعه پنهون کنم.

31:18.240 --> 31:19.908
‫پس همین کارو کردم.

31:22.480 --> 31:24.193
‫عاشق این قسمت از روزم.

31:24.194 --> 31:26.093
‫با تراکتور راهی می‌شی می‌ری.

31:27.093 --> 31:28.933
‫خیلی آروم و دلنشینه.

31:32.400 --> 31:34.625
‫انتهایِ فیلم «فارست گامپ» رو دیدین که،
‫ (Forrest Gump فیلمی کمدی-درام با بازیگری تام هنکس)

31:34.626 --> 31:37.485
‫وقتی که فارست سوارِ ماشین چمن‌زنی کوچیکش،

31:37.486 --> 31:40.719
‫داره چمن‌های زمین رو تویِ «گرین‌بوِ آلاباما» می‌زنه.
‫[با لحجه جنوبِ آمریکا]
‫ (Greenbow شهر خیالی در فیلم فارست گامپ)

31:40.893 --> 31:43.020
‫این همون حسیه که من اینجا دارم.

31:43.866 --> 31:47.606
‫تموم اون ماجراجویی‌هایی که توی زندگیم داشتم، و با این حال...

31:48.246 --> 31:50.219
‫تهش هم سر از این کار درآوردم!

31:52.266 --> 31:54.685
‫و عاشقشم! واقعا عاشقشم!

31:58.320 --> 32:01.179
‫کیلب باید اینا رو با علف‌کش کامل خیس‌شون کنه،

32:01.180 --> 32:03.706
‫ واقعا باید این کارو بکنه.

32:04.099 --> 32:06.898
‫چون فکر کنم که جو بهاره‌ی امسال قراره توی این زمین کشت بشه،

32:06.899 --> 32:08.280
‫که مهم هم هست،

32:08.486 --> 32:10.806
‫چون قراره از اون برای ساختنِ...

32:11.219 --> 32:12.805
‫کیررر توش!!!

32:15.040 --> 32:16.900
‫زدم به تیر «تلگراف».
‫(سامانه‌ای برای انتقال پیام که بهش دورنگار
‫یا تلگرام هم میگن، مثل فکس و خطوط تلفن)

32:16.901 --> 32:18.786
‫ریدم، ریدم، بدم ریدم!

32:24.613 --> 32:25.599
‫گندش بزنن!

32:32.494 --> 32:33.765
‫زدم خرابش کردم.

32:35.213 --> 32:36.393
‫کلِ این...

32:36.667 --> 32:37.919
‫این کامل به عقب خم شده.

32:37.920 --> 32:40.413
‫می‌تونین ببینین که الان جهت‌شون...
‫باید...

32:40.900 --> 32:42.325
‫و اون یکی رو هم زدم خراب کردم.

32:43.480 --> 32:44.706
‫گوه توش.

32:47.073 --> 32:49.525
‫چرا باید یه تیر تلگراف بذارن اینجا آخه؟

32:50.533 --> 32:55.173
‫تنها یه راه وجود داشت تا این وضعیت بدتر هم بشه.

33:04.893 --> 33:06.028
‫ریدی!

33:07.886 --> 33:09.821
‫- سرت تو گوشیت بود؟
‫- نه.

33:13.333 --> 33:15.293
‫این بار دیگه بدجوری ریدی.

33:16.560 --> 33:19.328
‫- لعنت بهت!
‫- اون یکی رو هم خراب کردم.

33:23.680 --> 33:25.222
‫چه کودنی هستی تو آخه!

33:25.667 --> 33:27.007
‫هر روزِ خدا!

33:27.080 --> 33:28.525
‫می دونم، می دونم، می دونم.

33:29.720 --> 33:32.771
‫چی‌ کار... اگه صافش کنیم کنده می‌شه از جاش، نه؟

33:32.772 --> 33:34.965
‫آره، جدا می‌شه.
‫باید تمام این قسمت رو صافش کنی.

33:34.966 --> 33:37.298
‫احتمالا بهتره که بِبُریمش و دوباره جوشش بدیم.

33:37.440 --> 33:40.165
‫- چقدر تو جوشکاری مهارت داری؟
‫- خودت حلش می‌کنی.

33:40.166 --> 33:41.612
‫- چی؟
‫- گردنِ خودته حل کردنش.

33:41.613 --> 33:42.406
‫من که نمی‌تونم جوشکاری کنم!

33:42.407 --> 33:44.279
‫اما خودت حلش می‌کنی.

33:44.280 --> 33:47.259
‫خدایا! ببین چقدر خوب...
‫همه این این کارو امروز صبح انجام دادم.

33:47.260 --> 33:49.086
‫من که قبلش نصفش رو انجام داده بودم!

33:49.087 --> 33:50.678
‫- تو ندادی که!
‫- دادم!

33:50.679 --> 33:52.812
‫تو که این زمین رو انجام ندادی.

33:52.813 --> 33:55.193
‫انجام دادم! کارِ نصفِ زمین رو من انجام دادم.

33:55.240 --> 33:56.972
‫پس چرا بهم نگفتی که انجامش دادی؟

33:56.973 --> 33:59.652
‫واضحه که! می‌آی اینجا و می‌بینی:
‫«نصف زمین کارش انجام شده!»

33:59.653 --> 34:01.785
‫- می‌تونی ببینی که...
‫- من که نتونستم ببینمش.

34:01.786 --> 34:03.866
‫- یعنی نتونستی تفاوتش رو ببینی؟
‫- نه.

34:06.026 --> 34:10.106
‫سپس در مورد تیرِ آسیب دیده‌ی برق بحث کردیم.

34:10.300 --> 34:12.119
‫بهتره بهشون زنگ بزنی و بهشون کنی.

34:12.993 --> 34:15.586
‫- می‌آن یه دونه جدیدشو نصب می‌کنن.
‫- می‌دونم.

34:15.847 --> 34:17.713
‫چرا فقط بیخیالش نشیم؟

34:18.273 --> 34:20.120
‫فقط یه آسیب سطحیه.
‫بیشترِ آسیب رو که...

34:20.121 --> 34:23.213
‫اصلا شاید بهشون زنگ بزنم و بگم که
‫اونا یه شخم‌زن جدید به من بدهکارن.

34:23.313 --> 34:25.737
‫(ادای جرمی): « شما یه تیر تلگراف گذاشتین وسط زمینم،

34:25.738 --> 34:27.652
‫و من اینقدر احمقم که نمی‌تونم دورش بزنم،

34:27.653 --> 34:28.732
‫پس شما بهم یه دونه...»

34:28.733 --> 34:30.911
‫خیلی مه‌آلود بود.
‫نمی‌تونستم ببینمش.

34:31.160 --> 34:32.200
‫ریدم توش.

34:32.760 --> 34:36.566
‫در این مرحله فکر کردم که تحقیر کردن من به پایان رسیده.

34:36.773 --> 34:38.539
‫اما ظاهرا که نه.

34:38.847 --> 34:39.805
‫سلام.

34:40.600 --> 34:43.365
‫- چه مشکلی پیش اومده؟
‫- مشکلتو بهش بگو، جرمی.

34:44.520 --> 34:46.007
‫یه تصادف کردم.

34:46.693 --> 34:47.885
‫ای لعنت بهت!

34:48.553 --> 34:50.426
‫یعنی زدی جرش دادی!

34:50.713 --> 34:51.499
‫آره.

34:51.699 --> 34:53.485
‫زدی دستگاه رو اوراق کردی!

34:54.040 --> 34:55.799
‫مشکل اینجاست که...

34:56.006 --> 34:57.485
‫این مالِ ما نیست!

34:58.646 --> 35:00.208
‫این فقط...

35:00.991 --> 35:03.615
‫این فقط یه نمونه واسه نمایشه.
‫(نمونه‌ای از چیزی برای تبلیغاتِ فروش یا برنامه‌ها)

35:04.187 --> 35:04.987
‫پس...

35:05.720 --> 35:06.399
‫باشه.

35:06.599 --> 35:07.933
‫چقدر قیمتشه؟

35:07.934 --> 35:10.881
‫- 20,000 پوند.
‫- اوه، محض رضای خدا!

35:20.208 --> 35:24.428
‫
‫[موسیقی: Can't You See
‫از The Marshall Tucker Band]

35:27.286 --> 35:30.801
‫با بیرون آوردن شخم‌زن قدیمی از بازنشستگی،

35:31.120 --> 35:33.645
‫بالاخره کار رو تموم کردیم.

35:39.819 --> 35:42.408
‫بعد بذرکار رو آتیش کردیم...

35:42.409 --> 35:43.608
‫خب، بزن بریم.

35:44.000 --> 35:47.433
‫و شروع کردیم به کاشتن دونه‌ها تویِ زمین.

35:57.680 --> 35:59.613
‫مثل همیشه، همراه با...

35:59.614 --> 36:02.366
‫ارتباطاتِ رادیویی سنتی.

36:02.706 --> 36:03.839
‫الان تغییر کرده.

36:03.840 --> 36:08.826
‫هشدارِ سرعتِ-صفر-کیلومتر-بر-ساعتِ تراکتور داره چشمک می‌زنه.

36:08.926 --> 36:11.184
‫بادزن‌ـت رو از کار انداختی، مگه نه؟
‫(قطعه‌ای شبیه پنکه در دستگاه بذرکار که
‫بذرهای خروجی رو با دمیدن هوا پخش می‌کنه)

36:11.185 --> 36:12.905
‫آخه من چطوری همچین گوهی خوردم؟

36:12.906 --> 36:15.605
‫اصلا به هیچ دکمه‌ای دست نزدم.
‫دکمه بادزن کجاست؟

36:24.059 --> 36:27.465
‫آب و هوا همونطور موند،
‫و چند روز بعد...

36:28.233 --> 36:30.925
‫همه محصولات در زمین کشت شده بودند.

36:34.193 --> 36:35.113
‫آفرین.

36:35.419 --> 36:38.453
‫فقط یه دونه تیر تلگراف آسیب جزئی دیده و...

36:38.454 --> 36:39.887
‫آره و کار من نبود.

36:40.027 --> 36:41.485
‫می دونم، کار من بود.

36:44.847 --> 36:48.366
‫سپس نوبت به جلسه‌ی ناهار یکشنبه با چارلی رسید...

36:48.367 --> 36:51.813
‫که بالاخره برنامه‌ی رستوران رو تموم کرده بود.

36:54.973 --> 36:56.285
‫فکرشو بکن.

36:57.026 --> 36:58.846
‫همه چیزایی که تویِ اون بشقابه،

36:58.847 --> 37:00.606
‫تویِ «دیدلی اسکوات» رشد کرده.

37:00.759 --> 37:03.500
‫گوشت بره، هویج، سیب‌زمینی...

37:03.559 --> 37:06.899
‫چفندر... آرد برای سُس.

37:07.419 --> 37:08.919
‫اینم آبِ چشمه‌اس.

37:08.920 --> 37:11.399
‫پس این چیزیه که کل رستوران قراره باشه.

37:11.719 --> 37:13.346
‫و این چیزیه که اون رو بسیار هیجان‌انگیز می‌کنه.

37:13.347 --> 37:15.606
‫چون واقعا شدنیه.

37:15.693 --> 37:18.093
‫- این برنامه‌ کاریه؟
‫- آره.

37:18.720 --> 37:21.499
‫و رویِ دو طرف برگه هم نوشتیش که برای محیط زیست خوبه.

37:21.500 --> 37:23.906
‫- و کاغذ بازیافتی هم هست.
‫- البته که هست.

37:24.207 --> 37:27.086
‫اونا باید تعداد زیادی از این‌ها رو از کشاورزهایی بگیرن که میگن:
‫«ما می‌خوایم یه سری تغییرات بدیم.»

37:27.087 --> 37:30.639
‫الزامات زیادی برای «تنوع بخشی» وجود داره.
‫(در اینجا به معنایِ تنوع بخشی سرمایه است،
‫هدف از تنوع بخشی، اختصاص سرمایه به چندین دارایی است)

37:30.640 --> 37:32.159
‫اما این نیازه.

37:32.160 --> 37:35.980
‫قراره که 82,000 پوند از کمک‌مالی‌ـت رو از دست بدی.

37:36.053 --> 37:38.198
‫و ما باید تلاش کنیم و این شکاف رو پر کنیم.

37:38.199 --> 37:40.233
‫می‌دونی که به همین دلیله ما داریم این کارو می‌کنیم.

37:40.234 --> 37:42.226
‫- و امروز قراره اتفاق بیوفته؟
‫- آره امروز.

37:42.227 --> 37:43.879
‫منظورم اینه اگه ما...

37:43.880 --> 37:46.025
‫اگه مجوز نقشه‌کشی رو دریافت نکنیم،

37:46.026 --> 37:48.619
‫می‌شم عینِ یه درختِ صمغ...
‫(معنی دوم: عین خر تو گل گیر می کنم)
‫(هر نوع درختی که صمغ یا شیره بدهد)

37:48.620 --> 37:52.052
‫- یه درختِ صمغِ چسبناکِ کامل!
‫- می‌فهمم.

37:52.053 --> 37:53.979
‫چون کلی جنس رو دستم مونده،

37:53.980 --> 37:56.059
‫و هیچ جایی نمی‌تونم بفروشمش که،

37:56.060 --> 37:58.700
‫ذره‌ای نزدیک به سوددهی باشه.

37:58.819 --> 37:59.700
‫درسته.

37:59.701 --> 38:00.878
‫همه چیز آماده‌ست،

38:00.879 --> 38:04.725
‫فقط نیاز دارم که شورای منطقه غرب آکسفوردشر بگه که:

38:04.959 --> 38:06.112
‫«ایده خوبیه.»

38:09.513 --> 38:12.865
‫در حالی که تویِ کارخونه‌ی کاغذبازیِ محلی...

38:12.866 --> 38:15.512
‫درباره سرنوشت مزرعه صحبت می‌شد...

38:15.578 --> 38:17.413
‫
‫(شورای منطقه غرب آکسفوردشر)

38:17.447 --> 38:18.365
‫یالا.

38:18.452 --> 38:21.146
‫مجبور شدم که دوباره توجه‌ام رو به گاوها برگردونم...

38:21.147 --> 38:25.514
‫که هر شب با تهدیدی مرگبار روبه‌رو می‌شدند.

38:41.075 --> 38:42.768
‫در قسمت بعد...

38:43.213 --> 38:44.525
‫لعنتی!

38:46.313 --> 38:47.580
‫- نمی‌تونی بهشون شلیک کنی؟
‫- نه.

38:47.581 --> 38:48.779
‫- یا با گاز بکشیم‌شون؟
‫- نه.

38:48.780 --> 38:50.701
‫- یا سوراخ‌هاشون رو پر کنیم؟
‫- نه.

38:50.859 --> 38:52.272
‫اگه دام‌هاتون سِل بگیرن،

38:52.273 --> 38:55.312
‫مزرعه‌ات عملا تعطیل می‌شه.

38:56.593 --> 38:58.005
‫گوه توش.

38:58.005 --> 38:59.292
‫
‫(نتیجه آزمایش: مثبت)

38:59.372 --> 39:09.372
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
