WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:28.045 --> 00:33.445
‫حالا، باز روی نفس کشیدنت
‫تمرکز کن

00:42.925 --> 00:45.365
‫توجه کن چطوری تنفست فارغ از همه چیز...

00:47.365 --> 00:49.325
‫ادامه داره

00:58.005 --> 00:59.725
‫ذهنت ممکنه منحرف بشه

01:01.405 --> 01:03.325
‫صرفاً مراقب افکارت باش

01:06.285 --> 01:07.285
‫به آرامی

01:09.805 --> 01:11.245
‫و بدون هیچ قضاوتی

01:20.246 --> 01:23.246
‫«لندن، سال 2018«

01:38.605 --> 01:39.605
‫- سلام
‫- سلام

01:40.605 --> 01:44.245
‫چه سریع رسیدی. فکر نمی‌کردم
‫این‌جا پارک کرده باشی

01:44.325 --> 01:47.845
‫- تازه مسافر پیاده کرده بودم
‫- پس امروز بخت باهامه

01:47.925 --> 01:50.685
‫می‌خوام برم خیابان قدیمی...
‫اوه، خودتون در جریان هستید

01:57.765 --> 01:59.165
‫اون‌جا کار می‌کنید؟

02:00.205 --> 02:01.205
‫هوم؟

02:01.645 --> 02:03.965
‫ببخشید، حواسم جای دیگه بود
‫متوجه نشدم

02:04.045 --> 02:06.445
‫جایی که سوارتون کردم
‫کار می‌کنید؟

02:06.525 --> 02:08.085
‫در اسمیترین؟
‫نه

02:09.565 --> 02:10.565
‫یه سری زده بودم

02:11.405 --> 02:13.325
‫ای کاش اون‌جا کار می‌کردم

02:13.565 --> 02:16.965
‫عجب امکاناتی دارن.
‫حتی چشمه آب معدنی هم دارن. دیوانه کننده‌اس

02:18.445 --> 02:20.405
‫پول بیلی باوره دیگه

02:24.525 --> 02:25.605
‫بگذریم

03:17.724 --> 03:19.724
‫«اسمیترین»

03:21.725 --> 03:24.165
‫اسم دخترم کریستین بود

03:24.885 --> 03:25.885
‫کریسی

03:26.965 --> 03:29.445
‫20ساله و دانشجو بود

03:31.845 --> 03:35.205
‫18ماه پیش
‫خودش رو کشت، خودکشی کرد

03:35.365 --> 03:36.805
‫حالا هر چی که اسمش رو می‌ذارید

03:39.325 --> 03:40.885
‫و ناگهانی بود

03:42.485 --> 03:44.725
‫یکی از هم‌اتاقی‌هاش بهم زنگ زد

03:47.525 --> 03:49.085
‫توی حمام پیداش کرده بودن

03:52.965 --> 03:54.285
‫و از دستش کُفری هستم!

03:54.365 --> 03:58.565
‫از دستش عصبانی هستم
‫که به من حرفی نزده بود

03:58.645 --> 04:00.765
‫فکر می‌کردم
‫می‌شناختمش

04:02.805 --> 04:04.525
‫اما خبر نداشتم

04:05.445 --> 04:07.725
‫آخرین باری که باهاش حرف زدم
‫خوشحال بود...

04:08.925 --> 04:11.165
‫و به همین راحتی
‫به زندگیش خاتمه داد

04:12.365 --> 04:14.325
‫و نمی‌دونم چرا

04:14.405 --> 04:16.965
‫میلیون‌ها بار از خودم اینو پرسیدم

04:17.045 --> 04:21.445
‫بخاطر یه پسری بوده یا رشته‌اش
‫یا وضعیت دنیا یا حتی من؟

04:21.525 --> 04:22.845
‫من کار اشتباهی کرده بودم؟

04:25.925 --> 04:29.285
‫همش توی سرم تکرار می‌شه
‫اما به هیچ جوابی نمی‌رسم

04:32.285 --> 04:33.845
‫خودشم این‌جا نیست
‫که جواب بده

04:36.205 --> 04:37.925
‫هیچ‌وقت این سوال برام حل نمی‌شه

04:39.525 --> 04:41.125
‫این نیاز به دونستن دلیلش

04:41.565 --> 04:43.245
‫تمومی نداره

04:57.285 --> 04:59.045
‫واقعاً حرف زدن
‫سخت بود

05:00.245 --> 05:01.525
‫اولین باری بود که صحبت می‌کردم

05:01.605 --> 05:04.085
‫منظورم جلوی بقیه‌اس.
‫جماعت سرسختی بودن

05:04.365 --> 05:05.685
‫کارت خوب بود

05:05.765 --> 05:07.045
‫- واقعاً؟
‫- آره

05:08.125 --> 05:09.965
‫اولین بار واقعاً ترسناکه، مگه نه؟

05:10.045 --> 05:11.805
‫راستیتش نمی‌دونم

05:12.085 --> 05:13.085
‫هنوز...

05:13.405 --> 05:16.485
‫از وقتی این‌جا میام
‫حرف نزدی

05:16.565 --> 05:18.245
‫هنوز فرصت مناسب
‫رو پیدا نکردم

05:19.045 --> 05:20.445
‫منتظر زمان درستم

05:23.645 --> 05:27.125
‫- بگذریم
‫- حوصله داری بریم نوشیدنی بخوریم؟

05:28.045 --> 05:30.085
‫فردا روز طولانی در پیش دارم

05:30.165 --> 05:32.485
‫بیخیال. ممکنه فردایی در کار نباشه

05:32.845 --> 05:34.285
‫شوخی کردم

05:38.685 --> 05:41.245
‫اوه خدایا.
‫خدای من

05:44.925 --> 05:48.245
‫اوه خدای من.
‫بهش نیاز داشتم

05:57.765 --> 06:00.205
‫ایرادی نداره.
‫مشکلی نیست

06:01.765 --> 06:04.605
‫- می‌خوام کاری کنم آبت بیاد
‫- یه کم دیگه شاید

06:07.245 --> 06:09.885
‫- بذار نفسی... تازه کنم
‫- یه عمر گذشته بود

06:10.525 --> 06:12.245
‫حتی یادم نمیاد
‫آخرین بار کِی سکس کردم

06:14.925 --> 06:17.005
‫- ببخشید، ایرادی نداره اگه...
‫- نه، نه، نه

06:18.405 --> 06:20.565
‫می‌دونم این ماسماسک‌ها احمقانه بنظر میان

06:26.845 --> 06:29.725
‫4ماه پیش از طریق یه اپلیکیشن
‫با یکی قرار گذاشتم

06:31.005 --> 06:33.485
‫اواسط قرار بهش درباره کریستین گفتم

06:33.565 --> 06:35.085
‫یه جوری رفتار کرد
‫انگار سرطان دارم

06:39.565 --> 06:40.765
‫این عکسشه

06:41.725 --> 06:42.605
‫اه

06:42.685 --> 06:45.805
‫همخونه‌ایش برام فرستاد.
‫توی اتاقش بوده

06:47.365 --> 06:49.125
‫لعنتی. یه دقیقه بهم مهلت بده

06:52.085 --> 06:55.365
‫دارم سعی می‌کنم وارد حساب کاربری
‫پرسونای کریستین بشم

06:57.525 --> 07:00.245
‫هر روز دارم سعی می‌کنم
‫روزی سه بار می‌تونی امتحان کنی

07:00.325 --> 07:01.845
‫اشتباه بزنی ساعت‌ها
‫اکانتت رو قفل می‌کنه

07:01.925 --> 07:04.125
‫هر دفعه حدسی به ذهنم می‌رسه
‫این‌جا یادداشت می‌کنم

07:04.205 --> 07:07.325
‫این هفته جاهایی که
‫تعطیلات رفتیم رو امتحان کردم

07:07.965 --> 07:09.525
‫من مامانشم. ممکنه فکر کنی

07:09.605 --> 07:12.005
‫که گذرواژه حساب کاربری
‫دخترم رو بدن اما ندادن

07:13.525 --> 07:15.685
‫تخطی از سیاست حفظ حریم خصوصی‌شونه

07:16.285 --> 07:19.245
‫اگه ثابت کنی فامیل درجه یکش هستی
‫حساب کاربری رو به رسم یادگار نگه می‌دارن

07:19.925 --> 07:22.205
‫تبدیل به حسابی به رنگ قهوه‌ای با
‫یه عکس برای ادای احترام می‌کنن

07:22.285 --> 07:23.605
‫اما پیام‌هاش همه پاک می‌شه

07:23.685 --> 07:25.085
‫من نامه‌های دریافیتش رو می‌خوام

07:25.165 --> 07:27.725
‫نمی‌دونم، شاید دلیلی، جوابی
‫چیزی پیدا کنم

07:28.245 --> 07:30.245
‫نمی‌دونم چی می‌خوام. خیلی‌خب

07:30.325 --> 07:31.485
‫صحیح

07:59.444 --> 08:02.444
‫«حساب برای 24 ساعت قفل شد»

08:05.445 --> 08:06.445
‫خیلی‌خب

08:08.725 --> 08:10.245
‫تا فردا!

08:36.605 --> 08:39.005
‫توجه کن چطوری تنفست فارغ از همه چیز...

08:40.605 --> 08:42.605
‫ادامه داره

08:45.405 --> 08:47.285
‫ذهنت ممکنه منحرف بشه

08:48.605 --> 08:50.285
‫صرفاً مراقب افکارت باش

08:54.685 --> 08:57.245
‫به آرامی و بدون هیچ قضاوتی

09:02.725 --> 09:03.965
‫الان توی راهم

09:10.645 --> 09:12.285
‫آره. آهان

09:13.245 --> 09:17.125
‫هنوز 3 ساعت دیگه تا پرواز
‫فرست کلاسم به سان فرانسیسکو مونده

09:17.205 --> 09:18.485
‫وقت دارم

09:19.645 --> 09:21.565
‫آره، آره. الان دارم سوار ماشین می‌شم

09:22.965 --> 09:25.285
‫خیلی‌خب. خدافظ

09:26.565 --> 09:28.965
‫فرودگاه دیگه، درسته؟

09:29.045 --> 09:30.165
‫ترمینال سه

09:32.005 --> 09:35.045
‫- اون‌جا شاغلید؟
‫- اسمیترین؟ بله

10:10.365 --> 10:12.125
‫مسیریاب نشون می‌ده جلوتر تصادف شده

10:12.205 --> 10:14.805
‫اشکالی نداره اگه از مسیر جایگزینی
‫که نشونم می‌ده برم؟

10:14.965 --> 10:16.845
‫راستش سریع‌تر از مسیر عادیه

10:17.405 --> 10:19.605
‫- اشکالی نداره
‫- ممکنه یه کم پر پیچ و خم باشه

10:19.685 --> 10:21.925
‫اما این برنامه راهش رو خوب بلده

10:22.365 --> 10:23.365
‫اوهوم

11:00.125 --> 11:01.325
‫اه...

11:04.565 --> 11:06.805
‫اینو ببند.
‫ببند به دستت

11:07.565 --> 11:08.565
‫ببندش!

11:11.245 --> 11:14.085
‫دور مچت.
‫ببند دور مچت

11:14.165 --> 11:15.965
‫- چرا داری...
‫- خفه‌شو و کارت رو بکن

11:17.125 --> 11:20.165
‫- زود باش، سفتش کن
‫- دارم تلاش می‌کنم

11:20.245 --> 11:22.485
‫از دندونت کمک بگیر.
‫با دندونت بکِش

11:24.565 --> 11:25.565
‫- اه، چی...
‫- خفه‌شو!

11:26.685 --> 11:29.525
‫اگه کاری که می‌گم رو بکنی
‫بلایی سرت نمیاد، خیلی‌خب؟

11:30.885 --> 11:33.405
‫چیزیت نمی‌شه، فقط کاری که می‌گم
‫رو بکن. همین‌جا بشین

11:34.805 --> 11:35.805
‫لعنتی...

11:51.645 --> 11:53.045
‫پول می‌خوای؟

11:53.125 --> 11:55.925
‫می‌دونم برای اسمیترین کار می‌کنم
‫اما به معنای پولدار بودن نیست

11:57.045 --> 11:58.925
‫لزومی نداره...

11:59.005 --> 12:01.445
‫چی‌کار داری می‌کنی مَرد؟
‫من فقط یه کارآموزم

12:01.525 --> 12:03.125
‫- چی‌کار داری می‌کنی؟
‫- چی گفتی؟

12:06.045 --> 12:08.165
‫- چی گفتی؟
‫- من یه کارآموز ساده‌ام

12:11.565 --> 12:15.925
‫با این کت‌شلوار و کیف؟
‫چرا داری می‌ری فرودگاه؟

12:16.005 --> 12:18.445
‫تجهیزاته.
‫لباس واسه ونساست

12:18.525 --> 12:20.221
‫- ونسا کدوم خریه؟
‫- ونسا لمپتون

12:20.245 --> 12:21.685
‫مدیر اجرایی در اسمیترینه

12:21.765 --> 12:23.725
‫طراح لباسش بهم گفت
‫باید برم فرودگاه هیت‌رو

12:23.765 --> 12:25.885
‫چند تا لباسه
‫اونم یکیش رو انتخاب می‌کنه

12:25.925 --> 12:28.285
‫وظیفه من همینه پسر.
‫من یه کارآمور ساده‌ام

12:28.365 --> 12:30.245
‫چرا این‌طوری لباس تنت کردی؟
‫این کت‌شلوار

12:30.325 --> 12:32.845
‫- یه کت‌شلوار کوفتی تنت کردی
‫- هفته اوله که اومدم سر کار

12:41.685 --> 12:42.805
‫اوه لعنتی!

12:43.805 --> 12:45.845
‫لعنتی!
‫لعنتی!

12:45.925 --> 12:47.645
‫خیلی‌خب

12:47.725 --> 12:48.725
‫- لعنتی!
‫- ای تف!

12:49.485 --> 12:53.485
‫شرکت‌های کوفتی مُدرن!
‫همه توش جوون به نظر می‌رسن

12:53.565 --> 12:58.525
‫چطور کسی که گذری یه نگاهی می‌ندازه
‫باید سلسله مراتب شرکت رو متوجه بشه؟!

12:58.605 --> 13:01.885
‫خدایا! نصف شما پفیوزها
‫که از اون ساختمون بیرون میاید

13:01.965 --> 13:03.845
‫مثل پشت کنکوری‌ها لباس پوشیدین

13:03.925 --> 13:04.925
‫آخه...

13:05.805 --> 13:07.125
‫لعنتی!
‫بچه!

13:07.205 --> 13:08.805
‫کل ساختمون اسمیترین

13:08.885 --> 13:12.605
‫یه جعبه پر از بچه‌اس
‫که انگشتون رو همه جا فرو می‌کنن

13:12.685 --> 13:15.085
‫گندتون رو پاک کنید

13:15.165 --> 13:18.685
‫برنامه کوفتی‌تون توی گوشی همه هست

13:18.965 --> 13:22.245
‫هر جایی رو که نگاه می‌کنی
‫ملت معتاد این کوفتی شدن

13:22.485 --> 13:26.085
‫مثل کون به کون سیگار کشیدن شده.
‫پول خوبی به جیب می‌زنید، نه؟

13:26.165 --> 13:27.725
‫و شما هم به اونا معتاد شدین

13:27.765 --> 13:30.365
‫هر کسی که از اون ساختمون میاد بیرون
‫چشمش به گوشیه...

13:30.445 --> 13:31.845
‫آدم‌ها حتی دیگه سرشون رو هم بالا نمیارن

13:31.925 --> 13:35.485
‫آسمون رنگش بشه بنفش
‫شما الدنگ‌ها یه ماه طول می‌کشه متوجه بشید

13:35.565 --> 13:37.445
‫دور و بر رو نگاه نمی‌کنید
‫و ببین کارت به کجا ختم شد

13:37.525 --> 13:38.965
‫این‌طوری نشستی روی صندلی عقب

13:44.005 --> 13:48.485
‫کارآموز. چرا مثل یه کارموز لعنتی
‫لباس نپوشیدی؟! خدایا!

13:52.285 --> 13:54.925
‫خیلی‌خب، یه راه حلی پیدا کن.
‫ردیفش کن...

13:55.005 --> 13:56.045
‫لعنتی

13:58.285 --> 13:59.925
‫- وایسا! وایسا!
‫- منو نکُش

14:00.005 --> 14:01.565
‫- بهت شلیک می‌کنم!
‫- نه، نه!

14:03.485 --> 14:04.605
‫جُم نخور

14:06.165 --> 14:08.725
‫- می‌خوام یه نفسی تازه کنم. ببخشید
‫- خفه

14:09.885 --> 14:12.325
‫- ببخشید. دیگه فرار نمی‌کنم.
‫پاشو، تکون بخور

14:12.405 --> 14:14.885
‫- فرار نمی‌کنم. در نمی‌رم
‫- تکون بخور. خفه بابا!

14:16.005 --> 14:17.885
‫- سوار شو. سوار ماشین شو
‫- خواهش می‌کنم!

14:17.965 --> 14:19.165
‫- سوار ماشین شو
‫- نه، نه!

14:19.245 --> 14:20.565
‫- منو نذار...
‫- برو تو!

14:20.765 --> 14:22.685
‫- نمی‌تونم برم اون تو
‫- برو تو صندوق

14:22.765 --> 14:24.845
‫نمی‌تونم برم.
‫از فضای بسته می‌ترسم پسر

14:24.925 --> 14:26.885
‫از فضای تنگ می‌ترسم.
‫خواهش می‌کنم

14:26.965 --> 14:28.501
‫- برو تو.
‫- خواهش می‌کنم منو اون تو نکن

14:28.525 --> 14:30.565
‫برو تو. کاری که می‌گم بکن

14:30.685 --> 14:31.965
‫- خواهش می‌کنم.
‫- جیکت هم در نیاد

14:32.045 --> 14:33.885
‫- فهمیدی؟
‫- خواهش می‌کنم، منو...

14:33.965 --> 14:37.285
‫نه! نمی‌تونم توی فضای تنگ باشم!

14:38.085 --> 14:40.045
‫خواهش می‌کنم!
‫لطفاً!

14:40.125 --> 14:42.045
‫- نمی‌تونم جای تنگ...
‫- لعنت بر دل سیاه شیطون

14:42.125 --> 14:44.085
‫کمک! لطفاً

14:44.165 --> 14:47.165
‫- خیلی‌خب، خفه‌شو، خفه!
‫- لطفاً لطفاً

14:47.245 --> 14:48.565
‫خیلی‌خب

14:48.645 --> 14:50.045
‫منو نگاه کن

14:50.125 --> 14:52.765
‫اگه اینو بذاری سرت و تکون نخوری
‫می‌تونی روی صندلی عقب بشینی

14:52.805 --> 14:55.885
‫- باشه؟ باشه؟
‫- تکون نمی‌خورم

14:55.965 --> 14:57.445
‫- باشه
‫- مجبورم سرم کنم؟

14:57.525 --> 14:58.525
‫آره

14:59.005 --> 15:00.885
‫اگه بلند بشی
‫می‌کُشمت

15:01.885 --> 15:02.885
‫لعنتی

15:05.005 --> 15:06.005
‫خیلی‌خب.
‫دراز بکش

15:23.405 --> 15:24.885
‫حالم داره بد می‌شه

15:24.965 --> 15:26.005
‫ساکت باش.
‫چیزیت نمی‌شه

15:28.565 --> 15:30.685
‫حالم داره بد می‌شه،
‫خواهش می‌کنم

15:30.765 --> 15:32.405
‫- بخواب!
‫- آخه حالم داره خراب می‌شه

15:32.485 --> 15:34.205
‫- الانه که بالا بیارم
‫- بخواب!

15:40.605 --> 15:41.445
‫اینا چیه؟

15:41.525 --> 15:43.245
‫پنیر و پیاز نداشتن

15:44.365 --> 15:45.365
‫محض رضای خدا

15:46.445 --> 15:49.005
‫- الان بالا میارم
‫- اوه خدایا! بخواب وگرنه بهت تیر می‌زنم!

15:53.165 --> 15:55.085
‫- تو هم دیدی؟
‫- چی رو؟

15:56.125 --> 15:57.525
‫یه چیزی توی اون ماشین بود

16:00.085 --> 16:02.845
‫انگار روی سر یکی
‫کیسه کشیده بودن

16:02.925 --> 16:03.925
‫چی؟

16:04.765 --> 16:05.965
‫بریم بررسی کنیم

16:15.525 --> 16:16.845
‫بتمرگ دیگه!

16:27.125 --> 16:30.165
‫همونی که جلوئه.
‫دیدی؟ آبیه

16:30.605 --> 16:33.045
‫- کسی رو عقب نمی‌بینم.
‫- مطمئنم بود

16:39.885 --> 16:40.885
‫اوه لعنتی

16:42.125 --> 16:43.165
‫خیلی‌خب

16:44.845 --> 16:47.045
‫بفرما. در حال فراره

16:51.605 --> 16:53.485
‫اون مسیر خیلی مزخرفه

17:03.125 --> 17:04.285
‫بلند نشو

17:05.925 --> 17:07.085
‫جم نخور

17:23.045 --> 17:24.765
‫- بلند نشو
‫- چه اتفاقی داره میوفته؟

17:24.845 --> 17:26.005
‫فقط بلند نشو

17:34.805 --> 17:38.605
‫ویسکی، لیما، شش، صفر
‫هتل، فاکس‌ترات، ایکس-ری

17:38.685 --> 17:40.125
‫مرکز دریافت شد

17:40.765 --> 17:44.765
‫- پیاده نمی‌شه
‫- نه، فلنگ رو می‌بنده

17:46.925 --> 17:49.245
‫- آماده‌ای؟
‫- اوهوم

18:03.485 --> 18:05.885
‫مرکز، در تعقیب خودرویی با پلاک...

18:10.325 --> 18:13.085
‫چی شده؟ چـ...

18:14.005 --> 18:15.405
‫خدای من

18:33.805 --> 18:34.805
‫اوه خدایا.
‫لعنتی!

18:52.165 --> 18:53.005
‫بلند نشو

18:55.605 --> 18:56.805
‫- از ماشین بیا بیرون!
‫- پسرها!

18:56.885 --> 18:58.685
‫- نزدیک نشید!
‫- از ماشین بیا بیرون!

18:59.605 --> 19:01.045
‫- بیا بیرون!
‫- من اسلحه دارم!

19:01.125 --> 19:03.605
‫- کمک!
‫- بهش شلیک می‌کنم. اسلحه دارم

19:03.685 --> 19:05.165
‫می‌زنم توی صورتش

19:05.725 --> 19:08.285
‫برید عقب! بازم برید عقب‌تر!

19:09.005 --> 19:11.805
‫- برو عقب. برو.
‫- سوار ماشین بشید! برید عقب!

19:12.725 --> 19:14.165
‫- ماشینت رو ببر عقب!
‫- نیاز به نیروی کمکی

19:14.245 --> 19:16.925
‫- با تیر می‌زنم تو صورتش
‫- مظنون مسلحه و گروگان داره

19:17.005 --> 19:19.645
‫بیاید پشت ماشین. سرتون رو بالا نیارید.
‫دوچرخه رو بذارید باشه. بیاید این‌جا

19:19.725 --> 19:20.765
‫بهش شلیک می‌کنم!

19:23.005 --> 19:25.445
‫بلند نشو.
‫بالا نیا

19:26.125 --> 19:29.645
‫چون رفته لطفاً شلیک نکن.
‫هر چی که می‌خوای...

19:29.725 --> 19:30.725
‫هیس!
‫هیس!

19:31.765 --> 19:35.085
‫سرتون رو بالا نیارید.
‫پشت ماشین بمونید

19:43.765 --> 19:44.965
‫باید فکر کنم

19:57.365 --> 19:59.245
‫- بچه‌ها برید خونه.
‫- دوچرخه‌ام اون‌جاست

19:59.325 --> 20:01.605
‫بچه‌ها، برید خونه!
‫برید!

20:04.965 --> 20:07.245
‫- چی؟
‫- بعداً می‌ریم سراغ دوچرخه‌ها

20:07.325 --> 20:09.925
‫گشتی‌های دیگه تو راه هستن، سیرا جولیت

20:10.005 --> 20:13.085
‫سیرا جولیت دریافت شد.
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

20:13.165 --> 20:14.925
‫نمی‌دونم. همین‌طوری نشسته

20:52.045 --> 20:53.165
‫بیلی باور

20:54.445 --> 20:56.285
‫می‌خوام با بیلی باور صحبت کنم

20:56.525 --> 20:57.765
‫رئیست

20:59.245 --> 21:01.085
‫می‌دونم کیه
‫اما شخصاً نمی‌شناسمش

21:01.165 --> 21:02.445
‫فقط یه کارآموز ساده‌ام، یادت رفته؟

21:02.525 --> 21:05.125
‫- می‌دونم
‫- احتمالاً توی آمریکاست

21:05.205 --> 21:07.485
‫از کجا بدونم...
‫من بیلی باور رو نمی‌شناسم

21:07.565 --> 21:08.965
‫می‌دونم آشناییت نداری

21:09.045 --> 21:11.645
‫اما کسی رو می‌شناسی که
‫کسی رو بشناسه که اونو می‌شناسه

21:11.805 --> 21:14.125
‫- از شرکتتون
‫- من تازه یه هفته‌اس اون‌جام

21:14.205 --> 21:15.845
‫اسم کسی رو بلد نیستم

21:15.925 --> 21:18.221
‫خیلی‌خب، بالاترین کسی که اونجا مشغوله
‫و تو میشناسیش کیه؟

21:18.245 --> 21:19.245
‫هانا

21:20.085 --> 21:23.765
‫هانا کنت از منابع انسانی.
‫یه جورایی رئیس منه

21:23.845 --> 21:26.565
‫خیلی‌خب. پس هانا کنت از منابع انسانی

21:26.645 --> 21:29.485
‫- می‌تونی بهش زنگ بزنی؟
‫- چی؟

21:29.685 --> 21:32.605
‫- تلفنش رو داری؟
‫- آره، آره

21:33.525 --> 21:34.525
‫می‌دیش به من؟

21:34.605 --> 21:36.125
‫تلفنت. تلفنت کجاست؟

21:39.405 --> 21:40.845
‫توی اون یکی ماشین

21:48.605 --> 21:50.005
‫مرکز 535 سی...

21:50.085 --> 21:52.325
‫- لعنتی
‫- به روز رسانی وضعیت

22:00.165 --> 22:02.045
‫یادت میاد...

22:05.285 --> 22:08.645
‫شماره این زنه توی منابع انسانی
‫هانا رو به خاطر داری؟

22:11.325 --> 22:12.965
‫- شماره‌اش چنده؟
‫- نمی‌دونم

22:13.045 --> 22:15.205
‫اگه می‌دونستم بهت می‌گفتم

22:15.285 --> 22:17.285
‫هانا صدات رو از پشت تلفن می‌شناسه؟

22:17.365 --> 22:19.925
‫- آره احتمالاً
‫- پس زنگ بزن پذیرش

22:20.005 --> 22:21.845
‫و بگو به هانا وصل کنن

22:21.925 --> 22:23.925
‫نمی‌دونم.
‫تا حالا همچین کاری نکردم

22:24.005 --> 22:25.765
‫- اشکالی نداره
‫- اما تلفنم دستم نیست

22:25.845 --> 22:28.005
‫من دارم.
‫تلفن همراه دارم

22:32.125 --> 22:33.205
‫فکری به سرت نزنه

22:33.605 --> 22:35.005
‫دست از پا خطا نمی‌کنم

22:41.845 --> 22:43.285
‫شماره پذیرش چنده؟

22:43.365 --> 22:44.445
‫نمی‌دونم

22:44.525 --> 22:46.685
‫- تا حالا زنگ نزدم
‫- اشکال نداره. تو گوگل سرچ می‌کنم

23:09.325 --> 23:13.165
‫- اسلحه‌اش رو دیدی؟
‫- آره اتوماتیک بود. به نظر هم واقعی میومد

23:16.285 --> 23:18.045
‫اون‌جا، اون‌طرف

23:30.565 --> 23:32.285
‫اسمیترین لندن
‫چه کمکی امروز از دستم برمیاد؟

23:32.365 --> 23:35.125
‫هانا؟ سلام
‫می‌شه لطفاً با هانا صحبت کنم؟

23:35.205 --> 23:37.525
‫هانا کنت؟
‫از منابع انسانی؟

23:37.605 --> 23:39.445
‫- الان وصلتون می‌کنم
‫- ممنونم

23:40.445 --> 23:43.085
‫وقتی جواب داد بگو تو یه ماشینی
‫هستی که فرد مسلحی هست

23:43.125 --> 23:45.445
‫و اگه با بیلی باور حرف نزنه
‫بهت شلیک می‌کنه، فهمیدی؟

23:46.085 --> 23:47.085
‫باشه

23:58.805 --> 24:01.565
‫هانا کنت از اسمیترین هستم.
‫در حال حاضر پشت میزم نیستم

24:01.645 --> 24:03.365
‫پیغام بگذارید تا با شما تماس بگیرم

24:03.445 --> 24:06.325
‫و یا اگر کار فوری دارید
‫می‌توانید با شماره 07700

24:06.405 --> 24:08.525
‫- براش پیغام بذارم؟
‫- خفه‌شو

24:08.605 --> 24:13.845
‫پس شد 07700900866

24:13.925 --> 24:16.485
‫07700900866...

24:17.405 --> 24:18.725
‫- بفرمایید
‫- ممنونم

24:22.405 --> 24:24.445
‫- الو؟
‫- هانا؟

24:24.525 --> 24:26.885
‫خانم کنت. جیدن هستم

24:26.965 --> 24:30.485
‫توی فرودگاهی؟
‫ونسا رو پیدا نکردی؟

24:30.565 --> 24:33.205
‫نه، نه، نه گوش کنید.
‫من توی یه ماشینی هستم

24:33.285 --> 24:36.085
‫که یه مردی اسلحه داره
‫و باید با بیلی باور صحبت کنه

24:36.845 --> 24:40.085
‫- الو؟ باید با بیلی باور صحبت کنه
‫- کی؟

24:40.165 --> 24:41.565
‫مرد مسلح

24:41.645 --> 24:44.245
‫خیلی‌خب جیدن
‫نمی‌دونم چی داری می‌گی؟

24:44.325 --> 24:47.085
‫می‌شه آروم حرف بزنی؟
‫متوجه نمی‌شم

24:47.165 --> 24:49.525
‫- ببن...
‫- خوب گوش کن. من یه اسلحه دارم

24:49.605 --> 24:51.605
‫کارمند شما پیش منه
‫و بهش شلیک می‌کنم

24:51.685 --> 24:56.045
‫مگر اینکه منو همین الان
‫به بیلی باور وصل کنی. جدی می‌گم

24:56.125 --> 24:58.085
‫پلیس هم این‌جاست.
‫منو زیر نظر داره

24:58.165 --> 25:00.581
‫این‌جا گیر کردم و اسلحه هم دارم.
‫وقتی نمونده

25:00.605 --> 25:03.181
‫نمی‌خواستم این‌طوری پیش بره
‫اما الان باید با باور حرف بزنم

25:03.205 --> 25:05.485
‫خیلی‌خب. شوخیت گرفته؟

25:05.565 --> 25:07.005
‫- نه
‫- نه!

25:10.085 --> 25:11.605
‫گمونم عکس گرفت

25:17.125 --> 25:18.125
‫دستت رسید؟

25:18.605 --> 25:19.605
‫بله

25:20.445 --> 25:22.725
‫- این جیدنه دیگه درسته؟
‫- بله

25:24.165 --> 25:25.565
‫بهش صدمه نزن

25:25.645 --> 25:27.885
‫اگه بیلی باور رو بیاری پشت خط
‫کسی آسیب نمی‌بینه

25:27.965 --> 25:31.125
‫فقط می‌خوام تلفنی با
‫بیلی باور صحبت کنم

25:32.125 --> 25:36.525
‫- خیلی‌خب، من نمی‌دونم چطوری با بیلی تماس بگیرم
‫- اما می‌تونی راهش رو پیدا کنی

25:36.765 --> 25:38.005
‫می‌تونم تلاشم رو بکنم

25:38.085 --> 25:40.445
‫می‌شه پشت خط بمونی؟

25:40.525 --> 25:41.405
‫الان

25:41.485 --> 25:43.885
‫اوه، گوشی دستمه

26:00.205 --> 26:02.565
‫- مطمئنی شوخی نیست؟
‫- کاملاً مطمئن نیستم

26:02.605 --> 26:05.325
‫اما نمی‌خوام اگه سر کاری باشه
‫زنگ بزنم آمریکا

26:07.285 --> 26:09.165
‫اون‌جا هنوز سر صبحه

26:14.805 --> 26:15.805
‫اوه خدایا

26:20.204 --> 26:23.204
‫«لوس گاتوس کالیفرنیا»

26:24.205 --> 26:26.845
‫سلام مریم، این ساعت
‫حتی برای تو هم خیلی زود حساب می‌شه

26:28.525 --> 26:29.525
‫آهان

26:31.445 --> 26:32.445
‫آهان

26:38.445 --> 26:39.725
‫ای تف

26:42.605 --> 26:43.685
‫باشه

26:47.165 --> 26:49.685
‫بگو دان و شنل تا 10 دقیقه دیگه
‫بیان اتاق کنفرانس

27:36.885 --> 27:38.245
‫خانم حرفه‌ای تشریف آوردن

27:44.685 --> 27:46.645
‫- محیط رو قرنطینه کن
‫- زود باشید بچه‌ها

27:50.565 --> 27:53.765
‫- هنوز گروگان رو ندیدید؟
‫- کیسه رو از سرش برداشته، عقب نشسته

27:53.845 --> 27:55.525
‫از ظاهرش به نظر میاد حدوداً بیست سالش باشه

27:56.045 --> 27:59.365
‫- ایشون دیوید جیلک، مذاکره کننده هستن
‫- با مظنون صحبت کردید؟

27:59.445 --> 28:01.085
‫برای چند ثانیه وقتی
‫اسلحه رو کِشید

28:01.125 --> 28:04.005
‫- مست بود یا تحت تاثیر مواد؟
‫- نه، فقط عصبانی بود

28:09.525 --> 28:11.325
‫بذارید از جلب توجه کم کنیم

28:12.845 --> 28:15.285
‫می‌دونم موقعیت حساسه اما
‫ریسک نمی‌کنیم تا گَندی

28:15.365 --> 28:18.365
‫مثل قضیه استرتون و تفنگ مشقیش پیش نیاد

28:18.525 --> 28:20.301
‫- خانم...
‫- بله می‌دونم اما اون غیرمسلح بود

28:20.325 --> 28:22.925
‫و کم‌تر از یه ماه از اون اتفاق گذشته
‫و به دست فراموشی سپرده نشده

28:23.005 --> 28:24.605
‫پس خبری از تیراندازی نیست

28:24.685 --> 28:26.525
‫مگر این‌که چاره دیگه‌ای نباشه

28:26.605 --> 28:27.925
‫- فهمیدید؟
‫- بله خانم

28:29.165 --> 28:32.005
‫- بند کفشت بازه
‫- خانم ماشین رو شناسایی کردن

28:32.085 --> 28:34.085
‫به اسم النور کتلین گیل‌هینی

28:34.165 --> 28:38.205
‫67ساله و آدرسش هم یوئِلمه

28:38.285 --> 28:40.525
‫- چند کیلومتر دورتر از این‌جا؟
‫- آره

28:40.605 --> 28:43.685
‫- یوئِلم رو بلدم
‫- شما دو تا برید یه سری به خونه بزنید

28:43.965 --> 28:45.565
‫- ببینید حالش خوبه یا نه
‫- چشم خانم

28:46.805 --> 28:48.965
‫خانم، می‌گم ماشین‌ها رو از این‌جا جابجا کنن
‫خلوت بشه

28:50.085 --> 28:51.085
‫خوبه

29:02.965 --> 29:04.965
‫پن، باید به بیلی خبر بدیم

29:06.845 --> 29:08.485
‫اگه تیراندازی بشه

29:08.565 --> 29:10.645
‫لااقل باید از قضیه مطلع باشه

29:10.725 --> 29:12.805
‫- یه ردی پیدا کردم
‫- ممکنه درخواست‌های دیگه‌ای هم بکنه

29:12.885 --> 29:15.885
‫- یه لحظه دان، چیه؟
‫- تلفنی که داره ازش زنگ می‌زنه

29:15.965 --> 29:17.805
‫رو بررسی و یه مطابقت پیدا کردم

29:17.885 --> 29:21.165
‫شماره برای تایید دومرحله‌ای
‫این حساب کاربری ثبت شده

29:24.165 --> 29:26.845
‫هر چیزی که از این بابا می‌تونی پیدا کن.
‫هنوز پشت خطه دیگه، درسته؟

29:26.885 --> 29:28.325
‫داره به یه فهرست آهنگ گوش می‌ده

29:31.165 --> 29:36.645
‫آهنگ Can't Take My Eyes Off Of You
‫از The Four Seasons

29:44.125 --> 29:45.445
‫بیلی باور

29:47.925 --> 29:50.245
‫به خاطر من بهت خون‌بها نمی‌ده

29:51.245 --> 29:52.845
‫حتی نمی‌دونه کی هستم

30:00.045 --> 30:02.765
‫- می‌دونن قضیه تروریستیه یا نه؟
‫- هیچکس چیزی نمی‌دونه

30:02.845 --> 30:04.285
‫بهتره بری خونه

30:05.205 --> 30:08.085
‫- تایملاینم همه عنان از کف دادن
‫- بذار ببینم

30:09.725 --> 30:11.965
‫- مرکز، هویت گروگان...
‫- خانم

30:13.045 --> 30:15.645
‫می‌دونیم گروگان کیه.
‫از شرکت اسمیترینه

30:15.725 --> 30:18.845
‫- همون شرکتی که شبکه اجتماعی داره؟
‫- آره. با مرکز تماس گرفتن

30:18.925 --> 30:21.645
‫تا بگن یکی از کارآموزهاشون گروگان گرفته شده

30:21.925 --> 30:24.725
‫جیدن تامینز.
‫تیرانداز یه عکس هم فرستاده

30:28.965 --> 30:29.965
‫لعنتی

30:30.725 --> 30:33.565
‫قرار بوده یه خُرده کاری رو انجام بده.
‫براش از برنامه «بین‌راهی» تاکسی اینترنتی گرفته بودن

30:33.645 --> 30:36.405
‫الان که توی تاکسی نیست. با «بین راهی»
‫تماس بگیرید ببینید از راننده چیزی دستگیرتون می‌شه

30:36.485 --> 30:38.445
‫- شماره‌ای که باهاش عکس رو فرستاده داریم؟
‫- بله

30:38.525 --> 30:40.741
‫اطلاعات تماس رو بررسی کنید.
‫بهشون چی گفته؟

30:40.765 --> 30:42.821
‫- اسمش رو گفته؟
‫- هیچی نگفته

30:42.845 --> 30:46.165
‫فقط گفته باید تلفنی با
‫بیلی باور صحبت کنه

30:47.125 --> 30:49.365
‫همون بیلی باور معروف؟

30:55.685 --> 30:57.645
‫- الو
‫- پشت خطم

30:59.245 --> 31:01.205
‫پنه‌لوپه وو از اسمیترین هستم

31:01.285 --> 31:03.645
‫متوجه شدم درخواست کردید
‫با آقای باور صحبت کنید

31:04.605 --> 31:06.845
‫درسته. بیلی باور پشت خطه؟

31:08.365 --> 31:10.525
‫- الو؟
‫- ببخشید، بله

31:10.605 --> 31:12.565
‫نهایت تلاشمون رو داریم می‌کنیم

31:13.445 --> 31:15.005
‫می‌شه با جیدن صحبت کنم؟

31:16.245 --> 31:18.965
‫- حالش خوبه
‫- باید مطمئن بشم خوبه

31:19.765 --> 31:22.045
‫- بهش بگو ردیفی
‫- من خوبم

31:22.125 --> 31:24.685
‫بفرمایید. پس بهتره عجله کنید
‫و بیلی باور رو بیارید پشت خط

31:24.725 --> 31:26.325
‫جایی که هست هنوز کله سحره

31:26.405 --> 31:29.205
‫- در پیدا کردنش مشکل داریم
‫- این به من ربطی نداره

31:30.045 --> 31:32.725
‫در این حین می‌شه بفرمایید
‫موضوع چیه؟

31:32.805 --> 31:34.645
‫نه. فقط با خودش صحبت می‌کنم

31:35.485 --> 31:39.445
‫حتماً. راستش من مدیرعامل اجرایی هستم

31:39.525 --> 31:41.285
‫خیلی‌خب. و؟

31:41.365 --> 31:43.925
‫سریع‌تر می‌شه اگه بتونم
‫بهش بگم چی...

31:44.005 --> 31:46.485
‫فقط بیلی باور رو الان بیارید پشت خط

31:46.565 --> 31:47.925
‫حوصله وقت تلف کردن ندارم

31:48.005 --> 31:49.325
‫مغزش رو می‌ترکونم!

31:49.365 --> 31:52.365
‫- فهمیدی؟
‫- بله البته. عذر می‌خوام

31:52.445 --> 31:55.325
‫شما پشت خط منتظر بمونید.
‫قول می‌دم داریم تلاش می‌کنیم

31:55.405 --> 31:56.765
‫لِفتش ندید!

32:01.725 --> 32:02.725
‫خب، اون ثبات نداره

32:02.805 --> 32:04.245
‫اوه، در چه موردی، دان؟

32:04.325 --> 32:05.885
‫خدای من

32:07.565 --> 32:09.245
‫فکر نکنم موسیقی حالش رو بهتر کنه

32:09.325 --> 32:12.085
‫اما خط رو تعویض کردم
‫و در حالیکه داره آهنگ گوش می‌ده

32:12.205 --> 32:14.245
‫می‌تونیم بشنویم اون‌جا چه خبره

32:14.285 --> 32:15.365
‫منو سر کار گذاشتن

32:16.565 --> 32:18.165
‫امروز آخرین روز منه

32:18.245 --> 32:21.605
‫امروز آخرین روز منه

32:21.685 --> 32:23.565
‫امروز آخرین روز منه

32:23.645 --> 32:27.685
‫امروز آخرین روز منه.
‫امروز آخرین روز منه

32:27.765 --> 32:31.765
‫امروز آخرین روز منه.
‫امروز آخرین روز منه

32:31.845 --> 32:32.845
‫چی داره می‌گه؟

32:34.885 --> 32:36.845
‫امروز آخرین روز منه.
‫امروز آخرین روز منه

32:36.925 --> 32:42.325
‫آهنگ Lifted
‫از Lighthouse Family

32:51.725 --> 32:55.325
‫النور؟
‫خانم گیل‌هینی؟

32:57.285 --> 33:00.365
‫پلیس.
‫آهای؟

33:01.285 --> 33:02.965
‫آهای؟
‫النور؟

33:03.365 --> 33:04.725
‫النور، حالت خوبه؟

33:07.085 --> 33:08.445
‫خانم گیل‌هینی؟

33:09.805 --> 33:11.005
‫خانم گیل‌هینی؟

33:17.525 --> 33:18.765
‫فکر نکنم کسی خونه باشه

33:22.925 --> 33:25.525
‫- این‌جا یه چیز عجیبی هست
‫- نَج

33:30.685 --> 33:32.205
‫لعنتی، خودشه

33:51.125 --> 33:52.725
‫خیلی‌خب. این دیوانه‌کننده‌اس، ببین

33:52.805 --> 33:55.645
‫اوه عالی شد

33:55.725 --> 33:57.045
‫همه چی مرتبه؟

33:57.125 --> 33:59.765
‫دنبال النور گیل‌هینی هستیم

34:00.085 --> 34:01.085
‫دیر اومدید

34:02.045 --> 34:04.365
‫ماه مارس فوت کرد

34:32.245 --> 34:34.045
‫خیلی‌خب، منتظر دستور باشید

34:36.965 --> 34:38.125
‫این پسرشه

34:38.205 --> 34:40.805
‫کریس، کریستوفر.
‫وقتی فوت شد اومد این‌جا

34:40.885 --> 34:42.525
‫در هر صورت چند ماهه

34:42.605 --> 34:44.765
‫- تنهاست؟
‫- آره، آدم تو داریه

34:45.045 --> 34:48.725
‫هر روز صبح می‌ره سر کار.
‫یه جایی تو لندن مشغوله

34:49.445 --> 34:50.645
‫بلایی سرش اومده؟

34:51.285 --> 34:54.405
‫مظنون رو شناسایی کردیم.
‫اسمش کریستوفر گیل‌هینیه

34:54.485 --> 34:55.525
‫خیلی‌خب

34:55.605 --> 34:57.485
‫به نظر میاد در خونه مادر فقیدش زندگی می‌کنه

34:57.565 --> 35:00.445
‫کلی قرص این‌جا هست
‫و خونه هم در معرض مصادره

35:00.525 --> 35:01.965
‫از مظنون چی می‌دونی؟

35:02.045 --> 35:03.165
‫معلم سابق

35:03.245 --> 35:06.805
‫- ببخشید؟ گفتی معلم؟
‫- قبلاً بوده. فناوری اطلاعات

35:06.885 --> 35:09.845
‫دو ساله بیکار ثبت شده

35:09.925 --> 35:12.965
‫- سوابقش چطوره؟
‫- در پایگاه اطلاعاتی چک شده، پاک پاکه

35:13.045 --> 35:15.205
‫تنها موردی که ازش هست

35:15.805 --> 35:18.845
‫اینه که تو یه تصادف جاده‌ای
‫در نوامبر 2015 بهش زدن

35:18.925 --> 35:22.685
‫راننده مست به سمتش منحرف می‌شه.
‫دو نفر کشته شدن. از جمله خود راننده مست

35:22.765 --> 35:24.845
‫- خیلی‌خب، کارت خوب بود نجمه
‫- خانم

35:26.645 --> 35:28.005
‫معلم با اسلحه؟

35:28.645 --> 35:33.005
‫- غیرممکن نیست اما احتمالش کمه
‫- خانم، از اف‌بی‌آی تماس گرفتن

35:34.805 --> 35:37.565
‫- چی؟
‫- از اف‌بی‌آی. فوریه

35:41.525 --> 35:43.085
‫سربازرس گریس هستم

35:43.885 --> 35:47.765
‫سلام سربازرس.
‫ارنستو کروز از اف‌بی‌آی هستم

35:48.725 --> 35:50.485
‫ببخشید قضیه چیه؟

35:50.565 --> 35:53.845
‫با شرکت اسمیترین در سیلیکون ولی
‫در ارتباطیم. اونا هم به این تماس گوش می‌دن

35:53.925 --> 35:56.005
‫اونا هم پشت خطن؟

35:56.085 --> 35:58.565
‫بله، سلام پنه‌لوپه وو از اسمیترین هستم

35:58.645 --> 36:01.085
‫همراه من دان از واحد قضایی
‫و شنل از واحد تجزیه و تحلیل هم هستن

36:01.605 --> 36:03.565
‫دیوید جیلکز، مذاکره‌کننده

36:03.645 --> 36:06.205
‫خانم وو ما مظنون رو شناسایی کردیم

36:06.285 --> 36:08.805
‫کریستوفر مایکل گیل‌هینی
‫معلم سابق مدرسه

36:08.885 --> 36:12.165
‫و 33 ساله. در اسمیترین صفحه شخصی داره

36:12.245 --> 36:14.805
‫- صحیح
‫- اولاً که کریستوفر پشت خط در حال انتظاره

36:14.885 --> 36:17.045
‫اما می‌تونیم به حرف‌هاش گوش بدیم

36:17.125 --> 36:19.245
‫بصورت زنده با شما در میون می‌ذاریم

36:19.325 --> 36:20.885
‫بله. مفید به فایده‌اس

36:20.965 --> 36:23.565
‫بعلاوه فکر کردیم بهتره اطلاعاتی
‫که ازش داریم رو به شما بدیم

36:23.645 --> 36:25.925
‫تا در مذاکره کمک حالتون باشه
‫اما اول

36:26.045 --> 36:29.165
‫شاید بهتر باشه از مشاهداتتون بگید
‫که در حال چه کاریه

36:29.245 --> 36:32.805
‫احتمالاً اخاذی، حالا یا شرکت شما
‫مورد هدفه که نمی‌دونیم...

36:32.885 --> 36:34.405
‫اوه، هدف قرار گرفته

36:35.565 --> 36:37.765
‫- ببخشید؟
‫- در حال تحقیق در این باره هستیم که کریستوفر کیه

36:37.845 --> 36:41.085
‫گروهی که در اون دسته قرارش می‌دیم
‫افراد باهوش با درآمد پایینه

36:41.165 --> 36:42.925
‫اغلب آدم‌های عصبی این‌طورین

36:43.005 --> 36:44.925
‫بررسی کردیم ببینیم

36:45.005 --> 36:48.165
‫در مورد اسمیترین احساسات
‫خصمانه‌ای رو ابراز کرده یا نه

36:48.245 --> 36:50.045
‫که هیچ چیز دندان‌گیری پیدا نشد

36:50.125 --> 36:52.341
‫در واقع برای مدتی اصلاً
‫در حساب کاربریش خبری نبوده

36:52.365 --> 36:55.565
‫- حساب کاربریش خوابیده
‫- متوجه نمی‌شم ارتباطش به موضوع چیه

36:55.645 --> 36:57.885
‫اما بعد با افراد «بین‌راهی» چک کردیم

36:58.165 --> 37:00.365
‫- صحیح
‫- تاکسی که جیدن رو سوار کرده

37:00.445 --> 37:03.285
‫به اسم عمر ماسیمبالو ثبت شده

37:03.405 --> 37:05.565
‫و گمونم موافق باشید
‫که همچین اسمی

37:05.645 --> 37:07.805
‫با آقای گیل‌هینی مطابقت نداره

37:08.085 --> 37:11.125
‫- نه
‫- کاشف به عمل اومده که اکانتش لو رفته بوده

37:11.205 --> 37:12.685
‫معمولاً در دارک‌وب خرید و فروش می‌شه

37:12.765 --> 37:14.925
‫به نظر میاد کریس از این روش
‫بهش دست پیدا کرده

37:19.765 --> 37:21.165
‫قدر حرفی که می‌زنم رو می‌دونید؟

37:22.005 --> 37:24.205
‫- داره ردش رو پاکش می‌کنه
‫- آهان

37:24.285 --> 37:27.605
‫از شرکت «بین‌راهی» خواستیم
‫اطلاعات فعالیت حسابش رو به ما بده

37:27.685 --> 37:29.365
‫و به نظر میاد برای هفته‌ها

37:29.445 --> 37:31.525
‫تنها مسافرهایی رو قبول می‌کرده

37:31.605 --> 37:35.165
‫که از ساختمان لندن «اسمیترین»
‫خارج می‌شدن

37:35.245 --> 37:38.325
‫هر روز منتظر بوده تا کاری
‫از طرف کسی که

37:38.405 --> 37:39.525
‫داخل ساختمون بوده قبول کنه

37:39.605 --> 37:42.085
‫نقشه‌ی کاملی بوده
‫که تو سرش داشته

37:42.165 --> 37:45.045
‫یه رفتار مجرمانه پیچیده‌اس

37:45.125 --> 37:46.365
‫باورش برام سخته

37:46.445 --> 37:48.165
‫که تا الان کسی بهش مظنون نشده بوده

37:48.245 --> 37:50.085
‫سابقه‌اش کاملاً پاکه

37:50.165 --> 37:53.845
‫- قربانی در...
‫- تصادف ماشین در سال 2015 بوده

37:53.925 --> 37:56.925
‫توی اون تصادف نامزدش رو از دست داده.
‫خبر داشتید؟

37:59.885 --> 38:00.885
‫نه

38:02.005 --> 38:03.005
‫اما شما می‌دونید

38:03.085 --> 38:05.045
‫داخل شبکه‌اش پست‌های تاریخی داشته

38:05.125 --> 38:09.165
‫تسلیت، یادگاری و دقیقاً همون موقع بوده
‫که کریس با...

38:09.245 --> 38:12.645
‫دوستانش ارتباطش رو قطع کرده
‫خصوصاً وقتی که در حال سوگواری بوده

38:13.645 --> 38:14.765
‫خوب تحقیقات کردید

38:14.845 --> 38:16.645
‫به نظرم قضیه مالی نیست

38:16.725 --> 38:18.765
‫- دیوید
‫- ادامه بده

38:18.845 --> 38:21.005
‫کریس همسن باوره، درسته؟

38:21.085 --> 38:23.205
‫هر دو سابقه کار با رایانه و نرم‌افزار داشتن

38:23.285 --> 38:26.885
‫- دیوید
‫- شاید کریس فکر می‌کنه بخاطر پوله

38:26.965 --> 38:29.485
‫اما درباره جایگاهه

38:30.325 --> 38:32.925
‫باور پول، قدرت و احترام داره

38:33.005 --> 38:35.885
‫کریستوفر چی داره؟ آس و پاسه.
‫راننده تاکسی اینترنتیه

38:35.965 --> 38:38.285
‫مامان و نامزدش رو تازه از دست داده

38:38.485 --> 38:41.645
‫اگه کریستوفر فکر می‌کنه
‫چیزایی که باور داره رو می‌خواد چی؟

38:44.005 --> 38:46.245
‫اما بیش‌تر برای جلب توجه باوره

38:47.365 --> 38:48.885
‫اگه همین باشه چی؟

38:51.725 --> 38:53.925
‫کمکی بهت می‌کنه تا از
‫اون ماشین پیاده‌اش کنی؟

38:57.605 --> 38:59.085
‫اگه بهم گوش بده آره

39:05.245 --> 39:07.165
‫کریستوفر!

39:12.005 --> 39:13.325
‫آهای کریستوفر؟

39:15.125 --> 39:17.725
‫کریستوفر، من دیوید جیلکز هستم

39:18.365 --> 39:19.765
‫دیویدم، خیلی‌خب؟

39:20.565 --> 39:23.605
‫اگه منو ببینی همون احمقیم
‫که داره دست تکون می‌ده، خیلی‌خب؟

39:23.685 --> 39:25.365
‫همونی که کت‌شلوار ارزون قیمت تنشه

39:26.645 --> 39:29.645
‫گوش کن،
‫کلی پلیس این‌جاست

39:29.725 --> 39:32.445
‫و راستیتش،
‫در حال انجام وظیفه هستن

39:32.525 --> 39:35.885
‫اما نگرانن به خودت یا کس دیگه‌ای صدمه بزنی

39:36.805 --> 39:40.605
‫فکر نمی‌کنم این‌کار رو بکنی کریستوفر
‫اما مطمئن نیستم پلیس هم همچین نظری داشته باشه

39:40.685 --> 39:42.085
‫می‌دونی چطورین دیگه

39:48.925 --> 39:52.365
‫- کریس، من دارم بهت زنگ می‌زنم
‫- اوه، دست از سرم بردار

39:52.685 --> 39:54.285
‫فقط می‌خوام یه لحظه
‫باهات حرف بزنم

39:54.965 --> 39:57.045
‫هریس، اگه لازمت داشتیم،
‫هدف در تیررس توئه؟

39:57.525 --> 40:01.125
‫هنوز نه. گروگان
‫مستقیما پشت فرد مسلحه

40:05.325 --> 40:06.365
‫می‌شه لطفاً خفه شی؟

40:07.845 --> 40:09.045
‫می‌شه اونو بدی بهم؟

40:09.525 --> 40:11.525
‫کریس، می‌دونم الان تحت فشاری

40:11.565 --> 40:14.245
‫- تو مذاکره کننده‌ای؟
‫- من دیوید هستم...

40:14.325 --> 40:16.165
‫ممنون که گفتی دیوید.
‫تو مذاکره کننده‌ای؟

40:17.325 --> 40:21.245
‫خب، بعضی ممکنه بهم بگن
‫اما من فقط...

40:21.325 --> 40:24.045
‫من درباره مذاکره‌کننده‌ها مطالعه داشتم،
‫تظاهر می‌کنی که دوستمی

40:24.125 --> 40:27.685
‫و آروم آروم متقاعدم می‌کنی
‫تا تسلیم بشم

40:28.485 --> 40:30.765
‫کریس، مشخصه مرد باهوشی هستی
‫واسه همین سرت شیره نمی‌مالم...

40:30.845 --> 40:34.365
‫و اگه این ترغیب آروم کارساز نباشه،
‫حواسم رو به تلفن پرت می‌کنی

40:34.445 --> 40:36.805
‫تا یکی از تیراندازها صاف
‫به سرم شلیک کنه

40:36.885 --> 40:37.885
‫درست می‌گم، دیوید؟

40:38.685 --> 40:40.565
‫بذار سعی کنیم...

40:40.645 --> 40:42.925
‫نه، نه، تو بزن به چاک

40:43.005 --> 40:44.805
‫خط رو مشغول نکن.
‫منتظر بیلی باور هستم

40:48.405 --> 40:51.485
‫تو همونی که کت‌شلوار
‫ارزون‌قیمت داره هستی، درسته؟

40:51.565 --> 40:53.445
‫- خودت همینو گفتی؟
‫- آره

40:53.525 --> 40:55.005
‫اوضاع از این قراره

40:55.085 --> 40:56.565
‫تا 100 می‌شمارم

40:57.445 --> 40:59.365
‫- کریس
‫- خب تا 50 می‌شمارم

40:59.445 --> 41:03.045
‫و اگه سوار ماشینت نشی
‫و گورت رو فوراً گم نکنی

41:03.125 --> 41:04.725
‫مغز اینو متلاشی می‌کنم

41:04.805 --> 41:07.405
‫- کریس، لازم نیست این‌طوری بشه
‫- یک، دو...

41:07.485 --> 41:09.005
‫هریس، در تیررسته؟

41:09.085 --> 41:11.445
‫- نه، اگه شلیک کنم جفتشون می‌میرن
‫- چهار، پنج...

41:12.205 --> 41:16.525
‫- شش، هفت، هشت، نه...
‫- داره بلوف می‌زنه

41:16.605 --> 41:18.925
‫دیوید، نمی‌تونیم خطر کنیم.
‫خودتم خوب می‌دونی

41:19.005 --> 41:22.885
‫سرش رو می‌ترکونم.
‫12، 13

41:22.965 --> 41:24.125
‫- چهارده...
‫- یه کم تکون بخور

41:24.205 --> 41:26.405
‫15، 16...

41:26.485 --> 41:30.765
‫- دیوید، بهت دستور می‌دم بری
‫- 17، 18، 19، 20...

41:30.845 --> 41:33.005
‫- کلید. کلید لعنتی دست کیه؟!
‫- 21...

41:33.085 --> 41:36.045
‫22، 23، 24

41:36.485 --> 41:38.965
‫- 25، 26...
‫- خودشه. تکون بخور

41:39.045 --> 41:43.725
‫- بذار یه شلیک تمیز داشته باشم
‫- 27، 28، 29، 30...

41:43.805 --> 41:45.525
‫- 31، 32
‫- کریس، داره می‌ره

41:45.605 --> 41:47.285
‫- رفتش
‫- خوبه

41:47.365 --> 41:49.445
‫اگه من تماسم رو بگیرم
‫کسی صدمه نمی‌بینه

41:50.445 --> 41:51.845
‫دیگه به این شماره زنگ نزنید

41:56.805 --> 41:59.165
‫- این‌قدر تکون نخور
‫- ببخشید، قولنج کردم

41:59.765 --> 42:01.005
‫پدرسوخته

42:03.245 --> 42:04.885
‫از پلیس بریتانیا شنیدم

42:04.965 --> 42:07.165
‫که مذاکره کننده‌شون
‫راه به جایی نبُرده

42:07.365 --> 42:09.325
‫مامور کروز، می‌شه
‫چند لحظه به ما مهلت بدید؟

42:10.285 --> 42:12.645
‫بله البته

42:16.325 --> 42:17.925
‫باید به بیلی بگیم چه خبره

42:18.005 --> 42:20.925
‫بیلی این‌جا نیست، خیلی‌خب؟
‫نمی‌شه بهش زنگ بزنم

42:21.605 --> 42:22.685
‫کجاست؟

42:23.525 --> 42:27.125
‫در ششمین روز اعتکاف 10 روزه‌اشه

42:28.005 --> 42:29.845
‫- اعتکاف؟
‫- تنها،

42:29.925 --> 42:31.805
‫روزه سکوت گرفته
‫و قرنطینه کامله

42:31.885 --> 42:35.485
‫تک و توک آخر هفته‌های
‫دور از فناوری داشته اما این یکی 10 روزه

42:35.565 --> 42:38.245
‫و واقعاً میل ندارم مزاحمش بشم

42:39.045 --> 42:41.245
‫اما می‌دونی کجاست، درسته؟

42:41.325 --> 42:43.845
‫خودش خبر نداره
‫اما معلومه که می‌دونم

43:26.045 --> 43:27.165
‫آقای باور؟

43:28.805 --> 43:29.805
‫آهای؟

43:32.285 --> 43:33.285
‫آهای؟

43:45.325 --> 43:46.325
‫آقای باور؟

43:57.645 --> 44:01.045
‫واقعاً متاسفم که مزاحم شدم

44:01.125 --> 44:03.525
‫اما یه مشکلی پیش اومده
‫که باید بدونید

44:05.565 --> 44:09.405
‫یه نفر در بریتانیا یکی از کارآموزان ما
‫رو گروگان گرفته

44:09.565 --> 44:12.925
‫و تهدید کرده می‌کُشتش مگر این‌که
‫تلفنی با شما صحبت کنه

44:25.525 --> 44:26.725
‫اوه لعنتی

44:32.845 --> 44:36.085
‫و نزدیک بود با ماشین به ما بزنه
‫و بعدش رفت توی اون مزرعه

44:36.165 --> 44:37.525
‫و اون موقع بود که داد زدن «اسحله».

44:49.005 --> 44:50.405
‫خانم‌ها و آقایون برید عقب

45:01.325 --> 45:04.365
‫همین الان وارد حساب کاربریش شد

45:04.445 --> 45:05.485
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

45:05.565 --> 45:08.445
‫به نظر میاد داره پُست‌های
‫تماشاچی‌های صحنه رو می‌بینه

45:22.765 --> 45:23.885
‫چند سالته؟

45:26.285 --> 45:27.325
‫22

45:32.085 --> 45:33.445
‫دوست دختر داری؟

45:35.365 --> 45:38.565
‫- یا دوست پسر؟ شریک؟ هر چی؟
‫- فعلاً نه

46:04.725 --> 46:08.165
‫اگه خودت رو تسلیم کنی
‫شاید بهت سخت نگیرن

46:09.005 --> 46:10.685
‫نمی‌تونم

46:14.805 --> 46:16.125
‫این آخرین روز منه

46:17.805 --> 46:19.245
‫این آخرین روز منه

46:21.645 --> 46:22.965
‫این آخرین روز منه

46:48.285 --> 46:50.741
‫- می‌خوام باهاش حرف بزنم
‫- فکر خوبی نیست

46:50.765 --> 46:54.085
‫قانوناً و شخصاً شدیداً
‫مخالف این تصمیمم

46:54.165 --> 46:56.045
‫اگه درخواست یه میلیون دلار بکنه
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟

46:56.125 --> 46:57.125
‫می‌گم براش جور می‌کنم

46:59.045 --> 47:01.685
‫- نمی‌تونیم پول به...
‫- پول که بهش نمی‌خوام بدم

47:01.765 --> 47:03.685
‫فقط می‌خوام یه کم زمان بخرم

47:04.165 --> 47:06.765
‫لحظه‌ای که حرف از انتقال پول شد...

47:06.845 --> 47:09.925
‫ریدم تو اون پول لعنتی!
‫تف بهش!

47:12.765 --> 47:14.685
‫بذارید رک بگم آقای باور
‫تا جایی که ما می‌دونیم

47:14.765 --> 47:16.845
‫این آدم قصد داره
‫به محض این‌که باهاش حرف بزنید

47:16.925 --> 47:18.525
‫گروگان رو بکشه

47:22.005 --> 47:23.085
‫همچین حسی ندارم

47:25.845 --> 47:28.685
‫فکر نکنم بتونیم به حس اعتماد کنیم

47:31.085 --> 47:33.325
‫شاید بخشی از مشکل همینه

47:44.845 --> 47:46.005
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم

47:47.405 --> 47:49.125
‫وَن اخبار تلویزیون هم اومده

47:53.005 --> 47:54.885
‫مامانم زهره ترک می‌شه

47:55.445 --> 47:58.245
‫همیشه خدا نگران منه و
‫این اتفاق...

47:58.325 --> 48:00.245
‫لزومی نداره مامانت نگران بشه

48:01.405 --> 48:03.125
‫- چرا می‌شه
‫- واقعی نیست

48:04.085 --> 48:05.325
‫اسلحه واقعی نیست

48:07.645 --> 48:09.565
‫- چی؟
‫- بدلیه

48:09.645 --> 48:11.765
‫- لعنتی!
‫- به گوش باشید

48:11.845 --> 48:14.181
‫نمی‌خوایم بترسونیمش.
‫می‌خوایم بی‌علاقه و خسته بشه

48:14.205 --> 48:15.525
‫خانم. واقعی نیست

48:15.605 --> 48:17.165
‫- چی؟
‫- الان به جیدن گفت تفنگش واقعی نیست

48:17.245 --> 48:18.525
‫واقعی نیست، بدلیه

48:18.605 --> 48:20.605
‫بچه‌ها، الان بهم اطلاع دادن
‫اسلحه واقعی نیست

48:20.685 --> 48:22.525
‫اسلحه واقعی نیست.
‫بله خودمون شنیدیم

48:22.605 --> 48:24.805
‫اوه خدا رو شکر.

48:24.885 --> 48:27.605
‫اگه اجازه بدید
‫الان بهش رسیدگی می‌کنیم

48:27.685 --> 48:28.565
‫ممنونم

48:28.645 --> 48:30.685
‫- سایمون، یه جلیقه می‌خوام
‫- خانم؟

48:31.885 --> 48:35.285
‫هی، هی، هی، هی! تکون نخور.
‫سعی نکن پیاده بشی

48:36.165 --> 48:38.685
‫قفل کودک فعاله و
‫اونا هم سلاح واقعی دارن

48:38.765 --> 48:41.885
‫اگه تقلا کنی ممکنه
‫هر کدوممون رو بزنن

48:42.005 --> 48:45.565
‫بیلی، این خط زنده
‫از تلفن همراه فرد مسلحه

48:46.165 --> 48:49.125
‫- نمی‌تونه صدات رو بشنوه، خیلی‌خب؟
‫- باشه...

48:49.525 --> 48:52.005
‫- الان وصلش می‌کنیم
‫- باشه بابا

48:52.085 --> 48:54.965
‫- لااقل دستم رو باز کن
‫- فعلاً نمی‌تونم

48:55.045 --> 48:57.885
‫فقط باید یه کمی بیش‌تر ادامه بدیم
‫تا باورشون بشه، فهمیدی؟

48:58.205 --> 48:59.205
‫تا وقتی با باور صحبت کنم

49:00.805 --> 49:02.245
‫به نظر میاد اسلحه واقعی نیست

49:02.965 --> 49:04.925
‫همین الان شنیدیم که
‫به گروگان گفت بدله

49:05.005 --> 49:06.525
‫داشته وقت‌کُشی می‌کرده

49:07.285 --> 49:09.405
‫- چی گفت؟
‫- سلاح واقعی نیست

49:09.485 --> 49:12.125
‫تمامی واحدها،
‫اسلحه واقعی نیست...

49:37.125 --> 49:39.285
‫یکی داره میاد،
‫یکی داره میاد

49:45.805 --> 49:46.805
‫چه غلطی می‌کنه؟

49:58.644 --> 50:02.644
‫«پلیس شنیده که فرد مسلح
‫به گروگان گفته اسلحه واقعی نیست».

50:03.645 --> 50:06.325
‫اسلحه واقعیه!
‫برگردید! برگردید!

50:06.405 --> 50:09.165
‫- اسلحه واقعیه!
‫- برای شلیک حیاتی دید خوبی دارم

50:09.245 --> 50:12.685
‫- برگردید اون‌ور!
‫- کریس، باید تمومش کنیم

50:12.765 --> 50:15.445
‫وقتی با بیلی باور حرف بزنم
‫تموم می‌شه!

50:15.525 --> 50:17.125
‫- اون‌موقع تموم می‌شه!
‫- اون آمریکاست

50:18.005 --> 50:19.965
‫هنوز نتونستن باهاش تماس بگیرن

50:20.325 --> 50:23.485
‫گمشو. تا الان حتماً بهش گفتم.
‫شما فقط منتظر فرصت مناسب هستید

50:23.565 --> 50:26.365
‫کسی منتظر نیست.
‫همه قضیه رو جدی گرفتیم

50:26.845 --> 50:28.405
‫چرا نمی‌ذاری جید...

50:30.125 --> 50:31.725
‫مجوز شلیک دارید

50:31.805 --> 50:33.125
‫اه!

50:33.205 --> 50:36.045
‫لعنتی! نمی‌تونم ببینمش.
‫در دیدرس من نیست

50:36.125 --> 50:38.165
‫همه برگردید پشت پناهگاه

50:41.485 --> 50:43.325
‫حالت خوبه.
‫حالت خوبه

50:46.525 --> 50:49.365
‫پس دارید گوش می‌دید،
‫اینو بشنوید

50:49.445 --> 50:51.845
‫گلوله‌اش فقط باعث خراش شد.
‫هنوز زنده‌ام

50:52.565 --> 50:56.165
‫اگه تا 5 دقیقه دیگه
‫ارتباط با بیلی باور رو وصل نکنید

50:56.325 --> 50:57.485
‫وارد عمل می‌شم

50:57.605 --> 50:59.805
‫جدی می‌گم.
‫دارم گوشی رو قطع می‌کنم

50:59.885 --> 51:03.325
‫و اگه تا 5 دقیقه دیگه بهم زنگ نزنید،

51:03.405 --> 51:05.205
‫واقعاً انجامش می‌دم

51:05.285 --> 51:08.285
‫حرف آخر منه.
‫فهمیدید؟ حرف آخر!

51:14.405 --> 51:15.885
‫درباره اسلحه دروغ گفتم

51:18.965 --> 51:19.965
‫ببخشید

51:25.725 --> 51:29.325
‫- پن؟ پن، پشت خطی؟
‫- آره، بیل

51:29.405 --> 51:31.205
‫وصلم کن.
‫منو به این بابا وصل کن

51:31.285 --> 51:32.925
‫آقا... نمی‌تونید این‌کار رو بکنید

51:33.005 --> 51:35.445
‫لطفاً به من امر و نهی نکن، باشه؟

51:35.485 --> 51:38.245
‫آقای باور، این یه تلاش برای اخاذیه
‫- پن، صدای اینو قطع کن

51:38.325 --> 51:40.765
‫- تماس با این آقای الدنگ اف‌بی‌آی رو قطع کن
‫- بیلی...

51:40.845 --> 51:42.405
‫اکیداً توصیه می‌کنم

51:42.485 --> 51:44.605
‫با این فرد وارد گفت‌وگو نشید

51:44.685 --> 51:46.365
‫- قطعش کن!
‫- بیل، نکن...

51:49.165 --> 51:50.725
‫پن، شماره‌اش رو بهم بده

51:51.885 --> 51:53.365
‫- بیل
‫- شماره‌اش رو داریم؟

51:53.445 --> 51:54.965
‫اسمش چیه؟

51:55.285 --> 51:57.365
‫کریستوفر گیل‌هینی؟
‫شماره‌اش رو بهم بده

51:57.445 --> 51:58.845
‫بیل، همچین کاری نمی‌کنم

52:00.445 --> 52:03.845
‫امروز همه یه مریضی رو گرفتید؟
‫من ازت درخواست نکردم

52:03.925 --> 52:06.205
‫نمی‌تونی خودت رو در معرض
‫این ماجرا قرار بدی

52:06.605 --> 52:08.525
‫لپ‌تاپم اونجاست؟

52:08.605 --> 52:09.645
‫- بیل؟
‫- آره

52:09.725 --> 52:11.405
‫- و ارتباط ماهواره‌ای داره؟
‫- بله

52:12.365 --> 52:13.485
‫کون لقش. خودم پیداش می‌کنم

52:13.525 --> 52:14.765
‫- بیل
‫- بسلامت

52:14.845 --> 52:15.845
‫بیل

52:32.085 --> 52:34.445
‫پنه‌لوپه چی گفت؟
‫می‌شه برام یادداشت کنی؟

52:35.125 --> 52:37.165
‫کریستوفر مایکل گیل‌هینی

52:40.645 --> 52:43.445
‫- کریستوفر مایکل گیل‌هینی
‫- بریتانیا،

52:44.085 --> 52:46.885
‫سال 2008 ثبت‌نام کرده،
‫18ماهه وارد حسابش نشده

52:46.965 --> 52:47.965
‫آهان

52:50.365 --> 52:51.645
‫ببخشید، اسمت چیه؟

52:52.485 --> 52:53.405
‫تیپی

52:53.485 --> 52:54.925
‫سلام، من بیلی هستم

52:55.965 --> 52:57.365
‫اوه

52:57.445 --> 53:00.965
‫تیپی، تنها نکته مثبت جایگاه من

53:01.245 --> 53:03.085
‫اینه که گهگداری به حالت خدا...

53:04.245 --> 53:05.245
‫متوسل می‌شم

53:29.205 --> 53:32.045
‫کریستوفر؟ کریستوفر خودتی؟
‫الو؟

53:32.885 --> 53:33.885
‫بله پشت خطم

53:35.085 --> 53:36.085
‫منم

53:38.685 --> 53:39.685
‫سلام

53:40.285 --> 53:41.565
‫من بیلی باور هستم

53:43.565 --> 53:46.805
‫- می‌خواستی با من حرف بزنی؟
‫- بله، بله

53:48.165 --> 53:51.125
‫خیلی‌خب، الان پشت خطم

53:52.365 --> 53:57.125
‫چرا نمی‌ذاری جیدن بره و

53:58.005 --> 53:59.845
‫با هم بتونیم گپ بزنیم؟

53:59.925 --> 54:02.805
‫درباره هر چیزی که دلت بخواد

54:02.965 --> 54:05.701
‫- اگه بذارم بره، گوشی رو قطع می‌کنی
‫- قطع نمی‌کنم کریستوفر

54:05.725 --> 54:08.085
‫- می‌خواهم بهم گوش بدی
‫- دارم گوش می‌دم

54:08.165 --> 54:11.285
‫فقط عصبانی نشو، باشه؟

54:12.085 --> 54:14.565
‫آروم باش

54:15.405 --> 54:18.245
‫و بگو دقیقاً چی می‌خوای

54:18.325 --> 54:20.685
‫بهت گفتم دیگه.
‫می‌خوام به حرفم گوش بدی

54:20.765 --> 54:23.885
‫- فقط به من گوش بده
‫- سراپا گوشم

54:29.485 --> 54:30.685
‫کس دیگه‌ای این‌جا نیست

54:31.685 --> 54:34.485
‫باشه، کریس؟
‫فقط من و توئیم

54:38.565 --> 54:39.645
‫توجه منو داری

54:45.525 --> 54:47.085
‫- کریس؟
‫- آره، من فقط...

54:48.045 --> 54:50.285
‫سخته به افکارم نظم بدم

54:50.365 --> 54:52.405
‫تمرینش کرده بودم، فقط...

54:52.485 --> 54:54.325
‫اشکالی نداره.
‫عجله نکن

54:55.965 --> 54:57.165
‫عجله نکن

54:58.085 --> 54:59.125
‫اسمیترین رو مدیریت می‌کنی

54:59.605 --> 55:00.765
‫آهان

55:01.125 --> 55:02.365
‫از سال 2008

55:03.005 --> 55:04.965
‫قبلاً همیشه ازش استفاده می‌کردم

55:06.325 --> 55:08.565
‫- خیلی‌خب
‫- منظورم مداومه

55:09.045 --> 55:11.325
‫انگار تلفنم با چسب به دستم چسبیده بود

55:12.765 --> 55:14.605
‫آدم کلیشه‌ای بودم

55:14.965 --> 55:17.805
‫اولین چیزی بود که صبح‌ها نگاه می‌کردم و
‫آخرین چیزی که شب‌ها

55:22.205 --> 55:23.285
‫تمزین...

55:28.285 --> 55:30.285
‫کریس؟ من این‌جام

55:31.845 --> 55:34.645
‫تمزین هم همینطور بود.
‫نامزدم بود

55:39.165 --> 55:40.365
‫سه سال پیش...

55:42.725 --> 55:44.485
‫داشتم باهاش می‌رفتم خونه

55:44.805 --> 55:46.245
‫ملاقات مامانم

55:47.165 --> 55:50.045
‫مامانم مریض بود و داشتیم
‫می‌رفتیم ملاقاتش

55:50.125 --> 55:53.165
‫و تمزین رو داشتم می‌بردم خونه‌مون

55:55.485 --> 55:56.485
‫خواب بود

56:02.205 --> 56:04.285
‫خسته بود و من داشتم
‫می‌بُردمش خونه

56:06.165 --> 56:07.885
‫و کسل‌کننده بود

56:10.365 --> 56:11.685
‫حوصله‌ام سر رفت

56:13.005 --> 56:16.005
‫هر 10 ثانیه یه بار حوصله‌ام سر می‌رفت

56:16.085 --> 56:19.645
‫و توی جاده اصلی بودم

56:21.085 --> 56:23.245
‫ساکت و مستقیم بود

56:24.005 --> 56:26.205
‫و تلفنم روشن شد
‫و منم یه نگاهی بهش کردم

56:28.405 --> 56:30.045
‫فقط یه کم براندازش کردم

56:30.845 --> 56:35.165
‫یه اعلانی اومده بود که
‫یکی کامنتم زیر عکسشون

56:35.245 --> 56:37.685
‫رو لایک کرده

56:38.805 --> 56:40.685
‫فقط یه نگاه کوچیک کردم

56:45.565 --> 56:47.005
‫فقط همین‌قدر زمان برد

57:12.085 --> 57:13.445
‫دو ماه طول کشید تا بمیره

57:15.245 --> 57:17.725
‫کنار تختش بودم.
‫هیچ فایده‌ای نداشت

57:19.565 --> 57:21.285
‫راننده اون یکی ماشین هم مُرد

57:23.365 --> 57:27.045
‫مست بود. اون مقصر شناخته شد.
‫گفتن کار اون بوده

57:28.005 --> 57:30.285
‫همه برای من، آقای غم‌انگیز
‫دلسوزی می‌کردن

57:31.565 --> 57:33.005
‫حتی والدینش

57:36.965 --> 57:39.565
‫مراسم ختمش مادرش
‫منو دلداری می‌داد

57:40.245 --> 57:41.605
‫مامانش!

57:43.285 --> 57:44.485
‫چی می‌تونستم بهش بگم؟

57:44.685 --> 57:47.765
‫هیشکی دلش نمی‌خواست بدونه
‫دخترش مُرده

57:47.845 --> 57:50.445
‫چون من به تلفن همراه لعنتیم نگاه کردم

57:52.205 --> 57:55.885
‫بعدش، همه سعی کردن
‫کاری کنن به جلسات مشاوره سوگواری برم

57:55.965 --> 57:57.525
‫- پن‌ـه
‫- و درباره‌اش حرف بزنم

57:57.605 --> 57:59.365
‫بگم چه حسی دارم

57:59.366 --> 58:02.366
‫«به تیم روانپزشکی جمع کردم برای
‫تعیین استراتژی صحبت با کریس»

58:02.565 --> 58:03.565
‫و دارم فکر می‌کنم...

58:05.485 --> 58:07.045
‫هیچی نمی‌تونم بگم
‫[توصیه‌ها رو می‌فرستم]

58:07.925 --> 58:10.965
‫چون احساسم اینه که
‫من کُشتمش

58:16.285 --> 58:17.285
‫من کُشتمش

58:21.685 --> 58:22.965
‫من

58:25.045 --> 58:28.525
‫به خاطر یه عکس سگ... کُشتمش

58:31.125 --> 58:32.565
‫بخاطر این کُشتمش

58:36.564 --> 58:38.564
‫«بهش بگو که حرفش رو شنیدی»

58:40.565 --> 58:41.605
‫شنیدمت

58:44.125 --> 58:45.125
‫چی؟

58:45.365 --> 58:48.445
‫گفتم «شنیدمت»

58:49.325 --> 58:50.565
‫معلومه که می‌شنوی

58:51.244 --> 58:53.244
‫«با موقعیتش همدردی کن»

58:53.245 --> 58:54.805
‫به نظر میاد در حال رنج کشیدنی

58:54.845 --> 58:58.405
‫خدای من!
‫مثل یه آدم حرف بزن!

58:59.045 --> 59:00.845
‫گفتی منو می‌شنوی
‫خب بشنو

59:00.925 --> 59:03.805
‫ببخشید؟ باشه؟
‫بهم توصیه احمقانه‌ای کردن

59:03.885 --> 59:06.005
‫- نکات مجاب‌کننده کوفتی
‫- نکات!

59:06.085 --> 59:07.405
‫- لعنتی‌ها
‫- می‌دونم

59:08.685 --> 59:09.965
‫لعنتی!

59:19.965 --> 59:21.325
‫نمی‌دونم بهت چی بگم

59:22.965 --> 59:23.965
‫خیلی‌خب؟

59:25.325 --> 59:26.525
‫حقیقت اینه

59:28.285 --> 59:30.965
‫نمی‌دونم چی بگم.
‫نمی‌دونم دوست داری چی بگم

59:31.885 --> 59:33.205
‫می‌دونم تقصیر من بود

59:35.485 --> 59:37.645
‫من راننده بودم.
‫تقصیر من بود

59:38.845 --> 59:41.645
‫تا حالا به کسی نگفته بودم
‫چون چه فایده‌ای داشت

59:41.725 --> 59:46.765
‫یا می‌تونستم یه نامه بنویسم
‫و بعدش به خودم شلیک کنم

59:46.845 --> 59:48.445
‫اما چه فایده‌ای داشت؟

59:49.845 --> 59:51.525
‫اما فکر کردم می‌تونم به تو بگم

59:52.445 --> 59:53.885
‫اگه بتونم کاری کنم گوش کنی

59:55.565 --> 59:57.245
‫برنامه توئه، تو ساختیش

59:58.765 --> 01:00:01.485
‫شنیدم تو این‌طوریش کردی

01:00:02.765 --> 01:00:03.765
‫معتادکننده

01:00:04.445 --> 01:00:07.445
‫تا کسی نتونه چشم ازش برداره

01:00:10.445 --> 01:00:11.605
‫خب احسنت

01:00:14.485 --> 01:00:16.485
‫اینم بازخورد از یه کاربر برنامه‌ات

01:00:17.565 --> 01:00:20.205
‫شاید بتونی در به روز رسانی بعدی بهش ضریب بدی

01:00:21.485 --> 01:00:24.565
‫بابت نامزدت واقعاً متاسفم

01:00:25.725 --> 01:00:27.245
‫جدی می‌گم

01:00:31.925 --> 01:00:33.685
‫قرار نبود این‌طوری باشه

01:00:35.085 --> 01:00:36.605
‫کل خط مشی ما، به خدا قسم

01:00:36.685 --> 01:00:40.965
‫وقتی شروعش کردم یه چیز بود

01:00:41.045 --> 01:00:43.445
‫و بعدش نمی‌دونم

01:00:43.525 --> 01:00:46.925
‫بدل به چیز کوفتی دیگه‌ای شد

01:00:48.485 --> 01:00:50.965
‫قدم به قدم به اون‌جا رسید،
‫می‌گفتن...

01:00:52.085 --> 01:00:55.085
‫«بیل، باید بهینه‌اش کنی،
‫باید مردم رو درگیر کنی».

01:00:55.165 --> 01:00:57.805
‫تا وقتی که تبدیل به مخدر شد

01:00:57.885 --> 01:01:01.045
‫مثل یه کازینو تو لاس وگاس که...

01:01:01.725 --> 01:01:03.685
‫همه درهاش رو بستن

01:01:03.765 --> 01:01:07.405
‫یه واحدی هست... تنها کاری که می‌کنن
‫اینه که عمداً وسوسه می‌کنن

01:01:07.485 --> 01:01:10.525
‫اهداف دوپامینی دارن
‫و کاری هم برای متوقف کردنش از دستم برنمیاد

01:01:10.605 --> 01:01:13.805
‫من شروعش کردم اما نمی‌تونم
‫جلوش رو بگیرم

01:01:14.045 --> 01:01:18.045
‫الان دیگه صرفاً فقط ظاهر مسخره برنامه‌ام

01:01:22.445 --> 01:01:25.725
‫به خدا قسم، اومدم کنج عزلت
‫قرار بود 10 روز باشه...

01:01:25.805 --> 01:01:27.325
‫و بعد از روز دوم

01:01:27.405 --> 01:01:29.085
‫- گفتم به درک
‫- هی

01:01:29.165 --> 01:01:31.341
‫- از اسمیترین استعفا می‌دم
‫- هی. خفه‌شو!

01:01:31.365 --> 01:01:32.805
‫- امکان نداره من...
‫- خفه‌شو

01:01:32.885 --> 01:01:34.685
‫الان واسم مهم نیست
‫چی‌کار می‌کنی

01:01:34.765 --> 01:01:38.965
‫خودت رو بزن یا
‫دور افتخار بزن، برام اهمیتی نداره

01:01:42.165 --> 01:01:43.885
‫فقط می‌خواستم نقش خودم رو بگم

01:01:48.405 --> 01:01:49.805
‫دیگه الان قطع می‌کنم

01:01:50.365 --> 01:01:51.445
‫کریس...

01:01:54.365 --> 01:01:55.645
‫می‌خوای گروگان رو آزاد کنی؟

01:01:55.725 --> 01:01:58.085
‫- البته
‫- اوه خدا رو شکر

01:01:59.125 --> 01:02:01.885
‫آزادش می‌کنم.
‫تمام مدت همین قصد رو داشتم

01:02:04.565 --> 01:02:05.805
‫و حالا می‌رم

01:02:07.645 --> 01:02:09.925
‫صبر کن کریس، از این‌جا می‌ری

01:02:10.045 --> 01:02:12.205
‫- یعنی...
‫- خودم رو خلاص می‌کنم

01:02:12.285 --> 01:02:14.805
‫- فکر کردی منظورم چیه؟
‫- نه، نه، چی؟

01:02:16.005 --> 01:02:17.445
‫لازم نیست این‌کار رو بکنی

01:02:17.965 --> 01:02:19.485
‫کریس، لزومی نداره

01:02:19.565 --> 01:02:22.805
‫نمی‌تونم به زندگی ادامه بدم،
‫نه بعد از بلایی که سر نامزدم آوردم

01:02:22.885 --> 01:02:25.565
‫- مجبورم
‫- نه مجبور نیستی کاری بکنی!

01:02:25.645 --> 01:02:27.405
‫لازم نیست زندگیت رو تلف کنی

01:02:29.925 --> 01:02:31.045
‫هدر رفته دیگه

01:02:35.765 --> 01:02:38.565
‫اگه کاری از دست من برمیاد کریس

01:02:39.005 --> 01:02:41.725
‫باید بهم فرصت بدی، باشه؟

01:02:41.805 --> 01:02:45.045
‫حتماً کاری هست که بتونم انجام بدم
‫حتی اگه قدم کوچیکی باشه

01:02:46.445 --> 01:02:49.565
‫حتماً یه کار کوچیکی هست
‫که بتونم برات انجام بدم

01:02:49.645 --> 01:02:51.045
‫خواهش می‌کنم کریس...

01:02:52.525 --> 01:02:54.685
‫کریس، هر کاری

01:03:07.085 --> 01:03:09.165
‫صاحب سایت «پرسونا»
‫رو می‌شناسی؟

01:03:11.205 --> 01:03:13.645
‫آره کورتیس رو می‌شناسم

01:03:25.365 --> 01:03:27.285
‫- الو؟
‫- هیلی بلک‌وود؟

01:03:27.605 --> 01:03:28.765
‫خودمم

01:03:29.045 --> 01:03:31.485
‫از شرکت «پرسونا» در سان فرانسیسکو
‫تماس می‌گیرم

01:03:31.565 --> 01:03:34.205
‫ازم خواسته شده
‫اطلاعاتی در اختیارتون بذارم

01:03:35.165 --> 01:03:36.165
‫واقعاً؟

01:03:40.805 --> 01:03:42.085
‫باهاش صحبت کرده

01:03:58.645 --> 01:04:01.565
‫می‌خوام آزادت کنم جیدن، باشه؟

01:04:04.045 --> 01:04:05.045
‫مرسی

01:04:09.485 --> 01:04:10.645
‫می‌تونی بلند بشی

01:04:12.085 --> 01:04:14.885
‫مراقب باش.
‫حرکت ناگهانی نکن

01:04:14.965 --> 01:04:16.645
‫نمی‌خوایم پلیس رو بترسونیم، باشه؟

01:04:21.245 --> 01:04:22.565
‫مچت رو بیار جلو

01:04:24.765 --> 01:04:25.845
‫داره آزادش می‌کنه

01:04:39.205 --> 01:04:41.245
‫ببخشید درگیر این قضایا کردمت

01:04:45.045 --> 01:04:47.045
‫اشکالی نداره

01:05:07.765 --> 01:05:09.845
‫زود باش، چرا لِفتش می‌دی...

01:05:11.045 --> 01:05:12.725
‫خودکشی نکن پسر

01:05:17.765 --> 01:05:22.205
‫جدی می‌گم داییم خودش رو کشت
‫و گند کشید به کل خونواده

01:05:22.285 --> 01:05:25.205
‫مامانم هنوز حالش بده.
‫الان می‌رم بیرون

01:05:25.285 --> 01:05:28.405
‫و به همه‌شون می‌گم که
‫صدمه‌ای بهم نزدی

01:05:28.485 --> 01:05:30.845
‫نظر لطفته.
‫بخاطر مهربونیته

01:05:31.405 --> 01:05:33.485
‫اما دیگه دلم نمی‌خواد زندگی کنم

01:05:38.965 --> 01:05:40.725
‫تا وقتی از ماشین دور نشدی
‫این‌کار رو نمی‌کنم

01:05:40.765 --> 01:05:43.965
‫- دلت نمی‌خواد این‌کار رو بکنی...
‫- می‌دونم قصدت خیره،

01:05:44.045 --> 01:05:46.725
‫اما لطفاً از ماشین پیاده شو

01:05:47.525 --> 01:05:48.525
‫خواهش می‌کنم

01:05:50.405 --> 01:05:52.965
‫نمی‌تونم پیاده بشم،
‫قفل کودک فعاله

01:06:01.285 --> 01:06:03.645
‫اوه، نه، نه، نه لطفاً، نکن

01:06:03.725 --> 01:06:05.725
‫- بدش به من
‫- لازم نیست این‌کار رو بکنی

01:06:05.765 --> 01:06:07.725
‫گلاویز شدن.
‫می‌تونی شلیک کنی؟

01:06:09.405 --> 01:06:10.405
‫بله

01:06:12.005 --> 01:06:13.285
‫مجوز شلیک صادر شد

01:06:24.205 --> 01:06:25.685
‫لعنتی

01:06:49.205 --> 01:06:51.165
‫لعنتی

01:06:51.685 --> 01:06:54.405
‫- ولش کن مرد!
‫- نه

01:06:54.485 --> 01:06:55.565
‫تیر خطا رفت

01:06:56.725 --> 01:06:57.925
‫شلیک

01:07:12.926 --> 01:07:25.926
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:07:26.927 --> 01:07:40.927
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
