1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:24,500 --> 00:00:28,500
‫« موزه‌ی سیاه »

3
00:00:41,600 --> 00:00:47,480
‫♪ توی همون خیابونایی قدم میزنم ♪
‫♪ که عادت داشتی باهام قدم بزنی ♪

4
00:00:48,880 --> 00:00:54,440
‫♪ و هر قدمی که برمی‌دارم ♪
‫♪ یاد میاره که چقدر عاشق هم بودیم ♪

5
00:00:54,520 --> 00:00:58,000
‫♪ آخه چطور فراموشت کنم ♪

6
00:00:58,920 --> 00:01:02,960
‫♪ وقتی همیشه یه چیزی هست ♪
‫♪ که یادم بیاره ♪

7
00:01:05,560 --> 00:01:08,520
‫♪ همیشه یه چیزی هست ♪
‫♪ که یادم بیاره ♪

8
00:01:10,480 --> 00:01:14,080
‫♪ من برای عاشقِ تو بودن متولد شدم ♪

9
00:01:14,800 --> 00:01:17,560
‫♪ و هرگز رها نمیشم ♪

10
00:01:17,640 --> 00:01:20,680
‫♪ تو همیشه جزئی از من می‌مونی ♪

11
00:01:20,760 --> 00:01:22,480
‫

12
00:01:24,880 --> 00:01:31,640
‫♪ وقتی آفتاب درمیاد، از جلوی کافه‌ای رد میشم ♪
‫♪ که شب‌ها توش می‌رقصیدیم ♪

13
00:01:32,360 --> 00:01:38,080
‫♪ و نمی‌تونم از یاد ببرم چه حسی داشت ♪
‫♪ که ببوسمت و محکم بغلت کنم ♪

14
00:01:38,160 --> 00:01:42,200
‫♪ آخه چطور فراموشت کنم؟ ♪

15
00:01:42,400 --> 00:01:46,520
‫♪ وقتی همیشه یه چیزی هست ♪
‫♪ که یادم بیاره ♪

16
00:01:49,120 --> 00:01:52,200
‫♪ همیشه یه چیزی هست ♪
‫♪ که یادم بیاره ♪

17
00:01:54,040 --> 00:01:56,240
‫

18
00:02:34,280 --> 00:02:35,280
‫

19
00:02:52,281 --> 00:02:54,781
‫« بازدید از ساعت 11 صبح آغاز می‌شود »

20
00:03:35,880 --> 00:03:37,280
‫- سلام
‫- سلام

21
00:03:38,400 --> 00:03:42,160
‫بازدید از ساعت 11 شروع میشه،
‫شما اولین نفری. ممکنه روز شلوغی باشه

22
00:03:42,240 --> 00:03:44,240
‫جاده که انگار خیلی خلوت بود

23
00:03:45,160 --> 00:03:48,280
‫لهجه‌ی قشنگی دارین، از استرالیا اومدین؟

24
00:03:48,360 --> 00:03:49,840
‫نه، اهل بریتانیام

25
00:03:50,240 --> 00:03:54,400
‫پس اسمتون از اون اسمای انگلیسی
‫عجیب‌غریب‌ــه؟ ازمرلدا یا...؟

26
00:03:54,480 --> 00:03:55,480
‫من "نیش" هستم

27
00:03:55,800 --> 00:03:57,480
‫- نیش؟
‫- نیش

28
00:03:59,000 --> 00:04:01,560
‫خب، نمی‌تونم قضاوتی کنم،
‫چون اسم خودم مسخره‌س

29
00:04:01,640 --> 00:04:04,680
‫"رولو هینز"، صاحب و مالک اینجا

30
00:04:05,360 --> 00:04:08,240
‫خب، امروز صبح فقط ما دو نفریم.
‫از انجام دادنش مطمئنید؟

31
00:04:08,320 --> 00:04:12,040
‫- اینجا به درد آدمای بی‌دل و جرات نمی‌خوره
‫- مطمئنم که از پسش برمیام

32
00:04:12,680 --> 00:04:13,960
‫همه نمی‌تونن

33
00:04:22,120 --> 00:04:25,640
‫خب، اگه اشکالی نداشته باشه
‫باید داخل کیف‌تون رو یه نگاه بندازم

34
00:04:25,720 --> 00:04:29,280
‫- اشکال نداره
‫- این روزا به هیچکس نمیشه اعتماد کرد

35
00:04:32,480 --> 00:04:34,400
‫اگه میشه برید اونجا

36
00:04:34,880 --> 00:04:37,000
‫هر چیز فلزی دارین، بذارین اونجا

37
00:04:37,080 --> 00:04:38,080
‫باشه

38
00:04:39,400 --> 00:04:41,720
‫چه جمع و جوره

39
00:04:42,480 --> 00:04:44,600
‫آره، بهش میگم ریزه میزه

40
00:04:45,680 --> 00:04:47,360
‫ریزه میزه، باحاله

41
00:04:47,800 --> 00:04:50,960
‫گمونم توی فرودگاه
‫با این مسائل امنیتی کلی اذیت شدی

42
00:04:51,720 --> 00:04:54,600
‫مسئولای مهاجرت‌مون
‫این روزا خیلی سخت‌گیر شدن

43
00:04:56,280 --> 00:04:57,520
‫تمومه؟

44
00:04:58,240 --> 00:04:59,560
‫خیلی‌خب

45
00:05:01,200 --> 00:05:02,360
‫شروع می‌کنیم

46
00:05:04,400 --> 00:05:05,720
‫خب، اومدی تعطیلات؟

47
00:05:05,800 --> 00:05:07,920
‫- یه‌جورایی. پدرم این طرفا زندگی می‌کنه
‫- آها

48
00:05:08,640 --> 00:05:11,200
‫تولدشه، مامانمم می‌خواست غافلگیرش کنه

49
00:05:11,280 --> 00:05:12,720
‫و غافلگیری شما هستی؟

50
00:05:13,360 --> 00:05:15,280
‫گمونم بخشی ازش هستم

51
00:05:15,920 --> 00:05:18,680
‫- از کجا اومدی؟
‫- سالت لیک [پایتخت ایالت یوتا]

52
00:05:20,160 --> 00:05:21,560
‫از سالت لیک اومدی اینجا؟

53
00:05:21,640 --> 00:05:23,800
‫آره، گفتم بدک نیست از جاده‌ی فرعی بیام،

54
00:05:23,880 --> 00:05:25,320
‫ولی دست کم گرفتمش...

55
00:05:25,400 --> 00:05:27,400
‫برای یه دختر تنها سفر سختی‌ــه

56
00:05:29,760 --> 00:05:32,480
‫- نمی‌خواستم سنت‌گرایی کنم
‫- خدایی؟

57
00:05:32,560 --> 00:05:34,800
‫آخر سنت‌گرایی بود

58
00:05:34,880 --> 00:05:36,680
‫چقدر گرمه اینجا

59
00:05:40,440 --> 00:05:42,360
‫سیستم تهویه حتماً خراب شده

60
00:05:43,520 --> 00:05:44,600
‫بابت گرما شرمنده

61
00:05:46,200 --> 00:05:47,800
‫سیستم‌های دیجیتالی کوفتی

62
00:05:47,880 --> 00:05:50,040
‫هیچوقت به یه تکنیسین اعتماد نکن.
‫خدایا، اینو باید بفهمم

63
00:05:50,960 --> 00:05:52,720
‫اینا چی هستن؟

64
00:05:52,800 --> 00:05:55,760
‫ساخته‌های جرم‌شناسی معتبر

65
00:05:56,400 --> 00:05:58,840
‫اگه کار بدی کرده باشه،
‫احتمالِ اینجا بودنش هست

66
00:05:59,720 --> 00:06:02,600
‫یه نگاهی بنداز، عجله نکن،
‫ببین چی توجهت رو جلب می‌کنه

67
00:06:02,680 --> 00:06:06,600
‫هر چیزی که توجهت رو جلب کرد،
‫کامل دربارش توضیح میدم

68
00:06:06,680 --> 00:06:10,040
‫پشتِ بیشتر چیزایی که اینجاست،
‫یه داستان غم‌انگیز و بیمارگونه وجود داره

69
00:06:10,360 --> 00:06:12,360
‫درست مثل جاذبه‌ی اصلی‌مون که اونجاست

70
00:06:12,440 --> 00:06:14,520
‫ولی بیا عجله نکنیم

71
00:06:15,680 --> 00:06:17,920
‫خیلی‌ها فقط سریع میرن پشت پرده،

72
00:06:18,000 --> 00:06:19,920
‫به چیزایی که اینجاست حتی نگاهم نمی‌ندازن

73
00:06:20,000 --> 00:06:21,967
‫و بعد یه مشت امتیاز یک‌-ستاره...

74
00:06:21,968 --> 00:06:24,160
‫به اون سفر خراب‌کُن میدن و قبل از اینکه بفهمی...

75
00:06:24,240 --> 00:06:27,320
‫هی ببین، من عجله ندارم
‫پس نگران نباش

76
00:06:28,400 --> 00:06:29,920
‫خب پس راحت باش

77
00:06:30,720 --> 00:06:32,480
‫حتماً

78
00:06:34,800 --> 00:06:38,920
‫- این ساخته‌ها پیشرفته بنظر میاد
‫- خب، تحصیلات من نوروتکنولوژی بود

79
00:06:39,000 --> 00:06:40,000
‫خوبه

80
00:06:41,240 --> 00:06:44,520
‫خب، این چیه پس؟
‫یه چیزی شبیه کلاه‌گیس‌ــه

81
00:06:44,600 --> 00:06:47,560
‫راستش، یکی از اولین یادگاری‌هام بود

82
00:06:47,640 --> 00:06:50,880
‫یکمی راهنمایی می‌کنه که
‫اثر اصلی‌مون داستانش چیه

83
00:06:50,960 --> 00:06:53,200
‫- چیه؟
‫- در مورد پیتر داوسون شنیدی؟

84
00:06:53,640 --> 00:06:56,560
‫دکتر پیتر داوسون؟

85
00:06:56,640 --> 00:07:02,760
‫خب، معمولاً میگم
‫این دستگاه بازشناسی روانی داوسون‌ــه،

86
00:07:02,840 --> 00:07:07,120
‫و ملت داد میزنن "عمراً!"
‫و من میگم "خود خودشه"

87
00:07:08,120 --> 00:07:10,240
‫سوال بعدی‌شون اینه که
‫"اینو از کجات در آوردی؟"

88
00:07:10,880 --> 00:07:14,520
‫- خب
‫- حوزه‌م تکنولوژی پزشکی بود

89
00:07:14,600 --> 00:07:17,920
‫من توی سنت جونیپر کار کردم.
‫یه جورایی مثل بیمارستان آموزشی‌ــه

90
00:07:18,000 --> 00:07:20,440
‫تشکیلات خوبی داشت،
‫بخشی از لایحه‌ی تقسیم زمین بود

91
00:07:21,200 --> 00:07:23,920
‫مرکز شهر نیویورک بود،
‫یه ساختمون بزرگ قدیمی

92
00:07:24,000 --> 00:07:25,520
‫بخش تحقیقی بالاش بود

93
00:07:25,600 --> 00:07:28,960
‫بخش اورژانس و مردم عادی هم
‫پایین ساختمون هم‌سطح خیابون بودن

94
00:07:29,880 --> 00:07:32,960
‫یه ترکیب عالی از تجارت و حفظ سلامت بود

95
00:07:34,120 --> 00:07:36,080
‫- خدایی؟
‫- برو کنار عوضی!

96
00:07:36,160 --> 00:07:40,960
‫روال این بود، آدمایی که بدون پوشش مالی
‫می‌خواستن مجانی درمان بشن،

97
00:07:41,040 --> 00:07:45,720
‫در ازاش با درمان‌های آزمایشی خاص،
‫موافقت می‌کردن

98
00:07:45,800 --> 00:07:48,680
‫من... برای طبقه‌ی بالایی‌ها کار می‌کردم

99
00:07:49,320 --> 00:07:50,920
‫یعنی مثلاً دانشمند بودی؟

100
00:07:51,320 --> 00:07:54,560
‫من بیشتر تو کار گرفتن نیرو بودم

101
00:07:54,640 --> 00:07:55,800
‫- آره، آره اومدم
‫- خالی کنید

102
00:07:57,200 --> 00:07:58,200
‫شوک میدم

103
00:08:01,000 --> 00:08:02,080
‫- نه
‫- نه؟

104
00:08:02,160 --> 00:08:04,000
‫- نه
‫- خیلی‌خب، دوباره انجام میدم. خالی کنید!

105
00:08:04,080 --> 00:08:05,880
‫شوک میدم

106
00:08:10,520 --> 00:08:11,960
‫نه

107
00:08:13,800 --> 00:08:17,040
‫اگه می‌دونستم ضدافسردگی خورده،
‫دوزش رو یکم بالا می‌بردم

108
00:08:17,120 --> 00:08:18,720
‫نمی‌شد فهمید

109
00:08:24,040 --> 00:08:26,120
‫بدموقع اومدم؟

110
00:08:26,200 --> 00:08:28,720
‫رولو هینز هستم از طبقه‌ی دهم

111
00:08:28,800 --> 00:08:31,080
‫بنظر میاد به مشکل برخوردید

112
00:08:32,360 --> 00:08:34,280
‫بنظرم چیزی دارم که می‌تونه کمک کنه

113
00:08:44,200 --> 00:08:46,480
‫مبحث اصلی که روش کار می‌کنن،
‫نورو تکنولوژی‌ــه

114
00:08:46,560 --> 00:08:48,560
‫پیشتازی در بهینه‌سازی‌های مغز

115
00:08:48,640 --> 00:08:50,680
‫هم‌کُنشگرهای عصبی

116
00:08:50,760 --> 00:08:52,720
‫تمام چیزای باحال

117
00:08:52,800 --> 00:08:56,600
‫چیزی که خیلی دنبالشن،
‫راهی برای انتقال دانش‌ــه

118
00:09:00,800 --> 00:09:02,880
‫خب یکی از گروه‌های اینجا،
‫داره روی یه آزمایش کار می‌کنه

119
00:09:02,960 --> 00:09:07,020
‫سعی داره یه راه برای پرتو افشانیِ اطلاعات
‫از یه مغز به یه مغز دیگه پیدا کنه

120
00:09:09,320 --> 00:09:10,520
‫این کنی‌ــه

121
00:09:13,440 --> 00:09:14,440
‫این هکتوره

122
00:09:16,120 --> 00:09:17,840
‫حواست جمع باشه

123
00:09:18,440 --> 00:09:19,560
‫خب، آزمایش

124
00:09:19,640 --> 00:09:22,200
‫یه مارپیچ کوچیک درست کردن
‫و کنی رو میندازن داخلش

125
00:09:22,280 --> 00:09:24,480
‫و برای ماه‌ها همین‌جور داخلش می‌چرخه

126
00:09:25,160 --> 00:09:27,520
‫تا اینکه مثل خونه‌ی بچگیش بلدش میشه

127
00:09:28,200 --> 00:09:32,800
‫و بعد... اینو میذارن رو سرش

128
00:09:36,720 --> 00:09:38,080
‫یه انتقال‌دهنده‌س،

129
00:09:38,720 --> 00:09:41,280
‫امواجی رو از مغز کنی جذب می‌کنه

130
00:09:41,360 --> 00:09:44,120
‫که اینجا به مغز هکتوز فرستاده میشن

131
00:09:44,200 --> 00:09:47,040
‫هکتور پیش‌نمونه‌ی دریافت‌کننده‌ی
‫سیناپسی‌مون روی سرشه

132
00:09:47,120 --> 00:09:50,880
‫حالا یادت باشه، هکتور تا حالا توی
‫مارپیچ حتی پا نذاشته

133
00:09:50,960 --> 00:09:54,560
‫نقشه این بود که دانش کنی
‫از طرح‌بندی مارپیچ رو دریافت کنه

134
00:09:54,640 --> 00:09:58,120
‫و تمام... قادره که مارپیچ رو بار اول حل کنه

135
00:09:58,200 --> 00:09:59,520
‫- و تونست؟
‫- نه

136
00:10:00,840 --> 00:10:02,960
‫مثل یه موش خرفت دور خودش می‌چرخید

137
00:10:03,040 --> 00:10:06,520
‫خب، چرا داری اینا رو بهم میگی؟

138
00:10:06,600 --> 00:10:09,840
‫چون به محض اینکه مشخص شد
‫ماجرای مارپیچ با شکست مواجه شده،

139
00:10:09,920 --> 00:10:12,120
‫یکی از پژوهشگرامون قهوه‌ش
‫رو خالی کرد روی کنی

140
00:10:12,640 --> 00:10:17,200
‫قهوه‌ی داغ می‌ریزه روی کنی
‫پس بدیهاً جیغ و داد می‌کنه،

141
00:10:17,280 --> 00:10:18,840
‫ولی هکتور هم همین کارو کرد

142
00:10:18,920 --> 00:10:21,760
‫معلوم شد، هنوز متوجه نشدیم
‫چطور دانش رو به اشتراک بذاریم...

143
00:10:21,840 --> 00:10:24,360
‫- ولی حس‌های فیزیکی رو می‌تونین
‫- خودشه

144
00:10:24,440 --> 00:10:27,000
‫خیلی خفنه، دستخوش

145
00:10:27,080 --> 00:10:28,840
‫و حتی از اون خفن‌تر،

146
00:10:29,280 --> 00:10:33,400
‫هکتور سوختگی رو حس کرد
‫ولی هیچ آسیبی ندید

147
00:10:33,480 --> 00:10:37,280
‫تمام حس رو تجربه کرد،
‫هیچ بهای فیزیکی‌ای نداد

148
00:10:37,360 --> 00:10:38,960
‫ولی چطور مُرد؟

149
00:10:39,640 --> 00:10:41,760
‫بعدش بدنش بُردین که ببینن سالمه یا نه

150
00:10:41,840 --> 00:10:42,880
‫آها

151
00:10:42,960 --> 00:10:48,240
‫بگذریم، به لطف قربانی شدن هکتور،
‫این پیش‌نمونه رو ساختیم

152
00:10:54,600 --> 00:10:58,920
‫یه دریافت‌کننده برای تجارب انسانی

153
00:10:59,000 --> 00:11:02,360
‫یه القاکننده‌ی عصبی،
‫تنها مدلی که ازش وجود داره

154
00:11:05,080 --> 00:11:06,960
‫برای همین منو آوردی این بالا

155
00:11:07,320 --> 00:11:09,560
‫بزرگ‌ترین موردی که
‫بیمارها باهاش عذابت میدن چیه؟

156
00:11:10,760 --> 00:11:13,000
‫اینه که از اول بفهمی چه مشکلی دارن

157
00:11:13,080 --> 00:11:14,967
‫نصف احمقایی که میان اینجا...

158
00:11:14,968 --> 00:11:16,880
‫حتی نمی‌تونن علائم‌شون رو شرح بدن

159
00:11:16,960 --> 00:11:20,960
‫یا... بیهوشن یا گیج و منگن
‫یا مستن یا لالن

160
00:11:21,040 --> 00:11:24,120
‫یا دو سال‌شونه یا نمی‌تونن انگلیسی حرف بزنن

161
00:11:26,120 --> 00:11:31,960
‫تصور کن بتونی چیزی که مریض حس می‌کنه
‫رو دقیقاً حس کنی،

162
00:11:32,040 --> 00:11:35,000
‫منهای عواقب فیزیکیش

163
00:11:35,080 --> 00:11:37,080
‫مثل خوندن ذهن‌شونه

164
00:11:39,240 --> 00:11:40,800
‫خب نظرت چیه؟

165
00:11:40,880 --> 00:11:44,080
‫باید می‌دادمش به داوسون،
‫با اشتیاق قبولش کرد

166
00:11:44,160 --> 00:11:45,920
‫انگار از انجامش خوشحال بود

167
00:11:46,000 --> 00:11:48,560
‫و فقط یه روند کوتاه بود

168
00:11:48,640 --> 00:11:52,760
‫برگشت‌ناپذیر بود ولی اون یه پیشگام شده بود

169
00:11:53,760 --> 00:11:56,400
‫بعلاوه، آمار مرگ‌ومیرش بالا رفته بود،

170
00:11:56,800 --> 00:11:59,160
‫پس این بهترین راه نجاتش بود

171
00:12:04,920 --> 00:12:06,480
‫اگه بهش دست بزنم درد می‌گیره؟

172
00:12:06,560 --> 00:12:08,560
‫فکر نکنم

173
00:12:10,200 --> 00:12:12,800
‫یه جورایی عجیب غریب‌ــه

174
00:12:14,000 --> 00:12:15,440
‫این آخر سوراخ کردنه

175
00:12:15,960 --> 00:12:18,280
‫اگه می‌خوای دلداریم بدی،
‫داره جواب میده

176
00:12:18,360 --> 00:12:20,560
‫وقت آزمایشه

177
00:12:23,200 --> 00:12:26,880
‫خب اینجاست که مثلاً توری سرمون
‫وارد عمل میشه

178
00:12:26,960 --> 00:12:29,840
‫فرضیه این بود،
‫اگه روی سر یه فرد آماده بذاریش،

179
00:12:29,920 --> 00:12:32,493
‫حس‌های فیزیکیش رو جذب می‌کنه

180
00:12:32,494 --> 00:12:35,640
‫و برای القاکننده‌ی داوسون بازپخشش می‌کنه

181
00:12:35,720 --> 00:12:38,720
‫فقط باید می‌فهمیدیم کار می‌کنه یا نه

182
00:12:42,680 --> 00:12:44,000
‫آخ

183
00:12:46,280 --> 00:12:47,280
‫این یکی

184
00:12:48,040 --> 00:12:51,320
‫هیوستون، یه معجزه رخ داده

185
00:12:52,000 --> 00:12:53,360
‫از همون اول،

186
00:12:53,440 --> 00:12:55,280
‫داوسون می‌تونست با افراد مریض کار کنه،

187
00:12:55,360 --> 00:12:58,680
‫شروع کرد به ساخت
‫یه جور کتابخونه‌ی روانی از علائم فیزیکی

188
00:12:58,760 --> 00:13:01,766
‫نقشه این بود،
‫باید ‌می‌فهمید اوضاع از چه قراره

189
00:13:01,767 --> 00:13:03,840
‫تا بتونه سریع‌تر مشکل رو تشخیص بده

190
00:13:03,920 --> 00:13:08,920
‫خب، از بخش اورژانس شروع شد،
‫شکستگی‌های کوچک، از این جور چیزا

191
00:13:09,000 --> 00:13:11,200
‫طولی نکشید که به موردهای بزرگ‌تر رسید

192
00:13:11,280 --> 00:13:13,880
‫آسیب‌های وخیم، بیماری‌ها

193
00:13:13,960 --> 00:13:16,560
‫موردهای لاعلاج مرحله آخر

194
00:13:16,640 --> 00:13:21,600
‫داوسون تحملش کرد و از پسش براومد

195
00:13:22,240 --> 00:13:24,640
‫مثلاً یه بچه که مشخصه داره درد می‌کشه میارن

196
00:13:24,720 --> 00:13:26,465
‫دکترها به التهاب آپاندیس مظنون میشن،

197
00:13:26,466 --> 00:13:28,760
‫به داوسون وصلش می‌کنن تا مطمئن بشن

198
00:13:28,840 --> 00:13:31,520
‫داوسون التهاب آپاندیس رو
‫تا حالا خیلی تجربه کرده،

199
00:13:31,600 --> 00:13:34,040
‫پس اگه چیز بیشتری باشه می‌فهمه

200
00:13:34,120 --> 00:13:36,640
‫چیزایی رو متوجه شد که
‫حتی دنبالش هم نبودن

201
00:13:36,720 --> 00:13:38,480
‫"بلاستوما" و چیزای دیگه
‫[نوعی سرطان شایع در کودکان]

202
00:13:38,560 --> 00:13:39,560
‫موفق باشی رفیق

203
00:13:39,640 --> 00:13:43,680
‫اون مرد جون آدما رو نجات داد،
‫شکی درش نیست

204
00:13:43,760 --> 00:13:44,760
‫- موفق باشید
‫- خدافظ

205
00:13:44,840 --> 00:13:47,000
‫- باهامون در ارتباط باشید، خدافظ
‫- خدافظ

206
00:13:47,640 --> 00:13:48,680
‫چه خوب بود

207
00:13:48,760 --> 00:13:50,200
‫و ضمناً،

208
00:13:50,280 --> 00:13:52,680
‫اگه بی‌ادبی نباشه،

209
00:13:52,760 --> 00:13:57,280
‫دستگاه بازشناسی روانی داوسون‌
‫توی تخت‌خواب هم مفید واقع شد

210
00:13:58,200 --> 00:14:02,040
‫القاکننده‌ش حس‌های لذت‌بخش
‫رو هم دریافت می‌کرد

211
00:14:04,520 --> 00:14:07,360
‫پس اگه دوست‌دخترش
‫اون توری آبی انتقال‌دهنده رو سرش می‌کرد،

212
00:14:07,440 --> 00:14:09,960
‫و داوسون القادهنده‌ی کوچیکش رو تنظیم می‌کرد،

213
00:14:11,120 --> 00:14:12,800
‫فقط حس خودش رو نداشت...

214
00:14:12,880 --> 00:14:16,680
‫- آبم داره میاد!
‫- ...بلکه حس دختره رو هم داشت

215
00:14:16,760 --> 00:14:18,606
‫تخم حروم داشت همزمان...

216
00:14:18,607 --> 00:14:22,960
‫ارگاسم مرد و زن رو تجربه می‌کرد

217
00:14:23,040 --> 00:14:26,200
‫وای، وای خدایا

218
00:14:26,280 --> 00:14:29,080
‫لعنتی

219
00:14:31,480 --> 00:14:32,840
‫از حسـت سیر نمیشم...

220
00:14:32,920 --> 00:14:34,000
‫اما؟

221
00:14:34,080 --> 00:14:36,600
‫- ببخشید؟
‫- داوسون داره بهش خوش می‌گذره

222
00:14:36,680 --> 00:14:38,720
‫- باید یه "اما"یی هم باشه
‫- آها

223
00:14:38,800 --> 00:14:40,520
‫داره بهش خوش می‌گذره اما...

224
00:14:42,000 --> 00:14:43,200
‫اما...

225
00:14:44,400 --> 00:14:47,000
‫برید کنار، برید کنار

226
00:14:47,640 --> 00:14:49,200
‫- یالا
‫- تقریباً رسیدیم

227
00:14:50,280 --> 00:14:53,080
‫یه روز، سناتور ویتلی رو با عجله آوردن

228
00:14:53,160 --> 00:14:55,680
‫تو یه مراسم خیریه غش کرده بود

229
00:14:55,760 --> 00:14:58,160
‫هیچکس نمی‌فهمید چش شده

230
00:14:58,240 --> 00:15:00,520
‫- بلندش کنین
‫- دارمش

231
00:15:00,600 --> 00:15:02,200
‫داوسون بهش متصل شد

232
00:15:02,720 --> 00:15:04,760
‫- مراقب باش
‫- باشه

233
00:15:06,200 --> 00:15:09,080
‫- وای
‫- و سخت‌ترین تجربه‌ش بود

234
00:15:09,160 --> 00:15:12,200
‫- پیت؟
‫- انگار هیچ سرنخی نداشت که چیه

235
00:15:12,280 --> 00:15:14,240
‫- پیت
‫- فقط یه دقیقه دیگه لطفاً

236
00:15:14,320 --> 00:15:16,200
‫بذار کارش رو بکنه

237
00:15:16,280 --> 00:15:19,800
‫دردی که هیچوقت حسش نکرده

238
00:15:19,880 --> 00:15:21,880
‫- پیت، داره می‌میره
‫- فقط یه لحظه دیگه

239
00:15:21,960 --> 00:15:23,080
‫و بعدش اتفاق افتاد

240
00:15:30,840 --> 00:15:32,240
‫پیت؟

241
00:15:37,080 --> 00:15:40,400
‫داوسون حدود 5 دقیقه از هوش رفت

242
00:15:40,840 --> 00:15:42,640
‫معلوم شد سناتور مسموم شده،

243
00:15:42,720 --> 00:15:45,040
‫یه سم نادر بود، یه جور سم روسی

244
00:15:45,120 --> 00:15:47,000
‫کامل جذبش کرده بود

245
00:15:47,080 --> 00:15:50,600
‫ولی داوسون مرگ رو تجربه کرده بود
‫و وارد دنیای دیگه شده بود

246
00:15:52,400 --> 00:15:53,600
‫در لحظه‌ی مرگ،

247
00:15:53,601 --> 00:15:58,640
‫کهکشانی از سیناپس‌ها نابود میشن،

248
00:15:58,720 --> 00:16:00,920
‫سونامیِ "اندروفین‌ها"
‫[مُسکن‌های طبیعی بدن]

249
00:16:01,000 --> 00:16:05,000
‫و بعد این موج تیره و غلتانِ نیستی
‫پشتش نمایان میشه

250
00:16:05,080 --> 00:16:06,920
‫وقتی به هوش اومد،
‫همه جور آزمایشی انجام دادن

251
00:16:07,000 --> 00:16:08,760
‫همه‌چیزش درست بود، مشکلی نداشت

252
00:16:09,200 --> 00:16:11,400
‫"آشفته‌س ولی آسیبی ندیده"،
‫توی گزارشش نوشتن

253
00:16:11,480 --> 00:16:14,120
‫روز بعد، حاضر و آماده بود

254
00:16:14,200 --> 00:16:16,000
‫ولی یه مشکلی بود، نه؟

255
00:16:16,080 --> 00:16:18,560
‫که همه‌ی اینا رو بدون مُردن تجربه کنی؟

256
00:16:18,640 --> 00:16:20,160
‫اینطوری القاکننده‌ش رو نابود کرد

257
00:16:27,160 --> 00:16:28,680
‫وای خدا

258
00:16:33,800 --> 00:16:35,960
‫- میرم یکم آب بخورم
‫- باشه

259
00:16:40,000 --> 00:16:42,840
‫لعنتی

260
00:16:45,960 --> 00:16:49,600
‫میشه بگی رابطه‌ش با درد
‫یکمی تغییر کرده بود

261
00:16:50,120 --> 00:16:52,000
‫چقدر درد گرفت

262
00:16:53,920 --> 00:16:55,640
‫حالا، از درد خوشش می‌اومد

263
00:16:56,760 --> 00:17:00,200
‫بعد از اون حسابی خودش رو درگیر کارش کرد

264
00:17:01,720 --> 00:17:05,560
‫اول سعی کرد قایمش کنه،
‫ولی به لطف اون زائده‌ی کوچولو،

265
00:17:05,640 --> 00:17:09,240
‫هر چی درد بیشتری حس می‌کرد،
‫لذت بیشتری می‌برد

266
00:17:15,480 --> 00:17:17,120
‫خیلی‌خب، نه. بسه بسه

267
00:17:17,200 --> 00:17:19,440
‫بسه. جدی میگم بسه!

268
00:17:25,600 --> 00:17:27,840
‫- گفتی می‌تونیم امتحانش کنیم
‫- و کردیم

269
00:17:28,360 --> 00:17:31,280
‫ببین، اون مو کشیدن و خفه کردن
‫رو امتحان کردیم

270
00:17:31,880 --> 00:17:34,200
‫من خوشم نمیاد، خب؟ همچین آدمی نیستم

271
00:17:42,120 --> 00:17:43,400
‫شاید بهتر باشه برم

272
00:17:44,640 --> 00:17:46,640
‫نه نه لطفاً

273
00:17:47,440 --> 00:17:48,600
‫ببخشید

274
00:17:49,560 --> 00:17:51,880
‫بمون، لطفاً؟

275
00:18:05,920 --> 00:18:08,000
‫آخ، پیت!

276
00:18:13,360 --> 00:18:14,600
‫من میرم

277
00:18:15,960 --> 00:18:18,000
‫می‌دونی، مثل خوردن فلفل‌ــه

278
00:18:18,080 --> 00:18:19,840
‫سریع باهاش خو می‌گیری

279
00:18:19,920 --> 00:18:23,360
‫اولین بار که فلفل هالوپینو می‌خوری،
‫شرط می‌بندم تُفش می‌کنی، خیلی تنده

280
00:18:23,440 --> 00:18:26,440
‫ولی سماجت کنی، اعتیادآور میشه

281
00:18:26,520 --> 00:18:28,600
‫طولی نمی‌کشه که هالوپینو جواب نمیده

282
00:18:28,680 --> 00:18:31,120
‫پیشرفت می‌کنی، فلفل تند قرمز،
‫فلفل چشم پرنده،

283
00:18:31,200 --> 00:18:34,160
‫تا اینکه میرسی به شیاطینِ "اسکاچ بانت"
‫[نام نوعی فلفل]

284
00:18:34,240 --> 00:18:37,000
‫عطش داوسون درست همین طوری بود

285
00:18:37,360 --> 00:18:39,440
‫قبل از اینکه بفهمی،
‫داره توی بخش اورژانس می‌چرخه...

286
00:18:39,520 --> 00:18:42,680
‫منتظر یه قربانی تصادف درست‌حسابی‌ــه
‫که بره سراغش

287
00:18:42,760 --> 00:18:45,240
‫تنها چیزی که بهش فکر می‌کنه،
‫درد شدیدی‌ــه که در راهه

288
00:18:45,320 --> 00:18:47,680
‫"بهم پسش بدین، بهم پسش بدین.
‫باید پسش بگیرم"

289
00:18:48,840 --> 00:18:51,640
‫سارا، اینارو برام میذاری تو پرونده؟

290
00:18:51,720 --> 00:18:52,840
‫- حتماً
‫- پیت

291
00:18:54,000 --> 00:18:56,560
‫- الان شیفت تو نیست
‫- ببریدش به اتاق چهار

292
00:18:56,640 --> 00:18:57,960
‫- من فقط...
‫- باشه

293
00:18:58,360 --> 00:18:59,360
‫پیت

294
00:19:01,640 --> 00:19:02,640
‫مراقب باش

295
00:19:03,840 --> 00:19:06,040
‫و سه دو یک

296
00:19:06,120 --> 00:19:07,120
‫بلندش کن

297
00:19:07,200 --> 00:19:08,440
‫من انجامش میدم

298
00:19:10,920 --> 00:19:14,560
‫به محض اینکه متصل میشه،
‫حسش می‌کنه

299
00:19:14,680 --> 00:19:17,120
‫ایست قلبی‌ــه، توی خیابون بیهوش شد

300
00:19:17,200 --> 00:19:18,800
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم

301
00:19:18,880 --> 00:19:22,560
‫سکته‌ی قلبی‌ــه، خب؟
‫ولی اون هیچی نمیگه

302
00:19:23,160 --> 00:19:24,840
‫زمان می‌خره

303
00:19:27,120 --> 00:19:32,640
‫فکر کرد می‌تونه سوار قطار درد بشه
‫و تمام راه رو تا رستگاری بره

304
00:19:36,600 --> 00:19:40,080
‫آخر سر مجبور شدن داوسون
‫رو از اون زن دور کنن

305
00:19:42,960 --> 00:19:45,480
‫خاله اتل رو احیای قلبی کنن

306
00:19:45,560 --> 00:19:48,880
‫زنه جلوش می‌میره
‫و اون مثل یه آدم الکلی...

307
00:19:48,960 --> 00:19:52,640
‫که تماشا می‌کنه یکی یه لیوان ویسکی خوب
‫رو میریزه توی سینک ظرفشویی،

308
00:19:52,720 --> 00:19:55,600
‫از هدر رفتن جنس خوب عذاب می‌کشه

309
00:19:58,240 --> 00:20:00,920
‫ببین، همیشه می‌دونستیم
‫ممکنه عوارض جانبی داشته باشه

310
00:20:01,000 --> 00:20:03,200
‫یعنی، می‌تونیم دنبال غیرفعال کردنش باشیم،

311
00:20:03,201 --> 00:20:04,201
‫ولی یکمی زمان میبره

312
00:20:04,202 --> 00:20:07,000
‫نمی‌تونم همه‌ی آدما رو
‫از سر پروژه‌های دیگه بردارم پیت

313
00:20:07,080 --> 00:20:10,760
‫یعنی، کارای مهمی برای انجام داریم،
‫تو که روال رو می‌دونی

314
00:20:12,320 --> 00:20:13,520
‫ولی بهش می‌رسیم

315
00:20:15,800 --> 00:20:17,760
‫در این مدت، نباید نزدیک مریض‌ها باشی

316
00:20:18,240 --> 00:20:23,520
‫پس فقط برو خونه، پاهات رو بنداز بالا
‫و بشین یه مینی‌سریال ببین یا هر چی

317
00:20:24,560 --> 00:20:27,960
‫هیچکس نمی‌تونست بفهمه بعدش
‫چه اتفاقی می‌افته

318
00:20:28,040 --> 00:20:30,200
‫انتظار میره مقامات تایید کنند...

319
00:20:30,280 --> 00:20:35,440
‫جسد متعلق به گزارشگر آب‌وهوای دبلیوان‌ای،
‫"دنیس استاکلی" که گم شده، می‌باشد

320
00:20:35,520 --> 00:20:38,840
‫یقیناً تعداد زیادی پلیس اونجا حضور دارند،
‫همون طور که میشه دید

321
00:20:38,920 --> 00:20:40,480
‫بذارید به جدول زمانی یه نگاه بندازیم...

322
00:20:40,560 --> 00:20:43,763
‫داوسون 24 ساعته خونه تنها بود

323
00:20:43,764 --> 00:20:47,320
‫عاجز و درمونده شده بود،
‫گمونم داشت ترک می‌کرد

324
00:20:54,280 --> 00:20:58,200
‫آخرین بار عصر جمعه،
‫پانزدهم سپتامبر دیده شده...

325
00:20:59,480 --> 00:21:03,960
‫دیگه مریضی نداشت که ازشون درد بکشه

326
00:21:05,120 --> 00:21:10,560
‫پس آسیب زدن به خودش رو شروع کرد

327
00:21:22,520 --> 00:21:24,440
‫...برای بازگشت بی‌خطرش،

328
00:21:24,480 --> 00:21:27,560
‫یا هر اطلاعاتی از شاهدین...

329
00:21:28,160 --> 00:21:32,040
‫یه هفته رو فقط با زخم کردن خودش سپری کرد

330
00:21:32,960 --> 00:21:35,800
اینجا رو ببر، اینجا رو سوراخ کن

331
00:21:36,920 --> 00:21:38,240
طرف خودش دکتر بود

332
00:21:38,320 --> 00:21:41,360
می‌دونست تا کجا جلو بره که خودشو به کشتن نده

333
00:21:59,600 --> 00:22:01,160
اما کافی نبود

334
00:22:06,680 --> 00:22:08,360
هیچ کدوم کافی نبود

335
00:22:10,520 --> 00:22:15,560
وقتی رو خودش کار می‌کرد، یه عنصر مهم جاش خالی بود

336
00:22:17,920 --> 00:22:19,080
ترس

337
00:22:22,120 --> 00:22:23,240
‫آمیگدال.

338
00:22:23,320 --> 00:22:25,480
‫هسته‌ی کوچولوی بادومی شکل داخل مغز.

339
00:22:25,560 --> 00:22:29,720
‫وقتی آدم می‌ترسه، آمیگدال مثه روز روشن میشه،
‫و حواس آدم رو تیز می‌کنه.

340
00:22:29,800 --> 00:22:35,040
‫ترسی که بیمار موقع زُل زدن
‫به چراغ سقف بیمارستان احساس می‌کنه،

341
00:22:35,120 --> 00:22:39,840
‫ترسی که همراه هر حمله‌ی ناگهانی درده،

342
00:22:39,920 --> 00:22:41,880
‫به اون ترس هم عادت کرده بود.

343
00:22:41,960 --> 00:22:45,680
‫اون ترس همراه درد بود،

344
00:22:45,760 --> 00:22:48,720
‫مثه شراب سرخ و استیک
‫بهش می‌اومد.

345
00:22:48,800 --> 00:22:53,640
‫آدم می‌تونه ترس رو به خودش تحمیل کنه،
‫ولی وحشت رو نه.

346
00:22:55,480 --> 00:22:59,240
‫برای این کار
‫نیاز به یه داوطلب هست.

347
00:24:03,520 --> 00:24:07,200
‫وقتی داسِن رو پیدا کردن
‫عملاً داشت ارضای جنسی می‌شد.

348
00:24:07,520 --> 00:24:13,000
‫از یه معجون بزرگ ترس و درد و مرگ
‫لذت می‌برد.

349
00:24:13,760 --> 00:24:15,640
‫بهم بگو انداختنش زندان.

350
00:24:16,120 --> 00:24:17,440
‫توی بیمارستان بستری شد.

351
00:24:18,360 --> 00:24:20,200
‫وارد وضعیت گیاهی شد.

352
00:24:21,080 --> 00:24:22,000
‫چه خوب.

353
00:24:22,400 --> 00:24:24,440
‫تا همین امروز هم
‫هنوز توی بیمارستانه،

354
00:24:24,520 --> 00:24:27,080
‫در کمایی به عمیقی اقیانوس.

355
00:24:27,160 --> 00:24:32,160
‫ولی اصل داستان اینه که میگن
‫هنوز اون قیافه رو داره،

356
00:24:33,520 --> 00:24:34,760
‫قیافه‌ی در اوج لذت بودن.

357
00:24:35,440 --> 00:24:39,000
‫هنوزم داره عشق و حال می‌کنه.

358
00:24:44,480 --> 00:24:49,000
‫- داری منو دست می‌اندازی، درسته؟
‫- خیلی خب، شق کردنش رو من اضافه کردم. نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

359
00:24:49,560 --> 00:24:52,480
‫- داستان باحالی بود، هان؟
‫- آره، داستان باحالی بود.

360
00:24:53,440 --> 00:24:54,440
‫

361
00:24:59,440 --> 00:25:00,440
‫ای وای.

362
00:25:01,480 --> 00:25:02,720
‫آب می‌خوای؟

363
00:25:03,800 --> 00:25:05,800
‫- نه، چیزیم نیست.
‫- نه بابا، عیب نداره.

364
00:25:07,120 --> 00:25:08,320
‫خیلی لطف داری.

365
00:25:15,160 --> 00:25:18,240
‫خب، چی شد که توی کار تکنولوژی پزشکی نموندی؟

366
00:25:18,640 --> 00:25:19,880
‫خب، یه مدت موندم.

367
00:25:19,960 --> 00:25:23,920
‫فقط چون داوسن رفت لالا کنه،
‫باعث نشد تحقیق در زمینه‌ی علم اعصاب متوقف شه.

368
00:25:34,880 --> 00:25:36,960
‫بیمارستان تعدیلش کرد و بهش بهبود بخشید.

369
00:25:37,040 --> 00:25:41,480
‫همینجوری بود که به تکنولوژیِ
‫انتقال آگاهی دیجیتالی دست پیدا کردن،

370
00:25:41,560 --> 00:25:43,200
‫همون چیزی که امروزه بهش میگن کوکی.

371
00:25:43,280 --> 00:25:46,640
‫همونی که آدمای سالخورده رو توی سرویس ابری آپلود می‌کنن؟

372
00:25:47,000 --> 00:25:48,520
‫آره، ولی این حرف مال خیلی پیش از اینه.

373
00:25:48,600 --> 00:25:52,000
‫ما اون موقع این جَفَنگیاتِ محیط واقعیت افزوده‌ی همه‌جانبه رو نداشتیم.

374
00:25:52,080 --> 00:25:57,200
‫سر و کار ما با چیزای آلی‌تر بود،
‫تقریباً چیزایی با سرسپردگی کم.

375
00:25:57,640 --> 00:25:58,480
‫یعنی چجوری؟

376
00:25:59,480 --> 00:26:03,000
‫باید بگم تو بیشتر از آدمای عادی سوال می‌پرسی.

377
00:26:03,080 --> 00:26:07,360
‫خب، راستشو بخوای، ماشینم هنوز داره شارژ میشه،
‫واسه همین یه کم وقت دارم.

378
00:26:09,080 --> 00:26:12,480
‫بسیار خب،
‫چیزی که می‌خواستم نشونت بدم...

379
00:26:13,920 --> 00:26:15,560
‫جزئی از چیزی که من داشتم روش کار می‌کردم...

380
00:26:18,120 --> 00:26:21,200
‫خیلی... نازه؟

381
00:26:21,280 --> 00:26:24,320
‫در واقع، این یکی از ناراحت‌کننده‌ترین چیزای
‫تمام این موزه‌ست.

382
00:26:24,920 --> 00:26:25,920
‫بهش نمیاد.

383
00:26:26,000 --> 00:26:27,520
‫تا حالا یکی از اون رابطه‌ها داشتی

384
00:26:27,600 --> 00:26:31,360
‫که اصن نمی‌تونی یکی رو از سرت بیرون کنی؟

385
00:26:32,400 --> 00:26:36,040
‫- آره.
‫- چند سال پیش، یه پسری یه دختری رو می‌بینه.

386
00:26:36,120 --> 00:26:38,520
‫اسم پسره جک ــه،
‫اسم دختره...

387
00:26:38,600 --> 00:26:41,200
‫- جیل ــه.
‫- کری ــه.

388
00:26:43,720 --> 00:26:44,640
‫

389
00:26:46,680 --> 00:26:47,560
‫کاپ‌کِیک می‌خوری؟

390
00:26:50,680 --> 00:26:52,960
‫- دستت درد نکنه.
‫- خواهش می‌کنم.

391
00:27:00,840 --> 00:27:03,360
‫- الان تو کلانتری؟
‫- آره.

392
00:27:03,440 --> 00:27:06,480
‫- و منم زندانیَم؟
‫- شما در دردسر افتادی، آقا.

393
00:27:13,880 --> 00:27:18,760
‫در نهایت، پسره مایع بچه‌سازشو بالا میاره توی اونجای دختره،

394
00:27:18,840 --> 00:27:21,160
‫که ریشه می‌کنه.

395
00:27:21,240 --> 00:27:25,360
‫تا چشم به هم بزنی،
‫یه بچه به دنیا میاد.

396
00:27:25,440 --> 00:27:26,440
‫پارکر.

397
00:27:26,520 --> 00:27:29,640
‫بَم، یه واحدِ خانوادگی شدن،

398
00:27:29,720 --> 00:27:34,240
‫یه تبلیغ متحرک برای فردایی روشن‌تر.
‫مثه سگ خوشحال بودن.

399
00:27:34,320 --> 00:27:35,920
‫من... می‌خوام یه عکس بگیرم.

400
00:27:37,440 --> 00:27:39,720
‫خیلی خب، می‌خوام دریاچه
‫پشتتون بیفته.

401
00:27:39,800 --> 00:27:41,880
‫- بسیار خب، رفیق.
‫- خب، آماده‌این؟

402
00:27:42,240 --> 00:27:43,120
‫پارکر.

403
00:27:43,200 --> 00:27:46,080
‫برای مامانی دست تکون بده.
‫بگو سلام. به مامانی سلام کن.

404
00:27:48,480 --> 00:27:51,840
‫یه کامیون می‌زنه به کری

405
00:27:52,480 --> 00:27:53,760
‫و سر از بیمارستان سنت‌جونیپر درمیاره.

406
00:28:02,040 --> 00:28:03,680
‫برگرد پیشم.

407
00:28:08,960 --> 00:28:10,000
‫برگرد.

408
00:28:11,320 --> 00:28:12,440
‫چند سال می‌گذره.

409
00:28:12,960 --> 00:28:15,600
‫جک هر هفته بهش سر می‌‎زنه، باهاش صحبت می‌کنه،

410
00:28:15,680 --> 00:28:19,520
‫صدای ضبط شده‌ی پسرشون رو براش چخش می‌کنه،
‫از همه‌چی فیلم می‌گیره.

411
00:28:20,560 --> 00:28:21,920
‫ولی دختره هرگز بیدار نمیشه.

412
00:28:22,680 --> 00:28:25,880
‫ولی جعبه‌ی ارتباطی رو روش امتحان کردن،

413
00:28:25,960 --> 00:28:31,240
‫یه جور وسیله‌ی ابتدایی که به بیمارای کمایی
‫اجازه‌ می‌داد یه جورایی جواب بدن.

414
00:28:31,960 --> 00:28:35,640
‫برات چندتا خوشبوکننده‌ی اتاق گرفتم.
‫بوی جنگل کاج دوست داری؟

415
00:28:37,880 --> 00:28:39,080
‫باشه.

416
00:28:40,000 --> 00:28:43,080
‫بوی مرکبات تازه چطور؟

417
00:28:44,440 --> 00:28:45,440
‫گرفتم.

418
00:28:46,080 --> 00:28:49,120
‫صدای پارکر رو موقع آهنگ خوندن
‫با چندتا بچه‌ی دیگه ضبط کردم.

419
00:28:49,480 --> 00:28:50,960
‫می‌خوای بشنویش؟

420
00:29:02,640 --> 00:29:03,600
‫سلام.

421
00:29:04,360 --> 00:29:07,720
‫- سلام.
‫- اون زنی که در اتاق 302 ــه، کری لِمَس،

422
00:29:07,800 --> 00:29:09,960
‫تو شریک زندگیشی، درسته؟

423
00:29:10,840 --> 00:29:12,160
‫- آره.
‫- جک؟

424
00:29:12,640 --> 00:29:15,760
‫من رولو هِینز هستم،
‫نماینده‌ی بخش تحقیق و توسعه‌ی شرکت تی‌سی‌کِی‌آر.

425
00:29:15,840 --> 00:29:16,840
‫باشه.

426
00:29:16,920 --> 00:29:20,080
‫ما داریم روی پروژه‌ای کار می‌کنیم
‫که ممکنه برای کسی در موقعیت تو جالب باشه.

427
00:29:21,160 --> 00:29:22,640
‫موقعیت من چیه اونوقت؟

428
00:29:23,360 --> 00:29:25,960
‫ما داریم چیزی رو بررسی می‌کنیم که می‌تونه به امثال کری

429
00:29:26,040 --> 00:29:27,840
‫یه زندگی کرایه‌ای کاملاً جدید بده.

430
00:29:29,440 --> 00:29:31,640
‫دارم از معجزه حرف می‌زنم.

431
00:29:32,320 --> 00:29:33,560
‫منظورت چیه؟

432
00:29:33,640 --> 00:29:35,400
‫آدمای شرکت داشتن روی

433
00:29:35,480 --> 00:29:39,480
‫این کار می‌کردن که
‫به صورت دیجیتالی ضمیر خودآگاه یک نفر رو از یک مغز استخراج کنن

434
00:29:39,560 --> 00:29:42,640
‫و یه جورایی در یک مغز میزبان بهش اسکان بدن.

435
00:29:44,720 --> 00:29:46,760
‫- اینا اصن یعنی چی؟
‫- خیلی خب.

436
00:29:46,840 --> 00:29:50,480
‫در بهترین حالت،
‫ما تنها از چهل‌درصد ظرفیت مغزمون استفاده می‌کنیم.

437
00:29:50,560 --> 00:29:52,640
‫شصت‌درصد دیگه از کله‌مون هست

438
00:29:52,720 --> 00:29:54,720
‫که مثه یه آپارتمان خالی
‫واسه خودش ول میچرخه.

439
00:29:54,800 --> 00:29:55,800
‫خب؟

440
00:29:55,880 --> 00:29:58,760
‫خب با تکنولوژی متراکم‌سازی جدیدمون،

441
00:29:58,840 --> 00:30:04,640
‫ما فکر می‌کنیم می‌تونیم یه ضمیر خودآگاه دیگه رو
‫توی اون فضای بلااستفاده قرار بدیم.

442
00:30:05,880 --> 00:30:10,560
‫دارم میگم ضمیر خودآگاه کری رو از اون پوسته‌ی شکسته برداریم

443
00:30:11,600 --> 00:30:12,680
‫و بذاریمش اون تو.

444
00:30:14,520 --> 00:30:18,520
‫مثه یه صدا توی سرم؟

445
00:30:19,160 --> 00:30:21,200
‫مثه تمام وجود کری توی سرت.

446
00:30:21,280 --> 00:30:23,680
‫مثه یه مسافر.

447
00:30:23,760 --> 00:30:26,720
‫احساساتش نیابتی خواهد بود،
‫هر چی تو ببینی اونم می‌بینه.

448
00:30:26,800 --> 00:30:28,600
‫هر چی تو حس کنی اونم حس می‌کنه.

449
00:30:29,560 --> 00:30:30,800
‫کری می‌تونه دوباره زندگی کنه.

450
00:30:31,760 --> 00:30:35,600
‫- "حس کردن" ینی...
‫- شما یه پسر کوچولو دارین. پارکر.

451
00:30:36,080 --> 00:30:40,640
‫- تو این چیزا رو از کجا می‌دونی؟
‫- اگه تو پارکر رو بغل کنی، کری هم حسش می‌کنه.

452
00:30:41,880 --> 00:30:45,640
‫اون می‌تونه پسرتونو از طریق تو بغل کنه.

453
00:30:47,000 --> 00:30:48,840
‫این کارا چقدر خرج داره؟

454
00:30:49,920 --> 00:30:51,480
‫یه قرون هم خرج نداره.

455
00:30:51,560 --> 00:30:55,120
‫مجبوریم بدن خودشو در حین انجام انتقال به آرامی وارد حالت مرگ کنیم،

456
00:30:55,200 --> 00:30:59,400
‫ولی اعضای بدنش رو برای انتقال عضو کنار میذاریم.

457
00:31:00,760 --> 00:31:02,520
‫اینجوری به جامعه هم کمک می‌کنین.

458
00:31:08,280 --> 00:31:09,640
‫خب نظرت چیه؟

459
00:31:10,240 --> 00:31:11,720
‫باید بهش فکر کنم.

460
00:31:14,200 --> 00:31:15,680
‫کری که فکراشو کرده.

461
00:31:17,200 --> 00:31:18,240
‫تو چی میگی؟

462
00:31:27,240 --> 00:31:29,000
‫روند آپلود آغاز شد.

463
00:31:43,640 --> 00:31:45,360
‫حالا میریم سراغ دانلود.

464
00:31:54,680 --> 00:31:56,200
‫خیلی خب، نصب شد.

465
00:31:57,440 --> 00:31:58,400
‫الان توی خونه‌ست.

466
00:32:01,640 --> 00:32:04,480
‫حالا می‌تونی چشماتو باز کنی، جک.

467
00:32:15,280 --> 00:32:16,520
‫کری؟

468
00:32:18,280 --> 00:32:23,440
‫اگه می‌تونی صدامو بشنوی،
‫به جک بگو چی می‌بینی.

469
00:32:24,400 --> 00:32:27,560
‫یه سیب. یه سیب می‌بینم.

470
00:32:32,280 --> 00:32:33,560
‫من می‌تونم صداشو بشنوم.

471
00:32:34,040 --> 00:32:36,320
‫سیب. سیب. داره میگه سیب.

472
00:32:37,000 --> 00:32:38,280
‫سلام، عزیزم.

473
00:32:38,880 --> 00:32:40,040
‫سلام، جک.

474
00:32:40,440 --> 00:32:41,480
‫بگیرش.

475
00:32:43,800 --> 00:32:44,640
‫محکم فشارش بده.

476
00:32:52,880 --> 00:32:54,560
‫کری، اینو احساس می‌کنی؟

477
00:32:58,520 --> 00:33:00,640
‫میگه داره احساسش می‌کنه.

478
00:33:01,440 --> 00:33:04,520
‫حواسش داره خوب کار می‌کنه.
‫یه گاز بزن.

479
00:33:08,440 --> 00:33:10,000
‫وای خدای من.

480
00:33:10,840 --> 00:33:12,680
‫از آخرین باری که چیزی رو مزه کردم
‫خیلی می‌گذره.

481
00:33:13,000 --> 00:33:14,480
‫تو می‌تونی مزه‌ی اینو بچشی؟

482
00:33:16,680 --> 00:33:18,840
‫مزه‌ی سیب رو می‌چشه.
‫وای خدا.

483
00:33:20,240 --> 00:33:21,800
‫به نظر میاد کار تموم شده.

484
00:33:23,800 --> 00:33:26,200
‫- اونو بیاریم داخل؟
‫- بیا تو، عسلم.

485
00:33:32,040 --> 00:33:33,640
‫این پارکره؟

486
00:33:37,160 --> 00:33:38,480
‫چقدر بزرگ شده.

487
00:33:41,280 --> 00:33:44,400
‫وای خدا، جک، بغلش کن.
‫پسر کوچولومون رو بغل کن.

488
00:33:44,800 --> 00:33:46,800
‫یه بغل گنده بهم بده، لطفاً.

489
00:33:51,560 --> 00:33:54,640
‫احساسش می‌کنم.
‫واقعاً احساسش می‌کنم.

490
00:33:57,400 --> 00:33:59,400
‫مامانی میگه دوسِت داره.

491
00:34:07,720 --> 00:34:09,159
‫این داستان واقعاً قلب آدم رو گرم می‌کنه.

492
00:34:09,520 --> 00:34:12,800
‫آره، ولی الانه که میگی "اما."

493
00:34:14,240 --> 00:34:16,960
‫خب، نمی‌خوام فاز فلسفی بگیرم، اما...

494
00:34:18,040 --> 00:34:22,520
‫در هر صورت به طور واقع‌بینانه خوشحالی چقدر می‌تونه دوام داشته باشه؟

495
00:34:27,080 --> 00:34:29,040
‫اَه، ورق بزن دیگه.

496
00:34:29,120 --> 00:34:30,760
‫وای که چقدر آروم می‌خونی.

497
00:34:30,840 --> 00:34:33,360
‫من دوست دارم عکسا رو خوب تماشا کنم.

498
00:34:33,440 --> 00:34:36,679
‫قسمت گرافیکیِ یه رمان گرافیکی همینه دیگه.

499
00:34:38,160 --> 00:34:39,440
‫جدی میگم.

500
00:34:40,120 --> 00:34:42,480
‫من باید برم بشاشم.

501
00:34:45,239 --> 00:34:46,960
‫

502
00:34:47,040 --> 00:34:48,680
‫من هرگز به این عادت نمی‌کنم.

503
00:34:48,760 --> 00:34:50,560
‫حس خوبی داره، هان؟

504
00:34:58,680 --> 00:35:02,160
‫هِی، دستامون رو نمی‌شوری؟

505
00:35:02,880 --> 00:35:04,040
‫دستامون؟

506
00:35:05,360 --> 00:35:07,600
‫ولی جدی، این کارِت یه کم چندشه.

507
00:35:12,480 --> 00:35:15,800
‫کِلِیتِن لیِ 38ساله
‫امروز گناهکار اعلام شد

508
00:35:15,880 --> 00:35:20,360
‫به جرم ارتکاب به قتل مخوفِ
‫خبرنگار آب و هوای شبکه‌ی دبلیو‌ان‌ال، دنیس استاکلی،

509
00:35:20,440 --> 00:35:23,560
‫که بقایای جسد مُثله شده‌ش
‫سال گذشته در همین تاریخ کشف گردید.

510
00:35:23,880 --> 00:35:26,440
‫ما باید اینو خاموش کنیم.
‫این خبر واسه یه بچه‌ی چهارساله مضطرب‌کننده‌ست.

511
00:35:26,520 --> 00:35:28,760
‫چیزیش نیست، اصن گوش نمیده.

512
00:35:30,440 --> 00:35:32,360
‫پارکر! خدایا.

513
00:35:32,440 --> 00:35:35,880
‫- به اون نپر.
‫- عه، ولی به من پریدن عیب نداره؟

514
00:35:35,960 --> 00:35:37,680
‫- عزیزم...
‫- چجوریاست؟

515
00:35:37,760 --> 00:35:39,120
‫پارکر یه بچه‌ست.

516
00:35:40,480 --> 00:35:42,680
‫این کارِت جدی بود.

517
00:35:43,480 --> 00:35:46,560
‫نه، نخیر، من...
‫من غیر منطقی برخورد نمی‌کنم.

518
00:35:46,640 --> 00:35:50,240
‫نخیر، صبر کن. نه. یه لحظه...
‫گوش بده چی میگم.

519
00:35:50,320 --> 00:35:54,280
‫داشتن یه سرآشپز دوم
‫که چسبونده شده به آشپزخونه

520
00:35:54,360 --> 00:35:57,000
‫واسه هیشکی که توی آشپزخونه‌ست
‫خوشایند نیست.

521
00:35:57,080 --> 00:36:00,920
‫پسره جایی نداشت خلوت کنه،
‫دختره نمی‌تونست کاری بکنه.

522
00:36:01,000 --> 00:36:03,280
‫- آدم خُل میشه.
‫- دقیقاً.

523
00:36:03,880 --> 00:36:05,440
‫می‌دونی چیه، باشه، بیخیال.

524
00:36:05,520 --> 00:36:08,040
‫باشه، ادامه بده. بازم حرف بزن.
‫من میرم ماهی آنچُوی بخورم.

525
00:36:09,160 --> 00:36:10,520
‫ساکت میشی؟

526
00:36:10,600 --> 00:36:11,520
‫هان؟

527
00:36:11,600 --> 00:36:14,840
‫می‌خوای الان خفه شی؟
‫خوب شد؟ هان؟

528
00:36:14,920 --> 00:36:15,880
‫تو...

529
00:36:16,880 --> 00:36:17,880
‫دهنتو گاییدم.

530
00:36:18,880 --> 00:36:19,920
‫

531
00:36:20,000 --> 00:36:21,080
‫دهنتو.

532
00:36:21,160 --> 00:36:23,080
‫آره، من... واسه‌م مهم نیست.

533
00:36:23,160 --> 00:36:24,560
‫عه، هنوز داری حرف می‌زنی.

534
00:36:24,800 --> 00:36:27,440
‫هان؟ هان؟

535
00:36:28,440 --> 00:36:34,160
‫بگذریم، خیلی زود پسره،
‫یا بهتر بگم، اون دوتا، اومدن پیش من.

536
00:36:34,960 --> 00:36:38,080
‫انگار من مشاور خانوادگی‌شونم.

537
00:36:38,480 --> 00:36:41,000
‫میشه دندون رو جیگر بذاری و بزاری من حرفمو بزنم؟

538
00:36:41,080 --> 00:36:43,040
‫بزار یه جمله رو تموم کنم.

539
00:36:43,120 --> 00:36:46,200
‫بچه‌ها، من متوجه‌م مشکل چیه.

540
00:36:46,280 --> 00:36:47,280
‫مشکل از اینه.

541
00:36:47,360 --> 00:36:50,320
‫مشکل از اینه که
‫انقدر به هم نزدیک بودین حالتون داره از هم به هم می‌خوره.

542
00:36:50,400 --> 00:36:52,520
‫باید ارتباطتون رو جیره‌بندی کنین.

543
00:36:52,600 --> 00:36:55,760
‫چجوری؟ مثه آهنگی که نمی‌تونم فراموشش کنم
‫توی مغزم داره پرسه می‌زنه.

544
00:36:55,840 --> 00:36:58,880
‫خب، می‌تونیم اختیارات تو رو ارتقا بدیم، جک،

545
00:37:00,520 --> 00:37:01,960
‫یه کم کنترل بیشتر بهت بدیم.

546
00:37:03,280 --> 00:37:05,720
‫خفه شو! ببخشید، ادامه بده.

547
00:37:05,800 --> 00:37:08,920
‫شاید اگه توانایی اینو داشتی

548
00:37:09,000 --> 00:37:13,120
‫که کری رو هر از چند گاهی متوقف کنی...

549
00:37:14,760 --> 00:37:17,000
‫زندگی واسه هر دوتاتون راحت‌تر شه.

550
00:37:17,800 --> 00:37:18,720
‫انجامش بده.

551
00:37:20,120 --> 00:37:23,200
‫به درک. به درک. به درک. انجامش بده.

552
00:37:23,280 --> 00:37:24,760
‫پسره اختیاراتش رو ارتقا داد.

553
00:37:24,840 --> 00:37:26,800
‫- باید بتونی کری رو متوقف کنی.
‫- با این یکی؟

554
00:37:26,880 --> 00:37:27,960
‫- آره.
‫- باشه.

555
00:37:28,040 --> 00:37:30,040
‫خیلی طول نکشید که از اختیاراتش استفاده کرد.

556
00:37:47,880 --> 00:37:51,080
‫پس حالا ما خیلی آزادانه
‫سینه‌های زنا رو نگاه می‌کنیم؟

557
00:37:53,880 --> 00:37:58,400
‫و نمی‌خواد بگی نگاه نکردی
‫چون من شق شدن کیرتو دارم احساس می‌کنم، خب؟

558
00:38:00,600 --> 00:38:04,280
‫و وقتی میره کونش رو هم نگاه می‌کنه.
‫ای بابا.

559
00:38:05,880 --> 00:38:07,200
‫خب نگاش کرده، چی شد؟

560
00:38:07,280 --> 00:38:10,480
‫من مثه سگ حشری‌ام،
‫یه ماهی میشه خودارضایی نکردم.

561
00:38:10,560 --> 00:38:12,360
‫خب، من که جلوتو نگرفتم.

562
00:38:12,440 --> 00:38:14,840
‫تو همیشه داری منو نگاه می‌کنی
‫ولی از درون.

563
00:38:14,920 --> 00:38:17,840
‫مثه این می‌مونه آدم بخواد
‫جلوی پلیسی که مامانش هم هست جق بزنه.

564
00:38:17,920 --> 00:38:19,760
‫- دهنتو گاییدم!
‫- خیلی خب، می‌دونی چیه؟

565
00:38:19,840 --> 00:38:22,520
‫بسه دیگه. بسه دیگه. بسه دیگه. وقت استراحت.
‫من متوقفت می‌کنم.

566
00:38:22,600 --> 00:38:24,880
‫نه. جک، حق نداری این کارو کنی.

567
00:38:24,960 --> 00:38:27,600
‫جک. جک، بهت هشدار میدم.

568
00:38:30,600 --> 00:38:32,400
‫اصلاً کار باحالی نبود.

569
00:38:33,160 --> 00:38:34,880
‫دوباره این کارو نکن.

570
00:38:35,360 --> 00:38:37,080
‫ما... خونه‌ایم؟

571
00:38:38,240 --> 00:38:40,120
‫چرا کدوحلوایی هالووین روی میزه؟

572
00:38:40,200 --> 00:38:41,760
‫هالووین چند ماه دیگه‌ست.

573
00:38:44,360 --> 00:38:46,360
‫در واقع، امروز هالووینه.

574
00:38:50,720 --> 00:38:53,000
‫من چند وقت متوقف بودم؟

575
00:38:55,400 --> 00:38:57,040
‫فقط چند هفته.

576
00:38:58,640 --> 00:39:00,320
‫چمیدونم، هشت هفته؟

577
00:39:03,360 --> 00:39:06,480
‫خیلی خب، می‌دونم. من... متاسفم.

578
00:39:06,880 --> 00:39:09,600
‫می‌دونم. ببخشید. حس خیلی بدی داشتم.

579
00:39:09,680 --> 00:39:13,480
‫واسه همین، اینو برات گرفتم.

580
00:39:15,120 --> 00:39:17,880
‫فکر کردم امروز یه جورایی سالگرد آشنایی‌مونه...

581
00:39:17,960 --> 00:39:20,440
‫دهنتو گاییدم. خیلی دیوثی.

582
00:39:20,520 --> 00:39:23,600
‫می‌خوای این کاپ‌کیک رو بخورم یا نه؟
‫خامه‌ی پرتقالی داره‌ها.

583
00:39:23,680 --> 00:39:25,080
‫- پارکر کجائه؟
‫- خامه‌ی مورد علاقه‌ته.

584
00:39:25,160 --> 00:39:27,840
‫من می‌خوام پارکر رو ببینم،
‫چندین ماه اونو ازم دور کردی.

585
00:39:28,280 --> 00:39:29,920
‫من می‌خوام پسرمو ببینم.

586
00:39:33,040 --> 00:39:33,920
‫باشه.

587
00:39:35,000 --> 00:39:35,960
‫باشه.

588
00:39:38,920 --> 00:39:40,320
‫کجاست؟

589
00:39:42,520 --> 00:39:43,360
‫سلام.

590
00:39:47,960 --> 00:39:49,720
‫داری چیکار می‌کنی؟

591
00:39:50,440 --> 00:39:52,400
‫- این ماشین آتش‌نشانیه؟
‫- آره.

592
00:39:54,480 --> 00:39:56,120
‫بهش بگو دوستش دارم.

593
00:39:57,880 --> 00:40:00,400
‫هِی، رفیق، مامانی دوسِت داره.

594
00:40:00,480 --> 00:40:01,480
‫چی؟

595
00:40:04,440 --> 00:40:07,320
‫- بهش بگو یه بغل می‌خوام.
‫- می‌خوای یه چیز دیگه رو هم بدونی؟

596
00:40:09,320 --> 00:40:11,720
‫مامانی یه بغل می‌خواد.

597
00:40:15,640 --> 00:40:17,240
‫وای خدا!

598
00:40:21,640 --> 00:40:25,040
‫پارکر اوضاع رو پیچیده کرد.

599
00:40:26,240 --> 00:40:30,920
‫هر دوشون براش احساس مسئولیت می‌کردن،
‫واسه همین تلاش کردن با هم کنار بیان،

600
00:40:31,000 --> 00:40:33,920
‫می‌دونی، مثه دوتا آدم بزرگ به توافق رسیدن.

601
00:40:34,000 --> 00:40:38,200
‫جک در تمام مدت به جز آخر هفته‌ها
‫کری رو متوقف می‌کرد،

602
00:40:39,120 --> 00:40:41,360
‫آخر هفته هم با حضور کری
‫پارکر رو می‌بردن بیرون،

603
00:40:41,440 --> 00:40:44,400
‫یه جورایی مثه یه زوج طلاق گرفته
‫که کری آخر هفته می‌تونه بچه‌شو ببینه.

604
00:40:46,760 --> 00:40:48,200
‫تو برو قایم شو.

605
00:40:48,680 --> 00:40:50,800
‫آفرین!

606
00:40:55,240 --> 00:40:57,080
‫منو گول زدی.

607
00:40:57,360 --> 00:41:00,320
‫

608
00:41:02,400 --> 00:41:04,840
‫- خیلی خب.
‫- بیا این پایین.

609
00:41:04,960 --> 00:41:05,960
‫دارم میام.

610
00:41:17,320 --> 00:41:18,840
‫خوب پیش رفت،

611
00:41:20,240 --> 00:41:21,360
‫برای مدتی.

612
00:41:24,480 --> 00:41:25,360
‫سلام.

613
00:41:26,360 --> 00:41:27,560
‫انگار ما با هم همسایه‌ایم.

614
00:41:28,280 --> 00:41:29,880
‫من تازه اومدم اینجا.

615
00:41:29,960 --> 00:41:32,200
‫- امیلی هستم.
‫- جک. از دیدنت خوشحالم.

616
00:41:32,760 --> 00:41:34,240
‫بیخیال بابا.

617
00:41:35,400 --> 00:41:36,400
‫

618
00:41:36,480 --> 00:41:37,840
‫عه!

619
00:41:37,920 --> 00:41:40,160
‫- این کیه؟
‫- اسمش پارکر ــه.

620
00:41:40,240 --> 00:41:41,360
‫چه اسم باحالی.

621
00:41:42,400 --> 00:41:43,760
‫گمونم بعداً می‌بینمت.

622
00:41:44,480 --> 00:41:45,400
‫آره.

623
00:41:46,560 --> 00:41:48,520
‫"گمونم بعداً می‌بینمت."

624
00:41:48,600 --> 00:41:50,280
‫دختر مهربونی بود، خب؟

625
00:41:50,360 --> 00:41:54,360
‫مسخره‌بازی رو بذار کنار.
‫وقتی هورمون‌هات ترشح میشن من می‌فهمم، خب؟

626
00:41:54,440 --> 00:41:57,600
‫همین الان که داریم صحبت می‌کنیم
‫خایه‌هامون دارن پر میشن.

627
00:41:57,680 --> 00:41:59,680
‫نمی‌تونم الان درباره‌ی این چیزا صحبت کنم،
‫با پسرمونم.

628
00:42:01,360 --> 00:42:03,680
‫من با کسی لاس نزدم.

629
00:42:03,760 --> 00:42:06,800
‫می‌دونی چیه؟ به درک.
‫وقت ملاقات تمومه.

630
00:42:06,880 --> 00:42:09,520
‫نه، جک، حق نداری این کارو کنی. جک.

631
00:42:09,600 --> 00:42:10,880
‫جک، مادر به...

632
00:42:12,400 --> 00:42:13,840
‫پارکر، صبر کن.

633
00:42:13,920 --> 00:42:19,880
‫به هر جهت، با گذر زمان،
‫جک با همسایه‌هه ریخت رو هم.

634
00:42:20,240 --> 00:42:22,440
‫و کری از این کار خیلی خوشش نیومد.

635
00:42:26,560 --> 00:42:29,280
‫اون تمام هفته رو کار می‌کنه. فقط می‌خواستیم
‫یه آخر هفته رو با هم باشیم.

636
00:42:29,360 --> 00:42:31,320
‫وای خدا، نمی‌تونی واسه ما خوشحال باشی؟

637
00:42:31,400 --> 00:42:34,200
‫نخیر، جک، به طرز عجیبی نمی‌تونم واسه‌تون خوشحال باشم.

638
00:42:34,280 --> 00:42:36,680
‫خدایا، داری منو خون به جگر می‌کنی.

639
00:42:37,520 --> 00:42:38,720
‫نخیر، چرا؟

640
00:42:41,440 --> 00:42:43,560
‫داره بهت غر میزنه؟

641
00:42:44,320 --> 00:42:46,360
‫کری، انقدر بهش غر نزن

642
00:42:46,960 --> 00:42:48,600
بزنه به چاک گورشو گم کنه

643
00:42:49,600 --> 00:42:51,160
‫- من...
‫- بهش بگو

644
00:42:51,240 --> 00:42:52,960
‫خدای من

645
00:42:57,440 --> 00:42:59,880
‫پس این داستان آخر هفته‌ها جواب نمیده

646
00:42:59,960 --> 00:43:01,600
‫سعی کردیم به یک ساعت محدودش کنیم..

647
00:43:01,680 --> 00:43:05,760
‫اما همش تو سرش در حال
‫قضاوت کردن و غر زدنه

648
00:43:05,840 --> 00:43:08,000
‫این محدودیت زمانی برای کری عذاب آوره

649
00:43:08,080 --> 00:43:10,360
‫وجود کری هم برای ما عذاب آوره

650
00:43:14,760 --> 00:43:17,360
‫الآن کری روی حالت توقفه؟

651
00:43:19,600 --> 00:43:21,160
‫خب، پس..

652
00:43:23,040 --> 00:43:24,800
‫گزینه‌ی پاک کردن همیشگی وجود داره

653
00:43:26,840 --> 00:43:29,400
‫- مثل...
‫- مثل پاکسازی دائمی

654
00:43:29,480 --> 00:43:30,840
‫نه

655
00:43:31,560 --> 00:43:34,840
‫- این یعنی بکشیمش
‫- نه از نظر قانونی

656
00:43:34,920 --> 00:43:36,120
‫بلکه از نظر اخلاقی

657
00:43:36,200 --> 00:43:39,320
‫بیخیال. اون فقط یه سری کد باقی مونده
‫داخل سرته

658
00:43:39,400 --> 00:43:42,280
‫مثل پاک کردن یه ایمیله

659
00:43:42,360 --> 00:43:43,360
‫نه

660
00:43:44,480 --> 00:43:46,680
‫نه، پاکسازی نمی‌خوام
‫اینکارو نمی‌کنم

661
00:43:46,760 --> 00:43:49,600
‫اون می‌خواد نزدیک پارکر باشه
‫نمی‌تونم چنین حقی رو ازش بگیرم

662
00:43:49,680 --> 00:43:51,600
‫باید یه کاری از دستتون بربیاد

663
00:43:53,480 --> 00:43:54,920
‫دوستان...

664
00:43:57,040 --> 00:43:58,200
‫بخت باهاتون یاره

665
00:44:00,320 --> 00:44:02,360
‫یه ایده‌ای در مراحل آزمایشی اولیه داریم

666
00:44:02,440 --> 00:44:04,480
‫هدف اصلی ساختش برای
‫والدین بیمار هستش

667
00:44:04,800 --> 00:44:07,720
‫یه جور یادگاری برای بچه‌هاشون

668
00:44:08,400 --> 00:44:09,560
‫ایناهاش

669
00:44:10,360 --> 00:44:11,680
‫یه میمون؟

670
00:44:11,760 --> 00:44:13,320
‫بیشتر به چشم یه یادگاری نگاهش کن

671
00:44:14,080 --> 00:44:15,200
‫می‌تونیم بذاریمش اینجا

672
00:44:15,280 --> 00:44:16,480
‫اونجا؟

673
00:44:16,560 --> 00:44:18,160
‫این..

674
00:44:18,240 --> 00:44:19,840
‫گیرنده‌ی آگاهی داره

675
00:44:19,920 --> 00:44:23,560
‫مثل همون چیزی که داخل سر تو گذاشتیم
‫اما این یه نمونه‌ی اولیه‌ست

676
00:44:23,640 --> 00:44:28,320
‫و یه دوربین اینجا هست
‫تا بتونه پارکر رو ببینه

677
00:44:28,400 --> 00:44:30,600
‫به اضافه‌ اینکه در تمام بدنش
‫حسگر لامسه‌ وجود داره

678
00:44:30,680 --> 00:44:34,040
‫پس اگه پارکی کوچولو بغلش کنه،
‫کری حسش می‌کنه

679
00:44:34,120 --> 00:44:36,280
‫و می‌تونه با پارکر ارتباط برقرار کنه

680
00:44:36,360 --> 00:44:39,960
‫اما به شیوه‌ی مناسب یه بچه
‫و کنترل شده

681
00:44:42,520 --> 00:44:45,360
‫نمی‌دونم، باید در موردش فکر کنم

682
00:44:46,360 --> 00:44:47,960
‫من که موافقم

683
00:44:50,760 --> 00:44:54,440
‫اون که فکراش رو کرده
‫تو چطور؟

684
00:44:57,440 --> 00:44:59,400
‫انتقال خیلی سریع انجام شد

685
00:44:59,840 --> 00:45:02,560
‫کری روحشم خبر نداشت
‫چه اتفاقی داشت می‌افتاد

686
00:45:03,800 --> 00:45:04,800
‫تا اینکه بیدار شد

687
00:45:06,080 --> 00:45:08,800
‫یالا، رفیق. باید بازش کنی

688
00:45:09,360 --> 00:45:11,160
‫- جک؟
‫- تقریبا بازش کردی

689
00:45:11,760 --> 00:45:13,840
‫بفرما

690
00:45:13,920 --> 00:45:15,400
‫خیلی خب، بکشش بالا

691
00:45:15,720 --> 00:45:17,960
‫بفرما

692
00:45:18,600 --> 00:45:19,880
‫این چیه، پارکر؟

693
00:45:22,280 --> 00:45:23,400
‫میمون

694
00:45:23,480 --> 00:45:24,480
‫چی؟

695
00:45:27,040 --> 00:45:28,400
‫خیلی باحاله، نه؟

696
00:45:31,120 --> 00:45:33,400
‫جک، جک، چه غلطی کردی؟

697
00:45:34,080 --> 00:45:35,360
‫اما یه چیزی رو می‌دونی؟

698
00:45:36,320 --> 00:45:42,080
‫این.. این یه میمون خیلی خاصه

699
00:45:43,000 --> 00:45:45,320
‫- مامان می‌خواد داشته باشیش
‫- چی؟

700
00:45:45,400 --> 00:45:50,040
‫هر دفعه که بغلش کنی، مامان می‌فهمه
‫و اونم بغلت رو حس می‌کنه

701
00:45:50,120 --> 00:45:53,640
‫نه، نه، نه، جک، جک!
‫من رو برگردون تو اون کله‌ی تخمیت

702
00:45:53,720 --> 00:45:54,760
‫جک!

703
00:45:54,840 --> 00:45:57,000
‫و این میمون می‌تونه باهات صحبت کنه

704
00:45:57,080 --> 00:45:59,200
‫می‌تونه حسش رو بهت بیان کنه

705
00:46:00,160 --> 00:46:01,440
‫چطوری حرف میزد؟

706
00:46:02,480 --> 00:46:06,120
‫خب تنظیمات ارتباطیش یه مقدار
‫ناقص و ابتدایی بود

707
00:46:07,760 --> 00:46:09,520
‫خب این یه نمونه‌ی اولیه بود

708
00:46:10,080 --> 00:46:12,360
‫جک!

709
00:46:12,440 --> 00:46:13,400
‫نه

710
00:46:24,720 --> 00:46:26,000
‫میمون دوستت داره

711
00:46:27,240 --> 00:46:28,240
‫این دیگه چی بود؟

712
00:46:33,480 --> 00:46:35,520
‫میمون بغل می‌خواد

713
00:46:37,000 --> 00:46:38,280
‫میمون رو بغل کن

714
00:46:41,040 --> 00:46:42,600
‫میمون دوستت داره

715
00:46:44,600 --> 00:46:47,280
‫میمون بغل می‌خواد
‫میمون دوستت داره، میمون دوستت داره

716
00:46:47,800 --> 00:46:50,320
‫میمون دوستت داره، میمون.. میمون..
‫میمون بغل می‌خواد

717
00:46:50,400 --> 00:46:52,920
‫- آره، فکر کنم..
‫- میمون دوستت داره

718
00:46:53,000 --> 00:46:54,680
‫میمون... میمون بغل می‌خواد

719
00:46:54,760 --> 00:46:58,840
‫میمون یه کم زمان می‌خواد
‫تا با شرایط وفق پیدا کنه

720
00:47:08,800 --> 00:47:11,920
‫گوش کن، جنده‌ی عوضی

721
00:47:12,000 --> 00:47:14,200
‫هنوزم می‌تونیم پاکت کنیم

722
00:47:14,640 --> 00:47:15,920
‫این چیزیه که می‌خوای؟

723
00:47:19,120 --> 00:47:21,120
‫اگه مخالفی بگو "میمون بغل می‌خواد"

724
00:47:24,320 --> 00:47:26,000
‫میمون بغل می‌خواد

725
00:47:26,960 --> 00:47:28,640
‫اسباب بازی خوبی میشی؟

726
00:47:31,600 --> 00:47:34,240
‫اسباب بازی خوبی میشی؟

727
00:47:36,200 --> 00:47:37,760
‫میمون دوستت داره

728
00:47:38,120 --> 00:47:39,320
‫بهتره اینطور باشه

729
00:47:42,040 --> 00:47:47,520
‫به هرحال، پارکر از اون
‫عروسک جدید خسته شد

730
00:47:48,120 --> 00:47:49,400
‫بچه‌ها همینطورین

731
00:47:50,320 --> 00:47:52,320
‫نمک‌نشناس هستن

732
00:48:03,920 --> 00:48:05,920
‫میمون بغل می‌خواد

733
00:48:07,000 --> 00:48:08,000
‫

734
00:48:08,400 --> 00:48:11,720
‫صبر کن ببینم، اینجا موزه‌ی جنایاته

735
00:48:11,800 --> 00:48:17,200
‫- جرم این میمون چیه؟
‫- خب، میمون خود جرمه

736
00:48:17,280 --> 00:48:18,880
‫چند سال پیش..

737
00:48:18,960 --> 00:48:21,000
‫سازمان ملل، انتقال آگاهی انسان...

738
00:48:21,080 --> 00:48:25,240
‫به بقیه قالب‌های محدود شده رو
‫غیرقانونی اعلام کرد

739
00:48:25,320 --> 00:48:30,440
‫ظاهرا گفتن حداقل باید پنج نوع
‫ابراز احساسات بلد باشن

740
00:48:31,600 --> 00:48:34,480
‫حقوق انسانی من درآوردی، مگه نه کری؟

741
00:48:34,560 --> 00:48:36,560
‫میمون بغل می‌خواد

742
00:48:37,320 --> 00:48:38,480
‫هنوز اون توئه؟

743
00:48:38,560 --> 00:48:40,920
‫خب پاک کردنش هم غیرقانونی اعلام شد، پس آره

744
00:48:41,000 --> 00:48:42,600
‫جل الخالق

745
00:48:42,680 --> 00:48:46,000
‫به هر حال انجمن آزادی خواهان گندش رو در آوردن،

746
00:48:46,080 --> 00:48:49,480
‫و به لطف این تخم میمون، کارم رو از دست دادم

747
00:48:49,560 --> 00:48:51,400
‫بدون هیچ حق سنواتی

748
00:48:52,040 --> 00:48:54,200
‫به همین خاطر اینجا رو راه انداختم

749
00:48:54,960 --> 00:48:59,200
‫باید به نحوی کاری که توش خوب بودم رو ادامه میدادم

750
00:49:04,160 --> 00:49:05,760
‫میمون بغل می‌خواد

751
00:49:05,840 --> 00:49:08,880
‫سیستم تهویه‌ی لعنتی هنوز کار نمی‌کنه
‫خیلی گرمه

752
00:49:12,880 --> 00:49:15,360
‫زیادی منتظر نگهت داشتم

753
00:49:17,160 --> 00:49:21,480
‫آماده‌ی نمایش اصلی هستی؟
‫از این طرف بیا

754
00:49:22,560 --> 00:49:27,520
‫گوش کن، باید بهت هشدار بدم
‫این اون مرد سابق...

755
00:49:27,600 --> 00:49:28,480
‫نیست

756
00:49:28,560 --> 00:49:30,760
‫- معذرت می‌خوام
‫- بازم آب می‌خوای؟

757
00:49:31,760 --> 00:49:33,360
‫خوبم

758
00:49:34,360 --> 00:49:35,600
‫اینجاست

759
00:49:36,400 --> 00:49:38,400
‫

760
00:49:41,000 --> 00:49:43,760
‫یالا، آقا
‫ملاقاتی داری

761
00:49:46,480 --> 00:49:51,520
‫بهتون کلیتون لی، قاتل اون دختر هواشناس
‫رو معرفی می‌کنم

762
00:49:52,040 --> 00:49:54,840
‫می‌دونم، این روزا یجورایی پکره

763
00:49:55,800 --> 00:49:58,440
‫یجورایی رقت انگیز شده

764
00:49:59,000 --> 00:50:00,920
‫اما زیاد دلت بابتش نسوزه

765
00:50:01,000 --> 00:50:03,960
‫اون یه محکوم به قتله

766
00:50:07,480 --> 00:50:10,480
‫مبادا دنیس استاکلی رو فراموش کنیم

767
00:50:10,560 --> 00:50:12,480
‫دختری زیبا با داستانی غم انگیز

768
00:50:12,560 --> 00:50:14,560
‫مگه نه، کلیتون؟

769
00:50:15,560 --> 00:50:17,040
‫

770
00:50:20,920 --> 00:50:23,560
‫در واقع داره بهت نگاه می‌کنه

771
00:50:23,640 --> 00:50:26,160
‫مراقب باش. شاید مورد نظرش باشی

772
00:50:27,960 --> 00:50:29,160
‫خیلی واقعی به نظر میاد

773
00:50:29,240 --> 00:50:33,480
‫خب، این خودشه یا
‫یجورایی ضمیر بارگذاری شده‌شه

774
00:50:34,560 --> 00:50:37,640
‫احتمالا برات سواله که چطور
‫اومده اینجا

775
00:50:38,000 --> 00:50:43,280
‫بعد از اینکه انداختنم بیرون، برنامه‌م این بود که
‫ضمیر افراد مشهور رو بگیرم

776
00:50:43,360 --> 00:50:47,000
‫آدم‌های مشهور رو ثبت نام کنم
‫و بعد از مرگشون تصویر هولوگرامیشون رو اجرا کنم

777
00:50:47,080 --> 00:50:50,960
‫مثل موزه‌ی مادام توسو
‫( موزه‌ی تندیس‌های افراد فقید )

778
00:50:51,040 --> 00:50:54,800
‫اما انجام اینکار برای ستاره‌ها خیلی دردسر داشت

779
00:50:55,280 --> 00:50:58,720
‫کلی مشکل حقوقی با نماینده‌هاشون وجود داشت

780
00:51:01,200 --> 00:51:03,600
‫اما محکومین به قتل؟

781
00:51:04,560 --> 00:51:06,040
‫داستانش فرق می‌کرد

782
00:51:30,640 --> 00:51:32,760
‫آقای لی، بذارید خودم رو معرفی کنم

783
00:51:32,840 --> 00:51:36,680
‫- اسم من رولو هینسه
‫- میگن تو کار تکنولوژی هستی

784
00:51:37,520 --> 00:51:42,040
‫- بله، درسته
‫- پس می‌تونی یه نگاهی به این موضوع دی‌.ان.‌ای بندازی؟

785
00:51:42,120 --> 00:51:43,640
‫که ثابت کنی من قاتل نبودم؟

786
00:51:43,720 --> 00:51:47,920
‫آره، اینم ممکنه. اما من به دلیل
‫دیگه‌ای اینجا هستم

787
00:51:48,680 --> 00:51:50,760
‫- یه پیشنهاد دارم
‫- خدافظ

788
00:51:50,840 --> 00:51:53,280
‫نه، صبر کن
‫من یه پیشنهاد دارم، می‌تونم کمک کنم

789
00:51:53,360 --> 00:51:55,280
‫می‌تونم به خانواده‌ت کمک کنم

790
00:51:58,000 --> 00:51:59,640
‫چطور راضیش کردی؟

791
00:52:00,640 --> 00:52:02,840
‫زیاد نیازی به راضی شدن نبود

792
00:52:02,920 --> 00:52:07,560
‫موضوغ فقط حق امتیاز یه نسخه‌ی دیجیتالی
‫از خودته،

793
00:52:08,040 --> 00:52:09,600
‫در صورتی که اعدامت کنن

794
00:52:09,680 --> 00:52:13,640
‫و قول میدم به بستگانت سهم خیلی خوبی برسه

795
00:52:13,720 --> 00:52:16,960
‫پس اگه خدایی نکرده..

796
00:52:17,040 --> 00:52:19,800
‫به صندلی برقی فرستاده شدی

797
00:52:20,840 --> 00:52:25,160
‫حداقل می‌دونی خانواده‌ت
‫از نظر مالی تامین میشن

798
00:52:26,400 --> 00:52:29,200
‫- نظر خانواده‌ش چی بود؟
‫- به تخمشونم نبود

799
00:52:29,640 --> 00:52:31,840
‫همون لحظه‌ای که افتاد تو زندان
‫قیدش رو زده بودن

800
00:52:33,760 --> 00:52:35,160
‫همینطوریه

801
00:52:35,240 --> 00:52:39,480
‫- خدای من، کلی. این روحته
‫- چیزی به نام روح وجود نداره

802
00:52:40,360 --> 00:52:42,680
‫فقط یه شبیه سازی کامپیوتری یا چنین چیزیه

803
00:52:42,760 --> 00:52:45,120
‫پس چرا به اجازه‌ت نیاز داره؟

804
00:52:45,880 --> 00:52:49,560
‫اگه عفو بخورم که اهمیتی نداره

805
00:52:51,240 --> 00:52:52,560
‫و اگه نخوری؟

806
00:52:53,120 --> 00:52:55,960
‫پس اگه به صندلی برقی فرستاده بشم،
‫ازش پول درمیاد

807
00:52:56,320 --> 00:53:00,800
‫اینطوری تو و بچه‌ها تامین میشید
‫یه سقفی بالاسرتون خواهید داشت

808
00:53:00,880 --> 00:53:02,000
‫عزیزم، گریه نکن

809
00:53:03,480 --> 00:53:05,120
‫این چیز خوبیه

810
00:53:08,480 --> 00:53:10,280
‫اما اون هیچوقت عفو نخورد

811
00:53:10,360 --> 00:53:12,880
‫معلومه که نخورد. چون اون گناهکار بود

812
00:53:12,960 --> 00:53:15,800
‫مگه یک سری شک و شبهه نبود؟
‫توی مدارک؟

813
00:53:15,880 --> 00:53:17,800
‫همش اخبار و شایعات ناموثق بود

814
00:53:17,880 --> 00:53:21,000
‫- دستکاری دی‌ان‌ای چی؟
‫- واقعا؟

815
00:53:21,080 --> 00:53:23,120
‫شکی در موردش نیست

816
00:53:23,960 --> 00:53:26,080
‫روزی که به صندلی برقی فرستاده شد

817
00:53:26,160 --> 00:53:29,440
‫روز بزرگی برای عدالت بود

818
00:53:33,040 --> 00:53:34,480
‫کلیتون نمی‌تونست شکایتی داشته باشه

819
00:53:35,240 --> 00:53:37,400
‫قرار بود یه پیشگام بشه

820
00:53:40,880 --> 00:53:45,000
‫می‌خواستم تمام ضمیرش رو
‫ازش بگیرم

821
00:53:45,800 --> 00:53:52,560
‫اون اولین محکوم به مرگی بود که
‫از اعدام خودش جون سالم به در برد

822
00:54:28,160 --> 00:54:30,640
‫انتقال به زیبایی انجام شد

823
00:54:40,040 --> 00:54:44,080
‫خیلی سریع، کلیتون دوباره متولد شد

824
00:55:03,160 --> 00:55:04,160
‫سلام، رفیق

825
00:55:05,520 --> 00:55:07,800
‫تبریک میگم

826
00:55:08,880 --> 00:55:11,960
‫الآنی که باهات حرف میزنم
‫در زندگی پس از مرگی

827
00:55:13,920 --> 00:55:15,080
‫به نظر خوب میاد

828
00:55:15,160 --> 00:55:16,560
‫من یه روحم؟

829
00:55:16,640 --> 00:55:18,520
‫اگه کمکت می‌کنه، آره

830
00:55:20,960 --> 00:55:24,160
‫فقط باید یه سری چیزا رو تست کنم، خب؟

831
00:55:24,240 --> 00:55:27,560
‫شاید یه کم برات عجیب باشه
‫سرجات بمون

832
00:55:31,640 --> 00:55:32,840
‫چی؟

833
00:55:33,560 --> 00:55:38,280
‫وقتی طرف رو توی زندان میدیدم، حس خوبی داشت

834
00:55:38,360 --> 00:55:40,360
‫اما اونقدرام خوب نبود

835
00:55:40,440 --> 00:55:42,480
‫اما اینکه خودت اهرم رو بکشی؟

836
00:55:43,880 --> 00:55:45,560
‫این یه جذابیت واقعیه

837
00:55:46,880 --> 00:55:48,440
‫- هی
‫- خیلی خب

838
00:55:48,520 --> 00:55:50,640
‫- هی
‫- سه، دو، یک

839
00:55:55,320 --> 00:55:57,280
‫تکنولوژی درد داوسون
‫کار رو راحت کرد

840
00:55:57,360 --> 00:55:59,840
‫یه بازسازی بی‌نقص...

841
00:55:59,920 --> 00:56:04,800
‫از حس درد ناشی از برق گرفتگی

842
00:56:04,880 --> 00:56:08,000
‫هر ولت برق دقیقا شبیه‌سازی شده بود

843
00:56:10,880 --> 00:56:14,720
‫نکته‌ش این بود که بیشتر از 15 ثانیه
‫زیر حداکثر ولتاژ نمونه

844
00:56:14,800 --> 00:56:18,560
‫چون باعث میشد، همور دیجیتالیش
‫پاک بشه و بمیره

845
00:56:22,120 --> 00:56:25,680
‫ده ثانیه زمان مناسبی برای شوک بود

846
00:56:25,760 --> 00:56:29,600
‫که تبدیل به محدودیتی متمردانه شد

847
00:56:29,680 --> 00:56:32,560
‫خیلی خب. یه کم استراحت کن

848
00:56:32,640 --> 00:56:35,480
‫با اتاقت خو بگیر

849
00:56:36,400 --> 00:56:38,200
‫افتتاح رسمی فرداست

850
00:56:48,640 --> 00:56:53,240
‫حقیقتا در روزهای اولیه، انقد شلوغ شده بود
‫مشکل کمبود جا وجود داشت

851
00:56:57,120 --> 00:56:59,800
‫لطفا اینکارو نکن. لطفا، لطفا!
‫لطفا، لطفا، لطفا، لطفا!

852
00:56:59,880 --> 00:57:02,080
‫لطفا اینکارو نکن! لطفا!

853
00:57:10,760 --> 00:57:15,280
‫این ره‌آوردی بود که واقعا همه رو جذب می‌کرد

854
00:57:15,360 --> 00:57:16,760
‫زیبا بود

855
00:57:16,840 --> 00:57:19,880
‫هر بار که جونش رو می‌گرفتی..

856
00:57:19,960 --> 00:57:22,880
‫یه تصویر لحظه‌ای از کلیتون..

857
00:57:23,400 --> 00:57:25,880
‫نه فیلم‌برداری شده، بلکه یه نسخه‌ از ذهن کلیتون..

858
00:57:25,960 --> 00:57:29,680
‫که تجربه‌ی اون درد زیبا رو نشون میداد،
‫از دستگاه بیرون میومد

859
00:57:29,760 --> 00:57:34,400
‫برای همیشه در اون لحظه‌ی فوق‌العاده
‫از جون کندن بود

860
00:57:34,480 --> 00:57:35,920
‫همیشه‌ی خدا

861
00:57:36,520 --> 00:57:39,160
‫همیشه در حال رنج کشیدن

862
00:57:39,240 --> 00:57:41,800
‫و بهش میگید..

863
00:57:42,640 --> 00:57:44,920
‫اندازه‌ی سرگرم کننده

864
00:57:56,840 --> 00:57:59,120
‫اگه باعث میشه حالت بهتر بشه، بشین

865
00:58:09,840 --> 00:58:10,960
‫بشین

866
00:58:18,920 --> 00:58:22,360
‫چیه؟ لهجه‌ی من؟

867
00:58:23,480 --> 00:58:25,400
‫یه ذره هم انگلیسی نیست

868
00:58:27,120 --> 00:58:28,520
‫ببخشید که ناامیدت کردم

869
00:58:30,960 --> 00:58:32,160
‫تو کی هستی؟

870
00:58:33,120 --> 00:58:36,560
‫یه بخش‌هایی از داستان رو جا انداختی، آقای هینس
‫چرا؟

871
00:58:36,640 --> 00:58:38,760
‫معترضین رو فراموش کردی

872
00:58:40,120 --> 00:58:43,880
‫همسرش یه کمپین تشکیل داد
‫و جنبشی به راه انداخت

873
00:58:43,960 --> 00:58:46,520
‫حتما بهش میگی جنبش اجتماعی چرندیه

874
00:58:46,600 --> 00:58:48,560
‫ولی خودتم می‌دونی کار و کاسبیت رو خراب کرد

875
00:58:52,600 --> 00:58:55,400
‫و حتی معترضین هم بعد یه مدت کم آوردن

876
00:58:56,600 --> 00:59:00,040
‫به محض اینکه مشخص شد
‫دولت کاری برای رها کردنش نمی‌کنه

877
00:59:00,440 --> 00:59:02,760
‫وارد مرحله‌ی دیگه‌ای از عدالت طلبی شدن
‫که زیاد جالب نبود

878
00:59:02,840 --> 00:59:04,840
‫رفتن توی فاز هشتگ گذاشتن

879
00:59:06,720 --> 00:59:10,040
‫اما کارشون جواب داد، درسته؟
‫اینجا شد مثل قبرستون

880
00:59:10,440 --> 00:59:12,640
‫بعد از اون مشتریت دیگه چه کسی بود؟

881
00:59:13,640 --> 00:59:18,600
‫مشتری‌های گذریت، توریست‌ها و خانواده‌ها رو از دست دادی، کی مونده بود؟

882
00:59:18,680 --> 00:59:21,680
‫بازم توی کله کیری مادر جنده اومدی؟

883
00:59:23,400 --> 00:59:25,760
‫آدم‌های تنها و کسانی که
‫از زجر دیگران لذت میبردن

884
00:59:26,560 --> 00:59:28,680
‫و آدم‌های مریض خودبرتر بین

885
00:59:30,200 --> 00:59:32,040
‫نه، نه، نه، نه
‫بیرون، بیرون، بیرون

886
00:59:35,000 --> 00:59:37,000
‫این میزان مشتری کافی نبود

887
00:59:38,280 --> 00:59:39,960
‫خرج اینجا رو درنمی‌آوردن

888
00:59:40,040 --> 00:59:41,720
‫اگه یه نفر پیدا میشد..

889
00:59:42,560 --> 00:59:46,400
‫یه نژاد پرست مایه دار که عاشق قدرت بود..

890
00:59:48,080 --> 00:59:51,280
‫و حاضر بود برای بیشتر نگه داشتن اهرم
‫پول بیشتری بده،

891
00:59:55,080 --> 00:59:56,480
‫قبول می‌کردی

892
01:00:07,120 --> 01:00:08,080
‫ممنون

893
01:00:12,640 --> 01:00:14,400
‫بعدش دیگه مثل قبل نبود، بود؟

894
01:00:16,160 --> 01:00:18,280
‫نمرده بود اما زنده هم نبود

895
01:00:18,880 --> 01:00:22,640
‫حتی آدم‌های مرتد هم دلشون نمیخواد
‫اهرم یه آدم ناقص رو بکشن

896
01:00:24,920 --> 01:00:26,280
‫چه لذتی داره مگه؟

897
01:00:28,240 --> 01:00:30,480
‫اما یه نفر برای دیدنش اومد، درسته؟

898
01:00:33,960 --> 01:00:35,240
‫اون زن دیدش

899
01:00:37,920 --> 01:00:39,400
‫همینجا ایستاد

900
01:00:40,880 --> 01:00:42,480
‫دید که چه کاری باهاش کردی

901
01:00:44,440 --> 01:00:45,360
‫کلی؟

902
01:00:46,800 --> 01:00:48,520
‫مثل یه حیوون رام شده بود

903
01:00:49,440 --> 01:00:51,520
‫خدا می‌دونه که اون زن رو شناختش یا نه

904
01:00:53,720 --> 01:00:55,920
‫خدا می‌دونه که حتی من رو می‌شناسه یا نه

905
01:01:24,960 --> 01:01:25,960
‫بابا

906
01:01:28,320 --> 01:01:29,640
‫تولدت مبارک

907
01:01:57,560 --> 01:02:00,280
‫چیزی که اون روز مادرم دید
‫بیشتر از حد تحملش بود

908
01:02:00,360 --> 01:02:03,560
‫اون کلی تلاش کرد تا شوهرش رو نجات بده
‫اما این خردش کرد

909
01:02:04,440 --> 01:02:06,120
‫میدونی وقتی برگشت خونه چیکار کرد؟

910
01:02:06,200 --> 01:02:10,440
‫با یه قوطی قرص با یه شیشه ودکا
‫پیداش کردم، عوضی حرومزاده

911
01:02:12,320 --> 01:02:13,440
‫

912
01:02:14,800 --> 01:02:16,680
‫گرمه؟

913
01:02:17,080 --> 01:02:18,520
‫یه کم مرطوبه، درسته؟
‫معذرت می‌خوام

914
01:02:20,440 --> 01:02:22,280
‫سیستم‌های تهویه‌ی دیجیتال احمقانه

915
01:02:24,080 --> 01:02:25,080
‫هک کردنش آسونه

916
01:02:29,240 --> 01:02:31,200
‫هیچوقت از غریبه‌ها نوشیدنی قبول نکن

917
01:02:34,880 --> 01:02:36,640
‫پدرم این رو بهم یاد داد

918
01:02:39,080 --> 01:02:44,040
‫با توجه به رنگ لب‌هات
‫تا سی ثانیه‌ی دیگه می‌میری

919
01:02:54,120 --> 01:02:55,400
‫نگران نباش

920
01:02:57,480 --> 01:02:59,320
‫اون طرف همدیگه رو خواهیم دید

921
01:03:15,200 --> 01:03:16,080
‫هی

922
01:03:18,400 --> 01:03:20,280
‫رایانه میگه که بیدار شدی

923
01:03:20,360 --> 01:03:23,360
‫تبریک میگم. تو یه پیش‌گامی

924
01:03:23,440 --> 01:03:24,840
‫تو چه غلطی کردی؟

925
01:03:24,920 --> 01:03:27,840
‫کاشف به عمل اومده

926
01:03:27,920 --> 01:03:32,200
‫که میشه یه ضمیر زنده رو
‫به یه ضمیر مجازی منتقل کرد

927
01:03:32,280 --> 01:03:34,160
‫بابام داره یه سواری بهت میده

928
01:03:34,240 --> 01:03:36,600
‫من رو از اینجا بیار بیرون، عوضی...

929
01:03:37,240 --> 01:03:40,960
‫احتمالا الآن داری جیغ میزنی و
‫من رو صدا میزنی، اما من نمی‌فهمم

930
01:03:41,040 --> 01:03:43,880
‫- تو..
‫- به لطف تو، پدرم نمی‌تونه حرف بزنه

931
01:03:43,960 --> 01:03:46,960
‫وگرنه پیام‌های زیبات رو بهم میرسوند

932
01:03:47,040 --> 01:03:50,640
‫جنده‌ی عوضی!
‫جنده‌ی عوضی!

933
01:03:50,720 --> 01:03:55,440
‫از جهتی دیگر، به زودی تو یه زمینه دیگر هم
‫اولین نفر خواهی شد

934
01:03:55,520 --> 01:03:58,520
‫اولین اعدام دو نفره

935
01:03:58,600 --> 01:04:00,200
‫نه، نه، نه، نه، نه

936
01:04:00,280 --> 01:04:03,440
‫محدودیت ده ثانیه رو برداشتم
‫تا ضربه‌ی کافی به پدرم بخوره

937
01:04:05,120 --> 01:04:06,920
‫برای آزاد کردنش باید کافی باشه

938
01:04:08,560 --> 01:04:11,640
‫تو.. به هر حال..

939
01:04:12,560 --> 01:04:15,520
‫اون داخل گیر کردی
‫و تمامش رو حس می‌کنی، آقای هینس

940
01:04:15,600 --> 01:04:17,080
‫تمام درد رو حس می‌کنی

941
01:04:17,160 --> 01:04:19,240
‫- لعنت بهت..
‫- هر ذره‌اش رو حس می‌کنی

942
01:04:19,320 --> 01:04:22,200
‫- لعنت بهت!
‫- برای خودم یه یادگاری هم برمی‌دارم

943
01:04:22,560 --> 01:04:23,840
‫نه، نه، نه، نه، نه!

944
01:04:23,920 --> 01:04:25,720
‫خواهش می‌کنم، تو رو خدا، من..

945
01:04:25,800 --> 01:04:27,240
‫همیشه روشنه

946
01:04:28,320 --> 01:04:32,040
‫- همیشه رنج خواهی برد
‫- لعنتی! نه، نه، نه!

947
01:04:34,280 --> 01:04:35,280
‫خدافظ بابا

948
01:05:23,280 --> 01:05:25,760
‫- میمون دوستت داره
‫- هیس

949
01:05:26,784 --> 01:05:56,784
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

950
01:06:25,960 --> 01:06:27,040
‫کارم چطور بود، مامان؟

951
01:06:27,600 --> 01:06:28,640
‫همه چی خوب بود؟

952
01:06:29,640 --> 01:06:30,920
‫عالی بود، عزیزم

953
01:06:31,440 --> 01:06:32,760
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

954
01:06:33,240 --> 01:06:34,880
‫ممنون
