WEBVTT

00:05.070 --> 00:16.070
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:16.094 --> 00:23.094
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:24.118 --> 00:28.118
‫ترجمه از iredprincess

00:50.333 --> 00:52.041
‫- چطور بود؟
‫- بی‌تجربه

00:52.125 --> 00:54.291
‫- رسوندیش خونه؟
‫- نه، موند

00:54.958 --> 00:56.375
‫به‌به، باریکلا

00:56.458 --> 00:58.333
‫امری نیست، من مرخص شم

00:58.416 --> 01:02.083
‫لنی لاینز بهم زنگ زد،
‫گفت اصرار داشتی براش کار کنی

01:02.166 --> 01:04.447
‫می‌خوای آدمکش بشی، سم؟

01:04.958 --> 01:08.000
‫به نظرم توانایی‌هام
‫بیشتر از این حرف‌هاست، آره

01:08.083 --> 01:10.625
‫میگه یه مأموریتی هست که راستِ کار خودتـه

01:10.708 --> 01:13.348
‫- ازم پرسید قابل اعتماد هستی یا نه
‫- چی گفتی بهش حالا؟

01:13.416 --> 01:14.500
‫می‌خوام همینو بگم

01:14.583 --> 01:17.333
‫هیچکس تا وقتی دست به کار نشه
‫نمی‌فهمه از پس یه کاری برمیاد یا نه،

01:17.416 --> 01:18.958
‫اونوقتـه که چم و خم کار میاد دستش

01:19.708 --> 01:20.833
‫یعنی می‌خواد استخدامم کنه؟

01:21.750 --> 01:24.250
‫اگه واردش بشی، کار کردنت واسه من منتفیـه.
‫دیگه خودتی و خودت.

01:24.833 --> 01:27.458
‫من آدمکش جماعت نمی‌خوام.
‫کار من این نیست.

01:30.208 --> 01:32.000
‫از تصمیمت مطمئنی، سم؟

01:36.750 --> 01:37.750
‫خیلی‌خب، برو

01:40.875 --> 01:42.416
‫بازیکن‌های عزیز، آماده باشید

01:42.916 --> 01:46.708
‫به اطلاع‌تون می‌رسونیم که تا
‫پنج دقیقه‌ی دیگه اولین مسابقه شروع میشه

01:46.791 --> 01:48.041
‫بریم بازی بینگو رو شروع کنیم

02:03.958 --> 02:04.958
‫بفرمایید

02:07.875 --> 02:10.583
‫در رو ببند دیگه،
‫سوسک‌ها رو فراری دادی

02:19.041 --> 02:20.041
‫بفرما بشین

02:22.541 --> 02:24.291
‫یکمی نی‌قلیونی، نه؟

02:25.291 --> 02:27.791
‫از رید شنیدم میشه بهت اعتماد کرد

02:28.708 --> 02:31.083
‫خب، گمونم توی خونِتـه، درست میگم؟

02:32.833 --> 02:35.208
‫خب... بریم سراغ هدف

02:35.291 --> 02:36.291
‫یه بابایی هست

02:37.125 --> 02:39.083
‫به چند نفری نارو زده

02:40.083 --> 02:42.500
‫اصطلاحاً یه سری اصول رو زیر پا گذاشته

02:44.125 --> 02:46.083
‫کارمون صِرف همین اصول‌ها می‌چرخه، متوجهی؟

02:47.708 --> 02:50.333
‫متوجه نیستی، اما متوجه میشی. احتمالاً

02:50.416 --> 02:53.625
‫بگذریم، این بابا یه خط قرمزی رو رد کرده

02:53.708 --> 02:56.166
‫الان هم باید بمیره، بی‌بروبرگرد

02:57.166 --> 03:00.458
‫سه‌شنبه ساعت ۸ شب میره یه رستوران چینی

03:00.541 --> 03:01.750
‫میز گوشه‌ی رستوران می‌شینه

03:01.833 --> 03:02.833
‫تنها

03:05.791 --> 03:08.875
‫تابحال تجربه‌ی همچین کاری رو نداشتی، نه؟

03:08.958 --> 03:10.250
‫نه

03:10.833 --> 03:13.083
‫خب، همین‌قدر می‌تونم بگم که
‫تجربه‌ی متفاوتیـه

03:13.750 --> 03:15.458
‫از پسش برمیام

03:16.458 --> 03:17.458
‫ببینیم و تعریف کنیم

04:22.250 --> 04:23.250
‫انجام شد؟

04:26.708 --> 04:27.708
‫انجام شد

04:28.458 --> 04:30.916
‫مرحله‌ی سختش رو پشت‌سر گذاشتی

05:01.833 --> 05:04.166
‫ازم خواستن اصول اولیه رو بهت یاد بدم

05:05.500 --> 05:09.750
‫می‌خوان یاد بگیری چطوری
‫به کسی آسیب برسونی یا بُکشیش
‫(شش ماه بعد)

05:09.833 --> 05:13.333
‫می‌خوان بدونی چطوری
‫شرایط تهدیدآمیز رو ارزیابی کنی

05:13.416 --> 05:15.458
‫چطوری بفهمی کسی قراره بهت حمله کنه

05:15.541 --> 05:17.875
‫چطوری بفهمی می‌تونی کسی رو کله‌پا کنی
‫یا که باید ازش فرار کنی

05:17.958 --> 05:20.166
‫می‌خوان یاد بگیری چطوری
‫با استفاده از پیرامونت بتونی

05:20.250 --> 05:23.666
‫آدمی رو بکُشی، مصدومش کنی، گیرش بندازی
‫یا که آشوب به پا کنی

05:23.750 --> 05:26.416
‫- اونوقت تو همه‌ی این کارها رو بلدی؟
‫- بله

05:27.125 --> 05:28.125
‫آچارفرانسه‌ای؟

05:28.166 --> 05:30.291
‫راستش دیگه آچارفرانسه نیستم

05:30.375 --> 05:31.375
‫خوش به حالت

05:32.375 --> 05:36.625
‫پس قراره بهم یاد بدی چطوری
‫در کمال خونسردی آدم بکُشم؟

05:36.708 --> 05:39.166
‫عزیزم، تا جایی‌که بتونم
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم

05:46.916 --> 05:49.041
‫- نمی‌فهمم چطوری این کار رو می‌کنی
‫- چیکار؟

05:49.958 --> 05:53.166
‫عینهو ناخداهای زیردریایی روس مشروب می‌خوری،
‫انگار که روح و روانت به هم ریخته

05:54.750 --> 05:57.208
‫دست بردار، کل هفته رو
‫با زن‌های اعضای حزب محافظه‌کار گذروندم

05:57.291 --> 05:58.583
‫بذار تو حال خودم باشم

05:59.125 --> 06:01.365
‫ببین اگه دلت با این کار نیست،
‫اجباری توش نیست ها

06:03.666 --> 06:06.375
‫چطوری به اینجا...
‫چی میگی به خودت؟

06:06.958 --> 06:07.791
‫آدمکش

06:07.875 --> 06:10.583
‫آها، آره، آدمکش. چطوری به اینجا رسیدی؟

06:10.666 --> 06:12.541
‫مشاور شغلیت آدم درست و حسابی نبود، نه؟

06:12.625 --> 06:14.875
‫شغل خونوادگیمونـه. بابام هم همین کار رو می‌کرد

06:16.833 --> 06:18.791
‫بگی‌نگی اسطوره‌ای بود واسه خودش

06:18.875 --> 06:20.250
‫به‌به

06:20.333 --> 06:21.833
‫پس می‌خوای تأییدت کنه

06:24.458 --> 06:27.208
‫- من که بابام رو نمی‌شناختم
‫- من هم نمی‌شناختمش

06:28.458 --> 06:30.666
‫کلاً نبود

06:32.750 --> 06:35.708
‫اما... بوی روغن اسلحه،

06:36.958 --> 06:38.541
‫چرم، نیکوتین،

06:39.625 --> 06:41.125
‫زنگ‌زدگی...

06:42.750 --> 06:43.583
‫خاطراتش رو برام تداعی‌ می‌کنه

06:49.333 --> 06:50.333
‫که اینطور

06:51.125 --> 06:52.250
‫با اینا یادش میفتی

06:56.041 --> 06:57.500
‫هیچوقت نمی‌تونم
‫کسی رو واسه پول بکُشم

06:59.125 --> 07:00.541
‫اینطوری‌هام نیست

07:01.125 --> 07:04.375
‫خب، قتلـه دیگه، نیست؟
‫پس فرقی نداره

07:04.458 --> 07:06.898
‫خودم همیشه ماشه رو فقط
‫بخاطر بهتر کردن دنیامون می‌کِشم

07:13.708 --> 07:15.791
‫من میرم. تو هم میای؟

07:15.875 --> 07:18.083
‫- نه، من می‌مونم. تمومش کنم
‫- باشه

08:14.166 --> 08:15.333
‫خوشحال...

08:15.416 --> 08:18.250
‫خوشحال شدم پیام دادی.
‫فکرشم نمی‌کردم خبری ازت بشه.

08:18.333 --> 08:20.041
‫آره خب

08:20.125 --> 08:21.916
‫نمی‌خواستم، اما بعدش...

08:22.000 --> 08:23.083
‫شب بخیر، آقا

08:23.625 --> 08:25.208
‫- سلام
‫- خوشحالم دوباره می‌بینم‌تون

08:25.291 --> 08:26.333
‫همچنین

08:28.208 --> 08:29.625
‫پس زیاد میای اینجا؟

08:29.708 --> 08:31.250
‫آره

08:31.333 --> 08:32.333
‫آره،

08:33.250 --> 08:34.083
‫خوشم میاد از اینجا

08:34.166 --> 08:35.750
‫آره

08:35.833 --> 08:38.250
‫میشه همین اول یه اعترافی بکنم؟

08:38.333 --> 08:39.208
‫حتماً

08:39.291 --> 08:41.833
‫قصد بی‌ادبی یا بی‌احترامی هم ندارم،

08:41.916 --> 08:46.708
‫اما شماره‌ات رو «سکسیِ موقشنگِ توی کافه» ذخیره کردم

08:46.791 --> 08:51.083
‫خب، من هم تو رو
‫«خوش‌هیکلِ اتاق سیگار با علامت سوال» سِیو کردم

08:53.250 --> 08:54.250
‫آم...

08:55.125 --> 08:56.458
‫- سم؟
‫- درستـه

08:58.000 --> 08:59.250
‫مایکل؟

08:59.833 --> 09:00.666
‫آره

09:03.250 --> 09:05.041
‫خدای من، اون شب بدجور
‫مَست کرده بودیم ها، نه؟

09:06.083 --> 09:07.625
‫سوپ ونتون

09:08.125 --> 09:10.325
‫- ممنونم
‫- سوپ نودل مرغ

09:12.125 --> 09:13.125
‫نوش جان

09:13.166 --> 09:14.166
‫ممنونم

09:15.458 --> 09:18.000
‫- به چه کاری مشغولی؟
‫- بیمه

09:18.083 --> 09:19.083
‫آها، باحالـه

09:19.875 --> 09:22.166
‫- خب...
‫- نه، نه، صرفاً...

09:22.250 --> 09:24.833
‫- دارم سربه‌سرت می‌ذارم، ببخشید
‫- نه، منظورم اینـه که...

09:25.333 --> 09:27.833
‫ببین، من شغلم رو دوست دارم.
‫باعث میشه زیاد برم سفر.

09:27.916 --> 09:28.916
‫اوهوم

09:30.708 --> 09:35.208
‫خب، من که گفتم خیال می‌کردم بهم پیام ندی،

09:35.291 --> 09:37.541
‫برگشتی گفتی نمی‌خواستی،

09:37.625 --> 09:39.425
‫اما حرفت نیمه‌تموم موند

09:40.000 --> 09:41.083
‫حالا بگو

09:50.458 --> 09:51.458
‫چشمات

09:54.458 --> 09:55.475
‫چشمام؟

10:00.583 --> 10:01.666
‫همش جلو چشمم بود

10:03.250 --> 10:06.208
‫هربار که چشمام رو می‌بستم،
‫چشمای تو رو می‌دیدم

10:08.541 --> 10:09.541
‫خیلی...

10:10.666 --> 10:11.666
‫حس خوبی داشت

10:13.291 --> 10:15.333
‫کلاً چشمام رو می‌بندم، چیزی...

10:15.416 --> 10:17.625
‫همیشه چیزهای...

10:19.458 --> 10:22.000
‫چیزهای قشنگی نمی‌بینم،
‫بخاطر همین دوست داشتم دوباره ببینم‌شون

10:24.791 --> 10:27.541
‫که مطمئن شم تصوراتم نیستن

10:31.375 --> 10:32.375
‫آم...

10:33.458 --> 10:34.916
‫تصوراتت بودن حالا؟

11:14.208 --> 11:15.625
‫- آفرین
‫- آره

11:17.250 --> 11:19.166
‫بگو ببینم

11:19.791 --> 11:21.671
‫پسره کیـه؟ اسمش چیـه؟
‫چیکاره‌ست؟

11:21.708 --> 11:22.750
‫مایکل

11:24.208 --> 11:25.208
‫هنرمنده

11:26.541 --> 11:27.541
‫چجور هنری؟

11:28.291 --> 11:31.458
‫عرضم به حضورت، انتزاعی.
‫تو کار نقاشی و این چیزمیزهاست.

11:31.541 --> 11:33.750
‫- نقاشی و این چیزمیزها؟
‫- آره

11:34.291 --> 11:38.000
‫با عقل جور درمیاد واقعاً.
‫همین که دوست‌پسرت هنرمنده.

11:38.083 --> 11:40.416
‫- جدی؟
‫- آره، به دردت می‌خوره

11:40.500 --> 11:43.041
‫- چهارتا چیز یاد می‌گیری
‫- گمشو ببینم، خودم خیلی چیزها بلدم

11:43.125 --> 11:44.500
‫آخرین کتابی که خوندی چی بود؟

11:44.583 --> 11:47.791
‫زیدی اسمیت بود، چی بود؟ کتاب تالار گرگ؟

11:48.291 --> 11:51.166
‫ده سالـه که لای یه کتاب رو هم باز نکردی.
‫گفتی چیکاره‌ای؟

11:51.250 --> 11:52.375
‫تو کار بیمه

11:53.208 --> 11:54.750
‫چیزی هم از بیمه سر در میاری؟

11:54.833 --> 11:57.875
‫می‌دونم یه هنرمند هیچوقت
‫راجع‌بهش چیزی نمی‌پرسه

11:57.958 --> 11:59.125
‫بابا بچه‌زرنگ

11:59.875 --> 12:03.291
‫- فردا همین موقع؟
‫- راستش من نمی‌تونم بیام

12:04.291 --> 12:05.916
‫آخرهفته نیستم

12:06.708 --> 12:07.791
‫کجا داره می‌بردت؟

12:07.875 --> 12:11.625
‫خونواده‌ی والاس توی جزیره‌ی اسکای
‫یه خونه باغ دارن

12:11.708 --> 12:12.875
‫رابطه‌تون داره جدی میشه

12:14.375 --> 12:16.166
‫خب، لباس گرم یادت نره پس

12:18.208 --> 12:20.500
‫- هفته‌ی بعد چطوره؟
‫- نه، اون‌موقع هم نیستم

12:21.000 --> 12:23.333
‫ترفیع گرفته و باید بریم واشینگتن

12:23.416 --> 12:25.208
‫پیشنهاد داد باهاش برم

12:27.500 --> 12:28.541
‫خیلی‌خب، پس...

12:30.250 --> 12:32.416
‫- هرموقع وقت آزاد داشتی بهم بگو
‫- باشه

12:33.625 --> 12:35.916
‫- مراقب خودت باش، عزیز
‫- می‌بینمت، سم

12:36.541 --> 12:41.541
‫♪ Renegades - X Ambassadors ♪

12:52.875 --> 12:54.333
‫خونه‌ی جدید مبارک!

12:54.416 --> 12:56.958
‫- ممنونم
‫- چه خونه‌ی قشنگی

12:58.000 --> 12:59.000
‫حرف نداره

12:59.833 --> 13:03.375
‫- یه هدیه‌ی ناقابل هم برات آوردم
‫- دست گلت درد نکنه

13:03.458 --> 13:06.291
‫- اول بازش کن، بعد تشکر کن
‫-  فیلتر آب بریتاست

13:06.375 --> 13:07.875
‫یه برندِ قابل اطمینان

13:07.958 --> 13:09.625
‫فیلتر آبـه

13:09.708 --> 13:12.083
‫خب، این منطقه غلظت آبش بالاست، ساموئل

13:12.166 --> 13:14.875
‫ای کاش قبل اثاث‌کشی،
‫باهام درمیون می‌ذاشتی

13:14.958 --> 13:16.000
‫پشمام. آرنچینی دارین!

13:16.083 --> 13:18.041
‫مردکو ببین! بهش توجه نکنید

13:18.125 --> 13:20.333
‫اینجا معرکه‌ست. خدمت شما

13:20.416 --> 13:21.291
‫عه

13:21.375 --> 13:23.250
‫چیز قابل‌داری نیست،
‫برای جفت‌تونـه

13:24.833 --> 13:25.708
‫ممنونم

13:25.791 --> 13:27.791
‫برم یه وقت خودش رو  با آرنچینی خفه نکنه

13:28.333 --> 13:30.916
‫- اینا رو می‌گیری؟
‫- آره، آره

13:38.541 --> 13:40.625
‫...هنوز هم جای خالی مونده،

13:40.708 --> 13:43.666
‫اما احزاب محافظه‌کار برنده شدن و

13:43.750 --> 13:46.916
‫رسماً پیروز این انتخابات شدن

13:47.541 --> 13:51.375
‫عملاً دیگه جمعیت‌شون بیشتر میشه

13:51.458 --> 13:54.083
‫اما میشه گفت، با توجه به نتایج...

13:55.541 --> 13:58.791
‫- سم، در رو باز کن
‫- باشه، اومدم

14:13.125 --> 14:15.142
‫- الان با این چیکار کنم؟
‫- نمی‌دونم

14:15.166 --> 14:16.916
‫باعث میشه آب لوله‌کشی‌تون طعم بهتری داشته باشه

14:17.000 --> 14:18.708
‫همینجوریش هم طعمش خوبـه

14:18.791 --> 14:20.416
‫آره، من هم همینطور

14:21.250 --> 14:22.583
‫خب اینا کی‌ان؟

14:24.291 --> 14:26.125
‫برادرهای نیومن

14:26.208 --> 14:27.250
‫دارودسته‌ی جدیدن

14:28.083 --> 14:30.375
‫جنوب رودخونه
‫جاپاشون رو محکم کردن

14:30.458 --> 14:32.291
‫یکی هست که می‌خواد بزندشون کنار

14:32.375 --> 14:33.833
‫همچین هم کار سختی نیست

14:33.916 --> 14:37.625
‫هر آخرهفته با ماشین از خونه‌ی مادرشون
‫توی کرویدون برمی‌گردن

14:37.708 --> 14:38.916
‫جزئیات رو به دستت می‌رسونم

14:39.583 --> 14:42.125
‫یه برادر چهارمی هم دارن، به اسم هکتور

14:42.625 --> 14:44.458
‫اما عکسی ازش ندارم

14:45.666 --> 14:46.708
‫اون هم بکُش

14:50.833 --> 14:52.125
‫این هم نمی‌خوام

14:52.666 --> 14:53.833
‫هدیه‌ست

14:53.916 --> 14:55.208
‫آها

15:14.583 --> 15:17.750
‫آهای، خیلی شرمنده‌ام. ماشینم خراب شده

15:17.833 --> 15:20.583
‫واقعاً نمی‌دونم چه مرگشـه،
‫اما نمی‌تونم...

15:34.875 --> 15:37.375
‫هر شغلی توی دنیا
‫طبق یه اصولی پیش میره، سم

15:39.583 --> 15:42.458
‫شغلت هرچی که باشه،
‫هم راه و روش درستش هست

15:43.791 --> 15:45.041
‫هم اشتباهش

15:50.750 --> 15:53.458
‫آسیب رسوندن به بقیه
‫حس بدی نداره؟

15:53.541 --> 15:56.250
‫خب، تا حالا کسی رو نکُشتم که
‫لایق مُردن نباشه

15:57.125 --> 16:00.125
‫همیشه هم ماشه رو فقط
‫به نیت بهتر کردن دنیامون می‌کِشم

16:26.500 --> 16:27.500
‫انجام شد؟

16:29.250 --> 16:30.250
‫آره

16:31.166 --> 16:32.208
‫انجام شد

16:32.291 --> 16:34.500
‫احسنت، سم قابل‌اعتماد

16:51.208 --> 16:52.208
‫سلام

16:52.750 --> 16:53.750
‫سلام

16:58.625 --> 17:00.305
‫کجا غیبت زد یهو؟

17:02.833 --> 17:03.833
‫وای

17:04.291 --> 17:05.291
‫اینو مزه می‌کنی؟

17:07.375 --> 17:08.375
‫یکمی داغـه

17:10.541 --> 17:13.958
‫انگار یه چیزی کم داره.
‫مثل عصاره‌ی گوشتی چیزی، نه؟ نمی‌دونم

17:14.041 --> 17:15.666
‫نمک؟ نمک زدی؟

17:15.750 --> 17:17.791
‫ای وای! نه، یادم رفت

17:23.666 --> 17:27.166
‫امروز رفتم دیدن ورونیکا و نی‌نی‌اش

17:28.166 --> 17:30.500
‫خدای من، باید انگشت‌هاش رو می‌دیدی.
‫چاره داشتم می‌خوردم‌شون.

17:31.791 --> 17:34.375
‫- یادت نره نمک بزنی قبل خوردن
‫- هِر هِر

17:36.500 --> 17:37.500
‫خوبی تو؟

17:41.125 --> 17:42.125
‫آره

17:43.708 --> 17:45.333
‫می‌خوای یه بطری شراب باز کنم؟

17:46.458 --> 17:47.875
‫- این شد حرف حساب
‫- آره؟

17:49.500 --> 17:52.083
‫- اگه بخوای، دیرتر انگشت‌های تو رو می‌خورم
‫- حالم به هم خورد

17:52.166 --> 17:53.583
‫گمشو ببینم!

20:11.086 --> 20:15.100
‫« کبوتران سیاه »
‫« فصل اول، قسمت سوم »

20:17.916 --> 20:20.125
‫خب... مُرده؟

20:20.916 --> 20:24.291
‫- هکتور نبود
‫- بد شد که

20:24.375 --> 20:26.791
‫شاید دور از چشم تو دَر رفته

20:26.875 --> 20:29.166
‫نه، قبل اینکه من برسم
‫حمله کرده بودن اونجا

20:29.250 --> 20:32.416
‫فیلم فرار کردنش بود. کجا رو داره بره؟

20:33.083 --> 20:36.958
‫اگه ترسیده باشه، الان توی
‫مخفیگاهش توی پکامـه

20:37.708 --> 20:41.125
‫همه‌ی آدم‌هاش رو جمع می‌کنه،
‫همه‌جا رو مُهروموم می‌کنه، میشه سنگر

20:41.208 --> 20:42.125
‫منظورت چیه؟

20:42.208 --> 20:45.666
‫منظورم اینـه که اگه می‌خوای مایکل زنده بمونه،
‫باید یه چندتا بزن‌بهادر دست و پا کنی

20:47.291 --> 20:50.166
‫راستش دلشوره داشتم،
‫منظورم اولین روز آشنایی‌مونـه

20:50.250 --> 20:52.666
‫یه صدایی توی سرم هِی می‌گفت:

20:52.750 --> 20:54.708
‫«کارش خوبـه ها، اما ممکنه لنگ بزنه»

20:55.333 --> 20:57.041
‫بعدش باعث شدی
‫انگشت به دهن بمونیم،

20:57.125 --> 21:00.208
‫از آزمون سربلند بیرون اومدی و
‫همه هیجان داشتیم

21:00.291 --> 21:02.291
‫اما باید به اون صدای توی سرم گوش می‌دادم،

21:02.375 --> 21:05.458
‫چون الان که دارم می‌بینمت،
‫مشخصـه قلب رئوفی داری

21:05.541 --> 21:08.041
‫قلب رئوف داری اما دستت به خون آلوده‌ست،

21:08.125 --> 21:10.125
‫این دوتا آب‌شون توی یه جوب نمیره

21:11.416 --> 21:12.708
‫کارم رو تموم کن، سم

21:13.583 --> 21:14.583
‫هکتور رو بکُش

21:16.291 --> 21:20.125
‫بعدش با همدیگه بی‌حساب می‌شیم و
‫همه‌چی ختم به خیر میشه

21:20.750 --> 21:22.291
‫اینجوری بهتر نیست؟

22:20.208 --> 22:21.833
‫من اونی نیستم که فکرشو می‌کنی

22:24.333 --> 22:25.875
‫مهم نیست کی هستی

22:29.583 --> 22:30.791
‫یا چیکار کردی

22:35.458 --> 22:37.083
‫می‌خوام همراهم بیای

22:39.833 --> 22:41.000
‫تو و بچه‌ها

22:44.000 --> 22:45.125
‫می‌تونیم از صفر شروع کنیم

22:46.458 --> 22:47.666
‫واقعی زندگی کنیم

22:53.708 --> 22:56.041
‫« دیزی بردشاو، شهروند بریتانیا »

23:16.125 --> 23:18.875
‫- خیال می‌کردم چوپان‌ان
‫- نقش جدیدشونـه

23:19.375 --> 23:20.375
‫خیلی‌خب

23:20.750 --> 23:24.291
‫خب، بهتر هم هست، چون حکیم
‫نقش مهم‌تریـه، مگه نه؟

23:24.375 --> 23:26.695
‫به نظرم جزو همون نقش‌های فرعیـه

23:26.750 --> 23:29.083
‫- جدی؟
‫- مراسم یادبود دیروز چطور بود؟

23:29.166 --> 23:30.406
‫خوب بود

23:31.208 --> 23:34.041
‫گویا اخیراً جیسون خیلی خوددار شده

23:34.125 --> 23:36.625
‫گمونم همچین هم خیلی باهامون همکاری نداشته

23:36.708 --> 23:38.541
‫واسه همین هم کسی
‫اونقدر نسبت بهش شناخت نداشت

23:40.541 --> 23:43.083
‫- خب، در هر صورت وحشتناکـه
‫- آره، همینطوره

23:43.583 --> 23:46.750
‫آم، نمایش ساعت یک شروع میشه.
‫دم ورودی ببینمت؟

23:46.833 --> 23:48.750
‫نه

23:48.833 --> 23:52.875
‫تو برو برامون جا بگیر.
‫احتمالاً پنج دقیقه‌ای دیر برسم.

23:53.375 --> 23:55.375
‫شروع که بشه درها رو می‌بندن

23:55.458 --> 23:58.958
‫واسه چی؟ نمایش اکوئوس که نیست، هلز

23:59.041 --> 24:01.375
‫- فکر کنم بذارن بیام تو
‫- جا نمونی ها

24:01.458 --> 24:03.000
‫- چشم
‫- خب؟

24:03.666 --> 24:05.333
‫- خوشگل شدی
‫- ممنونم

24:05.416 --> 24:06.416
‫- می‌بینمت
‫- خداحافظ

24:14.791 --> 24:16.916
‫- به کمک‌مون نیاز داری؟
‫- بله

24:17.000 --> 24:19.666
‫می‌خوای کمکت کنیم
‫هکتور نیومن رو بکُشی؟

24:20.375 --> 24:22.291
‫- آره
‫- چرا باید همچین کاری کنیم؟

24:22.375 --> 24:26.208
‫چون کارمون صِرف یه سری اصول می‌چرخـه و
‫کمکم کنید یه کار خیر انجام بدم

24:27.583 --> 24:28.791
‫هیچکس دیگه‌ای رو هم ندارم که ازش بخوام

24:28.875 --> 24:30.755
‫رک و راست بگو
‫ممکنه چقدر کار بیخ پیدا کنه؟

24:30.791 --> 24:34.875
‫حسابی. یه مُشت خلافکار مسلح اونجان که
‫منتظرن بریم سر وقت‌شون

24:34.958 --> 24:37.333
‫می‌خواید بدونید چند درصد
‫ممکنه موفق بشیم؟

24:37.416 --> 24:39.708
‫- میشه گفت ۸۰-۲۰ به نفع اونا
‫- ۲۰‏ درصد!

24:39.791 --> 24:43.166
‫- عملاً کسره
‫- نسبتـه و اصلاً هم خوب نیست

24:43.791 --> 24:45.583
‫نه؟ نسبت؟

24:45.666 --> 24:47.500
‫- نمی‌دونم
‫- فقط خدا می‌دونه

24:47.583 --> 24:49.208
‫رسماً قراره به گا بریم

24:49.291 --> 24:52.125
‫چرا بمب نندازیم بالاسرشون؟
‫من موشک‌انداز دارم

24:52.208 --> 24:54.291
‫از کِی تا حالا موشک‌انداز داری تو؟

24:54.375 --> 24:55.809
‫- کریسمس پارسال دیگه
‫- خیلی‌خب

24:55.833 --> 25:00.166
‫اولاً که قرار نیست آرنولدبازی دربیاری
‫از اینجا به پکام آرپی‌جی بزنی

25:00.250 --> 25:03.375
‫دوماً، فکر بمب رو از سرتون بندازید بیرون.
‫یکی اونجاست که باید آزادش کنیم.

25:03.458 --> 25:04.375
‫- کی؟
‫- یه دختر

25:04.458 --> 25:05.500
‫- چه دختری؟
‫- بدنش رو فرمـه؟

25:05.583 --> 25:08.000
‫چی چی؟ نمی...

25:08.083 --> 25:10.142
‫- اصلاً چه فرقی داره؟
‫- می‌خوام تصورش کنم...

25:10.166 --> 25:12.541
‫نمی‌تونم بگم کیـه
‫یا اطلاعاتی درموردش بدم

25:13.625 --> 25:16.583
‫اما به کمک‌تون نیاز دارم،
‫چون تنهایی از پسش برنمیام و...

25:16.666 --> 25:20.333
‫- چون این کار صِرف یه سری اصول می‌چرخـه
‫- همچنین شهرت

25:20.416 --> 25:23.500
‫کمکم کنید هکتور نیومن رو بکُشم،
‫اسم‌تون میفته رو زبون‌ها

25:23.583 --> 25:24.666
‫زبونزد خاص و عام

25:25.958 --> 25:27.625
‫واقعیتش نکته‌ی خوبیـه

25:33.000 --> 25:34.083
‫نرخ‌مون اینـه

25:34.166 --> 25:35.500
‫می‌تونم نصفش رو بدم

25:35.583 --> 25:36.791
‫می‌تونی کُلش رو بدی

25:38.083 --> 25:39.083
‫باشه

25:41.000 --> 25:42.000
‫خیلی‌خب

25:42.833 --> 25:46.208
‫ولی رفاقتی بین‌مون نیست.
‫هنوز هم کینه و کدورت‌مون سرجاشـه. فهمیدی؟

25:46.291 --> 25:47.291
‫تموم و کمال

25:47.666 --> 25:50.208
‫خیلی‌خب، یه کوکتل جین و تونیک دوبل بزنیم و

25:50.291 --> 25:52.251
‫بریم تیکه‌پاره‌شون کنیم، موافقید؟

25:53.275 --> 26:00.275
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:02.250 --> 26:04.125
‫باید درمورد یاریک صحبت کنیم

26:04.208 --> 26:06.625
‫والاس بهم گفت که
‫تابحال اسم فیلیپ بری رو نشنیده

26:06.708 --> 26:07.708
‫اما دروغ می‌گفت

26:08.500 --> 26:10.725
‫فیلیپ اومده بود پیشش تا
‫درمورد صحت و سقم خبری که

26:10.750 --> 26:14.958
‫درمورد صدای ضبط‌شده‌ی یاریک داشت بپرسه که
‫ظاهراً یه ربطی هم به چین داره

26:15.041 --> 26:18.916
‫شک ندارم همون صدای ضبط‌شده‌ایـه که
‫المور فیچ دربه‌در دنبالش بود

26:20.208 --> 26:21.083
‫بعد دیشب،

26:21.166 --> 26:24.916
‫اتفاقی شنیدم والاس داشته یاریک رو به اینکـه
‫توی مرگ فیلیپ دست داشته، متهم می‎‌کرده

26:25.000 --> 26:28.208
‫فیلیپ بری اومده پیشم و
‫میگه صدات رو ضبط کرده

26:28.291 --> 26:31.083
‫این که یه ربطی هم به چین داشته،
‫بعد الان رفته سینه‌ی قبرستون

26:31.166 --> 26:33.541
‫دستی توی مرگش داشتی یا نه؟

26:33.625 --> 26:35.416
‫داری چیزی رو مخفی می‌کنی؟

26:36.000 --> 26:38.333
‫خیلی‌خب، تا وقتی‌‌که دستم به کای‌مینگ نرسه،

26:38.416 --> 26:41.208
‫نفر بعدی‌ای که باید باهاش صحبت کنم
‫استیون یاریکـه

26:41.791 --> 26:46.041
‫موافقم. گمونم بتونه کمک‌مون کنه
‫قاتل جیسون رو پیدا کنیم

26:48.208 --> 26:50.458
‫ولی سم، بهش آسیبی نرسون

26:51.833 --> 26:53.500
‫مگر اینکه چاره‌ی دیگه‌ای نداشته باشی

26:54.333 --> 26:57.125
‫توی تموم جشن تولدهای بچه‌هام بوده

26:57.750 --> 26:59.541
‫تعطیلات رو با هم گذروندیم

27:00.166 --> 27:02.625
‫توی خوشی و ناخوشی
‫کنار والاس بوده

27:02.708 --> 27:04.666
‫نگرانی بهش شلیک کنم یا نه؟

27:08.708 --> 27:10.458
‫بچه‌هامون هم‌مدرسه‌ای‌ان

27:10.958 --> 27:14.125
‫امروز بعدازظهر میره تئاتر تولد مسیح

27:14.208 --> 27:15.208
‫می‌تونم بهش دسترسی پیدا کنم؟

27:15.958 --> 27:19.041
‫خب، گمون کنم آره.
‫ببین می‌تونی از زیر زبونش چیزی بکشی بیرون یا نه.

27:19.125 --> 27:21.375
‫-گوشیش رو هم برام بیار
‫- باشه

27:23.541 --> 27:24.541
‫اینو نگاه کن

27:25.125 --> 27:27.625
‫- کای‌مینگ رو پیدا کردم
‫- باید از اینجا بریم! برید!

27:28.333 --> 27:31.500
‫مطمئنم توی مخفیگاه خلافکارهایی
‫توی پکام محبوس شده

27:32.333 --> 27:33.413
‫خب، بریم سراغش

27:33.458 --> 27:35.458
‫- خیلی خطرناکـه
‫- از پسش برمیایم

27:35.541 --> 27:36.583
‫نه

27:36.666 --> 27:37.750
‫- سم...
‫- هلن

27:39.083 --> 27:40.500
‫من رو فرستادن زنده نگهت دارم،

27:40.583 --> 27:43.458
‫نه اینکه پاتو به درگیری مسلحانه باز کنم، خب؟

27:44.250 --> 27:47.000
‫یه نقشه‌ای دارم. یه راه برای ورود هم پیدا کردم.
‫خودم حل و فصلش می‌کنم.

27:47.083 --> 27:49.250
‫ولی به روش من پیش میریم، خب؟

27:54.625 --> 27:56.166
‫وال!

27:56.250 --> 27:59.250
‫- امشب چی می‌پوشی؟
‫- چی می‌پوشم؟ هیچی

27:59.333 --> 28:02.125
‫منظورم لباس‌ راحتیـه.
‫منظورت چیـه؟

28:02.208 --> 28:04.168
‫مهمونی کریسمسِ وزارت کار و بازنشستگی

28:04.250 --> 28:06.208
‫آره، خوشبختانه دعوت نیستم

28:06.291 --> 28:08.958
‫سهل‌انگاری فاحشی بود که رفع شد، دعوتی

28:09.625 --> 28:11.385
‫می‌دونی که من وزیر دفاعم؟ درستـه؟

28:11.458 --> 28:13.000
‫چینی‌ها بهمون پیغام دادن

28:13.083 --> 28:15.583
‫- درخواست ملاقات دادن
‫- با من؟

28:15.666 --> 28:17.851
‫آره، اما گفتن هیچکس نباید بفهمه که
‫درخواست ملاقات دادن

28:17.875 --> 28:20.833
‫بنابراین باید زمینه رو جوری بچینیم که
‫وزیر دفاع به طور اتفاقی

28:20.916 --> 28:23.166
‫با نماینده‌های دولت چین دیدار کنه

28:23.250 --> 28:26.250
‫مهمونی کریسمس وزارت کار و بانشستگی
‫اولین چیزی بود که به ذهنت خطور کرد؟

28:26.333 --> 28:29.017
‫- توی این فرصت کوتاه، بهترین ایده بود
‫- همینطوره قطعاً

28:29.041 --> 28:31.309
‫کل اداره رو مجبور کردم بیان.
‫خانمت رو بیار، نمایش راه بنداز.

28:31.333 --> 28:34.125
‫پنج دقیقه تو اتاق بغلی سُک‌سُک کنی،
‫بعدش می‌تونی بری

28:35.125 --> 28:36.750
‫چیکارمون دارن؟

28:37.750 --> 28:41.541
‫خب، گمونم مسئله سفیر مرحوم‌شونـه

28:42.041 --> 28:45.208
‫اونوقت اگه موضوع واجد شرایط بودن
‫آرسنال برای لیگ قهرمانان اروپا باشه،

28:45.291 --> 28:47.083
‫پس حتماً همه‌مون قراره غافلگیر بشیم

28:48.000 --> 28:49.291
‫ماشین می‌فرستم دنبالت

28:50.375 --> 28:51.375
‫خب؟

28:52.666 --> 28:55.041
‫« اتاق نداریم »

28:59.833 --> 29:01.291
‫استیون، نه، وقت نداریم

29:01.375 --> 29:04.958
‫شماره‌ی دولتیـه. باید جواب بدم.
‫دو دقیقه بیشتر طول نمی‌کِشه.

29:05.041 --> 29:07.333
‫بیا بابا، بیا تندتر از این حرومزاده‌ها بریم

29:07.416 --> 29:08.791
‫ردیف جلو بشینیم

29:08.875 --> 29:09.958
‫الو؟ یاریک

29:12.750 --> 29:13.750
‫الو؟

29:16.625 --> 29:18.291
‫الو؟ الو؟

29:18.791 --> 29:19.791
‫نه؟

29:20.333 --> 29:21.250
‫خیلی‌خب

29:21.333 --> 29:22.541
‫برنگرد

29:23.375 --> 29:24.583
‫برو جلو

29:30.166 --> 29:31.166
‫برو اون تو

29:32.208 --> 29:33.041
‫برو

29:34.333 --> 29:35.333
‫بشین

29:36.708 --> 29:37.541
‫بشین

29:37.625 --> 29:39.500
‫نرسیدیم هنوز؟

29:39.583 --> 29:42.416
‫نخیر، راه دور و درازی رو در پیش داریم

29:42.500 --> 29:45.791
‫دقیقاً مثل پنج دقیقه پیش که پرسیدی

29:45.875 --> 29:48.375
‫یه کاری نکنید از همین راهی که اومدم برگردم

29:48.458 --> 29:50.375
‫صبوری کنید، لطفاً

29:50.458 --> 29:53.916
‫به محض اینکه چشم‌مون به جمال مسیح نوزاد باز بشه،
‫ارزشش رو درک می‌کنیم

29:54.416 --> 29:57.750
‫حکما به مسیر خود ادامه دادند،
‫مشتاق دیدار بودند...

29:57.833 --> 29:59.793
‫وقتی فیلیپ بری صدات رو ضبط کرد،
‫درمورد چی حرف می‌زدی؟

29:59.875 --> 30:02.017
‫- نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی
‫- خیلی خوب هم می‌دونی

30:02.041 --> 30:04.322
‫ازت آتو داشت،
‫تو هم خبردار شدی و الان یارو مُرده

30:04.375 --> 30:05.625
‫من دخلی به این جریان ندارم

30:05.708 --> 30:07.583
‫- ربطش به چینـه
‫- نه

30:07.666 --> 30:11.708
‫حواست رو جمع کن، ببین چطوری
‫جمله‌ام رو اَدا کردم

30:11.791 --> 30:14.431
‫سوال نپرسیدم، بخاطر کاری که کردی
‫دنبالت بود

30:14.458 --> 30:16.375
‫یه ربطی هم به سفیر داشت که به کشتن دادش

30:16.458 --> 30:20.500
‫صدای ضبط‌شده‌ات چی بود، استیون؟
‫چیـه که همه افتادن دنبالش؟

30:20.583 --> 30:22.383
‫دنبال جا هستیم که شب رو...

30:22.416 --> 30:26.708
‫راستی امشب باید تا یه جایی بریم،
‫مهمونی کریسمسـه

30:26.791 --> 30:28.333
‫- امشب؟
‫- آره

30:29.291 --> 30:31.333
‫یه مهمونی مزخرفـه، بخاطر چینی‌ها

30:31.416 --> 30:33.541
‫یه جلسه‌ی مخفیانه‌ست،
‫اما سریع جمع میشه

30:35.041 --> 30:37.750
‫- اتاق خالی نداریم!
‫- قفل گوشیت رو باز کن بده من

30:39.583 --> 30:40.458
‫بجنب

30:42.208 --> 30:44.041
‫برنگرد

30:44.125 --> 30:49.125
‫نصفه‌شب چندین بار به شماره‌ای زنگ زدی که
‫توی گوشی «تعمیراتی» ذخیره کردی

30:50.458 --> 30:55.041
‫عه، اینجارو! ۱۳اُم سپتامبر ساعت ۵ صبح
‫بهشون پیام دادی

30:55.125 --> 30:57.625
‫همون شبی که سفیر چن رو کشتن، درست میگم؟

30:57.708 --> 30:59.166
‫بذار ببینم چی پیام دادی

30:59.750 --> 31:01.916
‫- به محض اینکه انجام شد، خبرم کن
‫- انجام شد

31:02.000 --> 31:03.500
‫«انجام شد». چی انجام شد، استیون؟

31:03.583 --> 31:05.416
‫چن؟ روحم هم خبر نداره
‫از چی حرف می‌زنی

31:05.500 --> 31:07.625
‫دارم از کُشت و کشتار حرف می‌زنم

31:07.708 --> 31:09.750
‫قتل‌های حرفه‌ای و گرون‌قیمت

31:09.833 --> 31:12.833
‫سفیر چن، فیلیپ بری،
‫مگی جونز، جیسون دیویس

31:12.916 --> 31:16.000
‫خیلی خوب هم می‌دونی کی کُشت‌شون.
‫الکی ادا درنیار.

31:17.500 --> 31:20.625
‫چرا از خودِ تعمیراتیه نپرسم؟
‫زنگ بزنم الان؟

31:20.708 --> 31:22.791
‫نه، نه، نزن

31:22.875 --> 31:25.833
‫تک به تکِ شماره‌ها، مخاطبین و پیام‌های
‫توی این گوشی رو زیر و رو می‌کنم

31:25.916 --> 31:29.666
‫سَر از تموم پنهون‌کاری‌هات درمیارم و
‫نمی‌ذارم دیگه از کسی پنهون بمونن

31:29.750 --> 31:31.791
‫صبر کن. فقط دست نگه دار

31:31.875 --> 31:32.875
‫خب؟

31:34.791 --> 31:37.666
‫برو پی زندگیت، روحت هم خبر نداره
‫درگیر چه بازی‌ای شدی

31:37.750 --> 31:40.750
‫پس خودت برام توضیح بده.
‫درگیر چی شدی؟

31:41.958 --> 31:44.041
‫خود به خود حل نمیشه ها، استیون

31:44.916 --> 31:47.625
‫کمکی از دستم برنمیاد اگه بهم نگی
‫برای کی کار می‌کنی

31:55.083 --> 31:56.375
‫کاری از دستت ساخته نیست

32:01.958 --> 32:03.666
‫می‌خوای توی این کلاس
‫بهم شلیک کنی؟

32:14.208 --> 32:15.333
‫اگه زرنگ بودی،

32:16.500 --> 32:17.666
‫دو پای دیگه قرض می‌کردی دَر می‌رفتی

32:28.291 --> 32:35.291
‫♪ حضرت عیسی سر به بالین گذاشت ♪

32:35.875 --> 32:40.500
‫♪ ستاره‌های توی آسمون ♪

32:40.583 --> 32:44.458
‫♪ بهش نگاه می‌کردن ♪

32:45.125 --> 32:49.583
‫♪ حضرت عیسی کوچولو ♪

32:49.666 --> 32:55.541
‫♪ چشم‌هاشو بسته بود ♪

33:22.458 --> 33:24.541
‫« تعمیراتی »

33:24.625 --> 33:27.041
‫- به محض اینکه انجام شد، خبرم کن
‫- انجام شد

33:32.750 --> 33:38.041
‫« گوشی اریک دست ماست و پیدات می‌کنیم »

34:03.552 --> 34:12.216
‫« گوشی اریک دست ماست و پیدات می‌کنیم »

34:13.041 --> 34:16.916
‫« مگه اینکه اول ما شما رو پیدات کنیم »

34:24.166 --> 34:26.916
‫یعنی این یارو، هکتور نیومن که
‫صاحب اونجاست رو می‌شناسی؟

34:27.500 --> 34:29.333
‫آره؟ آره؟

34:29.916 --> 34:33.583
‫اونوقت هفت سال پیش فرصت اینو داشتی که
‫سر به نیستش کنی اما کاری نکردی؟

34:33.666 --> 34:34.500
‫درستـه

34:34.583 --> 34:37.000
‫- خب، منصفانه‌ست
‫- شک ندارم الان پشیمونی

34:37.083 --> 34:38.333
‫من به اصول کاریم پایبندم

34:39.000 --> 34:41.375
‫خدای من، از دست تو و اصولت

34:42.125 --> 34:44.267
‫اگه توی این کار به اصلی پایبند نباشی،
‫یعنی هیچی نداری

34:44.291 --> 34:48.833
‫خیلی‌خب، پس گذاشتی زنده بمونه... تا بتونه
‫هفت سال بعدش بیاد خِرت رو بگیره؟

34:50.333 --> 34:53.226
‫می‌خوام بکشمش، صرفاً بخاطر اینکه
‫اگه این کار رو نکنم، دوست‌پسر سابقم رو می‌کُشه

34:53.250 --> 34:56.083
‫ما هم می‌خوایم دوست‌پسر سابقت رو بکُشیم
‫چون همکار من رو کُشتی

34:56.166 --> 34:58.684
‫من همکارت رو کشتم
‫بخاطر اینکه می‌خواست دوستم رو بکشه

34:58.708 --> 35:00.250
‫- خب، من...
‫- ای داد بیداد! ریدم تو این زندگی!

35:00.333 --> 35:02.541
‫خفه‌خون بگیرید بابا!

35:02.625 --> 35:03.625
‫سرم درد گرفت

35:03.708 --> 35:06.508
‫عملاً سه‌تا قاتلِ جانی اینجا نشستیم
‫داریم حرف از اصول اخلاقی می‌زنیم

35:10.291 --> 35:13.166
‫می‌دونید چیـه؟ من توی ۱۷ سالگی
‫اولین مأموریتم رو اجرا کردم

35:13.250 --> 35:16.250
‫۲۰۰‏ پوند گرفتم تا ترمز ماشینِ
‫دوست‌پسر دخترعموم رو دستکاری کنم

35:16.750 --> 35:19.791
‫رفت توی پمپ‌بنزین، صدای انفجارش تا بریجند اومد

35:19.875 --> 35:22.115
‫چند سالی میشه که تو این کارم و
‫کارم هم حرف نداره

35:22.166 --> 35:25.833
‫هی سم، گفتی یه دختری هست که
‫امشب اونجا به کمک‌مون نیاز داره،

35:25.916 --> 35:28.541
‫یه درصدی هم شانس زنده‌موندن داریم، درسته؟

35:29.125 --> 35:30.125
‫آره... چیـه؟

35:30.916 --> 35:32.250
‫خب، از احتمالش خوشم میاد

35:33.458 --> 35:35.250
‫خوشحالم که می‌تونیم
‫یه قدم مثبت برداریم

35:35.333 --> 35:38.208
‫بعدش وقت هست به جون هم بیفتیم

35:39.041 --> 35:41.541
‫اون هم اگه تا فردا زنده موندیم

35:51.625 --> 35:53.750
‫خوش گذشت، نه؟

35:55.333 --> 35:57.250
‫که نمایش بچه‌ها رو دیدیم

35:57.333 --> 35:59.458
‫فکر کنم اینجای کریسمس رو
‫بیشتر از همه دوست داشتم

35:59.541 --> 36:00.875
‫آره، من هم همینطور

36:03.125 --> 36:04.500
‫- باید بریم
‫- باشه

36:05.625 --> 36:07.583
‫♪ Free Yourself - Jessie Ware ♪

36:21.333 --> 36:24.000
‫نیروهای من‌ان که مجبورشون کردن بیان

36:24.083 --> 36:27.125
‫نظرت چیه برم
‫یه نوشیدنی بیارم برای جفت‌مون و

36:27.208 --> 36:28.958
‫تو یه دوری بزنی؟

36:29.041 --> 36:30.041
‫به نظرم خوبـه

36:51.791 --> 36:54.791
‫دوتا گیلاس شراب قرمز، لطفاً. تشکر

37:01.375 --> 37:03.041
‫- ممنونم
‫- بفرمایید

37:07.833 --> 37:09.541
‫- چقدر...
‫- نباید اینجوری خرناس بکشم

37:09.625 --> 37:11.666
‫- خیلی هم بلند بود
‫- ببخشید!

37:11.750 --> 37:14.208
‫- نوشیدنی می‌خوری؟
‫- نه، مرسی

37:14.291 --> 37:15.416
‫- سلام!
‫- سلام

37:15.500 --> 37:18.041
‫هلز، ایشون دنیـه.
‫نمی‌دونم تا حالا همدیگه رو دیدید یا نه.

37:18.541 --> 37:19.750
‫« چه بامزه »

37:21.291 --> 37:23.625
‫- نه، فکر نکنم. سلام
‫- خوشحالم از دیدنت

37:23.708 --> 37:26.166
‫- اسمت از دهن والاس نمیفته
‫- خدای من، چه رو مُخ!

37:26.250 --> 37:28.291
‫ببخشید. والاس، میشه یه لحظه بیای؟

37:28.375 --> 37:30.666
‫آره، یه لحظه منو ببخشید

37:36.458 --> 37:37.458
‫چه پیراهن خوشگلی

37:37.500 --> 37:39.625
‫ممنونم، چه جوراب قشنگی

37:39.708 --> 37:42.250
‫شوخی بین بچه‌های اداره‌ست

37:47.666 --> 37:49.166
‫گوشی شماست؟

37:49.250 --> 37:50.958
‫وای، ببخشید. شرمنده

37:51.041 --> 37:52.041
‫خواهش می‌کنم

37:53.791 --> 37:55.125
‫ببخشید، ممنون

37:56.083 --> 37:57.791
‫« تعمیراتی »

38:02.291 --> 38:05.250
‫هر کسی که این گوشی دستشـه
‫توی بد مخمصه‌ای پا گذاشته

38:05.750 --> 38:07.250
‫دنبال یه چیزی هستی

38:07.333 --> 38:09.791
‫اما سنگی رو برداشتی که زیرش مار خوابیده

38:10.291 --> 38:11.875
‫یه مار افعی

38:12.375 --> 38:16.875
‫افعی‌ای که اگه عقب نکِشی،
‫بدجور بهت حمله می‌کنه

38:17.500 --> 38:19.958
‫خب، قطعاً واسه سر هم کردن
‫همچین استعاره‌ای خیلی زحمت کشیدی

38:20.041 --> 38:23.583
‫گوش بده، نظرت چیـه بهم بگی
‫کی هستی و کجا می‌تونم پیدات کنم که

38:23.666 --> 38:26.375
‫بتونیم رو در رو درموردش صحبت کنیم؟

38:26.458 --> 38:28.208
‫نه، از این خبرها نیست

38:28.291 --> 38:30.875
‫شاید اگه ببینی با چی طرفی،
‫راحت‌تر بتونی تصمیم بگیری

38:36.916 --> 38:38.583
‫پاشو، استیون

38:44.791 --> 38:47.916
‫- حال و هوای جلسه چطوره؟
‫- سرد

38:50.541 --> 38:51.583
‫هی، برو بیرون

38:53.166 --> 38:54.791
‫چانگ هائو، نماینده‌ی چین

38:54.875 --> 38:55.875
‫آقای وب

38:56.375 --> 38:58.083
‫- حالتون خوبه؟
‫- ایشون وو لینـه

38:58.166 --> 38:59.041
‫بسیارخب

38:59.125 --> 39:02.083
‫آقای وو درخصوص قتل سفیر چن
‫تحقیقاتی انجام دادن

39:02.791 --> 39:04.833
‫تحقیقات غیرقانونی؟

39:04.916 --> 39:07.791
‫بدون اجازه یا همکاری پلیس متروپولین

39:07.875 --> 39:11.333
‫متأسفانه توی این یه مورد، امکان همکاری
‫با نیروی انتظامی شما وجود نداره

39:11.416 --> 39:12.416
‫چرا اونوقت؟

39:12.458 --> 39:15.458
‫چون بر این باوریم که
‫توی این جنایت دست داشتن

39:15.541 --> 39:16.791
‫جدی؟ دست داشتن؟

39:17.708 --> 39:19.000
‫متأسفانه توی این کشور،

39:19.083 --> 39:21.243
‫هم روی پلیس‌هامون اِشراف داریم و
‫هم حد و مرزی براشون تعریف شده

39:21.291 --> 39:24.083
‫دقیقاً برعکس وضعیتی که توی کشورتون
‫بهش عادت دارید، آقایون

39:25.500 --> 39:26.333
‫این چیـه؟

39:26.416 --> 39:28.083
‫دوربین خونه‌ی کای‌مینگ،

39:28.166 --> 39:31.500
‫یک ساعت قبل از اینکه جسدِ
‫سفیرمون رو اونجا پیدا کنیم

39:31.583 --> 39:34.291
‫آقایی که می‌بینید داره فرار می‌کنه کول آَتووده

39:34.375 --> 39:35.750
‫دوست‌پسر کای‌مینگ و

39:35.833 --> 39:37.791
‫مأمور سیا

39:37.875 --> 39:39.416
‫با بررسی دوربین‌های مداربسته،

39:39.500 --> 39:41.458
‫تونستیم ردِ کول اتوود رو

39:41.541 --> 39:44.583
‫از صحنه‌ی جرم تا خودِ سفارت آمریکا بزنیم

39:44.666 --> 39:46.625
‫هنوز ندیدیم که از اونجا بیرون بیاد

39:46.650 --> 39:47.525
‫« گزارش سالانه‌ی کارمندان »

39:48.208 --> 39:50.291
‫کُلی فیلم دوربین مداربسته هست

39:50.375 --> 39:53.083
‫بجز وقتی‌که آقای لین
‫سعی داشت فیلم‌های

39:53.166 --> 39:56.250
‫شب قتل کای‌مینگ توی آپارتمانش رو پیدا کنه

39:56.833 --> 39:58.208
‫چیزی پیدا نکرد

39:58.291 --> 40:03.416
‫انگار یکی تموم شواهدِ اتفاقی که
‫اون شب رخ داده رو نیست و نابود کرده

40:12.541 --> 40:16.291
‫آقای وب، سفیر ما رو کشتن و
‫دخترش هم مفقود شده

40:16.375 --> 40:19.166
‫نزدیک‌ترین متحدین شما علیهِ ما اعلان جنگ کردن

40:19.250 --> 40:21.333
‫دولت هم توی لاپوشونی کردنِ این مسئله
‫باهاشون هم‌دست شده

40:21.416 --> 40:23.708
‫متأسفانه این فیلم چیزی رو اثبات نمی‌کنه، آقایون

40:24.333 --> 40:28.875
‫مدرکش جور میشه.
‫از آمریکایی‌ها بپرس کول اتوود مأمور سیاست یا نه.

40:28.958 --> 40:31.958
‫بعدش بیا بهم بگو انکار کردنشون
‫حکم دروغ رو داره یا نه

40:32.041 --> 40:33.321
‫چرا این مسئله رو با من در میون گذاشتید؟

40:33.375 --> 40:35.583
‫پیشنهادهایی از سمت دولت چین

40:35.666 --> 40:40.291
‫برای شرکت‌های متعدد بریتانیایی هست که
‫برای قراردادهای نظامی رده یک ارائه شده

40:40.375 --> 40:44.791
‫تا حالا، این پیشنهادها رو رد کردن.
‫مایلیم که مجدد ارزیابی‌شون کنیم.

40:45.375 --> 40:47.791
‫ما با شما وارد همچین کسب و کاری نمی‌شیم،
‫خودتون هم خوب می‌دونید

40:47.875 --> 40:49.916
‫داریم فرصتی رو بهتون پیشنهاد می‌کنیم که

40:50.000 --> 40:52.375
‫از تشدید خشونت سهمگینی
‫جلوگیری می‌کنه

40:52.875 --> 40:55.000
‫توصیه می‌کنیم هم این مورد رو
‫در نظر داشته باشید و

40:55.083 --> 40:56.750
‫هم راه دیگه‌اش رو

41:09.791 --> 41:12.041
‫گندش بزنن

41:22.875 --> 41:23.708
‫ودکا

41:27.916 --> 41:29.875
‫اوضاع روبراهـه؟

41:31.125 --> 41:33.208
‫ودکا بود؟ عاشقشم

41:34.375 --> 41:35.708
‫هی، باید بریم

41:35.791 --> 41:38.458
‫- به این زودی؟
‫- آره، یه جلسه‌ی یهویی پیش اومد

41:38.541 --> 41:41.666
‫دردسر تمومی نداره.
‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم، هلن.

41:41.750 --> 41:45.208
‫ناراحت شدم واسه جاهای خوبش نیستید.
‫انگار تازه داشتید گرم می‌شدید.

41:45.291 --> 41:47.091
‫ناراحت نباش. خیلی شانس بیارم،
‫تو ترافیک گیر نمی‌کنم و

41:47.166 --> 41:49.086
‫تا یه ساعت دیگه، لباس خواب به تن،
‫می‌شینم تلویزیونم رو تماشا می‌کنم

41:49.166 --> 41:51.375
‫گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری‌

41:55.333 --> 41:56.333
‫آره گمونم

42:25.333 --> 42:26.375
‫می‌خوام بکِشم کنار

42:26.458 --> 42:27.333
‫وای، هلن

42:27.416 --> 42:30.750
‫توروخدا سعی نکن متقاعدم کنی که بمونم.
‫شدنی نیست.

42:31.250 --> 42:34.541
‫فقط وقت‌مون هدر میره و
‫من هم که باید هر یه ربع برم دستشویی

42:34.625 --> 42:36.958
‫پس جفت‌مون خیلی وقت نداریم

42:37.500 --> 42:39.541
‫- چرا الان؟
‫- بخاطر بچه‌هام

42:41.583 --> 42:44.375
‫- نمی‌تونم اجازه بدم قاتی همچین قضایایی بشن
‫- والاس چی؟

42:44.458 --> 42:47.418
‫- دلم نمی‌خواد اذیتش کنم
‫- برای چی می‌خوای ولش کنی بری؟

42:47.500 --> 42:49.580
‫نمی‌خوام اونو ولش کنم،
‫می‌خوام تو رو ول کنم

42:50.166 --> 42:51.291
‫خب، باید بری یه جای دور

42:51.375 --> 42:53.875
‫نمی‌تونی این دور و بر بچرخی

42:53.958 --> 42:54.833
‫یه جایی دارم برم

42:54.916 --> 42:56.500
‫- دوره؟
‫- دست تو بهمون نمی‌رسه

42:56.583 --> 42:58.416
‫اگه نخوام بگردم، آره

43:00.291 --> 43:01.731
‫خب البته که تصمیم با خودتـه

43:01.791 --> 43:04.000
‫احتمالاً خیلی راحت بتونیم
‫جایگزینت کنیم

43:04.083 --> 43:06.125
‫بعد از اینکه ولش کنی بری،
‫نزدیک شدن بهش راحت‌تر میشه

43:06.208 --> 43:07.625
‫یکی دیگه رو جام بیارید؟

43:07.708 --> 43:10.750
‫چیه، خیال کردی اگه بذاری بری
‫با کس دیگه‌ای آشنا نمیشه؟

43:11.375 --> 43:15.708
‫قرار نیست نقش «دوشیزه هاویشام» وامونده رو بازی کنه، هلن.
‫بالأخره با یه دختر جدید آشنا میشه و میره توی رابطه.

43:15.791 --> 43:19.083
‫والاس گزینه‌ی خوبیـه برای ما که بتونیم
‫در درازمدت ازش سوءاستفاده کنیم

43:19.166 --> 43:21.416
‫پس بله، یکی دیگه رو می‌فرستیم جات

43:21.500 --> 43:25.541
‫همونطوری که همیشه میگم: «گر خدا ز حکمت ببندد دری،
‫یه رحمت گشاید در دیگری»

43:51.708 --> 43:52.541
‫سلام!

43:52.625 --> 43:53.625
‫هلن

43:54.000 --> 43:56.833
‫- خیلی خوشحالم زنگ زدی
‫- چند وقتتـه؟

43:58.458 --> 43:59.791
‫سم، چی شده؟

43:59.875 --> 44:01.083
‫تو دردسر افتادم

44:01.791 --> 44:03.958
‫خب... منظورم اینـه که بگایی بالا آوردم

44:04.625 --> 44:07.416
‫اومدن سراغم، مایکل هم اینجاست.
‫ازت می‌خوام بیای نجاتش بدی.

44:08.125 --> 44:09.541
‫دارم میام. طاقت بیار

44:09.625 --> 44:11.291
‫هلن، اوضاع قاراشمیشـه

44:13.708 --> 44:14.625
‫میام

44:24.333 --> 44:26.573
‫- سم، جریان چیـه؟
‫- باید لباس بپوشی

44:26.625 --> 44:28.416
‫- چه کوفتی شده؟
‫- لباس بپوش

44:28.500 --> 44:29.916
‫- نه، سم
‫- بگیر بپوش ببینم!

44:30.000 --> 44:31.083
‫باهام صحبت کن

44:31.166 --> 44:33.083
‫اینا کی بودن؟ چرا اومدن سراغ ما؟

44:33.166 --> 44:34.458
‫- نیومدن سراغ ما
‫- نه

44:34.541 --> 44:35.541
‫اومدن سراغ من

44:36.041 --> 44:38.208
‫حالا گوش بده. به من گوش کن

44:38.291 --> 44:40.583
‫چیزی نیست، چیزیت نمیشه.
‫اما باید لباس تنت کنی.

44:40.666 --> 44:42.416
‫دیگه هیچی مهم نیست. بپوش تنت

44:44.083 --> 44:45.083
‫بجنب

44:45.166 --> 44:47.666
‫حالا میریم بیرون و
‫تو هم پشت‌سرم بمون، خب؟

44:47.750 --> 44:49.375
‫- متوجهی؟
‫- سم...

44:49.458 --> 44:51.625
‫حالا چشمات رو ببند. منو بگیر

44:51.708 --> 44:54.267
‫هروقت گفتم راه بیفت، راه میفتی.
‫هرجا گفتم صبر کن هم صبر می‌کنی، خب؟

44:56.000 --> 44:57.000
‫چشمات رو ببند

45:06.083 --> 45:07.083
‫بیا

45:08.041 --> 45:09.958
‫بلند نشو، اینجا پله‌ست

45:10.791 --> 45:11.791
‫حالا، بیا پایین

45:12.708 --> 45:13.708
‫یکی دیگه

45:16.916 --> 45:17.916
‫بلند نشو

45:19.250 --> 45:20.458
‫- محکم منو بگیر
‫- باشه

45:21.916 --> 45:23.750
‫عقب، عقب

45:52.458 --> 45:53.625
‫بیا اینجا

45:57.375 --> 45:59.541
‫آفرین

46:00.375 --> 46:03.750
‫آفرین، پشت‌سرم باش. تقریباً رسیدیم

46:07.291 --> 46:09.291
‫- باز هم پله، محکم منو بگیر
‫- باش

46:09.375 --> 46:10.375
‫باز هم پله

46:12.875 --> 46:15.583
‫خیلی‌خب، بلند نشو. سَر پایین

46:16.208 --> 46:17.208
‫پا نشو

46:40.416 --> 46:41.666
‫یا خدا!

46:50.875 --> 46:52.000
‫برو، برو، برو!

46:56.541 --> 46:59.208
‫ای بر پدرت

46:59.291 --> 47:01.208
‫سم... سم

47:03.666 --> 47:04.666
‫مایکل، من...

47:05.708 --> 47:07.666
‫- سم، خوبی تو؟
‫- خیلی متأسفم

47:24.083 --> 47:25.125
‫درستش می‌کنم

47:25.208 --> 47:26.791
‫تو باید فرار کنی، فرار کن

48:17.791 --> 48:18.625
‫الو؟

48:18.708 --> 48:19.708
‫منم

48:19.750 --> 48:21.041
‫یه جسد وسط خیابونِ

48:21.125 --> 48:23.541
‫پرستون ان۱ افتاده و
‫چندتا جسد هم توی آپارتمان‌ان

48:23.625 --> 48:24.750
‫که اینطور

48:24.833 --> 48:29.000
‫برای سم استراتژی خروج می‌خوام،
‫برای دوست‌پسرش هم امنیت جانی

48:30.083 --> 48:32.958
‫خب، هلن‌خانم، همچین درخواستی
‫خرج برمی‌داره

48:33.708 --> 48:34.875
‫کلی دنگ و فنگ داره

48:36.000 --> 48:38.458
‫همچین خدماتی رو نمی‌تونم
‫برای هرکسی اعمال کنم

48:39.583 --> 48:42.208
‫می‌مونم، نمیرم. حرف‌هام رو فراموش کن

48:44.750 --> 48:47.500
‫باید بدونم قابل اعتمادی و
‫می‌تونم روت حساب کنم

48:48.750 --> 48:50.708
‫می‌تونی، قول میدم

48:51.333 --> 48:53.291
‫خوشحالم همچین حرفی می‌زنی

48:54.416 --> 48:56.500
‫با چند نفر تماس می‌گیرم و
‫دوشنبه با هم حرف می‌زنیم

48:57.083 --> 48:59.083
‫سم خوش‌شانسـه که دوستی مثل تو داره

49:04.958 --> 49:07.250
‫به رفقات بگو ضربه‌ی روحی خورده و
‫باید می‌رفت

49:07.333 --> 49:10.625
‫بگو دلت شکسته و چند وقتی گذاشتی رفتی

49:10.708 --> 49:13.500
‫پیش مادر و پدرت می‌مونی.
‫خانمی به اسم رید باهات تماس می‌گیره.

49:13.583 --> 49:17.208
‫هرچی گفت انجام بده.
‫امروز رو فراموش کن. متوجه شدی؟

49:17.291 --> 49:21.166
‫هیچوقت به هیچ احدی درمورد امروز چیزی نگو.
‫اگه این کار رو نکنی، نمی‌تونم امنیتت رو تضمین کنم.

49:25.375 --> 49:26.375
‫بچه‌ات چیـه؟

49:28.333 --> 49:29.333
‫یه دختر و یه پسر

49:48.750 --> 49:51.958
‫« برای استیون، اِما و بچه‌ها »

50:11.708 --> 50:13.908
‫این حرفا رو به خانم بنده بگو

50:13.958 --> 50:15.375
‫اصلاً تو کَتش نمیره

50:15.458 --> 50:17.583
‫دوستش داره، نه؟ اون هم چه‌جورم!

50:18.250 --> 50:20.666
‫یا خدا، باید موشک‌اندازم رو می‌آوردم

50:21.291 --> 50:23.375
‫این دختری که اون توئـه،
‫چقدر مهمـه؟

50:26.250 --> 50:28.000
‫به دوستم قول دادم پیداش می‌کنم

50:29.708 --> 50:31.125
‫پس خیلی مهمـه

50:57.208 --> 50:58.416
‫هنوز وقت هست برگردیم ها

51:01.333 --> 51:02.458
‫یه بابایی هست

51:03.250 --> 51:05.250
‫به چند نفری نارو زده

51:08.458 --> 51:10.916
‫اصطلاحاً یه سری اصول رو زیر پا گذاشته

51:19.291 --> 51:21.666
‫ کارمون صِرف همین اصول‌ها می‌چرخه

51:22.708 --> 51:23.791
‫متوجهی؟

51:26.000 --> 51:28.125
‫ متوجه نیستی، اما متوجه میشی

51:28.208 --> 51:29.333
‫احتمالاً

51:29.416 --> 51:32.166
‫ بگذریم، این بابا یه خط قرمزی رو رد کرده

51:33.375 --> 51:34.500
‫ الان هم باید بمیره

51:35.333 --> 51:36.250
‫بی‌بروبرگرد

52:00.333 --> 52:02.041
‫وقتی کسی رو می‌کُشی،

52:02.666 --> 52:03.958
‫توی چشم‌هاشون نگاه کن،

52:04.833 --> 52:08.416
‫چون اینطوری می‌تونی
‫تا عمق وجودش نفوذ کنی

52:09.583 --> 52:11.083
‫تو غروب خورشیدی

52:14.333 --> 52:16.083
‫تو شبِ پیش‌روشونی

52:18.416 --> 52:21.083
‫تو آخرین کلمه‌ی داستان‌ زندگی‌شون رو می‌نویسی

52:30.625 --> 52:32.166
‫پس زُل می‌زنی تو چشم‌هاشون،

52:34.541 --> 52:36.000
‫چون اینو بهشون مدیونی

52:39.541 --> 52:40.541
‫همین و بس

52:53.500 --> 52:54.791
‫بعدش تموم میشه

53:11.375 --> 53:12.375
‫سم

53:14.208 --> 53:15.375
‫هنوز هم وقت هست برگردیم

53:17.708 --> 53:18.708
‫نه

53:19.333 --> 53:20.333
‫نمی‌تونم

53:21.357 --> 53:41.357
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
