1
00:00:01,361 --> 00:00:07,351
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,006 --> 00:00:12,968
‫
‫[موسیقی: A Hazy Shade Of Winter
‫از Simon and Garfunkel]

3
00:00:13,035 --> 00:00:16,388
«مزرعه کلارکسون»
«فصل دوم»

4
00:00:29,702 --> 00:00:33,055
‫«مزرعه کلارکسون»

5
00:00:33,063 --> 00:00:36,448
ترجمه
AfshinSubs

6
00:00:38,360 --> 00:00:41,315
‫به «مزرعه کلارکسون» خوش برگشتین!

7
00:00:43,326 --> 00:00:46,999
‫تقریبا یک سال از آخرین باری که
‫گروه فیلمبرداری اینجا بود می‌گذره.

8
00:00:47,872 --> 00:00:50,372
‫اما با وجود اینکه دوربین‌ها از کار افتادند،

9
00:00:50,380 --> 00:00:53,913
‫زندگی در «Diddly Squat» همچنان جریان داشت.
‫(نامی که جرمی در فصل 1 برای مزرعه و فروشگاهش انتخاب کرد)

10
00:00:56,819 --> 00:01:00,219
‫در میون رفت و آمد‌های آشنا،

11
00:01:00,220 --> 00:01:02,613
‫چند تایی تغییرات کوچیک هم رخ داده.

12
00:01:05,266 --> 00:01:07,299
‫گوسفندهای خونه خراب‌کُنِ گرون قیمت،

13
00:01:07,300 --> 00:01:10,459
‫در حال حاضر توسط یک گوسفنددار واقعی،

14
00:01:10,460 --> 00:01:12,114
‫درست پایین جاده نگهداری می‌شن.

15
00:01:12,720 --> 00:01:15,161
‫من ابزارها و گوسفندها رو تهیه می‌کنم،

16
00:01:15,162 --> 00:01:18,315
‫اون کار رو انجام می‌ده و بعد ضررها رو تقسیم می‌کنیم.

17
00:01:20,160 --> 00:01:22,854
‫ما در حال کشت یک محصول جدید به نام «گندم نِی‌رشته» هستیم،

18
00:01:22,855 --> 00:01:25,080
‫که برای تهیه ماکارونی استفاده می‌شه.

19
00:01:27,000 --> 00:01:29,680
‫میلیون‌ها زنبور جدید اضافه کردیم.

20
00:01:31,560 --> 00:01:34,059
‫و در مورد موضوع «گرده افشانی»،
‫(رابطه جنسی)

21
00:01:34,060 --> 00:01:37,200
‫یک عضو جدید به جامعه‌ «دیدلی اسکوات» اضافه شد.

22
00:01:40,735 --> 00:01:44,122
‫«اسکار»

23
00:01:44,622 --> 00:01:46,319
‫«جولای 2021»

24
00:01:46,320 --> 00:01:48,508
‫و سپس می‌رسیم به فروشگاهِ مزرعه،

25
00:01:48,509 --> 00:01:52,509
‫که معلوم شد محبوب‌تر از
‫اون چیزی هست که انتظارش رو داشتیم.

26
00:02:00,460 --> 00:02:02,219
‫و اینم 6 پوند و 72 پِنی.

27
00:02:02,513 --> 00:02:03,746
‫خیلی متشکرم.

28
00:02:03,747 --> 00:02:04,787
‫سلام، حالتون چطوره؟

29
00:02:11,040 --> 00:02:12,440
‫نظاره کن...

30
00:02:12,640 --> 00:02:14,195
‫این کاملا... پُره.

31
00:02:15,992 --> 00:02:18,305
‫3 تا جای خالی بیشتر اون پایین باقی نمونده، اینطور نیست؟

32
00:02:18,306 --> 00:02:19,366
‫همینه.

33
00:02:19,619 --> 00:02:22,612
‫هفته پیش جاده اصلی قفل شده بود.

34
00:02:22,771 --> 00:02:25,339
‫- من تو ترافیک گیر کرده بودم.
‫- آره واسه 3 ساعت.

35
00:02:25,340 --> 00:02:28,420
‫مردم نمی‌تونستن برن به مرکز بهداشت تا واکسینه بشن.

36
00:02:28,598 --> 00:02:31,218
‫نمی‌تونستن واسه ایستگاه آتش‌ نشانی خدمه بفرستن.

37
00:02:31,960 --> 00:02:33,945
‫- اصلا خوب نیست، نه؟
‫- می‌دونم، پس اگه...

38
00:02:33,946 --> 00:02:37,005
‫- اگر این ترافیک به جاده اصلی برگرده...
‫- دوباره قفل می‌شیم تو هم.

39
00:02:38,080 --> 00:02:40,653
‫این بدین معنا بود که مجبور بودیم
‫دو هکتار از گندم‌ها رو درو کنیم،

40
00:02:40,654 --> 00:02:42,473
‫تا یک پارکینگ درست کنیم،

41
00:02:42,474 --> 00:02:44,365
‫و حتی این هم کافی نبود.

42
00:02:45,080 --> 00:02:47,848
‫وقتی دارم این‌ها رو درو می‌کنم
‫قراره حسابی گریه کنم اون تو.

43
00:02:47,849 --> 00:02:49,915
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫منم همینطور.

44
00:02:50,138 --> 00:02:51,371
‫نباید این کار رو کنیم؟

45
00:02:53,132 --> 00:02:54,272
‫رئیس تویی.

46
00:02:54,892 --> 00:02:57,892
‫ولی تو بودی که چند روز پیش
‫تویِ «آی‌تی‌وی» گفتی که رئیس تویی.
‫ (ITV یکی از سرویس‌های تلویزیونی در بریتانیا)

47
00:02:57,893 --> 00:03:00,699
‫خب من رئیس بخش کشاورزی‌ام،
‫اما این یکی رو تو مدیریت می‌کنی.

48
00:03:01,199 --> 00:03:03,059
‫پس چرا یه خرده از اینجا رو درو نمی‌کنی؟

49
00:03:03,060 --> 00:03:04,813
‫آره، پس باید به همه بگی برگردن عقب.

50
00:03:14,220 --> 00:03:15,520
‫فکر اینجاشو نکرده بودم.

51
00:03:15,521 --> 00:03:18,013
‫فکرشو نمی‌کردم این همه آدم بیاد.

52
00:03:29,806 --> 00:03:34,087
‫در حقیقت، مشکلات فروشگاه مزرعه
‫باید توسط لیسا حل و فصل می‌شد،

53
00:03:34,460 --> 00:03:37,525
‫چون من بیش از حد درگیر بمب ساعتی بودم که،

54
00:03:37,532 --> 00:03:41,685
‫در هر مزرعه‌ای توی کشور تیک تاک می‌کرد.

55
00:03:46,695 --> 00:03:49,322
‫«مزرعه کلارکسون»

56
00:03:49,323 --> 00:03:51,589
‫«قسمت 9»

57
00:03:51,596 --> 00:03:56,516
‫«قسمت 9»
‫«دوام آوردن»

58
00:04:01,073 --> 00:04:03,788
‫اول از همه، فصل برداشت بود.

59
00:04:04,513 --> 00:04:05,794
[‫]موسیقی: Yeo Valley Rap

60
00:04:05,794 --> 00:04:08,405
‫<i>♪ Yeo Valley, Yeo Valley ♪</i>

61
00:04:08,979 --> 00:04:11,359
‫<i>♪ We changed the game</i>
‫<i>That will never be the same ♪</i>

62
00:04:11,360 --> 00:04:14,108
‫<i>♪ Yeo Valley, Yeo Valley ♪</i>

63
00:04:14,513 --> 00:04:16,759
‫<i>♪ Big up your chest</i>
‫<i>Represent the West ♪</i>

64
00:04:16,846 --> 00:04:20,112
‫<i>♪ This isn't fictional farming</i>
‫<i>It's realer than real... ♪</i>

65
00:04:20,520 --> 00:04:21,885
‫اینم از این.

66
00:04:22,880 --> 00:04:24,405
‫دومین برداشتم.

67
00:04:26,000 --> 00:04:30,885
‫سال گذشته، 520 هکتار جو، گندم و کُلزا،

68
00:04:30,886 --> 00:04:35,693
‫مبلغ کلی به اندازه 144 پوند رو برای من به ارمغان آورد.
‫(تقریبا 8 میلیون تومان)

69
00:04:38,341 --> 00:04:41,221
‫این بار، مشخصه که انتظار بیشتری داشتم،

70
00:04:41,222 --> 00:04:46,301
‫که با تست بسیار مهمِ رطوبت در مزارع جو شروع کردیم.

71
00:04:47,799 --> 00:04:49,679
‫خب امیدوارم که امروز تموم این جوها رو تموم کنیم.

72
00:04:49,687 --> 00:04:50,946
‫خوب می‌شه، نه؟

73
00:04:51,085 --> 00:04:52,812
‫وقتی که «سوپرمارکت» باز نمی‌کنی،
‫ (اشاره به برنامه Supermarket Sweep)

74
00:04:52,820 --> 00:04:55,205
‫و یا به «جزیره عشق سلبریتی‌ها» نمی‌ری، چی می‌شه؟
‫ (Love Island برنامه بریتانیایی)

75
00:04:57,279 --> 00:04:59,425
‫من که نمی‌رم به «جزیره عشق».
‫نیمه دیگرم ازش خوشش نمیاد.

76
00:04:59,426 --> 00:05:01,406
‫- درسته، پس چیه؟
‫- من یه سلبریتی‌ام.

77
00:05:01,900 --> 00:05:05,305
‫- خیلی دوست دارم تو استرالیا ببینمت.
‫- احتمالا این دیگه بدترین چیزه.

78
00:05:05,306 --> 00:05:08,259
‫در واقع «رفتن» چیزیه که بیشتر از همه ازش می‌ترسم.

79
00:05:08,547 --> 00:05:11,707
‫- فقط نمی‌خوای که به استرالیا بری.
‫- آره، اگر اونا بیان اینجا...
‫(اشاره به جنگ میان استرالیا و بریتانیا در قرون گذشته)

80
00:05:13,575 --> 00:05:14,081
‫انجامش می‌دم.

81
00:05:14,082 --> 00:05:17,208
‫«من یه سلبریتی‌ام و تویِ "چیپینگ نورتون" زندگی می‌کنم»
‫ (Chipping Norton منطقه مسکونی در جنوب-شرقی انگلستان)

82
00:05:21,200 --> 00:05:22,160
‫آماده‌ای؟

83
00:05:23,800 --> 00:05:25,208
‫15.9

84
00:05:26,480 --> 00:05:30,919
‫از اونجایی که از عدد جادویی 15.5 فاصله‌ای نداشتیم،
‫(عدد مطلوب رطوبت جو برای درو)

85
00:05:30,920 --> 00:05:32,965
‫با سایمون تماس گرفتیم.

86
00:05:34,360 --> 00:05:37,740
‫و وقتی که با کمباین جدیدش از راه رسید،

87
00:05:37,741 --> 00:05:39,520
‫یک بار دیگه رطوبت رو اندازه گرفتم.

88
00:05:41,240 --> 00:05:43,652
‫15.3
‫خوبه، مگه نه؟

89
00:05:43,653 --> 00:05:45,501
‫آره خوبه، شروع می‌کنیم.

90
00:05:55,613 --> 00:05:57,393
‫خیلی‌خب، عینک آفتابی.

91
00:05:57,813 --> 00:05:58,885
‫آماده‌ایم.

92
00:06:00,126 --> 00:06:02,606
‫پدربزرگم، که ناگهان از دنیا رفت...

93
00:06:02,961 --> 00:06:04,300
‫این آهنگ واسه اونه.

94
00:06:04,506 --> 00:06:07,099
‫گروه «The Who»، اون منو علاقه‌مند به این گروه کرد.
‫(گروه راک انگلیسی که در سال 1964 در لندن شکل گرفت)

95
00:06:07,293 --> 00:06:09,812
[‫]موسیقی: Baba O'Riley از گروه The Who

96
00:06:15,479 --> 00:06:17,879
‫<i>♪ Out here in the fields ♪</i>

97
00:06:19,660 --> 00:06:22,180
‫<i>♪ I fight for my meals ♪</i>

98
00:06:24,080 --> 00:06:28,914
‫<i>♪ I get my back into my living ♪</i>

99
00:06:32,366 --> 00:06:34,621
‫<i>♪ I don't need to fight ♪</i>

100
00:06:36,486 --> 00:06:38,806
‫<i>♪ To prove I'm right ♪</i>

101
00:06:40,760 --> 00:06:45,115
‫<i>♪ I don't need to be forgiven ♪</i>

102
00:06:45,273 --> 00:06:47,228
‫یک ساله از انجام دادن این کار می‌گذره.

103
00:06:49,146 --> 00:06:51,045
‫اگه بتونم چیزی رو بیاد بیارم.

104
00:06:56,973 --> 00:06:59,328
‫<i>♪ Sally, take my hand ♪</i>

105
00:07:00,440 --> 00:07:01,902
‫این هم از این!

106
00:07:04,546 --> 00:07:06,379
‫<i>♪ Put out the fire ♪</i>

107
00:07:06,380 --> 00:07:07,346
‫حرکت کن!

108
00:07:08,707 --> 00:07:09,386
‫وای!

109
00:07:10,320 --> 00:07:12,400
‫سر راهت پارک کرده، سایمون؟

110
00:07:12,926 --> 00:07:13,520
‫آره.

111
00:07:13,521 --> 00:07:15,173
‫ترافیک خیلی زیادی توی این منطقه وجود داره.

112
00:07:20,346 --> 00:07:23,446
‫هدف امروزمون این بود که بار جو رو از رو دوش‌مون برداریم،

113
00:07:23,447 --> 00:07:28,227
‫اما فقط چند تا بار خالی کرده بودیم،
‫تا قبل از اینکه کِیلب بیاد پشت بیسیم.

114
00:07:29,160 --> 00:07:31,693
‫رطوبت اومده روی حدود 15.8.

115
00:07:32,325 --> 00:07:34,271
‫15.5 سطحیه که ما نیاز داریم.

116
00:07:34,272 --> 00:07:36,092
‫واقعا نمی‌خوایم که از این بالاتر بریم.

117
00:07:37,953 --> 00:07:41,031
‫از اونجایی که این اعداد برای من
‫خیلی لب مرزی به نظر می‌رسید،

118
00:07:41,039 --> 00:07:44,233
‫از شادترین مدیر اراضی بریتانیا راهنمایی خواستم.

119
00:07:45,000 --> 00:07:45,900
‫سلام.

120
00:07:45,967 --> 00:07:47,546
‫چارلی، سلام، منم.

121
00:07:47,547 --> 00:07:50,613
‫آخرین باری که اندازه گرفتیم، رطوبتش 15.8 بود.

122
00:07:51,099 --> 00:07:54,313
‫آره، خیلی زیاده.

123
00:07:54,886 --> 00:07:56,466
‫پس باید کار رو متوقف کنیم؟

124
00:07:56,467 --> 00:07:57,265
‫آره.

125
00:07:57,266 --> 00:07:58,839
‫خب، این اذیت‌کننده‌اس.

126
00:07:58,840 --> 00:08:00,640
‫آزاردهنده‌اس، قطعا.

127
00:08:00,746 --> 00:08:03,319
‫بسیارخب، ممنون چارلی،
‫به زودی باهات حرف می‌زنم.

128
00:08:04,100 --> 00:08:05,799
‫- باشه، خداحافظ.
‫- خداحافظ.

129
00:08:07,192 --> 00:08:08,953
‫ای چیز توش بره!

130
00:08:10,986 --> 00:08:13,106
‫عجب فشاری به کون آدم میاره.

131
00:08:13,560 --> 00:08:14,740
‫چی داریم حالا؟

132
00:08:15,053 --> 00:08:18,205
‫سه تا بار تریلی، همین. می‌شه 36 تن.

133
00:08:19,326 --> 00:08:22,206
‫اینطور نیست که فقط طرز فکر یه کشاورز بودن رو داشته باشی.

134
00:08:22,293 --> 00:08:23,833
‫فقط تو رختخواب دراز می‌کشم،

135
00:08:23,834 --> 00:08:24,979
‫و با خودم میگم جوها اون بیرونن،

136
00:08:24,980 --> 00:08:28,027
‫و از بهترین حالت‌شون خارج شدن و من نمی‌تونم «دروشون» کنم.
‫(معنی دوم: بلند کردن، شق کردن)

137
00:08:29,040 --> 00:08:31,286
‫منظورم این نیست که نمی‌تونم شق کنم،
‫منظورم اینه که...

138
00:08:31,700 --> 00:08:33,487
‫نمی‌تونم جوها رو درو کنم.

139
00:08:35,680 --> 00:08:38,940
‫من و کیلب آخرین بار رو به انبارمون بردیم،

140
00:08:38,941 --> 00:08:44,221
‫که به طرز آزاردهنده‌ای یه بار دیگه توسط
‫خرابکارهای محلی مورد بازدید قرار گرفته بود.

141
00:08:45,779 --> 00:08:47,972
‫این همون دسته کاه‌هایی هست که سال گذشته آتیش زدن،

142
00:08:47,973 --> 00:08:50,653
‫و سعی کردن که این یکی رو هم امسال آتیش بزنن.

143
00:08:51,026 --> 00:08:53,438
‫چند روز پیش با پلیس صحبت کردم.

144
00:08:53,439 --> 00:08:55,339
‫دایره جنایی پلیس روستایی.

145
00:08:55,579 --> 00:08:58,079
‫اونا «میتسوبیشی L200»شون رو خراب کردن،

146
00:08:58,080 --> 00:09:00,165
‫که می‌تونستن مجرم‌ها رو باهاش تعقیب کنن،

147
00:09:00,166 --> 00:09:02,299
‫و یه «واکسول کورسا» بهشون دادن.

148
00:09:02,826 --> 00:09:06,018
‫داریم در مورد «پادشاهی متحده بریتانیای کبیر»
‫و «ایرلند شمالی» حرف می‌زنیم،

149
00:09:06,019 --> 00:09:07,819
‫ششمین کشور ثروتمند جهان.

150
00:09:07,820 --> 00:09:11,006
‫آخه لعنتیا چطور می‌خوان یکی رو با یه کورسا دستگیر کنن؟

151
00:09:12,520 --> 00:09:13,959
‫حتی اعصاب‌ خردکن‌تر هم شد،

152
00:09:13,960 --> 00:09:16,892
‫به دلیل کمبود راننده کامیون در کشور،

153
00:09:16,893 --> 00:09:20,746
‫فقط تونستیم یک کامیون رو رزرو کنیم تا جو رو ببریم.

154
00:09:21,640 --> 00:09:24,700
‫و این یعنی مقداری از اون بیرون می‌مونه.

155
00:09:26,133 --> 00:09:29,299
‫و پیش‌بینی وضع هوا گفته که فردا بارونیه.

156
00:09:31,126 --> 00:09:32,065
‫دیگه کفری شدم.

157
00:09:32,066 --> 00:09:34,106
‫چقدر جو اینجا داریم؟ 5 تن؟

158
00:09:34,993 --> 00:09:36,613
‫آره، تقریبا 4 یا 5 تن.

159
00:09:36,966 --> 00:09:39,125
‫قراره آخر هفته رو اینجا باشه و فاسد بشه.

160
00:09:40,178 --> 00:09:43,424
‫تقریبا به اندازه 750 پوند جو ریخته اینجا،

161
00:09:43,425 --> 00:09:45,665
‫- و داره ریده می‌شه بهش.
‫- آره، آره، آره.

162
00:09:46,119 --> 00:09:49,205
‫اما ممکنه پیش‌بینی هواشناسی اشتباه باشه.
‫شاید فردا صبح هوا خوب بود.

163
00:09:49,760 --> 00:09:51,412
‫ما که اصلا نمی‌دونیم، می‌دونیم؟

164
00:09:54,120 --> 00:09:56,720
‫روز بعد، دونستیم.

165
00:10:02,640 --> 00:10:04,306
‫به خشکی شانس!

166
00:10:07,186 --> 00:10:10,206
‫یه پیام از سمت تاجر غلات داشتم.

167
00:10:10,207 --> 00:10:12,306
‫برای همین دیشب کار رو متوقف کردیم.

168
00:10:12,307 --> 00:10:12,959
‫آره.

169
00:10:13,113 --> 00:10:16,480
‫بار امروز صبح 16.5% رطوبت داشت.

170
00:10:16,947 --> 00:10:20,107
‫هزینه خشک کردنش 9.75 پوند هست.

171
00:10:20,666 --> 00:10:21,559
‫برای هر تن؟

172
00:10:21,560 --> 00:10:24,600
‫هر تن و 4.5% هم وزن از دست می‌ده.

173
00:10:25,486 --> 00:10:27,825
‫پس به اندازه 1.5 تن از اون بهت پولی نمی‌دن.

174
00:10:28,159 --> 00:10:31,512
‫پس اونا واسه رطوبت ازت پول می‌گیرن،
‫به همین دلیل دیشب کار رو متوقف کردیم.

175
00:10:32,160 --> 00:10:34,245
‫خب، چقدر ضرر کردیم؟

176
00:10:34,246 --> 00:10:37,212
‫خب این واسه‌مون 450 پوند هزینه داره،

177
00:10:37,213 --> 00:10:41,733
‫- براساس مالیات بازرگانی.
‫- و 750 پوند جو...

178
00:10:42,200 --> 00:10:44,613
‫- باقی‌مونده همونجا.
‫- مونده و خیس می‌خورن.

179
00:10:46,360 --> 00:10:46,993
‫اما...

180
00:10:48,906 --> 00:10:51,912
‫به طرز ناامیدکننده‌ای...
‫از اونجایی که مشکلاتِ برداشت وجود داشت،

181
00:10:52,160 --> 00:10:55,838
‫در مقایسه با مشکلی که اکنون من و هر کشاورز دیگری،

182
00:10:55,839 --> 00:10:58,506
‫در بریتانیا با اون روبه‌رو هستیم، چیزی نبود.

183
00:10:59,240 --> 00:11:03,092
‫چیزی که از زمان رویداد پرهیاهوی «ژوئن 2016»...
‫ (Brexit خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا)

184
00:11:03,093 --> 00:11:05,193
‫در شرف وقوع بود.

185
00:11:08,700 --> 00:11:11,200
‫در مورد نتیجه هیچ شکی وجود نداره.

186
00:11:11,720 --> 00:11:14,840
‫مردم بریتانیا حرف‌شون رو زده‌اند،
‫و پاسخ اینه: «ما خارج می‌شیم».

187
00:11:15,486 --> 00:11:16,766
‫اسکای نیوز:
‫«بریتانیا رای به خروج داد»

188
00:11:16,767 --> 00:11:18,698
‫کشاورزها می‌دونستن که برگزیت به این معناست که،

189
00:11:18,699 --> 00:11:21,699
‫دیگه خبری از کمک‌های مالی و
‫یارانه‌های اتحادیه اروپا نخواهد بود.

190
00:11:21,832 --> 00:11:25,005
‫اما دولت بریتانیا به ما گفت که نگران نباشیم.

191
00:11:25,644 --> 00:11:28,838
‫ما حمایت از کشاورزیِ بریتانیا رو،

192
00:11:28,839 --> 00:11:31,006
‫توی سطح فعلی اون، 100% تضمین خواهیم کرد.

193
00:11:31,359 --> 00:11:35,044
‫این دولت نسبت به هر دولت دیگری
‫در اتحادیه اروپا و حتی سایر نقاط جهان،

194
00:11:35,045 --> 00:11:40,331
‫اطمینان بیشتری در مورد حمایت آینده
‫از کشاورزی رو ارائه کرده است.

195
00:11:41,280 --> 00:11:45,240
‫با این حال، همه این وعده‌ها تاکنون پوچ بوده.

196
00:11:46,119 --> 00:11:48,071
‫دولت ممکنه که در بلندپروازی شاخ باشه،

197
00:11:48,079 --> 00:11:52,219
‫اما کشاورزها می‌گویند در حال حاضر
‫پول و جزئیات است که کمیاب می‌باشد.

198
00:11:53,040 --> 00:11:54,995
‫ابهامات زیادی توی اون اطلاعیه وجود داره.

199
00:11:54,996 --> 00:11:57,758
‫ما نمی‌دونیم که اونا قراره برای چه چیزی پول بدن،
‫و نمی‌دونم چقدر قراره بدن.

200
00:11:57,759 --> 00:12:00,125
‫می‌دونین دیگه، خب من یک سال دیگه،

201
00:12:00,126 --> 00:12:01,892
‫دو سال دیگه، پنج سال دیگه با چه روشی کار خواهم کرد؟

202
00:12:01,893 --> 00:12:04,239
‫جزئیات زیادی برای کار کردن روشون وجود دارد.

203
00:12:04,439 --> 00:12:05,879
‫- در دوره پسا-برگزیت،
‫- خب.

204
00:12:05,880 --> 00:12:08,018
‫شما کشاورزها، وضعتون بهتر می‌شه یا بدتر؟

205
00:12:08,019 --> 00:12:09,006
‫بدتر می‌شه.

206
00:12:11,400 --> 00:12:13,820
‫این مسئله جنجالی، اکنون نیازمند،

207
00:12:13,821 --> 00:12:16,819
‫اقدامات قاطعانه از سمت من و چارلی بود.

208
00:12:17,580 --> 00:12:19,145
‫خب می‌دونیم که...

209
00:12:19,146 --> 00:12:22,526
‫سالانه 82000 پوند از کمک‌مالی خودت رو از دست میدی.

210
00:12:22,933 --> 00:12:24,685
‫در طول چند سال آینده...

211
00:12:24,686 --> 00:12:26,913
‫از هر هکتار صفر پوند بدست میاری.

212
00:12:28,126 --> 00:12:30,499
‫همه‌ی اون کمک‌های مالی مستقیم پرداخت می‌شن.

213
00:12:30,500 --> 00:12:33,379
‫پس ممکنه برخی از کمک‌ها و یارانه‌ها وجود داشته باشه،

214
00:12:33,380 --> 00:12:35,981
‫اما هنوز نمی‌دونیم که قراره اونا به چه منظوری پرداخت بشن؟

215
00:12:35,982 --> 00:12:40,598
‫نه، می‌دونم که اینو گفتن:
‫«پول دولتی در قبال کالای عمومی»
‫(پولی که دولت از مردم می‌گیرد - کالای غیررقابتی)

216
00:12:40,599 --> 00:12:43,781
‫بنابراین اونا به کشاورزها برای
‫تأمین کالاهای عمومی پول می‌دن.

217
00:12:43,782 --> 00:12:46,342
‫اما خب اینکه هیچ معنایی نداره.
‫این فقط یه شعاره.

218
00:12:46,566 --> 00:12:50,306
‫اما در حال حاضر مطلقا هیچ صحتی
‫برای این کلمات وجود ندارد.

219
00:12:50,314 --> 00:12:52,787
‫هر کشاورزی که باهاش صحبت کرده‌ام میگه:
‫«ما به سادگی...

220
00:12:53,414 --> 00:12:55,054
‫ما الان باید چیکار کنیم؟

221
00:12:55,055 --> 00:12:56,160
‫چه چیزی باید کشت کنیم؟

222
00:12:56,161 --> 00:12:57,667
‫چه چیزی نباید کشت کنیم؟»

223
00:12:57,668 --> 00:13:00,874
‫آیا اونا «گلیفوسات» رو ممنوع کردن؟
‫خب نمی‌دونیم، ممکنه.
‫ (Glyphosate ماده‌ای شیمیایی برای از بین بردن علف‌های هرز)

224
00:13:00,875 --> 00:13:02,941
‫- کشاورزها میگن: «نمی‌دونیم دولت می‌خواد چیکار کنه.»
‫- آره.

225
00:13:02,942 --> 00:13:03,381
‫آره، آره، آره.

226
00:13:03,382 --> 00:13:05,719
‫عجیبه واسم، مثل «فیفا» می‌مونه که میگه:
‫(فدارسیون بین‌المللی فوتبال)

227
00:13:05,726 --> 00:13:08,479
‫«سال آینده قوانین جدیدی برای فوتبال داریم».

228
00:13:08,480 --> 00:13:10,586
‫و همه تیم‌ها میگن:

229
00:13:10,587 --> 00:13:12,260
‫«خب، چی؟ قراره دیگه دروازه‌بان نداشته باشیم؟

230
00:13:12,261 --> 00:13:13,765
‫قراره دو تا توپ تو زمین داشته باشیم؟

231
00:13:13,766 --> 00:13:16,085
‫قراره فوتبال زن و مرد مختلط بشه؟
‫قراره چی بشه؟»

232
00:13:16,086 --> 00:13:17,358
‫- نه، فقط میگه: «ما فقط قوانین جدیدی داریم.»
‫- و بعدش...

233
00:13:17,359 --> 00:13:20,852
‫و بعدش میگن: «قوانین جدید تو راهه، فقط نمی‌دونیم اونا چی هستن.»

234
00:13:20,853 --> 00:13:23,452
‫آره، اما فصل مسابقات از هفته آینده شروع می‌شه!

235
00:13:23,453 --> 00:13:24,199
‫صحیح.

236
00:13:24,200 --> 00:13:25,707
‫خب یه خرده ناامیدی وجود داره.

237
00:13:26,553 --> 00:13:27,893
‫بگذریم... گوش کن...

238
00:13:27,894 --> 00:13:29,107
‫می‌ذاریم دولت...

239
00:13:29,108 --> 00:13:32,538
‫جلسات کمیته داشته باشن و
‫جلسات کمیته رو مشخص کنن،

240
00:13:32,539 --> 00:13:34,305
‫و همه اون چرت و پرت‌هارو انجام بدن.

241
00:13:34,547 --> 00:13:36,405
‫کون لق‌شون، کون لق همه‌شون.

242
00:13:36,986 --> 00:13:38,725
‫پس برنامه من اینه.

243
00:13:39,600 --> 00:13:40,012
‫خب.

244
00:13:40,660 --> 00:13:41,599
‫گاو.

245
00:13:42,753 --> 00:13:43,565
‫گاو؟

246
00:13:44,372 --> 00:13:46,758
‫می‌دونم گوسفندها یه فاجعه بود.

247
00:13:46,759 --> 00:13:47,311
‫آره.

248
00:13:47,312 --> 00:13:48,199
‫اما گاو...

249
00:13:48,772 --> 00:13:49,492
‫آره.

250
00:13:50,092 --> 00:13:54,112
‫چون اونا شماره دو رو انجام می‌دن.
‫(تاپاله میرینن)

251
00:13:54,113 --> 00:13:54,653
‫آره.

252
00:13:54,654 --> 00:13:56,607
‫میرینن روی مزارع که برای خاک مفیده.

253
00:13:56,608 --> 00:13:57,939
‫آره واسه خاک خوبه.

254
00:13:57,940 --> 00:14:00,305
‫روز بعدش اونا رو جا‌به‌جا می‌کنیم و بعد مرغ‌ها رو میاریم،

255
00:14:00,306 --> 00:14:01,579
‫به اونجایی که گاوها تاپاله ریختن،

256
00:14:01,580 --> 00:14:04,598
‫و مرغ‌ها کرم‌هایی که از تاپاله گاوها
‫بیرون میان رو می‌خورن.

257
00:14:04,599 --> 00:14:07,859
‫و تموم مدفوع‌ خودشون و مدفوع گاوها رو،

258
00:14:07,860 --> 00:14:08,940
‫توی خاک لگدکوب می‌کنن و
‫خاک رو بهبود می‌بخشن،

259
00:14:08,941 --> 00:14:11,058
‫و روز بعد اونا رو جابه‌جا می‌کنیم
‫و همینطوری ادامه پیدا می‌کنه.

260
00:14:11,059 --> 00:14:12,892
‫تا اینکه در نهایت کل مزرعه،

261
00:14:12,893 --> 00:14:15,112
‫دوباره تقویت می‌شه.

262
00:14:15,366 --> 00:14:17,586
‫یه سرمایه‌گذاری روی چرایِ دامه،
‫در نهایت نشات گرفته از...

263
00:14:17,587 --> 00:14:19,972
‫- همه چی مربوط به خاک می‌شه.
‫- مربوط به خاکه.

264
00:14:19,973 --> 00:14:22,999
‫پس یه جورایی به کشاورزی قدیمی برمی‌گردی.

265
00:14:23,007 --> 00:14:25,047
‫- برنامه من اینه.
‫- گاو.

266
00:14:25,440 --> 00:14:26,560
‫خب گاو، آره.

267
00:14:26,940 --> 00:14:28,085
‫چند تا گاو می‌خوای؟

268
00:14:28,253 --> 00:14:29,365
‫نمی‌دونم.

269
00:14:29,879 --> 00:14:33,292
‫خب گاوها ممکنه بخاطر وجود گورکن‌ها به «سل» مبتلا بشن.
‫(یک بیماری عفونی شایع و مرگبار)

270
00:14:33,300 --> 00:14:34,939
‫توی یه منطقه کاملا پرخطر هستیم.

271
00:14:34,940 --> 00:14:36,393
‫خب، گورکن‌ها رو می‌کشیم.

272
00:14:37,386 --> 00:14:38,986
‫نمی‌تونیم گورکن‌ها رو بُکشیم.

273
00:14:38,987 --> 00:14:40,059
‫چرا نمی‌تونیم بُکشیم؟

274
00:14:40,060 --> 00:14:41,026
‫چون ممنوعه.

275
00:14:41,720 --> 00:14:43,280
‫اما اگر اونا گاوها رو بکشن چی؟

276
00:14:43,500 --> 00:14:45,180
‫هنوز هم نمی‌تونی گورکن‌ها رو بکشی.

277
00:14:46,139 --> 00:14:48,032
‫نگران چیزی که هنوز پیش نیومده نباش.

278
00:14:48,587 --> 00:14:50,213
‫خب اینم از برنامه بعدیم...

279
00:14:50,840 --> 00:14:51,793
‫آماده‌ای؟

280
00:14:53,073 --> 00:14:56,339
‫انبار بره‌ها رو که دیگه بهش نیازی نداریم،

281
00:14:56,340 --> 00:14:57,819
‫به رستوران تبدیل کنیم.

282
00:14:58,566 --> 00:15:00,299
‫و توش گوشت گاو می‌فروشیم.

283
00:15:00,873 --> 00:15:03,013
‫گوشت گاوهای خودمون رو که توی همین جاده ذبح شده‌ان،

284
00:15:03,014 --> 00:15:06,954
‫تا پخته بشن و در رستورانی سرو بشن
‫که توی اونجا نشستی و...

285
00:15:06,955 --> 00:15:08,051
‫و گوسفند هم داری...

286
00:15:08,052 --> 00:15:10,594
‫خب همچنین بره هم خواهیم داشت،
‫چون هنوز گوسفندها رو داریم.

287
00:15:10,595 --> 00:15:13,567
‫پس گوشت گاو یا بره رو داریم،
‫سیب زمینی‌های خودمون رو هم داریم.

288
00:15:13,568 --> 00:15:14,028
‫آره.

289
00:15:14,029 --> 00:15:17,108
‫واسه «آبگوشت» آرد داریم،
‫نعنا واسه سس نعنا داریم،
‫(منظور نوعی غذای شبیه به آبگوشت)

290
00:15:17,109 --> 00:15:19,099
‫ترب کوهی هم داریم که همینجا رشد می‌کنه.

291
00:15:19,100 --> 00:15:22,385
‫گندم نی‌رشته داریم که می‌تونیم
‫باهاش ماکارونیِ خودمون رو درست کنیم.

292
00:15:22,385 --> 00:15:24,458
‫رستورانی که در اون همه چیز...

293
00:15:24,466 --> 00:15:27,199
‫هر چیزی که در اون می‌خوری...

294
00:15:27,580 --> 00:15:30,212
‫توی «دیدلی اسکوات» تولید شده.

295
00:15:32,286 --> 00:15:33,019
‫محشره.

296
00:15:33,020 --> 00:15:35,306
‫فقط جزئیات رسیدن همه چیز به...

297
00:15:35,307 --> 00:15:36,605
‫آره، اینو ببین.

298
00:15:36,606 --> 00:15:38,199
‫عکس روی... نگاش کن.

299
00:15:38,345 --> 00:15:40,265
‫این چیزیه که ما می‌خوایم: «فریزین».
‫ (Holstein Friesian یکی از نژادهای پرورشی گاو شیری)

300
00:15:40,266 --> 00:15:41,726
‫اینا گاوهای شیری‌ان.

301
00:15:41,727 --> 00:15:44,259
‫- وقتی میگی: «قراره بخوریم‌شون...»
‫- چی؟

302
00:15:44,460 --> 00:15:47,106
‫وقتی میگی: «بخوریم‌شون»،
‫آره، اینا گاو شیری‌ هستن.

303
00:15:47,660 --> 00:15:49,879
‫راه اندازی رستوران هزینه زیادی داره.

304
00:15:49,880 --> 00:15:51,565
‫من چیزی در مورد رستوران‌ها نمی‌دونم.

305
00:15:51,566 --> 00:15:53,505
‫- آره، می‌آن و می‌رن.
‫- می‌آن و می‌رن.

306
00:15:53,506 --> 00:15:56,739
‫می‌دونم که احتمال شکست 80درصدی وجود داره،
‫اما یه برنامه واسش دارم:

307
00:15:56,746 --> 00:15:58,486
‫«یکی از اون 20درصدی‌ها باش».

308
00:15:59,687 --> 00:16:01,160
‫همه چی... می‌دونم، همه چی همینجاست.

309
00:16:01,161 --> 00:16:03,565
‫همه چی همینجاست...
‫باید بخاطرش هیجان زده باشی.

310
00:16:03,566 --> 00:16:04,719
‫من فقط... فقط...

311
00:16:04,866 --> 00:16:06,513
‫خب به هر حال، این برنامه منه.

312
00:16:06,514 --> 00:16:08,393
‫ازم می‌خوای چند تا گاو واست پیدا کنم؟

313
00:16:08,394 --> 00:16:09,005
‫آره.

314
00:16:11,513 --> 00:16:13,686
‫در حالی که چارلی برای خرید گاو رفته بود،

315
00:16:13,687 --> 00:16:15,565
‫من به کارِ دور کردن برگشتم.

316
00:16:15,739 --> 00:16:17,285
‫اما این کار رو نکردم.

317
00:16:18,440 --> 00:16:21,979
‫چون توی چهار روز آینده اینقدر بارون بارید،

318
00:16:21,980 --> 00:16:24,885
‫که محصولات رو به طور مداوم مرطوب نگه می‌داشت.

319
00:16:32,466 --> 00:16:36,344
‫پس با فرض اینکه امروز هم نباید واسه‌ی کار در نظر بگیریم...

320
00:16:36,345 --> 00:16:37,405
‫لعنت بهش.

321
00:16:38,139 --> 00:16:40,393
‫این یکی یه شکاف بزرگ توش داره.

322
00:16:40,947 --> 00:16:44,405
‫تصمیم گرفتم که تموم تایرهای تراکتورم رو عوض کنم.

323
00:16:46,039 --> 00:16:50,085
‫چیز خنده‌دارش اینه که این هوایی که بیرون میاد
‫احتمالا 14 سال سن داره و آلمانی هم هست.

324
00:16:52,832 --> 00:16:53,925
‫کمک می‌خوای؟

325
00:16:54,281 --> 00:16:56,233
‫رفیقت گفت: «امیدوارم که بگی نه».

326
00:17:05,280 --> 00:17:06,135
‫نظرت چیه؟

327
00:17:07,706 --> 00:17:09,485
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

328
00:17:10,124 --> 00:17:11,478
‫ذرت‌ها آماده برداشتن.

329
00:17:11,479 --> 00:17:12,086
‫چی؟

330
00:17:12,087 --> 00:17:14,600
‫همه ذرت‌ها آماده برداشتن.
‫همین الان باید بریم.

331
00:17:14,938 --> 00:17:16,125
‫داری چیکار می‌کنی؟

332
00:17:16,520 --> 00:17:18,325
‫باید اینکار رو توی طول زمستون انجام می‌دادی.

333
00:17:18,946 --> 00:17:22,119
‫- این یه کار زمستونه‌اس.
‫- خب این تایرها که تو زمستون صاف نبودن.

334
00:17:23,200 --> 00:17:25,259
‫حدود یه ساعت دیگه می‌بینمت یا نه؟

335
00:17:25,260 --> 00:17:26,640
‫- چرا نمی‌ری و شروع نمی‌کنی؟
‫- من می‌رم.

336
00:17:26,641 --> 00:17:28,625
‫آره، می‌رم و شروع می‌کنم و
‫کار هارو اداره می‌کنم.

337
00:17:28,626 --> 00:17:30,600
‫- آره.
‫- و تو هم فقط کص‌چرخ بزن همینطوری.

338
00:17:31,007 --> 00:17:33,252
‫در حالی که تو مشکلات زیادی دست و پا می‌زدم،

339
00:17:33,253 --> 00:17:36,700
‫مکانیک‌ها تایرهای جدید رو توی مدت زمان کوتاهی عوض کردن.

340
00:17:40,873 --> 00:17:43,685
‫و بعدش رفتم تا تریلر رو متصل کنم،

341
00:17:44,200 --> 00:17:48,685
‫به این امید که این بار دیگه اون
‫وراجِ دست و پا چلفتی سر راهم نبود.
‫(منظورش کیلب هست)

342
00:17:49,507 --> 00:17:50,240
‫خیلی‌خب.

343
00:17:57,260 --> 00:17:58,040
‫نه.

344
00:18:01,159 --> 00:18:02,413
‫ای گوه توش.

345
00:18:03,440 --> 00:18:04,485
‫پیت؟

346
00:18:05,760 --> 00:18:06,445
‫بله.

347
00:18:07,713 --> 00:18:08,565
‫چی شده؟

348
00:18:09,213 --> 00:18:12,306
‫اون دندونه زرد رنگ از این پشت بیرون میاد؟

349
00:18:14,200 --> 00:18:16,125
‫- نه.
‫- حالا چی؟

350
00:18:16,520 --> 00:18:17,102
‫نه.

351
00:18:17,740 --> 00:18:18,565
‫حالا؟

352
00:18:19,160 --> 00:18:19,765
‫نه.

353
00:18:20,180 --> 00:18:20,885
‫حالا چی؟

354
00:18:21,866 --> 00:18:22,485
‫نه.

355
00:18:23,420 --> 00:18:27,615
‫خدایا، خواهش می‌کنم نذار برگرده اینجا و
‫دوباره متوجه بشه که این اتفاق افتاده.

356
00:18:41,967 --> 00:18:43,407
‫اینو می‌ذاری تو اینجا.

357
00:18:43,693 --> 00:18:45,045
‫کاملا امنه.

358
00:18:46,293 --> 00:18:46,620
‫و بعدش...

359
00:18:46,621 --> 00:18:48,927
‫تو یه سال اخیر رو همش بهم
‫می‌گفتی که این چقدر خطرناکه.

360
00:18:48,928 --> 00:18:49,334
‫آره.

361
00:18:49,335 --> 00:18:52,459
‫پشت تراکتورها همینطوریه، اما
‫به همین دلیله که از اهرم استفاده می‌کنیم.

362
00:18:52,460 --> 00:18:53,205
‫خیلی‌خب.

363
00:18:53,800 --> 00:18:55,100
‫همونجا نگهش دار.

364
00:18:55,526 --> 00:18:57,213
‫و الان می‌خوام... فقط بگیرش...

365
00:19:00,160 --> 00:19:02,320
‫- قلابِ بیرون میاد؟
‫- نه.

366
00:19:03,139 --> 00:19:04,945
‫- نه؟
‫- نه.

367
00:19:05,226 --> 00:19:06,885
‫- نه؟
‫- نه.

368
00:19:11,293 --> 00:19:12,405
‫هنوز انجامش ندادی؟

369
00:19:12,680 --> 00:19:14,040
‫- فقط بهم بگو چجوری حلش کنم.
‫- خیلی‌خب.

370
00:19:14,041 --> 00:19:16,194
‫فقط بذار ببینیم چه اشتباهی انجام دادم.

371
00:19:16,446 --> 00:19:19,032
‫اما فقط سرم داد نزن،
‫چون من تموم زورمو زدم.

372
00:19:19,033 --> 00:19:19,799
‫باشه.

373
00:19:20,279 --> 00:19:21,899
‫- خب آماده‌ای؟
‫- آره.

374
00:19:21,900 --> 00:19:24,000
‫- دکمه توقف رو نگهدار.
‫- باشه.

375
00:19:24,460 --> 00:19:25,740
‫حالا دکمه بالا رو بزن.

376
00:19:27,446 --> 00:19:28,805
‫حالا دکمه پایین رو بزن.

377
00:19:31,680 --> 00:19:33,800
‫- الان اون چیزِ اومد بیرون؟
‫- آره.

378
00:19:34,033 --> 00:19:35,632
‫خب چرا... من خیلی...

379
00:19:35,633 --> 00:19:37,605
‫به درستی انجامش دادم،
‫چون اینطوری نبود...

380
00:19:40,420 --> 00:19:41,879
‫پس از نصب تریلر من،

381
00:19:41,880 --> 00:19:45,205
‫بالاخره می‌تونیم برگردیم سر برداشت کردن‌مون.

382
00:19:52,060 --> 00:19:55,340
‫خورشید بتاب، یالا، خشک‌شون کن،
‫خشک‌شون کن.

383
00:20:12,240 --> 00:20:13,765
‫اول از همه...

384
00:20:14,479 --> 00:20:17,012
‫ما یه بچه کوچیک برداشت کردیم.

385
00:20:18,153 --> 00:20:20,725
‫این یکی تقریبا مطمئنم می‌ره تو اخبار، مگه نه؟

386
00:20:21,240 --> 00:20:24,245
‫«جرمی کلارکسون یک بچه را قیمه قیمه کرد.»

387
00:20:25,180 --> 00:20:26,459
‫«بِربری»
‫ (Burberry مارکِ روی لباس، تولیدکننده پوشاک در بریتانیا)

388
00:20:26,460 --> 00:20:28,413
‫یه کودکِ کار بود.

389
00:20:31,013 --> 00:20:32,685
‫می‌بینین، مشکل اینجاست، نگاه کنین.

390
00:20:32,999 --> 00:20:35,366
‫این جو همینجا ریخته شده بوده،

391
00:20:35,826 --> 00:20:38,906
‫جوانه زده و رشد کرده.

392
00:20:40,132 --> 00:20:41,575
‫نگاش کن، ببین.

393
00:20:44,240 --> 00:20:45,261
‫این...

394
00:20:46,906 --> 00:20:48,485
‫کاملا خیس خوردن.

395
00:20:49,453 --> 00:20:52,160
‫کیلب میگه کاری که من باید بکنم اینه که،

396
00:20:52,161 --> 00:20:53,799
‫همه اینا رو روی صفحه بتنی پخش کنم،

397
00:20:54,145 --> 00:20:56,178
‫با استفاده از «تله‌هندلر»،
‫(دستگاهی شبیه به لودر با بازوهای بازشونده)

398
00:20:56,599 --> 00:21:00,418
‫و بعدش چیزهای جدیدی رو که
‫تازه برداشت کرده‌ام رو بریزم روی اینا،

399
00:21:00,700 --> 00:21:03,387
‫و بعدش همه اینا توی کامیون با هم مخلوط می‌شن،

400
00:21:04,466 --> 00:21:06,805
‫و میانگین‌شون چیز خوبی از آب در میاد.

401
00:21:16,880 --> 00:21:20,306
‫فکر می‌کنم یه چیزی رو تو کشاورزی
‫پیدا کردم که توش مهارت دارم.

402
00:21:25,013 --> 00:21:27,821
‫قراره بیاد و بگه: «نه این کارِ تو نیست».

403
00:21:30,000 --> 00:21:32,220
‫مگه قرار نبود اول تیکه‌های سبز شده رو بیرون بیاری؟

404
00:21:32,480 --> 00:21:33,220
‫چی؟

405
00:21:33,221 --> 00:21:36,005
‫مگه قبل از اینکه انجامش بدی
‫قرار نبود اول قسمت‌های سبز شده رو برداری؟

406
00:21:37,000 --> 00:21:38,005
‫کی اینو گفته؟

407
00:21:38,266 --> 00:21:40,165
‫- کیلب.
‫- نه نگفت که، گفت؟

408
00:21:40,893 --> 00:21:41,605
‫آره.

409
00:21:46,839 --> 00:21:48,495
‫مثل اینکه واقعا یه کارو خوب انجام دادی.

410
00:21:50,360 --> 00:21:52,459
‫- به اندازه کافی خوبه؟
‫- راستش بدک نیست.

411
00:21:52,460 --> 00:21:53,453
‫خب من انجامش دادم.

412
00:21:53,454 --> 00:21:55,699
‫اول از همه تموم جوونه‌ها رو ریختم بیرون.

413
00:21:56,186 --> 00:21:57,113
‫آفرین.

414
00:22:04,880 --> 00:22:06,085
‫ادامه دادیم.

415
00:22:06,920 --> 00:22:11,526
‫و طی چند روز آینده موفق شدیم که
‫جوهای باقی مونده رو برداشت کنیم.

416
00:22:13,000 --> 00:22:14,845
‫و همچنین تموم کلزاها رو.

417
00:22:15,420 --> 00:22:17,925
‫قبل از اینکه دوباره بارون بباره.

418
00:22:19,540 --> 00:22:22,419
‫اما خوشبختانه تونستم از زمانم به خوبی استفاده کنم.

419
00:22:22,420 --> 00:22:25,925
‫چون چارلی تعدادی گاو پیدا کرده بود تا بریم ببینیم‌شون.

420
00:22:26,646 --> 00:22:29,839
‫خب اینا... قراره گاو ماده بخریم یا نر؟

421
00:22:30,140 --> 00:22:32,432
‫گاوهای مولد قاعدتا ماده هستن دیگه.

422
00:22:32,433 --> 00:22:33,006
‫آره.

423
00:22:33,007 --> 00:22:36,787
‫اما همچنین اونا حیواناتی دارن که
‫می‌تونیم چاق‌شون کنیم و بُکشیم‌شون.

424
00:22:36,788 --> 00:22:39,965
‫- پس بعضی از اونا می‌تونن گاوِ پسر باشن...
‫- درسته.

425
00:22:39,966 --> 00:22:42,539
‫گاوِ پسر هستن تا قبل از اینکه تبدیل بشن به گاو نر.

426
00:22:42,540 --> 00:22:43,860
‫بهشون میگن گوساله وحشی؟

427
00:22:43,861 --> 00:22:46,939
‫آره بهشون میگن «گوساله‌ وحشی».
‫آره، چون «تُخم» ندارن.
‫ (کلمه bollocks که به معنای گاو نرِ اخته شده و بیضه/خایه می‌باشد)

428
00:22:46,940 --> 00:22:49,885
‫- خب چرا خایه ندارن؟
‫- اخته‌شون می‌کنن.

429
00:22:49,886 --> 00:22:51,272
‫کنترل‌شون خطر کمتری داره.

430
00:22:51,273 --> 00:22:52,459
‫- می‌دونی اگه...
‫- چی؟

431
00:22:52,460 --> 00:22:57,606
‫کنترل کردن یه گاو نر که بیضه نداره، کم‌خطرتره.

432
00:22:58,528 --> 00:22:59,539
‫اصلا منطقی به نظر نمیاد.

433
00:22:59,540 --> 00:23:02,139
‫اگه کسی تخم‌های منو ببُره،
‫کنترل کردن من اصلا ایمن نیست.

434
00:23:02,140 --> 00:23:05,559
‫اما تو مقدار تستسترونی که یه گاو نر
‫تولید می‌کنه رو تولید نمی‌کنی.

435
00:23:06,644 --> 00:23:10,005
‫لیسا میگه که: «می‌تونیم چندتا از اون مژه بلندهاش رو بگیریم؟».

436
00:23:10,006 --> 00:23:13,666
‫مطمئن نیستم که اون واسه این
‫زندگیِ کشاورزی ساخته شده باشه.

437
00:23:13,667 --> 00:23:14,353
‫مژه بلند؟

438
00:23:14,354 --> 00:23:16,719
‫گفت که: «شدیدا از اون گاوهایی می‌خوام که مژه بلند دارن».

439
00:23:16,720 --> 00:23:18,981
‫می‌تونیم چند تا از مژه بلندها رو هم بگیریم.

440
00:23:20,533 --> 00:23:23,805
‫سرانجام به مزرعه «پرورش گاو تیم»،

441
00:23:23,806 --> 00:23:25,719
‫ در «نورث‌همپتون‌شر» رسیدیم.
‫(یک شهرستان در کشور انگلستان است
‫که در ناحیه میدلند شرقی قرار دارد)

442
00:23:28,726 --> 00:23:31,019
‫این همون پیست «سیلورستون»ـه که این همه سروصدا راه انداخته؟
‫ (Silverstone Circuit پیست ورزش‌های موتوری
‫در روستای سیلورستون، انگلستان )

443
00:23:31,020 --> 00:23:33,638
‫فکر می‌کردم بتونی حداقل امروز رو
‫بیخیال حرف زدن در موردش بشی.
‫(حرف زدن در مورد ماشین‌ها چون تخصصِ جرمی‌ـه)

444
00:23:33,639 --> 00:23:35,125
‫همیشه اینقدر صداش بلنده؟

445
00:23:35,220 --> 00:23:36,878
‫- آره.
‫- بیشتر روزها.

446
00:23:36,879 --> 00:23:39,085
‫ماشین‌های لعنتی، صادقانه میگم.

447
00:23:39,453 --> 00:23:41,553
‫اوه، نگاه‌شون کن.

448
00:23:42,520 --> 00:23:45,320
‫- اون گاو «استیر»ـه.
‫- اینا همه استیر هستن.
‫ (steer: در آمریکا به گاو نر اخته شده میگن)

449
00:23:46,093 --> 00:23:47,586
‫استیر دیگه چیه؟

450
00:23:48,099 --> 00:23:49,999
‫گاو نر هستن بدون خایه.

451
00:23:50,000 --> 00:23:52,105
‫- خیلی‌خب اینا...
‫- تُخم ندارن.

452
00:23:52,913 --> 00:23:55,845
‫- اما اینا... اینا واسه خوردنن دیگه؟
‫- آره واسه خوردن هستن.

453
00:23:56,172 --> 00:23:58,244
‫خیلی‌خب، اینا... اینا مولدن؟

454
00:23:58,245 --> 00:24:00,060
‫- همه اینا مولدن.
‫- آره.

455
00:24:00,061 --> 00:24:01,851
‫پس اینا قرار نیست خورده بشن.

456
00:24:01,852 --> 00:24:03,894
‫می‌تونی واسه‌شون اسم بذاری و چیزای دیگه.

457
00:24:03,895 --> 00:24:04,645
‫آره.

458
00:24:06,486 --> 00:24:07,653
‫این فقط... تا به حال...

459
00:24:07,654 --> 00:24:09,860
‫عین اینه که تو دستشویی عمومی باشی.

460
00:24:10,980 --> 00:24:12,601
‫اصلا کارش تموم میشه؟

461
00:24:12,785 --> 00:24:14,715
‫نگاش کنین، هر دوتاش توش هست.
‫(ادرار و مدفوع با هم)

462
00:24:14,925 --> 00:24:16,679
‫اوه این فقط... نگاهش کنین.

463
00:24:16,747 --> 00:24:18,493
‫آخرش کلی کود بهت می‌ده.

464
00:24:18,494 --> 00:24:19,193
‫آره.

465
00:24:19,194 --> 00:24:21,846
‫- این همون چیزیه که ما می‌خوایم.
‫- کود خیلی خوبه.

466
00:24:21,847 --> 00:24:23,633
‫آره اینو تو مزارعم می‌خوام،

467
00:24:23,634 --> 00:24:26,487
‫چون باعث صرفه‌جویی تو مصرف مقدار زیادی نیتروژن می‌شه.
‫(کودهای شیمیایی نیتروژنی)

468
00:24:26,633 --> 00:24:28,026
‫به همین دلیل این ایده رو داشتم.

469
00:24:28,027 --> 00:24:28,992
‫و بعد فکر کردم که...

470
00:24:28,993 --> 00:24:32,218
‫«بوریس» الان این معامله رو با استرالیا انجام داده.
‫(بوریس جانسون، وزیر امور خارجه و نخست وزیر سابق بریتانیا)

471
00:24:32,219 --> 00:24:34,679
‫تا جایی که من می‌بینم هیچ خیری از اون حاصل نمی‌شه.

472
00:24:34,680 --> 00:24:35,820
‫نه، اصلا و ابدا.

473
00:24:35,821 --> 00:24:38,399
‫- گوشت گاوِ ارزون و آشغال به کشور وارد می شه.
‫- درسته.
‫(اشاره به قرارداد دامداری و کشاورزی بین بریتانیا و استرالیا)

474
00:24:38,400 --> 00:24:40,872
‫پس اگه ما «گوساله علف‌خور» بگیریم،
‫بعدش یه رستوران باز می‌کنم،
‫ (grass fed beef: گاوهایی که فقط از علفِ تر و تازه
‫تغذیه شده‌اند و گوشت مرغوب و ارگانیک دارن)

475
00:24:40,873 --> 00:24:43,919
‫بنابراین دیگه لازم نیست نگران رقابت با استرالیایی‌ها باشم.

476
00:24:43,920 --> 00:24:45,979
‫این نژادِ «شورت‌هورن» در اصل،
‫نه اینکه فقط حرفشو بزنم،
‫ (shorthorn: نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس)

477
00:24:45,987 --> 00:24:48,147
‫اما این یکی از بهترین چیزهایی
‫هست که تو عمرت می‌تونی بخوری.

478
00:24:48,226 --> 00:24:49,006
‫- واقعا؟
‫- آره.

479
00:24:51,440 --> 00:24:52,567
‫تو عالی هستی.

480
00:24:53,245 --> 00:24:54,579
‫قیافه خوبی داری.

481
00:24:54,580 --> 00:24:56,725
‫جرمی... جرمی اینقدر بزرگ‌شون نکن.

482
00:24:56,726 --> 00:24:58,205
‫یادت باشه، باید سر قیمت به توافق برسیم.

483
00:24:58,206 --> 00:25:01,159
‫- می‌دونم، فقط از قیافه اون یکی خوشم میاد.
‫- بذار حرف بزنه، ادامه بده، ادامه بده.

484
00:25:01,712 --> 00:25:05,198
‫تعارف رو کنار گذاشتیم و زمانش رسیده بود
‫که انتخاب کنیم چی می‌خوایم بخریم،

485
00:25:05,206 --> 00:25:08,193
‫که حدس می‌زدم ‌نسبتا ساده باشه.

486
00:25:08,466 --> 00:25:10,605
‫خب چهار تا گاو و گوساله اینجا هستن.

487
00:25:10,606 --> 00:25:11,765
‫چهار تا گاو و گوساله هم اونجا هستن.

488
00:25:11,766 --> 00:25:14,492
‫به این ترتیب چند تا گاو باتجربه،

489
00:25:14,493 --> 00:25:15,832
‫با گوساله‌های همراه‌شون به ما می‌ده.

490
00:25:15,833 --> 00:25:18,346
‫و بعدش اونا توی زمان کریسمس آماده خواهند شد.

491
00:25:18,347 --> 00:25:19,393
‫در یک سال دیگه.

492
00:25:19,394 --> 00:25:21,220
‫- عه؟
‫- آره اینا تازه بچه‌ان.

493
00:25:21,221 --> 00:25:23,332
‫به همین دلیل به تعدادی دیگه نیاز داریم...

494
00:25:23,339 --> 00:25:24,579
‫اینا یه سال دیگه زمان می‌برن؟

495
00:25:24,580 --> 00:25:26,527
‫- آره.
‫- پس این بار... (نمیشه ذبح‌شون کرد)

496
00:25:27,112 --> 00:25:29,266
‫پس به همین دلیل هست که باید
‫چند تایی از بقیه‌شون رو هم بگیریم.

497
00:25:29,267 --> 00:25:30,966
‫خیلی پیچیده‌اس، مگه نه؟

498
00:25:30,967 --> 00:25:33,007
‫پس باید بتونیم مقداری...

499
00:25:33,106 --> 00:25:37,746
‫به گاوهایی نیاز داریم که توی
‫بهار آینده شروع به حامله کردن‌شون کنیم.

500
00:25:38,319 --> 00:25:39,972
‫اینا بهار آینده زایمان می‌کنن.

501
00:25:39,973 --> 00:25:41,619
‫- نه، بعدش حامله می‌شن دیگه.
‫- نه اینا قراره...

502
00:25:41,620 --> 00:25:44,206
‫- زایمان می‌کنن و بعدش...
‫- نه، ببخشید، بهار آینده زایمان می‌کنن.

503
00:25:44,487 --> 00:25:46,987
‫- پس ما 12 تا گاو می ‌خوایم.
‫- 12 تا گاو.

504
00:25:46,988 --> 00:25:49,085
‫نه، ما 8 تا گاو اینجا داریم.

505
00:25:49,086 --> 00:25:51,165
‫چند تا گاو داریم اینجا؟ 9 تا؟

506
00:25:52,300 --> 00:25:54,059
‫8 تا گاو با گوساله‌هایی که پاشون هستن.

507
00:25:54,340 --> 00:25:56,713
‫و ممکنه تعدادی هم «تلیسه» داشته باشیم.
‫(گاو ماده که هنوز بچه نزاییده است)

508
00:25:56,920 --> 00:25:58,779
‫و بعدش تلیســ...

509
00:25:58,780 --> 00:26:02,700
‫نه، تلیسه‌ها قبل از گوساله‌ها آماده خوردن می‌شن.

510
00:26:03,072 --> 00:26:05,205
‫نه، تلیسه‌ها گاوهای مولدتون خواهند بود.

511
00:26:05,206 --> 00:26:07,793
‫بنابراین اینا گوساله می‌مونن.
‫پس با اینا می‌شن 12 تایی که می‌خواین.

512
00:26:08,266 --> 00:26:11,406
‫استیرها رو برای زاییدن... واسه چاق کردن می‌گیریم.

513
00:26:13,400 --> 00:26:15,107
‫نگران نباش، من می‌دونم داریم چی می‌گیریم.

514
00:26:17,940 --> 00:26:22,580
‫وقت این بود که بر سر قیمتِ هر کوفتی
‫که داشتم می‌خریدم صحبت کنیم.

515
00:26:23,746 --> 00:26:25,226
‫یه گاو قیمتش چنده؟

516
00:26:25,379 --> 00:26:29,686
‫قیمت گاو و گوساله‌هایی مثل این باید حدودای 2200 پوند باشه.

517
00:26:30,066 --> 00:26:32,605
‫خب این یعنی اینکه اینا یه جورایی شبیه به...

518
00:26:33,033 --> 00:26:35,333
‫انگار که یه «آلفا 159» بگیری.
‫(قیمت‌شون با آلفا 159 برابره)

519
00:26:36,059 --> 00:26:36,918
‫اصلا نمی‌دونم چی هست.

520
00:26:36,919 --> 00:26:38,405
‫«آلفا رومئو 159»

521
00:26:38,406 --> 00:26:40,999
‫چطوری می‌تونی توی سیلورستون زندگی کنی و ندونی که...

522
00:26:41,540 --> 00:26:44,633
‫ریسک زیادی تو این کار هست،
‫باید بگیریش، بهش غذا بدی.

523
00:26:45,200 --> 00:26:46,772
‫اون جوونه، ممکنه بمیره.

524
00:26:47,239 --> 00:26:49,285
‫- مثل یه آلفا رومئو می‌مونه.
‫- ممکنه با آلفا رومئوت تصادف کنی.

525
00:26:49,286 --> 00:26:52,013
‫- آره، دقیقا.
‫- نه، این فقط خودش می‌میره.

526
00:26:52,014 --> 00:26:53,594
‫و قیمت یه تلیسه چنده؟

527
00:26:53,839 --> 00:26:56,539
‫اون تلیسه‌ها؟ دور و بر 1800 پوند.

528
00:26:57,412 --> 00:26:59,579
‫- 1800 پوند؟
‫- باید باشه.

529
00:26:59,580 --> 00:27:02,399
‫- یه لحظه صبر کن ببینم.
‫- ماشین حسابمو در بیارم.

530
00:27:02,673 --> 00:27:06,245
‫- پس در کل 20 تا خواهیم داشت، 20 تا حیوون.
‫- درسته.

531
00:27:06,246 --> 00:27:07,073
‫خیلی‌خب.

532
00:27:07,074 --> 00:27:09,000
‫می‌شه 25000 پوند.

533
00:27:09,579 --> 00:27:11,392
‫فکر کنم بتونیم کمی بهتر راه بیایم باهم.

534
00:27:12,159 --> 00:27:14,239
‫گاو با گوساله‌اش 2000 پوند.

535
00:27:14,726 --> 00:27:15,806
2100؟

536
00:27:16,160 --> 00:27:17,160
‫2000 تا.

537
00:27:17,638 --> 00:27:18,572
‫پس همون 2000.

538
00:27:18,581 --> 00:27:20,454
‫اما تلیسه‌ها چی؟ در مورد تلیسه‌ها بحث نکردیم.

539
00:27:20,455 --> 00:27:22,314
‫تلیسه‌ها کمی زیادی گرونن.

540
00:27:22,646 --> 00:27:24,726
‫نمی‌تونم کمتر از 1500 پوند بدم بهتون.

541
00:27:24,793 --> 00:27:27,205
‫- 1250 تا.
‫- 1500 تا، همین دیگه.

542
00:27:27,433 --> 00:27:28,839
‫حمل و نقل هم شاملش می‌شه؟

543
00:27:29,340 --> 00:27:30,226
‫آره.

544
00:27:30,560 --> 00:27:31,899
‫خیلی مفید به نظر میاد.

545
00:27:32,291 --> 00:27:33,906
‫1450 پوند با حمل و نقل.

546
00:27:34,086 --> 00:27:34,765
‫قبوله.

547
00:27:35,120 --> 00:27:37,178
‫قبوله، چی قبوله؟ 1450 پوند؟

548
00:27:37,179 --> 00:27:39,318
‫- همین تمومه دیگه.
‫- تموم شد دیگه.

549
00:27:39,319 --> 00:27:40,819
‫خب پس بیاین با هم دست بدیم.

550
00:27:40,820 --> 00:27:42,406
‫اصلا نمی‌دونم واسه چی داریم دست می‌دیم،

551
00:27:42,407 --> 00:27:43,948
‫یا الان چی خریدم.

552
00:27:48,613 --> 00:27:52,313
‫صبح روز بعد هنوز برای برداشت گندم خیلی مرطوب بود.

553
00:27:52,540 --> 00:27:54,453
‫پس آلنِ پیمانکار رو دعوت کردم،

554
00:27:54,454 --> 00:27:58,125
‫تا در مورد ایده‌هام برای فروشگاه مزرعه
‫و رستوران باهاش صحبت کنم.

555
00:27:59,360 --> 00:28:00,860
‫هر روز داره بارون می‌باره.

556
00:28:00,861 --> 00:28:03,521
‫زیاد نیست ها، فقط به اندازه‌ای که محصولات رو خیس کنه.

557
00:28:03,966 --> 00:28:07,005
‫در اون لحظه نیمکت‌ها و میزهایی توی انبار وجود داشت،

558
00:28:07,006 --> 00:28:11,295
‫تا بازدیدکنند‌ه‌های مغازه بتونن یه
‫ساندویچ بخورن و مناظر رو تحسین کنن.

559
00:28:11,919 --> 00:28:13,582
‫اما با رستوران،

560
00:28:13,583 --> 00:28:15,695
‫می‌خوام بیشتر از اینا پیش برم.

561
00:28:15,891 --> 00:28:17,305
‫خب برنامه من اینه.

562
00:28:17,306 --> 00:28:19,099
‫مشخصه که باید کف رو بتن‌ریزی کرد.

563
00:28:19,100 --> 00:28:19,765
‫آره.

564
00:28:20,206 --> 00:28:22,051
‫دستشویی‌ها اون گوشه قرار می‌گیرن.

565
00:28:22,052 --> 00:28:22,839
‫خب.

566
00:28:23,039 --> 00:28:25,324
‫بعد این می‌شه آشپزخونه.

567
00:28:25,325 --> 00:28:26,699
‫اون طرف کلا دیوارِ چوبی می‌شه.

568
00:28:26,700 --> 00:28:27,506
‫- خب.
‫- آره.

569
00:28:27,507 --> 00:28:28,504
‫خالص و محکم.
‫(دیواری چوبی، کنده‌کاری شده و طرح‌دار)

570
00:28:28,505 --> 00:28:29,351
‫- آره.
‫- خب.

571
00:28:29,352 --> 00:28:30,892
‫بعد همه‌ی اینجا،

572
00:28:30,893 --> 00:28:32,719
‫از اول تا آخرش، همه دیوار شیشه‌ای بشه.

573
00:28:32,720 --> 00:28:35,325
‫پس اینجا قرار می‌گیری...

574
00:28:36,119 --> 00:28:37,619
‫آره، منظره فوق‌العاده‌ای داره.

575
00:28:37,620 --> 00:28:39,986
‫جنگل «ویچوود» اونجاست.
‫(منطقه حفاظت‌شده جنگلی در  آکسفوردشر، انگلیس)

576
00:28:39,987 --> 00:28:43,346
‫مشخصه که این اجازه می‌ده که هوا رد و بدل بشه.
‫(گرما و سرما ازش عبور می‌کنه)

577
00:28:43,347 --> 00:28:44,993
‫آره، باید روکش‌کاریش کنیم، نه؟

578
00:28:45,939 --> 00:28:50,912
‫این راهنماییِ آلن بود که حتی
‫گیج‌کننده‌تر از اون یارو گاو فروشِ بود.

579
00:28:51,406 --> 00:28:53,133
‫روی اون یکی سقف، همون سقف شیروانی‌ـه،

580
00:28:53,153 --> 00:28:54,865
‫مثل یه ساندویچه، عایق‌گذاری شده،
‫(لایه لایه هست)

581
00:28:54,866 --> 00:28:56,799
‫پس همه اونا رو باز می‌کنیم،
‫مجددا وصل‌شون می کنیم،

582
00:28:56,800 --> 00:28:59,093
‫بعدش بین‌شون تیرچه می‌زنیم،
‫بعدش هم میاریم‌شون پایین.
‫(تیرچه یا ستون‌هایی چوبی و نازک برای سقف‌های شیروانی)

583
00:28:59,094 --> 00:29:01,367
‫می‌ذاریم سقف سر جاش باشه،
‫اما بینش رو عایق‌کاری می‌کنیم.

584
00:29:01,368 --> 00:29:03,281
‫بعدش تخته‌ها رو زیرش قرار می‌دیم،

585
00:29:03,541 --> 00:29:04,647
‫با یه مانع بخار.
‫(ماده‌ای برای عایق رطوبتی)

586
00:29:04,648 --> 00:29:07,159
‫می‌تونه از اینجا حرکت کنه و بره
‫پشت لایه عایق و بعد برگرده پایین.

587
00:29:07,160 --> 00:29:08,908
‫احتمالا از تخته‌های قلعه‌ای توش استفاده کنن.

588
00:29:08,909 --> 00:29:11,547
‫این تخته‌ها رو کمی پهن‌تر می‌کنی،
‫تخته بعدی جلوترش قرار می‌گیره.

589
00:29:11,548 --> 00:29:13,485
‫پس شبیه به برجک یه قلعه می شه.

590
00:29:13,486 --> 00:29:17,219
‫ببین اگه آتیش از اونجا عبور کنه،
‫میاد پایین، پشت لایه فلزی،

591
00:29:17,220 --> 00:29:18,359
‫و مستقیما می‌ره بیرون.

592
00:29:18,360 --> 00:29:20,793
‫تنها مسئله اینه که این چوب‌ها فرآوری شده‌ان،
‫می‌برنشون و فرآوری‌شون می‌کنن.
‫(چوب‌هایی که با استفاده از مواد شیمیایی،
‫عمر مفید اونا رو افزایش می‌دن)

593
00:29:20,794 --> 00:29:22,466
‫باید ببری‌شون واسه فرآوری کردن.

594
00:29:22,467 --> 00:29:23,839
‫دو سال هم طول نمی‌کشه، مگه نه؟

595
00:29:23,840 --> 00:29:25,793
‫باید یه تصفیه‌خونه فاضلاب این بیرون داشته باشی.

596
00:29:25,800 --> 00:29:27,005
‫- چی چی؟
‫- باید تصفیه‌خونه فاضلاب داشته باشی.

597
00:29:27,006 --> 00:29:29,020
‫یه مخزن فاضلاب توی تصفیه‌خونه‌ی اونجا باید باشه.

598
00:29:29,021 --> 00:29:30,798
‫یه «بایودیسک» هم می‌خوای.
‫(نوعی تصفیه‌خانه‌های تجاری و قابل جابه‌جایی)

599
00:29:30,799 --> 00:29:35,479
‫بعد از این همه انتقادات پیاپی، نوبتِ کمدی اجتناب ناپذیر رسید.

600
00:29:35,480 --> 00:29:38,285
‫می‌شه اجازه بدی یه چند تا ایده هم من داشته باشیم...

601
00:29:38,286 --> 00:29:39,021
‫آره.

602
00:29:39,300 --> 00:29:41,312
‫نظری داری الان؟

603
00:29:42,939 --> 00:29:45,078
‫- 250,000 پوند هزینه‌اشه.
‫- نه اینطور نیست.

604
00:29:45,079 --> 00:29:46,245
‫هست دیگه، نیست؟

605
00:29:46,586 --> 00:29:48,553
‫تموم شیشه‌ها باید دوجداره باشن.

606
00:29:48,554 --> 00:29:50,887
‫همه چیزا باید در حد قوانین ایمنی ساختمان باشن،

607
00:29:50,888 --> 00:29:53,114
‫کلی آدم قراره بیان اینجا.

608
00:29:53,473 --> 00:29:56,572
‫می‌دونم که داری حرف می‌زنی،
‫چون می‌بینم که دهنت داره تکون می‌خوره.

609
00:29:56,573 --> 00:29:58,486
‫اما تموم چیزی که می‌تونم حس کنم،

610
00:29:58,487 --> 00:30:00,585
‫اینه که درونم یه جوری چروک خورد،

611
00:30:00,586 --> 00:30:04,526
‫اونطوری که تو 250,000 پوند رو به زبون آوردی.

612
00:30:04,527 --> 00:30:09,106
‫خب من اون رو ترجمه کردم به: «یک چهارمِ میلیون پوند».
‫(اینطوری جلوه بیشتر و بزرگ‌تری داره)

613
00:30:09,586 --> 00:30:13,619
‫برای اینکه عملا انباری که الان همینجاست رو، ردیف کنیم.

614
00:30:15,973 --> 00:30:16,725
‫آلن.

615
00:30:18,379 --> 00:30:21,718
‫تو «بنز S Class»ـت، همین دور و برها رانندگی می‌کنی.

616
00:30:21,919 --> 00:30:22,819
‫دور و بر خونه‌ات پرسه می‌زنی.

617
00:30:22,820 --> 00:30:24,379
‫خب من می‌گم «پرسه زدن»...

618
00:30:24,380 --> 00:30:26,885
‫- راننده‌ات تو رو می‌رسونه خونه‌ات.
‫- اوه، آره!

619
00:30:27,286 --> 00:30:28,865
‫این که مشکلی نیست، هست؟
‫مشخصا نقشه‌کشی‌ها رو که انجام می‌دیم.

620
00:30:28,866 --> 00:30:30,473
‫قطعا مشکلی هست، چون پول خیلی زیادیه.

621
00:30:30,474 --> 00:30:31,754
‫آره، خب بایدم باشه...

622
00:30:32,187 --> 00:30:34,467
‫توئیتش کن، پیشنهاد بهتری بده،
‫این کار رو به درستی انجام بده.
‫(اشاره به دست به توئیت بودن جرمی)

623
00:30:34,468 --> 00:30:36,739
‫- بریم بیاریمش روی یه رقم مناسب.
‫- من باید برگردم.

624
00:30:36,740 --> 00:30:38,300
‫داریم تست رطوبت انجام می‌دیم.

625
00:30:38,319 --> 00:30:40,659
‫ممکنه امروز مقداری برداشت داشته باشیم.

626
00:30:40,660 --> 00:30:42,313
‫اگه هوا خشک بمونه آره.

627
00:30:45,013 --> 00:30:47,753
‫از قرار معلوم، هوا خشک موند.

628
00:30:48,046 --> 00:30:50,241
‫- 15.4
‫- کارو راه می‌اندزه.

629
00:30:50,242 --> 00:30:51,682
‫بریم تو کارش!

630
00:31:06,139 --> 00:31:08,659
‫باید روی نون‌هامون توی مغازه بنویسیم:

631
00:31:08,660 --> 00:31:11,620
‫«ممکن است حاوی عناصر کمیابی از گوش‌خیزک باشه».
‫(نام نوعی حشره شب‌زی)

632
00:31:21,273 --> 00:31:23,965
‫جایی که الان هستم خیلی خوبه،

633
00:31:23,966 --> 00:31:26,092
‫اما امیدوارم وسطاش بهترم بشه.

634
00:31:26,093 --> 00:31:28,725
‫بیرونش کمی ضخیم‌تر به نظر می‌رسه،
‫کمی هم بلندتره.

635
00:31:28,973 --> 00:31:31,726
‫شیک‌ترین راننده کمباین در جهان: «سایمون».

636
00:31:31,973 --> 00:31:34,066
‫یه بار رفته بود به «مک‌دونالد»،
‫(بزرگ‌ترین شرکت فست‌فود زنجیره‌ای در جهان)

637
00:31:34,067 --> 00:31:35,732
‫درخواست کارد و چنگال کرده بود.

638
00:31:35,733 --> 00:31:36,298
‫چی؟

639
00:31:36,306 --> 00:31:37,633
‫رفته بود به مک‌دونالد،

640
00:31:37,640 --> 00:31:40,913
‫و درخواست چاقو و چنگال کرده بود.
‫(غذای چنین فروشگاه‌هایی برای
‫سرو به چاقو و چنگال نیاز ندارند)

641
00:31:48,280 --> 00:31:51,007
‫اون همه گرد و غبار چیه؟
‫غبارِ گوش‌خیزک‌هاست؟

642
00:31:51,425 --> 00:31:54,600
‫تصور کن که یه گوش‌خیزک هستی و بعد یهو: «یا خدا...»

643
00:31:54,813 --> 00:31:56,672
‫فکرشو بکن از اون چیز قرمزِ عبور می‌کنی،

644
00:31:56,673 --> 00:31:57,479
‫بعد می‌ری توی مخزن کمباین،

645
00:31:57,480 --> 00:31:59,259
‫با خودت میگی: «یا خدا، چقدر وحشتناک بود»،

646
00:31:59,260 --> 00:32:00,832
‫بعد یهو فَن شروع به کار می‌کنه،

647
00:32:00,833 --> 00:32:03,385
‫و تو رو مایل‌ها شوت می‌کنه هوا،

648
00:32:03,386 --> 00:32:05,659
‫چون اگه فقط 1 اینچ اندازه‌ات باشه
‫و 20 فوت پرت بشی هوا،
‫(1 اینچ = 2.54 سانتی‌متر
‫1 فوت = 30.48 سانتی‌متر)

649
00:32:05,660 --> 00:32:08,072
‫واسه ما عین اینه که پرتاب‌مون کردن تو فضا.

650
00:32:08,073 --> 00:32:11,267
‫بعدش یهو شلیک می‌شی، و میگی:
‫«دارم پرواز می‌کنم، خدایی دارم پرواز می کنم!»

651
00:32:11,268 --> 00:32:13,614
‫و بعد می‌بینی پشت یه تریلر هستی...

652
00:32:13,901 --> 00:32:17,179
‫بعدش می‌ری به کارخونه آردسازی،

653
00:32:17,180 --> 00:32:20,633
‫جایی که می‌گیرن آسیابت می‌کنن!
‫چه پایان وحشتناکی.

654
00:32:20,634 --> 00:32:22,827
‫اونا پروتئین بیشتری توی گندم می‌خوان،

655
00:32:22,828 --> 00:32:23,621
‫خب ما هم بهشون می‌دیم.
‫(در حقیقت همینطوره و اکثرا آردها و
‫مواد نشاسته‌دار توشون حشره هست)

656
00:32:23,622 --> 00:32:25,439
‫آره بهشون پروتئین می‌دیم.
‫(در حقیقت همینطوره و اکثرا آردها و
‫مواد نشاسته‌دار توشون حشره هست)

657
00:32:25,440 --> 00:32:28,506
‫نون‌هامون مثل «کیما نان» می‌شه.
‫(نوعی نان سنتی و محلیِ هندی)

658
00:32:29,573 --> 00:32:31,212
‫«کیمن عن» دیگه چیه؟

659
00:32:31,546 --> 00:32:33,306
‫رستوران هندی رفتی؟

660
00:32:34,080 --> 00:32:36,605
‫نگو که تا حالا رستوران هندی نرفتی؟

661
00:32:36,619 --> 00:32:37,685
‫نرفتم.

662
00:32:38,100 --> 00:32:40,619
‫خب رستوران‌هایی هست که توش می‌تونی «کاری» بگیری.
‫(یک واژه برای اشاره به غذاهایی که منشا هندی دارن)

663
00:32:40,620 --> 00:32:41,445
‫خب.

664
00:32:43,053 --> 00:32:46,706
‫محض اطلاعتون، چند روز پیش بچه‌اش رو خارجی توصیف کرد.

665
00:32:47,006 --> 00:32:49,199
‫خب تو «آکسفورد» به دنیا اومد!
‫(مرکز شهرستان آکسفوردشایر)

666
00:32:49,999 --> 00:32:53,119
‫من توی «چیپینگ نورتون» به دنیا اومدم،
‫و همچنین کل خونواده‌ام.
‫ (Chipping Norton منطقه مسکونی در جنوب-شرقی انگلستان)

667
00:32:53,120 --> 00:32:55,445
‫و پسرم توی آکسفورد به دنیا اومده.

668
00:32:55,782 --> 00:32:56,782
‫خارجیه دیگه.

669
00:32:56,853 --> 00:32:58,125
‫خارجی!

670
00:33:02,480 --> 00:33:04,506
‫آب و هوا همونطوی باقی موند.

671
00:33:06,579 --> 00:33:08,812
‫و دو روزِ طولانی بعد،

672
00:33:08,813 --> 00:33:11,299
‫به آخرین مزرعه گندم رسیدیم.

673
00:33:13,440 --> 00:33:15,779
‫بنابراین، طبق سنتِ اینجا،

674
00:33:15,780 --> 00:33:17,953
‫رئیس حراست سر رسید،

675
00:33:17,954 --> 00:33:19,814
‫تا شیفت خودش رو جابه‌جا کنه.

676
00:33:21,613 --> 00:33:24,699
‫چون حتی اگه مناسب هم نباشه،
‫حداقل می‌تونم کیف دیگه‌ای انجام بدم،
‫(حرف‌های نامفهوم جرالد)

677
00:33:24,700 --> 00:33:27,300
‫می‌تونین با یه بار دیگه کنار بیاین، مگه نه؟

678
00:33:27,393 --> 00:33:29,826
‫اگر نمی‌تونین، مجبور نیستین ادامه بدین.

679
00:33:29,827 --> 00:33:30,907
‫آره می‌دونیم.

680
00:33:35,140 --> 00:33:38,060
‫این چیه؟ 52مین برداشتیه که اون اینجاست؟

681
00:33:38,160 --> 00:33:41,606
‫52تا... نه 51.
‫فکر کنم 54مین باشه.

682
00:33:42,242 --> 00:33:43,227
‫بعدا ازش می‌پرسم.

683
00:33:43,228 --> 00:33:45,208
‫در واقع فایده‌ای که نداره، داره؟

684
00:33:47,886 --> 00:33:50,306
‫بهترین کارگران جهان، بزن بریم.

685
00:33:51,833 --> 00:33:54,599
‫نظاره کنید، و هم‌اکنون «تیم A».
‫(سریالی آمریکایی به همین نام در ژانر اکشن-ماجراجویی)

686
00:33:54,600 --> 00:33:56,582
‫جرالد در کمباین.

687
00:33:57,033 --> 00:33:59,008
‫کیلب و جرمی در تراکتورها.

688
00:33:59,560 --> 00:34:01,379
‫قبل از اینکه حتی بتونیم شروع به کار کنیم،

689
00:34:01,380 --> 00:34:04,199
‫کمباین پیشرفته جدید سایمون،

690
00:34:04,200 --> 00:34:07,413
‫شروع کرد به هشدار و بوق زدن بر سر جرالد.

691
00:34:13,413 --> 00:34:15,953
‫شرمنده مرد، این رو فهمیدم...
‫(حرف‌های نامفهوم جرالد)

692
00:34:16,106 --> 00:34:18,206
‫داره صدا می‌ده...

693
00:34:18,400 --> 00:34:21,813
‫نمی‌تونم صداشو خفه کنم،
‫چطوری جلوش رو می‌گیری؟

694
00:34:23,146 --> 00:34:25,619
‫سلام جرالد، سایمونم.
‫مشکل چیه؟

695
00:34:26,345 --> 00:34:28,226
‫آره فکر کنم رفته...

696
00:34:36,826 --> 00:34:40,699
‫اگه غروب بشه و خورشید بره پایین،
‫نمی‌تونم این کارو انجام بدم.

697
00:34:41,506 --> 00:34:43,605
‫- یعنی چطوری...
‫-صدامو می‌شنوی، سی؟

698
00:34:44,019 --> 00:34:46,778
‫آره دارمت، صدای منو داری؟

699
00:34:46,779 --> 00:34:49,306
‫آره، گفتم اگه فقط بگیری...

700
00:34:53,979 --> 00:34:57,225
‫یه دکمه «+» اونجا هست،
‫فقط اون «+» رو فشار بده.

701
00:35:00,700 --> 00:35:03,100
‫نه، این همیشه بوده...

702
00:35:05,072 --> 00:35:06,885
‫سال پیش رفتی به...

703
00:35:08,313 --> 00:35:11,091
‫- دکمه فرار رو فشار بده.
‫- چیو فشار بدم؟

704
00:35:11,092 --> 00:35:13,205
‫دکمه فرار رو فشار بده، جرالد.

705
00:35:14,291 --> 00:35:16,192
‫لباس‌هام رو تو یه کیسه پلاستیکی بذار!

706
00:35:19,866 --> 00:35:21,485
‫این باعث می‌شه...

707
00:35:21,713 --> 00:35:24,206
‫ای وای بر «مزرعه دیدلی اسکوات».

708
00:35:26,433 --> 00:35:32,019
‫در نهایت، جنینِ خوره‌ی تکنولوژیِ مزرعه
‫برای حل مشکل وارد عمل شد.

709
00:35:32,020 --> 00:35:34,019
‫آره، یه ذره جا دارم اونجا،

710
00:35:34,020 --> 00:35:36,405
‫اما برای 10 یا 12 سالِ اول.

711
00:35:36,406 --> 00:35:38,699
‫این باید ثابت باشه،
‫با یه بار فشار خاموش می‌شه.

712
00:35:43,200 --> 00:35:45,299
‫و با فرا رسیدن غروب،

713
00:35:45,300 --> 00:35:48,640
‫جمع آوری آخرین گندم‌ها رو هم تموم کردیم.

714
00:35:51,840 --> 00:35:55,779
‫خیلی‌خب، همینه، اینم از برداشت سال 2021،

715
00:35:55,780 --> 00:35:58,200
‫و حالا... نوبت گاوهاست!

716
00:36:08,587 --> 00:36:11,206
‫درست، همینجا.

717
00:36:15,166 --> 00:36:18,179
‫- داری چی‌کار می‌کنی؟
‫- دارم واسه این کار کاملا پوشش ایمنی‌ام رو حفظ می‌کنم.

718
00:36:18,180 --> 00:36:19,826
‫از «کرئوزوت» خوشم نمیاد،
‫(ماده‌ای شیمیایی، بی‌رنگ، تندبو، چرب
‫و گندزا که از چوب گیاه خارج می‌شود)

719
00:36:19,827 --> 00:36:21,806
‫بعد از اون آخرین باری که رفت تو چشمم.

720
00:36:21,807 --> 00:36:23,606
‫چقدر نازک نارنجی،
‫اصلا تو کونم نمی‌ری.

721
00:36:23,613 --> 00:36:24,833
‫نازک نارنجی!

722
00:36:24,846 --> 00:36:26,200
‫- نازنک نارجی هستی دیگه.
‫- نیستم.

723
00:36:26,201 --> 00:36:27,706
‫خب ببین، الان کرئوزوت رو نگه داشتم...

724
00:36:27,714 --> 00:36:32,238
‫می‌تونستم این بحثِ شکاف بین نسلی رو
‫ساعت‌ها ادامه بدم،

725
00:36:32,239 --> 00:36:36,085
‫اما من و کیلب باید زمینی رو برای
‫گاوهای جدید حصارکشی می‌کردیم.

726
00:36:37,080 --> 00:36:39,045
‫و من واقعا دوست نداشتم که،

727
00:36:39,046 --> 00:36:42,005
‫280تا ستونِ حصار رو با استفاده از،

728
00:36:42,006 --> 00:36:45,306
‫دستگاه انسان‌کُشِ قرون‌وسطاییِ اون انجام بدم.

729
00:36:45,605 --> 00:36:46,906
‫[در فصل قبل]

730
00:36:47,513 --> 00:36:48,405
‫بالاتر.

731
00:36:51,880 --> 00:36:56,006
‫پس به جاش مقداری «احتراق داخلی» استخدام کردم.
‫(دستگاه یا ماشین آوردم)

732
00:37:02,880 --> 00:37:04,213
‫این که می‌بینی...

733
00:37:04,214 --> 00:37:05,887
‫پایانِ کار توئه.

734
00:37:05,993 --> 00:37:06,753
‫عجب.

735
00:37:06,973 --> 00:37:09,893
‫چرا باید یه کارگر رو استخدام کنی...

736
00:37:10,612 --> 00:37:12,813
‫مثلا یه کارگرِ نرده‌‌کار...

737
00:37:13,080 --> 00:37:14,819
‫وقتی که یه «سولوتراک» داری؟
‫(دستگاهی برای حفاری سوراخ‌های کوچک، مثل ستون حصار)

738
00:37:14,820 --> 00:37:15,580
‫باشه.

739
00:37:16,139 --> 00:37:17,385
‫نکته خوبی بود.

740
00:37:17,386 --> 00:37:19,512
‫سولوتراک، پس یعنی خودت تنهایی می‌خوای انجامش بدی.

741
00:37:19,520 --> 00:37:23,172
‫- فقط یه بار بهم توضیح بده که این چیز چطوری کار می‌کنه.
‫- بعدش می‌تونم برم خونه؟

742
00:37:23,173 --> 00:37:24,999
‫فقط توضیح بده چطوری کار می‌کنه.

743
00:37:25,000 --> 00:37:26,365
‫اگه بچرخونیش،

744
00:37:26,366 --> 00:37:28,779
‫و بعد اونجا پارکش کنی،
‫می‌تونی دنده عقب بیای این پایین.

745
00:37:31,485 --> 00:37:32,319
‫وایسا.

746
00:37:32,519 --> 00:37:34,632
‫بعد از قرار دادن دستگاه تو موقعیت مناسب،

747
00:37:34,633 --> 00:37:37,885
‫و پوشیدن چندتا تجهیزاتِ محافظتیِ نازنک نارنجی،

748
00:37:37,886 --> 00:37:39,201
‫شروع به کار کردیم.

749
00:37:39,491 --> 00:37:40,225
‫خیلی‌خب.

750
00:37:40,226 --> 00:37:41,885
‫رهاش کن روی اون.

751
00:37:42,800 --> 00:37:43,640
‫وای!

752
00:37:44,873 --> 00:37:47,693
‫آخرتِ ماشین‌هاس، مگه نه؟

753
00:37:48,600 --> 00:37:49,813
‫به به!

754
00:37:50,773 --> 00:37:52,779
‫و این چاقوی سوئیسیِ زنجیردار،

755
00:37:52,780 --> 00:37:55,826
‫حتی ترفندهای بیشتری هم توی آستین خودش داشت.

756
00:37:57,080 --> 00:37:59,100
‫ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده.

757
00:38:00,853 --> 00:38:04,319
‫- این الان کشیده شده؟
‫- الان همه‌اش تا اون پایین کشیده شده.

758
00:38:04,599 --> 00:38:05,512
‫ادامه بده.

759
00:38:07,200 --> 00:38:08,160
‫محکم نگهش دار.

760
00:38:09,466 --> 00:38:12,125
‫- اگه پاره بشه چی؟ (رها بشه)
‫- دردت می‌گیره.

761
00:38:19,099 --> 00:38:20,219
‫می‌خوای تمیزش کنم؟

762
00:38:22,006 --> 00:38:24,365
‫آفرین، خوبه که کلاه ایمنی به سر داری.

763
00:38:24,366 --> 00:38:25,839
‫آفرین، شما یه نازک نارنجی هستین.

764
00:38:25,840 --> 00:38:27,940
‫یا «نسل ایکس» هستی؟ چی هستی تو؟
‫(نسل افرادی که از 1960 تا 1980 به دنیا اومدن)

765
00:38:27,941 --> 00:38:29,399
‫مظنورت چیه که «من چی هستم»؟

766
00:38:29,400 --> 00:38:31,646
‫تو قرن بیستم به دنیا اومدی، مگه نه؟
‫(از سال 1901 تا 2000)

767
00:38:31,667 --> 00:38:32,434
‫نه.

768
00:38:32,680 --> 00:38:34,205
‫سال 1998!

769
00:38:34,733 --> 00:38:35,645
‫این...

770
00:38:37,440 --> 00:38:40,492
‫قرن بیستم یعنی از سال 2000 به بعد دیگه، مگه نه؟

771
00:38:40,493 --> 00:38:43,500
‫نه، الان تو قرن 21ام هستیم.

772
00:38:44,160 --> 00:38:45,613
‫جدی؟

773
00:38:51,879 --> 00:38:54,468
‫روز بعد، حصارکشی تموم شد،

774
00:38:54,880 --> 00:39:00,013
‫درست به موقع برای ورود ساکنین جدید «دیدلی اسکوات».

775
00:39:01,206 --> 00:39:03,592
‫پشمام، چه کامیون شیکی!

776
00:39:03,593 --> 00:39:05,300
‫- همینطوره، مگه نه؟
‫- آره.

777
00:39:08,259 --> 00:39:09,439
‫گوش کنین.

778
00:39:12,120 --> 00:39:14,180
‫متاسفانه کیلب اینجا نیست تا اینو ببینه،

779
00:39:14,181 --> 00:39:17,179
‫چون باید می‌رفت خونه تا سگش رو بُکشه.
‫(Euthanasia: مرگ آسان یا کُشتن
‫یک جانور برای درد نکشیدن بیشتر)

780
00:39:17,180 --> 00:39:18,501
‫خیلی ناجوره.

781
00:39:20,619 --> 00:39:21,499
‫خوش اومدین!

782
00:39:21,959 --> 00:39:23,914
‫نگاه کنین، خونه جدیدتون!

783
00:39:24,414 --> 00:39:25,699
‫پس اینا گوساله‌ان.

784
00:39:25,700 --> 00:39:26,405
‫آره.

785
00:39:27,914 --> 00:39:29,914
‫- و اینا مادرهاشونن.
‫- آره.

786
00:39:31,246 --> 00:39:34,412
‫نگاه‌شون کن!
‫فوق‌العاده‌ان!

787
00:39:36,233 --> 00:39:38,085
‫پس شماها گاو ماده‌این.

788
00:39:39,120 --> 00:39:40,399
‫تو گاو نری.

789
00:39:40,400 --> 00:39:41,660
‫گاو ماده.

790
00:39:43,453 --> 00:39:44,733
‫گاو ماده.

791
00:39:45,873 --> 00:39:49,286
‫صادقانه بگم، همیشه کمی از گاوها می‌ترسیدم.

792
00:39:49,287 --> 00:39:52,308
‫شماها که اصلا ترسناک به نظر نمیان.
‫موهاتو ببین!

793
00:39:53,120 --> 00:39:55,206
‫جستجو کردم و واقعا...

794
00:39:55,833 --> 00:39:58,819
‫سالانه افراد خیلی زیادی توسط گاوها کشته می‌شن.

795
00:39:58,820 --> 00:39:59,893
‫خیلی زیاد!

796
00:40:00,247 --> 00:40:03,019
‫منظورم بیشتر «ولگردها»ست که مشخصا...
‫(منظور ولگردها یا افرادی که دوروبر شهر پرسه می‌زنن)

797
00:40:03,020 --> 00:40:04,613
‫مشکلی نداره.

798
00:40:06,732 --> 00:40:08,459
‫این کاملا لذت‌بخشه.

799
00:40:08,460 --> 00:40:11,139
‫می‌دونم که گوسفندها تو بدو ورود لذت‌بخش بودن،

800
00:40:11,140 --> 00:40:13,245
‫و به سرعت ناخوشایند شدن،

801
00:40:13,246 --> 00:40:15,179
‫اما نمی‌تونم ببینم که...

802
00:40:15,180 --> 00:40:17,480
‫این ها مایه دردسر می‌شن.

803
00:40:18,227 --> 00:40:19,759
‫در قسمت بعد...

804
00:40:19,760 --> 00:40:20,920
‫گاوها رفتن بیرون!

805
00:40:20,921 --> 00:40:22,213
‫ای وای ریدم توش!

806
00:40:22,513 --> 00:40:24,813
‫خدایا، کجایی تو؟ فِرِن!

807
00:40:25,093 --> 00:40:27,099
‫ای چیز توش!

808
00:40:29,493 --> 00:40:39,493
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
