1
00:00:05,080 --> 00:00:16,212
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:18,953 --> 00:00:22,477
.‫هشدار: کلمات رکیک بدون سانسور، ترجمه شده‌اند

3
00:00:22,760 --> 00:00:24,879
‫معلوم شد که دلیل خوبی وجود داشته

4
00:00:24,960 --> 00:00:27,480
‫تا کشاورزها همیشه در مورد آب و هوا، غر بزنن

5
00:00:29,600 --> 00:00:33,000
.‫چون که هیچ وقت چیزی که کشاورزها میخوان رو انجام نمیده

6
00:00:35,000 --> 00:00:40,960
‫سال قبل توی پاییز، وقتی به آب و
‫هوای خشک نیاز داشتم تا بذرهام رو بکارم

7
00:00:41,880 --> 00:00:43,240
‫این گیرم اومد

8
00:00:47,679 --> 00:00:51,159
.‫هشت هفته بدون توقف بارون بارید

9
00:00:53,960 --> 00:00:56,159
... ‫و بعدش توی ماه می که می‌خواستم بارون

10
00:00:56,200 --> 00:00:58,320
‫اون محصولات رو زنده نگه داره

11
00:01:00,399 --> 00:01:01,679
‫این گیرم اومد

12
00:01:03,399 --> 00:01:06,319
‫خشک ترین بهار در کل تاریخ

13
00:01:08,873 --> 00:01:11,753
‫خشکسالی اصلاً توی این زمین بکار نمیاد

14
00:01:12,519 --> 00:01:16,079
‫سال قبل، اینجا بذر کلزا کاشته بودم

15
00:01:18,280 --> 00:01:21,079
.‫ولی همه اون کلزاها، توسط سوسک خورده شده بودند

16
00:01:22,079 --> 00:01:24,480
‫-کلزاها کجا رفتن؟
.‫-سوسک‌های جهنده اونا رو خوردن

17
00:01:24,560 --> 00:01:26,200
‫-کل محصول رو؟
.‫-آره

18
00:01:26,280 --> 00:01:28,120
... ‫امکان ... امکان ... من فقط

19
00:01:31,439 --> 00:01:34,840
‫پس بجای اینکه همینجوری
‫زمین رو به امون خدا ولش کنم

20
00:01:34,920 --> 00:01:36,640
‫یکی از زیرکانه‌ترین

21
00:01:36,680 --> 00:01:39,159
.‫ایده‌ها در دوران قرنطینه، به ذهنم رسید

22
00:01:40,799 --> 00:01:43,240
‫کدو تنبل کاشتم برای هالووین

23
00:01:43,319 --> 00:01:44,920
.‫-ذرت شیرین چون که دوسش دارم
.‫-آره

24
00:01:45,000 --> 00:01:47,359
‫و آفتاب گردون چون که ظاهراً

25
00:01:47,400 --> 00:01:49,000
.‫سوسیالیست‌ها دوست دارن که تخمه هاش رو بخورن

26
00:01:49,439 --> 00:01:51,680
.‫-زیرکانه است
‫-خب میتونی ببینیشون؟

27
00:01:52,560 --> 00:01:55,799
.‫-نه
.‫-بیخیال، انقدر ضدحال نباش

28
00:01:56,120 --> 00:01:57,920
.‫نه، اونجا کدو تنبل هست

29
00:02:00,079 --> 00:02:00,959
‫اوه، داره وانمود میکنه که

30
00:02:01,000 --> 00:02:03,560
.‫اونا رو نمیبینه تا منو تحقیر کنه

31
00:02:04,280 --> 00:02:07,760
.‫یکی پیدا کردم. این یکی دیگه

32
00:02:07,799 --> 00:02:08,639
.‫یکی دیگه هم اونجاست

33
00:02:08,680 --> 00:02:10,840
‫میدونم، اونا همه جا هستن، هزاران کدو تنبل هست

34
00:02:10,919 --> 00:02:11,879
!‫دیگ اینجوری نگو که: اوه، یکی پیدا کردم

35
00:02:11,919 --> 00:02:13,759
‫اون خوبه، مگه نه؟

36
00:02:13,800 --> 00:02:14,800
.‫آره، آره

37
00:02:14,879 --> 00:02:17,840
.‫نگاش کن، کدو تنبل، برا موقع هالووین توی فروشگاه محلی

38
00:02:17,879 --> 00:02:19,800
... ‫-جرمی، مشکل اینکه
‫-آره

39
00:02:19,879 --> 00:02:21,840
.‫باید سعی کنیم آب بهشون برسونیم

40
00:02:21,879 --> 00:02:23,240
‫چطوری باید بهش آب بدیم؟

41
00:02:23,280 --> 00:02:25,560
‫خب، می‌بینی بازم چند قدم ازت جلو هستم

42
00:02:25,599 --> 00:02:29,439
.‫یه مه پاش خریدم

43
00:02:30,879 --> 00:02:34,000
‫-پس میخوای آب رو اسپری کنی؟
.‫-آره

44
00:02:36,439 --> 00:02:38,599
‫واسه من، کار ساده ای بود

45
00:02:38,680 --> 00:02:40,680
‫مخزن رو به تراختورم وصل می‌کردم

46
00:02:40,719 --> 00:02:43,759
‫و مخزن رو از جریان بزرگ آب ام، پر کنم

47
00:02:44,680 --> 00:02:46,039
.‫عاشق بودن توی لامبورگینم هستم

48
00:02:46,120 --> 00:02:50,759
‫مثل یه کپسول ضد حساسیت فصلیه
‫<i>هیچ گرده ای اجازه ورود نداره</i>

49
00:02:52,719 --> 00:02:53,560
‫اگرچه، کیلیب

50
00:02:53,599 --> 00:02:55,920
‫گفت که این کار سختی خواهد بود

51
00:02:55,960 --> 00:02:59,560
.‫چون که تراختور من نمیتونه که به جریان بزرگ آب برسه

52
00:03:03,159 --> 00:03:05,439
.‫آره. اینو ببین

53
00:03:07,159 --> 00:03:08,759
!‫جرمی، ووه، ووه

54
00:03:11,879 --> 00:03:12,960
‫اوه، خب فک کنم انجامش دادم

55
00:03:13,000 --> 00:03:14,840
.‫به شکل خیلی زیرکانه ای

56
00:03:14,879 --> 00:03:16,280
.‫اوه، خدای من

57
00:03:18,680 --> 00:03:21,439
!‫-اوه، آره
!‫-ووه، جرمی

58
00:03:22,000 --> 00:03:25,759
‫اگه بگه که تراختور من خیلی بزرگه، می‌کشمش

59
00:03:26,439 --> 00:03:28,000
!‫تراختور خیلی بزرگه

60
00:03:28,039 --> 00:03:29,759
.‫اونجا رو ببین، داری گیر می‌کنی به درخت‌ها

61
00:03:29,800 --> 00:03:31,400
.‫کم مونده چراغ راهنمایی رو از جاش دربیاره

62
00:03:34,599 --> 00:03:35,800
!‫از دست ایده‌های ناب تو

63
00:03:36,759 --> 00:03:38,759
.‫درسته، بدون چراغ راهنما

64
00:03:47,800 --> 00:03:49,479
.‫اوه، این پایین یکم تنگ و باریکه

65
00:03:50,360 --> 00:03:52,759
‫ولی میدونی دیگه، نمیتونی پرورش دهنده کدو تنبل باشی

66
00:03:52,840 --> 00:03:54,759
.‫بدون اینکه چندتا شاخه رو نشکونی

67
00:03:56,560 --> 00:03:58,920
‫در نهایت بعد از نیم مایل رانندگی

68
00:03:58,960 --> 00:04:00,319
‫که دقیقاً یک ساعت طول کشید

69
00:04:00,360 --> 00:04:02,879
.‫-مستقیم برو
.‫-چه وضع کوفتی عه

70
00:04:03,840 --> 00:04:05,800
‫رسیدم به جریان آب

71
00:04:07,319 --> 00:04:08,360
!‫اوه، هو، هو

72
00:04:08,400 --> 00:04:11,120
‫لامبورگینی توانمند سر جاش قرار گرفته

73
00:04:12,000 --> 00:04:15,240
‫رانندگی که کردم از روی مهارت بود یا کاملاً شانسی؟

74
00:04:15,319 --> 00:04:17,480
‫کل رانندگی این مسیر، بی رحمانه بود

75
00:04:17,800 --> 00:04:19,000
‫تیر دروازه رو شکوندی

76
00:04:19,079 --> 00:04:20,439
‫تیر دروازه رو شکستم؟

77
00:04:20,480 --> 00:04:23,319
‫آره! کاملاً از جاش شکستیش و از روش رد شدی

78
00:04:24,360 --> 00:04:25,560
‫از این طرف

79
00:04:25,600 --> 00:04:28,240
‫الان این آدم‌ها رو ناراحتی می‌کنی

80
00:04:28,240 --> 00:04:29,240
.‫این یه گذرگاه الکیه

81
00:04:29,360 --> 00:04:31,600
‫با هر چقدر پول که بگی، باهات شرط
.‫می‌بندم که اونا هالووین، کدو تنبل میخوان

82
00:04:31,680 --> 00:04:34,199
‫ببخشید، هالووین رو جشن میگیرین؟

83
00:04:34,240 --> 00:04:36,920
‫آره، سال پیش که گرفتیم. چطور مگه؟

84
00:04:37,000 --> 00:04:38,360
‫چون که میخوام کدو تنبل پرورش بدم

85
00:04:38,360 --> 00:04:39,519
‫و الان دارم براشون آب می‌برم

86
00:04:39,560 --> 00:04:40,759
.‫و اون داره میگه که من مثل یه احمق شدم

87
00:04:40,800 --> 00:04:42,240
‫که میخوام کدو تنبل  پرورش بدم ولی من احمق نیستم

88
00:04:42,319 --> 00:04:43,360
‫جلوی مسیر پیاده رو گرفته واستون، مگه نه؟

89
00:04:43,480 --> 00:04:44,759
.‫اصلاً مشکلی نیست

90
00:04:44,800 --> 00:04:46,920
.‫ممنونم، ممنونم، خیلی ممنونم

91
00:04:47,040 --> 00:04:50,639
... ‫این دقیقاً
‫دیدی، اینو آزاد کردی؟

92
00:04:50,720 --> 00:04:52,319
.‫آره، آزاده

93
00:04:54,240 --> 00:04:57,240
!‫خدایا! چه کارها که برای کدو تنبل‌های کیری باید بکنیم

94
00:04:58,199 --> 00:04:59,480
‫اومدن تو یه مسئله بود

95
00:04:59,560 --> 00:05:01,360
... ‫اگه بازم میخوای بگی بیرون رفتن

96
00:05:01,360 --> 00:05:04,000
.‫فقط دور بزن و از همون مسیر برگرد

97
00:05:05,319 --> 00:05:06,360
‫کجا میخوای دور بزنی؟

98
00:05:06,439 --> 00:05:08,319
‫آه، شاید بهتر باشه دنده عقب بریم، مگه نه؟

99
00:05:08,360 --> 00:05:08,920
... ‫این

100
00:05:09,000 --> 00:05:10,360
... ‫آره من تلاشمو کردم و این مثل

101
00:05:10,439 --> 00:05:10,920
.‫تو به حرفا های من گوش نمی‌کردی

102
00:05:11,000 --> 00:05:12,639
‫ولی علامت‌های دست ات، فقط داری اینجوری میکنی

103
00:05:12,680 --> 00:05:15,480
‫من اینجوری بودم. خب اون
‫چه معنی داره؟ اوه، دور بزن

104
00:05:15,560 --> 00:05:18,439
‫میتونست منظورت کرم ابریشم باشه
‫میتونست منظورت مار باشه

105
00:05:18,519 --> 00:05:19,800
‫اصلاً نمیدونستم که داری به چی اشاره می‌کنی

106
00:05:19,920 --> 00:05:21,680
.‫-درسته
.‫-اون توی جریان آب قرار گرفته

107
00:05:22,360 --> 00:05:24,439
.‫درسته، بزار ببینیم میشه یکم آب برداریم یا نه

108
00:05:25,240 --> 00:05:28,240
‫تنها کاری که باید بکنم، فشار این دکمه است
!‫شیر رو باز کن

109
00:05:32,360 --> 00:05:33,800
!‫آره، میتونم صداشو بشنوم

110
00:05:37,360 --> 00:05:38,680
!‫انگار زنده است

111
00:05:39,360 --> 00:05:41,680
‫هر لحظه ممکنه که تاور بریج داشته باشیم

112
00:05:41,759 --> 00:05:43,519
‫این جریان آب رو خشک می‌کنیم

113
00:05:44,000 --> 00:05:45,560
‫بفرما، نگا کن، نگا کن

114
00:05:47,199 --> 00:05:50,840
!‫-اوه، آره
.‫-آب برای کدو تنبل هات

115
00:05:52,279 --> 00:05:53,959
‫وقتی تانکر مکنده پر شد

116
00:05:54,000 --> 00:05:57,120
‫وقتش بود که کلید خاموش رو بزنیم و آزادش کنیم

117
00:05:59,120 --> 00:06:02,439
‫ای کوسخل ... ای کودن روستایی

118
00:06:02,519 --> 00:06:05,360
!‫دکمه اشتباهی رو زدم

119
00:06:06,079 --> 00:06:07,959
‫بعدش فقط یه کار ساده داشتیم

120
00:06:08,000 --> 00:06:10,319
.‫دنده عقب مسیری که اومده بودیم رو برگردیم

121
00:06:11,480 --> 00:06:13,279
‫فرمون رو باید کدوم سمت بچرخونم؟

122
00:06:13,360 --> 00:06:15,680
‫آره، خب من نمیتونم بگم که چطوری باید انجامش بدی
.‫خودت باید بدونی

123
00:06:16,759 --> 00:06:18,959
.‫آره ولی متاسفانه من نمیدونم

124
00:06:20,199 --> 00:06:21,959
... ‫با این حال، ما

125
00:06:22,000 --> 00:06:23,560
‫نه ماه بود که با همدیگه کار می‌کردیم

126
00:06:23,600 --> 00:06:27,360
‫فک کردیم که با یکم همکاری، میتونیم مشکل رو حل کنیم

127
00:06:28,720 --> 00:06:31,720
‫-درسته، همینجوری بیا
‫-آره ولی من نمیتونم چیزی ببینم

128
00:06:31,800 --> 00:06:34,639
‫عقبتو نگاه کن بعدش مستقیم بیا

129
00:06:35,439 --> 00:06:39,117
‫ووه، ووه، الان بیا عقب

130
00:06:39,148 --> 00:06:40,959
‫-اون یکی سمت
‫-اون یکی سمت؟

131
00:06:41,000 --> 00:06:42,360
‫می‌زنی حصارها رو میشکونی

132
00:06:42,439 --> 00:06:45,040
‫-خب، الان باید چیکار کنم؟
‫-برو جلو

133
00:06:45,120 --> 00:06:46,360
‫دوباره؟

134
00:06:46,399 --> 00:06:47,879
‫نه باید بری اون ور

135
00:06:49,079 --> 00:06:50,439
!‫-وایسا
‫-چیه؟

136
00:06:50,519 --> 00:06:52,680
... ‫-باید کل مسیر رو
!‫-نمیتونم ببینمت

137
00:06:52,759 --> 00:06:54,959
‫باید بهم بگی که فرمون رو سمت راست یا چپ بچرخونم

138
00:06:55,040 --> 00:06:56,600
‫دارم گیج میشم

139
00:06:56,680 --> 00:06:59,199
‫اوه، الان تنهای چیزی که باید در موردش بحث کنیم

140
00:06:59,240 --> 00:07:00,959
.‫اینکه اون فرق دست چپ و راستش رو نمیدونه

141
00:07:01,759 --> 00:07:03,040
‫قراره یه مدتی اینجا باشیم

142
00:07:03,560 --> 00:07:05,639
!‫-بیشتر برو جلو
‫-چی

143
00:07:05,712 --> 00:07:07,271
.‫نه، باید اون طرفی بری

144
00:07:07,319 --> 00:07:08,360
‫چی؟ وایسا

145
00:07:08,399 --> 00:07:10,040
‫-بیا عقب
‫-اون یکی طرف؟

146
00:07:10,120 --> 00:07:11,120
‫نه؟

147
00:07:11,839 --> 00:07:14,360
‫سرانجام کیلیب یه پیشنهادی مطرح کرد

148
00:07:14,439 --> 00:07:17,680
.‫که اگه منصف بودیم، کاملاً وقتش بود

149
00:07:18,040 --> 00:07:19,079
‫میخوای بزاری من این کارو بکنم؟

150
00:07:19,120 --> 00:07:20,160
.‫آره

151
00:07:24,160 --> 00:07:28,680
‫اگه همون اولش موفق نشدی
.‫پس گوه توش، بده یه نوجوون انجامش بده

152
00:07:30,959 --> 00:07:34,720
‫آره، همینجوری مستقیم بیا عقب، داره
.‫درست میشه، مطمئنم که درست میشه

153
00:07:35,159 --> 00:07:37,560
‫آره، این دقیقاً همون کاری بود که من می‌خواستم

154
00:07:37,600 --> 00:07:39,240
.‫دفعه بعدی انجام بدم، پس کارت خوب بود

155
00:07:40,000 --> 00:07:41,360
‫گوه مصب راه برو دیگه

156
00:07:41,399 --> 00:07:43,040
!‫گوه مصب نیست

157
00:07:49,480 --> 00:07:51,560
‫-خب، خب، خب
.‫-کارت خوب بود، کیلیب

158
00:07:51,639 --> 00:07:53,199
.‫-خیلی ممنونم
.‫-این خیلی خوب بود

159
00:07:53,279 --> 00:07:54,279
.‫خواهش می‌کنم

160
00:07:55,959 --> 00:07:59,920
‫سفرمون به کنار جریان آب و برگشت
‫از اونجا، پنج ساعت طول کشید

161
00:08:00,000 --> 00:08:03,319
‫ولی حالا که هزار گالن آب داشتیم

162
00:08:03,399 --> 00:08:04,759
... ‫برگشتم به زمین

163
00:08:06,199 --> 00:08:10,079
.‫و آماده بودم که کل زمین رو حسابی تو آب غرق کنم

164
00:08:11,759 --> 00:08:15,920
!‫-آره
.‫-رانندگی کن! برو

165
00:08:16,360 --> 00:08:17,800
.‫دارم میرم. دارم میرم

166
00:08:19,911 --> 00:08:21,630
.‫نگاش کن. منو ببین

167
00:08:21,720 --> 00:08:25,720
‫دارم زندگی و مواد مغذی رو
.‫دوباره به زمین مرده ام، برمیگردونم

168
00:08:26,399 --> 00:08:29,160
... ‫و الان آخر زمین دور می‌زنم

169
00:08:33,559 --> 00:08:35,360
.‫این بی نظیره، نگاش کن

170
00:08:36,399 --> 00:08:38,240
‫خیلی زود قراره کدو تنبل

171
00:08:38,279 --> 00:08:40,440
.‫توی زمین ام رشد کنه

172
00:08:44,000 --> 00:08:45,960
.‫آب مخزن اش تموم شد. آب اش تموم شد

173
00:08:46,360 --> 00:08:48,159
‫اوه، وایسا، پس آب کجا رفت؟

174
00:08:52,039 --> 00:08:53,720
!‫ببین آب دستگاه ات ته کشیده

175
00:08:53,759 --> 00:08:55,759
‫واقعاً داری میگی همش همینقدر بود؟

176
00:08:55,840 --> 00:08:56,759
.‫آره

177
00:08:56,840 --> 00:08:58,879
.‫-هزار گالن آبه
.‫-هزار گالن آبه

178
00:08:58,960 --> 00:08:59,840
‫که میشه چهار هزار و پونصد لیتر

179
00:08:59,879 --> 00:09:01,240
‫چهار هزار و پونصد لیتر

180
00:09:01,279 --> 00:09:04,360
‫و فقط تونستیم این تیکه و یک
‫چهارم تیکه بعدی رو آب بدیم؟

181
00:09:04,440 --> 00:09:06,720
.‫آره. به اندازه یه میلی متر بارون، آبیاری کردی

182
00:09:06,759 --> 00:09:08,320
!‫یه میلی متر آبیاری نکردم

183
00:09:09,440 --> 00:09:11,000
.‫واقعاً همینه

184
00:09:11,080 --> 00:09:12,759
‫میدونی، همین الانش هم آب روی خاک، بخار شده

185
00:09:12,759 --> 00:09:13,600
.‫و باد بردتش

186
00:09:13,639 --> 00:09:18,759
.‫خب، آبیاری موثرت همین بوده، البته موثر نبوده

187
00:09:19,960 --> 00:09:21,279
--‫اون خیلی بدبخته

188
00:09:21,320 --> 00:09:23,879
.‫همینطوره ولی توی این مورد، من طرف اونم

189
00:09:23,960 --> 00:09:27,080
‫اگه کدو تنبل برای هالووین میخوایم

190
00:09:27,159 --> 00:09:28,360
‫خب، خودش به سوال جواب داد دیگه

191
00:09:28,399 --> 00:09:30,279
‫راستش ما کدو تنبل نمیخوایم، میخوایم؟

192
00:09:30,320 --> 00:09:34,360
‫آره، آره. نه، چون که ما پول بذر کدوتنبل رو دادیم

193
00:09:34,440 --> 00:09:38,039
‫پول اون ماسماسک آبپاش رو هم دادم

194
00:09:38,080 --> 00:09:39,639
‫ولی آخه چطوری زنده نگه شون دارم؟

195
00:09:39,759 --> 00:09:41,519
‫میدونی، تا وقتی یه بارون درست و حسابی بیاد

196
00:09:41,600 --> 00:09:43,960
‫آره، آره، بارون بعدی کی قراره بیاد؟

197
00:09:44,720 --> 00:09:46,547
‫چیزی تو پیش بینی هوا دو هفته آینده نیومده

198
00:09:47,879 --> 00:09:49,039
.‫کیر تو این وضعیت

199
00:09:50,879 --> 00:09:53,720
‫این به این معنی بود که فقط
... ‫میتونستم یه کار انجام بدم

200
00:09:56,320 --> 00:09:58,360
‫به کیلیب شیلنگ آب بدم

201
00:09:58,399 --> 00:10:00,440
!‫همیشه داره ایده‌های احمقانه میده

202
00:10:00,960 --> 00:10:02,720
!‫و خودم زودتر تعطیل کنم برم خونه

203
00:10:09,519 --> 00:10:12,080
‫روز بعد مهم بود

204
00:10:12,159 --> 00:10:15,639
‫چرا که خیلی زود، هر چیزی که توی این زمین بود

205
00:10:15,639 --> 00:10:17,720
.‫فروخته می‌شد تا باهاش نون درست بشه

206
00:10:18,879 --> 00:10:20,960
‫و هر چی که توی این زمین بود

207
00:10:21,000 --> 00:10:23,840
.‫فروخته می‌شد تا ناهار باهاش درست بشه

208
00:10:24,759 --> 00:10:27,840
‫و برای اینکه مطمئن بشیم که
‫دارم به بهترین قیمت می‌فروشم

209
00:10:27,879 --> 00:10:31,320
.‫چارلی خندون بهم گفت که باید یه امتحان بدم

210
00:10:34,000 --> 00:10:35,240
‫چارلی، چطوری؟

211
00:10:35,279 --> 00:10:36,320
‫من خوبم. تو چطوری؟

212
00:10:36,360 --> 00:10:38,879
‫خوبم. این ماجرای تراختور قرمز؟

213
00:10:39,000 --> 00:10:41,159
‫آره، امروز قراره که بیان واسه بازرسی

214
00:10:41,240 --> 00:10:43,440
‫ولی باید تلفنی انجامش بدم؟

215
00:10:43,527 --> 00:10:45,008
.‫آره، این بخاطر محدودیت‌های کروناست

216
00:10:45,080 --> 00:10:47,240
‫و این علامت مشخص میکنه که

217
00:10:47,320 --> 00:10:51,080
‫میتونی محصولت رو با همون قیمت بازار بفروشی

218
00:10:51,159 --> 00:10:52,360
.‫یا هیچ تخفیفی ندی

219
00:10:52,440 --> 00:10:54,759
‫پس وقتی یه مشتری میره و چیزی میخره

220
00:10:54,840 --> 00:10:56,759
‫اگه این علامت تراختور
... ‫قرمز کوچولو رو داشته باشه

221
00:10:56,759 --> 00:10:57,360
‫دقیقاً

222
00:10:57,399 --> 00:10:59,240
‫به این معنی که یکی بررسی کرده

223
00:10:59,279 --> 00:11:01,799
.‫تا مطمنن بشه که سر تا پای مزرعه من عنی نباشه

224
00:11:01,879 --> 00:11:05,440
.‫درسته، یه اعتبارنامه خیلی جدی عه

225
00:11:05,519 --> 00:11:06,519
‫و اگه خوب نبودم

226
00:11:06,600 --> 00:11:08,879
‫نمیتونم محصولاتم رو با حداکثر قیمت بفروشم؟

227
00:11:08,960 --> 00:11:10,559
‫آره، که یه تاثیر بزرگ تری

228
00:11:10,600 --> 00:11:12,600
.‫روی سود دهی امسالت خواهد داشت

229
00:11:15,080 --> 00:11:17,559
‫به زودی، کارشناس تراختور قرمز زنگ زد

230
00:11:17,639 --> 00:11:22,960
‫و برای اولین بار، جلسه تصویری
.‫از راه دور ام رو برگزار کردم

231
00:11:23,879 --> 00:11:25,320
‫جرمی، حالت چطوره؟

232
00:11:25,399 --> 00:11:27,559
‫خیلی خوبم. ممنون. تو چطوری؟

233
00:11:27,600 --> 00:11:30,919
‫چطوری میتونم تو رو ببینم؟ اصلاً میتونم؟

234
00:11:32,120 --> 00:11:36,960
‫آم، باید تصویر منو یه گوشه از صفحه نمایشت ببینی

235
00:11:37,320 --> 00:11:41,840
‫نه، هیچی نیست. تماست برقراره، ویدیو روشنه، صدا روشنه

236
00:11:41,919 --> 00:11:45,159
.‫همه برنامه ها از کار افتادن و الان هم صفحه نمایش از کار افتاده

237
00:11:47,879 --> 00:11:50,120
... ‫وقتی بالاخره دوباره وصل شدیم

238
00:11:50,200 --> 00:11:51,799
‫سلام، بالاخره اینجاییم

239
00:11:51,879 --> 00:11:53,360
... ‫دیو، همون بازرسه

240
00:11:53,399 --> 00:11:55,840
.‫ازم خواست که توی ساختمون های مزرعه، دور بزنم

241
00:11:56,919 --> 00:11:58,639
‫درسته، جرمی، اون چیه سمت راست

242
00:11:58,679 --> 00:12:00,720
‫کنار کاه و پوشال‌ها؟

243
00:12:00,759 --> 00:12:04,000
‫اون یه جک روغنی خیلی بزرگه

244
00:12:04,080 --> 00:12:07,720
‫که توی کلمبیا ازش استفاده
.‫کردم تا کرکس‌ها رو باهاش ببینم

245
00:12:07,799 --> 00:12:09,960
‫و اونجا هم چندتایی درب هست

246
00:12:10,000 --> 00:12:12,399
.‫از یه خونه ای که همکارهام، ترکوندش

247
00:12:13,200 --> 00:12:15,000
‫دیو خیلی محترمانه اشاره کرد

248
00:12:15,039 --> 00:12:17,080
‫که میخواد تجهیزات کشاورزی رو ببینه

249
00:12:17,120 --> 00:12:19,639
.‫نه وسایل قدیمی گرند تور رو

250
00:12:19,720 --> 00:12:21,559
‫انبار مواد شیمیایت کجاست؟

251
00:12:21,639 --> 00:12:23,360
‫و مواد شیمیایی الان کجا هستن؟

252
00:12:24,000 --> 00:12:27,000
‫اوه، اونا اینجا توی کانتیر هستن

253
00:12:27,559 --> 00:12:32,039
‫ما فک کردیم که کانتینرها هم ضدآب و هم محکم هستن

254
00:12:32,120 --> 00:12:33,919
‫-آماده ای؟
.‫-آره

255
00:12:34,000 --> 00:12:35,360
... ‫بفرما

256
00:12:36,480 --> 00:12:41,120
‫اوه! شرمنده اون ماشین آلفا رومئوی منه

257
00:12:41,200 --> 00:12:43,320
.‫-آره
.‫-وایسا

258
00:12:45,480 --> 00:12:46,720
... ‫اون

259
00:12:47,320 --> 00:12:48,960
... ‫بعد از شروع متزلزل ام

260
00:12:50,840 --> 00:12:54,360
‫دیو مجبورم کرد که بقیه صبح، کارهای خسته کننده انجام بدم

261
00:12:55,600 --> 00:12:56,399
‫اونجا دبه بنزین هست

262
00:12:56,440 --> 00:12:58,480
‫اونجا روی زمین، اون واسه چیه، جرمی؟

263
00:12:58,519 --> 00:13:00,519
‫توی کیسه‌هایی که جلوته، چی هست؟

264
00:13:00,600 --> 00:13:02,200
‫هر دارویی که به گوسفندها دادی

265
00:13:02,240 --> 00:13:03,279
‫کجا ذخیره میشن؟

266
00:13:03,320 --> 00:13:05,360
‫اون کیسه سیاه چی بود که الان از کنارش رد شدی؟

267
00:13:05,440 --> 00:13:07,320
‫جایی حصار قرمز هست؟

268
00:13:07,399 --> 00:13:10,000
‫میخوای از همین سایه بان برای ذخیره غلات استفاده کنی؟

269
00:13:10,080 --> 00:13:11,799
‫ساخت کجاست؟
‫روش چی نوشته؟

270
00:13:11,879 --> 00:13:14,200
‫چه کار برای دفع آفت انجام دادی، جرمی؟

271
00:13:14,279 --> 00:13:17,399
.‫نیک، کشنده موش‌ها میاد
.‫البته این اسم واقعیش نیست

272
00:13:17,480 --> 00:13:19,159
‫شماره سریالش چیه، جرمی؟

273
00:13:19,240 --> 00:13:20,879
‫17318

274
00:13:20,960 --> 00:13:22,639
‫شماره رو این یکی چیه، جرمی؟

275
00:13:22,720 --> 00:13:24,919
.‫19/2H

276
00:13:25,000 --> 00:13:27,440
.‫76325

277
00:13:27,519 --> 00:13:29,679
.‫/1549

278
00:13:29,759 --> 00:13:34,960
‫0000B

279
00:13:35,039 --> 00:13:37,080
‫محل تقریبی گوسفندها کجاست، جرمی؟

280
00:13:37,159 --> 00:13:39,519
‫-تراختورم رو می‌بینی؟
.‫-آره، قشنگه

281
00:13:40,519 --> 00:13:42,320
‫آهان، انبار مواد شیمیایی

282
00:13:42,399 --> 00:13:45,039
‫چیزی اونجا هست، مایعی هست که روی زمین بریزه؟

283
00:13:45,120 --> 00:13:47,320
‫چیزی اونجا هست که این مایع رو به خودش جذب کنه؟

284
00:13:47,399 --> 00:13:51,720
‫ اینجا فیلم بردلی کوپر و جنیفر لارنس رو داریم

285
00:13:51,799 --> 00:13:54,120
‫چیزی هست که توجهت رو جلب کنه؟

286
00:13:54,200 --> 00:13:55,679
.‫نه نیست

287
00:13:55,759 --> 00:13:58,200
‫آره، وسایل اضطراری میخوای

288
00:13:58,240 --> 00:14:01,279
‫که شامل کیسه شن، جذب کننده‌های گرانولی

289
00:14:01,320 --> 00:14:04,840
‫چاه فاضلاب،  مهارتی که مواد
‫سرریز شده رو بتونی باهاش حفظ کنی

290
00:14:04,919 --> 00:14:07,720
‫کی کار حمل و نقل احشام رو به عهده داره؟

291
00:14:07,799 --> 00:14:08,919
‫بعضی وقتا خودم

292
00:14:09,000 --> 00:14:11,360
.‫هنوزم یکم پهن حیوون اونجا هست

293
00:14:11,440 --> 00:14:15,120
.‫نه، اون فقط خاکه. پهن حیوون نیست

294
00:14:15,200 --> 00:14:18,080
‫میتونی یه مشت ازش برداری
‫و از نزدیک بهم نشونش بدی؟

295
00:14:18,159 --> 00:14:20,039
‫میتونم. وایسا. بفرما

296
00:14:20,120 --> 00:14:22,440
‫استاندارد میگه که تریلی‌ها باید تمیز بشن

297
00:14:22,519 --> 00:14:23,799
‫این تریلر تمیز نبود

298
00:14:26,279 --> 00:14:27,639
‫بعد از اینکه بخاطر

299
00:14:27,679 --> 00:14:29,799
‫انبار مواد شیمیایی و تریلر سرزنش شدم

300
00:14:29,840 --> 00:14:32,120
‫که یکم گل داشت که توش مدفوع نبود

301
00:14:32,200 --> 00:14:34,759
.‫دیو ازم درخواست کرد که سیستم بایگانیم رو ببینه

302
00:14:36,799 --> 00:14:38,360
‫برنامه مدیریت خاک داری

303
00:14:38,399 --> 00:14:40,600
‫اونجا زیر دستت، جرمی؟

304
00:14:40,639 --> 00:14:44,320
.‫نه، این ام ام پی عه، نه

305
00:14:44,360 --> 00:14:46,399
.‫سوال چی بود؟ یادم رفت

306
00:14:46,759 --> 00:14:47,639
‫این اولین بازرسی بوده که

307
00:14:47,679 --> 00:14:49,720
‫توش شرکت داشتی، جرمی؟

308
00:14:49,759 --> 00:14:52,840
‫بالاخره، وقتی که باتری گوشیم رسیده بود به دو درصد

309
00:14:52,919 --> 00:14:55,000
‫باید می‌رفتم سر اصل مطلب

310
00:14:55,840 --> 00:14:57,200
‫دیوید، چیزی که میخوام بدونم اینکه

311
00:14:57,279 --> 00:15:00,320
‫دوتا چیز بود که توش ایراد داشتیم

312
00:15:00,399 --> 00:15:03,720
‫چال شنی و تریلر گلی

313
00:15:03,759 --> 00:15:06,080
‫ولی اوضاع مون خوبه؟

314
00:15:07,360 --> 00:15:08,440
.‫آره

315
00:15:09,480 --> 00:15:11,759
‫این باعث افتخار من شد

316
00:15:12,360 --> 00:15:13,639
!‫من یه چیزی رو انجام دادم

317
00:15:16,440 --> 00:15:18,879
‫متاسفانه، وقت نبود که جشن بگیریم

318
00:15:18,952 --> 00:15:21,671
‫چون که آزیر خطر بعدی به صدا دراومد

319
00:15:23,039 --> 00:15:25,919
‫باید زمین باتلاقیم رو یکم خیس کنم

320
00:15:28,159 --> 00:15:29,440
‫به این ترک‌ها نگاه کن آخه

321
00:15:29,519 --> 00:15:31,480
‫آره، ولی خوبیش اینکه

322
00:15:31,519 --> 00:15:32,159
‫چیه؟

323
00:15:32,200 --> 00:15:34,480
‫چمن خیلی ارزش داره

324
00:15:34,559 --> 00:15:35,879
‫-واقعاً؟
‫-همم، علف خشک

325
00:15:35,960 --> 00:15:37,320
‫-علف خشک
‫-میشه؟

326
00:15:37,399 --> 00:15:39,240
‫یکم علف بچین، فشرده شون کن و بزار توی سایه

327
00:15:39,320 --> 00:15:41,639
‫تضمین شده است، چون که هیشکی علف خوبی نچیده

328
00:15:41,720 --> 00:15:43,639
‫خب، گوسفندها بیشتر علف‌ها رو خوردن

329
00:15:43,720 --> 00:15:45,840
.‫-آره
‫-که تو ازشون خوشت نمیاد

330
00:15:45,919 --> 00:15:49,320
‫نه، اگه گوسفند نداشتی، میتونستی اون علف‌ها رو بچینی

331
00:15:49,399 --> 00:15:50,279
‫میتونستی پول بیشتری از علف‌ها دربیاری

332
00:15:50,320 --> 00:15:51,200
.‫نسبت به پولی که از گوسفندها درمیاری

333
00:15:51,240 --> 00:15:52,080
‫هیچ پولی از گوسفندها درنیاوردم

334
00:15:52,120 --> 00:15:54,159
.‫دقیقاً یه عالمه ضرر کردی

335
00:15:54,200 --> 00:15:56,600
‫ولی اگه علف می‌چیدی، چقدر ضرر می‌کردی؟

336
00:15:56,679 --> 00:15:58,200
‫-هیچی
‫-دقیقاً

337
00:15:59,200 --> 00:16:02,039
،‫و حرف من همینه
‫کون لق گوسفندها

338
00:16:04,039 --> 00:16:06,840
‫کیلیب آتنبرو و من توجهمون رو سمت
‫«با اسم دیوید آتنبرو، مستند ساز معروف، شوخی کرده»

339
00:16:06,919 --> 00:16:09,600
.‫سیستم آبیاری متمرکز کردیم که من خریده بودمش

340
00:16:11,360 --> 00:16:13,360
‫پمپ آب که با نور خورشید کار میکنه

341
00:16:13,879 --> 00:16:16,480
‫این قرار نیست که کار بکنه، مگه نه؟
‫واقع بین باش

342
00:16:16,559 --> 00:16:17,840
‫منم فک نمی‌کنم که کار کنه

343
00:16:17,879 --> 00:16:20,240
‫ولی میخوام یه فرصت به طبیعت بدم

344
00:16:20,279 --> 00:16:24,480
‫خدا این ایستگاه انرژی رو توی آسمون واسمون تعبیه کرده

345
00:16:24,559 --> 00:16:26,360
‫و ما میخوایم که امتحانش کنیم و ازش استفده کنیم

346
00:16:28,120 --> 00:16:31,399
‫واسه الان، بزاریمشون زمین، فکر خوبیه

347
00:16:31,480 --> 00:16:33,279
‫این پمپ رو راه میندازه

348
00:16:33,879 --> 00:16:35,360
‫الان میخوام که

349
00:16:35,399 --> 00:16:38,960
‫یه قطعه الکتریکی رو توی حوضچه، فرو ببرم

350
00:16:40,799 --> 00:16:42,360
‫-آماده ای؟
.‫-برو تو کارش

351
00:16:52,399 --> 00:16:54,159
!‫اگه بشاشی، سرعتش از این بیشتر میشه

352
00:16:54,200 --> 00:16:56,240
‫واقعاً رقت انگیزه

353
00:16:56,960 --> 00:16:58,360
‫میدونی راه حل چیه، رفیق؟

354
00:16:58,399 --> 00:16:58,960
‫چیه؟

355
00:16:59,000 --> 00:17:00,480
.‫احتراق داخلی

356
00:17:00,559 --> 00:17:03,559
‫راه حل واسه همه چیزه. سرعت و قدرت

357
00:17:06,240 --> 00:17:08,279
‫به همین خاطر رفتم خرید

358
00:17:09,640 --> 00:17:12,200
‫و خیلی زود شیلنگ‌های محکم و اساسی داشتیم

359
00:17:14,440 --> 00:17:16,000
‫و ژنراتوری که

360
00:17:16,039 --> 00:17:19,079
‫که با شهدی کهربایی رنگ کار
‫می‌کرد که منظور همون بنزینه

361
00:17:20,079 --> 00:17:21,799
.‫انرژی خورشیدی بیاد بره تو کونم

362
00:17:23,640 --> 00:17:26,400
.‫-آم، مشکل داریم
‫-اوه

363
00:17:28,160 --> 00:17:30,160
‫-میتونی بری و واسم بیاریش؟
.‫-آره، البته

364
00:17:32,319 --> 00:17:34,160
.‫نه بدجوری گیر کرده، رفیق

365
00:17:34,200 --> 00:17:35,880
‫شرمنده، کاری از دست من برنمیاد

366
00:17:41,160 --> 00:17:42,279
!‫ای مادرجنده

367
00:17:42,319 --> 00:17:45,160
.‫اون روز تو هم کنار تراختور منو خیس کردی، پس این به اون در

368
00:17:45,240 --> 00:17:48,079
‫سوخت، پمپ روشنه، ساسات روشنه

369
00:17:50,640 --> 00:17:52,640
.‫-آم، درسته
‫-آماده ای؟

370
00:17:53,759 --> 00:17:56,039
‫خب اینجاییم که یه بار دیگه

371
00:17:56,079 --> 00:17:59,720
.‫نشون بدیم که انرژی خورشیدی، قابل مقایسه با احتراق داخلی نیست

372
00:18:02,240 --> 00:18:05,079
!‫همینه. همینه. همینه

373
00:18:06,400 --> 00:18:09,319
‫اوکی، خیلی وحشیه

374
00:18:10,720 --> 00:18:13,079
‫این داره درست کار نمیکنه، مگه نه؟

375
00:18:13,079 --> 00:18:14,039
‫منظورت چیه؟

376
00:18:14,079 --> 00:18:15,240
.‫ فشار آب خیلی قویه

377
00:18:15,319 --> 00:18:19,799
‫داره همه بذرها و خاک رو میشوره و میبره  تو رودخونه

378
00:18:19,920 --> 00:18:22,200
‫نگه داشتن شیلنگه خیلی سخته

379
00:18:26,480 --> 00:18:28,880
.‫کیر توش، نه، خاموشش کن

380
00:18:30,079 --> 00:18:34,559
‫درسته، همونطور که همیشه گفتم
‫قدرت و سرعت به درد نمیخورن

381
00:18:34,640 --> 00:18:36,160
.‫انرژی خورشیدی جوابه

382
00:18:37,400 --> 00:18:38,920
... ‫و

383
00:18:42,960 --> 00:18:45,400
‫بیا دیگه کیلیب
‫بزار زئوس کارشو بکنه

384
00:18:45,880 --> 00:18:47,759
.‫باید یه ربع دیگه دوباره بیایم این پایین

385
00:18:47,799 --> 00:18:48,559
‫میدونم

386
00:18:49,079 --> 00:18:52,200
‫و اینجا رو آبیاری کنیم و بچرخونیمش و لوله رو ببریم اون طرف

387
00:18:56,680 --> 00:18:58,319
‫وقتی کار زمین باتلاقی تموم شد

388
00:18:58,400 --> 00:19:00,559
‫رفتم سراغ پروژه بعدیم

389
00:19:02,920 --> 00:19:05,519
‫کاشتن چندتا درخت برای دولت

390
00:19:06,960 --> 00:19:09,079
‫که توی خشک‌ترین ماه می تاریخ

391
00:19:09,200 --> 00:19:13,400
‫کاری نیست که پای راستتون بخاطرش ازتون تشکر کنه
*‫*منظورش سفت بودن خاک و سخت بودن کاشت درخته

392
00:19:18,240 --> 00:19:19,960
... ‫وقتی مانتی دان این کارو میکنه

393
00:19:21,400 --> 00:19:23,559
‫خیلی آسون به نظر میرسه

394
00:19:25,079 --> 00:19:28,960
‫دولت اعلام کرده که تا سال 2025

395
00:19:29,960 --> 00:19:33,200
‫125 میلیون درخت در بریتانیا میکاره

396
00:19:33,240 --> 00:19:35,960
!‫و همه گفتن که این عالیه

397
00:19:36,240 --> 00:19:37,319
‫و واقعاً عالیه

398
00:19:38,079 --> 00:19:40,319
‫ولی این همه درخت از کجا میاد؟

399
00:19:41,559 --> 00:19:43,799
‫باید از خارج از کشور، واردشون کنی و اگه این کارو بکنی

400
00:19:43,880 --> 00:19:46,920
‫شاید بیماری‌های بیرون از کشور بیاد تو مثل قارچ خاکسترساز

401
00:19:46,960 --> 00:19:47,799
‫که از اسکاندیناوی میاد

402
00:19:47,799 --> 00:19:50,799
‫بیماری نارون هلندی که از کانادا میاد

403
00:19:50,880 --> 00:19:54,079
‫و بعدش این بیماری‌ها، اون درخت
‫هایی که همین الان توی کشور هستن رو نابود میکنن

404
00:19:55,519 --> 00:20:00,880
‫آخه کی قراره این همه درخت رو بکاره؟
!‫125 میلیون درخت

405
00:20:01,720 --> 00:20:03,559
‫شما توی این کشور نمیتونین مردم رو وادار کنین

406
00:20:03,559 --> 00:20:06,039
‫حتی برن توت فرنگی بچینن

407
00:20:08,240 --> 00:20:11,079
‫و درسته خودخواهانه است، ولی یه مشکل دیگه وجود داره

408
00:20:11,880 --> 00:20:14,680
‫میدونی به چی فک کردم؟
‫اگه یدونه درخت بکارم

409
00:20:14,759 --> 00:20:18,079
‫تا زمانی که به یه درخت درست
‫و حسابی تبدیل بشه، من دیگه مردم

410
00:20:19,680 --> 00:20:20,720
‫پس دارم همه این کارها رو

411
00:20:20,759 --> 00:20:25,400
.‫برای کونبچه ها و دهه هشتادی ها می‌کنم

412
00:20:27,880 --> 00:20:29,319
‫باید سرعت رشد درخت‌ها رو ببرم بالا

413
00:20:41,920 --> 00:20:43,559
‫داریم این همه درخت رو

414
00:20:43,559 --> 00:20:46,960
.‫فقط با کمک دوتا ماشین، می‌کاریم

415
00:20:47,000 --> 00:20:50,640
‫کامیون کمپرسی، کامیون معمولی و
‫یدونه ون. فقط از اینا استفاده می‌کنیم

416
00:20:55,720 --> 00:20:57,039
!‫یدونه درخت

417
00:20:58,559 --> 00:21:00,880
.‫-اینم لوله اگزوزه
.‫این لوله اگزوزه

418
00:21:00,960 --> 00:21:03,319
‫این یه لوله برای آبیاری و هوادهی هستش

419
00:21:03,440 --> 00:21:07,160
‫آب رو به کناره‌های ریشه درخت میرسونه

420
00:21:07,240 --> 00:21:09,000
‫-پس سوراخ داره؟
.‫-آره کناره هاش سوراخ داره

421
00:21:09,079 --> 00:21:10,960
‫درخته چند سالشه؟ پنج، ده سال؟

422
00:21:11,039 --> 00:21:12,680
‫فک کنم چهل ساله باشه

423
00:21:12,720 --> 00:21:13,319
‫واقعاً؟

424
00:21:24,559 --> 00:21:28,079
‫و این چیزیه که در نهایت از آب دراومد
‫بیست تا درخت جدید

425
00:21:28,640 --> 00:21:32,039
‫برای حشرات خوبه، برای
‫پرنده‌ها خوبه، میتونن لونه بسازن

426
00:21:37,640 --> 00:21:38,759
‫معمولاً از درخت‌ها خوشم نمیاد

427
00:21:38,799 --> 00:21:41,319
!‫ولی از اینا خوشم میاد چون لوله اگزوز دارن

428
00:21:49,160 --> 00:21:53,559
‫ماه می‌داشت تموم می‌شد و هنوز خبری از بارون نبود

429
00:21:57,759 --> 00:21:59,559
‫پس هر کاری میتونستیم، کردیم

430
00:21:59,599 --> 00:22:01,960
‫تا مراقب همه چیزهایی
‫باشیم که مسئولشون بودیم

431
00:22:03,359 --> 00:22:05,680
‫برای حوضچه، سایه بان ساختیم

432
00:22:07,839 --> 00:22:10,480
‫بی وقفه آب منتقل می‌کردم

433
00:22:12,079 --> 00:22:14,720
‫کیلیب هم با شیلنگ آبش مشغول بود

434
00:22:16,799 --> 00:22:19,079
‫و چارلی هم سبزیجاتی رو نظارت می‌کرد

435
00:22:19,119 --> 00:22:20,920
.‫که من زمان قرنطینه، کاشته بودم

436
00:22:22,319 --> 00:22:24,839
... ‫شرایط ایده آل نیست ولی میدونی

437
00:22:24,880 --> 00:22:25,920
‫فروشگاه محلی رو داریم

438
00:22:25,960 --> 00:22:28,240
‫و یه چیزی میخوایم که اونو باهاش پرش کنیم

439
00:22:28,319 --> 00:22:31,079
‫چغندر سوئیسی داریم، لوبیا داریم

440
00:22:31,119 --> 00:22:33,160
‫باقلا داریم، شلغم زرد داریم

441
00:22:33,200 --> 00:22:35,960
‫شلغم معمولی داریم، تره فرنگی داریم

442
00:22:36,039 --> 00:22:36,874
‫هر چی که بخوای

443
00:22:36,976 --> 00:22:39,400
‫داریم اینجا پرورش اش میدیم یا
‫ تلاش می‌کنیم که پرورشش بدیم

444
00:22:39,440 --> 00:22:41,160
.‫به نظرم یه چالش حسابی میشه

445
00:22:45,359 --> 00:22:46,880
‫ولی بزرگ‌ترین چالش

446
00:22:46,920 --> 00:22:48,960
‫وضعیت محصول غله اصلی مون بود

447
00:22:50,119 --> 00:22:53,319
‫همون طور که چارلی، توی پیاده
‫روی بعدی مون، بهش اشاره کرد

448
00:22:55,200 --> 00:22:57,640
... ‫-خب پس این گندم
‫-اگه بیای این پایین

449
00:22:57,720 --> 00:23:01,000
‫میتونی ببینی که مشکلات زیادی داریم

450
00:23:01,079 --> 00:23:03,480
‫عالیه، یه قرص کامل نون از بین رفته

451
00:23:03,559 --> 00:23:05,880
‫برگ‌ها دارن از پایین زرد میشن

452
00:23:05,960 --> 00:23:07,799
‫-چی میشن؟
.‫-زرد میشن

453
00:23:07,880 --> 00:23:10,519
.‫-یجوری بیماریه
‫-مثل لانسیا؟

454
00:23:10,599 --> 00:23:11,519
‫دقیقاً

455
00:23:11,599 --> 00:23:14,200
‫ولی الان مشکل اساسی اینکه

456
00:23:14,240 --> 00:23:15,279
‫توی این طرف گیاه

457
00:23:15,319 --> 00:23:18,160
‫ما به این ریشه‌های سفید و خوشگل

458
00:23:18,200 --> 00:23:20,240
.‫نیازی داریم تا با رطوبت، رشد کنن

459
00:23:20,279 --> 00:23:21,359
‫و وقتی که هیچ رطوبتی نباشه

460
00:23:21,400 --> 00:23:22,720
‫چون که هیچ رطوبتی نیست

461
00:23:22,759 --> 00:23:26,354
‫حدوداً 6، 7 هفته میشه که توی قرنطینه ایم؟

462
00:23:28,559 --> 00:23:30,359
‫واسه این جلو اومدم تا اون زردی‌ها رو ببینم

463
00:23:30,440 --> 00:23:31,359
‫آره

464
00:23:31,400 --> 00:23:33,160
... ‫ولی توی قرنطینه بودیم

465
00:23:33,200 --> 00:23:34,559
‫و هیچ بارون درست و حسابی نباریده

466
00:23:34,599 --> 00:23:36,839
‫نه، دوماه میشه که چیزی نباریده

467
00:23:36,880 --> 00:23:38,000
‫آره دو ماه

468
00:23:38,079 --> 00:23:41,519
‫بقیه زمین هم، گیاه‌ها خشک شده بودن

469
00:23:42,720 --> 00:23:44,079
‫یکی دیگه رو از جاش کند

470
00:23:44,960 --> 00:23:47,680
،‫داره یکم بهش فشار وارد میشه
.‫دوباره فشار بخاطر کمبود رطوبته

471
00:23:47,759 --> 00:23:49,160
.‫-یکم موم دار شدن
‫-اینو از کجا میدونی؟

472
00:23:49,319 --> 00:23:51,880
.‫-اون، الان متوجه شدم، همون چیز سفیده
.‫-آره اون چیز سفیده

473
00:23:51,960 --> 00:23:54,759
‫این چیز سفیده مثل موم عه

474
00:23:54,799 --> 00:23:56,119
‫از خودش محافظت میکنه

475
00:23:56,160 --> 00:23:57,519
‫پس برگ ها توی همدیگه جمع میشن

476
00:23:57,599 --> 00:23:59,400
‫پس وقتی روش فشار هست که اون چیز سفیده روی برگ‌ها باشن؟

477
00:23:59,480 --> 00:24:01,960
‫و برگ‌ها توی همدیگه جمع میشن تا به رطوبت کمتری احتیاج پیدا کنن

478
00:24:02,039 --> 00:24:04,000
‫آهان! پس توی همدیگه جمع شدن، یه چیز بده؟

479
00:24:04,079 --> 00:24:05,359
.‫-آره توی همدیگه جمع شدن، یه نشونه بده
‫-فاشار

480
00:24:05,400 --> 00:24:06,920
.‫فاشار، این گیاه‌های تحت فشارن

481
00:24:08,839 --> 00:24:11,599
‫کمبود آب، یه مشکل جدی بود

482
00:24:12,400 --> 00:24:15,480
‫ولی تنها چیزی نبود که منو اذیت می‌کرد

483
00:24:16,480 --> 00:24:18,240
‫اون روز داشتم این کارو می‌کردم

484
00:24:18,319 --> 00:24:22,079
‫داشتم نگا می‌کردم که کیلیب یه چیزی رو داشت اسپری می‌کرد

485
00:24:22,160 --> 00:24:23,359
‫آره؟

486
00:24:23,440 --> 00:24:27,119
... ‫تا کی میتونیم به اسپری کردن زمین‌ها ادامه بدیم تا اینکه

487
00:24:27,200 --> 00:24:29,799
‫<i>میدونی چیه، من تا جایی که توان داشتم، بهتون سرویس دادم</i>

488
00:24:30,559 --> 00:24:32,759
‫-محصول؟
.‫-نه خود خاک

489
00:24:33,720 --> 00:24:36,400
‫مثل اینکه بگیم تو یه فوتبالیستی

490
00:24:36,487 --> 00:24:38,887
‫خب کل فصل توی لیگ جزیره بازی کردی

491
00:24:38,960 --> 00:24:42,160
‫الان باید بلافاصله بری

492
00:24:42,200 --> 00:24:43,640
‫و توی یه لیگ دیگه بازی بکنی

493
00:24:43,680 --> 00:24:45,359
‫و باید اونجا هم همونقدر تلاش بکنی

494
00:24:45,400 --> 00:24:47,480
.‫و بعدش دوباره برگردی

495
00:24:47,519 --> 00:24:50,160
.‫زیاد نمیتونن به عنوان فوتبالیست دووم بیارن

496
00:24:50,240 --> 00:24:52,279
‫به همین خاطره که کشت تناوبی داریم

497
00:24:52,319 --> 00:24:53,359
... ‫ما گیاه‌های مختلفی رو پرورش میدیم

498
00:24:53,391 --> 00:24:56,631
‫ولی ما گندم، جو، کلزا رو پرورش میدیم
... ‫پس فرق چندانی

499
00:24:56,720 --> 00:24:59,359
‫ولی کشت تناوبی، باعث میشه
‫که تناوب مواد شیمیایی شکسته بشه

500
00:24:59,440 --> 00:25:02,319
‫و ما همینجوری مواد شیمیایی روی زمین خالی نمی‌کنیم

501
00:25:02,680 --> 00:25:05,160
‫آره ارزش این کارو میدونم. داریم
‫بخاطر دلایل درستی این کارو می‌کنیم

502
00:25:05,240 --> 00:25:07,599
‫غذای دنیا رو تامین می‌کنیم، محصولات رو سالم نگه می‌داریم

503
00:25:07,680 --> 00:25:09,960
‫ولی در طولانی مدت، بعضی از مردم میگن که

504
00:25:10,000 --> 00:25:11,319
‫درسته که یکم باعث ترس میشن

505
00:25:11,359 --> 00:25:12,960
‫ولی با اینحال

506
00:25:13,000 --> 00:25:14,039
‫دارن میگن که توی این کشور

507
00:25:14,079 --> 00:25:17,440
‫فقط 90 تا 100 کشت دیگه داریم

508
00:25:17,519 --> 00:25:20,319
.‫تا اینکه خاک رویی، از بین بره

509
00:25:20,400 --> 00:25:21,960
‫اجازه دارم که یکم نگران باشم؟

510
00:25:22,000 --> 00:25:23,279
.‫باید هم نگران باشی

511
00:25:26,559 --> 00:25:29,400
‫وقتی که پیاده روی من و چارلی توی زمین زراعی تموم شد

512
00:25:29,480 --> 00:25:32,680
.‫توجه ام رو به سمت یک معمای جنایی معطوف کردم

513
00:25:33,839 --> 00:25:36,400
‫معمولاً مرغ‌های من اینجوری ان

514
00:25:37,799 --> 00:25:39,720
‫ولی چند روز گدشته

515
00:25:39,759 --> 00:25:42,160
... ‫اینجوری شدن

516
00:25:44,720 --> 00:25:47,960
‫و من تازه فهمیدم که جریان چیه

517
00:25:51,039 --> 00:25:52,960
‫این یه صحنه مخصوص روستاست
‫قبول داری؟

518
00:25:53,039 --> 00:25:57,319
.‫همه گوسفندها دارن خودشون رو میمالن به مرغدونی ها

519
00:25:58,200 --> 00:26:00,680
‫البته هیچ چیز روستایی در موردشون وجود نداره

520
00:26:00,759 --> 00:26:05,799
‫چون که کاری که اونا میکنن اینکه در مرغدونی ها رو باز میکنن

521
00:26:06,640 --> 00:26:09,400
... ‫اینو از خودم درنمیارم، خودشون رو به میمالن به قفس‌ها تا اینکه

522
00:26:09,480 --> 00:26:12,000
.‫نه، اون آبی عه
‫بازش کردن، دنبالم بیا

523
00:26:14,119 --> 00:26:15,279
‫بفرما

524
00:26:17,920 --> 00:26:19,039
‫یالا، اینجا رو خلوت کنین

525
00:26:19,960 --> 00:26:23,240
‫نگاه کن، خودشون رو به قفس‌ها مالیدن

526
00:26:23,880 --> 00:26:26,720
‫پس درشون باز شده و مرغ‌ها میتونن برن بیرون

527
00:26:27,799 --> 00:26:29,279
‫واسم سواله که چرا این کارو میکنن؟

528
00:26:30,160 --> 00:26:33,559
‫تنها دلیلی که میتونم بهش فک کنم

529
00:26:33,599 --> 00:26:35,640
‫اینکه حوصله شون سر رفته و با خودشون فک کردن که

530
00:26:35,680 --> 00:26:38,920
‫<i>هی دخترا، بزنین بریم و چندتا مرغ رو از قفس هاشون بیاریم بیرون</i>

531
00:26:39,000 --> 00:26:40,240
‫<i>و ببینیم که تا کجا میتونن برن</i>

532
00:26:40,279 --> 00:26:41,960
.‫<i>تا اینکه روباه بخورتشون</i>

533
00:26:42,799 --> 00:26:44,920
‫روباه‌ها توی یه حفره زندگی میکنن

534
00:26:45,000 --> 00:26:47,359
‫راستش از همینجا هم میتونم کنار پرچین، حفره رو ببینم

535
00:26:47,440 --> 00:26:51,000
‫اساساً اونا درست مقابل یه شعبه از کی اف سی دارن زندگی میکنن

536
00:26:51,440 --> 00:26:52,880
‫گوسفندها هم میدونن که روباها ها اونجان

537
00:26:52,920 --> 00:26:53,960
‫میدونن که مرغ‌ها هم اینجان

538
00:26:54,000 --> 00:26:55,640
.‫واسشون مثل بازی میمونه

539
00:26:59,400 --> 00:27:01,839
‫اگرچه کیلیب، تئوری منو رد کرد

540
00:27:02,640 --> 00:27:05,160
‫وقتی که داشتیم حصار درست می‌کردیم تا جلوی این مشکل رو بگیریم

541
00:27:05,240 --> 00:27:08,759
‫اون گفت که گوسفندها به این خاطر
‫خودشون رو به مرغدونی ها میمالن

542
00:27:08,839 --> 00:27:11,599
.‫چون که گرمشونه و بدنشون میخاره

543
00:27:12,599 --> 00:27:15,440
.‫که یعنی وقت چیدن پشم هاشون رسیده بود

544
00:27:17,880 --> 00:27:19,039
‫خب، اصولاً توی این زمین زندگی میکنن

545
00:27:19,079 --> 00:27:20,200
‫آره

546
00:27:20,240 --> 00:27:22,160
‫خب، اونجا یه ماجرا داره، مگه نه؟

547
00:27:22,240 --> 00:27:23,839
!‫اونجا سبزه و اون تیکه نیست

548
00:27:23,920 --> 00:27:26,920
‫پس به کوین از ان اس ای زنگ زدم

549
00:27:27,000 --> 00:27:30,243
‫و اون خیلی مشتاق بود که بدونه چطوری
.‫فصل به دنیا اومدن بره‌ها رو پشت سر گذاشتم

550
00:27:30,720 --> 00:27:34,400
‫در کل، همه بره‌ها بجز یدونه شون، زنده موندن

551
00:27:34,480 --> 00:27:35,799
‫خب این خوبه

552
00:27:35,880 --> 00:27:39,759
‫اشتباهی دستم رو فرو کردم توی کون یکی شون

553
00:27:39,839 --> 00:27:42,480
‫-شرط می‌بندم که تو هم این کارو کردی
‫-نه

554
00:27:42,559 --> 00:27:45,319
‫یه اشتباه محض بود
‫اصلاً عمدی در کار نبود

555
00:27:46,759 --> 00:27:48,400
‫-این همون رفیقته؟
.‫-آره، خودشه

556
00:27:48,480 --> 00:27:50,160
‫فک کنم همونیه که دستمو کردم تو کونش

557
00:27:50,240 --> 00:27:51,880
‫چون هر بار که میام اینجا

558
00:27:51,960 --> 00:27:54,119
‫میاد پیشم و یجوری بهم نگاه میکنه که انگار داره میگه
‫<i>خواهش می‌کنم دیگه اون کار نکن</i>

559
00:27:54,200 --> 00:27:56,440
‫آره، چون که رفیقاش اینجا هستن

560
00:27:56,480 --> 00:27:57,519
.‫ازش معذرت خواستم

561
00:28:01,640 --> 00:28:05,359
‫به زودی، الن چوپون به همراه یه نفر دیگه، اومد

562
00:28:05,440 --> 00:28:07,920
... ‫گوسفندها توی آغل هاشون جمع شده بودن

563
00:28:10,480 --> 00:28:12,799
‫و طوفان پشم چینی، شروع شد

564
00:28:26,240 --> 00:28:27,799
‫خدایا اینو ببین ... پس گرد میچرخه؟

565
00:28:27,839 --> 00:28:28,759
‫آره

566
00:28:29,920 --> 00:28:31,319
‫اوه، پیداش کردم

567
00:28:32,640 --> 00:28:34,039
‫چی میشه اگه انگشتتو بکنی اون تو؟

568
00:28:34,079 --> 00:28:35,240
‫قطع میشه

569
00:28:35,279 --> 00:28:36,160
... ‫این که خیلیی

570
00:28:36,200 --> 00:28:37,559
... ‫قراره که دستم قطع بشه اگه

571
00:28:37,599 --> 00:28:40,519
‫-چرا اخه اینو دارن؟
.‫-تا بتونی حرکتشون بدی

572
00:28:41,559 --> 00:28:42,599
‫چون که در غیر اینصورت، نمیتونی

573
00:28:42,640 --> 00:28:43,680
‫همه اون پستی و بلندی‌ها

574
00:28:43,720 --> 00:28:46,200
.‫-انحناهای بدن گوسفند رو باهاش بچینی
.‫-این مرگباره

575
00:28:50,200 --> 00:28:53,359
‫-برعکس میاریشون بیرون
‫-چون که اینجوری راحت تره

576
00:28:53,440 --> 00:28:55,640
‫میتونی بلافاصله شروع کنی و پشماشون رو بزنی

577
00:28:55,720 --> 00:28:56,880
‫توی زمان صرفه جویی میشه

578
00:28:56,960 --> 00:28:59,039
‫و این کار معمولاً بخاطر سلامت خود گوسفند انجام میشه؟

579
00:28:59,119 --> 00:29:00,960
‫چون که خیلی گرمشون میشه

580
00:29:01,039 --> 00:29:03,279
‫خیلی گرمشون میشه

581
00:29:03,319 --> 00:29:04,920
‫و احتمال اینکه مگس بیاد کنارشون، زیاده

582
00:29:04,960 --> 00:29:07,160
‫درسته، فک کنم دنبال اینی که یه کاری بکنی

583
00:29:07,559 --> 00:29:11,200
‫کوین منو گذاشت بالای پشم گوسفندها تا لوله شون کنم

584
00:29:11,799 --> 00:29:13,799
‫خیلی خب، اینجوری پرتشون کن

585
00:29:16,400 --> 00:29:18,839
‫میتونی بگی کدوم طرف پشتشه
‫و کدوم طرف سمت گردنشه؟

586
00:29:18,920 --> 00:29:21,880
.‫-فک کنم این پشتشه
.‫-نه اون گردنشه

587
00:29:21,960 --> 00:29:23,680
.‫-آره، خودم میدونستم
.‫-یکم تاپاله اونجا هست، نگاه کن

588
00:29:23,759 --> 00:29:24,880
‫آره، اون گوه عه. آره

589
00:29:24,960 --> 00:29:27,359
‫باید تاپاله هاش اینجوری رو جدا کنی

590
00:29:27,440 --> 00:29:31,720
‫قشنگ لوله شون کنی، سمت گردن رو دورش بپیچی

591
00:29:31,759 --> 00:29:32,799
.‫و بچپونیش اون تو

592
00:29:38,720 --> 00:29:40,400
‫این یکی قشنگه

593
00:29:40,680 --> 00:29:41,839
... ‫این یکی عنی عه

594
00:29:41,920 --> 00:29:44,240
‫آخه چطوری هم جلوش و هم عقبش عنی عه؟

595
00:29:44,319 --> 00:29:48,079
‫همه جاش عنی عه. روی پاهاش هم عن هست

596
00:29:48,160 --> 00:29:51,920
‫بلافاصله تصمیم گرفتم که لوله کردن کار من نیست

597
00:29:52,000 --> 00:29:54,960
.‫میخوام اون کارو بکنم
‫میشه بعدی رو من انجام بدم؟

598
00:29:55,039 --> 00:29:58,079
‫اگه میخوای. پس باید کله اش رو بگیری

599
00:29:59,559 --> 00:30:00,799
‫و بعد دم اش رو

600
00:30:03,319 --> 00:30:05,359
‫و اونا سمت همدیگه خم میشن

601
00:30:05,400 --> 00:30:06,440
‫و یه قدم به عقب برمیداری

602
00:30:06,480 --> 00:30:07,839
!‫نه، نه

603
00:30:13,440 --> 00:30:16,119
‫درسته، اول از همه، باید خونسرد باشم

604
00:30:17,119 --> 00:30:18,559
‫بهشون همچین حسی ندم که قراره

605
00:30:18,599 --> 00:30:20,240
‫یه ثانیه دیگه، به پشت خم شون کنم

606
00:30:20,279 --> 00:30:22,799
‫دارم با تو حرف می‌زنم، به این میگن
.‫روانشناسی گوسفند. برو که بریم

607
00:30:22,880 --> 00:30:23,759
‫اون همین الانش هم میدونه که دنبالشی

608
00:30:23,799 --> 00:30:25,000
‫البته که میدونه

609
00:30:25,039 --> 00:30:27,160
‫خونسرد باش، کوین، خونسرد باش

610
00:30:27,200 --> 00:30:28,880
‫نباید اجازه بدیم شما دوتا بترسین

611
00:30:28,920 --> 00:30:30,680
‫اوکی. دستتو بزار روی چونه اش

612
00:30:32,920 --> 00:30:34,759
.‫یه کاری کردم

613
00:30:36,480 --> 00:30:39,000
.‫-ما گرفتیمش
.‫-خب، آره، ولی اون روی منه

614
00:30:39,079 --> 00:30:40,720
.‫حرکت بعدی، کله اش عه

615
00:30:42,440 --> 00:30:43,480
‫قراره که لگد بخورم

616
00:30:43,559 --> 00:30:47,119
‫اوه، لگد زد تو تخمام. اوه، کافیه

617
00:30:53,160 --> 00:30:55,720
!‫من نمیتونم با گوسفند کشتی بگیرم

618
00:30:58,359 --> 00:31:01,799
،‫برای این که کارم راحت‌تر بشه
‫الن گوسفند رو برام بیرون آورد

619
00:31:04,160 --> 00:31:07,720
‫خب باید اون پا رو بزاری توی شکاف لگن ات

620
00:31:07,799 --> 00:31:09,039
‫-شکاف لگن ام؟
‫-آره

621
00:31:09,119 --> 00:31:11,599
‫-کله رو کجا بزارم؟
‫-کله اش جلو میمونه

622
00:31:12,240 --> 00:31:16,559
‫این طرف. اوه، خدای من. نگا
.‫کن. میدونم، الان آروم اش می‌کنم

623
00:31:16,640 --> 00:31:18,240
‫امسال میخوای تعطیلات کجا بری؟

624
00:31:19,160 --> 00:31:22,680
‫بفرما، دیدی، الان یه رابطه خیلی ریلکس با همدیگه داریم

625
00:31:22,759 --> 00:31:26,519
!‫اوه! زد توی قسمت‌های تحتانی

626
00:31:33,279 --> 00:31:34,960
.‫کیر توش، این غیرممکنه

627
00:31:36,240 --> 00:31:40,240
‫نمیتونم ایده پایین نگه داشتن گوسفند رو باور کنم

628
00:31:40,640 --> 00:31:42,839
‫باید هشت پا باشی تا بتونی این کارو بکنی

629
00:31:42,920 --> 00:31:45,400
‫باید هشت تا دست و پا داشته
‫باشی و خیلی هم قوی باشی

630
00:31:45,480 --> 00:31:47,079
.‫-آره
‫-بعدش اونجا دراز کشیده

631
00:31:47,160 --> 00:31:50,279
‫کله اش رو اینور و اونور
‫میچرخونه تا یه نقطه ضعف ازت پیدا کنه

632
00:31:50,359 --> 00:31:52,000
‫در حالی که تو داری یه کاری رو می‌کنی

633
00:31:52,079 --> 00:31:55,759
‫که ممکنه در کسری از ثانیه، دست ات رو قطع کنه.

634
00:31:55,839 --> 00:31:57,519
‫فک می‌کردم اون سگ گله ات خیلی پشم ریزونه

635
00:31:57,599 --> 00:32:00,009
.‫ولی الان خودت پشم ریزون تر از اون سگی

636
00:32:01,559 --> 00:32:03,160
‫بعد از شکست در پشم چینی

637
00:32:03,200 --> 00:32:05,480
‫دوباره منو برگردوندن سر کار لوله کردن پشم‌ها

638
00:32:07,039 --> 00:32:08,599
‫چطوری روزت رو گدروندی، جرمی؟

639
00:32:08,680 --> 00:32:12,240
‫خب، عن ها رو از کت‌های پشمی گوسفندها، جدا می‌کردم

640
00:32:13,440 --> 00:32:16,119
‫چون که این یه تشکیلات اقتصادی مرتبط با گوسفند بود

641
00:32:16,200 --> 00:32:19,680
‫شک کردم که چیز سوددهی نخواهد بود

642
00:32:20,480 --> 00:32:23,640
‫میدونم که کرونا هست، پس هیچ صادراتی به چین نیست

643
00:32:23,720 --> 00:32:26,200
،‫هیشکی ساختمون جدید نمیسازه
‫پس هیشکی هم فرش جدید نمیخره

644
00:32:27,079 --> 00:32:28,720
‫و هیشکی هم لباس پشمی دیگه نمیپوشه

645
00:32:28,799 --> 00:32:31,279
‫چون که همه دارن لباس ورزشی
‫و پیرهن تیم‌های فوتبال رو میپوشن

646
00:32:32,519 --> 00:32:35,920
‫پس چقدر از این پشم‌ها گیرم میاد؟

647
00:32:36,640 --> 00:32:39,799
‫احتمالاً 30 تا 40 پنی
*‫*هر صد پنی میشه یه پوند

648
00:32:40,240 --> 00:32:43,720
‫پس اگه 77 تا گوسفند باشه

649
00:32:46,799 --> 00:32:48,279
‫30.8 پوند

650
00:32:48,720 --> 00:32:53,039
‫چیزی که از کل این پشم‌ها گیرم میاد، 30.8 پونده

651
00:32:53,119 --> 00:32:54,160
‫آره

652
00:32:54,720 --> 00:32:58,359
‫الن 1.75 پوند به ازای هر گوسفند میگیره، همکارش هم همینطور

653
00:32:58,440 --> 00:33:01,880
‫و بعدش من 40 پنی می‌گیرم برای چیزی که اونا تولید میکنن

654
00:33:01,960 --> 00:33:03,480
‫همممم

655
00:33:03,559 --> 00:33:06,119
‫کو، این یه تجارته پر ضرره

656
00:33:07,039 --> 00:33:09,920
‫آره ولی دیگه این کار رو به این خاطر انجام نمیدیم

657
00:33:09,960 --> 00:33:10,799
‫تا ازش پول کسب کنیم

658
00:33:10,839 --> 00:33:12,119
‫ولی زمان قدیم واسه پول این کارو میکردن

659
00:33:12,359 --> 00:33:14,119
‫فک کن نیم میلیون تا گوسفند

660
00:33:14,160 --> 00:33:16,200
‫توی کاتس ورلدز در قرن 12 هم بود

661
00:33:16,240 --> 00:33:18,519
‫و توی کل کشور هم 2 میلیون نفر ادم بود

662
00:33:18,575 --> 00:33:20,416
‫جمعیت گوسفند از آدم‌ها جلو زده

663
00:33:20,480 --> 00:33:21,519
‫ولی قبلاً توی بریتانیا یک چهارم جمعیت آدم‌ها بودن

664
00:33:21,559 --> 00:33:22,960
‫آره اگه به دور و اطرافت نگاه کنی

665
00:33:23,000 --> 00:33:24,839
‫توی بعضی از شهرهای اینجا

666
00:33:24,880 --> 00:33:26,680
‫بعضی از شهرها کلیساهای خیلی بزرگی دارن

667
00:33:26,759 --> 00:33:27,559
‫چون که همه اون آدم‌هایی که

668
00:33:27,599 --> 00:33:29,000
‫از پشم به نون و نوا رسیدن

669
00:33:29,039 --> 00:33:30,559
‫احساس کردن که باید پول رو دوباره به جامعه برگردونن

670
00:33:30,599 --> 00:33:31,960
‫و بعدش کلیساهای خیلی گنده ساختن

671
00:33:32,000 --> 00:33:34,960
‫آره، این کارو کردن. اینجا کلیساهای
‫خیلی گنده و خونه های بزرگ داریم

672
00:33:35,039 --> 00:33:36,480
‫چرا ملت لباس ورزشی میپوشن؟

673
00:33:36,519 --> 00:33:38,799
‫چرا پوشیدن لباس ورزشی رو غیرقانونی نمی‌کنی؟

674
00:33:38,839 --> 00:33:42,319
‫و لباس تیم‌های فوتبال، غیرقانونی
‫غیرقانونی

675
00:33:42,359 --> 00:33:44,400
‫فقط میتونی لباس پشمی بپوشی

676
00:33:44,440 --> 00:33:45,799
‫و ما که پشتتیم

677
00:33:46,039 --> 00:33:48,519
.‫-درسته، دیگه لباس ورزشی نمیخوایم
‫-لباس های زیر پشمی

678
00:33:48,599 --> 00:33:49,640
.‫لباس های زیر پشمی

679
00:33:51,640 --> 00:33:54,480
‫وقتی که الن و همکارش توی گوسفندها غرق شده بودن

680
00:33:55,519 --> 00:33:59,480
‫جرالد به ملاقاتم اومد و اونم
‫انگار رفته بود پیش پشم چین

681
00:34:00,119 --> 00:34:02,799
‫-جرالد
‫-سلام

682
00:34:03,079 --> 00:34:07,480
‫فک نمی‌کردم که تو هم این بیرون پیش گله باشی

683
00:34:07,720 --> 00:34:09,280
‫این همون قسمتیه که گوه‌ها روش هستن

684
00:34:09,360 --> 00:34:11,239
‫میتونم اصلاح اش کنم ها
‫اینجا وسایلشو دارم

685
00:34:11,320 --> 00:34:12,360
‫آره، میدونم

686
00:34:12,440 --> 00:34:15,639
‫حدس می‌زنم که یه چی برداشتی

687
00:34:15,679 --> 00:34:18,199
‫یا یه مخزنی رو گذاشتی کنار هر درخت، این کارو کردی؟

688
00:34:18,320 --> 00:34:19,639
‫و مزاحم اونا نمیشی

689
00:34:19,760 --> 00:34:21,880
‫من فک می‌کردم که اونا میرن منچستر

690
00:34:21,960 --> 00:34:24,960
... ‫یه چیز دیگه که دوسال پیش در این موضوع پیدا کرده بودم

691
00:34:25,320 --> 00:34:26,400
‫اوه، آره

692
00:34:26,480 --> 00:34:28,280
‫ولی میدونی با این کمر داغون

693
00:34:28,320 --> 00:34:29,639
‫کار مزخرفیه، مزخرفه

694
00:34:29,760 --> 00:34:33,360
‫شیلنگ‌های لعنتی رو داری که از اونجا بیرون اومدن

695
00:34:33,440 --> 00:34:37,039
‫همونجایی که حوضچه ات هست

696
00:34:37,119 --> 00:34:39,440
‫الان دیگه هیچ حیوونی اون اطراف پیدا نمی‌کنی

697
00:34:39,519 --> 00:34:43,079
‫بهتره بیخیال خاک بشی
‫نمیتونی این کارو با حیوون ها بکنی

698
00:34:44,079 --> 00:34:46,280
‫آره، درسته. من برم اینو لوله کنم

699
00:34:46,320 --> 00:34:47,599
‫گفتگوی خوبی بود، جرالد

700
00:34:50,000 --> 00:34:51,800
‫عصر که سپری می‌شد

701
00:34:51,840 --> 00:34:55,159
‫پشم‌های بی ارزش پشت سر هم داشتن می اومدن

702
00:34:55,199 --> 00:34:58,920
‫تا اینکه در نهایت تنها چیزی
.‫که مونده بود، دوتا قوچ مون بود

703
00:34:59,000 --> 00:35:02,199
‫وین و لئوناردو

704
00:35:04,159 --> 00:35:06,559
... ‫اگه الان ورجه وورجه بکنه
*‫*منظورش اینکه تخمای قوچ‌ها در خطره

705
00:35:10,960 --> 00:35:13,360
‫چیز خنده دار اینکه وین رونی واقعی

706
00:35:13,400 --> 00:35:14,559
‫وقتی که میره سلمونی

707
00:35:14,599 --> 00:35:15,960
‫معمولاً با موهای بیشتری بیرون میاد

708
00:35:16,000 --> 00:35:17,920
‫نسبت به وقتی که رفته بود تو
‫ ولی این یکی وین نه

709
00:35:20,280 --> 00:35:23,984
‫وقتی که وین و لئو از مدل موی جدیدشون لدت میبردن

710
00:35:24,079 --> 00:35:27,360
‫وقتش بود که ما هم وسایل رو
‫بزاریم زمین و یه آبجو بزنیم به بدن

711
00:35:28,559 --> 00:35:30,320
‫احساس نمی‌کنم که واقعاً لذت
‫خوردن این آبجو رو بدست آورده باشم

712
00:35:30,400 --> 00:35:31,360
‫باید صادق باشم چون که

713
00:35:31,400 --> 00:35:33,639
.‫واقعاً توی چیدن پشم گوسفندها، استاد نشدم

714
00:35:33,679 --> 00:35:36,320
‫آره ولی به عنوان میزبان
‫همیشه خوبه که

715
00:35:36,360 --> 00:35:38,400
‫یه آبجو کنار پشم چین‌ها بخوری

716
00:35:38,440 --> 00:35:40,000
.‫تا بخاطر تلاش‌های سخت شون، ازشون تشکر کنی

717
00:35:40,079 --> 00:35:42,159
‫آره ولی اونا آبجو رو آوردن
‫الان حس بدی دارم

718
00:35:42,199 --> 00:35:44,559
‫بهم نگفتی که لازمه که

719
00:35:44,599 --> 00:35:47,320
‫موقع پشم چینی، با خودم آبجو بیارم

720
00:35:47,360 --> 00:35:49,760
‫و بهم نگفتی که گوسفندها
‫دوتا سوراخ، پشتشون دارن

721
00:35:51,840 --> 00:35:53,159
‫-خب، الان دیگه اینو میدونی، مگه نه؟

722
00:35:53,199 --> 00:35:53,639
.‫اوه، آره

723
00:35:53,679 --> 00:35:54,920
‫اینو یاد گرفتی

724
00:35:57,280 --> 00:35:58,679
‫وقتی زنگ تفریح آبجو خوری تموم شد

725
00:35:58,760 --> 00:36:00,639
... ‫هنوز یه کار مونده بود

726
00:36:01,119 --> 00:36:03,159
‫منتقل کردن گوسفندها به زمین جدیدشون

727
00:36:03,159 --> 00:36:05,639
‫که این زمین، اون طرف مزرعه بود

728
00:36:06,760 --> 00:36:09,760
‫و با درنظر گرفتن اینکه امروز خیلی کمک نکرده بودم

729
00:36:09,840 --> 00:36:11,960
‫داوطلب شدم که رهبری این کارو بر عهده بگیرم

730
00:36:12,000 --> 00:36:15,199
.‫و گله رو از جلو، هدایت کنم

731
00:36:15,320 --> 00:36:18,599
‫یالا دخترا، یالا دخترا

732
00:36:21,639 --> 00:36:23,800
‫یالا دخترا، الان میرین توی جاده

733
00:36:24,400 --> 00:36:26,880
‫به دنیای من خوش اومدین
‫بزرگراه‌ها

734
00:36:28,679 --> 00:36:32,079
‫بععع به خودت، نه، نه اونجا نه

735
00:36:32,880 --> 00:36:34,639
!‫نزار منحرف بشن، جرمی

736
00:36:34,679 --> 00:36:37,440
‫نه، اونا محاصره ام کردن، ووه، آروم باشین

737
00:36:37,519 --> 00:36:40,159
!‫تو جلویی، جرمی

738
00:36:40,159 --> 00:36:41,199
!‫نه، نه، ووه

739
00:36:42,960 --> 00:36:44,320
!‫باید بری جلوشون حرکت کنی

740
00:36:45,400 --> 00:36:46,960
‫خیلی هم بد پیش نرفته

741
00:36:49,599 --> 00:36:52,440
!‫بیا اینجا

742
00:36:53,000 --> 00:36:54,320
‫دارین کجا میرین؟

743
00:36:57,559 --> 00:36:58,760
!‫-بشین زمین
!‫-یالا دخترا

744
00:37:02,639 --> 00:37:03,667
... ‫خب، اونا

745
00:37:04,005 --> 00:37:05,730
‫الان دارن محصولات رو لگد میکنن

746
00:37:07,599 --> 00:37:10,159
!‫-بیاین دخترا
‫-خب، توی حاشیه راه برین دیگه

747
00:37:15,199 --> 00:37:17,119
‫همشون فک میکنن که راسل کرو هستن

748
00:37:22,159 --> 00:37:24,440
!‫-یالا دخترا

749
00:37:26,119 --> 00:37:28,079
‫بیاین پیش من. این خوب پیش نرفته

750
00:37:28,159 --> 00:37:30,519
!‫-یالا دخترا
‫-سگه هم اومد

751
00:37:30,599 --> 00:37:33,599
‫سگه یکمی داره کمک میکنه، بیشتر کار خودمه

752
00:37:34,199 --> 00:37:35,679
!‫یالا دخترا

753
00:37:38,320 --> 00:37:41,199
.‫این کارو نکن. این کارو نکن

754
00:37:41,960 --> 00:37:44,639
!‫نه، نه، نه

755
00:37:45,039 --> 00:37:47,440
‫-وایسا. بیا اینور
.‫-درسته، سگه رو بپا

756
00:37:47,519 --> 00:37:49,960
!‫بیا اینور، بیا اینور، بیا اینور

757
00:37:50,039 --> 00:37:51,639
‫یالا سگ، بیارشون این طرف

758
00:37:56,440 --> 00:37:59,039
‫سگ خوب. بالاخره رفتن

759
00:38:00,039 --> 00:38:02,119
.‫-بیوفت جلو
‫-برو ای سگ شکاری

760
00:38:02,920 --> 00:38:04,079
!‫یالا، دخترا

761
00:38:06,000 --> 00:38:08,639
‫الان دارن توی مسیر درست میرن

762
00:38:09,760 --> 00:38:12,079
‫-این یه منظره عالیه
‫-منظره بدی نیست، نه؟

763
00:38:12,159 --> 00:38:13,559
‫دوست داشتنیه، مگه نه؟

764
00:38:13,599 --> 00:38:14,840
‫اینم زیبایی‌های این شغله دیگه

765
00:38:14,880 --> 00:38:17,400
‫همچین چیزی رو می‌بینی و
‫باعث میشه خنده روی لب هات بیاد

766
00:38:19,440 --> 00:38:21,159
‫در نهایت پس از یک ماجراجویی

767
00:38:21,159 --> 00:38:24,119
‫پرتنش ولی با منظره‌های زیبا

768
00:38:24,159 --> 00:38:26,920
‫گوسفندها به مقصدشون رسیدن

769
00:38:36,599 --> 00:38:38,519
‫این همون زمینه که اولین بار

770
00:38:38,559 --> 00:38:39,760
‫ایده نگه داشتن گوسفند به ذهنم خطور کرد

771
00:38:39,800 --> 00:38:43,480
‫فک کردم که اونا یه راه راحت و کم خرج

772
00:38:43,519 --> 00:38:45,840
‫برای کوتاه نگه داشتن چمن‌ها هستن
‫البتته از نظر زیست شناسی

773
00:38:48,280 --> 00:38:50,320
‫ولی بیخیال
‫ من میتونستم چمن‌های این زمین رو

774
00:38:50,400 --> 00:38:54,119
‫با تراختور توی یه ساعت کوتاه کنم

775
00:38:54,159 --> 00:38:56,440
‫و واسم ده پوند هزینه سوخت داشت

776
00:38:56,519 --> 00:38:59,840
‫ولی نه، جرمی علامه دهره
!‫من باید گوسفند نگه دارم

777
00:39:00,320 --> 00:39:03,360
‫آخه با خودم چی فکر می‌کردم؟

778
00:39:09,800 --> 00:39:11,280
‫ولی بودنشون این اطراف، واسم لذت بخش بوده

779
00:39:15,480 --> 00:39:17,360
‫خب، گوسفند های تازه سلمونی رفته

780
00:39:17,400 --> 00:39:19,639
‫الان میتونستن که با گرما کنار بیان

781
00:39:20,280 --> 00:39:23,440
‫حرفی که نمیتونستم در مورد درخت‌های جدیدم بزنم

782
00:39:27,760 --> 00:39:30,800
‫با اینکه مدام بهشون آب می‌دادم

783
00:39:30,840 --> 00:39:34,800
‫داشتن برگ هاشون رو میریختن و در حال مرگ بودن

784
00:39:37,519 --> 00:39:40,360
‫ و همین داستان، همه جا داشت تکرار می‌شد

785
00:39:45,679 --> 00:39:48,760
‫شش هفته بعد، محصولات رو برداشت می‌کنم

786
00:39:49,519 --> 00:39:52,280
‫و سوال بزرگ اینکه تا اون موقع

787
00:39:52,320 --> 00:39:54,639
‫همشون پلاسیده شدن یا نه؟

788
00:40:02,920 --> 00:40:05,639
‫یه چیزی بهم بده، یه چیزی پرورش بده، یه چیزی درست کن

789
00:40:05,679 --> 00:40:07,079
.‫-دارم پرورش میدم
.‫-یه کاری بکن

790
00:40:07,159 --> 00:40:10,519
‫الان یه پرونده قانونی برامون باز شده

791
00:40:12,000 --> 00:40:13,039
‫داری سر به سر من می‌زاری؟

792
00:40:13,119 --> 00:40:15,679
‫هر کاری که توی حومه شهر انجام می‌دادی

793
00:40:15,800 --> 00:40:16,960
‫نمیتونی توی لندن انجامشون بدی

794
00:40:18,119 --> 00:40:19,159
‫من کجام؟

795
00:40:30,103 --> 00:40:35,099
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
