WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:54.804 --> 00:56.097
می‌تونست بهتر باشه

00:57.348 --> 00:58.808
اما می‌تونست بدتر هم باشه

01:01.186 --> 01:03.480
اون ماسکی که درست کردی مگه چشه؟

01:03.563 --> 01:05.148
اصلاً هیچ مشکلی نداره

01:05.231 --> 01:07.400
سه هفته طول کشید تا گلدوزیش کنم

01:07.484 --> 01:10.028
نخ گلدوزی ابریشم فرانسوی روی پارچه ساتن دوشس

01:10.111 --> 01:14.491
عالی بود. امروز صبح خودم مخصوصاً گذاشتمش توی اتاق لباس‌پوشی دخترا

01:14.574 --> 01:18.286
و البته، ده دقیقه قبل از شروع مهمونی، خیلی مرموز ناپدید شد

01:18.369 --> 01:21.581
قیچی کجاست؟ اه. توی اتاق بالا جا گذاشتمشون

01:21.664 --> 01:23.875
آلفی، زود برو بیارشون. وقتی نداریم

01:38.264 --> 01:40.141
خودشه. هنوز تموم نشده

01:40.225 --> 01:42.102
تو برو. من تمومش می‌کنم

01:43.144 --> 01:45.063
خیاطی بلدم

01:45.814 --> 01:48.650
دعا کن امشب دستم به خون کسی آلوده نشه

02:06.417 --> 02:10.130
بانوی من، کالسکه دمِ در آماده‌ست؛ کیف‌دستی‌هاتون هم کنار دره

02:10.213 --> 02:13.174
و ماسک جدید دوشیزه رزاموند هم تا چند لحظه دیگه تموم میشه

02:14.926 --> 02:16.761
ماسک رزاموند رو پیدا کردیم

02:17.846 --> 02:18.721
اوه

02:19.264 --> 02:22.809
عالی شد دوشیزه رزاموند. زیرِ میز توالتم بود

02:23.852 --> 02:25.812
جای خیلی عجیبی بود که برام گذاشته بودی

02:25.895 --> 02:27.772
فکر نمی‌کنم سوفی از قصد اونجا گذاشته باشتش

02:27.856 --> 02:28.815
هیس، پوزی

02:28.898 --> 02:31.067
شاید خورده بهش و از روی میز افتاده و متوجه نشدی

02:31.151 --> 02:32.360
پوزی

02:34.988 --> 02:36.739
مادر، شاید بهتره دلمون برای سوفی بسوزه

02:36.823 --> 02:39.284
آدما وقتی حسودی می‌کنن، کلاً عقلشون رو از دست می‌دن

02:39.367 --> 02:42.162
معلومه که می‌خواست اولین حضور من رو خراب کنه. مگه نه؟

02:42.245 --> 02:44.164
این حقیقت نداره سوفی

02:44.998 --> 02:47.417
آدم نباید بهونه بیاره

02:48.334 --> 02:49.919
وقتی کسی اشتباه می‌کنه

02:50.420 --> 02:52.297
باید عذرخواهی کنه

02:55.216 --> 02:57.093
ببخشید. صداتون رو نشنیدم

02:57.177 --> 02:58.178
منو ببخشید

02:58.720 --> 03:00.555
لطفاً عمیق‌ترین پوزش من رو بپذیرید

03:05.268 --> 03:06.102
دخترا

03:18.489 --> 03:20.617
اوه، همین الان تمومش کردم

03:20.700 --> 03:24.037
اونا همین الان سوار کالسکه شدن. دوشیزه لی ماسکش رو پیدا کرد

03:24.120 --> 03:25.371
اوه؟

03:25.455 --> 03:28.833
خب، فکر کنم این خوبه. خب، حداقل رفتن

03:29.417 --> 03:31.419
دوشیزه لی بهم گفت حسود

03:31.502 --> 03:33.713
حسودِ چی؟ بی‌ادبیش؟

03:33.796 --> 03:36.007
و می‌دونی چیه؟ حق با اونه

03:36.090 --> 03:38.718
من حسودم

03:38.801 --> 03:40.386
من عصبانی‌ام

03:40.470 --> 03:44.224
چون اونا امشب به مهمونی میرن و قدر هیچ‌کدوم از این‌ها رو نمیدن

03:44.307 --> 03:46.309
میان خونه و از یه چیزی شکایت می‌کنن

03:46.392 --> 03:50.146
از اینکه تزئینات ناامیدکننده بوده یا لباسای بقیه خیلی پایین‌تر از اونا بوده

03:50.230 --> 03:51.189
نه دوشیزه پوزی

03:51.272 --> 03:53.149
نه، پوزیِ بیچاره نه

03:53.233 --> 03:55.777
اما لیدی پن‌وود از همه‌چیز ایراد میگیره

03:56.861 --> 03:59.781
می‌تونی تصور کنی یه مجلس رقص چقدر می‌تونه زیبا باشه؟

03:59.864 --> 04:01.866
برای رفتن به اونجا هر کاری می‌کنم

04:01.950 --> 04:04.535
رقصیدن توی یه تالار زیبا به جای تمیز کردنش

04:04.619 --> 04:08.665
جوری بهت نگاه کنن که انگار به اونجا تعلق داری، نه مثل یه تیکه از اثاثیه خونه

04:09.249 --> 04:10.250
فقط برای یک بار

04:10.750 --> 04:14.128
فقط برای اینکه اون حس رو توی یک شب باشکوه تجربه کنم

04:16.256 --> 04:17.465
چی؟

04:19.425 --> 04:22.262
می‌تونی همین امشب بری. چی؟ من نمی‌تونم برم

04:24.555 --> 04:26.432
اما می‌تونی تصورش کنی؟ اوه

04:26.516 --> 04:29.519
لیدی پن‌وود زنده‌زنده‌ پوستم رو می‌کنه

04:31.771 --> 04:33.648
هرچند، یه مهمونی بالماسکه‌ست

04:34.357 --> 04:36.442
من لباسِ مبدل می‌پوشم. هیچ‌کس نمی‌فهمه منم

04:36.526 --> 04:39.404
حس خیلی خوبی داره که لیدی پن‌وود رو دور بزنیم

04:39.487 --> 04:42.365
دقیقاً. اون هم با اون رفتاری که این سال‌ها باهات داشته

04:43.700 --> 04:45.034
فقط یک شبه

04:47.954 --> 04:50.498
اوه، اما من نمی‌تونم. ولی می‌تونی

04:51.541 --> 04:54.043
فقط یک شبه. یه شب باشکوه

04:54.127 --> 04:55.378
فقط برای خودت

04:55.962 --> 04:57.463
به هیچ‌کس خدمت نمی‌کنی

04:57.547 --> 04:58.923
یه بانو میشی

05:04.679 --> 05:06.723
باید برام یه لباس خوب پیدا کنیم

05:06.806 --> 05:11.978
باید قشنگ قیافه‌م رو عوض کنم. اوه، ما این... ماسک زیبا رو داریم

05:17.025 --> 05:18.943
لباس خواب‌ها باید اتو و آماده بشن

05:19.027 --> 05:21.070
برس‌های مو تمیز شن. تخت‌ها آماده شن

05:21.154 --> 05:22.697
من بلدم چطور تخت رو مرتب کنم

05:23.197 --> 05:26.701
نگران نباش. همه‌چیز دقیقاً همون‌طوری که دوست داری انجام میشه

05:26.784 --> 05:27.952
اوه

05:28.911 --> 05:32.540
من نه تنها خیاطی بلدم، بلکه قبلاً یه زن رو با زیرپوش هم دیدم

05:33.124 --> 05:35.335
من پر از غافلگیری‌های بزرگم

05:35.418 --> 05:38.212
پسرای اصطبل کالسکه یدکی رو دمِ در آماده کردن

05:44.552 --> 05:46.637
این رو از کجا پیدا کردی؟

05:46.721 --> 05:49.057
فرستادمش زیرشیرونی. هیچ‌کس هیچ‌وقت اونجا رو نگاه نمی‌کنه

05:49.140 --> 05:52.685
یه صندوق لباس‌های قدیمی اونجاست که مال خواهر لرد پن‌وود بوده

05:52.769 --> 05:54.187
یکم از مد افتاده‌ان

05:54.270 --> 05:56.689
اما توی بالماسکه اهمیتی نداره

05:59.901 --> 06:00.943
و دستکش هم پیدا کردم

06:01.027 --> 06:02.195
زیباست

06:06.574 --> 06:07.658
و

06:09.702 --> 06:11.704
کفش‌های نقره‌ای که بهش میاد

06:14.207 --> 06:15.041
آلفی

06:16.292 --> 06:18.002
اونا مال لیدی پن‌وود هستن

06:18.086 --> 06:20.546
مسلماً اون نمی‌تونه کفش‌های کارِ کثیفش رو بپوشه

06:20.630 --> 06:22.423
می‌خوای پابرهنه بره بیرون؟

06:22.507 --> 06:25.009
اگه لیدی پن‌وود بفهمه قشقرق به پا می‌کنه

06:25.593 --> 06:27.887
اگه کفش‌ها رو پای سوفی ببینه چی؟

06:31.808 --> 06:34.519
لیدی پن‌وود انقدر کفش داره که حسابش از دستم در رفته

06:34.602 --> 06:36.604
بعید می‌دونم اصلاً متوجه بشه

06:38.064 --> 06:39.315
مگه نه؟

06:41.234 --> 06:42.068
درسته

06:46.864 --> 06:48.241
خیلی خب

06:49.075 --> 06:50.701
تو لیاقت این رو داری که امشب بری

06:51.202 --> 06:52.787
تو لایق این هستی که اونجا باشی

06:53.287 --> 06:56.999
این حقِ مادرزادیته، درست مثل دوشیزه لی و دوشیزه پوزی

07:01.921 --> 07:04.298
می‌تونم انجامش بدم

07:14.225 --> 07:16.811
خواننده نجیب و عزیز من

07:17.812 --> 07:18.980
تعقیب

07:19.522 --> 07:21.858
شکار، هیجان

07:21.941 --> 07:26.446
این یه حقیقته که تمام دنیا دنبال چیزی می‌گردن

07:26.529 --> 07:30.491
و اعیانِ عزیز ما هم مستثنی نیستن

07:30.575 --> 07:33.494
این فکر که من هنوز رو دست نموندم، کاملاً خیالیه

07:33.578 --> 07:34.662
این فصل دیگه هدر رفته

07:34.745 --> 07:37.415
بعضی‌ها دنبال معنا می‌گردن

07:37.498 --> 07:40.334
بعضی‌ها دنبال نیمه گمشده‌شون

07:40.418 --> 07:43.921
در حالی که بقیه دنبال آرامشن

07:45.298 --> 07:47.758
درست مثل لرد و لیدی کیلمارتین

07:47.842 --> 07:52.305
که تصمیم گرفتن این فصل رو در اقامتگاه لندن‌شون استراحت کنن

07:52.388 --> 07:55.266
شوهر شما با بچه‌ها خیلی خوب تا می‌کنه، مگه نه؟

07:58.311 --> 08:01.898
اگه می‌خواید توی معدن‌های زغال‌سنگ سرمایه‌گذاری کنید، فوراً به بیعانه نیاز دارن

08:01.981 --> 08:03.816
فکر کنم وایکنت خیلی مشتاق بود

08:03.900 --> 08:06.944
و اما در مورد بدنام‌ترین جنتلمنِ این فصل

08:07.028 --> 08:09.238
آقای بندیکت بریجرتون

08:09.322 --> 08:14.702
آخرین بار وقتی دیده شد که با تاخیری کلاسیک وارد بالماسکه لیدی بریجرتون شد

08:14.785 --> 08:20.708
حتی مصمم‌ترین عیاش‌ها هم باید در برابر قدرتمندترینِ نیروها تعظیم کنن

08:20.791 --> 08:21.792
مادرها

08:22.293 --> 08:27.256
این نویسنده نمی‌تونه جلوی کنجکاویش رو بگیره که اون دنبال چی می‌گرده

08:27.340 --> 08:31.594
اما خواننده عزیز، مراقب باش که زیاد جستجو نکنی

08:31.677 --> 08:34.597
چون ممکنه همیشه از چیزی که پیدا می‌کنی خوشت نیاد

08:34.680 --> 08:36.849
سوفی بِک

08:38.976 --> 08:40.811
اون دختره خیره‌سر کجاست؟

08:41.312 --> 08:42.271
همین‌جام، بانوی من

08:42.355 --> 08:45.066
یکی از جفت کفش‌هام لک برداشته در حالی که هنوز نپوشیدمشون

08:45.149 --> 08:47.610
جاش لک افتاده

08:48.194 --> 08:49.904
درستشون می‌کنم

08:49.987 --> 08:52.990
وظیفه توئه که این چیزا رو متوجه بشی تا من مجبور نباشم

08:53.533 --> 08:55.493
بهتره عالی درستشون کنی

08:56.160 --> 08:58.287
در واقع، حالا که داری این کار رو می‌کنی

08:58.371 --> 09:00.998
دلم می‌خواد تمام کفش‌هام واکس بخورن و دوباره دوخته بشن

09:01.082 --> 09:02.416
و کلکسیون رزاموند

09:02.500 --> 09:05.670
می‌خوایم برای بندیکت بریجرتون در بهترین حالتش به نظر بیاد

09:06.170 --> 09:08.297
اوه، خانم، این بیشتر از ۱۰۰ جفته

09:08.381 --> 09:10.675
با بقیه کارهام، ممکنه ماه‌ها طول بکشه

09:10.758 --> 09:13.636
عالیه. تا اون موقع دیگه استاد شدی

09:20.351 --> 09:22.103
امیدوارم زودتر برسه

09:22.186 --> 09:23.229
صبور باش، سوفی

09:23.312 --> 09:26.190
می‌دونم، اما بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم

09:26.274 --> 09:29.652
بالاخره قراره یه مادر داشته باشم. همیشه آرزوش رو داشتم

09:29.735 --> 09:31.529
و خواهرانی خواهم داشت که باهاشون بازی کنم

09:31.612 --> 09:34.865
و مادر جدیدم باید خیلی دوست‌داشتنی و مهربون باشه که داره با پدر ازدواج می‌کنه

09:37.702 --> 09:39.704
سوفی، این خیلی مهمه

09:40.288 --> 09:44.125
نباید جلوی لیدی پن‌وودِ جدید، لرد پن‌وود رو «پدر» صدا کنی

09:44.208 --> 09:46.294
چرا؟ فقط نباید این کار رو بکنی

09:46.377 --> 09:47.336
هوپ

09:55.595 --> 09:57.471
همسر جدیدم. اوه

09:57.555 --> 09:58.723
عشقم

09:59.890 --> 10:02.101
خیلی خوشحالم که بالاخره اینجایی

10:03.060 --> 10:04.687
دوری ازت رو دوست نداشتم

10:04.770 --> 10:06.731
بچه‌ها اینجان

10:07.231 --> 10:09.025
این رزامونده

10:09.108 --> 10:10.234
و پوزی

10:10.943 --> 10:12.278
سلام دخترا

10:14.196 --> 10:16.115
بذار خدمه رو بهت معرفی کنم

10:17.074 --> 10:19.076
این پیشخدمت‌مون، رامزیه

10:20.202 --> 10:21.704
ایرما آشپزخونه رو اداره می‌کنه

10:25.916 --> 10:28.377
و این دوشیزه تیمونز، معلم‌سرخونه‌مونه

10:29.920 --> 10:32.465
و این دخترِ نازنین کیه؟

10:32.548 --> 10:34.175
این سوفی بِک هست

10:35.468 --> 10:36.510
تحتِ سرپرستیِ منه

10:40.097 --> 10:41.515
از دیدارت خوشحالم

10:43.434 --> 10:46.020
می‌دونم که مثل بچه خودت ازش مراقبت می‌کنی

10:49.273 --> 10:50.650
البته که همین‌طوره

10:51.567 --> 10:54.195
اون مظهر وقار و دلرباییه، سرورم

10:54.278 --> 10:55.780
شنیدنش باعث خوشحالیه

11:18.302 --> 11:22.014
واقعاً علیاحضرت مجبورت کرده تک‌تک کفش‌هاش رو تمیز کنی؟

11:22.098 --> 11:23.599
و مال دوشیزه رزاموند رو

11:23.683 --> 11:28.312
در حالی که همش داره از این حرف میزنه که چطور رزاموند قراره بندیکت بریجرتون رو به تله بندازه

11:28.396 --> 11:30.398
بیچاره آقای بریجرتون. اگه اون دوتا چشم‌شون دنبالش باشه

11:30.481 --> 11:33.567
حتی گاردِ ملکه هم نمی‌تونه ازش محافظت کنه

11:33.651 --> 11:37.029
«می‌خوایم برای آقای بریجرتون در بهترین حالتش به نظر بیاد.»

11:38.656 --> 11:41.075
آیا دارم حس حسادت رو حس می‌کنم، دوشیزه بِک؟

11:41.158 --> 11:42.368
به رزاموند؟

11:42.451 --> 11:43.703
شوخی می‌کنی

11:43.786 --> 11:47.456
یه چیزی اعصابت رو خورد کرده. دارم هزار تا کفش تمیز می‌کنم

11:47.540 --> 11:50.000
انگشتام خشک شده. معلومه که اعصابم خورده

11:50.084 --> 11:54.088
نه، اگه قضیه سرِ کفش‌ها بود، می‌شدی همون سوفیِ شوخ‌طبع و کینه‌ای

11:54.171 --> 11:57.133
اینی که الان هستی، سوفیِ غمگین و اخموئه

11:57.883 --> 11:59.385
از وقتی اون مهمونی تموم شده، تو

12:01.178 --> 12:02.847
این در مورد مهمونیه

12:03.514 --> 12:04.598
درسته

12:04.682 --> 12:06.767
داری چی رو مخفی می‌کنی؟

12:08.060 --> 12:09.228
اوه خدای من

12:10.187 --> 12:11.522
یه جنتلمن رو دیدی

12:14.608 --> 12:15.818
یه جنتلمن رو دیدم

12:15.901 --> 12:17.069
جرأت دارم اسمش رو بپرسم؟

12:17.570 --> 12:18.654
نه

12:21.031 --> 12:22.324
بندیکت بریجرتون

12:22.408 --> 12:24.660
بفرما. چیزی نیست

12:24.744 --> 12:26.746
یه لحظه بود و تموم شد

12:26.829 --> 12:28.956
دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش

12:29.540 --> 12:32.710
اصلاً دلم نمی‌خواد دوباره ببینمش. آخه کجا قراره دوباره ببینمش؟

12:34.044 --> 12:36.839
کلاً فراموش می‌کنیم که اصلاً دیدمش. روشنه؟

13:01.947 --> 13:05.701
شاید بهتر باشه درباره اتفاقاتی که توی مهمونی بالماسکه افتاد صحبت کنیم؟

13:05.785 --> 13:06.911
بله

13:06.994 --> 13:09.955
مهمونی لیدی بریجرتون خیلی تماشایی بود، مگه نه؟

13:10.873 --> 13:13.334
صحنه‌ای بود که ارزشِ مرور کردن داشته باشه؟

13:13.417 --> 13:14.251
واقعاً

13:14.335 --> 13:16.837
باورت میشه که بندیکت بریجرتون نیمی از مهمونی رو غیبش زد؟

13:16.921 --> 13:18.506
باورت میشه که بندیکت بریجرتون نیمی از مهمونی رو غیبش زد؟

13:19.548 --> 13:23.302
وقتی مهمونی خودت رو بگیری، باید خیلی حواسمون بهش باشه

13:23.385 --> 13:24.845
وقتی من مهمونی بگیرم

13:25.971 --> 13:27.264
علیاحضرت

13:28.265 --> 13:30.142
خواسته من رو فراموش کردی؟

13:30.226 --> 13:34.814
یه مهمونی میگیری، مگه نه؟ به موضوعی براش فکر کردی؟

13:35.773 --> 13:40.069
بابت مزاحمت معذرت می‌خوام، علیاحضرت. لیدی بِیرد تقاضای ملاقات دارن

13:47.910 --> 13:48.744
خب؟

13:48.828 --> 13:52.289
علیاحضرت، به نظر میرسه لیدی بِیرد در شرایط حساسی هستن

13:52.373 --> 13:55.125
با اجازه شما، ایشون می‌خوان برای دوران وضع حمل از وظایفشون مرخص بشن

13:55.209 --> 13:57.837
و بعد از تولد نوزاد برگردن

13:59.880 --> 14:01.340
می‌تونی مرخص بشی

14:02.174 --> 14:04.677
اما بدون که این همیشگی خواهد بود

14:06.220 --> 14:07.555
می‌تونی بری

14:10.683 --> 14:11.684
چه گستاخی‌ای

14:12.184 --> 14:16.063
نه عقل سرش می‌شه، نه مسئولیت‌پذیری؛ چه برسه به اینکه فکرِ زحمتی باشه که برای من درست می‌شه

14:16.981 --> 14:21.277
آدم موقعِ چنین تصمیماتی نباید ملکه‌ش رو هم در نظر بگیره؟

14:22.194 --> 14:25.406
چقدر لیدی بِیرد خوش‌شانسه که ملکه‌ای به این بخشندگی داره

14:25.489 --> 14:28.701
که بدون معطلی از وظایفش معافش می‌کنه

14:28.784 --> 14:33.372
من به بخشندگیِ بیش از حد معروفم، البته وقتی که طرف مستحقش باشه

14:41.213 --> 14:42.631
ممنون بابت بازی

14:43.507 --> 14:46.510
خیلی روشنگرانه بود

14:47.219 --> 14:50.723
بابت از دست دادن لیدی بِیرد تسلیت میگم

15:04.361 --> 15:05.362
میبینی؟ هوم؟

15:05.863 --> 15:08.574
اونا حتی به سمتم نگاه هم نمی‌کنن. هیچ‌کس به من علاقه نداره

15:08.657 --> 15:11.118
چون برای خودت وجهه‌ای ساختی که کسی جرأت نمی‌کنه بهت نزدیک بشه

15:11.201 --> 15:13.203
این... اصلاً درست نیست. من خیلی خوش‌برخوردم

15:13.287 --> 15:16.373
خب پس سعی کن به یکی‌شون لبخند بزنی. چی؟ نه

15:16.457 --> 15:17.499
لطفاً نه

15:17.583 --> 15:20.794
اگه انقدر مطمئنی که اونا علاقه‌ای ندارن، پس چه ضرری داره؟

15:33.807 --> 15:34.975
اوه، نه

15:41.315 --> 15:43.484
مادر. اِلویز

15:44.401 --> 15:45.277
وای

15:46.195 --> 15:48.238
چقدر خوش‌تیپ شدی

15:48.322 --> 15:49.490
انگار تعجب کردی

15:49.573 --> 15:52.660
در واقع منظورش اینه که تعجب کرده قبل از ظهر تو رو بیرون از تخت دیده

15:53.827 --> 15:56.997
حقیقت اینه که اومدم نقش همراهِ خواهر عزیزم رو بازی کنم

15:57.081 --> 16:01.001
کسی که اون‌طور که شنیدم، به یه همراه نیاز داره چون قطعا هنوز رو دست نمونده

16:02.294 --> 16:04.046
خب

16:05.255 --> 16:06.715
بندیکت. خب

16:06.799 --> 16:09.176
بله. لطفاً؟ خب

16:09.259 --> 16:11.595
من... با بارون هندرسون شروع می‌کنم

16:11.679 --> 16:12.721
اووم

16:14.181 --> 16:17.226
جدی نمیگی، هر کلکی که پشت این کارته

16:17.810 --> 16:20.688
البته که نه. پس عجب صبح دل‌انگیزیه

16:20.771 --> 16:21.772
دیدنتون چقدر باعث خوشحالیه

16:21.855 --> 16:25.109
مجبورت نمی‌کنم با کسی حرف بزنی. اما در عوض، یه لطفی ازت می‌خوام

16:25.192 --> 16:26.819
واقعاً به کمکت احتیاج دارم

16:27.361 --> 16:29.196
باید صاحب این دستکش رو پیدا کنیم

16:29.279 --> 16:33.200
اصلاً چرا یه دستکش زنانه پیش توئه؟ چون یه بانویی گمش کرده

16:33.283 --> 16:36.787
دلم می‌خواد بهش برگردونمش. ضمناً، حرفی به مامان نزن

16:36.870 --> 16:39.873
خودت خوب میدونی که نباید با احساسات دخترای دمِ‌بخت بازی کنی

16:39.957 --> 16:42.876
کاری که اگه نمی‌خوای مامان بویی ببره، قطعاً داری انجامش میدی

16:42.960 --> 16:44.503
اصلاً هم این‌طور نیست

16:45.004 --> 16:48.007
فقط می‌خوام از اون خانوم جوانِ خاص تشکر کنم

16:48.090 --> 16:50.009
بابت یه گفتگوی صمیمانه

16:50.759 --> 16:55.806
در عوض، منم ازت در برابر مامان و حکومتِ وحشتِ همسریابی‌ش محافظت می‌کنم

16:57.433 --> 16:59.226
تو بیشتر وقت‌ها برادر موردعلاقه‌ی منی

16:59.852 --> 17:01.729
هوم. می‌خوای از کجا شروع کنیم؟

17:05.399 --> 17:08.027
خداروشکر که به خاطر فامیل بودن، مجبور نیستیم تو صف منتظر بمونیم

17:08.110 --> 17:09.153
اونم کنار اون همه آدمِ خاله‌زنک

17:09.236 --> 17:10.946
اونا برای غیبت کردن اینجا نمیان

17:11.030 --> 17:13.282
فقط میان هدیه بدن و بعد، خیلی راحت

17:13.365 --> 17:15.451
هر کدومشون یه تیکه شایعه یادشون می‌افته

17:15.534 --> 17:17.494
هوشمندانه‌ست. اوه، باور کن اصلاً این‌طور نیست

17:17.578 --> 17:19.830
متأسفانه کالین برای قرارِ ماهیانه‌ش رفته بیرون

17:19.913 --> 17:22.708
با آقای فینچ و آقای دنک‌ورث، که میرن کلِ لندن رو یه لقمه چپ کنن

17:22.791 --> 17:24.877
خب، در حقیقت، من اومدم شما رو ببینم. اوه

17:24.960 --> 17:28.338
بندیکت با یه خانوم جوان آشنا شده. آه. من فقط دارم سعی می‌کنم یه دستکش رو برگردونم

17:28.422 --> 17:31.216
دستکشِ همون خانومِ نقره‌پوشی که باهاش غیبت زد؟

17:32.051 --> 17:34.344
لیدی ویسلدون همه‌چی رو میبینه، بندیکت

17:34.428 --> 17:36.638
هرچند اعتراف می‌کنم که نشناختمش

17:36.722 --> 17:37.556
اون کیه؟

17:37.639 --> 17:38.891
نمیدونم

17:38.974 --> 17:40.517
تنها چیزی که دارم این دستکشه

17:41.769 --> 17:45.272
فکر کردم چون شما همه‌چیز رو میبینی

17:45.981 --> 17:47.983
در موردش چی میدونی؟

17:48.692 --> 17:49.526
اِم

17:49.610 --> 17:52.071
برادر، لطفاً بگو که از علایقش پرسیدی

17:52.154 --> 17:54.490
با حرف زدن از خودت تا سرحد مرگ کلافه‌ش نکردی که؟

17:54.573 --> 17:57.785
سوال‌های زیادی ازش پرسیدم اما جواب‌های کوتاهی داد. اون

17:59.536 --> 18:01.205
توی انگلیس بزرگ شده

18:01.288 --> 18:02.539
اون

18:03.248 --> 18:04.750
آب‌های عمیق رو ترجیح میده؟

18:04.833 --> 18:08.045
اون، اِم... بلد نیست برقصه‌، که خیلی عجیب بود

18:08.128 --> 18:09.671
اوه، و ویسلدون هم می‌خونه

18:09.755 --> 18:13.509
خب، سلیقه‌ش عالیه اما این چیز زیادی بهمون نمیگه

18:15.135 --> 18:15.969
خب

18:16.553 --> 18:17.638
فکر کردم

18:19.515 --> 18:20.641
داشتم فکر می‌کردم

18:21.183 --> 18:24.144
اگه بشه یه پیام توی ویسلدون بذارید

18:24.812 --> 18:26.396
تا کمکم کنه دستکشش رو بهش برگردونم

18:26.939 --> 18:27.815
خب

18:28.774 --> 18:30.484
نمی‌تونم به اون اشاره‌ای کنم

18:30.567 --> 18:32.402
یا به هیچ وجه به لباسش. چرا نه؟

18:32.486 --> 18:35.697
ممکن نیست من تنها کسی بوده باشم که توی مهمونی متوجه شما دوتا شده

18:35.781 --> 18:37.616
اون تنها روی تراس با یه مَرد بود

18:37.699 --> 18:38.867
همین به قدر کافی بد هست

18:38.951 --> 18:40.786
بدتر از اون اینه که اون مرد

18:40.869 --> 18:41.912
یه هوس‌بازِ بدنامه

18:41.995 --> 18:43.205
چطور جرئت می‌کنی؟

18:43.288 --> 18:46.125
من عاشقِ لذتم، یه... یه... روحِ آزاد

18:46.208 --> 18:48.210
که دربندِ سنت‌های خشک و خالی نیست

18:48.293 --> 18:49.878
تو یه هوس‌بازی. بله

18:49.962 --> 18:52.506
آره. اون هیچ‌وقت خودش رو نشون نمیده

18:52.589 --> 18:54.883
اگه این کار رو بکنه، آبروش میره

18:54.967 --> 18:56.635
پس

18:57.261 --> 18:58.387
اسم من رو بیار

19:00.180 --> 19:03.392
اما بگو که دنبال کسی می‌گردم

19:04.935 --> 19:09.273
شاید این‌طوری خیالش راحت بشه که من... قصدم جدی‌تره

19:09.356 --> 19:12.025
کوچک‌ترین اشاره‌ای به اینکه ممکنه اهلِ ازدواج باشی

19:12.109 --> 19:14.027
کافیه تا مامان‌ها محاصره‌ت کنن

19:14.111 --> 19:17.531
اِل راست میگه. وقتی سد بشکنه، دیگه نمیشه جلوش رو گرفت

19:17.614 --> 19:19.116
از پسِ چندتا مامان برمیام

19:21.869 --> 19:25.247
ملکه از این موضوع خیلی لذت می‌بره. از پسِ ملکه هم برمیام

19:26.415 --> 19:28.083
فکر کنم. شاید؟

19:29.042 --> 19:30.669
خب، در واقع نه، اما به هر حال انجامش بده

19:38.093 --> 19:40.470
خواننده‌ی عزیز و گرامی

19:40.554 --> 19:44.308
این فصل، ممکنه اشراف‌زادگان صیدِ جدیدی برای شکار داشته باشن

19:44.391 --> 19:48.020
قلبِ پسرِ دومِ یک خانواده‌ی خاص

19:48.103 --> 19:51.481
به نظر میرسه این عیاشِ آزاده

19:51.565 --> 19:55.319
اخیراً زیاد در حال قدم زدن در «راتن رو» دیده شده

19:55.402 --> 19:58.864
با این قصد که زندگی مجردی رو کنار بذاره

19:58.947 --> 20:01.742
و در مهمونی‌های رقصِ بیشتری شرکت کنه

20:27.684 --> 20:30.520
جدیدترین نسخه‌ی ویسلدون، خانوم. ممنون

20:32.606 --> 20:36.610
آیا این جنتلمنِ خوش‌سیما از انزوا بیرون اومده

20:36.693 --> 20:39.238
تا به گرمای آغوشِ جامعه بپیونده؟

20:39.988 --> 20:44.534
ممکنه این هوس‌باز سرِ عقل اومده باشه؟

20:45.035 --> 20:47.788
آیا مادری هست که سودای داماد کردنِ اون رو داشته باشه

20:47.871 --> 20:51.750
یا خانوم جوانی که از این خبر شاد نشه؟

20:51.833 --> 20:53.126
روزاموند

20:55.963 --> 20:59.883
شاید بانوی خاصی باشه که اون به دنبال هم‌نشینی باهاشه

21:00.509 --> 21:03.887
نویسنده فقط می‌تونه حدس و گمان بزنه

21:04.471 --> 21:06.390
داره بندیکت بریجرتون رو توصیف می‌کنه

21:07.641 --> 21:11.812
سوفی، من تک‌تکِ شماره‌های ویسلدون رو خوندم

21:11.895 --> 21:14.773
این قطعاً در مورد اونه

21:16.191 --> 21:17.693
اگه دنبال تو باشه چی؟

21:22.656 --> 21:26.535
احمق نباش. اون حتماً توی هر مهمونی با یه دختر جدید آشنا می‌شه

21:26.618 --> 21:29.204
این می‌تونه در مورد هر کسی باشه. سوفی

21:30.789 --> 21:31.957
سوفی

21:32.541 --> 21:34.543
روزاموند رو برای رفتن به «راتن رو» آماده کن

21:34.626 --> 21:36.712
شاید لباس آبی بپوشه

21:37.462 --> 21:39.464
عالی میشی عزیزم

21:55.022 --> 21:56.106
نمی‌خوام این کار رو بکنم

21:56.189 --> 21:57.733
مگه ما با هم توافق نکردیم؟

21:57.816 --> 22:00.610
بله، اما توافق‌مون این بود که تو من رو در برابر خواستگارها محافظت کنی

22:00.694 --> 22:02.404
نه اینکه من رو بندازی وسط دهنِ شیر

22:02.487 --> 22:03.780
ممکنه اونا اطلاعاتی داشته باشن

22:03.864 --> 22:07.492
اگه مامان حداقل یک بار تو رو در حال حرف زدن با خواستگارها نبینه، خودش دست‌به‌کار میشه

22:07.576 --> 22:09.077
این منطقیه یا اجبار؟

22:09.161 --> 22:11.705
لرد تاس! لرد پایک

22:12.497 --> 22:15.167
روزِ قشنگی برای پیاده‌رویِ دسته‌جمعیه، مگه نه؟

22:15.250 --> 22:18.503
و چه خویشاوندِ دلربایی رو توی این پیاده‌روی همراه خودتون آوردید

22:24.760 --> 22:27.429
تنهاتون می‌ذارم تا بیشتر با هم آشنا بشید

22:35.187 --> 22:36.730
لرد تاس

22:36.813 --> 22:38.523
شنیدم یه خواهر دارید

22:38.607 --> 22:41.651
اون احیاناً... رقصیدن بلد نیست؟

22:44.196 --> 22:45.781
کجا داره میره؟

22:47.574 --> 22:48.408
اوه

22:49.743 --> 22:51.370
آقای بریجرتون

22:51.453 --> 22:52.996
روزِ زیباییه، مگه نه؟

22:53.580 --> 22:54.498
همین‌طوره

22:59.461 --> 23:02.214
خانوم‌ها، یه روز عالی برای آب‌تنیه

23:02.297 --> 23:03.548
این‌طور فکر نمی‌کنید؟

23:03.632 --> 23:07.969
گمانم همین‌طوره. هرچند من ترجیح میدم توی خشکی بمونم

23:09.930 --> 23:11.973
آه. آقای بریجرتون

23:12.057 --> 23:15.644
داشتم لباستون رو تحسین می‌کردم. ...پیاده‌روی توی یه روزِ آفتابی

23:15.727 --> 23:17.938
آقای بریجرتون. اوه، آقای بریجرتون

23:22.651 --> 23:24.653
من که قطعاً از شنا کردن لذت می‌برم

23:25.362 --> 23:26.279
واقعاً؟

23:27.239 --> 23:30.659
فکر نمی‌کنم قبلاً با هم ملاقات کرده باشیم، خانوم

23:30.742 --> 23:31.785
روزاموند لی

23:33.161 --> 23:35.288
اوه... چرا یهو رفتارش عوض شد؟

23:35.872 --> 23:38.208
اعتراف می‌کنم که نمی‌دونم

23:38.291 --> 23:40.877
و از ترسِ اینکه نظرش عوض بشه، چیزی نمی‌پُرسم

23:40.961 --> 23:41.795
هوم

23:41.878 --> 23:45.132
اینکه این‌همه خانوم دورِ یه جنتلمن جمع بشن، احمقانه نیست؟

23:45.215 --> 23:48.218
مثل یه دسته غازه که سرِ یه تیکه نون با هم رقابت می‌کنن

23:48.301 --> 23:50.011
آخرش همه‌شون گرسنه می‌مونن

23:50.095 --> 23:52.681
قیافه‌ی خیلی از این خانوم‌های جوان جوریه که انگار واقعاً به اون تیکه نون احتیاج دارن

23:52.764 --> 23:53.765
هیس

23:56.476 --> 23:58.395
چی شد؟ داشت خیلی خوب پیش می‌رفت

23:58.478 --> 24:00.730
به نظر می‌رسید مجذوب شده. در مورد لباسم حرف زد

24:00.814 --> 24:02.732
بعد روش رو برگردوند. مردا دمدمی‌مزاج‌ان

24:03.442 --> 24:05.777
روحیه‌ت رو حفظ کن. بالاخره یه راهی براش پیدا می‌کنیم

24:09.114 --> 24:11.324
لباس‌های شما توی جشنِ نقاب‌پوشان چی بود؟

24:11.408 --> 24:12.242
من قو بودم

24:12.325 --> 24:14.369
من لباس ملکه آن رو پوشیده بودم. یه پریِ جنگلی

24:14.453 --> 24:15.579
جالبه

24:17.706 --> 24:18.582
آه

24:18.665 --> 24:20.459
دوشیزه... خدای من

24:20.542 --> 24:22.085
دوشیزه بریجرتون

24:22.169 --> 24:23.044
کمک

24:47.152 --> 24:48.862
آره

25:17.390 --> 25:20.268
توی شش تا جشنِ رقص شرکت کردیم

25:21.144 --> 25:23.396
و هفت تا مهمونی شبانه

25:24.064 --> 25:27.734
اون‌قدر پیاده‌روی کردیم که پاهام ورم کرده

25:28.818 --> 25:30.946
و هیچ خبری از اون خانومِ دستکش‌پوش نیست

25:32.322 --> 25:33.949
خواهش می‌کنم، میشه دیگه بی‌خیال بشیم؟

25:34.449 --> 25:36.826
برگردیم به همون روالِ دوری از دنیا؟

25:39.371 --> 25:40.956
هر چقدر دلت می‌خواد دوری کن

25:41.998 --> 25:44.751
دیگه لازم نیست این لطف رو در حقم بکنی

25:44.834 --> 25:47.045
خواننده‌ی عزیز و گرامی

25:47.128 --> 25:52.008
در حالی که این نویسنده امیدوار بود پسرِ دومِ خاصی سر و سامون بگیره

25:52.092 --> 25:55.804
به نظر میرسه چشمه‌ی امید خشک شده باشه

25:55.887 --> 25:59.432
خانوم‌های جوانِ اشراف واقعاً تشنه‌لب موندن

25:59.516 --> 26:02.227
چون به نظر می‌رسه خواستگاری که اونا براش لهله می‌زنن

26:02.310 --> 26:06.606
فقط چشمش دنبال زنیه که هنوز آفتابی نشده

26:06.690 --> 26:08.858
مادر، من چه اشتباهی کردم؟

26:08.942 --> 26:11.486
اون بهترین گزینه‌ی این فصله. حقشه که با من باشه

26:16.658 --> 26:18.785
ناراحتیِ دخترم برات خنده‌داره؟

26:18.868 --> 26:20.036
البته که نه، بانوی من

26:20.662 --> 26:21.663
خوبه

26:32.465 --> 26:37.762
این نویسنده در عجب است که آیا این جست‌وجو به زودی به پایان میرسه یا نه

26:39.347 --> 26:43.852
چون یه جنتلمن فقط تا یه مدتِ محدود می‌تونه بدونِ آب توی بیابون سرگردون باشه

26:44.352 --> 26:47.188
اجازه میدید ویسلدون رو براتون بخونم، اعلی‌حضرت؟

26:50.442 --> 26:51.443
نه

26:52.861 --> 26:55.071
اِم... لیدی بریجرتون اومدن شما رو ببینن، خانوم

26:55.155 --> 26:57.073
اوه! چه سعادتی

26:57.157 --> 26:59.576
پنلوپه، تو درباره‌ی جست‌وجوی پسرم برای پیدا کردن همسر چی میدونی؟

26:59.659 --> 27:01.786
من رو ببخشید اما لیدی ویسلدون نمی‌تونه فاش کنه

27:01.870 --> 27:03.538
پنلوپه بریجرتون! بله، خانوم

27:30.440 --> 27:31.274
مادر

27:31.358 --> 27:32.609
دارید کار می‌کنید

27:34.778 --> 27:36.363
می‌تونم بشینم؟

27:36.446 --> 27:37.405
البته

27:43.787 --> 27:47.499
چیزی بود که می‌خواستید در موردش حرف بزنیم؟ من؟ اوه نه، نه من. شما شاید؟

27:47.582 --> 27:49.167
من؟ نه، نه من

27:49.250 --> 27:53.713
برات جالب خواهد بود اگه بدونی که من گفتگوی بسیار جذابی با پنلوپه داشتم

27:55.757 --> 27:56.591
اوه

27:56.675 --> 28:00.053
اون ادعا می‌کنه این مجردی که توی ویسلدون در موردش می‌نویسه

28:00.136 --> 28:03.014
همونی که با جدیت دنبالِ همسره

28:03.098 --> 28:05.850
خودش ازش خواسته که در موردش بنویسه

28:05.934 --> 28:06.810
واقعاً؟

28:07.811 --> 28:08.812
خب، به نظر عجیب میاد

28:08.895 --> 28:10.063
موافقم

28:10.146 --> 28:13.400
و می‌گه دلیلش این بوده که توی جشنِ نقاب‌پوشانِ من، با کسی آشنا شده

28:13.900 --> 28:16.403
اون این رو گفت؟ وقتی با زبون‌بازی از زیرِ زبونش کشیدم، بله

28:17.153 --> 28:21.616
اما یه جنتلمن هیچ‌وقت همچین کاری با مادرِ بیچاره‌ش نمی‌کنه

28:22.325 --> 28:24.119
اینکه پشتِ سرش پنهان‌کاری کنه

28:24.202 --> 28:27.997
و این حقیقت رو مخفی کنه که شاید بزرگترین آرزوش برای پسرش

28:28.081 --> 28:29.249
داره به حقیقت می‌پیونده

28:29.332 --> 28:33.169
اینکه با خانوم جوانی آشنا شده که حاضره باهاش ازدواج کنه

28:33.962 --> 28:36.214
هیچ پسری این‌قدر بی‌رحم نیست

28:38.341 --> 28:39.342
هست؟

28:44.973 --> 28:45.932
بسیار خب

28:46.683 --> 28:47.726
من

28:48.309 --> 28:50.770
اوه عزیزم. دستکشش پیشِ توئه؟

28:50.854 --> 28:53.106
بندیکت، اگه بلایی سرِ آبروی این خانوم جوان آورده باشی

28:53.189 --> 28:54.733
هیچ اتفاقِ ناخوشایندی نیفتاده

28:55.275 --> 28:58.111
اون قبل از برداشتنِ نقاب‌ها رفت. من حتی اسمش رو هم نفهمیدم

28:58.194 --> 29:00.155
موقعِ عجله برای رفتن، این رو انداخت

29:00.905 --> 29:03.158
اهمیتی نداره. من به سختی یادمه چه شکلی بود

29:03.241 --> 29:05.410
و دیگه صدای حرف زدنش هم یادم نیست

29:05.493 --> 29:07.495
گشتن دنبالش بی‌فایده بوده

29:07.579 --> 29:10.165
واسه همینه که باید به مادرت اعتماد می‌کردی

29:10.248 --> 29:13.752
اگه گفته بودی، بهت می‌گفتم که از «عمارت پن‌وود» شروع کنی

29:14.669 --> 29:16.421
این دستکش یه میراثِ خانوادگیه

29:17.172 --> 29:20.049
لیدی پن‌وودِ خدابیامرز، احتمالاً مادربزرگِ این خانومِ جوان بوده

29:20.133 --> 29:22.260
عادتش این بود که نشانِ خانوادگی رو

29:22.343 --> 29:23.762
داخلِ دستکش‌هاش حک کنه

29:23.845 --> 29:25.638
خانواده‌ی ما قدیما با خانواده‌ی اونا آشنا بودن

29:26.765 --> 29:30.226
نه، من دوشیزه لی رو دیدم. اون خانومی که توی جشنِ شما دیدم نبود

29:30.310 --> 29:31.770
اوه. خب

29:31.853 --> 29:32.896
بله، خوبه

29:33.688 --> 29:35.523
اما... اما ممکنه

29:35.607 --> 29:38.651
خانوم‌های جوان دیگه‌ای هم با اون خانواده زندگی کنن

29:45.000 --> 29:52.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:06.846 --> 30:09.933
سوفی، مگه قرار نبود سرِ کلاس رقص باشی؟

30:10.016 --> 30:13.603
لیدی پن‌وود صلاح دیدن که من با روزاموند و پوزی ادامه ندم

30:14.103 --> 30:15.605
می‌فهمم. هوم

30:16.272 --> 30:19.359
خب، مطمئنم این موضوع رو حل می‌کنیم

30:26.074 --> 30:27.158
قربان؟

30:28.493 --> 30:31.621
می‌تونم در مورد مادرم ازتون بپرسم؟

30:40.630 --> 30:42.006
چی می‌خوای بدونی؟

30:42.590 --> 30:44.050
هیچ خاطره‌ای ازش ندارم

30:44.759 --> 30:46.386
تو گردنبندش رو داری

30:46.469 --> 30:48.012
اون چطور مُرد؟

30:58.398 --> 30:59.649
دلت برای مادرت تنگ شده

31:00.149 --> 31:01.359
این طبیعیه

31:01.442 --> 31:02.986
اما من الان اینجام

31:03.736 --> 31:06.948
و همیشه حواسم هست که ازت مراقبت بشه

31:07.532 --> 31:08.783
قول میدم

31:29.679 --> 31:30.597
سوفی

31:30.680 --> 31:32.807
یه جنتلمن اومده ملاقاتت

31:32.891 --> 31:33.725
برای من؟

31:34.225 --> 31:36.019
یکی اومده دیدنِ من

31:36.102 --> 31:37.437
من یه خواستگار دارم

31:37.520 --> 31:38.813
فوق‌العاده‌ست

31:38.897 --> 31:41.774
بیا موهات رو مرتب کنیم تا ببینه چقدر زیبایی

31:41.858 --> 31:42.942
باشه

31:53.286 --> 31:54.120
نفس بکش

32:05.006 --> 32:06.090
حال شما چطوره؟

32:07.050 --> 32:08.801
از دیدنتون خوشحالم

32:35.995 --> 32:38.623
و بعد یهو دستام انگار تبدیل به پا شدن

32:38.706 --> 32:41.960
و مجبور شدم با دست‌هایی که شبیه پا بود، روی صحنه راه برم

32:42.043 --> 32:44.337
هوم. همه تماشاچی‌ها خندیدن

32:44.420 --> 32:47.924
مطمئناً تو هم اگه کسی رو می‌دیدی که به‌جای پا دست داشت، همین کار رو می‌کردی

32:48.007 --> 32:49.425
یعنی، به‌جای دست، پا داشت

32:50.218 --> 32:54.055
به‌هرحال، واسه همینه که دیگه نمی‌تونم برم تئاتر

32:54.138 --> 32:57.809
کافیه پوزی. آقای بریجرتون علاقه‌ای به خواب‌های تو نداره

32:57.892 --> 32:59.185
من علاقه‌مندم

32:59.769 --> 33:03.398
خواب‌های شما قطعاً خلاقانه‌تر از هر نمایشنامه‌ایه که تا حالا دیدم

33:22.875 --> 33:24.043
اون داره دنبالت می‌گرده

33:24.627 --> 33:26.004
اون سراغ پوزی رو گرفت

33:30.258 --> 33:32.343
ببین چقدر باهاش مهربونه

33:46.399 --> 33:47.608
اون اونجاست

33:48.901 --> 33:50.903
درست همون‌جا توی سالن پذیرایی

33:51.863 --> 33:53.239
باید بری داخل

33:54.741 --> 33:57.410
شاید بشناستت. نه، نمی‌شناسه

33:57.910 --> 34:01.873
فقط یک شب بود، یک لحظه. اون حتی نمیدونه من چه شکلی‌ام

34:01.956 --> 34:03.875
خب بهش بگو. چی؟

34:03.958 --> 34:06.753
برو اونجا و بهش بگو کی هستی

34:07.920 --> 34:11.257
این شانس توئه، سوفی

34:14.802 --> 34:15.845
لیدی پن‌وود

34:15.928 --> 34:19.515
همین که ببینتت، همین که بهش بگی، دیگه لیدی پن‌وود اهمیتی نخواهد داشت

34:37.909 --> 34:40.453
اون ممکنه به هر دلیلی اینجا باشه، نه به خاطر من

34:41.579 --> 34:44.832
واضحه که اون داره دنبال تو می‌گرده

34:47.585 --> 34:48.586
برو اون تو

35:04.644 --> 35:06.354
اون نمی‌خواد من رو پیدا کنه

35:09.816 --> 35:12.485
اون می‌خواد بانوی لباس نقره‌ای رو پیدا کنه

35:14.612 --> 35:15.988
و اون زن واقعی نیست

35:18.116 --> 35:20.743
بله، حتماً. بیشتر برام بگو

35:24.080 --> 35:25.164
من کار دارم

36:04.829 --> 36:07.957
این تخیل به شکل‌های دیگه‌ای هم خودش رو نشون میده؟

36:08.541 --> 36:09.584
مثلاً، اوم

36:10.376 --> 36:12.920
خب... مثلاً توی لباس پوشیدن؟

36:13.004 --> 36:15.631
عاشق لباس‌های خاص پوشیدنم. یه بار وقتی بچه بودم

36:15.715 --> 36:18.551
قبل از اینکه بیشتر در این مورد بشنویم، مشتاقم در مورد

36:18.634 --> 36:20.595
لباسی که توی جشن ماسک پوشیده بودی بشنوم

36:20.678 --> 36:22.180
اون پری دریایی شده بود

36:23.556 --> 36:24.557
آه

36:25.474 --> 36:27.143
پس نقره‌ای نپوشیده بودی؟

36:27.727 --> 36:31.272
نه، ولی می‌خواستم بپوشم. نقره‌ای و بنفش واسه پولک‌هاش

36:31.355 --> 36:33.441
ولی بهم گفتن دم نباید داشته باشه. هوم

36:33.524 --> 36:37.153
توی جشن ماسک، کسی با لباس نقره‌ای نظرتون رو جلب کرد؟

36:37.236 --> 36:39.488
اوه... اون شب با آدم‌های زیادی حرف زدم

36:39.572 --> 36:41.866
فقط دارم سعی می‌کنم یادم بیاد کی به کی بود

36:41.949 --> 36:43.409
البته

36:45.244 --> 36:47.872
پس، شما دوتا خواهرین...؟

36:48.456 --> 36:49.332
اوهوم

36:50.374 --> 36:55.087
دخترعمویی، پسرعمویی یا دوست خانوادگی‌ای دارین که اینجا اقامت داشته باشه؟

36:55.171 --> 37:00.426
همیشه داشتن همدم خیلی خوبه. فقط خودمونیم و همین کافیه

37:00.509 --> 37:01.594
البته

37:15.733 --> 37:18.861
اگه هدفش خواستگاری از تو نبوده، پس واسه چی اومده اینجا؟

37:20.279 --> 37:22.198
اون یه دستکش زنونه‌ست؟

37:22.281 --> 37:23.950
داره به چی نگاه می‌کنه؟

37:57.191 --> 37:59.568
بریمزلی! علیاحضرت دارن استراحت ملوکانه می‌کنن

37:59.652 --> 38:01.112
وقت زیادی ندارم

38:01.195 --> 38:02.363
چی شده؟

38:02.446 --> 38:05.157
مربوط به اعلیحضرت پادشاهه؟ باید برگردی

38:05.241 --> 38:07.827
تقاضای ملاقات با علیاحضرت رو بکن. عذرخواهی کن

38:08.828 --> 38:10.371
عمراً چنین کاری نمی‌کنم

38:10.454 --> 38:12.707
دلیلی واسه عذرخواهی ندارم

38:12.790 --> 38:14.208
اون داره مدام با من غیبت می‌کنه

38:14.792 --> 38:16.711
اما من نمی‌تونم اون‌طور که باید باهاش همراهی کنم

38:16.794 --> 38:18.838
می‌خواد درباره بندیکت بریجرتون حرف بزنه

38:18.921 --> 38:20.756
اما جواب‌های من هیچ‌وقت باب میلش نیست

38:20.840 --> 38:22.883
نمی‌ذاره مهره‌های شطرنجش رو جمع کنم

38:22.967 --> 38:25.344
حاضر نیست بازی رو تموم کنه

38:25.428 --> 38:27.013
اون علیاحضرته

38:27.096 --> 38:30.641
البته که همیشه در بهترین حالتشه. اون باشکوهه

38:31.309 --> 38:34.395
اما شاید بشه این‌طور تصور کرد که ممکنه

38:35.104 --> 38:36.230
دلسرد شده باشه

38:37.189 --> 38:40.151
خودت می‌دونی که حتماً لازم نیست دلیلی واسه عذرخواهی داشته باشی

38:40.234 --> 38:43.654
اگه علیاحضرت عذرخواهی بخواد، آدم بابت هیچی عذرخواهی می‌کنه

38:43.738 --> 38:45.531
اون ملکه ماست

38:55.249 --> 38:58.502
زیاد حس و حال عذرخواهی ندارم

38:59.045 --> 39:01.505
و قطعاً در حال حاضر نه علاقه‌ای به شطرنج بازی کردن دارم

39:01.589 --> 39:03.674
و نه غیبت کردن با علیاحضرت

39:03.758 --> 39:07.094
بذار با ندیمه‌هاش سرگرم بشه

39:08.095 --> 39:09.347
لیدی دنبری

39:10.181 --> 39:12.683
زمانی بود که شما ندیمه‌اش بودید

39:13.351 --> 39:15.936
اون موقع فرق داشت. اون فرق داشت

39:17.813 --> 39:19.565
شما شاهد بودید که

39:21.067 --> 39:22.151
اعلیحضرت

39:23.652 --> 39:24.987
شما اون موقع اونجا بودید

39:26.072 --> 39:27.990
اون الان با این زن‌ها صمیمی نمیشه

39:28.074 --> 39:30.201
و حتی سعی هم نمی‌کنه کسی رو جایگزین لیدی بیرد کنه

39:30.284 --> 39:33.079
خودتون این رو میدونید، دلیلش رو هم میدونید

39:34.205 --> 39:37.333
مسابقه شطرنج نباید ناتموم بمونه

39:39.085 --> 39:40.544
اون داره زجر میکشه

39:41.670 --> 39:42.838
توی غیاب شما

39:44.215 --> 39:45.966
توی غیاب دوستش

39:47.385 --> 39:49.053
تنها دوستش

39:49.637 --> 39:52.098
تمام دنیا داره براش کوچیک‌تر میشه

39:54.266 --> 39:55.643
باید برگردم

39:56.143 --> 39:57.812
خواهش می‌کنم، لیدی دنبری

40:19.125 --> 40:21.001
لیدی پن‌وود، کمکی از دستم برمیاد؟

40:24.964 --> 40:31.011
متوجه شدم که هیچ‌وقت بابت تمام زحمت‌هایی که واسه کفش‌هام کشیدی، ازت قدردانی نکردم

40:35.182 --> 40:36.600
می‌خوام بهت پاداش بدم

40:38.352 --> 40:39.937
میشه اینا رو امتحان کنی؟

40:40.020 --> 40:43.524
می‌دونم چقدر عاشق تجملات کوچیک این طبقه هستی

40:44.400 --> 40:45.776
نه، ممنونم بانوی من

40:45.860 --> 40:48.779
این یه پیشنهاد نبود. من وظایف دیگه‌ای دارم که باید بهشون برسم

40:48.863 --> 40:52.575
تا وقتی که این درخواستم رو اجابت نکنی، از بقیه وظایفت معافی

40:52.658 --> 40:53.826
بپوششون

40:53.909 --> 40:54.743
همین الان

41:16.390 --> 41:17.892
کاملاً اندازه است

41:17.975 --> 41:19.810
منم مثل تو تعجب کردم

41:20.895 --> 41:24.482
حالا تعجب من رو تصور کن وقتی فهمیدم بلدی چطور لباس‌های محترمانه بپوشی

41:26.025 --> 41:27.902
در واقع، اون کفش‌ها اصلاً تضادی نداشتن

41:27.985 --> 41:30.654
با اون لباس نقره‌ای که زیر تشکت پیدا کردم

41:32.031 --> 41:32.948
کار شما بود

41:33.824 --> 41:37.411
کفش‌های نقره‌ای من رو نشونه گذاشتی. یواشکی رفتی به جشن ماسک

41:37.495 --> 41:39.330
با انکار کردنش بهم توهین نکن

41:42.333 --> 41:43.209
پس

41:44.293 --> 41:46.003
تمومش کنید و مجازاتم کنید

41:46.754 --> 41:49.089
اگه می‌خواید تمام نقره‌ها رو برق بندازم، این کار رو می‌کنم

41:49.173 --> 41:52.384
اگه می‌خواید چهاردست‌وپا زمین رو بسابم، باشه، قبول

41:52.468 --> 41:55.262
هیچ مجازاتی اندازه جرم رفتن به مهمانی رقص

41:55.346 --> 41:57.014
و جعل هویت اشراف‌زادگی نیست

41:57.681 --> 42:01.727
همین‌طور دزدیدن کفش‌ها، دستکش‌ها و اون لباس از خونه من

42:02.478 --> 42:03.812
اینجا خونه من هم هست

42:03.896 --> 42:06.357
چطور جرئت می‌کنی! اینجا هیچ‌وقت خونه تو نبوده

42:07.274 --> 42:09.902
تمام این سال‌ها از بودنِ تو زیر سقف خونه‌ام عذاب کشیدم

42:09.985 --> 42:13.030
و تو با این دورویی حقم رو کف دستم میذاری. شما چه عذابی کشیدید؟

42:13.739 --> 42:15.866
من تمام این سال‌ها بنده تمام هوس‌های شما بودم

42:15.950 --> 42:17.660
بدون دستمزد، بدون شکایت

42:17.743 --> 42:21.455
من خیلی بیشتر از اون چیزی که خودت می‌تونستی پیدا کنی، ازت حمایت کردم

42:21.539 --> 42:23.582
و واضحاً خیلی بیشتر از چیزی که لیاقتش رو داشتی

42:23.666 --> 42:24.500
پس چرا؟

42:25.251 --> 42:27.753
از سر خوش‌قلبی‌ای که ندارید؟

42:27.836 --> 42:30.881
معلومه که از همون اول از من متنفر بودید. پس بهم بگید

42:30.965 --> 42:34.301
اگه این‌قدر براتون بارِ اضافه بودم، چرا من رو اینجا نگه داشتید؟ چرا؟

42:43.185 --> 42:45.437
می‌تونستید به محض اینکه پدر مُرد، من رو بندازید توی خیابون

42:45.521 --> 42:46.689
اون رو پدر صدا نکن

42:49.650 --> 42:50.776
تو اشتباه اون بودی

42:51.360 --> 42:54.321
اما اشتباه من این بود که سعی کردم به کسی که هیچ امیدی بهش نیست کمک کنم

42:58.867 --> 43:00.369
پس شاید حق با تو باشه

43:02.746 --> 43:04.665
باید می‌انداختمت توی خیابون

43:09.461 --> 43:10.629
اخراجی

43:11.338 --> 43:13.424
و دیگه هیچ‌وقت توی مِی‌فیر کار پیدا نمی‌کنی

43:14.341 --> 43:15.759
خودم شخصاً از این بابت مطمئن میشم

43:18.846 --> 43:19.930
آرامینتا

43:23.434 --> 43:25.019
پات رو از گلیمت درازتر کردی

43:25.853 --> 43:27.396
و جایگاهت رو فراموش کردی

44:10.898 --> 44:13.108
ایرما. تقصیر ماست

44:14.109 --> 44:16.195
ما هیچ‌وقت نباید تو رو به اون مهمانی می‌فرستادیم

44:16.278 --> 44:17.905
شما من رو نفرستادید

44:17.988 --> 44:19.198
من خودم رفتم

44:20.491 --> 44:23.452
تنها کاری که تو و آلفی کردید این بود که کمکم کردید رؤیام به واقعیت تبدیل بشه

44:23.535 --> 44:24.828
یه کم پول جمع کردیم

44:25.621 --> 44:27.081
زیاد نیست

44:27.164 --> 44:30.042
ولی حداقل واسه یه هفته موندن توی یه مسافرخونه کافیه

44:37.716 --> 44:39.301
چیزی نگو

44:40.302 --> 44:42.137
می‌خوام عصبانی بمونم

44:47.768 --> 44:49.103
الان بازش نکن

44:49.186 --> 44:51.355
چیز زیادی نیست ولی شاید بتونی بفروشیش

44:51.438 --> 44:53.649
خداحافظ سوفی. مبادا

44:54.149 --> 44:55.651
خودت رو فراموش کنی

44:56.902 --> 44:59.488
خیلی حیف شد که نتونستی وظایفت رو انجام بدی

45:00.447 --> 45:01.448
موفق باشی

45:41.739 --> 45:43.657
گیره‌های کفش

45:44.241 --> 45:45.325
پوزی

46:33.624 --> 46:36.710
اومدم تا عذرخواهی کنم، علیاحضرت

46:40.756 --> 46:42.216
پوزش من رو بپذیرید

46:44.426 --> 46:45.469
می‌تونی بری

46:58.023 --> 46:59.233
نوبت توئه

47:07.950 --> 47:09.701
چرا می‌خوای من رو ترک کنی؟

47:09.785 --> 47:13.914
همون‌طور که گفتم، مایلم به وطنم برگردم، و من

47:13.997 --> 47:14.998
نه

47:15.082 --> 47:17.167
چرا می‌خوای من رو ترک کنی؟

47:17.668 --> 47:20.087
علیاحضرت. شما نمی‌تونید برید

47:20.170 --> 47:21.296
من اجازه نمیدم

47:21.380 --> 47:23.882
می‌دونم ممکنه برات سخت باشه. نمی‌تونی

47:23.966 --> 47:24.842
نمیری

47:24.925 --> 47:26.552
بیا منطقی باشیم. نه

47:27.553 --> 47:28.804
نخواهی رفت

47:29.471 --> 47:30.305
من ممنوعش می‌کنم

47:30.389 --> 47:32.683
نمی‌تونید برای من قدغن کنید. می‌تونم

47:32.766 --> 47:34.184
نمی‌تونید. می‌تونم

47:34.268 --> 47:35.310
نمی‌تونید

47:35.936 --> 47:37.563
نه اگه با هم دوست باشیم

47:37.646 --> 47:40.274
من ملکه تو هستم

47:40.357 --> 47:43.902
پس من صرفاً رعیت شما هستم

47:43.986 --> 47:45.737
تو رعیت منی

47:50.576 --> 47:51.827
متوجهم

47:59.501 --> 48:03.380
از اینکه جایگاهم رو فراموش کردم، عمیقاً عذر می‌خوام

48:11.346 --> 48:12.347
من دیگه برم

48:20.147 --> 48:21.440
متأسفم

48:26.737 --> 48:28.030
منظوری نداشتم

48:28.530 --> 48:29.573
متأسفم

48:31.617 --> 48:33.160
عذرم رو بپذیر

48:37.706 --> 48:38.957
همه چی روبراهه

48:40.250 --> 48:42.753
علیاحضرت، همه چی روبراهه

48:44.254 --> 48:45.130
آگاتا

48:45.839 --> 48:48.133
نمی‌تونی من رو اینجا تک‌وتنها رها کنی

48:50.469 --> 48:52.346
وقتی اون بمیره چی میشه؟

48:59.770 --> 49:01.021
من اینجا پیشتم

49:03.398 --> 49:05.108
لازم نیست نگران باشی

49:05.192 --> 49:06.610
من اینجام

49:22.501 --> 49:23.877
چندتا می‌خوای؟

49:25.837 --> 49:28.215
تُوخالیه. الماس سنگینه

49:28.298 --> 49:30.050
این‌ها شیشه‌ای هستن

49:30.133 --> 49:32.386
بدلی‌ان. مطمئنی؟

49:32.469 --> 49:34.513
به اندازه کافی پول لازم دارم تا از لندن برم

49:34.596 --> 49:36.848
ولی گردن‌بندت رو به قیمت خوبی برمیدارم

49:39.810 --> 49:41.436
فروشی نیست

49:41.520 --> 49:43.438
خب، پس این تمام چیزیه که می‌تونم بهت پیشنهاد بدم

49:44.856 --> 49:47.192
شاید واسه کرایه کالسکه پستی کافی باشه

49:49.444 --> 49:50.445
ممنون

50:15.679 --> 50:17.055
دوست داری همراهیت کنم؟

50:20.308 --> 50:22.352
از دستم ناراحتی؟

50:26.732 --> 50:28.358
این اواخر زیاد ندیدمت

50:28.442 --> 50:30.444
خیلی طول کشید تا متوجه بشی، الوئیز

50:30.527 --> 50:32.612
می‌دونی که از کلوب اخراج شدی؟

50:33.405 --> 50:35.365
مگه من توی کلوبی بودم؟ بودیم

50:37.409 --> 50:41.413
فکر می‌کردم توی زمینه ازدواج با هم هم‌پیمان و سرسخت میمونیم، اما

50:42.122 --> 50:44.166
تو رفتی اون طرفِ جبهه

50:44.249 --> 50:47.002
خب، من قرار نیست به این زودی‌ها ازدواج کنم

50:47.085 --> 50:48.211
ولی خودت می‌خواستی

50:49.087 --> 50:50.338
با همون بانوی دستکش‌پوش

50:52.591 --> 50:54.760
فکر می‌کردم ممکنه بشه

50:54.843 --> 50:55.761
اما

50:56.845 --> 50:58.430
اون واضحاً موافق نبود

50:59.931 --> 51:01.016
چرا باید موافق می‌بود؟

51:03.018 --> 51:03.977
چرا نباید می‌بود؟

51:04.061 --> 51:05.854
آه، من و تو جفتمون می‌دونیم

51:05.937 --> 51:09.191
من اون بریجرتونی نیستم که کسی بخواد دلش رو بهش ببازه

51:09.274 --> 51:11.651
اونِ بی‌خیال

51:11.735 --> 51:13.653
اونِ... عیاش

51:13.737 --> 51:15.405
اونِ آزاد و رها

51:20.535 --> 51:23.121
شاید لازم باشه دوباره بذاری برگردم به کلوبمون

51:23.205 --> 51:24.372
اوه، برادر

51:24.956 --> 51:25.957
نگران نباش

51:26.583 --> 51:27.834
من فقط، اوم

51:29.503 --> 51:32.297
فکر کنم لازم دارم سرم رو خلوت کنم. می‌خوام برم بیرون

51:32.380 --> 51:34.341
اوه، بوی یه شب‌زنده‌داری و میخوارگی به مشامم می‌رسه

51:34.424 --> 51:35.592
خواهش می‌کنم

51:36.635 --> 51:38.929
من رو توی دست‌های مامان رها نکن

51:41.056 --> 51:42.682
مادرمون ممکنه غافلگیرت کنه

52:56.173 --> 52:57.424
ببخشید قربان

52:57.507 --> 52:59.467
اوه، اون خیلی واسه تو سریع و زرنگه، هندریکس

52:59.551 --> 53:02.053
تا آخر شب گیرش می‌ندازم

53:11.479 --> 53:12.564
بریجرتون

53:13.315 --> 53:16.902
کاوندر بالاخره جفتمون رو کشوند به یکی از مهمونی‌هاش

53:16.985 --> 53:19.446
انگار همین‌طوره. اینجا کجاست؟

53:19.529 --> 53:21.615
عمارت ییلاقی لرد و لیدی کاوندر

53:21.698 --> 53:23.783
اون‌ها واسه آخر هفته توی لندن هستن

53:24.284 --> 53:25.285
فیل داره خوش‌گذرونی می‌کنه

53:25.869 --> 53:28.205
آه. این اواخر توی جمع ما ندیدمت

53:29.164 --> 53:29.998
نه

53:30.498 --> 53:31.333
من

53:31.917 --> 53:33.418
ویرجینیا رو یادت هست؟

53:34.419 --> 53:35.420
بازیگره؟

53:36.087 --> 53:37.464
اوم، فکر کنم آره

53:38.715 --> 53:40.300
ما عاشق هم شدیم

53:41.509 --> 53:43.220
قبول کرده که معشوقه‌م بشه

53:44.512 --> 53:46.514
چون یه زن برات کافی نبود؟

53:47.682 --> 53:50.143
خب، حتماً یه نفری اون بیرون برای تو هست

53:50.727 --> 53:51.978
هیسکاکس

53:52.062 --> 53:53.313
بریجرتون

53:53.396 --> 53:55.649
اگه این دور شرط‌بندی نکنی

53:55.732 --> 53:59.110
مجبور می‌شیم سر این شرط ببندیم که کدومتون رو باید پرت کنیم تو دریاچه

53:59.194 --> 54:00.570
اونم با شلوارِ کشیده پایین

54:19.214 --> 54:20.131
نه

54:21.424 --> 54:22.884
یکم شل کن

54:22.968 --> 54:25.136
واسه همچین زیبارویی، زیادی جدی هستی

54:25.220 --> 54:29.349
من اهل این کارها نیستم سرورم. قطعاً وظایف آشپزخونه‌تون می‌تونه منتظر بمونه

54:29.432 --> 54:30.392
اوه

54:30.475 --> 54:32.811
فرار کن. خودت رو تو اتاقت حبس کن

54:32.894 --> 54:35.021
سلیطه! اگه بهم دست بزنی جیغ می‌کشم

54:35.105 --> 54:37.065
اوه، ما که از جیغ زدنشون خوشمون میاد

54:41.569 --> 54:44.197
چی شده کوندر؟ دیگه نمی‌خوای بازی کنی؟

54:53.832 --> 54:55.125
کافیه

54:55.208 --> 54:57.377
بسه دیگه! اون فقط یه خدمتکاره

54:58.128 --> 54:59.671
ازش عذرخواهی کن

55:02.007 --> 55:02.841
من

55:04.301 --> 55:06.469
معذرت می‌خوام. عذر می‌خوام

55:06.970 --> 55:09.889
اگه یه بار دیگه با یه زن این‌طوری رفتار کنی

55:09.973 --> 55:12.851
شخصاً کاری می‌کنم که دیگه پات به محافل اشرافی نرسه

55:13.852 --> 55:14.978
فهمیدی؟

55:18.648 --> 55:19.649
بله

55:24.821 --> 55:26.406
برای شماها هم همین‌طور

55:27.782 --> 55:29.367
ما دیگه بهش دست نمی‌زنیم

55:30.452 --> 55:32.287
چون اون دیگه اینجا کار نمی‌کنه

55:46.801 --> 55:47.927
آقای بریجرتون

55:52.349 --> 55:55.226
ببخشید، ولی... ما همدیگه رو می‌شناسیم؟

56:00.398 --> 56:02.901
توی خونه‌ای کار می‌کردید که من بهش سر زدم یا...؟

56:07.489 --> 56:09.366
نه، ما همدیگه رو نمی‌شناسیم

56:10.200 --> 56:13.244
پس اسم من رو از کجا می‌دونید؟... شنیدم

56:15.205 --> 56:17.040
قبل‌تر، یکی صداش زد

56:17.832 --> 56:18.833
با اجازه‌تون، جناب

56:32.472 --> 56:34.224
باورم نمی‌شه که دیگه پیشمون نیست

56:37.477 --> 56:39.687
بدون اون هیچی مثل قبل نمیشه

56:42.732 --> 56:44.275
مخصوصاً برای تو

56:50.532 --> 56:52.117
خیلی متأسفم، سوفی

56:53.743 --> 56:56.162
تازه امروز صبح از وکیل شنیدم

56:58.456 --> 57:01.501
لرد پن‌وودِ فقید اسمت رو توی وصیت‌نامه‌اش نیاورده

57:03.128 --> 57:05.004
اون این کار رو نمی‌کرد. اون

57:06.798 --> 57:09.259
اون قول داده بود که همیشه هوامو داشته باشه

57:09.342 --> 57:10.510
بله

57:10.593 --> 57:13.513
چون مرد مهربونی بود و طاقت نداشت سنگدل باشه

57:13.596 --> 57:16.266
اما حقیقت اینه که عشقش فقط توی میراثش خلاصه میشه

57:16.349 --> 57:18.643
و توی وصیت‌نامه‌اش هیچ اسمی از تو نیست

57:21.187 --> 57:22.397
نه

57:23.064 --> 57:24.899
نه، پدرم دوستم داشت

57:27.235 --> 57:29.863
بله، می‌فهمم چرا این‌طوری فکر می‌کنی

57:32.157 --> 57:34.325
مادرت هم به خودش اجازه داد همین باور رو داشته باشه

57:37.162 --> 57:39.080
لرد پن‌وود هیچ‌وقت حقیقت رو بهت نگفت؟

57:41.666 --> 57:44.544
می‌بینم که هر دوتای ما رو درباره یه سری مسائل بی‌خبر گذاشته

57:46.629 --> 57:47.839
مادرت یه خدمتکار بود

57:49.132 --> 57:51.426
خدمتکاری که اجازه داد معشوقه بشه

57:53.511 --> 57:55.555
اون وقتی خیلی کوچیک بودی مُرد

57:56.181 --> 57:58.933
بدون هیچ لقب، پول یا شرافتی

57:59.017 --> 58:00.351
و بدون هیچ شوهری

58:03.521 --> 58:06.149
اون هم سهمی از میراث لرد پن‌وود نداشت

58:12.572 --> 58:13.865
نگران نباش

58:15.366 --> 58:17.076
از این به بعد من مراقبت هستم

58:19.037 --> 58:23.458
بهت غذا و لباس می‌دم و سرپناهی برات فراهم می‌کنم

58:25.460 --> 58:27.003
باید به عنوان خدمتکار کار کنی

58:31.299 --> 58:33.426
ولی من دختر یه نجیب‌زاده‌ام

58:34.093 --> 58:36.012
تو یه فرزند نامشروعی

58:36.513 --> 58:39.307
خدمتکار شدن بهترین چیزیه که می‌تونی بهش امید داشته باشی

58:40.433 --> 58:42.101
این‌جوری دیگه کسی بهت توجه نمی‌کنه

58:43.019 --> 58:44.270
بهم اعتماد کن

58:45.271 --> 58:47.148
این‌طوری در امانی

58:50.401 --> 58:53.821
تا وقتی که به خودت اجازه ندی رؤیایی فراتر از جایگاهت داشته باشی

58:56.157 --> 58:57.158
مثل کاری که مادرت کرد

59:19.764 --> 59:20.848
حالت خوبه؟

59:22.183 --> 59:23.643
کجا داری میری؟

59:23.726 --> 59:25.478
می‌رم یه جای دور، قربان. باید یه کار دیگه پیدا کنم

59:25.562 --> 59:28.189
آخه وسط شب، اونم وسط این بیراهه؟

59:28.273 --> 59:31.568
بله قربان. نزدیک‌ترین شهر که بشه توش کار پیدا کرد چندین ساعت فاصله داره

59:31.651 --> 59:34.654
پس باید پیاده راه بیفتم. اما... بذار برسونمت

59:34.737 --> 59:37.115
من هیچ‌جا با شما نمیام آقای بریجرتون

59:37.198 --> 59:39.826
شما باعث شدید کارم رو از دست بدم، تنها چیزی که برای زنده موندن داشتم

59:39.909 --> 59:42.078
معلومه که بدون اون کار، وضعت بهتره

59:42.161 --> 59:44.205
والدین آقای کوندر فردا صبح برمی‌گردن

59:44.289 --> 59:45.915
فقط باید این شب رو به صبح می‌رسوندم

59:45.999 --> 59:47.875
اگه پدر و مادرش دوباره می‌رفتن چی؟

59:47.959 --> 59:49.961
می‌خواستی تمام مدت گوش‌به‌زنگ باشی؟

59:50.461 --> 59:51.588
این که زندگی نشد

59:51.671 --> 59:53.965
و شما فکر می‌کنید من اصلاً حق انتخاب دیگه‌ای دارم؟

59:54.924 --> 59:55.800
شب‌بخیر، قربان

59:57.260 --> 59:59.679
من برات توی لندن یه کار دیگه پیدا می‌کنم

01:00:00.847 --> 01:00:03.182
یه جای امن. قبلاً امتحانش کردم

01:00:03.266 --> 01:00:04.309
اوم

01:00:04.392 --> 01:00:05.518
من راه و روش‌های خودم رو دارم

01:00:06.978 --> 01:00:08.021
قول میدم

01:00:10.398 --> 01:00:12.150
خواهش می‌کنم. نمی‌تونی توی تاریکی پیاده بری

01:00:12.233 --> 01:00:13.443
خطرناکه

01:00:17.822 --> 01:00:20.199
بهت اطمینان می‌دم که دستم هم بهت نمی‌خوره

01:00:21.951 --> 01:00:24.704
برخلاف کوندر، من طوری تربیت شدم که به خدمتکارها احترام بذارم

01:00:24.787 --> 01:00:27.081
حتی بهت نگاه هم نمی‌کنم

01:00:39.510 --> 01:00:41.596
خواننده نجیب و عزیز

01:00:41.679 --> 01:00:44.891
به نظر می‌رسد پسر دوم محبوبِ این ستون

01:00:44.974 --> 01:00:47.810
این هفته با عجله راهی حومه شهر شده است

01:00:47.894 --> 01:00:51.731
ظاهراً برای به سرانجام رساندنِ جست‌وجو به دنبال بانوی مرموزش

01:00:54.442 --> 01:00:56.110
مطمئنی قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟

01:01:00.865 --> 01:01:02.283
چطور ممکنه قربان؟

01:01:03.910 --> 01:01:05.328
من فقط یه خدمتکارم

01:01:17.674 --> 01:01:22.345
قطعاً قلب‌های زیادی در سراسر میفر شکسته است

01:01:22.428 --> 01:01:25.807
این نویسنده امیدوار است که در این خلوت‌گزینی

01:01:25.890 --> 01:01:30.395
خوش‌گذرانِ قصه‌مان هرآنچه را که واقعاً به دنبالش است، بیابد

01:01:30.478 --> 01:01:33.773
فقط زمان همه چیز را مشخص می‌کند

01:01:34.773 --> 01:01:54.773
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
