WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:05.060 --> 00:10.060
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:14.310 --> 00:19.409
مترجمین:

00:20.854 --> 00:22.772
.خوانندگان عزیز

00:22.856 --> 00:24.858
،یه مثل معروف هست که میگه رقابت

00:24.941 --> 00:28.194
،فرصتی برای رشد و آمادگی

00:28.278 --> 00:30.780
.برای چالش های بزرگ تر در زندگی ماست

00:31.281 --> 00:34.826
بسیار خب، اگر آنچه که این نویسنده ی حقیر
امروز صبح شنیده، حقیقت داشته باشه

00:34.909 --> 00:36.578
،پس آنگاه به واقع که چالش بزرگی

00:36.661 --> 00:41.166
.در رابطه با سوگولی این فصل پیش روی ماست

00:41.249 --> 00:45.837
هر خواستگاری که خواهان
،هم صحبتی با دوشیزه ادوینا شارماست

00:45.920 --> 00:50.175
ابتدا باید هیولای به خانه مانده و بد جنسی
،را رام کند

00:50.258 --> 00:53.344
،که همگان او را به عنوان
.خواهر «دوشیزه ادوینا» میشناسند

00:54.679 --> 00:56.264
.«لرد لاملی» تو صدر فهرسته

00:56.347 --> 00:57.891
اون مرد خوش پوشی ـه، نه؟

00:57.974 --> 01:01.436
.من اگه جات باشم از کلمه ی باوقار استفاده میکنم -
تو دنبال همچین مردی هستی ، ادوینا؟ -

01:03.438 --> 01:05.815
.اگه «کیت» قبولش داره، منم دارم

01:05.899 --> 01:08.193
دوشیزه شارما؟ -
.دوشیزه ادوینا شارما -

01:08.902 --> 01:10.111
.خواهرش نه

01:10.695 --> 01:12.238
.همون دوشیزه ادوینا بگی، کافیه

01:12.322 --> 01:14.908
.میبینم که اسم «لرد بریجرتون» از قلم افتاده

01:14.991 --> 01:17.494
اوه، اون همون مردیه که
.ادوینا به دنبالشه

01:17.577 --> 01:19.329
غفلت از طرف تو بوده، عزیزکم؟
[غفلت یادداشت نکردن اسم لرد بریجرتون]

01:19.412 --> 01:23.291
برداشت اولیه ای که از لدر بریجرتون
.دریافت میکنین رو نباید زیاد باور کنین

01:23.374 --> 01:24.626
تو چی شنیدی؟

01:24.709 --> 01:28.338
،ایشون به صراحت عنوان کرد که
،فقط برای ادای وظیفه اش به دنبال ازدواجه

01:28.421 --> 01:30.256
.و اصلا هیچ اعتقادی به عشق نداره

01:30.340 --> 01:32.300
من فقط به دلیل عشق بی حدی
،که به خانواده ام دارم

01:32.383 --> 01:35.512
.قصد انتخاب یه همسر رو دارم
... اون هم با مغزم

01:36.679 --> 01:37.514
.نه با قلبم

01:37.597 --> 01:39.432
و این از نظر تو غیر عادیه؟

01:40.016 --> 01:45.271
،خیلی از وصلت ها در بین طبقه ی اشراف
.فقط حربه ای برای تجارت هستن، عزیزکم

01:45.355 --> 01:47.690
.حربه ای که قرن هاست که اجرا میشه

01:47.774 --> 01:51.361
،در واقع چیزی که خیلی نادره
.ازدواج بر اساس عشق واقعی ـه

01:51.444 --> 01:53.404
دوشیزه ادوینا هم متقابلاً
به تو ابراز علاقه کرده؟

01:53.488 --> 01:56.533
... نه تا الان نکرده. همه اش هم به خاطر

01:56.616 --> 01:58.243
.خواهرشه

01:58.326 --> 02:00.870
پس خواهرش باید آدم بد اخلاقی باشه؟ -
.به واقع همینطوره -

02:00.954 --> 02:03.206
خودت میدونی که دنبال
.چجور مردی هستی، بان

02:03.289 --> 02:04.499
.نباید اینو فراموش کنی

02:04.582 --> 02:07.752
لرد لاملی کاری میکنه که اسم «وایکنت»
.رو به فراموشی بسپاری

02:08.336 --> 02:10.713
.من از این موضوع مطمئنم -
.اما اون مانعی سر راه من نیست -

02:12.048 --> 02:14.509
.به هر حال، هرگل رزی خار هم داره
[منظور از خار، خواهر ادویناست]

02:14.592 --> 02:16.845
،البته تنها رقابتی که

02:16.928 --> 02:20.223
که توجه مرا جلب می کند
.بازی ابراز عشق است

02:20.306 --> 02:23.184
،پس با آرزوی بهترین ها
.برای بازیکن های امسال

02:23.268 --> 02:26.771
،امیدوارم در خط شروع مسابقه
.پای شما نلغزه

02:35.738 --> 02:39.492
بسیاری اشعار «ویلیام بلیک» رو
... بچه گانه و خیالی میدونن

02:41.953 --> 02:44.539
دوشیزه شارما، من باید تمام روز رو
پشت در منتظر بمونم؟

02:44.622 --> 02:47.542
لاملی همین الانشم مجال بی اندازه ای
.برای صحبت با خواهرتون داشته

02:47.625 --> 02:50.962
دلیلش اینه که خواهرم در حال حاضر
.مسحور صحبت با ایشون شدن

02:51.045 --> 02:53.381
از این گذشته، وقتی که نوبت به خودتون برسه
،قطعا دوست ندارین من

02:53.464 --> 02:55.133
مزاحم گفتگوتون بشم، درسته؟

02:55.717 --> 02:57.237
نظر من اینه که ما مراعات حال
،بانوی جوان رو بکنیم

02:57.302 --> 02:59.142
و با متنانتی که میزبانمون
.به خرج میدن، منتظر بمونیم

02:59.220 --> 03:00.805
مچکرم، لرد؟

03:02.015 --> 03:03.015
.بریجرتون

03:03.766 --> 03:06.227
متاسفانه شما خیلی دیر
.به ما ملحق شدین، سرورم

03:06.311 --> 03:09.981
،الان باید در انتهای یه صف
.خیلی طولانی جای بگیرین

03:11.774 --> 03:14.360
مایلم که دوشیزه ادوینا رو امروز برای تماشای
.مسابقات اسب دوانی همراهی کنم

03:14.444 --> 03:16.284
.خواهرم از قبل یه همراه انتخاب کرده

03:16.362 --> 03:18.132
.خب پس، فردا -
.فردا هم سرش شلوغه -

03:18.156 --> 03:19.365
روز بعدش چطور؟

03:19.449 --> 03:21.051
،حالا که فکرش رو میکنم
... احتمالا وقتش آزاده

03:21.075 --> 03:22.493
.آه -
... البته بعد از دسامبر -

03:22.577 --> 03:25.246
البته احتمالا تا اون موقع
.میره ماه عسل

03:27.707 --> 03:29.083
حرف خنده داری زدم؟

03:29.167 --> 03:30.418
.به نظرم بله

03:30.501 --> 03:32.837
،چیزی که خنده داره، سرورم، اینه که شما

03:32.921 --> 03:34.923
،بعد از اون حرفهایی که چندشب پیش شنیدم
.هنوز هم اینجا ایستادین

03:35.006 --> 03:36.174
،شما حق گوش کردن به اون حرف ها
رو نداشتین

03:36.257 --> 03:39.177
ولی علاوه بر چیزهای که درمورد
،شخصیتتون متوجه شدم

03:39.260 --> 03:41.888
آوازه ی عیاشی ها و بدتینتی هاتون
.هم به گوشم رسیده

03:41.971 --> 03:44.974
!صف رو رعایت کن، بریجرتون
.برو ته صف

03:45.558 --> 03:47.769
.بله، درسته -
.درسته -

04:01.699 --> 04:04.035
این یه نسخه از رساله ی
بانو ویسلداون ـه؟

04:04.535 --> 04:06.454
.آره -
.فکر میکردم دیگه قیدش رو زدی -

04:06.537 --> 04:08.414
.دلسردش نکن، «پنه لوپی»

04:08.915 --> 04:11.209
اگه اون دوباره به
،بانو ویسلداون علاقه پیدا کرده

04:11.292 --> 04:13.132
شاید به حرف هایی که
بانو ویسلداون درباره ی

04:13.169 --> 04:15.588
مردهای مجرد این فصل میزنه
.هم علاقه پیدا کنه

04:16.673 --> 04:20.343
نمیدونم چطور زیرکانه جواب این حرف
.رو بدم، ولی نه

04:21.844 --> 04:24.264
آخرین شماره ی رساله اش
،اون مقاله ی فلسفی

04:24.347 --> 04:26.557
درباره ی برابریهای جنسیتی نیست که
... من میخواستم، ولی

04:26.641 --> 04:28.059
،من فکر نمیکنم بانو ویسلداون

04:28.142 --> 04:30.436
سبک نگارشش رو نسبت به
.شماره ی قبلی چندان تغییری داده باشه

04:30.520 --> 04:32.814
.شاید اینطور نباشه
.ولی شاید هنوزم بتونه اینکارو کنه

04:32.897 --> 04:34.315
.شاید دلش نخواد

04:34.399 --> 04:35.733
.شاید از این سبک نگارش راضی باشه

04:35.817 --> 04:38.278
و اگه دوباره موفق شده
،نظر تو رو جلب کنه،ال

04:38.361 --> 04:40.530
.پس شاید کاری که داره میکنه، درسته

04:40.613 --> 04:42.699
،آره، ولی کارهای خیلی بیشتری
.از دستش برمیاد

04:42.782 --> 04:46.035
.میدونم که میتونم متقاعدش کنم، اینکارو بکنه
.البته اگه دوباره پیداش کنم

04:46.119 --> 04:49.038
.عزیزکم، چیزی که باید پیدا کنی، خوشبختی ـه

04:49.122 --> 04:50.832
.پنه لوپی، تو یه چیزی بگو

04:50.915 --> 04:53.668
الوییز میتونه خوشبختی رو با
یه نفر دیگه جستجو کنه، مگه نه؟

04:53.751 --> 04:56.045
.منم باور دارم میتونه
،و با بانو ویسلداون هم نه

04:56.129 --> 04:58.339
.با یکی شبیه... «کالین» مثلا

04:59.090 --> 05:01.592
برادرم؟ -
!نه کالین، نه... کالین -

05:01.676 --> 05:03.386
.خوشحالم که میبینم هیچی عوض نشده

05:03.469 --> 05:04.595
!برادر -
!کالین -

05:04.679 --> 05:07.473
میشه بحث های زنونه تون رو کنار بذارین
و بیاین بغلم کنین؟

05:09.976 --> 05:13.104
انتظار نداشتم انقدر زود برگردی، عزیزترینم

05:13.187 --> 05:15.148
خب چی بگم؟
.دلم برا همه تون تنگ شده بود

05:21.529 --> 05:23.740
!برادر -
!برادر -

05:24.949 --> 05:27.493
.فکر کنم باید فوراً ببریمت پیش دکتر

05:27.577 --> 05:30.538
این چهار تا تار موی عجیب و غریبی که
روی چونه ات دراومده، فک کنم یه جور بیماری باشه

05:30.621 --> 05:33.916
.به نظر میاد رنگ پوستت هم عوض شده
.چقدر عجیب

05:34.000 --> 05:36.854
.به نظر من چهره اش متمایز و جذاب شده -
.قدم الان دیگه پنج سانت از «گرگوری» بلندتره -

05:36.878 --> 05:38.379
.نخیرم، اینطوری نیست

05:39.005 --> 05:41.257
و میتونم بپرسم که
وایکنت دلیرمون کجاست؟

05:41.341 --> 05:42.341
... اون

05:43.176 --> 05:45.011
.همین الان از جلسه ی خوایستگاریش برگشته

05:45.595 --> 05:47.722
.کالین! تو برگشتی
.اینجوری بهترم هست

05:47.805 --> 05:51.184
خانواده عزیزم، از همه تون میخوام که
.خودتون رو برای مسابقات اسب دوانی امروز آماده کنین

05:51.267 --> 05:53.978
.ما همه متحد با هم، اونجا حاضر میشیم

06:00.443 --> 06:04.155
،خانم، من بهش گفتم که این قاب به خونه نمیاد
.ولی اون خیلی اصرار کرد

06:05.865 --> 06:07.325
این مال پسر عمه جکه؟

06:07.408 --> 06:10.119
پسر عمه؟ خودش خواسته
اینجوری صداش کنی؟

06:10.203 --> 06:11.954
اون باعث رنجش خاطرت میشه، مامان؟

06:12.455 --> 06:13.539
.معلومه که نه

06:14.040 --> 06:18.127
لرد فدرینگتون جدید، به همراه خودشون
،هدایا و ثروت بی حد و حصری آوردن

06:18.211 --> 06:21.589
اگر در عوض این لطف قرار باشه
،چیزهایی مثل سلیقه ی عجب و غریبشون

06:21.672 --> 06:25.301
و همینطور نظرشون درمورد
،موضوع بحث برانگیز تولید مثل رو تحمل کنیم،

06:26.302 --> 06:27.302
.چندان جای گلایه نیست

06:27.345 --> 06:29.972
تازه من شنیدم که اون تصمیم داره
،اتاق صبحگاهی رو
[همان اتاق نشیمن در خانه های قدیمی که طراحی آن به گونه ای بود تا در صبح نورگیر باشد]

06:30.056 --> 06:32.141
.تبدیل به اتاق بازی خودش کنه

06:35.478 --> 06:38.147
.اوه، خیلی باشکوه شده

06:38.815 --> 06:40.233
به خونه روح و جلا میده، نه؟

06:40.316 --> 06:42.026
.یه دکوری مسرت بخشه، سرورم

06:42.110 --> 06:44.237
ولی شاید اگر تو اتاق خواب
.خودتون نصبش کنین، مسرت بخش تر باشه

06:44.320 --> 06:45.822
با همه ی این تفنگ ها
شلیک کردی، پسر عمه جک؟

06:45.905 --> 06:50.118
،تمام این سلاح ها تاریخچه ی باشکوهی دارن
.و ارزش توجه تو رو دارن، پنه لوپی

06:50.201 --> 06:53.079
یه روز تمام ماجراجویی هام رو
.برات تعریف میکنم

06:53.955 --> 06:57.792
.خب بانوان عزیر، حالا برین و آماده شین
.امروز به تماشای مسابقات اسب دوانی سلطنتی میریم

07:05.633 --> 07:07.802
.مراسممون قراره یه جمع خودمونی باشه

07:07.885 --> 07:11.639
ولی آقای فینچ گفت که مایل نیست
،چیزی رو از عروسش دریغ کنه

07:11.722 --> 07:13.099
.باورتون میشه؟

07:13.182 --> 07:16.185
.من که باورم نمیشه
تو باورت میشه، پنه لوپی؟

07:16.269 --> 07:17.728
خانواده بریجرتون ها رو ندیدین؟

07:22.483 --> 07:24.902
باعث شعفه که شما هم به اندازه ی من
.به ادبیات علاقه دارین

07:24.986 --> 07:26.362
به آثار «بایرون» علاقه دارین؟

07:26.446 --> 07:27.905
.بعضی از آثارش رو خوندم، سرورم

07:27.989 --> 07:30.324
ولی متاسفانه من سر‌رشته ی چندانی
.در شعر ندارم

07:30.408 --> 07:32.076
،پس خوش به سعادتت که

07:32.160 --> 07:34.704
معلم خوش صحبتی مثل
.لرد لاملی رو پیدا کردی

07:34.787 --> 07:38.291
.از نظر بسیاری، شعر گونه ی ادبی کسالت آوری ـه
. کلماتی که در سکوت از روی برگه خونده میشن

07:38.374 --> 07:41.502
ولی به عقیده من کلمات باید
.مثل آواز با صدای بلند خونده بشن

07:41.586 --> 07:45.381
،بفرما، من یه نسخه ی جیبی از اشعار
.مورد علاقه م رو همیشه با خودم همراه دارم

07:45.882 --> 07:47.633
،بانو دنبری. به بنده افتخار میدین

07:47.717 --> 07:50.386
.که با همراهانتون آشنایی پیدا کنم

07:50.470 --> 07:53.931
امروز صبح افتخار شرفیابی
.به حضورتون در منزل رو نداشتم

07:54.015 --> 07:54.932
.بله، حتما

07:55.016 --> 07:57.477
،آقای «توماس دورست»، اجازه بدین شما رو

07:57.560 --> 08:00.813
،با دوشیزه شارما و
.دوشیزه ادوینا شارما آشنا کنم

08:00.897 --> 08:01.897
.خوشبختم

08:01.939 --> 08:05.776
با عرض شرمندگی، خواهر من امروز
.یه همراه دارن، آقای دورست

08:05.860 --> 08:09.071
.بسیار هم عالی
.ولی مایل بودم با خودتون صحبت کنم

08:13.910 --> 08:15.870
فصل معاشرت تا به اینجا چطور بوده
دوشیزه شارما؟

08:15.953 --> 08:18.623
. فصل عجیبیه، آقای دورست
...من واقعا باید

08:18.706 --> 08:20.833
.لندن فرسنگ ها از بمبئی دوره

08:21.959 --> 08:23.753
شما هم از همونجا میاین، درسته؟

08:24.670 --> 08:26.464
.بله -
.من به اونجا سفر کردم -

08:26.547 --> 08:28.382
.شهر خارق العاده ای هستش

08:29.217 --> 08:32.261
.احتمالا خیلی دلتون براش تنگ شده -
.بله، هر دقیقه و هر روز -

08:32.762 --> 08:34.972
.ولی به خصوص زمان صرف چای عصرانه

08:45.399 --> 08:47.068
.بهتره صندلی هامون رو پیدا کنیم

08:47.151 --> 08:48.444
.اجازه بدین بهتون ملحق بشم

08:51.656 --> 08:52.949
!خانواده ی بریجرتون ها

08:53.658 --> 08:57.203
.آقای ماندریچ
.به نظر میاد بازنشستگی بهتون ساخته

08:57.286 --> 08:58.788
.ای کاش بازنشست شده بود

08:58.871 --> 09:00.873
قصد دارین یه بار دیگه
به سمت پیست مسابقه یورش ببرین؟

09:00.957 --> 09:03.918
.در واقع به سمت تجارت
.قصد دارم یه باشگاه مردونه راه اندازی کنم

09:04.001 --> 09:08.297
اگر اقبال با ما یار باشه، باشگاهمون قراره
.همتراز باشگاه های ممتاز در «سنت جیمز» باشه

09:08.381 --> 09:11.008
اطلاع دارین که ما همگی از زمان تولد
.عضو باشگاه «وایت» بودیم

09:11.092 --> 09:13.678
.افتتاحیه ی باشکوهمون فردا شبه
... همگی دعوت هستین

09:13.761 --> 09:15.763
.ببخشید، عذر بنده رو بپذیرین

09:16.722 --> 09:19.767
.با من همکلام بشین، آقای ماندریچ
.بدم نمیاد ترغیب هاتون رو بشنوم

09:20.393 --> 09:21.978
.یه نگاه به برادرت بنداز

09:23.145 --> 09:25.731
فصل معاشرت اولش باعث
،تکدر خاطر اون هم میشد

09:25.815 --> 09:28.359
،ولی الان به نظر میاد دوشیزه ادوینای ما

09:28.442 --> 09:30.945
علاقه اش به مراسم خواستگاری
.و ابراز عشق رو برانگیخته

09:31.612 --> 09:33.072
،منظورم از این حرفها اینه، الوییز

09:33.155 --> 09:37.034
که ما باید به پیدا کردن شریکی که
.ما رو به هیجان بیاره، روی خوش نشون بدیم

09:37.118 --> 09:38.619
،پس من باید با یه دسته قورباغه برقصم

09:38.703 --> 09:40.503
شاید که یکیشون در آخر تبدیل به
یه شاهزاده بشه؟

09:40.580 --> 09:41.831
.اگه برداشت تو اینه، آره

09:44.041 --> 09:45.543
... میدونی، پدرت

09:46.544 --> 09:49.046
الوییز گوشت با منه؟
اون چیه دستت؟

09:49.130 --> 09:51.090
.هیچی مامان
،فقط یه بروشوره درباره ی

09:52.216 --> 09:55.219
.«بهترین روش های نگهداری از سگ ها»، ظاهراً

09:55.720 --> 09:58.264
خب، یه بانو حق داره برای خودش
یه سری سرگرمی داشته باشه، نه؟

09:58.347 --> 09:59.557
.ممنون -
.ممنون -

10:04.729 --> 10:08.524
پس آقای دورست، به نظر میرسه
که شما به کرات و به جاهای مختلف سفر میکنین؟

10:08.608 --> 10:12.320
.بله، به خاطر تحقیقاتم
.من به طور ویژه مجذوب علم پزشکی هستم

10:12.403 --> 10:15.323
کمک به دیگران علاقه مندی
.شرافت مندانه ای هستش

10:15.406 --> 10:18.409
آقای دورست از این نظر
.خیلی به تو شبیهه، خواهر

10:19.577 --> 10:23.414
ادوینا، با لرد لاملی درباره ی
علاقه مندی هاشون حرف زدی؟

10:23.497 --> 10:24.874
.لرد بریجرتون

10:24.957 --> 10:28.294
.دوشیزه شارما. دوشیزه ادوینا
.لاملی

10:28.377 --> 10:30.171
از دیدارتون خوشحالم، سرورم

10:30.254 --> 10:32.506
،لرد بریجرتون
.اجازه بدین خودم رو معرفی کنم

10:32.590 --> 10:33.841
.آقای توماس دورست

10:35.384 --> 10:37.571
دوشیزه ادوینا، امیدوار بودم که بتونم
... امروز صبح باهاتون دیدار کنم

10:37.595 --> 10:39.555
... خواهر من در جریان همه چیز هست

10:39.639 --> 10:41.658
ولی به خانواده م قول داده بودم که
.برای صرف صبحانه بهشون بپیوندم

10:41.682 --> 10:44.560
.ما خیلی صمیمی هستیم
.معمولا صبحونه رو با هم صرف میکنیم

10:45.269 --> 10:46.354
.اوه

10:46.437 --> 10:47.897
.اونها الان اونجا نشستن

10:50.733 --> 10:54.570
به عقیده من، با نگاه به خانواده ی هر شخصی
.میشه چیزهای زیادی رو درباره اون فهمید

10:54.654 --> 10:56.113
،بله، خانواده های نجیب

10:56.197 --> 10:58.324
. و پر مهر زیادی در بین
طبقه ی اشراف وجود داره، همینطور نیست؟

10:58.407 --> 11:00.618
ولی هیچکدوم به مهمون نوازی
.خانواده بریجرتون نیستن

11:01.202 --> 11:02.828
،خیلی وقته که مادرم دلش میخواد

11:02.912 --> 11:05.039
یه بار دیگه فرصت صرف چای
.در منزل خانواده شما رو داشته باشه

11:05.122 --> 11:06.916
.پس باید آرزوی تو رو برآورده کنیم، لاملی

11:07.958 --> 11:09.126
،حالا که حرف از نوشیدنی شد

11:09.210 --> 11:11.212
علی الظاهر متوجه شدم که
.خانم ها هیچ نوشیدنی ندارن

11:11.295 --> 11:12.335
.از همه چی راضی هستیم، ممنون

11:12.380 --> 11:15.633
امروز به شدت گرمه و یه آقای متشخص
... باید مطمئن بشه که

11:15.716 --> 11:18.219
بانو ادوینا، اجازه بدین
.یه لیموناد براتون بیارم

11:18.302 --> 11:20.930
.چه پیشنهاد مطبوعی
.ممنونم، سرورم

11:24.183 --> 11:25.226
.عذر میخوام

11:31.691 --> 11:33.776
.چه روز زیبایی برای مسابقه ی اسب دوانی

11:50.376 --> 11:52.294
.پن -
!اوه، کالین -

11:52.378 --> 11:54.213
امروز صبح فرصت
.صحبت پیدا نکردیم

11:54.296 --> 11:58.050
!چرا پیدا کردیم. من گفتم «کالین»
.ولی از طرفی حرف قابل توجهی نبود

11:59.051 --> 12:01.303
مایل بودم درباره ی سفرهاتون
.بیشتر بدونم

12:01.387 --> 12:03.764
فکر میکردم تا الان دیگه
.از داستان سفرهام خسته شده باشین

12:03.848 --> 12:06.475
شما بیش از هر کس دیگه ای
.نامه های من رو خوندین و جواب دادین

12:06.559 --> 12:08.185
،احتمالا همینطوره، ولی

12:08.269 --> 12:11.272
همیشه حرف هایی که حضوری میشه زد
.از حرفهایی که تو نامه میشه نوشت، بیشتره

12:13.107 --> 12:14.107
.پن

12:15.276 --> 12:16.360
احوالت چطوره؟

12:16.986 --> 12:19.822
.خب، من خوبم. تو چطور؟

12:20.406 --> 12:22.575
.جواب این سوال رو نده
.میدونم چی بهت گذشته

12:23.159 --> 12:25.745
،اکتشاف در دل کوه های المپ
.و شکار با شاهین در جوار ترک ها

12:25.828 --> 12:26.871
.خیلی فرح بخش بود

12:27.747 --> 12:30.166
شاید هم غریب و تنها؟

12:30.249 --> 12:31.249
.اممم

12:31.292 --> 12:33.252
.خب البته که هیچوقت تنها نبودم

12:33.335 --> 12:36.797
.که اینطور. با کسی آشنا شدی پس -
.پن! بالاخره پیدات کردم -

12:36.881 --> 12:37.798
.همیشه پیدام میکنی

12:37.882 --> 12:40.217
،فقط چند ساعته که برگشتی
.و از همین الان مزاحم کارم هستی

12:41.260 --> 12:43.137
!منم خیلی دلم برات تنگ شده، ال

12:45.264 --> 12:48.017
.به نظرم میاد یه کشف تازه کردم
.ناشر جدید ویسلداون رو پیدا کردم

12:48.100 --> 12:49.700
.محاله -
،شاید برای آدم ها فناپذیر محال باشه -

12:49.769 --> 12:53.731
.ولی من کم کم دارم به قدرت واقعیم پی میبرم
حس این بروشور برات عجیب به نظر نمیاد؟

12:53.814 --> 12:55.065
منظورت کاغذشه؟

12:55.149 --> 12:57.943
،دقیقا. خمیر کاغذش
.بافت مشابهی با رساله های ویسلداون داره

12:58.027 --> 12:59.347
همه ی کاغذها حس مشابهی ندارن؟

12:59.403 --> 13:01.989
،بافتش، وزنش، نقش و نگارش
،اینکه وقتی رو به آسمون میگیریش

13:02.072 --> 13:03.616
.نور چجوری ازش رد میشه. نگاه کن

13:07.369 --> 13:09.371
.آره، شاید دیوونه به نظر بیام -
... من این حرفو -

13:09.455 --> 13:10.498
.ولی داشتی بهش فکر میکردی

13:10.581 --> 13:13.209
.تو فقط شور و اشتیاق داری
.ولی ال، این احتمالاً یه چیز تصادفیه

13:13.292 --> 13:16.212
این برگه فرقی با کاغذهای
.دیگه نداره

13:16.295 --> 13:19.673
توش فقط ظاهرا دستورالعمل های بیشماری
.درباره ی رشد کم سگ ها، نوشته شده

13:21.133 --> 13:23.427
.احتمالا همینطوره
.به گمونم حق با توئه

13:24.011 --> 13:27.932
،اوه، من باید برم و تظاهر کنم که مثل خواهرم
.از صحبت درباره ی عروسی های در شرف وقوع لذت میبرم

13:28.015 --> 13:30.184
.سلام منو بهش برسون

13:41.862 --> 13:42.862
اوه، جدا؟

13:43.823 --> 13:45.908
،به نظر میاد لرد لاملی راهش رو

13:45.991 --> 13:47.993
.برای برگشت از دکه ی لیموناد گم کرده

13:48.077 --> 13:49.245
.با کمال میل میرم دنبالش

13:49.328 --> 13:51.580
وایکنت بود که اصرار به
.گرفتن نوشیدنی داشت

13:51.664 --> 13:52.790
شاید بهتر باشه ایشون برن؟

13:52.873 --> 13:54.500
در شرف آغاز مسابقه؟

13:54.583 --> 13:56.460
از نظر شما کدوم برنده میشه، سرورم؟ -
.ادوینا -

13:56.544 --> 13:59.839
،نکتار. نژاد خوبی داره
.و خیلی خوب آموزش دیده

13:59.922 --> 14:01.757
.و شانسش بیشتره

14:01.841 --> 14:03.592
نکتار. واقعا؟ -
.بله -

14:04.802 --> 14:06.136
.من یه حسی بهش دارم

14:06.220 --> 14:07.263
.یه حس

14:07.346 --> 14:08.222
ببخشید؟

14:08.305 --> 14:10.891
تو فقط همون اسبی رو انتخاب کردی
.که همه انتخاب کردن

14:10.975 --> 14:13.143
.«ازش حس میگیرم» -
.من یه شرط راهبردی بستم -

14:13.227 --> 14:15.027
خب پس هم خلق و خوی اسبتون
،رو مد نظر قرار دادین

14:15.104 --> 14:16.664
،و هم شرایط زمین مسابقه رو

14:16.689 --> 14:19.149
تا پتانسیل واقعیش رو ارزیابی کنین؟

14:19.233 --> 14:21.873
یه مرتبه هوا گرم شد، نشد؟ -
.نکتار جایزه های زیادی برده -

14:21.944 --> 14:23.445
.باید بریم یه جا که سایه بیشتری باشه

14:23.529 --> 14:26.282
،نکتار تو «دونکستر» خوب دوید
.ولی زمین مسابقه در اونجا سفت تر بود

14:26.365 --> 14:29.159
.و هوا هم خیلی خنک تر بود
.بخاطر همین جثه اش بهش برتری میداد

14:29.243 --> 14:31.662
،امروز زمین مسابقه نرمه و هوا هم گرمه

14:31.745 --> 14:33.664
،معنیش اینه که برای پیشروی
،با مشکل رو به رو میشه

14:33.747 --> 14:35.916
بیش از حد گرمش میشه و نزدیک خط پایان
سرعتش کند میشه

14:36.000 --> 14:39.879
و برد رو تقدیم «های فلایر» میکنه
.اسبی که چابک تر، سبک تر و خنک تره

14:42.298 --> 14:44.633
.شما زیادی بهش فکر میکنین -
.شما هم خیلی کم فکر میکنین -

14:45.342 --> 14:47.511
،به نظر میاد که مهمونتون توجه

14:47.595 --> 14:49.096
.وایکنت رو جلب کرده، بانو دنبری

14:49.179 --> 14:50.848
.همینطور به نظر میرسه

14:50.931 --> 14:54.435
درک میکنین که
،به عنوان حامی دوشیزه ادوینا

14:54.518 --> 14:57.187
مایلم که بی طرف بمونم
.تا وقتی که یه نفر رو انتخاب کنه

14:57.271 --> 14:59.398
.البته -
،ولی به عنوان دوستتون بذارین یچی بگم -

14:59.481 --> 15:02.276
.شاید سر راه پسرتون یه مانع باشه

15:02.359 --> 15:05.029
،به نظر میرسه که خواهر بزرگ تر
.با این وصلت مخالفه

15:05.112 --> 15:07.781
،به نظر میرسه که دوشیزه ادوینا به دنبال
.یه وصلت بر حسب عشقه

15:07.865 --> 15:09.950
.چیزی که مشخصه وایکنت به دنبالش نیست

15:10.868 --> 15:11.911
.که اینطور

15:14.455 --> 15:16.665
.شاید بشه نظر اون رو عوض کرد

15:18.375 --> 15:20.252
.شاید نظر وایکنت رو هم بشه

15:21.128 --> 15:22.254
.هومم

15:26.508 --> 15:28.010
.بابت تاخیر عذرخواهی میکنم

15:28.093 --> 15:31.388
،جای نگرانی نیست. لرد بریجرتون در این مدت
.موجبات سرگرمی ما رو فراهم کردن

15:31.472 --> 15:32.765
.مطمئنم که همینطور بوده

15:33.349 --> 15:35.142
.جای زیادی برای نشستن هست، سرورم

15:49.114 --> 15:50.616
!آره، همینه نکتار

15:50.699 --> 15:51.951
!یالا، های فلایر -
!آرره -

15:52.034 --> 15:53.369
!ادامه بده! ادامه بده

16:05.089 --> 16:07.383
!یالا، های فلایر -
!یالا -

16:09.551 --> 16:12.012
لازمه از هم جداشون کنیم؟ -
.به دعوا نمیکشه

16:12.096 --> 16:13.973
.فکر کنم -
.آره، به من که خیلی خوش میگذره -

16:17.059 --> 16:19.436
!یالا! برو -
!آرره -

16:25.401 --> 16:28.195
!اوه، آره! آره -
!یالا -

16:31.240 --> 16:33.409
!حیا کن
!مثل پسربچه های روزنامه فروش داد نزن

16:33.492 --> 16:35.744
.بذار خوش باشه. امروز همه برنده شدیم

16:39.498 --> 16:42.668
،باید اعتراف کنم
.تا حالا مسابقه با یه وایکنت رو نبرده بودم

16:43.293 --> 16:45.337
برد شما هم حس مشابهی
.با همه ی بردهای دیگه داره

16:45.421 --> 16:46.964
.ولی یه جورایی شیرین تره

16:47.047 --> 16:50.259
،کیت، نکتار تو رو یاد اون اسبی نمیندازه
که من خیلی دوستش داشتم؟

16:50.342 --> 16:52.342
اون اسبه رو یادت میاد؟ -
،که اینطور، دست منو بگیر -

16:52.386 --> 16:53.679
.میبرمت از نزدیک ببینیش

16:57.141 --> 16:58.434
.چه فکر بکری

16:59.810 --> 17:03.480
،دوشیزه شارما. باید بپرسم
چرا انقدر لرد بریجرتون رو اذیت میکنین؟

17:03.564 --> 17:06.150
اگه قصد وایکنت برای خواستگاری
،از خواهر من جدیه

17:06.233 --> 17:08.068
وظیفه ی من نیست که جربزه اش رو بسنجم؟

17:08.152 --> 17:09.903
.وایکنت باختن رو دوست نداره

17:09.987 --> 17:12.322
،اون هیچوقت تحمل باخت رو نداشته
.حتی زمانی که توی آکسفورد بود

17:14.074 --> 17:15.242
.اوه

17:15.325 --> 17:16.326
... دوشیزه شارما، من

17:16.410 --> 17:18.370
شما و وایکنت همدیگه رو
از دانشگاه آکسفورد میشناسین؟

17:18.454 --> 17:20.390
.فکر میکردم امروز تازه باهم آشنا شدین -
.من بیش از حد اطلاعات دادم -

17:20.414 --> 17:22.583
خب قراره همین الان
.اطلاعات بیشتری هم بدین

17:24.918 --> 17:27.671
اون فکر کرد که اگه شما بدونین
.که ما قبلا هم رو میشناختیم، منو قضاوت میکنین

17:27.755 --> 17:30.758
ولی باید بهتون اطمینان بدم که
... علاقه ی امروز من به شما کاملا واقعی بود

17:30.841 --> 17:33.552
واقعی از این لحاظ که
.شما رو فرستاده بود که حواس منو پرت کنین

17:33.635 --> 17:36.805
تا لرد بریجرتون بتونه
.به خواهر من نزدیک تر بشه

17:37.973 --> 17:39.892
.کیت، خیلی وحشتناکه

17:39.975 --> 17:42.015
.میگن میخوان نکتار رو بفرستن به کشتارگاه

17:42.061 --> 17:43.270
.باید بریم

17:43.353 --> 17:46.065
،اصطلاح بازنده ی بد رو شنیده بودم
.ولی برنده ی بد رو تاحالا نشنیده بودم، دوشیزه شارما
[بازنده ی بد کسی هست که جنبه ی باخت رو نداره]

17:46.148 --> 17:48.984
.دیگه هیچوقت با من یا خواهرم حرف نزن

17:49.068 --> 17:50.068
چی شده؟

17:50.110 --> 17:52.071
،به نظر میرسه امروز
،یه بازی دیگه هم در جریان بوده

17:52.154 --> 17:54.573
و لرد بریجرتون همه کار کرده
.که من نقش دلقک این بازی رو داشته باشم

17:54.656 --> 17:55.783
.بیا بریم

18:02.247 --> 18:03.332
.من هیچ منظور بدی نداشتم

18:03.415 --> 18:05.292
.فقط میخواستم با تو هم کلام بشم

18:22.643 --> 18:25.187
.آروم. آروم

18:32.444 --> 18:35.447
دوشیزه بریجرتون، شاید این
.تصمیم چندان عاقلانه ای نباشه

18:35.531 --> 18:37.658
وقتی ازم پول گرفتی تا منو بیاری
.اینجا که تصمیم عقلانه ای به نظر میرسید

18:37.741 --> 18:38.742
.پولتون رو پس میدم

18:38.826 --> 18:41.346
این بخش از شهر برای بانوی جوانی
.همچون شما، امن نیست

18:41.370 --> 18:44.706
.بخش دیگه ی پول رو بگیر
.نگهبانی بده. راه برگشتی نیست

18:56.093 --> 18:57.094
.نه

19:13.569 --> 19:14.569
اینجا چخبره؟

19:14.611 --> 19:16.989
بهم بگو چی ازش میدونی؟ -
از کی؟ -

19:17.072 --> 19:19.074
میدونیم بانو ویسلداون مقاله هاش
.رو اینجا چاپ میکنه

19:19.158 --> 19:21.827
میدونیم؟ -
پس فکر کردی چرا اومدیم اینجا؟ -

19:21.910 --> 19:24.621
.فکر کنم شما راهتون رو گم کردین -
.فکر کنم داری از سوالم طفره میری -

19:25.706 --> 19:27.207
.تو اصلا ازم سوالی نپرسیدی

19:29.585 --> 19:30.878
این برگه ها چین؟

19:30.961 --> 19:32.796
.به درد امثال تو نمیخورن

19:32.880 --> 19:35.340
بهتره برای پیدا کردن بهونه ی حرف های
.خاله زنکی و بیخودت بری یه جای دیگه

19:35.424 --> 19:36.424
... حرف های من

19:37.092 --> 19:39.178
.من اینجا دنبال حرف های خاله زنکی نیومدم

19:39.261 --> 19:40.095
جدا؟

19:40.179 --> 19:43.515
پس دنبال اطلاعات محرمانه درمورد
مناسب ترین مرد مجرد فصل اومدی؟

19:44.016 --> 19:45.142
هوم؟

19:45.225 --> 19:47.269
این قضاوت هات
.یه ذره هم برام جای تعجب نداره

19:47.352 --> 19:49.771
هر چی نباشه زن ها فقط حق دارن
.دو تا علاقه مندی داشته باشن

19:49.855 --> 19:52.357
ازدواج و غیبت کردن درمورد
.زن های دیگه ی اشراف زاده

19:52.441 --> 19:55.277
هیچوقت به ذهنت خطور نمیکنه
،که من واقعا دارم دنبال اون نویسنده میگیردم

19:55.360 --> 19:58.197
تا بتونیم درباره ی موضوعات
.مهم و عقلانی حرف بزنیم

19:58.280 --> 19:59.740
.حقوق زنان

20:00.282 --> 20:01.533
،بررسی ذهن و افکار اونها

20:01.617 --> 20:04.620
ذهنی که از همین الانشم میتونم بفهمم
.خیلی خیلی برتر از ذهن توئه

20:08.332 --> 20:10.667
دلیل این قیافه ی شوکه شده ای
،که به خودت گرفتی

20:10.751 --> 20:13.587
اینه که از قضا من دختر اهل مطالعه
و سخنوری هستم؟

20:14.087 --> 20:17.087
یا اینکه یه بیماری ای چیزی داری که باید
ازش خبر داشته باشم؟

20:25.817 --> 20:26.617
[عنوان برگه: دادخواستی در دفاع از حقوق زنان]

20:26.642 --> 20:28.828
... این که -
،اگه واقعا دنبال حقوق زنانی -

20:28.852 --> 20:30.772
پس شاید بهتر باشه
.این برگه رو بخونی

20:30.854 --> 20:33.190
.افکار جدید. ایده های هراس انگیز

20:33.732 --> 20:35.692
البته فکر نکنم برا تو زیاد هراس انگیز باشه، نه؟

20:36.610 --> 20:39.947
،ولی اگر اتفاقی بانو نمیدونم چی چی رو دیدم

20:40.030 --> 20:42.741
حتما سلام بزرگ ترین تحسین کننده اش
رو بهش میرسونم.

20:50.874 --> 20:54.044
.حال شما رو زن و شوهر اعلام میکنم

20:59.258 --> 21:00.884
.چقدر زیبا

21:02.094 --> 21:03.720
،و فکر اینکه

21:03.804 --> 21:07.099
،حالا همه یه خونواده ایم
.بانو فدرینگتون

21:07.182 --> 21:08.267
.بله

21:08.350 --> 21:10.269
.چه فکر دل نشینی

21:10.352 --> 21:12.646
.باید به لرد فدرینگتون جدید خبر بدیم

21:13.313 --> 21:15.232
لرد فدرینگتون جدید کجا تشریف دارن؟

21:15.315 --> 21:18.527
،یه جایی همین دور و برهاست
.محض اطمینان، اجازه بدین برم دنبالش

21:19.361 --> 21:21.071
مطمئن شدی که شیربها پرداخت شده؟

21:21.154 --> 21:23.198
!معلومه که مطمئن شدم که شیربها پرداخت شده

21:24.157 --> 21:25.242
.هووم -
.آه -

21:30.289 --> 21:32.332
،دلم میخواست حضور داشته باشم، بانو

21:32.416 --> 21:35.085
ولی وقتی دیدم شما میخواین تعداد مهمون ها
... خیلی کم و مختصر باشه

21:35.168 --> 21:38.422
،عروسی های پر زرق و برق چه فایده ای
،دارن، سرورم، وقتی که اینهمه

21:38.505 --> 21:41.300
امورات مهمتری وجود داره که میشه
پولمون رو صرف اون کنیم؟

21:41.383 --> 21:42.592
.هر چی شما بگین

21:42.676 --> 21:47.180
به خصوص که دو تا خانم جوان دم بخت داریم
.و باید دوتا شیربهای دیگه هم پرداخت کنیم

21:47.264 --> 21:49.224
.نظر من اینه که این یه پازل پیچیده ست

21:49.725 --> 21:52.227
ظاهرا من برای رسیدگی به
امورات معدن هام تو آمریکا

21:52.311 --> 21:54.730
در مقایسه با سر درآوردن از دفتر داری های
.پسر عمومی مرحومم، نیاز به مهارت کمتری داشتم

21:54.813 --> 21:56.648
، حتما برای مردی با ثروت شما

21:56.732 --> 21:59.735
رسیدگی به امورات خانواده
چندان جای نگرانی نداره؟

21:59.818 --> 22:02.154
شکی نیست که برنامه های ضروریم رو
.دست خوش تغییر میکنه

22:02.237 --> 22:03.322
چه برنامه هایی؟

22:04.364 --> 22:07.826
شاید به سودتون باشه که من رو هم
.در حریان برنامه هاتون بذارین، سرورم

22:07.909 --> 22:11.663
.شاید بتونیم به نحوی همکاری کنیم

22:11.747 --> 22:13.373
هرچی نباشه شما آشنایی چندانی
.با شهر ندارین

22:13.457 --> 22:16.752
بد نیست یه نفر رو داشته باشین
.که شما رو در جریان برخی امورات خاص بذاره

22:16.835 --> 22:19.838
.خب در این رابطه حق با شماست، بانوی من -
... بسیار عالی -

22:19.921 --> 22:22.466
به همین خاطرم هست که
،در نظر دارم اون شخص رو

22:22.549 --> 22:23.800
.هرچه زودتر پیدا کنم

22:26.428 --> 22:29.097
خویشاوندان جدیدتون خواستار
.دیدار شما هستن

22:30.474 --> 22:32.100
.شاید این امورات رو بشه به بعد موکول کرد

22:32.893 --> 22:34.770
،اجازه بدین بریم و از
.روز «فیلیپا» لذت ببریم

22:36.646 --> 22:39.399
.من عاشق مراسم عروسی هستم
شما چطور، خانم وارلی؟

22:39.983 --> 22:40.984
.اوه

22:41.068 --> 22:43.320
.کاملا موافقم، سرورم

22:47.282 --> 22:49.534
.اون یه لبخند دلربا داره

22:50.118 --> 22:52.204
،اون لبخند آخرین چیزیه که میبینیم

22:52.287 --> 22:55.207
وقتی که یه آدم کودن رو
،برای اینجا استخدام کرد

22:55.290 --> 22:57.292
.و من رو از خونه ی خودم انداخت بیرون

22:57.376 --> 22:59.503
بذار ببینیم اون موقع هم
.لبخندش برات دلرباست

23:02.631 --> 23:05.926
،اگه بخوایم انصاف رو رعایت کنیم
.اون چاره ی دیگه ای نداشت

23:06.009 --> 23:07.594
.تو مانع دیدار اون با من شدی

23:07.677 --> 23:09.346
فکر میکنی کارش هوشمندانه بود؟ -
.نه -

23:09.429 --> 23:10.305
... فکر میکنم

23:10.389 --> 23:12.182
، تو بهم گفتی بابایی همیشه میگفت که

23:12.265 --> 23:15.060
فقط مردهای شجاع هستن
.که دنبال چیزهایی که میخوان میرن

23:15.143 --> 23:18.105
بابایی اینم گفته که بهترین نشونه ی
.یه مرد شریف و اصیل، صداقتـه

23:18.188 --> 23:20.065
.چیزی که وایکنت ها مشخصاً ندارن

23:30.367 --> 23:31.410
.اعلی حضرت

23:32.035 --> 23:33.036
.بانو دنبری

23:33.745 --> 23:36.498
.دوشیزه شارما و سوگولی انتخابی من

23:37.666 --> 23:40.127
.از این طرف
.میخوام یه چیزی بهتون نشون بدم

23:44.047 --> 23:45.882
.بهشون میگن «گورخر»

23:45.966 --> 23:48.927
اسب های راه راهی که درواقع
.تو آفریقا زندگی میکنن

23:49.010 --> 23:51.096
.هفته ی بعد 7 تای دیگه هم میرسن

23:51.179 --> 23:53.306
.ولی نمیدونم اسمشون رو چی بذارم

23:53.890 --> 23:56.351
بعد از 15 تا بچه، به نظر میرسه
.دیگه ایده‌ای برای اسم گذاشتن ندارم

23:56.435 --> 23:59.312
،نمایش فوق‌العاده‌ای از حیواناته
.علیاحضرت

23:59.396 --> 24:00.522
.البته که همینطوره

24:01.273 --> 24:02.274
دوشیزه ادوینا؟

24:02.858 --> 24:03.942
بله، علیاحضرت؟

24:04.025 --> 24:06.278
امیدوارم از توجهی که به عنوان

24:06.361 --> 24:09.156
.سوگلی فصل دریافت میکنید، کمال لذت رو ببرید

24:09.239 --> 24:12.534
.همینطوره خانم
.واقعا باعث افتخاره

24:12.617 --> 24:15.912
،میدونی، به دوش کشیدن این بار
.کار آسونی نیست

24:16.496 --> 24:19.291
.این که همیشه این همه آدم چشمشون به تو باشه

24:19.374 --> 24:24.087
،جدا از حقیقت
،مردم...نه، با غیبت کردن

24:24.171 --> 24:27.174
.شایعات بی‌شرمانه‌ای پخش میکنند

24:27.257 --> 24:30.760
بعضی اوقات تحمل کردن شایعه‌ها
.میتونه امر خیلی سختی باشه

24:30.844 --> 24:33.388
.اگه شک داری از مادرت بپرس. از من بپرس

24:33.472 --> 24:35.098
خواهر من بسیار مشتاقه که

24:35.182 --> 24:37.726
،از تجارب درخشان شما چیز یاد بگیره
.علیاحضرت

24:37.809 --> 24:40.812
،ازدواح شما
.عشق فوق‌العاده‌ای که بین شما و شاه هست

24:40.896 --> 24:42.814
.ادوینا هم دقیقا همون چیز رو میخواد

24:42.898 --> 24:44.900
،و به همین هم میرسه

24:44.983 --> 24:46.651
.البته اگه بدونه به کی باید اعتماد کنه

24:46.735 --> 24:49.779
توی این فصل، بانو دنبری
.راهنمای خیلی مصممی برای ما بودند

24:49.863 --> 24:51.948
.و تازه من هم حواسم به خواهرم هست

24:52.032 --> 24:54.659
.یه جمع و دایره خودمونی قابل اعتماد

24:55.160 --> 24:57.287
اگرچه باید بدونی
که آدمای زیادی

24:57.370 --> 24:59.122
سعی میکنن این این جمع رو
.به نفع خودشون از هم بپاشونن

24:59.206 --> 25:02.417
وقتی اون افراد در نهایت و ناچارا، خودشون

25:02.501 --> 25:04.461
،و اهداف زیرکانه‌ـشون رو نشون دادن

25:04.544 --> 25:07.047
فقط ازت میخوام که بهم بگی کیا هستن

25:07.130 --> 25:10.675
تا بتونم تصمیم بگیرم که
.آیا ارزشش رو دارن یا نه

25:10.759 --> 25:12.469
،دوشیزه شارما، شاید بخواین

25:12.552 --> 25:15.722
خواهرتون رو ببرید تا بهشون
.بقیه این زمین‌های زیبا رو نشون بدید

25:15.805 --> 25:18.433
بله. کسووری‌ها درست اونطرف پل هستند.
(نوعی پرنده)

25:18.517 --> 25:20.268
.ولی زیاد نزدیکشون نشید

25:20.769 --> 25:22.229
.یکم زود عصبانی میشن

25:28.360 --> 25:30.278
،بانو، یه حسی بهم میگه که

25:30.362 --> 25:34.866
.یک سری اهداف حیله‌گرانه در کار هستند

25:35.450 --> 25:36.910
اینقدر تابلو بودم؟

25:36.993 --> 25:40.205
شما قصد دارین که بانو ویسلداون رو
.با استفاده از کمک سوگلی‌ـتون رسوا کنین

25:40.288 --> 25:43.083
نویسنده قطعا سعی میکنه که با اون
،ارتباط برقرار کنه و وقتی این اتفاق بیفته

25:43.166 --> 25:45.043
.علیاحضرت از قبل، اونجا منتظرشونه

25:45.627 --> 25:48.296
اصلا از اول برای همین
دوشیزه ادوینا رو انتخاب کردید؟

25:48.380 --> 25:50.340
...یه شخصی که فصل قبلی حاضر نبوده

25:50.423 --> 25:52.551
خب به این معنیه که
.میتونم بهش اعتماد کنم

25:52.634 --> 25:54.302
.آره -
.همم -

25:54.386 --> 25:58.306
.بانو دنبری. قضیه رو اینقدر جنجالی نکنید

25:58.390 --> 26:01.101
شما هم تقریبا به اندازه من
.از این کار لذت میبرید

26:01.184 --> 26:03.728
.این فصل فرق داره

26:05.105 --> 26:08.358
شاید شما بخواین تفریح خودتون رو نابود کنین
،بانو دنبری

26:08.441 --> 26:10.569
.ولی نمیتونین مال من رو خراب کنین

26:11.236 --> 26:13.446
بذارید بهتون نشون بدم
.فیل‌هام رو کجا نگه میدارم

26:13.530 --> 26:14.530
.همم

26:17.242 --> 26:20.912
خیلی مغرور و از خودراضیه و تقریبا مطمئنم که
.میدونه تو هر شرایطی، بهترین کار چیه

26:20.996 --> 26:22.747
.وبال جون خیلی وحشتناکی به نظر میرسه

26:22.831 --> 26:26.001
مخصوصا از اونجایی که تو هم
.میدونی تو هر شرایطی، بهترین کار چیه

26:30.964 --> 26:32.716
.تازه برنده همه مسابقه‌های امروز هم هستم

26:32.799 --> 26:34.676
.به جای حرف زدن، شمشیر بازیتو بکن. برادر

26:37.387 --> 26:38.638
.موفق باشی

26:39.306 --> 26:40.390
آماده‌ای؟

26:45.729 --> 26:47.689
میدونی چرا هردفعه من میبرم؟

26:47.772 --> 26:50.400
،چون هر دفعه که میبازی
.میگی که تقلب شده

26:51.359 --> 26:52.861
.چون که وظایفم رو میدونم

26:53.653 --> 26:55.530
.اهدافم چیا هستند و چجوری باید بهشون برسم

26:56.990 --> 27:00.952
که وقتی دوشیزه ادوینا رو
.وایکنتس خودم کردم، این کارها رو میکنم

27:06.333 --> 27:08.084
.دوشیزه ادوینا و من خیلی به هم میایم

27:08.710 --> 27:10.128
.خیلی زن جوان و دوست‌داشتنی‌ایه

27:11.004 --> 27:12.130
.دلش بچه میخواد

27:13.798 --> 27:15.675
.خیلی زن خوبی میشه

27:15.759 --> 27:17.093
منظورش اینه که

27:17.177 --> 27:20.347
همه زنای جوون دیگه‌ی
.توی شهر رو فرستاده پی کارشون

27:21.681 --> 27:23.642
.زیادی به خودت سخت میگیری، برادر

27:23.725 --> 27:26.227
شاید اگه دنبال یکی میرفتی
،که خواهر به این بد قلقی نداشت

27:26.311 --> 27:27.896
.کارت خیلی راحت‌تر میبود

27:27.979 --> 27:29.814
چرا من باید کسی باشم که باخت رو میپذیره؟

27:32.942 --> 27:35.695
،مهم نیس کدوم زن جوون رو انتخاب کنم

27:35.779 --> 27:37.989
همیشه یه بابای کله شق

27:38.073 --> 27:39.949
.یا عمه‌ی فضول تو کاره

27:40.033 --> 27:43.161
،نمیذارم همینجوری یه خواهر
،که تازه از من هم کوچیکتره

27:43.244 --> 27:44.954
.جلوی رسیدن من به چیزی که میخوام رو بگیره

27:45.038 --> 27:46.748
منظورت کسیه که میخوای؟

27:47.374 --> 27:50.794
،این هنوز یه بازی دوستانه‌اس
یا بریم زره بپوشیم؟

27:50.877 --> 27:53.046
.همین رو متوجه نشدی برادر

27:53.630 --> 27:56.841
بندیکت با بازی کردن با تمام وجود
.و وانمود نکردن، داره بهم احترام میذاره

27:58.218 --> 27:59.386
دقیقا همونطور که من

28:00.553 --> 28:01.553
.بهش احترام میذارم

28:05.392 --> 28:07.394
!یاه! یاه

28:08.228 --> 28:09.312
.کدوم احترام بابا

28:11.523 --> 28:14.401
.آقایون، بابات تمرین امروز خیلی ممنون

28:15.902 --> 28:18.822
حالا دیگه وقتشه که برم و
.آخرین پیروزی امروزم رو هم بگیرم

28:20.573 --> 28:21.658
.برام آرزوی موفقیت کنین

28:26.621 --> 28:28.456
.فک کنم بهشون میگفتند گورخر

28:29.040 --> 28:30.750
پس خوشت اومد؟

28:31.251 --> 28:33.211
.خیلی ناراحتم که نتونستم بیام

28:33.294 --> 28:36.589
اوه، مطمئنم که این بار آخری نبود
.که ما به کاخ دعوت میشیم

28:36.673 --> 28:40.760
علیاحضرت به نظر خیلی تحت تاثیر ادوینا
قرار گرفته بودند، اینطور نیست، بانو دنبری؟

28:41.302 --> 28:42.804
.داشتم با خودم فکر میکردم

28:42.887 --> 28:45.306
.بهتره امشب یه دورهمی داشته باشیم

28:45.390 --> 28:50.353
تا دوشیزه ادوینا بتونه بهتر
.با خواستگارهاش آشنا بشه

28:50.437 --> 28:51.896
.خودم ترتیب همه چیز رو میدم

28:53.022 --> 28:54.022
.عالی به نظر میرسه

28:54.065 --> 28:57.193
اگه حواستون به لیست مهمون‌ها باشه
.مشکلی نیست. منو می‌بخشید

29:00.155 --> 29:01.072
.پسر خوب

29:01.156 --> 29:02.866
چطوری باید واضح‌تر از این بگم؟

29:02.949 --> 29:05.749
.یه هدیه برای دوشیزه ادوینا آوردم -
.اسب تروژان‌ـت رو ببر یه جای دیگه -

29:05.827 --> 29:09.873
.بهتون اطمینان میدم که این یه اسب واقعیه
.توصیه میکنم سعی نکنین برید توش

29:09.956 --> 29:12.584
.حقیقتا، همه اینا برای تو یه بازیه -
.من نیومدم اینجا که بازی کنم -

29:12.667 --> 29:15.295
پس داستان آقای دورست اگه چیزی جز
شوخی فریبکارانه نبود، پس چی بود؟

29:15.378 --> 29:18.757
قضیه آقای دورست، اونطورها که
.وانمود میکنید هم، فریب بزرگی نبود

29:18.840 --> 29:20.383
.حالا هم که دیگه داری قضاوت منو زیر سوال میبری

29:20.467 --> 29:21.801
.علتش این بود که شما مال منو زیر سوال بردید

29:22.594 --> 29:25.805
تا حالا به عمرم، مردی
...به گستاخی و وقاحت شما

29:25.889 --> 29:26.973
.تو اصن منو نمیشناسی

29:27.056 --> 29:29.476
.میدونم که خیلی اعتماد به نفس بالایی دارین
.خیلی محتاط هستین

29:29.559 --> 29:32.061
.میدونم خیلی الکی قول میدید

29:32.145 --> 29:34.439
.دیگه چیز خاصی لازم نیست بدونم

29:35.899 --> 29:37.650
.ممنون، قربان

29:39.861 --> 29:41.863
دوباره این چیزا رو توی ایوان شنیدی؟

29:43.198 --> 29:46.743
یجوری رفتار میکنی انگار من هیولایی چیزیم
در صورتی که هر زن دیگه‌ای توی لندن

29:46.826 --> 29:49.096
کشته مرده این شرایطیه که دارم
.برای ازدواح ارائه میدم. باید اینو بدونی

29:49.120 --> 29:51.122
کاملا واضح نشون دادی

29:51.206 --> 29:53.041
چیا برای خواهرت میخوای و چیا براش نمیخوای

29:53.124 --> 29:54.459
ولی تا حالا اصن این فکر به ذهنت

29:54.542 --> 29:57.337
خطور کرده که شاید این
چیزی باشه که خواهرت میخواد؟

30:01.466 --> 30:02.801
.لرد بریجرتون

30:03.384 --> 30:04.384
.دوشیزه ادوینا

30:05.553 --> 30:08.264
براتون یه هدیه کوچیک آوردم

30:08.348 --> 30:10.767
تا اوقات خوشمون از
.مسابقات دیروز رو یادتون بمونه

30:11.267 --> 30:12.101
.اوه

30:12.185 --> 30:13.394
اسب برای منه؟

30:15.104 --> 30:17.357
.خب فکر کردم از حیوونا خوشتون میاد -
.همینطوره -

30:17.440 --> 30:20.109
ولی معمولا از اونایی
.که میتونم بذارمشون تو دلم

30:24.489 --> 30:25.615
.معذرت میخوام

30:26.991 --> 30:28.576
یه چیزی در مورد این گفتید که

30:29.160 --> 30:31.788
...نکتار شما رو یاد یه اسب محبوب‌ـتون توی

30:31.871 --> 30:34.332
.اون اسب، یه شخصیت توی یه رمانه

30:34.415 --> 30:36.251
.در واقع یه رمان عشق و عاشقی

30:36.334 --> 30:39.295
.خواهرم خیلی اون رمان رو دوست داره

30:42.048 --> 30:44.092
.خیلی متشکرم سرورم

30:44.592 --> 30:47.470
.این اسب واقعا نشونه لطفتونه

30:52.183 --> 30:54.227
.بیا، ادوینا. باید برگردیم داخل

31:18.084 --> 31:21.504
!آقای بریجرتون
.قدم رنجه فرمودید

31:21.588 --> 31:24.966
.افتخارش سرتاسر مال منه آقای ماندریچ
.اینجا فوق‌العاده شده

31:25.049 --> 31:27.051
ولی، من یکم زود رسیدم، نه؟

31:27.135 --> 31:30.054
.طبیعتا با گذشت زمان، شلوغ میشه

31:31.055 --> 31:34.309
یه شایعه‌ای شنیدم که شما
.خودتون هم هنرمند هستین

31:34.392 --> 31:35.602
.اوه

31:35.685 --> 31:37.270
.من...هر از گاهی از این کارا میکنم

31:38.479 --> 31:39.479
،پس

31:40.023 --> 31:42.233
.باید با آقای کروک‌شنک آشنا بشید

31:43.526 --> 31:44.777
اون یه نقاش خیلی با استعداده

31:44.861 --> 31:47.113
.که با هنرمندها و خریدارا هم کلی آشنا داره

31:47.196 --> 31:49.532
.من همیشه مشتاق دیدن آدمای با استعدادم

31:49.616 --> 31:53.202
این دقیقا همون چیزیه که
.موسسه‌ی من رو خاص میکنه

31:53.286 --> 31:57.332
میدونم که تو و برادرات، توی جاهایی
.مثل وایتز راحتین

31:57.415 --> 32:02.211
،ولی هر مرد صادقی
،جدا از عنوان و مقامش

32:02.295 --> 32:05.131
یا حتی شغلش، در اینجا

32:06.341 --> 32:07.342
.به روش بازه

32:08.176 --> 32:10.929
،باید اقرار کنم، آقای ماندریچ
واقعا با دیدن اینکه با زور بازوی خودت

32:11.012 --> 32:15.016
،چه موسسه‌ی خوبی راه انداختی
.بسیار ذوق زده شدم

32:15.516 --> 32:16.726
.به افتخارش

32:46.381 --> 32:47.715
تر و تمیز کردن سگ‌ها؟

32:47.799 --> 32:52.512
آره. شاید یه دوستی داشته باشی
.که به این موضوع علاقه داشته باشه

32:52.595 --> 32:55.139
مادر، حالتون خوبه؟ -
.نه، نه. حالش خوب نیست -

32:57.850 --> 32:59.811
.نمیدونستم امشب جشنه

32:59.894 --> 33:01.938
.بیشتر یه دورهمیه

33:02.021 --> 33:05.066
از طرف پیامرسان دنبری، دعوتنامه نگرفتی؟

33:06.359 --> 33:07.944
.دورهمی خونه‌ی دنبریه

33:08.027 --> 33:11.447
و اونوقت دوشیزه شارما هم منو
.به بازی گرفتن اوضاع متهم میکنه

33:11.531 --> 33:13.199
میتونی سرزنش‌ـش کنی؟ -
چی؟ -

33:16.786 --> 33:18.830
.داره از خواهرش مراقبت میکنه

33:18.913 --> 33:20.331
اون امیدواره که بتونه
.براش یه آدم عاشق پیدا کنه

33:20.415 --> 33:24.043
و تو که ظاهرا به این راحتی
...همچین چیزی رو مسخره میکنی

33:25.086 --> 33:29.340
شاید بقیه‌ی خواستگارهای دوشیزه ادوینا
.خواستن امشب با دقت بیشتری حرف بزنن

33:29.882 --> 33:31.801
.شنیدم بعضیا میخوان شعر بخونن

33:32.885 --> 33:35.430
.از این باید درس بگیری، آنتونی

33:35.513 --> 33:38.141
فقط امیدوارم که
.این دفعه بالاخره یادش بگیری

33:38.766 --> 33:40.184
.بیاین

34:15.887 --> 34:19.474
.حداقل این دفعه مردا دارن آبرو خودشونو میبرن

34:20.391 --> 34:23.227
این ایده تو بود؟ -
.کاش میشد اعتبارش رو به نام خودم بزنم، ولی نه -

34:23.311 --> 34:25.605
.بانو دنبری پیشنهاد داد که شب شعر بگیریم

34:25.688 --> 34:28.149
،ولی مردا، با توجه به روحیه رقابتی‌ـشون

34:28.232 --> 34:30.485
.این مسخره‌بازی رو از خودشون در آوردن

34:30.568 --> 34:31.568
.معلومه که همینکارو کردن

34:34.030 --> 34:36.449
.اوه، بله. فوق‌العاده‌اس

34:36.532 --> 34:38.284
تو خواهر وایکنت هستی، درسته؟

34:38.367 --> 34:40.870
.یکی از خواهراشم
.ولی ازم کینه به دل نگیر

34:42.455 --> 34:44.082
.اوووه

34:48.586 --> 34:52.298
اینکه وایکنت فامیل شماس تقریبا داره
.باعث میشه حس بهتری نسبت بهش داشته باشم

34:52.381 --> 34:55.885
بیا فعلا زیاد بهش اعتبار ندیم، باشه؟

35:00.765 --> 35:01.765
این دیگه چیه؟

35:02.350 --> 35:04.477
.آره. آره

35:06.729 --> 35:09.023
چطوره یه استراحتی داشته باشیم؟

35:10.024 --> 35:11.234
.بله

35:24.413 --> 35:25.873
.لباس زیباییه

35:26.833 --> 35:28.626
.اوه. ممنون

35:28.709 --> 35:31.295
.منم مال تو رو خیلی دوست دارم

35:31.379 --> 35:33.923
.خیلی حس شوخ طبعی خوبی داری -
...نه، قصد نداشتم که -

35:34.507 --> 35:35.758
.دارم جدی میگم

35:36.634 --> 35:38.219
.واقعا خیلی قشنگه

35:38.719 --> 35:40.930
.خب، گمونم دیگه از رنگش خسته شدم

35:41.931 --> 35:43.391
.میفهمم

35:43.474 --> 35:46.853
،ولی، به نظرم، راستش
،رنگ زیاد مهم نیس

35:46.936 --> 35:48.729
.بیشتر اینکه لباس به آدم بیاد مهمه

35:48.813 --> 35:50.439
...این لباس خیلی به شما میاد، دوشیزه

35:50.523 --> 35:52.066
.پنه‌لوپی. فدرینگتون

35:53.901 --> 35:54.944
.منو میبخشید

36:03.119 --> 36:05.746
خب، امشب چیکاره‌ای؟

36:06.455 --> 36:08.583
یه ترانه بخونی؟ یه رقص ریزی بری؟

36:09.125 --> 36:12.461
استعداد خاصی تو تایر بازی داری
که هنوز نشون مردم ندادی؟

36:12.545 --> 36:14.755
متاسفانه باید بگم که
.امشب فقط به قصد تماشا اومدم

36:17.008 --> 36:20.511
توجه خیلی زیادی روی بانوی جوانی
.که هیچ کدوممون کامل نمیشناسیم متمرکز شده

36:20.595 --> 36:22.597
همم. میبینم که زیاد
برات عجیب نیست. پنه‌لوپی؟

36:22.680 --> 36:24.182
.من؟ نه

36:24.265 --> 36:26.726
.من همیشه آخر ماجرا رو اول از همه میبینم

36:28.436 --> 36:30.521
،حالا که بحث چیزای تعجب برانگیز و راز شد

36:31.439 --> 36:33.566
باید اسم اون بانوی جوانی که وقتی

36:33.649 --> 36:35.282
.بیرون شهر بودی باهاش ملاقات کردی رو بگی

36:36.194 --> 36:37.361
منظورت چیه؟

36:37.445 --> 36:42.074
،گفتی که توی مسابقات
...هیچوقت تنها نبودی. منم با خودم گفتم

36:42.825 --> 36:44.452
.بی‌خیال

36:45.119 --> 36:48.372
عه ببین. جدی امشب
.یه نفر میخواد چرخ‌بازی کنه

36:50.333 --> 36:51.334
.حق با توئه

36:52.126 --> 36:54.503
.توی سفرهام تنها نبودم

36:55.129 --> 36:57.423
.یه مکالمه خیلی جدی با یکی شروع کردم

36:57.506 --> 37:00.051
.یه آدمی که خیلی وقته میشناسمش

37:00.134 --> 37:03.763
ولی با اینحال، بعد از این همه داستانی
،که با دوشیزه تامپسون داشتیم

37:03.846 --> 37:05.097
فهمیدم که

37:05.181 --> 37:07.141
.هیچوقت حقیقتا این شخص رو نشناخته بودم

37:09.060 --> 37:10.144
.خودم رو

37:10.228 --> 37:11.354
خودت رو؟

37:12.271 --> 37:13.522
.باید ازت تشکر کنم

37:14.023 --> 37:16.525
.نامه‌هایی که میدادی خیلی دلگرم کننده بود

37:17.443 --> 37:20.029
،با خودم گفتم
،اگه پنه‌لوپی میتونه منو اینطوری ببینه

37:20.112 --> 37:21.447
.پس حتما من هم میتونم

37:22.531 --> 37:23.531
من فقط

37:24.116 --> 37:26.911
.خیلی حواسم پرت دوشیزه تامپسون شده بود

37:27.954 --> 37:31.582
،پس یکم به افکارم سر و سامون دادم
...دور زن و عشق و اینجور چیزا خط کشیدم و

37:32.458 --> 37:35.419
خب، فقط میخواستم
،قبل از اینکه دوباره وارد این دنیا بشم

37:35.503 --> 37:37.296
.کامل خودم رو درک کنم

37:38.130 --> 37:40.258
پس دور زن‌ها خط کشیدی؟

37:40.341 --> 37:42.009
.خب، فعلا آره

37:42.093 --> 37:44.303
.من که زنم

37:45.221 --> 37:46.681
.تو پنه‌لوپی هستی

37:47.515 --> 37:48.599
.تو حساب نیستی

37:49.475 --> 37:50.559
.تو دوستمی

37:51.143 --> 37:52.143
.البته

37:52.812 --> 37:53.854
.دوستت‌ـم

37:54.772 --> 37:56.107
.چه خوب که اینو می‌شنوم

38:08.953 --> 38:10.871
.ممنون

38:10.955 --> 38:13.082
.آره. به نظر من هم خیلی جذابه

38:14.250 --> 38:17.837
،لرد فدرینگتون جدید
خیلی سلیقه خوبی داره، مگه نه؟

38:17.920 --> 38:18.920
.بانو کاوپر

38:18.963 --> 38:20.089
.دوشیزه کاوپر

38:21.590 --> 38:23.801
.عجب گردنبند ظریف و زیبایی

38:23.884 --> 38:26.012
شنیدم که یه هدیه
.از طرف لرد فدرینگتون جدیده

38:26.095 --> 38:30.266
اوه، لرد بهتون نگفته؟
.امروز بعد از ظهر پیش ایشون بودیم

38:30.349 --> 38:32.268
.حتما حواسم نبوده نشنیدم -
.همم -

38:32.768 --> 38:36.939
خیلی مشغول کارای عروسی فیلیپا
.و اینجور چیزا بودم

38:37.023 --> 38:39.275
حرکت خیلی سخاوتمندانه‌ایه، نه؟

38:39.775 --> 38:41.736
برام سواله که
.چه معنی‌ای میتونه داشته باشه

38:41.819 --> 38:43.070
.معنی خاصی نداره

38:44.322 --> 38:46.532
.لرد جدید خیلی هدایای سخاوتمندانه‌ای میدن

38:46.615 --> 38:48.034
.تعدادشون خیلی زیاده

38:48.117 --> 38:49.577
.همم. بله. اوه

38:49.660 --> 38:51.495
.از اینطرف. عزیزم

39:04.633 --> 39:06.177
.اون نقاشی جرارد رو دیدم

39:06.260 --> 39:08.095
.عالی بود -
.در اصل، فوق‌العاده بود -

39:08.179 --> 39:10.681
پس داری بهم میگی که
اون، به همراه لیتن و ترنر

39:10.765 --> 39:12.475
همگی توی یه آکادمی درس خوندن؟

39:12.558 --> 39:14.935
آره بابا. تازه شنیدم
.یه موقعیت خالی هم دارن

39:15.770 --> 39:20.024
،اگه به طور جدی به نقاشی فکر میکنیم
.شنیدم بهترین جا برای یاد گرفتن، اونجاس

39:20.107 --> 39:21.650
.برادر، بهت احتیاج دارم

39:23.027 --> 39:25.571
.وسط صحبتم -
.بیا بیرون، همین حالا -

39:27.281 --> 39:28.282
.معذرت میخوام

39:33.245 --> 39:35.998
ازت میخوام که بهم یاد بدی
.چجوری اینو با صدای بلند بخونم

39:36.832 --> 39:37.832
یه شعر از بایرن؟

39:38.250 --> 39:40.378
امروز تو شمشیر بازی
زیادی سفت زدم به کله‌ـت؟

39:40.461 --> 39:43.089
در جنگلی که به آن مسیری نیست شادی است"

39:43.172 --> 39:44.382
...اوه

39:44.465 --> 39:47.802
"...و در ساحل حس شیدایی خاصی است"
چجوری یه نفر اینو یجوری میگه که خوب به نظر برسه؟

39:48.302 --> 39:51.680
.متاسفانه امکان پذیر نیست
.شعرش اصلا خوب نیست

39:51.764 --> 39:52.598
.چرت و پرت محضه

39:52.681 --> 39:55.684
.فکر کردم با اینجور چیزا حال میکنی

39:55.768 --> 39:58.062
.شعر و شاعری، آره. ولی بایرن، معلومه که نه

39:58.145 --> 39:59.897
همه بایرن دوست ندارن؟

39:59.980 --> 40:03.484
خیلیا توی دوران تحصیلم توی کمبریج
.منو شاعر بهتری نسبت به بایرن میدونستن

40:03.567 --> 40:05.653
یعنی شعرای تو کمتر فریبنده هستن؟

40:05.736 --> 40:06.779
فریبنده؟ -
.اوهوم -

40:06.862 --> 40:09.073
.شعرسرایی دقیقا برعکس اینه، برادر من

40:10.157 --> 40:13.994
شعرسرایی یعنی آشکار کردن
.حقیقت ارزشمند، با کلمات

40:15.579 --> 40:18.541
.کاملا درسته، برادر
داری...داری جدی میگی؟

40:18.624 --> 40:19.667
.اوهوم

40:19.750 --> 40:21.585
.خداوندا. شب بخیر

40:21.669 --> 40:23.963
حقیقتا چجوری باید یک زن رو تحسین کرد؟

40:26.340 --> 40:28.759
.باید با نگاه کردن بهش الهام بگیری

40:30.469 --> 40:32.221
.اینکه غرق زیباییش بشی

40:32.304 --> 40:35.850
تا به یه حدی برسی که دیگه
،نتونی خودت رو جمع و جور کنی

40:36.392 --> 40:38.853
تا جایی که با کمال میل حاضر باشی

40:38.936 --> 40:41.564
.هرگونه درد و رنجی رو براش تحمل کنی

40:43.566 --> 40:45.025
...تا وجودش رو

40:45.693 --> 40:48.154
.با اعمال و کلمات‌ـت ستایش کنی...

40:50.406 --> 40:52.241
.این چیزیه که یه شاعر حقیقی توصیف میکنه

40:54.368 --> 40:56.579
.بیشتر از اینجور حرفا بزن، بندیکت

40:59.165 --> 41:00.165
.یه جایی بنویسش

41:02.668 --> 41:05.796
"و روی آن گونه و بر سر آن پیشانی"

41:05.880 --> 41:09.550
"خیلی نرم، خیلی آرام، خیلی شیوا"

41:10.759 --> 41:13.721
،لبخندهایی که پیروز میشن"
"،رنگ‌هایی که میدرخشن

41:14.346 --> 41:16.640
"،اما از روزهایی بگو که به خوشی گذرانده شده‌اند"

41:17.141 --> 41:19.518
"،ذهنی که با روح خود در آرامش است"

41:20.269 --> 41:23.772
"!قلبی که عشق آن، معصوم است"

41:27.943 --> 41:30.488
آقایون، از همه‌ـتون بابت این

41:30.571 --> 41:33.991
نمایش فوق‌العاده
.از هنرهاتون بسیار سپاسگزارم

41:34.074 --> 41:37.119
.قطعا این واقعه توی خاطرمون میمونه

41:37.203 --> 41:39.079
معذرت میخوام، بانو دنبری؟

41:39.163 --> 41:41.957
.امم، لرد بریجرتون، انتظار دیدنتون رو نداشتم

41:42.041 --> 41:44.126
.نه، ظاهرا از لیست مهمونا جا افتادم

41:44.210 --> 41:45.044
.آه

41:45.127 --> 41:47.087
اگرچه مطمئنم هیچوقت یه جوان که به مدت

41:47.171 --> 41:49.103
بیست و نه ساله افتخار آشنایی
با شما رو داشته رو رد نمکنین

41:49.465 --> 41:51.717
و همچنین نگهبان دم درتون
.هم همچین کاری نمیکنه

41:51.800 --> 41:54.136
.معذرت میخوام، وایکنت
.به نظر دوباره دیر رسیدید

41:54.220 --> 41:56.222
...دیگه داشتیم مراسم رو تموم میکردیم

41:56.305 --> 41:58.326
.مطمئنم دوشیزه ادوینا وقت برای یکی دیگه داشته باشن

41:58.974 --> 42:01.310
.کل شب رو داشتم روش وقت میذاشتم
.از خودم سرودم

42:01.852 --> 42:03.229
دوست دارید بشنویدش؟

42:05.022 --> 42:06.315
همگی دوست دارید بشنویدش؟

42:06.398 --> 42:08.067
.بله. حتما -
.وایکنت -

42:08.150 --> 42:10.194
.بخون پس -
.البته، لرد بریجرتون -

42:21.956 --> 42:22.956
"...حقیقتا چطور"

42:24.792 --> 42:26.001
"باید یک زن رو تحسین کرد؟..."

42:27.711 --> 42:29.964
"..باید با نگاه کردن بهش الهام بگیری"

42:31.173 --> 42:32.967
".اینکه غرق زیباییش بشی"

42:33.509 --> 42:37.096
تا به یه حدی برسی که دیگه"
"،نتونی خودت رو جمع و جور کنی

42:37.179 --> 42:41.225
تا جایی که با کمال میل حاضر باشی"
".هرگونه درد و رنجی رو براش تحمل کنی

42:41.308 --> 42:42.476
"...تا وجودش رو"

42:45.980 --> 42:46.980
"...تا وجودش رو"

42:58.826 --> 43:00.411
.معذرت میخوام. نمیتونم انجامش بدم

43:04.540 --> 43:09.044
.این سخنان مال من نیستن
.این کلمات، کامل متعلق به شخص دیگه‌ای هستن

43:10.879 --> 43:13.090
...اگه بخوام روراست باشم، من

43:13.173 --> 43:15.050
.من زیاد تو کار شعر و شاعری نیستم

43:17.177 --> 43:20.848
،کلمات توی اشعار، زیبا و شیرین هستن

43:20.931 --> 43:22.433
.ولی همچنین پوچ و توخالی هم هستن

43:23.225 --> 43:24.915
.البته مگر اینکه به دنبالش عمل صورت بگیره

43:27.021 --> 43:30.024
دوشیزه ادوینا، من میتونم اینجا بایستم
.و وانمود کنم کسی باشم که نیستم

43:30.107 --> 43:33.277
میتونم وانمود کنم دقیقا چیزیایی که شما میخواین
.رو میخوام، ولی اونجوری دارم دروغ میگم

43:34.486 --> 43:35.946
...شاید نتونم

43:38.407 --> 43:40.492
اونطوری که باید و شاید

43:41.327 --> 43:42.985
.عشقی که استحقاق‌ـش رو دارید رو نشون بدم

43:45.122 --> 43:47.791
ولی بهتون قول میدم وقتی
...کار به عمل و انجام وظیفه برسه

43:49.835 --> 43:51.712
.تو اون موقعیت هیچی کم ندارم

43:52.880 --> 43:54.006
و امیدوارم که

43:54.757 --> 43:57.635
صدای عمل، بلندتر از
.هر حرف زیبایی شنیده بشه

44:12.066 --> 44:15.527
شنیدی، بان؟
.اون نمیتونه عشقی که لایقشی رو بهت بده

44:15.611 --> 44:18.405
این باعث میشه تبدیل بشه به
یه مرد بد یا یه مرد صاف و صادق؟

44:19.073 --> 44:21.450
،نشانه‌ی یک مرد حقیقیه

44:21.533 --> 44:23.869
.درست همونطور که بابایی میگفت

44:24.578 --> 44:25.578
درسته؟

44:53.649 --> 44:54.692
.خوشمزه‌اس

45:13.877 --> 45:15.713
.بهتره برگردی به جشن

45:15.796 --> 45:17.339
.یه دقیقه دیگه میام

45:17.423 --> 45:20.509
خب، به نظر میرسه که وایکنت
.بدجوری رفت رو اعصابت

45:21.635 --> 45:23.262
.بعضی وقتا رفتاراش آزاردهنده میشه

45:23.345 --> 45:25.764
.اون درست شدنی نیس
.اون به درد خواهر من نمیخوره

45:25.848 --> 45:28.892
بالاخره یه کاری میکنم
.خواهرم هم به این نتیجه برسه

45:29.893 --> 45:31.729
یه نصیحتی بکنم، دوشیزه شارما؟

45:32.479 --> 45:34.732
،وقتی یکی آشفته‌حاله

45:34.815 --> 45:39.528
اغلب اوقات کار عاقلانه‌‌تر اینه که
.روی برطرف کردن نیازای خودش تمرکز کنه

45:39.611 --> 45:43.907
سعی برای عوض کردن نظر بقیه
،به عنوان کاری که درسته و باید انجام بشه

45:43.991 --> 45:46.994
اغلب اوقات کار سخت و آزاردهنده‌ایه

45:47.077 --> 45:48.517
که وقتی میفهمیم
تمام مدت هیچ سودی نداشته

45:48.579 --> 45:51.999
.اعصابمونو خورد میکنه

45:52.082 --> 45:54.918
،میدونم امشب خودمو خیلی احمق جلوه دادم
.بانو دنبری

45:55.002 --> 45:57.296
.نیازی نیست این حرفو از تو بشنوم

45:57.379 --> 45:59.631
.راستش، نیازی نیست از هیچ‌کی بشنومش

46:00.507 --> 46:03.343
برام مهم نیست تک‌تک‌تون راجع به من
.چه فکری میکنین

46:04.970 --> 46:07.556
،به محض این‌که ادوینا ازدواج کرد
،باید تنها برگردم خونه

46:07.639 --> 46:11.059
خوش‌حال به این دلیل که
.دیگه هیچ‌وقت پامو توی این شهر نمیذارم

46:12.102 --> 46:14.730
.شاید هنوز ندونی، و هیچ اشکالی هم نداره

46:14.813 --> 46:18.108
،اما من به شخصه
به نظرم خیلی ناامید کننده

46:18.192 --> 46:20.194
،و در عین حال مخالف حقیقته

46:20.277 --> 46:23.322
که بشنوم دوست داری

46:23.405 --> 46:26.033
توی 26 سالگی‌ت تنها باشی؟

46:26.116 --> 46:28.660
.شاید نباید تنها باشی
.من معلم خصوصی میشم

46:28.744 --> 46:31.205
خوش‌حال میشم بدونم
.از خواهرم مراقبت میشه

46:31.288 --> 46:32.288
خوش‌حال؟

46:33.081 --> 46:34.750
واقعا این‌قدر بدبختی، بانوی من؟

46:34.833 --> 46:36.627
ببخشید؟

46:36.710 --> 46:38.337
مگه همین الانشم تنها نیستی؟

46:38.420 --> 46:41.173
.من زیرنظر دارمت. میبینمت
.تو فراتر از خوش‌حالی

46:41.256 --> 46:45.511
.چون من یه عمر زندگی کردم

46:46.720 --> 46:47.930
.من یه بیوه‌م

46:48.639 --> 46:51.683
.کسایی رو دوست داشتم
.افرادی رو از دست دادم

46:51.767 --> 46:53.477
حق اینو داشتم

46:53.560 --> 46:56.104
،تا هر کاری که دوست دارمو
،هر وقت که دوست دارم

46:56.188 --> 46:58.690
.و هر جور دوست دارم انجام بدم

46:58.774 --> 47:00.025
،بچه

47:00.734 --> 47:02.986
.تو مثل من نیستی

47:03.695 --> 47:06.573
،و اگه این مسیرو ادامه بدی

47:06.657 --> 47:09.243
.هیچ‌وقت مثل من نمیشی

47:11.119 --> 47:13.747
دو چیز هستن که توی تاریکی‌ها

47:13.831 --> 47:16.750
.و مکان‌های تاریک شهر خوب‌مون میپلکن

47:16.834 --> 47:20.379
.آفت‌ها و رازها

47:20.462 --> 47:25.092
خواننده‌ی عزیز، به تو میسپارم
.که کدوم‌شون آسیب بیش‌تری وارد میکنن

47:26.802 --> 47:30.514
ولی برای همه سواله
سوگلی فصل چه رازها‌یی رو

47:30.597 --> 47:33.225
.توی دلش نگه داشته

47:33.308 --> 47:36.270
و کیو انتخاب میکنه
که این رازها رو بهش بگه؟

47:36.353 --> 47:38.772
شاید وایکنت بریجرتون؟

47:39.690 --> 47:42.067
حداقل نظر شارما که بزرگ‌تره

47:42.150 --> 47:46.488
راجع به همچین موضوعی
.برای هیچ‌کی پوشیده نیست

47:53.996 --> 47:57.708
اگه واقعا این‌قدر به خاطر چیزایی که
،بانو ویسلداون مینویسه اعصابت خورد میشه

47:57.791 --> 47:59.167
.شاید بهتر باشه دیگه نخونی

47:59.251 --> 48:01.712
.اون بالاخره خودشو آشکار کرده -
...چی؟ الـ -

48:01.795 --> 48:03.755
...نمیخواستم اینو بهت بگم چون

48:03.839 --> 48:06.508
،خب، خجالت‌زده شده بودم
،و فکر میکردم اشتباه میکنم، اما

48:07.092 --> 48:09.052
.دیروز رفتم به دفتر کارش

48:09.136 --> 48:10.345
جدی؟

48:11.930 --> 48:13.765
با کسی هم حرف زدی؟

48:14.391 --> 48:16.476
.مهم نیست. پن، ببین

48:16.560 --> 48:19.271
،نه تنها این کاغذا کاملا جنس‌شون یکیه

48:19.354 --> 48:22.816
بلکه حروف «ک»، به طرز کاملا مشابهی
.یه خرده بد شکل نوشته شدن

48:22.900 --> 48:25.360
.مطمئنا این دیگه تصادفی اتفاق نیفتاده

48:26.028 --> 48:27.529
.خب، باید حواس‌مونو جمع کنیم

48:28.322 --> 48:30.407
اگه همین اشتباه توی شماره‌ی بعدی
،ویسلداون هم وجود داشته باشه

48:30.490 --> 48:32.868
.متوجه میشیم که اون چاپ‌خونه قطعا مال خودشه

48:50.218 --> 48:52.763
.یه حرف «ک» جدید برای یه روزنامه‌ی استن‌هوپی

48:52.846 --> 48:56.058
.میشه ده پنی -
.بهت پنج پنی میدم -

48:56.141 --> 48:59.394
.پنج قیمت ویژه‌ی مشتریای ثابته

48:59.478 --> 49:02.731
.بهم اعتماد کن، رفیق، بعدا هم دوباره مزاحمت میشم

49:02.814 --> 49:06.026
،حالا تخفیفو بهم بده
.تا هر دومون راضی باشیم

49:13.825 --> 49:14.993
خانوم پنه‌لوپی؟

49:16.036 --> 49:19.289
در واقع، شاید به من بگین

49:19.373 --> 49:22.250
.بزرگ‌ترین رازفاش‌کن دنیا

49:22.334 --> 49:26.755
آخه به جز من دیگه کیه
که بهتون همیشه حقیقتو بگه؟

49:27.339 --> 49:29.132
.بفرمایید، علیاحضرت

49:29.633 --> 49:31.093
و مطمئنی

49:31.176 --> 49:34.016
که اینا زنای جوونی هستن
که سوگلی‌مون تا دیروقت باهاشون حرف میزده؟

49:34.096 --> 49:35.430
.بله، علیاحضرت

49:35.514 --> 49:36.974
،اگه چیزی که فکر میکنیم، حقیقت داشته باشه

49:37.057 --> 49:40.394
.بانو ویسلداون هم جزو همیناست

49:42.229 --> 49:45.732
وقتی حتی مخفی‌ترین رازها هم

49:45.816 --> 49:48.986
.بالاخره آشکار میشن

49:49.010 --> 49:59.010
مترجمین:

49:59.034 --> 50:09.034
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
