WEBVTT

00:05.063 --> 00:15.985
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:23.351 --> 00:30.500
.‫هشدار: کلمات رکیک بدون سانسور، ترجمه شده‌اند

00:37.840 --> 00:39.119
‫مقامات دولت چین

00:39.240 --> 00:40.119
... ‫در حال تلاش برای

00:40.240 --> 00:41.119
.‫کنترل میزان شیوع ویروس هستند

00:41.240 --> 00:43.000
‫در بعضی از بخش‌های چین

00:43.079 --> 00:47.119
‫

00:47.200 --> 00:48.719
... ‫سفیر دولت چین

00:48.799 --> 00:51.640
.‫از برخی کشورها به دلیل واکنش بیش از حد، انتقاد کرد

00:51.719 --> 00:55.000
‫او گفت که شیوع آنفلونزا زمستانی در آمریکای شمالی

00:55.079 --> 00:57.439
.‫خطر جدی‌تری نسبت به ویروس کرونا در پی دارد

00:57.520 --> 01:00.039
.‫درسته، نگهداری

01:00.119 --> 01:01.520
.‫دروازه ساختمون

01:03.439 --> 01:05.680
.‫اوه، کیر توش

01:12.200 --> 01:14.920
.‫درسته و کارمون تمومه

01:15.000 --> 01:16.200
.‫زدم تو خال

01:22.840 --> 01:23.840
.‫اوه، نه

01:27.519 --> 01:29.840
‫کاملاً دروازه رو نپوشونده؟ مگه نه؟

01:38.640 --> 01:39.840
.‫اینو ببین

01:39.920 --> 01:41.240
‫دروازه اندازه نبود

01:41.319 --> 01:44.920
.‫پس یه دیوار سنگی درست کردم، اولین دیوارم رو

01:45.000 --> 01:47.120
‫گفتم که راحت تره تا همچین شغلی رو قرار بدی

01:47.200 --> 01:49.000
.‫و بعدش نمیتونی اونو به قلاب بندازی

01:54.920 --> 01:57.159
‫همون کاری رو می‌کنی که پسر بچه‌ها توی مسیر انجام میدن

01:57.240 --> 01:59.799
‫یکی دو مورد دیگه هم دارم
‫اگه بخوام از بحث خارج بشم

01:59.879 --> 02:01.319
... ‫فقط اینکه ما

02:08.840 --> 02:11.479
.‫76 تا گوسفند. درست خورد به هدف

02:15.560 --> 02:16.800
‫یک خوشه قابل توجه از مبتلایان

02:16.879 --> 02:18.000
... ‫در کره جنوبی

02:18.079 --> 02:20.800
.‫ژاپن و ایران ظاهر شده است

02:20.879 --> 02:22.280
... ‫کره جنوبی در نظر دارد تا آزمایش

02:22.360 --> 02:25.960
‫لذت‌های خیلی معدودی تو زندگی وجود داره

02:26.031 --> 02:29.431
‫که قابل مقایسه با باز کردن در یخچال باشه

02:29.560 --> 02:33.319
‫و پیدا کردن یه تیکه گوشت بره که نمیدونستی اونجاست

02:34.680 --> 02:36.240
‫برشش بزن

02:36.319 --> 02:38.439
‫نون سفید، یک لایه نازک از کره

02:38.560 --> 02:40.120
‫و چاتنی؟
‫یک نوع ترشی

02:40.166 --> 02:41.789
.‫نه، چون نمیتونی مزه گوشت بره رو حس کنی

02:41.814 --> 02:45.256
.‫تست کرونا معاون وزیر بهداشت ایران، مثبت اعلام شد

02:45.879 --> 02:48.800
‫سه، چهار، پنج، شش، هفت

02:57.000 --> 02:59.319
‫همین که فوریه جای خودشو به ماه مارس داد

02:59.400 --> 03:01.840
‫فهمیدم که فقط یک چیز وجود داره که

03:01.919 --> 03:03.680
‫باید در موردش نگران باشم

03:03.759 --> 03:06.719
.‫به دنیا اومدن قریب‌الوقوع بره هام

03:08.000 --> 03:10.479
‫ولی بعد، یهویی

03:10.560 --> 03:12.800
.‫چیز دومی هم بود که باید نگرانش می‌شدم

03:27.800 --> 03:31.663
.‫از عصر امروز، دستورالعمل ساده ای رو به مردم بریتانیا اعلام می‌کنم

03:32.280 --> 03:34.039
.‫باید توی خونه بمونید

03:36.560 --> 03:38.159
... ‫ویروس کرونا، بزرگ‌ترین تهدیدی است

03:38.240 --> 03:41.960
.‫که این کشور در طول چند دهه اخیر با آن مواجه شده است

03:42.039 --> 03:44.920
.‫ویروس استثنا قائل نمی‌شود

03:45.000 --> 03:48.120
‫مهم نیست که کی هستید، کجا هستید

03:48.199 --> 03:50.920
.‫یا چند ساله هستید

03:51.000 --> 03:52.800
‫تمامی بخش‌های کشور

03:52.879 --> 03:56.280
.‫در وضعیت اضطراری قرار گرفته است

04:03.800 --> 04:04.960
... ‫وقتی کل کشور

04:05.039 --> 04:06.599
‫به خواب زمستانی رفت

04:06.688 --> 04:09.487
‫تصمیم گرفتم که میزبان یک جلسه با
‫رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی باشم

04:09.560 --> 04:11.759
‫با تیم مدیریتی مزرعه

04:15.879 --> 04:16.879
‫حالت چطوره؟

04:18.720 --> 04:20.639
‫خب، از ترس به خودم ریدم

04:20.720 --> 04:21.759
‫واقعاً؟

04:21.800 --> 04:23.759
... ‫-تو 22 سالته
.‫21 سالمه

04:23.800 --> 04:26.079
‫بیست و یک. من دارم می‌رسم به 60 سالگی

04:26.160 --> 04:28.464
‫250 هزارتا سیگار کشیدم

04:28.920 --> 04:31.360
‫قبلاً ذات‌الریه داشتم پس ریه هام آسیب دیدن

04:31.480 --> 04:32.800
... ‫اگه کرونا بگیرم

04:32.920 --> 04:35.360
.‫آره، امید زیادی به زنده موندنت نیست

04:35.439 --> 04:36.920
‫این نگران کننده است

04:37.000 --> 04:38.519
‫تنها چیزی که در موردش عصبانیم

04:38.600 --> 04:40.079
.‫اینکه موهام رو فر نکردم

04:40.159 --> 04:41.120
‫چی؟

04:41.199 --> 04:43.199
.‫موهام رو فر نکردم

04:43.240 --> 04:45.720
‫دیروز، قرار بود که موهام رو فر کنم

04:45.800 --> 04:46.920
.‫ولی لغو شد

04:47.040 --> 04:48.199
‫چی، سلمونی لغوش کرد؟

04:48.240 --> 04:49.800
.‫آره، بخاطر ویروس کرونا

04:49.920 --> 04:51.879
‫قرار بود که مدل موی جدیدت باشه

04:51.920 --> 04:54.920
.‫آره، قرار بود که قدم بعدی برای کیلیب جدید باشه

04:55.040 --> 04:58.240
‫آره، خب مطمئن نیستم که لغوشدن
.‫فر موهات تو اخبار اعلام بشه

04:58.319 --> 05:01.439
‫بگذریم، مسئله اینکه تو و من، به شکل عجیب و غریبی

05:01.519 --> 05:03.519
‫به عنوان کارگران کلیدی، اسممون ثبت شده

05:03.592 --> 05:04.792
‫پس دولت گفته که

05:04.920 --> 05:06.360
‫اگه شما توی تولید غذا دخیل هستین

05:06.439 --> 05:07.720
..‫-که ما دخیل هستیم
.‫-آره، آره

05:07.800 --> 05:08.720
... ‫کشاورزی

05:08.800 --> 05:09.720
‫هنوز اجازه فعالیت داره

05:09.800 --> 05:10.920
‫آخه خیلی خنده‌داره

05:11.000 --> 05:13.360
‫دولت سه هفته قبل گفت

05:13.480 --> 05:16.720
‫به نظر دولت، این تفکر که کشاورزان بریتانیایی

05:16.800 --> 05:19.439
.‫غذای مردم بریتانیا را تامین می‌کنند، از رده خارج و مسخره است

05:19.519 --> 05:20.720
‫غذا تون رو از خارج کشور بخرین

05:20.800 --> 05:22.000
‫و بعدش ما هم کل مناطق روستایی رو

05:22.079 --> 05:23.445
.‫به پارک طبیعی تبدیل می‌کنیم

05:23.578 --> 05:24.969
‫الان ببین دارن چی میگن

05:25.600 --> 05:27.560
‫فک می‌کنم که اگه اینقدر فاصله داشته باشیم

05:27.639 --> 05:28.879
‫همیشه

05:28.920 --> 05:30.639
‫همه چیز رو هم ضدعفونی کنیم

05:30.720 --> 05:33.720
‫تیم فیلمبرداری رو هم دور نگه داریم

05:33.800 --> 05:35.920
‫خب، تو تراختور خودت رو برون، همون لامبورگینی رو

05:36.000 --> 05:37.240
.‫و منم تراختور خودمو میرونم

05:37.319 --> 05:39.319
‫راستش، فکر بدی نیست

05:39.399 --> 05:42.480
.‫فکر خیلی خوبیه. از الان هر کس تراختور خودش رو میرونه

05:42.560 --> 05:44.360
.‫کارکنان کلیدی

05:44.439 --> 05:45.920
.‫قراره که ملت رو نجات بدیم

05:46.000 --> 05:47.480
‫تو هم داری دیوونه‌وار وسایل می‌خری؟
.‫منظورش همون خرید دیوانه‌وار دستمال توالته

05:47.560 --> 05:49.560
.‫اون روز، پنج تا کنسرو ساردین خریدم

05:49.639 --> 05:51.040
‫-اینم حساب میشه؟
.‫-نه زیاد

05:51.120 --> 05:52.759
‫-تو خرید دیوونه‌وار داشتی؟
.‫نه

05:58.639 --> 06:00.000
‫در حالی که کارگر کلیدی، کیلیب

06:00.079 --> 06:03.439
‫دوباره برگشت سر کار با تراختور

06:03.519 --> 06:07.560
.‫من راهی مرکز فرماندهی رویداد بزرگ بعدیمون شدم

06:08.680 --> 06:10.120
‫همگی، خوش اومدین

06:10.199 --> 06:13.160
.‫به بیمارستان جدیدی که برای گوسفندها ساختیم

06:13.240 --> 06:15.879
.‫بخش زایمان، و مادران باردار هم اینجا هستن

06:15.959 --> 06:18.959
‫74 گوسفند باردار اینجا هستند

06:19.040 --> 06:22.360
‫ما الن چوپان رو اینجا خواهیم داشت

06:22.439 --> 06:23.800
‫میتونیم بگیم خانم چوپان؟

06:23.879 --> 06:25.439
‫نمیدونم که این روزها میشه همچین چیزی گفت یا نه؟

06:25.519 --> 06:27.800
.‫به هرحال، متخصص گوسفند

06:27.879 --> 06:31.000
‫قراره که اینجا باشه، ولی نه همیشه

06:31.079 --> 06:32.439
‫پس باید یاد بگیرم

06:32.519 --> 06:34.840
‫و با تماشای اون قرار که یاد بگیرم

06:34.920 --> 06:37.680
:‫فک کن بعد این کار، چقدر مهارت دارم

06:37.759 --> 06:41.000
‫دریفت کشیدن موقع داد زدن

06:41.079 --> 06:42.399
‫قابله بودن

06:43.626 --> 06:44.639
‫کار اول

06:44.720 --> 06:46.759
‫این بود که مطمئن شم که مادرهای باردار

06:46.840 --> 06:49.840
.‫بطور یکنواختی در آغل‌های جداگانه، تقسیم شده باشن

06:51.480 --> 06:55.399
‫هفت، هشت، ده، دوازده

06:57.519 --> 06:59.279
‫حالا چرا همه تون میرین اونطرف؟

07:02.319 --> 07:04.399
‫چرا اینکارو کردن؟

07:07.160 --> 07:09.160
... ‫در نهایت همه چیز آماده

07:09.240 --> 07:12.800
‫ورود 138 بره بود

07:14.639 --> 07:17.519
‫و الان، باید منتظر مادر طبیعت می موندیم

07:17.600 --> 07:19.959
.‫تا آستین هاش رو بالا بزنه

07:22.120 --> 07:27.025
‫شمار قربانیان ویروس کرونا در بریتانیا، افزایش چشمگیری داشته است

07:27.879 --> 07:29.120
‫دولت اسکاتلند

07:29.199 --> 07:30.959
‫پیشنهاد داد تا مردم صورت خود را بپوشانند

07:31.040 --> 07:34.199
... ‫در مواقع معدودی که امکان فاصله گذاری اجتماعی

07:34.279 --> 07:38.639
.‫روزها سپری شد و خبری از بره‌ها نبود

07:38.720 --> 07:42.120
‫ولی بعد، یک روز صبح که داشتم به مرغ‌ها غذا می‌دادم

07:42.199 --> 07:43.639
!‫با همدیگه دعوا نکنین

07:46.159 --> 07:48.519
‫سلام؟

07:48.600 --> 07:50.560
‫چی؟

07:50.639 --> 07:51.920
.‫دارم میام، دارم میام

07:52.000 --> 07:56.399
‫داره بره میاد ... پیش بسوی بره‌ها

07:56.480 --> 07:57.959
‫همونطور که انتظارش می‌رفت، یکی از گوسفندها

07:58.040 --> 08:00.720
‫صبر کرده تا الن چوپون، برگرده خونه

08:00.800 --> 08:03.839
.‫و بعد تصمیم گرفته که زایمان کنه

08:05.399 --> 08:06.600
‫برو که بریم

08:06.680 --> 08:08.759
‫داره میشینه

08:08.839 --> 08:10.240
‫و اگه کم کم جلو بری

08:10.319 --> 08:11.920
‫بهت عادت میکنه

08:12.000 --> 08:13.160
‫توی یک دنیای ایده آل

08:13.240 --> 08:14.680
‫باید خودش بتونه از پس زایمان بربیاد

08:14.759 --> 08:17.399
... ‫من فقط اینجام

08:17.480 --> 08:18.480
.‫که پشتیبانی کنم

08:20.800 --> 08:22.358
... ‫داره سعی میکنه

08:23.959 --> 08:26.519
‫نگاش کن

08:26.600 --> 08:29.360
‫اوه، خدایا، یه چیزی داره ازش میاد بیرون

08:29.439 --> 08:31.439
‫جرمی، فقط مطئن شو که اول سرش بیاد بیرون

08:31.519 --> 08:33.279
... ‫آخه چطوری قراره که ببینم اگه

08:33.360 --> 08:36.360
.‫اوه، بلند شد، بره بیرونه، بره بیرونه، بره بیرونه

08:36.440 --> 08:37.960
!‫آره، نگاش کن

08:41.039 --> 08:43.519
‫اوه، این خیلی عالیه

08:43.600 --> 08:46.330
.‫خیلی هیجان زده ام

08:50.399 --> 08:54.519
.‫اون یه کیسه بزرگ خونه

08:54.639 --> 08:57.879
.‫اوه، پشمام

08:57.960 --> 09:03.122
‫کل پروسه زایمان، در عین حال که
.‫دوست داشتنیه ولی حال بهم زن هم هست

09:05.120 --> 09:08.399
‫صحنه جلو، مثل عکس کارت تبریک عید هستش

09:08.480 --> 09:10.159
‫صحنه پشتی

09:10.240 --> 09:11.519
‫حتی جان کارپنتر هم

09:11.600 --> 09:14.320
.‫به همچین چیز حال بهم زنی فک نکرده

09:15.720 --> 09:16.840
‫اولین تولد دیدلی اسکواتی مون

09:16.879 --> 09:18.480
.‫خوب پیش رفت

09:18.519 --> 09:21.759
‫ولی مادر دوقلو باردار بود و موضوع نگران کننده این بود که

09:21.879 --> 09:25.639
.‫هیچ نشانه ای از بره دوم به چشم نمی‌خورد

09:25.759 --> 09:27.159
‫واضح بود که یه مشکلی وجود داره

09:27.240 --> 09:29.639
‫و زنگ زدن به کیلیب هم هیچ فایده ای نداشت

09:29.720 --> 09:33.080
‫چون که خیلی رک و راست گفته
.‫بود که به این موضوع علاقه ای نداره

09:33.159 --> 09:35.120
.‫میدونی، زیاد با گوسفندها میونه خوبی ندارم

09:35.200 --> 09:36.600
:‫جرمی باید منتظر این باشه

09:36.639 --> 09:38.320
‫توی تابستون، وقتی که هوا خیلی گرمه

09:38.399 --> 09:40.480
‫اونم سرش با تراختور گرمه تا ذرت‌ها رو بکاره

09:40.519 --> 09:42.200
‫یه دفعه، از دور میبینه که

09:42.279 --> 09:43.840
‫یکی از گوسفندهاش داره به خودش میپیچه

09:43.879 --> 09:45.639
:‫پس با خودش میگه
‫باید برم بهش سر بزنم

09:45.759 --> 09:48.000
.‫و یهویی میبینه که ازش داره لارو مگس بیرون میریزه

09:48.072 --> 09:51.072
‫یا سرش توی حصار گیر کرده و خوشو به کشتن داده

09:51.159 --> 09:54.120
.‫چون قطعاً میدونی که این چیزا اتفاق می افته

09:54.200 --> 09:55.519
‫وقتی دارن بره میارن، همه چیز خوبه

09:55.600 --> 09:58.240
‫اوه، به اون بره خوشگل نگاه کن
‫ولی صبر کن

09:58.320 --> 09:59.759
‫تابستون که بیاد، همشون دارن فرار میکنن

09:59.879 --> 10:01.000
‫و می‌دون بیرون

10:01.080 --> 10:03.759
:‫و جرمی هم قراه بگه
!‫گوسفندهای کیری

10:03.840 --> 10:05.399
... ‫خوشبختانه، توی انباری

10:05.480 --> 10:08.879
.‫الن به موقع رسید تا اوضاع رو مرتب کنه

10:14.720 --> 10:17.240
... ‫خب، ما اینجا داریم

10:17.320 --> 10:19.480
‫یدونه سر و هیچ پایی

10:19.519 --> 10:21.159
‫آو، مشکل این بود؟

10:21.240 --> 10:22.639
‫یدونه پا اینجاست

10:22.759 --> 10:24.879
‫-پا رو می‌بینی؟
.‫-آره

10:25.000 --> 10:26.320
‫اونجا چی داریم؟ دوتا پا؟

10:26.399 --> 10:27.639
‫دوتا پا و یدونه دماغ

10:27.759 --> 10:29.279
‫میخوای بکشیش بیرون؟

10:29.360 --> 10:31.000
.‫خودش این کارو میکنه

10:33.320 --> 10:35.159
.‫بفرما

10:35.240 --> 10:37.879
‫این مایع زرد تیره رو می‌بینی؟

10:38.000 --> 10:38.879
‫آره، آره

10:39.000 --> 10:40.039
... ‫این یعنی اینکه

10:40.120 --> 10:42.080
‫بره تحت فشار بوده

10:42.159 --> 10:44.440
‫-چرا؟
‫-احتمالاً به این خاطر که

10:44.519 --> 10:46.840
‫مدت زمان بیشتری طول کشید تا بیاد بیرون

10:46.879 --> 10:48.840
‫-حالش خوبه؟
.‫-آره. خوبه

10:48.879 --> 10:50.279
... ‫پس، اون بره آخری

10:50.360 --> 10:51.720
‫-گیر کرده بودن؟
.‫-آره

10:51.759 --> 10:53.039
‫مثل جاده A40 میمونه

10:53.120 --> 10:55.480
.‫وقتی که دوتا ماشین میخوان برن توی یه جاده

10:55.519 --> 10:56.759
.‫آره

11:01.001 --> 11:02.879
... ‫چند روز بعدی

11:02.960 --> 11:06.840
‫آغل میش‌ها و بره‌ها، آروم آروم داشت پر می‌شد

11:06.919 --> 11:08.360
‫اوکی، داره میاد بیرون

11:08.440 --> 11:10.679
.‫آفرین

11:10.759 --> 11:12.519
.‫ببین، نی خوب
.‫منظورش پاهای نازک بره است

11:16.639 --> 11:18.159
‫و الن خیلی خوب بهم اموزش داد

11:18.240 --> 11:20.480
‫تا همه کارهای لازم رو یاد بگیرم

11:21.879 --> 11:24.440
‫خب اینو توی اونجا فرو می‌کنیم
... ‫اینطوری

11:24.519 --> 11:25.840
‫این خوبه؟

11:25.919 --> 11:27.840
.‫تا وقتی که با یُد پوشیده شده باشه، مشکلی نیست

11:29.519 --> 11:30.840
‫در حقیقت

11:30.919 --> 11:33.240
‫بعضی از کارها خوب پیش نرفت

11:33.320 --> 11:34.639
.‫نه

11:34.720 --> 11:37.399
.‫فک کنم دستمو کردم توی کونش

11:37.480 --> 11:40.320
.‫و بقیه هم یه کارهایی کردن که فک ام باز بمونه

11:41.399 --> 11:42.519
‫دارم بهشون حلقه وصل می‌کنم

11:42.600 --> 11:44.759
‫یه حلقه به دمشون وصل می‌کنم

11:44.840 --> 11:47.120
‫پس وقتی که بزرگ‌تر شدن و هوا گرم‌تر شد

11:47.200 --> 11:49.480
.‫مگس دور و اطراف کونشون، پرسه نمیزنه

11:49.559 --> 11:51.240
‫اوکی، پس وصلشون می‌کنی به دمشون؟

11:51.320 --> 11:53.879
.‫آره و بعد نرها رو اخته می‌کنیم

11:53.960 --> 11:54.879
‫ببخشید؟

11:54.960 --> 11:56.519
.‫نرها رو اخته می‌کنیم

11:56.600 --> 11:59.039
... ‫بره‌های نر رو

11:59.120 --> 12:00.559
.‫اخته می‌کنیم

12:00.639 --> 12:02.240
‫چی؟ میخوای تخماشون رو بِبُری؟

12:02.320 --> 12:04.000
.‫نمیبرمشون ولی بهشون حلقه وصل می‌کنم

12:04.080 --> 12:05.279
‫حلقه چیکار میکنه؟

12:05.360 --> 12:06.879
‫باعث میشه خون به تخم‌ها نرسه

12:06.960 --> 12:09.519
.‫و اونا از بدن بره جدا میشن

12:09.600 --> 12:11.600
‫تخمهاشون قراره که بیوفته؟

12:11.679 --> 12:13.200
.‫-آره
‫-چرا؟

12:13.279 --> 12:16.237
.‫مانع از جفت گیری بره‌ها با خواهراشون میشه

12:16.262 --> 12:17.360
‫وقتی که بزرگ‌تر شدن

12:17.440 --> 12:19.759
.‫نه، من این کارو نمی‌کنم

12:19.840 --> 12:22.320
.‫نگاش کن، از اون حلقه خوشش نمیاد

12:22.399 --> 12:24.279
.‫مدت طولانی اذیتش نمیکنه

12:24.360 --> 12:25.879
‫-چی؟
.‫-اونجاشون بی حس میشه

12:25.960 --> 12:27.960
.‫مدت طولانی درد میکنه

12:28.039 --> 12:29.639
‫تا کی اونجا میمونه تا از بدنشون جدا بشه؟

12:29.720 --> 12:32.159
.‫چند روز

12:32.240 --> 12:33.159
... ‫اونا

12:37.080 --> 12:38.840
.‫رفیق، اصلاً سورپرایز نشدم

12:38.919 --> 12:40.080
.‫اوه

12:40.159 --> 12:41.879
‫همین الان به دنیا اومده

12:41.960 --> 12:44.639
.‫من یه مرد ام، هر چی که لازمه، با خودم دارم

12:44.720 --> 12:47.320
.‫اوه، نه، اون خانمه بند پلاستیکی دورشون میبنده

12:47.399 --> 12:48.919
‫میخوای برگردی پیش مامانت؟

12:49.000 --> 12:51.840
.‫نمیتونم تخم‌های یه جونور رو بِبُرم

12:51.919 --> 12:54.759
‫نمیشه گوسفندهای نر و ماده رو از هم جدا کنی؟

12:54.840 --> 12:58.960
‫میتونی، ولی میرن با همدیگه خوش میگذرونن
(.‫)منظورش لواط بین گوسفندهای نر هستش

12:59.039 --> 13:01.039
‫-چی، یعنی گوسفندهای نر؟
.‫-آره

13:01.120 --> 13:02.200
‫-سوار همدیگه میشن؟
.‫-آره

13:02.279 --> 13:03.919
‫-واقعاً این کارو میکنن؟
.‫-آره

13:04.007 --> 13:07.367
.‫لئو و وین رو که می‌شناسی، الان توی مزرعه هستن

13:07.440 --> 13:08.559
... ‫اونا هم میرن سراغ همدیگه

13:08.639 --> 13:09.720
‫وقتی که ما نگاشون نمی‌کنیم؟

13:09.799 --> 13:10.919
‫همیشه این کارو نمیکنن

13:11.000 --> 13:12.639
‫ولی هرازگاهی، شاید این کارو بکنن

13:12.720 --> 13:16.200
.‫ولی هنوز هم میدونن که وقتی گوسفند ماده دیدن، باید چیکار کنن

13:16.279 --> 13:18.720
... ‫گوسفندهای ماده
‫اونا هم این کارو میکنن؟

13:18.799 --> 13:22.000
.‫نه زیاد. نه

13:22.080 --> 13:24.039
.‫پس کارهای لزبین کمتری رو شاهد هستیم

13:24.120 --> 13:25.399
.‫آره

13:25.480 --> 13:27.679
... ‫پس مثل اینترنت نیست

13:30.816 --> 13:32.240
‫مشتاق بودم که هر چه سریع‌تر

13:32.320 --> 13:35.200
‫از اتاقک شکنجه بره‌ها فرار کنم

13:35.279 --> 13:37.600
... ‫پس رفتم سراغ زمین و یه چیزی

13:37.679 --> 13:39.519
.‫بنام غلتانک رو آتیش کردم

13:41.600 --> 13:44.240
... ‫خفن ترین ماشینی که

13:44.320 --> 13:47.440
.‫توی کل انبارم داشتم

13:47.519 --> 13:48.919
... ‫اوه، من میخوام

13:49.000 --> 13:50.679
.‫می‌خواستم بگم که یکی از اینارو میخوام

13:50.759 --> 13:53.600
.‫در حقیقت، یکی از اینا رو خریدم
.‫ازش خوشم میاد

13:53.679 --> 13:56.360
‫چرا تا حالا ازش استفاده نکرده بودم؟

13:59.200 --> 14:01.399
‫امروز، دارم یه کار مهمی رو انجام میدم

14:01.480 --> 14:05.120
.‫چون که یه نقشه استادانه طرح کردم

14:06.720 --> 14:08.799
‫این قسمت از زمین قرار بود که جو بهاره کاشته بشه

14:08.879 --> 14:12.240
‫ولی فک می‌کنم که هیچ دلیلی نداره که اونو بکارم

14:12.320 --> 14:13.480
:‫به دو دلیل

14:13.559 --> 14:14.840
،‫دلیل اول

14:14.919 --> 14:16.320
‫همه بارها و رستوران‌ها بسته شدن

14:16.399 --> 14:17.600
‫پس تقاضا برای آبجو، پایین اومده

14:17.679 --> 14:19.960
‫و از جو بهاره، آبجو میگیرن

14:20.039 --> 14:21.639
‫و خب، دلیل دوم

14:21.720 --> 14:23.840
‫زمستون بسیار مرطوب بود

14:23.919 --> 14:27.120
‫و خیلی از کشاورزها دارن توی بهار، کاشت میکنن

14:27.200 --> 14:29.559
.‫جو بهاره میکارن، پس قراره که بازار جو اشباع بشه

14:29.639 --> 14:33.039
.‫مقدار زیادی محصول، به دنبال یه بازار کوچیک میره

14:35.360 --> 14:36.879
... ‫پس، علیرغم هشدارهای

14:36.960 --> 14:39.120
‫کیلیب و چارلی خندون

14:39.200 --> 14:41.080
‫که به نظرم احمقانه بود

14:41.159 --> 14:43.799
‫می‌خواستم که چهار جریب سبزیجات بکارم

14:43.879 --> 14:46.639
‫به این دلیل که در یک دنیای قرنطینه شده

14:46.720 --> 14:50.080
.‫ذخیره سبزیجات وارداتی، خیلی زود کم میشه

14:51.759 --> 14:53.120
... ‫کاری که الان میخوام بکنم اینکه

14:53.200 --> 14:56.639
‫تیکه‌های بزرگ و خشک گِل رو بشکنم

14:56.720 --> 15:00.300
.‫تا بستر مناسبی برای دونه های سبزیجاتم درست کنم

15:01.559 --> 15:05.360
‫یکمی نگرانم که کرونا رو می‌گیرم

15:05.440 --> 15:11.120
‫اون روز یه جایی خوندم که 90 درصد
‫از 570 میلیون زمین کشاورزی توی دنیا

15:11.200 --> 15:15.320
.‫یا بوسیله یک مرد اداره میشن یا یک خانواده

15:15.399 --> 15:18.799
‫پس اگه اون مرد یا خونواده کرونا بگیرن

15:18.879 --> 15:21.080
‫زمین کشاورزی از بین میره

15:21.159 --> 15:23.399
‫راستش کشاورزها رو مجبور میکنن
‫که خاطرات روزانه شون رو بنویسن

15:23.480 --> 15:25.600
‫تا اگه قرار باشه یکی بیاد

15:25.679 --> 15:28.000
‫و جای اونا رو بگیره، بدونه که باید چیکار کنه

15:28.080 --> 15:30.559
‫ولی حرف من اینکه آخه توی
‫دفترچه خاطرات، من چی بنویسم؟

15:30.639 --> 15:32.919
‫به کی بگم؟

15:33.000 --> 15:35.600
‫همه نشستن توی خونه هاشون و دارن جو ویکس میبینن
.‫جو ویکس: مربی تناسب اندام

15:35.679 --> 15:38.639
.‫و کون هاشون رو با دستمال توالت پاک میکنن

15:41.440 --> 15:43.919
‫در نهایت، کارهای مقدماتی به پایان رسید

15:44.000 --> 15:47.759
‫و چند روز بعد هم مجموعه سبزیجات رسید

15:47.840 --> 15:51.519
.‫به همراه ماشین قدیمی کاشت گیاه جترو تال

15:53.279 --> 15:57.720
‫اگه بیای این پشت، بهت نشون میدم که چطوری کار میکنه

15:57.799 --> 16:00.200
‫اوکی، سه نفر میشینه اینجا

16:00.279 --> 16:01.960
‫زیر این پوشش محافظ

16:02.039 --> 16:04.320
‫و توسط یک تراختور، کشیده میشه

16:04.399 --> 16:06.320
‫سبزیجات اینجا ذخیره میشن

16:06.399 --> 16:09.360
‫یکی شون رو برمیداری، میزاریش توی این محفظه وی شکل

16:09.440 --> 16:11.159
‫و سبزی بعدی رو توی محفظه بعدی

16:11.240 --> 16:13.360
‫یک زنجیر، اینا رو دور میگردونه

16:13.440 --> 16:14.960
‫و بعد سبزیجات اون پایین

16:15.039 --> 16:16.879
.‫زیر صندلی تون، کاشته میشن

16:16.960 --> 16:20.519
‫فقط یک مشکل کوچولو هست

16:20.600 --> 16:24.039
.‫دو متر فاصله گذاری اجتماعی

16:24.120 --> 16:25.320
‫هممم

16:26.559 --> 16:30.960
‫ولی یه مشکل دیگه هم وجود داشت

16:31.039 --> 16:32.679
‫داری چیکار می‌کنی؟

16:32.759 --> 16:35.679
.‫غیرممکنه که بتونی اینو به اون وصل کنی

16:35.759 --> 16:37.200
.‫-نه
‫-چرا نه؟

16:37.279 --> 16:38.600
!‫به پهناش نگاه کن

16:38.679 --> 16:40.000
‫-چ؟
.‫-به پهناش نگاه کن

16:40.080 --> 16:41.919
.‫اوه، تایرها سبزی‌ها رو له میکنن

16:42.000 --> 16:44.039
.‫-آره
.‫-آره، زیادی توی زمین فرو میریم

16:44.120 --> 16:46.480
‫خب یه دور سبزی‌ها رو می‌کاری، بعدش دور می‌زنی

16:46.559 --> 16:47.519
‫دوباره برمیگردی

16:47.600 --> 16:49.399
‫و بعدش تایرهای تراختورت

16:49.480 --> 16:52.120
.‫اون قسمتی که سبزی توش کاشتی رو صاف میکنه

16:52.200 --> 16:54.200
‫باید از اون تراختور مدل فرگوسن استفاده کنی

16:54.279 --> 16:55.720
‫همون تراختور کوچولو قرمز رنگه؟

16:55.799 --> 16:57.559
.‫-آره. همون تراختور قرمز کوچولوئه
.‫-مَسی منو میگه

16:57.639 --> 16:58.919
‫میخوای بری و مَسی رو بیاری اینجا؟

16:59.000 --> 17:00.440
‫شاید بهتر باشه تو

17:00.519 --> 17:02.360
‫یا من رو صندلی جلو بشینیم تا
‫یکم وزن اضافه شه به تراختور

17:02.440 --> 17:04.200
‫اوه، من اون عقب سبزی
‫می‌کارم و تراختور رو نمیرونم؟

17:04.279 --> 17:05.480
.‫آره، من تراختور رو میرونم

17:05.559 --> 17:07.240
‫-جدی؟
.‫-آره، آره

17:07.319 --> 17:09.799
‫-از الان تصمیمت رو گرفتی؟
.‫-گرفتم. من راننده تراختورم

17:09.880 --> 17:11.720
.‫بیا رای گیری کنیم
.‫من رانندگی می‌کنم

17:11.799 --> 17:13.480
.‫من رانندگی می‌کنم

17:13.559 --> 17:16.279
‫منم که مشهورم به رانندگی کردن

17:16.319 --> 17:17.319
.‫آره

17:19.519 --> 17:21.880
‫دستگاه کاشت سبزی آقای تالز رو

17:21.960 --> 17:23.960
‫به تراختور 60 ساله لیسا وصل کردیم

17:24.039 --> 17:27.039
‫و باهاش تک چرخ زدیم رفتیم تو زمین

17:27.079 --> 17:30.440
‫آماده کشاورزی توی یک عصر آروم و ساکت بودیم

17:30.519 --> 17:32.440
‫به روش سنتی

17:32.519 --> 17:33.680
‫برو که بریم

17:33.759 --> 17:35.759
‫

17:39.720 --> 17:43.160
‫مطمئن نیستم که ... دستهام، بازوهام
‫قراره که از جاشون کنده شن یا نه

17:49.079 --> 17:52.440
‫100 یارد مشقت بار رو پشت سر گذاشتیم

17:52.519 --> 17:55.799
.‫وایسادیم تا نتیجه کار رو بررسی کنیم

17:55.920 --> 17:57.000
‫یکی اینجاست

17:58.480 --> 18:00.160
‫یکی هم اونجاست

18:00.240 --> 18:01.880
.‫واقعاً داریم غذا می‌کاریم

18:01.960 --> 18:03.799
.‫اصلاً نمیدونم این غذایی که می‌کاریم، چیه

18:06.160 --> 18:10.152
‫بعد از اینکه قژقز های بی وقفه
‫دستگاه، شنوایی مون رو کاملاً از بین برد

18:15.000 --> 18:16.400
... ‫موجب آسایش خاطر بود که

18:16.480 --> 18:18.799
‫دوباره برگردم به بخش زایمان

18:20.920 --> 18:22.720
... ‫اگرچه بدبختانه

18:22.799 --> 18:24.880
.‫اونجا تک و تنها بودم

18:26.079 --> 18:27.759
.‫اوه، خدای من

18:30.400 --> 18:31.480
.‫این یه نشونه است

18:31.559 --> 18:33.799
‫وقتی سم هاشون رو به زمین میکوبن

18:33.880 --> 18:35.559
‫که میخوان زایمان کنن

18:35.640 --> 18:37.480
.‫الان نه، خواهش می‌کنم الان نه، الان نه

18:37.559 --> 18:39.160
‫خواهش می‌کنم وایسا تا الن بیاد

18:39.240 --> 18:40.920
.‫نگه اش دار

18:41.000 --> 18:42.279
.‫نگه اش دار، ای گوسفند

18:46.079 --> 18:47.759
.‫اوه، خدای من

18:47.799 --> 18:49.200
‫میدونستم این اتفاق می افته

18:49.279 --> 18:51.440
‫میدونستم که این اتفاق می افته
‫و خودم اینجا دست تنها میشم

18:51.519 --> 18:53.799
‫و یکی شون شروع میکنه به زایمان کردن

18:53.880 --> 18:55.799
... ‫یدونه سر داره میاد بیرون

18:55.920 --> 18:58.079
.‫خیلی خب، دختر، اوکی

18:58.200 --> 19:00.240
... ‫برو که رفتم

19:00.319 --> 19:02.799
‫نگا کن، می‌بینی؟

19:02.880 --> 19:04.279
‫همینه. داره میاد. داری میای

19:04.319 --> 19:06.640
‫پاها کجان؟ میخوام پاهاش رو بگیرم

19:06.720 --> 19:07.799
‫فقط یدونه پا بیرونه

19:07.920 --> 19:10.079
.‫یالا، گوسفند، یالا

19:12.319 --> 19:14.440
‫پای دیگه ات کجاست؟
.‫یالا

19:14.519 --> 19:16.279
.‫پات اینجاست، پات اینجاست

19:16.319 --> 19:18.519
.‫اومدیم پیشت

19:18.559 --> 19:20.519
.‫بفرما

19:20.559 --> 19:22.720
!‫بفرما، اوه، تو زنده ای

19:22.799 --> 19:25.640
!‫یه کاری کردم

19:25.720 --> 19:27.200
‫این کار کرد

19:27.279 --> 19:29.559
‫ببین، نگاش کن، بدون داروی بی حسی

19:29.680 --> 19:33.640
:‫بدون «آو، آو، آو»، بدون اینکه یکی داد بزنه
‫«ازت متنفرم، ازت متنفرم»

19:33.720 --> 19:35.920
.‫خیلی آروم و ساکت، کارشو راه انداختم

19:36.000 --> 19:38.480
‫اوه، سلام، دومی داره میرسه

19:38.559 --> 19:39.759
.‫اوه، پشمام

19:39.799 --> 19:41.920
.‫آره، یالا، یالا، یالا

19:42.000 --> 19:43.559
‫دیگه اومدی بیرون
‫دیگه اومدی بیرون

19:43.680 --> 19:45.920
‫بزار دهنت رو تمیز کنیم، بفرما، تو زنده ای

19:46.000 --> 19:47.640
‫تو زنده ای، یکی دیگه رو بیرون آوردم

19:47.720 --> 19:49.079
!‫اوه، نگاه کن

19:49.200 --> 19:50.519
‫یالا، بزار از توی کیسه آب، درت بیاریم

19:50.559 --> 19:52.000
.‫بیا، مادر خانم

19:52.079 --> 19:54.319
.‫بیا، مامانی. بیا، مامانی

19:54.400 --> 19:56.200
!‫آره، نگاه کن

19:56.279 --> 19:58.039
‫

20:00.440 --> 20:05.000
‫الان، 22 دیقه شه

20:05.079 --> 20:07.640
‫و داره راه میره

20:07.720 --> 20:09.039
‫مثل نگاه کردن به ماشین فورد کورتیناست

20:09.079 --> 20:11.079
‫که کارشو توی دهه 60 شروع کرد

20:11.160 --> 20:14.799
‫

20:14.880 --> 20:16.200
‫خدایا، تو یه روز معمولی

20:16.279 --> 20:18.680
‫می‌رفتم و توی بار، اینو جشن می‌گرفتم

20:18.759 --> 20:20.759
.‫ولی همه بارها تعطیل شدن

20:26.013 --> 20:27.079
... ‫در حقیقت

20:27.200 --> 20:29.680
.‫وقت نمی‌شد که برم به بار

20:32.240 --> 20:33.680
‫چون که عصر همون روز

20:33.759 --> 20:37.680
‫بره‌ها، پی در پی داشتند به دنیا می اومدن

20:37.759 --> 20:39.559
.‫اوه، یالا، یالا

20:41.799 --> 20:44.559
!‫آره! آره! تو زنده ای

20:49.000 --> 20:55.615
‫و حتی بعد از رفتن گروه فیلمبرداری و الن به خونه
‫هاشون، باز هم بره‌ها داشتن به دنیا می اومدن

20:59.319 --> 21:01.559
‫الان نصف شبه و اونجا یدونه بره هست

21:01.680 --> 21:05.000
‫توی دوربین مداربسته دیدمش
‫همینجا به دنیا اومده

21:07.319 --> 21:09.400
‫درسته. ولی تخت خوابمون ته کشیده

21:13.480 --> 21:17.000
‫لیسا پشت دوربین بود و منم داشتم آغل جدید درست می‌کردم

21:17.079 --> 21:19.079
‫اوضاع بخوبی داشت پیش می‌رفت

21:19.160 --> 21:20.200
... ‫اما بعدش

21:20.279 --> 21:22.039
‫اوه، یدونه بره بیرون اومده

21:22.079 --> 21:23.799
.‫یکی دیگه هم اونجاست، نگاه کن

21:23.880 --> 21:25.920
.‫همه جا بره هست

21:27.799 --> 21:30.200
.‫جرمی، این بره اون گوسفنده نیست

21:30.279 --> 21:31.640
... ‫خب، این

21:31.720 --> 21:33.519
.‫نه، داره به یکی شون حمله میکنه

21:33.559 --> 21:35.720
.‫خیلی پریشون شده، اون بره، بچه اش نیست

21:35.799 --> 21:36.920
‫

21:37.000 --> 21:38.519
.‫عزیزم، نگاش کن، داره بهش کله میزنه

21:38.559 --> 21:41.000
.‫قندعسلم، بیا اینجا، بیا اینجا

21:41.079 --> 21:42.079
.‫بیا اینجا. دیگه رفتیم

21:42.160 --> 21:44.079
‫ولی آخه کجا بزاریمش؟

21:44.160 --> 21:46.319
.‫هیچ مامانی نداره

21:46.400 --> 21:49.440
... ‫باورنکرنی بود که بره هنوز معتقد بود که

21:49.519 --> 21:52.079
.‫میش مهاجم، مادرشه

21:52.200 --> 21:53.559
‫پس قبل از این که اوضاع بریزه بهم

21:53.640 --> 21:58.200
.‫باید خیلی زود، مادر اصلی رو پیدا می‌کردم

21:58.279 --> 22:00.319
.‫دوقلو، دوقلو، دوقلو

22:00.400 --> 22:03.119
.‫دوقلو. دوقلو

22:03.200 --> 22:04.559
‫اگه همه اینا دوقلو دارن

22:04.640 --> 22:06.400
‫یکی اونجاست که فقط یدونه بره داره

22:06.472 --> 22:07.712
‫به نظرت باید بزارمش پیش اون میش عه؟

22:07.799 --> 22:08.799
.‫-آره
.‫-آره

22:08.880 --> 22:11.640
.‫آره

22:11.720 --> 22:13.240
.‫نمیزاره شیر بخوره. بره اون نیست

22:13.319 --> 22:15.640
.‫دقیقاً

22:15.712 --> 22:17.152
.‫اوکی، این خوبه

22:17.240 --> 22:19.960
‫خب، یجورایی اون بره رفته بود اونجا

22:20.039 --> 22:21.240
.‫خیلی ترسناک بود

22:21.319 --> 22:23.599
.‫خدایا، خوب شد که اومدیم

22:23.680 --> 22:26.400
‫42, 43, 44, 45, 46

22:26.480 --> 22:28.039
.‫47, 48, 49, 50

22:28.119 --> 22:30.880
.‫دقیقاً پنجاه تا گوسفند مونده که هنوز زایمان نکردن

22:32.720 --> 22:35.200
.‫هنوز نصف راه رو هم نیومدیم

22:41.720 --> 22:44.559
‫وقتی که زندگی من رو گوسفندها اداره میکردن

22:44.640 --> 22:45.960
... ‫کیلیب، کارگر کلیدی، داشت

22:46.039 --> 22:50.200
.‫تک تک ساعت‌هایی که بیدار بود رو در زمین میگذروند

23:09.480 --> 23:11.359
‫و این بدین معنی بود که میتونست

23:11.440 --> 23:12.960
‫همه اشتباهاتی که کردم رو ببینه

23:13.039 --> 23:16.880
‫وقتی که چهارماه قبل، محصولات زراعی رو داشتم می‌کاشتم

23:16.952 --> 23:20.472
‫که یه اشتباه خیلی بزرگ هم شامل این قضیه بود

23:24.880 --> 23:27.319
‫چرا اون تیکه رشد نکرده؟

23:27.400 --> 23:29.319
‫چون که فن رو روشن نکردی

23:29.400 --> 23:32.400
‫تا اجازه بدی دونه خارج بشه و روی زمین قرار بگیره

23:32.472 --> 23:33.912
‫خب، فن از کجا میدونست که باید اونجا

23:34.000 --> 23:35.480
‫و اونجا روشن بشه؟

23:35.559 --> 23:36.960
‫راستش خودمم تعجب کردم که
‫اون همه مسافت رو تونستی طی کنی

23:37.039 --> 23:38.519
‫چون که فن شروع می‌کرد به هشدار دادن

23:38.599 --> 23:41.000
‫اوه، هشدار داد. اوه، اینجا بود که شروع کرد به هشدار دادن

23:41.079 --> 23:43.640
.‫آره. 18 و بعدش هم یدونه 18 دیگه

23:43.720 --> 23:45.400
‫بعدش شروع کرد به غر زدن

23:45.480 --> 23:46.759
‫در مورد خطوط راهنمایی که

23:46.839 --> 23:49.920
‫برای سم پاش ایجاد کرده بودم

23:50.000 --> 23:52.625
‫خب وقتی وسط این خط راهنما وایمیسم

23:53.119 --> 23:55.279
‫-درست وسطشم دیگه؟
.‫-آره

23:55.359 --> 23:57.559
‫اگه 24 متر اون طرف راه برم

23:57.640 --> 23:58.759
‫آره

23:58.831 --> 24:01.663
‫و بعدش باید برسم به وسط خط راهنمای بعدی

24:01.960 --> 24:04.039
... ‫چون که داری میگی که محصولات رو سم پاش

24:04.119 --> 24:05.920
‫آره، وقتی که دارم روی خط راهنما میام پایین زمین

24:06.000 --> 24:08.000
‫12 متر از سمت راست و 12 متر
‫از سمت چپ دستگاه رو سم پاشی می‌کنم

24:08.079 --> 24:09.880
... ‫اگرچه

24:09.960 --> 24:12.160
‫چون که تو یه احمقی و به حرف من گوش نکردی

24:12.240 --> 24:14.240
‫الان 18 متر اون سمت دارم

24:14.319 --> 24:16.880
‫پس باید یه بخش از بازوی سم پاش رو خاموش کنم

24:16.960 --> 24:18.680
‫تا به محصول‌ها آسیب نزنم

24:18.759 --> 24:21.480
‫مصمم بودم که ثابت کنم این اشتباه فقط یکبار رخ داده

24:21.559 --> 24:24.799
‫شروع کردم به اندازه گیری فاصله تا خط راهنمای بعدی

24:24.880 --> 24:26.839
‫شش، هفت

24:26.920 --> 24:28.200
‫یکم هم اینجا رد کردی

24:28.279 --> 24:30.359
‫ده

24:30.440 --> 24:32.160
‫بیست. بیست و یک

24:32.240 --> 24:34.839
‫23, 24

24:34.920 --> 24:36.440
‫و این همه راه باید بیای تا بهش برسی

24:36.519 --> 24:41.599
.‫25 ,26, 27, 28. 29, 30

24:41.680 --> 24:43.119
... ‫درسته، این یکمی

24:43.200 --> 24:46.160
‫اعتراف می‌کنم که یکمی بینشون فاصله هست

24:46.240 --> 24:47.359
‫اوه، نه، وایسا

24:47.440 --> 24:48.720
‫اینجاست، مگه نه؟

24:48.799 --> 24:51.559
‫آره. این چقدر بود، 40 تا؟

24:51.640 --> 24:55.319
‫این یکی حدود 34 تا 35 متر بود

24:55.400 --> 24:57.240
‫ولی من مشکل رو حل کردم

24:57.319 --> 24:58.440
‫بفرما

24:58.519 --> 25:01.180
‫خب، یادته که نگران کسایی بودی که از جاده اصلی عبور میکردن

25:01.519 --> 25:03.920
‫و خطوط راهنمای اشتباه رو میدیدن

25:04.000 --> 25:05.359
.‫-که اونا این خطوط رو دیدن
‫-چی؟

25:05.440 --> 25:06.839
.‫-اونا این خطوط رو دیدن
.‫-نه

25:06.920 --> 25:07.920
.‫-آره
... ‫-نه چون من

25:08.000 --> 25:09.680
!‫پرچین رو کوتاه نکردم! ها ها

25:09.759 --> 25:11.400
‫نگاه کن، داره یه ون میاد، درسته؟

25:11.480 --> 25:13.680
:‫نگاه کن، داره یه ون میاد، پشت کلزاها، اون با خودش میگه

25:13.759 --> 25:15.519
.‫اوه، اینا کلزای خوبی ان، کلزاهای خوبی ان

25:15.599 --> 25:16.880
:‫میرسه به این زمین و با خودش فک میکنه

25:16.960 --> 25:19.000
‫اوه، واسم سواله که کارش توی این زمین چطور بوده

25:19.062 --> 25:21.663
.‫و بعدش نمیتونم ببینم و نمیتونم ببینم

25:21.759 --> 25:27.039
‫نگاه کن، اون نمیتونه زمین رو ببینه چون
.‫شیشه ماشین اش پایین‌تر از پرچین قرار گرفته

25:27.119 --> 25:28.720
!‫بیخیال

25:28.799 --> 25:31.359
.‫اینجوری مشکل رو حل میکنن

25:33.519 --> 25:35.799
‫خوشبختانه، چند روز بعد

25:35.880 --> 25:39.480
‫کارگر کلیدی، یه بهانه دیگه به جز من داشت تا در موردش غر بزنه

25:39.551 --> 25:41.912
‫چون که بذرپاشش خراب شده بود

25:43.880 --> 25:45.769
‫به اون چیز قرمز کف دستگاه نگاه کن

25:46.319 --> 25:47.440
‫درست کف دستگاه

25:47.519 --> 25:50.079
‫اون چیز قرمز رو میبنی که میچرخه؟

25:50.160 --> 25:51.920
.‫-آره
.‫-موش‌ها اونو جویدن

25:52.000 --> 25:54.839
‫موش، چی، یعنی از اونجا پریدن این بالا؟

25:54.920 --> 25:56.160
‫از مخروطی دستگاه بالا رفتن

25:56.240 --> 25:58.640
‫خب، چطوری میشه از اون بالا اومد؟

25:58.720 --> 26:01.720
‫حتی سیلوستر استالونه هم نمیتونه این تیکه رو بالا بیاد

26:01.799 --> 26:02.960
.‫نمیدونم

26:03.039 --> 26:04.160
‫موش نیست

26:04.240 --> 26:05.920
.‫موشه، به جون خودم

26:06.000 --> 26:07.079
!‫نیست

26:07.160 --> 26:08.559
‫اگه ویروس کرونا اینجا نبود

26:08.640 --> 26:11.000
‫خودم می‌پریدم اون بالا و حرفمو بهت ثابت می‌کردم

26:11.079 --> 26:13.039
‫حالا که حرفش شد، جرالد رو دیدی؟

26:13.119 --> 26:16.200
.‫نه، ندیدمش. فک کنم خودش رو کامل قرنطینه کرده

26:16.279 --> 26:17.720
‫نمیتونم باهاش تماس بگیرم

26:17.799 --> 26:19.880
.‫لازمش دارم تا اون دیوار رو بسازه
... ‫نه اون

26:19.960 --> 26:23.880
‫به نظرم جرالد فک میکنه که
‫گوشی تلفن هم کرونا رو منتقل میکنه

26:23.960 --> 26:25.680
‫چون که جواب تلفن رو نمیده

26:27.880 --> 26:31.760
‫پس، جرالد و بذرپاش از رده خارج شده بودند

26:32.640 --> 26:35.480
‫و یه مشکل دیگه هم بود

26:35.559 --> 26:37.640
... ‫اینجا نوشته که مرغ‌ها از

26:37.720 --> 26:38.640
،‫کوپز توی لسترز واقع در لینکن شایر

26:38.720 --> 26:40.200
‫یورک شایر و کاردیف، دزدیده شده

26:40.279 --> 26:42.400
‫ملت موقع کمبود غذا، سعی کردن که تخم مرغ‌ها رو غارت کنن

26:42.480 --> 26:45.480
‫ولی راستش تخم مرغ‌ها مشکل نیستن

26:45.559 --> 26:47.000
‫اینا مشکل هستن

26:47.079 --> 26:49.160
‫معلوم شد که فقط سه جا توی کل اروپا وجود داره

26:49.240 --> 26:50.359
‫که شونه تخم مرغ توشون ساخته میشه

26:50.440 --> 26:54.319
‫و دوتاشون تعطیل شدند

26:54.400 --> 26:58.359
‫این یکی از اون چیزهای کوچیکی هستش که

26:58.440 --> 27:00.359
‫موقع قرنطینه اصلاً به ذهنت نمیرسه

27:00.440 --> 27:02.960
‫آخه شونه تخم مرغ هام رو میخوام از کجا بیارم؟

27:04.319 --> 27:05.839
... ‫اگرچه حقیقتاً

27:05.920 --> 27:10.200
‫مسئله مواد غذایی که در اخبار نشون
.‫داده می‌شد، بزرگ‌تر از این حرف‌ها بود

27:10.279 --> 27:11.559
‫بعضی از سوپرمارکت‌ها

27:11.640 --> 27:12.960
... ‫همین الانش هم محدودیت‌هایی رو

27:13.039 --> 27:15.314
‫بر تعداد خرید بعضی از کالاهای خاص، اعلام کردند

27:15.480 --> 27:16.920
‫خرید کردن بیشتر از چیزی که نیازتون هست

27:17.000 --> 27:20.240
.‫به این معنیه که شاید بعضی‌ها دست خالی به خونه برگردن

27:20.319 --> 27:25.160
‫پس روز بعد، یک تصمیم اجرایی گرفتم

27:25.240 --> 27:26.720
... ‫شرایط یجوری که

27:26.799 --> 27:28.519
‫خریدهای غیرضروری از رو ترس در جریانه

27:28.599 --> 27:29.839
‫اینم افتاد

27:29.920 --> 27:31.480
‫خریدهای غیرضروری از رو ترس در جریانه

27:31.559 --> 27:34.440
‫برای مواد غذایی و دستمال توالت

27:34.519 --> 27:36.240
‫صف‌های بزرگی توی سوپرمارکت‌ها درست شده

27:36.319 --> 27:37.880
‫تو فکرشم که دوباره فروشگاه رو باز کنم

27:37.960 --> 27:39.200
‫میدونم که نباید این کارو بکنم

27:39.279 --> 27:40.680
‫بخاطر مشکلات مجوز

27:40.759 --> 27:42.279
‫ولی الان چیزهای مهم تری داریم

27:42.359 --> 27:43.400
‫که در موردشون فک کنیم

27:43.480 --> 27:46.480
!‫اگه بخوام رک و پوست کنده بگم. اوه

27:50.160 --> 27:52.279
‫اینو ببین. به همه گفتن که بمونین خونه

27:52.359 --> 27:54.960
‫مگر اینکه سفر ضروری داشته باشن

27:55.039 --> 27:58.000
!‫ولی این شامل دورچرخه سوارها نمیشه

27:58.079 --> 27:59.920
‫تابلوئه

28:00.000 --> 28:01.319
‫پارکینگ رو درستش کردم

28:03.160 --> 28:04.559
‫متاسفانه خیلی زود بود که

28:04.640 --> 28:06.839
‫تا سبزیجاتی که کاشته بودم رو به فروش برسونم

28:09.200 --> 28:13.160
‫ولی هنوز یه عالمه سیب زمینی داشتم

28:13.240 --> 28:14.759
‫که اونا رو گذاشته بودم توی یه انبار سرد

28:14.839 --> 28:17.680
‫وقتی که مجبورم کردن که فروشگاه رو ببندم

28:19.039 --> 28:21.039
‫و موقعی که دوباره سیب زمینی‌ها برگشتن به ویترین فروشگاه

28:21.119 --> 28:24.960
‫وقتش بود که فروشگاه رو به سبک کرونایی باز کنیم

28:28.799 --> 28:30.960
‫سلام؟ حالتون چطوره؟

28:31.039 --> 28:32.519
‫اومدم سیب زمینی بخرم

28:32.599 --> 28:35.279
‫خوبه، فقط همینو دارم

28:35.359 --> 28:36.440
‫اینا رو می‌زارم اینجا

28:36.519 --> 28:40.400
‫و اونم سطل مخصوص گذاشتن پوله

28:40.480 --> 28:43.319
.‫خیلی خب، یه پنج پوندی، ممنون

28:43.400 --> 28:44.799
‫مواظب خودت باش، بعداً می‌بینمت

28:46.799 --> 28:48.960
‫1.5 پوند. اگه میشه بندازش توی اون سطل

28:50.440 --> 28:51.839
‫میدونم که مسخره است

28:51.920 --> 28:54.880
‫ولی تنها راهی بود که به ذهنمون رسید

28:54.960 --> 28:56.519
... ‫و بعدش پول‌ها رو می‌زاریم

28:56.599 --> 28:59.160
.‫توی فریزر خیلی سرد برای دو هفته بمونه

29:00.680 --> 29:02.759
‫بعد از رفتن چندتا مشتری اول

29:02.839 --> 29:06.319
‫وصعیت فروشمون خیلی هم سکه نشد

29:15.319 --> 29:16.599
‫پس مثل بقیه مردم

29:16.680 --> 29:19.039
‫توی اوایل قرنطینه

29:19.119 --> 29:22.839
‫مجبور بودیم که با همون چیزی که داشتیم، بسازیم

29:22.920 --> 29:25.680
‫و چیزی که داشتیم، یه پارکینگ جدید بود

29:28.160 --> 29:31.559
!‫-اوه
.‫-اینطور که معلومه، کلاً به درد نخوری

29:31.640 --> 29:33.440
‫دارم گرم می‌کنم، اینو ببین

29:33.519 --> 29:35.279
‫خودمم زیادی تعریفی نیستم

29:35.359 --> 29:37.799
‫مشتری جدید؟
‫اون یه مشتریه؟

29:37.880 --> 29:39.720
.‫نه نیست

29:46.359 --> 29:49.200
‫خب، چقد سیب زمینی فروختیم؟

29:49.279 --> 29:52.039
‫-امروز؟
.‫-آره

29:52.119 --> 29:54.400
‫آه، 12.5 پوند

29:56.830 --> 29:58.231
‫قبلاً ها یکم بیشتر از 12.5 پوند توی برنامه

29:58.319 --> 30:00.079
‫کی میخواد میلیونر بشه، حقوق می‌گرفتم

30:00.160 --> 30:02.210
‫-واقعاً؟
.‫-آره

30:02.319 --> 30:03.519
... ‫اوه، نه، ببین چی پیدا کردم

30:03.599 --> 30:05.000
‫توی این گودال آب

30:05.079 --> 30:06.839
‫یه مشروب ارزون

30:06.920 --> 30:09.200
.‫این تقریباً 12.5 پوند قیمتشه

30:10.599 --> 30:11.880
‫که گذاشتم سرد بشه

30:11.960 --> 30:12.960
.‫اوه

30:19.759 --> 30:21.559
‫زندگی ریده ولی من عاشقشم

30:24.039 --> 30:25.240
‫اوه، هوو

30:25.319 --> 30:26.799
.‫آره

30:26.880 --> 30:28.079
‫یه ذات الریه کوچیک

30:28.160 --> 30:30.440
.‫قبل اینکه ذات الریه واقعی برسه اینجا

30:30.519 --> 30:33.440
‫اگه شرایط نرمال بود، الان شب جمعه بود

30:33.519 --> 30:35.920
‫آره شب جمعه بود و می‌رفتیم بار

30:36.000 --> 30:37.319
‫یه گروه 20 نفره می‌شدیم

30:37.400 --> 30:39.079
‫یکی ما رو به خونه اش می‌برد

30:39.160 --> 30:41.039
‫برمیگشتیم به خونه اونا

30:41.119 --> 30:42.079
‫یه شام خوب

30:42.160 --> 30:44.720
‫با رفقا گپ می‌زدیم

30:44.799 --> 30:46.400
‫ساعت 2 شب هم برمیگشتیم خونه خودمون

30:49.359 --> 30:51.400
!‫اینا دوستای جدیمون هستن

30:51.480 --> 30:53.359
... ‫-این
‫-به این میگن خود قرنطینگی

30:53.440 --> 30:56.440
‫اون بکاست، تونی، چارلی

30:56.519 --> 30:58.079
‫الکس و کلیر، ببین

30:58.160 --> 30:59.799
... ‫آره، اون حتماً الکس و کلیره. امیلی

30:59.872 --> 31:00.553
... ‫اونجا هم دام و رز

31:10.200 --> 31:13.480
‫اوکی، گوسفندها، توجه کنین، توجه کنین

31:17.640 --> 31:19.440
‫به این میگن گروه کُر صبحگاهی

31:22.200 --> 31:24.359
‫آره

31:24.440 --> 31:26.200
... ‫اوی! ندو سمت

31:26.279 --> 31:28.640
‫اون بره اینجا چیکار میکنه؟

31:28.720 --> 31:30.400
‫مامانت کجاست؟

31:30.480 --> 31:32.640
‫خب، معلومه که این یکی همین الان به دنیا اومده

31:32.720 --> 31:35.319
‫بدون اینکه کسی بفهمه

31:35.400 --> 31:37.194
‫از 74 تا گوسفند حامله

31:37.280 --> 31:39.720
‫49 تاشون زایمان کردن

31:39.799 --> 31:42.960
.‫بخش زایمان یکم داشت شلوغ می‌شد

31:46.160 --> 31:49.680
‫الان، میرین توی یه ماشین. ازش خوستون میاد

31:49.759 --> 31:52.279
‫خوشبختانه، اون بره‌هایی که اول از همه به دنیا اومده بود

31:52.359 --> 31:56.599
‫به اندازه کافی بزرگ شده بودند که
.‫منتقلشون کنیم به زمین‌های مزرعه

31:56.680 --> 31:57.839
.‫یالا، بره‌ها

31:57.920 --> 32:00.880
‫به این علف‌های تازه نگاه کنین

32:00.960 --> 32:03.720
!‫آره، اینو ببینین

32:03.799 --> 32:05.319
.‫یالا، بچه‌ها

32:07.319 --> 32:09.200
.‫یالا، قرمز شماره دو

32:09.279 --> 32:11.079
‫اوه، نه، ترسیدن

32:11.160 --> 32:12.839
‫نه، نه، نه، یالا، میدونم

32:12.920 --> 32:15.920
.‫ماشین ها خوبن ولی مطمئنم که عاشق اون بیرون میشین

32:16.000 --> 32:18.920
.‫ازش خوشتون میاد، مطمئن باشین

32:24.119 --> 32:27.200
‫این بره‌ها رو ببین

32:27.279 --> 32:28.920
‫این دوتا همونایی هستن که من به دنیاشون آرودم

32:29.000 --> 32:30.559
‫مامانتون کجا رفته؟

32:30.640 --> 32:33.000
.‫نمیتونین که همینجوری تنها بمونین
.‫کلاغ‌ها میخورنتون

32:33.079 --> 32:35.279
‫خب، چشماتون رو که میخورن

32:35.359 --> 32:38.319
.‫کلاغ‌ها معمولاً این کارو میکنن

32:38.400 --> 32:40.319
‫یه بره نشون بده که اونجوری صاف، دراز کشیده

32:40.400 --> 32:41.799
‫کلاغ‌ها چشاش رو درمیارن

32:41.880 --> 32:43.200
‫دفعه بعدی که میام این بیرون

32:43.279 --> 32:46.359
‫تفنگم رو هم با خودم میارم
‫مطمئن باش

32:50.279 --> 32:51.880
‫اون چیزیه که باید نگرانش باشی

32:51.960 --> 32:54.440
‫یدونه بره که تنهایی واسه خودش دارز کشیده

32:54.519 --> 32:57.200
‫مثل اینکه طعمه رو برای کلاغ‌ها آماده کرده باشی

32:58.559 --> 32:59.591
‫حالت خوبه؟

33:01.319 --> 33:01.982
... ‫حالت خوب نی

33:06.359 --> 33:08.160
‫مادره اومد

33:08.240 --> 33:09.660
‫آره، بیاد مادرجان

33:11.880 --> 33:13.559
.‫این بهتره

33:15.200 --> 33:19.640
‫این لحظه بسیار خوب، با ورود الن، قطع شد

33:19.720 --> 33:22.160
‫چونکه بهم توی انباری، نیاز داشت

33:22.240 --> 33:25.640
.‫تا توی یک دروغ بزرگ، مشارکت کنم

33:27.000 --> 33:28.480
‫اوکی، الان مشکل اینکه

33:28.559 --> 33:30.160
‫اون گوسفنده داره سه قلو میاره

33:30.240 --> 33:32.119
‫و اون فقط دوتا سینه داره

33:32.200 --> 33:34.200
‫پس، کاری که ما باید بکنیم اینکه

33:34.279 --> 33:35.599
‫منتظر بمونیم تا یکی از این گوسفندها

33:35.680 --> 33:37.921
‫یدونه بره بیاره

33:37.946 --> 33:40.440
‫بعد ما یکی از این سه تا رو می‌گیریم

33:40.519 --> 33:45.759
‫و اونو توی مایع کیسه آب مادر جدیدش، می‌غلتونیم

33:45.839 --> 33:48.680
:‫و امیدواریم که اون مادر جدیدش اینطوری فکر کنه که

33:48.759 --> 33:50.559
!‫اوه، انگاری دوتا بره زاییدم

33:50.640 --> 33:54.559
‫و بره یه گوسفند دیگه رو بزرگ کنه

33:54.640 --> 33:56.940
... ‫حیله کارانه است ولی

33:58.279 --> 33:59.559
... ‫معذرت میخوام، دارم با تو حرف می‌زنم اونم با

34:03.480 --> 34:04.519
... ‫من فقط

34:07.240 --> 34:09.239
‫بره موقتاً یتیم رو

34:09.320 --> 34:11.639
‫تا آخر اون روز، سیر نگه داشتیم

34:11.719 --> 34:15.199
‫یه گوسفند دیگه، تک قلو زایید

34:18.320 --> 34:20.880
‫اوکی، داره میاد بیرون، احسنت

34:20.960 --> 34:23.840
‫بعد، فریبکاری شروع شد

34:23.920 --> 34:26.159
‫اوه، آره، همه مایع رو ازش بچلون

34:26.199 --> 34:27.639
‫آره

34:27.679 --> 34:30.440
‫همینه، ببین، آره. من چیکار کنم؟

34:30.519 --> 34:32.599
‫کیسه آب رو بکش و بترکونش

34:32.639 --> 34:33.599
.‫اوکی

34:33.639 --> 34:35.639
.‫همینه. ترکید

34:35.679 --> 34:37.159
.‫اوه، خدای من. تا حالا همچین کاری نکردم

34:41.159 --> 34:42.440
‫درسته، یه سطل از مایع کیسه آب داریم

34:42.519 --> 34:44.199
‫الان لازمه که یکی از سه قلو ها رو بزاریم تو سطل

34:44.320 --> 34:45.880
‫-آره
‫-مستقیم بزارمش تو سطل؟

34:45.960 --> 34:46.880
.‫کله و همه بدنش رو

34:46.960 --> 34:48.480
.‫اوکی

34:48.559 --> 34:50.280
‫یه حموم گرم و خوب واست میشه

34:50.360 --> 34:53.119
‫شرمنده، عزیزم، ولی باید سرت رو هم بکنی توی مایع

34:53.159 --> 34:54.559
‫همینه

34:54.639 --> 34:56.440
‫الان باید چیکار کنیم؟

34:56.519 --> 34:58.480
‫اگه الان اینطور بگیریمش

34:58.559 --> 35:01.360
‫میتونه بلند شه و راه بره و لیسش نزنه

35:01.440 --> 35:02.960
‫پس باید پاهاشو به همدیگه ببندیم

35:03.039 --> 35:04.920
‫-پاهاشو بهم دیگه ببندیم؟
.‫-آره

35:05.000 --> 35:07.199
.‫اوه، چون روی کاغذ، مثلاً هنوز نباید راه رفتن رو بلد باشه

35:07.320 --> 35:09.039
.‫-آره
.‫-گرفتم چی میگی

35:09.119 --> 35:10.800
‫خب، این زیاد بسته نمیمونه

35:10.880 --> 35:13.360
‫تا وقتی رو پاهاش میمونه که
‫مادر جدیده باهاش ارتباط برقرار کنه

35:13.440 --> 35:14.400
‫اوکی

35:14.480 --> 35:16.960
‫سه قلو جلوشه

35:17.039 --> 35:19.440
.‫آره، اینم بچه شما

35:19.519 --> 35:21.519
.‫بچه جدید شما

35:21.599 --> 35:24.800
‫بفرما

35:24.880 --> 35:25.880
‫داره لیسش میزنه

35:26.679 --> 35:27.880
‫داره لیسش میزنه

35:29.880 --> 35:32.159
.‫احسنت، دوقلو به دنیا آوردی

35:37.280 --> 35:39.119
‫توی دنیای بدون گوسفندها

35:39.159 --> 35:42.639
‫می‌خواستم وظیفه خودم رو برای سالمندهای روستا به جا بیارم

35:42.760 --> 35:47.507
!‫اونم با اهدای سیب زمینی‌های غیرقابل فروش ام

35:48.519 --> 35:49.639
.‫سلام. نه، همینقدر فاصله کافیه

35:49.760 --> 35:51.840
‫آره. حالتون چطوره؟

35:51.920 --> 35:53.159
.‫خیلی خوبم. براتون یکم سیب زمینی آوردم

35:53.199 --> 35:54.679
.‫چه خوب، خیلی از شما ممنونم

35:56.519 --> 35:57.920
‫سلام؟

35:58.000 --> 36:00.519
.‫ممنون

36:00.599 --> 36:01.920
‫حال جرالد خوبه؟

36:02.000 --> 36:05.079
.‫آره ولی فک کنم رفته بیرون

36:05.159 --> 36:07.286
‫آره خب، چند هفته میشه که ندیدمش

36:07.559 --> 36:09.679
،‫با خودم فک کردم الان که بارها تعطیله
‫بازی‌های منچستریونایتد هم تعطیله

36:09.800 --> 36:11.079
.‫شاید جرالد علائم خماری از خودش بروز بده
(‫)چون که معتاد بار و منچستریونایتد بوده

36:11.159 --> 36:14.159
... ‫خب، یکم خل شده ولی

36:14.280 --> 36:17.197
‫خب، میتونه یکم واسه خودش سیب زمینی بپزه

36:17.267 --> 36:18.519
.‫تا وقتی که سلامته، مشکلی نیست

36:18.599 --> 36:19.800
.‫خیلی عالی، آره، ممنونم

36:19.880 --> 36:21.159
.‫-خوبه
.‫-اوکی

36:21.199 --> 36:22.880
‫-زودی می‌بینمت. خدافظ
.‫-ازت ممنونم

36:25.079 --> 36:29.286
‫اگرچه، رابطه من با مردم محلی، همیشه این قدر صلح و صفا نبود

36:44.639 --> 36:47.800
‫اینا کپه‌های کاه قدیمی بودن که ازشون سیلو درست کرده بودیم

36:47.880 --> 36:49.159
‫تا بتونیم غله انبار کنیم

36:49.280 --> 36:54.039
‫و جلوی دور دور بچه‌ها رو توی این زمین قدیمی رو بگیریم

36:55.519 --> 36:56.960
‫من کاراگاه نیستم

36:57.039 --> 36:58.199
‫ولی اونجا روی زمین

36:58.320 --> 37:00.174
‫کاغذ رول سیگار ریخته

37:01.039 --> 37:02.519
‫پس چیزی که دارم بهش فکر می‌کنم اینکه

37:02.599 --> 37:07.280
‫گروهی از نوجوون ها تصمیم گرفتن که بیخیال قرنطینه بشن

37:07.360 --> 37:10.320
.‫و کپه کاه منو به آتیش بکشن

37:11.880 --> 37:13.360
‫و از این مطمئنیم که آتش سوزی عمدی بوده

37:13.440 --> 37:15.119
‫چون که اون یکی رو هم آتیش زدن

37:18.039 --> 37:19.760
.‫صبح بخیر، چارلی

37:19.840 --> 37:21.559
‫دود تا کجا رفته؟

37:21.639 --> 37:24.480
.‫خب، یکسره از جاده اصلی تا شهر بافورد، جریان داره

37:24.559 --> 37:26.599
... ‫چون که داشتم اون طرفی می‌رفتم

37:26.639 --> 37:28.440
‫اوه، پس از همین دود فهمیدی که آتیش سوزی شده؟

37:28.519 --> 37:29.639
.‫آره

37:31.639 --> 37:35.639
‫بعدش کیلیب مجبور شد سم پاشی رو متوقف کنه

37:35.679 --> 37:37.360
.‫و بیاد و آتیش رو خاموش کنه

37:41.960 --> 37:44.039
!‫این خیلی خوشحالش کرد

37:49.880 --> 37:51.960
.‫کیر توش

37:52.039 --> 37:53.840
‫خواستم که کپه‌ها رو از مسیر سیمانی، هل بدم اون طرف

37:53.920 --> 37:55.599
‫ولی احساس کردم سرم داره میترکه

37:55.639 --> 37:57.360
‫و حالت تهوع بهم دست داد بخاطر دود

37:57.440 --> 37:58.920
‫چون که مستقیم داشت می اومد تو کابین ماشین

37:59.000 --> 38:00.119
‫خیلی آزاردهنده است

38:00.151 --> 38:01.352
:‫یه احمق اومده و با خودش گفته

38:01.440 --> 38:02.760
... ‫اوه، میدونی، خیلی خنده داره اگه

38:02.840 --> 38:04.320
‫برم و اون کپه‌های کاه رو

38:04.400 --> 38:05.800
.‫با فندکم به آتیش بکشم

38:05.880 --> 38:07.880
.‫و بعدش راهشون رو کشیدن و رفتن خونه

38:07.960 --> 38:09.280
.‫چون که خوارکسده هستن

38:11.760 --> 38:15.639
‫یکم که به حرف‌های مامور خدمات اجتماعی
‫دیدلی اسکوات (همون کیلیب) گوش دادم

38:15.760 --> 38:19.480
.‫بعدش رفتم تا بره‌ها رو ببینم و حال خودمو خوب کنم

38:23.840 --> 38:26.360
‫شماره 32 آبی، خیلی حیوون خشنیه، نگاش کن

38:26.440 --> 38:30.000
‫تنها کاری که میخواد بکنه، زدن بقیه حیوون هاست

38:32.440 --> 38:33.599
‫می‌خوام این طرف بدوم

38:33.639 --> 38:35.760
‫و به این یکی بره هم کله بزنم
‫برو که رفتیم

38:40.960 --> 38:42.880
‫اون یکی داره توی سطل آب، میرینه

38:47.159 --> 38:48.440
‫آخه چرا باید این کارو بکنی؟

38:52.840 --> 38:54.840
‫آخه چرا باید این کارو بکنی؟

38:54.920 --> 38:56.360
.‫اوه، باید برینم
.‫اوه، اونجا یدونه سینک هست

38:56.440 --> 38:58.199
.‫اوه، خیلی هم عالی

39:10.079 --> 39:12.159
‫با اینکه چندتا میش هنوز حامله بودند

39:12.280 --> 39:17.960
.‫ولی 120 تا بره اونم فقط توی سه هفته، به دنیا اومده بود

39:18.039 --> 39:19.960
‫اتفاقی که داره امشب به وقوع میپیونده اینکه

39:20.039 --> 39:21.679
‫دوتا بره دیگه هم به دنیا اومدن

39:21.800 --> 39:25.679
‫یکی اونجا و یکی هم اینجا

39:25.800 --> 39:28.159
‫اکثر تولدها، موفقیت آمیز بوده

39:28.199 --> 39:30.360
.‫آره، نگاش کن

39:30.440 --> 39:32.920
‫بعضی هاش هم بگی نگی

39:33.000 --> 39:34.159
‫نفس نمیکشه

39:37.039 --> 39:39.440
‫یالا، نفس بکش دیگه

39:39.519 --> 39:40.440
‫موفق شدیم

39:40.519 --> 39:41.920
!‫آفرین الن

39:42.000 --> 39:44.159
‫راستش فک کردم این یکی به درد نمیخوره

39:44.280 --> 39:45.960
!‫ووهوو

39:46.039 --> 39:47.599
‫حالش خوبه

39:47.639 --> 39:50.679
‫و متاسفانه، چندتا بره هم زنده نموندن

39:52.760 --> 39:53.920
‫توی شکم مادره مرده

39:59.320 --> 40:03.326
‫گذشته از اینکه فهمیدم مراسم
‫ختم یک بره، چندان ابهتی نداره

40:06.320 --> 40:08.280
‫اینو هم کشف کردم که ... اون بیرون توی زمین‌ها

40:08.360 --> 40:12.639
‫بعضی از گوسفندهای مادر، چندان رفتار مادرانه ای ندارن

40:12.760 --> 40:16.880
‫که به همین خاطر، مجبور شدیم یکی از همسایه‌های
.‫پرورش دهنده گوسفند مون رو صدا بزنیم

40:16.960 --> 40:18.800
‫داره اونو میخوره؟

40:18.880 --> 40:21.480
‫نه، فک میکنه که داره میخورتش

40:21.559 --> 40:22.480
‫این رفیق کوچولو توی زمین پیدا شد

40:22.559 --> 40:23.800
‫حدود یه ساعت قبل

40:23.880 --> 40:26.000
‫مادرش اونو رها کرده

40:26.079 --> 40:29.000
‫و جرمی همسایه هم داره یه لوله رو توی گلوش فرو میکنه

40:29.079 --> 40:32.480
‫تا گلوکوز و شیر خشک بهش برسونه

40:32.559 --> 40:34.679
.‫چون که خیلی خیلی ضعیفه

40:34.800 --> 40:38.960
‫هفته پیش همینجا متوجه شدیم که مادره

40:39.039 --> 40:42.000
‫زیاد رفتار خوبی نداره

40:42.079 --> 40:44.954
‫و حالا هم اونو همینطوری ولش کرده

40:45.664 --> 40:48.199
‫یالا، بچه شیطون کوچولو

40:48.320 --> 40:50.639
‫امیدوار بودیم که مراقبت‌های دلسوزانه جرمی

40:50.679 --> 40:53.840
‫رفیق کوچولومون رو دوباره سرپا کنه

40:53.920 --> 40:55.159
‫ولی همونطور که روز به پایان می‌رسید

40:55.280 --> 40:57.413
... ‫تصمیم گرفتیم که اون باید به

40:57.655 --> 41:00.119
.‫به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل بشه

41:02.639 --> 41:05.840
‫یه آغل ساختیم، کاه تازه است، بخاری رو هم روشن کردیم

41:05.920 --> 41:10.159
‫و بفرمایین
.‫اینو ببین

41:10.199 --> 41:11.599
‫میخوام بزارمت اینجا

41:11.639 --> 41:13.400
.‫یکم نرم تره

41:13.480 --> 41:14.880
‫بفرما

41:14.960 --> 41:16.639
.‫بره خوب

41:16.679 --> 41:18.320
‫درسته

41:18.400 --> 41:20.760
‫سه ساعت مونده تا وعده غذای بعدی

41:25.639 --> 41:29.119
‫در طول شب، بره ضعیف‌تر شد

41:30.559 --> 41:32.920
.‫یالا، یالا، یالا، یالا

41:33.000 --> 41:35.280
... ‫یالا، یالا، ای بره

41:35.360 --> 41:36.639
‫با اینکه بالاخره تونستیم

41:36.760 --> 41:40.320
‫یکم بهش غذا برسونیم

41:40.400 --> 41:42.814
‫راستش نمیدونم چیکار باید
‫براش میکردین که نکردین

41:43.840 --> 41:46.320
.‫خب، اون خوراک مغذی عه

41:48.119 --> 41:51.159
.‫در نهایت، این همه کار هیچ فایده ای نداشت

41:59.800 --> 42:03.840
‫از دست دادن بره، غم انگیز بود

42:03.920 --> 42:06.519
‫و همچنین یک ضربه مالی هم به حساب می اومد

42:06.599 --> 42:08.079
‫ولی عجیب اینکه

42:08.159 --> 42:10.840
‫حداقل ضربه مالی چندان بزرگی نبود

42:10.920 --> 42:13.079
‫با اینکه میتونست باشه

42:13.159 --> 42:14.700
‫ارزششون نصف شده، مگه نه؟

42:14.747 --> 42:16.119
‫دوباره ارزششون کم شده

42:16.159 --> 42:18.000
‫شب قبل نگاه کردم، 52 پوند بود

42:18.079 --> 42:19.480
‫آره

42:19.559 --> 42:20.880
‫چون که همه رستوران‌ها بسته شدن

42:20.960 --> 42:22.800
‫آره و رستوران‌های زنجیره ای هم بسته شدن

42:22.880 --> 42:24.199
‫اوه، میشه هنوز صادرشون کرد؟

42:24.320 --> 42:25.519
.‫نه

42:25.599 --> 42:27.000
‫نمیتونیم به رستوران‌ها بفروشیمشون

42:27.079 --> 42:29.360
‫نمیتونیم به بارها بفروشیمشون

42:29.440 --> 42:32.320
‫یه هفته قبل، یه بره 100 پوند قیمت داشت

42:32.400 --> 42:34.800
‫و الان 52 پونده و نصف شده

42:34.880 --> 42:36.480
.‫آره

42:36.559 --> 42:37.920
‫خیلی هم عالی

42:44.880 --> 42:46.199
‫از طرف دیگه

42:46.320 --> 42:49.199
‫فصل بره زایی موفقیت آمیزی به شمار می‌رفت

42:50.960 --> 42:52.480
‫

42:53.920 --> 42:56.480
‫از 138 تا بره ای که انتظارشو می‌کشیدیم

42:56.559 --> 43:00.800
‫134 تاشون با موفقیت به دنیا اومدن

43:04.760 --> 43:08.400
‫این فکر که زمین با خایه‌های کوچیکی که افتادن

43:08.487 --> 43:12.487
‫کثیف و آلوده شده، یکم ترسناک به نظر میرسه

43:15.400 --> 43:18.079
‫علیرغم خایه‌های دورریخته شده

43:18.159 --> 43:20.031
... ‫این بره‌ها، مزرعه منو

43:20.187 --> 43:23.119
‫به چیزی تبدیل کردن که عکس اش
‫روی کارت پستی بهاری چاپ میشه

43:23.159 --> 43:27.194
‫عکسی از کشور بریتانیا که چطوری
‫میتونه و شاید چطوری باید باشه

43:29.199 --> 43:32.559
‫عاشق اینم که اونا رو دور و بر خودم داشته باشم

43:32.639 --> 43:37.744
‫اینجا توی این مزرعه اشتراکی کوچیک و عجیب
‫دیدلی اسکواتی مون اونم توی این شرایط قرنطینه

43:56.119 --> 43:59.000
‫پناهگاه مخصوص بمباران هوایی واسه دوران جنگ جهای دوم

44:01.199 --> 44:05.480
‫اگه کووید-19 زیاد بشه، اینجا، جایی که من میام

44:08.400 --> 44:10.840
‫من چراغ ترمز رو نشکوندم، تو این کارو کردی

44:10.920 --> 44:12.840
‫نه، راستش، صد درصد کار خودت بوده

44:12.920 --> 44:14.840
‫چی؟ منظورت چیه که کار من بوده؟

44:14.920 --> 44:17.599
‫

44:17.679 --> 44:19.039
‫به مدت شش هفته، اجازه نداشتیم

44:19.119 --> 44:21.880
‫که این محل رو ترک کنیم

44:21.960 --> 44:26.400
‫درون خودروتون بمونید، خواهش می‌کنم، درون خودروتون بمونید

44:26.480 --> 44:28.199
‫و میدونی چیه؟

44:28.280 --> 44:30.239
.‫دلمم نمی‌خواست که اینجا رو ترک کنم

44:36.880 --> 44:38.360
‫راستش رو بخوام بگم

44:38.440 --> 44:41.320
‫شادترین دوران زندگیم بود

44:46.719 --> 44:48.119
‫ولی یکبار دیگه

44:48.199 --> 44:51.920
‫قرار بود که اوضاع بطور وحشتناکی خراب بشه

44:53.960 --> 44:57.119
‫شش، هفت هفته است که بارون نباریده

44:57.199 --> 44:59.519
‫-نه
.‫-بیاین دیگه، دخترا

45:01.159 --> 45:02.760
‫شرایط ایده آلی نیست

45:02.840 --> 45:04.559
‫محصول تحت فشار قرار گرفته

45:04.639 --> 45:06.360
‫اجازه دارم که یکم نگران بشم؟

45:06.440 --> 45:08.119
.‫به نظرم یه چالش درست و حسابی خواهد بود

45:18.103 --> 45:23.099
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
