1
00:00:05,045 --> 00:00:10,142
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,189 --> 00:00:15,134
.‫هشدار: کلمات رکیک بدون سانسور، ترجمه شده‌اند

3
00:00:24,912 --> 00:00:33,312
‫اگه 30 یا 40 سال قبل که برای اولین بار رانندگی رو
... ‫شروع کرده بودم، بعد از 5 مایل رانندگی توی همین مسیر

4
00:00:33,960 --> 00:00:37,439
.‫دیگه نمیتونستم جلوم رو ببینم

5
00:00:37,560 --> 00:00:43,520
‫شیشه جلوی ماشینم، پر می‌شد از جسد حشره‌های مرده

6
00:00:44,880 --> 00:00:46,280
‫ولی الان نگاش کنین

7
00:00:48,560 --> 00:00:49,759
.‫هیچی نیست

8
00:00:49,840 --> 00:00:52,679
!‫جلوی زیردریایی بیشتر از جلوی ماشین من، حشره هست

9
00:00:55,119 --> 00:00:57,960
‫حقیقت اینکه در طول 30 سال

10
00:00:58,039 --> 00:01:03,119
‫تعداد حشرات 25درصد کم شده
.‫و هنوز هم داره کاهش پیدا میکنه

11
00:01:03,200 --> 00:01:07,120
.‫داریم به سمت منقرض کردن حشره‌ها قدم برمیداریم

12
00:01:07,799 --> 00:01:11,560
‫میتونین گرمایش زمین یا پلاستیک
‫توی اقیانوس‌ها رو بیخیال بشین

13
00:01:11,640 --> 00:01:16,680
،‫چون که اگه حشره‌ها نباشن
.‫کل زندگی روی کره زمین به پایان میرسه

14
00:01:17,280 --> 00:01:18,680
.‫همه چیز

15
00:01:18,760 --> 00:01:19,879
... ‫و این، منم که دارم این حرف رو می‌زنم

16
00:01:19,920 --> 00:01:24,560
‫یه طرفدار محیط زیست با زیربغل‌های پشمالو تو
.‫تظاهرات نیست که داره این حرف رو میزنه بلکه منم

17
00:01:25,760 --> 00:01:28,000
‫متاسفانه، کشاورزی از دیدگاه خیلی‌ها

18
00:01:28,079 --> 00:01:31,400
.‫یکی از اصلی‌ترین دلایل کاهش حشرات هستش

19
00:01:32,439 --> 00:01:37,359
‫مشکل اینکه هر چقدر که تجهیزات
‫کشاورزی بزرگ‌تر و پربازده‌تر شدند

20
00:01:37,439 --> 00:01:40,840
‫زمین‌ها هم باید بزرگ‌تر و پربازده‌تر بشن

21
00:01:40,920 --> 00:01:43,000
‫که به این معنیه که از زمان جنگ

22
00:01:43,079 --> 00:01:48,759
.‫بریتانیا 140 هزار مایل از پرچین هاش رو از دست داده

23
00:01:48,840 --> 00:01:52,039
.‫40 درصد از زمین‌های جنگلی قدیمیش رو از دست داده

24
00:01:52,120 --> 00:01:57,759
‫97 درصد از علفزار گل‌های وحشی‌اش رو از دست داده

25
00:01:57,840 --> 00:02:01,599
.‫هر جایی که حشره‌ها دوست دارن زندگی کنن، داره محو و نابود میشه

26
00:02:02,640 --> 00:02:06,319
.‫و من تصمیم گرفتم که در این مورد، یه کاری بکنم

27
00:02:09,719 --> 00:02:12,879
‫نقشه‌ام اینکه پرچین‌هام

28
00:02:12,960 --> 00:02:18,039
... ‫ دره‌هام، بیشه‌هام و جویبار هام رو

29
00:02:18,120 --> 00:02:21,319
.‫ به محلی برای جذب بیشتر این خزندگان چندش تبدیل بکنم

30
00:02:22,560 --> 00:02:27,280
‫اساساً میخوام که قسمت‌های زیادی
‫از مزرعه رو به حال خودش رها کنم

31
00:02:27,360 --> 00:02:30,159
.‫و بزارم کنترل امور بر عهده مادر طبیعت باشه

32
00:02:30,280 --> 00:02:32,400
.‫یه پروسه است که بهش میگن تجدید حیات‌وحش

33
00:02:33,079 --> 00:02:37,039
‫و میخوام از یه جای نسبتاً مردابی و پژمرده کارمو شروع کنم

34
00:02:37,120 --> 00:02:42,039
‫که پایین دره واقع شده و میخوام
.‫که در نهایت شبیه این عکس بشه

35
00:02:43,759 --> 00:02:47,159
... ‫شاید وجود لک لک‌ها یکم بلندپروازی باشه ولی بقیه چیزها

36
00:02:47,680 --> 00:02:49,479
.‫هدف من همینه

37
00:02:58,560 --> 00:03:02,560
‫واصحه که قبل از اینکه کارم رو روی زمین‌های باتلاقی شروع کنم

38
00:03:02,639 --> 00:03:05,280
.‫قوانین دولتی وجود دارن که باید رعایتشون کنم

39
00:03:05,360 --> 00:03:09,159
.‫پس مجبور شدم که تیمی از بازرس‌ها رو استخدام کنم

40
00:03:10,000 --> 00:03:15,159
‫شما دوتا شاخص تناسب زیستگاه رو محاسبه کنین
.‫منم این دور و اطراف می‌گردم

41
00:03:16,319 --> 00:03:19,639
‫این متخصص‌ها میخواستن مطمئن بشن

42
00:03:19,719 --> 00:03:24,199
‫که نقشه من، به موجودات زنده ای که
.‫الان اونجا زندگی میکردن، آسیبی نمیزنه

43
00:03:24,280 --> 00:03:28,120
‫بیشترش، مراتع ناصافه. یه جای عالی
‫برای زندگی سمندرک عه، اینطور نیست؟

44
00:03:28,199 --> 00:03:32,120
‫و بعد از اینکه مدتی رو سپری کردن و تحقیقات اولیه رو انجام دادن

45
00:03:32,199 --> 00:03:35,680
.‫رفتم ببینم چندتا مورد نگران کننده پیدا کردن

46
00:03:36,840 --> 00:03:37,920
... ‫اوه

47
00:03:38,319 --> 00:03:40,639
.‫-عصر بخیر، جرمی
‫-سلام. چطورین؟

48
00:03:40,719 --> 00:03:45,079
‫-خوبم. تو چطوری؟
... ‫-ام ... خب ... خب

49
00:03:45,159 --> 00:03:48,400
‫اون پرچم‌های قرمز دارن میرن سمت تالاب

50
00:03:48,479 --> 00:03:49,680
.‫درسته، اره

51
00:03:50,439 --> 00:03:52,719
‫ولی پرچم‌های قرمز، جایی رو نشون
‫میدن که نمیتونیم چیزی روش بسازیم

52
00:03:52,800 --> 00:03:55,719
‫متاسفانه، حین برآورد هامون

53
00:03:55,800 --> 00:03:58,719
.‫نشانه‌هایی از وجود بالقوه یک پستاندار پیدا کردیم

54
00:03:59,360 --> 00:04:00,560
‫-سگ؟
.‫-نه

55
00:04:00,639 --> 00:04:03,439
.‫احتمالش هست که یه ول‌آب‌دوست باشه
.‫ول‌آب‌دوست: یه حیوون شبیه موشه

56
00:04:04,599 --> 00:04:07,319
.‫-خیلی بعیده که ول‌آب‌دوست باشه
.‫-جالبه

57
00:04:07,400 --> 00:04:09,560
‫20 سال قبل، جمعیتشون 8 میلیون بود

58
00:04:09,639 --> 00:04:12,639
‫و الان جمعیتشون 220 هزارتاست و
.‫بیشترشون توی گلاسگو زندگی میکنن

59
00:04:12,719 --> 00:04:15,639
.‫و اشاره شده که توی کاتس ولدز هم زندگی میکنن

60
00:04:15,719 --> 00:04:16,959
‫-واقعاً؟
.‫-آره

61
00:04:17,040 --> 00:04:20,519
‫بیا این پایین، به این نگاه کن. این مدفوع‌ها رو می‌بینی؟

62
00:04:21,240 --> 00:04:23,560
.‫و شبیه آبنبات تیک تاک ان

63
00:04:23,639 --> 00:04:26,319
‫-اونا مدفوع هستن؟
.‫-آره

64
00:04:26,360 --> 00:04:30,759
.‫الان احتمالش زیاده که اینا، مدفوع ول‌آب‌دوست باشن

65
00:04:30,800 --> 00:04:32,800
‫یه گونه تحت حفاظت شدید

66
00:04:32,879 --> 00:04:36,680
‫اگه بکشی‌شون، غیرمسئولانه
.‫داری جمعیتشون رو کاهش میدی

67
00:04:36,759 --> 00:04:40,079
.‫و تحت تعقیب قرار می‌گیری و احتمالاً میوفتی زندان

68
00:04:40,159 --> 00:04:42,240
‫چه مدت میوفتم زندان؟

69
00:04:42,360 --> 00:04:45,000
.‫حداقل شش ماه

70
00:04:45,079 --> 00:04:46,879
.‫احتمالاً 5 هزار پوند هم جریمه میشی

71
00:04:47,600 --> 00:04:50,680
‫پس چیزی که من پیشنهاد می‌کنم اینکه
.‫همه کارها، در همین مرحله متوقف بشه

72
00:04:50,759 --> 00:04:53,199
‫تا اینکه مشخص کنیم چه موجودی اینجاست

73
00:04:53,920 --> 00:04:59,519
‫چی میشه اگه با اون بیل مکانیکی گنده ام، کل اینجا رو حفر کنم

74
00:04:59,600 --> 00:05:02,879
‫ول‌آب‌دوست هم نمیفهمه و بعدش
‫این تیکه زمین رو می‌برم می‌زارم اونجا

75
00:05:02,920 --> 00:05:05,680
.‫-نه جرمی، نه، نه
‫-چرا نه؟ چرا نمیشه این کارو کرد؟

76
00:05:05,759 --> 00:05:08,519
... ‫-اگه کل ناین ناحیه رو
.‫-جرمی، میوفتی زندان

77
00:05:08,600 --> 00:05:10,800
.‫-من که باهاش مهربون بودم
.‫-نه، نه

78
00:05:10,920 --> 00:05:12,480
‫می‌برمش یه زمین مرتفع‌تر

79
00:05:12,560 --> 00:05:15,680
.‫توصیه حرفه‌ای من اینکه اصلاً این کارو نکن

80
00:05:15,759 --> 00:05:18,199
‫برای اینکه مشخص بشه که واقعاً ول‌آب‌دوست یا نه

81
00:05:18,240 --> 00:05:20,319
.‫یه نقشه طرح کردم

82
00:05:20,360 --> 00:05:22,720
.‫-چندتا دوربین تله‌ای داریم
.‫-هممم

83
00:05:22,800 --> 00:05:24,920
‫میتونیم دوربین تله‌ای رو بزاریم اینجا

84
00:05:25,040 --> 00:05:27,639
.‫-آره، به امتحانش می ارزه
.‫-بعدش می‌فهمیم که چیه

85
00:05:27,720 --> 00:05:31,360
‫باید چند روزی این کارو انجام بدی
.‫تا از حرکات جونور مطمئن بشی

86
00:05:31,439 --> 00:05:34,720
.‫-نه میخوام ببینم که ول‌آب‌دوست هستش یا نه
.‫-آره، حق میگی، آره

87
00:05:36,480 --> 00:05:39,600
.‫فیلمبردار، دوربین‌ها رو کار گذاشت

88
00:05:41,680 --> 00:05:45,480
.‫و چند روز بعد، نتایج رو بررسی کردم

89
00:05:48,319 --> 00:05:49,519
.‫ول نیست

90
00:05:51,279 --> 00:05:52,480
.‫ول نیست

91
00:05:53,920 --> 00:05:56,480
.‫هیچی. هیچی نیست

92
00:05:57,120 --> 00:06:00,639
‫حیات وحش بیشتری توی یخچال پل مک کارتی دیدم

93
00:06:00,720 --> 00:06:02,560
‫آخه یه چیزی باید این حفره رو درست کرده باشه

94
00:06:02,639 --> 00:06:05,279
.‫بفرما، این درستش کرده
‫موشه؟

95
00:06:05,360 --> 00:06:09,759
.‫نه، دماغش نوک تیزه. موش شبگرده. ول‌آب‌دوست نیست

96
00:06:10,720 --> 00:06:14,040
‫درسته، به نظرم نتیجه ای که از این کلیپ می‌گیریم اینکه

97
00:06:14,120 --> 00:06:16,120
!‫دوباره برگشتیم سر کار

98
00:06:18,879 --> 00:06:23,720
.‫در نتیجه، کار مهم محیطی‌زیستیم بالاخره شروع میشه

99
00:06:31,399 --> 00:06:32,800
!‫عجب سرعتی

100
00:06:35,879 --> 00:06:38,399
.‫این تیکه خیلی شیب داره

101
00:06:39,079 --> 00:06:42,600
.‫آره، زیاد حال نمیده، درسته

102
00:06:45,600 --> 00:06:48,120
.‫یالا. اوه، اون یکی اصلاً نمیچرخه

103
00:06:48,199 --> 00:06:51,600
‫حرکت میکنه ... من به هیچی دست
.‫نمی‌زنم و خودش داره میره پایین

104
00:06:51,680 --> 00:06:53,120
.‫اوه، گوه توش

105
00:06:54,399 --> 00:06:57,040
.‫دارم لیز می‌خورم، دارم لیز می‌خورم
.‫گوه توش، گوه توش

106
00:07:05,199 --> 00:07:06,439
.‫موفق شدم

107
00:07:09,639 --> 00:07:14,000
‫این تیکه سرازیری رو یکم لیز خوردم و الان رسیدم پایینش

108
00:07:15,759 --> 00:07:18,879
.‫ببینید چه کارهای خوبی دارم برای محیط زیست می‌کنم

109
00:07:18,959 --> 00:07:21,000
... ‫در راه ساختن

110
00:07:21,079 --> 00:07:23,879
‫که خوشم میاد  به عنوان سوپرمارکت
.‫زیستی توصیفش کنم

111
00:07:23,959 --> 00:07:26,920
‫پر از انواع مختلف گونه‌های حیوانی و گیاهی

112
00:07:28,160 --> 00:07:29,959
... ‫وقتی در موقعیت قرار گرفتم

113
00:07:31,319 --> 00:07:33,360
.‫حفاری رو شروع ردم

114
00:07:35,840 --> 00:07:37,560
.‫میخوام کاملاً صاف اش کنم

115
00:07:37,639 --> 00:07:39,800
.‫قرار نیست که شبیه حوضچه اد شیرن باشه

116
00:07:39,879 --> 00:07:44,279
‫که فیروزه‌ای رنگه و تخته شیرجه
.‫و یه بوفه تو خود حوضچه داره

117
00:07:46,360 --> 00:07:49,240
!‫لامصب رو ببین، عجب ماشین گولاخی هستی

118
00:07:53,319 --> 00:07:57,600
.‫حدوداً 6 یا 7 فوت عمقشه و اون پایین، خاک رُس عه

119
00:07:57,680 --> 00:08:01,560
‫که بودنش، خوبه چون رس آب رو عبور
‫نمیده ولی چیزی که من دنبالشم، رس آبی عه

120
00:08:01,639 --> 00:08:04,199
‫که در عمق پایین‌تری قرار داره
‫چون که رس آبی، آب رو خیلی بهتر تو خودش نگه میداره

121
00:08:04,279 --> 00:08:06,079
.‫و لازمش دارم تا کناره‌ها رو باهاش صاف کنم

122
00:08:12,000 --> 00:08:13,720
.‫اوه، اره. اینو ببین

123
00:08:14,319 --> 00:08:16,839
.‫این همون رس آبی عه

124
00:08:17,759 --> 00:08:19,560
!‫این چیز ارزشمند رو ذخیره کن

125
00:08:22,319 --> 00:08:25,600
‫تا وقت ناهار، پیشرفت خوبی داشتم

126
00:08:26,199 --> 00:08:29,079
.‫درسته، فک کنم حدود 10 فوت عمق داشته باشه

127
00:08:30,600 --> 00:08:32,840
‫رفتم یه چیزی بخورم

128
00:08:32,919 --> 00:08:35,600
... ‫و متوجه نبودم که وقتی رفته بودم

129
00:08:37,120 --> 00:08:40,600
.‫قرار بود طبیعت منو سورپرایز کنه

130
00:08:47,080 --> 00:08:49,080
.‫پر از آب شده

131
00:08:51,879 --> 00:08:55,360
.‫آب خیلی زیادی عه. و فقط توی یک ساعت این اتفاق افتاده

132
00:08:57,320 --> 00:08:59,000
.‫گوه توش

133
00:08:59,080 --> 00:09:02,720
.‫قبل از اینکه کارم رو ادامه بدم، باید آب رو با پمپ تخلیه می‌کردم

134
00:09:04,960 --> 00:09:08,399
‫پس برای اینکه از بیل مکانیکی، حداکثر استفاده
‫رو بکنم چون واسه یک روز اجاره اش کرده بود

135
00:09:09,440 --> 00:09:11,279
.‫تصمیم گرفتم که یه حوضچه دیگه بسازم

136
00:09:13,120 --> 00:09:14,279
.‫درسته

137
00:09:14,360 --> 00:09:16,279
.‫بزارین بگم نقشه ام چیه

138
00:09:17,440 --> 00:09:20,519
.‫حدود 100 متر بالاتر، چندتا چشمه هست

139
00:09:21,519 --> 00:09:26,480
.‫چشمه‌ها، جریانی از اب رو بوجود آوردن
.‫میخوام که اینجا، جریان رو سد کنم

140
00:09:26,519 --> 00:09:31,120
‫و بعدش وقتی که آب پشت آب‌بند من بالا اومد

141
00:09:31,200 --> 00:09:34,039
.‫اینجا رو پر میکنه

142
00:09:35,519 --> 00:09:38,600
... ‫چون اگه سرعت جریان آب رو کم کنی، احتمال اینکه

143
00:09:38,639 --> 00:09:43,120
‫سمورها و حواصیل و حشرات
.‫بیان و توش زندگی بکنند، بیشتر میشه

144
00:09:44,639 --> 00:09:47,960
.‫پروژه جدیدم رو با شوق و ذوق شروع کردم

145
00:09:49,519 --> 00:09:51,279
.‫یالا. حفرش کن. ای دستگاه حفاری، حفرش کن

146
00:09:55,240 --> 00:09:57,519
.‫آره. خاک بالایی مرطوبه

147
00:09:59,320 --> 00:10:01,080
‫و وقتی لیسا سر رسید

148
00:10:01,159 --> 00:10:04,639
.‫احتمال می‌دادم که از دستاوردهای من، ذوق زده میشه

149
00:10:09,000 --> 00:10:11,759
‫ببخشید، جرمی این دیگه چیه؟
.‫میخوایم اون پایین حوضچه رو بسازیم

150
00:10:13,200 --> 00:10:16,000
‫-اینجا چه خبره؟
.‫نه، نه بیا و خودت ببین

151
00:10:16,080 --> 00:10:18,320
‫بهت نشون میدم. بهت نشون
.‫میدم چقدر کار زیرکانه ای هستش

152
00:10:18,399 --> 00:10:19,840
.‫محض رضای خدا

153
00:10:20,879 --> 00:10:23,039
.‫-اون تیکه از زمین، آب‌بنده
‫-چی؟

154
00:10:24,320 --> 00:10:27,080
‫ببخشیدها ولی حوضچه مون کجاست؟
.‫این چیزی نبود که در موردش بحث کرده بودیم

155
00:10:27,159 --> 00:10:30,879
‫حوضچه اون پایینه. همین الانش هم حوضچه شده ولی نباید  الان توش آب می‌بود

156
00:10:31,000 --> 00:10:33,485
‫پس نمیتونم روی اون یکی کار
.‫کنم پس روی این یکی کار می‌کنم

157
00:10:33,510 --> 00:10:36,320
.‫اصلاً نمی‌فهمم که اینا چه معنی داره
‫داری این بالا چه گوهی می‌خوری آخه؟

158
00:10:36,399 --> 00:10:38,840
... ‫-این
.‫-اینجا زمین هاش باتلاقیه

159
00:10:38,879 --> 00:10:43,639
‫آب سر ریز میشه این طرف و یه بخش
.‫باتلاقی هم اینطرف برای حشرات درست میکنه

160
00:10:47,159 --> 00:10:50,519
‫پشمام، جرمی. میخوای با این همه خاک چیکار کنی؟

161
00:10:51,039 --> 00:10:53,200
.‫هیچ جنبنده‌ای نمیاد اینجا زندگی بکنه

162
00:10:54,519 --> 00:10:58,639
‫خب، اسم فیلم 1917 رو شنیدی دیگه؟ میخواستن بدونن
.‫ این میشه که دنباله اون فیلم باشه یا نه

163
00:10:58,711 --> 00:11:00,487
‫اون خراب کاری پایینی واست بس نبود

164
00:11:00,512 --> 00:11:03,080
‫باید می اومدی اینجا هم یه خراب کاری دیگه درست می‌کردی؟

165
00:11:03,159 --> 00:11:05,600
‫سم مندس بهم زنگ زد
.‫گفت که میخواد فیلم 1918 رو درست کنه

166
00:11:05,679 --> 00:11:08,919
‫اون خراب کاری چه ایرادی داشت؟
‫چرا باید یه خراب کاری جدید هم درست می‌کردی؟

167
00:11:09,039 --> 00:11:11,639
‫چرا همیشه همه دارن سر من داد میزنن؟

168
00:11:11,711 --> 00:11:14,991
.‫صبح از خواب بیدار میشم، ملت سر من داد میزنن

169
00:11:15,080 --> 00:11:17,840
... ‫کیلب سر من داد میزنه، چارلی سر من داد میزنه

170
00:11:20,410 --> 00:11:23,931
.‫وقتی خانم غرغرو رفت، منم شروع کردم به ساخت آب‌بند

171
00:11:28,279 --> 00:11:30,480
.‫اینقدر سرده که مجبور شدم این کلاه رو بزارم

172
00:11:31,440 --> 00:11:36,080
.‫راستش این کلاه نیست، این اولین کلاه‌گیس آلتون جان عه

173
00:11:40,200 --> 00:11:41,679
... ‫اوکی، وضعیت اینطوریه که

174
00:11:41,759 --> 00:11:44,759
‫من ... نشتی‌ها این طرف رو گرفتم

175
00:11:44,840 --> 00:11:48,159
‫البته نه در حدی که یه فرمانده زیردریایی تایید بکنه

176
00:11:48,240 --> 00:11:50,595
.‫<i>کارت خوب بود، کلارکسون</i>
.‫ولی یکم جلوش گرفته شد

177
00:11:51,279 --> 00:11:53,879
.‫و این طرف سطح آب داره میاد بالا

178
00:11:55,080 --> 00:11:58,879
‫و این بدین معنی بود که میتونستم
.‫حوضچه دوم رو هم پر کنم

179
00:11:59,879 --> 00:12:01,080
!‫آره

180
00:12:02,000 --> 00:12:05,639
.‫ببین چطوری میره. آره

181
00:12:05,720 --> 00:12:09,000
... ‫این
.‫واقعاً پشمام ریخته که تونستم این کارو بکنم

182
00:12:09,080 --> 00:12:11,000
.‫خیلی راضی بودم

183
00:12:12,175 --> 00:12:15,279
‫وقتی هوا تاریک شد و
‫بارون شروع به باریدن کرد

184
00:12:15,360 --> 00:12:20,519
‫وسایل رو جمع و جور کردم و به سمت خونه راه افتادم
.‫تا برم و کنار شومینه بشینم و سوپ گرم بخورم

185
00:12:30,679 --> 00:12:31,759
.‫اوه، گوه توش

186
00:12:33,759 --> 00:12:37,200
.‫توی باتلاقی که خودم ساخته بودم، گیر افتادم

187
00:12:37,279 --> 00:12:39,759
‫اوم ... نمیتونم

188
00:12:40,360 --> 00:12:45,279
‫پس مجبور شدم به کیلیب بگم که بیخیال
.‫دوست‌دخترش بشه و بیاد بهم کمک کنه

189
00:12:45,759 --> 00:12:47,240
.‫گوه توش

190
00:12:48,360 --> 00:12:50,080
.‫چقد این پایین گِلی عه

191
00:12:51,639 --> 00:12:53,279
.‫همینه، تسمه‌ها رو از بینشون کن

192
00:12:54,840 --> 00:12:57,639
‫بزار تراختور رو صاف کنم و برم اونجا

193
00:12:57,720 --> 00:12:58,960
.‫و بعدش تو رو بکشم بیرون

194
00:13:00,840 --> 00:13:03,240
‫-حله؟
.‫-اوکی، آتیشش کن

195
00:13:10,120 --> 00:13:15,120
... ‫حتی با اینکه قدرت لامبورگینی و 10 تا چرخ متحرک داشتیم

196
00:13:15,200 --> 00:13:16,840
.‫قرار نبود که جایی بریم

197
00:13:17,440 --> 00:13:19,440
.‫یالا. یالا

198
00:13:21,720 --> 00:13:23,440
.‫اوه، نه

199
00:13:23,519 --> 00:13:27,519
‫پس کیلیب تصمیم گرفت که تسمه
.‫رو باز کنه و خودش رو نجات بده

200
00:13:30,399 --> 00:13:31,919
.‫بعداً می‌بینمت

201
00:13:32,320 --> 00:13:33,799
!‫که خیلی هم خوب پیش رفت

202
00:13:34,519 --> 00:13:36,399
.‫یالا، یالا

203
00:13:41,279 --> 00:13:42,443
.‫از دست این بارون کیری

204
00:13:45,519 --> 00:13:48,080
.‫این یه وضعیت کوس‌شعر به تمام معناست

205
00:13:48,799 --> 00:13:50,679
.‫همه چیز گیر کرده

206
00:13:50,759 --> 00:13:53,720
‫طبیعتاً، این وضعیت باعث شد که
!‫کیلیب از دست من خیلی راضی باشه

207
00:13:54,519 --> 00:13:56,919
... ‫ای احمق کیری. اگه اون چیز کیری رو گیر ننداخته بودی

208
00:13:57,000 --> 00:13:58,600
.‫لازم نبود که منم بیام این پایین

209
00:13:58,679 --> 00:14:01,840
.‫الان هم شاید با کله بخورم زمین
... ‫گوه توش

210
00:14:04,919 --> 00:14:06,240
‫صبح روز بعد

211
00:14:06,320 --> 00:14:09,279
‫کنار تراختور به گل نشسته ام، دوباره
.‫جمع شدیم و یه نقشه نجات داشتیم

212
00:14:10,440 --> 00:14:13,320
‫کیلب منو با تراختور خودش بیرون می‌کشید

213
00:14:13,399 --> 00:14:17,639
‫در حالی که کیلیب رو، تراختور برادرش می‌کشید

214
00:14:20,600 --> 00:14:22,840
‫خیلی خب، آروم آروم راه بیوفت

215
00:14:29,720 --> 00:14:33,120
.‫خیلی آروم، همینه. سفت نگه اش دار

216
00:14:33,200 --> 00:14:36,720
‫آره، من تا حالا رانندگی نکردم پس
.‫توصیه‌های ایمنی ات رو ادامه بده

217
00:14:38,759 --> 00:14:41,399
‫اوه، گوه توش. توی حالت چهار
.‫چرخ متحرک نیستم. اون منو میکشه

218
00:14:42,480 --> 00:14:45,279
.‫یالا، یالا. قدرت تراختور کلاس همینه. یالا

219
00:14:54,240 --> 00:14:55,759
... ‫این فقط

220
00:14:55,840 --> 00:15:00,120
‫یادتون باشه، داریم این کارها
.‫رو بخاطر محیط زیست انجام میدیم

221
00:15:02,159 --> 00:15:04,600
!‫-اوه، عجب قدرتی
.‫-اوه، آره

222
00:15:05,360 --> 00:15:09,159
‫فقط هزار گالن سوخت مصرف
.‫کردیم ولی الان داریم حرکت می‌کنیم

223
00:15:09,240 --> 00:15:10,720
.‫دیگه از اونجا اومدیم بیرون

224
00:15:20,679 --> 00:15:24,399
.‫فک کنم دیگه دارم با قدرت تراختور خودم بالا میرم

225
00:15:24,960 --> 00:15:26,480
.‫اوکی، وایسا، وایسا

226
00:15:28,480 --> 00:15:31,679
‫بعد از اینکه سوپاکت رو هم آزاد کردیم

227
00:15:32,151 --> 00:15:34,031
‫لیسا، دختری از شهر، سر رسید

228
00:15:34,120 --> 00:15:36,879
‫اونم با کادویی که کریسمس براش خریده بودم

229
00:15:38,519 --> 00:15:40,279
.‫-سلام
.‫-اینو قبلاً دیده بودی

230
00:15:40,360 --> 00:15:42,679
.‫-ندیده بودم، نه
. ‫-یه تراختور واقعیه ها

231
00:15:42,766 --> 00:15:43,926
!‫تراختور واقعی

232
00:15:44,000 --> 00:15:46,000
.‫آره، اون یکی التهاب تراختوری داره، خوب نیست

233
00:15:46,080 --> 00:15:47,360
.‫بفرما

234
00:15:47,440 --> 00:15:48,879
.‫خیلی ممنون
.‫-کارت خیلی خوب بود، کیرن هم همینطور

235
00:15:48,960 --> 00:15:49,960
.‫به سلامتی

236
00:15:50,039 --> 00:15:51,720
.‫کارت خوب بود، ازت ممنونم

237
00:15:51,799 --> 00:15:54,600
‫دیدن اینکه هر سه تاتون بالا
.‫می‌اومدین، خیلی شگفت انگیز بود

238
00:15:54,679 --> 00:15:57,200
... ‫راستش وقتی از تپه بالا می اومدیم، گفتم که

239
00:15:57,279 --> 00:16:00,791
!‫<i>دارم الان بهت میگم، اون تراختور کلاس، کیر کیلیب رو تا نصفه شق کرده</i>

240
00:16:03,480 --> 00:16:06,000
‫جشن مون بهم خورد

241
00:16:06,080 --> 00:16:11,559
.‫چون که چارلی خندون اومد و مثل همیشه خندون نبود

242
00:16:11,639 --> 00:16:14,559
‫-داریم اینجا چیکار می‌کنیم؟
‫-کجا؟

243
00:16:14,639 --> 00:16:19,360
‫خب، یکم دور و بر رو نگاه کردم و
... ‫اینجا یه خراب کاری درست کردیم

244
00:16:19,432 --> 00:16:21,871
‫اوه، نه فقط یکم جای لاستیک مونده، ردش نمی‌کنم

245
00:16:21,960 --> 00:16:23,840
.‫و هنوز گودالی که کندم رو درستش نکردم

246
00:16:23,919 --> 00:16:28,639
‫اون حفره واسه پمپ آب آبشخور گوسفندها بود

247
00:16:28,720 --> 00:16:31,360
.‫-آره، آره، اره
‫-و اینم هست

248
00:16:31,440 --> 00:16:33,960
.‫-آره
... ‫-قبول دارم که خراب‌کاری شده ولی میدونی که

249
00:16:34,039 --> 00:16:37,759
،‫وقتی داریم املت درست می‌کنیم
.‫باید چندتا تخم مرغ هم بشکنیم

250
00:16:37,840 --> 00:16:40,700
.‫انگار تخم مرغ‌ها افتادن رو زمین و تا اون بالا پخش شدن

251
00:16:40,725 --> 00:16:42,360
.‫-آره، اینطوره
.‫-اوکی

252
00:16:42,440 --> 00:16:45,559
.‫-خاک آسیب دیده
‫کدوم آسیب؟

253
00:16:45,639 --> 00:16:48,120
... ‫-خب، اوکی، این
..‫-یکم هوادهی اش کردم

254
00:16:48,200 --> 00:16:50,639
‫-هوادهیش نکردی، خاک رو فشرده کردی

255
00:16:50,720 --> 00:16:52,440
.‫و آب نمیتونه از اونجا خارج بشه

256
00:16:52,519 --> 00:16:54,840
‫بشکل نگران کننده ای داریم

257
00:16:54,919 --> 00:16:57,840
‫بعضی از مقررات  مربوط به تراکم خاک رو
... ‫زیرپا می‌زاریم، که میدونم

258
00:16:57,919 --> 00:17:01,600
‫ببخشید، یه بار دیگه بگو. مقررات تراکم خاک که دولت تعیین کرده؟

259
00:17:01,679 --> 00:17:03,600
... ‫اونا برگزیت رو دارن که نگرانش باشن و دارن

260
00:17:03,679 --> 00:17:08,039
‫بازرس میاد اینجا و ممکنه که 5 درصد از
‫میزان طرح پرداخت اولیه مون رو از دست بدیم

261
00:17:08,119 --> 00:17:10,279
‫که یارانه ای هست که از دولت دریافت می‌کنی

262
00:17:10,319 --> 00:17:14,799
... ‫-این پروژه تجدید حات‌وحش منه
... ‫-این تجدید حیات‌وحش نیست. این آسیب زدنه

263
00:17:14,880 --> 00:17:16,759
.‫میدونی، باید این کارو متوقف کنی

264
00:17:18,279 --> 00:17:20,920
... ‫امیدوار بودم که دیگه سرکوفت نشنوم

265
00:17:21,000 --> 00:17:24,519
.‫ولی بعدش، چارلی رفت تا حوضچه‌های جدیدم رو ببینه

266
00:17:24,559 --> 00:17:26,079
.‫دوباره، اینجا، نگا کن

267
00:17:26,160 --> 00:17:28,720
.‫میدونی، همه اینا آسیب زدن به خاک محسوب میشه

268
00:17:28,799 --> 00:17:31,720
‫ولی آخه چطوری میتونی یه بولدوزر رو
‫بدون آسیب زدن به خاک، ببری اون پایین؟

269
00:17:31,799 --> 00:17:34,160
‫میتونی وقتی این کارو بکنی که خاک اینقد مرطوب نباشه؟

270
00:17:34,240 --> 00:17:37,680
... ‫خب، کی؟ آخه کی
... ‫ببخشید چارلی، راستش آخه

271
00:17:37,759 --> 00:17:39,319
... ‫آره، نه، نه. ولی

272
00:17:39,440 --> 00:17:42,960
.‫تقریباً از ماه سپتامبر تا حالا، هر روز بارون باریده

273
00:17:43,039 --> 00:17:45,160
.‫-خودت اینو میدونی، هر روز
.‫-میدونم، میدونم

274
00:17:45,240 --> 00:17:49,440
‫اومدن به زمین‌های خیس و مرطوب با تجهیزات
.‫سنگین، یه خراب‌کاری بزرگ درست میکنه

275
00:17:49,519 --> 00:17:53,440
.‫ولی اینو تصور کن. بیا این پایین و از قوه تخیلت استفاده کن

276
00:17:53,519 --> 00:17:56,079
.‫چیزی که الان می‌بینی، فقط رودخونه سام عه

277
00:17:56,160 --> 00:17:58,000
‫-آره؟
.‫-آره، نه، نه، میتونم ببینمش

278
00:17:58,079 --> 00:18:01,880
:‫ولی الان چشماتو ببند و تصور کن
‫یه مرغ ماهی‌خوار روی اون شاخه

279
00:18:01,960 --> 00:18:05,880
.‫یه خانواده از سمورها که دارن اینجا جست و خیز میکنن

280
00:18:05,960 --> 00:18:11,440
،‫اون پایین، شاید یه حواصیل
.‫منتظر یه تیکه غذای خوشمزه است

281
00:18:11,880 --> 00:18:14,160
.‫همه اینجا ساحل، علف و گل وحشی هستش

282
00:18:14,240 --> 00:18:18,759
‫طرفدارهای محیط زیست واسه اینجور
‫چیزا، کیرشون رو در میارن، مگه نه؟

283
00:18:18,799 --> 00:18:21,559
... ‫ببین، این عالیه ولی کاری که تو کردی

284
00:18:21,640 --> 00:18:24,759
.‫کارهات در نهایت باعث میشه که پول پرداختی بهت کم بشه

285
00:18:24,799 --> 00:18:28,920
‫و این کاهش، میتونه 10 تا 15 هزار
‫پوند باشه و فقط واسه این تیکه زمین نیست

286
00:18:29,000 --> 00:18:32,799
.‫-تا اون زمین‌های دور هم میره
.‫-آگه این اتفاق بیوفته، خیلی ناراحت میشم

287
00:18:32,920 --> 00:18:36,200
.‫-دارم این کارو بخاطر محیط زیست انجام میدم
.‫-درسته

288
00:18:36,279 --> 00:18:40,240
‫اجازه نمیدم که یکی با کمترین سطح
:‫دانش از زیست شناسی، بیاد و بهم بگه

289
00:18:40,319 --> 00:18:43,160
.‫<i>اوه، تو زیست بوم رو خراب کردی</i>

290
00:18:43,240 --> 00:18:45,880
‫فقط چندتا کلونی مورچه خراب شده

291
00:18:47,400 --> 00:18:50,079
.‫ولی حقیقت این بود که یه خراب‌کاری بزرگ درست کرده بودم

292
00:18:50,160 --> 00:18:52,480
‫پس تنها یه کار می‌شد کرد

293
00:18:54,559 --> 00:18:57,160
.‫کیلیب رو بیارم تا همه چیز رو مرتب کنه

294
00:18:59,920 --> 00:19:01,000
.‫خدای من

295
00:19:01,960 --> 00:19:07,640
‫بعد، وقتش بود که یکم کارهای محیط زیستی بیشتری توی بیشه انجام بدم

296
00:19:23,079 --> 00:19:27,240
‫شاید این کار مثل خرابکاری بی حدو‌حصر
.‫به نظر برسه ولی راستش اینطور نیست

297
00:19:28,319 --> 00:19:32,000
‫ماشین رو می‌بری کنار درخت، بهش میگی که درخت از چه نوعیه

298
00:19:33,240 --> 00:19:36,039
‫پایین درخت رو میگیره، قطرش رو اندازه گیری میکنه

299
00:19:36,079 --> 00:19:38,920
:‫و بعد دستگاه با خودش میگه
  ... ‫<i>اگه قطر درخت اینقدره</i>

300
00:19:39,000 --> 00:19:41,519
... ‫<i>پس به احتمال زیاد، ارتفاعش هم اینقدره</i>

301
00:19:41,559 --> 00:19:44,160
‫پس میتونه محاسبه کنه که  هر کنده
.‫درخت باید چه اندازه‌ای داشته باشن

302
00:19:53,319 --> 00:19:59,079
‫یک ماشین با چند بخش، هشت چرخ متحرک که
.‫میتونه کار محاسباتی انجام بده و نیم میلیون پوند قیمتشه

303
00:20:03,519 --> 00:20:07,160
‫و وقتی کار ماشین تا شب تموم شد

304
00:20:07,240 --> 00:20:09,920
.‫نتایج واقعاً باشکوهی بدست اومده بود

305
00:20:10,640 --> 00:20:13,640
.‫این، یک نقشه از بیشه است

306
00:20:13,720 --> 00:20:17,880
‫درخت‌های این بخش رو بریدن. فقط یک هشتم کل این قسمت رو

307
00:20:17,960 --> 00:20:19,799
‫و اون، کنده‌های درختیه که از این یه تیکه زمین حاصل شده

308
00:20:46,079 --> 00:20:49,279
‫نیازی به گفتن نداره که این کار توی
‫شبکه‌های مجازی با واکنش منفی روبرو شده

309
00:20:49,319 --> 00:20:51,759
‫یه عکس از اون ماشین بزرگ تو اینستاگرام فرستادم

310
00:20:51,791 --> 00:20:54,712
‫همونی که اون خرابکاری‌های بی حد و حصر رو انجام می‌داد

311
00:20:54,799 --> 00:20:58,799
‫ملت بهم پیام دادن و منو متهم میکنن که ادم دو رویی هستم

312
00:20:58,880 --> 00:21:01,079
‫<i>چرا داری جنگل زدایی می‌کنی؟</i>

313
00:21:01,200 --> 00:21:04,680
‫<i>جرمی، چرا آخه همیشه داری چیزهای سبز رو نابود می‌کنی؟</i>

314
00:21:06,440 --> 00:21:12,240
.‫بیاین بریم توی بیشه تا خودتون ببینید که این آدم‌ها، چقدر احمق هستن

315
00:21:17,640 --> 00:21:21,920
.‫این، همون تیکه از جنگله که اون درخت‌ها رو ازش بدست آوردم

316
00:21:22,000 --> 00:21:25,319
‫200 تن الوار از اینجا بدست آوردم

317
00:21:26,240 --> 00:21:27,319
‫اصلاً چیزی معلوم نیست

318
00:21:27,400 --> 00:21:30,759
.‫دقیقاً شبیه موقعیه که درخت‌ها هنوز قطع نشدن

319
00:21:31,680 --> 00:21:33,559
.‫تقریباً هیچ تغییری نکرده

320
00:21:34,160 --> 00:21:36,279
.‫اگرچه طبیعت متوجه این تغییر میشه

321
00:21:36,319 --> 00:21:40,240
... ‫برای مثال، با حذف درخت از اینجا و اینجا و اینجا

322
00:21:40,319 --> 00:21:43,880
‫معنیش اینکه نور خورشید بیشتری به کف جنگل میرسه

323
00:21:43,960 --> 00:21:48,200
‫میتونین نور خورشید رو همه جا ببینید
.‫و این باعث تحریک رشد گیاهان میشه

324
00:21:48,279 --> 00:21:51,960
.‫درخت‌های جوون تر، گل‌ها، گل استکانی آبی رنگ؛ البته امیدوارم

325
00:21:52,039 --> 00:21:57,440
‫و این برای سوسک‌ها، پرنده‌ها و
.‫زنبورها خوبه. برای همه چیز خوبه

326
00:22:00,720 --> 00:22:02,119
‫از اونجایی که خیلی عاشق دیدن پرنده‌ها بودم

327
00:22:02,200 --> 00:22:05,640
‫خیلی مشتاق بودم که یه
.‫کاری برای پرنده‌ها انجام بدم

328
00:22:05,720 --> 00:22:10,359
.‫پس از متخصص حیات‌وحش، روی دنیس، راهنمایی خواستم

329
00:22:11,319 --> 00:22:13,559
‫میتونم دوتا چیز بگم، روی؟

330
00:22:13,640 --> 00:22:15,640
‫اولاً، فک می‌کردم ران دنیس داره میاد

331
00:22:15,720 --> 00:22:17,960
‫و اون یه آدم کلاً متفاوتیه

332
00:22:18,039 --> 00:22:21,119
.‫و دوماً خیلی به اون دوربین‌ات حسودیم میشه

333
00:22:21,200 --> 00:22:22,519
.‫یکی عین اونو دارم

334
00:22:22,599 --> 00:22:25,640
.‫اونا توی یه پورشه توی ایستگاه پلیس توی آرژانتین هستن

335
00:22:26,160 --> 00:22:30,559
‫باعث خوشحالیم بود که روی از چیزهایی
‫که تو مزرعه‌ام داشتم، شگفت زده شده بود

336
00:22:31,799 --> 00:22:34,960
.‫-این خیلی خیلی خوبه
‫-واقعاً؟

337
00:22:35,039 --> 00:22:37,640
‫وقتی در امتداد همچین پرچینی نگاه می‌کنی

338
00:22:37,720 --> 00:22:41,640
.‫عجب غذای بی نظیری برای حیات‌وحش محسوب میشه

339
00:22:41,727 --> 00:22:44,407
‫تمشک جنگلی یه غذای عالی برای چکاوک عه

340
00:22:44,480 --> 00:22:47,279
‫تا چربی بدن اونا رو برای مهاجرت به آفریقا، تامین بکنه

341
00:22:47,359 --> 00:22:52,160
‫هاوبری هم برای باسترک دشتی و
.‫سرخ‌بال‌ها آماده است. واقعاً خیلی خوبه

342
00:22:55,359 --> 00:22:58,319
‫-اونا چی ان؟
.‫-اونا سهره طلایی ان. آره

343
00:22:58,400 --> 00:23:02,319
‫یه گله کوچیک ان، دیدیشون؟
.‫روی گل‌گندم‌ها فرود اومدن

344
00:23:02,400 --> 00:23:04,400
.‫-میتونی اونجا ببینیشون
... ‫-اونا

345
00:23:04,480 --> 00:23:07,240
‫-اون یه گله از سهره طلایی بود؟
.‫آره، پنج تا بودن، فک کنم

346
00:23:07,319 --> 00:23:09,799
‫می‌بینی از بالای اون گل‌ها دارن غذا میخورن؟

347
00:23:09,880 --> 00:23:12,839
.‫-فک کنم یه خانواده کوچیک هستن
‫-واقعاً؟

348
00:23:13,839 --> 00:23:15,640
.‫آره، یدونه خوشگلش اونجا هست

349
00:23:16,240 --> 00:23:18,359
.‫این منو خیلی خوشحال میکنه

350
00:23:22,720 --> 00:23:27,240
‫با این حال، یه پرنده‌ای بود که فک
.‫کردم میتونم کار بیشتری واسش انجام بدم

351
00:23:35,039 --> 00:23:38,119
.‫روی زمینه. روی زمینه

352
00:23:41,079 --> 00:23:45,920
.‫اوه، نگاش کن. اون یه جوجه است
.‫دم‌اش رو از دست داده و نمیتونه پرواز کنه

353
00:23:46,519 --> 00:23:48,799
‫اوکی، بریم عقب‌تر، باشه؟

354
00:23:48,880 --> 00:23:50,680
.‫چون نمیخوایم که مزاحمش بشیم

355
00:23:52,480 --> 00:23:55,559
.‫اونم مادرشه، اونجا، سمت مخالف جنگل

356
00:23:56,240 --> 00:23:57,720
‫برای اینکه جغدهای بیشتری جذب کنم

357
00:23:57,799 --> 00:24:02,240
‫تصمیم گرفتم که توی کل مزرعه، جعبه مخصوص جغد بزارم

358
00:24:02,319 --> 00:24:03,920
.‫تا بتونن توش زندگی بکنن

359
00:24:14,039 --> 00:24:15,240
.‫بی نقصه

360
00:24:16,319 --> 00:24:17,400
.‫آره

361
00:24:24,519 --> 00:24:25,599
.‫بی نقصه

362
00:24:30,160 --> 00:24:31,240
.‫خیلی خب

363
00:24:39,440 --> 00:24:40,440
... ‫اوه محض

364
00:24:43,000 --> 00:24:44,680
‫وقتی همه جعبه‌ها جور شدند

365
00:24:44,759 --> 00:24:49,489
‫چندتا تیر چوبی که مال شرکت برق بود
‫و کنار جاده افتاده بود رو تصاحب کردم

366
00:24:50,799 --> 00:24:53,960
.‫و عملیات جغد به جریان افتاد

367
00:24:56,359 --> 00:24:58,559
.‫اوه! خدای من

368
00:25:00,440 --> 00:25:04,960
.‫وقتی به محل موردنظرم رسیدم، کیلیب هم اومده بود تا کمک کنه

369
00:25:06,319 --> 00:25:08,240
‫میخوای نزدیک پرچین باشه یا نه؟

370
00:25:08,319 --> 00:25:10,039
.‫خب، آره، اینجا

371
00:25:10,640 --> 00:25:14,160
‫کیلیب حفره رو می‌کند و من
.‫فهرست کنترل رو بررسی می‌کردم

372
00:25:14,680 --> 00:25:20,279
‫سیمان، طناب، دریل برقی و چندتا
.‫جعبه برای جغدها که خودم ساختم

373
00:25:20,920 --> 00:25:24,319
(‫اینا رو اصلاً از آمازون سفارش ندادم ها؛

374
00:25:25,359 --> 00:25:27,720
‫-عمقش کافیه؟
.‫-آره کافیه

375
00:25:28,319 --> 00:25:30,079
... ‫-درسته، نقشه ام اینه
.‫-آره

376
00:25:30,160 --> 00:25:34,400
.‫اینو به طرف جلو میرونم تا اون انتهاش، بالای حفره‌ات قرار بگیره

377
00:25:34,799 --> 00:25:37,240
‫و از بالا بهش طناب می‌بندیم

378
00:25:37,319 --> 00:25:40,279
‫و طناب رو وصل می‌کنیم به عقب
.‫سوپرکت و عمود می‌کشیمش بالا

379
00:25:40,359 --> 00:25:42,799
.‫-دیوونه ای
‫-خب، تو چیکار می‌کنی؟

380
00:25:42,880 --> 00:25:47,200
‫سوار لودر شو، برو اون سمت تیر برق، اینقدر بکشش تا بره توی حفره

381
00:25:47,279 --> 00:25:50,079
‫تسمه ای که عقب سوپرکت گذاشتم رو بیار

382
00:25:50,160 --> 00:25:52,400
.‫و بعد عقب عقب بیا و قائم اش کن

383
00:25:52,480 --> 00:25:56,599
‫ولی بازم فک می‌کنم که لازمه طناب رو بالاش گره بزنی

384
00:25:56,624 --> 00:25:58,150
... ‫و با سوپرکت مهارش کنی

385
00:25:58,175 --> 00:26:00,720
‫این یه زاویه است که یه
... ‫شاخه فرعی هم زیرش هست

386
00:26:00,799 --> 00:26:03,000
... ‫-شروع میکنه به بالا
‫-اینجوری به سمت بالا میرونم

387
00:26:03,079 --> 00:26:06,279
‫نه، با یه زاویه بیا
‫مابین شاخه سمت تو توی این وضعیت

388
00:26:06,359 --> 00:26:09,240
.‫-مطمئن ام که نمیشه این کارو کرد
.‫-من میتونم این کارو بکنم

389
00:26:09,319 --> 00:26:12,680
... ‫اینجوری برونش، بیارش پایین دور اون، دور

390
00:26:13,400 --> 00:26:16,160
‫یادت نره که 9 متر از بازوی متحرک دستگاه رو در اختیار داری

391
00:26:16,240 --> 00:26:18,279
... ‫اگه الان یکم از بازو رو بیرون بدی

392
00:26:18,359 --> 00:26:22,160
‫همینه، ووه، ووه، دوباره همین
.‫کارو بکن. فک کنم این کار میکنه

393
00:26:22,240 --> 00:26:24,960
.‫-من که فک نمی‌کنم
.‫-اون طرف، اون طرف، اوه، نه، نه

394
00:26:25,039 --> 00:26:30,400
.‫اوه، نه، نه، نه. ای احمق اوسکل

395
00:26:30,480 --> 00:26:33,759
!‫تقصیر تو بود! بهت گفتم

396
00:26:34,680 --> 00:26:36,960
.‫زیادی جلو رفتی، بهت گفتم وایسا

397
00:26:37,039 --> 00:26:39,279
.‫-توی حفره لعنتی نرفته بود که
.‫-رفته بود

398
00:26:39,359 --> 00:26:42,400
.‫دوباره یه کپه خاک روش ریختی، نگاه کن

399
00:26:43,440 --> 00:26:45,599
‫-حصار داغون شد؟
.‫-آره

400
00:26:45,680 --> 00:26:48,559
.‫کیر توش. حصار رفت پی کارش

401
00:26:48,640 --> 00:26:51,319
‫خب، تو برو انجامش بده و منم
.‫این گوشه وایمیسم و این کارو می‌کنم

402
00:26:51,400 --> 00:26:53,480
.‫همون کاری که تو می‌کنی، مثل آندره پروین

403
00:26:53,559 --> 00:26:56,160
.‫نه، هر علامتی که با دستم می‌دادم، خوب و به جا بود

404
00:26:56,240 --> 00:26:58,000
... ‫ولی تو بهم نگاه نمی‌کردی

405
00:26:59,200 --> 00:27:02,799
.‫در نهایت، تونستیم که تیر چوبی رو بندازیم توی حفره

406
00:27:02,880 --> 00:27:04,519
.‫درسته، الان بهتر شد

407
00:27:05,480 --> 00:27:08,400
‫وقتی پی سیمانی قرار ریخته شد

408
00:27:08,480 --> 00:27:11,079
‫عقب وایسادیم تا دست سازه مون رو بررسی کنیم

409
00:27:11,160 --> 00:27:16,480
.‫اوه-هو-هوو، خیلی عالیه

410
00:27:16,559 --> 00:27:18,359
.‫اوه، نه، یه دیقه وایسا

411
00:27:21,640 --> 00:27:23,640
... ‫-رفیق
.‫-آره

412
00:27:23,720 --> 00:27:27,200
.‫-این اصلاً صاف نیست
.‫-آره نیستش

413
00:27:27,279 --> 00:27:32,759
.‫ولی یادمون رفت که جعبه جغد رو بالاش بزاریم

414
00:27:33,319 --> 00:27:34,519
.‫گوه توش

415
00:27:35,960 --> 00:27:38,079
‫اینجا هم خراب کاری کردم

416
00:27:38,160 --> 00:27:43,599
‫رفتم به زمین‌های باتلاقیم سر بزنم ... که اوضاع بدتر هم شده بود

417
00:27:44,839 --> 00:27:48,839
‫آب‌بند رو با این گل‌ها جلوی حوضچه ساختم

418
00:27:48,920 --> 00:27:51,119
:‫ولی خدا یه نگاه به تلاش‌های من کرده و گفته

419
00:27:51,200 --> 00:27:54,559
.‫<i>آره، ولی منم این حفره رو اینجا درستش کردم</i>
.‫میتونین چرخش آب رو ببنین، نگا کنین

420
00:27:54,640 --> 00:27:58,400
.‫<i>و همه آب از اونجا رد میشه و از زیر آب‌بند میره بیرون</i>

421
00:28:02,119 --> 00:28:05,680
.‫همون شب، خدا یه حرکت گای گیبسونی زد
.‫گای گیبسون: خلبانی بوده که سدهای آلمانی رو توی جنگ جهانی دوم، بمبارون کرده

422
00:28:07,319 --> 00:28:11,240
‫که بدین معنی بود که باید جغدها رو
.‫فراموش می‌کردم و یکم تعمیرات انجام می‌دادم

423
00:28:12,440 --> 00:28:14,559
.‫درسته، همونجا وایسا، عالیه

424
00:28:20,759 --> 00:28:21,880
.‫اوه، ممنون

425
00:28:21,960 --> 00:28:24,240
.‫-اوه، نه. اوه، نه
.‫-گرفتمش. گرفتمش

426
00:28:24,319 --> 00:28:26,000
.‫-اوه، نه. گرفتمش
.‫-اوه، نه

427
00:28:27,640 --> 00:28:31,880
.‫اوه، آره، بی نظیره

428
00:28:35,000 --> 00:28:38,400
‫وقتی کارهای آب‌بند تموم شد
‫می‌خواستم برگردم سراغ جعبه جغدها

429
00:28:38,480 --> 00:28:43,519
.‫ولی نمیتونستم برم چون که ویکتور، مرد اکراینی زنبور‌دار، از راه رسید

430
00:28:44,720 --> 00:28:46,640
.‫راستش این سایز تجاریه، آره

431
00:28:46,720 --> 00:28:49,519
‫و مهم‌ترین عملیات تجدید حیات‌وحش

432
00:28:49,599 --> 00:28:52,200
.‫داشت شروع می‌شد

433
00:28:52,920 --> 00:28:55,680
‫-اونا پر از کندو ان، مگه نه؟
.‫-آره

434
00:28:55,759 --> 00:28:57,359
.‫خیلی هوشمندانه است

435
00:28:57,440 --> 00:28:59,000
.‫نقشه، ساده بود

436
00:28:59,079 --> 00:29:04,720
،‫زنبورها عسل و پول برای فروشگاه محلی تولید میکردن
.‫البته وقتی که بالاخره فروشگاه دوباره باز می‌شد

437
00:29:04,799 --> 00:29:08,279
.‫و به گرده افشانی محصولات زراعیم هم کمک میکردن

438
00:29:08,359 --> 00:29:12,440
.‫واسه همین، 250 هزارتا زنبور خریده بودم

439
00:29:13,240 --> 00:29:14,640
‫

440
00:29:16,160 --> 00:29:19,160
.‫اینو ببین. مثل لباس فضانوردیه

441
00:29:19,799 --> 00:29:23,839
‫حین اینکه من لباس می‌پوشدم، ویکتور
.‫هم دستگاه دودساز رو آماده می‌کرد

442
00:29:23,920 --> 00:29:25,279
‫دود چیکار میکنه؟

443
00:29:25,359 --> 00:29:27,799
‫زنبورها هم مثل من و تو از آب و آتیش میترسن

444
00:29:27,880 --> 00:29:30,960
‫توی کندوها نمیتونم از آب استفاده
.‫کنم، پس استفاده از آتیش خیلی راحت تره

445
00:29:31,039 --> 00:29:33,279
.‫ولی آتیش نیست فقط دوده

446
00:29:33,359 --> 00:29:36,359
‫دود، اره. پس اونا میفهمن که دود داره میاد و میترسن

447
00:29:36,440 --> 00:29:39,119
‫کاری که میکنن اینکه برمیگردن توی کندو

448
00:29:39,200 --> 00:29:42,319
... ‫و شکمشون رو از عسل پر میکنن و به همین خاطر

449
00:29:42,400 --> 00:29:43,799
.‫کمتر حمله میکنن

450
00:29:43,880 --> 00:29:46,519
.‫پس انگار که بعد از یه ناهار گنده، خوابالود میشن

451
00:29:46,599 --> 00:29:49,680
‫-آره. میدونی این چیه حسیه، نه؟
.‫-آره

452
00:29:49,759 --> 00:29:53,920
‫-چند بار نیش می‌خوری؟
.‫-هر روز ده دفعه

453
00:29:54,000 --> 00:29:56,400
‫اوه، چی؟

454
00:29:56,480 --> 00:29:58,240
.‫ولی زنبور فقط میتونه یه بار بهت نیش بزنه

455
00:29:58,319 --> 00:30:01,400
.‫یکبار و بعدش نیش رو از شکمشون بیرون میارن، آره

456
00:30:01,480 --> 00:30:04,200
‫-میمیره؟
.‫-در نهایت، آره

457
00:30:04,279 --> 00:30:06,759
‫خب اگه یه زنبود نر، نیشت بزنه، میمیره

458
00:30:06,839 --> 00:30:10,480
‫و اگه زنبور نر سکس بکنه، کیرش از جا درمیاد. درسته؟

459
00:30:10,559 --> 00:30:11,480
.‫آره

460
00:30:11,559 --> 00:30:14,200
.‫این دیگه آزاردهنده است

461
00:30:15,279 --> 00:30:17,279
.‫اوه، گوش کن، میتونی صداشون رو بشنوی

462
00:30:19,599 --> 00:30:21,599
.‫زنبورها، به خونه جدیدتون خوش اومدین

463
00:30:22,119 --> 00:30:25,119
.‫-خوبه، خیلی خوبه
.‫-اوه، تو دستکش نپوشیدی

464
00:30:25,200 --> 00:30:26,559
.‫آره، مشکلی نیست

465
00:30:27,240 --> 00:30:29,720
.‫اوه، نگا کن، همین الان هم دارن عسل درست میکنن

466
00:30:29,799 --> 00:30:31,920
.‫آره، این عسله

467
00:30:32,000 --> 00:30:33,720
‫یه زنبور چقدر عمر میکنه؟

468
00:30:33,799 --> 00:30:35,640
.‫توی تابستون، حدود یک ماه

469
00:30:35,720 --> 00:30:37,279
.‫توی زمستون، شش ماه

470
00:30:37,359 --> 00:30:40,440
.‫ولی ملکه میتونه بیشتر عمر کنه، میتونه سه تا چهار سال عمر کنه

471
00:30:40,519 --> 00:30:42,079
‫اینجا هم ملکه هست؟

472
00:30:42,160 --> 00:30:44,359
.‫باید باشه، حداقل یدونه ملکه اینجا هست، آره

473
00:30:44,440 --> 00:30:47,000
‫خب چندتا تخم میزاره؟

474
00:30:47,079 --> 00:30:48,960
... ‫این موقع از سال، اون حدود

475
00:30:49,039 --> 00:30:50,920
.‫دو هزار تخم، روز و شب میزاره

476
00:30:51,000 --> 00:30:54,079
.‫-پشمام
.‫-آره، خیلی مولده

477
00:30:54,680 --> 00:30:56,920
‫ملت کندوی زنبور میدزدن؟

478
00:30:57,000 --> 00:31:00,160
.‫آره. دوستم سال پیش، چهل تا کندو از دست داد

479
00:31:00,240 --> 00:31:04,359
.‫یه ون مخصوص اسب، شبونه میاد و از یک سمت، چهل تا کندو برمیداره

480
00:31:04,440 --> 00:31:05,480
.‫اوکی

481
00:31:05,559 --> 00:31:09,599
.‫خدایا، نگاشون کن دارن میان بیرون. مثل فیلم ترسناک‌ها شده

482
00:31:10,559 --> 00:31:13,119
.‫آه! آو! نیشم زدن

483
00:31:13,200 --> 00:31:15,680
.‫آه، توی جورابت، وایسا، وایسا، وایسا

484
00:31:16,599 --> 00:31:20,240
.‫به نظرم بهتره که بری توی بوته‌ها، برو تو بیشه، برو تو بیشه

485
00:31:20,319 --> 00:31:21,279
‫چرا؟

486
00:31:21,359 --> 00:31:24,359
.‫چون اونا سم آزاد میکنن، بصورت گروهی حمله میکنن

487
00:31:24,440 --> 00:31:26,160
.‫به یک یک شون دود بزن

488
00:31:26,240 --> 00:31:28,680
‫-وقتی نیش خوردی
‫-آره

489
00:31:31,400 --> 00:31:32,279
.‫مشکلی واست پیش نمیاد

490
00:31:32,359 --> 00:31:36,440
.‫نه، قرار نیست که خوب باشم. قراره که پام قطع بشه

491
00:31:36,519 --> 00:31:38,039
.‫زنبورهای کیری

492
00:31:38,119 --> 00:31:41,680
.‫من هر روز دارم این کارو میکنم. مدام دارم درد می‌کشم

493
00:31:41,759 --> 00:31:44,880
‫همین که گولاخ اوکراینی روشو کرد اونور

494
00:31:44,960 --> 00:31:48,279
:‫میخوام روی زمین قلت بخورم و بگم
  !‫<i>منو نیش زدن</i>

495
00:31:51,160 --> 00:31:54,400
‫حالا که عملیات زنبور داره خودبخود جلو میره

496
00:31:54,480 --> 00:31:57,519
.‫باید دوباره آب‌بند رو تعمیر می‌کردم

497
00:31:58,079 --> 00:31:59,880
.‫خدایا، آب خیلی رو اعصابه

498
00:32:04,160 --> 00:32:06,559
... ‫الان باید چندتا سنگ بزرگ بیاریم

499
00:32:14,000 --> 00:32:17,599
.‫و با تموم شدن تعمیر آب‌بند، دوباره برگشتم سر عملیات جغد

500
00:32:18,640 --> 00:32:22,119
.‫که اینجا شانس بهم رو کرده

501
00:32:24,519 --> 00:32:27,799
‫بعد از خراب‌کاری که کیلیب درست رده بود

502
00:32:27,880 --> 00:32:29,160
.‫موفق باشی، دیو

503
00:32:29,231 --> 00:32:32,790
‫من این برادر رو پیدا کردم که تیر های‌مخابرات
‫رو برای مخابرات بریتانیا، کار میزاره

504
00:32:32,880 --> 00:32:37,920
‫و با مهربونی بهم پیشنهاد داد که سوراخ‌های
.‫ مورد نیازم رو برام درست میکنه

505
00:32:40,839 --> 00:32:45,240
‫معلوم شد که من اولین آدمی نبودم که توی
.‫این بخش از مزرعه، سوراخ حفر می‌کردم

506
00:32:46,400 --> 00:32:49,799
.‫اینجا شهر گورکن هاست، نگا کن

507
00:32:49,880 --> 00:32:52,359
.‫هر جا رو که نگا کنی، سوراخ می‌بینی

508
00:32:52,799 --> 00:32:54,000
.‫اینو نگاه کن

509
00:32:56,279 --> 00:32:58,000
.‫این یکی رو انگار همین الان کندن

510
00:32:58,079 --> 00:33:00,880
‫ببین چقدر خاک ازش ریخته بیرون

511
00:33:01,440 --> 00:33:06,880
‫دوباره، دوربین تله‌ای‌ها رو کار گذاشتیم و
.‫همون شب، این چیزی بود که توی فیلم‌ها دیدیم

512
00:33:10,319 --> 00:33:12,400
.‫از گورکن‌ها متنفرم

513
00:33:12,480 --> 00:33:16,279
‫صرف نظر اینکه هر چی خارپشت توی بریتانیا بوده رو خوردن

514
00:33:16,359 --> 00:33:18,200
.‫شبیه نوجوون ها هستن

515
00:33:18,279 --> 00:33:23,799
‫کل روز می خوابن، شب‌ها از
‫جاشون بلند میشن، مرض‌ها رو منتقل میکنن

516
00:33:23,880 --> 00:33:27,039
‫دیوارها رو خراب میکنن و وقتی که آفتاب درمیاد

517
00:33:27,119 --> 00:33:28,880
.‫دوباره برمیگردن میخوابن

518
00:33:30,359 --> 00:33:34,279
.‫اگرچه امروز، قرار نبود که اصلاً خواب به چشماشون بیاد

519
00:33:36,680 --> 00:33:37,759
.‫درسته

520
00:33:39,799 --> 00:33:41,279
.‫اوه، اینو ببین

521
00:33:44,480 --> 00:33:45,400
.‫اوه، آره

522
00:33:47,079 --> 00:33:48,599
‫آخرین باری که این کارو کردیم

523
00:33:48,680 --> 00:33:50,920
.‫داشتم با یه احمق کار می‌کردم و آخرش تیر کج شد

524
00:33:51,000 --> 00:33:52,960
‫-ولی این یکی صاف میشه دیگه؟
.‫-آره

525
00:33:54,319 --> 00:33:58,920
‫با تموم شدن کارو رفتن دیو، بی صبرانه
.‫منتظر بودم که اینو نشون کیلیب بدم

526
00:33:59,559 --> 00:34:01,720
‫اینو ببین. این چیزیه که من بهش می‌رسم

527
00:34:01,799 --> 00:34:04,160
‫وقتی که بقیه کاری به کارم نداشته
.‫باشن تا خودم این کار رو انجام بدم

528
00:34:04,240 --> 00:34:07,079
.‫-واسم سوال بود که کجا رفتی
.‫-خب، بفرما، نگاش کن

529
00:34:07,160 --> 00:34:08,920
.‫و اون بالا رو نگاه کن

530
00:34:09,000 --> 00:34:10,960
.‫-اوه، آره
‫-تیر چوبی‌ها رو بریدی؟

531
00:34:11,039 --> 00:34:15,360
‫آره. کوتاهشون کردم تا 21 فوت
.‫بشن. 5 فوت هم زیر زمین دفن شده

532
00:34:15,440 --> 00:34:18,760
.‫-واقعاً چطوری این کارو کردی؟ یالا راستشو بگو
‫-یه بیلچه برداشتم

533
00:34:18,840 --> 00:34:22,760
‫و بیلچه رو توی زمین چرخوندم و سوراخ
‫رو درست کردم. بعدش یه بالابر آوردم

534
00:34:22,840 --> 00:34:26,000
‫اوه، یه دیقه وایسا، وایسا. میتونی بوش رو بشنوی؟
.‫منظورش بوی دروغ جرمی عه

535
00:34:29,199 --> 00:34:34,079
‫تا اینجا نقشه‌ام برای برگردوندن حیات‌وحش
‫به بخش‌هایی از مزرعه، خیلی خوب پیش رفته

536
00:34:50,400 --> 00:34:52,880
.‫اگرچه همه کارها به نفع محیط زیست نبوده

537
00:34:56,639 --> 00:34:59,679
‫هنوز باید کشاورزی واقعی انجام داده می‌شد

538
00:35:00,840 --> 00:35:05,199
‫برای مثال، توی ماه فوریه، باید
.‫میدونستم که چندتا بره تو راه دارم

539
00:35:06,000 --> 00:35:08,159
.‫-دستتو بکن این زیر
.‫-آره

540
00:35:08,199 --> 00:35:10,280
‫-میتونی ستون فقراتش رو حس کنی؟
.‫-آره

541
00:35:10,360 --> 00:35:14,639
.‫پس توی محل سونوگرافی سیار گوسفندها، با الن و کوین قرار گذاشتم

542
00:35:17,440 --> 00:35:20,400
‫-اینا دستکش‌های رانندگیته؟
.‫-نه

543
00:35:20,480 --> 00:35:23,320
‫تا حالا ندیدم یه پرورش دهنده
.‫گوسفند همچین دستکش‌هایی بپوشه

544
00:35:23,400 --> 00:35:25,360
.‫یالا گوسفند، بفرما

545
00:35:25,440 --> 00:35:28,079
‫وقتی که با نافرمانی معمول گوسفندها کنار اومدیم

546
00:35:29,000 --> 00:35:30,159
!‫اوه

547
00:35:31,199 --> 00:35:32,679
.‫اوه، خدای من

548
00:35:32,800 --> 00:35:35,559
.‫تک تک این گوسفندا مثل اسبن

549
00:35:35,639 --> 00:35:39,039
.‫وقتش بود که ژل رو در بیایم و سونوگرافی رو شروع کنیم

550
00:35:40,599 --> 00:35:42,639
.‫ایناهاش، اینم بره

551
00:35:42,679 --> 00:35:45,199
‫میتونی دنده هاشو ببینی؟ گردنش رو؟

552
00:35:45,320 --> 00:35:48,320
‫تو هم مثل یکی از اون پرستارهای

553
00:35:48,400 --> 00:35:51,199
"‫یه جایی رو نشون میدن و میگن: <i>اوه، اینم شومبولشه!  </i>
 ‫و آدم با خودش میگه: <i>خب از کجا اینو میدونی آخه؟</i>

554
00:35:51,311 --> 00:35:55,150
‫-اون چیز سیاهه، ستون فقراتشه؟
.‫-نه اون ماسماسک دستگاهه که توی دست منه

555
00:35:55,280 --> 00:35:57,280
.‫اوه، درسته

556
00:35:57,360 --> 00:36:00,159
.‫یدونه بره، پس یدونه نقطه قرمز بهش میرسه

557
00:36:01,159 --> 00:36:03,639
‫یدونه بره داره، پس زیاد هم پرثمر نبوده

558
00:36:03,679 --> 00:36:05,639
.‫ولی یدونه از هیچی بهتره

559
00:36:07,079 --> 00:36:09,519
‫-این یکی چندتا داره؟
.‫-هیچی

560
00:36:09,599 --> 00:36:11,840
‫-هیچی؟
.‫-متاسفانه

561
00:36:11,920 --> 00:36:12,960
‫-هیچی؟

562
00:36:13,039 --> 00:36:15,519
.‫اگه گوشت گوسفندی خوب میخوای، همین گوسفند رو بردار

563
00:36:17,360 --> 00:36:20,639
.‫-خب این یکی دوتا داره
‫-دوتا؟ گوسفند خوب

564
00:36:21,840 --> 00:36:23,400
... ‫وقتی سونوگرافی تموم شد

565
00:36:23,800 --> 00:36:25,159
.‫همینه، تموم شد

566
00:36:25,199 --> 00:36:28,360
... ‫وقتش بود که تعداد بره‌ها رو جمع بزنیم

567
00:36:28,440 --> 00:36:31,159
‫خب از هر کدوم چندتا داریم، باب؟

568
00:36:31,280 --> 00:36:33,079
.‫-یدونه بدون بره
.‫-آره

569
00:36:33,159 --> 00:36:35,039
.‫-پونزده تا تک بره
.‫-آره

570
00:36:35,119 --> 00:36:37,679
.‫سه تاشون سه قلو دارن و بقیه دوقلو

571
00:36:37,800 --> 00:36:40,599
.‫-بره‌های زیادی گیرت اومده
.‫-اوه، خوبه

572
00:36:40,639 --> 00:36:44,480
.‫باب، خیلی ازت ممنونم که قاصد خبرهای خوش بودی

573
00:36:48,559 --> 00:36:51,960
... ‫در کنار سونوگرافی گوسفندها، یه اسباب بازی جدید

574
00:36:52,039 --> 00:36:56,559
‫برای دیوارساز و رئیس بخش امنیت، یعنی جرالد، پیدا کردم

575
00:36:57,679 --> 00:36:59,199
.‫-دستگاه حرکت سنج
.‫-آره

576
00:36:59,320 --> 00:37:02,039
... ‫اینو با کابل به یه چیزی وصل می‌کنی
‫همه بدون حرکت وایسن، باشه؟

577
00:37:03,000 --> 00:37:06,599
‫

578
00:37:21,079 --> 00:37:23,360
‫-آره، ولی من اونجا می‌خوابم
‫-اوه، باشه

579
00:37:23,440 --> 00:37:27,360
... ‫-هر روباه و گورکنی بیاد
‫-آره، ولی صداش دربیاد، میای بیرون دیگه؟

580
00:37:27,960 --> 00:37:30,760
‫الان اینطوری هستی، پس احتمالاً در مورد این زیاد بحث نکنی

581
00:37:40,280 --> 00:37:43,000
‫و البته هر موقع که آب و هوا اجازه می‌داد

582
00:37:43,079 --> 00:37:46,880
‫کیلیب و من با عجله می‌رفتیم تا
.‫زمین‌های زراعی رو با تراختور اماده کنیم

583
00:37:57,400 --> 00:38:01,639
... ‫ امسال زمین‌ها نه تنها با جو، گندم و کلزا پر می‌شد

584
00:38:03,960 --> 00:38:08,039
‫چون که این گیاه‌ها هم بخشی از پروژه
.‫من در بازگردوندن حیات‌وحش بودند

585
00:38:15,519 --> 00:38:17,000
‫تقریباً در این برهه از سال

586
00:38:17,079 --> 00:38:20,199
‫همه حشرات و عنکبوت‌ها که کل زمستون رو

587
00:38:20,320 --> 00:38:23,639
‫در کنار زمین‌ها و در حاشیه علف‌ها زندگی میکردن

588
00:38:23,679 --> 00:38:26,000
.‫دوباره برمیگردن توی زمین‌ها

589
00:38:26,079 --> 00:38:30,320
‫تا همه اون حشراتی رو بخورن که
.‫دارن محصولات زراعی منو نابود میکنن

590
00:38:31,000 --> 00:38:34,960
.‫از این عنکبوت‌ها و حشرات خوشم میاد. اونا رفیق‌های منن

591
00:38:36,079 --> 00:38:40,400
... ‫مشکل اینکه اینجا یه زمین خیلی بزرگه، اینقدر بزرگه که

592
00:38:40,480 --> 00:38:45,400
.‫پنج تا شش هفته طول میکشه تا عنکبوت‌ها ازش رد بشن

593
00:38:46,159 --> 00:38:48,159
!‫پس یه نقشه ریختم

594
00:38:52,159 --> 00:38:55,280
‫کاری که می‌کنم اینکه بخشی از
‫محصولات زراعیم رو فدا می‌کنم

595
00:38:55,360 --> 00:38:58,599
‫تا اَبَربزرگراه هایی بسازم که به حشرات اجازه میده

596
00:38:58,639 --> 00:39:01,880
.‫سریع‌تر به وسط زمین زراعی برسن

597
00:39:05,760 --> 00:39:08,199
‫وقتی کیلیب، بزرگراه رو درست کرد

598
00:39:08,320 --> 00:39:11,920
‫بعدش باید یکم دونه رو با دست
.‫خودمون، اونجا پخش می‌کردیم

599
00:39:15,280 --> 00:39:18,920
.‫-معلوم شد که من توی این کار، خیلی حرفه ایم
.‫-در این مورد چیزی نمیدونم

600
00:39:19,639 --> 00:39:24,000
‫خب، آخرین سود از این تیکه
‫زمین که اندازه اش سه چهارم یک جریب میشه

601
00:39:24,079 --> 00:39:27,400
.‫-آره
‫-حدود 350 پوند می‌شد

602
00:39:27,480 --> 00:39:29,079
.‫آره، در همین حدود، آره

603
00:39:29,159 --> 00:39:32,400
‫خب، با عقل من که جور درنمیاد

604
00:39:32,480 --> 00:39:35,079
‫آره، ولی یجورایی با عقل جور درمیاد
:‫چون که طرفدارهای محیط زیست میگن که

605
00:39:35,159 --> 00:39:36,920
!‫<i>واو، اونا واقعاً نابغه بودن</i>

606
00:39:37,000 --> 00:39:39,920
‫اگه این کارمون موفق بشه، انقلابی در کشاورزی بوجود آوردیم

607
00:39:40,000 --> 00:39:42,559
‫کره زمین رو نجات دادیم و بعدش هم جایزه نوبل میاد دم خونه مون

608
00:39:42,639 --> 00:39:44,480
‫گرتا تانبرگ هم میاد پیشمون

609
00:39:44,559 --> 00:39:47,639
‫راستش رو بگم، الان که بهش فک
.‫می‌کنم، تو 370 پوند رو از دست دادی

610
00:39:47,760 --> 00:39:48,960
.‫بهت تبریک میگم

611
00:39:49,320 --> 00:39:51,320
‫

612
00:39:52,039 --> 00:39:57,039
‫علیرغم واقع‌بینی شدید کیلیب، پروژه
.‫تجدید حیات‌وحش خودم رو دوست داشتم

613
00:40:03,159 --> 00:40:05,280
‫و هنوز بهترین جاش مونده بود

614
00:40:05,360 --> 00:40:08,960
... ‫چون که بالاخره بخش عمده زمین باتلاقیم

615
00:40:13,000 --> 00:40:15,159
‫آماده بود که دوباره از آب پر بشه

616
00:40:15,599 --> 00:40:16,800
‫

617
00:40:19,867 --> 00:40:23,760
‫امروز، روزیه که من یک کانال درست می‌کنم

618
00:40:23,840 --> 00:40:25,039
‫اجازه بدین اسمش رو بزاریم سوئز

619
00:40:25,119 --> 00:40:29,400
... ‫مابین جریان آب و معدن روبازی که اون طرف حفر کردم

620
00:40:29,480 --> 00:40:33,079
‫و از چیزی جز بیل مکانیکی
.‫داغون کیلیب استفاده نخواهم کرد

621
00:40:34,679 --> 00:40:35,559
.‫برو که بریم

622
00:40:37,480 --> 00:40:39,960
... ‫اوکی، لحظه ای که همه چیز معلوم میشه

623
00:40:41,079 --> 00:40:43,920
‫بفرما. اوه-هو-هو! نگاش کن

624
00:40:45,400 --> 00:40:47,880
!‫انگار آبشار ویکتوریاست

625
00:40:49,360 --> 00:40:51,159
.‫جی؟ مراقب باش

626
00:40:51,599 --> 00:40:54,000
.‫باید جلیقه نجات بپوشی، جدی میگم

627
00:40:55,079 --> 00:40:58,760
‫همانطور که داشتم این لحظه تاریخی
‫رو جشن می‌گرفتم، کیلیب از راه رسید

628
00:40:59,480 --> 00:41:01,880
!‫بنگر که چه چیزی خلق کرده ام

629
00:41:01,960 --> 00:41:03,639
.‫من ... من موسی هستم

630
00:41:04,199 --> 00:41:05,440
‫موسی کیه؟

631
00:41:06,440 --> 00:41:08,639
‫-انجیل رو خوندی؟
.‫-نه

632
00:41:08,760 --> 00:41:11,800
‫توی انجیل، یکی هست که اسمش موسی عه

633
00:41:11,880 --> 00:41:12,679
... ‫خب

634
00:41:12,800 --> 00:41:15,079
‫و داره یه گروهی رو از یه جای خطرناک، هدایت میکنه

635
00:41:15,159 --> 00:41:18,559
‫به یک منطقه خیلی بهتر و امن‌تر و
‫بعدش اونا میرسن به دریای سرخ

636
00:41:18,639 --> 00:41:21,760
‫و اونا گیر میکنن و بعدش دریا شکافته میشه

637
00:41:21,840 --> 00:41:24,639
‫و اونا میتونن از کف دریا راهشون رو ادامه بدن

638
00:41:24,679 --> 00:41:26,519
.‫و به سرزمین موعود برسن

639
00:41:27,480 --> 00:41:28,880
‫این مزخرفه

640
00:41:32,199 --> 00:41:35,920
.‫طی یک روز، حوضچه پر شد

641
00:41:38,639 --> 00:41:42,440
.‫و بلافاصله تصمیم گرفتم که اونو با ناهار، پر کنم

642
00:41:44,440 --> 00:41:48,599
‌‫ 250تا قزل‌آلای خال‌سرخ دوست
.‫داشتنی گرفتم، حدوداً اینقدرن

643
00:41:48,639 --> 00:41:52,079
... ‫ماهی مورد علاقه ام. البته نه که نگاش کنم

644
00:41:52,159 --> 00:41:53,159
!‫بلکه بخورمش

645
00:41:53,639 --> 00:41:55,559
‫عقب، عقب

646
00:41:55,639 --> 00:41:58,039
.‫الان این خوبه، وایسا، وایسا، وایسا

647
00:41:59,143 --> 00:42:02,583
‫ در عقب رو پایین میارم و بعدش ما این ناودون رو بهش وصل می‌کنیم

648
00:42:02,639 --> 00:42:04,800
.‫و بعد میفرستیمشون توی حوضچه

649
00:42:05,920 --> 00:42:07,840
‫درسته. چطوری میتونم کمک کنم؟

650
00:42:07,920 --> 00:42:09,880
.‫صدام یجوری بود که انگار توی برنامه Countryfile ام

651
00:42:09,960 --> 00:42:11,800
‫اینطوری بود

652
00:42:11,880 --> 00:42:14,800
... ‫اوه، اجازه بده ... بزار ببینم میتونم کمک کنم، اوه

653
00:42:15,760 --> 00:42:17,599
.‫اوه، واو، همشون اینجان، نگاه کن

654
00:42:17,639 --> 00:42:20,320
‫سقوط از این ارتفاع، بهشون صدمه نمیزنه؟

655
00:42:20,400 --> 00:42:23,537
‫راهش همینه. مطئنم اون عکس
‫رو دیدی که هواپیمای هرکولس

656
00:42:23,561 --> 00:42:26,637
‫داره قزل‌آلاها رو میریزه
.‫توی دریاچه بزرگ کانادا

657
00:42:26,760 --> 00:42:29,159
.‫-که با هواپیما این کار رو میکنن
‫-نه

658
00:42:29,280 --> 00:42:32,320
‫برخوردشون با آب حتماً واسشون خوبه

659
00:42:32,400 --> 00:42:34,679
‫و باعث میشه که هشیار بشن و
‫بهشون اجازه میدیم که فرار کنن

660
00:42:34,800 --> 00:42:36,639
‫اگه باملایمت بزاریشون توی آب

661
00:42:36,760 --> 00:42:41,280
.‫ماهی‌ها چپکی میشن و کف حوضچه غرق میشن

662
00:42:41,360 --> 00:42:43,400
‫چی؟ پس اونا مثل گوسفندن

663
00:42:43,480 --> 00:42:45,199
.‫-ولی باله دارن
.‫-آره

664
00:42:48,480 --> 00:42:51,960
‫رسماً افتتاح پارک آبی چیپینگ نورتون رو اعلام می‌کنم

665
00:42:52,639 --> 00:42:53,639
.‫اینو ببین

666
00:42:54,320 --> 00:42:55,800
.‫جالبه

667
00:42:56,840 --> 00:42:59,760
.‫نگاشون کن، دارن میپرن، نگاشون کن، خوشحالن

668
00:42:59,840 --> 00:43:00,960
.‫همینطوره

669
00:43:01,039 --> 00:43:04,360
‫تنها کاری که باید می‌کردم این بود که
‫مطمئن بشم ماهی‌ها زنده میمونن

670
00:43:04,440 --> 00:43:08,360
‫که طبق سابقه ای که داشتم، چندان اطمینانی بهم نبود

671
00:43:08,960 --> 00:43:11,679
‫سال‌ها قبل، پدرم حوضچه ماهی داشت

672
00:43:11,800 --> 00:43:14,159
‫و عاشق این بود که عصرها بره بیرون

673
00:43:14,199 --> 00:43:16,599
‫و غذا بریزه و ماهی‌های کپورش رو نگاه کنه

674
00:43:16,639 --> 00:43:19,360
:‫و توی یکی از کریسمس‌ها، با خودم فک کردم
 ‫<i>این یه هدیه هوشمندانه است</i>

675
00:43:19,440 --> 00:43:21,480
‫<i>ماهی کپور بیشتری برای حوضچه اش می‌خرم</i>

676
00:43:21,559 --> 00:43:24,480
‫پس واسش ماهی‌هایی خریدم که بهشون میگفتن کپور شبح

677
00:43:24,559 --> 00:43:26,360
‫خیلی خوشگل بودن

678
00:43:26,960 --> 00:43:28,440
‫و بابام هم خیلی خوشحال بود

679
00:43:28,519 --> 00:43:30,000
‫و ما هم ماهی رو انداختیم توی حوضچه اش

680
00:43:30,079 --> 00:43:33,760
‫و بلافاصله فهمیدیم که چرا بهشون میگفتن کپور شبح

681
00:43:33,840 --> 00:43:36,800
‫چون که زیر آب، کاملاً نامرئی میشدن

682
00:43:36,880 --> 00:43:39,360
‫پس نمیتونستیم این ماهی‌هایی رو که خریده بودم رو ببینیم

683
00:43:39,440 --> 00:43:43,639
‫و یه هفته بعد، بقیه ماهی کپورهاش هم ناپدید شدن

684
00:43:43,760 --> 00:43:47,280
‫و ما رفتیم به مشخصات کپور شبح توی کتاب راهنما نگاه کردیم

685
00:43:47,360 --> 00:43:49,159
‫چون که اون موقع اینترنت نبود

686
00:43:49,239 --> 00:43:52,840
‫و معلوم شد که کپور شبح، اون یکی کپورها رو میخوره

687
00:43:52,920 --> 00:43:57,920
‫پس واسش ماهی نامرئی خریده بودم
!‫که بقیه ماهی‌های مرئیش رو کشته بود

688
00:44:01,559 --> 00:44:03,719
‫وقت برای بدبینی نداشتیم

689
00:44:03,800 --> 00:44:06,599
‫چون که حوضچه فوق العاده به نظر می‌رسید

690
00:44:07,400 --> 00:44:09,199
... ‫و همش همین نبود

691
00:44:11,360 --> 00:44:15,599
.‫بالاخره، خبرهای خوشی از آب‌بند بهمون رسید. داره آب رو نگه میداره

692
00:44:15,679 --> 00:44:18,840
‫سه هفته وقتم رو گرفت

693
00:44:18,920 --> 00:44:22,280
‫دوتا پیرهن و چهارتا شلوار جین پاره کردم

694
00:44:22,360 --> 00:44:25,679
‫و دوتا هم دریل شارژی کیلیب رو خراب کردم

695
00:44:25,760 --> 00:44:27,320
.‫ولی بالاخره تمومش کردم

696
00:44:29,599 --> 00:44:31,079
.‫اینو نگا کن

697
00:44:44,038 --> 00:44:47,796
!!!‫گائیـــــــــــــــــــــدمش

698
00:44:50,519 --> 00:44:54,159
... ‫حقیقت این بود که آب‌بند سوراخ‌دار ام، تنها مورد منفی

699
00:44:54,239 --> 00:44:57,960
‫توی پروژه نسبتاً موفق تجدید حیات وحش ام بود

700
00:45:00,519 --> 00:45:04,920
‫طی چند هفته گذشته، برای جغدها
‫و دلیجه ها، خونه درست کردم

701
00:45:06,199 --> 00:45:09,119
‫اجازه دادم که نور خورشید به سطح جنگل بتابه

702
00:45:09,960 --> 00:45:12,599
‫اجازه دادم گل‌های وحشی بیشتری رشد کنن

703
00:45:12,679 --> 00:45:16,480
‫بخشی از زمین‌های زراعیم رو دوباره به طبیعت برگردوندم

704
00:45:17,960 --> 00:45:19,280
‫و هیچ شکی نبود که

705
00:45:19,360 --> 00:45:23,360
‫که همه این کارها، باعث بوجود اومدن
‫محیط زیستی بهتری برای حشرات می‌شد

706
00:45:26,400 --> 00:45:28,519
.‫که هدف اصلی هم همین بود

707
00:45:33,159 --> 00:45:36,000
‫اگرچه هزاران پوند برام آب خورد ولی عاشقش هستم

708
00:45:37,320 --> 00:45:39,079
... ‫و الان چیزی که واقعاً بهش نیاز دارم

709
00:45:39,519 --> 00:45:42,280
.‫این بود که چارلی بهم خسته نباشید بگه

710
00:45:43,639 --> 00:45:46,079
.‫-اوه، ایناهاش
‫-سلام، چطوری؟

711
00:45:46,134 --> 00:45:48,375
‫خب، خیلی خوبم. فقط منتظرم

712
00:45:48,480 --> 00:45:50,920
‫بشنوم چه چیزهایی رو توی
!‫کار مهم ام اشتباه انجام دادم

713
00:45:51,000 --> 00:45:53,079
.‫خیلی خوشگله. قشنگه

714
00:45:53,840 --> 00:45:55,239
!‫تو اینو گفتی؟

715
00:45:55,320 --> 00:45:58,320
!‫تو گفتی که من یه کار رو خوب انجام دادم؟

716
00:45:58,400 --> 00:45:59,599
.‫آره

717
00:45:59,679 --> 00:46:02,079
‫و راستش وقتی بهش فک کردم

718
00:46:02,159 --> 00:46:04,559
‫چیز بیشتری به جز حوضچه برای جشن گرفتن وجود داشت

719
00:46:06,119 --> 00:46:07,719
... ‫میشه بگم، اگه اجازه داشته باشم

720
00:46:07,800 --> 00:46:12,480
‫مرطوب ترین فصل کاشت رو در تاریخ داشتیم، درسته؟ قبول داری؟

721
00:46:12,559 --> 00:46:14,400
.‫-تا اونجایی که من یادمه
.‫-آره

722
00:46:14,480 --> 00:46:16,239
‫برگزیت رو داشتیم

723
00:46:16,320 --> 00:46:20,760
‫با وجود همه اینها، توی اولین
‫سال‌ام، منی که یه مبتدی تمام عیار هستم

724
00:46:20,840 --> 00:46:23,016
‫با یکم کمک از طرف تو و کیلیب

725
00:46:23,119 --> 00:46:26,440
‫موفق شدم همه دونه های لازم رو توی زمین بکارم

726
00:46:26,519 --> 00:46:29,440
‫آره. گندم زمستانه خوب به نظر میرسه

727
00:46:29,519 --> 00:46:34,400
.‫جو زمستانه هم وضعیت خوبی داره
‫کلزاها توسط کبوترها خورده نشدن

728
00:46:34,480 --> 00:46:38,400
.‫-مثل اینکه معلم داره گزارش کارهای خوب رو بهم میده
.‫-میدونی، خیلی خوب بوده

729
00:46:38,480 --> 00:46:43,440
،‫ما این پروژه تجدید حیات وحش
.‫محوطه سازی رو جفت و جور کردیم

730
00:46:43,519 --> 00:46:46,079
‫برای اولین بار، همه چیز داره خوب پیش میره

731
00:46:46,159 --> 00:46:49,679
‫و چون هیچ کاری اشتباه پیش نرفته

732
00:46:49,760 --> 00:46:51,760
‫-نونمون توی روغنه
... ‫-همه چیز

733
00:46:51,840 --> 00:46:53,719
.‫-در مسیر درست حرکت کرده
.‫-دقیقاً

734
00:46:58,880 --> 00:47:01,519
.‫این یک همه‌گیری جهانی هستش

735
00:47:01,599 --> 00:47:07,000
‫وقتشه که همه مردم، ارتباط غیرضروری با دیگران رو متوقف کنن

736
00:47:08,920 --> 00:47:09,840
‫چطوری؟

737
00:47:10,320 --> 00:47:12,039
.‫خب، از ترس به خودم ریدم

738
00:47:12,119 --> 00:47:16,280
‫دارم می‌رسم به شصت سالگی، حدود 250 هزارتا سیگار کشیدم

739
00:47:16,360 --> 00:47:19,039
‫قبلاً ذات‌الریه داشتم پس ریه هام آسیب دیدن

740
00:47:19,119 --> 00:47:21,880
... ‫-اگه کرونا بگیرم
.‫-آره، زیاد امیدی بهت نیست

741
00:47:33,103 --> 00:47:44,099
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
