1
00:00:01,598 --> 00:00:08,598
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,622 --> 00:00:11,215
‫«مزرعه کلارکسون»

3
00:00:11,216 --> 00:00:13,448
‫«قسمت 11»

4
00:00:13,449 --> 00:00:18,442
‫«قسمت 11»
‫«صحبت‌های خودمونی»

5
00:00:18,443 --> 00:00:21,103
ترجمه
AfshinSubs

6
00:00:21,148 --> 00:00:25,348
‫
‫[موسیقی: Shake That Thing
‫از Winfield Parker]

7
00:00:27,306 --> 00:00:29,720
‫خیلی مشتاق بودم که آلنِ پیمانکار،

8
00:00:29,721 --> 00:00:33,106
‫شروع به تبدیل انباره بره‌ها به رستوران کرده.

9
00:00:34,000 --> 00:00:35,675
‫اما قبل از این‌که بتونه شروع به کار کنه،

10
00:00:35,680 --> 00:00:39,588
‫باید از مقامات محلی تاییدیه می‌گرفتم.

11
00:00:41,599 --> 00:00:44,934
‫الان اینجام تا...

12
00:00:45,868 --> 00:00:47,281
‫تا با زنی ملاقات کنم...

13
00:00:47,282 --> 00:00:51,099
‫که بخشِ برنامه‌ریزی در شورای غربِ آکسفوردشِر رو اداره می‌کنه.

14
00:00:51,100 --> 00:00:52,686
‫پس قراره که...

15
00:00:52,687 --> 00:00:54,179
‫دلش نمی‌خواد که ازش فیلم گرفته بشه.

16
00:00:54,180 --> 00:00:56,819
‫قراره که کلِ دوربین‌ها و ضبط‌کننده‌های صدا و همه چیز رو بذارن کنار...

17
00:00:56,826 --> 00:00:59,120
‫و بعد برن داخل، چون که این...

18
00:00:59,533 --> 00:01:00,792
‫این جلسه واقعا خیلی مهمه.

19
00:01:00,793 --> 00:01:04,200
‫اگه گند بزنم، زنِ قطعا میگه نه...

20
00:01:04,840 --> 00:01:09,000
‫عملا برنامه‌ام برای سال‌ها به هم می‌ریزه.

21
00:01:10,293 --> 00:01:11,699
‫آره، اومدش.

22
00:01:12,219 --> 00:01:13,399
‫از آشناییت خوشبختم.

23
00:01:13,400 --> 00:01:15,193
‫ممنون که تشریف آوردین.

24
00:01:16,571 --> 00:01:20,697
‫این جلسه که شامل بزرگان دیگر ادارات هم می‌شد،

25
00:01:21,000 --> 00:01:23,293
‫بیش از یک ساعت به طول انجامید.

26
00:01:23,645 --> 00:01:25,485
‫و وقتی که تموم شد،

27
00:01:26,193 --> 00:01:30,099
‫من و چارلی حساب کردیم که الان کجای کار هستیم.

28
00:01:32,366 --> 00:01:35,418
‫پس اون مردِ از بخشِ مشاغلِ توسعه اقتصادی شورا،

29
00:01:35,419 --> 00:01:37,358
‫که همین الان ملاقات‌شون کردیم،

30
00:01:37,359 --> 00:01:41,352
‫خیلی طرفدار برنامه‌مون بود
‫و گفت که تعداد زیادی از مردم رو می‌کشه به این منطقه.

31
00:01:41,353 --> 00:01:43,386
‫اما جوآن...

32
00:01:43,387 --> 00:01:44,598
‫- همون برنامه‌ریزه...
‫- آره.

33
00:01:44,599 --> 00:01:48,038
‫به وضوح اینطوری بود که:
‫«داشت حساسیت این منطقه رو تشخیص می‌داد»

34
00:01:48,039 --> 00:01:49,299
‫آره، خیلی نگران این واقعیت بود که،

35
00:01:49,300 --> 00:01:52,105
‫این یه منطقه با زیباییِ طبیعیِ فوق‌العاده‌اس،

36
00:01:52,106 --> 00:01:53,331
‫و از پارکینگ ماشین‌ها خوشش نمی‌آد،

37
00:01:53,332 --> 00:01:55,217
‫از آشفتگی و شلوغی هم خوشش نمی‌آد.

38
00:01:55,218 --> 00:01:56,925
‫سرزنشش نمی‌کنم، یه خرده ناجوره.

39
00:01:56,926 --> 00:01:58,766
‫و از دستشویی‌ها هم خوشش نیومد.

40
00:01:58,767 --> 00:02:00,379
‫- همه اینا رو گرفتم چی‌شد.
‫- خب.

41
00:02:00,380 --> 00:02:03,899
‫همونطور که فهمیدم، نگرانی اصلی این بود:

42
00:02:04,060 --> 00:02:05,506
‫«مردم محلی»

43
00:02:06,006 --> 00:02:08,599
‫آره مردم محلی، یه خرده باید باهاشون سر و کله بزنیم.

44
00:02:08,740 --> 00:02:10,393
‫حتما باید...

45
00:02:10,394 --> 00:02:13,981
‫به شیوه‌ای مثبت باهاشون تعامل داشته باشی، جرمی.

46
00:02:16,080 --> 00:02:19,980
‫
‫[موسیقی: The Village Green Preservation Society
‫از The Kinks]

47
00:02:20,159 --> 00:02:23,153
‫
‫(تابلو: چدلینگتون)
‫این همون روستایی هست که یک مایل
‫یا بیشتر از انبار بره‌ها فاصله داره،

48
00:02:23,154 --> 00:02:23,865
‫این همون روستایی هست که یک مایل
‫یا بیشتر از انبار بره‌ها فاصله داره،

49
00:02:23,866 --> 00:02:26,546
‫جایی که نبرد من در اونجا به وقوع می‌پیونده:

50
00:02:26,547 --> 00:02:28,272
‫«چدلینگتون»

51
00:02:35,740 --> 00:02:37,318
‫مردم ساکنِ همین‌جا بودند که...

52
00:02:37,319 --> 00:02:39,566
‫
‫(تابلو: لطفا رویِ چمن‌ها راه نروید، ممنون)
‫بعد از پخش شدنِ فصل اولِ برنامه،

53
00:02:39,567 --> 00:02:43,213
‫بیشتر از همه از محبوبیتِ فروشگاه من اذیت شده بودند.

54
00:02:50,732 --> 00:02:52,212
‫برای این‌که خوشحال‌شون کنم،

55
00:02:52,213 --> 00:02:55,739
‫تصمیم گرفتم که «عملیات قلب‌ها و ذهن‌ها» رو راه‌اندازی کنم،
‫(عملیاتی که در طی جنگ ویتنام، آمریکا و دولتِ ویتنام به هدفِ
‫جذبِ مردم برای مقابله با شورشیانِ ویت‌کونگ، انجام دادند)

56
00:02:55,740 --> 00:02:58,313
‫که از اینجا شروع می‌شد،

57
00:02:58,666 --> 00:03:01,306
‫در علف‌زارهای وحشیِ من.

58
00:03:02,553 --> 00:03:03,588
‫صبح بخیر.

59
00:03:04,178 --> 00:03:05,792
‫خب، چی داریم اینجا؟

60
00:03:05,800 --> 00:03:07,100
‫در دو سال گذشته...

61
00:03:07,101 --> 00:03:10,093
‫من نیمی از بذرهای گل‌های وحشی زمین‌هام رو...

62
00:03:10,094 --> 00:03:12,440
‫به یک انجمنِ باغبانی اهدا کرده ام.

63
00:03:12,846 --> 00:03:15,899
‫با این حال، الان قصد داشتم که،

64
00:03:15,900 --> 00:03:17,999
‫مقداری از اون رو به روستا هدیه بدم.

65
00:03:18,233 --> 00:03:21,926
‫علفزارِ اینجا، قسمتِ مورد علاقه‌ی من تویِ مزرعه است.

66
00:03:21,927 --> 00:03:25,398
‫و همچنین اگه بخوای این دونه‌ها رو بفروشی چقدر می‌شه؟

67
00:03:25,399 --> 00:03:27,432
‫هر کیلوش 90 یا 100 پوند می‌شه.

68
00:03:27,433 --> 00:03:28,925
‫هر کیلو صد پوند؟

69
00:03:28,926 --> 00:03:31,706
‫پس با اختلاف ارزشمندترین محصولِ این مزرعه هست.

70
00:03:31,707 --> 00:03:32,800
‫احتمالا!

71
00:03:33,119 --> 00:03:35,139
‫پس می‌تونیم اینا رو توی چدلینگتون بکاریم؟

72
00:03:35,140 --> 00:03:37,293
‫آره، جای خوبی واسه کاشتن‌شونه.

73
00:03:37,846 --> 00:03:38,939
‫شرمنده، این...

74
00:03:38,940 --> 00:03:40,658
‫آره هواپیماس.

75
00:03:40,659 --> 00:03:44,706
‫اینجا جاییه که سکوی شلیکِ موشک‌های زمین به هوام قرار می‌گیره.

76
00:03:44,800 --> 00:03:46,520
‫به ندرت دیدم هواپیما بیاد اینجا،

77
00:03:46,521 --> 00:03:47,893
‫مشخصه که می‌دونن امروز فیلمبرداری دارین اینجا.

78
00:03:47,894 --> 00:03:49,706
‫همیشه همین‌جا هستن.

79
00:03:49,707 --> 00:03:52,978
‫فکر کنم اگه به یکی‌شون شلیک کنم،
‫کارشون رو متوقف نمی‌کنن، فکر می‌کنن که یه اتفاق بوده.

80
00:03:52,979 --> 00:03:54,852
‫اما اگه دو یا سه تاشون رو بزنم،

81
00:03:54,860 --> 00:03:58,019
‫خبرش کلِ جامعه پروازی رو می‌گیره،

82
00:03:58,020 --> 00:04:01,120
‫ و مجبور می‌شن که وقت بیشتری رو با همسران‌شون بگذرونن.
‫(اشاره به سرگذشتِ همسرانِ خلبانانِ کشته شده)

83
00:04:01,473 --> 00:04:04,280
‫
‫(چدلینگتون - لطفا با احتیاط رانندگی کنید)

84
00:04:04,920 --> 00:04:06,433
‫واسه همسایه‌ها دست تکون بدین.

85
00:04:06,434 --> 00:04:09,600
‫عملیاتِ قلب‌ها و ذهن‌ها و اینجور چیزا.

86
00:04:11,880 --> 00:04:13,000
‫رسیدیم.

87
00:04:13,388 --> 00:04:16,248
‫
‫(تالارِ یادبود - باشگاه ورزشی و اجتماعی)

88
00:04:18,000 --> 00:04:20,318
‫ایناهاش، اینم از دونه‌هام.

89
00:04:20,319 --> 00:04:23,305
‫دانه‌هایی به ارزشِ 250 پوند.

90
00:04:28,221 --> 00:04:30,788
‫
‫(تابلوی دیوار: فقط مخصوصِ ورود افراد معلول)

91
00:04:32,006 --> 00:04:33,021
‫سلام؟

92
00:04:33,493 --> 00:04:34,900
‫«سو» هستش؟
‫(اسم شخص)

93
00:04:34,901 --> 00:04:37,605
‫- کدوم «سو»؟
‫- «کات»

94
00:04:38,020 --> 00:04:40,239
‫نه، اینجا نیستش.

95
00:04:40,486 --> 00:04:42,187
‫اومدم تا دونه‌هام رو تحویلش بدم.

96
00:04:42,380 --> 00:04:43,480
‫اینجا نیستش.

97
00:04:43,813 --> 00:04:44,605
‫باشه.

98
00:04:48,720 --> 00:04:52,800
‫بالاخره یکی رو پیدا کردم تا دونه‌هام رو تحویل بگیره.

99
00:04:53,040 --> 00:04:53,900
‫سلام.

100
00:04:54,600 --> 00:04:55,933
‫شما باغبون اینجایی؟

101
00:04:56,340 --> 00:04:59,720
‫خب، نه. من رئیس هیئت امنای تالار هستم.

102
00:05:00,639 --> 00:05:01,439
‫عه.

103
00:05:01,693 --> 00:05:03,259
‫خیلی‌خب، بردارش.

104
00:05:03,267 --> 00:05:04,719
‫اینا «اُرکیده بال سبز» هستن.
‫(گلی با رنگ بنفش که در اروپا و خاورمیانه می‌روید)

105
00:05:04,720 --> 00:05:05,692
‫عالیه.

106
00:05:05,693 --> 00:05:07,652
‫- اُرکیده سیاه.
‫- پشمام.

107
00:05:07,653 --> 00:05:08,652
‫خیلی متشکرم، جرمی.

108
00:05:08,653 --> 00:05:10,713
‫بسیارخب، خواهش می‌کنم، ممنون.

109
00:05:12,306 --> 00:05:13,139
‫با این حال، در حقیقت...

110
00:05:13,140 --> 00:05:16,606
‫دونه‌های گل‌های وحشی تازه فقط واسه دست‌گرمی بود.

111
00:05:16,993 --> 00:05:18,885
‫
‫(تابلو مغازه: کافه و خواربار فروشی)
‫(شهرِ چیپینگ نورتون - خیابانِ چرچیل | شهر چارلبوری و لیفیلد)
‫اگه قرار باشه که روستایی‌ها رو شکست بدم،

112
00:05:18,886 --> 00:05:19,533
‫
‫(تابلو مغازه: کافه و خواربار فروشی)
‫(شهرِ چیپینگ نورتون - خیابانِ چرچیل | شهر چارلبوری و لیفیلد)
‫نیازه که حرکت بزرگ‌تری بزنم.

113
00:05:19,534 --> 00:05:21,992
‫
‫(ایستگاه کینگهام | چیپینگ نورتون)
‫نیازه که حرکت بزرگ‌تری بزنم.

114
00:05:21,993 --> 00:05:24,120
‫پس یه فکری به ذهنم رسید.

115
00:05:24,913 --> 00:05:26,579
‫1... 2... 3...

116
00:05:27,527 --> 00:05:28,327
‫عالی شد.

117
00:05:31,092 --> 00:05:35,239
‫«دیدلی اسکوات حامیِ باشگاهِ فوتبال چدلینگتون می‌شود»

118
00:05:42,792 --> 00:05:45,625
‫- لباس خوبیه.
‫- واقعا لباس خوبیه.

119
00:05:48,040 --> 00:05:50,000
‫سوت شروع بازی به صدا در اومد.

120
00:05:52,179 --> 00:05:56,851
‫و بازیِ افتتاحیه‌ی من به عنوانِ اسپانسرِ باشگاه در حال انجام بود.

121
00:05:56,860 --> 00:06:01,520
‫«Chadlington FC» در برابر «Chadlington Reserves»

122
00:06:01,739 --> 00:06:04,132
‫- ادامه بده چدلینگتون.
‫- یالا چَد.

123
00:06:06,319 --> 00:06:09,272
‫می‌دونی چیه، وقتی مدرسه می‌رفتم با همه این بچه‌ها بازی می‌کردم.

124
00:06:09,273 --> 00:06:11,246
‫همه‌شون قبلا تویِ تیم حریف بودن.

125
00:06:11,247 --> 00:06:13,720
‫- عکسی از وقتی که بازی می‌کردی داری؟
‫- آره، دارم.

126
00:06:13,859 --> 00:06:15,073
‫اون موقع موهای بلندی داشتم.

127
00:06:15,074 --> 00:06:17,107
‫- یه مدل مویِ دیگه؟
‫- آره
‫(کیلب در فصل اول: همه مدل موها رو امتحان می‌کنم)

128
00:06:17,108 --> 00:06:18,399
‫چقدر تُپلی.

129
00:06:18,400 --> 00:06:20,515
‫- منظورت چیه تپلم؟
‫- گوشتالویی.

130
00:06:22,966 --> 00:06:24,306
‫یالا چدلینگتون.

131
00:06:25,313 --> 00:06:28,913
‫خوشبختانه، تعداد تماشاچی‌های مناسبی
‫واسه‌ی دیده شدنِ لباس جدید وجود داشت.

132
00:06:29,046 --> 00:06:29,966
‫یالا چَد.

133
00:06:29,967 --> 00:06:33,020
‫از جمله جرالد و برادرش.

134
00:06:33,253 --> 00:06:35,413
‫منظورم اینه که چیز خوب در مورد اینا اینه که...
‫[نامفهوم]

135
00:06:35,414 --> 00:06:39,232
‫این همه... تو یکشنبه کوفتی این همه می‌شن.

136
00:06:39,233 --> 00:06:41,498
‫- البته.
‫- نه، قطعا که نمی‌شن.

137
00:06:41,499 --> 00:06:43,006
‫یه مرد و سگش.

138
00:06:45,033 --> 00:06:46,606
‫پرتاب واسه ماست!

139
00:06:46,807 --> 00:06:49,806
‫اسم تمومِ بازیکن‌های تیم فوتبال چلسی رو می‌دونی؟

140
00:06:49,807 --> 00:06:50,079
‫آره.

141
00:06:50,080 --> 00:06:53,240
‫اسم تموم بازیکن‌های این تیمی که اسپانسرش شدی رو هم می‌دونی؟

142
00:06:53,241 --> 00:06:54,992
‫- چدلینگتون؟ معلومه که می‌دونم.
‫- نه، عمرا.

143
00:06:54,993 --> 00:06:56,059
‫می‌دونم!

144
00:06:56,060 --> 00:06:57,526
‫خیلی آسونه، خب؟

145
00:06:57,527 --> 00:06:58,679
‫اسم حامیانِ تیم؟ آره؟

146
00:06:58,693 --> 00:07:00,606
‫کوپر، کوپر و کوپر.

147
00:07:01,766 --> 00:07:02,766
‫اسم یکی‌شون رو بهم بگو.

148
00:07:02,767 --> 00:07:07,513
‫کوپر، کوپر، کوپر، کوپر، کوپر...

149
00:07:07,720 --> 00:07:09,039
‫و اونم کوپره.

150
00:07:09,040 --> 00:07:11,219
‫این خیلی زندگی رو توی روستا راحت‌تر می‌کنه.
‫(همه‌ی روستا از یه طایفه‌ان)

151
00:07:11,220 --> 00:07:12,826
‫کوپرها همه چیزو به دست گرفتن.

152
00:07:16,285 --> 00:07:17,639
‫عجب توپی گرفت.

153
00:07:17,933 --> 00:07:21,719
‫هر چند کیلب تویِ تفاسیرش از بازی خیلی خشن‌تر عمل می‌کرد.

154
00:07:22,800 --> 00:07:24,180
‫چه حرکت کصشعری بود!

155
00:07:25,499 --> 00:07:28,113
‫بگو که داری باهام شوخی می‌کنی کیری!

156
00:07:30,220 --> 00:07:31,280
‫بلند شو ببینم.

157
00:07:31,893 --> 00:07:33,685
‫جاش! بلند شو لامصب!

158
00:07:35,220 --> 00:07:37,100
‫اگه تو امارات رو اداره می‌کردی...

159
00:07:37,973 --> 00:07:40,566
‫فکر می‌کنی همینطوری باشه وقتی که...

160
00:07:40,574 --> 00:07:42,292
‫می‌ری بازی آرسنال رو تماشا کنی؟

161
00:07:42,293 --> 00:07:44,805
‫چون من اسپانسر این تیم هستم،

162
00:07:44,806 --> 00:07:46,168
‫و می‌دونم که اون چه حسی داره الان.

163
00:07:46,169 --> 00:07:48,699
‫- فکر کنم یه ذره فرق داشته باشن!
‫- نه دقیقا عین همن.

164
00:07:48,700 --> 00:07:49,806
‫نه، فقط یه ذره.

165
00:07:50,793 --> 00:07:55,313
‫بین دو نیمه، بازیکن‌ها با سر رفتن توی نوشیدنی‌های انرژی‌زا.

166
00:07:56,240 --> 00:07:59,319
‫و جرالد ما رو به یه گشت‌زنی تویِ انجمنِ باشگاه برد...

167
00:07:59,320 --> 00:08:02,960
‫توی راه خونه از جاده خارج شد...
‫[حرف‌های نامفهومِ جرالد]

168
00:08:03,840 --> 00:08:07,906
‫تویِ انجمن باشگاه فهمیدیم که جرالد یه جورایی یه افسانه‌ی محلی بوده.

169
00:08:08,473 --> 00:08:10,806
‫این که تو نیستی، چون این عکسِ رنگیه.
‫(منظور: جرالد خیلی پیره)

170
00:08:12,626 --> 00:08:14,424
‫نگاه کن، یه «ک. کوپر» هم تو اسم‌های اینجاست.
‫ (هم نامِ کیلب که می‌شه: Kaleb Cooper)

171
00:08:14,425 --> 00:08:15,845
‫معلومه که هست.

172
00:08:16,373 --> 00:08:18,692
‫یه لحظه صبر کن ببنیم،
‫دارم لیست دهه 80 رو چک می‌کنم.

173
00:08:18,693 --> 00:08:20,719
‫
‫(اولین تیم در 85-1984
‫قهرمانِ مسابقات انجمن جوانان آکسفوردشر
‫قهرمانِ مسابقات ویتنی و حومه انجمن فِردفورد
‫قهرمانِ جامِ خیریه چارلبوری
‫قهرمانِ جامِ خیریه چیپینگ نورتون)
‫«جرالد کوپر»

174
00:08:20,720 --> 00:08:22,920
‫- کدوم‌شون تویی؟
‫- ایناها.

175
00:08:23,060 --> 00:08:25,672
‫- این تویی؟ هنوزم همون سبیل رو داری؟
‫- آره.

176
00:08:25,673 --> 00:08:28,106
‫بهت میگم اون بالا چیه...
‫[نامفهوم]

177
00:08:28,300 --> 00:08:30,753
‫[نامفهوم]

178
00:08:30,806 --> 00:08:34,013
‫توی این عکسِ همه‌مون 22 ساله‌مونه،
‫می‌گیری که چی میگم دیگه؟

179
00:08:34,440 --> 00:08:36,918
‫- اوی خدا، این... این تویی!
‫- آره.

180
00:08:36,919 --> 00:08:38,084
‫ظاهرت اینطوریه که:

181
00:08:38,085 --> 00:08:40,365
‫«همین الان Tiger feet از Top of the Pops رو گوش دادم،
‫(آهنگِ معروفِ انگلیسی در سبک راک منتشر شده در 1974)

182
00:08:40,366 --> 00:08:42,492
‫و حالا می‌خوام فوتبال بازی کنم»

183
00:08:42,939 --> 00:08:45,379
‫دنیس رو ببین، دوروبر اون گوشه‌اس.
‫[نامفهوم]

184
00:08:45,380 --> 00:08:47,145
‫ببین، آره این تویی. نه...

185
00:08:47,146 --> 00:08:50,086
‫مثل این‌که یکی از گروه «Slade» هم اونجاست.
‫(یک گروهِ موسیقی راک از ولورهمپتونِ انگلیس در 1970)

186
00:08:52,393 --> 00:08:56,500
‫توی نیمه دوم، زد و خوردها بی‌شمار شدن.

187
00:09:02,405 --> 00:09:03,405
‫یا خدا!

188
00:09:04,080 --> 00:09:05,280
‫آره!

189
00:09:06,086 --> 00:09:07,493
‫فوق‌العاده بود.

190
00:09:09,120 --> 00:09:13,886
‫و خیلی زود متوجه شدم که خریدِ بعدی من به عنوانِ اسپانسرِ تیم،

191
00:09:13,887 --> 00:09:16,006
‫اینه که یه تابلوی امتیازات بگیرم.

192
00:09:16,200 --> 00:09:18,020
‫- تو فکر می‌کنی که بازی چند چنده؟
‫- 3-1

193
00:09:18,220 --> 00:09:20,193
‫3-1
‫و تو فکر می‌کنی که 4-1 هست؟

194
00:09:20,194 --> 00:09:22,659
‫- فکر کنم 3-0 باشه.
‫- نه 2-2 هست.

195
00:09:22,660 --> 00:09:24,112
‫- 2-2؟
‫- نه.

196
00:09:24,113 --> 00:09:25,306
‫5-1ـه.

197
00:09:26,026 --> 00:09:27,426
‫سوت پایان بازی زده شد.

198
00:09:27,427 --> 00:09:30,920
‫بازی خوبی که برای تیم چدلینگتون رقم خورد.

199
00:09:31,100 --> 00:09:32,299
‫6... 6-1

200
00:09:32,300 --> 00:09:34,999
‫اما چدلینگتون که داشت با خودش بازی می‌کرد.
‫(بازیکن‌های اصلی با ذخیره‌ها)

201
00:09:35,093 --> 00:09:37,306
‫و من فقط امیدوار بودم که این سرمایه‌گذاریم،

202
00:09:37,307 --> 00:09:39,706
‫اکنون واسم سود داشته باشه.

203
00:09:40,040 --> 00:09:43,032
‫به نظرت این کار باعث میشه
‫قلب‌ها و ذهن‌های توی روستا رو بدست بیاریم؟

204
00:09:43,033 --> 00:09:44,006
‫آره.

205
00:09:46,807 --> 00:09:48,235
‫
‫(لطفا کفش‌هاتون رو بعد از بازی در بیارید)

206
00:09:51,900 --> 00:09:54,952
‫در حالی که داشتم پاچه‌خواریِ مردم محلی رو می‌کردم،

207
00:09:54,953 --> 00:10:00,492
‫چارلی تویِ دفترش بود،
‫دفتری که از دیوارهاش هنرهای زیبا می‌چکید،

208
00:10:01,120 --> 00:10:05,020
‫و سخت رویِ برنامه‌ریزی رستوران کار می‌کرد.

209
00:10:05,473 --> 00:10:08,433
‫جرمی باید شورای بخش رو شکست بده،

210
00:10:08,434 --> 00:10:10,653
‫چون اونا نفوذ خیلی زیادی دارن،

211
00:10:10,654 --> 00:10:14,321
‫یه جورایی می‌تونن از برنامه حمایت کنن.

212
00:10:15,279 --> 00:10:19,659
‫اما در واقع شورایِ منطقه غربِ آکسفوردشر هست که...

213
00:10:19,660 --> 00:10:23,519
‫تصمیم می‌گیره پروژه رستوران ادامه پیدا کنه یا نه.

214
00:10:23,520 --> 00:10:24,907
‫و در موردِ روندِ برنامه‌ریزی...

215
00:10:24,908 --> 00:10:27,098
‫باید افراد زیادی رو راضی نگه داریم.

216
00:10:27,099 --> 00:10:28,626
‫مسئله‌ی پلیس رو داریم.

217
00:10:28,627 --> 00:10:29,578
‫
‫(پلیسِ دره‌ی تیمز)
‫مسئله‌ی پلیس رو داریم.

218
00:10:29,579 --> 00:10:31,164
‫
‫(پلیسِ دره‌ی تیمز)
‫اداره بزرگراه‌ها رو داریم.

219
00:10:31,165 --> 00:10:34,779
‫می‌دونین که، بزرگراه صاف از روی فروشگاه مزرعه رد می‌شه.

220
00:10:34,780 --> 00:10:37,805
‫پلیس یک روز در میون توقف می‌کنه تا ترافیک رو زیر نظر بگیره.

221
00:10:37,806 --> 00:10:40,959
‫پس ما باید دسترسی به ورود و خروج رو به درستی انجام بدیم.

222
00:10:40,960 --> 00:10:43,652
‫باید بررسی‌های باستان‌شناسی رو هم انجام بدیم.

223
00:10:43,653 --> 00:10:44,020
‫باید بررسی‌های زیست محیطی رو انجام بدیم.
‫باید همه چیزو درست پیش ببریم.

224
00:10:44,021 --> 00:10:46,046
‫
‫(حفاظت از منابع طبیعی کاتسولدز)
‫باید بررسی‌های زیست محیطی رو انجام بدیم.
‫باید همه چیزو درست پیش ببریم.

225
00:10:46,047 --> 00:10:48,413
‫شورای شهرستان آکسفوردشر می‌خواد بدونه که...

226
00:10:48,427 --> 00:10:51,012
‫این کار منافع اقتصادی داره یا نه.

227
00:10:51,013 --> 00:10:55,605
‫باید اداره‌ی «حفاظت از زیبایی‌های طبیعی» رو متقاعد کنیم که...

228
00:10:55,606 --> 00:10:58,838
‫رستوران چشم‌اندازِ منظره رو خراب نمی‌کنه.

229
00:10:58,839 --> 00:11:03,379
‫پس باید بهشون اطلاع بدیم که هر بوته و پرچین رو کجا می‌کاریم،

230
00:11:03,380 --> 00:11:06,532
‫تا آلودگیِ نوری تویِ سراسر دره پخش نشه.

231
00:11:06,533 --> 00:11:08,871
‫حجم زیادی از کار و کاغذ بازی‌های اداریه...

232
00:11:08,872 --> 00:11:11,072
‫و باید همه‌شون رو کاملا درست انجام بدیم.

233
00:11:11,073 --> 00:11:13,779
‫می‌دونین، این عین یه چیزی نیست که...

234
00:11:13,780 --> 00:11:16,499
‫زارتی بندازیمش وسطِ روستا و تموم بشه.

235
00:11:24,186 --> 00:11:28,325
‫در همین حال، تویِ مزرعه، دیلوین دامپزشک
‫اومده بود که یه سری بزنه.

236
00:11:28,326 --> 00:11:33,405
‫هر چند، این بار برای این نیومده بود که
‫دستشو تا ته بکنه توی سوراخ حیوون‌ها.

237
00:11:33,640 --> 00:11:36,193
‫دعوا نکنین، بیخیال.
‫سگ‌های خوب.

238
00:11:37,360 --> 00:11:38,440
‫نگاشون کن!

239
00:11:38,580 --> 00:11:40,879
‫نمی‌تونی مزرعه داشته باشی و سگ نداشته باشی.

240
00:11:40,880 --> 00:11:43,280
‫اوه، نگاشون کن!
‫چقدر جیگرن!

241
00:11:43,573 --> 00:11:45,066
‫- خوشگلن؟
‫- آره.

242
00:11:45,067 --> 00:11:47,179
‫- خواهرن باهم.
‫- بسیارخب.

243
00:11:47,180 --> 00:11:49,279
‫و نژادِ «لابرادورهای رنگ-روباهی» هستن.
‫(سگِ یابنده که شکارِ کشته شده رو پیدا می‌کنه)

244
00:11:49,280 --> 00:11:51,506
‫- از اینا این دوروبرها نیست.
‫- نه.

245
00:11:52,080 --> 00:11:53,259
‫هی توله‌ها.

246
00:11:53,260 --> 00:11:56,085
‫- لازمه که «انگل زدایی» بشن.
‫- آره.
‫(عواملِ انگلی و کرم‌هاشون رو از بین ببرن)

247
00:11:56,086 --> 00:11:57,804
‫- باید «میکروچیپ» بهشون بزنیم.
‫- آره.
‫(تراشه‌های بسیار کوچکی که اطلاعات سگ
‫و صاحب آن درونش ذخیره میشه)

248
00:11:57,805 --> 00:11:59,139
‫- و دیگه چی...
‫- باید واکسینه بشن.

249
00:11:59,140 --> 00:12:00,499
‫واکسینه بشن.

250
00:12:00,580 --> 00:12:02,833
‫خیلی چیزای تو دل برویی هستن.

251
00:12:03,100 --> 00:12:03,712
‫بیا اینجا.

252
00:12:03,713 --> 00:12:06,500
‫می‌خوام غلتت بدم و شکمتو قلقلک بدم. اینجاتو.

253
00:12:06,786 --> 00:12:08,979
‫منظورم اینه، تا اونجایی که به من مربوط میشه، وقتشه دیگه...

254
00:12:08,980 --> 00:12:11,120
‫کشاورزی یه جورایی دیگه برام تموم شده.
‫(پیر شدم دیگه)

255
00:12:11,613 --> 00:12:13,687
‫سگ خوب، آفرین سگ خوب.

256
00:12:14,713 --> 00:12:16,319
‫اما، همون‌قدر که دلم می‌خواست...

257
00:12:16,320 --> 00:12:20,012
‫تموم روز رو به پرتاب توپ واسه این دو تا بگذرونم...

258
00:12:20,266 --> 00:12:22,900
‫مشخصا یه مزرعه‌ای هم واسه اداره‌ کردن وجود داشت.

259
00:12:24,420 --> 00:12:26,000
‫و با از راه رسیدنِ پاییز...

260
00:12:26,001 --> 00:12:29,920
‫بدین معنا بود که وقتِ وارد کردنِ محصولات سال آینده به زمین رسیده.
‫(کشت محصول)

261
00:12:32,400 --> 00:12:35,532
‫بعد از پخشِ اولین فصل از «مزرعه کلارکسون»،

262
00:12:35,533 --> 00:12:37,931
‫توسط بسیاری از کشاورزها به شدت مورد تمسخر قرار گرفتم،

263
00:12:37,932 --> 00:12:42,098
‫و اونا گفتن که این ماشینِ شخم‌زنیِ سه متری...

264
00:12:42,099 --> 00:12:43,892
‫واسه تراکتور من کوچیکه.

265
00:12:44,487 --> 00:12:46,445
‫خب، این‌ بار دیگه خبری از مسخره کردن‌هاشون نیست،

266
00:12:46,452 --> 00:12:48,825
‫چون یه دونه جدیدشو گرفتم.

267
00:12:50,760 --> 00:12:52,313
‫خودشه.

268
00:12:52,592 --> 00:12:54,619
‫قطعه‌ای عظیم و پیچیده‌ی پولادین...

269
00:12:54,620 --> 00:12:58,452
‫با 6 متر عرض، تشکیل شده از علم...

270
00:12:58,453 --> 00:13:00,319
‫و مهندسیِ سنگین.

271
00:13:00,800 --> 00:13:03,419
‫خوب شد که تراکتور بزرگی دارم.

272
00:13:04,040 --> 00:13:04,960
‫خیلی‌خب.

273
00:13:05,920 --> 00:13:07,326
‫کار اول:

274
00:13:07,327 --> 00:13:08,451
‫«بلند کردن».

275
00:13:08,452 --> 00:13:10,105
‫می‌بریمش بالا.

276
00:13:12,306 --> 00:13:14,799
‫اوه گوه توش! لعنتی، لعنتی...

277
00:13:16,467 --> 00:13:17,513
‫پایین.

278
00:13:19,492 --> 00:13:22,792
‫چی می‌شه اگه اینقدر نیارمش بالا؟
‫راهش همینه، مگه نه؟ آره.

279
00:13:22,793 --> 00:13:25,113
‫خیلی‌خب، دوباره تلاش کنیم. بالا.

280
00:13:29,833 --> 00:13:31,913
‫یا خود خدا!

281
00:13:34,240 --> 00:13:35,200
‫این چی...

282
00:13:36,386 --> 00:13:38,952
‫نه، این خوب نیست.
‫چه مصیبتی‌ـه این؟

283
00:13:39,666 --> 00:13:40,693
‫یا خدا!

284
00:13:40,946 --> 00:13:43,306
‫همونطور که انتظارش می‌رفت، «یودا»ی دهاتی...
‫ (Yoda شخصیتی تخیلی در سریِ جنگ ستارگان)

285
00:13:43,307 --> 00:13:46,307
‫دقیقا همون لحظه رو برای پدیدار شدن انتخاب کرد.

286
00:13:46,480 --> 00:13:47,993
‫اصلا تکون نمی‌خوره!

287
00:13:48,400 --> 00:13:50,813
‫چون یه دستگاه 4 تنی اون پشت داری!

288
00:13:50,973 --> 00:13:53,006
‫خب این...
‫[نامفهوم]

289
00:13:53,353 --> 00:13:55,679
‫چطور بقیه باهاش کار می‌کنن پس؟

290
00:13:55,813 --> 00:13:58,513
‫کودن خان، یه دونه وزنه تعادل نیاز داری جلوی تراکتورت!

291
00:14:03,039 --> 00:14:05,598
‫وقتی که کیلب وزنه رو متصل کرد...

292
00:14:05,967 --> 00:14:08,227
‫خب، الان این مشکلو حل می‌کنه؟

293
00:14:08,367 --> 00:14:09,405
‫باید درست بشه.

294
00:14:12,160 --> 00:14:14,393
‫راه افتادم به سمت مزرعه.

295
00:14:16,313 --> 00:14:18,506
‫الان 1.5 تن وزن جلوم دارم،

296
00:14:18,507 --> 00:14:21,339
‫4 تن وزن عقبم دارم و 9 تن هم وسطم دارم.

297
00:14:21,340 --> 00:14:23,713
‫تجهیزات سنگینیه واسه امروز صبح.

298
00:14:26,506 --> 00:14:29,146
‫اینم از این، رسیدیم به مزرعه.

299
00:14:32,440 --> 00:14:33,652
‫خب، کاری که این دستگاه می‌کنه،

300
00:14:33,653 --> 00:14:35,485
‫مثل دستگاه شخم‌زنی قبلی نیست که استفاده می‌کردیم.

301
00:14:35,486 --> 00:14:38,899
‫مطمئنا گاوآهن هم نیست، که واقعا برای محیط زیست بده.

302
00:14:39,219 --> 00:14:40,419
‫این یه...

303
00:14:40,712 --> 00:14:42,552
‫همین‌طور که شخم می‌زنه و می‌ره...

304
00:14:42,553 --> 00:14:44,439
‫و تموم چیزایی رو که...

305
00:14:44,440 --> 00:14:48,119
‫چیزایی مثل این رو که سال پیش به درستی برداشت نشده...

306
00:14:48,120 --> 00:14:51,086
‫با خاک مخلوط‌شون می‌کنه و
‫دوباره شروع به رشد کردن می‌کنند.

307
00:14:51,226 --> 00:14:53,186
‫بعدش وقتی که شروع به رشد کرد، ما می‌آییم...

308
00:14:53,187 --> 00:14:54,392
‫و همه چیزو از بین می‌بریم...

309
00:14:54,393 --> 00:14:56,298
‫و بعدش یه زمینِ خالی داریم...

310
00:14:56,299 --> 00:15:00,099
‫که روی اون محصولات سال آینده رو پرورش می‌دیم.

311
00:15:01,546 --> 00:15:04,461
‫من هم نمی‌فهمم چی به چیه.
‫اما به هر حال، می‌دونم که چطوری انجام می‌شه.

312
00:15:07,133 --> 00:15:08,285
‫می‌آریمش پایین.

313
00:15:09,560 --> 00:15:10,626
‫بزن بریم.

314
00:15:16,306 --> 00:15:17,928
‫دارم کشاورزی می‌کنم!

315
00:15:22,619 --> 00:15:27,214
‫تازه متوجه شدم که در واقع کشاورزیم رو
‫از همین زمینِ بزرگ شروع کردم.

316
00:15:27,660 --> 00:15:31,799
‫و حالا اولین مزرعه‌ای هست که برای سال 2022 کشت می‌کنم.

317
00:15:34,987 --> 00:15:37,221
‫و همه چی داشت خوب پیش می‌رفت.

318
00:15:38,146 --> 00:15:40,753
‫تا اینکه، چند دور بعد...

319
00:15:40,754 --> 00:15:43,700
‫تراکتور دوباره شروع به کج‌رفتاری کرد.

320
00:15:48,020 --> 00:15:49,306
‫نمی‌تونم انجامش بدم...

321
00:15:49,307 --> 00:15:53,200
‫چطوری وقتی چرخاش رو هواست می‌شه چرخوندش آخه؟

322
00:15:55,012 --> 00:15:56,492
‫این دیگه چه وضعشه!

323
00:15:57,000 --> 00:16:00,719
‫مشکل این بود که وقتی لامبوی من سوخت رو قورت می‌داد،

324
00:16:00,720 --> 00:16:03,379
‫باکِ سوخت سبک‌تر می‌شد.

325
00:16:03,380 --> 00:16:06,979
‫به این معنی بود که یه بار دیگه وزن کافی در جلو وجود نداشت،

326
00:16:06,980 --> 00:16:09,293
‫تا چرخ هارو روی زمین نگه داره.

327
00:16:09,506 --> 00:16:11,007
‫افتضاحه!

328
00:16:13,146 --> 00:16:16,985
‫بنابراین تصمیم گرفتم که برگردم به خونه و بنزین بزنم،

329
00:16:16,993 --> 00:16:19,399
‫قبل از این‌که وضع بدتر بشه.

330
00:16:21,566 --> 00:16:23,605
‫اووه، بیخیال دیگه.

331
00:16:27,480 --> 00:16:28,967
‫دور موتورم خیلی بالاست.

332
00:16:30,640 --> 00:16:32,526
‫بذار چهار چرخ متحرک رو امتحان کنیم.
‫(حالتی که نیروی موتور به جای یک دیفرانسیل
‫به هر دو دیفرانسیل منتقل می‌شه)

333
00:16:32,527 --> 00:16:34,333
‫آره، ممکنه کمک کنه. یه امتحان کنیم.

334
00:16:36,513 --> 00:16:38,480
‫نه، نه، نه، ریدم توش!

335
00:16:39,440 --> 00:16:40,887
‫بهتر نشد!

336
00:16:41,499 --> 00:16:44,919
‫چطوری این لعنتی رو از اینجا ببرم بیرون؟

337
00:16:46,993 --> 00:16:49,241
‫یا قمر بنی هاشم!
‫(معنایی نداره، فقط تعجبه)

338
00:16:50,939 --> 00:16:52,998
‫یالا، یالا، زور بزن دیگه...

339
00:16:54,259 --> 00:16:55,899
‫یا خدای تبارک و تعالی!

340
00:16:56,713 --> 00:17:00,073
‫مشخص بود که باید یه کمی وزن اضافه پیدا می‌کردم.

341
00:17:00,074 --> 00:17:02,720
‫و خوشبختانه، یکی پیداش شد.

342
00:17:08,313 --> 00:17:09,821
‫خب، آماده‌ای؟

343
00:17:15,140 --> 00:17:17,922
‫ترمز دستی! ترمز دستی رو آزاد کن!

344
00:17:20,280 --> 00:17:21,800
‫جواب داد!

345
00:17:25,800 --> 00:17:27,045
‫ای کیر توش!

346
00:17:33,640 --> 00:17:38,046
‫روز بعد باید مقداری خاک‌گیری بیشتری میکردم،

347
00:17:38,340 --> 00:17:40,999
‫اما اکنون یه مسئله مهم‌تر وجود داشت.

348
00:17:41,200 --> 00:17:43,685
‫علی‌رغم تلاش‌هام برای جلب نظر مردم محلی،

349
00:17:43,686 --> 00:17:48,013
‫همچنان جریان ثابتی از شکایات رو دریافت می‌کردم.

350
00:17:50,800 --> 00:17:52,320
‫به هم ریخته به نظر می‌آی.

351
00:17:53,453 --> 00:17:57,139
‫متن نامه: «با یک بررسی فوری رسمی،
‫بیش از 400 بازدیدکننده رو تخمین زدیم...

352
00:17:57,140 --> 00:17:59,780
‫و صف‌های سه ساعته طولانی
‫به سمت فروشگاه مزرعه دیدلی اسکوات.

353
00:17:59,781 --> 00:18:02,165
‫تشکیلات اولیه در مقیاس کوچک...

354
00:18:02,166 --> 00:18:04,874
‫به یک عملیات بخور و نمیر طور تبدیل شده
‫که برای مقابله با آن تلاش می‌کند.

355
00:18:04,875 --> 00:18:10,166
‫...این باعث ایجاد ترافیک اجتماعی و مشکلاتِ
‫محیط زیستیِ ناگفته می‌شه که بر کیفیت...»

356
00:18:11,040 --> 00:18:13,300
‫این واسه من کل روز رو طول می‌کشه تا بنویسمش.

357
00:18:13,879 --> 00:18:17,399
‫و بعد یه عکس از اون اتوبوسِ فرستادن.

358
00:18:17,600 --> 00:18:19,725
‫و به حضورِ اتوبوس اعتراض کردن.

359
00:18:20,100 --> 00:18:21,760
‫پس به حضور تعداد زیادی ماشین اعتراض کردن.

360
00:18:21,761 --> 00:18:24,698
‫عده‌ای از افراد با اتوبوس به فروشگاه مزرعه می‌آن...

361
00:18:24,699 --> 00:18:27,251
‫- و حالا به اونم گیر دادن.
‫- آره در مورد اتوبوس عاجز نالی می‌کنن.

362
00:18:27,252 --> 00:18:29,306
‫خیلی دوست دارم این آدم‌ها رو ببینم...

363
00:18:29,307 --> 00:18:32,887
‫که به معنای واقعی کلمه کار دیگه‌ای
‫جز نوشتن نامه واسه‌مون ندارن.

364
00:18:32,900 --> 00:18:34,979
‫من خیلی سرم شلوغه، تو هم سرت شلوغه.

365
00:18:34,980 --> 00:18:38,825
‫من دو دقیقه هم فرصت ندارم بشینم
‫پشت کامپیوتر و واست یه نامه بزرگ بنویسم.

366
00:18:38,826 --> 00:18:39,699
‫نگاه کن.

367
00:18:40,207 --> 00:18:43,399
‫متن نامه: «من از همه چیزِ جرمی کلارکسون خسته شده‌ام»

368
00:18:43,746 --> 00:18:45,559
‫راستشو بخوای، می‌آی از همه اینا عبور کنی...

369
00:18:45,560 --> 00:18:46,979
‫یه نفر تو روستا...

370
00:18:46,980 --> 00:18:49,587
‫یه «تامین مالیِ جمعی» راه‌انداخته...
‫(جمع‌آوری پول از مردم برای کار یا هدفی خاص)

371
00:18:49,588 --> 00:18:51,559
‫با نام «جلویِ دیدلی اسکوات رو بگیرید».

372
00:18:51,560 --> 00:18:53,280
‫منظورم اینه، اونا فقط...

373
00:18:57,800 --> 00:18:59,499
‫از اونجایی که شایعه‌اش پخش شده بود که،

374
00:18:59,500 --> 00:19:02,838
‫من قصد دارم برای افتتاح یه رستوران درخواست مجوز بدم،

375
00:19:02,839 --> 00:19:05,212
‫تصمیم گرفتم که پا پیش بذارم،

376
00:19:05,213 --> 00:19:07,919
‫و یک جلسه روستایی تشکیل بدم.

377
00:19:09,819 --> 00:19:10,862
‫اینم از این.

378
00:19:12,235 --> 00:19:15,195
‫چیزی که اینجا نوشتم یه اعلان کوچیکه که میگه:

379
00:19:15,360 --> 00:19:18,632
‫«از اونجایی که به نظر می‌رسه بحث‌هایی در مورد
‫آنچه در دیدلی اسکوات اتفاق می‌افته وجود داره،

380
00:19:18,633 --> 00:19:21,299
‫جرمی کلارکسون در سالن یادبود خواهد بود،
‫*که همینجاست*

381
00:19:21,300 --> 00:19:23,679
‫تا برنامه‌های خودش رو توضیح بده و هر سوالی
‫رو که ممکن است داشته باشید رو پاسخ بده.

382
00:19:23,680 --> 00:19:25,780
‫حضور همه افرادِ منطقه گرامی داشته می‌شه.

383
00:19:25,781 --> 00:19:28,027
‫پنیر و شراب نیز پذیرایی خواهد شد.»

384
00:19:29,480 --> 00:19:31,286
‫چند روز پیش تویِ سایت رسمی شورا،

385
00:19:31,287 --> 00:19:33,598
‫یه شکایت خوب وجود داشت که می‌گفت:

386
00:19:33,599 --> 00:19:36,712
‫«اون یارو به اصطلاح کشاورزِ تویِ دیدلی اسکوات...»
‫(منظورش جرمی‌ـه)

387
00:19:37,179 --> 00:19:38,192
‫تا اینجاش قبوله.

388
00:19:38,499 --> 00:19:40,959
‫«...در واقع اصلا هیچی توی مزرعه‌اش تولید نمی‌کنه.»

389
00:19:40,960 --> 00:19:42,739
‫خب، تولید می‌کنم.

390
00:19:42,753 --> 00:19:43,938
‫و یکی دیگه گفته بود:

391
00:19:43,939 --> 00:19:47,099
‫«اون انبار بره‌ها اصلا برای زایمان بره ازش استفاده نشده.»

392
00:19:47,360 --> 00:19:50,685
‫اما به معنی واقعی کلمه شواهدِ مستندی
‫وجود داره که میگه چنین چیزی رخ داده.
‫(منظورش فصل پیشه)

393
00:19:50,686 --> 00:19:53,719
‫می‌دونین، این سطح از شکایته که فقط...

394
00:19:54,173 --> 00:19:57,826
‫به همین دلیل فکر کردم که یه
‫پرسش و پاسخ بذارم تا مردم بتونن بگن...

395
00:19:58,466 --> 00:20:01,506
‫«داری چی‌کار می‌کنی؟ برنامه‌ات چیه؟»

396
00:20:01,607 --> 00:20:03,793
‫اضطراب داری در موردش یا نه؟

397
00:20:04,586 --> 00:20:06,872
‫خب، آره دارم. چون که...

398
00:20:06,873 --> 00:20:08,957
‫اون خانمِ از شورایِ محله گفت که:

399
00:20:08,958 --> 00:20:12,211
‫«مردم عصبانی‌ان، خیلی هم عصبانی‌ان.»

400
00:20:12,640 --> 00:20:14,793
‫منظورم اینه که، واقعا خیلی عصبانی‌ان.

401
00:20:15,166 --> 00:20:16,999
‫اما آره خب، دلهره‌آوره.

402
00:20:17,000 --> 00:20:20,132
‫چون که من «سگ‌های پوشالی» رو دیدم.
‫ (Straw Dogs یک فیلم تریلر روانشناسانه به کارگردانی سام پکینا
‫خلاصه: مردمان روستا زوجِ غریبه‌ای رو آزار و اذیت می‌دن )

403
00:20:20,133 --> 00:20:21,978
‫«قهرمان محلی» رو هم دیدم.
‫ (Local Hero فیلمی کمدی-درام به کارگردانی بیل فوریست
‫خلاصه: مردی آمریکایی که با مردمان روستایی در اسکاتلند درگیر می‌شود)

404
00:20:21,979 --> 00:20:24,992
‫می‌دونین که یه روستا می‌تونه چه شکلی باشه
‫وقتی خودش همه چیزو به هم می‌ریزه.

405
00:20:25,099 --> 00:20:26,785
‫با چنگک پا می‌شن میان سراغت.

406
00:20:26,786 --> 00:20:29,812
‫اما سعی می‌کنم که...
‫امیدوارم که آروم‌شون کنم.

407
00:20:38,293 --> 00:20:41,565
‫روز بعد، خبرِ جلسه پخش شده بود.

408
00:20:41,899 --> 00:20:43,899
‫نه به نحوه‌ی خوبی.

409
00:20:46,233 --> 00:20:48,385
‫خیلی‌خب، به هر حال، روستا که...

410
00:20:48,386 --> 00:20:50,925
‫تابلوی اعلانات جامعه چدلینگتون...

411
00:20:50,926 --> 00:20:53,206
‫میگه که وجود من شیطانیه...

412
00:20:53,319 --> 00:20:57,206
‫و برنامه کشاورزی فقط کارِ یه شیطونه...

413
00:20:57,493 --> 00:21:00,119
‫اون مزرعه خونه‌ی شیطونه.

414
00:21:01,393 --> 00:21:04,433
‫خب، ببینیم می‌تونم به اونجا برم یا نه...

415
00:21:11,215 --> 00:21:13,368
‫
‫(چدلینگتون - به آرامی رانندگی کنید)

416
00:21:31,426 --> 00:21:33,441
‫می‌خواستم شبیه به عروسی‌های دهه 70 بشه،

417
00:21:33,442 --> 00:21:35,308
‫که اتفاقا خیلی هم خوشم می‌آد.

418
00:21:51,620 --> 00:21:53,759
‫با شروع ورود اهالی روستا،

419
00:21:53,766 --> 00:21:56,166
‫دوربین‌ها مجبور شدن که سالن رو ترک کنن،

420
00:21:56,167 --> 00:22:00,672
‫چون که مردم محلی اصرار داشتن که از فضای داخل فیلمبرداری نشه.

421
00:22:01,400 --> 00:22:05,472
‫بعد، در حالی که گوش‌های چارلی
‫و کیلب محکم چسبیده بود به پنجره،

422
00:22:05,473 --> 00:22:09,059
‫و میکروفون شخصیم هنوز روشن بود،

423
00:22:09,060 --> 00:22:11,779
‫منتظر موندم تا همه روی صندلی‌هاشون بشینن،

424
00:22:11,780 --> 00:22:13,920
‫و بعد مشغول به کار بشیم.

425
00:22:14,646 --> 00:22:17,846
‫وقتی که برنامه برای اولین بار پخش شد،

426
00:22:17,847 --> 00:22:19,285
‫ما کاملا غرق در اتفاقاتی شدیم که افتاد،

427
00:22:19,286 --> 00:22:22,865
‫مشکلاتی مثل ترافیک و گِل و لای و هرج و مرج و سرعت زیاد.

428
00:22:22,966 --> 00:22:25,266
‫
‫(دوچرخه سواری ممنوع)
‫یه کابوس مطلق بود، قبول دارم

429
00:22:25,267 --> 00:22:28,578
‫خب چطور می‌تونیم اینو خوب جلوه بدیم ما؟

430
00:22:28,579 --> 00:22:31,038
‫مردم رو به این منطقه بکشونیم تا بتونن وقت بگذرونن،

431
00:22:31,039 --> 00:22:34,212
‫اما زندگی کسی رو تویِ روستا مختل نکنیم؟

432
00:22:34,400 --> 00:22:38,500
‫امیدوارم بودم که سخنان آغازینم بتونه امواج رو آروم‌ کنه.

433
00:22:38,673 --> 00:22:39,993
‫اما نکرد.

434
00:22:40,126 --> 00:22:43,905
‫شما اصلا هیچ حس همدردی و همدلی با مردمی
‫که توی روستا زندگی می‌کنن نشون ندادید.

435
00:22:43,906 --> 00:22:45,819
‫تو مارو احمق توصیف کردی!

436
00:22:45,820 --> 00:22:48,980
‫گفته بودی که: «هر روستایی یه دونه احمق داره، اینجا 6 تا!»

437
00:22:50,366 --> 00:22:51,753
‫من نمی‌خوام که بهم بگن احمق.

438
00:22:51,754 --> 00:22:54,019
‫فکر نمی‌کنم که اجازه همچین کاری داشته باشی،
‫به نظر من باید بابتش عذرخواهی کنی.

439
00:22:54,019 --> 00:22:56,199
‫من فورا از شما عذرخواهی می‌کنم.

440
00:22:56,201 --> 00:22:59,285
‫اصلا احمقانه به نظر نمی‌رسی.
‫و نکاتی که گفتی درسته.

441
00:22:59,286 --> 00:23:01,351
‫با این حال، برخی از نکاتِ مطرح شده،

442
00:23:01,352 --> 00:23:04,412
‫در سایتِ شورای منطقه غرب آکسفوردشر، واقعا احمقانه بود.

443
00:23:04,413 --> 00:23:06,638
‫مثل اونی که گفته بود: «اون انبار بره‌ها
‫اصلا برای زایمان بره ازش استفاده نشده.»

444
00:23:06,639 --> 00:23:08,385
‫یا گفته بود: «هیچی تویِ اون مزرعه تولید نمی‌شه.»

445
00:23:08,386 --> 00:23:10,285
‫گفتن این چیزاست که احمقانه است،

446
00:23:10,286 --> 00:23:12,372
‫چون مشخصه که ما یه چیزایی توی مزرعه تولید می‌کنیم.

447
00:23:12,373 --> 00:23:13,559
‫حق گفت، مگه نه؟

448
00:23:13,560 --> 00:23:16,059
‫اما واقعیت اینه که، در نهایت تو یه کشاورز نیستی.

449
00:23:16,060 --> 00:23:17,852
‫تو یه شخصیت رسانه‌ای هستی.

450
00:23:17,853 --> 00:23:20,753
‫اما ما که برنامه «جزیره عشق» نیستیم که.
‫ (Love Island برنامه بریتانیاییِ پیدا کردنِ معشوقه)

451
00:23:20,754 --> 00:23:22,032
‫چی؟
‫[نامفهوم]

452
00:23:22,033 --> 00:23:24,505
‫حق با شماست. من مجریِ برنامه‌ی
‫«چه کسی می‌خواد میلیونر بشه؟» هم هستم.
‫(یک برنامه مسابقه‌ای تلویزیونی، شرکت‌کننده
‫به سوالات پاسخ می‌ده و پول برنده می‌شه)

453
00:23:24,506 --> 00:23:27,892
‫و من تویِ «تور بزرگ» هم هستم.
‫اما مزرعه چیز مورد علاقه منه.
‫ (Grand Tour برنامه ماشینی معروف
‫با حضور جرمی، جیمز و ریچارد)

454
00:23:27,959 --> 00:23:29,799
‫شما که نیازی به درآمد از فروشگاه ندارین.

455
00:23:29,800 --> 00:23:31,485
‫نه، مزرعه نیاز به درآمد داره.

456
00:23:31,486 --> 00:23:34,112
‫خودت شخصا به درآمد نیازی نداری.
‫(یعنی پولداری)

457
00:23:34,699 --> 00:23:36,599
‫قطعا امشب شلوار از پاش در می‌آرن.

458
00:23:36,600 --> 00:23:39,445
‫خوب نیست که بگیم فروشگاه رو ببند.
‫ما قرار نیست فروشگاه رو ببندیم.

459
00:23:39,446 --> 00:23:41,938
‫می‌دونین که، باید یه جریانِ درآمدی برای مزرعه داشته باشیم.

460
00:23:41,939 --> 00:23:44,092
‫- جرمی واقعا داره جواب‌شون رو می‌ده.
‫- آره، آره.

461
00:23:44,693 --> 00:23:47,285
‫بعد از این‌که مردمِ محلیِ خشمگین خالی شدن،

462
00:23:47,286 --> 00:23:50,013
‫یه سوالِ مهم مطرح شد.

463
00:23:50,713 --> 00:23:53,472
‫پس شما دارین برنامه می‌ریزین که سوله بره‌ها رو...

464
00:23:53,473 --> 00:23:55,965
‫به یه کافه یا رستوران یا هر چیز دیگه‌ای تبدیل کنین.

465
00:23:55,966 --> 00:23:56,665
‫آره.

466
00:23:56,666 --> 00:23:59,459
‫الان گاو هم داریم. برخی از گوساله‌ها آماده‌ان،
‫چند تا تلیسه هم داریم.

467
00:23:59,460 --> 00:24:00,653
‫اینا واسه‌مون گوشت تولید می‌کنن.

468
00:24:00,654 --> 00:24:02,819
‫خودمون تخم مرغ تولید می‌کنیم،
‫مرغ‌های خودمون رو داریم.

469
00:24:02,820 --> 00:24:05,485
‫پس ما شروع به فراهم کردن همه چیزهایی کردیم،

470
00:24:05,486 --> 00:24:07,799
‫که برای داشتن این رستوران نیاز داریم.

471
00:24:07,800 --> 00:24:09,753
‫فکر کنم اونچه که ما می‌خوایم بشنویم،

472
00:24:09,754 --> 00:24:11,985
‫برنامه‌های فوریِ شما برای...

473
00:24:11,986 --> 00:24:15,055
‫مرتب کردنِ همه چیز، کنترل ترافیک و همه چیزای دیگه‌اس.

474
00:24:15,056 --> 00:24:17,751
‫ما باید با اداره بزرگراه‌ها در مورد
‫خلاص شدن از شر مخروط‌ها صحبت کنیم.

475
00:24:17,752 --> 00:24:19,532
‫این اولین کاریه که فردا صبح می‌کنیم.

476
00:24:19,533 --> 00:24:21,639
‫در حال حاضر چیزِ بی‌ریختِ وحشتناکیه.

477
00:24:21,640 --> 00:24:25,299
‫ما باید یه کارواش کوچیک بذاریم تا مردم تایرهاشون رو بشورن،

478
00:24:25,300 --> 00:24:28,100
‫قبل از این‌که برگردن توی جاده
‫تا دیگه گِل و لای رو جاده نداشته باشیم.

479
00:24:28,101 --> 00:24:31,200
‫تابلوهای چوبیِ مرتب می‌ذاریم که میگه:
‫«لطفا در کناره‌ها پارک نکنید.»

480
00:24:31,300 --> 00:24:33,038
‫خب تعدادی کار وجود داره که می‌تونیم انجام بدیم که،

481
00:24:33,039 --> 00:24:35,552
‫می‌تونه اون رو به یه چیزِ مفید و دلپذیر تبدیل کنه که،

482
00:24:35,553 --> 00:24:38,012
‫وقتی از کنارش رد می‌شین با خودتون بگید:
‫«خوشگل به نظر می‌رسه».

483
00:24:38,013 --> 00:24:40,486
‫و من می‌خوام که بهش برسم،
‫پس می‌شه یه فروشگاه مزرعه‌ی کوچیکِ خوب،

484
00:24:40,487 --> 00:24:42,539
‫با یه کافه رستورانه خیلی خوب.

485
00:24:42,613 --> 00:24:45,367
‫آیا ما می‌تونیم یه معبرِ ویژه داشته باشیم؟

486
00:24:45,368 --> 00:24:46,699
‫آره.

487
00:24:47,379 --> 00:24:49,966
‫واسه‌تون معبر VIP می‌ذاریم با تخفیفِ ویژه.

488
00:24:49,967 --> 00:24:51,212
‫حالا چطوره؟

489
00:24:51,273 --> 00:24:52,198
‫عالیه!

490
00:24:53,526 --> 00:24:57,313
‫و با این تبصره‌ی خوشحال‌کننده،
‫ازتون خداحافظی می‌کنم.

491
00:24:59,406 --> 00:25:01,787
‫خب من دیگه رفتم، مراقب خودتون باشید.

492
00:25:08,040 --> 00:25:13,301
‫خیلی خیلی خیلی خیلی بهتر از اون
‫چیزی بود که فکر می‌کردم قراره باشه.

493
00:25:13,493 --> 00:25:15,999
‫یه ذره اولش شدیدا ازش انتقاد شد.

494
00:25:16,107 --> 00:25:19,400
‫مشخصا بعضی از افرادِ خاصی بودند
‫که با قصد و نیت اومده بودن.
‫(قصد و نیتِ بد)

495
00:25:20,906 --> 00:25:23,119
‫اما همیشه این اتفاق می‌افته دیگه، نه؟

496
00:25:23,420 --> 00:25:24,700
‫چی می‌تونم بگم؟

497
00:25:24,701 --> 00:25:28,159
‫می‌دونین دیگه، هر کسی حق داره نظر خودش رو داشته باشه.

498
00:25:28,160 --> 00:25:31,073
‫باید به حرف مردم گوش بدی،
‫باید اصیل برخورد کنی،

499
00:25:31,074 --> 00:25:33,600
‫باید نشون بدی که برات مهم هستن.
‫و من فکر ‌می‌کنم که جرمی همینطور بود.

500
00:25:33,633 --> 00:25:35,606
‫شروع خوبی بود.

501
00:25:35,760 --> 00:25:38,200
‫از فرصت پیش اومده برای گفتگو با اون لذت بردیم.

502
00:25:38,580 --> 00:25:40,187
‫و این مهم‌ترین چیزه.

503
00:25:40,845 --> 00:25:43,193
‫تعامل به جای مقابله.

504
00:25:50,201 --> 00:25:50,535
‫صبح روز بعد، همونطور که قول داده بودم،

505
00:25:50,536 --> 00:25:52,764
‫
‫(تابلو: فروشگاه مزرعه دیدلی اسکوات از این طرف)
‫صبح روز بعد، همونطور که قول داده بودم،

506
00:25:52,765 --> 00:25:53,573
‫مشغول مرتب کردن اطراف فروشگاه مزرعه شدم.

507
00:25:53,579 --> 00:25:57,405
‫
‫(وقتی از دروازه عبور می‌کنید به آرامی برانید)
‫مشغول مرتب کردن اطراف فروشگاه مزرعه شدم.

508
00:25:58,320 --> 00:26:00,765
‫که به معنای ملاقات با لیسا بود.

509
00:26:03,533 --> 00:26:05,593
‫باید از همین الان شروع کنیم.

510
00:26:06,052 --> 00:26:08,446
‫این مخروط‌ها رو برداریم و بریزیم دور.

511
00:26:08,646 --> 00:26:10,419
‫اون تور سیمی رو ببریم یه جا دیگه.

512
00:26:10,420 --> 00:26:12,972
‫و همینطور کلِ پلاستیک‌ها و جعبه‌های اونجا.

513
00:26:13,040 --> 00:26:15,206
‫اون سطل‌ها رو از جلو چشم برداریم.

514
00:26:15,313 --> 00:26:18,053
‫زباله‌هایی که می‌تونم ببینم همه‌جا ریخته.

515
00:26:18,054 --> 00:26:19,520
‫همه این چیزا باید محو بشه.

516
00:26:19,521 --> 00:26:22,200
‫اون بسته‌ی یونجه مسخره رو ببین.
‫ریدمانه.

517
00:26:22,260 --> 00:26:25,385
‫تو بودی که همه‌ش میگفتی چقدر قیمت یونجه
‫زیاده و حالا می‌خوای یکی دیگه بگیری!

518
00:26:25,386 --> 00:26:27,699
‫این مخروط‌ها رو نگاه کن.
‫«به یک مزرعه خوب بیاید...»

519
00:26:27,700 --> 00:26:29,240
‫اینا رو پلیس فرستاده!

520
00:26:29,241 --> 00:26:30,500
‫پلیس اونا رو گذاشت اون بیرون.

521
00:26:30,501 --> 00:26:32,559
‫ما اونا رو دزدیدیم و آوردیم اینجا.
‫خب البته من که نبودم.

522
00:26:32,560 --> 00:26:35,219
‫یه نفر برداشت‌شون آوردشون اینجا
‫و ازشون استفاده کرد،

523
00:26:35,220 --> 00:26:37,932
‫چون در دسترس بودن.
‫ما که اجازه دسترسی بهشون رو نداریم.

524
00:26:37,933 --> 00:26:38,893
‫این... اونو ببین!

525
00:26:38,894 --> 00:26:41,486
‫اون تابلوهای آبی رنگ ایده کی بود؟

526
00:26:41,580 --> 00:26:43,598
‫اونا فقط موقتی بودن واسه یکی دو روز.

527
00:26:43,599 --> 00:26:45,806
‫
‫(لطفا به همسایه‌ها احترام بگذارید
‫و بی ‌سر و صدا ترک کنید، ممنون)
‫اما سه ماهه که اونجان.

528
00:26:45,807 --> 00:26:49,107
‫الان تابلوی جدید می‌خوایم برای
‫کسایی که می‌رن روی چمن‌های کناری.

529
00:26:49,160 --> 00:26:51,394
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم!

530
00:26:51,720 --> 00:26:53,046
‫می‌فهمم، می‌دونی چیه؟

531
00:26:53,047 --> 00:26:55,613
‫من می‌تونم این کارو انجام بدم اما بعدش
‫هیچی سرمایه تویِ مغازه نخواهیم داشت.

532
00:26:55,633 --> 00:26:59,319
‫ببین طراحیِ برچسب‌های کوچیکِ خوشگل...

533
00:26:59,327 --> 00:27:00,939
‫برای چیزهای تویِ مغازه خیلی خوبه...

534
00:27:00,940 --> 00:27:04,686
‫اما وقتی به مغازه می‌رسی
‫و اینطوری به نظر می‌رسه، خب افتضاحه!

535
00:27:04,732 --> 00:27:07,892
‫- می‌دونم، حالا می‌خوای چی‌کار کنی واسش؟
‫- من اصلا وقت ندارم!

536
00:27:08,046 --> 00:27:10,612
‫نمی‌دونی که این چقدر...
‫من باید برم...

537
00:27:10,613 --> 00:27:12,706
‫امروز باید برم و یکی از اون...

538
00:27:12,859 --> 00:27:15,579
‫حتی نمی‌دونم اسمش چیه، گاو نره یا استیره چیه...

539
00:27:15,580 --> 00:27:17,718
‫همونی که تصادفا بیضه نداره. نمی‌تونم...

540
00:27:17,719 --> 00:27:21,979
‫چارلی رو دارم که می‌خواد بیاد در مورد
‫مقررات جدید دولت صحبت کنه برام...

541
00:27:21,980 --> 00:27:23,692
‫دیگه ذله شدم!

542
00:27:23,693 --> 00:27:26,840
‫من می‌تونم روزم رو با این کار بگذرونم،
‫ولی بعدش دیگه چیزی واسه فروش نداریم.

543
00:27:26,841 --> 00:27:30,933
‫ببخشید، تو گفتی به فروشگاه مزرعه
‫می‌رسی و منم به کارای مزرعه.

544
00:27:30,934 --> 00:27:34,332
‫- خب اینم از فروشگاه مزرعه.
‫- همچنین صبحونه، ناهار و شام رو هم من می‌پزم.

545
00:27:34,333 --> 00:27:37,212
‫کِی؟ کدوم صبحونه؟ کدوم ناهار؟ کدوم شام؟

546
00:27:37,213 --> 00:27:39,779
‫شام دیشبم رو که خودم پختم.
‫سوسیس و پوره سیب‌زمینی درست کردم.

547
00:27:39,780 --> 00:27:41,939
‫- تو که این‌کارو نکردی!
‫- خب، کردم.

548
00:27:41,940 --> 00:27:44,132
‫سوزوندمش، چون سگ‌ها روی فرش ریده بودن،

549
00:27:44,133 --> 00:27:46,559
‫و مجبور شدم حین پختن سوسیس‌هام
‫گوهِ سگ‌ها رو تمیز کنم.

550
00:27:46,560 --> 00:27:48,486
‫سگ‌های خودته، گوهشم مال خودته.

551
00:27:48,487 --> 00:27:49,379
‫«سگ‌های من»؟

552
00:27:49,380 --> 00:27:52,185
‫خب «سگ‌های ما»، اما اگه سگ می‌خواستی،
‫بهت میگفتم: «همه گوه‌ها رو خودت تمیز می کنی».

553
00:27:52,186 --> 00:27:55,438
‫- خب تمیز کردم، وقتی که داشتم شامم رو درست می‌کردم...
‫- (ادای جرمی): «من به گوهِ سگ آلرژی داری».

554
00:27:55,439 --> 00:27:56,712
‫حدس بزن چی شده؟ منم همینطور.

555
00:27:56,713 --> 00:27:58,026
‫حقیقتا.

556
00:28:00,153 --> 00:28:01,568
‫عجب کصخلیه.

557
00:28:02,239 --> 00:28:04,685
‫منظورم اینه، آره حال به هم زنه.

558
00:28:05,139 --> 00:28:07,285
‫تو تابستون که خوب، مگه نه؟

559
00:28:07,673 --> 00:28:10,907
‫و بعد بارون اومد.
‫و وقتی بارون می‌باره، بگا می‌ره.

560
00:28:19,280 --> 00:28:20,754
‫آره!
‫(معنی: همون تابلوی قبلی)

561
00:28:21,920 --> 00:28:25,605
‫در حالی که لیسا درگیر عملیاتِ تمیزکاری بود...

562
00:28:29,161 --> 00:28:35,307
‫داشتم فهرست بی‌پایانی از
‫«مشاغلی که کشاورزی به شما می‌ده» رو شخم می‌زدم.

563
00:28:35,480 --> 00:28:37,980
‫نه، نه، وایسا، وایسا، اگه اون تو بمونی...

564
00:28:37,981 --> 00:28:39,213
‫ازش بالا می‌رم می‌آم بیرون.

565
00:28:39,214 --> 00:28:40,732
‫یه بار با یه گاو نر تو یکی از اینا گیر کردم.

566
00:28:40,733 --> 00:28:42,492
‫چرا فقط ازش بیرون نمی‌آی؟

567
00:28:42,493 --> 00:28:45,513
‫- چون اینطوری انجامش راحت‌تره.
‫- گاوِ خیلی بزرگی هم نبوده.

568
00:28:53,200 --> 00:28:55,300
‫الان چیزی که اینجا داریم...

569
00:28:55,301 --> 00:28:56,906
‫یه کیسه بیضه‌اس...

570
00:28:56,907 --> 00:28:58,206
‫نه چیز دیگه‌ای.

571
00:28:59,299 --> 00:29:00,586
‫پشمام!

572
00:29:05,760 --> 00:29:07,480
‫اوه، آزاد شد.
‫خداروشکر.

573
00:29:14,568 --> 00:29:16,278
‫می‌خوای من انجامش بدم؟

574
00:29:16,279 --> 00:29:17,239
‫نه.

575
00:29:17,480 --> 00:29:19,080
‫حالا اینو داشته باش.

576
00:29:24,160 --> 00:29:25,680
‫محض رضای خدا آخه!

577
00:29:28,000 --> 00:29:30,105
‫وقتی هم که یه لحظه‌ی خالی پیدا می‌کردم...

578
00:29:30,106 --> 00:29:31,620
‫این دوره نوسانات بالاست...

579
00:29:31,621 --> 00:29:35,494
‫چارلی همیشه مطمئن می‌شد که
‫واسه‌ی پر کردنش اونجا باشه.

580
00:29:35,559 --> 00:29:37,938
‫برخی آمار و ارقام و جزئیات کلیدی توی اون هست.

581
00:29:37,939 --> 00:29:39,439
‫همه‌شون به بازدهی بستگی داره.

582
00:29:39,440 --> 00:29:41,566
‫بنابراین این «حاشیه سودِ» کل مزرعه‌اس.
‫(مقدار سود باقی مانده پس از کسر مخارج)

583
00:29:41,567 --> 00:29:42,759
‫منظورت از «حاشیه» چیه؟

584
00:29:42,760 --> 00:29:45,832
‫بازدهیت فقط 0.75% هست.

585
00:29:45,833 --> 00:29:49,000
‫چون هزینه‌هات کمی تغییر کرده. پس چرا...

586
00:29:49,673 --> 00:29:54,499
‫اساسا اون خط آبی تیره رنگ برای سال 2021 هست.
‫خب این نشون می‌ده که...

587
00:29:54,500 --> 00:29:57,112
‫این خط تیره برای برداشتِ امساله.

588
00:29:57,113 --> 00:29:58,899
‫بدیهی‌ـه که پایه‌ی اصلیِ چرخه،

589
00:29:58,900 --> 00:30:02,412
‫اینه که ما گندم و دانه روغنی کلزا داریم...

590
00:30:03,033 --> 00:30:04,172
‫هزینه‌ها تقریبا یکسانه،

591
00:30:04,180 --> 00:30:06,919
‫اما این تولید اضافی مستقیما به سود خالص رسیده.

592
00:30:06,920 --> 00:30:09,100
‫لازمه که به جزئیات بپردازیم.

593
00:30:09,101 --> 00:30:12,005
‫شرمنده، اوه خدایا، لعنت بهش!

594
00:30:12,006 --> 00:30:13,646
‫من همین تاثیر رو روی همه مشتری‌هام دارم.

595
00:30:13,647 --> 00:30:17,213
‫نه نداری. من فقط خیلی خسته ام.
‫کشاورزی زده پدرمو درآورده.

596
00:30:20,619 --> 00:30:22,259
‫علاوه بر فشارِ کاری،

597
00:30:22,260 --> 00:30:27,120
‫دنیای کوچیک «دیدلی اسکوات» ما،
‫اکنون تحت نظارت دقیق عمومی بود،

598
00:30:27,232 --> 00:30:31,505
‫و فعالیت‌های من شده بود موضوعِ مناظره‌های ملی.

599
00:30:31,693 --> 00:30:33,986
‫کارلا تویِ «کاتسولدز شمالی»ـه که خیلی هم دور نیست.
‫ (Cotswolds منطقه‌ای در مرکز جنوب-غربی انگلستان)

600
00:30:33,987 --> 00:30:36,705
‫و گفته که: «این اولین باری نیست که کلارکسون مجبور می‌شه...

601
00:30:36,706 --> 00:30:39,300
‫مردم محلی رو آروم کنه، به خصوص
‫زمانی که خونه‌اش رو منفجر کرد.
‫(اشاره به قسمت 3 از فصل 1 گرند تور)

602
00:30:39,301 --> 00:30:42,239
‫راه مردم مسدود شده، روستایی که
‫یه زمانی روستای آرومی بود،

603
00:30:42,240 --> 00:30:44,925
‫برای این حجم عظیم از ترافیک طراحی نشده.

604
00:30:44,926 --> 00:30:47,012
‫مردم ساعت‌ها منتظر می‌مونن تا بتونن وارد بشن.

605
00:30:47,013 --> 00:30:48,599
‫اونا به این منطقه اصلا احترام نمی‌ذارن.»

606
00:30:48,600 --> 00:30:50,260
‫- این موضوع خلاف قانونه.
‫- خدایا!

607
00:30:50,261 --> 00:30:52,798
‫حالا بیاید با جولی که در «اسکاربرو» هست تماس بگیریم.
‫ (Scarborough منطقه مسکونی در شمالِ بریتانیا)

608
00:30:52,799 --> 00:30:54,214
‫جولی: «عصربخیر جرمی...

609
00:30:54,215 --> 00:30:56,814
‫این هفته برای تعطیلات رفته بودیم کاتسولدز.

610
00:30:56,815 --> 00:30:59,215
‫رد شدیم و اون همه ماشین رو دیدیم که...»

611
00:31:11,459 --> 00:31:12,939
‫با تمام این اتفاقات،

612
00:31:12,940 --> 00:31:17,352
‫تنها کاری که می‌خواستم انجام بدم
‫این بود که خودم رو توی مزرعه پنهون کنم.

613
00:31:18,240 --> 00:31:19,908
‫پس همین کارو کردم.

614
00:31:22,480 --> 00:31:24,193
‫عاشق این قسمت از روزم.

615
00:31:24,194 --> 00:31:26,093
‫با تراکتور راهی می‌شی می‌ری.

616
00:31:27,093 --> 00:31:28,933
‫خیلی آروم و دلنشینه.

617
00:31:32,400 --> 00:31:34,625
‫انتهایِ فیلم «فارست گامپ» رو دیدین که،
‫ (Forrest Gump فیلمی کمدی-درام با بازیگری تام هنکس)

618
00:31:34,626 --> 00:31:37,485
‫وقتی که فارست سوارِ ماشین چمن‌زنی کوچیکش،

619
00:31:37,486 --> 00:31:40,719
‫داره چمن‌های زمین رو تویِ «گرین‌بوِ آلاباما» می‌زنه.
‫[با لحجه جنوبِ آمریکا]
‫ (Greenbow شهر خیالی در فیلم فارست گامپ)

620
00:31:40,893 --> 00:31:43,020
‫این همون حسیه که من اینجا دارم.

621
00:31:43,866 --> 00:31:47,606
‫تموم اون ماجراجویی‌هایی که توی زندگیم داشتم، و با این حال...

622
00:31:48,246 --> 00:31:50,219
‫تهش هم سر از این کار درآوردم!

623
00:31:52,266 --> 00:31:54,685
‫و عاشقشم! واقعا عاشقشم!

624
00:31:58,320 --> 00:32:01,179
‫کیلب باید اینا رو با علف‌کش کامل خیس‌شون کنه،

625
00:32:01,180 --> 00:32:03,706
‫ واقعا باید این کارو بکنه.

626
00:32:04,099 --> 00:32:06,898
‫چون فکر کنم که جو بهاره‌ی امسال قراره توی این زمین کشت بشه،

627
00:32:06,899 --> 00:32:08,280
‫که مهم هم هست،

628
00:32:08,486 --> 00:32:10,806
‫چون قراره از اون برای ساختنِ...

629
00:32:11,219 --> 00:32:12,805
‫کیررر توش!!!

630
00:32:15,040 --> 00:32:16,900
‫زدم به تیر «تلگراف».
‫(سامانه‌ای برای انتقال پیام که بهش دورنگار
‫یا تلگرام هم میگن، مثل فکس و خطوط تلفن)

631
00:32:16,901 --> 00:32:18,786
‫ریدم، ریدم، بدم ریدم!

632
00:32:24,613 --> 00:32:25,599
‫گندش بزنن!

633
00:32:32,494 --> 00:32:33,765
‫زدم خرابش کردم.

634
00:32:35,213 --> 00:32:36,393
‫کلِ این...

635
00:32:36,667 --> 00:32:37,919
‫این کامل به عقب خم شده.

636
00:32:37,920 --> 00:32:40,413
‫می‌تونین ببینین که الان جهت‌شون...
‫باید...

637
00:32:40,900 --> 00:32:42,325
‫و اون یکی رو هم زدم خراب کردم.

638
00:32:43,480 --> 00:32:44,706
‫گوه توش.

639
00:32:47,073 --> 00:32:49,525
‫چرا باید یه تیر تلگراف بذارن اینجا آخه؟

640
00:32:50,533 --> 00:32:55,173
‫تنها یه راه وجود داشت تا این وضعیت بدتر هم بشه.

641
00:33:04,893 --> 00:33:06,028
‫ریدی!

642
00:33:07,886 --> 00:33:09,821
‫- سرت تو گوشیت بود؟
‫- نه.

643
00:33:13,333 --> 00:33:15,293
‫این بار دیگه بدجوری ریدی.

644
00:33:16,560 --> 00:33:19,328
‫- لعنت بهت!
‫- اون یکی رو هم خراب کردم.

645
00:33:23,680 --> 00:33:25,222
‫چه کودنی هستی تو آخه!

646
00:33:25,667 --> 00:33:27,007
‫هر روزِ خدا!

647
00:33:27,080 --> 00:33:28,525
‫می دونم، می دونم، می دونم.

648
00:33:29,720 --> 00:33:32,771
‫چی‌ کار... اگه صافش کنیم کنده می‌شه از جاش، نه؟

649
00:33:32,772 --> 00:33:34,965
‫آره، جدا می‌شه.
‫باید تمام این قسمت رو صافش کنی.

650
00:33:34,966 --> 00:33:37,298
‫احتمالا بهتره که بِبُریمش و دوباره جوشش بدیم.

651
00:33:37,440 --> 00:33:40,165
‫- چقدر تو جوشکاری مهارت داری؟
‫- خودت حلش می‌کنی.

652
00:33:40,166 --> 00:33:41,612
‫- چی؟
‫- گردنِ خودته حل کردنش.

653
00:33:41,613 --> 00:33:42,406
‫من که نمی‌تونم جوشکاری کنم!

654
00:33:42,407 --> 00:33:44,279
‫اما خودت حلش می‌کنی.

655
00:33:44,280 --> 00:33:47,259
‫خدایا! ببین چقدر خوب...
‫همه این این کارو امروز صبح انجام دادم.

656
00:33:47,260 --> 00:33:49,086
‫من که قبلش نصفش رو انجام داده بودم!

657
00:33:49,087 --> 00:33:50,678
‫- تو ندادی که!
‫- دادم!

658
00:33:50,679 --> 00:33:52,812
‫تو که این زمین رو انجام ندادی.

659
00:33:52,813 --> 00:33:55,193
‫انجام دادم! کارِ نصفِ زمین رو من انجام دادم.

660
00:33:55,240 --> 00:33:56,972
‫پس چرا بهم نگفتی که انجامش دادی؟

661
00:33:56,973 --> 00:33:59,652
‫واضحه که! می‌آی اینجا و می‌بینی:
‫«نصف زمین کارش انجام شده!»

662
00:33:59,653 --> 00:34:01,785
‫- می‌تونی ببینی که...
‫- من که نتونستم ببینمش.

663
00:34:01,786 --> 00:34:03,866
‫- یعنی نتونستی تفاوتش رو ببینی؟
‫- نه.

664
00:34:06,026 --> 00:34:10,106
‫سپس در مورد تیرِ آسیب دیده‌ی برق بحث کردیم.

665
00:34:10,300 --> 00:34:12,119
‫بهتره بهشون زنگ بزنی و بهشون کنی.

666
00:34:12,993 --> 00:34:15,586
‫- می‌آن یه دونه جدیدشو نصب می‌کنن.
‫- می‌دونم.

667
00:34:15,847 --> 00:34:17,713
‫چرا فقط بیخیالش نشیم؟

668
00:34:18,273 --> 00:34:20,120
‫فقط یه آسیب سطحیه.
‫بیشترِ آسیب رو که...

669
00:34:20,121 --> 00:34:23,213
‫اصلا شاید بهشون زنگ بزنم و بگم که
‫اونا یه شخم‌زن جدید به من بدهکارن.

670
00:34:23,313 --> 00:34:25,737
‫(ادای جرمی): « شما یه تیر تلگراف گذاشتین وسط زمینم،

671
00:34:25,738 --> 00:34:27,652
‫و من اینقدر احمقم که نمی‌تونم دورش بزنم،

672
00:34:27,653 --> 00:34:28,732
‫پس شما بهم یه دونه...»

673
00:34:28,733 --> 00:34:30,911
‫خیلی مه‌آلود بود.
‫نمی‌تونستم ببینمش.

674
00:34:31,160 --> 00:34:32,200
‫ریدم توش.

675
00:34:32,760 --> 00:34:36,566
‫در این مرحله فکر کردم که تحقیر کردن من به پایان رسیده.

676
00:34:36,773 --> 00:34:38,539
‫اما ظاهرا که نه.

677
00:34:38,847 --> 00:34:39,805
‫سلام.

678
00:34:40,600 --> 00:34:43,365
‫- چه مشکلی پیش اومده؟
‫- مشکلتو بهش بگو، جرمی.

679
00:34:44,520 --> 00:34:46,007
‫یه تصادف کردم.

680
00:34:46,693 --> 00:34:47,885
‫ای لعنت بهت!

681
00:34:48,553 --> 00:34:50,426
‫یعنی زدی جرش دادی!

682
00:34:50,713 --> 00:34:51,499
‫آره.

683
00:34:51,699 --> 00:34:53,485
‫زدی دستگاه رو اوراق کردی!

684
00:34:54,040 --> 00:34:55,799
‫مشکل اینجاست که...

685
00:34:56,006 --> 00:34:57,485
‫این مالِ ما نیست!

686
00:34:58,646 --> 00:35:00,208
‫این فقط...

687
00:35:00,991 --> 00:35:03,615
‫این فقط یه نمونه واسه نمایشه.
‫(نمونه‌ای از چیزی برای تبلیغاتِ فروش یا برنامه‌ها)

688
00:35:04,187 --> 00:35:04,987
‫پس...

689
00:35:05,720 --> 00:35:06,399
‫باشه.

690
00:35:06,599 --> 00:35:07,933
‫چقدر قیمتشه؟

691
00:35:07,934 --> 00:35:10,881
‫- 20,000 پوند.
‫- اوه، محض رضای خدا!

692
00:35:20,208 --> 00:35:24,428
‫
‫[موسیقی: Can't You See
‫از The Marshall Tucker Band]

693
00:35:27,286 --> 00:35:30,801
‫با بیرون آوردن شخم‌زن قدیمی از بازنشستگی،

694
00:35:31,120 --> 00:35:33,645
‫بالاخره کار رو تموم کردیم.

695
00:35:39,819 --> 00:35:42,408
‫بعد بذرکار رو آتیش کردیم...

696
00:35:42,409 --> 00:35:43,608
‫خب، بزن بریم.

697
00:35:44,000 --> 00:35:47,433
‫و شروع کردیم به کاشتن دونه‌ها تویِ زمین.

698
00:35:57,680 --> 00:35:59,613
‫مثل همیشه، همراه با...

699
00:35:59,614 --> 00:36:02,366
‫ارتباطاتِ رادیویی سنتی.

700
00:36:02,706 --> 00:36:03,839
‫الان تغییر کرده.

701
00:36:03,840 --> 00:36:08,826
‫هشدارِ سرعتِ-صفر-کیلومتر-بر-ساعتِ تراکتور داره چشمک می‌زنه.

702
00:36:08,926 --> 00:36:11,184
‫بادزن‌ـت رو از کار انداختی، مگه نه؟
‫(قطعه‌ای شبیه پنکه در دستگاه بذرکار که
‫بذرهای خروجی رو با دمیدن هوا پخش می‌کنه)

703
00:36:11,185 --> 00:36:12,905
‫آخه من چطوری همچین گوهی خوردم؟

704
00:36:12,906 --> 00:36:15,605
‫اصلا به هیچ دکمه‌ای دست نزدم.
‫دکمه بادزن کجاست؟

705
00:36:24,059 --> 00:36:27,465
‫آب و هوا همونطور موند،
‫و چند روز بعد...

706
00:36:28,233 --> 00:36:30,925
‫همه محصولات در زمین کشت شده بودند.

707
00:36:34,193 --> 00:36:35,113
‫آفرین.

708
00:36:35,419 --> 00:36:38,453
‫فقط یه دونه تیر تلگراف آسیب جزئی دیده و...

709
00:36:38,454 --> 00:36:39,887
‫آره و کار من نبود.

710
00:36:40,027 --> 00:36:41,485
‫می دونم، کار من بود.

711
00:36:44,847 --> 00:36:48,366
‫سپس نوبت به جلسه‌ی ناهار یکشنبه با چارلی رسید...

712
00:36:48,367 --> 00:36:51,813
‫که بالاخره برنامه‌ی رستوران رو تموم کرده بود.

713
00:36:54,973 --> 00:36:56,285
‫فکرشو بکن.

714
00:36:57,026 --> 00:36:58,846
‫همه چیزایی که تویِ اون بشقابه،

715
00:36:58,847 --> 00:37:00,606
‫تویِ «دیدلی اسکوات» رشد کرده.

716
00:37:00,759 --> 00:37:03,500
‫گوشت بره، هویج، سیب‌زمینی...

717
00:37:03,559 --> 00:37:06,899
‫چفندر... آرد برای سُس.

718
00:37:07,419 --> 00:37:08,919
‫اینم آبِ چشمه‌اس.

719
00:37:08,920 --> 00:37:11,399
‫پس این چیزیه که کل رستوران قراره باشه.

720
00:37:11,719 --> 00:37:13,346
‫و این چیزیه که اون رو بسیار هیجان‌انگیز می‌کنه.

721
00:37:13,347 --> 00:37:15,606
‫چون واقعا شدنیه.

722
00:37:15,693 --> 00:37:18,093
‫- این برنامه‌ کاریه؟
‫- آره.

723
00:37:18,720 --> 00:37:21,499
‫و رویِ دو طرف برگه هم نوشتیش که برای محیط زیست خوبه.

724
00:37:21,500 --> 00:37:23,906
‫- و کاغذ بازیافتی هم هست.
‫- البته که هست.

725
00:37:24,207 --> 00:37:27,086
‫اونا باید تعداد زیادی از این‌ها رو از کشاورزهایی بگیرن که میگن:
‫«ما می‌خوایم یه سری تغییرات بدیم.»

726
00:37:27,087 --> 00:37:30,639
‫الزامات زیادی برای «تنوع بخشی» وجود داره.
‫(در اینجا به معنایِ تنوع بخشی سرمایه است،
‫هدف از تنوع بخشی، اختصاص سرمایه به چندین دارایی است)

727
00:37:30,640 --> 00:37:32,159
‫اما این نیازه.

728
00:37:32,160 --> 00:37:35,980
‫قراره که 82,000 پوند از کمک‌مالی‌ـت رو از دست بدی.

729
00:37:36,053 --> 00:37:38,198
‫و ما باید تلاش کنیم و این شکاف رو پر کنیم.

730
00:37:38,199 --> 00:37:40,233
‫می‌دونی که به همین دلیله ما داریم این کارو می‌کنیم.

731
00:37:40,234 --> 00:37:42,226
‫- و امروز قراره اتفاق بیوفته؟
‫- آره امروز.

732
00:37:42,227 --> 00:37:43,879
‫منظورم اینه اگه ما...

733
00:37:43,880 --> 00:37:46,025
‫اگه مجوز نقشه‌کشی رو دریافت نکنیم،

734
00:37:46,026 --> 00:37:48,619
‫می‌شم عینِ یه درختِ صمغ...
‫(معنی دوم: عین خر تو گل گیر می کنم)
‫(هر نوع درختی که صمغ یا شیره بدهد)

735
00:37:48,620 --> 00:37:52,052
‫- یه درختِ صمغِ چسبناکِ کامل!
‫- می‌فهمم.

736
00:37:52,053 --> 00:37:53,979
‫چون کلی جنس رو دستم مونده،

737
00:37:53,980 --> 00:37:56,059
‫و هیچ جایی نمی‌تونم بفروشمش که،

738
00:37:56,060 --> 00:37:58,700
‫ذره‌ای نزدیک به سوددهی باشه.

739
00:37:58,819 --> 00:37:59,700
‫درسته.

740
00:37:59,701 --> 00:38:00,878
‫همه چیز آماده‌ست،

741
00:38:00,879 --> 00:38:04,725
‫فقط نیاز دارم که شورای منطقه غرب آکسفوردشر بگه که:

742
00:38:04,959 --> 00:38:06,112
‫«ایده خوبیه.»

743
00:38:09,513 --> 00:38:12,865
‫در حالی که تویِ کارخونه‌ی کاغذبازیِ محلی...

744
00:38:12,866 --> 00:38:15,512
‫درباره سرنوشت مزرعه صحبت می‌شد...

745
00:38:15,578 --> 00:38:17,413
‫
‫(شورای منطقه غرب آکسفوردشر)

746
00:38:17,447 --> 00:38:18,365
‫یالا.

747
00:38:18,452 --> 00:38:21,146
‫مجبور شدم که دوباره توجه‌ام رو به گاوها برگردونم...

748
00:38:21,147 --> 00:38:25,514
‫که هر شب با تهدیدی مرگبار روبه‌رو می‌شدند.

749
00:38:41,075 --> 00:38:42,768
‫در قسمت بعد...

750
00:38:43,213 --> 00:38:44,525
‫لعنتی!

751
00:38:46,313 --> 00:38:47,580
‫- نمی‌تونی بهشون شلیک کنی؟
‫- نه.

752
00:38:47,581 --> 00:38:48,779
‫- یا با گاز بکشیم‌شون؟
‫- نه.

753
00:38:48,780 --> 00:38:50,701
‫- یا سوراخ‌هاشون رو پر کنیم؟
‫- نه.

754
00:38:50,859 --> 00:38:52,272
‫اگه دام‌هاتون سِل بگیرن،

755
00:38:52,273 --> 00:38:55,312
‫مزرعه‌ات عملا تعطیل می‌شه.

756
00:38:56,593 --> 00:38:58,005
‫گوه توش.

757
00:38:58,005 --> 00:38:59,292
‫
‫(نتیجه آزمایش: مثبت)

758
00:38:59,372 --> 00:39:09,372
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
