WEBVTT

00:10.000 --> 00:20.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:33.742 --> 00:34.742
‫صبح بخیر

00:36.619 --> 00:37.704
‫چطور خوابیدی؟

00:42.125 --> 00:43.125
‫جسته گریخته

00:47.505 --> 00:49.299
‫دارم میرم عمارت بریجرتون واسه صبحونه

00:49.382 --> 00:50.884
‫ولی مادرم داره میاد

00:50.967 --> 00:52.927
‫تو و مادرت رو تنها می‌ذارم

00:53.011 --> 00:55.346
‫- نه، مجبور نیستی بری
‫- دلم می‌خواد برم

01:06.024 --> 01:08.610
‫خانم، توی اتاق نقاشی یه مهمون دارید

01:08.693 --> 01:10.570
‫براش چایی ببر

01:10.653 --> 01:11.653
‫هنوز آماده نیستم

01:12.000 --> 01:21.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:21.498 --> 01:22.791
‫صبح بخیر، مامان

01:24.501 --> 01:26.169
‫کرسیدا

01:26.252 --> 01:29.255
‫صبح بخیر. ایشالا که صبح خوبی داشتی؟

01:30.048 --> 01:31.257
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

01:31.341 --> 01:34.969
‫صرفاً اومدم دیدنِ بانو ویسلداون محترم

01:36.387 --> 01:38.264
‫من رازت رو می‌دونم

01:40.058 --> 01:42.143
‫هر چی که به خیالِ خودت می‌دونی،
‫اشتباه می‌کنی

01:42.227 --> 01:43.228
‫حالا ازت می‌خوام بری

01:43.311 --> 01:47.065
‫می‌دونی، حالا که دوباره به همه چی
‫فکر می‌کنم، کاملاً با عقل جور در میاد

01:47.649 --> 01:51.361
‫هیچکس اصلاً به تو شک نمی‌کنه
‫چون اصلاً به یاد موندنی نیستی

01:51.444 --> 01:53.404
‫قیافت خیلی دیدنی شده

01:53.488 --> 01:56.908
‫حیف که نمی‌تونم بمونم و ازش لذت ببرم،
‫چون دست و بالم بسته‌ست

01:56.991 --> 01:59.661
‫تا عمه‌ام بیاد و منو ببره به حومه شهر

02:01.371 --> 02:04.999
‫- داری از شهر میری؟
‫- آره. ولی نمیرم خونۀ عمه جوانام

02:05.834 --> 02:09.754
‫ببین، تو قراره دو برابر
‫پاداش ملکه رو بهم بدی

02:09.838 --> 02:12.006
‫تا زندگیم رو خارج از کشور ردیف کنم

02:12.090 --> 02:14.926
‫وگرنه هویت واقعی‌ت رو به همه میگم

02:15.718 --> 02:17.554
‫هیچکس حرفت رو باور نمی‌کنه، کرسیدا

02:18.096 --> 02:20.557
‫بیشتر از الانت نمی‌تونی بی‌اعتبار بشی

02:22.433 --> 02:23.560
‫دوشیزه کاوپر

02:23.643 --> 02:24.894
‫بانو فدرینگتون

02:25.436 --> 02:29.190
‫من و پنه‌لوپه داشتیم بحث می‌کردیم که
‫آیا بقیه حرفامو باور می‌کنن یا نه

02:31.192 --> 02:32.277
‫بذار ببینیم

02:35.155 --> 02:37.490
‫عشق دخترتون به کلماتِ
‫نوشته‌شده رو در نظر بگیرید

02:38.283 --> 02:40.660
‫و فکر کنید که چقدر راحت نبودش حس نمیشه

02:40.743 --> 02:43.663
‫باعث میشه مدت زیادی بتونه غیب بشه

02:44.330 --> 02:46.457
‫و فکر کنید که چطور همه‌ی کسایی که
‫دشمن تلقی می‌کنه

02:46.541 --> 02:48.710
‫توی نوشته‌هاش تحقیر میشن

02:50.170 --> 02:51.629
‫و بعدش از خودت بپرس

02:52.255 --> 02:55.049
‫چطوری اینقدر برات طول کشید که بفهمی

02:55.133 --> 02:58.469
‫اون بانو ویسلداون واقعیـه

02:59.804 --> 03:01.347
‫پول منو بهم میدی

03:01.431 --> 03:04.225
‫وگرنه حقیقت رو به کل جامعه میگم

03:08.730 --> 03:10.315
‫از صبح‌تون لذت ببرید، خانم‌ها

03:15.445 --> 03:16.446
‫پنه‌لوپه

03:26.080 --> 03:27.874
‫بگو که حقیقت نداره

03:28.750 --> 03:30.960
‫برای اولین بار کرسیدا دروغ نمیگه

03:35.465 --> 03:37.467
‫توی هر مراسمی،

03:37.550 --> 03:40.303
‫یه ساعت غیبت می‌زد

03:40.386 --> 03:43.556
‫فکر می‌کردم بعد از چند ساعت
‫آداب معاشرتت ته می‌کشه

03:43.640 --> 03:47.101
‫ولی حالا می‌فهمم...
‫عجب احمقی بودم

03:47.185 --> 03:48.019
‫مامان

03:48.102 --> 03:50.855
‫همه‌ی چیزای وحشتناکی که
‫راجع به خواهرهات نوشتی

03:50.939 --> 03:53.733
‫راجع من، راجع به خودت

03:54.943 --> 03:56.903
‫با تمام توانم جنگیدم

03:56.986 --> 03:59.155
‫تا بارها و بارها نذارم نابود بشیم

03:59.239 --> 04:00.990
‫اون‌وقت، زیر سقف خودم

04:01.074 --> 04:04.077
‫هم‌خون خودم تمام مدت داشته
‫بذر نابودی‌مون رو می‌کاشته

04:04.160 --> 04:06.079
‫چطور روت شد، پنه‌لوپه؟

04:09.374 --> 04:10.667
‫شوهرت خبر داره؟

04:12.418 --> 04:13.419
‫اوه...

04:15.004 --> 04:18.299
‫خب، اون نباید از این رسوایی خبردار بشه

04:18.383 --> 04:20.760
‫اینکه آقای متشخصی مثل بریجرتون بفهمه

04:20.843 --> 04:22.887
‫اعمالت باعث اخاذی شدن

04:23.888 --> 04:27.767
‫دلیل کافی واسه طلاق گیرش میاد، حتی
‫مقدس‌نماترین اسقف هم موافقت می‌کنه

04:27.850 --> 04:29.602
‫مامان، دیگه نمی‌خوام دروغ بگم

04:31.271 --> 04:32.438
‫باید به کالین بگم

04:33.856 --> 04:35.316
‫خب، من نمی‌ذارم

04:36.567 --> 04:39.237
‫ولی مشخصه حرفِ من تو گوشِت نمیره

04:40.863 --> 04:41.948
‫باید لباس بپوشم

04:55.420 --> 04:58.172
‫امروز خیلی بی‌دقت بازی می‌کنی، بانو دنبری

04:58.840 --> 05:00.883
‫بازی تا ابد ادامه نداره

05:02.051 --> 05:06.556
‫علیاحضرت نسبت به اتهامات اخیر
‫خیلی صریح بودن

05:06.639 --> 05:09.267
‫مونده بودم چطوری مطرحش کنم

05:09.350 --> 05:11.728
‫بدجور به بریجرتون‌ها علاقه داری

05:12.812 --> 05:15.565
‫ولی نه، اتهامی در کار نبود

05:15.648 --> 05:16.816
‫حقیقتـه

05:17.442 --> 05:20.570
‫الان بیشتر از قبل به پیدا کردنِ
‫بانو ویسلداون نزدیکم

05:28.244 --> 05:31.873
‫اون‌وقت موقعی که هویتش رو
‫پیدا کردید چیکار می‌کنید؟

05:33.499 --> 05:35.335
‫برنده میشم دیگه

05:35.418 --> 05:36.544
‫و بعدش؟

05:37.587 --> 05:40.048
‫بهش دستور می‌دید نوشتن رو متوقف کنه؟

05:40.715 --> 05:42.592
‫توی سیاه‌چال زندونیش می‌کنید؟

05:42.675 --> 05:44.969
‫به چی می‌خوای برسی، بانو دنبری؟

05:45.595 --> 05:47.972
‫اولش وقتی ویسلداون شروع به نوشتن کرد

05:49.098 --> 05:52.226
‫فکر می‌کردم یه شخص قدرتمند توی جامعه‌ست

05:52.310 --> 05:54.812
‫ولی توی نوشته‌های اخیرش،
‫معلوم شد

05:54.896 --> 06:00.568
‫اون آسیب‌پذیره و می‌خواد
‫یجورایی خودش رو پیدا کنه

06:01.361 --> 06:03.613
‫دقیق می‌دونی ویسلداون کیه؟

06:04.906 --> 06:08.201
‫واسه همین سعی داری
‫از بریجرتون‌ها محافظت کنی؟

06:11.371 --> 06:13.039
‫یه چیزایی دستگیرم شده، مگه نه؟

06:13.790 --> 06:15.625
‫من فقط میگم

06:15.708 --> 06:18.503
‫که شاید بانو ویسلدوان نمی‌خواد

06:18.586 --> 06:20.922
‫شما رو توی بازی خودتون شکست بده

06:21.005 --> 06:25.593
‫شاید صرفاً داره سعی می‌کنه
‫توی بازی بمونه

06:26.844 --> 06:28.554
‫به‌عنوان یه بازیکن آسیب‌پذیر

06:30.598 --> 06:34.644
‫حسی که شاید بتونید باهاش همدردی کنید

06:36.687 --> 06:38.022
‫شاید خیلی وقت پیش

06:47.824 --> 06:50.660
‫می‌تونستی کیش و ماتم کنی،
‫بانو دنبری

06:51.285 --> 06:52.829
‫می‌دونم

06:52.912 --> 06:56.207
‫ولی اون‌وقت بازی زود تموم میشد

06:56.833 --> 06:59.419
‫و این کجاش حال میده؟

07:06.342 --> 07:08.553
‫باید لباس‌های پاییزی‌مون رو حاضر کنیم

07:08.636 --> 07:11.305
‫واسه همین دیگه عطسه نمی‌کنی، آلبی؟

07:11.389 --> 07:13.141
‫همین هوای گرمی که داریم؟

07:13.224 --> 07:14.600
‫فصلی نیست

07:14.684 --> 07:18.938
‫این یه عطسۀ عصبیـه که با
‫سرخوشی ازدواج‌مون سرکوب شده

07:19.939 --> 07:24.444
‫همین الانش با سرما دست و پنجه نرم کردم.
‫حالا باید با این اداهای شما هم کنار بیام؟

07:24.527 --> 07:26.404
‫می‌خوای برگردیم خونه، عزیزم؟

07:26.487 --> 07:28.656
‫اگه بریم هم هیچکس متوجه نمیشه

07:28.739 --> 07:31.367
‫حالا که پنه‌لوپه با یه بریجرتون ازدواج کرده

07:31.451 --> 07:33.327
‫ما دیگه از مُد افتادیم

07:33.411 --> 07:37.457
‫وقتی شکم‌مون برجسته بشه،
‫جامعه هم از تلاش‌مون قدردانی می‌کنه

07:37.540 --> 07:41.169
‫تابحال یه خانم حامله
‫توی مراسمی دیدی، فیلیپا؟

07:41.252 --> 07:43.129
‫خب... نه

07:43.212 --> 07:47.425
‫چون وقتی زن‌ها حامله میشن،
‫انتظار میره که از جامعه کناره‌گیری کنن

07:48.134 --> 07:50.511
‫من یکی که نمی‌خوام با ناله و درد بیرون برم

07:50.595 --> 07:53.556
‫حاضرم هر کاری بکنم که
‫دچار این وضعیت نشی، عزیزم

07:54.765 --> 07:55.765
‫خوبه

07:56.142 --> 07:59.228
‫چون من و فیلیپا قراره
‫میزبان یه مراسم باشیم

07:59.312 --> 08:02.356
‫متمرکز روی رنگ بنفش

08:02.440 --> 08:03.566
‫و نارنجی!

08:03.649 --> 08:06.569
‫بلور و طلا هم هستن،

08:06.652 --> 08:07.904
‫و صدها گل

08:07.987 --> 08:09.655
‫تازه می‌تونیم حشرات هم بذاریم!

08:09.739 --> 08:13.075
‫چطوره راجع به بودجه‌اش صحبت کنیم؟

08:13.159 --> 08:15.953
‫البته. باید خیلی خیلی زیاد باشه

08:24.962 --> 08:26.672
‫مطمئنی درسته در معرض دید عموم باشیم؟

08:26.756 --> 08:29.967
‫ملکه از نامزدیت خبر داره.
‫دیگه مخفی کردنش فایده‌ای نداره.

08:30.051 --> 08:32.303
‫اون خیال می‌کنه یکی از ما ویسلدوانـه

08:32.386 --> 08:36.390
‫و من هم به‌عنوان مادر خانواده‌مون خوب
‫می‌دونم که هیچکس ویسلداون نیست

08:36.474 --> 08:39.602
‫بهترین کاری که می‌تونیم الان
‫بکنیم اینه که توی ملأ عام باشیم

08:39.685 --> 08:43.022
‫تا جامعه خیال نکنه
‫چیزی واسه مخفی کردن داریم

08:45.191 --> 08:47.735
‫شاید بی‌اعتنایی‌مون ملکه رو مجاب کنه که

08:47.818 --> 08:50.321
‫اتهاماتش بی‌جا هستن.
‫به امید خدا.

08:50.404 --> 08:52.615
‫حالا بخورید دیگه

08:56.410 --> 08:57.410
‫می‌بینید؟

08:59.121 --> 09:03.084
‫بیرونیم، مثل هر خانوادۀ دیگه‌ای

09:04.377 --> 09:07.547
‫بستنی می‌خوریم و
‫برای عروسی برنامه‌ریزی می‌کنیم

09:09.674 --> 09:11.425
‫عروسی که لغو نشده؟

09:11.509 --> 09:12.510
‫البته

09:12.593 --> 09:15.763
‫فقط من و جان قراره مجوز ویژه بگیریم

09:15.846 --> 09:18.891
‫تا بتونیم یه مراسم ساده و
‫کوچیک توی خونه بگیریم

09:19.433 --> 09:22.186
‫بعدش هم می‌ریم املاک خانوادگی جان

09:22.270 --> 09:24.981
‫تا از خشم آتی ملکه دوری کنیم

09:25.064 --> 09:27.775
‫آره گمونم این... عاقلانه باشه

09:28.401 --> 09:33.030
‫و گمونم املاک‌تون توی آکسفوردشر
‫راهش با ماشین بیشتر از یه روز نیست، نه؟

09:35.741 --> 09:40.913
‫راستش... می‌خوایم توی املاکِ اصلی جان

09:41.914 --> 09:43.457
‫مستقر بشیم

09:43.541 --> 09:44.542
‫توی اسکاتلند؟

09:46.127 --> 09:48.421
‫دقیقاً کجاست؟

09:48.504 --> 09:49.839
‫نزدیک مرزه؟

09:49.922 --> 09:51.632
‫نه. ارتفاعات اسکاتلند

09:52.341 --> 09:55.428
‫ولی از گلاسگو زیاد دور نیست

09:55.511 --> 09:57.847
‫کم ِکم دو هفته راهـه

09:57.930 --> 09:59.890
‫واسه همین از اقامت توی اونجا لذت می‌برم

10:00.474 --> 10:03.561
‫این فاصله یه حس آرامش واقعی ایجاد می‌کنه

10:04.103 --> 10:05.813
‫بی‌صبرانه منتظر سکوت و آرامشم

10:07.398 --> 10:08.399
‫اوه

10:25.374 --> 10:26.374
‫حالت چطوره؟

10:27.835 --> 10:29.670
‫دارم سعی می‌کنم به دیروز فکر نکنم

10:32.340 --> 10:35.843
‫گمونم مامان هیجان‌زده بود که ملکه افتخار داد
‫توی صبحونه‌ی عروسیت حضور پیدا کرد

10:39.972 --> 10:41.932
‫می‌دونی که مشکلی برای خانواده پیش نمیاد

10:45.061 --> 10:46.729
‫خودت به حرفت باور داری؟

10:46.812 --> 10:49.732
‫یه بار علیاحضرت به من تهمتِ ویسلداون بودن
‫زد و ازش از بیخ گوشم گذشت

10:50.900 --> 10:52.276
‫البته جای زخمش مونده

10:54.612 --> 10:56.906
‫نذار ازدواجت اون جای زخم باشه

10:56.989 --> 10:59.867
‫- نه
‫- خودت می‌دونی که بالأخره حلش می‌کنی...

10:59.950 --> 11:02.119
‫پنه‌لوپه. اینجا چیکار می‌کنی؟

11:02.203 --> 11:05.998
‫من... توقع نداشتم تا سر شب ببینمت

11:06.082 --> 11:08.417
‫اون می‌دونه، کالین.
‫لازم نیست عصبانیتت رو مخفی کنی.

11:08.501 --> 11:12.213
‫قطعاً نباید این مکالمه رو جلوی
‫دوشیزه بریجرتون داشته باشیم

11:12.296 --> 11:14.882
‫- اون هم همه چی رو می‌دونه
‫- عالیه

11:14.965 --> 11:17.968
‫خوشحالم که کل می‌فر قبل از
‫مادرت ماجرا رو می‌دونن

11:18.052 --> 11:19.929
‫اون‌وقت چرا همگی یهویی خبردار شدیم؟

11:20.012 --> 11:21.847
‫چون کریسدا رازم رو فهمید

11:21.931 --> 11:23.808
‫ده هزار پوند طلب کرده تا فاشش نکنه

11:23.891 --> 11:26.435
‫- جدی که نمیگی؟
‫- چطوری مچت رو گرفت؟

11:26.519 --> 11:29.188
‫- مطمئن نیستم
‫- چطورش مهم نیست

11:29.271 --> 11:31.565
‫اگه اون می‌دونه، نباید بذاریم فاشش کنه

11:31.649 --> 11:34.360
‫من ازت درخواست کمک ندارم.
‫فقط می‌خواستم باهات روراست باشم.

11:34.443 --> 11:35.903
‫اینکه ما چیکار می‌کنیم دستِ تو نیست

11:35.986 --> 11:38.489
‫اگه دوشیزه کاوپر این شایعه رو پخش کنه

11:38.572 --> 11:41.117
‫اسم بریجرتون و کل خانواده‌مون لکه‌دار میشه

11:41.200 --> 11:43.536
‫و من تحمل نمی‌کنم که کسی
‫از همسرم اخاذی کنه

11:43.619 --> 11:47.081
‫- خب، خیالم راحت شد
‫- نه، لطف داری کالین، ولی...

11:48.999 --> 11:50.000
‫من می‌تونم این پول رو بهش بدم

11:52.086 --> 11:53.796
‫این همه پول داری؟

11:53.879 --> 11:55.756
‫راستش رو بخوای یه مقدار هم بیشتر

11:57.633 --> 11:58.633
‫تمام این مدت؟

12:02.096 --> 12:04.223
‫به دوشیزه کاوپر یه پنی هم پول نمیدی

12:04.306 --> 12:07.351
‫- ولی کالین، این...
‫- پس چطوره شما پول رو بدید، آقای بریجرتون؟

12:07.435 --> 12:09.019
‫- نه، نباید این کار رو بکنه
‫- هیچکس پولی بهش نمیده

12:09.103 --> 12:11.663
‫- پس پیشنهاد میدی چیکار کنیم؟
‫- خواهش می‌کنم، اگه بذارید...

12:11.731 --> 12:15.276
‫من جلوی دوشیزه کاوپر دولا راست نمیشم.
‫فردا صداش می‌زنم بیاد.

12:15.359 --> 12:18.612
‫متقاعدش می‌کنم که این کار
‫برای همه دردسرسازه

12:18.696 --> 12:20.156
‫تنها راهمون همینـه

12:44.000 --> 12:51.000
‫تـرجمه از « محمدعلی sm و امیر ستارزاده »

12:54.732 --> 12:56.025
‫آقای بریجرتون

12:57.568 --> 12:58.694
‫بانو کاوپر

12:59.779 --> 13:01.939
‫امیدوار بودم چند لحظه
‫با دخترتون تنها صحبت کنم

13:03.532 --> 13:05.576
‫علی‌رغم حرفی که جامعه شاید بزنه،

13:05.659 --> 13:09.747
‫اگه خیال می‌کنید هنوز این خانواده
‫محترم نیست، بهم توهین می‌کنید

13:09.830 --> 13:11.457
‫مادر، تنهامون بذار

13:11.957 --> 13:13.793
‫دیگه مهم نیست

13:14.502 --> 13:15.502
‫لطفاً برو

13:19.799 --> 13:21.509
‫پنج دقیقه بهتون وقت میدم

13:27.389 --> 13:30.684
‫گمونم مادرت خبر نداره که داری
‫از همسرم اخاذی می‌کنی؟

13:30.768 --> 13:33.479
‫دیگه جز خودم به کسی اعتماد ندارم

13:34.438 --> 13:35.940
‫لابد حس تنهایی شدیدی داری

13:37.274 --> 13:40.236
‫من خوب می‌دونم واقعاً تنها بودن چه حسی داره

13:40.945 --> 13:42.363
‫وقتی میرم سفر

13:42.446 --> 13:43.781
‫آقای بریجرتون بیچاره

13:44.406 --> 13:47.827
‫توی قاره سفر می‌کنی،
‫مناظر زیبای دنیا رو می‌بینی،

13:47.910 --> 13:49.328
‫طوری که فقط یه مرد می‌تونه

13:49.411 --> 13:51.622
‫شبیه الوئیز حرف می‌زنی

13:52.623 --> 13:55.251
‫حق با توئـه.
‫سفر کردن یه امتیازه.

13:56.418 --> 13:57.962
‫ولی همین سال پیش

13:58.045 --> 14:01.048
‫دل تو دلم نبود که سراغی از خونه بگیرم

14:02.132 --> 14:03.884
‫راستش، از پنه‌لوپه

14:04.385 --> 14:06.053
‫ولی بهم جواب نداد

14:07.179 --> 14:09.473
‫یا کلاً هیچکس

14:10.850 --> 14:13.686
‫حسم این بود که همه
‫مشغول زندگی‌شون هستن

14:13.769 --> 14:15.604
‫بدون اینکه نیازی به من داشته باشن

14:16.188 --> 14:18.983
‫پس سعی کردم این وضعیت رو جبران کنم

14:20.067 --> 14:22.945
‫و مردی بی‌نیاز باشم

14:24.655 --> 14:27.283
‫مسیری نیست که توصیه‌اش کنم

14:27.366 --> 14:30.244
‫آقای بریجرتون، من گیج شدم

14:30.327 --> 14:33.455
‫انگار اومدید که باهاتون همدردی کنم

14:33.539 --> 14:36.125
‫ولی اونی که قراره پول بگیره منم

14:36.208 --> 14:37.918
‫واسه همدردیت نیومدم

14:38.752 --> 14:40.963
‫واسه رحم و بخششت اومدم

14:41.964 --> 14:43.382
‫پنه‌لوپه آدم بدی نیست

14:45.885 --> 14:47.011
‫باور کن

14:47.094 --> 14:50.180
‫درک می‌کنم که چرا شاید
‫از ویسلداون بدت بیاد

14:50.264 --> 14:53.142
‫کلماتش تیز و بُرنده هستن

14:53.225 --> 14:57.980
‫با این‌حال، مخاطبانش حاضرن هر هفته پول بدن
‫تا نوشته‌هاش رو راجع به خودشون بخونن

14:58.063 --> 15:00.900
‫انگار شما از ویسلداون بدتون نمیاد

15:00.983 --> 15:02.985
‫انگار بهش حسودی می‌کنی

15:03.819 --> 15:04.819
‫نه، نمی‌کنم

15:06.530 --> 15:10.910
‫منظورم اینه، ویسلداون و
‫پنه‌لوپه از هم جدا هستن

15:11.577 --> 15:15.205
‫پنه‌لوپه نوعی از تنهایی رو تجربه کرده که
‫قطعاً هیچ‌کدوم‌مون نمی‌تونیم درکش کنیم

15:16.498 --> 15:21.045
‫تصور کن طوری نادیده‌ات بگیرن که
‫حس کنی نامرئی هستی

15:22.713 --> 15:25.257
‫عذر موجهی برای کاری که کرده نیست

15:25.341 --> 15:27.927
‫ولی شاید قابل درک باشه که گاهی

15:28.010 --> 15:30.930
‫نوشته‌هاش بازتاب ظلم و ستم اطرافش هستن

15:31.013 --> 15:33.515
‫ظلمی که گمونم تو هم حسش کردی

15:35.225 --> 15:38.020
‫می‌دونم که پنه‌لوپه بابت نوشته‌هاش
‫راجع به مشکلاتِ تو پشیمونـه

15:38.729 --> 15:41.607
‫و توی نوشته‌ی آخرش
‫به تو هجمه‌ای وارد نکرده

15:41.690 --> 15:44.944
‫پس اگه حتی پنه‌لوپه دلش برات سوخته

15:45.027 --> 15:47.613
‫به نظرت جامعه هم تو رو نمی‌بخشه؟

15:48.697 --> 15:52.868
‫و مطمئنم زمان که بگذره پدرت
‫با آغوش باز توی لندن پذیرای توئـه

15:53.535 --> 15:55.287
‫عشق خانوادگی ابدیـه

16:00.000 --> 16:02.002
‫این فرق بین تو و منـه

16:04.296 --> 16:08.133
‫تو همیشه اطمینان داری که
‫خانواده‌ات پشتت هستن

16:09.885 --> 16:11.804
‫ما مثل هم نیستیم، آقای بریجرتون

16:12.763 --> 16:13.931
‫و هیچ‌وقت هم نخواهیم بود

16:14.014 --> 16:15.182
‫دوشیزه کاوپر

16:15.933 --> 16:16.933
‫دوشیزه کاوپر

16:19.061 --> 16:20.145
‫دوشیزه کاوپر!

16:20.229 --> 16:22.523
‫اگه بگیم دروغ میگی
‫کسی حرفت رو باور نمی‌کنه

16:22.606 --> 16:23.524
‫مدرکی نداری

16:23.607 --> 16:26.902
‫یه شاگرد چاپ‌خونه هست که حاضره
‫حقیقت رو تأیید کنه

16:26.986 --> 16:29.613
‫فقط دلش می‌خواد بانو ویسلدوان واقعی رو
‫از نزدیک ببینه

16:30.906 --> 16:33.367
‫تا قبل از مراسم دنکورث-فینچ
‫وقت دارید پولم رو بدید،

16:33.951 --> 16:36.495
‫وگرنه صبح فرداش، به همه میگم

16:37.162 --> 16:41.083
‫اتفاقاً، از اونجا که در آینده
‫قراره پشت و پناهی نداشته باشم،

16:41.166 --> 16:43.377
‫شاید مبلغ کافی ازتون درخواست نکردم

16:46.505 --> 16:49.967
‫فقط یه مقدار بودجه‌ی اضافی
‫واسه مراسم این فصل

16:50.050 --> 16:52.761
‫موجودات کوچیک با کلی پا

16:52.845 --> 16:56.640
‫قطعاً بهمون مدیونی، چون واسه عروسی
‫پنه‌لوپه بیشتر از عروسی ما خرج کردی

16:56.724 --> 16:59.476
‫چون شوهر جفت‌تون بی‌نام و نشون بود

16:59.560 --> 17:02.187
‫در حالی که پنه‌لوپه با یه بریجرتون
‫خیلی ثروتمند ازدواج کرد

17:02.271 --> 17:05.399
‫که حتماً موقع پیری عصای دستت میشه

17:05.482 --> 17:07.585
‫الان چه نیازی داری که
‫پولات رو پس‌انداز کنی؟

17:07.609 --> 17:08.861
‫بذار بیایم داخل

17:08.944 --> 17:12.364
‫الان موقع مناسبی نیست.
‫منتظر یه مهمون هستم.

17:12.448 --> 17:13.699
‫کی؟

17:15.617 --> 17:17.411
‫نترسید، خانم‌ها

17:17.911 --> 17:19.455
‫از بین همه‌ی خدمتکاران توی لندن،

17:19.538 --> 17:22.666
‫من کم و بیش از همه‌شون
‫باتجربه‌تر هستم

17:30.090 --> 17:33.469
‫اقلاً خواهرام خوشحال میشن که
‫اقداماتم ویرانی به بار آوردن

17:33.552 --> 17:36.889
‫چطوره مثبت فکر کنیم و
‫توقع‌مون رو ببریم بالاتر؟

17:37.473 --> 17:39.600
‫کالین وقتی بخواد، خیلی خوب
‫آدما رو متقاعد می‌کنه

17:39.683 --> 17:41.226
‫من نگرانِ اون نیستم

17:41.310 --> 17:44.897
‫کرسیدا هم گاهی منطقی رفتار می‌کنه.
‫ایشالا که امروز هم اینطور باشه.

17:47.524 --> 17:48.817
‫واقعاً ازش خوشت می‌اومد؟

17:49.568 --> 17:51.528
‫یا باهاش دوست شدی
‫تا منو تنبیه کنی؟

17:51.612 --> 17:53.739
‫من اینقدر عقده‌ای نیستم

17:54.323 --> 17:56.533
‫واقعاً اولاش ازش خوشم می‌اومد

17:58.660 --> 18:01.705
‫ولی شاید موقع شروع دوستی‌مون

18:01.789 --> 18:04.374
‫یه کوچولو دلم براش سوخته باشه

18:07.836 --> 18:09.213
‫بگو ببینم چی می‌خونی

18:16.178 --> 18:17.846
‫متأسفانه موفق نشدم

18:18.472 --> 18:21.600
‫و حالا دو برابرش رو می‌خواد

18:22.184 --> 18:23.352
‫بیست هزار پوند

18:23.435 --> 18:25.479
‫- عقلش رو از دست داده
‫- من همچین پولی ندارم

18:25.562 --> 18:28.273
‫بازم هست. ازت می‌خواد
‫از مقاله‌ات استفاده کنی

18:28.357 --> 18:29.942
‫تا شهرت و اعتبارش رو بهش برگردونی

18:32.528 --> 18:33.779
‫باید عذرخواهی کنم. من...

18:34.988 --> 18:37.407
‫انگار همه چی رو بدتر کردم

18:37.491 --> 18:38.826
‫کلاً تقصیر منـه

18:38.909 --> 18:40.369
‫حالا چیکار کنیم؟

18:40.452 --> 18:43.413
‫شاید حق با پنه‌لوپه بوده.
‫بهتر بود فقط پول رو بهش می‌دادیم.

18:44.289 --> 18:45.332
‫من پول کافی دارم

18:45.415 --> 18:49.461
‫باید از بندیکت بخوام اجازه‌ی
‫همچین خرج بزرگی رو بده

18:49.545 --> 18:51.630
‫هویت پنه‌لوپه رو به برادرت میگی؟

18:51.713 --> 18:55.342
‫نه. باید یه دروغی از خودم سر هم کنم

18:56.135 --> 18:57.928
‫هویتش رو مخفی نگه می‌داریم

18:59.471 --> 19:00.471
‫خب

19:01.598 --> 19:04.184
‫مطمئنم دخترکِ کاوپر فقط می‌خواد

19:04.268 --> 19:07.729
‫دو سه کلمه از ظاهر و جذابیتش تعریف کنی

19:07.813 --> 19:09.398
‫نتیجه‌ی خوش‌حال‌کننده‌ای نیست

19:10.232 --> 19:12.943
‫گمونم نباید بیشتر از این
‫از کرسیدا انتظار می‌داشتم

19:13.902 --> 19:15.279
‫خیلی ممنونم

19:16.196 --> 19:17.322
‫بابت همۀ توصیه‌هاتون

19:55.694 --> 19:59.656
‫انگار ملکه می‌خواد بیخیال تحقیقاتش بشه؟

20:00.157 --> 20:03.035
‫امیدوارم به زودی
‫یه حواس‌پرتی جدید پیدا کنه

20:03.118 --> 20:04.494
‫که حرف از حواس‌پرتی شد،

20:05.662 --> 20:07.247
‫- اوهوم
‫- اوهوم

20:11.793 --> 20:13.629
‫خیلی سنگینـه

20:13.712 --> 20:16.048
‫فقط اسکاتلندی‌ها می‌تونن
‫همچین نوشیدنی‌ای رو بخورن

20:16.673 --> 20:19.718
‫واسه مقابله با سرمای
‫استخون‌سوز اونجا، لازمـه

20:19.801 --> 20:23.013
‫بیشتر از این منو نترسون، آگاتا

20:23.513 --> 20:25.140
‫من بودم نگران نمی‌شدم

20:25.641 --> 20:28.894
‫انگار فرانچسکا شجاعت درونیش رو پیدا کرده

20:28.977 --> 20:31.021
‫آره، همینطوره

20:31.521 --> 20:35.025
‫و حالا داره ازش استفاده می‌کنه که
‫تا جای ممکن از مادرش دور بشه

20:35.525 --> 20:39.738
‫سال‌ها پیش توی سفرم
‫به اسکاتلند این رو خریدم

20:40.405 --> 20:43.825
‫اولش به کامم خیلی تلخ بود

20:44.451 --> 20:47.454
‫ولی به مرور زمان، آدم خوشش میاد

20:47.537 --> 20:49.665
‫هنوزم تلخـه

20:52.417 --> 20:55.337
‫در نبود فرانچسکا، روی حمایت من حساب کن

20:57.297 --> 20:58.924
‫همینطور حمایتِ برادرم،

21:00.133 --> 21:01.133
‫اگه بخوای

21:01.176 --> 21:03.595
‫لازم نیست در این باره بحث کنیم

21:03.679 --> 21:05.264
‫ولی شاید بهتر باشه بحث کنیم؟

21:08.976 --> 21:11.937
‫لرد اندرسون یه جنتلمن نمونه‌ بوده

21:13.605 --> 21:17.025
‫و اگه رضایت داشته باشی...

21:17.109 --> 21:20.654
‫قطعاً رضایت من در این مورد شرط نیست

21:21.154 --> 21:22.447
‫هر دوتون بالغ هستید

21:23.323 --> 21:24.741
‫هر کاری دل‌تون بخواد می‌تونید بکنید

21:30.163 --> 21:34.835
‫هر چی نباشه، من هم ازت رخصت نگرفتم

21:40.173 --> 21:42.259
‫الان یهویی راحت از گلو پایین میره

21:45.512 --> 21:47.347
‫می‌دونی

21:49.766 --> 21:50.766
‫آره؟

21:52.019 --> 21:54.021
‫می‌دونم پدرم آدم خوبی بود

21:55.480 --> 21:57.649
‫و تو دوست خیلی خوبی بودی

21:59.776 --> 22:01.611
‫و فقط دونستن همین برام کافیـه

22:07.868 --> 22:09.578
‫و برادرم هم آدم خوبیـه

22:11.163 --> 22:12.748
‫و تو هم دوست خوبی هستی

22:14.291 --> 22:16.418
‫و من هم برام دونستنِ همین کافیه

22:18.962 --> 22:21.048
‫ولی اگه بین‌تون دعوا درست کرد

22:21.131 --> 22:22.966
‫طرف تو رو می‌گیرم

22:23.050 --> 22:25.177
‫سر حماقتِ اون، تو رو از دست نمیدم

22:25.260 --> 22:27.846
‫این کار از هیچ مردی بر نمیاد

22:37.522 --> 22:39.441
‫می‌تونید تصورش رو بکنید که
‫سه تایی توی مراسم باشیم؟

22:39.941 --> 22:43.570
‫چطوری به بانوی بیوه‌ی چلتنهام توضیح بدیم؟

22:44.237 --> 22:46.365
‫باید حرفمون رو یکی کنیم

22:46.448 --> 22:48.325
‫تو که عمراً بیای مراسم

22:48.408 --> 22:49.408
‫درسته

22:57.000 --> 22:59.086
‫چطوری رویدادهای اجتماعی رو تحمل می‌کنید؟

23:03.340 --> 23:05.801
‫گمونم کلی عشق واسه بخشیدن دارم

23:06.718 --> 23:08.512
‫بدم هم نمیاد یه گپ و گفتی داشته باشم

23:10.722 --> 23:12.307
‫همینطور یه مهمونی درست‌حسابی

23:14.601 --> 23:19.606
‫مخصوصاً یه جمع سه نفره

24:00.105 --> 24:01.105
‫شب بخیر، قربان

24:28.049 --> 24:30.260
‫فقط یه پتو واسه مبل می‌خوام

24:32.637 --> 24:33.637
‫البته

25:00.415 --> 25:03.126
‫قبل از عروسی خواهرت
‫یه چایی با مادرم می‌خورم

25:03.710 --> 25:06.150
‫فکر کردم با یه کالسکه نریم، راحت‌ترید

25:37.000 --> 25:39.000
‫«آقای بریجرتون»

25:39.001 --> 25:41.001
‫«کالین بریجرتون، فرانسه، پاریس»

25:44.302 --> 25:46.002
‫«کالین بریجرتون، فرانسه، مارسی»

25:52.003 --> 25:55.003
‫«با عشق، پنه‌لوپه»

26:08.400 --> 26:09.484
‫خانم

26:09.568 --> 26:10.860
‫پنه‌لوپه اینجاست؟

26:10.944 --> 26:13.029
‫دیگه بیشتر از این نمی‌تونم معطلش کنم، خانم

26:13.613 --> 26:16.408
‫اون وکیل، اینجاست

26:22.872 --> 26:25.250
‫راهنماییش کن داخل

26:27.294 --> 26:28.378
‫اوه

26:33.258 --> 26:36.845
‫- بانو فدرینگتون. والتر د...
‫- والتر داندسِ وکیل. یادمـه

26:37.679 --> 26:40.932
‫حس می‌کنم اومدید ازدواج
‫دخترم رو با یکی از

26:41.016 --> 26:42.976
‫معتبرترین و محترم‌ترین

26:43.059 --> 26:45.520
‫خانواده‌های اشرافی تبریک بگید

26:45.604 --> 26:49.190
‫متأسفانه، نه، بابت امر خیر و شاد نیومدم

26:49.274 --> 26:52.200
‫هرچند، شنیدم رهایی از فریب و حیله

26:52.201 --> 26:54.029
‫مایه‌ی تسلی و آرامش خاطره

26:54.738 --> 26:56.615
‫امیدوارم مدرک محکمی واسه

26:56.698 --> 26:59.659
‫تمام اتهاماتی که گویا
‫می‌خواید وارد کنید داشته باشید

26:59.743 --> 27:03.788
‫مدرکی که دنبالش بودم، نه،
‫ولی همۀ مدارکی که لازم دارم هستن

27:06.249 --> 27:10.045
‫پولی که از عمه‌تون پتونیا بهتون ارث رسیده

27:11.254 --> 27:13.882
‫برام عجیب بود دقیقاً
‫همون موقع که جک فدرینگتون

27:13.965 --> 27:16.968
‫با اموالت فرار کرد،
‫همچین ثروتی نصیبت شد

27:17.552 --> 27:22.057
‫و اتفاقاً، گویا همسایه‌های عمه پتونیا
‫توی کورن‌وال باهام موافق هستن

27:22.140 --> 27:25.518
‫اینطور که شنیدم، اون مدام در فقر بوده

27:26.269 --> 27:29.022
‫از کجا معلوم خوب پس‌انداز نمی‌کرده

27:29.814 --> 27:33.526
‫صرفه‌جویانه زندگی کرده
‫تا شاید یه روز بقیه نفع ببرن؟

27:33.610 --> 27:34.861
‫طلبکارهاش موافق نیستن

27:35.904 --> 27:37.322
‫اوه، بانو فدرینگتون

27:38.740 --> 27:39.866
‫می‌دونم ثروت شما

27:39.949 --> 27:42.952
‫از فعالیت‌های مُجرمانه‌ی جک فدرینگتون اومده

27:44.162 --> 27:46.581
‫و به نظرم سلطنت موافقـه که

27:46.665 --> 27:50.210
‫عنوان فدرینگتون باید به یه خانواده‌ی

27:50.293 --> 27:51.920
‫شریف‌تر منتقل بشه

27:52.962 --> 27:56.383
‫باید این هفته کشفیاتم رو
‫به مقامات سلطنتی ارائه بدم

27:58.176 --> 27:59.176
‫روز بخیر

28:00.095 --> 28:01.096
‫آه

28:05.809 --> 28:07.018
‫پنه‌لوپه

28:08.061 --> 28:09.062
‫حقیقت داره؟

28:10.605 --> 28:14.109
‫پولِ تو همون پولیـه که پسرعمو جک
‫از اشرافی‌ها دزدیده؟

28:14.192 --> 28:17.112
‫ما بیشتر از اونا به اون پول نیاز داشتیم

28:17.195 --> 28:18.405
‫تو ازشون دزدیدی!

28:18.488 --> 28:20.699
‫و تو تحقیرشون کردی

28:20.782 --> 28:23.326
‫- تو شأن و وقارشون رو دزدیدی
‫- نه...

28:23.410 --> 28:25.662
‫کاری که من و تو کردیم فرقی نداره

28:25.745 --> 28:27.580
‫کاری که تو کردی جُرمـه!

28:27.664 --> 28:31.167
‫کاری رو که واسه محافظت
‫از این خانواده لازم بود انجام دادم

28:31.251 --> 28:33.336
‫تو با مقاله‌هات از کی محافظت می‌کردی؟

28:33.420 --> 28:35.296
‫- خودم!
‫- عه؟ از کی؟

28:40.427 --> 28:41.427
‫که اینطور

28:49.018 --> 28:50.520
‫می‌دونی...

28:51.229 --> 28:53.732
‫پدر مادر بودن اصلاً آسون نیست

28:54.399 --> 28:57.152
‫چطور باید چندتا دختر
‫بزرگ می‌کردم وقتی کل عمرم،

28:57.235 --> 29:00.655
‫بهم یاد داده بودن که تمام قدرت
‫از مردها نشأت می‌گیره؟

29:02.240 --> 29:06.119
‫کاری که کردی، کاملاً تنهایی انجامش دادی

29:08.329 --> 29:12.500
‫حتی اگه از چیزهایی که طی
‫این سال‌ها نوشتی خوشم نیاد

29:13.334 --> 29:16.796
‫خیلی پشیمونم که این همه مدت
‫تو رو نادیده گرفتم

29:18.757 --> 29:22.302
‫من و تو هر دو،
‫با فرصت‌هایی که جامعه...

29:22.802 --> 29:27.140
‫در اختیارمون قرار داد
‫بهترین کار رو انجام دادیم

29:31.102 --> 29:33.062
‫باشه

29:33.646 --> 29:37.650
‫شاید راه‌های دیگه‌ای بود.
‫ولی اون موقع...نتونستم ببینم

29:41.362 --> 29:43.323
‫بانو ویسلداون راجع به

29:43.406 --> 29:47.243
‫رسوایی‌مون چی می‌نویسه
‫وقتی من بدنام بشم؟

29:57.170 --> 30:00.215
‫هر چی که من بخوام می‌نویسه

30:03.760 --> 30:05.053
‫این قدرت بزرگیـه

30:07.055 --> 30:09.432
‫عجب چیزی برای خودت ساختی

30:11.476 --> 30:12.476
‫ممنون

30:14.771 --> 30:17.482
‫شاید بیشتر از چیزی که بخوام اعتراف کنم
‫به هم شبیه هستیم.

30:20.777 --> 30:22.362
‫اگه از این مصیبت جون سالم به در بردیم...

30:25.573 --> 30:27.866
‫باید رفتارمون رو اصلاح کنیم

30:43.424 --> 30:45.468
‫وای، عزیزم

30:46.261 --> 30:48.263
‫مامان

30:48.346 --> 30:52.976
‫قراره به اسکاتلند شکوه و زیبایی ببخشی

30:54.018 --> 30:56.855
‫- از رفتنم ناراحتی؟
‫- نه، البته که نیستم

30:56.938 --> 31:00.441
‫من... فقط... توقع نداشتم
‫به این زودی‌ها سر و سامون بگیری

31:01.359 --> 31:03.778
‫- انتونی و کیت رفتن هند
‫- آره

31:04.445 --> 31:06.823
‫ولی همین الانشم تو
‫مدت زیادی ازمون دور بودی

31:06.906 --> 31:08.658
‫توی باث با عمه‌ات

31:08.741 --> 31:11.536
‫یا تنهایی موقعی که خونه‌ای

31:12.412 --> 31:14.581
‫و حالا می‌ترسم واسه همیشه از دستت بدم

31:15.540 --> 31:18.376
‫مامان، برعکس

31:21.671 --> 31:24.257
‫توی این خونه گاهی حتی

31:24.340 --> 31:27.302
‫شنیدن صدای خودم بین سر و صداها سختـه

31:27.969 --> 31:29.095
‫در حالی که با جان،

31:29.929 --> 31:32.307
‫بیشتر و بیشتر صدای خودم رو می‌شنوم

31:34.100 --> 31:38.600
‫بزرگ‌ترین آرزوم اینه که
‫سکوت و زیبایی اسکاتلند

31:38.600 --> 31:40.520
‫باعث بشه بتونم خودم رو بهتر بشناسم

31:40.520 --> 31:42.900
‫تا شماها هم بتونین
‫من رو بهتر بشناسین

31:42.900 --> 31:45.320
‫چون من فقط می‌خوام
‫که بهتون نزدیک‌تر باشم

31:45.320 --> 31:49.020
‫اون‌وقت این سکوت و زیبایی رو
‫نمیشد تو آکسفوردشر پیدا کنی؟

31:49.020 --> 31:51.740
‫وسوسه میشم که مرتباً‌ بیام خونه

31:51.810 --> 31:53.320
‫اما برمی‌گردی دیگه؟

31:53.320 --> 31:55.320
‫معلومه

31:57.990 --> 31:59.870
‫دختر شجاع و باهوشـم

32:02.330 --> 32:04.960
‫بار اولی که با پدرت آشنا شدم...

32:06.790 --> 32:09.630
‫حتی نمی‌تونستم خودم رو معرفی کنم.
‫واقعاً‌ مجذوبـش شده بودم.

32:09.630 --> 32:12.300
‫- هرچی می‌خواستم بگم، زبونم بند میومد...
‫- مامان...

32:12.300 --> 32:14.430
‫فکر می‌کردم دیگه باهاش کنار اومدیم.
‫جان...

32:14.430 --> 32:18.310
‫...مرد خوب
‫و انتخاب خوبیـه

32:20.730 --> 32:23.770
‫می‌خواستم بگم که
‫تا مدت زیادی

32:24.440 --> 32:28.480
‫فکر می‌کردم عشق برای همه همینطوریـه

32:29.150 --> 32:31.950
‫غافلگیرکننده، پرزور، ‫سریع

32:33.660 --> 32:35.950
‫اما تو بهم نشون دادی
‫که راه دیگه‌ای هم هست

32:35.950 --> 32:40.040
‫زیبایی...
‫توی آهسته رشد کردنـه

32:42.040 --> 32:45.700
‫تو همین الانش هم
‫نسبت به سنـت، عاقل‌تری

32:49.380 --> 32:52.090
‫به‌نظرم توی اسکاتلند کُلی چیز یاد می‌گیری

33:06.940 --> 33:09.980
‫من شما را به‌عنوان همسر قانونی‌ام می‌پذیرم

33:09.980 --> 33:13.540
‫تا از اکنون شما را در کنار خود داشته باشم،

33:13.540 --> 33:17.310
‫در ثروت و فقر،
‫در خوشی و ناخوشی،

33:17.820 --> 33:19.980
‫تا زمانی که مرگ از هم جدای‌مان کند

33:24.710 --> 33:27.460
‫من شما را به‌عنوان همسر قانونی‌ام می‌پذیرم

33:27.460 --> 33:30.210
‫تا از اکنون شما را در کنار خود داشته باشم،

33:30.210 --> 33:33.760
‫در ثروت و فقر،
‫در خوشی و ناخوشی،

33:34.470 --> 33:36.450
‫تا زمانی که مرگ از هم جدای‌مان کند

33:37.970 --> 33:42.600
‫باشد که تا آخرین نفس‌های‌تان، در سایه‌ی
‫ این پیوند مقدس، کنار یکدیگر زندگی کنید

33:43.000 --> 33:45.380
‫آمین

34:03.120 --> 34:05.000
‫وای عزیزم

34:05.320 --> 34:06.270
‫تبریک میگم

34:10.380 --> 34:12.960
‫- واسه عروسیـم لحظه‌شماری می‌کنم
‫- خوش گذشت؟

34:14.340 --> 34:17.180
‫من زیادی تحت‌تاثیر سخنرانی احساسیِ
‫ وزیر قرار گرفتم

34:17.180 --> 34:20.260
‫یا لرد اندرسون مجذوب مادر شده؟

34:20.260 --> 34:23.660
‫انگار خیلی خوشحالـن. اگه اینطور باشه،
‫ ما کی باشیم که قضاوت کنیم؟

34:23.660 --> 34:24.810
‫بهش می‌خوره مرد خوبی باشه

34:24.810 --> 34:27.480
‫که خیلی هم خوش‌شانسـه
‫که آنتونی از شهر رفته

34:27.740 --> 34:30.140
‫باید قدردان لـرد آندرسون باشی

34:30.140 --> 34:33.570
‫حالا که من ازدواج کردم،
‫ممکنه توجه مادر دوباره به تو برگرده

34:33.570 --> 34:35.400
‫مگه این که حواسـش پرت بشه

34:36.690 --> 34:40.960
‫می‌بخشید. ‫حس می‌کنم باید
یه سلامی به خانم موندریچ بکنم

34:42.830 --> 34:44.080
‫سلام

34:44.080 --> 34:45.580
‫مراسم زیبایی بود

34:45.580 --> 34:47.000
‫باهاتون هم‌نظرم

34:47.540 --> 34:50.100
‫البته به پای زیبایی میزبانانـش نمی‌رسید

34:50.280 --> 34:51.460
‫لطف دارین

34:51.460 --> 34:52.920
‫صادقانه میگم

34:54.750 --> 34:59.220
‫و صادقانه کنجکاوم که بدونم
‫شایسته‌ی این هستم که...

35:00.970 --> 35:03.930
‫توی مراسم رقص بعدی
‫همراه‌تون برقصـم؟

35:04.970 --> 35:09.420
‫ام...
‫مراسمِ دنکورث‌فینچ؟

35:09.420 --> 35:11.900
‫خب..
‫من...

35:11.900 --> 35:13.480
‫بله

35:14.460 --> 35:15.180
‫اینطوری...

35:15.180 --> 35:17.080
‫واقعاً عالی میشه

35:17.440 --> 35:18.280
‫خوبه

35:19.320 --> 35:20.820
‫خیلی خوبه

35:24.030 --> 35:26.940
‫با اجازه‌تون می‌خواستم کمی صحبت کنم

35:28.750 --> 35:30.160
‫به سلامتی همسر زیبام،

35:31.120 --> 35:34.000
‫نمی‌تونم عشقی که بهش دارم رو
توصیف کنم

35:34.000 --> 35:36.300
‫که مطمئنم بابت این اتفاق ‫خوشحالی

35:36.300 --> 35:40.010
‫چون می‌دونم که بدت میاد طولانی‌مدت
توی مرکز توجهات باشی

35:40.010 --> 35:44.850
‫بنابراین به‌جاش حرفایی رو از ته دلـم
‫خطاب به خونواده‌ـت می‌زنم

35:44.850 --> 35:46.350
‫خصوصاً مادرت

35:47.010 --> 35:51.810
‫بانو بریجرتون، ‫انعکاس روراست بودن‌تون
رو در بندیکت می‌بینم،

35:52.040 --> 35:53.980
‫مسحور‌کنندگی‌تون رو در کالین،

35:53.980 --> 35:56.020
‫حکیمانه بودن‌تون رو در الوئیز،

35:56.610 --> 36:00.020
‫و روشنگری‌تون رو که در گرگوری
و هیاسنث نهادینه کردین

36:00.650 --> 36:03.870
‫در این لحظه که
،قدردان همسر جدیدم هستم

36:03.870 --> 36:08.200
‫به همون اندازه هم قدردانِ
‫ زن فوق‌العاده‌ای هستم که اون رو بزرگ کرده

36:09.000 --> 36:09.870
‫مامان

36:09.870 --> 36:11.160
‫ازتون مچکرم

36:12.040 --> 36:14.630
‫از همه‌تون،
‫از صمیم قلب مچکرم

36:17.000 --> 36:17.920
‫عزیزم

36:18.900 --> 36:19.550
‫به‌سلامتی

36:19.550 --> 36:22.630
‫من رو ببخشید.
‫اصلاً‌ نمی‌خواستم اشک‌تون رو در بیارم.

36:22.630 --> 36:25.470
‫هیاسنث تموم این مدت
‫داشت گریه می‌کرد

36:25.840 --> 36:28.260
‫مگه همه مثل تو بی‌احساسـن؟

36:28.810 --> 36:30.890
‫مامان،
‫میشه لطفاً دونفره پیانو بزنیم؟

36:30.890 --> 36:34.520
‫الان بزنیم؟
‫من که... متاسفانه اصلاً تمرین نکردم

36:34.520 --> 36:38.300
‫یادمه آخرین باری که نزدیک بود اشکـت رو
‫ در بیارم، دفعه‌ی اولی بود که پیانو زدم

36:38.300 --> 36:41.800
‫فقط اون نبود. من هم داشتم‌ به‌خاطر اون
‫ آکوردهای وحشتناکـت، تو اتاقم زار می‌زدم.

36:41.800 --> 36:42.950
‫ها ها

36:42.950 --> 36:45.780
‫خداروشکر مامان هیچوقت تنهام نذاشت

36:45.780 --> 36:47.620
‫من هم الان نباید تنهات بذارم

36:47.620 --> 36:49.120
‫تهدید بود؟

36:52.870 --> 36:54.540
‫- موفق باشی
‫- ممنون

36:55.460 --> 36:57.130
‫- ممنونم جان
‫- ممنون

36:58.540 --> 37:00.460
‫اوم..

37:40.090 --> 37:41.550
‫احسنت!

37:41.550 --> 37:43.510
‫احسنت.
‫دوباره!

37:43.510 --> 37:45.260
‫دوباره!

37:47.180 --> 37:48.260
‫میشه حرف بزنیم؟

37:49.890 --> 37:51.680
‫نمایش بی‌نظیری بود

37:58.690 --> 38:00.900
‫اگه نگران پول دوشیزه کوپری،

38:00.900 --> 38:03.070
‫باید بگم که امشب
با بندیکت حرف می‌زنم

38:03.070 --> 38:05.190
‫فقط منتظر بودم عروسی تموم شه

38:05.190 --> 38:06.110
‫خوبه

38:06.900 --> 38:08.740
‫نمی‌خوام باهاش حرف بزنیم

38:08.740 --> 38:10.490
‫اما دیگه وقتی برامون نمونده

38:10.490 --> 38:12.920
‫نمی‌تونم ازت بخوام که به‌خاطر من
‫به برادرت دروغ بگی

38:12.920 --> 38:17.980
‫خونواده‌ـت... کسایی که لطف کردی
‫و من رو باهاشون آشنا کردی، آدم‌های بی‌نظیری‌ان

38:18.870 --> 38:22.840
‫اینقدر صمیمی و فوق‌العاده‌ـن ‫که حق‌شون نیست
فریب بخورن و بهشون پشت شه

38:22.840 --> 38:25.420
‫دیگه نمی‌ذارم دروغ‌هام مثل قبل پخش بشن

38:25.420 --> 38:27.170
‫پس چطوری می‌تونم کمکـت کنم؟

38:27.170 --> 38:28.340
‫با دوست داشتنـم

38:29.760 --> 38:31.890
‫همین الانش هم خیلی بهم لطف کردی

38:33.140 --> 38:34.680
‫بهم یاد دادی که کم نیارم

38:34.680 --> 38:39.080
‫بهم نشون دادی می‌تونم لذتی رو تجربه کنم
‫که حتی تصورش رو هم نمی‌تونستم بکنم اما...

38:39.500 --> 38:41.810
‫اما این کارهات نیست که
‫باعث شد من عاشقت باشم

38:43.360 --> 38:44.780
مهربونیـته

38:45.740 --> 38:46.820
‫هم‌دردیـت

38:47.900 --> 38:49.450
‫اهمیت دادن‌هات

38:51.740 --> 38:54.790
‫همین که خودت باشی کافیه کالین

38:56.540 --> 39:00.080
‫لازم نیست نجاتم بدی.
‫فقط می‌خوام کنارم وایسی.

39:01.540 --> 39:02.630
‫من رو نگه داری

39:04.380 --> 39:06.030
‫بوسـم کنی

39:07.010 --> 39:09.470
‫خیلی دلم می‌خواد این کارها رو بکنم

39:09.470 --> 39:11.390
‫چیه که جلوت رو گرفته؟

39:12.510 --> 39:13.470
‫نمی‌دونم

39:15.430 --> 39:19.310
‫اما یه چیزی رو می‌دونم.
‫دوشیزه کاوپر دست از سرمون برنمی‌داره.

39:19.310 --> 39:22.980
‫و تا وقتی که این راز رو
‫توی دلت نگه داشتی...

39:25.150 --> 39:26.980
‫تا ابد چیزی بین‌مون باقی می‌مونه

39:26.980 --> 39:27.900
‫می‌دونم

39:29.610 --> 39:31.110
‫شاید هم راه‌حل همین باشه

39:31.540 --> 39:32.850
‫منظورت چیه؟

39:50.870 --> 39:53.180
‫این نامه برای شماست،
‫علیاحضرت

40:08.440 --> 40:09.440
‫کالین

40:12.440 --> 40:15.180
‫یه نامه از همسرت بهم رسیده

40:15.700 --> 40:17.030
‫بهتره اول بشینیم

41:00.450 --> 41:02.910
‫تعجبی نداره که اینطوری شده

41:02.910 --> 41:04.330
‫این خونه زیادی گرمـه

41:04.330 --> 41:07.700
‫حق با توئه خواهرم.
‫تقصیر زنمـه.

41:10.250 --> 41:13.050
‫یادم رفته بود که چه زن بدذاتیـه

41:13.050 --> 41:15.130
‫من باهاش هیچ‌جا نمیرم

41:15.130 --> 41:16.720
‫چاره‌ای نداری کرسیدا

41:17.120 --> 41:20.220
‫واقعاً‌ می‌خوای اجازه بدی
‫که به این سرنوشت دچار بشم؟

41:22.640 --> 41:25.100
‫بیا دخترم.
‫خودت رو معرفی کن.

41:25.100 --> 41:28.020
‫تا ببینم باید رو چی کار کنم

41:28.020 --> 41:29.740
‫حتماً،
‫عمه جوانا

41:30.690 --> 41:33.180
‫بعد از امشب،
‫دیگه هیچی مهم نیست

41:50.000 --> 41:51.670
‫خدمتکارت گفت بیام بالا

41:54.170 --> 41:56.340
‫کم کم دارم از این ورودهای ویژه لذت می‌برم

41:56.840 --> 41:58.430
‫مثل همیشه خوشتیپ شدی

42:05.940 --> 42:08.270
‫پاول هم میاد؟

42:09.650 --> 42:11.900
‫مطمئنم که امشب با کس دیگه‌ایـه

42:12.570 --> 42:14.110
‫صد در صد

42:14.110 --> 42:16.570
‫پس یکی دیگه رو باید دعوت کنیم؟

42:18.910 --> 42:20.780
‫باید باهات روراست باشم

42:20.780 --> 42:23.290
‫با این که خیلی لذت می‌برم
‫که سه‌تایی‌مون با هم باشیم

42:23.290 --> 42:25.960
‫گفتم شاید بهتر باشه که امشب
‫خودمون دونفر باشیم

42:25.960 --> 42:27.040
‫اوه

42:28.790 --> 42:30.920
‫یعنی دوست نداشتی پاول باهامون باشه؟

42:32.250 --> 42:33.340
‫چرا

42:34.170 --> 42:36.880
‫خیلی دوست داشتم.
‫اما رابطه‌ی من با پاول دوستانه‌ـس.

42:36.880 --> 42:39.180
‫و این به‌نظرم...

42:41.350 --> 42:43.560
‫دوست دارم توجهم به تو باشه، بندیکت

42:45.280 --> 42:46.820
‫و فقط دوست همدیگه نباشیم

42:48.440 --> 42:50.600
‫بی‌پردگیـت،

42:51.190 --> 42:52.610
‫عشق بی‌حد و حصرت...

42:53.480 --> 42:56.440
‫تاحالا کسی رو ندیدم
‫که اینقدر شبیه خودم باشه

42:56.440 --> 42:58.900
‫و می‌خوام بدونم

42:58.900 --> 43:02.070
‫که چی میشه بذاریم رابطه‌ی بین‌مون
‫جدی‌تر از این بشه؟

43:02.070 --> 43:05.740
‫تیلی...
‫تو بی‌نظیری

43:09.870 --> 43:10.750
‫اما...

43:13.290 --> 43:15.880
‫اما مطمئن نیستم که دنبال همچین جدیتی باشم

43:24.100 --> 43:26.890
‫به‌خاطرِ...
‫پاولـه؟

43:26.890 --> 43:31.650
‫نه، چه پاول باشه، چه پولی، چه پیتر
‫یا چه هرسه‌‌نفرشون

43:33.730 --> 43:35.730
‫اتفاقی که بین ما سه‌تا افتاده،

43:35.730 --> 43:37.820
‫اتفاقی که از وقتی باهات آشنا شدم افتاده،

43:39.030 --> 43:41.910
‫باعث شده درک کنم
‫که آزاد بودن چه حس خوبی داره

43:45.740 --> 43:47.120
‫تو دنیای من رو باز کردی

43:49.960 --> 43:54.320
‫و آمادگیـش رو ندارم
‫که الان دوباره ببندمـش

43:58.710 --> 44:01.380
‫فکر می‌کردم تو هم
دنبال همچین چیزی باشی

44:02.010 --> 44:02.930
‫همینطور هم بود

44:05.300 --> 44:07.600
‫تا این که فهمیدم با تو بودن
‫چه حسی داره

44:09.220 --> 44:11.920
‫من هم به اندازه‌ی تو غافلگیر شدم

44:17.690 --> 44:19.150
‫به‌ خواسته‌هات احترام می‌ذارم

44:21.030 --> 44:23.910
‫اما باید بگم که حتی خوشی هم
‫می‌تونه دل آدم رو بزنه

44:26.830 --> 44:31.000
‫همین که یک بار می‌خواستم
به کسی متعهد باشم، حس خوبی داشت

44:33.960 --> 44:36.540
‫ممنون که بهم یادآوری کردی
‫همچین چیزی ممکنه

44:51.060 --> 44:53.190
‫چه جالب که اینجایی

44:57.440 --> 45:00.940
‫حتی برای خودم عادی شده
‫که اینور اونور بچرخم

45:00.940 --> 45:03.950
‫و به هیچ جایی نرسم

45:03.950 --> 45:05.950
‫حالا می‌خوای به کجا برسی؟

45:07.200 --> 45:09.200
‫فعلاً دوست‌ دارم کنار خونواده‌ـم باشم،

45:09.200 --> 45:11.580
‫تا این غائله‌ی ویسلداون با ملکه تموم شه

45:11.580 --> 45:12.620
‫تموم میشه

45:13.620 --> 45:14.540
‫بعدش چی؟

45:16.290 --> 45:18.840
‫واقعاً هرجایی باشه فرق نمی‌کنه

45:18.840 --> 45:22.910
‫تقریباً کل زندگیـم رو یا توی می‌فر بودم
‫یا آبری هال

45:24.010 --> 45:26.260
‫اگه می‌خوام تلاش کنم
‫که دنیا رو تغییر بدم

45:26.260 --> 45:27.880
‫اول باید یکم ازش رو ببینم

45:27.880 --> 45:31.660
‫با کسایی آشنا شم که نه خونواده‌ـم باشن
‫و نه این دخترهای اشرافی دم بخت که دنبال شوهرن

45:31.660 --> 45:33.740
‫باز هوس کردی دنیا رو تغییر بدی؟

45:33.740 --> 45:36.690
‫فکر می‌کردم امسال بیشتر هدفـت اینه
‫که همرنگ جماعت بشی

45:36.690 --> 45:39.190
به گمونم دیگه کلاً دورش رو خط کشیدم

45:39.190 --> 45:40.360
‫دختر خودمونی دیگه

45:49.400 --> 45:52.180
‫سکوتـت نشون‌دهنده‌ی اینه
‫ که از چیزی خبر داری که من ندارم؟

45:52.180 --> 45:53.370
‫نه

45:53.370 --> 45:54.410
‫معلومه که نه

45:55.000 --> 45:59.990
‫باور کن... هرچی بیشتر یاد می‌گیرم
‫بیشتر می‌فهمم که چیزی حالیـم نیست

46:02.670 --> 46:03.760
‫حس می‌کنم...

46:06.220 --> 46:08.840
‫حس می‌کنم چیز بعدی‌ای که یاد می‌گیرم

46:08.840 --> 46:11.040
‫می‌تونه کاملاً‌ از این رو به اون روم کنه

46:13.520 --> 46:15.350
‫با این که حرفات رو کامل تایید می‌کنم

46:15.350 --> 46:17.600
‫اما اصلاً نمی‌دونم چی داری میگی

46:17.600 --> 46:19.060
‫همم

46:20.150 --> 46:21.980
‫البته یه چیزی هست که می‌دونم

46:23.900 --> 46:26.820
‫نباید دیگه اینقدر

46:26.820 --> 46:31.730
‫بین این تاب‌بازی‌هامون
‫و سردرگم‌شدن‌هامون فاصله بندازیم

46:41.340 --> 46:42.590
‫چقدر خوشگل شدی

46:42.590 --> 46:45.580
‫وقتی می‌دونم پشت این درها
‫دلسردی قایم شده،

46:45.580 --> 46:47.340
‫ادامه دادن برام سخت میشه

46:47.340 --> 46:49.840
‫مطمئنم وارلی نهایت تلاشـش رو کرده

47:05.440 --> 47:07.900
‫پر شترمرغ گرفته!

47:07.900 --> 47:09.700
‫ارکیده‌ی بنفش هم گرفته!

47:10.610 --> 47:13.530
‫فیلیپا... یک...
‫دو، سه‌، چهار...

47:13.530 --> 47:15.450
‫گروه هشت‌نفره آورده!

47:17.290 --> 47:18.330
‫گرفتیم؟

47:18.910 --> 47:19.790
‫گرفتیم

47:21.250 --> 47:25.750
‫فیلیپا، عین بچه‌هایی که اولین گاز کیک‌شون رو
‫ می‌خورن، بالا پایین می‌پری

47:25.750 --> 47:28.880
‫مامان...
‫ممنونم!

47:28.880 --> 47:30.930
‫معنی این کارها چیه؟

47:30.930 --> 47:33.890
‫خب حتماً تو پول اینا رو دادی دیگه

47:37.310 --> 47:41.920
‫مامان گفت می‌خواسته بهترین مراسم رقصی که
‫ تاحالا تو می‌فر برگزار شده رو برات بگیره

47:42.520 --> 47:44.610
‫همم.
‫خواهش می‌کنم.

47:46.070 --> 47:46.980
‫ممنون

47:52.280 --> 47:53.450
‫قشنگـه

47:54.700 --> 47:56.370
‫بهتون افتخار می‌کنم

49:06.610 --> 49:07.560
‫اوه!

49:11.070 --> 49:12.780
‫خوش بگذره

49:18.740 --> 49:20.580
‫من گفتم بنفش باشه

49:27.420 --> 49:30.090
‫اگه قرار باشه آخرین شب‌مون
بین مردم باشه

49:30.090 --> 49:33.340
‫حداقل پرودنس و فیلیپا
حسابی خوش می‌گذرونن

49:36.640 --> 49:37.980
‫علیاحضرت!

49:39.010 --> 49:40.180
‫ما رو ببخشید علیاحضرت

49:40.180 --> 49:42.500
‫فکر نمی‌کردیم دعوت‌مون رو قبول کنین

49:42.500 --> 49:45.640
‫برای همین جایگاهی درخور شأن‌تون
‫ حاضر نکردیم

49:45.640 --> 49:49.310
‫به‌خاطر دعوتنامه‌تون نیومدم اینجا

49:49.310 --> 49:51.080
‫موسیقی رو قطع کنین

49:57.320 --> 49:59.870
‫بعد از جست‌وجو‌های بی‌وقفه‌ـم

49:59.870 --> 50:03.330
‫که حسابی تحت فشار گذاشته بودش

50:03.950 --> 50:07.290
‫اوایل این هفته...
‫نامه‌ای از طرف

50:08.500 --> 50:10.290
‫بانو ویسلداون به‌دستم رسید

50:20.050 --> 50:21.850
‫بهم التماس کرد

50:23.060 --> 50:26.100
‫که بذارم خودشون باهاتون صحبت کنه

50:27.020 --> 50:31.730
‫تا قبل از این که من نظر نهاییـم رو بگم،
‫جلوی همه از خودش دفاع کنه

50:33.610 --> 50:35.990
‫برای همین صحنه رو خالی می‌کنم...

50:37.570 --> 50:39.530
‫تا خودش حرفاش رو بزنه

50:50.360 --> 50:51.500
‫اون نه

50:51.500 --> 50:52.540
‫می‌بخشید

50:53.880 --> 50:55.090
‫اون

51:20.700 --> 51:22.410
‫سلام به همگی

51:24.410 --> 51:28.000
‫شاید هم بهتر باشه بگم
‫«خواننده‌ی عزیز و گرامی»

51:34.170 --> 51:36.760
‫می‌دونم کاری که کردم

51:37.670 --> 51:39.970
‫موضوع شوخی‌برداری نیست

51:39.970 --> 51:41.470
‫اولـش...

51:41.470 --> 51:44.300
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم که
‫کسی نوشته‌هام رو جدی بگیره

51:46.180 --> 51:47.470
‫چرا جدی بگیره؟

51:48.180 --> 51:50.810
‫کسی اصلاً تاحالا من رو جدی نگرفته

51:51.850 --> 51:54.690
‫الانـه که این حس مشترک رو درک می‌کنم

51:56.070 --> 51:59.050
‫زن جوانی که هیچکس به حرفاش گوش نمیده

52:00.280 --> 52:03.240
‫درمورد همه‌تون نوشتم
‫چون مجذوب‌تون شده بودم،

52:04.450 --> 52:07.020
‫مجذوب زندگی آزادنه و بی‌باک‌تون

52:08.080 --> 52:11.460
‫و وقتی که داشتم درموردتون می‌نوشتم
‫انگار دوباره جون گرفتم

52:12.370 --> 52:13.330
‫صاحب قدرت شدم

52:15.290 --> 52:18.460
‫اگه کسی اینجا باشه که
،مزه‌ـش رو چشیده باشه

52:19.460 --> 52:21.420
‫می‌دونه که سرمست‌کننده‌ـس

52:23.180 --> 52:26.220
‫اما من تو استفاده از این قدرت
‫بی‌احتیاط بودم

52:26.220 --> 52:30.680
‫از توی تاریکی که کسی نمی‌تونست پیدام کنه
‫راحت می‌تونستم توهین کنم

52:31.600 --> 52:35.820
‫اما الان متوجه میشم که زندگی بدون نقاب
‫چقدر جسارت می‌خواد

52:36.300 --> 52:39.320
‫شجاعت، توی به نمایش دادن ضعف‌هامونـه

52:39.320 --> 52:41.980
‫که ما رو تبدیل به انسان‌های ارزشمندی می‌کنه

52:43.140 --> 52:47.640
‫فارغ از هر نتیجه‌ و بازخوردی
‫که ممکنه داشته باشه

52:51.790 --> 52:53.080
‫ما همه‌مون حرف می‌زنیم

52:53.960 --> 52:54.920
‫سخن‌چینی می‌کنیم

52:56.590 --> 52:58.250
‫سخن‌چینی یعنی اطلاعات

52:59.300 --> 53:01.120
‫باعث ایجاد همبستگی میشه

53:02.090 --> 53:04.680
‫مخصوصاً برای ماهایـی که
‫کسی چیزی بهمون نمیگه

53:06.260 --> 53:10.420
‫اما من دیگه نمی‌تونم
‫بزرگ‌ترین اطلاعاتی که دارم رو پنهون کنم

53:11.180 --> 53:12.230
‫هویتـم

53:14.310 --> 53:17.110
‫برای همینـه که از ملکه‌مون سپاسگزارم

53:17.980 --> 53:21.890
‫که با یه نقشه‌ی زیرکانه
‫من رو از این تاریکی بیرون کشیدن

53:22.650 --> 53:24.780
‫اگه ایشون فرصت دیگه‌ای بهم بدن

53:26.060 --> 53:28.280
‫قول میدم از قلمـم مسئولانه‌تر استفاده کنم

53:29.280 --> 53:30.740
‫این طلب بخشش

53:32.290 --> 53:33.250
‫و خواهش منـه

53:43.510 --> 53:46.130
‫به‌نظر می‌رسه که
‫حرفاش از روی تواضع باشه

53:46.130 --> 53:48.930
‫اما حواس‌مون بهش هست
‫تا همینطور باقی بمونه

53:56.980 --> 54:00.660
‫زندگی بدون یه‌کوچولو سخن‌چینی
چه معنایی داره؟

54:22.800 --> 54:23.630
‫جداً؟

54:25.670 --> 54:27.930
‫حالا وارلی!
‫حشره‌ها!

55:05.300 --> 55:08.170
‫نمی‌دونستم قراره پروانه باشن

55:08.170 --> 55:09.970
‫گفتم که،
‫حشره

55:09.970 --> 55:13.310
‫تو... نابغه‌ای

55:13.850 --> 55:15.350
‫می‌دونم

55:16.350 --> 55:17.350
‫مایلید که برقصیم؟

55:52.340 --> 55:54.930
‫تو «تحمل دروغ نداری؟»

55:54.930 --> 55:56.010
‫بانو دنبری

55:56.010 --> 55:57.310
‫آخرین بخش از مقاله‌ـت بود

55:58.180 --> 56:00.600
‫علیاحضرت کم کم داشتن می‌فهمیدن

56:00.600 --> 56:03.860
‫که ویسلداون یکی از بریجرتونـی‌هاست
‫که داره ازشون طرفداری می‌کنه

56:03.860 --> 56:08.560
‫اما من اونقدر این خونواده رو می‌شناسم
‫که می‌دونم یکی از اون‌ها نبوده

56:09.110 --> 56:14.140
‫فقط یه نفر هست
‫که بریجرتون‌ها رو بیشتر از من دوست داره

56:15.030 --> 56:16.410
‫می‌دونستین کار من بود

56:16.410 --> 56:17.740
‫همم...
‫شک کرده بودم

56:18.410 --> 56:22.260
‫تو تنها بانوی طبقه‌ی تُن نیستی
‫که می‌تونه راز نگه داره

56:22.920 --> 56:25.880
‫چشم‌انتظار چاپ بعدیـتم

56:25.880 --> 56:27.300
‫همم؟

56:35.800 --> 56:36.890
‫حرف نداری

56:37.390 --> 56:39.180
‫نمی‌تونستم بدون حمایت‌هات
‫از پسـش بربیام

56:39.180 --> 56:40.350
‫و حمایت ملکه

56:40.350 --> 56:42.690
‫بله.
‫با پذیرش ایشون

56:42.690 --> 56:46.160
‫می‌تونیم به اون مشاور حقوقی بگیم که
‫پولـت از راه نویسندگی من در اومده

56:46.160 --> 56:48.260
‫دیگه کاری از دستش برنمیاد

56:48.780 --> 56:50.930
‫وقتش رسیده یه سر و سامونی به خودمون بدیم

56:55.660 --> 56:56.490
‫دخترم

57:16.430 --> 57:17.430
‫عصربخیر

57:18.510 --> 57:19.390
‫عصر تو هم بخیر

57:21.770 --> 57:23.140
‫بابت نامه‌ـت ممنونم

57:23.980 --> 57:27.780
‫فکر نمی‌کنم که تاحالا دیده باشم
‫که مادرم انقدر زود شوکه شده باشه

57:28.520 --> 57:32.260
‫و همچنین...
‫اینقدر زود تحت‌تاثیر قرار گرفته باشه

57:33.740 --> 57:35.240
‫مطمئنم بهت افتخار می‌کنه

57:35.780 --> 57:37.950
‫یه چیزی رو توی اون نامه جا انداختم

57:39.660 --> 57:42.540
‫که اگه درخواست طلاق می‌‌دادی
اعتراضی نمی‌کردم

57:43.120 --> 57:45.330
‫نمی‌خوام به‌خاطر امروز

57:45.330 --> 57:47.580
‫آسیبی به تو یا خونواده‌ـت برسه

57:48.710 --> 57:50.750
‫ملکه شخصاً تو رو پذیرفت

57:51.340 --> 57:52.340
‫موقتاً

57:52.960 --> 57:54.760
‫مثل همه که شاهد بودن

57:54.760 --> 57:59.180
‫اما ویسلداون خیلی‌ها رو ناراحت کرده
‫که به این زودی‌ها هم فراموش نمی‌کنن

57:59.180 --> 58:01.310
‫شاید روزای خوشی در انتظار آینده‌مون نباشه

58:01.310 --> 58:05.100
‫پِن، از وقتی که فهمیدم
‫تو ویسلداونی،

58:05.690 --> 58:08.810
‫هرکاری که می‌تونستم کردم
‫تا تو رو از اون جدا کنم

58:09.310 --> 58:13.150
‫اما یه روز دیگه رفتم و
‫تموم نامه‌هایی که برام فرستادی رو خوندم

58:14.570 --> 58:17.450
‫نامه‌های هیچکسی جز تو رو
‫با این اشتیاق نمی‌خونم

58:17.450 --> 58:18.700
‫و به این نتیجه رسیدم...

58:20.070 --> 58:21.120
‫که تو خود اونی

58:22.290 --> 58:24.910
‫صدات همیشه تَک بوده

58:24.910 --> 58:27.540
‫هیچ‌جوره نمیشه تو رو
‫از ویسلداون جدا کرد

58:29.330 --> 58:31.290
‫بعد از این که حرفای امروزت رو هم شنیدم...

58:32.710 --> 58:34.740
‫که البته دلم نمی‌خواست بشنوم

58:35.130 --> 58:39.000
‫من رو ببخش
‫اما خیلی خفن بود

58:42.970 --> 58:44.520
‫راستش به‌نظرم...

58:47.020 --> 58:48.690
‫من همیشه بهت حسادت می‌کردم

58:49.810 --> 58:51.110
‫به موفقیتـت

58:52.110 --> 58:53.800
‫به شجاعتـت

58:54.320 --> 58:56.150
‫و حالا اصلاً باورم نمیشه

58:56.150 --> 58:59.240
‫که زنی با همچین شجاعتی
‫من رو دوست داره

59:01.620 --> 59:04.290
‫چقدر خوش‌بختم که می‌تونم کنارت وایسم

59:05.200 --> 59:07.410
‫و ذره‌ای از این گرمای وجودت رو حس کنم

59:13.750 --> 59:18.630
‫اگه تنها هدف زندگیم،
‫دوست‌ داشتن زنی به خوبی تو باشه...

59:20.840 --> 59:24.290
‫می‌تونم با افتخار بگم
‫که به هرچی که می‌خوام رسیدم

59:24.810 --> 59:25.770
‫عاشقتم

59:27.520 --> 59:29.600
‫تو مرد خیلی خوبی هستی
‫آقای بریجرتون

59:31.020 --> 59:31.980
‫من هم عاشقتم

59:36.820 --> 59:37.650
‫حالا...

59:38.610 --> 59:40.450
‫میشه لطفاً بهم افتخار بدی

59:40.450 --> 59:43.580
‫و تا صحنه‌ی رقص همراهیـم کنی،
‫خانم بریجرتون؟

01:00:55.150 --> 01:00:57.070
‫به همه‌شون می‌‌خوره خوشحال باشن

01:00:57.070 --> 01:00:58.110
‫همینطور هم هست

01:00:59.690 --> 01:01:00.610
‫خودت چی؟

01:01:01.860 --> 01:01:03.720
‫من که انگار بال درآوردم...

01:01:03.720 --> 01:01:05.780
‫چون یه فکر ناب به ذهنم رسیده

01:01:05.780 --> 01:01:07.740
‫یا اینطور بگم که،
‫یه درخواست

01:01:07.740 --> 01:01:09.080
‫اون‌وقت چه درخواستی؟

01:01:09.080 --> 01:01:11.120
‫می‌ذاری من هم تا اسکاتلند باهات بیام؟

01:01:11.120 --> 01:01:13.120
‫مامان که عمراً بدش بیاد
حواسـم بهت باشه

01:01:13.120 --> 01:01:16.040
‫اما حقیقتـش اینه که
‫دلم می‌خواد مدتی

01:01:16.040 --> 01:01:18.320
‫بیرون این حباب کوچیک‌مون زندگی کنم

01:01:18.340 --> 01:01:19.840
‫ماجراجویی کنم

01:01:19.840 --> 01:01:22.670
‫نمی‌تونم بدون دیدن دنیا
‫عوضـش کنم

01:01:23.260 --> 01:01:25.220
‫قول میدم مزاحمت نباشم

01:01:25.970 --> 01:01:27.220
‫نظرت چیه؟

01:01:28.350 --> 01:01:31.060
‫اگه تو اتاق خودت توی قلعه بمونی باشه

01:01:31.060 --> 01:01:33.270
‫قراره تو این قلعه‌‌های درست‌حسابی
زندگی کنیم؟

01:01:33.270 --> 01:01:34.600
‫زندگی کنیم؟

01:01:35.600 --> 01:01:37.610
‫الوئیز خواسته باهامون بیاد

01:01:37.610 --> 01:01:39.770
‫البته اگه باری رو دوش‌تون نباشم،
‫جناب لـرد

01:01:39.770 --> 01:01:41.070
‫به هیچ‌وجه

01:01:41.070 --> 01:01:42.900
‫چه خبر خوبی

01:01:42.900 --> 01:01:46.820
‫و خداروشکر دخترعموم هم از راه رسیده
‫تا جمع سفرمون تکمیل شه

01:01:46.820 --> 01:01:49.410
‫خوشحالم که بهتون معروفی‌شون کنم...

01:01:50.080 --> 01:01:51.410
‫میکلا استرلینگ

01:01:51.910 --> 01:01:57.210
‫بهتون هشدار میدم که همه حرفای چرتی
‫که جان درموردم گفته، دروغ بوده

01:01:57.210 --> 01:01:59.420
‫حقیقتـش من بدتر از این حرفـام

01:02:00.090 --> 01:02:01.250
‫شما هم باید...

01:02:05.170 --> 01:02:06.430
‫من...

01:02:07.140 --> 01:02:08.140
‫خب من...

01:02:08.800 --> 01:02:11.140
‫فرانچسکا بریجرتون...
‫کیلمارتین هستم

01:02:11.140 --> 01:02:13.640
‫از الان دیگه کیلمارتینـم

01:02:13.640 --> 01:02:15.600
‫آشنایی باهاتون باعث افتخاره

01:02:16.190 --> 01:02:19.110
‫خواننده‌ی عزیز و گرامی

01:02:19.110 --> 01:02:24.350
‫به خودم اومدم و دیدم
‫که زبانـم قاصره

01:02:26.240 --> 01:02:30.030
‫دلیل این اتفاق به‌خاطر این نیست

01:02:30.030 --> 01:02:33.410
‫که بخوام روابط جنسی رو لاپوشانی کنم

01:02:35.040 --> 01:02:38.710
‫با این‌حال شایعاتی به گوشم رسیده

01:02:40.250 --> 01:02:45.100
‫خویشتن‌داریـم از روی خوشیـه

01:02:48.180 --> 01:02:49.970
‫از تمام کسانی که

01:02:49.970 --> 01:02:53.260
‫احساس کردند این نویسنده‌ی حقیر
‫در حق‌شون اجحاف کرده،

01:02:53.260 --> 01:02:56.040
‫صمیمانه معذرت می‌خوام

01:02:58.640 --> 01:03:01.190
‫آرزوی بهترین‌ها رو برای‌تان دارم

01:03:13.400 --> 01:03:14.850
‫دلم برات تنگ میشه

01:03:16.580 --> 01:03:18.460
‫فقط تا سال بعد

01:03:18.460 --> 01:03:21.630
‫به‌نظرت مامان اصلاً می‌ذاره
‫که مجلس‌ رقص‌ بالماسكه‌ـش رو از دست بدم؟

01:03:21.630 --> 01:03:22.630
‫همم.
‫گمون نکنم.

01:03:23.210 --> 01:03:26.130
‫من هم که حتماً میام،
‫پشت یه ماسک قایم میشم،

01:03:26.130 --> 01:03:28.630
‫و مثل طاعون از خانم‌های مجرد دوری می‌کنم

01:03:28.630 --> 01:03:30.890
‫پس من هم باید بیام تو مخفی‌گاهـت

01:03:30.890 --> 01:03:32.220
‫همم

01:03:42.360 --> 01:03:45.860
‫وقتش رسیده که
‫به فکر آینده باشیم

01:03:45.860 --> 01:03:47.530
‫هرچیزی که پیش رومون باشه

01:03:53.200 --> 01:03:56.620
‫این نویسنده اینقدر تجربه داره که

01:03:56.620 --> 01:04:00.730
آینده رو پیشبینی نکنه

01:04:08.420 --> 01:04:11.550
‫اما هرچه به پایان فصل‌ها نزدیک میشیم

01:04:11.550 --> 01:04:14.850
‫داستان غنی‌تر و عمیق‌تر میشه

01:04:41.330 --> 01:04:44.880
‫ماجراجویی‌ بزرگی با همدیگه داشتیم

01:04:45.670 --> 01:04:48.550
‫و با قلبی آکنده از اندوه

01:04:48.550 --> 01:04:53.220
‫آخرین و به‌طرز باورنکردنی‌ای
‫کوتاه‌ترین جمله را

01:04:53.220 --> 01:04:55.890
‫به‌عنوان بانو ویسلداون می‌نویسم...

01:04:58.060 --> 01:04:59.060
‫خدانگهدار

01:05:05.810 --> 01:05:08.110
‫- کدوم‌شون از همه خوشتیپ‌تره؟
‫- آره

01:05:08.110 --> 01:05:09.030
‫- تویی
‫- آره

01:05:09.030 --> 01:05:10.780
‫- کویی
‫- چقدر خوشتیپی

01:05:10.780 --> 01:05:13.280
‫آره خودت.
‫بلند شو ببینم.

01:05:16.410 --> 01:05:19.410
‫هنوز باورم نمیشه که پسردار شدی

01:05:19.410 --> 01:05:21.330
‫تازه اونم جانشین

01:05:22.410 --> 01:05:25.040
‫لرد فدرینگتون جدید واقعاً خوشتیپـه

01:05:25.710 --> 01:05:27.590
‫به باباش رفته

01:05:27.590 --> 01:05:31.510
‫پدرت همیشه می‌خواد حواس ها رو
‫با کلمات زیرکانه و لبخندای اغواکننده، پرت کنه

01:05:31.510 --> 01:05:33.420
‫لبخندام اغواکننده‌ـن؟

01:05:34.840 --> 01:05:36.840
‫من که خوشحالم دختردار شدیم

01:05:36.840 --> 01:05:39.510
‫مطمئنـم که جفت‌شون
شوهرای خوبی پیدا می‌کنن

01:05:40.140 --> 01:05:43.100
‫به‌نظرم فیلومینا‌ کوچولو
‫یه روز یه نویسنده بزرگ میشه

01:05:43.100 --> 01:05:45.260
‫که نیازی هم به شوهر کردن نداره

01:05:45.260 --> 01:05:47.650
‫خب،
‫تو خون‌مونـه دیگه

01:05:47.650 --> 01:05:49.110
‫من که نمی‌تونستم

01:05:49.110 --> 01:05:52.480
‫بدونم کمک‌های خاله پنه‌لوپه‌ی فیلومینا
‫کتابم رو بنویسم

01:05:55.070 --> 01:05:56.610
‫از چیزی که انتظار داشتم بهتره

01:05:57.910 --> 01:05:59.580
‫مگه سنت مناسب این کتابـه؟

01:06:00.120 --> 01:06:01.990
‫- آره
‫- رسید!

01:06:01.990 --> 01:06:03.790
‫تقریباً‌ به اندازه‌ی همه گرفتم

01:06:03.790 --> 01:06:06.460
‫- اوه. ممنون
‫- بده من بچه رو بگیرم

01:06:06.460 --> 01:06:10.840
‫و حالا که از شخصیت ادبیـم خداحافظی می‌کنم

01:06:10.840 --> 01:06:13.840
‫می‌خوام رسماً خودم رو معرفی کنم

01:06:17.590 --> 01:06:19.850
‫گوشه‌گیر سابق،

01:06:20.850 --> 01:06:22.560
‫مقاله‌نویس فعلی،

01:06:23.470 --> 01:06:24.390
‫تماشاگر،

01:06:25.230 --> 01:06:27.020
‫قلم به ‌دست.

01:06:28.190 --> 01:06:33.160
شخص خاصی نیستم
‫با این‌حال ویژگی‌های خودم رو دارم

01:06:34.570 --> 01:06:36.570
‫و خواننده‌ی گرامی،
‫امیدوارم که

01:06:36.570 --> 01:06:38.820
‫برای شروع قسمت بعدی ماجراجویی‌هامون

01:06:39.320 --> 01:06:41.830
‫کنار من بمونین
‫و لذت ببرین

01:06:44.500 --> 01:06:45.620
‫ارادتمند شما

01:06:47.040 --> 01:06:49.960
‫پنه‌لوپه بریجرتون

01:06:55.410 --> 01:07:22.410
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
