WEBVTT

00:01.591 --> 00:08.591
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:08.615 --> 00:11.222
‫«مزرعه کلارکسون»

00:11.223 --> 00:13.455
‫«قسمت 10»

00:13.456 --> 00:18.443
‫«قسمت 9»
‫«گاوداری»

00:23.601 --> 00:28.048
ترجمه
AfshinSubs

00:38.400 --> 00:42.655
‫روزِ بعد از رسیدن گاوها،
‫با کیلب رفتیم که یه سر بهشون بزنیم،

00:42.656 --> 00:45.322
‫که در واقع خیلی هم هیجان‌زده بود واسش.

00:45.720 --> 00:48.129
‫زمانی که گاوچرونی رو شروع کردی چند سالت بود؟

00:48.130 --> 00:49.859
‫- 13
‫- 13؟

00:49.860 --> 00:50.839
‫آره 13.

00:51.186 --> 00:53.819
‫- عاشق‌شون هستی، مگه نه؟
‫- اوه، آره صد در صد.

00:53.820 --> 00:57.299
‫اینو ببین، این دقیقا همون چیزیه که واسه خاک نیازش داریم.

00:57.300 --> 01:00.039
‫و حالا این پُر از نیتروژنه.

01:00.239 --> 01:02.886
‫- قراره که وارد خاک بشه و این واسش خوبه.
‫- آره.

01:02.887 --> 01:05.319
‫و ما رو از مصرف نیتروژن برای خاک نجات می‌ده.

01:05.320 --> 01:07.406
‫- «مواد شیمیایی».
‫- آره، مواد شیمیایی.
‫(کودهای شیمیاییِ نیتروژن دار)

01:07.826 --> 01:09.592
‫ببین کی اینجاست.

01:09.593 --> 01:11.619
‫- یه غریبه‌اس.
‫- ایناهاش، برگشت.

01:11.620 --> 01:14.479
‫از «ایرلند» برگشته، رفته بود واسه دیدن مادرش.
‫(کشوری جزیره‌ای در شمالِ بریتانیا)

01:14.480 --> 01:15.693
‫بیا و این ریدمان گاو رو ببین.

01:15.694 --> 01:17.160
‫خوش برگشتی.

01:18.760 --> 01:19.939
‫تاپاله‌ی گاوه.

01:19.940 --> 01:23.338
‫می‌دونی، وقتی خشک و سفت بشن،
‫می‌تونی باهاشون «فریزبی» بازی کنی.
‫ (Frisbee نوعی بازی که با پرتابِ
‫یک صفحه دایره‌ای شکل انجام می‌شه)

01:23.339 --> 01:26.359
‫- این همون بازیه که تو روستاتون انجام می‌دین...
‫- آره، واقعا همین کارو می‌کنیم.

01:26.840 --> 01:28.812
‫وقتی که سفت بشه، می‌تونی
‫برشون داری و باهاشون فریزبی بازی کنی،

01:28.813 --> 01:30.639
‫و هر کسی که اون رو دورتر پرتاب کنه، برنده‌اس.

01:30.640 --> 01:32.012
‫ایرلند چطور بود؟

01:32.013 --> 01:33.499
‫- خیلی خوب بود.
‫- خوبه.

01:33.500 --> 01:36.300
‫- دو سال بود که مامانم رو ندیده بودم.
‫- آره، می‌دونم.

01:36.540 --> 01:39.579
‫- متاسفم واسه اتفاقی که برای سگت افتاد، کیلب.
‫- اوه آره، دیروز بود.

01:39.580 --> 01:40.906
‫خیلی متاسفم.

01:41.140 --> 01:43.412
‫سرطان تمومِ پهلوی صورتش رو گرفته بود.
‫دیروز «خلاصش» کردیم.
‫(منظور مرگ آسان و بدون درد هست)

01:43.413 --> 01:45.545
‫تا حالا تو عمرم سگی رو که...

01:45.546 --> 01:47.213
‫می‌دوئه این‌ور اون‌ور و سعی می‌کنه بازی کنه رو نکشتم.

01:47.214 --> 01:49.259
‫وحشتناک بود.
‫اون فقط... خیلی وحشتناک بود.

01:49.260 --> 01:51.759
‫- خیلی متاسفم.
‫- الان دیگه جای بهتریه.

01:51.833 --> 01:54.586
‫و ما هم سعی می‌کنیم بهش روحیه بدیم چون اون عاشق گاوهاست.

01:55.699 --> 01:56.659
‫گاوها کجایین!

01:56.660 --> 01:58.138
‫نه نه، نترسون‌شون!

01:58.139 --> 02:01.612
‫من که نمی‌خوام بترسونم‌شون.
‫فقط گفتم: «کجایین گاوها».

02:01.800 --> 02:03.320
‫اونجان.

02:07.200 --> 02:08.480
‫اوه، سلام!

02:08.773 --> 02:10.573
‫بوی خیلی خوبی می‌دن.

02:12.880 --> 02:16.539
‫در حالی که لیسا و کیلب داشتن خودشون رو معرفی می‌کردن...

02:16.540 --> 02:18.280
‫نگاه‌شون کن، خیلی آرومن.

02:18.538 --> 02:19.313
‫هی!

02:19.726 --> 02:21.813
‫دیلوینِ دامپزشک از راه رسید.

02:22.060 --> 02:24.479
‫- حالت چطوره؟
‫- بد نیستم.

02:24.480 --> 02:27.299
‫فقط یه جورایی همه‌ش باید با «شکارچیانِ امضا» و...
‫(افرادی که به دنبال گرفتن امضا
‫یا دست‌خط افراد معروف هستن)

02:27.300 --> 02:29.826
‫اینجور چیزا سر و کله بزنم دیگه، اما...

02:31.080 --> 02:32.825
‫خب الان کجا هستیم؟

02:32.826 --> 02:35.098
‫جرمی؟ گاوها سعی دارن از حصار رد بشن.

02:35.099 --> 02:36.306
‫چی؟

02:38.472 --> 02:39.619
‫اوه، لعنت بهش!

02:39.753 --> 02:41.259
‫و هم‌اکنون از حصار رد شدن.

02:41.260 --> 02:42.919
‫- گاوها رفتن بیرون!
‫- جرمی!

02:42.920 --> 02:45.499
‫ای ریدم توش!
‫رفتن تو جاده.

02:45.500 --> 02:46.599
‫وای خدایا!

02:46.600 --> 02:49.126
‫جاده اون بالاست و هیچ حصاری هم اونجا نیست.

02:50.000 --> 02:52.379
‫- ادامه بده!
‫- محض رضای خدا... وایسین!

02:52.380 --> 02:53.513
‫یالا برو!

02:53.787 --> 02:55.685
‫لیسا، برو اون طرفی!

02:57.006 --> 02:58.979
‫نه، دارن برمی‌گردن، اینا فقط...

02:58.980 --> 03:01.119
‫ای کیرم توش!

03:01.120 --> 03:03.339
‫یه دروازه اون گوشه هست.
‫هدایت‌شون می‌کنیم اون پایین.

03:03.340 --> 03:05.539
‫- جرمی برو اون دروازه رو باز کن.
‫- باشه.

03:05.540 --> 03:08.005
‫اگه یکی‌شون رد بشه، بقیه‌شون هم رد می‌شن.

03:08.413 --> 03:11.132
‫فقط خیلی آروم می‌بریم‌شون اون پایین، خیلی خیلی آروم.

03:11.133 --> 03:12.286
‫فهمیدم.

03:13.280 --> 03:14.699
‫یالا، گاوها.

03:14.786 --> 03:15.966
‫آروم.

03:16.879 --> 03:18.013
‫آروم.

03:18.094 --> 03:19.474
‫دخترایِ خوب.

03:19.792 --> 03:21.219
‫آره، دارن رد می‌شن.

03:21.220 --> 03:22.807
‫آفرین دخترای خوب، یالا.

03:23.713 --> 03:25.619
‫فقط یه روزه که خریدیم‌شون!

03:25.740 --> 03:27.213
‫فقط یک روز!

03:29.713 --> 03:34.099
‫با برگردوندن گاوها به مزرعه و تعمیر حصار،

03:35.359 --> 03:39.019
‫نگران این بودم که نکنه این‌ها هم مثلِ گوسفندها سرکش باشن،

03:39.020 --> 03:42.080
‫اما دیلوین توضیح داد که الان اوضاع از چه قراره.

03:42.520 --> 03:44.399
‫یه سلسله مراتبی وجود داره.

03:44.566 --> 03:46.059
‫- جدی؟
‫- آره.

03:46.060 --> 03:48.098
‫پس یه گاوِ رئیس توی اون گله هست؟

03:48.099 --> 03:48.859
‫قطعا.

03:48.860 --> 03:50.179
‫شاید اونی باشه که حصار رو شکوند.

03:50.180 --> 03:51.899
‫- احتمالا همونه.
‫- احتمالا.

03:51.900 --> 03:54.459
‫و همه‌شون می‌دونن که کجایِ... (سلسله طبقاتی هستند)

03:54.460 --> 03:55.486
‫- سلسله طبقاتی؟
‫- آره.

03:55.487 --> 03:56.552
‫- واقعا؟
‫- آره.

03:56.553 --> 03:58.579
‫و تمایلی هم به جر و بحث با همدیگه ندارن،

03:58.580 --> 04:01.320
‫و همه چی بین‌شون خیلی خیلی خوب پیش می ره.

04:01.720 --> 04:02.685
‫خدایا، اصلا اینو نمی‌دونستم.

04:02.692 --> 04:05.659
‫پس در مورد گاوها، هر کدوم که پیشروی کنه،

04:05.660 --> 04:07.679
‫مثل اونی که اول از همه رسید و میگه:
‫«من رئیسم»

04:07.680 --> 04:08.171
‫آره.

04:08.172 --> 04:09.325
‫و بقیه هم میگن: «باشه».

04:09.326 --> 04:11.426
‫آره و بقیه هم کاملا خوشحال هستن و پیروی می‌کنن ازش.

04:11.427 --> 04:14.059
‫گاوها اینجوری‌ان دیگه، غریزه گله همینه.

04:14.060 --> 04:19.031
‫می‌دونی، حتی مثل نوعی «زبوس» که از صخره‌ها می‌پره،
‫(نوعی گاو کوهان‌دار که در شمال و
‫جنوب-شرقی ایران زندگی می‌کرده)

04:19.032 --> 04:20.779
‫یا این‌که سعی می‌کنه از «زامبزی» عبور کنه،
‫یا هر چیز دیگه‌ای.
‫ (Zambezi چهارمین رودِ بزرگ آفریقا که به اقیانوس هند می‌ریزد)

04:20.780 --> 04:23.099
‫همه گله همونجا می‌ایستن و میگن:
‫«اول تو برو، اول تو برو»

04:23.100 --> 04:24.939
‫و بعد یکی‌شون میگه:
‫«باشه، من می‌رم»

04:24.940 --> 04:26.678
‫و کلِ دسته هم پشت سرش می‌رن.

04:26.679 --> 04:29.559
‫به همین دلیله که این مسئله توشون غریزی شده.

04:29.560 --> 04:32.439
‫چرا می‌رن زیر درخت‌ها؟

04:32.440 --> 04:34.259
‫زیر درخت‌ها احساس امنیت بیشتری می‌کنن.

04:34.260 --> 04:36.559
‫برای این‌که از شکارچی‌ها دور بمونن.

04:41.480 --> 04:43.605
‫این اسمش «فلفل»ـه.
‫اون سفیدِ رو میگم.

04:43.606 --> 04:45.235
‫این یکی مورد علاقه منه.
‫(معنی دوم: حیوون خونگی منه)

04:45.236 --> 04:48.119
‫اون دختر کوچولویِ 5 ساله که اسمش رُزی بود،
‫توی همون مزرعه‌ای که این‌ها رو ازش خریدیم،

04:48.120 --> 04:49.180
‫این گاوِ مورد علاقه‌اش بود.

04:49.181 --> 04:53.305
‫به باباش گفت: «می‌شه از جرمی بخوای که بخاطر من مراقبِ فلفل باشه؟»

04:53.592 --> 04:56.205
‫نمی‌دونم، پس منم گفتم که: «باشه مراقبشم».

05:01.480 --> 05:04.959
‫من گاو خریدم تا خاک زمینم رو دوباره تقویت کنم.

05:04.960 --> 05:08.272
‫اما از اونجا که فروش چنین گله‌ی کوچیکی به یه قصاب،

05:08.273 --> 05:10.059
‫سودی نخواهد داشت،

05:10.060 --> 05:14.326
‫به این فکر افتادم که گوشت رو توی رستوران خودم بفروشم.

05:14.880 --> 05:17.980
‫و در مقابل اون، یه فکرِ بکر دیگه هم به ذهنم رسید...

05:19.293 --> 05:20.659
‫فلفل قرمز!

05:20.660 --> 05:21.559
‫خیلی‌خب.

05:21.759 --> 05:23.646
‫- بیارش اینجا.
‫- اوه اوه.

05:23.647 --> 05:28.033
‫برنامه من این بود که اونا رو پرورش بدم،
‫تا بتونم چاشنی فلفل رو توی رستوران،

05:28.034 --> 05:29.987
‫و همچنین توی فروشگاه مزرعه بفروشم.

05:31.806 --> 05:33.207
‫هوشمندانه‌اس، نه؟

05:34.840 --> 05:35.959
‫همینجا خوبه.

05:36.295 --> 05:38.001
‫من که میگم اینطوری باید بذاریش.

05:38.226 --> 05:39.315
‫اونجا.

05:40.999 --> 05:44.306
‫پس من و کیلب دو تا گلخونه ساختیم.

05:49.946 --> 05:54.799
‫و حالا باید انتخاب می‌کردم که چه نوع فلفلی توی اونا پرورش بدم.

05:56.881 --> 05:58.234
‫این «فلفلِ هابانرو»ـه،
‫ (Habanero از گونه فلفل دلمه‌ای و یکی از تندترین فلفل‌ها)

05:58.235 --> 06:01.291
‫که تویِ جدولِ «مقیاس اسکویل» رتبه‌اش...
‫ (Scoville scale مقیاسی برای سنجش میزان تندی فلفل تند)

06:01.292 --> 06:05.571
‫بین 150,000 تا 325,000 هست،
‫که یعنی این...

06:05.572 --> 06:07.605
‫به طرز پدر درآری تنده!

06:17.213 --> 06:19.319
‫خیلی خوبه، واقعا میگم.

06:19.320 --> 06:22.819
‫خب این یه چیزی حول و هوش 150,000 در مقیاس اسکویل بود.

06:22.820 --> 06:25.611
‫این یکی... این یکی «فلفلِ ناگا» هست،
‫ (Naga Morich تنها فلفل طبیعی که
‫مقیاس اسکویلش بالای 1 میلیونه)

06:25.612 --> 06:28.820
‫این یکی 1.3 میلیون مقیاس اسکویلشه!

06:33.659 --> 06:35.212
‫اووف... باشه.

06:35.213 --> 06:36.513
‫خب...

06:48.726 --> 06:50.708
‫این دیگه چه زهرماریه؟

06:50.905 --> 06:53.308
‫تا کون آدمو می‌سوزونه!

06:55.560 --> 06:58.215
‫اوه! چیز توش بره!

06:59.380 --> 07:00.895
‫وای ببخشید!

07:02.186 --> 07:03.786
‫فقط یه خرده...

07:03.787 --> 07:05.373
‫یه خرده آروغ زدم.

07:06.186 --> 07:07.306
‫یا خدا!

07:07.527 --> 07:09.700
‫یا خدا، داری چی‌کار می‌کنی؟

07:11.787 --> 07:13.105
‫چی داری اینجا؟

07:13.106 --> 07:15.066
‫اون یکی یه خرده زیادی تنده.

07:15.067 --> 07:17.313
‫- می‌خوای امتحانش کنی؟
‫- حرفتو ادامه بده.

07:17.533 --> 07:18.679
‫اسمش چیه؟

07:18.693 --> 07:20.379
‫- ناگا.
‫- ناگا!

07:20.380 --> 07:22.532
‫می‌دونی که قبل از قورت دادن باید ده بار بجویش،

07:22.533 --> 07:24.419
‫وگرنه معده‌تو آتیش می‌زنه.

07:25.799 --> 07:29.012
‫آره، اووف... کیر توش از همین الانش تندی‌ش در اومد.

07:31.658 --> 07:33.304
‫یه خرده تنده، ها؟

07:35.460 --> 07:39.913
‫فردا صبح کونت عینِ پرچمِ ژاپن می‌شه.

07:46.073 --> 07:48.908
‫بالاخره، فلفلی که انتخاب کرده بودیم رو کاشتیم.

07:49.400 --> 07:53.119
‫«فلفلِ ملایم» و «هابانروهای مجارستانی»
‫ (Mild: فلفلی که تندی بسیار کم یا اصلا تندی ندارد)

07:53.120 --> 07:55.606
‫«ناگاهایِ اشک‌درآر»

07:56.400 --> 08:01.093
‫و «کارولینا ریپر»های شدیدا انفجاری!
‫ (Carolina Reaper رکورددار گینس به عنوان تندترین فلفل دنیا!)

08:04.406 --> 08:07.566
‫بعد، با یه کیسه از فلفل‌های ناگای رسیده توی صندوق عقب،

08:07.567 --> 08:12.247
‫رفتم تا یه «چاشنیِ فلفلیِ دیدلی اسکواتی» درست کنم.

08:12.606 --> 08:15.593
‫متاسفانه نمی‌تونم توی آشپزخونه خودم آشپزی کنم،

08:15.594 --> 08:20.472
‫چون‌که «ناظر آشپزخونه» هنوز اون رو بررسی نکرده.
‫ (kitchen police شخصی که بررسیِ بهداشتی و نظافتی رو انجام می‌ده)

08:20.473 --> 08:23.693
‫و به همین دلیل پاشدم اومدم اینجا.

08:26.099 --> 08:28.479
‫
‫«باشگاهِ فوتبال چیپینگ نورتون
‫شعار: افتخار، اشتیاق، باور»

08:28.946 --> 08:30.959
‫اینجا جایی بود که پسرم بازی می‌کرد.

08:31.266 --> 08:34.693
‫به مدت هشت سال هر یکشنبه می‌اومدم تماشاش می‌کردم.

08:35.167 --> 08:36.806
‫درون آشپزخونه‌ی باشگاه راگبی،

08:36.807 --> 08:37.214
‫که بازرسیِ ناظر آشپزخونه رو قبول شده بود،

08:37.215 --> 08:39.126
‫
‫(رتبه بهداشت مواد غذایی: 5 خیلی‌خوب)
‫که بازرسیِ ناظر آشپزخونه رو قبول شده بود،

08:39.127 --> 08:42.199
‫دو تا آشپزِ فلفلِ حرفه‌ای رو ملاقات کردم.

08:42.292 --> 08:43.459
‫- عرض ادب.
‫- توماس هستم.

08:43.460 --> 08:45.512
‫- توماس، لهستانیه اسمت؟
‫- آره.

08:45.513 --> 08:47.352
‫- جوانا هستم. از آشناییت خوشبختم.
‫- جرمی‌ام، حالت چطوره؟

08:47.353 --> 08:48.525
‫خیلی خوبم، عالی‌ام.

08:48.526 --> 08:50.959
‫خب، فکر کنم قراره واست اینو درست کنیم:

08:50.960 --> 08:52.899
‫یه سس فلفلی بر پایه گوجه فرنگی،

08:52.900 --> 08:54.233
‫با فلفل‌های ناگای درشت داخلش،

08:54.234 --> 08:56.393
‫و چند تا گوجه درشت،

08:56.394 --> 08:58.419
‫و پیازهایی که درشت خرد شدن.

08:58.420 --> 08:59.987
‫- پس کاملا مخلوط شده نیستن.
‫- فلفل‌های درشت...

08:59.988 --> 09:01.020
‫- آره.
‫- باشه.

09:01.021 --> 09:03.206
‫پس یه خرده «قرچ قرچ کردن» هم توش هست.
‫(یعنی ترد و زیر دندان اومدنی هست)

09:03.840 --> 09:07.339
‫ما طعم «سرکه مالت» رو با گوجه فرنگی دوست داریم.
‫(مالت: جو سبز شده خشک)

09:07.340 --> 09:09.480
‫کنار همدیگه خیلی خوب می شن.

09:09.481 --> 09:10.821
‫چیزی که ما...

09:10.822 --> 09:12.241
‫لعنت بهش!

09:12.753 --> 09:15.405
‫این فلفل ها واقعا خیلی خیلی تندن.

09:15.406 --> 09:18.199
‫می‌شه هود رو روشن کنیم؟

09:18.420 --> 09:20.306
‫یه خرده سر و صدا داره فقط.

09:28.586 --> 09:31.218
‫من الان ده فوت ازش فاصله دارم.
‫(تقریبا 3 متر)

09:31.219 --> 09:33.205
‫اووف... یا عمه‌ی گیجم خودت کمکم کن!

09:33.206 --> 09:34.327
‫باشه.

09:35.126 --> 09:37.179
‫خیلی خوب داری انجامش می‌دی.

09:37.180 --> 09:38.779
‫- سرفه نمی‌کنی.
‫- آره می‌دونم.

09:38.780 --> 09:41.592
‫چون وقتی که نزدیکش باشی،
‫زیاد سرفه نمی‌کنی.

09:41.593 --> 09:44.053
‫- واقعا؟ الان فقط منم که دورم؟
‫- امتحان کن!

09:44.720 --> 09:45.973
‫نظرت در مورد اینکه...

09:51.801 --> 09:54.899
‫خب، کاری که ما انجام دادیم اینه
‫که شیشه‌ها رو از فر خارج کردیم،

09:54.900 --> 09:56.999
‫و الان تمیز و استریل شده هستن.

09:57.000 --> 09:58.979
‫تا چه مدت این سس فلفل سالم می‌مونه؟

09:59.319 --> 10:00.107
‫خب...

10:00.693 --> 10:01.645
‫این...

10:02.906 --> 10:05.099
‫تقریبا... یک سال.

10:09.033 --> 10:11.233
‫خب، فلفل بیشتری بهش می‌زنیم.

10:12.213 --> 10:12.839
‫چی بیشتر؟

10:12.840 --> 10:14.613
‫- ناگای بیشتر.
‫- سرفه‌ی بیشتر!

10:15.993 --> 10:17.606
‫چند وقته اینجایی توماس؟

10:17.613 --> 10:19.306
‫9 ساله اینجام.

10:20.180 --> 10:21.786
‫ببخشید، بخاطر فلفل‌هاست.

10:24.385 --> 10:25.338
‫حالا این...

10:25.339 --> 10:27.912
‫تو یه سال چند تا لهستانی رو رد می‌کنی بره؟

10:28.285 --> 10:29.805
‫[حرف‌های نامفهموم]

10:29.806 --> 10:32.179
‫- کارش خیلی... خوبه.
‫- و همچنین بد.

10:33.973 --> 10:34.585
‫شرمنده.

10:38.713 --> 10:40.502
‫آره و...

10:50.446 --> 10:52.326
‫بعد از اون، چیزی که مایه آرامش می‌بود،

10:52.327 --> 10:53.831
‫برگشتن پیش تاپاله گاوها،

10:53.832 --> 10:57.698
‫و پروژه تجدیدِ حیات خاک از طریق چرایِ دام بود.

10:58.320 --> 11:01.312
‫که نه تنها به مدفوع زیادی نیاز داشت،

11:01.313 --> 11:04.093
‫بلکه تعداد زیادی مرغ هم می‌خواست.

11:04.519 --> 11:06.625
‫یالا دخترها، همگی بیاین بیورن.

11:06.806 --> 11:07.846
‫زود باشین.

11:08.679 --> 11:11.699
‫و از اونجایی که دسته‌ی موجود من به اندازی کافی بزرگ نبود،

11:11.700 --> 11:14.426
‫تعداد بیشتری مرغ رو از همسایه‌های تولیدکننده تخم مرغم گرفتم،

11:14.427 --> 11:16.199
‫که آقا و خانمِ کاکِلبین هستن،

11:16.200 --> 11:18.639
‫که با یه مرغدونی متحرک از راه رسید،

11:18.640 --> 11:20.981
‫و اینقدر پیشرفته بود که...

11:20.982 --> 11:23.815
‫حتی چرخ‌های آلیاژی داشت.

11:25.600 --> 11:27.020
‫نظرت چیه؟

11:27.021 --> 11:28.679
‫پشمام ریخته!

11:29.060 --> 11:30.299
‫خیلی پیشرفته‌اس.

11:31.319 --> 11:32.799
‫نه، واقعا هست!

11:32.800 --> 11:34.298
‫خب کجا استراحت می‌کنن؟

11:34.299 --> 11:36.712
‫روی میله‌های روبه‌روی لونه‌ها.

11:36.713 --> 11:39.699
‫اونا باید توی لونه‌ها تخم بذارن.

11:39.700 --> 11:40.640
‫باشه.

11:40.641 --> 11:42.485
‫این مخزن آبه؟

11:42.486 --> 11:43.986
‫آره، واسه آب سرده،

11:43.987 --> 11:46.059
‫که میاد تویِ «نوک‌»های آبخوری،
‫ (nipple: نوک ممه یا سینه - نوکِ آبخوری)

11:46.060 --> 11:48.072
‫و مرغ‌ها بهشون نوک می‌زنن و می‌خورن.

11:48.073 --> 11:49.986
‫کدوم مردی دوست نداره به نوک ممه تلنگر بزنه؟
‫(مشابه نوک زدن مرغ)

11:49.987 --> 11:51.106
‫اما اینا زنن.

11:51.499 --> 11:53.125
‫بعضی از زن‌ها هم دوست دارن به نوک ممه تلنگر بزنن.

11:53.126 --> 11:54.218
‫- من فقط شنیدم!
‫- خودتم می‌دونی...

11:54.219 --> 11:57.032
‫آره، هر کسی که دلش بخواد به
‫نوک یه ممه دست بزنه، می‌تونه بزنه.

11:57.033 --> 11:58.685
‫یه بار فقط تو اینترنت دیدم!

11:58.686 --> 11:59.932
‫اوه، باشه.

11:59.933 --> 12:01.639
‫امیدوارم سابقه جستجوت رو پاک کرده باشی.

12:01.640 --> 12:05.300
‫- در مورد روشناییش چی؟
‫- تمامش از انرژی خورشیدی تامین می‌شه.

12:05.693 --> 12:06.572
‫خوبه، مگه نه؟

12:06.573 --> 12:09.378
‫- پس همه چیزش از انرژی خورشیدی استفاده می‌کنه؟
‫- آره تمومش.

12:09.379 --> 12:10.245
‫اِستف؟

12:11.186 --> 12:12.499
‫این واسه چیه؟

12:12.500 --> 12:14.299
‫این واسه روباه‌ها در نظر گرفته شده.

12:14.300 --> 12:15.859
‫می‌شه باهاش بیرون رو بررسی کرد.

12:15.860 --> 12:17.692
‫- دوربین شناسایی روباهه؟
‫- آره دوربین تشخیص روباهه.

12:17.693 --> 12:21.139
‫- هدف‌گیری لیزری هم داره؟
‫- نه این دیگه واست زیادیه.

12:21.140 --> 12:22.499
‫می‌تونم با گوشیم از توی این ببینم؟

12:22.500 --> 12:25.960
‫می‌تونی با گوشیت نگاه کنی تا
‫مطمئن بشی چیزی این دوروبر نباشه.

12:27.806 --> 12:32.206
‫شوهر اِستف با 50 پرنده جدیدی که خریده بودم از راه رسید.

12:34.839 --> 12:36.208
‫بفرمایین دخترا.

12:36.209 --> 12:38.459
‫خیلی مرغ‌های خوشگلی‌ان، اینطور نیست؟

12:38.460 --> 12:39.594
‫آره، هستن.

12:41.813 --> 12:44.140
‫- خب.
‫- اینطوری باید باشه.

12:44.600 --> 12:47.259
‫در مرحله بعد، حصارها رو برپا کردیم،

12:47.260 --> 12:51.093
‫که برای پروژه‌ی تقویت خاک با چرایِ دام، ضروریه.

12:51.793 --> 12:52.925
‫آره، عالیه.

12:53.599 --> 12:55.218
‫خب ایده‌ام اینه.

12:55.226 --> 12:58.999
‫تاپاله گاو، تاپاله گاو، تاپاله گاو،
‫تاپاله گاو، تاپاله گاو همه جا ریخته.

12:59.380 --> 13:01.140
‫مرغ‌ها میان بیرون،

13:01.141 --> 13:04.252
‫کرم‌ها رو می‌خورن و...
‫چه چیزای دیگه‌ای از تاپاله رو می‌خورن؟

13:04.253 --> 13:05.179
‫تموم حشرات رو می‌خورن.

13:05.180 --> 13:07.059
‫تموم حشراتی که از تاپاله میان بیرون رو می‌خورن،

13:07.060 --> 13:10.718
‫و بعد تموم مدفوع گاوها و مدفوع خودشون رو،

13:10.719 --> 13:13.512
‫لگد کوب می‌کنن توی زمین و اون رو سالم و سرزنده می‌کنن.

13:13.513 --> 13:15.113
‫و فردا...

13:15.114 --> 13:17.273
‫اون‌ها رو به اونجا منتقل می‌کنیم.

13:17.274 --> 13:17.779
‫آره.

13:17.780 --> 13:19.713
‫و ذره ذره کلِ زمین رو در بر می‌گیرن.

13:19.714 --> 13:21.020
‫آره کل زمین رو.

13:21.225 --> 13:22.739
‫پس این راهِ پیشرفت هست.

13:22.740 --> 13:24.485
‫خیلی‌خب، می‌خوام دریچه رو باز کنم.

13:24.879 --> 13:27.899
‫اجازه می‌دیم کشاورزیِ طرفدار محیط زیستی شروع بشه.

13:29.412 --> 13:30.512
‫دارن می‌آن.

13:30.620 --> 13:33.206
‫دارن می‌آن بیرون.
‫می‌بینی، از همین الانش دارن می‌چرن.

13:33.486 --> 13:35.199
‫ببینین، داره انجامش می‌ده.
‫(تاپاله رو می‌خوره)

13:35.200 --> 13:38.693
‫واقعا داره کرم‌هایی که از مدفوع می‌آن بیرون رو می‌خوره!

13:39.220 --> 13:41.879
‫البته خب واسه همین هم اینجان دیگه،
‫محشره.

13:41.880 --> 13:45.019
‫این گوهه رو ببین، عجب ضیافتی بپاست.

13:45.020 --> 13:47.106
‫پاشو گذاشت روش، اما خب اوکیه.

13:47.327 --> 13:50.606
‫پاتو بذار روش، فروش کن توی خاک، ادامه بدین، فرو کنین.

13:51.212 --> 13:54.452
‫پَدی و اِستف در واقع دو تا آلونک رو آورده بودن،

13:54.453 --> 13:57.693
‫و تویِ دومی یه چیزِ غافلگیرکننده وجود داشت.

13:58.213 --> 14:00.199
‫یه دونه آلونکِ خروس هم واست آوردیم.

14:00.513 --> 14:02.719
‫- آلونکِ چه؟
‫- آلونکِ خروس.

14:03.580 --> 14:05.079
‫یه آلونک پر از خروس.

14:05.080 --> 14:06.639
‫چرا...

14:06.640 --> 14:10.013
‫چرا باید خروس داشته باشم
‫وقتی که اصلا تخمی تولید نمی‌کنن؟

14:10.319 --> 14:12.185
‫خب ایده‌مون این بود که،

14:12.186 --> 14:15.419
‫تو به این خروس‌ها یه زندگی هدیه بدی،
‫که بسیار اخلاقی هم هست.

14:15.420 --> 14:18.699
‫چون بیشتر خروس‌ها تو این کشور
‫وقتی که یک روز عمر دارن کشته می‌شن.

14:18.700 --> 14:20.140
‫- یک روز؟
‫- آره یه روز عمر دارن.

14:20.141 --> 14:21.501
‫- حتی فقط چند ساعت!
‫- چه بلایی سرشون می‌آد؟

14:21.502 --> 14:23.319
‫فقط چند ساعت عمر دارن.
‫می‌میرن.

14:23.320 --> 14:25.580
‫- چه بلایی سرشون می‌آد؟
‫- بیشتشون دور ریخته می‌شن.

14:25.581 --> 14:27.827
‫- آره، مواد زائد حساب می‌شن.
‫- ضایعات‌ان.

14:27.828 --> 14:28.798
‫یا خدا!

14:28.799 --> 14:31.932
‫آیا این خروس‌هایی که دارم می‌گیرم...

14:31.933 --> 14:33.679
‫خوشمزه و مغذی هم هستن؟

14:33.680 --> 14:34.539
‫عالی‌ان.

14:34.540 --> 14:36.019
‫- پس می‌شه خوردشون؟
‫- آره.

14:36.020 --> 14:38.319
‫آره، می‌تونی «خروس» بخوری.
‫ (Cock دارای دو معنی: خروس و کیر)

14:41.106 --> 14:44.159
‫اینم از این، ببین،
‫خروس‌ها از راه می‌رسند.

14:44.299 --> 14:46.311
‫گفتی چندتان؟ 25تا؟

14:46.312 --> 14:47.119
‫آره 25تا.

14:47.120 --> 14:49.113
‫اوه، نگاش کن!

14:49.114 --> 14:50.919
‫- خوش‌تیپه مگه نه؟
‫- اووی، آره.

14:50.920 --> 14:52.840
‫مشخصه مردِ عمله.

14:55.587 --> 14:58.012
‫و این قراره موسیقی متنِ جدیدِ زندگی من باشه دیگه، مگه نه؟

14:58.013 --> 14:58.993
‫- آره.
‫- همینطوره.

15:00.213 --> 15:01.713
‫لعنتی‌ها!

15:01.714 --> 15:03.165
‫چه صدای بلندی!

15:05.413 --> 15:06.812
‫گاوها دارن می‌آن.

15:06.813 --> 15:11.406
‫دارن با خودشون میگن: «وای نه، چند تا
‫گاوِ کوچیک و پَردار تو مزرعه‌مون هستن».

15:12.600 --> 15:14.065
‫با وجود همه این‌ها،

15:14.066 --> 15:16.106
‫خاک زمینم سالم می‌شه،

15:16.107 --> 15:21.227
‫و یه منبعِ ثابت از مرغ، تخم مرغ و گوشت گاو برای رستوران دارم.

15:22.292 --> 15:26.620
‫پس اون شب رو با حسِ نسبتا رضایت‌بخشی به رختخواب رفتم.

15:32.722 --> 15:35.405
‫«3:58 صبح»

15:45.700 --> 15:49.979
‫با این حال، صبح روز بعد، اونقدرها هم حس رضایت نداشتم،

15:49.980 --> 15:55.118
‫چون‌ مشخص شد که خروس‌ها
‫هنرمندانِ باورنکردنی تویِ فرار کردن هستن.

15:55.119 --> 15:56.199
‫تو...

15:56.200 --> 15:57.052
‫همه‌تون اومدین بیرون.

15:57.053 --> 15:58.606
‫همه خروس‌ها اومدن بیرون.

15:59.306 --> 16:00.612
‫لعنت بهتون!

16:01.019 --> 16:04.439
‫به این معنیه که اونا یا در نهایت به غذای روباه تبدیل شدن...

16:04.526 --> 16:06.626
‫همه جا پر ریخته، ببینین.

16:06.807 --> 16:09.439
‫مثلِ «میدان‌های کشتار»ـه!
‫(نام محل‌هایی در کشور کامبوج که در آن‌ها بیش از یک میلیون نفر
‫به طرز وحشیانه‌ای توسط حکومت‌شان کشته شدند)

16:09.440 --> 16:11.539
‫یا این که تویِ لونه مرغ‌ها بودن...

16:11.540 --> 16:15.079
‫و یه «راجر مور» کامل رو ارائه می‌دادن. (حال می‌کردن)
‫ (Roger Moore بازیگرِ سومین جیمزباند)

16:15.080 --> 16:17.113
‫خیلی خب، یالا دخترا، بیاین بیرون.

16:18.400 --> 16:19.373
‫اوه، ببین! ببین!

16:19.374 --> 16:20.400
‫چی!

16:24.420 --> 16:26.802
‫گیرت انداختم، قراره خلاصت کنم.

16:27.086 --> 16:28.892
‫نه، قرار نیست خلاص بشی.

16:31.707 --> 16:33.607
‫کجا رفت این خروس کوفتی؟

16:36.000 --> 16:37.606
‫اوه، دو تا خروس این توئه!

16:37.607 --> 16:38.899
‫نه، سه تا!

16:38.900 --> 16:41.500
‫یا خود خدا! سکس پارتی گرفتن!

16:41.501 --> 16:42.621
‫بس کن!

16:42.622 --> 16:44.800
‫گرفتمش! نه نشد.
‫در رفت.

16:45.486 --> 16:46.805
‫ای گوه توش!

16:48.979 --> 16:52.099
‫اما اگه از بزهکاری خروس‌ها بگذریم،

16:52.100 --> 16:56.520
‫گاوها و مرغ‌ها از همین الانش تیم خوبی رو ساخته بودن.

16:56.771 --> 16:58.659
‫نگاش کنین، مستقیم رفت تو تاپاله‌ها.

16:58.660 --> 17:00.700
‫ببینین، داره چنگ می‌اندازه بهش، نگاه.

17:00.905 --> 17:02.571
‫ای مرغِ خوب!

17:02.572 --> 17:05.632
‫قراره بهت یه مدالِ برنزِ محیط زیست بهت بدن.

17:12.507 --> 17:15.715
‫بعد از اون، رفتم به فروشگاه مزرعه.

17:16.086 --> 17:17.606
‫سلام به همگی

17:18.407 --> 17:21.519
‫چون اولین محموله از چاشنی‌های فلفلیم آماده بودن،

17:21.520 --> 17:25.013
‫و می‌خواستم کمی در مورد مشتری‌ها تحقیق کنم.

17:25.593 --> 17:27.285
‫اینجا کسی فلفل دوست داره؟

17:27.286 --> 17:28.512
‫- آره.
‫- من عاشق فلفلم.

17:28.513 --> 17:29.879
‫بذارین رد بشم، بذارین رد بشم...

17:29.880 --> 17:33.839
‫اوه نگاش کنین، عین یه عروسیِ دهه 70ـی تویِ «یورک‌شر»ـه.
‫ (Yorkshire یک شهرستان تاریخی در شمال انگلستان)

17:33.840 --> 17:38.013
‫اول از همه، از مردم خواستم که
‫نسخه تندی-متوسط رو امتحان کنن.

17:39.233 --> 17:40.339
‫خوبه.

17:40.340 --> 17:41.719
‫- خوبه؟
‫- خیلی خوبه.

17:41.720 --> 17:43.606
‫- پس یکی می‌خری دیگه؟
‫- آره می‌خرم.

17:44.099 --> 17:45.272
‫خوبه.

17:45.273 --> 17:47.198
‫- خوبه؟
‫- خیلی خوبه.

17:47.199 --> 17:49.545
‫- خیلی خوبه، می‌خرم اینو.
‫- عالیه.

17:49.546 --> 17:51.612
‫فکر کنم داریم به یه جاهایی می‌رسیم.

17:52.093 --> 17:55.638
‫واکنش‌شون خوشحال‌کننده بود،
‫به همین دلیل ازشون خواستم که...

17:55.639 --> 17:57.906
‫نسخه تندی-نه-متوسط رو امتحان کنن.

17:58.706 --> 18:00.085
‫این چه کوفتیه!

18:03.473 --> 18:04.686
‫کیر توش بره!

18:12.473 --> 18:13.553
‫مسخرست!

18:17.260 --> 18:18.807
‫یا خود خدا!

18:22.606 --> 18:23.885
‫بنوشش.

18:25.207 --> 18:27.093
‫فکر کنم قراره کلی شیر بفروشیم.

18:29.000 --> 18:31.445
‫وای خدایا... خدایا...

18:32.000 --> 18:34.005
‫شیر بیشتری تو راهه داره می‌آد.

18:44.205 --> 18:46.567
‫«4:01 صبح»

18:51.221 --> 18:55.839
‫سیستم هشدارِ صبح‌زودمون واقعا مفید واقع شده بود،

18:55.840 --> 18:58.519
‫از وقتی که زندگی با گاوها داشت...

18:58.520 --> 18:59.873
‫پر مشغله‌تر می‌شد.

19:02.126 --> 19:04.359
‫به عنوان مثال، گوساله‌ها اکنون
‫به اندازه کافی بزرگ شده بودند که،

19:04.360 --> 19:06.572
‫بشه از شیر مادرشون گرفتشون،

19:06.573 --> 19:08.780
‫که به معنای بردن‌شون به زمینی دیگه،

19:08.781 --> 19:11.120
‫در دورترین نقطه‌ی مزرعه بود.

19:13.600 --> 19:16.699
‫این همه علف تر و تازه رو نظاره کن... که بهشون دادیم.

19:16.700 --> 19:18.206
‫اسمش «زمین گاوها»ـست!

19:18.207 --> 19:20.606
‫این یکی از زیباترین زمین‌های توی مزرعه‌اس.

19:21.247 --> 19:23.255
‫آره، نظرتون چیه در موردش؟

19:25.533 --> 19:26.899
‫به اندازه کافی خوشحال به نظر می‌رسن.

19:26.900 --> 19:29.099
‫اون منظره دوست داشتنی رو ببین.
‫قشنگ نیست؟

19:29.107 --> 19:30.005
‫آره هست.

19:31.026 --> 19:32.499
‫هر چند، متاسفانه...

19:32.500 --> 19:35.646
‫جوون‌ها از این منظره‌ی رمانتیک از خونه‌ی جدیدشون...

19:35.647 --> 19:37.947
‫لذت نمی‌بردن.

19:39.754 --> 19:42.705
‫روز بعد...

19:42.706 --> 19:45.206
‫این منظره چی کم داره؟

19:47.019 --> 19:49.301
‫همه گوساله‌ها فرار کردن.

19:49.308 --> 19:51.201
‫یکی از کشاورزهای همسایه،

19:51.202 --> 19:55.398
‫هشت تا از اون‌ها رو توی حیاط‌شون نگه داشته،

19:55.399 --> 19:57.358
‫که باید برم و برشون گردونم،

19:57.359 --> 19:59.706
‫اما یکی‌شون گم شده.

20:00.073 --> 20:01.999
‫و باید پیداش کنیم.

20:06.493 --> 20:09.658
‫اون یکی از گوساله‌هاس که توی زمینِ کشاورزِ همسایه‌اس.

20:09.659 --> 20:11.006
‫ای گوساله‌ی بد!

20:12.546 --> 20:16.892
‫این همون کشاورز همسایه‌مونه
‫که زدیم مزارعش رو چاک چاک کردیم.

20:16.893 --> 20:19.620
‫می‌خوای معذرت خواهی کنم؟
‫چون خیلی روبه‌راه به نظر نمی‌رسه...

20:22.199 --> 20:23.513
‫خیلی شرمنده‌ام.

20:23.787 --> 20:25.200
‫شرمنده بابتش.

20:26.960 --> 20:29.260
‫شرمنده، معذرت می‌خوام.

20:41.899 --> 20:45.405
‫امیدوار بودم که این فقط یه حادثه‌ی یک‌باره باشه.

20:47.100 --> 20:50.839
‫اما مشخص شد که گوساله‌ها حتی از خروس‌ها هم...

20:50.840 --> 20:52.919
‫فراری‌تر هستن.

20:53.446 --> 20:55.285
‫سلام، گاوها رفتن بیرون.

21:03.186 --> 21:04.408
‫ای لعنت بهش!

21:05.766 --> 21:08.125
‫واقعا خیلی شرمنده‌ام.

21:16.900 --> 21:18.693
‫2... 4... 6... 8...

21:18.961 --> 21:19.893
‫9...

21:22.420 --> 21:23.300
‫خوبه.

21:33.480 --> 21:35.008
‫واقعا شرمنده.

21:42.046 --> 21:43.412
‫روبه‌راهه جرالد؟

21:44.407 --> 21:46.087
‫بازم فرار کردن.

21:46.800 --> 21:49.933
‫حالا از مادرهاشون جدا شدن،
‫فقط یه کار دارین که اونا رو نگه دارین!

21:50.194 --> 21:52.399
‫
‫[حرف‌های نامفهمومِ جرالد]

21:52.740 --> 21:55.425
‫تعجب کردم که دیدم اون‌ها همراه‌شون نبودن اونجا.

21:55.426 --> 21:58.299
‫تصمیم گرفتن که فقط بشکونن حصار رو و ازش عبور کنن.

21:58.300 --> 22:02.713
‫شما تقریبا سه سالیه بوته برای نگه‌داری از گاوها دارین، مگه نه؟

22:04.733 --> 22:06.120
‫اما می‌دونی...

22:10.519 --> 22:11.605
‫وایسا ببینم.

22:12.085 --> 22:14.406
‫این ردِ سُم‌های اوناست.

22:15.018 --> 22:16.885
‫از اینجا رد شده بودن.

22:18.480 --> 22:20.099
‫ساعت 2 صبح امروز،

22:20.100 --> 22:21.286
‫یه هشدار روی گوشیم ظاهر شد،

22:21.287 --> 22:24.593
‫که یه مشکلی تویِ لونه مرغ‌ها به وجود اومده،
‫هر شب ساعت 2 شب همین اتفاق می‌افته.

22:24.706 --> 22:26.512
‫و بعد ساعت 6 صبح که می‌شه،

22:27.007 --> 22:28.898
‫اون مردِ که دوربین رو با گوشیش کنترل می‌کنه میاد میگه:

22:28.899 --> 22:31.206
‫«گاوهات دوباره ریختن بیرون»

22:33.400 --> 22:35.580
‫خدایا کجایی تو آخه؟ فِرن؟

22:35.886 --> 22:36.999
‫تاپاله گاو.

22:37.000 --> 22:39.193
‫مدفوع... مدفوع گاوه!

22:40.006 --> 22:41.406
‫ایناهاش اینجان.

22:44.693 --> 22:46.186
‫یالا گاوها.

22:47.426 --> 22:50.999
‫شکی توش نبود که جمع‌آوری گاوها در اول صبح،

22:51.000 --> 22:53.706
‫راه لذت‌بخشی برای شروع روز بود.

22:54.706 --> 22:55.500
‫یالا بیاین.

22:59.219 --> 23:00.208
‫گاوهای خوب.

23:01.786 --> 23:05.526
‫اما این چهارمین فرارشون توی ده روز اخیر بود.

23:05.527 --> 23:07.960
‫پس مجبور شدم یه کار اساسی...

23:07.961 --> 23:10.620
‫برای ترمیم حصارِ زمین‌شون انجام بدم.

23:12.040 --> 23:13.487
‫تو اونو تعمیر کردی؟

23:15.813 --> 23:17.212
‫کار من که نبوده!

23:17.213 --> 23:19.606
‫چرا اینطوری نگاه...
‫کار تو بوده، مگه نه؟

23:20.446 --> 23:22.993
‫عجب ریدمان وحشتناکیه! نگاش کن!

23:23.359 --> 23:26.399
‫قبول دارم که از نظر زیبایی‌شناسی خوشایند نیست.

23:26.839 --> 23:28.525
‫سپس کیلب بهم یاد داد که...

23:28.526 --> 23:31.799
‫کشاورزها معمولا چطور با این مشکل برخورد می‌کنن.

23:32.119 --> 23:34.799
‫- همینه و بعد نگهش می‌داری...
‫- یعنی می‌خوای اینکارو بکنم؟

23:34.800 --> 23:35.506
‫آره.

23:35.719 --> 23:38.259
‫و بعدش یه ستون رو برمی‌داری و
‫اون یکی رو هم اون جا نگه می داری،

23:38.260 --> 23:40.820
‫و بعد اون ستون رو فشار می‌دم پشت این یکی.

23:40.980 --> 23:42.425
‫- منطقی به نظر می‌رسه؟
‫- نه!

23:42.426 --> 23:43.406
‫آسونه که.

23:44.067 --> 23:44.993
‫بفرما.

23:45.313 --> 23:47.739
‫- خب، و این می‌ره پشت...
‫- این ستونِ اینجاست.

23:47.740 --> 23:48.800
‫- اون یکی.
‫- آره.

23:49.013 --> 23:51.099
‫پس نرده رو با دو تا دستم نگه می‌دارم،

23:51.100 --> 23:54.539
‫و بعد با اون یکی دستم اون ستون جدید رو برمی‌دارم،

23:54.540 --> 23:56.932
‫و بعد با اون یکی دستم ترازش می‌کنم.

23:56.933 --> 23:58.079
‫آره، سخت نیست که.

24:01.453 --> 24:02.526
‫اینم از این.

24:04.319 --> 24:05.095
‫نه نه...

24:05.475 --> 24:06.221
‫نکن...

24:08.126 --> 24:09.213
‫چیزم توت بره!

24:16.893 --> 24:18.708
‫این کاملا امنه، مگه نه؟ آره.

24:18.716 --> 24:21.706
‫این... مطمئنم که این توی تمومِ کتاب‌های راهنمایِ...

24:21.713 --> 24:24.213
‫«چگونه در مزرعه از خطر دور بمانیم» هست.

24:25.406 --> 24:27.912
‫لعنتی، نیارش پایین،
‫وگرنه دستم رو می‌شکنی.

24:27.913 --> 24:29.526
‫نگه‌ش داشتم با این.

24:29.527 --> 24:32.292
‫نه کیلب، خوشم نمیاد که...
‫مسخره‌ است این.

24:32.299 --> 24:33.179
‫مشکلی نیست.

24:33.180 --> 24:34.605
‫حالا ستون رو بردارد.

24:38.339 --> 24:40.106
‫حاضری تا این حصار رو نگه داری؟

24:40.340 --> 24:42.920
‫- چی؟
‫- حصار رو نگه دار. آماده‌ای؟

24:48.806 --> 24:50.805
‫اووه، کیر توش بره!

24:51.726 --> 24:53.099
‫گندش بزنن!

24:57.499 --> 24:58.659
‫کیر توش!

24:58.660 --> 25:00.520
‫- روبه‌راهی؟
‫- نه!

25:03.713 --> 25:04.593
‫یه لحظه صبر کن.

25:05.067 --> 25:08.293
‫اووف لعنتی نه!
‫بعید بدونم که این خوب باشه.

25:17.913 --> 25:19.532
‫می‌خوای زنگ بزنم به لیسا واست یه بسته نخود بیاره؟
‫(منظور نخود یخ زده هست)

25:19.533 --> 25:20.587
‫نه.

25:23.033 --> 25:27.112
‫این حادثه به من یادآوری کرد که زمان انجام کاریه که...

25:27.113 --> 25:29.606
‫برای همیشه اون رو به تعویق می‌انداختم.

25:30.200 --> 25:33.259
‫سلام و به بخش بهداشت و ایمنی کشاورزی خوش آمدید.

25:33.260 --> 25:35.939
‫این دوره آموزشی «لانترا» که با کمک «HSE» توسعه یافته،
‫ (Lantra: توسعه‌دهنده مهارت‌های شغلی در بریتانیا
‫HSE: سازمان بهداشت و ایمنی اجراییِ دولت بریتانیا)

25:35.940 --> 25:38.785
‫به شما در شناسایی و مدیریت خطرات و ایمنی کمک می‌کنه.

25:38.786 --> 25:40.619
‫اگر شما مزرعه رو کنترل یا مدیریت می‌کنید،

25:40.620 --> 25:42.579
‫از نظر قانونی شما مسئول ایمنی خود...

25:42.586 --> 25:46.319
‫و کارکنان، پیمانکاران، بازدیدکنندگان و هر کسی تحت تاثیرِ...

25:47.013 --> 25:49.511
‫به صورتی که تسمه‌های نگهدارنده پایینی با هم‌پوشانی...

25:49.512 --> 25:52.392
‫و اتصال به تسمه‌های بالایی تثبیت می‌شوند...

25:52.520 --> 25:56.419
‫اگر شما یه کشاورزِ «خوداشتغال» هستید،
‫قانون ایمنی برای شما هم اعمال می‌شه.
‫(کارفرما یا کسی که خودش صاحب شغلشه)

25:56.420 --> 25:58.145
‫پیروی از قانون از شما محافظت می‌کنه،

25:58.146 --> 26:01.005
‫- احتمال آسیب دیدن شما رو بسیار کم‌تر می کنه...
‫- خدایا...

26:04.007 --> 26:06.660
‫مرزهای جدید خودتون رو روی نقشه مشخص کنین...

26:06.860 --> 26:08.379
‫ارزیابی ریسک انجام بدید.

26:08.380 --> 26:11.099
‫شما و پیمانکار باید از این یافته‌ها آگاهی داشته باشید.

26:11.100 --> 26:14.791
‫اگر کارمندان شما در هر کاری با پیمانکار درگیر هستند،

26:14.792 --> 26:17.499
‫اطلاعات، آموزش‌ها و تمرین‌های لازم رو به آن‌ها ارائه دهید.

26:17.759 --> 26:19.772
‫همچنین باید هرگونه اطلاعات رو به...

26:20.584 --> 26:24.203
‫خوشبختانه، کیلب در نهایت با تماس گرفتن و...

26:24.204 --> 26:26.899
‫گفتن این‌که مخزن جدیدِ غول‌پیکر آب از راه رسیده،

26:26.900 --> 26:31.200
‫منو از شکنجه‌ی دستورالعمل‌های بهداشت و ایمنی نجات داد.

26:32.512 --> 26:35.538
‫20,000 لیتر آب ظرفیت داره!

26:35.546 --> 26:36.306
‫آره.

26:36.546 --> 26:39.412
‫آبِ بارانِ نرمِ اکسیژن‌دارِ رایگان...
‫(آب نرم: آبی که سطح منیزیم و کلسیم در آن بسیار کم است
‫اکسیژن‌دار: آبی که به آن اکسیژنِ مازاد اضافه شده است)

26:39.413 --> 26:41.806
‫از اون سقف خارج می‌شه و می‌ریزه این تو.

26:49.513 --> 26:50.592
‫مردک دلقک!

26:51.286 --> 26:52.112
‫خیلی‌خب.

26:53.206 --> 26:55.173
‫فقط بیارش پایین...

26:55.181 --> 26:57.401
‫تا ببینیم کفی‌های تراز چی‌کار می‌کنن.

27:00.399 --> 27:01.199
‫زیادیه.

27:01.200 --> 27:03.293
‫به نظرت این یکی خیلی نازکه؟

27:03.719 --> 27:05.306
‫فکر نکنم جواب بده.

27:05.627 --> 27:06.366
‫چی جواب نده؟

27:06.367 --> 27:08.506
‫باید یه صفحه بتنی بذاریم زیرش.

27:09.913 --> 27:11.226
‫به همین خیال باش!

27:11.227 --> 27:13.119
‫هر ذره ذره از بتن توی کشور،

27:13.120 --> 27:16.092
‫در حال حاضر داره توسط «HS2» استفاده می‌شه.
‫ (HS2 یا High speed 2: یک خط راه‌آهن سریع‌السیر در بریتانیا)

27:16.193 --> 27:17.512
‫دارن یه راه‌آهن می‌سازن،

27:17.513 --> 27:20.318
‫که فاصله بین لندن تا لیورپول یا منچستر یا یه جای دیگه رو...

27:20.319 --> 27:22.179
‫تقریبا 12 دقیقه سریع‌تر می‌ره.

27:22.180 --> 27:24.339
‫میلیاردها پوند هزینه داره...

27:24.340 --> 27:28.033
‫و از هر ذره‌ی بتن که تو بریتانیا هست توش استفاده می‌شه.

27:28.466 --> 27:30.486
‫منظورم اینه، اصلا کی به راه‌آهن نیاز داره؟

27:30.693 --> 27:33.220
‫من که تا حالا سوار قطار نشدم،
‫پس نیازی به راه‌آهن ندارم.

27:34.320 --> 27:36.399
‫- چی؟
‫- تا حالا سوار قطار نشدم.

27:36.780 --> 27:37.693
‫اصلا.

27:38.893 --> 27:40.413
‫امکان نداره.

27:40.953 --> 27:42.519
‫اثباتش کن. چطور...

27:42.520 --> 27:43.539
‫چطور... من... من...

27:43.540 --> 27:44.739
‫اصلا تو جای من زندگی کردی؟
‫(می‌دونی زندگی من چطور بوده؟)

27:44.740 --> 27:46.099
‫اصلا تا حالا جای من بودی؟

27:46.100 --> 27:46.953
‫نه.

27:48.286 --> 27:50.392
‫نمی‌تونستم در این مورد باهاش بحث کنم، اما...

27:50.407 --> 27:52.680
‫در مورد بتن اشتباه نمی‌کردم.

27:53.652 --> 27:57.117
‫بنابراین روز بعد تصمیم گرفتیم که مخزن آب رو منتقل کنیم،

27:57.118 --> 27:59.439
‫به اون طرف دیگه‌ی انبار.

28:00.099 --> 28:01.520
‫اینو اینجا داری...

28:02.199 --> 28:05.099
‫اما بعدش یه چیزی هست که بالای اون قرار می‌گیره، آره؟

28:05.100 --> 28:06.987
‫فکر کنم فهمیدم چی به چیه.

28:07.599 --> 28:10.019
‫کار اول این بود که همه اجزایی که...

28:10.020 --> 28:12.139
‫بالای مخزن قرار می‌گیرند رو متصل کنیم.

28:12.140 --> 28:16.506
‫بنابراین کیلب پیشنهاد داد که
‫من برم بالابر تاشو رو آتیش کنم و بیارم.

28:19.393 --> 28:21.502
‫یه بار رفتم بالایی یکی از این‌ها... اوووه...
‫(اشاره به فصل 3 گرندتور)

28:21.503 --> 28:22.715
‫لعنت بهش!

28:23.333 --> 28:26.192
‫به بخش دو خوش آمدید: «افتادن از بلندی».

28:29.326 --> 28:30.066
‫نه!

28:32.292 --> 28:34.158
‫نمی‌ذارم بیوفتی پایین.

28:35.013 --> 28:37.591
‫داره صدا می‌ده... خفه شو لامصب!

28:38.700 --> 28:40.400
‫حالا برو بالا!

28:40.539 --> 28:43.479
‫نه، برو پایین!
‫چرا دیگه نمی‌ره پایین؟

28:43.480 --> 28:45.006
‫دارمت، برگرد بالا.

28:45.007 --> 28:47.140
‫خفه خون بگیر ببینم.

28:49.879 --> 28:51.126
‫برو یه دونه نردبون بیار.

28:51.439 --> 28:53.819
‫- خوبه که، ببین.
‫- اصلا هم خوب نیست!

28:56.492 --> 28:58.399
‫متنفرم از این کوفتی.

28:58.687 --> 29:00.820
‫- مطمئنی که گرفتیش؟
‫- آره آره.

29:01.507 --> 29:03.500
‫تو اون‌ورش رو بگیر و من هم این‌ورش رو می‌گیرم.

29:04.893 --> 29:06.680
‫عاجز نالی در مورد آب و هوا.

29:07.306 --> 29:09.146
‫بس کن، اینقدر کصخل بازی در نیار.

29:09.439 --> 29:10.359
‫برو عقب.

29:10.519 --> 29:11.399
‫برو جلو.

29:11.520 --> 29:12.759
‫منظورت از «جلو» چیه؟

29:12.760 --> 29:13.540
‫همش همینه؟

29:13.547 --> 29:16.207
‫هنوز وصل نشده، یه دقیقه صبر کن. دارمش.

29:16.747 --> 29:18.667
‫همینه، وصل شد، وصلش کردم.

29:18.668 --> 29:20.548
‫- یالا فشار بده.
‫- دارم فشار می‌دم.

29:20.549 --> 29:22.115
‫نه نه مثل یه مرد فشار بده...

29:22.116 --> 29:24.502
‫نه مثل چند تا کُره بُز کوچولو.

29:24.503 --> 29:26.423
‫اول از همه اینو بردار.

29:29.093 --> 29:29.900
‫آیا تو...

29:31.053 --> 29:32.887
‫اوه کیر توش بره!

29:34.053 --> 29:35.106
‫وصلش کردی؟

29:35.493 --> 29:36.352
‫آره.

29:36.353 --> 29:37.780
‫ولم نکنی بیوفتم.

29:39.553 --> 29:41.220
‫- همینه.
‫- وصل شدیم.

29:41.966 --> 29:43.206
‫لعنتی!

29:43.386 --> 29:45.353
‫61 سال سنمه...

29:45.354 --> 29:48.218
‫باید کاری رو بکنم که...
‫چون که تو چند سالته؟ 23!

29:48.219 --> 29:49.326
‫خب این برنامه توئه.

29:49.986 --> 29:52.999
‫عه که اینطور؟ همه متوجه شدن؟
‫(اشاره به اینکه کیلب همه‌جا گفته این برنامه مال منه)

29:53.000 --> 29:55.300
‫همه شنیدن چی گفت؟

30:00.888 --> 30:03.201
‫«4:06 صبح»

30:11.040 --> 30:13.278
‫اکنون زمان آن فرا رسیده بود که...

30:13.279 --> 30:15.739
‫از عرضه ثابت گوشت گاو برای رستوران اطمینان حاصل کنیم.

30:15.740 --> 30:19.600
‫که به معنای حامله شدنِ گاوهایی بود که حامله نبودند.

30:20.020 --> 30:22.939
‫و از اونجایی که این به معنای فرو کردن یه چیزی توشون بود...

30:22.940 --> 30:26.560
‫کیلب گفت که من باید روی ابزاری سرمایه‌گذاری کنم که بهش میگن:

30:26.561 --> 30:28.206
‫«باکس نگهدارنده»

30:29.692 --> 30:32.071
‫- خب گاوها می‌رن داخلش...
‫- از این طرف.

30:32.072 --> 30:34.419
‫- می‌رن این تو.
‫- آره، ازش رد می‌شن.

30:34.420 --> 30:36.739
‫و وقتی که سرش اومد بیرون...
‫سرش کجا می‌ره؟

30:36.740 --> 30:38.779
‫- اوه، می‌ره اونجا.
‫- اونجا، ببین، اون...

30:38.780 --> 30:40.645
‫در واقع این بیرون می‌آد.

30:40.646 --> 30:42.399
‫- اون میله اونجا رو می‌بینی؟
‫- آره.

30:42.400 --> 30:44.666
‫می‌ره این اینجا و کون‌شون رو گیر می‌اندازه.

30:45.160 --> 30:47.120
‫پشمام...

30:47.339 --> 30:50.379
‫اگه «مکس موزلی» بود حاضر می‌شد واسه این‌کار پول زیادی بپردازه.
‫ (Max Mosley راننده مسابقه‌ای بریتانیایی از 1993 تا 2009)

30:50.380 --> 30:52.579
‫و بعد این می‌ره اون تو و سرشون رو گیر می‌اندازه.

30:52.580 --> 30:53.585
‫چی؟

30:53.586 --> 30:55.419
‫چقدر وزنشه؟ خیلی سنگینه؟

30:55.420 --> 30:57.220
‫آره نیاز به یه لودر داری.

30:57.419 --> 30:59.805
‫منظورم اینه که... اگه من بخوام این رو سرهم کنم،

30:59.806 --> 31:01.493
‫نیم ساعت بیشتر وقت نمی‌بره.

31:01.686 --> 31:02.219
‫خب.

31:02.220 --> 31:04.600
‫و اگه قرار باشه که تو کمک کنی،
‫یک ساعت طول می‌کشه.

31:05.399 --> 31:07.139
‫- یه ساعت طول نمی‌کشه که.
‫- چرا می‌کشه.

31:07.140 --> 31:09.573
‫امروز صبح دیگه قراره من از لودر استفاده کنم.

31:10.819 --> 31:11.925
‫آروم.

31:14.806 --> 31:18.099
‫وقتی که نگهدارنده رو در موقعیت مناسبش قرار دادم،

31:18.507 --> 31:21.700
‫باید آغلی می‌ساختیم که به اون وصل بشه.

31:22.553 --> 31:23.413
‫آماده‌ای؟

31:25.207 --> 31:26.220
‫کیر توش!

31:27.278 --> 31:28.600
‫اووف، لعنت بهش!

31:28.601 --> 31:29.913
‫ای آدمِ بی عرضه!

31:30.140 --> 31:31.100
‫منظورت چیه؟

31:31.101 --> 31:32.173
‫[نامفهوم]

31:32.174 --> 31:33.805
‫دارم به کارم ادامه می‌دم دیگه.

31:41.073 --> 31:42.159
‫- به اندازه کافی بزرگه؟
‫- آره.

31:42.160 --> 31:43.712
‫نمی‌خوایم که اون‌ها خیلی از هم فاصله بگیرن.

31:43.713 --> 31:45.606
‫می‌خوایم که همه‌شون جمع بشن کنار همدیگه.

31:48.513 --> 31:50.633
‫این خیلی باحاله.
‫واقعا یه دونه از اون خوب‌هاشو گرفتی.

31:50.634 --> 31:52.412
‫- خوبه.
‫- هزینه‌اش چقدر شد؟

31:52.586 --> 31:54.699
‫این یکی 10,000 پوند شد.

31:54.700 --> 31:55.865
‫لعنت بهش!

31:55.866 --> 31:57.300
‫می‌دونم، می‌دونم.

31:58.479 --> 32:02.485
‫با بر پا شدنِ آغل،
‫رفتیم که گاوها رو جمع کنیم.

32:05.806 --> 32:07.906
‫نمی‌دونم چه احساسی نسبت بهت دارم که با چوب راه می‌ری.

32:07.907 --> 32:09.121
‫خوشم می‌آد.

32:09.332 --> 32:12.484
‫این باعث می‌شه شبیه به یه...
‫تازه کم کم دارم حسِ مزرعه‌دار بودن می‌کنم.

32:12.493 --> 32:16.579
‫می‌دونی که من تازه شروع کردم به
‫فهمیدن چیزای کوچیک در مورد روستاها.

32:16.580 --> 32:19.220
‫مشکلت همینه.
‫این‌که فقط چیزای کوچیک رو می فهمی.

32:20.600 --> 32:22.606
‫آها، پیداشون کردم.

32:23.073 --> 32:24.379
‫عاشق اینم.

32:24.833 --> 32:27.905
‫اصلا متعجب یا ترسیده و...

32:27.906 --> 32:29.993
‫وحشت زده به نظر نمی‌رسن...

32:29.994 --> 32:30.998
‫وقتی بهشون نزدیک می‌شی.

32:30.999 --> 32:33.286
‫فقط زُل می‌زنن بهت.
‫به فلفل نگاه کن...

32:33.287 --> 32:34.819
‫اونجا سمت چپ.

32:34.980 --> 32:38.599
‫مثل بچه‌های شیش ساله می‌مونن وقتی که وارد کلاس‌شون می‌شی.

32:38.726 --> 32:40.592
‫می‌دونی که یه بچه شیش ساله...

32:40.593 --> 32:42.312
‫و وقتی که یه بزرگ‌تر وارد می‌شه...

32:42.520 --> 32:45.119
‫نمی‌ترسن که. دقیقا همین شکلی.

32:46.026 --> 32:47.099
‫آره، همین.

32:47.100 --> 32:48.612
‫- ظاهر گاوها عین کیلب می‌شه.
‫- آماده؟

32:48.613 --> 32:50.006
‫همینطوری.

32:51.319 --> 32:53.439
‫خب فقط خیلی آروم دورشون می‌زنیم.

32:54.080 --> 32:55.119
‫یالا، آروم.

32:55.385 --> 32:56.586
‫برین بچه‌ها.

32:57.913 --> 32:58.886
‫آروم.

32:59.100 --> 33:00.165
‫ادامه بدین.

33:00.500 --> 33:02.493
‫- ها، دلوین!
‫- بله.

33:02.866 --> 33:04.652
‫واقا دل‌شون می‌خواد برن توی نگهدارنده.

33:04.653 --> 33:05.517
‫نگاشون کن.

33:05.518 --> 33:07.019
‫ای خدایا!

33:08.013 --> 33:09.299
‫آسون بود.

33:09.300 --> 33:11.906
‫ما که هیچوقت با گوسفندها این‌کار رو نکردیم که، نه؟

33:12.720 --> 33:15.099
‫با وجود این‌که همه گاوها رو جمع کرده بودیم،

33:15.100 --> 33:16.952
‫فقط 2 تا تلیسه جوان بودن که،

33:16.953 --> 33:20.206
‫دیلوین به طور مصنوعی اون‌ها رو لقاح می‌داد.

33:20.387 --> 33:23.727
‫و امروز تنها بخشی از این روند بود.

33:24.166 --> 33:26.339
‫پس فقط به فلفل و دینی نیاز داری دیگه؟

33:26.340 --> 33:28.732
‫آره، اساسا آماده‌شون می‌کنم واسه بارداری.

33:28.733 --> 33:33.851
‫قراره یه دستگاهِ درون-واژنیِ آزادکننده-پروژسترون رو...

33:33.852 --> 33:35.419
‫قرار بدم توی واژن‌شون...

33:35.420 --> 33:37.639
‫و بعد وقتی که اون رو بیرون می‌آریم،

33:37.640 --> 33:41.653
‫باعث می‌شه که آماده بارداری بشن و بعد از اون
‫می‌تونین با لقاح مصنوعی، حامله‌شون کنین.

33:43.419 --> 33:46.283
‫دیلوین گفت که ساده‌ترین راه برای رسیدگی به این کار،

33:46.284 --> 33:50.059
‫اینه که همه گاوها رو از دستگاه مکس موزلی عبور بدیم،

33:50.060 --> 33:52.613
‫تا این که برسیم به تلیسه‌ها.

33:54.053 --> 33:55.633
‫برو، تو برو.

33:55.780 --> 33:57.359
‫یالا، یکی بهش بده.

33:57.646 --> 33:58.499
‫زود باشین.

33:58.500 --> 34:01.093
‫مثل کار کردن با «گندالف» می مونه.
‫ (شخصیتی تخیلی و قهرمانِ داستان
‫در رمان‌های هابیت و ارباب حلقه‌ها)

34:02.380 --> 34:03.205
‫یالا دیگه.

34:03.953 --> 34:05.393
‫برید دیگه، برید.

34:05.619 --> 34:07.180
‫یالا، برو تو دیگه.

34:07.507 --> 34:08.405
‫نه.

34:08.406 --> 34:09.579
‫حالا دیگه همه‌شون فرار کردن.

34:09.580 --> 34:11.299
‫اوه، خورد تو سرش.

34:11.773 --> 34:13.325
‫دوباره همه‌شون رو جمع کن.

34:13.326 --> 34:14.173
‫برو!

34:14.920 --> 34:16.280
‫نگهش دار.

34:17.113 --> 34:18.805
‫یالا برو... نه.

34:18.806 --> 34:20.513
‫نرو اون طرفی...
‫اشتباهه، اشتباهه...

34:21.806 --> 34:25.106
‫15 دقیقه بعد...

34:26.320 --> 34:28.513
‫بـ... برو دیگه، برو...

34:28.973 --> 34:31.487
‫- برید.
‫- برید دیگه گاوها.

34:37.779 --> 34:39.499
‫یالا برید، اون طرفی.

34:39.506 --> 34:41.546
‫برید! برید!

34:45.494 --> 34:46.431
‫رشوه‌دهی.

34:46.432 --> 34:49.621
‫چوب رو امتحان کردیم نشد.
‫حالا داریم از هویج استفاده می‌کنیم.

34:51.893 --> 34:53.913
‫برگشت عقب، برگشت عقب.

34:53.914 --> 34:56.160
‫آره، الان کاملا دنده‌عقب گرفت،

34:56.161 --> 34:57.613
‫برگشت همون‌جایی که ازش اومده بود.

34:57.860 --> 34:59.406
‫مثل اینکه از نگهدارنده خوش‌شون نمی‌آد.

35:00.400 --> 35:02.239
‫از پول چی؟
‫(خوش‌شون می‌آد؟)

35:02.240 --> 35:03.359
‫- چی؟
‫- اوه، نمی‌دونم...

35:03.360 --> 35:06.740
‫منظورم اینه که من... من...
‫من الان شدیدا خیس و سردمه.

35:06.973 --> 35:08.107
‫و ناراضی.

35:08.660 --> 35:09.760
‫نمی‌تونم...

35:12.146 --> 35:14.551
‫گاوهامم عین گوسفندهام حرف گوش نکن هستن،

35:14.552 --> 35:16.052
‫شُر شُر داره بارون می‌باره،

35:16.053 --> 35:17.939
‫کفش‌هاشم با فضولات پوشیده شده.

35:17.940 --> 35:20.545
‫نمی‌دونم چرا اینقدر این به نظرم خنده‌داره.

35:20.546 --> 35:25.505
‫دلیلش اینه که تا حالا اصلا تو دریای مدیترانه قایق‌سواری نکردی...

35:25.506 --> 35:27.747
‫یا خوردنِ یه ماکارونیِ دلپذیر رو تجربه نکردی...

35:27.748 --> 35:30.819
‫بیا یه خرده کوچیک‌ترش کنیم.
‫اون یکی اونجا رو بگیر.

35:30.820 --> 35:32.386
‫جرمی، اونو بگیر.

35:33.446 --> 35:35.093
‫- برید!
‫- برید دیگه!

35:35.826 --> 35:36.965
‫یالا برید!

35:37.100 --> 35:41.199
‫در نهایت خوشبختانه تونستیم دینی رو توی نگهدارنده گیر بندازیم.

35:43.181 --> 35:43.847
‫خب...

35:43.848 --> 35:46.401
‫باید دستمو بکنم توش، فقط برا این‌که...

35:46.408 --> 35:48.021
‫مطمئن بشم کاملا آماده‌اس.

35:48.753 --> 35:50.513
‫اگه من بودم که الان این‌کارو نمی‌کردم.

35:50.514 --> 35:52.006
‫داره تمیز کاری می‌کنه...

35:52.007 --> 35:52.892
‫منظورت چیه؟

35:52.893 --> 35:55.312
‫برای این‌که مطمئن بشم رحم و تخمدان داره.

35:57.193 --> 36:00.278
‫صداش شبیه بادکنکه
‫و من از بادکنک می‌ترسم.

36:00.279 --> 36:01.479
‫می‌ترسی؟

36:01.480 --> 36:04.300
‫بدجوری می‌ترسم.
‫نمی‌فهمی دارم چی میگم که.

36:04.593 --> 36:06.572
‫هیچوقت تو اتاقی که توش بادکنک باشه نمی‌رم.

36:06.573 --> 36:07.887
‫- واقعا؟
‫- آره.

36:08.686 --> 36:10.899
‫میرینم به خودم، عینِ...

36:12.160 --> 36:13.359
‫به کسی نگی اینوها!

36:14.906 --> 36:17.086
‫می‌خوام ببینم همه چیزشو داره یا نه.

36:17.087 --> 36:20.626
‫عینِ تست پروستاته ولی در سطح صنعتی.
‫(چک کردن سرطان پروستات)

36:22.979 --> 36:24.141
‫همه چیز...

36:24.799 --> 36:26.205
‫یا خودِ خدا...

36:30.280 --> 36:31.528
‫رحمش همین‌جاست.

36:31.734 --> 36:32.715
‫که خیلی خوبه.

36:33.140 --> 36:34.414
‫خوبه، مشکلی نداره.

36:34.854 --> 36:37.314
‫- همه چیزاشو داره؟
‫- آره، داره.

36:37.826 --> 36:39.500
‫این دیه چه کوفتیه؟

36:39.501 --> 36:40.801
‫این گوهه!

36:41.120 --> 36:43.101
‫فکر کردم دستتو کردی تو واژنش.

36:43.406 --> 36:46.406
‫مقعدی انجامش دادم.
‫خب اساسا وارد کونش شدم.

36:46.407 --> 36:49.699
‫و می‌تونم رحم رو از بیرونش احساس کنم.

36:49.853 --> 36:52.991
‫- پس باید از در پشتی وارد بشی؟
‫- آره.

36:52.992 --> 36:56.052
‫خب الان می‌خوام پِرد رو قرار بدم داخلش.

36:56.053 --> 36:58.519
‫این به «پروژسترون» آغشته شده.
‫(یکی از هورمون‌های جنسی زنانه است)

36:58.520 --> 37:00.092
‫این یکی از هورمون‌های جنسیه.

37:00.093 --> 37:02.479
‫پس این باعث می‌شه که تخمک‌گذاری آغاز بشه؟

37:02.480 --> 37:04.012
‫خب، بیرون آوردنش باعث این اتفاق می‌شه.

37:04.013 --> 37:05.533
‫که باعث می‌شه چرخه جنسی بعدی شروع بشه.

37:05.534 --> 37:07.399
‫و این چقدر باید اون تو بمونه؟

37:07.400 --> 37:08.965
‫- یک هفته.
‫- باشه.

37:09.759 --> 37:10.825
‫بریم تو کارش...

37:10.826 --> 37:13.438
‫مثلث تولید مثل داره از راه می‌رسه.

37:13.439 --> 37:15.472
‫آره، منم همینطور فکر می‌کنم.

37:17.520 --> 37:18.799
‫واو واو واو...

37:20.160 --> 37:21.841
‫اینم از این... برو.

37:22.293 --> 37:23.925
‫برو! برو!

37:26.188 --> 37:28.795
‫بالاخره نوبت به فلفل رسید.

37:30.373 --> 37:32.673
‫آروم باش فلفل، گاو خوبی هستی تو.

37:32.674 --> 37:33.693
‫این یکی رو دوست دارم.

37:33.694 --> 37:36.519
‫خوبه، آره.
‫مشکلی نداره.

37:36.566 --> 37:38.514
‫خیلی‌خب، گاوها رو آزاد کن.

37:42.400 --> 37:44.532
‫خب همه اینا رو کشوندیم آوردیم اینجا جمع‌شون کردیم،

37:44.533 --> 37:46.919
‫گذاشتیم‌شون تو اینجا، یه ساعتِ تموم سرشون داد و فریاد کردیم،

37:46.920 --> 37:49.473
‫و بعدش ول‌شون کردیم و الان دارن با خودشون میگن:

37:49.474 --> 37:50.800
‫«چرا؟»

37:51.613 --> 37:53.573
‫ببین، دمش رو گرفته بالا.

37:54.480 --> 37:56.206
‫آخی، فلفلی!

37:57.873 --> 38:02.613
‫از اونجایی که باید یک هفته صبر می‌کردیم تا لقاح مصنوعی انجام بشه...

38:04.580 --> 38:05.502
‫آماده‌ای؟

38:06.374 --> 38:08.118
‫کیلب و برادرش کِیرون...

38:08.119 --> 38:11.712
‫تصمیم گرفتند که حصار گاوها رو به درستی تعمیر کنن...

38:14.160 --> 38:15.725
‫در حالی که من تصمیم گرفتم...

38:15.726 --> 38:18.379
‫به برخی از کارهای تمیز کردن و نگهداری برسم.

38:19.280 --> 38:20.798
‫خیلی‌خب، حالا چی؟

38:20.799 --> 38:22.685
‫بالا، برو بالا و کنار.

38:23.093 --> 38:27.719
‫با بوته‌های نامرتبِ روبه‌روی خونه جرالد شروع کردم.

38:28.025 --> 38:29.506
‫بریدن بوته‌ها.

38:33.120 --> 38:34.845
‫آرررره.

38:35.805 --> 38:37.173
‫عالیه، عالیه.

38:39.080 --> 38:40.380
‫درسته جرالد.

38:40.580 --> 38:44.485
‫«جی-داگ» قراره از خوشحالی بمیره وقتی که...
‫ (G-Dog نام یک مستند در مورد زندگی یک گنگستر
‫که ظاهر و قیافه شخصیتش شبیه به جرالد هست)

38:44.486 --> 38:48.805
‫ببینه اومدم بیرون و دارم بوته‌هاش رو واسش مرتب میکنم.

38:50.120 --> 38:52.493
‫یا عیسی مسیح!

38:55.160 --> 38:57.107
‫وای جرمی!

39:02.101 --> 39:05.678
‫خدایا، همین حالا اون دستگاه رو خاموش کن
‫وگرنه می‌زنی کل بوته‌ها رو نابود می‌کنی.

39:05.679 --> 39:06.888
‫محض رضای خدا آخه!

39:07.259 --> 39:10.112
‫این بوته‌هایی نبود که...
‫[حرف‌های نامفهوم جرالد]

39:13.047 --> 39:14.913
‫عیجب ریدمانیه!

39:15.086 --> 39:17.526
‫داره چه غلطی می‌کنه اون؟

39:17.706 --> 39:19.193
‫نگاش کنین. کلِ شاخه‌های توت‌ها رو یادش رفت بزنه.

39:19.194 --> 39:22.139
‫بهش گفتم که از پایین شروع کنه و بعد بره بالاتر.

39:22.140 --> 39:24.399
‫مثل اینه که یه تی‌شرت رو روی پشتت بذاری...

39:24.400 --> 39:27.839
‫تا سوراخ‌های کوفتی روش ایجاد کنی...
‫[نامفهوم]

39:27.840 --> 39:31.200
‫اگه تو یه کبوتر بودی... فرش...
‫[نامفهوم]

39:35.719 --> 39:37.294
‫بفرما رفیق، برین بهش.

39:40.793 --> 39:45.806
‫گفتم که... نمیدونم... نمیدونم...
‫[حرف‌های نامفهوم جرالد]

39:46.539 --> 39:48.953
‫[همچنان نامفهوم ادامه می‌ده]

39:58.112 --> 39:59.621
‫پس خوشحال نیستی ها؟

40:01.339 --> 40:03.979
‫خیلی‌خب، پس من اخراج شدم دیگه.

40:11.360 --> 40:14.586
‫راستش فکر نمی‌کردم کارم اینقدر بد باشد.

40:17.493 --> 40:19.773
‫هفت روز پس از بازدیدِ دیلوین،

40:19.774 --> 40:23.525
‫کاملا مشخص بود که تلیسه‌ها آماده بارداری بودن.

40:32.486 --> 40:35.419
‫نکن این کارو، حال به هم زنه!

40:39.039 --> 40:41.279
‫می‌دونم که برخی از شما...

40:41.280 --> 40:43.705
‫اون روز نگران شده بودین...

40:43.706 --> 40:48.539
‫همون روزی که دیلوینِ دامپزشک
‫کلِ دستشو تا ته می‌کرد تویِ...

40:48.540 --> 40:50.679
‫تویِ تلیسه‌ها، اما واقعا...

40:50.680 --> 40:54.579
‫دیگه جای نگرانی نیست، چون صبح روز بعدش...

40:54.580 --> 40:56.913
‫یه عکس گرفتم، نه از اون خوباش...

40:56.914 --> 41:01.314
‫اما یه عکسی از دینیِ تلیسه گرفتم که...

41:02.046 --> 41:03.833
‫لمس شده بود و...
‫(فرو کرده بودن بهش)

41:06.306 --> 41:07.446
‫عکسِ اینه. ببینین.

41:07.447 --> 41:10.412
‫خودش تنهایی پا شده بود رفته بود توی نگهدارنده.

41:12.986 --> 41:16.305
‫(دینی): «اون مردِ ولزیِ دستکش‌دارِ کجاست؟ کجا رفته؟

41:16.306 --> 41:18.694
‫وایسادن تو اینجا خیلی خوبه.»

41:19.680 --> 41:21.999
‫به هر حال، الان باید حامله‌شون کنیم.

41:22.186 --> 41:25.386
‫یالا گاوها، وقتشه که حامله بشین.
‫خب البته دو تاتون.

41:25.560 --> 41:27.160
‫برید، برید.

41:27.560 --> 41:28.238
‫برید.

41:28.239 --> 41:32.279
‫و این بدین معنی بود که یه بار دیگه باید ببریم‌شون تویِ نگهدارنده.

41:32.280 --> 41:33.185
‫برید.

41:33.186 --> 41:35.406
‫نه، نه، نه، نه.

41:36.040 --> 41:37.086
‫بس کن!

41:37.586 --> 41:38.485
‫برید دیگه.

41:41.293 --> 41:42.901
‫زودباشین دخمل‌ها!

41:45.599 --> 41:47.958
‫تعداد سکس‌هایی که داره انجام می‌شه رو دیدی؟

41:47.959 --> 41:50.819
‫مثل اینه که تو پارتی‌های دبیرستانی باشه.

41:51.719 --> 41:53.686
‫اوه لعنتی، دیدین؟

41:54.020 --> 41:56.505
‫حشریت دیوونه‌شون کرده.

41:56.506 --> 41:59.219
‫همین که جمع کردن گاوها توی آغل تموم شد،

41:59.966 --> 42:04.805
‫چارلی، دیلوین و تیمِ گاوچرون با «آبِ مردونه» از راه رسیدند.
‫(اسپرم)

42:05.566 --> 42:07.879
‫واقعا همه اینا اسپرمه؟

42:07.880 --> 42:08.321
‫نه.

42:08.322 --> 42:10.552
‫نه، نیتروژن مایع هم توش هست.

42:10.553 --> 42:12.945
‫- آها پس خنک نگهش می‌داره.
‫- برای خنک نگهداشتن‌شه.

42:12.946 --> 42:16.705
‫بعد از یه بار دیگه به نمایش گذاشتنِ مهارت‌های جدید گله داریم...

42:16.706 --> 42:18.085
‫نه وایسا.

42:19.113 --> 42:20.387
‫وایسین!

42:21.386 --> 42:25.393
‫فلفل رو برای تزریق مَنی وارد نگهدارنده کردیم.

42:25.660 --> 42:26.832
‫این یه نایزه هست.

42:26.833 --> 42:28.713
‫اون یه «نایزه» هست.
‫(چیزی شبیه به نِی، سرنگ یا پرِ کاه)

42:28.714 --> 42:30.179
‫اصلا نمیدونم نایزه چیه دیگه.

42:30.180 --> 42:31.847
‫- سرنگه.
‫- یه دونه سرنگ.

42:31.848 --> 42:35.179
‫به نظر نمی‌رسه که خیلی اسپرم توش باشه.
‫همین یه ذره فقط هست؟

42:35.180 --> 42:37.319
‫این 10سی‌سی هست؟
‫ (cc واحدی برای مایعات برابر با 1 میلی‌لیتر)

42:37.320 --> 42:38.400
‫کمتر از اینه چون...

42:38.401 --> 42:41.233
‫نه، این میانگین مقدارِ انزال یه مرد هست.

42:41.274 --> 42:43.594
‫به همین دلیله که به اون گروهِ میگن «10cc».
‫(گروهِ راکِ انگلیسی در سال 1972
‫اما دلیل نامگذاری‌شون این نیست!)

42:43.595 --> 42:44.738
‫هیچکدوم‌تون نمی‌دونستین؟
‫(میانگین انزال مردان در حقیقت 3-4سی‌سی هست)

42:44.739 --> 42:45.759
‫نه.

42:45.760 --> 42:48.052
‫بعد سرنگ رو می‌ذاری توی تفنگ.

42:48.053 --> 42:49.073
‫تویِ تفنگ؟

42:49.074 --> 42:50.765
‫- تویِ تفنگ لقاح مصنوعی.
‫- تفنگِ لقاح مصنوعی.

42:50.779 --> 42:52.912
‫واقعا لحظه خیلی هیجان‌انگیزیه مگه نه؟

42:53.407 --> 42:55.593
‫و برای گرم نگه داشتنش، می‌ذاریش پشتت روی کمرت.

42:55.813 --> 42:56.613
‫چی؟

42:57.800 --> 42:59.872
‫فهمیدم، وقتی که «هیروت»ها رو می‌پوشی.
‫ (ظاهرش شبیه کسایی شده که سازِ Bagpipes رو می‌پوشن)

42:59.873 --> 43:01.599
‫هیروت‌ها رو تن می‌کنی.

43:02.059 --> 43:03.100
‫بعدش...

43:04.739 --> 43:06.839
‫من الان... چه حسی داری الان؟

43:06.840 --> 43:09.725
‫خیلی‌خب، الان دهانه رحمش رو تو دستم دارم.

43:10.140 --> 43:11.893
‫الان داره به دستم فشار می‌آره.

43:12.633 --> 43:15.059
‫- پس باید از دهانه رحم عبور کنه؟
‫- آره، مسقیم بره داخل.

43:15.060 --> 43:17.533
‫و بعد همونطور که از دهانه رحم عبورش دادیم...

43:17.534 --> 43:19.539
‫و خیلی آروم رهاش می‌کنیم بره.

43:19.540 --> 43:20.519
‫آزاد شد.

43:20.793 --> 43:22.120
‫یالا دختر.

43:22.546 --> 43:24.252
‫- خوبه.
‫- یالا دینی، برو تو.

43:24.253 --> 43:25.639
‫از اون تو که خوشت می‌آد.

43:25.839 --> 43:29.565
‫خب پس، منبع گوشت گاو من در حال حاضر راه‌اندازی شد...

43:29.799 --> 43:31.585
‫دو تا تلیسه‌ها قطعا حامله شدن.

43:31.586 --> 43:33.026
‫خیلی ممنونم.

43:33.887 --> 43:36.591
‫تخم مرغ‌ها تولید می‌شدن...
‫به سرعت و زیاد...

43:36.592 --> 43:38.707
‫برداشت امروز صبح خیلی خوب بود!

43:40.240 --> 43:43.525
‫و چاشنی فلفل در حال تولید بود.

43:44.819 --> 43:50.912
‫بنابراین همه چیز برای رستوران دوست‌دارِ
‫محیطِ زیستِ جدید من خوب به نظر می‌رسید.

43:51.200 --> 43:53.285
‫تنها کاری که باید انجام میدادم این بود که...

43:53.286 --> 43:55.493
‫مصاحبه با مردم محلی رو برنده بشم.

43:56.725 --> 43:57.320
‫در قسمت بعدی...

43:57.320 --> 43:59.005
‫«دیدلی اسکوات» حامیِ باشگاهِ فوتبال چادیلگتون شده.
‫در قسمت بعدی...

43:59.006 --> 44:01.200
‫«دیدلی اسکوات» حامیِ باشگاهِ فوتبال چادیلگتون شده.
‫

44:01.386 --> 44:04.299
‫اینجا روستای کوچیکیه و با خودم گفتم که
‫به جای این‌که مردمش در موردم شایعه‌پراکنی کنن،

44:04.300 --> 44:06.772
‫خودم برم و توضیح بدم که داریم چی‌کار می‌کنیم.

44:06.773 --> 44:08.417
‫تو ما مردم محلی رو احمق توصیف کردی!

44:08.418 --> 44:10.946
‫گفته بودی: «هر روستایی یه دونه احمق داره، اینجا شیش تا!»

44:12.811 --> 44:23.598
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
