1
00:00:18,805 --> 00:00:20,575
‫فکرش رو هم نکن.

2
00:00:20,575 --> 00:00:21,677
‫حتی فکرش رو هم نکن.

3
00:01:02,759 --> 00:01:04,763
‫آخ.

4
00:01:04,763 --> 00:01:06,900
‫نه. چی... نه!

5
00:01:06,900 --> 00:01:08,336
‫نه. ولش کن!

6
00:01:10,908 --> 00:01:13,413
‫سلام، پورت ‌ونی ‌های جوان!

7
00:01:13,413 --> 00:01:15,150
‫- سلام!
‫- این باعث افتخار ماست...

8
00:01:15,150 --> 00:01:21,563
‫بلکه وظیفه ماست که بهتون کمک کنیم
تا ‫در مورد تاریخ شهرمون از نگاه ما یاد بگیرید

9
00:01:21,563 --> 00:01:28,176
‫بیاید به گذشته سفر کنیم، به سال ۱۷۵۷.

10
00:01:28,176 --> 00:01:30,614
‫من رادریک هستم، دروگر مرداب.

11
00:01:30,614 --> 00:01:36,059
‫هر روز، قطعات تورب رو‌ به شکل آجر می‌برم
‫تا مردم شهر بتونن غذاشون رو با اونا بپزن.

12
00:01:36,059 --> 00:01:39,332
‫تورب یه پوشش استتار عالی هم ‫درست می‌کنه

13
00:01:39,332 --> 00:01:42,773
‫ولی مرداب فقط برای غذا و سوخت نیست.

14
00:01:42,773 --> 00:01:45,144
‫برای عشق هم هست.

15
00:01:45,144 --> 00:01:47,281
‫اوه!

16
00:01:47,281 --> 00:01:54,028
‫رهبر شهرمون، آرچیبالد وِن بی‌ بینی موقع
‫جمع تورب،‌‌ به آنابل راس پیشنهاد ازدواج داد.

17
00:01:54,028 --> 00:01:59,740
‫آره، این منم، آرچیبالد وِن بی‌ بینی،
‫خیلی سال‌ پیش...

18
00:01:59,740 --> 00:02:05,383
‫من عشق ابدیم رو به زنِ رویاهام،
‫درست همینجا توی همین مرداب اعتراف کردم.

19
00:02:06,653 --> 00:02:07,656
‫آره. هوم...

20
00:02:07,656 --> 00:02:13,199
‫من و عشقم ۳۷ سال
با خوشبختی ‫زندگی کردیم

21
00:02:14,636 --> 00:02:17,108
‫و با یه مشت بچه‌ خوب و کوچولو،
‫خانواده خودمون رو بزرگ کردیم.

22
00:02:18,476 --> 00:02:22,953
‫و قلب و روحِ واقعیِ پورت بودیم...

23
00:02:23,000 --> 00:02:25,000
‫- متاسفم. ببخشید.
‫- اوه!

24
00:02:42,000 --> 00:02:52,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

25
00:02:58,000 --> 00:03:00,000
<font color="#ffcc00"><i><b>[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت هشتم ]</b></i></font>

26
00:03:02,000 --> 00:03:03,500
‫چی شد که دوباره برگشتی؟

27
00:03:03,534 --> 00:03:06,974
‫مسابقات پیکل ‌بالَم این آخر هفته‌ست،
‫و آرنجم هنوز داره از درد من رو میکُشه.

28
00:03:06,974 --> 00:03:08,845
‫تمرینات فیزیوتراپی رو...

29
00:03:08,845 --> 00:03:10,313
‫- که بهت دادم، انجام دادی؟
‫- نه.

30
00:03:10,313 --> 00:03:12,117
‫- اونا خیلی کسل‌ کننده بودن.
‫- بیمارهایی هم که...

31
00:03:12,117 --> 00:03:13,286
‫به حرفم گوش نمیدن، همینجوری ان.

32
00:03:13,286 --> 00:03:14,890
‫به هر حال، من هر روز به کارم ادامه میدم.

33
00:03:14,890 --> 00:03:16,426
‫وضعیت جریان ادرار چطوره؟

34
00:03:16,426 --> 00:03:18,263
‫هنوز فقط در حد چند قطره‌ست.

35
00:03:18,263 --> 00:03:21,570
‫صدای جوون‌‌‌‌ها رو توی توالت ‌های ایستاده‌
‫کنار خودم میشنوم که مثل اسب مسابقه ادرار میکنن.

36
00:03:21,570 --> 00:03:25,243
‫تمرینات کِگِل رو که در موردش صحبت کردیم،
‫انجام دادی؟ خیلی ساده‌ست.

37
00:03:25,243 --> 00:03:27,582
‫فقط تصور کن که آلتِت مثل یه نیه.

38
00:03:27,582 --> 00:03:30,020
‫- تو فقط...
‫- کِگِل؟ برای من؟

39
00:03:30,020 --> 00:03:31,756
‫- اوهوم.
‫- خب، این دیگه خیلی زیاده ‌رویه.

40
00:03:31,756 --> 00:03:33,293
‫خیلی زیادیه.

41
00:03:33,293 --> 00:03:36,165
‫زنم بهم غذا میده
حالا تو ‫ازم میخوای کِگِل انجام بدم؟

42
00:03:36,165 --> 00:03:38,437
‫بذار حدس بزنم
هنوز شپش داری

43
00:03:38,437 --> 00:03:40,575
‫وگرنه چرا باید اینجا باشم؟

44
00:03:40,575 --> 00:03:42,912
‫و نه، نمیتونی مجبورم کنی
‫موهام رو از ته بتراشم.

45
00:03:42,912 --> 00:03:45,050
‫این موها استایلِ خاصِ منه.

46
00:03:45,050 --> 00:03:47,054
‫من هیچ وقت پیشنهاد ندادم
‫که سرت رو بتراشی.

47
00:03:47,054 --> 00:03:49,793
‫بهت گفتم از شامپوی پرمترین استفاده کن.

48
00:03:49,793 --> 00:03:51,329
‫اوه، باشه.

49
00:03:51,329 --> 00:03:52,799
وایسا، چی؟

50
00:03:54,869 --> 00:03:56,273
‫دست‌‌ها بالا!

51
00:03:56,273 --> 00:03:59,779
‫چند نفر اینجان تا بابت چیزی که
‫قبلاً براش ویزیت شدن، شکایت کنن؟

52
00:04:01,049 --> 00:04:03,955
‫و چند نفرتون واقعاً کاری رو که
‫ازتون خواسته بودم انجام دادید؟

53
00:04:06,226 --> 00:04:09,599
‫عالیه. نفر بعدی که میخواد
‫وقتم رو تلف کنه کیه؟ الین؟

54
00:04:09,599 --> 00:04:12,304
‫اوه، سلام دکتر. الین،
‫اون، اِ... اون...

55
00:04:12,304 --> 00:04:16,212
‫جز موقعی که اون جمله به نجات دادن
‫یه جون ختم بشه، حرف نزن.

56
00:04:16,212 --> 00:04:18,718
‫بست هستم.

57
00:04:18,718 --> 00:04:20,688
‫چی؟

58
00:04:20,688 --> 00:04:22,358
‫برام لوکیشن بفرست.

59
00:04:22,358 --> 00:04:25,097
‫میدونم خیلی هیجان ‌انگیزه، ولی...

60
00:04:25,097 --> 00:04:26,534
‫لوئیزا.

61
00:04:26,534 --> 00:04:28,369
‫اوه. بیا، سوار اتوبوس شو.

62
00:04:28,369 --> 00:04:30,608
‫- مارتین، سلام.
‫- خوبی؟

63
00:04:30,608 --> 00:04:32,044
‫اوه، آره. آره، ما خوبیم.

64
00:04:32,044 --> 00:04:34,516
‫منظورم اینه که، میدونی،
‫به جز اون جسدی که مارک...

65
00:04:34,516 --> 00:04:36,219
‫- توی مرداب پیدا کرد.
‫- شنیدم.

66
00:04:36,219 --> 00:04:38,123
‫- خب، اصلاً مارک توی مرداب چیکار میکرد؟
‫- مارتین.

67
00:04:38,123 --> 00:04:41,229
‫باعث تأسفه که توی چنین شرایط بدی
‫از مرداب ما دیدن میکنی.

68
00:04:41,229 --> 00:04:45,136
‫تو هم رفتی توش؟ خبر داری که مرداب ‌ها
‫یه پرورشگاه طبیعی برای بیماری قانقاریا هستن؟

69
00:04:45,136 --> 00:04:46,774
‫نه، مشکلی نیست.
‫ما هر سال این کار رو میکنیم.

70
00:04:46,774 --> 00:04:48,143
‫و در ضمن، هنوز کسی
انگشت پاش رو ‫از دست نداده

71
00:04:48,143 --> 00:04:49,513
‫همین‌طوره.

72
00:04:49,513 --> 00:04:51,048
‫دکتر، بالاخره اومدی.

73
00:04:51,048 --> 00:04:54,222
‫روز بزرگی برای پورت ‌ونه.
‫اولین جسد مرموزمون.

74
00:04:54,222 --> 00:04:56,760
‫اگه واقعاً بهش فکر کنی،
‫یه جورایی یه نقطه عطف بزرگه.

75
00:04:56,760 --> 00:05:00,701
‫اوم. آره، و من هنوز دارم سعی میکنم بفهمم
‫چرا اینجا به من نیاز داشتید. کسی زخمی نشده.

76
00:05:00,701 --> 00:05:02,773
‫درسته. اوضاع داره خیلی
سریع ‫و فشرده پیش میره

77
00:05:02,773 --> 00:05:04,642
‫پزشک قانونی رفته ماه عسل.

78
00:05:04,642 --> 00:05:06,546
‫پس اون تو رو مأمور کرده تا...

79
00:05:06,546 --> 00:05:08,416
‫- مسئولیت تحقیقات کالبد شکافی رو به عهده بگیری.
‫- چی، ابداً نه.

80
00:05:08,416 --> 00:05:11,289
‫نه، من پزشک قانونی نیستم،
‫و یه بعد از ظهر پر از مریض دارم.

81
00:05:11,289 --> 00:05:13,259
‫اوه. خب، اگه میخوای خون‌ گیریِ من رو
‫به فردا موکول کنی...

82
00:05:13,259 --> 00:05:15,799
‫من برنامه‌ خودم رو برای
‫یه کالبد شکافی خالی نمیکنم، باشه؟

83
00:05:15,800 --> 00:05:19,639
‫- ‫وظیفه من رسیدگی به بدن ‌های زنده‌ست، نه مرده‌ ها.
‫- درسته.

84
00:05:19,639 --> 00:05:22,411
‫ولی امروز، قانون میگه که ‫وظیفه تو همینه

85
00:05:22,411 --> 00:05:28,289
‫پزشک قانونی از ما میخواد جسد رو شناسایی کنیم،
‫دی‌ ‌ان ‌ای جمع کنیم و علت مرگ رو بفهمیم.

86
00:05:28,289 --> 00:05:29,559
‫اون یه چیز دیگه هم گفت.

87
00:05:29,559 --> 00:05:31,195
‫که خیلی مهم بود.

88
00:05:31,195 --> 00:05:32,598
‫باشه.

89
00:05:34,402 --> 00:05:36,272
‫چطوره... فردا اول وقت چطوره؟

90
00:05:36,272 --> 00:05:39,412
‫اوه، آره. خوش میگذره.

91
00:05:39,412 --> 00:05:41,116
‫منظورم اینه که، باشه.
‫مشکلی نیست.

92
00:05:41,116 --> 00:05:42,184
‫آره، کاملاً ردیفه.

93
00:05:42,184 --> 00:05:44,254
‫باشه، بعداً می‌بینمت.

94
00:05:46,091 --> 00:05:50,267
‫هی دکتر، میخوای جسد رو‫ برات کجا بذارم؟

95
00:05:50,267 --> 00:05:51,937
‫اوه، درسته
اون نکته مهم همین بود

96
00:05:51,937 --> 00:05:54,710
‫خب، پس باید جسد رو
‫چند روزی نگه داریم.

97
00:05:54,710 --> 00:05:57,013
‫فکر کردم از مطب دکتر قدیمی استفاده کنیم
‫و کولر رو تا آخر زیاد کنیم.

98
00:05:57,013 --> 00:05:58,551
‫نه، اصلاً. به هیچ وجه.

99
00:05:58,551 --> 00:06:00,253
‫مگه اینکه وقت قبلی داشته باشه،
‫وگرنه داخل نمیاد.

100
00:06:00,253 --> 00:06:01,690
‫و اصلاً به اندازه‌ کافی سرد نیست.

101
00:06:01,690 --> 00:06:03,193
‫خیلی خب، پس دنبال چی میگردیم؟

102
00:06:03,193 --> 00:06:05,665
‫یه جای مجهز به یخچال، که برای ‫انجام
کالبد شکافی به اندازه کافی بزرگ باشه

103
00:06:05,665 --> 00:06:06,967
‫هر چی تو بگی، دکتر.

104
00:06:06,967 --> 00:06:08,436
‫- هر چی تو بگی، دکتر.
‫- هر چی تو بگی، دکتر.

105
00:06:10,107 --> 00:06:12,010
‫هوم.

106
00:06:12,010 --> 00:06:13,379
‫خیلی خب.

107
00:06:14,817 --> 00:06:16,386
‫آره، ردیفش کردم.
‫آره، ردیفش کردم.

108
00:06:16,386 --> 00:06:17,420
‫خیلی خب، بفرما. آره. آره.

109
00:06:17,420 --> 00:06:18,691
‫ردیف شد. باشه.

110
00:06:18,691 --> 00:06:20,193
‫ممنون که سردخونه رو بهمون قرض دادید.

111
00:06:20,193 --> 00:06:21,429
‫آره. این کمترین کاری بود
‫که میتونستیم بکنیم.

112
00:06:21,429 --> 00:06:22,865
‫اوه، امیدوارم پاهاش جدا نشن.

113
00:06:22,865 --> 00:06:24,569
‫نه. اگه فقط... مراقب باش،
‫مراقب باش، مراقب باش.

114
00:06:24,569 --> 00:06:28,543
‫نزدیک بود اداره‌ بهداشت ما رو تعطیل کنه،
‫اون هم سر اون گوشت سینه‌ خوشمزه‌مون.

115
00:06:28,543 --> 00:06:33,320
‫و حالا داریم سردخونه‌ خودمون رو
‫به خاطر یه جنازه خالی میکنیم.

116
00:06:33,320 --> 00:06:35,257
‫گرگ، بی ‌رحم نباش.

117
00:06:35,257 --> 00:06:38,764
‫این مرد، مرده یا زنده
لایق یه ‫استقبال گرم به سبک پورت وِنه

118
00:06:38,764 --> 00:06:42,672
‫تازه، مارتین دیگه قرار نیست
‫دوباره آدم‌ فروشی کنه!

119
00:06:45,678 --> 00:06:48,316
‫اوه. شبیه یه سیب ‌زمینیِ جن‌ ‌زده‌ست.

120
00:06:48,316 --> 00:06:51,088
‫حتماً این رو توی گزارش کالبد شکافی بیار.

121
00:06:52,357 --> 00:06:54,061
‫یه زخمِ سوراخ‌ شدگی.

122
00:06:54,061 --> 00:06:55,732
‫تقریباً به اندازه‌ یه گلوله.

123
00:06:55,732 --> 00:06:59,105
‫درست مثل اون یارویی که
سال ۸۲ ‫بیرون دنس‌ تیریا دیدم

124
00:06:59,105 --> 00:07:00,340
‫اوه، عاشق دورانِ پر شر و شورت هستم.

125
00:07:00,340 --> 00:07:01,743
‫این همون موقعیه که
مدونا ‫تاکسیت رو قاپید؟

126
00:07:01,743 --> 00:07:04,381
‫خواهش میکنم، مگه شده بود که
‫مدونا تاکسی من رو قاپ نزنه؟

127
00:07:04,381 --> 00:07:06,352
‫هیچکس بدون من وارد این اتاق نمی‌شه.

128
00:07:06,352 --> 00:07:07,655
‫یا کلانتر مایلو
متوجه شدید؟

129
00:07:07,655 --> 00:07:09,659
‫- چرا دکتر؟
‫- حق با دکتره.

130
00:07:09,659 --> 00:07:11,329
‫باید همه‌ جا رو قرنطینه کنیم.

131
00:07:11,329 --> 00:07:12,599
‫- نه اینجا.
‫- اوه، نه.

132
00:07:12,599 --> 00:07:14,602
‫هی بچه ‌ها، چه خبره؟

133
00:07:14,602 --> 00:07:16,372
‫این مرد ممکنه به قتل رسیده باشه.

134
00:07:23,352 --> 00:07:25,323
‫بهمون بگید، توی پورت ون
‫یه قتل اتفاق افتاده؟

135
00:07:25,323 --> 00:07:26,994
‫یه قاتل فراری توی شهره؟

136
00:07:26,994 --> 00:07:29,231
‫- اصلا امنیت داریم؟
‫- توی خطریم؟

137
00:07:29,231 --> 00:07:30,635
‫به کی شلیک شده؟

138
00:07:30,635 --> 00:07:35,076
‫همگی، لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید!

139
00:07:37,615 --> 00:07:39,752
‫همگی، لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید.

140
00:07:39,752 --> 00:07:44,862
‫به عنوان کلانتر، وظیفه منه که از پورت ون
‫محافظت کنم و باهاتون رو راست باشم.

141
00:07:46,432 --> 00:07:48,236
‫ما روی بدن اون یارویِ مُرده
‫یه جای گلوله پیدا کردیم.

142
00:07:48,236 --> 00:07:49,639
‫آره، ممکنه قتل باشه.

143
00:07:49,639 --> 00:07:51,375
‫- باور نکردنیه.
‫- چی؟

144
00:07:51,375 --> 00:07:53,614
‫ترسناکه، ولی نگران نباشید...

145
00:07:53,614 --> 00:07:57,755
‫من اولین گشت محله تاریخ
پورت ون رو ‫راه انداختم

146
00:07:57,755 --> 00:08:00,393
‫و سارا رو برای ریاست اون انتخاب کردم.

147
00:08:03,066 --> 00:08:07,909
‫و البته، دکتر مارتین بستِ خودمون ‫قراره
تحقیقات پزشکی قانونی رو هدایت کنه

148
00:08:07,909 --> 00:08:13,521
‫پس اگه سوال یا سرنخی دارید،
‫لطفا راحت بیاید پیش هر کدوم از ما، باشه؟

149
00:08:13,521 --> 00:08:15,524
‫سوال. بگو رفیق.

150
00:08:15,524 --> 00:08:17,193
‫مظنون اصلی کیه؟

151
00:08:17,193 --> 00:08:19,064
‫سرنخی به دست اومده؟

152
00:08:19,064 --> 00:08:20,668
‫هنوز اولِ راهه.

153
00:08:20,668 --> 00:08:23,139
‫معلوم بود. همه ‌جا بی ‌کفایتی موج میزنه.

154
00:08:23,139 --> 00:08:25,377
‫باید چیکار کنیم؟

155
00:08:25,377 --> 00:08:28,049
‫خیلی در موردش فکر کردم. دکتر؟

156
00:08:35,698 --> 00:08:37,067
‫همتون میخواید زنده بمونید؟

157
00:08:37,067 --> 00:08:39,171
‫اوه، آره. البته. معلومه.

158
00:08:39,171 --> 00:08:41,008
‫پس فیزیوتراپی ‌خودت رو انجام بده.

159
00:08:41,008 --> 00:08:43,112
‫و رونی، انسولینت رو بزن.

160
00:08:43,112 --> 00:08:45,283
‫آخر و عاقبتت مثل
‫اون یارو توی یخچال میشه.

161
00:08:45,283 --> 00:08:47,487
‫یالا، رونی.

162
00:08:47,487 --> 00:08:49,157
‫تک‌ تکِ شماها.

163
00:08:50,360 --> 00:08:51,930
‫فیبر غذاییِ بیشتر.

164
00:09:00,446 --> 00:09:01,716
‫یه لحظه وایسا.
‫اون یارو که مُرده کیه؟

165
00:09:01,716 --> 00:09:02,952
‫الین، آروم‌ تر.

166
00:09:02,952 --> 00:09:04,622
‫دارم میرم کالبد شکافی رو انجام بدم.

167
00:09:04,622 --> 00:09:07,461
‫وقتِ لوئیزا رو برای صبح بنداز،
‫وقت بقیه‌ مریض‌ هام رو هم عوض کن.

168
00:09:07,461 --> 00:09:08,564
‫- میتونی از پسش بر بیای؟
‫- آره.

169
00:09:08,564 --> 00:09:09,766
‫آره، آره، کاملاً.

170
00:09:09,766 --> 00:09:12,839
‫ولی دکتر، قتل توی پورت ون؟

171
00:09:12,839 --> 00:09:15,076
‫انگار داریم توی سریال
جناییِ خودمون ‫زندگی میکنیم

172
00:09:18,784 --> 00:09:20,486
‫هی، به کسی نگو، ولی...

173
00:09:20,486 --> 00:09:22,625
‫خیلی هیجان‌ دارم.

174
00:09:22,625 --> 00:09:27,802
‫همیشه دلم میخواست یه جنایت واقعی رو ‫حل کنم
تا اینجوری جدی گرفته بشم

175
00:09:27,802 --> 00:09:32,077
‫میدونی، نه فقط به عنوان کسی که میاد
‫و جغد رو از توی شیروونی‌ تو در میاره.

176
00:09:32,077 --> 00:09:33,479
‫باشه.

177
00:09:33,479 --> 00:09:36,352
‫فقط اون کیسه رو می‌بندی.
‫و چی باقی میمونه؟

178
00:09:36,352 --> 00:09:38,222
‫- نمونه بافت.
‫- درسته.

179
00:09:39,358 --> 00:09:41,094
‫خیلی خب.

180
00:09:44,235 --> 00:09:45,737
‫- الان.
‫- آره.

181
00:09:47,107 --> 00:09:48,710
‫- اوهوم.
‫- اوهوم.

182
00:09:52,919 --> 00:09:55,824
‫همم، فکر میکردم یکم خون باشه.

183
00:09:55,824 --> 00:09:57,661
‫خون بعد از مرگ لخته میشه.

184
00:09:57,661 --> 00:09:59,498
‫پس چرا انقدر شل و اسفنجیه؟

185
00:09:59,498 --> 00:10:01,537
‫به‌ خاطر آب مردابه.

186
00:10:01,537 --> 00:10:06,914
‫سرما، اسیدی بودن و اکسیژن کم بافت رو
‫سالم نگه میداره، ولی جریان خون رو نه.

187
00:10:06,914 --> 00:10:10,386
‫اوه، پس مثل کار کردن روی یه بدن زنده‌ست،
‫ولی بدون هیچ خونی؟

188
00:10:10,386 --> 00:10:12,390
‫دقیقاً.

189
00:10:12,390 --> 00:10:14,427
‫خب، فکر میکنی کی مرده؟

190
00:10:14,427 --> 00:10:16,567
‫سؤال خوبیه، دوست من.

191
00:10:16,567 --> 00:10:21,542
‫ممکنه هفته‌‌ها پیش، ماه ‌ها پیش،
‫یا حتی سال ‌ها پیش مرده باشه.

192
00:10:21,542 --> 00:10:24,448
‫این واقعاً دامنه‌ قربانی‌ های
‫احتمالی رو گسترده می‌کنه.

193
00:10:24,448 --> 00:10:27,187
‫- اوهوم.
‫- و مظنون‌ها رو.

194
00:10:28,423 --> 00:10:29,693
‫اوه...

195
00:10:29,693 --> 00:10:34,435
‫خیلی خب، زمان موندن
‫توی مرداب، نامشخص.

196
00:10:34,435 --> 00:10:42,283
‫اوم، مذکر، قد ۵ فوت و ۱۰ اینچ،
‫بدون تتو، مو قرمز.

197
00:10:43,420 --> 00:10:44,722
‫نه.

198
00:10:44,722 --> 00:10:46,860
‫خب، شاید.

199
00:10:46,860 --> 00:10:49,231
‫خیلی خب، همینجا منتظر بمون دکتر.
‫من باید برم...

200
00:10:49,231 --> 00:10:52,437
‫باید سریع برم یه کار کارآگاهی انجام بدم.

201
00:10:52,437 --> 00:10:54,576
‫حتماً.

202
00:10:54,576 --> 00:10:56,311
‫منم تا یه لحظه دیگه کارم تمومه.

203
00:11:07,968 --> 00:11:10,708
‫♪ برو کنار و بذار اون مَرد رد بشه ♪

204
00:11:10,708 --> 00:11:12,945
‫♪ بذار اون مَرد رد بشه ♪

205
00:11:12,945 --> 00:11:15,751
‫♪ برو کنار و بذار اون مَرد رد بشه ♪

206
00:11:15,751 --> 00:11:17,955
‫♪ بذار اون مَرد رد بشه ♪

207
00:11:17,955 --> 00:11:19,492
‫♪ برو کنار و بذار... ♪

208
00:11:19,492 --> 00:11:21,730
‫گرگ!

209
00:11:21,730 --> 00:11:23,366
‫خودت رو جمع ‌و جور کن، گرگ.

210
00:11:23,366 --> 00:11:25,437
‫ببخشید.

211
00:11:26,706 --> 00:11:28,911
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

212
00:11:28,911 --> 00:11:33,954
‫اون ماشینِ جوزفین آلکات
‫توی ورودیِ خونه‌ رانی وینزلوئه؟

213
00:11:35,390 --> 00:11:37,127
‫عجب.

214
00:11:37,127 --> 00:11:40,400
‫هنوز خاکِ قبرِ زنِ بدبختش سرد نشده.

215
00:11:40,400 --> 00:11:43,841
‫فکر نمیکنم کسرول ‌ها تنها چیزی باشن
‫که اون داره می‌پزه.

216
00:11:43,841 --> 00:11:45,711
‫کسرول میونِ کاه‌ ها.

217
00:11:49,886 --> 00:11:52,791
‫یه جسد توی مرداب پیدا شده.

218
00:11:52,791 --> 00:11:57,467
‫زود باشید مردم، فکر کنید.
‫این ناشناس کیه؟

219
00:11:57,467 --> 00:11:59,170
‫و کی رو مظنونِ این ماجرا میدونیم؟

220
00:11:59,170 --> 00:12:01,509
‫پورت وِن فقط بهترین جا ‫برای
ساندویچ ‌های خرچنگ نیست

221
00:12:01,509 --> 00:12:03,647
‫این شهر پر از رازه.

222
00:12:03,647 --> 00:12:05,918
‫باهامون همراه باشید.

223
00:12:05,918 --> 00:12:11,796
‫من کارآگاه الین دنتون هستم،
‫و این پنجه و قانون مردابه.

224
00:12:11,796 --> 00:12:13,533
‫دنگ، دنگ!

225
00:12:13,533 --> 00:12:14,936
‫آره. آره!

226
00:12:14,936 --> 00:12:17,274
‫الین، تو... تو توی این کار ‫خیلی خوبی

227
00:12:17,274 --> 00:12:21,148
‫واقعاً. و اون کت خیلی جذابه.

228
00:12:21,148 --> 00:12:23,954
‫- اوه، واقعاً؟
‫- آره، خیلی ازش خوشم میاد.

229
00:12:25,691 --> 00:12:27,762
‫اوه، سلام. سلام دکتر.

230
00:12:27,762 --> 00:12:30,768
‫اِم، ما داشتیم،
‫ما فقط داشتیم... اِم...

231
00:12:30,768 --> 00:12:32,204
‫ادامه بدید.

232
00:12:32,204 --> 00:12:33,941
‫یه لحظه وایسا
قضیه چیه؟

233
00:12:33,941 --> 00:12:35,945
‫مقتول کیه و چجوری مُرده؟

234
00:12:35,945 --> 00:12:38,048
‫هنوز مطمئن نیستم.
‫هنوز دارم روش کار میکنم.

235
00:12:38,048 --> 00:12:40,687
‫- شبتون خوش.
‫- خب، وایسا. چی...

236
00:12:40,687 --> 00:12:42,925
‫اون چیه؟

237
00:12:42,925 --> 00:12:44,695
‫واقعاً خوش‌ اخلاق شده بودی؟

238
00:12:44,695 --> 00:12:46,198
‫چرا نباشم؟

239
00:12:46,198 --> 00:12:48,168
‫بالاخره مریضی پیدا کردم
‫که جواب پس نمیده.

240
00:12:49,270 --> 00:12:50,774
‫تو این کار رو کردی؟

241
00:12:50,774 --> 00:12:53,212
‫اِم... آره.

242
00:12:53,212 --> 00:12:55,082
‫آره. خیلی تمیز در اومده، مگه نه؟

243
00:12:55,082 --> 00:12:57,287
‫هوم، کاش توی شغل اصلیت هم
‫همینقدر خوب بودی.

244
00:12:57,287 --> 00:12:59,826
‫شب بخیر.

245
00:13:05,403 --> 00:13:07,307
‫وقتی مهربون میشه ترسناک ‌تره.

246
00:13:20,701 --> 00:13:22,972
‫مشکل جنیوا چیه؟

247
00:13:22,972 --> 00:13:27,080
‫هنوز دقیقاً نمیدونیم، ولی فکر میکنیم
‫جسدی که پیدا کردیم...

248
00:13:27,080 --> 00:13:29,518
‫- ممکنه بروس باشه.
‫- آه.

249
00:13:29,518 --> 00:13:33,726
‫هم ‌قد، مو قرمز،‌ و ممکنه
‫بهش شلیک شده باشه.

250
00:13:33,726 --> 00:13:37,100
‫وای، خدای من، بروسیِ من؟

251
00:13:37,100 --> 00:13:39,337
‫میدونم هضم این موضوع خیلی سخته.

252
00:13:40,774 --> 00:13:42,578
‫آخرین بار کی اون رو دیدی؟

253
00:13:42,578 --> 00:13:44,347
‫عید شکرگزاری.

254
00:13:44,347 --> 00:13:45,618
‫چند سال پیش.

255
00:13:45,618 --> 00:13:48,289
‫خودت میدونی
همه این رو میدونن

256
00:13:48,289 --> 00:13:52,163
‫درسته. ولی هیچ ‌وقت بهمون نگفتی
‫کجا رفت یا چرا ترکت کرد.

257
00:13:52,163 --> 00:13:57,575
‫آره، اون موقع نمیخواستم در موردش حرف بزنم،
‫و قطعاً الان هم نمیخوام در موردش حرف بزنم.

258
00:13:57,575 --> 00:13:58,610
‫میدونم.

259
00:13:58,610 --> 00:13:59,713
‫اینجا چه خبره؟

260
00:13:59,713 --> 00:14:00,881
‫ماموریت رسمی پلیس.

261
00:14:00,881 --> 00:14:04,387
‫خب، من نگهبان محله‌م،
‫و اون بهترین دوستمه. چی شده؟

262
00:14:04,387 --> 00:14:06,492
‫نمیخوام وقتی این رو بهت میگم ‫از حال بری

263
00:14:06,492 --> 00:14:08,228
‫فقط حرفت رو بزن، مارک.

264
00:14:10,033 --> 00:14:11,636
‫ممکنه جسد بروس رو پیدا کرده باشیم.

265
00:14:11,636 --> 00:14:14,307
‫- توی مرداب؟
‫- اوهوم.

266
00:14:14,307 --> 00:14:16,747
‫جنیوا، فکر میکنی ممکنه
واقعیت داشته باشه؟

267
00:14:16,747 --> 00:14:18,215
‫آره.

268
00:14:19,251 --> 00:14:20,921
‫من این کار رو کردم.

269
00:14:20,921 --> 00:14:22,490
‫من بروسی رو کشتم.

270
00:14:22,490 --> 00:14:23,660
‫چی؟

271
00:14:23,660 --> 00:14:29,772
‫آره، من به شوهرم شلیک کردم
‫و توی مرداب انداختمش.

272
00:14:29,772 --> 00:14:31,341
‫باشه، باشه.

273
00:14:31,341 --> 00:14:32,778
‫فکر کنم یه دقیقه زمان احتیاج دارم.

274
00:14:32,778 --> 00:14:34,047
‫وایسا، وایسا. بیخیال.

275
00:14:34,047 --> 00:14:36,352
‫کارت رو انجام بده.
‫من رو بازداشت کن.

276
00:14:36,352 --> 00:14:37,554
‫چی؟

277
00:14:44,334 --> 00:14:46,105
‫سوابق. توی یه کالبد شکافی...

278
00:14:46,105 --> 00:14:48,543
‫سرم شلوغه، الین.

279
00:14:48,543 --> 00:14:51,048
‫اوه، من... من لوئیزام.

280
00:14:53,953 --> 00:14:55,456
‫- سلام.
‫- لوئیزا. درسته.

281
00:14:55,456 --> 00:14:57,694
‫- آره. اوهوم.
‫- وقت... وقتِ ملاقاتت.

282
00:14:57,694 --> 00:14:59,064
‫چطوری... چطوری؟

283
00:14:59,064 --> 00:15:01,569
‫اوم، یکم استرس دارم.

284
00:15:01,569 --> 00:15:02,805
‫- منم همین‌طور.
‫- واقعاً؟

285
00:15:02,805 --> 00:15:03,973
‫نه، متاسفم.

286
00:15:03,973 --> 00:15:05,811
‫نمیدونم چرا این رو گفتم.

287
00:15:05,811 --> 00:15:08,182
‫- اوه. باشه.
‫- البته که نه.

288
00:15:08,182 --> 00:15:09,586
‫خون‌ گیری یه پروسه‌ ساده‌‌ست.

289
00:15:09,586 --> 00:15:11,154
‫- اوه، خوبه.
‫- فقط...

290
00:15:12,090 --> 00:15:13,993
‫الین باهات نیومد تو؟

291
00:15:13,993 --> 00:15:15,898
‫- دیر کرده.
‫- من، اوم... اون، اوم...

292
00:15:15,898 --> 00:15:19,572
اون ‫دمِ سالتی بریز وایساد
چون ‫هوس شیرینی دانمارکی کرده بود

293
00:15:19,572 --> 00:15:20,807
‫اوه، خوبه، خوبه.

294
00:15:20,807 --> 00:15:25,249
‫بابتِ کاری پول دادم که
‫سدِ راهِ تنقلاتِ صبحونه‌ اون شده.

295
00:15:25,249 --> 00:15:27,989
‫فکر میکنی چقدر...
چقدر طول بکشه؟

296
00:15:27,989 --> 00:15:31,094
‫آخه، من... من باید زود به مدرسه برم.

297
00:15:31,094 --> 00:15:33,232
‫درسته. الان یه سوزن پیدا میکنم.

298
00:15:34,234 --> 00:15:36,438
‫پیدا کردنِ یه سوزن.

299
00:15:41,381 --> 00:15:44,087
‫خب، چطوره، اِم...

300
00:15:44,087 --> 00:15:46,091
‫- مدرسه چطوره؟
‫- شلوغه.

301
00:15:46,091 --> 00:15:49,231
‫دارم... دارم به مدیر هالووِی توی
موضوع کاهش بودجه کمک میکنم

302
00:15:49,231 --> 00:15:53,607
‫میدونی، دارم چسب‌‌‌های ماتیکی رو
‫جیره‌ بندی میکنم و قیمت مدادها رو در میارم و...

303
00:15:58,783 --> 00:16:00,452
‫بیا انجامش بدیم.

304
00:16:01,488 --> 00:16:03,259
‫- درسته.
‫- آره.

305
00:16:03,259 --> 00:16:05,597
‫- باشه. من فقط...
‫- اوه، آره.

306
00:16:07,602 --> 00:16:10,473
‫- همم. فقط...
‫- اوهوم.

307
00:16:17,788 --> 00:16:20,259
‫- مشت کن.
‫- باشه.

308
00:16:22,631 --> 00:16:24,067
‫چیزی، چیزی شده؟

309
00:16:24,067 --> 00:16:26,606
‫- آره. تو، خب...
‫- من؟

310
00:16:28,644 --> 00:16:30,179
‫خیلی نازکه.

311
00:16:30,179 --> 00:16:31,816
‫- اوه.
‫- رگ‌ هات خیلی نازکن.

312
00:16:31,816 --> 00:16:33,485
‫باید... باید...

313
00:16:33,485 --> 00:16:35,924
‫باید وقتی آب بدنت بیشتر بود برگردی.

314
00:16:35,924 --> 00:16:38,062
‫وای، خدای من.

315
00:16:38,062 --> 00:16:39,765
‫دکتر ریس همیشه رگ‌‌های من رو
‫دوست داشت، برای همین...

316
00:16:39,765 --> 00:16:43,005
‫آره. خب، اون‌ وقت دکتر ریس باید
‫از دنیای مردگان برگرده تا ازت خون بگیره.

317
00:16:43,005 --> 00:16:44,474
‫نه، نه، نه. منظورم این نیست.

318
00:16:44,474 --> 00:16:46,512
‫فقط، فقط فکر نمیکنم بتونم
‫همش زمانش رو عوض کنم.

319
00:16:46,512 --> 00:16:48,415
‫الو.

320
00:16:48,415 --> 00:16:49,952
‫چی؟

321
00:16:49,952 --> 00:16:51,656
‫شوخی میکنی؟

322
00:16:51,656 --> 00:16:53,627
‫الان خودم رو میرسونم.

323
00:16:53,627 --> 00:16:55,196
‫چی... الان دیگه چی شده؟

324
00:16:55,196 --> 00:16:57,702
‫مارک. جنیوا رو دستگیر کرد.

325
00:16:57,702 --> 00:16:59,071
‫بـ... بگو الین زمانش رو عوض کنه.

326
00:17:04,480 --> 00:17:07,554
‫خیلی ‌خب عجیب غریب ها.
‫پنج دلار، پنج دقیقه.

327
00:17:09,190 --> 00:17:12,397
‫صداتون هم در نیاد،
‫بهش هم دست نزنید!

328
00:17:12,397 --> 00:17:15,971
‫وای، خدای من. پاهاش رو ببین.

329
00:17:15,971 --> 00:17:17,374
‫میخواید عکس بگیرید؟

330
00:17:17,374 --> 00:17:19,210
‫اِم، اِم، عکس گرفتن پنج دلار ‫اضافه ‌تر میشه

331
00:17:19,210 --> 00:17:21,482
‫- اضافه‌ تر؟
‫- برای هر نفر.

332
00:17:21,482 --> 00:17:23,987
‫- باشه فسیل.
‫- به همه‌ دوست هاتون بگید.

333
00:17:23,987 --> 00:17:25,389
‫آماده ‌ای؟

334
00:17:27,260 --> 00:17:28,964
‫جنیوا، برامون توضیح بده چی شد.

335
00:17:28,964 --> 00:17:30,934
‫چجوری این کار رو کردی؟
با چه تفنگی؟

336
00:17:30,934 --> 00:17:35,009
‫مارک، اگه بخوام همش به سوالاتت جواب بدم،
‫هیچ ‌‌وقت این ردیف رو تموم نمیکنم.

337
00:17:35,009 --> 00:17:36,378
‫قبلاً هم که بهت گفتم.

338
00:17:36,378 --> 00:17:41,923
‫توی خونه با تفنگ شکاری بروس،
‫و بعد توی مرداب انداختمش.

339
00:17:41,923 --> 00:17:45,162
‫واقعاً یه مرد دویست پوندی رو
‫تنهایی توی مرداب انداختی؟

340
00:17:45,162 --> 00:17:47,133
‫- از عضلات میان ‌تنم مایه گذاشتم.
‫- جنیوا.

341
00:17:47,133 --> 00:17:48,837
‫چجوری قراره این رو به مامانم بگم؟

342
00:17:48,837 --> 00:17:50,607
‫این خبر اون رو میکشه.

343
00:17:50,607 --> 00:17:53,378
‫دیگه در مورد چه چیزهایی دروغ گفتی؟

344
00:17:53,378 --> 00:17:55,717
‫ماهی‌ گلیت فرار نکرده بود.

345
00:17:57,086 --> 00:17:59,725
وایسا، یعنی اون ‫عضو یه گروه راک نشد؟

346
00:18:00,995 --> 00:18:02,965
‫مارک، بهتره ندونی.

347
00:18:02,965 --> 00:18:04,434
‫تو و مامانم بهم گفتید که اون توی...

348
00:18:04,434 --> 00:18:06,940
‫یه گروه موسیقی به اسم
‫کیوتی و گلدفیش بوده.

349
00:18:06,940 --> 00:18:10,580
‫هضم این همه اطلاعات
در حال حاضر ‫واقعاً برام سنگینه

350
00:18:10,580 --> 00:18:12,016
‫من... من فقط...

351
00:18:13,586 --> 00:18:17,160
‫هیچ‌ وقت نتونستم بفهمم
‫چجوری وارد نیروی پلیس شد.

352
00:18:17,160 --> 00:18:18,964
‫آره، منم همین‌طور.

353
00:18:18,964 --> 00:18:22,270
‫جنیوا، من... من باید در مورد
‫سابقه‌ پزشکی بروس بیشتر بدونم...

354
00:18:22,270 --> 00:18:23,540
‫تا بتونم هویتش رو تایید کنم.

355
00:18:23,540 --> 00:18:26,178
‫تتویی داشت؟
‫علامت خاصی برای شناسایی؟

356
00:18:26,178 --> 00:18:27,413
‫شاید هم عمل جراحی؟

357
00:18:27,413 --> 00:18:32,692
‫خب، اون... اون طحال نداشت،
‫نه کیسه صفرا داشت و نه آپاندیس.

358
00:18:32,692 --> 00:18:35,129
‫میدونی، از اون اندام‌ هایی که
‫واقعاً بهشون نیازی نداری.

359
00:18:36,632 --> 00:18:37,901
‫این خودش یه شروعه‌.

360
00:18:37,901 --> 00:18:40,039
‫هنوز نمیتونم باورش کنم.

361
00:18:40,039 --> 00:18:42,310
‫جنیوا! امکان نداره.

362
00:18:42,310 --> 00:18:45,049
‫منظورم اینه که، اون همیشه در مورد
‫دلیل رفتنِ بروس طفره میرفت.

363
00:18:45,049 --> 00:18:46,786
‫هیچ ‌وقت جواب درستی نمیداد.

364
00:18:46,786 --> 00:18:48,289
‫فقط یه روز، غیبش زد.

365
00:18:48,289 --> 00:18:52,363
‫آره، میتونی بیست سال کنار کسی بخوابی
‫و اصلاً ندونی چه کارهایی ازش برمیاد.

366
00:18:52,363 --> 00:18:54,200
‫من یه بار بدون تو به کنسرت شر رفتم.

367
00:18:54,200 --> 00:18:55,904
‫فقط یه بار
تورِ خداحافظی بود

368
00:18:55,904 --> 00:18:58,041
‫دقیقاً. تورِ خداحافظی بود.

369
00:18:58,041 --> 00:19:00,446
‫باید یه قسمت جدید ضبط کنم.

370
00:19:00,446 --> 00:19:03,352
‫این خبر بزرگیه
این خبر بزرگیه

371
00:19:03,352 --> 00:19:06,291
‫در ضمن، این ممکنه
بهترین ‫کارت تا الان باشه

372
00:19:06,291 --> 00:19:08,061
‫از چجور پنیری استفاده کردی؟

373
00:19:08,061 --> 00:19:09,464
‫اگه بهت بگم...

374
00:19:09,464 --> 00:19:11,334
‫- باید بکشمت.
‫- باید بکشمت.

375
00:19:11,334 --> 00:19:12,972
‫آره، دیگه نمیتونیم اون حرف رو بزنیم.

376
00:19:12,972 --> 00:19:14,775
‫الان دیگه فرق کرده.

377
00:19:14,775 --> 00:19:17,213
‫حقیقت با چنگ و دندون
‫خودش رو نشون داد.

378
00:19:17,213 --> 00:19:21,956
‫قاتل پورت وِن دستگیر شده
و همیشه ‫کار کسیه که‌ کمترین انتظار رو ازش داری

379
00:19:21,956 --> 00:19:26,999
‫تا دفعه بعد، کارآگاه دنتون،
‫چنگ و قانون، بی.او.جی.

380
00:19:26,999 --> 00:19:29,170
‫دان، دان!

381
00:19:29,170 --> 00:19:30,339
‫خیلی خوبه.

382
00:19:30,339 --> 00:19:32,978
‫ولی، چرا این کار رو کرد؟

383
00:19:32,978 --> 00:19:34,515
‫مهم نیست. پرونده بسته شد.

384
00:19:34,515 --> 00:19:36,251
‫کار کارآگاهیت افتضاحه.

385
00:19:36,251 --> 00:19:38,523
‫هی، با دوست ‌دختر من ‫کل ‌کل نکن، باشه؟

386
00:19:38,523 --> 00:19:40,827
‫و... و... و یکم ‫به مجری‌های قانون احترام بذار

387
00:19:40,827 --> 00:19:42,363
‫دوست ‌دختر؟

388
00:19:42,363 --> 00:19:45,937
‫- آره، من، خب...
‫- اَل، قبلاً در مورد این حرف زدیم.

389
00:19:45,937 --> 00:19:48,510
‫ما فقط دوست ‌های صمیمی ‫و شیطونیم
همین و بس

390
00:19:48,510 --> 00:19:50,980
‫بالاخره، داره جالب میشه.

391
00:19:50,980 --> 00:19:52,350
‫میدونی چیه؟

392
00:19:52,350 --> 00:19:54,522
‫باشه. برو برای خودت
‫یه فیلمبردار جدید پیدا کن.

393
00:19:54,522 --> 00:19:56,859
‫و... و... و یه دوستِ صمیمی ‫و شیطونِ دیگه

394
00:19:56,859 --> 00:19:59,263
‫هی! دوست صمیمی و شیطون دیگه چیه؟

395
00:20:00,734 --> 00:20:02,136
‫اِ...

396
00:20:02,136 --> 00:20:03,807
‫پنج دلار، هر نوبت پنج دقیقه.

397
00:20:03,807 --> 00:20:05,109
‫سریع و بی‌ سر و صدا، باشه؟

398
00:20:05,109 --> 00:20:06,980
‫برت؟
واقعاً؟

399
00:20:06,980 --> 00:20:09,250
‫داری برای دیدنِ جسد پول میگیری؟

400
00:20:09,250 --> 00:20:12,123
‫این یه فاجعه‌ست،
‫نه معرکه ‌گیریِ کارناوال.

401
00:20:12,123 --> 00:20:13,826
‫فقط دارم سعی میکنم
‫یه لقمه نون حلال در بیارم.

402
00:20:13,826 --> 00:20:15,129
‫خجالت نمیکشی؟

403
00:20:15,129 --> 00:20:16,833
‫امان از دنیایِ امروز.

404
00:20:16,833 --> 00:20:18,001
‫دنیا داره به فنا میره.

405
00:20:18,001 --> 00:20:20,005
‫از همتون ناامید شدم.

406
00:20:21,408 --> 00:20:22,745
‫من هوای جرج رو دارم.

407
00:20:22,745 --> 00:20:24,749
‫- منم شریک میکنی؟
‫- قبوله.

408
00:20:24,749 --> 00:20:26,586
‫کلانتر مارک، فرار کنید!

409
00:20:31,028 --> 00:20:34,602
‫انگار، اینجوریه که، اول بروس،
‫و بعدش نوبتِ ماهی قرمزم شد.

410
00:20:34,602 --> 00:20:37,006
‫دیگه جنیوا چی رو داره
‫از من قایم می‌کنه، هان؟

411
00:20:37,006 --> 00:20:39,845
‫فقط برای اینکه قضیه روشن بشه
تو واقعاً ‫فکر کردی یه ماهی قرمز میتونه آواز بخونه؟

412
00:20:39,845 --> 00:20:42,651
‫خب، من سگی داشتم که
‫میتونست ذهنم رو بخونه. پس...

413
00:20:42,651 --> 00:20:47,527
‫به ‌هر حال، ما حتی نمیدونیم که این بروسه،
‫یا فقط یه جور توهمِ دوران پیریِ جنیواست.

414
00:20:47,527 --> 00:20:48,930
‫چراغ ‌قوه رو آوردی؟

415
00:20:48,930 --> 00:20:51,168
‫البته دکتر. هیچ ‌وقت بدون اون
‫از خونه نمیزنم بیرون.

416
00:20:51,168 --> 00:20:52,838
‫کجا داریم میریم؟

417
00:20:52,838 --> 00:20:56,177
‫فقط نور رو درست بالای شکم بتابون.

418
00:20:58,181 --> 00:21:08,101
‫خب، من پرونده‌‌های دکتر ریس رو بررسی کردم
‫و بروس کیسه صفراش رو عمل کرده بود.

419
00:21:08,101 --> 00:21:09,771
‫پس اگه این جسد...

420
00:21:11,040 --> 00:21:15,449
‫کیسه صفرا نداشته باشه،
‫احتمالاً خودِ بروسه.

421
00:21:15,449 --> 00:21:18,422
‫چجوری از این راه نون در میاری، دکتر؟

422
00:21:18,422 --> 00:21:19,892
‫بهترین شغل دنیاست.

423
00:21:21,228 --> 00:21:22,731
‫رفیق، متفاوت به نظر میای.

424
00:21:22,731 --> 00:21:24,969
‫نمیدونم. انگار شادتر شدی.

425
00:21:24,969 --> 00:21:27,206
‫کم‌ کم داری معذبم میکنی.

426
00:21:27,206 --> 00:21:29,477
‫فقط دارم از کارم لذت می‌برم.

427
00:21:29,477 --> 00:21:31,314
‫جرم که نیست.

428
00:21:31,314 --> 00:21:36,058
‫خدا رو شکر، چون واقعاً برام سخت بود
‫که مجبور بشم تو رو هم بازداشت کنم، دکتر.

429
00:21:36,058 --> 00:21:38,563
‫میدونستم. این بروس نیست.

430
00:21:38,563 --> 00:21:39,464
‫اوه؟

431
00:21:39,464 --> 00:21:43,740
‫ما همیشه کنجکاو بودیم که
‫بین شما دو نفر چی شده.

432
00:21:43,740 --> 00:21:47,346
‫بعد از اینکه اون، آه، از شهر رفت،
‫خیلی مرموز شده بودی.

433
00:21:47,346 --> 00:21:49,183
‫ولی فکر نمیکردیم که کشته باشیش.

434
00:21:49,183 --> 00:21:51,221
‫همش تقصیر این بافتِ گیس ‌بافِ لعنتی بود.

435
00:21:51,221 --> 00:21:55,764
‫و حالا کل شهر میفهمن‌ که تو ‫فقط
یه زنِ مهربونِ کیک ‌پز نیستی

436
00:21:55,764 --> 00:21:59,872
‫بلکه یه شوهر کُشِ خونسردی که قراره
‫بقیه‌ عمرش رو توی زندان بگذرونه.

437
00:21:59,872 --> 00:22:03,345
‫باید کل این ردیف رو دوباره ببافم.

438
00:22:03,345 --> 00:22:07,419
‫جنیوا لارسن، تو هیچ‌ وقت توی عمرت
‫یه بافت گیس ‌‌باف رو خراب نکرده بودی.

439
00:22:09,959 --> 00:22:11,361
‫خیلی خب.

440
00:22:12,965 --> 00:22:15,269
‫من بروسی رو نکشتم.

441
00:22:15,269 --> 00:22:17,139
‫پس چرا خودت رو تسلیم کردی؟

442
00:22:17,139 --> 00:22:20,514
‫چون ترجیح میدم اینجا بپوسم
‫تا اینکه بقیه حقیقت رو بفهمن.

443
00:22:20,514 --> 00:22:22,884
‫چه چیزی بدتر از اتهامِ قتله؟

444
00:22:23,886 --> 00:22:25,222
‫اون روز شکرگزاری...

445
00:22:25,222 --> 00:22:32,871
‫وقتی، وقتی بروس رفت،
‫اون با خواهرم... رفت.

446
00:22:32,871 --> 00:22:34,541
‫بانی؟

447
00:22:34,541 --> 00:22:36,813
‫خب، همیشه کارِ هموناست
که ‫اصلاً انتظارش رو نداری

448
00:22:36,813 --> 00:22:40,452
‫از اون موقع تا الان
‫با هیچکدومشون حرف نزدم.

449
00:22:40,452 --> 00:22:42,457
‫دو نفری که بیشتر از هر کسی
‫توی دنیا دوستشون داشتم...

450
00:22:42,457 --> 00:22:50,540
‫اونا همدیگه رو انتخاب کردن و من رو
‫با یه بوقلمونِ سرد و یه قلبِ شکسته تنها گذاشتن.

451
00:22:50,540 --> 00:22:59,558
‫ولی حقیقتی که... واقعاً نمیخوام
‫بهش اعتراف کنم اینه که پیر و تنهام...

452
00:22:59,558 --> 00:23:01,161
‫و کسی دوستم نداره.

453
00:23:01,161 --> 00:23:03,465
‫اوه، جنیوا، دیوونه نشو.

454
00:23:03,465 --> 00:23:09,310
‫ما همه‌‌مون دوستت داریم
و جایی نمیریم، باشه؟

455
00:23:09,310 --> 00:23:12,684
‫و میدونی که، هر کسی یکی دو تا
‫راز برای خودش داره.

456
00:23:14,154 --> 00:23:16,559
‫میدونی همین الان چی دیدم؟

457
00:23:16,559 --> 00:23:20,165
‫ژوزفین و رانی داشتن ‌مثل
‫سگ‌‌های فحل به هم می‌پریدن.

458
00:23:20,165 --> 00:23:21,467
‫- واقعاً؟
‫- هوم.

459
00:23:23,305 --> 00:23:26,144
‫اون قطعاً داشت کلی کسرول می‌پخت.

460
00:23:26,144 --> 00:23:27,447
‫حالا میفهمیم چرا.

461
00:23:32,891 --> 00:23:34,895
‫منظورت چیه که این بروس نیست؟

462
00:23:34,895 --> 00:23:36,832
‫بروس کیسه صفرا نداره.

463
00:23:36,832 --> 00:23:39,237
‫این جسد داره.

464
00:23:41,208 --> 00:23:42,544
‫وایسا.

465
00:23:43,512 --> 00:23:45,316
‫یه لحظه وایسا.

466
00:23:45,316 --> 00:23:47,119
‫میتونی نورت رو این‌ طرف بیشتر ‫بتابونی؟

467
00:23:48,355 --> 00:23:49,725
‫آره.

468
00:23:54,167 --> 00:23:57,440
‫یه تیله اون تو چیکار میکرد؟

469
00:23:57,440 --> 00:24:02,383
‫فکر کنم این جسد خیلی طولانی‌ تر‌
از اون چیزی که ‫فکر میکردیم توی مرداب بوده

470
00:24:02,383 --> 00:24:05,255
‫تیزبین بودی مارتین
این یه گلوله مشکته

471
00:24:05,255 --> 00:24:06,926
‫برای قرن هجدهم.

472
00:24:06,926 --> 00:24:14,407
‫این ممکنه از اولین اهالی پورت ‌ون باشه،
‫مثل ارمیا یا رادریک، یا نه، آرچیبالد بی‌ دماغ ون.

473
00:24:14,407 --> 00:24:16,545
‫این جنازه قرن‌‌ها قدمت داره.

474
00:24:16,545 --> 00:24:19,083
‫ما یه مرد مردابی رو این طرف
‫اقیانوس اطلس کشف کردیم.

475
00:24:19,083 --> 00:24:21,221
‫منظورم اینه که
تیتر اصلیِ خبر همینه

476
00:24:21,221 --> 00:24:22,557
‫این باور‌ نکردنیه.

477
00:24:22,557 --> 00:24:23,826
‫وای. ورقِ این پرونده برگشت.

478
00:24:23,826 --> 00:24:25,296
‫کارهای زیادی برای انجام دادن داریم.

479
00:24:25,296 --> 00:24:26,933
‫برای چی؟
تحقیقات تموم شده

480
00:24:26,933 --> 00:24:28,536
‫این دیگه یه کشف علمیه.

481
00:24:28,536 --> 00:24:29,872
‫اوه، اوه، آروم تر.

482
00:24:29,872 --> 00:24:31,675
‫تند نرو. این هنوز یه پرونده‌ قتله.

483
00:24:31,675 --> 00:24:33,412
‫یه قتلِ چهارصد ساله.

484
00:24:33,412 --> 00:24:35,316
‫- این اولین پرونده‌ قدیمیِ منه.
‫- حق با مارکه.

485
00:24:35,316 --> 00:24:38,288
‫منم دلم میخواد بدونم چه کسی
‫این ساکنِ قدیمیِ پورت وِن رو کشته.

486
00:24:38,288 --> 00:24:40,126
‫این بخشی از چیه ماست؟

487
00:24:40,126 --> 00:24:41,428
‫- تاریخ‌مون.
‫- تاریخ، دکتر.

488
00:24:41,428 --> 00:24:42,931
‫خیلی خب. تا وقتی که من رو
‫ واردِ این ماجرا نکنید...

489
00:24:42,931 --> 00:24:44,634
‫هر کاری دلتون میخواد بکنید.
‫من باید یه تماس بگیرم.

490
00:24:44,634 --> 00:24:45,937
‫نگران هیچی نباش، دکتر.

491
00:24:45,937 --> 00:24:48,008
‫- میدونی که از پسش بر میام.
‫- ممنون، شریک.

492
00:24:48,008 --> 00:24:49,443
‫جنیوا این کار رو نکرده.

493
00:24:49,443 --> 00:24:51,448
‫ببخشید، جسیکا فلچر.
‫اون خبر دیگه قدیمیه.

494
00:24:51,448 --> 00:24:53,318
‫- چی؟
‫- سلام، نورمن.

495
00:24:53,318 --> 00:24:54,955
‫- دکتر مارتین بست هستم.
‫- این رو ببین.

496
00:24:54,955 --> 00:24:56,726
‫آره. آره، خیلی وقت گذشته.

497
00:24:56,726 --> 00:24:58,461
‫گوش کن، من ‫یه لطفی ازت میخوام

498
00:24:58,461 --> 00:25:00,667
‫- داشتم فکر میکردم...
‫- این ‌همه قیل و قال برای چیه؟

499
00:25:00,667 --> 00:25:01,935
‫جنیوا، بروس رو نکشته.

500
00:25:01,935 --> 00:25:05,409
‫جسد ممکنه برای یه پورت ‌ونیِ باستانی باشه!
‫خیلی هیجان‌ زده‌م.

501
00:25:05,409 --> 00:25:06,813
‫- وایسا، قتلی در کار نیست؟
‫- هیچ معمایی نیست؟

502
00:25:06,813 --> 00:25:10,987
‫این یه پرونده‌ قدیمیه، مستقیم از فریزر ‫در اومده
و یه ‌راست روی کباب‌ ‌پز رفته

503
00:25:10,987 --> 00:25:12,658
‫چجوری قراره این لباس ‌ها رو بار بزنیم؟

504
00:25:12,658 --> 00:25:14,828
‫یه قتل باستانی هم هنوز یه قتله!

505
00:25:14,828 --> 00:25:17,567
‫هی، شما دو تا دارید
در مورد چی پچ‌ پچ میکنید؟

506
00:25:17,567 --> 00:25:18,703
‫تعمیرات.

507
00:25:18,703 --> 00:25:20,372
‫بیخیال برت، بیا بریم...

508
00:25:20,372 --> 00:25:22,811
‫- سفت کردنِ... لولا.
‫- اون لقیِ... آره، لولا.

509
00:25:22,811 --> 00:25:24,715
‫عالیه. خیلی خب
ممنون نورمن

510
00:25:24,715 --> 00:25:27,621
‫من... من همین الان اون نمونه ‌های
تورب رو ‫به آزمایشگاه میفرستم

511
00:25:27,621 --> 00:25:31,060
‫باشه، فهمیدم.
‫من... من می‌پرسم. فعلاً.

512
00:25:33,498 --> 00:25:35,770
‫میشه لطفاً همگی توجه کنید؟

513
00:25:35,770 --> 00:25:37,173
‫سلام.

514
00:25:37,173 --> 00:25:38,709
‫ببخشید.

515
00:25:38,709 --> 00:25:41,616
‫کی میخواد هزار دلار کاسب بشه؟

516
00:25:41,616 --> 00:25:44,020
‫هوم. خب، حداقل قابل ‌‌پیش‌ بینی هستی.

517
00:25:44,020 --> 00:25:48,495
‫همین الان تماسم با یه همکار تموم شد،
‫یه انسان ‌شناس پزشکی قانونی از هاروارد.

518
00:25:48,495 --> 00:25:49,865
‫آره، برو سر اصل مطلب.

519
00:25:49,865 --> 00:25:51,835
‫- میدونیم رفتی هاروارد.
‫- زنده باد زرشکی ‌ها!

520
00:25:51,835 --> 00:25:56,143
‫ما تازگی‌ها یه مرد مردابی کمیاب پیدا کردیم
‫که میتونه صدها سال قدمت داشته باشه.

521
00:25:56,143 --> 00:25:58,883
‫این یه فرصت استثنایی
‫برای مطالعه‌ تافونومیه...

522
00:25:58,883 --> 00:26:01,154
‫برو سرِ بخشی که بهمون پول میدن.

523
00:26:01,154 --> 00:26:06,765
‫درسته. محقق ‌ها میخوان آزمایش دی ‌ان ‌ای انجام بدن
‫تا هر فامیلِ زنده ای که باشه رو شناسایی کنن...

524
00:26:06,765 --> 00:26:09,371
‫و بابت هر موردِ تایید شده،
‫هزار دلار می‌پردازن.

525
00:26:09,371 --> 00:26:10,874
‫خب، باید چیکار کنیم؟

526
00:26:10,874 --> 00:26:12,611
‫همینجوری همه توی یه ون بچپیم؟
‫بریم بوستون؟

527
00:26:12,611 --> 00:26:15,617
‫نه. من درِ مطبم رو برای هر کسی که
‫بخواد آزمایش ژنتیک بده، باز میذارم.

528
00:26:15,617 --> 00:26:16,952
‫کی دوست داره؟

529
00:26:18,188 --> 00:26:19,592
‫عالیه.

530
00:26:19,592 --> 00:26:21,261
‫الین هماهنگی ‌های جمع ‌آوری
‫دی ‌ان ‌ای رو انجام میده.

531
00:26:21,261 --> 00:26:22,396
‫حتماً.

532
00:26:24,266 --> 00:26:25,770
‫کارآگاه الین دنتون وارد میشه.

533
00:26:25,770 --> 00:26:27,641
‫معما هنوز تموم نشده.

534
00:26:27,641 --> 00:26:30,112
‫اون پیرمردِ مرده کیه؟
‫یعنی واقعاً به قتل رسیده؟

535
00:26:30,112 --> 00:26:34,487
‫و از همه مهم ‌تر، کی اینجا ‫توی
پورت ‌ون بابای لجن ‌زاریش

536
00:26:34,487 --> 00:26:37,226
‫پدربزرگ لجن‌ زاریش
یا ‫پدر‌خوانده‌ لجن ‌زاریش رو پیدا کرده؟

537
00:26:37,226 --> 00:26:38,930
‫همینه.

538
00:26:38,930 --> 00:26:41,969
‫فقط زمان و چند تا نمونه‌ دی‌ ان ‌ای
‫واقعیت رو روشن می‌کنه.

539
00:26:41,969 --> 00:26:44,040
‫برای برنامه‌ت دنبال یه همکارِ
جدید ‫و پر انرژی نمیگردی؟

540
00:26:44,040 --> 00:26:46,745
‫- من توی حل معماها خوبم.
‫- ایش، معلومه که نه.

541
00:26:46,745 --> 00:26:49,618
‫اینجوری نگو
ولی به ‫یه فیلمبردار جدید احتیاج دارم

542
00:26:49,618 --> 00:26:51,120
‫بیا با هم حرف بزنیم.

543
00:26:52,791 --> 00:26:54,928
‫ببین، اینجوری آدم رو گیر میندازن.

544
00:26:54,928 --> 00:26:58,068
‫یه روز دی ‌ان‌ ایت رو میگیرن، روز بعد،
‫توی صفِ شناساییِ پلیس هستی...

545
00:26:58,068 --> 00:27:00,674
‫- به خاطر سرقت ماشین توی کالامازو.
‫- بیخیال بابا.

546
00:27:00,674 --> 00:27:02,811
‫تو... تو عاشق فرصتی‌ ‌که
‫یه پول سریع به جیب بزنی.

547
00:27:02,811 --> 00:27:05,716
‫پول اونقدر هم مهم نیست.

548
00:27:05,716 --> 00:27:08,656
‫پشت ساختمون می‌بینمت
تا ‫یه نگاهی به مرد مردابی بندازیم

549
00:27:08,656 --> 00:27:10,560
‫باشه. خیلی خب.

550
00:27:10,560 --> 00:27:12,062
‫ببین. بیا دیگه.

551
00:27:12,062 --> 00:27:14,100
‫من تو رو خیلی خوب میشناسم.
‫باید، باید این کار رو بکنیم.

552
00:27:14,100 --> 00:27:18,542
‫دی ‌ان‌ ای تو به دی ‌ان‌ ای من وصله،
‫و نمیتونم ریسک کنم.

553
00:27:18,542 --> 00:27:20,111
‫خب پس این کار رو نکن.

554
00:27:23,118 --> 00:27:25,790
‫خوشحالم که داوطلبانه اومدی، گیلبرت.

555
00:27:25,790 --> 00:27:27,259
‫دوست ندارم مجبور بشم
‫برات احضاریه بفرستم.

556
00:27:27,259 --> 00:27:31,836
‫نمیدونم داری در مورد چی حرف میزنی،
‫ولی داری من رو خیلی عصبی میکنی.

557
00:27:31,836 --> 00:27:35,442
‫توی یه شهر کوچیک
همه دارن ‫یه چیزی رو مخفی میکنن

558
00:27:35,442 --> 00:27:37,413
‫من کارآگاه الین دنتون هستم.

559
00:27:37,413 --> 00:27:41,087
‫منتظر قسمت بعدی چنگال و نظم باشید.

560
00:27:41,087 --> 00:27:43,292
‫پدرخوانده مردابی.

561
00:27:43,292 --> 00:27:44,694
‫توی اون برداشت یکم خشک بودی.

562
00:27:44,694 --> 00:27:46,331
‫آره، میتونم بهترش رو هم اجرا کنم.

563
00:27:46,331 --> 00:27:48,101
‫به این زودی فیلمبردار جدید؟

564
00:27:48,101 --> 00:27:50,506
‫- چه سریع.
‫- دنیای نمایش همینه.

565
00:27:50,506 --> 00:27:52,811
‫اگه بابام پرسید که اومدم اینجا،
‫بهش نگو، باشه؟

566
00:27:52,811 --> 00:27:54,848
‫اون تازگی‌‌ها در مورد این چیزها
‫خیلی عجیب رفتار می‌کنه.

567
00:27:54,848 --> 00:27:56,852
‫مشکلی نیست
انگار اصلاً اینجا نیستی

568
00:27:56,852 --> 00:27:58,454
‫انگار اصلاً اینجا نیستی.

569
00:27:59,858 --> 00:28:01,729
‫میخوام از این فیلم بگیرم.

570
00:28:01,729 --> 00:28:03,733
‫تنش ناگفته‌ زیادی اینجاست.

571
00:28:03,733 --> 00:28:06,471
‫- بس کن کرانک.
‫- آره، کرانک.

572
00:28:10,011 --> 00:28:13,351
‫قول میدم، تمامِ امروز رو داشتم
‫مثل چی آب میخوردم.

573
00:28:13,351 --> 00:28:14,788
‫باید ببینیم رگ‌ هات هم موافقن یا نه.

574
00:28:16,792 --> 00:28:21,902
‫قراره یه پینت خون بگیریم
‫تا سطح فریتینت بیاد پایین.

575
00:28:21,902 --> 00:28:24,473
‫حدود نیم ساعت طول میکشه.

576
00:28:26,745 --> 00:28:28,381
‫دستت رو مشت کن.

577
00:28:28,381 --> 00:28:29,885
‫خوشحالم که امروز تونستیم انجامش بدیم.

578
00:28:29,885 --> 00:28:31,354
‫امروز صبح، خیلی به نظر میرسید، اوم...

579
00:28:31,354 --> 00:28:32,857
‫سوزن رو بده.

580
00:28:37,366 --> 00:28:38,769
وایسا. چی؟

581
00:28:38,769 --> 00:28:40,372
‫اوه، ما همیشه همینجوری انجامش میدیم.

582
00:28:40,372 --> 00:28:41,875
‫کاملاً طبیعیه.

583
00:28:42,878 --> 00:28:44,280
‫دقیقاً طبقِ روالِ معموله.

584
00:28:50,927 --> 00:28:52,664
‫کار اشتباهی کردم؟

585
00:28:52,664 --> 00:28:54,668
‫یه جوری ناراحتت کردم؟

586
00:28:54,668 --> 00:28:56,772
‫- چی؟
‫- نمیدونم.

587
00:28:56,772 --> 00:29:01,782
‫فقط انگار دیگه نمیتونی تحمل کنی
‫که با من توی یه اتاق باشی.

588
00:29:01,782 --> 00:29:06,024
‫میدونی چیه؟ من... من وقت ندارم که
‫با ناامنی‌‌های عاطفیِ تک‌ تکِ بیمارها سر و کله بزنم.

589
00:29:06,024 --> 00:29:07,928
‫من... من باید نمونه‌ های
‫خاکِ تورب جمع کنم.

590
00:29:07,928 --> 00:29:10,499
‫- ببخشید؟
‫- چیه؟

591
00:29:10,499 --> 00:29:13,639
‫چی؟ من تحقیق مهمی دارم و دیرم شده.

592
00:29:13,639 --> 00:29:16,478
‫میدونی، جالبه، اوم...

593
00:29:16,478 --> 00:29:19,283
‫تا حالا ندیده بودم انقدر
‫مشتاق و درگیر باشی.

594
00:29:19,283 --> 00:29:20,653
‫اون هم سرِ یه جسد.

595
00:29:20,653 --> 00:29:22,089
‫آره. و میخوای بدونی چرا؟

596
00:29:22,089 --> 00:29:25,229
‫چون برعکسِ آدم‌ ها
جسدها ‫جواب پس نمیدن

597
00:29:25,229 --> 00:29:27,199
‫اونا... اونا مسخره نمیکنن،
‫شایعه درست نمیکنن.

598
00:29:27,199 --> 00:29:29,236
‫احساساتِ ظریف و کوچیکشون
‫جریحه ‌دار نمی‌شه.

599
00:29:29,236 --> 00:29:32,042
‫اونا سونامیِ همیشگیِ
‫نیازها و نظرات نیستن.

600
00:29:32,042 --> 00:29:36,686
‫و، حداقل با یه جسد
وقتی ‫به حرفم گوش نده، غافلگیر نمیشم

601
00:29:36,686 --> 00:29:38,221
‫میدونستم.

602
00:29:38,221 --> 00:29:42,195
‫هیچ وقت فکر نمیکردم برای پورت وِن مناسب باشی
‫و حالا داری ثابت میکنی که حق با منه.

603
00:29:46,739 --> 00:29:48,108
‫الان چیکار کردی؟

604
00:29:48,108 --> 00:29:50,446
‫- باید برم.
‫- کجا؟

605
00:29:50,446 --> 00:29:52,483
‫یه جایی که بتونم تنها باشم.

606
00:29:52,483 --> 00:29:53,853
‫این یعنی چی؟

607
00:30:35,903 --> 00:30:37,940
‫نه!

608
00:31:37,727 --> 00:31:38,830
‫- دو.
‫- دو.

609
00:31:38,830 --> 00:31:40,232
‫خوب بود، مگه نه؟

610
00:31:40,232 --> 00:31:42,269
‫اوه، چقدر ترسناک.‌
‫وای، خدای من، یه تار مو اونجاست.

611
00:31:42,269 --> 00:31:44,508
‫مردِ مردابی
به دوستت بگو

612
00:31:44,508 --> 00:31:46,678
‫هی، بفرمایید اینجا خانم‌ ها.
‫دقیقاً اون تو.

613
00:31:46,678 --> 00:31:48,414
‫عزیزم، من دنبالِ مـ...

614
00:31:50,920 --> 00:31:54,627
‫گرگ گریسون، نگو داری همون کاری رو
که فکرش رو میکنم میکنی.

615
00:31:54,627 --> 00:31:57,433
‫تا وقتی قبض برق رو ندیدی
‫در موردم قضاوت نکن.

616
00:31:57,433 --> 00:31:58,735
‫اون پول کثیفه.

617
00:31:58,735 --> 00:32:00,673
‫هزینه‌‌ها بالا رفته،
‫حاشیه سود پایین اومده.

618
00:32:00,673 --> 00:32:02,009
‫پس هر دلار کثیفی هم غنیمته.

619
00:32:02,009 --> 00:32:03,946
‫- میتونستم جدول محاسبات رو نشونت بدم.
‫- نه، نه، نه، نه.

620
00:32:03,946 --> 00:32:05,348
‫فقط یه سردرد وحشتناک میگیرم.

621
00:32:05,348 --> 00:32:07,486
‫خب، سعی میکنم ازت ‫محافظت کنم، عشقم.

622
00:32:07,486 --> 00:32:11,762
‫میدونم دوست نداری ببینی
‫توی جزئیات غرق شدم.

623
00:32:11,762 --> 00:32:15,001
‫- اوه.
‫- خیلی خب...

624
00:32:15,001 --> 00:32:17,205
‫هی، اونقدری در میاری که
‫چراغ فر رو درست کنی؟

625
00:32:17,205 --> 00:32:22,818
‫آره، و شاید اونقدری که برای
‫سس مایونز مارک‌ دار ولخرجی کنیم.

626
00:32:22,818 --> 00:32:25,155
‫گرگ، تو هم فقط بلدی
‫آدم رو سرِ کار بذاری.

627
00:32:25,155 --> 00:32:26,725
‫اوم.

628
00:32:26,725 --> 00:32:27,961
‫دو تا دیگه.

629
00:32:27,961 --> 00:32:29,430
‫- هی، خانم دانا.
‫- خوب بود، مگه نه؟

630
00:32:29,430 --> 00:32:32,035
‫به دوست هات بگو
به دوست هات بگو

631
00:32:32,035 --> 00:32:34,139
‫- از هاروارد خبری نشد؟
‫- هنوز نه.

632
00:32:34,139 --> 00:32:38,147
‫اوه، آزمایشگاه دی‌ ان ‌ای چند تا هشدار
‫از غربالگری ‌های ژنتیکی فرستاده.

633
00:32:41,054 --> 00:32:43,626
‫مینونی بگی اَل بیاد داخل؟

634
00:32:43,626 --> 00:32:46,197
‫اَل؟ حتماً لازمه؟

635
00:32:46,197 --> 00:32:48,067
‫نظرت چیه کارآگاه؟

636
00:32:49,771 --> 00:32:51,141
‫هی، ممنون، گرگ.

637
00:32:51,141 --> 00:32:53,311
‫- ممنون، عشقم.
‫- اوضاع چطوره، بچه‌ ها؟

638
00:32:53,311 --> 00:32:55,115
‫کلی بن ‌بست
بدون قصد بازی با کلمات

639
00:32:55,115 --> 00:33:00,192
‫وای، وایسا. این رو ببین. مبارزه ماچایاس،
‫که توی جنگ انقلاب مِین اتفاق افتاد.

640
00:33:00,192 --> 00:33:02,463
‫گلوله ‌های تفنگ فیتیله ‌ای، قرن هجدهم.

641
00:33:02,463 --> 00:33:04,935
‫- با هم جور در میاد.
‫- فرضیه کاریِ قوی‌ ایه، جرج.

642
00:33:04,935 --> 00:33:06,437
‫این رو به لیست اضافه میکنم.

643
00:33:06,437 --> 00:33:09,043
‫خوشحالم که داری خوش میگذرونی.
‫ولی پنج دقیقه دیگه باز میکنیم.

644
00:33:09,043 --> 00:33:10,746
‫آره، آره، آره
تو برو، منم میام

645
00:33:13,318 --> 00:33:15,522
‫این آخرین باری بود که گذاشتم
پای شبکه تاریخ بشینه

646
00:33:16,725 --> 00:33:22,236
‫خب، آزمایش دی ‌ان ‌اِی نشون میده ‫که
نشانگرهای ژنتیکیِ سندرم مارفان رو داری

647
00:33:22,236 --> 00:33:23,572
‫چی؟ حالـ... حالم خوبه؟

648
00:33:23,572 --> 00:33:25,175
‫قطعا. حالت خوب میشه.

649
00:33:25,175 --> 00:33:27,813
‫نه، این... این یه اختلال بافت پیوندیه.

650
00:33:27,813 --> 00:33:31,421
‫خب، با اینکه میتونه جدی باشه،
‫علائم تو از اون نوعیه که قابل کنترله.

651
00:33:31,421 --> 00:33:35,061
‫اوم، فقط قد بلند و لاغری،
‫مفصل‌ هات انعطاف‌‌ پذیرن، و نزدیک‌ ‌بینی داری.

652
00:33:35,061 --> 00:33:36,497
‫از عینک طبی استفاده میکنی، درسته؟

653
00:33:36,497 --> 00:33:37,601
‫- آره.
‫- گوش کن.

654
00:33:37,601 --> 00:33:39,236
‫خوب شد که آزمایش دی ‌ان‌ اِی رو دادی.

655
00:33:39,236 --> 00:33:41,340
‫الان دیگه میدونیم و میتونیم
‫این رو تحت نظر داشته باشیم.

656
00:33:41,340 --> 00:33:43,178
‫ولی بازم میگم
اصلا ‫جای نگرانی برای این مورد نیست

657
00:33:43,178 --> 00:33:45,081
‫باشه؟ توی چک ‌آپ سالانه می‌بینمت.

658
00:33:46,918 --> 00:33:49,691
‫وایسا دکتر، اوم
گفتی این ژنتیکیه

659
00:33:50,993 --> 00:33:52,362
‫درسته.

660
00:33:52,362 --> 00:33:56,103
‫و این از طرف مامانمه یا بابام؟

661
00:33:58,174 --> 00:34:01,114
‫توی این مورد
از طرف بابات

662
00:34:01,114 --> 00:34:04,419
‫خب، آخه اون بدنش مثل کوه میمونه،
‫و چشم هاش هم کاملاً سالمه.

663
00:34:06,592 --> 00:34:07,693
‫آره.

664
00:34:10,232 --> 00:34:14,206
‫یعنی این یعنی پدرم،
‫پدرِ واقعیِ من نیست؟

665
00:34:19,684 --> 00:34:21,186
‫ال، ببین...

666
00:34:23,993 --> 00:34:26,665
‫خانواده فقط ژنتیک نیست.

667
00:34:26,665 --> 00:34:29,002
‫بچه ‌ها. نتایج مربوط به مرد مردابی رسید.

668
00:34:29,002 --> 00:34:30,271
‫قراره خیلی هیجان ‌انگیز باشه.

669
00:34:30,271 --> 00:34:31,875
‫توی کافه سالتی بریز بلند میخونیمش.

670
00:34:31,875 --> 00:34:34,479
‫خیلی خوش میگذره
و محتوای ‫خیلی خوبی هم برای برنامه‌ من میشه

671
00:34:34,479 --> 00:34:36,483
‫خب، ال، شاید بهتر باشه فقط...

672
00:34:36,483 --> 00:34:38,220
‫چی شده؟

673
00:34:39,290 --> 00:34:41,961
‫ـ حالش خوبه؟
‫ـ باید از خودش بپرسی.

674
00:34:41,961 --> 00:34:44,399
‫ال! ال، وایسا!

675
00:34:44,399 --> 00:34:46,839
‫داری چیکار... بیخیال، ال!

676
00:34:46,839 --> 00:34:48,141
‫فقط ول کن، الین.

677
00:34:54,019 --> 00:34:56,056
‫واقعاً عکس فوق‌ العاده ‌ایه.

678
00:34:56,056 --> 00:34:57,660
‫اوه، این خیلی هیجان ‌انگیزه.

679
00:35:02,169 --> 00:35:05,142
‫ـ مارتین.
‫ـ لوئیزا.

680
00:35:05,142 --> 00:35:07,312
‫جریان چی بود؟

681
00:35:07,312 --> 00:35:09,684
‫رازداری بین پزشک و بیمار.

682
00:35:09,684 --> 00:35:13,626
‫اصلاً نمیتونی جلوی ‫بی شعور
بودنت رو بگیری، مگه نه؟

683
00:35:13,626 --> 00:35:23,000
‫اهالی محترم پورت وِن، ‫ما جمع شدیم تا به تاریخ
و به معجزه‌ آزمایش دی ‌ان ‌ای ادای احترام کنیم

684
00:35:23,011 --> 00:35:26,752
‫میشه اون پاکت لعنتی رو بهم بدید؟

685
00:35:28,421 --> 00:35:30,559
‫اوه، میشه لطفاً برام صدای طبل بزنید؟

686
00:35:37,039 --> 00:35:41,380
‫و نتایج شامل اینه که...

687
00:35:46,625 --> 00:35:53,204
‫هاروارد تأیید کرده که یه بازمانده‌ زنده
‫از نسل مرد تالابی پورت ون وجود داره.

688
00:35:53,204 --> 00:35:54,941
‫و اون شخص کسی نیست جز...

689
00:35:54,941 --> 00:35:57,813
‫اوه، عجب. مارتین بِست؟

690
00:35:59,250 --> 00:36:01,420
‫داری... داری شوخی میکنی.
‫اون... اون مارتینه؟

691
00:36:02,957 --> 00:36:04,828
‫عمه سارا چی؟

692
00:36:04,828 --> 00:36:06,096
‫فقط اسم تو رو نوشته.

693
00:36:06,096 --> 00:36:08,401
‫حتماً از طرف مادریته.

694
00:36:08,401 --> 00:36:10,472
‫ولی من... من دی‌ ان‌ ای ندادم.

695
00:36:10,472 --> 00:36:13,745
‫شاید چند تار مو از برس موت
‫قرض گرفته باشم.

696
00:36:13,745 --> 00:36:17,520
‫الین، این نقض کامل حریم خصوصیه،
‫بماند که از چندین جهت غیرقانونیه.

697
00:36:17,520 --> 00:36:20,192
‫اوه، مارتین، بیخیال
باهاش روبرو شو

698
00:36:20,192 --> 00:36:21,662
‫این شهر توی خونته.

699
00:36:25,368 --> 00:36:27,740
‫خوب شد ما دی ‌ان ‌ای
‫خودمون رو نفرستادیم، مگه نه؟

700
00:36:28,976 --> 00:36:31,113
‫خوبی، بچه جون؟

701
00:36:31,113 --> 00:36:33,484
‫آره بابا. خوشحالم که نفرستادیم.

702
00:36:33,484 --> 00:36:35,556
‫بر اساس اسناد تاریخی...

703
00:36:35,556 --> 00:36:42,169
‫هاروارد معتقده که مردِ مرداب
‫مردیه که ممکنه اسمش جیمز بروستر باشه!

704
00:36:42,169 --> 00:36:43,806
‫- این اسم برام آشناست.
‫- آره.

705
00:36:43,806 --> 00:36:45,375
‫- همین الان گفتی جیمز بروستر.
‫- آره، گفتم.

706
00:36:45,375 --> 00:36:47,212
‫این اسم برام آشناست. این اسم برام آشناست.
‫یه لحظه وایسا.

707
00:36:47,212 --> 00:36:48,515
‫خب، وایسا. آره، درسته.

708
00:36:48,515 --> 00:36:53,091
‫همینجا. توی دفتر خاطرات وِنِ بی ‌دماغ،
‫نوشته هفدهم ژوئن ۱۷۵۹.

709
00:36:53,091 --> 00:36:55,362
‫امروز با یه دعوا و مرافعه بین...

710
00:36:55,362 --> 00:36:59,270
‫جیمز بروستر و همشهری خوبمون ‫تموم شد

711
00:36:59,270 --> 00:37:04,447
‫گوشه‌ نشینِ بد نامی که
بروستر بیشتر ‫توی یه کلبه دلگیر تک و تنها

712
00:37:04,447 --> 00:37:10,291
‫کنار مرداب زندگی می‌کنه ولی همیشه
‫یه دلیل برای دعوا پیدا می‌کنه، هر وقت که بتونه

713
00:37:10,291 --> 00:37:12,162
‫آره، به نظر میاد با مارتین فامیله.

714
00:37:12,162 --> 00:37:14,300
‫آره، این توصیفات شبیه دکتره.

715
00:37:18,742 --> 00:37:20,278
‫مارتین.

716
00:37:20,278 --> 00:37:22,248
‫وایسا، وایسا. خُب، وایسا.
‫هنوز ادامه داره.

717
00:37:22,248 --> 00:37:24,287
‫ظاهراً خیلی‌ها میخواستن اون بمیره.

718
00:37:24,287 --> 00:37:31,635
‫اونقدر که آرچیبالد بی‌ دماغ وِن،
‫بروستر رو به دوئل دعوت کرد و اون رو کشت.

719
00:37:31,635 --> 00:37:33,404
‫عجب.

720
00:37:33,404 --> 00:37:36,043
‫وای، فکر کنم همین الان
‫قاتل مرد مردابی رو پیدا کردم.

721
00:37:36,043 --> 00:37:37,713
‫فکر کنم همین الان پرونده رو حل کردیم!

722
00:37:37,713 --> 00:37:40,051
‫فکر کنم همین الان پرونده رو حل کردیم!

723
00:37:40,051 --> 00:37:41,789
‫میدونی دیگه، مگه نه؟

724
00:37:51,139 --> 00:37:52,475
‫هی.

725
00:37:54,213 --> 00:37:56,217
‫چی داره سرت میاد؟

726
00:37:56,217 --> 00:37:58,020
‫قراره بمیری؟

727
00:37:58,020 --> 00:38:01,226
‫چون اگه قرار باشه بمیری،
‫باعث میشه منم دلم بخواد بمیرم.

728
00:38:01,226 --> 00:38:02,964
‫و من واقعاً جوون ‌تر و بانمک‌ تر
‫از اونی ام که بمیرم.

729
00:38:04,466 --> 00:38:06,370
‫نه، قرار نیست بمیرم.

730
00:38:06,370 --> 00:38:09,209
‫متأسفم اگه، اگه ترسوندمت.

731
00:38:09,209 --> 00:38:12,081
‫خُب، پس مارتین بهت چی گفت؟

732
00:38:15,221 --> 00:38:21,067
‫اوم، گفت که من، اوم،
‫مفصل‌ هام نرمه.

733
00:38:21,067 --> 00:38:23,237
‫فقط همین؟

734
00:38:23,237 --> 00:38:24,574
‫ببین...

735
00:38:25,843 --> 00:38:31,200
‫متأسفم... که بهت گفتم دوستِ بازیگوشم.

736
00:38:31,220 --> 00:38:33,792
‫منظورم اون نبود.
‫یعنی، منظورم همون بود.

737
00:38:33,792 --> 00:38:38,067
‫ولی وقتی فکر کردم قراره بمیری، فقط...

738
00:38:38,067 --> 00:38:46,083
‫باعث شد بفهمم که تو بیشتر
از ‫فقط یه دوستِ بازیگوشی

739
00:38:46,083 --> 00:38:50,593
‫خُب، تو دوست ‌دختر منی ‫یا... یا نه؟

740
00:38:52,997 --> 00:38:54,433
‫آره.

741
00:38:54,433 --> 00:38:56,704
‫- آره؟
‫- خوبه.

742
00:38:56,704 --> 00:38:58,440
‫- باشه.
‫- من دوست‌ دخترتم.

743
00:39:32,042 --> 00:39:34,881
‫شب بخیر، مرد مردابی.

744
00:39:34,881 --> 00:39:36,618
‫شب بخیر، دکتر مرد مردابی.

745
00:39:40,157 --> 00:39:42,730
‫اوه، مواظب باشید، مرد مردابیه!

746
00:39:42,730 --> 00:39:44,166
‫بس کن دیگه.

747
00:39:44,166 --> 00:39:46,336
.انگار واقعا خیلی ناراحته

748
00:39:46,336 --> 00:39:50,211
‫ما همیشه میدونستیم که اون غمگین ‌ترین
‫مرد روی زمینه، و حالا دیگه انگار ثابت شده.

749
00:39:50,211 --> 00:39:51,615
‫بیاید بریم.

750
00:40:31,126 --> 00:40:33,464
‫مارتین، مارتین.

751
00:40:33,464 --> 00:40:36,103
‫حالت... حالت خوبه؟

752
00:40:36,103 --> 00:40:37,573
‫من... من اومدم عذرخواهی کنم.

753
00:40:38,575 --> 00:40:40,044
‫-‌ اوه.
‫- اونجوری که باهات حرف زدم...

754
00:40:40,044 --> 00:40:41,446
‫توی دفترم، کارم اشتباه بود.

755
00:40:43,184 --> 00:40:44,687
‫شب خوبی داشته باشی.

756
00:40:45,623 --> 00:40:47,359
‫وایسا، اوم...

757
00:40:47,359 --> 00:40:48,895
‫همین؟

758
00:40:48,895 --> 00:40:51,535
‫- عذرخواهیت همین بود؟
‫- مطمئن نیستم دیگه چی باید بگم.

759
00:40:51,535 --> 00:40:54,239
‫چرا... چرا نمیتونی
‫فقط باهام حرف بزنی؟

760
00:40:54,239 --> 00:40:56,811
‫منظورم اینه که، بهم بگو...

761
00:40:57,780 --> 00:40:59,850
‫چت شده؟

762
00:41:01,755 --> 00:41:03,090
‫من...

763
00:41:04,393 --> 00:41:06,831
‫مشکل دارم...

764
00:41:09,436 --> 00:41:11,006
‫با...

765
00:41:16,116 --> 00:41:18,121
‫ترس از خون.

766
00:41:18,121 --> 00:41:19,891
‫اوه.

767
00:41:19,891 --> 00:41:22,763
‫در مورد خونه. اگه بشه اسمش رو گذاشت،
‫فوبیای خون.

768
00:41:24,299 --> 00:41:26,538
‫خب، اوم...

769
00:41:26,538 --> 00:41:28,675
‫وای، اوم...

770
00:41:28,675 --> 00:41:30,846
‫تمام... تمام این مدت؟

771
00:41:31,715 --> 00:41:36,958
‫هوم. ولی تو یه... دکتری.

772
00:41:36,958 --> 00:41:39,162
‫یه جراح که طاقتِ دیدن خون رو نداره.

773
00:41:39,162 --> 00:41:45,810
‫من... با این امید اومدم اینجا
‫که بتونم هنوز طبابت کنم.

774
00:41:45,810 --> 00:41:48,682
‫انجامش سخت ‌تر از اونی بود
‫که فکر میکردم.

775
00:41:48,682 --> 00:41:50,886
‫برای همینه که الین بهم کمک می‌کنه...

776
00:41:52,724 --> 00:41:55,863
‫و برای همینه که هر بار وقتی سعی میکنم
‫ازت خون بگیرم مثل دیوونه ‌ها رفتار میکنم.

777
00:41:55,863 --> 00:41:57,198
‫میفهمم.

778
00:42:02,075 --> 00:42:03,912
‫خب، چرا الان بهم میگی؟

779
00:42:08,922 --> 00:42:10,191
‫من...

780
00:42:12,763 --> 00:42:14,900
‫نمیخوام اون مرد مردابی باشم.

781
00:42:24,587 --> 00:42:28,193
‫خب... به نظر میاد ‫سگت دوستت داره

782
00:42:35,642 --> 00:42:36,911
‫اون سگ من نیست.

783
00:42:37,000 --> 00:42:39,000
‫واقعاً به نظر میاد که سگ توئه.

784
00:42:39,024 --> 00:42:49,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

785
00:42:49,048 --> 00:42:59,048
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
