WEBVTT

00:04.073 --> 00:15.073
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:16.064 --> 00:22.097
‫« آینه‌ی سیاه، فصل هفتم »
‫« قسمت سوم: هتل روِری »

00:23.000 --> 00:29.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:29.524 --> 00:32.524
‫« ترجمه از محیا مبین مقدم و امیر فرحناک »

00:33.205 --> 00:35.159
‫« اگه به دنبال یک داستان مهیج و عاشقانه‌ای،

00:35.184 --> 00:37.168
‫پس حتماً یه سری به...

00:37.309 --> 00:40.775
‫«هتل روِری» بزن »

00:40.800 --> 00:44.319
‫کی‌ورث پیکچرز شما رو
‫به هتل روِری دعوت می‌کنه

00:44.320 --> 00:46.319
‫دکتر برجسته، الکس پالمر،

00:46.320 --> 00:49.119
‫با وارث ثروتمند مصیبت‌زده،
‫کلارا رایس، روبرو میشه

00:49.120 --> 00:51.359
‫پیشخدمت، یه اسکاچِ دیگه بیار، لطفاً

00:51.360 --> 00:54.000
‫- شما چی میل دارید؟
‫- ممنون. بلک‌رُز

00:54.600 --> 00:55.965
‫یک رُز برای رُز

00:57.060 --> 00:59.575
‫« شروع یک عاشقانه »

00:59.600 --> 01:03.119
‫وقتی سکوت پیانو رو می‌بینم
‫تمام غم‌های دنیا توی دلم تلنبار میشه

01:03.322 --> 01:04.521
‫احمقانه‌ست، می‌دونم

01:04.546 --> 01:07.946
‫شما دستور بده
‫تا قطعه‌ی «مهتاب» رو اجرا کنم

01:08.600 --> 01:10.439
‫با این حال، حتی با وجود اینکه
‫علاقه‌ی اون‌ها به هم بیشتر میشد،

01:10.440 --> 01:11.671
‫از این ماجرا بی‌خبر بودن که

01:11.696 --> 01:15.239
‫همسر شیطان‌صفت کلارا، کلاود،
‫نقشه‌ی قتل اون رو در سر داره

01:15.240 --> 01:18.679
‫همسر ملعون من
‫سگ‌جون‌تر از این حرف‌هاست

01:18.680 --> 01:20.439
‫ولی امشب می‌میره

01:20.464 --> 01:21.514
‫تکون نخور

01:21.539 --> 01:23.698
‫وای، خدای من

01:24.497 --> 01:27.094
‫« عشق ممنوعه »

01:27.791 --> 01:29.979
‫« رالف ردوِل در نقش دکتر الکس پالمر »

01:30.789 --> 01:34.242
‫« دوروثی چمبرز در نقش کلارا رایس لِشر »

01:34.575 --> 01:40.358
‫« هتل روِری »

01:42.654 --> 01:48.852
‫خب، استودیوی شما، کی‌ورث پیکچرز،
‫هیچ آرشیوی رو دستش نیست

01:48.877 --> 01:50.239
‫فیلم‌های تریلرِ نوآر

01:50.240 --> 01:52.519
‫عاشقانه‌های جنگی، کمدی‌های سرقت

01:52.520 --> 01:55.159
‫یه مجموعه‌ی بی‌همتا از رسانه‌های تاریخی

01:55.160 --> 01:57.359
‫منظورت از تاریخی، عهد بوقـه؟

01:57.360 --> 01:58.920
‫منظورم آنتیکـه

01:59.800 --> 02:01.596
‫شُهرت‌تون زبان‌زد خاص و عامـه

02:01.621 --> 02:03.050
‫اون واسه پنجاه سال پیش بود، آره

02:03.075 --> 02:05.255
‫ببین، می‌دونم می‌خوای خرم کنی،

02:05.280 --> 02:06.519
‫ولی بیا واقع‌بین باشیم

02:06.544 --> 02:09.274
‫سر صحنه‌هامون سگ پر نمی‌زنه و
‫تا خرخره توی بدهی‌ایم

02:09.299 --> 02:10.639
‫هفته‌ی پیش رفته بودم کَن تا

02:10.640 --> 02:14.192
‫آرشیو فیلم‌هامون رو به یه سرویس
‫پخش زنده بفروشم ولی گفتن «ع. ن.»

02:14.560 --> 02:16.288
‫ع. ن.؟ منظورت همون عنـه...

02:16.313 --> 02:18.135
‫علاقه‌ای نداریم

02:18.160 --> 02:20.839
‫نام تجاری کی‌ورث دیگه مثل گذشته نیست

02:20.840 --> 02:23.159
‫داریم از بین می‌ریم و اینو همه می‌دونن

02:23.160 --> 02:26.319
‫خب، من معتقدم که
‫با محتوای فاخر شما...

02:26.320 --> 02:29.312
‫تو رو خدا نگو محتوا.
‫حالم رو به هم می‌زنه.

02:29.337 --> 02:30.736
‫باشه، باشه

02:30.761 --> 02:32.402
‫من... معذرت می‌خوام

02:32.427 --> 02:34.015
‫فیلم‌های فاخر

02:34.360 --> 02:36.381
‫رؤیاها، کارهای کلاسیک

02:36.406 --> 02:38.845
‫مثل همین هتل روِری

02:39.979 --> 02:42.215
‫«تا ابد باهات می‌مونم»

02:42.680 --> 02:44.199
‫پدرم عاشقش بود

02:44.286 --> 02:45.470
‫منم همینطور

02:45.680 --> 02:47.479
‫ولی اگه بخوای به ملت اینو بگی

02:47.480 --> 02:49.239
‫- احتمالاً بهت بگن...
‫- ع. ن.

02:49.240 --> 02:50.239
‫خب، می‌دونی...

02:50.240 --> 02:53.519
‫تماشای یه فیلم قدیمی
‫با هنرنمایی رالف ردوِل به چه دردی می‌خوره

02:53.520 --> 02:58.799
‫وقتی می‌تونی یه فیلم جدید
‫با بازی رایان گاسلینگ یا رایان...

02:58.800 --> 02:59.894
‫رینولدز ببینی؟

02:59.919 --> 03:03.239
‫خودشه. ولی من از پس دستمزدشون بر نمیام

03:03.896 --> 03:05.895
‫خب، اگه بهت بگم که

03:05.920 --> 03:08.679
‫شرکت من با هزینه‌ی معقولی می‌تونه

03:08.680 --> 03:11.359
‫فیلم کلاسیکی مثل هتل روِری رو بگیره و

03:11.360 --> 03:15.504
‫بازیگر نقش اولش رو با یکی از
‫ستاره‌های معاصر هالیوود جایگزین کنه چی؟

03:15.529 --> 03:16.531
‫- ما که نمی‌تونیم...
‫- واو، واو، واو

03:16.556 --> 03:18.957
‫یکی که بتونی دستمزدش رو بدی

03:18.982 --> 03:22.336
‫چون فقط قراره که
‫‏۹۶ دقیقه مصدع اوقاتش بشی

03:22.361 --> 03:25.039
‫می‌خوای از یکی از اون
‫نرم‌افزارهای هوش مصنوعی استفاده کنی و

03:25.040 --> 03:27.039
‫رایان رو با دیپ‌فِیک (=جعل عمیق)
‫جای رالف قالب...

03:27.040 --> 03:28.898
‫پیشنهاد ما جعلی نیست

03:28.923 --> 03:30.668
‫« ری‌دریم »

03:30.753 --> 03:31.833
‫واقعیـه

03:33.509 --> 03:35.981
‫وسوسه‌ام کردی

03:36.006 --> 03:38.006
‫حالا به کدوم رایان زنگ بزنیم؟

03:47.013 --> 03:48.439
‫سلام، برندی

03:48.440 --> 03:50.479
‫گوش کن، استودیو ول‌کن معامله نیست

03:50.480 --> 03:54.279
‫این خط و این نشون،
‫این پروژه واسه تو بهترین گزینه‌ست

03:54.280 --> 03:55.425
‫همه باهم هم‌نظریم

03:55.450 --> 03:57.479
‫تازه از دستمزدش نگم برات

03:57.480 --> 04:01.080
‫هر وقت تونستی یه تماس باهام بگیر.
‫من دیگه رفتم، خداحافظ.

04:06.120 --> 04:07.079
‫نه

04:07.080 --> 04:10.182
‫دیگه چرا؟ فیلمنامه رو خوندی؟
‫لولا تقریباً توی تمامی سکانس‌ها هست

04:10.207 --> 04:12.719
‫- نقش بزرگیـه
‫- بزرگـه ولی مکملـه!

04:12.720 --> 04:15.195
‫باز هم مکمل جناب نقش اول

04:15.220 --> 04:16.337
‫هی

04:17.880 --> 04:19.159
‫به تو هم نقش اول می‌رسه

04:19.160 --> 04:21.046
‫آره، واسه فیلم‌های بی‌محتوا و
‫پورنِ جشنواره‌ی ساندنس

04:21.071 --> 04:22.815
‫قید اون نقش‌ها هم زدی؟

04:22.840 --> 04:26.719
‫منظورم اینـه که دیگه خسته شدم
‫از بس تنها پیشنهادهای بازیگریم

04:26.720 --> 04:31.241
‫یا یه قربانی نجیب بوده
‫یا یه معشوقه‌ی سکسی

04:31.266 --> 04:34.426
‫اینکه مردم می‌خوان تو رو
‫توی چه نقشی ببینن که دست من نیست

04:34.960 --> 04:37.489
‫هر چی هست یه عمره همونـه و
‫دیگه ازش خسته شدم

04:38.640 --> 04:40.719
‫می‌دونی که من واسه
‫هدف‌های دیگه‌ای وارد این کار شدم

04:40.720 --> 04:42.934
‫تا جنبه‌های دیگه‌ای از خودم رو بروز بدم

04:42.959 --> 04:44.159
‫مثلاً چی؟

04:46.520 --> 04:48.479
‫مثلاً یه کار عاشقانه

04:48.480 --> 04:50.708
‫این هم عاشقانه‌ست

04:50.733 --> 04:53.453
‫ولی نقش اول باشم.
‫نمی‌خوام کسی دنبالم باشه.

04:53.840 --> 04:56.099
‫چرا من نتونم دنبال معشوقه‌ی خودم باشم؟

04:56.606 --> 04:57.634
‫هان؟

04:59.320 --> 05:02.694
‫من فقط یه کار... جادویی می‌خوام

05:03.000 --> 05:04.634
‫جاویدان. یه چیزی که...

05:05.960 --> 05:07.747
‫بتونم بهش پناه ببرم

05:07.772 --> 05:10.440
‫الان منظورت حرفه‌ی کاریتـه
‫یا زندگی خصوصیت؟

05:11.079 --> 05:12.426
‫جفتش

05:13.280 --> 05:14.988
‫کازابلانکای من کوش؟

05:15.400 --> 05:18.754
‫برخورد کوتاهِ من کوش؟

05:19.200 --> 05:22.959
‫بیخیال! عاشقانه‌ی بریتانیایی.
‫محصول دهه‌ی ۴۰. کلاسیک.

05:22.960 --> 05:24.675
‫یه چیزی مثل هتل روِری

05:24.700 --> 05:26.855
‫دقیقاً! هتل روری

05:26.880 --> 05:28.639
‫«تا ابد باهات می‌مونم»

05:28.664 --> 05:30.735
‫این جمله واسه همین فیلمـه؟

05:30.760 --> 05:33.055
‫همون دیالوگ به‌یادموندنیِ پایانی؟ آره

05:33.080 --> 05:34.863
‫دیالوگه رو بلد بودم،
‫ولی فیلمش رو نمی‌دونستم

05:34.888 --> 05:37.599
‫جالب اینجاست که امروز صبح
‫این دومین باریـه که بحثش پیش میاد

05:37.600 --> 05:40.617
‫- منظورت چیـه؟
‫- استودیوی کی‌ورث... نمی‌دونم چی‌چی

05:40.642 --> 05:43.682
‫- قراره اون فیلم رو بازسازی کنه
‫- می‌خوان هتل روری رو بازسازی کنن؟

05:43.707 --> 05:47.235
‫آره، با یه سبک فیلمبرداری جدید.
‫واسه نقش اول مرد دنبال یه ستاره می‌گردن.

05:47.260 --> 05:50.000
‫- واسه نقش الکس؟ دکتر پالمر؟ خودم می‌خوامش
‫- آره، حتماً

05:50.400 --> 05:51.639
‫نقش اول مرد می‌خوان

05:51.640 --> 05:54.479
‫خب... نمیشه عوضش کنن
‫یه نقش اول زن به جاش بازی کنه؟

05:54.480 --> 05:56.319
‫دنبال رایان می‌گردن.
‫یکی از رایان‌ها.

05:56.320 --> 05:58.340
‫بهشون بگو من می‌خوامش

05:58.941 --> 06:01.420
‫- متأسفانه رایان کنسلـه
‫- کدوم‌شون؟

06:01.445 --> 06:02.655
‫جفت‌شون

06:02.680 --> 06:06.619
‫ببخشید، بهشون گفتی لهجه‌ی بریتانیایی
‫نمی‌خواد و می‌تونن آمریکایی حرف بزنن؟

06:06.644 --> 06:08.015
‫به اون جاها نکشید

06:08.040 --> 06:09.959
‫تیموتی شالامِی هم در دسترس نیست

06:09.960 --> 06:11.919
‫کریس همسورث هم جذب فیلمنامه نشد و

06:11.920 --> 06:14.039
‫دونالد گلاور هم
‫از اینکه به یادش بودید تشکر کرد،

06:14.040 --> 06:16.399
‫ولی مسئولیت خانوادگی داره

06:16.400 --> 06:18.279
‫- پس هیچ کدوم علاقه‌ای نداشتن؟
‫- شرمنده

06:18.280 --> 06:21.620
‫یعنی هیچ کدوم از این ستاره‌ها
‫کنجکاو نشدن؟

06:21.645 --> 06:24.554
‫خب، باورت نمیشه، ولی

06:24.579 --> 06:27.636
‫تیم برندی فرایدِی گفته که اون مشتاقـه

06:29.200 --> 06:31.356
‫پشمام! برندی فرایدی؟

06:31.381 --> 06:32.615
‫معروفـه؟

06:32.640 --> 06:34.959
‫اون... خیلی گنده‌ست.
‫پس در دسترسـه؟

06:34.960 --> 06:37.481
‫سعی کردم بهش توضیح بدم که
‫قرار نیست نقش کلارا رو بازی کنه، ولی

06:37.506 --> 06:39.935
‫خب، نمیشه نقش کلارا رو بهش داد؟

06:39.960 --> 06:40.919
‫مسئله همینـه

06:40.920 --> 06:43.799
‫اونا گفتن که
‫فقط حاضره نقش اول رو بازی کنه

06:43.800 --> 06:45.720
‫- خب، اینجوری که...
‫- عالی شد

06:50.727 --> 06:53.080
‫« رالف ردوِل در نقش دکتر الکس پالمر »

06:53.904 --> 06:57.373
‫« دوروثی چمبرز در نقش کلارا رایس لِشر  »

06:59.464 --> 07:03.082
‫« دوروثی چمبرز »

07:05.527 --> 07:07.602
‫« تست بازیگری دوروثی چمبرز (۱۹۴۹) »

07:12.560 --> 07:13.560
‫آماده

07:14.280 --> 07:16.487
‫تظاهر کنم که یه تماس عادیـه؟

07:16.512 --> 07:18.355
‫- آره
‫- خیلی‌خب

07:18.380 --> 07:19.420
‫برو بریم

07:21.400 --> 07:25.439
‫منتظر بودم زنگ بخوره،
‫ولی اصلاً وصل نیست، مگه نه؟

07:25.440 --> 07:26.639
‫نه، نیست

07:28.320 --> 07:30.542
‫خدایا، چه خنگی‌ام

07:30.960 --> 07:33.955
‫خیلی‌خب، فرضاً داره زنگ می‌خوره

07:36.520 --> 07:39.194
‫سلام، منزل رایس لشر

07:39.653 --> 07:41.173
‫شما؟

07:43.693 --> 07:44.806
‫من...

07:47.233 --> 07:49.073
‫خدا لعنتت کنه

07:49.098 --> 07:52.124
‫وقتی کسی پشت خط نیست
‫ادا در آوردن خیلی سختـه

07:52.149 --> 07:53.748
‫از اول

07:53.773 --> 07:54.853
‫برداشت دوم

07:55.320 --> 07:57.640
‫سلام، منزل رایس لشر

07:59.606 --> 08:00.645
‫شما...

08:00.670 --> 08:02.973
‫« سوگواری دنیای بازیگری
‫به یاد دوروثی چمبرز »

08:03.560 --> 08:05.079
‫انگلیس، باکینگهام‌شر

08:05.080 --> 08:06.439
‫سیلانِ اشک و ماتم

08:06.440 --> 08:10.039
‫پس از یافتن پیکر بی‌جان
‫بازیگر دوروثی چیمبرز در خانه‌اش

08:10.040 --> 08:13.559
‫علت مرگ،
‫مصرف بیش از حدِ قرص خواب‌آور

08:13.560 --> 08:16.059
‫این چهره‌ی زیبای دوری‌گزین
‫هیچ‌گاه همسر اختیار نکرد و

08:16.084 --> 08:18.679
‫به دلیل شایعات مخرب
‫پیرامون زندگی شخصی‌اش،

08:18.680 --> 08:20.480
‫آشکارا آزرده‌خاطر بود

08:26.200 --> 08:27.617
‫- سلام
‫- سلام

08:27.642 --> 08:29.599
‫- این برای شماست
‫- ممنون

08:29.600 --> 08:32.200
‫- باید اینجا رو امضا کنید
‫- حتماً

08:33.540 --> 08:35.913
‫ببخشید، می‌دونم اینجا جاش نیست، ولی...

08:36.200 --> 08:39.159
‫عاشق اون فیلم‌تونم که راجع‌به
‫مأمور مخفی سازمان سیاهـه

08:39.160 --> 08:41.959
‫- ممنون
‫- بازی نقش اول بی‌نظیر بود

08:41.960 --> 08:43.999
‫- ممنون
‫- هنوز هم با ایشون هستید؟ جیمز...

08:44.000 --> 08:45.788
‫نه، دیگه توی رابطه نیستیم

08:45.813 --> 08:49.455
‫توی اون فیلمی که راجع‌به
‫یه خلبان بود بازیش خیلی...

08:49.480 --> 08:51.439
‫- باید جواب بدم
‫- باشه

08:51.440 --> 08:53.199
‫مراقب باش موقع رفتن به دروازه نخوری

08:55.102 --> 08:56.151
‫سلام

08:56.280 --> 08:57.999
‫برات خبر خوش دارم. گرفتیش

08:58.000 --> 08:58.919
‫چی رو؟

08:58.920 --> 09:01.639
‫نقش اول هتل روری رو.
‫گمونم قراره عوضش کنن.

09:01.640 --> 09:03.359
‫- ایول!
‫- خیلی‌خب، ببین...

09:03.360 --> 09:06.359
‫پیشنهادشون بی‌واسطه‌ست،
‫خودشون جزئیات رو برات می‌فرستن

09:06.360 --> 09:08.639
‫آره، گمونم الان به دستم رسید

09:08.640 --> 09:12.096
‫گفتن دوشنبه‌ی دیگه باید بیای استودیو

09:12.121 --> 09:15.039
‫- استودیو توی انگلیسـه
‫- دوشنبه‌ی دیگه فیلمبرداری رو شروع می‌کنن؟

09:15.040 --> 09:17.355
‫نه، گفتن فیلمبرداری نیست.
‫یه جور تستـه.

09:17.380 --> 09:18.891
‫کی قراره نقش کلارا رو بازی کنه؟

09:19.200 --> 09:21.119
‫انگاری محرمانه‌ست.
‫ولی تمام توضیحات رو

09:21.120 --> 09:22.440
‫توی اون بسته دادن

09:23.120 --> 09:24.873
‫په‌په از استریم‌بری اومده

09:24.898 --> 09:26.039
‫- مرسی
‫- وایسا

09:26.040 --> 09:27.126
‫کجا توضیح دادن؟

09:27.151 --> 09:30.961
‫آره، بازم تبریک میگم. خیلی‌خب،
‫من دیگه باید برم. بای بای، ما رفتیم

09:30.986 --> 09:32.226
‫باشه، ممنون

09:34.628 --> 09:36.647
‫« هتل روری »

09:37.600 --> 09:38.800
‫اسلحه‌ات رو بنداز

09:40.680 --> 09:43.039
‫بزنیدش! می‌خواست منو بکشه

09:43.040 --> 09:45.824
‫وایسید. من اون مرد رو می‌شناسم

09:45.849 --> 09:47.368
‫حساسیتم رو تشخیص داد

09:47.393 --> 09:48.993
‫اون یکی رو دستگیر کنید

09:49.480 --> 09:50.560
‫نه!

09:51.360 --> 09:53.239
‫نه! ولم کنید!

09:53.720 --> 09:55.049
‫ولم کنید!

10:00.920 --> 10:02.080
‫با من بمون

10:02.760 --> 10:04.600
‫قول بده که می‌مونی

10:06.920 --> 10:10.240
‫تا ابد باهات می‌مونم

10:10.657 --> 10:13.024
‫« پایان »

10:24.240 --> 10:26.506
‫تا ابد باهات می‌مونم

10:30.560 --> 10:32.923
‫تا ابد باهات می‌مونم

10:36.160 --> 10:37.639
‫پرینتر چه مرگشـه؟

10:39.880 --> 10:41.840
‫فقط باید راه بندازمش

10:42.480 --> 10:43.359
‫بفرما

10:43.360 --> 10:45.639
‫- تا چند دقیقه‌ی دیگه روشن میشه
‫- جک

10:45.640 --> 10:47.639
‫یه لحظه وایسا

10:47.835 --> 10:49.307
‫- جک
‫- بله؟

10:49.332 --> 10:51.793
‫«دور و ور دستگاه نوشیدنی نباشه.»
‫مگه این وِرد زبونت نبود؟

10:53.080 --> 10:54.120
‫شرمنده

10:55.400 --> 10:58.600
‫- دیر کرده
‫- راننده‌اش گفته توی ترافیکـه

10:59.240 --> 11:01.319
‫فقط دو ساعت صحنه در اختیارتـه

11:01.320 --> 11:04.359
‫به یه تیم سوئدی اجاره‌اش دادن که
‫قراره تبلیغ دستمال توالت ضبط کنن

11:04.360 --> 11:06.479
‫مگه نگفتی سه ساعت؟

11:06.480 --> 11:08.422
‫گفتم ازشون درخواست می‌کنم سه ساعت بدن

11:08.447 --> 11:09.407
‫سلام

11:09.960 --> 11:13.200
‫- سلام
‫- خانم فرایدی

11:14.200 --> 11:15.705
‫اسم من جودث کی‌ورثـه

11:17.080 --> 11:18.519
‫خدای من، بذار بگم که

11:18.520 --> 11:21.042
‫چقدر هیجان‌زده‌ام که
‫شما قراره این نقش رو بازی کنید

11:21.073 --> 11:22.552
‫مایه‌ی مباهاتـه

11:22.693 --> 11:24.468
‫من عاشق فیلم‌های قدیمی‌ام

11:24.493 --> 11:25.973
‫حتماً همینطوره

11:26.520 --> 11:31.064
‫ایشون خانم جوانی هستن که
‫سرنوشت استودیوم رو به دست‌شون سپردم

11:31.320 --> 11:33.679
‫کیمی هستم. مدیر پروژه

11:33.680 --> 11:36.942
‫راستش رو بخوای، من از زمان
‫«مجموعه‌ی زودیاک» طرفدارتونم

11:37.720 --> 11:39.319
‫مجموعه‌ی زودیاک رو تماشا کردی؟

11:39.320 --> 11:42.039
‫آره. از سالن برادوِی، وقتی که
‫دانشجوی دانشگاه نیویورک بودم

11:42.040 --> 11:43.648
‫- واو
‫- تازه عاشق بـ...

11:44.938 --> 11:45.946
‫- بله
‫- بگذریم

11:45.971 --> 11:46.999
‫بگذریم. آره

11:47.000 --> 11:49.799
‫بیاید... دست‌به‌کار شیم

11:49.800 --> 11:50.799
‫خیلی‌خب

11:50.800 --> 11:53.879
‫می‌دونی که کار با «ری‌دریم» چطوره؟
‫(= تعبیر دوباره‌ی رؤیا)

11:53.880 --> 11:54.799
‫چی‌چی؟

11:54.800 --> 11:57.392
‫ری‌دریم. سیستمی که ازش استفاده می‌کنیم

11:59.680 --> 12:01.359
‫بسته‌ی توضیحات به دستت رسیده دیگه؟

12:01.360 --> 12:02.720
‫بسته‌ی توضیحات؟

12:03.240 --> 12:06.441
‫- فیلمنامه و فیلم؟
‫- فیلمنامه رو خوندم. فیلم هم تماشا کردم

12:06.466 --> 12:10.866
‫یه فلش هم توش بود که
‫جزئیات رو توضیح داده بودیم

12:12.400 --> 12:13.944
‫یعنی فلش رو چک نکردی؟

12:14.313 --> 12:15.417
‫نه

12:16.280 --> 12:17.559
‫بهم توضیح بده ببینم

12:17.560 --> 12:19.400
‫این الان دقیقاً چیـه؟

12:20.560 --> 12:22.733
‫دیالوگ‌هات رو بلدی دیگه؟

12:24.200 --> 12:25.280
‫معلومـه

12:27.080 --> 12:28.080
‫باهام بیا

12:29.200 --> 12:31.679
‫همین الان، زنده،
‫داریم فیلم رو می‌سازیم

12:31.680 --> 12:32.919
‫عینهو تئاتر

12:32.920 --> 12:34.724
‫ری‌دریم سیستمیـه که
‫داریم ازش استفاده می‌کنیم

12:34.749 --> 12:37.446
‫این سیستم یه فیلم و تمام داده‌های
‫مرتبط با اون رو می‌گیره و تحلیل می‌کنه

12:37.471 --> 12:40.719
‫از فیلمنامه بگیر، تا انتخاب بازیگر،
‫برداشت‌های روزانه و همه چی

12:40.720 --> 12:44.728
‫ یه فضای داستانیِ کاملاً مستقل می‌سازه که
‫تو رو توش فرو می‌بریم

12:44.753 --> 12:47.353
‫- میشه شمرده‌شمرده توضیح بدی؟
‫- آره

12:47.640 --> 12:49.321
‫می‌دونم واقعاً طاقت‌فرساست

12:49.346 --> 12:52.386
‫نظرت چیـه که دراز بکشی؟
‫دراز بکش و استراحت کن

12:53.360 --> 12:57.399
‫تکون نخور، می‌خوام این
‫هیپنوتیزم‌کننده رو بهت وصل کنم

12:57.400 --> 12:58.719
‫هیپنوتیزم‌کننده؟

12:58.720 --> 13:02.124
‫آره، یه‌جور لقب
‫برای یه رابط سیناپسی خیالیـه

13:02.149 --> 13:03.108
‫چیز مهمی نیست

13:03.133 --> 13:05.535
‫- یه کلوم از حرف‌هات هم نفهمیدم
‫- می‌دونم

13:05.560 --> 13:10.340
‫وقتی رفتی اون تو، همه‌چیز و همه‌کس،
‫به غیر از تو، تا زمان پخش تیتراژ

13:10.365 --> 13:13.062
‫توی حالت تعلیق می‌مونن، که این بهت
‫یه دقیقه فرصت میده تا خودتو وفق بدی

13:13.087 --> 13:14.287
‫با چی وفق بدم؟

13:14.840 --> 13:15.999
‫تو خودت این‌کاره‌ای

13:16.225 --> 13:18.424
‫فقط دیالوگ‌هات رو بگو و
‫طبق داستان پیش برو

13:18.456 --> 13:20.601
‫اگه خیلی از قوس شخصیتی خودت دور شدی،
‫می‌کشیمت بیرون

13:20.626 --> 13:22.946
‫هر چند همچین اتفاقی نمیفته، می‌دونی؟

13:28.240 --> 13:29.281
‫باشه

13:29.306 --> 13:31.126
‫می‌ریم برای پخش

13:34.406 --> 13:37.445
‫و حالا... هماهنگ‌سازی دنیاها

14:06.680 --> 14:08.040
‫خدای من

14:28.120 --> 14:32.679
‫خیلی‌خب، اوضاع و احوال چطوره؟
‫خودم راهنماییت می‌کنم. برندی؟

14:32.680 --> 14:34.424
‫باورنکردنیـه!

14:34.840 --> 14:37.399
‫این همون دکوریـه که توش
‫فیلم اصلی رو ساختن؟

14:37.400 --> 14:40.839
‫آره، اولش یکم پرتنشـه

14:40.926 --> 14:42.224
‫جون من؟

14:42.760 --> 14:44.639
‫دنیام سیاه و سفیده

14:44.876 --> 14:47.359
‫ما ۹۰ ثانیه تا شروع تیتراژ فرصت داریم

14:47.360 --> 14:50.839
‫پس برو سر میز بشین،
‫همونی که روش روزنامه‌ست،

14:50.840 --> 14:51.839
‫پشت پیانو

14:51.840 --> 14:53.880
‫- مثل سکانس آغازین
‫- دقیقاً

14:54.720 --> 14:56.879
‫- این آدما خشک‌شون زده؟
‫- آره

14:56.880 --> 14:58.839
‫وقتی تیتراژ شروع شه،
‫اونا هم حرکت می‌کنن

14:58.840 --> 15:03.215
‫و وقتی حرکت کردن، فقط یادت باشه که
‫واسه اونا، این اتفاقات واقعیـه

15:03.680 --> 15:07.080
‫اونا فکر می‌کنن یه مشت آدم واقعی‌ان که
‫دارن توی یه دنیای واقعی زندگی می‌کنن

15:07.600 --> 15:12.239
‫- پس، فکر می‌کنن که من کی‌ام؟
‫- الکس پالمر، متخصص پزشکی گرمسیری

15:12.240 --> 15:15.060
‫همونی که یه مرد بریتانیایی میانسالـه؟

15:15.085 --> 15:17.204
‫خب، اونا تو رو اینجوری نمی‌بینن

15:17.229 --> 15:19.809
‫همون شکلی که هستی
‫صدات رو می‌شنون و می‌بیننت و

15:19.834 --> 15:22.994
‫قبول می‌کنن که تو الکس پالمری،

15:23.360 --> 15:24.799
‫شخصیتی که توی داستانـه

15:24.800 --> 15:28.126
‫خیلی‌خب، پس واسه اونا
‫دکتر پالمر زن سیاه‌پوستیـه که

15:28.151 --> 15:32.126
‫یهو سر و کله‌اش توی دهه‌ی ۴۰ و خرده‌ای
‫پیدا شده و مشکلی هم باهاش ندارن؟

15:32.151 --> 15:33.175
‫مشکلی ندارن

15:33.200 --> 15:34.199
‫هیچ مشکلی؟

15:34.200 --> 15:35.788
‫آره، هیچی

15:35.813 --> 15:36.935
‫بسیارخب

15:36.960 --> 15:39.280
‫اونا هوش مصنوعی هستن.
‫شخصیت‌های ساختگی‌ان.

15:39.776 --> 15:42.975
‫فقط چارچوب‌های کلی داستان و
‫اسم شخصیت‌ها رو می‌دونن

15:43.000 --> 15:46.168
‫می‌دونم با عقل جور در نمیاد.
‫حتی به مغزشون هم خطور نمی‌کنه

15:46.193 --> 15:47.459
‫باشه

15:47.460 --> 15:49.656
‫فقط داستان رو پیش ببر

15:49.681 --> 15:51.982
‫دیالوگ‌هات رو میگی و
‫همه چی به خیر و خوشی تموم میشه

15:52.007 --> 15:53.007
‫موفق باشی

15:58.583 --> 16:00.022
‫برو سراغ روزنامه

16:00.166 --> 16:01.206
‫باشه

16:06.020 --> 16:07.301
‫خط داستانی آماده‌ست

16:07.740 --> 16:08.939
‫آماده برای دریافت بازخورد

16:08.940 --> 16:10.179
‫آماده برای نظارت

16:10.180 --> 16:11.499
‫آماده برای پیش‌بینی

16:11.500 --> 16:14.414
‫- تیتراژ رو آماده کنید
‫- آماده‌ست. شبیه‌سازی پخش میشه

16:20.620 --> 16:24.260
‫پنج، چهار، سه، دو، یک

16:24.700 --> 16:25.899
‫و حرکت!

16:26.539 --> 16:28.939
‫تیتراژ پخش میشه

16:29.460 --> 16:32.260
‫نمای خارجی، هتل، شب

16:34.340 --> 16:35.919
‫کلارا وارد میشه

16:50.700 --> 16:53.557
‫اگه هنوز شک داری، دوروثی چمبرزه.
‫انقدر زل نزن.

16:59.140 --> 17:02.499
‫تا سه ثانیه‌ی دیگه
‫کلارا دیالوگش رو میگه

17:02.500 --> 17:03.740
‫ببخشید

17:04.300 --> 17:06.099
‫بله؟ چیکار دارید؟

17:06.100 --> 17:08.099
‫می‌تونم سر میزتون بشینم؟

17:08.100 --> 17:10.299
‫اینجا غلغله‌ست. امیدوار بودم که...

17:10.300 --> 17:12.138
‫متوجه نمی‌شم

17:12.580 --> 17:15.259
‫- کجا می‌خواید بشینید؟
‫- روزنامه رو بالا بگیر، برندی

17:15.260 --> 17:16.779
‫شاید اون یکی

17:16.804 --> 17:20.043
‫اون جای بون‌بون کوچولوئه

17:21.140 --> 17:25.580
‫بون‌بون زمین نمی‌شینه. مگه نه، بون‌بون؟

17:26.180 --> 17:27.499
‫خیلی‌خب، برندی. نوبت توئه

17:27.500 --> 17:29.180
‫دیالوگِ زنده تا سه ثانیه‌ی دیگه

17:31.173 --> 17:32.339
‫خانم؟

17:33.580 --> 17:35.003
‫من یه جای خالی دارم

17:35.220 --> 17:37.059
‫خیال‌تون راحت
‫چون بون‌بونی در کار نیست

17:37.060 --> 17:38.339
‫قصد مزاحمت ندارم

17:38.340 --> 17:39.761
‫مراحمید

17:39.786 --> 17:43.266
‫سبک و سیاق متفاوتی با رالفیِ قدیم داره

17:44.619 --> 17:47.518
‫- الکس پالمر
‫- کلارا رایس لشر

17:48.085 --> 17:51.099
‫رایس لشر؟ خودش یه جمله‌ست

17:51.906 --> 17:53.335
‫همه چی هماهنگـه

17:54.060 --> 17:55.379
‫دیالوگ‌هاش بی‌نقصـه

17:55.380 --> 17:57.939
‫لِشِر رو شوهرم که فرانسویـه،
‫برام انتخاب کرده

17:57.940 --> 17:58.979
‫مسیر داستانی درستـه

17:58.980 --> 18:00.388
‫پیِر لشر؟

18:00.413 --> 18:02.355
‫کلاود. متأسفم که ناامیدتون کردم

18:02.380 --> 18:04.059
‫کلاود هم بهمون ملحق میشه؟

18:04.060 --> 18:06.939
‫نه، نه. کلاود درگیر کارشـه

18:06.940 --> 18:08.819
‫سِمت مهمی سر کارش داره

18:08.820 --> 18:12.179
‫- چه کاری؟
‫- کار و کاسبی پدرم، رایس هولدینگز

18:12.180 --> 18:16.419
‫خدای من.
‫نمی‌دونستم شما کلارا رایسِ معروفید.

18:16.420 --> 18:19.619
‫بله، کلارا رایس معروف،
‫وارث امپراتوری رایس

18:19.620 --> 18:22.140
‫- پیش‌زمینه‌ی داستانی منتقل شد
‫- چی شما رو به کایرو کشونده؟

18:22.660 --> 18:25.179
‫قراره توی دانشکده‌ی پزشکی
‫یه سخنرانی داشته باشم

18:25.180 --> 18:27.540
‫- جراح هستید؟
‫- یه دکتر ساده‌ام

18:28.060 --> 18:30.859
‫البته یکی که دانش بی‌اندازه و اغراق‌آمیزی
‫در مورد بیماری‌های استوایی داره

18:30.860 --> 18:33.979
‫پیشینه‌ی شخصیتی وارد شد.
‫مو به مو طبق داستان پیش میره.

18:33.980 --> 18:36.059
‫ترسناک بود، آره، ولی
‫فکر نکنم دستاورد بزرگی بوده باشه

18:36.060 --> 18:38.757
‫پیشخدمت، یه اسکاچِ دیگه بیار، لطفاً

18:38.782 --> 18:41.754
‫- شما چی میل دارید؟
‫- ممنون. بلک‌رُز

18:41.779 --> 18:44.234
‫یک رُز برای رُز

18:45.580 --> 18:47.899
‫- در حال ایجاد کشش
‫- عادت کردم

18:48.062 --> 18:50.475
‫یه اسکاچ و یه بلک‌رُز

18:50.500 --> 18:51.739
‫برای خانم وارث؟

18:51.740 --> 18:54.084
‫- اولین اقدام قریب‌الوقوع به قتل
‫- بله

18:58.140 --> 19:01.579
‫بلک‌رز ساخته شد.
‫تکرار می‌کنم، بلک‌رز ساخته شد

19:01.580 --> 19:03.221
‫- اِی وای، خدایا
‫- چی شده؟

19:03.246 --> 19:05.526
‫چیزی نیست، پیانو رو میگم

19:06.233 --> 19:09.035
‫وقتی سکوت پیانو رو می‌بینم
‫تمام غم‌های دنیا توی دلم تلنبار میشه

19:09.060 --> 19:10.235
‫احمقانه‌ست، می‌دونم

19:11.940 --> 19:15.379
‫تصور کن که یه پیانیست بیاد.
‫دوست داری چه قطعه‌ای بنوازه؟

19:15.380 --> 19:16.779
‫«مهتاب»

19:16.780 --> 19:19.019
‫چه سؤال آسونی، قطعه‌ی مهتاب

19:19.020 --> 19:20.939
‫- پدرم عاشقش بود
‫- از دبوسی؟

19:20.940 --> 19:23.706
‫می‌شناسیش؟ زیباترین قطعه‌ی دنیاست

19:23.731 --> 19:26.339
‫منو با خودش به
‫بشاش‌ترین مکان‌های ممکن می‌بره

19:26.340 --> 19:29.835
‫ولی در عین حال،
‫پر از اندوه و حسرتـه

19:31.020 --> 19:33.420
‫شما دستور بده...

19:33.940 --> 19:36.098
‫تا قطعه‌ی «مهتاب» رو اجرا کنم

19:53.380 --> 19:55.214
‫داره... چیکار می‌کنه؟

19:55.820 --> 19:57.179
‫برندی؟

19:57.180 --> 19:58.179
‫چه غلطی می‌کنی؟

19:58.180 --> 20:00.499
‫تو که نگفتی پیانوش واقعیـه

20:00.500 --> 20:02.419
‫فکر کردم بلدی پیانو بزنی!

20:02.420 --> 20:03.339
‫نه!

20:03.340 --> 20:06.939
‫- ولی توی «مجموعه‌ی زودیاک» که زدی!
‫- اون از پیش ضبط شده بود

20:08.301 --> 20:09.660
‫نمی‌تونه اجرا نکنه

20:09.685 --> 20:11.859
‫اجرای پیانو جرقه‌ای برای اتفاقات بعدیـه

20:11.860 --> 20:15.522
‫برندی، باید به اجرا ادامه بدی.
‫هدف از این سکانس همینـه.

20:15.547 --> 20:17.906
‫خدایا، رفت سراغ قطعه‌ی چاپستیکز

20:17.931 --> 20:19.930
‫یکپارچگی داستان دچار مشکل شده

20:19.955 --> 20:21.499
‫داریم به سمت رنگ زرد می‌ریم

20:21.500 --> 20:23.544
‫گمونم یعنی داره بد پیش میره

20:23.569 --> 20:25.851
‫اگه اون یکی به زرد برسه،
‫از هم می‌پاشه

20:25.876 --> 20:27.003
‫عالی شد

20:27.028 --> 20:29.315
‫میکا، چقدر با روند عادی فاصله داریم؟

20:29.360 --> 20:30.946
‫توی داستان اصلی،

20:30.971 --> 20:33.699
‫کلارا از زیبایی موسیقی
‫لبریز از احساسات میشه

20:33.700 --> 20:36.342
‫بلند میشه و بیرون میره.
‫الکس میره دنبالش و باهم صحبت می‌کنن.

20:36.367 --> 20:38.902
‫همین ملاقاتـه که داستان رو پیش می‌بره

20:39.460 --> 20:41.779
‫میشه جور دیگه‌ای به اون بخش برسیم؟

20:41.780 --> 20:44.219
‫شاید، ولی یه مشکل بزرگ‌تری داریم

20:44.220 --> 20:45.419
‫از این بزرگ‌تر؟

20:45.420 --> 20:48.022
‫کوکتل سمی. بلک‌رزی که سفارش داد

20:48.047 --> 20:49.487
‫گندش بزنن

20:50.085 --> 20:53.244
‫کلارا قرار بود قبل از اینکه
‫نوشیدنی برسه، بلند شه و بره، ولی الان...

20:53.269 --> 20:54.629
‫هنوز از جاش تکون نخورده

20:55.259 --> 20:57.018
‫و اگه کوکتل رو بخوره، می‌میره

20:57.500 --> 20:59.179
‫- درسته
‫- اونوقت همه‌چی به فنا میره

20:59.180 --> 21:00.859
‫تنش داستانی رو به افزایشـه، بچه‌ها

21:00.860 --> 21:03.244
‫برندی، برندی، چیزی نگو

21:03.269 --> 21:05.942
‫می‌خوام واسه برگشتن به روایت اصلی،
‫دستوراتی که میدم رو اجرا کنی

21:05.967 --> 21:07.339
‫دیگه پیانو نزن

21:07.340 --> 21:09.779
‫برو کنار کلارا بشین.
‫همین الان. برو. یالا!

21:15.100 --> 21:17.935
‫بخاطر ضعفت توی نواختن پیانو عذرخواهی کن

21:18.300 --> 21:20.299
‫متأسفانه خیلی وقت بود
‫دست‌به‌کلاویه نشده بودم

21:20.300 --> 21:21.980
‫به وضوح مشخص بود

21:22.700 --> 21:26.123
‫ولی نکته‌ی مثبتش اینـه که لاأقل
‫کاری کردی مادامِ سگ‌دوست‌مون سردرد بشه

21:26.859 --> 21:28.219
‫چقدر حیف شد

21:29.300 --> 21:30.580
‫یه اسکاچ

21:33.460 --> 21:34.664
‫و یه بلک‌رز

21:34.689 --> 21:36.203
‫چه به موقع. نیاز داشتم

21:36.228 --> 21:38.339
‫نذار نوشیدنی رو بخوره.
‫سمیـه. بداهه‌پردازی کن.

21:38.340 --> 21:40.259
‫- خدای من، اونجا رو
‫- چی شده؟

21:40.260 --> 21:42.259
‫- اون... غاز گنده رو
‫- نه

21:42.260 --> 21:44.219
‫شر نوشیدنی رو کم کن

21:44.220 --> 21:47.379
‫- من که چیزی نمی‌بینم
‫- همون‌جاست. دیدی؟ نگاه

21:47.380 --> 21:49.259
‫- واقعاً غاز بود؟
‫- آره

21:49.260 --> 21:50.739
‫نه. غازی در کار نبود

21:50.740 --> 21:51.979
‫نه، غازی در کار نبود

21:52.060 --> 21:54.540
‫- داشتم شوخی می‌کردم
‫- که اینطور

21:56.480 --> 21:58.413
‫لابد خالی کردن گیلاس هم
‫یه شوخیِ دیگه بود

21:59.265 --> 22:00.518
‫لو رفتم!

22:00.860 --> 22:02.739
‫دوست ندارم کسی دستم بندازه، دکتر پالمر

22:02.740 --> 22:05.539
‫توی دوران مدرسه
‫به اندازه‌ی کافی باهاش سر و کله زدم

22:05.564 --> 22:08.084
‫- توی سخنرانی‌تون موفق باشید
‫- کاهش میزان کشش، بچه‌ها

22:09.300 --> 22:10.380
‫نذار بره

22:11.526 --> 22:12.553
‫برو دنبالش

22:14.313 --> 22:15.313
‫وایسا

22:15.700 --> 22:16.740
‫برگرد!

22:17.780 --> 22:19.140
‫وایسا! من...

22:20.180 --> 22:21.460
‫دوروثی!

22:24.100 --> 22:26.499
‫کلارا! اسمش کلاراست!

22:26.500 --> 22:27.819
‫واگرایی در حال افزایشـه

22:27.820 --> 22:29.300
‫کلارا

22:40.100 --> 22:41.739
‫چرا دوروثی صدام کردی؟

22:41.806 --> 22:43.166
‫خدایا

22:43.976 --> 22:46.895
‫منو یاد کسی انداختی

22:46.920 --> 22:49.080
‫یکی که اسمش دوروثیـه؟

22:50.220 --> 22:51.340
‫آره

22:52.380 --> 22:54.020
‫چرا تو رو یاد اون انداختم؟

22:54.740 --> 22:57.060
‫- به‌کل از خط داستانی دور شدن
‫- هیس!

22:58.620 --> 22:59.700
‫اون...

23:01.220 --> 23:04.540
‫کسی بود که وقتی دنیا نگاهش می‌کرد

23:05.940 --> 23:08.380
‫فکر می‌کرد که همه چی داره، ولی...

23:09.969 --> 23:12.159
‫از درون...

23:13.420 --> 23:14.694
‫پژمرده بود

23:16.793 --> 23:17.977
‫نمی‌دونم

23:19.060 --> 23:20.460
‫ولی گمونم

23:23.300 --> 23:25.820
‫پس جای تعجبی نداره که
‫من تو رو یاد اون میندازم

23:29.100 --> 23:30.780
‫باهاش برو توی باغ

23:32.220 --> 23:33.299
‫کنارش بشین

23:33.300 --> 23:34.636
‫منم همین قصد رو داشتم

23:34.760 --> 23:36.129
‫چه قصدی؟

23:36.860 --> 23:40.179
‫می‌خواستم بپرسم که
‫دوست داری راجع‌بهش صحبت کنی؟

23:40.413 --> 23:41.813
‫نه

23:42.499 --> 23:45.298
‫آدم سفره‌ی دلش رو
‫پیش غریبه که باز نمی‌کنه

23:45.323 --> 23:46.715
‫مشکلی نداره

23:46.740 --> 23:48.459
‫بهم اعتماد کن، من یه دکترم و

23:48.484 --> 23:51.363
‫قید رؤیای پیانو زدن رو زدم

23:51.806 --> 23:53.765
‫خب، به نظرم کار هوشمندانه‌ای کردی

23:55.820 --> 23:58.700
‫دوست داشتم با همسرم راجع‌بهش حرف بزنم،
‫ولی راستش رو بخوای،

23:59.020 --> 24:01.980
‫یه مدتی میشه که کلاود
‫به حال و روز من اهمیتی نمیده

24:03.180 --> 24:05.180
‫خودش رو عرق کار و کاسبی کرده

24:05.700 --> 24:09.259
‫بابا قدیم‌ها به شوخی می‌گفت
‫کلاود جای اینکه با من ازدواج کرده باشه

24:09.260 --> 24:11.138
‫با شرکت ازدواج کرده

24:11.492 --> 24:13.692
‫اگه اینطور باشه، کلاود دیوونه‌ست

24:16.340 --> 24:17.460
‫خیلی مهربونی

24:22.300 --> 24:24.100
‫میزان احساس عاشقانه رو به افزایشـه

24:26.180 --> 24:28.505
‫این دوروثی خانمی که گفتی،

24:29.060 --> 24:31.260
‫حال و روزش
‫در مورد من هم صدق می‌کنه

24:32.820 --> 24:34.417
‫می‌دونی، شاید احمقانه به نظر برسه، ولی

24:34.477 --> 24:37.943
‫بعضی وقت‌ها یه حس
‫بیچارگی عجیبی بهم دست میده

24:38.460 --> 24:41.700
‫انگار که به یه غم بی‌انتها
‫از دل زمان گره خوردم

24:44.100 --> 24:46.419
‫شاید توی یه زندگی دیگه،
‫سرنوشت غم‌انگیزی داشتم

24:46.420 --> 24:49.020
‫فکر کردم گفتی خودآگاهی ندارن

24:49.540 --> 24:50.660
‫ندارن

24:51.139 --> 24:54.218
‫تنها واقعیتی که ازش آگاهـه همین داستانـه

24:54.243 --> 24:56.796
‫راستش، فکر می‌کنم یه بازتابی از
‫دوروثی اصلی رو حس می‌کنه

24:58.460 --> 25:00.179
‫کلارای هوش مصنوعی ما

25:00.204 --> 25:03.847
‫ساخته شده از روی
‫اجرای اصلی دوروثی چمبرزه و

25:04.316 --> 25:06.955
‫اجرای خود چمبرز
‫الهام‌گرفته‌شده از زندگی شخصیشـه

25:06.980 --> 25:10.379
‫اون تا جایی که می‌تونست
‫عرقِ نقش کارلا شد

25:10.380 --> 25:12.921
‫بازتاب‌هایی سراسر مجموعه‌ی داده‌ها
‫ازش جریان داره

25:12.946 --> 25:16.346
‫ولی وقتی اسمش رو شنید،
‫با جوهره‌ی وجودش ارتباط برقرار کرد و

25:17.393 --> 25:19.132
‫یه بُعد جدیدی پیدا کرده

25:19.740 --> 25:22.779
‫و سیستم واقعاً واسه
‫پذیرش این ساخته نشده

25:22.780 --> 25:25.339
‫سکانس تا ۳۰ ثانیه‌ی دیگه
‫به اتمام می‌رسه، بچه‌ها

25:25.340 --> 25:27.380
‫چه اتفاقی برای دوروثی افتاد؟

25:29.540 --> 25:31.900
‫با هم قطع ارتباط کردیم

25:33.580 --> 25:35.540
‫امیدارم هر جایی که هست،
‫خوشحال باشه

25:36.453 --> 25:37.614
‫منم همینطور

25:39.460 --> 25:41.469
‫ببین چطور از زندگیم شِکوه و گله می‌کنم

25:41.529 --> 25:43.299
‫حتماً میگی چه آدم نمک‌کوری‌ام

25:43.300 --> 25:45.260
‫نه، می‌گیرم چی میگی

25:46.373 --> 25:48.847
‫- می‌گیری؟
‫- یعنی درکت می‌کنم

25:49.540 --> 25:50.659
‫آهان، درک می‌کنی

25:50.684 --> 25:52.667
‫آره. زندگی همین گوهیـه که می‌بینی

25:52.791 --> 25:56.299
‫- کی آخه توی این فیلم «گوه» میگه؟
‫- خدای من. منظورم اینـه که...

25:56.300 --> 25:57.739
‫زندگی همین گوهیه که می‌بینم؟

25:57.740 --> 25:59.099
‫الان که داره میگه

25:59.100 --> 26:01.695
‫از... دهنم در رفت

26:01.720 --> 26:04.160
‫نه، من... ناراحت نشدم

26:04.700 --> 26:06.500
‫برام تازگی داره

26:07.780 --> 26:09.823
‫تا به حال ندیده بودم یکی...

26:10.580 --> 26:12.083
‫انقدر سرزنده باشه

26:14.220 --> 26:16.180
‫میزان احساس عاشقانه رو به افزایشـه

26:19.220 --> 26:20.820
‫شب بخیر، دکتر پالمر

26:22.328 --> 26:23.460
‫شب بخیر

26:33.580 --> 26:35.844
‫طبق انتظار داره پیش میره.
‫برگشتیم به روال عادی.

26:35.980 --> 26:37.539
‫تنش داستانی رو به کاهشـه

26:37.540 --> 26:39.219
‫نمای داخلی، لابی هتل

26:39.220 --> 26:40.340
‫نمای پیوسته

26:41.060 --> 26:42.580
‫کلاودِ جذاب

26:45.673 --> 26:46.793
‫عزیزدلم

26:47.780 --> 26:49.060
‫کلاود

26:49.660 --> 26:51.179
‫این سکانس کلاوده

26:51.180 --> 26:54.179
‫برندی تا دو دقیقه‌ی دیگه نمیاد،
‫با خیال راحت صحبت کن

26:54.204 --> 26:56.164
‫منم همینطور. منم خسته‌ام

26:56.953 --> 26:59.192
‫فکر کنم خوب پیش رفتیم.
‫ممنون، برندی.

26:59.260 --> 27:01.900
‫دوربین روی تو نیست فعلاً

27:01.925 --> 27:03.459
‫یه چند دقیقه می‌تونی استراحت کنی

27:03.460 --> 27:05.339
‫شما هم دیدید چی شد دیگه؟

27:05.340 --> 27:07.339
‫باورنکردنی بود

27:07.340 --> 27:10.178
‫مطمئنی یه شخصیت کامپیوتریـه؟

27:10.203 --> 27:12.059
‫چون... رسماً بهم دست زد

27:12.060 --> 27:14.179
‫خیلی عجیب بود

27:14.180 --> 27:17.779
‫همسرم رو دیدم،
‫انگاری مرگ ازش رو برگردونده

27:17.780 --> 27:20.134
‫قرار بود اون بلک‌رز مخصوص رو به خوردش بدی

27:20.159 --> 27:21.198
‫وای، نه

27:21.223 --> 27:23.499
‫همین کارو کردم، رئیس،
‫ولی لب به نوشیدنی نزد

27:23.500 --> 27:24.739
‫لب بهش نزد؟

27:24.740 --> 27:27.565
‫بچه‌ها؟ هوی!

27:28.140 --> 27:29.099
‫چی شده؟

27:29.100 --> 27:31.100
‫بون‌بون داره کوکتل مسموم رو می‌خوره

27:31.453 --> 27:32.453
‫وای

27:33.340 --> 27:34.459
‫گوه توش

27:34.460 --> 27:36.127
‫یه لحظه وایسا، برندی

27:36.233 --> 27:37.280
‫نه!

27:38.140 --> 27:39.059
‫بون‌بون!

27:39.060 --> 27:40.900
‫مُرده!

27:41.500 --> 27:42.859
‫مرگ سگ تأیید میشه

27:42.860 --> 27:45.540
‫تکرار می‌کنم،
‫مرگ سگ تأیید میشه

27:47.500 --> 27:49.179
‫یه حفره‌ی داستانی داریم

27:49.180 --> 27:50.419
‫میشه درستش کرد؟

27:50.420 --> 27:55.163
‫خب، مادام روبن قرار بود که
‫کوکتل رو برداره و سم رو بخوره

27:55.900 --> 27:57.379
‫زن بیچاره مُرده

27:57.380 --> 27:59.859
‫که باعث میشه بازرس لوین
‫به هتل فراخونده بشه و

27:59.860 --> 28:02.179
‫از الکس بخواد تا گواهی مرگ رو امضا کنه

28:03.100 --> 28:05.059
‫بعدش الکس می‌بینه
‫بازرس لوین عطسه می‌کنه و

28:05.060 --> 28:07.591
‫تشخیص میده که
‫به ادکلن خودش حساسیت داره

28:07.616 --> 28:11.099
‫که داستان رو برای سکانس پایانی
‫آماده می‌کنه، جایی که پلیس هجوم میاره

28:11.100 --> 28:14.139
‫لوینْ الکس رو به یاد میاره و
‫به نیروهاش میگه که شلیک نکنن

28:14.140 --> 28:15.539
‫حساسیتم رو تشخیص داد

28:15.540 --> 28:18.939
‫- ولی اینجوری همدیگه رو ملاقات نمی‌کنن
‫- اونوقت پلیس بهش شلیک می‌کنه

28:18.940 --> 28:20.088
‫وحشتناکـه

28:20.113 --> 28:21.657
‫آره، پیش‌بینیش رو آماده کردم

28:25.406 --> 28:27.833
‫پس فیلم به‌کل از هم می‌پاشه

28:30.260 --> 28:31.659
‫پس کار تمومـه، نه؟

28:31.660 --> 28:34.259
‫نه. می‌تونیم فیلم رو ری‌ست کنیم.
‫می‌تونیم یه بار دیگه امتحان کنیم.

28:34.260 --> 28:35.419
‫از اول؟

28:35.420 --> 28:36.579
‫نه، نمیشه

28:36.580 --> 28:38.186
‫وقتی نمونده

28:38.211 --> 28:42.355
‫باید تا قبل از ظهر برن داخل و
‫یه توالت عظیم‌الجثه رو علم کنن

28:42.453 --> 28:43.505
‫متأسفم

28:44.420 --> 28:46.220
‫جک، بیارش بیرون

28:48.735 --> 28:51.774
‫خیلی‌خب، دوستان.
‫متأسفانه کارمون اینجا تمومـه.

28:51.799 --> 28:54.999
‫- همچنان داره پخش میشه
‫- جک، فقط بیارش بیرون، لطفاً

28:56.439 --> 28:59.790
‫راستش، ممکنه سر بیرون آوردنش
‫یه جور مشکل اجرایی داشته باشیم

29:00.940 --> 29:01.979
‫چی؟

29:01.980 --> 29:04.499
‫خب، به نظر می‌رسه که
‫گسترش شخصیت کلارا...

29:04.500 --> 29:09.059
‫ باعث سرریز شدن حافظه‌ی پشته شده و
‫در نتیجه کد خروج یه جورایی قاتی کرده

29:09.060 --> 29:11.019
‫قاتی کرده؟ یعنی چی؟

29:11.020 --> 29:13.219
‫فرایند استخراج این لحظه از کار افتاده

29:13.220 --> 29:14.899
‫- چی؟
‫- یعنی نمی‌تونید بیرون بکشیدش؟

29:14.900 --> 29:18.019
‫نه تا وقتی که به تیتراژ پایانی برسه.
‫البته اگه تا اون موقع زنده بمونه.

29:18.020 --> 29:21.419
‫خب، داستان که بهرحال خراب شده.
‫چرا دستگاه رو خاموش نمی‌کنید؟

29:21.420 --> 29:23.419
‫نه! نه، نه. قطع کردن شبیه‌سازی

29:23.420 --> 29:25.219
‫در حالی که ذهنش اونجا گیر افتاده،

29:25.220 --> 29:29.179
‫می‌تواند باعث ایجاد
‫اختلال عصبی فاجعه‌باری توی فرد بشه

29:29.180 --> 29:32.059
‫منظورش اینـه که برندی هوشیاریش رو
‫از دست میده و می‌میره

29:32.060 --> 29:33.099
‫چی؟

29:33.100 --> 29:35.701
‫منظورتون برندی فرایدی واقعیـه؟

29:35.726 --> 29:39.086
‫احتمال مرگ ۹۸ درصده، آره

29:40.220 --> 29:41.380
‫از این بهتر نمیشد

29:41.900 --> 29:44.859
‫کی‌ورث پیکچرز
‫با جذب ستارگان هالیوودی،

29:44.860 --> 29:46.579
‫و کشتن اون‌ها،

29:46.580 --> 29:48.099
‫جون تازه‌ای به فیلم‌های آنتیک بخشید

29:48.100 --> 29:50.699
‫تا ۹۰ ثانیه‌ی دیگه برمی‌گرده جلوی دوربین

29:50.700 --> 29:51.979
‫شاید بهتر باشه که...

29:51.980 --> 29:55.139
‫حفره‌ی داستانی لوین رو چیکار کنیم؟
‫اینجوری توی سکانس پایانی الکس رو می‌کشن

29:55.140 --> 29:56.259
‫خدایا

29:56.260 --> 29:58.939
‫اون آخر فیلمـه.
‫۹۰ دقیقه فرصت داریم درستش کنیم.

29:58.940 --> 30:01.407
‫- کریستال، نمی‌تونی یه راه‌حلی پیدا کنی؟
‫- آره، شاید

30:01.432 --> 30:03.505
‫اسمم رو به عنوان نویسنده میارید؟

30:04.820 --> 30:08.273
‫نه. خب، بعداً راجع‌بهش حرف می‌زنیم.
‫مشکلی نیست. میرم یه فکریش بکنم.

30:08.980 --> 30:10.659
‫برندی، باید باهم یه گپی بزنیم

30:10.660 --> 30:13.819
‫آره، باید صحبت کنیم. می‌دونم طبق
‫فیلمنامه پیش نرفتم، ولی اونم همین کارو کرد

30:13.820 --> 30:15.699
‫می‌دونم نباید می‌گفتم «گوه»

30:15.700 --> 30:17.339
‫- ولی یه جورایی خندید
‫- برندی

30:17.340 --> 30:19.059
‫من... انتظارش رو نداشتم

30:19.060 --> 30:21.859
‫انتظار نداشتم انقدر واقعی باشه و

30:21.884 --> 30:23.275
‫- حس کردم...
‫- برندی!

30:23.300 --> 30:25.740
‫- داریم می‌ریم سراغ سکانس بعدی
‫- خیلی‌خب

30:26.660 --> 30:29.539
‫سکانس بعدی همون
‫سکانسِ لوین و یارو پلیسه‌ست

30:29.540 --> 30:32.659
‫- واو، واو، واو
‫- که میاد امضای گواهی فوت اون خانمه رو بگیره

30:32.660 --> 30:35.059
‫ولی عطسه می‌کنه و بعدش قراره که من...

30:35.060 --> 30:36.763
‫برندی، برنامه عوض شده

30:36.788 --> 30:37.899
‫یعنی چی که عوض شده؟

30:37.900 --> 30:38.900
‫آمم...

30:39.860 --> 30:42.979
‫مادام روبن کوکتل رو نخور.
‫سگش خورد.

30:42.980 --> 30:44.700
‫جای خودش، سگش مُرده

30:45.500 --> 30:48.499
‫- پس اون پیرزن فرانسوی هنوز زنده‌ست؟
‫- آره

30:48.500 --> 30:52.219
‫- وایسا ببینم، پس پلیس دیگه نمیاد؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم

30:52.220 --> 30:54.322
‫نه، باید فیلم رو ری‌ست کنیم

30:54.347 --> 30:56.427
‫باید از نو شروع کنیم.
‫باید داستان رو درست پیش ببریم.

30:56.452 --> 30:59.852
‫مسئله اینجاست که... نمی‌تونیم

31:00.300 --> 31:01.379
‫یعنی چی که نمی‌تونید؟

31:01.380 --> 31:05.619
‫یه مشکل فنی جزئی پیش اومده که

31:05.620 --> 31:10.419
‫به این معنیـه که نمی‌تونیم تا
‫پایان خط داستانی بیرون بکشیمت

31:10.420 --> 31:11.619
‫منظورم تا خود تیتراژ پایانیـه

31:11.620 --> 31:14.539
‫- اینجا گیر افتادم؟
‫- تا زمانی که داستان رو به پایان برسونی

31:14.540 --> 31:16.539
‫یعنی باید فیلم رو تا تهش بازی کنم؟

31:16.540 --> 31:20.219
‫آره. دیالوگ پایانی خودت به کلارا رو میگی:
‫«تا ابد باهات می‌مونم»

31:20.220 --> 31:22.160
‫تیتراژ پخش میشه و می‌کشیمت بیرون

31:22.185 --> 31:25.915
‫- اگه تا اونجا نرسم چی؟
‫- بیا روی زمان حال تمرکز کنیم

31:25.940 --> 31:27.779
‫روز دومـه. زمان داره می‌گذره

31:27.780 --> 31:29.139
‫روز دوم؟ منظورت چیـه؟

31:29.140 --> 31:30.419
‫کلارا میره واسه گشت‌وگذار

31:30.420 --> 31:31.819
‫ازش می‌خوای تا همراهیش کنی

31:31.820 --> 31:33.739
‫خیلی‌خب، آره. می‌دونم...

31:33.740 --> 31:36.379
‫ده ثانیه تا تعویض سکانس

31:36.380 --> 31:38.059
‫داستان روز جدید شروع میشه

31:38.060 --> 31:40.899
‫برندی، قراره یه
‫پرش زمانی‌ای رو حس کنی

31:40.900 --> 31:43.499
‫- حس کنم؟ چطور؟
‫- شاید یکم شوکه‌ات کنه

31:43.500 --> 31:47.219
‫زمان و مکان با تدوین عوض میشن.
‫انگار که داری دورنوردی می‌کنی.

31:47.220 --> 31:49.619
‫- منظورت چیـه که «دورنوردی می‌کنی»؟
‫- داستان روز جدید شروع شد

31:49.620 --> 31:51.794
‫نمای داخلی، لابی هتل، صبح

31:51.819 --> 31:54.515
‫سکانس شروع شده. توش پر آدمـه

31:54.540 --> 31:57.460
‫خیلی‌ها دارن تماشات می‌کنن.
‫اگه متوجه شدی دو بار پلک بزن.

31:59.100 --> 32:00.180
‫کلارا داره میاد

32:02.940 --> 32:05.060
‫بهش برخورد کن. طبیعی باشه

32:07.660 --> 32:08.940
‫شرمنده

32:09.500 --> 32:11.259
‫- سلام، کلارا
‫- دکتر پالمر

32:11.260 --> 32:13.379
‫دیگه عذرخواهی کردن از شما شده ورد زبونم

32:13.380 --> 32:15.460
‫مشکلی نیست. چیزیم نشد

32:16.260 --> 32:17.459
‫بیرون میری؟

32:17.460 --> 32:20.259
‫خب، قصد داشتم یه گشت‌وگذاری برم

32:20.260 --> 32:22.459
‫ولی واسه کلاود یه مسئله‌ی کاری پیش اومد،

32:22.460 --> 32:25.732
‫واسه همین به ناچار قراره تنها برم

32:25.757 --> 32:27.219
‫- ازش بخواه باهم برید
‫- مگه اینکه...

32:27.220 --> 32:31.420
‫شما که احیاناً نمی‌خواید
‫همراهیم کنید، دکتر پالمر؟

32:33.066 --> 32:35.425
‫- پالمر قرار بود که از اون بخواد
‫- به‌خشکی

32:35.673 --> 32:37.953
‫ببخشید که انقدر رُک صحبت می‌کنم

32:38.063 --> 32:39.499
‫داره خودمختار عمل می‌کنه

32:39.500 --> 32:42.260
‫مگه چه ایرادی داره؟
‫بازیگرها عاشق خودمختاری‌ان

32:43.580 --> 32:45.939
‫آره، به نظرم بازی‌شون پُربارتر میشه

32:45.940 --> 32:48.339
‫- پس چرا گفتی «به‌خشکی»؟
‫- من گفتم: «به‌خشکی، ایول!»

32:48.340 --> 32:50.860
‫نه، خوشحال شدم پرسیدی

32:52.140 --> 32:53.979
‫حالا قراره کجا بریم؟

32:53.980 --> 32:55.900
‫گوشه به گوشه‌ی کایرو

32:57.060 --> 32:59.539
‫قراره یه سری تغییرات تدریجی رو تجربه کنی

32:59.540 --> 33:03.019
‫یه مونتاژ در پیشـه.
‫ممکنه یکم حالت تهوع بهت دست بده.

33:05.660 --> 33:08.860
‫- خیلی مشتاقم کایرو رو ببینم
‫- دل تو دلم نیست

33:12.420 --> 33:13.619
‫دَووم بیار

33:13.620 --> 33:16.779
‫نه، چون اونوقت دیگه
‫زمانی واسه اون سکانس که توش

33:16.780 --> 33:20.507
‫الکس اتفاقی می‌شنوه کلاود
‫داره با اُتو صحبت می‌کنه نیست

33:20.532 --> 33:21.552
‫گندش بزنن!

33:21.853 --> 33:23.834
‫کاش این تا ابد ادامه داشت

33:33.020 --> 33:35.059
‫امروز یه روز باورنکردنی رو تجربه کردم

33:35.060 --> 33:37.374
‫آره، چه سفری بود!

33:37.399 --> 33:39.439
‫چه حرف‌های بامزه‌ای می‌زنی

33:39.900 --> 33:42.240
‫امکان نداشت همسفری به خوبی تو پیدا کنم

33:42.265 --> 33:44.235
‫- مخالفم
‫- منظورت اینـه که موافقی؟

33:44.260 --> 33:45.779
‫ولی گفتم «مخالفم»

33:45.780 --> 33:47.688
‫انقدر سر دستور زبان جروبحث نکن

33:47.713 --> 33:49.971
‫ممنون که ازم خواستی همراهیت کنم

33:49.996 --> 33:51.788
‫لازم نیست ازم تشکر کنی

33:52.300 --> 33:53.580
‫کاری نکردم

33:55.972 --> 33:58.146
‫اینجا همون جاییـه که پاش پیچ می‌خوره

33:59.500 --> 34:00.700
‫وای، خدایا!

34:01.940 --> 34:03.539
‫- خدایا
‫- خدای من. حالت خوبـه؟

34:03.540 --> 34:05.179
‫لعنت به این پاشنه‌ها

34:05.180 --> 34:06.299
‫تا اتاق همراهیش کن

34:06.300 --> 34:07.510
‫خودم می‌دونم!

34:07.535 --> 34:11.174
‫می‌دونم باید کمکت کنم تا به اتاقت بری

34:11.199 --> 34:12.380
‫- اوه...
‫- بیا بریم

34:12.580 --> 34:14.300
‫سکانس بعدی سکانسیـه که
‫باید دلش رو ببری

34:14.325 --> 34:16.117
‫کاری نکردم که

34:18.740 --> 34:21.859
‫خب، اینجا اون جاییـه که
‫ازش می‌خوای تا پاش رو معاینه کنی و

34:21.860 --> 34:24.721
‫اوضاع یکم... ملتهب میشه

34:25.700 --> 34:27.780
‫چقدر بد زمین خوردی

34:29.220 --> 34:31.250
‫یه نگاه بندازم ببینم ورم کرده یا نه؟

34:32.400 --> 34:35.200
‫خب، فقط آروم

34:35.225 --> 34:37.228
‫تمام تلاشم رو می‌کنم

34:43.952 --> 34:50.952
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

34:59.860 --> 35:01.700
‫الان چه حسی داری؟

35:02.380 --> 35:04.260
‫اونقدرها هم بد نیست

35:05.220 --> 35:06.860
‫نشونه‌ی خوبیـه

35:07.479 --> 35:10.008
‫همچنان می‌تونم به تئاتر بولشوی برم؟

35:13.126 --> 35:14.164
‫گمونم بتونی

35:14.189 --> 35:17.571
‫شاید بهتر باشه جهت اطمینان
‫یکم بالاترش رو معاینه کنی

35:23.160 --> 35:25.184
‫مثلاً اینجا رو؟

35:26.860 --> 35:27.900
‫خوبـه

35:30.900 --> 35:32.540
‫اینجا چطور؟

35:35.126 --> 35:36.559
‫اینجا...

35:36.719 --> 35:37.991
‫درد داره؟

35:38.299 --> 35:39.647
‫خیلی زیاد

35:40.000 --> 35:42.950
‫اوضاع از نسخه‌ی اصلی هم ملتهب‌تر شد

35:46.460 --> 35:49.320
‫حتماً یخی که برای
‫ورم پا سفارش دادم رو آوردن

35:53.413 --> 35:55.839
‫دومین اقدام قریب‌الوقوع به قتل

35:57.020 --> 35:59.475
‫باور کن فقط یخ سفارش داده بودم

36:00.499 --> 36:03.412
‫خب، حیفـه حرومش کنیم

36:03.864 --> 36:04.914
‫مطمئنی؟

36:04.939 --> 36:08.618
‫از شامپاین خوردن با یه غریبه توی اتاقم؟
‫از این رسوایی جون سالم به در نمی‌برم

36:09.820 --> 36:12.420
‫خدایا، چقدر دلم آزادی می‌خواست!

36:14.087 --> 36:15.846
‫این همون سکانس عقربـه

36:16.060 --> 36:17.859
‫تکون نخور

36:17.860 --> 36:18.779
‫هوم؟

36:21.220 --> 36:23.140
‫وای، خدایا!

36:24.700 --> 36:28.283
‫اگه تو نبود،
‫خدا می‌دونست چه بلایی سرم می‌اومد

36:29.220 --> 36:30.396
‫الکس

36:44.106 --> 36:46.426
‫میزان احساس عاشقانه رو به افزایشه

36:46.700 --> 36:49.686
‫آره، خب... کور که نیستیم

36:58.580 --> 37:01.220
‫رالفی رو اینجوری نمی‌بوسید

37:02.277 --> 37:03.374
‫نه

37:04.740 --> 37:05.780
‫گندش بزنن

37:07.941 --> 37:10.019
‫- ارسال داده متوقف شد
‫- تصویر رو از دست دادیم

37:10.020 --> 37:12.099
‫- کدِ زمانی به هم ریخت
‫- ارسال زنده‌ی داده متوقف شد

37:12.100 --> 37:13.219
‫نه! نه، نه، نه! گوه توش!

37:13.220 --> 37:15.979
‫- متأسفم
‫- گفتم قهوه رو بردار، جک. ریدی...

37:20.660 --> 37:22.380
‫قلبم توی سینه‌ام می‌کوبه

37:23.780 --> 37:26.660
‫انگار زمین دست از چرخیدن برداشته

37:27.780 --> 37:28.940
‫منم همین احساس رو دارم

37:30.800 --> 37:32.026
‫ولی چی شده؟

37:32.820 --> 37:33.820
‫می‌شنوی؟

37:35.980 --> 37:37.300
‫سکوت محضـه

37:38.620 --> 37:39.580
‫دقیقاً

37:40.540 --> 37:44.100
‫- شرمنده، قهوه‌ام رو ریختم
‫- برندی! برندی، صدام رو می‌شنوی؟

37:45.100 --> 37:45.980
‫برندی!

37:46.580 --> 37:47.819
‫خدا لعنتت کنه

37:49.780 --> 37:51.700
‫- وای
‫- اون کیـه؟

37:55.660 --> 37:56.660
‫اُتوئه

37:57.700 --> 38:00.460
‫نوچه‌ی همسرتـه. وایسا ببینم

38:00.980 --> 38:04.019
‫قرار نبود اینو بدونی. نشنیده بگیر

38:04.020 --> 38:05.900
‫کلاود که نوچه نداره

38:09.460 --> 38:11.259
‫چرا تکون نمی‌خوره؟

38:11.260 --> 38:12.780
‫حتماً دارن ری‌ست می‌کنن

38:13.820 --> 38:14.659
‫کی‌ها؟

38:14.660 --> 38:16.779
‫- نه، نه...
‫- می‌تونی درستش کنی؟

38:16.780 --> 38:19.602
‫- یکی یه حوله بهم میده؟
‫- گفتم قهوه‌ی وامونده رو بردار، رفیق

38:19.627 --> 38:21.507
‫متوجه نمیشم

38:23.140 --> 38:24.180
‫کیمی؟

38:25.140 --> 38:26.980
‫- الکس؟
‫- کیمی؟

38:28.660 --> 38:29.700
‫الکس، من...

38:33.060 --> 38:34.220
‫وایسا ببینم

38:44.580 --> 38:46.994
‫- چه‌خبر شده؟
‫- ارتباط‌‌مون رو از دست دادیم

38:47.019 --> 38:48.207
‫ولی فیلم داره جلو میره

38:48.232 --> 38:50.965
‫آره، اما برندی توی شبیه‌سازی گیر افتاده

38:51.446 --> 38:54.165
‫پس ممکنـه بمیره؟ راستش رو بگو

38:54.190 --> 38:55.481
‫- نه
‫- شاید

38:57.220 --> 38:59.511
‫اگه از یک تا صد بخوای احتمال بدی چی؟

38:59.536 --> 39:01.315
‫پنجاه پنجاهـه

39:01.340 --> 39:03.017
‫خودش گفت راستش رو بگم!

39:07.900 --> 39:08.986
‫آهای!

39:09.580 --> 39:10.774
‫بچه‌ها؟

39:12.780 --> 39:13.854
‫آهـای!

39:13.879 --> 39:15.479
‫کیمی، صدای منو داری؟

39:21.100 --> 39:22.312
‫بچه‌ها؟

39:23.326 --> 39:24.377
‫کیمی!

39:24.820 --> 39:26.500
‫کیمی کیـه؟

39:28.260 --> 39:31.814
‫مادام روبن. هنوز زنده‌ست

39:31.839 --> 39:35.499
‫قرار بود بمیره و
‫الان هم گند زده شد به داستان

39:35.500 --> 39:37.619
‫- دیگه داری منو می‌ترسونی
‫- بچه‌ها؟

39:37.887 --> 39:39.367
‫بچه‌ها؟

39:40.106 --> 39:43.910
‫کیمی، اصلاً جالب نیست که
‫منو اینجوری آلاخون‌والاخونِ شبیه‌ساز کنی

39:44.380 --> 39:46.780
‫- خواهش می‌کنم بگو چه خبر شده
‫- بچه‌ها؟

39:49.600 --> 39:52.325
‫- الکس؟
‫- الکسِ گوربه‌گورشده من نیستم!

39:56.436 --> 39:58.248
‫باید با کیمی صحب کنم، خب؟

39:58.273 --> 40:01.353
‫دلم می‌خواست توضیح بدم،
‫ولی می‌دونم متوجه نمیشی

40:02.860 --> 40:04.152
‫تو از کجا می‌دونی
‫من چی رو متوجه نمی‌شم؟

40:04.177 --> 40:06.985
‫دنیا از هم پاشیده و

40:07.261 --> 40:09.347
‫باید ری‌ستش کنن و تو هم...

40:09.372 --> 40:11.875
‫احتمالاً هیچکدوم از اینا رو یادت نمی‌مونه

40:11.900 --> 40:15.299
‫فیلم تموم شده.
‫تکرار می‌کنم، فیلم تموم شده.

40:15.300 --> 40:16.859
‫کدوم فیلم؟

40:17.060 --> 40:20.620
‫کل این دنیا یه فیلمـه

40:21.919 --> 40:23.999
‫نخیرم، نیست

40:25.700 --> 40:27.060
‫یه نگاهی به دور و ورت بنداز

40:27.680 --> 40:29.782
‫آره، حتی رنگی هم نیست

40:30.500 --> 40:32.122
‫نمی‌فهمم چی میگی

40:37.327 --> 40:38.622
‫این موز رو می‌بینی؟

40:39.773 --> 40:41.102
‫زرد نیست

40:43.300 --> 40:44.443
‫پرتقال رو می‌بینی؟

40:45.260 --> 40:46.419
‫نارنجی نیست

40:46.420 --> 40:48.419
‫اتفاقاً یه پرتقال طبیعیـه

40:51.460 --> 40:53.059
‫پس این سیب چه رنگیـه؟

40:53.060 --> 40:54.939
‫رنگ همیشگی خودشـه

40:54.940 --> 40:56.460
‫قرمزه یا سبز؟

40:59.740 --> 41:02.500
‫دیدی؟ هیچ کدوم از اینا واقعیت نداره

41:03.500 --> 41:04.740
‫تو هم واقعی نیستی

41:06.100 --> 41:08.419
‫من... نه، من... منم مثل خودت واقعی‌ام

41:11.860 --> 41:13.700
‫بچگیت رو یادتـه؟

41:14.220 --> 41:16.700
‫هیچ خاطره‌ای از دوران کودکیت داری؟

41:17.460 --> 41:18.299
‫من...

41:18.300 --> 41:20.076
‫دیروز راجع‌به بابات گفتی

41:20.580 --> 41:22.580
‫می‌تونی بگی چه شکلیـه؟

41:22.933 --> 41:24.518
‫چیزی ازش یادت میاد؟

41:26.500 --> 41:27.700
‫- نمی‌تونی
‫- من...

41:28.620 --> 41:31.620
‫حتی چهره‌اش هم به خاطر نداری
‫چون اون اصلاً توی فیلم نیست

41:32.500 --> 41:35.339
‫من... اصلاً از این بازی خوشم نمیاد

41:35.340 --> 41:37.300
‫نه، ولی دقیقاً همینـه

41:37.820 --> 41:38.739
‫یه بازیـه

41:38.740 --> 41:41.179
‫یه جور... تظاهره. بازیگریـه

41:41.180 --> 41:42.810
‫خودت هم داری بازی می‌کنی

41:44.129 --> 41:45.146
‫نه

41:46.340 --> 41:47.219
‫تمومش کن. من...

41:47.220 --> 41:50.300
‫دیروز که دوروثی صدات کردم،
‫منظورم یکی از آشناهام نبود

41:50.940 --> 41:52.179
‫منظورم تو بودی

41:52.180 --> 41:53.540
‫خود واقعیت

41:54.500 --> 41:56.017
‫دوروثی بازیگره

41:56.042 --> 41:58.460
‫یا... بهتره بگیم که بود!

42:00.013 --> 42:01.622
‫دوروثی چمبرز؟

42:03.973 --> 42:05.422
‫تو نقشی هستی که اون بازی کرده

42:09.860 --> 42:10.820
‫نه

42:11.580 --> 42:13.260
‫نه، نه

42:20.020 --> 42:21.286
‫گندش بزنن

43:07.340 --> 43:08.260
‫هی

43:11.020 --> 43:14.955
‫ببخشید اونجا سرت داد و بی‌داد کردم

43:14.986 --> 43:19.626
‫این ماجرا رو
‫به این راحتی‌ها نمیشه توضیح داد

43:21.903 --> 43:24.014
‫همه‌ی اینا یه داستانیـه که

43:24.980 --> 43:26.260
‫توی کامپیوتره

43:26.780 --> 43:27.780
‫یا...

43:29.260 --> 43:32.940
‫یا... فکر کن یه جور تئاتر

43:33.940 --> 43:36.580
‫توی دل یه دستگاهـه

43:37.820 --> 43:41.060
‫الان فقط فیلم واسه چند لحظه...

43:42.873 --> 43:43.995
‫متوقف شده

43:44.020 --> 43:45.289
‫خودم هم نمی‌دونم چرا

43:46.540 --> 43:48.420
‫شاید به یه مشکل فنی خورده

43:53.500 --> 43:56.420
‫می‌دونم گفتم واقعی نیستی

43:59.340 --> 44:01.020
‫ولی منم یه جورایی واقعی نیستم

44:05.780 --> 44:08.900
‫اسمم الکس نیست. برندیـه

44:09.740 --> 44:11.700
‫منم مثل خودت...

44:12.653 --> 44:14.012
‫بازیگرم

44:15.780 --> 44:17.500
‫اونا واسه...

44:19.306 --> 44:22.306
‫بازسازی این فیلم استخدام کردن

44:26.860 --> 44:28.318
‫نمی‌دونم این حرف‌هام برات...

44:29.300 --> 44:32.260
‫معنا و مفهومی داره یا نه

44:44.620 --> 44:45.900
‫ولی...

44:48.900 --> 44:50.060
‫واقعاً متأسفم

45:21.420 --> 45:24.379
‫صبر کن. پس داستان متوقف شده،
‫ولی زمان داره پیش میره؟

45:24.380 --> 45:26.779
‫آره، ضرب‌آهنگ زمانی به‌کل به هم ریخته

45:26.780 --> 45:27.859
‫یعنی چی؟

45:27.860 --> 45:31.660
‫یعنی اون تو، زمان خیلی سریع‌تر از
‫دنیای ما داره سپری میشه

45:32.957 --> 45:34.219
‫سریع‌تر یعنی چقدر؟

45:34.220 --> 45:37.626
‫یعنی هر شیش هفت ساعت
‫معادل یک ثانیه‌ست

45:37.940 --> 45:40.780
‫الان یعنی باید دستمزد اون روزها رو بدیم؟

45:51.020 --> 45:53.739
‫- کلارا؟
‫- فکر کردم گفتی اسمم دوروثیـه

45:53.740 --> 45:56.019
‫آدم که توی لابی می‌خوابه
‫عینهو دوره‌گردها میشه

45:56.020 --> 45:58.223
‫تمام درها رو امتحان کردم،
‫ولی هیچکدوم باز نمی‌شدن

45:58.248 --> 46:00.739
‫چون اون اتاق‌ها جزئی از داستان نیستن.
‫تو کجا میری؟

46:00.740 --> 46:02.379
‫میرم یه راه خروج پیدا کنم

46:02.380 --> 46:04.260
‫- منم باهات میام
‫- نخیر، نمیای

47:04.980 --> 47:07.255
‫یه چیزی از محدودیه‌ی شناخته‌شده رد شد

47:07.700 --> 47:08.749
‫چی؟

47:27.746 --> 47:29.234
‫خودشه بازم

47:29.820 --> 47:31.059
‫برندیـه؟

48:07.487 --> 48:09.977
‫حس می‌کنم شاید کلارا باشه

48:10.780 --> 48:12.420
‫- کلارا؟
‫- آره

48:13.780 --> 48:16.299
‫اینجوری به تمام
‫داده‌های موجود دسترسی پیدا می‌کرد

48:16.300 --> 48:17.380
‫گمونم

48:18.380 --> 48:20.580
‫به نظرت این بده؟

48:21.660 --> 48:23.540
‫آره. آره، بده

48:24.873 --> 48:25.940
‫نه

48:27.346 --> 48:29.946
‫- جون عزیزت درستش کن
‫- اگه اجازه بدی می‌کنم!

48:39.819 --> 48:41.275
‫« رالف ردول و دوروثی چمبرز
‫بر روی صحنه می‌درخشند »

49:26.045 --> 49:27.847
‫« راز پنهان دوروثی چیست؟ »

49:27.872 --> 49:30.454
‫« داستان عاشقانه‌ی زوج روِری
‫تا چه اندازه جدیست؟ »

50:12.215 --> 50:14.081
‫« دوروثی چمبرز
‫جان به جان‌آفرین تسلیم کرد »

50:53.420 --> 50:54.460
‫بس کن

50:57.420 --> 51:01.139
‫شاید من واقعی نباشم و تو هم
‫اونی که ادعا می‌کنی نباشی و

51:01.140 --> 51:06.467
‫شاید تمام این هستی
‫یه بازی صامت پوچ باشه، ولی...

51:07.820 --> 51:10.528
‫اگه من و تو قراره اینجا
‫ورِ دل هم باشیم، پس...

51:10.553 --> 51:13.974
‫نمی‌ذارم واسه یه ثانیه‌ی دیگه
‫به اون پیانو بی‌احترامی کنی

51:14.873 --> 51:16.226
‫یالا، برو کنار

51:16.860 --> 51:18.997
‫اونطرف بشین. تماشا کن و یاد بگیر

51:22.780 --> 51:24.619
‫یالا، یالا، یالا

51:25.464 --> 51:26.955
‫فکر کنم به یه جایی رسیدم

51:28.020 --> 51:29.939
‫- خدای من
‫- واو، اون دیگه چیـه؟

51:29.940 --> 51:30.859
‫- کلارا...
‫- خیلی‌خب

51:30.860 --> 51:33.059
‫چرا کلارا پشت پیانوئه؟

51:33.780 --> 51:36.099
‫- توی فیلمنامه چیزی ازش ننوشته
‫- اون چیـه دیگه؟

51:36.100 --> 51:37.540
‫داره چیکار می‌کنه؟

51:38.180 --> 51:39.419
‫اِی بابا

51:39.420 --> 51:42.165
‫- چی شد؟
‫- چی؟ خدایا

51:44.100 --> 51:46.180
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

53:13.323 --> 53:18.823
‫« ماه مِی »

53:55.236 --> 54:00.736
‫« ماه ژوئن »

54:48.180 --> 54:50.340
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

54:58.540 --> 54:59.540
‫دوستت دارم

55:02.420 --> 55:03.420
‫اوهوم

55:04.820 --> 55:05.979
‫«اوهوم»؟

55:08.186 --> 55:09.841
‫می‌دونی که منم دوستت دارم. من...

55:09.866 --> 55:11.225
‫خیالم راحت شد!

55:13.133 --> 55:14.363
‫فقط...

55:15.620 --> 55:16.984
‫برام سؤالـه...

55:17.009 --> 55:18.169
‫چی برات سؤالـه؟

55:19.933 --> 55:23.692
‫به نظرت واسه این دوستم داری چون...

55:25.340 --> 55:27.477
‫فیلمنامه ایجاب می‌کنه که

55:27.700 --> 55:29.280
‫کلارا همچین حسی داشته باشه؟

55:30.260 --> 55:32.580
‫نسبت به کسی که دیده، شخصیت...

55:34.980 --> 55:36.220
‫الکس پالمر

55:41.140 --> 55:42.820
‫ولی تو الکس پالمر نیستی

55:43.647 --> 55:45.712
‫« قابلیت اشکال‌زدایی جدید »

55:57.260 --> 56:00.082
‫- یه بک‌آپ از وضعیت داشتیم
‫- خدا رو شکر

56:00.740 --> 56:02.699
‫ضرب‌آهنگ زمانی به حالت اول برگشت

56:02.700 --> 56:04.419
‫فکر کنم بتونیم مجدداً ارتباط هم برقرار کنیم

56:04.420 --> 56:06.059
‫- می‌تونم باهاش صحبت کنم؟
‫- فقط صوتی

56:06.060 --> 56:08.180
‫تا ری‌ست نکنیم تصویر نداریم

56:08.546 --> 56:09.698
‫برندی؟

56:10.906 --> 56:12.017
‫برندی؟

56:12.540 --> 56:14.259
‫- کیمی؟
‫- خدا رو شکر

56:14.260 --> 56:16.099
‫برندی؟ چی شده؟

56:16.100 --> 56:17.384
‫خودشونن

56:18.060 --> 56:19.820
‫- خودشون؟
‫- همون‌ها دیگه

56:20.580 --> 56:22.659
‫منظورت آدمای بیرونـه؟

56:22.660 --> 56:24.659
‫یه مشکل سخت‌افزاری داشتیم

56:24.660 --> 56:27.231
‫مجبوریم از همون سکانس آخر
‫فیلم رو پیش ببریم

56:27.860 --> 56:29.419
‫سکانس آخر؟ منظورت...

56:29.420 --> 56:31.619
‫همون سکانسی که
‫توی سوییت کلارا توی هتل بودی

56:31.620 --> 56:33.175
‫از همون بوسه‌ی بعد از گرفتن عقرب

56:33.200 --> 56:34.971
‫زمان زیادی براش گذشته

56:35.231 --> 56:37.322
‫صبر کن ببینم، قراره دوباره...

56:37.347 --> 56:39.467
‫سکانس عقرب رو از نو می‌گیریم، آره

56:42.020 --> 56:47.034
‫صبر کن، کلارا اینجاست و
‫اسم واقعیم و همه چی رو می‌دونه، ما...

56:47.191 --> 56:48.739
‫نه، نگرانش نباش

56:48.740 --> 56:52.099
‫به محض اینکه سکانس رو ری‌ست کنیم،
‫از لحظه‌ی ذخیره‌سازی به بعد رو یادش نمیاد

56:52.100 --> 56:53.633
‫خیلی‌خب، نسخه‌ی بک‌آپ حاضره

56:54.500 --> 56:55.779
‫چیزی رو یادش نمیاد؟

56:55.780 --> 56:58.219
‫نه، برمی‌گردیم سر فیلم،
‫نه خانی اومده نه خانی رفته

56:58.220 --> 56:59.744
‫چی رو یادم نمیاد؟

57:00.100 --> 57:01.699
‫حاضری؟

57:01.700 --> 57:05.454
‫بارگزاری نسخه‌ی پشتیبان.
‫چهار...

57:05.479 --> 57:07.319
‫- اتصال مجدداً برقرار شد
‫- سه

57:08.393 --> 57:09.432
‫دو

57:09.780 --> 57:11.954
‫- یک
‫- وایسا! نه، نه، نه، نه!

57:14.600 --> 57:16.520
‫قلبم توی سینه‌ام می‌کوبه

57:17.120 --> 57:18.319
!خودشه -
عالیـه -

57:18.344 --> 57:19.584
خدا رو شکر

57:25.840 --> 57:27.520
اینجا دیالوگ داره

57:29.380 --> 57:30.499
برندی؟

57:31.286 --> 57:33.386
:باید بگی
«قلب من هم همینطور»

57:34.840 --> 57:35.920
برندی؟

57:37.080 --> 57:38.320
قلب من هم همینطور

57:39.640 --> 57:42.000
‫حس می‌کنم زمین دست از چرخیدن برداشته

57:42.393 --> 57:43.582
«من هم همینطور»

57:44.000 --> 57:45.440
:دیالوگ اینـه
«من هم همینطور»

57:48.120 --> 57:49.399
من هم همینطور

57:49.766 --> 57:51.046
وای بر من

57:55.040 --> 57:56.400
من یه زن متأهلم

57:58.040 --> 58:00.040
.نباید اینطوری رفتار کنم
...نمی‌تونم

58:01.360 --> 58:02.859
همچین احساسی داشته باشم

58:07.520 --> 58:08.908
«چه احساسی؟»

58:10.800 --> 58:12.181
چه احساسی؟

58:14.360 --> 58:15.935
مجبورم نکن به زبون بیارمش

58:22.000 --> 58:23.559
،خیلی‌خب
...دیالوگ اینجات اینـه که

58:23.560 --> 58:26.081
‫مجبور نیستی چیزی که
‫خودت نمی‌خوای رو به زبون بیاری

58:27.226 --> 58:28.544
دیالوگ این نیست

58:28.920 --> 58:30.760
چی؟ -
چه خبر شده؟ -

58:32.320 --> 58:33.400
تو باید بری

58:36.640 --> 58:38.480
.شنیدی که چی گفت
باید بری

58:39.800 --> 58:40.879
دلم نمی‌خواد

58:40.880 --> 58:42.719
!پناه بر خدا

58:42.720 --> 58:44.119
ولی باید بری

58:44.120 --> 58:46.320
‫آره، برندی. واقعاً باید بری!

58:46.840 --> 58:48.280
این بخشی از داستانـه

58:50.200 --> 58:53.270
خیلی متأسفم، دکتر پالمر

58:57.447 --> 58:58.704
من هم همینطور

59:05.560 --> 59:06.919
اوضاع چطوره؟

59:08.966 --> 59:10.166
برندی؟

59:10.640 --> 59:12.145
می‌تونی... می‌تونی باهام حرف بزنی

59:13.680 --> 59:14.763
من اینجام

59:15.160 --> 59:16.468
باید تمرکز کنی

59:16.493 --> 59:18.013
می‌تونی تمرکز کنی؟

59:19.560 --> 59:21.759
ببین، فقط باید
خط داستانی رو پیش ببری

59:21.760 --> 59:24.039
،و در زمان مناسب
دیالوگ آخر رو بگی

59:24.040 --> 59:25.711
کاری کنی تیتراژ پایانی شروع بشه

59:25.880 --> 59:28.230
،با شروع تیتراژ
می‌تونیم تو رو خارج کنیم

59:28.255 --> 59:29.519
متوجه شدی؟

59:30.280 --> 59:32.040
اگه... اگه نگم چی؟

59:33.160 --> 59:33.999
چی؟

59:34.266 --> 59:37.226
اگه دیالوگ پایانی رو نگم، چی میشه؟

59:37.640 --> 59:41.040
خب، اونجا گیر میفتی

59:41.960 --> 59:42.968
تا چند وقت؟

59:42.993 --> 59:44.174
‫تا ابد

59:45.174 --> 59:46.459
هوم

59:48.040 --> 59:51.200
،گوش کن برندی
...اگه این اتفاق بیفته

59:51.826 --> 59:54.206
...جسم واقعیت که اینجاست

59:55.233 --> 59:56.473
می‌میره

59:57.160 --> 59:59.431
...ولی... ولی روحم

01:00:00.360 --> 01:00:02.480
،ضمیر خودآگاهم
...یا هر اسمی که داره، اون

01:00:03.840 --> 01:00:05.080
اون همین‌جا می‌مونه؟

01:00:05.799 --> 01:00:07.039
‫کنار اون؟

01:00:10.313 --> 01:00:11.913
برندی، منظورت چیـه؟

01:00:16.200 --> 01:00:17.148
هیچی

01:00:17.173 --> 01:00:19.848
‫خوبـه. الان وقتِ رد دادن نیست

01:00:20.160 --> 01:00:22.120
‫نمیدم. اتفاق بعدی چیـه؟

01:00:22.720 --> 01:00:23.815
سکانس حیاط

01:00:23.839 --> 01:00:25.359
میری بیرون سیگار بکشی

01:00:25.360 --> 01:00:28.320
اتفاقی می‌شنوی که اُتو با کلاود
در مورد عقرب حرف می‌زنه‌

01:00:28.920 --> 01:00:30.599
مشکلی نیست؟ -
نه -

01:00:30.600 --> 01:00:32.413
میرم بیرون، سیگارم رو روشن می‌کنم

01:00:32.438 --> 01:00:34.205
اتفاقی حرف‌های آدم بدها رو می‌شنوم

01:00:36.920 --> 01:00:38.480
‫چه مرگش شده؟

01:00:39.000 --> 01:00:40.639
من... نمی‌دونم

01:00:40.640 --> 01:00:42.110
سکانس ۶۳

01:00:42.134 --> 01:00:43.780
الکس توی باغ سیگار می‌کشه

01:00:44.200 --> 01:00:46.759
‫خب، به مسئله رسیدگی کردی؟

01:00:46.760 --> 01:00:48.039
نه، رئیس

01:00:48.064 --> 01:00:49.335
‫« نسخه‌ی اصلی »
‫« پخش زنده »

01:00:49.360 --> 01:00:52.279
‫دکتر عقرب رو
‫توی یه گیلاس به دام انداخت

01:00:52.280 --> 01:00:53.728
وایسا ببینم. کدوم دکتر؟

01:00:53.753 --> 01:00:55.633
دکتری که به خانم رسیدگی می‌کنه

01:00:56.080 --> 01:00:58.399
یکم قبل‌تر، خورد زمین و
مچ پاش پیچ خورد

01:00:58.400 --> 01:01:00.679
کاش گردنش می‌شکست

01:01:00.680 --> 01:01:02.880
،در حالی که صداشون رو می‌شنوی
غافلگیر به نظر بیا

01:01:02.904 --> 01:01:04.881
یادت نره، این اطلاعات برات تازگی داره

01:01:04.906 --> 01:01:07.106
اون امشب می‌میره

01:01:07.600 --> 01:01:10.199
‫عالیـه. حالا قبل از اینکه اون عوضی

01:01:10.200 --> 01:01:12.959
‫در مورد نقشه‌ی پشت‌بوم حرف بزنه،
‫سریع برو اتاق کلارا

01:01:12.960 --> 01:01:14.440
بیا نقشه‌ی سوم رو امتحان کنیم

01:01:16.240 --> 01:01:18.679
،همونطور که توافق کردیم
نرده‌ها رو خراب کردی؟

01:01:18.680 --> 01:01:20.719
قشنگ لق شدن، رئیس

01:01:20.744 --> 01:01:21.944
عالیـه

01:01:22.600 --> 01:01:25.759
دعوتش می‌کنم این بالا
تا منظره رو ببینه

01:01:25.760 --> 01:01:27.799
...بعدش یه هل سریع میدم و

01:01:27.800 --> 01:01:30.319
مشکلاتم به پایان می‌رسه

01:01:32.840 --> 01:01:34.639
سلام -
الکس -

01:01:34.640 --> 01:01:36.025
شوهرت می‌خواد تو رو بکشه

01:01:36.049 --> 01:01:38.300
‫اگه اینم یکی از شوخی‌های مضحکتـه...

01:01:39.187 --> 01:01:41.617
شوهرم ایرادات زیادی داره، دکتر پالمر

01:01:41.654 --> 01:01:43.295
ولی قاتل نیست

01:01:43.841 --> 01:01:45.187
‫عزیزدلم

01:01:46.320 --> 01:01:47.519
شما کی هستی؟ -
...برن -

01:01:47.520 --> 01:01:49.359
الکس پالمر -
کریستال، وضعیت چطوره؟ -

01:01:49.360 --> 01:01:52.359
خیلی‌خب. واسه پرده‌ی سوم یه پیشنهادی دارم -
آهان -

01:01:52.360 --> 01:01:55.279
،خب، در پایان این صحنه
الکس اتاق رو ترک می‌کنه

01:01:55.280 --> 01:01:56.919
‫میره دنبال اُتو، تهدیدش می‌کنه

01:01:56.920 --> 01:01:59.399
بعدش اُتو در مورد نرده‌های لق‌شده
به الکس میگه

01:01:59.400 --> 01:02:01.279
ولی الکس از قبل می‌دونه
اونا قراره برن روی پشت‌بوم

01:02:01.280 --> 01:02:03.374
پس اون قسمت یه جورایی اضافه‌کاریـه

01:02:03.399 --> 01:02:04.359
درستـه

01:02:04.720 --> 01:02:07.319
...پس چطوره به جای تعقیب اُتو

01:02:07.320 --> 01:02:09.959
‫الکس بره اونطرف خیابون،
‫به طرف کلانتری

01:02:09.960 --> 01:02:11.222
در مورد کلاود بهشون هشدار بده

01:02:11.246 --> 01:02:12.639
بعدش می‌تونه با لوین ملاقات کنه

01:02:12.640 --> 01:02:15.519
و اونجا حساسیتش رو تشخیص بده -
عالیـه -

01:02:15.520 --> 01:02:16.940
‫اسمم رو به عنوان نویسنده میارید؟

01:02:17.360 --> 01:02:18.239
اگه جواب بده

01:02:18.240 --> 01:02:19.400
خیلی‌خب

01:02:20.080 --> 01:02:22.479
جواب میده؟ -
از من نپرس. خودت گفتی عالیـه -

01:02:22.480 --> 01:02:23.759
وقت نداریم نظرات‌شون رو نقد کنیم که

01:02:23.760 --> 01:02:26.347
کمکی از دستم برمیاد، دکتر عزیز؟

01:02:26.372 --> 01:02:28.182
دکتر داشت می‌رفت

01:02:28.207 --> 01:02:30.459
بدرقه‌تون می‌کنم، دکتر پالمر

01:02:34.200 --> 01:02:36.639
قسم می‌خورم همین صدا رو شنیدم -
کافیـه -

01:02:36.640 --> 01:02:38.719
...خواهش می‌کنم، من -
می‌خوام این اتاق رو ترک کنی -

01:02:38.720 --> 01:02:41.320
‫اصلاً از این هتل خراب‌شده برو.
‫برام مهم نیست.

01:02:41.960 --> 01:02:43.600
دیگه هرگز نمی‌خوام ببینمت

01:02:49.240 --> 01:02:50.240
عزیزم

01:02:53.680 --> 01:02:56.359
خیلی‌خب، معمولاً اینجا رو
میری سمت چپ

01:02:56.360 --> 01:02:58.569
‫آره. اُتو رو پیدا کنم، تعقیبش کنم

01:02:58.594 --> 01:02:59.999
‫ته و توی نقشه‌ی پشت‌بوم رو دربیارم. فهمیدم

01:03:00.024 --> 01:03:03.211
.نه، نه، نه. بازنویسی کردیم
یه داستان جدیده

01:03:04.056 --> 01:03:04.895
خیلی‌خب

01:03:04.920 --> 01:03:08.039
‫باید بری راست، به سمت کلانتری

01:03:08.040 --> 01:03:09.039
اونطرف خیابون؟

01:03:09.040 --> 01:03:10.839
‫و تقاضا کنی با
‫بالاترین درجه‌دارشون صحبت کنی

01:03:10.840 --> 01:03:12.679
لوین رو میگی -
درستـه -

01:03:12.680 --> 01:03:15.439
فقط کافیـه بهش بگی شوهر کلارا
داره یه نقشه‌ای می‌کشه

01:03:15.440 --> 01:03:17.020
...حرفت رو باور نمی‌کنه، ولی

01:03:17.045 --> 01:03:18.413
ولی حدس می‌زنم عطسه می‌کنه

01:03:18.438 --> 01:03:20.161
حساسیتش به ادکلن رو تشخیص میدم

01:03:20.185 --> 01:03:22.199
،اونم به موقع برای پایان داستان
منو به یاد میاره

01:03:22.200 --> 01:03:23.679
آره، جواب میده -
ولی عجله کن، باشه؟ -

01:03:23.680 --> 01:03:25.479
خیلی‌خب، داره یه سکانس جدید
خلق می‌کنه

01:03:25.900 --> 01:03:28.939
‫نمای داخلی. کلانتری. شب

01:03:31.200 --> 01:03:33.119
فقط یه سگ؟

01:03:33.366 --> 01:03:35.686
بون‌بون فقط یه سگ نبود

01:03:36.120 --> 01:03:37.879
و اون به قتل رسید

01:03:37.880 --> 01:03:39.679
!وای نه، مادام روبن

01:03:39.680 --> 01:03:41.429
یادم نبود هنوز داخل نمایشـه

01:03:41.454 --> 01:03:42.479
اوه -
!لعنتی -

01:03:42.480 --> 01:03:45.800
.برندی، خانم فرانسوی رو نادیده بگیر
صف رو بشکن

01:03:46.480 --> 01:03:49.519
‫باید با عالی‌رتبه‌ترین بازرس‌تون صحبت کنم

01:03:49.520 --> 01:03:51.799
.لطفاً صبر کنید نوبت‌تون بشه
مادام اول اینجا بودن

01:03:51.800 --> 01:03:54.252
و من دارم گزارش یک قتل رو میدم

01:03:54.440 --> 01:03:57.375
بله، قتل سگ بینوای نازنین‌تون

01:03:57.400 --> 01:03:59.159
درستـه -
منم برای همین اینجام -

01:03:59.160 --> 01:04:00.119
واقعاً؟

01:04:00.120 --> 01:04:01.159
نخیر

01:04:01.160 --> 01:04:04.961
بله، من مرد مسئولِ
به قتل رسوندن بون‌بون رو می‌شناسم

01:04:05.240 --> 01:04:07.039
بون‌بون؟ -
سگ مادام -

01:04:07.040 --> 01:04:08.119
می‌شناسی؟

01:04:08.120 --> 01:04:11.239
بله. خطرناک‌ترین روانی

01:04:11.240 --> 01:04:12.679
و این روانی کیـه؟

01:04:12.680 --> 01:04:15.439
‫فقط به عالی‌رتبه‌ترین بازرس اینجا میگم

01:04:15.440 --> 01:04:17.800
قضیه چیـه؟
رفتارت رو توضیح بده

01:04:20.360 --> 01:04:21.480
چهار دقیقه مونده

01:04:22.160 --> 01:04:23.959
‫برندی، فقط خلاصه‌اش کن و بزن به چاک

01:04:23.960 --> 01:04:26.319
سگ این زن توسط
کلاود رایس ‌لشر به قتل رسیده

01:04:26.320 --> 01:04:28.880
.به زودی زنش رو می‌کشه
چند روزه داره تلاش می‌کنه

01:04:29.560 --> 01:04:31.399
در مورد چی حرف می‌زنی؟

01:04:32.640 --> 01:04:34.879
.در ضمن، من یه دکترم
به بوی ادکلنت حساسیت داری

01:04:34.880 --> 01:04:36.759
،عوضش کن
اونوقت دیگه عطسه نمی‌کنی

01:04:36.760 --> 01:04:39.359
خیلی‌خب، منتظر
صدای شلیک باشید، باشه؟

01:04:39.360 --> 01:04:40.880
و این چهره رو یادتون باشه

01:04:43.213 --> 01:04:45.693
آخرین اقدام قریب‌الوقوع به قتل

01:04:48.920 --> 01:04:49.800
اوه، کلاود

01:04:50.340 --> 01:04:51.820
خیلی عاشقانه‌ست

01:04:52.600 --> 01:04:54.039
همه چی مرتبـه؟

01:04:54.040 --> 01:04:56.440
...بله، فقط اینکه

01:04:57.160 --> 01:04:58.760
این روزا خیلی سرت شلوغ بوده

01:04:59.976 --> 01:05:03.295
فکر کردم دیگه وقتشـه
به چیزی که لایقشی برسی

01:05:03.320 --> 01:05:04.360
عزیزم

01:05:09.480 --> 01:05:10.319
کافی بود؟

01:05:12.200 --> 01:05:14.446
فکر کنیم -
مطمئن نیستید؟ -

01:05:14.471 --> 01:05:15.648
سه دقیقه باقی مونده

01:05:15.673 --> 01:05:16.873
فقط برو سمتِ پشت‌بوم

01:05:19.000 --> 01:05:20.520
چقدر خاطرجمع هستیم؟

01:05:21.663 --> 01:05:23.062
۴.۵

01:05:23.087 --> 01:05:24.327
از چند؟

01:05:25.320 --> 01:05:26.699
بعداً بهت میگم

01:05:27.800 --> 01:05:29.359
...این نقطه رو انتخاب کردم

01:05:29.360 --> 01:05:34.119
تا بتونی از بهترین
چشم‌انداز کل قاهره لذت ببری

01:05:34.120 --> 01:05:35.520
‫واقعاً فکر همه‌جاش رو کردی

01:05:35.545 --> 01:05:36.745
قطعاً همینطوره

01:05:37.113 --> 01:05:38.221
خدای من

01:05:38.640 --> 01:05:42.000
چراغ‌نفتی‌های زیبای
دست‌فروش‌های خیابونی رو ببین

01:05:43.080 --> 01:05:44.520
من پیداشون نمی‌کنم

01:05:44.902 --> 01:05:46.268
بیا یکم نزدیک‌تر

01:05:46.292 --> 01:05:47.644
از روی نرده خم شو

01:05:47.680 --> 01:05:50.280
...من
یکم کثیف به نظر میاد

01:05:50.640 --> 01:05:51.760
فکر نکنم

01:05:53.200 --> 01:05:56.119
ولی... ولی خیلی خطرناک به نظر میاد

01:05:56.120 --> 01:05:58.315
‫این حرف‌ها چیـه؟ بهش تکیه بده

01:05:58.340 --> 01:06:00.759
من... من واقعاً دوست ندارم -
!گفتم تکیه بده -

01:06:00.760 --> 01:06:02.626
کلاود، تو چت شده؟

01:06:06.880 --> 01:06:09.235
فقط به حرفم گوش کن

01:06:09.260 --> 01:06:12.300
!نه، خواهش می‌کنم، نه -
!از روی نرده خم شو. خم شو -

01:06:12.760 --> 01:06:13.679
چی؟

01:06:13.680 --> 01:06:14.763
!ازش دور شو

01:06:14.787 --> 01:06:16.137
یک قدم هم جلوتر نیا

01:06:16.162 --> 01:06:18.239
کلانتری اونطرف خیابونـه

01:06:18.240 --> 01:06:20.435
،اگه ماشه رو بکشی
اونا دوان‌دوان خودشون رو می‌رسونن

01:06:20.460 --> 01:06:24.300
خب، این ریسکیـه که حاضرم بپذیرم

01:06:25.280 --> 01:06:26.919
!الکس، نه

01:06:32.680 --> 01:06:35.200
بیا ببینم

01:06:37.720 --> 01:06:40.636
‫می‌دونستم یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌تـه

01:06:40.661 --> 01:06:42.439
مگه نه؟ دکتر عزیز

01:06:42.440 --> 01:06:44.160
...خب

01:06:45.160 --> 01:06:47.079
خط داستانی واقعاً
از این وضعیت خوشش نمیاد

01:06:47.080 --> 01:06:49.708
اینجا پایان کارِ هر دوی شماست

01:06:57.816 --> 01:06:59.206
تو؟

01:07:01.073 --> 01:07:02.513
چرا اینطوری کرد؟

01:07:02.920 --> 01:07:05.456
‫- من نمی‌دونـ...
‫- کلاود قرار نیست بمیره

01:07:06.240 --> 01:07:07.519
نه، قرار نیست

01:07:07.953 --> 01:07:09.673
پلیس درحال نزدیک شدن

01:07:10.280 --> 01:07:12.079
لعنتی، کلارا رو بازداشت می‌کنن

01:07:12.080 --> 01:07:13.639
،اگه این کار رو بکنن
چه اتفاقی میفته؟

01:07:13.640 --> 01:07:15.676
...خب به کلارا دستبند می‌زنن و

01:07:15.900 --> 01:07:18.039
به اتهام قتل، کشان‌کشان می‌برنش

01:07:18.040 --> 01:07:20.599
ولی الکس هنوزم می‌تونه در حالی که
کلارا رو می‌برن، دیالوگ پایانی رو بگه

01:07:20.600 --> 01:07:22.347
همین باید برای شروع تیتراژ کافی باشه

01:07:22.371 --> 01:07:24.335
پس یه داستانِ پر اشک و آه میشه؟

01:07:24.360 --> 01:07:27.439
‫عشق جوانی که
‫با زندانی شدن یکی‌شون نابود میشه؟

01:07:27.440 --> 01:07:29.600
.من نمی‌دونم
فرق کرده، ولی جواب میده

01:07:30.153 --> 01:07:31.604
یکم از زمان خودش جلوتره

01:07:31.629 --> 01:07:33.639
‫مهم‌تر از همه اینـه که
‫برندی رو میاره بیرون

01:07:33.664 --> 01:07:35.101
من کشتمش

01:07:35.279 --> 01:07:36.879
برندی، پایان جدید -
من کشتمش -

01:07:36.880 --> 01:07:39.559
پلیس داره میاد -
پلیس داره میاد -

01:07:39.560 --> 01:07:41.199
دستگیرش می‌کنن -
دستگیرت می‌کنن -

01:07:41.200 --> 01:07:43.319
بذار بکنن -
آره، بذار بکنن -

01:07:43.320 --> 01:07:44.679
بعدش چی میشه؟

01:07:44.680 --> 01:07:46.454
میفته زندان. خب که چی؟

01:07:46.479 --> 01:07:48.919
تا کی؟ -
از دیدگاه اون، تا ابد -

01:07:48.920 --> 01:07:51.261
.ولی اون وجود خارجی نداره
پس چه اهمیتی داره، برندی؟

01:07:51.286 --> 01:07:53.661
.من توی قفس متولد شدم
باید توی قفس هم بمیرم

01:07:54.240 --> 01:07:55.239
...من

01:07:55.240 --> 01:07:56.359
!نه

01:08:01.130 --> 01:08:02.855
چیکار می‌کنی؟

01:08:02.880 --> 01:08:04.879
به پلیس می‌گیم من به شوهرت شلیک کردم -
نه -

01:08:04.880 --> 01:08:05.799
منو دستگیر می‌کنن

01:08:05.800 --> 01:08:07.578
نه -
حرفم رو باور کن. این بهترین راهـه -

01:08:07.603 --> 01:08:08.722
من بهشون اجازه نمیدم

01:08:08.747 --> 01:08:10.053
خط داستانی در وضعیت بحرانی قرار داره

01:08:14.440 --> 01:08:15.480
دوستت دارم

01:08:17.920 --> 01:08:19.040
منم تو رو دوست دارم

01:08:32.840 --> 01:08:33.840
منو ببخش

01:08:35.480 --> 01:08:37.120
!کلارا، نه

01:08:37.960 --> 01:08:39.600
چیکار می‌کنی؟ -
!ایست -

01:08:40.520 --> 01:08:42.137
جُم نخور، وگرنه شلیک می‌کنم

01:08:42.480 --> 01:08:43.628
اسلحه‌ات رو بنداز

01:08:43.653 --> 01:08:45.985
‫وایسید. من اون زن رو می‌شناسم

01:08:46.520 --> 01:08:47.640
...اون یه دکتره. اون

01:08:49.160 --> 01:08:50.400
!نه

01:08:51.040 --> 01:08:52.092
خدایا

01:09:00.200 --> 01:09:01.519
!نه

01:09:08.039 --> 01:09:09.622
نه. نه

01:09:13.360 --> 01:09:14.720
‫برای من اشک نریز

01:09:19.440 --> 01:09:20.560
‫فراموشم نکن

01:09:26.280 --> 01:09:27.793
خط داستانی داره بسته میشه؟

01:09:29.720 --> 01:09:30.974
« ضربان قلب افزایش یافته »

01:09:32.560 --> 01:09:34.200
بدنش داره وارد شوک میشه

01:09:34.880 --> 01:09:37.840
.تا وقتی تیتراژ رو نیاره نمی‌تونم خارجش کنم
باید دیالوگ رو بگه

01:09:39.160 --> 01:09:40.428
دیالوگ رو بگو، برندی

01:09:41.420 --> 01:09:42.557
دیالوگ رو بگو

01:09:44.227 --> 01:09:45.400
!نه

01:09:55.640 --> 01:09:57.000
برندی

01:09:58.560 --> 01:09:59.960
برندی، دیالوگ رو بگو

01:10:01.600 --> 01:10:02.959
دیالوگ رو بگو، برندی

01:10:06.840 --> 01:10:08.040
...تا ابد

01:10:09.640 --> 01:10:10.960
باهات می‌مونم

01:10:28.240 --> 01:10:30.240
یه پایان داریم -
در حال خارج‌سازی -

01:10:31.360 --> 01:10:33.519
‫به نظرت موفقیت‌آمیز بود؟
‫پایان رو میگم

01:10:33.520 --> 01:10:35.040
برای من که بود

01:10:36.560 --> 01:10:37.695
تیتراژ رو بیارید

01:10:47.126 --> 01:10:48.886
« پایان »

01:11:03.920 --> 01:11:05.945
‫چشم همه‌ی اهالی استودیو رو تر کردی

01:11:24.560 --> 01:11:25.879
...در قرن گذشته

01:11:25.880 --> 01:11:29.120
کی‌ورث پیکچرز، مهمانان رو
به «هتل روِری» دعوت کرد

01:11:29.640 --> 01:11:33.199
حالا، به کمک ری‌دریم و
...دوستان ما در استریم‌بری

01:11:33.200 --> 01:11:35.492
مایلیم که بازگشت شما رو خوش‌آمد بگیم

01:11:36.440 --> 01:11:39.599
شاید متوجه‌ی چند تغییر
در این مکان قدیمی بشید

01:11:39.600 --> 01:11:41.533
...دکتر برجسته، الکس پالمر

01:11:41.557 --> 01:11:44.764
‫با وارث ثروتمند مصیبت‌زده،
‫کلارا رایس، روبرو میشه

01:11:44.789 --> 01:11:47.599
.پیشخدمت، یه پیک اسکاچِ دیگه بیار، لطفاً
شما چی میل دارید؟

01:11:47.600 --> 01:11:49.400
ممنون. بلک‌رُز

01:11:50.000 --> 01:11:51.409
یک رُز برای رُز

01:11:52.659 --> 01:11:54.784
« شروع یک عاشقانه »

01:11:54.809 --> 01:11:58.144
وقتی سکوت پیانو رو می‌بینم
تمام غم‌های دنیا توی دلم تلنبار میشه

01:11:58.680 --> 01:11:59.719
احمقانه‌ست، می‌دونم

01:11:59.720 --> 01:12:03.319
،اگه بخواید قطعه‌ی «مهتاب» رو بشنوید
براتون اجرا می‌کنم

01:12:03.320 --> 01:12:05.799
‫با این حال، حتی با وجود اینکه
‫علاقه‌ی اون‌ها به هم بیشتر میشد،

01:12:05.800 --> 01:12:09.159
‫از این ماجرا بی‌خبر بودن که
‫همسر شیطان‌صفت کلارا، کلاود،

01:12:09.160 --> 01:12:10.639
‫نقشه‌ی قتل اون رو در سر داره

01:12:10.640 --> 01:12:14.079
‫همسر ملعون من
‫سگ‌جون‌تر از این حرف‌هاست

01:12:14.080 --> 01:12:15.839
‫ولی امشب می‌میره

01:12:15.840 --> 01:12:16.759
تکون نخور

01:12:16.760 --> 01:12:18.919
‫وای، خدایا!

01:12:19.960 --> 01:12:21.439
« عشق ممنوعه »

01:12:21.440 --> 01:12:23.672
،تولد دوباره‌ی هتل روری »
« به استریم‌بری رنگ‌ورو بخشید

01:12:23.697 --> 01:12:25.885
« برندی فرایدی در نقش دکتر الکس پالمر »

01:12:26.814 --> 01:12:29.960
« دوروثی چمبرز در نقش کلارا رایس لشر »

01:12:30.353 --> 01:12:33.644
« هتل روری »
« تولد دوباره »

01:12:40.560 --> 01:12:42.120
« هتل روری »
« تولد دوباره »

01:12:54.280 --> 01:12:58.120
« از طرف کیمی »

01:13:09.280 --> 01:13:12.400
« به جک گفتم یه هدیه واست جور کنه »
« !خوش بگذره » « کیمی »

01:13:21.880 --> 01:13:25.280
« ری‌دریم »
« شروع »

01:13:26.560 --> 01:13:29.400
‫تظاهر کنم که یه تماس عادیـه؟

01:13:30.640 --> 01:13:31.759
خب، بله

01:13:31.760 --> 01:13:34.559
حق با شماست، کاپیتان کی‌ورث

01:13:35.880 --> 01:13:38.319
‫منتظر بودم زنگ بخوره،

01:13:38.320 --> 01:13:39.999
‫ولی اصلاً وصل نیست، مگه نه؟

01:13:40.000 --> 01:13:41.252
نه

01:14:00.520 --> 01:14:03.440
سلام، منزل رایس ‌لشر

01:14:06.207 --> 01:14:07.377
سلام

01:14:07.680 --> 01:14:08.680
شما؟

01:14:10.640 --> 01:14:12.501
یه... دوست؟

01:14:13.920 --> 01:14:14.960
شما رو می‌شناسم؟

01:14:17.400 --> 01:14:19.440
بله و خیر

01:14:22.400 --> 01:14:24.113
چه پاسخِ کنجکاوکننده‌ای

01:14:24.553 --> 01:14:25.953
خب، بیشتر برام بگو

01:14:27.840 --> 01:14:29.440
چقدر وقت داری؟

01:14:30.560 --> 01:14:32.320
...چون صدای پرمحبتی داری

01:14:34.480 --> 01:14:36.280
‫هر چقدر که بخوای وقت دارم

01:14:37.301 --> 01:14:57.301
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
