WEBVTT

00:01.050 --> 00:12.514
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:20.062 --> 00:30.973
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:42.250 --> 00:43.710
براتون ویسلداون دارم

00:43.793 --> 00:46.129
‫خواننده‌ی عزیز و گرامی،

00:46.212 --> 00:48.882
‫ما مدتِ زیادی از هم جدا بودیم

00:50.383 --> 00:54.929
‫بالأخره جامعه‌ی اشراف لندن برگشتند،

00:55.013 --> 00:58.725
‫و این نویسنده هم برگشته

00:59.726 --> 01:01.019
‫خیلی خوبه که خونه‌ام

01:02.937 --> 01:04.272
‫قطعاً همینطوره

01:04.355 --> 01:06.399
‫با شروع فصل،

01:06.483 --> 01:09.277
‫سؤالی که ذهنِ همه را مشغول کرده این است

01:09.360 --> 01:12.864
‫که کدام دخترِ دم بخت تازه وارد

01:12.947 --> 01:14.908
‫تابناک‌تر از دیگران خواهد درخشید؟

01:14.991 --> 01:18.912
‫گروه امسال نسبتاً خیره‌کننده به نظر می‌آید

01:18.995 --> 01:22.207
‫دوشیزه مالهوترای زیبا را داریم

01:22.290 --> 01:24.084
‫که گفته می‌شود گزینه‌ی بسیار جذابی است

01:24.167 --> 01:28.713
‫دوشیزه استوول دختر جوان
‫موفقی در نظر گرفته می‌شود

01:31.841 --> 01:34.344
‫دوشیزه هارتیگانِ متین و موقر

01:34.427 --> 01:37.472
‫قطعاً نظر خواستگارانِ اشرافی را جلب خواهد کرد

01:37.972 --> 01:43.561
‫دوشیزه کنورثی گزینه‌ی مطلوبی
‫مملو از اعتماد به نفس و جذبه است

01:44.062 --> 01:48.024
‫و بعد دوشیزه بارگان را داریم که
‫قطعاً در بین جمعیت جلوه می‌کند

01:48.108 --> 01:49.901
‫اسمِ منم نوشته!

01:52.445 --> 01:54.656
‫به نظر میاد کسب و کارت رونق گرفته

01:54.739 --> 01:55.990
‫مثل کارِ خودت

02:01.454 --> 02:04.082
‫و بیایید فراموش نکنیم،

02:04.165 --> 02:06.584
‫اگر همه نیاز به کمی هیجان داشته باشیم،

02:06.668 --> 02:10.797
‫امسال عضوی دیگر از خاندان بریجرتون
‫برای اولین بار وارد جامعه خواهد شد

02:11.381 --> 02:12.465
‫هیچی نمی‌شنوم

02:12.549 --> 02:14.777
‫احتمالاً چون می‌دونه
‫ما این بیرون فال گوش وایسادیم

02:14.801 --> 02:17.361
‫- مطمئنم اون به اندازه‌ی کافی خوبه
‫- همونطور که تو پارسال بودی؟

02:17.387 --> 02:18.721
‫الان با پارسال فرق می‌کنه

02:19.264 --> 02:21.099
‫- فرانچسکا...
‫- خیلی ساکته

02:21.182 --> 02:24.811
‫شاید از زیبایی اون پرِ گُنده حیرت زده
‫و ساکت شده

02:24.894 --> 02:26.062
‫بی‌صبرانه منتظرم یکی بپوشم

02:26.146 --> 02:28.064
‫شاید اون پرِ گُنده رو قورت داده

02:29.274 --> 02:32.235
‫- برای رفتن آماده نیستیم؟
‫- کمکی از ما برمیاد؟

02:32.318 --> 02:34.737
‫میشه لطفاً به هرکس
‫که پایین پیانو می‌زنه

02:34.821 --> 02:36.656
‫بگید ساکت شه تا من بتونم بشنوم؟

02:36.739 --> 02:39.325
‫می‌تونم تلاش کنم،
‫اما مگه اون خودش نیست؟

02:42.203 --> 02:44.622
‫کی غیر از اون توی این خونه پیانو می‌زنه؟

02:44.706 --> 02:45.748
‫قطعاً من نه

02:45.832 --> 02:46.875
‫فرانچسکا؟

02:48.084 --> 02:50.253
‫تو اینجایی. عزیزم!

02:52.672 --> 02:53.840
‫فرانچسکا

02:57.177 --> 02:59.679
‫- فرانچسکا
‫- نیازی به داد زدن نیست

02:59.762 --> 03:02.640
‫باید بگم تمام اون کلاس‌های پیانو
‫توی باث بالأخره نتیجه دادن

03:02.724 --> 03:04.225
‫کارت خیلی خوب شده

03:04.309 --> 03:05.894
‫چطور اومدی پایین؟

03:05.918 --> 03:07.580
‫من تمام صبح پشتِ در اتاقت بودم

03:07.604 --> 03:10.190
‫زود بیدار شدم. لباس پوشیدم.
‫توی باغ صبحونه خوردم.

03:10.273 --> 03:12.192
‫چون امروز هم مثل روزهای دیگه‌ست

03:12.275 --> 03:13.275
‫بریم؟

03:17.655 --> 03:19.490
‫شاید نیازی نیست انقدر نگران باشیم

03:22.285 --> 03:24.704
‫متوجهی که الان داشت
‫چه آهنگی می‌زد، مگه نه؟

03:24.787 --> 03:25.956
‫مارشِ خاکسپاری موتزارت

03:25.980 --> 03:26.998
‫خدای من

03:28.374 --> 03:30.126
‫جدای از دختران تازه‌وارد،

03:30.210 --> 03:34.756
‫این سؤال نیز مطرح است که
‫کدام نجیب زاده خود را...

03:34.839 --> 03:37.091
‫به عنوان غنیمتِ فصل نشان خواهد داد

03:38.009 --> 03:42.430
‫چون دخترانِ جوان ما قطعاً
‫به مرد جذابی نیاز دارند

03:42.513 --> 03:44.515
‫که سعی کنند دلش را ببرند

03:46.184 --> 03:50.104
‫هرکس که بهترین زوج امسال شود،

03:50.188 --> 03:54.025
‫بیایید امیدوار باشیم که وصلتِ آنان
‫اندکی هیجان انگیز باشد

04:08.289 --> 04:10.166
‫اونا دارن به چی می‌خندن؟

04:10.250 --> 04:11.930
‫انگار یه تیکه گوشتِ خوشمزه دیدن

04:26.724 --> 04:27.642
‫اون...

04:27.725 --> 04:28.935
‫- برادرمون
‫- کالین

04:38.194 --> 04:39.612
‫خانواده

04:40.113 --> 04:43.449
‫عذر می‌خوام که دیر رسیدم.
‫توی ترافیکِ معرفی گیر کردم.

04:44.867 --> 04:46.286
‫نمی‌خواید ازم استقبال کنید؟

04:51.791 --> 04:52.791
‫اِل

04:59.132 --> 05:00.842
‫لباس عوض نمی‌کنی، یا...

05:01.384 --> 05:05.888
‫چون این نویسنده به سرعت
‫از وضع موجود خسته می‌شود

05:57.924 --> 06:06.261
‫« ترجمه از سینـا صداقت »

06:09.285 --> 06:11.555
‫- باید از ماجراجویی‌هات برامون بگی
‫- آره

06:11.579 --> 06:14.808
‫فصل قبل که برگشتی، قصه‌ی تمام سفرهات
‫در آنسوی مدیترانه رو شنیدیم

06:14.832 --> 06:16.292
‫قبل از این که اولین صبحونه رو بخوریم

06:16.376 --> 06:21.422
‫البته. زیر آفتاب کدوم کشورِ خارجی
‫انقدر خوش هیکل و قوی شدی؟

06:21.506 --> 06:23.591
‫من همه جا بودم و هیچ جا نبودم

06:23.674 --> 06:26.511
‫- حوصله‌تون رو با جزئیات سر نمی‌برم
‫- باید بدونم، تو کی هستی؟

06:27.387 --> 06:28.763
‫چه بلایی سرِ برادرمون آوردی؟

06:28.787 --> 06:30.787
‫این مدت دوری دقیقاً چیزی بود
‫که بهش نیاز داشتم

06:30.807 --> 06:33.893
‫دیدگاهم رو راجع به همه چی متناسب کرده

06:34.894 --> 06:37.021
‫منم از یکم تناسب خوشم میاد

06:39.524 --> 06:40.650
‫چیه؟

06:41.818 --> 06:44.404
‫دوشیزه آن هارتیگان

06:44.487 --> 06:48.699
‫معرفی شده توسط مادرشون،
‫بانو هارتیگانِ بسیار محترم.

06:56.165 --> 06:58.251
‫دوشیزه دولورس استوول

07:02.296 --> 07:04.757
‫ازم بدش اومد

07:04.841 --> 07:07.885
‫غیرممکنه. تو عالی بودی

07:07.969 --> 07:09.804
‫دوشیزه کلارا لیوینگستن

07:20.565 --> 07:23.777
‫- براتون نوشیدنی بیارم، علیا حضرت؟
‫- بهتره تابوت بیاری

07:23.801 --> 07:28.990
‫نبود جذابیت در اینجا هر لحظه ممکنه
‫باعث بشه زودتر از موعد بمیرم

07:30.575 --> 07:32.702
‫دوشیزه الکساندرا مور

07:33.244 --> 07:37.874
‫معرفی شده توسط مادرشون،
‫بانو مورِ بسیار محترم.

07:38.374 --> 07:41.043
‫از کِی تا حالا یواشکی وارد میشی؟

07:42.420 --> 07:44.380
‫تو از کِی لباس با چین‌های توری می‌پوشی؟

07:45.506 --> 07:48.801
‫- این مُد فصله
‫- دوشیزه ناتالی گرین

07:50.011 --> 07:52.013
‫معرفی شده توسط مادرشون،

07:52.096 --> 07:55.391
‫بانو گرینِ بسیار محترم

08:01.606 --> 08:04.734
‫این اولین حضورت در جامعه‌ست، فرانچسکا.
‫هیجان‌زده نیستی؟

08:05.359 --> 08:08.488
‫گمونم ورود به جامعه یعنی
‫ممکنه با کسی آشنا بشم

08:09.322 --> 08:11.282
‫خوشحال میشم خونه‌ی خودم رو داشته باشم

08:11.991 --> 08:15.536
‫تازه یه هفته‌ست از باث برگشتی
‫و از الان مشتاقی از ما فرار کنی

08:15.620 --> 08:18.456
‫نه. فقط یکم آرامش لازم دارم

08:18.539 --> 08:20.542
‫متأسفانه اگه دنبال آرامشی،

08:20.566 --> 08:23.253
‫پس شاید این شرایط برات قابل تحمل نباشه

08:23.336 --> 08:24.712
‫می‌دونی، حتی دفنی...

08:24.795 --> 08:26.714
‫مامان، نگران نباش

08:26.797 --> 08:28.925
‫اگه می‌تونم توی آشوبِ خونه‌مون
‫در آسایش باشم

08:29.008 --> 08:30.927
‫قطعاً می‌تونم با جار و جنجال فصل کنار بیام

08:32.345 --> 08:35.765
‫دوشیزه فرانچسکا بریجرتون،
‫معرفی شده توسط مادرشون،

08:35.848 --> 08:39.519
‫بیوه‌بانوی بسیار محترم، بانو بریجرتون

08:57.662 --> 08:59.664
‫دخترِ بریجرتون، علیاحضرت

09:00.081 --> 09:02.417
‫شما شانسِ خوبی با بریجرتون‌ها داشتید

09:25.439 --> 09:27.817
‫دوشیزه وینیفرد بارگان

09:28.401 --> 09:32.780
‫معرفی شده توسط مادرشون،
‫بارونس بارگان بسیار محترم.

09:47.169 --> 09:51.632
‫قطعاً عروسیِ ما خیلی
‫از عروسیِ شما قشنگ‌تر بود

09:51.716 --> 09:53.509
‫به نظرم که عروسیِ ما خیلی هم خوب بود

09:53.593 --> 09:56.554
‫آره. میگن راحت‌تر میشه
‫عروس‌های مُسن رو تحتِ تأثیر قرار داد

09:56.637 --> 09:59.724
‫اگه عروسم رو راضی می‌کرد،
‫برای بار دوم باهات عروسی می‌کردم.

09:59.807 --> 10:03.352
‫برای بار سوم. هر چند بار که
‫برای خوشحال کردنت لازم باشه

10:03.436 --> 10:06.832
‫و تمام پولِ عمه پتونیای عزیز و مرحوم رو
‫در این حین خرج می‌کردی، آقای دنکورث؟

10:06.856 --> 10:08.983
‫خدا رو شکر عمه پتونیا مُرده

10:09.066 --> 10:11.152
‫و درست به موقع برای ماه عسلمون

10:11.235 --> 10:12.654
‫از عمه پتونیا خوشم می‌اومد

10:12.678 --> 10:14.172
‫البته که ازش خوشت می‌اومد

10:14.196 --> 10:16.657
‫اون یه پیردخترِ خسته‌کننده بود
‫که همیشه سرش توی کتاب بود

10:16.741 --> 10:18.409
‫اون خسته‌کننده نبود

10:18.433 --> 10:20.137
‫فقط از شماها خوشش نمی‌اومد

10:20.161 --> 10:21.204
‫کافیه

10:21.228 --> 10:23.706
‫امروز با موقعیتِ خوب
‫به جامعه برمی‌گردیم،

10:23.730 --> 10:24.933
‫وضعیتِ مالی‌مون مناسبه

10:24.957 --> 10:27.585
‫و هیچ مردی نیست که
‫بهمون بگه چیکار کنیم

10:27.668 --> 10:29.211
‫بیاید از این روز لذت ببریم

10:38.638 --> 10:40.848
‫اگه اجازه بدید نظرم رو بگم، خانم

10:40.931 --> 10:42.600
‫تو همیشه نظرت رو میگی، وارلی

10:42.683 --> 10:46.437
‫داستانِ عمه پتونیا،
‫قصد جسارت به مُرده ندارم،

10:47.104 --> 10:50.024
‫ولی واقعاً کسی باورش میشه که یه پیردختر

10:50.107 --> 10:54.528
‫که هیچوقت حتی صاحب یه گاریِ الاغ نبوده
‫ثروتی داشته باشه که برای شما به ارث بذاره؟

10:54.612 --> 10:57.865
‫محض رضای خدا. هیچکس توی لندن
‫نمی‌دونه اون چطور زندگی می‌کرد

10:57.948 --> 11:02.495
‫تا جایی که می‌دونن، ممکنه زیرِ کفپوش‌های
‫خونه‌اش شیشه‌های سکه قایم کرده باشه

11:02.578 --> 11:05.206
‫حقیقت همیشه روی زشتش رو نشون میده

11:05.289 --> 11:06.957
‫ولی به من توجه نکنید

11:07.458 --> 11:08.959
‫عه، تو اینجایی

11:09.043 --> 11:11.170
‫گمونم بالأخره خیال‌پردازی‌هات تموم شدن؟

11:11.253 --> 11:13.422
‫بله. بریم؟

11:25.810 --> 11:26.810
‫اوه!

11:30.231 --> 11:31.816
‫اون کجاست؟

11:31.899 --> 11:34.735
‫انتخاب نکردنِ یه الماس
‫توی مجلس معارفه یه چیزه،

11:34.819 --> 11:38.322
‫ولی شرکت نکردن توی رویدادی
‫که به افتخارش ترتیب داده شده

11:38.406 --> 11:40.408
‫کلاً یه چیز دیگه‌ست

11:40.491 --> 11:43.828
‫یعنی امروز صبح دخترهامون
‫انقدر پایین‌تر از حد انتظارش بودن؟

11:44.620 --> 11:48.124
‫اونا خیلی مشغول به نظر میان

11:48.999 --> 11:51.794
‫شما به دلیل خاصی به شهر برگشتید؟

11:51.877 --> 11:54.839
‫در جستجوی چیزی یا کسی؟

11:54.922 --> 11:57.508
‫اگه منظورتون اینه که برگشتم
‫این فصل همسری انتخاب کنم،

11:57.591 --> 11:59.218
‫متأسفانه شاید جوابم ناامیدکننده باشه

11:59.301 --> 12:01.762
‫گرچه، اگه یه چیز در سفرهام یاد گرفته باشم،

12:01.846 --> 12:04.640
‫اینه که همیشه انتظار اتفاقاتِ
‫غیرمنتظره رو داشته باشم

12:37.047 --> 12:38.257
‫اوه، نگاه کن

12:38.758 --> 12:42.112
‫پنه‌لوپه فدرینگتون اینجاست.
‫دوباره با لباسی به رنگِ...

12:42.136 --> 12:43.763
‫- کرسیدا
‫- الوئیز!

12:43.846 --> 12:47.016
‫- تو اینجایی. داشتم دنبالت می‌گشتم
‫- منم همینطور

12:47.099 --> 12:49.185
‫بریم لیموناد بخوریم؟

12:49.810 --> 12:52.480
‫فکرِ خیلی خوبیه.
‫دارم از تشنگی می‌میرم.

12:54.231 --> 12:56.692
‫عالی نیست که از روستا برگشتیم؟

12:56.776 --> 12:59.153
‫با اون فضای خشک و خلوتش

12:59.904 --> 13:02.114
‫می‌دونی دیگران بهش میگن «هوای تازه»؟

13:02.198 --> 13:03.240
‫البته

13:03.324 --> 13:05.284
‫دوست شدن با تو سورپرایزِ خوشایندی بود

13:05.367 --> 13:08.204
‫ولی در نهایت توی لندن
‫بیشتر احساس راحتی می‌کنم

13:08.287 --> 13:11.290
‫و حالا که تو رو کنارم دارم
‫فصل بهترم میشه

13:12.583 --> 13:13.751
‫البته

13:17.213 --> 13:19.965
‫من از بچگی خوابِ شوهر آینده‌ام رو می‌بینم

13:20.758 --> 13:24.804
‫اون باید خوش‌تیپ، رومانتیک و باهوش باشه

13:24.887 --> 13:27.139
‫فرهیخته و قدبلند یادت نره

13:27.723 --> 13:31.101
‫من همیشه دلم مردی رو می‌خواسته که
‫شعر می‌نویسه. ولی مهم‌تر از همه چی،

13:31.185 --> 13:34.063
‫باید کسی باشه که فقط با نگاه کردن بهش
‫قند توی دلم آب شه

13:36.482 --> 13:37.983
‫و تو چی، دوشیزه فرانچسکا؟

13:40.778 --> 13:45.032
‫گمونم یه آدمِ مهربون

13:45.658 --> 13:47.118
‫خب، این ساده‌ست

13:47.142 --> 13:49.142
‫تو آدمِ نامهربونی نمی‌خوای

13:49.829 --> 13:51.413
‫نه. البته که نه

13:58.921 --> 14:00.840
‫یک هفته‌ست که از ماه عسل برگشتید،

14:00.923 --> 14:03.592
‫و به این زودی پسرم تو رو تنها گذاشته

14:04.927 --> 14:07.096
‫مدتی که سفر بودیم باعث شده
‫حجم کارهای اداری آنتونی...

14:07.179 --> 14:08.722
‫سر به فلک بکشه

14:09.348 --> 14:11.392
‫اگه شانس بیاره،
‫کارش تا مجلس رقص اول تموم میشه.

14:11.475 --> 14:15.312
‫بیا امیدوار باشیم. حالا که دو خواهرش
‫توی این فصل وارد جامعه شدن،

14:15.396 --> 14:17.064
‫کار تازه شروع شده

14:17.565 --> 14:20.442
‫اون خیلی آروم و متین به نظر میاد، نه؟
‫خیلی منطقیه.

14:20.526 --> 14:23.988
‫همینطوره، ولی منطق کاملاً متضاد عشقه

14:24.488 --> 14:26.615
‫مشتاقم ببینم چطور عمل می‌کنه

14:28.826 --> 14:29.826
‫و الوئیز چی؟

14:31.912 --> 14:33.914
‫این دوستیِ جدیدش رو درک نمی‌کنم

14:35.541 --> 14:38.252
‫ولی فصل قبل انقدر وقت
‫صرفِ کمک بهش کردم...

14:38.335 --> 14:40.880
‫تا این که نزدیک بود کمکم
‫اون رو از جامعه برونه

14:40.963 --> 14:42.923
‫پس دیگه دخالت نمی‌کنم

14:43.007 --> 14:44.007
‫فعلاً

14:45.342 --> 14:48.012
‫شما همیشه بچه‌هاتون رو درک می‌کنید

14:49.388 --> 14:51.307
‫امیدوارم ویکنتسی با نصفِ شایستگی شما بشم

14:51.390 --> 14:53.475
‫مطمئنم شایسته‌تر از من میشی

14:53.559 --> 14:54.602
‫و ببخشید

14:54.626 --> 14:57.855
‫به محض این که خونه‌ی جدا پیدا کنم
‫به اونجا نقل مکان می‌کنم

14:58.022 --> 15:01.442
‫خیلی سخته که همزمان دو دختر
‫در جامعه داشته باشی

15:02.151 --> 15:03.193
‫نگران نباشید

15:03.819 --> 15:07.406
‫توی هند مادرها مدت‌ها بعد از عروسیِ بچه‌هاشون
‫توی خونه می‌مونن

15:08.073 --> 15:09.700
‫خوشحالم که شما رو نزدیکم دارم

15:11.035 --> 15:13.287
‫- بانو بریجرتون
‫- بله

15:13.370 --> 15:14.370
‫- اوه!
‫- خدایا!

15:14.413 --> 15:16.540
‫از جشنِ امروز لذت می‌برید؟

15:16.624 --> 15:17.666
‫خیلی زیاد

15:17.750 --> 15:20.419
‫گرچه غیبتِ ملکه قابل توجهه

15:20.502 --> 15:21.502
‫بله

15:22.004 --> 15:25.507
‫فکر کنم اخیراً تا حدودی محتاط شدن

15:25.591 --> 15:27.843
‫بعد از قضاوتِ اشتباه فصل گذشته‌شون

15:27.927 --> 15:30.888
‫ولی البته، در نهایت همه چی درست شد

15:30.971 --> 15:32.556
‫بهتره نگران نباشید

15:32.640 --> 15:35.017
‫شاید بهتره این رو به مادرهای دیگه بگید

15:40.230 --> 15:41.315
‫سفرهام؟

15:41.339 --> 15:44.419
‫نمی‌تونم ماجراهای سفرم رو
‫برای شما تعریف کنم

15:44.443 --> 15:46.362
‫اگه تعریف کنم، غش می‌کنید

15:47.363 --> 15:49.782
‫و نمی‌خوایم چنین اتفاقی بیفته

15:49.865 --> 15:54.036
‫چطور ممکنه که کارت‌های رقص این فصلتون
‫هنوز پر از خواستگار نشدن؟

15:55.245 --> 15:57.498
‫شما گل‌های نوشکفته هستید

15:57.581 --> 15:58.749
‫تک تکتون

16:00.167 --> 16:03.754
‫داستان‌های من از خارج از کشور
‫برای دخترهای لطیف و حساس مناسب نیستن

16:04.755 --> 16:08.425
‫اگه قرار بود کوچک‌ترین ماجراجویی‌ام رو
‫براتون تعریف کنم، خب،

16:08.509 --> 16:10.135
‫مجبور می‌شدم باهاتون ازدواج کنم

16:16.141 --> 16:18.060
‫چه خانم‌های زیبایی

16:19.061 --> 16:20.771
‫مردها قراره سرِ شما بجنگن

16:21.855 --> 16:23.357
‫من نمی‌تونم رقابت کنم

16:23.440 --> 16:24.692
‫اوه...

16:32.366 --> 16:34.910
‫ما بیدار شدیم و فهمیدیم
‫اون شبونه فرار کرده

16:34.994 --> 16:38.414
‫حتی صندوقِ تفنگ‌هاش
‫یا من رو با خودش نبرد

16:38.497 --> 16:41.458
‫خب، بیاید امیدوار باشیم
‫هرکس که ادعا می‌کنه

16:41.542 --> 16:43.836
‫لرد فدرینگتونِ بعدی بشه باوجدان‌تر باشه

16:43.919 --> 16:47.214
‫یا دله‌دزدی توی خانواده ارثیه؟

16:48.632 --> 16:50.843
‫در واقع دیگه هیچکس ادعایی نخواهد کرد،

16:50.926 --> 16:52.845
‫چون آخرین لرد فدرینگتون

16:52.928 --> 16:56.181
‫سندی نوشته و املاک رو
‫به دخترهام واگذار کرده

16:56.724 --> 16:58.934
‫به محض این که یکی
‫از اونا وارثی به دنیا بیاره

16:59.643 --> 17:00.643
‫واقعاً؟

17:02.646 --> 17:06.233
‫بریم یه نوشیدنی بخوریم؟
‫شاید یه چیز سنگین؟

17:14.283 --> 17:16.744
‫پن. از دیدنت خوشحالم

17:17.411 --> 17:18.245
‫واقعاً؟

17:18.328 --> 17:21.415
‫جدی میگم. احساس می‌کنم
‫سال‌ها نبودم، نه ماه‌ها

17:21.498 --> 17:23.500
‫قطعاً در این مدت چیزهای زیادی عوض شده

17:24.126 --> 17:27.254
‫می‌دونم خیلی فرق کردم،
‫ولی به خاطر مُد روز پاریسه.

17:28.714 --> 17:31.300
‫متشخص به نظر میای.
‫ولی خب همیشه همینطور بودی.

17:31.383 --> 17:33.719
‫با همه‌ی این حرف‌ها،
‫صرفاً لباس عوض کردم.

17:34.678 --> 17:38.015
‫در حالی که جای دیگه،
‫به نظر میاد همه چی اساساً عوض شده.

17:38.098 --> 17:39.058
‫اشتباه متوجه شدم،

17:39.082 --> 17:41.894
‫یا الوئیز کنارِ کرسیدا کاوپر قدم می‌زد؟

17:42.395 --> 17:44.855
‫به قول خودتون گاهی زمان خیلی سریع می‌گذره

17:50.652 --> 17:52.279
‫چرا زودتر بهمون نگفتی

17:52.362 --> 17:54.323
‫که یکی از ما قراره
‫بانو فدرینگتونِ جدید بشه؟

17:54.406 --> 17:57.534
‫چه فایده‌ای داشت به هر کدوم از شما بگم
‫یه پسر بیارید؟

17:57.618 --> 17:59.120
‫هردوتون زن‌های متأهل هستید

17:59.144 --> 18:01.144
‫باید به نونوا بگیم نون بپزه؟

18:01.413 --> 18:04.333
‫خب در واقع پسرِ یکی از ماها
‫قراره لرد فدرینگتونِ جدید باشه

18:04.416 --> 18:06.210
‫یکی از ما قراره مادرِ وارث بشه

18:06.293 --> 18:09.379
‫«یکی از ما»؟ فکر می‌کنی تو هم
‫توی این مسابقه‌ای؟ با کدوم شوهر؟

18:09.463 --> 18:11.673
‫در واقع وقتی من مادرِ وارث بشم،

18:11.757 --> 18:14.802
‫اولین کاری که انجام میدم
‫دور ریختنِ کتاب‌های گردگرفته‌ست

18:14.885 --> 18:17.971
‫البته بعد از این که
‫پرده‌های وحشتناک مامان رو عوض کردم

18:18.555 --> 18:20.474
‫نگران نباش. میذارم کتاب‌هات رو نگه داری...

18:20.498 --> 18:21.743
‫توی اتاق رختکن

18:21.767 --> 18:25.687
‫اوه! که گمونم خالی می‌مونه،
‫چون کی می‌خواد به دیدار شماها بیاد؟

18:25.771 --> 18:27.898
‫هیچکدوم از شما چیزی به ارث نمی‌برید

18:27.922 --> 18:30.168
‫اگه نرید خونه و شروع به کار نکنید

18:30.192 --> 18:32.570
‫خب نمیشه اول بیایم
‫یکم پودینگ بخوریم؟

18:32.594 --> 18:34.422
‫آشپزِ شما خیلی بهتر از آشپزِ ماست

18:34.446 --> 18:37.533
‫خب، این تقصیرِ خودتونه که
‫با مردهای بدون مقام ازدواج کردید. برید!

18:47.167 --> 18:49.419
‫بیا امیدوار باشیم براش وقت بذارن

18:54.758 --> 18:58.428
‫خیالم راحته که می‌دونم تو همیشه قراره
‫کنارم باشی و ازم مراقبت کنی

19:35.632 --> 19:38.218
‫دیگه هرگز نمی‌خوام رنگِ مرکبات ببینم

19:38.844 --> 19:40.637
‫البته که رنگ‌های زننده‌ای هستن

19:40.721 --> 19:44.391
‫ولی ناگهان چی باعث شده
‫دلت بخواد تغییر کنی؟

19:44.933 --> 19:46.810
‫دیگه نمی‌تونم توی خونه زندگی کنم

19:46.894 --> 19:50.314
‫زندگی کردن تحتِ سلطه‌ی مادرم
‫به اندازه کافی سخت بوده. ولی خواهرهام...

19:51.440 --> 19:55.485
‫زندگی کردن تحتِ سلطه‌ی بی‌رحم‌ترین
‫یا ساده‌ترین آدمی که می‌شناسم...

19:57.905 --> 20:00.032
‫باید قبل از این اتفاق شوهر کنم

20:00.574 --> 20:01.574
‫وقتشه

20:02.284 --> 20:03.284
‫متوجهم

20:03.994 --> 20:07.998
‫و بانوی من خواستگارِ خاصی در نظر دارن؟

20:12.044 --> 20:13.503
‫باید عاقلانه انتخاب کنم

20:14.171 --> 20:15.172
‫یه مرد مهربون،

20:15.756 --> 20:18.675
‫که به دلایل مشخص
‫به حریم خصوصی‌ام احترام میذاره

20:19.885 --> 20:22.387
‫پس راه حلش عوض کردنِ ظاهرته

20:24.640 --> 20:27.809
‫شاید یه چیزی شبیه لباس‌هایی
‫که زن‌ها توی پاریس می‌پوشن؟

20:34.149 --> 20:37.069
‫- عاشقشم، داداش. از کجا گرفتیش؟
‫- یه تاجر توی مارسی

20:37.152 --> 20:38.528
‫عطرم رو از پاریس گرفتی؟

20:38.612 --> 20:41.365
‫کارت‌های جدید خوشگلم رو از کجا گرفتی؟
‫این نوشته اسپانیاییه؟

20:41.448 --> 20:45.118
‫- تو به فرانسه و اسپانیا رفتی؟
‫- پارتیتورِ من ایتالیاییه

20:45.202 --> 20:47.496
‫توی چهار ماه دقیقاً
‫به چندتا شهر رفتی؟

20:47.579 --> 20:49.373
‫راستش تعدادش از دستم در رفته

20:49.456 --> 20:51.167
‫نه. اینجا نه

20:51.191 --> 20:53.419
‫برو بیرون، جایی که مادرمون نبینه

21:00.050 --> 21:01.551
‫فرانچسکا، خواهرت کجاست؟

21:03.512 --> 21:06.223
‫الوئیز! وقتِ خیاط داریم

21:07.349 --> 21:09.017
‫روزی می‌رسه که این خانواده
‫وقت شناس بشه؟

21:09.101 --> 21:10.894
‫یه هدیه واسه تو، مادر

21:12.562 --> 21:13.562
‫ممنون

21:18.527 --> 21:19.987
‫خیلی قشنگه

21:20.654 --> 21:21.780
‫واقعاً

21:25.200 --> 21:27.536
‫خدایا. واقعاً دیرمون شده

21:27.619 --> 21:28.495
‫فرانچسکا

21:28.578 --> 21:29.663
‫الوئیز!

21:36.920 --> 21:39.798
‫الوئیز. برای رفتن پیش خیاط که عجله نداری؟

21:39.881 --> 21:41.591
‫یه چیزی برات دارم

21:41.675 --> 21:43.844
‫- ایناهاش اینجاست
‫- یه کتابه

21:43.927 --> 21:46.763
‫- یه کتاب باواریایی کمیاب در مورد حقوق...
‫- الان دارم یه چیزی می‌خونم

21:46.847 --> 21:48.974
‫- اسمش «اِما»ست
‫- یه رُمان؟

21:49.057 --> 21:51.226
‫تو که به قصه‌های رومانتیکِ مسخره
‫علاقه نداشتی

21:52.311 --> 21:54.021
‫شاید سلیقه‌ام عوض شده

21:54.730 --> 21:57.858
‫کتاب‌هایی که قبلاً در مورد زن‌هایی می‌خوندم
‫که راهشون رو بیرون از جامعه پیدا می‌کنن،

21:57.941 --> 21:59.151
‫اونا قصه‌های رومانتیک بودن

21:59.234 --> 22:02.779
‫این کتاب پر از شوخی و حقیقته...
‫و دردهای دوستی رو بیان می‌کنه.

22:02.863 --> 22:04.573
‫روی هم رفته واقع‌بینانه‌تره

22:04.656 --> 22:07.826
‫و گمونم سلیقه‌ات در دوستی هم عوض شده؟

22:08.952 --> 22:10.829
‫کرسیدا این تابستون غافلگیرم کرد

22:10.912 --> 22:13.308
‫توی روستا باهام مهربون بود
‫وقتی هیچکس بهم محل نمی‌داد

22:13.332 --> 22:14.583
‫و پنه‌لوپه چی؟

22:16.209 --> 22:17.836
‫فقط به تدریج از هم جدا شدیم

22:18.420 --> 22:20.922
‫بانو ویسلداون فصلِ قبل تخریبم کرد

22:21.506 --> 22:25.344
‫من در نبرد شکست خوردم و علاقه‌ای
‫به جنگ ندارم. پس به طرفِ برنده ملحق شدم.

22:25.427 --> 22:26.928
‫گمونم تو هم همینطوری، نه؟

22:28.263 --> 22:30.140
‫یا واقعاً عوض شدی؟

22:31.183 --> 22:32.893
‫یه مرد نمی‌تونه رازهاش رو بگه

22:34.227 --> 22:35.270
‫حتماً احساس تنهایی می‌کنی

23:01.671 --> 23:03.882
‫میشه لطفاً توی کالسکه منتظرم بمونی، ری؟

23:14.434 --> 23:15.674
‫امیدوار بودم همدیگه رو ببینیم

23:16.603 --> 23:20.190
‫تابستون که توی روستا قایم شده بودی
‫اینطور به نظر نمی‌اومد

23:20.857 --> 23:23.417
‫از جامعه دوری می‌کردم چون نمی‌دونستم
‫می‌خوای من رو ببینی یا نه

23:24.403 --> 23:26.988
‫و شاید چون نگران بودی
‫ممکنه رازت رو فاش کنم

23:27.614 --> 23:29.032
‫ممنونم که رازم رو نگه داشتی

23:30.826 --> 23:33.370
‫الوئیز، من بابتِ همه چی خیلی متأسفم

23:33.453 --> 23:34.622
‫به خاطر کاری که کردی،

23:34.646 --> 23:37.499
‫یا چون فهمیدم تو بودی که
‫اون حرف‌های لعنتی رو نوشتی؟

23:37.999 --> 23:40.127
‫شاید درک نکنی، ولی من فقط
‫سعی داشتم ازت محافظت کنم

23:40.210 --> 23:42.254
‫نه، من نیازی به توضیحاتت ندارم

23:42.337 --> 23:46.466
‫من رازت رو نگه داشتم چون نمی‌خوام
‫مدام گذشته رو مرور کنم

23:47.843 --> 23:50.095
‫حالا تو زندگیِ خودت رو داری
‫و منم زندگیِ خودم رو دارم

23:50.178 --> 23:51.304
‫با کرسیدا؟

23:51.388 --> 23:53.974
‫تو واقعاً با اون دوستی؟

23:54.558 --> 23:56.309
‫برات آرزوی خوشبختی می‌کنم، پنه‌لوپه

24:01.106 --> 24:02.274
‫شرابِ مادیراتون، جناب

24:02.357 --> 24:05.694
‫من آدمی نیستم که از نوشیدنِ سر ظهر بدم بیاد،

24:05.777 --> 24:07.154
‫ولی مناسبتش چیه؟

24:07.237 --> 24:10.323
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم که وقتی
‫ماه عسل بودم از املاک مراقبت کردی

24:10.407 --> 24:12.659
‫خیلی غافلگیر شدم که دیدم
‫همه‌ی کارها به دقت انجام شدن

24:12.742 --> 24:15.620
‫خب، نمی‌دونم تحتِ تأثیر قرار بگیرم
‫یا دلخور شم

24:15.704 --> 24:16.830
‫شاید هردو؟

24:17.873 --> 24:20.083
‫راستش، از هدف داشتن لذت می‌بردم

24:20.167 --> 24:24.004
‫ولی حالا که برگشتی،
‫مطمئن نیستم دقیقاً باید چیکار کنم

24:24.087 --> 24:26.548
‫مطمئنم مادر لیستی از دخترها داره
‫که می‌تونه بهت پیشنهاد کنه

24:26.631 --> 24:29.134
‫برادر، لطفاً یکم از توجهش رو جلب کن

24:29.217 --> 24:33.597
‫و تو رو دعوت کردم که به خاطر هوادارهای
‫زیادی که پیدا کردی بهت تبریک بگم

24:33.680 --> 24:35.599
‫مطمئن نیستم این باید خوشحالم کنه

24:35.682 --> 24:38.018
‫بریجرتون‌ها، عذر می‌خوام که منتظر موندید

24:38.101 --> 24:40.729
‫- کسب و کار خوبه
‫- از دیدنش خوشحالیم

24:40.812 --> 24:43.064
‫- یه نوشیدنی با ما می‌خوری؟
‫- ببخشید...

24:43.148 --> 24:45.108
‫اول باید به کار همسرم رسیدگی کنم

24:47.736 --> 24:49.821
‫آقای داندس به دیدن ما اومده، ویل

24:50.363 --> 24:52.908
‫آقای داندس، نوشیدنی میل دارید؟

24:52.991 --> 24:55.535
‫نه. نه، ممنون

24:55.619 --> 24:58.121
‫حالا که هردوتون اینجایید،
‫مستقیم میرم سر اصل مطلب.

24:58.705 --> 25:02.584
‫خانم موندریچ، شما از عمه بزرگتون
‫بانو کنت خبر دارید؟

25:03.668 --> 25:04.794
‫کنت، بله

25:04.878 --> 25:08.423
‫وقتی جوون بودم یه بار همدیگه رو دیدیم.
‫زنِ خیلی سرد و بی‌عاطفه‌ایه.

25:08.507 --> 25:10.967
‫متأسفانه الان سردتر شده

25:12.302 --> 25:13.302
‫اون مُرده؟

25:16.431 --> 25:17.766
‫چیزی برامون به ارث گذاشته؟

25:17.849 --> 25:19.434
‫برای شما چیزی نذاشته

25:19.518 --> 25:22.354
‫تمام دارایی‌هاش رو برای پسرتون نیکولاس
‫به ارث گذاشته

25:23.271 --> 25:26.399
‫و با این که چندین دخترعمو دارید
‫که نسبتِ نزدیک‌تری باهاش دارن،

25:26.483 --> 25:28.360
‫هیچکدوم فرزند پسر ندارن

25:28.902 --> 25:33.448
‫بنابراین، نیکولاس بارونِ بعدی کنت خواهد بود

25:41.248 --> 25:43.750
‫شاید ما نوشیدنی لازم داشته باشیم

26:36.094 --> 26:38.054
‫ندو! صدات رو می‌شنوه

26:39.431 --> 26:41.182
‫- نادیده بگیرشون
‫- نمی‌تونم

26:41.266 --> 26:43.560
‫- برو اونور! صدات رو می‌شنوه
‫- بهم اعتماد کن

26:43.643 --> 26:46.938
‫اتفاقی که اونجا داره می‌افته نمی‌تونه
‫به مهمیِ اتفاقی باشه که اینجا می‌افته

26:48.898 --> 26:50.400
‫داریم وارث به دنیا میاریم

26:52.110 --> 26:53.361
‫تو خوب می‌دونی

26:53.445 --> 26:57.157
‫که کاری که می‌کنیم
‫روشِ به دنیا آوردن وارث نیست

26:58.158 --> 26:59.409
‫باید از یه جایی شروع کنیم

26:59.492 --> 27:02.454
‫این اولین هفته‌ست که به عنوان ویکنتس
‫توی خونه‌ی جدیدم هستم

27:02.537 --> 27:06.374
‫امشب مجلس رقص بانو دانبریه.
‫باید خودی نشون بدم.

27:27.479 --> 27:29.230
‫[مجلس رقص چهار فصل]

27:34.027 --> 27:36.404
‫می‌خوام امشب ظاهرِ متفاوتی رو امتحان کنم

28:44.013 --> 28:47.100
‫بانو دنبری، دوباره سنگ تموم گذاشتید

28:47.183 --> 28:51.187
‫همونطور که می‌دونید،
‫اولین مجلس رقص چیز کوچیکی نیست.

28:51.271 --> 28:52.772
‫سرسری نمی‌گیرمش

28:59.279 --> 29:01.865
‫برام سؤاله ویسلداون توی شماره‌ی بعدی
‫راجع به چی می‌نویسه

29:01.948 --> 29:04.159
‫فصل شروع خیلی کسل‌کننده‌ای داشته

29:04.909 --> 29:06.244
‫مطمئنم یه چیزی پیدا می‌کنه

29:06.310 --> 29:07.513
‫یا یه چیزی از خودش در میاره

29:07.537 --> 29:09.039
‫عذر می‌خوام، دوشیزه

29:09.063 --> 29:11.063
‫ما شنلتون رو تحویل نگرفتیم

29:11.541 --> 29:12.541
‫بله، البته

29:19.382 --> 29:21.634
‫فکر نکنم نیازی باشه
‫از خودش چیزی در بیاره

29:27.724 --> 29:29.309
‫همه به ما زل زدن؟

29:29.392 --> 29:32.437
‫حسودی‌شون میشه، عشقم،
‫که تو حالا مالِ منی.

29:38.485 --> 29:40.570
‫اونا به ما زُل نزدن

29:43.865 --> 29:46.201
‫اون ثروتم رو خرج می‌کنه
‫قبل از این که بتونم تصاحبش کنم!

29:46.284 --> 29:47.827
‫قصدش همینه

29:47.911 --> 29:50.038
‫اگه می‌خواد همچین رنگِ دلگیری بپوشه،

29:50.121 --> 29:51.372
‫اختیارش رو داره

29:59.506 --> 30:02.383
‫به کُنتس گفتم که توی وطنم،
‫ما نمی...

30:38.127 --> 30:40.922
‫دوشیزه فدرینگتون.
‫از دیدنتون خوشحالم.

30:41.005 --> 30:42.423
‫چه لباس مجلسی جذابی پوشیدید

30:43.675 --> 30:44.759
‫شما هم همینطور، سرورم

30:46.010 --> 30:46.845
‫عه...

30:46.928 --> 30:49.472
‫البته منظورم لباس زنونه نبود.
‫منظورم جذابیتتون بود.

30:49.556 --> 30:52.600
‫خوشحالم که شما رو
‫در لباسِ رسمی می‌بینم

30:52.684 --> 30:55.019
‫که اصلاً شبیه لباس زنونه نیست

31:01.025 --> 31:02.944
‫تو واقعاً از گلدوزی لذت می‌بری؟

31:03.027 --> 31:04.654
‫البته که لذت می‌برم

31:04.678 --> 31:06.845
‫آدم می‌تونه کارهای زیادی باهاش انجام بده

31:07.448 --> 31:08.449
‫مثلاً چی؟

31:08.533 --> 31:09.784
‫چون پرسیدی،

31:10.577 --> 31:12.871
‫کوکِ ساقه، امتحان شده و یکسره

31:13.496 --> 31:16.291
‫کوکِ راست، کوکِ پیوسته، کوکِ زنجیری

31:16.374 --> 31:18.626
‫گره فرانسوی، اگه جسارت به خرج بدی

31:18.710 --> 31:20.670
‫اوه، بله!

31:20.753 --> 31:23.673
‫مطالعه رو دوست دارم.
‫شاید بیش از حد زیاد.

31:23.756 --> 31:26.342
‫مامانم همیشه بهم میگه
‫کتاب‌هام رو بذار زمین

31:26.426 --> 31:29.470
‫البته نه که کتاب خوندن مشکلی داشته باشه

31:29.554 --> 31:32.515
‫مطمئن نیستم منطقش چیه.
‫شماها اهل مطالعه هستید؟

31:32.599 --> 31:35.018
‫کوکِ پر، کوکِ مگس

31:35.602 --> 31:38.104
‫اوه! کوکِ زنجیر گسسته

31:39.022 --> 31:41.024
‫شما کوکِ مورد علاقه‌ای ندارید،
‫دوشیزه الوئیز؟

31:41.649 --> 31:45.236
‫چی... کوکِ سوق

31:46.446 --> 31:47.447
‫من باهاش آشنا نیستم

31:47.530 --> 31:51.826
‫همونی که این گفتگو رو به سمتِ چیزی
‫به جز گل‌دوزی سوق میده

31:53.703 --> 31:54.787
‫اوه!

31:54.871 --> 31:55.871
‫شوخی بود

31:56.623 --> 31:57.623
‫چه زیرکانه

32:06.466 --> 32:08.343
‫- شاید...
‫- من...

32:08.426 --> 32:11.846
‫ببخشید. خواهش می‌کنم.
‫داشتید می‌گفتید، لرد بارنل؟

32:11.930 --> 32:15.266
‫می‌خواستم بگم شاید بهتر باشه بریم،

32:15.350 --> 32:18.834
‫مبادا زیاد بمونیم و دستِ بانو ویسلداون
‫بهانه بدیم که چیزی در مورد ما بنویسه

32:33.618 --> 32:35.828
‫و اون یکی. اون کیه؟

32:36.329 --> 32:39.749
‫علیاحضرت، اون دوشیزه پنه‌لوپه فدرینگتونه

32:39.832 --> 32:41.709
‫این سومین فصلِ ورودش به جامعه‌ست

32:41.793 --> 32:44.003
‫و چندین تازه وارد تحسین‌برانگیز وجود دارن

32:44.087 --> 32:47.006
‫که نیازمند نظرِ لطف علیاحضرت هستن،
‫اگر بخواید لطفتون رو شامل حالشون کنید.

32:47.090 --> 32:49.592
‫و چرا باید لطفم رو شامل حالشون کنم؟

32:49.676 --> 32:52.387
‫خب، مادرها کمی نگران شدن

32:52.470 --> 32:55.139
‫که شما هنوز الماسی انتخاب نکردید

32:55.223 --> 32:59.060
‫الماس دقیقاً به خاطر کمیاب بودنش ارزشمنده

32:59.143 --> 33:00.520
‫من یه مجلس رقص الماس برپا کردم،

33:00.603 --> 33:04.107
‫و مادرهای نگران هر سال انتظارِ الماس دارن

33:04.190 --> 33:05.984
‫یه بار مجلس رقص گورخر برپا کردم

33:06.008 --> 33:07.962
‫هر سال انتظارِ گورخر جدید دارن؟

33:07.986 --> 33:10.446
‫خب، حق با شماست

33:10.530 --> 33:13.282
‫شما فقط یک بار الماس انتخاب کردید

33:13.366 --> 33:16.577
‫گمونم بانو ویسلداون بود

33:16.661 --> 33:18.871
‫که سال اول الماس رو انتخاب کرد

33:18.955 --> 33:21.624
‫چقدر در مورد دوشس حق داشت

33:26.879 --> 33:30.133
‫دوشیزه فرانچسکا،
‫بهمون بگید سرگرمی‌هاتون چین؟

33:30.883 --> 33:32.343
‫من پیانو می‌زنم

33:32.427 --> 33:34.178
‫بسیار عالی

33:35.304 --> 33:37.515
‫و دیگه به چیا علاقه دارید؟

33:37.598 --> 33:40.685
‫پیانو بیشترِ وقتم رو می‌گیره

33:41.394 --> 33:45.023
‫فکر کنم منظورِ لرد فایف اینه که
‫غیر از سرگرمی‌هاتون کی هستید؟

33:45.106 --> 33:47.608
‫بله. چی دوست دارید؟

33:48.192 --> 33:49.736
‫از چی بدتون میاد؟

33:49.819 --> 33:51.487
‫چی شما رو به وجد میاره؟

33:53.322 --> 33:54.322
‫من...

33:55.241 --> 33:57.744
‫فکر کنم برادرم کارم داره

33:57.827 --> 33:59.829
‫اگه یه لحظه من رو ببخشید

34:03.624 --> 34:06.294
‫برادر، می‌خوام یه لحظه تنها باشم

34:08.337 --> 34:09.337
‫البته

34:21.934 --> 34:24.312
‫اوه، عزیزم. فرانچسکا حالش خوبه؟

34:24.395 --> 34:27.231
‫فقط نیاز داشت یه لحظه تنها باش،
‫مثل من.

34:27.315 --> 34:31.027
‫و می‌خوام از این لحظه برای رقصیدن
‫با همسرِ خوشگلم استفاده کنم

34:31.110 --> 34:32.779
‫لطفاً لذت ببرید

34:32.862 --> 34:35.656
‫دخالت

35:04.185 --> 35:05.185
‫پنه‌لوپه

35:15.404 --> 35:17.084
‫باید دوباره به صحنه‌ی رقص برگردی

35:17.156 --> 35:18.241
‫واقعاً؟

35:18.866 --> 35:21.702
‫وقتی آدم در حاشیه قرار می‌گیره،
‫بیرون اومدن ازش سخته.

35:22.453 --> 35:23.663
‫مهم نیست چیکار کنی

35:24.455 --> 35:27.166
‫حداقل در حاشیه ازم نمی‌پرسن
‫چی من رو به وجد میاره

35:28.126 --> 35:30.878
‫از هم‌صحبتی با اون آقایون لذت نبردی؟

35:30.962 --> 35:32.402
‫انتظارِ گفتگو داشتم

35:32.463 --> 35:34.298
‫انتظار نداشتم وارسی بشم

35:34.382 --> 35:38.386
‫مثل یه حشره‌ی کمیاب که
‫زیر میکروسکوپ به خودش می‌پیچه

35:39.428 --> 35:41.389
‫زیاد از جلب توجه خوشت نمیاد، مگه نه؟

35:42.223 --> 35:44.100
‫راستش نه. نه

35:44.684 --> 35:46.310
‫شاید همین استثنایی‌ات می‌کنه

35:46.394 --> 35:49.480
‫به نظر میاد هر بریجرتون به دنیا اومده
‫که جلب توجه کنه

35:49.981 --> 35:51.107
‫به هر طریقی که شده

35:53.901 --> 35:56.863
‫منم با خواهرهام فرق دارم

35:58.990 --> 36:00.950
‫می‌تونه سخت باشه، اینطور نیست؟

36:07.123 --> 36:09.417
‫ولی اونا شگفت‌انگیزن، تک تکشون

36:11.836 --> 36:13.754
‫می‌دونم. به این خاطر خوش‌شانسی

36:16.132 --> 36:18.342
‫و خوش‌شانسی که توجه همه رو جلب می‌کنی

36:19.218 --> 36:20.553
‫حتی اگه آزاردهنده باشه

36:21.804 --> 36:24.891
‫به بعضی‌هامون خیلی کم توجه میشه

36:26.767 --> 36:28.936
‫بانو فرانچسکا. افتخار می‌دید برقصیم؟

36:32.398 --> 36:33.608
‫البته، سرورم

36:36.903 --> 36:39.071
‫واقعاً باید دوباره به صحنه‌ی رقص برگردی

36:39.614 --> 36:42.283
‫وقتی در حاشیه قرار گرفتی
‫خارج شدن ازش سخته

37:15.733 --> 37:18.110
‫خوبید، دوشیزه فدرینگتون؟

37:18.194 --> 37:20.404
‫بله. ببخشید. یکم سردرد دارم

37:20.488 --> 37:21.572
‫به خاطر بستنی

37:21.656 --> 37:24.283
‫یا به خاطر دوشیزه‌ی برازنده‌ای
‫که بهتون نیش‌خند زد؟

37:25.826 --> 37:29.730
‫نگران نباشید. من در معرض
‫نگاه‌های تحقیرآمیزِ بی‌شماری بودم

37:29.814 --> 37:31.207
‫نگاه اون در بهترین حالت معمولی بود

37:33.876 --> 37:36.295
‫شما لرد دبلینگ هستید، درسته؟

37:37.421 --> 37:41.259
‫و چرا احساس می‌کنم شما هم
‫بلدید چطور کسی رو تحقیر کنید،

37:41.342 --> 37:42.718
‫اگه چنین تصمیمی بگیرید؟

37:44.387 --> 37:45.387
‫من؟

37:47.431 --> 37:48.975
‫خب... گمونم...

37:50.393 --> 37:51.936
‫بلد نیستم

37:53.646 --> 37:56.023
‫عه...

37:56.857 --> 37:58.025
‫ببخشید. من...

37:59.068 --> 38:00.194
‫اوه!

38:00.278 --> 38:02.363
‫وای شرمنده! من خیلی دست و پا چلفتی‌ام

38:02.446 --> 38:03.864
‫خیلی عذر می‌خوام

38:03.948 --> 38:06.575
‫خدایا! خب، حادثه پیش میاد

38:06.659 --> 38:09.245
‫دوشیزه فدرینگتون،
‫یه خدمتکار پیدا می‌کنم بهتون کمک کنه.

38:09.829 --> 38:11.247
‫خیلی لطف می‌کنید

38:11.831 --> 38:12.831
‫دوشیزه کاوپر

38:14.292 --> 38:16.919
‫حیف که جنسِ محکم‌تری انتخاب نکردی

38:17.003 --> 38:19.380
‫شاید اگه همچین پارچه‌ی ارزونی نمی‌خریدی،

38:19.463 --> 38:21.549
‫پاره نمی‌شد

38:29.557 --> 38:31.309
‫پن، من... خیلی متأسفم

38:32.852 --> 38:35.438
‫شاید بعضی از شب‌ها
‫تا دیر وقت بیدار بودم

38:36.772 --> 38:39.525
‫پن؟ به نظر حالش خوب نمی‌اومد، مگه نه؟

38:39.608 --> 38:41.944
‫دخترِ فدرینگتون؟
‫چرا خودت رو نگرانِ اون می‌کنی؟

38:42.028 --> 38:43.988
‫می‌خوام بدونم توی اون شب‌ها چه اتفاقی افتاد

38:44.030 --> 38:47.575
‫بریجرتون، هر اتفاقی که برات افتاده، باید بگم،
‫این فصل خیلی خوش‌مشرب‌تر شدی،

38:48.326 --> 38:49.493
‫یه لحظه من رو ببخشید

38:56.375 --> 38:59.420
‫الساعه، دوشیزه.
‫کالسکه‌ی دوشیزه فدرینگتون رو بیارید.

39:00.004 --> 39:01.004
‫چشم

39:07.595 --> 39:08.846
‫- پن
‫- کالین

39:09.764 --> 39:11.057
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

39:11.140 --> 39:13.476
‫فقط... اومدم یکم هوا بخورم

39:14.310 --> 39:15.853
‫چرا به این زودی میری؟

39:15.877 --> 39:18.290
‫مخصوصاً با همچین لباسِ جذابی

39:18.314 --> 39:20.608
‫- لطفاً مسخره‌ام نکن
‫- مسخره؟!

39:20.691 --> 39:23.402
‫مطمئن باش کاملاً جدی‌ام.
‫این رنگ خیلی بهت میاد.

39:25.696 --> 39:26.989
‫شب بخیر، آقای بریجرتون

39:27.073 --> 39:29.551
‫- همراه لازم نداری؟
‫- پیردخترها همراه لازم ندارن

39:29.575 --> 39:31.327
‫تو که پیردختر نیستی

39:31.410 --> 39:33.913
‫این سومین سالیه که توی بازار ازدواجم
‫و هیچ آینده‌ای در انتظارم نیست

39:33.996 --> 39:35.247
‫اسمِ این رو چی میذاری؟

39:37.208 --> 39:40.628
‫مشکلی پیش اومده، پن؟
‫منظورم بینِ ماست.

39:40.711 --> 39:43.255
‫این تابستون مثل همیشه برات نامه نوشتم

39:43.339 --> 39:46.300
‫و خب، جواب ندادی.
‫اعتراف می‌کنم افراد کمی جواب دادن. ولی...

39:46.384 --> 39:48.511
‫اگه قصد داری مجبورم کنی بلند بگم،

39:49.303 --> 39:50.303
‫دلم برات تنگ شده

39:51.472 --> 39:52.472
‫تو دلت برای من تنگ شده؟

39:53.891 --> 39:56.435
‫دلت برام تنگ شده ولی هیچوقت
‫ازم خواستگاری نمی‌کنی، درسته؟

39:57.770 --> 39:58.771
‫پن، من...

39:58.854 --> 40:02.108
‫فصل قبل توی مجلس رقص مامان
‫ناخواسته حرف‌هات رو شنیدم،

40:02.191 --> 40:05.403
‫که به همه گفتی هرگز امکان نداره
‫از پنه‌لوپه فدرینگتون خواستگاری کنی

40:08.989 --> 40:10.789
‫شاید بهتره یه جای خلوت‌تر
‫در این مورد حرف بزنیم؟

40:10.825 --> 40:12.493
‫چون من خجالتت میدم؟

40:12.576 --> 40:14.328
‫البته که هیچوقت ازم خواستگاری نمی‌کنی

40:14.912 --> 40:17.998
‫من مایه‌ی خنده‌ی جامعه هستم،
‫حتی وقتی کل لباس‌هام رو عوض می‌کنم.

40:19.250 --> 40:22.086
‫فقط هیچوقت انتظار نداشتم
‫تو هم انقدر بی‌رحم باشی

40:34.056 --> 40:36.392
‫[خواننده‌ی عزیز و گرامی، هنگامی که موج تغییر...]

40:38.477 --> 40:39.562
‫[...بی‌امان...]

40:39.645 --> 40:41.605
‫[...ملکه...]

40:41.689 --> 40:44.442
‫[من از تغییر نمی‌ترسم]

40:44.525 --> 40:47.528
‫[...شخصیتِ جدیدی به خود گرفته...]

40:47.611 --> 40:50.114
‫[...کالین بریجرتون]

41:03.502 --> 41:07.339
‫یه آقایی به دیدن شما اومده، خانم

41:09.842 --> 41:12.887
‫بانو فدرینگتون،
‫از آشنایی با شما خوشوقتم.

41:12.970 --> 41:14.513
‫روز بخیر، آقای...

41:14.597 --> 41:16.849
‫آقای والتر داندس

41:16.932 --> 41:18.142
‫من برای دولت کار می‌کنم،

41:18.166 --> 41:22.605
‫مسئولیتم اطمینان حاصل کردن از برقراری درست
‫جریانِ وراثت در بین خانواده‌های بزرگمونه

41:23.189 --> 41:24.189
‫متوجهم

41:24.565 --> 41:27.568
‫و چی شده که به اینجا تشریف آوردید؟

41:27.651 --> 41:30.488
‫به من اطلاع دادن که پسرعموتون جک فدرینگتون

41:30.571 --> 41:32.656
‫اخیراً با تمام دارایی‌تون از شهر گریخته

41:32.740 --> 41:35.409
‫بله، قربان. پسرعموی شیّادم

41:35.493 --> 41:37.328
‫اون مرد دروغگوی کثیفی بود

41:38.829 --> 41:42.208
‫من سندی در اختیار دارم که امضا کرده
‫و املاک رو...

41:42.291 --> 41:45.628
‫به یکی از دخترهاتون واگذار کرده
‫به شرطی که وارث مذکر به دنیا بیاره

41:46.587 --> 41:48.088
‫بله، اون سند

41:48.923 --> 41:50.591
‫اون سند معتبره

41:50.674 --> 41:52.676
‫حتی یه ساعتِ خراب
‫دو بار در روز درسته

41:54.136 --> 41:57.848
‫این یه وضعیتِ نسبتاً غیرعادیه.
‫هیچکدوم از دخترهاتون باردار نیستن؟

41:57.932 --> 42:00.643
‫امیدوارم همین روزها
‫خبرش رو دریافت کنم

42:02.686 --> 42:03.562
‫متوجهم

42:03.646 --> 42:07.525
‫در حال حاضر دولت
‫هیچ وارثِ مذکر زنده‌ی دیگه‌ای رو نمی‌شناسه

42:07.608 --> 42:11.529
‫انتقال دادن املاک به یه خانواده‌ی دیگه
‫کارِ خیلی سختیه

42:13.781 --> 42:17.284
‫دردسرهای زیادی برای مستأجرانِ
‫املاک فدرینگتون و جامعه داره

42:17.368 --> 42:18.994
‫و رُک بگم برای منم دردسرسازه

42:19.078 --> 42:23.207
‫اما اگه بفهمم که این سند نسبتاً مطلوب
‫در واقع جعل شده

42:23.290 --> 42:25.876
‫قبل از این که یکی از دخترهاتون
‫وارثی به دنیا بیاره،

42:25.960 --> 42:28.212
‫شاید تحملِ دردسرهای تحول لازم باشه

42:30.548 --> 42:31.548
‫خب، پس،

42:32.049 --> 42:35.052
‫خوبه که این سند جعل نشده،

42:35.135 --> 42:37.555
‫و دخترهام خیلی شوهرهاشون رو دوست دارن

42:38.639 --> 42:40.307
‫البته که چیز خیلی خوبیه

42:40.391 --> 42:43.018
‫من به زودی دوباره به شما سر می‌زنم

42:46.313 --> 42:48.023
‫چه خونه‌ی زیبایی

42:50.234 --> 42:51.234
‫روز بخیر

43:06.500 --> 43:09.253
‫خدا رو شکر این فصل رقیبِ زیادی ندارم

43:09.753 --> 43:13.048
‫البته به غیر از فرانچسکا که
‫توجه زیادی به خودش جلب کرده

43:13.549 --> 43:16.344
‫ولی گمونم کاری که با پنه‌لوپه کردم
‫پیام واضحی بود

43:16.368 --> 43:17.487
‫موافقی؟

43:17.511 --> 43:20.598
‫گمونم با اون حرکتِ خاص
‫همه پیامت رو دریافت کردن

43:20.681 --> 43:21.681
‫مخالفی؟

43:22.808 --> 43:24.393
‫فکر می‌کردم از پنه‌لوپه خوشمون نمیاد

43:24.417 --> 43:26.979
‫کاری که کردی بی‌رحمانه و غیرضروری بود

43:29.231 --> 43:33.777
‫تو اغلب میگی شوهر پیدا کردن
‫چقدر برات سخت بوده

43:35.237 --> 43:39.950
‫ولی فکر نمی‌کنی اگه یکم کمتر رُک بودی
‫شوهر پیدا کردن برات آسون‌تر می‌شد؟

43:43.537 --> 43:45.539
‫شوهر پیدا کردن سخت بوده

43:47.583 --> 43:50.044
‫دوست پیدا کردن از اونم سخت‌تر بوده

43:51.837 --> 43:53.797
‫از وقتی وارد جامعه شدم
‫دوست‌های زیادی نداشتم

43:54.757 --> 43:55.799
‫دوست‌های واقعی نداشتم

43:57.092 --> 43:58.260
‫توی بچگی داشتم

43:59.386 --> 44:02.139
‫ولی فصل یه جورایی
‫دخترها رو از هم جدا می‌کنه

44:02.806 --> 44:04.600
‫و ما رو در برابر هم قرار میده

44:06.935 --> 44:08.813
‫گمونم منم طمعه‌اش شدم

44:08.837 --> 44:11.982
‫یه بار یا دو بار

44:12.066 --> 44:13.859
‫یا سه بار

44:17.154 --> 44:18.238
‫ولی حق با توئه

44:19.657 --> 44:22.618
‫جامعه به دنبال ایجاد محبت
‫بین ما نیست. من...

44:23.911 --> 44:25.871
‫فکر می‌کردم من تنها کسی‌ام
‫که متوجه شدم

44:27.289 --> 44:29.833
‫من توی فصل اول ورودت به جامعه
‫سعی کردم باهات دوست شم

44:30.668 --> 44:32.211
‫ولی تو من رو پس زدی

44:32.920 --> 44:34.630
‫راستش تو رو مقصر نمی‌دونم

44:35.923 --> 44:37.466
‫من همیشه مهربون نبودم

44:40.094 --> 44:42.554
‫ولی هر کاری که پنه‌لوپه کرده که
‫دوستیِ تو رو از دست داده...

44:44.556 --> 44:45.557
‫حق با توئه

44:46.225 --> 44:49.937
‫اون لایق توجه من و تو نیست

44:52.606 --> 44:54.650
‫بیا فقط به خودمون فکر کنیم

44:54.674 --> 44:56.485
‫ما خیلی جذاب‌تریم

44:58.070 --> 44:59.571
‫تمایل دارم باهات موافق باشم

45:18.882 --> 45:19.758
‫برگشتی

45:22.803 --> 45:24.388
‫جلساتت چطور بودن؟

45:24.471 --> 45:26.265
‫اصلاً به خوبی تختمون نبودن

45:27.683 --> 45:29.184
‫برگردیم توی تخت؟

45:34.273 --> 45:36.775
‫قبلش باید در مورد یه موضوعی باهات صحبت کنم

45:40.362 --> 45:41.363
‫مادرت

45:41.447 --> 45:42.447
‫می‌دونم

45:43.949 --> 45:46.785
‫می‌دونم. اون هر کاری می‌تونه انجام میده
‫که رفتنش رو عقب بندازه

45:46.869 --> 45:49.580
‫- امروز باهاش حرف می‌زنم
‫- چطوره باهاش حرف نزنی؟

45:50.831 --> 45:53.500
‫مادرت خیلی از ویکنتس بودن لذت می‌بره

45:54.293 --> 45:56.003
‫وقتی که من قبلاً سال‌ها

45:56.086 --> 45:58.797
‫صرفِ مراقبت از ادوینا
‫و اداره‌ی خانوار شارما کردم

45:59.673 --> 46:02.468
‫و هیچوقت تو رو خوشحال‌تر از وقتی ندیدم

46:02.551 --> 46:04.344
‫که از وظیفه‌ی اداره‌ی اینجا دور بودی

46:06.180 --> 46:08.515
‫پس چطوره یه بار خودمون رو
‫در اولویت قرار بدیم

46:09.641 --> 46:10.976
‫و ماه عسل رو تمدید کنیم؟

46:12.603 --> 46:13.729
‫مطمئنی؟

46:14.938 --> 46:19.318
‫ما یه عمر وقت داریم
‫ویکنت و ویکنتس باشیم

46:22.905 --> 46:26.742
‫فعلاً تنها وظیفه‌ای که برام جالبه
‫به دنیا آوردن یکی دوتا وارثه

46:28.410 --> 46:32.372
‫- بذار مادرت یکم دیگه بمونه
‫- نمی‌خوام یه لحظه دیگه...

46:33.624 --> 46:35.709
‫از مادرم حرف بزنم

46:48.013 --> 46:49.014
‫عزیزم

46:51.058 --> 46:54.269
‫بگو ببینم، دیشب چطور بود؟

46:54.853 --> 46:56.605
‫از اولین مجلس رقصت لذت بردی؟

46:57.523 --> 46:59.691
‫رضایت‌بخش بود

47:07.241 --> 47:08.241
‫عزیزم،

47:08.700 --> 47:11.995
‫به مجالس رقص به عنوان
‫یه اجرای دونفره فکر کن

47:13.205 --> 47:16.416
‫وقتی با یه نفر دیگه اجرا می‌کنی
‫یه آسیب‌پذیری خاصی هست

47:16.500 --> 47:19.461
‫که می‌تونه خیلی ترسناک باشه،

47:19.545 --> 47:21.797
‫به گمونم. ولی ارزشش رو داره

47:22.506 --> 47:27.636
‫وقتی شخصی رو پیدا کنی که باهاش
‫یه هماهنگیِ غیرمنتظره داشته باشی

47:27.719 --> 47:29.721
‫من از مجالس رقص نمی‌ترسم، مامان

47:30.347 --> 47:31.682
‫یا از همسر پیدا کردن

47:32.641 --> 47:34.017
‫چیزی که تو و پدر

47:34.101 --> 47:36.436
‫و دفنی و آنتونی دارید رشک‌برانگیزه

47:36.520 --> 47:38.897
‫ولی کمیاب هم هست

47:38.981 --> 47:41.191
‫و مطمئن نیستم نیازی داشته باشم...

47:41.275 --> 47:45.529
‫قند توی دلم آب شه یا به قول خودت
‫هماهنگی غیرمنتظره احساس کنم

47:45.612 --> 47:49.283
‫ولی اگه عشق به سمتت بیاد
‫اقلاً ازش استقبال می‌کنی دیگه؟

47:50.409 --> 47:51.409
‫آره؟

47:52.286 --> 47:53.495
‫بذار ببینیم چی میشه

47:53.579 --> 47:56.748
‫خانم؟ ویکنتس دنبال شما می‌گردن

48:06.592 --> 48:08.093
‫مهمون دارید، خانم

48:12.639 --> 48:13.891
‫ببخشید که مزاحم شدم

48:16.018 --> 48:17.018
‫اشکال نداره

48:21.732 --> 48:24.610
‫و بابتِ اظهار نظر ناخوشایندی که
‫پارسال اینجا کردم معذرت می‌خوام

48:25.319 --> 48:27.029
‫دیدنِ ناراحتیت اذیتم می‌کنه

48:27.053 --> 48:29.053
‫پس شاید نباید می‌اومدی

48:30.866 --> 48:32.951
‫من مردی نیستم که فصل پیش بودم

48:34.036 --> 48:36.038
‫و قطعاً ازت خجالت نمی‌کشم

48:36.121 --> 48:37.581
‫در واقع برعکسش درسته

48:37.664 --> 48:41.710
‫من توی هر مجلسِ اجتماعی میام سراغت
‫چون می‌دونم حالم رو بهتر می‌کنی

48:41.793 --> 48:44.504
‫و باعث میشی دنیا رو جوری ببینم
‫که هرگز نمی‌تونستم تصور کنم

48:45.172 --> 48:48.300
‫تو باهوش و بامحبتی...

48:50.135 --> 48:52.262
‫و افتخار می‌کنم که دوستِ خوبی مثل تو دارم

48:52.846 --> 48:58.602
‫تماشای این که به راحتی
‫به جامعه برگشتی آزاردهنده بود

48:59.353 --> 49:03.398
‫وقتی هر سال دعا می‌کنم شاید بالأخره
‫وسط بازار ازدواج چنین احساسی بکنم

49:03.482 --> 49:05.317
‫و این راحتی هرگز محقق نمیشه

49:06.234 --> 49:08.654
‫خب، اگه دنبال شوهر می‌گردی،

49:08.737 --> 49:11.323
‫پس... بذار کمکت کنم

49:11.406 --> 49:12.783
‫چطور کمکم کنی؟

49:12.866 --> 49:15.369
‫من این تابستون به 17 شهر سفر کردم،

49:15.452 --> 49:19.414
‫و چیزی که یاد گرفتم اینه
‫که میشه جذبه رو یاد داد

49:19.498 --> 49:22.960
‫کالین، تو که نمی‌تونی توی هر سالن رقصی
‫کنارم باشی و در گوشم زمزمه کنی

49:23.043 --> 49:24.211
‫نیازی به این نیست

49:24.711 --> 49:25.879
‫بهت درس میدم

49:25.963 --> 49:28.173
‫و مطمئنم به سرعت اونا رو یاد می‌گیری

49:31.093 --> 49:34.763
‫من بیشتر از هر چیزی می‌خوام
‫رضایت تنها کسی رو جلب کنم

49:34.846 --> 49:39.142
‫که همیشه واقعاً باعث شده
‫احساس ارزشمند بودن کنم

49:45.107 --> 49:46.107
‫نظرت چیه؟

49:46.149 --> 49:47.818
‫می‌خوای باهات دست بدم؟

49:47.901 --> 49:49.611
‫شاید غیرعادی باشه،

49:49.695 --> 49:52.280
‫ولی... مگه دوست نیستیم؟

50:04.960 --> 50:05.960
‫دوستیم

50:08.296 --> 50:10.048
‫به زودی می‌بینمت

50:32.112 --> 50:33.530
‫اون ویسلداونه؟

50:34.197 --> 50:36.158
‫خواننده‌ی عزیز و گرامی،

50:36.241 --> 50:38.660
‫هنگامی که موج تغییر از راه می‌رسد،

50:38.744 --> 50:42.247
‫می‌تواند ناگهان، بی‌امان و مرگبار باشد

50:42.330 --> 50:45.459
‫مخصوصاً برای افراد ناآماده

50:48.670 --> 50:50.964
‫به نظر این نویسنده می‌آید

50:51.048 --> 50:56.303
‫که جامعه‌ی اشرافِ ما مسلماً
‫با موج تغییرات همراه شده

50:57.137 --> 50:58.137
‫لرد کنت

51:00.265 --> 51:01.850
‫به منزلِ جدیدتون خوش اومدید

51:09.399 --> 51:13.445
‫در حالی که دیگران محکم به چیزهایی چسبیدند
‫که از قبل می‌شناسند

51:18.158 --> 51:21.244
‫و ملکه‌ی ما بیشتر از همه این گونه است،

51:21.328 --> 51:24.081
‫که هنوز الماسی انتخاب نکرده

51:24.164 --> 51:27.542
‫برای این نویسنده سؤال است که آیا تردیدش

51:27.626 --> 51:31.088
‫علامتِ شکیبایی است یا ترس

51:31.671 --> 51:33.131
‫اگر دومی است،

51:33.215 --> 51:36.468
‫غرّه شدن به موفقیت‌های گذشته
‫به نفعش نخواهد بود

51:37.052 --> 51:40.764
‫چون دخترانِ تازه‌واردمان این فصل
‫آماده‌ی بازی هستند

51:40.847 --> 51:42.974
‫و توپ در زمین شماست، علیاحضرت

51:46.561 --> 51:49.940
‫انگار بانو ویسلداون دوباره داره بازی می‌کنه

51:52.609 --> 51:54.528
‫شما هم باهاش بازی می‌کنید، علیاحضرت؟

51:55.403 --> 51:56.738
‫از بازی خوشم میاد

51:58.365 --> 52:00.867
‫مخصوصاً وقتی اغلب برنده هستم

52:06.623 --> 52:08.667
‫ویسلداون زودتر منتشر شده؟

52:08.750 --> 52:10.710
‫دارم می‌خونمش. دیوونه شدی؟

52:10.794 --> 52:13.880
‫مخصوصاً تو باید به شماره‌ی امروز
‫علاقه داشته باشی، پنه‌لوپه

52:13.964 --> 52:17.384
‫بانو ویسلداون چیزهای زیادی
‫در مورد بریجرتون‌های عزیزت گفته

52:18.051 --> 52:19.678
‫به خصوص در مورد کالین

52:20.887 --> 52:23.515
‫هرچی که راجع به اون گفته،
‫اشتباه می‌کنه.

52:23.598 --> 52:28.520
‫به جرأت می‌توانم بگویم،
‫این نویسنده نیز آماده‌ی بازی است.

52:28.603 --> 52:31.064
‫من از تغییر نمی‌ترسم

52:31.148 --> 52:32.649
‫از آن استقبال می‌کنم

52:33.400 --> 52:35.026
‫و سپس عده‌ای هستند

52:35.110 --> 52:38.572
‫که در استقبال از تغییر
‫افراط به خرج می‌دهند

52:38.655 --> 52:40.031
‫بعد از ظهر بخیر، خواهر

52:40.740 --> 52:41.867
‫برادر! بعد از ظهر بخیر

52:41.950 --> 52:43.326
‫کجا بودی؟

52:43.410 --> 52:45.078
‫هیچ جا. چی می‌خونی؟

52:45.162 --> 52:46.162
‫هیچی

52:52.752 --> 52:53.752
‫ویسلداون

52:54.921 --> 52:56.214
‫به تو هم اشاره شده

53:00.343 --> 53:02.221
‫و سپس عده‌ای هستند

53:02.245 --> 53:05.640
‫که در استقبال از تغییر
‫افراط به خرج می‌دهند

53:06.433 --> 53:08.393
‫مانند آقای کالین بریجرتون،

53:08.476 --> 53:12.355
‫که ظاهراً شخصیتِ کاملاً جدیدی به خود گرفته

53:13.190 --> 53:14.524
‫اما باید پرسید،

53:14.608 --> 53:17.694
‫آیا این شخصیتِ جدید
‫خود واقعی اوست،

53:17.777 --> 53:20.197
‫یا صرفاً ترفندی است
‫برای جلب توجه؟

53:20.697 --> 53:24.201
‫و اصلاً آقای بریجرتون
‫جوابِ این سؤال را می‌داند؟

53:29.039 --> 53:30.081
‫حالت چطوره؟

53:31.082 --> 53:33.501
‫برام مهم نیست بانو ویسلداون
‫در موردم چی می‌نویسه

53:33.585 --> 53:35.879
‫ولی به خاطر تخریبِ دوشیزه تامپسون...
‫منظورم بانو کرینه،

53:36.755 --> 53:39.090
‫و بعدش به خاطر این که
‫فصل قبل تو رو تخریب کرد...

53:40.258 --> 53:42.260
‫هرگز نمی‌بخشمش

53:45.597 --> 53:46.597
‫تو...

53:47.682 --> 53:49.309
‫می‌دونی ممکنه کی باشه؟

53:49.392 --> 53:52.604
‫نمی‌دونم. ولی مطمئن باش،
‫اگه روزی بفهمم،

53:52.687 --> 53:55.373
‫مطمئن میشم زندگیِ خودش خراب شه

53:55.397 --> 54:22.248
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
