1
00:00:05,063 --> 00:00:15,985
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:23,351 --> 00:00:30,500
.‫هشدار: کلمات رکیک بدون سانسور، ترجمه شده‌اند

3
00:00:37,840 --> 00:00:39,119
‫مقامات دولت چین

4
00:00:39,240 --> 00:00:40,119
... ‫در حال تلاش برای

5
00:00:40,240 --> 00:00:41,119
.‫کنترل میزان شیوع ویروس هستند

6
00:00:41,240 --> 00:00:43,000
‫در بعضی از بخش‌های چین

7
00:00:43,079 --> 00:00:47,119
‫

8
00:00:47,200 --> 00:00:48,719
... ‫سفیر دولت چین

9
00:00:48,799 --> 00:00:51,640
.‫از برخی کشورها به دلیل واکنش بیش از حد، انتقاد کرد

10
00:00:51,719 --> 00:00:55,000
‫او گفت که شیوع آنفلونزا زمستانی در آمریکای شمالی

11
00:00:55,079 --> 00:00:57,439
.‫خطر جدی‌تری نسبت به ویروس کرونا در پی دارد

12
00:00:57,520 --> 00:01:00,039
.‫درسته، نگهداری

13
00:01:00,119 --> 00:01:01,520
.‫دروازه ساختمون

14
00:01:03,439 --> 00:01:05,680
.‫اوه، کیر توش

15
00:01:12,200 --> 00:01:14,920
.‫درسته و کارمون تمومه

16
00:01:15,000 --> 00:01:16,200
.‫زدم تو خال

17
00:01:22,840 --> 00:01:23,840
.‫اوه، نه

18
00:01:27,519 --> 00:01:29,840
‫کاملاً دروازه رو نپوشونده؟ مگه نه؟

19
00:01:38,640 --> 00:01:39,840
.‫اینو ببین

20
00:01:39,920 --> 00:01:41,240
‫دروازه اندازه نبود

21
00:01:41,319 --> 00:01:44,920
.‫پس یه دیوار سنگی درست کردم، اولین دیوارم رو

22
00:01:45,000 --> 00:01:47,120
‫گفتم که راحت تره تا همچین شغلی رو قرار بدی

23
00:01:47,200 --> 00:01:49,000
.‫و بعدش نمیتونی اونو به قلاب بندازی

24
00:01:54,920 --> 00:01:57,159
‫همون کاری رو می‌کنی که پسر بچه‌ها توی مسیر انجام میدن

25
00:01:57,240 --> 00:01:59,799
‫یکی دو مورد دیگه هم دارم
‫اگه بخوام از بحث خارج بشم

26
00:01:59,879 --> 00:02:01,319
... ‫فقط اینکه ما

27
00:02:08,840 --> 00:02:11,479
.‫76 تا گوسفند. درست خورد به هدف

28
00:02:15,560 --> 00:02:16,800
‫یک خوشه قابل توجه از مبتلایان

29
00:02:16,879 --> 00:02:18,000
... ‫در کره جنوبی

30
00:02:18,079 --> 00:02:20,800
.‫ژاپن و ایران ظاهر شده است

31
00:02:20,879 --> 00:02:22,280
... ‫کره جنوبی در نظر دارد تا آزمایش

32
00:02:22,360 --> 00:02:25,960
‫لذت‌های خیلی معدودی تو زندگی وجود داره

33
00:02:26,031 --> 00:02:29,431
‫که قابل مقایسه با باز کردن در یخچال باشه

34
00:02:29,560 --> 00:02:33,319
‫و پیدا کردن یه تیکه گوشت بره که نمیدونستی اونجاست

35
00:02:34,680 --> 00:02:36,240
‫برشش بزن

36
00:02:36,319 --> 00:02:38,439
‫نون سفید، یک لایه نازک از کره

37
00:02:38,560 --> 00:02:40,120
‫و چاتنی؟
‫یک نوع ترشی

38
00:02:40,166 --> 00:02:41,789
.‫نه، چون نمیتونی مزه گوشت بره رو حس کنی

39
00:02:41,814 --> 00:02:45,256
.‫تست کرونا معاون وزیر بهداشت ایران، مثبت اعلام شد

40
00:02:45,879 --> 00:02:48,800
‫سه، چهار، پنج، شش، هفت

41
00:02:57,000 --> 00:02:59,319
‫همین که فوریه جای خودشو به ماه مارس داد

42
00:02:59,400 --> 00:03:01,840
‫فهمیدم که فقط یک چیز وجود داره که

43
00:03:01,919 --> 00:03:03,680
‫باید در موردش نگران باشم

44
00:03:03,759 --> 00:03:06,719
.‫به دنیا اومدن قریب‌الوقوع بره هام

45
00:03:08,000 --> 00:03:10,479
‫ولی بعد، یهویی

46
00:03:10,560 --> 00:03:12,800
.‫چیز دومی هم بود که باید نگرانش می‌شدم

47
00:03:27,800 --> 00:03:31,663
.‫از عصر امروز، دستورالعمل ساده ای رو به مردم بریتانیا اعلام می‌کنم

48
00:03:32,280 --> 00:03:34,039
.‫باید توی خونه بمونید

49
00:03:36,560 --> 00:03:38,159
... ‫ویروس کرونا، بزرگ‌ترین تهدیدی است

50
00:03:38,240 --> 00:03:41,960
.‫که این کشور در طول چند دهه اخیر با آن مواجه شده است

51
00:03:42,039 --> 00:03:44,920
.‫ویروس استثنا قائل نمی‌شود

52
00:03:45,000 --> 00:03:48,120
‫مهم نیست که کی هستید، کجا هستید

53
00:03:48,199 --> 00:03:50,920
.‫یا چند ساله هستید

54
00:03:51,000 --> 00:03:52,800
‫تمامی بخش‌های کشور

55
00:03:52,879 --> 00:03:56,280
.‫در وضعیت اضطراری قرار گرفته است

56
00:04:03,800 --> 00:04:04,960
... ‫وقتی کل کشور

57
00:04:05,039 --> 00:04:06,599
‫به خواب زمستانی رفت

58
00:04:06,688 --> 00:04:09,487
‫تصمیم گرفتم که میزبان یک جلسه با
‫رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی باشم

59
00:04:09,560 --> 00:04:11,759
‫با تیم مدیریتی مزرعه

60
00:04:15,879 --> 00:04:16,879
‫حالت چطوره؟

61
00:04:18,720 --> 00:04:20,639
‫خب، از ترس به خودم ریدم

62
00:04:20,720 --> 00:04:21,759
‫واقعاً؟

63
00:04:21,800 --> 00:04:23,759
... ‫-تو 22 سالته
.‫21 سالمه

64
00:04:23,800 --> 00:04:26,079
‫بیست و یک. من دارم می‌رسم به 60 سالگی

65
00:04:26,160 --> 00:04:28,464
‫250 هزارتا سیگار کشیدم

66
00:04:28,920 --> 00:04:31,360
‫قبلاً ذات‌الریه داشتم پس ریه هام آسیب دیدن

67
00:04:31,480 --> 00:04:32,800
... ‫اگه کرونا بگیرم

68
00:04:32,920 --> 00:04:35,360
.‫آره، امید زیادی به زنده موندنت نیست

69
00:04:35,439 --> 00:04:36,920
‫این نگران کننده است

70
00:04:37,000 --> 00:04:38,519
‫تنها چیزی که در موردش عصبانیم

71
00:04:38,600 --> 00:04:40,079
.‫اینکه موهام رو فر نکردم

72
00:04:40,159 --> 00:04:41,120
‫چی؟

73
00:04:41,199 --> 00:04:43,199
.‫موهام رو فر نکردم

74
00:04:43,240 --> 00:04:45,720
‫دیروز، قرار بود که موهام رو فر کنم

75
00:04:45,800 --> 00:04:46,920
.‫ولی لغو شد

76
00:04:47,040 --> 00:04:48,199
‫چی، سلمونی لغوش کرد؟

77
00:04:48,240 --> 00:04:49,800
.‫آره، بخاطر ویروس کرونا

78
00:04:49,920 --> 00:04:51,879
‫قرار بود که مدل موی جدیدت باشه

79
00:04:51,920 --> 00:04:54,920
.‫آره، قرار بود که قدم بعدی برای کیلیب جدید باشه

80
00:04:55,040 --> 00:04:58,240
‫آره، خب مطمئن نیستم که لغوشدن
.‫فر موهات تو اخبار اعلام بشه

81
00:04:58,319 --> 00:05:01,439
‫بگذریم، مسئله اینکه تو و من، به شکل عجیب و غریبی

82
00:05:01,519 --> 00:05:03,519
‫به عنوان کارگران کلیدی، اسممون ثبت شده

83
00:05:03,592 --> 00:05:04,792
‫پس دولت گفته که

84
00:05:04,920 --> 00:05:06,360
‫اگه شما توی تولید غذا دخیل هستین

85
00:05:06,439 --> 00:05:07,720
..‫-که ما دخیل هستیم
.‫-آره، آره

86
00:05:07,800 --> 00:05:08,720
... ‫کشاورزی

87
00:05:08,800 --> 00:05:09,720
‫هنوز اجازه فعالیت داره

88
00:05:09,800 --> 00:05:10,920
‫آخه خیلی خنده‌داره

89
00:05:11,000 --> 00:05:13,360
‫دولت سه هفته قبل گفت

90
00:05:13,480 --> 00:05:16,720
‫<i>به نظر دولت، این تفکر که کشاورزان بریتانیایی</i>

91
00:05:16,800 --> 00:05:19,439
.‫<i>غذای مردم بریتانیا را تامین می‌کنند، از رده خارج و مسخره است</i>

92
00:05:19,519 --> 00:05:20,720
‫<i>غذا تون رو از خارج کشور بخرین</i>

93
00:05:20,800 --> 00:05:22,000
‫<i>و بعدش ما هم کل مناطق روستایی رو</i>

94
00:05:22,079 --> 00:05:23,445
.‫<i>به پارک طبیعی تبدیل می‌کنیم</i>

95
00:05:23,578 --> 00:05:24,969
‫الان ببین دارن چی میگن

96
00:05:25,600 --> 00:05:27,560
‫فک می‌کنم که اگه اینقدر فاصله داشته باشیم

97
00:05:27,639 --> 00:05:28,879
‫همیشه

98
00:05:28,920 --> 00:05:30,639
‫همه چیز رو هم ضدعفونی کنیم

99
00:05:30,720 --> 00:05:33,720
‫تیم فیلمبرداری رو هم دور نگه داریم

100
00:05:33,800 --> 00:05:35,920
‫خب، تو تراختور خودت رو برون، همون لامبورگینی رو

101
00:05:36,000 --> 00:05:37,240
.‫و منم تراختور خودمو میرونم

102
00:05:37,319 --> 00:05:39,319
‫راستش، فکر بدی نیست

103
00:05:39,399 --> 00:05:42,480
.‫فکر خیلی خوبیه. از الان هر کس تراختور خودش رو میرونه

104
00:05:42,560 --> 00:05:44,360
.‫کارکنان کلیدی

105
00:05:44,439 --> 00:05:45,920
.‫قراره که ملت رو نجات بدیم

106
00:05:46,000 --> 00:05:47,480
‫تو هم داری دیوونه‌وار وسایل می‌خری؟
.‫منظورش همون خرید دیوانه‌وار دستمال توالته

107
00:05:47,560 --> 00:05:49,560
.‫اون روز، پنج تا کنسرو ساردین خریدم

108
00:05:49,639 --> 00:05:51,040
‫-اینم حساب میشه؟
.‫-نه زیاد

109
00:05:51,120 --> 00:05:52,759
‫-تو خرید دیوونه‌وار داشتی؟
.‫نه

110
00:05:58,639 --> 00:06:00,000
‫در حالی که کارگر کلیدی، کیلیب

111
00:06:00,079 --> 00:06:03,439
‫دوباره برگشت سر کار با تراختور

112
00:06:03,519 --> 00:06:07,560
.‫من راهی مرکز فرماندهی رویداد بزرگ بعدیمون شدم

113
00:06:08,680 --> 00:06:10,120
‫همگی، خوش اومدین

114
00:06:10,199 --> 00:06:13,160
.‫به بیمارستان جدیدی که برای گوسفندها ساختیم

115
00:06:13,240 --> 00:06:15,879
.‫بخش زایمان، و مادران باردار هم اینجا هستن

116
00:06:15,959 --> 00:06:18,959
‫74 گوسفند باردار اینجا هستند

117
00:06:19,040 --> 00:06:22,360
‫ما الن چوپان رو اینجا خواهیم داشت

118
00:06:22,439 --> 00:06:23,800
‫میتونیم بگیم خانم چوپان؟

119
00:06:23,879 --> 00:06:25,439
‫نمیدونم که این روزها میشه همچین چیزی گفت یا نه؟

120
00:06:25,519 --> 00:06:27,800
.‫به هرحال، متخصص گوسفند

121
00:06:27,879 --> 00:06:31,000
‫قراره که اینجا باشه، ولی نه همیشه

122
00:06:31,079 --> 00:06:32,439
‫پس باید یاد بگیرم

123
00:06:32,519 --> 00:06:34,840
‫و با تماشای اون قرار که یاد بگیرم

124
00:06:34,920 --> 00:06:37,680
:‫فک کن بعد این کار، چقدر مهارت دارم

125
00:06:37,759 --> 00:06:41,000
‫دریفت کشیدن موقع داد زدن

126
00:06:41,079 --> 00:06:42,399
‫قابله بودن

127
00:06:43,626 --> 00:06:44,639
‫کار اول

128
00:06:44,720 --> 00:06:46,759
‫این بود که مطمئن شم که مادرهای باردار

129
00:06:46,840 --> 00:06:49,840
.‫بطور یکنواختی در آغل‌های جداگانه، تقسیم شده باشن

130
00:06:51,480 --> 00:06:55,399
‫هفت، هشت، ده، دوازده

131
00:06:57,519 --> 00:06:59,279
‫حالا چرا همه تون میرین اونطرف؟

132
00:07:02,319 --> 00:07:04,399
‫چرا اینکارو کردن؟

133
00:07:07,160 --> 00:07:09,160
... ‫در نهایت همه چیز آماده

134
00:07:09,240 --> 00:07:12,800
‫ورود 138 بره بود

135
00:07:14,639 --> 00:07:17,519
‫و الان، باید منتظر مادر طبیعت می موندیم

136
00:07:17,600 --> 00:07:19,959
.‫تا آستین هاش رو بالا بزنه

137
00:07:22,120 --> 00:07:27,025
‫شمار قربانیان ویروس کرونا در بریتانیا، افزایش چشمگیری داشته است

138
00:07:27,879 --> 00:07:29,120
‫دولت اسکاتلند

139
00:07:29,199 --> 00:07:30,959
‫پیشنهاد داد تا مردم صورت خود را بپوشانند

140
00:07:31,040 --> 00:07:34,199
... ‫در مواقع معدودی که امکان فاصله گذاری اجتماعی

141
00:07:34,279 --> 00:07:38,639
.‫روزها سپری شد و خبری از بره‌ها نبود

142
00:07:38,720 --> 00:07:42,120
‫ولی بعد، یک روز صبح که داشتم به مرغ‌ها غذا می‌دادم

143
00:07:42,199 --> 00:07:43,639
!‫با همدیگه دعوا نکنین

144
00:07:46,159 --> 00:07:48,519
‫سلام؟

145
00:07:48,600 --> 00:07:50,560
‫چی؟

146
00:07:50,639 --> 00:07:51,920
.‫دارم میام، دارم میام

147
00:07:52,000 --> 00:07:56,399
‫داره بره میاد ... پیش بسوی بره‌ها

148
00:07:56,480 --> 00:07:57,959
‫همونطور که انتظارش می‌رفت، یکی از گوسفندها

149
00:07:58,040 --> 00:08:00,720
‫صبر کرده تا الن چوپون، برگرده خونه

150
00:08:00,800 --> 00:08:03,839
.‫و بعد تصمیم گرفته که زایمان کنه

151
00:08:05,399 --> 00:08:06,600
‫برو که بریم

152
00:08:06,680 --> 00:08:08,759
‫داره میشینه

153
00:08:08,839 --> 00:08:10,240
‫و اگه کم کم جلو بری

154
00:08:10,319 --> 00:08:11,920
‫بهت عادت میکنه

155
00:08:12,000 --> 00:08:13,160
‫توی یک دنیای ایده آل

156
00:08:13,240 --> 00:08:14,680
‫باید خودش بتونه از پس زایمان بربیاد

157
00:08:14,759 --> 00:08:17,399
... ‫من فقط اینجام

158
00:08:17,480 --> 00:08:18,480
.‫که پشتیبانی کنم

159
00:08:20,800 --> 00:08:22,358
... ‫داره سعی میکنه

160
00:08:23,959 --> 00:08:26,519
‫نگاش کن

161
00:08:26,600 --> 00:08:29,360
‫اوه، خدایا، یه چیزی داره ازش میاد بیرون

162
00:08:29,439 --> 00:08:31,439
‫جرمی، فقط مطئن شو که اول سرش بیاد بیرون

163
00:08:31,519 --> 00:08:33,279
... ‫آخه چطوری قراره که ببینم اگه

164
00:08:33,360 --> 00:08:36,360
.‫اوه، بلند شد، بره بیرونه، بره بیرونه، بره بیرونه

165
00:08:36,440 --> 00:08:37,960
!‫آره، نگاش کن

166
00:08:41,039 --> 00:08:43,519
‫اوه، این خیلی عالیه

167
00:08:43,600 --> 00:08:46,330
.‫خیلی هیجان زده ام

168
00:08:50,399 --> 00:08:54,519
.‫اون یه کیسه بزرگ خونه

169
00:08:54,639 --> 00:08:57,879
.‫اوه، پشمام

170
00:08:57,960 --> 00:09:03,122
‫کل پروسه زایمان، در عین حال که
.‫دوست داشتنیه ولی حال بهم زن هم هست

171
00:09:05,120 --> 00:09:08,399
‫صحنه جلو، مثل عکس کارت تبریک عید هستش

172
00:09:08,480 --> 00:09:10,159
‫صحنه پشتی

173
00:09:10,240 --> 00:09:11,519
‫حتی جان کارپنتر هم

174
00:09:11,600 --> 00:09:14,320
.‫به همچین چیز حال بهم زنی فک نکرده

175
00:09:15,720 --> 00:09:16,840
‫اولین تولد دیدلی اسکواتی مون

176
00:09:16,879 --> 00:09:18,480
.‫خوب پیش رفت

177
00:09:18,519 --> 00:09:21,759
‫ولی مادر دوقلو باردار بود و موضوع نگران کننده این بود که

178
00:09:21,879 --> 00:09:25,639
.‫هیچ نشانه ای از بره دوم به چشم نمی‌خورد

179
00:09:25,759 --> 00:09:27,159
‫واضح بود که یه مشکلی وجود داره

180
00:09:27,240 --> 00:09:29,639
‫و زنگ زدن به کیلیب هم هیچ فایده ای نداشت

181
00:09:29,720 --> 00:09:33,080
‫چون که خیلی رک و راست گفته
.‫بود که به این موضوع علاقه ای نداره

182
00:09:33,159 --> 00:09:35,120
.‫میدونی، زیاد با گوسفندها میونه خوبی ندارم

183
00:09:35,200 --> 00:09:36,600
:‫جرمی باید منتظر این باشه

184
00:09:36,639 --> 00:09:38,320
‫توی تابستون، وقتی که هوا خیلی گرمه

185
00:09:38,399 --> 00:09:40,480
‫اونم سرش با تراختور گرمه تا ذرت‌ها رو بکاره

186
00:09:40,519 --> 00:09:42,200
‫یه دفعه، از دور میبینه که

187
00:09:42,279 --> 00:09:43,840
‫یکی از گوسفندهاش داره به خودش میپیچه

188
00:09:43,879 --> 00:09:45,639
:‫پس با خودش میگه
 ‫<i>باید برم بهش سر بزنم</i>

189
00:09:45,759 --> 00:09:48,000
.‫و یهویی میبینه که ازش داره لارو مگس بیرون میریزه

190
00:09:48,072 --> 00:09:51,072
‫یا سرش توی حصار گیر کرده و خوشو به کشتن داده

191
00:09:51,159 --> 00:09:54,120
.‫چون قطعاً میدونی که این چیزا اتفاق می افته

192
00:09:54,200 --> 00:09:55,519
‫وقتی دارن بره میارن، همه چیز خوبه

193
00:09:55,600 --> 00:09:58,240
‫<i>اوه، به اون بره خوشگل نگاه کن</i>
‫ولی صبر کن

194
00:09:58,320 --> 00:09:59,759
‫تابستون که بیاد، همشون دارن فرار میکنن

195
00:09:59,879 --> 00:10:01,000
‫و می‌دون بیرون

196
00:10:01,080 --> 00:10:03,759
:‫و جرمی هم قراه بگه
  !‫<i>گوسفندهای کیری</i>

197
00:10:03,840 --> 00:10:05,399
... ‫خوشبختانه، توی انباری

198
00:10:05,480 --> 00:10:08,879
.‫الن به موقع رسید تا اوضاع رو مرتب کنه

199
00:10:14,720 --> 00:10:17,240
... ‫خب، ما اینجا داریم

200
00:10:17,320 --> 00:10:19,480
‫یدونه سر و هیچ پایی

201
00:10:19,519 --> 00:10:21,159
‫آو، مشکل این بود؟

202
00:10:21,240 --> 00:10:22,639
‫یدونه پا اینجاست

203
00:10:22,759 --> 00:10:24,879
‫-پا رو می‌بینی؟
.‫-آره

204
00:10:25,000 --> 00:10:26,320
‫اونجا چی داریم؟ دوتا پا؟

205
00:10:26,399 --> 00:10:27,639
‫دوتا پا و یدونه دماغ

206
00:10:27,759 --> 00:10:29,279
‫میخوای بکشیش بیرون؟

207
00:10:29,360 --> 00:10:31,000
.‫خودش این کارو میکنه

208
00:10:33,320 --> 00:10:35,159
.‫بفرما

209
00:10:35,240 --> 00:10:37,879
‫این مایع زرد تیره رو می‌بینی؟

210
00:10:38,000 --> 00:10:38,879
‫آره، آره

211
00:10:39,000 --> 00:10:40,039
... ‫این یعنی اینکه

212
00:10:40,120 --> 00:10:42,080
‫بره تحت فشار بوده

213
00:10:42,159 --> 00:10:44,440
‫-چرا؟
‫-احتمالاً به این خاطر که

214
00:10:44,519 --> 00:10:46,840
‫مدت زمان بیشتری طول کشید تا بیاد بیرون

215
00:10:46,879 --> 00:10:48,840
‫-حالش خوبه؟
.‫-آره. خوبه

216
00:10:48,879 --> 00:10:50,279
... ‫پس، اون بره آخری

217
00:10:50,360 --> 00:10:51,720
‫-گیر کرده بودن؟
.‫-آره

218
00:10:51,759 --> 00:10:53,039
‫مثل جاده A40 میمونه

219
00:10:53,120 --> 00:10:55,480
.‫وقتی که دوتا ماشین میخوان برن توی یه جاده

220
00:10:55,519 --> 00:10:56,759
.‫آره

221
00:11:01,001 --> 00:11:02,879
... ‫چند روز بعدی

222
00:11:02,960 --> 00:11:06,840
‫آغل میش‌ها و بره‌ها، آروم آروم داشت پر می‌شد

223
00:11:06,919 --> 00:11:08,360
‫اوکی، داره میاد بیرون

224
00:11:08,440 --> 00:11:10,679
.‫آفرین

225
00:11:10,759 --> 00:11:12,519
.‫ببین، نی خوب
.‫منظورش پاهای نازک بره است

226
00:11:16,639 --> 00:11:18,159
‫و الن خیلی خوب بهم اموزش داد

227
00:11:18,240 --> 00:11:20,480
‫تا همه کارهای لازم رو یاد بگیرم

228
00:11:21,879 --> 00:11:24,440
‫خب اینو توی اونجا فرو می‌کنیم
... ‫اینطوری

229
00:11:24,519 --> 00:11:25,840
‫این خوبه؟

230
00:11:25,919 --> 00:11:27,840
.‫تا وقتی که با یُد پوشیده شده باشه، مشکلی نیست

231
00:11:29,519 --> 00:11:30,840
‫در حقیقت

232
00:11:30,919 --> 00:11:33,240
‫بعضی از کارها خوب پیش نرفت

233
00:11:33,320 --> 00:11:34,639
.‫نه

234
00:11:34,720 --> 00:11:37,399
.‫فک کنم دستمو کردم توی کونش

235
00:11:37,480 --> 00:11:40,320
.‫و بقیه هم یه کارهایی کردن که فک ام باز بمونه

236
00:11:41,399 --> 00:11:42,519
‫دارم بهشون حلقه وصل می‌کنم

237
00:11:42,600 --> 00:11:44,759
‫یه حلقه به دمشون وصل می‌کنم

238
00:11:44,840 --> 00:11:47,120
‫پس وقتی که بزرگ‌تر شدن و هوا گرم‌تر شد

239
00:11:47,200 --> 00:11:49,480
.‫مگس دور و اطراف کونشون، پرسه نمیزنه

240
00:11:49,559 --> 00:11:51,240
‫اوکی، پس وصلشون می‌کنی به دمشون؟

241
00:11:51,320 --> 00:11:53,879
.‫آره و بعد نرها رو اخته می‌کنیم

242
00:11:53,960 --> 00:11:54,879
‫ببخشید؟

243
00:11:54,960 --> 00:11:56,519
.‫نرها رو اخته می‌کنیم

244
00:11:56,600 --> 00:11:59,039
... ‫بره‌های نر رو

245
00:11:59,120 --> 00:12:00,559
.‫اخته می‌کنیم

246
00:12:00,639 --> 00:12:02,240
‫چی؟ میخوای تخماشون رو بِبُری؟

247
00:12:02,320 --> 00:12:04,000
.‫نمیبرمشون ولی بهشون حلقه وصل می‌کنم

248
00:12:04,080 --> 00:12:05,279
‫حلقه چیکار میکنه؟

249
00:12:05,360 --> 00:12:06,879
‫باعث میشه خون به تخم‌ها نرسه

250
00:12:06,960 --> 00:12:09,519
.‫و اونا از بدن بره جدا میشن

251
00:12:09,600 --> 00:12:11,600
‫تخمهاشون قراره که بیوفته؟

252
00:12:11,679 --> 00:12:13,200
.‫-آره
‫-چرا؟

253
00:12:13,279 --> 00:12:16,237
.‫مانع از جفت گیری بره‌ها با خواهراشون میشه

254
00:12:16,262 --> 00:12:17,360
‫وقتی که بزرگ‌تر شدن

255
00:12:17,440 --> 00:12:19,759
.‫نه، من این کارو نمی‌کنم

256
00:12:19,840 --> 00:12:22,320
.‫نگاش کن، از اون حلقه خوشش نمیاد

257
00:12:22,399 --> 00:12:24,279
.‫مدت طولانی اذیتش نمیکنه

258
00:12:24,360 --> 00:12:25,879
‫-چی؟
.‫-اونجاشون بی حس میشه

259
00:12:25,960 --> 00:12:27,960
.‫مدت طولانی درد میکنه

260
00:12:28,039 --> 00:12:29,639
‫تا کی اونجا میمونه تا از بدنشون جدا بشه؟

261
00:12:29,720 --> 00:12:32,159
.‫چند روز

262
00:12:32,240 --> 00:12:33,159
... ‫اونا

263
00:12:37,080 --> 00:12:38,840
.‫رفیق، اصلاً سورپرایز نشدم

264
00:12:38,919 --> 00:12:40,080
.‫اوه

265
00:12:40,159 --> 00:12:41,879
‫همین الان به دنیا اومده

266
00:12:41,960 --> 00:12:44,639
.‫<i>من یه مرد ام، هر چی که لازمه، با خودم دارم</i>

267
00:12:44,720 --> 00:12:47,320
.‫اوه، نه، اون خانمه بند پلاستیکی دورشون میبنده

268
00:12:47,399 --> 00:12:48,919
‫میخوای برگردی پیش مامانت؟

269
00:12:49,000 --> 00:12:51,840
.‫نمیتونم تخم‌های یه جونور رو بِبُرم

270
00:12:51,919 --> 00:12:54,759
‫نمیشه گوسفندهای نر و ماده رو از هم جدا کنی؟

271
00:12:54,840 --> 00:12:58,960
‫میتونی، ولی میرن با همدیگه خوش میگذرونن
(.‫)منظورش لواط بین گوسفندهای نر هستش

272
00:12:59,039 --> 00:13:01,039
‫-چی، یعنی گوسفندهای نر؟
.‫-آره

273
00:13:01,120 --> 00:13:02,200
‫-سوار همدیگه میشن؟
.‫-آره

274
00:13:02,279 --> 00:13:03,919
‫-واقعاً این کارو میکنن؟
.‫-آره

275
00:13:04,007 --> 00:13:07,367
.‫لئو و وین رو که می‌شناسی، الان توی مزرعه هستن

276
00:13:07,440 --> 00:13:08,559
... ‫اونا هم میرن سراغ همدیگه

277
00:13:08,639 --> 00:13:09,720
‫وقتی که ما نگاشون نمی‌کنیم؟

278
00:13:09,799 --> 00:13:10,919
‫همیشه این کارو نمیکنن

279
00:13:11,000 --> 00:13:12,639
‫ولی هرازگاهی، شاید این کارو بکنن

280
00:13:12,720 --> 00:13:16,200
.‫ولی هنوز هم میدونن که وقتی گوسفند ماده دیدن، باید چیکار کنن

281
00:13:16,279 --> 00:13:18,720
... ‫گوسفندهای ماده
‫اونا هم این کارو میکنن؟

282
00:13:18,799 --> 00:13:22,000
.‫نه زیاد. نه

283
00:13:22,080 --> 00:13:24,039
.‫پس کارهای لزبین کمتری رو شاهد هستیم

284
00:13:24,120 --> 00:13:25,399
.‫آره

285
00:13:25,480 --> 00:13:27,679
... ‫پس مثل اینترنت نیست

286
00:13:30,816 --> 00:13:32,240
‫مشتاق بودم که هر چه سریع‌تر

287
00:13:32,320 --> 00:13:35,200
‫از اتاقک شکنجه بره‌ها فرار کنم

288
00:13:35,279 --> 00:13:37,600
... ‫پس رفتم سراغ زمین و یه چیزی

289
00:13:37,679 --> 00:13:39,519
.‫بنام غلتانک رو آتیش کردم

290
00:13:41,600 --> 00:13:44,240
... ‫خفن ترین ماشینی که

291
00:13:44,320 --> 00:13:47,440
.‫توی کل انبارم داشتم

292
00:13:47,519 --> 00:13:48,919
... ‫اوه، من میخوام

293
00:13:49,000 --> 00:13:50,679
.‫می‌خواستم بگم که یکی از اینارو میخوام

294
00:13:50,759 --> 00:13:53,600
.‫در حقیقت، یکی از اینا رو خریدم
.‫ازش خوشم میاد

295
00:13:53,679 --> 00:13:56,360
‫چرا تا حالا ازش استفاده نکرده بودم؟

296
00:13:59,200 --> 00:14:01,399
‫امروز، دارم یه کار مهمی رو انجام میدم

297
00:14:01,480 --> 00:14:05,120
.‫چون که یه نقشه استادانه طرح کردم

298
00:14:06,720 --> 00:14:08,799
‫این قسمت از زمین قرار بود که جو بهاره کاشته بشه

299
00:14:08,879 --> 00:14:12,240
‫ولی فک می‌کنم که هیچ دلیلی نداره که اونو بکارم

300
00:14:12,320 --> 00:14:13,480
:‫به دو دلیل

301
00:14:13,559 --> 00:14:14,840
،‫دلیل اول

302
00:14:14,919 --> 00:14:16,320
‫همه بارها و رستوران‌ها بسته شدن

303
00:14:16,399 --> 00:14:17,600
‫پس تقاضا برای آبجو، پایین اومده

304
00:14:17,679 --> 00:14:19,960
‫و از جو بهاره، آبجو میگیرن

305
00:14:20,039 --> 00:14:21,639
‫و خب، دلیل دوم

306
00:14:21,720 --> 00:14:23,840
‫زمستون بسیار مرطوب بود

307
00:14:23,919 --> 00:14:27,120
‫و خیلی از کشاورزها دارن توی بهار، کاشت میکنن

308
00:14:27,200 --> 00:14:29,559
.‫جو بهاره میکارن، پس قراره که بازار جو اشباع بشه

309
00:14:29,639 --> 00:14:33,039
.‫مقدار زیادی محصول، به دنبال یه بازار کوچیک میره

310
00:14:35,360 --> 00:14:36,879
... ‫پس، علیرغم هشدارهای

311
00:14:36,960 --> 00:14:39,120
‫کیلیب و چارلی خندون

312
00:14:39,200 --> 00:14:41,080
‫که به نظرم احمقانه بود

313
00:14:41,159 --> 00:14:43,799
‫می‌خواستم که چهار جریب سبزیجات بکارم

314
00:14:43,879 --> 00:14:46,639
‫به این دلیل که در یک دنیای قرنطینه شده

315
00:14:46,720 --> 00:14:50,080
.‫ذخیره سبزیجات وارداتی، خیلی زود کم میشه

316
00:14:51,759 --> 00:14:53,120
... ‫کاری که الان میخوام بکنم اینکه

317
00:14:53,200 --> 00:14:56,639
‫تیکه‌های بزرگ و خشک گِل رو بشکنم

318
00:14:56,720 --> 00:15:00,300
.‫تا بستر مناسبی برای دونه های سبزیجاتم درست کنم

319
00:15:01,559 --> 00:15:05,360
‫یکمی نگرانم که کرونا رو می‌گیرم

320
00:15:05,440 --> 00:15:11,120
‫اون روز یه جایی خوندم که 90 درصد
‫از 570 میلیون زمین کشاورزی توی دنیا

321
00:15:11,200 --> 00:15:15,320
.‫یا بوسیله یک مرد اداره میشن یا یک خانواده

322
00:15:15,399 --> 00:15:18,799
‫پس اگه اون مرد یا خونواده کرونا بگیرن

323
00:15:18,879 --> 00:15:21,080
‫زمین کشاورزی از بین میره

324
00:15:21,159 --> 00:15:23,399
‫راستش کشاورزها رو مجبور میکنن
‫که خاطرات روزانه شون رو بنویسن

325
00:15:23,480 --> 00:15:25,600
‫تا اگه قرار باشه یکی بیاد

326
00:15:25,679 --> 00:15:28,000
‫و جای اونا رو بگیره، بدونه که باید چیکار کنه

327
00:15:28,080 --> 00:15:30,559
‫ولی حرف من اینکه آخه توی
‫دفترچه خاطرات، من چی بنویسم؟

328
00:15:30,639 --> 00:15:32,919
‫به کی بگم؟

329
00:15:33,000 --> 00:15:35,600
‫همه نشستن توی خونه هاشون و دارن جو ویکس میبینن
.‫جو ویکس: مربی تناسب اندام

330
00:15:35,679 --> 00:15:38,639
.‫و کون هاشون رو با دستمال توالت پاک میکنن

331
00:15:41,440 --> 00:15:43,919
‫در نهایت، کارهای مقدماتی به پایان رسید

332
00:15:44,000 --> 00:15:47,759
‫و چند روز بعد هم مجموعه سبزیجات رسید

333
00:15:47,840 --> 00:15:51,519
.‫به همراه ماشین قدیمی کاشت گیاه جترو تال

334
00:15:53,279 --> 00:15:57,720
‫اگه بیای این پشت، بهت نشون میدم که چطوری کار میکنه

335
00:15:57,799 --> 00:16:00,200
‫اوکی، سه نفر میشینه اینجا

336
00:16:00,279 --> 00:16:01,960
‫زیر این پوشش محافظ

337
00:16:02,039 --> 00:16:04,320
‫و توسط یک تراختور، کشیده میشه

338
00:16:04,399 --> 00:16:06,320
‫سبزیجات اینجا ذخیره میشن

339
00:16:06,399 --> 00:16:09,360
‫یکی شون رو برمیداری، میزاریش توی این محفظه وی شکل

340
00:16:09,440 --> 00:16:11,159
‫و سبزی بعدی رو توی محفظه بعدی

341
00:16:11,240 --> 00:16:13,360
‫یک زنجیر، اینا رو دور میگردونه

342
00:16:13,440 --> 00:16:14,960
‫و بعد سبزیجات اون پایین

343
00:16:15,039 --> 00:16:16,879
.‫زیر صندلی تون، کاشته میشن

344
00:16:16,960 --> 00:16:20,519
‫فقط یک مشکل کوچولو هست

345
00:16:20,600 --> 00:16:24,039
.‫دو متر فاصله گذاری اجتماعی

346
00:16:24,120 --> 00:16:25,320
‫هممم

347
00:16:26,559 --> 00:16:30,960
‫ولی یه مشکل دیگه هم وجود داشت

348
00:16:31,039 --> 00:16:32,679
‫داری چیکار می‌کنی؟

349
00:16:32,759 --> 00:16:35,679
.‫غیرممکنه که بتونی اینو به اون وصل کنی

350
00:16:35,759 --> 00:16:37,200
.‫-نه
‫-چرا نه؟

351
00:16:37,279 --> 00:16:38,600
!‫به پهناش نگاه کن

352
00:16:38,679 --> 00:16:40,000
‫-چ؟
.‫-به پهناش نگاه کن

353
00:16:40,080 --> 00:16:41,919
.‫اوه، تایرها سبزی‌ها رو له میکنن

354
00:16:42,000 --> 00:16:44,039
.‫-آره
.‫-آره، زیادی توی زمین فرو میریم

355
00:16:44,120 --> 00:16:46,480
‫خب یه دور سبزی‌ها رو می‌کاری، بعدش دور می‌زنی

356
00:16:46,559 --> 00:16:47,519
‫دوباره برمیگردی

357
00:16:47,600 --> 00:16:49,399
‫و بعدش تایرهای تراختورت

358
00:16:49,480 --> 00:16:52,120
.‫اون قسمتی که سبزی توش کاشتی رو صاف میکنه

359
00:16:52,200 --> 00:16:54,200
‫باید از اون تراختور مدل فرگوسن استفاده کنی

360
00:16:54,279 --> 00:16:55,720
‫همون تراختور کوچولو قرمز رنگه؟

361
00:16:55,799 --> 00:16:57,559
.‫-آره. همون تراختور قرمز کوچولوئه
.‫-مَسی منو میگه

362
00:16:57,639 --> 00:16:58,919
‫میخوای بری و مَسی رو بیاری اینجا؟

363
00:16:59,000 --> 00:17:00,440
‫شاید بهتر باشه تو

364
00:17:00,519 --> 00:17:02,360
‫یا من رو صندلی جلو بشینیم تا
‫یکم وزن اضافه شه به تراختور

365
00:17:02,440 --> 00:17:04,200
‫اوه، من اون عقب سبزی
‫می‌کارم و تراختور رو نمیرونم؟

366
00:17:04,279 --> 00:17:05,480
.‫آره، من تراختور رو میرونم

367
00:17:05,559 --> 00:17:07,240
‫-جدی؟
.‫-آره، آره

368
00:17:07,319 --> 00:17:09,799
‫-از الان تصمیمت رو گرفتی؟
.‫-گرفتم. من راننده تراختورم

369
00:17:09,880 --> 00:17:11,720
.‫بیا رای گیری کنیم
.‫من رانندگی می‌کنم

370
00:17:11,799 --> 00:17:13,480
.‫من رانندگی می‌کنم

371
00:17:13,559 --> 00:17:16,279
‫منم که مشهورم به رانندگی کردن

372
00:17:16,319 --> 00:17:17,319
.‫آره

373
00:17:19,519 --> 00:17:21,880
‫دستگاه کاشت سبزی آقای تالز رو

374
00:17:21,960 --> 00:17:23,960
‫به تراختور 60 ساله لیسا وصل کردیم

375
00:17:24,039 --> 00:17:27,039
‫و باهاش تک چرخ زدیم رفتیم تو زمین

376
00:17:27,079 --> 00:17:30,440
‫آماده کشاورزی توی یک عصر آروم و ساکت بودیم

377
00:17:30,519 --> 00:17:32,440
‫به روش سنتی

378
00:17:32,519 --> 00:17:33,680
‫برو که بریم

379
00:17:33,759 --> 00:17:35,759
‫

380
00:17:39,720 --> 00:17:43,160
‫مطمئن نیستم که ... دستهام، بازوهام
‫قراره که از جاشون کنده شن یا نه

381
00:17:49,079 --> 00:17:52,440
‫100 یارد مشقت بار رو پشت سر گذاشتیم

382
00:17:52,519 --> 00:17:55,799
.‫وایسادیم تا نتیجه کار رو بررسی کنیم

383
00:17:55,920 --> 00:17:57,000
‫یکی اینجاست

384
00:17:58,480 --> 00:18:00,160
‫یکی هم اونجاست

385
00:18:00,240 --> 00:18:01,880
.‫واقعاً داریم غذا می‌کاریم

386
00:18:01,960 --> 00:18:03,799
.‫اصلاً نمیدونم این غذایی که می‌کاریم، چیه

387
00:18:06,160 --> 00:18:10,152
‫بعد از اینکه قژقز های بی وقفه
‫دستگاه، شنوایی مون رو کاملاً از بین برد

388
00:18:15,000 --> 00:18:16,400
... ‫موجب آسایش خاطر بود که

389
00:18:16,480 --> 00:18:18,799
‫دوباره برگردم به بخش زایمان

390
00:18:20,920 --> 00:18:22,720
... ‫اگرچه بدبختانه

391
00:18:22,799 --> 00:18:24,880
.‫اونجا تک و تنها بودم

392
00:18:26,079 --> 00:18:27,759
.‫اوه، خدای من

393
00:18:30,400 --> 00:18:31,480
.‫این یه نشونه است

394
00:18:31,559 --> 00:18:33,799
‫وقتی سم هاشون رو به زمین میکوبن

395
00:18:33,880 --> 00:18:35,559
‫که میخوان زایمان کنن

396
00:18:35,640 --> 00:18:37,480
.‫الان نه، خواهش می‌کنم الان نه، الان نه

397
00:18:37,559 --> 00:18:39,160
‫خواهش می‌کنم وایسا تا الن بیاد

398
00:18:39,240 --> 00:18:40,920
.‫نگه اش دار

399
00:18:41,000 --> 00:18:42,279
.‫نگه اش دار، ای گوسفند

400
00:18:46,079 --> 00:18:47,759
.‫اوه، خدای من

401
00:18:47,799 --> 00:18:49,200
‫میدونستم این اتفاق می افته

402
00:18:49,279 --> 00:18:51,440
‫میدونستم که این اتفاق می افته
‫و خودم اینجا دست تنها میشم

403
00:18:51,519 --> 00:18:53,799
‫و یکی شون شروع میکنه به زایمان کردن

404
00:18:53,880 --> 00:18:55,799
... ‫یدونه سر داره میاد بیرون

405
00:18:55,920 --> 00:18:58,079
.‫خیلی خب، دختر، اوکی

406
00:18:58,200 --> 00:19:00,240
... ‫برو که رفتم

407
00:19:00,319 --> 00:19:02,799
‫نگا کن، می‌بینی؟

408
00:19:02,880 --> 00:19:04,279
‫همینه. داره میاد. داری میای

409
00:19:04,319 --> 00:19:06,640
‫پاها کجان؟ میخوام پاهاش رو بگیرم

410
00:19:06,720 --> 00:19:07,799
‫فقط یدونه پا بیرونه

411
00:19:07,920 --> 00:19:10,079
.‫یالا، گوسفند، یالا

412
00:19:12,319 --> 00:19:14,440
‫پای دیگه ات کجاست؟
.‫یالا

413
00:19:14,519 --> 00:19:16,279
.‫پات اینجاست، پات اینجاست

414
00:19:16,319 --> 00:19:18,519
.‫اومدیم پیشت

415
00:19:18,559 --> 00:19:20,519
.‫بفرما

416
00:19:20,559 --> 00:19:22,720
!‫بفرما، اوه، تو زنده ای

417
00:19:22,799 --> 00:19:25,640
!‫یه کاری کردم

418
00:19:25,720 --> 00:19:27,200
‫این کار کرد

419
00:19:27,279 --> 00:19:29,559
‫ببین، نگاش کن، بدون داروی بی حسی

420
00:19:29,680 --> 00:19:33,640
:‫بدون «آو، آو، آو»، بدون اینکه یکی داد بزنه
‫«ازت متنفرم، ازت متنفرم»

421
00:19:33,720 --> 00:19:35,920
.‫خیلی آروم و ساکت، کارشو راه انداختم

422
00:19:36,000 --> 00:19:38,480
‫اوه، سلام، دومی داره میرسه

423
00:19:38,559 --> 00:19:39,759
.‫اوه، پشمام

424
00:19:39,799 --> 00:19:41,920
.‫آره، یالا، یالا، یالا

425
00:19:42,000 --> 00:19:43,559
‫دیگه اومدی بیرون
‫دیگه اومدی بیرون

426
00:19:43,680 --> 00:19:45,920
‫بزار دهنت رو تمیز کنیم، بفرما، تو زنده ای

427
00:19:46,000 --> 00:19:47,640
‫تو زنده ای، یکی دیگه رو بیرون آوردم

428
00:19:47,720 --> 00:19:49,079
!‫اوه، نگاه کن

429
00:19:49,200 --> 00:19:50,519
‫یالا، بزار از توی کیسه آب، درت بیاریم

430
00:19:50,559 --> 00:19:52,000
.‫بیا، مادر خانم

431
00:19:52,079 --> 00:19:54,319
.‫بیا، مامانی. بیا، مامانی

432
00:19:54,400 --> 00:19:56,200
!‫آره، نگاه کن

433
00:19:56,279 --> 00:19:58,039
‫

434
00:20:00,440 --> 00:20:05,000
‫الان، 22 دیقه شه

435
00:20:05,079 --> 00:20:07,640
‫و داره راه میره

436
00:20:07,720 --> 00:20:09,039
‫مثل نگاه کردن به ماشین فورد کورتیناست

437
00:20:09,079 --> 00:20:11,079
‫که کارشو توی دهه 60 شروع کرد

438
00:20:11,160 --> 00:20:14,799
‫

439
00:20:14,880 --> 00:20:16,200
‫خدایا، تو یه روز معمولی

440
00:20:16,279 --> 00:20:18,680
‫می‌رفتم و توی بار، اینو جشن می‌گرفتم

441
00:20:18,759 --> 00:20:20,759
.‫ولی همه بارها تعطیل شدن

442
00:20:26,013 --> 00:20:27,079
... ‫در حقیقت

443
00:20:27,200 --> 00:20:29,680
.‫وقت نمی‌شد که برم به بار

444
00:20:32,240 --> 00:20:33,680
‫چون که عصر همون روز

445
00:20:33,759 --> 00:20:37,680
‫بره‌ها، پی در پی داشتند به دنیا می اومدن

446
00:20:37,759 --> 00:20:39,559
.‫اوه، یالا، یالا

447
00:20:41,799 --> 00:20:44,559
!‫آره! آره! تو زنده ای

448
00:20:49,000 --> 00:20:55,615
‫و حتی بعد از رفتن گروه فیلمبرداری و الن به خونه
‫هاشون، باز هم بره‌ها داشتن به دنیا می اومدن

449
00:20:59,319 --> 00:21:01,559
‫الان نصف شبه و اونجا یدونه بره هست

450
00:21:01,680 --> 00:21:05,000
‫توی دوربین مداربسته دیدمش
‫همینجا به دنیا اومده

451
00:21:07,319 --> 00:21:09,400
‫درسته. ولی تخت خوابمون ته کشیده

452
00:21:13,480 --> 00:21:17,000
‫لیسا پشت دوربین بود و منم داشتم آغل جدید درست می‌کردم

453
00:21:17,079 --> 00:21:19,079
‫اوضاع بخوبی داشت پیش می‌رفت

454
00:21:19,160 --> 00:21:20,200
... ‫اما بعدش

455
00:21:20,279 --> 00:21:22,039
‫اوه، یدونه بره بیرون اومده

456
00:21:22,079 --> 00:21:23,799
.‫یکی دیگه هم اونجاست، نگاه کن

457
00:21:23,880 --> 00:21:25,920
.‫همه جا بره هست

458
00:21:27,799 --> 00:21:30,200
.‫جرمی، این بره اون گوسفنده نیست

459
00:21:30,279 --> 00:21:31,640
... ‫خب، این

460
00:21:31,720 --> 00:21:33,519
.‫نه، داره به یکی شون حمله میکنه

461
00:21:33,559 --> 00:21:35,720
.‫خیلی پریشون شده، اون بره، بچه اش نیست

462
00:21:35,799 --> 00:21:36,920
‫

463
00:21:37,000 --> 00:21:38,519
.‫عزیزم، نگاش کن، داره بهش کله میزنه

464
00:21:38,559 --> 00:21:41,000
.‫قندعسلم، بیا اینجا، بیا اینجا

465
00:21:41,079 --> 00:21:42,079
.‫بیا اینجا. دیگه رفتیم

466
00:21:42,160 --> 00:21:44,079
‫ولی آخه کجا بزاریمش؟

467
00:21:44,160 --> 00:21:46,319
.‫هیچ مامانی نداره

468
00:21:46,400 --> 00:21:49,440
... ‫باورنکرنی بود که بره هنوز معتقد بود که

469
00:21:49,519 --> 00:21:52,079
.‫میش مهاجم، مادرشه

470
00:21:52,200 --> 00:21:53,559
‫پس قبل از این که اوضاع بریزه بهم

471
00:21:53,640 --> 00:21:58,200
.‫باید خیلی زود، مادر اصلی رو پیدا می‌کردم

472
00:21:58,279 --> 00:22:00,319
.‫دوقلو، دوقلو، دوقلو

473
00:22:00,400 --> 00:22:03,119
.‫دوقلو. دوقلو

474
00:22:03,200 --> 00:22:04,559
‫اگه همه اینا دوقلو دارن

475
00:22:04,640 --> 00:22:06,400
‫یکی اونجاست که فقط یدونه بره داره

476
00:22:06,472 --> 00:22:07,712
‫به نظرت باید بزارمش پیش اون میش عه؟

477
00:22:07,799 --> 00:22:08,799
.‫-آره
.‫-آره

478
00:22:08,880 --> 00:22:11,640
.‫آره

479
00:22:11,720 --> 00:22:13,240
.‫نمیزاره شیر بخوره. بره اون نیست

480
00:22:13,319 --> 00:22:15,640
.‫دقیقاً

481
00:22:15,712 --> 00:22:17,152
.‫اوکی، این خوبه

482
00:22:17,240 --> 00:22:19,960
‫خب، یجورایی اون بره رفته بود اونجا

483
00:22:20,039 --> 00:22:21,240
.‫خیلی ترسناک بود

484
00:22:21,319 --> 00:22:23,599
.‫خدایا، خوب شد که اومدیم

485
00:22:23,680 --> 00:22:26,400
‫42, 43, 44, 45, 46

486
00:22:26,480 --> 00:22:28,039
.‫47, 48, 49, 50

487
00:22:28,119 --> 00:22:30,880
.‫دقیقاً پنجاه تا گوسفند مونده که هنوز زایمان نکردن

488
00:22:32,720 --> 00:22:35,200
.‫هنوز نصف راه رو هم نیومدیم

489
00:22:41,720 --> 00:22:44,559
‫وقتی که زندگی من رو گوسفندها اداره میکردن

490
00:22:44,640 --> 00:22:45,960
... ‫کیلیب، کارگر کلیدی، داشت

491
00:22:46,039 --> 00:22:50,200
.‫تک تک ساعت‌هایی که بیدار بود رو در زمین میگذروند

492
00:23:09,480 --> 00:23:11,359
‫و این بدین معنی بود که میتونست

493
00:23:11,440 --> 00:23:12,960
‫همه اشتباهاتی که کردم رو ببینه

494
00:23:13,039 --> 00:23:16,880
‫وقتی که چهارماه قبل، محصولات زراعی رو داشتم می‌کاشتم

495
00:23:16,952 --> 00:23:20,472
‫که یه اشتباه خیلی بزرگ هم شامل این قضیه بود

496
00:23:24,880 --> 00:23:27,319
‫چرا اون تیکه رشد نکرده؟

497
00:23:27,400 --> 00:23:29,319
‫چون که فن رو روشن نکردی

498
00:23:29,400 --> 00:23:32,400
‫تا اجازه بدی دونه خارج بشه و روی زمین قرار بگیره

499
00:23:32,472 --> 00:23:33,912
‫خب، فن از کجا میدونست که باید اونجا

500
00:23:34,000 --> 00:23:35,480
‫و اونجا روشن بشه؟

501
00:23:35,559 --> 00:23:36,960
‫راستش خودمم تعجب کردم که
‫اون همه مسافت رو تونستی طی کنی

502
00:23:37,039 --> 00:23:38,519
‫چون که فن شروع می‌کرد به هشدار دادن

503
00:23:38,599 --> 00:23:41,000
‫اوه، هشدار داد. اوه، اینجا بود که شروع کرد به هشدار دادن

504
00:23:41,079 --> 00:23:43,640
.‫آره. 18 و بعدش هم یدونه 18 دیگه

505
00:23:43,720 --> 00:23:45,400
‫بعدش شروع کرد به غر زدن

506
00:23:45,480 --> 00:23:46,759
‫در مورد خطوط راهنمایی که

507
00:23:46,839 --> 00:23:49,920
‫برای سم پاش ایجاد کرده بودم

508
00:23:50,000 --> 00:23:52,625
‫خب وقتی وسط این خط راهنما وایمیسم

509
00:23:53,119 --> 00:23:55,279
‫-درست وسطشم دیگه؟
.‫-آره

510
00:23:55,359 --> 00:23:57,559
‫اگه 24 متر اون طرف راه برم

511
00:23:57,640 --> 00:23:58,759
‫آره

512
00:23:58,831 --> 00:24:01,663
‫و بعدش باید برسم به وسط خط راهنمای بعدی

513
00:24:01,960 --> 00:24:04,039
... ‫چون که داری میگی که محصولات رو سم پاش

514
00:24:04,119 --> 00:24:05,920
‫آره، وقتی که دارم روی خط راهنما میام پایین زمین

515
00:24:06,000 --> 00:24:08,000
‫12 متر از سمت راست و 12 متر
‫از سمت چپ دستگاه رو سم پاشی می‌کنم

516
00:24:08,079 --> 00:24:09,880
... ‫اگرچه

517
00:24:09,960 --> 00:24:12,160
‫چون که تو یه احمقی و به حرف من گوش نکردی

518
00:24:12,240 --> 00:24:14,240
‫الان 18 متر اون سمت دارم

519
00:24:14,319 --> 00:24:16,880
‫پس باید یه بخش از بازوی سم پاش رو خاموش کنم

520
00:24:16,960 --> 00:24:18,680
‫تا به محصول‌ها آسیب نزنم

521
00:24:18,759 --> 00:24:21,480
‫مصمم بودم که ثابت کنم این اشتباه فقط یکبار رخ داده

522
00:24:21,559 --> 00:24:24,799
‫شروع کردم به اندازه گیری فاصله تا خط راهنمای بعدی

523
00:24:24,880 --> 00:24:26,839
‫شش، هفت

524
00:24:26,920 --> 00:24:28,200
‫یکم هم اینجا رد کردی

525
00:24:28,279 --> 00:24:30,359
‫ده

526
00:24:30,440 --> 00:24:32,160
‫بیست. بیست و یک

527
00:24:32,240 --> 00:24:34,839
‫23, 24

528
00:24:34,920 --> 00:24:36,440
‫و این همه راه باید بیای تا بهش برسی

529
00:24:36,519 --> 00:24:41,599
.‫25 ,26, 27, 28. 29, 30

530
00:24:41,680 --> 00:24:43,119
... ‫درسته، این یکمی

531
00:24:43,200 --> 00:24:46,160
‫اعتراف می‌کنم که یکمی بینشون فاصله هست

532
00:24:46,240 --> 00:24:47,359
‫اوه، نه، وایسا

533
00:24:47,440 --> 00:24:48,720
‫اینجاست، مگه نه؟

534
00:24:48,799 --> 00:24:51,559
‫آره. این چقدر بود، 40 تا؟

535
00:24:51,640 --> 00:24:55,319
‫این یکی حدود 34 تا 35 متر بود

536
00:24:55,400 --> 00:24:57,240
‫ولی من مشکل رو حل کردم

537
00:24:57,319 --> 00:24:58,440
‫بفرما

538
00:24:58,519 --> 00:25:01,180
‫خب، یادته که نگران کسایی بودی که از جاده اصلی عبور میکردن

539
00:25:01,519 --> 00:25:03,920
‫و خطوط راهنمای اشتباه رو میدیدن

540
00:25:04,000 --> 00:25:05,359
.‫-که اونا این خطوط رو دیدن
‫-چی؟

541
00:25:05,440 --> 00:25:06,839
.‫-اونا این خطوط رو دیدن
.‫-نه

542
00:25:06,920 --> 00:25:07,920
.‫-آره
... ‫-نه چون من

543
00:25:08,000 --> 00:25:09,680
!‫پرچین رو کوتاه نکردم! ها ها

544
00:25:09,759 --> 00:25:11,400
‫نگاه کن، داره یه ون میاد، درسته؟

545
00:25:11,480 --> 00:25:13,680
:‫نگاه کن، داره یه ون میاد، پشت کلزاها، اون با خودش میگه

546
00:25:13,759 --> 00:25:15,519
.‫<i>اوه، اینا کلزای خوبی ان، کلزاهای خوبی ان</i>

547
00:25:15,599 --> 00:25:16,880
:‫میرسه به این زمین و با خودش فک میکنه

548
00:25:16,960 --> 00:25:19,000
‫<i>اوه، واسم سواله که کارش توی این زمین چطور بوده</i>

549
00:25:19,062 --> 00:25:21,663
.‫و بعدش <i>نمیتونم ببینم و نمیتونم ببینم</i>

550
00:25:21,759 --> 00:25:27,039
‫نگاه کن، اون نمیتونه زمین رو ببینه چون
.‫شیشه ماشین اش پایین‌تر از پرچین قرار گرفته

551
00:25:27,119 --> 00:25:28,720
!‫بیخیال

552
00:25:28,799 --> 00:25:31,359
.‫اینجوری مشکل رو حل میکنن

553
00:25:33,519 --> 00:25:35,799
‫خوشبختانه، چند روز بعد

554
00:25:35,880 --> 00:25:39,480
‫کارگر کلیدی، یه بهانه دیگه به جز من داشت تا در موردش غر بزنه

555
00:25:39,551 --> 00:25:41,912
‫چون که بذرپاشش خراب شده بود

556
00:25:43,880 --> 00:25:45,769
‫به اون چیز قرمز کف دستگاه نگاه کن

557
00:25:46,319 --> 00:25:47,440
‫درست کف دستگاه

558
00:25:47,519 --> 00:25:50,079
‫اون چیز قرمز رو میبنی که میچرخه؟

559
00:25:50,160 --> 00:25:51,920
.‫-آره
.‫-موش‌ها اونو جویدن

560
00:25:52,000 --> 00:25:54,839
‫موش، چی، یعنی از اونجا پریدن این بالا؟

561
00:25:54,920 --> 00:25:56,160
‫از مخروطی دستگاه بالا رفتن

562
00:25:56,240 --> 00:25:58,640
‫خب، چطوری میشه از اون بالا اومد؟

563
00:25:58,720 --> 00:26:01,720
‫حتی سیلوستر استالونه هم نمیتونه این تیکه رو بالا بیاد

564
00:26:01,799 --> 00:26:02,960
.‫نمیدونم

565
00:26:03,039 --> 00:26:04,160
‫موش نیست

566
00:26:04,240 --> 00:26:05,920
.‫موشه، به جون خودم

567
00:26:06,000 --> 00:26:07,079
!‫نیست

568
00:26:07,160 --> 00:26:08,559
‫اگه ویروس کرونا اینجا نبود

569
00:26:08,640 --> 00:26:11,000
‫خودم می‌پریدم اون بالا و حرفمو بهت ثابت می‌کردم

570
00:26:11,079 --> 00:26:13,039
‫حالا که حرفش شد، جرالد رو دیدی؟

571
00:26:13,119 --> 00:26:16,200
.‫نه، ندیدمش. فک کنم خودش رو کامل قرنطینه کرده

572
00:26:16,279 --> 00:26:17,720
‫نمیتونم باهاش تماس بگیرم

573
00:26:17,799 --> 00:26:19,880
.‫لازمش دارم تا اون دیوار رو بسازه
... ‫نه اون

574
00:26:19,960 --> 00:26:23,880
‫به نظرم جرالد فک میکنه که
‫گوشی تلفن هم کرونا رو منتقل میکنه

575
00:26:23,960 --> 00:26:25,680
‫چون که جواب تلفن رو نمیده

576
00:26:27,880 --> 00:26:31,760
‫پس، جرالد و بذرپاش از رده خارج شده بودند

577
00:26:32,640 --> 00:26:35,480
‫و یه مشکل دیگه هم بود

578
00:26:35,559 --> 00:26:37,640
... ‫اینجا نوشته که مرغ‌ها از

579
00:26:37,720 --> 00:26:38,640
،‫کوپز توی لسترز واقع در لینکن شایر

580
00:26:38,720 --> 00:26:40,200
‫یورک شایر و کاردیف، دزدیده شده

581
00:26:40,279 --> 00:26:42,400
‫ملت موقع کمبود غذا، سعی کردن که تخم مرغ‌ها رو غارت کنن

582
00:26:42,480 --> 00:26:45,480
‫ولی راستش تخم مرغ‌ها مشکل نیستن

583
00:26:45,559 --> 00:26:47,000
‫اینا مشکل هستن

584
00:26:47,079 --> 00:26:49,160
‫معلوم شد که فقط سه جا توی کل اروپا وجود داره

585
00:26:49,240 --> 00:26:50,359
‫که شونه تخم مرغ توشون ساخته میشه

586
00:26:50,440 --> 00:26:54,319
‫و دوتاشون تعطیل شدند

587
00:26:54,400 --> 00:26:58,359
‫این یکی از اون چیزهای کوچیکی هستش که

588
00:26:58,440 --> 00:27:00,359
‫موقع قرنطینه اصلاً به ذهنت نمیرسه

589
00:27:00,440 --> 00:27:02,960
‫<i>آخه شونه تخم مرغ هام رو میخوام از کجا بیارم؟</i>

590
00:27:04,319 --> 00:27:05,839
... ‫اگرچه حقیقتاً

591
00:27:05,920 --> 00:27:10,200
‫مسئله مواد غذایی که در اخبار نشون
.‫داده می‌شد، بزرگ‌تر از این حرف‌ها بود

592
00:27:10,279 --> 00:27:11,559
‫بعضی از سوپرمارکت‌ها

593
00:27:11,640 --> 00:27:12,960
... ‫همین الانش هم محدودیت‌هایی رو

594
00:27:13,039 --> 00:27:15,314
‫بر تعداد خرید بعضی از کالاهای خاص، اعلام کردند

595
00:27:15,480 --> 00:27:16,920
‫خرید کردن بیشتر از چیزی که نیازتون هست

596
00:27:17,000 --> 00:27:20,240
.‫به این معنیه که شاید بعضی‌ها دست خالی به خونه برگردن

597
00:27:20,319 --> 00:27:25,160
‫پس روز بعد، یک تصمیم اجرایی گرفتم

598
00:27:25,240 --> 00:27:26,720
... ‫شرایط یجوری که

599
00:27:26,799 --> 00:27:28,519
‫خریدهای غیرضروری از رو ترس در جریانه

600
00:27:28,599 --> 00:27:29,839
‫اینم افتاد

601
00:27:29,920 --> 00:27:31,480
‫خریدهای غیرضروری از رو ترس در جریانه

602
00:27:31,559 --> 00:27:34,440
‫برای مواد غذایی و دستمال توالت

603
00:27:34,519 --> 00:27:36,240
‫صف‌های بزرگی توی سوپرمارکت‌ها درست شده

604
00:27:36,319 --> 00:27:37,880
‫تو فکرشم که دوباره فروشگاه رو باز کنم

605
00:27:37,960 --> 00:27:39,200
‫میدونم که نباید این کارو بکنم

606
00:27:39,279 --> 00:27:40,680
‫بخاطر مشکلات مجوز

607
00:27:40,759 --> 00:27:42,279
‫ولی الان چیزهای مهم تری داریم

608
00:27:42,359 --> 00:27:43,400
‫که در موردشون فک کنیم

609
00:27:43,480 --> 00:27:46,480
!‫اگه بخوام رک و پوست کنده بگم. اوه

610
00:27:50,160 --> 00:27:52,279
‫اینو ببین. به همه گفتن که بمونین خونه

611
00:27:52,359 --> 00:27:54,960
‫مگر اینکه سفر ضروری داشته باشن

612
00:27:55,039 --> 00:27:58,000
!‫ولی این شامل دورچرخه سوارها نمیشه

613
00:27:58,079 --> 00:27:59,920
‫تابلوئه

614
00:28:00,000 --> 00:28:01,319
‫پارکینگ رو درستش کردم

615
00:28:03,160 --> 00:28:04,559
‫متاسفانه خیلی زود بود که

616
00:28:04,640 --> 00:28:06,839
‫تا سبزیجاتی که کاشته بودم رو به فروش برسونم

617
00:28:09,200 --> 00:28:13,160
‫ولی هنوز یه عالمه سیب زمینی داشتم

618
00:28:13,240 --> 00:28:14,759
‫که اونا رو گذاشته بودم توی یه انبار سرد

619
00:28:14,839 --> 00:28:17,680
‫وقتی که مجبورم کردن که فروشگاه رو ببندم

620
00:28:19,039 --> 00:28:21,039
‫و موقعی که دوباره سیب زمینی‌ها برگشتن به ویترین فروشگاه

621
00:28:21,119 --> 00:28:24,960
‫وقتش بود که فروشگاه رو به سبک کرونایی باز کنیم

622
00:28:28,799 --> 00:28:30,960
‫سلام؟ حالتون چطوره؟

623
00:28:31,039 --> 00:28:32,519
‫اومدم سیب زمینی بخرم

624
00:28:32,599 --> 00:28:35,279
‫خوبه، فقط همینو دارم

625
00:28:35,359 --> 00:28:36,440
‫اینا رو می‌زارم اینجا

626
00:28:36,519 --> 00:28:40,400
‫و اونم سطل مخصوص گذاشتن پوله

627
00:28:40,480 --> 00:28:43,319
.‫خیلی خب، یه پنج پوندی، ممنون

628
00:28:43,400 --> 00:28:44,799
‫مواظب خودت باش، بعداً می‌بینمت

629
00:28:46,799 --> 00:28:48,960
‫1.5 پوند. اگه میشه بندازش توی اون سطل

630
00:28:50,440 --> 00:28:51,839
‫میدونم که مسخره است

631
00:28:51,920 --> 00:28:54,880
‫ولی تنها راهی بود که به ذهنمون رسید

632
00:28:54,960 --> 00:28:56,519
... ‫و بعدش پول‌ها رو می‌زاریم

633
00:28:56,599 --> 00:28:59,160
.‫توی فریزر خیلی سرد برای دو هفته بمونه

634
00:29:00,680 --> 00:29:02,759
‫بعد از رفتن چندتا مشتری اول

635
00:29:02,839 --> 00:29:06,319
‫وصعیت فروشمون خیلی هم سکه نشد

636
00:29:15,319 --> 00:29:16,599
‫پس مثل بقیه مردم

637
00:29:16,680 --> 00:29:19,039
‫توی اوایل قرنطینه

638
00:29:19,119 --> 00:29:22,839
‫مجبور بودیم که با همون چیزی که داشتیم، بسازیم

639
00:29:22,920 --> 00:29:25,680
‫و چیزی که داشتیم، یه پارکینگ جدید بود

640
00:29:28,160 --> 00:29:31,559
!‫-اوه
.‫-اینطور که معلومه، کلاً به درد نخوری

641
00:29:31,640 --> 00:29:33,440
‫دارم گرم می‌کنم، اینو ببین

642
00:29:33,519 --> 00:29:35,279
‫خودمم زیادی تعریفی نیستم

643
00:29:35,359 --> 00:29:37,799
‫مشتری جدید؟
‫اون یه مشتریه؟

644
00:29:37,880 --> 00:29:39,720
.‫نه نیست

645
00:29:46,359 --> 00:29:49,200
‫خب، چقد سیب زمینی فروختیم؟

646
00:29:49,279 --> 00:29:52,039
‫-امروز؟
.‫-آره

647
00:29:52,119 --> 00:29:54,400
‫آه، 12.5 پوند

648
00:29:56,830 --> 00:29:58,231
‫قبلاً ها یکم بیشتر از 12.5 پوند توی برنامه

649
00:29:58,319 --> 00:30:00,079
‫کی میخواد میلیونر بشه، حقوق می‌گرفتم

650
00:30:00,160 --> 00:30:02,210
‫-واقعاً؟
.‫-آره

651
00:30:02,319 --> 00:30:03,519
... ‫اوه، نه، ببین چی پیدا کردم

652
00:30:03,599 --> 00:30:05,000
‫توی این گودال آب

653
00:30:05,079 --> 00:30:06,839
‫یه مشروب ارزون

654
00:30:06,920 --> 00:30:09,200
.‫این تقریباً 12.5 پوند قیمتشه

655
00:30:10,599 --> 00:30:11,880
‫که گذاشتم سرد بشه

656
00:30:11,960 --> 00:30:12,960
.‫اوه

657
00:30:19,759 --> 00:30:21,559
‫زندگی ریده ولی من عاشقشم

658
00:30:24,039 --> 00:30:25,240
‫اوه، هوو

659
00:30:25,319 --> 00:30:26,799
.‫آره

660
00:30:26,880 --> 00:30:28,079
‫یه ذات الریه کوچیک

661
00:30:28,160 --> 00:30:30,440
.‫قبل اینکه ذات الریه واقعی برسه اینجا

662
00:30:30,519 --> 00:30:33,440
‫اگه شرایط نرمال بود، الان شب جمعه بود

663
00:30:33,519 --> 00:30:35,920
‫آره شب جمعه بود و می‌رفتیم بار

664
00:30:36,000 --> 00:30:37,319
‫یه گروه 20 نفره می‌شدیم

665
00:30:37,400 --> 00:30:39,079
‫یکی ما رو به خونه اش می‌برد

666
00:30:39,160 --> 00:30:41,039
‫برمیگشتیم به خونه اونا

667
00:30:41,119 --> 00:30:42,079
‫یه شام خوب

668
00:30:42,160 --> 00:30:44,720
‫با رفقا گپ می‌زدیم

669
00:30:44,799 --> 00:30:46,400
‫ساعت 2 شب هم برمیگشتیم خونه خودمون

670
00:30:49,359 --> 00:30:51,400
!‫اینا دوستای جدیمون هستن

671
00:30:51,480 --> 00:30:53,359
... ‫-این
‫-به این میگن خود قرنطینگی

672
00:30:53,440 --> 00:30:56,440
‫اون بکاست، تونی، چارلی

673
00:30:56,519 --> 00:30:58,079
‫الکس و کلیر، ببین

674
00:30:58,160 --> 00:30:59,799
... ‫آره، اون حتماً الکس و کلیره. امیلی

675
00:30:59,872 --> 00:31:00,553
... ‫اونجا هم دام و رز

676
00:31:10,200 --> 00:31:13,480
‫اوکی، گوسفندها، توجه کنین، توجه کنین

677
00:31:17,640 --> 00:31:19,440
‫به این میگن گروه کُر صبحگاهی

678
00:31:22,200 --> 00:31:24,359
‫آره

679
00:31:24,440 --> 00:31:26,200
... ‫اوی! ندو سمت

680
00:31:26,279 --> 00:31:28,640
‫اون بره اینجا چیکار میکنه؟

681
00:31:28,720 --> 00:31:30,400
‫مامانت کجاست؟

682
00:31:30,480 --> 00:31:32,640
‫خب، معلومه که این یکی همین الان به دنیا اومده

683
00:31:32,720 --> 00:31:35,319
‫بدون اینکه کسی بفهمه

684
00:31:35,400 --> 00:31:37,194
‫از 74 تا گوسفند حامله

685
00:31:37,280 --> 00:31:39,720
‫49 تاشون زایمان کردن

686
00:31:39,799 --> 00:31:42,960
.‫بخش زایمان یکم داشت شلوغ می‌شد

687
00:31:46,160 --> 00:31:49,680
‫الان، میرین توی یه ماشین. ازش خوستون میاد

688
00:31:49,759 --> 00:31:52,279
‫خوشبختانه، اون بره‌هایی که اول از همه به دنیا اومده بود

689
00:31:52,359 --> 00:31:56,599
‫به اندازه کافی بزرگ شده بودند که
.‫منتقلشون کنیم به زمین‌های مزرعه

690
00:31:56,680 --> 00:31:57,839
.‫یالا، بره‌ها

691
00:31:57,920 --> 00:32:00,880
‫به این علف‌های تازه نگاه کنین

692
00:32:00,960 --> 00:32:03,720
!‫آره، اینو ببینین

693
00:32:03,799 --> 00:32:05,319
.‫یالا، بچه‌ها

694
00:32:07,319 --> 00:32:09,200
.‫یالا، قرمز شماره دو

695
00:32:09,279 --> 00:32:11,079
‫اوه، نه، ترسیدن

696
00:32:11,160 --> 00:32:12,839
‫نه، نه، نه، یالا، میدونم

697
00:32:12,920 --> 00:32:15,920
.‫ماشین ها خوبن ولی مطمئنم که عاشق اون بیرون میشین

698
00:32:16,000 --> 00:32:18,920
.‫ازش خوشتون میاد، مطمئن باشین

699
00:32:24,119 --> 00:32:27,200
‫این بره‌ها رو ببین

700
00:32:27,279 --> 00:32:28,920
‫این دوتا همونایی هستن که من به دنیاشون آرودم

701
00:32:29,000 --> 00:32:30,559
‫مامانتون کجا رفته؟

702
00:32:30,640 --> 00:32:33,000
.‫نمیتونین که همینجوری تنها بمونین
.‫کلاغ‌ها میخورنتون

703
00:32:33,079 --> 00:32:35,279
‫خب، چشماتون رو که میخورن

704
00:32:35,359 --> 00:32:38,319
.‫کلاغ‌ها معمولاً این کارو میکنن

705
00:32:38,400 --> 00:32:40,319
‫یه بره نشون بده که اونجوری صاف، دراز کشیده

706
00:32:40,400 --> 00:32:41,799
‫کلاغ‌ها چشاش رو درمیارن

707
00:32:41,880 --> 00:32:43,200
‫دفعه بعدی که میام این بیرون

708
00:32:43,279 --> 00:32:46,359
‫تفنگم رو هم با خودم میارم
‫مطمئن باش

709
00:32:50,279 --> 00:32:51,880
‫اون چیزیه که باید نگرانش باشی

710
00:32:51,960 --> 00:32:54,440
‫یدونه بره که تنهایی واسه خودش دارز کشیده

711
00:32:54,519 --> 00:32:57,200
‫مثل اینکه طعمه رو برای کلاغ‌ها آماده کرده باشی

712
00:32:58,559 --> 00:32:59,591
‫حالت خوبه؟

713
00:33:01,319 --> 00:33:01,982
... ‫حالت خوب نی

714
00:33:06,359 --> 00:33:08,160
‫مادره اومد

715
00:33:08,240 --> 00:33:09,660
‫آره، بیاد مادرجان

716
00:33:11,880 --> 00:33:13,559
.‫این بهتره

717
00:33:15,200 --> 00:33:19,640
‫این لحظه بسیار خوب، با ورود الن، قطع شد

718
00:33:19,720 --> 00:33:22,160
‫چونکه بهم توی انباری، نیاز داشت

719
00:33:22,240 --> 00:33:25,640
.‫تا توی یک دروغ بزرگ، مشارکت کنم

720
00:33:27,000 --> 00:33:28,480
‫اوکی، الان مشکل اینکه

721
00:33:28,559 --> 00:33:30,160
‫اون گوسفنده داره سه قلو میاره

722
00:33:30,240 --> 00:33:32,119
‫و اون فقط دوتا سینه داره

723
00:33:32,200 --> 00:33:34,200
‫پس، کاری که ما باید بکنیم اینکه

724
00:33:34,279 --> 00:33:35,599
‫منتظر بمونیم تا یکی از این گوسفندها

725
00:33:35,680 --> 00:33:37,921
‫یدونه بره بیاره

726
00:33:37,946 --> 00:33:40,440
‫بعد ما یکی از این سه تا رو می‌گیریم

727
00:33:40,519 --> 00:33:45,759
‫و اونو توی مایع کیسه آب مادر جدیدش، می‌غلتونیم

728
00:33:45,839 --> 00:33:48,680
:‫و امیدواریم که اون مادر جدیدش اینطوری فکر کنه که

729
00:33:48,759 --> 00:33:50,559
!‫<i>اوه، انگاری دوتا بره زاییدم</i>

730
00:33:50,640 --> 00:33:54,559
‫و بره یه گوسفند دیگه رو بزرگ کنه

731
00:33:54,640 --> 00:33:56,940
... ‫حیله کارانه است ولی

732
00:33:58,279 --> 00:33:59,559
... ‫معذرت میخوام، دارم با تو حرف می‌زنم اونم با

733
00:34:03,480 --> 00:34:04,519
... ‫من فقط

734
00:34:07,240 --> 00:34:09,239
‫بره موقتاً یتیم رو

735
00:34:09,320 --> 00:34:11,639
‫تا آخر اون روز، سیر نگه داشتیم

736
00:34:11,719 --> 00:34:15,199
‫یه گوسفند دیگه، تک قلو زایید

737
00:34:18,320 --> 00:34:20,880
‫اوکی، داره میاد بیرون، احسنت

738
00:34:20,960 --> 00:34:23,840
‫بعد، فریبکاری شروع شد

739
00:34:23,920 --> 00:34:26,159
‫اوه، آره، همه مایع رو ازش بچلون

740
00:34:26,199 --> 00:34:27,639
‫آره

741
00:34:27,679 --> 00:34:30,440
‫همینه، ببین، آره. من چیکار کنم؟

742
00:34:30,519 --> 00:34:32,599
‫کیسه آب رو بکش و بترکونش

743
00:34:32,639 --> 00:34:33,599
.‫اوکی

744
00:34:33,639 --> 00:34:35,639
.‫همینه. ترکید

745
00:34:35,679 --> 00:34:37,159
.‫اوه، خدای من. تا حالا همچین کاری نکردم

746
00:34:41,159 --> 00:34:42,440
‫درسته، یه سطل از مایع کیسه آب داریم

747
00:34:42,519 --> 00:34:44,199
‫الان لازمه که یکی از سه قلو ها رو بزاریم تو سطل

748
00:34:44,320 --> 00:34:45,880
‫-آره
‫-مستقیم بزارمش تو سطل؟

749
00:34:45,960 --> 00:34:46,880
.‫کله و همه بدنش رو

750
00:34:46,960 --> 00:34:48,480
.‫اوکی

751
00:34:48,559 --> 00:34:50,280
‫یه حموم گرم و خوب واست میشه

752
00:34:50,360 --> 00:34:53,119
‫شرمنده، عزیزم، ولی باید سرت رو هم بکنی توی مایع

753
00:34:53,159 --> 00:34:54,559
‫همینه

754
00:34:54,639 --> 00:34:56,440
‫الان باید چیکار کنیم؟

755
00:34:56,519 --> 00:34:58,480
‫اگه الان اینطور بگیریمش

756
00:34:58,559 --> 00:35:01,360
‫میتونه بلند شه و راه بره و لیسش نزنه

757
00:35:01,440 --> 00:35:02,960
‫پس باید پاهاشو به همدیگه ببندیم

758
00:35:03,039 --> 00:35:04,920
‫-پاهاشو بهم دیگه ببندیم؟
.‫-آره

759
00:35:05,000 --> 00:35:07,199
.‫اوه، چون روی کاغذ، مثلاً هنوز نباید راه رفتن رو بلد باشه

760
00:35:07,320 --> 00:35:09,039
.‫-آره
.‫-گرفتم چی میگی

761
00:35:09,119 --> 00:35:10,800
‫خب، این زیاد بسته نمیمونه

762
00:35:10,880 --> 00:35:13,360
‫تا وقتی رو پاهاش میمونه که
‫مادر جدیده باهاش ارتباط برقرار کنه

763
00:35:13,440 --> 00:35:14,400
‫اوکی

764
00:35:14,480 --> 00:35:16,960
‫سه قلو جلوشه

765
00:35:17,039 --> 00:35:19,440
.‫آره، اینم بچه شما

766
00:35:19,519 --> 00:35:21,519
.‫بچه جدید شما

767
00:35:21,599 --> 00:35:24,800
‫بفرما

768
00:35:24,880 --> 00:35:25,880
‫داره لیسش میزنه

769
00:35:26,679 --> 00:35:27,880
‫داره لیسش میزنه

770
00:35:29,880 --> 00:35:32,159
.‫احسنت، دوقلو به دنیا آوردی

771
00:35:37,280 --> 00:35:39,119
‫توی دنیای بدون گوسفندها

772
00:35:39,159 --> 00:35:42,639
‫می‌خواستم وظیفه خودم رو برای سالمندهای روستا به جا بیارم

773
00:35:42,760 --> 00:35:47,507
!‫اونم با اهدای سیب زمینی‌های غیرقابل فروش ام

774
00:35:48,519 --> 00:35:49,639
.‫سلام. نه، همینقدر فاصله کافیه

775
00:35:49,760 --> 00:35:51,840
‫آره. حالتون چطوره؟

776
00:35:51,920 --> 00:35:53,159
.‫خیلی خوبم. براتون یکم سیب زمینی آوردم

777
00:35:53,199 --> 00:35:54,679
.‫چه خوب، خیلی از شما ممنونم

778
00:35:56,519 --> 00:35:57,920
‫سلام؟

779
00:35:58,000 --> 00:36:00,519
.‫ممنون

780
00:36:00,599 --> 00:36:01,920
‫حال جرالد خوبه؟

781
00:36:02,000 --> 00:36:05,079
.‫آره ولی فک کنم رفته بیرون

782
00:36:05,159 --> 00:36:07,286
‫آره خب، چند هفته میشه که ندیدمش

783
00:36:07,559 --> 00:36:09,679
،‫با خودم فک کردم الان که بارها تعطیله
‫بازی‌های منچستریونایتد هم تعطیله

784
00:36:09,800 --> 00:36:11,079
.‫شاید جرالد علائم خماری از خودش بروز بده
(‫)چون که معتاد بار و منچستریونایتد بوده

785
00:36:11,159 --> 00:36:14,159
... ‫خب، یکم خل شده ولی

786
00:36:14,280 --> 00:36:17,197
‫خب، میتونه یکم واسه خودش سیب زمینی بپزه

787
00:36:17,267 --> 00:36:18,519
.‫تا وقتی که سلامته، مشکلی نیست

788
00:36:18,599 --> 00:36:19,800
.‫خیلی عالی، آره، ممنونم

789
00:36:19,880 --> 00:36:21,159
.‫-خوبه
.‫-اوکی

790
00:36:21,199 --> 00:36:22,880
‫-زودی می‌بینمت. خدافظ
.‫-ازت ممنونم

791
00:36:25,079 --> 00:36:29,286
‫اگرچه، رابطه من با مردم محلی، همیشه این قدر صلح و صفا نبود

792
00:36:44,639 --> 00:36:47,800
‫اینا کپه‌های کاه قدیمی بودن که ازشون سیلو درست کرده بودیم

793
00:36:47,880 --> 00:36:49,159
‫تا بتونیم غله انبار کنیم

794
00:36:49,280 --> 00:36:54,039
‫و جلوی دور دور بچه‌ها رو توی این زمین قدیمی رو بگیریم

795
00:36:55,519 --> 00:36:56,960
‫من کاراگاه نیستم

796
00:36:57,039 --> 00:36:58,199
‫ولی اونجا روی زمین

797
00:36:58,320 --> 00:37:00,174
‫کاغذ رول سیگار ریخته

798
00:37:01,039 --> 00:37:02,519
‫پس چیزی که دارم بهش فکر می‌کنم اینکه

799
00:37:02,599 --> 00:37:07,280
‫گروهی از نوجوون ها تصمیم گرفتن که بیخیال قرنطینه بشن

800
00:37:07,360 --> 00:37:10,320
.‫و کپه کاه منو به آتیش بکشن

801
00:37:11,880 --> 00:37:13,360
‫و از این مطمئنیم که آتش سوزی عمدی بوده

802
00:37:13,440 --> 00:37:15,119
‫چون که اون یکی رو هم آتیش زدن

803
00:37:18,039 --> 00:37:19,760
.‫صبح بخیر، چارلی

804
00:37:19,840 --> 00:37:21,559
‫دود تا کجا رفته؟

805
00:37:21,639 --> 00:37:24,480
.‫خب، یکسره از جاده اصلی تا شهر بافورد، جریان داره

806
00:37:24,559 --> 00:37:26,599
... ‫چون که داشتم اون طرفی می‌رفتم

807
00:37:26,639 --> 00:37:28,440
‫اوه، پس از همین دود فهمیدی که آتیش سوزی شده؟

808
00:37:28,519 --> 00:37:29,639
.‫آره

809
00:37:31,639 --> 00:37:35,639
‫بعدش کیلیب مجبور شد سم پاشی رو متوقف کنه

810
00:37:35,679 --> 00:37:37,360
.‫و بیاد و آتیش رو خاموش کنه

811
00:37:41,960 --> 00:37:44,039
!‫این خیلی خوشحالش کرد

812
00:37:49,880 --> 00:37:51,960
.‫کیر توش

813
00:37:52,039 --> 00:37:53,840
‫خواستم که کپه‌ها رو از مسیر سیمانی، هل بدم اون طرف

814
00:37:53,920 --> 00:37:55,599
‫ولی احساس کردم سرم داره میترکه

815
00:37:55,639 --> 00:37:57,360
‫و حالت تهوع بهم دست داد بخاطر دود

816
00:37:57,440 --> 00:37:58,920
‫چون که مستقیم داشت می اومد تو کابین ماشین

817
00:37:59,000 --> 00:38:00,119
‫خیلی آزاردهنده است

818
00:38:00,151 --> 00:38:01,352
:‫یه احمق اومده و با خودش گفته

819
00:38:01,440 --> 00:38:02,760
... ‫<i>اوه، میدونی، خیلی خنده داره اگه</i>

820
00:38:02,840 --> 00:38:04,320
‫<i>برم و اون کپه‌های کاه رو</i>

821
00:38:04,400 --> 00:38:05,800
.‫<i>با فندکم به آتیش بکشم</i>

822
00:38:05,880 --> 00:38:07,880
.‫و بعدش راهشون رو کشیدن و رفتن خونه

823
00:38:07,960 --> 00:38:09,280
.‫چون که خوارکسده هستن

824
00:38:11,760 --> 00:38:15,639
‫یکم که به حرف‌های مامور خدمات اجتماعی
‫دیدلی اسکوات (همون کیلیب) گوش دادم

825
00:38:15,760 --> 00:38:19,480
.‫بعدش رفتم تا بره‌ها رو ببینم و حال خودمو خوب کنم

826
00:38:23,840 --> 00:38:26,360
‫شماره 32 آبی، خیلی حیوون خشنیه، نگاش کن

827
00:38:26,440 --> 00:38:30,000
‫تنها کاری که میخواد بکنه، زدن بقیه حیوون هاست

828
00:38:32,440 --> 00:38:33,599
‫<i>می‌خوام این طرف بدوم</i>

829
00:38:33,639 --> 00:38:35,760
‫<i>و به این یکی بره هم کله بزنم
 ‫برو که رفتیم</i>

830
00:38:40,960 --> 00:38:42,880
‫اون یکی داره توی سطل آب، میرینه

831
00:38:47,159 --> 00:38:48,440
‫آخه چرا باید این کارو بکنی؟

832
00:38:52,840 --> 00:38:54,840
‫آخه چرا باید این کارو بکنی؟

833
00:38:54,920 --> 00:38:56,360
.‫<i>اوه، باید برینم
 .‫اوه، اونجا یدونه سینک هست</i>

834
00:38:56,440 --> 00:38:58,199
.‫<i>اوه، خیلی هم عالی</i>

835
00:39:10,079 --> 00:39:12,159
‫با اینکه چندتا میش هنوز حامله بودند

836
00:39:12,280 --> 00:39:17,960
.‫ولی 120 تا بره اونم فقط توی سه هفته، به دنیا اومده بود

837
00:39:18,039 --> 00:39:19,960
‫اتفاقی که داره امشب به وقوع میپیونده اینکه

838
00:39:20,039 --> 00:39:21,679
‫دوتا بره دیگه هم به دنیا اومدن

839
00:39:21,800 --> 00:39:25,679
‫یکی اونجا و یکی هم اینجا

840
00:39:25,800 --> 00:39:28,159
‫اکثر تولدها، موفقیت آمیز بوده

841
00:39:28,199 --> 00:39:30,360
.‫آره، نگاش کن

842
00:39:30,440 --> 00:39:32,920
‫بعضی هاش هم بگی نگی

843
00:39:33,000 --> 00:39:34,159
‫نفس نمیکشه

844
00:39:37,039 --> 00:39:39,440
‫یالا، نفس بکش دیگه

845
00:39:39,519 --> 00:39:40,440
‫موفق شدیم

846
00:39:40,519 --> 00:39:41,920
!‫آفرین الن

847
00:39:42,000 --> 00:39:44,159
‫راستش فک کردم این یکی به درد نمیخوره

848
00:39:44,280 --> 00:39:45,960
!‫ووهوو

849
00:39:46,039 --> 00:39:47,599
‫حالش خوبه

850
00:39:47,639 --> 00:39:50,679
‫و متاسفانه، چندتا بره هم زنده نموندن

851
00:39:52,760 --> 00:39:53,920
‫توی شکم مادره مرده

852
00:39:59,320 --> 00:40:03,326
‫گذشته از اینکه فهمیدم مراسم
‫ختم یک بره، چندان ابهتی نداره

853
00:40:06,320 --> 00:40:08,280
‫اینو هم کشف کردم که ... اون بیرون توی زمین‌ها

854
00:40:08,360 --> 00:40:12,639
‫بعضی از گوسفندهای مادر، چندان رفتار مادرانه ای ندارن

855
00:40:12,760 --> 00:40:16,880
‫که به همین خاطر، مجبور شدیم یکی از همسایه‌های
.‫پرورش دهنده گوسفند مون رو صدا بزنیم

856
00:40:16,960 --> 00:40:18,800
‫داره اونو میخوره؟

857
00:40:18,880 --> 00:40:21,480
‫نه، فک میکنه که داره میخورتش

858
00:40:21,559 --> 00:40:22,480
‫این رفیق کوچولو توی زمین پیدا شد

859
00:40:22,559 --> 00:40:23,800
‫حدود یه ساعت قبل

860
00:40:23,880 --> 00:40:26,000
‫مادرش اونو رها کرده

861
00:40:26,079 --> 00:40:29,000
‫و جرمی همسایه هم داره یه لوله رو توی گلوش فرو میکنه

862
00:40:29,079 --> 00:40:32,480
‫تا گلوکوز و شیر خشک بهش برسونه

863
00:40:32,559 --> 00:40:34,679
.‫چون که خیلی خیلی ضعیفه

864
00:40:34,800 --> 00:40:38,960
‫هفته پیش همینجا متوجه شدیم که مادره

865
00:40:39,039 --> 00:40:42,000
‫زیاد رفتار خوبی نداره

866
00:40:42,079 --> 00:40:44,954
‫و حالا هم اونو همینطوری ولش کرده

867
00:40:45,664 --> 00:40:48,199
‫یالا، بچه شیطون کوچولو

868
00:40:48,320 --> 00:40:50,639
‫امیدوار بودیم که مراقبت‌های دلسوزانه جرمی

869
00:40:50,679 --> 00:40:53,840
‫رفیق کوچولومون رو دوباره سرپا کنه

870
00:40:53,920 --> 00:40:55,159
‫ولی همونطور که روز به پایان می‌رسید

871
00:40:55,280 --> 00:40:57,413
... ‫تصمیم گرفتیم که اون باید به

872
00:40:57,655 --> 00:41:00,119
.‫به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل بشه

873
00:41:02,639 --> 00:41:05,840
‫یه آغل ساختیم، کاه تازه است، بخاری رو هم روشن کردیم

874
00:41:05,920 --> 00:41:10,159
‫و بفرمایین
.‫اینو ببین

875
00:41:10,199 --> 00:41:11,599
‫میخوام بزارمت اینجا

876
00:41:11,639 --> 00:41:13,400
.‫یکم نرم تره

877
00:41:13,480 --> 00:41:14,880
‫بفرما

878
00:41:14,960 --> 00:41:16,639
.‫بره خوب

879
00:41:16,679 --> 00:41:18,320
‫درسته

880
00:41:18,400 --> 00:41:20,760
‫سه ساعت مونده تا وعده غذای بعدی

881
00:41:25,639 --> 00:41:29,119
‫در طول شب، بره ضعیف‌تر شد

882
00:41:30,559 --> 00:41:32,920
.‫یالا، یالا، یالا، یالا

883
00:41:33,000 --> 00:41:35,280
... ‫یالا، یالا، ای بره

884
00:41:35,360 --> 00:41:36,639
‫با اینکه بالاخره تونستیم

885
00:41:36,760 --> 00:41:40,320
‫یکم بهش غذا برسونیم

886
00:41:40,400 --> 00:41:42,814
‫راستش نمیدونم چیکار باید
‫براش میکردین که نکردین

887
00:41:43,840 --> 00:41:46,320
.‫خب، اون خوراک مغذی عه

888
00:41:48,119 --> 00:41:51,159
.‫در نهایت، این همه کار هیچ فایده ای نداشت

889
00:41:59,800 --> 00:42:03,840
‫از دست دادن بره، غم انگیز بود

890
00:42:03,920 --> 00:42:06,519
‫و همچنین یک ضربه مالی هم به حساب می اومد

891
00:42:06,599 --> 00:42:08,079
‫ولی عجیب اینکه

892
00:42:08,159 --> 00:42:10,840
‫حداقل ضربه مالی چندان بزرگی نبود

893
00:42:10,920 --> 00:42:13,079
‫با اینکه میتونست باشه

894
00:42:13,159 --> 00:42:14,700
‫ارزششون نصف شده، مگه نه؟

895
00:42:14,747 --> 00:42:16,119
‫دوباره ارزششون کم شده

896
00:42:16,159 --> 00:42:18,000
‫شب قبل نگاه کردم، 52 پوند بود

897
00:42:18,079 --> 00:42:19,480
‫آره

898
00:42:19,559 --> 00:42:20,880
‫چون که همه رستوران‌ها بسته شدن

899
00:42:20,960 --> 00:42:22,800
‫آره و رستوران‌های زنجیره ای هم بسته شدن

900
00:42:22,880 --> 00:42:24,199
‫اوه، میشه هنوز صادرشون کرد؟

901
00:42:24,320 --> 00:42:25,519
.‫نه

902
00:42:25,599 --> 00:42:27,000
‫نمیتونیم به رستوران‌ها بفروشیمشون

903
00:42:27,079 --> 00:42:29,360
‫نمیتونیم به بارها بفروشیمشون

904
00:42:29,440 --> 00:42:32,320
‫یه هفته قبل، یه بره 100 پوند قیمت داشت

905
00:42:32,400 --> 00:42:34,800
‫و الان 52 پونده و نصف شده

906
00:42:34,880 --> 00:42:36,480
.‫آره

907
00:42:36,559 --> 00:42:37,920
‫خیلی هم عالی

908
00:42:44,880 --> 00:42:46,199
‫از طرف دیگه

909
00:42:46,320 --> 00:42:49,199
‫فصل بره زایی موفقیت آمیزی به شمار می‌رفت

910
00:42:50,960 --> 00:42:52,480
‫

911
00:42:53,920 --> 00:42:56,480
‫از 138 تا بره ای که انتظارشو می‌کشیدیم

912
00:42:56,559 --> 00:43:00,800
‫134 تاشون با موفقیت به دنیا اومدن

913
00:43:04,760 --> 00:43:08,400
‫این فکر که زمین با خایه‌های کوچیکی که افتادن

914
00:43:08,487 --> 00:43:12,487
‫کثیف و آلوده شده، یکم ترسناک به نظر میرسه

915
00:43:15,400 --> 00:43:18,079
‫علیرغم خایه‌های دورریخته شده

916
00:43:18,159 --> 00:43:20,031
... ‫این بره‌ها، مزرعه منو

917
00:43:20,187 --> 00:43:23,119
‫به چیزی تبدیل کردن که عکس اش
‫روی کارت پستی بهاری چاپ میشه

918
00:43:23,159 --> 00:43:27,194
‫عکسی از کشور بریتانیا که چطوری
‫میتونه و شاید چطوری باید باشه

919
00:43:29,199 --> 00:43:32,559
‫عاشق اینم که اونا رو دور و بر خودم داشته باشم

920
00:43:32,639 --> 00:43:37,744
‫اینجا توی این مزرعه اشتراکی کوچیک و عجیب
‫دیدلی اسکواتی مون اونم توی این شرایط قرنطینه

921
00:43:56,119 --> 00:43:59,000
‫پناهگاه مخصوص بمباران هوایی واسه دوران جنگ جهای دوم

922
00:44:01,199 --> 00:44:05,480
‫اگه کووید-19 زیاد بشه، اینجا، جایی که من میام

923
00:44:08,400 --> 00:44:10,840
‫من چراغ ترمز رو نشکوندم، تو این کارو کردی

924
00:44:10,920 --> 00:44:12,840
‫نه، راستش، صد درصد کار خودت بوده

925
00:44:12,920 --> 00:44:14,840
‫چی؟ منظورت چیه که کار من بوده؟

926
00:44:14,920 --> 00:44:17,599
‫

927
00:44:17,679 --> 00:44:19,039
‫به مدت شش هفته، اجازه نداشتیم

928
00:44:19,119 --> 00:44:21,880
‫که این محل رو ترک کنیم

929
00:44:21,960 --> 00:44:26,400
‫درون خودروتون بمونید، خواهش می‌کنم، درون خودروتون بمونید

930
00:44:26,480 --> 00:44:28,199
‫و میدونی چیه؟

931
00:44:28,280 --> 00:44:30,239
.‫دلمم نمی‌خواست که اینجا رو ترک کنم

932
00:44:36,880 --> 00:44:38,360
‫راستش رو بخوام بگم

933
00:44:38,440 --> 00:44:41,320
‫شادترین دوران زندگیم بود

934
00:44:46,719 --> 00:44:48,119
‫ولی یکبار دیگه

935
00:44:48,199 --> 00:44:51,920
‫قرار بود که اوضاع بطور وحشتناکی خراب بشه

936
00:44:53,960 --> 00:44:57,119
‫شش، هفت هفته است که بارون نباریده

937
00:44:57,199 --> 00:44:59,519
‫-نه
.‫-بیاین دیگه، دخترا

938
00:45:01,159 --> 00:45:02,760
‫شرایط ایده آلی نیست

939
00:45:02,840 --> 00:45:04,559
‫محصول تحت فشار قرار گرفته

940
00:45:04,639 --> 00:45:06,360
‫اجازه دارم که یکم نگران بشم؟

941
00:45:06,440 --> 00:45:08,119
.‫به نظرم یه چالش درست و حسابی خواهد بود

942
00:45:18,103 --> 00:45:23,099
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
