WEBVTT

00:01.398 --> 00:11.398
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:11.399 --> 00:21.399
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:24.399 --> 00:26.066
‫عزیزم، نمی‌دونی چقدر سورپرایز شدم

00:26.067 --> 00:28.695
‫تحویل داده نشده.
‫دست هیچکس نیست

00:29.237 --> 00:31.739
‫شاید ملکه بالاخره فهمیده کیه

00:31.740 --> 00:36.243
‫- امیدوار بودم نامزدی منو گزارش کنه
‫- امیدوار بودم لباس جدیدمو گزارش کنه

00:37.412 --> 00:38.872
‫کرسیدا کاوپر؟

00:38.873 --> 00:40.957
‫اون بلوند سخن‌چین!

00:42.208 --> 00:44.043
‫واقعاً باورتون میشه اون باشه؟

00:44.044 --> 00:45.836
‫کاملاً با عقل جور در میاد

00:45.837 --> 00:48.088
‫منم اگه یه پیردختر
‫مثل دوشیزه کاوپر بودم،

00:48.089 --> 00:51.091
‫ممکن بود به نوشتن
‫تهمت‌های خبیثانه رو بیارم

00:51.092 --> 00:52.385
‫خیلی ظالمه

00:52.386 --> 00:55.012
‫معلومه که اون کودک بیچاره
‫بد تربیت شده

00:55.013 --> 00:56.972
‫من اگه جای مادرش بودم
‫طردش می‌کردم

00:56.973 --> 00:58.265
‫اون متولد جهنمه

00:58.266 --> 00:59.517
‫به نظرم یه نابغه ست

00:59.518 --> 01:01.603
‫برای مقاله بعدیش صبر ندارم

01:05.273 --> 01:08.734
‫من با تشابه دادن بین شیطان
‫و کرسیدا کاوپر

01:08.735 --> 01:11.279
‫به شیطان توهین نمی‌کنم

01:11.905 --> 01:14.573
‫زیرا یکی دروغگو و متقلب است،

01:14.574 --> 01:16.992
‫شرورترین موجود ممکن،

01:16.993 --> 01:20.705
‫و دیگری برای این نویسنده
‫شناخته شده نیست

01:25.376 --> 01:26.876
‫یه ملاقاتی داری

01:32.217 --> 01:33.258
‫پن

01:33.259 --> 01:34.759
‫کالین

01:34.969 --> 01:36.971
‫حالت خوبه؟ نگرانت بودم

01:37.847 --> 01:39.347
‫خوبم، کالین

01:40.266 --> 01:43.186
‫ولی شاید بهتر بود اینجا نیای،
‫نکنه مسری باشه

01:48.149 --> 01:50.151
‫جای دیگه‌ای نیست که بخوام باشم

02:05.416 --> 02:07.961
‫می‌دونم یه چیزی هست
‫که می‌خوای بهم بگی

02:08.795 --> 02:11.922
‫ولی با کمال میل صبر می‌کنم
‫تا وقتی که آماده باشی،

02:11.923 --> 02:13.842
‫تا هر احساسی که داری رو
‫به زبون بیاری

02:17.470 --> 02:19.388
‫الان نمی‌تونم در موردش صحبت کنم

02:19.389 --> 02:21.808
‫ولی مطمئناً به خاطر
‫کاری که کردی غش نکردم

02:22.725 --> 02:26.020
‫به خاطر کرسیدا کاوپر بود
‫و ادعای دیوانه‌وارش که ویسلداونه

02:26.771 --> 02:27.897
‫واقعاً جالبه

02:27.898 --> 02:31.776
‫اون همه چیز در مورد
‫من و تو و خانواده‌هامون نوشته،

02:32.402 --> 02:34.736
‫و بعد توی جشن نامزدی ما
‫نقاب از چهره‌ش برمی‌داره

02:34.737 --> 02:37.282
‫کرسیدا دقیقاً همین‌جوریه،
‫چیزی رو که مال خودش نیست می‌گیره

02:39.075 --> 02:41.326
‫به نظرت واقعاً اونه؟

02:41.327 --> 02:46.833
‫همیشه فکر می‌کردم بانو ویسلداون
‫باید... باهوشتر باشه

02:49.752 --> 02:51.252
‫دیگه میرم که استراحت کنی

02:52.964 --> 02:55.633
‫ولی قبل از رفتن،
‫یه چیزی برات دارم

02:58.720 --> 03:01.181
‫جواهرساز تازه ساختش رو تموم کرده

03:03.766 --> 03:05.518
‫وای کالین، خیلی قشنگه

03:06.269 --> 03:08.855
‫ولی هنوزم نصف زیبایی تو رو نداره

03:20.408 --> 03:22.367
‫این جوهرها چیه؟
‫داشتی چیزی می‌نوشتی؟

03:22.368 --> 03:24.412
‫آره. چند تا نامه

03:25.079 --> 03:27.165
‫خواستم خبر نامزدیمونو به چند نفر بدم

03:29.042 --> 03:30.542
‫البته

03:31.294 --> 03:32.794
‫پس میرم که انجامش بدی

03:34.380 --> 03:36.216
‫روز خوبی داشته باشی، دوشیزه فدرینگتون

03:37.091 --> 03:38.593
‫البته فعلاً

04:07.366 --> 04:15.366
‫ترجمه از ایلیا

04:18.049 --> 04:21.143
‫من به لرد گریر
‫قول یه دختر باکمالات رو دادم،

04:21.144 --> 04:23.637
‫نه یه شایعه‌نویس

04:23.638 --> 04:26.139
‫پیشنهاد ازدواجش رو پس گرفته

04:26.140 --> 04:27.640
‫واقعاً؟

04:28.434 --> 04:31.478
‫الان وقت خندیدن نیست، دختر

04:31.479 --> 04:35.440
‫اگه فکر می‌کنی می‌تونی
‫توی خونه من زندگی کنی،

04:35.441 --> 04:38.611
‫و آبروی منو لکه‌دار کنی،
‫سخت در اشتباهی!

04:39.362 --> 04:41.864
‫می‌فرسمت که با عمه جو زندگی کنی

04:44.826 --> 04:47.744
‫بابا، نمی‌تونی این کارو بکنی.
‫عمه جو توی ولز زندگی می‌کنه

04:47.745 --> 04:51.082
‫دقیقاً. می‌تونی در مورد گوسفندها
‫شایعه بنویسی!

05:02.552 --> 05:04.845
‫کرسیدا، باید حرف‌هاتو پس بگیری

05:04.846 --> 05:08.307
‫می‌تونیم بگیم بانو بریجرتون
‫شراب زیادی بهت داده،

05:08.308 --> 05:09.892
‫و اختیارتو از دست دادی

05:10.852 --> 05:12.352
‫حرفمو باور ندارین؟

05:14.105 --> 05:15.647
‫من دخترمو می‌شناسم

05:15.648 --> 05:18.775
‫بانو ویسلداون یه نویسنده زیرکه

05:18.776 --> 05:23.448
‫تو استعدادهای زیادی داری،
‫ولی زیرکی بینشون نیست

05:28.786 --> 05:30.038
‫دوشیزه کرسیدا کاوپر،

05:30.039 --> 05:33.750
‫شما به دستور علیاحضرت ملکه
‫به قصر احضار شدین

05:41.132 --> 05:44.469
‫اخباری داریم که می‌خوایم
‫با شما به اشتراک بذاریم، بانو دنبری

05:47.597 --> 05:49.181
‫داریم باشگاه رو می‌فروشیم

05:49.182 --> 05:51.475
‫وای. چه خبر خوبی

05:51.476 --> 05:54.394
‫همیشه وقتی مردم
‫به توصیه‌هام عمل می‌کنن خوشحال میشم

05:54.395 --> 05:57.022
‫و کاملاً تصمیم درستیه، آقای موندریچ

05:57.023 --> 05:59.983
‫خشم علیاحضرت
‫به یه جای دیگه هدایت میشه،

05:59.984 --> 06:02.486
‫ولی هر لحظه می‌تونه تغییر کنه

06:02.487 --> 06:03.446
‫البته

06:03.447 --> 06:07.157
‫نمی‌خوایم با زیر پا گذاشتین قوانین
‫توجهی رو به خودمون جلب کنیم

06:07.158 --> 06:08.618
‫این چه حرفیه!

06:08.619 --> 06:13.455
‫باید توجهات رو به خودتون جلب کنین،
‫و به بهترین شکل ممکنش،

06:13.456 --> 06:15.917
‫با برگزار کردن یه مجلس رقص

06:18.461 --> 06:21.588
‫رعایت قوانین یه چیزه

06:21.589 --> 06:24.049
‫ولی اگه می‌خواین بازی رو ببرین،

06:24.050 --> 06:25.842
‫باید رهبریش کنین

06:25.843 --> 06:28.846
‫در غیر این صورت،
‫همیشه در حالت دفاعی می‌مونین

06:30.056 --> 06:31.556
‫خب...

06:36.437 --> 06:38.188
‫راه و روش سرگرمی رو بلدیم

06:38.189 --> 06:39.689
‫خوبه!

06:47.156 --> 06:48.656
‫لرد اندرسون

06:50.576 --> 06:52.744
‫بانو بریجرتون.
‫ببخشید سرزده اومدم

06:52.745 --> 06:56.207
‫فقط کلاهمو فراموش کرده بودم

06:57.667 --> 06:59.167
‫ممنون

07:01.504 --> 07:03.506
‫فقط داشتین...

07:04.841 --> 07:05.675
‫از این حوالی رد می‌شدین؟

07:05.676 --> 07:10.430
‫آره، فکر کنم می‌تونستم
‫یه خدمتکار رو بفرستم، مگه نه؟

07:11.389 --> 07:14.434
‫ولی اونوقت دیگه نمی‌تونستم
‫دوباره شما رو ببینم

07:15.435 --> 07:18.311
‫خب، برای تشکر از
‫همچین شب لذت‌بخشی

07:18.312 --> 07:20.397
‫خب، واقعاً شب خوبی بود

07:20.398 --> 07:21.898
‫مگه نه؟

07:21.899 --> 07:24.026
‫حالتون چطوره؟

07:24.569 --> 07:27.113
‫به جز یه کم سردرد، حالم خوبه

07:32.618 --> 07:34.118
‫حال شما چطوره؟

07:36.247 --> 07:39.167
‫فکر کنم حس کردین که
‫بین من و خواهرم شکرآب باشه؟

07:39.709 --> 07:40.543
‫شاید

07:40.544 --> 07:43.838
‫- هرچند به من ربطی نداره
‫- مطمئنم حلش می‌کنیم

07:44.380 --> 07:47.758
‫ناراحتی‌های دوران بچگی
‫خیلی سخت از بین میرن

07:48.342 --> 07:49.760
‫خواهرم بچه اول بود

07:49.761 --> 07:51.637
‫ولی شما پسر اول بودین

07:54.348 --> 07:55.725
‫ولی الان دیگه بزرگ شدیم

07:55.726 --> 07:57.851
‫مطمئناً می‌تونیم اون دوران رو
‫پشت سر بذاریم

07:57.852 --> 07:59.604
‫ایمان دارم که یه راهی پیدا می‌کنین

08:00.229 --> 08:01.729
‫ممنون

08:02.732 --> 08:05.358
‫پس می‌ذارم استراحت کنین
‫که سرتون بهتر بشه

08:05.359 --> 08:06.944
‫ولی امیدوارم به زودی ببینمتون

08:07.904 --> 08:09.404
‫منم همینطور

08:24.170 --> 08:26.338
‫- عاشق صورتی‌هایی
‫- عاشق رنگ صورتی‌ام

08:26.339 --> 08:28.424
‫ولی ماکارون شکلاتی دوست ندارم.
‫بندیکت!

08:29.342 --> 08:31.051
‫قبلاً گفتم این دو تا رو می‌خوام

08:31.052 --> 08:32.886
‫- نه. نمی‌تونم دو تا بخوری
‫- ولی گفتم...

08:32.887 --> 08:35.347
‫- امروز صبح سه تا خوردی
‫- اصلاً نخورم!

08:35.348 --> 08:37.599
‫- طبقه پایین. خودم دیدمت
‫- فقط یکی خوردم!

08:37.600 --> 08:39.184
‫- درست نیست
‫- گریگوری دیدتت

08:39.185 --> 08:40.894
‫دروغ میگی. چرا دروغ میگی؟

08:40.895 --> 08:42.604
‫- دروغ نمیگم
‫- داری میگی

08:42.605 --> 08:45.065
‫- گریگوری!
‫- چیه؟ منم شکلاتی‌ها رو دوست ندارم

08:45.066 --> 08:47.025
‫- من هیچی...
‫- من می‌خوامشون!

08:47.026 --> 08:48.402
‫یه راه حلی دارم

08:48.403 --> 08:51.863
‫- هیچوقت مثل الان نیست
‫- مشخصه خانواده‌ت خیلی سرشون شلوغه

08:51.864 --> 08:53.074
‫بذارشون سر جاش. بس کن

08:53.075 --> 08:55.951
‫- تو چرا دخالت می‌کنی؟
‫- میشه تقسیمشون کنین؟

08:55.952 --> 08:58.245
‫همیشه اینجوری‌ان.
‫باید بپرس وسط حرفشون

08:58.246 --> 08:59.829
‫فکر نکنم صدامو بشنون

08:59.830 --> 09:02.457
‫- صبح سه تا شکلاتی خوردی!
‫- به هیچ وجه!

09:02.458 --> 09:04.085
‫نگاه کن. ببخشید!

09:04.710 --> 09:08.964
‫من مبتلا به طاعون شدم،
‫و الان همه می‌گیرین و می‌میرین

09:08.965 --> 09:09.882
‫من اصلاً...

09:09.883 --> 09:12.008
‫سه تا ماکارون موزی
‫به ازای یه شکلاتی

09:12.009 --> 09:13.760
‫- امکان نداره
‫- این دغل‌بازیه

09:13.761 --> 09:16.263
‫- واقعاً غیرمنطقیه
‫- خواهش می‌کنم!

09:16.264 --> 09:19.724
‫چرا نه؟ گرگوری تو نمی‌تونی...
‫تو چرا دخالت می‌کنی؟

09:19.725 --> 09:21.225
‫خیلی‌خب

09:22.645 --> 09:24.145
‫خانواده عزیز!

09:27.692 --> 09:28.734
‫ممنون

09:28.735 --> 09:32.112
‫جان می‌خواد یه چیز کوچیکی رو
‫از طرف ما اعلام کنه

09:32.113 --> 09:34.073
‫واقعاً خیلی کوچیک

09:41.414 --> 09:43.082
‫ما می‌خوایم ازدواج کنیم

09:45.835 --> 09:48.044
‫وای خدا...

09:48.045 --> 09:50.464
‫تبریک میگم!

09:51.632 --> 09:53.132
‫خیلی عالی. مبارکه

09:54.468 --> 09:56.637
‫آخرین ماکارون برای تو

09:59.724 --> 10:02.225
‫زیباترین عروس میشی

10:02.226 --> 10:05.313
‫خب، به انداره دافنه.
‫و کیت. و پنه‌لوپه

10:05.813 --> 10:09.317
‫خیلی خوشحالم.
‫زوج زیبایی هستین

10:10.276 --> 10:11.776
‫ممنون، مامان

10:13.029 --> 10:15.740
‫همین امروز برای لباست
‫باید بریم پیش خیاط

10:16.782 --> 10:18.409
‫هر چیزی زمان خودش

10:36.010 --> 10:38.137
‫داری بابت ماکارون شکلاتی غر می‌زنی؟

10:42.016 --> 10:43.976
‫می‌دونستی بانو ویسلداون بود؟

10:46.395 --> 10:48.229
‫امروز صبح با پنه‌لوپه حرف زدی؟

10:48.230 --> 10:52.109
‫آره. از اینکه دوشیزه کاوپر
‫خودشو لو داد، خیلی حالش بد بود

10:54.528 --> 10:57.031
‫بگو که نمی‌دونستی

11:04.622 --> 11:06.122
‫نه

11:06.165 --> 11:07.665
‫در مورد کرسیدا نمی‌دونستم

11:09.377 --> 11:13.171
‫دوستی‌مون از قبل تیره و تار شده بود،
‫ولی این کارش ممکنه به همش بزنه

11:13.172 --> 11:14.672
‫امیدوارم همینطور بشه

11:16.258 --> 11:20.095
‫به نظرم با توجه به چیزایی که می‌نویسه،

11:20.096 --> 11:22.056
‫اگه می‌دونستی و
‫باهاش دوست می‌موندی بی‌معنی بود

11:24.141 --> 11:27.478
‫تو خیلی از ویسلداون عصبانی هستی

11:28.396 --> 11:29.896
‫چیکار می‌خوای بکنی؟

11:32.608 --> 11:36.236
‫یه بخشیم دوست داره
‫با یه چنگال برم خونه‌شون سروقتس

11:36.237 --> 11:38.739
‫و اگه تو هم می‌خواستی، بازم می‌رفتم

11:39.281 --> 11:40.824
‫ولی در واقع،

11:40.825 --> 11:44.619
‫فکر کنم همه چیزایی که تازگی اتفاق افتاده
‫عصبانیتمو کمتر کرده

11:44.620 --> 11:46.414
‫منظورت اتفاقاتیه که با پنه‌لوپه افتاده

11:48.290 --> 11:51.501
‫می‌دونم دوست نداری بشنوی،
‫ولی واقعاً حیرت‌انگیزه که

11:51.502 --> 11:54.671
‫چطور کسی می‌تونه خیلی سریع
‫برای یه نفر اینقدر مهم بشه

11:54.672 --> 11:57.675
‫تنها نگرانی الانم، سلامتی اونه

11:58.843 --> 12:00.343
‫و آینده‌مون با هم

12:08.310 --> 12:10.521
‫شاید بتونم کاری کنم
‫که بانو ویسلداون از اینجا بره،

12:11.313 --> 12:13.607
‫تا دیگه نتونه دوباره
‫به هیچکدوممون آسیب بزنه

12:14.900 --> 12:16.694
‫با دوشیزه کاوپر صحبت می‌کنی؟

12:18.320 --> 12:19.820
‫با خود نویسنده شایعات

12:49.059 --> 12:50.559
‫می‌خواستم بهش بگم. من...

12:54.231 --> 12:55.731
‫ولی نگفتی

12:56.484 --> 12:58.319
‫و وقتی زمانش رسید،

12:59.820 --> 13:01.320
‫منم نگفتم

13:03.449 --> 13:05.826
‫چون الان می‌بینم که
‫حقیقت کالین رو نابود می‌کنه

13:07.578 --> 13:10.705
‫وقتی این مقاله رو منتشر کنم،
‫می‌خوام بهش بگم

13:10.706 --> 13:12.206
‫نه

13:13.042 --> 13:17.087
‫به هر دلیلی که هست،
‫برادرم واقعاً معتقده که دوستت داره

13:17.671 --> 13:21.132
‫و اگه می‌دونست تمام مدت تو بودی که
‫از من و خانواده‌مون و ماریا می‌نوشتی،

13:21.133 --> 13:24.011
‫اگه می‌دونست منم تمام این مدت
‫این راز رو ازش مخفی کردم...

13:25.638 --> 13:29.225
‫چرا بهش بگی، وقتی کار بهتر اینه که
‫کاغذ و قلمت رو کنار بذاری؟

13:30.643 --> 13:32.143
‫ولی نمی‌تونم دست بردارم

13:32.436 --> 13:33.604
‫مخصوصاً الان

13:33.605 --> 13:35.648
‫معلومه که می‌تونی.
‫چون الان یه راه فرار عالی داری

13:36.690 --> 13:37.525
‫منظورت این نیست که...

13:37.526 --> 13:39.984
‫همونقدر که نمایش دیشب کرسیدا
‫احمقانه بود

13:39.985 --> 13:43.655
‫ولی بهت لطف کرد. هیچوقت نمی‌تونه
‫مقاله قانع‌کننده‌ای بنویسه

13:43.656 --> 13:46.282
‫بذار اون ستون با اسم اون بمیره،
‫و هیچکس قضیه رو نمی‌فهمه

13:46.283 --> 13:49.661
‫الوئیز، الان خیلی وقته که سخت کار کردم

13:49.662 --> 13:53.289
‫از بین اون همه آدم، اجازه نمیدم
‫کرسیدا کاوپر اعتبارمو مال خودش کنه

13:53.290 --> 13:55.876
‫- دلم می‌شکنه!
‫- پس دل کالین چی؟

13:56.836 --> 13:59.004
‫- وقتی حقیقت رو بفهمه دلش می‌شکنه
‫- ولی...

14:00.339 --> 14:03.175
‫بانو ویسلداون اسم منه، نه اون

14:04.635 --> 14:06.512
‫اسمت قراره بریجرتون بشه

14:11.433 --> 14:12.933
‫نمی‌تونی جفتش باشی

14:19.567 --> 14:21.067
‫بیشتر عمرم...

14:23.279 --> 14:25.781
‫جزئی از خانواده شما بودن،
‫تنها چیزی بود که می‌خواستم

14:32.746 --> 14:36.667
‫و یه زمانی بود که من هر چیزی می‌دادم
‫تا بفهمم بانو ویسلداون کیه

14:41.171 --> 14:42.798
‫یه مدت عملکرد خوبی داشتی

14:43.716 --> 14:45.301
‫ولی فقط شایعاته

14:46.051 --> 14:47.551
‫رهاش کن

15:14.204 --> 15:15.706
‫علیاحضرت منتظرتون هستن

15:29.929 --> 15:35.392
‫خب... این خانم جوونیه که
‫ادعا می‌کنه بانو ویسلداونه

15:36.560 --> 15:38.060
‫بله، اعلی‌حضرت

15:38.729 --> 15:41.440
‫و چرا الان پا پیش گذاشتی؟

15:43.734 --> 15:48.197
‫می‌خوام پاداشم رو مطالبه کنم،
‫علیاحضرت

15:49.782 --> 15:53.743
‫۵۰۰۰ پوند ناقابل
‫برای بانو ویسلداون بزرگ چیزی نیست

15:53.744 --> 15:55.663
‫پولش رو می‌خوای، مگه نه؟

15:57.456 --> 15:59.958
‫مطالبه‌ش می‌کنم تا کس دیگه‌ای نتونه
‫چیزی رو که حق منه بگیره

15:59.959 --> 16:02.795
‫خب، من پای حرفم هستم

16:03.462 --> 16:07.549
‫به محض اینکه آخرین مقاله‌ت رو
‫بهم بدی، پاداشت رو میدم

16:08.884 --> 16:10.928
‫همونی که امروز صبح باید منتشر میشد

16:15.557 --> 16:18.686
‫عذر می‌خوام علیاحضرت. می‌دونین...

16:21.438 --> 16:25.066
‫با جایزه‌ای که برام تعیین شده بود،
‫ناشرم محتاط شده

16:25.067 --> 16:29.320
‫ولی خیلی زود
‫مقاله رو منتشر می‌کنم

16:29.321 --> 16:31.365
‫دشمن خودت رو بشناس، دوشیزه کاوپر

16:33.575 --> 16:36.662
‫من بانو ویسلداون رو
‫به اندازه خودم می‌شناسم

16:37.204 --> 16:40.791
‫بزرگترین نقطه قوتش اینه که
‫چشمش به همه چیز هست

16:41.959 --> 16:44.962
‫تو توی زندگیت
‫به غیر از خودت چی رو دیدی؟

16:50.551 --> 16:52.051
‫خیلی چیزها دیدم

16:53.887 --> 16:57.891
‫همین دیشب،
‫دوشیزه فرانچسکا و لرد کیلمارتین رو دیدم

16:58.392 --> 17:00.519
‫تمام شب در خونه بریجرتون بودن

17:02.813 --> 17:04.397
‫ولی مطمئنم که هنوز وقت هست،

17:04.398 --> 17:06.190
‫که دوشیزه فرانچسکار رو

17:06.191 --> 17:07.568
‫به مارکیز نزدیک کنیم

17:07.569 --> 17:11.195
‫دوشیزه کاوپر،
‫بانو ویسلداون واقعی،

17:11.196 --> 17:14.824
‫هیچوقت همچین پیشنهاد
‫پیش پاافتاده‌ای رو برای کمک نمیده

17:14.825 --> 17:19.120
‫بدون یه حریف شایسته،
‫دیگه اهمیتی نمیدم که دوشیزه فرانچسکا

17:19.121 --> 17:21.373
‫چه زوج بی‌خاصیتی رو انتخاب کنه

17:22.374 --> 17:25.669
‫تا زمانی که نتونی
‫یه مقاله متقاعد کننده چاپ کنی،

17:26.837 --> 17:29.631
‫دیگه نمی‌خوام توی دربارم ببینمت

17:41.101 --> 17:42.601
‫کرسیدا

17:42.936 --> 17:45.022
‫حق نداری چیزی منتشر کنی

17:46.106 --> 17:48.900
‫چاره‌ای ندارم مامان.
‫اون منو از جامعه طرد می‌کنه

17:48.901 --> 17:51.486
‫پدرت قبلاً تو رو
‫از جامعه طرد کرده

17:51.487 --> 17:53.237
‫من نمیرم پیش عمه جوانا زندگی کنم

17:53.238 --> 17:54.864
‫و چیکار می‌کنی وقتی که...

17:54.865 --> 17:57.784
‫وقتی لیدی ویسلداون واقعی
‫تصمیم بگیره چیزی منتشر کنه؟

17:57.785 --> 18:01.079
‫خب، امروز صبح چیزی منتشر نکرده.
‫شاید ترسوندمش

18:01.080 --> 18:02.580
‫دیگه چیکار می‌تونم بکنم؟

18:03.082 --> 18:06.084
‫چاپ یه مقاله ممکنه
‫تنها شانسم برای جلب لطف ملکه باشه

18:06.085 --> 18:09.754
‫اگه چیزی منتشر کنی و
‫اصرار کنی که ویسلداون هستی،

18:09.755 --> 18:11.673
‫هیچکس باهات ازدواج نمی‌کنه

18:12.424 --> 18:14.593
‫الان هم هیچکس باهام ازدواج نمی‌کنه

18:23.977 --> 18:27.563
‫خب، خیلی دوست دارم
‫صبحونه ازدواج رو اینجا بخوریم

18:27.564 --> 18:30.900
‫مگه اینکه مادر شما دوست داشته باشه
‫میزبانش باشه، لرد کیلمارتین

18:30.901 --> 18:34.487
‫خودم اگه فقط یه بچه داشتم،
‫شاید برای شانسم می‌جنگیدم

18:34.488 --> 18:36.697
‫ما هنوز نامزدیمون رو اعلام نکردیم، مامان

18:36.698 --> 18:38.075
‫بذار اول اونو حل و فصل کنیم

18:38.076 --> 18:41.870
‫تنها چیزی که مادرم ممکنه براش بجنگه
‫اینه که هیچوقت میزبان نباشه

18:44.206 --> 18:46.499
‫باید در مورد اعلام نامزدی صحبت کنیم

18:46.500 --> 18:50.170
‫- تا جایی که به ملکه مربوط...
‫- راستش در موردش صحبت کردیم

18:51.338 --> 18:53.756
‫متوجه‌ام که من اولین انتخاب ملکه

18:53.757 --> 18:55.092
‫برای دخترتون نبودم

18:55.093 --> 18:58.095
‫خب، فقط به این دلیل که
‫توجه زیادی به فرانچسکا داره

18:58.720 --> 19:03.057
‫فقط فکر می‌کنم عاقلانه ست که
‫قبل از اعلام قصدتون،

19:03.058 --> 19:06.602
‫تا نزدیک پایان فصل صبر کنین

19:06.603 --> 19:09.772
‫اینجوری همه می‌تونیم برای عروسی
‫به خونه‌های ییلاقی‌مون بریم،

19:09.773 --> 19:13.569
‫و ملکه می‌تونه در شروع فصل آینده
‫یه شخص جدید انتخاب کنه

19:15.904 --> 19:17.739
‫فقط اینکه...

19:19.324 --> 19:21.160
‫نمی‌خوایم اینقدر صبر کنیم

19:21.869 --> 19:24.288
‫می‌خوایم با هم تشکیل خانواده بدیم

19:24.997 --> 19:28.333
‫فکر می‌کنیم صحبت با ملکه
‫شاید عاقلانه‌ترین تصمیم باشه

19:30.794 --> 19:32.921
‫باشه، اگه فکر می‌کنین اینطور بهتره

19:36.884 --> 19:40.053
‫دوست داریم تو با ملکه صحبت کنی

19:55.694 --> 20:01.199
‫دارم به روبان‌های زرد
‫روی نرده‌ها فکر می‌کنم،

20:01.200 --> 20:05.161
‫و... گله‌ای طلاکوب که کالسه رو پوشوندن

20:05.162 --> 20:07.705
‫از کلیسا تا محل پذیرایی

20:07.706 --> 20:09.582
‫خیلی باسلیقه ست، بانوی من

20:09.583 --> 20:12.252
‫و ما سوار چی بشیم؟ یه گاری؟

20:13.378 --> 20:15.880
‫من وقتی ازدواج کردم
‫گل‌های طلاکوب نداشتیم

20:15.881 --> 20:18.425
‫به خاطر اینه که تو
‫با یه مرد خیلی پولدار ازدواج نکردی

20:21.595 --> 20:23.221
‫خودم می‌برمت، عشق من

20:23.222 --> 20:24.264
‫نه

20:24.265 --> 20:25.765
‫کالسکه طلاکوب رو ترجیح میدم

20:25.766 --> 20:28.769
‫نمی‌فهمم چرا پنه‌لوپه
‫باید همچین چیزایی نصیبش بشه

20:29.353 --> 20:32.563
‫عروسی مطمئناً
‫به اندازه بارداری مهم نیست

20:32.564 --> 20:34.064
‫پنه‌لوپه کجاست؟

20:34.733 --> 20:36.693
‫نباید هنوز ناخوش باشه

20:37.736 --> 20:39.236
‫پنه‌لوپه؟

20:39.863 --> 20:41.363
‫«پنه‌لوپه»

20:52.584 --> 20:54.211
‫این بالا چیکار می‌کنی؟

20:57.756 --> 21:00.801
‫مقاله‌های قدیمی ویسلداون رو می‌خونی

21:01.385 --> 21:03.053
‫هنوز حالم خوب نیست

21:04.888 --> 21:06.388
‫پنه‌لوپه

21:07.391 --> 21:11.937
‫تو تونستی علاقه یه مرد
‫با نام و نشون بزرگی رو به دست بیاری

21:13.063 --> 21:15.731
‫بقیه عمرت رو داری
‫که دراز بکشی و کاری نکنی

21:15.732 --> 21:19.402
‫ولی الان تا وقتی به محراب کلیسا نری،
‫و ازدواج نکنی،

21:19.403 --> 21:22.571
‫وظیفه‌ت اینه که
‫به آقای بریجرتون این احساس رو بدی

21:22.572 --> 21:26.033
‫که انگار مهمترین آدم دنیاست

21:26.034 --> 21:29.371
‫باید کاملاً به شوهرت رسیدگی کنی

21:30.664 --> 21:33.250
‫به رویاهاش، آرزوهاش

21:34.668 --> 21:36.168
‫حداقل این اولش

21:39.298 --> 21:40.882
‫رویاهای خودم چی؟

21:44.720 --> 21:46.220
‫کدوم رویاها؟

21:47.472 --> 21:49.057
‫زن‌ها رویایی ندارن

21:50.600 --> 21:52.100
‫اونا شوهر دارن

21:54.187 --> 21:56.898
‫و اگه خوش‌شانس باشی و
‫نقش خودتو به خوبی انجام بدی،

21:57.691 --> 21:59.776
‫گاهی اوقات چیزی که آرزوشو داری،

22:00.444 --> 22:03.113
‫می‌تونه برآورده بشه... از طریق اون

22:13.957 --> 22:16.334
‫پدرت می‌تونه ظالم باشه

22:16.335 --> 22:17.835
‫یه مرد ضعیف

22:22.549 --> 22:25.302
‫من شوهرمو برای امنیت خاطر انتخاب کردم،

22:26.511 --> 22:28.430
‫ولی حتی نتونست همین هم فراهم کنه

22:32.809 --> 22:34.394
‫ولی شما دخترها رو بهم داد

22:35.937 --> 22:40.108
‫و بزرگترین آرزوم همیشه این بوده که
‫شما سه تا شانستون بهتر از من بشه

22:41.985 --> 22:43.485
‫و تو اینطوری

22:49.242 --> 22:50.742
‫تو خوش‌شانسی، پنه‌لوپه

22:51.495 --> 22:53.205
‫قدرشو بدون

23:39.251 --> 23:41.293
‫غذا خوردن باهات لذت‌بخشه

23:41.294 --> 23:43.003
‫فکر کنم اولین بارمونه

23:43.004 --> 23:47.633
‫خب، اگه از شیرینی‌های آشپزم خوشت میاد،
‫فکر کنم عاشق تمام غذاهاش میشی

23:47.634 --> 23:49.719
‫سعی داری منو
‫آشپزتو برام جور کنی؟

23:50.637 --> 23:52.930
‫اواخر این هفته
‫میزبان یه مهمونی شام هستم

23:52.931 --> 23:55.099
‫برای خودم و تو و دوست عزیزم پاول

23:55.100 --> 23:56.226
‫میای؟

23:56.227 --> 23:58.894
‫قراره قصدم در مورد تو
‫تحت بررسی دقیق قرار بگیره؟

23:58.895 --> 24:01.273
‫یه همچین چیزی

24:02.315 --> 24:04.234
‫به هر حال، من با خانواده‌ت آشنا شدم

24:04.776 --> 24:06.695
‫حالا نوبت توئه که
‫عزیزان منو ملاقات کنی

24:13.368 --> 24:15.327
‫عالیه

24:15.328 --> 24:16.828
‫تو...

24:23.670 --> 24:26.589
‫- وای
‫- به سلامتی، لرد کیلمارتین

24:26.590 --> 24:29.718
‫امیدوارم خیلی خیلی زود
‫به خانواده ما بپیوندی

24:30.343 --> 24:33.512
‫- خوشحالم که امشب اینجایی
‫- باعث افتخارمه

24:33.513 --> 24:38.142
‫روحیه‌ت امشب بالاست.
‫با عشق همه مشکلاتت حل شده؟

24:38.143 --> 24:41.563
‫آقایون!
‫یکی از بهترین بطری‌های برندی من

24:42.564 --> 24:44.482
‫نمی‌تونم بذارم به مالک جدید برسه

24:44.483 --> 24:47.318
‫یکی دیگه؟ کاری می‌کنی آرزو کنیم
‫کاش هر هفته یه باشگاه رو تعطیل کنی

24:47.319 --> 24:49.196
‫متاسفانه این آخرین بطریه

24:55.952 --> 24:58.787
‫لعنتی. فکر کردم حداقل
‫چند تا گیلاس بشه

24:58.788 --> 25:01.790
‫همه‌شو خودت باید بخوری،
‫که آخرین شبت رو

25:01.791 --> 25:03.292
‫به عنوان مالک این جای خوب جشن بگیری

25:03.293 --> 25:05.711
‫منظورتون اینه که
‫برای آخرین شبم سوگواری کنم

25:05.712 --> 25:07.630
‫نوشیدنی ترحم برانگیزت رو رد می‌کنم

25:07.631 --> 25:10.675
‫خب اگه یه نوشیدنی ترحم برانگیزه
‫پس شاید من لیاقتشو دارم

25:12.010 --> 25:13.053
‫چیه؟

25:13.054 --> 25:14.637
‫- تو؟
‫- راست میگی

25:14.638 --> 25:19.141
‫عشق اونقدر منو صاف و ساده کرده که
‫این هفته حتی نتونستم یه جمله بنویسم

25:19.142 --> 25:20.809
‫واقعاً شکنجه‌آوره

25:20.810 --> 25:22.812
‫چی می‌خواستی بنویسی؟

25:24.231 --> 25:26.149
‫راستش دارم یه دست‌نوشته می‌نویسم

25:27.651 --> 25:28.692
‫واقعاً؟

25:28.693 --> 25:29.944
‫- آره
‫- آره؟

25:29.945 --> 25:31.445
‫در مورد چیه؟

25:31.613 --> 25:33.864
‫دارم داستان سفرهامو ویرایش می‌کنم

25:33.865 --> 25:35.950
‫یا حداقل از نظر تئوری

25:35.951 --> 25:37.953
‫نه، نه، نه!

25:38.745 --> 25:40.163
‫چیه؟ به نظرت تو لیاقتشو داری؟

25:40.164 --> 25:44.041
‫تو حداقل برای زندگیت یه جهتی داری،
‫در حالی که من شناورم،

25:44.042 --> 25:46.710
‫بی‌هدف، بدون هیچ مسیر مشخصی به جلو

25:46.711 --> 25:49.548
‫چیه؟

25:50.048 --> 25:52.425
‫و در شادترین حالت توی عمرت نیستی؟

25:53.218 --> 25:54.594
‫درسته. درسته آره

25:54.595 --> 25:56.221
‫به نظرم نوشیدنی مال منه

25:57.889 --> 25:59.848
‫اگه درست متوجه شده باشم،

25:59.849 --> 26:02.977
‫برنده این بازی کسیه که
‫خوش‌شانس‌ترین باشه

26:02.978 --> 26:06.146
‫نه! لطفاً شروع نکن به
‫زدن حرف‌های احساسی در مورد خواهرمون

26:06.147 --> 26:08.774
‫می‌خواستم بگم که بین ما
‫من از همه خوش‌شانس‌ترم،

26:08.775 --> 26:10.944
‫چون یه بطری دیگه دیدم

26:14.531 --> 26:16.992
‫- یکی دیگه داره!
‫- یکی داره!

26:19.202 --> 26:21.162
‫به این میگن خوش‌شانسی!

26:21.830 --> 26:23.330
‫- چشم عقاب
‫- آره

26:25.292 --> 26:26.792
‫محشره

26:27.627 --> 26:28.628
‫ممنون

26:28.629 --> 26:30.963
‫به افتخار باشگاه معرکه آقای موندریچ

26:30.964 --> 26:32.465
‫- به افتخار باشگاه
‫- به افتخار باشگاه

26:35.719 --> 26:37.011
‫- وای
‫- یکی دیگه

26:37.012 --> 26:38.388
‫باید تمومش کنیم

26:38.389 --> 26:40.807
‫آره. اومدی توی خانواده‌مون

26:42.142 --> 26:43.809
‫نه. دیگه بسمه

26:43.810 --> 26:45.310
‫یکی برای تو، موندریچ

26:51.484 --> 26:53.153
‫برای یه دور دیگه هم هست

27:03.121 --> 27:04.621
‫ویسلداون

27:06.207 --> 27:08.460
‫این کلام خداوند است

27:09.461 --> 27:11.254
‫خدا را شاکریم

27:11.796 --> 27:14.090
‫خب، امروز

27:15.133 --> 27:17.635
‫ازدواج قریب‌الوقوعی رو اعلام می‌کنم

27:17.636 --> 27:21.139
‫بین آقای کالین بریجرتون،

27:21.723 --> 27:24.100
‫و دوشیزه پنه‌لوپه فدرینگتون

27:26.478 --> 27:29.481
‫این اولین باره که می‌پرسم

27:31.191 --> 27:33.942
‫اگه هرکدوم از شما
‫از علت یا مانعی باخبره،

27:33.943 --> 27:38.740
‫که این دو نفر نباید
‫با ازدواج مقدس به هم بپیوندن،

27:41.201 --> 27:43.495
‫باید اعلامش کنین

27:49.959 --> 27:50.794
‫خیلی‌خب

27:50.795 --> 27:52.629
‫آقای بریجرتون

27:53.672 --> 27:55.798
‫و دوشیزه فدرینگتون

27:55.799 --> 28:00.428
‫سه هفته دیگه اینجا ازدواج خواهند کرد

28:02.514 --> 28:06.016
‫امروز، همچین ازدواج قریب‌الوقوع

28:06.017 --> 28:10.188
‫لرد چارلز چو و
‫دوشیزه اِما کنورثی رو اعلام می‌کنم

28:11.398 --> 28:13.983
‫این دومین باره که می‌پرسم

28:14.818 --> 28:17.611
‫اگه هرکدوم از شما
‫از علت یا مانعی باخبره،

28:17.612 --> 28:22.199
‫که این دو نفر نباید
‫با ازدواج مقدس به هم بپیوندن،

28:22.200 --> 28:24.494
‫باید اعلامش کنین

28:29.624 --> 28:31.124
‫خیلی‌خب

28:31.292 --> 28:34.837
‫لرد چو و دوشیزه کنورثی
‫تا دو هفته دیگه

28:34.838 --> 28:37.006
‫در اینجا ازدواج خواهند کرد

28:38.842 --> 28:42.137
‫و حالا به آخر صحبت‌های امروزم می‌رسم

28:43.430 --> 28:46.849
‫خب، با آرامش پیش برین،

28:46.850 --> 28:50.103
‫و خداوند را دوست بدارید
‫و به اون خدمت کنید

29:03.533 --> 29:05.201
‫یه لحظه دیگه میام

29:09.330 --> 29:12.375
‫- خوشحالم می‌بینم حالت خوبه
‫- خیلی بهتر شدم

29:12.959 --> 29:15.295
‫و به زودی، رسماً ازدواج می‌کنیم

29:15.795 --> 29:17.379
‫هنوز می‌خوای؟

29:17.380 --> 29:19.090
‫کالین، آخه چرا نباید بخوام؟

29:22.510 --> 29:26.014
‫می‌دونم یه چیزی هست که
‫می‌خواستی بهم بگی

29:32.562 --> 29:35.815
‫یه چیزی هست که
‫خیلی وقته می‌خوام بهت بگم

29:41.404 --> 29:44.783
‫اینکه از همون لحظه‌ای که
‫همدیگه رو دیدیم دوستت داشتم

29:47.535 --> 29:49.579
‫واقعاً یه مدت خیلی طولانی شرم‌آور

29:51.664 --> 29:54.542
‫حتی سال‌هایی که
‫تظاهر می‌کردم دوستت‌ام، ولی...

29:55.585 --> 29:57.085
‫در خفا دوستت داشتم

29:58.296 --> 30:00.340
‫همیشه دوستت داشتم، کالین

30:08.181 --> 30:10.766
‫برای اینکه زودتر ندیدمت،

30:10.767 --> 30:13.977
‫یک عمر ازت طلب بخشش خواهم کرد

30:13.978 --> 30:15.478
‫نیازی نیست

30:16.314 --> 30:19.609
‫هیچی توی دنیا بیشتر از با تو بودن
‫منو خوشحال نمی‌کنه

30:27.325 --> 30:28.825
‫کالین، چیکار می‌کنی؟

30:29.202 --> 30:30.702
‫می‌رقصم،

30:31.079 --> 30:34.332
‫با همسر آینده‌م،
‫توی کلیسایی که توش ازدواج می‌کنیم

30:39.879 --> 30:41.965
‫هیچوقت توی بچگی تنبیه نشدی؟

30:53.351 --> 30:55.061
‫با توجه به اون...

30:57.397 --> 30:58.897
‫برادر؟

31:00.567 --> 31:01.401
‫خواهر

31:01.402 --> 31:04.319
‫بانو کزیک رو معرفی می‌کنم

31:04.320 --> 31:05.905
‫قبلاً همدیگه رو دیدین؟

31:07.198 --> 31:08.700
‫فکر نکنم دیده باشیم

31:09.409 --> 31:11.160
‫لرد اندرسون هستم. خوش‌وقتم

31:12.620 --> 31:15.539
‫- می‌خواستم با یه نفر صحبت کنم...
‫- باعث افتخارمه

31:15.540 --> 31:17.916
‫اومدن شما، نقل مجالس شهر بود

31:17.917 --> 31:19.585
‫خیلی مشتاق دیدنتون بودم

31:19.586 --> 31:22.922
‫پس میرم که بیشتر با هم آشنا بشین

31:24.591 --> 31:27.342
‫خواهرتون میگه که
‫شما هم مثل من بیوه هستین

31:27.343 --> 31:28.843
‫عجب

31:30.555 --> 31:32.055
‫خب...

31:33.808 --> 31:35.308
‫سلام، الوئیز

31:47.530 --> 31:49.030
‫نه. نه

31:59.584 --> 32:03.378
‫می‌دونی، اگه می‌خوای توبه کنی
‫باید بری داخل کلیسا

32:03.379 --> 32:06.131
‫الوئیز، یواشکی اومدم.
‫لطفاً به کسی نگو اینجام

32:06.132 --> 32:08.050
‫فکر می‌کردم از توجه لذت می‌بری

32:08.051 --> 32:10.595
‫- من برای توجه نیومدم
‫- پس برای چی اومدی؟

32:12.513 --> 32:16.099
‫شاید چون...
‫زندگی مخفیانه، پر از تنهاییه

32:16.100 --> 32:19.937
‫و خواستم ببین احتمالاً
‫دوست داری بیای پیشم؟

32:19.938 --> 32:22.689
‫تو از کلمات خیلی خوشت میاد.
‫حداقل از خوندن،

32:22.690 --> 32:25.233
‫و شاید بخوای
‫توی نوشتن ستون بهم کمک کنی؟

32:25.234 --> 32:28.320
‫کرسیدا، یادت نیست پارسال
‫در موردم چی نوشته بودی؟

32:28.321 --> 32:30.156
‫چیزی که به اسم ویسلداون نوشتی؟

32:31.532 --> 32:33.032
‫البته

32:33.576 --> 32:36.412
‫ببخشید.
‫نمی‌دونم چی نوشتم، واقعاً میگم

32:37.830 --> 32:39.790
‫ولی با همدیگه،
‫می‌تونیم اشتباهات رو درست کنیم،

32:39.791 --> 32:42.834
‫با تمجید از شخصیتت توی اولین مقاله‌مون

32:42.835 --> 32:47.172
‫نمی‌خوام همکار تو باشم.
‫و دیگه نمی‌تونم دوستت باشم

32:47.173 --> 32:48.673
‫متاسفم

32:51.302 --> 32:53.054
‫واقعاً به خاطر ویسلداونه؟

32:57.016 --> 32:59.143
‫جای تعجب نیست که پنه‌لوپه ولت کرد

33:01.229 --> 33:02.730
‫فقط بلدی حرف بزنی

33:03.982 --> 33:07.318
‫مشخصه حسادت می‌کنی که
‫برای خودم کسی شدم

33:11.656 --> 33:13.533
‫شاید به ویسلداون حسادت کنم

33:14.659 --> 33:16.159
‫یه شاهکاره

33:16.995 --> 33:19.788
‫و بعد از گذروندن یه فصل
‫که حس کردم تقریباً نامرئی‌ام،

33:19.789 --> 33:22.542
‫درک می‌کنم که چرا
‫کسی مجبور به نوشتن همچین چیزی بشه

33:25.670 --> 33:28.214
‫موفقیتی رو که به سختی به دست آوردی
‫بهت تبریک میگم

33:43.187 --> 33:44.647
‫معلومه که بچه‌ت دختره

33:44.648 --> 33:47.649
‫برای همینه که این اواخر
‫درخششت کمتر شده

33:47.650 --> 33:48.609
‫منظورت چیه؟

33:48.610 --> 33:51.153
‫میگن نوزادهای دختر
‫زیبایی آدمو می‌دزدن

33:51.154 --> 33:52.821
‫قبول نداری، مامان؟

33:52.822 --> 33:55.783
‫چه زوج دلربایی هستن، مگه نه؟

34:00.538 --> 34:03.249
‫فکر کنم تو
‫به اندازه یه جعبه شکلات جذابی

34:05.793 --> 34:08.837
‫فکر کنم برای
‫اعلام بعدی خبر ازدواج برمی‌گردی

34:08.838 --> 34:10.965
‫آره

34:12.717 --> 34:15.343
‫خواستن از طرفشون
‫با ملکه صحبت کنم

34:15.344 --> 34:18.764
‫آره، بهتر تو باشی تا خودشون.
‫ملکه منتظر یه نمایشه

34:18.765 --> 34:22.350
‫و با این دو تا... هنوز مدت زیادی
‫ساکت کنار هم می‌شینن؟

34:22.351 --> 34:24.352
‫خب، الان بیشتر حرف می‌زنن

34:24.353 --> 34:26.730
‫خیلی بهشون احترام می‌ذارم

34:26.731 --> 34:29.608
‫فقط نگرانم اگه ملکه
‫بیش از حد فشار بیاره...

34:29.609 --> 34:33.111
‫ممکنه ببینه که هنوز یه کم شک داری

34:33.112 --> 34:35.572
‫اگه فراچسکا خوشحال و راضی باشه
‫شک من مهم نیست

34:35.573 --> 34:37.449
‫ولی اگه ملکه بهشون شک داشته باشه مهمه

34:37.450 --> 34:40.620
‫شاید تصمیم بگیره
‫با ازدواجشون مخالفت کنه

34:44.374 --> 34:48.001
‫بیا اینجا. عزیزم

34:48.002 --> 34:49.502
‫بانو دنبری

34:50.004 --> 34:51.130
‫معرکه نبود؟

34:51.131 --> 34:53.466
‫- آره!
‫- فوق‌العاده بود!

34:54.050 --> 34:57.803
‫یه جورایی، ایوان تمام منظره میدون رو گرفته

34:57.804 --> 35:00.181
‫که یه جوری هوشمندانه ست

36:40.573 --> 36:43.575
‫صندلی ملکه باید بالاتر باشه،
‫درست در وسط پنجره‌ها

36:43.576 --> 36:46.287
‫و مطمئن بشین وقتی وارد میشه
‫هیچی جلوی دیدش رو نگرفته باشه

36:51.083 --> 36:52.585
‫لذت می‌بری؟

36:55.296 --> 36:59.175
‫از این ایده لذت می‌برم که
‫بهترین مجلس رقص تاریخ مِیفر رو ترتیب بدم

37:04.931 --> 37:08.975
‫دستمال‌های سبز نسبتاً خوب‌ان،
‫ولی یه کم کمرنگ‌ان

37:08.976 --> 37:11.478
‫پس بیشتر نقره‌ای رو می‌پسندم

37:11.479 --> 37:15.899
‫یه ترکیب خیلی زیبا با بشقاب‌های کیکمون.
‫یا فکر می‌کنی زیادیه؟

37:15.900 --> 37:19.486
‫اصلاً. بیا بهترین عروسی‌ای که
‫میفر تا حالا دیده رو برگزار کنیم

37:19.487 --> 37:22.239
‫آره. چه حرف‌های گوش‌نوازی

37:22.240 --> 37:25.784
‫خب، برای کیک،
‫وارلی چهار طبقه پیشنهاد کرده،

37:25.785 --> 37:29.455
‫ولی با لیست مهمون‌هامون
‫باید پنج طبقه داشته باشیم

37:33.834 --> 37:37.004
‫- ممنون خانم دلاکروا
‫- ممنون که سریع آماده‌ش کردین

37:43.052 --> 37:44.719
‫دوشیزه پنه‌لوپه!

37:44.720 --> 37:46.889
‫خیلی وقته ندیدمت

37:48.516 --> 37:51.851
‫اون وقتی که پیکت
‫آخرین نوشته‌های ستونت رو آورد،

37:51.852 --> 37:53.770
‫نفهمیده بودم نامزد کردی

37:53.771 --> 37:55.773
‫آره. خیلی خوشحالم

37:56.357 --> 37:58.358
‫ببخشید. این چند هفته گذشته
‫خیلی سرم شلوغ بود

37:58.359 --> 37:59.859
‫برات خوشحالم

38:00.820 --> 38:02.946
‫و وقتی یواشکی میای
‫که ستونت رو بنویسی،

38:02.947 --> 38:05.240
‫فکر کنم به آقای بریجرتون میگی که...

38:05.241 --> 38:06.742
‫اومدم همینو بهتون بگم

38:08.202 --> 38:11.037
‫اجازه میدم خانم کاوپر
‫ستون رو به اسم خودش تموم کنه

38:11.038 --> 38:13.498
‫مقاله در مورد نامزدی خودم
‫آخرین چیزیه که می‌نویسم

38:13.499 --> 38:16.001
‫پنه‌لوپه، اون ستون کار تموم عمرته

38:16.002 --> 38:17.503
‫نمی‌تونم به نوشتن ادامه بدم

38:18.963 --> 38:22.967
‫یکی رو پیدا کردم که عاشقشم.
‫نمی‌خوام خرابش کنم

38:24.593 --> 38:28.014
‫مامانم گفت بیام برای چند تا نمونه پارچه
‫برای لباس عروسم

38:36.230 --> 38:39.025
‫می‌دونی، بخش مورد علاقه‌م
‫در مورد دوختن لباس...

38:40.276 --> 38:45.031
‫دیدن درخشش صورت یه زن
‫موقع پوشیدن اون لباسه

38:50.244 --> 38:52.788
‫نمی‌تونم تصور کنم
‫این احساس رو کنار بذارم

38:57.835 --> 38:59.335
‫در هر صورت،

39:00.296 --> 39:03.215
‫برات زیباترین لباس رو می‌دوزیم

39:12.308 --> 39:14.434
‫الان از باشگاهم اخراج شدم

39:14.435 --> 39:17.145
‫- چرا؟
‫- به خاطر دخترت!

39:17.146 --> 39:19.689
‫فکر کردی چرا؟
‫از جهیزیه محرومش می‌کنم

39:19.690 --> 39:21.983
‫ولی اینجوری تمام فرصت‌هاشو از دست میده

39:21.984 --> 39:25.821
‫برام مهم نیست.
‫الان دیگه هیچ مردی توی لندن نمی‌خوادش!

39:35.664 --> 39:37.164
‫مامان، چی شده؟

39:38.000 --> 39:40.586
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫چرا توی اتاقت نیستی؟

39:41.587 --> 39:44.465
‫توی اتاقم میز تحریر نیست.
‫دارم یه چیزی برای ویسلداون می‌نویسم

39:45.508 --> 39:47.008
‫خوبه

39:49.387 --> 39:54.850
‫پدرت به خاطر این قضایا
‫از باشگاهش اخراج شده

39:55.768 --> 39:57.478
‫داره از جهیزیه محرومت می‌کنه

39:58.938 --> 40:01.898
‫۵۰۰۰ پوند شاید پول زیادی
‫برای زندگی کردن نباشه،

40:01.899 --> 40:03.399
‫ولی به عنوان جهیزیه،

40:03.818 --> 40:07.863
‫اونقدر کافیه که
‫از این کشور برات شوهر جور کنه

40:09.031 --> 40:10.531
‫یا از روستا

40:11.200 --> 40:12.700
‫هر کسی

40:13.327 --> 40:14.869
‫قبل از اینکه ویسلداون واقعی

40:14.870 --> 40:17.748
‫تصمیم به انتشار یه مقاله دیگه بگیره،
‫باید اون پاداش رو بگیریم

40:18.749 --> 40:20.584
‫هر چی نوشتی رو برام بخون

40:33.556 --> 40:37.309
‫«خواننده عزیز، منم، بانو ویسلداون»

40:38.477 --> 40:41.188
‫«امروز، برای شما شایعات زیادی
‫در مورد خیلی جاها آورده‌ام»

40:41.981 --> 40:45.359
‫«نزدیک و دور، این ور و آن ور»

40:48.529 --> 40:50.029
‫همین؟

40:50.656 --> 40:52.156
‫تا اینجا

40:55.619 --> 40:57.119
‫وای خدا

40:57.288 --> 41:00.666
‫مامان، می‌ترسم

41:33.240 --> 41:37.745
‫«از بین تمام هرزه‌ها، چه مُرده و چه زنده
‫یه زن نویسنده، از همه سگ‌صفت‌تره»

41:38.412 --> 41:42.416
‫«اگه این درست باشه، پس این نویسنده
‫می‌خواد دندون‌هاش رو بهتون نشون بده»

41:45.461 --> 41:46.961
‫هوشمندانه ست

41:50.382 --> 41:51.882
‫پس تو پسر دومی؟

41:52.801 --> 41:55.763
‫و تمام تلاشمو می‌کنم که
‫مثل پسرهای دوم تنبل و بی‌خاصیت باشم

41:58.015 --> 42:00.350
‫وقتت رو با فعالیت‌های خلاقانه پر می‌کنی؟

42:00.351 --> 42:04.688
‫می‌نویسی؟ یا طرح می‌زنی؟
‫یا نقاشی می‌کنی؟

42:07.149 --> 42:09.026
‫نه. من...

42:13.405 --> 42:14.905
‫من...

42:15.366 --> 42:17.576
‫گاهی وقت‌ها توی مهمونی‌ها می‌رقصم

42:24.250 --> 42:26.377
‫پاول حامی هنره

42:27.044 --> 42:29.128
‫وقتش رو صرف حمایت از تئاتر می‌کنه

42:29.129 --> 42:31.381
‫- که اینطور
‫- من و تیلی اینجوری با هم آشنا شدیم

42:31.382 --> 42:34.634
‫- می‌دونی که هر هفته توی جایگاه مخصوصه
‫- نمی‌دونستم

42:34.635 --> 42:36.886
‫اولین روزی که دیدمش رو
‫هیچوقت فراموش نمی‌کنم

42:36.887 --> 42:39.055
‫بعد از اجرای نمایش هیاهوی بسیار برای هیچ،

42:39.056 --> 42:41.349
‫رفتم پشت صحنه، و اون اونجا بود،

42:41.350 --> 42:44.937
‫به خاطر سانسور نمایشنامه
‫داشت مغز کارگردان رو می‌خورد

42:46.272 --> 42:48.273
‫یعنی باید تحمل کنم یه کودن،

42:48.274 --> 42:51.234
‫یه شاهکار ادبی رو به گند بکشه؟

42:51.235 --> 42:52.735
‫بذار حدس بزنم

42:53.112 --> 42:55.864
‫بهت گفت «خیلی خیلی ازش بترس؟»

42:59.952 --> 43:02.538
‫- دقیقاً همین
‫- باید هم بترسین، جفتتون

43:07.418 --> 43:08.918
‫نوشیدنی آقای بریجرتون تموم شده

43:08.919 --> 43:10.419
‫بگو بندیکت

43:11.213 --> 43:12.713
‫بندیکت

43:15.050 --> 43:16.550
‫خب، بندیکت،

43:17.052 --> 43:19.053
‫تو اولین باری که تیلی رو دیدی
‫داشت برای کی نطق می‌کرد؟

43:19.054 --> 43:22.098
‫- بیخیال
‫- فکر کنم یه خلبان

43:22.099 --> 43:24.476
‫البته جمعیت داشتن طرف رو هو می‌کردن

43:43.746 --> 43:46.081
‫موسیقی امشب خیلی دلنشینه، مگه نه؟

43:54.048 --> 43:55.466
‫عصر بخیر

43:55.467 --> 43:57.176
‫لرد کیلمارتین

44:03.641 --> 44:05.309
‫دقیقاً، آره

44:30.334 --> 44:31.834
‫مارکوس

44:33.587 --> 44:36.548
‫چند تا دوست دیگه
‫که دوست دارم باهاشون آشنا بشی

44:38.258 --> 44:39.758
‫باعث افتخاره

44:40.469 --> 44:42.720
‫خانم‌ها، عصر بخیر

44:42.721 --> 44:46.642
‫بانو کزیک،
‫بانو گلاستر، بانو ویاکاسپری

44:53.482 --> 44:56.318
‫این رنگ رو دوست نداشتم،
‫ولی خیلی بهت میاد

44:56.985 --> 44:58.485
‫ممنون، مامان

45:02.950 --> 45:04.450
‫ممنون

45:05.536 --> 45:07.036
‫داری گریه می‌کنی؟

45:07.371 --> 45:08.871
‫- وای خدای من
‫- نه

45:09.540 --> 45:11.040
‫من حامله‌ام

45:11.208 --> 45:15.254
‫همه می‌دونن یه بچه
‫می‌تونه اشک رو به چشم مادرش بیاره

45:17.464 --> 45:19.550
‫نامزد خوشتیپت کجاست؟

45:22.636 --> 45:24.721
‫- آقای بریجرتون
‫- خانم و آقای موندریچ

45:24.722 --> 45:28.099
‫خیالم راحت میشه وقتی می‌بینم
‫با اینکه دیگه باشگاهتون رو نداریم،

45:28.100 --> 45:31.437
‫ولی حداقل میزبان
‫بدیع‌ترین مهمونی‌های فصل هستین

45:37.317 --> 45:39.027
‫علیاحضرت ملکه

45:41.363 --> 45:42.863
‫اومد

45:58.255 --> 46:02.634
‫همونطور که حدس می‌زدم...
‫بی‌روح و ملال‌انگیز

46:50.557 --> 46:52.057
‫بد نیست

46:52.643 --> 46:54.143
‫اصلاً بد نیست

47:12.746 --> 47:13.622
‫مامان؟

47:13.623 --> 47:15.707
‫الان سعی می‌کنین با ملکه صحبت کنی؟

47:19.294 --> 47:22.297
‫شاید بهتره اجازه بدیم
‫یه کم بیشتر جاگیر بشه

47:27.219 --> 47:29.512
‫شاید الان باید سعی کنیم
‫به ملکه نزدیک بشیم،

47:29.513 --> 47:31.348
‫نکنه زودتر بره

47:34.268 --> 47:35.768
‫من...

47:39.189 --> 47:40.816
‫باید صبر کنیم، فرانچسکا

47:41.400 --> 47:45.027
‫صبر کنیم؟ ولی اون هر مراسمی نمیره.
‫اگه امشب باهاش حرف نزنیم...

47:45.028 --> 47:47.738
‫با لیدی دنبری حرف می‌زنم
‫که یه وقت ملاقات برام بذاره

47:47.739 --> 47:50.324
‫الان همه چی خیلی آشفته ست

47:50.325 --> 47:52.034
‫مگه ملکه یه کم آشفتگی رو دوست نداره؟

47:52.035 --> 47:54.705
‫آره، ولی مهمه وقتی حس و حال خوبی داره
‫باهاش حرف بزنیم

47:55.247 --> 47:57.164
‫مامان، من... دوست ندارم صبر کنیم

47:57.165 --> 47:59.543
‫می‌دونم، ولی نمی‌خوام
‫همه چی رو براتون خراب کنم

48:04.047 --> 48:05.591
‫چطور ممکنه همه چی رو خراب کنی؟

48:07.092 --> 48:09.094
‫فکر نمی‌کنی از ازدواجمون استقبال کنه؟

48:12.598 --> 48:16.476
‫میرم یه نگاهی به اطراف بندازم

48:20.439 --> 48:22.524
‫قضیه این نیست، فرانچسکا

48:23.483 --> 48:25.568
‫حتی برای منم خیلی دلهره‌آوره

48:25.569 --> 48:27.653
‫تو قبلاً جلوی ملکه قرار گرفتی

48:27.654 --> 48:29.196
‫می‌ترسی همه چی رو خراب کنی،

48:29.197 --> 48:31.699
‫چون هنوز
‫از این ازدواج مطمئن نیستی، نه؟

48:31.700 --> 48:33.410
‫من حمایتت کردم

48:37.080 --> 48:39.082
‫سرسری حمایت کردی

48:42.044 --> 48:44.713
‫لرد کیلمارتین خیلی دوست داشتنیه

48:46.590 --> 48:48.090
‫ولی فقط...

48:48.258 --> 48:49.801
‫فقط چی مامان؟

48:55.140 --> 49:00.061
‫هر دلبستگی نباید دراماتیک باشه
‫یا سخت به دست بیاد

49:00.062 --> 49:02.814
‫چیزی که من و جان داریم،
‫صاف و ساده ست و...

49:03.607 --> 49:05.192
‫من دوستش دارم، مامان

49:06.777 --> 49:09.154
‫حتی اگه اون عشقی که برام می‌خوای نباشه

49:27.339 --> 49:29.799
‫میگم خیلی از اینجا لذت می‌برم

49:29.800 --> 49:31.300
‫یه لحظه ببخشید

49:40.644 --> 49:43.437
‫من... میرم دنبالش

49:43.438 --> 49:46.732
‫دیگه نمی‌خوام
‫با بیوه‌های مناسب ازدواج حرف بزنم

49:46.733 --> 49:48.317
‫با هرکس دوست داری حرف بزن،

49:48.318 --> 49:51.112
‫ولی به تو ربطی نداره که بری دنبال دوست من

49:51.113 --> 49:53.739
‫فقط تو نیستی که
‫به بانو بریجرتون اهمیت میدی

49:53.740 --> 49:57.577
‫باید همه چی رو ازم بگیری؟

49:59.162 --> 50:02.124
‫خواهر... کافیه

50:03.041 --> 50:06.419
‫هرکاری کردم
‫که باعث شده بهم غضب کنی،

50:06.420 --> 50:09.214
‫بگو تا حلش کنیم

50:10.465 --> 50:13.175
‫- در مورد پدره؟
‫- در مورد خیلی چیزاست

50:13.176 --> 50:15.886
‫در مورد اینه که
‫من بچه محبوب پدر بودم،

50:15.887 --> 50:17.388
‫چیزی که هیچیش دست من نبود

50:17.389 --> 50:19.266
‫اون موضوع برام اهمیتی نداره!

50:20.475 --> 50:21.977
‫چیزی که برام مهمه اینه که

50:22.561 --> 50:26.022
‫شانس خوشبخت شدن رو داشتم،

50:26.023 --> 50:28.275
‫و تو ازم گرفتیش

50:29.651 --> 50:31.862
‫چطوری شانس خوشبخت شدن رو ازت گرفتم؟

50:37.242 --> 50:40.327
‫شب قبل از عروسیم،

50:40.328 --> 50:43.081
‫تقریباً تونسته بودم فرار کنم

50:44.332 --> 50:46.584
‫فکر کردی نمی‌دونم که

50:46.585 --> 50:49.671
‫تو پیش پدرمون منو لو دادی؟

50:50.630 --> 50:52.883
‫شنیدم داره ازت تشکر می‌کنه

51:00.015 --> 51:01.432
‫- سوما...
‫- سوما!

51:01.433 --> 51:02.434
‫سوما...

51:02.435 --> 51:06.688
‫فکر کردی می‌تونی به اسم کوچیک صدام کنی
‫و اشتباهت رو درست کنی؟

51:07.773 --> 51:11.942
‫ممکنه جذابیتت
‫روی هر بیوه‌ای موثر باشه،

51:11.943 --> 51:14.237
‫ولی من تحت‌تاثیر قرار نمی‌گیرم

51:15.572 --> 51:19.159
‫حالا، اگه اجازه بدی...

51:20.911 --> 51:23.163
‫باید دوستمو پیدا کنم

51:42.641 --> 51:44.559
‫من زمان زیادی رو توی اجتماع نمی‌گذرونم

51:45.102 --> 51:46.852
‫تیلی از رفت و آمد خوشش میاد

51:46.853 --> 51:49.356
‫به نظرم همه چیز پر از ادا و ریاست

51:49.856 --> 51:51.358
‫همه قضاوتت می‌کنن

51:52.192 --> 51:55.070
‫نمی‌تونم تصور کنم
‫برای چی کسی باید تو رو قضاوت کنه

51:55.570 --> 51:58.031
‫پس تیلی همه ماجراهامون رو برات نگفته

52:08.333 --> 52:10.417
‫میشه یه سوال شخصی ازت بپرسم؟

52:10.418 --> 52:12.379
‫مگه سوال غیرشخصی هم
‫ارزش پرسیدن داره؟

52:14.756 --> 52:17.591
‫تو و بانو آرنولد رابطه خوبی دارین

52:17.592 --> 52:19.886
‫برام عجیبه که شما دوتا هیچوقت...

52:22.514 --> 52:24.723
‫راستش، جواب نده

52:24.724 --> 52:27.185
‫ظاهراً، شراب خیلی بی‌ادبم کرده

52:29.396 --> 52:30.896
‫خب،

52:31.022 --> 52:33.150
‫شراب خیلی جذابت هم کرده

52:41.533 --> 52:45.162
‫برم مطمئن بشم که
‫تیلی خودشو با دسر خفه نکرده باشه

52:48.915 --> 52:50.415
‫البته

53:13.356 --> 53:14.856
‫دسر آماده ست

53:16.026 --> 53:17.944
‫مطمئنم شکی که داشتم درسته

53:18.528 --> 53:20.530
‫- مطمئنی؟
‫- آره

53:38.215 --> 53:40.175
‫ما رو ببخش. فقط داشتیم...

53:40.717 --> 53:43.011
‫راستش... در مورد تو حرف می‌زدیم

53:48.099 --> 53:50.435
‫شاید دوست داشته باشی
‫بهمون ملحق بشی؟

53:51.436 --> 53:52.936
‫طبقه بالا

53:58.276 --> 53:59.776
‫من...

54:00.570 --> 54:03.530
‫یادم رفته بود،
‫قرار بود برم یه جایی

54:03.531 --> 54:05.031
‫منو ببخشید

54:25.262 --> 54:27.680
‫باید بگم که
‫این رقص با یه والس خصوصی،

54:27.681 --> 54:30.267
‫توی کلیسایی که قراره ازدواج کنیم
‫قابل مقایسه نیست

54:30.850 --> 54:33.895
‫خب،‌ شاید باید یه مقدار
‫حرکات نمایشی بهش اضافه کنیم

54:50.287 --> 54:51.871
‫بانو ویسلداونه!

55:00.672 --> 55:02.548
‫اون شیطانه!

55:02.549 --> 55:05.135
‫باهاش حرف نزن

55:06.594 --> 55:08.595
‫باعث رسوایی همه دخترها

55:08.596 --> 55:11.057
‫می‌تونین تصور کنین؟

55:16.688 --> 55:19.815
‫خب، این یکی از سرگرم‌کننده‌ترین
‫مهمونی‌هاییه که تا حالا رفتم

55:19.816 --> 55:22.276
‫بیارمش خدمتتون، علیاحضرت؟

55:22.277 --> 55:23.777
‫نه

55:24.446 --> 55:26.114
‫بذار یه کم بچرخه

55:26.990 --> 55:28.991
‫نمی‌ذارم شبمون رو خراب کنه

55:28.992 --> 55:30.492
‫آره، خوب می‌کنی

55:55.393 --> 55:56.893
‫حالا چیکار کنیم؟

55:57.187 --> 56:00.647
‫منتظر می‌مونیم...
‫تا ملکه احضارمون کنه،

56:00.648 --> 56:02.734
‫و سرمون رو بالا می‌گیریم

56:10.241 --> 56:12.035
‫دخترهامون رو برداریم و بریم؟

56:13.370 --> 56:16.539
‫خب، دوست دارم ببینم چه اتفاقی می‌افته

56:24.214 --> 56:26.924
‫حالا فهمیدی
‫چرا انقدر تحسینش می‌کنم؟

56:26.925 --> 56:28.634
‫از کرسیدا کاوپر متنفرم

56:28.635 --> 56:32.138
‫هرچند، به عنوان بانو ویسلداون،
‫نویسنده نسبتاً باهوشیه

56:32.931 --> 56:35.141
‫- آخ
‫- وای! ببخشید

56:35.850 --> 56:37.477
‫عادت ندارم انقدر برقصم

56:38.061 --> 56:39.561
‫اشکالی نداره

56:40.939 --> 56:45.484
‫داشتم دفتر خاطرات سفرم رو
‫به صورت یه دست‌نوشته ویرایش می‌کردم

56:45.485 --> 56:47.821
‫- با تشویق تو
‫- واقعاً؟

56:48.530 --> 56:50.030
‫تقریباً

56:50.073 --> 56:53.617
‫هنوز دارم بعضی جاها رو حذف می‌کنم...
‫قسمت‌های شخصی

56:53.618 --> 56:57.122
‫چرا؟ بین اونایی که خوندم
‫از اون قسمت‌هاش خیلی خوشم اومد

56:58.206 --> 57:01.042
‫خب، اون قسمت‌ها فقط برای تو هستن

57:05.463 --> 57:07.173
‫شاید بتونم برات ویرایششون کنم

57:07.882 --> 57:09.382
‫اگه بخوای

57:09.384 --> 57:11.302
‫قبل از اینکه برای یه کتابفروش بفرستیشون

57:12.053 --> 57:13.553
‫خیلی از نوشت لذت می‌برم،

57:14.431 --> 57:16.515
‫و نامه و این چیزها

57:16.516 --> 57:18.852
‫خب،‌ تو بهترین نامه‌ها رو می‌نویسی

57:19.519 --> 57:22.480
‫ولی دلم می‌خواد به خودم و تو ثابت کنم،

57:22.481 --> 57:25.442
‫که تنهایی هم می‌تونم از پسش بربیام

57:25.692 --> 57:27.360
‫می‌خوام لیاقت تو رو داشته باشم، پن

57:27.986 --> 57:29.486
‫البته که داری

57:34.200 --> 57:35.993
‫- وای!
‫- ببخشید

57:35.994 --> 57:38.371
‫به نظر میاد ملکه
‫دوشیزه کاوپر رو احضار کرده

57:40.081 --> 57:41.124
‫شاید بالاخره وقتش رسیده که

57:41.125 --> 57:43.376
‫بانو ویسلداون
‫با عواقب کارهاش روبرو بشه

57:48.506 --> 57:51.300
‫دوشیزه کاوپر،
‫شاید باید توضیح می‌دادم که

57:51.301 --> 57:55.012
‫نمی‌خوام توی دربارم
‫یا بیرون از اونجا ببینمت

57:55.013 --> 57:57.432
‫- علیاحضرت...
‫- امشب اینجا دعوت بودی؟

57:58.391 --> 57:59.891
‫نه، علیاحضرت

58:10.945 --> 58:13.323
‫فقط می‌خواستم یه هدیه بهتون بدم

58:31.424 --> 58:32.924
‫اون برگشته!

58:56.074 --> 58:58.034
‫خواننده‌ی عزیز و گرامی،

58:58.535 --> 59:01.746
‫میگن برای بدکاران آرامشی وجود نداره

59:02.247 --> 59:06.583
‫اگه حقیقت داشته باشه،
‫این نویسنده باید خیلی بافضیلت باشه،

59:06.584 --> 59:09.253
‫چون منم از فرجه کوتاهی که
‫برای زیر نظر گرفتن شما داشتم،

59:09.254 --> 59:11.171
‫حسابی لذت بردم

59:11.172 --> 59:13.966
‫نگران نباشین، من برگشتم،

59:13.967 --> 59:17.136
‫و به زودی با یه مقاله کامل برمی‌گردم

59:17.637 --> 59:20.473
‫ممکنه الان اسم منو بدونین،
‫ولی شک نکنین،

59:21.266 --> 59:23.268
‫من شما رو بهتر می‌شناسم

59:24.310 --> 59:27.355
‫ارادتمند شما، بانو ویسلداون

59:28.022 --> 59:31.776
‫یا برای همیشه، کرسیدا کاوپر

59:33.570 --> 59:36.906
‫خب، دوشیزه کاوپر،‌ مبهوت شدم

59:37.740 --> 59:40.284
‫غافلگیر شدم ولی هنوز مبهوتم

59:40.285 --> 59:44.037
‫- می‌تونیم صحبت کنیم...
‫- مشتاقانه منتظر مقاله فردا هستم

59:44.038 --> 59:45.873
‫می‌خوام چند تا شایعات ببینم

59:48.376 --> 59:50.753
‫بعد می‌تونیم در مورد پاداشت صحبت کنیم

01:00:07.145 --> 01:00:09.605
‫اون... ما باید...

01:00:09.606 --> 01:00:11.149
‫و... و حالا...

01:00:12.609 --> 01:00:14.109
‫باهام بیا

01:00:24.704 --> 01:00:26.204
‫همه‌ش تقصیر منه

01:00:26.581 --> 01:00:28.749
‫من راضیت کردم که بهش اجازه بدی
‫اسم ویسلداون رو بگیره

01:00:28.750 --> 01:00:31.126
‫و حالا یه جورایی
‫یه چیز منسجم نوشته،

01:00:31.127 --> 01:00:32.337
‫حتی منتشرش هم کرده

01:00:32.338 --> 01:00:35.297
‫- الوئیز، آروم باش
‫- ما یه هیولا ساختیم، پن

01:00:35.298 --> 01:00:38.550
‫هیولایی که به نظر میاد
‫دشمن من و خانواده‌مه

01:00:38.551 --> 01:00:40.510
‫مثل پارسال،
‫همه‌شونو توی خطر انداختم

01:00:40.511 --> 01:00:43.221
‫- اون تقصیر من بود
‫- نه. من بی‌ملاحظه بودم

01:00:43.222 --> 01:00:46.433
‫همونطور که الان، اون افعی رو
‫به خونه پدریم دعوت کردم

01:00:46.434 --> 01:00:49.187
‫یه افعی که
‫الان تقریباً اندازه ملکه قدرت داره

01:00:50.813 --> 01:00:52.690
‫اصلاً نباید باهاش دوست می‌شدم

01:00:57.362 --> 01:00:59.739
‫الوئیز... همه چی درست میشه

01:01:00.323 --> 01:01:01.823
‫چطوری؟

01:01:04.410 --> 01:01:06.245
‫چون قراره دوباره یه مقاله منتشر کنم

01:01:06.746 --> 01:01:09.832
‫با یه مقاله،
‫می‌تونم کرسیدا رو بی‌اعتبار کنم

01:01:11.209 --> 01:01:12.709
‫این فقط شایعه نیست

01:01:13.503 --> 01:01:15.171
‫ویسلداون قدرتمنده

01:01:15.713 --> 01:01:18.424
‫- پن...
‫- اولین مقاله‌مو یادته؟ چیزی که نوشتم؟

01:01:19.300 --> 01:01:21.093
‫آره... از بایرون نقل‌قول کرده بودی

01:01:21.094 --> 01:01:22.594
‫اون نه

01:01:23.346 --> 01:01:24.889
‫اون قسمت مربوط به من و خواهرهام

01:01:26.307 --> 01:01:28.850
‫«سه دوشیزه
‫به بازار ازدواج هجوم آوردن»

01:01:28.851 --> 01:01:31.979
‫«مثل خروس‌هایی غمگین
‫در کنار مادر بی‌ذوق و بی‌مزه‌شون»

01:01:33.106 --> 01:01:35.857
‫اعتراف می‌کنم
‫واج‌آراییش یه کم زیادی بود، ولی...

01:01:35.858 --> 01:01:39.195
‫ستون برای این شروع شد
‫چون توی خونه خودم احساس ناتوانی می‌کردم

01:01:40.279 --> 01:01:43.740
‫مجبور شدم یه سال زودتر بیام توی جمع‌ها
‫و هیچ حرفی برای گفتن نداشتم

01:01:43.741 --> 01:01:47.036
‫نوشتن تنها راهی بود که
‫حس می‌کردم می‌تونم حرف بزنم

01:01:48.204 --> 01:01:52.333
‫و باید از اون ستون استفاده می‌کردم
‫تا صدای بی‌صداها باشم

01:01:53.376 --> 01:01:57.296
‫من با قلمم خیلی آسیب رسوندم

01:01:59.924 --> 01:02:01.424
‫خواهش می‌کنم...

01:02:02.719 --> 01:02:04.512
‫بذار این بار
‫ازش برای یه کار خوب استفاده کنم

01:02:09.726 --> 01:02:11.894
‫باید فوراً یه مقاله کامل بدی بیرون

01:02:13.688 --> 01:02:15.188
‫قبل از اینکه کرسیدا این کارو بکنه

01:02:41.048 --> 01:02:42.550
‫هی!

01:02:55.480 --> 01:02:57.939
‫عذر می‌خوام بابت سفارش دیروقت

01:02:57.940 --> 01:02:59.650
‫یه مشکلاتی به وجود اومده بود

01:03:00.151 --> 01:03:02.236
‫بابت خدمات باعجله‌تون
‫دستمزد خوبی می‌گیرین

01:03:04.030 --> 01:03:05.530
‫هر کاری برای بانو ویسلداون می‌کنم

01:03:19.170 --> 01:03:20.463
‫کالین

01:03:20.464 --> 01:03:23.925
‫تو... دوشیزه ویسلداونی؟

01:03:24.926 --> 01:03:44.926
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
