WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:13.640 --> 00:14.800
‫درست وسط تابستونه

00:14.880 --> 00:18.199
:‫و یه روز معمولی توی مزرعه، شبیه اینه

00:21.760 --> 00:24.920
‫ساعت 6:30 بیدار میشم و بعد از اینکه قهوه خوردم

00:25.000 --> 00:27.960
‫میرم سمت مرغدونی ها تا مرغ‌ها رو از لونه هاشون آزاد کنم

00:28.039 --> 00:29.039
‫صبح بخیر

00:29.120 --> 00:32.840
‫تو راه برگشت، یکم قارچ برای ناهارم می‌چینم

00:32.920 --> 00:35.439
‫و بعدش میرم به ماهی‌ها غذا میدم

00:37.759 --> 00:40.960
‫توی خونه، روی دستور پخت سس گوجه فرنگی کار می‌کنم

00:41.039 --> 00:43.359
‫که میخوام برای فروشگاه محلی آماده اش کنم

00:43.439 --> 00:45.920
‫یکم فلفل تند و گشنیز تازه اضافه می‌کنم

00:46.000 --> 00:48.000
... ‫و می‌زارم با دمای کم، جوش بیاد

00:49.079 --> 00:51.719
‫در حالی که داشتم حصاری رو تعمیر می‌کردم که

00:51.759 --> 00:53.799
‫که شکارچی می‌گفت توی زمستون خراب نشده

00:55.280 --> 00:57.280
‫بعدش گل های وحشی که کاشته بودم رو کوتاه می‌کنم

00:57.320 --> 00:59.359
‫چون که همه باغبون ها این کارو میکنن

00:59.399 --> 01:01.520
‫صبر میکنن تا گیاه‌ها به بهترین شکلشون برسن

01:01.600 --> 01:04.879
‫و بعد کوتاهشون میکنن تا زیاد قشنگ دیده نشن

01:06.079 --> 01:08.421
‫بعدش یکم سبزیجات برای لیسا می‌چینم

01:08.446 --> 01:10.920
‫تا به چندتا مشتری که تو آتلانتا داریم، بفروشتشون

01:11.039 --> 01:14.920
‫و حتی یه دسته ریواس چینی هم پیدا کردم، پس اونم می‌چینم

01:16.120 --> 01:18.280
‫و بعدش جنگی میرم فروشگاه

01:18.400 --> 01:20.640
‫این ریواس چینیه که باید شسته بشه

01:20.719 --> 01:23.920
‫وقتی همه چیزهایی که روز قبل چیده بودم رو بیرون می‌ریزم

01:24.000 --> 01:25.280
‫چون که اصلاً فروش نرفته
‫چون که هیشکی

01:25.280 --> 01:27.599
‫این روزا دیگه سبزیجات تازه دوست نداره

01:38.719 --> 01:41.479
‫بعدش سس گوجه فرنگی رو هم می‌زنم

01:41.520 --> 01:44.560
‫قبل از اینکه برم و به زنبورها سر بزنم

01:44.599 --> 01:46.280
.‫یالا، برو بیرون

01:47.359 --> 01:49.120
‫و گوسفندها و بره‌ها

01:50.520 --> 01:53.640
‫و بعدش کار بزرگ روز رو شروع می‌کنم

01:53.719 --> 01:55.439
‫همیشه یکی هست

01:55.520 --> 01:57.280
‫امروز باید همه کاه‌ها

01:57.319 --> 01:59.920
‫و همه تاپاله‌های گوسفند رو از انبار تمیز کنم

01:59.960 --> 02:03.000
‫ولی چون یه سطل برای جلو تراختور ندارم

02:03.079 --> 02:06.319
‫باید از کیلیب بخوام که برف روب رو از انبار دیگه بیاره

02:06.400 --> 02:07.400
‫چرا خودت این کارو نمی‌کنی؟

02:07.480 --> 02:09.919
‫چون که لامبورگینی اینجا، جا نمیشه

02:10.000 --> 02:12.319
‫بلافاصله می تونم تشخیص بدم که اون خوشحال نیست

02:12.400 --> 02:15.520
‫چون که اون فکر میکنه که تراختور من خیلی پیچیده است

02:15.599 --> 02:16.960
‫تراختورت آشغاله

02:17.039 --> 02:20.079
‫و بعد وقتی که دارم قارچ‌ها رو می‌خورم

02:20.120 --> 02:21.280
‫که صبح چیده بودمشون

02:21.319 --> 02:24.520
‫و توی سس خامه ای پخته بودم و با نون تست سرو اش کرده بودم

02:24.599 --> 02:26.120
... ‫با یکم جعفری که از تو باغ اومده بود

02:26.627 --> 02:28.283
‫یه تماس از همکار هام دریافت می‌کنم

02:28.308 --> 02:32.000
.‫که میگه گوسفندها فرار کردن و الان توی جاده ان

02:33.560 --> 02:37.400
! ‫پس با ماشین میرم اونجا و می‌فهمم که گوسفند فرار نکرده

02:38.439 --> 02:40.560
‫ولی حداقل الان برف روب بخوبی

02:40.599 --> 02:42.439
‫جلوی تراختور نصب شده

02:42.439 --> 02:44.800
‫پس میرم به انبار زایمان بره‌ها و بلافاصله

02:44.879 --> 02:47.439
‫کشف می‌کنم که تراختور اونجا هم جا نمیشه

02:47.560 --> 02:49.960
.‫اوه، گوه توش

02:50.039 --> 02:52.599
‫بعدش یه تله مرگ 80 ساله رو

02:52.680 --> 02:55.879
‫به پشت تراختور لیسا وصل می‌کنم و از اون استفاده می‌کنم

02:58.000 --> 02:59.680
‫داره کم کم دیر میشه، پس با عجله میرم خونه

02:59.719 --> 03:02.639
‫یکم ادویه به سس گوجه فرنگی اضافه می‌کنم

03:02.680 --> 03:06.159
‫قبل از اینکه دوباره برم و به ماهی‌ها غذا بدم

03:06.199 --> 03:07.439
‫و تخم مرغ‌ها رو جمع کنم

03:08.599 --> 03:11.840
‫و بعد میرم که بخوابم با دونستن اینکه به زودی

03:13.319 --> 03:15.719
‫اوضاع قراره که حسابی شلوغ پلوغ بشه

03:17.247 --> 03:25.192
‫ وحید مستغیث  : ترجمه و زیرنویس
‫ @vahids3

03:25.525 --> 03:27.790
.‫هشدار: کلمات رکیک بدون سانسور، ترجمه شده‌اند

03:30.039 --> 03:32.759
‫یکی از وظایف اضافی توی زندگی شلوغ مون

03:32.840 --> 03:37.199
‫انجام روزانه تست رطوبت روی محصولات بوده

03:37.280 --> 03:42.400
،‫و حالا که چارلی رفته به تعطیلات
‫این وظیفه افتاده گردن من و کیلیب

03:42.479 --> 03:45.079
‫-الان، یه کشاور باتجربه
‫-خب

03:45.150 --> 03:47.951
‫میتونه بگه غلاف گیاه چقدر رطوبت داره

03:48.000 --> 03:49.639
‫فقط با جویدنش، میتونه؟

03:49.680 --> 03:50.960
‫آره، میتونن

03:51.000 --> 03:53.079
‫اونا غلاف رو باز میکنن، خودم دیدم که این کارو می‌کنم

03:53.120 --> 03:55.800
‫بازش میکنن، خیلی هم جدی هستن موقع این کار

03:55.879 --> 03:57.400
‫بعدش اینجوری و بعد میجونش

03:59.319 --> 04:00.560
‫ این 12 درصده

04:00.639 --> 04:02.199
--‫و درست میگن؟ منظورم اینکه اونا میدونن

04:02.240 --> 04:03.759
‫آره، قطعاً

04:03.800 --> 04:06.759
‫ولی من نمیتونم این کارو بکنم چون مثل اونا باتجربه نیستم

04:07.000 --> 04:09.280
‫و تو هم نمیتونی چون کونبچه
(‫محسوب میشی (در مقایسه با اونا

04:09.319 --> 04:10.759
‫پس ما دستگاهش رو داریم

04:10.840 --> 04:12.240
‫تا حالا از اینا استفاده کردی؟

04:12.319 --> 04:14.560
‫آه ... بزار فکر کنم

04:14.639 --> 04:16.120
‫اون تیکه رو می‌بینی، نگاه کن

04:16.160 --> 04:18.240
‫ما باید اون تیکه رو با کلزا پر کنیم

04:21.800 --> 04:22.759
‫پرش کنیم؟

04:22.800 --> 04:26.360
:‫میشه الان یه زیرنویس بریم
‫ «چند ساعت بعد»

04:27.777 --> 04:29.629
(: ‫چند ساعت بعد

04:31.360 --> 04:32.360
‫یکم بیشتر می‌ریزی؟

04:35.199 --> 04:37.600
... ‫و این کارو می‌کنی، نگاه کن. و بعدش

04:38.360 --> 04:40.800
‫پس اگه این بگه کمتر از 6 درصد

04:40.920 --> 04:43.120
.‫بدجوری تو دردسر افتادیم
.‫نمیتونیم برداشت کنیم

04:43.199 --> 04:44.759
.‫-آره
‫-و اگه بگه بیشتر از

04:44.800 --> 04:46.240
‫نه درصده

04:46.319 --> 04:48.120
‫خیلی مرطوبه و اونا قبولش نمیکنن

04:48.199 --> 04:50.920
‫آماده ای؟ داره آزمایش میکنه

04:51.040 --> 04:53.759
‫

04:53.800 --> 04:55.000
... ‫خب، این

04:55.360 --> 04:57.439
... ‫هشت درصد رطوبته که یعنی

04:57.480 --> 04:59.480
.‫عالیه. باید همین الان برداشت کنیم

05:01.040 --> 05:02.639
! ‫بیا انجامش بدیم

05:04.079 --> 05:07.439
‫ولی راستش، نمیتونستیم انجامش بدیم

05:08.639 --> 05:10.680
‫برای برداشت کلزا

05:10.759 --> 05:14.120
‫من یه کمبباین دروگر لازم دارم و از اینا نخریدم

05:14.199 --> 05:16.680
‫چون که 250 هزار پوند قیمتشونه

05:16.759 --> 05:18.360
‫پس باید یکی اجاره کنم

05:19.199 --> 05:22.240
‫و مشکل اینکه هر کشاورز دیگه ای توی این ناحیه

05:22.319 --> 05:23.680
‫امروز صبح اومده بیرون

05:23.720 --> 05:25.800
‫رفته توی زمین‌ها، رطوب رو آزمایش کرده

05:25.879 --> 05:28.560
‫و همه اونا هم به نتیجه یکسانی رسیدن

05:28.639 --> 05:30.800
‫و اونا هم میخوان یکی از این کمباین‌ها رو اجاره کنن

05:34.319 --> 05:37.759
‫توی دفتر، بدترین ترس ام تبدیل به واقعیت شد

05:39.240 --> 05:40.240
‫سه روز؟

05:41.000 --> 05:42.759
‫قبل از اون کاری از دستت برنمیاد؟

05:42.840 --> 05:44.560
‫نه، نه من شماره اش رو دارم

05:46.840 --> 05:48.480
.‫آره، درست حدس زدی

05:48.560 --> 05:49.879
‫نه، میدونم

05:52.079 --> 05:55.199
... ‫اون داره
.‫اون داره مزرعه خودشو اول انجام میده

05:57.399 --> 05:59.720
.‫خیلی خب، باشه، نه، ممنون که وقت گذاشتی

06:05.800 --> 06:08.120
‫رفتم بیرون و هر جایی که نگاه می‌کردم

06:08.160 --> 06:10.600
‫یه یادآورد واضح و درخشان بود

06:10.639 --> 06:14.040
‫که من همون تازه کار توی منطقه بودم

06:14.120 --> 06:17.839
‫نگاه کن، یه کمباین اونجا و اونجاست

06:19.800 --> 06:21.360
‫آره، اینم یکی دیگه

06:21.439 --> 06:23.759
‫همه مزرعه‌ها کمباین دارن

06:26.519 --> 06:30.120
‫تا اواخر عصر، به هیچ نتیجه ای نرسیدم

06:30.199 --> 06:32.319
... ‫37, 42

06:32.399 --> 06:34.439
‫ولی بعدش کیلیب زد تو خال

06:34.480 --> 06:37.439
‫با اون رفیقش که من بایستی بهش بگم
‫ «مسیح»

06:37.480 --> 06:40.560
‫با ایکه اسم واقعیش سایمون بود

06:40.639 --> 06:43.040
... ‫امروز عصر ... اگه تموم بشه

06:43.120 --> 06:44.560
‫فقط دوتا زمین ام مونده که برداشت کنم

06:44.639 --> 06:46.879
‫پس در بهترین حالت، تا شب میتونم کارمو تموم کنم

06:46.959 --> 06:48.000
‫آره

06:48.079 --> 06:50.040
‫و بعدش، یجورایی فردا دستگاه رو بدمش به شما

06:50.120 --> 06:52.159
‫آره، بعدش هم ما میتونیم برداشت رو شروع کنیم

06:54.759 --> 06:56.079
‫صبح روز بعد

06:57.120 --> 07:00.959
‫کمباین جور شده بود و وقت عمل بود

07:01.040 --> 07:03.399
.‫-این عالیه
.‫-آره، هوا رو ببین

07:03.480 --> 07:04.319
‫میدونم

07:08.240 --> 07:10.879
‫خب، تراختور ها قراره که کل روز از اینجا رد بشن

07:10.959 --> 07:14.040
‫پس میخوام که این دروازه رو جابجا کنم تا یکم کار راحت‌تر بشه

07:17.720 --> 07:20.920
‫این ... آره، منظور منم همین بود

07:21.000 --> 07:21.959
‫فک کنم اصلاً هیچ کاری نکردی

07:22.000 --> 07:23.800
... ‫کردم

07:27.240 --> 07:29.480
‫درسته، امروز روز مهمته، لامبو

07:30.759 --> 07:32.920
‫این چیزیه که انتظارشو می‌کشیدیم

07:41.159 --> 07:42.480
‫8.9

07:44.000 --> 07:45.759
‫میرم و متصل اش می‌کنم

07:47.399 --> 07:48.759
‫بعد از یک سال تمام

07:48.840 --> 07:51.600
‫نگاه کردن به کیلیب که چیزها رو به تراختور وصل میکنه

07:51.680 --> 07:53.639
‫فکر کردم که دیگه هیچ مشکلی ندارم

07:53.680 --> 07:56.800
‫تا لامبو رو به تریلری وصل کنم که اجاره اش کرده بودم

07:58.600 --> 07:59.680
... ‫آم

08:01.720 --> 08:05.600
‫این کارو می‌کنم، بعدش این، بعدش این نه

08:05.680 --> 08:07.160
... ‫آم

08:12.600 --> 08:14.800
‫درسته. این قطعاً بیرون نمیاد

08:14.879 --> 08:17.160
‫خب، باید یه چیزی باشه که فراموش کردم انجامش بدم

08:17.240 --> 08:18.399
‫چی رو فراموش کردم؟

08:18.480 --> 08:19.879
... ‫آم

08:19.959 --> 08:20.839
‫این نه

08:21.600 --> 08:23.439
‫تنها یه راه بود

08:24.399 --> 08:25.959
‫کیلیب رو بیار تا انجامش بده

08:26.040 --> 08:28.279
‫راستش، وایسا، وایسا، وایسا

08:30.439 --> 08:32.440
‫خیلی خب، متصل شدی

08:34.480 --> 08:37.000
‫با تموم شدن این کار، رفتیم سمت فروشگاه محلی

08:37.080 --> 08:39.720
‫تا با عیسی ملاقات کنیم
*‫*منظورش همون همسایه کلیب عه

08:42.320 --> 08:46.639
‫امروز جمعه و الان ساعت 11:40 است

08:46.759 --> 08:50.159
‫یه جبهه هوا قرار که صبح یکشنبه برسه

08:50.240 --> 08:51.720
‫پس باید سعی کنیم

08:51.759 --> 08:55.480
‫یه عملیات برداشت 4 روزه رو توی یک روز و نیم تموم کنیم

08:57.240 --> 08:58.840
‫امروز، یه روز طولانی خواهد بود

09:07.720 --> 09:09.960
‫پنکه ام کار نمیکنه

09:10.039 --> 09:12.840
‫و اینقدر دستم بنده که الان نمیتونم درستش کنم

09:12.879 --> 09:15.240
‫یا اینجاست یا اونجا

09:15.960 --> 09:17.279
.‫اینجا خوبه

09:25.759 --> 09:30.360
‫خب، احتمالاً تمام شب رو کار می‌کنیم

09:30.440 --> 09:32.600
‫اونجا، چندتا دستمال توالت هست

09:32.639 --> 09:35.720
‫اگه کم آوردی، بهم خبر بده، باشه؟

09:35.759 --> 09:37.120
‫واقعاً با خودت دستمال توالت آوردی؟

09:37.159 --> 09:38.240
! ‫آره

09:38.279 --> 09:40.600
‫اولین بار نیست که توی همچین مخمصه ای گیر افتادم

09:41.279 --> 09:42.200
! ‫نگاه کن

09:43.519 --> 09:45.639
! ‫ما یه کمباین دروگر داریم

09:50.639 --> 09:51.639
‫بالاخره اینجاست

09:54.159 --> 09:56.480
.‫-اون سایمونه
.‫-اون سایمونه

10:09.360 --> 10:10.840
‫بهت گفته که چطوری باید باهاش کار کنی؟

10:10.879 --> 10:12.039
‫در حال حرکت این کارو می‌کنیم؟

10:12.080 --> 10:14.639
‫-تخلیه محصول در حال حرکت؟
.‫-آره

10:14.720 --> 10:16.159
‫بعدش در مورد موضوعی بحث کردیم

10:16.200 --> 10:18.759
‫که فشار بیشتری رومون اضافه می‌کرد

10:18.840 --> 10:22.639
‫امسال سال غیرعادی برای جو و کلزاست

10:22.759 --> 10:24.440
‫که توی زمان مشابهی آماده شدن

10:24.480 --> 10:25.960
.‫-آره، خیلی خیلی نامعموله

10:26.000 --> 10:27.159
‫تقریباً منحصر بفرده
‫اینطوری میتونم بگم

10:27.200 --> 10:29.000
... ‫معمولاً جو آماده میشه

10:29.080 --> 10:31.879
‫معمولاً جو دو سه هفته زودتر آماده میشه

10:32.000 --> 10:33.519
‫و بعد کلزا آماده میشه

10:33.600 --> 10:35.039
... ‫پس بخاطر بهار خشک بوده

10:52.600 --> 10:53.759
‫داره شروع میشه

11:02.000 --> 11:03.600
‫و آماده ایم

11:09.279 --> 11:10.919
‫اولین برداشت ام

11:14.480 --> 11:16.919
‫کمباین‌های لعنتی خیلی باهوش هستن، اینطور نیست؟

11:17.000 --> 11:18.159
.‫بدجنس ان

11:18.240 --> 11:20.759
‫حق با توئه، برای اینکه یه چیزی رو خرد کنه

11:20.840 --> 11:23.200
‫غلاف اش رو باز کنه، اون دونه های کوچولو رو

11:23.279 --> 11:26.000
‫اون ماشین عظیم، دونه های کوچولو رو در میاره و بعدش

11:26.080 --> 11:26.960
‫اینو لازم ندارم، اینو لازم ندارم

11:27.000 --> 11:30.000
‫اینو لازم ندارم
‫ولی اینو لازم دارم

11:30.039 --> 11:33.440
‫و اندازه میگیره که چقدر دونه خارج شده

11:33.519 --> 11:37.080
‫فقط-- کشاورزی واقعاً شگفت انگیزه، مگه نه؟

11:37.159 --> 11:39.279
.‫آدرنالین آدمو سر حال میکنه. من الان سرحالم

11:39.360 --> 11:40.919
‫میدونی، ساعت سه نصف شب اومدم اینجا

11:40.960 --> 11:43.000
‫و هنوز دارم به کارم ادامه میدم

11:43.039 --> 11:44.600
‫تو قراره که بیهوش بشی

11:47.480 --> 11:50.360
‫وقتی کمباین تقریباً پر شده بود

11:51.360 --> 11:53.559
‫کیلیب به موقعیت نزدیک شد

11:58.080 --> 11:59.519
‫اوکی، همونجا نگه اش دار

12:03.240 --> 12:05.519
‫دسته اول داره میاد

12:09.639 --> 12:10.679
‫وقتی که کامیون رو

12:10.720 --> 12:13.320
... ‫با دوتا محموله کمباین، پر کرد

12:19.240 --> 12:21.759
‫رفت سمت انبار تا اونا رو خالی کنه

12:24.240 --> 12:28.000
‫و وقتی که داشت با تریلر قرن 19 امی من سر و کله می‌زد

12:29.679 --> 12:31.000
‫اوه، خدای من

12:34.440 --> 12:37.919
‫منم داشتم خودمو آماده اولین دور ام می‌کردم

12:39.840 --> 12:41.080
‫این پشت دارم میرم

12:43.759 --> 12:44.960
‫چراغ زردش روشن شد

12:45.000 --> 12:48.399
‫که یعنی داره بهم میگه مخزن اش 80 درصد پر شده

12:48.440 --> 12:53.399
.‫من تو راهم. این همون لحظه موعوده

12:55.519 --> 12:57.200
‫دارم میام، دارم میام

12:57.279 --> 12:59.919
‫هنوز نرسیدم، هنوز نرسیدم

13:05.720 --> 13:08.840
‫میخوام عقب‌تر برم، عقب‌تر

13:09.840 --> 13:12.320
‫اوه، درسته، اول باید عقب تریلر رو پر کنم

13:12.399 --> 13:15.159
‫باید یه چشم اونجا باشه و یه چشم
‫جلو رو ببینه تا بدونم کجا دارم میرم

13:15.240 --> 13:16.279
‫باید مثل کبوتر باشم

13:17.279 --> 13:18.879
‫تمومه

13:18.960 --> 13:20.960
‫اوه، نه، من وایسادم

13:21.039 --> 13:22.159
‫به حرکت ادامه بده

13:22.240 --> 13:25.000
‫نمیتونم. اوه، نه

13:25.080 --> 13:27.759
‫باید جلو باشم
‫باید جلو باشم

13:27.840 --> 13:30.919
‫یه لحظه وایسا، باید چیکار کنم؟ سرعت رو کم می‌کنم

13:31.000 --> 13:33.399
‫آماده، در جای خود، در جای خود، برو

13:33.480 --> 13:36.559
! ‫اوه، گوه توش، گوه توش، گوه توش

13:37.559 --> 13:40.519
‫احسنت، بیشترشو توی وسط تریلر جمع کردی

13:40.600 --> 13:43.360
! ‫خدای من، این خیلی سخته

13:44.039 --> 13:46.559
‫همه چی برعکس شده پس اگه من اینجا رو نگاه کنم

13:46.639 --> 13:49.519
:‫کنار شونه ام و فک کنم که
‫ آوه، نه، اون عقبه

13:49.600 --> 13:52.279
‫باید سرعت ام رو بیارم پایین

13:52.360 --> 13:54.840
‫وقتی عقبه، سرعت رو بیار پایین

13:55.720 --> 13:58.159
.‫وقتی جلوئه، سرعت رو ببر بالا

14:01.480 --> 14:04.559
‫خوشبختانه توی دور بعدیم، خبری از آنانیسم نبود
*‫*آنانیسم: قطع نزدیکی قبل از رسیدن به اوج لذت جنسی

14:05.440 --> 14:06.759
‫کارها بخوبی پیش رفت

14:07.799 --> 14:10.480
‫همه راننده‌های مسابقه از دقت توی رانندگی حرف میزنن

14:10.559 --> 14:13.399
! ‫اونا قطعاً نمیدونن که این کلمه چه معنی داره

14:17.000 --> 14:19.840
‫بعدش با عجله رفتم تا محموله ام رو خالی کنم

14:19.919 --> 14:22.799
‫کاملاً آگاه بودم که برای سال‌ها داشتم غر می‌زدم که

14:22.879 --> 14:25.200
‫که تراختور ها باعث ترافیک میشن

14:25.279 --> 14:29.080
‫الان خودم توی یه تراختور بودم و ترافیک ایجاد کرده بودم

14:30.240 --> 14:32.480
‫باید همه تون توی فروشگاه محلی توقف میکردین

14:32.559 --> 14:36.120
! ‫اون موقع دیگه اینجا گیر نکرده بودین، درسته؟

14:36.200 --> 14:38.000
‫توی مزرعه

14:38.039 --> 14:40.879
‫لازم بود که هر چه سریع‌تر دونه ها رو خالی بکنم

14:40.919 --> 14:43.279
‫تا دوباره بتونم برگردم به زمین

14:43.320 --> 14:45.559
‫قبل از اینکه کمباین دوباره پر بشه

14:46.399 --> 14:47.440
‫خیلی هم عالی

14:47.519 --> 14:51.720
‫بعدش، باید برم عقب-- یه لحظه
‫وایسا، اگه این طرفی فرمون رو بچرخونم

14:53.440 --> 14:54.559
... ‫عقب رفتن

15:03.679 --> 15:04.879
‫آره

15:06.120 --> 15:07.799
‫زاویه ورود اشتباه بود

15:11.200 --> 15:14.120
‫اگه برم عقب، اون طرف باید سمت راست باشه

15:14.200 --> 15:15.200
‫آره، همینه

15:21.080 --> 15:22.080
‫خدایا

15:23.559 --> 15:26.240
‫وایسا، وایسا، وایسا
.‫توجه کن، جرمی

15:26.320 --> 15:27.840
‫خب اگه این طرفی برم و عقبش رو بیرون نگه دارم

15:33.159 --> 15:36.799
‫اوه، محض رضای خدا، این کار غیر ممکنه

15:36.879 --> 15:38.759
‫بعد از شش بار تلاش

15:38.799 --> 15:41.159
... ‫که به راحتی می‌شد ادیت و از فیلم خارج شون کرد

15:42.360 --> 15:46.120
‫تریلر به روز و مدرن‌تر، رفت توی انبار

15:47.320 --> 15:48.840
‫اوه، آره

15:56.360 --> 15:58.200
‫اوه، گه توش، گوه توش، گوه توش

15:58.279 --> 16:01.320
‫خدای من، شانس آوردم، نباید در این مورد چیزی به کیلیب بگم

16:05.720 --> 16:07.039
‫با پایدار بودن هوا

16:07.120 --> 16:08.360
‫ما مثل یه تیم کار می‌کردیم

16:08.399 --> 16:10.639
‫تا هر چقدر که میتونیم، محصول از زمین برداشت کنیم

16:19.519 --> 16:24.519
‫درسته، این زمین، طبق نقشه ای که اینجا دارم، 54.8 جریب عه

16:24.600 --> 16:26.919
‫و اگه آب و هوا خوبی داشته باشیم

16:27.000 --> 16:31.799
‫میتونیم انتظار داشته باشیم 23500 پوند محصول کلزا بده

16:31.879 --> 16:33.759
‫من که فکر نمی‌کنم اینقدر باشه

16:33.840 --> 16:37.159
،‫دوست دارم که به چارلی زنگ بزنم و ازش بپرسم
‫ولی اون رفته تعطیلات

16:40.879 --> 16:43.399
‫خب، هر ساعت ده جریب رو برداشت می‌کنیم

16:43.480 --> 16:47.587
‫و همه کانادایی‌ها الان دارن از خنده
‫از روی صندلی شون می افتن پایین

16:51.080 --> 16:53.519
‫اینجا داره گرم میشه

16:53.600 --> 16:55.720
‫یکم کولرمو روشن کنم

17:00.440 --> 17:01.720
... ‫اون طرف برم

17:02.759 --> 17:03.799
... ‫ببرمش بیرون

17:05.039 --> 17:07.519
‫یعنی باید برم راست، پس میخوام اون سمتی برم

17:11.480 --> 17:14.039
‫وایسا، وایسا، فقط میخوام یه بار دیگه امتحانش کنم

17:19.640 --> 17:22.920
‫علیرغم شرایط کاری دلپذیر

17:22.960 --> 17:25.400
‫یه موضوعی ذهنمو درگیر کرده بود

17:25.440 --> 17:29.559
‫راستش چقدر دونه داریم برداشت می‌کنیم؟

17:29.680 --> 17:31.917
‫کامپیوتر داره چی میگه، سایمون؟

17:32.519 --> 17:34.480
‫مانتیور نشانگر بازده توی کمباین داره میگه

17:34.559 --> 17:36.680
‫که توی هر هکتار، 2.5 تن داره برداشت میشه

17:36.759 --> 17:38.519
.‫پس یک تن به ازای ار جریب

17:38.559 --> 17:41.640
.‫ولی چیزی که ما دنبالشیم، 1.5 تن به ازای هر جریب عه

17:41.720 --> 17:43.200
‫توی تیکه زمین‌ها وضعیت خوبه

17:51.920 --> 17:54.160
‫

17:57.000 --> 17:58.799
.‫1.3 درصد، وضعمون خوبه

17:59.680 --> 18:01.400
‫تا اونجایی که من میتونستم بگم

18:01.472 --> 18:04.432
‫بیشترین چیزی که ما برداشت می‌کردیم، گوش خیزک بود

18:04.519 --> 18:06.880
‫هزاران گوش خیزک اونجا بود

18:07.519 --> 18:11.880
‫ولی بهم گفته شده بود که این عادیه پس به کار ادامه دادیم

18:11.960 --> 18:14.559
‫خیلی خب، بزن بریم، کت ام رو هم پوشیدم

18:21.039 --> 18:22.319
‫زمین دومی فک کنم بازده

18:22.400 --> 18:25.200
‫بهتری نسبت به اولی داشت ... مطمئنم

18:30.400 --> 18:31.240
‫یه دیقه صبر کن

18:31.799 --> 18:34.640
‫عقبش رو اون طرف ببری، آره پس باید این طرف بری

18:39.799 --> 18:41.759
‫اوه، گندش بزنن، این سمت اشتباه بود

18:54.079 --> 18:55.152
‫مثل یه گردهمایی تراختور هاست

18:55.177 --> 18:57.039
‫همینطوره

18:57.079 --> 18:59.559
.‫-خب، زمین پیکت پیس رو تموم کردیم
.‫آره

18:59.680 --> 19:01.920
‫الان داریم زمین واش پول پایینی رو برداشت می‌کنیم

19:02.000 --> 19:05.559
.‫و بعدش، زمین بری هیل شمالی رو داریم که 45.7 جریب عه

19:05.640 --> 19:07.519
.‫بهتره که راه بیوفتی، جرمی

19:07.559 --> 19:09.000
.‫-اوه، چراغاش روشنه
.‫-آره

19:34.799 --> 19:38.519
‫صبح روز بعد، وقتی که به برداشت ادامه می‌دادیم

19:38.559 --> 19:43.000
‫خالی کردن اولین محموله
‫گوش‌خیزک ام، پیچیده‌تر از همیشه شد

19:47.319 --> 19:49.480
‫اون وانت اش رو توی حیاط مزرعه پارک کرده

19:52.079 --> 19:54.039
‫حتماً یه مشکلی داره

20:02.640 --> 20:05.720
‫درسته، به این زودی نمیتونه وانت اش رو پیدا کنه

20:09.960 --> 20:11.960
‫اگرچه، پارک کردن رو مخ کیلیب

20:12.000 --> 20:14.559
‫کمترین مشکل من بود

20:14.640 --> 20:18.319
‫چون که برخلاف دیروز، امروز آسمون ابری شده بود

20:18.400 --> 20:19.960
‫این نشانه خوبی برای

20:20.000 --> 20:22.319
‫تست رطوبت صبحگاهی نبود

20:25.559 --> 20:27.240
‫ده درصد

20:29.559 --> 20:31.400
‫آره

20:31.480 --> 20:34.680
‫زیاده. دو درصد بیشتره. چرا مرطوب‌تر شده؟

20:34.759 --> 20:36.880
‫بارون که نباریده

20:36.920 --> 20:38.200
‫رطوبت توی جو زمینه؟

20:38.240 --> 20:39.680
‫احتمالاً رطوبت توی هواست

20:39.759 --> 20:41.720
‫راستش الان شرجی‌تر از

20:41.759 --> 20:42.680
‫امروز صبح ساعت 7 عه

20:42.720 --> 20:43.640
‫آره، آره

20:43.720 --> 20:45.000
‫خب، باید چیکار کنیم؟

20:46.440 --> 20:49.559
‫خوشبختانه، یه کار میتونستیم بکنیم

20:49.640 --> 20:50.759
‫بریم و جو رو تست کنیم

20:50.799 --> 20:53.400
‫تا ببینیم میشه اونو بجای کلزا برداشت کرد یا نه

20:56.160 --> 20:59.079
‫-چه خبر، رفیق؟
‫-14.7 درصد

20:59.200 --> 21:01.519
‫-حد اش چقدره؟
‫-15 درصد

21:01.559 --> 21:04.559
‫- پس به اندازه کافی خوبه؟
.‫-آره میتونیم برداشت کنیم. آره

21:21.319 --> 21:21.799
‫درسته

21:21.880 --> 21:24.039
‫من به این میگم یه تخلیه موفقیت آمیز

21:24.079 --> 21:28.799
.‫هوو- هو. شنیدی کونبچه خان؟ موفقیت آمیز بود

21:28.880 --> 21:30.880
‫سایمون، بیش از حد تشویقش نکن

21:33.783 --> 21:35.519
‫چیزی که الان توی تریلر دارم

21:35.559 --> 21:38.680
‫آذوقه یه سال ودرسپونز رو تامین میکنه
*ودرسپونز شرکت مهمان‌نوازی بریتانیایی است*

21:38.759 --> 21:40.799
! ‫این دونه برای تهیه آبجوئه

21:43.000 --> 21:44.960
‫اگرچه، وقتی رسیدم انبار

21:45.000 --> 21:47.400
‫متوجه شدم یه مشکل دیگه دارم

21:49.480 --> 21:52.079
‫خیلی خب، چقدر کلزا مونده؟

21:52.160 --> 21:55.079
‫یه زمین بزرگ مونده

21:55.160 --> 21:58.880
‫حدود 40 تا 50 تن کلزا هنوز مونده

22:00.720 --> 22:02.640
‫خب، جو رو کجا بزارم؟

22:06.880 --> 22:07.880
‫سلام

22:07.960 --> 22:10.880
‫کدوم خراب شده ای باید این جو رو انبار کنم؟

22:10.960 --> 22:13.880
‫انبار پر شده، نمیتونیم که قاطی شون کنیم، میتونیم؟

22:13.960 --> 22:17.519
‫نه، نه. باید توی فضای باز انبارشون کنی

22:17.599 --> 22:19.160
‫توی همون انبار بزرگی که ساختم

22:19.240 --> 22:22.000
‫میتونیم نزدیک 400 تن جو اونجا ذخیره کنیم

22:22.079 --> 22:24.160
‫آره، ولی نمیتونیم چون قراره بارون بیاد

22:24.240 --> 22:26.720
‫اگه بارون بیاد، نمیتونیم که بیرون ولش کنیم، میتونیم؟

22:26.759 --> 22:28.920
‫نه خیس میشه و اونا برش اش میگردونن

22:29.000 --> 22:30.880
‫باید فوراً بفروشیش

22:30.960 --> 22:31.960
‫منظورت چیه؟

22:32.039 --> 22:34.599
‫خب، نمیتونی انبارش کنی

22:34.680 --> 22:36.440
‫باید تلنبارش کنی

22:36.519 --> 22:38.279
‫و فوری بفروشیش

22:38.359 --> 22:39.359
‫چی، امروز؟

22:39.440 --> 22:41.640
‫خب، آره، ایده‌آل اش همین امروزه

22:41.720 --> 22:43.960
‫

22:44.839 --> 22:46.359
‫توی دفتر

22:46.440 --> 22:49.119
‫اوکی، خریدار جو

22:49.200 --> 22:50.440
‫سلام

22:50.519 --> 22:53.000
‫امروز یه واگن میخوام

22:53.079 --> 22:55.240
‫اصلاً نمیتونین کمک کنین؟

22:55.319 --> 22:59.559
‫بعد از چندتا تماس، بالاخره به نتیجه رسیدم

22:59.640 --> 23:02.920
‫اوه، داره موسیقی واسم پخش میکنه

23:03.000 --> 23:04.759
‫به سلامت، خدافظ

23:04.839 --> 23:07.079
‫واگن توی راهه

23:08.960 --> 23:12.240
‫بعدش دوباره به تاسیسات ذخیره سازی رفتم
‫که کیلیب بازسازیش کرده بود

23:12.319 --> 23:16.720
‫بعد از اینکه چندتا جوون دیوونه قرنطینه‌زده
‫ اون قبلی رو به آتیش کشیده بودن

23:27.119 --> 23:30.880
‫انگار 9 سالمه و دارم قلعه شنی درست می‌کنم. ازش خوشم میاد

23:35.440 --> 23:37.480
‫بعدش، کیلیب با محموله خودش رسید

23:39.000 --> 23:42.480
‫و بعد اون هم ماشین باری اومد که سفارشش داده بودم

23:44.359 --> 23:46.640
‫این یه ماشین باری هوشمنده

23:46.720 --> 23:48.680
‫وزن باری که توش میزاریم رو اندازه میگیره؟

23:48.720 --> 23:49.119
.‫آره

23:49.160 --> 23:50.799
.‫-واقعاً؟ پشمام
.‫-آره

23:56.839 --> 23:59.160
‫اگرچه، وقتی بار زدن شروع شد

23:59.200 --> 24:02.160
‫یه عرق سردی رو بدنم نشست

24:02.200 --> 24:03.359
‫چون که متوجه شدم

24:03.400 --> 24:05.839
‫جویی که از ده جریب برداشت کرده بودیم

24:05.880 --> 24:08.279
.‫کاملاً ماشین باری رو پر می‌کرد

24:09.680 --> 24:13.880
‫و هنوز 140 جریب جو دیگه داشتیم

24:17.759 --> 24:21.480
‫تنها امیدم این بود که کیلیب متوجه نشه

24:21.559 --> 24:23.319
‫باید 20 تا ماشین باری رو تدارک می‌دیدی

24:23.400 --> 24:24.799
‫بیست تا؟

24:24.880 --> 24:27.000
‫باید همینطوری میرفتن و می اومدن
‫میرفتن و می اومدن

24:27.079 --> 24:28.240
‫-چی، 29 تن توی هر کدوم؟
.‫-آره

24:28.319 --> 24:30.200
‫الان شنبه ساعت 6 عصره

24:30.279 --> 24:33.160
‫قرار نیست ماشین باری بیشتری گیرم
.‫بیاد و فردا هم یکشنبه (تعطیله) است

24:33.880 --> 24:35.319
‫و امشبم قراره بارون بیاد

24:35.880 --> 24:37.599
‫مثل خر تو گل گیر گردیم؟

24:37.680 --> 24:38.799
‫آره

24:38.880 --> 24:42.319
... ‫کاملاً گیر کردیم، دیگه نمیتونیم جو برداشت کنیم چون که

24:43.960 --> 24:45.720
‫تو ریدی. تنها کاری که باید می‌کردی

24:45.759 --> 24:47.319
‫این بود که تلفن ات رو دربیاری و بگی
‫ سلام

24:47.359 --> 24:48.519
.‫-نه
‫-آره. آره. همینه

24:48.599 --> 24:51.680
‫اشتباهه، من 9 ماه پیش اشتباه کردم

24:51.759 --> 24:52.599
‫چی؟

24:52.680 --> 24:53.960
:‫وقتی که فک کردم
! ‫ اون انبار به قدر کافی بزرگه

24:54.000 --> 24:55.960
(‫من کاملاً توی حالت یورکشایری بودم (خسیس بودم

24:56.000 --> 24:58.160
‫ نه، من بیشتر از 22 هزار پوند خرج نمی‌کنم

24:58.200 --> 24:59.839
‫ اون انبار به قدر کافی بزرگه

24:59.880 --> 25:00.880
.‫ همه چی اون تو جا میشه

25:00.960 --> 25:03.240
‫من فک می‌کردم یه قسمت کوچیک داریم که کلزا میره اونجا

25:03.319 --> 25:04.920
‫گندم هم میره اونجا
‫جو هم میره اونجا

25:05.000 --> 25:08.279
‫اونا هرگز به من نگفتن، تو هرگز بهم نگفتی

25:08.359 --> 25:09.799
‫من بهت گفتم
‫ انبارت کوچیکه

25:09.880 --> 25:11.640
:‫آره میدونم ولی باید می‌گفتی که

25:11.720 --> 25:12.960
‫ متوجه هستی که این انبار

25:13.000 --> 25:15.000
.‫ کاملاً با کلزا پر میشه

25:15.039 --> 25:16.279
! ‫-گفتم
.‫-اینو نگفتی

25:16.359 --> 25:19.640
.‫من گفتم. تو گوش نمیدی. تو گوش نمیدی

25:19.720 --> 25:21.240
‫نه، انگار که نمی‌شنوی

25:21.319 --> 25:22.559
‫احتمالاً الان هم نمی‌شنوی

25:22.640 --> 25:24.136
.‫احتمالاً الان هم نمیدونی که من دارم چی میگم

25:25.240 --> 25:26.599
‫الان چی گفتم؟

25:26.680 --> 25:28.480
.‫-یه چیزی در مورد نشنیدن
! ‫-دیدی

25:28.559 --> 25:30.440
‫حرفم اینه

25:31.160 --> 25:33.160
‫

25:33.240 --> 25:37.359
‫خب، به لطف من، همه کارها متوقف شد

25:40.680 --> 25:43.160
‫و کیلیب رفت خونه

25:43.463 --> 25:52.361
‫ وحید مستغیث  : ترجمه و زیرنویس
‫ @vahids3

25:52.720 --> 25:54.480
‫ماشین کوفتیم کجاست؟

26:01.960 --> 26:04.839
‫آهان، دیدمش، چراغ پشتش رو دیدم

26:24.160 --> 26:25.559
‫معلوم شد که

26:25.640 --> 26:28.880
‫روز بعد، به کلید تراختورم نیازی نداشتم

26:42.799 --> 26:45.640
.‫واضح بود که نمیتونستیم توی بارون، برداشت کنیم

26:47.519 --> 26:49.319
‫و حتی وقتی که بارش بند اومد

26:49.400 --> 26:52.880
‫تا وقتی که محصول خشک نشده بود، نمیتونستیم کار رو شروع کنیم

26:54.279 --> 26:55.720
‫خب، وقتی منتظر بودیم

26:55.799 --> 26:58.519
‫از زمان استفاده کردیم تا یه کار دیگه رو از سر راه بردایم

27:04.440 --> 27:06.960
‫شروع سفر بره‌ها

27:07.000 --> 27:08.880
‫تا برسن به میز نهار رستوران

27:08.920 --> 27:12.640
‫بره‌های خوب و گوشتی داریم

27:12.720 --> 27:15.119
‫که یکم بیشتر از 44 کیلو وزن دارن

27:17.160 --> 27:18.680
‫آماده ان که برن به کشتارگاه

27:18.720 --> 27:20.079
‫تا ما هم گوشت خوبی داشته باشیم

27:39.319 --> 27:42.119
‫خب، چی داریم الن؟
‫وزن درست و مناسب؟

27:42.200 --> 27:43.720
‫78

27:50.119 --> 27:51.680
‫انگار میدونن

27:53.079 --> 27:56.440
‫این یه تبلیغات قدرتمند واسه گیاه خوار هاست

27:58.607 --> 28:02.847
‫ولی من دیدم که تبلیغات قدرتمند، سوار موج‌ها میشن
*‫*منظورش اینه الان گیاه خواری مده و تبلیغات به این سمت حرکت میکنن

28:02.920 --> 28:04.559
‫ولی من هنوز نمیخوام اینکارو بکنم

28:07.279 --> 28:09.279
... ‫وقتی بره‌ها رفتن

28:10.599 --> 28:13.200
‫و زمین‌ها خشک شدن

28:13.279 --> 28:16.200
‫کار برداشت کلزا دونه روغنی رو تموم کردیم

28:16.920 --> 28:18.359
.‫و همچنین جو رو

28:19.640 --> 28:23.079
.‫و چیزی که داشتیم رو به خریدار جو، فروختیم

28:29.599 --> 28:33.309
... ‫فقط یه محصول مونده بود

28:33.668 --> 28:34.661
‫گندم

28:35.301 --> 28:36.559
‫چه خبرا؟

28:36.640 --> 28:38.400
‫16.6

28:39.000 --> 28:39.880
‫پس، هنوز بالاست

28:39.960 --> 28:42.440
(‫بدون اینکه سبز باشه، هنوز یه هفته دیگه وقت میخواد (تا برسه

28:42.519 --> 28:43.880
‫درسته باید ولش کنیم

28:45.160 --> 28:49.440
‫متاسفانه، بعدش یه تماس نگران کننده دریافت کردم

28:50.079 --> 28:51.160
‫اوکی

28:52.720 --> 28:53.720
‫اوکی

28:55.319 --> 28:58.119
‫خیلی خب، من، من بعداً برمیگردم

28:58.200 --> 29:00.319
‫خیلی خب، ممنون. خدافظ

29:06.039 --> 29:07.400
.‫وین رونی مرده
(‫)منظورش یکی از همون قوچ هاست

29:14.680 --> 29:18.240
‫اینکه یکی از قوچ هام چطوریه مرده، یه راز بود

29:18.319 --> 29:22.785
‫پس، وقتی که اونو به شرافتمندانه‌ترین
نعش کشی که میتونسیتم پیداش کنیم، بار زدیم

29:25.279 --> 29:28.720
‫دامپزشک بردش تا کالبد شکافیش کنه

29:31.039 --> 29:35.559
.‫و بعدش زنگ زد و گفت که اون بخاطر پیچ خوردگی روده‌ها، مرده

29:37.440 --> 29:41.697
‫وین رونی
‫تولد: 2018 --- مرگ: 2020

29:46.079 --> 29:50.039
‫متعجبم که چقدر از مرگ وین ناراحتم

29:50.119 --> 29:52.519
‫چون که ... من ناراحتم

29:54.119 --> 29:55.359
‫اون به بخشی از

29:55.400 --> 29:57.279
‫یه آئین کوچولویی شده بود که صبح‌ها داشتم

29:57.319 --> 29:59.720
‫می‌رفتم پیاده روی و یکم براشون غذا می‌بردم

29:59.799 --> 30:01.160
‫و اونا هم اینور و اونور میدویدن

30:02.359 --> 30:03.519
‫الان اومدم اینجا

30:03.599 --> 30:07.400
‫چون که می‌خواستم مطمئن شم که حال لئو خوبه

30:07.480 --> 30:09.234
‫ولی اون یجورایی توی بوته‌ها قایم شده

30:11.039 --> 30:13.240
‫حتی واسه غذا خوردن هم بیرون نمیاد

30:17.359 --> 30:21.640
‫متاسفانه، باید تنها قوچ ام رو به
‫حال خودش میزاشتم تا عزاداری کنه

30:23.279 --> 30:27.640
‫چون که به زودی، میزان رطوبت گندم افت کرد

30:27.720 --> 30:28.880
‫چه خبرا؟

30:28.960 --> 30:30.559
‫14.4

30:30.920 --> 30:33.440
‫و ما میتونستیم بریم سر کارمون

30:48.440 --> 30:51.119
‫96 جریب گندم بود که باید برداشت می‌شد

30:51.200 --> 30:56.277
‫و ارزش اش به روش متفاوتی
‫نسبت به جو و کلزا، اندازه گیری می‌شد

30:58.119 --> 31:01.319
... ‫با گندم، حجمی که گیرتون میاد

31:01.400 --> 31:03.880
‫می‌خواستم بگم اهمیت نداره ولی اهمیت داره

31:03.960 --> 31:07.079
‫ولی به اندازه کیفیت اش اهمیت نداره

31:07.160 --> 31:09.680
‫خب، الان اون عقب نصف تریلی بار گندم دارم

31:09.759 --> 31:10.960
‫ولی نمیدونم که

31:11.000 --> 31:14.039
‫آیا نصف تریلی گندم خوب دارم

31:14.079 --> 31:15.139
‫که میشه باهاش نون درست کرد

31:15.179 --> 31:15.725
... ‫یا

31:16.335 --> 31:17.559
‫اینکه گندم خیلی بدی دارم

31:17.599 --> 31:19.519
‫که باید خوراک دام بشه

31:19.559 --> 31:21.960
‫

31:23.480 --> 31:25.519
‫در حالی که سخت مشغول کار بودیم

31:25.599 --> 31:26.559
‫کیلیب بی تاب

31:26.599 --> 31:28.720
‫قرار سلمونیش بود که خیلی وقته که منتظرشه

31:28.759 --> 31:32.079
‫رفت که آرایش موهاش رو دوباره مرتب کنه

31:37.200 --> 31:38.160
‫مو

31:38.680 --> 31:39.519
‫ازش خوشم میاد

31:40.880 --> 31:42.640
‫حداقل روی صورتم نمی افته

31:43.519 --> 31:45.960
‫اگرچه اندکی بعد از این ملاقات

31:46.039 --> 31:47.160
‫فضا عوض شد

31:47.240 --> 31:49.359
‫چون که گرت بیل (همون کیلیب) متوجه شد

31:49.400 --> 31:51.960
‫کشاورز همسایه توی دردسر افتاده

31:53.000 --> 31:54.070
‫به چپ ات نگاه کن، جرمی

31:54.101 --> 31:55.515
‫اوضاع اونجا زیاد خوب به نظر نمیاد

31:56.359 --> 31:57.880
‫یه چیزی آتیش گرفته، مگه نه؟

32:03.759 --> 32:06.680
‫این کابوس هر کشاورزیه

32:06.759 --> 32:10.400
‫آتیش سوزی محصول که به دلیل خرابی تجهیزات رخ میده

32:12.079 --> 32:13.240
‫دارم الان بررسیش می‌کنم

32:13.279 --> 32:15.799
‫فقط یکم دیگه صبوری کن، دو دیقه دیگه

32:16.720 --> 32:20.319
‫میدونم که الان دوتا ماشین اتش نشانی دارن میرن اونجا

32:20.400 --> 32:21.920
‫از کجا اینو میدونه؟

32:22.000 --> 32:24.160
‫از کجا میدونی؟

32:24.240 --> 32:25.880
‫همه جا آشنا دارم

32:28.440 --> 32:30.640
‫فرصت رو غنیمت شمردم تا خدا رو شکر کنم

32:30.720 --> 32:34.119
‫بخاطر ثبات بالایی که تراختور لامبورگینی ام داشت

32:36.119 --> 32:38.319
‫و بعدش برگشتیم سر کار

32:39.559 --> 32:42.119
‫بزار گندم‌ها برن سمت عقبش

32:43.279 --> 32:45.160
‫به لطف آرامش سایمون

32:45.200 --> 32:47.720
... ‫و دستور العمل‌های شفافی که توی بی سیم می‌داد

32:47.759 --> 32:49.359
‫این خوبه، الان بیارش جلو

32:50.680 --> 32:53.519
‫داشتم توی روندن تراختورم، ماهر می‌شدم

32:55.599 --> 32:56.240
... ‫تو یجورایی

32:56.279 --> 32:58.400
‫فقط بخش جلویی از وسط

32:58.440 --> 33:01.480
‫یکم به سمت خودت بچرخونش تا وسط قرار بگیره

33:04.240 --> 33:06.160
‫ولی، یکم بعد

33:06.240 --> 33:09.079
‫داشتم از انبار برمیگشتم

33:09.160 --> 33:13.359
‫و فهمیدم که سایمون با یکی از همکارهاش جایگزین شده

33:17.485 --> 33:24.610
*‫*حرف‌های جرالد نامفهومه

33:26.160 --> 33:29.440
.‫فقط نمیدونم ... نمیدونم داره چی میگه

33:29.519 --> 33:31.839
‫نمیدونم ازم چی میخواد که انجام بدم

33:32.247 --> 33:35.279
‫میخوای دور بعدی بیام کنارت؟

33:42.359 --> 33:44.640
‫چراغ اش رو روشن نکرده ولی لوله اش بیرونه

33:44.720 --> 33:46.160
‫پس من فرض می‌کنم که آماده است

33:46.240 --> 33:49.559
‫

33:52.440 --> 33:54.319
‫من عقبم

33:59.029 --> 34:00.079
‫هیچ ایده ای ندارم

34:02.519 --> 34:04.480
‫گوه توش، گوه توش، گوه توش

34:09.119 --> 34:10.920
‫یه کلمه هم نفهمیدم، یه کلمه هم نفهمیدم

34:13.480 --> 34:16.760
‫در نهایت، با یه ریتمی هماهنگ شدیم

34:18.440 --> 34:21.039
‫میخوام بهت بگم که اون 72 سالشه، نگاش کن

34:21.119 --> 34:22.920
‫هفته قبل بهم می‌گفت

34:23.000 --> 34:27.119
‫برای 50 سال، این زمین رو درو کرده

34:27.159 --> 34:30.360
،‫و نمی‌خواست که امسال بخاطر کرونا
‫درو کردن این زمین رو از دست بده

34:30.440 --> 34:31.320
‫و اینم از جرالد

34:35.039 --> 34:37.400
‫منتظر میمونم تا چراغت روشن بشه، جرالد

34:37.480 --> 34:39.599
‫چراغت رو روشن کن، برمیگردم

34:39.639 --> 34:44.960
‫اوکی، ولی همونطور که گفتم، اگه اینقدر سریع نری

34:45.039 --> 34:47.320
‫بعدش من میتونم عقب تریلی رو ببینم

34:47.360 --> 34:49.679
‫و میتونم درو هم بکنم

34:51.320 --> 34:52.760
‫باشه، منظورت رو فهمیدم

34:52.840 --> 34:54.199
--‫نفهمیدم، ولی

35:06.000 --> 35:09.280
‫تا آخر ماه آگوست، کارمون تموم شده بود

35:11.639 --> 35:15.280
‫546 جریب زمین از محصول

35:15.360 --> 35:18.960
‫گندم، کلزا دونه روغنی و جو رو برداشت کرده بودیم

35:20.639 --> 35:24.159
‫و زمین‌ها الان یه نفس راحت میکشیدن

35:27.039 --> 35:29.599
.‫البته من نمیتونستم
‫باید گندم‌ها رو می‌فروختم

35:29.639 --> 35:31.119
... ‫پس، یه نمونه برداشتم

35:34.039 --> 35:36.585
‫و به چارلی زنگ زدم چون
‫که بالاخره تعطیلات خانوادگی اش

35:36.609 --> 35:38.894
‫تموم شده بود و دوباره
‫سر کار برگشته بود

35:39.800 --> 35:42.800
‫و یه جلسه توی آسیاب محلیم تشکیل دادم

35:43.800 --> 35:44.639
‫اینم از این

35:44.679 --> 35:46.199
‫کیسه نمونه

35:51.159 --> 35:53.599
‫امیدوار بودم که گندم بیاد اینجا

35:53.639 --> 35:56.320
‫و تبدیل بشه به آرد گندم

35:59.400 --> 36:02.320
‫چون که در این حالت پول بیشتری به جیب می‌زدم

36:05.119 --> 36:09.199
‫اگرچه اول باید تاییدیه پاول میلر رو بگیره

36:10.519 --> 36:11.880
--‫این

36:11.960 --> 36:14.639
... ‫درجه یک، در سطح لیگ جزیره

36:14.679 --> 36:15.559
‫لیگ جزیره

36:15.639 --> 36:18.039
‫گندم مخصوص آرد. لیگ دسته پنج نیست‌ها

36:18.119 --> 36:18.960
‫نه

36:19.039 --> 36:22.320
،‫انگار یه چیزی در سطح لیوپوله
‫میدونی، در سطح رتبه یک لیگ جزیره

36:22.400 --> 36:24.639
‫بدترین حالت، منچستر سیتی عه

36:24.679 --> 36:27.639
‫درسته، باشه. باید ببینیم که چیکار میتونیم بکنیم

36:27.760 --> 36:29.800
‫میرم اینو میدم به مسئول آزمایشگاه مون

36:29.880 --> 36:31.679
‫و بعدش نتیجه رو براتون میاریم

36:31.800 --> 36:34.559
‫-چقدر طول میکشه؟
‫-پنج دقیقه

36:34.639 --> 36:37.400
‫موفقیت یا شکست گندم طبق حرف‌های پاول

36:37.480 --> 36:41.320
‫درصد پروتئین گندم هستش

36:41.400 --> 36:44.039
.‫-هدف شما باید 13 درصد باشه
.‫13 درصد

36:44.119 --> 36:46.159
‫13 عدد مطلوبه

36:46.280 --> 36:49.199
‫به نظر من 13.4 درصده

36:49.320 --> 36:52.079
‫درسته. من میگم 12.6 تا 12.7 درصد

36:52.159 --> 36:53.639
--‫پاول، میخوایم بدونیم که آیا

36:53.760 --> 36:55.920
‫-آره، باید بدونیم

36:56.000 --> 36:57.480
‫اوکی. اجازه هست برم آزمایشش کنم؟

36:57.559 --> 36:59.159
.‫-آره، خواهش می‌کنم
‫-من-- آره

36:59.199 --> 37:01.159
‫-خوبه
‫-خدافظ. عاشق کلاهت ام

37:02.679 --> 37:03.962
‫در حالی که منتظر بودیم

37:03.987 --> 37:06.840
‫متخصص نان پاول، کارشو انجام بده

37:06.880 --> 37:08.360
‫مشتاق بودم که بفهمم موفقیت گندم

37:08.400 --> 37:10.800
‫در مقیاس پولی چه معنی داره؟

37:12.440 --> 37:14.079
‫هر تن گندم درجه یک چقدر می ارزه؟

37:14.119 --> 37:15.159
‫185 پوند
*‫*6.2 میلیون تومان

37:15.159 --> 37:17.000
... ‫درسته و اگه خوراک مرغ بشه

37:17.800 --> 37:19.559
‫-چقدر می ارزه؟
‫-150 تا 155 پوند

37:19.639 --> 37:23.119
‫خب، 185 پوند واسه هر تن اگه که کیفیتش خوب باشه

37:23.144 --> 37:26.320
‫-درسته
‫-اگه خوراک مرغ بشه، 155 پوند

37:26.400 --> 37:27.440
‫درسته

37:27.510 --> 37:29.751
‫خب، وقتی توافق کردیم که کیفیتش خوبه

37:29.840 --> 37:32.509
‫بعدش چونه زدن روی قیمت خرید رو شروع کنم؟

37:32.559 --> 37:33.559
‫خب، شاید بهتر باشه که ازش بپرسی

37:33.599 --> 37:35.159
‫که ارزشش چقدره

37:35.199 --> 37:38.119
:‫میشه بهش بگم
.‫ من واسه هر تن، 200 پوند میخوام

37:38.159 --> 37:40.280
‫به نظرم رقم خوبیه، نیست؟

37:40.360 --> 37:41.159
‫عدد رندی عه

37:41.280 --> 37:45.360
‫هست. فقط-- فقط بگو 200 پوند واسه هر تن و بعدش

37:45.400 --> 37:47.039
.‫ باشه، من امروز نمی‌فروشمش

37:47.079 --> 37:48.639
‫و سوار ماشینت شو و برو

37:48.679 --> 37:49.960
:‫خب، پس میتونیم بگیم که
‫ من نمی‌فروشمش

37:50.039 --> 37:52.920
،‫ ما مایلیم که بفروشیمش، میدونی
... ‫میخوایم به تو بفروشیمش ولی

37:53.318 --> 37:54.320
‫ولی لزوماً الان نمی‌فروشیم

37:54.400 --> 37:56.159
‫ لزوماً امروز نه

37:56.280 --> 37:58.559
:‫خب، شاید اون بگه
.‫ باشه، اشکال نداره

38:00.519 --> 38:01.559
‫آره احتمالاً میگه

38:02.480 --> 38:04.159
‫من واقعاً به درد چونه زدن نمی‌خورم

38:04.280 --> 38:07.920
‫زمان حدس و گمان به انتها رسیده بود

38:08.000 --> 38:09.320
.‫اوه، برگشت. اون برگشت

38:09.400 --> 38:14.519
‫میزان پروتئین مهم عبارت است از
‫عدد اولش یک عه

38:14.599 --> 38:15.599
‫آره

38:15.639 --> 38:17.159
‫عدد دوم سه هستش

38:17.280 --> 38:18.679
! ‫آره

38:18.800 --> 38:19.960
‫و بعدش یه ممیز داریم

38:20.039 --> 38:21.280
‫آره، صفر

38:21.360 --> 38:23.159
‫و عدد بعدی 5 عه

38:23.199 --> 38:24.880
‫اوه

38:24.960 --> 38:26.679
... ‫تقریباً درست گفته بودم

38:26.800 --> 38:29.159
‫-از کجا میدونستی؟
.‫-خب، از رنگش

38:29.280 --> 38:32.800
‫شاید بهترین گندمی باشه که تا حالا دیدم

38:34.559 --> 38:36.159
.‫-خیلی خوبه
.‫-احسنت، جرمی

38:36.280 --> 38:37.800
‫نه، افرین به اون و کیلیب

38:37.880 --> 38:41.320
‫بازم به چارلی میگم که ما داریم
‫می‌خریمش تا توی آسیاب، پودرش کنیم

38:41.400 --> 38:42.960
‫و بعدش میتونیم بخشی از آردش رو

38:43.000 --> 38:44.639
‫بفرستیم واسه جرمی تا توی فروشگاه محلیش بفروشه

38:44.679 --> 38:46.920
‫-آره، آره، آره
‫-خب، نه اول باید چونه بزنیم

38:47.000 --> 38:48.880
‫نه، نه، نه. من این قضیه رو راست و ریس کردم

38:48.960 --> 38:50.760
‫منظورت چیه راست و ریست اش کردی؟

38:50.840 --> 38:54.119
‫تو شاید قیمت ماشین‌ها رو بدونی
‫ولی منم قیمت گندم رو میدونم

38:54.159 --> 38:55.480
‫خب چقدره؟

38:55.559 --> 38:58.480
‫حدود 180، ماکزیمم 185 پوند

38:58.559 --> 39:00.000
‫این محشره

39:00.079 --> 39:02.039
.‫خب، راستش رو بگم، در سطح ستاره طلایی عه

39:02.119 --> 39:04.039
.‫-میخوام برم تو تو گندم‌ها حموم کنم
‫-هممم

39:04.119 --> 39:04.960
‫ممنون، پاول

39:06.519 --> 39:08.880
‫این راستش خبر خوبیه

39:10.000 --> 39:12.760
‫

39:12.840 --> 39:13.960
‫وقتی برداشت محصول تموم شد

39:14.000 --> 39:16.800
‫و چارلی هم داره با اعداد و ارقام سر و کله میزنه

39:16.840 --> 39:18.840
‫بهم یه نامه رسید

39:18.920 --> 39:20.480
‫که توش نتایج

39:20.559 --> 39:23.679
‫مربوط به آخرین آزمایش بطری‌های آب معدنیم نوشته شده بود

39:25.159 --> 39:26.039
... ‫همم

39:28.400 --> 39:32.480
‫آزمایش 22 درجه و 37 درجه دمایی باکتریایی، رد شد

39:32.559 --> 39:35.480
‫پس آب قابل فروش نیست

39:35.559 --> 39:39.199
‫ محض اطلاع، میزان کل میکروارگانیسم‌ها باید صفر باشه

39:39.327 --> 39:42.767
.‫ و در نمونه شما، بیشتر از ده هزار بوده

39:44.199 --> 39:46.360
‫این رد شدن نیست، این یه فاجعه است

39:46.440 --> 39:47.760
‫ده هزار؟

39:48.760 --> 39:52.159
‫این یعنی باید جنگی خودمو میرسوندم به فروشگاه محلی

39:52.280 --> 39:56.159
‫تا قبل از اینکه کسی آب معدنی
‫بخره، بطری‌ها رو از قفسه بردارم

39:56.199 --> 39:59.800
‫و خوشبختانه، ماشین مناسب این کار رو داشتم

40:01.079 --> 40:03.159
‫چون که دوباره

40:04.679 --> 40:06.320
‫یه دوست قدیمی بهم ملحق شده بود

40:13.840 --> 40:15.119
‫خوشامد میگم به همگی

40:15.159 --> 40:18.920
‫تا با ماشین واکنش سریع ددلی اسکوات آشنا بشین

40:25.960 --> 40:28.760
‫داشتن دوباره اش عالیه

40:32.000 --> 40:35.400
‫حقیقت اینکه اگه میتونه جاده‌های ماداگاسکار رو تحمل کنه

40:35.480 --> 40:37.280
‫قطعاً میتونه

40:37.320 --> 40:39.519
‫زمین‌های چیپینگ نورتون رو تحمل کنه و داره این کارو میکنه

40:50.599 --> 40:52.440
‫عجیبه که با این ماشین

40:52.480 --> 40:54.159
‫بیشتر از 8 مایل بر ساعت نرفتم

40:54.639 --> 40:55.639
! ‫الان منو ببین

41:00.559 --> 41:03.360
‫به معنی واقعی کلمه دارم با این کارم، جون بقیه رو نجات میدم

41:11.760 --> 41:13.480
‫اومدم آب ها رو ببرم

41:13.559 --> 41:14.480
‫چرا؟

41:14.559 --> 41:15.800
‫توش گوه داره

41:15.880 --> 41:18.519
‫-ببخشید، چی؟
.‫-توش گوه داره

41:18.599 --> 41:20.480
‫روش نوشته که توش گوه نداره

41:20.559 --> 41:21.960
‫روش نوشته که توش گوه نداره

41:22.000 --> 41:23.960
‫ولی این درست نیست

41:24.000 --> 41:25.639
‫توش پر از گوهه

41:25.679 --> 41:27.199
‫نمیدونم چیه، باکتریه

41:27.280 --> 41:29.320
‫مدفوع واقعی توش نیست، باکتریه

41:29.360 --> 41:31.639
‫باید سیستم آب رسانی رو با پاک کننده بشوریم

41:31.679 --> 41:32.760
‫و دوباره بدیم آزامایشش کنن

41:33.800 --> 41:34.800
‫اینا دیگه چیه؟

41:34.880 --> 41:36.400
‫قارچ

41:36.480 --> 41:39.599
‫-چی؟
.‫-قارچ. قارچ بزرگ

41:39.639 --> 41:40.679
‫بزرگ؟

41:41.960 --> 41:43.440
.‫-پشمام
‫-میدونی باید چیکارشون کنی

41:43.519 --> 41:45.440
‫تیکه تیکه شون می‌کنی و توی تخم مرغ غوطه ورش می‌کنی

41:45.519 --> 41:47.280
‫و بعد سرخش می‌کنی و مثل تست قارچی میشه

41:47.360 --> 41:48.639
‫نه، این قارچه

41:48.760 --> 41:50.159
‫آره، اونم قارچ بزرگه

41:50.280 --> 41:52.840
! ‫قارچ زمین‌های خودمون. اینو ببین آخه

41:54.119 --> 41:55.840
‫خارق العاده ان

41:57.119 --> 41:59.880
‫همه چیز توی فروشگاه محلی خارق العاده بود

41:59.960 --> 42:03.800
‫بالاخره تلاش هامون نتیجه
‫داد و یکم میوه به دستمون رسید

42:04.880 --> 42:09.119
‫روغن گیاهی دوست دار اورانگوتان‌ها
‫که از کلزای خودمون تهیه شده بود

42:09.159 --> 42:11.559
‫همین حالا توی قفسه فروش بود

42:13.079 --> 42:16.639
‫و چند روز بعد، بره هامون برگشتن

42:18.679 --> 42:21.079
.‫-گوشت شانه بدون استخوان و لول شده
.‫-آره

42:21.159 --> 42:24.000
‫گوشت سینه که شبیه گوشت
‫گردنه و برای کباب کردن مناسبه

42:24.079 --> 42:27.440
‫گوشت دنده، جگر و کلیه و گوشت چرخ کرده

42:27.519 --> 42:31.159
‫خب، من این بره رو به دنیاش آوردم، بزرگش کردم
‫بهش غذا دادم، ازش نگه داری کردم

42:31.280 --> 42:33.639
.‫-این کارو کردی
‫-دوسش داشتم

42:33.679 --> 42:34.920
‫دوستش داشتم

42:35.000 --> 42:36.440
‫تو کشتیش و تیکه تیکه اش کردی

42:36.519 --> 42:38.039
‫واست تیکه تیکه اش کردم، آره

42:38.119 --> 42:39.039
‫آماده خوردنه

42:40.400 --> 42:45.400
‫بزرگ گردن و سلاخی بره‌ها، پنج هزار دلار هزینه داشت

42:45.480 --> 42:47.440
... ‫ولی گوشت اونا بین اهالی خیلی پرطرفدار بود

42:47.519 --> 42:49.800
‫خب، اصولاً تو دوتا بره کامل
‫میخوای، که یعنی چهارتا نصف بره

42:49.880 --> 42:51.039
‫آره، اره

42:51.119 --> 42:51.960
... ‫انگار که ما

42:52.000 --> 42:54.760
‫میتونستیم چند صد پوندی از بره‌ها سود کنیم

42:54.800 --> 42:57.079
‫میبینمتون. خیلی ممنون. ممنون

42:57.880 --> 43:00.840
.‫خیلی ممنون که اومدین. امیدوارم لذت ببرین

43:00.920 --> 43:04.480
‫کی سوپرمارکت میخواد اخه؟
‫یه چیز، یه چیز بالاخره نتیجه داد

43:04.559 --> 43:05.880
‫صبح به خیر، صبح به خیر

43:08.840 --> 43:10.760
.‫-هفت تا مونده
.‫-خوبه

43:10.840 --> 43:11.960
‫همش همین مونده

43:12.039 --> 43:13.559
.‫-و هنوز ساعت 11:30 عه
‫-عالیه، باشه

43:14.320 --> 43:15.599
‫کسی دیگه ای بخاطر گوشت بره اومده؟

43:17.039 --> 43:19.679
‫فروشگاه به طرز پشم ریزونی شلوغه

43:19.800 --> 43:23.079
‫و مایه تاسفه که مجبور بشیم تعطیلش کنیم

43:23.159 --> 43:25.559
‫چون که شیر از هشت مایل اون طرف تر اومده

43:25.639 --> 43:27.320
‫که جزو بخش گلوسترشایره

43:27.400 --> 43:30.079
‫و ما اجازه داریم که که چیزهایی رو
‫بفروشیم که از آکسفوردشایر اومده باشه

43:32.014 --> 43:38.662
‫ وحید مستغیث  : ترجمه و زیرنویس
‫ @vahids3

43:39.760 --> 43:43.519
‫امسال، اولین سال کشاورزیم بود

43:46.280 --> 43:48.960
‫ولی با این حال، تصمیم گرفتم که جشن بگیرم

43:49.000 --> 43:50.599
‫به یه شیوه سنتی

43:52.559 --> 43:55.360
‫پس من و کیلیب رفتیم به انبار قدیمیم

43:55.440 --> 43:59.039
‫تا بافه گندم رو از تیرهای از جنس چوب بلوط سقف آویزون کنیم

43:59.559 --> 44:01.760
‫مثل بزرگداشته

44:01.840 --> 44:03.719
‫اتمام برداشت محصول، از اون بالا آویزونش کن

44:04.400 --> 44:06.800
‫همچنین کنار اویزون کردن گندم

44:06.880 --> 44:08.880
‫چیز دیگه ای وجود داشت که می‌شد بخاطرش جشن گرفت

44:10.800 --> 44:14.280
‫اونا از این قیچی‌ها استفاده کردن تا موهات رو فر کنن؟

44:14.360 --> 44:15.199
‫قشنگه

44:15.280 --> 44:17.119
‫قشنگ نیست، مسخره است

44:17.199 --> 44:18.599
‫بخاطرش پول دادی؟

44:18.679 --> 44:19.760
‫آره

44:19.840 --> 44:21.719
‫اوه، این-- من چطوری این کارو بکنم؟

44:21.800 --> 44:23.920
‫آخه چطوریه که نمیتونم این کارو درست انجام بدم؟

44:24.000 --> 44:26.400
‫میخوام بیام روی نردبون ولی نمیتونم

44:26.480 --> 44:27.360
‫چرا نمیتونی؟

44:27.440 --> 44:28.760
‫چون تیر خوردم

44:30.400 --> 44:31.480
‫چی؟

44:31.559 --> 44:33.519
‫به پام تیر خورده

44:33.599 --> 44:34.760
‫چی، واقعاً تیر خوردی؟

44:34.840 --> 44:36.119
‫آره، واقعاً، آره، اره

44:36.159 --> 44:38.679
‫من توی یه گروهی با رفقا بودم، دایره نشسته بودیم

44:38.719 --> 44:40.960
‫داشتیم فوتبال بازی می‌کردیم و اون تفنگ بادیش رو درآورد

44:41.000 --> 44:43.440
‫و اتفاقی  به پام شلیک کرد

44:43.840 --> 44:45.400
‫-داری شوخی می‌کنی؟
.‫-توی ساق پام

44:45.480 --> 44:46.320
.‫-نه
‫-با یه تفنگ بادی؟

44:46.400 --> 44:48.280
‫یه تفنگ بادی 0.22 کالیبر که از چهار متری بهم شلیک کرده

44:49.039 --> 44:50.079
‫پشمام

44:50.159 --> 44:52.199
‫الان روش دلمه بسته، نگاه کن، ساچمه هنوز توی پامه

44:52.280 --> 44:53.559
‫ساچمه هنوز اون توئه

44:54.039 --> 44:55.840
‫ولی رفیقت بوده که بهت شلیک کرده؟

44:55.920 --> 44:57.039
‫آره، یکی از رفیقا

44:57.119 --> 44:59.360
‫خب، تفنگش رو بیرون کشیده، توش ساچمه گذاشته

44:59.400 --> 45:00.880
‫و سمت تو نشونه رفته

45:00.920 --> 45:02.920
‫-آره
‫-و تو چی گفتی؟

45:03.000 --> 45:04.719
.‫ سمت من نگیرش، کله کیری

45:04.800 --> 45:06.199
‫باهاش بگو مگو داشتی؟

45:06.280 --> 45:08.960
‫نه، نه. من بهترین رفیقش ام

45:09.000 --> 45:10.679
‫از زمان ابتدایی

45:10.719 --> 45:12.559
‫اون گفت اتفاقی بود، پس باید اینطور باشه

45:12.639 --> 45:13.920
‫خب، آخه چطوری میتونه اتفاقی باشه

45:14.000 --> 45:16.920
‫تفنگ رو سمت یکی بگیری و بعدش ماشه رو بکشی؟

45:17.000 --> 45:18.480
‫نمیدونم

45:18.559 --> 45:20.760
‫احتمال می‌دادم که گفتگوی بعدیم

45:20.800 --> 45:22.519
‫همینقدر دردسرساز باشه

45:23.880 --> 45:27.039
‫چون که وقتش بود که با چارلی خندون بشینیم

45:27.119 --> 45:31.280
‫و ببینیم که برداشت محصول چقدر درآمد داشته

45:32.360 --> 45:33.639
‫خب کارمون تمومه

45:33.719 --> 45:34.840
‫پایان برداشت محصول

45:34.920 --> 45:36.679
.‫-احسنت. خوبه
‫-خب، ممنونم

45:36.760 --> 45:38.000
‫چه حسی داری؟

45:38.079 --> 45:40.519
... ‫خب

45:40.559 --> 45:41.599
‫خب، چند دقیقه دیگه بهت میگم

45:41.639 --> 45:43.239
‫چون که قراره اعداد و ارقام رو بهم بگی

45:43.320 --> 45:45.199
‫قراره که نتیجه غایی رو بهم بگی

45:45.280 --> 45:46.199
...‫خب، همونطور که میدونی

45:46.280 --> 45:47.599
‫ همونطور که میدونیم
‫دوباره شروع شد

45:47.679 --> 45:49.559
... ‫سال خوبی برای

45:51.039 --> 45:52.320
.‫برای کشاورزی نبوده، در کل

45:52.400 --> 45:54.719
‫دیروز توی روزنامه تایمز خوندم

45:54.800 --> 45:58.519
‫که بدترین سال از سال 1978 برای کشاورزها بوده

45:58.599 --> 46:00.639
‫تابستون خشک. میدونم، یادمه

46:00.719 --> 46:03.199
‫همون سالیه که قرار بود مدرک عمومیم رو
‫بگیرم. واسه همین نتونستم هیچ مدرکی بگیرم

46:03.280 --> 46:06.639
‫خب، میخوایم به این باکس‌های بالایی نگاه کنیم

46:06.719 --> 46:07.760
‫به آبی نگاه کن

46:07.840 --> 46:09.000
‫و الان میخوام بترسونمت

46:09.079 --> 46:12.320
‫سال قبل 226 هزار پوند از محصولات عایدی داشتیم

46:12.400 --> 46:13.639
‫قبل از اینکه هزینه‌ها رو دخیل کنیم

46:14.239 --> 46:16.239
‫خب 226 هزار پوند

46:18.000 --> 46:20.039
.‫-آره
‫-امسال شده 137 هزار پوند

46:20.119 --> 46:23.360
‫خب، 90 هزار پوند کاهش توی همون منطقه داشتیم

46:23.440 --> 46:24.760
... ‫این 9

46:26.559 --> 46:28.760
‫که واقعاً شگفت انگیزه چون که میدونی

46:28.800 --> 46:30.400
‫خب شگفت انگیز کلمه مناسبی نیست

46:30.440 --> 46:32.880
.‫-این 90 هزار پوند کاهش درامده
.‫-آره

46:33.400 --> 46:35.719
‫رقم هنگفتیه. 40 درصد کاهش درامد

46:35.800 --> 46:38.519
‫90 هزار پوند بخاطر آب و هوا به چاک رفته

46:39.599 --> 46:42.400
... ‫خب هزینه‌ها کجاست، چون که

46:42.480 --> 46:44.679
... ‫-اینم از هزینه‌ها، ما

46:44.719 --> 46:45.280
... ‫ما

46:45.320 --> 46:48.360
.‫14 هزار پوند برای بذر خرج کردیم
.‫-برای بذر

46:48.440 --> 46:53.280
‫34 هزار پوند برای کود و 20 هزار پوند برای سم پاشی

46:53.360 --> 46:56.119
‫خب در کل 68601 پوند

46:56.199 --> 47:01.559
‫و بعدش 68457 پوند هم هزینه‌های جانبی بوده

47:01.639 --> 47:05.000
‫که شامل حقوق کیلیب، هزینه خرید ماشین آلات

47:05.960 --> 47:10.320
‫خب، از کل زمین‌های زراعی، 144 پوند سود بدست آوردی
‫*4.8 میلیون تومان*

47:19.320 --> 47:21.760
‫خب، حقیقت موضوع اینکه

47:21.840 --> 47:26.119
‫کشاورزی اونم هفت روز هفته برای یه سال توی زمین 1000 جریبی ام

47:26.199 --> 47:30.960
‫واسم 144 پوند سود ایجاد کرده؟

47:31.039 --> 47:32.280
.‫درسته

47:32.360 --> 47:33.559
‫خوشبختانه، الان

47:33.599 --> 47:35.719
... ‫ما یارانه دولتی داریم. پس وقتی اون برسه

47:36.960 --> 47:38.719
‫کشاورزها میخوان چیکار کنن؟

47:38.800 --> 47:40.679
‫منطورم اینکه واقعاً میخوان چیکار کنن؟

47:40.760 --> 47:43.400
‫همون کشاورزهایی که گروه فیلم‌برداری
آمازون دنبالشون راه نمی افته

47:43.480 --> 47:44.960
‫و گروه برنامه کی میخواد میلیونر بشه

47:45.000 --> 47:46.280
‫تا بتونی درامد رو بالا ببری؟

47:46.320 --> 47:51.199
‫آخه میشه چیکار کرد وقتی که یارانه دولت کم بشه

47:51.280 --> 47:53.800
‫قراره تغییرات زیادی اتفاق بیوفته

47:53.880 --> 47:56.000
‫توی بخش روستایی، میدونی، توی حومه شهر

47:56.079 --> 47:58.480
‫احتمالاً 30 درصد کشاورز کمتری خواهیم داشت

47:58.559 --> 48:01.840
‫ولی الان و توی این عصر، وضعیت ما توی کشاورزی اینجوریه

48:01.920 --> 48:04.519
... ‫و دفعه بعدی که یه کشاورز در مورد آب و هوا غر میزنه

48:07.079 --> 48:09.199
‫دستاتون رو بندازین دور گردنش و واسش یه آبجو بخرین

48:09.280 --> 48:12.079
‫چون که به این خاطر غز نمیزنه که

48:12.159 --> 48:13.960
‫مثلاً کار کردن توی بارون سخته

48:14.039 --> 48:16.360
‫به این خاطر داره غر میزنه چون که بارون بدبختش میکنه

48:20.760 --> 48:22.800
‫سرگردان شده بودم

48:24.199 --> 48:26.679
‫کل سال سخت کار کردم

48:26.760 --> 48:30.400
‫و پاداشم 144 پوند ناقابل بود

48:31.679 --> 48:34.280
‫حتی با اضافه کردن کمک هزینه‌ها و یارانه‌ها

48:34.360 --> 48:36.920
‫خیلی به نفع ام بود که زمین رو بفروشم

48:37.000 --> 48:40.360
‫پولش رو بزارم توی بانک و با سودش زندگی کنم

48:43.159 --> 48:48.719
‫با این حال، سال قبل واقعاً بی نظیر بود

48:50.239 --> 48:54.760
‫خیلی کارها کردم که فکر می‌کردم قادر به انجامشون نیستم

48:56.679 --> 48:58.639
‫یه چوپون شدم

49:00.920 --> 49:02.039
‫یه راننده تراختور

49:04.920 --> 49:06.119
‫یه مغازه دار

49:09.519 --> 49:10.840
‫یه قابله

49:12.679 --> 49:14.079
‫یه کارگر کلیدی

49:15.639 --> 49:17.239
‫یه مهندس

49:19.920 --> 49:21.559
‫و یه طرفدار محیط زیست

49:30.039 --> 49:32.599
‫همه چیزها در کنار

49:32.679 --> 49:37.159
‫خانواده بی نهایت شاد و بی نهایت بهم ریخته ددلی اسکوات بود

49:54.000 --> 49:58.039
... ‫ولی آیا میتونم دوباره این چرخه رو تکرار کنم

50:00.320 --> 50:02.559
‫بخاطر 40 پنس به ازای هر روز؟

50:06.960 --> 50:10.039
‫این سوالیه که تقریباً بلافاصله

50:10.119 --> 50:12.480
‫توی دورهمی برداشت محصولمون مطرح میشه

50:14.079 --> 50:15.840
... ‫اگه یه چیزی رو بخوام انتخاب کنم، میرم سراغ یکی از اونا

50:15.880 --> 50:17.440
‫یکی از اون چیزها

50:17.480 --> 50:18.760
‫نه، اونا

50:18.840 --> 50:20.400
.‫-یکی از اینا
‫-خودشه، همونه

50:21.599 --> 50:24.599
‫خب، یک سال و یک روز از موقعی
‫که کشاورزی رو شروع کردیم، گذشته؟

50:24.679 --> 50:26.960
‫بله. بیشتر از یه سال

50:27.039 --> 50:29.440
‫خب، الان چیز بزرگی که باید روش کار کنم اینکه

50:29.519 --> 50:32.199
‫در واقع، من یه انتخاب دارم

50:32.272 --> 50:36.671
--‫میتونم برگردم لندن و زندگی قبلیم رو ادامه بدم

50:36.760 --> 50:37.840
.‫آره، همین کارو بکن

50:40.639 --> 50:41.800
‫تو هنوز اون یکی گزینه رو نشنیدی

50:41.880 --> 50:43.760
.‫نه، نه، نه. همین کارو بکن

50:43.840 --> 50:47.159
‫فکر کنم الان دلم نمیخواد که برگردم لندن

50:47.239 --> 50:49.239
‫-هیچ وقت؟
.‫-نه، اینجا خوشحالم

50:49.320 --> 50:51.440
‫تو از لندن خوشت میاد، میدونی دیگه، تو عاشق لندنی

50:52.519 --> 50:54.760
‫و لندن مناسب توئه

50:54.840 --> 50:56.960
‫توی لندن رفیق داری

50:57.000 --> 50:57.960
‫آره، توی لندن رفیق داری

50:58.000 --> 50:59.639
‫خیلی‌ها رو می‌شناسی

50:59.679 --> 51:00.800
‫اینجا هم خیلی رفیق داری

51:01.800 --> 51:02.639
‫هممم

51:03.599 --> 51:04.599
‫اون میخواد که من بمونم

51:06.199 --> 51:08.239
‫چون که من مثل یه گاو شیرده براش هستم

51:09.920 --> 51:13.760
‫اگه بزاریشون توی ترازو، من به مزرعه رای میدم

51:13.840 --> 51:15.079
‫فکر می‌کنم تو اینجا خوشحالی

51:15.159 --> 51:17.559
‫حق با توئه، من اینجا خوشحالم

51:17.639 --> 51:19.559
‫قبلاً، موقع به دنیا اومدن بره‌ها گفتم

51:19.599 --> 51:21.280
‫که تا حالا اینقدر خوشحال نبودم

51:21.320 --> 51:22.199
‫یادته، همه بره‌ها داشتن به دنیا می اومدن

51:22.239 --> 51:23.880
‫و یه روز خیلی قشنگ بود

51:23.920 --> 51:24.679
‫من گفتم: هیچ وقت

51:24.719 --> 51:26.480
.‫سر کار اینقدر خوشحال نبودم

51:26.519 --> 51:27.960
‫-واقعاً؟
.‫-نه واقعاً نبودم

51:28.039 --> 51:29.199
‫رنگ‌ها رو نگاه کن آخه

51:29.239 --> 51:31.000
.‫-مبهوت کننده است
.‫-پاییز داره میاد

51:31.039 --> 51:33.679
‫راستش، همه وقت توی مزرعه مبهوت کننده است

51:33.760 --> 51:34.760
‫هر روزی که باشه

51:34.800 --> 51:37.000
‫همیشه یه چیزی هست که واقعاً زیباست

51:38.039 --> 51:41.960
‫مسئله اینکه، برنامه تموم شده

51:43.039 --> 51:44.280
‫این یکی

51:44.360 --> 51:45.599
.‫-آره به سلامتی، بچه‌ها
‫-که ناراحت کننده است

51:45.679 --> 51:46.719
‫ولی خیلی ممنونم

51:46.760 --> 51:48.800
‫بخاطر همه کمک‌هایی که سال قبل بهم کردین

51:48.840 --> 51:49.840
‫به سلامتی

51:49.920 --> 51:52.079
‫از همتون، خیلی خیلی ممنونم

51:52.159 --> 51:53.920
‫از تو هم ممنونم که باهام صبور بودی

51:54.000 --> 51:55.440
‫میخوام برم توی اون تراختور

51:56.400 --> 51:58.920
‫تو هم با من میای و شخم زن رو روش نصب می‌کنی

51:59.000 --> 52:00.679
‫و من میرم یکم شخم بزنم

52:00.760 --> 52:03.320
‫فک کردم میگی که امشب میری پارتی

52:11.841 --> 52:17.372
‫امیدوارم از ترجمه و زیرنویس این مجموعه لذت برده باشین

52:26.103 --> 52:31.099
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
