WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:05.024 --> 00:10.024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:13.572 --> 00:18.572
:مترجمین
A.SHRFE & Atefeh Badavi

00:20.812 --> 00:22.897
.یه داماد که ازدواجش به هم خورده

00:23.732 --> 00:26.151
.یه عروسِ دل‌شکسته

00:29.154 --> 00:31.614
.یه عروسی سلطنتی که خراب شده

00:32.615 --> 00:34.868
.احساس‌برانگیزه؟ خیلی

00:35.410 --> 00:36.828
اما حقیقت داره؟

00:38.329 --> 00:43.501
خواننده‌ی عزیز، بنده‌ی نویسنده
،شاید پرحرفی کنم و با تردید حرف بزنم

00:44.419 --> 00:47.505
اما اطلاعات غلط؟

00:48.840 --> 00:49.883
.هیچ‌وقت نمیدم

00:51.426 --> 00:56.181
توضیح این‌که چرا دوشیزه ادوینا
از محراب فرار کرد

00:56.264 --> 00:59.893
اون‌قدر زیاده که هیچ‌کی
.نمیتونه درک کنه

01:00.602 --> 01:04.814
،اما نباید فراموش کنیم
که علیا حضرت ملکه بود

01:04.898 --> 01:08.193
که دوشیزه‌ی جوان رو روی اون
صحنه‌ی خاص قرار داد

01:08.276 --> 01:11.237
.تا بتونه خروج بزرگ‌شو انجام بده

01:13.615 --> 01:15.784
...به بنده‌ی نویسنده اجازه بدین که امیدوار باشم

01:15.867 --> 01:17.035
.کالسکه‌م

01:17.118 --> 01:19.079
،برای علیا حضرت...

01:19.162 --> 01:23.083
و همچنین هر دو خاندان شارما
و بریجرتون

01:23.166 --> 01:26.878
که بیانیه‌ی رسمی‌ای
،ارائه بشه

01:27.796 --> 01:32.842
،مبادا تصورات جذاب ولی دروغین‌شون
.طبقه‌ی اشراف رو از حقیقت منحرف کنه

02:10.338 --> 02:12.590
.دوشیزه؟ حموم آماده‌ست

02:33.528 --> 02:34.528
.تموم شد

02:57.844 --> 02:59.929
.توصیه میکنم صابون گل سوسن رو امتحان کنین

03:01.389 --> 03:03.099
.برای سلامت اعصاب خوبه

03:34.881 --> 03:37.217
برادرت کجاست؟
.باید تا الان خودشو میرسوند

03:37.300 --> 03:40.178
شاید هنوز جای محراب منتظر
.دوشیزه ادویناست

03:40.261 --> 03:41.804
.امروز مسخره‌ کردن، بی مسخره کردن

03:41.888 --> 03:43.097
.اون همیشه منو مسخره میکنه

03:43.181 --> 03:46.726
یه وقت از منافع این... اتفاق غم‌انگیز که غافل نشدیم؟

03:46.809 --> 03:48.569
کیک باقی‌مونده؟ -
فهمیدی چرا مسخره‌ت میکنم؟ -

03:48.603 --> 03:50.688
.برادر! چه‌قدر خوب که بهمون ملحق شدی

03:51.356 --> 03:53.900
همه‌تون صبحونه خوردین؟ -
.مجبوری بعدا صبحونه‌ت رو‌ بخوری -

03:53.983 --> 03:58.613
فعلا، مهم‌ترین کار اینه که
خیلی دقیق و حساب‌شده

03:58.696 --> 04:00.531
عواقب زیان‌بارِ

04:00.615 --> 04:02.450
اتفاقات ناخوشایندِ

04:02.533 --> 04:03.910
ازدواج خراب شده‌م رو کم کنین؟

04:03.993 --> 04:07.705
واقعا تمام این چیزا به خاطر اینه که
فقط یه زن نظرشو عوض کرده؟

04:07.789 --> 04:10.833
متاسفانه بله، الوییز. اما به نظرم دلیلش
.منطقی نیست

04:10.917 --> 04:12.794
.فقط باید از پس عواقب کار بر بیایم

04:12.877 --> 04:16.589
فکر میکنم امروز صبح دلپذیری
.برای پیاده‌رویه

04:17.674 --> 04:22.345
با هم، متحد، به عنوان محترم‌ترین خونواده
.که همین الانشم هستیم

04:22.428 --> 04:23.513
محترم؟

04:25.348 --> 04:28.726
،مدیریت یه خانواده‌ی محترم
به دست یه مرد متشخصه، مگه نه؟

04:29.435 --> 04:32.480
...برادر
چیزی هست که باید بدونیم؟

04:32.563 --> 04:35.441
یا این‌که چیزی هست که فقط من باید بدونم؟

04:37.151 --> 04:38.444
.ببخشید

04:39.445 --> 04:42.198
،مادر، اگه حس میکنین پیاده‌روی کار عاقلانه‌ایه

04:42.282 --> 04:43.783
.پس باید تا یک ساعت دیگه راه بیفتیم

04:44.534 --> 04:47.787
.من شاید یه خرده دیر بیام
.میخوام یه سری خرید کنم

04:47.870 --> 04:49.789
،یه جفت دستکش جدید لازم دارم

04:49.872 --> 04:53.293
.تا متحدتر و محترم‌تر به نظر بیایم

05:01.968 --> 05:03.553
،اوه، بیخیال اون شنلای سنگین

05:03.636 --> 05:06.306
موقع خرید تو شهر

05:07.015 --> 05:08.015
.آدم حسابی با اونا گرمش میشه

05:19.569 --> 05:20.737
.دوشیزه بریجرتون

05:32.582 --> 05:34.792
.مستقیم به دل آتیش

05:34.876 --> 05:36.753
.یکی از سرگرمی‌های موردعلاقه‌ی من

05:36.836 --> 05:39.547
،حالا، یادت باشه
بین دوشیزه ادوینا و وایکنت

05:39.630 --> 05:43.551
.یه درک متقابل راجع به یه موضوع خصوصی بود

05:43.634 --> 05:46.971
تمام چیزی که باید
.راجع به این قضیه بگیم همینه

05:47.055 --> 05:48.556
.روز بخیر، لرد فایف

05:48.639 --> 05:49.640
.فقط برای بعضیامون روز بخیره

05:51.934 --> 05:55.396
واقعا نقشه همینه؟
تظاهر کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده؟

05:55.480 --> 05:57.648
.قرار نیست تظاهر کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده

05:57.732 --> 06:01.152
میخوایم تنهایی و با هم دیگه
.این قضیه رو حل کنیم

06:01.235 --> 06:02.779
،جنجال‌ها ممکنه باعث تهمت و افترا زدن بشن

06:02.862 --> 06:05.239
.اما باعث نمیشن مجبور شیم به کسی جواب پس بدیم

06:05.823 --> 06:08.409
همچنین، طبقه‌ی اشراف
.حافظه‌ی خیلی ضعیفی دارن

06:08.493 --> 06:10.119
،اگه شانس بیاریم، هفته‌ی دیگه همین موقع

06:10.203 --> 06:13.873
یه ماجرای بزرگ‌تر براشون به وجود میاد
.تا بهش گیر بدن

06:13.956 --> 06:18.002
شاید توی همین فصل برات یه شوهر
.پیدا کنیم، دوشیزه ادوینا

06:18.086 --> 06:20.546
،قوه‌ی تخیلت رو تحسین میکنم
.بانو دنبری

06:20.630 --> 06:22.507
ماجرای بزرگ‌تری که نمیتونم
.پیش‌بینی‌ش کنم

06:40.274 --> 06:41.401
.نگاه نکن

06:45.446 --> 06:47.990
.دوشیزه پاتریج
عصر دلپذیریه، مگه نه؟

06:48.074 --> 06:49.784
.بله، البته، سرورم

06:49.867 --> 06:53.287
.عزیزم، فکر میکنم برای گورینگ‌ها دیر میرسیم
.زود باش

07:09.595 --> 07:11.597
،این یه غافل‌گیری نیست

07:11.681 --> 07:14.058
،که این‌قدر زود بیرون ببینیم‌تون
بانو بریجرتون؟

07:14.142 --> 07:16.769
بانو فدرینگتون، به خاطر این نیست
.که ما ناراحتیم

07:16.853 --> 07:20.731
هیچ‌کی بیش‌تر از من سختی
.یه ازدواج به هم خورده رو درک نمیکنه

07:20.815 --> 07:22.567
به شخصه هیچ‌وقت فکر نمیکردم بعد از
به هم خوردن ازدواجِ

07:22.650 --> 07:25.570
آقای بریجرتون و دوشیزه تامپسون
،به روال سابق برگردیم

07:25.653 --> 07:27.155
.ولی میبینین که برگشتیم

07:27.238 --> 07:29.073
،دوشیزه تامپسون الان بانو کرین‌ـه

07:29.157 --> 07:32.910
،فیلیپا الان خانوم فینچ‌ـه
.و پرودنس هم الان نامزد کرده

07:32.994 --> 07:37.331
آره، خیلی جالبه که اوضاع
خودشون خودبه‌خود درست میشن، مگه نه؟

07:37.415 --> 07:41.961
آره. براتون آرزوی
.خوش‌بختی و کمال دارم، بانو بریجرتون

07:47.300 --> 07:49.927
.خیلی عذر میخوایم، بانو بریجرتون

07:50.928 --> 07:54.307
.بیا، پنه‌لوپی
.نمیخوایم که با پرحرفی‌مون اذیت‌شون کنیم

08:08.905 --> 08:11.449
.کالسکه‌ی قشنگیه، علیا حضرت

08:12.909 --> 08:14.949
اسباتون حتما خیلی قوی‌ان
.که این‌قدر طلا رو با خودشون میکِشن

08:14.994 --> 08:16.954
وسط مثلا ازدواج برادرت

08:17.038 --> 08:19.957
چرا رفته بودی مغازه‌ی اون ناشره؟

08:21.292 --> 08:22.919
.اوه -
.میدونم خودتی -

08:23.878 --> 08:25.588
.بانو ویسلداون خودتی

08:26.881 --> 08:27.882
...اوه، علیا حضرت

08:27.965 --> 08:30.718
انکار کردنت فقط باعث میشه
.مجازاتت شدیدتر بشه

08:31.302 --> 08:33.596
.تو خیلی باهوشی، دوشیزه بریجرتون

08:33.679 --> 08:37.183
،همین فصل قبل
،من استخدامت کردم تا هویت نویسنده رو پیدا کنی

08:37.266 --> 08:39.435
،ولی تو، عمدا

08:39.519 --> 08:41.604
.حتی یک مظنون قابل اعتماد هم پیدا نکردی

08:41.687 --> 08:43.940
بنده اون‌قدری باهوش نیستم
.که بخوام علیا حضرت رو فریب بدم

08:44.023 --> 08:47.652
عجیب نیست که توی اون روزنامه
خیلی کم از تو اسم برده شده؟

08:48.361 --> 08:51.364
تازه شنیدم تو خیلی
،از این مردم خوشت نمیاد

08:51.447 --> 08:53.491
.درست مثل نویسنده‌ی روزنامه

08:54.408 --> 08:57.203
حتما میدونی که قدرتی که
توی قلمت هست میتونه

08:57.286 --> 09:01.499
برای اهداف بزرگ‌تری
نسبت به مسخره‌بازی و نوشتن حواشی استفاده بشه، آره؟‌

09:02.375 --> 09:05.753
بانو ویسلداون میتونه یار استراتژیکی
،برای دربار سلطنتی باشه

09:06.295 --> 09:08.089
.اگه خودش بخواد

09:08.172 --> 09:11.801
،من با کمال میل کمک میکنم، خانوم
.اما مطمئن باشین همچین قدرتی ندارم

09:13.052 --> 09:14.095
،پس

09:14.720 --> 09:16.514
ترجیح میدی رقیب من باشی؟

09:17.181 --> 09:21.018
اصلا روحتم خبر داره اگه این رازتو فاش کنم
چی میشه، بچه؟

09:22.144 --> 09:24.522
.مردم میفتن دنبال انتقام گرفتن ازت

09:25.356 --> 09:29.068
،هر چه قدر به نظرت الان شرایط خونواده‌ت بده

09:30.403 --> 09:31.904
.بدتر هم میشه

09:32.947 --> 09:36.158
.شاید من بتونم این مشکلو حل کنم

09:37.785 --> 09:39.954
بهت سه روز مهلت میدم

09:40.037 --> 09:42.665
تا به پیشنهادم فکر کنی
.و سر عقل بیای

09:43.457 --> 09:44.917
،اگه این کارو نکنی

09:45.501 --> 09:49.213
از منابعم استفاده میکنم
.تا مثل یه سوسک لهت کنن

09:52.466 --> 09:55.886
شهرت و محبوبیت
.فکر میکنم به اندازه‌ی جونت برات ارزش نداشته باشه

10:07.648 --> 10:08.774
.بانو کاوپر

10:14.363 --> 10:15.823
.بانو ایتون

10:19.327 --> 10:20.578
.اوه، لرد هال

10:23.789 --> 10:24.999
.لرد چو

10:42.183 --> 10:46.020
بعد از تمام اتفاقاتی که فصل قبل
،با خدمتکار ظرفشورخونه‌ش افتاد

10:46.103 --> 10:48.689
دیگه لرد چو سلامم هم نمیکنه؟

10:48.773 --> 10:50.524
.حداقل میدونیم با چی سر و کار داریم

10:50.608 --> 10:52.943
.نباید از این مبارزه خارج شیم

10:53.027 --> 10:55.154
.اگه الان جا بزنیم همه چی از دست میره

10:55.237 --> 10:57.365
.ولی من دوست دارم از این اتاق خارج شم

10:59.867 --> 11:01.285
هر روز که میگذره

11:01.369 --> 11:05.122
بدون این‌که ما تغییر کنیم
.احساسات طبقه‌ی اشراف کارو سخت‌تر میکنن

11:05.206 --> 11:08.417
شاید یه داستان دیگه لازم داریم
.که چرا همه‌چی تموم شد

11:08.501 --> 11:12.046
.همین الان‌شم شروع کردیم به تعریف کردن این داستان
.نمیتونیم دیگه مسیرمونو عوض کنیم

11:12.129 --> 11:13.881
،خب، اگه نمیتونیم راجع به دلیل‌ها حرف بزنیم

11:13.964 --> 11:17.343
شاید حداقل بتونیم جوری رفتار کنیم
که انگار اون عواقب برای ما هیچ ضرری ندارن؟

11:18.678 --> 11:19.679
.یه مهمونی رقص

11:19.762 --> 11:23.140
آره. با هم دیگه. به طبقه‌ی اشراف ثابت میکنیم
.که ماجرایی که تعریف کردیم حقیقت داره

11:23.224 --> 11:26.143
این یه تصمیم مشترک بین تمام جناح‌های
،علاقه‌مند بود

11:26.227 --> 11:29.647
و بین خونواده‌هامون
.هیچ جنجال یا خصومتی نیست

11:32.149 --> 11:35.152
مهمونی رقص به ادوینا یه فرصت دوباره میده
.تا برای خودش یه همسر پیدا کنه

11:35.653 --> 11:36.653
یه مهمونی رقص دیگه؟

11:37.154 --> 11:41.117
تا طبقه‌ی اشرافی بتونن با دقت بیش‌تری
جزئیات این خراب‌کاری رو بررسی کنن؟

11:44.745 --> 11:46.580
یه مهمونی رقص احتمالا
.ایده‌ی خیلی خوبی باشه

11:47.415 --> 11:50.000
،هر چی باشه
وایکنت و خواهرم خیلی خوب تونستن

11:50.084 --> 11:53.212
احساسات واقعی‌شونو این‌همه مدت
.از بقیه‌ی مردم پنهون نگه دارن

11:54.130 --> 11:56.400
خیلی نباید کار سختی باشه
.که یه خرده دیگه هم به همین کارشون ادامه بدن

11:56.424 --> 11:57.717
...ادوینا

12:00.636 --> 12:03.514
.آه، نیوتون

12:03.597 --> 12:06.016
.اوه، نیوتون. ببخشید

12:06.100 --> 12:08.102
.نیوتون، بیرون. بیرون. نیوتون، بیرون

12:17.403 --> 12:19.655
واقعا من این‌قدر چشمامو
به روی حقیقت بسته بودم؟

12:21.657 --> 12:23.617
همیشه این‌قدر حقیقت واضح بوده؟

12:23.701 --> 12:24.952
...اگه میخواین نقشه‌تون جواب بده

12:25.035 --> 12:28.956
توصیه میکنم شما دوتا تمام مدت
.رو به روی هم بشینین

12:29.039 --> 12:29.957
!بانو دنبری

12:30.040 --> 12:33.544
تمام چیزی که لازم داریم یه نفره که
...حواسش به اتفاقای غیرمنتظره باشه

12:33.627 --> 12:37.173
.عذر میخوام، بانو دنبری
.نمیفهمم منظورتون چیه

12:37.256 --> 12:39.401
،منظورش اینه که
کسایی که همین الان توی این اتاقن

12:39.425 --> 12:42.344
تنها کسایی هستن که
.از حقیقت ماجرا کاملا باخبرن

12:42.428 --> 12:44.972
و ترجیح میدیم
.همین‌ روندو حفظ کنیم

12:45.055 --> 12:46.599
.شمام همین‌طور

12:47.641 --> 12:50.811
،اگه خیلی به هم نگاه کنین

12:50.895 --> 12:54.190
.کل نقشه‌مون به هم میریزه

12:54.273 --> 12:55.816
حرفمو قبول دارین؟

12:57.985 --> 12:58.985
.البته

13:00.988 --> 13:02.698
.بله، بانو دنبری

13:18.172 --> 13:19.172
.آنتونی

13:21.258 --> 13:22.258
.آنتونی

13:25.221 --> 13:27.807
این نقشه برای تو مشکلی ایجاد میکنه؟

13:27.890 --> 13:28.724
...مادر

13:28.808 --> 13:31.352
این سوالو پرسیدم به خاطر
اتفاقی که دفعه‌ی قبل

13:31.435 --> 13:32.995
.که به دوشیزه شارما خیلی نزدیک بودی، افتاد

13:34.897 --> 13:36.565
...این وضعیتو نمیداشتیم اگه

13:36.649 --> 13:39.902
.نیازی نیست نگران شی
.من خودم نقشمو بلدم بازی کنم

13:43.739 --> 13:44.739
بعدش چی؟

13:49.119 --> 13:50.746
...این نقشه

13:51.872 --> 13:54.875
.یه راه‌حل موقتیه

13:56.126 --> 13:59.088
،اگه موفقیت‌آمیز باشه
.شایعات جنجال تموم میشن

13:59.171 --> 14:02.550
،اما هر چی بشه
.بازم کسی نمیاد باهات ازدواج کنه

14:04.510 --> 14:06.762
مگر این‌که برنامه‌ت برای این فصل
.تغییر کرده باشه

14:06.846 --> 14:09.682
حتما میدونی که من چه ازدواج کنم
چه نکنم

14:09.765 --> 14:12.935
بازم خونواده‌مون پابرجا میمونه؟
.این مسیر با من تموم نمیشه

14:13.018 --> 14:15.771
...نه. نه، تموم نمیشه، اما

14:15.855 --> 14:17.857
میخوای به برادرات
به عنوان راه‌حل مشکلت تکیه کنی؟

14:17.940 --> 14:20.568
میخوای اعتراف کنم اشتباه کردم؟
همینو میخوای؟

14:21.277 --> 14:23.672
میخوای بهت بگم هیچ‌وقت نباید از دوشیزه ادوینا
خواستگاری میکردم؟

14:23.696 --> 14:25.896
که هیچ‌وقت نباید تا این‌جا پیش میرفتم؟
.میفهمم

14:28.909 --> 14:31.078
میفهمم جوری خراب کردم

14:31.161 --> 14:33.789
.که شما و پدر هم هرگز نمیتونین تصور کنین

14:36.208 --> 14:37.710
.این نقشه جواب میده

14:37.793 --> 14:42.131
من... کاملا مطمئنم هم شما و هم بانو دنبری
.حواس‌تون هست که جواب بده

15:06.155 --> 15:07.281
همه رو نگه داشتی؟

15:09.658 --> 15:12.703
.حتما تک‌تک شماره‌ها رو داری

15:12.786 --> 15:15.789
.دو برابرش
.از هر شماره دو نسخه دارم

15:15.873 --> 15:18.125
...الوییز، آخه چرا -
.ملکه فکر میکنه منم -

15:18.834 --> 15:21.754
.فکر میکنه من بانو ویسلداون‌ـم -
شوخی‌‌ت گرفته؟ -

15:21.837 --> 15:25.257
.اون بهم سه روز مهلت داده تا اعتراف کنم
.خونواده‌م رو تهدید کرده، پن

15:26.425 --> 15:29.186
.باید از شر اینا خلاص شم
،اگه ملکه بفهمه من اینا رو نگه میدارم

15:29.261 --> 15:31.221
فقط باعث میشه جرمم سنگین‌تر
.جلوه کنه

15:31.263 --> 15:34.725
.اما تو خلافی انجام ندادی
.ال، اشتباه بزرگی رخ داده

15:35.225 --> 15:37.311
برنامه‌ها رو ترتیب میدیم
.تا با علیا حضرت ملاقات کنیم

15:37.394 --> 15:39.146
.باید ازش بخوایم تا به حرفامون گوش بده

15:39.229 --> 15:41.565
اوه، آره، چون علیا حضرت همیشه
.خیلی مهربونن

15:41.649 --> 15:43.400
اما چرا باید ملکه فکر کنه تو ویسلداونی؟

15:44.026 --> 15:47.321
،درسته، تو شیرین‌زبونی
...،روی حرفت مصممی

15:47.404 --> 15:49.004
یکی از دربان‌هاش دیده
.که من داشتم با تئو حرف میزدم

15:51.408 --> 15:53.702
.میدونم. باید به حرفت گوش میدادم

15:54.411 --> 15:57.873
من خودخواه بودم، و حالا شاید تئو رو هم
.در معرض خطر گذاشته باشم

15:57.957 --> 16:00.226
ملکه حتما فکر میکنه
.اونم به ویسلداون ربط داره

16:00.250 --> 16:02.562
.اما ربطی نداره، تو هم همین‌طور
.ال، این وضع خیلی بده

16:02.586 --> 16:05.005
.باید بهش هشدار بدم -
.نه. نه، نباید این کارو بکنی -

16:05.839 --> 16:09.259
باید تا جایی که میتونی از تئو و اون
.مغازه‌ی انتشاراتی دور بمونی

16:09.343 --> 16:12.930
باید منتظر بمونی بانو ویسلداون
.شماره‌ی بعدی‌ روزنامه‌شو چاپ کنه

16:13.013 --> 16:16.558
،بعدش اگه شانس بیاری
.میتونی از این موضوع استفاده کنی تا بی‌گناهی‌ت رو اثبات کنی

16:38.622 --> 16:40.290
.باید با مادام دله‌کوا حرف بزنم

16:41.917 --> 16:44.878
.تو نباید بیای این‌جا -
.کار اضطراری دارم. خواهش میکنم -

16:53.220 --> 16:56.181
الان علیا حضرت ملکه هم وارد این جریان شده؟

16:56.265 --> 16:58.100
.در واقع تمام مدت توی این جریان دخیل بوده

16:58.183 --> 17:01.020
فکر میکنم یه مدت از طرف ویسلداون
.احساس تهدید میکرده

17:01.103 --> 17:04.648
،من سلیقه‌ی علیا حضرت رو زیر سوال بردم
.و قضاوت‌شو به چالش کشیدم

17:05.816 --> 17:08.068
.این جزو قراردادمون نبود

17:08.610 --> 17:11.363
کسب و کار هر دومون منافع زیادی
.برامون به ارمغان آوردن

17:11.905 --> 17:14.241
تو میدونستی که این کار ما
.خطرهایی هم همراهش داره

17:14.908 --> 17:19.329
بله، اما به ملکه‌ی انگلستان
.مرتبط نمیشد

17:24.001 --> 17:26.253
.امیدوار بودم توی مغازه‌ت چیزی شنیده باشی

17:27.046 --> 17:29.983
.چیزی که علیا حضرت رو راضی کنه
.یه راه برای این‌که چیزی که معلومه میخواد رو بهش بدیم

17:30.007 --> 17:32.593
.تحسین، تعریف، تمجید

17:33.093 --> 17:36.680
آا، یعنی میگی خودت چیزی به ذهنت نمیرسه؟

17:38.515 --> 17:40.017
.نمیدونم باید چی‌کار کنم

17:41.226 --> 17:44.354
،بهترین دوستم به خاطر من تو دردسر افتاده

17:44.938 --> 17:46.565
.ولی من نمیدونم باید چی‌کار کنم

17:47.649 --> 17:49.276
.میتونی اعتراف کنی

17:49.902 --> 17:51.403
.جای دوشیزه الوییز رو بگیر

17:52.029 --> 17:54.656
.فقط کافیه علیا حضرت حرفتو باور کنه

17:54.740 --> 17:56.533
.خب، مطمئن نیستم حرفمو باور کنه

17:57.326 --> 18:00.704
علیا حضرت فکر میکنه من اومدم فقط به دوستم کمک کنم
.و منو نادیده میگیره

18:00.788 --> 18:02.456
.همه‌ی اینا در صورتیه که اصلا منو ببینه

18:13.050 --> 18:14.843
.خیلی خوشگلن

18:15.886 --> 18:17.346
.طراحیات

18:18.180 --> 18:19.848
میخواستم ببرم‌شون

18:19.932 --> 18:22.684
.به یه مغازه‌ی بزرگ طراحی لباس توی فرانسه

18:24.228 --> 18:26.522
.و کسب و کارمو به سطح بالاتری ارتقا بدم

18:27.648 --> 18:29.608
شاید من دارم به بدنام‌ترین حواشی‌نویس لندن

18:29.691 --> 18:32.402
.کمک میکنم و تشویقش میکنم

18:35.864 --> 18:38.117
.مطمئن میشم که اسم و رسم‌تون خدشه‌دار نشه

18:39.660 --> 18:40.911
.بهتون قول میدم

18:44.998 --> 18:45.998
.من باید برم

18:46.959 --> 18:48.418
.ببخشید مزاحم شدم

18:54.591 --> 18:57.427
کاری که یه زن هیچ‌وقت نباید انجام بده

18:58.137 --> 19:01.807
،اینه که لباسی بپوشه در حالی که میدونه زشتش میکنه
.دوشیزه پنه‌لوپی

19:02.599 --> 19:04.601
تو میتونی راجع به دوشیزه الوییز چیزی بنویسی

19:04.685 --> 19:06.478
.که اون هیچ‌وقت راجع به خودش نمینویسه

19:07.688 --> 19:08.688
،خب

19:09.690 --> 19:12.609
نیازی نیست بهت بگم
.که همین ممکنه باعث شه ملکه باورش بشه

19:13.193 --> 19:14.528
.من هیچ‌وقت نمیتونم این کارو بکنم

19:15.571 --> 19:17.281
.هیچ‌وقت نمیتونم دوستمو خراب کنم

19:19.825 --> 19:20.993
.البته که نمیتونی

19:24.288 --> 19:25.288
.شب بخیر

20:03.368 --> 20:06.163
برادر. نمیدونستم
.امشب میای این‌جا

20:06.246 --> 20:07.331
.خودمم همین‌طور

20:08.081 --> 20:09.833
مدرسه‌های سلطنتی به نظر میاد

20:09.917 --> 20:12.211
جور دیگه‌ای نسبت به چیزی که فکر میکردم
.به دانش‌آموزا آموزش میدن

20:12.294 --> 20:14.421
.یا شایدم دقیقا همون‌جوریه که فکر میکردم

20:14.504 --> 20:15.839
یه... یه نوشیدنی برات بیارم؟

20:15.923 --> 20:17.716
جای ساکت‌تری هست که بتونیم بریم؟

20:19.051 --> 20:21.178
.امشب مهمونیه، برادر

20:22.262 --> 20:23.513
.پس که این‌طور

20:26.975 --> 20:28.393
هر شب همین‌ کارا رو میکنی؟

20:29.645 --> 20:31.605
اومدی منو نصیحت کنی؟

20:31.688 --> 20:35.275
،فقط حرفم اینه که
،درسته که تو پسر دومی، برادر

20:35.359 --> 20:38.028
ولی این تو رو از وظیفه‌ی خونوادگی‌مون
.معاف نمیکنه

20:38.111 --> 20:39.655
.فقط باعث میشه نفر دوم باشی

20:41.490 --> 20:45.077
این موضوع ربطی به
جریان بین تو و شارماها داره؟

20:45.160 --> 20:46.578
خصوصا دختر بزرگ‌ترشون؟

20:46.662 --> 20:49.539
مادر تنها کسی نیست که نظر تو رو
.راجع به اون داره

20:50.499 --> 20:53.168
آخه چه‌قدر میخوای خودتو
،به خاطر این کار تنبیه کنی

20:53.252 --> 20:55.170
و توی همچین بدبختی‌ای غلت بزنی؟

20:56.088 --> 20:58.090
.اصلا فراموش کن که من اومدم این‌جا
.شب خوبی داشته باشی، بندیکت

20:58.173 --> 21:01.510
.ببین، نه
.شاید الان همه‌چی خیلی ناامید‌کننده به نظر برسه، برادر

21:02.135 --> 21:04.888
اما اگه یه چیزی از درسای هنرم
،یاد گرفته باشم

21:04.972 --> 21:08.850
...اون چیز اینه که همیشه مسئله
.زاویه‌ی دیده

21:09.810 --> 21:11.436
،من به اثر هنری‌م نگاه میکنم

21:12.813 --> 21:15.774
،و اگه از چیزی که ببینم خوشم نیاد

21:15.857 --> 21:17.776
،شاید رنگا رو تغییر بدم

21:17.859 --> 21:21.029
اما هیچ‌وقت تمام طرح رو از اول
.نمیکشم

21:21.113 --> 21:24.324
شاید تو هم بتونی همین کارو توی زندگی‌ت
.پیاده کنی

21:26.660 --> 21:28.287
بریم همون چای‌مونو بخوریم، نظرت چیه؟

21:30.956 --> 21:32.624
لااقل یه سلمونی برو، باشه؟

22:01.153 --> 22:02.696
.بانو دنبری

22:03.697 --> 22:05.073
.بانو مری -
.ممنون -

22:05.157 --> 22:06.241
.دوشیزه شارما

22:10.162 --> 22:11.705
...دوشیزه ادوینا، من

22:19.087 --> 22:21.465
.چه‌قدر شما مهربونین، لرد بریجرتون

22:21.548 --> 22:24.843
،یادتون باشه
،قبل از این‌که دعوت‌مونو انجام بدیم

22:24.926 --> 22:27.596
باید جوری تظاهر کنیم
.که داریم از با هم بودن لذت میبریم

22:28.096 --> 22:29.096
واقعا؟

23:23.777 --> 23:25.904
.اصلا نترسین

23:25.987 --> 23:28.573
،اگه ما بتونیم قضیه‌ی عروسی رو پشت سر بذاریم
.اونام میتونن

23:43.755 --> 23:45.632
.منو ببخشین، بانو مری

23:46.174 --> 23:48.301
.هنوز باید رسما عذرخواهی کنم

23:48.385 --> 23:50.887
.این دقیقا یه سورپرایز نیست

23:50.971 --> 23:54.558
طول میکشه تا مردا توی
.همچین مواردی متوجه بشن که تقصیر اونا بوده

23:54.641 --> 23:56.852
این خودش مزیت بزرگیه، مگه نه؟

24:00.522 --> 24:02.274
.شما کلی بهونه دارین تا منو تحقیر کنین

24:02.941 --> 24:04.443
اما نشونه‌ی بی‌ادبیه منه

24:04.526 --> 24:06.945
که بهتون نگم که من هیچ‌وقت قصد نداشتم

24:07.028 --> 24:10.157
.برای خونواده‌تون این‌چنین جنجالی ایجاد کنم

24:12.117 --> 24:16.413
.راستش، نمیتونم تمام چیزا رو بندازم گردن‌تون، لرد بریجرتون

24:17.747 --> 24:20.459
.من خودم مدت زیادی نبودم

24:20.542 --> 24:24.212
وقتی شوهرم از دنیا رفت، این من بودم که باید
،بار خونواده‌م رو به دوش میکشیدم

24:24.296 --> 24:25.338
.نه کیت

24:26.131 --> 24:28.925
.اما اون خیلی به خاطرمون فداکاری کرد

24:30.552 --> 24:33.096
.بانو هود. خیلی خوش‌حالم میبینم‌تون

24:33.180 --> 24:34.764
.منم همین‌طور، بانو مری

24:35.557 --> 24:37.684
.همچنین لرد بریجرتون

24:37.767 --> 24:38.767
.بله

25:13.762 --> 25:15.138
.آقای ماندریچ

25:15.680 --> 25:16.723
.فدرینگتون

25:17.224 --> 25:19.267
.یه، آا، یه برندی لطفا

25:24.814 --> 25:27.400
اومم، دقیقا اون خوش‌آمدگویی‌ای
.نبود که انتظارشو داشتم

25:29.528 --> 25:30.403
ببخشید، سرورم؟

25:30.487 --> 25:33.573
امیدوار بودم صاحب این جای زیبا
با داستانای گوناگون

25:33.657 --> 25:34.950
.منو سرگرم کنه

25:35.033 --> 25:36.785
.داستانایی از زمانی که بوکس بازی میکرده

25:36.868 --> 25:39.704
راستشو بخواین، من خودم خیلی
.از این ورزش خوشم نمیومد

25:39.788 --> 25:42.082
.همه از بوکس خوش‌شون نمیاد

25:42.582 --> 25:45.627
نیاز به یه شکم قوی
.و یه آرواره‌ی قوی‌تر داره

25:47.212 --> 25:49.172
.تعریف خیلی جالبیه

25:49.881 --> 25:52.884
،پسر دایی‌مم خوشش نمیومد
،اما لرد فدرینگتون

25:52.968 --> 25:54.386
،که خدا رحمتش کنه

25:54.469 --> 25:56.763
.شنیدم خیلی شما رو تحسین میکرده

25:57.305 --> 26:00.725
.باعث افتخارمه
.البته نمیدونم چرا به بنده لطف داشتن

26:01.309 --> 26:04.563
.حتما گذرتون بهم افتاده. ایشون
.مسابقات زیادی رو از نزدیک تماشا میکردن

26:04.646 --> 26:08.692
.بله، خب احتمالا سرم گرم مبارزه بوده

26:09.317 --> 26:12.195
.حواس پرتی توی رینگ مبارزه خطرناکه

26:12.279 --> 26:15.365
.مشخصا. توی حرفه‌ی شما خطرناکه

26:15.448 --> 26:19.828
اما پسردایی من سوابق دقیقی
از تمام بدهی‌ها و

26:21.037 --> 26:22.163
.شرط‌بندی‌ها نگه داشته

26:24.624 --> 26:27.877
که اتفاقا بینشون
.به یه مورد قابل توجه برخوردم

26:29.671 --> 26:34.175
قصد ندارم در برابر اتهامات بی‌اساس
.از خودم دفاع کنم، سرورم

26:34.259 --> 26:36.094
.و من هم ازت نمیخوام همچین کاری بکنی

26:36.636 --> 26:38.179
،من برای مردای‌ خودساخته احترام قائلم

26:38.263 --> 26:41.057
حالا اهمیتی نداره که
.به چه روشی خودشونو ساخته باشه

26:41.766 --> 26:44.519
من بیشتر از چیزی که
.ازم بخواین ازتون سوال نمیکنم

26:44.603 --> 26:46.313
فکر نمیکنم اتهامات بی‌اساس برای کسب و کار

26:46.396 --> 26:48.481
.هیچکدوممون خوب باشه

26:48.565 --> 26:51.151
،و اینطور که به‌نظر میرسه

26:51.234 --> 26:53.778
تو برای سرپا نگه‌داشتنش
.به کمک زیادی نیاز داری

27:05.373 --> 27:07.167
.مسئول چاپ امروز نیستن

27:08.168 --> 27:09.210
.باید برین بعدا برگردین

27:10.378 --> 27:12.589
.برای چاپ چیزی نیومدم

27:15.467 --> 27:16.467
دیوونه شدی؟

27:16.926 --> 27:17.926
چیه؟

27:19.179 --> 27:20.179
چیه مگه؟

27:21.473 --> 27:23.600
پس حتی یه ذره هم از دیدنم هیجان‌زده نشدی؟

27:23.683 --> 27:26.394
یه سری افراد قصر دارن
.درموردم پرس و جو میکنن

27:26.478 --> 27:27.937
.امروز نزدیک بود بندازنم بیرون

27:28.647 --> 27:31.441
.آره. فکر کنم این تقصیر من بوده باشه

27:31.524 --> 27:34.069
ملکه... اونروز منو دید
که اومده بودم به تو سر بزنم

27:34.152 --> 27:36.571
.و حالا فکر میکنه که من بانو ویسلداونم

27:36.655 --> 27:38.031
مسخره‌ـس، مگه نه؟

27:38.990 --> 27:40.325
چیزی که مسخره‌ـس اینه که فکر کردی

27:40.408 --> 27:42.535
!عاقلانه‌ـس که دوباره پاشی بیای اینجا

27:43.244 --> 27:45.705
دوباره اومدی دنبال کتاب؟

27:46.331 --> 27:47.331
چی؟

27:47.916 --> 27:51.086
،نه. اومدم که مطمئن بشم حالت خوبه

27:51.169 --> 27:52.921
.که حرفامونو باهم یکی کنیم

27:53.004 --> 27:54.214
حرفامونو؟

27:58.009 --> 28:00.136
.اصلا جای تعجبی هم نداره خب

28:01.346 --> 28:02.681
منظورت از این حرف چی بود؟

28:02.764 --> 28:06.476
که تو زنی هستی که هرگز مجبور نشده
.تو زندگیش سختی بکشه

28:06.976 --> 28:09.229
تو ممکنه حمایت خانواده و‌

28:09.312 --> 28:10.939
...جامعه‌ـتو داشته باشی اما من

28:13.149 --> 28:14.149
.اینا رو ندارم

28:15.902 --> 28:18.005
لذتی که میخواستی رو
.از زندگی فقیر فقرا بردی، دوشیزه بریجرتون

28:18.029 --> 28:21.491
حالا فکر میکنم بهتره قبل از این که بیشتر از
.این منو تو دردسر بندازی به می‌فئر برگردی

28:56.943 --> 28:59.070
به‌نظر میرسه هم
دوشیزه کاوپر و هم دوشیزه گورینگ

28:59.154 --> 29:02.407
باور کردن که لغو شدن عروسی به‌ دلیل

29:02.490 --> 29:04.451
.تصمیمی دوطرفه بوده

29:08.204 --> 29:09.289
.خوبه

29:09.956 --> 29:13.334
.خب... ظاهرا من دروغگوی خوبیم

29:14.043 --> 29:16.963
یکی دیگه از چیزایی که
.تو و وایکنت بهم یاد دادین

29:17.964 --> 29:18.964
،ادوینا

29:19.674 --> 29:21.551
چکار باید بکنم تا منو ببخشی؟

29:22.343 --> 29:25.597
اگه باید تا آخر عمرم هر روز
.معذرت‌خواهی کنم، این کارو میکنم

29:27.307 --> 29:29.601
خوشبختی تو تنها چیزیه
،که برام اهمیت داشته، بان

29:29.684 --> 29:30.977
و حالا، باور کن

29:32.061 --> 29:34.981
.دارم تاوان نابود کردنشو میدم

29:39.027 --> 29:42.489
کتابایی که از کتابخونه‌ی بابا
.برام میخوندی رو یادمه

29:42.572 --> 29:46.326
داستانایی در مورد عشق‌ حقیقی
.و پایان‌های خوش علیرغم تمام سختیا

29:47.619 --> 29:49.621
خودت هم واقعا باورشون داشتی؟

29:49.704 --> 29:51.873
یا تمام چیزایی که
تا حالا بهم گفتی دروغ بوده؟

29:51.956 --> 29:54.083
.معلومه که به عشق حقیقی باور دارم

29:54.793 --> 29:57.504
.معلومه که به پایان‌های خوش اعتقاد دارم
آخه چطور نداشته باشم؟

29:58.963 --> 30:01.508
،تو که زندگی مامان و بابا رو دیدی
.این که یه زمانی چقدر خوشبخت بودن

30:01.591 --> 30:04.677
چیزی که دیدم این بود که چطور حتی
.زندگی اونا هم به مصیبت و بدبختی ختم شد

30:06.054 --> 30:08.431
.پایان‌های خوش وجود ندارن، کیت

30:09.224 --> 30:10.809
.حداقل توی زندگی واقعی وجود ندارن

30:47.762 --> 30:48.763
.دوشیزه شارما

30:50.348 --> 30:52.725
.میخواستم یه لحظه‌ باهاتون تنها باشم

30:54.185 --> 30:55.019
.تا باهاتون صحبت کنم

30:55.103 --> 30:57.188
.مسئله‌ای برای صحبت کردن وجود نداره، سرورم

30:59.858 --> 31:01.568
.ما همدیگه رو بوسیدیم -
.نه نبوسیدیم -

31:03.486 --> 31:05.238
.هیچی بینمون اتفاق نیفتاده

31:06.614 --> 31:07.614
اصلا چطور ممکنه؟

31:08.867 --> 31:12.662
شما نامزد خواهرم بودین. هیچ دنیایی وجود نداره
.که توی اون ما تونسته باشیم همدیگه رو ببوسیم

31:16.541 --> 31:17.876
اینو داری جدی میگی؟

31:19.878 --> 31:21.629
.ما کار خیلی بدی انجام دادیم

31:28.970 --> 31:31.389
.باید از کاری که کردیم شرمنده باشیم

31:40.023 --> 31:42.942
.اوه. بانو دنبری. بانو بریجرتون

31:43.484 --> 31:45.153
.از این که اینجا میبینمتون غافلگیر شدم

31:45.236 --> 31:48.364
میدونین که خانواده‌ی من اینجا
،اتاق مخصوص به خودشون رو دارن

31:48.448 --> 31:49.908
مگه نه، بانو کاوپر؟

31:49.991 --> 31:51.367
اونجاست دیگه، نه؟

31:51.451 --> 31:54.412
همونی که درست بالای درش

31:54.495 --> 31:57.123
.نوشته شده دنبری

31:58.625 --> 32:00.501
.چقدر خوشحالم که هردوی شما رو میبینم

32:00.585 --> 32:03.046
البته فکر میکردم بعد از
اتفاقات سخت هفته‌ی گذشته

32:03.129 --> 32:04.797
.به استراحت احتیاج داشته باشین

32:04.881 --> 32:06.007
.اوه، نه اتفاقا

32:06.090 --> 32:08.635
خب بنده خودم میزبان
.یه مهمونی رقص توی این هفته هستم

32:09.427 --> 32:11.346
دعوتنامه‌ـش رو دریافت نکردین؟

32:11.429 --> 32:12.847
.اوه -
...خدای من -

32:12.931 --> 32:14.766
بررسی میکنم ببینم
.هنوز ظرفیت داریم یا نه

32:14.849 --> 32:17.101
.بدون شک مجلسمون خیلی شلوغ میشه

33:02.021 --> 33:03.856
.واقعا که همه فن حریفی

33:03.940 --> 33:06.150
وقتی آدم تو این کشور پرخطر
،و دیوانه‌وار زندگی میکنه

33:06.234 --> 33:08.292
.بایدم گاهی اوقات کارای دیوانه‌وار انجام بده

33:08.945 --> 33:10.785
،اما اگه به اون سفر برای شکار نرفته بودم

33:10.822 --> 33:12.281
.هرگز معادنم رو کشف نمیکردم

33:14.575 --> 33:16.327
.بانوی رباینده‌ی قلب‌ها و چشم‌ها -
.کالین -

33:16.828 --> 33:17.662
.پسرعمه جک

33:17.745 --> 33:19.247
داشتم به لرد فدرینگتون میگفتم که

33:19.330 --> 33:22.375
علاقه‌ام به معادن ایشون با دیدن
اون گردنبند نفیسی که توی عروسی برادرم

33:22.458 --> 33:25.461
،گردنتون انداخته بودین
.به صورت کاملا طبیعی شکل گرفت

33:26.004 --> 33:27.004
جدا اینطور بود؟

33:27.505 --> 33:29.340
.پیشنهادتون قانع‌کننده بود، بریجرتون

33:29.424 --> 33:31.759
.اجازه بدین روش فکر کنم

33:31.843 --> 33:33.386
.مشتاقانه منتظر پاسختون هستم

33:33.469 --> 33:36.639
.بقیه‌ی اشراف‌زاده‌ها مبهوت استخراج‌هاتون هستن
.منم دوست دارم مثل  اونا باشم

33:40.101 --> 33:41.686
میشه منو تا بیرون همراهی کنین؟

33:43.980 --> 33:46.315
.نمیدونستم که دوست دارین سرمایه‌گذار باشین

33:46.399 --> 33:49.861
.نه. حتی خودمم نمیدونستم
.اما، کم کم دارم تغییر عقیده میدم

33:50.611 --> 33:54.323
،میدونم که دارم روی مبلغ زیادی ریسک میکنم
.اما شدیدا وسوسه شدم

33:54.991 --> 33:58.244
،فرصتیه که اسم و رسمی برای خودم به هم بزنم
.همونطور که پسرعمه‌ـت هم این کارو کرده

33:58.911 --> 34:02.498
و وقتی سودآور بشه، هر
،دوخانواده ازش نفع میبرن

34:02.582 --> 34:04.876
.که این همون چیزیه که جذابش میکنه

34:04.959 --> 34:06.159
برای خانواده‌ی من ارزش بالایی قائلی؟

34:06.210 --> 34:09.297
عادت ندارم با کسایی که براشون
.ارزش  و احترام کمی قائلم معاشرت کنم

34:09.380 --> 34:11.257
.تا حالا اینطور بهش فکر نکرده بودم

34:11.340 --> 34:12.467
.متوجهم

34:13.176 --> 34:16.596
رابطمه‌ـمون توی این سال‌ها
،اینقدر طبیعی سروشکل گرفته

34:16.679 --> 34:18.264
.که ممکنه قدرش درست دونسته نشه

34:19.432 --> 34:21.017
تو همیشه خیلی

34:21.726 --> 34:24.228
.وفادار بودی، پن

34:25.313 --> 34:28.441
فکر نمیکنم که به‌خاطر وفاداریم
.شایسته‌ی همچین تمجیدی باشم

34:30.109 --> 34:31.819
مسئله‌ای هست که ناراحتت کرده؟

34:32.862 --> 34:33.862
.نه، نه اصلا

34:36.741 --> 34:39.077
.اوه. داشت یادم میرفت

34:39.160 --> 34:42.205
احتمالا برای آخرین بار بازم
.باید به وفاداریت تکیه کنم

34:42.288 --> 34:45.500
،تا وقتی که این توافق با پسرعمه‌ـت حاصل بشه

34:45.583 --> 34:48.086
.نمیخوام که آنتونی از این ماجرا خبردار بشه

34:48.711 --> 34:52.298
میشه به کسی چیزی نگی؟
.مخصوصا الوییز

34:52.381 --> 34:54.801
میدونم که هیچ چیزی رو
...از هم مخفی نمیکنین اما

34:54.884 --> 34:56.511
.آقای بریجرتون

34:59.013 --> 35:01.099
نمیدونستم امروز قراره
.ملاقات‌کننده داشته باشیم

35:02.558 --> 35:05.770
دوشیزه پنه‌لوپی داشتن منو تا دم در همراهی
میکردن و منم داشتم  با حرف زدن درباره‌ی

35:05.853 --> 35:09.148
یه سری مسائل احمقانه که خجالت میکشم
.واسه‌ی کس دیگه‌ای تعریف کنم سرشون رو میبردم

35:18.866 --> 35:20.660
.آقای بریجرتون

35:25.748 --> 35:28.709
نیازه که دوباره بهت یادآوری کنم
چه کسایی میتونن و چه کسایی نمیتونن

35:28.793 --> 35:30.670
توی کسب و کارمون سرمایه‌گذاری کنن؟

35:31.254 --> 35:33.714
".عاشق وقتاییم که میگی کسب و کار"مون

35:35.174 --> 35:38.678
سعی کردم آقای بریجرتون رو منصرف کنم
.ولی خیلی مصره

35:38.761 --> 35:41.347
،علیرغم وضعیت خانوادگیشون
.خیلی روی این قضیه اصرار داره

35:41.430 --> 35:44.475
دقیقا به‌خاطر همون وضعیتشونه
.که میخواد این کارو بکنه

35:44.559 --> 35:46.894
البته احمق نیست و
میخواد الان باهات توافق کنه

35:46.978 --> 35:51.357
قبل از این که دیگه هیچکس نخواد با خودش
.و خانواده‌ـش رابطه و معاشرتی داشته باشه

35:54.068 --> 35:55.653
بازم صورت حساب، خانوم وارلی؟

35:55.736 --> 35:59.657
.دعوتنامه‌ـن، سرورم
.و تعدادشونم زیاده

35:59.740 --> 36:01.909
.و خب چرا که اینطور نباشه

36:05.913 --> 36:07.915
.این یکی رو نگاه کن

36:08.541 --> 36:10.877
.دعوتنامه‌ها آماده‌ی توزیع هستن، خانوم

36:10.960 --> 36:12.503
.اوه، عالیه، خانوم ویلسون

36:12.587 --> 36:15.256
اوه، آگی کوچولو هنوزم
،به‌خاطر سرفه‌هاش اذیته

36:15.339 --> 36:17.675
.بنابراین دوشس نمیتونن تشریف بیارن

36:17.758 --> 36:20.094
اما دقیقا به همین دلیل که خیلی مهمه که

36:20.178 --> 36:22.847
...بقیه‌ی ما این تِم هماهنگی و هارمونی رو حفظ کنیم

36:28.811 --> 36:31.272
و با همدیگه به خوبی کار کنیم...
.تا مهمونامون رو تحت تاثیر قرار بدیم

36:33.232 --> 36:35.460
اگر به اندازه‌ی کافی حمایت بقیه رو جلب کنیم
حتی ممکنه ملکه تحت تاثیر قرار بگیره

36:35.484 --> 36:37.445
.و کل ماجرای عروسی رو فراموش کنه

36:42.867 --> 36:45.453
.وای محیط اینجا خیلی خفه‌کننده‌ـست -
الوییز، عزیزم؟ -

36:47.079 --> 36:48.581
حالت خوب نیست؟

36:49.999 --> 36:52.710
.نگران نشو، مامان
.برای مهمونی رقصت حاضر میشم

36:52.793 --> 36:55.004
مثل بقیه‌ـمون توی این
.نمایش مسخره شرکت میکنه

36:55.588 --> 36:57.798
.این کارو دارم برای هممون انجام میدم

36:57.882 --> 37:00.468
شاید هنوز وقت باشه
.که تم رو عوض کنی

37:02.803 --> 37:05.139
جدا امروز ویسلداون نیاوردن؟

37:07.975 --> 37:09.393
.روز بخیر، بریجرتون‌ها

37:32.250 --> 37:34.293
.میخوام اعتراف کنم -
چی؟ -

37:34.377 --> 37:36.420
من تمام چیزایی که لازمه رو
.در مورد ویسلداون میدونم

37:36.504 --> 37:38.923
،باید یه ناشر پیدا کنم
،یه روزنامه‌ی جعلی منتشر کنم

37:39.006 --> 37:41.801
و به علیا حضرت دقیقا
.همون چیزی رو بدم که میخواد. یه متحد

37:41.884 --> 37:44.279
.و از اون شاگردِ کمک میگیری، آقای شارپ

37:44.303 --> 37:46.555
دلم نمیخواد دیگه هرگز
.درمورد اون پسره صحبت کنم

37:47.056 --> 37:49.225
این کارو دارم
.به‌خاطر خانوادم انجام میدم، پن

37:49.934 --> 37:52.019
کاری میکنم که دوباره
.ملکه ازمون حمایت کنه

37:52.103 --> 37:55.690
باعث میشه بقیه‌ی افراد جامعه بیخیال
.تمام جنجال‌هایی که اخیرا به پا کردیم بشن

37:55.773 --> 37:58.359
الوییز، دوست ندارم کاری رو
.از روی عجله انجام بدی

37:58.442 --> 38:00.162
.عملا دیگه وقتی برامون نمونده

38:00.236 --> 38:02.446
.اگه مجبورم بگم که من ویسلداونم، خب میگم

38:02.530 --> 38:05.133
.این کارت زیاد دوومی نمیاره
.نمیتونی که تا ابد این دروغو ادامه بدی

38:05.157 --> 38:06.367
...اونوقت اگه که

38:08.703 --> 38:11.556
اگه که بانو ویسلداون واقعی تصمیم بگیره
دوباره چیزی منتشر کنه چی میشه؟

38:11.580 --> 38:14.375
دیگه برام مهم نیست
،بانو ویسلداون واقعی چی کار میکنه

38:14.458 --> 38:16.502
.یا چکار نمیخواد بکنه
.اون دیگه برام مرده

38:17.086 --> 38:18.879
.پن، من تصمیممو گرفتم

38:18.963 --> 38:21.757
حداقلش اینه که این کار یکم بهم فرصت میده

38:21.841 --> 38:25.303
تا نویسنده‌ی واقعی رو پیدا کنم و
.مجبورش کنم تقاص کاراش رو بده

38:26.470 --> 38:28.097
.فقط میخواستم ازت تشکر کنم

38:28.681 --> 38:31.809
،برای این که همیشه و تو هر شرایطی

38:31.892 --> 38:33.769
.دوست وفاداری برام بودی

39:08.721 --> 39:12.600
خیانت چی داره که هممون رو اینقدر به وجد میاره؟

39:17.313 --> 39:21.525
بعد از این که عروسی که قرار بود
روی دست تمام عروسی‌های دیگه بزنه بهم خورد

39:21.609 --> 39:26.405
طبقه‌ی اشراف احساس آشفتگی
.و شوریدگی عجیبی بهشون دست داد

39:29.825 --> 39:33.829
با این وجود این نویسنده با
اطلاعات موثقی که داره میدونه

39:33.913 --> 39:36.207
که ازدواج ناموفق ویکنت

39:36.290 --> 39:38.417
ممکنه تنها خیانتی نباشه که

39:38.501 --> 39:41.962
بریجرتون‌های عزیز ما
.در حال حاضر باید مدیریتش کنن

40:14.412 --> 40:15.412
،خب

40:15.996 --> 40:17.957
.انتظار اینو نداشتم

40:19.375 --> 40:21.836
.البته فکر میکنم هنوز سر شبه

40:23.838 --> 40:27.591
دوست دارین که ما همچنان بنوازیم، بانوی من؟ -
.نیازی نیست -

40:33.097 --> 40:35.409
،اگه نیازی به حضور من نیست
.پس میرم سمت کارگاهم

40:35.433 --> 40:37.433
نمیخوام کل شب رو
.تو این بدبختی سر کنم

40:37.476 --> 40:38.796
.صبر کن -
.میدونم میخوای چی بگی برادر -

40:38.853 --> 40:40.146
.برای یه رقص میمونی

40:43.107 --> 40:44.400
.باید رقص به راه بندازیم

40:46.777 --> 40:48.279
یه دیدگاه جدید، مگه نه؟

40:49.113 --> 40:50.448
رقص؟ با کی؟

40:50.531 --> 40:51.531
.آنتونی

40:53.075 --> 40:54.243
!هایاسینث

40:54.910 --> 40:56.120
بله برادر؟

40:58.747 --> 41:00.499
.بیا این پایین و منو مفتخر کن

41:01.542 --> 41:03.335
.اگه اون اجازه داره برقصه، پس منم میتونم

41:11.135 --> 41:12.136
.بیا

41:12.219 --> 41:14.889
نتیجه‌ی این همه آموزش‌هایی
که شنیدم، بهتون داده شده رو

41:14.972 --> 41:17.141
.به این بیوه نشون بدین، آقای بریجرتون

41:17.224 --> 41:18.624
،از من که خیلی بهتره
.اینو میتونم بگم

41:18.684 --> 41:22.021
.یه چیز بانشاط و شورانگیز بنواز
مثلا رقص کانتری؟

41:23.355 --> 41:27.359
فکر میکنم تمی که برای امشب انتخاب
.کرده بودی، هماهنگی و هارمونی بود، مادر

41:56.555 --> 41:58.182
!یالا

42:02.686 --> 42:04.980
!هی! هی

42:58.117 --> 42:59.368
رقص چهارنفری چطوره؟

43:02.371 --> 43:04.957
شاید بهتر باشه بریم
.کمی از اون غذاها رو بخوریم

43:06.709 --> 43:07.709
.آره

43:15.634 --> 43:18.679
با توجه به ساده‌لوحی معمول طبقه‌ی اشراف

43:18.762 --> 43:21.140
باید بگم که غافلگیر شدم

43:21.223 --> 43:24.226
.که داستانمون رو باور نکردن، بانو دنبری

43:24.310 --> 43:25.477
یعنی چی شده؟

43:28.731 --> 43:30.608
.شاید بهتر باشه از اونا بپرسیم

43:32.318 --> 43:33.360
خانوم ویلسون؟

43:33.861 --> 43:35.571
مشکلی پیش اومده؟

43:37.406 --> 43:39.408
.همین الان به دستمون رسید، خانوم

43:43.078 --> 43:44.705
روزنامه‌ی بانو ویسلداونه؟

43:46.165 --> 43:47.708
چیزی منتشر کرده، مامان؟

43:47.791 --> 43:49.752
.بله که منتشر کرده

43:50.336 --> 43:52.588
و حالا دیگه میدونیم که
.چرا خودمون اینجا تنهاییم

43:53.839 --> 43:56.592
اگر زندگی ما به مجموعه‌ انتخاب‌هامون

43:56.675 --> 43:59.386
،خلاصه بشه

43:59.470 --> 44:04.224
خب پس دوشیزه الوییز بریجرتون
قطعا تصمیم خطرناک

44:04.308 --> 44:06.852
.و ویرانگری گرفته

44:07.978 --> 44:10.397
چون که ایشون بدون نظارت و مراقبت

44:10.481 --> 44:14.151
.با فرد نامناسبی در ارتباط بوده

44:15.194 --> 44:18.322
.در واقع یه فر سیاسی‌ تندرو

44:30.751 --> 44:32.169
.خوشحال به‌نظر میاین، بانوی من

44:32.252 --> 44:35.673
به نظر میرسه همسایه‌هامون برای مدت
.نسبتا زیادی قراره پریشان باشن و رنج بکشن

44:37.132 --> 44:41.136
.کالین بریجرتون، انجامش بده
.باهاش قرارداد ببند

44:46.350 --> 44:50.270
ممکنه این دوشیزه‌ی جوان
زمان زیادی رو صرف بررسی تصمیماتش

44:50.354 --> 44:51.939
.کرده باشه

44:52.022 --> 44:53.023
،یا

44:53.899 --> 44:56.777
شاید هم از روی عجله
.اون تصمیمات رو گرفته باشه

45:12.000 --> 45:16.004
،حالا هر کدوم از این حالتا که باشه
،هممون باید به‌خاطر داشته باشیم

45:16.088 --> 45:18.757
،هرکسی که خربزه میخوره

45:18.841 --> 45:21.510
.باید پای لرزش هم بشینه

45:28.934 --> 45:30.686
دوست داری برگردیم خونه، بان؟

45:31.437 --> 45:33.439
انگار واقعا برات مهمه که
.دوست دارم چکار بکنم

45:33.522 --> 45:34.732
.ادوینا، این دیگه خیلی سنگدلانه‌ـست

45:34.815 --> 45:38.777
اصلا سعی نکن که کاری کنی که
.منو خواهر سنگدله جلوه بدی

45:40.738 --> 45:42.906
،ممکنه خودمو درست نشناسم

45:43.449 --> 45:46.827
اما حداقل این میدونم که
.نسبت به تو خوش‌قلب‌ترم

46:26.450 --> 46:28.327
این بیرون چکار میکنی؟

46:30.829 --> 46:32.498
.عذر میخوام -
.نه، نه، خواهش میکنم، بمون -

46:32.581 --> 46:33.582
.شما اول اینجا بودین

46:33.665 --> 46:35.625
.دیگه داشتم میرفتم -
.خونه‌ی شماست، سرورم -

46:36.418 --> 46:38.712
...دلیل نمیشه -
.شاید باید اینطور باشه -

46:39.671 --> 46:41.524
همیشه باید این کارو بکنی؟ -
.شما داشتین اصرار میکردین -

46:41.548 --> 46:44.027
و مثلا تو داری سازش میکنی؟ -
.شبتون بخیر، سرورم -

46:44.051 --> 46:45.219
میشه یه بارم که شده
فقط با حرفم موافقت کنی؟

46:49.640 --> 46:52.935
از همون اولین باری که توی جنگل
.همدیگه رو دیدیم اینطوری بودی

46:53.018 --> 46:55.562
،خود رای، یه دنده

46:55.646 --> 46:58.607
.حرف حساب تو کله‌ـت نمیره

46:58.690 --> 47:02.611
خب، کاملا میتونم درک کنم که چرا
.این خصوصیات برای مردی مثل شما آزاردهنده‌ـس

47:03.946 --> 47:05.697
مردی که همیشه عادت داشته
.حرف حرف خودش باشه

47:05.781 --> 47:07.842
.مردی که عادت داشته همیشه دستو بده -
.من که بهت دستور ندادم -

47:07.866 --> 47:10.186
تو بهم دستور دادی و انتظار داشتی
...که گوش بدم . من نمیخوام

47:10.244 --> 47:12.096
.شاید باید گوش کنی -
!من هیچوقت به حرف تو گوش نمیدم -

47:12.120 --> 47:14.498
یا هر کس دیگه‌ای که
!از صمیم قلبم باهاش مخالفم

47:14.581 --> 47:18.335
همین نکته که اینقدر طول کشیده که
...با این مسئله کنار بیای، که قبول کنی

47:18.418 --> 47:21.213
میخوای بدونی چرا؟ -
.مطمئن نیستم که حتی دلیلشو بدونی  -

47:21.296 --> 47:23.757
.دلیلشو میدونم -
.بفرما، منو مجذوب و شیفته‌ی خودآگاهیت کن -

47:23.841 --> 47:26.176
به‌خاطر اینکه تا حالا
.با کسی مثل تو آشنا نشده بودم

47:28.887 --> 47:30.013
و این دیوونه‌کننده‌ـست که

47:31.390 --> 47:34.059
.تونستی تمام وجودمو فرا بگیری

47:39.773 --> 47:42.651
.خانواده‌ـم در آستانه‌ی نابودیه

47:43.318 --> 47:45.946
تقریبا مطمئنم که تک تک خواهر و برادرام

47:46.029 --> 47:47.990
.بدون این که بگن ازم متنفرن
.همینطور مادرم

47:48.073 --> 47:50.826
.با وجود این که بیشتر عمرم رو وقف اونا کردم

47:50.909 --> 47:51.952
،و با وجود همه‌ی اینا

47:52.953 --> 47:54.830
،تمام فکر و ذکرم

47:54.913 --> 47:58.083
تنها دلیلی که حاضرم
...به‌خاطرش به نفس کشیدن ادامه بدم

48:00.711 --> 48:01.712
.تویی

48:03.380 --> 48:05.382
فکر میکنی دوست دارم
تو همچین موقعیتی باشم؟

48:06.466 --> 48:09.928
دست و پنجه نرم کردن با این فکر
که همش میخوام هیچ جایی به جز کنار تو نباشم؟

48:10.804 --> 48:12.973
این که میخوام با تو فرار کنم؟

48:14.766 --> 48:16.351
دست و پنجه نرم کردن با

48:17.311 --> 48:20.647
ناپاک‌ترین و ممنوعه‌ترینِ خواسته‌ها

48:21.356 --> 48:25.736
و مهم نیست که چقدر... به خودم یادآوری کنم

48:25.819 --> 48:28.447
.که من یه آقای محترمم و تو یه بانو

48:28.530 --> 48:30.657
.دست و پنجه نرم کردن با اون رایحه

48:33.660 --> 48:36.747
که از شب اون مهمونی رقص

48:36.830 --> 48:40.292
.توی اون تراس تو ذهنم حک شده

48:45.213 --> 48:46.213
.رایحه‌ی سوسن

48:55.182 --> 48:57.225
.دیگه باید تمومش کنی -
من باید تمومش کنم؟ -

48:57.309 --> 48:59.909
هیچ نتیجه‌ی دیگه‌ای
!نمیشه گرفت. باید تمومش کنی

48:59.937 --> 49:02.731
.همش تقصیر توئه
.همه‌ی این مدت مقصر تو بودی

49:02.814 --> 49:04.441
،تمام دنیامو زیر و رو کردی

49:04.524 --> 49:07.694
باعث شدی تو تمام چیزایی که
.به خودم میگفتم تجدید نظر کنم

49:09.029 --> 49:12.282
...من با اراده‌ی مصمم اینجا اومدم
.تا خانوادمو نجات بدم

49:12.783 --> 49:14.242
...همه‌ی کارایی که تا الان انجام دادم

49:14.326 --> 49:15.452
.به‌خاطر اونا بوده...

49:19.706 --> 49:21.458
.به‌خاطر اونا بوده -
.آره -

49:22.417 --> 49:24.419
.تو اونی هستی که باید تمومش کنه

49:29.633 --> 49:31.301
.تو اونی هستی که باید تمومش کنه

49:31.802 --> 49:32.636
...قبل از این که

49:32.719 --> 49:35.597
قبل از این که چی؟ قبل از این که بالاخره
یه کاری رو واسه‌ی دل خودمون انجام بدیم؟

49:48.193 --> 49:49.193
.لطفا برو داخل

49:53.156 --> 49:54.658
برو

49:54.741 --> 49:57.953
.دا...خل

49:59.746 --> 50:02.374
در مورد دستور دادن چی بهت گفتم؟

50:21.226 --> 50:22.811
.دیگه بس میکنم

50:22.894 --> 50:24.730
.نمیخواد بس کنی -
.متوقفش میکنم -

50:24.813 --> 50:26.565
.نمیخواد

53:20.989 --> 53:22.490
.باید با دوشیزه شارما صحبت کنم

53:32.334 --> 53:34.586
میدونم که صبح زوده، ولی میشه لطفا
بهشون بگین که من اومدم؟

53:34.669 --> 53:36.796
متاسفانه باید بگم که
.امکانش وجود نداره، سرورم

53:37.422 --> 53:38.882
.گویا ایشون اینجا حضور ندارن

53:39.382 --> 53:41.259
.یکی از اسب‌ها هم سرجاش نیست

54:27.097 --> 54:28.890
.یالا. زود باش

54:30.183 --> 54:31.184
!دوشیزه شارما

54:37.357 --> 54:38.357
!دوشیزه شارما

54:43.405 --> 54:44.906
!نه، نه، نه. دوشیزه شارما

55:00.005 --> 55:01.005
!کیت

55:04.009 --> 55:05.468
.نه، نه، نه، نه، نه، نه

55:12.017 --> 55:14.102
!کیت

55:14.126 --> 55:19.126
:مترجمین
A.SHRFE & Atefeh Badavi

55:19.150 --> 55:22.650
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
