WEBVTT

00:14.000 --> 00:15.500
‫« آنچه در سیتادل گذشت… »

00:15.916 --> 00:18.333
‫خب، تو و شوهرت چطوری با هم آشنا شدید؟

00:18.416 --> 00:21.883
‫من درمان حافظه‌ام رو توی اون بیمارستان
‫شروع کردم؛ کایل هم توی همون برنامه بود

00:21.958 --> 00:23.267
‫موقع نابودی سیتادل

00:23.291 --> 00:24.559
‫به شاگردم، کارتر اسپنس،
‫دستور دادم

00:24.583 --> 00:25.958
‫کیف رو مخفی کنه

00:26.041 --> 00:27.833
‫میگه فقط با همین فناوری میشه

00:27.916 --> 00:29.142
‫مأمورهای سیتادلی که
‫شاید هنوز زنده باشن رو پیدا کرد

00:29.166 --> 00:30.517
‫واقعاً شرمنده

00:30.541 --> 00:32.166
‫- تو نادیا هستی
‫- نه

00:32.250 --> 00:33.708
‫تو هم مثل من جاسوسی

00:33.791 --> 00:35.625
‫این که…

00:35.708 --> 00:37.000
‫تویی

00:37.083 --> 00:38.833
‫اگه برم خونه، پیدام می‌کنن

00:38.916 --> 00:40.684
‫کارشون رو می‌سازم.
‫اینطوری از خانوادم حفاظت می‌کنم.

00:40.708 --> 00:42.666
‫دختره رو پیدا کردم.
‫همه‌چیو یادشـه.

00:42.750 --> 00:44.541
‫- دختره رو؟
‫- آره

00:44.625 --> 00:46.208
‫اسمش نادیاست

00:46.291 --> 00:47.916
‫حالت خصوصی فعال شد

00:48.331 --> 00:49.691
‫« محموله در چه حالـه؟ »

00:50.350 --> 00:51.041
‫دیگه از چی خبر داشت؟

00:51.125 --> 00:52.050
‫چیزهای زیادی نمی‌دونست

00:52.125 --> 00:53.625
‫قال این قضیه رو می‌کَنیم

00:53.708 --> 00:55.208
‫بعد برمی‌گردم پیش‌تون، باشه؟

00:55.291 --> 00:56.583
‫از اون برام بگو

00:56.666 --> 00:58.375
‫- از کی؟
‫- میسون، اون کی بود؟

00:58.458 --> 01:00.375
‫نمی‌دونم. اونقدرا صمیمی نبودیم

01:00.458 --> 01:02.358
‫- رابطه‌مون هیچ‌وقت شخصی نشد
‫- هیچ‌وقت؟

01:03.750 --> 01:06.958
‫کین، تعجب می‌کنم که تو هنوز زنی رو

01:07.041 --> 01:10.708
‫دوست داری که سیتادل رو به زانو در آورد

01:10.791 --> 01:12.271
‫ارسال تموم شد.
‫بیا بیرون.

01:12.333 --> 01:13.517
‫چی داری میگی؟

01:13.541 --> 01:14.861
‫کار دوست‌دخترت، نادیا، بود

01:14.916 --> 01:15.708
‫کار تو بود؟

01:17.500 --> 01:18.750
‫بریلـه، درستـه؟

01:18.833 --> 01:20.113
‫زنی که عاشقشی زنده‌ست

01:21.208 --> 01:23.083
‫- نه
‫- اسمش اَبیـه،

01:23.166 --> 01:25.000
‫و با میسون کین ازدواج کرده

01:26.083 --> 01:29.125
‫مأمور کارتر اسپنس هستم

01:29.208 --> 01:30.559
‫نیروهای منتیکور دارن میان

01:30.583 --> 01:32.416
‫این احتمالاً آخرین پیاممـه

01:32.500 --> 01:34.166
‫لعنتی

01:34.250 --> 01:36.000
‫می‌دونم کجاست

01:47.080 --> 01:49.830
‫« مراکش »

01:51.370 --> 01:54.120
‫« سایت سیاه منتیکور »

02:26.333 --> 02:28.213
‫پس قراره یه عده رو بکُشیم؟

02:28.291 --> 02:31.041
‫اولین بارت نیست، عشقم

02:31.125 --> 02:32.791
‫حالا بیا

02:41.708 --> 02:43.833
‫میرم بخش ۴

02:55.291 --> 02:56.666
‫آژیرو بزن!

03:03.208 --> 03:04.333
‫پناه بگیر!

03:09.833 --> 03:12.041
‫تیرهام تموم شد! پوششم بده!

03:28.125 --> 03:29.125
‫منو پوشش بده!

03:47.958 --> 03:49.708
‫گندش بزنن!

04:20.333 --> 04:22.125
‫یا اینکه من تو رو پوشش میدم

04:49.583 --> 04:50.708
‫میسون؟

04:50.791 --> 04:52.666
‫کارتر

04:52.750 --> 04:54.875
‫از اینجا خلاصت می‌کنیم

04:54.958 --> 04:56.083
‫بریم

04:56.166 --> 04:57.375
‫جلو نیاید

05:01.791 --> 05:03.125
‫کار تو بود

05:05.541 --> 05:07.083
‫چی کار من بود؟

05:08.007 --> 05:16.007
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

06:17.475 --> 06:22.475
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن »

06:28.500 --> 06:32.500
‫« پاریس »
‫« ۱۰ سال پیش »

06:32.750 --> 06:34.916
‫خب، تا حالا که خوش گذشته

06:35.000 --> 06:38.291
‫آره. پاریس همیشه خوش می‌گذره

06:38.375 --> 06:39.833
‫همیشه؟

06:39.916 --> 06:41.291
‫محاله فکر کنی

06:41.375 --> 06:43.017
‫جز تو با هیچ مرد دیگه‌ای نیومدم پاریس

06:43.041 --> 06:44.916
‫نه، ولی دیشب مشخصاً…

06:45.000 --> 06:46.916
‫از خفن‌ترین شب‌ها بود

06:47.000 --> 06:49.000
‫از خفن‌ترین شب‌ها

06:49.083 --> 06:51.416
‫جزو ۵ تا شب خفنم

06:51.500 --> 06:52.966
‫اون ۴ شب دیگه چی؟
‫با جاسوس‌ها بودی؟

06:53.041 --> 06:56.208
‫بیخیال، کین.
‫من روابطم رو واسه بقیه تعریف نمی‌کنم.

06:56.291 --> 06:58.666
‫مگه خیلی دووم میارن؟

06:58.750 --> 07:00.750
‫اصلاً و ابداً

07:00.833 --> 07:02.583
‫تا حالا عاشق شدی؟

07:03.916 --> 07:05.541
‫این دیگه چجور سؤالیـه؟

07:05.625 --> 07:07.375
‫یه سؤال صادقانه

07:09.416 --> 07:10.583
‫نشدم

07:13.250 --> 07:15.041
‫از من می‌ترسی؟

07:15.125 --> 07:17.375
‫آخه چرا باید ازت بترسم؟

07:17.458 --> 07:19.583
‫- چون دارم چهره‌ی واقعیت رو می‌بینم
‫- جداً؟

07:19.666 --> 07:21.250
‫پشت نقابت رو می‌بینم

07:21.333 --> 07:24.166
‫- کدوم نقاب؟
‫- صد تا نقاب داری

07:25.750 --> 07:27.550
‫اون‌وقت چرا باید به‌خاطرش ازت بترسم؟

07:28.916 --> 07:30.666
‫فعلاً نمی‌دونم

07:37.208 --> 07:39.875
‫می‌خوام یه مأمور سطح یک به تیم اضافه کنم

07:39.958 --> 07:41.666
‫گریس موافقت کرد

07:41.750 --> 07:43.708
‫- کِی موافقت کرد؟
‫- امروز صبح

07:43.791 --> 07:45.666
‫امروز صبح با گریس حرف زدی؟

07:45.750 --> 07:49.041
‫خودت که می‌دونی من به‌جز این
‫مأموریت‌های دیگه‌ای هم دارم، مگه نه؟

07:49.125 --> 07:51.416
‫- من کجا بودم؟
‫- نمی‌دونم

07:51.500 --> 07:53.166
‫نون ساندویچی می‌خوردی؟

07:53.250 --> 07:55.291
‫عاشق می‌شدی؟

07:55.375 --> 07:56.583
‫دختره حرف نداره

07:56.666 --> 07:58.416
‫تازه، لازمش هم داریم

07:58.500 --> 08:00.000
‫توی تیم براوو مافوقش بودم

08:00.083 --> 08:02.166
‫می‌خوای آرزوش رو برآورده کنی؟

08:03.208 --> 08:05.291
‫مثل چشم‌هام بهش اعتماد دارم

08:05.375 --> 08:06.800
‫تازه یه‌بار هم جونم رو نجات داد

08:06.875 --> 08:11.083
‫اسمش سلست گراهامـه،
‫عاشقش میشی

08:11.166 --> 08:14.416
‫خب، اگه از دوست‌هاتـه،
‫مطمئنم ازش متنفر میشم

08:18.910 --> 08:22.500
‫« مقر سیتادل »

08:22.750 --> 08:25.041
‫خب، دیر و زود شاید،

08:25.125 --> 08:27.750
‫- ولی سوخت و سوز نداشت
‫- واقعاً؟

08:27.833 --> 08:29.633
‫- ایشون مأمور سطح یک جدیدمونـه؟
‫- اوهوم

08:29.708 --> 08:31.666
‫میسون، ایشون سلست گراهامـه

08:31.750 --> 08:33.666
‫تو همونی که
‫جون نادیا رو نجات داد

08:33.750 --> 08:36.000
‫درسته

08:36.083 --> 08:38.083
‫بهم گفته عاشقت میشم

08:39.250 --> 08:40.791
‫عمراً بشی

08:42.950 --> 08:44.000
‫« اولین روز مأموریت »

08:44.083 --> 08:45.875
‫از پسش برمیاد

08:45.958 --> 08:47.000
‫نمیاد

08:47.083 --> 08:48.541
‫خودم اینجا نشستم‌ها

08:48.625 --> 08:51.958
‫دسترسی سطح یکش همین ۳۶ ساعت پیش
‫صادر شده، درسته؟

08:52.041 --> 08:54.341
‫بیخیال، میسون.
‫می‌خوای یه هفته ازش بیگاری بکِشی؟

08:54.416 --> 08:55.833
‫معاشقه‌ی جنابعالی این‌طوریـه؟

08:55.916 --> 08:58.375
‫اندرز و داویک رئیس
‫یه سازمان مجرمانه‌ی خشنن

08:58.458 --> 09:00.666
‫- می‌شناسم‌شون
‫- بعید می‌دونم

09:00.750 --> 09:02.333
‫برادرهای سیلژ توی آمستردام

09:02.416 --> 09:03.696
‫زیرزمین شهر دستشونـه

09:03.750 --> 09:06.000
‫قاچاق مواد، معامله‌ی اسلحه،
‫تأمین فاحشه

09:06.083 --> 09:07.833
‫گسترش کارشون رو شروع کردن

09:07.916 --> 09:10.291
‫داویک بزن‌بهادر سازمانـه،
‫اندرز هم مغز متفکرش

09:10.375 --> 09:11.791
‫اندرز خیلی خطرناک‌تره

09:11.875 --> 09:14.375
‫طرف دانش‌آموخته‌ی کمبریجـه؛
‫فناوری جنگی می‌سازه

09:14.458 --> 09:16.083
‫و به برنده‌ی مزایده می‌فروشدش

09:16.166 --> 09:17.583
‫اخیراً بخشی از

09:17.666 --> 09:19.958
‫نقشه‌ی سلاح جدیدش به دست‌مون رسیده

09:20.041 --> 09:21.916
‫اسمش رو گذاشته کلید آز

09:22.000 --> 09:23.916
‫- کلید آز؟
‫- اگه تکمیلش کنه،

09:24.000 --> 09:26.875
‫کلید آز قابلیت هک
‫تمام زیرساخت‌های یه کشور رو داره

09:26.958 --> 09:31.125
‫حمل‌ و نقل‌، خدمات اضطراری،
‫ارتش و تسلیحات

09:31.208 --> 09:33.125
‫می‌تونن باهاش کل کشور رو گروگان بگیرن

09:33.208 --> 09:34.583
‫نگو امکان نداره

09:34.666 --> 09:36.333
دلش می‌خواد بگی امکان نداره

09:36.416 --> 09:37.833
‫امکان نداره

09:37.916 --> 09:39.833
‫فقط یه مزرعه‌ی سرور

09:39.916 --> 09:42.175
‫به اندازه‌ی ایالت‌ نیوهامشایر
‫برای تأمین قدرت محاسباتیش لازمـه

09:42.250 --> 09:44.101
‫حالا بماند که داده‌های منبعش که…

09:44.125 --> 09:46.267
‫اگه درست متوجه شده باشم،
‫رسماً همه‌چیزه…

09:46.291 --> 09:48.216
‫خودش میلیاردها ترابایت داده رو دربرمی‌گیره

09:48.291 --> 09:50.059
‫پس گمونم واسه ذخیره‌ی
‫تمام اون داده‌های صفر و یکی

09:50.083 --> 09:51.541
‫باید کل ماساچوست رو صاحب بشه

09:51.625 --> 09:53.333
‫پس، اگه آمستردام

09:53.416 --> 09:54.976
‫چند صد برابر بزرگتر از
‫چیزی که یادمه نشده باشه،

09:55.000 --> 09:57.875
‫رفیق‌تون اندرز راه دور و درازی
‫تا تکمیل کلید آزش داره

09:57.958 --> 09:59.458
‫باهوشـه

09:59.541 --> 10:00.976
‫- از تو باهوش‌تره
‫- ولی اشتباه می‌کنه

10:01.000 --> 10:02.750
‫اشتباه نمی‌کنم

10:02.833 --> 10:04.591
‫در اشتباهی،
‫ولی با حرف‌هات آدم رو متقاعد می‌کنی

10:04.666 --> 10:06.291
‫واسه همین معرکه‌ست

10:06.375 --> 10:08.916
‫تازه… یه برادر دوقلو هم داره

10:09.000 --> 10:10.333
‫عین اندرز

10:10.416 --> 10:12.041
‫یه برادر هم داری؟

10:12.125 --> 10:13.875
‫- دیوید
‫- با هم صمیمی هستید؟

10:13.958 --> 10:16.291
‫- با تمام وجودم ازش متنفرم
‫- پس صمیمی‌اید

10:16.375 --> 10:17.916
‫از هم جدا نمیشیم

10:18.000 --> 10:19.875
‫- پس حق با منـه
‫- همچین حرفی نزدم

10:19.958 --> 10:21.550
‫هیچ‌وقت نمی‌زنی،
‫ولی من همیشه درست میگم

10:21.625 --> 10:24.625
‫قبلاً به دار و دسته‌ی عهدبانان نفوذ کردم

10:24.708 --> 10:26.184
‫- چند وقت؟
‫- ۳ هفته

10:26.208 --> 10:28.375
‫۳ هفته

10:28.458 --> 10:31.675
‫توی تیم براوو چی درمورد نفوذ
به باند جنایتکارها از نادیا یاد گرفتی؟

10:31.750 --> 10:33.583
‫ازش یاد گرفتم راز نفوذ اینـه که

10:33.666 --> 10:35.166
دست از دروغت برنداری

10:35.250 --> 10:38.916
‫از نظر نادیا جاسوس خوب
‫باید قشنگ دروغ بگه

10:39.000 --> 10:41.583
‫- صد البته
‫- نه

10:41.666 --> 10:43.916
‫جاسوس خوب باید حقیقت رو بگه

10:47.166 --> 10:50.791
‫ولی قبلش،
‫نباید اثری از خود واقعی‌ات بمونه

10:52.330 --> 10:54.910
‫«سومین روز مأموریت»

10:57.291 --> 10:58.958
‫باید وقتی تو آینه نگاه می‌کنی،

10:59.041 --> 11:01.750
‫یه آدم دیگه رو روبروی خودت ببینی

11:08.080 --> 11:09.910
‫« آمستردام »

11:10.000 --> 11:13.166
‫اندرز توی مِیخونه‌ی آیرن‌سایده

11:13.250 --> 11:17.541
‫جزو جاهاییـه به کمک برادرش
‫باهاش پول‌شویی می‌کنن

11:25.333 --> 11:28.416
‫یه مهندس اینجا داریم؛
‫حتماً دیوونه‌ای

11:28.500 --> 11:29.940
‫عمراً دور و برت بیام

11:32.875 --> 11:34.625
‫من اندرزم

11:36.041 --> 11:38.666
‫- من هم بریلم
‫- بریل

11:44.375 --> 11:47.166
‫ذهنت رو درگیر این نکن که
‫اندرز عاشقت میشه یا نه

11:47.250 --> 11:49.000
‫خودت باید عاشقش بشی

11:49.083 --> 11:53.375
‫خصلت‌های خوبش رو پیدا کن و
‫عاشق‌شون شو، تا واقعی باشه

12:00.160 --> 12:02.660
‫«۱۹ اُمین روز مأموریت »

12:07.708 --> 12:10.166
‫وقتی مأمور نفوذی هستی،
‫نباید دروغ بگی

12:10.250 --> 12:12.208
‫آدم‌هایی مثل اندرز و داویک مثل آب‌خوردن

12:12.291 --> 12:14.841
‫متوجه دروغ‌هات میشن.
‫اون‌وقتـه که زنده به گورت می‌کنن.

12:16.958 --> 12:21.625
‫تا خودت دروغ‌هات رو باور نکنی،
‫اونها هم باورشون نمی‌کنن

12:23.125 --> 12:25.341
‫تک‌تک حرف‌هایی که بهشون می‌زنی
‫باید برات تبدیل به حقیقت بشن

12:25.416 --> 12:28.000
‫باید به خودت دروغ بگی

12:28.500 --> 12:31.120
‫« ۴۶اُمین روز مأموریت »

12:32.625 --> 12:35.541
‫مأموریت اینـه که هر اطلاعاتی می‌تونی
‫درمورد کلید آز جمع کنی

12:35.625 --> 12:37.791
‫هر کاری که لازمـه بکن

12:37.875 --> 12:39.425
‫تا جایی که می‌تونی بهش نزدیک شو

12:57.125 --> 13:01.791
‫ملودی قشنگیـه.
‫داری آهنگ جدید می‌سازی؟

13:01.875 --> 13:04.458
‫دارم تلاشم رو می‌کنم

13:04.541 --> 13:06.541
‫تو چی؟
‫خودت چی درست می‌کنی؟

13:06.625 --> 13:09.500
‫خودت که دیدی بارها واسه اون

13:09.583 --> 13:12.708
‫کُد نوشتم

13:12.791 --> 13:14.541
‫چی هست حالا؟

13:14.625 --> 13:16.750
‫تا از کی بپرسی

13:18.125 --> 13:20.208
‫خودت می‌خوای چی بشه؟

13:21.875 --> 13:24.500
‫من فقط تو رو می‌خوام

13:24.583 --> 13:26.541
‫منو که داری

13:28.000 --> 13:30.333
‫قسمت سخت ماجرا اینه که
‫وظیفه‌ات رو یادت بمونه

13:30.416 --> 13:32.416
‫یادت بمونه که
‫این زندگی اصلیت نیست

13:37.291 --> 13:38.708
‫من نمی‌ذارم یادت بره

13:38.791 --> 13:41.041
‫هر هفته به من گزارش میدی

13:41.125 --> 13:45.041
‫باهام تماس می‌گیری.
‫من حقیقت و واقعیت رو بهت یادآوری می‌کنم.

13:45.870 --> 13:48.580
‫« لندن »

13:49.208 --> 13:50.767
‫می‌دونم همین پشت مشت‌هاست

13:52.333 --> 13:53.958
‫بهت که گفتم

13:57.916 --> 13:59.208
‫از یه خانم بعیده

13:59.291 --> 14:01.125
‫الان که دیگه کار از کار گذشته

14:02.583 --> 14:06.291
‫دیمیتری رو که مجاب کردی

14:07.916 --> 14:09.809
‫حالا خبر داریم هم‌دست برادرهای سیلژ

14:09.833 --> 14:10.916
‫توی وین کیه

14:11.000 --> 14:15.500
‫هوم. لندن. وین

14:15.583 --> 14:18.000
‫گمونم به‌خاطر این عشق و حال‌هامون

14:18.083 --> 14:20.333
‫باید ممنون اندرز و داویک باشیم

14:20.416 --> 14:23.500
‫واسه لباسـه باید ممنونِ کی باشم؟

14:23.583 --> 14:28.583
‫♪ آهنگ You've Been Talking 'Bout Me Baby ♪
‫♪ از Ray Terrace ♪

14:50.333 --> 14:52.166
‫سلست لقمه‌ی گنده‌تر از دهنش برداشته

14:52.250 --> 14:53.791
‫سه ماهـه ازش بی‌خبریم

14:53.875 --> 14:55.841
‫نه واسه ملاقات اومده،
‫نه به پیام‌هام جواب داده

14:55.916 --> 14:57.708
‫میگی لو رفته؟
‫نمیشه به این زودی گفت

14:57.791 --> 14:59.500
‫خودت که از دردسرهای نفوذ خبر داری

14:59.583 --> 15:01.925
‫به هزار دلیل ممکنه نتونسته باشه
‫برای ملاقات بیاد

15:02.000 --> 15:03.851
‫اگه تو مأمور نفوذی بودی،
‫صبر می‌کردم…

15:03.875 --> 15:05.250
‫ببینم چی میشه.
‫ولی تو نیستی.

15:05.333 --> 15:07.000
‫توانایی‌هاش اندازه‌ی منـه

15:07.083 --> 15:09.000
‫نگران همینم

15:09.083 --> 15:11.500
‫کارتر متوجه یه‌سری مسائل غیرعادى شده

15:11.583 --> 15:13.416
‫- چه چیزهایی؟
‫- ممکنه مهم نباشه

15:13.500 --> 15:16.258
‫ممکن هم هست حیاتی باشه.
‫این مدت بیشتر راجع‌به زندگیش تحقیق کردم.

15:16.333 --> 15:18.958
‫برادر دوقلوش، دیوید،
‫تو منجلاب قمار فرو رفته

15:19.041 --> 15:20.508
‫بدهی شیش رقمی بالا آورده

15:20.583 --> 15:22.125
‫یه‌جا قایم شده چون

15:22.208 --> 15:23.916
‫آدم‌های خطرناکی افتادن دنبالش

15:24.000 --> 15:25.208
‫خب؟

15:25.291 --> 15:27.541
‫جفت‌مون می‌دونیم
‫آدم‌ها وقتی جون عزیزان‌شون

15:27.625 --> 15:29.425
‫در خطر باشه، چه حماقت‌هایی که نمی‌کنن

15:29.500 --> 15:32.000
‫ممکنه کلید آز رو در ازای
‫یه پول هنگفت بفروشه

15:33.041 --> 15:35.125
‫توهم زدی، میسون

15:35.208 --> 15:37.517
‫طبق شنیده‌هامون، داویک دنبال خریداره

15:37.541 --> 15:39.508
‫پس میشه بااطمینان گفت که
‫حتی اگه ساخت کلید آز تموم نشده باشه،

15:39.583 --> 15:42.833
‫توی مراحل آخرشـه. دیر یا زود…

15:42.916 --> 15:45.208
‫- فعلاً خیلی زوده
‫- می‌دونم دوستتـه

15:45.291 --> 15:47.051
‫ولی اگه کلید آز دست کسی بیفته،

15:47.125 --> 15:48.458
‫قدرتش سر به فلک می‌کِشه و

15:48.541 --> 15:50.916
‫هیچ‌جوره نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم

15:51.000 --> 15:52.791
‫تیم عملیاتی رو اعزام می‌کنم

16:35.750 --> 16:37.833
‫کسی کیفش رو اینجا نمی‌ذاره

16:40.375 --> 16:42.708
‫اندرز حسابی دل‌تنگت میشه

17:16.708 --> 17:18.750
‫تیم عملیاتی بهم گزارش داد

17:18.833 --> 17:21.583
‫تیراندازی شده و تلفات داشتیم

17:21.666 --> 17:23.333
‫- چند نفر؟
‫- کم نبوده

17:23.416 --> 17:24.791
‫یا خدا. سلست چی؟

17:24.875 --> 17:28.208
‫زنده‌ست.
‫بدنش کبود شده، ولی زنده‌ست.

17:28.291 --> 17:32.375
‫اندرز رو گرفتیم،
‫ولی داویک ناپدید شده

17:32.458 --> 17:34.000
‫کلید آز چی؟

17:35.958 --> 17:38.208
‫فرمانده‌ی تیم عملیاتی گفت پیداش نکردن

17:38.291 --> 17:39.583
‫گوه توش!

17:53.830 --> 17:55.440
‫« محرمانه: کیف رو برداشت »

17:55.640 --> 17:57.450
‫« هیچ‌وقت حرفی از این قضیه نزن »

18:08.500 --> 18:13.083
‫۳۰ ثانیه‌ی دیگه می‌رسن.
‫درمانگاه رو براشون آماده کن.

18:13.166 --> 18:15.333
‫درمانگاه آماده‌ست

18:18.208 --> 18:20.375
‫ببریدش اتاق بازجویی دو

18:20.458 --> 18:22.000
‫اندرز چی؟

18:23.958 --> 18:25.875
‫وضعیت رو پایدار کنید
‫تا بتونه صحبت کنه

18:28.375 --> 18:29.458
‫کی مسئولـه؟

18:29.541 --> 18:30.791
‫من

18:30.875 --> 18:33.583
‫داویک فرار کرده.
‫کلید آز کدوم گوریـه؟

18:33.666 --> 18:34.875
‫ردیفش می‌کنیم

18:34.958 --> 18:37.250
‫گندی که زدید رو جمع کن

18:40.625 --> 18:43.125
‫- من هم می‌خوام تو اتاق باشم
‫- نه

18:43.208 --> 18:44.767
‫- ازت اجازه نمی‌خوام
‫- تو زیادی بهش نزدیکی

18:44.791 --> 18:46.791
‫- میسون
‫- تو رفیق صمیمیش هستی

18:52.500 --> 18:54.041
‫ضبط کنید

18:54.125 --> 18:56.000
‫اینها چرنده

18:56.083 --> 18:58.125
‫- نام و رد‌ه؟
‫- اینها دیگه

18:58.208 --> 19:00.258
‫- کوچکترین اهمیتی نداره، میسون
‫- شناسایی سیستمی

19:00.333 --> 19:03.416
‫شناسایی شد.
‫مأمور سطح یک

19:03.500 --> 19:05.541
‫سلست گراهام

19:05.625 --> 19:08.125
‫کلید آز کجاست؟

19:08.208 --> 19:10.416
‫شوخیت گرفته؟

19:10.500 --> 19:12.083
آروم، میسون

19:12.166 --> 19:14.541
نباید اینجا وقتتون رو با من تلف کنید

19:14.625 --> 19:16.458
باید اون بیرون مشغول آماده‌سازی و

19:16.541 --> 19:18.208
!پیدا کردن داویک باشید

19:18.291 --> 19:20.458
!لعنتی

19:23.333 --> 19:24.416
دستبندها رو باز کن

19:30.000 --> 19:31.541
مثلاً می‌خوای چیز خاصی بگی؟

19:31.625 --> 19:34.208
می‌خوای ازت ممنون باشم؟

19:37.791 --> 19:39.726
با کلید آز چیکار کردی، سلست؟

19:39.750 --> 19:42.125
بهت که گفتم. توی کیفم بود

19:42.208 --> 19:43.791
کیفت خالی بود

19:43.875 --> 19:46.791
.تیم عملیاتی محل رو کامل گشت
.فقط اینو پیدا کردن

19:48.916 --> 19:51.125
جعلیـه

19:51.208 --> 19:53.125
اونجا چی شد؟

19:54.166 --> 19:55.625
اون پشتـه؟

19:58.333 --> 20:00.666
نادیا، اونجایی؟

20:03.375 --> 20:05.708
فکر می‌کنی من برش داشتم؟

20:05.791 --> 20:07.500
پشت آینه قایم میشی؟

20:07.583 --> 20:09.583
بشین، سلست

20:09.666 --> 20:11.416
!بعد از همه چی؟

20:11.500 --> 20:13.000
فکر کردی همچین کاری می‌کنم؟

20:13.083 --> 20:14.666
!کون لقت

20:14.750 --> 20:18.083
صدامو می‌شنوی، نادیا؟

20:18.166 --> 20:21.125
نباید منو وارد این تیم می‌کردی

20:27.083 --> 20:28.458
طی سه ماه گذشته

20:28.541 --> 20:30.791
برای هیچکدوم از ملاقات‌هامون نیومدی

20:30.875 --> 20:32.875
تو بودی که پروتکل رو زیر پا گذاشتی، میسون

20:32.958 --> 20:35.125
،قبل اینکه آماده باشم
یه تیم عملیاتی فرستادی

20:35.208 --> 20:36.916
چاره‌ای برام نذاشتی، مگه نه؟

20:37.000 --> 20:40.041
.چندین هفته خبری ازت نبود
.نمی‌دونستیم زنده‌ای یا نه

20:40.125 --> 20:41.684
داویک کجاست؟ -
توی زیرزمین بستمش -

20:41.708 --> 20:43.375
اونجا نبود

20:43.458 --> 20:44.666
همونجا ولش کردم

20:44.750 --> 20:48.208
چپ و راست همه چیز و همه کس
دور و برت غیب میشن؟

20:49.291 --> 20:51.250
برو به درک

20:52.583 --> 20:54.041
باشه

20:54.125 --> 20:56.583
بیا درباره‌ی دیوید صحبت کنیم

20:56.666 --> 21:00.208
برادرم چه ربطی به این ماجرا داره؟

21:02.458 --> 21:06.708
هشت ساله که بودید، جلوی ناپدری‌تون که
می‌خواست با اتوی داغ بزندت، وایساد

21:06.791 --> 21:08.601
اون همش کتک می‌خورد تا تو نخوری و

21:08.625 --> 21:10.041
همین باعث شد به‌گا بره

21:10.125 --> 21:11.750
چی می‌خوای بگی؟

21:11.833 --> 21:15.416
درک می‌کنم چه عذاب‌وجدانی داشتی

21:15.500 --> 21:18.000
اون برای حفاظت از تو خیلی فداکاری‌ها کرد

21:18.083 --> 21:20.791
بعد تمام کارایی که
،پدرخونده‌ات باهاش کرد هم

21:20.875 --> 21:23.375
نتونستی درمانش کنی

21:23.458 --> 21:26.416
،ولی اگه کلید آز رو بفروشی
می‌تونی جونشو نجات بدی

21:26.500 --> 21:29.166
جایزه‌ای که برای سرش گذاشتن رو بدی

21:29.250 --> 21:31.250
لقت، میسون

21:38.416 --> 21:40.125
این ساختمون رو می‌شناسی؟

21:41.375 --> 21:43.583
روی واحد ۸سی زوم کن

21:48.041 --> 21:50.208
اون کیـه؟

21:51.583 --> 21:54.666
میسون، برادرم هیچ ربطی به این ماجرا نداره

21:54.750 --> 21:56.291
ولی کلی به تو ربط داره

21:56.375 --> 21:58.262
یه بار در هفته بهش زنگ می‌زنی

21:58.338 --> 22:02.000
.هر ماه ۸۰۰ دلار براش می‌فرستی
،حتی وقتی توی آموزشی پولی در نمیاوردی

22:02.083 --> 22:03.363
از پس‌اندازت بهش می‌دادی

22:03.416 --> 22:04.726
از دید من، برادرت یه بگاییـه

22:04.750 --> 22:05.750
خفه شو

22:05.833 --> 22:07.750
واحد عملیاتی، سیستم رو مسلح کن

22:08.916 --> 22:10.142
سیستم مسلح شد

22:10.166 --> 22:11.833
بس کن -
بگو کلید آز کجاست -

22:11.916 --> 22:14.000
نمی‌دونم. واقعاً روحم هم خبر نداره

22:14.083 --> 22:15.601
تو گفتی تو و برادرت نزدیکید

22:15.625 --> 22:17.083
فاصله‌تون چقدر بود؟ ۳۸ ثانیه؟

22:17.166 --> 22:18.250
واحد عملیاتی، هدف‌گیری کن

22:18.333 --> 22:19.750
بس کن

22:19.833 --> 22:22.125
هدف‌گیری انجام شد

22:22.208 --> 22:24.666
به‌خاطر اون فروختیش، مگه نه؟

22:24.750 --> 22:26.750
اعتراف کن. خریدارت کیـه؟

22:26.833 --> 22:28.708
هیچکس -
آخرین فرصتتـه -

22:30.583 --> 22:32.583
…واحد عملیاتی، شروع -
بسه دیگه -

22:37.625 --> 22:39.583
به خیال خودت داشتی چیکار می‌کردی؟

22:39.666 --> 22:41.059
واقعاً نمی‌خواستم بکُشمش

22:41.083 --> 22:42.517
…جدی؟ خیلی متقاعدکننده داشتی

22:42.541 --> 22:43.833
!نباید جلوی بازجویی رو بگیری

22:43.916 --> 22:45.500
!اون بازجویی نبود، لعنتی

22:45.583 --> 22:47.541
!داشتی به یکی از خودمون حمله می‌کردی

22:47.625 --> 22:50.500
سلست کلید آز رو برنداشته

22:50.583 --> 22:52.125
گفتش توی کیفش قایمش کرده

22:52.208 --> 22:53.851
حتماً داویک کیف رو پیدا کرده و برش داشته

22:53.875 --> 22:56.083
کِی؟ وقتی توی زیرزمین بسته بوده؟

22:56.166 --> 22:57.375
یا وقتی از پشت ساختمون فرار کرد؟

22:57.458 --> 22:58.791
،اگه با سلست و تیم عملیات صحبت کنی

22:58.875 --> 23:00.416
!دوتا داستان مختلف بهت میدن

23:00.500 --> 23:02.458
من پنج سالـه که می‌شناسمش، میسون

23:02.541 --> 23:05.958
اینجا بهتر از همه می‌شناسمش

23:06.041 --> 23:08.708
اون برش نداشته

23:09.875 --> 23:12.750
الان هم داویک می‌دونه که مأمور مخفی بوده

23:12.833 --> 23:15.583
اون وبال گردنشـه و میاد پیداش کنه

23:16.833 --> 23:17.833
راست میگه

23:17.875 --> 23:20.416
باید از اینجا ببریمش، گریس

23:20.500 --> 23:24.416
بهترین راه اینـه که منتقلش کنیم
به یه پناهگاه غیروابسته

23:24.500 --> 23:27.166
می‌تونم با یه سری از رابط‌هام
توی ام‌آی۶ صحبت کنم

23:27.250 --> 23:29.500
باید کافی باشه

23:30.833 --> 23:33.458
اندرز به هوش اومده. بهتره بازجوییش کنی

23:33.541 --> 23:35.041
من میرم

23:41.666 --> 23:44.416
نگو که حرف‌های سلست رو باور کردی

23:44.500 --> 23:45.958
نادیا کرده

23:46.041 --> 23:48.166
.اون جون نادیا رو نجات داده
.معلومـه که می‌کنه

23:50.000 --> 23:52.750
.کلید آز دست سلست بود
.سه ماه خبری ازش نبود

23:52.833 --> 23:54.583
بعد یهو کلید غیبش می‌زنه؟

23:54.666 --> 23:56.458
بیخیال، داره هممونو بازی میده

23:56.541 --> 23:59.208
،سیتادل، اندرز و داویک
هر کی که لازم باشه

23:59.291 --> 24:01.291
تا یه پولی به جیب بزنه تا بدهی

24:01.375 --> 24:03.333
برادرش رو بده و جونشو نجات بده

24:03.416 --> 24:04.541
پس چیکار کنیم؟

24:04.625 --> 24:07.085
از فرماندهی کسب تکلیف می‌کنیم

24:08.875 --> 24:10.666
حافظه‌اش رو پاکسازی می‌کنیم

24:10.750 --> 24:13.000
میسون

24:13.083 --> 24:15.125
نمی‌تونیم همینطوری خاطراتش رو پاک کنیم

24:15.208 --> 24:16.416
اون سطح یکـه، گریس

24:16.500 --> 24:18.875
همه چی رو درباره‌ی سیتادل می‌دونه

24:18.958 --> 24:20.726
می‌خوای بذاری با این اطلاعات
از دستمون بره؟

24:20.750 --> 24:22.875
ما رو به بالاترین پیشنهاد می‌فروشه

24:22.958 --> 24:25.833
باید کاملاً پاکش کنیم -
فرماندهی هنوز فرایندهای -

24:25.916 --> 24:28.291
.ایمنی پاکسازی رو تأیید هم نکرده
.خیلی تازه‌ست

24:28.375 --> 24:31.226
می‌تونم حتی بابت همچین پیشنهادی توبیخت کنم

24:31.250 --> 24:32.875
می‌خوای به عنوان رئیسی شناخته بشی که

24:32.958 --> 24:35.125
گذاشت یه نفوذی سازمان رو نابود کنه؟

24:39.875 --> 24:41.708
نمی‌تونم اجازه‌ی این پاکسازی رو بدم

24:43.333 --> 24:46.666
.لازم هم نیست
.خارج از محل انجامش میدیم

24:46.750 --> 24:49.000
هیچکس لازم نیست بو ببره

24:49.083 --> 24:50.791
نه نادیا، نه فرماندهی

24:50.875 --> 24:53.416
هیچکس. خودم ترتیبش رو میدم

24:55.416 --> 24:57.958
،ببین، اگه معلوم بشه راست میگه

24:58.041 --> 24:59.767
برش می‌گردونیم و خاطراتش رو پس میدیم و

24:59.791 --> 25:01.208
انگار هیچی نشده

25:01.291 --> 25:03.333
اگه کار خودش باشه چی؟

25:03.416 --> 25:05.416
،پس حافظه‌اش پاک می‌مونه، میفته زندان

25:05.500 --> 25:07.875
ولی اسرار سیتادل در امان می‌مونن

25:17.541 --> 25:19.750
چی بهش بگیم؟

25:27.041 --> 25:28.500
باید اینو دستت کنی

25:28.583 --> 25:29.934
اون چیـه دیگه؟ -
تراشه‌ی ردیابت و -

25:29.958 --> 25:31.878
صلاحیت‌های سیتادلت رو غیرفعال می‌کنه

25:31.958 --> 25:33.208
چرا باید همچین چیزی بخوام؟

25:33.291 --> 25:34.309
از اینجا می‌بریمت بیرون

25:34.333 --> 25:36.541
داویک می‌دونه کی هستی

25:36.625 --> 25:38.305
میاد سراغ تو و برادرت

25:38.333 --> 25:41.333
منتقلت می‌کنیم یه پناهگاه -
پناهگاه؟ -

25:41.416 --> 25:42.601
…بعداً می‌تونیم حرف بزنیم. فعلاً

25:42.625 --> 25:43.767
به نظرتون نمی‌تونه یه پناهگاه رو

25:43.791 --> 25:44.934
پیدا کنه؟ شما تونستید برادرمو پیدا کنید

25:44.958 --> 25:46.333
فکرشو بکنید اونا چقدر راحت

25:46.416 --> 25:48.309
می‌تونن همین کار رو بکنن -
تو میگی چیکار کنیم؟ -

25:48.333 --> 25:49.351
نمی‌دونم، میسون

25:49.375 --> 25:51.559
ولی تو زود برمی‌گردی به همه
میگی این عملیات توئـه

25:51.583 --> 25:54.208
خب، عملیاتت شیر تو شیر شده

25:54.291 --> 25:55.833
پس چطوره خودت یه راهی پیدا کنی؟

26:00.041 --> 26:02.875
یه راه دیگه هم هست

26:02.958 --> 26:05.416
یه برنامه‌ی جدیده که
هنوز راه‌اندازی نشده

26:05.500 --> 26:08.208
برای مأمورهای سطح یکـه
توی بدترین حالت ممکن

26:08.291 --> 26:10.791
اگه بنا به هر دلیلی
لازم باشه ناپدید بشن

26:10.875 --> 26:12.635
می‌بریمت یه تأسیسات توی مکزیکوسیتی

26:12.708 --> 26:14.416
بهت داروی بیهوشی می‌زنن و

26:14.500 --> 26:16.458
وقتی بی‌هوشی، طی یه سری عملِ

26:16.541 --> 26:18.333
بدون درد، شکل قرنیه و

26:18.416 --> 26:20.500
نوک انگشت‌هات رو تغییر میدن که
بتونی قایم شی

26:20.583 --> 26:22.416
دیگه سلست گراهام باقی نمی‌مونی

26:22.500 --> 26:23.541
میشی یکی دیگه

26:23.625 --> 26:26.750
یکی که داویک هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنه

26:28.375 --> 26:29.833
پس برنامه‌ی جابجایی شاهده؟

26:31.750 --> 26:34.875
درستـه. برای تو و برادرت

26:34.958 --> 26:38.625
،وقتی هم آب‌ها از آسیاب افتاد
می‌تونم برگردم سر زندگیم؟

26:39.666 --> 26:41.500
بهترین راه برای حفاظت از توئـه

26:44.958 --> 26:46.166
قبولـه

26:47.541 --> 26:49.166
تا برای انتقال آماده میشیم، قایمش کن

26:55.583 --> 26:57.916
نباید حقیقت رو به نادیا بگیم

27:11.583 --> 27:14.583
تموم شد؟ رفت خونه‌ی جدیدش؟

27:15.833 --> 27:17.625
خودم تماسشو گرفتم

27:17.708 --> 27:20.541
تو راه پناهگاهـه

27:20.625 --> 27:23.208
ممنونم، گریس. بابت همه چی

27:23.291 --> 27:28.250
.هنوز ازم تشکر نکن
.باید کلید آز رو پیدا کنیم

27:29.666 --> 27:32.708
آره. داریم روش کار می‌کنیم

27:53.583 --> 27:54.791
به جایی نرسیدی؟

27:54.875 --> 27:57.458
.فعلاً اثری از داویک نیست
.هنوز داریم می‌گردیم

27:58.500 --> 28:00.000
نظرت درباره‌ی این یکی چیـه؟

28:04.250 --> 28:07.125
آه…دنجـه. کلاسیکـه

28:07.208 --> 28:09.041
آره، توی اورگنـه

28:09.125 --> 28:10.875
یه شهر کوچیک که
مادربزرگم توش زندگی می‌کرد

28:10.958 --> 28:13.375
دو سه‌تا بچه هم براش جور کردی؟

28:13.458 --> 28:16.958
تو می‌خوای از هیچ و پوچ زندگی خلق کنی؟
این گوی و این میدان

28:18.250 --> 28:20.750
ببین…اگه فرماندهی بو ببره که دستور

28:20.833 --> 28:23.375
یه عمل پاکسازی حافظه‌ی
تأیید نشده رو دادی، چی میشه؟

28:24.500 --> 28:25.875
گمونم باید فراری بشم

28:25.958 --> 28:28.041
شاید من هم به یه زندگی ساده راضی شم

28:28.125 --> 28:29.958
آره، خیلی دوست دارم اینو ببینم

28:30.041 --> 28:32.750
بعد همچین روزی، اون خونه؟

28:32.833 --> 28:35.250
اون ایوون؟ نسیم خنک تابستونی؟

28:35.333 --> 28:39.708
پسر، پنج دقیقه هم دووم نمیاری

28:43.333 --> 28:45.166
مرسی که ازشون کمک خواستی

28:45.250 --> 28:48.041
آره، آنا میئیا از دوست‌های قدیمیمـه

28:48.125 --> 28:50.791
پاکسازی حافظه براش
دستاورد خیلی خاصیـه

28:54.208 --> 28:56.416
باید شیشه‌ی خاطرات سلست رو نابود کنیم

28:56.500 --> 28:59.458
برای همیشه خاطراتش رو پاک کنیم

29:02.416 --> 29:06.958
میسون، مطمئنی سلست نفوذیـه؟

29:08.041 --> 29:09.041
می‌دونم که هست

29:09.083 --> 29:10.833
باید مطمئن باشی

29:12.750 --> 29:15.458
…چون یه بار من نبودم و

29:15.541 --> 29:17.458
هر روز بهش فکر می‌کنم

29:17.541 --> 29:19.958
مطمئنم

29:20.041 --> 29:21.958
اگه این کار رو بکنی، راه برگشتی نیست

29:22.041 --> 29:23.458
هدف هم همینـه

29:23.541 --> 29:25.791
منظورم برای اون نیست

29:25.875 --> 29:28.125
برای تو راه برگشتی نیست

29:28.208 --> 29:30.666
دستورش رو بده

29:32.666 --> 29:34.708
…گوش کن -
دستورش رو بده -

29:34.791 --> 29:36.166
گوش کن

29:36.250 --> 29:37.916
،اگه دربارش اشتباه کنی

29:38.000 --> 29:41.791
این چیزی نیست که بتونی مثل سابق کنی

29:41.875 --> 29:44.208
نمی‌تونی

29:44.291 --> 29:47.541
یه جاسوس می‌تونه صدتا اسم و قیافه و

29:47.625 --> 29:49.625
هویت داشته باشه

29:49.708 --> 29:52.916
ولی فقط یه روح داری

29:56.000 --> 29:59.458
باید به هر قیمتی که شده
از سیتادل حفاظت کنیم

29:59.541 --> 30:00.916
تو اینو بهم گفتی

30:01.000 --> 30:04.375
همم. ولی کی از تو محافظت کنه؟

30:05.600 --> 30:08.391
نگران من نباش

30:13.500 --> 30:16.500
« تأسیسات پاکسازی حافظه‌ی سیتادل »
« مکزیکوسیتی »

30:28.208 --> 30:29.833
فقط آروم باش و معمولی نفس بکش

30:29.916 --> 30:32.666
از ده می‌شمرم

30:32.750 --> 30:36.250
…نهُ، هشت، هفت

30:36.333 --> 30:38.458
…شیش

30:38.541 --> 30:40.541
…پنج

30:43.666 --> 30:47.458
کارتر بهم گفت سلست منتقل شده اورگن

30:47.541 --> 30:49.625
مرسی که هواشو داشتی، میسون

30:52.750 --> 30:54.083
همینطور هوای منو

31:22.333 --> 31:24.250
روبراهی؟

31:24.333 --> 31:25.708
آره

31:29.166 --> 31:30.708
خبری از کلید آز نشد؟

31:31.958 --> 31:33.166
هیچی

31:37.875 --> 31:40.166
داویک پیداش نکرده

31:41.416 --> 31:43.776
تو هم فکر نمی‌کنی سلست بوده که برش داشته

31:44.666 --> 31:46.375
ببخشید؟

31:46.458 --> 31:50.500
فقط منم که به تمام ارتباطات رمزگذاری‌شده‌ی
سیتادل دسترسی دارم

31:50.583 --> 31:54.416
کارم همینـه. اینو می‌دونی دیگه؟

31:57.458 --> 31:59.666
من ده سالـه که می‌شناسمت، برادر

31:59.750 --> 32:03.125
با الگوهای رفتاریت و طرز فکرت آشنام

32:03.208 --> 32:06.125
امروز اصلاً خودت نبودی

32:06.208 --> 32:08.416
توی حالت بحران بودیم

32:09.541 --> 32:11.666
درستـه

32:11.750 --> 32:13.791
،اولش به فکرم نرسید

32:13.875 --> 32:15.916
ولی سرورهامون رو گشتم و

32:16.000 --> 32:17.958
فهمیدم یه مأمور سطح یک، مخفیانه

32:18.041 --> 32:21.625
یه دستور پنهان به رئیس تیم عملیاتی داده

32:21.708 --> 32:24.083
برخلاف پروتکل هم بوده

32:25.208 --> 32:28.875
اون مأمور سطح یک به رئیس تیم دستور داده
کلید آز رو مخفی کنه و

32:28.958 --> 32:31.375
وقتی برمی‌گردن، اونو بهش تحویل بده

32:31.458 --> 32:33.208
می‌دونم خوب می‌دونی اون مأمور کیـه

32:33.291 --> 32:35.083
بس کن، کارتر

32:38.625 --> 32:40.958
نادیا دستور پنهانی رو داده

32:43.833 --> 32:47.166
،تو گفتی حافظه‌ی سلست رو پاک کردی

32:47.250 --> 32:49.500
،تا اون اسرار سیتادل رو فاش نکنه

32:49.583 --> 32:53.500
ولی به نظرم اینکارو کردی
تا نذاری بفهمیم که

32:53.583 --> 32:55.125
اون اصلاً از اسرار خبر نداشته

32:56.166 --> 32:58.708
اون پاک بود

32:58.791 --> 33:02.666
باید همه رو مشکوک به سلست
نگه می‌داشتی تا تقصیرها بیفته گردنش

33:02.750 --> 33:05.166
پس حافظه‌اش رو پاک کردی و
خاطراتش رو ازش گرفتی

33:05.250 --> 33:07.625
،نه چون تهدیدی برای سیتادل محسوب می‌شد

33:07.708 --> 33:09.791
،بلکه چون برای نادیا تهدید بود

33:09.875 --> 33:12.750
چون داری از نادیا حفاظت می‌کنی

33:18.666 --> 33:20.583
…چون با اینکه دوستش داری

33:24.875 --> 33:27.541
فکر می‌کنی نادیا ممکنـه نفوذی باشه

33:31.583 --> 33:34.666
دیگه هیچ‌وقت این حرف رو تکرار نکن

33:43.166 --> 33:45.500
کار…کار تو بود

33:46.541 --> 33:48.250
چیکار کردم؟

33:48.333 --> 33:51.166
تو نه

33:51.250 --> 33:52.708
اون

34:08.291 --> 34:10.875
نمی‌تونی بهش اعتماد کنی

34:10.958 --> 34:12.083
چرا؟

34:12.166 --> 34:13.375
نادیا؟

34:13.450 --> 34:14.967
« ...آنچه خواهید دید »

34:15.043 --> 34:17.590
تو هزاران مأمور رو کُشتی

34:17.666 --> 34:19.059
کار خودم تنها نبود

34:19.083 --> 34:21.833
یه جاسوس سیتادل به همتون خیانت کرد

34:25.041 --> 34:26.541
دیگه نمی‌شناسمت

34:26.625 --> 34:28.814
دست‌های هیچکدوممون
اونقدر که می‌خوایم پاک نیست

34:29.750 --> 34:31.041
تو هم اینو می‌دونی

34:31.125 --> 34:32.291
می‌خوای حقیقتو بدونی؟

34:34.000 --> 34:38.000
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن »

34:39.500 --> 34:48.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
