WEBVTT

00:18.805 --> 00:20.575
‫فکرش رو هم نکن.

00:20.575 --> 00:21.677
‫حتی فکرش رو هم نکن.

01:02.759 --> 01:04.763
‫آخ.

01:04.763 --> 01:06.900
‫نه. چی... نه!

01:06.900 --> 01:08.336
‫نه. ولش کن!

01:10.908 --> 01:13.413
‫سلام، پورت ‌ونی ‌های جوان!

01:13.413 --> 01:15.150
‫- سلام!
‫- این باعث افتخار ماست...

01:15.150 --> 01:21.563
‫بلکه وظیفه ماست که بهتون کمک کنیم
تا ‫در مورد تاریخ شهرمون از نگاه ما یاد بگیرید

01:21.563 --> 01:28.176
‫بیاید به گذشته سفر کنیم، به سال ۱۷۵۷.

01:28.176 --> 01:30.614
‫من رادریک هستم، دروگر مرداب.

01:30.614 --> 01:36.059
‫هر روز، قطعات تورب رو‌ به شکل آجر می‌برم
‫تا مردم شهر بتونن غذاشون رو با اونا بپزن.

01:36.059 --> 01:39.332
‫تورب یه پوشش استتار عالی هم ‫درست می‌کنه

01:39.332 --> 01:42.773
‫ولی مرداب فقط برای غذا و سوخت نیست.

01:42.773 --> 01:45.144
‫برای عشق هم هست.

01:45.144 --> 01:47.281
‫اوه!

01:47.281 --> 01:54.028
‫رهبر شهرمون، آرچیبالد وِن بی‌ بینی موقع
‫جمع تورب،‌‌ به آنابل راس پیشنهاد ازدواج داد.

01:54.028 --> 01:59.740
‫آره، این منم، آرچیبالد وِن بی‌ بینی،
‫خیلی سال‌ پیش...

01:59.740 --> 02:05.383
‫من عشق ابدیم رو به زنِ رویاهام،
‫درست همینجا توی همین مرداب اعتراف کردم.

02:06.653 --> 02:07.656
‫آره. هوم...

02:07.656 --> 02:13.199
‫من و عشقم ۳۷ سال
با خوشبختی ‫زندگی کردیم

02:14.636 --> 02:17.108
‫و با یه مشت بچه‌ خوب و کوچولو،
‫خانواده خودمون رو بزرگ کردیم.

02:18.476 --> 02:22.953
‫و قلب و روحِ واقعیِ پورت بودیم...

02:23.000 --> 02:25.000
‫- متاسفم. ببخشید.
‫- اوه!

02:42.000 --> 02:52.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:58.000 --> 03:00.000
[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت هشتم ]

03:02.000 --> 03:03.500
‫چی شد که دوباره برگشتی؟

03:03.534 --> 03:06.974
‫مسابقات پیکل ‌بالَم این آخر هفته‌ست،
‫و آرنجم هنوز داره از درد من رو میکُشه.

03:06.974 --> 03:08.845
‫تمرینات فیزیوتراپی رو...

03:08.845 --> 03:10.313
‫- که بهت دادم، انجام دادی؟
‫- نه.

03:10.313 --> 03:12.117
‫- اونا خیلی کسل‌ کننده بودن.
‫- بیمارهایی هم که...

03:12.117 --> 03:13.286
‫به حرفم گوش نمیدن، همینجوری ان.

03:13.286 --> 03:14.890
‫به هر حال، من هر روز به کارم ادامه میدم.

03:14.890 --> 03:16.426
‫وضعیت جریان ادرار چطوره؟

03:16.426 --> 03:18.263
‫هنوز فقط در حد چند قطره‌ست.

03:18.263 --> 03:21.570
‫صدای جوون‌‌‌‌ها رو توی توالت ‌های ایستاده‌
‫کنار خودم میشنوم که مثل اسب مسابقه ادرار میکنن.

03:21.570 --> 03:25.243
‫تمرینات کِگِل رو که در موردش صحبت کردیم،
‫انجام دادی؟ خیلی ساده‌ست.

03:25.243 --> 03:27.582
‫فقط تصور کن که آلتِت مثل یه نیه.

03:27.582 --> 03:30.020
‫- تو فقط...
‫- کِگِل؟ برای من؟

03:30.020 --> 03:31.756
‫- اوهوم.
‫- خب، این دیگه خیلی زیاده ‌رویه.

03:31.756 --> 03:33.293
‫خیلی زیادیه.

03:33.293 --> 03:36.165
‫زنم بهم غذا میده
حالا تو ‫ازم میخوای کِگِل انجام بدم؟

03:36.165 --> 03:38.437
‫بذار حدس بزنم
هنوز شپش داری

03:38.437 --> 03:40.575
‫وگرنه چرا باید اینجا باشم؟

03:40.575 --> 03:42.912
‫و نه، نمیتونی مجبورم کنی
‫موهام رو از ته بتراشم.

03:42.912 --> 03:45.050
‫این موها استایلِ خاصِ منه.

03:45.050 --> 03:47.054
‫من هیچ وقت پیشنهاد ندادم
‫که سرت رو بتراشی.

03:47.054 --> 03:49.793
‫بهت گفتم از شامپوی پرمترین استفاده کن.

03:49.793 --> 03:51.329
‫اوه، باشه.

03:51.329 --> 03:52.799
وایسا، چی؟

03:54.869 --> 03:56.273
‫دست‌‌ها بالا!

03:56.273 --> 03:59.779
‫چند نفر اینجان تا بابت چیزی که
‫قبلاً براش ویزیت شدن، شکایت کنن؟

04:01.049 --> 04:03.955
‫و چند نفرتون واقعاً کاری رو که
‫ازتون خواسته بودم انجام دادید؟

04:06.226 --> 04:09.599
‫عالیه. نفر بعدی که میخواد
‫وقتم رو تلف کنه کیه؟ الین؟

04:09.599 --> 04:12.304
‫اوه، سلام دکتر. الین،
‫اون، اِ... اون...

04:12.304 --> 04:16.212
‫جز موقعی که اون جمله به نجات دادن
‫یه جون ختم بشه، حرف نزن.

04:16.212 --> 04:18.718
‫بست هستم.

04:18.718 --> 04:20.688
‫چی؟

04:20.688 --> 04:22.358
‫برام لوکیشن بفرست.

04:22.358 --> 04:25.097
‫میدونم خیلی هیجان ‌انگیزه، ولی...

04:25.097 --> 04:26.534
‫لوئیزا.

04:26.534 --> 04:28.369
‫اوه. بیا، سوار اتوبوس شو.

04:28.369 --> 04:30.608
‫- مارتین، سلام.
‫- خوبی؟

04:30.608 --> 04:32.044
‫اوه، آره. آره، ما خوبیم.

04:32.044 --> 04:34.516
‫منظورم اینه که، میدونی،
‫به جز اون جسدی که مارک...

04:34.516 --> 04:36.219
‫- توی مرداب پیدا کرد.
‫- شنیدم.

04:36.219 --> 04:38.123
‫- خب، اصلاً مارک توی مرداب چیکار میکرد؟
‫- مارتین.

04:38.123 --> 04:41.229
‫باعث تأسفه که توی چنین شرایط بدی
‫از مرداب ما دیدن میکنی.

04:41.229 --> 04:45.136
‫تو هم رفتی توش؟ خبر داری که مرداب ‌ها
‫یه پرورشگاه طبیعی برای بیماری قانقاریا هستن؟

04:45.136 --> 04:46.774
‫نه، مشکلی نیست.
‫ما هر سال این کار رو میکنیم.

04:46.774 --> 04:48.143
‫و در ضمن، هنوز کسی
انگشت پاش رو ‫از دست نداده

04:48.143 --> 04:49.513
‫همین‌طوره.

04:49.513 --> 04:51.048
‫دکتر، بالاخره اومدی.

04:51.048 --> 04:54.222
‫روز بزرگی برای پورت ‌ونه.
‫اولین جسد مرموزمون.

04:54.222 --> 04:56.760
‫اگه واقعاً بهش فکر کنی،
‫یه جورایی یه نقطه عطف بزرگه.

04:56.760 --> 05:00.701
‫اوم. آره، و من هنوز دارم سعی میکنم بفهمم
‫چرا اینجا به من نیاز داشتید. کسی زخمی نشده.

05:00.701 --> 05:02.773
‫درسته. اوضاع داره خیلی
سریع ‫و فشرده پیش میره

05:02.773 --> 05:04.642
‫پزشک قانونی رفته ماه عسل.

05:04.642 --> 05:06.546
‫پس اون تو رو مأمور کرده تا...

05:06.546 --> 05:08.416
‫- مسئولیت تحقیقات کالبد شکافی رو به عهده بگیری.
‫- چی، ابداً نه.

05:08.416 --> 05:11.289
‫نه، من پزشک قانونی نیستم،
‫و یه بعد از ظهر پر از مریض دارم.

05:11.289 --> 05:13.259
‫اوه. خب، اگه میخوای خون‌ گیریِ من رو
‫به فردا موکول کنی...

05:13.259 --> 05:15.799
‫من برنامه‌ خودم رو برای
‫یه کالبد شکافی خالی نمیکنم، باشه؟

05:15.800 --> 05:19.639
‫- ‫وظیفه من رسیدگی به بدن ‌های زنده‌ست، نه مرده‌ ها.
‫- درسته.

05:19.639 --> 05:22.411
‫ولی امروز، قانون میگه که ‫وظیفه تو همینه

05:22.411 --> 05:28.289
‫پزشک قانونی از ما میخواد جسد رو شناسایی کنیم،
‫دی‌ ‌ان ‌ای جمع کنیم و علت مرگ رو بفهمیم.

05:28.289 --> 05:29.559
‫اون یه چیز دیگه هم گفت.

05:29.559 --> 05:31.195
‫که خیلی مهم بود.

05:31.195 --> 05:32.598
‫باشه.

05:34.402 --> 05:36.272
‫چطوره... فردا اول وقت چطوره؟

05:36.272 --> 05:39.412
‫اوه، آره. خوش میگذره.

05:39.412 --> 05:41.116
‫منظورم اینه که، باشه.
‫مشکلی نیست.

05:41.116 --> 05:42.184
‫آره، کاملاً ردیفه.

05:42.184 --> 05:44.254
‫باشه، بعداً می‌بینمت.

05:46.091 --> 05:50.267
‫هی دکتر، میخوای جسد رو‫ برات کجا بذارم؟

05:50.267 --> 05:51.937
‫اوه، درسته
اون نکته مهم همین بود

05:51.937 --> 05:54.710
‫خب، پس باید جسد رو
‫چند روزی نگه داریم.

05:54.710 --> 05:57.013
‫فکر کردم از مطب دکتر قدیمی استفاده کنیم
‫و کولر رو تا آخر زیاد کنیم.

05:57.013 --> 05:58.551
‫نه، اصلاً. به هیچ وجه.

05:58.551 --> 06:00.253
‫مگه اینکه وقت قبلی داشته باشه،
‫وگرنه داخل نمیاد.

06:00.253 --> 06:01.690
‫و اصلاً به اندازه‌ کافی سرد نیست.

06:01.690 --> 06:03.193
‫خیلی خب، پس دنبال چی میگردیم؟

06:03.193 --> 06:05.665
‫یه جای مجهز به یخچال، که برای ‫انجام
کالبد شکافی به اندازه کافی بزرگ باشه

06:05.665 --> 06:06.967
‫هر چی تو بگی، دکتر.

06:06.967 --> 06:08.436
‫- هر چی تو بگی، دکتر.
‫- هر چی تو بگی، دکتر.

06:10.107 --> 06:12.010
‫هوم.

06:12.010 --> 06:13.379
‫خیلی خب.

06:14.817 --> 06:16.386
‫آره، ردیفش کردم.
‫آره، ردیفش کردم.

06:16.386 --> 06:17.420
‫خیلی خب، بفرما. آره. آره.

06:17.420 --> 06:18.691
‫ردیف شد. باشه.

06:18.691 --> 06:20.193
‫ممنون که سردخونه رو بهمون قرض دادید.

06:20.193 --> 06:21.429
‫آره. این کمترین کاری بود
‫که میتونستیم بکنیم.

06:21.429 --> 06:22.865
‫اوه، امیدوارم پاهاش جدا نشن.

06:22.865 --> 06:24.569
‫نه. اگه فقط... مراقب باش،
‫مراقب باش، مراقب باش.

06:24.569 --> 06:28.543
‫نزدیک بود اداره‌ بهداشت ما رو تعطیل کنه،
‫اون هم سر اون گوشت سینه‌ خوشمزه‌مون.

06:28.543 --> 06:33.320
‫و حالا داریم سردخونه‌ خودمون رو
‫به خاطر یه جنازه خالی میکنیم.

06:33.320 --> 06:35.257
‫گرگ، بی ‌رحم نباش.

06:35.257 --> 06:38.764
‫این مرد، مرده یا زنده
لایق یه ‫استقبال گرم به سبک پورت وِنه

06:38.764 --> 06:42.672
‫تازه، مارتین دیگه قرار نیست
‫دوباره آدم‌ فروشی کنه!

06:45.678 --> 06:48.316
‫اوه. شبیه یه سیب ‌زمینیِ جن‌ ‌زده‌ست.

06:48.316 --> 06:51.088
‫حتماً این رو توی گزارش کالبد شکافی بیار.

06:52.357 --> 06:54.061
‫یه زخمِ سوراخ‌ شدگی.

06:54.061 --> 06:55.732
‫تقریباً به اندازه‌ یه گلوله.

06:55.732 --> 06:59.105
‫درست مثل اون یارویی که
سال ۸۲ ‫بیرون دنس‌ تیریا دیدم

06:59.105 --> 07:00.340
‫اوه، عاشق دورانِ پر شر و شورت هستم.

07:00.340 --> 07:01.743
‫این همون موقعیه که
مدونا ‫تاکسیت رو قاپید؟

07:01.743 --> 07:04.381
‫خواهش میکنم، مگه شده بود که
‫مدونا تاکسی من رو قاپ نزنه؟

07:04.381 --> 07:06.352
‫هیچکس بدون من وارد این اتاق نمی‌شه.

07:06.352 --> 07:07.655
‫یا کلانتر مایلو
متوجه شدید؟

07:07.655 --> 07:09.659
‫- چرا دکتر؟
‫- حق با دکتره.

07:09.659 --> 07:11.329
‫باید همه‌ جا رو قرنطینه کنیم.

07:11.329 --> 07:12.599
‫- نه اینجا.
‫- اوه، نه.

07:12.599 --> 07:14.602
‫هی بچه ‌ها، چه خبره؟

07:14.602 --> 07:16.372
‫این مرد ممکنه به قتل رسیده باشه.

07:23.352 --> 07:25.323
‫بهمون بگید، توی پورت ون
‫یه قتل اتفاق افتاده؟

07:25.323 --> 07:26.994
‫یه قاتل فراری توی شهره؟

07:26.994 --> 07:29.231
‫- اصلا امنیت داریم؟
‫- توی خطریم؟

07:29.231 --> 07:30.635
‫به کی شلیک شده؟

07:30.635 --> 07:35.076
‫همگی، لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید!

07:37.615 --> 07:39.752
‫همگی، لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید.

07:39.752 --> 07:44.862
‫به عنوان کلانتر، وظیفه منه که از پورت ون
‫محافظت کنم و باهاتون رو راست باشم.

07:46.432 --> 07:48.236
‫ما روی بدن اون یارویِ مُرده
‫یه جای گلوله پیدا کردیم.

07:48.236 --> 07:49.639
‫آره، ممکنه قتل باشه.

07:49.639 --> 07:51.375
‫- باور نکردنیه.
‫- چی؟

07:51.375 --> 07:53.614
‫ترسناکه، ولی نگران نباشید...

07:53.614 --> 07:57.755
‫من اولین گشت محله تاریخ
پورت ون رو ‫راه انداختم

07:57.755 --> 08:00.393
‫و سارا رو برای ریاست اون انتخاب کردم.

08:03.066 --> 08:07.909
‫و البته، دکتر مارتین بستِ خودمون ‫قراره
تحقیقات پزشکی قانونی رو هدایت کنه

08:07.909 --> 08:13.521
‫پس اگه سوال یا سرنخی دارید،
‫لطفا راحت بیاید پیش هر کدوم از ما، باشه؟

08:13.521 --> 08:15.524
‫سوال. بگو رفیق.

08:15.524 --> 08:17.193
‫مظنون اصلی کیه؟

08:17.193 --> 08:19.064
‫سرنخی به دست اومده؟

08:19.064 --> 08:20.668
‫هنوز اولِ راهه.

08:20.668 --> 08:23.139
‫معلوم بود. همه ‌جا بی ‌کفایتی موج میزنه.

08:23.139 --> 08:25.377
‫باید چیکار کنیم؟

08:25.377 --> 08:28.049
‫خیلی در موردش فکر کردم. دکتر؟

08:35.698 --> 08:37.067
‫همتون میخواید زنده بمونید؟

08:37.067 --> 08:39.171
‫اوه، آره. البته. معلومه.

08:39.171 --> 08:41.008
‫پس فیزیوتراپی ‌خودت رو انجام بده.

08:41.008 --> 08:43.112
‫و رونی، انسولینت رو بزن.

08:43.112 --> 08:45.283
‫آخر و عاقبتت مثل
‫اون یارو توی یخچال میشه.

08:45.283 --> 08:47.487
‫یالا، رونی.

08:47.487 --> 08:49.157
‫تک‌ تکِ شماها.

08:50.360 --> 08:51.930
‫فیبر غذاییِ بیشتر.

09:00.446 --> 09:01.716
‫یه لحظه وایسا.
‫اون یارو که مُرده کیه؟

09:01.716 --> 09:02.952
‫الین، آروم‌ تر.

09:02.952 --> 09:04.622
‫دارم میرم کالبد شکافی رو انجام بدم.

09:04.622 --> 09:07.461
‫وقتِ لوئیزا رو برای صبح بنداز،
‫وقت بقیه‌ مریض‌ هام رو هم عوض کن.

09:07.461 --> 09:08.564
‫- میتونی از پسش بر بیای؟
‫- آره.

09:08.564 --> 09:09.766
‫آره، آره، کاملاً.

09:09.766 --> 09:12.839
‫ولی دکتر، قتل توی پورت ون؟

09:12.839 --> 09:15.076
‫انگار داریم توی سریال
جناییِ خودمون ‫زندگی میکنیم

09:18.784 --> 09:20.486
‫هی، به کسی نگو، ولی...

09:20.486 --> 09:22.625
‫خیلی هیجان‌ دارم.

09:22.625 --> 09:27.802
‫همیشه دلم میخواست یه جنایت واقعی رو ‫حل کنم
تا اینجوری جدی گرفته بشم

09:27.802 --> 09:32.077
‫میدونی، نه فقط به عنوان کسی که میاد
‫و جغد رو از توی شیروونی‌ تو در میاره.

09:32.077 --> 09:33.479
‫باشه.

09:33.479 --> 09:36.352
‫فقط اون کیسه رو می‌بندی.
‫و چی باقی میمونه؟

09:36.352 --> 09:38.222
‫- نمونه بافت.
‫- درسته.

09:39.358 --> 09:41.094
‫خیلی خب.

09:44.235 --> 09:45.737
‫- الان.
‫- آره.

09:47.107 --> 09:48.710
‫- اوهوم.
‫- اوهوم.

09:52.919 --> 09:55.824
‫همم، فکر میکردم یکم خون باشه.

09:55.824 --> 09:57.661
‫خون بعد از مرگ لخته میشه.

09:57.661 --> 09:59.498
‫پس چرا انقدر شل و اسفنجیه؟

09:59.498 --> 10:01.537
‫به‌ خاطر آب مردابه.

10:01.537 --> 10:06.914
‫سرما، اسیدی بودن و اکسیژن کم بافت رو
‫سالم نگه میداره، ولی جریان خون رو نه.

10:06.914 --> 10:10.386
‫اوه، پس مثل کار کردن روی یه بدن زنده‌ست،
‫ولی بدون هیچ خونی؟

10:10.386 --> 10:12.390
‫دقیقاً.

10:12.390 --> 10:14.427
‫خب، فکر میکنی کی مرده؟

10:14.427 --> 10:16.567
‫سؤال خوبیه، دوست من.

10:16.567 --> 10:21.542
‫ممکنه هفته‌‌ها پیش، ماه ‌ها پیش،
‫یا حتی سال ‌ها پیش مرده باشه.

10:21.542 --> 10:24.448
‫این واقعاً دامنه‌ قربانی‌ های
‫احتمالی رو گسترده می‌کنه.

10:24.448 --> 10:27.187
‫- اوهوم.
‫- و مظنون‌ها رو.

10:28.423 --> 10:29.693
‫اوه...

10:29.693 --> 10:34.435
‫خیلی خب، زمان موندن
‫توی مرداب، نامشخص.

10:34.435 --> 10:42.283
‫اوم، مذکر، قد ۵ فوت و ۱۰ اینچ،
‫بدون تتو، مو قرمز.

10:43.420 --> 10:44.722
‫نه.

10:44.722 --> 10:46.860
‫خب، شاید.

10:46.860 --> 10:49.231
‫خیلی خب، همینجا منتظر بمون دکتر.
‫من باید برم...

10:49.231 --> 10:52.437
‫باید سریع برم یه کار کارآگاهی انجام بدم.

10:52.437 --> 10:54.576
‫حتماً.

10:54.576 --> 10:56.311
‫منم تا یه لحظه دیگه کارم تمومه.

11:07.968 --> 11:10.708
‫♪ برو کنار و بذار اون مَرد رد بشه ♪

11:10.708 --> 11:12.945
‫♪ بذار اون مَرد رد بشه ♪

11:12.945 --> 11:15.751
‫♪ برو کنار و بذار اون مَرد رد بشه ♪

11:15.751 --> 11:17.955
‫♪ بذار اون مَرد رد بشه ♪

11:17.955 --> 11:19.492
‫♪ برو کنار و بذار... ♪

11:19.492 --> 11:21.730
‫گرگ!

11:21.730 --> 11:23.366
‫خودت رو جمع ‌و جور کن، گرگ.

11:23.366 --> 11:25.437
‫ببخشید.

11:26.706 --> 11:28.911
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

11:28.911 --> 11:33.954
‫اون ماشینِ جوزفین آلکات
‫توی ورودیِ خونه‌ رانی وینزلوئه؟

11:35.390 --> 11:37.127
‫عجب.

11:37.127 --> 11:40.400
‫هنوز خاکِ قبرِ زنِ بدبختش سرد نشده.

11:40.400 --> 11:43.841
‫فکر نمیکنم کسرول ‌ها تنها چیزی باشن
‫که اون داره می‌پزه.

11:43.841 --> 11:45.711
‫کسرول میونِ کاه‌ ها.

11:49.886 --> 11:52.791
‫یه جسد توی مرداب پیدا شده.

11:52.791 --> 11:57.467
‫زود باشید مردم، فکر کنید.
‫این ناشناس کیه؟

11:57.467 --> 11:59.170
‫و کی رو مظنونِ این ماجرا میدونیم؟

11:59.170 --> 12:01.509
‫پورت وِن فقط بهترین جا ‫برای
ساندویچ ‌های خرچنگ نیست

12:01.509 --> 12:03.647
‫این شهر پر از رازه.

12:03.647 --> 12:05.918
‫باهامون همراه باشید.

12:05.918 --> 12:11.796
‫من کارآگاه الین دنتون هستم،
‫و این پنجه و قانون مردابه.

12:11.796 --> 12:13.533
‫دنگ، دنگ!

12:13.533 --> 12:14.936
‫آره. آره!

12:14.936 --> 12:17.274
‫الین، تو... تو توی این کار ‫خیلی خوبی

12:17.274 --> 12:21.148
‫واقعاً. و اون کت خیلی جذابه.

12:21.148 --> 12:23.954
‫- اوه، واقعاً؟
‫- آره، خیلی ازش خوشم میاد.

12:25.691 --> 12:27.762
‫اوه، سلام. سلام دکتر.

12:27.762 --> 12:30.768
‫اِم، ما داشتیم،
‫ما فقط داشتیم... اِم...

12:30.768 --> 12:32.204
‫ادامه بدید.

12:32.204 --> 12:33.941
‫یه لحظه وایسا
قضیه چیه؟

12:33.941 --> 12:35.945
‫مقتول کیه و چجوری مُرده؟

12:35.945 --> 12:38.048
‫هنوز مطمئن نیستم.
‫هنوز دارم روش کار میکنم.

12:38.048 --> 12:40.687
‫- شبتون خوش.
‫- خب، وایسا. چی...

12:40.687 --> 12:42.925
‫اون چیه؟

12:42.925 --> 12:44.695
‫واقعاً خوش‌ اخلاق شده بودی؟

12:44.695 --> 12:46.198
‫چرا نباشم؟

12:46.198 --> 12:48.168
‫بالاخره مریضی پیدا کردم
‫که جواب پس نمیده.

12:49.270 --> 12:50.774
‫تو این کار رو کردی؟

12:50.774 --> 12:53.212
‫اِم... آره.

12:53.212 --> 12:55.082
‫آره. خیلی تمیز در اومده، مگه نه؟

12:55.082 --> 12:57.287
‫هوم، کاش توی شغل اصلیت هم
‫همینقدر خوب بودی.

12:57.287 --> 12:59.826
‫شب بخیر.

13:05.403 --> 13:07.307
‫وقتی مهربون میشه ترسناک ‌تره.

13:20.701 --> 13:22.972
‫مشکل جنیوا چیه؟

13:22.972 --> 13:27.080
‫هنوز دقیقاً نمیدونیم، ولی فکر میکنیم
‫جسدی که پیدا کردیم...

13:27.080 --> 13:29.518
‫- ممکنه بروس باشه.
‫- آه.

13:29.518 --> 13:33.726
‫هم ‌قد، مو قرمز،‌ و ممکنه
‫بهش شلیک شده باشه.

13:33.726 --> 13:37.100
‫وای، خدای من، بروسیِ من؟

13:37.100 --> 13:39.337
‫میدونم هضم این موضوع خیلی سخته.

13:40.774 --> 13:42.578
‫آخرین بار کی اون رو دیدی؟

13:42.578 --> 13:44.347
‫عید شکرگزاری.

13:44.347 --> 13:45.618
‫چند سال پیش.

13:45.618 --> 13:48.289
‫خودت میدونی
همه این رو میدونن

13:48.289 --> 13:52.163
‫درسته. ولی هیچ ‌وقت بهمون نگفتی
‫کجا رفت یا چرا ترکت کرد.

13:52.163 --> 13:57.575
‫آره، اون موقع نمیخواستم در موردش حرف بزنم،
‫و قطعاً الان هم نمیخوام در موردش حرف بزنم.

13:57.575 --> 13:58.610
‫میدونم.

13:58.610 --> 13:59.713
‫اینجا چه خبره؟

13:59.713 --> 14:00.881
‫ماموریت رسمی پلیس.

14:00.881 --> 14:04.387
‫خب، من نگهبان محله‌م،
‫و اون بهترین دوستمه. چی شده؟

14:04.387 --> 14:06.492
‫نمیخوام وقتی این رو بهت میگم ‫از حال بری

14:06.492 --> 14:08.228
‫فقط حرفت رو بزن، مارک.

14:10.033 --> 14:11.636
‫ممکنه جسد بروس رو پیدا کرده باشیم.

14:11.636 --> 14:14.307
‫- توی مرداب؟
‫- اوهوم.

14:14.307 --> 14:16.747
‫جنیوا، فکر میکنی ممکنه
واقعیت داشته باشه؟

14:16.747 --> 14:18.215
‫آره.

14:19.251 --> 14:20.921
‫من این کار رو کردم.

14:20.921 --> 14:22.490
‫من بروسی رو کشتم.

14:22.490 --> 14:23.660
‫چی؟

14:23.660 --> 14:29.772
‫آره، من به شوهرم شلیک کردم
‫و توی مرداب انداختمش.

14:29.772 --> 14:31.341
‫باشه، باشه.

14:31.341 --> 14:32.778
‫فکر کنم یه دقیقه زمان احتیاج دارم.

14:32.778 --> 14:34.047
‫وایسا، وایسا. بیخیال.

14:34.047 --> 14:36.352
‫کارت رو انجام بده.
‫من رو بازداشت کن.

14:36.352 --> 14:37.554
‫چی؟

14:44.334 --> 14:46.105
‫سوابق. توی یه کالبد شکافی...

14:46.105 --> 14:48.543
‫سرم شلوغه، الین.

14:48.543 --> 14:51.048
‫اوه، من... من لوئیزام.

14:53.953 --> 14:55.456
‫- سلام.
‫- لوئیزا. درسته.

14:55.456 --> 14:57.694
‫- آره. اوهوم.
‫- وقت... وقتِ ملاقاتت.

14:57.694 --> 14:59.064
‫چطوری... چطوری؟

14:59.064 --> 15:01.569
‫اوم، یکم استرس دارم.

15:01.569 --> 15:02.805
‫- منم همین‌طور.
‫- واقعاً؟

15:02.805 --> 15:03.973
‫نه، متاسفم.

15:03.973 --> 15:05.811
‫نمیدونم چرا این رو گفتم.

15:05.811 --> 15:08.182
‫- اوه. باشه.
‫- البته که نه.

15:08.182 --> 15:09.586
‫خون‌ گیری یه پروسه‌ ساده‌‌ست.

15:09.586 --> 15:11.154
‫- اوه، خوبه.
‫- فقط...

15:12.090 --> 15:13.993
‫الین باهات نیومد تو؟

15:13.993 --> 15:15.898
‫- دیر کرده.
‫- من، اوم... اون، اوم...

15:15.898 --> 15:19.572
اون ‫دمِ سالتی بریز وایساد
چون ‫هوس شیرینی دانمارکی کرده بود

15:19.572 --> 15:20.807
‫اوه، خوبه، خوبه.

15:20.807 --> 15:25.249
‫بابتِ کاری پول دادم که
‫سدِ راهِ تنقلاتِ صبحونه‌ اون شده.

15:25.249 --> 15:27.989
‫فکر میکنی چقدر...
چقدر طول بکشه؟

15:27.989 --> 15:31.094
‫آخه، من... من باید زود به مدرسه برم.

15:31.094 --> 15:33.232
‫درسته. الان یه سوزن پیدا میکنم.

15:34.234 --> 15:36.438
‫پیدا کردنِ یه سوزن.

15:41.381 --> 15:44.087
‫خب، چطوره، اِم...

15:44.087 --> 15:46.091
‫- مدرسه چطوره؟
‫- شلوغه.

15:46.091 --> 15:49.231
‫دارم... دارم به مدیر هالووِی توی
موضوع کاهش بودجه کمک میکنم

15:49.231 --> 15:53.607
‫میدونی، دارم چسب‌‌‌های ماتیکی رو
‫جیره‌ بندی میکنم و قیمت مدادها رو در میارم و...

15:58.783 --> 16:00.452
‫بیا انجامش بدیم.

16:01.488 --> 16:03.259
‫- درسته.
‫- آره.

16:03.259 --> 16:05.597
‫- باشه. من فقط...
‫- اوه، آره.

16:07.602 --> 16:10.473
‫- همم. فقط...
‫- اوهوم.

16:17.788 --> 16:20.259
‫- مشت کن.
‫- باشه.

16:22.631 --> 16:24.067
‫چیزی، چیزی شده؟

16:24.067 --> 16:26.606
‫- آره. تو، خب...
‫- من؟

16:28.644 --> 16:30.179
‫خیلی نازکه.

16:30.179 --> 16:31.816
‫- اوه.
‫- رگ‌ هات خیلی نازکن.

16:31.816 --> 16:33.485
‫باید... باید...

16:33.485 --> 16:35.924
‫باید وقتی آب بدنت بیشتر بود برگردی.

16:35.924 --> 16:38.062
‫وای، خدای من.

16:38.062 --> 16:39.765
‫دکتر ریس همیشه رگ‌‌های من رو
‫دوست داشت، برای همین...

16:39.765 --> 16:43.005
‫آره. خب، اون‌ وقت دکتر ریس باید
‫از دنیای مردگان برگرده تا ازت خون بگیره.

16:43.005 --> 16:44.474
‫نه، نه، نه. منظورم این نیست.

16:44.474 --> 16:46.512
‫فقط، فقط فکر نمیکنم بتونم
‫همش زمانش رو عوض کنم.

16:46.512 --> 16:48.415
‫الو.

16:48.415 --> 16:49.952
‫چی؟

16:49.952 --> 16:51.656
‫شوخی میکنی؟

16:51.656 --> 16:53.627
‫الان خودم رو میرسونم.

16:53.627 --> 16:55.196
‫چی... الان دیگه چی شده؟

16:55.196 --> 16:57.702
‫مارک. جنیوا رو دستگیر کرد.

16:57.702 --> 16:59.071
‫بـ... بگو الین زمانش رو عوض کنه.

17:04.480 --> 17:07.554
‫خیلی ‌خب عجیب غریب ها.
‫پنج دلار، پنج دقیقه.

17:09.190 --> 17:12.397
‫صداتون هم در نیاد،
‫بهش هم دست نزنید!

17:12.397 --> 17:15.971
‫وای، خدای من. پاهاش رو ببین.

17:15.971 --> 17:17.374
‫میخواید عکس بگیرید؟

17:17.374 --> 17:19.210
‫اِم، اِم، عکس گرفتن پنج دلار ‫اضافه ‌تر میشه

17:19.210 --> 17:21.482
‫- اضافه‌ تر؟
‫- برای هر نفر.

17:21.482 --> 17:23.987
‫- باشه فسیل.
‫- به همه‌ دوست هاتون بگید.

17:23.987 --> 17:25.389
‫آماده ‌ای؟

17:27.260 --> 17:28.964
‫جنیوا، برامون توضیح بده چی شد.

17:28.964 --> 17:30.934
‫چجوری این کار رو کردی؟
با چه تفنگی؟

17:30.934 --> 17:35.009
‫مارک، اگه بخوام همش به سوالاتت جواب بدم،
‫هیچ ‌‌وقت این ردیف رو تموم نمیکنم.

17:35.009 --> 17:36.378
‫قبلاً هم که بهت گفتم.

17:36.378 --> 17:41.923
‫توی خونه با تفنگ شکاری بروس،
‫و بعد توی مرداب انداختمش.

17:41.923 --> 17:45.162
‫واقعاً یه مرد دویست پوندی رو
‫تنهایی توی مرداب انداختی؟

17:45.162 --> 17:47.133
‫- از عضلات میان ‌تنم مایه گذاشتم.
‫- جنیوا.

17:47.133 --> 17:48.837
‫چجوری قراره این رو به مامانم بگم؟

17:48.837 --> 17:50.607
‫این خبر اون رو میکشه.

17:50.607 --> 17:53.378
‫دیگه در مورد چه چیزهایی دروغ گفتی؟

17:53.378 --> 17:55.717
‫ماهی‌ گلیت فرار نکرده بود.

17:57.086 --> 17:59.725
وایسا، یعنی اون ‫عضو یه گروه راک نشد؟

18:00.995 --> 18:02.965
‫مارک، بهتره ندونی.

18:02.965 --> 18:04.434
‫تو و مامانم بهم گفتید که اون توی...

18:04.434 --> 18:06.940
‫یه گروه موسیقی به اسم
‫کیوتی و گلدفیش بوده.

18:06.940 --> 18:10.580
‫هضم این همه اطلاعات
در حال حاضر ‫واقعاً برام سنگینه

18:10.580 --> 18:12.016
‫من... من فقط...

18:13.586 --> 18:17.160
‫هیچ‌ وقت نتونستم بفهمم
‫چجوری وارد نیروی پلیس شد.

18:17.160 --> 18:18.964
‫آره، منم همین‌طور.

18:18.964 --> 18:22.270
‫جنیوا، من... من باید در مورد
‫سابقه‌ پزشکی بروس بیشتر بدونم...

18:22.270 --> 18:23.540
‫تا بتونم هویتش رو تایید کنم.

18:23.540 --> 18:26.178
‫تتویی داشت؟
‫علامت خاصی برای شناسایی؟

18:26.178 --> 18:27.413
‫شاید هم عمل جراحی؟

18:27.413 --> 18:32.692
‫خب، اون... اون طحال نداشت،
‫نه کیسه صفرا داشت و نه آپاندیس.

18:32.692 --> 18:35.129
‫میدونی، از اون اندام‌ هایی که
‫واقعاً بهشون نیازی نداری.

18:36.632 --> 18:37.901
‫این خودش یه شروعه‌.

18:37.901 --> 18:40.039
‫هنوز نمیتونم باورش کنم.

18:40.039 --> 18:42.310
‫جنیوا! امکان نداره.

18:42.310 --> 18:45.049
‫منظورم اینه که، اون همیشه در مورد
‫دلیل رفتنِ بروس طفره میرفت.

18:45.049 --> 18:46.786
‫هیچ ‌وقت جواب درستی نمیداد.

18:46.786 --> 18:48.289
‫فقط یه روز، غیبش زد.

18:48.289 --> 18:52.363
‫آره، میتونی بیست سال کنار کسی بخوابی
‫و اصلاً ندونی چه کارهایی ازش برمیاد.

18:52.363 --> 18:54.200
‫من یه بار بدون تو به کنسرت شر رفتم.

18:54.200 --> 18:55.904
‫فقط یه بار
تورِ خداحافظی بود

18:55.904 --> 18:58.041
‫دقیقاً. تورِ خداحافظی بود.

18:58.041 --> 19:00.446
‫باید یه قسمت جدید ضبط کنم.

19:00.446 --> 19:03.352
‫این خبر بزرگیه
این خبر بزرگیه

19:03.352 --> 19:06.291
‫در ضمن، این ممکنه
بهترین ‫کارت تا الان باشه

19:06.291 --> 19:08.061
‫از چجور پنیری استفاده کردی؟

19:08.061 --> 19:09.464
‫اگه بهت بگم...

19:09.464 --> 19:11.334
‫- باید بکشمت.
‫- باید بکشمت.

19:11.334 --> 19:12.972
‫آره، دیگه نمیتونیم اون حرف رو بزنیم.

19:12.972 --> 19:14.775
‫الان دیگه فرق کرده.

19:14.775 --> 19:17.213
‫حقیقت با چنگ و دندون
‫خودش رو نشون داد.

19:17.213 --> 19:21.956
‫قاتل پورت وِن دستگیر شده
و همیشه ‫کار کسیه که‌ کمترین انتظار رو ازش داری

19:21.956 --> 19:26.999
‫تا دفعه بعد، کارآگاه دنتون،
‫چنگ و قانون، بی.او.جی.

19:26.999 --> 19:29.170
‫دان، دان!

19:29.170 --> 19:30.339
‫خیلی خوبه.

19:30.339 --> 19:32.978
‫ولی، چرا این کار رو کرد؟

19:32.978 --> 19:34.515
‫مهم نیست. پرونده بسته شد.

19:34.515 --> 19:36.251
‫کار کارآگاهیت افتضاحه.

19:36.251 --> 19:38.523
‫هی، با دوست ‌دختر من ‫کل ‌کل نکن، باشه؟

19:38.523 --> 19:40.827
‫و... و... و یکم ‫به مجری‌های قانون احترام بذار

19:40.827 --> 19:42.363
‫دوست ‌دختر؟

19:42.363 --> 19:45.937
‫- آره، من، خب...
‫- اَل، قبلاً در مورد این حرف زدیم.

19:45.937 --> 19:48.510
‫ما فقط دوست ‌های صمیمی ‫و شیطونیم
همین و بس

19:48.510 --> 19:50.980
‫بالاخره، داره جالب میشه.

19:50.980 --> 19:52.350
‫میدونی چیه؟

19:52.350 --> 19:54.522
‫باشه. برو برای خودت
‫یه فیلمبردار جدید پیدا کن.

19:54.522 --> 19:56.859
‫و... و... و یه دوستِ صمیمی ‫و شیطونِ دیگه

19:56.859 --> 19:59.263
‫هی! دوست صمیمی و شیطون دیگه چیه؟

20:00.734 --> 20:02.136
‫اِ...

20:02.136 --> 20:03.807
‫پنج دلار، هر نوبت پنج دقیقه.

20:03.807 --> 20:05.109
‫سریع و بی‌ سر و صدا، باشه؟

20:05.109 --> 20:06.980
‫برت؟
واقعاً؟

20:06.980 --> 20:09.250
‫داری برای دیدنِ جسد پول میگیری؟

20:09.250 --> 20:12.123
‫این یه فاجعه‌ست،
‫نه معرکه ‌گیریِ کارناوال.

20:12.123 --> 20:13.826
‫فقط دارم سعی میکنم
‫یه لقمه نون حلال در بیارم.

20:13.826 --> 20:15.129
‫خجالت نمیکشی؟

20:15.129 --> 20:16.833
‫امان از دنیایِ امروز.

20:16.833 --> 20:18.001
‫دنیا داره به فنا میره.

20:18.001 --> 20:20.005
‫از همتون ناامید شدم.

20:21.408 --> 20:22.745
‫من هوای جرج رو دارم.

20:22.745 --> 20:24.749
‫- منم شریک میکنی؟
‫- قبوله.

20:24.749 --> 20:26.586
‫کلانتر مارک، فرار کنید!

20:31.028 --> 20:34.602
‫انگار، اینجوریه که، اول بروس،
‫و بعدش نوبتِ ماهی قرمزم شد.

20:34.602 --> 20:37.006
‫دیگه جنیوا چی رو داره
‫از من قایم می‌کنه، هان؟

20:37.006 --> 20:39.845
‫فقط برای اینکه قضیه روشن بشه
تو واقعاً ‫فکر کردی یه ماهی قرمز میتونه آواز بخونه؟

20:39.845 --> 20:42.651
‫خب، من سگی داشتم که
‫میتونست ذهنم رو بخونه. پس...

20:42.651 --> 20:47.527
‫به ‌هر حال، ما حتی نمیدونیم که این بروسه،
‫یا فقط یه جور توهمِ دوران پیریِ جنیواست.

20:47.527 --> 20:48.930
‫چراغ ‌قوه رو آوردی؟

20:48.930 --> 20:51.168
‫البته دکتر. هیچ ‌وقت بدون اون
‫از خونه نمیزنم بیرون.

20:51.168 --> 20:52.838
‫کجا داریم میریم؟

20:52.838 --> 20:56.177
‫فقط نور رو درست بالای شکم بتابون.

20:58.181 --> 21:08.101
‫خب، من پرونده‌‌های دکتر ریس رو بررسی کردم
‫و بروس کیسه صفراش رو عمل کرده بود.

21:08.101 --> 21:09.771
‫پس اگه این جسد...

21:11.040 --> 21:15.449
‫کیسه صفرا نداشته باشه،
‫احتمالاً خودِ بروسه.

21:15.449 --> 21:18.422
‫چجوری از این راه نون در میاری، دکتر؟

21:18.422 --> 21:19.892
‫بهترین شغل دنیاست.

21:21.228 --> 21:22.731
‫رفیق، متفاوت به نظر میای.

21:22.731 --> 21:24.969
‫نمیدونم. انگار شادتر شدی.

21:24.969 --> 21:27.206
‫کم‌ کم داری معذبم میکنی.

21:27.206 --> 21:29.477
‫فقط دارم از کارم لذت می‌برم.

21:29.477 --> 21:31.314
‫جرم که نیست.

21:31.314 --> 21:36.058
‫خدا رو شکر، چون واقعاً برام سخت بود
‫که مجبور بشم تو رو هم بازداشت کنم، دکتر.

21:36.058 --> 21:38.563
‫میدونستم. این بروس نیست.

21:38.563 --> 21:39.464
‫اوه؟

21:39.464 --> 21:43.740
‫ما همیشه کنجکاو بودیم که
‫بین شما دو نفر چی شده.

21:43.740 --> 21:47.346
‫بعد از اینکه اون، آه، از شهر رفت،
‫خیلی مرموز شده بودی.

21:47.346 --> 21:49.183
‫ولی فکر نمیکردیم که کشته باشیش.

21:49.183 --> 21:51.221
‫همش تقصیر این بافتِ گیس ‌بافِ لعنتی بود.

21:51.221 --> 21:55.764
‫و حالا کل شهر میفهمن‌ که تو ‫فقط
یه زنِ مهربونِ کیک ‌پز نیستی

21:55.764 --> 21:59.872
‫بلکه یه شوهر کُشِ خونسردی که قراره
‫بقیه‌ عمرش رو توی زندان بگذرونه.

21:59.872 --> 22:03.345
‫باید کل این ردیف رو دوباره ببافم.

22:03.345 --> 22:07.419
‫جنیوا لارسن، تو هیچ‌ وقت توی عمرت
‫یه بافت گیس ‌‌باف رو خراب نکرده بودی.

22:09.959 --> 22:11.361
‫خیلی خب.

22:12.965 --> 22:15.269
‫من بروسی رو نکشتم.

22:15.269 --> 22:17.139
‫پس چرا خودت رو تسلیم کردی؟

22:17.139 --> 22:20.514
‫چون ترجیح میدم اینجا بپوسم
‫تا اینکه بقیه حقیقت رو بفهمن.

22:20.514 --> 22:22.884
‫چه چیزی بدتر از اتهامِ قتله؟

22:23.886 --> 22:25.222
‫اون روز شکرگزاری...

22:25.222 --> 22:32.871
‫وقتی، وقتی بروس رفت،
‫اون با خواهرم... رفت.

22:32.871 --> 22:34.541
‫بانی؟

22:34.541 --> 22:36.813
‫خب، همیشه کارِ هموناست
که ‫اصلاً انتظارش رو نداری

22:36.813 --> 22:40.452
‫از اون موقع تا الان
‫با هیچکدومشون حرف نزدم.

22:40.452 --> 22:42.457
‫دو نفری که بیشتر از هر کسی
‫توی دنیا دوستشون داشتم...

22:42.457 --> 22:50.540
‫اونا همدیگه رو انتخاب کردن و من رو
‫با یه بوقلمونِ سرد و یه قلبِ شکسته تنها گذاشتن.

22:50.540 --> 22:59.558
‫ولی حقیقتی که... واقعاً نمیخوام
‫بهش اعتراف کنم اینه که پیر و تنهام...

22:59.558 --> 23:01.161
‫و کسی دوستم نداره.

23:01.161 --> 23:03.465
‫اوه، جنیوا، دیوونه نشو.

23:03.465 --> 23:09.310
‫ما همه‌‌مون دوستت داریم
و جایی نمیریم، باشه؟

23:09.310 --> 23:12.684
‫و میدونی که، هر کسی یکی دو تا
‫راز برای خودش داره.

23:14.154 --> 23:16.559
‫میدونی همین الان چی دیدم؟

23:16.559 --> 23:20.165
‫ژوزفین و رانی داشتن ‌مثل
‫سگ‌‌های فحل به هم می‌پریدن.

23:20.165 --> 23:21.467
‫- واقعاً؟
‫- هوم.

23:23.305 --> 23:26.144
‫اون قطعاً داشت کلی کسرول می‌پخت.

23:26.144 --> 23:27.447
‫حالا میفهمیم چرا.

23:32.891 --> 23:34.895
‫منظورت چیه که این بروس نیست؟

23:34.895 --> 23:36.832
‫بروس کیسه صفرا نداره.

23:36.832 --> 23:39.237
‫این جسد داره.

23:41.208 --> 23:42.544
‫وایسا.

23:43.512 --> 23:45.316
‫یه لحظه وایسا.

23:45.316 --> 23:47.119
‫میتونی نورت رو این‌ طرف بیشتر ‫بتابونی؟

23:48.355 --> 23:49.725
‫آره.

23:54.167 --> 23:57.440
‫یه تیله اون تو چیکار میکرد؟

23:57.440 --> 24:02.383
‫فکر کنم این جسد خیلی طولانی‌ تر‌
از اون چیزی که ‫فکر میکردیم توی مرداب بوده

24:02.383 --> 24:05.255
‫تیزبین بودی مارتین
این یه گلوله مشکته

24:05.255 --> 24:06.926
‫برای قرن هجدهم.

24:06.926 --> 24:14.407
‫این ممکنه از اولین اهالی پورت ‌ون باشه،
‫مثل ارمیا یا رادریک، یا نه، آرچیبالد بی‌ دماغ ون.

24:14.407 --> 24:16.545
‫این جنازه قرن‌‌ها قدمت داره.

24:16.545 --> 24:19.083
‫ما یه مرد مردابی رو این طرف
‫اقیانوس اطلس کشف کردیم.

24:19.083 --> 24:21.221
‫منظورم اینه که
تیتر اصلیِ خبر همینه

24:21.221 --> 24:22.557
‫این باور‌ نکردنیه.

24:22.557 --> 24:23.826
‫وای. ورقِ این پرونده برگشت.

24:23.826 --> 24:25.296
‫کارهای زیادی برای انجام دادن داریم.

24:25.296 --> 24:26.933
‫برای چی؟
تحقیقات تموم شده

24:26.933 --> 24:28.536
‫این دیگه یه کشف علمیه.

24:28.536 --> 24:29.872
‫اوه، اوه، آروم تر.

24:29.872 --> 24:31.675
‫تند نرو. این هنوز یه پرونده‌ قتله.

24:31.675 --> 24:33.412
‫یه قتلِ چهارصد ساله.

24:33.412 --> 24:35.316
‫- این اولین پرونده‌ قدیمیِ منه.
‫- حق با مارکه.

24:35.316 --> 24:38.288
‫منم دلم میخواد بدونم چه کسی
‫این ساکنِ قدیمیِ پورت وِن رو کشته.

24:38.288 --> 24:40.126
‫این بخشی از چیه ماست؟

24:40.126 --> 24:41.428
‫- تاریخ‌مون.
‫- تاریخ، دکتر.

24:41.428 --> 24:42.931
‫خیلی خب. تا وقتی که من رو
‫ واردِ این ماجرا نکنید...

24:42.931 --> 24:44.634
‫هر کاری دلتون میخواد بکنید.
‫من باید یه تماس بگیرم.

24:44.634 --> 24:45.937
‫نگران هیچی نباش، دکتر.

24:45.937 --> 24:48.008
‫- میدونی که از پسش بر میام.
‫- ممنون، شریک.

24:48.008 --> 24:49.443
‫جنیوا این کار رو نکرده.

24:49.443 --> 24:51.448
‫ببخشید، جسیکا فلچر.
‫اون خبر دیگه قدیمیه.

24:51.448 --> 24:53.318
‫- چی؟
‫- سلام، نورمن.

24:53.318 --> 24:54.955
‫- دکتر مارتین بست هستم.
‫- این رو ببین.

24:54.955 --> 24:56.726
‫آره. آره، خیلی وقت گذشته.

24:56.726 --> 24:58.461
‫گوش کن، من ‫یه لطفی ازت میخوام

24:58.461 --> 25:00.667
‫- داشتم فکر میکردم...
‫- این ‌همه قیل و قال برای چیه؟

25:00.667 --> 25:01.935
‫جنیوا، بروس رو نکشته.

25:01.935 --> 25:05.409
‫جسد ممکنه برای یه پورت ‌ونیِ باستانی باشه!
‫خیلی هیجان‌ زده‌م.

25:05.409 --> 25:06.813
‫- وایسا، قتلی در کار نیست؟
‫- هیچ معمایی نیست؟

25:06.813 --> 25:10.987
‫این یه پرونده‌ قدیمیه، مستقیم از فریزر ‫در اومده
و یه ‌راست روی کباب‌ ‌پز رفته

25:10.987 --> 25:12.658
‫چجوری قراره این لباس ‌ها رو بار بزنیم؟

25:12.658 --> 25:14.828
‫یه قتل باستانی هم هنوز یه قتله!

25:14.828 --> 25:17.567
‫هی، شما دو تا دارید
در مورد چی پچ‌ پچ میکنید؟

25:17.567 --> 25:18.703
‫تعمیرات.

25:18.703 --> 25:20.372
‫بیخیال برت، بیا بریم...

25:20.372 --> 25:22.811
‫- سفت کردنِ... لولا.
‫- اون لقیِ... آره، لولا.

25:22.811 --> 25:24.715
‫عالیه. خیلی خب
ممنون نورمن

25:24.715 --> 25:27.621
‫من... من همین الان اون نمونه ‌های
تورب رو ‫به آزمایشگاه میفرستم

25:27.621 --> 25:31.060
‫باشه، فهمیدم.
‫من... من می‌پرسم. فعلاً.

25:33.498 --> 25:35.770
‫میشه لطفاً همگی توجه کنید؟

25:35.770 --> 25:37.173
‫سلام.

25:37.173 --> 25:38.709
‫ببخشید.

25:38.709 --> 25:41.616
‫کی میخواد هزار دلار کاسب بشه؟

25:41.616 --> 25:44.020
‫هوم. خب، حداقل قابل ‌‌پیش‌ بینی هستی.

25:44.020 --> 25:48.495
‫همین الان تماسم با یه همکار تموم شد،
‫یه انسان ‌شناس پزشکی قانونی از هاروارد.

25:48.495 --> 25:49.865
‫آره، برو سر اصل مطلب.

25:49.865 --> 25:51.835
‫- میدونیم رفتی هاروارد.
‫- زنده باد زرشکی ‌ها!

25:51.835 --> 25:56.143
‫ما تازگی‌ها یه مرد مردابی کمیاب پیدا کردیم
‫که میتونه صدها سال قدمت داشته باشه.

25:56.143 --> 25:58.883
‫این یه فرصت استثنایی
‫برای مطالعه‌ تافونومیه...

25:58.883 --> 26:01.154
‫برو سرِ بخشی که بهمون پول میدن.

26:01.154 --> 26:06.765
‫درسته. محقق ‌ها میخوان آزمایش دی ‌ان ‌ای انجام بدن
‫تا هر فامیلِ زنده ای که باشه رو شناسایی کنن...

26:06.765 --> 26:09.371
‫و بابت هر موردِ تایید شده،
‫هزار دلار می‌پردازن.

26:09.371 --> 26:10.874
‫خب، باید چیکار کنیم؟

26:10.874 --> 26:12.611
‫همینجوری همه توی یه ون بچپیم؟
‫بریم بوستون؟

26:12.611 --> 26:15.617
‫نه. من درِ مطبم رو برای هر کسی که
‫بخواد آزمایش ژنتیک بده، باز میذارم.

26:15.617 --> 26:16.952
‫کی دوست داره؟

26:18.188 --> 26:19.592
‫عالیه.

26:19.592 --> 26:21.261
‫الین هماهنگی ‌های جمع ‌آوری
‫دی ‌ان ‌ای رو انجام میده.

26:21.261 --> 26:22.396
‫حتماً.

26:24.266 --> 26:25.770
‫کارآگاه الین دنتون وارد میشه.

26:25.770 --> 26:27.641
‫معما هنوز تموم نشده.

26:27.641 --> 26:30.112
‫اون پیرمردِ مرده کیه؟
‫یعنی واقعاً به قتل رسیده؟

26:30.112 --> 26:34.487
‫و از همه مهم ‌تر، کی اینجا ‫توی
پورت ‌ون بابای لجن ‌زاریش

26:34.487 --> 26:37.226
‫پدربزرگ لجن‌ زاریش
یا ‫پدر‌خوانده‌ لجن ‌زاریش رو پیدا کرده؟

26:37.226 --> 26:38.930
‫همینه.

26:38.930 --> 26:41.969
‫فقط زمان و چند تا نمونه‌ دی‌ ان ‌ای
‫واقعیت رو روشن می‌کنه.

26:41.969 --> 26:44.040
‫برای برنامه‌ت دنبال یه همکارِ
جدید ‫و پر انرژی نمیگردی؟

26:44.040 --> 26:46.745
‫- من توی حل معماها خوبم.
‫- ایش، معلومه که نه.

26:46.745 --> 26:49.618
‫اینجوری نگو
ولی به ‫یه فیلمبردار جدید احتیاج دارم

26:49.618 --> 26:51.120
‫بیا با هم حرف بزنیم.

26:52.791 --> 26:54.928
‫ببین، اینجوری آدم رو گیر میندازن.

26:54.928 --> 26:58.068
‫یه روز دی ‌ان‌ ایت رو میگیرن، روز بعد،
‫توی صفِ شناساییِ پلیس هستی...

26:58.068 --> 27:00.674
‫- به خاطر سرقت ماشین توی کالامازو.
‫- بیخیال بابا.

27:00.674 --> 27:02.811
‫تو... تو عاشق فرصتی‌ ‌که
‫یه پول سریع به جیب بزنی.

27:02.811 --> 27:05.716
‫پول اونقدر هم مهم نیست.

27:05.716 --> 27:08.656
‫پشت ساختمون می‌بینمت
تا ‫یه نگاهی به مرد مردابی بندازیم

27:08.656 --> 27:10.560
‫باشه. خیلی خب.

27:10.560 --> 27:12.062
‫ببین. بیا دیگه.

27:12.062 --> 27:14.100
‫من تو رو خیلی خوب میشناسم.
‫باید، باید این کار رو بکنیم.

27:14.100 --> 27:18.542
‫دی ‌ان‌ ای تو به دی ‌ان‌ ای من وصله،
‫و نمیتونم ریسک کنم.

27:18.542 --> 27:20.111
‫خب پس این کار رو نکن.

27:23.118 --> 27:25.790
‫خوشحالم که داوطلبانه اومدی، گیلبرت.

27:25.790 --> 27:27.259
‫دوست ندارم مجبور بشم
‫برات احضاریه بفرستم.

27:27.259 --> 27:31.836
‫نمیدونم داری در مورد چی حرف میزنی،
‫ولی داری من رو خیلی عصبی میکنی.

27:31.836 --> 27:35.442
‫توی یه شهر کوچیک
همه دارن ‫یه چیزی رو مخفی میکنن

27:35.442 --> 27:37.413
‫من کارآگاه الین دنتون هستم.

27:37.413 --> 27:41.087
‫منتظر قسمت بعدی چنگال و نظم باشید.

27:41.087 --> 27:43.292
‫پدرخوانده مردابی.

27:43.292 --> 27:44.694
‫توی اون برداشت یکم خشک بودی.

27:44.694 --> 27:46.331
‫آره، میتونم بهترش رو هم اجرا کنم.

27:46.331 --> 27:48.101
‫به این زودی فیلمبردار جدید؟

27:48.101 --> 27:50.506
‫- چه سریع.
‫- دنیای نمایش همینه.

27:50.506 --> 27:52.811
‫اگه بابام پرسید که اومدم اینجا،
‫بهش نگو، باشه؟

27:52.811 --> 27:54.848
‫اون تازگی‌‌ها در مورد این چیزها
‫خیلی عجیب رفتار می‌کنه.

27:54.848 --> 27:56.852
‫مشکلی نیست
انگار اصلاً اینجا نیستی

27:56.852 --> 27:58.454
‫انگار اصلاً اینجا نیستی.

27:59.858 --> 28:01.729
‫میخوام از این فیلم بگیرم.

28:01.729 --> 28:03.733
‫تنش ناگفته‌ زیادی اینجاست.

28:03.733 --> 28:06.471
‫- بس کن کرانک.
‫- آره، کرانک.

28:10.011 --> 28:13.351
‫قول میدم، تمامِ امروز رو داشتم
‫مثل چی آب میخوردم.

28:13.351 --> 28:14.788
‫باید ببینیم رگ‌ هات هم موافقن یا نه.

28:16.792 --> 28:21.902
‫قراره یه پینت خون بگیریم
‫تا سطح فریتینت بیاد پایین.

28:21.902 --> 28:24.473
‫حدود نیم ساعت طول میکشه.

28:26.745 --> 28:28.381
‫دستت رو مشت کن.

28:28.381 --> 28:29.885
‫خوشحالم که امروز تونستیم انجامش بدیم.

28:29.885 --> 28:31.354
‫امروز صبح، خیلی به نظر میرسید، اوم...

28:31.354 --> 28:32.857
‫سوزن رو بده.

28:37.366 --> 28:38.769
وایسا. چی؟

28:38.769 --> 28:40.372
‫اوه، ما همیشه همینجوری انجامش میدیم.

28:40.372 --> 28:41.875
‫کاملاً طبیعیه.

28:42.878 --> 28:44.280
‫دقیقاً طبقِ روالِ معموله.

28:50.927 --> 28:52.664
‫کار اشتباهی کردم؟

28:52.664 --> 28:54.668
‫یه جوری ناراحتت کردم؟

28:54.668 --> 28:56.772
‫- چی؟
‫- نمیدونم.

28:56.772 --> 29:01.782
‫فقط انگار دیگه نمیتونی تحمل کنی
‫که با من توی یه اتاق باشی.

29:01.782 --> 29:06.024
‫میدونی چیه؟ من... من وقت ندارم که
‫با ناامنی‌‌های عاطفیِ تک‌ تکِ بیمارها سر و کله بزنم.

29:06.024 --> 29:07.928
‫من... من باید نمونه‌ های
‫خاکِ تورب جمع کنم.

29:07.928 --> 29:10.499
‫- ببخشید؟
‫- چیه؟

29:10.499 --> 29:13.639
‫چی؟ من تحقیق مهمی دارم و دیرم شده.

29:13.639 --> 29:16.478
‫میدونی، جالبه، اوم...

29:16.478 --> 29:19.283
‫تا حالا ندیده بودم انقدر
‫مشتاق و درگیر باشی.

29:19.283 --> 29:20.653
‫اون هم سرِ یه جسد.

29:20.653 --> 29:22.089
‫آره. و میخوای بدونی چرا؟

29:22.089 --> 29:25.229
‫چون برعکسِ آدم‌ ها
جسدها ‫جواب پس نمیدن

29:25.229 --> 29:27.199
‫اونا... اونا مسخره نمیکنن،
‫شایعه درست نمیکنن.

29:27.199 --> 29:29.236
‫احساساتِ ظریف و کوچیکشون
‫جریحه ‌دار نمی‌شه.

29:29.236 --> 29:32.042
‫اونا سونامیِ همیشگیِ
‫نیازها و نظرات نیستن.

29:32.042 --> 29:36.686
‫و، حداقل با یه جسد
وقتی ‫به حرفم گوش نده، غافلگیر نمیشم

29:36.686 --> 29:38.221
‫میدونستم.

29:38.221 --> 29:42.195
‫هیچ وقت فکر نمیکردم برای پورت وِن مناسب باشی
‫و حالا داری ثابت میکنی که حق با منه.

29:46.739 --> 29:48.108
‫الان چیکار کردی؟

29:48.108 --> 29:50.446
‫- باید برم.
‫- کجا؟

29:50.446 --> 29:52.483
‫یه جایی که بتونم تنها باشم.

29:52.483 --> 29:53.853
‫این یعنی چی؟

30:35.903 --> 30:37.940
‫نه!

31:37.727 --> 31:38.830
‫- دو.
‫- دو.

31:38.830 --> 31:40.232
‫خوب بود، مگه نه؟

31:40.232 --> 31:42.269
‫اوه، چقدر ترسناک.‌
‫وای، خدای من، یه تار مو اونجاست.

31:42.269 --> 31:44.508
‫مردِ مردابی
به دوستت بگو

31:44.508 --> 31:46.678
‫هی، بفرمایید اینجا خانم‌ ها.
‫دقیقاً اون تو.

31:46.678 --> 31:48.414
‫عزیزم، من دنبالِ مـ...

31:50.920 --> 31:54.627
‫گرگ گریسون، نگو داری همون کاری رو
که فکرش رو میکنم میکنی.

31:54.627 --> 31:57.433
‫تا وقتی قبض برق رو ندیدی
‫در موردم قضاوت نکن.

31:57.433 --> 31:58.735
‫اون پول کثیفه.

31:58.735 --> 32:00.673
‫هزینه‌‌ها بالا رفته،
‫حاشیه سود پایین اومده.

32:00.673 --> 32:02.009
‫پس هر دلار کثیفی هم غنیمته.

32:02.009 --> 32:03.946
‫- میتونستم جدول محاسبات رو نشونت بدم.
‫- نه، نه، نه، نه.

32:03.946 --> 32:05.348
‫فقط یه سردرد وحشتناک میگیرم.

32:05.348 --> 32:07.486
‫خب، سعی میکنم ازت ‫محافظت کنم، عشقم.

32:07.486 --> 32:11.762
‫میدونم دوست نداری ببینی
‫توی جزئیات غرق شدم.

32:11.762 --> 32:15.001
‫- اوه.
‫- خیلی خب...

32:15.001 --> 32:17.205
‫هی، اونقدری در میاری که
‫چراغ فر رو درست کنی؟

32:17.205 --> 32:22.818
‫آره، و شاید اونقدری که برای
‫سس مایونز مارک‌ دار ولخرجی کنیم.

32:22.818 --> 32:25.155
‫گرگ، تو هم فقط بلدی
‫آدم رو سرِ کار بذاری.

32:25.155 --> 32:26.725
‫اوم.

32:26.725 --> 32:27.961
‫دو تا دیگه.

32:27.961 --> 32:29.430
‫- هی، خانم دانا.
‫- خوب بود، مگه نه؟

32:29.430 --> 32:32.035
‫به دوست هات بگو
به دوست هات بگو

32:32.035 --> 32:34.139
‫- از هاروارد خبری نشد؟
‫- هنوز نه.

32:34.139 --> 32:38.147
‫اوه، آزمایشگاه دی‌ ان ‌ای چند تا هشدار
‫از غربالگری ‌های ژنتیکی فرستاده.

32:41.054 --> 32:43.626
‫مینونی بگی اَل بیاد داخل؟

32:43.626 --> 32:46.197
‫اَل؟ حتماً لازمه؟

32:46.197 --> 32:48.067
‫نظرت چیه کارآگاه؟

32:49.771 --> 32:51.141
‫هی، ممنون، گرگ.

32:51.141 --> 32:53.311
‫- ممنون، عشقم.
‫- اوضاع چطوره، بچه‌ ها؟

32:53.311 --> 32:55.115
‫کلی بن ‌بست
بدون قصد بازی با کلمات

32:55.115 --> 33:00.192
‫وای، وایسا. این رو ببین. مبارزه ماچایاس،
‫که توی جنگ انقلاب مِین اتفاق افتاد.

33:00.192 --> 33:02.463
‫گلوله ‌های تفنگ فیتیله ‌ای، قرن هجدهم.

33:02.463 --> 33:04.935
‫- با هم جور در میاد.
‫- فرضیه کاریِ قوی‌ ایه، جرج.

33:04.935 --> 33:06.437
‫این رو به لیست اضافه میکنم.

33:06.437 --> 33:09.043
‫خوشحالم که داری خوش میگذرونی.
‫ولی پنج دقیقه دیگه باز میکنیم.

33:09.043 --> 33:10.746
‫آره، آره، آره
تو برو، منم میام

33:13.318 --> 33:15.522
‫این آخرین باری بود که گذاشتم
پای شبکه تاریخ بشینه

33:16.725 --> 33:22.236
‫خب، آزمایش دی ‌ان ‌اِی نشون میده ‫که
نشانگرهای ژنتیکیِ سندرم مارفان رو داری

33:22.236 --> 33:23.572
‫چی؟ حالـ... حالم خوبه؟

33:23.572 --> 33:25.175
‫قطعا. حالت خوب میشه.

33:25.175 --> 33:27.813
‫نه، این... این یه اختلال بافت پیوندیه.

33:27.813 --> 33:31.421
‫خب، با اینکه میتونه جدی باشه،
‫علائم تو از اون نوعیه که قابل کنترله.

33:31.421 --> 33:35.061
‫اوم، فقط قد بلند و لاغری،
‫مفصل‌ هات انعطاف‌‌ پذیرن، و نزدیک‌ ‌بینی داری.

33:35.061 --> 33:36.497
‫از عینک طبی استفاده میکنی، درسته؟

33:36.497 --> 33:37.601
‫- آره.
‫- گوش کن.

33:37.601 --> 33:39.236
‫خوب شد که آزمایش دی ‌ان‌ اِی رو دادی.

33:39.236 --> 33:41.340
‫الان دیگه میدونیم و میتونیم
‫این رو تحت نظر داشته باشیم.

33:41.340 --> 33:43.178
‫ولی بازم میگم
اصلا ‫جای نگرانی برای این مورد نیست

33:43.178 --> 33:45.081
‫باشه؟ توی چک ‌آپ سالانه می‌بینمت.

33:46.918 --> 33:49.691
‫وایسا دکتر، اوم
گفتی این ژنتیکیه

33:50.993 --> 33:52.362
‫درسته.

33:52.362 --> 33:56.103
‫و این از طرف مامانمه یا بابام؟

33:58.174 --> 34:01.114
‫توی این مورد
از طرف بابات

34:01.114 --> 34:04.419
‫خب، آخه اون بدنش مثل کوه میمونه،
‫و چشم هاش هم کاملاً سالمه.

34:06.592 --> 34:07.693
‫آره.

34:10.232 --> 34:14.206
‫یعنی این یعنی پدرم،
‫پدرِ واقعیِ من نیست؟

34:19.684 --> 34:21.186
‫ال، ببین...

34:23.993 --> 34:26.665
‫خانواده فقط ژنتیک نیست.

34:26.665 --> 34:29.002
‫بچه ‌ها. نتایج مربوط به مرد مردابی رسید.

34:29.002 --> 34:30.271
‫قراره خیلی هیجان ‌انگیز باشه.

34:30.271 --> 34:31.875
‫توی کافه سالتی بریز بلند میخونیمش.

34:31.875 --> 34:34.479
‫خیلی خوش میگذره
و محتوای ‫خیلی خوبی هم برای برنامه‌ من میشه

34:34.479 --> 34:36.483
‫خب، ال، شاید بهتر باشه فقط...

34:36.483 --> 34:38.220
‫چی شده؟

34:39.290 --> 34:41.961
‫ـ حالش خوبه؟
‫ـ باید از خودش بپرسی.

34:41.961 --> 34:44.399
‫ال! ال، وایسا!

34:44.399 --> 34:46.839
‫داری چیکار... بیخیال، ال!

34:46.839 --> 34:48.141
‫فقط ول کن، الین.

34:54.019 --> 34:56.056
‫واقعاً عکس فوق‌ العاده ‌ایه.

34:56.056 --> 34:57.660
‫اوه، این خیلی هیجان ‌انگیزه.

35:02.169 --> 35:05.142
‫ـ مارتین.
‫ـ لوئیزا.

35:05.142 --> 35:07.312
‫جریان چی بود؟

35:07.312 --> 35:09.684
‫رازداری بین پزشک و بیمار.

35:09.684 --> 35:13.626
‫اصلاً نمیتونی جلوی ‫بی شعور
بودنت رو بگیری، مگه نه؟

35:13.626 --> 35:23.000
‫اهالی محترم پورت وِن، ‫ما جمع شدیم تا به تاریخ
و به معجزه‌ آزمایش دی ‌ان ‌ای ادای احترام کنیم

35:23.011 --> 35:26.752
‫میشه اون پاکت لعنتی رو بهم بدید؟

35:28.421 --> 35:30.559
‫اوه، میشه لطفاً برام صدای طبل بزنید؟

35:37.039 --> 35:41.380
‫و نتایج شامل اینه که...

35:46.625 --> 35:53.204
‫هاروارد تأیید کرده که یه بازمانده‌ زنده
‫از نسل مرد تالابی پورت ون وجود داره.

35:53.204 --> 35:54.941
‫و اون شخص کسی نیست جز...

35:54.941 --> 35:57.813
‫اوه، عجب. مارتین بِست؟

35:59.250 --> 36:01.420
‫داری... داری شوخی میکنی.
‫اون... اون مارتینه؟

36:02.957 --> 36:04.828
‫عمه سارا چی؟

36:04.828 --> 36:06.096
‫فقط اسم تو رو نوشته.

36:06.096 --> 36:08.401
‫حتماً از طرف مادریته.

36:08.401 --> 36:10.472
‫ولی من... من دی‌ ان‌ ای ندادم.

36:10.472 --> 36:13.745
‫شاید چند تار مو از برس موت
‫قرض گرفته باشم.

36:13.745 --> 36:17.520
‫الین، این نقض کامل حریم خصوصیه،
‫بماند که از چندین جهت غیرقانونیه.

36:17.520 --> 36:20.192
‫اوه، مارتین، بیخیال
باهاش روبرو شو

36:20.192 --> 36:21.662
‫این شهر توی خونته.

36:25.368 --> 36:27.740
‫خوب شد ما دی ‌ان ‌ای
‫خودمون رو نفرستادیم، مگه نه؟

36:28.976 --> 36:31.113
‫خوبی، بچه جون؟

36:31.113 --> 36:33.484
‫آره بابا. خوشحالم که نفرستادیم.

36:33.484 --> 36:35.556
‫بر اساس اسناد تاریخی...

36:35.556 --> 36:42.169
‫هاروارد معتقده که مردِ مرداب
‫مردیه که ممکنه اسمش جیمز بروستر باشه!

36:42.169 --> 36:43.806
‫- این اسم برام آشناست.
‫- آره.

36:43.806 --> 36:45.375
‫- همین الان گفتی جیمز بروستر.
‫- آره، گفتم.

36:45.375 --> 36:47.212
‫این اسم برام آشناست. این اسم برام آشناست.
‫یه لحظه وایسا.

36:47.212 --> 36:48.515
‫خب، وایسا. آره، درسته.

36:48.515 --> 36:53.091
‫همینجا. توی دفتر خاطرات وِنِ بی ‌دماغ،
‫نوشته هفدهم ژوئن ۱۷۵۹.

36:53.091 --> 36:55.362
‫امروز با یه دعوا و مرافعه بین...

36:55.362 --> 36:59.270
‫جیمز بروستر و همشهری خوبمون ‫تموم شد

36:59.270 --> 37:04.447
‫گوشه‌ نشینِ بد نامی که
بروستر بیشتر ‫توی یه کلبه دلگیر تک و تنها

37:04.447 --> 37:10.291
‫کنار مرداب زندگی می‌کنه ولی همیشه
‫یه دلیل برای دعوا پیدا می‌کنه، هر وقت که بتونه

37:10.291 --> 37:12.162
‫آره، به نظر میاد با مارتین فامیله.

37:12.162 --> 37:14.300
‫آره، این توصیفات شبیه دکتره.

37:18.742 --> 37:20.278
‫مارتین.

37:20.278 --> 37:22.248
‫وایسا، وایسا. خُب، وایسا.
‫هنوز ادامه داره.

37:22.248 --> 37:24.287
‫ظاهراً خیلی‌ها میخواستن اون بمیره.

37:24.287 --> 37:31.635
‫اونقدر که آرچیبالد بی‌ دماغ وِن،
‫بروستر رو به دوئل دعوت کرد و اون رو کشت.

37:31.635 --> 37:33.404
‫عجب.

37:33.404 --> 37:36.043
‫وای، فکر کنم همین الان
‫قاتل مرد مردابی رو پیدا کردم.

37:36.043 --> 37:37.713
‫فکر کنم همین الان پرونده رو حل کردیم!

37:37.713 --> 37:40.051
‫فکر کنم همین الان پرونده رو حل کردیم!

37:40.051 --> 37:41.789
‫میدونی دیگه، مگه نه؟

37:51.139 --> 37:52.475
‫هی.

37:54.213 --> 37:56.217
‫چی داره سرت میاد؟

37:56.217 --> 37:58.020
‫قراره بمیری؟

37:58.020 --> 38:01.226
‫چون اگه قرار باشه بمیری،
‫باعث میشه منم دلم بخواد بمیرم.

38:01.226 --> 38:02.964
‫و من واقعاً جوون ‌تر و بانمک‌ تر
‫از اونی ام که بمیرم.

38:04.466 --> 38:06.370
‫نه، قرار نیست بمیرم.

38:06.370 --> 38:09.209
‫متأسفم اگه، اگه ترسوندمت.

38:09.209 --> 38:12.081
‫خُب، پس مارتین بهت چی گفت؟

38:15.221 --> 38:21.067
‫اوم، گفت که من، اوم،
‫مفصل‌ هام نرمه.

38:21.067 --> 38:23.237
‫فقط همین؟

38:23.237 --> 38:24.574
‫ببین...

38:25.843 --> 38:31.200
‫متأسفم... که بهت گفتم دوستِ بازیگوشم.

38:31.220 --> 38:33.792
‫منظورم اون نبود.
‫یعنی، منظورم همون بود.

38:33.792 --> 38:38.067
‫ولی وقتی فکر کردم قراره بمیری، فقط...

38:38.067 --> 38:46.083
‫باعث شد بفهمم که تو بیشتر
از ‫فقط یه دوستِ بازیگوشی

38:46.083 --> 38:50.593
‫خُب، تو دوست ‌دختر منی ‫یا... یا نه؟

38:52.997 --> 38:54.433
‫آره.

38:54.433 --> 38:56.704
‫- آره؟
‫- خوبه.

38:56.704 --> 38:58.440
‫- باشه.
‫- من دوست‌ دخترتم.

39:32.042 --> 39:34.881
‫شب بخیر، مرد مردابی.

39:34.881 --> 39:36.618
‫شب بخیر، دکتر مرد مردابی.

39:40.157 --> 39:42.730
‫اوه، مواظب باشید، مرد مردابیه!

39:42.730 --> 39:44.166
‫بس کن دیگه.

39:44.166 --> 39:46.336
.انگار واقعا خیلی ناراحته

39:46.336 --> 39:50.211
‫ما همیشه میدونستیم که اون غمگین ‌ترین
‫مرد روی زمینه، و حالا دیگه انگار ثابت شده.

39:50.211 --> 39:51.615
‫بیاید بریم.

40:31.126 --> 40:33.464
‫مارتین، مارتین.

40:33.464 --> 40:36.103
‫حالت... حالت خوبه؟

40:36.103 --> 40:37.573
‫من... من اومدم عذرخواهی کنم.

40:38.575 --> 40:40.044
‫-‌ اوه.
‫- اونجوری که باهات حرف زدم...

40:40.044 --> 40:41.446
‫توی دفترم، کارم اشتباه بود.

40:43.184 --> 40:44.687
‫شب خوبی داشته باشی.

40:45.623 --> 40:47.359
‫وایسا، اوم...

40:47.359 --> 40:48.895
‫همین؟

40:48.895 --> 40:51.535
‫- عذرخواهیت همین بود؟
‫- مطمئن نیستم دیگه چی باید بگم.

40:51.535 --> 40:54.239
‫چرا... چرا نمیتونی
‫فقط باهام حرف بزنی؟

40:54.239 --> 40:56.811
‫منظورم اینه که، بهم بگو...

40:57.780 --> 40:59.850
‫چت شده؟

41:01.755 --> 41:03.090
‫من...

41:04.393 --> 41:06.831
‫مشکل دارم...

41:09.436 --> 41:11.006
‫با...

41:16.116 --> 41:18.121
‫ترس از خون.

41:18.121 --> 41:19.891
‫اوه.

41:19.891 --> 41:22.763
‫در مورد خونه. اگه بشه اسمش رو گذاشت،
‫فوبیای خون.

41:24.299 --> 41:26.538
‫خب، اوم...

41:26.538 --> 41:28.675
‫وای، اوم...

41:28.675 --> 41:30.846
‫تمام... تمام این مدت؟

41:31.715 --> 41:36.958
‫هوم. ولی تو یه... دکتری.

41:36.958 --> 41:39.162
‫یه جراح که طاقتِ دیدن خون رو نداره.

41:39.162 --> 41:45.810
‫من... با این امید اومدم اینجا
‫که بتونم هنوز طبابت کنم.

41:45.810 --> 41:48.682
‫انجامش سخت ‌تر از اونی بود
‫که فکر میکردم.

41:48.682 --> 41:50.886
‫برای همینه که الین بهم کمک می‌کنه...

41:52.724 --> 41:55.863
‫و برای همینه که هر بار وقتی سعی میکنم
‫ازت خون بگیرم مثل دیوونه ‌ها رفتار میکنم.

41:55.863 --> 41:57.198
‫میفهمم.

42:02.075 --> 42:03.912
‫خب، چرا الان بهم میگی؟

42:08.922 --> 42:10.191
‫من...

42:12.763 --> 42:14.900
‫نمیخوام اون مرد مردابی باشم.

42:24.587 --> 42:28.193
‫خب... به نظر میاد ‫سگت دوستت داره

42:35.642 --> 42:36.911
‫اون سگ من نیست.

42:37.000 --> 42:39.000
‫واقعاً به نظر میاد که سگ توئه.

42:39.024 --> 42:49.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

42:49.048 --> 42:59.048
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
