1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:14,800 --> 00:01:17,560
‫و هیچوقت آزاد نخواهم بود

3
00:01:17,640 --> 00:01:20,680
‫همیشه جزئی از من خواهی بود

4
00:03:35,880 --> 00:03:37,280
‫- سلام
‫- سلام

5
00:03:38,400 --> 00:03:42,160
‫بازدید از ساعت 11 شروع می‌شه. شما
‫نفر اول صفی. ممکنه روز شلوغی باشه

6
00:03:42,240 --> 00:03:44,240
‫جاده که خلوت بود

7
00:03:45,160 --> 00:03:48,280
‫چه لهجه قشنگی.
‫اهل استرالیایی؟

8
00:03:48,360 --> 00:03:49,840
‫نه، بریتانیایی هستم

9
00:03:50,240 --> 00:03:54,400
‫پس یکی از اون اسامی عجیب بریتانیایی رو داری؟
‫ازمرلدا یا...؟

10
00:03:54,480 --> 00:03:55,480
‫اسمم نیش‌ـه

11
00:03:55,800 --> 00:03:57,480
‫- نیش؟
‫- نیش

12
00:03:59,000 --> 00:04:01,560
‫خب چی بگم والا.
‫اسم خود من مسخره‌تره

13
00:04:01,640 --> 00:04:04,680
‫رولو هینز. صاحب و مالک اینجا

14
00:04:05,360 --> 00:04:08,240
‫خب، امروز صبح فقط ما دو نفریم.
‫مطمئنی می‌خوای بازدید بکنی؟

15
00:04:08,320 --> 00:04:12,040
‫- اینجا به درد آدم‌های ترسو نمی‌خوره
‫- مطمئنم از پسش برمیام

16
00:04:12,680 --> 00:04:13,960
‫هر کسی نمی‌تونه

17
00:04:22,120 --> 00:04:25,640
‫اگه از نظرت ایرادی نداره
‫باید یه نگاهی به کیفت بندازم

18
00:04:25,720 --> 00:04:29,280
‫- مشکلی نیست
‫- این روزها آدم به هیشکی نمی‌تونه اعتماد کنه

19
00:04:32,480 --> 00:04:34,400
‫اگه میشه از اونجا رد شو

20
00:04:34,880 --> 00:04:37,000
‫هر چیز آهنی که داری، بذار اینجا

21
00:04:37,080 --> 00:04:38,080
‫حله

22
00:04:39,400 --> 00:04:41,720
‫چه کوچولو

23
00:04:42,480 --> 00:04:44,600
‫اوه آره. اسمش رو گذاشتم ریزه میزه

24
00:04:45,680 --> 00:04:47,360
‫ریزه میزه. خوشم اومد

25
00:04:47,800 --> 00:04:50,960
‫گمونم توی فرودگاه هم به حد کافی
‫اسیر این بازرسی شده بودی

26
00:04:51,720 --> 00:04:54,600
‫این روزها ماموران اداره مهاجرت
‫خیلی سخت‌گیری می‌کنن

27
00:04:56,280 --> 00:04:57,520
‫همه چی ردیفه؟

28
00:04:58,240 --> 00:04:59,560
‫خیلی‌خب

29
00:05:01,200 --> 00:05:02,360
‫شروع می‌کنیم

30
00:05:04,400 --> 00:05:05,720
‫توی تعطیلاتی؟

31
00:05:05,800 --> 00:05:07,920
‫یه جورایی. بابام اینجا زندگی می‌کنه

32
00:05:08,640 --> 00:05:11,200
‫تولدشه. مامانم می‌خواد غافلگیرش کنه

33
00:05:11,280 --> 00:05:12,720
‫و غافلگیری خود توئی؟

34
00:05:13,360 --> 00:05:15,280
‫یه قسمتیش آره

35
00:05:15,920 --> 00:05:18,680
‫- پروازت کجا نشست؟
‫- سالت لیک

36
00:05:20,160 --> 00:05:21,560
‫از سالت لیک اومدی اینجا؟

37
00:05:21,640 --> 00:05:23,800
‫آره، فکر کردم بهتره از جاده خلوت‌تر بیام

38
00:05:23,880 --> 00:05:25,320
‫اما دستکم گرفته بودم...

39
00:05:25,400 --> 00:05:27,400
‫برای یه دختر تنها، عجب سفریه

40
00:05:29,760 --> 00:05:32,480
‫- دلم نمی‌خواد نگاه سنتی به قضیه داشته باشم
‫- جدی می‌گی؟

41
00:05:32,560 --> 00:05:34,800
‫واقعاً طرز فکر سنتی بود

42
00:05:34,880 --> 00:05:36,680
‫اینجا بدجوری گرمه

43
00:05:40,440 --> 00:05:42,360
‫حتماً کولر خراب شده

44
00:05:43,520 --> 00:05:44,600
‫بابت گرما عذر می‌خوام

45
00:05:46,200 --> 00:05:47,800
‫لعنت به این سیستم‌های دیجیتالی

46
00:05:47,880 --> 00:05:50,040
‫هیچوقت نباید به آدم اهل فناوری اعتماد کرد.
‫خدایا، باید اینو می‌دونستم

47
00:05:50,960 --> 00:05:52,720
‫این همه وسایل چیه؟

48
00:05:52,800 --> 00:05:55,760
‫ابزار موثق جرم‌شناختی

49
00:05:56,400 --> 00:05:58,840
‫اگه باهاش جرمی مرتکب شده باشن،
‫احتمال زیاد اینجا پیدا می‌شه

50
00:05:59,720 --> 00:06:02,600
‫بدون عجله یه نگاهی به اطراف بنداز
‫ببین چی چشمت رو می‌گیره

51
00:06:02,680 --> 00:06:06,600
‫هر چیزی توجهت رو جلب کرد
‫واست داستانش رو تعریف می‌کنم

52
00:06:06,680 --> 00:06:09,640
‫پشت اغلب وسائل اینجا
‫داستان غمگین و منزجر کننده‌ای هست

53
00:06:10,360 --> 00:06:12,360
‫مثل مهم‌ترین شیء این موزه که اونجاست

54
00:06:12,440 --> 00:06:14,520
‫اما فعلاً آسیاب به نوبت

55
00:06:15,680 --> 00:06:17,920
‫خیلی از آدم‌هایی که میان اینجا
‫عجله دارن پشت اون پرده رو ببینن

56
00:06:18,000 --> 00:06:19,920
‫و اصلاً نگاهی به وسایل اینجا نمی‌کنن

57
00:06:20,000 --> 00:06:24,160
‫و تا به خودت بجنبی می‌رن
‫تو یه اپلیکیشن کوفتی نمره پایین به اینجا می‌دن

58
00:06:24,240 --> 00:06:27,320
‫من عجله‌ای ندارم
‫واسه همین نگران نباش

59
00:06:28,400 --> 00:06:29,920
‫پس نهایت استفاده رو ببر

60
00:06:30,720 --> 00:06:32,480
‫حتماً

61
00:06:34,800 --> 00:06:38,920
‫- این وسایل پیشرفته بنظر میان
‫- خب سابقه فعالیت در علم عصب‌شناسی رو دارم

62
00:06:39,000 --> 00:06:40,000
‫چه خوب

63
00:06:41,240 --> 00:06:44,520
‫خب این چیه؟
‫مثل کلاه‌گیس می‌مونه

64
00:06:44,600 --> 00:06:47,560
‫راستیتش اون یکی از اولین یادگاری‌های منه

65
00:06:47,640 --> 00:06:50,880
‫نشانگر راهی بود
‫که موزه اصلی ما به اون بدل شد

66
00:06:50,960 --> 00:06:53,200
‫- چی هست؟
‫- اسم پیتر داوسن به گوشت خورده؟

67
00:06:53,640 --> 00:06:56,560
‫دکتر پیتر داوسن؟

68
00:06:56,640 --> 00:07:02,760
‫معمولاً می‌گم این سیستم عصبی داوسن‌ـه

69
00:07:02,840 --> 00:07:07,120
‫و مردم هم با هیجان می‌گن "امکان نداره."
‫و منم میگم "خود خودشه."

70
00:07:08,120 --> 00:07:10,240
‫سوال بعدی که می‌پرسن اینه که
‫"چطوری پیداش کردی؟"

71
00:07:10,880 --> 00:07:14,520
‫- خیلی‌خب
‫- حوزه فعالیت من فناوری پزشکی بود

72
00:07:14,600 --> 00:07:17,920
‫در سنت ژونیپر کار می‌کردم.
‫یه جور بیمارستان دانشگاهیه

73
00:07:18,000 --> 00:07:20,440
‫تهجیزات خوبی داشت.
‫بخشی از بیت‌المال بود

74
00:07:21,200 --> 00:07:23,920
‫یه ساختمون بزرگ قدیمی در مرکز نیویورک بود

75
00:07:24,000 --> 00:07:25,520
‫مرکز تحقیقاتی طبقات بالا بود

76
00:07:25,600 --> 00:07:28,960
‫اورژانس و درمان مردم هم همکف

77
00:07:29,880 --> 00:07:32,960
‫ترکیبی بی‌نقص از تجارت و سلامت

78
00:07:34,120 --> 00:07:36,080
‫- واقعاً؟
‫- برو کنار، الدنگ!

79
00:07:36,160 --> 00:07:40,960
‫ایده‌ی اونجا این بود که افراد بدون بیمه در ازای
‫اینکه روشون گهگداری آزمایشاتی بشه

80
00:07:41,040 --> 00:07:45,720
‫مجانی تحت درمان قرار بگیرن

81
00:07:45,800 --> 00:07:48,680
‫من... برای افراد طبقات بالا کار می‌کردم

82
00:07:49,320 --> 00:07:50,920
‫دانشمندی چیزی بودی؟

83
00:07:51,320 --> 00:07:54,560
‫بیشتر... وظیفه استخدام بر دوشم بود

84
00:07:54,640 --> 00:07:55,880
‫- آره، آره. اینجام
‫- برید کنار

85
00:07:57,200 --> 00:07:58,200
‫شوک می‌دم

86
00:08:01,000 --> 00:08:02,080
‫- نه
‫- نه؟

87
00:08:02,160 --> 00:08:04,000
‫- نه
‫- خیلی‌خب، دوباره انجام می‌دم. برید کنار!

88
00:08:04,080 --> 00:08:05,880
‫شوک می‌دم

89
00:08:10,520 --> 00:08:11,960
‫نه

90
00:08:13,800 --> 00:08:17,040
‫اگه می‌دونستم داروی ضدافسردگی
‫سه حلقه‌ای مصرف می‌کنه دُز رو بیشتر می‌کردم

91
00:08:17,120 --> 00:08:18,720
‫راهی برای تشخیصش نداشتی

92
00:08:24,040 --> 00:08:26,120
‫الان وقت بدیه؟

93
00:08:26,200 --> 00:08:28,720
‫رولو هینز از طبقه دهم هستم

94
00:08:28,800 --> 00:08:31,080
‫بنظر میاد به مشکل برخوردید

95
00:08:32,360 --> 00:08:34,280
‫گمونم بتونم کمکتون بکنم

96
00:08:44,200 --> 00:08:46,480
‫چیزی که اونا بهش مشغولن
‫فناوری‌های سیستم عصبیه

97
00:08:46,560 --> 00:08:48,560
‫پیشگام در بهبود فعالیت مغزی

98
00:08:48,640 --> 00:08:50,680
‫میانجی‌های عصبی

99
00:08:50,760 --> 00:08:52,720
‫همه چیزهای باحال

100
00:08:52,800 --> 00:08:56,600
‫هدف نهایی اونا که دنبالشن
‫انتقال اطلاعاته

101
00:09:00,800 --> 00:09:02,880
‫یکی از تیم‌های اینجا بروی
‫آزمایشی کار می‌کنه،

102
00:09:02,960 --> 00:09:06,520
‫تا اطلاعات رو از مغز یک نفر
‫به دیگری بفرسته

103
00:09:09,320 --> 00:09:10,520
‫این کنی‌ـه

104
00:09:13,440 --> 00:09:14,440
‫اینم هکتور

105
00:09:16,120 --> 00:09:17,840
‫حواست رو خوب جمع کن

106
00:09:18,440 --> 00:09:19,560
‫حالا آزمایش چیه

107
00:09:19,640 --> 00:09:22,200
‫یه هزار تو ساختن و کنی رو انداختن اینجا

108
00:09:22,280 --> 00:09:24,480
‫و ماه‌ها پشت هم توی این مارپیچ بود

109
00:09:25,160 --> 00:09:27,520
‫تا مثل کف دست شناختش

110
00:09:28,200 --> 00:09:32,800
‫و بعد... اینو گذاشتن روی سرش

111
00:09:36,720 --> 00:09:38,080
‫یه فرستنده‌اس

112
00:09:38,720 --> 00:09:41,280
‫سیگنال‌ها رو از مغز کنی جذب

113
00:09:41,360 --> 00:09:44,120
‫و به هکتوری که اینجاست می‌فرسته

114
00:09:44,200 --> 00:09:47,040
‫هکتور مجهز به نمونه اولیه گیرنده سیناپسیه

115
00:09:47,120 --> 00:09:50,880
‫یادت باشه که هکتور تا حالا پاش رو
‫توی این هزار تو نذاشته

116
00:09:50,960 --> 00:09:54,560
‫هدف این بود که نقشه این مارپیچ
‫رو از مغز کنی دریافت

117
00:09:54,640 --> 00:09:58,120
‫و خودش بتونه همون اولین بار حلش کنه

118
00:09:58,200 --> 00:09:59,520
‫- و موفق شد؟
‫- نه

119
00:10:00,840 --> 00:10:02,960
‫مثل یه موش خرفت دور خودش می‌چرخید

120
00:10:03,040 --> 00:10:06,520
‫حالا چرا داری اینو برام تعریف می‌کنی؟

121
00:10:06,600 --> 00:10:09,840
‫چون همون موقع که مشخص شد
‫آزمایش مارپیچ ناموفق بوده

122
00:10:09,920 --> 00:10:12,120
‫یکی از محققین ما قهوه‌اش ریخت روی کنی

123
00:10:12,640 --> 00:10:17,200
‫قهوه داغش ریخت روی کنی
‫و بدجوری جیغ می‌زد

124
00:10:17,280 --> 00:10:18,840
‫درست مثل هکتور

125
00:10:18,920 --> 00:10:21,760
‫کاشف بعمل اومد که هنوز
‫راهی برای انتقال اطلاعات پیدا نکردیم...

126
00:10:21,840 --> 00:10:24,360
‫- اما احساسات فیزیکی رو تونستید
‫- درسته

127
00:10:24,440 --> 00:10:27,000
‫دیوانه کننده‌اس. خدای من

128
00:10:27,080 --> 00:10:28,840
‫و دیوانه‌کننده‌تر اینه که

129
00:10:29,280 --> 00:10:33,400
‫هکتور سوختن رو احساس کرد
‫اما هیچ آسیبی ندید

130
00:10:33,480 --> 00:10:37,280
‫تمام این آزمایشات، بدون هیچ تاوان جسمی

131
00:10:37,360 --> 00:10:38,960
‫اما چطور مُرد؟

132
00:10:39,640 --> 00:10:41,760
‫بعد این قضیه جراحیش کردن
‫تا ببینن مشکلی داشته یا نه

133
00:10:41,840 --> 00:10:42,880
‫اوه

134
00:10:42,960 --> 00:10:48,240
‫بهرحال، به لطف فداکاری هکتور،
‫اینو ساختیم

135
00:10:54,600 --> 00:10:58,920
‫گیرنده‌ای برای آزمایشات انسانی

136
00:10:59,000 --> 00:11:02,360
‫کاشت عصبی. تنها نوعیه که ساخته شده

137
00:11:05,080 --> 00:11:06,960
‫واسه همین منو آوردی اینجا

138
00:11:07,320 --> 00:11:09,560
‫بزرگ‌ترین مشکلی که با بیماران داری چیه؟

139
00:11:10,760 --> 00:11:13,000
‫اینه که بفهمی اصلاً چشون هست

140
00:11:13,080 --> 00:11:16,880
‫نصف عوضی‌هایی که میان اینجا
‫اصلاً نمی‌تونن علائم بیماری‌شون رو توصیف کنن

141
00:11:16,960 --> 00:11:20,960
‫یا سرما خوردن یا ضربه مغزی شدن
‫یا دائم‌الخمرن یا احمقن

142
00:11:21,040 --> 00:11:24,120
‫یا... دو سالشونه
‫یا انگلیسی بلد نیستن حرف بزنن

143
00:11:26,120 --> 00:11:31,960
‫تصور کن می‌تونستی دقیقاً حال بیمارانت رو حس کنی

144
00:11:32,040 --> 00:11:35,000
‫البته منهای پیامدهای جسمانی

145
00:11:35,080 --> 00:11:37,080
‫مثل خواندن ذهنشونه

146
00:11:39,240 --> 00:11:40,800
‫خب نظرت چیه؟

147
00:11:40,880 --> 00:11:44,080
‫از حق نگذریم، داوسن
‫با کمال میل این پیشنهاد رو قبول کرد

148
00:11:44,160 --> 00:11:45,920
‫از انجام این کار راضی بود

149
00:11:46,000 --> 00:11:48,560
‫و یه عمل کوتاه هم بود

150
00:11:48,640 --> 00:11:52,760
‫یه عمل برگشت ناپذیر
‫اما ناسلامتی در این قضیه پیشگام بود

151
00:11:53,760 --> 00:11:56,400
‫بعلاوه تعداد مرگ و میر بیمارانی که
‫تحت درمانش بودن افتضاح بود

152
00:11:56,800 --> 00:11:59,160
‫واسه همین بهترین فرصت
‫برای رستگاریش بود

153
00:12:04,920 --> 00:12:06,480
‫اگه بهش دست بزنم دردت می‌گیره؟

154
00:12:06,560 --> 00:12:08,560
‫فکر نکنم

155
00:12:10,200 --> 00:12:12,800
‫یه جورایی عجیبه

156
00:12:14,000 --> 00:12:15,440
‫مثل یه پرسینگ خفن

157
00:12:15,960 --> 00:12:18,280
‫اگه داری سعی می‌کنی بهم قوت قلب بدی
‫که واقعاً موفقی

158
00:12:18,360 --> 00:12:20,560
‫وقت آزمایشه

159
00:12:23,200 --> 00:12:26,880
‫اینجا همون جایی بود که
‫این کلاه‌گیس به میدان اومد

160
00:12:26,960 --> 00:12:29,840
‫نظریه این بود که اگه اینو
‫روی سر سوژه داوطلب بذاری

161
00:12:29,920 --> 00:12:35,640
‫احساسات جسمانی اونا رو جذب
‫و به گیرنده داوسن می‌فرسته

162
00:12:35,720 --> 00:12:38,720
‫فقط باید می‌فهمیدیم کارسازه یا نه

163
00:12:42,680 --> 00:12:44,000
‫آخ

164
00:12:46,280 --> 00:12:47,280
‫این یکی بود

165
00:12:48,040 --> 00:12:51,320
‫هیوستن، معجزه کردیم

166
00:12:52,000 --> 00:12:53,360
‫داوسن سریعاً

167
00:12:53,440 --> 00:12:55,280
‫با بیماران کارش رو شروع کرد

168
00:12:55,360 --> 00:12:58,680
‫تا یه جور کتابخانه روحی
‫از علائم فیزیکی رو تشکیل بده

169
00:12:58,760 --> 00:13:03,840
‫نقشه این بود که بیماری‌ها رو حس کنه
‫تا سریع‌تر بتونه اونا رو تشخیص بده

170
00:13:03,920 --> 00:13:08,920
‫واسه همین با بیماری‌های ساده،
‫شکستگی‌های کوچیک در اورژانس شروع کرد

171
00:13:09,000 --> 00:13:11,200
‫مدتی بعد به سراغ بیماری‌های بزرگ‌تر رفت

172
00:13:11,280 --> 00:13:13,880
‫جراحات شدید. بیماری‌ها

173
00:13:13,960 --> 00:13:16,560
‫سرطان‌های پیشرفته

174
00:13:16,640 --> 00:13:21,600
‫داوسن همه این‌ها رو تحمل کرد و از سر گذروند

175
00:13:22,240 --> 00:13:24,640
‫می‌گن یه بچه که درد داشته به بیمارستان میاد

176
00:13:24,720 --> 00:13:28,760
‫دکترها مشکوک به آپاندیس بودن
‫واسه همین با داوسن تماس می‌گیرن تا مطمئن بشن

177
00:13:28,840 --> 00:13:31,520
‫داوسن تا اونموقع با کلی مورد آپاندیس روبرو شده بود

178
00:13:31,600 --> 00:13:34,040
‫بخاطر همین می‌دونست
‫چیزی بیش از یه آپاندیسه

179
00:13:34,120 --> 00:13:36,640
‫به چیزهایی برخورد که
‫پزشکان حتی دنبالش هم نبودن

180
00:13:36,720 --> 00:13:38,480
‫تومور داشت

181
00:13:38,560 --> 00:13:39,560
‫موفق باشی پسر

182
00:13:39,640 --> 00:13:43,680
‫بدون شک اون مَرد جون آدم‌های زیادی رو نجات داد

183
00:13:43,760 --> 00:13:44,760
‫- موفق باشید
‫- خدافظ

184
00:13:44,840 --> 00:13:47,000
‫- با من در تماس باشید. خدانگهدار
‫- خدافظ

185
00:13:47,640 --> 00:13:48,680
‫خوب بود

186
00:13:48,760 --> 00:13:50,200
‫و تصادفاً

187
00:13:50,280 --> 00:13:52,680
‫اگه بی‌ادبی منو می‌بخشی

188
00:13:52,760 --> 00:13:57,280
‫باید بگم قدرت تشخیص داوسن
‫در تخت‌خواب هم بدردش خورد

189
00:13:58,200 --> 00:14:02,040
‫گیرنده‌اش احساسات لذت‌بخش
‫رو هم دریافت می‌کرد

190
00:14:04,520 --> 00:14:07,360
‫دوست دخترش این کلاه‌گیس آبی فرستنده رو سرش می‌کرد

191
00:14:07,440 --> 00:14:09,960
‫و گیرنده کوچیک خودش رو هم تنظیم کرده بود...

192
00:14:11,120 --> 00:14:12,800
‫نه تنها احساس خودش رو تجربه می‌کرد

193
00:14:12,880 --> 00:14:16,680
‫- دارم می‌شم!
‫- بلکه احساسات دوست دخترش رو هم حس می‌کرد

194
00:14:16,760 --> 00:14:22,960
‫اون پدرسوخته همزمان ارگاسم مرد و زن رو تجربه می‌کرد

195
00:14:23,040 --> 00:14:26,200
‫اوه... خدای من
‫اوه خدای من

196
00:14:26,280 --> 00:14:29,080
‫اوه لعنتی

197
00:14:31,480 --> 00:14:32,840
‫ازت خسته نمی‌شم

198
00:14:32,920 --> 00:14:34,000
‫اما؟

199
00:14:34,080 --> 00:14:36,600
‫- ببخشید؟
‫- داوسن اوقات خوشی رو داره

200
00:14:36,680 --> 00:14:38,720
‫حتما باید یه "امایی" هم باشه

201
00:14:38,800 --> 00:14:40,520
‫اوقات خوشی رو داره اما...

202
00:14:42,000 --> 00:14:43,200
‫اما...

203
00:14:44,400 --> 00:14:47,000
‫برید کنار. برید کنار

204
00:14:47,640 --> 00:14:49,200
‫- عجله کن
‫- داریم می‌رسیم

205
00:14:50,280 --> 00:14:53,080
‫یه روز سناتور ویتلی رو با عجله میارن

206
00:14:53,160 --> 00:14:55,680
‫در یه مراسم خیریه یه دفعه غش کرده بود

207
00:14:55,760 --> 00:14:58,160
‫هیچکس نمی‌تونست بگه
‫اون چه مرگشه

208
00:14:58,240 --> 00:15:00,520
‫- بلندش کنید
‫- خودم حلش می‌کنم

209
00:15:00,600 --> 00:15:02,200
‫داوسن رفت سر وقتش

210
00:15:02,720 --> 00:15:04,760
‫- مراقب باش
‫- باشه

211
00:15:06,200 --> 00:15:09,080
‫- خدای من
‫- و سخت‌ترین تجربه‌اش بود

212
00:15:09,160 --> 00:15:12,200
‫- پیت؟
‫- انگار که نمی‌دونست چه خبره

213
00:15:12,280 --> 00:15:14,240
‫- پیت؟
‫- یه دقیقه دیگه لطفاً

214
00:15:14,320 --> 00:15:16,200
‫بذارید کارش رو بکنه

215
00:15:16,280 --> 00:15:19,800
‫دردی بود که شناختی ازش نداشت

216
00:15:19,880 --> 00:15:21,880
‫- پیت، داره دچار ایست قلبی می‌شه
‫- یه لحظه دیگه

217
00:15:21,960 --> 00:15:23,080
‫و بعدش اون اتفاق افتاد

218
00:15:30,840 --> 00:15:32,240
‫پیت؟

219
00:15:37,080 --> 00:15:40,400
‫داوسن برای 5 دقیقه غش کرد

220
00:15:40,840 --> 00:15:42,640
‫کاشف بعمل اومد سناتور رو چیز خور کردن

221
00:15:42,720 --> 00:15:45,040
‫یه سم نادر روسی

222
00:15:45,120 --> 00:15:47,000
‫سناتور همه این‌ها رو تجربه کرد

223
00:15:47,080 --> 00:15:50,600
‫اما داوسن مرگ رو تجربه کرد
‫و ازش برگشت

224
00:15:52,400 --> 00:15:58,640
‫در لحظه مرگ کل کهکشان سیناپس‌های بدن
‫از هستی ساقط می‌شن

225
00:15:58,720 --> 00:16:00,920
‫سونامی از اندورفین بدن رو می‌گیره

226
00:16:01,000 --> 00:16:05,000
‫و بعدش موج تاریک پوچی فرا می‌رسه

227
00:16:05,080 --> 00:16:06,920
‫وقتی بهوش اومد
‫همه جور آزمایشی روش انجام دادن

228
00:16:07,000 --> 00:16:08,760
‫هیچ مشکلی نداشت و بدنش سالم بود

229
00:16:09,200 --> 00:16:11,400
‫توی گزارشش نوشته بودن
‫"شوکه اما بدون آسیب."

230
00:16:11,480 --> 00:16:14,120
‫روز بعد دوباره سر کار برگشت

231
00:16:14,200 --> 00:16:16,000
‫اما یه جای کار می‌لنگید، درسته؟

232
00:16:16,080 --> 00:16:18,560
‫تجربه تمام این موارد بدون مُردن؟

233
00:16:18,640 --> 00:16:20,160
‫به همین راحتی روی گیرنده‌اش اثر گذاشته بود

234
00:16:27,160 --> 00:16:28,680
‫اوه خدای من

235
00:16:33,800 --> 00:16:35,960
‫- می‌رم یه کم آب بخورم
‫- باشه

236
00:16:40,000 --> 00:16:42,840
‫اوه، لعنتی

237
00:16:45,960 --> 00:16:49,600
‫پُر بیراه نیست اگه بگیم
‫رابطه‌اش با درد یه کم تغییر کرد

238
00:16:50,120 --> 00:16:52,000
‫بدجوری درد می‌کنه

239
00:16:53,920 --> 00:16:55,640
‫واقعاً تحت تاثیر قرارش می‌داد

240
00:16:56,760 --> 00:17:00,200
‫از اون به بعد خودش رو غرق کارش کرد

241
00:17:01,720 --> 00:17:05,560
‫اولش سعی کرد این قضیه رو مخفی کنه
‫اما به لطف اون کلاه‌گیس

242
00:17:05,640 --> 00:17:09,240
‫هر چی درد بیشتری حس می‌کرد
‫بیشتر کیف می‌کرد

243
00:17:15,480 --> 00:17:17,119
‫خیلی‌خب، نه. وایسا، بسه

244
00:17:17,200 --> 00:17:19,440
‫بسه. کلمه رمز. بسه!

245
00:17:25,600 --> 00:17:27,840
‫- گفتی می‌تونیم امتحانش کنم
‫- خب کردیم

246
00:17:28,359 --> 00:17:31,280
‫کشیدن مو و تو حلقی رو امتحان کردیم

247
00:17:31,880 --> 00:17:34,200
‫من خوشم نمیاد، باشه؟
‫به من نمی‌خوره

248
00:17:42,120 --> 00:17:43,400
‫شاید بهتر باشه برم

249
00:17:44,640 --> 00:17:46,640
‫نه. نه، خواهش می‌کنم

250
00:17:47,440 --> 00:17:48,600
‫ببخشید

251
00:17:49,560 --> 00:17:51,880
‫بمون لطفاً

252
00:18:05,920 --> 00:18:08,000
‫اخ. پیت!

253
00:18:13,360 --> 00:18:14,600
‫من می‌رم

254
00:18:15,960 --> 00:18:18,000
‫مثل خوردن فلفل می‌مونه

255
00:18:18,080 --> 00:18:19,840
‫سریع بهش اُخت پیدا می‌کنی

256
00:18:19,920 --> 00:18:23,360
‫اولین باری که فلفل قرمز مکزیکی می‌خوری
‫حتماً تفش می‌کنی چون خیلی تُنده

257
00:18:23,440 --> 00:18:26,440
‫اما اگه استقامت به خرج بدی، عادت می‌کنی

258
00:18:26,520 --> 00:18:28,600
‫بعدش دیگه حتی فلفل قرمز مکزیکی هم جواب نمی‌ده

259
00:18:28,680 --> 00:18:31,120
‫دیگه می‌ری سراغ فلفل‌های خیلی تندتر

260
00:18:31,200 --> 00:18:34,160
‫تا برسی به فلفل قرمز اسکاچ کارائیبی!

261
00:18:34,240 --> 00:18:37,000
‫هوس داوسن هم دقیقاً همینطوری بود

262
00:18:37,360 --> 00:18:39,440
‫تا به خودت بیای،
‫می‌دیدی توی اورژانس می‌گرده

263
00:18:39,520 --> 00:18:42,680
‫و منتظر بود تا یه مصدوم تصادف برسه و بهش بچسبه

264
00:18:42,760 --> 00:18:45,240
‫به تنها چیزی که فکر می‌کرد این بود
‫که دوباره کِی نیاز پیدا می‌کنه

265
00:18:45,320 --> 00:18:47,680
‫"بازم می‌خوام. بهم بده.
‫باید بهم بدی."

266
00:18:48,840 --> 00:18:51,640
‫سارا، میشه اینا رو برام بایگانی کنی؟

267
00:18:51,720 --> 00:18:52,760
‫- البته.
‫- پیت

268
00:18:54,000 --> 00:18:56,560
‫- الان که نوبت شیفت تو نیست
‫- اونو ببرید اتاق 4

269
00:18:56,640 --> 00:18:57,960
‫- خیلی‌خب
‫- من فقط...

270
00:18:58,360 --> 00:18:59,360
‫پیت

271
00:19:01,640 --> 00:19:02,640
‫مراقب باشید

272
00:19:03,840 --> 00:19:06,040
‫و سه، دو، یک

273
00:19:06,120 --> 00:19:07,120
‫بلند کن

274
00:19:07,200 --> 00:19:08,440
‫بذار اینو بردارم

275
00:19:10,920 --> 00:19:14,560
‫به محض اینکه سرشون می‌کرد
‫حسش می‌کرد

276
00:19:14,680 --> 00:19:17,120
‫ایست قلبیه. توی خیابون از حال رفت

277
00:19:17,200 --> 00:19:18,800
‫می‌خوام مطمئن بشم

278
00:19:18,880 --> 00:19:22,560
‫یه حمله قلبی بود
‫اما اون چیزی نگفت

279
00:19:23,160 --> 00:19:24,840
‫وقت‌کُشی می‌کرد

280
00:19:27,120 --> 00:19:32,640
‫گمونم می‌تونست با این قطار درد
‫تا خوشی مطلق بره

281
00:19:36,600 --> 00:19:40,080
‫در نهایت مجبور شدن داوسن
‫رو از بیمار دور کنن

282
00:19:42,960 --> 00:19:45,480
‫خاله اتل رو احیای قلبی کنن

283
00:19:45,560 --> 00:19:48,880
‫جلوی داوسن مُرد
‫و اونم مثل یه دائم‌الخمر بود

284
00:19:48,960 --> 00:19:52,640
‫و نگاه می‌کرد که انگار یه نفر
‫یه لیوان اسکاچ اعلا رو توی سینک ظرفشویی می‌ریزه

285
00:19:52,720 --> 00:19:55,600
‫و از این حروم کردن منزجر شده بود

286
00:19:58,240 --> 00:20:00,920
‫همیشه می‌دونستیم که ممکنه اثرات جانبی داشته باشه

287
00:20:01,000 --> 00:20:04,080
‫می‌تونیم روی غیرفعال کردنش تحقیق کنیم
‫اما زمان می‌بَره

288
00:20:04,160 --> 00:20:07,000
‫نمی‌تونم بقیه رو از سر پروژه‌هاشون برداریم، پیت

289
00:20:07,080 --> 00:20:10,760
‫باید به اهداف تعیین شده برسیم.
‫خودت که روال رو می‌دونی

290
00:20:12,320 --> 00:20:13,520
‫اما به اونجا هم می‌رسیم

291
00:20:15,800 --> 00:20:17,760
‫در همین حین، نمی‌شه به مریضی نزدیک بشی

292
00:20:18,240 --> 00:20:23,520
‫فقط برو خونه، استراحت کن
‫و سریالی چیزی ببین

293
00:20:24,560 --> 00:20:27,960
‫هیچکس نمی‌تونست حدس بزنه
‫بعدش همچین اتفاقی میوفته

294
00:20:28,040 --> 00:20:30,200
‫انتظار می‌رود مقامات تایید کنند

295
00:20:30,280 --> 00:20:35,440
‫که جسد مربوط به گزارشگر هواشناسی
‫شبکه WNL دنیز استاکلی است

296
00:20:35,520 --> 00:20:38,840
‫حضور شدید پلیس رو مشاهده می‌کنیم

297
00:20:38,920 --> 00:20:40,480
‫بیاید نگاهی به بازه زمانی...

298
00:20:40,560 --> 00:20:47,320
‫داوسن 24 ساعته خونه تنها، عصبی و منزوی شده بود

299
00:20:54,280 --> 00:20:58,200
‫آخرین باری که دیده شده
‫جمعه 15 سپتامبر...

300
00:20:59,480 --> 00:21:03,960
‫دیگه مریضی نداشت که ازش درد رو بیرون بکِشه

301
00:21:05,120 --> 00:21:10,560
‫واسه همین شروع کرد
‫به آسیب رساندن به خودش

302
00:21:22,520 --> 00:21:24,400
‫برای بازگشت امنش...

303
00:21:24,480 --> 00:21:27,560
‫یا هر اطلاعاتی از طرف شاهدین...

304
00:21:28,160 --> 00:21:32,040
‫یه هفته مشغول بُریدن بدن خودش بود

305
00:21:32,960 --> 00:21:35,800
‫جاهای مختلف بدنش رو بُرید

306
00:21:36,920 --> 00:21:38,240
‫این بابا خودش دکتر بود

307
00:21:38,320 --> 00:21:41,360
‫می‌دونست تا کجا پیش بره که کُشنده نباشه

308
00:21:59,600 --> 00:22:01,160
‫اما بازم کافی نبود

309
00:22:06,680 --> 00:22:08,360
‫هیچکدوم کافی نبود

310
00:22:10,520 --> 00:22:15,560
‫در این مدت یک عنصر حیاتی رو از دست داده بود

311
00:22:17,920 --> 00:22:19,080
‫ترس

312
00:22:22,120 --> 00:22:23,240
‫بادامه

313
00:22:23,320 --> 00:22:25,480
‫یه قسمت بادامی شکل در مغز انسان

314
00:22:25,560 --> 00:22:29,720
‫وقتی ترسیده باشی مثل یک حمله هوایی شبانه
‫برق می‌زنه و حواس آدم رو جمع‌تر می‌کنه

315
00:22:29,800 --> 00:22:35,040
‫ترسی که بیمار وقتی به نور مهتابی
‫روی سقف خیره می‌شد حس می‌کرد

316
00:22:35,120 --> 00:22:39,840
‫ترسی که همراه هر ضربت غافلگیرکننده مرگه

317
00:22:39,920 --> 00:22:41,880
‫حتی از اینم استقبال می‌کرد

318
00:22:41,960 --> 00:22:45,680
‫با رنج همراه بود

319
00:22:45,760 --> 00:22:48,720
‫مکملش بود، مثل شراب قرمز و استیک

320
00:22:48,800 --> 00:22:53,640
‫می‌تونی خودت رو شکنجه بدی
‫اما باعث وحشت نمی‌شه

321
00:22:55,480 --> 00:22:59,240
‫واسه همین نیاز به داوطلب داری

322
00:24:03,520 --> 00:24:07,200
‫داوسن رو وقتی پیدا کردن
‫رسماً در حال ارضا شدن بود

323
00:24:07,520 --> 00:24:13,000
‫از ترکیب ترس، رنج و مرگ لذت می‌برد

324
00:24:13,760 --> 00:24:15,640
‫بگو که زندانیش کردن

325
00:24:16,120 --> 00:24:17,440
‫توی بیمارستان

326
00:24:18,360 --> 00:24:20,200
‫زندگی نباتی پیدا کرده بود

327
00:24:21,080 --> 00:24:22,080
‫خوبه

328
00:24:22,400 --> 00:24:24,440
‫تا امروز به همین منواله

329
00:24:24,520 --> 00:24:27,080
‫توی کما به عمیقی یک اقیانوس

330
00:24:27,160 --> 00:24:32,160
‫اما مساله اینه که می‌گن هنوز
‫اون نگاه رو توی صورتش داره

331
00:24:33,520 --> 00:24:34,760
‫در رضایت کامل

332
00:24:35,440 --> 00:24:39,000
‫هنوز بالاست

333
00:24:44,480 --> 00:24:49,000
‫- داری سر به سرم می‌ذاری، نه؟ - خیلی‌خب، قضیه شق کردن
‫رو از خودم در آوردم. نتونستم جلوی خودمو بگیرم

334
00:24:49,560 --> 00:24:52,480
‫- داستان بامزه‌ای بود، هان؟
‫- آره، باحال بود

335
00:24:53,440 --> 00:24:54,440
‫اوه!

336
00:24:59,440 --> 00:25:00,440
‫اوه پسر

337
00:25:01,480 --> 00:25:02,720
‫آب می‌خوای؟

338
00:25:03,800 --> 00:25:05,800
‫- نه خوبم
‫- نه پسر، زحمتی نیست

339
00:25:07,120 --> 00:25:08,320
‫خیلی ممنونم

340
00:25:15,160 --> 00:25:18,240
‫چطور شد که دیگه اونجا کار نکردی؟

341
00:25:18,640 --> 00:25:19,880
‫خب برای مدتی ادامه دادم

342
00:25:19,960 --> 00:25:23,920
‫حالا چون داوسن به هپروت رفته بود
‫دلیل نمی‌شد تحقیقات دستگاه عصبی هم متوقف بشه

343
00:25:34,880 --> 00:25:36,960
‫شرکت اصلاح و کوکش کرد

344
00:25:37,040 --> 00:25:41,480
‫اینطوری بود که به انتقال دیجیتالی هوشیاری رسیدن

345
00:25:41,560 --> 00:25:43,200
‫چیزی که این روزها اسمش رو گذاشتن کلوچه

346
00:25:43,280 --> 00:25:46,640
‫مثل وقتی که آدم‌های قدیم رو روی کلاود آپلود می‌کردن؟

347
00:25:47,000 --> 00:25:48,520
‫آره، این مال خیلی قبل‌تر از اونه

348
00:25:48,600 --> 00:25:52,000
‫اونموقع این خزعبلات فضای واقعیت مجازی رو نداشتیم

349
00:25:52,080 --> 00:25:57,200
‫چیزی که ما باهاش طرف بودیم طبیعی‌تر بود مثل ضبط صدا

350
00:25:57,640 --> 00:25:58,640
‫چطور؟

351
00:25:59,480 --> 00:26:03,000
‫باید اعتراف کنم بیشتر از
‫یه بازدید کننده عادی سوال می‌پرسی

352
00:26:03,080 --> 00:26:07,360
‫خب راستیتش ماشینم هنوز داره شارژ می‌شه
‫واسه همین وقت دارم

353
00:26:09,080 --> 00:26:12,480
‫چیزی که می‌خواستم نشونت بدم...

354
00:26:13,920 --> 00:26:15,560
‫جزئی از چیزی که روش کار می‌کردم...

355
00:26:18,120 --> 00:26:21,200
‫با...مزه‌اس؟

356
00:26:21,280 --> 00:26:24,320
‫راستش یکی از غم‌انگیز‌ترین چیزهای اینجاست

357
00:26:24,920 --> 00:26:25,920
‫اینطور که بنظر نمیاد

358
00:26:26,000 --> 00:26:27,560
‫تا حالا رابطه‌ای داشتی

359
00:26:27,600 --> 00:26:31,360
‫که نتونی اون فرد رو از سرت بیرون کنی؟

360
00:26:32,400 --> 00:26:36,040
‫- آره
‫- چند سال قبل یه پسر با یه دختر آشنا می‌شه

361
00:26:36,120 --> 00:26:38,520
‫اسم پسر جک و دختر هم...

362
00:26:38,600 --> 00:26:41,200
‫- جیل
‫- کری

363
00:26:43,720 --> 00:26:44,720
‫اه

364
00:26:46,680 --> 00:26:47,680
‫کیک فنجونی؟

365
00:26:50,680 --> 00:26:52,960
‫- ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

366
00:27:00,840 --> 00:27:03,360
‫- الان تو کلانتری؟
‫- آره

367
00:27:03,440 --> 00:27:06,480
‫- و منم زندانیتم؟
‫- تو دردسر افتادی جناب!

368
00:27:08,280 --> 00:27:11,000
‫خب بیا و دستگیرم کن

369
00:27:13,880 --> 00:27:18,760
‫در نهایت پسره لامپ دختره

370
00:27:18,840 --> 00:27:21,160
‫رو روشن کرد

371
00:27:21,240 --> 00:27:25,360
‫تا به خودشون بیان
‫پسردار شدن

372
00:27:25,440 --> 00:27:26,440
‫پارکر

373
00:27:26,520 --> 00:27:29,640
‫یه خونواده شده بودن

374
00:27:29,720 --> 00:27:34,240
‫نمونه بارز یه خونواده خوشحال با آینده روشن

375
00:27:34,320 --> 00:27:35,920
‫می‌خوام یه عکس بگیرم

376
00:27:37,440 --> 00:27:39,720
‫خیلی‌خب. می‌خوام دریاچه هم تو عکس بیوفته

377
00:27:39,800 --> 00:27:41,880
‫- خیلی‌خب رفیق.
‫- آماده‌اید؟

378
00:27:42,240 --> 00:27:43,120
‫پارکر

379
00:27:43,200 --> 00:27:46,080
‫واسه مامان دست تکون بده.
‫بگو سلام مامانی

380
00:27:48,480 --> 00:27:51,840
‫یه کامیون می‌زنه به کری

381
00:27:52,480 --> 00:27:53,760
‫در نهایت سر از بیمارستان سنت ژونیپر درمیاره

382
00:28:02,040 --> 00:28:03,680
‫برگرد پیشم

383
00:28:08,960 --> 00:28:10,000
‫برگرد

384
00:28:11,320 --> 00:28:12,440
‫سال‌ها می‌گذره

385
00:28:12,960 --> 00:28:15,600
‫جک هر هفته میاد ملاقاتش،
‫باهاش حرف می‌زنه

386
00:28:15,680 --> 00:28:19,520
‫صدای پسرشون رو براش پخش می‌کنه،
‫باهاش درباره مسائل روزمره حرف می‌زنه

387
00:28:20,560 --> 00:28:21,920
‫اما اون به هوش نمیاد

388
00:28:22,680 --> 00:28:25,880
‫اما یه دستگاه ارتباطی رو روش آزمایش می‌کنن

389
00:28:25,960 --> 00:28:31,240
‫یه جور وسیله ساده که به آدم‌هایی که
‫توی کما رفتن اجازه واکنش دادن می‌ده

390
00:28:31,960 --> 00:28:35,640
‫واست خوشبو کننده اتاق آوردم.
‫از بوی کاج خوشت میاد؟

391
00:28:37,880 --> 00:28:39,080
‫خیلی‌خب

392
00:28:40,000 --> 00:28:43,080
‫بوی لیمو چی؟

393
00:28:44,440 --> 00:28:45,440
‫فهمیدم

394
00:28:46,080 --> 00:28:49,120
‫و صدای آواز خوندن پارکر با بقیه بچه‌ها رو ضبط کردم

395
00:28:49,480 --> 00:28:50,960
‫می‌خوای بشنویش؟

396
00:29:02,640 --> 00:29:03,640
‫سلام

397
00:29:04,360 --> 00:29:07,720
‫- سلام
‫- خانمی که توی اتاق 302ـه، کری لِمَس

398
00:29:07,800 --> 00:29:09,960
‫شما شوهرشی، درسته؟

399
00:29:10,840 --> 00:29:12,160
‫- آهان
‫- جک؟

400
00:29:12,640 --> 00:29:15,760
‫رولو هینز هستم.
‫نماینده بخش تحقیق و توسعه عصبی شرکت TCKR

401
00:29:15,840 --> 00:29:16,840
‫خیلی‌خب

402
00:29:16,920 --> 00:29:20,120
‫روی پروژه‌ای کار می‌کنیم
‫که ممکنه برای فردی در موقعیت شما جذاب باشه

403
00:29:21,160 --> 00:29:22,640
‫موقعیت من... مگه چشه؟

404
00:29:23,360 --> 00:29:25,960
‫روی چیزی تحقیق می‌کنیم که می‌تونه به کری

405
00:29:26,040 --> 00:29:27,840
‫جان تازه‌ای بده

406
00:29:29,440 --> 00:29:31,640
‫از معجزه حرف می‌زنم

407
00:29:32,320 --> 00:29:33,560
‫منظورت چیه؟

408
00:29:33,640 --> 00:29:35,400
‫محققان شرکت روی تحقیقی کار می‌کنن

409
00:29:35,480 --> 00:29:39,480
‫که بصورت دیجیتالی خودآگاه رو از مغز یه نفر استخراج

410
00:29:39,560 --> 00:29:42,640
‫و به مغز میزبان دیگری منتقل می‌کنن

411
00:29:44,720 --> 00:29:46,760
‫- این اصلاً یعنی چی؟
‫- خیلی‌خب

412
00:29:46,840 --> 00:29:50,480
‫در بهترین حالت ما تنها از 40 درصد
‫ظرفیت مغزمون استفاده می‌کنیم

413
00:29:50,560 --> 00:29:52,640
‫60درصد دیگه مُخ ما

414
00:29:52,720 --> 00:29:54,720
‫مثل شبکه چهار بدون استفاده می‌مونه

415
00:29:54,800 --> 00:29:55,800
‫و خب...؟

416
00:29:55,880 --> 00:29:58,760
‫و با تکنیک فشرده‌سازی جدید ما،

417
00:29:58,840 --> 00:30:04,640
‫متوجه شدیم که می‌تونیم یک خودآگاه دیگه
‫رو در این فضای استفاده نشده قرار بدیم

418
00:30:05,880 --> 00:30:10,560
‫منظورم انتقال خودآگاه کری از این بدن آسیب‌دیده

419
00:30:11,600 --> 00:30:12,680
‫و انتقالش به توئه

420
00:30:14,520 --> 00:30:18,520
‫منظورت اینه که صداش
‫رو تو سرم بشنوم؟

421
00:30:19,160 --> 00:30:21,200
‫کل وجودش درون تو خواهد بود

422
00:30:21,280 --> 00:30:23,680
‫مثل یه مسافر کنار جاده

423
00:30:23,760 --> 00:30:26,720
‫درک احساسات غیرمستقیم.
‫چیز که توی می‌بینی رو اونم می‌بینه

424
00:30:26,800 --> 00:30:28,600
‫هر چی حس کنی درک می‌کنه

425
00:30:29,560 --> 00:30:30,800
‫می‌تونه دوباره به زندگی ادامه بده

426
00:30:31,760 --> 00:30:35,600
‫- احساساتی مثل...؟
‫- یه پسر کوچولو به اسم پارکر داری

427
00:30:36,080 --> 00:30:40,640
‫- از کجا اینا رو می‌دونی؟
‫- اگه پارکر رو بغل کنی کری هم حسش می‌کنه

428
00:30:41,880 --> 00:30:45,640
‫از طریق تو می‌تونه پسرش رو بغل کنه

429
00:30:47,000 --> 00:30:48,840
‫هزینه‌اش چقدره؟

430
00:30:49,920 --> 00:30:51,480
‫هیچی

431
00:30:51,560 --> 00:30:55,120
‫در طی فرآیند انتقال مجبور به
‫از بین بردن بدنی فیزیکیش می‌شیم

432
00:30:55,200 --> 00:30:59,400
‫اما می‌تونیم اعضای بدنش
‫رو برای اهدای عضو کنار بذاریم

433
00:31:00,760 --> 00:31:02,520
‫به جامعه هم خدمت می‌شه

434
00:31:08,280 --> 00:31:09,640
‫خب نظرت چیه؟

435
00:31:10,240 --> 00:31:11,720
‫باید روش فکر کنم

436
00:31:14,200 --> 00:31:15,680
‫کری که به جمع‌بندی رسیده

437
00:31:17,200 --> 00:31:18,240
‫تو چطور؟

438
00:31:27,240 --> 00:31:29,000
‫آغار فرآینده بارگذاری

439
00:31:43,640 --> 00:31:45,360
‫حالا سراغ بارگیری می‌ریم

440
00:31:54,680 --> 00:31:56,200
‫خیلی‌خب، نصب شد

441
00:31:57,440 --> 00:31:58,440
‫حالا خونه خودشه

442
00:32:01,640 --> 00:32:04,480
‫می‌تونی چشم‌هات رو باز کنی، جک

443
00:32:15,280 --> 00:32:16,520
‫کری؟

444
00:32:18,280 --> 00:32:23,440
‫اگه صدام رو می‌شنوی
‫به جک بگو چی می‌بینی

445
00:32:24,400 --> 00:32:27,560
‫سیب... یه سیب می‌بینم

446
00:32:32,280 --> 00:32:33,560
‫صداش رو می‌شنوم

447
00:32:34,040 --> 00:32:36,320
‫سیب. سیب. می‌گه یه سیبه

448
00:32:37,000 --> 00:32:38,280
‫سلام عزیزم

449
00:32:38,880 --> 00:32:40,040
‫سلام جک

450
00:32:40,440 --> 00:32:41,480
‫بگیرش

451
00:32:43,800 --> 00:32:44,800
‫فشارش بده

452
00:32:52,880 --> 00:32:54,560
‫کری، حسش می‌کنی؟

453
00:32:58,520 --> 00:33:00,640
‫می‌گه حس می‌کنه

454
00:33:01,440 --> 00:33:04,520
‫احساسات که بنظر خوب میاد.
‫یه گاز بزن

455
00:33:08,440 --> 00:33:10,000
‫اوه خدایا

456
00:33:10,840 --> 00:33:12,680
‫از آخرین باری که یه چیزی رو مزه کردم کلی می‌گذره

457
00:33:13,000 --> 00:33:14,480
‫می‌تونی مزه‌اش بکنی؟

458
00:33:16,680 --> 00:33:18,840
‫مزه‌اش می‌کنه. خدای من

459
00:33:20,240 --> 00:33:21,800
‫بنظر میاد همه چی ردیفه

460
00:33:23,800 --> 00:33:26,200
‫- پسرت رو بیاریم؟
‫- بیا تو عزیزم

461
00:33:32,040 --> 00:33:33,640
‫اون پارکره؟

462
00:33:37,160 --> 00:33:38,480
‫چقدر بزرگ شده

463
00:33:41,280 --> 00:33:44,400
‫اوه خدایا، جک، بغلش کن.
‫پسر کوچولومون رو بغل کن

464
00:33:44,800 --> 00:33:46,800
‫لطفاً منو محکم بغل کن

465
00:33:51,560 --> 00:33:54,640
‫حسش می‌کنم.
‫واقعاً حسش می‌کنم

466
00:33:57,400 --> 00:33:59,400
‫مامان می‌گه دوستت داره

467
00:34:07,720 --> 00:34:09,159
‫واقعاً دلگرم‌کننده بود

468
00:34:09,520 --> 00:34:12,800
‫آره. الان وقتشه که اما و اگر بیاری

469
00:34:14,240 --> 00:34:16,960
‫نمی‌خوام بحث رو فلسفی کنم اما...

470
00:34:18,040 --> 00:34:22,520
‫مگه خوشبختی واقعاً چقدر دوام داره؟

471
00:34:27,080 --> 00:34:29,040
‫بزن صفحه بعدی دیگه

472
00:34:29,120 --> 00:34:30,760
‫پسر، چقدر کُند می‌خونی

473
00:34:30,840 --> 00:34:33,360
‫دوست دارم عکس‌هاش رو نگاه کنم

474
00:34:33,440 --> 00:34:36,679
‫عکس‌های کتاب مصور رو باید نگاه کنی دیگه

475
00:34:38,160 --> 00:34:39,440
‫درسته

476
00:34:40,120 --> 00:34:42,480
‫هی، باید برم دستشویی

477
00:34:45,239 --> 00:34:46,960
‫هیوق

478
00:34:47,040 --> 00:34:48,680
‫هیچوقت بهش عادت نمی‌کنم

479
00:34:48,760 --> 00:34:50,560
‫حس خوبی داره، هان؟

480
00:34:58,680 --> 00:35:02,160
‫هی. دست‌هات رو نمی‌شوری؟

481
00:35:02,880 --> 00:35:04,040
‫دست‌هامون؟

482
00:35:05,360 --> 00:35:07,600
‫جدی می‌گم، چندش آوره

483
00:35:12,480 --> 00:35:15,800
‫کلیتون لی 38 ساله امروز بدلیل

484
00:35:15,880 --> 00:35:20,360
‫قتل وحشتناک هواشناس شبکه WNL دنیز استاکلی

485
00:35:20,440 --> 00:35:23,560
‫که بقایای تکه تکه شده‌اش
‫یکسال پیش همین موقع پیدا شد، محکوم شد

486
00:35:23,880 --> 00:35:26,440
‫باید تلویزیون رو خاموش کنی.
‫برای بچه 4 ساله ناراحت‌کننده‌اس

487
00:35:26,520 --> 00:35:28,760
‫حالش خوبه. اصلاً گوشش به اخبار نیست

488
00:35:30,440 --> 00:35:32,360
‫پارکر! خدای من

489
00:35:32,440 --> 00:35:35,880
‫- سرش داد نزن!
‫- سر من داد بزنی ایرادی نداره؟

490
00:35:35,960 --> 00:35:37,680
‫- عزیزم، تو...
‫- اینطوریاست؟

491
00:35:37,760 --> 00:35:39,120
‫اون یه بچه‌اس

492
00:35:40,480 --> 00:35:42,680
‫قضیه جدیه پسر

493
00:35:43,480 --> 00:35:46,560
‫نه، نه، غیرمنطقی برخورد نمی‌کنم

494
00:35:46,640 --> 00:35:50,240
‫نه، صبر کن حرفم رو بزنم

495
00:35:50,320 --> 00:35:54,280
‫اینکه صندلی پشت راننده نشسته باشی

496
00:35:54,360 --> 00:35:57,000
‫اصلاً سرگرم کننده نیست

497
00:35:57,080 --> 00:36:00,920
‫نه اون مرد می‌تونست با خودش خلوت کنه
‫و نه اون زن کاری ازش برمیومد

498
00:36:01,000 --> 00:36:03,280
‫- روانیت می‌کنه
‫دقیقاً

499
00:36:03,880 --> 00:36:05,440
‫اصلاً ولش کن

500
00:36:05,520 --> 00:36:08,040
‫خیلی‌خب همینطوری حرف بزن.
‫منم ماهی کولی می‌خورم

501
00:36:09,160 --> 00:36:10,520
‫ساکت می‌شی؟

502
00:36:10,600 --> 00:36:11,520
‫هوم؟

503
00:36:11,600 --> 00:36:14,840
‫می‌خوای الان خفه خون بگیری؟
‫ردیفی؟ هوم؟

504
00:36:14,920 --> 00:36:15,920
‫تو...

505
00:36:16,880 --> 00:36:17,880
‫کون لقت

506
00:36:18,880 --> 00:36:19,920
‫اه!

507
00:36:20,000 --> 00:36:21,080
‫لعنتی

508
00:36:21,160 --> 00:36:23,080
‫آره. واسم مهم نیست

509
00:36:23,160 --> 00:36:24,560
‫اوه... هنوز داری وِر می‌زنی

510
00:36:24,800 --> 00:36:27,440
‫تو... هوم؟

511
00:36:28,440 --> 00:36:34,160
‫بهرحال بزودی اون یا بهتره بگم هر دو میومدن سراغ من

512
00:36:34,960 --> 00:36:38,080
‫انگار من مشاور رابطه‌ام

513
00:36:38,480 --> 00:36:41,000
‫می‌شه صدات رو بیاری پایین
‫و بذاری من حرفم رو بزنم؟

514
00:36:41,080 --> 00:36:43,040
‫بذار جمله لعنتیم رو تموم کنم

515
00:36:43,120 --> 00:36:46,200
‫هی بچه‌ها، میدونم مشکلتون چیه

516
00:36:46,280 --> 00:36:47,280
‫مشکل اونه

517
00:36:47,360 --> 00:36:50,320
‫آشنا شدن زیادی مشکل اصلیه

518
00:36:50,400 --> 00:36:52,520
‫باید رابطه‌تون رو محدود کنین

519
00:36:52,600 --> 00:36:55,760
‫چطوری؟ جوری روی مخ منه
‫که اصلاً نمی‌تونم درست حرف بزنم

520
00:36:55,840 --> 00:36:58,880
‫می‌تونیم اختیاراتت رو ارتقا بدیم، جک

521
00:37:00,520 --> 00:37:01,960
‫بهت کنترل بیشتری بدیم

522
00:37:03,280 --> 00:37:05,720
‫خفه شو!
‫ببخشید. ادامه بده

523
00:37:05,800 --> 00:37:08,920
‫شاید اگه این قابلیت رو داشته باشی

524
00:37:09,000 --> 00:37:13,120
‫که گهگداری کری رو متوقف کنی...

525
00:37:14,760 --> 00:37:17,000
‫اوضاع برای هر دوتون بهتر بشه

526
00:37:17,800 --> 00:37:18,800
‫اینکارو بکن

527
00:37:20,120 --> 00:37:23,200
‫هر کاری که هست رو بکن

528
00:37:23,280 --> 00:37:24,760
‫اختیاراتش رو افزایش داد

529
00:37:24,840 --> 00:37:26,800
‫- این می‌تونه اونو متوققف کنه
‫- این یکی؟

530
00:37:26,880 --> 00:37:27,960
‫- خودشه
‫- خیلی‌خب

531
00:37:28,040 --> 00:37:30,040
‫زیاد طول نکشید تا ازش استفاده کنه

532
00:37:47,880 --> 00:37:51,080
‫دیگه اینقدر تابلو سینه‌های زنان رو نگاه می‌کنیم؟

533
00:37:53,880 --> 00:37:58,400
‫و انکار نکن چون حس می‌کنم که داری شق می‌کنی، باشه؟

534
00:38:00,600 --> 00:38:04,280
‫و حالا که داره می‌ره میخ کونش هم می‌شی. خدایا

535
00:38:05,880 --> 00:38:07,200
‫دیدش زدم. که چی؟

536
00:38:07,280 --> 00:38:10,480
‫بدجوری حشریم. یه ماه می‌شه جلق نزدم

537
00:38:10,560 --> 00:38:12,360
‫خب من که جلوت رو نگرفتم

538
00:38:12,440 --> 00:38:14,840
‫تو حواست به همه کارهای من هست

539
00:38:14,920 --> 00:38:17,840
‫مثل این می‌مونه که جلوی یه پلیس
‫که از قضا مامانت هم هست جلق بزنی

540
00:38:17,920 --> 00:38:19,760
‫- کون لقت
‫- اصلاً یه چیزی رو می‌دونی؟

541
00:38:19,840 --> 00:38:22,520
‫بسه. بسه دیگه. وقت استراحته.
‫دکمه توقف رو فشار می‌دم

542
00:38:22,600 --> 00:38:24,880
‫نه. جک، جرات نداری اینکارو بکنی

543
00:38:24,960 --> 00:38:27,600
‫جک. جک، بهت هشدار می‌دم

544
00:38:30,600 --> 00:38:32,400
‫اصلاً جالب نیست

545
00:38:33,160 --> 00:38:34,880
‫دیگه اینکارو نکن

546
00:38:35,360 --> 00:38:37,080
‫الان خونه‌ایم؟

547
00:38:38,240 --> 00:38:40,120
‫چرا کدوی هالووین اینجاست؟

548
00:38:40,200 --> 00:38:41,760
‫هالووین که یه ماه دیگه‌اس

549
00:38:44,360 --> 00:38:46,360
‫راستیتش امروزه

550
00:38:50,720 --> 00:38:53,000
‫چه مدت ارتباطم قطع بوده؟

551
00:38:55,400 --> 00:38:57,040
‫چند هفته

552
00:38:58,640 --> 00:39:00,320
‫نمی‌دونم. دو ماه

553
00:39:03,360 --> 00:39:06,480
‫خیلی‌خب. می‌دونم... ببخشید

554
00:39:06,880 --> 00:39:09,600
‫می‌دونم. ببخشید.
‫احساس بدی داشتم

555
00:39:09,680 --> 00:39:13,480
‫اینو واست گرفتم

556
00:39:15,120 --> 00:39:17,880
‫یه جورایی سالگرد ماست...

557
00:39:17,960 --> 00:39:20,440
‫کون لقت. عجب آدم عوضی هستی

558
00:39:20,520 --> 00:39:23,600
‫دوست‌داری این کیک فنجونی رو بخوری یا نه؟
‫کیک فنجونی خامه‌ای پرتقالی

559
00:39:23,680 --> 00:39:25,080
‫- پارکر کجاست؟
‫- کیک فنجونی مورد علاقه‌ات

560
00:39:25,160 --> 00:39:27,840
‫می‌خوام پارکر رو ببینم.
‫ماه‌هاست از دیدنش محرومم کردی

561
00:39:28,280 --> 00:39:29,920
‫می‌خوام پسرم رو ببینم

562
00:39:33,040 --> 00:39:34,040
‫باشه

563
00:39:35,000 --> 00:39:36,000
‫باشه

564
00:39:38,920 --> 00:39:40,320
‫کجاست؟

565
00:39:42,520 --> 00:39:43,520
‫هی

566
00:39:47,960 --> 00:39:49,720
‫اونجا چه خبره؟

567
00:39:50,440 --> 00:39:52,400
‫- اون ماشین آتش نشانیه؟
‫- آره

568
00:39:54,480 --> 00:39:56,120
‫بهش بگو دوستش دارم

569
00:39:57,880 --> 00:40:00,400
‫هی رفیق، مامان عاشقته

570
00:40:00,480 --> 00:40:01,480
‫چی؟

571
00:40:04,440 --> 00:40:07,320
‫- بهش بگو بغل می‌خوام
‫- می‌خوای یه چیز دیگه رو بدونی؟

572
00:40:09,320 --> 00:40:11,720
‫مامان بغل می‌خواد

573
00:40:15,640 --> 00:40:17,240
‫اوه خدایا!

574
00:40:21,640 --> 00:40:25,040
‫پارکر مسائل رو پیچیده‌تر کرد

575
00:40:26,240 --> 00:40:30,920
‫هر دو در قبالش احساس وظیفه می‌کردن
‫برای همین سعی کردن مصالحه کنن

576
00:40:31,000 --> 00:40:33,920
‫مثل آدم‌های بالغ به توافقی برسن

577
00:40:34,000 --> 00:40:38,200
‫قرار شد جک کری رو
‫بغیر از آخر هفته‌ها که

578
00:40:39,120 --> 00:40:41,360
‫پارکر رو در حضور کری
‫به تفریح می‌برن در حالت توقف بذاره

579
00:40:41,440 --> 00:40:44,400
‫یه جورایی مثل حق بازدید پس از طلاق

580
00:40:46,760 --> 00:40:48,200
‫برو قایم شو

581
00:40:48,680 --> 00:40:50,800
‫خودشه!

582
00:40:55,240 --> 00:40:57,080
‫بهم کلک زدی

583
00:41:02,400 --> 00:41:04,840
‫- خیلی‌خب
‫- بیا پایین

584
00:41:04,960 --> 00:41:05,960
‫دارم میام

585
00:41:17,320 --> 00:41:18,840
‫برای مدتی

586
00:41:20,240 --> 00:41:21,360
‫همه چی خوب بود

587
00:41:24,480 --> 00:41:25,480
‫سلام

588
00:41:26,360 --> 00:41:27,560
‫بنظر میاد همسایه همیم

589
00:41:28,280 --> 00:41:29,880
‫به تازگی اثاث کشی کردم

590
00:41:29,960 --> 00:41:32,200
‫- امیلی هستم
‫- جک. از ملاقات باهات خوشوقتم

591
00:41:32,760 --> 00:41:34,240
‫اوه بیخیال

592
00:41:35,400 --> 00:41:36,400
‫هی

593
00:41:36,480 --> 00:41:37,840
‫اوه!

594
00:41:37,920 --> 00:41:40,160
‫- ایشون کی باشن؟
‫- اسمش پارکره

595
00:41:40,240 --> 00:41:41,360
‫چه اسم باحالی

596
00:41:42,400 --> 00:41:43,760
‫گمونم بازم ببینمت

597
00:41:44,480 --> 00:41:45,480
‫آره

598
00:41:46,560 --> 00:41:48,520
‫گمونم بازم ببینمت

599
00:41:48,600 --> 00:41:50,280
‫خوش‌برخورد بود، خیلی‌خب؟

600
00:41:50,360 --> 00:41:54,360
‫اوه مزخرف نگو. من که می‌دونم
‫هورمون‌هات کِی بالا می‌زنه، فهمیدی؟

601
00:41:54,440 --> 00:41:57,600
‫همین الان تخم‌هات آماده انزالن

602
00:41:57,680 --> 00:41:59,680
‫نمی‌شه. پیش پسرمونم

603
00:42:01,360 --> 00:42:03,680
‫به هیشکی نخ ندادم

604
00:42:03,760 --> 00:42:06,800
‫اصلاً می‌دونی چیه؟ ولش.
‫وقت ملاقات تمومه

605
00:42:06,880 --> 00:42:09,520
‫نه. جک، جرات نداری اینکارو بکنی. جک

606
00:42:09,600 --> 00:42:10,880
‫جک، پدر سوخته...

607
00:42:12,400 --> 00:42:13,840
‫پارکر صبر کن

608
00:42:13,920 --> 00:42:19,880
‫بهرحال با گذر زمان
‫جک به همسایه‌اش علاقمند شد

609
00:42:20,240 --> 00:42:22,440
‫و کری با این مساله خوب کنار نیومد

610
00:42:26,560 --> 00:42:29,280
‫کل هفته کار می‌کنه. فقط می‌خوایم
‫آخر هفته با هم باشیم

611
00:42:29,360 --> 00:42:31,320
‫نمی‌شه برامون شاد باشی؟

612
00:42:31,400 --> 00:42:34,200
‫نه جک، به طرز عجیبی نمی‌تونم

613
00:42:34,280 --> 00:42:36,680
‫خدایا، چقدر گوشت تلخی

614
00:42:37,520 --> 00:42:38,720
‫نه. چرا؟

615
00:42:41,440 --> 00:42:43,560
‫داره حرف بارت می‌کنه؟

616
00:42:44,320 --> 00:42:46,360
‫کری، اذیتش نکن

617
00:42:46,960 --> 00:42:48,600
‫بهش بگو بره پی کارش

618
00:42:49,600 --> 00:42:51,160
‫- من...
‫- بهش بگو

619
00:42:51,240 --> 00:42:52,960
‫خدای من

620
00:42:57,440 --> 00:42:59,880
‫این قرار آخر هفته‌ها جواب نمیده

621
00:42:59,960 --> 00:43:01,600
‫و سعی کردیم به یک ساعت محدودش کنیم...

622
00:43:01,680 --> 00:43:05,760
‫اما می‌شه گفت که اونجا نشسته
‫قضاوت می‌کنه و غر می‌زنه

623
00:43:05,840 --> 00:43:08,000
‫جدول زمانی برای کری آزاردهنده‌اس

624
00:43:08,080 --> 00:43:10,360
‫کری هم برای ما

625
00:43:14,760 --> 00:43:17,360
‫الان کری صدای ما رو نمی‌شنوه؟

626
00:43:19,600 --> 00:43:21,160
‫خیلی‌خب...

627
00:43:23,040 --> 00:43:24,800
‫گزینه حذف همیشه رو میزه

628
00:43:26,840 --> 00:43:29,400
‫- بعنوان...؟
‫- بعنوان حذف همیشگی

629
00:43:29,480 --> 00:43:30,840
‫نه

630
00:43:31,560 --> 00:43:34,840
‫- اینکه... اونو به کشتن می‌ده
‫- قانوناً نه

631
00:43:34,920 --> 00:43:36,120
‫اما اخلاقاً چرا

632
00:43:36,200 --> 00:43:39,320
‫بیخیال. اون فقط یه سری کُد باقی‌مونده توی سرته

633
00:43:39,400 --> 00:43:42,280
‫مثل پاک کردن ایمیله

634
00:43:42,360 --> 00:43:43,360
‫نه

635
00:43:44,480 --> 00:43:46,680
‫نه. حذف نه. راضی نیستم

636
00:43:46,760 --> 00:43:49,600
‫دلش می‌خواد نزدیک پارکر باشه.
‫نمی‌تونم اینو ازش دریغ کنم

637
00:43:49,680 --> 00:43:51,600
‫حتماً یه کاری از دستت برمیاد

638
00:43:53,480 --> 00:43:54,920
‫دوستان من...

639
00:43:57,040 --> 00:43:58,200
‫شانس بهتون رو کرده

640
00:44:00,320 --> 00:44:02,360
‫یه چیزیه که در حال آزمایش بتاست

641
00:44:02,440 --> 00:44:04,480
‫جامعه هدفش والدین با بیماری‌های کُشنده هستن

642
00:44:04,800 --> 00:44:07,720
‫مثل یه یادگاری برای بچه‌هاشون

643
00:44:08,400 --> 00:44:09,560
‫این

644
00:44:10,360 --> 00:44:11,680
‫میمون؟

645
00:44:11,760 --> 00:44:13,320
‫بیشتر مثل یه یادبوده

646
00:44:14,080 --> 00:44:15,200
‫می‌تونیم بذاریمش اینجا

647
00:44:15,280 --> 00:44:16,480
‫اون تو؟

648
00:44:16,560 --> 00:44:18,160
‫آهان

649
00:44:18,240 --> 00:44:19,840
‫گیرنده خودآگاه داره

650
00:44:19,920 --> 00:44:23,560
‫یه جورایی مثل همونی که توی سر توئه
‫اما خب مدل اولیه‌اس

651
00:44:23,640 --> 00:44:28,320
‫یه دوربین هم اینجاست که
‫می‌تونه پارکر رو ببینه

652
00:44:28,400 --> 00:44:30,600
‫بعلاوه کل بدنش بازخورد حسی هم داره

653
00:44:30,680 --> 00:44:34,040
‫مثلاً اگه پارکر کوچولو بغلش کنه
‫کری حس می‌کنه

654
00:44:34,120 --> 00:44:36,280
‫و می‌تونه باهاش در ارتباط باشه

655
00:44:36,360 --> 00:44:39,960
‫اما در حالتی دوستانه و کنترل شده

656
00:44:42,520 --> 00:44:45,360
‫نمی‌دونم.
‫باید بهش فکر کنم

657
00:44:46,360 --> 00:44:47,960
‫من که نظرم مثبته

658
00:44:50,760 --> 00:44:54,440
‫خب اون تصمیمش رو گرفته.
‫تو چطور؟

659
00:44:57,440 --> 00:44:59,400
‫انتقال خیلی سریع انجام شد

660
00:44:59,840 --> 00:45:02,560
‫کری اصلاً خبردار نشد که چه اتفاقی داره میوفته

661
00:45:03,800 --> 00:45:04,800
‫تا اینکه بهوش اومد

662
00:45:06,080 --> 00:45:08,800
‫زود باش رفیق. بازش کن.
‫بازش کن

663
00:45:09,360 --> 00:45:11,160
‫- جک؟
‫- تقریباً موفق شدی

664
00:45:11,760 --> 00:45:13,840
‫بفرما

665
00:45:13,920 --> 00:45:15,400
‫بکشش بیرون

666
00:45:15,720 --> 00:45:17,960
‫اوه. بفرما

667
00:45:18,600 --> 00:45:19,880
‫چیه پارکر؟

668
00:45:22,280 --> 00:45:23,400
‫میمون

669
00:45:23,480 --> 00:45:24,480
‫چی؟

670
00:45:27,040 --> 00:45:28,400
‫خیلی باحاله، هان؟

671
00:45:31,120 --> 00:45:33,400
‫جک. جک، این چه کاریه؟

672
00:45:34,080 --> 00:45:35,360
‫اما یه چیزی رو می‌دونی؟

673
00:45:36,320 --> 00:45:42,080
‫این... میمون خیلی ویژه‌ایه

674
00:45:43,000 --> 00:45:45,320
‫- مامان می‌خواست داشته باشیش
‫- چی؟

675
00:45:45,400 --> 00:45:50,040
‫هر وقت که بغلش کنی مامان می‌فهمه
‫و بغل رو حس می‌کنه

676
00:45:50,120 --> 00:45:53,640
‫نه. نه، نه جک
‫منو برگردون تو کله کوفتیت

677
00:45:53,720 --> 00:45:54,760
‫جک!

678
00:45:54,840 --> 00:45:57,000
‫و این میمون می‌تونه باهات حرف بزنه

679
00:45:57,080 --> 00:45:59,200
‫می‌تونه بهت بگه چه حسی داره

680
00:46:00,160 --> 00:46:01,440
‫چطوری حرف می‌زد؟

681
00:46:02,480 --> 00:46:06,120
‫راه ارتباطی کمی ابتدایی بود

682
00:46:07,760 --> 00:46:09,520
‫آخه این یه نمونه آزمایشیه

683
00:46:10,080 --> 00:46:12,360
‫جک!

684
00:46:12,440 --> 00:46:13,440
‫نه

685
00:46:24,720 --> 00:46:26,000
‫میمون دوستت داره

686
00:46:27,240 --> 00:46:28,240
‫صدای چی بود؟

687
00:46:33,480 --> 00:46:35,520
‫میمون بغل می‌خواد

688
00:46:37,000 --> 00:46:38,280
‫میمون رو بغل کن

689
00:46:41,040 --> 00:46:42,600
‫میمون دوستت داره

690
00:46:44,600 --> 00:46:47,280
‫میمون بغل می‌خواد
‫میمون دوستت داره. میمون دوستت داره

691
00:46:47,800 --> 00:46:50,320
‫میمون دوستت داره. میمون... میمون...
‫میمون بغل می‌خواد

692
00:46:50,400 --> 00:46:52,920
‫- گمونم...
‫- میمون دوستت داره

693
00:46:53,000 --> 00:46:54,680
‫میمون... بغل می‌خواد

694
00:46:54,760 --> 00:46:58,840
‫میمون یه دقیقه وقت می‌خواد
‫تا به اوضاع عادت کنه

695
00:47:08,800 --> 00:47:11,920
‫گوش کن زنیکه عوضی

696
00:47:12,000 --> 00:47:14,200
‫می‌تونیم کاری کنیم پاک بشی

697
00:47:14,640 --> 00:47:15,920
‫همینو می‌خوای؟

698
00:47:19,120 --> 00:47:21,120
‫اگه جوابت منفیه بگو "میمون بغل می‌خواد."

699
00:47:24,320 --> 00:47:26,000
‫میمون بغل می‌خواد

700
00:47:26,960 --> 00:47:28,640
‫اسباب بازی خوبی می‌شی؟

701
00:47:31,600 --> 00:47:34,240
‫اسباب بازی خوبی می‌شی؟

702
00:47:36,200 --> 00:47:37,760
‫میمون دوستت داره

703
00:47:38,120 --> 00:47:39,320
‫بهتره همینطور باشه

704
00:47:42,040 --> 00:47:47,520
‫بهرحال در نهایت پارکر از
‫اسباب بازی جدیدش خسته شد

705
00:47:48,120 --> 00:47:49,400
‫اما بچه‌ها همینن دیگه

706
00:47:50,320 --> 00:47:52,320
‫نمک‌نشناسن

707
00:48:03,920 --> 00:48:05,920
‫میمون بغل می‌خواد

708
00:48:08,400 --> 00:48:11,720
‫اینجا موزه جناییه

709
00:48:11,800 --> 00:48:17,200
‫- جرم این عروسک چیه؟
‫- خب این عروسک خودِ جرمه

710
00:48:17,280 --> 00:48:18,880
‫چند سال پیش

711
00:48:18,960 --> 00:48:21,000
‫سازمان ملل

712
00:48:21,080 --> 00:48:25,240
‫انتقال خودآگاه انسان به قالبی این چنینی رو ممنوع کرد

713
00:48:25,320 --> 00:48:30,440
‫ظاهراً باید حداقل 5 احساس رو ابراز می‌کرد
‫تا انسانی بنظر بیاد

714
00:48:31,600 --> 00:48:34,480
‫حقوق بشر برای افراد خاص. مگه نه کری؟

715
00:48:34,560 --> 00:48:36,560
‫میمون بغل می‌خواد

716
00:48:37,320 --> 00:48:38,480
‫هنوز اون توئه؟

717
00:48:38,560 --> 00:48:40,920
‫حذفش هم غیرقانونیه، آره

718
00:48:41,000 --> 00:48:42,600
‫اینطوریاست!

719
00:48:42,680 --> 00:48:46,000
‫بهرحال اتحادیه حقوق مدنی آمریکا اینو مغایر قانون دونست

720
00:48:46,080 --> 00:48:49,480
‫و به لطف این میمون پدرسوخته از شرکت اخراج شدم

721
00:48:49,560 --> 00:48:51,400
‫حتی حق و حقوقم رو هم ندادن

722
00:48:52,040 --> 00:48:54,200
‫اینطوری شد که اینجا مشغول شدم

723
00:48:54,960 --> 00:48:59,200
‫مجبور شدم فعالیتم رو گسترش بدم
‫و گمونم عجیب بودن درونم رو ارضا کرد

724
00:49:04,160 --> 00:49:05,760
‫میمون بغل می‌خواد

725
00:49:05,840 --> 00:49:08,880
‫کولرهای لعنتی هنوز کار نمی‌کنن.
‫هوا خیلی گرمه

726
00:49:12,880 --> 00:49:15,360
‫اما خیلی معطلت کردم

727
00:49:17,160 --> 00:49:21,480
‫آماده نمایش نهایی هستی؟
‫از اینطرف

728
00:49:22,560 --> 00:49:27,520
‫باید بهت هشدار بدم
‫که این مَردی که قبلاً بود...

729
00:49:27,600 --> 00:49:28,480
‫نیست

730
00:49:28,560 --> 00:49:30,760
‫- شرمنده
‫- آب می‌خوای؟

731
00:49:31,760 --> 00:49:33,360
‫حالم خوبه

732
00:49:34,360 --> 00:49:35,600
‫اون این طرفه

733
00:49:36,400 --> 00:49:38,400
‫اوه

734
00:49:41,000 --> 00:49:43,760
‫زود باش جناب!
‫ملاقاتی داری

735
00:49:46,480 --> 00:49:51,520
‫کلیتون لی، قاتل دختر هواشناس رو معرفی می‌کنم

736
00:49:52,040 --> 00:49:54,840
‫این روزها یه جورایی غمگینه

737
00:49:55,800 --> 00:49:58,440
‫زخم‌ها ازش آدمی رقت‌انگیز ساختن

738
00:49:59,000 --> 00:50:00,920
‫اما دلت براش نسوزه

739
00:50:01,000 --> 00:50:03,960
‫اون یه قاتل محکومه

740
00:50:07,480 --> 00:50:10,480
‫مبادا دنیز استاکلی رو فراموش کنیم

741
00:50:10,560 --> 00:50:12,480
‫غم‌انگیز و بامزه

742
00:50:12,560 --> 00:50:14,560
‫مگه نه کلیتون؟

743
00:50:20,920 --> 00:50:23,560
‫در واقع داره نگات می‌کنه

744
00:50:23,640 --> 00:50:26,160
‫مراقب باش. شاید از تو هم خوشش بیاد

745
00:50:27,960 --> 00:50:29,160
‫خیلی واقعی بنظر می‌رسه

746
00:50:29,240 --> 00:50:33,480
‫خب خودشه یا خودآگاه بارگذاری شده‌اش

747
00:50:34,560 --> 00:50:37,640
‫احتمالاً واست سوال شده که
‫چطوری کارش به اینجا رسیده

748
00:50:38,000 --> 00:50:43,280
‫بعد از اخراج از شرکت، برنامه من این بود
‫که فعالیتم رو به خودآگاه افراد مشهور گسترش بدم

749
00:50:43,360 --> 00:50:47,000
‫با آدم‌های معروف قرارداد بستم
‫تا پس از مرگشون تصویر سه بُعدیشون رو خلق کنم

750
00:50:47,080 --> 00:50:50,960
‫مثل زنده مادام توسو

751
00:50:51,040 --> 00:50:54,800
‫اما کار با افراد مشهور دشوار بود

752
00:50:55,280 --> 00:50:58,720
‫کلی مشکل حقوقی و مدیربرنامه عوضی داشتن

753
00:51:01,200 --> 00:51:03,600
‫اما قاتلین محکوم؟

754
00:51:04,560 --> 00:51:06,040
‫قضیه‌اش کلی فرق می‌کنه

755
00:51:30,640 --> 00:51:32,760
‫آقای لی اجازه بدید خودم رو معرفی کنم

756
00:51:32,840 --> 00:51:36,680
‫- بنده رولو هینز هستم
‫- گفتن اهل فناوری هستی

757
00:51:37,520 --> 00:51:42,040
‫- بله، درسته
‫- پس می‌خوای آزمایش دی.ان.اِی انجام بدی؟

758
00:51:42,120 --> 00:51:43,640
‫ثابت کنی قتل کار من نیست؟

759
00:51:43,720 --> 00:51:47,920
‫بله قطعاً احتمال اینم هست
‫اما واسه این قضیه نیومدم

760
00:51:48,680 --> 00:51:50,760
‫- یه پیشنهاد دارم
‫- خدافظ

761
00:51:50,840 --> 00:51:53,280
‫نه صبر کن. یه پیشنهاد دارم
‫می‌تونم کمکت کنم

762
00:51:53,360 --> 00:51:55,280
‫می‌تونم به خونواده‌ات کمک کنم

763
00:51:58,000 --> 00:51:59,640
‫چطوری راضیش کردی؟

764
00:52:00,640 --> 00:52:02,840
‫زیاد لازم نبود تلاش کنم

765
00:52:02,920 --> 00:52:07,560
‫حق و حقوق خودت رو محض اینکه اتفاق ناگواری افتاد

766
00:52:08,040 --> 00:52:09,600
‫به نمونه دیجیتالیت منتقل می‌کنی

767
00:52:09,680 --> 00:52:13,640
‫و قول میدم خونواده‌ات سهم خوبی از سود می‌برن

768
00:52:13,720 --> 00:52:16,960
‫خدا نکنه

769
00:52:17,040 --> 00:52:19,800
‫ولی اگه اعدام شدی

770
00:52:20,840 --> 00:52:25,160
‫می‌دونی که خونواده‌ات واسه همیشه تامین هستن

771
00:52:26,400 --> 00:52:29,200
‫- خونواده‌اش چه حسی داشتن؟
‫- واسشون پشیزی مهم نبود

772
00:52:29,640 --> 00:52:31,840
‫همونموقع که زندانیش کردن
‫رهاش کرده بودن

773
00:52:33,760 --> 00:52:35,160
‫می‌دونم

774
00:52:35,240 --> 00:52:39,480
‫- خدای من، کلی این روح توئه
‫- همچین چیزی نیست

775
00:52:40,360 --> 00:52:42,680
‫فقط یه شبیه‌سازی رایانه‌ای چیزیه

776
00:52:42,760 --> 00:52:45,120
‫پس واسه چی اجازه‌ات رو لازم داره؟

777
00:52:45,880 --> 00:52:49,560
‫اگه منو عفو کنن که همه چی حله

778
00:52:51,240 --> 00:52:52,560
‫و اگر نکنن؟

779
00:52:53,120 --> 00:52:55,960
‫اونموقع اعدامم می‌کنن
‫و اینطوری پولی دستت میاد

780
00:52:56,320 --> 00:53:00,800
‫باعث می‌شه تو و بچه‌ها گلیمتون رو از آب بیرون بکشید،
‫سقفی بالا سرتون باشه

781
00:53:00,880 --> 00:53:02,000
‫عزیزم اینطوری نکن

782
00:53:03,480 --> 00:53:05,120
‫به سود همه‌اس

783
00:53:08,480 --> 00:53:10,280
‫اما هیچوقت عفو نشد

784
00:53:10,360 --> 00:53:12,880
‫معلومه که نه چون گناهکار بود

785
00:53:12,960 --> 00:53:15,800
‫اما شک و تردیدی وجود نداشت؟
‫اون برنامه مستند رو دیدی؟

786
00:53:15,880 --> 00:53:17,800
‫خبر جعلی بود. برنامه ناعادلانه

787
00:53:17,880 --> 00:53:21,000
‫- مداخله دی.ان.اِی چی؟
‫- جدی می‌گی؟

788
00:53:21,080 --> 00:53:23,120
‫هیچ شکی وجود نداشت

789
00:53:23,960 --> 00:53:26,080
‫روزی که اعدام شد

790
00:53:26,160 --> 00:53:29,440
‫روز بزرگی برای عدالت بود

791
00:53:33,040 --> 00:53:34,480
‫کلیتون شکایتی نداشت

792
00:53:35,240 --> 00:53:37,400
‫اخه داشت پیشگام می‌شد

793
00:53:40,880 --> 00:53:45,000
‫می‌خواستم تمام خودآگاهش رو استخراج کنم

794
00:53:45,800 --> 00:53:52,560
‫اولین نفری می‌شد که از اعدامش
‫جون سالم بدر می‌بُرد

795
00:54:28,160 --> 00:54:30,640
‫انتقال بی‌نقص انجام شد

796
00:54:40,040 --> 00:54:44,080
‫تا به خودم بیام، کلیتون دوباره زاده شده بود

797
00:55:03,160 --> 00:55:04,160
‫سلام رفیق

798
00:55:05,520 --> 00:55:07,800
‫تبریک می‌گم

799
00:55:08,880 --> 00:55:11,960
‫می‌شه گفت زندگی پس از مرگته

800
00:55:13,920 --> 00:55:15,080
‫بنظر که خوب میاد

801
00:55:15,160 --> 00:55:16,560
‫من روحم؟

802
00:55:16,640 --> 00:55:18,520
‫اگه آرومت می‌کنه، آره

803
00:55:20,960 --> 00:55:24,160
‫می‌خواستم چند تا چیز رو آزمایش کنم، باشه؟

804
00:55:24,240 --> 00:55:27,560
‫ممکنه یه کم عجیب بنظر بیاد.
‫یه کم صبر کن

805
00:55:31,640 --> 00:55:32,840
‫این چیه دیگه؟

806
00:55:33,560 --> 00:55:38,280
‫می‌دونستم دیدن کسی که اسیره خوبه

807
00:55:38,360 --> 00:55:40,360
‫اما توجه زیادی جلب نمی‌کرد

808
00:55:40,440 --> 00:55:42,480
‫اما اینکه خودت اعدامش کنی؟

809
00:55:43,880 --> 00:55:45,560
‫واقعاً جذاب بود

810
00:55:46,880 --> 00:55:48,440
‫- هی!
‫- خیلی‌خب

811
00:55:48,520 --> 00:55:50,640
‫- هی!
‫- سه، دو، یک

812
00:55:55,320 --> 00:55:57,280
‫فناوری درد داوسن مقدمات رو ساده‌تر کرده بود

813
00:55:57,360 --> 00:55:59,840
‫خلق دوباره بی‌نقص

814
00:55:59,920 --> 00:56:04,800
‫حس درد و رنج اعدام با صندلی الکتریکی

815
00:56:04,880 --> 00:56:08,000
‫هر ولت واقعاً شبیه‌سازی شده بود

816
00:56:10,880 --> 00:56:14,720
‫نکته کلیدی این بود که هیچوقت بیشتر از 15 ثانیه
‫با نهایت ولتاژ بهش فشار نیاد

817
00:56:14,800 --> 00:56:18,560
‫اونطوری برای همیشه سیناپس‌های
‫دیجیتالش از بین می‌رفت

818
00:56:22,120 --> 00:56:25,680
‫بنظر 10 ثانیه شوک مناسب بود

819
00:56:25,760 --> 00:56:29,600
‫و همین شد حد لجام گسیخته

820
00:56:29,680 --> 00:56:32,560
‫خیلی‌خب. یه کم استراحت کن

821
00:56:32,640 --> 00:56:35,480
‫به اتاقت عادت کن

822
00:56:36,400 --> 00:56:38,200
‫فردا افتتاح رسمیه

823
00:56:48,640 --> 00:56:53,240
‫روزهای اول مشکل این بود که همه رو اونجا جا بدیم

824
00:56:57,120 --> 00:56:59,800
‫لطفاً اینکارو نکن. خواهش می‌کنم

825
00:56:59,880 --> 00:57:02,080
‫لطفاً اینکارو نکن

826
00:57:10,760 --> 00:57:15,280
‫اما این یادگاری‌ها بودن که سودآور بودن

827
00:57:15,360 --> 00:57:16,760
‫زیبا بود

828
00:57:16,840 --> 00:57:19,880
‫هر دفعه که اعدامش می‌کردی

829
00:57:19,960 --> 00:57:22,880
‫عکس فوری از خودآگاه کلیتون ظاهر می‌شد

830
00:57:23,400 --> 00:57:25,880
‫نه یه فیلم ضبط شده بلکه
‫یه کپی واقعی از مغزش

831
00:57:25,960 --> 00:57:29,680
‫که دائماً اون درد زیبا رو تجربه می‌کرد

832
00:57:29,760 --> 00:57:34,400
‫دقیقاً در اون لحظه بی‌نقص درد و رنج اسیر شده بود

833
00:57:34,480 --> 00:57:35,920
‫همیشه برقرار

834
00:57:36,520 --> 00:57:39,160
‫همیشه در حال رنج دیدن

835
00:57:39,240 --> 00:57:41,800
‫و بقول تو...

836
00:57:42,640 --> 00:57:44,920
‫ریزه میزه

837
00:57:56,840 --> 00:57:59,120
‫اگه حالت بهتر می‌شه بگیر بشین

838
00:58:09,840 --> 00:58:10,960
‫بشین

839
00:58:18,920 --> 00:58:22,360
‫چیه؟ لهجه من؟

840
00:58:23,480 --> 00:58:25,400
‫بریتانیایی نیستم

841
00:58:27,120 --> 00:58:28,520
‫شرمنده نا اُمیدت کردم

842
00:58:30,960 --> 00:58:32,160
‫تو کی هستی؟

843
00:58:33,120 --> 00:58:36,560
‫یه تیکه از داستان رو یادت رفت آقای هینز. چرا؟

844
00:58:36,640 --> 00:58:38,760
‫یادت رفت تظاهرات رو بگی

845
00:58:40,120 --> 00:58:43,880
‫همسرش پویشی به راه انداخت که
‫خبرساز شد

846
00:58:43,960 --> 00:58:46,520
‫گمونم اسمش رو می‌ذاری مزخرفات احساسی

847
00:58:46,600 --> 00:58:48,560
‫اما می‌دونم که روی تماشاگرهات تاثیر گذاشت

848
00:58:52,600 --> 00:58:55,400
‫و حتی تظاهرکننده‌ها هم بعد از مدتی خسته شدن

849
00:58:56,600 --> 00:59:00,040
‫به محض اینکه مشخص شد ایالت
‫برای تبرئه‌اش کاری نمی‌کنه

850
00:59:00,440 --> 00:59:02,760
‫صرفاً اینم شد نمونه بعدی از اشتباه قضایی

851
00:59:02,840 --> 00:59:04,840
‫که یه هشتگ باهاش درست کردن

852
00:59:06,720 --> 00:59:10,040
‫اما موفق شدن مگه نه؟
‫اینجا تو لیست سیاه قرار گرفت

853
00:59:10,440 --> 00:59:12,640
‫بعد از اون کی ارباب رجوعت بود؟

854
00:59:13,640 --> 00:59:18,600
‫مسافرین، گردشگران و خانواده‌های پرجمعیت خوشحال
‫رو از دست دادی. دیگه کی موند؟

855
00:59:18,680 --> 00:59:21,680
‫بازم تو اومدی پدرسوخته شیر برنج؟

856
00:59:23,400 --> 00:59:25,760
‫آدم‌های تنها. سادیست

857
00:59:26,560 --> 00:59:28,680
‫نژادپرستان روانی

858
00:59:30,200 --> 00:59:32,040
‫نه، نه، نه، نه.
‫برو بیرون. برو

859
00:59:35,000 --> 00:59:37,000
‫و اونا هم تعداشون زیاد نبود

860
00:59:38,280 --> 00:59:39,960
‫پول زیادی برات نداشتن

861
00:59:40,040 --> 00:59:41,720
‫واسه همین اگه یه آدم پولدار

862
00:59:42,560 --> 00:59:46,400
‫نژادپرست تشنه قدرت میومد

863
00:59:48,080 --> 00:59:51,280
‫و پول بیشتری برای وارد کردن شوک می‌داد...

864
00:59:55,080 --> 00:59:56,480
‫قبول می‌کردی

865
01:00:07,120 --> 01:00:08,120
‫ممنونم

866
01:00:12,640 --> 01:00:14,400
‫دیگه مثل سابقش نبود، مگه نه؟

867
01:00:16,160 --> 01:00:18,280
‫نمُرده بود اما بسختی زنده بود

868
01:00:18,880 --> 01:00:22,640
‫حتی آدم‌های منحرف هم دوست نداشتن
‫یه آدمی که زندگی نباتی داره رو اعدام کنن

869
01:00:24,920 --> 01:00:26,280
‫مگه چه لذتی داشت؟

870
01:00:28,240 --> 01:00:30,480
‫اما یه نفر اومد دیدنش، مگه نه؟

871
01:00:33,960 --> 01:00:35,240
‫اونو دیدش

872
01:00:37,920 --> 01:00:39,400
‫همینجا وایساد

873
01:00:40,880 --> 01:00:42,480
‫دید باهاش چیکار کردی

874
01:00:44,440 --> 01:00:45,440
‫کلی؟

875
01:00:46,800 --> 01:00:48,520
‫مثل یه حیوان رام شده بود

876
01:00:49,440 --> 01:00:51,520
‫خدا می‌دونه اون زن رو شناخت یا نه

877
01:00:53,720 --> 01:00:55,920
‫خدا می‌دونه حتی منو هم به جا بیاره

878
01:01:24,960 --> 01:01:25,960
‫بابا

879
01:01:28,320 --> 01:01:29,640
‫تولدت مبارک

880
01:01:57,560 --> 01:02:00,280
‫چیزی که اون روز مامانم دید براش قابل هضم نبود

881
01:02:00,360 --> 01:02:03,560
‫تمام مدتی که برای تبرئه نام پدرم جنگید امید داشت
‫اما دیدنش نابودش کرد

882
01:02:04,440 --> 01:02:06,120
‫می‌دونی وقتی اومد خونه چیکار کرد؟

883
01:02:06,200 --> 01:02:10,440
‫یه بطری وودکا و کلی قرص خورد.
‫خودم پیداش کردم کثافت!

884
01:02:12,320 --> 01:02:13,440
‫هی

885
01:02:14,800 --> 01:02:16,680
‫هوا گرمه؟

886
01:02:17,080 --> 01:02:18,520
‫مرطوبه، درسته؟ ببخشید

887
01:02:20,440 --> 01:02:22,280
‫تقصیر کولر دیجیتالی کوفتیه

888
01:02:24,080 --> 01:02:25,080
‫راحت می‌شه هکش کرد

889
01:02:29,240 --> 01:02:31,200
‫هیچوقت از غریبه‌ها نوشیدنی نگیر

890
01:02:34,880 --> 01:02:36,640
‫بابام اینو بهم یاد داد

891
01:02:39,080 --> 01:02:44,040
‫با توجه به رنگ لبت، می‌شه
‫گفت 30 ثانیه دیگه می‌میری

892
01:02:54,120 --> 01:02:55,400
‫هی نگران نباش

893
01:02:57,480 --> 01:02:59,320
‫اونور می‌بینیمت

894
01:03:15,200 --> 01:03:16,200
‫هی

895
01:03:18,400 --> 01:03:20,280
‫رایانه می‌گه که بهوش اومدی

896
01:03:20,360 --> 01:03:23,360
‫تبریک می‌گم. تو یه پیشگامی

897
01:03:23,440 --> 01:03:24,840
‫چه غلطی کردی؟

898
01:03:24,920 --> 01:03:27,840
‫کاشف بعمل اومد که امکان داره

899
01:03:27,920 --> 01:03:32,200
‫یه خودآگاه جدید رو به
‫داخل خودآگاهی مجازی منتقل کرد

900
01:03:32,280 --> 01:03:34,160
‫بابام بهت سواری داده

901
01:03:34,240 --> 01:03:36,600
‫منو از اینجا بیرون بیار، عوضی...

902
01:03:37,240 --> 01:03:40,960
‫گمونم الان داد می‌زنی و اسمم رو صدا می‌کنی
‫اما من که خبردار نمی‌شم

903
01:03:41,040 --> 01:03:43,880
‫- تو...
‫- به لطف تو بابام نمی‌تونه حرف بزنه

904
01:03:43,960 --> 01:03:46,960
‫در غیراینصورت می‌تونست وصیتت رو بهم بگه

905
01:03:47,040 --> 01:03:50,640
‫عوضی لاشی!
‫ای لاشی!

906
01:03:50,720 --> 01:03:55,440
‫خدمتت عرض کنم که بزودی
‫بازم اولین نفر خواهی بود

907
01:03:55,520 --> 01:03:58,520
‫اولین کسی که مرگ دو مرحله‌ای رو تجربه می‌کنه

908
01:03:58,600 --> 01:04:00,200
‫نه، نه، نه، نه

909
01:04:00,280 --> 01:04:03,440
‫محدودیت 10 ثانیه‌ای بابا رو برداشتم
‫تا نهایت برق بهش وارد بشه

910
01:04:05,120 --> 01:04:06,920
‫اونقدری خواهد بود که آزاد بشه

911
01:04:08,560 --> 01:04:11,640
‫با اینحال... تو

912
01:04:12,560 --> 01:04:15,520
‫آقای هینز چون اون داخل هستی
‫همه رو حس می‌کنی

913
01:04:15,600 --> 01:04:17,080
‫- هی!
‫- تمام درد

914
01:04:17,160 --> 01:04:19,240
‫- کون لقت...
‫- رنج تمام و کمال

915
01:04:19,320 --> 01:04:22,200
‫- کون لقت!
‫- منم یه یادگاری گیرم میاد

916
01:04:22,560 --> 01:04:23,840
‫نه، نه، نه، نه

917
01:04:23,920 --> 01:04:25,720
‫هی، لطفاً. من...

918
01:04:25,800 --> 01:04:27,240
‫همیشه برقرار

919
01:04:28,320 --> 01:04:32,040
‫- همیشه در حال رنج کشیدن
‫- لعنتی! نه، نه، نه

920
01:04:34,280 --> 01:04:35,280
‫خدانگهدار بابایی

921
01:05:23,280 --> 01:05:25,760
‫میمون دوستت داره

922
01:06:25,960 --> 01:06:27,040
‫کارم چطوره مامانم؟

923
01:06:27,600 --> 01:06:28,640
‫همه چی ردیفه؟

924
01:06:29,640 --> 01:06:30,920
‫عالیه عزیزم

925
01:06:31,440 --> 01:06:32,760
‫بهت افتخار می‌کنم

926
01:06:33,240 --> 01:06:34,880
‫اه، مرسی

927
01:07:10,881 --> 01:07:25,881
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
