WEBVTT

00:01.020 --> 00:08.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:08.020 --> 00:15.020
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:15.020 --> 00:22.020
‫مترجم: «محمدعلی sm»

00:29.900 --> 00:32.990
‫آروم‌‌تر!
‫با بچه‌ی تو شکمم که نباید بدوم

00:33.070 --> 00:36.360
‫- از کجا اینقدر مطمئنی؟
‫- کل شب رو داشتم بالا می‌آوردم

00:36.450 --> 00:39.200
‫این حالت تهوع حاملگی‌ای که داری
‫ربطی به صبح نداره؟

00:39.280 --> 00:42.200
‫چی شده؟ خدمتکارم گفت که
‫وارلی گفته یه کار فوری‌ـه

00:42.290 --> 00:43.370
‫- خواب بودم
‫- هیس

00:43.460 --> 00:46.690
‫ببین.
‫واسه خواهرت خواستگار اومده

00:48.080 --> 00:49.670
‫واسه‌تون گیاه آوردم

00:50.250 --> 00:54.520
‫تا همچنان بتونین از پشت پنجره
‫از طبیعت لذت ببرین

00:54.840 --> 00:56.540
‫ممنونم

00:56.720 --> 00:58.300
‫- چیزی شده؟
‫- ام...

00:59.680 --> 01:00.930
‫حالا چرا اون؟

01:01.010 --> 01:02.640
‫حتماً ازش باج گرفته

01:02.720 --> 01:04.850
‫یا تو کمد حبس‌ـش کرده

01:04.850 --> 01:07.190
‫به‌نظرت از همون معجونی استفاده کرده
‫که وارلی بهمون داد؟

01:07.190 --> 01:09.900
‫می‌دونم اون چی‌کار کرده.
‫کالین بریجرتون بهش کمک کرده

01:09.900 --> 01:13.610
‫مردم واسه ارتباط با بریجر‌تون‌ها
‫کارهای خیلی بدتر از این هم می‌کنن

01:13.610 --> 01:18.620
‫باید از تجربه‌ی آقای بریجرتون کمک بگیرم

01:20.830 --> 01:21.870
‫لرد دبلینگ

01:22.790 --> 01:25.290
‫به‌طور اتفاقی، اون یکی دخترهام هم اومدن

01:25.290 --> 01:27.920
‫و خواستن براتون روز خوشی رو آرزو کنن

01:27.920 --> 01:28.920
‫روز بخیر

01:31.300 --> 01:32.520
‫روز بخیر

01:33.130 --> 01:34.800
‫خیلی خوشحالیم که تشریف آوردین

01:34.800 --> 01:38.970
‫دخترم پنه‌لوپه، بیشتر اوقات
‫ کنار پنجره می‌شینه و مطالعه می‌کنه

01:39.050 --> 01:42.760
‫الان هم که به اتاق اومده
‫باید بابت‌‌ـش ازتون تشکر کنم

01:43.390 --> 01:47.250
‫جداً؟ دلیلی داره که
‫تا این اندازه به اون پنجره علاقه دارین؟

01:47.270 --> 01:49.940
‫کاناپه‌ـش از بقیه کاناپه‌ها راحت‌تره؟

01:49.940 --> 01:53.320
‫راحت‌تر که نه.
‫باید بگم که بیشتر از منظره لذت می‌برم

01:55.110 --> 01:57.360
‫اما دیگه ازش خسته شدم

01:58.280 --> 02:00.240
‫و خیلی خوشحالم که کنار شما هستم

02:17.920 --> 02:19.880
‫اوه،
‫فکر می‌کردم اینجا پیدات کنم

02:19.970 --> 02:21.590
‫همینطور هم شد

02:22.180 --> 02:26.600
‫قراره که امروز صبح، مارکی سامادانی
‫برای خواستگاری از فرانچسکا بیاد اینجا

02:26.600 --> 02:28.230
‫می‌تونم روی حضورت
‫حساب باز کنم؟

02:28.310 --> 02:31.840
‫به‌نظرم بهتره که این دفعه
‫حاضر نباشم

02:32.440 --> 02:35.320
‫اگه اونجا باشم،
‫بدون شک تموم بیسکوئیت‌ها رو می‌خورم

02:35.400 --> 02:37.190
‫و هیچی هم واسه مارکی نمی‌مونه

02:39.110 --> 02:42.160
‫عزیزم...
‫توی مراسم رقص دیشب،

02:42.740 --> 02:47.160
‫وقتی داشتی درمورد دوستی و این که آیا
‫می‌تونه تبدیل به عشق بشه، سوال می‌پرسیدی

02:47.250 --> 02:51.080
‫موضوعی بود که می‌خواستی
‫ درموردش باهام صحبت کنی؟

02:52.250 --> 02:54.040
‫این لطف‌ـت رو می‌رسونه مادر

02:54.130 --> 02:57.630
‫اما این سوال فقط از روی کنجکاوی بود

02:58.260 --> 03:00.510
‫من فقط صلاح فرانچسکا رو می‌خوام

03:02.800 --> 03:04.220
‫بعداً میام پیش‌تون

03:07.140 --> 03:08.460
‫خیلی‌خب

03:15.470 --> 03:21.970
‫« بریجرتون »

03:22.740 --> 03:26.950
‫خوانندگان گرامی.
‫یک سوال ازتون داشتم

03:26.950 --> 03:32.120
‫کدوم نیروی اصلی هست که ما رو
‫ در مسیرمون هدایت می‌کنه؟

03:32.120 --> 03:33.290
‫تو وکیل منی

03:33.290 --> 03:36.290
‫البته این که وکیلم بمونی
‫ به این بستگی داره که حرف بعدیت چی باشه

03:36.290 --> 03:39.080
‫ترتیب همه‌چی رو میدم
‫و بعد دوباره برمی‌گردم

03:44.800 --> 03:48.060
‫- تو هم اومدی ازم پول بچاپی؟
‫- به‌ هیچ‌وجه

03:48.140 --> 03:50.480
‫اومدم تا ازتون خواستگاری کنم

03:50.560 --> 03:52.020
‫آقای بریجرتون

03:53.230 --> 03:55.310
‫دوست ندارم ازم خواستگاری بشه

03:56.520 --> 03:58.110
‫به‌خاطر ذهن‌هامون‌ـه...

04:00.400 --> 04:01.820
‫یا قلب‌هامون؟

04:03.200 --> 04:06.370
‫پسرعموی بیچاره میگه،
‫«نباید اعتراضی بکنم،

04:06.450 --> 04:09.650
‫چون ده‌ساله که همچین ادعایی داری»

04:15.830 --> 04:16.830
‫بسیار هم عالی

04:17.250 --> 04:20.130
‫قبل از این که این خنده و شادی‌مون تموم بشه

04:20.210 --> 04:25.180
‫بگو که چی باعث شده
‫ افتخار برگشتن‌ـت به لندن، نصیب‌مون بشه؟

04:25.260 --> 04:28.220
‫ببخشید که جلوی بقیه شوخی کردم

04:28.300 --> 04:29.300
‫همم

04:29.350 --> 04:30.890
‫مدتیه که

04:30.970 --> 04:33.390
‫تنها همراه‌هام،
‫کارگران زمین روستایی‌ـم هستن

04:33.480 --> 04:36.900
‫این کمبود اجتماع بود که من رو برگردوند

04:36.980 --> 04:38.820
‫البته از کمبود خانم‌ها هم غافل نشیم

04:38.900 --> 04:41.730
‫پس همه‌چیز باید خیلی خوب پیش بره

04:41.730 --> 04:43.820
‫چون من هم چندوقته که سرم شلوغ شده

04:43.820 --> 04:46.950
‫و تو آزادی که

04:47.030 --> 04:51.280
‫هرچندتا خانمی که می‌خوای رو
‫ملاقات کنی

04:51.540 --> 04:54.910
‫وقتی که ذهن و قلب با هم در تضاد باشن،

04:55.000 --> 04:59.170
‫تمام تصمیمات حس زجرآوری دارن

04:59.170 --> 05:02.840
‫یکی از کسانی که افکار و احساساتش
‫ با هم در اتحاد هستند

05:02.920 --> 05:05.470
‫علیا‌حضرت ملکه شارلوت هست

05:05.550 --> 05:10.470
‫بعد از جلسه‌ای که در مراسم هاوکینز داشتن،
‫گوهر درخشان‌شون

05:10.560 --> 05:12.470
‫یعنی دوشیزه فرانچسکا بریجرتون،

05:12.470 --> 05:17.150
‫آماده‌ی این میشن که
‫ همسر مارکی سامادانی بشن

05:17.230 --> 05:19.770
‫ایشون خیلی ازتون تعریف می‌کنن، علیاحضرت

05:20.570 --> 05:22.440
‫از اون فاصله تونستی ذهن‌خوانی کنی؟

05:22.530 --> 05:25.320
‫با تمرین، هرچیزی ممکنه

05:25.400 --> 05:30.160
‫پس خیلی خوشحالم که اینقدر تمرین کردیم
‫که باشکوه‌ترین گردهمایی‌ها رو میزبانی کنیم

05:30.240 --> 05:32.120
‫باید فوراً یه گردهمایی ترتیب بدیم

05:33.370 --> 05:35.500
‫و اوضاع خوب‌مون رو جشن بگیریم

05:35.580 --> 05:39.540
‫و شانس‌مون رو برای انتخاب شخص مدنظرمون
‫ برای دوشیزه فرانچسکا، افزایش بدیم؟

05:44.090 --> 05:45.840
‫یه قدم برو عقب‌تر

05:46.470 --> 05:47.930
‫زیادی داری ذهنم رو می‌خونی

05:50.600 --> 05:54.390
‫البته هرچیزی که دل ما رو شاد کنه

05:54.470 --> 05:56.680
‫ممکنه دل اونا رو بشکونه

05:57.390 --> 06:01.940
‫فصل، تازه اولش‌ـه
‫و غالباً برنامه‌های خودش رو داره

06:02.020 --> 06:03.070
همین کیک‌ـه؟

06:03.150 --> 06:05.690
‫بهش میگن شیرینی ناپلئونی

06:05.780 --> 06:08.360
‫سرآشپزمون با آشپزهای لرد سامادانی
‫ صحبت کرده

06:08.450 --> 06:11.120
‫باید دقیقاً مطابق معیارهاشون باشه

06:11.200 --> 06:14.370
‫امیدوارم که به‌خاطر هیچی
‫آشپزمون رو تو دردسر ننداخته باشیم

06:14.450 --> 06:16.750
‫شاید لرد سامادانی
‫نخوان از من خواستگاری کنن

06:16.830 --> 06:17.830
‫هیس...

06:18.830 --> 06:22.210
‫- یه خواستگار اومدن
‫- بله! راهنمایی‌شون کن

06:35.770 --> 06:37.680
‫لرد سامادانی، خوش اومدین

06:37.770 --> 06:40.810
‫سرآشپزمون به‌خاطر اومدن‌تون
‫شیرینی ناپلئونی درست کردن

06:40.900 --> 06:42.730
‫هیاسنث، ایشون لرد سامادانی نیستن

06:43.740 --> 06:45.320
‫- اوه
‫- بابت این اشتباه معذرت می‌خوایم

06:45.320 --> 06:47.320
‫مطمئناً این اشتباه از بنده‌اس

06:48.030 --> 06:51.890
‫با اجازه‌تون اومدم تا
‫از یکی از دخترهاتون خواستگاری کنم

06:54.330 --> 06:55.330
‫ام...

06:55.830 --> 06:57.450
‫دخترم فرانچسکا؟

06:58.330 --> 07:00.420
‫دوشیزه فرانچسکا

07:00.420 --> 07:03.710
‫جان استرلینگ هستم،
‫ارل کیلمارتین

07:03.710 --> 07:06.340
‫- آشنایی باهاتون باعث افتخاره
‫- افتخار از آنِ بنده‌اس

07:08.800 --> 07:12.280
‫من و لرد کیلمارتین توی مراسم هاوکینز
‫ملاقات کوتاهی داشتیم

07:12.280 --> 07:16.310
‫اما فرصت این رو نداشتیم که
‫به‌طور رسمی خودمون رو به هم معرفی کنیم

07:16.310 --> 07:17.350
‫که اینطور

07:17.660 --> 07:19.730
‫اجازه هست که یک لحظه کنارتون بشینم؟

07:19.730 --> 07:20.850
‫خوشحال میشم

07:52.260 --> 07:53.760
‫باهاش حرف نمی‌زنه

07:54.640 --> 07:55.640
‫چقدر عجیب

07:56.160 --> 07:59.400
‫فکر می‌کردم فقط با مزه ریختن
‫ و بی‌مزگی میشه یه خواستگار رو پروند

07:59.400 --> 08:01.840
‫اما انگار سکوت خالی
‫خیلی تاثیرش بیشتره

08:01.850 --> 08:03.440
‫شاید داره بهشون خوش می‌گذره

08:03.520 --> 08:06.190
‫اما چطوری میشه بدون حرف زدن
‫با همدیگه آشنا شد؟

08:06.480 --> 08:09.500
‫اون هم بدون این که
‫ معارفه‌ی رسمی داشته باشه

08:09.500 --> 08:11.020
‫اومده خواستگاری؟

08:11.610 --> 08:13.820
‫یه خواستگار دیگه هم اومدن بانو

08:15.030 --> 08:17.450
‫لرد سامادانی برای دوشیزه فرانچسکا

08:17.530 --> 08:19.410
‫بانو بریجرتون،
‫روز بخیر

08:19.490 --> 08:22.210
‫روز بخیر لرد سامادانی.
‫الان براتون شیرینی میارم

08:23.580 --> 08:25.840
‫سلام آقای بریجرتون.
‫سلام دوشیزه بریجرتون

08:25.840 --> 08:28.670
‫اگه درست بگم،
‫شما باید دوشیزه هیاسنث باشین

08:28.750 --> 08:30.000
‫چه جذاب!

08:30.510 --> 08:34.030
‫دوشیزه فرانچسکا.
‫دیدن‌تون باعث افتخاره

08:35.300 --> 08:36.930
‫روز بخیر لرد سامادانی

08:39.100 --> 08:41.390
‫فکر نمی‌کنم که همدیگه رو بشناسیم،
‫شما لرد...

08:41.470 --> 08:44.020
‫کیلمارتین هستم.
‫اما دیگه داشتم می‌رفتم

08:44.100 --> 08:45.650
‫نمی‌خوام مزاحم‌تون باشم

08:46.730 --> 08:47.730
‫روز بخیر

08:50.440 --> 08:52.280
‫اوه!

08:58.320 --> 08:59.320
‫همم!

09:03.540 --> 09:06.540
‫و اون سومین لُردی‌ـه که پیشنهاد داده
‫که از کلوب خلاص بشی؟

09:06.540 --> 09:10.380
‫انگار تموم اعضای طبقه‌ی تُن
‫باید یه نظری درباره این موضوع می‌دادن،

09:10.460 --> 09:13.090
‫مثلاً همه نگران حالم‌ـن

09:13.090 --> 09:15.260
‫کاش نگرانی‌شون فقط به‌خاطر
‫ ریاکاری‌شون باشه

09:15.260 --> 09:19.510
‫اما اگه کاری که میگن رو بکنی،
‫به یه چیز دیگه‌ـت گیر میدن

09:21.470 --> 09:24.020
‫یعنی میگی باید کاری که میگن رو بکنم؟

09:25.060 --> 09:26.890
‫از تموم چیزایی که ساختم دست بکشم؟

09:26.980 --> 09:30.440
‫مگه خودت نمی‌گفتی باید
‫از هرچیزی که الان داریم لذت ببریم؟

09:30.520 --> 09:35.180
‫چرا باید سختی‌های کسب و کاری رو تحمل کنی
‫که فقط سردرگمی‌های بیشتری درست می‌کنه؟

09:35.190 --> 09:37.200
‫من کسی نیستم که سردرگم شده

09:39.490 --> 09:40.740
‫کلوبم رو نگه می‌دارم

09:56.380 --> 10:00.010
‫از سال ۱۷۹۰ هست که
این مجموعه رو جمع کردم

10:00.090 --> 10:04.560
‫و با خودم گفتم وقتش رسیده که بعد از
‫ این همه سال، با بقیه به اشتراکش‌ بذارم

10:35.710 --> 10:37.340
‫مامان،
‫اومدیم کتابخونه

10:37.340 --> 10:39.430
‫دیگه الان که اشکال نداره کتاب ببینم

10:39.430 --> 10:41.390
‫نباید بذارم حواست پرت بشه

10:41.930 --> 10:44.680
‫امروز همه‌ی فکرت باید لرد دبلینگ باشه

10:45.300 --> 10:49.190
‫این کتاب درمورد سفرهای دریایی به شمال‌‌ـه،
‫همونجایی که لرد دبلینگ می‌خواد بره

10:49.190 --> 10:52.900
‫خب بذار خودش درموردش بهت بگه. مردها
‫ عاشق اینن که دنیا رو برامون توضیح بدن

10:52.900 --> 10:55.730
‫اگه خودمون از قبل درموردش خونده باشیم

10:55.820 --> 10:58.900
‫حس می‌کنن دارن اضافه‌گویی می‌کنن
‫و دلسرد میشن

11:00.610 --> 11:01.910
‫عصربخیر خانم‌ها

11:05.220 --> 11:09.080
‫دوشیزه فدرینگتون، دارین درمورد
‫گذرگاه شمال غربی افسانه‌ای کتاب می‌خونین؟

11:09.080 --> 11:11.420
‫- بله. به‌نظرم...
‫- شدیداً گیج‌کننده‌ـس

11:11.500 --> 11:14.880
‫اصلاً نتونستیم ازش سر در بیاریم

11:14.960 --> 11:17.050
‫لطف می‌کنین تا برامون توضیح بدین؟

11:28.180 --> 11:30.390
‫به‌نظرم کتاب‌ها خیلی مسحورکننده هستن

11:30.390 --> 11:32.690
‫خودم یه مجموعه‌ی ۱۰۰۰ تایی دارم

11:33.270 --> 11:35.610
‫کتاب‌ها عاشق اینن که جمع‌آوری بشن

11:36.320 --> 11:37.320
‫بله، دقیقاً

11:45.240 --> 11:47.240
‫هیشکی رو تو این کتابخونه نمی‌شناسم

11:47.330 --> 11:49.870
‫که تاحالا یه کتاب رو تا آخرش خونده باشه

11:49.950 --> 11:52.330
‫احتمالاً کتاب خودم هم
‫ بزودی وارد مجموعه بشه

11:52.420 --> 11:55.710
‫تراژدی پیردختری که پدرش بهش قول داده

11:55.790 --> 11:58.000
‫که یکی از دوستان مُسن‌ـش باهاش ازدواج کنه

11:58.090 --> 12:00.090
‫بهش می‌خوره ادبیات آلمانی باشه

12:03.880 --> 12:05.680
‫من بهش ماهی‌گیری یاد دادم

12:05.760 --> 12:09.270
‫اون‌وقت این، همه‌ی توجهات این ماهی‌ها رو
‫ به خودش جلب کرده

12:09.970 --> 12:12.850
‫اگه فرداشب مشغول رسیدگی
‫به طرفدارات نیستی

12:12.850 --> 12:15.690
‫خیلی لطف می‌کنی
که با حضورت مستفیض‌مون کنی

12:15.690 --> 12:17.860
‫هوس عیش و نوش کردیم

12:22.360 --> 12:24.030
‫گمون کنم همراه‌تون میام

12:24.110 --> 12:26.280
‫خودم هم هوس کردم

12:32.710 --> 12:35.040
‫دنبال کسی می‌گردین
‫دوشیزه فدرینگتون؟

12:35.120 --> 12:36.580
‫نه، فقط...

12:38.040 --> 12:40.210
‫دارم از دیدن کتاب‌ها لذت می‌برم

12:40.210 --> 12:41.710
‫به چه کتاب‌هایی علاقه دارین؟

12:42.510 --> 12:46.240
‫از خوندن داستان‌های هیجان‌انگیز
‫و دانش‌نامه‌ها بدم نمیاد ولی...

12:46.240 --> 12:48.800
‫حقیقتش همیشه می‌بینم که

12:48.890 --> 12:52.560
‫غرق‌ داستان‌های...
‫عاشقانه میشم

12:53.060 --> 12:56.720
‫چِی اون داستان‌هاست
‫ که شما رو مجذوبش کرده؟

12:57.560 --> 13:00.320
‫اون داستان‌ها، سرگذشت روابط

13:00.320 --> 13:03.200
‫و امید برای یه زندگی بهتر رو روایت می‌کنه

13:03.520 --> 13:05.470
‫نشون میده آدم خسته‌کننده‌ای‌ـم؟

13:05.490 --> 13:08.910
‫خانم فدرینگتون، خیلی خوشحال شدم که
‫فهمیدم شما شور و اشتیاق دارین

13:08.910 --> 13:11.620
‫تحقیقات هم به همین اندازه
‫برای من شور و اشتیاق میاره

13:12.140 --> 13:14.360
‫از این لحاظ مثل همدیگه‌ایم

13:16.120 --> 13:17.460
‫رُمانی هست که

13:17.540 --> 13:20.460
‫داخلش یه مرد به یک سفر طولانی مدت بره

13:20.540 --> 13:23.480
‫و همسرش با خوشحال توی خونه بمونه
‫و از اموال‌ـش مراقبت کنه؟

13:24.840 --> 13:28.800
‫البته گمون نکنم که
‫ کتاب احساسی‌ای باشه، درسته؟

13:28.800 --> 13:29.890
‫لزوماً نه

13:31.810 --> 13:35.730
‫اما اگه همسرش هم علاقه‌های خودش رو
‫ به زندگی داشته باشه،

13:36.850 --> 13:38.600
‫شاید هردو بتونن خیلی خوشبخت بشن

13:38.690 --> 13:42.440
‫یعنی زوج مفید و در عین حال خوشحالی باشن؟

13:42.440 --> 13:44.090
‫به‌نظرم جالب‌ـه

13:45.690 --> 13:50.030
‫جسارته اما میشه بگین که این مرد خیالی

13:50.830 --> 13:53.540
‫چطوری تونست از اون بانو خواستگاری کنه؟

13:53.540 --> 13:56.410
‫به‌خصوص اگه اون بانو
‫خویشاوند مذکری نداشته باشه

13:56.410 --> 13:58.670
‫البته اگه خودتون این کتاب رو می‌نوشتین

13:59.170 --> 14:01.880
‫خب، به گمونم می‌رفت
‫و از مادرش درخواست می‌کرد

14:01.960 --> 14:02.960
‫که اینطور

14:03.550 --> 14:05.420
‫اگه هم مادرش این اجازه رو می‌داد

14:06.340 --> 14:07.930
‫به‌نظرتون قبول می‌کرد؟

14:14.640 --> 14:17.940
‫فکر می‌کنم که برای فهمیدن‌ـش
‫باید کتاب رو می‌خوندین

14:54.640 --> 14:56.310
‫حالت‌ خوبه؟
‫انگاری...

14:56.390 --> 15:00.020
‫متاسفانه امشب فکرم جای دیگه‌ایه

15:00.100 --> 15:02.100
‫پس ترجیح میدی فقط نگاه کنی؟

15:02.810 --> 15:04.190
‫آخه پول‌ـش رو دادی

15:07.230 --> 15:08.150
‫باشه

15:38.270 --> 15:40.060
‫روز بخیر

15:41.310 --> 15:44.690
‫اگه مارکی واسه بار دوم توی مراسم رقص ملکه
‫ ازت درخواست رقص کنه

15:44.770 --> 15:46.770
‫نشون میده که علاقه‌ی واضحی داره

15:46.860 --> 15:50.030
‫اصلاً ببینیم این دفعه واسه رقص اول
‫ ازم درخواست می‌کنه یا نه

15:50.110 --> 15:51.780
‫حس‌ـم بهم میگه که درخواست می‌کنه

15:52.820 --> 15:55.160
‫اما اگه این علاقه، دوطرفه نباشه...

15:57.080 --> 15:58.660
‫لرد کیلمارتین اونجاس

15:58.740 --> 16:01.000
‫- خونواده‌ـش رو می‌شناسی؟
‫- نه خیلی

16:01.080 --> 16:04.580
‫به این معروف‌ـن که
‫همه‌چی رو بین خودشون نگه می‌دارن

16:04.580 --> 16:05.960
‫بهش علاقه‌مندی؟

16:07.250 --> 16:08.880
‫روز بخیر لرد کیلمارتین

16:08.960 --> 16:12.170
‫دوشیزه فرانچسکا.
‫بانو بریجرتون

16:12.170 --> 16:14.890
‫اون روز صبح نسبتاً یهویی رفتین

16:15.590 --> 16:17.640
‫خب...
‫یه خواستگار دیگه داشتین

16:20.350 --> 16:23.850
‫امیدوار بودم که دیروز توی افتتاحیه‌ی
‫ مجموعه ‌کتاب‌های لرد فولر ببینم‌تون

16:23.850 --> 16:26.560
‫نه، من فقط زمانی توی مراسم‌های
‫ طبقات اعیان شرکت می‌کنم

16:26.560 --> 16:29.380
‫که مجبور باشم
‫ قوانین آداب اجتماعی رو رعایت کنم

16:29.980 --> 16:31.360
‫که اینطور

16:32.440 --> 16:35.240
‫با این حال فقط برای رعایت ادب

16:35.320 --> 16:37.910
‫ایستادین تا با ما صحبت کنین؟

16:38.410 --> 16:42.920
‫گمون کنم که...
‫شما یهو اومدین جلوی بنده

16:51.420 --> 16:53.630
‫موسیقی لذت‌بخشی‌ـه،
‫درست میگم؟

16:54.380 --> 16:56.300
‫اگه بخوام صادق باشم، نه

16:58.100 --> 16:59.560
‫سرعت‌ـش خیلی بی‌ثباته

17:00.140 --> 17:03.350
‫تا می‌خوای ملودی‌ای که ‫داره پخش میشه رو
هضم کنی، آهنگ تموم میشه

17:03.430 --> 17:07.150
‫اگه یه آهنگ با میزان نمای ۳/۴ زده می‌شد
‫خیلی گوش‌نوازتر بود

17:07.230 --> 17:10.500
‫چون میشد که موسیقی رو...
‫حس کرد

17:12.650 --> 17:13.900
‫چه نظر به‌دردبخوری

17:15.400 --> 17:16.820
‫عذرخواهی من رو ببخشین

17:25.960 --> 17:28.920
‫اگه بخوام جواب سوالت رو بدم، نه،
‫بهش علاقه‌مند نیستم

17:29.000 --> 17:30.290
‫اوه...

17:48.480 --> 17:50.440
‫بانوی من،
‫دوشیزه کاوپر مهمان دارن

17:56.030 --> 17:56.900
‫الوئیز

17:56.990 --> 17:59.240
‫کرسیدا.
‫بانو کاوپر

18:00.240 --> 18:01.870
‫چه خونه‌ی دنج و گرمی دارین

18:02.370 --> 18:06.330
‫اینجا عینِ...
‫موزه می‌مونه

18:06.330 --> 18:08.620
‫الان زمان خواستگاری‌ـه دوشیزه بریجرتون

18:08.620 --> 18:10.790
‫می‌خواستم بدونم اجازه هست که

18:11.280 --> 18:13.480
‫تنهایی با دوشیزه کاوپر صحبت کنم؟

18:22.010 --> 18:23.390
‫همه‌چی مرتب‌‌ـه؟

18:23.970 --> 18:27.100
‫می‌خواستم ببینم حالت چطوره.
‫دیروز خیلی سرحال نبودی

18:27.180 --> 18:28.310
‫اوه

18:29.480 --> 18:32.820
‫یادم نمیاد دوستی داشته باشم
‫که برای دیدن‌‌ـم اومده باشه خونه‌مون

18:32.900 --> 18:33.980
‫جداً؟

18:34.070 --> 18:35.280
‫تقصیر کسی نیست

18:36.190 --> 18:39.740
‫اینجا بیشتر مثلِ...
‫آرامگاه می‌مونه

18:39.820 --> 18:40.820
‫مگه نه؟

18:44.950 --> 18:45.830
‫حالت خوبه؟

18:45.910 --> 18:48.290
‫خیلی واضح گفتم که الان زمان خواستگاری‌ـه

18:48.370 --> 18:50.750
‫مشخصه که به اندازه کافی واضح نبوده

18:51.630 --> 18:54.880
‫دوشیزه بریجرتون،
‫می‌خواستم با دخترم صحبت کنم

18:56.210 --> 18:57.050
‫البته تنهایی

18:57.130 --> 18:58.130
‫حتماً

19:03.930 --> 19:08.930
‫دفعه‌ی آخرت باشه که
‫ با اون دختر بریجرتون حرف می‌زنی

19:09.020 --> 19:10.690
‫روشن‌ـه؟

19:22.200 --> 19:25.030
‫مطمئنی که واسه مراسم شام امشب
‫نمی‌تونی باهامون بیای؟

19:25.740 --> 19:28.410
‫دو سوم لردها حساب‌شون رو بستن

19:28.500 --> 19:32.710
‫تا این مشکل رو حل نکنم
‫نمی‌تونم از بیرون یه متصدی بار بیارم

19:33.290 --> 19:38.100
‫شاید یه طراح دکوراسیون
یا آشپز جدید بیارم

19:40.050 --> 19:42.620
‫مطمئنم که به زودی به جوابت می‌رسی

19:52.100 --> 19:55.770
‫توی مسافرت دور اروپایی که داشتم
‫توی بالکان، یه دختر یونانی رو دیدم

19:56.440 --> 20:00.820
‫وقتی که شیش ماه تمام
‫توی کل شبه جزیره

20:00.900 --> 20:04.360
‫با هم آشنا شدیم،
‫راهنمای سفرم، روش رو برمی‌گردوند

20:04.990 --> 20:06.450
‫انگار مثل همون زن جوانی‌ـه که

20:06.530 --> 20:10.360
‫یه کاری کرد که رفتن به فرنچ کوارتر
‫ارزش اون‌ سفر دریایی طولانی رو داشته باشه

20:10.360 --> 20:14.210
‫اون بالاش کلی حرف واسه گفتن داشت،
‫منظورم تو سرش نیست

20:18.090 --> 20:19.760
‫تو چی، بریجرتون؟

20:19.840 --> 20:21.510
‫مدتی بود که نبودی

20:21.590 --> 20:25.140
‫مطمئنم که تابستون،
‫دخترها حسابی تو سفر بهت حال دادن

20:26.390 --> 20:29.220
‫مگه داستان اون کنتس رو تعریف نکردم؟

20:29.310 --> 20:31.520
‫چرا ولی جزئیاتش رو که نگفتی

20:31.600 --> 20:34.350
‫خب، یه مرد محترم همیشه
‫ یه چیزهایی رو تو دلش نگه می‌داره

20:34.440 --> 20:37.610
‫بس کن بابا.
‫من که اینجا مردم محترمی نمی‌بینم

20:37.690 --> 20:39.690
‫این رو باهات موافقم

20:43.740 --> 20:44.740
‫من رو ببخشید

20:45.780 --> 20:48.620
‫اما خسته‌کننده‌ـس،
‫مگه نه؟

20:49.700 --> 20:51.540
‫این که بهمون تحمیل شده

20:51.540 --> 20:55.670
‫نسبت به تنها چیزی که توی زندگی‌مون
‫ معنای خالص‌ـی داره، بی‌تفاوت باشیم

20:55.750 --> 20:58.060
‫شما احساس تنهایی نمی‌کنین؟

21:40.460 --> 21:41.630
‫دوشیزه فدرینگتون

21:53.720 --> 21:54.720
‫مامان؟

21:58.150 --> 22:02.610
‫لرد دبلینگ ازم اجازه‌ی خواستگاری گرفت

22:02.690 --> 22:04.320
‫بهش اجازه دادی؟

22:04.400 --> 22:05.740
‫معلومه که دادم

22:07.700 --> 22:10.120
‫کارت خیلی خوب بود

22:10.660 --> 22:14.410
‫راستش شیندم که لرد دبلینگ
‫صاحب یکی از بزرگ‌ترین خونه‌های می‌فره

22:14.490 --> 22:16.830
‫۲۴ تا خدمه و
‫یه کاروان کالسکه داره

22:16.910 --> 22:18.670
‫بهم گفته که دائم هم توی سفره

22:18.750 --> 22:22.380
‫که این یعنی مدیریت دارایی‌هاش
‫به عهده‌ی توئه

22:23.170 --> 22:25.710
‫می‌دونی این چه نفوذی بهت میده؟

22:25.800 --> 22:29.220
‫چه نفوذی به همه‌مون میده؟

22:32.390 --> 22:34.060
‫مامان،
‫من که هنوز جواب مثبت ندادم

22:34.140 --> 22:35.310
‫اما حتماً میدی دیگه

22:37.270 --> 22:39.140
‫سفرهاش مزیت‌هایی داره

22:39.230 --> 22:41.150
‫از این که تنها باشم لذت می‌برم ولی...

22:42.940 --> 22:43.940
‫ولی چی؟

22:45.730 --> 22:50.980
‫پنه‌لوپه... پول‌جیبی‌هات رو
‫خرج عوض کردن لباس‌هات و موهات کردی

22:50.980 --> 22:53.280
‫که به نتیجه‌ی دلخواهت هم رسیدی

22:53.280 --> 22:57.080
‫لرد دبلینگ هم که دست به نقده،
‫اون هم چه دست به نقدی

22:57.700 --> 23:00.580
‫توی این موفقیتت حریص نشو

23:00.670 --> 23:02.540
‫دیگه چی از این دنیا می‌خوای؟

23:09.580 --> 23:12.360
‫نگو که منتظر عشق و این‌جور چیزایی

23:14.810 --> 23:17.720
‫دقیقاً برای همینه که مخالفت کتاب خوندنت‌ـم

23:17.810 --> 23:21.140
‫عشق خیالی‌ـه.
‫فقط تو قصه‌هاس

23:21.230 --> 23:23.610
‫می‌دونی رمانتیک یعنی چی؟

23:24.190 --> 23:25.270
‫یعنی آسایش خاطر

23:26.270 --> 23:27.570
‫عاقل باش پنه‌لوپه

23:28.240 --> 23:30.990
‫اگه نباشی،
‫مجبورم از طرف خودم برات عقلی کنم

23:59.180 --> 24:00.930
‫- آماده‌این دوشیزه؟
‫- بله

24:13.160 --> 24:15.260
‫- دستکش‌هاتون خانم
‫- ممنون خانم ویلسون

24:15.280 --> 24:17.870
‫کالین، همه سوار کالسکه‌ان.
‫لباس نپوشیدی؟

24:17.950 --> 24:20.870
‫نه، می‌خواستم بگم که
‫بهتره امشب خونه بمونم

24:27.960 --> 24:29.960
‫چرا اینطوری شدی

24:30.050 --> 24:33.340
‫اون صدای قدم‌های سنگین
‫که دیشب از راهرو میومد، مال تو بود؟

24:33.430 --> 24:35.140
‫حالم...
‫خوب‌ـه

24:39.560 --> 24:40.560
‫راستش...

24:42.430 --> 24:45.650
‫تو از اول احساساتی‌ترین بچه‌ی من بودی

24:45.730 --> 24:49.900
‫همیشه به نیازهای بقیه توجه می‌کردی.
‫به همه کمک می‌کردی

24:49.980 --> 24:52.650
‫یا برای عوض کردن فضا
‫لطیفه‌ای چیزی می‌گفتی

24:52.740 --> 24:55.360
‫خیلی کم میشد که خودت رو تو اولویت بذاری

24:55.450 --> 24:57.530
‫به این حساسیتت افتخار می‌کنم

25:00.120 --> 25:02.980
‫اما زندگی کردن برای راضی کردن بقیه؟

25:04.210 --> 25:06.080
‫به‌نظرم به مرور خسته‌کننده میشه

25:06.790 --> 25:08.380
‫و شاید هم دردناک

25:08.460 --> 25:11.880
‫برای همین، به‌خاطر این که چندوقته
گارد گرفتی، سرزنشت نمی‌کمم

25:12.840 --> 25:14.220
‫اما باید مراقب باشی

25:15.380 --> 25:18.050
‫که این سپر پوسیده و خراب نشه

25:18.140 --> 25:20.600
‫که دیگه شاید هیچوقت نتونی ازش خلاص شی

25:23.680 --> 25:26.520
‫چون مشروب خوردم
‫سرم درد می‌کنه

25:27.650 --> 25:29.730
‫ببخشید که از کوره در رفتم

25:31.190 --> 25:33.400
‫بهتره امشب رو استراحت کنم

25:34.950 --> 25:35.950
‫اوهوم

25:41.450 --> 25:42.870
‫فقط حیف شد که...

25:44.200 --> 25:46.460
‫نمی‌تونی ثمره‌ی زحماتت رو ببینی

25:46.540 --> 25:49.880
‫شنیدم که امشب از پنه‌لوپه خواستگاری میشه

25:49.960 --> 25:53.130
‫بانو فدرینگتون این رو
‫ برای کل شهر تعریف می‌کنه

25:53.840 --> 25:54.840
‫امشب؟

25:57.130 --> 25:58.160
‫چقدر سریع

25:58.180 --> 26:00.330
‫احتمالاً به‌خاطر کمک‌هایی که کردی

26:01.560 --> 26:02.560
‫همم

26:03.180 --> 26:05.800
‫امیدوارم حالت بهتر شه

27:12.080 --> 27:14.790
‫شاید این نمایش‌ عاشقانه‌ی کوچیک

27:14.880 --> 27:17.550
‫الهام‌بخش عاشق‌پیشه‌های امشب باشه

28:29.620 --> 28:31.960
‫دوشیزه فدرینگتون.
‫بانو فدرینگتون

28:32.710 --> 28:33.710
‫عصربخیر

28:34.290 --> 28:37.250
‫اومدین تا دخترم رو برای رقص
‫ بردارین و ببرین؟

28:37.340 --> 28:40.380
‫مطمئنم حداقل یه جای خالی رو
‫توی برنامه‌ی رقص‌ـشون دارن

28:40.460 --> 28:41.670
‫درواقع کلی جای خالی هست

28:41.760 --> 28:45.880
‫در این صورت، افتخار این رو دارم
‫که یکی از اون جاهای خالی برای من باشه؟

29:07.490 --> 29:09.780
‫- بانو بریجرتون
‫- لرد اندرسون

29:09.870 --> 29:12.790
‫ممنون اما اشتها ندارم

29:13.750 --> 29:16.460
‫- از این شب لذت می‌برین
‫- شدیداً

29:16.960 --> 29:20.630
‫از وقتی که ازدواج کردم
‫روزهای زیادی رو توی می‌فر نبودم

29:21.710 --> 29:23.380
‫تو حومه‌ی شهر می‌تونین قدم بزنین

29:23.470 --> 29:26.130
‫به درخت‌ها نگاه کنین
‫و تو خونه‌تون لم بدین

29:27.340 --> 29:30.140
‫بهم بگین. مردم اینجا توی شهر
‫وقت‌شون رو چطوری می‌گذرونن؟

29:30.140 --> 29:33.750
‫متاسفانه بیشتر ماها وقت‌مون رو با
واسطه‌گری تو زندگی بچه‌هامون می‌گذرونیم

29:33.770 --> 29:36.290
‫حداقل که سرگرمی موردعلاقه‌ی من
‫ و خواهرتون این بود

29:36.690 --> 29:40.480
‫- خواهر من به واسطه‌گری علاقه دارن؟
‫- این کلمه حق مطلب رو براشون ادا نمی‌کنه

29:40.570 --> 29:44.110
‫ایشون جامعه رو مطابق میل‌شون شکل میدن
‫و توی کارشون هم خیلی حرفه‌ای‌‌ان

29:44.190 --> 29:45.030
‫همم

29:45.110 --> 29:47.240
‫نمی‌دونستین؟

29:47.320 --> 29:48.700
‫خب ما...

29:50.280 --> 29:52.370
‫داریم از نو با هم آشنا میشیم

29:52.370 --> 29:55.620
‫درحال‌حاضر هدف شکل دادن‌شون کی هستن؟

29:55.710 --> 29:58.250
‫دخترم فرانچسکا

30:00.210 --> 30:03.380
‫البته هنوز مطمئن نیستم که
‫ اون جرقه رو پیدا کرده باشن

30:06.090 --> 30:08.720
‫خب، نمی‌دونم این حرفم ارزشی داره یا نه...

30:08.800 --> 30:11.140
‫...اما بعضی‌اوقات بهتره که
‫ یه آتیش آروم بسوزه

30:12.060 --> 30:13.850
‫ازدواج خود من از روی عشق نبود

30:13.930 --> 30:16.900
‫و باید اعتراف کنم که اوایل‌ـش
‫خیلی پرشور هم نبود

30:17.810 --> 30:19.440
‫اما شیفته‌ـش شدم

30:20.650 --> 30:22.690
‫تا آخرین روزی که فوت شد خوشحال بودیم

30:24.320 --> 30:26.440
‫امیداورم غم آخرتون باشه

30:29.320 --> 30:30.870
‫پس شاید هنوز امید زنده باشه

30:30.950 --> 30:31.950
‫اوهوم

30:32.330 --> 30:34.700
‫ازدواج من از روی عشق بود

30:34.790 --> 30:37.820
‫برای همین چیز دیگه‌ای نمی‌دونم

30:41.880 --> 30:43.210
‫صمیمانه تسلیت میگم

30:48.010 --> 30:49.430
‫اما بهتون حسودیم میشه

30:49.970 --> 30:52.430
‫فرصت داشتین تا
‫ ازدواج عاشقانه رو تجربه کنین

30:52.970 --> 30:54.390
‫این چیزیه که شخصاً

30:54.470 --> 30:57.430
‫از پیدا کردن‌‌ـش تو بخش دوم از زندگی‌ـم
‫دست نکشیدم

31:03.940 --> 31:08.490
‫به‌نظر می‌رسه که گوهر درخشان‌تون
‫داره براتون می‌درخشه

31:08.490 --> 31:09.860
‫دقیقاً همینطوره

31:10.360 --> 31:14.530
‫حتی بانو ویسلداون هم نتونستن
‫ با انتخاب نبوغانه‌‌‌ـم مخالفت کنن

31:14.620 --> 31:15.620
‫همم

31:15.700 --> 31:17.750
‫شاید این درها رو

31:17.830 --> 31:21.210
‫برای یه اتحاد دوستانه‌تر
‫ بین سخن‌چین و ملکه، باز کنه

31:22.830 --> 31:25.250
‫به جرات می‌تونم بگم که این اتفاق هم افتاده

31:27.880 --> 31:30.680
‫ممنون که همراهی‌ـم کردین

31:31.590 --> 31:33.340
‫نمی‌خواستم یه مراسم رقص دیگه رو از دست بدم

31:33.340 --> 31:36.180
‫اما دلم هم نمی‌خواست
‫که تنها بیام اینجا

31:36.260 --> 31:39.390
‫بهتر بود شوهرتون اینجا کنارتون باشه

31:41.270 --> 31:44.230
‫به‌نظر می‌رسه هرچقدر هم که تلاش کنم

31:44.310 --> 31:48.240
‫آقای موندریچ نمی‌تونن
‫ دست از زندگی قبلی‌شون بردارن

31:48.240 --> 31:50.700
‫ایشون خیلی به می‌کده‌شون وابسته‌‌ـن

31:51.280 --> 31:54.570
‫ملکه اصلاً خوش‌شون نمیاد

31:54.660 --> 31:57.410
‫که یه مرد بلندپایه
‫توی کلوب کار کنن

31:57.410 --> 32:00.870
‫باید به آقای موندریچ نشون بدین

32:00.960 --> 32:04.380
‫که زندگی‌ جدیدشون ارزش فداکاری رو داره

32:05.000 --> 32:06.210
‫زندگی‌های گذشته

32:07.340 --> 32:09.960
‫این که دوباره آدم بره سراغ‌شون
‫خیلی خطرناکه

32:15.090 --> 32:17.260
‫از رقص باله لذت بردین،
‫آقای بریجرتون؟

32:17.260 --> 32:21.020
‫بسیار زیاد. تا جایی که
مسیر زندگی‌ـم عوض شد

32:21.020 --> 32:24.040
‫- که کاش من هم رقصنده می‌شدم
‫- اوه

32:28.020 --> 32:30.530
‫بانو آرونولد.
‫باید بیاین پیش‌مون

32:32.530 --> 32:35.530
‫لرد فولر. بانو فولر.
‫چقدر از دیدن هردوتون خوشحال شدم

32:35.620 --> 32:37.160
‫با آقای بریجرتون آشنا شدین؟

32:37.240 --> 32:38.700
‫- البته
‫- خیلی کم

32:39.240 --> 32:42.080
‫تقریباً.
‫البته باعث افتخار بود

32:42.660 --> 32:44.920
‫نظرات‌مون درمورد مراسم باله رو
‫به همدیگه می‌گفتیم

32:44.920 --> 32:47.750
‫باید بگم که فکر نکنم لازم بود

32:47.750 --> 32:50.420
‫که رقصنده‌ی مرد لُخت باشه

32:50.420 --> 32:52.840
‫حتماً می‌تونست یه لباس تنش کنه

32:52.920 --> 32:54.050
‫شدیداً باهاتون موافقم

32:54.630 --> 32:56.590
‫هیچی بدتر از لخت بودن نیست

33:03.640 --> 33:07.360
‫الوئیز، پس اینجایی.
‫کل شب رو داشتم دنبالت می‌گشتم

33:07.440 --> 33:09.570
‫نباید مراقب حرف زدنت با من باشی؟

33:10.270 --> 33:12.280
‫آخه من «اون دختر بریجرتون‌‌»‌ـم دیگه

33:12.360 --> 33:13.610
‫پس شنیدی

33:15.610 --> 33:17.160
‫به‌خاطر بابام معذرت می‌خوام

33:18.120 --> 33:20.300
‫من هم معذرت می‌خوام
‫که اون یه احمق بی‌شعوره

33:20.830 --> 33:21.830
‫الوئیز!

33:26.370 --> 33:28.630
‫اگه لازم بود تا واسه یه مدت
‫ازم فاصله بگیری...

33:30.000 --> 33:31.000
‫درک می‌کنم

33:33.170 --> 33:35.430
‫نه، پدرم باید کنار بیاد

33:35.510 --> 33:38.590
‫بعدش‌ هم...
‫اون احمق‌ـه

33:41.470 --> 33:43.560
‫تو خیلی با بقیه فرق داری الوئیز

33:44.140 --> 33:46.690
‫این همه جرات واسه متفاوت بودن رو
‫ از کجا آوردی؟

33:46.690 --> 33:47.850
‫ربطی به جرات نداره

33:47.940 --> 33:51.110
‫فقط درک نمی‌کنم چرا مردم مثل من
‫به اوضاع نگاه نمی‌کنن

33:51.110 --> 33:53.280
‫اون‌وقت تو دقیقاً چطوری
‫ به اوضاع نگاه می‌کنی؟

33:53.280 --> 33:54.280
‫خب...

33:56.610 --> 33:58.160
‫حالا که پرسیدی...

34:15.130 --> 34:16.670
‫- لعنتی!
‫- اجازه بدین

34:34.400 --> 34:36.610
‫خواهر، کجا داری میرین؟

34:38.280 --> 34:40.110
‫دارم زود مرخص میشم

34:40.200 --> 34:43.740
‫رقص باله که انجام شد،
‫ملکه از گوهر درخشان‌ـش راضی بود

34:43.830 --> 34:46.790
‫من هم باید یکم تنها باشم

34:46.870 --> 34:49.000
‫اگه واسطه‌گری‌تون رو
‫ یه جا دیگه تموم کردین

34:49.080 --> 34:52.130
‫شاید بتونم خودم رو
‫به‌عنوان هدف جدیدتون معرفی کنم

34:52.840 --> 34:55.420
‫شنیدم که شما شکل‌دهنده‌ی جامعه‌این

34:55.420 --> 34:57.800
‫من هم دائماً فریبنده‌ترین زن دنیا رو
‫ ملاقات می‌کنم

34:57.800 --> 34:59.680
‫نمی‌دونم چی به گوشت رسیده

34:59.760 --> 35:02.720
‫اما ازت می‌خوام من رو
‫قاتی این کارهای بدون‌ملاحظه‌ـ‌ت نکنی

35:02.800 --> 35:05.010
‫علاقه‌ای ندارم

35:06.270 --> 35:09.980
‫متوجهم که شاید کارهام
‫ظاهراً از روی بی‌ملاحظگی باشن،

35:09.980 --> 35:12.690
‫اما بهتون اطمینان میدن
‫که نیت پاکی دارم

35:12.770 --> 35:16.640
‫و این نیت‌ـت احتمالاً تو شلوارت نیست؟

35:30.540 --> 35:31.870
‫دوشیزه فرانچسکا

35:34.590 --> 35:35.630
‫لرد کیلمارتین

35:36.960 --> 35:39.970
‫متاسفانه باید بگم که بعد از رقص
‫با لرد سامادان، گلوم خیلی خشک شده

35:39.970 --> 35:42.090
‫به همین دلیل،
‫خیلی حوصله‌ی حرف زدن ندارم

35:42.180 --> 35:45.600
‫خب ما هم معمولاً همیشه همینطوری
‫ صحبت می‌کنیم

35:50.810 --> 35:53.920
‫معذرت می‌خوام که توی آخرین ملاقات‌مون
‫با عجله از پیش‌تون رفتم

35:53.920 --> 35:57.460
‫فقط به این دلیل بود
‫که می‌خواستم این رو براتون بیارم

36:00.700 --> 36:02.660
‫من خیلی اهل حرف زدن نیستم

36:02.740 --> 36:05.950
‫و کلماتی هم که بلدم
‫متاسفانه خیلی مناسب نیستن

36:06.030 --> 36:09.440
‫اما به قدرتِ عمل باور دارم

36:11.500 --> 36:13.790
‫دوشیزه فرانچسکا،
‫براتون شربت آبلیمو آوردم

36:15.170 --> 36:17.590
‫من رو ببخشین لرد سامادانی

36:17.590 --> 36:19.420
‫مامان، مایلم زود برگردم خونه

36:19.510 --> 36:20.970
‫البته اگه اشکالی نداره

36:21.050 --> 36:22.050
‫خب...

36:24.680 --> 36:27.010
‫اول برادر و خواهرت رو پیدا کنیم، بعد

36:27.510 --> 36:28.510
‫حتماً

36:29.770 --> 36:30.770
‫لرد سامادانی

36:32.480 --> 36:33.600
‫لرد کیلمارتین

36:38.440 --> 36:40.030
‫چه اتفاقی داره میفته؟

36:40.030 --> 36:43.070
‫گویا لرد سامادانی برای دوشیزه فرانچسکا
‫ شربت آبلیمو آوردن

36:43.990 --> 36:44.910
‫ولی ایشون...

36:44.990 --> 36:47.120
‫اون شربت آبلیمو رو نخورد

36:47.620 --> 36:49.240
‫دقیقاً علیاحضرت

36:49.330 --> 36:51.500
‫شربت آبلیمو رو نخوردن

36:57.720 --> 36:59.750
‫احتمالاً به نفع همه باشه

36:59.840 --> 37:02.340
‫بچه‌ها خیلی وقت آدم

37:02.420 --> 37:04.760
‫و زیبایی اون رو می‌گیرن

37:05.760 --> 37:07.930
‫البته ما کلی از جفتش داریم

37:08.010 --> 37:09.760
‫یعنی میگین منصرف شیم؟

37:09.850 --> 37:12.060
‫آخ!
‫سینه‌‌ـم داره درد می‌گیره

37:12.140 --> 37:13.230
‫وای نه

37:13.310 --> 37:15.060
‫من رو ببخشین

37:15.140 --> 37:17.360
‫راستش کل هفته‌ـس که درد می‌کنه

37:18.980 --> 37:20.730
‫داری ادای من رو در میاری؟

37:20.730 --> 37:22.690
‫سینه‌ـم مدام درد می‌کنه

37:22.780 --> 37:25.110
‫و به‌خاطر التهاب لوزالمعده هم نیست

37:25.200 --> 37:27.410
‫مامانم گفت که نشونه‌ی واضح حاملگی‌ـه

37:28.240 --> 37:29.240
‫همم...

37:29.580 --> 37:30.620
‫جداً؟

37:43.630 --> 37:45.260
‫عصربخیر، بریجرتون

37:47.470 --> 37:49.350
‫بریجرتون، دیر اومدی که کلاس بذاری؟

37:49.930 --> 37:52.890
‫راست‌ـش اصلاً ارزشش رو نداره.
‫بیا با هم بریم

37:52.890 --> 37:55.100
‫البته این دفعه می‌خوایم
‫ بریم می‌خونه‌ی وایت

37:55.100 --> 37:57.060
‫به‌جای اون بار مزخرف موندریچ

37:57.980 --> 38:00.010
‫می‌بخشید

38:05.860 --> 38:07.580
‫همه‌چی مرتب‌‌ـه دوشیزه فدرینگتون؟

38:08.450 --> 38:09.570
‫حرف نداره

38:09.660 --> 38:10.910
‫از شنیدن‌ـش خوشحال شدم

38:12.700 --> 38:14.370
‫میشه یه سوال ازتون بپرسم، لرد من؟

38:14.450 --> 38:15.450
‫البته

38:16.410 --> 38:17.920
‫با توجه به میزان سفرهای شما

38:18.000 --> 38:20.630
‫منطقی‌ـه که دنبال
‫ یه همسر مناسب بگردین ولی...

38:22.550 --> 38:25.130
...شما تصور می‌کنین که با گذشت زمان

38:27.090 --> 38:28.880
‫شاید یک روزی عشق به وجود بیاد؟

38:30.970 --> 38:31.970
‫اطلاعی ندارم

38:32.600 --> 38:35.260
‫راستش رو بخواین، کارِ من، قسمت بزرگی از
‫ قلب‌ـم رو مال خودش کرده

38:35.260 --> 38:38.100
‫شاید ایجاد فضای بیشتر،
‫ کار سختی باشه

38:38.100 --> 38:40.770
‫اما خیلی خوشحالم

38:41.270 --> 38:44.680
‫چون به‌نظر می‌رسه که شما
‫ زندگی شلوغی داشته باشین

38:48.740 --> 38:51.620
‫امشب خیلی زیبا شدین دوشیزه فدرینگتون

38:53.660 --> 38:56.320
‫باورت میشه اگه فکرمون
‫ دائم تو ازدواج نباشه

38:56.320 --> 38:58.040
‫چقدر وقت آزاد برامون می‌مونه؟

38:58.040 --> 39:00.580
‫چقدر وقت واسه مطالعه
‫یا رد و بدل کردن ایده‌ها

39:00.670 --> 39:03.880
‫یا اصلاً هرکاری که فقط به هدفِ
‫ به‌دست آوردن دل شوهر نباشه

39:03.960 --> 39:05.880
‫- جالب‌ـه
‫- مگه نه؟

39:05.960 --> 39:09.470
‫نه، برادرت رو میگم که داره یه راست میره
‫ سمت پنه‌لوپه و لرد دبلینگ

39:09.550 --> 39:11.050
‫میشه مزاحم‌تون بشم؟

39:11.140 --> 39:13.140
‫- کالین
‫- فقط یه لحظه طول می‌کشه

39:16.560 --> 39:19.480
‫ظاهراً موضوعی بین شما هست
‫که باید حل و فصل‌ـش کنین

39:19.480 --> 39:20.730
‫تنهاتون می‌ذارم

39:24.690 --> 39:28.060
‫میشه یه وقت دیگه به صحبت‌مون ادامه بدیم؟

39:32.110 --> 39:33.110
‫لرد دبلینگ

39:33.570 --> 39:36.740
‫شما برای این که توی یه مراسم تنها باشین،
‫بیش از حد خوشتیپ‌ هستین

39:36.740 --> 39:41.480
‫خیلی خوشحال میشم که رقص‌تون رو
‫ با من تموم کنین، البته اگه شریکی ندارین

39:47.760 --> 39:50.050
‫کالین، داری اوضاع بین من
‫ و دبلینگ رو خراب می‌کنی

39:50.050 --> 39:52.050
‫- شاید به صلاح همه باشه
‫- منظورت چیه؟

39:52.800 --> 39:55.930
‫پن... نمی‌تونی باهاش ازدواج کنی.
‫تو اصلاً نمی‌شناسی‌ـش

39:55.930 --> 39:57.260
‫به اندازه کافی می‌شناسم

39:57.260 --> 39:58.520
‫شنیدم داره میره

39:59.020 --> 40:00.020
‫به مدت سه سال

40:00.060 --> 40:01.520
‫خودم می‌دونم کالین

40:01.600 --> 40:03.900
‫همین که به اونجا برسه
‫یه سال طول می‌کشه

40:08.400 --> 40:10.190
‫بهشون می‌خوره ناراحت باشن،
‫درسته؟

40:10.690 --> 40:12.820
‫پسوخه و کوپیدو دعواشون شده

40:13.660 --> 40:17.540
‫منظورتون چیه دوشیزه کاوپر؟
‫مگه دوستان قدیمی همدیگه نیستن؟

40:18.580 --> 40:20.830
‫راستش قدیمی‌ترین دوستای همدیگه‌ـن

40:20.830 --> 40:24.260
‫از زمانی که فدرینگستون‌ها
‫به اون سمت خیابون نقل مکان کردن

40:25.960 --> 40:27.920
‫خیابون روبروی خونه‌ی بریجرتون‌ها؟

40:28.000 --> 40:29.000
‫دقیقاً

40:29.960 --> 40:30.970
‫که اینطور

40:31.050 --> 40:33.930
‫از پیشنهادی که لرد دبلینگ بهم داده راضی‌ام

40:34.890 --> 40:36.800
‫می‌خوام بهش جواب مثبت بدم

40:42.290 --> 40:45.240
‫ممنون که باهام رقصیدین دوشیزه کاوپر

40:49.070 --> 40:52.550
‫گفتم بهت کمک می‌کنم شوهر پیدا کنی،
‫اما نمی‌تونم اشتباه کردنت رو ببینم

40:53.780 --> 40:57.200
‫تنها اشتباه‌ـم همون وقتی بود
‫که ازت خواستم بهم کمک کنی

41:00.490 --> 41:01.490
‫لرد دبلینگ!

41:02.300 --> 41:03.830
‫معذرت می‌خوام که مزاحم‌مون شد

41:03.830 --> 41:07.210
‫می‌دونم مراسم داره تموم میشه...
‫ولی میشه صحبت‌مون رو ادامه بدیم؟

41:07.290 --> 41:10.520
‫میشه بگین که اغلب اوقات
‫ دم پنجره‌ی اتاق استراحت‌تون می‌شینین؟

41:10.520 --> 41:11.130
‫من...

41:11.130 --> 41:13.800
‫کل هفته رو می‌دیدم که
‫ دارین دنبال یکی می‌گردین

41:13.800 --> 41:16.930
‫گفتم شاید می‌خواین
‫با آقای بریجرتون دعوا کنین

41:17.760 --> 41:20.930
‫اما حالا به این شک کردم که
‫به یه دلیل دیگه دنبال ایشون می‌گشتین

41:21.020 --> 41:23.770
‫به‌همون دلیلی که ترجیح میدین
‫دم پنجره‌ی اتاق مهمان باشین

41:23.850 --> 41:26.480
‫و منظره‌‌ی خونه‌ای که
‫ اون سمت میدان هست رو تماشا کنین

41:26.480 --> 41:28.110
‫نمی‌دونم درمورد چی دارین صحبت می‌کنین

41:28.110 --> 41:31.000
‫درمورد آقای بریجرتون...

41:31.740 --> 41:34.580
‫و احساساتی که بین شما دونفره

41:35.910 --> 41:36.950
تضمین میدم

41:37.660 --> 41:41.240
‫که کالین بریجرتون
‫ هیچ احساسی به من نداره

41:41.330 --> 41:44.460
‫فکر کردن بهش هم خنده‌داره.
‫ما دوستیم، فقط همین

41:44.540 --> 41:46.640
‫اما می‌خواین که
‫ بیشتر از دوست باشین؟

41:47.000 --> 41:48.000
‫من...

41:49.340 --> 41:51.130
‫این اصلاً...

41:51.880 --> 41:53.090
‫اصلاً امکان نداره

41:53.170 --> 41:57.000
‫نگفتم امکان داره یا نه.
‫گفتم که آیا دوست دارین بیشتر باشه یا نه

42:02.770 --> 42:06.100
‫دوشیزه فدرینگتون،
‫با توجه به مدت زمانی که من به سفر میرم

42:06.100 --> 42:07.840
‫باید با کسی ازدواج کنم

42:07.840 --> 42:10.610
‫که دل‌ـش پیش کس دیگه‌ای نباشه

42:12.320 --> 42:14.640
‫امیدوارم چیزی که دنبالش هستین رو

42:15.280 --> 42:16.600
‫پیداش کنین

42:17.360 --> 42:18.360
‫شب‌تون خوش

42:23.540 --> 42:25.000
‫کجا داره میره؟

42:25.080 --> 42:26.580
‫چی‌کار کردی؟

42:26.660 --> 42:27.960
‫سوال‌ـت اینه؟

42:29.120 --> 42:30.250
‫مهم نیست حال‌ـم چطوره؟

42:32.130 --> 42:36.200
‫فقط واسه این برات اهمیت دارم
‫که حلقه‌ی نامزدی یه لرد تو دست‌ـم باشه؟

42:37.550 --> 42:39.010
‫مامان،
‫من حامله‌ـم

42:39.880 --> 42:41.620
‫البته فکر کنم

42:44.140 --> 42:46.060
‫سلام؟
‫خوشحال نیستی؟

42:56.150 --> 42:58.320
‫میگن که قلب

42:58.400 --> 43:01.240
‫تا ابد عقل رو مسخره‌ی خودش می‌کنه

43:34.520 --> 43:35.730
‫فرانچسکا

43:37.030 --> 43:38.400
‫لرد کیلمارتین

43:38.890 --> 43:41.950
‫موسیقی‌ای که اول این هفته
‫ داشتیم گوش می‌کردیم رو...

43:41.950 --> 43:44.730
‫دقیقاً همونطور که گفتم
‫تنظیم کردن

43:51.870 --> 43:55.040
‫و زمانی که کسی دل‌ رو به عقل ترجیح بده

43:56.170 --> 43:59.670
‫بعضی‌وقت‌ها منطق به کل فراموش میشه

44:01.300 --> 44:03.760
‫البته قطعاً بدن هم روش خودش رو

44:03.840 --> 44:06.760
‫برای دونستن نیازهای خودش بلده

44:07.720 --> 44:11.640
‫و این نویسنده نمی‌تونه
‫منکرِ حکمت قلب تپنده

44:11.640 --> 44:14.900
‫که قدمت زیادی داره، بشه

44:19.190 --> 44:20.190
‫وایسا!

44:21.900 --> 44:23.360
‫پنه‌لوپه

44:25.490 --> 44:26.950
‫دوست ندارم باهات حرف بزنم

44:27.030 --> 44:28.030
‫خواهش می‌کنم!

44:31.460 --> 44:32.460
‫بذار بیام تو

44:44.890 --> 44:46.970
‫اول دم خونه‌ی بریجرتون‌ها وایمیسیم

44:47.050 --> 44:48.050
‫بله دوشیزه

44:50.810 --> 44:51.810
‫چی می‌خوای؟

44:52.600 --> 44:54.100
‫لرد دبلینگ خواستگاری کرد؟

44:55.230 --> 44:58.820
‫- ربط‌ـش به تو چیه؟
‫- باید بدونم. خواستگاری کرده؟

44:59.900 --> 45:00.900
‫عجیب‌ـه

45:02.240 --> 45:04.410
‫وقتی کمکت رو
برای پیدا کردن شوهر خواستم

45:04.490 --> 45:07.910
‫به این فکر نکرده بودم که این امکان داره
‫که شوهر رو هم بپرونی

45:07.990 --> 45:10.120
‫البته که به من ربط داره،
‫چون تو برام مهم‌ـی

45:10.660 --> 45:12.290
‫نمی‌تونی با اون مرد ازدواج کنی

45:12.370 --> 45:16.250
تنهات می‌ذاره،
‫و کاملاً مصمم هم هست

45:16.330 --> 45:19.880
‫تازه اون...
‫به درد تو نمی‌خوره پن

45:19.960 --> 45:21.380
‫خواستگاری نکرد

45:23.260 --> 45:25.260
‫راست‌ـش به‌خاطر تو، ردم کرد

45:26.390 --> 45:29.390
‫چون نمایشی که راه انداختی
‫باعث شد فکر کنم که تو دوست‌ـم داری

45:29.470 --> 45:33.640
‫فکری که اینقدر احمقانه‌ـس
‫که نمی‌دونم جز خندیدن بهش، چی‌کار کنم

45:33.640 --> 45:36.770
‫حالا هم میشه تا رسیدن به خونه ساکت شی
‫و دست از سرم برداری؟

45:36.850 --> 45:38.480
‫- نمی‌تونم
‫- خواهش می‌کنم!

45:38.560 --> 45:39.610
‫نمی‌تونم

45:40.940 --> 45:41.940
‫چون...

45:47.530 --> 45:49.200
‫اگه واقعاً دوستت داشته باشم چی؟

45:50.530 --> 45:51.530
‫چی؟

45:55.750 --> 46:00.090
‫خیلی تلاش کردم تا دست از احساسات‌ـم بردارم

46:00.170 --> 46:03.760
‫سعی کردم تا مردی باشم
‫که جامعه ازم می‌خواد باشم

46:03.840 --> 46:06.430
‫و برای یه لحظه
‫فکر کردم که موفق شدم

46:06.930 --> 46:11.260
‫اما این چندهفته،
‫پر از احساسات گیج‌کننده بوده

46:12.140 --> 46:15.560
‫مثل احساسی که اصلاً نمی‌تونم بهت فکر نکنم

46:16.730 --> 46:17.730
‫درمورد اون بوسه

46:19.060 --> 46:21.320
‫احساساتی مثل رویا دیدن درموردت

46:21.400 --> 46:24.610
‫و در واقع ترجیح میدم بخوابم
‫چون شاید اونجا بتونم پیدات کنم

46:24.690 --> 46:27.320
‫احساسی که مثل شکنجه شدن می‌مونه

46:28.780 --> 46:30.320
‫اما احساسی‌ـه که نمی‌تونم

46:31.330 --> 46:35.000
‫و نمی‌خوام بیخیال‌ـش بشم و نمیشم

46:36.120 --> 46:37.120
‫خواهش می‌کنم

46:38.370 --> 46:40.040
‫حرفایی نزن که جدی نیستن

46:40.130 --> 46:41.130
‫اما جدی میگم

46:43.590 --> 46:47.930
‫این تموم حرفایی‌ـه که چندهفته بود
‫می‌خواستم بهت بگم

46:48.010 --> 46:51.260
‫اما کالین...
‫ما با هم دوستیم

46:53.260 --> 46:54.260
‫آره ولی...

46:58.690 --> 46:59.690
‫ببخشید...

47:00.810 --> 47:02.610
‫نمی‌دونم چی تو سرم می‌گذشته

47:05.230 --> 47:07.570
‫اما من خیلی دلم می‌خواد
‫که بیشتر از دوست باشیم

47:10.820 --> 47:14.640
‫خیلی خیلی بیشتر

49:37.090 --> 49:38.720
‫اوه!

49:38.800 --> 49:39.740
‫- کالین!
‫- چیه؟

49:39.740 --> 49:41.460
‫رسیدیم خونه‌تون

49:42.680 --> 49:43.680
‫وای خدا

49:44.730 --> 49:48.220
‫نمیشه کالسکه‌رون به راه‌ـش ادامه بده؟

49:54.610 --> 49:56.030
‫به‌نظرت کسی دیدمون؟

49:56.950 --> 49:59.120
‫خیلی به بقیه چیزا توجه نمی‌کردم

50:23.020 --> 50:24.140
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

50:36.780 --> 50:37.780
‫کالین؟

50:44.450 --> 50:46.410
‫باهام میای؟

50:46.410 --> 50:47.410
‫چی؟

50:47.960 --> 50:49.620
‫خونواده‌ـت من رو ‌می‌بینن

50:49.620 --> 50:53.380
‫محض رضای خدا، پنه‌لوپه فدرینگتون.
‫باهام ازدواج می‌کنی یا نه؟

51:01.040 --> 51:21.040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
