WEBVTT

00:01.999 --> 00:12.999
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:15.000 --> 00:25.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:29.571 --> 00:32.991
‫از قرار معلوم، الماس‌ها
‫اونقدر هم کمیاب نیستن

00:33.074 --> 00:36.828
‫واسه همین انتخاب نمی‌کنم

00:36.911 --> 00:40.331
‫مهم نیست مامان‌های نگران
‫چقدر جواهرات بفرستن

00:40.415 --> 00:44.878
‫پس از نوشته‌ی بانو ویسلداون
‫خیال‌تون راحتـه؟

00:44.961 --> 00:48.339
‫که خیال می‌کنه از انتخاب یه الماس می‌ترسم؟

00:48.423 --> 00:49.423
‫چرا باید بترسم؟

00:49.466 --> 00:52.093
‫شنیدم انتخابِ سال قبلم، دوشیزه ادوینا

00:52.177 --> 00:54.262
‫خارج از کشور ازدواج فوق‌العاده‌ای داشت

00:54.345 --> 00:56.306
‫صد البته، علیاحضرت

00:56.389 --> 01:00.226
‫خب چرا این موفقیت رو ادامه نمی‌دید؟

01:00.310 --> 01:03.480
‫و دقیقاً همون کاری رو بکنم که
‫ویسلداون می‌خواد؟ صد سال سیاه

01:03.563 --> 01:07.317
‫بعلاوه، از دخترهای امسال
‫چیز زیادی ندیدم

01:07.400 --> 01:09.819
‫اگه قراره یکی رو مورد لطف همایونی قرار بدم

01:09.903 --> 01:11.988
‫باید واسه بدست آوردنش بیشتر تلاش کنه

01:12.072 --> 01:13.323
‫که اینطور

01:13.406 --> 01:15.325
‫باید یکی رو انتخاب کنم که...

01:15.408 --> 01:17.827
‫که می‌درخشه؟

01:18.411 --> 01:19.537
‫دقیقاً

01:19.621 --> 01:22.665
‫گزینه‌ی انتخابیم باید بهترین
‫ازدواج این فصل رو داشته باشه

01:22.749 --> 01:26.795
‫اون‌وقت ویسلداون یه بار
‫برای همیشه سر جاش می‌شینه

01:27.504 --> 01:29.756
‫اونـه که باید بترسه

01:30.256 --> 01:32.092
‫خواننده‌ی گرامی،

01:32.175 --> 01:35.261
‫میگن احمق‌ها با عجله قضاوت می‌کنن

01:35.345 --> 01:38.348
‫در حالی که عاقل‌ها صبر می‌کنن و تماشا می‌کنن

01:39.099 --> 01:43.937
‫سال‌ها قبل، دوشیزه هندرسون
‫که میگفتن تُرشیده شده

01:44.020 --> 01:48.399
‫همه رو شکست داد و
‫با «ارل فریزر» ازدواج کرد

01:48.483 --> 01:51.694
‫دوشیزه دانم تنها بود و ترشیده

01:51.778 --> 01:54.155
‫تا اینکه با «بارون ایلی» ازدواج کرد

01:54.239 --> 01:59.452
‫و دوشیزه کاتانی شارما، با اینکه 26 سالش بود
‫و چیزی نمونده بود ترشیده بشه

01:59.536 --> 02:01.871
‫بازم تونست قلب

02:01.955 --> 02:05.208
‫ویکُنت بریجرتون رو تسخیر کنه

02:05.750 --> 02:08.253
‫خوشحالم مامانت اجازه میده
‫لباس‌هات رو نگه داری

02:09.295 --> 02:11.464
‫آینه دروغ نمیگه

02:12.507 --> 02:17.428
‫حقیقت اینـه، چیزی که ممکنه
‫از نظر بقیه سنگِ عادی باشه

02:17.512 --> 02:20.223
‫گذر زمان مشخص می‌کنه که سنگ قیمتیـه

02:20.974 --> 02:23.726
‫حقیقتی که بارونِ جدید کنت و خانواده‌اش

02:23.810 --> 02:26.187
‫همین هفته متوجهش میشن

02:26.271 --> 02:28.857
‫اون در به بالِ شرقی منتهی میشه.
‫این هم بال غربی.

02:29.899 --> 02:31.401
‫و اگه دنبالم بیاید...

02:39.784 --> 02:40.827
‫پسرها!

02:49.460 --> 02:51.045
‫هیچکس به چیزی دست نزنه

02:52.881 --> 02:56.676
‫طبقه‌ی بالا، کتاب‌خونه‌تون هست،
‫همینطور اتاق موسیقی‌تون،

02:56.759 --> 03:00.430
‫اتاق پذیرایی خصوصی،
‫اتاق نوشتن و مطالعه

03:00.513 --> 03:02.599
‫چند تا اتاق هست اینجا؟

03:02.682 --> 03:04.809
‫با اتاق‌های خدمتکاران، 27 تا

03:04.893 --> 03:08.730
‫حواس‌تون باشه خانم کانا رو زحمت ندید
‫وگرنه باید خودتون تمیزشون کنید

03:08.813 --> 03:11.107
‫این هم اتاق خواب‌تونـه، خانم موندریچ

03:11.191 --> 03:13.276
‫درست روبروی اتاق آقای موندریچ

03:13.359 --> 03:14.986
‫- اتاق‌های جدا؟
‫- البته

03:15.069 --> 03:16.279
‫روالش همینـه

03:16.863 --> 03:19.574
‫در مواقع دیگه،
‫چیزی که به نظر گران‌بها میاد،

03:20.241 --> 03:23.286
‫زیر فشار مثل شیشه خرد میشه

03:23.870 --> 03:24.870
‫باورنکردنیـه

03:25.788 --> 03:28.875
‫املاکِ کنت به پسر یه بوکسور رسید

03:28.958 --> 03:32.837
‫اگه یه مغازه‌دار یا
‫یه دودکش‌تمیزکُن به ما برسه؟

03:32.921 --> 03:36.591
‫چرا خودتون رو نگران می‌کنید، بانو؟
‫یکی از دخترها موفق میشه

03:36.674 --> 03:37.592
‫برو که رفتیم

03:37.675 --> 03:39.093
‫وای، خدای بزرگ

03:39.177 --> 03:41.763
‫مامان، میرم «راتن روو» تا هوای تازه
‫بخورم و رِی هم همراهیم می‌کنه

03:41.846 --> 03:43.264
‫نمی‌بینی اینجا سرمون شلوغـه؟

03:43.348 --> 03:44.641
‫- بگیرش
‫- آخ!

03:47.393 --> 03:49.896
‫اگه این نویسنده از یه چیز مطمئن باشه،

03:49.979 --> 03:54.525
‫اون هم اینـه که الماس تنها
‫جواهری نیست که می‌درخشه

03:54.609 --> 03:57.862
‫ترجیح می‌دادی با رفقای دم‌ ِبختت قدم بزنی؟

03:57.946 --> 03:59.864
‫می‌خوای رشد کردن علف رو تماشا کنی؟

03:59.948 --> 04:02.951
‫تازه چشم‌شون هم به من نیست

04:04.035 --> 04:06.537
‫نمی‌تونم محدودیت‌های
‫ظاهر جدیدت رو درک کنم

04:06.621 --> 04:09.225
‫با کرسیدا رابطه‌ی نزدیکی داری ولی
‫اصلاً با اون یکی دخترهای دم بخت نمی‌پلکی

04:09.249 --> 04:11.352
‫موهات رو روبان بستی،
‫ولی باد بزنت کجاست؟

04:11.376 --> 04:13.253
‫چرا کنجکاویت فقط روی من گل کرده؟

04:13.336 --> 04:15.338
‫اونی که ظاهرش از این رو
‫به اون رو شده من نیستم

04:15.838 --> 04:16.838
‫همممم

04:17.298 --> 04:20.301
‫مگه به آنتونی قول ندادی که
‫بذاری بقیه سعی‌شون رو بکنن؟

04:23.388 --> 04:25.014
‫بعداً می‌بینم‌تون

04:25.098 --> 04:26.098
‫اوه...

04:33.564 --> 04:35.775
‫شاید یکی از اون خانم‌ها باد بزن
‫داشته باشن و بتونم ازشون قرض بگیرم

04:35.858 --> 04:37.402
‫انگار قراره هوا گرم‌تر بشه

04:47.870 --> 04:50.081
‫خب... چطوری شروع کنیم؟

04:50.748 --> 04:53.001
‫مثلاً کتابی راجع به جاذبه هست که بخونمش؟

04:53.960 --> 04:57.005
‫مطمئنی بعد از نامه‌ای که بانو
‫ویسلداون نوشت، ازم کمک می‌خوای؟

04:58.339 --> 05:01.676
‫اون تابحال راجع به هیچکس اینقدر
‫اشتباه نکرده بود. بیا نادیده‌اش بگیریم.

05:01.759 --> 05:04.512
‫قطعاً. دیر یا زود مچش رو می‌گیرن

05:05.013 --> 05:07.348
‫ما هم روز بی‌آبرو شدنش می‌رقصیم

05:07.890 --> 05:09.642
‫حالا، بحث از کتاب دیگه بسه

05:09.726 --> 05:13.354
‫اگه می‌خوای شوهر پیدا کنی،
‫باید درگیر زندگی واقعی بشی

05:13.938 --> 05:16.316
‫اول باید مهارت‌هات رو ببینم

05:16.941 --> 05:17.984
‫ولی من مهارتی ندارم

05:19.068 --> 05:21.362
‫بلدی که چطوری باد بزنت رو تکون بدی.
‫چشم و ابرو بندازی.

05:21.863 --> 05:25.700
‫اغلب، همین کفایت می‌کنه.
‫مردها موجودات ساده‌ای هستن.

05:25.783 --> 05:28.286
‫خب، گمونم بتونم نشونت بدم. من...

05:28.369 --> 05:29.369
‫به من نه

05:29.912 --> 05:30.747
‫به اونا

05:38.046 --> 05:40.590
‫آقایون. گمونم دوشیزه فدرینگتون رو می‌شناسید

05:42.050 --> 05:43.885
‫چقدر از دیدن‌تون خوشحالم

05:43.968 --> 05:47.138
‫چه هوای خوبیـه!

05:48.181 --> 05:49.349
‫مثل...

05:50.475 --> 05:53.686
‫دوشیزه فدرینگتون، انگار پریشون هستید

05:53.770 --> 05:54.770
‫نه

05:55.104 --> 05:57.982
‫و، منو ببخشید،
‫خیلی حالم خوبه، سرورم.

06:11.000 --> 06:16.000
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده

06:22.000 --> 06:26.000
‫« بریجرتون »

06:27.637 --> 06:30.848
‫شنیدم لرد کورتنی دیشب رسیده به شهر

06:30.932 --> 06:35.103
‫آره. خیلی خوش بر و روئـه
‫و عاشق موسیقیـه

06:35.186 --> 06:37.647
‫جدی؟ شاید به درد فرانچسکا بخوره؟

06:37.730 --> 06:40.942
‫اوه، فقط اون نیست.
‫لرد پتری و لرد گادوین هم...

06:41.025 --> 06:43.152
‫بدجور حامی هنر هستن

06:43.236 --> 06:45.738
‫- اونا هم خوش بر و رو هستن؟
‫- باید با هر سه تاشون حرف بزنید

06:45.822 --> 06:47.281
‫چند تا گزینه داشتن خوبه

06:47.365 --> 06:49.742
‫شاید بیشتر از چیزی که فکرش رو
‫بکنید گزینه داشته باشید

06:49.826 --> 06:52.412
‫دلیل اینکه امروز واسه صرف چایی اومدم اینجا

06:52.495 --> 06:56.332
‫این بود که بهتون اطلاع بدم کارِ
‫علیاحضرت با این فصل، هنوز تموم نشده

06:56.416 --> 07:00.002
‫هنوز داره دنبال الماسش می‌گرده،
‫البته با این اسم خطابش نکرد

07:00.086 --> 07:03.131
‫با این همه، می‌خواد بیشتر ببینه

07:03.214 --> 07:04.507
‫جدی؟

07:04.590 --> 07:05.925
‫گمونم آره

07:06.008 --> 07:09.011
‫و انتخابش ممکنه هر کسی باشه

07:09.095 --> 07:10.763
‫هر کسی؟

07:11.264 --> 07:13.933
‫هر کسی که دم بخت شده

07:17.520 --> 07:19.021
‫آره. اونم قراره به زودی دم بخت بشه...

07:23.860 --> 07:26.362
‫آماده شدن برای بانوی این خونه شدن،
‫خیلی خسته‌کننده‌ست

07:26.446 --> 07:29.115
‫خستگیت رو نشونه‌‌ی خوبی قلمداد کنم؟

07:29.782 --> 07:33.661
‫مشغول فعالیت‌های ضروری هستی؟

07:33.744 --> 07:37.290
‫آلبیون و من امروز صبح رفتیم
‫سه جای مختلف

07:37.373 --> 07:39.792
‫جای مختلف؟ چجور جاهایی؟

07:39.876 --> 07:43.212
‫یه رویه‌دوز، یه تاجر ابریشم و

07:44.172 --> 07:47.800
‫وارلی نفهمه، ولی با یه
‫مستخدم جدید هم ملاقات کردیم

07:48.801 --> 07:51.596
‫وقتی بانو فدرینگتونِ جدید بشم،
‫شاید یه سری چیزها رو تغییر بدم

07:51.679 --> 07:53.473
‫ولی من می‌خوام وارلی رو نگه دارم

07:53.556 --> 07:56.225
‫به نظرتون شما دو تا

07:56.309 --> 07:58.603
‫ترتیب و روال رو اشتباه نرفتید؟

08:01.439 --> 08:05.568
‫امیدوارم اشتباه نکنم که هر دوتون به زودی

08:05.651 --> 08:07.570
‫یه وارث برای خانواده بیارید

08:07.653 --> 08:09.405
‫مامان! چقدر بی‌ادبی

08:11.157 --> 08:13.659
‫من و آلبیون خیلی پر شوق و حرارت هستیم

08:13.743 --> 08:15.578
‫- البته
‫- خوبه. تو چی؟

08:16.662 --> 08:18.331
‫این چایی... خیلی تلخـه

08:18.414 --> 08:19.415
‫چایی رو بیخیال

08:20.458 --> 08:24.545
‫آره، مامان. با همدیگه رابطه داشتیم

08:24.629 --> 08:26.088
‫خب، باید امیدوار باشم همینطور باشه

08:27.089 --> 08:28.382
‫- چند وقت یه بار؟
‫- آ...

08:28.466 --> 08:29.509
‫یه بار

08:30.551 --> 08:32.428
‫شب عروسی‌مون

08:33.596 --> 08:36.599
‫خیال کردی بچه همینطوری
‫خود به خود توی رَحِمت ظاهر میشه؟

08:37.350 --> 08:40.645
‫باید بیشتر با هم بخوابید
‫تا بچه‌دار بشید

08:40.728 --> 08:44.065
‫ولی من می‌خوام با شوهرم بیرون باشم و
‫باهاش خودنمایی کنم، نه توی رخت‌خواب

08:44.148 --> 08:45.858
‫تازه این کار موهام رو هم خراب می‌کنه

08:45.942 --> 08:48.402
‫اگه می‌خوای خواهرت رو شکست بدی،
‫باید بیشتر تلاش کنی

08:49.320 --> 08:50.696
‫چیزی به ماه کامل نمونده

08:50.780 --> 08:52.448
‫نماد باروری

08:53.241 --> 08:55.284
‫پیشنهاد می‌کنم خوب ازش استفاده کنی

09:18.307 --> 09:19.850
‫بدجور دیرم شده

09:25.690 --> 09:27.483
‫خیلی خوش گذشت، خانم‌ها

09:34.907 --> 09:36.200
‫فردا همین موقع؟

09:38.119 --> 09:39.119
‫شاید

09:55.011 --> 09:57.555
‫مطمئنی می‌خوای همچنان بهم آموزش بدی؟

09:58.639 --> 10:01.225
‫اگه ازم قطع امید بکنی، ناراحت نمیشم

10:02.268 --> 10:04.312
‫حقیقت اینه که نیازی به آموزش نداری

10:05.062 --> 10:06.689
‫پس موافقی. نمیشه به من آموزش داد

10:10.067 --> 10:11.611
‫خیلی هم خوب میشه

10:12.153 --> 10:15.489
‫فقط نیازی به آموزش نداری.
‫خودت همین الانشم بلدی چیکار کنی.

10:15.573 --> 10:16.741
‫بهت اطمینان میدم که بلد نیستم

10:19.035 --> 10:20.661
‫اولین باری که همدیگه رو دیدیم یادت میاد؟

10:20.745 --> 10:23.039
‫داشتم اسب‌سواریم رو می‌کردم،
‫سرم تو کار خودم بود،

10:23.122 --> 10:24.582
‫که یهویی

10:24.665 --> 10:27.084
‫یه سربند زرد شیطانی بهم حمله کرد

10:27.168 --> 10:29.128
‫تقصیر من نبود.
‫باد از از سرم انداختش.

10:29.211 --> 10:31.964
‫باد زده یا نزده، انگار خیلی
‫حال کردی وقتی افتادم وسط گِل

10:32.048 --> 10:33.841
‫عذرخواهی کردم

10:33.924 --> 10:37.219
‫آره. و این کار رو خیلی با جذبه انجام دادی

10:37.303 --> 10:39.388
‫منو بی‌رحمانه دست انداختی

10:40.056 --> 10:41.432
‫و گمونم علتش رو بدونم

10:45.269 --> 10:47.438
‫چون بچه بودیم

10:48.022 --> 10:50.775
‫قبل اینکه خودآگاهی بزرگسالی ریشه بندازه

10:50.858 --> 10:53.402
‫قبل اینکه نظر و عقاید بقیه برامون مهم باشه

10:53.486 --> 10:56.614
‫کالین، غیرممکنه توی جامعه باشی و
‫نظر بقیه برات مهم نباشه

10:56.697 --> 10:59.659
‫جامعه به کل از قضاوتِ بقیه شکل گرفته

11:00.785 --> 11:03.204
‫می‌دونی وقتی خارج از کشور بودم،
‫متوجه چی شدم؟

11:03.871 --> 11:05.331
‫هیچکس منو نمی‌شناخت

11:06.123 --> 11:07.833
‫هیچکس نمی‌دونست هویتم چیه

11:07.917 --> 11:10.294
‫از اون کالین بریجرتونی که جامعه می‌شناخت

11:10.378 --> 11:11.999
‫کاملاً آزاد شده بودم

11:12.505 --> 11:14.048
‫که همینطوری خودم شدم

11:15.341 --> 11:18.010
‫پنه‌لوپه، زندگی بر اساس
‫قضاوت دیگران، یه تله‌ست

11:18.678 --> 11:21.597
‫وقتی خودت رو رها کنی،
‫درهای دنیا برات باز میشه

11:21.681 --> 11:23.391
‫یه طوری میگی انگار خیلی راحتـه

11:26.727 --> 11:27.812
‫روز بخیر

11:37.029 --> 11:38.698
‫چرا شوهر می‌خوای؟

11:39.949 --> 11:41.450
‫تا شاید به آزادی برسم

11:42.618 --> 11:44.829
‫تا شاید توی دنیا حس راحتی داشته باشم

11:45.454 --> 11:46.454
‫که اینطور

11:47.081 --> 11:50.209
‫و پیدا کردنِ راحتی درونِ خودت،
‫تو رو به اونجا می‌رسونه

11:51.001 --> 11:54.463
‫الان توی دنیا، چیزی که بیشترین
‫آرامش رو بهت میده چیه؟

11:54.547 --> 11:55.798
‫آسوده‌ترین؟

11:57.258 --> 11:59.510
‫قبلاً چایی‌های یکشنبه
‫توی عمارت بریجرتون بود

12:00.344 --> 12:04.098
‫یکی از معدود جاهاییـه که می‌تونم
‫تنها برم و واقعاً خودم باشم. ولی...

12:04.181 --> 12:05.725
‫دیگه امکانش نیست

12:06.308 --> 12:09.520
‫بابت اتفاقاتی که بین تو الوئیز افتاد متأسفم

12:09.603 --> 12:10.855
‫دقیقاً چی شد؟

12:14.984 --> 12:16.110
‫بهتره برگردم

12:18.279 --> 12:19.864
‫قبل اینکه بفهمن جیم شدیم

12:52.438 --> 12:53.438
‫همینه!

13:01.989 --> 13:05.618
‫خیلی وقتـه که مغازه‌ی شما رو از
‫پشت ویترین تحسین می‌کنم، مادام دلاکوا

13:05.701 --> 13:08.204
‫ولی داخلش قدم گذاشتن، یه لذت دیگه داره

13:08.287 --> 13:12.333
‫لابد اخیراً لذت‌های جدید زیادی رو تجربه کردید

13:12.416 --> 13:16.420
‫بیشتر از سی تا لباس جدید،
‫که همگی نیاز به تغییرات داشتن

13:18.088 --> 13:21.801
‫عملاً به بانوی قبلی کنت التماس کردم که بذاره

13:21.884 --> 13:24.428
‫لباس امروزی‌تری درست کنم

13:24.512 --> 13:27.348
‫ولی اون روی مد قدیمی اصرار داشت

13:28.724 --> 13:32.436
‫شاید بخواید یه مقدار
‫از این ثروتِ جدیدتون رو

13:32.520 --> 13:34.605
‫صرف چیز بزرگتری بکنید؟

13:35.773 --> 13:38.025
‫وقتی یه چهره‌ی جدید غیرمنتظره
‫وارد اشراف‌زاده‌ها میشه

13:38.108 --> 13:41.362
‫گمونم بهتره بهشون نشون بده
‫که همه چی تغییر نکرده

13:41.445 --> 13:43.989
‫تردید شما رو درک می‌کنم

13:44.114 --> 13:47.368
‫ولی یادتون باشه،
‫اشراف‌زاده‌ها از نوکیسه‌ها تغذیه می‌کنن

13:47.451 --> 13:50.162
‫و موقعی که گرسنه‌شون میشه،
‫خیلی بدخلق میشن

13:55.835 --> 13:56.836
‫دخترها

13:56.919 --> 14:01.006
‫به این ساتن آبی فرانسوی زیبا نگاه کنید

14:01.090 --> 14:03.592
‫صد درصد توجه ملکه رو جلب می‌کنه

14:06.595 --> 14:09.181
‫خیلی خوشحالم که توجه مامان رو جلب کردی

14:09.265 --> 14:11.425
‫می‌توام اقلاً یه سال دیگه
‫هم با خواستگارها کنار بیام

14:11.475 --> 14:13.310
‫شاید اگه تو دووم بیاری، حتی بیشتر از یه سال

14:13.394 --> 14:16.647
‫نمی‌خوام ناامیدت کنم،
‫ولی امکانِ ازدواج

14:16.730 --> 14:19.191
‫تنها جنبه‌‌ی این فصلـه که ازش استقبال می‌کنم

14:19.859 --> 14:22.152
‫مشتاقم یه شوهر مناسب پیدا کنم و تمومش کنم بره

14:22.236 --> 14:24.530
‫قبل اینکه نقشه‌های مادر
‫توجه ملکه رو به سمتم جلب کنه

14:25.489 --> 14:27.843
‫فکر می‌کردم ملکه دیگه
‫به خانم‌های این فصل علاقه‌ای نداره

14:27.867 --> 14:30.828
‫بانو دنبری گفت:
‫«ملکه منتظره که یکی مات و مبحوتش کنه»

14:37.334 --> 14:39.920
‫شاید اگه یکی نظر ملکه رو جلب کنه

14:40.004 --> 14:42.631
‫نقشه‌های مامان جواب نده

14:42.715 --> 14:45.217
‫دوشیزه هارتیگن. دوشیزه مالهوترا

14:45.801 --> 14:48.512
‫اطلاعاتی دارم که شاید بخواید بدونید

14:54.685 --> 14:56.061
‫مُرددی، هیاسنث؟

14:56.145 --> 14:57.062
‫مُردد نیستم

14:57.146 --> 14:58.606
‫ولی ما همچنان منتظریم

14:58.689 --> 15:01.567
‫شاید به نفعت باشه،
‫چون دفعه پیش پوزه‌ات رو به خاک مالید

15:01.650 --> 15:03.652
‫برنامه‌ریزیم بلند مدتـه

15:04.570 --> 15:06.113
‫از دستی که برام اومده راضیم

15:08.198 --> 15:09.241
‫حالا تو دودل شدی

15:09.325 --> 15:10.618
‫می‌خوام کارت‌هام رو عوض کنم

15:10.701 --> 15:11.535
‫عه؟

15:16.707 --> 15:18.292
‫من این دور رو نیستم

15:18.375 --> 15:19.793
‫- ترسو
‫- بهت که گفتم نقشه داره

15:19.877 --> 15:22.254
‫اینطوری که هیاسنث داره بازی می‌کنه،
‫سکه‌های بیشتری لازم داریم

15:22.338 --> 15:24.924
‫مطمئنی تقلب نمی‌کنی؟

15:25.007 --> 15:26.884
‫- خیال می‌کنی شعبده‌بازم؟
‫- اوهوم

15:26.967 --> 15:29.094
‫خب، اگه هستی،
‫لطفاً چندتا ترفند یادمون بده

15:29.678 --> 15:31.805
‫نه، ممنون.
‫همینجا صبر می‌کنم.

15:31.889 --> 15:32.889
‫پنه‌لوپه

15:33.682 --> 15:35.702
‫- چشم انتظارت بودم
‫- من هم همینطور

15:35.726 --> 15:38.646
‫ولی بهتر بود قبل اینکه بیام اینجا
‫توی بازار می‌دیدمت

15:38.687 --> 15:40.327
‫این دفعه نمی‌ریم بازار

15:40.356 --> 15:42.358
‫می‌ریم به اتاق نشیمن بریجرتون

15:42.441 --> 15:43.441
‫ولی چرا؟

15:44.026 --> 15:45.146
‫خب معلومه، درس بعدیت

15:45.194 --> 15:47.154
‫ولی کالین، خدمتکارم بیرون و الوئیز...

15:47.237 --> 15:49.740
‫با فرانچسکا و مادرم رفتن خیاطی

15:49.823 --> 15:52.576
‫- و بقیه‌ی خانواده‌ات؟
‫- توی باغ دارن ورق بازی می‌کنن

15:53.410 --> 15:56.872
‫چوگان بازی کردنِ خانواده‌ام رو که دیدی.
‫می‌دونی چقدر اهل رقابت هستن.

15:56.956 --> 15:59.375
‫هیاسنث عاشق بردنـه،
‫گرگوری بدش میاد بهش ببازه،

15:59.458 --> 16:01.877
‫بندیکت هم عمراً این نمایش رو از دست بده

16:01.961 --> 16:05.714
‫باور کن، هیچ‌کدوم‌شون به این زودی‌ها
‫از سر اون میز بلند نمیشن

16:09.635 --> 16:12.221
‫گفتی توی عمارت بریجرتون راحت بودی

16:12.304 --> 16:13.681
‫پس قراره اینجا تمرین کنیم

16:13.764 --> 16:16.600
‫توی عمارت بریجرتون راحت بودم. قبلاً

16:16.684 --> 16:18.185
‫یه جا لازم داشتیم که تنها باشیم

16:18.268 --> 16:20.270
‫اینجا، خدمتکارت می‌تونه بیرون منتظر باشه

16:20.354 --> 16:22.815
‫و ما هم می‌تونیم وانمود کنیم که
‫توی مراسم رقص هستیم

16:24.108 --> 16:25.317
‫زده به سرت؟

16:26.151 --> 16:27.277
‫باهام تصورش کن، پنه‌لوپه

16:27.361 --> 16:32.199
‫نوازنده‌ها کنار پیانو هستن،
‫دارن واسه رقص پاریسی حاضر میشن

16:32.992 --> 16:34.243
‫اینجا، روی مبل

16:34.326 --> 16:38.288
‫چندتا مامان دارن دکور رو موشکافی می‌کنن

16:38.372 --> 16:39.581
‫اون طرف اتاق

16:39.665 --> 16:42.543
‫آقایون از یه خانم جوان می‌خوان که برقصه

16:43.711 --> 16:46.046
‫اینجا هم میز لیموناد رو داریم

16:46.130 --> 16:48.132
‫که باید از همینجا شروع کنیم

16:55.973 --> 16:56.973
‫خیلی‌خب

16:58.350 --> 17:01.603
‫وانمود کنم دارم با این
‫نوازنده‌ی خیالی لاس می‌زنم؟

17:01.687 --> 17:05.399
‫نه. وانمود کن با خواستگار جذابی که
‫کنار نوشیدنی‌هاست لاس می‌زنی

17:07.067 --> 17:07.901
‫من

17:07.985 --> 17:09.111
‫تو؟

17:09.194 --> 17:11.447
‫من مناسب‌ترین فرد واسه تمرینم

17:11.530 --> 17:13.574
‫لازم نیست خجالت بکشی.
‫منو می‌شناسی.

17:13.657 --> 17:16.326
‫واسه همین دقیقاً بیشتر خجالت‌زده میشم.
‫تو رو می‌شناسم.

17:19.163 --> 17:21.123
‫ببخشید. آخه...

17:24.209 --> 17:25.377
‫ته دلم

17:26.503 --> 17:31.258
‫می‌دونم که می‌تونم باهوش و جذاب باشم، ولی

17:32.801 --> 17:36.013
‫یجوری، شخصیتم بین قلب و دهنم گم میشه

17:36.096 --> 17:40.059
‫و یهویی می‌بینم حرفِ اشتباهی زدم
‫یا کلاً هیچی نگفتم

17:40.851 --> 17:42.770
‫درست و غلط رو فراموش کن

17:43.395 --> 17:46.398
‫فکر کن اگه خواستگار بودم، چی بهم می‌گفتی

17:47.232 --> 17:50.778
‫بدون اینکه نگرانِ واکنشم باشی

17:58.744 --> 17:59.744
‫چشمات...

18:01.580 --> 18:03.540
‫جذاب‌ترین رنگ آبی هستن که تابحال دیدم

18:05.042 --> 18:07.711
‫تازه وقتی مهربون میشی، بیشتر هم می‌درخشن

18:11.090 --> 18:14.134
‫شاید اگه خواستگار باشی، همچین چیزی بگم

18:16.762 --> 18:18.597
‫خب، این خیلی، رک و رواست بود

18:18.680 --> 18:19.932
‫- آ...
‫- آم...

18:20.015 --> 18:21.850
‫گمونم خدمت بزرگی بهشون کردم

18:21.934 --> 18:24.614
‫مگه اینکه بخوای از این
‫«خدمت بزرگت» به مامان چیزی بگی

18:24.686 --> 18:26.855
‫- الوئیز اینجاست
‫- می‌تونی توی اتاق مطالعه قایم شی

19:16.196 --> 19:18.031
‫«حالا می‌تونم با قطعیت اعلام کنم که

19:18.115 --> 19:20.993
‫چندتا از زیباترین دخترای دنیا
‫توی پاریس هستن.»

19:22.870 --> 19:25.122
‫«چقدر خوش‌شانسم که دور و برم هستن

19:25.205 --> 19:27.416
‫توی خیابون‌های پر درختِ لو ماره

19:27.499 --> 19:30.502
‫توی کافه‌های قشنگ سواحل سن

19:31.336 --> 19:33.255
‫وقتی که شبه و شهر خلوتـه»

19:43.265 --> 19:46.810
‫فقط توی اون لحظات،
‫وقتی انگشتام رو روی کک و مک پوستش

19:46.894 --> 19:48.353
‫از گونه تا شونه‌اش می‌کشیدم

19:48.437 --> 19:51.481
‫یا وقتی رقص نور رو
‫روی پوستش تماشا می‌کردم

19:52.149 --> 19:55.068
‫تعجب می‌کنم که چطور میشه
‫همچین صمیمیتی رو حس کرد

19:55.152 --> 19:57.487
‫ولی همینطور همچین فاصله‌ی درازی رو»

19:58.363 --> 19:59.656
‫پنه‌لوپه

20:00.532 --> 20:02.701
‫- داشتی می‌خوندیش؟
‫- نه. همچین قصدی نداشتم

20:02.784 --> 20:06.246
‫- قصد نداشتی دفتر خاطراتم رو برداری و بخونی؟
‫- نه. خوندم، ولی نباید می‌خوندم

20:06.330 --> 20:09.374
‫نه، نباید می‌خوندی. هر چی که خوندی
‫قرار نبوده کس دیگه‌ای ببینه

20:14.421 --> 20:16.048
‫- لعنتی
‫- کالین، دستت!

20:16.131 --> 20:18.467
‫- چیزی نیست
‫- خوبم هست. همونجا بمون

20:22.304 --> 20:23.305
‫خواهش می‌کنم

20:24.431 --> 20:25.265
‫بذار کمکت کنم

20:57.256 --> 20:58.298
‫نوشتنت...

21:00.759 --> 21:01.843
‫خیلی خوبـه

21:05.931 --> 21:07.891
‫به نظرم واسه امروز کافیه

21:12.104 --> 21:13.605
‫امشب می‌بینمت؟

21:14.106 --> 21:17.067
‫حتماً. ممنون که... یادم دادی

21:57.399 --> 21:58.734
‫تزئینات خاصی می‌خواید، خانم؟

21:59.401 --> 22:01.153
‫شاید سادگی بهتر باشه؟

22:02.446 --> 22:04.239
‫اقلاً نمی‌خواید ببینیدشون؟

22:17.169 --> 22:19.713
‫شاید سلیقه‌ی لباس پوشیدن‌مون
‫فرق داشته باشه...

22:23.842 --> 22:27.346
‫ولی بانو کنت صد درصد سلیقه‌اش
‫توی جواهرات حرف نداشته

22:41.318 --> 22:42.611
‫چیزی ناراحتت کرده؟

22:43.987 --> 22:45.739
‫امروز پنه‌لوپه توی خونه‌مون بود

22:48.950 --> 22:50.160
‫از این بابت شرمنده

22:50.243 --> 22:54.915
‫ولی نقش بازی کردن سخته، وقتی هنوزم
‫نمی‌دونم بین شما دو تا چه اتفاقی افتاده

22:54.998 --> 22:56.083
‫از هم فاصله گرفتیم

22:56.166 --> 22:58.585
‫آره، قبلاً اینو گفتی

22:59.503 --> 23:01.505
‫- می‌خوای از خودم دورش کنم؟
‫- نه

23:02.798 --> 23:06.426
‫نمی‌خوام بی‌دوست بشه و
‫شاید الان تو تنها دوستش باشی

23:07.969 --> 23:09.554
‫ولی چطوره دیگه نیاریش خونه؟

23:11.598 --> 23:12.598
‫البته

23:18.063 --> 23:19.063
‫حالش چطوره؟

23:20.816 --> 23:24.152
‫- پنه‌لوپه؟
‫- یعنی... لازم نیست جزئیات رو بدونم

23:24.236 --> 23:28.323
‫ولی باید مطمئن بشم که
‫عذاب نمی‌کشه و دلسرد نشده

23:28.407 --> 23:30.325
‫نه عذاب می‌کشه و نه دلسرد شده

23:32.869 --> 23:35.580
‫اتفاقاً، این فصل می‌خواد شوهر کنه

23:35.664 --> 23:37.791
‫شوهر؟ پنه‌لوپه؟

23:38.375 --> 23:41.294
‫- اوهوم
‫- این... از اون بعیده

23:41.378 --> 23:42.921
‫شاید تغییر کرده

23:43.004 --> 23:46.800
‫- نکنه می‌خواد تو شوهرش شی؟
‫- نه. من فقط کمکش می‌کنم شوهر پیدا کنه

23:48.552 --> 23:52.013
‫عاقلانه‌ست؟ اگه یکی بفهمه
‫داری کمکش می‌کنی چی؟

23:52.097 --> 23:55.350
‫خب، کی کمکش کنه پس؟
‫هیچ قوم و خویشی نداره که مرد باشه

23:55.434 --> 23:57.561
‫آره، ولی تو یه خواستگار واجد شرایطی

23:57.644 --> 23:59.771
‫شاید واجد شرایط‌ترین حتی

23:59.855 --> 24:01.982
‫- به چشم بقیه خوب نمیاد
‫- نه، نمیاد

24:02.065 --> 24:04.317
‫واسه همینه که به هیچکس نمی‌گیم

24:28.425 --> 24:30.886
‫بالأخره یه تکونی به خودشون دادن

24:30.969 --> 24:32.304
‫بله، علیاحضرت

24:34.973 --> 24:36.266
‫شاید یه‌کم زیادیـه

24:38.101 --> 24:41.688
‫کاش توی فصل اولت بیشتر فروتن باشی

24:49.362 --> 24:52.491
‫عزیزم... باید بدونی که قصد ندارم

24:52.574 --> 24:54.534
‫این فصل خواستگاری رو بهت تحمیل کنم

24:54.618 --> 24:58.622
‫ولی بد نیست با چندتا
‫خانم جوانِ دیگه آشنا بشی و

24:58.705 --> 25:02.000
‫تا حلقه‌ی آشناهات
‫محدود به دوشیزه کاوپر نباشه

25:03.251 --> 25:04.336
‫همین قصد رو دارم

25:04.419 --> 25:05.712
‫جدی میگی؟

25:05.795 --> 25:09.007
‫دوشیزه بریجرتون.
‫می‌خواید با ما اتاق رو بگردید؟

25:09.716 --> 25:11.468
‫هیچی بهتر از گشت و گذار نیست

25:16.848 --> 25:18.683
‫خب...

25:18.767 --> 25:21.311
‫شدیم دو نفر.
‫بریم به ملکه سلام کنیم؟

25:21.853 --> 25:23.271
‫چطوره بمونه واسه بعد؟

25:23.855 --> 25:27.275
‫موقع صرف چایی، بانو دنبری
‫از یه خواستگار اهل موسیقی اسم برد

25:27.359 --> 25:28.527
‫گمونم بیشتر از یه نفر بودن

25:29.027 --> 25:31.863
‫بیا با یکی‌شون شروع کنیم و
‫ببینیم به کجا می‌رسه

25:34.699 --> 25:37.827
‫شب بخیر، آقای بریجرتون،
‫آقای بریجرتون

25:38.411 --> 25:41.790
‫خانم‌ها! و باز هم خانم‌ها!

25:44.960 --> 25:46.795
‫گله‌ای اومدن شکار!

25:46.878 --> 25:49.923
‫آقای بریجرتون، تابحال شما رو
‫توی سالن رقص ندیدم

25:50.590 --> 25:51.967
‫نظرت چیه، برادر؟

25:52.676 --> 25:53.843
‫می‌خوای برقصی؟

25:54.636 --> 25:55.636
‫آره

25:56.388 --> 25:59.349
‫دوشیزه استوول، میشه بعدی رو با من برقصید؟

26:10.318 --> 26:12.487
‫آقای دنکورث، آقای فینچ

26:12.571 --> 26:14.155
‫خانم‌هاتون کجان؟

26:14.239 --> 26:17.993
‫من همسرم رو توی این
‫منظره باشکوه آسمونی گم کردم

26:18.076 --> 26:20.370
‫من هم همسرم رو فرستادم دنبال شیرینی بگرده

26:20.954 --> 26:22.581
‫همسرتون خودش شیرینیـه، آقای فینچ

26:22.664 --> 26:26.042
‫شاید اگه به همون مقداری که از غذا خوردن
‫لذت می‌برید، از اون لذت می‌بردید

26:26.126 --> 26:28.044
‫تا الان باردار شده بود

26:28.128 --> 26:30.171
‫من پرودنس رو به چشم آب‌نبات می‌بینم

26:30.255 --> 26:33.216
‫خوشمزه و خیلی ملایم

26:33.300 --> 26:37.887
‫آقای دنکورث، شما خیلی... خوش‌تیپ هستید

26:37.971 --> 26:39.931
‫براتون پیداشون می‌کنم

26:41.433 --> 26:45.145
‫کسی بهت گفته که مادرت خیلی ترسناکـه؟

26:55.947 --> 26:56.947
‫شب بخیر

26:59.534 --> 27:00.785
‫دستت چطوره؟

27:01.453 --> 27:03.705
‫خیلی بهتره، به لطف تو

27:03.788 --> 27:07.584
‫بازم شرمنده که دست‌نوشته‌هات رو خوندم.
‫ولی واقعاً عالی می‌نویسی.

27:07.667 --> 27:10.754
‫طوری می‌نویسی که انگار برات آب خوردنـه،
‫که خیلی کار سختیـه

27:12.297 --> 27:15.091
‫خیلی دلم می‌خواد یه روز بیشتر بخونم، اگه بذاری

27:17.385 --> 27:18.845
‫چطوره یه قرار بذاریم؟

27:19.346 --> 27:23.391
‫اگه اقلاً امشب با یه لرد
‫صحبت کنی، به پیشنهادت فکر می‌کنم

27:24.017 --> 27:25.017
‫خیلی‌خب

27:25.810 --> 27:26.853
‫کی رو پیشنهاد می‌کنی؟

27:30.190 --> 27:32.400
‫اون. لرد باسیلیو

27:33.109 --> 27:34.486
‫لرد باسیلیو ویکُنتـه

27:34.569 --> 27:36.946
‫و تو هم پنه‌لوپه فدرینگتون هستی.
‫این رو یادت نره.

27:39.449 --> 27:40.449
‫کاملاً در اختیارتـه

27:47.540 --> 27:49.209
‫شب بخیر، خانم فدرینگتون

27:49.292 --> 27:51.670
‫اوه. لرد باسیلیو، ندیدم‌تون

27:51.753 --> 27:54.923
‫مهم نیست. این روزها رژیم می‌گیرم

27:55.006 --> 27:57.384
‫زندگی کوتاه‌تر از این حرفاست، نه؟

28:03.014 --> 28:04.974
‫لرد باسیلیو، حال‌تون خوبه؟

28:08.395 --> 28:11.106
‫اون خیلی زود مُرد. شرمنده. ببخشید

28:13.900 --> 28:15.735
‫چی شد؟

28:15.819 --> 28:17.320
‫اسبش اخیراً مُرده

28:18.238 --> 28:19.781
‫- شوخی می‌کنی
‫- نه

28:19.864 --> 28:21.199
‫کالین!

28:21.282 --> 28:23.118
‫ببخشید. نمی‌دونستم

28:23.660 --> 28:25.995
‫حتماً یکی اینجا هست که عزادار نباشه

28:27.664 --> 28:29.749
‫- با هم می‌تازیم
‫- کالین!

28:36.589 --> 28:39.884
‫می‌دونی، هر وقت با یه آشنا
‫مخالف باشم

28:39.968 --> 28:43.263
‫به نظرم بهترین کار اینه که
‫وانمود کنم طرف زنده نیست

28:44.681 --> 28:47.183
‫فکر کنم درمورد پنه‌لوپه این شدنی باشه

28:47.726 --> 28:50.895
‫مگه اینکه وانمود کنم شبحـه.
‫امروز توی خونه‌ام بود.

28:50.979 --> 28:52.230
‫واسه چی؟

28:53.523 --> 28:56.568
‫انگار کالین داره کمکش می‌کنه شوهر پیدا کنه

28:57.318 --> 28:59.237
‫قبلاً می‌گفتیم قراره با هم دیگه ترشیده بشیم

28:59.320 --> 29:01.364
‫برادرت چه رسوایی بدی به بار آورده

29:02.115 --> 29:04.117
‫رسواییش واسه پنه‌لوپه حتی بیشتر هم هست

29:06.953 --> 29:09.289
‫خب، شاید از نظر اون تو نمُرده باشی

29:09.372 --> 29:12.000
‫ولی احساساتش نسبت به تو تغییر کرده

29:12.083 --> 29:14.127
‫چطوره تو هم احساساتت رو
‫نسبت بهش تغییر بدی؟

29:15.003 --> 29:16.755
‫آره. حق با توئـه

29:16.838 --> 29:21.050
‫الوئیز، استعداد خاصی داری که
‫باهاش ملکه رو مجذوب کنی؟

29:21.134 --> 29:22.177
‫استعداد؟ نه

29:22.260 --> 29:25.930
‫مگه اینکه نابه‌جا حرف زدن رو
‫استعداد حساب کنیم

29:26.014 --> 29:28.349
‫مثل موقعی که می‌خواستم از
‫معلم فرانسوی تعریف کنم

29:28.433 --> 29:29.934
‫به جاش بهش گفتم «جغد»

29:30.018 --> 29:32.145
‫جغد! وای نه!

29:32.228 --> 29:35.523
‫آقای بوفورت؟ خیلی پشمالوئـه

29:35.607 --> 29:37.859
‫متأسفانه، جغدها پر دارن، نه پشم

29:37.942 --> 29:40.236
‫پس حتی اگه می‌خواستم
‫به اون بیچاره توهین هم بکنم

29:40.320 --> 29:41.946
‫در این زمینه هم گند زده بودم

29:42.530 --> 29:45.259
‫آره. خب راستش، نمی‌تونم معلم‌هام رو
‫بابت بی‌استعدادی خودم سرزنش کنم

29:45.283 --> 29:47.403
‫تقصیر اونا نیست که من
‫اینقدر دانش‌آموز پردردسری‌ام

29:47.952 --> 29:49.829
‫گمونم استعدادت رو پیدا کردیم

29:49.913 --> 29:52.415
‫البته. تو سرگرم‌کننده‌ترین سخنگو هستی

29:52.499 --> 29:53.999
‫حرفت رو قطع نکن

30:05.720 --> 30:08.389
‫آقای بریجرتون، شما رقاص محشری هستید

30:08.473 --> 30:10.141
‫باعث افتخارم بود، دوشیزه استوول

30:11.643 --> 30:13.686
‫می‌بخشید

30:16.064 --> 30:18.316
‫حالا فهمیدم چرا توی بار مگس هم پر نمی‌زد

30:19.192 --> 30:23.196
‫آقا و خانم موندریچ، به
‫اجتماع اشراف‌زادگان خوش اومدید

30:24.489 --> 30:27.325
‫توی رینگ جلوی مردهایی مبارزه کردم
‫که ممکن بود منو بکُشن

30:27.408 --> 30:29.619
‫با این‌حال به نظرم این مراسم رقص و

30:29.702 --> 30:32.956
‫معاشرت امشب، خیلی بیشتر
‫آدمو دست‌پاچه می‌کنه

30:33.039 --> 30:35.917
‫خب، اقلاً دستات کار می‌کنن.
‫من با این لباس نمی‌تونم تکون بخورم.

30:36.000 --> 30:38.837
‫هردوتون فوق‌العاده شدید.
‫نترسید.

30:39.420 --> 30:41.965
‫این مراسم می‌تونه خیلی لذت‌بخش باشه

30:42.048 --> 30:43.675
‫اگه مانعش نشید

30:45.176 --> 30:47.679
‫انگار از وقت گذروندن
‫با اون خانم جوان لذت بردید

30:47.762 --> 30:48.888
‫خواستگاری می‌کنید؟

30:48.972 --> 30:49.806
‫نه

30:49.889 --> 30:51.891
‫نه، نه. دوشیزه استوول دوست‌داشتنی هستن

30:52.392 --> 30:54.644
‫ولی رقصم صرفاً واسه این بود که
‫روشون رو زمین نندازم

30:54.727 --> 30:58.815
‫مطمئن نیستم این تجربه برای
‫دوشیزه استوول چندان عادی باشه

30:58.898 --> 30:59.983
‫ها؟

31:05.530 --> 31:07.490
‫ببخشید. باید برم مشروب پیدا کنم

31:07.574 --> 31:10.076
‫موقعیت شما منو بیشتر دست‌پاچه می‌کنه

31:12.120 --> 31:15.206
‫با یه رقص علامت دادید که
‫گزینه‌ی در دسترسی هستید

31:16.165 --> 31:19.627
‫چطور از ما انتظار میره تمام
‫قوانین این جامعه رو بفهمیم

31:19.711 --> 31:23.006
‫وقتی حتی کسی که توی این فضا
‫به دنیا اومده هم نمی‌تونه درکش کنه؟

31:29.095 --> 31:30.722
‫اون دو تا رو می‌بینی؟

31:30.805 --> 31:32.473
‫لرد و بانو د لئون

31:33.182 --> 31:36.853
‫رقصیدن مکرر با شریکِ یکسان،
‫بی‌ادبی تلقی میشه

31:36.936 --> 31:39.606
‫ولی نمی‌تونن از رقص دوری کنن

31:40.231 --> 31:42.442
‫و لرد و بانو سینگر

31:42.525 --> 31:46.946
‫قانون اینه که توی همچین مراسمی،
‫بیشتر از یکی دو تا نوشیدنی نخوری

31:47.030 --> 31:50.783
‫ولی اونا هر بار اینطوری تا خرخره می‌خورن

31:50.867 --> 31:53.411
‫مست مثل ویلون‌زن‌ها

31:54.203 --> 31:57.790
‫و خوشحالـن. می‌دونی این دو زوج
‫چه نقطه مشترکی دارن؟

31:58.791 --> 32:00.460
‫ازدواج کردن، مثل شما

32:01.461 --> 32:04.339
‫این همه این قانون واسه
‫داغ نگه داشتنِ ازدواجـه

32:04.839 --> 32:06.883
‫ولی وقتی وظیفه‌ات رو انجام دادی و

32:07.467 --> 32:10.470
‫همسرت رو پیدا کردی

32:11.638 --> 32:12.805
‫آزادی

32:15.767 --> 32:17.936
‫فرانچسکا، عزیزم؟

32:18.019 --> 32:20.480
‫لرد پتری خیلی به موسیقی علاقه‌منده و

32:20.563 --> 32:24.150
‫شنیدم دستی هم توی ویلولون‌سل داره

32:24.233 --> 32:26.069
‫ویکُنتسِ بیوه چوب‌کاری می‌فرماین

32:26.152 --> 32:29.238
‫مهارتم از عشقم به ساز کمتره

32:29.322 --> 32:31.449
‫ویولون‌سل ساز قشنگیـه

32:32.033 --> 32:33.033
‫صد البته

32:33.952 --> 32:35.495
‫شما چجور موسیقی‌ای دوست دارید؟

32:36.120 --> 32:39.791
‫اخیراً از آثار فردیناند ریس لذت می‌برم.
‫سه گانه‌ی پیانوش حرف ندارن.

32:39.874 --> 32:43.795
‫همینطور سوناتِ 23 بتهوون.
‫می‌تونم تا ابد بهش گوش بدم.

32:43.878 --> 32:47.256
‫چه موسیقی... پرمعنایی

32:49.050 --> 32:51.552
‫قبلاً شایعه‌ای شنیدم که سه گانه رو

32:51.636 --> 32:54.055
‫برای بیان احساساتش
‫به «بانو لودویگس» نوشته

32:54.597 --> 32:56.307
‫توی موسیقی حسش نکردید؟

32:56.391 --> 32:57.642
‫دنبالم بیا، عزیزم

32:58.434 --> 33:01.646
‫بیشتر توالی آکوردش رو دوست داشتم

33:04.899 --> 33:07.944
‫یه مادر توی زیستگاه طبیعیش

33:08.027 --> 33:10.571
‫همیشه از کنار تماشا می‌کنه

33:10.655 --> 33:11.948
‫بانو دنبری

33:12.532 --> 33:14.325
‫بعد از شکست الوئیز توی فصل قبلی

33:14.409 --> 33:17.245
‫می‌ترسم به این یکی
‫دخترم هم زیادی فشار بیارم

33:17.328 --> 33:19.163
‫ولی می‌ترسم اگه بهش فشار نیارم

33:19.247 --> 33:22.250
‫فرانچسکا به کم راضی بشه و زود شوهر کنه

33:22.333 --> 33:25.211
‫و هیچ‌وقت از زیستگاه طبیعیش
‫پاشو بیرون نذاره

33:26.379 --> 33:29.132
‫عجب معمایی

33:31.592 --> 33:33.886
‫پس شاید بهترین کاری که می‌تونی بکنی

33:33.970 --> 33:37.390
‫اینه که بذاری توی زیستگاه طبیعیش باشه

33:37.473 --> 33:38.474
‫بیا

33:43.354 --> 33:44.354
‫با من بیا

33:47.567 --> 33:51.320
‫شاید همین الانشم باردار شده باشم.
‫باید واسه دو نفر غذا بخورم.

33:51.404 --> 33:54.032
‫مغرور بودنت که واسه دو نفر حساب نمیشه

33:54.115 --> 33:55.950
‫کافیه

33:57.452 --> 34:01.205
‫چرا پیش شوهراتون نیستید؟
‫پدرم در اومد پیداتون کنم

34:01.289 --> 34:03.124
‫می‌تونی واسه امشب مقدمه‌چینی کنی

34:03.207 --> 34:05.418
‫قبل اینکه بیایم من و آلبی با هم خوابیدیم

34:05.501 --> 34:08.296
‫صدات رو بیار پایین! اینجا نه

34:15.344 --> 34:16.429
‫تو چی؟

34:17.638 --> 34:18.806
‫شما دو تا هم...

34:20.933 --> 34:21.976
‫شروع کردیم

34:23.352 --> 34:24.353
‫من فقط...

34:25.855 --> 34:27.231
‫ازش لذت نمی‌برم

34:31.319 --> 34:35.698
‫ذائقه و لذتِ زن‌ها، کمی لطیف‌تر از مردهاست

34:35.782 --> 34:37.158
‫ببینید، وقتی اون...

34:39.077 --> 34:40.453
‫وارد بدنت میشه...

34:40.536 --> 34:41.913
‫وارد بدن میشه؟

34:43.039 --> 34:44.415
‫وارد کجا میشه؟

34:47.627 --> 34:50.046
‫مگه تو و آقای فینچ چه غلطی می‌کنید؟

34:50.129 --> 34:51.547
‫همدیگه رو می‌بوسیم

34:51.631 --> 34:53.549
‫بعدش یه صدای عجیب در میاره

34:53.633 --> 34:55.426
‫بعدش میره شورتش رو عوض می‌کنه

34:56.427 --> 34:58.429
‫یعنی شورتش رو در نمیاره؟!

34:59.138 --> 35:02.058
‫- البته
‫- چرا همش باید مجازات بشم؟

35:11.484 --> 35:15.404
‫خسته شدم از بس که این بیچاره‌ها
‫منو می‌بینن و هول میشن

35:15.488 --> 35:18.324
‫به قدر کافی دیدم.
‫وقتشـه برم استراحت کنم.

35:18.407 --> 35:19.867
‫قبل اینکه برید

35:19.951 --> 35:22.954
‫نقاشی جرارد رو توی اتاق پشتی دیدید؟

35:23.538 --> 35:26.040
‫فکر می‌کنم ببینیدش حسابی...

35:27.041 --> 35:28.584
‫ذوق کنید

35:31.671 --> 35:34.465
‫اون داره میره.
‫اصلاً با هیچ‌کدوم‌مون حرف نزد.

35:34.549 --> 35:36.676
‫چه عجب. حالا می‌تونم کلی شکلات بخورم

35:36.759 --> 35:38.803
‫و دیگه نگران نباشم که
‫به چشم کسی بی‌ادبی میاد. ببخشید.

35:38.886 --> 35:41.347
‫ولی اصلاً وقت نداشتیم
‫استعدادهامون رو نشون بدیم

35:41.430 --> 35:43.641
‫اقلاً کسی شایعه‌ی خوبی نشنیده تعریف کنه؟

35:46.978 --> 35:49.438
‫فعلاً چیزی به ذهنم نمیاد

36:01.576 --> 36:02.910
‫شب بخیر، لرد رمینگتون

36:02.994 --> 36:06.038
‫دوشیزه فدرینگتون.
‫عجب شب خوبیـه، نه؟

36:06.831 --> 36:07.832
‫گمونم آره

36:08.416 --> 36:10.793
‫شنیدم علیاحضرت هنوز
‫الماسی رو انتخاب نکردن

36:10.877 --> 36:14.672
‫و این باعث آشفتگی دوستانِ جوان‌تون شده

36:14.755 --> 36:16.924
‫من چندان اهمیتی به شایعات بی‌اساس نمیدم

36:17.008 --> 36:19.260
‫معلومه که شما ثابت‌قدم‌تر از من هستید

36:19.343 --> 36:21.137
‫من عاشق شایعاتم

36:21.637 --> 36:24.557
‫شاید نباید اینقدر مشتاق باشم،
‫ولی روزهایی که نامه‌ی ویسلداون می‌رسه،

36:24.640 --> 36:27.810
‫کنار در می‌شینم و تا رسید می‌خونمش

36:27.894 --> 36:31.314
‫جدی؟ باید اعتراف کنم که
‫من هم خیلی از نامه‌های ویسلداون خوشم میاد

36:31.397 --> 36:33.983
‫قسمتی که مربوط به مستخدم
‫بانو کارتر بود خوندی؟

36:34.066 --> 36:36.277
‫که بانو هاوتون دزدیدش

36:36.360 --> 36:38.821
‫واسه همینـه که بانو کارتر
‫امشب دعوت نشده؟

36:44.285 --> 36:46.245
‫- شب بخیر، لرد رمینگتون
‫- بله، سرورم

36:53.127 --> 36:56.505
‫کالین، لرد رمینگتون می‌خواد
‫فردا باهام ملاقات کنه

36:56.589 --> 36:57.840
‫خب، عالیه

36:57.924 --> 36:59.550
‫ازش خوشت میاد؟

37:01.135 --> 37:03.930
‫از خودم راضی بودم. خیلی زیاد

37:05.097 --> 37:06.557
‫مطمئنم اون هم همین حس رو داشته

37:07.850 --> 37:10.930
‫خیلی براش ناپسنده که دوشیزه
‫فدرینگتون ازش کمک بگیره

37:10.978 --> 37:12.939
‫به نظر من رقت‌انگیزه

37:13.022 --> 37:16.317
‫از لطف و مهربونیشـه،
‫ولی شاید دیگه بیش از حده

37:16.859 --> 37:18.152
‫باورم نمیشه...

37:19.779 --> 37:20.780
‫اون کارش تمومـه

37:20.863 --> 37:22.782
‫ببخشید، چی در گوشی می‌گید؟

37:23.366 --> 37:27.745
‫آقای بریجرتون، برامون سؤال بود که
‫چرا یه پارچه آقای واجد شرایط مثل شما

37:27.828 --> 37:30.289
‫به یه ترشیده واسه شوهر پیدا کردن کمک کنه

37:30.373 --> 37:33.626
‫مخصوصاً کسی که هیچ امیدی بهش نیست

37:35.169 --> 37:37.421
‫راستش خیلی غم‌انگیزه

37:43.344 --> 37:44.345
‫پنه‌لوپه، وایسا!

37:47.431 --> 37:50.476
‫مشتاقم بدونم بانو ویلسداون
‫راجع به امشب چی می‌نویسه

37:50.559 --> 37:54.272
‫قطعاً تیتر نوشته‌ی بعدیش میشه

37:58.276 --> 38:01.279
‫الوئیز! به کسی گفتی که
‫دارم به پنه‌لوپه کمک می‌کنم؟

38:01.362 --> 38:03.447
‫نه. من... قصد نداشتم...

38:03.531 --> 38:04.907
‫که یعنی گفتی؟

38:04.991 --> 38:07.671
‫- مثل راز به کریسدا گفتم
‫- چون خیال کردی می‌تونی بهش اعتماد کنی؟

38:07.743 --> 38:10.037
‫اینکه چرا به جای پنه‌لوپه
‫با کریسدا دوستی رو

38:10.121 --> 38:11.455
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمم

38:11.539 --> 38:14.705
‫مگه پنه‌لوپه چیکار کرده که
‫همچین بدرفتاری‌ای باهاش بشه؟

38:53.539 --> 38:55.207
‫بی‌نظیر بود

38:55.291 --> 38:58.294
‫عذر می‌خوام، علیاحضرت.
‫گفتم یه‌کم از مراسم فاصله بگیرم.

38:58.377 --> 39:00.338
‫چون از تلاش‌هات لذت می‌بری

39:00.421 --> 39:02.631
‫کسی که برای من اجرا نمی‌کنه

39:03.341 --> 39:04.842
‫بلکه برای خودش اجرا می‌کنه

39:06.427 --> 39:07.261
‫آفرین

39:11.223 --> 39:13.768
‫میشه گفت «درخشنده» بودی

39:34.330 --> 39:36.123
‫بانوی من

39:36.665 --> 39:38.834
‫ویل، چیکار داری می‌کنی؟

39:38.918 --> 39:41.170
‫نباید توی اتاق خودت بخوابی؟

39:41.253 --> 39:42.797
‫نمی‌خوام بخوابم

39:43.798 --> 39:45.091
‫اقلاً الان نه

39:45.174 --> 39:47.218
‫و موقعی هم که بخوام بخوابم، همینجا می‌خوابم

39:47.843 --> 39:50.096
‫پیش همسر زیبام

39:50.179 --> 39:52.306
‫نه توی یه اتاق سرد و تنهایی

39:52.390 --> 39:54.934
‫شیندی که خانم کانا چی گفت.
‫روالش این نیست.

39:55.017 --> 39:56.769
‫- نمی‌تونیم...
‫- چرا می‌تونیم

39:56.852 --> 40:00.523
‫می‌تونیم هر کاری خواستیم بکنیم، آلیس.
‫الان دیگه زندگی‌مون همینـه.

40:00.606 --> 40:03.192
‫ما یه زوج متأهل و اصیل هستیم

40:03.275 --> 40:04.777
‫پسرمون اصیلـه

40:04.860 --> 40:06.654
‫خانواده‌مون اصیلـه

40:09.573 --> 40:10.741
‫به نظرم

40:12.076 --> 40:15.496
‫یجورایی می‌ترسم یه اشتباهی بکنم

40:15.579 --> 40:17.456
‫و همه چی رو ازمون بگیرن

40:17.540 --> 40:19.208
‫از امکانات‌مون استفاده کردیم

40:19.291 --> 40:21.669
‫ولی برای همه چی زحمت کشیدیم

40:21.752 --> 40:25.131
‫و مدام این فکر توی ذهنمـه که

40:26.382 --> 40:28.676
‫- چیکار کردیم که لایق این باشیم؟
‫- هیچی

40:28.759 --> 40:32.346
‫مثل همه‌ی ویکُنت‌ها و ارل‌ها
‫و بارون‌هایی که هستن

40:32.430 --> 40:35.057
‫هیچ کاری نکردیم

40:35.141 --> 40:38.561
‫ولی مال خودمونـه، پس بیا ازش لذت ببریم

40:38.644 --> 40:42.231
‫دیگه آسته رفتن و آسته اومدن نداریم.
‫دیگه جدا خوابیدن نداریم.

40:42.314 --> 40:44.525
‫دیگه هم لباس‌های بانو کنت پیر رو نمی‌پوشم

40:44.608 --> 40:46.569
‫گور بابای لباس‌های بانو کنت

40:48.279 --> 40:50.364
‫کلاً لباس بی لباس

40:54.827 --> 40:58.706
‫ولی همه‌ی جواهراتش رو نگه می‌دارم

40:58.789 --> 40:59.999
‫این شد

41:20.561 --> 41:22.730
‫زیر نور ماه

41:22.813 --> 41:26.567
‫هر کسی ممکنه خیال کنه شب امن و امانـه

41:29.487 --> 41:33.240
‫واسه همینه که شاید
‫هر دو خواهرِ فدرینگتون

41:33.324 --> 41:36.827
‫دیشب زودتر با شوهرهاشون جیم زدن

41:38.787 --> 41:42.791
‫ولی نباید فراموش کنیم که
‫علی‌رغم شب و تاریکی

41:42.875 --> 41:46.420
‫همیشه چشم‌هایی ما رو زیر نظر دارن

41:46.504 --> 41:49.089
‫شب بخیر، بانو دنبری.
‫یه نامه براتون اومده، خانم.

41:50.758 --> 41:51.758
‫اوه

41:52.593 --> 41:53.593
‫ممنون

41:57.640 --> 41:59.433
‫شرمنده که مزاحمتون شدم

42:01.101 --> 42:02.937
‫لطفاً به خانم والش خبر بده

42:03.020 --> 42:05.189
‫قراره یکی بیاد ملاقات‌مون

42:11.695 --> 42:16.325
‫می‌دونیم یه زن جوان هست که
‫قطعاً دلش می‌خواست

42:16.408 --> 42:18.953
‫نقشه‌هاش توی تاریکی بمونه

42:19.036 --> 42:20.454
‫پنه‌لوپه فدرینگتون

42:20.538 --> 42:23.958
‫اونقدر مطمئن بود که خودش
‫به تنهایی نمی‌تونه شوهر پیدا کنه

42:24.041 --> 42:27.586
‫که مجبور شد از آقای
‫کالین بریجرتون کمک بگیره

42:28.963 --> 42:31.298
‫هر چند که می‌دونیم شانس ازدواج

42:31.382 --> 42:34.260
‫دوشیزه فدرینگتون خیلی کمـه

42:34.885 --> 42:36.887
‫این رسوایی اخیر

42:36.971 --> 42:40.683
‫قطعاً باعث شد این امید به صفر مطلق برسه

42:42.017 --> 42:43.978
‫الوئیز. پس اینجایی

42:46.063 --> 42:47.648
‫می‌خواستی همین اتفاق بیفته؟

42:48.983 --> 42:50.609
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

42:50.693 --> 42:54.363
‫وقتی راجع به یکی شایعه‌پراکنی می‌کنی،
‫امکان نداره سر از ویسلداون در نیاره

42:54.370 --> 42:55.400
‫باید این رو بدونی

42:55.406 --> 42:56.907
‫ولی شاید هدفت همین بوده

42:56.991 --> 42:59.785
‫که رازی که محرمانه بهت گفتم رو برملا کردی

42:59.868 --> 43:02.079
‫یا سنگدل بودنت دستِ خودت نیست؟

43:03.330 --> 43:05.207
‫من رازت رو برملا نکردم

43:05.791 --> 43:07.167
‫ولی متوجه شدم دوشیزه لیوینگستون

43:07.251 --> 43:09.378
‫حرفامون رو شنید و رفت
‫توی اتاق در گوش همه گفت

43:09.461 --> 43:12.423
‫وقتی ماجرای پنه‌لوپه رو بهم گفتی،
‫زیاد در گوشی نبود

43:13.340 --> 43:15.801
‫شاید اگه راجع به دوستی سابقت دودل نبودی

43:15.884 --> 43:17.636
‫حس نمی‌کردی نیازی به شایعه‌پراکنی باشه

43:19.972 --> 43:22.308
‫از نگرانیت بابت سنگدلی ممنونم

43:22.891 --> 43:25.436
‫ولی شاید بهتر باشه یه آینه پیدا کنی

43:26.312 --> 43:28.105
‫جای اینکه به من نگاه کنی

43:39.742 --> 43:40.868
‫اینو دیدی؟

43:42.703 --> 43:44.079
‫بگو که حقیقت نداره

43:44.163 --> 43:45.331
‫نمی‌تونم

43:45.414 --> 43:47.249
‫وای، پنه‌لوپه

43:48.250 --> 43:50.252
‫چطور تونستی اینقدر بی‌ملاحظه باشی؟

43:50.336 --> 43:53.714
‫این خانواده به قدر کافی زیر ذره‌بین بوده

43:53.797 --> 43:55.132
‫و حالا این؟!

43:56.967 --> 43:58.177
‫اون درخواست احمقانه بود...

43:58.260 --> 44:01.430
‫نه، احمقانه اینه که حد انتظاراتت

44:01.513 --> 44:03.849
‫غیرمعقول باشه

44:03.932 --> 44:07.811
‫فکر کردم وقتی اون لباس‌ها رو خریدی،
‫محض دل‌خوشی خودت بوده،

44:07.895 --> 44:09.938
‫نه که واقعاً خیال کنی می‌تونی

44:10.022 --> 44:13.192
‫توی سومین فصل حضورت
‫می‌تونی شوهر پیدا کنی!

44:25.245 --> 44:27.831
‫زندگی مجردی اونقدرا هم بد نیست

44:27.915 --> 44:31.919
‫باور کن، مردها گاهی ممکنه
‫دردسرشون از نفع‌شون بیشتر باشه

44:55.359 --> 44:59.071
‫این نویسنده غافلگیر نمیشه اگه دوشیزه فدرینگتون

44:59.154 --> 45:02.157
‫بخواد برای همیشه برگرده به همون

45:02.241 --> 45:03.784
‫سایه‌های تاریکش

45:08.706 --> 45:09.706
‫دوشیزه

45:10.791 --> 45:11.917
‫یکی اومده دیدن‌تون

45:24.888 --> 45:26.140
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

45:32.396 --> 45:34.314
‫بهش رشوه دادم تا یه لحظه تنها باشیم

45:35.941 --> 45:37.317
‫باید می‌دیدم در چه وضعی هستی

45:38.736 --> 45:41.238
‫- ویسلداون رو که خوندی
‫- اون حیوون‌صفتـه که همچین چیزایی رو نوشته

45:41.321 --> 45:43.449
‫کارش گزارش کردنِ حرفایی‌ـه
‫که بین همه رد و بدل میشه

45:43.532 --> 45:45.576
‫اگه نمی‌نوشت مشکوک بود

45:46.660 --> 45:48.370
‫راستش، خودم این بلا رو سر خودم آوردم

45:49.496 --> 45:53.000
‫یه دختر غمگین و احمق که خیال کرد
‫شاید فرصت عشق نصیبش بشه

45:53.083 --> 45:55.377
‫نباید این حرفا رو بزنی

45:55.461 --> 45:58.797
‫شاید برگشتن به سایه‌ها به صلاح باشه

45:58.881 --> 46:00.758
‫بالأخره، یه جرعه از روشنایی و نور

46:00.841 --> 46:03.761
‫می‌تونه منجر به اون احساسات خطرناک بشه

46:03.844 --> 46:04.844
‫امید

46:05.429 --> 46:10.309
‫و موقعی که امید از دست بره،
‫یه خانم شاید بی‌ملاحضه بشه

46:12.019 --> 46:13.019
‫کالین

46:14.897 --> 46:16.148
‫میشه ازت یه چیزی بخوام؟

46:17.357 --> 46:18.357
‫البته

46:20.944 --> 46:21.944
‫میشه...

46:24.573 --> 46:25.699
‫میشه منو ببوسی؟

46:29.119 --> 46:31.119
‫- پنه‌لوپه...
‫- لازم نیست معنی خاصی داشته باشه

46:31.163 --> 46:33.624
‫و بابتش هیچ انتظاری هم ازت ندارم

46:33.707 --> 46:35.667
‫ولی من تقریباً ترشیده شدم و
‫تابحال کسی منو نبوسیده

46:35.709 --> 46:37.461
‫و مطمئن نیستم تا آخر عمرم
‫کسی منو می‌بوسه یا نه

46:37.544 --> 46:39.129
‫ممکنه فردا بمیرم

46:39.213 --> 46:42.424
‫- قرار نیست فردا بمیری
‫- ولی ممکنه، و این داره منو می‌کُشه

46:42.508 --> 46:43.548
‫ولی اون‌وقت همین الانشم مُردی

46:43.592 --> 46:46.220
‫نمی‌خوام بمیرم و تجربه‌ای
‫از بوسیدن نداشته باشم

46:49.640 --> 46:50.640
‫خواهش می‌کنم

46:53.894 --> 46:54.895
‫کالین

47:49.908 --> 47:50.909
‫ممنون

47:51.000 --> 48:21.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
