1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:54,804 --> 00:00:56,097
می‌تونست بهتر باشه

4
00:00:57,348 --> 00:00:58,808
اما می‌تونست بدتر هم باشه

5
00:01:01,186 --> 00:01:03,480
اون ماسکی که درست کردی مگه چشه؟

6
00:01:03,563 --> 00:01:05,148
اصلاً هیچ مشکلی نداره

7
00:01:05,231 --> 00:01:07,400
سه هفته طول کشید تا گلدوزیش کنم

8
00:01:07,484 --> 00:01:10,028
نخ گلدوزی ابریشم فرانسوی روی پارچه ساتن دوشس

9
00:01:10,111 --> 00:01:14,491
عالی بود. امروز صبح خودم مخصوصاً گذاشتمش توی اتاق لباس‌پوشی دخترا

10
00:01:14,574 --> 00:01:18,286
و البته، ده دقیقه قبل از شروع مهمونی، خیلی مرموز ناپدید شد

11
00:01:18,369 --> 00:01:21,581
قیچی کجاست؟ اه. توی اتاق بالا جا گذاشتمشون

12
00:01:21,664 --> 00:01:23,875
آلفی، زود برو بیارشون. وقتی نداریم

13
00:01:38,264 --> 00:01:40,141
خودشه. هنوز تموم نشده

14
00:01:40,225 --> 00:01:42,102
تو برو. من تمومش می‌کنم

15
00:01:43,144 --> 00:01:45,063
خیاطی بلدم

16
00:01:45,814 --> 00:01:48,650
دعا کن امشب دستم به خون کسی آلوده نشه

17
00:02:06,417 --> 00:02:10,130
بانوی من، کالسکه دمِ در آماده‌ست؛ کیف‌دستی‌هاتون هم کنار دره

18
00:02:10,213 --> 00:02:13,174
و ماسک جدید دوشیزه رزاموند هم تا چند لحظه دیگه تموم میشه

19
00:02:14,926 --> 00:02:16,761
ماسک رزاموند رو پیدا کردیم

20
00:02:17,846 --> 00:02:18,721
اوه

21
00:02:19,264 --> 00:02:22,809
عالی شد دوشیزه رزاموند. زیرِ میز توالتم بود

22
00:02:23,852 --> 00:02:25,812
جای خیلی عجیبی بود که برام گذاشته بودی

23
00:02:25,895 --> 00:02:27,772
فکر نمی‌کنم سوفی از قصد اونجا گذاشته باشتش

24
00:02:27,856 --> 00:02:28,815
هیس، پوزی

25
00:02:28,898 --> 00:02:31,067
شاید خورده بهش و از روی میز افتاده و متوجه نشدی

26
00:02:31,151 --> 00:02:32,360
پوزی

27
00:02:34,988 --> 00:02:36,739
مادر، شاید بهتره دلمون برای سوفی بسوزه

28
00:02:36,823 --> 00:02:39,284
آدما وقتی حسودی می‌کنن، کلاً عقلشون رو از دست می‌دن

29
00:02:39,367 --> 00:02:42,162
معلومه که می‌خواست اولین حضور من رو خراب کنه. مگه نه؟

30
00:02:42,245 --> 00:02:44,164
این حقیقت نداره سوفی

31
00:02:44,998 --> 00:02:47,417
آدم نباید بهونه بیاره

32
00:02:48,334 --> 00:02:49,919
وقتی کسی اشتباه می‌کنه

33
00:02:50,420 --> 00:02:52,297
باید عذرخواهی کنه

34
00:02:55,216 --> 00:02:57,093
ببخشید. صداتون رو نشنیدم

35
00:02:57,177 --> 00:02:58,178
منو ببخشید

36
00:02:58,720 --> 00:03:00,555
لطفاً عمیق‌ترین پوزش من رو بپذیرید

37
00:03:05,268 --> 00:03:06,102
دخترا

38
00:03:18,489 --> 00:03:20,617
اوه، همین الان تمومش کردم

39
00:03:20,700 --> 00:03:24,037
اونا همین الان سوار کالسکه شدن. دوشیزه لی ماسکش رو پیدا کرد

40
00:03:24,120 --> 00:03:25,371
اوه؟

41
00:03:25,455 --> 00:03:28,833
خب، فکر کنم این خوبه. خب، حداقل رفتن

42
00:03:29,417 --> 00:03:31,419
دوشیزه لی بهم گفت حسود

43
00:03:31,502 --> 00:03:33,713
حسودِ چی؟ بی‌ادبیش؟

44
00:03:33,796 --> 00:03:36,007
و می‌دونی چیه؟ حق با اونه

45
00:03:36,090 --> 00:03:38,718
من حسودم

46
00:03:38,801 --> 00:03:40,386
من عصبانی‌ام

47
00:03:40,470 --> 00:03:44,224
چون اونا امشب به مهمونی میرن و قدر هیچ‌کدوم از این‌ها رو نمیدن

48
00:03:44,307 --> 00:03:46,309
میان خونه و از یه چیزی شکایت می‌کنن

49
00:03:46,392 --> 00:03:50,146
از اینکه تزئینات ناامیدکننده بوده یا لباسای بقیه خیلی پایین‌تر از اونا بوده

50
00:03:50,230 --> 00:03:51,189
نه دوشیزه پوزی

51
00:03:51,272 --> 00:03:53,149
نه، پوزیِ بیچاره نه

52
00:03:53,233 --> 00:03:55,777
اما لیدی پن‌وود از همه‌چیز ایراد میگیره

53
00:03:56,861 --> 00:03:59,781
می‌تونی تصور کنی یه مجلس رقص چقدر می‌تونه زیبا باشه؟

54
00:03:59,864 --> 00:04:01,866
برای رفتن به اونجا هر کاری می‌کنم

55
00:04:01,950 --> 00:04:04,535
رقصیدن توی یه تالار زیبا به جای تمیز کردنش

56
00:04:04,619 --> 00:04:08,665
جوری بهت نگاه کنن که انگار به اونجا تعلق داری، نه مثل یه تیکه از اثاثیه خونه

57
00:04:09,249 --> 00:04:10,250
فقط برای یک بار

58
00:04:10,750 --> 00:04:14,128
فقط برای اینکه اون حس رو توی یک شب باشکوه تجربه کنم

59
00:04:16,256 --> 00:04:17,465
چی؟

60
00:04:19,425 --> 00:04:22,262
می‌تونی همین امشب بری. چی؟ من نمی‌تونم برم

61
00:04:24,555 --> 00:04:26,432
اما می‌تونی تصورش کنی؟ اوه

62
00:04:26,516 --> 00:04:29,519
لیدی پن‌وود زنده‌زنده‌ پوستم رو می‌کنه

63
00:04:31,771 --> 00:04:33,648
هرچند، یه مهمونی بالماسکه‌ست

64
00:04:34,357 --> 00:04:36,442
من لباسِ مبدل می‌پوشم. هیچ‌کس نمی‌فهمه منم

65
00:04:36,526 --> 00:04:39,404
حس خیلی خوبی داره که لیدی پن‌وود رو دور بزنیم

66
00:04:39,487 --> 00:04:42,365
دقیقاً. اون هم با اون رفتاری که این سال‌ها باهات داشته

67
00:04:43,700 --> 00:04:45,034
فقط یک شبه

68
00:04:47,954 --> 00:04:50,498
اوه، اما من نمی‌تونم. ولی می‌تونی

69
00:04:51,541 --> 00:04:54,043
فقط یک شبه. یه شب باشکوه

70
00:04:54,127 --> 00:04:55,378
فقط برای خودت

71
00:04:55,962 --> 00:04:57,463
به هیچ‌کس خدمت نمی‌کنی

72
00:04:57,547 --> 00:04:58,923
یه بانو میشی

73
00:05:04,679 --> 00:05:06,723
باید برام یه لباس خوب پیدا کنیم

74
00:05:06,806 --> 00:05:11,978
باید قشنگ قیافه‌م رو عوض کنم. اوه، ما این... ماسک زیبا رو داریم

75
00:05:17,025 --> 00:05:18,943
لباس خواب‌ها باید اتو و آماده بشن

76
00:05:19,027 --> 00:05:21,070
برس‌های مو تمیز شن. تخت‌ها آماده شن

77
00:05:21,154 --> 00:05:22,697
من بلدم چطور تخت رو مرتب کنم

78
00:05:23,197 --> 00:05:26,701
نگران نباش. همه‌چیز دقیقاً همون‌طوری که دوست داری انجام میشه

79
00:05:26,784 --> 00:05:27,952
اوه

80
00:05:28,911 --> 00:05:32,540
من نه تنها خیاطی بلدم، بلکه قبلاً یه زن رو با زیرپوش هم دیدم

81
00:05:33,124 --> 00:05:35,335
من پر از غافلگیری‌های بزرگم

82
00:05:35,418 --> 00:05:38,212
پسرای اصطبل کالسکه یدکی رو دمِ در آماده کردن

83
00:05:44,552 --> 00:05:46,637
این رو از کجا پیدا کردی؟

84
00:05:46,721 --> 00:05:49,057
فرستادمش زیرشیرونی. هیچ‌کس هیچ‌وقت اونجا رو نگاه نمی‌کنه

85
00:05:49,140 --> 00:05:52,685
یه صندوق لباس‌های قدیمی اونجاست که مال خواهر لرد پن‌وود بوده

86
00:05:52,769 --> 00:05:54,187
یکم از مد افتاده‌ان

87
00:05:54,270 --> 00:05:56,689
اما توی بالماسکه اهمیتی نداره

88
00:05:59,901 --> 00:06:00,943
و دستکش هم پیدا کردم

89
00:06:01,027 --> 00:06:02,195
زیباست

90
00:06:06,574 --> 00:06:07,658
و

91
00:06:09,702 --> 00:06:11,704
کفش‌های نقره‌ای که بهش میاد

92
00:06:14,207 --> 00:06:15,041
آلفی

93
00:06:16,292 --> 00:06:18,002
اونا مال لیدی پن‌وود هستن

94
00:06:18,086 --> 00:06:20,546
مسلماً اون نمی‌تونه کفش‌های کارِ کثیفش رو بپوشه

95
00:06:20,630 --> 00:06:22,423
می‌خوای پابرهنه بره بیرون؟

96
00:06:22,507 --> 00:06:25,009
اگه لیدی پن‌وود بفهمه قشقرق به پا می‌کنه

97
00:06:25,593 --> 00:06:27,887
اگه کفش‌ها رو پای سوفی ببینه چی؟

98
00:06:31,808 --> 00:06:34,519
لیدی پن‌وود انقدر کفش داره که حسابش از دستم در رفته

99
00:06:34,602 --> 00:06:36,604
بعید می‌دونم اصلاً متوجه بشه

100
00:06:38,064 --> 00:06:39,315
مگه نه؟

101
00:06:41,234 --> 00:06:42,068
درسته

102
00:06:46,864 --> 00:06:48,241
خیلی خب

103
00:06:49,075 --> 00:06:50,701
تو لیاقت این رو داری که امشب بری

104
00:06:51,202 --> 00:06:52,787
تو لایق این هستی که اونجا باشی

105
00:06:53,287 --> 00:06:56,999
این حقِ مادرزادیته، درست مثل دوشیزه لی و دوشیزه پوزی

106
00:07:01,921 --> 00:07:04,298
می‌تونم انجامش بدم

107
00:07:14,225 --> 00:07:16,811
خواننده نجیب و عزیز من

108
00:07:17,812 --> 00:07:18,980
تعقیب

109
00:07:19,522 --> 00:07:21,858
شکار، هیجان

110
00:07:21,941 --> 00:07:26,446
این یه حقیقته که تمام دنیا دنبال چیزی می‌گردن

111
00:07:26,529 --> 00:07:30,491
و اعیانِ عزیز ما هم مستثنی نیستن

112
00:07:30,575 --> 00:07:33,494
این فکر که من هنوز رو دست نموندم، کاملاً خیالیه

113
00:07:33,578 --> 00:07:34,662
این فصل دیگه هدر رفته

114
00:07:34,745 --> 00:07:37,415
بعضی‌ها دنبال معنا می‌گردن

115
00:07:37,498 --> 00:07:40,334
بعضی‌ها دنبال نیمه گمشده‌شون

116
00:07:40,418 --> 00:07:43,921
در حالی که بقیه دنبال آرامشن

117
00:07:45,298 --> 00:07:47,758
درست مثل لرد و لیدی کیلمارتین

118
00:07:47,842 --> 00:07:52,305
که تصمیم گرفتن این فصل رو در اقامتگاه لندن‌شون استراحت کنن

119
00:07:52,388 --> 00:07:55,266
شوهر شما با بچه‌ها خیلی خوب تا می‌کنه، مگه نه؟

120
00:07:58,311 --> 00:08:01,898
اگه می‌خواید توی معدن‌های زغال‌سنگ سرمایه‌گذاری کنید، فوراً به بیعانه نیاز دارن

121
00:08:01,981 --> 00:08:03,816
فکر کنم وایکنت خیلی مشتاق بود

122
00:08:03,900 --> 00:08:06,944
و اما در مورد بدنام‌ترین جنتلمنِ این فصل

123
00:08:07,028 --> 00:08:09,238
آقای بندیکت بریجرتون

124
00:08:09,322 --> 00:08:14,702
آخرین بار وقتی دیده شد که با تاخیری کلاسیک وارد بالماسکه لیدی بریجرتون شد

125
00:08:14,785 --> 00:08:20,708
حتی مصمم‌ترین عیاش‌ها هم باید در برابر قدرتمندترینِ نیروها تعظیم کنن

126
00:08:20,791 --> 00:08:21,792
مادرها

127
00:08:22,293 --> 00:08:27,256
این نویسنده نمی‌تونه جلوی کنجکاویش رو بگیره که اون دنبال چی می‌گرده

128
00:08:27,340 --> 00:08:31,594
اما خواننده عزیز، مراقب باش که زیاد جستجو نکنی

129
00:08:31,677 --> 00:08:34,597
چون ممکنه همیشه از چیزی که پیدا می‌کنی خوشت نیاد

130
00:08:34,680 --> 00:08:36,849
سوفی بِک

131
00:08:38,976 --> 00:08:40,811
اون دختره خیره‌سر کجاست؟

132
00:08:41,312 --> 00:08:42,271
همین‌جام، بانوی من

133
00:08:42,355 --> 00:08:45,066
یکی از جفت کفش‌هام لک برداشته در حالی که هنوز نپوشیدمشون

134
00:08:45,149 --> 00:08:47,610
جاش لک افتاده

135
00:08:48,194 --> 00:08:49,904
درستشون می‌کنم

136
00:08:49,987 --> 00:08:52,990
وظیفه توئه که این چیزا رو متوجه بشی تا من مجبور نباشم

137
00:08:53,533 --> 00:08:55,493
بهتره عالی درستشون کنی

138
00:08:56,160 --> 00:08:58,287
در واقع، حالا که داری این کار رو می‌کنی

139
00:08:58,371 --> 00:09:00,998
دلم می‌خواد تمام کفش‌هام واکس بخورن و دوباره دوخته بشن

140
00:09:01,082 --> 00:09:02,416
و کلکسیون رزاموند

141
00:09:02,500 --> 00:09:05,670
می‌خوایم برای بندیکت بریجرتون در بهترین حالتش به نظر بیاد

142
00:09:06,170 --> 00:09:08,297
اوه، خانم، این بیشتر از ۱۰۰ جفته

143
00:09:08,381 --> 00:09:10,675
با بقیه کارهام، ممکنه ماه‌ها طول بکشه

144
00:09:10,758 --> 00:09:13,636
عالیه. تا اون موقع دیگه استاد شدی

145
00:09:20,351 --> 00:09:22,103
امیدوارم زودتر برسه

146
00:09:22,186 --> 00:09:23,229
صبور باش، سوفی

147
00:09:23,312 --> 00:09:26,190
می‌دونم، اما بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم

148
00:09:26,274 --> 00:09:29,652
بالاخره قراره یه مادر داشته باشم. همیشه آرزوش رو داشتم

149
00:09:29,735 --> 00:09:31,529
و خواهرانی خواهم داشت که باهاشون بازی کنم

150
00:09:31,612 --> 00:09:34,865
و مادر جدیدم باید خیلی دوست‌داشتنی و مهربون باشه که داره با پدر ازدواج می‌کنه

151
00:09:37,702 --> 00:09:39,704
سوفی، این خیلی مهمه

152
00:09:40,288 --> 00:09:44,125
نباید جلوی لیدی پن‌وودِ جدید، لرد پن‌وود رو «پدر» صدا کنی

153
00:09:44,208 --> 00:09:46,294
چرا؟ فقط نباید این کار رو بکنی

154
00:09:46,377 --> 00:09:47,336
هوپ

155
00:09:55,595 --> 00:09:57,471
همسر جدیدم. اوه

156
00:09:57,555 --> 00:09:58,723
عشقم

157
00:09:59,890 --> 00:10:02,101
خیلی خوشحالم که بالاخره اینجایی

158
00:10:03,060 --> 00:10:04,687
دوری ازت رو دوست نداشتم

159
00:10:04,770 --> 00:10:06,731
بچه‌ها اینجان

160
00:10:07,231 --> 00:10:09,025
این رزامونده

161
00:10:09,108 --> 00:10:10,234
و پوزی

162
00:10:10,943 --> 00:10:12,278
سلام دخترا

163
00:10:14,196 --> 00:10:16,115
بذار خدمه رو بهت معرفی کنم

164
00:10:17,074 --> 00:10:19,076
این پیشخدمت‌مون، رامزیه

165
00:10:20,202 --> 00:10:21,704
ایرما آشپزخونه رو اداره می‌کنه

166
00:10:25,916 --> 00:10:28,377
و این دوشیزه تیمونز، معلم‌سرخونه‌مونه

167
00:10:29,920 --> 00:10:32,465
و این دخترِ نازنین کیه؟

168
00:10:32,548 --> 00:10:34,175
این سوفی بِک هست

169
00:10:35,468 --> 00:10:36,510
تحتِ سرپرستیِ منه

170
00:10:40,097 --> 00:10:41,515
از دیدارت خوشحالم

171
00:10:43,434 --> 00:10:46,020
می‌دونم که مثل بچه خودت ازش مراقبت می‌کنی

172
00:10:49,273 --> 00:10:50,650
البته که همین‌طوره

173
00:10:51,567 --> 00:10:54,195
اون مظهر وقار و دلرباییه، سرورم

174
00:10:54,278 --> 00:10:55,780
شنیدنش باعث خوشحالیه

175
00:11:18,302 --> 00:11:22,014
واقعاً علیاحضرت مجبورت کرده تک‌تک کفش‌هاش رو تمیز کنی؟

176
00:11:22,098 --> 00:11:23,599
و مال دوشیزه رزاموند رو

177
00:11:23,683 --> 00:11:28,312
در حالی که همش داره از این حرف میزنه که چطور رزاموند قراره بندیکت بریجرتون رو به تله بندازه

178
00:11:28,396 --> 00:11:30,398
بیچاره آقای بریجرتون. اگه اون دوتا چشم‌شون دنبالش باشه

179
00:11:30,481 --> 00:11:33,567
حتی گاردِ ملکه هم نمی‌تونه ازش محافظت کنه

180
00:11:33,651 --> 00:11:37,029
«می‌خوایم برای آقای بریجرتون در بهترین حالتش به نظر بیاد.»

181
00:11:38,656 --> 00:11:41,075
آیا دارم حس حسادت رو حس می‌کنم، دوشیزه بِک؟

182
00:11:41,158 --> 00:11:42,368
به رزاموند؟

183
00:11:42,451 --> 00:11:43,703
شوخی می‌کنی

184
00:11:43,786 --> 00:11:47,456
یه چیزی اعصابت رو خورد کرده. دارم هزار تا کفش تمیز می‌کنم

185
00:11:47,540 --> 00:11:50,000
انگشتام خشک شده. معلومه که اعصابم خورده

186
00:11:50,084 --> 00:11:54,088
نه، اگه قضیه سرِ کفش‌ها بود، می‌شدی همون سوفیِ شوخ‌طبع و کینه‌ای

187
00:11:54,171 --> 00:11:57,133
اینی که الان هستی، سوفیِ غمگین و اخموئه

188
00:11:57,883 --> 00:11:59,385
از وقتی اون مهمونی تموم شده، تو

189
00:12:01,178 --> 00:12:02,847
این در مورد مهمونیه

190
00:12:03,514 --> 00:12:04,598
درسته

191
00:12:04,682 --> 00:12:06,767
داری چی رو مخفی می‌کنی؟

192
00:12:08,060 --> 00:12:09,228
اوه خدای من

193
00:12:10,187 --> 00:12:11,522
یه جنتلمن رو دیدی

194
00:12:14,608 --> 00:12:15,818
یه جنتلمن رو دیدم

195
00:12:15,901 --> 00:12:17,069
جرأت دارم اسمش رو بپرسم؟

196
00:12:17,570 --> 00:12:18,654
نه

197
00:12:21,031 --> 00:12:22,324
بندیکت بریجرتون

198
00:12:22,408 --> 00:12:24,660
بفرما. چیزی نیست

199
00:12:24,744 --> 00:12:26,746
یه لحظه بود و تموم شد

200
00:12:26,829 --> 00:12:28,956
دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش

201
00:12:29,540 --> 00:12:32,710
اصلاً دلم نمی‌خواد دوباره ببینمش. آخه کجا قراره دوباره ببینمش؟

202
00:12:34,044 --> 00:12:36,839
کلاً فراموش می‌کنیم که اصلاً دیدمش. روشنه؟

203
00:13:01,947 --> 00:13:05,701
شاید بهتر باشه درباره اتفاقاتی که توی مهمونی بالماسکه افتاد صحبت کنیم؟

204
00:13:05,785 --> 00:13:06,911
بله

205
00:13:06,994 --> 00:13:09,955
مهمونی لیدی بریجرتون خیلی تماشایی بود، مگه نه؟

206
00:13:10,873 --> 00:13:13,334
صحنه‌ای بود که ارزشِ مرور کردن داشته باشه؟

207
00:13:13,417 --> 00:13:14,251
واقعاً

208
00:13:14,335 --> 00:13:16,837
باورت میشه که بندیکت بریجرتون نیمی از مهمونی رو غیبش زد؟

209
00:13:16,921 --> 00:13:18,506
باورت میشه که بندیکت بریجرتون نیمی از مهمونی رو غیبش زد؟

210
00:13:19,548 --> 00:13:23,302
وقتی مهمونی خودت رو بگیری، باید خیلی حواسمون بهش باشه

211
00:13:23,385 --> 00:13:24,845
وقتی من مهمونی بگیرم

212
00:13:25,971 --> 00:13:27,264
علیاحضرت

213
00:13:28,265 --> 00:13:30,142
خواسته من رو فراموش کردی؟

214
00:13:30,226 --> 00:13:34,814
یه مهمونی میگیری، مگه نه؟ به موضوعی براش فکر کردی؟

215
00:13:35,773 --> 00:13:40,069
بابت مزاحمت معذرت می‌خوام، علیاحضرت. لیدی بِیرد تقاضای ملاقات دارن

216
00:13:47,910 --> 00:13:48,744
خب؟

217
00:13:48,828 --> 00:13:52,289
علیاحضرت، به نظر میرسه لیدی بِیرد در شرایط حساسی هستن

218
00:13:52,373 --> 00:13:55,125
با اجازه شما، ایشون می‌خوان برای دوران وضع حمل از وظایفشون مرخص بشن

219
00:13:55,209 --> 00:13:57,837
و بعد از تولد نوزاد برگردن

220
00:13:59,880 --> 00:14:01,340
می‌تونی مرخص بشی

221
00:14:02,174 --> 00:14:04,677
اما بدون که این همیشگی خواهد بود

222
00:14:06,220 --> 00:14:07,555
می‌تونی بری

223
00:14:10,683 --> 00:14:11,684
چه گستاخی‌ای

224
00:14:12,184 --> 00:14:16,063
نه عقل سرش می‌شه، نه مسئولیت‌پذیری؛ چه برسه به اینکه فکرِ زحمتی باشه که برای من درست می‌شه

225
00:14:16,981 --> 00:14:21,277
آدم موقعِ چنین تصمیماتی نباید ملکه‌ش رو هم در نظر بگیره؟

226
00:14:22,194 --> 00:14:25,406
چقدر لیدی بِیرد خوش‌شانسه که ملکه‌ای به این بخشندگی داره

227
00:14:25,489 --> 00:14:28,701
که بدون معطلی از وظایفش معافش می‌کنه

228
00:14:28,784 --> 00:14:33,372
من به بخشندگیِ بیش از حد معروفم، البته وقتی که طرف مستحقش باشه

229
00:14:41,213 --> 00:14:42,631
ممنون بابت بازی

230
00:14:43,507 --> 00:14:46,510
خیلی روشنگرانه بود

231
00:14:47,219 --> 00:14:50,723
بابت از دست دادن لیدی بِیرد تسلیت میگم

232
00:15:04,361 --> 00:15:05,362
میبینی؟ هوم؟

233
00:15:05,863 --> 00:15:08,574
اونا حتی به سمتم نگاه هم نمی‌کنن. هیچ‌کس به من علاقه نداره

234
00:15:08,657 --> 00:15:11,118
چون برای خودت وجهه‌ای ساختی که کسی جرأت نمی‌کنه بهت نزدیک بشه

235
00:15:11,201 --> 00:15:13,203
این... اصلاً درست نیست. من خیلی خوش‌برخوردم

236
00:15:13,287 --> 00:15:16,373
خب پس سعی کن به یکی‌شون لبخند بزنی. چی؟ نه

237
00:15:16,457 --> 00:15:17,499
لطفاً نه

238
00:15:17,583 --> 00:15:20,794
اگه انقدر مطمئنی که اونا علاقه‌ای ندارن، پس چه ضرری داره؟

239
00:15:33,807 --> 00:15:34,975
اوه، نه

240
00:15:41,315 --> 00:15:43,484
مادر. اِلویز

241
00:15:44,401 --> 00:15:45,277
وای

242
00:15:46,195 --> 00:15:48,238
چقدر خوش‌تیپ شدی

243
00:15:48,322 --> 00:15:49,490
انگار تعجب کردی

244
00:15:49,573 --> 00:15:52,660
در واقع منظورش اینه که تعجب کرده قبل از ظهر تو رو بیرون از تخت دیده

245
00:15:53,827 --> 00:15:56,997
حقیقت اینه که اومدم نقش همراهِ خواهر عزیزم رو بازی کنم

246
00:15:57,081 --> 00:16:01,001
کسی که اون‌طور که شنیدم، به یه همراه نیاز داره چون قطعا هنوز رو دست نمونده

247
00:16:02,294 --> 00:16:04,046
خب

248
00:16:05,255 --> 00:16:06,715
بندیکت. خب

249
00:16:06,799 --> 00:16:09,176
بله. لطفاً؟ خب

250
00:16:09,259 --> 00:16:11,595
من... با بارون هندرسون شروع می‌کنم

251
00:16:11,679 --> 00:16:12,721
اووم

252
00:16:14,181 --> 00:16:17,226
جدی نمیگی، هر کلکی که پشت این کارته

253
00:16:17,810 --> 00:16:20,688
البته که نه. پس عجب صبح دل‌انگیزیه

254
00:16:20,771 --> 00:16:21,772
دیدنتون چقدر باعث خوشحالیه

255
00:16:21,855 --> 00:16:25,109
مجبورت نمی‌کنم با کسی حرف بزنی. اما در عوض، یه لطفی ازت می‌خوام

256
00:16:25,192 --> 00:16:26,819
واقعاً به کمکت احتیاج دارم

257
00:16:27,361 --> 00:16:29,196
باید صاحب این دستکش رو پیدا کنیم

258
00:16:29,279 --> 00:16:33,200
اصلاً چرا یه دستکش زنانه پیش توئه؟ چون یه بانویی گمش کرده

259
00:16:33,283 --> 00:16:36,787
دلم می‌خواد بهش برگردونمش. ضمناً، حرفی به مامان نزن

260
00:16:36,870 --> 00:16:39,873
خودت خوب میدونی که نباید با احساسات دخترای دمِ‌بخت بازی کنی

261
00:16:39,957 --> 00:16:42,876
کاری که اگه نمی‌خوای مامان بویی ببره، قطعاً داری انجامش میدی

262
00:16:42,960 --> 00:16:44,503
اصلاً هم این‌طور نیست

263
00:16:45,004 --> 00:16:48,007
فقط می‌خوام از اون خانوم جوانِ خاص تشکر کنم

264
00:16:48,090 --> 00:16:50,009
بابت یه گفتگوی صمیمانه

265
00:16:50,759 --> 00:16:55,806
در عوض، منم ازت در برابر مامان و حکومتِ وحشتِ همسریابی‌ش محافظت می‌کنم

266
00:16:57,433 --> 00:16:59,226
تو بیشتر وقت‌ها برادر موردعلاقه‌ی منی

267
00:16:59,852 --> 00:17:01,729
هوم. می‌خوای از کجا شروع کنیم؟

268
00:17:05,399 --> 00:17:08,027
خداروشکر که به خاطر فامیل بودن، مجبور نیستیم تو صف منتظر بمونیم

269
00:17:08,110 --> 00:17:09,153
اونم کنار اون همه آدمِ خاله‌زنک

270
00:17:09,236 --> 00:17:10,946
اونا برای غیبت کردن اینجا نمیان

271
00:17:11,030 --> 00:17:13,282
فقط میان هدیه بدن و بعد، خیلی راحت

272
00:17:13,365 --> 00:17:15,451
هر کدومشون یه تیکه شایعه یادشون می‌افته

273
00:17:15,534 --> 00:17:17,494
هوشمندانه‌ست. اوه، باور کن اصلاً این‌طور نیست

274
00:17:17,578 --> 00:17:19,830
متأسفانه کالین برای قرارِ ماهیانه‌ش رفته بیرون

275
00:17:19,913 --> 00:17:22,708
با آقای فینچ و آقای دنک‌ورث، که میرن کلِ لندن رو یه لقمه چپ کنن

276
00:17:22,791 --> 00:17:24,877
خب، در حقیقت، من اومدم شما رو ببینم. اوه

277
00:17:24,960 --> 00:17:28,338
بندیکت با یه خانوم جوان آشنا شده. آه. من فقط دارم سعی می‌کنم یه دستکش رو برگردونم

278
00:17:28,422 --> 00:17:31,216
دستکشِ همون خانومِ نقره‌پوشی که باهاش غیبت زد؟

279
00:17:32,051 --> 00:17:34,344
لیدی ویسلدون همه‌چی رو میبینه، بندیکت

280
00:17:34,428 --> 00:17:36,638
هرچند اعتراف می‌کنم که نشناختمش

281
00:17:36,722 --> 00:17:37,556
اون کیه؟

282
00:17:37,639 --> 00:17:38,891
نمیدونم

283
00:17:38,974 --> 00:17:40,517
تنها چیزی که دارم این دستکشه

284
00:17:41,769 --> 00:17:45,272
فکر کردم چون شما همه‌چیز رو میبینی

285
00:17:45,981 --> 00:17:47,983
در موردش چی میدونی؟

286
00:17:48,692 --> 00:17:49,526
اِم

287
00:17:49,610 --> 00:17:52,071
برادر، لطفاً بگو که از علایقش پرسیدی

288
00:17:52,154 --> 00:17:54,490
با حرف زدن از خودت تا سرحد مرگ کلافه‌ش نکردی که؟

289
00:17:54,573 --> 00:17:57,785
سوال‌های زیادی ازش پرسیدم اما جواب‌های کوتاهی داد. اون

290
00:17:59,536 --> 00:18:01,205
توی انگلیس بزرگ شده

291
00:18:01,288 --> 00:18:02,539
اون

292
00:18:03,248 --> 00:18:04,750
آب‌های عمیق رو ترجیح میده؟

293
00:18:04,833 --> 00:18:08,045
اون، اِم... بلد نیست برقصه‌، که خیلی عجیب بود

294
00:18:08,128 --> 00:18:09,671
اوه، و ویسلدون هم می‌خونه

295
00:18:09,755 --> 00:18:13,509
خب، سلیقه‌ش عالیه اما این چیز زیادی بهمون نمیگه

296
00:18:15,135 --> 00:18:15,969
خب

297
00:18:16,553 --> 00:18:17,638
فکر کردم

298
00:18:19,515 --> 00:18:20,641
داشتم فکر می‌کردم

299
00:18:21,183 --> 00:18:24,144
اگه بشه یه پیام توی ویسلدون بذارید

300
00:18:24,812 --> 00:18:26,396
تا کمکم کنه دستکشش رو بهش برگردونم

301
00:18:26,939 --> 00:18:27,815
خب

302
00:18:28,774 --> 00:18:30,484
نمی‌تونم به اون اشاره‌ای کنم

303
00:18:30,567 --> 00:18:32,402
یا به هیچ وجه به لباسش. چرا نه؟

304
00:18:32,486 --> 00:18:35,697
ممکن نیست من تنها کسی بوده باشم که توی مهمونی متوجه شما دوتا شده

305
00:18:35,781 --> 00:18:37,616
اون تنها روی تراس با یه مَرد بود

306
00:18:37,699 --> 00:18:38,867
همین به قدر کافی بد هست

307
00:18:38,951 --> 00:18:40,786
بدتر از اون اینه که اون مرد

308
00:18:40,869 --> 00:18:41,912
یه هوس‌بازِ بدنامه

309
00:18:41,995 --> 00:18:43,205
چطور جرئت می‌کنی؟

310
00:18:43,288 --> 00:18:46,125
من عاشقِ لذتم، یه... یه... روحِ آزاد

311
00:18:46,208 --> 00:18:48,210
که دربندِ سنت‌های خشک و خالی نیست

312
00:18:48,293 --> 00:18:49,878
تو یه هوس‌بازی. بله

313
00:18:49,962 --> 00:18:52,506
آره. اون هیچ‌وقت خودش رو نشون نمیده

314
00:18:52,589 --> 00:18:54,883
اگه این کار رو بکنه، آبروش میره

315
00:18:54,967 --> 00:18:56,635
پس

316
00:18:57,261 --> 00:18:58,387
اسم من رو بیار

317
00:19:00,180 --> 00:19:03,392
اما بگو که دنبال کسی می‌گردم

318
00:19:04,935 --> 00:19:09,273
شاید این‌طوری خیالش راحت بشه که من... قصدم جدی‌تره

319
00:19:09,356 --> 00:19:12,025
کوچک‌ترین اشاره‌ای به اینکه ممکنه اهلِ ازدواج باشی

320
00:19:12,109 --> 00:19:14,027
کافیه تا مامان‌ها محاصره‌ت کنن

321
00:19:14,111 --> 00:19:17,531
اِل راست میگه. وقتی سد بشکنه، دیگه نمیشه جلوش رو گرفت

322
00:19:17,614 --> 00:19:19,116
از پسِ چندتا مامان برمیام

323
00:19:21,869 --> 00:19:25,247
ملکه از این موضوع خیلی لذت می‌بره. از پسِ ملکه هم برمیام

324
00:19:26,415 --> 00:19:28,083
فکر کنم. شاید؟

325
00:19:29,042 --> 00:19:30,669
خب، در واقع نه، اما به هر حال انجامش بده

326
00:19:38,093 --> 00:19:40,470
خواننده‌ی عزیز و گرامی

327
00:19:40,554 --> 00:19:44,308
این فصل، ممکنه اشراف‌زادگان صیدِ جدیدی برای شکار داشته باشن

328
00:19:44,391 --> 00:19:48,020
قلبِ پسرِ دومِ یک خانواده‌ی خاص

329
00:19:48,103 --> 00:19:51,481
به نظر میرسه این عیاشِ آزاده

330
00:19:51,565 --> 00:19:55,319
اخیراً زیاد در حال قدم زدن در «راتن رو» دیده شده

331
00:19:55,402 --> 00:19:58,864
با این قصد که زندگی مجردی رو کنار بذاره

332
00:19:58,947 --> 00:20:01,742
و در مهمونی‌های رقصِ بیشتری شرکت کنه

333
00:20:27,684 --> 00:20:30,520
جدیدترین نسخه‌ی ویسلدون، خانوم. ممنون

334
00:20:32,606 --> 00:20:36,610
آیا این جنتلمنِ خوش‌سیما از انزوا بیرون اومده

335
00:20:36,693 --> 00:20:39,238
تا به گرمای آغوشِ جامعه بپیونده؟

336
00:20:39,988 --> 00:20:44,534
ممکنه این هوس‌باز سرِ عقل اومده باشه؟

337
00:20:45,035 --> 00:20:47,788
آیا مادری هست که سودای داماد کردنِ اون رو داشته باشه

338
00:20:47,871 --> 00:20:51,750
یا خانوم جوانی که از این خبر شاد نشه؟

339
00:20:51,833 --> 00:20:53,126
روزاموند

340
00:20:55,963 --> 00:20:59,883
شاید بانوی خاصی باشه که اون به دنبال هم‌نشینی باهاشه

341
00:21:00,509 --> 00:21:03,887
نویسنده فقط می‌تونه حدس و گمان بزنه

342
00:21:04,471 --> 00:21:06,390
داره بندیکت بریجرتون رو توصیف می‌کنه

343
00:21:07,641 --> 00:21:11,812
سوفی، من تک‌تکِ شماره‌های ویسلدون رو خوندم

344
00:21:11,895 --> 00:21:14,773
این قطعاً در مورد اونه

345
00:21:16,191 --> 00:21:17,693
اگه دنبال تو باشه چی؟

346
00:21:22,656 --> 00:21:26,535
احمق نباش. اون حتماً توی هر مهمونی با یه دختر جدید آشنا می‌شه

347
00:21:26,618 --> 00:21:29,204
این می‌تونه در مورد هر کسی باشه. سوفی

348
00:21:30,789 --> 00:21:31,957
سوفی

349
00:21:32,541 --> 00:21:34,543
روزاموند رو برای رفتن به «راتن رو» آماده کن

350
00:21:34,626 --> 00:21:36,712
شاید لباس آبی بپوشه

351
00:21:37,462 --> 00:21:39,464
عالی میشی عزیزم

352
00:21:55,022 --> 00:21:56,106
نمی‌خوام این کار رو بکنم

353
00:21:56,189 --> 00:21:57,733
مگه ما با هم توافق نکردیم؟

354
00:21:57,816 --> 00:22:00,610
بله، اما توافق‌مون این بود که تو من رو در برابر خواستگارها محافظت کنی

355
00:22:00,694 --> 00:22:02,404
نه اینکه من رو بندازی وسط دهنِ شیر

356
00:22:02,487 --> 00:22:03,780
ممکنه اونا اطلاعاتی داشته باشن

357
00:22:03,864 --> 00:22:07,492
اگه مامان حداقل یک بار تو رو در حال حرف زدن با خواستگارها نبینه، خودش دست‌به‌کار میشه

358
00:22:07,576 --> 00:22:09,077
این منطقیه یا اجبار؟

359
00:22:09,161 --> 00:22:11,705
لرد تاس! لرد پایک

360
00:22:12,497 --> 00:22:15,167
روزِ قشنگی برای پیاده‌رویِ دسته‌جمعیه، مگه نه؟

361
00:22:15,250 --> 00:22:18,503
و چه خویشاوندِ دلربایی رو توی این پیاده‌روی همراه خودتون آوردید

362
00:22:24,760 --> 00:22:27,429
تنهاتون می‌ذارم تا بیشتر با هم آشنا بشید

363
00:22:35,187 --> 00:22:36,730
لرد تاس

364
00:22:36,813 --> 00:22:38,523
شنیدم یه خواهر دارید

365
00:22:38,607 --> 00:22:41,651
اون احیاناً... رقصیدن بلد نیست؟

366
00:22:44,196 --> 00:22:45,781
کجا داره میره؟

367
00:22:47,574 --> 00:22:48,408
اوه

368
00:22:49,743 --> 00:22:51,370
آقای بریجرتون

369
00:22:51,453 --> 00:22:52,996
روزِ زیباییه، مگه نه؟

370
00:22:53,580 --> 00:22:54,498
همین‌طوره

371
00:22:59,461 --> 00:23:02,214
خانوم‌ها، یه روز عالی برای آب‌تنیه

372
00:23:02,297 --> 00:23:03,548
این‌طور فکر نمی‌کنید؟

373
00:23:03,632 --> 00:23:07,969
گمانم همین‌طوره. هرچند من ترجیح میدم توی خشکی بمونم

374
00:23:09,930 --> 00:23:11,973
آه. آقای بریجرتون

375
00:23:12,057 --> 00:23:15,644
داشتم لباستون رو تحسین می‌کردم. ...پیاده‌روی توی یه روزِ آفتابی

376
00:23:15,727 --> 00:23:17,938
آقای بریجرتون. اوه، آقای بریجرتون

377
00:23:22,651 --> 00:23:24,653
من که قطعاً از شنا کردن لذت می‌برم

378
00:23:25,362 --> 00:23:26,279
واقعاً؟

379
00:23:27,239 --> 00:23:30,659
فکر نمی‌کنم قبلاً با هم ملاقات کرده باشیم، خانوم

380
00:23:30,742 --> 00:23:31,785
روزاموند لی

381
00:23:33,161 --> 00:23:35,288
اوه... چرا یهو رفتارش عوض شد؟

382
00:23:35,872 --> 00:23:38,208
اعتراف می‌کنم که نمی‌دونم

383
00:23:38,291 --> 00:23:40,877
و از ترسِ اینکه نظرش عوض بشه، چیزی نمی‌پُرسم

384
00:23:40,961 --> 00:23:41,795
هوم

385
00:23:41,878 --> 00:23:45,132
اینکه این‌همه خانوم دورِ یه جنتلمن جمع بشن، احمقانه نیست؟

386
00:23:45,215 --> 00:23:48,218
مثل یه دسته غازه که سرِ یه تیکه نون با هم رقابت می‌کنن

387
00:23:48,301 --> 00:23:50,011
آخرش همه‌شون گرسنه می‌مونن

388
00:23:50,095 --> 00:23:52,681
قیافه‌ی خیلی از این خانوم‌های جوان جوریه که انگار واقعاً به اون تیکه نون احتیاج دارن

389
00:23:52,764 --> 00:23:53,765
هیس

390
00:23:56,476 --> 00:23:58,395
چی شد؟ داشت خیلی خوب پیش می‌رفت

391
00:23:58,478 --> 00:24:00,730
به نظر می‌رسید مجذوب شده. در مورد لباسم حرف زد

392
00:24:00,814 --> 00:24:02,732
بعد روش رو برگردوند. مردا دمدمی‌مزاج‌ان

393
00:24:03,442 --> 00:24:05,777
روحیه‌ت رو حفظ کن. بالاخره یه راهی براش پیدا می‌کنیم

394
00:24:09,114 --> 00:24:11,324
لباس‌های شما توی جشنِ نقاب‌پوشان چی بود؟

395
00:24:11,408 --> 00:24:12,242
من قو بودم

396
00:24:12,325 --> 00:24:14,369
من لباس ملکه آن رو پوشیده بودم. یه پریِ جنگلی

397
00:24:14,453 --> 00:24:15,579
جالبه

398
00:24:17,706 --> 00:24:18,582
آه

399
00:24:18,665 --> 00:24:20,459
دوشیزه... خدای من

400
00:24:20,542 --> 00:24:22,085
دوشیزه بریجرتون

401
00:24:22,169 --> 00:24:23,044
کمک

402
00:24:47,152 --> 00:24:48,862
آره

403
00:25:17,390 --> 00:25:20,268
توی شش تا جشنِ رقص شرکت کردیم

404
00:25:21,144 --> 00:25:23,396
و هفت تا مهمونی شبانه

405
00:25:24,064 --> 00:25:27,734
اون‌قدر پیاده‌روی کردیم که پاهام ورم کرده

406
00:25:28,818 --> 00:25:30,946
و هیچ خبری از اون خانومِ دستکش‌پوش نیست

407
00:25:32,322 --> 00:25:33,949
خواهش می‌کنم، میشه دیگه بی‌خیال بشیم؟

408
00:25:34,449 --> 00:25:36,826
برگردیم به همون روالِ دوری از دنیا؟

409
00:25:39,371 --> 00:25:40,956
هر چقدر دلت می‌خواد دوری کن

410
00:25:41,998 --> 00:25:44,751
دیگه لازم نیست این لطف رو در حقم بکنی

411
00:25:44,834 --> 00:25:47,045
خواننده‌ی عزیز و گرامی

412
00:25:47,128 --> 00:25:52,008
در حالی که این نویسنده امیدوار بود پسرِ دومِ خاصی سر و سامون بگیره

413
00:25:52,092 --> 00:25:55,804
به نظر میرسه چشمه‌ی امید خشک شده باشه

414
00:25:55,887 --> 00:25:59,432
خانوم‌های جوانِ اشراف واقعاً تشنه‌لب موندن

415
00:25:59,516 --> 00:26:02,227
چون به نظر می‌رسه خواستگاری که اونا براش لهله می‌زنن

416
00:26:02,310 --> 00:26:06,606
فقط چشمش دنبال زنیه که هنوز آفتابی نشده

417
00:26:06,690 --> 00:26:08,858
مادر، من چه اشتباهی کردم؟

418
00:26:08,942 --> 00:26:11,486
اون بهترین گزینه‌ی این فصله. حقشه که با من باشه

419
00:26:16,658 --> 00:26:18,785
ناراحتیِ دخترم برات خنده‌داره؟

420
00:26:18,868 --> 00:26:20,036
البته که نه، بانوی من

421
00:26:20,662 --> 00:26:21,663
خوبه

422
00:26:32,465 --> 00:26:37,762
این نویسنده در عجب است که آیا این جست‌وجو به زودی به پایان میرسه یا نه

423
00:26:39,347 --> 00:26:43,852
چون یه جنتلمن فقط تا یه مدتِ محدود می‌تونه بدونِ آب توی بیابون سرگردون باشه

424
00:26:44,352 --> 00:26:47,188
اجازه میدید ویسلدون رو براتون بخونم، اعلی‌حضرت؟

425
00:26:50,442 --> 00:26:51,443
نه

426
00:26:52,861 --> 00:26:55,071
اِم... لیدی بریجرتون اومدن شما رو ببینن، خانوم

427
00:26:55,155 --> 00:26:57,073
اوه! چه سعادتی

428
00:26:57,157 --> 00:26:59,576
پنلوپه، تو درباره‌ی جست‌وجوی پسرم برای پیدا کردن همسر چی میدونی؟

429
00:26:59,659 --> 00:27:01,786
من رو ببخشید اما لیدی ویسلدون نمی‌تونه فاش کنه

430
00:27:01,870 --> 00:27:03,538
پنلوپه بریجرتون! بله، خانوم

431
00:27:30,440 --> 00:27:31,274
مادر

432
00:27:31,358 --> 00:27:32,609
دارید کار می‌کنید

433
00:27:34,778 --> 00:27:36,363
می‌تونم بشینم؟

434
00:27:36,446 --> 00:27:37,405
البته

435
00:27:43,787 --> 00:27:47,499
چیزی بود که می‌خواستید در موردش حرف بزنیم؟ من؟ اوه نه، نه من. شما شاید؟

436
00:27:47,582 --> 00:27:49,167
من؟ نه، نه من

437
00:27:49,250 --> 00:27:53,713
برات جالب خواهد بود اگه بدونی که من گفتگوی بسیار جذابی با پنلوپه داشتم

438
00:27:55,757 --> 00:27:56,591
اوه

439
00:27:56,675 --> 00:28:00,053
اون ادعا می‌کنه این مجردی که توی ویسلدون در موردش می‌نویسه

440
00:28:00,136 --> 00:28:03,014
همونی که با جدیت دنبالِ همسره

441
00:28:03,098 --> 00:28:05,850
خودش ازش خواسته که در موردش بنویسه

442
00:28:05,934 --> 00:28:06,810
واقعاً؟

443
00:28:07,811 --> 00:28:08,812
خب، به نظر عجیب میاد

444
00:28:08,895 --> 00:28:10,063
موافقم

445
00:28:10,146 --> 00:28:13,400
و می‌گه دلیلش این بوده که توی جشنِ نقاب‌پوشانِ من، با کسی آشنا شده

446
00:28:13,900 --> 00:28:16,403
اون این رو گفت؟ وقتی با زبون‌بازی از زیرِ زبونش کشیدم، بله

447
00:28:17,153 --> 00:28:21,616
اما یه جنتلمن هیچ‌وقت همچین کاری با مادرِ بیچاره‌ش نمی‌کنه

448
00:28:22,325 --> 00:28:24,119
اینکه پشتِ سرش پنهان‌کاری کنه

449
00:28:24,202 --> 00:28:27,997
و این حقیقت رو مخفی کنه که شاید بزرگترین آرزوش برای پسرش

450
00:28:28,081 --> 00:28:29,249
داره به حقیقت می‌پیونده

451
00:28:29,332 --> 00:28:33,169
اینکه با خانوم جوانی آشنا شده که حاضره باهاش ازدواج کنه

452
00:28:33,962 --> 00:28:36,214
هیچ پسری این‌قدر بی‌رحم نیست

453
00:28:38,341 --> 00:28:39,342
هست؟

454
00:28:44,973 --> 00:28:45,932
بسیار خب

455
00:28:46,683 --> 00:28:47,726
من

456
00:28:48,309 --> 00:28:50,770
اوه عزیزم. دستکشش پیشِ توئه؟

457
00:28:50,854 --> 00:28:53,106
بندیکت، اگه بلایی سرِ آبروی این خانوم جوان آورده باشی

458
00:28:53,189 --> 00:28:54,733
هیچ اتفاقِ ناخوشایندی نیفتاده

459
00:28:55,275 --> 00:28:58,111
اون قبل از برداشتنِ نقاب‌ها رفت. من حتی اسمش رو هم نفهمیدم

460
00:28:58,194 --> 00:29:00,155
موقعِ عجله برای رفتن، این رو انداخت

461
00:29:00,905 --> 00:29:03,158
اهمیتی نداره. من به سختی یادمه چه شکلی بود

462
00:29:03,241 --> 00:29:05,410
و دیگه صدای حرف زدنش هم یادم نیست

463
00:29:05,493 --> 00:29:07,495
گشتن دنبالش بی‌فایده بوده

464
00:29:07,579 --> 00:29:10,165
واسه همینه که باید به مادرت اعتماد می‌کردی

465
00:29:10,248 --> 00:29:13,752
اگه گفته بودی، بهت می‌گفتم که از «عمارت پن‌وود» شروع کنی

466
00:29:14,669 --> 00:29:16,421
این دستکش یه میراثِ خانوادگیه

467
00:29:17,172 --> 00:29:20,049
لیدی پن‌وودِ خدابیامرز، احتمالاً مادربزرگِ این خانومِ جوان بوده

468
00:29:20,133 --> 00:29:22,260
عادتش این بود که نشانِ خانوادگی رو

469
00:29:22,343 --> 00:29:23,762
داخلِ دستکش‌هاش حک کنه

470
00:29:23,845 --> 00:29:25,638
خانواده‌ی ما قدیما با خانواده‌ی اونا آشنا بودن

471
00:29:26,765 --> 00:29:30,226
نه، من دوشیزه لی رو دیدم. اون خانومی که توی جشنِ شما دیدم نبود

472
00:29:30,310 --> 00:29:31,770
اوه. خب

473
00:29:31,853 --> 00:29:32,896
بله، خوبه

474
00:29:33,688 --> 00:29:35,523
اما... اما ممکنه

475
00:29:35,607 --> 00:29:38,651
خانوم‌های جوان دیگه‌ای هم با اون خانواده زندگی کنن

476
00:29:45,000 --> 00:29:52,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

477
00:30:06,846 --> 00:30:09,933
سوفی، مگه قرار نبود سرِ کلاس رقص باشی؟

478
00:30:10,016 --> 00:30:13,603
لیدی پن‌وود صلاح دیدن که من با روزاموند و پوزی ادامه ندم

479
00:30:14,103 --> 00:30:15,605
می‌فهمم. هوم

480
00:30:16,272 --> 00:30:19,359
خب، مطمئنم این موضوع رو حل می‌کنیم

481
00:30:26,074 --> 00:30:27,158
قربان؟

482
00:30:28,493 --> 00:30:31,621
می‌تونم در مورد مادرم ازتون بپرسم؟

483
00:30:40,630 --> 00:30:42,006
چی می‌خوای بدونی؟

484
00:30:42,590 --> 00:30:44,050
هیچ خاطره‌ای ازش ندارم

485
00:30:44,759 --> 00:30:46,386
تو گردنبندش رو داری

486
00:30:46,469 --> 00:30:48,012
اون چطور مُرد؟

487
00:30:58,398 --> 00:30:59,649
دلت برای مادرت تنگ شده

488
00:31:00,149 --> 00:31:01,359
این طبیعیه

489
00:31:01,442 --> 00:31:02,986
اما من الان اینجام

490
00:31:03,736 --> 00:31:06,948
و همیشه حواسم هست که ازت مراقبت بشه

491
00:31:07,532 --> 00:31:08,783
قول میدم

492
00:31:29,679 --> 00:31:30,597
سوفی

493
00:31:30,680 --> 00:31:32,807
یه جنتلمن اومده ملاقاتت

494
00:31:32,891 --> 00:31:33,725
برای من؟

495
00:31:34,225 --> 00:31:36,019
یکی اومده دیدنِ من

496
00:31:36,102 --> 00:31:37,437
من یه خواستگار دارم

497
00:31:37,520 --> 00:31:38,813
فوق‌العاده‌ست

498
00:31:38,897 --> 00:31:41,774
بیا موهات رو مرتب کنیم تا ببینه چقدر زیبایی

499
00:31:41,858 --> 00:31:42,942
باشه

500
00:31:53,286 --> 00:31:54,120
نفس بکش

501
00:32:05,006 --> 00:32:06,090
حال شما چطوره؟

502
00:32:07,050 --> 00:32:08,801
از دیدنتون خوشحالم

503
00:32:35,995 --> 00:32:38,623
و بعد یهو دستام انگار تبدیل به پا شدن

504
00:32:38,706 --> 00:32:41,960
و مجبور شدم با دست‌هایی که شبیه پا بود، روی صحنه راه برم

505
00:32:42,043 --> 00:32:44,337
هوم. همه تماشاچی‌ها خندیدن

506
00:32:44,420 --> 00:32:47,924
مطمئناً تو هم اگه کسی رو می‌دیدی که به‌جای پا دست داشت، همین کار رو می‌کردی

507
00:32:48,007 --> 00:32:49,425
یعنی، به‌جای دست، پا داشت

508
00:32:50,218 --> 00:32:54,055
به‌هرحال، واسه همینه که دیگه نمی‌تونم برم تئاتر

509
00:32:54,138 --> 00:32:57,809
کافیه پوزی. آقای بریجرتون علاقه‌ای به خواب‌های تو نداره

510
00:32:57,892 --> 00:32:59,185
من علاقه‌مندم

511
00:32:59,769 --> 00:33:03,398
خواب‌های شما قطعاً خلاقانه‌تر از هر نمایشنامه‌ایه که تا حالا دیدم

512
00:33:22,875 --> 00:33:24,043
اون داره دنبالت می‌گرده

513
00:33:24,627 --> 00:33:26,004
اون سراغ پوزی رو گرفت

514
00:33:30,258 --> 00:33:32,343
ببین چقدر باهاش مهربونه

515
00:33:46,399 --> 00:33:47,608
اون اونجاست

516
00:33:48,901 --> 00:33:50,903
درست همون‌جا توی سالن پذیرایی

517
00:33:51,863 --> 00:33:53,239
باید بری داخل

518
00:33:54,741 --> 00:33:57,410
شاید بشناستت. نه، نمی‌شناسه

519
00:33:57,910 --> 00:34:01,873
فقط یک شب بود، یک لحظه. اون حتی نمیدونه من چه شکلی‌ام

520
00:34:01,956 --> 00:34:03,875
خب بهش بگو. چی؟

521
00:34:03,958 --> 00:34:06,753
برو اونجا و بهش بگو کی هستی

522
00:34:07,920 --> 00:34:11,257
این شانس توئه، سوفی

523
00:34:14,802 --> 00:34:15,845
لیدی پن‌وود

524
00:34:15,928 --> 00:34:19,515
همین که ببینتت، همین که بهش بگی، دیگه لیدی پن‌وود اهمیتی نخواهد داشت

525
00:34:37,909 --> 00:34:40,453
اون ممکنه به هر دلیلی اینجا باشه، نه به خاطر من

526
00:34:41,579 --> 00:34:44,832
واضحه که اون داره دنبال تو می‌گرده

527
00:34:47,585 --> 00:34:48,586
برو اون تو

528
00:35:04,644 --> 00:35:06,354
اون نمی‌خواد من رو پیدا کنه

529
00:35:09,816 --> 00:35:12,485
اون می‌خواد بانوی لباس نقره‌ای رو پیدا کنه

530
00:35:14,612 --> 00:35:15,988
و اون زن واقعی نیست

531
00:35:18,116 --> 00:35:20,743
بله، حتماً. بیشتر برام بگو

532
00:35:24,080 --> 00:35:25,164
من کار دارم

533
00:36:04,829 --> 00:36:07,957
این تخیل به شکل‌های دیگه‌ای هم خودش رو نشون میده؟

534
00:36:08,541 --> 00:36:09,584
مثلاً، اوم

535
00:36:10,376 --> 00:36:12,920
خب... مثلاً توی لباس پوشیدن؟

536
00:36:13,004 --> 00:36:15,631
عاشق لباس‌های خاص پوشیدنم. یه بار وقتی بچه بودم

537
00:36:15,715 --> 00:36:18,551
قبل از اینکه بیشتر در این مورد بشنویم، مشتاقم در مورد

538
00:36:18,634 --> 00:36:20,595
لباسی که توی جشن ماسک پوشیده بودی بشنوم

539
00:36:20,678 --> 00:36:22,180
اون پری دریایی شده بود

540
00:36:23,556 --> 00:36:24,557
آه

541
00:36:25,474 --> 00:36:27,143
پس نقره‌ای نپوشیده بودی؟

542
00:36:27,727 --> 00:36:31,272
نه، ولی می‌خواستم بپوشم. نقره‌ای و بنفش واسه پولک‌هاش

543
00:36:31,355 --> 00:36:33,441
ولی بهم گفتن دم نباید داشته باشه. هوم

544
00:36:33,524 --> 00:36:37,153
توی جشن ماسک، کسی با لباس نقره‌ای نظرتون رو جلب کرد؟

545
00:36:37,236 --> 00:36:39,488
اوه... اون شب با آدم‌های زیادی حرف زدم

546
00:36:39,572 --> 00:36:41,866
فقط دارم سعی می‌کنم یادم بیاد کی به کی بود

547
00:36:41,949 --> 00:36:43,409
البته

548
00:36:45,244 --> 00:36:47,872
پس، شما دوتا خواهرین...؟

549
00:36:48,456 --> 00:36:49,332
اوهوم

550
00:36:50,374 --> 00:36:55,087
دخترعمویی، پسرعمویی یا دوست خانوادگی‌ای دارین که اینجا اقامت داشته باشه؟

551
00:36:55,171 --> 00:37:00,426
همیشه داشتن همدم خیلی خوبه. فقط خودمونیم و همین کافیه

552
00:37:00,509 --> 00:37:01,594
البته

553
00:37:15,733 --> 00:37:18,861
اگه هدفش خواستگاری از تو نبوده، پس واسه چی اومده اینجا؟

554
00:37:20,279 --> 00:37:22,198
اون یه دستکش زنونه‌ست؟

555
00:37:22,281 --> 00:37:23,950
داره به چی نگاه می‌کنه؟

556
00:37:57,191 --> 00:37:59,568
بریمزلی! علیاحضرت دارن استراحت ملوکانه می‌کنن

557
00:37:59,652 --> 00:38:01,112
وقت زیادی ندارم

558
00:38:01,195 --> 00:38:02,363
چی شده؟

559
00:38:02,446 --> 00:38:05,157
مربوط به اعلیحضرت پادشاهه؟ باید برگردی

560
00:38:05,241 --> 00:38:07,827
تقاضای ملاقات با علیاحضرت رو بکن. عذرخواهی کن

561
00:38:08,828 --> 00:38:10,371
عمراً چنین کاری نمی‌کنم

562
00:38:10,454 --> 00:38:12,707
دلیلی واسه عذرخواهی ندارم

563
00:38:12,790 --> 00:38:14,208
اون داره مدام با من غیبت می‌کنه

564
00:38:14,792 --> 00:38:16,711
اما من نمی‌تونم اون‌طور که باید باهاش همراهی کنم

565
00:38:16,794 --> 00:38:18,838
می‌خواد درباره بندیکت بریجرتون حرف بزنه

566
00:38:18,921 --> 00:38:20,756
اما جواب‌های من هیچ‌وقت باب میلش نیست

567
00:38:20,840 --> 00:38:22,883
نمی‌ذاره مهره‌های شطرنجش رو جمع کنم

568
00:38:22,967 --> 00:38:25,344
حاضر نیست بازی رو تموم کنه

569
00:38:25,428 --> 00:38:27,013
اون علیاحضرته

570
00:38:27,096 --> 00:38:30,641
البته که همیشه در بهترین حالتشه. اون باشکوهه

571
00:38:31,309 --> 00:38:34,395
اما شاید بشه این‌طور تصور کرد که ممکنه

572
00:38:35,104 --> 00:38:36,230
دلسرد شده باشه

573
00:38:37,189 --> 00:38:40,151
خودت می‌دونی که حتماً لازم نیست دلیلی واسه عذرخواهی داشته باشی

574
00:38:40,234 --> 00:38:43,654
اگه علیاحضرت عذرخواهی بخواد، آدم بابت هیچی عذرخواهی می‌کنه

575
00:38:43,738 --> 00:38:45,531
اون ملکه ماست

576
00:38:55,249 --> 00:38:58,502
زیاد حس و حال عذرخواهی ندارم

577
00:38:59,045 --> 00:39:01,505
و قطعاً در حال حاضر نه علاقه‌ای به شطرنج بازی کردن دارم

578
00:39:01,589 --> 00:39:03,674
و نه غیبت کردن با علیاحضرت

579
00:39:03,758 --> 00:39:07,094
بذار با ندیمه‌هاش سرگرم بشه

580
00:39:08,095 --> 00:39:09,347
لیدی دنبری

581
00:39:10,181 --> 00:39:12,683
زمانی بود که شما ندیمه‌اش بودید

582
00:39:13,351 --> 00:39:15,936
اون موقع فرق داشت. اون فرق داشت

583
00:39:17,813 --> 00:39:19,565
شما شاهد بودید که

584
00:39:21,067 --> 00:39:22,151
اعلیحضرت

585
00:39:23,652 --> 00:39:24,987
شما اون موقع اونجا بودید

586
00:39:26,072 --> 00:39:27,990
اون الان با این زن‌ها صمیمی نمیشه

587
00:39:28,074 --> 00:39:30,201
و حتی سعی هم نمی‌کنه کسی رو جایگزین لیدی بیرد کنه

588
00:39:30,284 --> 00:39:33,079
خودتون این رو میدونید، دلیلش رو هم میدونید

589
00:39:34,205 --> 00:39:37,333
مسابقه شطرنج نباید ناتموم بمونه

590
00:39:39,085 --> 00:39:40,544
اون داره زجر میکشه

591
00:39:41,670 --> 00:39:42,838
توی غیاب شما

592
00:39:44,215 --> 00:39:45,966
توی غیاب دوستش

593
00:39:47,385 --> 00:39:49,053
تنها دوستش

594
00:39:49,637 --> 00:39:52,098
تمام دنیا داره براش کوچیک‌تر میشه

595
00:39:54,266 --> 00:39:55,643
باید برگردم

596
00:39:56,143 --> 00:39:57,812
خواهش می‌کنم، لیدی دنبری

597
00:40:19,125 --> 00:40:21,001
لیدی پن‌وود، کمکی از دستم برمیاد؟

598
00:40:24,964 --> 00:40:31,011
متوجه شدم که هیچ‌وقت بابت تمام زحمت‌هایی که واسه کفش‌هام کشیدی، ازت قدردانی نکردم

599
00:40:35,182 --> 00:40:36,600
می‌خوام بهت پاداش بدم

600
00:40:38,352 --> 00:40:39,937
میشه اینا رو امتحان کنی؟

601
00:40:40,020 --> 00:40:43,524
می‌دونم چقدر عاشق تجملات کوچیک این طبقه هستی

602
00:40:44,400 --> 00:40:45,776
نه، ممنونم بانوی من

603
00:40:45,860 --> 00:40:48,779
این یه پیشنهاد نبود. من وظایف دیگه‌ای دارم که باید بهشون برسم

604
00:40:48,863 --> 00:40:52,575
تا وقتی که این درخواستم رو اجابت نکنی، از بقیه وظایفت معافی

605
00:40:52,658 --> 00:40:53,826
بپوششون

606
00:40:53,909 --> 00:40:54,743
همین الان

607
00:41:16,390 --> 00:41:17,892
کاملاً اندازه است

608
00:41:17,975 --> 00:41:19,810
منم مثل تو تعجب کردم

609
00:41:20,895 --> 00:41:24,482
حالا تعجب من رو تصور کن وقتی فهمیدم بلدی چطور لباس‌های محترمانه بپوشی

610
00:41:26,025 --> 00:41:27,902
در واقع، اون کفش‌ها اصلاً تضادی نداشتن

611
00:41:27,985 --> 00:41:30,654
با اون لباس نقره‌ای که زیر تشکت پیدا کردم

612
00:41:32,031 --> 00:41:32,948
کار شما بود

613
00:41:33,824 --> 00:41:37,411
کفش‌های نقره‌ای من رو نشونه گذاشتی. یواشکی رفتی به جشن ماسک

614
00:41:37,495 --> 00:41:39,330
با انکار کردنش بهم توهین نکن

615
00:41:42,333 --> 00:41:43,209
پس

616
00:41:44,293 --> 00:41:46,003
تمومش کنید و مجازاتم کنید

617
00:41:46,754 --> 00:41:49,089
اگه می‌خواید تمام نقره‌ها رو برق بندازم، این کار رو می‌کنم

618
00:41:49,173 --> 00:41:52,384
اگه می‌خواید چهاردست‌وپا زمین رو بسابم، باشه، قبول

619
00:41:52,468 --> 00:41:55,262
هیچ مجازاتی اندازه جرم رفتن به مهمانی رقص

620
00:41:55,346 --> 00:41:57,014
و جعل هویت اشراف‌زادگی نیست

621
00:41:57,681 --> 00:42:01,727
همین‌طور دزدیدن کفش‌ها، دستکش‌ها و اون لباس از خونه من

622
00:42:02,478 --> 00:42:03,812
اینجا خونه من هم هست

623
00:42:03,896 --> 00:42:06,357
چطور جرئت می‌کنی! اینجا هیچ‌وقت خونه تو نبوده

624
00:42:07,274 --> 00:42:09,902
تمام این سال‌ها از بودنِ تو زیر سقف خونه‌ام عذاب کشیدم

625
00:42:09,985 --> 00:42:13,030
و تو با این دورویی حقم رو کف دستم میذاری. شما چه عذابی کشیدید؟

626
00:42:13,739 --> 00:42:15,866
من تمام این سال‌ها بنده تمام هوس‌های شما بودم

627
00:42:15,950 --> 00:42:17,660
بدون دستمزد، بدون شکایت

628
00:42:17,743 --> 00:42:21,455
من خیلی بیشتر از اون چیزی که خودت می‌تونستی پیدا کنی، ازت حمایت کردم

629
00:42:21,539 --> 00:42:23,582
و واضحاً خیلی بیشتر از چیزی که لیاقتش رو داشتی

630
00:42:23,666 --> 00:42:24,500
پس چرا؟

631
00:42:25,251 --> 00:42:27,753
از سر خوش‌قلبی‌ای که ندارید؟

632
00:42:27,836 --> 00:42:30,881
معلومه که از همون اول از من متنفر بودید. پس بهم بگید

633
00:42:30,965 --> 00:42:34,301
اگه این‌قدر براتون بارِ اضافه بودم، چرا من رو اینجا نگه داشتید؟ چرا؟

634
00:42:43,185 --> 00:42:45,437
می‌تونستید به محض اینکه پدر مُرد، من رو بندازید توی خیابون

635
00:42:45,521 --> 00:42:46,689
اون رو پدر صدا نکن

636
00:42:49,650 --> 00:42:50,776
تو اشتباه اون بودی

637
00:42:51,360 --> 00:42:54,321
اما اشتباه من این بود که سعی کردم به کسی که هیچ امیدی بهش نیست کمک کنم

638
00:42:58,867 --> 00:43:00,369
پس شاید حق با تو باشه

639
00:43:02,746 --> 00:43:04,665
باید می‌انداختمت توی خیابون

640
00:43:09,461 --> 00:43:10,629
اخراجی

641
00:43:11,338 --> 00:43:13,424
و دیگه هیچ‌وقت توی مِی‌فیر کار پیدا نمی‌کنی

642
00:43:14,341 --> 00:43:15,759
خودم شخصاً از این بابت مطمئن میشم

643
00:43:18,846 --> 00:43:19,930
آرامینتا

644
00:43:23,434 --> 00:43:25,019
پات رو از گلیمت درازتر کردی

645
00:43:25,853 --> 00:43:27,396
و جایگاهت رو فراموش کردی

646
00:44:10,898 --> 00:44:13,108
ایرما. تقصیر ماست

647
00:44:14,109 --> 00:44:16,195
ما هیچ‌وقت نباید تو رو به اون مهمانی می‌فرستادیم

648
00:44:16,278 --> 00:44:17,905
شما من رو نفرستادید

649
00:44:17,988 --> 00:44:19,198
من خودم رفتم

650
00:44:20,491 --> 00:44:23,452
تنها کاری که تو و آلفی کردید این بود که کمکم کردید رؤیام به واقعیت تبدیل بشه

651
00:44:23,535 --> 00:44:24,828
یه کم پول جمع کردیم

652
00:44:25,621 --> 00:44:27,081
زیاد نیست

653
00:44:27,164 --> 00:44:30,042
ولی حداقل واسه یه هفته موندن توی یه مسافرخونه کافیه

654
00:44:37,716 --> 00:44:39,301
چیزی نگو

655
00:44:40,302 --> 00:44:42,137
می‌خوام عصبانی بمونم

656
00:44:47,768 --> 00:44:49,103
الان بازش نکن

657
00:44:49,186 --> 00:44:51,355
چیز زیادی نیست ولی شاید بتونی بفروشیش

658
00:44:51,438 --> 00:44:53,649
خداحافظ سوفی. مبادا

659
00:44:54,149 --> 00:44:55,651
خودت رو فراموش کنی

660
00:44:56,902 --> 00:44:59,488
خیلی حیف شد که نتونستی وظایفت رو انجام بدی

661
00:45:00,447 --> 00:45:01,448
موفق باشی

662
00:45:41,739 --> 00:45:43,657
گیره‌های کفش

663
00:45:44,241 --> 00:45:45,325
پوزی

664
00:46:33,624 --> 00:46:36,710
اومدم تا عذرخواهی کنم، علیاحضرت

665
00:46:40,756 --> 00:46:42,216
پوزش من رو بپذیرید

666
00:46:44,426 --> 00:46:45,469
می‌تونی بری

667
00:46:58,023 --> 00:46:59,233
نوبت توئه

668
00:47:07,950 --> 00:47:09,701
چرا می‌خوای من رو ترک کنی؟

669
00:47:09,785 --> 00:47:13,914
همون‌طور که گفتم، مایلم به وطنم برگردم، و من

670
00:47:13,997 --> 00:47:14,998
نه

671
00:47:15,082 --> 00:47:17,167
چرا می‌خوای من رو ترک کنی؟

672
00:47:17,668 --> 00:47:20,087
علیاحضرت. شما نمی‌تونید برید

673
00:47:20,170 --> 00:47:21,296
من اجازه نمیدم

674
00:47:21,380 --> 00:47:23,882
می‌دونم ممکنه برات سخت باشه. نمی‌تونی

675
00:47:23,966 --> 00:47:24,842
نمیری

676
00:47:24,925 --> 00:47:26,552
بیا منطقی باشیم. نه

677
00:47:27,553 --> 00:47:28,804
نخواهی رفت

678
00:47:29,471 --> 00:47:30,305
من ممنوعش می‌کنم

679
00:47:30,389 --> 00:47:32,683
نمی‌تونید برای من قدغن کنید. می‌تونم

680
00:47:32,766 --> 00:47:34,184
نمی‌تونید. می‌تونم

681
00:47:34,268 --> 00:47:35,310
نمی‌تونید

682
00:47:35,936 --> 00:47:37,563
نه اگه با هم دوست باشیم

683
00:47:37,646 --> 00:47:40,274
من ملکه تو هستم

684
00:47:40,357 --> 00:47:43,902
پس من صرفاً رعیت شما هستم

685
00:47:43,986 --> 00:47:45,737
تو رعیت منی

686
00:47:50,576 --> 00:47:51,827
متوجهم

687
00:47:59,501 --> 00:48:03,380
از اینکه جایگاهم رو فراموش کردم، عمیقاً عذر می‌خوام

688
00:48:11,346 --> 00:48:12,347
من دیگه برم

689
00:48:20,147 --> 00:48:21,440
متأسفم

690
00:48:26,737 --> 00:48:28,030
منظوری نداشتم

691
00:48:28,530 --> 00:48:29,573
متأسفم

692
00:48:31,617 --> 00:48:33,160
عذرم رو بپذیر

693
00:48:37,706 --> 00:48:38,957
همه چی روبراهه

694
00:48:40,250 --> 00:48:42,753
علیاحضرت، همه چی روبراهه

695
00:48:44,254 --> 00:48:45,130
آگاتا

696
00:48:45,839 --> 00:48:48,133
نمی‌تونی من رو اینجا تک‌وتنها رها کنی

697
00:48:50,469 --> 00:48:52,346
وقتی اون بمیره چی میشه؟

698
00:48:59,770 --> 00:49:01,021
من اینجا پیشتم

699
00:49:03,398 --> 00:49:05,108
لازم نیست نگران باشی

700
00:49:05,192 --> 00:49:06,610
من اینجام

701
00:49:22,501 --> 00:49:23,877
چندتا می‌خوای؟

702
00:49:25,837 --> 00:49:28,215
تُوخالیه. الماس سنگینه

703
00:49:28,298 --> 00:49:30,050
این‌ها شیشه‌ای هستن

704
00:49:30,133 --> 00:49:32,386
بدلی‌ان. مطمئنی؟

705
00:49:32,469 --> 00:49:34,513
به اندازه کافی پول لازم دارم تا از لندن برم

706
00:49:34,596 --> 00:49:36,848
ولی گردن‌بندت رو به قیمت خوبی برمیدارم

707
00:49:39,810 --> 00:49:41,436
فروشی نیست

708
00:49:41,520 --> 00:49:43,438
خب، پس این تمام چیزیه که می‌تونم بهت پیشنهاد بدم

709
00:49:44,856 --> 00:49:47,192
شاید واسه کرایه کالسکه پستی کافی باشه

710
00:49:49,444 --> 00:49:50,445
ممنون

711
00:50:15,679 --> 00:50:17,055
دوست داری همراهیت کنم؟

712
00:50:20,308 --> 00:50:22,352
از دستم ناراحتی؟

713
00:50:26,732 --> 00:50:28,358
این اواخر زیاد ندیدمت

714
00:50:28,442 --> 00:50:30,444
خیلی طول کشید تا متوجه بشی، الوئیز

715
00:50:30,527 --> 00:50:32,612
می‌دونی که از کلوب اخراج شدی؟

716
00:50:33,405 --> 00:50:35,365
مگه من توی کلوبی بودم؟ بودیم

717
00:50:37,409 --> 00:50:41,413
فکر می‌کردم توی زمینه ازدواج با هم هم‌پیمان و سرسخت میمونیم، اما

718
00:50:42,122 --> 00:50:44,166
تو رفتی اون طرفِ جبهه

719
00:50:44,249 --> 00:50:47,002
خب، من قرار نیست به این زودی‌ها ازدواج کنم

720
00:50:47,085 --> 00:50:48,211
ولی خودت می‌خواستی

721
00:50:49,087 --> 00:50:50,338
با همون بانوی دستکش‌پوش

722
00:50:52,591 --> 00:50:54,760
فکر می‌کردم ممکنه بشه

723
00:50:54,843 --> 00:50:55,761
اما

724
00:50:56,845 --> 00:50:58,430
اون واضحاً موافق نبود

725
00:50:59,931 --> 00:51:01,016
چرا باید موافق می‌بود؟

726
00:51:03,018 --> 00:51:03,977
چرا نباید می‌بود؟

727
00:51:04,061 --> 00:51:05,854
آه، من و تو جفتمون می‌دونیم

728
00:51:05,937 --> 00:51:09,191
من اون بریجرتونی نیستم که کسی بخواد دلش رو بهش ببازه

729
00:51:09,274 --> 00:51:11,651
اونِ بی‌خیال

730
00:51:11,735 --> 00:51:13,653
اونِ... عیاش

731
00:51:13,737 --> 00:51:15,405
اونِ آزاد و رها

732
00:51:20,535 --> 00:51:23,121
شاید لازم باشه دوباره بذاری برگردم به کلوبمون

733
00:51:23,205 --> 00:51:24,372
اوه، برادر

734
00:51:24,956 --> 00:51:25,957
نگران نباش

735
00:51:26,583 --> 00:51:27,834
من فقط، اوم

736
00:51:29,503 --> 00:51:32,297
فکر کنم لازم دارم سرم رو خلوت کنم. می‌خوام برم بیرون

737
00:51:32,380 --> 00:51:34,341
اوه، بوی یه شب‌زنده‌داری و میخوارگی به مشامم می‌رسه

738
00:51:34,424 --> 00:51:35,592
خواهش می‌کنم

739
00:51:36,635 --> 00:51:38,929
من رو توی دست‌های مامان رها نکن

740
00:51:41,056 --> 00:51:42,682
مادرمون ممکنه غافلگیرت کنه

741
00:52:56,173 --> 00:52:57,424
ببخشید قربان

742
00:52:57,507 --> 00:52:59,467
اوه، اون خیلی واسه تو سریع و زرنگه، هندریکس

743
00:52:59,551 --> 00:53:02,053
تا آخر شب گیرش می‌ندازم

744
00:53:11,479 --> 00:53:12,564
بریجرتون

745
00:53:13,315 --> 00:53:16,902
کاوندر بالاخره جفتمون رو کشوند به یکی از مهمونی‌هاش

746
00:53:16,985 --> 00:53:19,446
انگار همین‌طوره. اینجا کجاست؟

747
00:53:19,529 --> 00:53:21,615
عمارت ییلاقی لرد و لیدی کاوندر

748
00:53:21,698 --> 00:53:23,783
اون‌ها واسه آخر هفته توی لندن هستن

749
00:53:24,284 --> 00:53:25,285
فیل داره خوش‌گذرونی می‌کنه

750
00:53:25,869 --> 00:53:28,205
آه. این اواخر توی جمع ما ندیدمت

751
00:53:29,164 --> 00:53:29,998
نه

752
00:53:30,498 --> 00:53:31,333
من

753
00:53:31,917 --> 00:53:33,418
ویرجینیا رو یادت هست؟

754
00:53:34,419 --> 00:53:35,420
بازیگره؟

755
00:53:36,087 --> 00:53:37,464
اوم، فکر کنم آره

756
00:53:38,715 --> 00:53:40,300
ما عاشق هم شدیم

757
00:53:41,509 --> 00:53:43,220
قبول کرده که معشوقه‌م بشه

758
00:53:44,512 --> 00:53:46,514
چون یه زن برات کافی نبود؟

759
00:53:47,682 --> 00:53:50,143
خب، حتماً یه نفری اون بیرون برای تو هست

760
00:53:50,727 --> 00:53:51,978
هیسکاکس

761
00:53:52,062 --> 00:53:53,313
بریجرتون

762
00:53:53,396 --> 00:53:55,649
اگه این دور شرط‌بندی نکنی

763
00:53:55,732 --> 00:53:59,110
مجبور می‌شیم سر این شرط ببندیم که کدومتون رو باید پرت کنیم تو دریاچه

764
00:53:59,194 --> 00:54:00,570
اونم با شلوارِ کشیده پایین

765
00:54:19,214 --> 00:54:20,131
نه

766
00:54:21,424 --> 00:54:22,884
یکم شل کن

767
00:54:22,968 --> 00:54:25,136
واسه همچین زیبارویی، زیادی جدی هستی

768
00:54:25,220 --> 00:54:29,349
من اهل این کارها نیستم سرورم. قطعاً وظایف آشپزخونه‌تون می‌تونه منتظر بمونه

769
00:54:29,432 --> 00:54:30,392
اوه

770
00:54:30,475 --> 00:54:32,811
فرار کن. خودت رو تو اتاقت حبس کن

771
00:54:32,894 --> 00:54:35,021
سلیطه! اگه بهم دست بزنی جیغ می‌کشم

772
00:54:35,105 --> 00:54:37,065
اوه، ما که از جیغ زدنشون خوشمون میاد

773
00:54:41,569 --> 00:54:44,197
چی شده کوندر؟ دیگه نمی‌خوای بازی کنی؟

774
00:54:53,832 --> 00:54:55,125
کافیه

775
00:54:55,208 --> 00:54:57,377
بسه دیگه! اون فقط یه خدمتکاره

776
00:54:58,128 --> 00:54:59,671
ازش عذرخواهی کن

777
00:55:02,007 --> 00:55:02,841
من

778
00:55:04,301 --> 00:55:06,469
معذرت می‌خوام. عذر می‌خوام

779
00:55:06,970 --> 00:55:09,889
اگه یه بار دیگه با یه زن این‌طوری رفتار کنی

780
00:55:09,973 --> 00:55:12,851
شخصاً کاری می‌کنم که دیگه پات به محافل اشرافی نرسه

781
00:55:13,852 --> 00:55:14,978
فهمیدی؟

782
00:55:18,648 --> 00:55:19,649
بله

783
00:55:24,821 --> 00:55:26,406
برای شماها هم همین‌طور

784
00:55:27,782 --> 00:55:29,367
ما دیگه بهش دست نمی‌زنیم

785
00:55:30,452 --> 00:55:32,287
چون اون دیگه اینجا کار نمی‌کنه

786
00:55:46,801 --> 00:55:47,927
آقای بریجرتون

787
00:55:52,349 --> 00:55:55,226
ببخشید، ولی... ما همدیگه رو می‌شناسیم؟

788
00:56:00,398 --> 00:56:02,901
توی خونه‌ای کار می‌کردید که من بهش سر زدم یا...؟

789
00:56:07,489 --> 00:56:09,366
نه، ما همدیگه رو نمی‌شناسیم

790
00:56:10,200 --> 00:56:13,244
پس اسم من رو از کجا می‌دونید؟... شنیدم

791
00:56:15,205 --> 00:56:17,040
قبل‌تر، یکی صداش زد

792
00:56:17,832 --> 00:56:18,833
با اجازه‌تون، جناب

793
00:56:32,472 --> 00:56:34,224
باورم نمی‌شه که دیگه پیشمون نیست

794
00:56:37,477 --> 00:56:39,687
بدون اون هیچی مثل قبل نمیشه

795
00:56:42,732 --> 00:56:44,275
مخصوصاً برای تو

796
00:56:50,532 --> 00:56:52,117
خیلی متأسفم، سوفی

797
00:56:53,743 --> 00:56:56,162
تازه امروز صبح از وکیل شنیدم

798
00:56:58,456 --> 00:57:01,501
لرد پن‌وودِ فقید اسمت رو توی وصیت‌نامه‌اش نیاورده

799
00:57:03,128 --> 00:57:05,004
اون این کار رو نمی‌کرد. اون

800
00:57:06,798 --> 00:57:09,259
اون قول داده بود که همیشه هوامو داشته باشه

801
00:57:09,342 --> 00:57:10,510
بله

802
00:57:10,593 --> 00:57:13,513
چون مرد مهربونی بود و طاقت نداشت سنگدل باشه

803
00:57:13,596 --> 00:57:16,266
اما حقیقت اینه که عشقش فقط توی میراثش خلاصه میشه

804
00:57:16,349 --> 00:57:18,643
و توی وصیت‌نامه‌اش هیچ اسمی از تو نیست

805
00:57:21,187 --> 00:57:22,397
نه

806
00:57:23,064 --> 00:57:24,899
نه، پدرم دوستم داشت

807
00:57:27,235 --> 00:57:29,863
بله، می‌فهمم چرا این‌طوری فکر می‌کنی

808
00:57:32,157 --> 00:57:34,325
مادرت هم به خودش اجازه داد همین باور رو داشته باشه

809
00:57:37,162 --> 00:57:39,080
لرد پن‌وود هیچ‌وقت حقیقت رو بهت نگفت؟

810
00:57:41,666 --> 00:57:44,544
می‌بینم که هر دوتای ما رو درباره یه سری مسائل بی‌خبر گذاشته

811
00:57:46,629 --> 00:57:47,839
مادرت یه خدمتکار بود

812
00:57:49,132 --> 00:57:51,426
خدمتکاری که اجازه داد معشوقه بشه

813
00:57:53,511 --> 00:57:55,555
اون وقتی خیلی کوچیک بودی مُرد

814
00:57:56,181 --> 00:57:58,933
بدون هیچ لقب، پول یا شرافتی

815
00:57:59,017 --> 00:58:00,351
و بدون هیچ شوهری

816
00:58:03,521 --> 00:58:06,149
اون هم سهمی از میراث لرد پن‌وود نداشت

817
00:58:12,572 --> 00:58:13,865
نگران نباش

818
00:58:15,366 --> 00:58:17,076
از این به بعد من مراقبت هستم

819
00:58:19,037 --> 00:58:23,458
بهت غذا و لباس می‌دم و سرپناهی برات فراهم می‌کنم

820
00:58:25,460 --> 00:58:27,003
باید به عنوان خدمتکار کار کنی

821
00:58:31,299 --> 00:58:33,426
ولی من دختر یه نجیب‌زاده‌ام

822
00:58:34,093 --> 00:58:36,012
تو یه فرزند نامشروعی

823
00:58:36,513 --> 00:58:39,307
خدمتکار شدن بهترین چیزیه که می‌تونی بهش امید داشته باشی

824
00:58:40,433 --> 00:58:42,101
این‌جوری دیگه کسی بهت توجه نمی‌کنه

825
00:58:43,019 --> 00:58:44,270
بهم اعتماد کن

826
00:58:45,271 --> 00:58:47,148
این‌طوری در امانی

827
00:58:50,401 --> 00:58:53,821
تا وقتی که به خودت اجازه ندی رؤیایی فراتر از جایگاهت داشته باشی

828
00:58:56,157 --> 00:58:57,158
مثل کاری که مادرت کرد

829
00:59:19,764 --> 00:59:20,848
حالت خوبه؟

830
00:59:22,183 --> 00:59:23,643
کجا داری میری؟

831
00:59:23,726 --> 00:59:25,478
می‌رم یه جای دور، قربان. باید یه کار دیگه پیدا کنم

832
00:59:25,562 --> 00:59:28,189
آخه وسط شب، اونم وسط این بیراهه؟

833
00:59:28,273 --> 00:59:31,568
بله قربان. نزدیک‌ترین شهر که بشه توش کار پیدا کرد چندین ساعت فاصله داره

834
00:59:31,651 --> 00:59:34,654
پس باید پیاده راه بیفتم. اما... بذار برسونمت

835
00:59:34,737 --> 00:59:37,115
من هیچ‌جا با شما نمیام آقای بریجرتون

836
00:59:37,198 --> 00:59:39,826
شما باعث شدید کارم رو از دست بدم، تنها چیزی که برای زنده موندن داشتم

837
00:59:39,909 --> 00:59:42,078
معلومه که بدون اون کار، وضعت بهتره

838
00:59:42,161 --> 00:59:44,205
والدین آقای کوندر فردا صبح برمی‌گردن

839
00:59:44,289 --> 00:59:45,915
فقط باید این شب رو به صبح می‌رسوندم

840
00:59:45,999 --> 00:59:47,875
اگه پدر و مادرش دوباره می‌رفتن چی؟

841
00:59:47,959 --> 00:59:49,961
می‌خواستی تمام مدت گوش‌به‌زنگ باشی؟

842
00:59:50,461 --> 00:59:51,588
این که زندگی نشد

843
00:59:51,671 --> 00:59:53,965
و شما فکر می‌کنید من اصلاً حق انتخاب دیگه‌ای دارم؟

844
00:59:54,924 --> 00:59:55,800
شب‌بخیر، قربان

845
00:59:57,260 --> 00:59:59,679
من برات توی لندن یه کار دیگه پیدا می‌کنم

846
01:00:00,847 --> 01:00:03,182
یه جای امن. قبلاً امتحانش کردم

847
01:00:03,266 --> 01:00:04,309
اوم

848
01:00:04,392 --> 01:00:05,518
من راه و روش‌های خودم رو دارم

849
01:00:06,978 --> 01:00:08,021
قول میدم

850
01:00:10,398 --> 01:00:12,150
خواهش می‌کنم. نمی‌تونی توی تاریکی پیاده بری

851
01:00:12,233 --> 01:00:13,443
خطرناکه

852
01:00:17,822 --> 01:00:20,199
بهت اطمینان می‌دم که دستم هم بهت نمی‌خوره

853
01:00:21,951 --> 01:00:24,704
برخلاف کوندر، من طوری تربیت شدم که به خدمتکارها احترام بذارم

854
01:00:24,787 --> 01:00:27,081
حتی بهت نگاه هم نمی‌کنم

855
01:00:39,510 --> 01:00:41,596
خواننده نجیب و عزیز

856
01:00:41,679 --> 01:00:44,891
به نظر می‌رسد پسر دوم محبوبِ این ستون

857
01:00:44,974 --> 01:00:47,810
این هفته با عجله راهی حومه شهر شده است

858
01:00:47,894 --> 01:00:51,731
ظاهراً برای به سرانجام رساندنِ جست‌وجو به دنبال بانوی مرموزش

859
01:00:54,442 --> 01:00:56,110
مطمئنی قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟

860
01:01:00,865 --> 01:01:02,283
چطور ممکنه قربان؟

861
01:01:03,910 --> 01:01:05,328
من فقط یه خدمتکارم

862
01:01:17,674 --> 01:01:22,345
قطعاً قلب‌های زیادی در سراسر میفر شکسته است

863
01:01:22,428 --> 01:01:25,807
این نویسنده امیدوار است که در این خلوت‌گزینی

864
01:01:25,890 --> 01:01:30,395
خوش‌گذرانِ قصه‌مان هرآنچه را که واقعاً به دنبالش است، بیابد

865
01:01:30,478 --> 01:01:33,773
فقط زمان همه چیز را مشخص می‌کند

866
01:01:34,773 --> 01:01:54,773
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
