1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:13,640 --> 00:00:14,800
‫درست وسط تابستونه

3
00:00:14,880 --> 00:00:18,199
:‫و یه روز معمولی توی مزرعه، شبیه اینه

4
00:00:21,760 --> 00:00:24,920
‫ساعت 6:30 بیدار میشم و بعد از اینکه قهوه خوردم

5
00:00:25,000 --> 00:00:27,960
‫میرم سمت مرغدونی ها تا مرغ‌ها رو از لونه هاشون آزاد کنم

6
00:00:28,039 --> 00:00:29,039
‫صبح بخیر

7
00:00:29,120 --> 00:00:32,840
‫تو راه برگشت، یکم قارچ برای ناهارم می‌چینم

8
00:00:32,920 --> 00:00:35,439
‫و بعدش میرم به ماهی‌ها غذا میدم

9
00:00:37,759 --> 00:00:40,960
‫توی خونه، روی دستور پخت سس گوجه فرنگی کار می‌کنم

10
00:00:41,039 --> 00:00:43,359
‫که میخوام برای فروشگاه محلی آماده اش کنم

11
00:00:43,439 --> 00:00:45,920
‫یکم فلفل تند و گشنیز تازه اضافه می‌کنم

12
00:00:46,000 --> 00:00:48,000
... ‫و می‌زارم با دمای کم، جوش بیاد

13
00:00:49,079 --> 00:00:51,719
‫در حالی که داشتم حصاری رو تعمیر می‌کردم که

14
00:00:51,759 --> 00:00:53,799
‫که شکارچی می‌گفت توی زمستون خراب نشده

15
00:00:55,280 --> 00:00:57,280
‫بعدش گل های وحشی که کاشته بودم رو کوتاه می‌کنم

16
00:00:57,320 --> 00:00:59,359
‫چون که همه باغبون ها این کارو میکنن

17
00:00:59,399 --> 00:01:01,520
‫صبر میکنن تا گیاه‌ها به بهترین شکلشون برسن

18
00:01:01,600 --> 00:01:04,879
‫و بعد کوتاهشون میکنن تا زیاد قشنگ دیده نشن

19
00:01:06,079 --> 00:01:08,421
‫بعدش یکم سبزیجات برای لیسا می‌چینم

20
00:01:08,446 --> 00:01:10,920
‫تا به چندتا مشتری که تو آتلانتا داریم، بفروشتشون

21
00:01:11,039 --> 00:01:14,920
‫و حتی یه دسته ریواس چینی هم پیدا کردم، پس اونم می‌چینم

22
00:01:16,120 --> 00:01:18,280
‫و بعدش جنگی میرم فروشگاه

23
00:01:18,400 --> 00:01:20,640
‫این ریواس چینیه که باید شسته بشه

24
00:01:20,719 --> 00:01:23,920
‫وقتی همه چیزهایی که روز قبل چیده بودم رو بیرون می‌ریزم

25
00:01:24,000 --> 00:01:25,280
‫چون که اصلاً فروش نرفته
‫چون که هیشکی

26
00:01:25,280 --> 00:01:27,599
‫این روزا دیگه سبزیجات تازه دوست نداره

27
00:01:38,719 --> 00:01:41,479
‫بعدش سس گوجه فرنگی رو هم می‌زنم

28
00:01:41,520 --> 00:01:44,560
‫قبل از اینکه برم و به زنبورها سر بزنم

29
00:01:44,599 --> 00:01:46,280
.‫یالا، برو بیرون

30
00:01:47,359 --> 00:01:49,120
‫و گوسفندها و بره‌ها

31
00:01:50,520 --> 00:01:53,640
‫و بعدش کار بزرگ روز رو شروع می‌کنم

32
00:01:53,719 --> 00:01:55,439
‫همیشه یکی هست

33
00:01:55,520 --> 00:01:57,280
‫امروز باید همه کاه‌ها

34
00:01:57,319 --> 00:01:59,920
‫و همه تاپاله‌های گوسفند رو از انبار تمیز کنم

35
00:01:59,960 --> 00:02:03,000
‫ولی چون یه سطل برای جلو تراختور ندارم

36
00:02:03,079 --> 00:02:06,319
‫باید از کیلیب بخوام که برف روب رو از انبار دیگه بیاره

37
00:02:06,400 --> 00:02:07,400
‫چرا خودت این کارو نمی‌کنی؟

38
00:02:07,480 --> 00:02:09,919
‫چون که لامبورگینی اینجا، جا نمیشه

39
00:02:10,000 --> 00:02:12,319
‫بلافاصله می تونم تشخیص بدم که اون خوشحال نیست

40
00:02:12,400 --> 00:02:15,520
‫چون که اون فکر میکنه که تراختور من خیلی پیچیده است

41
00:02:15,599 --> 00:02:16,960
‫تراختورت آشغاله

42
00:02:17,039 --> 00:02:20,079
‫و بعد وقتی که دارم قارچ‌ها رو می‌خورم

43
00:02:20,120 --> 00:02:21,280
‫که صبح چیده بودمشون

44
00:02:21,319 --> 00:02:24,520
‫و توی سس خامه ای پخته بودم و با نون تست سرو اش کرده بودم

45
00:02:24,599 --> 00:02:26,120
... ‫با یکم جعفری که از تو باغ اومده بود

46
00:02:26,627 --> 00:02:28,283
‫یه تماس از همکار هام دریافت می‌کنم

47
00:02:28,308 --> 00:02:32,000
.‫که میگه گوسفندها فرار کردن و الان توی جاده ان

48
00:02:33,560 --> 00:02:37,400
! ‫پس با ماشین میرم اونجا و می‌فهمم که گوسفند فرار نکرده

49
00:02:38,439 --> 00:02:40,560
‫ولی حداقل الان برف روب بخوبی

50
00:02:40,599 --> 00:02:42,439
‫جلوی تراختور نصب شده

51
00:02:42,439 --> 00:02:44,800
‫پس میرم به انبار زایمان بره‌ها و بلافاصله

52
00:02:44,879 --> 00:02:47,439
‫کشف می‌کنم که تراختور اونجا هم جا نمیشه

53
00:02:47,560 --> 00:02:49,960
.‫اوه، گوه توش

54
00:02:50,039 --> 00:02:52,599
‫بعدش یه تله مرگ 80 ساله رو

55
00:02:52,680 --> 00:02:55,879
‫به پشت تراختور لیسا وصل می‌کنم و از اون استفاده می‌کنم

56
00:02:58,000 --> 00:02:59,680
‫داره کم کم دیر میشه، پس با عجله میرم خونه

57
00:02:59,719 --> 00:03:02,639
‫یکم ادویه به سس گوجه فرنگی اضافه می‌کنم

58
00:03:02,680 --> 00:03:06,159
‫قبل از اینکه دوباره برم و به ماهی‌ها غذا بدم

59
00:03:06,199 --> 00:03:07,439
‫و تخم مرغ‌ها رو جمع کنم

60
00:03:08,599 --> 00:03:11,840
‫و بعد میرم که بخوابم با دونستن اینکه به زودی

61
00:03:13,319 --> 00:03:15,719
‫اوضاع قراره که حسابی شلوغ پلوغ بشه

62
00:03:17,247 --> 00:03:25,192
‫ <font color="#00ff40">وحید مستغیث </font> : <font color="#ff8080">ترجمه و زیرنویس </font>
‫ <font color="#0080c0">@vahids3</font>

63
00:03:25,525 --> 00:03:27,790
.‫هشدار: کلمات رکیک بدون سانسور، ترجمه شده‌اند

64
00:03:30,039 --> 00:03:32,759
‫یکی از وظایف اضافی توی زندگی شلوغ مون

65
00:03:32,840 --> 00:03:37,199
‫انجام روزانه تست رطوبت روی محصولات بوده

66
00:03:37,280 --> 00:03:42,400
،‫و حالا که چارلی رفته به تعطیلات
‫این وظیفه افتاده گردن من و کیلیب

67
00:03:42,479 --> 00:03:45,079
‫-الان، یه کشاور باتجربه
‫-خب

68
00:03:45,150 --> 00:03:47,951
‫میتونه بگه غلاف گیاه چقدر رطوبت داره

69
00:03:48,000 --> 00:03:49,639
‫فقط با جویدنش، میتونه؟

70
00:03:49,680 --> 00:03:50,960
‫آره، میتونن

71
00:03:51,000 --> 00:03:53,079
‫اونا غلاف رو باز میکنن، خودم دیدم که این کارو می‌کنم

72
00:03:53,120 --> 00:03:55,800
‫بازش میکنن، خیلی هم جدی هستن موقع این کار

73
00:03:55,879 --> 00:03:57,400
‫بعدش اینجوری و بعد میجونش

74
00:03:59,319 --> 00:04:00,560
‫ <i>این 12 درصده </i>

75
00:04:00,639 --> 00:04:02,199
--‫و درست میگن؟ منظورم اینکه اونا میدونن

76
00:04:02,240 --> 00:04:03,759
‫آره، قطعاً

77
00:04:03,800 --> 00:04:06,759
‫ولی من نمیتونم این کارو بکنم چون مثل اونا باتجربه نیستم

78
00:04:07,000 --> 00:04:09,280
‫و تو هم نمیتونی چون کونبچه
(‫محسوب میشی (در مقایسه با اونا

79
00:04:09,319 --> 00:04:10,759
‫پس ما دستگاهش رو داریم

80
00:04:10,840 --> 00:04:12,240
‫تا حالا از اینا استفاده کردی؟

81
00:04:12,319 --> 00:04:14,560
‫آه ... بزار فکر کنم

82
00:04:14,639 --> 00:04:16,120
‫اون تیکه رو می‌بینی، نگاه کن

83
00:04:16,160 --> 00:04:18,240
‫ما باید اون تیکه رو با کلزا پر کنیم

84
00:04:21,800 --> 00:04:22,759
‫پرش کنیم؟

85
00:04:22,800 --> 00:04:26,360
:‫میشه الان یه زیرنویس بریم
‫ «چند ساعت بعد»

86
00:04:27,777 --> 00:04:29,629
(: ‫چند ساعت بعد

87
00:04:31,360 --> 00:04:32,360
‫یکم بیشتر می‌ریزی؟

88
00:04:35,199 --> 00:04:37,600
... ‫و این کارو می‌کنی، نگاه کن. و بعدش

89
00:04:38,360 --> 00:04:40,800
‫پس اگه این بگه کمتر از 6 درصد

90
00:04:40,920 --> 00:04:43,120
.‫بدجوری تو دردسر افتادیم
.‫نمیتونیم برداشت کنیم

91
00:04:43,199 --> 00:04:44,759
.‫-آره
‫-و اگه بگه بیشتر از

92
00:04:44,800 --> 00:04:46,240
‫نه درصده

93
00:04:46,319 --> 00:04:48,120
‫خیلی مرطوبه و اونا قبولش نمیکنن

94
00:04:48,199 --> 00:04:50,920
‫آماده ای؟ داره آزمایش میکنه

95
00:04:51,040 --> 00:04:53,759
‫

96
00:04:53,800 --> 00:04:55,000
... ‫خب، این

97
00:04:55,360 --> 00:04:57,439
... ‫هشت درصد رطوبته که یعنی

98
00:04:57,480 --> 00:04:59,480
.‫عالیه. باید همین الان برداشت کنیم

99
00:05:01,040 --> 00:05:02,639
! ‫بیا انجامش بدیم

100
00:05:04,079 --> 00:05:07,439
‫ولی راستش، نمیتونستیم انجامش بدیم

101
00:05:08,639 --> 00:05:10,680
‫برای برداشت کلزا

102
00:05:10,759 --> 00:05:14,120
‫من یه کمبباین دروگر لازم دارم و از اینا نخریدم

103
00:05:14,199 --> 00:05:16,680
‫چون که 250 هزار پوند قیمتشونه

104
00:05:16,759 --> 00:05:18,360
‫پس باید یکی اجاره کنم

105
00:05:19,199 --> 00:05:22,240
‫و مشکل اینکه هر کشاورز دیگه ای توی این ناحیه

106
00:05:22,319 --> 00:05:23,680
‫امروز صبح اومده بیرون

107
00:05:23,720 --> 00:05:25,800
‫رفته توی زمین‌ها، رطوب رو آزمایش کرده

108
00:05:25,879 --> 00:05:28,560
‫و همه اونا هم به نتیجه یکسانی رسیدن

109
00:05:28,639 --> 00:05:30,800
‫و اونا هم میخوان یکی از این کمباین‌ها رو اجاره کنن

110
00:05:34,319 --> 00:05:37,759
‫توی دفتر، بدترین ترس ام تبدیل به واقعیت شد

111
00:05:39,240 --> 00:05:40,240
‫سه روز؟

112
00:05:41,000 --> 00:05:42,759
‫قبل از اون کاری از دستت برنمیاد؟

113
00:05:42,840 --> 00:05:44,560
‫نه، نه من شماره اش رو دارم

114
00:05:46,840 --> 00:05:48,480
.‫آره، درست حدس زدی

115
00:05:48,560 --> 00:05:49,879
‫نه، میدونم

116
00:05:52,079 --> 00:05:55,199
... ‫اون داره
.‫اون داره مزرعه خودشو اول انجام میده

117
00:05:57,399 --> 00:05:59,720
.‫خیلی خب، باشه، نه، ممنون که وقت گذاشتی

118
00:06:05,800 --> 00:06:08,120
‫رفتم بیرون و هر جایی که نگاه می‌کردم

119
00:06:08,160 --> 00:06:10,600
‫یه یادآورد واضح و درخشان بود

120
00:06:10,639 --> 00:06:14,040
‫که من همون تازه کار توی منطقه بودم

121
00:06:14,120 --> 00:06:17,839
‫نگاه کن، یه کمباین اونجا و اونجاست

122
00:06:19,800 --> 00:06:21,360
‫آره، اینم یکی دیگه

123
00:06:21,439 --> 00:06:23,759
‫همه مزرعه‌ها کمباین دارن

124
00:06:26,519 --> 00:06:30,120
‫تا اواخر عصر، به هیچ نتیجه ای نرسیدم

125
00:06:30,199 --> 00:06:32,319
... ‫37, 42

126
00:06:32,399 --> 00:06:34,439
‫ولی بعدش کیلیب زد تو خال

127
00:06:34,480 --> 00:06:37,439
‫با اون رفیقش که من بایستی بهش بگم
‫ «مسیح»

128
00:06:37,480 --> 00:06:40,560
‫با ایکه اسم واقعیش سایمون بود

129
00:06:40,639 --> 00:06:43,040
... ‫امروز عصر ... اگه تموم بشه

130
00:06:43,120 --> 00:06:44,560
‫فقط دوتا زمین ام مونده که برداشت کنم

131
00:06:44,639 --> 00:06:46,879
‫پس در بهترین حالت، تا شب میتونم کارمو تموم کنم

132
00:06:46,959 --> 00:06:48,000
‫آره

133
00:06:48,079 --> 00:06:50,040
‫و بعدش، یجورایی فردا دستگاه رو بدمش به شما

134
00:06:50,120 --> 00:06:52,159
‫آره، بعدش هم ما میتونیم برداشت رو شروع کنیم

135
00:06:54,759 --> 00:06:56,079
‫صبح روز بعد

136
00:06:57,120 --> 00:07:00,959
‫کمباین جور شده بود و وقت عمل بود

137
00:07:01,040 --> 00:07:03,399
.‫-این عالیه
.‫-آره، هوا رو ببین

138
00:07:03,480 --> 00:07:04,319
‫میدونم

139
00:07:08,240 --> 00:07:10,879
‫خب، تراختور ها قراره که کل روز از اینجا رد بشن

140
00:07:10,959 --> 00:07:14,040
‫پس میخوام که این دروازه رو جابجا کنم تا یکم کار راحت‌تر بشه

141
00:07:17,720 --> 00:07:20,920
‫این ... آره، منظور منم همین بود

142
00:07:21,000 --> 00:07:21,959
‫فک کنم اصلاً هیچ کاری نکردی

143
00:07:22,000 --> 00:07:23,800
... ‫کردم

144
00:07:27,240 --> 00:07:29,480
‫درسته، امروز روز مهمته، لامبو

145
00:07:30,759 --> 00:07:32,920
‫این چیزیه که انتظارشو می‌کشیدیم

146
00:07:41,159 --> 00:07:42,480
‫8.9

147
00:07:44,000 --> 00:07:45,759
‫میرم و متصل اش می‌کنم

148
00:07:47,399 --> 00:07:48,759
‫بعد از یک سال تمام

149
00:07:48,840 --> 00:07:51,600
‫نگاه کردن به کیلیب که چیزها رو به تراختور وصل میکنه

150
00:07:51,680 --> 00:07:53,639
‫فکر کردم که دیگه هیچ مشکلی ندارم

151
00:07:53,680 --> 00:07:56,800
‫تا لامبو رو به تریلری وصل کنم که اجاره اش کرده بودم

152
00:07:58,600 --> 00:07:59,680
... ‫آم

153
00:08:01,720 --> 00:08:05,600
‫این کارو می‌کنم، بعدش این، بعدش این نه

154
00:08:05,680 --> 00:08:07,160
... ‫آم

155
00:08:12,600 --> 00:08:14,800
‫درسته. این قطعاً بیرون نمیاد

156
00:08:14,879 --> 00:08:17,160
‫خب، باید یه چیزی باشه که فراموش کردم انجامش بدم

157
00:08:17,240 --> 00:08:18,399
‫چی رو فراموش کردم؟

158
00:08:18,480 --> 00:08:19,879
... ‫آم

159
00:08:19,959 --> 00:08:20,839
‫این نه

160
00:08:21,600 --> 00:08:23,439
‫تنها یه راه بود

161
00:08:24,399 --> 00:08:25,959
‫کیلیب رو بیار تا انجامش بده

162
00:08:26,040 --> 00:08:28,279
‫راستش، وایسا، وایسا، وایسا

163
00:08:30,439 --> 00:08:32,440
‫خیلی خب، متصل شدی

164
00:08:34,480 --> 00:08:37,000
‫با تموم شدن این کار، رفتیم سمت فروشگاه محلی

165
00:08:37,080 --> 00:08:39,720
‫تا با عیسی ملاقات کنیم
*‫*منظورش همون همسایه کلیب عه

166
00:08:42,320 --> 00:08:46,639
‫امروز جمعه و الان ساعت 11:40 است

167
00:08:46,759 --> 00:08:50,159
‫یه جبهه هوا قرار که صبح یکشنبه برسه

168
00:08:50,240 --> 00:08:51,720
‫پس باید سعی کنیم

169
00:08:51,759 --> 00:08:55,480
‫یه عملیات برداشت 4 روزه رو توی یک روز و نیم تموم کنیم

170
00:08:57,240 --> 00:08:58,840
‫امروز، یه روز طولانی خواهد بود

171
00:09:07,720 --> 00:09:09,960
‫پنکه ام کار نمیکنه

172
00:09:10,039 --> 00:09:12,840
‫و اینقدر دستم بنده که الان نمیتونم درستش کنم

173
00:09:12,879 --> 00:09:15,240
‫یا اینجاست یا اونجا

174
00:09:15,960 --> 00:09:17,279
.‫اینجا خوبه

175
00:09:25,759 --> 00:09:30,360
‫خب، احتمالاً تمام شب رو کار می‌کنیم

176
00:09:30,440 --> 00:09:32,600
‫اونجا، چندتا دستمال توالت هست

177
00:09:32,639 --> 00:09:35,720
‫اگه کم آوردی، بهم خبر بده، باشه؟

178
00:09:35,759 --> 00:09:37,120
‫واقعاً با خودت دستمال توالت آوردی؟

179
00:09:37,159 --> 00:09:38,240
! ‫آره

180
00:09:38,279 --> 00:09:40,600
‫اولین بار نیست که توی همچین مخمصه ای گیر افتادم

181
00:09:41,279 --> 00:09:42,200
! ‫نگاه کن

182
00:09:43,519 --> 00:09:45,639
! ‫ما یه کمباین دروگر داریم

183
00:09:50,639 --> 00:09:51,639
‫بالاخره اینجاست

184
00:09:54,159 --> 00:09:56,480
.‫-اون سایمونه
.‫-اون سایمونه

185
00:10:09,360 --> 00:10:10,840
‫بهت گفته که چطوری باید باهاش کار کنی؟

186
00:10:10,879 --> 00:10:12,039
‫در حال حرکت این کارو می‌کنیم؟

187
00:10:12,080 --> 00:10:14,639
‫-تخلیه محصول در حال حرکت؟
.‫-آره

188
00:10:14,720 --> 00:10:16,159
‫بعدش در مورد موضوعی بحث کردیم

189
00:10:16,200 --> 00:10:18,759
‫که فشار بیشتری رومون اضافه می‌کرد

190
00:10:18,840 --> 00:10:22,639
‫امسال سال غیرعادی برای جو و کلزاست

191
00:10:22,759 --> 00:10:24,440
‫که توی زمان مشابهی آماده شدن

192
00:10:24,480 --> 00:10:25,960
.‫-آره، خیلی خیلی نامعموله

193
00:10:26,000 --> 00:10:27,159
‫تقریباً منحصر بفرده
‫اینطوری میتونم بگم

194
00:10:27,200 --> 00:10:29,000
... ‫معمولاً جو آماده میشه

195
00:10:29,080 --> 00:10:31,879
‫معمولاً جو دو سه هفته زودتر آماده میشه

196
00:10:32,000 --> 00:10:33,519
‫و بعد کلزا آماده میشه

197
00:10:33,600 --> 00:10:35,039
... ‫پس بخاطر بهار خشک بوده

198
00:10:52,600 --> 00:10:53,759
‫داره شروع میشه

199
00:11:02,000 --> 00:11:03,600
‫و آماده ایم

200
00:11:09,279 --> 00:11:10,919
‫اولین برداشت ام

201
00:11:14,480 --> 00:11:16,919
‫کمباین‌های لعنتی خیلی باهوش هستن، اینطور نیست؟

202
00:11:17,000 --> 00:11:18,159
.‫بدجنس ان

203
00:11:18,240 --> 00:11:20,759
‫حق با توئه، برای اینکه یه چیزی رو خرد کنه

204
00:11:20,840 --> 00:11:23,200
‫غلاف اش رو باز کنه، اون دونه های کوچولو رو

205
00:11:23,279 --> 00:11:26,000
‫اون ماشین عظیم، دونه های کوچولو رو در میاره و بعدش

206
00:11:26,080 --> 00:11:26,960
‫اینو لازم ندارم، اینو لازم ندارم

207
00:11:27,000 --> 00:11:30,000
‫اینو لازم ندارم
‫ولی اینو لازم دارم

208
00:11:30,039 --> 00:11:33,440
‫و اندازه میگیره که چقدر دونه خارج شده

209
00:11:33,519 --> 00:11:37,080
‫فقط-- کشاورزی واقعاً شگفت انگیزه، مگه نه؟

210
00:11:37,159 --> 00:11:39,279
.‫آدرنالین آدمو سر حال میکنه. من الان سرحالم

211
00:11:39,360 --> 00:11:40,919
‫میدونی، ساعت سه نصف شب اومدم اینجا

212
00:11:40,960 --> 00:11:43,000
‫و هنوز دارم به کارم ادامه میدم

213
00:11:43,039 --> 00:11:44,600
‫تو قراره که بیهوش بشی

214
00:11:47,480 --> 00:11:50,360
‫وقتی کمباین تقریباً پر شده بود

215
00:11:51,360 --> 00:11:53,559
‫کیلیب به موقعیت نزدیک شد

216
00:11:58,080 --> 00:11:59,519
‫اوکی، همونجا نگه اش دار

217
00:12:03,240 --> 00:12:05,519
‫دسته اول داره میاد

218
00:12:09,639 --> 00:12:10,679
‫وقتی که کامیون رو

219
00:12:10,720 --> 00:12:13,320
... ‫با دوتا محموله کمباین، پر کرد

220
00:12:19,240 --> 00:12:21,759
‫رفت سمت انبار تا اونا رو خالی کنه

221
00:12:24,240 --> 00:12:28,000
‫و وقتی که داشت با تریلر قرن 19 امی من سر و کله می‌زد

222
00:12:29,679 --> 00:12:31,000
‫اوه، خدای من

223
00:12:34,440 --> 00:12:37,919
‫منم داشتم خودمو آماده اولین دور ام می‌کردم

224
00:12:39,840 --> 00:12:41,080
‫این پشت دارم میرم

225
00:12:43,759 --> 00:12:44,960
‫چراغ زردش روشن شد

226
00:12:45,000 --> 00:12:48,399
‫که یعنی داره بهم میگه مخزن اش 80 درصد پر شده

227
00:12:48,440 --> 00:12:53,399
.‫من تو راهم. این همون لحظه موعوده

228
00:12:55,519 --> 00:12:57,200
‫دارم میام، دارم میام

229
00:12:57,279 --> 00:12:59,919
‫هنوز نرسیدم، هنوز نرسیدم

230
00:13:05,720 --> 00:13:08,840
‫میخوام عقب‌تر برم، عقب‌تر

231
00:13:09,840 --> 00:13:12,320
‫اوه، درسته، اول باید عقب تریلر رو پر کنم

232
00:13:12,399 --> 00:13:15,159
‫باید یه چشم اونجا باشه و یه چشم
‫جلو رو ببینه تا بدونم کجا دارم میرم

233
00:13:15,240 --> 00:13:16,279
‫باید مثل کبوتر باشم

234
00:13:17,279 --> 00:13:18,879
‫تمومه

235
00:13:18,960 --> 00:13:20,960
‫اوه، نه، من وایسادم

236
00:13:21,039 --> 00:13:22,159
‫به حرکت ادامه بده

237
00:13:22,240 --> 00:13:25,000
‫نمیتونم. اوه، نه

238
00:13:25,080 --> 00:13:27,759
‫باید جلو باشم
‫باید جلو باشم

239
00:13:27,840 --> 00:13:30,919
‫یه لحظه وایسا، باید چیکار کنم؟ سرعت رو کم می‌کنم

240
00:13:31,000 --> 00:13:33,399
‫آماده، در جای خود، در جای خود، برو

241
00:13:33,480 --> 00:13:36,559
! ‫اوه، گوه توش، گوه توش، گوه توش

242
00:13:37,559 --> 00:13:40,519
‫احسنت، بیشترشو توی وسط تریلر جمع کردی

243
00:13:40,600 --> 00:13:43,360
! ‫خدای من، این خیلی سخته

244
00:13:44,039 --> 00:13:46,559
‫همه چی برعکس شده پس اگه من اینجا رو نگاه کنم

245
00:13:46,639 --> 00:13:49,519
:‫کنار شونه ام و فک کنم که
‫ <i>آوه، نه، اون عقبه </i>

246
00:13:49,600 --> 00:13:52,279
‫باید سرعت ام رو بیارم پایین

247
00:13:52,360 --> 00:13:54,840
‫وقتی عقبه، سرعت رو بیار پایین

248
00:13:55,720 --> 00:13:58,159
.‫وقتی جلوئه، سرعت رو ببر بالا

249
00:14:01,480 --> 00:14:04,559
‫خوشبختانه توی دور بعدیم، خبری از آنانیسم نبود
*‫*آنانیسم: قطع نزدیکی قبل از رسیدن به اوج لذت جنسی

250
00:14:05,440 --> 00:14:06,759
‫کارها بخوبی پیش رفت

251
00:14:07,799 --> 00:14:10,480
‫همه راننده‌های مسابقه از دقت توی رانندگی حرف میزنن

252
00:14:10,559 --> 00:14:13,399
! ‫اونا قطعاً نمیدونن که این کلمه چه معنی داره

253
00:14:17,000 --> 00:14:19,840
‫بعدش با عجله رفتم تا محموله ام رو خالی کنم

254
00:14:19,919 --> 00:14:22,799
‫کاملاً آگاه بودم که برای سال‌ها داشتم غر می‌زدم که

255
00:14:22,879 --> 00:14:25,200
‫که تراختور ها باعث ترافیک میشن

256
00:14:25,279 --> 00:14:29,080
‫الان خودم توی یه تراختور بودم و ترافیک ایجاد کرده بودم

257
00:14:30,240 --> 00:14:32,480
‫باید همه تون توی فروشگاه محلی توقف میکردین

258
00:14:32,559 --> 00:14:36,120
! ‫اون موقع دیگه اینجا گیر نکرده بودین، درسته؟

259
00:14:36,200 --> 00:14:38,000
‫توی مزرعه

260
00:14:38,039 --> 00:14:40,879
‫لازم بود که هر چه سریع‌تر دونه ها رو خالی بکنم

261
00:14:40,919 --> 00:14:43,279
‫تا دوباره بتونم برگردم به زمین

262
00:14:43,320 --> 00:14:45,559
‫قبل از اینکه کمباین دوباره پر بشه

263
00:14:46,399 --> 00:14:47,440
‫خیلی هم عالی

264
00:14:47,519 --> 00:14:51,720
‫بعدش، باید برم عقب-- یه لحظه
‫وایسا، اگه این طرفی فرمون رو بچرخونم

265
00:14:53,440 --> 00:14:54,559
... ‫عقب رفتن

266
00:15:03,679 --> 00:15:04,879
‫آره

267
00:15:06,120 --> 00:15:07,799
‫زاویه ورود اشتباه بود

268
00:15:11,200 --> 00:15:14,120
‫اگه برم عقب، اون طرف باید سمت راست باشه

269
00:15:14,200 --> 00:15:15,200
‫آره، همینه

270
00:15:21,080 --> 00:15:22,080
‫خدایا

271
00:15:23,559 --> 00:15:26,240
‫وایسا، وایسا، وایسا
.‫توجه کن، جرمی

272
00:15:26,320 --> 00:15:27,840
‫خب اگه این طرفی برم و عقبش رو بیرون نگه دارم

273
00:15:33,159 --> 00:15:36,799
‫اوه، محض رضای خدا، این کار غیر ممکنه

274
00:15:36,879 --> 00:15:38,759
‫بعد از شش بار تلاش

275
00:15:38,799 --> 00:15:41,159
... ‫که به راحتی می‌شد ادیت و از فیلم خارج شون کرد

276
00:15:42,360 --> 00:15:46,120
‫تریلر به روز و مدرن‌تر، رفت توی انبار

277
00:15:47,320 --> 00:15:48,840
‫اوه، آره

278
00:15:56,360 --> 00:15:58,200
‫اوه، گه توش، گوه توش، گوه توش

279
00:15:58,279 --> 00:16:01,320
‫خدای من، شانس آوردم، نباید در این مورد چیزی به کیلیب بگم

280
00:16:05,720 --> 00:16:07,039
‫با پایدار بودن هوا

281
00:16:07,120 --> 00:16:08,360
‫ما مثل یه تیم کار می‌کردیم

282
00:16:08,399 --> 00:16:10,639
‫تا هر چقدر که میتونیم، محصول از زمین برداشت کنیم

283
00:16:19,519 --> 00:16:24,519
‫درسته، این زمین، طبق نقشه ای که اینجا دارم، 54.8 جریب عه

284
00:16:24,600 --> 00:16:26,919
‫و اگه آب و هوا خوبی داشته باشیم

285
00:16:27,000 --> 00:16:31,799
‫میتونیم انتظار داشته باشیم 23500 پوند محصول کلزا بده

286
00:16:31,879 --> 00:16:33,759
‫من که فکر نمی‌کنم اینقدر باشه

287
00:16:33,840 --> 00:16:37,159
،‫دوست دارم که به چارلی زنگ بزنم و ازش بپرسم
‫ولی اون رفته تعطیلات

288
00:16:40,879 --> 00:16:43,399
‫خب، هر ساعت ده جریب رو برداشت می‌کنیم

289
00:16:43,480 --> 00:16:47,587
‫و همه کانادایی‌ها الان دارن از خنده
‫از روی صندلی شون می افتن پایین

290
00:16:51,080 --> 00:16:53,519
‫اینجا داره گرم میشه

291
00:16:53,600 --> 00:16:55,720
‫یکم کولرمو روشن کنم

292
00:17:00,440 --> 00:17:01,720
... ‫اون طرف برم

293
00:17:02,759 --> 00:17:03,799
... ‫ببرمش بیرون

294
00:17:05,039 --> 00:17:07,519
‫یعنی باید برم راست، پس میخوام اون سمتی برم

295
00:17:11,480 --> 00:17:14,039
‫وایسا، وایسا، فقط میخوام یه بار دیگه امتحانش کنم

296
00:17:19,640 --> 00:17:22,920
‫علیرغم شرایط کاری دلپذیر

297
00:17:22,960 --> 00:17:25,400
‫یه موضوعی ذهنمو درگیر کرده بود

298
00:17:25,440 --> 00:17:29,559
‫راستش چقدر دونه داریم برداشت می‌کنیم؟

299
00:17:29,680 --> 00:17:31,917
‫کامپیوتر داره چی میگه، سایمون؟

300
00:17:32,519 --> 00:17:34,480
‫مانتیور نشانگر بازده توی کمباین داره میگه

301
00:17:34,559 --> 00:17:36,680
‫که توی هر هکتار، 2.5 تن داره برداشت میشه

302
00:17:36,759 --> 00:17:38,519
.‫پس یک تن به ازای ار جریب

303
00:17:38,559 --> 00:17:41,640
.‫ولی چیزی که ما دنبالشیم، 1.5 تن به ازای هر جریب عه

304
00:17:41,720 --> 00:17:43,200
‫توی تیکه زمین‌ها وضعیت خوبه

305
00:17:51,920 --> 00:17:54,160
‫

306
00:17:57,000 --> 00:17:58,799
.‫1.3 درصد، وضعمون خوبه

307
00:17:59,680 --> 00:18:01,400
‫تا اونجایی که من میتونستم بگم

308
00:18:01,472 --> 00:18:04,432
‫بیشترین چیزی که ما برداشت می‌کردیم، گوش خیزک بود

309
00:18:04,519 --> 00:18:06,880
‫هزاران گوش خیزک اونجا بود

310
00:18:07,519 --> 00:18:11,880
‫ولی بهم گفته شده بود که این عادیه پس به کار ادامه دادیم

311
00:18:11,960 --> 00:18:14,559
‫خیلی خب، بزن بریم، کت ام رو هم پوشیدم

312
00:18:21,039 --> 00:18:22,319
‫زمین دومی فک کنم بازده

313
00:18:22,400 --> 00:18:25,200
‫بهتری نسبت به اولی داشت ... مطمئنم

314
00:18:30,400 --> 00:18:31,240
‫یه دیقه صبر کن

315
00:18:31,799 --> 00:18:34,640
‫عقبش رو اون طرف ببری، آره پس باید این طرف بری

316
00:18:39,799 --> 00:18:41,759
‫اوه، گندش بزنن، این سمت اشتباه بود

317
00:18:54,079 --> 00:18:55,152
‫مثل یه گردهمایی تراختور هاست

318
00:18:55,177 --> 00:18:57,039
‫همینطوره

319
00:18:57,079 --> 00:18:59,559
.‫-خب، زمین پیکت پیس رو تموم کردیم
.‫آره

320
00:18:59,680 --> 00:19:01,920
‫الان داریم زمین واش پول پایینی رو برداشت می‌کنیم

321
00:19:02,000 --> 00:19:05,559
.‫و بعدش، زمین بری هیل شمالی رو داریم که 45.7 جریب عه

322
00:19:05,640 --> 00:19:07,519
.‫بهتره که راه بیوفتی، جرمی

323
00:19:07,559 --> 00:19:09,000
.‫-اوه، چراغاش روشنه
.‫-آره

324
00:19:34,799 --> 00:19:38,519
‫صبح روز بعد، وقتی که به برداشت ادامه می‌دادیم

325
00:19:38,559 --> 00:19:43,000
‫خالی کردن اولین محموله
‫گوش‌خیزک ام، پیچیده‌تر از همیشه شد

326
00:19:47,319 --> 00:19:49,480
‫اون وانت اش رو توی حیاط مزرعه پارک کرده

327
00:19:52,079 --> 00:19:54,039
‫حتماً یه مشکلی داره

328
00:20:02,640 --> 00:20:05,720
‫درسته، به این زودی نمیتونه وانت اش رو پیدا کنه

329
00:20:09,960 --> 00:20:11,960
‫اگرچه، پارک کردن رو مخ کیلیب

330
00:20:12,000 --> 00:20:14,559
‫کمترین مشکل من بود

331
00:20:14,640 --> 00:20:18,319
‫چون که برخلاف دیروز، امروز آسمون ابری شده بود

332
00:20:18,400 --> 00:20:19,960
‫این نشانه خوبی برای

333
00:20:20,000 --> 00:20:22,319
‫تست رطوبت صبحگاهی نبود

334
00:20:25,559 --> 00:20:27,240
‫ده درصد

335
00:20:29,559 --> 00:20:31,400
‫آره

336
00:20:31,480 --> 00:20:34,680
‫زیاده. دو درصد بیشتره. چرا مرطوب‌تر شده؟

337
00:20:34,759 --> 00:20:36,880
‫بارون که نباریده

338
00:20:36,920 --> 00:20:38,200
‫رطوبت توی جو زمینه؟

339
00:20:38,240 --> 00:20:39,680
‫احتمالاً رطوبت توی هواست

340
00:20:39,759 --> 00:20:41,720
‫راستش الان شرجی‌تر از

341
00:20:41,759 --> 00:20:42,680
‫امروز صبح ساعت 7 عه

342
00:20:42,720 --> 00:20:43,640
‫آره، آره

343
00:20:43,720 --> 00:20:45,000
‫خب، باید چیکار کنیم؟

344
00:20:46,440 --> 00:20:49,559
‫خوشبختانه، یه کار میتونستیم بکنیم

345
00:20:49,640 --> 00:20:50,759
‫بریم و جو رو تست کنیم

346
00:20:50,799 --> 00:20:53,400
‫تا ببینیم میشه اونو بجای کلزا برداشت کرد یا نه

347
00:20:56,160 --> 00:20:59,079
‫-چه خبر، رفیق؟
‫-14.7 درصد

348
00:20:59,200 --> 00:21:01,519
‫-حد اش چقدره؟
‫-15 درصد

349
00:21:01,559 --> 00:21:04,559
‫- پس به اندازه کافی خوبه؟
.‫-آره میتونیم برداشت کنیم. آره

350
00:21:21,319 --> 00:21:21,799
‫درسته

351
00:21:21,880 --> 00:21:24,039
‫من به این میگم یه تخلیه موفقیت آمیز

352
00:21:24,079 --> 00:21:28,799
.‫هوو- هو. شنیدی کونبچه خان؟ موفقیت آمیز بود

353
00:21:28,880 --> 00:21:30,880
‫سایمون، بیش از حد تشویقش نکن

354
00:21:33,783 --> 00:21:35,519
‫چیزی که الان توی تریلر دارم

355
00:21:35,559 --> 00:21:38,680
‫آذوقه یه سال ودرسپونز رو تامین میکنه
*ودرسپونز شرکت مهمان‌نوازی بریتانیایی است*

356
00:21:38,759 --> 00:21:40,799
! ‫این دونه برای تهیه آبجوئه

357
00:21:43,000 --> 00:21:44,960
‫اگرچه، وقتی رسیدم انبار

358
00:21:45,000 --> 00:21:47,400
‫متوجه شدم یه مشکل دیگه دارم

359
00:21:49,480 --> 00:21:52,079
‫خیلی خب، چقدر کلزا مونده؟

360
00:21:52,160 --> 00:21:55,079
‫یه زمین بزرگ مونده

361
00:21:55,160 --> 00:21:58,880
‫حدود 40 تا 50 تن کلزا هنوز مونده

362
00:22:00,720 --> 00:22:02,640
‫خب، جو رو کجا بزارم؟

363
00:22:06,880 --> 00:22:07,880
‫سلام

364
00:22:07,960 --> 00:22:10,880
‫کدوم خراب شده ای باید این جو رو انبار کنم؟

365
00:22:10,960 --> 00:22:13,880
‫انبار پر شده، نمیتونیم که قاطی شون کنیم، میتونیم؟

366
00:22:13,960 --> 00:22:17,519
‫نه، نه. باید توی فضای باز انبارشون کنی

367
00:22:17,599 --> 00:22:19,160
‫توی همون انبار بزرگی که ساختم

368
00:22:19,240 --> 00:22:22,000
‫میتونیم نزدیک 400 تن جو اونجا ذخیره کنیم

369
00:22:22,079 --> 00:22:24,160
‫آره، ولی نمیتونیم چون قراره بارون بیاد

370
00:22:24,240 --> 00:22:26,720
‫اگه بارون بیاد، نمیتونیم که بیرون ولش کنیم، میتونیم؟

371
00:22:26,759 --> 00:22:28,920
‫نه خیس میشه و اونا برش اش میگردونن

372
00:22:29,000 --> 00:22:30,880
‫باید فوراً بفروشیش

373
00:22:30,960 --> 00:22:31,960
‫منظورت چیه؟

374
00:22:32,039 --> 00:22:34,599
‫خب، نمیتونی انبارش کنی

375
00:22:34,680 --> 00:22:36,440
‫باید تلنبارش کنی

376
00:22:36,519 --> 00:22:38,279
‫و فوری بفروشیش

377
00:22:38,359 --> 00:22:39,359
‫چی، امروز؟

378
00:22:39,440 --> 00:22:41,640
‫خب، آره، ایده‌آل اش همین امروزه

379
00:22:41,720 --> 00:22:43,960
‫

380
00:22:44,839 --> 00:22:46,359
‫توی دفتر

381
00:22:46,440 --> 00:22:49,119
‫اوکی، خریدار جو

382
00:22:49,200 --> 00:22:50,440
‫سلام

383
00:22:50,519 --> 00:22:53,000
‫امروز یه واگن میخوام

384
00:22:53,079 --> 00:22:55,240
‫اصلاً نمیتونین کمک کنین؟

385
00:22:55,319 --> 00:22:59,559
‫بعد از چندتا تماس، بالاخره به نتیجه رسیدم

386
00:22:59,640 --> 00:23:02,920
‫اوه، داره موسیقی واسم پخش میکنه

387
00:23:03,000 --> 00:23:04,759
‫به سلامت، خدافظ

388
00:23:04,839 --> 00:23:07,079
‫واگن توی راهه

389
00:23:08,960 --> 00:23:12,240
‫بعدش دوباره به تاسیسات ذخیره سازی رفتم
‫که کیلیب بازسازیش کرده بود

390
00:23:12,319 --> 00:23:16,720
‫بعد از اینکه چندتا جوون دیوونه قرنطینه‌زده
‫ اون قبلی رو به آتیش کشیده بودن

391
00:23:27,119 --> 00:23:30,880
‫انگار 9 سالمه و دارم قلعه شنی درست می‌کنم. ازش خوشم میاد

392
00:23:35,440 --> 00:23:37,480
‫بعدش، کیلیب با محموله خودش رسید

393
00:23:39,000 --> 00:23:42,480
‫و بعد اون هم ماشین باری اومد که سفارشش داده بودم

394
00:23:44,359 --> 00:23:46,640
‫این یه ماشین باری هوشمنده

395
00:23:46,720 --> 00:23:48,680
‫وزن باری که توش میزاریم رو اندازه میگیره؟

396
00:23:48,720 --> 00:23:49,119
.‫آره

397
00:23:49,160 --> 00:23:50,799
.‫-واقعاً؟ پشمام
.‫-آره

398
00:23:56,839 --> 00:23:59,160
‫اگرچه، وقتی بار زدن شروع شد

399
00:23:59,200 --> 00:24:02,160
‫یه عرق سردی رو بدنم نشست

400
00:24:02,200 --> 00:24:03,359
‫چون که متوجه شدم

401
00:24:03,400 --> 00:24:05,839
‫جویی که از ده جریب برداشت کرده بودیم

402
00:24:05,880 --> 00:24:08,279
.‫کاملاً ماشین باری رو پر می‌کرد

403
00:24:09,680 --> 00:24:13,880
‫و هنوز 140 جریب جو دیگه داشتیم

404
00:24:17,759 --> 00:24:21,480
‫تنها امیدم این بود که کیلیب متوجه نشه

405
00:24:21,559 --> 00:24:23,319
‫باید 20 تا ماشین باری رو تدارک می‌دیدی

406
00:24:23,400 --> 00:24:24,799
‫بیست تا؟

407
00:24:24,880 --> 00:24:27,000
‫باید همینطوری میرفتن و می اومدن
‫میرفتن و می اومدن

408
00:24:27,079 --> 00:24:28,240
‫-چی، 29 تن توی هر کدوم؟
.‫-آره

409
00:24:28,319 --> 00:24:30,200
‫الان شنبه ساعت 6 عصره

410
00:24:30,279 --> 00:24:33,160
‫قرار نیست ماشین باری بیشتری گیرم
.‫بیاد و فردا هم یکشنبه (تعطیله) است

411
00:24:33,880 --> 00:24:35,319
‫و امشبم قراره بارون بیاد

412
00:24:35,880 --> 00:24:37,599
‫مثل خر تو گل گیر گردیم؟

413
00:24:37,680 --> 00:24:38,799
‫آره

414
00:24:38,880 --> 00:24:42,319
... ‫کاملاً گیر کردیم، دیگه نمیتونیم جو برداشت کنیم چون که

415
00:24:43,960 --> 00:24:45,720
‫تو ریدی. تنها کاری که باید می‌کردی

416
00:24:45,759 --> 00:24:47,319
‫این بود که تلفن ات رو دربیاری و بگی
‫ <i>سلام </i>

417
00:24:47,359 --> 00:24:48,519
.‫-نه
‫-آره. آره. همینه

418
00:24:48,599 --> 00:24:51,680
‫اشتباهه، من 9 ماه پیش اشتباه کردم

419
00:24:51,759 --> 00:24:52,599
‫چی؟

420
00:24:52,680 --> 00:24:53,960
:‫وقتی که فک کردم
! ‫ <i>اون انبار به قدر کافی بزرگه </i>

421
00:24:54,000 --> 00:24:55,960
(‫من کاملاً توی حالت یورکشایری بودم (خسیس بودم

422
00:24:56,000 --> 00:24:58,160
‫ <i>نه، من بیشتر از 22 هزار پوند خرج نمی‌کنم </i>

423
00:24:58,200 --> 00:24:59,839
‫ <i>اون انبار به قدر کافی بزرگه </i>

424
00:24:59,880 --> 00:25:00,880
.‫ <i>همه چی اون تو جا میشه </i>

425
00:25:00,960 --> 00:25:03,240
‫من فک می‌کردم یه قسمت کوچیک داریم که کلزا میره اونجا

426
00:25:03,319 --> 00:25:04,920
‫گندم هم میره اونجا
‫جو هم میره اونجا

427
00:25:05,000 --> 00:25:08,279
‫اونا هرگز به من نگفتن، تو هرگز بهم نگفتی

428
00:25:08,359 --> 00:25:09,799
‫من بهت گفتم
‫ <i>انبارت کوچیکه </i>

429
00:25:09,880 --> 00:25:11,640
:‫آره میدونم ولی باید می‌گفتی که

430
00:25:11,720 --> 00:25:12,960
‫ <i>متوجه هستی که این انبار </i>

431
00:25:13,000 --> 00:25:15,000
.‫ <i>کاملاً با کلزا پر میشه </i>

432
00:25:15,039 --> 00:25:16,279
! ‫-گفتم
.‫-اینو نگفتی

433
00:25:16,359 --> 00:25:19,640
.‫من گفتم. تو گوش نمیدی. تو گوش نمیدی

434
00:25:19,720 --> 00:25:21,240
‫نه، انگار که نمی‌شنوی

435
00:25:21,319 --> 00:25:22,559
‫احتمالاً الان هم نمی‌شنوی

436
00:25:22,640 --> 00:25:24,136
.‫احتمالاً الان هم نمیدونی که من دارم چی میگم

437
00:25:25,240 --> 00:25:26,599
‫الان چی گفتم؟

438
00:25:26,680 --> 00:25:28,480
.‫-یه چیزی در مورد نشنیدن
! ‫-دیدی

439
00:25:28,559 --> 00:25:30,440
‫حرفم اینه

440
00:25:31,160 --> 00:25:33,160
‫

441
00:25:33,240 --> 00:25:37,359
‫خب، به لطف من، همه کارها متوقف شد

442
00:25:40,680 --> 00:25:43,160
‫و کیلیب رفت خونه

443
00:25:43,463 --> 00:25:52,361
‫ <font color="#00ff40">وحید مستغیث </font> : <font color="#ff8080">ترجمه و زیرنویس </font>
‫ <font color="#0080c0">@vahids3</font>

444
00:25:52,720 --> 00:25:54,480
‫ماشین کوفتیم کجاست؟

445
00:26:01,960 --> 00:26:04,839
‫آهان، دیدمش، چراغ پشتش رو دیدم

446
00:26:24,160 --> 00:26:25,559
‫معلوم شد که

447
00:26:25,640 --> 00:26:28,880
‫روز بعد، به کلید تراختورم نیازی نداشتم

448
00:26:42,799 --> 00:26:45,640
.‫واضح بود که نمیتونستیم توی بارون، برداشت کنیم

449
00:26:47,519 --> 00:26:49,319
‫و حتی وقتی که بارش بند اومد

450
00:26:49,400 --> 00:26:52,880
‫تا وقتی که محصول خشک نشده بود، نمیتونستیم کار رو شروع کنیم

451
00:26:54,279 --> 00:26:55,720
‫خب، وقتی منتظر بودیم

452
00:26:55,799 --> 00:26:58,519
‫از زمان استفاده کردیم تا یه کار دیگه رو از سر راه بردایم

453
00:27:04,440 --> 00:27:06,960
‫شروع سفر بره‌ها

454
00:27:07,000 --> 00:27:08,880
‫تا برسن به میز نهار رستوران

455
00:27:08,920 --> 00:27:12,640
‫بره‌های خوب و گوشتی داریم

456
00:27:12,720 --> 00:27:15,119
‫که یکم بیشتر از 44 کیلو وزن دارن

457
00:27:17,160 --> 00:27:18,680
‫آماده ان که برن به کشتارگاه

458
00:27:18,720 --> 00:27:20,079
‫تا ما هم گوشت خوبی داشته باشیم

459
00:27:39,319 --> 00:27:42,119
‫خب، چی داریم الن؟
‫وزن درست و مناسب؟

460
00:27:42,200 --> 00:27:43,720
‫78

461
00:27:50,119 --> 00:27:51,680
‫انگار میدونن

462
00:27:53,079 --> 00:27:56,440
‫این یه تبلیغات قدرتمند واسه گیاه خوار هاست

463
00:27:58,607 --> 00:28:02,847
‫ولی من دیدم که تبلیغات قدرتمند، سوار موج‌ها میشن
*‫*منظورش اینه الان گیاه خواری مده و تبلیغات به این سمت حرکت میکنن

464
00:28:02,920 --> 00:28:04,559
‫ولی من هنوز نمیخوام اینکارو بکنم

465
00:28:07,279 --> 00:28:09,279
... ‫وقتی بره‌ها رفتن

466
00:28:10,599 --> 00:28:13,200
‫و زمین‌ها خشک شدن

467
00:28:13,279 --> 00:28:16,200
‫کار برداشت کلزا دونه روغنی رو تموم کردیم

468
00:28:16,920 --> 00:28:18,359
.‫و همچنین جو رو

469
00:28:19,640 --> 00:28:23,079
.‫و چیزی که داشتیم رو به خریدار جو، فروختیم

470
00:28:29,599 --> 00:28:33,309
... ‫فقط یه محصول مونده بود

471
00:28:33,668 --> 00:28:34,661
‫گندم

472
00:28:35,301 --> 00:28:36,559
‫چه خبرا؟

473
00:28:36,640 --> 00:28:38,400
‫16.6

474
00:28:39,000 --> 00:28:39,880
‫پس، هنوز بالاست

475
00:28:39,960 --> 00:28:42,440
(‫بدون اینکه سبز باشه، هنوز یه هفته دیگه وقت میخواد (تا برسه

476
00:28:42,519 --> 00:28:43,880
‫درسته باید ولش کنیم

477
00:28:45,160 --> 00:28:49,440
‫متاسفانه، بعدش یه تماس نگران کننده دریافت کردم

478
00:28:50,079 --> 00:28:51,160
‫اوکی

479
00:28:52,720 --> 00:28:53,720
‫اوکی

480
00:28:55,319 --> 00:28:58,119
‫خیلی خب، من، من بعداً برمیگردم

481
00:28:58,200 --> 00:29:00,319
‫خیلی خب، ممنون. خدافظ

482
00:29:06,039 --> 00:29:07,400
.‫وین رونی مرده
(‫)منظورش یکی از همون قوچ هاست

483
00:29:14,680 --> 00:29:18,240
‫اینکه یکی از قوچ هام چطوریه مرده، یه راز بود

484
00:29:18,319 --> 00:29:22,785
‫پس، وقتی که اونو به شرافتمندانه‌ترین
نعش کشی که میتونسیتم پیداش کنیم، بار زدیم

485
00:29:25,279 --> 00:29:28,720
‫دامپزشک بردش تا کالبد شکافیش کنه

486
00:29:31,039 --> 00:29:35,559
.‫و بعدش زنگ زد و گفت که اون بخاطر پیچ خوردگی روده‌ها، مرده

487
00:29:37,440 --> 00:29:41,697
‫وین رونی
‫تولد: 2018 --- مرگ: 2020

488
00:29:46,079 --> 00:29:50,039
‫متعجبم که چقدر از مرگ وین ناراحتم

489
00:29:50,119 --> 00:29:52,519
‫چون که ... من ناراحتم

490
00:29:54,119 --> 00:29:55,359
‫اون به بخشی از

491
00:29:55,400 --> 00:29:57,279
‫یه آئین کوچولویی شده بود که صبح‌ها داشتم

492
00:29:57,319 --> 00:29:59,720
‫می‌رفتم پیاده روی و یکم براشون غذا می‌بردم

493
00:29:59,799 --> 00:30:01,160
‫و اونا هم اینور و اونور میدویدن

494
00:30:02,359 --> 00:30:03,519
‫الان اومدم اینجا

495
00:30:03,599 --> 00:30:07,400
‫چون که می‌خواستم مطمئن شم که حال لئو خوبه

496
00:30:07,480 --> 00:30:09,234
‫ولی اون یجورایی توی بوته‌ها قایم شده

497
00:30:11,039 --> 00:30:13,240
‫حتی واسه غذا خوردن هم بیرون نمیاد

498
00:30:17,359 --> 00:30:21,640
‫متاسفانه، باید تنها قوچ ام رو به
‫حال خودش میزاشتم تا عزاداری کنه

499
00:30:23,279 --> 00:30:27,640
‫چون که به زودی، میزان رطوبت گندم افت کرد

500
00:30:27,720 --> 00:30:28,880
‫چه خبرا؟

501
00:30:28,960 --> 00:30:30,559
‫14.4

502
00:30:30,920 --> 00:30:33,440
‫و ما میتونستیم بریم سر کارمون

503
00:30:48,440 --> 00:30:51,119
‫96 جریب گندم بود که باید برداشت می‌شد

504
00:30:51,200 --> 00:30:56,277
‫و ارزش اش به روش متفاوتی
‫نسبت به جو و کلزا، اندازه گیری می‌شد

505
00:30:58,119 --> 00:31:01,319
... ‫با گندم، حجمی که گیرتون میاد

506
00:31:01,400 --> 00:31:03,880
‫می‌خواستم بگم اهمیت نداره ولی اهمیت داره

507
00:31:03,960 --> 00:31:07,079
‫ولی به اندازه کیفیت اش اهمیت نداره

508
00:31:07,160 --> 00:31:09,680
‫خب، الان اون عقب نصف تریلی بار گندم دارم

509
00:31:09,759 --> 00:31:10,960
‫ولی نمیدونم که

510
00:31:11,000 --> 00:31:14,039
‫آیا نصف تریلی گندم خوب دارم

511
00:31:14,079 --> 00:31:15,139
‫که میشه باهاش نون درست کرد

512
00:31:15,179 --> 00:31:15,725
... ‫یا

513
00:31:16,335 --> 00:31:17,559
‫اینکه گندم خیلی بدی دارم

514
00:31:17,599 --> 00:31:19,519
‫که باید خوراک دام بشه

515
00:31:19,559 --> 00:31:21,960
‫

516
00:31:23,480 --> 00:31:25,519
‫در حالی که سخت مشغول کار بودیم

517
00:31:25,599 --> 00:31:26,559
‫کیلیب بی تاب

518
00:31:26,599 --> 00:31:28,720
‫قرار سلمونیش بود که خیلی وقته که منتظرشه

519
00:31:28,759 --> 00:31:32,079
‫رفت که آرایش موهاش رو دوباره مرتب کنه

520
00:31:37,200 --> 00:31:38,160
‫مو

521
00:31:38,680 --> 00:31:39,519
‫ازش خوشم میاد

522
00:31:40,880 --> 00:31:42,640
‫حداقل روی صورتم نمی افته

523
00:31:43,519 --> 00:31:45,960
‫اگرچه اندکی بعد از این ملاقات

524
00:31:46,039 --> 00:31:47,160
‫فضا عوض شد

525
00:31:47,240 --> 00:31:49,359
‫چون که گرت بیل (همون کیلیب) متوجه شد

526
00:31:49,400 --> 00:31:51,960
‫کشاورز همسایه توی دردسر افتاده

527
00:31:53,000 --> 00:31:54,070
‫به چپ ات نگاه کن، جرمی

528
00:31:54,101 --> 00:31:55,515
‫اوضاع اونجا زیاد خوب به نظر نمیاد

529
00:31:56,359 --> 00:31:57,880
‫یه چیزی آتیش گرفته، مگه نه؟

530
00:32:03,759 --> 00:32:06,680
‫این کابوس هر کشاورزیه

531
00:32:06,759 --> 00:32:10,400
‫آتیش سوزی محصول که به دلیل خرابی تجهیزات رخ میده

532
00:32:12,079 --> 00:32:13,240
‫دارم الان بررسیش می‌کنم

533
00:32:13,279 --> 00:32:15,799
‫فقط یکم دیگه صبوری کن، دو دیقه دیگه

534
00:32:16,720 --> 00:32:20,319
‫میدونم که الان دوتا ماشین اتش نشانی دارن میرن اونجا

535
00:32:20,400 --> 00:32:21,920
‫از کجا اینو میدونه؟

536
00:32:22,000 --> 00:32:24,160
‫از کجا میدونی؟

537
00:32:24,240 --> 00:32:25,880
‫همه جا آشنا دارم

538
00:32:28,440 --> 00:32:30,640
‫فرصت رو غنیمت شمردم تا خدا رو شکر کنم

539
00:32:30,720 --> 00:32:34,119
‫بخاطر ثبات بالایی که تراختور لامبورگینی ام داشت

540
00:32:36,119 --> 00:32:38,319
‫و بعدش برگشتیم سر کار

541
00:32:39,559 --> 00:32:42,119
‫بزار گندم‌ها برن سمت عقبش

542
00:32:43,279 --> 00:32:45,160
‫به لطف آرامش سایمون

543
00:32:45,200 --> 00:32:47,720
... ‫و دستور العمل‌های شفافی که توی بی سیم می‌داد

544
00:32:47,759 --> 00:32:49,359
‫این خوبه، الان بیارش جلو

545
00:32:50,680 --> 00:32:53,519
‫داشتم توی روندن تراختورم، ماهر می‌شدم

546
00:32:55,599 --> 00:32:56,240
... ‫تو یجورایی

547
00:32:56,279 --> 00:32:58,400
‫فقط بخش جلویی از وسط

548
00:32:58,440 --> 00:33:01,480
‫یکم به سمت خودت بچرخونش تا وسط قرار بگیره

549
00:33:04,240 --> 00:33:06,160
‫ولی، یکم بعد

550
00:33:06,240 --> 00:33:09,079
‫داشتم از انبار برمیگشتم

551
00:33:09,160 --> 00:33:13,359
‫و فهمیدم که سایمون با یکی از همکارهاش جایگزین شده

552
00:33:17,485 --> 00:33:24,610
*‫*حرف‌های جرالد نامفهومه

553
00:33:26,160 --> 00:33:29,440
.‫فقط نمیدونم ... نمیدونم داره چی میگه

554
00:33:29,519 --> 00:33:31,839
‫نمیدونم ازم چی میخواد که انجام بدم

555
00:33:32,247 --> 00:33:35,279
‫میخوای دور بعدی بیام کنارت؟

556
00:33:42,359 --> 00:33:44,640
‫چراغ اش رو روشن نکرده ولی لوله اش بیرونه

557
00:33:44,720 --> 00:33:46,160
‫پس من فرض می‌کنم که آماده است

558
00:33:46,240 --> 00:33:49,559
‫

559
00:33:52,440 --> 00:33:54,319
‫من عقبم

560
00:33:59,029 --> 00:34:00,079
‫هیچ ایده ای ندارم

561
00:34:02,519 --> 00:34:04,480
‫گوه توش، گوه توش، گوه توش

562
00:34:09,119 --> 00:34:10,920
‫یه کلمه هم نفهمیدم، یه کلمه هم نفهمیدم

563
00:34:13,480 --> 00:34:16,760
‫در نهایت، با یه ریتمی هماهنگ شدیم

564
00:34:18,440 --> 00:34:21,039
‫میخوام بهت بگم که اون 72 سالشه، نگاش کن

565
00:34:21,119 --> 00:34:22,920
‫هفته قبل بهم می‌گفت

566
00:34:23,000 --> 00:34:27,119
‫برای 50 سال، این زمین رو درو کرده

567
00:34:27,159 --> 00:34:30,360
،‫و نمی‌خواست که امسال بخاطر کرونا
‫درو کردن این زمین رو از دست بده

568
00:34:30,440 --> 00:34:31,320
‫و اینم از جرالد

569
00:34:35,039 --> 00:34:37,400
‫منتظر میمونم تا چراغت روشن بشه، جرالد

570
00:34:37,480 --> 00:34:39,599
‫چراغت رو روشن کن، برمیگردم

571
00:34:39,639 --> 00:34:44,960
‫اوکی، ولی همونطور که گفتم، اگه اینقدر سریع نری

572
00:34:45,039 --> 00:34:47,320
‫بعدش من میتونم عقب تریلی رو ببینم

573
00:34:47,360 --> 00:34:49,679
‫و میتونم درو هم بکنم

574
00:34:51,320 --> 00:34:52,760
‫باشه، منظورت رو فهمیدم

575
00:34:52,840 --> 00:34:54,199
--‫نفهمیدم، ولی

576
00:35:06,000 --> 00:35:09,280
‫تا آخر ماه آگوست، کارمون تموم شده بود

577
00:35:11,639 --> 00:35:15,280
‫546 جریب زمین از محصول

578
00:35:15,360 --> 00:35:18,960
‫گندم، کلزا دونه روغنی و جو رو برداشت کرده بودیم

579
00:35:20,639 --> 00:35:24,159
‫و زمین‌ها الان یه نفس راحت میکشیدن

580
00:35:27,039 --> 00:35:29,599
.‫البته من نمیتونستم
‫باید گندم‌ها رو می‌فروختم

581
00:35:29,639 --> 00:35:31,119
... ‫پس، یه نمونه برداشتم

582
00:35:34,039 --> 00:35:36,585
‫و به چارلی زنگ زدم چون
‫که بالاخره تعطیلات خانوادگی اش

583
00:35:36,609 --> 00:35:38,894
‫تموم شده بود و دوباره
‫سر کار برگشته بود

584
00:35:39,800 --> 00:35:42,800
‫و یه جلسه توی آسیاب محلیم تشکیل دادم

585
00:35:43,800 --> 00:35:44,639
‫اینم از این

586
00:35:44,679 --> 00:35:46,199
‫کیسه نمونه

587
00:35:51,159 --> 00:35:53,599
‫امیدوار بودم که گندم بیاد اینجا

588
00:35:53,639 --> 00:35:56,320
‫و تبدیل بشه به آرد گندم

589
00:35:59,400 --> 00:36:02,320
‫چون که در این حالت پول بیشتری به جیب می‌زدم

590
00:36:05,119 --> 00:36:09,199
‫اگرچه اول باید تاییدیه پاول میلر رو بگیره

591
00:36:10,519 --> 00:36:11,880
--‫این

592
00:36:11,960 --> 00:36:14,639
... ‫درجه یک، در سطح لیگ جزیره

593
00:36:14,679 --> 00:36:15,559
‫لیگ جزیره

594
00:36:15,639 --> 00:36:18,039
‫گندم مخصوص آرد. لیگ دسته پنج نیست‌ها

595
00:36:18,119 --> 00:36:18,960
‫نه

596
00:36:19,039 --> 00:36:22,320
،‫انگار یه چیزی در سطح لیوپوله
‫میدونی، در سطح رتبه یک لیگ جزیره

597
00:36:22,400 --> 00:36:24,639
‫بدترین حالت، منچستر سیتی عه

598
00:36:24,679 --> 00:36:27,639
‫درسته، باشه. باید ببینیم که چیکار میتونیم بکنیم

599
00:36:27,760 --> 00:36:29,800
‫میرم اینو میدم به مسئول آزمایشگاه مون

600
00:36:29,880 --> 00:36:31,679
‫و بعدش نتیجه رو براتون میاریم

601
00:36:31,800 --> 00:36:34,559
‫-چقدر طول میکشه؟
‫-پنج دقیقه

602
00:36:34,639 --> 00:36:37,400
‫موفقیت یا شکست گندم طبق حرف‌های پاول

603
00:36:37,480 --> 00:36:41,320
‫درصد پروتئین گندم هستش

604
00:36:41,400 --> 00:36:44,039
.‫-هدف شما باید 13 درصد باشه
.‫13 درصد

605
00:36:44,119 --> 00:36:46,159
‫13 عدد مطلوبه

606
00:36:46,280 --> 00:36:49,199
‫به نظر من 13.4 درصده

607
00:36:49,320 --> 00:36:52,079
‫درسته. من میگم 12.6 تا 12.7 درصد

608
00:36:52,159 --> 00:36:53,639
--‫پاول، میخوایم بدونیم که آیا

609
00:36:53,760 --> 00:36:55,920
‫-آره، باید بدونیم

610
00:36:56,000 --> 00:36:57,480
‫اوکی. اجازه هست برم آزمایشش کنم؟

611
00:36:57,559 --> 00:36:59,159
.‫-آره، خواهش می‌کنم
‫-من-- آره

612
00:36:59,199 --> 00:37:01,159
‫-خوبه
‫-خدافظ. عاشق کلاهت ام

613
00:37:02,679 --> 00:37:03,962
‫در حالی که منتظر بودیم

614
00:37:03,987 --> 00:37:06,840
‫متخصص نان پاول، کارشو انجام بده

615
00:37:06,880 --> 00:37:08,360
‫مشتاق بودم که بفهمم موفقیت گندم

616
00:37:08,400 --> 00:37:10,800
‫در مقیاس پولی چه معنی داره؟

617
00:37:12,440 --> 00:37:14,079
‫هر تن گندم درجه یک چقدر می ارزه؟

618
00:37:14,119 --> 00:37:15,159
‫185 پوند
*‫*6.2 میلیون تومان

619
00:37:15,159 --> 00:37:17,000
... ‫درسته و اگه خوراک مرغ بشه

620
00:37:17,800 --> 00:37:19,559
‫-چقدر می ارزه؟
‫-150 تا 155 پوند

621
00:37:19,639 --> 00:37:23,119
‫خب، 185 پوند واسه هر تن اگه که کیفیتش خوب باشه

622
00:37:23,144 --> 00:37:26,320
‫-درسته
‫-اگه خوراک مرغ بشه، 155 پوند

623
00:37:26,400 --> 00:37:27,440
‫درسته

624
00:37:27,510 --> 00:37:29,751
‫خب، وقتی توافق کردیم که کیفیتش خوبه

625
00:37:29,840 --> 00:37:32,509
‫بعدش چونه زدن روی قیمت خرید رو شروع کنم؟

626
00:37:32,559 --> 00:37:33,559
‫خب، شاید بهتر باشه که ازش بپرسی

627
00:37:33,599 --> 00:37:35,159
‫که ارزشش چقدره

628
00:37:35,199 --> 00:37:38,119
:‫میشه بهش بگم
.‫ <i>من واسه هر تن، 200 پوند میخوام </i>

629
00:37:38,159 --> 00:37:40,280
‫به نظرم رقم خوبیه، نیست؟

630
00:37:40,360 --> 00:37:41,159
‫عدد رندی عه

631
00:37:41,280 --> 00:37:45,360
‫هست. فقط-- فقط بگو 200 پوند واسه هر تن و بعدش

632
00:37:45,400 --> 00:37:47,039
.‫ <i>باشه، من امروز نمی‌فروشمش </i>

633
00:37:47,079 --> 00:37:48,639
‫و سوار ماشینت شو و برو

634
00:37:48,679 --> 00:37:49,960
:‫خب، پس میتونیم بگیم که
‫ <i>من نمی‌فروشمش </i>

635
00:37:50,039 --> 00:37:52,920
،‫ <i>ما مایلیم که بفروشیمش، میدونی
... ‫میخوایم به تو بفروشیمش ولی </i>

636
00:37:53,318 --> 00:37:54,320
‫ولی لزوماً الان نمی‌فروشیم

637
00:37:54,400 --> 00:37:56,159
‫ <i>لزوماً امروز نه </i>

638
00:37:56,280 --> 00:37:58,559
:‫خب، شاید اون بگه
.‫ <i>باشه، اشکال نداره </i>

639
00:38:00,519 --> 00:38:01,559
‫آره احتمالاً میگه

640
00:38:02,480 --> 00:38:04,159
‫من واقعاً به درد چونه زدن نمی‌خورم

641
00:38:04,280 --> 00:38:07,920
‫زمان حدس و گمان به انتها رسیده بود

642
00:38:08,000 --> 00:38:09,320
.‫اوه، برگشت. اون برگشت

643
00:38:09,400 --> 00:38:14,519
‫میزان پروتئین مهم عبارت است از
‫عدد اولش یک عه

644
00:38:14,599 --> 00:38:15,599
‫آره

645
00:38:15,639 --> 00:38:17,159
‫عدد دوم سه هستش

646
00:38:17,280 --> 00:38:18,679
! ‫آره

647
00:38:18,800 --> 00:38:19,960
‫و بعدش یه ممیز داریم

648
00:38:20,039 --> 00:38:21,280
‫آره، صفر

649
00:38:21,360 --> 00:38:23,159
‫و عدد بعدی 5 عه

650
00:38:23,199 --> 00:38:24,880
‫اوه

651
00:38:24,960 --> 00:38:26,679
... ‫تقریباً درست گفته بودم

652
00:38:26,800 --> 00:38:29,159
‫-از کجا میدونستی؟
.‫-خب، از رنگش

653
00:38:29,280 --> 00:38:32,800
‫شاید بهترین گندمی باشه که تا حالا دیدم

654
00:38:34,559 --> 00:38:36,159
.‫-خیلی خوبه
.‫-احسنت، جرمی

655
00:38:36,280 --> 00:38:37,800
‫نه، افرین به اون و کیلیب

656
00:38:37,880 --> 00:38:41,320
‫بازم به چارلی میگم که ما داریم
‫می‌خریمش تا توی آسیاب، پودرش کنیم

657
00:38:41,400 --> 00:38:42,960
‫و بعدش میتونیم بخشی از آردش رو

658
00:38:43,000 --> 00:38:44,639
‫بفرستیم واسه جرمی تا توی فروشگاه محلیش بفروشه

659
00:38:44,679 --> 00:38:46,920
‫-آره، آره، آره
‫-خب، نه اول باید چونه بزنیم

660
00:38:47,000 --> 00:38:48,880
‫نه، نه، نه. من این قضیه رو راست و ریس کردم

661
00:38:48,960 --> 00:38:50,760
‫منظورت چیه راست و ریست اش کردی؟

662
00:38:50,840 --> 00:38:54,119
‫تو شاید قیمت ماشین‌ها رو بدونی
‫ولی منم قیمت گندم رو میدونم

663
00:38:54,159 --> 00:38:55,480
‫خب چقدره؟

664
00:38:55,559 --> 00:38:58,480
‫حدود 180، ماکزیمم 185 پوند

665
00:38:58,559 --> 00:39:00,000
‫این محشره

666
00:39:00,079 --> 00:39:02,039
.‫خب، راستش رو بگم، در سطح ستاره طلایی عه

667
00:39:02,119 --> 00:39:04,039
.‫-میخوام برم تو تو گندم‌ها حموم کنم
‫-هممم

668
00:39:04,119 --> 00:39:04,960
‫ممنون، پاول

669
00:39:06,519 --> 00:39:08,880
‫این راستش خبر خوبیه

670
00:39:10,000 --> 00:39:12,760
‫

671
00:39:12,840 --> 00:39:13,960
‫وقتی برداشت محصول تموم شد

672
00:39:14,000 --> 00:39:16,800
‫و چارلی هم داره با اعداد و ارقام سر و کله میزنه

673
00:39:16,840 --> 00:39:18,840
‫بهم یه نامه رسید

674
00:39:18,920 --> 00:39:20,480
‫که توش نتایج

675
00:39:20,559 --> 00:39:23,679
‫مربوط به آخرین آزمایش بطری‌های آب معدنیم نوشته شده بود

676
00:39:25,159 --> 00:39:26,039
... ‫همم

677
00:39:28,400 --> 00:39:32,480
‫آزمایش 22 درجه و 37 درجه دمایی باکتریایی، رد شد

678
00:39:32,559 --> 00:39:35,480
‫پس آب قابل فروش نیست

679
00:39:35,559 --> 00:39:39,199
‫ <i>محض اطلاع، میزان کل میکروارگانیسم‌ها باید صفر باشه </i>

680
00:39:39,327 --> 00:39:42,767
.‫ <i>و در نمونه شما، بیشتر از ده هزار بوده </i>

681
00:39:44,199 --> 00:39:46,360
‫این رد شدن نیست، این یه فاجعه است

682
00:39:46,440 --> 00:39:47,760
‫ده هزار؟

683
00:39:48,760 --> 00:39:52,159
‫این یعنی باید جنگی خودمو میرسوندم به فروشگاه محلی

684
00:39:52,280 --> 00:39:56,159
‫تا قبل از اینکه کسی آب معدنی
‫بخره، بطری‌ها رو از قفسه بردارم

685
00:39:56,199 --> 00:39:59,800
‫و خوشبختانه، ماشین مناسب این کار رو داشتم

686
00:40:01,079 --> 00:40:03,159
‫چون که دوباره

687
00:40:04,679 --> 00:40:06,320
‫یه دوست قدیمی بهم ملحق شده بود

688
00:40:13,840 --> 00:40:15,119
‫خوشامد میگم به همگی

689
00:40:15,159 --> 00:40:18,920
‫تا با ماشین واکنش سریع ددلی اسکوات آشنا بشین

690
00:40:25,960 --> 00:40:28,760
‫داشتن دوباره اش عالیه

691
00:40:32,000 --> 00:40:35,400
‫حقیقت اینکه اگه میتونه جاده‌های ماداگاسکار رو تحمل کنه

692
00:40:35,480 --> 00:40:37,280
‫قطعاً میتونه

693
00:40:37,320 --> 00:40:39,519
‫زمین‌های چیپینگ نورتون رو تحمل کنه و داره این کارو میکنه

694
00:40:50,599 --> 00:40:52,440
‫عجیبه که با این ماشین

695
00:40:52,480 --> 00:40:54,159
‫بیشتر از 8 مایل بر ساعت نرفتم

696
00:40:54,639 --> 00:40:55,639
! ‫الان منو ببین

697
00:41:00,559 --> 00:41:03,360
‫به معنی واقعی کلمه دارم با این کارم، جون بقیه رو نجات میدم

698
00:41:11,760 --> 00:41:13,480
‫اومدم آب ها رو ببرم

699
00:41:13,559 --> 00:41:14,480
‫چرا؟

700
00:41:14,559 --> 00:41:15,800
‫توش گوه داره

701
00:41:15,880 --> 00:41:18,519
‫-ببخشید، چی؟
.‫-توش گوه داره

702
00:41:18,599 --> 00:41:20,480
‫روش نوشته که توش گوه نداره

703
00:41:20,559 --> 00:41:21,960
‫روش نوشته که توش گوه نداره

704
00:41:22,000 --> 00:41:23,960
‫ولی این درست نیست

705
00:41:24,000 --> 00:41:25,639
‫توش پر از گوهه

706
00:41:25,679 --> 00:41:27,199
‫نمیدونم چیه، باکتریه

707
00:41:27,280 --> 00:41:29,320
‫مدفوع واقعی توش نیست، باکتریه

708
00:41:29,360 --> 00:41:31,639
‫باید سیستم آب رسانی رو با پاک کننده بشوریم

709
00:41:31,679 --> 00:41:32,760
‫و دوباره بدیم آزامایشش کنن

710
00:41:33,800 --> 00:41:34,800
‫اینا دیگه چیه؟

711
00:41:34,880 --> 00:41:36,400
‫قارچ

712
00:41:36,480 --> 00:41:39,599
‫-چی؟
.‫-قارچ. قارچ بزرگ

713
00:41:39,639 --> 00:41:40,679
‫بزرگ؟

714
00:41:41,960 --> 00:41:43,440
.‫-پشمام
‫-میدونی باید چیکارشون کنی

715
00:41:43,519 --> 00:41:45,440
‫تیکه تیکه شون می‌کنی و توی تخم مرغ غوطه ورش می‌کنی

716
00:41:45,519 --> 00:41:47,280
‫و بعد سرخش می‌کنی و مثل تست قارچی میشه

717
00:41:47,360 --> 00:41:48,639
‫نه، این قارچه

718
00:41:48,760 --> 00:41:50,159
‫آره، اونم قارچ بزرگه

719
00:41:50,280 --> 00:41:52,840
! ‫قارچ زمین‌های خودمون. اینو ببین آخه

720
00:41:54,119 --> 00:41:55,840
‫خارق العاده ان

721
00:41:57,119 --> 00:41:59,880
‫همه چیز توی فروشگاه محلی خارق العاده بود

722
00:41:59,960 --> 00:42:03,800
‫بالاخره تلاش هامون نتیجه
‫داد و یکم میوه به دستمون رسید

723
00:42:04,880 --> 00:42:09,119
‫روغن گیاهی دوست دار اورانگوتان‌ها
‫که از کلزای خودمون تهیه شده بود

724
00:42:09,159 --> 00:42:11,559
‫همین حالا توی قفسه فروش بود

725
00:42:13,079 --> 00:42:16,639
‫و چند روز بعد، بره هامون برگشتن

726
00:42:18,679 --> 00:42:21,079
.‫-گوشت شانه بدون استخوان و لول شده
.‫-آره

727
00:42:21,159 --> 00:42:24,000
‫گوشت سینه که شبیه گوشت
‫گردنه و برای کباب کردن مناسبه

728
00:42:24,079 --> 00:42:27,440
‫گوشت دنده، جگر و کلیه و گوشت چرخ کرده

729
00:42:27,519 --> 00:42:31,159
‫خب، من این بره رو به دنیاش آوردم، بزرگش کردم
‫بهش غذا دادم، ازش نگه داری کردم

730
00:42:31,280 --> 00:42:33,639
.‫-این کارو کردی
‫-دوسش داشتم

731
00:42:33,679 --> 00:42:34,920
‫دوستش داشتم

732
00:42:35,000 --> 00:42:36,440
‫تو کشتیش و تیکه تیکه اش کردی

733
00:42:36,519 --> 00:42:38,039
‫واست تیکه تیکه اش کردم، آره

734
00:42:38,119 --> 00:42:39,039
‫آماده خوردنه

735
00:42:40,400 --> 00:42:45,400
‫بزرگ گردن و سلاخی بره‌ها، پنج هزار دلار هزینه داشت

736
00:42:45,480 --> 00:42:47,440
... ‫ولی گوشت اونا بین اهالی خیلی پرطرفدار بود

737
00:42:47,519 --> 00:42:49,800
‫خب، اصولاً تو دوتا بره کامل
‫میخوای، که یعنی چهارتا نصف بره

738
00:42:49,880 --> 00:42:51,039
‫آره، اره

739
00:42:51,119 --> 00:42:51,960
... ‫انگار که ما

740
00:42:52,000 --> 00:42:54,760
‫میتونستیم چند صد پوندی از بره‌ها سود کنیم

741
00:42:54,800 --> 00:42:57,079
‫میبینمتون. خیلی ممنون. ممنون

742
00:42:57,880 --> 00:43:00,840
.‫خیلی ممنون که اومدین. امیدوارم لذت ببرین

743
00:43:00,920 --> 00:43:04,480
‫کی سوپرمارکت میخواد اخه؟
‫یه چیز، یه چیز بالاخره نتیجه داد

744
00:43:04,559 --> 00:43:05,880
‫صبح به خیر، صبح به خیر

745
00:43:08,840 --> 00:43:10,760
.‫-هفت تا مونده
.‫-خوبه

746
00:43:10,840 --> 00:43:11,960
‫همش همین مونده

747
00:43:12,039 --> 00:43:13,559
.‫-و هنوز ساعت 11:30 عه
‫-عالیه، باشه

748
00:43:14,320 --> 00:43:15,599
‫کسی دیگه ای بخاطر گوشت بره اومده؟

749
00:43:17,039 --> 00:43:19,679
‫فروشگاه به طرز پشم ریزونی شلوغه

750
00:43:19,800 --> 00:43:23,079
‫و مایه تاسفه که مجبور بشیم تعطیلش کنیم

751
00:43:23,159 --> 00:43:25,559
‫چون که شیر از هشت مایل اون طرف تر اومده

752
00:43:25,639 --> 00:43:27,320
‫که جزو بخش گلوسترشایره

753
00:43:27,400 --> 00:43:30,079
‫و ما اجازه داریم که که چیزهایی رو
‫بفروشیم که از آکسفوردشایر اومده باشه

754
00:43:32,014 --> 00:43:38,662
‫ <font color="#00ff40">وحید مستغیث </font> : <font color="#ff8080">ترجمه و زیرنویس </font>
‫ <font color="#0080c0">@vahids3</font>

755
00:43:39,760 --> 00:43:43,519
‫امسال، اولین سال کشاورزیم بود

756
00:43:46,280 --> 00:43:48,960
‫ولی با این حال، تصمیم گرفتم که جشن بگیرم

757
00:43:49,000 --> 00:43:50,599
‫به یه شیوه سنتی

758
00:43:52,559 --> 00:43:55,360
‫پس من و کیلیب رفتیم به انبار قدیمیم

759
00:43:55,440 --> 00:43:59,039
‫تا بافه گندم رو از تیرهای از جنس چوب بلوط سقف آویزون کنیم

760
00:43:59,559 --> 00:44:01,760
‫مثل بزرگداشته

761
00:44:01,840 --> 00:44:03,719
‫اتمام برداشت محصول، از اون بالا آویزونش کن

762
00:44:04,400 --> 00:44:06,800
‫همچنین کنار اویزون کردن گندم

763
00:44:06,880 --> 00:44:08,880
‫چیز دیگه ای وجود داشت که می‌شد بخاطرش جشن گرفت

764
00:44:10,800 --> 00:44:14,280
‫اونا از این قیچی‌ها استفاده کردن تا موهات رو فر کنن؟

765
00:44:14,360 --> 00:44:15,199
‫قشنگه

766
00:44:15,280 --> 00:44:17,119
‫قشنگ نیست، مسخره است

767
00:44:17,199 --> 00:44:18,599
‫بخاطرش پول دادی؟

768
00:44:18,679 --> 00:44:19,760
‫آره

769
00:44:19,840 --> 00:44:21,719
‫اوه، این-- من چطوری این کارو بکنم؟

770
00:44:21,800 --> 00:44:23,920
‫آخه چطوریه که نمیتونم این کارو درست انجام بدم؟

771
00:44:24,000 --> 00:44:26,400
‫میخوام بیام روی نردبون ولی نمیتونم

772
00:44:26,480 --> 00:44:27,360
‫چرا نمیتونی؟

773
00:44:27,440 --> 00:44:28,760
‫چون تیر خوردم

774
00:44:30,400 --> 00:44:31,480
‫چی؟

775
00:44:31,559 --> 00:44:33,519
‫به پام تیر خورده

776
00:44:33,599 --> 00:44:34,760
‫چی، واقعاً تیر خوردی؟

777
00:44:34,840 --> 00:44:36,119
‫آره، واقعاً، آره، اره

778
00:44:36,159 --> 00:44:38,679
‫من توی یه گروهی با رفقا بودم، دایره نشسته بودیم

779
00:44:38,719 --> 00:44:40,960
‫داشتیم فوتبال بازی می‌کردیم و اون تفنگ بادیش رو درآورد

780
00:44:41,000 --> 00:44:43,440
‫و <i>اتفاقی </i> به پام شلیک کرد

781
00:44:43,840 --> 00:44:45,400
‫-داری شوخی می‌کنی؟
.‫-توی ساق پام

782
00:44:45,480 --> 00:44:46,320
.‫-نه
‫-با یه تفنگ بادی؟

783
00:44:46,400 --> 00:44:48,280
‫یه تفنگ بادی 0.22 کالیبر که از چهار متری بهم شلیک کرده

784
00:44:49,039 --> 00:44:50,079
‫پشمام

785
00:44:50,159 --> 00:44:52,199
‫الان روش دلمه بسته، نگاه کن، ساچمه هنوز توی پامه

786
00:44:52,280 --> 00:44:53,559
‫ساچمه هنوز اون توئه

787
00:44:54,039 --> 00:44:55,840
‫ولی رفیقت بوده که بهت شلیک کرده؟

788
00:44:55,920 --> 00:44:57,039
‫آره، یکی از رفیقا

789
00:44:57,119 --> 00:44:59,360
‫خب، تفنگش رو بیرون کشیده، توش ساچمه گذاشته

790
00:44:59,400 --> 00:45:00,880
‫و سمت تو نشونه رفته

791
00:45:00,920 --> 00:45:02,920
‫-آره
‫-و تو چی گفتی؟

792
00:45:03,000 --> 00:45:04,719
.‫ <i>سمت من نگیرش، کله کیری </i>

793
00:45:04,800 --> 00:45:06,199
‫باهاش بگو مگو داشتی؟

794
00:45:06,280 --> 00:45:08,960
‫نه، نه. من بهترین رفیقش ام

795
00:45:09,000 --> 00:45:10,679
‫از زمان ابتدایی

796
00:45:10,719 --> 00:45:12,559
‫اون گفت اتفاقی بود، پس باید اینطور باشه

797
00:45:12,639 --> 00:45:13,920
‫خب، آخه چطوری میتونه اتفاقی باشه

798
00:45:14,000 --> 00:45:16,920
‫تفنگ رو سمت یکی بگیری و بعدش ماشه رو بکشی؟

799
00:45:17,000 --> 00:45:18,480
‫نمیدونم

800
00:45:18,559 --> 00:45:20,760
‫احتمال می‌دادم که گفتگوی بعدیم

801
00:45:20,800 --> 00:45:22,519
‫همینقدر دردسرساز باشه

802
00:45:23,880 --> 00:45:27,039
‫چون که وقتش بود که با چارلی خندون بشینیم

803
00:45:27,119 --> 00:45:31,280
‫و ببینیم که برداشت محصول چقدر درآمد داشته

804
00:45:32,360 --> 00:45:33,639
‫خب کارمون تمومه

805
00:45:33,719 --> 00:45:34,840
‫پایان برداشت محصول

806
00:45:34,920 --> 00:45:36,679
.‫-احسنت. خوبه
‫-خب، ممنونم

807
00:45:36,760 --> 00:45:38,000
‫چه حسی داری؟

808
00:45:38,079 --> 00:45:40,519
... ‫خب

809
00:45:40,559 --> 00:45:41,599
‫خب، چند دقیقه دیگه بهت میگم

810
00:45:41,639 --> 00:45:43,239
‫چون که قراره اعداد و ارقام رو بهم بگی

811
00:45:43,320 --> 00:45:45,199
‫قراره که نتیجه غایی رو بهم بگی

812
00:45:45,280 --> 00:45:46,199
...‫خب، همونطور که میدونی

813
00:45:46,280 --> 00:45:47,599
‫ <i>همونطور که میدونیم </i>
‫دوباره شروع شد

814
00:45:47,679 --> 00:45:49,559
... ‫سال خوبی برای

815
00:45:51,039 --> 00:45:52,320
.‫برای کشاورزی نبوده، در کل

816
00:45:52,400 --> 00:45:54,719
‫دیروز توی روزنامه تایمز خوندم

817
00:45:54,800 --> 00:45:58,519
‫که بدترین سال از سال 1978 برای کشاورزها بوده

818
00:45:58,599 --> 00:46:00,639
‫تابستون خشک. میدونم، یادمه

819
00:46:00,719 --> 00:46:03,199
‫همون سالیه که قرار بود مدرک عمومیم رو
‫بگیرم. واسه همین نتونستم هیچ مدرکی بگیرم

820
00:46:03,280 --> 00:46:06,639
‫خب، میخوایم به این باکس‌های بالایی نگاه کنیم

821
00:46:06,719 --> 00:46:07,760
‫به آبی نگاه کن

822
00:46:07,840 --> 00:46:09,000
‫و الان میخوام بترسونمت

823
00:46:09,079 --> 00:46:12,320
‫سال قبل 226 هزار پوند از محصولات عایدی داشتیم

824
00:46:12,400 --> 00:46:13,639
‫قبل از اینکه هزینه‌ها رو دخیل کنیم

825
00:46:14,239 --> 00:46:16,239
‫خب 226 هزار پوند

826
00:46:18,000 --> 00:46:20,039
.‫-آره
‫-امسال شده 137 هزار پوند

827
00:46:20,119 --> 00:46:23,360
‫خب، 90 هزار پوند کاهش توی همون منطقه داشتیم

828
00:46:23,440 --> 00:46:24,760
... ‫این 9

829
00:46:26,559 --> 00:46:28,760
‫که واقعاً شگفت انگیزه چون که میدونی

830
00:46:28,800 --> 00:46:30,400
‫خب شگفت انگیز کلمه مناسبی نیست

831
00:46:30,440 --> 00:46:32,880
.‫-این 90 هزار پوند کاهش درامده
.‫-آره

832
00:46:33,400 --> 00:46:35,719
‫رقم هنگفتیه. 40 درصد کاهش درامد

833
00:46:35,800 --> 00:46:38,519
‫90 هزار پوند بخاطر آب و هوا به چاک رفته

834
00:46:39,599 --> 00:46:42,400
... ‫خب هزینه‌ها کجاست، چون که

835
00:46:42,480 --> 00:46:44,679
... ‫-اینم از هزینه‌ها، ما

836
00:46:44,719 --> 00:46:45,280
... ‫ما

837
00:46:45,320 --> 00:46:48,360
.‫14 هزار پوند برای بذر خرج کردیم
.‫-برای بذر

838
00:46:48,440 --> 00:46:53,280
‫34 هزار پوند برای کود و 20 هزار پوند برای سم پاشی

839
00:46:53,360 --> 00:46:56,119
‫خب در کل 68601 پوند

840
00:46:56,199 --> 00:47:01,559
‫و بعدش 68457 پوند هم هزینه‌های جانبی بوده

841
00:47:01,639 --> 00:47:05,000
‫که شامل حقوق کیلیب، هزینه خرید ماشین آلات

842
00:47:05,960 --> 00:47:10,320
‫خب، از کل زمین‌های زراعی، 144 پوند سود بدست آوردی
‫*4.8 میلیون تومان*

843
00:47:19,320 --> 00:47:21,760
‫خب، حقیقت موضوع اینکه

844
00:47:21,840 --> 00:47:26,119
‫کشاورزی اونم هفت روز هفته برای یه سال توی زمین 1000 جریبی ام

845
00:47:26,199 --> 00:47:30,960
‫واسم 144 پوند سود ایجاد کرده؟

846
00:47:31,039 --> 00:47:32,280
.‫درسته

847
00:47:32,360 --> 00:47:33,559
‫خوشبختانه، الان

848
00:47:33,599 --> 00:47:35,719
... ‫ما یارانه دولتی داریم. پس وقتی اون برسه

849
00:47:36,960 --> 00:47:38,719
‫کشاورزها میخوان چیکار کنن؟

850
00:47:38,800 --> 00:47:40,679
‫منطورم اینکه واقعاً میخوان چیکار کنن؟

851
00:47:40,760 --> 00:47:43,400
‫همون کشاورزهایی که گروه فیلم‌برداری
آمازون دنبالشون راه نمی افته

852
00:47:43,480 --> 00:47:44,960
‫و گروه برنامه کی میخواد میلیونر بشه

853
00:47:45,000 --> 00:47:46,280
‫تا بتونی درامد رو بالا ببری؟

854
00:47:46,320 --> 00:47:51,199
‫آخه میشه چیکار کرد وقتی که یارانه دولت کم بشه

855
00:47:51,280 --> 00:47:53,800
‫قراره تغییرات زیادی اتفاق بیوفته

856
00:47:53,880 --> 00:47:56,000
‫توی بخش روستایی، میدونی، توی حومه شهر

857
00:47:56,079 --> 00:47:58,480
‫احتمالاً 30 درصد کشاورز کمتری خواهیم داشت

858
00:47:58,559 --> 00:48:01,840
‫ولی الان و توی این عصر، وضعیت ما توی کشاورزی اینجوریه

859
00:48:01,920 --> 00:48:04,519
... ‫و دفعه بعدی که یه کشاورز در مورد آب و هوا غر میزنه

860
00:48:07,079 --> 00:48:09,199
‫دستاتون رو بندازین دور گردنش و واسش یه آبجو بخرین

861
00:48:09,280 --> 00:48:12,079
‫چون که به این خاطر غز نمیزنه که

862
00:48:12,159 --> 00:48:13,960
‫مثلاً کار کردن توی بارون سخته

863
00:48:14,039 --> 00:48:16,360
‫به این خاطر داره غر میزنه چون که بارون بدبختش میکنه

864
00:48:20,760 --> 00:48:22,800
‫سرگردان شده بودم

865
00:48:24,199 --> 00:48:26,679
‫کل سال سخت کار کردم

866
00:48:26,760 --> 00:48:30,400
‫و پاداشم 144 پوند ناقابل بود

867
00:48:31,679 --> 00:48:34,280
‫حتی با اضافه کردن کمک هزینه‌ها و یارانه‌ها

868
00:48:34,360 --> 00:48:36,920
‫خیلی به نفع ام بود که زمین رو بفروشم

869
00:48:37,000 --> 00:48:40,360
‫پولش رو بزارم توی بانک و با سودش زندگی کنم

870
00:48:43,159 --> 00:48:48,719
‫با این حال، سال قبل واقعاً بی نظیر بود

871
00:48:50,239 --> 00:48:54,760
‫خیلی کارها کردم که فکر می‌کردم قادر به انجامشون نیستم

872
00:48:56,679 --> 00:48:58,639
‫یه چوپون شدم

873
00:49:00,920 --> 00:49:02,039
‫یه راننده تراختور

874
00:49:04,920 --> 00:49:06,119
‫یه مغازه دار

875
00:49:09,519 --> 00:49:10,840
‫یه قابله

876
00:49:12,679 --> 00:49:14,079
‫یه کارگر کلیدی

877
00:49:15,639 --> 00:49:17,239
‫یه مهندس

878
00:49:19,920 --> 00:49:21,559
‫و یه طرفدار محیط زیست

879
00:49:30,039 --> 00:49:32,599
‫همه چیزها در کنار

880
00:49:32,679 --> 00:49:37,159
‫خانواده بی نهایت شاد و بی نهایت بهم ریخته ددلی اسکوات بود

881
00:49:54,000 --> 00:49:58,039
... ‫ولی آیا میتونم دوباره این چرخه رو تکرار کنم

882
00:50:00,320 --> 00:50:02,559
‫بخاطر 40 پنس به ازای هر روز؟

883
00:50:06,960 --> 00:50:10,039
‫این سوالیه که تقریباً بلافاصله

884
00:50:10,119 --> 00:50:12,480
‫توی دورهمی برداشت محصولمون مطرح میشه

885
00:50:14,079 --> 00:50:15,840
... ‫اگه یه چیزی رو بخوام انتخاب کنم، میرم سراغ یکی از اونا

886
00:50:15,880 --> 00:50:17,440
‫یکی از اون چیزها

887
00:50:17,480 --> 00:50:18,760
‫نه، اونا

888
00:50:18,840 --> 00:50:20,400
.‫-یکی از اینا
‫-خودشه، همونه

889
00:50:21,599 --> 00:50:24,599
‫خب، یک سال و یک روز از موقعی
‫که کشاورزی رو شروع کردیم، گذشته؟

890
00:50:24,679 --> 00:50:26,960
‫بله. بیشتر از یه سال

891
00:50:27,039 --> 00:50:29,440
‫خب، الان چیز بزرگی که باید روش کار کنم اینکه

892
00:50:29,519 --> 00:50:32,199
‫در واقع، من یه انتخاب دارم

893
00:50:32,272 --> 00:50:36,671
--‫میتونم برگردم لندن و زندگی قبلیم رو ادامه بدم

894
00:50:36,760 --> 00:50:37,840
.‫آره، همین کارو بکن

895
00:50:40,639 --> 00:50:41,800
‫تو هنوز اون یکی گزینه رو نشنیدی

896
00:50:41,880 --> 00:50:43,760
.‫نه، نه، نه. همین کارو بکن

897
00:50:43,840 --> 00:50:47,159
‫فکر کنم الان دلم نمیخواد که برگردم لندن

898
00:50:47,239 --> 00:50:49,239
‫-هیچ وقت؟
.‫-نه، اینجا خوشحالم

899
00:50:49,320 --> 00:50:51,440
‫تو از لندن خوشت میاد، میدونی دیگه، تو عاشق لندنی

900
00:50:52,519 --> 00:50:54,760
‫و لندن مناسب توئه

901
00:50:54,840 --> 00:50:56,960
‫توی لندن رفیق داری

902
00:50:57,000 --> 00:50:57,960
‫آره، توی لندن رفیق داری

903
00:50:58,000 --> 00:50:59,639
‫خیلی‌ها رو می‌شناسی

904
00:50:59,679 --> 00:51:00,800
‫اینجا هم خیلی رفیق داری

905
00:51:01,800 --> 00:51:02,639
‫هممم

906
00:51:03,599 --> 00:51:04,599
‫اون میخواد که من بمونم

907
00:51:06,199 --> 00:51:08,239
‫چون که من مثل یه گاو شیرده براش هستم

908
00:51:09,920 --> 00:51:13,760
‫اگه بزاریشون توی ترازو، من به مزرعه رای میدم

909
00:51:13,840 --> 00:51:15,079
‫فکر می‌کنم تو اینجا خوشحالی

910
00:51:15,159 --> 00:51:17,559
‫حق با توئه، من اینجا خوشحالم

911
00:51:17,639 --> 00:51:19,559
‫قبلاً، موقع به دنیا اومدن بره‌ها گفتم

912
00:51:19,599 --> 00:51:21,280
‫که تا حالا اینقدر خوشحال نبودم

913
00:51:21,320 --> 00:51:22,199
‫یادته، همه بره‌ها داشتن به دنیا می اومدن

914
00:51:22,239 --> 00:51:23,880
‫و یه روز خیلی قشنگ بود

915
00:51:23,920 --> 00:51:24,679
‫من گفتم: هیچ وقت

916
00:51:24,719 --> 00:51:26,480
.‫سر کار اینقدر خوشحال نبودم

917
00:51:26,519 --> 00:51:27,960
‫-واقعاً؟
.‫-نه واقعاً نبودم

918
00:51:28,039 --> 00:51:29,199
‫رنگ‌ها رو نگاه کن آخه

919
00:51:29,239 --> 00:51:31,000
.‫-مبهوت کننده است
.‫-پاییز داره میاد

920
00:51:31,039 --> 00:51:33,679
‫راستش، همه وقت توی مزرعه مبهوت کننده است

921
00:51:33,760 --> 00:51:34,760
‫هر روزی که باشه

922
00:51:34,800 --> 00:51:37,000
‫همیشه یه چیزی هست که واقعاً زیباست

923
00:51:38,039 --> 00:51:41,960
‫مسئله اینکه، برنامه تموم شده

924
00:51:43,039 --> 00:51:44,280
‫این یکی

925
00:51:44,360 --> 00:51:45,599
.‫-آره به سلامتی، بچه‌ها
‫-که ناراحت کننده است

926
00:51:45,679 --> 00:51:46,719
‫ولی خیلی ممنونم

927
00:51:46,760 --> 00:51:48,800
‫بخاطر همه کمک‌هایی که سال قبل بهم کردین

928
00:51:48,840 --> 00:51:49,840
‫به سلامتی

929
00:51:49,920 --> 00:51:52,079
‫از همتون، خیلی خیلی ممنونم

930
00:51:52,159 --> 00:51:53,920
‫از تو هم ممنونم که باهام صبور بودی

931
00:51:54,000 --> 00:51:55,440
‫میخوام برم توی اون تراختور

932
00:51:56,400 --> 00:51:58,920
‫تو هم با من میای و شخم زن رو روش نصب می‌کنی

933
00:51:59,000 --> 00:52:00,679
‫و من میرم یکم شخم بزنم

934
00:52:00,760 --> 00:52:03,320
‫فک کردم میگی که امشب میری پارتی

935
00:52:11,841 --> 00:52:17,372
‫امیدوارم از ترجمه و زیرنویس این مجموعه لذت برده باشین

936
00:52:26,103 --> 00:52:31,099
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
