WEBVTT

00:12.500 --> 00:13.748
‫آخ!

00:13.748 --> 00:16.016
‫چی؟

00:18.886 --> 00:20.654
‫دیوونه شدید؟

00:20.654 --> 00:23.256
‫بس کنید. تمومش کنید.

00:35.302 --> 00:38.171
‫الین؟ ‫بهم حمله شد

00:38.171 --> 00:42.042
‫اون دارودسته‌ دیوونه‌ ها داشتن
‫بهم بلوبری پرتاب میکردن.

00:42.042 --> 00:50.050
‫الین دنتون، گزارش زنده از پورت ون،
‫از داخل دفترِ قربانیِ دکتر مارتین.

00:50.050 --> 00:52.286
‫هر چی که هست،
‫براش وقت نداریم. باشه؟

00:52.286 --> 00:54.821
‫برنامه‌ ما خیلی فشرده‌ست،
‫و ازت میخوام که محیط رو امن کنی.

00:54.821 --> 00:59.293
‫بی‌ خبر از اینکه اولین بیمارش
‫از قبل توی اتاق معاینه بود...

00:59.293 --> 01:07.301
‫دکتر مارتین ظاهراً از این موضوع هم بی‌ خبر بود
‫که این آخر هفته، جشنواره‌ سالانه‌ بلوبریه.

01:07.301 --> 01:14.007
‫اتفاق های غم ‌انگیز ‫برای یه مرد
غم‌ انگیز به اسم دکتر مارتین

01:14.007 --> 01:16.610
‫که یه دکتر بود.

01:20.214 --> 01:23.017
‫من عاشق جشنواره‌ بلوبری‌ ام.

01:23.017 --> 01:25.418
‫بازارچه‌ خیابونی،
‫تارت‌ ها، پای ‌ها.

01:25.418 --> 01:27.520
‫حرف نزن و دهنت رو باز کن.

01:28.655 --> 01:32.193
‫قراره توی خمره برم و برای درست کردن شراب،
‫بلوبری‌ ها رو لگد کنم.

01:32.193 --> 01:34.027
‫با این قارچ پایی که داری،
‫عمراً بتونی.

01:34.027 --> 01:37.598
‫من یه حساسیت کشنده به بلوبری دارم،
‫ولی دلم میخواد کلی پای بخورم.

01:37.598 --> 01:39.699
‫پس میتونی بهم یه قرص بدی
‫که مشکلی پیش نیاد؟

01:39.699 --> 01:41.534
‫- آره، البته.
‫- واقعاً؟

01:41.534 --> 01:45.305
‫نه. از اون طرف.

01:45.305 --> 01:48.909
‫خیلی خب، الین، ما فقط پنج دقیقه برای
ناهار ‫وقت داریم، پس چرا نمیری بیرون و...

01:48.909 --> 01:50.444
‫بقیه کجان؟

01:50.444 --> 01:57.184
‫روبرو شدن با یه اتاق انتظار خالی، دکتر مارتین
بالاخره فرصت پیدا کرد تا احساس پوچی کنه

01:57.184 --> 01:58.619
‫میشه اون لحن صدا رو ‫تموم کنی؟

01:58.619 --> 02:00.453
‫باید این نقش خبرنگار رو ‫درست اجرا کنم

02:00.453 --> 02:02.355
‫دارم جشنواره بلوبری رو
‫توی پخش زنده‌م پوشش میدم.

02:02.355 --> 02:04.191
‫میخوام حرفه ‌ای به نظر برسه.

02:04.191 --> 02:07.461
‫و لباس پوشیدن شبیه اسمورفِ گوینده،
‫داد میزنه که خیلی حرفه ‌ایه.

02:07.461 --> 02:11.331
‫امروز بعد از ظهر هشت تا بیمار داریم
‫و قرار بود نفر بعدی عمه‌م باشه.

02:11.331 --> 02:14.468
‫- اون کجاست؟
‫- آره، همه کنسل کردن.

02:14.468 --> 02:18.606
‫هیچکس عصر جمعه نمیره دکتر،
‫اون هم موقع جشنواره بلوبری.

02:18.606 --> 02:20.640
‫راستش، ‫تو هم نباید آماده بشی؟

02:20.640 --> 02:21.675
‫آماده برای چی؟

02:21.675 --> 02:24.444
‫قراره داورِ مسابقه‌ بزرگ
‫پای بلوبریِ فردا باشی؟

02:24.444 --> 02:26.446
‫- اوه، نه، نیستم.
‫- خب، ولی هستی.

02:26.446 --> 02:27.881
‫چون دکتر ریس ‫همیشه داور بود

02:27.881 --> 02:29.416
‫آره، ولی من ‫دکتر ریس نیستم

02:29.416 --> 02:35.722
‫من اینجام با یه پیرمردِ خیلی
‫خیلی پیر محلی، که گیج و سردرگمه.

02:35.722 --> 02:39.026
‫اون فکر میکنه میتونه یکی از
‫محبوب ‌ترین سنت‌ های ما رو نادیده بگیره.

02:39.026 --> 02:40.828
‫سنت ‌های محبوب؟
‫بیخیال.

02:40.828 --> 02:43.463
‫شما مردم برای یه چراغ راهنمایی
جدید هم ‫رژه راه میندازید

02:43.463 --> 02:45.199
‫من داور مسابقه‌ پای نیستم.

02:45.199 --> 02:46.633
‫- من پزشکم.
‫- داری کجا میری؟

02:46.633 --> 02:48.569
‫میرم تا بیمار بعدیم رو
که ‫وقت قبلی داره ببینم

02:48.569 --> 02:55.175
‫جزئیات بیشتر از این خبرِ در حالِ تکمیل،
‫به محضِ انتشار، گزارش زنده از همینجا، کنار میزم.

02:55.175 --> 02:58.612
‫من الین دنتون هستم،
‫برای شاهدان عینی بلوز.

02:59.947 --> 03:01.649
‫همینه.
‫همینه.

03:03.283 --> 03:06.687
‫خیلی خب.
‫کل غرفه‌ های جشنواره. آره.

03:06.687 --> 03:10.924
‫اونا دقیقاً همونجا میرن.
‫و... اوه، چشم هام.

03:10.924 --> 03:13.393
‫خیلی خب،
‫حالا، دکتر.

03:13.393 --> 03:14.661
‫خیلی خب دیگه.

03:18.665 --> 03:20.934
‫هی، صبح بخیر.

03:20.934 --> 03:22.436
‫یه چیزی برات دارم.

03:22.436 --> 03:25.472
‫توی مسابقه پای می‌بینمت،
‫داور مارتین.

03:32.312 --> 03:36.316
‫باشه، باشه، و مخزن آب،
‫دقیقاً اونجا میره.

03:36.316 --> 03:38.819
‫اوه، هی، ببخشید.
‫یه لحظه وایسا.

03:38.819 --> 03:42.055
‫لعنتی! آه!

03:42.055 --> 03:43.790
‫اوه، این...

03:45.526 --> 03:46.760
‫اوه!

03:49.196 --> 03:51.531
‫اوه، میشه دست از
‫تعقیب کردن من برداری؟

03:51.531 --> 03:52.833
‫فقط برو.

03:52.833 --> 03:55.536
‫اون رو بذار زمین،
‫مال من نیست. کیش!

04:01.876 --> 04:04.645
‫خب، صبحت بخیر.

04:04.645 --> 04:06.213
‫اوه، صبح بخیر.

04:06.213 --> 04:10.051
‫هوای فوق‌ العاده‌ ای برای
‫جشنواره‌ست، مگه نه، هوم؟

04:10.051 --> 04:12.353
‫به نظر میاد خیلی ‫جدی گرفتیش

04:12.353 --> 04:14.187
‫زمان مورد علاقه‌ من توی ساله.

04:14.187 --> 04:16.924
‫ولی اینا پوست یا پلک ‌هات رو ‫اذیت نمیکنه؟

04:16.924 --> 04:17.958
‫این همه رنگِ صورت.

04:17.958 --> 04:19.359
‫- رنگِ صورت.
‫-‌ هوم.

04:20.393 --> 04:21.500
‫کدوم رنگِ صورت؟

04:48.000 --> 04:50.000
[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت ششم ]

04:50.400 --> 05:00.400
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:02.688 --> 05:05.892
‫خب، مارتین،
‫چه غافلگیری دلپذیری.

05:05.892 --> 05:07.994
‫و درست به موقع برای ‫ناهار رسیدی

05:07.994 --> 05:09.562
‫برای ناهار نیومدم.

05:09.562 --> 05:11.931
‫اوه، فقط سر زدی؟
‫خب، خوبه.

05:11.931 --> 05:14.700
‫داشتم فکر میکردم که باید
‫وقت بیشتری رو با هم بگذرونیم.

05:14.700 --> 05:16.535
‫و ببین، حالا، اینجایی.

05:16.535 --> 05:18.237
‫اومدم اینجا تا معاینه‌ بدنی تو رو ‫انجام بدم

05:18.237 --> 05:19.672
‫چی؟

05:19.672 --> 05:22.642
‫پرونده‌ت میگه که توی
سه سال گذشته ‫چک‌ آپ نداشتی

05:22.642 --> 05:25.111
‫چطوره روی پیشخوان بالا بپری
‫تا یه نگاهی بهت بندازیم.

05:25.111 --> 05:26.545
‫اوه، حتماً داری شوخی میکنی.

05:26.545 --> 05:30.583
‫هیچ چیز خنده‌ داری در مورد یه زن ۷۳ ساله نیست
‫که از آزمایش ادرار سالانه‌ش فرار میکنه. یالا، برو بالا.

05:30.583 --> 05:34.320
‫اگه فکر میکنی میذارم من رو معاینه کنی
‫اون هم توی آشپزخونه خودم...

05:34.320 --> 05:37.489
‫اون وقت مجبور میشم
‫با چاقوی استخوان ‌گیریم فیله‌ت کنم.

05:37.489 --> 05:39.058
‫عمه سارا، ‫ازت میخوام
این رو جدی بگیری

05:39.058 --> 05:44.697
‫ممکنه دکترم باشی، ولی برادر زاده‌م هم هستی،
‫و الان، داریم ناهار میخوریم.

05:44.697 --> 05:46.265
‫پس دست‌ هات رو بشور.

05:47.133 --> 05:48.600
‫واقعاً که.

05:50.570 --> 05:55.908
‫میدونی، ازم خواستن با تو
‫توی مسابقه پای داور باشم.

05:55.908 --> 05:58.510
‫و منم گفتم باشه،
‫فکر کردم خوش میگذره.

06:00.079 --> 06:07.019
‫شنیدم که الیزابت اِوانز ‫داره
یه جور مرنگ بلوبری درست میکنه

06:07.019 --> 06:08.955
‫یا یه چیزی شبیه اون.

06:08.955 --> 06:11.057
‫واقعاً داری همه این داروها رو ‫مصرف میکنی؟

06:11.057 --> 06:14.527
‫خب، دو تاشون برای فشار خون بالامه،
‫و بقیه‌ش هم، نمیدونم...

06:14.527 --> 06:18.431
‫پوکی استخوان، رفلاکس معده،
‫کلسترول بالا.

06:18.431 --> 06:21.433
‫یا خدا زن،
‫تو یه بمب ساعتی متحرکی.

06:21.433 --> 06:25.772
‫و... این ماهی سرخ‌ شده برای ناهار هم
‫اصلاً کمکی به این وضعیت نمیکنه.

06:25.772 --> 06:27.039
‫به این فکر کردی که ‫یکم ورزش کنی؟

06:27.039 --> 06:28.674
‫شاید هم یه مقدار سبزیجات
‫توی رژیم غذاییت؟

06:28.674 --> 06:32.644
‫دکتر ریس بهم گفت از سبزیجات
‫دوری کنم چون ممکنه...

06:32.644 --> 06:35.848
‫با رقیق ‌کننده خونم تداخل داشته باشن
و ‫ممکنه از حال برم یا یه همچین چیزی

06:35.848 --> 06:37.683
‫در ضمن، ‫کلم کالی مزه گند میده

06:37.683 --> 06:40.419
‫یه داروی جدید توی بازار اومده
‫که اون عوارض رو نداره.

06:40.419 --> 06:42.188
‫برات یه نسخه مینویسم.

06:42.188 --> 06:46.659
‫در ضمن، قراره در مورد نرفتن به قرارهای پزشکی
‫توی این سن و سال بالات هم حرف بزنیم.

06:46.659 --> 06:50.362
‫اگه میخوای به این دکتر بازی ‌هات ادامه بدی،
‫نمیخوام باهات ناهار بخورم، پس برو بیرون.

06:50.362 --> 06:53.232
‫فقط برو.
‫توی مسابقه پای می‌بینمت.

06:53.232 --> 06:54.634
‫من داور مسابقه پای نیستم.

06:54.634 --> 06:56.635
‫خیلی خب، پس اصلاً نمی‌بینمت.

07:01.574 --> 07:03.609
‫ماهی سرخ‌ شده که ‫خیلی خوشمزه‌ست

07:19.158 --> 07:23.997
‫اوه، داور مارتین، کدوم رو ترجیح میدی،
‫خمیر پای ترد و لایه‌ ای یا پف‌ دار؟

07:23.997 --> 07:25.264
‫من دیگه داور نیستم.

07:25.264 --> 07:29.035
‫داور مارتین از روکش مشبک ‫خوشت میاد؟

07:29.035 --> 07:31.537
‫فکر نمیکنم از پسِ طرح برگ ‫بر بیام

07:31.537 --> 07:33.139
‫من داور مسابقه‌ پای نیستم.

07:33.139 --> 07:35.241
‫- اوه!
‫- مارتین. سلام.

07:35.241 --> 07:36.442
‫کجا میری؟

07:36.442 --> 07:37.709
‫خب، داشتم میرفتم ‫ناهار بخورم

07:37.709 --> 07:40.546
‫ولی انگار جنونِ بلوبری
‫کل این شهر رو یه جا بلعیده.

07:40.546 --> 07:41.947
‫درسته.
‫خب، این موقع از ساله دیگه.

07:41.947 --> 07:45.951
‫که یادم انداخت، داشتم فکر میکردم
‫اوم، که احیاناً دارچین دوست داری.

07:45.951 --> 07:48.254
‫میترسم بپرسم. ولی چرا اصلاً داریم
‫در مورد ادویه حرف میزنیم؟

07:48.254 --> 07:50.290
‫یا شاید وانیل یا کارامل.

07:50.290 --> 07:53.125
‫روبان ‌های باریک کارامل که به نرمی
‫دورِ پرزهای چشاییت می‌پیچن.

07:53.125 --> 07:54.660
‫اوه، نه، لوئیزا،
‫تو دیگه نه.

07:54.660 --> 07:56.929
‫متاسفم، من قرار نیست
‫داور مسابقه پای باشم.

07:56.929 --> 07:59.565
‫فکر کنم منم فقط یه نانوای پایِ ناامید دیگه‌م
‫که دنبال یه برگ برنده میگرده.

07:59.565 --> 08:01.066
‫- همتون عقلتون رو از دست دادید.
‫- شاید.

08:01.066 --> 08:03.269
‫ولی این توی این شهر کوچیک ‫موضوع مهمیه

08:03.269 --> 08:04.503
‫منظورم اینه که،
‫این... این قشنگه.

08:04.503 --> 08:05.905
‫یه سنته. رقابتیه.

08:05.905 --> 08:07.506
‫آره، در ضمن ‫چربی و قندش هم زیاده

08:07.506 --> 08:09.708
‫آره، ولی جایزه نفر اول
‫یه تاج آبی کوچیکه.

08:09.708 --> 08:10.944
‫ولی باری همرز ‫همیشه برنده میشه

08:10.944 --> 08:12.711
‫همیشه. اون همیشه اول میشه.
‫همیشه.

08:12.711 --> 08:15.414
‫حالا رقابت واقعی توی
پورت ون ‫برای مقام دومه

08:15.414 --> 08:17.783
‫اوه، وایسا.
‫زنجبیل چطور؟

08:17.783 --> 08:20.553
‫میدونی، منظورم اینه که
‫ترکیب جالبیه، مگه نه؟

08:20.553 --> 08:22.221
‫با بلوبری‌.

08:22.221 --> 08:24.523
‫لوئیزا، لوئیزا، لوئیزا،
‫من قرار نیست داوری کنم.

08:24.523 --> 08:25.791
‫داور مارتین، این توت‌ ها
‫به نظرت تازه میرسن؟

08:25.791 --> 08:27.426
‫اگه به پایم نعنا بزنم ‫دیوونه‌م؟

08:27.426 --> 08:29.194
‫نه، نه، نه.
‫همتون گوش کنید.

08:29.194 --> 08:31.797
‫من پزشک این شهرم
‫و تنها دغدغه‌م سلامتی شماست.

08:31.797 --> 08:33.699
‫پس میتونید بیخیال
‫نوبت‌ های دکترتون بشید...

08:33.699 --> 08:40.439
‫و به سلامتی‌ خودتون بی‌ توجهی کنید، ولی من قرار نیست
‫برنده‌ مسابقه‌ مسخره‌تون رو انتخاب کنم، چون برام مهم نیست

08:48.514 --> 08:51.384
‫زنجبیل رو در نظر بگیر.

08:51.384 --> 08:52.985
‫بعداً در موردش صحبت میکنیم.

08:58.957 --> 09:00.825
‫دکتر، از اینکه برای ناهار ‫اینجایی خوشحالم

09:00.825 --> 09:03.861
‫یا باید میومدم اینجا یا اینکه به زور
‫توی پارکینگ بهم بلوبری میخوروندن.

09:03.861 --> 09:07.165
‫من سالاد فصل ‫با مرغ میخوام، لطفاً

09:07.165 --> 09:09.533
‫متأسفانه امروز سالاد فصل نداریم.

09:09.533 --> 09:11.069
‫- خیلی معذرت میخوام.
‫- خیلی خب.

09:11.069 --> 09:13.604
‫- اوم، ماهی بخارپز.
‫- نه، اون هم نداریم.

09:13.604 --> 09:16.441
‫- پس پای چوپان.
‫- هوم. عالی میشد، مگه نه؟

09:16.441 --> 09:17.608
‫اون هم تموم کردیم.

09:17.608 --> 09:19.210
‫توی آشپزخونه چی دارید؟

09:24.682 --> 09:27.051
‫امروز توی آشپزخونه،
‫گرگ رو داریم.

09:29.721 --> 09:32.256
‫- این دیوونگیِ مسابقه پایه.
‫- اوه، نه.

09:32.256 --> 09:35.827
‫آره، هر سال تصمیم میگیره که سرآشپزه،
‫که میتونه آشپزی کنه.

09:35.827 --> 09:38.930
‫- و بازم...
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

09:38.930 --> 09:41.666
‫این خمیر رو سرد کردم.
‫قسم میخورم که کردم.

09:41.666 --> 09:45.570
‫- عادلانه نیست.
‫- من اجازه ندارم به اونجا برم.

09:45.570 --> 09:48.372
‫من داور مسابقه پایم.
‫تضاد منافع.

09:48.372 --> 09:51.609
‫و آره، شنیدم که از سمتت ‫کناره‌ گیری کردی

09:51.609 --> 09:53.077
‫خدا میدونه کی رو میخوان ‫جایگزینت کنن

09:53.077 --> 09:56.848
‫یه آخر هفته طولانی در پیشه.

09:56.848 --> 10:00.752
‫آه، ولی ممکنه هنوز یه سالاد تن ماهی
‫توی یخچالِ پشتی داشته باشیم.

10:00.752 --> 10:04.422
‫- از مایونز متنفرم.
‫- اوه، آدم ناچار حق انتخاب نداره.

10:04.422 --> 10:05.990
‫میرم یه نگاهی بندازم.

10:08.326 --> 10:10.262
‫سالاد تن ماهی خوشمزه‌ست.

10:10.262 --> 10:11.896
‫با کلی سس مایونز.

10:19.737 --> 10:22.206
‫اوه، بـ... بـ... ببخشید،
‫آه، شما...

10:23.908 --> 10:25.810
‫باید بپرسم.

10:25.810 --> 10:30.214
‫آبی هستی. سر تا پات.
‫بدون هیچ آرایشی.

10:30.214 --> 10:32.950
‫فقط آبی هستی.

10:32.950 --> 10:35.319
‫به خاطر همه‌ اون بلوبری ‌هاییه ‫که میخورم

10:35.319 --> 10:37.922
‫داری شوخی میکنی.

10:39.857 --> 10:42.560
‫نمیکنی؟ اوه، نه،
‫نمیتونی جدی باشی.

10:42.560 --> 10:45.663
‫بلوبری که نمیتونه...

10:47.532 --> 10:49.300
‫هی، تقصیر منه.

10:49.300 --> 10:50.602
‫هی، واقعاً متأسفم.

10:50.602 --> 10:52.404
‫کاملاً، کاملاً تقصیر منه.

10:52.404 --> 10:54.705
‫فقط چون چشم هام
درست نمیدید، ‫ندیدمت

10:54.705 --> 10:56.407
‫بذار یه نگاهی بندازم.
‫سرت رو عقب بگیر.

10:56.407 --> 10:57.976
‫باشه. فکر کنم همه ‌چی مرتبه

10:57.976 --> 10:59.844
‫فقط حساسیت فصلیه.
‫هر سال همینجوری میشه.

10:59.844 --> 11:02.680
‫چطوره اجازه بدی من تشخیص بدم
‫و تو هم به احمق بودنت ادامه بدی؟

11:02.680 --> 11:04.983
‫- منصفانه به نظر میرسه.
‫- باید به مطبم بیای.

11:04.983 --> 11:07.118
‫نمیتونم دکتر. باید برم
‫مخزن آب مسابقه رو راه بندازم.

11:07.118 --> 11:10.888
‫آره، فکر کنم یه مخزن آب مهم ‌تر از این باشه
‫که کور بشی. زود باش. از این طرف

11:10.888 --> 11:12.257
‫باشه.

11:14.325 --> 11:17.162
‫نه، از این طرف.
‫اون ‌وری، مارک.

11:17.162 --> 11:18.629
‫از این طرف.

11:19.764 --> 11:21.266
‫آه!

11:21.266 --> 11:23.734
‫آره.

11:26.938 --> 11:28.873
‫آماده‌ست.
‫خب، خوبه.

11:28.873 --> 11:31.576
‫پس فقط صورتم رو
‫همیشه توی کادر نگه دار.

11:31.576 --> 11:33.277
‫- آره.
‫- مثلاً، من میمونم، ولی...

11:33.277 --> 11:36.614
‫کیش! برو، برو، کیش!

11:36.614 --> 11:39.550
‫میدونی، اونا توی هیئت داوری
‫برت رو جایگزینت کردن.

11:39.550 --> 11:40.585
‫اوه. اشتباه بزرگیه.

11:40.585 --> 11:42.687
‫اصلاً نباید به پدرم ‫این‌ همه قدرت بدی

11:42.687 --> 11:44.689
‫قدرت؟
‫این یه مسابقه‌ پایه.

11:44.689 --> 11:46.557
‫اوه، بیخیال دکتر.

11:46.557 --> 11:49.994
‫میدونی، اینجا همه‌ چی خیلی خوبه
‫ و مردم خیلی مهربونن.

11:49.994 --> 11:53.932
‫ما فقط به یه روز توی سال نیاز داریم که،
‫واقعاً رقابتی و بی رحم باشیم.

11:53.932 --> 11:56.234
‫مثل پاکسازی،
‫ولی با بلوبری.

11:56.234 --> 11:59.236
‫خیلی خب،
‫قطره‌ های چشمی و کمپرس گرم...

11:59.236 --> 12:03.041
‫باید یکم به چشم هات کمک کنه،
‫ولی من شدیداً مشکوکم که سندرم رایتر داری.

12:03.041 --> 12:04.409
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم.

12:04.409 --> 12:05.843
‫کل هفته هیچی ننوشتم.

12:05.843 --> 12:08.713
‫شاید یه جریمه پارکینگ.
‫و توی دفترچه رویاهام...

12:08.713 --> 12:10.849
‫ر-ا... سندرم رایتر.

12:10.849 --> 12:13.851
‫مارک، موقع ادرار کردن ‫درد داری؟

12:13.851 --> 12:17.655
‫معمولاً کسایی که سندرم رایتر دارن نه میتونن ببینن،
‫ نه ادرار کنن، و نه از درخت بالا برن...

12:17.655 --> 12:19.290
‫به خاطر کلامیدیای درمان ‌نشده.

12:19.290 --> 12:21.826
‫کلامیدیا؟
کلامیدیا؟

12:21.826 --> 12:24.596
‫- بیماری مقاربتی کلامیدیا؟
‫- آره.

12:24.596 --> 12:28.933
‫از زمان جداییت از لوئیزا،
‫چند تا شریک جنسی داشتی؟

12:28.933 --> 12:33.304
‫نمیدونم،
‫مثلاً چهار، پنج تا...

12:34.405 --> 12:36.440
‫هشت تا...

12:36.440 --> 12:38.676
‫- فکر کنم نه تا.
‫- دوستم گرچن.

12:38.676 --> 12:40.078
‫- ده تا.
‫- دبی.

12:40.078 --> 12:41.278
‫یازده تا.

12:42.714 --> 12:44.749
‫- آه!
‫- بیخیال دکتر.

12:44.749 --> 12:46.218
‫خودت که میدونی چجوریه.

12:46.218 --> 12:50.722
‫آدمِ بزرگ، برکه‌ کوچیک،
‫همه‌ ماهی‌ ها خودشون توی تورم می‌پرن.

12:50.722 --> 12:53.157
‫- میفهمی؟
‫- آره، ولی ترجیح میدم نفهمم.

12:53.157 --> 12:56.728
‫پس باید به تک ‌تک شریک های جنسیت
‫بابت احتمال ابتلا خبر بدی.

12:56.728 --> 12:58.663
‫وایسا دکتر.
‫بهشون خبر بدم؟

12:58.663 --> 13:00.831
‫مثلاً، بهشون بگم که ‫ممکنه بهشون

13:00.831 --> 13:02.800
‫اینکه ممکنه کلامیدیا ‫داشته باشن؟

13:02.800 --> 13:03.935
‫دقیقاً.

13:03.935 --> 13:05.436
‫و این عفونت رو برطرف میکنه.

13:05.436 --> 13:06.971
‫نسخه‌ داکسی ‌سایکلین.

13:06.971 --> 13:08.973
‫نه. نه. وایسا دکتر.
‫دکتر، وایسا.

13:08.973 --> 13:13.078
‫یعنی، مثل یه نسخه ‌ایه که باید برم،
‫مثلاً، بدم داروخونه بپیچه؟

13:13.078 --> 13:15.413
‫آره. فرض میکنم میدونی
‫این چیزها چطوریه

13:15.413 --> 13:18.783
‫الین، من دارم میرم بیرون غذا بگیرم،
‫و هیچ‌ چیزی جلودارم نیست.

13:21.419 --> 13:23.120
‫باشه، ‫فکر کنم مجبورم

13:23.120 --> 13:25.857
‫یه نفر باید بره داروهاش رو
‫از مامانیش بگیره.

13:25.857 --> 13:27.625
‫خفه شو، ال.

13:46.277 --> 13:48.313
‫بله، آقا.

13:48.313 --> 13:50.581
‫اون بری همرزه.

13:50.581 --> 13:52.617
‫اون بلوبری ماست. ‫گرفتی؟

13:52.617 --> 13:53.851
.بلوبری

13:53.851 --> 13:55.486
‫بفرمایید قهوه‌تون، ‫داور لارج

13:55.486 --> 13:57.555
‫- البته رایگانه.
‫- ممنون.

13:57.555 --> 14:00.325
‫و اون همون کسیه که توی مسابقه پای،
‫هر سال مقام اول رو کسب میکنه؟

14:00.325 --> 14:01.392
‫- اون؟
‫- آره.

14:01.392 --> 14:04.328
‫اون... اون در واقع
‫نماد جشنواره بلوبریه...

14:04.328 --> 14:06.931
‫یه استاد شیرینی ‌پزی،
‫و اون آبیه.

14:06.931 --> 14:08.466
‫دلیلش اینه که سال به سال،
‫همه چیزی که میخوره...

14:08.466 --> 14:09.867
‫خب، این مسخره‌ست.

14:09.867 --> 14:11.702
‫تو میتونی همه بلوبری‌ های
‫روی سیاره رو بخوری ولی...

14:11.702 --> 14:13.304
‫- رنگت آبی نمیشه.
‫- میدونی، من نارنجی شدم...

14:13.304 --> 14:14.873
‫وقتی که توی اون ‫رژیم هویج بودم

14:14.873 --> 14:17.308
‫- این همون موضوع نیست، برت.
‫- این رو به بلوبری بگو.

14:17.308 --> 14:20.444
‫داور لارج، تقریباً تعویض روغن
‫رایگان تو تموم شده.

14:20.444 --> 14:21.946
‫اوه، ممنون، بیلی.

14:21.946 --> 14:25.216
‫و، هی، به خانمت بگو خوشحال میشم
‫که علف ‌های هرز حیاط پشتیم رو بکنه.

14:25.216 --> 14:26.985
‫نه، حتماً یه مشکلی
در مورد اون وجود داره

14:26.985 --> 14:29.387
‫یه جور بیماریه،
‫و اون داره از یه...

14:29.387 --> 14:31.089
‫ولش کن دکتر.

14:31.089 --> 14:35.927
‫بَریِ پیر و بیچاره الان نسبت به وقتی که
‫دبیرستانی بودیم خیلی خیلی بهتر به نظر میرسه.

14:35.927 --> 14:37.528
‫بَریِ ترسناک.

14:37.528 --> 14:38.930
‫اون موقع ‌ها واقعاً وحشتناک بود.

14:38.930 --> 14:41.666
‫بَریِ ترسناک؟
‫چرا اینجوری صداش میکردن؟

14:41.666 --> 14:44.802
‫- خب...
‫- هی برت، کارت تموم شد.

14:44.802 --> 14:47.538
‫ببخشید.
‫کارِ پای دارم.

14:49.073 --> 14:51.676
‫هی بیلی، ‫بیکن‌ ها در چه حالن؟

14:51.676 --> 14:54.145
‫میدونی، ‫تهش هنوز خمیره

14:57.114 --> 14:59.117
‫اوه، مارتین، سلام.
‫دنبالت میگشتم.

14:59.117 --> 15:01.485
‫فقط میخواستم بابت اینکه ‫انقدر
رک و بی ‌پروا بودم عذرخواهی کنم

15:01.485 --> 15:02.987
‫در مورد مسابقه‌ پای ‫که قبلاً حرف زدیم

15:02.987 --> 15:05.523
‫فقط فکر میکنم شاید
‫بلند پروازیم بهم غلبه کرد...

15:05.523 --> 15:08.192
‫چرا این مسابقه انقدر ‫برات مهمه؟

15:08.192 --> 15:09.994
‫اوه، خب، اوم...

15:09.994 --> 15:11.929
‫من همیشه عاشق ‫شیرینی ‌پزی بودم

15:11.929 --> 15:16.301
‫و قبلا، واقعاً نمیتونستم تمام تلاشم رو بکنم
‫چون نمیتونستم از سالی جلو بزنم...

15:16.301 --> 15:17.435
‫مادر شوهر آینده‌م.

15:17.435 --> 15:19.337
‫مادر شوهر آینده‌ سابق.

15:19.337 --> 15:24.142
‫من... من همیشه مجبور بودم توی رتبه‌ سوم
‫درجا بزنم‌ و بذارم اون هر سال مقام دوم رو بگیره.

15:24.142 --> 15:25.577
‫ولی حالا،
‫دیگه ملاحظه رو کنار گذاشتم.

15:25.577 --> 15:27.378
‫میدونی، ‫من دیگه با مارک نیستم

15:27.378 --> 15:30.448
‫و یه ترفند شیرینی ‌پزی جدید
‫توی چنته دارم، و...

15:30.448 --> 15:34.018
‫نمیدونم، فقط حس میکنم
‫شاید اگه بتونم از رتبه‌ سوم بالاتر برم...

15:34.018 --> 15:36.287
‫شاید بتونم کاری کنم که
‫بقیه من رو با یه دید جدید ببینن.

15:36.287 --> 15:37.655
‫میدونی شهرهای کوچیک چجوری ان...

15:37.655 --> 15:39.790
‫آدم رو محدود میکنن
‫و بهت برچسب میزنن؟

15:39.790 --> 15:41.559
‫تو ترشیده ‌ای. تو احمقی.

15:41.559 --> 15:43.427
‫- تو بد عنقی.
‫- داور پای.

15:43.427 --> 15:44.862
‫دقیقاً.

15:47.799 --> 15:50.034
‫و تو؟
‫تو همون...

15:51.603 --> 15:53.771
‫- دل ‌شکن.
‫- هوم.

15:57.442 --> 15:58.743
‫خب...

15:58.743 --> 16:02.547
‫به نظر میاد که یه اتلاف بزرگ
وقت، ‫انرژی و غذا باشه

16:02.547 --> 16:06.351
‫ولی حدس میزنم این مسابقات کوچیک
‫کمک میکنن تا حواس مردم...

16:06.351 --> 16:09.888
‫از واقعیت‌ های ناراحت کننده
‫ زندگی توی یه شهر بن‌ بست پرت بشه.

16:09.888 --> 16:11.690
‫هوم.

16:11.690 --> 16:13.124
‫خب، ممنون بابت این حرفت.

16:13.124 --> 16:17.328
‫ام، ولی این مسابقه در واقع
‫واقعاً برای من مهمه.

16:17.328 --> 16:21.699
‫میدونی، مخصوصاً امسال که، آه،
‫وقتی دارم سعی میکنم در واقع به خودم ثابت کنم...

16:21.699 --> 16:24.602
‫که میتونم، میتونم بهتر از
‫اون چیزی باشم که فکر میکردم.

16:32.744 --> 16:34.412
‫حالا گوش کن، جانی.

16:34.412 --> 16:38.082
‫هفته پیش دو بار بیخیالت شدم چون داشتی
‫صندوق‌ های پستی رو با کله ماهی پر میکردی.

16:38.082 --> 16:39.417
‫باشه؟ نه!

16:39.417 --> 16:41.352
‫پس این کار رو برام انجام میدی، ‫باشه؟

16:41.352 --> 16:44.222
‫- بیا.
‫- پسر، این دیوونگیه.

16:44.222 --> 16:47.825
‫اسمت روی نسخه‌ست.
‫داروساز هم مامانته.

16:47.825 --> 16:50.662
‫باشه، ولی اون واقعاً سرش شلوغه،
‫و ممکنه متوجه نشه. خب؟

16:50.662 --> 16:52.531
‫بیا، یالا.
‫دستبندهام رو بهت میدم.

16:52.531 --> 16:54.065
‫من این کار رو انجام نمیدم.

16:56.200 --> 16:58.036
‫چشم هات خیلی داغون ‫به نظر میان

16:58.036 --> 16:59.804
‫خفه شو جانی! ‫هان؟

17:01.305 --> 17:03.774
‫آره. با اون دوچرخه کوچولوی ‫بچه ‌گونه‌ت

17:05.309 --> 17:06.611
‫سالی.

17:06.611 --> 17:09.080
‫قراره دقیقاً اینجا ‫چی قرار بگیره؟

17:09.080 --> 17:12.016
‫اوه، البته که اون برای ‫جام بعدی منه

17:12.016 --> 17:13.585
‫اوه، ولی تو امسال داوری.

17:13.585 --> 17:15.853
‫ما نباید در مورد ‫مسابقه پای صحبت کنیم

17:15.853 --> 17:18.123
‫خیلی خب، بیا.
‫بذار برات حساب کنم.

17:19.658 --> 17:23.294
‫با حساب کردن نسخه جدید،
‫میشه ۱۲۷.۹۰ دلار.

17:23.294 --> 17:28.399
‫چی؟ ۱۲۷ دلار توی ماه؟
‫چه خبره؟

17:28.399 --> 17:31.002
‫خب، این به خاطر این رقیق‌ کننده خون جدیده
‫که دکتر بست برات تجویز کرده.

17:31.002 --> 17:32.436
‫خیلی گرونه.

17:32.436 --> 17:34.072
‫نه، نه، نه، همون قبلی رو ‫ادامه میدم

17:34.072 --> 17:35.306
‫انقدر پول نمیدم.

17:35.306 --> 17:37.541
‫خب، هنوز یه بار دیگه ‫حق تمدید داری

17:37.541 --> 17:39.444
‫باید با دکتر بست تماس بگیرم
‫تا مطمئن بشم مشکلی نداره؟

17:39.444 --> 17:44.548
‫نه، نه، از این به بعد دیگه نمیخوام ‫توی
مسائل پزشکی شخصیم دخالتش بدم

17:44.548 --> 17:46.617
‫میاد ناهار و با خودش
‫گوشی پزشکیش رو میاره.

17:46.617 --> 17:48.819
‫اوه! روی پوستت سرد نیست؟

17:48.819 --> 17:52.123
‫شرط می‌بندم دکتر بست
‫دست ‌های خیلی گرمی داره.

17:52.123 --> 17:53.691
‫سالی. اون برادر زادمه.

17:53.691 --> 17:55.126
‫خیلی خب.

17:56.427 --> 17:58.295
‫پس میشه ۲۱.۴۵ دلار.

17:58.295 --> 18:00.865
‫- باشه.
‫- اوه، سلام عزیزم.

18:00.865 --> 18:04.168
‫- چی شده اومدی اینجا؟
‫- اوه، سلام، سلام مامان.

18:04.168 --> 18:05.437
‫الان واقعاً نمیتونم حرف بزنم.

18:05.437 --> 18:07.939
‫یه ماجرای جنایی در جریان دارم،
‫پایین خیابون لینکلن.

18:07.939 --> 18:12.577
‫اوم، فقط باید این نسخه رو سریع بگیرم.
‫چیز مهمی نیست. ردیفه.

18:15.212 --> 18:17.948
‫- لوئیزا این کار رو باهات کرده؟
‫- نه مامان، تمومش کن.

18:17.948 --> 18:20.718
‫چیه؟ سوزاک؟
‫سیفلیس؟

18:20.718 --> 18:22.854
‫اچِ بزرگ؟
اچِ کوچیک؟

18:22.854 --> 18:25.790
‫نه، نه، اصلاً به این چیزها ‫ربطی نداره

18:25.790 --> 18:28.926
‫و لوئیزا هم ‫هیچ نقشی توش نداره

18:28.926 --> 18:30.295
‫اون...

18:30.295 --> 18:31.662
‫اون...

18:34.131 --> 18:35.566
‫کلامیدیاست.

18:35.566 --> 18:38.436
‫کلامیدیا؟
‫خب، اونقدرا هم بد نیست.

18:38.436 --> 18:40.705
‫همه کلامیدیا گرفتن، ‫عزیزم

18:40.705 --> 18:42.440
‫حداقل شپش نیست.

18:42.440 --> 18:44.109
‫شپش خیلی بدتره.

18:44.109 --> 18:47.211
‫اینکه پایین رو نگاه کنی و ببینی اون
‫هیولاهای کوچولو دارن بهت نیش میزنن.

18:47.211 --> 18:48.479
‫کی این رو بهت داد؟

18:48.479 --> 18:49.747
‫اون گرچن بود؟

18:49.747 --> 18:52.083
‫دوستِ الین،
‫همونی که اون قیافه رو داشت؟

18:52.083 --> 18:53.217
‫همشون صورت دارن...

18:53.217 --> 18:54.618
‫اوه، آره، بهش میخوره.

18:54.618 --> 18:56.421
‫- اون افتضاحه.
‫- نه.

18:56.421 --> 18:58.289
‫نمیدونم. نمیدونم!

18:58.289 --> 19:00.058
‫عزیزم، آروم باش.

19:00.058 --> 19:01.726
‫تو الان یه مرد مجردی.

19:01.726 --> 19:03.828
‫یه همچین چیزی
‫بالاخره قرار بود اتفاق بیفته.

19:03.828 --> 19:07.598
‫در واقع بهت افتخار میکنم
‫که داری جوونی میکنی.

19:07.598 --> 19:12.303
‫و تا وقتی که اثر این آنتی ‌بیوتیک شروع بشه،
‫یه جای خوب برای اینکه دودولت رو توش بذاری...

19:12.303 --> 19:16.174
‫برای چند دقیقه هر شب،
‫یه لیوان خنکِ سون ‌آپه.

19:16.174 --> 19:17.709
‫مامان، بس کن!

19:17.709 --> 19:20.078
‫- هوم.
‫- جدی؟

19:20.078 --> 19:22.180
‫آره عزیزم.

19:22.180 --> 19:23.814
‫یه چیزی در مورد ‫حباب ‌هاست

19:49.541 --> 19:51.309
‫بهتر شد. این...

19:52.577 --> 19:54.712
‫آه! تو نباید اینجا باشی.

19:54.712 --> 19:56.247
‫هنوز دارم برای فردا ‫آماده میشم

19:56.247 --> 19:58.616
‫خیلی متاسفم.
‫باید یه وقت دیگه بیام؟

19:58.616 --> 20:00.885
‫آره، راستش.
‫اینجا خیلی به هم ریخته‌ست.

20:00.885 --> 20:02.553
‫اَل دیگه نمیتونه فیلمبردارم باشه.

20:02.553 --> 20:06.057
‫اون فردا باید مسئول تانک غوطه ‌وری
‫توی جشنواره خیابونی باشه.

20:06.057 --> 20:07.725
‫اینجا چیکار میکنی؟

20:07.725 --> 20:11.829
‫دارم میگردم ببینم دکتر ریس
‫هیچ وقت بَری هَمِرز رو درمان کرده یا نه.

20:11.829 --> 20:13.831
‫باید بفهمم چرا اون مَرد آبیه.

20:13.831 --> 20:15.700
‫ممکنه واقعاً مشکلی داشته باشه.

20:15.700 --> 20:17.969
‫یه نصف روزِ کامل مرخصی،
‫و تو نمیتونی دست از دکتری کردن برداری.

20:17.969 --> 20:20.438
‫اونجا هیچ پرونده ‌ای
‫برای بَری هَمِرز پیدا نمیکنی.

20:20.438 --> 20:22.106
‫- پیدا نمیکنم؟
‫- بلوبری؟

20:22.106 --> 20:24.709
‫اون هیچ وقت اینجا بیمار نبوده.
‫هیچ وقتِ هیچ وقت.

20:24.709 --> 20:26.410
‫راستش یکی بهم گفت...

20:26.410 --> 20:28.112
‫ایرما بود؟
‫فکر کنم ایرما بود.

20:28.112 --> 20:30.715
‫ایرما بود؟
‫نمیدونم دقیقاً ایرما بود یا نه.

20:30.715 --> 20:32.550
‫- صرف ‌نظ...
‫- چی بهت گفت؟

20:32.550 --> 20:37.155
‫ایرما میگه که بلوبری
‫وقتی که دبیرستانی بوده...

20:37.155 --> 20:38.689
‫یه جور وضعیت پزشکی ‫وحشتناک داشته

20:38.689 --> 20:40.791
‫باید پیش یه متخصص
‫توی بار هاربر میرفته.

20:40.791 --> 20:43.694
‫- یه متخصص؟
‫- آره. خب، گوش کن، گوش کن.

20:43.694 --> 20:46.431
‫فردا توی جشنواره
‫قراره فیلمبردار من باشی.

20:46.431 --> 20:47.832
‫اوه.

20:47.832 --> 20:49.533
‫من قطعاً همچین کاری ‫انجام نمیدم

20:49.533 --> 20:52.069
‫اَل نیست
تو تنها گزینه ‌ای هستی ‫که برام مونده

20:52.069 --> 20:53.838
‫و من دارم جشنواره رو
‫از ساعت ۹ صبح...

20:53.838 --> 20:56.341
‫تا نیمه‌ شب فردا پوشش میدم،
‫پس لطفاً یه کفش راحت بپوش.

20:56.341 --> 20:58.009
‫نه اینا رو.

20:58.009 --> 21:04.316
‫برای آخرین بار میگم، من نه حضور پیدا میکنم
‫و نه توی این جشنواره‌ لعنتی شرکت میکنم.

21:07.051 --> 21:08.586
‫چیه؟

21:08.586 --> 21:10.154
‫چیه؟ این...
‫این چه نگاهیه؟

21:12.189 --> 21:14.425
‫نه، فقط...

21:14.425 --> 21:18.329
‫فقط میخواستم بهت یادآوری کنم
‫که کارهای خاصی هست...

21:18.329 --> 21:20.165
‫که دارم انجام میدم.

21:20.165 --> 21:24.035
‫یه سری کارهای مربوط به خون
که دارم انجام میدم

21:24.035 --> 21:25.603
‫برای تو.

21:25.603 --> 21:27.305
‫کارهایی که شاید دلم نخواد ‫انجام بدم

21:27.305 --> 21:29.173
‫ولی به هر حال ‫انجامشون میدم

21:29.173 --> 21:31.308
‫پس، شاید...

21:31.308 --> 21:36.581
‫تو هم بتونی یه کاری برای من بکنی
‫که دلت نمیخواد انجام بدی.

21:36.581 --> 21:38.716
‫این باج‌ گیریه.

21:38.716 --> 21:41.585
‫داری ازم باج ‌گیری میکنی.

21:41.585 --> 21:45.156
‫و یادت باشه،
‫این روی خوب منه.

21:49.193 --> 21:51.730
‫مطب دکتر مارتین و الین.

21:51.730 --> 21:54.399
‫چطور میتونم امروز ‫کمکتون کنم؟

21:54.399 --> 21:56.667
‫اوه، آره.
‫خیلی خب. آره.

21:58.002 --> 22:00.404
‫دکتر باید به سالتی بریز بره.

22:00.404 --> 22:02.306
‫یه نفر دستش سوخته.

22:04.275 --> 22:07.946
‫و فردا توی جشنواره بلوبری ‫می‌بینمت

22:07.946 --> 22:11.583
‫ساعت ۹ صبح،
‫به‌ صورت زنده از پورت ون.

22:11.583 --> 22:13.317
‫عصر خوبی داشته باشی.

22:14.218 --> 22:16.421
‫و شب خوش.

22:16.421 --> 22:20.658
‫اون شبانه ‌روز مشغول پخت ‌و پز بوده،
‫نخوابیدن، بی‌ احتیاطی کردن.

22:20.658 --> 22:21.793
‫خوب میشه.

22:21.793 --> 22:24.061
‫ولی چیزی که خوب نیست...

22:24.061 --> 22:26.931
‫اینه که مردم به خاطر
‫یه مسابقه‌ پای صدمه ببینن.

22:26.931 --> 22:28.533
‫نه، نباید زیاد بپیچیش.

22:28.533 --> 22:30.702
‫فردا کل روز به دستم نیاز دارم.
‫باید شیرینی بپزم.

22:30.702 --> 22:32.704
‫- میشنوی چی داری میگی؟
‫- باید شیرینی بپزم.

22:32.704 --> 22:35.539
‫داری سرِ یه مسابقه‌ پای،
‫دچار فروپاشی عصبی میشی.

22:35.539 --> 22:36.574
‫باید شیرینی بپزم.

22:36.574 --> 22:40.445
‫گرگ، عزیزم، این مسابقه‌ پای ‫داره
بهت حمله‌ اضطرابی وارد میکنه

22:40.445 --> 22:42.314
‫ولی اگه برنده بشم ‫ارزشش رو نداره؟

22:42.314 --> 22:43.447
‫نه.

22:43.447 --> 22:47.852
‫کل سال، تنها چیزی که میشنوم در مورد
‫رول‌ های لابستر جورج و سوپ ماهی جورجه.

22:47.852 --> 22:52.290
‫من... مردم من رو فقط به چشم
‫یه آدم پولدار می‌بینن، یه شریک ساکت...

22:52.290 --> 22:56.794
‫نیمه‌ دیگه‌ جورج که خلاقیت کمتری داره،
‫ولی من بیشتر از اینام.

22:56.794 --> 22:58.129
‫نمیتونی فقط بهش ‫یه آرام ‌بخش بدی؟

22:58.129 --> 23:00.298
‫همه توی این شهر
به ‫یه آرام ‌بخش نیاز دارن

23:00.298 --> 23:04.068
‫من نمیتونم توی مسابقه‌ پای ‫برنده بشم

23:04.068 --> 23:05.403
‫بری برنده میشه.

23:05.403 --> 23:07.839
‫- بری همیشه برنده میشه.
‫- همیشه برنده میشه.

23:07.839 --> 23:11.008
‫ولی برای یه بار هم که شده،
‫دلم میخواد فقط دوم بشم...

23:11.008 --> 23:14.845
‫سوم، شایسته‌ تقدیر،
‫یا ترش ‌ترین مواد میانی.

23:14.845 --> 23:17.148
‫این ثابت میکنه که ‫منم
میتونم یه چیزهایی بسازم

23:17.148 --> 23:18.549
‫که دست ‌و پنجه‌ هنرمندی دارم.

23:18.549 --> 23:20.985
‫- فقط نه این دستت.
‫- میدونم.

23:20.985 --> 23:24.789
‫باید برای تمام موفقیت ‌های بری ‫خوشحال باشم

23:24.789 --> 23:26.791
‫ایرما بهم گفت که ‫چه دوران
جوونی پردردسری داشته

23:26.791 --> 23:28.226
وایسا، ‫منظورت از این حرف چیه؟

23:28.226 --> 23:32.697
‫فقط اینکه چجوری به همه مشکلات پزشکیش
‫غلبه کرد تا به این افسانه‌ محلی تبدیل بشه.

23:32.697 --> 23:34.565
‫منم نوجوون پردردسری بودم.

23:34.565 --> 23:38.836
‫توی دبیرستان، تیم فوتبال من رو
‫توی کمد نظافتچی حبس کردن.

23:38.836 --> 23:42.006
‫بعد از اینکه موهام رو ‫هایلایت کردم

23:42.006 --> 23:43.541
‫جایزه‌ من کجاست؟

23:43.541 --> 23:45.543
‫پس داری میگی بری
‫وقتی بچه بود مریض بود؟

23:45.543 --> 23:47.411
‫- یه بیماری وحشتناک؟
‫- فقط آکنه بود.

23:47.411 --> 23:49.447
‫آکنه‌ وحشتناک.
‫ظاهراً خیلی افتضاح بوده.

23:49.447 --> 23:50.815
‫جوری که چهره‌ش رو
‫از ریخت انداخته بود.

23:50.815 --> 23:53.451
‫ایرما با بریِ ترسناک
به جشن رقص پایان سال رفت

23:53.451 --> 23:54.586
‫پس پوستش خراب بود؟

23:54.586 --> 23:56.587
‫و مادرم من رو ول کرد.

23:56.587 --> 24:00.257
‫شاید باید این رو با توت‌ ‫روی پایم بنویسم

24:00.257 --> 24:02.560
‫گرگ، عزیزم. هی،
‫به من نگاه کن.

24:02.560 --> 24:04.563
‫- به من نگاه کن.
‫- اون طرف رو نگاه کن.

24:04.563 --> 24:06.831
‫دوستت دارم.
‫خیلی زیاد.

24:06.831 --> 24:08.700
‫ولی این ارزشش رو نداره.

24:08.700 --> 24:13.171
‫سال به سال، خودت رو حسابی کلافه میکنی
‫و سر یه بلوبری به جوش و خروش میوفتی!

24:13.171 --> 24:14.638
‫اوه!

24:16.207 --> 24:17.641
‫آره!

24:42.567 --> 24:44.569
‫سلام.

24:44.569 --> 24:46.171
‫داری این رو ضبط میکنی؟

24:46.171 --> 24:47.905
‫داری اون رو می‌بینی؟

24:47.905 --> 24:50.408
‫آه، باشه.

24:50.408 --> 24:54.479
‫گزارش زنده از پورت ون،
‫جشنواره سالانه بلوبری...

24:54.479 --> 24:56.547
‫من الین دنتون هستم.

24:56.547 --> 25:03.988
‫بیاید از این فرصت استفاده کنیم تا نظرات مردم رو
‫ توی کوچه و خیابون بشنویم، موافقید؟

25:03.988 --> 25:06.825
‫- این باید جذاب باشه.
‫- فقط جدی باش.

25:06.825 --> 25:08.192
‫پس منظورت زن و مردهای ‫توی خیابونه؟

25:08.192 --> 25:09.827
‫منظورم همه آدم ‌های ‫توی خیابونه

25:09.827 --> 25:11.696
‫هوم. میخوای نظر
‫اون خوک رو هم بپرسی؟

25:11.696 --> 25:13.431
‫نمیخوای از خوک ‫سوال بپرسی؟

25:13.431 --> 25:14.932
‫سلام، جناب.

25:14.932 --> 25:18.269
‫جشنواره امسال رو ‫چطور می‌بینی؟

25:18.269 --> 25:21.072
‫- خوبه.
‫- خوب؟

25:21.072 --> 25:23.541
‫پس... فقط همین ‫حس رو داری؟

25:23.541 --> 25:25.476
‫آه، خوبه.

25:25.476 --> 25:26.744
‫اوه، نه. متاسفم.
‫دارم می‌پرسم.

25:26.744 --> 25:29.814
‫- فقط خوب؟
‫- اوه، باشه.

25:31.616 --> 25:36.253
‫خیلی خب. تا به حال با وردنه‌ت
‫واقعاً به کسی ضربه زدی؟

25:37.822 --> 25:40.091
‫کابلر، کرامبل،
‫یا کریسپ...

25:40.091 --> 25:43.260
‫واقعاً چیزی میتونه ‫با پای رقابت کنه؟

25:46.864 --> 25:53.805
‫سلام خانم، این راه دور رو سفر کردی تا اینجا ‫توی
پورت ون بهترین بلوبری ‌های مِین رو امتحان کنی؟

25:53.805 --> 25:56.974
‫الین، منم، ایرما.

25:56.974 --> 25:59.343
‫هی، الان چند نفر دارن
‫پخش زنده‌م رو می‌بینن؟

25:59.343 --> 26:00.711
‫من از کجا بدونم؟

26:00.711 --> 26:02.580
‫عددش بالای صفحه‌ست.

26:02.580 --> 26:04.416
‫مگه چند سالته، ‫صد سال؟

26:04.416 --> 26:05.683
‫دو نفر.

26:05.683 --> 26:08.220
‫ال و یکی به اسم ‫پورت وندی

26:08.220 --> 26:10.221
‫همین؟

26:10.221 --> 26:12.656
‫هیچکس دیگه ‌ای توی کل شهر
‫گزارش من رو نگاه نمیکنه؟

26:12.656 --> 26:15.060
‫فرود روی ماه که نیست،
‫در ضمن همه همینجان.

26:15.060 --> 26:16.961
‫اوه، این یه فاجعه‌ست.

26:16.961 --> 26:19.230
‫چطوری قراره یه روزی
‫دنبال ‌کننده ‌های کشوری پیدا کنم؟

26:19.230 --> 26:21.566
‫حتی نمیتونم دوست ها و همسایه‌ هام رو
‫پای تماشا بشونم.

26:21.566 --> 26:24.034
وایسا. یه بیننده‌ ‫زنده‌ دیگه داریم

26:25.537 --> 26:27.939
‫- مادرته.
‫- تازه الان وصل شده؟

26:27.939 --> 26:32.009
‫نه، ولی داره کامنت میذاره.
‫اون کت منه؟

26:33.711 --> 26:36.414
‫اوه، یه خبرهاییه.

26:36.414 --> 26:37.949
‫یه خبرهاییه.
‫یه خبرهاییه.

26:37.949 --> 26:39.450
‫دکتر!

26:41.419 --> 26:43.754
‫خیلی خب،
‫حالا همگی!

26:44.455 --> 26:46.457
‫هر پرتاب، یه دلار.

26:46.457 --> 26:51.563
‫همه درآمدها صرفِ صندوق
‫رفع کپک سیاه بازداشتگاه میشه!

26:51.563 --> 26:55.099
‫- اوه، کیمبرلی، اوم، چطوری؟
‫- پیامت رو گرفتم.

26:55.099 --> 26:57.835
‫اوه، درسته، در موردِ،
‫اوم، اون پیام.

26:57.835 --> 27:00.438
‫درسته. فقط میخواستم ‫در جریان باشی

27:00.438 --> 27:02.307
‫پس من فقط باید برم اونجا ‫چون...

27:02.307 --> 27:04.976
‫آخه یه برنامه‌ سقوط توی مخزن آب دارم
‫که یه جورایی همین الان درگیرشم.

27:04.976 --> 27:06.878
‫مادرم پیام صوتی ‌ای که
‫برام گذاشتی رو شنید.

27:06.878 --> 27:08.846
‫- شنید؟
‫- میکُشمت.

27:08.846 --> 27:12.283
‫باشه. باشه. میدونی
لازم نیست ‫مثلاً، عجله کنیم

27:12.283 --> 27:14.052
‫فقط، میدونی،
‫میتونیم...

27:14.052 --> 27:15.887
‫خب، پس اگه فقط...

27:15.887 --> 27:19.590
‫مریلین؟ ایوان؟ گرچن؟! ‫گرچن

27:19.590 --> 27:21.292
‫اوه، شماها تازه تماسم رو ‫دریافت کردید

27:21.292 --> 27:24.829
‫این خوبه چون، این خوبه ‫چون
بعضی وقت ها روی پیغام‌ گیر میرفت

27:24.829 --> 27:26.698
‫مطمئن نبودم.
‫خب، خانم‌ ها.

27:26.698 --> 27:28.699
‫بیاید فقط یادمون باشه
‫که این یه بازیه، مگه نه؟

27:28.699 --> 27:29.967
‫همش برای تفریحه.

27:29.967 --> 27:32.437
‫امسال یه حضورِ پرشورتر از حد معمول
‫توی بخشِ سقوط داخل آب.

27:32.437 --> 27:34.939
‫به نظر میرسه همه‌ بازیکن ‌ها
‫خیلی با انگیزه هستن.

27:34.939 --> 27:36.774
‫چهره‌ت خیلی عصبانیه.

27:39.077 --> 27:40.711
‫- خیلی خب!
‫- اوه!

27:40.711 --> 27:42.480
‫عجب ضربه‌ محکمی بود،
‫کارن. واقعاً...

27:42.480 --> 27:44.549
‫- هورا!
‫- اسم من کاروله.

27:44.549 --> 27:46.884
‫کارول. منظورم...
‫میدونستم.

27:46.884 --> 27:51.689
‫اون خیلی مصممه که
‫کپک‌ ‌های اون بازداشتگاه رو از بین ببره.

27:51.689 --> 27:53.724
‫باید، باید با تمام قدرت ‫پرتابش کنی

27:53.724 --> 27:55.760
‫هورا! خب، اون...

27:55.760 --> 27:56.861
‫وا!

27:57.928 --> 28:00.531
‫خیلی خب!
‫حسش کردم.

28:00.531 --> 28:03.167
‫همه چی انگار زیر و رو شد.

28:05.903 --> 28:07.138
‫خیلی خب.

28:11.009 --> 28:13.811
‫خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب.
‫بسه، دیگه کافیه، برید عقب!

28:13.811 --> 28:16.313
‫خانم ها، خواهش میکنم!
‫بیخیال، بسه، دیگه کافیه!

28:16.313 --> 28:17.815
‫خیلی خب، بسه!

28:20.150 --> 28:21.518
‫هی.

28:23.453 --> 28:25.055
‫این برای من خجالت ‌آوره؟

28:25.055 --> 28:26.456
‫آره.

28:27.858 --> 28:30.294
‫توجه کنید!
‫همگی توجه کنید!

28:30.294 --> 28:34.398
‫تقریباً وقتشه! داورها مرحله نهایی
‫چشیدن رو تموم کردن. و یکم دیگه...

28:34.398 --> 28:39.269
‫مراسم اهدای جوایز مسابقه سالانه
‫پای بلوبری پورت ون رو شروع میکنیم.

28:39.269 --> 28:42.138
‫حالا، ممکنه برنده امسال
‫یه جایی توی این جمعیت باشه.

28:42.138 --> 28:43.306
‫اون کیه؟

28:43.306 --> 28:45.476
‫بیاید داخل تالار لژیون
‫و یه جا بگیرید!

28:45.476 --> 28:47.043
‫اوه، وایسید،
‫اوه، وایسید.

28:47.043 --> 28:48.645
‫ظرفیت تکمیله.

28:48.645 --> 28:49.546
‫ببخشید.

28:49.546 --> 28:51.214
‫خب، این که تقصیر من نیست!

28:51.214 --> 28:52.949
‫بیخیال، شماها ‫باید میدونستید

28:52.949 --> 28:55.052
‫نه، نه.

28:55.052 --> 28:57.688
‫شما بهتر از اینا میدونید.

29:10.467 --> 29:12.269
‫- هی.
‫- خیلی خب.

29:18.408 --> 29:20.777
‫- ام، ببخشید.
‫- هوم.

29:23.079 --> 29:24.548
‫عالیه.

29:24.548 --> 29:27.484
‫توی یه ایستگاه آتش ‌نشانی شلوغ،
‫یه گوشه جا خوش کردی.

29:27.484 --> 29:29.319
‫هیس.

29:29.319 --> 29:31.154
‫هر سال کاملاً طرد میشه.

29:31.154 --> 29:32.289
‫هر سال جا میمونه.

29:32.289 --> 29:33.590
‫دارم سعی میکنم این رو ببینم.

29:33.590 --> 29:35.659
‫اوه، البته، البته.
‫ببخشید.

29:35.659 --> 29:37.294
‫خب، الان چند نفر ‫دارن تماشا میکنن؟

29:37.294 --> 29:39.162
‫منظورم توی پخش زنده‌ست.

29:39.162 --> 29:41.064
‫- یه نفر.
‫- فقط مامانم؟

29:41.064 --> 29:44.167
‫خب. پس لابد اَل ‫رفته داخل

29:44.167 --> 29:45.735
‫خب. خیلی خب، ‫خیلی خب

29:45.735 --> 29:48.171
‫این خیلی استرس‌ زاست.

29:48.171 --> 29:50.507
‫به خودت مسلط باش.

29:52.142 --> 29:56.547
‫لوئیزا، داری جلوی گردش خون
‫انگشت هات رو میگیری.

29:56.547 --> 30:01.618
‫فقط یه آدم ساده‌ دیگه که لابد سعی میکنه
‫فکرش رو از واقعیت ناراحت کننده منحرف کنه.

30:01.618 --> 30:03.987
منظورم این نبود که ‫بگم تو ساده ‌ای

30:03.987 --> 30:05.522
‫مـ... من فقط...

30:05.522 --> 30:07.324
این فقط ‫یه مسابقه‌ پای‌ پزیه

30:07.324 --> 30:11.127
‫نه، بیشتر از این حر‌ف هاست
ولی تو ‫درک نمیکنی چون نمیخوای درک کنی

30:11.127 --> 30:14.631
‫و نمیخوای درک کنی
چون در واقع اصلاً برات اهمیت نداره

30:14.631 --> 30:16.166
‫من نفر دومم.

30:16.166 --> 30:18.035
‫من نفر دومم.

30:18.035 --> 30:20.937
‫عصر بخیر.
‫بعد از ظهر بخیر، مامان.

30:20.937 --> 30:23.040
‫من الین دنتون هستم،

30:23.040 --> 30:29.280
‫در حال ضبط، گزارش زنده از داخل تالار لژیون،
‫جایی که داوری تازه شروع شده.

30:29.280 --> 30:31.815
‫شروع شده.
‫نه، تموم شده.

30:31.815 --> 30:36.786
‫و در واقع اونا، اونا همه‌ پای‌ ها رو خوردن
‫و به زودی برنده مشخص میشه.

30:36.786 --> 30:38.788
‫زنده. با من.

30:38.788 --> 30:43.059
‫دخترت.
‫برای شاهدان عینی بلوز.

30:43.059 --> 30:44.594
‫شاهدان عینی بلوز.

30:46.296 --> 30:48.965
‫خانم ‌ها و آقایون،
‫بعد از ظهر بخیر.

30:48.965 --> 30:52.002
‫خب، ما داورها به ‫تصمیمات نهایی‌‌مون رسیدیم

30:52.002 --> 30:55.305
‫حالا، همونطور که میدونید،
‫این یه تست چشایی کوره.

30:55.305 --> 31:04.400
‫و این وظیفه، ‫امتیاز و افتخار منه که اعلام کنم
رتبه‌ سوم... پای شماره بیست و یکه

31:04.448 --> 31:06.283
‫چی؟

31:06.283 --> 31:08.718
‫اون منم.
‫اون منم.

31:08.718 --> 31:10.421
‫- نه.
‫- اون منم.

31:10.421 --> 31:11.888
‫- نه.
‫- اون منم.

31:11.888 --> 31:13.657
‫وای، چه غافلگیری بزرگی.

31:13.657 --> 31:17.161
‫گرگ گریسون مقام سوم رو ‫کسب کرد

31:18.795 --> 31:21.464
‫راستی مامان، میتونم این کت رو
‫پیش خودم نگه دارم؟

31:21.464 --> 31:23.733
‫- فکر کنم بهم میاد.
‫- موفق شدم! موفق شدم!

31:23.733 --> 31:26.269
‫یه چیز خوب درست کردم!
‫و رتبه آوردم!

31:26.269 --> 31:29.072
‫میدونستم میتونی، عزیزم!

31:29.072 --> 31:31.875
‫ولی من... من...
‫من همیشه سوم میشم. همیشه.

31:33.176 --> 31:34.911
‫این یعنی...

31:39.282 --> 31:44.521
‫و مقام دوم، انتخاب ما،
‫پای شماره هفت.

31:45.755 --> 31:47.157
‫اون منم.

31:47.157 --> 31:48.726
‫خب مامان،
‫حق با تو بود.

31:48.726 --> 31:52.262
‫سالی میلو دوباره امسال
‫مقام دوم رو کسب کرد.

31:52.262 --> 31:54.431
.وایسا
.وایسا

31:54.431 --> 31:56.166
‫این یعنی چی؟

31:56.166 --> 31:57.634
‫من نمیتونستم...

31:57.634 --> 32:00.037
‫یعنی من؟
‫واقعاً من؟

32:00.037 --> 32:01.805
‫اول شدم؟

32:04.708 --> 32:08.912
‫و ممنون.
‫مقام اول...

32:08.912 --> 32:09.946
‫ببخشید.

32:11.915 --> 32:16.853
‫رتبه اول متعلق به ‫پای شماره سیزده هست

32:16.853 --> 32:18.789
‫چی؟

32:21.625 --> 32:23.961
‫اوه! بازم؟

32:23.961 --> 32:29.999
‫و مثل همیشه، بری همرز رتبه اول رو ‫توی
مسابقه سالانه پخت پای پورت ون کسب میکنه

32:29.999 --> 32:31.168
‫من حتی...

32:31.168 --> 32:32.902
‫من حتی رتبه‌ نیاوردم؟

32:46.216 --> 32:47.517
‫عمه سارا!

32:51.989 --> 32:54.157
‫حالم خوبه.

32:54.157 --> 32:56.293
‫نه، ضربان قلبت ضعیف ‫و نامنظمه

32:56.293 --> 32:57.594
‫چقدر طول میکشه‫ تا آمبولانس برسه؟

32:57.594 --> 32:59.429
‫ده دقیقه.
‫همشون توی بیمارستانن.

32:59.429 --> 33:01.531
‫- میتونیم با ماشین من ببریمش.
‫- نه، به اکسیژن نیاز داریم.

33:01.531 --> 33:03.700
‫- ده دقیقه رو میتونیم طاقت بیاریم.
‫- حالم خوبه.

33:03.700 --> 33:07.904
‫نه. فقط باید بی‌ حرکت بمونی
‫و ساکت باشی، باشه؟

33:13.743 --> 33:16.713
‫اوه، اوم، خیابون جلوی
‫تالار لژیون رو خلوت کنید.

33:16.713 --> 33:19.500
‫یه آمبولانس داره برای سارا میاد
و همه فکرهای خوب بکنید

33:19.582 --> 33:21.451
‫- حالش خوب میشه.
‫- باشه.

33:21.451 --> 33:23.821
‫منتظر آمبولانسیم.

33:23.821 --> 33:25.922
‫- منتظر آمبولانس...
‫- نمیفهمم.

33:25.922 --> 33:28.900
‫کل روز حالش خوب بود
‫درست تا آخرین مرحله‌ داوری

33:28.992 --> 33:30.294
‫کِی حالش بد شد؟

33:30.294 --> 33:31.428
‫خیلی زیاد خوردیم.

33:31.428 --> 33:35.765
‫فکر کنم درست از وقتی شروع شد که
‫داشتیم آخرِین پای‌ ها رو می‌چشیدیم.

33:35.765 --> 33:37.333
‫اون پای‌ ها.

33:37.333 --> 33:40.704
‫خب، اون داره داروهای
‫مختلفی مصرف میکنه.

33:40.704 --> 33:45.208
‫ممکنه یه ماده‌ توی یکی از پای ‌ها
‫تداخل بدی پیدا کرده باشه با...

33:45.208 --> 33:46.710
‫کدوم یکی از اون پای ‌ها رو ‫کمتر خورد؟

33:46.710 --> 33:49.479
‫- اوم، اوم، اون یکی، شماره هفت.
‫- اوه، اون پایِ منه.

33:49.479 --> 33:51.581
‫خیلی خب، باید دقیقاً بهم بگی
‫چی توی پایِ تو هست

33:51.581 --> 33:54.017
‫همین الان،
‫تک‌ تکِ موادش رو.

33:54.017 --> 33:56.319
‫اوه، چیز، عه،
‫چیز غیرعادی‌ ای نیست.

33:56.319 --> 34:00.156
‫اوم، روغن خوک، روغن خوک توی،
‫اوم، خمیر گندم ارگانیک.

34:00.156 --> 34:01.391
‫اوهوم.

34:01.391 --> 34:03.894
‫و، عه، شکر،
‫نشاسته ذرت، لیمو.

34:03.894 --> 34:05.295
‫البته که بلوبری.

34:05.295 --> 34:07.297
‫اوه، حتماً باید بگم؟

34:07.297 --> 34:08.932
‫آره!

34:08.932 --> 34:13.036
‫فقط یه ذره پودر ام ‌اس ‌جی.

34:14.671 --> 34:17.808
‫مادرم همیشه میگفت این باعث میشه
‫طعم بلوبری‌ ها حسابی باز بشه.

34:17.808 --> 34:18.842
‫و اصلاً چیزی نبود.

34:18.842 --> 34:21.278
‫با خودم گفتم نه،
‫تقریباً هیچی نمیشه.

34:21.278 --> 34:23.079
‫مونو سدیم گلوتامات ‫فقط باعث...

34:23.079 --> 34:24.715
‫افزایش جزئی ضربان قلب میشه.

34:24.715 --> 34:26.616
‫این چیزی نیست که اینجا داره اتفاق میفته.
‫کار ام‌ اس ‌جی نیست.

34:26.616 --> 34:29.319
‫ولی اون ام‌ اس‌ جی
‫نقض قوانین مسابقه‌ست.

34:29.319 --> 34:32.723
‫همه مواد ارگانیک و خانگی.
‫تو تقلب کردی.

34:32.723 --> 34:35.525
‫سالی مایلو، متأسفم
‫ولی باید تو رو...

34:35.525 --> 34:36.894
‫از مسابقه حذف کنیم.

34:36.894 --> 34:39.462
‫نه. نه، جورج، نه!

34:39.462 --> 34:42.699
‫خب، کی اون پای شماره ۱۴ رو
‫درست کرده، اونجا؟

34:42.699 --> 34:44.468
‫اون باید مقام چهارم رو میاورد، ‫درسته؟

34:44.468 --> 34:47.537
‫اون مال منه
اون، ‫اون پای منه

34:49.706 --> 34:52.342
‫اوه، ‫سلام به همگی

34:52.342 --> 34:56.547
‫اوم، یه تغییر خیلی غافلگیر کننده
‫توی روند اتفاقات، اینجا توی مسابقه‌ پای.

34:56.547 --> 34:58.716
‫ساکت، همگی، همگی!

34:58.716 --> 35:00.817
‫سارا قبل از پایِ سالی،
‫کدوم پای رو خورد؟

35:00.817 --> 35:02.185
‫اوم، اون یکی،
‫پای ۱۳.

35:02.185 --> 35:03.754
‫آره، آره،
‫اون پای بلوبریِ بلوبریه.

35:03.754 --> 35:06.823
‫من میتونم بهتون تضمین بدم
‫که مواد تشکیل‌ دهنده‌ پای من...

35:06.823 --> 35:10.794
‫مثل همیشه، صد درصد
ارگانیک ‫و خونگی هستن

35:10.794 --> 35:12.596
‫مواد اولیه‌ت رو ‫خودت پرورش دادی؟

35:12.596 --> 35:13.730
‫آره.

35:13.730 --> 35:15.265
‫و  از هیچ‌ کود یا آفت‌ کشی ‫استفاده کردی؟

35:15.265 --> 35:17.734
‫چطور جرئت میکنی ‫اصلاً
همچین چیزی ازم بپرسی؟

35:17.734 --> 35:20.537
‫اصلاً میدونی ارگانیک ‫یعنی چی؟

35:20.537 --> 35:25.442
‫واقعاً میخوایم اجازه بدیم این غریبه ‫بیاد
توی شهرمون و من رو بازخواست کنه؟

35:25.442 --> 35:28.612
‫بلوبری، ‫نماد جشنواره‌ بلوبریه

35:28.612 --> 35:30.580
‫ببخشید، من فقط
‫داشتم می‌پرسیدم که...

35:30.580 --> 35:32.582
‫پس منم فقط دارم بهت میگم...

35:32.582 --> 35:41.458
‫که به من تضمین دادن مواد اولیه‌ پای من
صد درصد ارگانیکِ تأیید شده هستن

35:41.458 --> 35:44.761
وایسا، ‫کی بهت تضمین داده؟

35:44.761 --> 35:46.629
‫خودم.

35:46.629 --> 35:48.598
‫خودم به خودم تضمین دادم.

35:48.598 --> 35:50.534
‫اون پای رو خریدی، ‫مگه نه؟

35:50.534 --> 35:52.168
‫نه، نه، معلومه که نه.

35:52.168 --> 35:53.403
‫برام مهم نیست اون پای...

35:53.403 --> 35:55.738
‫از آشپزخونه‌ تو اومده
یا ‫از سطل زباله‌ پشت سولتی بریز

35:55.738 --> 35:57.440
‫من فقط نگران ‫جونِ عمه‌م هستم

35:57.440 --> 36:01.045
‫حالا، بالاخره میدونی یا نمیدونی
‫که توی اون پای چیه؟

36:01.045 --> 36:03.012
‫نمیدونم.
‫خریدمش.

36:04.614 --> 36:07.584
‫آنلاین. ولی هیچ چیز
غیرعادی ‌ای ‫توش نبود

36:07.584 --> 36:10.553
‫قسم میخورم،
‫قسم میخورم.

36:10.553 --> 36:13.556
‫کاش میتونستم حسی که الان
‫توی این اتاق هست رو توصیف کنم

36:13.556 --> 36:16.660
‫- فضا پر از هیجانه.
‫- تو بـ... بلوبری هستی.

36:16.660 --> 36:19.296
به‌ خاطر تمام ‫بلوبری‌ هایی که میخوری

36:19.296 --> 36:25.335
‫چون سال به سال، شبانه‌ روز،
‫داری پای بلوبری می‌پزی.

36:25.335 --> 36:27.403
‫من حتی آشپزی هم بلد نیستم!

36:27.403 --> 36:28.838
‫وای، خدای من.

36:28.838 --> 36:31.074
‫و این به‌ خاطر بلوبری‌ ها نیست، ‫برت

36:31.074 --> 36:34.677
‫اون الان، چی بگم، ۴۰ ساله که داره
‫از نقره کلوئیدی استفاده میکنه؟

36:34.677 --> 36:39.583
‫وقتی نوجوون بودی پیش اون متخصص پوست رفتی
‫و اون برای آکنه‌ مزمنت تجویزش کرد، درسته؟

36:39.583 --> 36:41.885
‫ولی قرار بود فقط دو ماه
‫از اون لوسیون استفاده کنه...

36:41.885 --> 36:47.391
‫نه دهه‌ ها، و خودش رو آبی کرد،
‫که عارضه‌ جانبی بلند مدتِ استفاده‌ بیش از حده.

36:47.391 --> 36:49.459
‫باید استفاده ازش رو قطع کنی.

36:49.459 --> 36:51.395
‫من آبی بودن رو ‫دوست داشتم

36:51.395 --> 36:53.496
‫این هویت من شد.

36:54.531 --> 36:57.167
‫بهم توی این شهر جایگاه داد.

36:57.167 --> 36:59.769
‫دیگه اون آدم عجیب‌ الخلقه نبودم.

36:59.769 --> 37:03.273
‫من یه...
‫عروسک خوش ‌یمن بودم.

37:03.273 --> 37:06.610
‫حداقل من پای رو خودم ‫درست کردم

37:06.610 --> 37:09.946
‫- اگه من حذف بشم، اون هم حذف میشه!
‫- وای، خدای من.

37:09.946 --> 37:15.452
‫لحظاتی مثل این هستن که بهمون یادآوری میکنن
‫چرا زنده ‌ایم و چرا پای می‌پزیم.

37:15.452 --> 37:17.620
‫و تو چطور، ‫لوئیزا؟
توی پای تو چیه؟

37:17.620 --> 37:19.155
‫اوه، اوم، هیچی.

37:19.155 --> 37:20.657
‫منظورم اینه، منظورم اینه،
‫هیچی که بتونه به اون صدمه بزنه.

37:20.657 --> 37:23.560
‫ولی مگه نگفتی که یه ترفند جدید
شیرینی ‌پزی ‫توی چنته داری؟ اون چی بود؟

37:23.560 --> 37:26.429
‫من بلوبری ‌ها رو برای ۲۴ ساعت
قبل از پختن ‫توی آب اسفناج خیس کردم

37:26.429 --> 37:28.332
‫توی یه کتاب آشپزی قدیمی
فرانسوی ‫در موردش خوندم

37:28.332 --> 37:31.401
‫قرار بود باعث بشه ‌توت‌ ها شیرین بمونن،
‫ولی قول میدم که اسفناج رو خودم پرورش دادم.

37:31.401 --> 37:33.136
‫و هیچ قانونی رو زیر پا نذاشتم.
‫من هیچ وقت هیچ قانونی رو نمیشکنم.

37:33.136 --> 37:34.438
‫خب، بلوبری ‌های تازه ‫توی آب سرد

37:34.438 --> 37:37.574
‫مقدار خیلی زیادی کلسیم و اگزالات رو
‫از اسفناج تازه جذب میکنن...

37:37.574 --> 37:39.610
‫و داروهای رقیق‌ کننده خون قدیمی اون
‫واکنش منفی نشون دادن...

37:39.610 --> 37:42.212
‫ولی من داروی اون رو به یه
‫داروی جدید تغییر دادم، تا اینکه...

37:42.212 --> 37:45.148
‫اون داروی جدید رو مصرف نکرد
‫چون خیلی گرون بود.

37:45.148 --> 37:47.150
‫هنوز داره همون رقیق‌ کننده‌
‫خون قدیمی رو مصرف میکنه.

37:47.150 --> 37:48.418
‫میدونستم باید بهت ‫زنگ میزدم

37:48.418 --> 37:49.920
‫آمبولانس دیگه داره میرسه.

37:49.920 --> 37:51.554
‫- تقصیر اسفناجه.
‫- اوه، نه.

37:51.554 --> 37:53.323
‫باید بهش هپارین تزریق بشه.
‫حالش خوب میشه.

37:53.323 --> 37:54.924
‫بیا فقط کمک کنیم بشینه.

37:54.924 --> 37:56.827
‫خوشحالم که حالش خوب میشه،
‫ولی من نمیتونم.

37:56.827 --> 37:58.828
‫- این‌ طرف. این‌ طرف.
‫- از این طرف، از این طرف...

37:58.828 --> 38:02.632
‫اصلاً باورم نمیشه ‫که برنده شدم

38:04.300 --> 38:06.402
‫واقعاً برنده شدم.

38:06.402 --> 38:09.473
‫خب، فکر کنم کل این ماه رو باید
‫غذاهای مورد علاقه‌ من رو درست کنی.

38:09.473 --> 38:12.142
‫مرغ سوخاری، و ماکارونی و پنیر،
‫و اون...

38:12.142 --> 38:13.444
‫- حرف نزن.
‫- چی؟

38:13.444 --> 38:16.847
‫گرگوری دنیس گریسون،
‫تو همین الان به برت گفتی که ما قراره...

38:16.847 --> 38:19.983
‫یعنی، من قراره غذاهای مورد علاقه‌ش رو
‫درست کنم اگه توی مسابقه‌ پای برنده بشی؟

38:19.983 --> 38:22.185
‫اوه، صبر کنید، صبر کنید.
‫هنوز تموم نشده، دوستان.

38:22.185 --> 38:23.853
‫نه، معلومه که نه.
‫من هیچ ‌وقت همچین کاری نمیکنم.

38:23.853 --> 38:30.594
‫منظورم اینه که، شاید به شوخی گفته باشم
‫که یه مدت طبق سلیقه‌ اون عمل میکنیم...

38:30.594 --> 38:35.598
‫و اگه قرار بود توی مسابقه مقامی بیارم،
‫شاید اشاره کرده باشم که کدوم پای مال منه.

38:35.598 --> 38:39.536
‫نمیدونم
این مسابقه من رو ‫دیوونه‌ میکنه

38:39.536 --> 38:41.605
‫خب، سارا توی راه بیمارستانه.

38:41.605 --> 38:43.440
‫دکتر مارتین میگه ‫حالش خوب میشه

38:43.440 --> 38:47.478
‫ولی اگه اشتباه نکنم،
‫یه تغییر نهایی توی داوری پای وجود داره...

38:47.478 --> 38:49.312
‫و آره، داره اتفاق میفته.

38:49.312 --> 38:55.052
‫گرگوری گریسون، تو به خاطر رفتار غیر اخلاقی
‫فوراً از دور رقابت ‌ها حذف شدی.

38:55.052 --> 38:56.086
‫امشب با هم حرف میزنیم.

38:56.086 --> 39:00.791
‫اون حذف شد، گرگ رفت،
‫و مثل  یه ققنوس که از خاکستر برمیخیزه.

39:00.791 --> 39:07.698
‫که یعنی برنده‌ رسمی و نهاییِ مسابقه‌ سالانه‌
‫پخت پای بلوبری امسال پورت ون... کسی نیست جز...

39:07.698 --> 39:10.333
‫باورتون میشه امروز داریم ‫چی می‌بینیم؟

39:10.333 --> 39:11.868
‫لوئیزا گاوین.

39:13.169 --> 39:15.038
‫ووهو هوو هوو!

39:15.038 --> 39:18.542
!وای، خدای من

39:18.542 --> 39:19.709
‫آره!

39:19.709 --> 39:21.578
‫صبر کنید، یه لحظه صبر کنید.
‫صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید.

39:21.578 --> 39:23.580
‫باید سارا رو به بیمارستان برسونیم.

39:23.580 --> 39:26.650
‫نه، نه، تو بمون.
‫حالش خوب میشه.

39:26.650 --> 39:28.052
‫موفق شدی.

39:28.052 --> 39:29.752
‫حقته، تو بردی.

39:35.992 --> 39:38.896
‫اوه، من، اوم...

39:46.670 --> 39:47.904
‫اوه!

39:52.476 --> 39:55.312
‫- وایسا!
‫- وایسا!

39:55.312 --> 39:58.615
‫آه!

39:58.615 --> 40:01.684
!وای، خدای من
!وای، خدای من

40:12.929 --> 40:14.631
‫ترسوندمت؟

40:18.002 --> 40:19.469
‫آره.

40:22.406 --> 40:26.676
‫از این فکر خوشم نمیاد که
‫بدون تو توی این شهر احمقانه باشم.

40:28.545 --> 40:33.049
‫و اگه نمیتونستی پول داروهای جدید رو بدی،
‫باید بهم میگفتی.

40:33.049 --> 40:35.652
‫متأسفم مارتین،
‫من فقط...

40:37.387 --> 40:39.722
‫خیلی کلافه بودم چون...

40:42.526 --> 40:47.263
‫فکر کردم برای ناهار میای،
‫ولی نیومدی.

40:49.065 --> 40:51.601
‫و من فقط...

40:51.601 --> 40:54.037
‫فقط دارم سعی میکنم
‫زمان از دست رفته رو جبران کنم.

40:55.038 --> 40:56.273
‫فقط میخوام...

40:56.273 --> 40:57.907
‫میخوای وقت بیشتری ‫باهام بگذرونی؟

40:59.042 --> 41:00.510
‫آره.

41:03.613 --> 41:05.849
‫خب...

41:05.849 --> 41:13.290
‫شاید نقش داور مسابقه پای رو رد کرده باشم،
‫ولی نقش برادر زاده‌ت رو قبول میکنم.

41:13.290 --> 41:16.059
‫و تو میتونی ‫قرار ناهار هفتگی من باشی

41:16.059 --> 41:18.161
‫تضمینی.

41:18.161 --> 41:19.596
‫هفته ‌ای دو بار.

41:20.898 --> 41:25.268
‫به شرطی که بعد از ناهار حداقل ده هزار قدم
‫پیاده‌ روی سریع داشته باشی.

41:25.268 --> 41:27.203
‫- ده هزار قدم؟
‫- اوهوم.

41:27.203 --> 41:30.441
‫و دیگه خبری از ‫ماهی کاد سرخ ‌شده نیست

41:30.441 --> 41:33.177
‫سلام. کسی دسر امشب رو ‫میل داره؟

41:33.177 --> 41:34.945
‫بستنی.

41:40.350 --> 41:42.000
‫نه.

41:44.000 --> 41:45.000
‫اوه.

41:45.024 --> 41:55.024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
