WEBVTT

00:05.080 --> 00:16.212
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:18.953 --> 00:22.477
.‫هشدار: کلمات رکیک بدون سانسور، ترجمه شده‌اند

00:22.760 --> 00:24.879
‫معلوم شد که دلیل خوبی وجود داشته

00:24.960 --> 00:27.480
‫تا کشاورزها همیشه در مورد آب و هوا، غر بزنن

00:29.600 --> 00:33.000
.‫چون که هیچ وقت چیزی که کشاورزها میخوان رو انجام نمیده

00:35.000 --> 00:40.960
‫سال قبل توی پاییز، وقتی به آب و
‫هوای خشک نیاز داشتم تا بذرهام رو بکارم

00:41.880 --> 00:43.240
‫این گیرم اومد

00:47.679 --> 00:51.159
.‫هشت هفته بدون توقف بارون بارید

00:53.960 --> 00:56.159
... ‫و بعدش توی ماه می که می‌خواستم بارون

00:56.200 --> 00:58.320
‫اون محصولات رو زنده نگه داره

01:00.399 --> 01:01.679
‫این گیرم اومد

01:03.399 --> 01:06.319
‫خشک ترین بهار در کل تاریخ

01:08.873 --> 01:11.753
‫خشکسالی اصلاً توی این زمین بکار نمیاد

01:12.519 --> 01:16.079
‫سال قبل، اینجا بذر کلزا کاشته بودم

01:18.280 --> 01:21.079
.‫ولی همه اون کلزاها، توسط سوسک خورده شده بودند

01:22.079 --> 01:24.480
‫-کلزاها کجا رفتن؟
.‫-سوسک‌های جهنده اونا رو خوردن

01:24.560 --> 01:26.200
‫-کل محصول رو؟
.‫-آره

01:26.280 --> 01:28.120
... ‫امکان ... امکان ... من فقط

01:31.439 --> 01:34.840
‫پس بجای اینکه همینجوری
‫زمین رو به امون خدا ولش کنم

01:34.920 --> 01:36.640
‫یکی از زیرکانه‌ترین

01:36.680 --> 01:39.159
.‫ایده‌ها در دوران قرنطینه، به ذهنم رسید

01:40.799 --> 01:43.240
‫کدو تنبل کاشتم برای هالووین

01:43.319 --> 01:44.920
.‫-ذرت شیرین چون که دوسش دارم
.‫-آره

01:45.000 --> 01:47.359
‫و آفتاب گردون چون که ظاهراً

01:47.400 --> 01:49.000
.‫سوسیالیست‌ها دوست دارن که تخمه هاش رو بخورن

01:49.439 --> 01:51.680
.‫-زیرکانه است
‫-خب میتونی ببینیشون؟

01:52.560 --> 01:55.799
.‫-نه
.‫-بیخیال، انقدر ضدحال نباش

01:56.120 --> 01:57.920
.‫نه، اونجا کدو تنبل هست

02:00.079 --> 02:00.959
‫اوه، داره وانمود میکنه که

02:01.000 --> 02:03.560
.‫اونا رو نمیبینه تا منو تحقیر کنه

02:04.280 --> 02:07.760
.‫یکی پیدا کردم. این یکی دیگه

02:07.799 --> 02:08.639
.‫یکی دیگه هم اونجاست

02:08.680 --> 02:10.840
‫میدونم، اونا همه جا هستن، هزاران کدو تنبل هست

02:10.919 --> 02:11.879
!‫دیگ اینجوری نگو که: اوه، یکی پیدا کردم

02:11.919 --> 02:13.759
‫اون خوبه، مگه نه؟

02:13.800 --> 02:14.800
.‫آره، آره

02:14.879 --> 02:17.840
.‫نگاش کن، کدو تنبل، برا موقع هالووین توی فروشگاه محلی

02:17.879 --> 02:19.800
... ‫-جرمی، مشکل اینکه
‫-آره

02:19.879 --> 02:21.840
.‫باید سعی کنیم آب بهشون برسونیم

02:21.879 --> 02:23.240
‫چطوری باید بهش آب بدیم؟

02:23.280 --> 02:25.560
‫خب، می‌بینی بازم چند قدم ازت جلو هستم

02:25.599 --> 02:29.439
.‫یه مه پاش خریدم

02:30.879 --> 02:34.000
‫-پس میخوای آب رو اسپری کنی؟
.‫-آره

02:36.439 --> 02:38.599
‫واسه من، کار ساده ای بود

02:38.680 --> 02:40.680
‫مخزن رو به تراختورم وصل می‌کردم

02:40.719 --> 02:43.759
‫و مخزن رو از جریان بزرگ آب ام، پر کنم

02:44.680 --> 02:46.039
.‫عاشق بودن توی لامبورگینم هستم

02:46.120 --> 02:50.759
‫مثل یه کپسول ضد حساسیت فصلیه
‫هیچ گرده ای اجازه ورود نداره

02:52.719 --> 02:53.560
‫اگرچه، کیلیب

02:53.599 --> 02:55.920
‫گفت که این کار سختی خواهد بود

02:55.960 --> 02:59.560
.‫چون که تراختور من نمیتونه که به جریان بزرگ آب برسه

03:03.159 --> 03:05.439
.‫آره. اینو ببین

03:07.159 --> 03:08.759
!‫جرمی، ووه، ووه

03:11.879 --> 03:12.960
‫اوه، خب فک کنم انجامش دادم

03:13.000 --> 03:14.840
.‫به شکل خیلی زیرکانه ای

03:14.879 --> 03:16.280
.‫اوه، خدای من

03:18.680 --> 03:21.439
!‫-اوه، آره
!‫-ووه، جرمی

03:22.000 --> 03:25.759
‫اگه بگه که تراختور من خیلی بزرگه، می‌کشمش

03:26.439 --> 03:28.000
!‫تراختور خیلی بزرگه

03:28.039 --> 03:29.759
.‫اونجا رو ببین، داری گیر می‌کنی به درخت‌ها

03:29.800 --> 03:31.400
.‫کم مونده چراغ راهنمایی رو از جاش دربیاره

03:34.599 --> 03:35.800
!‫از دست ایده‌های ناب تو

03:36.759 --> 03:38.759
.‫درسته، بدون چراغ راهنما

03:47.800 --> 03:49.479
.‫اوه، این پایین یکم تنگ و باریکه

03:50.360 --> 03:52.759
‫ولی میدونی دیگه، نمیتونی پرورش دهنده کدو تنبل باشی

03:52.840 --> 03:54.759
.‫بدون اینکه چندتا شاخه رو نشکونی

03:56.560 --> 03:58.920
‫در نهایت بعد از نیم مایل رانندگی

03:58.960 --> 04:00.319
‫که دقیقاً یک ساعت طول کشید

04:00.360 --> 04:02.879
.‫-مستقیم برو
.‫-چه وضع کوفتی عه

04:03.840 --> 04:05.800
‫رسیدم به جریان آب

04:07.319 --> 04:08.360
!‫اوه، هو، هو

04:08.400 --> 04:11.120
‫لامبورگینی توانمند سر جاش قرار گرفته

04:12.000 --> 04:15.240
‫رانندگی که کردم از روی مهارت بود یا کاملاً شانسی؟

04:15.319 --> 04:17.480
‫کل رانندگی این مسیر، بی رحمانه بود

04:17.800 --> 04:19.000
‫تیر دروازه رو شکوندی

04:19.079 --> 04:20.439
‫تیر دروازه رو شکستم؟

04:20.480 --> 04:23.319
‫آره! کاملاً از جاش شکستیش و از روش رد شدی

04:24.360 --> 04:25.560
‫از این طرف

04:25.600 --> 04:28.240
‫الان این آدم‌ها رو ناراحتی می‌کنی

04:28.240 --> 04:29.240
.‫این یه گذرگاه الکیه

04:29.360 --> 04:31.600
‫با هر چقدر پول که بگی، باهات شرط
.‫می‌بندم که اونا هالووین، کدو تنبل میخوان

04:31.680 --> 04:34.199
‫ببخشید، هالووین رو جشن میگیرین؟

04:34.240 --> 04:36.920
‫آره، سال پیش که گرفتیم. چطور مگه؟

04:37.000 --> 04:38.360
‫چون که میخوام کدو تنبل پرورش بدم

04:38.360 --> 04:39.519
‫و الان دارم براشون آب می‌برم

04:39.560 --> 04:40.759
.‫و اون داره میگه که من مثل یه احمق شدم

04:40.800 --> 04:42.240
‫که میخوام کدو تنبل  پرورش بدم ولی من احمق نیستم

04:42.319 --> 04:43.360
‫جلوی مسیر پیاده رو گرفته واستون، مگه نه؟

04:43.480 --> 04:44.759
.‫اصلاً مشکلی نیست

04:44.800 --> 04:46.920
.‫ممنونم، ممنونم، خیلی ممنونم

04:47.040 --> 04:50.639
... ‫این دقیقاً
‫دیدی، اینو آزاد کردی؟

04:50.720 --> 04:52.319
.‫آره، آزاده

04:54.240 --> 04:57.240
!‫خدایا! چه کارها که برای کدو تنبل‌های کیری باید بکنیم

04:58.199 --> 04:59.480
‫اومدن تو یه مسئله بود

04:59.560 --> 05:01.360
... ‫اگه بازم میخوای بگی بیرون رفتن

05:01.360 --> 05:04.000
.‫فقط دور بزن و از همون مسیر برگرد

05:05.319 --> 05:06.360
‫کجا میخوای دور بزنی؟

05:06.439 --> 05:08.319
‫آه، شاید بهتر باشه دنده عقب بریم، مگه نه؟

05:08.360 --> 05:08.920
... ‫این

05:09.000 --> 05:10.360
... ‫آره من تلاشمو کردم و این مثل

05:10.439 --> 05:10.920
.‫تو به حرفا های من گوش نمی‌کردی

05:11.000 --> 05:12.639
‫ولی علامت‌های دست ات، فقط داری اینجوری میکنی

05:12.680 --> 05:15.480
‫من اینجوری بودم. خب اون
‫چه معنی داره؟ اوه، دور بزن

05:15.560 --> 05:18.439
‫میتونست منظورت کرم ابریشم باشه
‫میتونست منظورت مار باشه

05:18.519 --> 05:19.800
‫اصلاً نمیدونستم که داری به چی اشاره می‌کنی

05:19.920 --> 05:21.680
.‫-درسته
.‫-اون توی جریان آب قرار گرفته

05:22.360 --> 05:24.439
.‫درسته، بزار ببینیم میشه یکم آب برداریم یا نه

05:25.240 --> 05:28.240
‫تنها کاری که باید بکنم، فشار این دکمه است
!‫شیر رو باز کن

05:32.360 --> 05:33.800
!‫آره، میتونم صداشو بشنوم

05:37.360 --> 05:38.680
!‫انگار زنده است

05:39.360 --> 05:41.680
‫هر لحظه ممکنه که تاور بریج داشته باشیم

05:41.759 --> 05:43.519
‫این جریان آب رو خشک می‌کنیم

05:44.000 --> 05:45.560
‫بفرما، نگا کن، نگا کن

05:47.199 --> 05:50.840
!‫-اوه، آره
.‫-آب برای کدو تنبل هات

05:52.279 --> 05:53.959
‫وقتی تانکر مکنده پر شد

05:54.000 --> 05:57.120
‫وقتش بود که کلید خاموش رو بزنیم و آزادش کنیم

05:59.120 --> 06:02.439
‫ای کوسخل ... ای کودن روستایی

06:02.519 --> 06:05.360
!‫دکمه اشتباهی رو زدم

06:06.079 --> 06:07.959
‫بعدش فقط یه کار ساده داشتیم

06:08.000 --> 06:10.319
.‫دنده عقب مسیری که اومده بودیم رو برگردیم

06:11.480 --> 06:13.279
‫فرمون رو باید کدوم سمت بچرخونم؟

06:13.360 --> 06:15.680
‫آره، خب من نمیتونم بگم که چطوری باید انجامش بدی
.‫خودت باید بدونی

06:16.759 --> 06:18.959
.‫آره ولی متاسفانه من نمیدونم

06:20.199 --> 06:21.959
... ‫با این حال، ما

06:22.000 --> 06:23.560
‫نه ماه بود که با همدیگه کار می‌کردیم

06:23.600 --> 06:27.360
‫فک کردیم که با یکم همکاری، میتونیم مشکل رو حل کنیم

06:28.720 --> 06:31.720
‫-درسته، همینجوری بیا
‫-آره ولی من نمیتونم چیزی ببینم

06:31.800 --> 06:34.639
‫عقبتو نگاه کن بعدش مستقیم بیا

06:35.439 --> 06:39.117
‫ووه، ووه، الان بیا عقب

06:39.148 --> 06:40.959
‫-اون یکی سمت
‫-اون یکی سمت؟

06:41.000 --> 06:42.360
‫می‌زنی حصارها رو میشکونی

06:42.439 --> 06:45.040
‫-خب، الان باید چیکار کنم؟
‫-برو جلو

06:45.120 --> 06:46.360
‫دوباره؟

06:46.399 --> 06:47.879
‫نه باید بری اون ور

06:49.079 --> 06:50.439
!‫-وایسا
‫-چیه؟

06:50.519 --> 06:52.680
... ‫-باید کل مسیر رو
!‫-نمیتونم ببینمت

06:52.759 --> 06:54.959
‫باید بهم بگی که فرمون رو سمت راست یا چپ بچرخونم

06:55.040 --> 06:56.600
‫دارم گیج میشم

06:56.680 --> 06:59.199
‫اوه، الان تنهای چیزی که باید در موردش بحث کنیم

06:59.240 --> 07:00.959
.‫اینکه اون فرق دست چپ و راستش رو نمیدونه

07:01.759 --> 07:03.040
‫قراره یه مدتی اینجا باشیم

07:03.560 --> 07:05.639
!‫-بیشتر برو جلو
‫-چی

07:05.712 --> 07:07.271
.‫نه، باید اون طرفی بری

07:07.319 --> 07:08.360
‫چی؟ وایسا

07:08.399 --> 07:10.040
‫-بیا عقب
‫-اون یکی طرف؟

07:10.120 --> 07:11.120
‫نه؟

07:11.839 --> 07:14.360
‫سرانجام کیلیب یه پیشنهادی مطرح کرد

07:14.439 --> 07:17.680
.‫که اگه منصف بودیم، کاملاً وقتش بود

07:18.040 --> 07:19.079
‫میخوای بزاری من این کارو بکنم؟

07:19.120 --> 07:20.160
.‫آره

07:24.160 --> 07:28.680
‫اگه همون اولش موفق نشدی
.‫پس گوه توش، بده یه نوجوون انجامش بده

07:30.959 --> 07:34.720
‫آره، همینجوری مستقیم بیا عقب، داره
.‫درست میشه، مطمئنم که درست میشه

07:35.159 --> 07:37.560
‫آره، این دقیقاً همون کاری بود که من می‌خواستم

07:37.600 --> 07:39.240
.‫دفعه بعدی انجام بدم، پس کارت خوب بود

07:40.000 --> 07:41.360
‫گوه مصب راه برو دیگه

07:41.399 --> 07:43.040
!‫گوه مصب نیست

07:49.480 --> 07:51.560
‫-خب، خب، خب
.‫-کارت خوب بود، کیلیب

07:51.639 --> 07:53.199
.‫-خیلی ممنونم
.‫-این خیلی خوب بود

07:53.279 --> 07:54.279
.‫خواهش می‌کنم

07:55.959 --> 07:59.920
‫سفرمون به کنار جریان آب و برگشت
‫از اونجا، پنج ساعت طول کشید

08:00.000 --> 08:03.319
‫ولی حالا که هزار گالن آب داشتیم

08:03.399 --> 08:04.759
... ‫برگشتم به زمین

08:06.199 --> 08:10.079
.‫و آماده بودم که کل زمین رو حسابی تو آب غرق کنم

08:11.759 --> 08:15.920
!‫-آره
.‫-رانندگی کن! برو

08:16.360 --> 08:17.800
.‫دارم میرم. دارم میرم

08:19.911 --> 08:21.630
.‫نگاش کن. منو ببین

08:21.720 --> 08:25.720
‫دارم زندگی و مواد مغذی رو
.‫دوباره به زمین مرده ام، برمیگردونم

08:26.399 --> 08:29.160
... ‫و الان آخر زمین دور می‌زنم

08:33.559 --> 08:35.360
.‫این بی نظیره، نگاش کن

08:36.399 --> 08:38.240
‫خیلی زود قراره کدو تنبل

08:38.279 --> 08:40.440
.‫توی زمین ام رشد کنه

08:44.000 --> 08:45.960
.‫آب مخزن اش تموم شد. آب اش تموم شد

08:46.360 --> 08:48.159
‫اوه، وایسا، پس آب کجا رفت؟

08:52.039 --> 08:53.720
!‫ببین آب دستگاه ات ته کشیده

08:53.759 --> 08:55.759
‫واقعاً داری میگی همش همینقدر بود؟

08:55.840 --> 08:56.759
.‫آره

08:56.840 --> 08:58.879
.‫-هزار گالن آبه
.‫-هزار گالن آبه

08:58.960 --> 08:59.840
‫که میشه چهار هزار و پونصد لیتر

08:59.879 --> 09:01.240
‫چهار هزار و پونصد لیتر

09:01.279 --> 09:04.360
‫و فقط تونستیم این تیکه و یک
‫چهارم تیکه بعدی رو آب بدیم؟

09:04.440 --> 09:06.720
.‫آره. به اندازه یه میلی متر بارون، آبیاری کردی

09:06.759 --> 09:08.320
!‫یه میلی متر آبیاری نکردم

09:09.440 --> 09:11.000
.‫واقعاً همینه

09:11.080 --> 09:12.759
‫میدونی، همین الانش هم آب روی خاک، بخار شده

09:12.759 --> 09:13.600
.‫و باد بردتش

09:13.639 --> 09:18.759
.‫خب، آبیاری موثرت همین بوده، البته موثر نبوده

09:19.960 --> 09:21.279
--‫اون خیلی بدبخته

09:21.320 --> 09:23.879
.‫همینطوره ولی توی این مورد، من طرف اونم

09:23.960 --> 09:27.080
‫اگه کدو تنبل برای هالووین میخوایم

09:27.159 --> 09:28.360
‫خب، خودش به سوال جواب داد دیگه

09:28.399 --> 09:30.279
‫راستش ما کدو تنبل نمیخوایم، میخوایم؟

09:30.320 --> 09:34.360
‫آره، آره. نه، چون که ما پول بذر کدوتنبل رو دادیم

09:34.440 --> 09:38.039
‫پول اون ماسماسک آبپاش رو هم دادم

09:38.080 --> 09:39.639
‫ولی آخه چطوری زنده نگه شون دارم؟

09:39.759 --> 09:41.519
‫میدونی، تا وقتی یه بارون درست و حسابی بیاد

09:41.600 --> 09:43.960
‫آره، آره، بارون بعدی کی قراره بیاد؟

09:44.720 --> 09:46.547
‫چیزی تو پیش بینی هوا دو هفته آینده نیومده

09:47.879 --> 09:49.039
.‫کیر تو این وضعیت

09:50.879 --> 09:53.720
‫این به این معنی بود که فقط
... ‫میتونستم یه کار انجام بدم

09:56.320 --> 09:58.360
‫به کیلیب شیلنگ آب بدم

09:58.399 --> 10:00.440
!‫همیشه داره ایده‌های احمقانه میده

10:00.960 --> 10:02.720
!‫و خودم زودتر تعطیل کنم برم خونه

10:09.519 --> 10:12.080
‫روز بعد مهم بود

10:12.159 --> 10:15.639
‫چرا که خیلی زود، هر چیزی که توی این زمین بود

10:15.639 --> 10:17.720
.‫فروخته می‌شد تا باهاش نون درست بشه

10:18.879 --> 10:20.960
‫و هر چی که توی این زمین بود

10:21.000 --> 10:23.840
.‫فروخته می‌شد تا ناهار باهاش درست بشه

10:24.759 --> 10:27.840
‫و برای اینکه مطمئن بشیم که
‫دارم به بهترین قیمت می‌فروشم

10:27.879 --> 10:31.320
.‫چارلی خندون بهم گفت که باید یه امتحان بدم

10:34.000 --> 10:35.240
‫چارلی، چطوری؟

10:35.279 --> 10:36.320
‫من خوبم. تو چطوری؟

10:36.360 --> 10:38.879
‫خوبم. این ماجرای تراختور قرمز؟

10:39.000 --> 10:41.159
‫آره، امروز قراره که بیان واسه بازرسی

10:41.240 --> 10:43.440
‫ولی باید تلفنی انجامش بدم؟

10:43.527 --> 10:45.008
.‫آره، این بخاطر محدودیت‌های کروناست

10:45.080 --> 10:47.240
‫و این علامت مشخص میکنه که

10:47.320 --> 10:51.080
‫میتونی محصولت رو با همون قیمت بازار بفروشی

10:51.159 --> 10:52.360
.‫یا هیچ تخفیفی ندی

10:52.440 --> 10:54.759
‫پس وقتی یه مشتری میره و چیزی میخره

10:54.840 --> 10:56.759
‫اگه این علامت تراختور
... ‫قرمز کوچولو رو داشته باشه

10:56.759 --> 10:57.360
‫دقیقاً

10:57.399 --> 10:59.240
‫به این معنی که یکی بررسی کرده

10:59.279 --> 11:01.799
.‫تا مطمنن بشه که سر تا پای مزرعه من عنی نباشه

11:01.879 --> 11:05.440
.‫درسته، یه اعتبارنامه خیلی جدی عه

11:05.519 --> 11:06.519
‫و اگه خوب نبودم

11:06.600 --> 11:08.879
‫نمیتونم محصولاتم رو با حداکثر قیمت بفروشم؟

11:08.960 --> 11:10.559
‫آره، که یه تاثیر بزرگ تری

11:10.600 --> 11:12.600
.‫روی سود دهی امسالت خواهد داشت

11:15.080 --> 11:17.559
‫به زودی، کارشناس تراختور قرمز زنگ زد

11:17.639 --> 11:22.960
‫و برای اولین بار، جلسه تصویری
.‫از راه دور ام رو برگزار کردم

11:23.879 --> 11:25.320
‫جرمی، حالت چطوره؟

11:25.399 --> 11:27.559
‫خیلی خوبم. ممنون. تو چطوری؟

11:27.600 --> 11:30.919
‫چطوری میتونم تو رو ببینم؟ اصلاً میتونم؟

11:32.120 --> 11:36.960
‫آم، باید تصویر منو یه گوشه از صفحه نمایشت ببینی

11:37.320 --> 11:41.840
‫نه، هیچی نیست. تماست برقراره، ویدیو روشنه، صدا روشنه

11:41.919 --> 11:45.159
.‫همه برنامه ها از کار افتادن و الان هم صفحه نمایش از کار افتاده

11:47.879 --> 11:50.120
... ‫وقتی بالاخره دوباره وصل شدیم

11:50.200 --> 11:51.799
‫سلام، بالاخره اینجاییم

11:51.879 --> 11:53.360
... ‫دیو، همون بازرسه

11:53.399 --> 11:55.840
.‫ازم خواست که توی ساختمون های مزرعه، دور بزنم

11:56.919 --> 11:58.639
‫درسته، جرمی، اون چیه سمت راست

11:58.679 --> 12:00.720
‫کنار کاه و پوشال‌ها؟

12:00.759 --> 12:04.000
‫اون یه جک روغنی خیلی بزرگه

12:04.080 --> 12:07.720
‫که توی کلمبیا ازش استفاده
.‫کردم تا کرکس‌ها رو باهاش ببینم

12:07.799 --> 12:09.960
‫و اونجا هم چندتایی درب هست

12:10.000 --> 12:12.399
.‫از یه خونه ای که همکارهام، ترکوندش

12:13.200 --> 12:15.000
‫دیو خیلی محترمانه اشاره کرد

12:15.039 --> 12:17.080
‫که میخواد تجهیزات کشاورزی رو ببینه

12:17.120 --> 12:19.639
.‫نه وسایل قدیمی گرند تور رو

12:19.720 --> 12:21.559
‫انبار مواد شیمیایت کجاست؟

12:21.639 --> 12:23.360
‫و مواد شیمیایی الان کجا هستن؟

12:24.000 --> 12:27.000
‫اوه، اونا اینجا توی کانتیر هستن

12:27.559 --> 12:32.039
‫ما فک کردیم که کانتینرها هم ضدآب و هم محکم هستن

12:32.120 --> 12:33.919
‫-آماده ای؟
.‫-آره

12:34.000 --> 12:35.360
... ‫بفرما

12:36.480 --> 12:41.120
‫اوه! شرمنده اون ماشین آلفا رومئوی منه

12:41.200 --> 12:43.320
.‫-آره
.‫-وایسا

12:45.480 --> 12:46.720
... ‫اون

12:47.320 --> 12:48.960
... ‫بعد از شروع متزلزل ام

12:50.840 --> 12:54.360
‫دیو مجبورم کرد که بقیه صبح، کارهای خسته کننده انجام بدم

12:55.600 --> 12:56.399
‫اونجا دبه بنزین هست

12:56.440 --> 12:58.480
‫اونجا روی زمین، اون واسه چیه، جرمی؟

12:58.519 --> 13:00.519
‫توی کیسه‌هایی که جلوته، چی هست؟

13:00.600 --> 13:02.200
‫هر دارویی که به گوسفندها دادی

13:02.240 --> 13:03.279
‫کجا ذخیره میشن؟

13:03.320 --> 13:05.360
‫اون کیسه سیاه چی بود که الان از کنارش رد شدی؟

13:05.440 --> 13:07.320
‫جایی حصار قرمز هست؟

13:07.399 --> 13:10.000
‫میخوای از همین سایه بان برای ذخیره غلات استفاده کنی؟

13:10.080 --> 13:11.799
‫ساخت کجاست؟
‫روش چی نوشته؟

13:11.879 --> 13:14.200
‫چه کار برای دفع آفت انجام دادی، جرمی؟

13:14.279 --> 13:17.399
.‫نیک، کشنده موش‌ها میاد
.‫البته این اسم واقعیش نیست

13:17.480 --> 13:19.159
‫شماره سریالش چیه، جرمی؟

13:19.240 --> 13:20.879
‫17318

13:20.960 --> 13:22.639
‫شماره رو این یکی چیه، جرمی؟

13:22.720 --> 13:24.919
.‫19/2H

13:25.000 --> 13:27.440
.‫76325

13:27.519 --> 13:29.679
.‫/1549

13:29.759 --> 13:34.960
‫0000B

13:35.039 --> 13:37.080
‫محل تقریبی گوسفندها کجاست، جرمی؟

13:37.159 --> 13:39.519
‫-تراختورم رو می‌بینی؟
.‫-آره، قشنگه

13:40.519 --> 13:42.320
‫آهان، انبار مواد شیمیایی

13:42.399 --> 13:45.039
‫چیزی اونجا هست، مایعی هست که روی زمین بریزه؟

13:45.120 --> 13:47.320
‫چیزی اونجا هست که این مایع رو به خودش جذب کنه؟

13:47.399 --> 13:51.720
‫ اینجا فیلم بردلی کوپر و جنیفر لارنس رو داریم

13:51.799 --> 13:54.120
‫چیزی هست که توجهت رو جلب کنه؟

13:54.200 --> 13:55.679
.‫نه نیست

13:55.759 --> 13:58.200
‫آره، وسایل اضطراری میخوای

13:58.240 --> 14:01.279
‫که شامل کیسه شن، جذب کننده‌های گرانولی

14:01.320 --> 14:04.840
‫چاه فاضلاب،  مهارتی که مواد
‫سرریز شده رو بتونی باهاش حفظ کنی

14:04.919 --> 14:07.720
‫کی کار حمل و نقل احشام رو به عهده داره؟

14:07.799 --> 14:08.919
‫بعضی وقتا خودم

14:09.000 --> 14:11.360
.‫هنوزم یکم پهن حیوون اونجا هست

14:11.440 --> 14:15.120
.‫نه، اون فقط خاکه. پهن حیوون نیست

14:15.200 --> 14:18.080
‫میتونی یه مشت ازش برداری
‫و از نزدیک بهم نشونش بدی؟

14:18.159 --> 14:20.039
‫میتونم. وایسا. بفرما

14:20.120 --> 14:22.440
‫استاندارد میگه که تریلی‌ها باید تمیز بشن

14:22.519 --> 14:23.799
‫این تریلر تمیز نبود

14:26.279 --> 14:27.639
‫بعد از اینکه بخاطر

14:27.679 --> 14:29.799
‫انبار مواد شیمیایی و تریلر سرزنش شدم

14:29.840 --> 14:32.120
‫که یکم گل داشت که توش مدفوع نبود

14:32.200 --> 14:34.759
.‫دیو ازم درخواست کرد که سیستم بایگانیم رو ببینه

14:36.799 --> 14:38.360
‫برنامه مدیریت خاک داری

14:38.399 --> 14:40.600
‫اونجا زیر دستت، جرمی؟

14:40.639 --> 14:44.320
.‫نه، این ام ام پی عه، نه

14:44.360 --> 14:46.399
.‫سوال چی بود؟ یادم رفت

14:46.759 --> 14:47.639
‫این اولین بازرسی بوده که

14:47.679 --> 14:49.720
‫توش شرکت داشتی، جرمی؟

14:49.759 --> 14:52.840
‫بالاخره، وقتی که باتری گوشیم رسیده بود به دو درصد

14:52.919 --> 14:55.000
‫باید می‌رفتم سر اصل مطلب

14:55.840 --> 14:57.200
‫دیوید، چیزی که میخوام بدونم اینکه

14:57.279 --> 15:00.320
‫دوتا چیز بود که توش ایراد داشتیم

15:00.399 --> 15:03.720
‫چال شنی و تریلر گلی

15:03.759 --> 15:06.080
‫ولی اوضاع مون خوبه؟

15:07.360 --> 15:08.440
.‫آره

15:09.480 --> 15:11.759
‫این باعث افتخار من شد

15:12.360 --> 15:13.639
!‫من یه چیزی رو انجام دادم

15:16.440 --> 15:18.879
‫متاسفانه، وقت نبود که جشن بگیریم

15:18.952 --> 15:21.671
‫چون که آزیر خطر بعدی به صدا دراومد

15:23.039 --> 15:25.919
‫باید زمین باتلاقیم رو یکم خیس کنم

15:28.159 --> 15:29.440
‫به این ترک‌ها نگاه کن آخه

15:29.519 --> 15:31.480
‫آره، ولی خوبیش اینکه

15:31.519 --> 15:32.159
‫چیه؟

15:32.200 --> 15:34.480
‫چمن خیلی ارزش داره

15:34.559 --> 15:35.879
‫-واقعاً؟
‫-همم، علف خشک

15:35.960 --> 15:37.320
‫-علف خشک
‫-میشه؟

15:37.399 --> 15:39.240
‫یکم علف بچین، فشرده شون کن و بزار توی سایه

15:39.320 --> 15:41.639
‫تضمین شده است، چون که هیشکی علف خوبی نچیده

15:41.720 --> 15:43.639
‫خب، گوسفندها بیشتر علف‌ها رو خوردن

15:43.720 --> 15:45.840
.‫-آره
‫-که تو ازشون خوشت نمیاد

15:45.919 --> 15:49.320
‫نه، اگه گوسفند نداشتی، میتونستی اون علف‌ها رو بچینی

15:49.399 --> 15:50.279
‫میتونستی پول بیشتری از علف‌ها دربیاری

15:50.320 --> 15:51.200
.‫نسبت به پولی که از گوسفندها درمیاری

15:51.240 --> 15:52.080
‫هیچ پولی از گوسفندها درنیاوردم

15:52.120 --> 15:54.159
.‫دقیقاً یه عالمه ضرر کردی

15:54.200 --> 15:56.600
‫ولی اگه علف می‌چیدی، چقدر ضرر می‌کردی؟

15:56.679 --> 15:58.200
‫-هیچی
‫-دقیقاً

15:59.200 --> 16:02.039
،‫و حرف من همینه
‫کون لق گوسفندها

16:04.039 --> 16:06.840
‫کیلیب آتنبرو و من توجهمون رو سمت
‫«با اسم دیوید آتنبرو، مستند ساز معروف، شوخی کرده»

16:06.919 --> 16:09.600
.‫سیستم آبیاری متمرکز کردیم که من خریده بودمش

16:11.360 --> 16:13.360
‫پمپ آب که با نور خورشید کار میکنه

16:13.879 --> 16:16.480
‫این قرار نیست که کار بکنه، مگه نه؟
‫واقع بین باش

16:16.559 --> 16:17.840
‫منم فک نمی‌کنم که کار کنه

16:17.879 --> 16:20.240
‫ولی میخوام یه فرصت به طبیعت بدم

16:20.279 --> 16:24.480
‫خدا این ایستگاه انرژی رو توی آسمون واسمون تعبیه کرده

16:24.559 --> 16:26.360
‫و ما میخوایم که امتحانش کنیم و ازش استفده کنیم

16:28.120 --> 16:31.399
‫واسه الان، بزاریمشون زمین، فکر خوبیه

16:31.480 --> 16:33.279
‫این پمپ رو راه میندازه

16:33.879 --> 16:35.360
‫الان میخوام که

16:35.399 --> 16:38.960
‫یه قطعه الکتریکی رو توی حوضچه، فرو ببرم

16:40.799 --> 16:42.360
‫-آماده ای؟
.‫-برو تو کارش

16:52.399 --> 16:54.159
!‫اگه بشاشی، سرعتش از این بیشتر میشه

16:54.200 --> 16:56.240
‫واقعاً رقت انگیزه

16:56.960 --> 16:58.360
‫میدونی راه حل چیه، رفیق؟

16:58.399 --> 16:58.960
‫چیه؟

16:59.000 --> 17:00.480
.‫احتراق داخلی

17:00.559 --> 17:03.559
‫راه حل واسه همه چیزه. سرعت و قدرت

17:06.240 --> 17:08.279
‫به همین خاطر رفتم خرید

17:09.640 --> 17:12.200
‫و خیلی زود شیلنگ‌های محکم و اساسی داشتیم

17:14.440 --> 17:16.000
‫و ژنراتوری که

17:16.039 --> 17:19.079
‫که با شهدی کهربایی رنگ کار
‫می‌کرد که منظور همون بنزینه

17:20.079 --> 17:21.799
.‫انرژی خورشیدی بیاد بره تو کونم

17:23.640 --> 17:26.400
.‫-آم، مشکل داریم
‫-اوه

17:28.160 --> 17:30.160
‫-میتونی بری و واسم بیاریش؟
.‫-آره، البته

17:32.319 --> 17:34.160
.‫نه بدجوری گیر کرده، رفیق

17:34.200 --> 17:35.880
‫شرمنده، کاری از دست من برنمیاد

17:41.160 --> 17:42.279
!‫ای مادرجنده

17:42.319 --> 17:45.160
.‫اون روز تو هم کنار تراختور منو خیس کردی، پس این به اون در

17:45.240 --> 17:48.079
‫سوخت، پمپ روشنه، ساسات روشنه

17:50.640 --> 17:52.640
.‫-آم، درسته
‫-آماده ای؟

17:53.759 --> 17:56.039
‫خب اینجاییم که یه بار دیگه

17:56.079 --> 17:59.720
.‫نشون بدیم که انرژی خورشیدی، قابل مقایسه با احتراق داخلی نیست

18:02.240 --> 18:05.079
!‫همینه. همینه. همینه

18:06.400 --> 18:09.319
‫اوکی، خیلی وحشیه

18:10.720 --> 18:13.079
‫این داره درست کار نمیکنه، مگه نه؟

18:13.079 --> 18:14.039
‫منظورت چیه؟

18:14.079 --> 18:15.240
.‫ فشار آب خیلی قویه

18:15.319 --> 18:19.799
‫داره همه بذرها و خاک رو میشوره و میبره  تو رودخونه

18:19.920 --> 18:22.200
‫نگه داشتن شیلنگه خیلی سخته

18:26.480 --> 18:28.880
.‫کیر توش، نه، خاموشش کن

18:30.079 --> 18:34.559
‫درسته، همونطور که همیشه گفتم
‫قدرت و سرعت به درد نمیخورن

18:34.640 --> 18:36.160
.‫انرژی خورشیدی جوابه

18:37.400 --> 18:38.920
... ‫و

18:42.960 --> 18:45.400
‫بیا دیگه کیلیب
‫بزار زئوس کارشو بکنه

18:45.880 --> 18:47.759
.‫باید یه ربع دیگه دوباره بیایم این پایین

18:47.799 --> 18:48.559
‫میدونم

18:49.079 --> 18:52.200
‫و اینجا رو آبیاری کنیم و بچرخونیمش و لوله رو ببریم اون طرف

18:56.680 --> 18:58.319
‫وقتی کار زمین باتلاقی تموم شد

18:58.400 --> 19:00.559
‫رفتم سراغ پروژه بعدیم

19:02.920 --> 19:05.519
‫کاشتن چندتا درخت برای دولت

19:06.960 --> 19:09.079
‫که توی خشک‌ترین ماه می تاریخ

19:09.200 --> 19:13.400
‫کاری نیست که پای راستتون بخاطرش ازتون تشکر کنه
*‫*منظورش سفت بودن خاک و سخت بودن کاشت درخته

19:18.240 --> 19:19.960
... ‫وقتی مانتی دان این کارو میکنه

19:21.400 --> 19:23.559
‫خیلی آسون به نظر میرسه

19:25.079 --> 19:28.960
‫دولت اعلام کرده که تا سال 2025

19:29.960 --> 19:33.200
‫125 میلیون درخت در بریتانیا میکاره

19:33.240 --> 19:35.960
!‫و همه گفتن که این عالیه

19:36.240 --> 19:37.319
‫و واقعاً عالیه

19:38.079 --> 19:40.319
‫ولی این همه درخت از کجا میاد؟

19:41.559 --> 19:43.799
‫باید از خارج از کشور، واردشون کنی و اگه این کارو بکنی

19:43.880 --> 19:46.920
‫شاید بیماری‌های بیرون از کشور بیاد تو مثل قارچ خاکسترساز

19:46.960 --> 19:47.799
‫که از اسکاندیناوی میاد

19:47.799 --> 19:50.799
‫بیماری نارون هلندی که از کانادا میاد

19:50.880 --> 19:54.079
‫و بعدش این بیماری‌ها، اون درخت
‫هایی که همین الان توی کشور هستن رو نابود میکنن

19:55.519 --> 20:00.880
‫آخه کی قراره این همه درخت رو بکاره؟
!‫125 میلیون درخت

20:01.720 --> 20:03.559
‫شما توی این کشور نمیتونین مردم رو وادار کنین

20:03.559 --> 20:06.039
‫حتی برن توت فرنگی بچینن

20:08.240 --> 20:11.079
‫و درسته خودخواهانه است، ولی یه مشکل دیگه وجود داره

20:11.880 --> 20:14.680
‫میدونی به چی فک کردم؟
‫اگه یدونه درخت بکارم

20:14.759 --> 20:18.079
‫تا زمانی که به یه درخت درست
‫و حسابی تبدیل بشه، من دیگه مردم

20:19.680 --> 20:20.720
‫پس دارم همه این کارها رو

20:20.759 --> 20:25.400
.‫برای کونبچه ها و دهه هشتادی ها می‌کنم

20:27.880 --> 20:29.319
‫باید سرعت رشد درخت‌ها رو ببرم بالا

20:41.920 --> 20:43.559
‫داریم این همه درخت رو

20:43.559 --> 20:46.960
.‫فقط با کمک دوتا ماشین، می‌کاریم

20:47.000 --> 20:50.640
‫کامیون کمپرسی، کامیون معمولی و
‫یدونه ون. فقط از اینا استفاده می‌کنیم

20:55.720 --> 20:57.039
!‫یدونه درخت

20:58.559 --> 21:00.880
.‫-اینم لوله اگزوزه
.‫این لوله اگزوزه

21:00.960 --> 21:03.319
‫این یه لوله برای آبیاری و هوادهی هستش

21:03.440 --> 21:07.160
‫آب رو به کناره‌های ریشه درخت میرسونه

21:07.240 --> 21:09.000
‫-پس سوراخ داره؟
.‫-آره کناره هاش سوراخ داره

21:09.079 --> 21:10.960
‫درخته چند سالشه؟ پنج، ده سال؟

21:11.039 --> 21:12.680
‫فک کنم چهل ساله باشه

21:12.720 --> 21:13.319
‫واقعاً؟

21:24.559 --> 21:28.079
‫و این چیزیه که در نهایت از آب دراومد
‫بیست تا درخت جدید

21:28.640 --> 21:32.039
‫برای حشرات خوبه، برای
‫پرنده‌ها خوبه، میتونن لونه بسازن

21:37.640 --> 21:38.759
‫معمولاً از درخت‌ها خوشم نمیاد

21:38.799 --> 21:41.319
!‫ولی از اینا خوشم میاد چون لوله اگزوز دارن

21:49.160 --> 21:53.559
‫ماه می‌داشت تموم می‌شد و هنوز خبری از بارون نبود

21:57.759 --> 21:59.559
‫پس هر کاری میتونستیم، کردیم

21:59.599 --> 22:01.960
‫تا مراقب همه چیزهایی
‫باشیم که مسئولشون بودیم

22:03.359 --> 22:05.680
‫برای حوضچه، سایه بان ساختیم

22:07.839 --> 22:10.480
‫بی وقفه آب منتقل می‌کردم

22:12.079 --> 22:14.720
‫کیلیب هم با شیلنگ آبش مشغول بود

22:16.799 --> 22:19.079
‫و چارلی هم سبزیجاتی رو نظارت می‌کرد

22:19.119 --> 22:20.920
.‫که من زمان قرنطینه، کاشته بودم

22:22.319 --> 22:24.839
... ‫شرایط ایده آل نیست ولی میدونی

22:24.880 --> 22:25.920
‫فروشگاه محلی رو داریم

22:25.960 --> 22:28.240
‫و یه چیزی میخوایم که اونو باهاش پرش کنیم

22:28.319 --> 22:31.079
‫چغندر سوئیسی داریم، لوبیا داریم

22:31.119 --> 22:33.160
‫باقلا داریم، شلغم زرد داریم

22:33.200 --> 22:35.960
‫شلغم معمولی داریم، تره فرنگی داریم

22:36.039 --> 22:36.874
‫هر چی که بخوای

22:36.976 --> 22:39.400
‫داریم اینجا پرورش اش میدیم یا
‫ تلاش می‌کنیم که پرورشش بدیم

22:39.440 --> 22:41.160
.‫به نظرم یه چالش حسابی میشه

22:45.359 --> 22:46.880
‫ولی بزرگ‌ترین چالش

22:46.920 --> 22:48.960
‫وضعیت محصول غله اصلی مون بود

22:50.119 --> 22:53.319
‫همون طور که چارلی، توی پیاده
‫روی بعدی مون، بهش اشاره کرد

22:55.200 --> 22:57.640
... ‫-خب پس این گندم
‫-اگه بیای این پایین

22:57.720 --> 23:01.000
‫میتونی ببینی که مشکلات زیادی داریم

23:01.079 --> 23:03.480
‫عالیه، یه قرص کامل نون از بین رفته

23:03.559 --> 23:05.880
‫برگ‌ها دارن از پایین زرد میشن

23:05.960 --> 23:07.799
‫-چی میشن؟
.‫-زرد میشن

23:07.880 --> 23:10.519
.‫-یجوری بیماریه
‫-مثل لانسیا؟

23:10.599 --> 23:11.519
‫دقیقاً

23:11.599 --> 23:14.200
‫ولی الان مشکل اساسی اینکه

23:14.240 --> 23:15.279
‫توی این طرف گیاه

23:15.319 --> 23:18.160
‫ما به این ریشه‌های سفید و خوشگل

23:18.200 --> 23:20.240
.‫نیازی داریم تا با رطوبت، رشد کنن

23:20.279 --> 23:21.359
‫و وقتی که هیچ رطوبتی نباشه

23:21.400 --> 23:22.720
‫چون که هیچ رطوبتی نیست

23:22.759 --> 23:26.354
‫حدوداً 6، 7 هفته میشه که توی قرنطینه ایم؟

23:28.559 --> 23:30.359
‫واسه این جلو اومدم تا اون زردی‌ها رو ببینم

23:30.440 --> 23:31.359
‫آره

23:31.400 --> 23:33.160
... ‫ولی توی قرنطینه بودیم

23:33.200 --> 23:34.559
‫و هیچ بارون درست و حسابی نباریده

23:34.599 --> 23:36.839
‫نه، دوماه میشه که چیزی نباریده

23:36.880 --> 23:38.000
‫آره دو ماه

23:38.079 --> 23:41.519
‫بقیه زمین هم، گیاه‌ها خشک شده بودن

23:42.720 --> 23:44.079
‫یکی دیگه رو از جاش کند

23:44.960 --> 23:47.680
،‫داره یکم بهش فشار وارد میشه
.‫دوباره فشار بخاطر کمبود رطوبته

23:47.759 --> 23:49.160
.‫-یکم موم دار شدن
‫-اینو از کجا میدونی؟

23:49.319 --> 23:51.880
.‫-اون، الان متوجه شدم، همون چیز سفیده
.‫-آره اون چیز سفیده

23:51.960 --> 23:54.759
‫این چیز سفیده مثل موم عه

23:54.799 --> 23:56.119
‫از خودش محافظت میکنه

23:56.160 --> 23:57.519
‫پس برگ ها توی همدیگه جمع میشن

23:57.599 --> 23:59.400
‫پس وقتی روش فشار هست که اون چیز سفیده روی برگ‌ها باشن؟

23:59.480 --> 24:01.960
‫و برگ‌ها توی همدیگه جمع میشن تا به رطوبت کمتری احتیاج پیدا کنن

24:02.039 --> 24:04.000
‫آهان! پس توی همدیگه جمع شدن، یه چیز بده؟

24:04.079 --> 24:05.359
.‫-آره توی همدیگه جمع شدن، یه نشونه بده
‫-فاشار

24:05.400 --> 24:06.920
.‫فاشار، این گیاه‌های تحت فشارن

24:08.839 --> 24:11.599
‫کمبود آب، یه مشکل جدی بود

24:12.400 --> 24:15.480
‫ولی تنها چیزی نبود که منو اذیت می‌کرد

24:16.480 --> 24:18.240
‫اون روز داشتم این کارو می‌کردم

24:18.319 --> 24:22.079
‫داشتم نگا می‌کردم که کیلیب یه چیزی رو داشت اسپری می‌کرد

24:22.160 --> 24:23.359
‫آره؟

24:23.440 --> 24:27.119
... ‫تا کی میتونیم به اسپری کردن زمین‌ها ادامه بدیم تا اینکه

24:27.200 --> 24:29.799
‫میدونی چیه، من تا جایی که توان داشتم، بهتون سرویس دادم

24:30.559 --> 24:32.759
‫-محصول؟
.‫-نه خود خاک

24:33.720 --> 24:36.400
‫مثل اینکه بگیم تو یه فوتبالیستی

24:36.487 --> 24:38.887
‫خب کل فصل توی لیگ جزیره بازی کردی

24:38.960 --> 24:42.160
‫الان باید بلافاصله بری

24:42.200 --> 24:43.640
‫و توی یه لیگ دیگه بازی بکنی

24:43.680 --> 24:45.359
‫و باید اونجا هم همونقدر تلاش بکنی

24:45.400 --> 24:47.480
.‫و بعدش دوباره برگردی

24:47.519 --> 24:50.160
.‫زیاد نمیتونن به عنوان فوتبالیست دووم بیارن

24:50.240 --> 24:52.279
‫به همین خاطره که کشت تناوبی داریم

24:52.319 --> 24:53.359
... ‫ما گیاه‌های مختلفی رو پرورش میدیم

24:53.391 --> 24:56.631
‫ولی ما گندم، جو، کلزا رو پرورش میدیم
... ‫پس فرق چندانی

24:56.720 --> 24:59.359
‫ولی کشت تناوبی، باعث میشه
‫که تناوب مواد شیمیایی شکسته بشه

24:59.440 --> 25:02.319
‫و ما همینجوری مواد شیمیایی روی زمین خالی نمی‌کنیم

25:02.680 --> 25:05.160
‫آره ارزش این کارو میدونم. داریم
‫بخاطر دلایل درستی این کارو می‌کنیم

25:05.240 --> 25:07.599
‫غذای دنیا رو تامین می‌کنیم، محصولات رو سالم نگه می‌داریم

25:07.680 --> 25:09.960
‫ولی در طولانی مدت، بعضی از مردم میگن که

25:10.000 --> 25:11.319
‫درسته که یکم باعث ترس میشن

25:11.359 --> 25:12.960
‫ولی با اینحال

25:13.000 --> 25:14.039
‫دارن میگن که توی این کشور

25:14.079 --> 25:17.440
‫فقط 90 تا 100 کشت دیگه داریم

25:17.519 --> 25:20.319
.‫تا اینکه خاک رویی، از بین بره

25:20.400 --> 25:21.960
‫اجازه دارم که یکم نگران باشم؟

25:22.000 --> 25:23.279
.‫باید هم نگران باشی

25:26.559 --> 25:29.400
‫وقتی که پیاده روی من و چارلی توی زمین زراعی تموم شد

25:29.480 --> 25:32.680
.‫توجه ام رو به سمت یک معمای جنایی معطوف کردم

25:33.839 --> 25:36.400
‫معمولاً مرغ‌های من اینجوری ان

25:37.799 --> 25:39.720
‫ولی چند روز گدشته

25:39.759 --> 25:42.160
... ‫اینجوری شدن

25:44.720 --> 25:47.960
‫و من تازه فهمیدم که جریان چیه

25:51.039 --> 25:52.960
‫این یه صحنه مخصوص روستاست
‫قبول داری؟

25:53.039 --> 25:57.319
.‫همه گوسفندها دارن خودشون رو میمالن به مرغدونی ها

25:58.200 --> 26:00.680
‫البته هیچ چیز روستایی در موردشون وجود نداره

26:00.759 --> 26:05.799
‫چون که کاری که اونا میکنن اینکه در مرغدونی ها رو باز میکنن

26:06.640 --> 26:09.400
... ‫اینو از خودم درنمیارم، خودشون رو به میمالن به قفس‌ها تا اینکه

26:09.480 --> 26:12.000
.‫نه، اون آبی عه
‫بازش کردن، دنبالم بیا

26:14.119 --> 26:15.279
‫بفرما

26:17.920 --> 26:19.039
‫یالا، اینجا رو خلوت کنین

26:19.960 --> 26:23.240
‫نگاه کن، خودشون رو به قفس‌ها مالیدن

26:23.880 --> 26:26.720
‫پس درشون باز شده و مرغ‌ها میتونن برن بیرون

26:27.799 --> 26:29.279
‫واسم سواله که چرا این کارو میکنن؟

26:30.160 --> 26:33.559
‫تنها دلیلی که میتونم بهش فک کنم

26:33.599 --> 26:35.640
‫اینکه حوصله شون سر رفته و با خودشون فک کردن که

26:35.680 --> 26:38.920
‫هی دخترا، بزنین بریم و چندتا مرغ رو از قفس هاشون بیاریم بیرون

26:39.000 --> 26:40.240
‫و ببینیم که تا کجا میتونن برن

26:40.279 --> 26:41.960
.‫تا اینکه روباه بخورتشون

26:42.799 --> 26:44.920
‫روباه‌ها توی یه حفره زندگی میکنن

26:45.000 --> 26:47.359
‫راستش از همینجا هم میتونم کنار پرچین، حفره رو ببینم

26:47.440 --> 26:51.000
‫اساساً اونا درست مقابل یه شعبه از کی اف سی دارن زندگی میکنن

26:51.440 --> 26:52.880
‫گوسفندها هم میدونن که روباها ها اونجان

26:52.920 --> 26:53.960
‫میدونن که مرغ‌ها هم اینجان

26:54.000 --> 26:55.640
.‫واسشون مثل بازی میمونه

26:59.400 --> 27:01.839
‫اگرچه کیلیب، تئوری منو رد کرد

27:02.640 --> 27:05.160
‫وقتی که داشتیم حصار درست می‌کردیم تا جلوی این مشکل رو بگیریم

27:05.240 --> 27:08.759
‫اون گفت که گوسفندها به این خاطر
‫خودشون رو به مرغدونی ها میمالن

27:08.839 --> 27:11.599
.‫چون که گرمشونه و بدنشون میخاره

27:12.599 --> 27:15.440
.‫که یعنی وقت چیدن پشم هاشون رسیده بود

27:17.880 --> 27:19.039
‫خب، اصولاً توی این زمین زندگی میکنن

27:19.079 --> 27:20.200
‫آره

27:20.240 --> 27:22.160
‫خب، اونجا یه ماجرا داره، مگه نه؟

27:22.240 --> 27:23.839
!‫اونجا سبزه و اون تیکه نیست

27:23.920 --> 27:26.920
‫پس به کوین از ان اس ای زنگ زدم

27:27.000 --> 27:30.243
‫و اون خیلی مشتاق بود که بدونه چطوری
.‫فصل به دنیا اومدن بره‌ها رو پشت سر گذاشتم

27:30.720 --> 27:34.400
‫در کل، همه بره‌ها بجز یدونه شون، زنده موندن

27:34.480 --> 27:35.799
‫خب این خوبه

27:35.880 --> 27:39.759
‫اشتباهی دستم رو فرو کردم توی کون یکی شون

27:39.839 --> 27:42.480
‫-شرط می‌بندم که تو هم این کارو کردی
‫-نه

27:42.559 --> 27:45.319
‫یه اشتباه محض بود
‫اصلاً عمدی در کار نبود

27:46.759 --> 27:48.400
‫-این همون رفیقته؟
.‫-آره، خودشه

27:48.480 --> 27:50.160
‫فک کنم همونیه که دستمو کردم تو کونش

27:50.240 --> 27:51.880
‫چون هر بار که میام اینجا

27:51.960 --> 27:54.119
‫میاد پیشم و یجوری بهم نگاه میکنه که انگار داره میگه
‫خواهش می‌کنم دیگه اون کار نکن

27:54.200 --> 27:56.440
‫آره، چون که رفیقاش اینجا هستن

27:56.480 --> 27:57.519
.‫ازش معذرت خواستم

28:01.640 --> 28:05.359
‫به زودی، الن چوپون به همراه یه نفر دیگه، اومد

28:05.440 --> 28:07.920
... ‫گوسفندها توی آغل هاشون جمع شده بودن

28:10.480 --> 28:12.799
‫و طوفان پشم چینی، شروع شد

28:26.240 --> 28:27.799
‫خدایا اینو ببین ... پس گرد میچرخه؟

28:27.839 --> 28:28.759
‫آره

28:29.920 --> 28:31.319
‫اوه، پیداش کردم

28:32.640 --> 28:34.039
‫چی میشه اگه انگشتتو بکنی اون تو؟

28:34.079 --> 28:35.240
‫قطع میشه

28:35.279 --> 28:36.160
... ‫این که خیلیی

28:36.200 --> 28:37.559
... ‫قراره که دستم قطع بشه اگه

28:37.599 --> 28:40.519
‫-چرا اخه اینو دارن؟
.‫-تا بتونی حرکتشون بدی

28:41.559 --> 28:42.599
‫چون که در غیر اینصورت، نمیتونی

28:42.640 --> 28:43.680
‫همه اون پستی و بلندی‌ها

28:43.720 --> 28:46.200
.‫-انحناهای بدن گوسفند رو باهاش بچینی
.‫-این مرگباره

28:50.200 --> 28:53.359
‫-برعکس میاریشون بیرون
‫-چون که اینجوری راحت تره

28:53.440 --> 28:55.640
‫میتونی بلافاصله شروع کنی و پشماشون رو بزنی

28:55.720 --> 28:56.880
‫توی زمان صرفه جویی میشه

28:56.960 --> 28:59.039
‫و این کار معمولاً بخاطر سلامت خود گوسفند انجام میشه؟

28:59.119 --> 29:00.960
‫چون که خیلی گرمشون میشه

29:01.039 --> 29:03.279
‫خیلی گرمشون میشه

29:03.319 --> 29:04.920
‫و احتمال اینکه مگس بیاد کنارشون، زیاده

29:04.960 --> 29:07.160
‫درسته، فک کنم دنبال اینی که یه کاری بکنی

29:07.559 --> 29:11.200
‫کوین منو گذاشت بالای پشم گوسفندها تا لوله شون کنم

29:11.799 --> 29:13.799
‫خیلی خب، اینجوری پرتشون کن

29:16.400 --> 29:18.839
‫میتونی بگی کدوم طرف پشتشه
‫و کدوم طرف سمت گردنشه؟

29:18.920 --> 29:21.880
.‫-فک کنم این پشتشه
.‫-نه اون گردنشه

29:21.960 --> 29:23.680
.‫-آره، خودم میدونستم
.‫-یکم تاپاله اونجا هست، نگاه کن

29:23.759 --> 29:24.880
‫آره، اون گوه عه. آره

29:24.960 --> 29:27.359
‫باید تاپاله هاش اینجوری رو جدا کنی

29:27.440 --> 29:31.720
‫قشنگ لوله شون کنی، سمت گردن رو دورش بپیچی

29:31.759 --> 29:32.799
.‫و بچپونیش اون تو

29:38.720 --> 29:40.400
‫این یکی قشنگه

29:40.680 --> 29:41.839
... ‫این یکی عنی عه

29:41.920 --> 29:44.240
‫آخه چطوری هم جلوش و هم عقبش عنی عه؟

29:44.319 --> 29:48.079
‫همه جاش عنی عه. روی پاهاش هم عن هست

29:48.160 --> 29:51.920
‫بلافاصله تصمیم گرفتم که لوله کردن کار من نیست

29:52.000 --> 29:54.960
.‫میخوام اون کارو بکنم
‫میشه بعدی رو من انجام بدم؟

29:55.039 --> 29:58.079
‫اگه میخوای. پس باید کله اش رو بگیری

29:59.559 --> 30:00.799
‫و بعد دم اش رو

30:03.319 --> 30:05.359
‫و اونا سمت همدیگه خم میشن

30:05.400 --> 30:06.440
‫و یه قدم به عقب برمیداری

30:06.480 --> 30:07.839
!‫نه، نه

30:13.440 --> 30:16.119
‫درسته، اول از همه، باید خونسرد باشم

30:17.119 --> 30:18.559
‫بهشون همچین حسی ندم که قراره

30:18.599 --> 30:20.240
‫یه ثانیه دیگه، به پشت خم شون کنم

30:20.279 --> 30:22.799
‫دارم با تو حرف می‌زنم، به این میگن
.‫روانشناسی گوسفند. برو که بریم

30:22.880 --> 30:23.759
‫اون همین الانش هم میدونه که دنبالشی

30:23.799 --> 30:25.000
‫البته که میدونه

30:25.039 --> 30:27.160
‫خونسرد باش، کوین، خونسرد باش

30:27.200 --> 30:28.880
‫نباید اجازه بدیم شما دوتا بترسین

30:28.920 --> 30:30.680
‫اوکی. دستتو بزار روی چونه اش

30:32.920 --> 30:34.759
.‫یه کاری کردم

30:36.480 --> 30:39.000
.‫-ما گرفتیمش
.‫-خب، آره، ولی اون روی منه

30:39.079 --> 30:40.720
.‫حرکت بعدی، کله اش عه

30:42.440 --> 30:43.480
‫قراره که لگد بخورم

30:43.559 --> 30:47.119
‫اوه، لگد زد تو تخمام. اوه، کافیه

30:53.160 --> 30:55.720
!‫من نمیتونم با گوسفند کشتی بگیرم

30:58.359 --> 31:01.799
،‫برای این که کارم راحت‌تر بشه
‫الن گوسفند رو برام بیرون آورد

31:04.160 --> 31:07.720
‫خب باید اون پا رو بزاری توی شکاف لگن ات

31:07.799 --> 31:09.039
‫-شکاف لگن ام؟
‫-آره

31:09.119 --> 31:11.599
‫-کله رو کجا بزارم؟
‫-کله اش جلو میمونه

31:12.240 --> 31:16.559
‫این طرف. اوه، خدای من. نگا
.‫کن. میدونم، الان آروم اش می‌کنم

31:16.640 --> 31:18.240
‫امسال میخوای تعطیلات کجا بری؟

31:19.160 --> 31:22.680
‫بفرما، دیدی، الان یه رابطه خیلی ریلکس با همدیگه داریم

31:22.759 --> 31:26.519
!‫اوه! زد توی قسمت‌های تحتانی

31:33.279 --> 31:34.960
.‫کیر توش، این غیرممکنه

31:36.240 --> 31:40.240
‫نمیتونم ایده پایین نگه داشتن گوسفند رو باور کنم

31:40.640 --> 31:42.839
‫باید هشت پا باشی تا بتونی این کارو بکنی

31:42.920 --> 31:45.400
‫باید هشت تا دست و پا داشته
‫باشی و خیلی هم قوی باشی

31:45.480 --> 31:47.079
.‫-آره
‫-بعدش اونجا دراز کشیده

31:47.160 --> 31:50.279
‫کله اش رو اینور و اونور
‫میچرخونه تا یه نقطه ضعف ازت پیدا کنه

31:50.359 --> 31:52.000
‫در حالی که تو داری یه کاری رو می‌کنی

31:52.079 --> 31:55.759
‫که ممکنه در کسری از ثانیه، دست ات رو قطع کنه.

31:55.839 --> 31:57.519
‫فک می‌کردم اون سگ گله ات خیلی پشم ریزونه

31:57.599 --> 32:00.009
.‫ولی الان خودت پشم ریزون تر از اون سگی

32:01.559 --> 32:03.160
‫بعد از شکست در پشم چینی

32:03.200 --> 32:05.480
‫دوباره منو برگردوندن سر کار لوله کردن پشم‌ها

32:07.039 --> 32:08.599
‫چطوری روزت رو گدروندی، جرمی؟

32:08.680 --> 32:12.240
‫خب، عن ها رو از کت‌های پشمی گوسفندها، جدا می‌کردم

32:13.440 --> 32:16.119
‫چون که این یه تشکیلات اقتصادی مرتبط با گوسفند بود

32:16.200 --> 32:19.680
‫شک کردم که چیز سوددهی نخواهد بود

32:20.480 --> 32:23.640
‫میدونم که کرونا هست، پس هیچ صادراتی به چین نیست

32:23.720 --> 32:26.200
،‫هیشکی ساختمون جدید نمیسازه
‫پس هیشکی هم فرش جدید نمیخره

32:27.079 --> 32:28.720
‫و هیشکی هم لباس پشمی دیگه نمیپوشه

32:28.799 --> 32:31.279
‫چون که همه دارن لباس ورزشی
‫و پیرهن تیم‌های فوتبال رو میپوشن

32:32.519 --> 32:35.920
‫پس چقدر از این پشم‌ها گیرم میاد؟

32:36.640 --> 32:39.799
‫احتمالاً 30 تا 40 پنی
*‫*هر صد پنی میشه یه پوند

32:40.240 --> 32:43.720
‫پس اگه 77 تا گوسفند باشه

32:46.799 --> 32:48.279
‫30.8 پوند

32:48.720 --> 32:53.039
‫چیزی که از کل این پشم‌ها گیرم میاد، 30.8 پونده

32:53.119 --> 32:54.160
‫آره

32:54.720 --> 32:58.359
‫الن 1.75 پوند به ازای هر گوسفند میگیره، همکارش هم همینطور

32:58.440 --> 33:01.880
‫و بعدش من 40 پنی می‌گیرم برای چیزی که اونا تولید میکنن

33:01.960 --> 33:03.480
‫همممم

33:03.559 --> 33:06.119
‫کو، این یه تجارته پر ضرره

33:07.039 --> 33:09.920
‫آره ولی دیگه این کار رو به این خاطر انجام نمیدیم

33:09.960 --> 33:10.799
‫تا ازش پول کسب کنیم

33:10.839 --> 33:12.119
‫ولی زمان قدیم واسه پول این کارو میکردن

33:12.359 --> 33:14.119
‫فک کن نیم میلیون تا گوسفند

33:14.160 --> 33:16.200
‫توی کاتس ورلدز در قرن 12 هم بود

33:16.240 --> 33:18.519
‫و توی کل کشور هم 2 میلیون نفر ادم بود

33:18.575 --> 33:20.416
‫جمعیت گوسفند از آدم‌ها جلو زده

33:20.480 --> 33:21.519
‫ولی قبلاً توی بریتانیا یک چهارم جمعیت آدم‌ها بودن

33:21.559 --> 33:22.960
‫آره اگه به دور و اطرافت نگاه کنی

33:23.000 --> 33:24.839
‫توی بعضی از شهرهای اینجا

33:24.880 --> 33:26.680
‫بعضی از شهرها کلیساهای خیلی بزرگی دارن

33:26.759 --> 33:27.559
‫چون که همه اون آدم‌هایی که

33:27.599 --> 33:29.000
‫از پشم به نون و نوا رسیدن

33:29.039 --> 33:30.559
‫احساس کردن که باید پول رو دوباره به جامعه برگردونن

33:30.599 --> 33:31.960
‫و بعدش کلیساهای خیلی گنده ساختن

33:32.000 --> 33:34.960
‫آره، این کارو کردن. اینجا کلیساهای
‫خیلی گنده و خونه های بزرگ داریم

33:35.039 --> 33:36.480
‫چرا ملت لباس ورزشی میپوشن؟

33:36.519 --> 33:38.799
‫چرا پوشیدن لباس ورزشی رو غیرقانونی نمی‌کنی؟

33:38.839 --> 33:42.319
‫و لباس تیم‌های فوتبال، غیرقانونی
‫غیرقانونی

33:42.359 --> 33:44.400
‫فقط میتونی لباس پشمی بپوشی

33:44.440 --> 33:45.799
‫و ما که پشتتیم

33:46.039 --> 33:48.519
.‫-درسته، دیگه لباس ورزشی نمیخوایم
‫-لباس های زیر پشمی

33:48.599 --> 33:49.640
.‫لباس های زیر پشمی

33:51.640 --> 33:54.480
‫وقتی که الن و همکارش توی گوسفندها غرق شده بودن

33:55.519 --> 33:59.480
‫جرالد به ملاقاتم اومد و اونم
‫انگار رفته بود پیش پشم چین

34:00.119 --> 34:02.799
‫-جرالد
‫-سلام

34:03.079 --> 34:07.480
‫فک نمی‌کردم که تو هم این بیرون پیش گله باشی

34:07.720 --> 34:09.280
‫این همون قسمتیه که گوه‌ها روش هستن

34:09.360 --> 34:11.239
‫میتونم اصلاح اش کنم ها
‫اینجا وسایلشو دارم

34:11.320 --> 34:12.360
‫آره، میدونم

34:12.440 --> 34:15.639
‫حدس می‌زنم که یه چی برداشتی

34:15.679 --> 34:18.199
‫یا یه مخزنی رو گذاشتی کنار هر درخت، این کارو کردی؟

34:18.320 --> 34:19.639
‫و مزاحم اونا نمیشی

34:19.760 --> 34:21.880
‫من فک می‌کردم که اونا میرن منچستر

34:21.960 --> 34:24.960
... ‫یه چیز دیگه که دوسال پیش در این موضوع پیدا کرده بودم

34:25.320 --> 34:26.400
‫اوه، آره

34:26.480 --> 34:28.280
‫ولی میدونی با این کمر داغون

34:28.320 --> 34:29.639
‫کار مزخرفیه، مزخرفه

34:29.760 --> 34:33.360
‫شیلنگ‌های لعنتی رو داری که از اونجا بیرون اومدن

34:33.440 --> 34:37.039
‫همونجایی که حوضچه ات هست

34:37.119 --> 34:39.440
‫الان دیگه هیچ حیوونی اون اطراف پیدا نمی‌کنی

34:39.519 --> 34:43.079
‫بهتره بیخیال خاک بشی
‫نمیتونی این کارو با حیوون ها بکنی

34:44.079 --> 34:46.280
‫آره، درسته. من برم اینو لوله کنم

34:46.320 --> 34:47.599
‫گفتگوی خوبی بود، جرالد

34:50.000 --> 34:51.800
‫عصر که سپری می‌شد

34:51.840 --> 34:55.159
‫پشم‌های بی ارزش پشت سر هم داشتن می اومدن

34:55.199 --> 34:58.920
‫تا اینکه در نهایت تنها چیزی
.‫که مونده بود، دوتا قوچ مون بود

34:59.000 --> 35:02.199
‫وین و لئوناردو

35:04.159 --> 35:06.559
... ‫اگه الان ورجه وورجه بکنه
*‫*منظورش اینکه تخمای قوچ‌ها در خطره

35:10.960 --> 35:13.360
‫چیز خنده دار اینکه وین رونی واقعی

35:13.400 --> 35:14.559
‫وقتی که میره سلمونی

35:14.599 --> 35:15.960
‫معمولاً با موهای بیشتری بیرون میاد

35:16.000 --> 35:17.920
‫نسبت به وقتی که رفته بود تو
‫ ولی این یکی وین نه

35:20.280 --> 35:23.984
‫وقتی که وین و لئو از مدل موی جدیدشون لدت میبردن

35:24.079 --> 35:27.360
‫وقتش بود که ما هم وسایل رو
‫بزاریم زمین و یه آبجو بزنیم به بدن

35:28.559 --> 35:30.320
‫احساس نمی‌کنم که واقعاً لذت
‫خوردن این آبجو رو بدست آورده باشم

35:30.400 --> 35:31.360
‫باید صادق باشم چون که

35:31.400 --> 35:33.639
.‫واقعاً توی چیدن پشم گوسفندها، استاد نشدم

35:33.679 --> 35:36.320
‫آره ولی به عنوان میزبان
‫همیشه خوبه که

35:36.360 --> 35:38.400
‫یه آبجو کنار پشم چین‌ها بخوری

35:38.440 --> 35:40.000
.‫تا بخاطر تلاش‌های سخت شون، ازشون تشکر کنی

35:40.079 --> 35:42.159
‫آره ولی اونا آبجو رو آوردن
‫الان حس بدی دارم

35:42.199 --> 35:44.559
‫بهم نگفتی که لازمه که

35:44.599 --> 35:47.320
‫موقع پشم چینی، با خودم آبجو بیارم

35:47.360 --> 35:49.760
‫و بهم نگفتی که گوسفندها
‫دوتا سوراخ، پشتشون دارن

35:51.840 --> 35:53.159
‫-خب، الان دیگه اینو میدونی، مگه نه؟

35:53.199 --> 35:53.639
.‫اوه، آره

35:53.679 --> 35:54.920
‫اینو یاد گرفتی

35:57.280 --> 35:58.679
‫وقتی زنگ تفریح آبجو خوری تموم شد

35:58.760 --> 36:00.639
... ‫هنوز یه کار مونده بود

36:01.119 --> 36:03.159
‫منتقل کردن گوسفندها به زمین جدیدشون

36:03.159 --> 36:05.639
‫که این زمین، اون طرف مزرعه بود

36:06.760 --> 36:09.760
‫و با درنظر گرفتن اینکه امروز خیلی کمک نکرده بودم

36:09.840 --> 36:11.960
‫داوطلب شدم که رهبری این کارو بر عهده بگیرم

36:12.000 --> 36:15.199
.‫و گله رو از جلو، هدایت کنم

36:15.320 --> 36:18.599
‫یالا دخترا، یالا دخترا

36:21.639 --> 36:23.800
‫یالا دخترا، الان میرین توی جاده

36:24.400 --> 36:26.880
‫به دنیای من خوش اومدین
‫بزرگراه‌ها

36:28.679 --> 36:32.079
‫بععع به خودت، نه، نه اونجا نه

36:32.880 --> 36:34.639
!‫نزار منحرف بشن، جرمی

36:34.679 --> 36:37.440
‫نه، اونا محاصره ام کردن، ووه، آروم باشین

36:37.519 --> 36:40.159
!‫تو جلویی، جرمی

36:40.159 --> 36:41.199
!‫نه، نه، ووه

36:42.960 --> 36:44.320
!‫باید بری جلوشون حرکت کنی

36:45.400 --> 36:46.960
‫خیلی هم بد پیش نرفته

36:49.599 --> 36:52.440
!‫بیا اینجا

36:53.000 --> 36:54.320
‫دارین کجا میرین؟

36:57.559 --> 36:58.760
!‫-بشین زمین
!‫-یالا دخترا

37:02.639 --> 37:03.667
... ‫خب، اونا

37:04.005 --> 37:05.730
‫الان دارن محصولات رو لگد میکنن

37:07.599 --> 37:10.159
!‫-بیاین دخترا
‫-خب، توی حاشیه راه برین دیگه

37:15.199 --> 37:17.119
‫همشون فک میکنن که راسل کرو هستن

37:22.159 --> 37:24.440
!‫-یالا دخترا

37:26.119 --> 37:28.079
‫بیاین پیش من. این خوب پیش نرفته

37:28.159 --> 37:30.519
!‫-یالا دخترا
‫-سگه هم اومد

37:30.599 --> 37:33.599
‫سگه یکمی داره کمک میکنه، بیشتر کار خودمه

37:34.199 --> 37:35.679
!‫یالا دخترا

37:38.320 --> 37:41.199
.‫این کارو نکن. این کارو نکن

37:41.960 --> 37:44.639
!‫نه، نه، نه

37:45.039 --> 37:47.440
‫-وایسا. بیا اینور
.‫-درسته، سگه رو بپا

37:47.519 --> 37:49.960
!‫بیا اینور، بیا اینور، بیا اینور

37:50.039 --> 37:51.639
‫یالا سگ، بیارشون این طرف

37:56.440 --> 37:59.039
‫سگ خوب. بالاخره رفتن

38:00.039 --> 38:02.119
.‫-بیوفت جلو
‫-برو ای سگ شکاری

38:02.920 --> 38:04.079
!‫یالا، دخترا

38:06.000 --> 38:08.639
‫الان دارن توی مسیر درست میرن

38:09.760 --> 38:12.079
‫-این یه منظره عالیه
‫-منظره بدی نیست، نه؟

38:12.159 --> 38:13.559
‫دوست داشتنیه، مگه نه؟

38:13.599 --> 38:14.840
‫اینم زیبایی‌های این شغله دیگه

38:14.880 --> 38:17.400
‫همچین چیزی رو می‌بینی و
‫باعث میشه خنده روی لب هات بیاد

38:19.440 --> 38:21.159
‫در نهایت پس از یک ماجراجویی

38:21.159 --> 38:24.119
‫پرتنش ولی با منظره‌های زیبا

38:24.159 --> 38:26.920
‫گوسفندها به مقصدشون رسیدن

38:36.599 --> 38:38.519
‫این همون زمینه که اولین بار

38:38.559 --> 38:39.760
‫ایده نگه داشتن گوسفند به ذهنم خطور کرد

38:39.800 --> 38:43.480
‫فک کردم که اونا یه راه راحت و کم خرج

38:43.519 --> 38:45.840
‫برای کوتاه نگه داشتن چمن‌ها هستن
‫البتته از نظر زیست شناسی

38:48.280 --> 38:50.320
‫ولی بیخیال
‫ من میتونستم چمن‌های این زمین رو

38:50.400 --> 38:54.119
‫با تراختور توی یه ساعت کوتاه کنم

38:54.159 --> 38:56.440
‫و واسم ده پوند هزینه سوخت داشت

38:56.519 --> 38:59.840
‫ولی نه، جرمی علامه دهره
!‫من باید گوسفند نگه دارم

39:00.320 --> 39:03.360
‫آخه با خودم چی فکر می‌کردم؟

39:09.800 --> 39:11.280
‫ولی بودنشون این اطراف، واسم لذت بخش بوده

39:15.480 --> 39:17.360
‫خب، گوسفند های تازه سلمونی رفته

39:17.400 --> 39:19.639
‫الان میتونستن که با گرما کنار بیان

39:20.280 --> 39:23.440
‫حرفی که نمیتونستم در مورد درخت‌های جدیدم بزنم

39:27.760 --> 39:30.800
‫با اینکه مدام بهشون آب می‌دادم

39:30.840 --> 39:34.800
‫داشتن برگ هاشون رو میریختن و در حال مرگ بودن

39:37.519 --> 39:40.360
‫ و همین داستان، همه جا داشت تکرار می‌شد

39:45.679 --> 39:48.760
‫شش هفته بعد، محصولات رو برداشت می‌کنم

39:49.519 --> 39:52.280
‫و سوال بزرگ اینکه تا اون موقع

39:52.320 --> 39:54.639
‫همشون پلاسیده شدن یا نه؟

40:02.920 --> 40:05.639
‫یه چیزی بهم بده، یه چیزی پرورش بده، یه چیزی درست کن

40:05.679 --> 40:07.079
.‫-دارم پرورش میدم
.‫-یه کاری بکن

40:07.159 --> 40:10.519
‫الان یه پرونده قانونی برامون باز شده

40:12.000 --> 40:13.039
‫داری سر به سر من می‌زاری؟

40:13.119 --> 40:15.679
‫هر کاری که توی حومه شهر انجام می‌دادی

40:15.800 --> 40:16.960
‫نمیتونی توی لندن انجامشون بدی

40:18.119 --> 40:19.159
‫من کجام؟

40:30.103 --> 40:35.099
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
