WEBVTT

00:03.000 --> 00:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:14.083 --> 00:15.683
‫اینا تمام چیزاییه که باید بدونی

00:17.125 --> 00:18.375
‫باید فرار کنی

00:18.375 --> 00:20.250
‫این زن "میسون کین"ـه

00:20.250 --> 00:21.750
‫- گیرش آوردیم
‫- توی سیتادل

00:21.750 --> 00:23.350
‫جاسوس داشتین

00:23.666 --> 00:24.583
‫تو بودی

00:24.583 --> 00:26.666
‫اگر یه بار دیگه ببینمت، می‌کشمت

00:26.666 --> 00:28.708
‫رئیس‌جمهور روسیه، دیمیتری آرونوف

00:28.708 --> 00:31.500
‫هفته‌ی آینده در اجلاس
‫گروه هشت شرکت خواهد کرد

00:31.500 --> 00:34.416
‫ده روز دیگه آدمکشم رو لازم دارم

00:34.416 --> 00:35.916
‫تنها کسی که می‌تونه

00:35.916 --> 00:38.041
‫چیزی که می‌خوایم رو بسازه رو از دست دادیم

00:38.041 --> 00:40.125
‫یه نفر دیگه هست
‫که می‌تونه این نرم‌افزار رو درست کنه

00:40.125 --> 00:41.166
‫یه هکر کره‌ایه

00:41.166 --> 00:42.500
‫اگر قرار باشه

00:42.500 --> 00:44.833
‫ذره‌ای شانس برای
‫متوقف کردن پائولو براگا داشته باشیم

00:44.833 --> 00:46.291
‫نمی‌تونیم تنهایی انجامش بدیم

00:46.291 --> 00:47.833
‫برنارد هنوز زنده‌ست؟

00:47.833 --> 00:49.875
‫برد هیرمیر اهل تاونون کالیفرنیا...

00:49.875 --> 00:51.475
‫- این دوستت نیست؟
‫- چرا خودشه

00:53.541 --> 00:55.141
‫باید بریم

00:56.942 --> 01:03.942
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:17.416 --> 01:22.583
‫« انـگـلـسـتـان »

01:34.916 --> 01:37.625
‫« بـاهـا مـار »

01:39.833 --> 01:43.208
‫« بـاهـا مـار »

01:48.333 --> 01:51.375
‫- خوشگل شدی
‫- و تو زنده‌ای

01:51.958 --> 01:53.458
‫به‌نظر نمیاد خوشحال شده باشی

01:53.458 --> 01:55.058
‫سر از پا نمی‌شناسم

01:55.541 --> 01:58.125
‫خب، از قیافه‌ت که معلوم نیست

02:00.708 --> 02:03.208
‫چرا درخواست کمک کردی، برنارد؟

02:03.208 --> 02:05.541
‫"باها مار، ساعت 2 بعدازظهر"

02:05.541 --> 02:07.750
‫بعد از این همه سال
‫هنوزم بهم اعتماد نداری، مگه نه؟

02:07.750 --> 02:11.541
‫به مرده‌هایی که درست سرموقع
‫یهویی زنده میشن اعتماد ندارم

02:11.541 --> 02:14.208
‫خیلی‌خب بچه‌ها، فهمیدیم
‫به همدیگه اعتماد ندارین

02:14.208 --> 02:15.875
‫ولی میشه به کارمون برسیم؟

02:15.875 --> 02:18.125
‫- تمام روز وقت نداریم
‫- این دلقک کیه؟

02:18.125 --> 02:20.041
‫هاچ. جیم

02:20.041 --> 02:22.791
‫خوشبختم
‫اینم همکارم "سلین رور"ـه

02:22.791 --> 02:24.083
‫خوشبخت نیستم

02:24.083 --> 02:26.375
‫لطفاً بگو چرا گفتی بیام اینجا

02:26.375 --> 02:28.166
‫اونا مامورهای سابق سیا هستن
‫و این ماموریت جدیدته

02:28.166 --> 02:30.833
‫واقعاً خوب بلدی مامور انتخاب کنی، مگه نه؟

02:38.541 --> 02:40.791
‫نادیا. نادیا

02:40.791 --> 02:42.391
‫- برو درتو بذار، برنارد
‫- نادیا، وایسا

02:43.875 --> 02:45.666
‫می‌دونم اون بوده

02:49.500 --> 02:50.916
‫چطوری؟

02:50.916 --> 02:53.541
‫هشت سال توی یه پناهگاه بودم
‫وقت برای فکر کردن زیاد داشتم

02:53.541 --> 02:56.375
‫فهمیدم یا کار اون بوده یا تو

02:56.375 --> 02:58.541
‫و وقتی دیدم اون داخل
‫چطوری نگاهش کردی...

02:59.583 --> 03:01.125
‫به جواب سوالم رسیدم

03:01.125 --> 03:03.166
‫اگر می‌دونستی اون جاسوسه

03:03.166 --> 03:05.375
‫- چرا برش گردوندی؟
‫- اون موقع بهش نیاز داشتم

03:05.375 --> 03:06.791
‫الانم بهش نیاز دارم

03:06.791 --> 03:09.958
‫- اون غیرقابل اعتماده
‫- شاید. ولی فقط از این مطمئنم

03:09.958 --> 03:13.625
‫که منتیکور قطعاً میاد سراغ تو و دخترت
‫و من و دخترم

03:13.625 --> 03:17.583
‫و اگر می‌خوای از این اوضاع خلاص بشی
‫اگر می‌خوای واقعاً برای همیشه خلاص بشی

03:17.583 --> 03:20.791
‫باید زودتر از اونا بکشیشون

03:20.791 --> 03:24.041
‫تمام هشت خانواده رو
‫از پائولو براگا هم شروع کنی

03:24.625 --> 03:26.208
‫این تنها راهه

03:26.208 --> 03:29.583
‫و اگر میسون کین توی یه کار ماهر باشه
‫اون کار کشتن آدماست

03:32.500 --> 03:34.416
‫بهت نیاز دارم، نادیا

03:35.333 --> 03:36.933
‫خواهش می‌کنم

03:38.208 --> 03:41.125
‫فقط 72 ساعت بهم وقت بده، باشه؟

03:41.125 --> 03:45.000
‫و اگر دست از پا خطا کرد
‫خودم دخلشو میارم

03:49.250 --> 03:50.850
‫بیا بریم

03:57.458 --> 03:59.875
‫اورلیک گفت زن و شوهر بودین

03:59.875 --> 04:01.083
‫چه باحال

04:01.083 --> 04:03.125
‫با مردی که کسی سرتر از خودشو
‫ تور می‌کنه حال می‌کنم

04:06.916 --> 04:09.541
‫خیلی جیگره. ده از ده

04:10.125 --> 04:12.125
‫و این آقا هم 9.5ـه

04:12.708 --> 04:13.833
‫شما کدوم خری هستین؟

04:13.833 --> 04:16.291
‫تو کدوم خری هستی، بچه‌مثبت؟

04:29.416 --> 04:31.500
‫پس بهترین‌ها و حرفه‌ای‌ترین‌ها
‫که می‌گفتی اینان، برنارد؟

04:31.500 --> 04:34.125
‫بسه. بیاین اینجا

04:34.125 --> 04:37.458
‫پائولو براگا چندین روز
‫با کامل کردن یه فناوری فاصله داره

04:37.458 --> 04:41.041
‫که می‌تونه مغز یه نفر رو به‌دست بگیره
‫و اونو تبدیل به یه آدمکش کنه

04:41.041 --> 04:43.291
‫بعدش می‌خواد با اون آدمکش

04:43.291 --> 04:45.833
‫رئیس‌جمهور روسیه آرونوف رو
‫توی اجلاس گروه هشت بکشه

04:45.833 --> 04:48.625
‫- چرا؟
‫- به‌نظرم می‌خواد همه‌جا رو زیر نظر بگیره

04:48.625 --> 04:50.333
‫شبکه‌ی ماهواره‌های جاسوسی روسیه

04:50.333 --> 04:52.750
‫پیشرفته‌ترین فناوری نظارتیه

04:52.750 --> 04:54.291
‫می‌تونه تا دی‌ان‌ای یه نفر ردیابیش کنه

04:54.291 --> 04:59.083
‫تنها مشکل پائولو اینه که
‫رئیس‌جمهور آرونوف ملی‌گراست

04:59.083 --> 05:00.541
‫ولی اگر پائولو آرونوف رو بکشه

05:00.541 --> 05:03.583
‫و نخست‌وزیر فاسدشون رو
‫به‌قدرت برسونه...

05:03.583 --> 05:05.083
‫اینطوری می‌تونه
‫همه‌جا رو زیر نظر بگیره

05:05.083 --> 05:07.041
‫اجلاس گروه 8 هفت روز دیگه‌ست

05:07.041 --> 05:09.375
‫و باید قبل از اینکه پائولو
‫آرونوف رو بکشه، پیداش کنیم

05:09.375 --> 05:13.000
‫اَبی دست اوناست
‫نجات دنیا مشکل من نیست

05:13.000 --> 05:14.708
‫بدون رسیدن به پائولو
‫نمی‌تونی اَبی رو نجات بدی

05:14.708 --> 05:17.541
‫و وقتی جلوی آدمکشش رو گرفتی
‫می‌تونی به پائولو برسی

05:17.541 --> 05:19.916
‫برای فعال کردن آدمکش
‫دو مرحله لازمه

05:19.916 --> 05:22.625
‫مرحله‌ی اول بخش راحتشه
‫کار گذاشتن یه تراشه‌ی گیرنده

05:22.625 --> 05:23.875
‫در مخچه‌ی شخص

05:23.875 --> 05:26.416
‫مرحله‌ی دوم: خود برنامه‌ریزی

05:26.416 --> 05:28.125
‫که مغز رو به‌دست می‌گیره

05:28.125 --> 05:30.125
‫من عمداً برنامه‌ریزیش رو خراب کردم

05:30.125 --> 05:34.000
‫و دیوار آتشی ساختم که جلوی هر مخابره‌ای
‫که بیشتر از یک دقیقه‌ست رو بگیره

05:34.000 --> 05:35.875
‫و توی کل دنیا فقط دو نفر هستن

05:35.875 --> 05:37.958
‫که می‌تونن اون دیوار آتش رو غیرفعال کنن
‫تا کد کار کنه

05:37.958 --> 05:41.875
‫یکیش منم، اون یکی
‫یه هکر کره‌ای به اسم "ادیسون"ـه

05:41.875 --> 05:44.375
‫باید قبل از براگا بریم سراغش

05:44.375 --> 05:47.333
‫فقط یه عکس از ادیسون وجود داره

05:47.333 --> 05:50.791
‫که مال یه دوربین نظارتی
‫از 15 سال پیشه. ایناهاش

05:50.791 --> 05:53.791
‫متاسفانه...
‫چون ما که شانس نداریم بخواد آسون باشه...

05:53.791 --> 05:55.791
‫یه کیسه‌ی سیاه
‫روی سر کوفتیش کشیده شده بود

05:58.333 --> 06:00.208
‫کسی که کنار ادیسونه رو می‌شناسم

06:00.208 --> 06:03.791
‫"فرانک شارپ"ـه
‫سردمدار دنیای جاسوسی اروپا

06:03.791 --> 06:05.583
‫شاید اون بتونه
‫ما رو به ادیسون برسونه

06:05.583 --> 06:07.958
‫ولی خیلی رو اعصابه

06:07.958 --> 06:10.916
‫خب، گمونم قراره بره
‫روی اعصاب همه‌مون

06:10.916 --> 06:14.125
‫- عالیه
‫- ببینین، باشه، متوجهم

06:14.125 --> 06:18.000
‫به عنوان یه تیم
‫یه فاجعه‌ی به تمام معناییم

06:18.000 --> 06:19.625
‫از اونم یه چیزی بیشتر

06:19.625 --> 06:24.208
‫ولی فقط ماها
‫سد راه این روانی هستیم

06:28.000 --> 06:31.416
‫« فـرانـسـه »

06:44.916 --> 06:47.541
‫همیشه برام سوال بود
‫چرا بعضی بچه‌ها

06:47.541 --> 06:51.750
‫خوک و خرگوش می‌کشن
‫و بعضی‌هاشون گرگ می‌کشن

06:51.750 --> 06:53.666
‫خب، ممنون که تشریف آوردین جناب براگا

06:53.666 --> 06:55.916
‫می‌دونم خیلی سرتون شلوغه

06:57.750 --> 07:00.416
‫امروز صبح یه اتفاقی افتاد

07:01.541 --> 07:04.333
‫ادگار به پسر دیگه‌ای مشت زد
‫و زخمیش کرد

07:04.333 --> 07:07.041
‫و از اونجایی که به هیچ عنوان
‫خشونت رو تحمل نمی‌کنیم

07:07.041 --> 07:09.250
‫مجبوریم پسرتون رو
‫به مدت یک هفته موقتاً اخراج کنیم

07:16.166 --> 07:20.458
‫به‌نظرم کاملاً عادلانه‌ست، خانم تورانت

07:21.041 --> 07:23.250
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

07:23.250 --> 07:24.850
‫ممنونم، جناب براگا

07:36.333 --> 07:38.125
‫تکون نخور

07:38.125 --> 07:39.725
‫خواهش می‌کنم

07:42.500 --> 07:44.000
‫دیگه کی مجازات میشه؟

07:44.000 --> 07:45.208
‫ببخشید چی؟

07:45.208 --> 07:48.958
‫می‌دونم پسرم هرگز بی‌دلیل
‫به بچه‌ی دیگه‌ای آسیب نمی‌زنه

07:48.958 --> 07:51.208
‫خب، اون پسره
‫ادگار رو مسخره کرده بود

07:51.208 --> 07:53.916
‫ولی ما به بچه‌ها میگیم
‫کلمات هرگز توجیهی برای خشونت نیستن

07:53.916 --> 07:57.208
‫ادگار در مورد یه پسری
‫به اسم "پیر" بهم میگه

07:57.208 --> 08:01.333
‫والدینش ژونت و توماس ساکن
‫پلاک 7 خیابون وولنی هستن، همونه؟

08:01.916 --> 08:03.666
‫جناب براگا، فکر کنم این صحبت‌ها درست...

08:03.666 --> 08:05.375
‫لطفاً قهوه‌ای رو بده

08:09.000 --> 08:10.600
‫قهوه‌ای رو بده

08:15.708 --> 08:17.308
‫ممنون

08:19.125 --> 08:24.208
‫ادگار میگه پیر داد و فریاد می‌کنه
‫موی دخترها رو می‌کشه

08:24.208 --> 08:27.041
‫هرکسی که دستشو ببره بالا رو مسخره می‌کنه

08:27.041 --> 08:28.708
‫بیشتر از همه ادگار

08:28.708 --> 08:31.375
‫پیر یه‌سری اختلالات یادگیری داره
‫ولی داره سعی می‌کنه رفع‌شون کنه

08:35.125 --> 08:37.916
‫خانم تورانت، نه

08:37.916 --> 08:39.750
‫نمیگم تقصیر اون بچه‌ست

08:40.791 --> 08:42.416
‫نمیگم اون باید مجازات بشه

08:46.083 --> 08:49.375
‫یه خال روی دماغت داری، می‌دونستی؟

08:50.458 --> 08:54.166
‫پیر داره آموزش این بچه‌ها رو خراب می‌کنه

08:54.166 --> 08:57.708
‫و وظیفه‌ی برقراری دوباره‌ی نظم و ترتیب
‫افتاد گردن پسر من

08:59.250 --> 09:00.875
‫لطفاً سبز رو بده

09:04.500 --> 09:06.100
‫سبز رو بده!

09:12.000 --> 09:14.250
‫از اونجایی که تو بزرگسال جمع‌شون هستی

09:14.250 --> 09:16.875
‫تو باید نظم و ترتیب رو حفظ کنی، مگه نه؟

09:17.458 --> 09:22.000
‫پس حس می‌کنم
‫تو باید مجازات بشی

09:22.000 --> 09:24.208
‫که اجازه دادی همچین رفتاری بکنه

09:24.791 --> 09:29.875
‫که پسر من رو مجبور کردی
‫وظیفه‌ی تو رو انجام بده

09:31.166 --> 09:34.500
‫ادگار یه هفته موقتاً اخراج میشه
‫قراره مجازات تو چی باشه؟

09:36.541 --> 09:41.500
‫قراره مجازات تو چی باشه؟

09:41.500 --> 09:43.541
‫نمی‌دونم

09:45.916 --> 09:49.541
‫دیگه هیچوقت پسر من رو
‫توی همچین موقعیتی قرار نده

09:50.125 --> 09:52.166
‫وگرنه مجازات میشی

09:56.333 --> 09:57.958
‫لطفاً یه لبخند گنده بزن

10:09.625 --> 10:11.875
‫بذارش روی یخچال

10:15.666 --> 10:18.041
‫گرگ کشیدن هیچ ایرادی نداره

10:18.041 --> 10:19.541
‫بدون گرگ‌ها

10:19.541 --> 10:22.541
‫الان هنوزم خونه‌هامون
‫از جنس چوب و سنگ بودن...

10:23.583 --> 10:25.183
‫نه آجر

10:36.500 --> 10:38.750
‫ظاهراً توی استکهلمه

10:38.750 --> 10:41.625
‫دسترسی بهش خیلی سخته

10:41.625 --> 10:43.458
‫دوباره باهاش تماس بگیر

10:43.458 --> 10:45.458
‫کنترل کردنش سخته

10:45.458 --> 10:46.916
‫بااستعدادها همیشه همینطورن

10:46.916 --> 10:49.208
‫می‌تونم 5 تا دیگه
‫عین اون برات گیر بیارم

10:49.208 --> 10:51.583
‫نه، مثل اون نمیشن
‫بهم اعتماد کن

10:52.625 --> 10:54.416
‫دوباره باهاش تماس بگیر

10:55.458 --> 11:00.875
‫« سـوئـد »

11:53.916 --> 11:56.291
‫چرا رفتی استکهلم؟
‫« شـارلـوت »

11:56.291 --> 11:58.500
‫بهت که گفتم بیخیال "سین" شو

11:58.500 --> 12:01.916
‫نباید تبدیل به یکی دیگه
‫ از اون شیفتگی‌هات بشه

12:01.916 --> 12:04.416
‫جفتمون می‌دونیم
‫آخر و عاقبت قبلی چی شد

12:05.416 --> 12:10.083
‫بخاطر تو ریش گرو گذاشتم
‫پس برو کره‌ایه رو برام پیدا کن

12:10.083 --> 12:13.000
‫به هر قیمتی که شده
‫یک هفته وقت داریم

12:13.000 --> 12:14.708
‫مأیوسم نکن، آپارنا

12:21.208 --> 12:24.500
‫چقدر دیگه مونده؟ جیش دارم

12:24.500 --> 12:26.125
‫- نگهش دارم
‫- ناسلامتی 8 سالمه

12:26.125 --> 12:28.458
‫یکم عاطفه داشته باش

12:52.250 --> 12:53.850
‫سلام مامان

12:55.833 --> 12:58.833
‫تا رسیدن
‫به ایستگاه المپیا 95 ثانیه وقت داریم

12:58.833 --> 13:00.625
‫اونجا راهمون از هم جدا میشه

13:00.625 --> 13:03.833
‫ اشکال نداره. درهرحال همیشه
‫در کمتر از یک دقیقه همدیگه رو داغون می‌کنیم

13:03.833 --> 13:08.166
‫وقتی بهت گفتم دیگه هیچوقت نمی‌تونی
‫منو ببینی، حرفمو واضح نزدم؟

13:09.250 --> 13:12.500
‫واضح‌تر از اون نمی‌شد

13:12.500 --> 13:17.000
‫باور کن، منم دلم نمی‌خواست زنی که
‫دخترش رو به امون خدا ول کرد ببینم

13:17.000 --> 13:18.666
‫به امون خدا ول کردم

13:18.666 --> 13:21.708
‫به عنوان یه مادر اون کارو کردم
‫که از تو محافظت کنم

13:21.708 --> 13:24.791
‫اگر می‌دونستی کجام
‫سازمان‌های متعددی سعی می‌کردن

13:24.791 --> 13:26.625
‫برای گیر آوردن اون اطلاعات تو رو بکشن

13:27.208 --> 13:30.000
‫همونقدری که مادری کردی
‫فداکاری هم کردی

13:30.583 --> 13:32.458
‫من جاسوسم

13:32.458 --> 13:34.500
‫تو ازم جاسوس ساختی

13:34.500 --> 13:35.791
‫از پسش برمیومدم

13:35.791 --> 13:38.166
‫شصت ثانیه. چرا اومدی اینجا؟

13:38.750 --> 13:40.416
‫ازت می‌خوام از اون محافظت کنی

13:41.708 --> 13:43.708
‫حداقل تا وقتی که برگردم

13:45.625 --> 13:48.041
‫ببین، می‌دونم
‫از وجودش باخبری، خب؟

13:48.041 --> 13:50.000
‫تو تنها راه چاره‌ی منی

13:53.000 --> 13:54.625
‫اسمش آشاست

13:56.041 --> 13:57.641
‫آشا؟

13:58.208 --> 14:00.166
‫یکی دو هفته بیشتر نمیشه

14:00.166 --> 14:02.250
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

14:02.250 --> 14:05.625
‫چون وقتی من میرم، همیشه برمی‌گردم

14:07.666 --> 14:10.166
‫اسم مادرم آشا بود

14:12.250 --> 14:14.083
‫سی ثانیه. بیا...

14:15.166 --> 14:16.766
‫این مادربزرگته

14:17.250 --> 14:18.850
‫ازت مراقبت می‌کنه

14:19.708 --> 14:21.875
‫تو همون خانمه‌ای که توی فیلم بود

14:23.250 --> 14:24.850
‫هانی صدام کن

14:26.333 --> 14:28.583
‫تا چشم بهم بزنی برگشتم

14:28.583 --> 14:29.791
‫- باشه؟
‫- اوهوم

14:29.791 --> 14:31.000
‫نادیا

14:31.000 --> 14:35.375
‫اگر و فقط اگر توی دردسر افتادی
‫به اون زنگ بزن

14:35.958 --> 14:37.750
‫متوجه شدی؟

14:38.500 --> 14:40.166
‫درضمن، نادیا...

14:41.458 --> 14:45.416
‫بخاطر اونم که شده برگرد

14:51.750 --> 14:54.583
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

14:54.583 --> 14:56.583
‫زودی برمی‌گردم

15:23.041 --> 15:24.641
‫آشا

15:25.375 --> 15:26.958
‫بیا

15:26.958 --> 15:28.558
‫بیا اینجا بشین

16:02.708 --> 16:04.000
‫چی بهت گفتم؟

16:04.000 --> 16:06.500
‫باید برای آخرین بار آشا رو می‌دیدم

16:06.500 --> 16:08.916
‫نمی‌خوام نزدیکش هم بشی

16:09.500 --> 16:11.333
‫متاسفم

16:11.916 --> 16:14.125
‫هیچوقت بابت هیچی متاسف نبودی

16:14.125 --> 16:16.666
‫باید بهم اجازه بدی
‫به زندگیم ادامه بدم

16:18.666 --> 16:20.916
‫یه راه برای ادامه دادن داری

16:23.208 --> 16:25.500
‫و ته دلت خودت می‌دونی چه راهیه

16:29.041 --> 16:32.166
‫فقط بزدل‌تر از اونی هستی که انجامش بدی

16:57.666 --> 17:02.875
‫« ایـتـالـیـا »

17:07.000 --> 17:14.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17:22.583 --> 17:26.916
‫خب، حدس می‌زنم بخاطر ماساژ نیومدین اینجا

17:28.125 --> 17:30.416
‫به قیافه‌ش می‌خوره بی‌پول باشه، مگه نه؟

17:30.416 --> 17:32.833
‫عین یه آرتور داجر پیر غم‌انگیز می‌مونه

17:32.833 --> 17:34.833
‫مگه خودت شبیه چی هستی پیرسگ؟

17:34.833 --> 17:37.958
‫غیر از اینه که شبیه یه تام کروز دوزاری هستی
‫که عینک آفتابی باباشو زده؟

17:37.958 --> 17:40.750
‫دل و جرات داره
‫ازش خوشم اومد

17:40.750 --> 17:41.833
‫من خوشم نیومد

17:41.833 --> 17:45.000
‫به‌درک، بگین دیگه، چی می‌خواین؟

17:45.000 --> 17:47.416
‫شاید یکم فوسیلی بد نباشه

17:47.416 --> 17:50.166
‫با گوجه و ریحون تازه

17:51.458 --> 17:53.583
‫این از کدوم گوری اومد؟

17:55.083 --> 17:57.083
‫لازمه اسلحه بگیره سمتم؟

17:57.083 --> 17:59.282
‫یه کار بیشتر نبود، اونم 15 سال پیش

17:59.282 --> 18:02.208
‫شناسایی یه محموله‌ی
‫تسلیحاتی توی کره‌ی شمالی

18:02.208 --> 18:03.541
‫ادیسون یه هکر بود

18:03.541 --> 18:05.375
‫و هک هم کرد و بعدش رفت

18:05.375 --> 18:08.083
‫همین؟ یادت نیست چه شکلیه؟

18:08.083 --> 18:10.333
‫قیافه‌شو ندیدم
‫کیسه کشیده بود رو سرش

18:10.333 --> 18:13.500
‫علاوه بر اون قیافه‌ها
‫و اسم‌ها چندان یادم نمی‌مونن

18:13.500 --> 18:15.083
‫پس چی بلده؟

18:15.083 --> 18:17.041
‫با کدوم سازمان کار می‌کرد؟

18:17.041 --> 18:19.083
‫- سرویس اطلاعات ملی کره‌ی جنوبی؟
‫- نـه

18:19.083 --> 18:21.250
‫سازمان سیا مسئولش بود

18:21.250 --> 18:24.333
‫از کجا می‌دونی سیا بوده
‫کرامپت‌خور حرومی؟

18:24.333 --> 18:27.666
‫چون مامورهای سیا
‫همیشه به آدم میگن مامور سیا هستن

18:27.666 --> 18:31.500
‫چون یه سانتی‌متر کوچولو
‫به طول آلت ریزه‌ میزه‌شون اضافه می‌کنه

18:34.041 --> 18:35.641
‫این کجاش خنده داره؟

18:36.041 --> 18:37.791
‫من که هیچوقت نمیگم مامور سیام

18:37.791 --> 18:39.666
‫حداقل روزی دو بار میگی

18:39.666 --> 18:42.458
‫عه... پنیره کپک زده

18:42.458 --> 18:43.541
‫آره

18:43.541 --> 18:46.208
‫حسابی جا افتاده
‫کپک یعنی لذت و تجمل

18:46.208 --> 18:48.666
‫منو یاد یکی می‌اندازی

18:48.666 --> 18:49.916
‫معشوق سابق خوشتیپت؟

18:49.916 --> 18:53.208
‫نه، عمو "فردریک"ـم

18:53.208 --> 18:55.291
‫خیلی بدبخت بود

18:55.291 --> 18:56.458
‫- صحیح
‫- و فقیر

18:56.458 --> 18:57.666
‫- اوهوم
‫- و تک و تنها مُرد

18:57.666 --> 18:59.416
‫خیلی‌خب. لازمه از این حرفا بشنوم؟

18:59.416 --> 19:02.541
‫خب، اگر سازمان سیا
‫مسئول ادیسون بود

19:02.541 --> 19:04.500
‫هویت واقعیش رو می‌دونن
‫مکان فعلیش رو می‌دونن

19:04.500 --> 19:08.291
‫و این اطلاعات توی مقر اروپایی سیا

19:08.291 --> 19:09.625
‫- توی رم ذخیره شده
‫- وایسا ببینم، برنارد

19:09.625 --> 19:11.291
‫- همون‌جاست
‫- نباید حرف از کتابخونه بزنی

19:11.291 --> 19:12.791
‫- چی؟
‫- نباید... نباید...

19:12.791 --> 19:14.625
‫- ما که این یارو رو نمی‌شناسیم
‫- صداتو نمی‌شنوم

19:14.625 --> 19:16.208
‫چی داری میگی؟
‫می‌خوای به اونجا نفوذ کنی؟

19:16.208 --> 19:18.000
‫- آره
‫- اون اطلاعات...

19:18.000 --> 19:19.833
‫توی یه سرور ایزوله
‫توی یه اتاق فوق‌امن

19:19.833 --> 19:22.416
‫- واقعاً صداتو نمی‌شنوم
‫- توی یه طبقه‌ایه...

19:22.416 --> 19:25.500
‫که فقط برای رفتن به اون طبقه
‫باید مجوز امنیتی رده بالا داشته باشی

19:25.500 --> 19:27.875
‫اصلاً امکان نداره، همینطوری که نمی‌تونیم
‫ سرمونو بندازیم بریم اونجا

19:27.875 --> 19:31.041
‫توی کل سازمان فقط یه نفر هست
‫که از اون بانک داده استفاده می‌کنه

19:31.041 --> 19:33.000
‫- هاچ، ناسلامتی...
‫- اصلاً امکان نداره

19:33.000 --> 19:34.791
‫بحث سازمان سیاست

19:34.791 --> 19:36.250
‫یه مشت احمق نافهمن

19:36.250 --> 19:38.625
‫ما چشم‌بسته هم از پسش برمیایم

19:38.625 --> 19:40.958
‫ما از پسش برمیایم

19:40.958 --> 19:42.625
‫- میگی "ما"
‫- آره

19:42.625 --> 19:47.041
‫این ترس به دلم انداخت
‫منظورت شما سه‌تاست دیگه، نه؟

19:47.041 --> 19:50.125
‫آخه خیلی عجیب میشه اگر منو
‫توی هر مایی قاطی کنی

19:50.125 --> 19:53.083
‫از اونجایی که من منم
‫و اصلاً شماها رو نمی‌شناسم

19:53.083 --> 19:55.458
‫از اونجایی که به‌عمرم
‫هیچکدومتون رو ندیدم

19:55.458 --> 19:58.375
‫پس چرا باید بخوام
‫قاطی مای شما بشم؟

20:00.000 --> 20:01.500
‫چرا بهم خیره شدی؟

20:01.500 --> 20:03.625
‫تو بی‌پولی، و من دنبال مامورم

20:04.208 --> 20:06.541
‫لازم نیست زیادی پیچیده‌ش کنیم

20:08.708 --> 20:10.041
‫شنیدم تو استاد

20:10.041 --> 20:12.375
‫به‌دست آوردن اطلاعات حساس و آتویی

20:12.375 --> 20:14.375
‫خب پس حتماً اشتباهی به عرضت رسوندن

20:17.916 --> 20:20.208
‫خب، شاید یه چیزایی
‫در مورد بی‌بندوبارها بدونم

20:20.208 --> 20:21.791
‫از یه عده آتو می‌خوام

20:21.791 --> 20:25.416
‫فتیش‌هاشون، اعتیادهاشون
‫هوی‌ و هوس‌هاشون

20:25.416 --> 20:28.166
‫دو برابر اینو بده تا از اون
‫کثیف‌هاشو بذارم کف دستت، چطوره؟

20:29.708 --> 20:30.791
‫نوش

20:30.791 --> 20:33.166
‫- نوش
‫- اسلحه رو بذار کنار

20:41.125 --> 20:44.583
‫بانک سه هفته پیش
‫اینجا رو مصادره کرد

20:44.583 --> 20:47.541
‫فقط منتظر بودم
‫منو با اردنگی پرت کنن بیرون

20:47.541 --> 20:51.500
‫خب، میشه مردونگی کنی
‫و اینا رو برام ببری؟

20:54.833 --> 20:58.583
‫- سی‌و‌شش سال خدمت، ولی ادب و احترام صفر
‫- چی؟

20:58.583 --> 21:01.291
‫گفتم ادب و احترام صفره

21:03.208 --> 21:06.000
‫خب، بحث فقط ادب و احترام نیست

21:06.000 --> 21:07.600
‫خودت اینو می‌دونی

21:08.500 --> 21:11.083
‫یه روزی از همین روزا
‫متوجه میشن

21:11.083 --> 21:14.583
‫که نمی‌تونن اجازه بدن جاسوس‌های سابق
‫با اطلاعاتی که از سازمان دارن

21:14.583 --> 21:16.958
‫همینطور راست راست واسه خودشون بچرخن

21:16.958 --> 21:18.558
‫و میان سراغت

21:19.541 --> 21:21.166
‫و برای خوردن فوسیلی هم نمیان

21:21.166 --> 21:22.766
‫خیلی‌خب

21:26.958 --> 21:28.558
‫مشکلی نیست
‫خودم کیف‌هامو می‌ذارم

21:29.125 --> 21:30.791
‫مرتیکه‌ی بی‌ادب

21:34.916 --> 21:37.583
‫حتماً شوخیت گرفته

21:37.583 --> 21:39.708
‫این دیگه چه وضعشه؟

21:40.750 --> 21:42.916
‫واقعاً می‌تونیم
‫به اورلیک اعتماد کنیم؟

21:44.166 --> 21:45.958
‫نمی‌دونم

21:46.500 --> 21:48.958
‫و اون دو تا خوشگله

21:48.958 --> 21:51.041
‫از فازشون خوشم نمیاد

21:51.041 --> 21:54.333
‫مشخص نیست می‌خوان همدیگه رو بکشن
‫یا با همدیگه بخوابن

21:54.333 --> 21:57.041
‫آره. لامصب خیلی رو اعصابه

21:57.041 --> 21:59.250
‫خطریه. خیلی خطریه

21:59.250 --> 22:01.250
‫به‌شدت خطریه

22:01.250 --> 22:03.041
‫پس اگر مجبور شدیم...

22:03.041 --> 22:07.625
‫اگر نیاز شد، ما...

22:08.958 --> 22:10.541
‫طبق روال همیشه پیش میریم

22:10.541 --> 22:12.583
‫هوای خودمون رو داریم

22:12.583 --> 22:13.750
‫و همدیگه

22:13.750 --> 22:16.166
‫خودمون... خب... آره

22:16.166 --> 22:18.708
‫خودمون منظورم همدیگه هم هست دیگه

22:18.708 --> 22:20.416
‫خودمون یعنی جفتمون

22:20.416 --> 22:21.833
‫دارم سربه‌سرت می‌اندازم

22:21.833 --> 22:24.208
‫درستش "داری سر‌به‌سرم می‌ذاری"ـه

22:24.208 --> 22:26.291
‫- یا داری دستم می‌اندازی
‫- خفه‌شو بابا

22:26.291 --> 22:27.916
‫باشه

22:35.166 --> 22:38.250
‫سلین رور. ما مامورها بنجامین کش

22:38.250 --> 22:40.791
‫- و چارلز بنتم هستیم
‫- خوشبختم
‫« پنج سال پیش. مقر سازمان سیا »

22:40.791 --> 22:43.416
‫قراره مسئولیت بالاتری
‫توی سازمان بهت سپرده بشه

22:43.416 --> 22:45.791
‫قراره تا خرخره فرو بری تو هچل
‫پس خودتو آماده کن، مو چتری

22:45.791 --> 22:48.250
‫- موهام چتری نیست
‫- اسلایدها رو پخش کن

22:48.250 --> 22:49.666
‫بپا به روحیه‌ت ضربه نخوره، نسل زدی

22:49.666 --> 22:51.083
‫نسل هزاره‌م

22:51.083 --> 22:52.683
‫می‌دونی اینجا کجاست؟

22:53.291 --> 22:54.750
‫- نه اصلاً
‫- دارالمخزن

22:54.750 --> 22:57.750
‫ساختمون مجلس، مراکش

22:57.750 --> 22:59.875
‫قصر سیماس، لیتوانی

23:00.666 --> 23:04.541
‫- موزه‌ی کودکان، اسلو
‫- لامصب نمایشگاه پروانه بوده

23:04.541 --> 23:06.708
‫اینا کار یه تروریسته؟

23:06.708 --> 23:08.250
‫اینا کار همکار جدیدته

23:08.250 --> 23:10.583
‫جیمز هاچ

23:10.583 --> 23:11.958
‫یه مامور نمونه‌ست

23:11.958 --> 23:13.833
‫و یه عوضی نمونه‌ست

23:13.833 --> 23:15.750
‫- روانیه
‫- بلای آسمونیه

23:15.750 --> 23:19.000
‫لامصب بهترین فرشته‌ی مرگیه
‫که تابحال فرستادیم سراغ کثافت‌های دنیا

23:19.000 --> 23:22.125
‫خیلی کارآمده و کنترل کردنش هم خیلی سخته
‫اینجاست که پای تو میاد وسط

23:22.125 --> 23:23.375
‫که چیکار کنم؟

23:23.375 --> 23:25.000
‫به‌نظرمون با همدیگه خوب جور میشین

23:25.000 --> 23:27.708
‫که تمرکز و انضباط یادش بدی
‫از دستورات خوشش نمیاد

23:27.708 --> 23:30.458
‫پس قراره کمکش کنم
‫روی ماموریت تمرکز کنه

23:30.458 --> 23:32.625
‫- معلومه که قراره همین‌کارو بکنی
‫- که کارش به لاهه نکشه

23:32.625 --> 23:33.875
‫و کار ما هم به لاهه نکشه

23:33.875 --> 23:35.875
‫- ولی به ما جواب پس میدی
‫- به جفتمون

23:35.875 --> 23:37.166
‫- نه اون
‫- عمراً

23:37.166 --> 23:39.250
‫- و اگر یه موقع...
‫- که احتمالش هم زیاده

23:39.250 --> 23:40.750
‫یهویی زد جاده خاکی...

23:40.750 --> 23:42.291
‫کامل زد تو فاز بانی و کلاید

23:42.291 --> 23:45.500
‫باید بهمون قول بدی
‫که شرش رو کم می‌کنی

23:45.500 --> 23:47.208
‫- دخلشو میاری
‫- هرکاری ما میگیم می‌کنی

23:47.208 --> 23:49.541
‫- بدون تردید
‫- مشکلی نیست، خانم رور؟

23:49.541 --> 23:51.141
‫هماهنگی‌مون رو عشقه

24:08.750 --> 24:12.041
‫مامورهاشون توی فیلم‌ها همیشه
‫عین خانم و آقای اسمیت به‌تصویر کشیده میشن

24:12.041 --> 24:15.000
‫ولی تا جایی که من با سیا آشنام

24:15.000 --> 24:17.208
‫خب... یه مشت کله‌خر بیشتر نیستن

24:17.208 --> 24:18.833
‫ایشون هم نمونه‌ش

24:18.833 --> 24:20.541
‫وقتی بامزه‌بازی درمیاری
‫خیلی ناز میشی

24:20.541 --> 24:22.375
‫وقتی رمز و راز رو می‌زنی کنار

24:22.375 --> 24:24.166
‫چی می‌مونه؟

24:24.166 --> 24:26.083
‫یه هرزه‌ی دست‌و‌پا چلفتی
‫با یه حساب بانکی پر و پیمون

24:26.083 --> 24:29.250
‫وقتی عاشق کارت باشی
‫دیگه اسمش کار نیست

24:29.250 --> 24:32.166
‫خوب بود، و از شانس خوب‌مون
‫جلوی هرکدومتون یه هدفه

24:33.416 --> 24:36.125
‫خطای انسانیه، ولی قصد داریم از اونا

24:36.125 --> 24:37.725
‫نهایت استفاده رو ببریم

24:43.791 --> 24:45.391
‫« مدرسه‌ی ابتدایی سن‌وینچنزو »

24:48.708 --> 24:53.791
‫« فلیکس »

24:53.791 --> 24:55.916
‫« فلیکس »

25:15.583 --> 25:17.250
‫روز خوبی داشته باشی

25:18.250 --> 25:20.000
‫مثل همیشه خوشحال شدم دیدمت

25:22.958 --> 25:24.833
‫- پایه‌ست
‫- باشه

25:24.833 --> 25:26.333
‫- خوبه
‫- کارش هم خیلی درسته

25:26.333 --> 25:28.666
‫اگر زمانی دنبال
‫یه کارگر جنسی اوکراینی بودی

25:28.666 --> 25:30.250
‫خیلی توصیه‌ش می‌کنم

25:30.250 --> 25:32.000
‫البته خودم برای کار دیگه‌ای
‫ ازش استفاده کردم

25:32.000 --> 25:35.541
‫آها. اون کار دیگه
‫این بود که در ازای پول باهات بخوابه؟

25:35.541 --> 25:37.375
‫چطور جرات می‌کنی، برنارد؟

25:37.375 --> 25:39.000
‫نرخش چقدره؟

25:39.000 --> 25:40.625
‫معقوله

26:11.916 --> 26:13.916
‫تف توش، تف توش، تف توش

26:21.208 --> 26:23.666
‫باشه، خودم راه رفتن بلدم

26:23.666 --> 26:25.875
‫راهتو برو، انگلیسی کثیف

26:25.916 --> 26:29.083
‫« سازمان اطلاعات مرکزی
‫ایالات متحده‌ی آمریکا »

26:29.166 --> 26:31.375
‫« رُم، مقر اروپایی سیا »

26:42.375 --> 26:43.916
‫کمکی از دستم برمیاد؟

26:43.916 --> 26:45.833
دارن میان بهمون کمک کنن

26:45.833 --> 26:48.333
‫پشت این پناه بگیر

26:48.916 --> 26:50.625
‫چند لحظه بیشتر طول نمی‌کشه

26:50.625 --> 26:55.333
‫پنج، چهار، سه، دو، یک

26:55.333 --> 26:57.583
‫برید، برید! بخوابین زمین!

26:59.833 --> 27:02.041
‫- زانو بزنین!
‫- خیلی‌خب بابا، آروم بگیرین

27:02.041 --> 27:04.666
‫دست‌پر اومدیم واسه صلح
‫نادیا سین

27:04.666 --> 27:06.250
‫- و فرانک شارپ رو آوردیم
‫- فرانسیس

27:06.250 --> 27:07.291
‫یه نگاهی به پرونده‌ها بندازین

27:07.291 --> 27:09.125
‫- لانگی دنبالشونه (دفتر مرکزی سیا)
‫- هاچ، تو ترک‌خدمت کردی

27:09.125 --> 27:11.083
‫ترک‌خدمت چیه بابا
‫رفتم یه نیمچه‌ ماموریت انجام بدم برگردم

27:11.083 --> 27:12.791
‫- دستاتو بیار بالا تا ببینمشون
‫- به بنتم و کش بگین

27:12.791 --> 27:15.041
‫بیان بیرون. قراره معامله کنیم

27:15.041 --> 27:16.791
‫حق نداری چیزی بخوای، هاچ

27:16.791 --> 27:18.750
‫- نه با این شرایطت
‫- می‌خوایم برگردیم تو سازمان

27:18.750 --> 27:21.750
‫- دستاتو بیار بالا تا ببینمشون
‫- دستاتونو بیارین بالا! بیارین بالا!

27:21.750 --> 27:23.291
‫- تف توش بابا
‫- به‌خدا قسم...

27:23.291 --> 27:24.375
‫بخوابین زمین...

27:24.375 --> 27:28.291
‫- اسلحه! اسلحه داره
‫- اینقدر داد نزنین دیگه!

27:28.291 --> 27:29.458
‫منم اسلحه دارم

27:29.458 --> 27:32.208
‫همه‌مون اسلحه داریم
‫ولی قرار نیست شلیک کنیم، مگه نه؟

27:32.208 --> 27:33.791
‫- بخوابین زمین
‫- زود باش بندازش زمین

27:33.791 --> 27:35.125
‫کون لقت!

27:35.125 --> 27:37.041
‫- شلیک می‌کنما
‫- بخوابین زمین!

27:37.791 --> 27:39.416
‫بخواب زمین لعنتی!

27:39.416 --> 27:41.958
‫هی! بس کنین، نیومدن باهاتون معامله کنن

27:41.958 --> 27:43.125
‫اومدن اطلاعات بدزدن

27:43.125 --> 27:45.500
‫- چیکار داری می‌کنی؟
‫- یه تیر خالی می‌کنم

27:45.500 --> 27:47.708
‫تو اون صورت رنگ‌پریدتا، خفه‌خون بگیر!

27:47.708 --> 27:50.750
‫- زود باش بخواب زمین!
‫- داره بدجوری سرتون شیره می‌ماله!

27:50.750 --> 27:52.125
‫عجب دروغگوی کثیفی هستی تو

27:52.125 --> 27:53.625
‫دارم راستشو میگم. گوش کنین

27:53.625 --> 27:55.666
‫- اسلحه‌تو بنداز
‫- من یه دختر دارم، خب؟

27:55.666 --> 27:57.875
‫- ای خدا، شروع کرد
‫- یه دختر دارم و باید

27:57.875 --> 28:00.625
‫از این وضعیت خلاصش کنم
‫و باهاتون معامله می‌کنم

28:00.625 --> 28:02.625
‫میسون کین و برنارد اورلیک رو بهتون میدم

28:03.208 --> 28:05.500
‫به‌نظرت لانگلی حاضر نیست
‫برای گیر آوردنشون هرکاری بکنه؟

28:05.500 --> 28:08.708
‫فقط کافیه من و دخترم رو گم‌و‌گور کنین

28:10.666 --> 28:12.333
‫بنتم و کش رو خبر کنین

28:15.041 --> 28:16.750
‫بنتم و کش

28:16.750 --> 28:20.000
‫بنتم، آخرین باری که دیدمت
‫زیادی پاستیل ماری‌جوانا خورده بودی

28:20.000 --> 28:21.708
‫گوشه‌ی اتاق وحشت کرده بودی، یادته؟

28:21.708 --> 28:23.375
‫خیلی بچه‌ای

28:23.375 --> 28:25.750
‫مجبور شدی این همه‌راه تا این خراب‌شده بیای
‫تا ترفیع بگیری، آره؟

28:25.750 --> 28:27.583
‫مزه نپرون، بچه‌زرنگ

28:27.583 --> 28:29.416
‫چی شده اومدی دیدن‌مون، هاچ؟

28:29.416 --> 28:32.575
‫- پنج ماهه خبری ازت نبوده
‫- از وقتی بابت براگا قاطی کردی

28:32.633 --> 28:36.208
‫- با سرپرست امنیتی‌ت تماس نگرفتی
‫- با افسر عملیاتیت هم همینطور

28:36.208 --> 28:37.791
‫سوالی که پیش میاد اینه که...

28:37.791 --> 28:40.250
‫کدوم گوری بودی؟

28:40.250 --> 28:41.958
‫از دستورات سرپیچی کردی
‫و سعی کردی براگا رو بکشی؟

28:41.958 --> 28:44.458
‫بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها
‫لازم نیست آب‌روغن قاطی کنین

28:44.458 --> 28:47.041
‫واقعاً خیال می‌کنین اینقدر احمقم؟

28:47.041 --> 28:49.291
‫رفته بودم دنبال چیزی که میشه اسمشو گذاشت

28:49.291 --> 28:52.458
‫- ماموریت مستقل، و حالا هم برگشتم
‫- خیلی‌خب

28:52.458 --> 28:56.375
‫همراه نادیا سین و فرانک شارپ هم برگشتم
‫و اومدم بهتون تحویلشون بدم، قابلتونو نداشت

28:56.375 --> 28:58.500
‫- اولاً...
‫- هیچکس این شارپی که آوردی رو نمی‌شناسه

28:58.500 --> 29:00.166
‫- مفت نمی‌ارزه
‫- بی‌اهمیته

29:00.166 --> 29:01.541
‫تحلیل‌گرها مجبور شدن در موردش تحقیق کنن

29:01.541 --> 29:02.791
‫ولی بازم چیزی پیدا نکردن

29:02.791 --> 29:04.541
‫- اینقدر کارش درسته
‫- عه، واقعاً؟

29:04.541 --> 29:07.500
‫ام‌آی6، موساد، منتیکور

29:07.500 --> 29:11.458
‫طرف روش کار
‫ سازمان‌های اطلاعاتی بی‌شماری رو بلده

29:11.458 --> 29:14.166
‫ولی مطمئنم به‌ هر زوری که شده
‫از زیر زبونش می‌کشین بیرون

29:14.166 --> 29:16.500
‫نمی‌دونم چی بهتون گفتن، ولی...

29:16.500 --> 29:20.833
‫خب، رفته بودم کازینوی خیابون دین

29:20.833 --> 29:21.916
‫و نشسته بودم پای میز رولت

29:21.916 --> 29:25.875
‫پول هنگفتی برنده شده بودم
‫و نشستم کنار یه خانم خیلی خوشگل

29:25.875 --> 29:29.083
‫که گفت اسمش کامیلاست
‫و برای دولت کار می‌کنه

29:29.083 --> 29:31.916
‫اومدم و بی‌صبرانه منتظرم
‫دوباره مشغول کار بشم

29:31.916 --> 29:33.250
‫خب، چه ماموریتی واسم دارین؟

29:33.250 --> 29:34.916
‫آخه می‌دونی چیه، هاچ؟

29:34.916 --> 29:36.583
‫الان دشمن کشور حساب میشی

29:36.583 --> 29:38.041
‫خائنی

29:38.041 --> 29:39.666
‫از نظر لانگلی

29:39.666 --> 29:41.250
‫یه جاسوس دوجانبه‌ای
‫که برای آدم بدها کار می‌کنه

29:41.250 --> 29:44.916
‫- چی؟
‫- و نادیا سین هم داره همینو میگه

29:47.458 --> 29:49.250
‫خیلی جرات داشتی اومدی اینجا

29:49.250 --> 29:52.500
‫اگر هنوزم سازمانی بود که بخوای
‫بهش نارو بزنی، می‌گفتم نقشه‌ت همینه

29:52.500 --> 29:54.583
‫بگو ببینم، چطوری با
‫هاچ و رور هم‌کاسه شدی؟

29:54.583 --> 29:58.458
‫این بخش طولانی و حوصله‌سربر داستانه
‫و وقت‌مون داره تموم میشه

29:58.458 --> 30:00.458
‫لطفاً باور کن دارم راستشو میگم

30:00.458 --> 30:02.250
‫- از کجا مطمئن باشم؟
‫- نمی‌تونی مطمئن باشی

30:02.250 --> 30:04.875
‫ولی میسون کین
‫و برنارد اورلیک رو بهتون تحویل میدم

30:04.875 --> 30:06.416
‫در ازای چی؟

30:06.416 --> 30:08.916
‫من و دخترم رو برای همیشه گم‌و‌گور کنین

30:10.458 --> 30:13.166
‫قبول کن دیگه
‫وگرنه میدمشون به چینی‌ها

30:13.166 --> 30:15.083
‫منو یاد یه نفر می‌اندازی

30:15.083 --> 30:17.833
‫منو یاد عموم می‌اندازی

30:17.833 --> 30:19.833
‫آدم... حوصله‌سربری بود

30:19.833 --> 30:22.291
‫هیچکس دلش نمی‌خواست
‫باهاش بخوابه

30:22.291 --> 30:24.708
‫برای همین مجبور بود
‫بره دیدن فاحشه‌ها

30:24.708 --> 30:27.500
‫اون شب ویاگرا خورده بودم
‫برای همین میشه گفت

30:27.500 --> 30:29.875
‫خیلی شاد و شنگول بودم

30:30.375 --> 30:31.666
‫کاترین هستم بفرمایید

30:31.666 --> 30:34.083
‫خانم دلانی، لئون برزی هستم
‫از سن‌وینچنزو تماس می‌گیرم

30:34.458 --> 30:36.083
‫چی شده؟

30:36.083 --> 30:40.958
‫همه‌چی مرتبه، ولی فلیکس
‫موقع بارفیکس زدن خورده زمین

30:41.500 --> 30:42.583
‫وای خدا

30:42.583 --> 30:45.083
‫فکر می‌کنیم احتمالاً دستش شکسته

30:45.083 --> 30:48.416
‫داریم می‌بریمش اورژانس سن‌جیووانی

30:48.416 --> 30:51.041
‫وای خدا. دارم میام
‫سریع خودمو می‌رسونم

30:51.041 --> 30:52.641
‫خیلی ممنونم، خانم

31:00.333 --> 31:02.125
‫بریم سراغ حقیقت، باشه؟

31:02.125 --> 31:03.958
‫آره، اینقدر مسخره‌بازی درنیار

31:03.958 --> 31:06.791
‫باشه. اولش یه لیوان قهوه بهم میدین؟

31:06.791 --> 31:08.500
‫حقیقت رو بهم بگو

31:08.500 --> 31:11.000
‫وگرنه به معنای واقعی می‌رینم تو دهنت

31:11.916 --> 31:13.916
‫یه لیوان قهوه‌ی کوفتی براش بیارین

31:18.208 --> 31:20.125
‫خیلی‌خب چاک
‫می‌خوای حقیقت رو بدونی؟

31:20.125 --> 31:21.833
‫از خدامه حقیقت رو بدونم، هاچ

31:21.833 --> 31:23.433
‫حقیقت اینه

31:25.291 --> 31:29.750
‫این یک سال اخیر فشار زیادی
‫به سلامت روانم آورده

31:29.750 --> 31:31.333
‫ای خدا

31:31.333 --> 31:33.041
‫واسه این مزخرفات وقت ندارم

31:33.041 --> 31:36.375
‫داشتم با پرواز قطری، از آخرین ماموریتم
‫از دمشق برمی‌گشتم

31:36.375 --> 31:40.083
‫و داشتم "بهترین هتل
‫خارجی ماریگولد" رو می‌دیدم

31:40.083 --> 31:43.166
‫و یهویی زدم زیر گریه

31:43.750 --> 31:46.250
‫شاید با خودتون بگین، مگی اسمیت

31:46.250 --> 31:49.208
‫با جودی دنچ، حتماً فیلم احساسی بوده
‫ولی بخاطر این نبود

31:49.208 --> 31:52.500
‫وضعم خیلی خراب بود
‫سه روز تمام گریه‌م بند نیومد

31:54.500 --> 31:56.458
‫عه، برای من آوردی؟

31:56.458 --> 31:58.041
‫ممنون

31:58.041 --> 32:01.250
‫لانگلی ردت رو از سوریه به دالاس گرفت
‫و بعد آب شدی رفتی توی زمین

32:01.250 --> 32:02.500
‫تمام وسایل ارتباطیت رو

32:02.500 --> 32:04.541
‫توی دستشویی رستوران فرودگاه ول کردی

32:04.541 --> 32:07.083
‫خب، بعد از اون وضع خرابم
‫باید یکم واسه خودم وقت می‌ذاشتم

32:07.083 --> 32:08.666
‫خب کجا رفتی؟

32:08.666 --> 32:10.791
‫خب...

32:10.791 --> 32:12.750
‫معلومه، بلیز

32:12.750 --> 32:16.041
‫برای همین پا شدم رفتم
‫یه آرامش‌کده‌ی عرفانی

32:16.041 --> 32:18.250
‫تا یه ماه بشینم
‫حسابی خودمو سبک سنگین کنم

32:18.250 --> 32:21.291
‫شاید بشه گفت
‫همچین چیزی ازم بعیده

32:21.291 --> 32:23.875
‫ولی درمونده شده بودم
‫و دنبال جواب سوالاتم بودم

32:23.875 --> 32:26.333
‫حاضر بودم هرچیزی رو امتحان کنم، یوگا

32:26.333 --> 32:28.083
‫گیاه‌خواری، آیواسکا

32:28.666 --> 32:31.125
‫حتی یه کتاب وامونده خوندم

32:31.125 --> 32:33.458
‫تابحال سعی کردی کتاب بخونی، کش؟

32:33.458 --> 32:35.916
‫یه شب توی یه حمام صوتی دراز کشیده بودم

32:35.916 --> 32:38.875
‫و غرق ناخوداگاه خودم شده بودم

32:38.875 --> 32:44.541
‫یهویی یه صدایی شنیدم که می‌گفت
‫"جواب در غروب نهفته‌ست"

32:51.791 --> 32:54.875
‫و جوری بود که انگار
‫ناخوداگاه جهانی اومد سراغم

32:54.875 --> 32:57.250
‫و یه انگشت فرو کرد توی سوراخ باسنم

32:57.250 --> 32:58.666
‫سین و شارپ رو هم

32:58.666 --> 33:01.375
‫از سوراخ باسن انگشت‌شده‌ت کشیدی بیرون؟

33:01.375 --> 33:03.833
‫توی خیابون‌های بلیز دیدمشون

33:04.875 --> 33:07.458
‫باورتون میشه؟

33:07.458 --> 33:09.666
‫آره، وقتی داشتم قدم می‌زدم
‫و آبجو می‌خوردم

33:09.666 --> 33:13.833
‫و غریزه‌م یهویی زد بالا
‫و می‌دونستم باید دستگیرشون کنم

33:13.833 --> 33:15.500
‫سین رو با بطری آبجو بیهوش کردم

33:15.500 --> 33:17.791
‫ای خدا، خانم، دارم اونا رو
‫دو دستی تقدیم‌تون می‌کنم

33:17.791 --> 33:19.958
‫و دارین خرابش می‌کنین
‫وقتمون تموم شده

33:19.958 --> 33:21.458
‫معامله‌ی کوفتی رو قبول کنین دیگه

33:21.458 --> 33:26.250
‫و وقتی داشتم لباس‌های شارپ رو تا می‌کردم
‫درحالی‌که لباس‌هاش تنش بود

33:26.250 --> 33:27.875
‫دیدم چطور ذره ذره پلک‌هاش اومد پایین

33:30.125 --> 33:34.541
‫خیلی‌خب، الان چیزی که
‫لازم دارم رو برمی‌دارم

33:36.041 --> 33:37.958
‫و یهویی به فکرم رسید که...

33:39.916 --> 33:41.375
‫این غروب منه

33:41.375 --> 33:45.541
‫و برای اولین بار از وقتی که
‫جودی دنچ رو توی اون هتل ماریگولد دیدم...

33:45.541 --> 33:47.625
‫احیاناً گوش‌گیر که ندارین، دارین؟

33:47.625 --> 33:50.000
‫دوباره تونستم لبخند بزنم

33:50.000 --> 33:52.125
‫و فهمیدم...

33:52.125 --> 33:55.625
‫که بخاطر همین متولد شدم

34:02.250 --> 34:03.833
‫عجب داستانی

34:03.833 --> 34:05.708
‫مورمور شدم

34:05.708 --> 34:07.375
‫ولی بنتم یادش رفت بگه

34:07.375 --> 34:10.416
‫مامورها توی فرانسه هم دیدنت

34:10.416 --> 34:11.791
‫ولی توی بلیز دیده نشدی

34:11.791 --> 34:13.916
‫پس 1000 درصد مطمئنیم

34:13.916 --> 34:15.500
‫که این داستانی

34:15.500 --> 34:19.458
‫که برامون تعریف کردی
‫صددرصد و بدون‌شک چرنده

34:19.458 --> 34:20.541
‫خیلی‌خب بچه‌ها

34:20.541 --> 34:22.375
‫مچم رو گرفتین، آره...

34:22.375 --> 34:23.750
‫خب، ببینین...

34:23.750 --> 34:25.125
‫کمک لازم دارم
‫وضعم خیلی خرابه

34:25.125 --> 34:26.916
‫برای همین اومدم اینجا

34:26.916 --> 34:30.500
‫قراره مستقیم برت گردونیم آمریکا. تف توش

34:32.500 --> 34:34.100
‫وای خدا

34:36.916 --> 34:39.333
‫توی شرایطی نیستی که بخوای
‫درخواستی داشته باشی، فهمیدی؟

34:39.333 --> 34:41.958
‫- چرا هستم، توی همچین شرایطی هستم
‫- از چه نظر؟

34:41.958 --> 34:44.500
‫آخ! لعنتی!

34:44.500 --> 34:46.666
‫چقدر دیگه مونده؟

34:46.666 --> 34:48.625
‫ده ثانیه‌ی دیگه

34:48.625 --> 34:50.791
‫وگرنه مغزشون به فنا میره

34:50.791 --> 34:54.583
‫خب پس، گمونم قراره قهوه‌مو تموم کنم
‫و بزنم به چاک

34:56.708 --> 35:01.333
‫سه، چهار، پنج، هشت، هشت
‫یک، دو، سه، نه، پنج، شش

35:01.333 --> 35:03.000
‫♪ سه، چهار، پنج، هشت ♪

35:03.000 --> 35:04.875
‫♪ هشت، یک، دو، سه، نه، پنج، شش ♪

35:05.958 --> 35:07.771
‫♪ سه، چهار، پنج، هشت، هشت ♪

35:07.772 --> 35:09.583
‫♪ یک، دو، سه، نه، پنج، شش ♪

35:09.583 --> 35:11.183
‫♪ سه، چهار، پنج، هشت، هشت، یک، دو، سه ♪

35:11.750 --> 35:13.208
‫♪ چهار، پنج، هشت، هشت، یک، دو ♪

35:13.208 --> 35:16.125
‫- ببخشید رفیق. اینو بده بیاد
‫- نزدیکم نشو

35:16.125 --> 35:18.458
‫فعلاً رفقا

35:23.625 --> 35:25.225
‫چقدر بدهکاری؟

35:25.875 --> 35:29.375
‫مثلاً دویست هزار دلار؟

35:30.458 --> 35:31.583
‫چهارصد هزار دلار

35:31.583 --> 35:33.833
‫پشمام

35:33.833 --> 35:38.666
‫و مطمئنم کسایی که بهشون بدهکاری
‫آدمای چندان دل‌رحمی نیستن

35:38.666 --> 35:40.666
‫مطمئنم خیلی بدذاتن

35:40.666 --> 35:43.250
‫آره. خیلی بدذاتن

35:43.750 --> 35:46.708
‫اگر بهت بگم
‫می‌تونم پولی که می‌خوای رو بهت بدم چی؟

35:46.708 --> 35:48.208
‫ولی...؟

35:48.208 --> 35:51.166
‫ولی در ازاش یه کاری ازت می‌خوام

35:51.666 --> 35:53.083
‫چه کاری؟

35:53.083 --> 35:55.708
‫فقط یه لیوان قهوه می‌خوام

35:56.708 --> 35:59.583
‫- یه لیوان قهوه‌ی کوفتی براش بیارین
‫- شنیدی که چی گفت

36:05.583 --> 36:08.416
‫سه روز تمام گریه‌م بند نیومد

36:08.416 --> 36:10.000
‫عه، برای من آوردی؟

36:10.000 --> 36:11.600
‫ممنون

36:17.708 --> 36:22.833
‫کُـد آبی! کُـد آبی! کُـد آبی!

36:28.250 --> 36:31.166
‫باید معامله رو قبول می‌کردین

36:31.166 --> 36:32.875
‫تف توش، کارت شناساییم رو برد

36:32.875 --> 36:34.475
‫درو باز کن، تونی

36:46.541 --> 36:48.625
‫- خوبی؟
‫- آره خوبم

36:49.125 --> 36:52.375
‫چرا یهویی زدی تو فاز لو دادن همه
‫و گفتن اینکه ما یه نقشه‌ای داریم؟

36:52.375 --> 36:53.958
‫قرارمون این نبود

36:53.958 --> 36:56.708
‫خیلی اوضاع داغون بود
‫هیچکس حرفتو باور نمی‌کرد

36:56.708 --> 36:58.308
‫مجبور شدم فی‌البداهه یه حرکتی بزنم

36:59.375 --> 37:00.975
‫بهمون نارو زدی

37:04.750 --> 37:07.250
‫من به هرکس فقط یه فرصت میدم

37:09.916 --> 37:11.516
‫ای خدا، هاچ

37:16.666 --> 37:18.083
‫مظنون تیر خورده

37:18.083 --> 37:19.541
‫تیم پزشکی بفرستین

37:19.541 --> 37:20.916
‫هاچ توی بخش شرقیه

37:20.916 --> 37:24.416
‫داره... داره میره سمت کتابخونه

37:24.416 --> 37:26.333
‫هیچکس اجازه نده
‫از این ساختمون خارج بشه

37:28.291 --> 37:29.891
‫هاچ!

37:31.000 --> 37:32.600
‫هاچ!

38:03.101 --> 38:23.101
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
