WEBVTT

00:03.980 --> 00:14.980
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:16.040 --> 00:28.280
‫« آینه‌ی سیاه، فصل هفتم »
‫« قسمت پنجم: یادنامه »

00:30.304 --> 00:37.304
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:38.305 --> 00:41.305
‫تـرجمه از « محمدعلی sm و iredprincess »

01:02.760 --> 01:03.830
‫الو؟

01:03.840 --> 01:06.680
‫سلام، آقای فیلیپ کانرثی؟

01:07.200 --> 01:08.880
‫«کانرتی» تلفظ میشه

01:09.680 --> 01:13.360
‫معذرت می‌خوام.
‫از طرف خانم کلی رویس تماس می‌گیرم.

01:14.000 --> 01:15.670
‫کسی به اسم کلی رویس نمی‌شناسم

01:15.680 --> 01:19.350
‫صد در صد، اما موضوع صحبت‌مون
‫مادر خانم رویس هستن، کارول رویس

01:19.360 --> 01:21.600
کسی به اسم کارول رویس هم نمی‌شناسم

01:22.120 --> 01:24.880
‫فامیلی قبل از ازدواج‌شون هارتمن بود.
‫کارول هارتمن.

01:29.280 --> 01:30.720
‫بله، این اسم رو می‌شناسم

01:31.560 --> 01:32.560
‫اوم...

01:35.120 --> 01:37.720
‫می‌شناختمش.
‫ببخشید، دلیل تماس‌تون چیه؟

01:38.360 --> 01:40.960
‫متاسفانه چهارشنبه‌ی هفته‌ی پیش
‫ایشون فوت کردن

01:42.160 --> 01:44.420
‫دخترشون می‌خواستن که اطلاع داشته باشید

01:51.960 --> 01:52.980
‫الو؟

01:53.960 --> 01:56.950
‫- از طرف من بهشون تسلیت بگید
‫- حتماً

01:56.960 --> 01:58.520
‫ممنون که اطلاع دادید

01:59.040 --> 02:02.400
‫البته مراسم ختم توی لندن برگزار میشه.
‫انگلستان.

02:03.320 --> 02:04.633
‫انگلستان

02:06.680 --> 02:08.800
‫نه، من نمی‌تونم بیام

02:09.320 --> 02:10.670
‫نه، قابل درکـه

02:10.680 --> 02:12.666
‫به‌خاطر حضورتون زنگ نزدم

02:12.690 --> 02:14.690
‫بنده از  طرف شرکتی به
‫اسم «یادنامه» تماس گرفتم

02:15.280 --> 02:16.630
‫یادنامه، خیلی‌خب

02:16.640 --> 02:20.640
‫درحال همکاری با یه خانواده هستیم که
‫مراسم یادبود نافذی برگزار کنیم

02:20.640 --> 02:22.190
‫مراسم یادبود نافذ

02:22.190 --> 02:24.840
‫ما با اسامی‌ای که توی مدارک قدیمیِ
‫مادرشون بود تماس می‌گیریم و

02:24.840 --> 02:26.200
‫اسم شما هم داخل‌شون بود

02:26.200 --> 02:29.560
‫پیدا کردن کسانی که کارول روی تو دورانِ
‫جوونیش می‌شناختن، چالش‌برانگیز بوده

02:29.560 --> 02:31.186
‫اگه بتونید خاطره‌ای از ایشون بگید،

02:31.210 --> 02:33.275
خیلی برای خانواده‌شون ارزشمنده

02:33.300 --> 02:37.400
‫- آخه مربوط به خیلی وقت پیشـه و...
‫- خب، لازم نیست چیزی بنویسید

02:37.400 --> 02:39.553
‫سیستم خاطرات‌تون رو گردآوری می‌کنه و

02:39.577 --> 02:41.577
اون رو برای مراسم آپلود می‌کنه

02:41.680 --> 02:44.230
‫- مایلید شرکت کنید؟
‫- بعید بدونم

02:44.240 --> 02:45.910
‫کاملاً‌ داوطلبانه‌ست

02:45.920 --> 02:48.286
‫اگه براتون راحت‌تره، ما کیت رو
براتون می‌فرستیم و

02:48.310 --> 02:49.776
بعد خودتون تصمیم بگیرید

02:49.800 --> 02:50.806
‫کیت؟

03:44.560 --> 03:46.113
‫سلام؟

03:47.840 --> 03:48.920
‫سلام؟

03:53.620 --> 03:54.260
‫سلام؟

03:54.260 --> 03:56.160
‫لازم نیست مستقیم داخلم حرف بزنید

03:56.184 --> 03:57.816
‫ببخشید، می‌دونم حرفم یکم عجیبـه

03:57.840 --> 03:58.910
‫ببخشید

03:58.920 --> 04:01.470
‫اول از همه یه‌سری صحبت‌های اولیه
‫هست که باید انجام بدم

04:01.480 --> 04:03.000
‫- بفرمایید
‫- خیلی‌خب

04:04.320 --> 04:07.826
‫امروز، ما زندگی کارول رویس رو جشن می‌گیریم

04:07.860 --> 04:11.480
‫نقش من به‌عنوان راهنمای شما اینـه که
‫کمک‌تون کنم خاطرات‌ خوب‌تون رو

04:11.480 --> 04:13.110
‫مرور، تکرار و بازسازی کنیم

04:13.120 --> 04:16.470
‫خب،‌ میشه بری سرِ اصل مطلب؟
.‫فقط بگو باید چی‌کار کنم

04:16.480 --> 04:17.630
‫خیلی‌خب...

04:17.640 --> 04:21.555
‫اول اجازه بدید... سیستم رو تنظیم کنیم

04:21.580 --> 04:24.633
‫فقط کافیـه دیسک راهنما که من هستم رو

04:24.657 --> 04:26.657
روی شقیقه‌تون قرار بدید

04:27.400 --> 04:30.390
‫یعنی روی این سمتِ...

04:30.400 --> 04:31.640
‫خودشـه

04:33.000 --> 04:35.510
‫حالا فقط کافیـه که به کارول فکر کنید

04:35.520 --> 04:37.710
‫خب، خیلی وقته این کار رو نکردم

04:37.720 --> 04:39.120
‫اوهوم، متوجهم

04:39.640 --> 04:42.080
‫اما سعی کنید الان ایشون رو به یاد بیارید

04:42.080 --> 04:44.990
‫چشماتون رو ببندید و
‫صورت‌شون رو تصور کنید

04:55.640 --> 04:57.710
‫خیلی‌خب، چیز خاصی نگرفتم

04:57.720 --> 05:00.910
‫خب، ببخشید ولی...

05:00.920 --> 05:03.350
‫فقط... سعی کنید تمرکز کنید

05:03.360 --> 05:05.520
‫دارم می‌کنم اما سختـه که...

05:06.040 --> 05:07.360
‫واضح ببینیدش؟

05:09.120 --> 05:10.148
‫بله

05:10.173 --> 05:11.790
‫یاد‌آوری خاطره اولش مثلِ

05:11.800 --> 05:14.670
‫برداشتن آب با دست از رودخونه می‌مونه

05:14.680 --> 05:17.790
‫- وای پسر
‫- بله ببخشید، اینا حرفای من نیستن

05:17.800 --> 05:20.030
‫توی دفترچه راهنما نوشته

05:20.040 --> 05:21.790
‫پپام‌واره‌های ملموس به کار میان

05:21.800 --> 05:24.190
‫تصویر، آهنگ، یادگاری.
‫از این‌جور چیزا.

05:24.200 --> 05:25.550
‫خودت نمی‌تونی عکس جور کنی؟

05:25.560 --> 05:28.270
‫اوه، من اجازه‌ی تهیه‌ی
‫اطلاعات بیرونی رو ندارم

05:28.280 --> 05:30.270
‫- چون با خاطرات خودتون قاتی میشه
‫- درستـه

05:30.280 --> 05:32.830
‫علت این کار اینـه که
‫خاطرات دقیق باشن

05:32.840 --> 05:33.750
‫درستـه، درستـه

05:33.750 --> 05:36.380
‫اما اگه اجازه‌ی دسترسی به
‫تصاویر حافظه‌ی ابری‌تون رو بهم بدید

05:36.380 --> 05:37.920
‫می‌تونم عکس‌های کارول رو جست‌وجو کنم

05:37.920 --> 05:41.070
‫اون موقع که من می‌شناختمش
‫اصلاً گوشی و حافظه‌ی ابری نداشتیم

05:41.080 --> 05:45.620
‫بسیارخب، عکس چاپ‌شده‌ای چیزی ندارید؟

06:29.200 --> 06:30.990
‫- هستی؟
‫- بله، چیزی پیدا کردید؟

06:31.000 --> 06:32.520
‫- یه‌ چندتایی
‫- یه ‌چندتا؟

06:33.560 --> 06:34.601
‫خب،‌ سه‌تا

06:34.626 --> 06:37.670
‫-  من تا ۱۵۰۰ عکس رو می‌تونم پردازش کنم
‫- اما من سه‌تا دارم

06:37.680 --> 06:40.800
‫توصیه‌شون اینـه که ۶ عکس مختلف باشه

06:41.400 --> 06:43.480
‫- میشه با همین ادامه بدیم؟
‫- صد در صد

06:45.000 --> 06:46.790
‫- خب؟
‫- دوباره من رو برگردونید بالا

06:46.800 --> 06:48.893
‫عکس اولی که می‌خواید وارد کنید رو

06:48.917 --> 06:50.917
بذارید زمین و بهش نگاه کنید

06:52.520 --> 06:54.550
‫- همینطوری فقط نگاش کنم؟
‫- بله

06:54.560 --> 06:59.430
‫خیلی‌خب،‌عکس اول... اینـه

06:59.440 --> 07:01.230
‫خیلی‌خب، چی اینجا داریم؟

07:01.230 --> 07:03.960
‫همون روزیـه که با کارول آشنا شدم.
‫یعنی اینجا بروکلینـه.

07:03.960 --> 07:06.140
‫رو پشت بوم «خونه تعاونی»
‫باربیکیو درست می‌کردیم

07:06.140 --> 07:09.360
‫- خونه تعاونی؟
‫- آره، قبلاً یه خونه‌ی متروکه بود...

07:09.360 --> 07:13.840
‫اما همه با هم توش وقت می‌گذروندیم
‫واسه همین بهش می‌گفتیم خونه تعاونی

07:13.840 --> 07:15.550
‫آخه ما بچه بودیم اما

07:15.560 --> 07:20.400
‫خودمون رو هنرمند و موسیقی‌دان
‫می‌دونستیم... یه مشت نخاله

07:20.400 --> 07:22.760
‫خب، شاید باور نکنی اما

07:22.804 --> 07:26.293
‫اون پسر جَوونه منم و اونم کارولـه

07:27.240 --> 07:29.590
‫چی... همون خانمه که پشت‌شون بهمونـه؟

07:29.600 --> 07:30.830
‫آره

07:30.840 --> 07:33.310
‫دنبال یه خاطره‌ی واضح از ایشونیم

07:33.320 --> 07:34.510
‫دیگه همینـه که هست

07:34.520 --> 07:38.453
‫می‌تونیم با وارد شدن به عکس
‫خاطره رو بهبود بدیم

07:39.040 --> 07:40.070
‫بریم داخل؟

07:40.080 --> 07:43.640
‫- منظورت چیه که بریم داخل؟
‫- نشون بدم بهتر متوجه میشید

07:54.360 --> 07:55.830
‫یا خدا

07:58.160 --> 07:59.470
‫سلام، ببخشید

08:00.560 --> 08:02.240
‫- وای
‫- منم

08:02.760 --> 08:04.030
‫- راهنماتون
‫- یاخدا

08:04.040 --> 08:05.990
‫قصد ترسوندن‌تون رو نداشتم

08:06.000 --> 08:08.790
‫نه، فقط... قضیه اینـه که...

08:08.800 --> 08:11.680
‫بله. راحت باشید،
‫با محیط آشنا شید

08:19.800 --> 08:22.240
‫این عکسیـه که با خاطرات‌تون
‫درآمیخته شده

08:22.740 --> 08:23.840
‫بعضی‌ از قسمت‌هاش جا افتادن

08:23.840 --> 08:26.880
‫اما خاطره‌ که یادتون بیاد،
‫جزئیات هم پدیدار میشن

08:31.440 --> 08:35.390
‫این عکس کِی گرفته شده؟
‫قبل از این که با کارول وارد رابطه شید؟

08:35.400 --> 08:36.630
‫هه...

08:36.640 --> 08:38.790
‫خب، من که نگفتم وارد رابطه شدیم

08:38.800 --> 08:42.120
‫دست بردارید.
‫آخه ببینید چطوری نگاش می‌کنید.

08:42.680 --> 08:46.020
‫حدس می‌زنم ایشون هم
‫دقیقاً همینطوری به شما نگاه می‌کرده

08:47.413 --> 08:49.186
می‌خندوندمش

08:50.120 --> 08:51.390
‫با خونه آشنا نبود

08:51.400 --> 08:53.590
‫نمی‌شناختمش اما قصد داشتم بشناسمش و

08:53.600 --> 08:55.160
می‌خندوندمش و

08:55.720 --> 08:56.880
‫اون...

08:57.440 --> 08:58.870
‫- یاخدا
‫- چیزی نیست

08:58.880 --> 09:01.030
‫نه، من... نمی‌تونم صورتش رو ببینم

09:01.040 --> 09:02.390
‫یادتون میاد

09:02.400 --> 09:05.750
‫سعی کنید ببینید چی از این لحظه یادتون میاد

09:07.120 --> 09:08.193
‫باشه

09:10.720 --> 09:11.780
‫اوم...

09:13.240 --> 09:15.520
‫تازه نقل مکان کرده بود

09:16.480 --> 09:18.950
‫همش تو خودش بود.
‫داشت ویولنسل یاد می‌گرفت.

09:18.960 --> 09:21.760
‫معمولاً توی اتاقش بود و
‫تمرین می‌کرد

09:23.000 --> 09:26.200
‫فکر کنم اون زمان هنوز با
یه پسره‌ای دوست بود

09:26.200 --> 09:27.640
‫نامزد بود

09:27.640 --> 09:28.728
‫جانم؟

09:28.753 --> 09:31.510
‫حلقه‌‌ی نامزدی توی دستشـه.
‫می‌بینید؟

09:31.510 --> 09:34.200
‫چشم‌ این سطح از جزئیات رو
‫نمی‌تونه وارد عکس کنه

09:34.200 --> 09:37.520
‫اما همین‌قدر برای الگوریتمِ واضح‌سازی
کافیـه تا برای ما نمایانش کنه

09:37.520 --> 09:39.430
‫نمی‌دونستم نامزد داره

09:39.440 --> 09:42.230
‫شاید ترجیح می‌دادید نبینید یا
‫به یاد نیارید

09:42.240 --> 09:44.390
‫نه، هیچوقت نگفت که رابطه‌ش جدیـه

09:44.400 --> 09:46.120
‫شاید کم‌اهمیت جلوش می‌داده

09:47.040 --> 09:49.360
‫نمی‌خواسته شما رو بترسونه

09:51.480 --> 09:55.200
‫این لحظه رو بعداً واسه آپلودش به
‫مراسم، بررسی کنیم؟

09:55.720 --> 09:58.870
‫فکر نمی‌کنم خانواده‌ش دل‌شون بخواد
‫این خاطره‌ی خوش از

09:58.870 --> 10:02.200
‫وقتی که نامزد داشته و
‫با من لاس می‌زده رو ببینن

10:02.200 --> 10:03.430
‫همم، حق با شماست

10:03.440 --> 10:07.040
‫با این که تصویر صادقانه‌ای از
‫شخصیتش رو بازگو می‌که

10:09.040 --> 10:10.100
‫ادامه بدیم؟

10:15.480 --> 10:16.800
یا خودِ خدا

10:17.680 --> 10:19.280
‫بله، نگران نباشید

10:19.920 --> 10:22.960
‫رفته‌رفته به این رفت و آمد عادت می‌کنید

10:23.720 --> 10:25.440
‫بریم سراغ عکس بعدی؟

10:26.200 --> 10:27.260
‫باشه

10:28.320 --> 10:29.750
‫انگار بازم مهمونیـه

10:29.760 --> 10:32.173
‫آره، اما مناسبتش یادم نمیاد

10:32.197 --> 10:34.016
‫آخه به هر بهونه‌ای مهمونی می‌گرفتیم

10:34.040 --> 10:35.190
‫خونه تعاونی بود دیگه

10:35.200 --> 10:37.093
‫بله. چهره‌های زیادی می‌بینم.

10:37.117 --> 10:39.117
‫نظرتون چیه که بهم معرفی‌شون کنید؟

10:39.560 --> 10:41.600
‫خیلی‌خب

10:43.240 --> 10:45.470
‫اون موطلاییه اِماست

10:46.600 --> 10:49.240
‫اون یارو که بانگ دستشـه هم جاموئـه

10:51.040 --> 10:53.440
‫دختره که اون پشت دراز کشیده هم آمانداست

10:54.080 --> 10:56.880
‫اگه بودی ازش خوشت می‌اومد.
‫عین خودت انگلیسی بود.

10:59.160 --> 11:01.080
‫اما کارول نیست

11:01.720 --> 11:02.760
‫خودتون هم همینطور

11:04.200 --> 11:06.313
‫نه، ما تو عکس نیستیم اما

11:06.337 --> 11:09.495
‫قطعاً جفت‌مون توی این مهمونی‌ایم

11:09.520 --> 11:10.520
‫همم

11:11.695 --> 11:15.045
‫انگار یه آهنگ هم گذاشته بودن.
‫«فولز گلد» از...

11:15.070 --> 11:17.200
‫استون روزز

11:17.200 --> 11:18.640
‫مال آمانداست

11:19.240 --> 11:20.710
‫موسیقی واسه یادآوری عالیـه

11:36.240 --> 11:37.260
‫اوناهاش

11:38.680 --> 11:39.720
‫آره

11:40.240 --> 11:41.300
‫آره

11:43.400 --> 11:44.720
‫از اینجا رد شدیم

11:45.640 --> 11:46.720
‫انتهای راهرو

11:49.480 --> 11:52.360
‫اولین باری بود که با
‫کارول گرم حرف زدن شدیم

11:52.880 --> 11:54.720
‫خیلی استرس داشتم

11:55.560 --> 12:00.120
‫مغزم داشت توی گوشام داد می‌زد،
‫«بپا گند نزنی داداش»

12:04.000 --> 12:05.480
‫اما گند نزدم

12:07.160 --> 12:09.080
‫حرف زدن باهاش راحت بود

12:09.920 --> 12:11.280
‫دختر بامزه‌ای بود

12:12.600 --> 12:14.760
‫یادتونـه درمورد چی حرف می‌زدید؟

12:17.360 --> 12:18.560
‫نه، اما...

12:20.200 --> 12:22.200
‫اون با همه‌ی کسایی که می‌شناختم یا

12:23.120 --> 12:24.840
‫حتی می‌تونستم تصور کنم،
‫فرق می‌کرد

12:31.120 --> 12:33.720
‫این اولین شبی بود که با هم خوابیدیم

12:40.840 --> 12:43.070
‫از این خاطره هم نمی‌تونم
استفاده کنم، درستـه؟

12:43.080 --> 12:46.040
‫«ترتیب خدابیامرز رو دادم»

12:46.680 --> 12:47.680
‫احتمالاً نمی‌تونید

12:51.040 --> 12:53.040
‫خب، بریم سراغ عکس آخر

12:53.800 --> 12:55.280
‫اوم...

12:56.560 --> 12:57.670
‫باز منم

12:57.680 --> 12:59.390
‫این دیگه چیه پوشیدم؟

13:00.800 --> 13:03.830
‫روحم هم خبر نداره کی این رو گرفته.
‫اصلاً حواسم نبوده.

13:03.830 --> 13:05.360
‫اما همچنان نشونه‌ای از کارول نیست

13:05.360 --> 13:06.910
‫نه اما داشتم گوش می‌کردم...

13:09.400 --> 13:10.420
‫...به اون

13:15.360 --> 13:16.920
‫توی اتاقش بود

13:17.920 --> 13:20.040
‫داشت با ویولنسلش تمرین می‌کرد

13:21.840 --> 13:22.840
‫غرقش شده بود

13:24.040 --> 13:25.880
‫نمی‌دونست دارم تماشا می‌کنم

13:30.960 --> 13:35.160
‫- اونجاست اما نمی‌بینمش
‫- یادتونـه چه آهنگی داشت می‌زد؟

13:36.560 --> 13:39.413
‫همش یه آهنگی رو تکرار می‌کرد

13:39.437 --> 13:40.536
‫قطعه‌ی زیبایی بود

13:40.560 --> 13:43.975
‫اگه اسم آهنگ رو به یاد بیارید،
‫می‌تونم دنبالش بگردم

13:44.000 --> 13:46.277
‫گوش کردن می‌تونه خاطره رو کامل کنه

13:47.760 --> 13:50.000
‫نه، جایی نیست

13:51.000 --> 13:52.360
‫خودش اون رو نوشته بود

13:53.140 --> 13:54.720
‫خودش اون قطعه رو ساخته بود؟

13:54.720 --> 13:56.640
‫آره، کارش خوب بود

13:58.440 --> 13:59.680
‫کارش خوب بود

14:03.120 --> 14:06.390
‫حیف که عکس‌های دیگه‌ای ندارید اما
‫از اونجایی که فقط همین‌‌ها رو دارید

14:06.400 --> 14:08.590
‫شاید بتونیم از یه‌جور شبیه‌سازی دیگه‌ای...

14:08.600 --> 14:09.600
‫دارم

14:10.440 --> 14:11.480
‫جانم؟

14:14.520 --> 14:16.240
‫عکس‌های دیگه‌ای هم دارم

14:17.280 --> 14:18.150
‫از اون

14:18.160 --> 14:20.400
‫عالیـه!
‫پس اونا رو هم ببینیم

14:21.960 --> 14:23.040
‫فایده‌ای ندارن

14:40.400 --> 14:42.560
‫منظورم رو فهمیدی؟

14:44.640 --> 14:45.680
‫بله

14:48.800 --> 14:50.630
‫یه سال و خرده‌ای
‫بعد از جدا شدن‌مون

14:50.640 --> 14:54.070
‫یا تک‌تک‌ عکس‌هایی که اون توش بود رو
‫می‌انداختم دور یا اینطوریش می‌کردم

14:54.080 --> 14:55.990
‫از دستش ناراحت بودید

14:56.000 --> 14:57.960
‫خب، اینطوری هم میشه برداشت کرد،‌ آره

15:02.120 --> 15:04.950
‫حتی تصورش هم نمی‌تونی بکنی که
‫تا چه حد عاشق اون دختر بودم

15:04.960 --> 15:07.000
‫بیشتر از هرچیزی

15:09.040 --> 15:12.550
‫و اون می‌گفت...
‫همیشه می‌گفت که همین حس رو داره و

15:12.560 --> 15:14.720
‫منم باور کرده بودم که همچین حسی داره و

15:15.480 --> 15:16.840
‫بعدش من رو انداخت دور

15:20.560 --> 15:23.560
‫تو یه گودال.
‫پرتم کرد تو یه گودال کوفتی.

15:23.560 --> 15:24.950
‫به همین سردی

15:24.960 --> 15:26.480
‫فقط گفت «فعلاً»

15:27.920 --> 15:29.640
‫هیچی نگفت.
‫همینطوری گذاشت و رفت.

15:32.440 --> 15:35.750
‫اون رفت دنبال زندگی خودش و
‫زندگی من همونجا متوقف شد

15:35.760 --> 15:37.590
‫خودم بودم و خودم

15:37.600 --> 15:40.200
‫سردرگم. ناامید. هیچی.

15:41.800 --> 15:44.926
‫بعدش هم درگیر الکل و
این‌جور مزخرفات ‫شدم و

15:44.950 --> 15:46.950
بعدش هم افسردگی اومد سراغم

15:47.600 --> 15:48.840
‫احساس خفت می‌کردم

15:49.640 --> 15:51.590
‫من و کارول سه سال با هم بودیم

15:51.600 --> 15:54.526
‫۱۵ سال طول کشید تا بتونم از اون
‫گودالی که پرتم کرد داخلش،

15:54.550 --> 15:55.416
بیام بیرون

15:55.440 --> 15:59.560
‫- پس آره. ناراحت بودم
‫- و هیچوقت باهاش تماس نگرفتید؟

16:02.080 --> 16:03.190
‫نه

16:04.040 --> 16:06.080
‫نه، تماسی نبود

16:06.080 --> 16:08.950
‫مرور مجدد گذشته،
‫همیشه کار راحتی نیست اما...

16:08.960 --> 16:10.710
‫باشه، ببخشید

16:10.720 --> 16:12.120
‫اما آره...

16:13.520 --> 16:16.750
‫وقتی با هم بودیم...
‫دوران خوبی هم داشتیم

16:16.760 --> 16:18.720
‫این رو می‌دونم اما...

16:21.000 --> 16:23.060
‫همش تموم شد

16:23.080 --> 16:25.980
‫حتی دیگه صورتش هم نمی‌تونم تصور کنم

16:26.720 --> 16:27.990
‫می‌خواید تمومش کنیم؟

16:32.120 --> 16:33.160
‫نه

16:33.560 --> 16:35.470
‫خب، خاطره‌ی خاصی مربوط به

16:35.480 --> 16:37.950
‫چیزهایی که از اون عکس‌ها مونده دارید؟

16:37.960 --> 16:39.440
‫نمی‌...

16:40.360 --> 16:41.830
‫شاید داشتم.
‫نمی‌دونم.

16:41.840 --> 16:43.670
‫هرچی بیشتر بتونید به یاد بیارید،

16:43.670 --> 16:46.069
‫احتمال بیشتری داره که بتونیم چهره‌‌ای که

16:46.093 --> 16:48.093
ازشون به خاطر دارید رو بازیابی کنیم

16:51.400 --> 16:54.020
‫خیلی‌خب.
‫بیا... بریم سراغ این یکی.

16:54.480 --> 16:55.490
‫کدومش شمایید؟

16:56.680 --> 16:57.950
‫ببخشید، شوخی کردم

16:57.960 --> 16:59.350
‫خیلی بامزه‌ای

16:59.360 --> 17:01.710
‫چی از اون روزی که
‫این عکس رو گرفتید یادتونـه؟

17:01.720 --> 17:02.710
‫خیس بودم

17:02.720 --> 17:04.110
‫خب، برای شروع بد نیست

17:04.120 --> 17:06.200
‫ببینیم دیگه چی به یاد میارید

17:08.680 --> 17:10.310
‫اینجا دقیقاً کجاست؟

17:10.320 --> 17:12.360
‫اسکله‌ی دماغه‌ی کاد

17:13.280 --> 17:15.120
‫یعنی همونجایی که الان زندگی‌ می‌کنید

17:15.120 --> 17:16.879
‫خب، خونه‌ی مامان‌بابام بهم رسیده بود اما

17:16.903 --> 17:19.095
‫خودشون رفته بودن بیرون شهر

17:19.120 --> 17:21.413
‫ما هم از این فرصت استفاده کردیم و

17:21.437 --> 17:23.597
‫رفتیم به یه سفر کوچیک و کم‌هزینه

17:24.800 --> 17:27.060
‫اولین مسافرتم با دوست‌دخترم

17:28.200 --> 17:29.400
‫کی این عکس رو گرفت؟

17:30.360 --> 17:32.470
‫یکی از توریست‌ها

17:32.480 --> 17:35.440
‫دوربین رو دادیم به یه رهگذر و
‫ازش خواستیم عکس بگیره

17:39.000 --> 17:41.390
‫من بیشتر از کارول این عکس رو دوست داشتم

17:41.400 --> 17:44.400
‫- هات‌داگ دوست نداشت؟
‫- چرا، آبجو دوست نداشت

17:45.160 --> 17:47.240
‫می‌گفت، «می‌تونستی واسه عکس
‫بطری رو بذاری زمین»

17:47.240 --> 17:49.270
‫آره، خب.
.بد هم نگفته

17:49.280 --> 17:50.360
‫آره

17:51.240 --> 17:53.720
‫راستش تو این سفر بود که
‫فهمیدیم رابطه‌مون جدیـه

17:56.000 --> 17:57.826
‫تو تخت دراز می‌کشیدیم،

17:57.850 --> 18:00.353
‫شیفته‌ی چشمای همدیگه می‌شدیم

18:01.240 --> 18:03.750
‫هی به هم می‌گفتیم «دوستت‌ دارم» و
‫از این حرفا

18:03.760 --> 18:05.326
‫هیچ‌چیز دیگه‌ای وجود نداشت

18:05.350 --> 18:06.536
‫فقط خودمون بودیم

18:06.560 --> 18:07.840
‫فقط همین رو می‌خواستیم

18:11.000 --> 18:12.620
‫نقشه کشیده بودیم

18:13.640 --> 18:15.680
‫وای، چقدر جَوون بودیم

18:20.320 --> 18:22.070
‫چه نقشه‌هایی کشیده بودید؟

18:22.080 --> 18:25.030
‫خب،‌ تصمیم گرفته بودیم که
‫خونه‌ی خودمون رو بگیریم

18:25.040 --> 18:28.000
‫اوه، ‌عکس سیاه و سفید؟
‫یه‌نموره هُنریـه

18:30.680 --> 18:33.320
‫همینجا بود.
‫یه خونه‌ی‌ کوچیک بالای فروشگاه پیانو.

18:34.320 --> 18:38.190
‫عکس رو من گرفتم که ‫یعنی
حدوداً اینجاها بودم

18:38.200 --> 18:39.360
‫همم

18:39.960 --> 18:42.440
‫یادتونـه چه رنگی داشته می‌زده؟

18:42.960 --> 18:46.190
‫خب، وقتی وارد خونه شدیم،
‫رنگ دیوار زرد نیکوتینی بود

18:46.200 --> 18:48.960
‫اولین خونه‌ی مستقل جفت‌مون بود

18:49.840 --> 18:52.726
‫می‌خواستیم یه نشونه‌ای از
خودمون به‌جا بذاریم

18:52.750 --> 18:54.983
‫واسه همین کل خونه رو...

18:55.007 --> 18:56.259
آبی کردیم

18:56.283 --> 18:59.215
‫آره، همینـه.
‫آبی.

18:59.240 --> 19:00.710
‫آره!

19:03.047 --> 19:05.626
‫وای خدا، صاحب‌خونه اعصابش خُرد شد

19:05.650 --> 19:07.749
‫نباید تغییر دکوراسیون می‌دادیم

19:08.520 --> 19:09.910
‫ایده‌ی احمقانه‌ای هم بود

19:09.920 --> 19:12.550
‫خونه‌ رو از چیزی که بود
‫کوچیک‌تر نشون می‌داد

19:12.560 --> 19:15.000
‫هردو اینجا خوشحال بودید؟

19:15.539 --> 19:16.640
‫فقط خودم بودم و خودش

19:17.360 --> 19:18.360
با ‫ویولنسل

19:18.960 --> 19:21.120
‫آره، جفت‌مون موسیقی رو ادامه دادیم

19:21.144 --> 19:23.535
‫تا این موقع عضو گروه شده بود

19:23.560 --> 19:26.320
‫- با هم عضو یه گروه بودید؟
‫- آره، الان نشونت میدم

19:27.560 --> 19:29.350
‫بیا، یکی از اجراهامونـه

19:29.360 --> 19:32.280
‫دور و بر سال ۹۱ میشه فکر کنم

19:34.840 --> 19:36.280
‫با خودکار سوراخش کردم

19:37.160 --> 19:38.350
‫اینطوری جواب میده؟

19:38.360 --> 19:39.470
باید بده

19:39.480 --> 19:41.720
‫همینجا بود

19:43.720 --> 19:45.670
‫کارول کیبورد می‌زد پس

19:45.680 --> 19:47.350
‫آره، ایده‌ی من بود

19:47.360 --> 19:48.935
‫پس ویولنسل چیشد؟

19:48.960 --> 19:51.080
‫ویولنسل به صدای آهنگ‌هامون نمی‌خورد

19:51.720 --> 19:53.310
‫می‌تونستید صدا رو تنظیم کنید

19:53.310 --> 19:54.480
‫اون می‌تونست همه‌ جور سازی بزنه

19:54.480 --> 19:56.830
‫شاید ویولنسل نبود اما مشکلی نداشت

19:56.840 --> 19:58.200
‫خودش این رو گفته بود؟

19:59.320 --> 20:00.780
‫ببخشید، اینجا دادگاه نیست

20:00.780 --> 20:02.400
‫نه، نیست

20:05.600 --> 20:07.310
‫واسه خودمون کلی طرفدار داشتیم

20:12.520 --> 20:15.600
‫نمیگم آدم گنده‌ای بودیم‌ها اما
‫می‌تونستیم باشیم

20:18.787 --> 20:20.673
‫آهنگ ضبط شده ندارید؟

20:20.840 --> 20:22.201
‫شاید خاطرات بیشتری برگردونه

20:22.226 --> 20:23.670
‫دیگه نه

20:24.000 --> 20:28.320
‫زیک از گروه خارج شد، رفت سیاتل،
‫احساس خدایی می‌کرد و

20:28.320 --> 20:29.710
‫گروه متلاشی شد

20:29.720 --> 20:31.520
‫پس نه،‌ کاری رو ضبط نکردیم

20:33.400 --> 20:35.150
‫بد هم نشد

20:35.160 --> 20:37.590
‫راستش صداش رو که می‌شنیدم
‫کهیر می‌زدم

20:37.600 --> 20:39.750
‫رفت که واسه خودش کسی بشه، ‌آره؟

20:39.760 --> 20:42.000
‫آره خب، عوضی‌ها همیشه موفق میشن

20:43.800 --> 20:46.080
‫شاید می‌تونستیم بدون اون ادامه بدیم ما

20:47.240 --> 20:48.560
‫دل کارول با این کار نبود

20:49.080 --> 20:53.030
‫- شاید باید می‌ذاشتید ویولنسلش رو بزنه
‫- شاید بازم بتونی بگی «ویولنسل»

20:53.040 --> 20:55.190
‫- خب، ویولنسل براش مهم بود
‫- می‌دونم

20:55.200 --> 20:57.830
‫کل زندگیش اون ساز رو زده بود.
‫به دخترش هم یاد داده بود.

20:57.840 --> 21:01.680
‫باید همینطوری روی مخ باشی؟
‫اینطوری کدنویسیت کردن؟

21:02.720 --> 21:04.040
‫راستش من کدنویسی نشدم

21:04.640 --> 21:06.750
‫- میشه گفت تولید شدم
‫- باشه

21:06.760 --> 21:09.000
‫از یه عوضیِ دیجیتال تولید شدی

21:14.940 --> 21:16.280
‫ببخشید

21:17.280 --> 21:19.020
‫عذرخواهیت رو قبول میکنم

21:20.400 --> 21:22.200
‫بریم سراغ یه عکس دیگه

21:25.960 --> 21:29.639
‫خیلی‌خب، حتم دارم اینها مال سال ۹۱ باشن

21:29.640 --> 21:32.439
‫- شب هالووین توی آندرولت
‫- عه، چه خوب شد

21:32.440 --> 21:36.040
‫با چندتا عکس میشه کلِ اون شب رو تجسم کرد

21:37.720 --> 21:39.759
‫آره، جامو راه‌به‌راه عکس می‌انداخت

21:39.760 --> 21:42.640
‫عجب شبی بود.
‫تا خرخره مشروب خوردیم، تا خرخره ‌ها.

21:44.080 --> 21:48.599
‫لعنتی، اون قرمزه کارولـه.
‫انقدر کُفری بودم که با سیگار سوزوندمش.

21:48.600 --> 21:51.639
‫- صورت خودتون رو هم سوزوندید؟
‫- من نیستم که

21:54.600 --> 21:56.759
‫اونی که ماسک هاکی زده منم

21:56.760 --> 21:58.519
‫اون‌موقع تو مشروب‌فروشی کار می‌کردم

21:58.520 --> 21:59.839
‫پس بیتل‌جوس کیـه؟

21:59.840 --> 22:03.440
‫یه گوساله که رفته ورِ دلِ دوست‌دخترم
‫مثلاً مخشو بزنه

22:04.120 --> 22:08.319
‫با اینکه خودتون حیّ‌وحاضر با لباس جیسون
‫توی «جمعه سیزدهم» اونجا بودید؟

22:08.320 --> 22:12.200
‫قربون آدم چیزفهم. من اونجا بودم،
‫بعد خانم رفته ورِ دل این یارو نشسته

22:12.720 --> 22:13.720
‫درست جلو چشم‌هام

22:13.745 --> 22:15.839
‫ظاهراً شما هم هم‌صحبت داشتید

22:15.840 --> 22:17.495
‫ایشون کیـه؟

22:17.520 --> 22:18.519
‫اِماست

22:18.520 --> 22:20.879
‫توی عکس‌های خونه تعاونی دیدمش

22:20.880 --> 22:22.560
‫آره، اون هم اونجا کار می‌کرد

22:25.400 --> 22:26.880
‫با هم خوب بودید؟

22:27.480 --> 22:28.480
‫همکار بودیم

22:31.320 --> 22:32.960
‫ای خدا، تو یکی دیگه ول کن

22:37.280 --> 22:40.599
‫کارول خیال می‌کرد بهش چراغ سبز
نشون داده بودم، ‫ولی اینطور نبود

22:40.600 --> 22:43.759
‫شغلم ایجاب می‌کرد
‫با بقیه خوش و بش کنم، متوجهی؟

22:43.760 --> 22:45.240
‫پس حسودی می‌کرد؟

22:46.400 --> 22:48.359
‫همون شب سرش بگو مگو داشتیم

22:48.360 --> 22:51.880
من هم حسابی واسه اینکه رفته بود
ورِ دل اون مرتیکه‌ی چلغوز عصبانی بودم

22:52.400 --> 22:54.400
‫انگار دنبال بهونه‌ست فرار کنه

22:55.440 --> 22:56.486
‫چی؟

22:57.000 --> 23:00.200
‫خودشو عقب کشیده،
‫انگار دهن ایشون بو می‌داده

23:01.800 --> 23:03.479
‫خیلی‌خب حالا، یه عکسـه دیگه

23:03.480 --> 23:05.559
‫باور کن، حتی یه لحظه هم
‫از جاش جُم نخورد

23:05.560 --> 23:07.839
‫- کل شب رو بَست نشست بغل دستش
‫- کل شب؟

23:07.840 --> 23:09.000
‫شک نکن

23:11.120 --> 23:12.359
‫فکر کنم

23:12.360 --> 23:13.879
‫اونجا رو می‌بینید؟

23:13.880 --> 23:16.759
‫حتماً جما همون شب باز عکس گرفته

23:16.760 --> 23:19.320
‫اون لباس قرمزه‌ای که پشتش به دوربینـه،
‫کارول نیست؟

23:21.120 --> 23:23.360
‫خیلی‌خب، حالا منظورم
‫لحظه به لحظه نبود

23:26.720 --> 23:28.680
‫یه بگومگوی مسخره بود

23:31.680 --> 23:33.639
یه‌بند غر می‌زد‌

23:33.640 --> 23:36.879
‫تهشم دیر خوابیدنش رو انداخت گردن من

23:36.880 --> 23:40.599
‫چون صبحش تست بازیگری‌ای
‫یه همچین چیزی داشت

23:40.600 --> 23:42.080
ارکستر ‫فیلارمونیک بروکلین

23:42.840 --> 23:44.039
‫برای ویولن‌سل

23:44.040 --> 23:45.279
‫قبول هم نشد

23:45.280 --> 23:47.199
‫حتماً بدجوری دمغ شده بود

23:47.200 --> 23:48.839
‫نه خیلی

23:48.840 --> 23:51.040
‫فرصت‌های دیگه‌ای براش مهیا شد

23:52.200 --> 23:55.599
‫برنامه‌ی اکستر که جور نشد،
‫بدجور خورد تو پَرش

23:55.600 --> 23:57.160
‫منبع درآمدی نداشت

23:58.160 --> 24:01.199
‫ولی بعدش آماندا خانم،
‫دختر انگلیسیِ خونه تعاونی،

24:01.200 --> 24:02.800
‫تشریف برد خونه‌شون،

24:03.480 --> 24:05.079
‫یکمی پارتی‌بازی کرد

24:05.080 --> 24:06.879
ارواح عمه‌اش، ‫یه کار شیش‌ماهه

24:06.880 --> 24:10.319
برای کارول ‫توی ارکستر «شبح اُپرا» ردیف کرد

24:10.320 --> 24:11.920
‫منطقه‌ی وست‌اند لندن

24:13.080 --> 24:15.040
‫کلاً یه آشغال‌دونی توریست‌پسند بود، ولی

24:16.200 --> 24:17.759
‫حسابی ذوق داشت

24:17.760 --> 24:19.239
‫آره، خیلی

24:19.240 --> 24:20.760
‫شما نمی‌خواستید بره؟

24:21.480 --> 24:24.200
تا تقی به توقی می‌خورد می‌گفت
‫حالا چند ماه بیشتر که نیست،

24:24.880 --> 24:28.160
‫بله، واسه شمایی که بار و بندیلت رو بستی
‫بری ماجراجویی چیزی نیست

24:32.240 --> 24:33.919
‫هر هفته برام کارت پستال می‌فرستاد

24:33.920 --> 24:36.320
‫عشق می‌کرد ها، ولی می‌گفت دلتنگمـه

24:36.880 --> 24:38.679
‫شعر می‌نوشت و این داستان‌ها

24:38.680 --> 24:41.159
‫شاید بتونیم یکیشو اسکن کنیم...

24:41.160 --> 24:42.920
حواسم به همه چیش بود

24:43.680 --> 24:45.639
‫پس چند وقتی ندیدیش؟

24:45.640 --> 24:48.479
‫نه، ولی برنامه ریختیم پاییز برم پیشش و

24:48.480 --> 24:50.280
‫کل آخرهفته رو پیشش بمونم

24:51.640 --> 24:53.640
‫منتها خیلی دور به نظر می‌رسید، می‌فهمی؟

24:54.320 --> 24:55.800
یه مدت طولانی ‫تنهای تنها بودم

24:56.760 --> 24:57.920
‫این چیـه؟

24:59.006 --> 25:00.033
‫تولدم

25:01.000 --> 25:03.279
‫پس اونقدرهام که می‌گید تنها نبودید

25:03.280 --> 25:04.415
‫منظورت چیـه؟

25:04.440 --> 25:06.280
‫خب، یکی این عکس رو گرفته دیگه

25:14.760 --> 25:15.839
‫پس ایشون...

25:15.840 --> 25:17.120
‫اِماست

25:17.640 --> 25:19.800
‫وای خدا، آره

25:22.320 --> 25:24.320
‫ای خدا، آره

25:24.880 --> 25:26.679
‫منو اونجوری نگاه نکن

25:26.680 --> 25:28.479
‫- چجوری؟
‫- همینجوری

25:28.480 --> 25:30.439
‫من که جوری نگاهتون نمی‌کنم

25:34.080 --> 25:36.519
‫خیلی‌خب، تولدم از راه رسید و

25:36.520 --> 25:38.119
‫من هم سرِ کار مشروب خورده بودم

25:38.120 --> 25:41.119
‫فکرِ من هم نبود. عملاً به‌زور ریختن تو حلقم

25:41.120 --> 25:42.039
‫بله

25:42.040 --> 25:44.479
‫بعدش اِما برگشت خونه و دیگه...

25:44.480 --> 25:46.239
‫ما اصلاً...

25:46.240 --> 25:49.239
‫غلط اضافی کردیم، خب؟

25:49.240 --> 25:51.480
‫فقط یه بار اتفاق افتاد و بس

25:54.680 --> 25:58.879
‫نمی‌دونی که چقدر از درون
‫احساس پشیمونی می‌کردیم؛ هم من هم اِما

25:58.880 --> 26:01.519
‫آب از آب تکون نمی‌خورد، اگه...

26:01.520 --> 26:02.679
‫اگه چی؟

26:10.840 --> 26:12.839
‫آخه اصلاً کارول زنگ نمی‌زد

26:12.840 --> 26:14.239
‫اصلاً نمی‌تونست

26:14.240 --> 26:16.839
‫اون زمان، روابط راه دور هزینه‌بردار بود

26:16.840 --> 26:18.519
‫ولی اون شب،

26:18.520 --> 26:22.119
‫صبح علی‌الطلوع پا شد بهم زنگ زد که
‫برام تولدت مبارک بخونه که

26:22.120 --> 26:24.119
‫اِما گوشی رو برمی‌داره

26:24.120 --> 26:25.320
‫نمی‌دونم چرا

26:26.040 --> 26:28.680
‫- شیطونیش گل کرده بود؟
‫- آره، نمی‌دونم، شاید

26:30.320 --> 26:32.120
‫بهرحال، گندش در میاد

26:34.320 --> 26:36.599
‫من و کارول عین دیوونه‌ها
‫پشت تلفن داد و هوار می‌کشیدیم

26:36.600 --> 26:40.520
‫هر چی از دهن‌مون در اومد نثارِ همدیگه کردیم

26:42.840 --> 26:45.480
تخریب پشتِ تخریب

26:46.967 --> 26:47.993
حرف‌های خیلی زشت

26:50.600 --> 26:51.719
‫گوشی رو روم قطع کرد

26:51.720 --> 26:53.239
‫شایدم من قطع کردم

26:53.240 --> 26:55.680
‫نمی‌دونم. منِ لعنتی اصلاً یادم نمیاد

27:04.200 --> 27:05.640
‫ولی آره، در هر صورت،

27:06.700 --> 27:08.095
‫خوب نبود

27:08.120 --> 27:11.880
‫می‌خواید بذارمش تو لیست انتخابی‌ها؟
‫برای مراسم یادبود؟

27:12.400 --> 27:13.759
‫من که نگفتم بی‌عیب و ایرادم

27:13.760 --> 27:16.119
‫از خطاهای کارول کم نگفتی

27:16.120 --> 27:18.839
‫اِل کرد، بِل کرد،
‫همه‌ی آتیش‌ها از گور اون بلند میشه

27:18.840 --> 27:20.839
‫خیلی‌خب، تو خبر نداری

27:20.840 --> 27:23.239
‫چه کار وحشتناک و فجیعی انجام داد که

27:23.240 --> 27:25.439
‫باعث شد اینجوری آتیشی بشی؟

27:25.440 --> 27:27.240
‫هنوز نشونت ندادم

27:36.800 --> 27:39.959
‫یادتـه گفتم برنامه ریختیم که برم پیشش؟

27:39.960 --> 27:41.919
‫- اوهوم
‫- بلیتم رو خریده بودم

27:41.920 --> 27:44.079
‫- پس کارول می‌دونست دارید میرید پیشش
‫- درستـه

27:44.080 --> 27:46.160
‫چند ماه بعدِ تولدم

27:47.200 --> 27:49.919
‫توی یه اتاق خالیِ یه خانواده‌ی انگلیسی
‫توی یه جای پرت

27:49.920 --> 27:51.119
‫مستقر شده بود،

27:51.120 --> 27:54.840
‫من هم یه سوئیت توی یه هتل مسخره گرفتم که
‫اصلاً توانایی مالیش رو نداشتم

27:55.400 --> 27:56.439
‫رمانتیک‌بازی

27:56.440 --> 27:57.879
‫چه قشنگ

27:57.880 --> 27:59.360
‫پا شدم رفتم نمایش روزانه‌شون

28:00.440 --> 28:03.320
‫نه اهلش بودم و نه اصلاً خودشو دیدم

28:03.880 --> 28:08.640
بین بقیه گم شده بود، ولی
‫بعدش دم در پشتی سالن دیدمش

28:09.200 --> 28:12.039
‫چمدونش رو بردم هتل

28:12.040 --> 28:13.080
‫و...

28:15.320 --> 28:17.039
‫رفتیم شام بخوریم

28:17.040 --> 28:18.040
‫جای قشنگی رفتید؟

28:22.400 --> 28:24.039
‫یه رستوران شیک‌وپیک

28:24.040 --> 28:26.320
‫توی هواپیما مقاله‌اش رو دیدم

28:26.880 --> 28:30.040
‫وقتی رسیدیم زنگ زدم ببینم
واسه دو نفر جا دارن یا نه

28:30.960 --> 28:35.359
‫گمونم وقتی گفتم ماجرا از چه قراره،
‫عذر یکی دیگه رو خواستن

28:35.360 --> 28:36.520
‫منظورتون چیـه؟

28:58.800 --> 28:59.880
‫اینجا نشسته بودیم

29:01.920 --> 29:03.600
‫خب بگید ببینم چی شد

29:09.040 --> 29:10.640
‫خب...

29:13.560 --> 29:16.240
‫مثل همیشه بود ها،
‫ولی یه تغییری کرده بود

29:18.040 --> 29:20.479
‫می‌گفت چاق شده، اما من که متوجه نشدم

29:20.480 --> 29:22.160
‫به نظرم خوشگل شده بود

29:23.800 --> 29:27.919
‫من یه بطری شامپاین سفارش دادم،
‫برای اولین بار تو عمرم

29:27.920 --> 29:31.320
‫ولی لب نزد.
‫گفت اصلاً مشروب نمی‌خوره.

29:32.400 --> 29:36.119
‫من هم بهش گفتم بیخیال،
‫حالا که این همه راه اومدیم یکم بخور

29:36.120 --> 29:37.200
‫ولی نه

29:39.400 --> 29:42.960
‫من هم باید حرفم رو قورت می‌دادم
‫چون این کارش خیلی رومخ بود

29:44.200 --> 29:47.159
‫حلقه توی جیبم بود و
آروم و قرار نداشتم

29:47.160 --> 29:49.439
‫قلپ‌قلب مشروب می‌خوردم که

29:49.440 --> 29:52.719
‫بالاخره دلو زدم به دریا و

29:52.720 --> 29:55.640
‫حلقه رو در آوردم،
‫نزدیک بود از دستم بیفته

29:56.160 --> 29:57.440
دست و پاهام می‌لرزید

30:00.800 --> 30:03.400
‫چشمش که افتاد به حلقه...

30:05.800 --> 30:06.960
‫سکوت کرد

30:08.520 --> 30:10.599
‫لام تا کام حرف نزد

30:10.600 --> 30:12.560
‫حتی نگاهش رو ازم دزدید

30:15.520 --> 30:17.559
‫حالا همه‌ی گارسون‌ها
‫داشتن زیرچشمی نگاه‌مون می‌کردن

30:17.560 --> 30:21.239
‫چون خبر داشتن برنامه‌ی خواستگاری دارم و
‫توی مرکز توجه بودم، خب؟

30:21.240 --> 30:24.319
‫گُر گرفته بودم، گلوم خشک شده بود،
‫واسه همین هِی مشروب می‌خوردم

30:24.320 --> 30:28.040
‫تهش خودم برگشتم گفتم:
‫«یه چیزی بگو»

30:31.000 --> 30:32.840
‫«هرچیزی»

30:34.320 --> 30:36.079
‫اون هم همینطوری به زمین خیره شده بود

30:36.080 --> 30:38.519
‫بعد با مشت کوبیدم رو میز

30:38.520 --> 30:41.240
‫یهو همه‌ی نگاه‌ها اومد روی ما

30:42.920 --> 30:44.320
‫اون هم پا شد و

30:48.480 --> 30:49.600
‫گذاشت رفت

30:55.520 --> 30:59.280
‫سکوت حاکم شده بود.
‫فقط صدای تَرق تروقِ ظرف‌های آشپزخونه میومد.

31:01.800 --> 31:03.320
‫اون وسط مونده بودم

31:04.440 --> 31:06.919
‫همه ساکت، پرسنل تو چشم‌هام نگاه نمی‌کردن،

31:06.920 --> 31:10.600
نمی‌تونستم زیر بارِ این خفت و خواری
کمر راست کنم

31:18.280 --> 31:20.560
‫من هم از جام پا نشدم و
‫تا ته بطری رو خوردم

31:22.320 --> 31:25.159
‫گفتن نیازی نیست پرداخت کنم،
‫ولی خودم پافشاری کردم

31:25.160 --> 31:28.560
‫- نیازی به ترحم‌شون نداشتم
‫- نه، چون دستتون به دهنتون می‌رسید

31:32.080 --> 31:33.100
‫چی؟

31:37.480 --> 31:40.280
‫فقط حرف غم و غصه‌ی خودتون رو پیش کشیدید

31:41.240 --> 31:42.359
با خاک یکسانم کرد

31:42.360 --> 31:43.679
‫خودش چه حسی داشت؟

31:43.680 --> 31:47.479
‫نگفتم از خوشحالی داشت بندری می‌رقصید،

31:47.480 --> 31:49.399
‫ولی اون ترکم کرد

31:49.400 --> 31:50.559
‫حتی یه کلمه هم نگفت چرا

31:50.560 --> 31:54.719
‫اگه می‌گفتن بهشون گوش می‌کردید؟
‫با اون یه شیشه شامپاینی که خوردید

31:54.720 --> 31:57.240
‫- معلومـه که آره
‫- بگید ببینم به نظر خودتون چرا رفت؟

31:57.760 --> 31:59.160
‫شاید زیر سرش بلند شده بود

32:00.840 --> 32:04.120
‫شاید دیگه باب میلش نبودم.
‫شاید دلش از سنگ بود.

32:04.960 --> 32:08.839
‫می‌دونست دارم میام.
‫چرا پشت تلفن باهام کات نکرد؟

32:08.840 --> 32:10.959
‫گذاشت اون همه راه بکوبم بیام. می...

32:10.960 --> 32:13.359
‫نمی‌دونست که هدفت خواستگاریـه

32:13.360 --> 32:15.160
‫نه که خیلی فرق داره

32:17.120 --> 32:19.239
‫گفتی پاییز ۹۲ بود؟

32:19.240 --> 32:20.839
‫پاییز، آره. اکتبر گمونم

32:20.840 --> 32:23.440
‫بگی‌نگی عوض شده بود.
‫لب به مشروب نمی‌زد.

32:24.400 --> 32:25.800
‫باردار بود

32:26.973 --> 32:28.100
‫منو

32:34.280 --> 32:35.320
‫کلی رویس

32:36.000 --> 32:37.280
‫دختر کارول

32:37.880 --> 32:40.000
‫همونی که بهش ویولن‌سل یاد داد

32:42.920 --> 32:44.920
‫نترس، تو بابام نیستی

32:45.520 --> 32:46.879
‫یه رابطه‌ی یه شبه بود

32:46.880 --> 32:49.600
‫باورت بشه یا نشه،
‫توی ارکستر زیلوفن می‌زد

32:54.080 --> 32:55.279
‫تو دختر کارولی؟

32:55.280 --> 32:57.480
‫آره. خب، یه جورایی

32:59.200 --> 33:00.200
‫من وجود خارجی ندارم

33:01.240 --> 33:03.079
‫من یه تصویر فانی‌ام

33:03.080 --> 33:05.360
‫یه راهنمای موقت. یه انعکاس، در واقع

33:07.080 --> 33:08.959
‫با افکار و نظرات اون برنامه‌ریزی شدم

33:08.960 --> 33:11.159
‫تا بدون اینکه خودش

33:11.160 --> 33:13.839
‫مجبور بشه با هر چیزی که آزرده‌خاطرش می‌کنه

33:13.840 --> 33:15.960
‫سر و کله بزنه،

33:16.640 --> 33:17.999
‫براش تصمیم بگیرم

33:18.000 --> 33:19.520
‫چرا چیزی نگفتی؟

33:20.160 --> 33:22.280
‫خودت گفتی برو سر اصل مطلب

33:30.200 --> 33:33.119
‫پس در جریان تموم چیزهایی که
‫دختر واقعیش می‌دونه هستی؟

33:33.120 --> 33:34.479
‫کم و بیش، بله

33:34.480 --> 33:36.839
‫پس از تموم چیزهایی که اینجا گفتم خبر داشتی

33:36.840 --> 33:37.799
‫خب، یکمیش آره

33:37.800 --> 33:41.400
‫ولی حقیقتاً خیلی درباره
‫این برهه از زندگیش چیزی نمی‌گفت

33:44.080 --> 33:46.999
‫- صحیح
‫- به نظرم مرور خاطرات نمک روی زخمش بود

33:47.000 --> 33:49.759
‫معنیش این نیست که باهم بودنتون
براش ارزشی نداشت

33:49.760 --> 33:51.800
‫احتمالاً برعکس بوده

33:57.480 --> 33:58.879
‫این یارو، بابات

34:00.240 --> 34:03.239
‫- چجور آدمی بود؟ می‌خوام بدونم
‫- چطور؟

34:03.240 --> 34:05.999
‫- با اون بهم خیانت کرد
‫- منظورت اینـه که ازتون تبعیت کرد؟

34:06.000 --> 34:07.600
‫میشه بگی لطفاً؟

34:08.480 --> 34:11.959
‫چیز زیادی نمی‌دونم.
‫اسمشون برایان بود.

34:11.960 --> 34:13.599
‫- برایان؟
‫- آره

34:13.600 --> 34:15.199
‫هیچوقت هم با هم نبودن

34:15.200 --> 34:17.799
‫موقعی هم که من به دنیا اومدم،
‫اون توی منچستر بود

34:17.800 --> 34:20.199
‫کلاً پنج شیش بار بیشتر ندیدمش

34:20.200 --> 34:24.559
‫آخرین بار هم داشت در مورد یه تئوری توطئه‌ی
‫بی سر و ته داد و هوار می‌کرد

34:24.560 --> 34:27.119
‫سال بعدش هم شنیدم کرونا گرفت مرد

34:27.120 --> 34:28.360
‫وای، پسر

34:29.160 --> 34:31.079
‫پس خیر سرش آدم حسابی بود

34:31.080 --> 34:32.519
‫احسنت به این انتخاب، کارول

34:32.520 --> 34:34.320
‫باریکلا

34:40.840 --> 34:41.953
‫متأسفم

34:44.987 --> 34:46.080
‫ایرادی نداره

34:46.920 --> 34:48.200
خودشم قبول داشت

34:51.120 --> 34:54.759
‫گفت برات نامه نوشت که توضیح بده
‫یا اقلاً سر صحبت رو باز کنه،

34:54.760 --> 34:55.999
‫اما تو کلاً جواب ندادی

34:56.000 --> 34:58.039
‫- برای من نامه نفرستاد
‫- خودش گفت فرستادم

34:58.040 --> 35:00.079
‫نامه کجا بود بابا؟!

35:00.080 --> 35:02.239
‫شاید هم به دستم نرسید. من چیزی ندیدم

35:02.240 --> 35:03.919
‫پای حرفاش می‌نشستم

35:03.920 --> 35:05.839
‫آره که می‌گفتی سقطش کن

35:05.840 --> 35:08.999
‫نه! نمی‌دونم.
‫بین خودمون حلش می‌کردیم.

35:09.000 --> 35:12.759
‫- یعنی به حرف‌هاش گوش می‌کردی؟
‫- بله که گوش می‌کردم! صد البته!

35:17.120 --> 35:18.640
‫می‌خوام برم

35:36.760 --> 35:39.039
‫می‌خوام ببینمش، خب؟

35:39.040 --> 35:41.799
‫چیز دیگه‌ای هست که حافظه‌ات رو تحریک کنه؟

35:41.800 --> 35:43.039
‫نمی‌دونم

35:43.040 --> 35:45.359
‫خب، اون چیـه تو جعبه؟

35:46.360 --> 35:47.959
‫دوربینی چیزیـه؟

35:47.960 --> 35:49.599
‫- این؟
‫- آره

35:49.600 --> 35:52.640
‫دوربین یکبارمصرفـه

35:53.640 --> 35:55.640
‫دهه ۹۰ مُد بود. توی فرودگاه خریدمش

35:56.320 --> 35:58.759
‫قرار بود دوتایی تو کل شهر عکس بگیریم

35:58.760 --> 36:01.120
‫البته هیچوقت هم این اتفاق نیفتاد.
‫اصلاً...

36:14.840 --> 36:16.355
‫بیا

36:17.640 --> 36:20.760
‫- خیلی وقتـه از اینها ندیدم
‫- میشه ظاهرش کرد؟

36:21.440 --> 36:24.720
‫- فقط یه عکس گرفتید ها
‫- می‌دونم

36:25.800 --> 36:27.680
‫- باید بپیچمش جلو
‫- باشه

36:28.320 --> 36:31.400
‫- کل فیلم می‌پره ها
‫- می‌تونی اون یه عکس رو بازیابی کنی؟

36:31.920 --> 36:32.919
‫شاید طول بکشه

36:32.920 --> 36:34.479
‫منتظر می‌مونم

36:34.480 --> 36:36.000
‫مات یا براق؟

36:36.800 --> 36:37.880
‫مات

36:51.400 --> 36:52.400
‫خب؟

36:53.440 --> 36:54.920
‫چیزی توش بود؟

37:03.080 --> 37:04.288
‫این

37:04.313 --> 37:06.886
‫فکر کنم خودم گرفتمش. عکس بدردنخور

37:09.240 --> 37:11.119
‫ببین، هنوزم می‌تونیم بریم توش

37:11.120 --> 37:12.799
‫چه فایده؟

37:12.800 --> 37:16.708
‫خب، با خودت بردیش سفر،
‫شاید به یه دردی بخوره

37:16.733 --> 37:17.833
‫حتماً

37:20.080 --> 37:21.560
‫گفتم که، بیخودیـه

37:24.880 --> 37:26.279
‫اتاق هتلـه

37:26.280 --> 37:29.679
‫از رستوران که برگشتم
‫دیدم چمدونش نیست

37:29.680 --> 37:30.920
‫همونجا بود که فهمیدم دیگه رفته

37:34.160 --> 37:36.000
‫من هم خودمو روی اتاق خالی کردم

37:37.840 --> 37:38.960
‫رقت‌انگیز بود

37:41.440 --> 37:43.360
‫دنبال چی می‌گردی اصلاً؟

37:43.880 --> 37:46.440
‫فقط می‌خوام بدونم از چی عکس گرفتی

37:51.000 --> 37:52.200
‫یه یادداشت اینجاست

37:52.720 --> 37:54.079
‫روش نوشته «فیلی»

37:54.080 --> 37:55.919
‫سیستم واضحش کرده

37:55.920 --> 37:57.999
‫یه تیکه کاغذ اینجا افتاده که
‫روش نوشته فیلی

37:58.000 --> 38:00.599
‫- منو فیلی صدا می‌زد
‫- شک ندارم دست‌خط خودشـه

38:00.600 --> 38:02.719
‫خب، من... اصلاً ندیدمش

38:02.720 --> 38:04.999
‫نه، فیلیپ، توی تصویره

38:05.000 --> 38:06.119
‫- تو...
‫- در بیا دیگه

38:06.120 --> 38:09.639
‫نمی‌تونی برداریش.
‫شرمنده. اینطوری نیست.

38:09.640 --> 38:10.720
‫نه، در بیا

38:11.960 --> 38:13.120
‫تو رو خدا، بیا دیگه

38:19.800 --> 38:21.080
‫منو از اینجا ببر

38:24.320 --> 38:26.519
‫شاید یه گوشه و کناری نگهش داشتی

38:26.520 --> 38:28.159
‫- نه
‫- مطمئنی؟

38:28.160 --> 38:29.760
‫اگه بود که یادم می‌موند

38:31.760 --> 38:33.200
‫متأسفم

38:33.880 --> 38:34.880
‫ایرادی نداره

38:35.800 --> 38:39.200
‫بیا مرور کنیم ببینیم بعدِ اینکه
‫عکسه رو گرفتی چیکار کردی

38:44.320 --> 38:45.400
‫ام...

38:47.000 --> 38:49.240
اتاق رو به هم ریختم

38:50.960 --> 38:54.495
‫رفتم بیرون و انقدر خوردم که
‫دیگه نمی‌دونستم دارم چیکار می‌کنم

38:54.520 --> 38:55.879
‫وقتی برگشتم،

38:55.880 --> 38:58.599
‫خدمتکاره اتاق رو مرتب و
‫همه چی رو یه گوشه جمع کرده بود

38:58.600 --> 39:00.239
‫من هم همه چی رو ریختم تو چمدون

39:00.240 --> 39:02.079
‫گذاشتمش یه گوشه و دیگه هیچوقت...

39:29.720 --> 39:31.840
‫فیلی، باید یه چیزی بهت بگم

39:32.720 --> 39:35.039
‫توی رستوران نتونستم بگم. خشکم زده بود

39:35.040 --> 39:36.120
‫متأسفم

39:37.720 --> 39:39.600
‫تو رو... تو رو خدا ازم متنفر نباش

39:41.840 --> 39:44.960
‫اون روزی که زنگ زدم و اِما جواب داد،
‫بدجور عصبانی شدم

39:48.040 --> 39:50.960
‫یه شب با یکی از بچه‌های اکستر اینجا گذروندم

39:52.280 --> 39:55.560
‫هیچ علاقه‌ای وجود نداشت و من متأسفم

39:59.080 --> 40:00.360
‫پریودم عقب افتاده

40:01.480 --> 40:02.880
‫نمی‌دونم چیکار کنم

40:03.800 --> 40:07.800
‫من دوستت دارم. نمی‌خوام از دستت بدم،
‫ولی نمی‌دونم تو هنوزم دوستم داری یا نه.

40:08.920 --> 40:10.960
‫فکر کنم می‌خوام بچه رو نگه دارم

40:11.880 --> 40:12.880
سرِ دوراهی موندم

40:14.320 --> 40:16.240
‫ولی می‌تونی با این مسئله کنار بیای؟

40:19.280 --> 40:20.839
‫اگه هنوزم می‌خوای باهام حرف بزنی،

40:20.840 --> 40:24.160
‫فردا بعدازظهر بعدِ اجرای روزانه
‫بیا دمِ در صحنه

40:27.760 --> 40:30.600
‫اگه نخوای دیگه منو ببینی هم بهت حق میدم

40:32.240 --> 40:33.806
‫ولی امیدوارم بخوای

40:34.760 --> 40:35.840
‫ دوستت دارم،

40:37.080 --> 40:38.453
‫کارول

41:26.400 --> 41:27.680
‫خیلی متأسفم

41:51.063 --> 41:53.876
« برای فیلی »

42:03.120 --> 42:04.679
‫خیلی‌خب، فیلی‌خان

42:04.680 --> 42:08.840
‫دستور فرمودید براتون
‫این قطعه از موسیقی رو ضبط کنم

42:11.560 --> 42:13.280
‫حواست باشه چی از خدا می‌خوای

42:15.280 --> 42:16.440
بریم ببینیمش

42:36.880 --> 42:56.880
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
