WEBVTT

00:07.416 --> 00:08.791
‫هنوز هم می‌تونی پا پس بکِشی

00:09.708 --> 00:10.708
‫نه

00:11.333 --> 00:12.333
‫نمی‌تونم

00:18.500 --> 00:20.500
‫هر شغلی تو دنیا یه قانونی داره

00:20.583 --> 00:22.291
‫مطمئنی همین رو می‌خوای، سم؟

00:22.375 --> 00:25.125
‫دلت نازکه
‫ولی دست‌هات به خون آلوده‌ست

00:25.208 --> 00:27.291
‫این دوتا اصلاً با هم جور درنمیان

00:27.375 --> 00:32.375
‫♪ Little Drummer Boy - FOR KING + COUNTRY ♪

00:47.333 --> 00:50.041
‫خب، بچه‌ها.
‫امشب تعطیله. ورود ممنوعه

00:50.125 --> 00:51.517
‫- چی؟
‫- امشب نه

00:51.541 --> 00:53.621
‫- کریسمسه!
‫- گفتم که تعطیله…

00:56.333 --> 00:57.333
‫بیا

01:03.708 --> 01:04.958
‫وایسید! کجا…

01:06.500 --> 01:08.083
‫پشم‌هام. دیدید؟

01:09.750 --> 01:11.226
‫- دیدیم
‫- بد خفن بود

01:11.250 --> 01:12.583
‫چطوره زودتر تمومش کنیم؟

01:13.291 --> 01:14.916
‫اون تو هوای همو داریم دیگه؟

01:15.000 --> 01:17.800
‫نگران نباش. تا پولمون رو ندی نمی‌کُشمت.
‫اسکل که نیستم

01:20.208 --> 01:22.250
‫۱۰ ثانیه

01:22.333 --> 01:25.041
‫خب، خانم‌ها، کمربندها رو سفت ببندید.
‫وقت انفجاره

01:29.833 --> 01:32.833
‫کیر توش! چی بود؟

01:50.416 --> 01:53.559
‫- این کله‌کیری‌ها چند نفرن؟
‫- فکر می‌کردم ۱۰ نفری باشن

01:53.583 --> 01:55.166
‫نه، بیشتر از ۱۰ نفرن

02:00.250 --> 02:02.291
‫یعنی چی آخه؟!

02:13.500 --> 02:14.500
‫ریدم توش

02:20.000 --> 02:31.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:31.024 --> 02:38.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:39.001 --> 02:44.001
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و امیر ستارزاده »

02:58.583 --> 03:01.208
‫ببین، هیچی غم‌انگیزتر از یه آدمکش پیر نیست

03:01.291 --> 03:03.958
‫ولی دلیل نمی‌شه
‫بذارم امشب بمیری، کسکش

03:04.041 --> 03:05.041
‫بیا

03:05.916 --> 03:07.416
‫هی، هی!

03:07.500 --> 03:08.750
‫میرم هکتورو پیدا کنم

03:53.416 --> 03:54.583
‫می‌بینم که برگشتی

03:57.416 --> 03:58.416
‫آره

04:01.625 --> 04:02.625
‫اومدی منو بکُشی؟

04:07.625 --> 04:09.666
‫اوضاع مثل وقتی که رفتی نیست

04:10.916 --> 04:12.875
‫شهر داره از هم می‌پاشه

04:14.041 --> 04:15.341
‫من دنبال اون دختره می‌گردم

04:16.791 --> 04:18.625
‫خیلی‌ها دنبال اون دخترن

04:19.375 --> 04:21.166
‫خیلی‌ها هم دارن می‌میرن

04:21.750 --> 04:22.916
‫دیگه کی‌ها دنبالشن؟

04:26.041 --> 04:29.125
‫حتی نمی‌دونی با چی طرفی، مگه نه؟

04:32.125 --> 04:35.708
‫به‌نظرم اگه می‌خواستی منو بکُشی
‫تا الان کُشته بودی

04:42.000 --> 04:43.458
‫نباید برمی‌گشتی

04:51.250 --> 04:55.000
‫« کبوتران سیاه »

04:56.708 --> 04:59.767
‫استیون یاریک هستم.
‫لطفاً پیغامتون رو بذارید

04:59.791 --> 05:02.708
‫استیون، باز هم منم.
‫هر وقت تونستی زنگ بزن، باشه؟

05:04.708 --> 05:06.250
‫راستی، می‌خواستم بپرسم

05:07.000 --> 05:09.500
‫چیزی راجع‌به امنیت خونه نشنیدی؟

05:10.083 --> 05:11.541
‫چرا

05:12.875 --> 05:15.000
‫- بسپارش به خودم. پیگیرشم
‫- باشه

05:20.791 --> 05:22.208
‫خب، خونه می‌بینمت

05:23.583 --> 05:25.083
‫- عصر به‌خیر، جان
‫- سلام، قربان

05:32.166 --> 05:33.625
‫الان میاد پیشتون

05:34.250 --> 05:35.250
‫ممنون

05:45.083 --> 05:46.083
‫نخست‌وزیر

05:46.166 --> 05:48.416
‫والاس، ایشون جیم پریمن هستن
‫از سرویس مخفی

05:48.500 --> 05:52.000
‫- خواستن یه نماینده تو این جلسه داشته باشن
‫- وزیر دفاع. خوبید؟

05:52.875 --> 05:57.250
‫خب، چینی‌ها فکر می‌کنن
‫سی‌آی‌اِی سفیرشون رو کُشته

05:57.333 --> 06:00.208
‫و مقامات بلندپایه‌ی پلیس متروپولیتن هم
‫قضیه رو لاپوشونی کردن

06:00.291 --> 06:01.500
‫با کی حرف زدی؟

06:01.583 --> 06:04.791
‫دو نفر داخل آشپزخونه…
‫تو مهمونی کریسمس وزارت کار و مستمری

06:04.875 --> 06:08.458
‫گفتن بازرس پکن و جزو هیئت نمایندگی‌ان

06:08.541 --> 06:11.333
‫- با یاریک حرف زدی؟
‫- نه. گوشیش رو برنمی‌داره

06:11.416 --> 06:13.291
‫خب

06:13.375 --> 06:15.791
‫- میچ پورتر اومده
‫- آره، بفرستش تو

06:15.875 --> 06:17.416
‫به رئیس مقر سی‌آی‌اِی زنگ زدم

06:17.500 --> 06:20.916
‫مطمئنم همه چیزو روشن می‌کنه

06:21.500 --> 06:23.375
‫- آقایون
‫- میچ، ممنون که اومدی

06:24.583 --> 06:26.541
‫چه کمکی از دستم برمیاد، جناب نخست‌وزیر؟

06:26.625 --> 06:29.345
‫والاس امشب با دوستان مشترکمون،
‫چینی‌ها، حرف می‌زده

06:29.375 --> 06:32.333
‫یه شایعات بی‌اساسی
‫درباره‌ی سازمان شما مطرح شده

06:32.416 --> 06:36.791
‫حالا بین خودمون بمونه، ولی
‫لابلای صحبت‌ها برامون سؤال شد که

06:36.875 --> 06:39.500
‫ممکنه دستور قتل سفیر چین رو داده باشید؟

06:40.916 --> 06:44.583
‫جدی می‌پرسید؟

06:46.000 --> 06:48.125
‫آره… جدی میگم

06:48.916 --> 06:52.375
‫به‌نظر باید با رئیس‌جمهور
‫در این باره صحبت کنید

06:52.458 --> 06:55.666
‫با رئیس‌جمهور هم حرف می‌زنم،
‫ولی میچ، قبلش،

06:56.166 --> 06:57.791
‫با تو راجع‌بهش حرف می‌زنم

06:57.875 --> 07:02.375
‫قربان، با کمال احترام،
‫بهتره اعتبار منابعتون رو بررسی کنید

07:02.458 --> 07:05.083
‫که البته در این مورد،
‫گویا منبعتون دولت چینه، آره؟

07:05.166 --> 07:07.083
‫چی درمورد کول اَتوود می‌تونی بگی؟

07:07.166 --> 07:09.333
‫- نمی‌شناسمش
‫- بس کن، بابا

07:09.416 --> 07:11.833
‫اون دوست‌پسر آمریکایی دختر سفیره

07:11.916 --> 07:14.333
‫و آخرین باری که دیدنش
‫در حال فرار از صحنه‌ی قتل

07:14.416 --> 07:15.916
‫و ورود به سفارت شما بوده

07:16.500 --> 07:17.425
‫از اون موقع هم بیرون نیومده

07:17.500 --> 07:21.833
‫میچ، کول اَتوود مأمور سی‌آی‌اِیه؟

07:21.916 --> 07:24.916
‫می‌خواید درباره‌ی
‫مأمورهای سی‌آی‌اِی حرف بزنیم؟

07:25.583 --> 07:27.916
‫درو باز کنم که همه بشنون؟

07:28.000 --> 07:29.125
‫یعنی چی؟

07:29.208 --> 07:33.208
‫یعنی این دولت نَشتی داره،
‫جناب نخست‌وزیر

07:33.291 --> 07:34.708
‫همه خبر دارن

07:34.791 --> 07:38.166
‫اسرار سرپوشیده نمی‌مونن؛
‫به نحوی درز پیدا می‌کنن

07:43.500 --> 07:44.625
‫بله؟

07:44.708 --> 07:46.375
‫بله

07:47.458 --> 07:48.458
‫پریمن

07:49.041 --> 07:51.208
‫- یا خدا
‫- شوخی می‌کنی. یا خدا. فهمیدم

07:51.291 --> 07:52.625
‫- باشه
‫- زود برگرد

07:52.708 --> 07:53.791
‫۵ دقیقه بهم وقت بده

07:54.291 --> 07:56.458
‫- بهشون خبر میدم
‫- یا خدا

07:56.541 --> 08:01.958
‫جنازه‌ش امشب تو یه سطل زباله
‫نزدیک خونه‌ی کمیسر یاریک پیدا شده

08:02.916 --> 08:04.500
‫تازه شناساییش کردن

08:05.666 --> 08:06.666
‫تسلیت میگم

08:09.041 --> 08:10.541
‫استیون… استیون مرده؟

08:11.041 --> 08:13.375
‫ظاهراً شکنجه‌ش کردن

08:13.458 --> 08:14.458
‫یا خدا

08:16.208 --> 08:20.041
‫من… جای شما بودم الان
‫به رئیس‌جمهور زنگ می‌زدم، قربان

08:33.800 --> 08:35.800
‫« در حال تماس با تعمیرگاه »

08:41.833 --> 08:42.833
‫تو کی هستی؟

08:43.750 --> 08:44.875
‫یه منشی

08:46.041 --> 08:48.708
‫نماینده‌ی یه چیز… بزرگ‌تر

08:50.083 --> 08:52.833
‫خودت کی هستی، هلن وب؟

08:54.583 --> 08:56.541
‫لازم نبود اون بلا رو سر استیون بیاری

08:56.625 --> 08:59.750
‫اتفاقی که برای کمیسر یاریک افتاد
‫تقصیر خودت بود

09:00.583 --> 09:02.625
‫هر خشونت دیگه‌ای هم که رخ بده

09:02.708 --> 09:05.291
‫به‌خاطر اینه که خودت رو قاطی کار ما کردی

09:06.333 --> 09:07.500
‫خونواده‌م در امانن؟

09:10.166 --> 09:12.000
‫گفتم خونواده‌م در امانن؟

09:24.000 --> 09:26.416
‫واقعاً به‌نظرت استیون تو این کارها
‫دست داشته؟

09:26.500 --> 09:28.791
‫تو چی؟

09:30.625 --> 09:33.666
‫قتلی که قتل نیست، اون هم
‫به دستِ جاسوسی که جاسوس نیست؟

09:38.291 --> 09:40.141
‫تو چشمت دنبال شغل منه، مگه نه، والاس؟

09:43.125 --> 09:44.958
‫خب، به‌نظرم یه روز بهش می‌رسی

09:46.375 --> 09:47.500
‫وقتی برسی،

09:47.583 --> 09:50.791
‫می‌فهمی چرخ دنیا
‫اون‌جور که فکر می‌کنی نمی‌چرخه

09:50.875 --> 09:53.208
‫روالش این‌طور که تصور می‌کنی نیست

09:56.125 --> 09:57.666
‫متوجه میشی،

09:58.875 --> 10:00.666
‫در واقع خیلی زود…

10:04.791 --> 10:07.208
‫که اکثر باورهات درواقع

10:08.708 --> 10:10.083
‫چیزی که به‌نظر میاد نیستن

10:13.125 --> 10:15.425
‫این هم یه نصیحت،
‫هرچند می‌دونم گوشِت بدهکار نیست

10:17.916 --> 10:19.000
‫یه کار دیگه بکن

10:26.333 --> 10:27.791
‫عه، اینجایی

10:28.916 --> 10:29.866
‫اثری از نیومن نیست؟

10:30.833 --> 10:31.833
‫نه

10:32.333 --> 10:33.583
‫دختری که دنبالشیم،

10:33.666 --> 10:36.466
‫یه دختر چینی بیست و چند ساله‌ست
‫که مواد زده و افتاده رو کاناپه، درسته؟

10:36.541 --> 10:38.041
‫- آره
‫- آره، همین‌جاست

10:38.833 --> 10:39.666
‫چی؟

10:49.583 --> 10:52.875
‫عجب جیگریه. می‌مُردی بگی، آره؟

10:56.666 --> 10:58.826
‫این همون دختریه
‫که من و کِنت دنبالش می‌گشتیم

10:59.250 --> 11:01.550
‫اگه پیداش می‌کردیم
‫باید به یه شماره زنگ می‌زدیم

11:02.291 --> 11:05.750
‫می‌تونستی بگی.
‫همکارم سر پیداکردن دختره جونشو از دست داد

11:06.375 --> 11:09.250
‫خودت کُشتیش،
‫پس خوب میشد بهم می‌گفتی

11:11.750 --> 11:15.166
‫- باید یه جا واسه‌ش پیدا کنم
‫- ما می‌تونیم ازش مراقبت کنیم

11:15.250 --> 11:19.291
‫دختره… عین… یه عروسک کوچولوئه

11:20.208 --> 11:21.708
‫عین یه باربی معتاد کوچولو

11:21.791 --> 11:23.591
‫میتونیم از باربی معتاده مراقبت کنیم؟

11:24.000 --> 11:26.125
‫- من نمی‌تونم ببرمش هتلم
‫- من نمی‌تونم

11:29.791 --> 11:31.166
‫بابت کِنت متأسفم

11:32.125 --> 11:35.575
‫حالا که فکر می‌کنم، احتمالاً باید
‫به یه جای دیگه‌ش شلیک می‌کردم، نه سرش

11:37.166 --> 11:38.606
‫مثلاً پاش

11:38.666 --> 11:41.625
‫خب، قانون بازیه دیگه، نه؟
‫جزو قراردادمونه

11:44.041 --> 11:46.458
‫راستش اَجَل دیر یا زود
‫سراغ همه‌مون می‌اومد

11:46.958 --> 11:48.625
‫الان هم سراغ یکیمون اومده، درسته؟

11:48.708 --> 11:51.500
‫روراست باشیم، هیچ‌کدوم از ما
‫زیاد عمر نمی‌کنیم

11:51.583 --> 11:54.708
‫من همکار سومش بودم.
‫دو نفر قبل از من مُردن، بعد هم خودش مُرد

11:55.833 --> 11:58.216
‫هزار بار همین رو بهش گفتم.
‫دور احساساتت رو خط بکِش تا زنده بمونی

11:58.291 --> 12:00.416
‫وگرنه عاقبتت مرگه

12:01.791 --> 12:02.625
‫یا مثل تو میشه

12:05.708 --> 12:07.000
‫یعنی چی مثل من میشه؟

12:07.083 --> 12:09.791
‫یه عالمه روح سرگردون
‫تاابد رو دوشِت سنگینی می‌کنن

12:20.625 --> 12:23.059
‫ما ازش مراقبت می‌کنیم،
‫ولی باید بیشتر بهمون پول بدید

12:23.083 --> 12:24.666
‫ما پرستار بچه نیستیم

12:44.625 --> 12:45.750
‫چیزه…

12:49.041 --> 12:50.041
‫والاس؟

12:50.750 --> 12:52.375
‫چی…؟

12:53.291 --> 12:56.041
‫چی شده؟ بیا ببینم.
‫بیا تو بغلم، بیا

13:01.333 --> 13:02.916
‫اشکال نداره. اشکال نداره

13:07.750 --> 13:10.250
‫باورم نمیشه چه بلایی سرش آوردن

13:13.333 --> 13:15.416
‫باعث و بانیش رو پیدا می‌کنم

13:15.500 --> 13:17.125
‫حقشون رو میذارم کف دستشون

14:29.958 --> 14:32.208
‫من… اونی نیستم که فکر می‌کنی

14:32.291 --> 14:35.166
‫می‌خوام بدونی من کی‌ام؛
‫چون دوستت دارم

14:35.250 --> 14:36.916
‫می‌خوام تو هم دوستم داشته باشی

14:39.583 --> 14:40.791
‫معلومه که دوستت دارم

14:43.583 --> 14:44.708
‫نه، نداری

14:46.041 --> 14:48.541
‫تو هلن وبو دوست داری،
‫منتها هلن وب وجود خارجی نداره

14:48.625 --> 14:49.625
‫هیچ‌وقت نداشته

14:57.458 --> 15:02.458
‫♪ Rides Through the Morning - Michael Nau ♪

15:31.000 --> 15:32.375
‫یا خدا!

16:02.958 --> 16:06.583
‫- به‌به، چه جای قشنگی
‫- اینجا چه گوهی می‌خوری؟

16:08.583 --> 16:10.708
‫توقع نداشتم این موقع بیدار باشی

16:12.166 --> 16:14.016
‫هیچ‌وقت میونه‌ت با صبح‌ زود خوب نبوده

16:14.291 --> 16:15.916
‫یه بچه‌ی ۴ ساله دارم، پس…

16:16.958 --> 16:20.208
‫الان دیگه مجبورم
‫صبح زود بیدار شم

16:22.958 --> 16:23.958
‫اسمش چیه؟

16:24.458 --> 16:25.916
‫- روبی
‫- روبی

16:28.000 --> 16:31.208
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫من تمام کارایی رو که باید، کردم

16:31.291 --> 16:33.708
‫- لام‌تاکام هم حرفی نزدم
‫- می‌دونم

16:34.666 --> 16:35.816
‫پس واسه چی اومدی اینجا؟

16:38.333 --> 16:39.333
‫آهن‌رباها

16:41.666 --> 16:42.791
‫و ارواح سرگردون

16:43.916 --> 16:44.916
‫خب…

16:47.291 --> 16:48.291
‫می‌دونم که…

16:50.291 --> 16:53.416
‫حق ندارم یهو پاشم بیام اینجا… شرمنده

17:01.750 --> 17:03.166
‫اصلاً فکرت نیومد پیش من؟

17:09.166 --> 17:12.750
‫چون… فکر می‌کردم نکردی،
‫آخه بعد یه مدت فکرش از سرت می‌افته

17:13.375 --> 17:15.095
‫چون همین‌طوریه دیگه، نه؟

17:19.208 --> 17:20.208
‫آخه،

17:21.250 --> 17:24.250
‫تو به یکی فکر می‌کنی،
‫ولی به خیالت اون بهت فکر نمی‌کنه

17:24.333 --> 17:27.916
‫تو از زندگیش محو شدی دیگه

17:29.416 --> 17:31.916
‫با اینکه هنوزم
‫سر کوچکترین چیزی یادشون می‌افتی

17:35.875 --> 17:38.708
‫همیشه، مدام،
‫از سر نمیری بیرون، مثل وزوز گوش

17:38.791 --> 17:40.000
‫مثل وزوز گوش؟

17:40.083 --> 17:42.458
‫نه مثل وزوز گوش.
‫مثل… نمی‌دونم، مثل…

17:44.500 --> 17:46.916
‫مثل یه آهنگ که مدام تو سرم تکرار میشه

17:48.250 --> 17:49.250
‫یه آهنگ خوب

17:50.500 --> 17:51.500
‫یه آهنگ غمگین

17:52.375 --> 17:53.625
‫من بهت فکر می‌کردم

17:55.291 --> 17:57.208
‫هر وقت یه سایه منو می‌ترسوند

17:58.000 --> 18:00.416
‫یا یه صدا تو تاریکی
‫منو تو تخت از سر جام می‌پروند

18:01.541 --> 18:03.666
‫هر وقت می‌ترسیدم به تو فکر می‌کردم

18:06.333 --> 18:09.250
‫می‌دونی، اون ماجرا هیچ ربطی به تو نداشت

18:09.333 --> 18:11.458
‫- اون آدم‌ها…
‫- ای بابا!

18:12.125 --> 18:14.208
‫من از اونها نمی‌ترسیدم

18:14.291 --> 18:15.541
‫از تو می‌ترسیدم، سم

18:16.958 --> 18:18.833
باهات زیر یه سقف بودم

18:18.916 --> 18:20.833
‫می‌خواستم زندگیم رو باهات شریک شم

18:20.916 --> 18:22.341
‫ولی تو داشتی بهم دروغ می‌گفتی

18:22.416 --> 18:24.875
‫تو یه غریبه بودی که وارد زندگیم شد

18:24.958 --> 18:27.375
‫گذاشتی عاشق کسی بشم که وجود نداشت

18:27.458 --> 18:29.208
‫می‌دونی چقدر وحشتناکه؟

18:30.666 --> 18:33.791
‫از اون موقع هر روز ترسیده‌م
‫که نکنه باز اون اتفاق برام بیفته

18:34.708 --> 18:36.166
‫که یهو یه آدم معتمد دیگه

18:36.250 --> 18:39.625
‫یه هیولا از آب در بیاد که
‫نقاب آدم‌خوب‌ها رو زده

18:43.875 --> 18:44.875
‫متأسفم

18:47.208 --> 18:50.250
‫من تو خطرم؟ دخترم تو خطره؟

18:50.333 --> 18:51.333
‫نه

18:52.125 --> 18:53.125
‫نه

18:56.000 --> 18:58.250
‫پس تو و من دیگه حرفی با هم نداریم

19:15.416 --> 19:17.583
‫تا حالا اسم کبوتر سیاه به گوشِت خورده؟

19:28.708 --> 19:29.750
‫رفت که بره

19:29.833 --> 19:32.500
‫رفت تو. از پسش براومدی. موفق شدی

19:32.583 --> 19:36.125
‫نه، افتاد.
‫همینکه اونجا رو دید پخش زمین شد

19:36.791 --> 19:38.291
‫چه خبره؟

19:38.375 --> 19:40.333
‫- سلام
‫- هلن!

19:40.416 --> 19:41.416
‫سلام

19:42.041 --> 19:44.250
‫گفتم تو تزیین خونه‌ی زنجبیلی کمک کنم

19:44.333 --> 19:46.583
‫ولی یه کم حواسمون پرت شد،
‫مگه نه، اُلی؟

19:48.833 --> 19:52.541
‫- یورش آدم برفی به خونه
‫- فکر کنم خراب‌ترش کردیم

19:52.625 --> 19:54.416
‫ولی دنی خیلی مهربون بوده، پس…

19:54.500 --> 19:57.625
‫راجع‌به استیون شنیدیم.
‫والاس می‌گفت خیلی صمیمی بودن

19:58.208 --> 20:00.541
‫خب، خیلی لطف کردی

20:01.041 --> 20:04.916
‫راستش، من نمی‌مونم.
‫فقط خواستم بیام بگم به فکرتون هستیم

20:05.000 --> 20:06.000
‫ممنون

20:07.125 --> 20:09.583
‫- چقدر قشنگ
‫- چه باحاله. بچه‌ها درست کردن؟

20:09.666 --> 20:11.125
‫نه، کار خودمه

20:12.375 --> 20:13.250
‫چه باحال

20:15.666 --> 20:18.458
‫- خب، تو دفتر می‌بینمت
‫- آره. نه

20:18.541 --> 20:19.625
‫بدرقه‌ت می‌کنم

20:19.708 --> 20:21.708
‫از غول تشن دم در نترس

20:21.791 --> 20:24.916
‫اسمش جفه. محافظ شخصی جدیدمونه

20:25.000 --> 20:26.250
‫- ممنون
‫- هی!

20:31.666 --> 20:34.791
‫- والاس میگه تازه واردی
‫- یکی دو ماهه

20:42.750 --> 20:46.583
‫وای. چه هیکلی داره.
‫از کجا میشه یه جف گیر آورد؟

20:48.583 --> 20:49.750
‫خب، بعداً می‌بینمت

20:49.833 --> 20:50.833
‫امیدوارم

21:00.666 --> 21:02.851
‫وقتی دختر بودم یه درخت پلاستیکی داشتیم

21:02.875 --> 21:03.875
‫هر سال همون درخت

21:04.583 --> 21:06.925
‫یه هفته قبل از کریسمس
‫بابام می‌رفت بالا تو انباری

21:07.000 --> 21:09.625
‫هی داد و بیداد می‌کرد تا درش بیاره

21:10.916 --> 21:12.333
‫تا پاهای بابامو نبینم که

21:12.416 --> 21:14.708
‫از سقف آویزونه
‫و سر مامانم داد می‌زنه

21:14.791 --> 21:18.041
‫که اون نردبون لامصب رو محکم بگیره
‫حس نمی‌کنم کریسمسه

21:20.958 --> 21:22.416
‫چرا گفتی بیام اینجا؟

21:24.166 --> 21:25.541
‫چینی‌ها فیلمی از

21:25.625 --> 21:29.541
‫یه جاسوس آمریکایی
‫موقع فرار از صحنه‌ی قتل سفیر چن دارن

21:30.333 --> 21:33.083
‫- کی؟
‫- اسمش کول اَتووده

21:34.625 --> 21:36.958
‫دوست‌پسر دختر سفیره

21:37.041 --> 21:39.833
‫عجب، دوست‌پسر کای‌مینگ
‫یه جاسوس آمریکاییه؟

21:40.375 --> 21:42.291
‫حالا همه ترسیده‌ن که

21:42.375 --> 21:45.333
‫نکنه چینی‌ها بخوان
‫با یه احمقانه تلافی کنن

21:45.416 --> 21:48.041
‫چرا آمریکایی‌ها باید سفیر چین رو بکُشن؟

21:48.125 --> 21:50.875
‫همه همین رو میگن دقیقاً.
‫عمراً همچین کاری می‌کردن

21:50.958 --> 21:54.000
‫با هیچ عقلی جور درنمیاد،
‫حتی با عقل آمریکایی‌ها

21:57.000 --> 21:58.000
‫این چیه؟

21:58.333 --> 22:01.208
‫یادداشتیه از یه طرف ذی‌نفع
‫که خواهان میانجی‌گری ما شده

22:01.291 --> 22:03.083
‫حاضرن یه عالمه پول بدن به اَتوود

22:03.166 --> 22:05.375
‫تا کلاً غائله رو بخوابونه

22:05.458 --> 22:07.208
‫این طرف ذی‌نفع کیه حالا؟

22:09.041 --> 22:11.666
‫بهتره خودتو درگیر جزئیات نکنی، هلن

22:12.458 --> 22:15.750
‫پس می‌خوان اَتوود
‫اعتبار چینی‌ها رو خدشه‌دار کنه،

22:15.833 --> 22:18.375
‫از آمریکا فرار کنه،
‫یه حلقه‌ی جاسوسی رو لو بده

22:18.458 --> 22:19.833
‫تا در عوض…؟

22:20.791 --> 22:23.666
‫اون‌قدر جیب‌هاشو پُر پول کنن
‫که کفاف ۱۰ نسل بعدش رو هم بده

22:23.750 --> 22:26.375
‫تو هم می‌خوای من ترتیبش رو بدم؟

22:26.458 --> 22:28.208
‫دیگه اصلاً دلم نمی‌خواد

22:28.291 --> 22:30.625
‫پای تو به این‌جور مسائل باز بشه

22:30.708 --> 22:33.291
‫مخصوصاً بعد از اتفاقی
‫که واسه کمیسر یاریک افتاد

22:33.375 --> 22:36.708
‫ولی خیلی فوریه و گزینه‌ی بهتری هم نداریم

22:36.791 --> 22:37.666
‫چطوری؟

22:37.750 --> 22:39.666
‫مگر توی سفارت آشنا نداری؟

22:42.041 --> 22:43.041
‫ونسا؟

22:44.041 --> 22:45.916
‫خودِ خودش

22:46.000 --> 22:49.416
‫به دستیارش ایمیل زدم
‫و یه قرار به صرف قهوه واسه‌تون ردیف کردم

22:49.500 --> 22:50.750
‫دل تو دلش نیست که تو رو ببینه.
‫کلی حرف دارید بزنید

22:50.800 --> 22:52.150
‫شوهرش جونش رو به لبش رسونده

22:53.458 --> 22:54.778
‫ولی وقتی پیششی،

22:54.833 --> 22:57.125
‫یه جوری حواسش رو پرت کن
‫و برو طبقه‌ی بالا

22:57.208 --> 22:59.041
‫اَتوود تو اتاق جِی‌چهاره

22:59.125 --> 23:01.434
‫یه آدرس واست می‌فرستم
‫که بعدش ببریش اونجا

23:01.458 --> 23:02.375
‫پس برو سراغش

23:02.458 --> 23:05.625
‫کول اَتوودو پیدا کن
‫و خبر خوش رو بهش بده

23:06.958 --> 23:09.791
‫هم قراره جلوی یه جنگ رو بگیره،
‫هم خرپول بشه

23:10.500 --> 23:13.083
‫فقط هم لازمه به کشورش خیانت کنه

23:13.875 --> 23:16.416
‫یه در بسته و یه در دیگه باز میشه

23:18.666 --> 23:20.000
‫درسته

23:22.083 --> 23:23.834
‫از این همه دوز و کلک خسته نمیشی، نه؟

23:23.850 --> 23:26.250
‫خودت خواستی. خواستِ خودت بوده.

23:26.300 --> 23:28.582
‫خواستی دست‌هات
‫به خون آلوده باشه، یادت میاد؟

23:30.791 --> 23:32.208
‫سم داره پیشرفت می‌کنه

23:33.208 --> 23:36.375
‫به‌زودی می‌فهمیم کی پشت این قضیه‌ست.
‫بعدش می‌تونیم آروم بگیریم

23:37.125 --> 23:40.833
‫تا کریسمس همه چی
‫به روال عادی برمی‌گرده

23:42.000 --> 23:44.583
‫خب، بلکه برگرده، هلن.
‫واقعاً امیدوارم

23:53.166 --> 23:55.250
‫یک پیغام جدید دارید

23:55.333 --> 23:58.500
‫عزیزم، منم. کای‌مینگ رو پیدا کردیم.
‫الان آدرس رو پیامک می‌کنم

24:05.000 --> 24:12.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:22.583 --> 24:24.583
‫- کیه؟
‫- منم

24:32.166 --> 24:33.846
‫یه چیزهایی واسش آوردم

24:34.750 --> 24:36.791
‫آب پرتقال، انگور

24:36.875 --> 24:40.000
‫یه بطری شامپاین
‫و یه… کیک شکلاتی

24:40.083 --> 24:43.450
‫اون یه هروئینیه که با آرام‌بخش بی‌هوش شده، سم.
‫جشن تولد مامانت نیست‌ها

24:43.500 --> 24:46.625
‫- نمی‌دونستم چی واسش بگیرم
‫- صبح به‌خیر، سم

24:48.041 --> 24:49.041
‫بهش زنگ زدی؟

24:49.125 --> 24:52.416
‫تو ۱۷ نفرو تو یه دیسکو به رگبار بستی

24:52.500 --> 24:54.620
‫فکر کردی سر از اخبار درنمیاره؟

24:54.666 --> 24:56.666
‫- هکتور هم اونجا نبود؟
‫- نه

24:56.750 --> 24:58.958
‫ولی خودم ترتیبش رو میدم. نگران نباش

24:59.041 --> 25:03.291
‫خب، هنوز معلوم نیست که
‫من چقدر باید نگران باشم

25:03.375 --> 25:05.559
‫ولی به‌نظرم بهتره یه‌کم
‫به این موضوع فکر کنی

25:06.833 --> 25:09.541
‫امروز صبح اینجا شده
‫عین ایستگاه قطار پیکادلی

25:11.083 --> 25:13.083
‫بیا تو. همه اینجان

25:16.041 --> 25:17.791
‫هلن وب!

25:18.750 --> 25:22.291
‫لنی لاینز. فکر نکنم تا حالا
‫از نزدیک همو دیده باشیم

25:22.375 --> 25:23.875
‫هلن، این ویلیامزه

25:23.958 --> 25:26.208
‫قبلاً که قصد جونت رو کرده بود
‫باهاش آشنا شدی

25:26.291 --> 25:28.184
‫- آره، یادمه
‫- یادته داشتم می‌بردم؟

25:28.208 --> 25:31.458
‫- یادمه دو نفر بودید
‫- اولش آره

25:31.541 --> 25:33.166
‫اِلنور، قاتل حرفه‌ای

25:35.125 --> 25:36.166
‫هنوز بیدار نشده؟

25:36.666 --> 25:39.916
‫نه. یه عالمه روان‌گردن تو خونِشه

25:40.458 --> 25:43.958
‫خوش به حالش.
‫پس ملت دنبال این دختره‌ان؟

25:44.041 --> 25:45.250
‫- آره
‫- کی‌ها؟

25:45.333 --> 25:47.614
‫هر کی که هستن،
‫حاضرن بابتش کلی پول بدن

25:48.041 --> 25:49.041
‫خب،

25:49.708 --> 25:50.708
‫سم

25:51.916 --> 25:54.916
‫هکتور همچنان متواریه

25:55.000 --> 25:56.750
‫و باید گیرش بیاری

25:56.833 --> 26:00.750
‫وگرنه به‌ناچار مایکل جونت
‫به‌خاطرات می‌پیونده

26:00.833 --> 26:04.125
‫که خدا شاهده دلم نمی‌خواد
‫کار به اونجا بکِشه

26:05.250 --> 26:07.458
‫پس دست‌دست نکن

26:12.208 --> 26:15.300
‫- تو پای مایکل رو به ماجرا باز کردی؟ گوه توش
‫- نه. چیزی نیست. حالش خوبه

26:15.375 --> 26:17.758
‫تا از چه زاویه‌ای به قضیه نگاه کنی؛
‫هم هست هم نیست

26:17.833 --> 26:19.041
‫یا پیغمبر!

26:19.125 --> 26:21.958
‫- یا خدا!
‫- شما دیگه خر کی هستید؟

26:22.041 --> 26:24.716
‫- باشه، کای‌مینگ
‫- اِی جنده! جمجمه‌ی کیریت رو خُرد می‌کنم‌ها!

26:24.791 --> 26:26.375
‫خیلی‌خب، آروم باش. گوش کن. هیچ…

26:27.250 --> 26:29.661
‫- یا خدا!
‫- هوی! اون چراغِ مادربزرگم بود

26:29.744 --> 26:31.708
‫کای‌مینگ، ما دوستیم

26:31.791 --> 26:33.351
‫- می‌خوایم بهت کمک کنیم
‫- من شما رو نمی‌شناسم

26:33.375 --> 26:35.633
‫ما از دست آدم‌هایی که
‫زندانیت کرده بودن نجاتت دادیم

26:35.708 --> 26:37.308
‫یه خبر بد هم در همین رابطه بهت بدم

26:37.375 --> 26:39.466
‫باید ساقی جدید پیدا کنی؛
‫چون دخل همه‌شونو آوردیم

26:39.541 --> 26:40.791
‫- چی؟
‫- کای‌مینگ

26:41.708 --> 26:44.166
‫- می‌دونی که پدرت مُرده؟
‫- معلومه که می‌دونم

26:44.250 --> 26:46.333
‫خبر داری که سه نفر دیگه هم مُردن؟

26:46.416 --> 26:48.458
‫دوستت، مَگی، و… دو تا مَرد دیگه

26:48.541 --> 26:49.458
‫آره

26:49.541 --> 26:51.666
‫ما در تلاشیم قاتل‌هاشونو گیر بیاریم

26:52.166 --> 26:55.666
‫آره، باید بدونیم بعد از قتل پدرت چی شد

26:56.291 --> 26:57.166
‫واقعاً متأسفم

26:57.250 --> 26:59.666
‫می‌تونی… به ما اعتماد کنی کای‌مینگ،
‫بهت قول میدم

27:01.583 --> 27:03.375
‫می‌خوای بشینی؟ آره؟

27:04.541 --> 27:05.541
‫باشه

27:10.458 --> 27:13.416
‫با دوست‌هام رفته بودم بیرون.
‫وقتی برگشتم خونه،

27:13.500 --> 27:15.791
‫جسد بابام رو تو آپارتمانم پیدا کردیم

27:15.875 --> 27:17.791
‫همه‌مون… هول کردیم

27:18.458 --> 27:20.750
‫دوست‌پسرم، کول، فرار کرد

27:22.083 --> 27:24.916
‫من هم مغزم درست کار نمی‌کرد

27:25.000 --> 27:27.291
‫و یه عالمه مواد همراهم بود

27:28.375 --> 27:30.541
‫خب، گمونم خودم هم هول کردم

27:30.625 --> 27:32.458
‫واسه همین فرار کردم…

27:33.666 --> 27:36.833
‫- رفتم یه جایی که بلد بودم
‫- یه انباری تو جنوب لندن؟

27:37.333 --> 27:40.250
‫- آره، بعضی وقت‌ها اونجا جنس می‌گیرم
‫- الان شده سردخونه

27:42.333 --> 27:47.000
‫از کِی دیگه جای مهمون، شدی گروگانشون؟

27:47.083 --> 27:50.791
‫از وقتی فهمیدن کی‌ام.
‫خواستم برم، منتها نذاشتن

27:51.666 --> 27:54.958
‫- هی ازم سؤال می‌پرسیدن
‫- چه سؤال‌هایی؟

27:56.558 --> 27:58.541
‫می‌خواستن راجع‌به ترنت بدونن

27:59.625 --> 28:01.583
‫- ترنت کیه؟
‫- یکی که می‌شناسمش

28:02.833 --> 28:06.208
‫بچه‌ی خِنگیه،
‫ولی همیشه کمک می‌کنه چیز بگیریم…

28:06.291 --> 28:07.166
‫هروئین؟

28:07.250 --> 28:08.083
‫آره

28:10.625 --> 28:13.833
‫فکر کنم خونواده‌اش پارتی‌کُلُفتـن،
‫ولی… نمی‌دونم

28:14.458 --> 28:16.291
‫بگذریم، ول‌کُن نبودن.
.یه بند سراغش رو می‌گرفتن

28:16.375 --> 28:20.833
‫چیزی راجع‌به یه
جیسون دیویس نامی نمی‌دونی؟

28:21.916 --> 28:24.666
‫اون... نه. اون... واسم یه پیغام گذاشت

28:25.916 --> 28:28.708
‫فقط گفت که اون دوست‌پسرِ مگیـه و
‫خواست بهش زنگ بزنم

28:28.791 --> 28:30.500
‫- دوست‌پسر؟
‫- آره

28:30.583 --> 28:31.583
‫چـ...

28:33.000 --> 28:36.000
‫منظورش از این حرف چی بود؟

28:36.083 --> 28:37.416
‫نمی‌دونم

28:38.500 --> 28:39.666
‫دیگه زنگ نزدم بهش

28:41.791 --> 28:44.958
‫نمی‌خواستم هیچ کدوم از این اتفاقات بیفتن

28:45.750 --> 28:48.208
‫آهای! ناراحت نشو

28:48.791 --> 28:50.916
‫یه پیک... شامپاین می‌خوای؟

28:51.958 --> 28:54.291
‫با یه کیک شکلاتی؟

28:57.375 --> 28:59.750
‫آره؟ می‌خواد

28:59.833 --> 29:01.750
‫به نظرت دوست‌پسرش هنوز زنده‌ست؟

29:01.833 --> 29:03.666
‫اسمش «کول اتوود»ـه. جاسوسـه

29:04.458 --> 29:05.791
‫- نه!
‫- آره

29:05.875 --> 29:08.625
‫مأمور سی‌آی‌ای. چینی‌ها خیال می‌کنن
‫اون سفیر رو کُشته

29:09.583 --> 29:12.416
‫رید می‌خواد وارد سفارت آمریکا بشم و
‫درش بیارم

29:13.166 --> 29:15.686
‫شاید مفید واقع بشه.
‫می‌تونیم سین‌جیمش کنیم.

29:15.750 --> 29:19.416
‫بفهمیم این ترنت کدوم خریـه و
‫جیسون چطوری قاتی این قضایا شده

29:19.500 --> 29:21.708
‫- به نظر خیلی خطرناک میاد
‫- آره

29:23.083 --> 29:24.083
‫می‌خوای بیای؟

29:32.708 --> 29:34.666
‫همکار داریم تا همکار

29:35.958 --> 29:36.833
‫درسته

29:36.916 --> 29:39.958
‫مثلاً خودم و خودت، همکاریم

29:40.541 --> 29:42.666
‫معنیش این نیست
‫هر چی از خودش گفته درست بوده

29:42.750 --> 29:44.875
‫خدایا، چیزی نمونده بود که باهاش فرار کنم

29:45.916 --> 29:47.583
‫اگه همه‌ش کسشعر باشه چی، سم؟

29:49.958 --> 29:51.458
‫اصلاً چیزی از خودت

29:52.583 --> 29:54.500
‫بهش گفتی؟

29:54.583 --> 29:57.291
‫نه. هیچی بهش نگفتم

30:04.000 --> 30:07.041
‫از خدات بود فرار کنی چون طرف مقابل
‫جیسون بود، یا فقط هدفت فرار کردن بود؟

30:07.125 --> 30:08.500
‫نمی‌دونم. آخه من...

30:10.291 --> 30:11.291
‫گمونم...

30:14.458 --> 30:18.541
‫اولش که وارد این نقش شده بودم، یه دفترچه
‫داشتم که دروغ‌هام رو توش می‌نوشتم

30:19.291 --> 30:22.625
‫بعدش وقتی حفظشون می‌کردم،
‫صفحاتش رو می‌سوزوندم و تموم

30:23.125 --> 30:24.375
‫دیگه می‌شدن واقعیت

30:25.500 --> 30:27.250
‫کلی راز دارم که از تو پنهونـه

30:27.333 --> 30:30.541
‫رازهای زیادی دارم که از والاس،
‫بچه‌ها و رید پنهون هستن

30:31.458 --> 30:36.000
‫گاهی از خواب بیدار می‌شم و نفسم بالا نمیاد.
‫نفسم بالا نمیاد، سم، چون...

30:38.291 --> 30:39.750
‫اصلاً نمی‌دونم کی هستم

30:41.666 --> 30:43.666
‫هیچکس دیگه‌ای هم نمی‌دونه من کی‌ام

30:47.000 --> 30:49.041
‫نمی‌دونم چرا می‌خواستم باهاش فرار کنم

30:50.458 --> 30:51.666
‫شاید اون هم...

30:52.958 --> 30:55.291
‫مثل یه صفحه‌ی جدید واسه
‫نوشتن یه دروغِ دیگه بود

30:58.750 --> 31:00.083
‫ولی رنگ و بوی عشق داشت

31:06.166 --> 31:07.166
‫مایکل چی؟

31:08.625 --> 31:09.708
‫رفتم دیدنش

31:11.000 --> 31:12.083
‫خب، حماقت کردی

31:12.875 --> 31:13.875
‫آره خدایی

31:16.125 --> 31:17.375
‫چطوریا بود؟

31:19.791 --> 31:21.000
‫خب...

31:21.625 --> 31:23.791
‫خوب شد به قطعیت رسیدم که ازم نفرت داره

31:23.875 --> 31:25.750
‫ندونستش بد‌تره گمونم

31:29.625 --> 31:32.833
‫همیشه واسم سؤال بود...
‫اگه زمان زیادی بگذره...

31:35.083 --> 31:35.916
‫می‌دونی...

31:41.500 --> 31:42.500
‫متأسفم

31:47.083 --> 31:48.083
‫عزیزم

31:49.958 --> 31:51.291
‫آخرش کمر راست می‌کنیم، مگه نه؟

31:55.666 --> 31:56.666
‫احتمالاً

31:59.000 --> 32:01.083
‫اگه قرار بود فهرستی از ساختمون‌های اروپا

32:01.666 --> 32:04.041
‫که شدیدترین تدابیر امنیتی رو دارن درست کنم،

32:04.125 --> 32:08.458
‫اینجا و کلاب «برگهاین» با هم
‫توی صدر فهرست قرار می‌گرفتن

32:10.750 --> 32:14.416
‫یعنی من که وارد برگهاین شدم،
‫ولی منظورم رو متوجه میشی

32:14.500 --> 32:15.500
‫اوهوم

32:15.833 --> 32:19.791
‫به مجوز ورود نیاز داریم،
‫احتمالاً با چاشنی تغییر قیافه

32:20.500 --> 32:23.541
‫آسانسورهای خدماتی هم هستن...

32:23.625 --> 32:26.208
‫نه، میرم دوستم ونسا رو ببینم

32:27.591 --> 32:28.625
‫ونسا؟

32:28.708 --> 32:32.791
‫آره، دبیر امور دیپلماتیک 45 ساله اهل دلاوِر

32:32.875 --> 32:35.750
‫جونم برات بگه که، یحتمل
‫خسته‌کننده‌ترین زنیـه که به عمرم دیدم،

32:35.833 --> 32:38.916
‫در ضمن یادت باشه، تقریباً کل
‫دایره‌ی اجتماعی من

32:39.000 --> 32:41.625
‫از اعضای رده بالای حزب محافظه‌کار تشکیل شده

32:41.708 --> 32:43.583
‫خب تا تو داخلی، من چیکار کنم؟

32:44.083 --> 32:46.500
‫به این شماره زنگ بزن.
‫ونسا رابینسون رو جویا شو.

32:46.583 --> 32:48.416
‫بگو مورد اضطراریـه. نمی‌دونم

32:48.500 --> 32:51.017
‫اونقدری پشت خط نگهش دار که من
‫خودم رو برسونم طبقه‌ی بالا و

32:51.041 --> 32:51.958
‫کول اتوود رو گیر بیارم

32:52.041 --> 32:55.625
‫یادته اولین باری که همدیگه رو دیدیم و
‫من بیرون توی ماشین نشسته بودم و منتظرت بودم؟

32:55.708 --> 32:57.291
‫زندگی واقعاً پر از انعکاسـه، نه؟

32:58.708 --> 32:59.833
‫عه

32:59.916 --> 33:00.750
‫موفق باشی

33:15.041 --> 33:17.166
‫از این طرف، خانم.
‫وسایل رو بذارید داخل سبد.

33:29.000 --> 33:31.500
«هلن وب، مجوز بازدید، سفارت آمریکا در لندن»

33:36.333 --> 33:38.166
‫همونجاست. ممنون

33:38.250 --> 33:40.208
‫- سلام
‫- سلام

33:40.958 --> 33:43.833
‫وای خدا.
‫خیلی خوشحالم که زنگ زدی.

33:43.916 --> 33:45.500
‫- چندین ماه بود که ندیده بودمت
‫- می‌دونم

33:45.583 --> 33:47.125
‫این ساختمون دیگه منو روانی کرده

33:47.208 --> 33:48.916
‫- ماجرای اَبی رو شنیدی؟
‫- آره

33:49.000 --> 33:51.500
‫مرخصی زایمان گرفته،
‫که خب، خوش به حالش

33:51.583 --> 33:53.958
‫ولی حدس بزن چی شده؟ اون نمی‌تونه
‫مرخصی پس از زایمان داشته باشه

33:54.041 --> 33:56.750
‫پس تا آخر بهار یکی از اعضای
‫تیمم نیست و دارم به فنا میرم

33:56.833 --> 33:57.833
‫وای نه

34:01.000 --> 34:03.000
« ونسا رابینسون »

34:03.024 --> 34:05.024
« تماس از مایکل »

34:10.416 --> 34:11.450
‫الو؟

34:13.958 --> 34:16.125
‫خب، تو چی هستی، سم؟

34:17.125 --> 34:18.208
‫کی هستی؟

34:20.416 --> 34:21.416
‫من...

34:24.541 --> 34:28.000
‫اگه واست راحت‌ترش می‌کنه بگم:
‫هر چی بگی، بدتر از اینی که الان هست نمیشه

34:34.791 --> 34:36.500
‫به من میگن آدم‌کُش

34:39.291 --> 34:40.708
‫واسه پول آدم می‌کُشم

34:41.750 --> 34:42.791
‫اوه

34:42.875 --> 34:45.333
‫آ...

34:46.208 --> 34:47.875
‫تابحال چند نفر رو...

34:47.958 --> 34:49.625
‫نمی‌خوام بگم

34:50.625 --> 34:53.833
‫یه عدد تقریبی بهم بگو

34:54.500 --> 34:56.041
‫بیشتر از 20

34:57.583 --> 34:58.791
‫کمتر از 50

35:00.750 --> 35:02.250
‫بدتر شد، مگه نه؟

35:02.333 --> 35:04.458
‫نمی‌دونم

35:06.541 --> 35:07.416
‫مایکل؟

35:07.500 --> 35:09.333
‫خیلی متأسفم. من...

35:09.416 --> 35:12.125
‫میشه... چند لحظه‌ی دیگه بهت زنگ بزنم؟

35:12.708 --> 35:15.166
‫می‌خوام صحبت‌هامون رو ادامه بدیم

35:15.250 --> 35:16.833
‫سر کاری؟

35:16.916 --> 35:17.916
‫نه

35:18.416 --> 35:19.500
‫یعنی... نه

35:21.166 --> 35:24.000
‫یعنی قرار نیست کسی رو از پشت بگیری خفه کنی؟

35:24.083 --> 35:25.083
‫نه، نه، نه

35:26.000 --> 35:28.333
‫خدایا، نه. یعنی، من هیچوقت... نه

35:28.416 --> 35:30.125
‫بگذریم...

35:31.333 --> 35:33.666
‫یکم دیگه بهت زنگ می‌زنم. شرمنده

35:33.667 --> 35:35.000
‫« ونسا رابینسون »

35:38.000 --> 35:41.916
‫سلام. میشه با ونسا رابینسون حرف بزنم؟

35:42.000 --> 35:43.416
‫یه مورد اضطراری هست

35:43.500 --> 35:46.583
‫...کاری رو کردم که مادرم کرد و
‫واسه به کُرسی نشوندن حرفم ناراحت موندم

35:46.666 --> 35:48.583
‫صد البته که واسه عید شکرگزاری رفتم خونه

35:48.666 --> 35:51.333
‫پس، گمونم من و تیم
‫کریسمس رو همینجا بگذرونیم

35:51.416 --> 35:53.666
‫- صحیح
‫- راستش رو بخوای، خلاص شدم...

35:53.750 --> 35:56.416
‫ونسا، پشت تلفن می‌خوانت.
‫به نظر اضطراریـه.

35:56.500 --> 35:58.041
‫- خیلی‌خب. دو دقیقه وایسا
‫- باشه

35:59.000 --> 35:59.916
‫همینجا منتظرت می‌مونم

36:04.875 --> 36:07.083
‫چندتا آبمیوه بذار توی فریزر

36:07.166 --> 36:09.541
‫خدایی؟ من باید برم.
‫اونجا می‌بینمت.

36:16.750 --> 36:19.583
‫- وای خدا، خیلی شرمنده‌ام، ببخشید
‫- عذر می‌خوام

36:25.625 --> 36:27.892
‫- ونسا هستم
‫- سلام، خانم رابینسون

36:27.916 --> 36:32.125
‫از واحد فرماندهی حفاظت
‫پلیس متروپولیتن تماس می‌گیرم و

36:32.208 --> 36:35.541
‫باید درمورد تیم حفاظتی‌تون باهاتون صحبت کنم

36:35.625 --> 36:37.265
‫من تیم حفاظتی ندارم

36:37.291 --> 36:39.916
‫بله، ما هم به شدت نگران همین هستیم

36:40.000 --> 36:43.625
‫- چرا؟ اتفاقی افتاده؟
‫- متأسفانه یه خطر جدی جونت رو تهدید می‌کنه

36:43.708 --> 36:44.625
‫توسط کی؟

36:44.708 --> 36:46.250
‫توسطِ...

36:46.750 --> 36:47.791
‫القاعده

36:47.875 --> 36:50.291
‫- القاعده؟
‫- آره، همونا. از هم پاشیده بودن

36:50.375 --> 36:52.583
‫حالا دوباره برگشتن و

36:53.833 --> 36:56.875
‫خون جلوی چشم‌شون رو گرفته و
‫ما خیلی نگرانیم،

36:56.958 --> 36:59.166
‫راستش بیشتر نگران نقشه‌شون هستیم

37:17.958 --> 37:18.958
‫شب بخیر

37:19.500 --> 37:20.500
‫شب بخیر

37:24.791 --> 37:28.000
‫شاید دسترسی لازم واسه طبقات بالا رو
‫ندارید. بذارید یه نگاهی بندازم.

37:28.083 --> 37:31.583
‫نه، خیالت تخت.
‫قبلِ طبقات بالا پیاده میشم. ممنون.

37:32.083 --> 37:33.083
‫یه نگاهی میندازم

37:35.000 --> 37:37.000
« دیوید میلر، دسترسی سطح سه »

37:38.083 --> 37:40.333
‫نمی‌تونم جزئیات بیشتری از این تهدید بگم

37:40.416 --> 37:41.458
‫چندان...

37:41.541 --> 37:46.000
‫اگه من بودم نمیذاشتم خوابم رو
‫مختل کنه، ولی نگران می‌شدم

37:46.083 --> 37:47.083
‫تونستم منظورم رو برسونم؟

37:47.125 --> 37:50.625
‫شرمنده. ببخشید، نباید بابتش خوابم مختل شه؟

37:50.708 --> 37:52.000
‫نه. یعنی، سعی کنید نشه

37:52.083 --> 37:53.708
‫همه‌مون باید هفت ساعت رو بخوابیم دیگه

37:53.791 --> 37:56.625
‫گمونم باید با سرپرستم
‫درمورد این قضیه حرف بزنم

37:56.708 --> 37:58.500
‫آخه مو لای درزِ امنیت اینجا نمیره

38:05.666 --> 38:07.125
‫گفتید اسمتون چی بود؟

38:07.208 --> 38:08.916
‫اسم من کنتـه

38:10.333 --> 38:13.166
‫- براکمن. کنت براکمن
‫- گوش کنید، آقای براکمن، من...

38:13.250 --> 38:16.541
‫اگه یه لحظه پشت خط بمونید ممنون میشم،

38:16.625 --> 38:18.291
‫یه سری اطلاعات بیشتر لازم دارم از...

38:18.292 --> 38:21.292
‫«ازم پرسیدی این مدت بهت فکر کردم یا نه»
‫«آره کردم. گمونم خیلی»

38:21.293 --> 38:23.800
‫«کلی حرف واسه زدن بود. ولی مطمئن نیستم
‫فکر خوبی باشه. شاید بهتر بود زنگ نمی‌زدم.»

38:23.833 --> 38:24.916
‫آقای براکمن

38:25.791 --> 38:27.000
‫بله، خیلی خیلی متأسفم

38:27.083 --> 38:28.666
‫میشه دو دقیقه تلفن دست‌تون باشه؟

38:39.000 --> 38:41.000
‫« کنت براکمن »

38:41.001 --> 38:43.001
‫« کنت براکمن، شخصیتِ سریال سیمپسون‌ها »

38:45.500 --> 38:47.500
« اتاق‌های جی1 تا جی4 »

38:50.041 --> 38:50.875
‫بله؟

38:50.958 --> 38:54.875
‫چقدر امکانش هست که به سیستم
‫دوربین‌های مدار بسته سفارت آمریکا نفوذ کرد؟

38:54.958 --> 38:56.875
‫به نظر خودت چقدر امکانش هست؟

38:56.958 --> 38:58.916
‫بیشتر از روی امیدواری تماس می‌گیرم تا انتظار واقعی

38:59.666 --> 39:02.000
‫صحیح. مأموریت داره خوب پیش میره، نه؟

39:02.083 --> 39:04.958
‫خب...

39:05.041 --> 39:06.041
‫آ...

39:06.708 --> 39:08.125
‫به چندتا مانع جزئی برخورد کردم

39:08.208 --> 39:10.583
‫با بچه‌های آی‌تی صحبت می‌کنم

39:10.666 --> 39:12.833
‫ببینم می‌تونن سیستم‌شون رو مختل کنن یا نه

39:12.916 --> 39:16.666
‫عالیه. من بودم از پاک کردنِ اتفاقات
‫آسانسور شماره‌ی دو شروع می‌کردم و

39:16.750 --> 39:18.083
‫از اونجا به بعدش رو ادامه می‌دادم

39:19.583 --> 39:22.166
‫خیلی متأسفم.
‫نباید این کار رو می‌کردم. من...

39:22.250 --> 39:23.250
‫چیکار؟

39:23.750 --> 39:27.208
‫نمی‌دونم. بهت زنگ زدم،
‫پیامک دادم، جواب تلفنت رو دادم

39:28.208 --> 39:29.208
‫ولی این کارها رو کردی

39:34.500 --> 39:36.500
‫دلم برات تنگ شده بود

39:37.541 --> 39:38.708
‫اینو نگو

39:38.791 --> 39:39.791
‫دلم برات تنگ شده بود

39:48.916 --> 39:50.916
‫چطوره برگردی اینجا؟

39:52.166 --> 39:53.250
‫می‌خوای برگردم؟

39:53.791 --> 39:54.833
‫نمی‌دونم

39:56.958 --> 39:58.375
‫از خدامه که بخوای

39:58.458 --> 40:00.500
‫سم، آخه من نمی‌دونم

40:02.416 --> 40:03.958
‫چرا بهش فکر نمی‌کنی؟

40:04.041 --> 40:07.541
‫به خواسته‌ت فکر کن،
‫به آستانه‌ی تحمل و توقعاتت،

40:08.458 --> 40:10.541
‫بعدش فقط یه «آره» یا «نه» واسم پیامک کن

40:10.625 --> 40:14.458
‫«آره» اگه می‌خوای بیام پیشت و
‫«نه» اگه دیگه نمی‌خوای هیچوقت منو ببینی

40:16.083 --> 40:17.458
‫جوابت هر چی باشه درک می‌کنم

40:24.666 --> 40:26.375
‫ونسا، شرمنده. کجا بودیم؟

40:32.625 --> 40:35.041
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟
‫- کول اتوود؟

40:35.125 --> 40:37.208
‫- آره
‫- بیا

40:38.800 --> 40:39.916
‫این چیه؟

40:40.000 --> 40:41.875
‫پیشنهادی با فرصت محدود نیم ساعته

40:47.000 --> 40:49.916
‫گوش کنید، آقای براکمن،
‫شماره‌ی شناسایی‌تون رو بدید

40:50.000 --> 40:52.160
‫باید یه سری موارد رو با یکی بررسی کنم

40:52.708 --> 40:54.375
‫وای خدا. کمی زمان می‌بره که...

40:54.458 --> 40:56.541
‫همیشه همونجاییـه که آخر از همه می‌گردی

40:56.625 --> 40:58.625
‫گوش کن، باید ازت چندتا سؤال بپرسم

41:01.250 --> 41:03.875
‫- لعنتی
‫- اوه. چی بود؟

41:03.958 --> 41:06.000
‫آژیر ساختمونـه

41:06.791 --> 41:08.125
‫لعنتی. من باید برم

41:14.583 --> 41:16.833
‫اون راه افتاد.
‫باید عجله کنی. زود باش!

41:17.625 --> 41:21.083
‫یه ماشین بیرونـه. بی‌ام‌و قهوه‌ای،
‫خیلی توی چشم می‌زنه. محاله نبینیش.

41:21.166 --> 41:22.333
‫پنج دقیقه. اونجا باش

41:23.500 --> 41:24.333
‫کیر توش!

41:46.041 --> 41:48.291
‫گمونم بهتره از خیر قهوه بگذریم

41:48.375 --> 41:49.500
‫شرمنده!

41:49.583 --> 41:51.958
‫- از دیدنت خیلی خوشحال شدم. خداحافظ!
‫- من هم همینطور!

42:03.958 --> 42:05.875
‫- خب؟
‫- خب...

42:06.500 --> 42:09.958
‫پاکت رو بهش دادم. نمی‌دونم.
‫ببینیم جواب میده یا نه.

42:10.708 --> 42:12.333
‫- تو باعث شدی آژیر به صدا در بیاد؟
‫- آره

42:12.833 --> 42:15.625
‫- چیز دیگه‌ای واسه گزارش دادن هست؟
‫- کمی تا قسمتی بگایی بود

42:15.708 --> 42:17.041
‫- جدی؟
‫- بگی‌نگی

42:34.291 --> 42:36.041
‫- خوبی؟
‫- سلام!

42:36.125 --> 42:39.958
‫- توی مهمونی شرکت نمی‌کنی؟
‫- نه، نمی‌خواستم قبل تو برم

42:40.041 --> 42:41.041
‫عه، خب...

42:41.583 --> 42:42.583
‫خب، من...

42:42.625 --> 42:45.541
‫اشتباه برداشت نکن،

42:45.625 --> 42:48.166
‫ولی از قیافه‌ت می‌باره که مشروب‌لازمی

42:49.000 --> 42:50.125
‫اوه، باشه

42:51.250 --> 42:52.250
‫بریز پس

42:52.875 --> 42:53.875
‫یه لیوان بیار

42:54.750 --> 42:56.875
‫لیوان؟

42:56.958 --> 42:58.041
‫خب، این...

42:58.583 --> 43:00.375
‫خیلی حس کریسمسی داره، نه؟

43:03.458 --> 43:06.791
‫- ودکا داخل کشو؟
‫- از موقعی که «تیم» داشت می‌رفت جا مونده

43:06.875 --> 43:08.083
‫- جدی؟
‫- آره

43:08.166 --> 43:10.250
‫الان...؟ یه دفعه‌ای بریم بالا؟

43:10.875 --> 43:12.416
‫یه دفعه‌ای بریم بالا

43:15.083 --> 43:16.833
‫آخ

43:18.916 --> 43:20.791
‫خوبه، نابـه

43:21.375 --> 43:26.958
‫من... استیون رو نمی‌شناختم،
‫ولی شنیدم که آدم خوبی بوده

43:28.541 --> 43:29.541
‫اوهوم

43:30.000 --> 43:31.000
‫آره

43:31.708 --> 43:33.791
‫من هم قبلاً همین فکر رو می‌کردم، ولی

43:35.208 --> 43:36.208
‫الان زیاد مطمئن نیستم

43:36.708 --> 43:38.333
‫همه رازهای خودشون رو دارن

43:39.833 --> 43:42.250
‫نمیشه هیچکس رو کامل شناخت

43:45.625 --> 43:48.416
‫خب، با هروئین آشنایی داری؟ چطوریاست؟

43:48.916 --> 43:51.541
‫بهترین حس دنیا رو میده

43:51.625 --> 43:53.500
‫بعدش کم‌کم زندگیت رو نابود می‌کنه

43:54.041 --> 43:55.541
‫همه چیزت رو ازت می‌گیره

43:56.625 --> 43:58.583
‫همه‌ی فاکتورهایی که شخصیتت رو ساختن

43:58.666 --> 44:02.000
‫مثل خون‌آشام، منبع انرژیت رو می‌مَکه و
‫خشکت می‌کنه

44:04.208 --> 44:06.833
‫پس یعنی جمعاً هفت از ده؟

44:07.833 --> 44:09.208
‫آره

44:10.416 --> 44:11.625
‫پدرم هروئین می‌فروخت

44:12.250 --> 44:13.291
‫راستش نه، نمی‌فروخت

44:13.375 --> 44:17.375
‫اون یه تجارت رو می‌چرخوند،
‫مثل خانواده‌های تبه‌کاری

44:17.458 --> 44:20.416
‫- واسه همین تو...؟
‫- قاتلم؟

44:20.500 --> 44:22.041
‫- آره
‫- آره

44:23.666 --> 44:25.125
‫آره، گمونم آره

44:26.125 --> 44:28.416
‫همیشه به طرز غیرطبیعی
‫تمایل به خشونت داشتم

44:28.500 --> 44:30.583
‫از سنین پایین در معرض خشونت بودم

44:31.333 --> 44:33.750
‫بچه که بودم، به چشم دیدم مادرم
‫یه مرد رو با کیسه‌ی ساندویچ خفه کرد

44:33.833 --> 44:35.541
‫تا از هوش رفت

44:35.625 --> 44:38.291
‫ادعا کرد طرف منحرف جنسی بوده،
‫ولی می‌دونستم دروغ میگه

44:41.416 --> 44:44.166
‫پشمام. انگار توی مهدکودک مجرمای روانی بودی

44:49.625 --> 44:50.625
‫چه غلطا؟

45:01.041 --> 45:02.041
‫خودشـه

45:04.250 --> 45:07.125
‫لعنتی. با آژیر چیکار کردی؟ من...

45:07.833 --> 45:08.875
‫وای خدا

45:15.000 --> 45:15.833
‫- همسرم؟
‫- بله

45:15.916 --> 45:17.875
‫اوه نه، نه. توی یه کنفرانس آشنا شدیم

45:18.541 --> 45:19.541
‫چقدر کلیشه‌ای

45:19.875 --> 45:22.125
‫کلیشه‌ای؟ آره، کلیشه‌ای

45:22.208 --> 45:23.375
‫آره، گمونم خیلی

45:25.083 --> 45:26.708
‫حال و هوای کنفرانس داشت

45:28.625 --> 45:30.166
‫- به نظر باحال بوده
‫- آره

45:36.000 --> 45:37.000
‫چیه؟

45:40.208 --> 45:41.208
‫نه

45:42.625 --> 45:44.291
‫هیچی. بهتره نگم

45:46.583 --> 45:47.458
‫چی رو نگی؟

45:52.875 --> 45:53.916
‫یه شایعه‌‌ای شنیدم

45:55.041 --> 45:56.041
‫درمورد هلن

45:58.041 --> 45:59.125
‫صحیح. چه شایعه‌ای؟

46:05.750 --> 46:06.791
‫نباید بگم

46:07.375 --> 46:09.166
‫در جایگاهی نیستم که اظهار نظر کنم، پس...

46:10.416 --> 46:14.250
‫خب، الان دیگه نمی‌تونی نگی.
‫پس، چه شایعه‌ای شنیدی؟

46:16.250 --> 46:20.166
‫من... این... مسخره‌ست.
‫کل این قضیه از بیخ دیوونگیـه.

46:20.250 --> 46:22.930
‫آروم باش. همه چی درست میشه.
‫فقط باید چندتا سؤال ازت بپرسم.

46:23.000 --> 46:25.399
‫تا وقتی مطمئن نشم به قولت عمل می‌کنی

46:25.400 --> 46:27.239
‫هیچی بهت نمیگم

46:27.291 --> 46:29.375
‫نگران نباش، ما به قول‌مون عمل می‌کنیم

46:29.458 --> 46:32.083
‫فقط باید بدونم چه اتفاقی
‫واسه سفیر افتاد

46:32.166 --> 46:33.291
‫کی داره لاپوشونیش می‌کنه؟

46:33.375 --> 46:36.375
‫ببخشید، ولی من شما رو نمی‌شناسم.
‫چطوری بهتون اعتماد کنم؟ من...

46:36.458 --> 46:38.791
‫گوش کن. ما می‌دونیم تو اونو نکُشتی

46:39.500 --> 46:41.916
‫ولی دوستم مُرده. دوست‌پسرم

46:42.000 --> 46:43.666
‫اون با کای‌مینگ در ارتباط بوده

46:43.750 --> 46:46.083
‫یه چیزی می‌دونست.
‫خودش و دو نفر دیگه رو به کُشتن داد.

46:46.166 --> 46:49.166
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫مگی رو می‌شناختم. دوست کای بود.

46:50.083 --> 46:52.083
‫فیلیپ فقط یه روزنامه‌نگار دوزاری بود و

46:52.166 --> 46:55.041
‫اون یکی یارو، جیسون،
‫هیچی ازش نمی‌دونم

46:55.125 --> 46:58.916
‫خب، یکی اونا رو کُشته. ممکنه دنبال
‫خانواده‌ی من هم باشن. باید بدونم اون کیه.

46:59.000 --> 47:04.208
‫اگه همونایی که فکر می‌کنم
‫سفیر رو کُشتن، دنبالت باشن،

47:05.166 --> 47:06.166
‫پس فاتحه‌ات خونده‌ست

47:06.250 --> 47:07.750
‫هنوز داغی خودت نفهمیدی

47:11.250 --> 47:14.250
‫برادرم قبل از تصادفش داشت
‫آموزشش می‌دید که کشیش بشه

47:14.333 --> 47:17.958
‫یه اتوبوس پر از راهبه زیرش گرفت و
‫اون این رو نشونه‌ی ترک مسیحیت دونست

47:18.041 --> 47:20.083
‫النور، میشه یه لحظه بیای اینجا؟

47:21.750 --> 47:23.950
‫چی توی کله‌ی سفیر بود؟
‫چرا زاغ سیاهش رو چوب می‌زدی؟

47:24.000 --> 47:27.750
‫یا خدا. زاغ سیاه چن رو چوب نمی‌زدم.
‫ما جاسوسی چینی‌ها رو نمی‌کردیم.

47:27.833 --> 47:30.375
‫من اونجا بودم که حواسم
‫به اونایی باشه که کُشتنش

47:30.458 --> 47:31.500
‫هدف اونا بودن

47:31.583 --> 47:33.083
‫کی؟ حواست به کی بود؟

47:35.500 --> 47:36.708
‫خانواده‌ی کلارک‌

47:39.291 --> 47:40.666
‫- اونا کدوم گوری هستن؟
‫- ها؟

47:41.833 --> 47:44.291
‫تشکیلات خانواده‌ی کلارک

47:45.500 --> 47:46.916
‫هیچی ازش نمی‌دونید؟ کیر توش

47:47.000 --> 47:49.666
‫انگار ترکیبی از «دوقلوهای کری» و
‫فراماسونرها هستن

47:50.291 --> 47:52.458
‫اونا لندن رو تصاحب کردن و
‫هیچکس بویی نبرد

47:52.541 --> 47:54.333
‫حالا پاشون به آمریکا باز شده

47:54.416 --> 47:57.125
‫نیویورک، میامی، لس‌آنجلس،
‫دارن چپ و راست آدم می‌کُشن

47:57.208 --> 48:00.750
‫خانواده‌های مافیایی نیست و نابود شدن.
‫همه‌ی شبکه‌های توزیع دود شدن رفتن هوا.

48:00.833 --> 48:04.166
‫یه سرِ همه چی برمی‌گرده به اینجا.
‫همه چی از لندن شروع میشه.

48:10.041 --> 48:12.541
‫- هنوز اون موشک‌انداز دستتـه؟
‫- آره

48:12.625 --> 48:13.625
‫بیارش

48:19.291 --> 48:20.291
‫کای‌مینگ چی؟

48:20.333 --> 48:24.416
‫اون فقط یه معتاد کسخل وامونده‌ست
‫با یه عالمه بُرش سیاسی

48:24.500 --> 48:25.708
‫نکنه اون فقط بازیچه‌تون بوده؟

48:25.791 --> 48:28.375
‫اون مواد می‌خرید،
‫ولی نه از ساقی‌های خیابونی،

48:28.458 --> 48:30.791
‫ما هم رد ساقیش رو زدیم

48:31.458 --> 48:35.500
‫- ترنت؟
‫- اون فقط یه بچه‌پولدار احمقـه

48:35.583 --> 48:38.500
‫کسخل به تمام‌معناست.
‫نقطه‌ضعف اونـه.

48:38.583 --> 48:40.333
‫ترنت واسه خانواده‌ی کلارک کار می‎کرده؟

48:40.416 --> 48:43.666
‫نه، نه، نه. ترنت
‫واسه کلارک‌ها کار نمی‌کنه

48:43.750 --> 48:46.000
‫اون خودش یه کلارکـه

48:46.083 --> 48:48.458
‫مادرش، الکس کلارک،

48:49.833 --> 48:52.041
‫سرکرده‌ی امورات لندنـه

48:52.125 --> 48:55.291
‫تازه اینو فهمیده بودیم که
‫قتل چن، تحقیقات‌مون رو عقب انداخت

48:55.791 --> 48:58.125
‫حالا، طبق این اطلاعات حدس می‌زنم که

48:58.208 --> 49:01.708
‫کلارک‌ها می‌دونن چه اتفاقی
‫واسه سفیر چین افتاده

49:01.791 --> 49:03.791
‫چون دارن سعی می‌کنن همه‌ی مدارک
‫مربوط به اتفاقات اون شب

49:03.875 --> 49:06.125
‫توی آپارتمان کای‌مینگ رو ماسمالی کنن

49:06.208 --> 49:08.333
‫ولی چینی‌ها خیال می‌کنن تو قاتلی

49:08.416 --> 49:10.583
‫آره، از خداشونه کار من بوده باشه

49:10.666 --> 49:14.500
‫یه مأمور مخفی سی‌آی‌ای
‫سفیرشون رو در بریتانیا به قتل می‌رسونه

49:14.583 --> 49:17.041
‫یه لحظه فکر کنید با این تیتر
‫چه بهونه‌هایی دستشون نمیفته

49:17.125 --> 49:20.583
‫- آره درسته
‫- کلارک‌ها همه رو خریدن

49:21.333 --> 49:22.333
‫الان دارم جدی حرف می‌زنم

49:22.416 --> 49:26.166
‫اگه این جماعت دنبالت هستن،
‫صد درصد گیرت میارن، فقط زمانش مشخص نیست

49:45.125 --> 49:47.041
‫همینجاست

49:48.833 --> 49:51.416
‫هر چی که می‌تونستم بهتون گفتم

49:52.166 --> 49:54.125
‫باید سر قول‌تون بمونید

49:54.208 --> 49:56.291
‫آره، نگران نباش. پولت رو می‌گیری

49:57.625 --> 49:59.958
‫پول؟ کدوم پول؟

50:01.791 --> 50:05.375
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم که
‫خانواده‌ام در امان هستن، همین و بس

50:07.375 --> 50:09.250
‫آخه چرا باید کسی آزارش به خانواده‌ت برسه؟

50:10.041 --> 50:11.500
‫مسخره‌شو در آوردید

50:13.166 --> 50:15.291
‫نگاه. می‌بینی؟

50:15.375 --> 50:18.333
‫اونا پدر و مادرم هستن،
‫خواهرم و برادرزاده‌هام

50:18.416 --> 50:21.500
‫من باهاتون اومدم که
‫اونا رو ول‌ کنید برن

50:21.583 --> 50:25.500
‫ولی، وایسا، رید این رو نگفت.
‫این جزو...

50:27.916 --> 50:28.916
‫دنی؟

50:30.583 --> 50:31.791
‫چه شایعه‌ای شنیدی؟

50:34.875 --> 50:36.333
‫اون به شما وفادار نیست

50:37.916 --> 50:40.166
‫با یه کارمند دولت رابطه‌ی نامشروع داشته

50:40.750 --> 50:41.958
‫کول اتوود!

50:42.041 --> 50:43.041
‫وای خدا

50:43.125 --> 50:45.125
‫خدایا! اونا مأمورای چینی هستن؟

50:48.041 --> 50:50.833
‫من همسرم رو می‌شناسم و
‫اون همچین کاری نمی‌کنه، پس...

50:53.666 --> 50:56.083
‫هیچکس بقیه رو کامل نمی‌شناسه، والاس

50:56.791 --> 50:57.875
‫واقعاً نه

50:59.500 --> 51:02.500
‫- از ماشین پیاده‌ شید!
‫- ببخشید، شما واسه اینا کار می‌کنید؟

51:02.541 --> 51:04.958
‫- هلن؟
‫- می‌تونی کمکم کنی دستم به الکس کلارک برسه؟

51:05.041 --> 51:06.166
‫هلن؟

51:06.250 --> 51:08.610
‫گوش کن، هر کاری از دستم بر بیاد می‌کنم
‫تا خانواده‌ات در امان باشن

51:08.666 --> 51:10.934
‫- می‌تونی کمکم کنی خودم رو به کلارک‌ها برسونم؟
‫- آره. آره سعی‌مو می‌کنم

51:10.958 --> 51:12.750
‫خیلی‌خب، کیر توش. سم؟

51:12.751 --> 51:14.751
‫« مایکل: می‌خوام ببینمت »

51:14.833 --> 51:17.125
‫آره. خیلی‌خب، گور باباش!

51:20.708 --> 51:21.741
‫برو!

51:22.000 --> 51:42.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
