WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:14.800 --> 01:17.560
‫و هیچوقت آزاد نخواهم بود

01:17.640 --> 01:20.680
‫همیشه جزئی از من خواهی بود

03:35.880 --> 03:37.280
‫- سلام
‫- سلام

03:38.400 --> 03:42.160
‫بازدید از ساعت 11 شروع می‌شه. شما
‫نفر اول صفی. ممکنه روز شلوغی باشه

03:42.240 --> 03:44.240
‫جاده که خلوت بود

03:45.160 --> 03:48.280
‫چه لهجه قشنگی.
‫اهل استرالیایی؟

03:48.360 --> 03:49.840
‫نه، بریتانیایی هستم

03:50.240 --> 03:54.400
‫پس یکی از اون اسامی عجیب بریتانیایی رو داری؟
‫ازمرلدا یا...؟

03:54.480 --> 03:55.480
‫اسمم نیش‌ـه

03:55.800 --> 03:57.480
‫- نیش؟
‫- نیش

03:59.000 --> 04:01.560
‫خب چی بگم والا.
‫اسم خود من مسخره‌تره

04:01.640 --> 04:04.680
‫رولو هینز. صاحب و مالک اینجا

04:05.360 --> 04:08.240
‫خب، امروز صبح فقط ما دو نفریم.
‫مطمئنی می‌خوای بازدید بکنی؟

04:08.320 --> 04:12.040
‫- اینجا به درد آدم‌های ترسو نمی‌خوره
‫- مطمئنم از پسش برمیام

04:12.680 --> 04:13.960
‫هر کسی نمی‌تونه

04:22.120 --> 04:25.640
‫اگه از نظرت ایرادی نداره
‫باید یه نگاهی به کیفت بندازم

04:25.720 --> 04:29.280
‫- مشکلی نیست
‫- این روزها آدم به هیشکی نمی‌تونه اعتماد کنه

04:32.480 --> 04:34.400
‫اگه میشه از اونجا رد شو

04:34.880 --> 04:37.000
‫هر چیز آهنی که داری، بذار اینجا

04:37.080 --> 04:38.080
‫حله

04:39.400 --> 04:41.720
‫چه کوچولو

04:42.480 --> 04:44.600
‫اوه آره. اسمش رو گذاشتم ریزه میزه

04:45.680 --> 04:47.360
‫ریزه میزه. خوشم اومد

04:47.800 --> 04:50.960
‫گمونم توی فرودگاه هم به حد کافی
‫اسیر این بازرسی شده بودی

04:51.720 --> 04:54.600
‫این روزها ماموران اداره مهاجرت
‫خیلی سخت‌گیری می‌کنن

04:56.280 --> 04:57.520
‫همه چی ردیفه؟

04:58.240 --> 04:59.560
‫خیلی‌خب

05:01.200 --> 05:02.360
‫شروع می‌کنیم

05:04.400 --> 05:05.720
‫توی تعطیلاتی؟

05:05.800 --> 05:07.920
‫یه جورایی. بابام اینجا زندگی می‌کنه

05:08.640 --> 05:11.200
‫تولدشه. مامانم می‌خواد غافلگیرش کنه

05:11.280 --> 05:12.720
‫و غافلگیری خود توئی؟

05:13.360 --> 05:15.280
‫یه قسمتیش آره

05:15.920 --> 05:18.680
‫- پروازت کجا نشست؟
‫- سالت لیک

05:20.160 --> 05:21.560
‫از سالت لیک اومدی اینجا؟

05:21.640 --> 05:23.800
‫آره، فکر کردم بهتره از جاده خلوت‌تر بیام

05:23.880 --> 05:25.320
‫اما دستکم گرفته بودم...

05:25.400 --> 05:27.400
‫برای یه دختر تنها، عجب سفریه

05:29.760 --> 05:32.480
‫- دلم نمی‌خواد نگاه سنتی به قضیه داشته باشم
‫- جدی می‌گی؟

05:32.560 --> 05:34.800
‫واقعاً طرز فکر سنتی بود

05:34.880 --> 05:36.680
‫اینجا بدجوری گرمه

05:40.440 --> 05:42.360
‫حتماً کولر خراب شده

05:43.520 --> 05:44.600
‫بابت گرما عذر می‌خوام

05:46.200 --> 05:47.800
‫لعنت به این سیستم‌های دیجیتالی

05:47.880 --> 05:50.040
‫هیچوقت نباید به آدم اهل فناوری اعتماد کرد.
‫خدایا، باید اینو می‌دونستم

05:50.960 --> 05:52.720
‫این همه وسایل چیه؟

05:52.800 --> 05:55.760
‫ابزار موثق جرم‌شناختی

05:56.400 --> 05:58.840
‫اگه باهاش جرمی مرتکب شده باشن،
‫احتمال زیاد اینجا پیدا می‌شه

05:59.720 --> 06:02.600
‫بدون عجله یه نگاهی به اطراف بنداز
‫ببین چی چشمت رو می‌گیره

06:02.680 --> 06:06.600
‫هر چیزی توجهت رو جلب کرد
‫واست داستانش رو تعریف می‌کنم

06:06.680 --> 06:09.640
‫پشت اغلب وسائل اینجا
‫داستان غمگین و منزجر کننده‌ای هست

06:10.360 --> 06:12.360
‫مثل مهم‌ترین شیء این موزه که اونجاست

06:12.440 --> 06:14.520
‫اما فعلاً آسیاب به نوبت

06:15.680 --> 06:17.920
‫خیلی از آدم‌هایی که میان اینجا
‫عجله دارن پشت اون پرده رو ببینن

06:18.000 --> 06:19.920
‫و اصلاً نگاهی به وسایل اینجا نمی‌کنن

06:20.000 --> 06:24.160
‫و تا به خودت بجنبی می‌رن
‫تو یه اپلیکیشن کوفتی نمره پایین به اینجا می‌دن

06:24.240 --> 06:27.320
‫من عجله‌ای ندارم
‫واسه همین نگران نباش

06:28.400 --> 06:29.920
‫پس نهایت استفاده رو ببر

06:30.720 --> 06:32.480
‫حتماً

06:34.800 --> 06:38.920
‫- این وسایل پیشرفته بنظر میان
‫- خب سابقه فعالیت در علم عصب‌شناسی رو دارم

06:39.000 --> 06:40.000
‫چه خوب

06:41.240 --> 06:44.520
‫خب این چیه؟
‫مثل کلاه‌گیس می‌مونه

06:44.600 --> 06:47.560
‫راستیتش اون یکی از اولین یادگاری‌های منه

06:47.640 --> 06:50.880
‫نشانگر راهی بود
‫که موزه اصلی ما به اون بدل شد

06:50.960 --> 06:53.200
‫- چی هست؟
‫- اسم پیتر داوسن به گوشت خورده؟

06:53.640 --> 06:56.560
‫دکتر پیتر داوسن؟

06:56.640 --> 07:02.760
‫معمولاً می‌گم این سیستم عصبی داوسن‌ـه

07:02.840 --> 07:07.120
‫و مردم هم با هیجان می‌گن "امکان نداره."
‫و منم میگم "خود خودشه."

07:08.120 --> 07:10.240
‫سوال بعدی که می‌پرسن اینه که
‫"چطوری پیداش کردی؟"

07:10.880 --> 07:14.520
‫- خیلی‌خب
‫- حوزه فعالیت من فناوری پزشکی بود

07:14.600 --> 07:17.920
‫در سنت ژونیپر کار می‌کردم.
‫یه جور بیمارستان دانشگاهیه

07:18.000 --> 07:20.440
‫تهجیزات خوبی داشت.
‫بخشی از بیت‌المال بود

07:21.200 --> 07:23.920
‫یه ساختمون بزرگ قدیمی در مرکز نیویورک بود

07:24.000 --> 07:25.520
‫مرکز تحقیقاتی طبقات بالا بود

07:25.600 --> 07:28.960
‫اورژانس و درمان مردم هم همکف

07:29.880 --> 07:32.960
‫ترکیبی بی‌نقص از تجارت و سلامت

07:34.120 --> 07:36.080
‫- واقعاً؟
‫- برو کنار، الدنگ!

07:36.160 --> 07:40.960
‫ایده‌ی اونجا این بود که افراد بدون بیمه در ازای
‫اینکه روشون گهگداری آزمایشاتی بشه

07:41.040 --> 07:45.720
‫مجانی تحت درمان قرار بگیرن

07:45.800 --> 07:48.680
‫من... برای افراد طبقات بالا کار می‌کردم

07:49.320 --> 07:50.920
‫دانشمندی چیزی بودی؟

07:51.320 --> 07:54.560
‫بیشتر... وظیفه استخدام بر دوشم بود

07:54.640 --> 07:55.880
‫- آره، آره. اینجام
‫- برید کنار

07:57.200 --> 07:58.200
‫شوک می‌دم

08:01.000 --> 08:02.080
‫- نه
‫- نه؟

08:02.160 --> 08:04.000
‫- نه
‫- خیلی‌خب، دوباره انجام می‌دم. برید کنار!

08:04.080 --> 08:05.880
‫شوک می‌دم

08:10.520 --> 08:11.960
‫نه

08:13.800 --> 08:17.040
‫اگه می‌دونستم داروی ضدافسردگی
‫سه حلقه‌ای مصرف می‌کنه دُز رو بیشتر می‌کردم

08:17.120 --> 08:18.720
‫راهی برای تشخیصش نداشتی

08:24.040 --> 08:26.120
‫الان وقت بدیه؟

08:26.200 --> 08:28.720
‫رولو هینز از طبقه دهم هستم

08:28.800 --> 08:31.080
‫بنظر میاد به مشکل برخوردید

08:32.360 --> 08:34.280
‫گمونم بتونم کمکتون بکنم

08:44.200 --> 08:46.480
‫چیزی که اونا بهش مشغولن
‫فناوری‌های سیستم عصبیه

08:46.560 --> 08:48.560
‫پیشگام در بهبود فعالیت مغزی

08:48.640 --> 08:50.680
‫میانجی‌های عصبی

08:50.760 --> 08:52.720
‫همه چیزهای باحال

08:52.800 --> 08:56.600
‫هدف نهایی اونا که دنبالشن
‫انتقال اطلاعاته

09:00.800 --> 09:02.880
‫یکی از تیم‌های اینجا بروی
‫آزمایشی کار می‌کنه،

09:02.960 --> 09:06.520
‫تا اطلاعات رو از مغز یک نفر
‫به دیگری بفرسته

09:09.320 --> 09:10.520
‫این کنی‌ـه

09:13.440 --> 09:14.440
‫اینم هکتور

09:16.120 --> 09:17.840
‫حواست رو خوب جمع کن

09:18.440 --> 09:19.560
‫حالا آزمایش چیه

09:19.640 --> 09:22.200
‫یه هزار تو ساختن و کنی رو انداختن اینجا

09:22.280 --> 09:24.480
‫و ماه‌ها پشت هم توی این مارپیچ بود

09:25.160 --> 09:27.520
‫تا مثل کف دست شناختش

09:28.200 --> 09:32.800
‫و بعد... اینو گذاشتن روی سرش

09:36.720 --> 09:38.080
‫یه فرستنده‌اس

09:38.720 --> 09:41.280
‫سیگنال‌ها رو از مغز کنی جذب

09:41.360 --> 09:44.120
‫و به هکتوری که اینجاست می‌فرسته

09:44.200 --> 09:47.040
‫هکتور مجهز به نمونه اولیه گیرنده سیناپسیه

09:47.120 --> 09:50.880
‫یادت باشه که هکتور تا حالا پاش رو
‫توی این هزار تو نذاشته

09:50.960 --> 09:54.560
‫هدف این بود که نقشه این مارپیچ
‫رو از مغز کنی دریافت

09:54.640 --> 09:58.120
‫و خودش بتونه همون اولین بار حلش کنه

09:58.200 --> 09:59.520
‫- و موفق شد؟
‫- نه

10:00.840 --> 10:02.960
‫مثل یه موش خرفت دور خودش می‌چرخید

10:03.040 --> 10:06.520
‫حالا چرا داری اینو برام تعریف می‌کنی؟

10:06.600 --> 10:09.840
‫چون همون موقع که مشخص شد
‫آزمایش مارپیچ ناموفق بوده

10:09.920 --> 10:12.120
‫یکی از محققین ما قهوه‌اش ریخت روی کنی

10:12.640 --> 10:17.200
‫قهوه داغش ریخت روی کنی
‫و بدجوری جیغ می‌زد

10:17.280 --> 10:18.840
‫درست مثل هکتور

10:18.920 --> 10:21.760
‫کاشف بعمل اومد که هنوز
‫راهی برای انتقال اطلاعات پیدا نکردیم...

10:21.840 --> 10:24.360
‫- اما احساسات فیزیکی رو تونستید
‫- درسته

10:24.440 --> 10:27.000
‫دیوانه کننده‌اس. خدای من

10:27.080 --> 10:28.840
‫و دیوانه‌کننده‌تر اینه که

10:29.280 --> 10:33.400
‫هکتور سوختن رو احساس کرد
‫اما هیچ آسیبی ندید

10:33.480 --> 10:37.280
‫تمام این آزمایشات، بدون هیچ تاوان جسمی

10:37.360 --> 10:38.960
‫اما چطور مُرد؟

10:39.640 --> 10:41.760
‫بعد این قضیه جراحیش کردن
‫تا ببینن مشکلی داشته یا نه

10:41.840 --> 10:42.880
‫اوه

10:42.960 --> 10:48.240
‫بهرحال، به لطف فداکاری هکتور،
‫اینو ساختیم

10:54.600 --> 10:58.920
‫گیرنده‌ای برای آزمایشات انسانی

10:59.000 --> 11:02.360
‫کاشت عصبی. تنها نوعیه که ساخته شده

11:05.080 --> 11:06.960
‫واسه همین منو آوردی اینجا

11:07.320 --> 11:09.560
‫بزرگ‌ترین مشکلی که با بیماران داری چیه؟

11:10.760 --> 11:13.000
‫اینه که بفهمی اصلاً چشون هست

11:13.080 --> 11:16.880
‫نصف عوضی‌هایی که میان اینجا
‫اصلاً نمی‌تونن علائم بیماری‌شون رو توصیف کنن

11:16.960 --> 11:20.960
‫یا سرما خوردن یا ضربه مغزی شدن
‫یا دائم‌الخمرن یا احمقن

11:21.040 --> 11:24.120
‫یا... دو سالشونه
‫یا انگلیسی بلد نیستن حرف بزنن

11:26.120 --> 11:31.960
‫تصور کن می‌تونستی دقیقاً حال بیمارانت رو حس کنی

11:32.040 --> 11:35.000
‫البته منهای پیامدهای جسمانی

11:35.080 --> 11:37.080
‫مثل خواندن ذهنشونه

11:39.240 --> 11:40.800
‫خب نظرت چیه؟

11:40.880 --> 11:44.080
‫از حق نگذریم، داوسن
‫با کمال میل این پیشنهاد رو قبول کرد

11:44.160 --> 11:45.920
‫از انجام این کار راضی بود

11:46.000 --> 11:48.560
‫و یه عمل کوتاه هم بود

11:48.640 --> 11:52.760
‫یه عمل برگشت ناپذیر
‫اما ناسلامتی در این قضیه پیشگام بود

11:53.760 --> 11:56.400
‫بعلاوه تعداد مرگ و میر بیمارانی که
‫تحت درمانش بودن افتضاح بود

11:56.800 --> 11:59.160
‫واسه همین بهترین فرصت
‫برای رستگاریش بود

12:04.920 --> 12:06.480
‫اگه بهش دست بزنم دردت می‌گیره؟

12:06.560 --> 12:08.560
‫فکر نکنم

12:10.200 --> 12:12.800
‫یه جورایی عجیبه

12:14.000 --> 12:15.440
‫مثل یه پرسینگ خفن

12:15.960 --> 12:18.280
‫اگه داری سعی می‌کنی بهم قوت قلب بدی
‫که واقعاً موفقی

12:18.360 --> 12:20.560
‫وقت آزمایشه

12:23.200 --> 12:26.880
‫اینجا همون جایی بود که
‫این کلاه‌گیس به میدان اومد

12:26.960 --> 12:29.840
‫نظریه این بود که اگه اینو
‫روی سر سوژه داوطلب بذاری

12:29.920 --> 12:35.640
‫احساسات جسمانی اونا رو جذب
‫و به گیرنده داوسن می‌فرسته

12:35.720 --> 12:38.720
‫فقط باید می‌فهمیدیم کارسازه یا نه

12:42.680 --> 12:44.000
‫آخ

12:46.280 --> 12:47.280
‫این یکی بود

12:48.040 --> 12:51.320
‫هیوستن، معجزه کردیم

12:52.000 --> 12:53.360
‫داوسن سریعاً

12:53.440 --> 12:55.280
‫با بیماران کارش رو شروع کرد

12:55.360 --> 12:58.680
‫تا یه جور کتابخانه روحی
‫از علائم فیزیکی رو تشکیل بده

12:58.760 --> 13:03.840
‫نقشه این بود که بیماری‌ها رو حس کنه
‫تا سریع‌تر بتونه اونا رو تشخیص بده

13:03.920 --> 13:08.920
‫واسه همین با بیماری‌های ساده،
‫شکستگی‌های کوچیک در اورژانس شروع کرد

13:09.000 --> 13:11.200
‫مدتی بعد به سراغ بیماری‌های بزرگ‌تر رفت

13:11.280 --> 13:13.880
‫جراحات شدید. بیماری‌ها

13:13.960 --> 13:16.560
‫سرطان‌های پیشرفته

13:16.640 --> 13:21.600
‫داوسن همه این‌ها رو تحمل کرد و از سر گذروند

13:22.240 --> 13:24.640
‫می‌گن یه بچه که درد داشته به بیمارستان میاد

13:24.720 --> 13:28.760
‫دکترها مشکوک به آپاندیس بودن
‫واسه همین با داوسن تماس می‌گیرن تا مطمئن بشن

13:28.840 --> 13:31.520
‫داوسن تا اونموقع با کلی مورد آپاندیس روبرو شده بود

13:31.600 --> 13:34.040
‫بخاطر همین می‌دونست
‫چیزی بیش از یه آپاندیسه

13:34.120 --> 13:36.640
‫به چیزهایی برخورد که
‫پزشکان حتی دنبالش هم نبودن

13:36.720 --> 13:38.480
‫تومور داشت

13:38.560 --> 13:39.560
‫موفق باشی پسر

13:39.640 --> 13:43.680
‫بدون شک اون مَرد جون آدم‌های زیادی رو نجات داد

13:43.760 --> 13:44.760
‫- موفق باشید
‫- خدافظ

13:44.840 --> 13:47.000
‫- با من در تماس باشید. خدانگهدار
‫- خدافظ

13:47.640 --> 13:48.680
‫خوب بود

13:48.760 --> 13:50.200
‫و تصادفاً

13:50.280 --> 13:52.680
‫اگه بی‌ادبی منو می‌بخشی

13:52.760 --> 13:57.280
‫باید بگم قدرت تشخیص داوسن
‫در تخت‌خواب هم بدردش خورد

13:58.200 --> 14:02.040
‫گیرنده‌اش احساسات لذت‌بخش
‫رو هم دریافت می‌کرد

14:04.520 --> 14:07.360
‫دوست دخترش این کلاه‌گیس آبی فرستنده رو سرش می‌کرد

14:07.440 --> 14:09.960
‫و گیرنده کوچیک خودش رو هم تنظیم کرده بود...

14:11.120 --> 14:12.800
‫نه تنها احساس خودش رو تجربه می‌کرد

14:12.880 --> 14:16.680
‫- دارم می‌شم!
‫- بلکه احساسات دوست دخترش رو هم حس می‌کرد

14:16.760 --> 14:22.960
‫اون پدرسوخته همزمان ارگاسم مرد و زن رو تجربه می‌کرد

14:23.040 --> 14:26.200
‫اوه... خدای من
‫اوه خدای من

14:26.280 --> 14:29.080
‫اوه لعنتی

14:31.480 --> 14:32.840
‫ازت خسته نمی‌شم

14:32.920 --> 14:34.000
‫اما؟

14:34.080 --> 14:36.600
‫- ببخشید؟
‫- داوسن اوقات خوشی رو داره

14:36.680 --> 14:38.720
‫حتما باید یه "امایی" هم باشه

14:38.800 --> 14:40.520
‫اوقات خوشی رو داره اما...

14:42.000 --> 14:43.200
‫اما...

14:44.400 --> 14:47.000
‫برید کنار. برید کنار

14:47.640 --> 14:49.200
‫- عجله کن
‫- داریم می‌رسیم

14:50.280 --> 14:53.080
‫یه روز سناتور ویتلی رو با عجله میارن

14:53.160 --> 14:55.680
‫در یه مراسم خیریه یه دفعه غش کرده بود

14:55.760 --> 14:58.160
‫هیچکس نمی‌تونست بگه
‫اون چه مرگشه

14:58.240 --> 15:00.520
‫- بلندش کنید
‫- خودم حلش می‌کنم

15:00.600 --> 15:02.200
‫داوسن رفت سر وقتش

15:02.720 --> 15:04.760
‫- مراقب باش
‫- باشه

15:06.200 --> 15:09.080
‫- خدای من
‫- و سخت‌ترین تجربه‌اش بود

15:09.160 --> 15:12.200
‫- پیت؟
‫- انگار که نمی‌دونست چه خبره

15:12.280 --> 15:14.240
‫- پیت؟
‫- یه دقیقه دیگه لطفاً

15:14.320 --> 15:16.200
‫بذارید کارش رو بکنه

15:16.280 --> 15:19.800
‫دردی بود که شناختی ازش نداشت

15:19.880 --> 15:21.880
‫- پیت، داره دچار ایست قلبی می‌شه
‫- یه لحظه دیگه

15:21.960 --> 15:23.080
‫و بعدش اون اتفاق افتاد

15:30.840 --> 15:32.240
‫پیت؟

15:37.080 --> 15:40.400
‫داوسن برای 5 دقیقه غش کرد

15:40.840 --> 15:42.640
‫کاشف بعمل اومد سناتور رو چیز خور کردن

15:42.720 --> 15:45.040
‫یه سم نادر روسی

15:45.120 --> 15:47.000
‫سناتور همه این‌ها رو تجربه کرد

15:47.080 --> 15:50.600
‫اما داوسن مرگ رو تجربه کرد
‫و ازش برگشت

15:52.400 --> 15:58.640
‫در لحظه مرگ کل کهکشان سیناپس‌های بدن
‫از هستی ساقط می‌شن

15:58.720 --> 16:00.920
‫سونامی از اندورفین بدن رو می‌گیره

16:01.000 --> 16:05.000
‫و بعدش موج تاریک پوچی فرا می‌رسه

16:05.080 --> 16:06.920
‫وقتی بهوش اومد
‫همه جور آزمایشی روش انجام دادن

16:07.000 --> 16:08.760
‫هیچ مشکلی نداشت و بدنش سالم بود

16:09.200 --> 16:11.400
‫توی گزارشش نوشته بودن
‫"شوکه اما بدون آسیب."

16:11.480 --> 16:14.120
‫روز بعد دوباره سر کار برگشت

16:14.200 --> 16:16.000
‫اما یه جای کار می‌لنگید، درسته؟

16:16.080 --> 16:18.560
‫تجربه تمام این موارد بدون مُردن؟

16:18.640 --> 16:20.160
‫به همین راحتی روی گیرنده‌اش اثر گذاشته بود

16:27.160 --> 16:28.680
‫اوه خدای من

16:33.800 --> 16:35.960
‫- می‌رم یه کم آب بخورم
‫- باشه

16:40.000 --> 16:42.840
‫اوه، لعنتی

16:45.960 --> 16:49.600
‫پُر بیراه نیست اگه بگیم
‫رابطه‌اش با درد یه کم تغییر کرد

16:50.120 --> 16:52.000
‫بدجوری درد می‌کنه

16:53.920 --> 16:55.640
‫واقعاً تحت تاثیر قرارش می‌داد

16:56.760 --> 17:00.200
‫از اون به بعد خودش رو غرق کارش کرد

17:01.720 --> 17:05.560
‫اولش سعی کرد این قضیه رو مخفی کنه
‫اما به لطف اون کلاه‌گیس

17:05.640 --> 17:09.240
‫هر چی درد بیشتری حس می‌کرد
‫بیشتر کیف می‌کرد

17:15.480 --> 17:17.119
‫خیلی‌خب، نه. وایسا، بسه

17:17.200 --> 17:19.440
‫بسه. کلمه رمز. بسه!

17:25.600 --> 17:27.840
‫- گفتی می‌تونیم امتحانش کنم
‫- خب کردیم

17:28.359 --> 17:31.280
‫کشیدن مو و تو حلقی رو امتحان کردیم

17:31.880 --> 17:34.200
‫من خوشم نمیاد، باشه؟
‫به من نمی‌خوره

17:42.120 --> 17:43.400
‫شاید بهتر باشه برم

17:44.640 --> 17:46.640
‫نه. نه، خواهش می‌کنم

17:47.440 --> 17:48.600
‫ببخشید

17:49.560 --> 17:51.880
‫بمون لطفاً

18:05.920 --> 18:08.000
‫اخ. پیت!

18:13.360 --> 18:14.600
‫من می‌رم

18:15.960 --> 18:18.000
‫مثل خوردن فلفل می‌مونه

18:18.080 --> 18:19.840
‫سریع بهش اُخت پیدا می‌کنی

18:19.920 --> 18:23.360
‫اولین باری که فلفل قرمز مکزیکی می‌خوری
‫حتماً تفش می‌کنی چون خیلی تُنده

18:23.440 --> 18:26.440
‫اما اگه استقامت به خرج بدی، عادت می‌کنی

18:26.520 --> 18:28.600
‫بعدش دیگه حتی فلفل قرمز مکزیکی هم جواب نمی‌ده

18:28.680 --> 18:31.120
‫دیگه می‌ری سراغ فلفل‌های خیلی تندتر

18:31.200 --> 18:34.160
‫تا برسی به فلفل قرمز اسکاچ کارائیبی!

18:34.240 --> 18:37.000
‫هوس داوسن هم دقیقاً همینطوری بود

18:37.360 --> 18:39.440
‫تا به خودت بیای،
‫می‌دیدی توی اورژانس می‌گرده

18:39.520 --> 18:42.680
‫و منتظر بود تا یه مصدوم تصادف برسه و بهش بچسبه

18:42.760 --> 18:45.240
‫به تنها چیزی که فکر می‌کرد این بود
‫که دوباره کِی نیاز پیدا می‌کنه

18:45.320 --> 18:47.680
‫"بازم می‌خوام. بهم بده.
‫باید بهم بدی."

18:48.840 --> 18:51.640
‫سارا، میشه اینا رو برام بایگانی کنی؟

18:51.720 --> 18:52.760
‫- البته.
‫- پیت

18:54.000 --> 18:56.560
‫- الان که نوبت شیفت تو نیست
‫- اونو ببرید اتاق 4

18:56.640 --> 18:57.960
‫- خیلی‌خب
‫- من فقط...

18:58.360 --> 18:59.360
‫پیت

19:01.640 --> 19:02.640
‫مراقب باشید

19:03.840 --> 19:06.040
‫و سه، دو، یک

19:06.120 --> 19:07.120
‫بلند کن

19:07.200 --> 19:08.440
‫بذار اینو بردارم

19:10.920 --> 19:14.560
‫به محض اینکه سرشون می‌کرد
‫حسش می‌کرد

19:14.680 --> 19:17.120
‫ایست قلبیه. توی خیابون از حال رفت

19:17.200 --> 19:18.800
‫می‌خوام مطمئن بشم

19:18.880 --> 19:22.560
‫یه حمله قلبی بود
‫اما اون چیزی نگفت

19:23.160 --> 19:24.840
‫وقت‌کُشی می‌کرد

19:27.120 --> 19:32.640
‫گمونم می‌تونست با این قطار درد
‫تا خوشی مطلق بره

19:36.600 --> 19:40.080
‫در نهایت مجبور شدن داوسن
‫رو از بیمار دور کنن

19:42.960 --> 19:45.480
‫خاله اتل رو احیای قلبی کنن

19:45.560 --> 19:48.880
‫جلوی داوسن مُرد
‫و اونم مثل یه دائم‌الخمر بود

19:48.960 --> 19:52.640
‫و نگاه می‌کرد که انگار یه نفر
‫یه لیوان اسکاچ اعلا رو توی سینک ظرفشویی می‌ریزه

19:52.720 --> 19:55.600
‫و از این حروم کردن منزجر شده بود

19:58.240 --> 20:00.920
‫همیشه می‌دونستیم که ممکنه اثرات جانبی داشته باشه

20:01.000 --> 20:04.080
‫می‌تونیم روی غیرفعال کردنش تحقیق کنیم
‫اما زمان می‌بَره

20:04.160 --> 20:07.000
‫نمی‌تونم بقیه رو از سر پروژه‌هاشون برداریم، پیت

20:07.080 --> 20:10.760
‫باید به اهداف تعیین شده برسیم.
‫خودت که روال رو می‌دونی

20:12.320 --> 20:13.520
‫اما به اونجا هم می‌رسیم

20:15.800 --> 20:17.760
‫در همین حین، نمی‌شه به مریضی نزدیک بشی

20:18.240 --> 20:23.520
‫فقط برو خونه، استراحت کن
‫و سریالی چیزی ببین

20:24.560 --> 20:27.960
‫هیچکس نمی‌تونست حدس بزنه
‫بعدش همچین اتفاقی میوفته

20:28.040 --> 20:30.200
‫انتظار می‌رود مقامات تایید کنند

20:30.280 --> 20:35.440
‫که جسد مربوط به گزارشگر هواشناسی
‫شبکه WNL دنیز استاکلی است

20:35.520 --> 20:38.840
‫حضور شدید پلیس رو مشاهده می‌کنیم

20:38.920 --> 20:40.480
‫بیاید نگاهی به بازه زمانی...

20:40.560 --> 20:47.320
‫داوسن 24 ساعته خونه تنها، عصبی و منزوی شده بود

20:54.280 --> 20:58.200
‫آخرین باری که دیده شده
‫جمعه 15 سپتامبر...

20:59.480 --> 21:03.960
‫دیگه مریضی نداشت که ازش درد رو بیرون بکِشه

21:05.120 --> 21:10.560
‫واسه همین شروع کرد
‫به آسیب رساندن به خودش

21:22.520 --> 21:24.400
‫برای بازگشت امنش...

21:24.480 --> 21:27.560
‫یا هر اطلاعاتی از طرف شاهدین...

21:28.160 --> 21:32.040
‫یه هفته مشغول بُریدن بدن خودش بود

21:32.960 --> 21:35.800
‫جاهای مختلف بدنش رو بُرید

21:36.920 --> 21:38.240
‫این بابا خودش دکتر بود

21:38.320 --> 21:41.360
‫می‌دونست تا کجا پیش بره که کُشنده نباشه

21:59.600 --> 22:01.160
‫اما بازم کافی نبود

22:06.680 --> 22:08.360
‫هیچکدوم کافی نبود

22:10.520 --> 22:15.560
‫در این مدت یک عنصر حیاتی رو از دست داده بود

22:17.920 --> 22:19.080
‫ترس

22:22.120 --> 22:23.240
‫بادامه

22:23.320 --> 22:25.480
‫یه قسمت بادامی شکل در مغز انسان

22:25.560 --> 22:29.720
‫وقتی ترسیده باشی مثل یک حمله هوایی شبانه
‫برق می‌زنه و حواس آدم رو جمع‌تر می‌کنه

22:29.800 --> 22:35.040
‫ترسی که بیمار وقتی به نور مهتابی
‫روی سقف خیره می‌شد حس می‌کرد

22:35.120 --> 22:39.840
‫ترسی که همراه هر ضربت غافلگیرکننده مرگه

22:39.920 --> 22:41.880
‫حتی از اینم استقبال می‌کرد

22:41.960 --> 22:45.680
‫با رنج همراه بود

22:45.760 --> 22:48.720
‫مکملش بود، مثل شراب قرمز و استیک

22:48.800 --> 22:53.640
‫می‌تونی خودت رو شکنجه بدی
‫اما باعث وحشت نمی‌شه

22:55.480 --> 22:59.240
‫واسه همین نیاز به داوطلب داری

24:03.520 --> 24:07.200
‫داوسن رو وقتی پیدا کردن
‫رسماً در حال ارضا شدن بود

24:07.520 --> 24:13.000
‫از ترکیب ترس، رنج و مرگ لذت می‌برد

24:13.760 --> 24:15.640
‫بگو که زندانیش کردن

24:16.120 --> 24:17.440
‫توی بیمارستان

24:18.360 --> 24:20.200
‫زندگی نباتی پیدا کرده بود

24:21.080 --> 24:22.080
‫خوبه

24:22.400 --> 24:24.440
‫تا امروز به همین منواله

24:24.520 --> 24:27.080
‫توی کما به عمیقی یک اقیانوس

24:27.160 --> 24:32.160
‫اما مساله اینه که می‌گن هنوز
‫اون نگاه رو توی صورتش داره

24:33.520 --> 24:34.760
‫در رضایت کامل

24:35.440 --> 24:39.000
‫هنوز بالاست

24:44.480 --> 24:49.000
‫- داری سر به سرم می‌ذاری، نه؟ - خیلی‌خب، قضیه شق کردن
‫رو از خودم در آوردم. نتونستم جلوی خودمو بگیرم

24:49.560 --> 24:52.480
‫- داستان بامزه‌ای بود، هان؟
‫- آره، باحال بود

24:53.440 --> 24:54.440
‫اوه!

24:59.440 --> 25:00.440
‫اوه پسر

25:01.480 --> 25:02.720
‫آب می‌خوای؟

25:03.800 --> 25:05.800
‫- نه خوبم
‫- نه پسر، زحمتی نیست

25:07.120 --> 25:08.320
‫خیلی ممنونم

25:15.160 --> 25:18.240
‫چطور شد که دیگه اونجا کار نکردی؟

25:18.640 --> 25:19.880
‫خب برای مدتی ادامه دادم

25:19.960 --> 25:23.920
‫حالا چون داوسن به هپروت رفته بود
‫دلیل نمی‌شد تحقیقات دستگاه عصبی هم متوقف بشه

25:34.880 --> 25:36.960
‫شرکت اصلاح و کوکش کرد

25:37.040 --> 25:41.480
‫اینطوری بود که به انتقال دیجیتالی هوشیاری رسیدن

25:41.560 --> 25:43.200
‫چیزی که این روزها اسمش رو گذاشتن کلوچه

25:43.280 --> 25:46.640
‫مثل وقتی که آدم‌های قدیم رو روی کلاود آپلود می‌کردن؟

25:47.000 --> 25:48.520
‫آره، این مال خیلی قبل‌تر از اونه

25:48.600 --> 25:52.000
‫اونموقع این خزعبلات فضای واقعیت مجازی رو نداشتیم

25:52.080 --> 25:57.200
‫چیزی که ما باهاش طرف بودیم طبیعی‌تر بود مثل ضبط صدا

25:57.640 --> 25:58.640
‫چطور؟

25:59.480 --> 26:03.000
‫باید اعتراف کنم بیشتر از
‫یه بازدید کننده عادی سوال می‌پرسی

26:03.080 --> 26:07.360
‫خب راستیتش ماشینم هنوز داره شارژ می‌شه
‫واسه همین وقت دارم

26:09.080 --> 26:12.480
‫چیزی که می‌خواستم نشونت بدم...

26:13.920 --> 26:15.560
‫جزئی از چیزی که روش کار می‌کردم...

26:18.120 --> 26:21.200
‫با...مزه‌اس؟

26:21.280 --> 26:24.320
‫راستش یکی از غم‌انگیز‌ترین چیزهای اینجاست

26:24.920 --> 26:25.920
‫اینطور که بنظر نمیاد

26:26.000 --> 26:27.560
‫تا حالا رابطه‌ای داشتی

26:27.600 --> 26:31.360
‫که نتونی اون فرد رو از سرت بیرون کنی؟

26:32.400 --> 26:36.040
‫- آره
‫- چند سال قبل یه پسر با یه دختر آشنا می‌شه

26:36.120 --> 26:38.520
‫اسم پسر جک و دختر هم...

26:38.600 --> 26:41.200
‫- جیل
‫- کری

26:43.720 --> 26:44.720
‫اه

26:46.680 --> 26:47.680
‫کیک فنجونی؟

26:50.680 --> 26:52.960
‫- ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

27:00.840 --> 27:03.360
‫- الان تو کلانتری؟
‫- آره

27:03.440 --> 27:06.480
‫- و منم زندانیتم؟
‫- تو دردسر افتادی جناب!

27:08.280 --> 27:11.000
‫خب بیا و دستگیرم کن

27:13.880 --> 27:18.760
‫در نهایت پسره لامپ دختره

27:18.840 --> 27:21.160
‫رو روشن کرد

27:21.240 --> 27:25.360
‫تا به خودشون بیان
‫پسردار شدن

27:25.440 --> 27:26.440
‫پارکر

27:26.520 --> 27:29.640
‫یه خونواده شده بودن

27:29.720 --> 27:34.240
‫نمونه بارز یه خونواده خوشحال با آینده روشن

27:34.320 --> 27:35.920
‫می‌خوام یه عکس بگیرم

27:37.440 --> 27:39.720
‫خیلی‌خب. می‌خوام دریاچه هم تو عکس بیوفته

27:39.800 --> 27:41.880
‫- خیلی‌خب رفیق.
‫- آماده‌اید؟

27:42.240 --> 27:43.120
‫پارکر

27:43.200 --> 27:46.080
‫واسه مامان دست تکون بده.
‫بگو سلام مامانی

27:48.480 --> 27:51.840
‫یه کامیون می‌زنه به کری

27:52.480 --> 27:53.760
‫در نهایت سر از بیمارستان سنت ژونیپر درمیاره

28:02.040 --> 28:03.680
‫برگرد پیشم

28:08.960 --> 28:10.000
‫برگرد

28:11.320 --> 28:12.440
‫سال‌ها می‌گذره

28:12.960 --> 28:15.600
‫جک هر هفته میاد ملاقاتش،
‫باهاش حرف می‌زنه

28:15.680 --> 28:19.520
‫صدای پسرشون رو براش پخش می‌کنه،
‫باهاش درباره مسائل روزمره حرف می‌زنه

28:20.560 --> 28:21.920
‫اما اون به هوش نمیاد

28:22.680 --> 28:25.880
‫اما یه دستگاه ارتباطی رو روش آزمایش می‌کنن

28:25.960 --> 28:31.240
‫یه جور وسیله ساده که به آدم‌هایی که
‫توی کما رفتن اجازه واکنش دادن می‌ده

28:31.960 --> 28:35.640
‫واست خوشبو کننده اتاق آوردم.
‫از بوی کاج خوشت میاد؟

28:37.880 --> 28:39.080
‫خیلی‌خب

28:40.000 --> 28:43.080
‫بوی لیمو چی؟

28:44.440 --> 28:45.440
‫فهمیدم

28:46.080 --> 28:49.120
‫و صدای آواز خوندن پارکر با بقیه بچه‌ها رو ضبط کردم

28:49.480 --> 28:50.960
‫می‌خوای بشنویش؟

29:02.640 --> 29:03.640
‫سلام

29:04.360 --> 29:07.720
‫- سلام
‫- خانمی که توی اتاق 302ـه، کری لِمَس

29:07.800 --> 29:09.960
‫شما شوهرشی، درسته؟

29:10.840 --> 29:12.160
‫- آهان
‫- جک؟

29:12.640 --> 29:15.760
‫رولو هینز هستم.
‫نماینده بخش تحقیق و توسعه عصبی شرکت TCKR

29:15.840 --> 29:16.840
‫خیلی‌خب

29:16.920 --> 29:20.120
‫روی پروژه‌ای کار می‌کنیم
‫که ممکنه برای فردی در موقعیت شما جذاب باشه

29:21.160 --> 29:22.640
‫موقعیت من... مگه چشه؟

29:23.360 --> 29:25.960
‫روی چیزی تحقیق می‌کنیم که می‌تونه به کری

29:26.040 --> 29:27.840
‫جان تازه‌ای بده

29:29.440 --> 29:31.640
‫از معجزه حرف می‌زنم

29:32.320 --> 29:33.560
‫منظورت چیه؟

29:33.640 --> 29:35.400
‫محققان شرکت روی تحقیقی کار می‌کنن

29:35.480 --> 29:39.480
‫که بصورت دیجیتالی خودآگاه رو از مغز یه نفر استخراج

29:39.560 --> 29:42.640
‫و به مغز میزبان دیگری منتقل می‌کنن

29:44.720 --> 29:46.760
‫- این اصلاً یعنی چی؟
‫- خیلی‌خب

29:46.840 --> 29:50.480
‫در بهترین حالت ما تنها از 40 درصد
‫ظرفیت مغزمون استفاده می‌کنیم

29:50.560 --> 29:52.640
‫60درصد دیگه مُخ ما

29:52.720 --> 29:54.720
‫مثل شبکه چهار بدون استفاده می‌مونه

29:54.800 --> 29:55.800
‫و خب...؟

29:55.880 --> 29:58.760
‫و با تکنیک فشرده‌سازی جدید ما،

29:58.840 --> 30:04.640
‫متوجه شدیم که می‌تونیم یک خودآگاه دیگه
‫رو در این فضای استفاده نشده قرار بدیم

30:05.880 --> 30:10.560
‫منظورم انتقال خودآگاه کری از این بدن آسیب‌دیده

30:11.600 --> 30:12.680
‫و انتقالش به توئه

30:14.520 --> 30:18.520
‫منظورت اینه که صداش
‫رو تو سرم بشنوم؟

30:19.160 --> 30:21.200
‫کل وجودش درون تو خواهد بود

30:21.280 --> 30:23.680
‫مثل یه مسافر کنار جاده

30:23.760 --> 30:26.720
‫درک احساسات غیرمستقیم.
‫چیز که توی می‌بینی رو اونم می‌بینه

30:26.800 --> 30:28.600
‫هر چی حس کنی درک می‌کنه

30:29.560 --> 30:30.800
‫می‌تونه دوباره به زندگی ادامه بده

30:31.760 --> 30:35.600
‫- احساساتی مثل...؟
‫- یه پسر کوچولو به اسم پارکر داری

30:36.080 --> 30:40.640
‫- از کجا اینا رو می‌دونی؟
‫- اگه پارکر رو بغل کنی کری هم حسش می‌کنه

30:41.880 --> 30:45.640
‫از طریق تو می‌تونه پسرش رو بغل کنه

30:47.000 --> 30:48.840
‫هزینه‌اش چقدره؟

30:49.920 --> 30:51.480
‫هیچی

30:51.560 --> 30:55.120
‫در طی فرآیند انتقال مجبور به
‫از بین بردن بدنی فیزیکیش می‌شیم

30:55.200 --> 30:59.400
‫اما می‌تونیم اعضای بدنش
‫رو برای اهدای عضو کنار بذاریم

31:00.760 --> 31:02.520
‫به جامعه هم خدمت می‌شه

31:08.280 --> 31:09.640
‫خب نظرت چیه؟

31:10.240 --> 31:11.720
‫باید روش فکر کنم

31:14.200 --> 31:15.680
‫کری که به جمع‌بندی رسیده

31:17.200 --> 31:18.240
‫تو چطور؟

31:27.240 --> 31:29.000
‫آغار فرآینده بارگذاری

31:43.640 --> 31:45.360
‫حالا سراغ بارگیری می‌ریم

31:54.680 --> 31:56.200
‫خیلی‌خب، نصب شد

31:57.440 --> 31:58.440
‫حالا خونه خودشه

32:01.640 --> 32:04.480
‫می‌تونی چشم‌هات رو باز کنی، جک

32:15.280 --> 32:16.520
‫کری؟

32:18.280 --> 32:23.440
‫اگه صدام رو می‌شنوی
‫به جک بگو چی می‌بینی

32:24.400 --> 32:27.560
‫سیب... یه سیب می‌بینم

32:32.280 --> 32:33.560
‫صداش رو می‌شنوم

32:34.040 --> 32:36.320
‫سیب. سیب. می‌گه یه سیبه

32:37.000 --> 32:38.280
‫سلام عزیزم

32:38.880 --> 32:40.040
‫سلام جک

32:40.440 --> 32:41.480
‫بگیرش

32:43.800 --> 32:44.800
‫فشارش بده

32:52.880 --> 32:54.560
‫کری، حسش می‌کنی؟

32:58.520 --> 33:00.640
‫می‌گه حس می‌کنه

33:01.440 --> 33:04.520
‫احساسات که بنظر خوب میاد.
‫یه گاز بزن

33:08.440 --> 33:10.000
‫اوه خدایا

33:10.840 --> 33:12.680
‫از آخرین باری که یه چیزی رو مزه کردم کلی می‌گذره

33:13.000 --> 33:14.480
‫می‌تونی مزه‌اش بکنی؟

33:16.680 --> 33:18.840
‫مزه‌اش می‌کنه. خدای من

33:20.240 --> 33:21.800
‫بنظر میاد همه چی ردیفه

33:23.800 --> 33:26.200
‫- پسرت رو بیاریم؟
‫- بیا تو عزیزم

33:32.040 --> 33:33.640
‫اون پارکره؟

33:37.160 --> 33:38.480
‫چقدر بزرگ شده

33:41.280 --> 33:44.400
‫اوه خدایا، جک، بغلش کن.
‫پسر کوچولومون رو بغل کن

33:44.800 --> 33:46.800
‫لطفاً منو محکم بغل کن

33:51.560 --> 33:54.640
‫حسش می‌کنم.
‫واقعاً حسش می‌کنم

33:57.400 --> 33:59.400
‫مامان می‌گه دوستت داره

34:07.720 --> 34:09.159
‫واقعاً دلگرم‌کننده بود

34:09.520 --> 34:12.800
‫آره. الان وقتشه که اما و اگر بیاری

34:14.240 --> 34:16.960
‫نمی‌خوام بحث رو فلسفی کنم اما...

34:18.040 --> 34:22.520
‫مگه خوشبختی واقعاً چقدر دوام داره؟

34:27.080 --> 34:29.040
‫بزن صفحه بعدی دیگه

34:29.120 --> 34:30.760
‫پسر، چقدر کُند می‌خونی

34:30.840 --> 34:33.360
‫دوست دارم عکس‌هاش رو نگاه کنم

34:33.440 --> 34:36.679
‫عکس‌های کتاب مصور رو باید نگاه کنی دیگه

34:38.160 --> 34:39.440
‫درسته

34:40.120 --> 34:42.480
‫هی، باید برم دستشویی

34:45.239 --> 34:46.960
‫هیوق

34:47.040 --> 34:48.680
‫هیچوقت بهش عادت نمی‌کنم

34:48.760 --> 34:50.560
‫حس خوبی داره، هان؟

34:58.680 --> 35:02.160
‫هی. دست‌هات رو نمی‌شوری؟

35:02.880 --> 35:04.040
‫دست‌هامون؟

35:05.360 --> 35:07.600
‫جدی می‌گم، چندش آوره

35:12.480 --> 35:15.800
‫کلیتون لی 38 ساله امروز بدلیل

35:15.880 --> 35:20.360
‫قتل وحشتناک هواشناس شبکه WNL دنیز استاکلی

35:20.440 --> 35:23.560
‫که بقایای تکه تکه شده‌اش
‫یکسال پیش همین موقع پیدا شد، محکوم شد

35:23.880 --> 35:26.440
‫باید تلویزیون رو خاموش کنی.
‫برای بچه 4 ساله ناراحت‌کننده‌اس

35:26.520 --> 35:28.760
‫حالش خوبه. اصلاً گوشش به اخبار نیست

35:30.440 --> 35:32.360
‫پارکر! خدای من

35:32.440 --> 35:35.880
‫- سرش داد نزن!
‫- سر من داد بزنی ایرادی نداره؟

35:35.960 --> 35:37.680
‫- عزیزم، تو...
‫- اینطوریاست؟

35:37.760 --> 35:39.120
‫اون یه بچه‌اس

35:40.480 --> 35:42.680
‫قضیه جدیه پسر

35:43.480 --> 35:46.560
‫نه، نه، غیرمنطقی برخورد نمی‌کنم

35:46.640 --> 35:50.240
‫نه، صبر کن حرفم رو بزنم

35:50.320 --> 35:54.280
‫اینکه صندلی پشت راننده نشسته باشی

35:54.360 --> 35:57.000
‫اصلاً سرگرم کننده نیست

35:57.080 --> 36:00.920
‫نه اون مرد می‌تونست با خودش خلوت کنه
‫و نه اون زن کاری ازش برمیومد

36:01.000 --> 36:03.280
‫- روانیت می‌کنه
‫دقیقاً

36:03.880 --> 36:05.440
‫اصلاً ولش کن

36:05.520 --> 36:08.040
‫خیلی‌خب همینطوری حرف بزن.
‫منم ماهی کولی می‌خورم

36:09.160 --> 36:10.520
‫ساکت می‌شی؟

36:10.600 --> 36:11.520
‫هوم؟

36:11.600 --> 36:14.840
‫می‌خوای الان خفه خون بگیری؟
‫ردیفی؟ هوم؟

36:14.920 --> 36:15.920
‫تو...

36:16.880 --> 36:17.880
‫کون لقت

36:18.880 --> 36:19.920
‫اه!

36:20.000 --> 36:21.080
‫لعنتی

36:21.160 --> 36:23.080
‫آره. واسم مهم نیست

36:23.160 --> 36:24.560
‫اوه... هنوز داری وِر می‌زنی

36:24.800 --> 36:27.440
‫تو... هوم؟

36:28.440 --> 36:34.160
‫بهرحال بزودی اون یا بهتره بگم هر دو میومدن سراغ من

36:34.960 --> 36:38.080
‫انگار من مشاور رابطه‌ام

36:38.480 --> 36:41.000
‫می‌شه صدات رو بیاری پایین
‫و بذاری من حرفم رو بزنم؟

36:41.080 --> 36:43.040
‫بذار جمله لعنتیم رو تموم کنم

36:43.120 --> 36:46.200
‫هی بچه‌ها، میدونم مشکلتون چیه

36:46.280 --> 36:47.280
‫مشکل اونه

36:47.360 --> 36:50.320
‫آشنا شدن زیادی مشکل اصلیه

36:50.400 --> 36:52.520
‫باید رابطه‌تون رو محدود کنین

36:52.600 --> 36:55.760
‫چطوری؟ جوری روی مخ منه
‫که اصلاً نمی‌تونم درست حرف بزنم

36:55.840 --> 36:58.880
‫می‌تونیم اختیاراتت رو ارتقا بدیم، جک

37:00.520 --> 37:01.960
‫بهت کنترل بیشتری بدیم

37:03.280 --> 37:05.720
‫خفه شو!
‫ببخشید. ادامه بده

37:05.800 --> 37:08.920
‫شاید اگه این قابلیت رو داشته باشی

37:09.000 --> 37:13.120
‫که گهگداری کری رو متوقف کنی...

37:14.760 --> 37:17.000
‫اوضاع برای هر دوتون بهتر بشه

37:17.800 --> 37:18.800
‫اینکارو بکن

37:20.120 --> 37:23.200
‫هر کاری که هست رو بکن

37:23.280 --> 37:24.760
‫اختیاراتش رو افزایش داد

37:24.840 --> 37:26.800
‫- این می‌تونه اونو متوققف کنه
‫- این یکی؟

37:26.880 --> 37:27.960
‫- خودشه
‫- خیلی‌خب

37:28.040 --> 37:30.040
‫زیاد طول نکشید تا ازش استفاده کنه

37:47.880 --> 37:51.080
‫دیگه اینقدر تابلو سینه‌های زنان رو نگاه می‌کنیم؟

37:53.880 --> 37:58.400
‫و انکار نکن چون حس می‌کنم که داری شق می‌کنی، باشه؟

38:00.600 --> 38:04.280
‫و حالا که داره می‌ره میخ کونش هم می‌شی. خدایا

38:05.880 --> 38:07.200
‫دیدش زدم. که چی؟

38:07.280 --> 38:10.480
‫بدجوری حشریم. یه ماه می‌شه جلق نزدم

38:10.560 --> 38:12.360
‫خب من که جلوت رو نگرفتم

38:12.440 --> 38:14.840
‫تو حواست به همه کارهای من هست

38:14.920 --> 38:17.840
‫مثل این می‌مونه که جلوی یه پلیس
‫که از قضا مامانت هم هست جلق بزنی

38:17.920 --> 38:19.760
‫- کون لقت
‫- اصلاً یه چیزی رو می‌دونی؟

38:19.840 --> 38:22.520
‫بسه. بسه دیگه. وقت استراحته.
‫دکمه توقف رو فشار می‌دم

38:22.600 --> 38:24.880
‫نه. جک، جرات نداری اینکارو بکنی

38:24.960 --> 38:27.600
‫جک. جک، بهت هشدار می‌دم

38:30.600 --> 38:32.400
‫اصلاً جالب نیست

38:33.160 --> 38:34.880
‫دیگه اینکارو نکن

38:35.360 --> 38:37.080
‫الان خونه‌ایم؟

38:38.240 --> 38:40.120
‫چرا کدوی هالووین اینجاست؟

38:40.200 --> 38:41.760
‫هالووین که یه ماه دیگه‌اس

38:44.360 --> 38:46.360
‫راستیتش امروزه

38:50.720 --> 38:53.000
‫چه مدت ارتباطم قطع بوده؟

38:55.400 --> 38:57.040
‫چند هفته

38:58.640 --> 39:00.320
‫نمی‌دونم. دو ماه

39:03.360 --> 39:06.480
‫خیلی‌خب. می‌دونم... ببخشید

39:06.880 --> 39:09.600
‫می‌دونم. ببخشید.
‫احساس بدی داشتم

39:09.680 --> 39:13.480
‫اینو واست گرفتم

39:15.120 --> 39:17.880
‫یه جورایی سالگرد ماست...

39:17.960 --> 39:20.440
‫کون لقت. عجب آدم عوضی هستی

39:20.520 --> 39:23.600
‫دوست‌داری این کیک فنجونی رو بخوری یا نه؟
‫کیک فنجونی خامه‌ای پرتقالی

39:23.680 --> 39:25.080
‫- پارکر کجاست؟
‫- کیک فنجونی مورد علاقه‌ات

39:25.160 --> 39:27.840
‫می‌خوام پارکر رو ببینم.
‫ماه‌هاست از دیدنش محرومم کردی

39:28.280 --> 39:29.920
‫می‌خوام پسرم رو ببینم

39:33.040 --> 39:34.040
‫باشه

39:35.000 --> 39:36.000
‫باشه

39:38.920 --> 39:40.320
‫کجاست؟

39:42.520 --> 39:43.520
‫هی

39:47.960 --> 39:49.720
‫اونجا چه خبره؟

39:50.440 --> 39:52.400
‫- اون ماشین آتش نشانیه؟
‫- آره

39:54.480 --> 39:56.120
‫بهش بگو دوستش دارم

39:57.880 --> 40:00.400
‫هی رفیق، مامان عاشقته

40:00.480 --> 40:01.480
‫چی؟

40:04.440 --> 40:07.320
‫- بهش بگو بغل می‌خوام
‫- می‌خوای یه چیز دیگه رو بدونی؟

40:09.320 --> 40:11.720
‫مامان بغل می‌خواد

40:15.640 --> 40:17.240
‫اوه خدایا!

40:21.640 --> 40:25.040
‫پارکر مسائل رو پیچیده‌تر کرد

40:26.240 --> 40:30.920
‫هر دو در قبالش احساس وظیفه می‌کردن
‫برای همین سعی کردن مصالحه کنن

40:31.000 --> 40:33.920
‫مثل آدم‌های بالغ به توافقی برسن

40:34.000 --> 40:38.200
‫قرار شد جک کری رو
‫بغیر از آخر هفته‌ها که

40:39.120 --> 40:41.360
‫پارکر رو در حضور کری
‫به تفریح می‌برن در حالت توقف بذاره

40:41.440 --> 40:44.400
‫یه جورایی مثل حق بازدید پس از طلاق

40:46.760 --> 40:48.200
‫برو قایم شو

40:48.680 --> 40:50.800
‫خودشه!

40:55.240 --> 40:57.080
‫بهم کلک زدی

41:02.400 --> 41:04.840
‫- خیلی‌خب
‫- بیا پایین

41:04.960 --> 41:05.960
‫دارم میام

41:17.320 --> 41:18.840
‫برای مدتی

41:20.240 --> 41:21.360
‫همه چی خوب بود

41:24.480 --> 41:25.480
‫سلام

41:26.360 --> 41:27.560
‫بنظر میاد همسایه همیم

41:28.280 --> 41:29.880
‫به تازگی اثاث کشی کردم

41:29.960 --> 41:32.200
‫- امیلی هستم
‫- جک. از ملاقات باهات خوشوقتم

41:32.760 --> 41:34.240
‫اوه بیخیال

41:35.400 --> 41:36.400
‫هی

41:36.480 --> 41:37.840
‫اوه!

41:37.920 --> 41:40.160
‫- ایشون کی باشن؟
‫- اسمش پارکره

41:40.240 --> 41:41.360
‫چه اسم باحالی

41:42.400 --> 41:43.760
‫گمونم بازم ببینمت

41:44.480 --> 41:45.480
‫آره

41:46.560 --> 41:48.520
‫گمونم بازم ببینمت

41:48.600 --> 41:50.280
‫خوش‌برخورد بود، خیلی‌خب؟

41:50.360 --> 41:54.360
‫اوه مزخرف نگو. من که می‌دونم
‫هورمون‌هات کِی بالا می‌زنه، فهمیدی؟

41:54.440 --> 41:57.600
‫همین الان تخم‌هات آماده انزالن

41:57.680 --> 41:59.680
‫نمی‌شه. پیش پسرمونم

42:01.360 --> 42:03.680
‫به هیشکی نخ ندادم

42:03.760 --> 42:06.800
‫اصلاً می‌دونی چیه؟ ولش.
‫وقت ملاقات تمومه

42:06.880 --> 42:09.520
‫نه. جک، جرات نداری اینکارو بکنی. جک

42:09.600 --> 42:10.880
‫جک، پدر سوخته...

42:12.400 --> 42:13.840
‫پارکر صبر کن

42:13.920 --> 42:19.880
‫بهرحال با گذر زمان
‫جک به همسایه‌اش علاقمند شد

42:20.240 --> 42:22.440
‫و کری با این مساله خوب کنار نیومد

42:26.560 --> 42:29.280
‫کل هفته کار می‌کنه. فقط می‌خوایم
‫آخر هفته با هم باشیم

42:29.360 --> 42:31.320
‫نمی‌شه برامون شاد باشی؟

42:31.400 --> 42:34.200
‫نه جک، به طرز عجیبی نمی‌تونم

42:34.280 --> 42:36.680
‫خدایا، چقدر گوشت تلخی

42:37.520 --> 42:38.720
‫نه. چرا؟

42:41.440 --> 42:43.560
‫داره حرف بارت می‌کنه؟

42:44.320 --> 42:46.360
‫کری، اذیتش نکن

42:46.960 --> 42:48.600
‫بهش بگو بره پی کارش

42:49.600 --> 42:51.160
‫- من...
‫- بهش بگو

42:51.240 --> 42:52.960
‫خدای من

42:57.440 --> 42:59.880
‫این قرار آخر هفته‌ها جواب نمیده

42:59.960 --> 43:01.600
‫و سعی کردیم به یک ساعت محدودش کنیم...

43:01.680 --> 43:05.760
‫اما می‌شه گفت که اونجا نشسته
‫قضاوت می‌کنه و غر می‌زنه

43:05.840 --> 43:08.000
‫جدول زمانی برای کری آزاردهنده‌اس

43:08.080 --> 43:10.360
‫کری هم برای ما

43:14.760 --> 43:17.360
‫الان کری صدای ما رو نمی‌شنوه؟

43:19.600 --> 43:21.160
‫خیلی‌خب...

43:23.040 --> 43:24.800
‫گزینه حذف همیشه رو میزه

43:26.840 --> 43:29.400
‫- بعنوان...؟
‫- بعنوان حذف همیشگی

43:29.480 --> 43:30.840
‫نه

43:31.560 --> 43:34.840
‫- اینکه... اونو به کشتن می‌ده
‫- قانوناً نه

43:34.920 --> 43:36.120
‫اما اخلاقاً چرا

43:36.200 --> 43:39.320
‫بیخیال. اون فقط یه سری کُد باقی‌مونده توی سرته

43:39.400 --> 43:42.280
‫مثل پاک کردن ایمیله

43:42.360 --> 43:43.360
‫نه

43:44.480 --> 43:46.680
‫نه. حذف نه. راضی نیستم

43:46.760 --> 43:49.600
‫دلش می‌خواد نزدیک پارکر باشه.
‫نمی‌تونم اینو ازش دریغ کنم

43:49.680 --> 43:51.600
‫حتماً یه کاری از دستت برمیاد

43:53.480 --> 43:54.920
‫دوستان من...

43:57.040 --> 43:58.200
‫شانس بهتون رو کرده

44:00.320 --> 44:02.360
‫یه چیزیه که در حال آزمایش بتاست

44:02.440 --> 44:04.480
‫جامعه هدفش والدین با بیماری‌های کُشنده هستن

44:04.800 --> 44:07.720
‫مثل یه یادگاری برای بچه‌هاشون

44:08.400 --> 44:09.560
‫این

44:10.360 --> 44:11.680
‫میمون؟

44:11.760 --> 44:13.320
‫بیشتر مثل یه یادبوده

44:14.080 --> 44:15.200
‫می‌تونیم بذاریمش اینجا

44:15.280 --> 44:16.480
‫اون تو؟

44:16.560 --> 44:18.160
‫آهان

44:18.240 --> 44:19.840
‫گیرنده خودآگاه داره

44:19.920 --> 44:23.560
‫یه جورایی مثل همونی که توی سر توئه
‫اما خب مدل اولیه‌اس

44:23.640 --> 44:28.320
‫یه دوربین هم اینجاست که
‫می‌تونه پارکر رو ببینه

44:28.400 --> 44:30.600
‫بعلاوه کل بدنش بازخورد حسی هم داره

44:30.680 --> 44:34.040
‫مثلاً اگه پارکر کوچولو بغلش کنه
‫کری حس می‌کنه

44:34.120 --> 44:36.280
‫و می‌تونه باهاش در ارتباط باشه

44:36.360 --> 44:39.960
‫اما در حالتی دوستانه و کنترل شده

44:42.520 --> 44:45.360
‫نمی‌دونم.
‫باید بهش فکر کنم

44:46.360 --> 44:47.960
‫من که نظرم مثبته

44:50.760 --> 44:54.440
‫خب اون تصمیمش رو گرفته.
‫تو چطور؟

44:57.440 --> 44:59.400
‫انتقال خیلی سریع انجام شد

44:59.840 --> 45:02.560
‫کری اصلاً خبردار نشد که چه اتفاقی داره میوفته

45:03.800 --> 45:04.800
‫تا اینکه بهوش اومد

45:06.080 --> 45:08.800
‫زود باش رفیق. بازش کن.
‫بازش کن

45:09.360 --> 45:11.160
‫- جک؟
‫- تقریباً موفق شدی

45:11.760 --> 45:13.840
‫بفرما

45:13.920 --> 45:15.400
‫بکشش بیرون

45:15.720 --> 45:17.960
‫اوه. بفرما

45:18.600 --> 45:19.880
‫چیه پارکر؟

45:22.280 --> 45:23.400
‫میمون

45:23.480 --> 45:24.480
‫چی؟

45:27.040 --> 45:28.400
‫خیلی باحاله، هان؟

45:31.120 --> 45:33.400
‫جک. جک، این چه کاریه؟

45:34.080 --> 45:35.360
‫اما یه چیزی رو می‌دونی؟

45:36.320 --> 45:42.080
‫این... میمون خیلی ویژه‌ایه

45:43.000 --> 45:45.320
‫- مامان می‌خواست داشته باشیش
‫- چی؟

45:45.400 --> 45:50.040
‫هر وقت که بغلش کنی مامان می‌فهمه
‫و بغل رو حس می‌کنه

45:50.120 --> 45:53.640
‫نه. نه، نه جک
‫منو برگردون تو کله کوفتیت

45:53.720 --> 45:54.760
‫جک!

45:54.840 --> 45:57.000
‫و این میمون می‌تونه باهات حرف بزنه

45:57.080 --> 45:59.200
‫می‌تونه بهت بگه چه حسی داره

46:00.160 --> 46:01.440
‫چطوری حرف می‌زد؟

46:02.480 --> 46:06.120
‫راه ارتباطی کمی ابتدایی بود

46:07.760 --> 46:09.520
‫آخه این یه نمونه آزمایشیه

46:10.080 --> 46:12.360
‫جک!

46:12.440 --> 46:13.440
‫نه

46:24.720 --> 46:26.000
‫میمون دوستت داره

46:27.240 --> 46:28.240
‫صدای چی بود؟

46:33.480 --> 46:35.520
‫میمون بغل می‌خواد

46:37.000 --> 46:38.280
‫میمون رو بغل کن

46:41.040 --> 46:42.600
‫میمون دوستت داره

46:44.600 --> 46:47.280
‫میمون بغل می‌خواد
‫میمون دوستت داره. میمون دوستت داره

46:47.800 --> 46:50.320
‫میمون دوستت داره. میمون... میمون...
‫میمون بغل می‌خواد

46:50.400 --> 46:52.920
‫- گمونم...
‫- میمون دوستت داره

46:53.000 --> 46:54.680
‫میمون... بغل می‌خواد

46:54.760 --> 46:58.840
‫میمون یه دقیقه وقت می‌خواد
‫تا به اوضاع عادت کنه

47:08.800 --> 47:11.920
‫گوش کن زنیکه عوضی

47:12.000 --> 47:14.200
‫می‌تونیم کاری کنیم پاک بشی

47:14.640 --> 47:15.920
‫همینو می‌خوای؟

47:19.120 --> 47:21.120
‫اگه جوابت منفیه بگو "میمون بغل می‌خواد."

47:24.320 --> 47:26.000
‫میمون بغل می‌خواد

47:26.960 --> 47:28.640
‫اسباب بازی خوبی می‌شی؟

47:31.600 --> 47:34.240
‫اسباب بازی خوبی می‌شی؟

47:36.200 --> 47:37.760
‫میمون دوستت داره

47:38.120 --> 47:39.320
‫بهتره همینطور باشه

47:42.040 --> 47:47.520
‫بهرحال در نهایت پارکر از
‫اسباب بازی جدیدش خسته شد

47:48.120 --> 47:49.400
‫اما بچه‌ها همینن دیگه

47:50.320 --> 47:52.320
‫نمک‌نشناسن

48:03.920 --> 48:05.920
‫میمون بغل می‌خواد

48:08.400 --> 48:11.720
‫اینجا موزه جناییه

48:11.800 --> 48:17.200
‫- جرم این عروسک چیه؟
‫- خب این عروسک خودِ جرمه

48:17.280 --> 48:18.880
‫چند سال پیش

48:18.960 --> 48:21.000
‫سازمان ملل

48:21.080 --> 48:25.240
‫انتقال خودآگاه انسان به قالبی این چنینی رو ممنوع کرد

48:25.320 --> 48:30.440
‫ظاهراً باید حداقل 5 احساس رو ابراز می‌کرد
‫تا انسانی بنظر بیاد

48:31.600 --> 48:34.480
‫حقوق بشر برای افراد خاص. مگه نه کری؟

48:34.560 --> 48:36.560
‫میمون بغل می‌خواد

48:37.320 --> 48:38.480
‫هنوز اون توئه؟

48:38.560 --> 48:40.920
‫حذفش هم غیرقانونیه، آره

48:41.000 --> 48:42.600
‫اینطوریاست!

48:42.680 --> 48:46.000
‫بهرحال اتحادیه حقوق مدنی آمریکا اینو مغایر قانون دونست

48:46.080 --> 48:49.480
‫و به لطف این میمون پدرسوخته از شرکت اخراج شدم

48:49.560 --> 48:51.400
‫حتی حق و حقوقم رو هم ندادن

48:52.040 --> 48:54.200
‫اینطوری شد که اینجا مشغول شدم

48:54.960 --> 48:59.200
‫مجبور شدم فعالیتم رو گسترش بدم
‫و گمونم عجیب بودن درونم رو ارضا کرد

49:04.160 --> 49:05.760
‫میمون بغل می‌خواد

49:05.840 --> 49:08.880
‫کولرهای لعنتی هنوز کار نمی‌کنن.
‫هوا خیلی گرمه

49:12.880 --> 49:15.360
‫اما خیلی معطلت کردم

49:17.160 --> 49:21.480
‫آماده نمایش نهایی هستی؟
‫از اینطرف

49:22.560 --> 49:27.520
‫باید بهت هشدار بدم
‫که این مَردی که قبلاً بود...

49:27.600 --> 49:28.480
‫نیست

49:28.560 --> 49:30.760
‫- شرمنده
‫- آب می‌خوای؟

49:31.760 --> 49:33.360
‫حالم خوبه

49:34.360 --> 49:35.600
‫اون این طرفه

49:36.400 --> 49:38.400
‫اوه

49:41.000 --> 49:43.760
‫زود باش جناب!
‫ملاقاتی داری

49:46.480 --> 49:51.520
‫کلیتون لی، قاتل دختر هواشناس رو معرفی می‌کنم

49:52.040 --> 49:54.840
‫این روزها یه جورایی غمگینه

49:55.800 --> 49:58.440
‫زخم‌ها ازش آدمی رقت‌انگیز ساختن

49:59.000 --> 50:00.920
‫اما دلت براش نسوزه

50:01.000 --> 50:03.960
‫اون یه قاتل محکومه

50:07.480 --> 50:10.480
‫مبادا دنیز استاکلی رو فراموش کنیم

50:10.560 --> 50:12.480
‫غم‌انگیز و بامزه

50:12.560 --> 50:14.560
‫مگه نه کلیتون؟

50:20.920 --> 50:23.560
‫در واقع داره نگات می‌کنه

50:23.640 --> 50:26.160
‫مراقب باش. شاید از تو هم خوشش بیاد

50:27.960 --> 50:29.160
‫خیلی واقعی بنظر می‌رسه

50:29.240 --> 50:33.480
‫خب خودشه یا خودآگاه بارگذاری شده‌اش

50:34.560 --> 50:37.640
‫احتمالاً واست سوال شده که
‫چطوری کارش به اینجا رسیده

50:38.000 --> 50:43.280
‫بعد از اخراج از شرکت، برنامه من این بود
‫که فعالیتم رو به خودآگاه افراد مشهور گسترش بدم

50:43.360 --> 50:47.000
‫با آدم‌های معروف قرارداد بستم
‫تا پس از مرگشون تصویر سه بُعدیشون رو خلق کنم

50:47.080 --> 50:50.960
‫مثل زنده مادام توسو

50:51.040 --> 50:54.800
‫اما کار با افراد مشهور دشوار بود

50:55.280 --> 50:58.720
‫کلی مشکل حقوقی و مدیربرنامه عوضی داشتن

51:01.200 --> 51:03.600
‫اما قاتلین محکوم؟

51:04.560 --> 51:06.040
‫قضیه‌اش کلی فرق می‌کنه

51:30.640 --> 51:32.760
‫آقای لی اجازه بدید خودم رو معرفی کنم

51:32.840 --> 51:36.680
‫- بنده رولو هینز هستم
‫- گفتن اهل فناوری هستی

51:37.520 --> 51:42.040
‫- بله، درسته
‫- پس می‌خوای آزمایش دی.ان.اِی انجام بدی؟

51:42.120 --> 51:43.640
‫ثابت کنی قتل کار من نیست؟

51:43.720 --> 51:47.920
‫بله قطعاً احتمال اینم هست
‫اما واسه این قضیه نیومدم

51:48.680 --> 51:50.760
‫- یه پیشنهاد دارم
‫- خدافظ

51:50.840 --> 51:53.280
‫نه صبر کن. یه پیشنهاد دارم
‫می‌تونم کمکت کنم

51:53.360 --> 51:55.280
‫می‌تونم به خونواده‌ات کمک کنم

51:58.000 --> 51:59.640
‫چطوری راضیش کردی؟

52:00.640 --> 52:02.840
‫زیاد لازم نبود تلاش کنم

52:02.920 --> 52:07.560
‫حق و حقوق خودت رو محض اینکه اتفاق ناگواری افتاد

52:08.040 --> 52:09.600
‫به نمونه دیجیتالیت منتقل می‌کنی

52:09.680 --> 52:13.640
‫و قول میدم خونواده‌ات سهم خوبی از سود می‌برن

52:13.720 --> 52:16.960
‫خدا نکنه

52:17.040 --> 52:19.800
‫ولی اگه اعدام شدی

52:20.840 --> 52:25.160
‫می‌دونی که خونواده‌ات واسه همیشه تامین هستن

52:26.400 --> 52:29.200
‫- خونواده‌اش چه حسی داشتن؟
‫- واسشون پشیزی مهم نبود

52:29.640 --> 52:31.840
‫همونموقع که زندانیش کردن
‫رهاش کرده بودن

52:33.760 --> 52:35.160
‫می‌دونم

52:35.240 --> 52:39.480
‫- خدای من، کلی این روح توئه
‫- همچین چیزی نیست

52:40.360 --> 52:42.680
‫فقط یه شبیه‌سازی رایانه‌ای چیزیه

52:42.760 --> 52:45.120
‫پس واسه چی اجازه‌ات رو لازم داره؟

52:45.880 --> 52:49.560
‫اگه منو عفو کنن که همه چی حله

52:51.240 --> 52:52.560
‫و اگر نکنن؟

52:53.120 --> 52:55.960
‫اونموقع اعدامم می‌کنن
‫و اینطوری پولی دستت میاد

52:56.320 --> 53:00.800
‫باعث می‌شه تو و بچه‌ها گلیمتون رو از آب بیرون بکشید،
‫سقفی بالا سرتون باشه

53:00.880 --> 53:02.000
‫عزیزم اینطوری نکن

53:03.480 --> 53:05.120
‫به سود همه‌اس

53:08.480 --> 53:10.280
‫اما هیچوقت عفو نشد

53:10.360 --> 53:12.880
‫معلومه که نه چون گناهکار بود

53:12.960 --> 53:15.800
‫اما شک و تردیدی وجود نداشت؟
‫اون برنامه مستند رو دیدی؟

53:15.880 --> 53:17.800
‫خبر جعلی بود. برنامه ناعادلانه

53:17.880 --> 53:21.000
‫- مداخله دی.ان.اِی چی؟
‫- جدی می‌گی؟

53:21.080 --> 53:23.120
‫هیچ شکی وجود نداشت

53:23.960 --> 53:26.080
‫روزی که اعدام شد

53:26.160 --> 53:29.440
‫روز بزرگی برای عدالت بود

53:33.040 --> 53:34.480
‫کلیتون شکایتی نداشت

53:35.240 --> 53:37.400
‫اخه داشت پیشگام می‌شد

53:40.880 --> 53:45.000
‫می‌خواستم تمام خودآگاهش رو استخراج کنم

53:45.800 --> 53:52.560
‫اولین نفری می‌شد که از اعدامش
‫جون سالم بدر می‌بُرد

54:28.160 --> 54:30.640
‫انتقال بی‌نقص انجام شد

54:40.040 --> 54:44.080
‫تا به خودم بیام، کلیتون دوباره زاده شده بود

55:03.160 --> 55:04.160
‫سلام رفیق

55:05.520 --> 55:07.800
‫تبریک می‌گم

55:08.880 --> 55:11.960
‫می‌شه گفت زندگی پس از مرگته

55:13.920 --> 55:15.080
‫بنظر که خوب میاد

55:15.160 --> 55:16.560
‫من روحم؟

55:16.640 --> 55:18.520
‫اگه آرومت می‌کنه، آره

55:20.960 --> 55:24.160
‫می‌خواستم چند تا چیز رو آزمایش کنم، باشه؟

55:24.240 --> 55:27.560
‫ممکنه یه کم عجیب بنظر بیاد.
‫یه کم صبر کن

55:31.640 --> 55:32.840
‫این چیه دیگه؟

55:33.560 --> 55:38.280
‫می‌دونستم دیدن کسی که اسیره خوبه

55:38.360 --> 55:40.360
‫اما توجه زیادی جلب نمی‌کرد

55:40.440 --> 55:42.480
‫اما اینکه خودت اعدامش کنی؟

55:43.880 --> 55:45.560
‫واقعاً جذاب بود

55:46.880 --> 55:48.440
‫- هی!
‫- خیلی‌خب

55:48.520 --> 55:50.640
‫- هی!
‫- سه، دو، یک

55:55.320 --> 55:57.280
‫فناوری درد داوسن مقدمات رو ساده‌تر کرده بود

55:57.360 --> 55:59.840
‫خلق دوباره بی‌نقص

55:59.920 --> 56:04.800
‫حس درد و رنج اعدام با صندلی الکتریکی

56:04.880 --> 56:08.000
‫هر ولت واقعاً شبیه‌سازی شده بود

56:10.880 --> 56:14.720
‫نکته کلیدی این بود که هیچوقت بیشتر از 15 ثانیه
‫با نهایت ولتاژ بهش فشار نیاد

56:14.800 --> 56:18.560
‫اونطوری برای همیشه سیناپس‌های
‫دیجیتالش از بین می‌رفت

56:22.120 --> 56:25.680
‫بنظر 10 ثانیه شوک مناسب بود

56:25.760 --> 56:29.600
‫و همین شد حد لجام گسیخته

56:29.680 --> 56:32.560
‫خیلی‌خب. یه کم استراحت کن

56:32.640 --> 56:35.480
‫به اتاقت عادت کن

56:36.400 --> 56:38.200
‫فردا افتتاح رسمیه

56:48.640 --> 56:53.240
‫روزهای اول مشکل این بود که همه رو اونجا جا بدیم

56:57.120 --> 56:59.800
‫لطفاً اینکارو نکن. خواهش می‌کنم

56:59.880 --> 57:02.080
‫لطفاً اینکارو نکن

57:10.760 --> 57:15.280
‫اما این یادگاری‌ها بودن که سودآور بودن

57:15.360 --> 57:16.760
‫زیبا بود

57:16.840 --> 57:19.880
‫هر دفعه که اعدامش می‌کردی

57:19.960 --> 57:22.880
‫عکس فوری از خودآگاه کلیتون ظاهر می‌شد

57:23.400 --> 57:25.880
‫نه یه فیلم ضبط شده بلکه
‫یه کپی واقعی از مغزش

57:25.960 --> 57:29.680
‫که دائماً اون درد زیبا رو تجربه می‌کرد

57:29.760 --> 57:34.400
‫دقیقاً در اون لحظه بی‌نقص درد و رنج اسیر شده بود

57:34.480 --> 57:35.920
‫همیشه برقرار

57:36.520 --> 57:39.160
‫همیشه در حال رنج دیدن

57:39.240 --> 57:41.800
‫و بقول تو...

57:42.640 --> 57:44.920
‫ریزه میزه

57:56.840 --> 57:59.120
‫اگه حالت بهتر می‌شه بگیر بشین

58:09.840 --> 58:10.960
‫بشین

58:18.920 --> 58:22.360
‫چیه؟ لهجه من؟

58:23.480 --> 58:25.400
‫بریتانیایی نیستم

58:27.120 --> 58:28.520
‫شرمنده نا اُمیدت کردم

58:30.960 --> 58:32.160
‫تو کی هستی؟

58:33.120 --> 58:36.560
‫یه تیکه از داستان رو یادت رفت آقای هینز. چرا؟

58:36.640 --> 58:38.760
‫یادت رفت تظاهرات رو بگی

58:40.120 --> 58:43.880
‫همسرش پویشی به راه انداخت که
‫خبرساز شد

58:43.960 --> 58:46.520
‫گمونم اسمش رو می‌ذاری مزخرفات احساسی

58:46.600 --> 58:48.560
‫اما می‌دونم که روی تماشاگرهات تاثیر گذاشت

58:52.600 --> 58:55.400
‫و حتی تظاهرکننده‌ها هم بعد از مدتی خسته شدن

58:56.600 --> 59:00.040
‫به محض اینکه مشخص شد ایالت
‫برای تبرئه‌اش کاری نمی‌کنه

59:00.440 --> 59:02.760
‫صرفاً اینم شد نمونه بعدی از اشتباه قضایی

59:02.840 --> 59:04.840
‫که یه هشتگ باهاش درست کردن

59:06.720 --> 59:10.040
‫اما موفق شدن مگه نه؟
‫اینجا تو لیست سیاه قرار گرفت

59:10.440 --> 59:12.640
‫بعد از اون کی ارباب رجوعت بود؟

59:13.640 --> 59:18.600
‫مسافرین، گردشگران و خانواده‌های پرجمعیت خوشحال
‫رو از دست دادی. دیگه کی موند؟

59:18.680 --> 59:21.680
‫بازم تو اومدی پدرسوخته شیر برنج؟

59:23.400 --> 59:25.760
‫آدم‌های تنها. سادیست

59:26.560 --> 59:28.680
‫نژادپرستان روانی

59:30.200 --> 59:32.040
‫نه، نه، نه، نه.
‫برو بیرون. برو

59:35.000 --> 59:37.000
‫و اونا هم تعداشون زیاد نبود

59:38.280 --> 59:39.960
‫پول زیادی برات نداشتن

59:40.040 --> 59:41.720
‫واسه همین اگه یه آدم پولدار

59:42.560 --> 59:46.400
‫نژادپرست تشنه قدرت میومد

59:48.080 --> 59:51.280
‫و پول بیشتری برای وارد کردن شوک می‌داد...

59:55.080 --> 59:56.480
‫قبول می‌کردی

01:00:07.120 --> 01:00:08.120
‫ممنونم

01:00:12.640 --> 01:00:14.400
‫دیگه مثل سابقش نبود، مگه نه؟

01:00:16.160 --> 01:00:18.280
‫نمُرده بود اما بسختی زنده بود

01:00:18.880 --> 01:00:22.640
‫حتی آدم‌های منحرف هم دوست نداشتن
‫یه آدمی که زندگی نباتی داره رو اعدام کنن

01:00:24.920 --> 01:00:26.280
‫مگه چه لذتی داشت؟

01:00:28.240 --> 01:00:30.480
‫اما یه نفر اومد دیدنش، مگه نه؟

01:00:33.960 --> 01:00:35.240
‫اونو دیدش

01:00:37.920 --> 01:00:39.400
‫همینجا وایساد

01:00:40.880 --> 01:00:42.480
‫دید باهاش چیکار کردی

01:00:44.440 --> 01:00:45.440
‫کلی؟

01:00:46.800 --> 01:00:48.520
‫مثل یه حیوان رام شده بود

01:00:49.440 --> 01:00:51.520
‫خدا می‌دونه اون زن رو شناخت یا نه

01:00:53.720 --> 01:00:55.920
‫خدا می‌دونه حتی منو هم به جا بیاره

01:01:24.960 --> 01:01:25.960
‫بابا

01:01:28.320 --> 01:01:29.640
‫تولدت مبارک

01:01:57.560 --> 01:02:00.280
‫چیزی که اون روز مامانم دید براش قابل هضم نبود

01:02:00.360 --> 01:02:03.560
‫تمام مدتی که برای تبرئه نام پدرم جنگید امید داشت
‫اما دیدنش نابودش کرد

01:02:04.440 --> 01:02:06.120
‫می‌دونی وقتی اومد خونه چیکار کرد؟

01:02:06.200 --> 01:02:10.440
‫یه بطری وودکا و کلی قرص خورد.
‫خودم پیداش کردم کثافت!

01:02:12.320 --> 01:02:13.440
‫هی

01:02:14.800 --> 01:02:16.680
‫هوا گرمه؟

01:02:17.080 --> 01:02:18.520
‫مرطوبه، درسته؟ ببخشید

01:02:20.440 --> 01:02:22.280
‫تقصیر کولر دیجیتالی کوفتیه

01:02:24.080 --> 01:02:25.080
‫راحت می‌شه هکش کرد

01:02:29.240 --> 01:02:31.200
‫هیچوقت از غریبه‌ها نوشیدنی نگیر

01:02:34.880 --> 01:02:36.640
‫بابام اینو بهم یاد داد

01:02:39.080 --> 01:02:44.040
‫با توجه به رنگ لبت، می‌شه
‫گفت 30 ثانیه دیگه می‌میری

01:02:54.120 --> 01:02:55.400
‫هی نگران نباش

01:02:57.480 --> 01:02:59.320
‫اونور می‌بینیمت

01:03:15.200 --> 01:03:16.200
‫هی

01:03:18.400 --> 01:03:20.280
‫رایانه می‌گه که بهوش اومدی

01:03:20.360 --> 01:03:23.360
‫تبریک می‌گم. تو یه پیشگامی

01:03:23.440 --> 01:03:24.840
‫چه غلطی کردی؟

01:03:24.920 --> 01:03:27.840
‫کاشف بعمل اومد که امکان داره

01:03:27.920 --> 01:03:32.200
‫یه خودآگاه جدید رو به
‫داخل خودآگاهی مجازی منتقل کرد

01:03:32.280 --> 01:03:34.160
‫بابام بهت سواری داده

01:03:34.240 --> 01:03:36.600
‫منو از اینجا بیرون بیار، عوضی...

01:03:37.240 --> 01:03:40.960
‫گمونم الان داد می‌زنی و اسمم رو صدا می‌کنی
‫اما من که خبردار نمی‌شم

01:03:41.040 --> 01:03:43.880
‫- تو...
‫- به لطف تو بابام نمی‌تونه حرف بزنه

01:03:43.960 --> 01:03:46.960
‫در غیراینصورت می‌تونست وصیتت رو بهم بگه

01:03:47.040 --> 01:03:50.640
‫عوضی لاشی!
‫ای لاشی!

01:03:50.720 --> 01:03:55.440
‫خدمتت عرض کنم که بزودی
‫بازم اولین نفر خواهی بود

01:03:55.520 --> 01:03:58.520
‫اولین کسی که مرگ دو مرحله‌ای رو تجربه می‌کنه

01:03:58.600 --> 01:04:00.200
‫نه، نه، نه، نه

01:04:00.280 --> 01:04:03.440
‫محدودیت 10 ثانیه‌ای بابا رو برداشتم
‫تا نهایت برق بهش وارد بشه

01:04:05.120 --> 01:04:06.920
‫اونقدری خواهد بود که آزاد بشه

01:04:08.560 --> 01:04:11.640
‫با اینحال... تو

01:04:12.560 --> 01:04:15.520
‫آقای هینز چون اون داخل هستی
‫همه رو حس می‌کنی

01:04:15.600 --> 01:04:17.080
‫- هی!
‫- تمام درد

01:04:17.160 --> 01:04:19.240
‫- کون لقت...
‫- رنج تمام و کمال

01:04:19.320 --> 01:04:22.200
‫- کون لقت!
‫- منم یه یادگاری گیرم میاد

01:04:22.560 --> 01:04:23.840
‫نه، نه، نه، نه

01:04:23.920 --> 01:04:25.720
‫هی، لطفاً. من...

01:04:25.800 --> 01:04:27.240
‫همیشه برقرار

01:04:28.320 --> 01:04:32.040
‫- همیشه در حال رنج کشیدن
‫- لعنتی! نه، نه، نه

01:04:34.280 --> 01:04:35.280
‫خدانگهدار بابایی

01:05:23.280 --> 01:05:25.760
‫میمون دوستت داره

01:06:25.960 --> 01:06:27.040
‫کارم چطوره مامانم؟

01:06:27.600 --> 01:06:28.640
‫همه چی ردیفه؟

01:06:29.640 --> 01:06:30.920
‫عالیه عزیزم

01:06:31.440 --> 01:06:32.760
‫بهت افتخار می‌کنم

01:06:33.240 --> 01:06:34.880
‫اه، مرسی

01:07:10.881 --> 01:07:25.881
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
