WEBVTT

00:05.045 --> 00:10.142
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:10.189 --> 00:15.134
.‫هشدار: کلمات رکیک بدون سانسور، ترجمه شده‌اند

00:24.912 --> 00:33.312
‫اگه 30 یا 40 سال قبل که برای اولین بار رانندگی رو
... ‫شروع کرده بودم، بعد از 5 مایل رانندگی توی همین مسیر

00:33.960 --> 00:37.439
.‫دیگه نمیتونستم جلوم رو ببینم

00:37.560 --> 00:43.520
‫شیشه جلوی ماشینم، پر می‌شد از جسد حشره‌های مرده

00:44.880 --> 00:46.280
‫ولی الان نگاش کنین

00:48.560 --> 00:49.759
.‫هیچی نیست

00:49.840 --> 00:52.679
!‫جلوی زیردریایی بیشتر از جلوی ماشین من، حشره هست

00:55.119 --> 00:57.960
‫حقیقت اینکه در طول 30 سال

00:58.039 --> 01:03.119
‫تعداد حشرات 25درصد کم شده
.‫و هنوز هم داره کاهش پیدا میکنه

01:03.200 --> 01:07.120
.‫داریم به سمت منقرض کردن حشره‌ها قدم برمیداریم

01:07.799 --> 01:11.560
‫میتونین گرمایش زمین یا پلاستیک
‫توی اقیانوس‌ها رو بیخیال بشین

01:11.640 --> 01:16.680
،‫چون که اگه حشره‌ها نباشن
.‫کل زندگی روی کره زمین به پایان میرسه

01:17.280 --> 01:18.680
.‫همه چیز

01:18.760 --> 01:19.879
... ‫و این، منم که دارم این حرف رو می‌زنم

01:19.920 --> 01:24.560
‫یه طرفدار محیط زیست با زیربغل‌های پشمالو تو
.‫تظاهرات نیست که داره این حرف رو میزنه بلکه منم

01:25.760 --> 01:28.000
‫متاسفانه، کشاورزی از دیدگاه خیلی‌ها

01:28.079 --> 01:31.400
.‫یکی از اصلی‌ترین دلایل کاهش حشرات هستش

01:32.439 --> 01:37.359
‫مشکل اینکه هر چقدر که تجهیزات
‫کشاورزی بزرگ‌تر و پربازده‌تر شدند

01:37.439 --> 01:40.840
‫زمین‌ها هم باید بزرگ‌تر و پربازده‌تر بشن

01:40.920 --> 01:43.000
‫که به این معنیه که از زمان جنگ

01:43.079 --> 01:48.759
.‫بریتانیا 140 هزار مایل از پرچین هاش رو از دست داده

01:48.840 --> 01:52.039
.‫40 درصد از زمین‌های جنگلی قدیمیش رو از دست داده

01:52.120 --> 01:57.759
‫97 درصد از علفزار گل‌های وحشی‌اش رو از دست داده

01:57.840 --> 02:01.599
.‫هر جایی که حشره‌ها دوست دارن زندگی کنن، داره محو و نابود میشه

02:02.640 --> 02:06.319
.‫و من تصمیم گرفتم که در این مورد، یه کاری بکنم

02:09.719 --> 02:12.879
‫نقشه‌ام اینکه پرچین‌هام

02:12.960 --> 02:18.039
... ‫ دره‌هام، بیشه‌هام و جویبار هام رو

02:18.120 --> 02:21.319
.‫ به محلی برای جذب بیشتر این خزندگان چندش تبدیل بکنم

02:22.560 --> 02:27.280
‫اساساً میخوام که قسمت‌های زیادی
‫از مزرعه رو به حال خودش رها کنم

02:27.360 --> 02:30.159
.‫و بزارم کنترل امور بر عهده مادر طبیعت باشه

02:30.280 --> 02:32.400
.‫یه پروسه است که بهش میگن تجدید حیات‌وحش

02:33.079 --> 02:37.039
‫و میخوام از یه جای نسبتاً مردابی و پژمرده کارمو شروع کنم

02:37.120 --> 02:42.039
‫که پایین دره واقع شده و میخوام
.‫که در نهایت شبیه این عکس بشه

02:43.759 --> 02:47.159
... ‫شاید وجود لک لک‌ها یکم بلندپروازی باشه ولی بقیه چیزها

02:47.680 --> 02:49.479
.‫هدف من همینه

02:58.560 --> 03:02.560
‫واصحه که قبل از اینکه کارم رو روی زمین‌های باتلاقی شروع کنم

03:02.639 --> 03:05.280
.‫قوانین دولتی وجود دارن که باید رعایتشون کنم

03:05.360 --> 03:09.159
.‫پس مجبور شدم که تیمی از بازرس‌ها رو استخدام کنم

03:10.000 --> 03:15.159
‫شما دوتا شاخص تناسب زیستگاه رو محاسبه کنین
.‫منم این دور و اطراف می‌گردم

03:16.319 --> 03:19.639
‫این متخصص‌ها میخواستن مطمئن بشن

03:19.719 --> 03:24.199
‫که نقشه من، به موجودات زنده ای که
.‫الان اونجا زندگی میکردن، آسیبی نمیزنه

03:24.280 --> 03:28.120
‫بیشترش، مراتع ناصافه. یه جای عالی
‫برای زندگی سمندرک عه، اینطور نیست؟

03:28.199 --> 03:32.120
‫و بعد از اینکه مدتی رو سپری کردن و تحقیقات اولیه رو انجام دادن

03:32.199 --> 03:35.680
.‫رفتم ببینم چندتا مورد نگران کننده پیدا کردن

03:36.840 --> 03:37.920
... ‫اوه

03:38.319 --> 03:40.639
.‫-عصر بخیر، جرمی
‫-سلام. چطورین؟

03:40.719 --> 03:45.079
‫-خوبم. تو چطوری؟
... ‫-ام ... خب ... خب

03:45.159 --> 03:48.400
‫اون پرچم‌های قرمز دارن میرن سمت تالاب

03:48.479 --> 03:49.680
.‫درسته، اره

03:50.439 --> 03:52.719
‫ولی پرچم‌های قرمز، جایی رو نشون
‫میدن که نمیتونیم چیزی روش بسازیم

03:52.800 --> 03:55.719
‫متاسفانه، حین برآورد هامون

03:55.800 --> 03:58.719
.‫نشانه‌هایی از وجود بالقوه یک پستاندار پیدا کردیم

03:59.360 --> 04:00.560
‫-سگ؟
.‫-نه

04:00.639 --> 04:03.439
.‫احتمالش هست که یه ول‌آب‌دوست باشه
.‫ول‌آب‌دوست: یه حیوون شبیه موشه

04:04.599 --> 04:07.319
.‫-خیلی بعیده که ول‌آب‌دوست باشه
.‫-جالبه

04:07.400 --> 04:09.560
‫20 سال قبل، جمعیتشون 8 میلیون بود

04:09.639 --> 04:12.639
‫و الان جمعیتشون 220 هزارتاست و
.‫بیشترشون توی گلاسگو زندگی میکنن

04:12.719 --> 04:15.639
.‫و اشاره شده که توی کاتس ولدز هم زندگی میکنن

04:15.719 --> 04:16.959
‫-واقعاً؟
.‫-آره

04:17.040 --> 04:20.519
‫بیا این پایین، به این نگاه کن. این مدفوع‌ها رو می‌بینی؟

04:21.240 --> 04:23.560
.‫و شبیه آبنبات تیک تاک ان

04:23.639 --> 04:26.319
‫-اونا مدفوع هستن؟
.‫-آره

04:26.360 --> 04:30.759
.‫الان احتمالش زیاده که اینا، مدفوع ول‌آب‌دوست باشن

04:30.800 --> 04:32.800
‫یه گونه تحت حفاظت شدید

04:32.879 --> 04:36.680
‫اگه بکشی‌شون، غیرمسئولانه
.‫داری جمعیتشون رو کاهش میدی

04:36.759 --> 04:40.079
.‫و تحت تعقیب قرار می‌گیری و احتمالاً میوفتی زندان

04:40.159 --> 04:42.240
‫چه مدت میوفتم زندان؟

04:42.360 --> 04:45.000
.‫حداقل شش ماه

04:45.079 --> 04:46.879
.‫احتمالاً 5 هزار پوند هم جریمه میشی

04:47.600 --> 04:50.680
‫پس چیزی که من پیشنهاد می‌کنم اینکه
.‫همه کارها، در همین مرحله متوقف بشه

04:50.759 --> 04:53.199
‫تا اینکه مشخص کنیم چه موجودی اینجاست

04:53.920 --> 04:59.519
‫چی میشه اگه با اون بیل مکانیکی گنده ام، کل اینجا رو حفر کنم

04:59.600 --> 05:02.879
‫ول‌آب‌دوست هم نمیفهمه و بعدش
‫این تیکه زمین رو می‌برم می‌زارم اونجا

05:02.920 --> 05:05.680
.‫-نه جرمی، نه، نه
‫-چرا نه؟ چرا نمیشه این کارو کرد؟

05:05.759 --> 05:08.519
... ‫-اگه کل ناین ناحیه رو
.‫-جرمی، میوفتی زندان

05:08.600 --> 05:10.800
.‫-من که باهاش مهربون بودم
.‫-نه، نه

05:10.920 --> 05:12.480
‫می‌برمش یه زمین مرتفع‌تر

05:12.560 --> 05:15.680
.‫توصیه حرفه‌ای من اینکه اصلاً این کارو نکن

05:15.759 --> 05:18.199
‫برای اینکه مشخص بشه که واقعاً ول‌آب‌دوست یا نه

05:18.240 --> 05:20.319
.‫یه نقشه طرح کردم

05:20.360 --> 05:22.720
.‫-چندتا دوربین تله‌ای داریم
.‫-هممم

05:22.800 --> 05:24.920
‫میتونیم دوربین تله‌ای رو بزاریم اینجا

05:25.040 --> 05:27.639
.‫-آره، به امتحانش می ارزه
.‫-بعدش می‌فهمیم که چیه

05:27.720 --> 05:31.360
‫باید چند روزی این کارو انجام بدی
.‫تا از حرکات جونور مطمئن بشی

05:31.439 --> 05:34.720
.‫-نه میخوام ببینم که ول‌آب‌دوست هستش یا نه
.‫-آره، حق میگی، آره

05:36.480 --> 05:39.600
.‫فیلمبردار، دوربین‌ها رو کار گذاشت

05:41.680 --> 05:45.480
.‫و چند روز بعد، نتایج رو بررسی کردم

05:48.319 --> 05:49.519
.‫ول نیست

05:51.279 --> 05:52.480
.‫ول نیست

05:53.920 --> 05:56.480
.‫هیچی. هیچی نیست

05:57.120 --> 06:00.639
‫حیات وحش بیشتری توی یخچال پل مک کارتی دیدم

06:00.720 --> 06:02.560
‫آخه یه چیزی باید این حفره رو درست کرده باشه

06:02.639 --> 06:05.279
.‫بفرما، این درستش کرده
‫موشه؟

06:05.360 --> 06:09.759
.‫نه، دماغش نوک تیزه. موش شبگرده. ول‌آب‌دوست نیست

06:10.720 --> 06:14.040
‫درسته، به نظرم نتیجه ای که از این کلیپ می‌گیریم اینکه

06:14.120 --> 06:16.120
!‫دوباره برگشتیم سر کار

06:18.879 --> 06:23.720
.‫در نتیجه، کار مهم محیطی‌زیستیم بالاخره شروع میشه

06:31.399 --> 06:32.800
!‫عجب سرعتی

06:35.879 --> 06:38.399
.‫این تیکه خیلی شیب داره

06:39.079 --> 06:42.600
.‫آره، زیاد حال نمیده، درسته

06:45.600 --> 06:48.120
.‫یالا. اوه، اون یکی اصلاً نمیچرخه

06:48.199 --> 06:51.600
‫حرکت میکنه ... من به هیچی دست
.‫نمی‌زنم و خودش داره میره پایین

06:51.680 --> 06:53.120
.‫اوه، گوه توش

06:54.399 --> 06:57.040
.‫دارم لیز می‌خورم، دارم لیز می‌خورم
.‫گوه توش، گوه توش

07:05.199 --> 07:06.439
.‫موفق شدم

07:09.639 --> 07:14.000
‫این تیکه سرازیری رو یکم لیز خوردم و الان رسیدم پایینش

07:15.759 --> 07:18.879
.‫ببینید چه کارهای خوبی دارم برای محیط زیست می‌کنم

07:18.959 --> 07:21.000
... ‫در راه ساختن

07:21.079 --> 07:23.879
‫که خوشم میاد  به عنوان سوپرمارکت
.‫زیستی توصیفش کنم

07:23.959 --> 07:26.920
‫پر از انواع مختلف گونه‌های حیوانی و گیاهی

07:28.160 --> 07:29.959
... ‫وقتی در موقعیت قرار گرفتم

07:31.319 --> 07:33.360
.‫حفاری رو شروع ردم

07:35.840 --> 07:37.560
.‫میخوام کاملاً صاف اش کنم

07:37.639 --> 07:39.800
.‫قرار نیست که شبیه حوضچه اد شیرن باشه

07:39.879 --> 07:44.279
‫که فیروزه‌ای رنگه و تخته شیرجه
.‫و یه بوفه تو خود حوضچه داره

07:46.360 --> 07:49.240
!‫لامصب رو ببین، عجب ماشین گولاخی هستی

07:53.319 --> 07:57.600
.‫حدوداً 6 یا 7 فوت عمقشه و اون پایین، خاک رُس عه

07:57.680 --> 08:01.560
‫که بودنش، خوبه چون رس آب رو عبور
‫نمیده ولی چیزی که من دنبالشم، رس آبی عه

08:01.639 --> 08:04.199
‫که در عمق پایین‌تری قرار داره
‫چون که رس آبی، آب رو خیلی بهتر تو خودش نگه میداره

08:04.279 --> 08:06.079
.‫و لازمش دارم تا کناره‌ها رو باهاش صاف کنم

08:12.000 --> 08:13.720
.‫اوه، اره. اینو ببین

08:14.319 --> 08:16.839
.‫این همون رس آبی عه

08:17.759 --> 08:19.560
!‫این چیز ارزشمند رو ذخیره کن

08:22.319 --> 08:25.600
‫تا وقت ناهار، پیشرفت خوبی داشتم

08:26.199 --> 08:29.079
.‫درسته، فک کنم حدود 10 فوت عمق داشته باشه

08:30.600 --> 08:32.840
‫رفتم یه چیزی بخورم

08:32.919 --> 08:35.600
... ‫و متوجه نبودم که وقتی رفته بودم

08:37.120 --> 08:40.600
.‫قرار بود طبیعت منو سورپرایز کنه

08:47.080 --> 08:49.080
.‫پر از آب شده

08:51.879 --> 08:55.360
.‫آب خیلی زیادی عه. و فقط توی یک ساعت این اتفاق افتاده

08:57.320 --> 08:59.000
.‫گوه توش

08:59.080 --> 09:02.720
.‫قبل از اینکه کارم رو ادامه بدم، باید آب رو با پمپ تخلیه می‌کردم

09:04.960 --> 09:08.399
‫پس برای اینکه از بیل مکانیکی، حداکثر استفاده
‫رو بکنم چون واسه یک روز اجاره اش کرده بود

09:09.440 --> 09:11.279
.‫تصمیم گرفتم که یه حوضچه دیگه بسازم

09:13.120 --> 09:14.279
.‫درسته

09:14.360 --> 09:16.279
.‫بزارین بگم نقشه ام چیه

09:17.440 --> 09:20.519
.‫حدود 100 متر بالاتر، چندتا چشمه هست

09:21.519 --> 09:26.480
.‫چشمه‌ها، جریانی از اب رو بوجود آوردن
.‫میخوام که اینجا، جریان رو سد کنم

09:26.519 --> 09:31.120
‫و بعدش وقتی که آب پشت آب‌بند من بالا اومد

09:31.200 --> 09:34.039
.‫اینجا رو پر میکنه

09:35.519 --> 09:38.600
... ‫چون اگه سرعت جریان آب رو کم کنی، احتمال اینکه

09:38.639 --> 09:43.120
‫سمورها و حواصیل و حشرات
.‫بیان و توش زندگی بکنند، بیشتر میشه

09:44.639 --> 09:47.960
.‫پروژه جدیدم رو با شوق و ذوق شروع کردم

09:49.519 --> 09:51.279
.‫یالا. حفرش کن. ای دستگاه حفاری، حفرش کن

09:55.240 --> 09:57.519
.‫آره. خاک بالایی مرطوبه

09:59.320 --> 10:01.080
‫و وقتی لیسا سر رسید

10:01.159 --> 10:04.639
.‫احتمال می‌دادم که از دستاوردهای من، ذوق زده میشه

10:09.000 --> 10:11.759
‫ببخشید، جرمی این دیگه چیه؟
.‫میخوایم اون پایین حوضچه رو بسازیم

10:13.200 --> 10:16.000
‫-اینجا چه خبره؟
.‫نه، نه بیا و خودت ببین

10:16.080 --> 10:18.320
‫بهت نشون میدم. بهت نشون
.‫میدم چقدر کار زیرکانه ای هستش

10:18.399 --> 10:19.840
.‫محض رضای خدا

10:20.879 --> 10:23.039
.‫-اون تیکه از زمین، آب‌بنده
‫-چی؟

10:24.320 --> 10:27.080
‫ببخشیدها ولی حوضچه مون کجاست؟
.‫این چیزی نبود که در موردش بحث کرده بودیم

10:27.159 --> 10:30.879
‫حوضچه اون پایینه. همین الانش هم حوضچه شده ولی نباید  الان توش آب می‌بود

10:31.000 --> 10:33.485
‫پس نمیتونم روی اون یکی کار
.‫کنم پس روی این یکی کار می‌کنم

10:33.510 --> 10:36.320
.‫اصلاً نمی‌فهمم که اینا چه معنی داره
‫داری این بالا چه گوهی می‌خوری آخه؟

10:36.399 --> 10:38.840
... ‫-این
.‫-اینجا زمین هاش باتلاقیه

10:38.879 --> 10:43.639
‫آب سر ریز میشه این طرف و یه بخش
.‫باتلاقی هم اینطرف برای حشرات درست میکنه

10:47.159 --> 10:50.519
‫پشمام، جرمی. میخوای با این همه خاک چیکار کنی؟

10:51.039 --> 10:53.200
.‫هیچ جنبنده‌ای نمیاد اینجا زندگی بکنه

10:54.519 --> 10:58.639
‫خب، اسم فیلم 1917 رو شنیدی دیگه؟ میخواستن بدونن
.‫ این میشه که دنباله اون فیلم باشه یا نه

10:58.711 --> 11:00.487
‫اون خراب کاری پایینی واست بس نبود

11:00.512 --> 11:03.080
‫باید می اومدی اینجا هم یه خراب کاری دیگه درست می‌کردی؟

11:03.159 --> 11:05.600
‫سم مندس بهم زنگ زد
.‫گفت که میخواد فیلم 1918 رو درست کنه

11:05.679 --> 11:08.919
‫اون خراب کاری چه ایرادی داشت؟
‫چرا باید یه خراب کاری جدید هم درست می‌کردی؟

11:09.039 --> 11:11.639
‫چرا همیشه همه دارن سر من داد میزنن؟

11:11.711 --> 11:14.991
.‫صبح از خواب بیدار میشم، ملت سر من داد میزنن

11:15.080 --> 11:17.840
... ‫کیلب سر من داد میزنه، چارلی سر من داد میزنه

11:20.410 --> 11:23.931
.‫وقتی خانم غرغرو رفت، منم شروع کردم به ساخت آب‌بند

11:28.279 --> 11:30.480
.‫اینقدر سرده که مجبور شدم این کلاه رو بزارم

11:31.440 --> 11:36.080
.‫راستش این کلاه نیست، این اولین کلاه‌گیس آلتون جان عه

11:40.200 --> 11:41.679
... ‫اوکی، وضعیت اینطوریه که

11:41.759 --> 11:44.759
‫من ... نشتی‌ها این طرف رو گرفتم

11:44.840 --> 11:48.159
‫البته نه در حدی که یه فرمانده زیردریایی تایید بکنه

11:48.240 --> 11:50.595
.‫کارت خوب بود، کلارکسون
.‫ولی یکم جلوش گرفته شد

11:51.279 --> 11:53.879
.‫و این طرف سطح آب داره میاد بالا

11:55.080 --> 11:58.879
‫و این بدین معنی بود که میتونستم
.‫حوضچه دوم رو هم پر کنم

11:59.879 --> 12:01.080
!‫آره

12:02.000 --> 12:05.639
.‫ببین چطوری میره. آره

12:05.720 --> 12:09.000
... ‫این
.‫واقعاً پشمام ریخته که تونستم این کارو بکنم

12:09.080 --> 12:11.000
.‫خیلی راضی بودم

12:12.175 --> 12:15.279
‫وقتی هوا تاریک شد و
‫بارون شروع به باریدن کرد

12:15.360 --> 12:20.519
‫وسایل رو جمع و جور کردم و به سمت خونه راه افتادم
.‫تا برم و کنار شومینه بشینم و سوپ گرم بخورم

12:30.679 --> 12:31.759
.‫اوه، گوه توش

12:33.759 --> 12:37.200
.‫توی باتلاقی که خودم ساخته بودم، گیر افتادم

12:37.279 --> 12:39.759
‫اوم ... نمیتونم

12:40.360 --> 12:45.279
‫پس مجبور شدم به کیلیب بگم که بیخیال
.‫دوست‌دخترش بشه و بیاد بهم کمک کنه

12:45.759 --> 12:47.240
.‫گوه توش

12:48.360 --> 12:50.080
.‫چقد این پایین گِلی عه

12:51.639 --> 12:53.279
.‫همینه، تسمه‌ها رو از بینشون کن

12:54.840 --> 12:57.639
‫بزار تراختور رو صاف کنم و برم اونجا

12:57.720 --> 12:58.960
.‫و بعدش تو رو بکشم بیرون

13:00.840 --> 13:03.240
‫-حله؟
.‫-اوکی، آتیشش کن

13:10.120 --> 13:15.120
... ‫حتی با اینکه قدرت لامبورگینی و 10 تا چرخ متحرک داشتیم

13:15.200 --> 13:16.840
.‫قرار نبود که جایی بریم

13:17.440 --> 13:19.440
.‫یالا. یالا

13:21.720 --> 13:23.440
.‫اوه، نه

13:23.519 --> 13:27.519
‫پس کیلیب تصمیم گرفت که تسمه
.‫رو باز کنه و خودش رو نجات بده

13:30.399 --> 13:31.919
.‫بعداً می‌بینمت

13:32.320 --> 13:33.799
!‫که خیلی هم خوب پیش رفت

13:34.519 --> 13:36.399
.‫یالا، یالا

13:41.279 --> 13:42.443
.‫از دست این بارون کیری

13:45.519 --> 13:48.080
.‫این یه وضعیت کوس‌شعر به تمام معناست

13:48.799 --> 13:50.679
.‫همه چیز گیر کرده

13:50.759 --> 13:53.720
‫طبیعتاً، این وضعیت باعث شد که
!‫کیلیب از دست من خیلی راضی باشه

13:54.519 --> 13:56.919
... ‫ای احمق کیری. اگه اون چیز کیری رو گیر ننداخته بودی

13:57.000 --> 13:58.600
.‫لازم نبود که منم بیام این پایین

13:58.679 --> 14:01.840
.‫الان هم شاید با کله بخورم زمین
... ‫گوه توش

14:04.919 --> 14:06.240
‫صبح روز بعد

14:06.320 --> 14:09.279
‫کنار تراختور به گل نشسته ام، دوباره
.‫جمع شدیم و یه نقشه نجات داشتیم

14:10.440 --> 14:13.320
‫کیلب منو با تراختور خودش بیرون می‌کشید

14:13.399 --> 14:17.639
‫در حالی که کیلیب رو، تراختور برادرش می‌کشید

14:20.600 --> 14:22.840
‫خیلی خب، آروم آروم راه بیوفت

14:29.720 --> 14:33.120
.‫خیلی آروم، همینه. سفت نگه اش دار

14:33.200 --> 14:36.720
‫آره، من تا حالا رانندگی نکردم پس
.‫توصیه‌های ایمنی ات رو ادامه بده

14:38.759 --> 14:41.399
‫اوه، گوه توش. توی حالت چهار
.‫چرخ متحرک نیستم. اون منو میکشه

14:42.480 --> 14:45.279
.‫یالا، یالا. قدرت تراختور کلاس همینه. یالا

14:54.240 --> 14:55.759
... ‫این فقط

14:55.840 --> 15:00.120
‫یادتون باشه، داریم این کارها
.‫رو بخاطر محیط زیست انجام میدیم

15:02.159 --> 15:04.600
!‫-اوه، عجب قدرتی
.‫-اوه، آره

15:05.360 --> 15:09.159
‫فقط هزار گالن سوخت مصرف
.‫کردیم ولی الان داریم حرکت می‌کنیم

15:09.240 --> 15:10.720
.‫دیگه از اونجا اومدیم بیرون

15:20.679 --> 15:24.399
.‫فک کنم دیگه دارم با قدرت تراختور خودم بالا میرم

15:24.960 --> 15:26.480
.‫اوکی، وایسا، وایسا

15:28.480 --> 15:31.679
‫بعد از اینکه سوپاکت رو هم آزاد کردیم

15:32.151 --> 15:34.031
‫لیسا، دختری از شهر، سر رسید

15:34.120 --> 15:36.879
‫اونم با کادویی که کریسمس براش خریده بودم

15:38.519 --> 15:40.279
.‫-سلام
.‫-اینو قبلاً دیده بودی

15:40.360 --> 15:42.679
.‫-ندیده بودم، نه
. ‫-یه تراختور واقعیه ها

15:42.766 --> 15:43.926
!‫تراختور واقعی

15:44.000 --> 15:46.000
.‫آره، اون یکی التهاب تراختوری داره، خوب نیست

15:46.080 --> 15:47.360
.‫بفرما

15:47.440 --> 15:48.879
.‫خیلی ممنون
.‫-کارت خیلی خوب بود، کیرن هم همینطور

15:48.960 --> 15:49.960
.‫به سلامتی

15:50.039 --> 15:51.720
.‫کارت خوب بود، ازت ممنونم

15:51.799 --> 15:54.600
‫دیدن اینکه هر سه تاتون بالا
.‫می‌اومدین، خیلی شگفت انگیز بود

15:54.679 --> 15:57.200
... ‫راستش وقتی از تپه بالا می اومدیم، گفتم که

15:57.279 --> 16:00.791
!‫دارم الان بهت میگم، اون تراختور کلاس، کیر کیلیب رو تا نصفه شق کرده

16:03.480 --> 16:06.000
‫جشن مون بهم خورد

16:06.080 --> 16:11.559
.‫چون که چارلی خندون اومد و مثل همیشه خندون نبود

16:11.639 --> 16:14.559
‫-داریم اینجا چیکار می‌کنیم؟
‫-کجا؟

16:14.639 --> 16:19.360
‫خب، یکم دور و بر رو نگاه کردم و
... ‫اینجا یه خراب کاری درست کردیم

16:19.432 --> 16:21.871
‫اوه، نه فقط یکم جای لاستیک مونده، ردش نمی‌کنم

16:21.960 --> 16:23.840
.‫و هنوز گودالی که کندم رو درستش نکردم

16:23.919 --> 16:28.639
‫اون حفره واسه پمپ آب آبشخور گوسفندها بود

16:28.720 --> 16:31.360
.‫-آره، آره، اره
‫-و اینم هست

16:31.440 --> 16:33.960
.‫-آره
... ‫-قبول دارم که خراب‌کاری شده ولی میدونی که

16:34.039 --> 16:37.759
،‫وقتی داریم املت درست می‌کنیم
.‫باید چندتا تخم مرغ هم بشکنیم

16:37.840 --> 16:40.700
.‫انگار تخم مرغ‌ها افتادن رو زمین و تا اون بالا پخش شدن

16:40.725 --> 16:42.360
.‫-آره، اینطوره
.‫-اوکی

16:42.440 --> 16:45.559
.‫-خاک آسیب دیده
‫کدوم آسیب؟

16:45.639 --> 16:48.120
... ‫-خب، اوکی، این
..‫-یکم هوادهی اش کردم

16:48.200 --> 16:50.639
‫-هوادهیش نکردی، خاک رو فشرده کردی

16:50.720 --> 16:52.440
.‫و آب نمیتونه از اونجا خارج بشه

16:52.519 --> 16:54.840
‫بشکل نگران کننده ای داریم

16:54.919 --> 16:57.840
‫بعضی از مقررات  مربوط به تراکم خاک رو
... ‫زیرپا می‌زاریم، که میدونم

16:57.919 --> 17:01.600
‫ببخشید، یه بار دیگه بگو. مقررات تراکم خاک که دولت تعیین کرده؟

17:01.679 --> 17:03.600
... ‫اونا برگزیت رو دارن که نگرانش باشن و دارن

17:03.679 --> 17:08.039
‫بازرس میاد اینجا و ممکنه که 5 درصد از
‫میزان طرح پرداخت اولیه مون رو از دست بدیم

17:08.119 --> 17:10.279
‫که یارانه ای هست که از دولت دریافت می‌کنی

17:10.319 --> 17:14.799
... ‫-این پروژه تجدید حات‌وحش منه
... ‫-این تجدید حیات‌وحش نیست. این آسیب زدنه

17:14.880 --> 17:16.759
.‫میدونی، باید این کارو متوقف کنی

17:18.279 --> 17:20.920
... ‫امیدوار بودم که دیگه سرکوفت نشنوم

17:21.000 --> 17:24.519
.‫ولی بعدش، چارلی رفت تا حوضچه‌های جدیدم رو ببینه

17:24.559 --> 17:26.079
.‫دوباره، اینجا، نگا کن

17:26.160 --> 17:28.720
.‫میدونی، همه اینا آسیب زدن به خاک محسوب میشه

17:28.799 --> 17:31.720
‫ولی آخه چطوری میتونی یه بولدوزر رو
‫بدون آسیب زدن به خاک، ببری اون پایین؟

17:31.799 --> 17:34.160
‫میتونی وقتی این کارو بکنی که خاک اینقد مرطوب نباشه؟

17:34.240 --> 17:37.680
... ‫خب، کی؟ آخه کی
... ‫ببخشید چارلی، راستش آخه

17:37.759 --> 17:39.319
... ‫آره، نه، نه. ولی

17:39.440 --> 17:42.960
.‫تقریباً از ماه سپتامبر تا حالا، هر روز بارون باریده

17:43.039 --> 17:45.160
.‫-خودت اینو میدونی، هر روز
.‫-میدونم، میدونم

17:45.240 --> 17:49.440
‫اومدن به زمین‌های خیس و مرطوب با تجهیزات
.‫سنگین، یه خراب‌کاری بزرگ درست میکنه

17:49.519 --> 17:53.440
.‫ولی اینو تصور کن. بیا این پایین و از قوه تخیلت استفاده کن

17:53.519 --> 17:56.079
.‫چیزی که الان می‌بینی، فقط رودخونه سام عه

17:56.160 --> 17:58.000
‫-آره؟
.‫-آره، نه، نه، میتونم ببینمش

17:58.079 --> 18:01.880
:‫ولی الان چشماتو ببند و تصور کن
‫یه مرغ ماهی‌خوار روی اون شاخه

18:01.960 --> 18:05.880
.‫یه خانواده از سمورها که دارن اینجا جست و خیز میکنن

18:05.960 --> 18:11.440
،‫اون پایین، شاید یه حواصیل
.‫منتظر یه تیکه غذای خوشمزه است

18:11.880 --> 18:14.160
.‫همه اینجا ساحل، علف و گل وحشی هستش

18:14.240 --> 18:18.759
‫طرفدارهای محیط زیست واسه اینجور
‫چیزا، کیرشون رو در میارن، مگه نه؟

18:18.799 --> 18:21.559
... ‫ببین، این عالیه ولی کاری که تو کردی

18:21.640 --> 18:24.759
.‫کارهات در نهایت باعث میشه که پول پرداختی بهت کم بشه

18:24.799 --> 18:28.920
‫و این کاهش، میتونه 10 تا 15 هزار
‫پوند باشه و فقط واسه این تیکه زمین نیست

18:29.000 --> 18:32.799
.‫-تا اون زمین‌های دور هم میره
.‫-آگه این اتفاق بیوفته، خیلی ناراحت میشم

18:32.920 --> 18:36.200
.‫-دارم این کارو بخاطر محیط زیست انجام میدم
.‫-درسته

18:36.279 --> 18:40.240
‫اجازه نمیدم که یکی با کمترین سطح
:‫دانش از زیست شناسی، بیاد و بهم بگه

18:40.319 --> 18:43.160
.‫اوه، تو زیست بوم رو خراب کردی

18:43.240 --> 18:45.880
‫فقط چندتا کلونی مورچه خراب شده

18:47.400 --> 18:50.079
.‫ولی حقیقت این بود که یه خراب‌کاری بزرگ درست کرده بودم

18:50.160 --> 18:52.480
‫پس تنها یه کار می‌شد کرد

18:54.559 --> 18:57.160
.‫کیلیب رو بیارم تا همه چیز رو مرتب کنه

18:59.920 --> 19:01.000
.‫خدای من

19:01.960 --> 19:07.640
‫بعد، وقتش بود که یکم کارهای محیط زیستی بیشتری توی بیشه انجام بدم

19:23.079 --> 19:27.240
‫شاید این کار مثل خرابکاری بی حدو‌حصر
.‫به نظر برسه ولی راستش اینطور نیست

19:28.319 --> 19:32.000
‫ماشین رو می‌بری کنار درخت، بهش میگی که درخت از چه نوعیه

19:33.240 --> 19:36.039
‫پایین درخت رو میگیره، قطرش رو اندازه گیری میکنه

19:36.079 --> 19:38.920
:‫و بعد دستگاه با خودش میگه
... ‫اگه قطر درخت اینقدره

19:39.000 --> 19:41.519
... ‫پس به احتمال زیاد، ارتفاعش هم اینقدره

19:41.559 --> 19:44.160
‫پس میتونه محاسبه کنه که  هر کنده
.‫درخت باید چه اندازه‌ای داشته باشن

19:53.319 --> 19:59.079
‫یک ماشین با چند بخش، هشت چرخ متحرک که
.‫میتونه کار محاسباتی انجام بده و نیم میلیون پوند قیمتشه

20:03.519 --> 20:07.160
‫و وقتی کار ماشین تا شب تموم شد

20:07.240 --> 20:09.920
.‫نتایج واقعاً باشکوهی بدست اومده بود

20:10.640 --> 20:13.640
.‫این، یک نقشه از بیشه است

20:13.720 --> 20:17.880
‫درخت‌های این بخش رو بریدن. فقط یک هشتم کل این قسمت رو

20:17.960 --> 20:19.799
‫و اون، کنده‌های درختیه که از این یه تیکه زمین حاصل شده

20:46.079 --> 20:49.279
‫نیازی به گفتن نداره که این کار توی
‫شبکه‌های مجازی با واکنش منفی روبرو شده

20:49.319 --> 20:51.759
‫یه عکس از اون ماشین بزرگ تو اینستاگرام فرستادم

20:51.791 --> 20:54.712
‫همونی که اون خرابکاری‌های بی حد و حصر رو انجام می‌داد

20:54.799 --> 20:58.799
‫ملت بهم پیام دادن و منو متهم میکنن که ادم دو رویی هستم

20:58.880 --> 21:01.079
‫چرا داری جنگل زدایی می‌کنی؟

21:01.200 --> 21:04.680
‫جرمی، چرا آخه همیشه داری چیزهای سبز رو نابود می‌کنی؟

21:06.440 --> 21:12.240
.‫بیاین بریم توی بیشه تا خودتون ببینید که این آدم‌ها، چقدر احمق هستن

21:17.640 --> 21:21.920
.‫این، همون تیکه از جنگله که اون درخت‌ها رو ازش بدست آوردم

21:22.000 --> 21:25.319
‫200 تن الوار از اینجا بدست آوردم

21:26.240 --> 21:27.319
‫اصلاً چیزی معلوم نیست

21:27.400 --> 21:30.759
.‫دقیقاً شبیه موقعیه که درخت‌ها هنوز قطع نشدن

21:31.680 --> 21:33.559
.‫تقریباً هیچ تغییری نکرده

21:34.160 --> 21:36.279
.‫اگرچه طبیعت متوجه این تغییر میشه

21:36.319 --> 21:40.240
... ‫برای مثال، با حذف درخت از اینجا و اینجا و اینجا

21:40.319 --> 21:43.880
‫معنیش اینکه نور خورشید بیشتری به کف جنگل میرسه

21:43.960 --> 21:48.200
‫میتونین نور خورشید رو همه جا ببینید
.‫و این باعث تحریک رشد گیاهان میشه

21:48.279 --> 21:51.960
.‫درخت‌های جوون تر، گل‌ها، گل استکانی آبی رنگ؛ البته امیدوارم

21:52.039 --> 21:57.440
‫و این برای سوسک‌ها، پرنده‌ها و
.‫زنبورها خوبه. برای همه چیز خوبه

22:00.720 --> 22:02.119
‫از اونجایی که خیلی عاشق دیدن پرنده‌ها بودم

22:02.200 --> 22:05.640
‫خیلی مشتاق بودم که یه
.‫کاری برای پرنده‌ها انجام بدم

22:05.720 --> 22:10.359
.‫پس از متخصص حیات‌وحش، روی دنیس، راهنمایی خواستم

22:11.319 --> 22:13.559
‫میتونم دوتا چیز بگم، روی؟

22:13.640 --> 22:15.640
‫اولاً، فک می‌کردم ران دنیس داره میاد

22:15.720 --> 22:17.960
‫و اون یه آدم کلاً متفاوتیه

22:18.039 --> 22:21.119
.‫و دوماً خیلی به اون دوربین‌ات حسودیم میشه

22:21.200 --> 22:22.519
.‫یکی عین اونو دارم

22:22.599 --> 22:25.640
.‫اونا توی یه پورشه توی ایستگاه پلیس توی آرژانتین هستن

22:26.160 --> 22:30.559
‫باعث خوشحالیم بود که روی از چیزهایی
‫که تو مزرعه‌ام داشتم، شگفت زده شده بود

22:31.799 --> 22:34.960
.‫-این خیلی خیلی خوبه
‫-واقعاً؟

22:35.039 --> 22:37.640
‫وقتی در امتداد همچین پرچینی نگاه می‌کنی

22:37.720 --> 22:41.640
.‫عجب غذای بی نظیری برای حیات‌وحش محسوب میشه

22:41.727 --> 22:44.407
‫تمشک جنگلی یه غذای عالی برای چکاوک عه

22:44.480 --> 22:47.279
‫تا چربی بدن اونا رو برای مهاجرت به آفریقا، تامین بکنه

22:47.359 --> 22:52.160
‫هاوبری هم برای باسترک دشتی و
.‫سرخ‌بال‌ها آماده است. واقعاً خیلی خوبه

22:55.359 --> 22:58.319
‫-اونا چی ان؟
.‫-اونا سهره طلایی ان. آره

22:58.400 --> 23:02.319
‫یه گله کوچیک ان، دیدیشون؟
.‫روی گل‌گندم‌ها فرود اومدن

23:02.400 --> 23:04.400
.‫-میتونی اونجا ببینیشون
... ‫-اونا

23:04.480 --> 23:07.240
‫-اون یه گله از سهره طلایی بود؟
.‫آره، پنج تا بودن، فک کنم

23:07.319 --> 23:09.799
‫می‌بینی از بالای اون گل‌ها دارن غذا میخورن؟

23:09.880 --> 23:12.839
.‫-فک کنم یه خانواده کوچیک هستن
‫-واقعاً؟

23:13.839 --> 23:15.640
.‫آره، یدونه خوشگلش اونجا هست

23:16.240 --> 23:18.359
.‫این منو خیلی خوشحال میکنه

23:22.720 --> 23:27.240
‫با این حال، یه پرنده‌ای بود که فک
.‫کردم میتونم کار بیشتری واسش انجام بدم

23:35.039 --> 23:38.119
.‫روی زمینه. روی زمینه

23:41.079 --> 23:45.920
.‫اوه، نگاش کن. اون یه جوجه است
.‫دم‌اش رو از دست داده و نمیتونه پرواز کنه

23:46.519 --> 23:48.799
‫اوکی، بریم عقب‌تر، باشه؟

23:48.880 --> 23:50.680
.‫چون نمیخوایم که مزاحمش بشیم

23:52.480 --> 23:55.559
.‫اونم مادرشه، اونجا، سمت مخالف جنگل

23:56.240 --> 23:57.720
‫برای اینکه جغدهای بیشتری جذب کنم

23:57.799 --> 24:02.240
‫تصمیم گرفتم که توی کل مزرعه، جعبه مخصوص جغد بزارم

24:02.319 --> 24:03.920
.‫تا بتونن توش زندگی بکنن

24:14.039 --> 24:15.240
.‫بی نقصه

24:16.319 --> 24:17.400
.‫آره

24:24.519 --> 24:25.599
.‫بی نقصه

24:30.160 --> 24:31.240
.‫خیلی خب

24:39.440 --> 24:40.440
... ‫اوه محض

24:43.000 --> 24:44.680
‫وقتی همه جعبه‌ها جور شدند

24:44.759 --> 24:49.489
‫چندتا تیر چوبی که مال شرکت برق بود
‫و کنار جاده افتاده بود رو تصاحب کردم

24:50.799 --> 24:53.960
.‫و عملیات جغد به جریان افتاد

24:56.359 --> 24:58.559
.‫اوه! خدای من

25:00.440 --> 25:04.960
.‫وقتی به محل موردنظرم رسیدم، کیلیب هم اومده بود تا کمک کنه

25:06.319 --> 25:08.240
‫میخوای نزدیک پرچین باشه یا نه؟

25:08.319 --> 25:10.039
.‫خب، آره، اینجا

25:10.640 --> 25:14.160
‫کیلیب حفره رو می‌کند و من
.‫فهرست کنترل رو بررسی می‌کردم

25:14.680 --> 25:20.279
‫سیمان، طناب، دریل برقی و چندتا
.‫جعبه برای جغدها که خودم ساختم

25:20.920 --> 25:24.319
(‫اینا رو اصلاً از آمازون سفارش ندادم ها؛

25:25.359 --> 25:27.720
‫-عمقش کافیه؟
.‫-آره کافیه

25:28.319 --> 25:30.079
... ‫-درسته، نقشه ام اینه
.‫-آره

25:30.160 --> 25:34.400
.‫اینو به طرف جلو میرونم تا اون انتهاش، بالای حفره‌ات قرار بگیره

25:34.799 --> 25:37.240
‫و از بالا بهش طناب می‌بندیم

25:37.319 --> 25:40.279
‫و طناب رو وصل می‌کنیم به عقب
.‫سوپرکت و عمود می‌کشیمش بالا

25:40.359 --> 25:42.799
.‫-دیوونه ای
‫-خب، تو چیکار می‌کنی؟

25:42.880 --> 25:47.200
‫سوار لودر شو، برو اون سمت تیر برق، اینقدر بکشش تا بره توی حفره

25:47.279 --> 25:50.079
‫تسمه ای که عقب سوپرکت گذاشتم رو بیار

25:50.160 --> 25:52.400
.‫و بعد عقب عقب بیا و قائم اش کن

25:52.480 --> 25:56.599
‫ولی بازم فک می‌کنم که لازمه طناب رو بالاش گره بزنی

25:56.624 --> 25:58.150
... ‫و با سوپرکت مهارش کنی

25:58.175 --> 26:00.720
‫این یه زاویه است که یه
... ‫شاخه فرعی هم زیرش هست

26:00.799 --> 26:03.000
... ‫-شروع میکنه به بالا
‫-اینجوری به سمت بالا میرونم

26:03.079 --> 26:06.279
‫نه، با یه زاویه بیا
‫مابین شاخه سمت تو توی این وضعیت

26:06.359 --> 26:09.240
.‫-مطمئن ام که نمیشه این کارو کرد
.‫-من میتونم این کارو بکنم

26:09.319 --> 26:12.680
... ‫اینجوری برونش، بیارش پایین دور اون، دور

26:13.400 --> 26:16.160
‫یادت نره که 9 متر از بازوی متحرک دستگاه رو در اختیار داری

26:16.240 --> 26:18.279
... ‫اگه الان یکم از بازو رو بیرون بدی

26:18.359 --> 26:22.160
‫همینه، ووه، ووه، دوباره همین
.‫کارو بکن. فک کنم این کار میکنه

26:22.240 --> 26:24.960
.‫-من که فک نمی‌کنم
.‫-اون طرف، اون طرف، اوه، نه، نه

26:25.039 --> 26:30.400
.‫اوه، نه، نه، نه. ای احمق اوسکل

26:30.480 --> 26:33.759
!‫تقصیر تو بود! بهت گفتم

26:34.680 --> 26:36.960
.‫زیادی جلو رفتی، بهت گفتم وایسا

26:37.039 --> 26:39.279
.‫-توی حفره لعنتی نرفته بود که
.‫-رفته بود

26:39.359 --> 26:42.400
.‫دوباره یه کپه خاک روش ریختی، نگاه کن

26:43.440 --> 26:45.599
‫-حصار داغون شد؟
.‫-آره

26:45.680 --> 26:48.559
.‫کیر توش. حصار رفت پی کارش

26:48.640 --> 26:51.319
‫خب، تو برو انجامش بده و منم
.‫این گوشه وایمیسم و این کارو می‌کنم

26:51.400 --> 26:53.480
.‫همون کاری که تو می‌کنی، مثل آندره پروین

26:53.559 --> 26:56.160
.‫نه، هر علامتی که با دستم می‌دادم، خوب و به جا بود

26:56.240 --> 26:58.000
... ‫ولی تو بهم نگاه نمی‌کردی

26:59.200 --> 27:02.799
.‫در نهایت، تونستیم که تیر چوبی رو بندازیم توی حفره

27:02.880 --> 27:04.519
.‫درسته، الان بهتر شد

27:05.480 --> 27:08.400
‫وقتی پی سیمانی قرار ریخته شد

27:08.480 --> 27:11.079
‫عقب وایسادیم تا دست سازه مون رو بررسی کنیم

27:11.160 --> 27:16.480
.‫اوه-هو-هوو، خیلی عالیه

27:16.559 --> 27:18.359
.‫اوه، نه، یه دیقه وایسا

27:21.640 --> 27:23.640
... ‫-رفیق
.‫-آره

27:23.720 --> 27:27.200
.‫-این اصلاً صاف نیست
.‫-آره نیستش

27:27.279 --> 27:32.759
.‫ولی یادمون رفت که جعبه جغد رو بالاش بزاریم

27:33.319 --> 27:34.519
.‫گوه توش

27:35.960 --> 27:38.079
‫اینجا هم خراب کاری کردم

27:38.160 --> 27:43.599
‫رفتم به زمین‌های باتلاقیم سر بزنم ... که اوضاع بدتر هم شده بود

27:44.839 --> 27:48.839
‫آب‌بند رو با این گل‌ها جلوی حوضچه ساختم

27:48.920 --> 27:51.119
:‫ولی خدا یه نگاه به تلاش‌های من کرده و گفته

27:51.200 --> 27:54.559
.‫آره، ولی منم این حفره رو اینجا درستش کردم
.‫میتونین چرخش آب رو ببنین، نگا کنین

27:54.640 --> 27:58.400
.‫و همه آب از اونجا رد میشه و از زیر آب‌بند میره بیرون

28:02.119 --> 28:05.680
.‫همون شب، خدا یه حرکت گای گیبسونی زد
.‫گای گیبسون: خلبانی بوده که سدهای آلمانی رو توی جنگ جهانی دوم، بمبارون کرده

28:07.319 --> 28:11.240
‫که بدین معنی بود که باید جغدها رو
.‫فراموش می‌کردم و یکم تعمیرات انجام می‌دادم

28:12.440 --> 28:14.559
.‫درسته، همونجا وایسا، عالیه

28:20.759 --> 28:21.880
.‫اوه، ممنون

28:21.960 --> 28:24.240
.‫-اوه، نه. اوه، نه
.‫-گرفتمش. گرفتمش

28:24.319 --> 28:26.000
.‫-اوه، نه. گرفتمش
.‫-اوه، نه

28:27.640 --> 28:31.880
.‫اوه، آره، بی نظیره

28:35.000 --> 28:38.400
‫وقتی کارهای آب‌بند تموم شد
‫می‌خواستم برگردم سراغ جعبه جغدها

28:38.480 --> 28:43.519
.‫ولی نمیتونستم برم چون که ویکتور، مرد اکراینی زنبور‌دار، از راه رسید

28:44.720 --> 28:46.640
.‫راستش این سایز تجاریه، آره

28:46.720 --> 28:49.519
‫و مهم‌ترین عملیات تجدید حیات‌وحش

28:49.599 --> 28:52.200
.‫داشت شروع می‌شد

28:52.920 --> 28:55.680
‫-اونا پر از کندو ان، مگه نه؟
.‫-آره

28:55.759 --> 28:57.359
.‫خیلی هوشمندانه است

28:57.440 --> 28:59.000
.‫نقشه، ساده بود

28:59.079 --> 29:04.720
،‫زنبورها عسل و پول برای فروشگاه محلی تولید میکردن
.‫البته وقتی که بالاخره فروشگاه دوباره باز می‌شد

29:04.799 --> 29:08.279
.‫و به گرده افشانی محصولات زراعیم هم کمک میکردن

29:08.359 --> 29:12.440
.‫واسه همین، 250 هزارتا زنبور خریده بودم

29:13.240 --> 29:14.640
‫

29:16.160 --> 29:19.160
.‫اینو ببین. مثل لباس فضانوردیه

29:19.799 --> 29:23.839
‫حین اینکه من لباس می‌پوشدم، ویکتور
.‫هم دستگاه دودساز رو آماده می‌کرد

29:23.920 --> 29:25.279
‫دود چیکار میکنه؟

29:25.359 --> 29:27.799
‫زنبورها هم مثل من و تو از آب و آتیش میترسن

29:27.880 --> 29:30.960
‫توی کندوها نمیتونم از آب استفاده
.‫کنم، پس استفاده از آتیش خیلی راحت تره

29:31.039 --> 29:33.279
.‫ولی آتیش نیست فقط دوده

29:33.359 --> 29:36.359
‫دود، اره. پس اونا میفهمن که دود داره میاد و میترسن

29:36.440 --> 29:39.119
‫کاری که میکنن اینکه برمیگردن توی کندو

29:39.200 --> 29:42.319
... ‫و شکمشون رو از عسل پر میکنن و به همین خاطر

29:42.400 --> 29:43.799
.‫کمتر حمله میکنن

29:43.880 --> 29:46.519
.‫پس انگار که بعد از یه ناهار گنده، خوابالود میشن

29:46.599 --> 29:49.680
‫-آره. میدونی این چیه حسیه، نه؟
.‫-آره

29:49.759 --> 29:53.920
‫-چند بار نیش می‌خوری؟
.‫-هر روز ده دفعه

29:54.000 --> 29:56.400
‫اوه، چی؟

29:56.480 --> 29:58.240
.‫ولی زنبور فقط میتونه یه بار بهت نیش بزنه

29:58.319 --> 30:01.400
.‫یکبار و بعدش نیش رو از شکمشون بیرون میارن، آره

30:01.480 --> 30:04.200
‫-میمیره؟
.‫-در نهایت، آره

30:04.279 --> 30:06.759
‫خب اگه یه زنبود نر، نیشت بزنه، میمیره

30:06.839 --> 30:10.480
‫و اگه زنبور نر سکس بکنه، کیرش از جا درمیاد. درسته؟

30:10.559 --> 30:11.480
.‫آره

30:11.559 --> 30:14.200
.‫این دیگه آزاردهنده است

30:15.279 --> 30:17.279
.‫اوه، گوش کن، میتونی صداشون رو بشنوی

30:19.599 --> 30:21.599
.‫زنبورها، به خونه جدیدتون خوش اومدین

30:22.119 --> 30:25.119
.‫-خوبه، خیلی خوبه
.‫-اوه، تو دستکش نپوشیدی

30:25.200 --> 30:26.559
.‫آره، مشکلی نیست

30:27.240 --> 30:29.720
.‫اوه، نگا کن، همین الان هم دارن عسل درست میکنن

30:29.799 --> 30:31.920
.‫آره، این عسله

30:32.000 --> 30:33.720
‫یه زنبور چقدر عمر میکنه؟

30:33.799 --> 30:35.640
.‫توی تابستون، حدود یک ماه

30:35.720 --> 30:37.279
.‫توی زمستون، شش ماه

30:37.359 --> 30:40.440
.‫ولی ملکه میتونه بیشتر عمر کنه، میتونه سه تا چهار سال عمر کنه

30:40.519 --> 30:42.079
‫اینجا هم ملکه هست؟

30:42.160 --> 30:44.359
.‫باید باشه، حداقل یدونه ملکه اینجا هست، آره

30:44.440 --> 30:47.000
‫خب چندتا تخم میزاره؟

30:47.079 --> 30:48.960
... ‫این موقع از سال، اون حدود

30:49.039 --> 30:50.920
.‫دو هزار تخم، روز و شب میزاره

30:51.000 --> 30:54.079
.‫-پشمام
.‫-آره، خیلی مولده

30:54.680 --> 30:56.920
‫ملت کندوی زنبور میدزدن؟

30:57.000 --> 31:00.160
.‫آره. دوستم سال پیش، چهل تا کندو از دست داد

31:00.240 --> 31:04.359
.‫یه ون مخصوص اسب، شبونه میاد و از یک سمت، چهل تا کندو برمیداره

31:04.440 --> 31:05.480
.‫اوکی

31:05.559 --> 31:09.599
.‫خدایا، نگاشون کن دارن میان بیرون. مثل فیلم ترسناک‌ها شده

31:10.559 --> 31:13.119
.‫آه! آو! نیشم زدن

31:13.200 --> 31:15.680
.‫آه، توی جورابت، وایسا، وایسا، وایسا

31:16.599 --> 31:20.240
.‫به نظرم بهتره که بری توی بوته‌ها، برو تو بیشه، برو تو بیشه

31:20.319 --> 31:21.279
‫چرا؟

31:21.359 --> 31:24.359
.‫چون اونا سم آزاد میکنن، بصورت گروهی حمله میکنن

31:24.440 --> 31:26.160
.‫به یک یک شون دود بزن

31:26.240 --> 31:28.680
‫-وقتی نیش خوردی
‫-آره

31:31.400 --> 31:32.279
.‫مشکلی واست پیش نمیاد

31:32.359 --> 31:36.440
.‫نه، قرار نیست که خوب باشم. قراره که پام قطع بشه

31:36.519 --> 31:38.039
.‫زنبورهای کیری

31:38.119 --> 31:41.680
.‫من هر روز دارم این کارو میکنم. مدام دارم درد می‌کشم

31:41.759 --> 31:44.880
‫همین که گولاخ اوکراینی روشو کرد اونور

31:44.960 --> 31:48.279
:‫میخوام روی زمین قلت بخورم و بگم
!‫منو نیش زدن

31:51.160 --> 31:54.400
‫حالا که عملیات زنبور داره خودبخود جلو میره

31:54.480 --> 31:57.519
.‫باید دوباره آب‌بند رو تعمیر می‌کردم

31:58.079 --> 31:59.880
.‫خدایا، آب خیلی رو اعصابه

32:04.160 --> 32:06.559
... ‫الان باید چندتا سنگ بزرگ بیاریم

32:14.000 --> 32:17.599
.‫و با تموم شدن تعمیر آب‌بند، دوباره برگشتم سر عملیات جغد

32:18.640 --> 32:22.119
.‫که اینجا شانس بهم رو کرده

32:24.519 --> 32:27.799
‫بعد از خراب‌کاری که کیلیب درست رده بود

32:27.880 --> 32:29.160
.‫موفق باشی، دیو

32:29.231 --> 32:32.790
‫من این برادر رو پیدا کردم که تیر های‌مخابرات
‫رو برای مخابرات بریتانیا، کار میزاره

32:32.880 --> 32:37.920
‫و با مهربونی بهم پیشنهاد داد که سوراخ‌های
.‫ مورد نیازم رو برام درست میکنه

32:40.839 --> 32:45.240
‫معلوم شد که من اولین آدمی نبودم که توی
.‫این بخش از مزرعه، سوراخ حفر می‌کردم

32:46.400 --> 32:49.799
.‫اینجا شهر گورکن هاست، نگا کن

32:49.880 --> 32:52.359
.‫هر جا رو که نگا کنی، سوراخ می‌بینی

32:52.799 --> 32:54.000
.‫اینو نگاه کن

32:56.279 --> 32:58.000
.‫این یکی رو انگار همین الان کندن

32:58.079 --> 33:00.880
‫ببین چقدر خاک ازش ریخته بیرون

33:01.440 --> 33:06.880
‫دوباره، دوربین تله‌ای‌ها رو کار گذاشتیم و
.‫همون شب، این چیزی بود که توی فیلم‌ها دیدیم

33:10.319 --> 33:12.400
.‫از گورکن‌ها متنفرم

33:12.480 --> 33:16.279
‫صرف نظر اینکه هر چی خارپشت توی بریتانیا بوده رو خوردن

33:16.359 --> 33:18.200
.‫شبیه نوجوون ها هستن

33:18.279 --> 33:23.799
‫کل روز می خوابن، شب‌ها از
‫جاشون بلند میشن، مرض‌ها رو منتقل میکنن

33:23.880 --> 33:27.039
‫دیوارها رو خراب میکنن و وقتی که آفتاب درمیاد

33:27.119 --> 33:28.880
.‫دوباره برمیگردن میخوابن

33:30.359 --> 33:34.279
.‫اگرچه امروز، قرار نبود که اصلاً خواب به چشماشون بیاد

33:36.680 --> 33:37.759
.‫درسته

33:39.799 --> 33:41.279
.‫اوه، اینو ببین

33:44.480 --> 33:45.400
.‫اوه، آره

33:47.079 --> 33:48.599
‫آخرین باری که این کارو کردیم

33:48.680 --> 33:50.920
.‫داشتم با یه احمق کار می‌کردم و آخرش تیر کج شد

33:51.000 --> 33:52.960
‫-ولی این یکی صاف میشه دیگه؟
.‫-آره

33:54.319 --> 33:58.920
‫با تموم شدن کارو رفتن دیو، بی صبرانه
.‫منتظر بودم که اینو نشون کیلیب بدم

33:59.559 --> 34:01.720
‫اینو ببین. این چیزیه که من بهش می‌رسم

34:01.799 --> 34:04.160
‫وقتی که بقیه کاری به کارم نداشته
.‫باشن تا خودم این کار رو انجام بدم

34:04.240 --> 34:07.079
.‫-واسم سوال بود که کجا رفتی
.‫-خب، بفرما، نگاش کن

34:07.160 --> 34:08.920
.‫و اون بالا رو نگاه کن

34:09.000 --> 34:10.960
.‫-اوه، آره
‫-تیر چوبی‌ها رو بریدی؟

34:11.039 --> 34:15.360
‫آره. کوتاهشون کردم تا 21 فوت
.‫بشن. 5 فوت هم زیر زمین دفن شده

34:15.440 --> 34:18.760
.‫-واقعاً چطوری این کارو کردی؟ یالا راستشو بگو
‫-یه بیلچه برداشتم

34:18.840 --> 34:22.760
‫و بیلچه رو توی زمین چرخوندم و سوراخ
‫رو درست کردم. بعدش یه بالابر آوردم

34:22.840 --> 34:26.000
‫اوه، یه دیقه وایسا، وایسا. میتونی بوش رو بشنوی؟
.‫منظورش بوی دروغ جرمی عه

34:29.199 --> 34:34.079
‫تا اینجا نقشه‌ام برای برگردوندن حیات‌وحش
‫به بخش‌هایی از مزرعه، خیلی خوب پیش رفته

34:50.400 --> 34:52.880
.‫اگرچه همه کارها به نفع محیط زیست نبوده

34:56.639 --> 34:59.679
‫هنوز باید کشاورزی واقعی انجام داده می‌شد

35:00.840 --> 35:05.199
‫برای مثال، توی ماه فوریه، باید
.‫میدونستم که چندتا بره تو راه دارم

35:06.000 --> 35:08.159
.‫-دستتو بکن این زیر
.‫-آره

35:08.199 --> 35:10.280
‫-میتونی ستون فقراتش رو حس کنی؟
.‫-آره

35:10.360 --> 35:14.639
.‫پس توی محل سونوگرافی سیار گوسفندها، با الن و کوین قرار گذاشتم

35:17.440 --> 35:20.400
‫-اینا دستکش‌های رانندگیته؟
.‫-نه

35:20.480 --> 35:23.320
‫تا حالا ندیدم یه پرورش دهنده
.‫گوسفند همچین دستکش‌هایی بپوشه

35:23.400 --> 35:25.360
.‫یالا گوسفند، بفرما

35:25.440 --> 35:28.079
‫وقتی که با نافرمانی معمول گوسفندها کنار اومدیم

35:29.000 --> 35:30.159
!‫اوه

35:31.199 --> 35:32.679
.‫اوه، خدای من

35:32.800 --> 35:35.559
.‫تک تک این گوسفندا مثل اسبن

35:35.639 --> 35:39.039
.‫وقتش بود که ژل رو در بیایم و سونوگرافی رو شروع کنیم

35:40.599 --> 35:42.639
.‫ایناهاش، اینم بره

35:42.679 --> 35:45.199
‫میتونی دنده هاشو ببینی؟ گردنش رو؟

35:45.320 --> 35:48.320
‫تو هم مثل یکی از اون پرستارهای

35:48.400 --> 35:51.199
"‫یه جایی رو نشون میدن و میگن: اوه، اینم شومبولشه!
‫و آدم با خودش میگه: خب از کجا اینو میدونی آخه؟

35:51.311 --> 35:55.150
‫-اون چیز سیاهه، ستون فقراتشه؟
.‫-نه اون ماسماسک دستگاهه که توی دست منه

35:55.280 --> 35:57.280
.‫اوه، درسته

35:57.360 --> 36:00.159
.‫یدونه بره، پس یدونه نقطه قرمز بهش میرسه

36:01.159 --> 36:03.639
‫یدونه بره داره، پس زیاد هم پرثمر نبوده

36:03.679 --> 36:05.639
.‫ولی یدونه از هیچی بهتره

36:07.079 --> 36:09.519
‫-این یکی چندتا داره؟
.‫-هیچی

36:09.599 --> 36:11.840
‫-هیچی؟
.‫-متاسفانه

36:11.920 --> 36:12.960
‫-هیچی؟

36:13.039 --> 36:15.519
.‫اگه گوشت گوسفندی خوب میخوای، همین گوسفند رو بردار

36:17.360 --> 36:20.639
.‫-خب این یکی دوتا داره
‫-دوتا؟ گوسفند خوب

36:21.840 --> 36:23.400
... ‫وقتی سونوگرافی تموم شد

36:23.800 --> 36:25.159
.‫همینه، تموم شد

36:25.199 --> 36:28.360
... ‫وقتش بود که تعداد بره‌ها رو جمع بزنیم

36:28.440 --> 36:31.159
‫خب از هر کدوم چندتا داریم، باب؟

36:31.280 --> 36:33.079
.‫-یدونه بدون بره
.‫-آره

36:33.159 --> 36:35.039
.‫-پونزده تا تک بره
.‫-آره

36:35.119 --> 36:37.679
.‫سه تاشون سه قلو دارن و بقیه دوقلو

36:37.800 --> 36:40.599
.‫-بره‌های زیادی گیرت اومده
.‫-اوه، خوبه

36:40.639 --> 36:44.480
.‫باب، خیلی ازت ممنونم که قاصد خبرهای خوش بودی

36:48.559 --> 36:51.960
... ‫در کنار سونوگرافی گوسفندها، یه اسباب بازی جدید

36:52.039 --> 36:56.559
‫برای دیوارساز و رئیس بخش امنیت، یعنی جرالد، پیدا کردم

36:57.679 --> 36:59.199
.‫-دستگاه حرکت سنج
.‫-آره

36:59.320 --> 37:02.039
... ‫اینو با کابل به یه چیزی وصل می‌کنی
‫همه بدون حرکت وایسن، باشه؟

37:03.000 --> 37:06.599
‫

37:21.079 --> 37:23.360
‫-آره، ولی من اونجا می‌خوابم
‫-اوه، باشه

37:23.440 --> 37:27.360
... ‫-هر روباه و گورکنی بیاد
‫-آره، ولی صداش دربیاد، میای بیرون دیگه؟

37:27.960 --> 37:30.760
‫الان اینطوری هستی، پس احتمالاً در مورد این زیاد بحث نکنی

37:40.280 --> 37:43.000
‫و البته هر موقع که آب و هوا اجازه می‌داد

37:43.079 --> 37:46.880
‫کیلیب و من با عجله می‌رفتیم تا
.‫زمین‌های زراعی رو با تراختور اماده کنیم

37:57.400 --> 38:01.639
... ‫ امسال زمین‌ها نه تنها با جو، گندم و کلزا پر می‌شد

38:03.960 --> 38:08.039
‫چون که این گیاه‌ها هم بخشی از پروژه
.‫من در بازگردوندن حیات‌وحش بودند

38:15.519 --> 38:17.000
‫تقریباً در این برهه از سال

38:17.079 --> 38:20.199
‫همه حشرات و عنکبوت‌ها که کل زمستون رو

38:20.320 --> 38:23.639
‫در کنار زمین‌ها و در حاشیه علف‌ها زندگی میکردن

38:23.679 --> 38:26.000
.‫دوباره برمیگردن توی زمین‌ها

38:26.079 --> 38:30.320
‫تا همه اون حشراتی رو بخورن که
.‫دارن محصولات زراعی منو نابود میکنن

38:31.000 --> 38:34.960
.‫از این عنکبوت‌ها و حشرات خوشم میاد. اونا رفیق‌های منن

38:36.079 --> 38:40.400
... ‫مشکل اینکه اینجا یه زمین خیلی بزرگه، اینقدر بزرگه که

38:40.480 --> 38:45.400
.‫پنج تا شش هفته طول میکشه تا عنکبوت‌ها ازش رد بشن

38:46.159 --> 38:48.159
!‫پس یه نقشه ریختم

38:52.159 --> 38:55.280
‫کاری که می‌کنم اینکه بخشی از
‫محصولات زراعیم رو فدا می‌کنم

38:55.360 --> 38:58.599
‫تا اَبَربزرگراه هایی بسازم که به حشرات اجازه میده

38:58.639 --> 39:01.880
.‫سریع‌تر به وسط زمین زراعی برسن

39:05.760 --> 39:08.199
‫وقتی کیلیب، بزرگراه رو درست کرد

39:08.320 --> 39:11.920
‫بعدش باید یکم دونه رو با دست
.‫خودمون، اونجا پخش می‌کردیم

39:15.280 --> 39:18.920
.‫-معلوم شد که من توی این کار، خیلی حرفه ایم
.‫-در این مورد چیزی نمیدونم

39:19.639 --> 39:24.000
‫خب، آخرین سود از این تیکه
‫زمین که اندازه اش سه چهارم یک جریب میشه

39:24.079 --> 39:27.400
.‫-آره
‫-حدود 350 پوند می‌شد

39:27.480 --> 39:29.079
.‫آره، در همین حدود، آره

39:29.159 --> 39:32.400
‫خب، با عقل من که جور درنمیاد

39:32.480 --> 39:35.079
‫آره، ولی یجورایی با عقل جور درمیاد
:‫چون که طرفدارهای محیط زیست میگن که

39:35.159 --> 39:36.920
!‫واو، اونا واقعاً نابغه بودن

39:37.000 --> 39:39.920
‫اگه این کارمون موفق بشه، انقلابی در کشاورزی بوجود آوردیم

39:40.000 --> 39:42.559
‫کره زمین رو نجات دادیم و بعدش هم جایزه نوبل میاد دم خونه مون

39:42.639 --> 39:44.480
‫گرتا تانبرگ هم میاد پیشمون

39:44.559 --> 39:47.639
‫راستش رو بگم، الان که بهش فک
.‫می‌کنم، تو 370 پوند رو از دست دادی

39:47.760 --> 39:48.960
.‫بهت تبریک میگم

39:49.320 --> 39:51.320
‫

39:52.039 --> 39:57.039
‫علیرغم واقع‌بینی شدید کیلیب، پروژه
.‫تجدید حیات‌وحش خودم رو دوست داشتم

40:03.159 --> 40:05.280
‫و هنوز بهترین جاش مونده بود

40:05.360 --> 40:08.960
... ‫چون که بالاخره بخش عمده زمین باتلاقیم

40:13.000 --> 40:15.159
‫آماده بود که دوباره از آب پر بشه

40:15.599 --> 40:16.800
‫

40:19.867 --> 40:23.760
‫امروز، روزیه که من یک کانال درست می‌کنم

40:23.840 --> 40:25.039
‫اجازه بدین اسمش رو بزاریم سوئز

40:25.119 --> 40:29.400
... ‫مابین جریان آب و معدن روبازی که اون طرف حفر کردم

40:29.480 --> 40:33.079
‫و از چیزی جز بیل مکانیکی
.‫داغون کیلیب استفاده نخواهم کرد

40:34.679 --> 40:35.559
.‫برو که بریم

40:37.480 --> 40:39.960
... ‫اوکی، لحظه ای که همه چیز معلوم میشه

40:41.079 --> 40:43.920
‫بفرما. اوه-هو-هو! نگاش کن

40:45.400 --> 40:47.880
!‫انگار آبشار ویکتوریاست

40:49.360 --> 40:51.159
.‫جی؟ مراقب باش

40:51.599 --> 40:54.000
.‫باید جلیقه نجات بپوشی، جدی میگم

40:55.079 --> 40:58.760
‫همانطور که داشتم این لحظه تاریخی
‫رو جشن می‌گرفتم، کیلیب از راه رسید

40:59.480 --> 41:01.880
!‫بنگر که چه چیزی خلق کرده ام

41:01.960 --> 41:03.639
.‫من ... من موسی هستم

41:04.199 --> 41:05.440
‫موسی کیه؟

41:06.440 --> 41:08.639
‫-انجیل رو خوندی؟
.‫-نه

41:08.760 --> 41:11.800
‫توی انجیل، یکی هست که اسمش موسی عه

41:11.880 --> 41:12.679
... ‫خب

41:12.800 --> 41:15.079
‫و داره یه گروهی رو از یه جای خطرناک، هدایت میکنه

41:15.159 --> 41:18.559
‫به یک منطقه خیلی بهتر و امن‌تر و
‫بعدش اونا میرسن به دریای سرخ

41:18.639 --> 41:21.760
‫و اونا گیر میکنن و بعدش دریا شکافته میشه

41:21.840 --> 41:24.639
‫و اونا میتونن از کف دریا راهشون رو ادامه بدن

41:24.679 --> 41:26.519
.‫و به سرزمین موعود برسن

41:27.480 --> 41:28.880
‫این مزخرفه

41:32.199 --> 41:35.920
.‫طی یک روز، حوضچه پر شد

41:38.639 --> 41:42.440
.‫و بلافاصله تصمیم گرفتم که اونو با ناهار، پر کنم

41:44.440 --> 41:48.599
‌‫ 250تا قزل‌آلای خال‌سرخ دوست
.‫داشتنی گرفتم، حدوداً اینقدرن

41:48.639 --> 41:52.079
... ‫ماهی مورد علاقه ام. البته نه که نگاش کنم

41:52.159 --> 41:53.159
!‫بلکه بخورمش

41:53.639 --> 41:55.559
‫عقب، عقب

41:55.639 --> 41:58.039
.‫الان این خوبه، وایسا، وایسا، وایسا

41:59.143 --> 42:02.583
‫ در عقب رو پایین میارم و بعدش ما این ناودون رو بهش وصل می‌کنیم

42:02.639 --> 42:04.800
.‫و بعد میفرستیمشون توی حوضچه

42:05.920 --> 42:07.840
‫درسته. چطوری میتونم کمک کنم؟

42:07.920 --> 42:09.880
.‫صدام یجوری بود که انگار توی برنامه Countryfile ام

42:09.960 --> 42:11.800
‫اینطوری بود

42:11.880 --> 42:14.800
... ‫اوه، اجازه بده ... بزار ببینم میتونم کمک کنم، اوه

42:15.760 --> 42:17.599
.‫اوه، واو، همشون اینجان، نگاه کن

42:17.639 --> 42:20.320
‫سقوط از این ارتفاع، بهشون صدمه نمیزنه؟

42:20.400 --> 42:23.537
‫راهش همینه. مطئنم اون عکس
‫رو دیدی که هواپیمای هرکولس

42:23.561 --> 42:26.637
‫داره قزل‌آلاها رو میریزه
.‫توی دریاچه بزرگ کانادا

42:26.760 --> 42:29.159
.‫-که با هواپیما این کار رو میکنن
‫-نه

42:29.280 --> 42:32.320
‫برخوردشون با آب حتماً واسشون خوبه

42:32.400 --> 42:34.679
‫و باعث میشه که هشیار بشن و
‫بهشون اجازه میدیم که فرار کنن

42:34.800 --> 42:36.639
‫اگه باملایمت بزاریشون توی آب

42:36.760 --> 42:41.280
.‫ماهی‌ها چپکی میشن و کف حوضچه غرق میشن

42:41.360 --> 42:43.400
‫چی؟ پس اونا مثل گوسفندن

42:43.480 --> 42:45.199
.‫-ولی باله دارن
.‫-آره

42:48.480 --> 42:51.960
‫رسماً افتتاح پارک آبی چیپینگ نورتون رو اعلام می‌کنم

42:52.639 --> 42:53.639
.‫اینو ببین

42:54.320 --> 42:55.800
.‫جالبه

42:56.840 --> 42:59.760
.‫نگاشون کن، دارن میپرن، نگاشون کن، خوشحالن

42:59.840 --> 43:00.960
.‫همینطوره

43:01.039 --> 43:04.360
‫تنها کاری که باید می‌کردم این بود که
‫مطمئن بشم ماهی‌ها زنده میمونن

43:04.440 --> 43:08.360
‫که طبق سابقه ای که داشتم، چندان اطمینانی بهم نبود

43:08.960 --> 43:11.679
‫سال‌ها قبل، پدرم حوضچه ماهی داشت

43:11.800 --> 43:14.159
‫و عاشق این بود که عصرها بره بیرون

43:14.199 --> 43:16.599
‫و غذا بریزه و ماهی‌های کپورش رو نگاه کنه

43:16.639 --> 43:19.360
:‫و توی یکی از کریسمس‌ها، با خودم فک کردم
‫این یه هدیه هوشمندانه است

43:19.440 --> 43:21.480
‫ماهی کپور بیشتری برای حوضچه اش می‌خرم

43:21.559 --> 43:24.480
‫پس واسش ماهی‌هایی خریدم که بهشون میگفتن کپور شبح

43:24.559 --> 43:26.360
‫خیلی خوشگل بودن

43:26.960 --> 43:28.440
‫و بابام هم خیلی خوشحال بود

43:28.519 --> 43:30.000
‫و ما هم ماهی رو انداختیم توی حوضچه اش

43:30.079 --> 43:33.760
‫و بلافاصله فهمیدیم که چرا بهشون میگفتن کپور شبح

43:33.840 --> 43:36.800
‫چون که زیر آب، کاملاً نامرئی میشدن

43:36.880 --> 43:39.360
‫پس نمیتونستیم این ماهی‌هایی رو که خریده بودم رو ببینیم

43:39.440 --> 43:43.639
‫و یه هفته بعد، بقیه ماهی کپورهاش هم ناپدید شدن

43:43.760 --> 43:47.280
‫و ما رفتیم به مشخصات کپور شبح توی کتاب راهنما نگاه کردیم

43:47.360 --> 43:49.159
‫چون که اون موقع اینترنت نبود

43:49.239 --> 43:52.840
‫و معلوم شد که کپور شبح، اون یکی کپورها رو میخوره

43:52.920 --> 43:57.920
‫پس واسش ماهی نامرئی خریده بودم
!‫که بقیه ماهی‌های مرئیش رو کشته بود

44:01.559 --> 44:03.719
‫وقت برای بدبینی نداشتیم

44:03.800 --> 44:06.599
‫چون که حوضچه فوق العاده به نظر می‌رسید

44:07.400 --> 44:09.199
... ‫و همش همین نبود

44:11.360 --> 44:15.599
.‫بالاخره، خبرهای خوشی از آب‌بند بهمون رسید. داره آب رو نگه میداره

44:15.679 --> 44:18.840
‫سه هفته وقتم رو گرفت

44:18.920 --> 44:22.280
‫دوتا پیرهن و چهارتا شلوار جین پاره کردم

44:22.360 --> 44:25.679
‫و دوتا هم دریل شارژی کیلیب رو خراب کردم

44:25.760 --> 44:27.320
.‫ولی بالاخره تمومش کردم

44:29.599 --> 44:31.079
.‫اینو نگا کن

44:44.038 --> 44:47.796
!!!‫گائیـــــــــــــــــــــدمش

44:50.519 --> 44:54.159
... ‫حقیقت این بود که آب‌بند سوراخ‌دار ام، تنها مورد منفی

44:54.239 --> 44:57.960
‫توی پروژه نسبتاً موفق تجدید حیات وحش ام بود

45:00.519 --> 45:04.920
‫طی چند هفته گذشته، برای جغدها
‫و دلیجه ها، خونه درست کردم

45:06.199 --> 45:09.119
‫اجازه دادم که نور خورشید به سطح جنگل بتابه

45:09.960 --> 45:12.599
‫اجازه دادم گل‌های وحشی بیشتری رشد کنن

45:12.679 --> 45:16.480
‫بخشی از زمین‌های زراعیم رو دوباره به طبیعت برگردوندم

45:17.960 --> 45:19.280
‫و هیچ شکی نبود که

45:19.360 --> 45:23.360
‫که همه این کارها، باعث بوجود اومدن
‫محیط زیستی بهتری برای حشرات می‌شد

45:26.400 --> 45:28.519
.‫که هدف اصلی هم همین بود

45:33.159 --> 45:36.000
‫اگرچه هزاران پوند برام آب خورد ولی عاشقش هستم

45:37.320 --> 45:39.079
... ‫و الان چیزی که واقعاً بهش نیاز دارم

45:39.519 --> 45:42.280
.‫این بود که چارلی بهم خسته نباشید بگه

45:43.639 --> 45:46.079
.‫-اوه، ایناهاش
‫-سلام، چطوری؟

45:46.134 --> 45:48.375
‫خب، خیلی خوبم. فقط منتظرم

45:48.480 --> 45:50.920
‫بشنوم چه چیزهایی رو توی
!‫کار مهم ام اشتباه انجام دادم

45:51.000 --> 45:53.079
.‫خیلی خوشگله. قشنگه

45:53.840 --> 45:55.239
!‫تو اینو گفتی؟

45:55.320 --> 45:58.320
!‫تو گفتی که من یه کار رو خوب انجام دادم؟

45:58.400 --> 45:59.599
.‫آره

45:59.679 --> 46:02.079
‫و راستش وقتی بهش فک کردم

46:02.159 --> 46:04.559
‫چیز بیشتری به جز حوضچه برای جشن گرفتن وجود داشت

46:06.119 --> 46:07.719
... ‫میشه بگم، اگه اجازه داشته باشم

46:07.800 --> 46:12.480
‫مرطوب ترین فصل کاشت رو در تاریخ داشتیم، درسته؟ قبول داری؟

46:12.559 --> 46:14.400
.‫-تا اونجایی که من یادمه
.‫-آره

46:14.480 --> 46:16.239
‫برگزیت رو داشتیم

46:16.320 --> 46:20.760
‫با وجود همه اینها، توی اولین
‫سال‌ام، منی که یه مبتدی تمام عیار هستم

46:20.840 --> 46:23.016
‫با یکم کمک از طرف تو و کیلیب

46:23.119 --> 46:26.440
‫موفق شدم همه دونه های لازم رو توی زمین بکارم

46:26.519 --> 46:29.440
‫آره. گندم زمستانه خوب به نظر میرسه

46:29.519 --> 46:34.400
.‫جو زمستانه هم وضعیت خوبی داره
‫کلزاها توسط کبوترها خورده نشدن

46:34.480 --> 46:38.400
.‫-مثل اینکه معلم داره گزارش کارهای خوب رو بهم میده
.‫-میدونی، خیلی خوب بوده

46:38.480 --> 46:43.440
،‫ما این پروژه تجدید حیات وحش
.‫محوطه سازی رو جفت و جور کردیم

46:43.519 --> 46:46.079
‫برای اولین بار، همه چیز داره خوب پیش میره

46:46.159 --> 46:49.679
‫و چون هیچ کاری اشتباه پیش نرفته

46:49.760 --> 46:51.760
‫-نونمون توی روغنه
... ‫-همه چیز

46:51.840 --> 46:53.719
.‫-در مسیر درست حرکت کرده
.‫-دقیقاً

46:58.880 --> 47:01.519
.‫این یک همه‌گیری جهانی هستش

47:01.599 --> 47:07.000
‫وقتشه که همه مردم، ارتباط غیرضروری با دیگران رو متوقف کنن

47:08.920 --> 47:09.840
‫چطوری؟

47:10.320 --> 47:12.039
.‫خب، از ترس به خودم ریدم

47:12.119 --> 47:16.280
‫دارم می‌رسم به شصت سالگی، حدود 250 هزارتا سیگار کشیدم

47:16.360 --> 47:19.039
‫قبلاً ذات‌الریه داشتم پس ریه هام آسیب دیدن

47:19.119 --> 47:21.880
... ‫-اگه کرونا بگیرم
.‫-آره، زیاد امیدی بهت نیست

47:33.103 --> 47:44.099
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
