WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:31.964 --> 00:34.683
به‌نظر مياد مال سال 1967 باشه
اما فکر کنم کار کنه

00:34.708 --> 00:36.374
«يه لحظه صبر کن «جيمي

00:36.953 --> 00:39.254
عاليه . ممنون که انقدر محتاط بوديد

00:39.290 --> 00:40.659
جناب -
بله؟ -

00:40.694 --> 00:42.632
بايد يه سر بريم زيرشيرووني‌تون -
چرا؟ -

00:42.668 --> 00:43.955
براي وصل کردن قلاب

00:43.980 --> 00:46.523
نمي‌خواد زحمتش رو بکشين -
20دقيقه هم نميشه -

00:46.548 --> 00:48.119
به‌علاوه اگه اين‌کار رو نکنم
نمي‌تونين ازش استفاده کنين

00:48.144 --> 00:49.915
عيبي نداره . قرار نيست استفاده بشه

00:49.951 --> 00:53.025
وقتي کارِتون تموم شد ميشه چندتا
لامپ ديگه از گاراژ بيارين؟

00:53.061 --> 00:54.296
ممنون

00:55.736 --> 00:57.173
خب ، تلفن که داريم -
آره -

00:57.208 --> 01:00.551
چمن حياط تقريباً مرتبه
پريزهاي برق هم روبراهن

01:00.586 --> 01:02.657
محض اطمينان دوباره بررسي‌شون مي‌کنم

01:02.693 --> 01:05.032
چيزي نمونده -
خوبه . خوبه -

01:05.067 --> 01:09.881
نظرت چيه؟
باشه يا نباشه؟

01:09.918 --> 01:12.926
به نظرم نباشه

01:12.961 --> 01:15.734
آره . درسته . دستم نمي‌کنمش

01:15.770 --> 01:19.080
چاک» ، مطمئني اين حرکت درستي‌ـه؟»

01:19.105 --> 01:20.417
با توجه به تجربه خودم

01:20.452 --> 01:24.086
هر چي دروغ بزرگتر باشه
ماستمالي کردنشم سخت‌ترـه

01:24.518 --> 01:27.093
هر وقت کار به اونجا کشيد
يه فکري مي‌کنم

01:30.884 --> 01:32.725
آقايون ، فکر کنم به اندازه کافي
لامپ آوردين

01:32.760 --> 01:36.069
ميشه يکي بهم توي نصب
اين تلفن کمک کنه؟ ممنون

02:51.055 --> 02:52.558
بازه

03:01.598 --> 03:02.934
«ربکا»

03:02.959 --> 03:05.000
«چاک» -
چه خوشگل شدي -

03:05.036 --> 03:07.207
خيلي خوشحالم مي‌بينمت -
و همچنين -

03:08.421 --> 03:11.981
چرا اين‌همه شمع؟
چرا تو تاريکي نشستي؟

03:12.006 --> 03:13.564
آره . واسه منم سوال بود

03:13.599 --> 03:16.882
خداي من ، عجب عصري داشتم

03:16.907 --> 03:19.082
2ساعت پيش ماهي رو درآوردم
تا يخش آب بشه

03:19.107 --> 03:24.233
همين که آماده شد
بعدش يهو برقا رفت

03:24.268 --> 03:26.536
با شهرداري تماس گرفتم

03:26.561 --> 03:27.964
خلاصه داستان اينکه

03:27.989 --> 03:31.189
اون احمقاي سازمان برق قبض
من رو جابجا کرده بودن

03:31.224 --> 03:35.871
«ظاهراً پلاک 512 توي «سن کريستوبال
پول قبضش رو نميداده

03:35.907 --> 03:37.477
...و پلاک منم

03:37.512 --> 03:40.312
215هستش -
دقيقاً . 215 -

03:40.337 --> 03:42.460
ميگن تا فردا برق رو وصل مي‌کنن

03:42.496 --> 03:45.905
تا اون‌موقع يه سري وسايل مخصوص
کمپ از همسايه‌هام قرض گرفتم

03:45.941 --> 03:48.349
در نتيجه شبيه خونه دهاتي‌ها شده

03:48.374 --> 03:49.584
خداي من -
آره -

03:49.619 --> 03:51.022
خب ، چکار کنيم؟

03:51.058 --> 03:53.243
بريم بيرون تو رستوران غذا بخوريم؟

03:53.268 --> 03:55.864
"مي‌تونيم بريم رستوران "سيزنز
مهمون تو

03:55.889 --> 03:58.192
آره . ميشه

03:58.218 --> 04:00.587
اما ميدوني ، شام تقريباً آماده‌ست

04:00.623 --> 04:04.533
و ماهي رو هم فقط بايد بپزم
فقط بايد با ماهيتابه سرخش کنم

04:04.569 --> 04:07.611
چطوره همينجا بمونيم؟
تو مشکلي نداري؟

04:09.452 --> 04:12.494
چرا که نه؟ خوش مي‌گذره

04:12.529 --> 04:15.304
انگار رفتيم بيرون اردو زديم

04:15.339 --> 04:19.378
بسيار عالي . خيلي‌خب ، کت‌ـت رو بده -
باشه . دست‌ـت درد نکنه -

04:25.403 --> 04:29.390
خداي من ، ديگه جا ندارم

04:31.325 --> 04:33.965
به سلامتي استاد آشپزي

04:35.436 --> 04:36.537
آره

04:39.137 --> 04:40.673
عجب شرابي

04:40.698 --> 04:42.758
هميشه از "کالوادوز" خوشت ميومد

04:43.102 --> 04:44.433
بيا

04:45.875 --> 04:46.947
من جمع مي‌کنم -
«نه ، نه «جيمي -

04:46.972 --> 04:48.300
لازم نيست -
حداقل کاريه که مي‌تونم بکنم -

04:48.325 --> 04:50.014
جمع کردن ظرفاست

04:50.039 --> 04:51.613
ممنون

04:51.638 --> 04:53.479
«ممنون «جيمي

04:56.970 --> 04:59.437
بهتر از چيزي که فکرش رو مي‌کردم
از آب در اومد

05:00.017 --> 05:05.372
واقعاً بابت چراغ‌ها متأسفم -
نه . خوبه . فضاي خاصي ميده -

05:05.970 --> 05:09.916
هنوزم باورم نميشه «جيمي» وکيل شده

05:09.951 --> 05:13.773
منم همينطور
حتي دفتر خودشم داره

05:13.798 --> 05:15.488
شده يه شهروند واقعي و مسئوليت‌پذير

05:15.513 --> 05:18.602
کي فکرش رو مي‌کرد؟ -
آره -

05:23.113 --> 05:27.139
اينجا فرقي نکرده
...فکر مي‌کردم تو

05:29.074 --> 05:30.717
دکور رو تغيير بدي

05:30.742 --> 05:32.211
وسايل رو جابجا کني

05:32.236 --> 05:34.943
سليقه‌ي تو عاليه
...و اگه چيزي خراب نشه

05:36.073 --> 05:37.541
تور چطوره؟

05:37.577 --> 05:38.696
خوبه . خوبه

05:38.721 --> 05:40.526
پاييز امسال ميرم خاور دور

05:40.551 --> 05:42.869
چين ، کره‌جنوبي و ويتنام

05:42.894 --> 05:44.745
حتماً هيجان‌انگيز ميشه -
آره -

05:44.771 --> 05:47.227
و بعدش اين هفته که کارم
تو «سانتافه» تموم بشه

05:47.252 --> 05:50.101
به اروپاي مرکزي برميگرديم -
خوبم هست؟ -

05:50.187 --> 05:51.924
کلي هتل داره -
آره -

05:51.970 --> 05:57.266
توي «بوداپست» فکر کنم فقط داخل
سالن کنسرت و "ماريوت" رو ديدم

05:57.291 --> 06:02.998
اما ميدوني ، نبايد اعتراض کنم -
اعتراض نيست . ملاحظه‌ست -

06:06.351 --> 06:10.971
بالاخره تونستي بري «سالزبورگ»؟ -
«هنوز نه اما 1 ماه ديگه بعد از «وين -

06:11.049 --> 06:13.574
يادت مياد مي‌خواستيم بريم «سالزبورگ»؟

06:13.609 --> 06:16.015
و بعدش يه پيرزن ديوونه با اسکوترش

06:16.042 --> 06:18.816
آره ، آره -
تو ايستگاه قطار افتاد دنبال‌مون -

06:18.841 --> 06:25.644
آره و بعدش رفتيم و به جاش يه
کيک «لاينزر» توي «اينزبروک» خورديم

06:25.669 --> 06:27.415
تا اينطوري حال‌مون بهتر بشه

06:27.440 --> 06:30.839
"تو گفتي "عمراً اگه تمومش کنيم -
ولي همه‌ـش رو خورديم -

06:34.182 --> 06:36.684
خب ، بعد از آسيا چي؟
برنامه‌اي براي تور داخل کشور نداري؟

06:36.734 --> 06:39.139
اميدوارم سال ديگه بشه

06:39.178 --> 06:42.002
ميدوني ، شايد يه جا ساکن بشم
اينطوري خيلي خوب ميشه

06:42.038 --> 06:45.037
البته من که مشکلي با اتوبوس
و قطار و هواپيما ندارم

06:45.062 --> 06:46.588
...اما

06:47.143 --> 06:50.745
دلم واسه خونه زندگي داشتن تنگ شده

06:56.421 --> 06:58.593
خدايا

06:58.628 --> 07:04.413
ببخشيد . از موبايل متنفرم
مثل يه قلاده مي‌مونه

07:05.045 --> 07:06.435
معذرت مي‌خوام

07:10.150 --> 07:12.255
رهبر ارکستم‌ـه

07:12.280 --> 07:15.114
بايد جوابش رو بدم . ببخشيد

07:15.139 --> 07:16.619
«سلام «آندره

07:16.655 --> 07:19.117
نه . دارم شام مي‌خورم . چي شده؟

07:19.861 --> 07:23.469
مي‌تونم سر تمرين انجامش بدم
آره . مشکلي نيست . باشه

07:23.494 --> 07:26.787
نه . ميدونم روي «ميل 16» مياد

07:26.822 --> 07:29.329
آره . باشه . باشه

07:29.364 --> 07:31.168
...مطمئن ميشم که

07:31.203 --> 07:34.744
يه لحظه گوشي دست‌ـت
بذار يه خودکار پيدا کنم

07:37.164 --> 07:39.138
...آره ، نه . من

07:39.933 --> 07:41.971
آره . يه لحظه گوشي دست‌ـت

07:42.007 --> 07:44.078
آره . ميشه انجامش بدم
هر چي خودت بخواي

07:44.114 --> 07:45.683
باشه

07:45.718 --> 07:46.921
خيلي‌خب ، بگو

07:48.227 --> 07:50.165
باشه

07:52.273 --> 07:54.948
چاک»؟» -
حالم خوبه -

07:54.983 --> 07:58.024
مي‌خواي جداگانه با نوازنده‌هاي
ويولن‌سل تمرين کنم؟

07:58.060 --> 07:59.530
«ربکا» ، «ربکا»

08:02.575 --> 08:05.483
نه . مشکل فقط اون نيست
کل بخش‌ـه

08:05.518 --> 08:08.426
«ربکا» -
نه -

08:08.462 --> 08:10.453
عيبي نداره

08:10.479 --> 08:12.105
آره

08:12.140 --> 08:14.307
چاک» ، اين چه کاريه؟»

08:17.350 --> 08:18.827
آندره»؟»

08:18.863 --> 08:22.683
من بعداً باهات تماس مي‌گيرم . ببخشيد

08:24.381 --> 08:26.757
مشکلت چيه؟

08:29.213 --> 08:31.051
يه چيزي بگو

08:35.213 --> 08:40.366
واقعاً بي‌اخلاقيه که توي
مهموني با موبايلت صحبت کني

08:40.402 --> 08:42.391
خيلي گستاخانه‌ست

08:42.416 --> 08:45.595
معذرت مي‌خوام

08:45.620 --> 08:51.852
فکر نمي‌کردم اينطوري بهت بربخوره
«نمي‌خواستم بهت توهين کنم «چاک

08:51.887 --> 08:54.026
شايد زياده‌روي کردم

08:54.061 --> 08:56.113
...يهو به‌هم ريختم و -
نه -

08:56.138 --> 08:57.977
مي‌فهمم

09:02.330 --> 09:04.092
داره دير ميشه

09:04.127 --> 09:08.040
خيلي ممنون بابت شام
اما من ديگه بايد برگردم هتل

09:08.065 --> 09:09.978
يه لحظه صبر کن . خودم ميرسونمت

09:10.014 --> 09:13.357
نه . تاکسي مي‌گيرم
نمي‌خوام بيشتر از اين زحمت بدم

09:13.382 --> 09:15.364
لطفاً بذار برسونمت -
نه . جدي ميگم -

09:15.399 --> 09:17.404
تاکسي خيلي راحت‌ترـه

09:19.308 --> 09:22.790
بايد يه کاري بکني
نمي‌توني بذاري اينطوري بره

09:22.815 --> 09:25.296
بهش واقعيت رو بگو -
نه ، نه -

09:25.332 --> 09:26.902
اون درک مي‌کنه

09:26.937 --> 09:30.963
حاضري فکر کنه تو يه لاشي بداخلاقي
اما حقيقت رو بهش نگي؟

09:30.988 --> 09:32.202
نه

09:32.780 --> 09:34.594
ببين ، اگه خودت بهش نگي من ميگم

09:34.630 --> 09:36.500
نه ، نه ، نه

09:36.536 --> 09:41.936
هيچي بهش نميگي
هيچي بهش نميگي

09:42.696 --> 09:44.294
خيلي‌خب

09:44.958 --> 09:48.286
سلام «آندره» ، ببخشيد قطع کردم
موبايلم افتاد

09:53.600 --> 09:58.500
"Better Call Saul"
فصل 3
قسمت 5 : ضد و نقيض‌گويي

10:23.045 --> 10:24.588
خداي من ، چکار مي‌کني حاجي؟

10:24.613 --> 10:26.506
توي اين کيسه اکسيژن خيلي کمه

10:26.531 --> 10:28.831
داري دختره رو خفه مي‌کني -
دختره؟ -

10:28.856 --> 10:30.946
آره . اينکه آلتش قابل ديدن نيست

10:30.971 --> 10:33.912
دليل نميشه که نشه
ماهي ماده و نر رو از هم تشخيص داد

10:34.374 --> 10:37.485
آره . ديدم . الان ماتيکش رو ديدم

10:37.680 --> 10:41.035
اين يه موجود زنده‌ست
دکور خونه نيست

10:41.060 --> 10:43.032
يک‌راست مي‌بريش خونه

10:43.057 --> 10:45.570
و ميذاريش تو يه کاسه بزرگ که
حداقل 4 ليتري باشه

10:45.595 --> 10:49.258
يه حباب‌ساز خوب بخر
يه ماهي مکنده هم خوبه

10:49.283 --> 10:50.800
زيادم بهش غذا نده

10:50.825 --> 10:54.196
آدما چاق ميشن . ماهيا توي
باقيمونده غذا غرق ميشن

10:54.221 --> 10:57.564
خيلي‌خب بابا ، افتاد
منظورت رو گرفتم

10:57.599 --> 10:58.935
خوبه

11:01.785 --> 11:04.554
حدس ميزنم دوست‌مون
تو رو نفرستاده اينجا

11:04.590 --> 11:07.158
تا برات راجبه شرايط زندگي ماهي صحبت کنم

11:07.690 --> 11:10.575
دنبال يکي مي‌گردم که دستش تيز باشه

11:10.610 --> 11:15.290
منظورمم اين جوونايي نيست که ميرن
از سوپرمارکتا چيز ميز ميدزدن

11:15.315 --> 11:20.262
دنبال يه آدم کاربلد
باتجربه و رازدار مي‌گردم

11:20.308 --> 11:21.862
يه حرفه‌ايه واقعي

11:22.630 --> 11:27.237
بايد تو يه جاي تنگ ازش استفاده کني؟ -
فکر نکنم -

11:29.339 --> 11:31.447
اوني که مي‌خواي رو سراغ دارم

11:49.538 --> 11:51.578
براي همينم ميگم گلف يه ورزش اجتماعي‌ـه

11:53.921 --> 11:56.929
«کارِتون عالي بود خانم «وِکسلِر
بسيار باطراوت

11:56.964 --> 11:59.906
باور کنين ما خيلي خوشحاليم که
از شر اين پرونده خلاص شديم

11:59.931 --> 12:01.644
نه به اندازه‌ي ما

12:01.680 --> 12:05.138
دوباره ميگم . کارِتون عالي بود -
ممنون . ممنونم جناب -

12:09.172 --> 12:11.779
خانم‌ها ، شام مهمون من

12:12.399 --> 12:14.891
کيم» ، ميدونستم کارِت خوبه»
اما نميدونستم انقدر خوبه

12:14.927 --> 12:17.232
خوشحالم راضي هستين

12:17.267 --> 12:20.104
بدون تو از پس‌ـش برنميومديم
و اميدوارم بدوني که معنيش

12:20.129 --> 12:22.149
اينه که از الان کلي کار بهتون ميديم

12:22.184 --> 12:24.903
اينکه عاليه

12:25.762 --> 12:28.028
خب ، به‌نظر زياد خوشحال نشدين

12:29.490 --> 12:31.096
...دلم نمي‌خواد ضدحال باشم اما

12:31.121 --> 12:34.022
قبل اينکه بيشتر از اين باهم کار کنيم
بايد يه چيزي رو بهتون بگم

12:34.057 --> 12:37.399
در رابطه با وکيل سابق‌تون
چارلز مک‌گيل» هست»

12:37.426 --> 12:38.731
مشکلش چيه؟

12:38.756 --> 12:43.689
چارلز» يه سري تهمت خيلي»
زشت به برادرش «جيمي» زده

12:43.736 --> 12:46.129
کسي که من باهاش تو يه دفتر کار مي‌کنم

12:46.164 --> 12:49.210
تهمت؟ در مورد چي؟

12:50.291 --> 12:54.213
چارلز» فکر مي‌کنه وقتي داشته توي»
خونه روي مدارک‌تون کار مي‌کرده

12:54.238 --> 12:55.577
جيمي» اون مدارک رو برداشته»

12:55.602 --> 12:58.370
فکر مي‌کنه «جيمي» شماره‌ي
آدرس رو دستکاري کرده

12:58.405 --> 13:03.286
شماره‌ها رو دستکاري کرده؟
چطوري همچين کاري کرده؟

13:03.775 --> 13:08.203
چارلز» ادعا مي‌کنه «جيمي» اول»
گفته که مي‌خواد بهش کمک کنه

13:08.238 --> 13:10.657
و وقتي «چارلز» مريض بوده

13:10.683 --> 13:13.085
از مدارک کپي گرفته
و دستکاري‌شون کرده

13:13.376 --> 13:16.095
اين خيلي عجيبه

13:16.131 --> 13:17.567
نکته مهم اينجاست

13:17.603 --> 13:20.063
که من فکر مي‌کنم شايد يه‌کم
به‌صورت عمومي سروصدا راه بندازه

13:20.088 --> 13:21.380
به‌زودي

13:21.415 --> 13:23.345
مي‌خواستم از اول شما رو در جريان
همه چيز قرار داده باشم

13:23.370 --> 13:25.804
به نظرم بهتره که اين خبر رو
از خودم بشنوين

13:28.030 --> 13:31.243
اگه الان مي‌خواين از سر احتياط

13:31.268 --> 13:34.088
يا ايني که با من به عنوان وکيل‌تون
راحت نيستين فسخ کنين

13:34.125 --> 13:36.130
ميشه راجبه گزينه‌هاش صحبت کنيم

13:41.801 --> 13:43.450
من فقط تحمل يه چيزي رو ندارم

13:43.475 --> 13:46.293
اونم مرديه که اشتباهاتش رو قبول نمي‌کنه

13:46.460 --> 13:49.362
مهم نيست چه حيله‌‌اي توي سر «مک‌گيل»ـه

13:49.387 --> 13:54.554
من نميذارم بهترين وکيل مستقلي
که تا حالا داشتم رو ازم بگيره

13:56.491 --> 13:57.801
...من

13:57.837 --> 13:59.457
از شنيدن حرف‌تون خيلي خوشحال شدم

13:59.482 --> 14:01.947
ممنون که بهمون خبر دادين
اما لازم نيست نگرانش باشين

14:01.972 --> 14:03.821
حالا ميرسيم به نکته‌ي مهم‌تر...شام

14:03.857 --> 14:05.870
ساعت 7 خوبه؟

14:05.895 --> 14:07.869
براي من که خوبه -
عاليه -

14:07.904 --> 14:12.157
راجبه برنامه‌هامون توي
کلورادو» و «يوتاه» صحبت مي‌کنيم»

14:12.182 --> 14:13.827
ساعت 7 مي‌بينم‌تون

14:14.460 --> 14:19.433
«اين قضيه‌ي «مک‌گيل
مطمئني که مشکل‌ساز نميشه؟

14:20.162 --> 14:21.548
آره

14:21.923 --> 14:25.040
مسا وِرده» تحت هيچ شرايطي»
درگير اين پرونده نميشه

14:26.593 --> 14:28.682
باشه . خوبه

14:29.018 --> 14:32.730
پس شب مي‌بينمت -
باشه . فعلاً -

14:49.578 --> 14:51.105
خيلي‌خب ، همينجاست

14:51.130 --> 14:53.852
مي‌تونيم بدون لامپ و ميکروفون کار کنيم

14:53.877 --> 14:56.999
وقتي که براي شهادت دادن مياين
موبايل‌ها رو جمع مي‌کنيم

14:57.035 --> 15:01.615
امکانش هست که گزارشگر دادگاه رو
يه مقدار از محل شاهد دور کرد؟

15:01.650 --> 15:05.350
آره . فکر کنم بتونيم اون
رو عقب دادگاه قرار بديم

15:06.399 --> 15:08.772
معذرت مي‌خوام . نمي‌تونيم تابلوي
خروج اضطراري رو خاموش کنيم

15:08.808 --> 15:09.976
رمزگذاري شده

15:10.011 --> 15:12.752
به‌هرحال من ممنون زحمات‌تون هستم

15:14.828 --> 15:16.922
آقاي «اَلي» ، امکانش هست
يه لحظه بهمون وقت بدين؟

15:16.947 --> 15:18.654
مي‌خوام با همکارم راجبه يک
موردي صحبت کنم

15:18.679 --> 15:20.995
مشکلي نيست
من بيرون منتظر مي‌مونم

15:22.274 --> 15:23.713
هاوارد»؟»

15:25.021 --> 15:26.922
حال‌ـت چطوره «چاک»؟

15:28.015 --> 15:30.968
تحمل مي‌کنم -
چون اين کار سنگيني‌ـه -

15:31.004 --> 15:33.978
و اگه نمي‌توني از پس‌ـش بربياي
يه پيشنهادي برات دارم

15:34.014 --> 15:35.650
شايد بهتره که کلاً شهادت ندي

15:35.686 --> 15:36.801
نه . لازمه

15:36.826 --> 15:40.601
فقط منم که مي‌تونم به‌طور کامل
محتواي اون نوار رو توضيح بدم

15:40.626 --> 15:43.121
وگرنه وکيل‌مدافع کلاً نابودش مي‌کنه

15:43.146 --> 15:44.783
همينطوريشم طرف ما سنگين‌ترـه

15:44.818 --> 15:47.775
ما اعتراف «جيمي» در مقابل
دادستان رو داريم

15:47.800 --> 15:50.402
من و اون کاراگاه خصوصي هم شاهد هستيم

15:50.970 --> 15:54.325
شايد لازم نباشه که تو خودت رو درگير بکني

15:54.350 --> 15:59.561
بحث من يا سلامتيم نيست
بحث روابط عمومي‌ـه

16:00.050 --> 16:02.055
ما يک مشتري رو از دست داديم

16:02.459 --> 16:06.224
اين اتفاق به اين دليل افتاد که
وقتي تو به‌خاطر مريضي از پا افتاده بودي

16:06.259 --> 16:10.612
برادرت به مدارکي دست پيدا کرد که
بايد توي ه.ه.م محفوظ باقي مي‌موندن

16:11.395 --> 16:14.473
درسته کار «جيمي» خيلي بي‌وجداني بود

16:14.646 --> 16:18.231
اما يکي از کارهاي من
محافظت از حيثيت شرکته

16:18.267 --> 16:20.871
الان وقتش نيست نگران حيثيت‌مون باشيم

16:20.896 --> 16:23.784
اين انتخاب بين درست و اشتباهه

16:23.819 --> 16:25.991
نمي‌خوام خطر بکنم تا خدايي نکرده

16:26.027 --> 16:29.203
جيمي» فقط 1 يا 2 سال»
از وکالت معلق بشه

16:29.238 --> 16:33.183
بايد از وکالت خلع بشه
کمتر از اون به‌درد نمي‌خوره

16:33.238 --> 16:36.637
نه‌ «هاوارد» . فقط يک راه درست وجود داره

16:37.533 --> 16:40.826
عدالت بايد اجرا بشه
حتي اگه آسمون هم سقوط بکنه

16:43.043 --> 16:45.559
ببخشيد منتظر گذاشتم‌تون
همينجا خوبه

16:45.759 --> 16:48.165
لطفاً از طرف من از کميته به‌خاطر
برخورد منطقي‌شون تشکر بکنين

16:51.150 --> 16:54.196
«صبح‌بخير ، من «رابرت اَلي
از کانون وکلا هستم

16:54.563 --> 16:56.272
«در پرونده‌ي «جيمز مک‌گيل

16:56.297 --> 17:00.882
کانون وکلا قصد داره تا اين
تخلفات اخلاقي رو ثابت کنه

17:00.928 --> 17:03.517
16/102

17:03.542 --> 17:06.713
انجام کاري که وکيل از
غيرقانوني بودن آن آگاه است

17:06.738 --> 17:09.640
آقاي «مک‌گيل» قطعاً ميدونست که
شکوندن در خونه‌ي برادرش

17:09.665 --> 17:11.838
کار غيرقانوني است

17:12.057 --> 17:14.829
16/804

17:14.854 --> 17:17.139
انجام يک عمل مجرمانه که مغاير

17:17.164 --> 17:21.383
صداقت و درستکاري مورد
انتظار از يک وکيل است

17:22.002 --> 17:26.069
هر آدم منطقي با اين نکته موافق‌ـه
که حمله به يک وکيل ديگه

17:26.105 --> 17:29.717
«عدم شايستگي آقاي «مک‌گيل
به عنوان يک وکيل رو نشون ميده

17:31.122 --> 17:33.375
16/304

17:33.400 --> 17:35.970
تغيير تخريب

17:36.006 --> 17:40.118
يا مخفي کردن هر چيزي که به احتمال زياد
مدرک محسوب مي‌شود

17:40.154 --> 17:42.326
آقاي «مک‌گيل» در خونه‌ي برادرش رو شکوند

17:42.351 --> 17:44.198
و نوار صوتي رو نابود کرد

17:44.234 --> 17:49.880
که شامل يک گفتگوي ضبط شده بين
يشون و برادرش «چارلز مک‌گيل» بوده

17:49.944 --> 17:53.844
ما نشون ميديم که اين نوار در يک
پرونده‌ي قانوني مدرک محسوب مي‌شود

17:54.904 --> 17:58.214
کانون وکلا بر اين باور است
که بعد از ارائه‌ي حقايق

17:58.250 --> 18:02.979
«کميته با محروميت «جيمز مک‌گيل
از وکالت موافقت خواهد کرد

18:03.613 --> 18:05.367
خيلي ممنون

18:06.087 --> 18:07.981
«ممنونم آقاي «اَلي

18:08.006 --> 18:09.675
خانم «وِکسلِر»؟

18:14.695 --> 18:16.771
ممنون جناب مدير

18:17.516 --> 18:18.948
صبح‌بخير

18:18.973 --> 18:21.517
من «کيم وِکسلِر» هستم
«وکيل مشترک «جيمز‌ مک‌گيل

18:21.542 --> 18:22.799
به عنوان وکيل‌مدافع

18:22.834 --> 18:26.441
«شما اظهاريه‌اي که آقاي «مک‌گيل
به دادستاني نوشته رو خونديد

18:26.466 --> 18:29.421
ما ورود غيرقانوني ايشون به خونه‌ي
برادرشون رو انکار نمي‌کنيم

18:29.457 --> 18:33.569
اتفاقي که ايشون از صميم
قلب بابتش پشيمونه

18:33.604 --> 18:36.178
اما اين داستان يک طرف ديگه هم داره

18:36.214 --> 18:41.824
که نه مربوط به محاسبه کردنه
نه قصد بد کسي رو داشتن

18:42.134 --> 18:44.473
بلکه فقط بين 2تا برادره

18:44.824 --> 18:50.269
که رابطه‌شون بعد از چندين سال
کشمکش بالاخره از هم پاشيده

18:52.295 --> 18:55.311
ما مطمئنيم که بعد از ارائه‌ي تصوير کامل

18:55.346 --> 18:59.891
«شما متوجه ارزش «جيمز مک‌گيل
در جامعه وکلا ميشيد

18:59.916 --> 19:03.417
و اون بايد همچنان به انجام
شغل شريفش ادامه بده

19:04.709 --> 19:06.361
ممنون

19:07.856 --> 19:09.657
«ممنون خانم «وِکسلِر

19:13.347 --> 19:18.609
خيلي‌خب ، اگه همه آماده هستن
شهادت‌ها رو شروع مي‌کنيم

19:19.009 --> 19:20.833
آقاي «اَلي» ، شاهدتون رو احضار کنين

19:22.934 --> 19:24.344
بعدش در رو شکوند

19:24.380 --> 19:26.784
جيمي» خيلي عصباني بود»
داشت داد ميزد

19:26.809 --> 19:28.613
به «چارلز» دستور داد که

19:28.638 --> 19:30.629
اون مدرک رو بهش بده -
اعتراض دارم -

19:30.676 --> 19:33.979
هنوز مدرک بودن اين نوار ثابت نشده

19:34.004 --> 19:36.319
ما اين نوار رو فقط به عنوان
يک دارايي شخصي قبول کرديم

19:36.354 --> 19:38.366
بذارين جمله‌ـم رو عوض کنم

19:39.332 --> 19:42.674
«جيمي» دستور داد «چارلز»
يک نوار رو بهش بده

19:42.710 --> 19:44.112
بعدش «جيمي» خودش دست‌به‌کار شد

19:44.147 --> 19:49.377
و بعد با ميله‌ي شومينه ميز
چارلز» رو به زور باز کرد»

19:49.402 --> 19:53.444
بالاخره نوار صوتي رو تيکه‌تيکه کرد
و جلوي برادرش قد کشيد

19:53.480 --> 19:56.454
بعد از اينکه مدعي‌عليه نوار رو خراب کرد
چه اتفاقي افتاد؟

19:56.490 --> 19:57.894
...آقاي «برايتبيل» و من

19:57.929 --> 20:00.201
منظورتون همون کاراگاه خصوصيه
که «چارلز» استخدام کرد؟

20:00.237 --> 20:01.974
درسته

20:02.009 --> 20:05.653
ايشون و بنده نگران بوديم که شايد
جيمي» برادرش رو کتک بزنه»

20:06.076 --> 20:07.899
براي همين ما وارد عمل شديم

20:07.924 --> 20:09.734
«ممنون آقاي «هَملين -
خواهش مي‌کنم -

20:09.769 --> 20:11.353
سوال ديگه‌اي ندارم

20:11.378 --> 20:13.213
خانم «وِکسلِر»؟

20:14.553 --> 20:16.414
ممنون جناب مدير

20:23.534 --> 20:27.668
شهادت دادين که خيلي وقته
با موکلم آشنا هستين

20:27.693 --> 20:31.284
دقيقاً چند وقت؟ -
تقريباً 10 سال -

20:31.309 --> 20:33.306
چطوري باهاش آشنا شدين؟

20:33.331 --> 20:36.261
برادرش خواست تا اون رو براي
اتاق نامه‌هاي شرکت‌مون استخدام کنم

20:36.297 --> 20:38.218
و شما اين‌کار رو کردين -
بله -

20:38.972 --> 20:41.022
اون‌موقع نظرتون نسبت بهش چي بود؟

20:41.789 --> 20:44.210
...فکر مي‌کردم

20:45.534 --> 20:47.701
خيلي آدم پُرکاري بود

20:47.736 --> 20:48.972
سخت تلاش مي‌کرد

20:48.997 --> 20:51.281
روش يه لقب گذاشته بودين . درسته؟

20:52.386 --> 20:55.299
«چارلي سگدو» -
«چارلي سگدو» -

20:55.644 --> 20:58.269
وقتي فهميدين وکيل شده چه حسي داشتين؟

20:58.306 --> 20:59.540
غافلگير شدم

20:59.576 --> 21:01.347
رفت دانشگاه حقوق

21:01.383 --> 21:04.054
و امتحان وکالت داد بدون اينکه
به هيچ‌کدوم از روئساي شرکت بگه

21:04.079 --> 21:05.194
«حتي خود «چارلز

21:05.230 --> 21:09.241
وقتي داشت نامه‌هاتون رو پخش مي‌کرد توي
دانشگاه حقوق هم فارغ‌التحصيل شد

21:09.276 --> 21:11.817
به اين فکر نکردين که اون رو
به عنوان وکيل استخدام کنين؟

21:11.852 --> 21:13.101
چرا

21:13.837 --> 21:14.995
يک مدت کوتاه

21:15.030 --> 21:18.908
ظاهراً که استخدامش نکردين . چرا؟
کسي که اينقدر همت نشون داده

21:18.943 --> 21:23.196
هيئت‌رئيسه تصميم گرفت بهتره از
خانواده‌پرستي در شرکت‌مون اجتناب کنيم

21:23.713 --> 21:26.885
«به نظر ما استخدام «جيمي
به روحيه‌ي کارمندها خدشه وارد مي‌کرد

21:27.639 --> 21:29.015
خانواده‌پرستي

21:29.581 --> 21:32.622
اسم شرکت‌تون "هَملين هَملين مک‌گيل" هست
درسته؟

21:32.657 --> 21:34.393
اون يکي «هَملين» ديگه کيه؟

21:36.920 --> 21:38.395
پدرم

21:42.558 --> 21:46.295
کدوم يکي از اعضاي هيئت‌رئيسه بيشتر از
همه نگران استخدام اعضاي خانواده بود؟

21:46.882 --> 21:48.551
«چارلز مک‌گيل»

21:48.980 --> 21:51.801
پس برادر «جيمي» جلوي استخدامش رو گرفت -
اعتراض دارم -

21:51.826 --> 21:55.233
«روند استخدام شرکت «هَملين هَملين مک‌گيل
چه ربطي به اين پرونده داره؟

21:55.268 --> 21:59.113
ربطش به درک بهتر
رابطه‌ي بين برادرهاست

22:00.410 --> 22:05.024
«ميذاريم ادامه بدين خانم «وِکسلِر
فقط زياد از موضوع منحرف نشين

22:05.049 --> 22:07.308
چارلز مک‌گيل» مورد بحث»
اين جلسه نيست

22:07.344 --> 22:08.594
ممنون

22:09.456 --> 22:13.262
جيمي» ميدونست اين برادرش بود»
که مانع استخدام شدنش بود؟

22:13.297 --> 22:15.804
نه . نميدونست

22:16.692 --> 22:19.116
و در نهايت توسط شرکت
ديويس و مِين" استخدام شد"

22:19.151 --> 22:22.143
اگه بخواين مي‌تونم در اين مورد
توضيحات بيشتري ارائه بدم

22:22.663 --> 22:25.305
نه . ممنون

22:25.340 --> 22:29.552
وقتي بيماري «چارلز» ظاهر شد
جيمي» ازش مراقبت کرد . درسته؟»

22:29.587 --> 22:31.040
فکر مي‌کنم

22:31.588 --> 22:34.058
جيمي» در حال تلاش براي تشکيل»
دفتر حقوقي خودش بود

22:34.083 --> 22:39.510
و با اينحال بدون استثنا هر روز
براي برادرش غذا و وسايل مي‌برد

22:39.535 --> 22:41.869
حتي روزنامه‌ي مورد علاقه‌ـش رو
براش مي‌برد . درسته؟

22:41.895 --> 22:43.129
بله

22:44.219 --> 22:47.594
«مي‌تونين در مورد شرايط مرخصي «چارلز
يک سري توضيحات بدين؟

22:48.134 --> 22:49.622
ميدونين که نمي‌تونم

22:49.647 --> 22:53.529
دليل مرخصيش پزشکي بود
جزئياتش محرمانه‌ست

22:53.554 --> 22:55.474
اما مي‌تونين اين رو تأييد کنين
که به دليل بيماري ذهني بود؟

22:55.510 --> 22:59.152
اعتراض دارم . اينجا بحث
بهداشت رواني «چارلز مک‌گيل» نيست

22:59.177 --> 23:01.791
اينطوري مي‌خوان اعتبار
شاهد بعدي رو مخدوش کنن

23:01.816 --> 23:03.068
دليل ديگه‌اي نداره

23:03.093 --> 23:05.141
اينجا جلسه‌ي بررسي
«صلاحيت نيست خانم «وِکسلِر

23:05.177 --> 23:07.595
آقاي «هَملين» يک روانپزشک حرفه‌اي نيستن

23:07.620 --> 23:11.214
سوال ديگه‌اي دارين که ارتباط بيشتري
با تخصص ايشون داشته باشه؟

23:11.767 --> 23:15.576
نه . سوال ديگه‌اي ندارم

23:15.922 --> 23:18.066
شاهد مي‌تونه بره

23:29.829 --> 23:33.684
کانون وکلا هم اکنون مي‌خواد
شيء 5 رو به عنوان مدرک ثبت کنه

23:33.709 --> 23:35.780
ازتون مي‌خوايم نوار صوتي
چارلز مک‌گيل» رو پخش کنين»

23:35.815 --> 23:37.452
من بااحترام اعتراضم رو تکرار مي‌کنم

23:37.488 --> 23:40.898
ارزش اثباتي اين نوار
تحت‌الشعاع تبعيض‌آميز بودنشه

23:40.934 --> 23:42.145
«با نهايت احترام به خانم «وِکسلِر

23:42.170 --> 23:44.678
اما از نظر کانون وکلا
اهميت اين نوار اساسيه

23:44.713 --> 23:47.854
نمي‌خوايم هيچ سوالي در خصوص
نيت‌هاي دوطرف باقي بمونه

23:47.855 --> 23:50.598
خانم «وِکسلِر» ، ما زماني که درخواست‌تون
براي عدم انتشار مدرک رو رد کرديم

23:50.599 --> 23:52.405
در واقع حکم کرديم که اين‌کار مجازه

23:52.406 --> 23:55.983
اضافه مي‌کنم گذشته از
رفتار خشونت‌آميز موکل شما

23:56.018 --> 24:00.244
بايد بدونيم آيا يه وکيل سعي کرده
مدرک وکيل ديگري رو خراب کنه

24:12.334 --> 24:13.509
بيا اينجا

24:14.631 --> 24:15.821
پس چرا هنوز اينجايي؟

24:15.822 --> 24:18.296
پرواز تأخير داشته -
چقدر تأخير؟ -

24:18.331 --> 24:20.169
آخرين‌باري که بررسي کردم 40 دقيقه

24:20.170 --> 24:23.446
لعنتي...خيلي‌خب ، خبري شد بگو

24:25.489 --> 24:26.925
آره

24:26.976 --> 24:28.351
خيلي‌خب

24:31.443 --> 24:32.846
از صبر و تحمل‌تون متشکرم

24:32.847 --> 24:34.519
کانون وکلا براي ادامه حاضره

24:34.520 --> 24:35.921
عذر مي‌خوام

24:35.946 --> 24:40.243
مدافع درخواست کمي فرصت
براي بازبيني داره لطفاً؟

24:41.845 --> 24:43.281
بسيارخب

24:43.318 --> 24:46.705
هر وقت حاضر بودين بگين -
متشکرم جناب رئيس -

24:53.488 --> 24:57.067
داريم چي‌کار مي‌کنيم؟ -
معطل مي‌کنيم -

24:58.970 --> 25:00.848
بله . بله

25:00.873 --> 25:04.114
برادر من صفات خوب زيادي داره

25:04.139 --> 25:08.258
از بعضي جهات مي‌تونم بگم تحسينش مي‌کنم

25:08.848 --> 25:10.452
زيادي بي‌احساسه

25:11.932 --> 25:13.858
من برادرم رو دوست دارم

25:14.592 --> 25:17.820
ولي برادر «تد کزينسکي» هم
دوستش داشت

25:17.846 --> 25:19.907
و مي‌خواست کمک کنه

25:19.942 --> 25:22.851
رياکاري به‌نظر مياد

25:22.887 --> 25:25.193
من برادرم رو دوست دارم

25:25.228 --> 25:28.542
اون آدم خوبيه . درونش خوبي هست

25:29.376 --> 25:32.529
ولي قانون بيش از اينا مهم‌ـه

25:38.674 --> 25:40.642
«اومدم «هاوارد

25:46.635 --> 25:49.945
قانون بيش از اينا مهم‌ـه

25:51.320 --> 25:54.776
‏در غير اين‌صورت عمراً بهت مي‌گفتم

25:55.075 --> 25:56.656
‏ولي آره

25:57.137 --> 25:58.686
‏حقيقت داره

25:59.616 --> 26:02.489
‏اين‌همه کار رو واسه تحقير من کردي؟

26:02.526 --> 26:04.964
‏اين‌کار رو ‏براي «کيم» کردم

26:04.989 --> 26:08.099
پدرش در اومد تا «مسا وِرده» رو جور کنه

26:08.124 --> 26:12.241
«اونم وقتي تو و «هاوارد
مشغول عيش و نوش بودين

26:12.266 --> 26:15.407
«هَملين هَملين مک‌گيل»
«يا بهتره بگم «اسکروچ و مارلي

26:15.408 --> 26:17.576
‏مسا وِرده» حقِ «کيم» بود»

26:17.601 --> 26:19.816
‏نه تو و نه ه.ه.م

26:19.852 --> 26:22.326
‏خودش اونا رو گرفت
‏خودش هم بهشون احتياج داره

26:22.327 --> 26:24.232
اين‌کار رو ‏واسه کمک به اون کردم

26:24.233 --> 26:27.711
‏ولي راستش فکر نمي‌کردم
که انقدر روت تأثير بذاره

26:27.746 --> 26:30.454
‏فکر کردم راحت ميگي
"‏"لعنتي ، اشتباه کردم

26:30.455 --> 26:32.929
‏و زندگيت رو ادامه ميدي
‏مثل آدم عادي

26:32.930 --> 26:34.066
‏ولي نه

26:34.102 --> 26:36.139
منِ خوش‌خيال رو باش

26:38.445 --> 26:41.056
‏پس ميشه به‌ «هاوارد» بگم

26:41.091 --> 26:44.672
‏که قرار نيست استعفا بدي
‏يا بازنشسته بشي يا هر چي؟

26:46.276 --> 26:49.713
و ميشه اين ورقه‌هاي لعنتي رو
از روي ديوار برداري؟

26:51.761 --> 26:54.167
‏ميرم به ‌«هاوارد» زنگ بزنم

26:54.192 --> 26:55.695
«جيمي»

26:56.141 --> 26:59.916
‏متوجه‌اي که الان به جرم
سنگيني اعتراف کردي؟

27:00.272 --> 27:01.898
به گمونم

27:02.299 --> 27:04.302
ولي حال‌ـت بهتر شد ، مگه نه؟

27:05.476 --> 27:08.296
تازه به کسي بگي هم باور نمي‌کنه

27:19.390 --> 27:21.931
«بسيارخب آقاي «اَلي

27:21.966 --> 27:24.961
براي حضور شاهد بعدي‌تون
بايد تغييراتي ايجاد کنيم

27:24.962 --> 27:26.771
درسته؟ -
بله جناب رئيس -

27:26.796 --> 27:27.890
خيلي‌خب

27:27.915 --> 27:31.096
محض اطلاع ميگم
بايد اتاق رو آماده کنيم

27:31.131 --> 27:36.749
الان منشي گوشي ، ساعت ، سوئيچ
و هر چيز الکترونيکي که دارين جمع‌آوري مي‌کنه

27:36.784 --> 27:40.045
اگه ترجيح ميدين تحويل‌شون ندين
لطفاً متعلقات‌تون رو

27:40.046 --> 27:41.533
ممنون -
بيرون اتاق جايي بذارين -

27:41.534 --> 27:43.438
ممنون که همکاري مي‌کنين

27:43.473 --> 27:46.609
گوشي‌تون آقا؟ -
توي ماشين گذاشتمش -

28:35.598 --> 28:37.491
ببخشيد -
ببخشيد -

28:37.527 --> 28:39.103
اين مال شماست -
ممنون -

28:52.488 --> 28:54.780
لطفاً دست راست‌تون رو بالا بيارين

28:55.097 --> 28:57.917
آيا سوگند مي‌خوريد که
حقيقت رو ، تمام حقيقت رو بگيد

28:57.918 --> 28:59.487
و جز حقيقت رو نگيد؟

28:59.512 --> 29:00.748
سوگند مي‌خورم

29:05.573 --> 29:07.108
ميشه اسم‌تون رو عنوان کنين؟

29:07.109 --> 29:09.050
«چارلز ال مک‌گيل»

29:09.085 --> 29:13.192
من شريک ارشد شرکت حقوقي
هَملين هَملين مک‌گيل» هستم»

29:13.218 --> 29:17.008
تندنويس دادگاه صدام رو مي‌شنوه؟ -
بله آقا . صداتون رو مي‌شنوم -

29:17.009 --> 29:18.984
آقاي «مک‌گيل» ، سعي مي‌کنم
وقت‌تون رو نگيرم

29:18.985 --> 29:22.533
لازم نيست روي ورود غيرمجاز
و حمله‌اي که متحمل شدين وقت صرف کنيم

29:22.534 --> 29:24.071
متشکرم . لطف مي‌کنين

29:24.096 --> 29:26.384
بلکه مي‌خوام در مورد اين نوار بشنوم

29:26.385 --> 29:28.147
چي باعث شد اون رو ضبط کنين؟

29:28.148 --> 29:30.823
حدس ميزدم در خصوص پرونده‌اي
که روش کار مي‌کردم

29:30.824 --> 29:32.900
برادرم اسناد رو دستکاري کرده باشه

29:32.901 --> 29:36.397
ولي چرا بايد اين‌کار رو بکنه؟
چنين کاري از برادر آدم برنمياد

29:36.422 --> 29:39.002
فکر مي‌کنم اميدوار بود
اسناد دست‌کاري شده

29:39.003 --> 29:43.368
باعث ميشن موکل من از
وکالت من نااميد بشه

29:43.403 --> 29:46.487
و نزد وکيل قبليش يعني
خانم «وِکسلِر» برگرده

29:46.512 --> 29:49.657
و بايد اضافه کنم
دقيقاً همين اتفاق افتاد

29:49.692 --> 29:51.015
اعتراض دارم

29:51.040 --> 29:53.608
«نميگم خانم «وِکسلِر
از کار «جيمي» باخبر بوده

29:53.609 --> 29:55.179
يا در اين‌کار نقشي داشته

29:55.180 --> 29:57.400
فقط عنوان مي‌کنم که اتفاق افتاد

29:57.781 --> 30:00.767
مدرکي دال بر حدس‌تون
در خصوص «جيمز» در دست داشتين؟

30:00.768 --> 30:05.841
نه . برادرم با وجود تمام عيب‌هايي
که داره مي‌تونه خيلي زرنگ باشه

30:05.842 --> 30:08.153
خيلي خوب رد کارش رو از بين برده

30:08.189 --> 30:11.543
اعتراض دارم . شاهد اقرار کرده که
هيچ ادله‌ي مشخصي

30:11.544 --> 30:13.587
مبني بر وقوع چنين جرمي وجود نداره

30:13.588 --> 30:16.006
مايلم صحبت‌هاش رو بشنوم

30:17.000 --> 30:18.657
ادامه ميديم

30:18.692 --> 30:23.273
نوبت سوال شما از شاهد که شد
«همين آزادي عمل رو بهتون ميديم خانم «وِکسلِر

30:23.274 --> 30:25.075
«ادامه بدين آقاي «مک‌گيل

30:25.100 --> 30:28.538
چون مدرک فيزيکي نداشتم
حس کردم يه نوار اعتراف

30:28.562 --> 30:31.067
اگه مي‌تونستم تهيه‌اش کنم
بهترين شانسم بود

30:31.068 --> 30:33.556
ميدونستم که نوار به تنهايي
مدرک محکمي نيست

30:33.557 --> 30:34.861
ولي براي شروع خوب بود

30:34.862 --> 30:38.139
پايه‌اي براي پرونده‌اي محکم مي‌شد

30:38.164 --> 30:42.710
به گمانم حتماً «جيمي» تصور کرده
اون نوار به تنهايي مدرک محکمي‌ـه

30:42.711 --> 30:44.706
وگرنه به زور وارد خونه‌ام نمي‌شد
تا از بين ببرتش

30:44.707 --> 30:46.576
اعتراض دارم . بازم گمانه‌زني

30:46.577 --> 30:48.472
از کجا مي‌تونسته بفهمه
چي تو سر «جيمي» مي‌گذره؟

30:48.473 --> 30:51.611
اعتراض وارده
«فقط اتفاقات رو شرح بدين آقاي «مک‌گيل

30:51.612 --> 30:53.826
عذر مي‌خوام

30:53.861 --> 30:56.835
من صداي برادرم رو ضبط کردم
تا عليه‌اش پرونده تشکيل بدم

30:56.836 --> 30:58.026
و در اون زمان

30:58.051 --> 31:00.282
آيا قدرت ذهني‌تون کاملاً سرجاش بود؟

31:00.283 --> 31:01.752
با کمال احترام

31:01.788 --> 31:04.418
صداتون توي نوار
کمي آشفته به‌نظر ميرسه

31:04.447 --> 31:08.064
بله . درک مي‌کنم ولي چيزي
که شما شنيدين نمايش بود

31:08.100 --> 31:10.203
نقش بازي کردم . ادا بود

31:10.237 --> 31:15.209
من علائم بيماريم رو بزرگنمايي کردم
تا حقيقت رو از زير زبونش بکشم

31:15.210 --> 31:17.418
ميشه يه لحظه
در مورد بيماري‌تون صحبت کنيم؟

31:17.419 --> 31:19.893
مي‌خوام اينجا همه
در موردش هم‌نظر باشن

31:19.894 --> 31:20.925
البته

31:20.960 --> 31:23.431
گاهي‌وقت‌ها با نام اي‌اچ‌اس شناخته ميشه

31:23.432 --> 31:25.770
يعني حساسيت شديد به الکترومغناطيس

31:25.771 --> 31:29.610
ميشه گفت يه حساسيت شديد
به الکترومغناطيس‌ـه

31:29.645 --> 31:32.156
بيماري رايجي نيست ، مگه نه؟

31:32.181 --> 31:34.553
ميدونم عجيب به‌نظر ميرسه . ميدونم

31:34.554 --> 31:37.562
ولي 30 سال پيش هم کسي
اسم حساسيت بادام‌زميني رو نشنيده بود

31:37.563 --> 31:39.631
ولي اقرار مي‌کنين که هيچ‌کس

31:39.632 --> 31:42.223
هيچ دکتري تا حالا شما
رو بيمار تشخيص نداده

31:42.224 --> 31:46.165
ايدز تا سال 1981 کاملاً شناسايي نشده بود

31:46.189 --> 31:49.265
تا سال 1983 نميدونستن علتش
ويروس اچ‌آي‌وي‌ـه

31:49.286 --> 31:52.624
شناسايي اين چيزها طول مي‌کشه
حتي براي دکترها

31:52.659 --> 31:56.132
آيا بيماري شما روي
قدرت تفکر راحت شما تأثير ميذاره؟

31:56.133 --> 31:58.068
نه . تأثيرش روي من جسمي‌ـه

31:58.104 --> 32:01.603
درد زيادي برام داره
ولي کاملاً هشيارم

32:01.634 --> 32:02.912
متشکرم

32:02.947 --> 32:06.352
آقاي «مک‌گيل» ، فقط يه سوال
ديگه ازتون دارم

32:07.815 --> 32:09.923
آيا از برادرتون متنفرين؟

32:11.196 --> 32:13.232
اصلاً

32:13.952 --> 32:16.105
من برادرم رو دوست دارم

32:16.141 --> 32:18.806
جيمي» نيت پليدي درون خودش نداره»

32:19.915 --> 32:25.421
اون عادت داره بدترين کارها رو
به دلايلي انجام بده که تقريباً والا به‌نظر ميرسن

32:26.588 --> 32:31.421
ولي چيزي که به‌طور قطع ميدونم اينه که
قانون مهم‌تر از اونه که بازيچه قرار بگيره

32:31.422 --> 32:33.915
بزرگترين موفقيت بشره
حاکميت قانون

32:33.916 --> 32:37.817
اينکه هر کسي که باشيم
اعمال ما عواقبي داره

32:39.356 --> 32:44.732
و جوري که برادرم با قانون
رفتار مي‌کنه دلم رو مي‌شکنه

32:44.767 --> 32:47.479
براي همين اين‌کار رو کردم
نه براي جريحه‌دار کردن احساساتش

32:47.480 --> 32:50.393
بلکه براي حفاظت از چيزي
که مورد احترام منه

32:50.394 --> 32:54.180
«متشکرم آقاي «مک‌گيل
کانون وکلا ديگه سوالي نداره

32:57.824 --> 33:00.102
به نظرم بايد ترمز کنيم

33:03.447 --> 33:06.950
ببخشيد . من و وکيل همکارم
فرصتي براي مشورت مي‌خوايم

33:07.701 --> 33:09.584
لطفاً سريع باشين خانم وکيل

33:09.585 --> 33:11.253
بله . البته

33:14.088 --> 33:15.779
الان مياد

33:16.499 --> 33:18.683
سوالي از شاهد داري؟

33:18.708 --> 33:22.359
ميشه يادداشت‌هات رو ببينم؟ -
بله . البته -

33:22.384 --> 33:23.612
...ميشه

33:23.648 --> 33:25.450
آره

33:35.738 --> 33:37.006
سلام -
سلام -

33:37.042 --> 33:38.829
خيلي خوشحالم خودت رو رسوندي

33:41.823 --> 33:43.954
جناب رئيس ، خيلي متأسفم

33:43.989 --> 33:47.728
ميشه کمي استراحت بدين
تا نفسي تازه کنم؟

33:47.763 --> 33:49.832
«البته آقاي «مک‌گيل

33:49.868 --> 33:52.739
حضار ، 15 دقيقه تنفس

33:52.774 --> 33:56.914
همگي لطفاً سر ساعت
برگردين و حاضر باشين

34:04.705 --> 34:07.004
«ربکا» -
«چاک» -

34:07.404 --> 34:08.571
خوشحالم مي‌بينمت

34:08.606 --> 34:13.381
بايد بگم کمي غافلگير شدم
جيمي» احضارت کرده؟»

34:13.406 --> 34:16.131
تو توي فهرست شاهدها نيستي
لازم نيست شهادت بدي

34:16.132 --> 34:18.192
نه ، نه ، نه
براي اون نيومدم

34:18.227 --> 34:20.222
پس چي؟

34:20.565 --> 34:23.084
چاک» ، کاش بهم مي‌گفتي»

34:23.600 --> 34:26.876
باورم نميشه اين مدت چقدر سختي کشيدي

34:26.911 --> 34:28.556
چند وقته اينطوري هستي؟

34:29.989 --> 34:31.652
براي کمک اومدي

34:31.688 --> 34:34.477
چون تمام اين وضعيت براي من پر از استرس‌ـه

34:35.128 --> 34:36.745
جيمي» همچين چيزي بهت گفته؟»

34:36.746 --> 34:38.099
«اون نگرانته «چاک

34:38.135 --> 34:40.439
با وجود تمام اختلاف‌هايي
که بين شما 2تا پيش اومده

34:40.440 --> 34:42.710
هنوز به فکرته -
دقيقاً چي بهت گفت؟ -

34:42.711 --> 34:46.939
خب ، گفت که مريض بودي
به الکتريسيته حساسيت داري؟

34:46.940 --> 34:48.889
عکس‌هاي خونه‌ات رو برام فرستاد

34:48.890 --> 34:51.117
چاک» ، خداي من»

34:51.796 --> 34:53.765
چرا بهم نگفتي؟

34:53.799 --> 34:57.873
نمي‌خواستم ناراحت‌ـت کنم
لازم نبود نگرانت کنم

34:59.646 --> 35:03.351
ولي حالا ديگه اينجايي
و ديگه ميدوني

35:05.825 --> 35:08.229
چون فکر مي‌کردم کار درستيه اومدم

35:08.254 --> 35:11.034
فکر کردم...نميدونم
بخواي من بيام

35:11.069 --> 35:14.674
ولي به نظرم بيشتر باعث
حواس‌پرتي‌ـت ميشم

35:14.699 --> 35:16.045
...پس

35:16.080 --> 35:18.081
من چند روزي توي شهر هستم

35:18.117 --> 35:21.388
و خيلي خوشحال ميشم
مدتي رو با تو بگذرونم

35:21.424 --> 35:23.363
ولي الان به نظرم بايد برم

35:23.410 --> 35:25.432
نه ، نه . خواهش مي‌کنم
ازت مي‌خوام بموني

35:25.433 --> 35:27.369
واقعاً؟ به‌نظر نمياد
از ديدنم خوشحال باشي

35:27.370 --> 35:28.905
خوشحالم

35:28.940 --> 35:31.545
فقط غافلگير شدم . همين

35:31.921 --> 35:34.282
خواهش مي‌کنم بمون

35:34.318 --> 35:37.231
مطمئني؟ -
بله . مطمئنم -

35:37.256 --> 35:42.808
«جيمي» تو رو گول زده «ربکا»
مي‌خوام ببيني واقعيت چيه

35:51.286 --> 35:53.569
انتظار نداشتم اينجوري باشه

35:54.828 --> 35:57.163
جداً؟ چه انتظاري داشتي؟

35:57.199 --> 35:59.020
...نميدونم . فقط

35:59.575 --> 36:01.362
انتظار نداشتم اين زن باشه

36:05.351 --> 36:08.784
ميدوني ، وقتي دادگاه تموم بشه
ربکا» ازت متنفر ميشه»

36:09.337 --> 36:10.674
آره

36:22.158 --> 36:23.819
«بسيارخب آقاي «مک‌گيل

36:23.855 --> 36:25.708
يادآوري مي‌کنم شما هنوز
تحت سوگند هستين

36:25.709 --> 36:26.993
متوجه‌ام

36:27.028 --> 36:29.692
الان مي‌خوام سوال از شاهد رو
به وکيل همکارم

36:29.693 --> 36:31.864
جيمز مک‌گيل» واگذار کنم»

36:38.526 --> 36:40.753
خب ، جروبحث زيادي به پا شده

36:40.779 --> 36:43.917
ولي من و شما هرگز واقعاً
در مورد نواري که ضبط کردي صحبت نکرديم

36:43.918 --> 36:48.061
وقتي به زور وارد خونه‌ي من شدي
تا نابودش کني فرصتش رو از دست داديم

36:48.062 --> 36:49.358
حرف حساب جواب نداره

36:49.359 --> 36:51.198
و اون‌موقع در اشتباه بودم

36:51.233 --> 36:54.539
ولي بازم مي‌خوام
سعي کنم روايت‌ـت رو از اينکه

36:54.574 --> 36:57.096
چرا و چطوري ضبط ـش کردي درک کنم

36:57.121 --> 36:59.415
نکنه مي‌خواي ادعا کني
نوار جعلي‌ـه؟

36:59.416 --> 37:01.151
مي‌خواي بگي صداي تو نيست؟

37:01.187 --> 37:03.479
نه . صداي خودمه

37:04.027 --> 37:06.428
ولي بازم سوالاتي دارم
مثلاً دستگاه ضبط

37:06.429 --> 37:09.861
حتماً برات خيلي درد داشته
که بهش دست بزني

37:10.361 --> 37:12.743
تا حدي برام سخت بود . درسته

37:12.778 --> 37:14.113
و کجا مخفيش کردي؟

37:14.148 --> 37:17.903
آخه صداش خيلي واضحه
پس توي کوسن مبل نبود ، نه؟

37:17.928 --> 37:20.493
زير ورقه‌ي آلومينيوم مخفيش کردم
دور از چشم

37:21.830 --> 37:24.869
پس امکان نداشت ببينمش
خصوصاً با اون وضع خونه‌ات

37:24.870 --> 37:26.772
درسته؟ -
به گمونم -

37:26.807 --> 37:29.605
ميشه براي کميته‌ي انضباطي
اونجا رو توصيف کني؟

37:29.606 --> 37:33.018
بهشون بگي در زمان ضبط نوار
خونه‌ات در چه وضعي بود

37:33.019 --> 37:35.456
اعتراض دارم . ربطش چيه؟

37:35.491 --> 37:38.997
خب ، شرايط ضبط نوار اساساً مربوطه

37:39.032 --> 37:40.768
چطور مي‌تونين بفهمين
نوار واقعاً چه معنايي داره

37:40.769 --> 37:43.206
مگر اينکه بدونين در زمان ضبط
چه اتفاقي داشته ميفتاده؟

37:43.207 --> 37:45.748
اعتراض وارد نيست
شاهد مي‌تونه سوال رو جواب بده

37:45.749 --> 37:49.986
اکثر ديوارها رو با عايق
کاغذ آلومينيومي پوشونده بودم

37:50.022 --> 37:53.030
چندتا هم ورقه‌ي آلومينيومي نصب کرده بودم

37:53.688 --> 37:55.689
ورقه‌هاي پلي‌استر فشرده هستن

37:55.705 --> 38:00.374
براي محافظت و عايق‌بندي
در برابر امواج الکترومغناطيسي ملايم به کار ميرن

38:00.375 --> 38:04.229
خيلي‌خب پس عايق‌بندي براق
و ورقه‌هاي آلومينيوم

38:04.254 --> 38:06.121
روي تمام ديوارها و سقف نصب شده بودن

38:06.122 --> 38:10.587
انگار داخل توپ رقص نور بوديم -
منظوري از اين حرف‌ها داري؟ -

38:11.338 --> 38:13.935
خب ، تحت‌تأثير قرار گرفتم

38:13.971 --> 38:16.475
که چقدر زحمت کشيدي
تا من رو توي تله بندازي

38:16.476 --> 38:17.544
يعني گل کاشتي

38:17.578 --> 38:19.288
تو رو توي تله ننداختم

38:19.313 --> 38:22.087
تحريکت کردم که
اعتراف خلاف منافعت انجام بدي

38:22.089 --> 38:23.823
اين 2تا يکي نيستن

38:25.419 --> 38:29.735
از کجا ميدونستي جواب ميده؟ -
منظورت چيه؟ -

38:29.771 --> 38:32.742
از کجا ميدونستي "تحريکت" جواب ميده؟

38:32.767 --> 38:37.527
چرا فکر کردي يه مشت پلاستيک براق
ممکنه باعث بشه چيزي بگم؟

38:37.972 --> 38:41.608
آيا به اين دليل نبود که
ميدونستي دقيقاً همين موضوعه

38:41.609 --> 38:45.202
که چنان من رو نگران مي‌کنه
که براي آروم کردنت حاضرم هر چيزي بگم؟

38:45.203 --> 38:47.940
اعتراض دارم -
باشه . حرفم رو پس مي‌گيرم -

38:48.335 --> 38:51.012
بذار برگرديم به خونه‌ات

38:51.049 --> 38:54.137
همه‌ي سطوح با کاغذ آلومينيوم پوشيده شده

38:54.162 --> 38:56.122
اين چيز عجيبي نيست ، نه؟

38:56.148 --> 39:01.056
قبلاً هم گفتم من وضعيتم
رو عمداً وخيم نشون دادم

39:01.102 --> 39:02.937
معمولاً اون يه خونه‌ي کاملاً معموليه

39:02.938 --> 39:07.492
فکر مي‌کني خونه‌ات معموليه؟
ميشه مدرک شماره‌ي 9 رو ببينين؟

39:11.958 --> 39:15.096
اين خونه‌ي شماست . درسته؟ -
بله -

39:15.131 --> 39:17.597
خب ، سيم‌هاي بدون پوشش

39:19.240 --> 39:21.781
گاز پيک‌نيک هست

39:22.113 --> 39:25.350
يه فانوس روي روزنامه‌هاست

39:25.386 --> 39:26.654
به اين ميگي معمولي؟

39:26.655 --> 39:29.025
بهشون ميگم انطباق محيطي

39:29.060 --> 39:32.465
يه اقدام پيشگيرانه
براي يه بيماري جسمي

39:32.501 --> 39:34.772
دکتري که اجازه‌ي
سرپرستي‌ـت رو به من داد

39:34.773 --> 39:37.414
فکر مي‌کرد اين بيماري جسمي‌ـه؟ -
اعتراض دارم -

39:37.415 --> 39:39.697
نميشه گروه ارزيابي رو
به عنوان مدرک وارد کرد

39:39.698 --> 39:41.490
علاوه بر اون هيئت قبلاً حکم داده

39:41.491 --> 39:44.152
«که سلامت رواني آقاي «مک‌گيل
موضوع بحث نيست

39:44.153 --> 39:46.829
نه . وقتي شاهد در مورد
نقش بازي کردن" حرف زد"

39:46.830 --> 39:49.934
کانون وکلاً اين رو
مستقيماً وارد مباحث کرد

39:49.970 --> 39:53.041
اينکه به من اجازه بدين در نوبت سوالاتم
اون بحث رو ادامه بدم کاملاً منطقيه

39:53.042 --> 39:55.781
ما در مورد حساسيت جسمي حرف زديم
نه يه معلوليت رواني

39:55.782 --> 39:58.845
چه فرقي مي‌کنه؟
همه چيز به اين برميگرده

39:58.865 --> 40:01.326
براي اينکه درک کنين
من چه فکري مي‌کردم

40:01.327 --> 40:03.722
بايد «چاک» رو از ديد من ببينين

40:03.772 --> 40:07.625
بايد بدونين که آيا از نظر من
اون نوار مدرک بوده يا نه

40:07.660 --> 40:09.973
و ميگم اون نوار فقط مدرکِ يه چيزه

40:09.974 --> 40:12.630
برادرم از من متنفره

40:12.665 --> 40:16.702
حالا ادعا مي‌کنه بهم دروغ گفته
تا ترغيبم کنه حقيقت رو بگم

40:16.737 --> 40:18.136
و من دارم ميگم

40:18.171 --> 40:20.906
من به برادرم دروغ گفتم
تا حالش بهتر بشه

40:20.941 --> 40:22.563
اينکه حرف کي رو باور مي‌کنين

40:22.565 --> 40:27.207
بستگي به اين داره که همه‌ي ما
ذهن «چارلز مک‌گيل» رو چطور درک مي‌کنيم

40:28.500 --> 40:32.578
خب ، ما که به مدافع قول داديم
کمي آزادي عمل بهشون بديم

40:32.603 --> 40:34.070
مي‌تونين ادامه بدين

40:34.095 --> 40:36.899
متشکرم آقاي رئيس -
ولي مواظب باش -

40:43.911 --> 40:46.131
چاک» ، مي‌خوام کمي به عقب‌تر برگردم»

40:46.132 --> 40:48.568
از زماني بگو که
اين علائم اولين‌بار شروع شدن

40:48.569 --> 40:52.387
مدت کمي پس از
طلاق گرفتن همسرت بود . درسته؟

40:54.145 --> 40:55.673
بله

40:55.708 --> 40:58.311
به نظرت فشار رواني طلاق
باعث بروز اين بيماري شده؟

40:58.312 --> 41:00.740
بعيد ميدونم
با صلح و صفا جدا شديم

41:00.753 --> 41:03.082
من و همسر سابقم
هنوز رابطه‌ي خوبي داريم

41:03.083 --> 41:06.551
در واقع همسر سابقت
امروز در دادگاه حاضره . درسته؟

41:06.586 --> 41:08.320
آخرين‌باري که شما 2 نفر
همديگر رو ديدين کِي بود؟

41:08.321 --> 41:10.588
اعتراض دارم
اين دادگاه خانوادگي نيست

41:10.589 --> 41:13.104
ما اينجا نيومديم که طلاق شاهد رو
دوباره در دادگاه مطرح کنيم

41:13.105 --> 41:14.793
نميدونم اين صحبت‌ها چه هدفي داره

41:14.794 --> 41:16.461
من ميدونم

41:16.496 --> 41:19.905
الان ميگم چرا برادرم
همسر سابقم رو به اين دادرسي آورده

41:19.906 --> 41:22.303
6500کيلومتر راه رو اومده

41:22.328 --> 41:25.021
فريبش دادن تا نگران من بشه و بياد

41:25.427 --> 41:28.389
جيمي» مي‌خواد به اين برسه»
که آخرين‌باري که همسر سابقم رو ديدم

41:28.390 --> 41:30.105
بيماريم رو ازش مخفي کردم

41:30.110 --> 41:32.610
مدت زيادي از اين بيماري رنج مي‌بردم

41:32.612 --> 41:35.970
ولي تلاش زيادي کردم
تا اين موضوع رو ازش مخفي کنم

41:37.684 --> 41:40.333
«متأسفم که فريب‌ـت دادم «ربکا

41:42.590 --> 41:45.646
نمي‌خواستم نظر بدي نسبت بهم پيدا کني

41:47.460 --> 41:50.137
حالا «جيمي» دست من رو جلوت برملا کرده

41:50.162 --> 41:51.996
ميدوني چرا؟

41:52.031 --> 41:53.754
تا روحيه‌ام رو تضعيف کنه

41:53.779 --> 41:59.770
ميدونه که من هنوز علاقه‌ي
زيادي نسبت به همسر سابقم دارم

41:59.806 --> 42:02.640
اميدواره با اين‌کار از کوره در برم

42:02.675 --> 42:04.045
روح و روانم از هم بپاشه

42:04.046 --> 42:08.332
"مثل يکي از قسمت‌هاي "پري مِيسون
که قاتل يه‌دفعه اعتراف مي‌کنه

42:08.715 --> 42:12.150
«خب ، متأسفم که نااميدت مي‌کنم «جيمي

42:13.988 --> 42:18.088
سوال‌هات رو اونجوري که
مي‌خواستي جواب دادم؟

42:18.400 --> 42:20.728
چيز ديگه‌اي داري؟

42:22.295 --> 42:24.127
آره . دارم

42:24.533 --> 42:26.999
چند دقيقه پيش
از بيماري‌هاي ديگه حرف زدي

42:27.000 --> 42:28.870
گفتي بيماري جسمي هستن

42:28.895 --> 42:32.003
خب ، باشه . اگه تو...نميدونم

42:32.038 --> 42:36.159
سرطان ريه داشتي
اون‌وقت به «ربکا» مي‌گفتي؟

42:37.759 --> 42:40.812
اگه قضيه اون بود شايد مي‌گفتم

42:40.848 --> 42:44.315
خب ، اين چه فرقي داره؟ -
آقاي «مک‌گيل» ، عجله کنين -

42:44.350 --> 42:45.644
لازم نيست اون رو جواب بدي

42:45.645 --> 42:47.058
مي‌خوام برم سر اصل مطلب

42:47.059 --> 42:49.453
مي‌خوام الان خيلي خيلي واضح بپرسم

42:49.489 --> 42:52.063
اين بيماري چه حسي داره؟

42:52.088 --> 42:55.002
گفتي که دردناکه -
درسته -

42:55.027 --> 42:58.907
قفسه‌ي سينه‌ام مي‌گيره
نفس کشيدنم سخت ميشه

42:58.932 --> 43:01.799
و درد داره . درد سوزناک

43:01.834 --> 43:03.968
درد توي تمام بدنم پخش ميشه

43:04.003 --> 43:06.324
به‌نظر وحشتناک مياد
الان درد داره؟

43:06.325 --> 43:09.423
هميشه کمي ناراحتي دارم . بله

43:09.448 --> 43:12.020
الکتريسيته توي دنياي مدرن همه‌جا هست

43:13.179 --> 43:16.414
ولي خيلي متشکرم که
هيئت لطف کردن

43:16.449 --> 43:18.503
تا امروز در اينجا تمهيداتي انديشيده بشه

43:18.504 --> 43:20.604
به خوبي از عهده‌اش برميام

43:24.123 --> 43:26.916
صحيح . پس چراغ‌ها که خاموش باشه
دردها رو حس نمي‌کني؟

43:26.917 --> 43:28.744
اگه برق جريان نداشته باشه نه

43:28.745 --> 43:30.696
بابت تابلوهاي خروج متأسفم

43:30.697 --> 43:32.783
به نظرم نتونستن اونا رو برات خاموش کنن

43:32.784 --> 43:36.213
خب ، اونا جريان برق زيادي ندارن
و فاصله‌شون زياده

43:36.236 --> 43:39.938
با بيشتر شدن فاصله شدت کم ميشه
طبق قوانين فيزيک

43:39.973 --> 43:41.239
خيلي‌خب

43:41.274 --> 43:42.737
قوانين فيزيک...من فيزيکدان نيستم

43:42.738 --> 43:45.143
ميشه يه‌کم ساده‌تر بگي تا من بفهمم؟

43:45.144 --> 43:46.495
هر چه دورتر باشه

43:46.520 --> 43:49.381
منبع برق بايد قوي‌تر باشه
تا بتونه اثر بذاره

43:49.382 --> 43:50.682
فهميدم . فهميدم

43:50.729 --> 43:53.652
پس اگه يه باتري کوچيک
مثلاً از يه ساعتي چيزي داشتم

43:53.653 --> 43:56.441
و بهت نزديکش مي‌کردم
به پوست‌ـت...متوجه مي‌شدي؟

43:56.442 --> 43:58.023
حس‌ـش مي‌کردم . بله

43:58.057 --> 44:01.751
الان از هيچ سمتي حس مي‌کني
جريان بيشتري به سمت‌ـت بياد؟

44:01.752 --> 44:07.431
از ديوار پشتي يا از اونجا
يا از زير کف زمين؟

44:07.467 --> 44:11.435
مي‌توني بهمون بگي
الان نزديک‌ترين منبع برق کجاست؟

44:15.241 --> 44:18.123
جيمي» ، چيزي توي جيب‌ـت داري؟»

44:19.866 --> 44:22.896
بله . راستش دارم

44:26.154 --> 44:27.754
گوشيم

44:27.779 --> 44:31.555
از اين فاصله بايد احساس‌ـش کني
ولي حس‌ـش نمي‌کني . درسته؟

44:31.591 --> 44:35.595
آقاي «مک‌گيل» ، به شما هشدار داده شد
دستگاه‌هاي الکترونيکي‌تون رو بيرون بذارين

44:35.596 --> 44:38.928
مشکلي نيست . مشکلي نيست

44:39.645 --> 44:41.155
اجازه هست؟

44:46.773 --> 44:48.538
درست همونطور که حدس زدم

44:48.563 --> 44:52.076
توش باتري نداره
باتري رو درآوردي

44:53.531 --> 44:56.848
کلک کوچولوي تأسف‌باريه ، نه؟

44:56.884 --> 45:00.004
«آره . مچم رو گرفتي «چاک
حرفي باقي نذاشتي

45:00.029 --> 45:02.253
من باتري رو درآوردم

45:02.288 --> 45:04.422
اعتراض دارم -
وارده -

45:04.457 --> 45:06.525
هر چي آزادي عمل داشتي
«استفاده کردي آقاي «مک‌گيل

45:06.526 --> 45:08.209
سريع تمومش کن

45:08.584 --> 45:10.279
«خدايا «جيمي

45:10.719 --> 45:13.207
هنوز نفهميدي که اين بيماري واقعيه؟

45:13.232 --> 45:14.465
من حس‌ـش مي‌کنم

45:14.500 --> 45:16.767
يه واکنش جسمي به محرکه

45:16.803 --> 45:18.968
عادت عجيبي نيست

45:20.696 --> 45:23.208
بايد چي‌کار کنم که بهت ثابتش کنم؟

45:23.734 --> 45:25.267
«نميدونم «چاک

45:25.857 --> 45:29.714
ميشه دست کني توي جيب جلوت
و بگي چي توشه؟

45:31.146 --> 45:32.593
اين‌دفعه ديگه چيه؟

45:39.240 --> 45:41.725
ميشه به دادگاه بگي اون چي بود؟

45:43.896 --> 45:45.731
يه باتري -
آقاي رئيس ، خواهش مي‌کنم -

45:45.732 --> 45:47.366
اون مرد رو مي‌شناسي که لباس سياه تنشه؟

45:47.367 --> 45:50.068
اسمش «هيوا بابينو» هست
توي فهرست شاهدهاي ماست

45:50.069 --> 45:51.756
توي راه‌پله بهش برخوردي

45:51.781 --> 45:55.016
شهادت ميده که اين باتري کاملاً شارژ رو

45:55.041 --> 45:56.675
بيش از 1.5 ساعت پيش
توي جيب‌ـت گذاشته

45:56.676 --> 45:58.075
دقيقاً 1 ساعت و 43 دقيقه

45:58.111 --> 46:01.212
1ساعت و 43 دقيقه پيش
«متشکرم آقاي «بابينو

46:01.237 --> 46:03.012
و تو هيچي حس نکردي

46:03.037 --> 46:04.049
نه ، نه ، نه

46:04.083 --> 46:06.310
...نه ، نه . اين يه حقه‌ست . حتماً -
ديگه کافيه -

46:06.311 --> 46:09.589
«پيشنهاد مي‌کنم بيماري رواني آقاي «مک‌گيل
موضوع بحث نيست

46:09.590 --> 46:10.825
اگه مبتلا به اسکيزوفرني بود -
اسکيزوفرني -

46:10.826 --> 46:12.107
خدشه‌اي بر اين موضوع وارد نمي‌کنه

46:12.109 --> 46:14.252
...که متهم -
من ديوونه نيستم -

46:17.730 --> 46:19.663
من ديوونه نيستم

46:20.331 --> 46:22.377
مطمئنم اون عددها رو عوض کرده

46:22.402 --> 46:24.668
ميدونم 1216 بود

46:24.704 --> 46:26.104
عددش يک رقم بالاتر از
سال امضاي «مگنا کارِتا» بود

46:26.105 --> 46:27.856
انگار من هرگز چنين اشتباهي مي‌کنم

46:27.857 --> 46:29.507
هرگز ، هرگز

46:29.542 --> 46:32.089
فقط نمي‌تونستم ثابتش کنم

46:32.115 --> 46:33.628
ردش رو پاک کرده بود

46:33.653 --> 46:36.324
اون احمق رو که توي مغازه‌ي کپي بود
راضي کرده بود به‌خاطرش دروغ بگه

46:36.325 --> 46:38.160
آقاي «مک‌گيل» ، خواهش مي‌کنم
...لازم نيست

46:38.161 --> 46:39.433
فکر کردين اين چيزيه؟

46:39.434 --> 46:42.353
فکر کردين اين بده؟ اين حيله؟

46:42.388 --> 46:45.089
کارهاي بدتري هم کرده
اون بيلبورد

46:45.124 --> 46:48.160
يعني مي‌خواي بگي يه کارگر
اتفاقي اونطوري ميفته؟

46:48.161 --> 46:50.089
نه . برنامه ريخته بود

46:50.114 --> 46:51.487
«جيمي»

46:52.284 --> 46:55.666
از آفتاب‌گير ماشين مدفوع کرده بود

46:55.691 --> 46:58.636
و من نجاتش دادم و نبايد نجاتش ميدادم

46:58.661 --> 47:01.011
اون رو توي شرکت خودم استخدام کردم

47:01.035 --> 47:03.240
چه فکري پيش خودم کردم؟

47:03.276 --> 47:05.142
اون هيچ‌وقت عوض نميشه

47:05.178 --> 47:06.545
هيچ‌وقت عوض نميشه

47:06.579 --> 47:09.147
از وقتي 9 سالش بود
هميشه همينجوري بود

47:09.148 --> 47:11.950
نمي‌تونست دستش رو
از دخل مغازه بيرون نگه داره

47:11.951 --> 47:13.617
ولي «جيمي» ما نبود

47:13.653 --> 47:16.082
امکان نداشت کار «جيمي» عزيزمون باشه

47:16.088 --> 47:18.300
اين‌همه از پدر و مادر دزدي کرد

47:18.325 --> 47:20.458
و حالا بتونه وکيل بشه؟

47:20.493 --> 47:22.626
چه شوخي نفرت‌انگيزي

47:22.662 --> 47:25.497
بايد همون موقع که مي‌تونستم
جلوش رو مي‌گرفتم

47:25.498 --> 47:27.299
و شما بايد جلوش رو بگيرين

47:27.300 --> 47:28.799
...شما

47:50.990 --> 47:52.736
عذر مي‌خوام

47:55.003 --> 47:57.470
رشته‌ي افکارم پاره شد

48:00.547 --> 48:02.780
کنترلم رو از دست دادم

48:08.330 --> 48:10.063
سوال ديگه‌اي نداري؟

48:12.412 --> 48:15.670
نه . فقط همين

48:31.800 --> 48:41.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
