1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:14,000 --> 00:00:15,765
‫خوب به نظر میای، جونیور.

3
00:00:15,765 --> 00:00:17,836
‫هی، آماده‌ ای شنبه بار هاربر رو شکست بدی؟

4
00:00:17,836 --> 00:00:20,908
‫- نقشه‌ همینه.
‫- اوه، آره.

5
00:00:20,908 --> 00:00:25,752
‫خب، حالا ببینیم ستاره‌ تیم ماسکتو،
‫جلوی یه عضو تالار مشاهیر چیکار میکنه.

6
00:00:25,752 --> 00:00:29,359
‫زود باش. خیلی خب. هی، رفیق.

7
00:00:29,359 --> 00:00:31,262
‫هی، هفته‌ پیش پرتابت عالی بود، پسر.

8
00:00:31,262 --> 00:00:34,536
‫عاشق تشویق کردن توئم، رفیق.
‫همینجوری ادامه بده، باشه؟

9
00:00:34,536 --> 00:00:37,408
‫قدیم ها من پرتاب کننده تیم اسکیتس بودم
جوونِ تازه‌ نفس

10
00:00:37,408 --> 00:00:39,478
‫میدونستی؟ نمیدونم تا حالا شنیدی یا نه.

11
00:00:39,478 --> 00:00:42,018
‫من این ور و اون ور برای
‫پرتابِ بالا پایین، معروف بودم.

12
00:00:42,018 --> 00:00:44,021
‫فکر میکنی از پسِ این پرتاب بر بیای؟

13
00:00:44,021 --> 00:00:45,725
‫- نشونم بده ببینم.
‫- اوه!

14
00:01:15,017 --> 00:01:16,352
‫ای وای!

15
00:01:22,532 --> 00:01:25,037
‫هوم...

16
00:01:25,037 --> 00:01:26,574
‫سلام بچه‌ ها، صبح بخیر.

17
00:01:26,574 --> 00:01:30,181
‫خب، گوش کنید، حس میکنم باید، اوم...

18
00:01:30,181 --> 00:01:32,530
‫باید باهاتون خیلی رک و رو راست باشم...

19
00:01:33,053 --> 00:01:35,357
‫مثلاً، بدون هیچ کلک یا بازی با کلماتی.

20
00:01:35,357 --> 00:01:38,798
‫انگار فقط من و شما داریم با هم حرف میزنیم.

21
00:01:38,798 --> 00:01:41,690
‫خب، قضیه از این قراره...

22
00:01:41,690 --> 00:01:44,441
‫مامانم با این آدم بی ‌عرضه دوست شده...

23
00:01:44,441 --> 00:01:48,617
‫من بهش میگم خنگول
الان حدود شش ماهه

24
00:01:48,617 --> 00:01:52,726
‫و دیشب سر شام بهم گفت که
‫اون داره اسباب‌ کشی میکنه بیاد اینجا.

25
00:01:52,726 --> 00:01:56,332
‫مثلاً سیب ‌زمینی رو بده من
تو یه بابای جدید داری

26
00:01:59,332 --> 00:02:00,508
‫برای همین تصمیم گرفتم از اونجا برم...

27
00:02:00,508 --> 00:02:03,347
‫و الان هم باهاش حرف نمیزنم...

28
00:02:03,347 --> 00:02:07,221
‫برای همینه که الان بیشتر از همیشه
‫قدر این جمع رو میدونم.

29
00:02:07,221 --> 00:02:09,960
‫آخه تو رو خدا اینجا چیکار میکنی؟

30
00:02:09,960 --> 00:02:12,098
‫یه برنامه جدید دارم.

31
00:02:12,098 --> 00:02:14,736
‫قهوه با الین. بدون فیلتر. بدون شکر.

32
00:02:14,736 --> 00:02:16,105
‫عالیه. مطمئنم حسابی میترکونه.

33
00:02:16,105 --> 00:02:17,643
‫نه، منظورم اینه که چرا اینجایی...

34
00:02:17,643 --> 00:02:19,479
‫و روی کاناپه من خوابیدی؟

35
00:02:19,479 --> 00:02:22,550
‫- از خونه‌م اومدم بیرون.
‫- آره، خب، برگرد همونجا.

36
00:02:22,550 --> 00:02:25,558
‫همین الانش هم یه مهمون ناخونده دارم.
‫دیگه یکی دیگه نمیخوام.

37
00:02:28,363 --> 00:02:30,234
‫بچه‌ ها یادتونه براتون در مورد...

38
00:02:30,234 --> 00:02:34,341
‫رئیس فوق‌ العاده‌م گفتم
که برام مثل پدر بود؟

39
00:02:36,112 --> 00:02:37,481
‫خب، اون مُرد.

40
00:02:38,517 --> 00:02:40,988
‫حالا هم گیر این یارو افتادم.

41
00:02:56,586 --> 00:02:58,356
‫صبح بخیر!

42
00:02:58,356 --> 00:03:00,828
‫نذار سگه بره سراغ...

43
00:03:00,828 --> 00:03:02,297
‫صبح بخیر، سارا.

44
00:03:02,297 --> 00:03:04,102
‫واقعاً باید یه اسم برای
اون سگ انتخاب کنی

45
00:03:04,102 --> 00:03:06,673
‫اوه، من نه براش اسم میذارم
و نه بهش پناه میدم

46
00:03:06,673 --> 00:03:08,209
‫- اینجا چه خبره؟
‫- اوه، من...

47
00:03:08,209 --> 00:03:10,080
‫معلومه که یه نفر بدون اجازه اومده تو.

48
00:03:10,080 --> 00:03:12,919
‫به پلیس زنگ بزن
خودت اینجا چیکار میکنی؟

49
00:03:12,919 --> 00:03:16,793
‫اوه، انگشتم با یه تیکه‌ زنگ ‌زده از
‫تله‌ خرچنگ برید. میخوای ببینی؟

50
00:03:16,793 --> 00:03:18,397
‫آره، نه، اوم، الین بهش رسیدگی میکنه.

51
00:03:18,397 --> 00:03:20,233
‫اوم، ولی باید بهت یه واکسن کزاز بزنم.

52
00:03:20,233 --> 00:03:21,803
‫اون ادی مک ‌کوری.

53
00:03:21,803 --> 00:03:26,513
‫بازم داخل قلمرو صید خرچنگ من شده بود.

54
00:03:26,513 --> 00:03:29,653
‫برای همین مجبور شدم ‫به بریدن
تله ‌های تور اون شروع کنم

55
00:03:29,653 --> 00:03:33,092
‫هنوز داری باهاش میجنگی؟
‫این دیوونه ‌بازی کی تموم میشه؟

56
00:03:33,092 --> 00:03:34,563
‫وقتی که بمیره.

57
00:03:34,563 --> 00:03:38,805
‫میزنم داغونش میکنم، بعدش هم توی
یه تله خرچنگ قدیمی و زنگ زده میچپونمش

58
00:03:38,805 --> 00:03:40,575
‫و بعدش هم میندازمش توی آب.

59
00:03:40,575 --> 00:03:42,144
‫باید یه واکسن هاری هم بهت بزنم.

60
00:03:42,144 --> 00:03:43,981
‫داری از عصبانیت کف میکنی.

61
00:03:47,789 --> 00:03:50,127
‫هی، ببین. نظرت... اِم، نظرت چیه؟

62
00:03:50,127 --> 00:03:51,231
‫منظورم اینه که، با نمکه؟

63
00:03:51,937 --> 00:03:54,245
‫یا به نظر میاد زیادی دارم سعی میکنم؟

64
00:03:54,435 --> 00:03:56,674
‫- به نظرم خیلی نازه. آره.
‫- واقعاً؟

65
00:03:56,674 --> 00:03:59,178
‫منظورم اینه که، شاید با کمربند بهتر بشه.

66
00:03:59,178 --> 00:04:01,683
‫لوئیزا، میدونم، ما همجنسگراییم...

67
00:04:01,683 --> 00:04:03,687
‫ولی دیگه وقتشه راستش رو بدونی.

68
00:04:03,687 --> 00:04:05,323
‫ما هیچی از مد و فشن نمیدونیم.

69
00:04:05,323 --> 00:04:07,529
‫اِم، از طرف خودت حرف بزن.

70
00:04:07,529 --> 00:04:10,200
‫بیست سال پیش که سرآشپز خصوصیِ
‫همون که خودت میدونی بودم...

71
00:04:10,200 --> 00:04:12,338
‫طراح‌ ها و استایلیست‌ ها
همیشه رفت‌ و آمد میکردن

72
00:04:12,338 --> 00:04:14,709
‫و یه شب داشتم برای... آه! شام درست میکردم.

73
00:04:14,709 --> 00:04:16,479
‫- آه.
‫- داره دیوونه‌ت میکنه، مگه نه؟

74
00:04:16,479 --> 00:04:18,182
‫آره، هیچ وقت قرارداد عدم افشا امضا نکن.

75
00:04:18,182 --> 00:04:20,186
‫مثل زندانیه که هیچ وقت ازش آزاد نمیشی.

76
00:04:20,186 --> 00:04:22,892
‫مگه یه دوستِ خانم نداری که ‫بتونی
باهاش در مورد مد حرف بزنی؟

77
00:04:22,892 --> 00:04:28,992
‫خب، منظورم اینه که... نیکول هست. اِم...
‫اون رفت  میزولا. بعدش کورین هست.

78
00:04:29,071 --> 00:04:31,576
‫ولی اونم دوقلو به دنیا آورد، برای همین...

79
00:04:31,576 --> 00:04:35,483
‫و بعدش فکر کنم مارک
یه جورایی همه دنیای من شد

80
00:04:35,483 --> 00:04:37,488
‫خب، من هیچی از مد سر در نمیارم...

81
00:04:37,488 --> 00:04:41,329
‫ولی این رو میدونم که زن‌ ها
به دوست‌ های زن نیاز دارن

82
00:04:41,329 --> 00:04:46,239
‫اگه هیچ دلیل دیگه‌ ای هم نباشه، برای اینکه بابت
‫همه کار های احمقانه، ندونسته، بچگونه و بی ‌ملاحظه‌ ای که...

83
00:04:46,239 --> 00:04:49,513
‫مردها انجام میدن غیبت کنیم
به استثنای جمع حاضر

84
00:04:49,513 --> 00:04:52,485
‫- اوه، بس کن.
‫- ولی یکم عجیب نیست؟

85
00:04:52,485 --> 00:04:56,392
‫منظورم اینه که چطوری باید سراغ ‫پیدا کردن
یه بهترین دوست توی این سن و سال برم؟

86
00:04:56,392 --> 00:04:59,533
‫نمیدونم، شاید توی جشن پیروزی...

87
00:04:59,533 --> 00:05:04,977
‫وقتی که کل شب، برنده شدنمون
‫جلوی بار هاربر رو جشن میگیریم.

88
00:05:04,977 --> 00:05:07,916
‫- ویز ویز، ویز ویز.
‫- خداحافظ نوار ۱۲ سال باخت.

89
00:05:07,916 --> 00:05:10,086
‫- خداحافظ بار هاربر.
‫- اوه!

90
00:05:10,086 --> 00:05:12,592
‫پیروزی توی مشتمونه!

91
00:05:12,592 --> 00:05:17,334
‫- آره، مزه‌ش رو حس میکنم.
‫- بزن بریم دارکوب‌ ها!

92
00:05:17,334 --> 00:05:21,476
‫ادی مک ‌کروی، اینجا چیکار میکنی؟

93
00:05:21,476 --> 00:05:25,149
‫چرا تو و اون کلاهت به بار هاربر برنمیگردید،
‫همونجایی که بهش تعلق دارید؟

94
00:05:25,149 --> 00:05:27,822
‫من هر جا دلم بخواد تله ‌هام رو میذارم.

95
00:05:27,822 --> 00:05:30,995
‫چطوره دهنت رو ببندی
و از اینجا گورت رو گم کنی؟

96
00:05:30,995 --> 00:05:35,872
‫خیلی خب، خیلی خب، بیاید همگی آروم باشیم
‫و شاید بهتره این انرژی رو برای زمین بیسبال نگه داریم؟

97
00:05:35,872 --> 00:05:38,043
‫- باشه.
‫- باشه.

98
00:05:38,043 --> 00:05:40,648
‫بزنید بریم پشه ‌ها
و این پرنده رو از اینجا بندازید بیرون

99
00:05:40,648 --> 00:05:43,687
‫اسمش دارکوبه، خودت هم این رو خوب میدونی.

100
00:05:45,691 --> 00:05:48,296
‫اوضاع خرابه.

101
00:05:48,296 --> 00:05:50,935
‫من کار تشخیص رو انجام میدم. ممنون، الین.

102
00:05:50,935 --> 00:05:54,208
‫گند زدم دکتر
جونیور ستاره‌ تیم اسکیترزئه

103
00:05:54,208 --> 00:05:59,819
‫قوی ترین دست، بهترین چوب زن، ولی باید میدونستم که
‫حرکت بالا پایین من، هنوزم میتونه بهترین ‌ها رو شکست بده!

104
00:05:59,819 --> 00:06:03,019
‫این اولین باره توی این ۱۲ سال که ‫حتی
شانس شکست دادن بار هاربر رو داشتیم

105
00:06:03,059 --> 00:06:04,662
‫آره، اگه به گروه همسرها بر نمیخورد...

106
00:06:04,662 --> 00:06:06,566
‫میخوام با بیمار صحبت کنم.

107
00:06:06,566 --> 00:06:08,236
‫- بهمون چی گفت؟
‫- یعنی فقط خفه بشید.

108
00:06:08,236 --> 00:06:10,407
‫- باشه.
‫- چیز جدی‌ ای که نیست، هست؟

109
00:06:10,407 --> 00:06:12,579
‫نمیدونم، ممکنه کشیدگی عضله باشه...

110
00:06:12,579 --> 00:06:15,551
‫گرفتگی عصب، یا نشونه یه مشکل جدی ‌تر.

111
00:06:15,551 --> 00:06:17,822
‫جونیور، کسی هست که
الین باید بهش زنگ بزنه؟

112
00:06:17,822 --> 00:06:20,928
‫- قبلاً به بابام زنگ زدم.
‫- اوه، فاتحه‌ من خونده‌ست.

113
00:06:20,928 --> 00:06:24,301
‫چی شده؟
پسرم چش شده؟

114
00:06:24,301 --> 00:06:26,005
‫- این پسرته؟
‫- آره.

115
00:06:26,005 --> 00:06:28,109
‫- اسمش گلندون جونیوره.
‫- چی شده؟

116
00:06:28,109 --> 00:06:32,117
‫داشتم طبق صحبتمون، برای تمرینِ ضربه‌ زنی
‫بیشتر وقت میذاشتم، که یهو مارک اومد.

117
00:06:32,117 --> 00:06:34,890
‫تقصیر من نبود
تقصیر اون حرکت لعنتی بود

118
00:06:34,890 --> 00:06:38,163
‫کمرم آسیب دید، ولی خوبم.
‫تا موقع مسابقه باید خوب بشم.

119
00:06:38,163 --> 00:06:41,102
‫باشه. بهتره که بشی.

120
00:06:41,102 --> 00:06:43,674
‫میدونی، من زمان خودم پرتاب‌ کننده‌
‫ستاره‌ تیم اسکیتس بودم؟

121
00:06:43,674 --> 00:06:48,718
‫میدونی چقدر باعث افتخارمه که جونیورِ ما اینجا
‫بهترین شانس ما برای بردنِ بار هاربر توی این ۱۲ ساله؟

122
00:06:48,718 --> 00:06:50,855
‫این بچه همین الانش هم
این دور و برا کلی مشهوره

123
00:06:50,855 --> 00:06:55,364
‫شنیدی؟ یالا قهرمان
بیا برای حموم یخ ببریمت

124
00:06:55,364 --> 00:07:00,742
‫محض اطلاعت، ممکنه قهرمان دچار فتق دیسک شده باشه
‫یا یه مشکل دیگه که میتونه باعث یه آسیب جدی‌ تر بشه.

125
00:07:00,742 --> 00:07:03,346
‫- ما واقعاً باید فقط... آخ!
‫- آخ! آخ!

126
00:07:03,346 --> 00:07:05,484
‫- چی شد؟
‫- اوخ، دستم!

127
00:07:05,484 --> 00:07:07,221
‫هان! چی؟

128
00:07:07,221 --> 00:07:09,000
‫با پسرم چیکار کردی؟

129
00:07:27,000 --> 00:07:29,000
<font color="#ffcc00"><i><b>[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت سوم ]</b></i></font>

130
00:07:35,611 --> 00:07:37,782
‫به نظر میاد ساعدش شکسته.

131
00:07:37,782 --> 00:07:39,786
‫به نظر میاد تو ساعدش رو شکستی.

132
00:07:39,786 --> 00:07:41,890
‫باور نکردنیه. اوه، و تو همه چی رو خراب کردی.

133
00:07:41,890 --> 00:07:43,894
‫مسابقه‌ ای که داریم
بورسیه ‌های تحصیلی دانشگاه

134
00:07:43,894 --> 00:07:48,504
‫نه، منطقی نیست که دستش به این سادگی شکسته باشه.
‫باید چند تا عکس رادیولوژی بگیرم تا بیشتر بررسی...

135
00:07:48,504 --> 00:07:50,040
‫اوه، تو به اندازه کافی گند زدی.

136
00:07:50,040 --> 00:07:53,814
‫دارم پسرم رو به بیمارستان بار هاربر می‌برم.

137
00:07:53,814 --> 00:07:55,851
‫وکیل های من بهت زنگ میزنن.

138
00:07:55,851 --> 00:07:57,522
‫چی؟

139
00:07:57,522 --> 00:08:00,561
‫اوه! ها، ها!

140
00:08:00,561 --> 00:08:03,834
‫دارم حال میکنم که الان همه چی تقصیر توئه.

141
00:08:03,834 --> 00:08:05,637
‫- فقط، اوم...
‫- تقصیر من نیست. برو بیرون.

142
00:08:05,637 --> 00:08:08,644
‫اوه! ها، ها...

143
00:08:08,644 --> 00:08:14,589
‫انگار یه جورایی یه بارِ...
‫یه بارِ سنگین از روی دوشم برداشته شد.

144
00:08:14,589 --> 00:08:17,529
‫اوه، اوه، اوه، اوه!

145
00:08:17,529 --> 00:08:20,300
‫هی، بابت دعوات با مامانت متأسفم...

146
00:08:20,300 --> 00:08:23,273
‫ولی از برنامه‌ جدیدت خوشم میاد.

147
00:08:23,273 --> 00:08:24,676
‫ممنونم.

148
00:08:24,676 --> 00:08:30,521
‫دارم سعی میکنم خودم باشم چون هر کار دیگه‌ ای که
‫آنلاین انجام میدادم فقط برای گرفتنِ، مثلاً، لایک و بازدید بود.

149
00:08:30,521 --> 00:08:34,929
‫ولی واقعی بودن الان خیلی روی بورسه.

150
00:08:34,929 --> 00:08:36,667
‫فکر میکنم ایده خیلی خوبیه، و...

151
00:08:36,667 --> 00:08:40,474
‫مردم فقط به خاطر خودت، عاشقت میشن.

152
00:08:57,441 --> 00:08:59,579
‫اوم، جینی؟

153
00:08:59,579 --> 00:09:02,117
‫- همم؟
‫- نظرت در مورد این چیه؟

154
00:09:02,117 --> 00:09:05,891
‫منظورم اینه که، با نمکه
یا زیادی اغراق‌ آمیزه؟

155
00:09:05,891 --> 00:09:08,462
‫خیلی با نمکه، ولی یه پاپیون لازم داره.

156
00:09:08,462 --> 00:09:10,366
‫وای، خدای من. منم داشتم به همین فکر میکردم.

157
00:09:10,366 --> 00:09:12,972
‫آره، وگرنه یه جورایی این حس رو میده که...

158
00:09:12,972 --> 00:09:17,715
‫توی خونه یه پسره بیدار شدم و یه تیشرت تنم باشه،
‫چون زیاد نوشیده بودم و با لباسم خوابم برده باشه.

159
00:09:17,715 --> 00:09:20,487
‫منظورم این نبود.

160
00:09:20,487 --> 00:09:22,625
‫آره، فکرش هم نمیکردم. ولی با یه کمربند...

161
00:09:22,625 --> 00:09:25,196
‫- اوه. کمربندت. آه.
‫- آره.

162
00:09:25,196 --> 00:09:26,634
‫- این... آره.
‫- خوبه.

163
00:09:26,634 --> 00:09:28,504
‫- بامزه شده.
‫- وای!

164
00:09:28,504 --> 00:09:30,607
‫اوه، خوشت اومد؟

165
00:09:30,607 --> 00:09:33,046
‫- اوهوم.
‫- و فقط این رو بده تو. اوه!

166
00:09:33,046 --> 00:09:34,281
‫- باشه.
‫- آره. خوبه.

167
00:09:34,281 --> 00:09:38,323
‫آره، حالا یه ژست بگیر. لوئیزا، آره، آره!

168
00:09:38,323 --> 00:09:40,661
‫مجله ووگ.

169
00:09:40,661 --> 00:09:43,700
‫- این رو ببین. اوهوم. آه!
‫- وای، خدای من، عاشقشم!

170
00:09:44,401 --> 00:09:45,604
‫ممنونم.

171
00:09:45,604 --> 00:09:48,043
‫- خواهش میکنم. اوم.
‫- اوم..

172
00:09:48,043 --> 00:09:51,348
‫خیلی خوبه که آدم با یه زن دیگه حرف بزنه.

173
00:09:51,348 --> 00:09:54,789
‫میدونی، همه اون مدتی که با مارک بودم،
‫یادم رفته بود که دوستی‌ های زنانه چقدر اهمیت دارن.

174
00:09:54,789 --> 00:09:57,795
‫- آره، ولی همچین چیز خاصی هم نیست.
‫- دقیقاً. چی؟

175
00:09:57,795 --> 00:10:00,200
‫مگه همش برای پیدا کردن یه مرد نیست؟

176
00:10:00,200 --> 00:10:05,511
‫نیاز های بدنت اهمیتی به نوشیدن کازمو ‫و حرف زدن
در مورد کفش نمیده. منظورم رو میفهمی؟

177
00:10:05,511 --> 00:10:08,149
‫- اوه، ولی... اوه، جدی میگی.
‫- البته.

178
00:10:08,149 --> 00:10:13,393
‫آخرین چیزی که میخوام اینه که با تخمک‌ های پیر و خشک‌
‫و توی حالتی که بهترین سال‌ های عمرم گذشته، تنها بمونم.

179
00:10:13,393 --> 00:10:15,664
‫- بهت برنخوره.
‫- اوه، من.

180
00:10:15,664 --> 00:10:19,404
‫باشه. آره.

181
00:10:20,675 --> 00:10:23,112
‫الین، میتونی پرونده‌ جونیور رو برام پیدا کنی؟

182
00:10:23,112 --> 00:10:25,518
‫دارم کار میکنم.

183
00:10:25,518 --> 00:10:27,888
‫آره، برای من.

184
00:10:28,824 --> 00:10:33,099
‫اون برای پوکی استخوان خیلی جوونه.

185
00:10:33,099 --> 00:10:36,807
‫شاید از قبل ترک مویی داشته، یه چیز ژنتیکی.

186
00:10:42,852 --> 00:10:45,658
‫الین، چرا نمیتونم هیچ چیزی
قبل از ۲۰۲۰ پیدا کنم؟

187
00:10:45,658 --> 00:10:49,899
‫درایو جداگونه‌ ای هست؟
بعضی از فایل‌ ها دیجیتالی نشدن؟

188
00:10:53,206 --> 00:10:54,775
‫الین؟

189
00:11:00,219 --> 00:11:03,026
‫الین؟

190
00:11:03,026 --> 00:11:07,267
‫به قهوه با الین خوش اومدید
بدون فیلتر. بدون شکر

191
00:11:07,267 --> 00:11:11,743
‫اوم، از وقتی اسباب‌ کشی کردم،
‫خیلی احساس تنهایی میکنم.

192
00:11:11,743 --> 00:11:13,312
‫ولی همه‌مون بعضی وقت ها
‫احساس تنهایی میکنیم، مگه نه؟

193
00:11:13,312 --> 00:11:14,481
‫من که آرزومه تنها باشم.

194
00:11:14,481 --> 00:11:16,118
‫جای دیگه‌ ای برای موندن پیدا کردی؟

195
00:11:16,118 --> 00:11:19,024
‫اوم، منظورم اینه که
من همیشه متفاوت بودم

196
00:11:19,240 --> 00:11:22,430
‫من یه مورد نادرم که قلبم سمت اشتباهیه...

197
00:11:22,430 --> 00:11:24,401
‫سمت راسته، نه چپ.

198
00:11:24,401 --> 00:11:27,742
‫و نمیتونم گوجه ‌فرنگی بخورم
چون حالم رو بهم میزنه

199
00:11:27,742 --> 00:11:31,315
‫- وایسا، تو دوقلویی؟
‫- خب... این چه ربطی به گوجه ‌فرنگی داره؟

200
00:11:31,315 --> 00:11:32,483
‫خب، بهت اطمینان میدم که هیچ ربطی نداره.

201
00:11:32,483 --> 00:11:36,893
‫ولی «سایتوس اینورسوس» یا جابجایی اندام‌ ها،
‫توی دوقلوهای همسان خیلی رایجه.

202
00:11:36,893 --> 00:11:39,497
‫من دوقلو نیستم
فکر نکنم باشم

203
00:11:40,634 --> 00:11:42,738
‫خب، وایسا، من از کجا باید میدونستم؟

204
00:11:42,738 --> 00:11:45,844
‫من فقط یه جنین بودم
یعنی من دوقلو ام؟

205
00:11:45,844 --> 00:11:52,892
‫خب، ممکنه اندام‌ های یکی از دوقلوها برعکس رشد کنه
‫به خاطر جدا شدنِ دیرتر از حد معمولِ رویان، پس...

206
00:11:52,892 --> 00:11:55,564
‫چرا مادرم هیچ وقت نباید
این موضوع رو بهم بگه؟

207
00:11:55,564 --> 00:11:58,302
‫چی، یعنی مجبور شده یکی از
دوقلو ها رو ‫به فرزند خوندگی بده؟

208
00:11:58,302 --> 00:12:00,039
‫چون از پس هزینه‌ بزرگ کردنِ
هر دومون بر نمیومده؟

209
00:12:00,039 --> 00:12:02,879
‫وای، خدای من. بیخود نیست
که همیشه ازم کینه داشت

210
00:12:02,879 --> 00:12:05,149
‫اون فکر میکنه که قلِ اشتباهی رو انتخاب کرده.

211
00:12:05,149 --> 00:12:07,087
‫یعنی ممکنه قلِ من یه جایی اون بیرون باشه؟

212
00:12:07,087 --> 00:12:08,757
‫و اگه اینجوریه، یه اتاق‌ خوابِ اضافه داره؟

213
00:12:08,757 --> 00:12:11,796
‫دکتر، میشه سعی کنی پرونده‌ های مادرم
‫مربوط به روزی که من به دنیا اومدم رو پیدا کنی؟

214
00:12:11,796 --> 00:12:13,700
‫حتماً. چیز دیگه‌ ای هم میخوای؟ قهوه؟

215
00:12:13,700 --> 00:12:15,337
‫نه، دارم.

216
00:12:15,337 --> 00:12:19,144
‫تنها چیزی که بدتر از داشتنِ تو به عنوان دستیاره
‫اینه که دو تا دستیار مثل تو داشته باشم.

217
00:12:19,144 --> 00:12:23,987
‫حالا، میخوام که پرونده‌ گلندون جونیور رو برام پیدا کنی
‫و همینطور پرونده‌ های خانواده‌ش رو. ممنون.

218
00:12:27,928 --> 00:12:34,274
‫توی این فرصت، اگه کسی رو میشناسید که شبیه منه،
‫ولی من نیست، لطفاً توی کامنت ها بنویسید.

219
00:12:36,846 --> 00:12:40,788
‫خب، این واقعاً ضد حاله.

220
00:12:40,788 --> 00:12:42,224
‫حالا که جونیور مصدوم شده...

221
00:12:42,224 --> 00:12:45,363
‫فکر کنم دیگه باید قید قهرمانی رو بزنیم.

222
00:12:45,363 --> 00:12:48,837
‫اوه، این سالاد پاستا اصلاً بهم نچسبید.

223
00:12:48,837 --> 00:12:51,075
‫خب، به حذفی که رسیدیم.

224
00:12:51,075 --> 00:12:52,946
‫همین خودش موفقیت بزرگیه.

225
00:12:52,946 --> 00:12:56,252
‫این حرف‌ ها رو برای بچه‌ ها نگه دار، لوئیزا.
‫من یه برد میخواستم.

226
00:12:56,252 --> 00:12:59,592
‫راستی، اون سالاد پاستای من بود.

227
00:12:59,592 --> 00:13:04,401
‫- تو درستش کرده بودی؟
‫- آره، خودم درست کردم. و برای ناهار آورده بودمش.

228
00:13:04,401 --> 00:13:07,306
‫پس فکر کنم وقتی با هم بودید
مارک آشپزی میکرد؟

229
00:13:09,077 --> 00:13:10,179
‫آره.

230
00:13:12,450 --> 00:13:14,120
‫- وای، خدای من.
‫- چی؟

231
00:13:14,120 --> 00:13:15,891
‫حتماً یکی این رو توی پرینتر جا گذاشته.

232
00:13:15,891 --> 00:13:17,460
‫اوه، چیز جالبی نیست.

233
00:13:17,460 --> 00:13:18,563
‫این برای مدیر هالوویه...

234
00:13:18,563 --> 00:13:20,667
‫از طرف شورای آموزش و پرورش منطقه‌ست.

235
00:13:20,667 --> 00:13:24,241
‫ممکنه مجبور بشن مدرسه رو تعطیل کنن.
‫به خاطر کمبود بودجه.

236
00:13:24,241 --> 00:13:28,015
‫- خب، شاید اینجوری بهتر باشه.
‫- آخه چطور ممکنه اینجوری بهتر باشه؟

237
00:13:28,015 --> 00:13:29,986
‫دارم جوونیم رو اینجا هدر میدم.

238
00:13:29,986 --> 00:13:32,123
‫بابای هیچکدوم از بچه‌ ها هم جذاب نیست.

239
00:13:32,123 --> 00:13:35,096
‫خیلی خب. پس بچه‌ ها چی؟
باید یه کاری کنیم

240
00:13:35,096 --> 00:13:38,102
‫نه، برای بچه‌ ها... زیاد خوب نیست.

241
00:13:40,540 --> 00:13:43,981
‫این خودشه. حتماً خودشه. عینِ خودمه.

242
00:13:43,981 --> 00:13:46,185
‫این خودتی. این صفحه فیسبوکته. نفر بعدی کیه؟

243
00:13:46,185 --> 00:13:50,561
‫من به خاطر تو یه چیزی
برای افسردگی لازم دارم

244
00:13:50,561 --> 00:13:53,332
‫اون بردِ اسکیتس تنها دلخوشی‌ زندگیم بود.

245
00:13:53,332 --> 00:13:57,274
‫آره، طرفدار اسکیتس بودن، یکی از معدود
چیزهایی بود که ‫من و فریدا سر اون با هم تفاهم داشتیم.

246
00:13:57,274 --> 00:13:59,011
‫ما سرِ بازیِ اسکیتس نامزد کردیم.

247
00:13:59,011 --> 00:14:01,282
‫تو بیسبال رو کُشتی و ازدواج ما رو هم نابود کردی!

248
00:14:01,282 --> 00:14:03,152
‫دلیل پزشکی‌تون برای اومدن به اینجا چیه؟

249
00:14:03,152 --> 00:14:05,023
‫آرنولد باید شنواییش رو چک کنه.

250
00:14:05,023 --> 00:14:07,528
‫داد و بیدادهای فریدا پرده گوشم رو پاره کرد.

251
00:14:07,528 --> 00:14:10,298
‫اوه، اینطور نیست. اینطور نیست!

252
00:14:10,298 --> 00:14:11,536
‫راست میگی، نیست.

253
00:14:11,536 --> 00:14:13,573
‫شنوایی‌ من مشکلی نداره.
‫فقط دیگه به حرف هات گوش نمیدم.

254
00:14:13,573 --> 00:14:15,911
‫آره، میدونم. نوبتِ... این چیه؟

255
00:14:15,911 --> 00:14:17,648
‫این برگه طلاقه.

256
00:14:17,648 --> 00:14:18,917
‫- اوه.
‫- آقای کالینز، نوبت توئه.

257
00:14:18,917 --> 00:14:21,021
‫- اوهوم.
‫- سلام دکتر. سلام همگی.

258
00:14:21,210 --> 00:14:23,893
‫هی، از «سولتی بریز» برات دونات آوردم...

259
00:14:23,893 --> 00:14:25,797
‫چون، میدونی که، ما با هم رفیقیم.

260
00:14:25,797 --> 00:14:27,367
‫آره، من اینجوری توصیفش نمیکنم.

261
00:14:27,367 --> 00:14:30,440
‫اوه، و چون واقعاً، واقعاً ازت خوشم میاد
‫و بهت احترام میذارم.

262
00:14:30,440 --> 00:14:33,378
‫داری خواستگاری میکنی
یا منظور خاصی داری؟

263
00:14:33,378 --> 00:14:35,817
‫ببین، اوم...

264
00:14:35,817 --> 00:14:37,487
‫- گلندون...
‫- گلندون. اوه.

265
00:14:37,487 --> 00:14:40,059
‫منظورت همون پدریه که پسرش ممکنه
‫استخون‌ های شکننده داشته باشه...

266
00:14:40,059 --> 00:14:43,600
‫ولی تا وقتی اسکیتس شنبه برنده بشه،
‫براش مهم نیست؟

267
00:14:43,600 --> 00:14:46,105
‫آره، در مورد همون
میتونم خصوصی باهات صحبت کنم؟

268
00:14:46,105 --> 00:14:48,242
‫وقت ندارم، مارک.

269
00:14:48,242 --> 00:14:49,779
‫- فکر کنم داری.
‫- واقعاً ندارم.

270
00:14:49,779 --> 00:14:51,782
‫نه، واقعاً فکر میکنم داری.

271
00:14:51,782 --> 00:14:54,020
‫مارک، واقعاً از این وضعیت خوشم نمیاد.

272
00:14:54,856 --> 00:14:57,160
‫باشه. باشه.

273
00:14:59,231 --> 00:15:01,468
‫- تو مارتین بستی؟
‫- آره.

274
00:15:01,468 --> 00:15:05,176
‫- ساکن خیابون اصلی، پلاک ۳؟
‫- اوه، این چیه؟

275
00:15:07,214 --> 00:15:09,752
‫خیلی خب. من فقط دارم وظیفه‌م رو انجام میدم.
‫واقعاً متأسفم، رفیق.

276
00:15:09,752 --> 00:15:12,692
برات ‫ابلاغیه صادر شده
گلندون به خاطر ‫قصور پزشکی ازت شکایت کرده

277
00:15:12,692 --> 00:15:14,995
‫آه!

278
00:15:15,019 --> 00:15:21,019
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

279
00:15:22,845 --> 00:15:25,149
‫- قصور پزشکی؟
‫- خب تو دست یه پسر رو شکوندی.

280
00:15:25,149 --> 00:15:28,524
‫نه، من دستش رو نشکوندم
اون یه جور ‫بیماری زمینه‌ ای داشت

281
00:15:28,524 --> 00:15:31,128
‫حتماً همینطوره
قبلاً بازیکن بیسبال خوبی بود

282
00:15:31,128 --> 00:15:33,132
‫خنده‌ نداره.

283
00:15:33,132 --> 00:15:37,240
‫مـ... من، این شکایت به همون اندازه مسخره‌ست
‫که آدم پشه رو به عنوان نماد تیمش انتخاب کنه.

284
00:15:37,240 --> 00:15:40,279
‫اوه، بیخیال دیگه
بیا حرف هایی نزنیم که ‫بعداً پشیمون بشیم

285
00:15:40,279 --> 00:15:42,518
‫من دلیل شکسته شدن دست جونیور نیستم.

286
00:15:42,518 --> 00:15:46,622
‫اگه فقط میتونستم معاینه‌ش کنم،
‫سوابق پزشکی خانوادگی‌ اون رو ببینم...

287
00:15:46,622 --> 00:15:49,532
‫یا عکس رادیولوژی‌ اون رو نگاه کنم
میتونستم بفهمم ‫چرا این اتفاق افتاده

288
00:15:49,532 --> 00:15:51,669
‫دقیقاً. میدونم، حرفت رو باور میکنم دکتر.

289
00:15:51,669 --> 00:15:55,342
‫آدم خوبی هستی.
‫ولی با این حال بهتره یه وکیل بگیری.

290
00:16:30,781 --> 00:16:33,285
‫سلام؟

291
00:16:33,285 --> 00:16:34,454
‫ما دو تا نمیتونیم بخوابیم.

292
00:16:34,454 --> 00:16:36,225
‫با این همه سر و صدایی که راه انداختی.

293
00:16:36,225 --> 00:16:38,963
‫نه تو و نه اون سگی که نباید اسمش رو آورد...

294
00:16:38,963 --> 00:16:40,165
‫نباید توی خونه‌ من بخوابید.

295
00:16:40,165 --> 00:16:42,203
‫ما توی خونه‌ تو نمیخوابیم.

296
00:16:42,203 --> 00:16:44,542
‫چون خیلی سر و صدا میکنی، منظورم اینه.

297
00:16:44,542 --> 00:16:46,211
‫فکر کنم میفهمم چی میگی.

298
00:16:46,211 --> 00:16:48,550
‫بگذریم، فقط... اصلاً چرا به خودم زحمت میدم؟

299
00:16:51,560 --> 00:16:54,800
‫این بچه یا از قبل شکستگی داشته...

300
00:16:54,960 --> 00:16:56,288
‫یا استخون هاش شکننده‌ست.

301
00:16:56,298 --> 00:16:58,937
‫که توی این حالت
یه چیزی باعث اون وضعیت شده

302
00:16:58,937 --> 00:17:00,473
‫چیزی که باید از نظر پزشکی بهش رسیدگی بشه.

303
00:17:00,473 --> 00:17:03,479
‫و ممکنه سرنخی توی پرونده‌ هاش باشه، مگه نه؟

304
00:17:03,479 --> 00:17:06,084
‫آدم فکر میکنه باید توی پرونده‌ هاش باشه.
‫ولی دکتر ریس، مگه نه؟

305
00:17:06,084 --> 00:17:08,355
‫متأسفانه دکتر ریس، که همه دوسش داشتن...

306
00:17:08,355 --> 00:17:12,798
‫قبل از مرگش زحمت دیجیتالی کردن
‫همه‌ پرونده‌ ها رو به خودش نداده.

307
00:17:12,798 --> 00:17:15,637
‫این شهر یه کابوسه.

308
00:17:15,637 --> 00:17:17,908
‫آره، یه جورایی میتونه باشه.

309
00:17:17,908 --> 00:17:20,312
‫از این بابت خوشحالم که
خواهر دوقلوم از اینجا رفت

310
00:17:21,650 --> 00:17:22,651
‫اوم.

311
00:17:33,439 --> 00:17:35,610
‫آه. آه.

312
00:17:36,713 --> 00:17:38,617
‫ممنون که ملاقات من رو قبول کردی.

313
00:17:38,617 --> 00:17:40,286
‫امیدوارم برای بهتر کردن حالم اینجا باشی.

314
00:17:40,286 --> 00:17:42,558
‫خب، من... میدونم
این خبر خوبی نیست

315
00:17:42,558 --> 00:17:45,129
‫تو داری این رو به من میگی؟

316
00:17:45,129 --> 00:17:49,229
‫۲۳۴  روز پشت سر هم پادشاه «وردل» بودم

317
00:17:49,238 --> 00:17:54,615
‫و فقط یه روز، یه روز یادم میره بازی کنم،
‫و رکورد می‌پره؟

318
00:17:54,615 --> 00:17:57,153
‫منظورم اینه که، فقط... فقط یادم رفت. فقط...

319
00:17:57,153 --> 00:17:59,290
‫چطور ممکنه همینجوری از ذهنم بپره؟

320
00:17:59,290 --> 00:18:05,570
‫خب، آه، خب، شاید فکرت درگیر این بود
که ‫مدرسه‌مون ممکنه تعطیل بشه؟

321
00:18:05,570 --> 00:18:08,242
‫نه. نه. نه.

322
00:18:08,242 --> 00:18:11,148
‫ولی میدونی چیه؟
اونم ناراحت‌ کننده‌ست

323
00:18:11,148 --> 00:18:13,520
‫من واقعاً عاشق مدیر بودن توی اینجا بودم.

324
00:18:13,520 --> 00:18:17,527
‫عاشق بودی؟
خب، خب، یعنی همه‌ چی تموم شد؟

325
00:18:17,527 --> 00:18:21,068
‫منظورم اینه که، مـ... ما نمیخوایم،
‫نمیخوایم براش بجنگیم؟ هه، هه.

326
00:18:21,068 --> 00:18:25,677
‫فکر میکنم از دست دادن بازیکن ستاره‌مون
یه نشونه‌ست ‫که ما فقط، نمیتونیم رقابت کنیم

327
00:18:25,677 --> 00:18:28,181
‫میدونی، توی مدرسه‌ های کوچیک اوضاع همینه.

328
00:18:29,183 --> 00:18:31,188
‫- دوران خوبی داشتیم.
‫- آه...

329
00:18:31,188 --> 00:18:33,191
‫برات مهم نیست چه اتفاقی
برای بچه ها میفته؟

330
00:18:33,191 --> 00:18:34,896
‫میدونم چه اتفاقی براشون میفته.

331
00:18:34,896 --> 00:18:36,833
‫همه‌ رو با اتوبوس به بار هاربر میفرستن.

332
00:18:36,833 --> 00:18:44,181
‫و با اینکه مسیرش یکم طولانیه، میدونی
حداقل این فرصت رو ‫دارن که برای
تنوع هم که شده، طعم پیروزی رو بچشن

333
00:18:50,459 --> 00:18:52,196
‫چرا صورتت انقدر آویزونه؟

334
00:18:52,196 --> 00:18:54,502
‫اوه، چیزی نیست.

335
00:18:54,502 --> 00:18:56,471
‫- چه اتفاقی برات افتاده؟
‫- اوه، هیچی.

336
00:18:56,471 --> 00:18:58,576
‫ادی مک‌ کروی چند تا از تله ‌هام رو برید...

337
00:18:58,576 --> 00:19:00,547
‫برای همین مجبور شدم چند تا از
‫پنجره ‌های قایقش رو با مشت خرد کنم.

338
00:19:00,547 --> 00:19:03,085
‫پنجره ‌های شیشه‌ ای رو با مشت زدی؟

339
00:19:03,085 --> 00:19:05,323
‫نه، لعنتی. خیلی محکم بود.

340
00:19:05,323 --> 00:19:07,762
‫این رو ببین. یعنی این انگشت هام شکسته؟

341
00:19:07,762 --> 00:19:10,099
‫- هی! هی!
‫- بذار ببینم.

342
00:19:10,099 --> 00:19:11,602
‫اوه، باز چیکار کردی؟

343
00:19:11,602 --> 00:19:14,609
‫اوه، شاید یه تحقیقی در مورد
چند تا پرونده کرده باشم

344
00:19:14,609 --> 00:19:18,081
‫رفتی بار هاربر و سعی کردی ‫به عکس‌ های
رادیولوژی پسرم دسترسی پیدا کنی؟

345
00:19:18,081 --> 00:19:20,587
‫ببین، تو واقعاً خیلی رو داری.

346
00:19:20,587 --> 00:19:23,325
‫- عمه سارا، برو داخل.
‫- و این رو از دست بدم؟

347
00:19:27,233 --> 00:19:29,204
‫حالا، میدونی چی خیلی پر رویی میخواد؟

348
00:19:29,204 --> 00:19:32,476
‫داری از تنها دکتری شکایت میکنی که
به نظر میاد ‫نگران استخوان‌ های شکننده پسرته

349
00:19:32,476 --> 00:19:34,080
‫مطمئنی میخوای اینجوری باهام حرف بزنی؟

350
00:19:34,080 --> 00:19:35,382
‫من اصلاً نمیخوام باهات حرف بزنم.

351
00:19:35,382 --> 00:19:37,020
‫مشکلی نیست. وکیل‌ ها رو برای همین گذاشتن.

352
00:19:37,020 --> 00:19:39,758
‫- توی ثابت کردن ادعات موفق باشی.
‫- آره، من نیازی به شانس ندارم.

353
00:19:39,758 --> 00:19:44,735
‫من کسی رو میشناسم که یه نفر رو ‫توی
بیمارستان مموریال بوستون میشناسه

354
00:19:44,735 --> 00:19:45,971
‫از اونا هم شکایت میکنی؟

355
00:19:45,971 --> 00:19:47,908
‫میدونم که یه جورایی فروپاشی عصبی داشتی...

356
00:19:47,908 --> 00:19:50,213
‫و برای همینه که دیگه جراح نیستی.

357
00:19:50,213 --> 00:19:52,818
‫نمیتونم صبر کنم تا این رو به یه قاضی بگم.

358
00:19:52,818 --> 00:19:55,657
‫- و به بقیه مردم شهر.
‫- هر کاری میخوای بکن.

359
00:19:55,657 --> 00:19:58,996
‫من نه از تو میترسم و نه از این
اراجیفی که ‫فکر میکنی میدونی

360
00:20:00,266 --> 00:20:02,505
‫تلاش خوبی بود...

361
00:20:02,505 --> 00:20:05,610
‫شاید این کارها بتونه
بقیه رو اینجا گول بزنه

362
00:20:05,610 --> 00:20:06,879
‫ولی من رو نه!

363
00:20:18,770 --> 00:20:20,841
‫آخ!

364
00:20:20,841 --> 00:20:22,611
‫اوه.

365
00:20:22,611 --> 00:20:25,617
‫آه. آخ.

366
00:20:26,919 --> 00:20:30,492
‫آه. آخ. آخ.

367
00:20:50,567 --> 00:20:54,767
‫چون تا یک ساعت آینده
کسی رو تو لیست نداریم

368
00:20:54,842 --> 00:20:57,715
‫باشه. منم توی مدرسه یه سری
کار دارم که ‫باید بهشون برسم

369
00:20:57,715 --> 00:21:00,452
‫موضوع اینه که توی این چند روز گذشته...

370
00:21:00,452 --> 00:21:07,467
‫زندگی با کسی که انقدر غمگین و تنهاست،
‫باعث شد بفهمم خانواده چقدر اهمیت داره...

371
00:21:07,467 --> 00:21:09,170
‫مخصوصاً وقتی که آدم پیر میشه.

372
00:21:09,170 --> 00:21:12,176
‫پس با اینکه گفته بودم دیگه
هیچ وقت ‫با مامانم حرف نمیزنم

373
00:21:12,176 --> 00:21:19,825
‫فکر میکنم مهمه که خشمم رو بذارم کنار ‫و بفهمم
چه اتفاقی برای خواهر دوقلوی عزیزم افتاده

374
00:21:32,250 --> 00:21:33,920
‫الین!

375
00:21:33,920 --> 00:21:36,357
‫اوه! از دیدنت خیلی خوشحالم.

376
00:21:36,357 --> 00:21:38,529
‫من یه دوقلوی همسان داشتم؟

377
00:21:40,265 --> 00:21:42,804
‫- آره.
‫- سپردیش به فرزند خوندگی؟

378
00:21:42,804 --> 00:21:44,340
‫- نه!
‫- اوه.

379
00:21:44,340 --> 00:21:46,478
‫خب، پس ممکنه هنوز
یه جایی اون بیرون باشه؟

380
00:21:46,478 --> 00:21:48,315
‫چی، گذاشتیش توی یه سبد
جلوی ایستگاه آتش‌ نشانی؟

381
00:21:48,315 --> 00:21:49,819
‫- یا یه همچین چیزی؟
‫- نه، نه، نه، نه.

382
00:21:49,819 --> 00:21:51,755
‫- مرده؟
‫- نه...

383
00:21:51,755 --> 00:21:53,993
‫- خب...
‫- پس چه بلایی سرش اومد؟

384
00:21:55,396 --> 00:21:57,266
‫- تو خوردیش.
‫- چی؟

385
00:21:57,266 --> 00:21:59,605
‫اه، اه، میدونی، جذبش کردی.

386
00:21:59,605 --> 00:22:02,210
‫توی... توی... توی رحم بود. همون اوایل.

387
00:22:02,210 --> 00:22:05,216
‫نمیخواستم بهت بگم چون میدونم
بعضی وقت‌ ها ‫چقدر ممکنه شلوغش کنی

388
00:22:05,216 --> 00:22:06,986
‫شلوغش کنم؟

389
00:22:09,658 --> 00:22:12,531
‫عالیه، پس من یه آدم ‌خوارم
که خواهرش رو خورده

390
00:22:12,531 --> 00:22:15,269
‫برای اینکه من زنده بمونم
یکی باید میمرد؟

391
00:22:15,269 --> 00:22:19,811
‫برای همینه که همیشه حس میکردم که ‫انگار
یه چیزی کمه، یه حفره بزرگ توی قلبمه؟

392
00:22:19,811 --> 00:22:23,653
‫فکر کنم چیزی که داری توصیف میکنی،
‫یه ویژگی انسانیه، ولی ادامه بده.

393
00:22:23,653 --> 00:22:25,089
‫خب دیگه چی رو بهم نگفتی؟

394
00:22:25,890 --> 00:22:27,727
‫هیچی. به جز اینکه...

395
00:22:29,970 --> 00:22:30,633
‫دلم برات تنگ شده.

396
00:22:30,633 --> 00:22:32,838
‫و میخوام که برگردی خونه.

397
00:22:32,838 --> 00:22:35,911
‫آره، حتماً. من تنها بچه‌ ای ام که برات مونده.

398
00:22:35,911 --> 00:22:39,417
‫عزیزم، میدونم که توی اون خونه
‫فضای کافی برای همه هست.

399
00:22:39,417 --> 00:22:42,290
‫امیدوار بودم که با ایده‌...

400
00:22:42,290 --> 00:22:44,294
‫خنگول؟

401
00:22:44,294 --> 00:22:45,564
‫کاش اونجوری صداش نمیکردی.

402
00:22:45,564 --> 00:22:47,066
‫ترجیح میدی چی صداش کنم؟

403
00:22:47,066 --> 00:22:51,308
‫- خب، ناپدری.
‫- چی؟

404
00:22:51,308 --> 00:22:53,580
‫- ازم خواست باهاش ازدواج کنم.
‫- چی؟ اه...

405
00:22:53,580 --> 00:22:56,118
‫واکنش تند نشون نده. ما...
‫ما میخوایم هفته‌ دیگه ازدواج کنیم.

406
00:22:56,118 --> 00:22:59,692
‫هفته‌ دیگه؟ وای، خدای من،
‫لطفاً بهم بگو که داره میمیره!

407
00:22:59,692 --> 00:23:01,596
‫و تو داری آخرین خواسته‌
اون رو بر آورده میکنی

408
00:23:01,596 --> 00:23:04,400
‫یا اینکه یه جور قضیه‌ باج ‌گیری در میونه.

409
00:23:04,400 --> 00:23:05,703
‫یا اینکه کلاً عقلت رو از دست دادی؟

410
00:23:05,703 --> 00:23:08,710
‫عزیزم، من دوستش دارم و نمیخوام حتی
‫یه ثانیه‌ دیگه هم صبر کنم، ولی...

411
00:23:08,710 --> 00:23:11,447
‫واقعاً دلم میخواد رضایتت رو داشته باشم.

412
00:23:11,447 --> 00:23:12,751
‫رضایـ....

413
00:23:15,220 --> 00:23:16,190
‫امکان نداره!

414
00:23:17,728 --> 00:23:20,198
‫ما با هم دوران خیلی سختی رو پشت سر گذاشتیم...

415
00:23:21,068 --> 00:23:22,202
‫من و تو.

416
00:23:23,205 --> 00:23:25,877
‫ولی الان دیگه شش سال گذشته.

417
00:23:25,877 --> 00:23:29,619
‫امیدوار بودم که حداقل درکم کنی.

418
00:23:29,619 --> 00:23:31,956
‫خب، منم امیدوار بودم
یه خواهر دوقلو داشته باشم

419
00:23:31,956 --> 00:23:35,029
‫ولی خوردمش
پس نمیشه همه چی رو با هم داشت

420
00:23:51,495 --> 00:23:52,898
‫- بدنت زود کبود میشه؟
‫- چرا؟

421
00:23:52,898 --> 00:23:54,535
‫میخوای الان توی صورتم بزنی؟

422
00:23:54,535 --> 00:23:56,338
‫- آره یا نه؟
‫- نه.

423
00:23:56,338 --> 00:23:57,974
‫مشکل تنفسی نداری؟

424
00:23:57,974 --> 00:24:00,212
‫- نه، تا جایی که میدونم نه.
‫- خیلی خب، چشم هات رو باز کن.

425
00:24:00,212 --> 00:24:03,452
‫- کاملاً باز.
‫- اوه. اوم، دکتر بست. دکتر بست.

426
00:24:03,452 --> 00:24:05,156
‫- بالا رو نگاه کن.
‫- چی، د... داری چیکار میکنی؟

427
00:24:05,156 --> 00:24:08,261
‫دارم دنبال صلبیه آبی میگردم.
‫اینجا رو می‌بینی؟ هاله آبی نداره.

428
00:24:08,261 --> 00:24:10,734
‫این یعنی میدونیم که احتمالاً
‫بیماری استخوان ‌سازی ناقص نیست.

429
00:24:10,734 --> 00:24:14,642
‫باشه، ولی فکر نمیکنم درست باشه که تو
‫یه دانش‌ آموز رو بدون حضور والدینش معاینه کنی.

430
00:24:14,642 --> 00:24:16,512
‫- آره داداش. خیلی آدم عجیبی هستی.
‫- آره.

431
00:24:16,512 --> 00:24:19,985
‫خب، اگه والدینت یه ذره بیشتر
همکاری میکردن، ‫مجبور نمیشدم

432
00:24:21,555 --> 00:24:24,360
‫من... من فقط باید بدونم چی شده، باشه؟

433
00:24:24,360 --> 00:24:26,900
‫من... ازم به خاطر قصور پزشکی شکایت شده.

434
00:24:26,900 --> 00:24:28,435
‫مگه نه؟ سلامتی این بچه توی خطره.

435
00:24:28,435 --> 00:24:29,805
‫انگار من تنها کسی توی
این شهرم که براش مهمه

436
00:24:29,805 --> 00:24:32,978
‫باشه، باشه. میفهمم. واقعاً میفهمم.

437
00:24:32,978 --> 00:24:37,954
‫من... تازه فهمیدم که این مدرسه ممکنه
‫به خاطر کمبود بودجه تعطیل بشه.

438
00:24:37,954 --> 00:24:41,629
‫آره. تعجب نمیکنم
منظورم اینه که بحث اقتصادیه

439
00:24:41,629 --> 00:24:43,934
‫منظورم اینه که مدرسه به دانش‌ آموزها
‫خدمات خیلی کمی میده.

440
00:24:43,934 --> 00:24:47,974
‫- از نظر مالی توجیه نداره.
‫- ولی در ضمن، ممکنه کارم رو از دست بدم.

441
00:24:47,974 --> 00:24:51,682
‫منظورم اینه که این تنها شغلیه
که همیشه میخواستم

442
00:24:51,682 --> 00:24:54,420
‫و در واقع تنها شغل واقعی‌‌ ایه
که تا حالا داشتم

443
00:24:54,420 --> 00:24:55,824
‫هیچکس این رو نمیفهمه؟

444
00:24:59,563 --> 00:24:59,965
‫تو، تو بتونی درکم کنی.

445
00:24:59,965 --> 00:25:02,403
‫من کارم رو از دست نمیدم.
‫ثابت میکنم که حق با من بود.

446
00:25:02,403 --> 00:25:04,608
‫- فقط تماشا کن.
‫- چی؟

447
00:25:16,865 --> 00:25:19,404
‫بذار حدس بزنم
اون کامیونِ ادی مک کرویه

448
00:25:19,404 --> 00:25:22,309
‫آره. میخوای برم گلندون رو برات بیارم؟

449
00:25:22,309 --> 00:25:24,180
‫نه. برو خونه.

450
00:25:37,173 --> 00:25:39,578
‫خب، ببینید کی اینجاست
دکتر ضد حال

451
00:25:39,578 --> 00:25:41,247
‫امشب همه درها رو قفل کنید.

452
00:25:41,247 --> 00:25:43,586
‫اون همین الانش هم یه دست رو شکونده.
خدا میدونه بعدش چیکار میکنه.

453
00:25:43,586 --> 00:25:46,592
‫- ای بابا، فریدا.
‫- همون همیشگی؟ سالاد فصل با ناگت مرغ؟

454
00:25:46,592 --> 00:25:48,729
‫تأکید روی بخشِ بیرون‌ بر بودنش.

455
00:25:48,729 --> 00:25:51,168
‫فکر کنم همه اینجا دوست دارن
که تو بیرون‌ بر بشی

456
00:25:52,336 --> 00:25:54,173
‫- هی...
‫- اوه، بیخیال بابا.

457
00:25:55,644 --> 00:25:57,614
‫اصلاً نمیدونم چرا انقدر بلند میخنده.

458
00:25:57,614 --> 00:25:59,050
‫خب، میتونی در مورد
گلندون راس جونیور بهم بگی؟

459
00:25:59,050 --> 00:26:00,753
‫اینجا غذا میخوره؟
چی دوست داره سفارش بده؟

460
00:26:00,753 --> 00:26:03,993
‫میخوای برای عذرخواهی براش چیزی ببری؟

461
00:26:03,993 --> 00:26:07,000
‫این کار تا قبل از شنبه
دستش رو خوب نمیکنه

462
00:26:07,000 --> 00:26:08,936
‫میدونی، من بابت هیچی
نباید عذرخواهی کنم

463
00:26:08,936 --> 00:26:11,875
‫- من... من فقط به یه دلیل نیاز دارم...
‫- نگران نباش دکتر.

464
00:26:11,875 --> 00:26:14,347
‫همه چی بعد از بازی آروم میشه.

465
00:26:14,347 --> 00:26:15,884
‫و ببین، هیچ وقت نمیدونی چی میشه.

466
00:26:15,884 --> 00:26:18,021
‫تیم هنوزم میتونه بدون جونیور برنده بشه.

467
00:26:18,021 --> 00:26:20,492
‫وززز، وززز، وززز، وززز،
‫وززز، وززز، وززز...

468
00:26:20,492 --> 00:26:22,363
‫تو رو خدا، مردم. باشه؟

469
00:26:22,363 --> 00:26:24,033
‫- اینکه مسابقات جهانی نیست.
‫- آه.

470
00:26:24,330 --> 00:26:26,337
‫این فقط یه مسابقه بیسبال دبیرستانیه.

471
00:26:27,472 --> 00:26:29,477
‫شنیدید چی گفتم.

472
00:26:29,477 --> 00:26:31,047
‫این مسابقات جهانیِ ماست، دکتر.

473
00:26:31,047 --> 00:26:34,521
‫این مردم از مهد کودک تا کلاس دوازدهم.
‫به مدرسه پورت ون میرفتن...

474
00:26:34,521 --> 00:26:36,625
‫ما توی اعماق قلبمون پشه ایم.

475
00:26:36,625 --> 00:26:41,234
‫و همه ما ۱۲ سال منتظر موندیم تا اون
‫پکر های افاده‌ ایِ بار هاربر رو شکست بدیم!

476
00:26:44,608 --> 00:26:46,011
‫- اسم تیمشون دارکوب هاست
‫- آره.

477
00:26:46,011 --> 00:26:48,081
‫چقدر طول میکشه یه سالاد درست کنی؟

478
00:26:48,081 --> 00:26:49,985
‫اوه، اوه. ملیسا.

479
00:26:50,653 --> 00:26:52,156
‫الان آماده میشه.

480
00:27:06,818 --> 00:27:12,195
‫♪ از بین خط ‌های شکسته
‫و پل‌ های پشت سر سوخته ♪

481
00:27:17,641 --> 00:27:23,384
‫♪ فکر کنم درس‌ هایی یاد گرفتم ♪

482
00:27:28,128 --> 00:27:33,706
‫♪ تنها فکرم فقط فرار کردن بود ♪

483
00:27:35,042 --> 00:27:38,850
‫♪ فرار کردن ♪

484
00:27:38,850 --> 00:27:44,193
‫♪ و فراموش کردم که اهل کجا بودم ♪

485
00:27:47,868 --> 00:27:53,144
‫♪ چون چشم‌ هام بسته بود ♪

486
00:27:59,457 --> 00:28:02,707
‫سلام دوستان. حدس بزنید چی شده؟

487
00:28:02,800 --> 00:28:08,960
‫نه تنها مادرم با اون خنگول نامزد کرده...

488
00:28:08,960 --> 00:28:12,283
‫بلکه من خواهر دوقلوم رو خوردم.

489
00:28:12,283 --> 00:28:14,521
‫همینجاست. رفتم پایین توی زیرزمین.

490
00:28:14,521 --> 00:28:16,024
‫همینجا توی پرونده ‌هاست.

491
00:28:16,024 --> 00:28:18,495
‫چی؟ توی زیرزمین پرونده‌ های کاغذی هست؟

492
00:28:18,495 --> 00:28:21,167
‫بهش میگن سندرم قل ناپدید شده.

493
00:28:21,167 --> 00:28:24,274
‫این یه جورایی بیانِ خیلی محترمانه
برای اینه که ‫بگم خواهرم رو خوردم

494
00:28:24,274 --> 00:28:26,011
‫الین، چرا بهم نگفته بودی؟

495
00:28:26,011 --> 00:28:27,647
‫- اوه...
‫- اون پایین خیلی کثیفه...

496
00:28:27,647 --> 00:28:29,718
‫واقعاً فکر کنم کلاً از ذهنم پاکش کرده بودم.

497
00:28:29,718 --> 00:28:31,556
‫ولی حالا که بحثِ یه موضوعِ مهمه...

498
00:28:31,556 --> 00:28:35,295
‫ولی حالا که بحث یه موضوع مهمه؟
‫منظورت اینه که داره آبروی من رو...

499
00:28:35,295 --> 00:28:36,765
‫نمیدونم، اصلاً نمیدونم
چرا به خودم زحمت میدم

500
00:28:36,765 --> 00:28:38,034
‫اوه، ولی مواظب اون...

501
00:28:42,376 --> 00:28:44,280
پله باش.

502
00:29:05,289 --> 00:29:06,525
‫آها!

503
00:29:09,363 --> 00:29:12,369
‫حدس بزن چی شده؟
گلندون جونیور فقط یه کلیه داره

504
00:29:12,369 --> 00:29:15,476
‫خب، نذار نزدیکم بشه
ممکنه بخوام اون یکی رو هم بخورم

505
00:29:15,476 --> 00:29:19,116
‫کلیه ها سطح کلسیم، ویتامین دی
و فسفر رو تنظیم میکنن

506
00:29:19,116 --> 00:29:22,590
‫با داشتن فقط یکی، شاید به خاطر
همین باشه که ‫دستش به این راحتی شکست

507
00:29:22,590 --> 00:29:25,796
‫حالا فقط باید جونیور رو ببینم
و چند تا سوال ازش بپرسم

508
00:29:28,068 --> 00:29:29,871
‫چرا این رو بهم داد؟

509
00:29:30,806 --> 00:29:32,944
‫سلام دکتر. برات لاته آوردم.

510
00:29:32,944 --> 00:29:35,950
‫اوه، الین میتونه مال من رو برداره.
‫من، اوم، پر کف باشه نمیخورم.

511
00:29:35,950 --> 00:29:39,290
‫آره، بده من
لاته رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه

512
00:29:39,290 --> 00:29:41,093
‫اوه.

513
00:29:41,093 --> 00:29:42,964
‫سطح شوخی توی این شهر خیلی پایینه.

514
00:29:42,964 --> 00:29:45,670
‫خب، به هر حال دکتر،
‫میدونم که ما با هم رفیقیم و این حرف ها.

515
00:29:45,670 --> 00:29:47,607
‫و واقعاً دوستت دارم
و برات احترام قائلم

516
00:29:47,607 --> 00:29:49,677
‫- وایسا ، چه... چه خبر شده؟
‫- واقعاً متأسفم رفیق.

517
00:29:49,677 --> 00:29:53,118
‫- تو دکتر مارتین بستی؟
‫- قبلاً بهم ابلاغیه دادی.

518
00:29:53,118 --> 00:29:55,455
‫اینا مدارک جدیدن
این حکم عدم نزدیکیه

519
00:29:55,455 --> 00:29:57,226
‫- چی؟
‫- واقعاً متأسفم رفیق.

520
00:29:57,226 --> 00:29:59,531
‫اجازه نداری توی مدرسه
نزدیک گلندون راس جونیور بشی

521
00:29:59,531 --> 00:30:02,002
‫اجازه نداری توی خونه
نزدیک گلندون راس جونیور بشی

522
00:30:02,002 --> 00:30:05,810
‫اجازه نداری نزدیک هیچکدوم از اعضای خانواده بشی
‫یا تا فاصله ۳۰۰ فوتی اونا بری.

523
00:30:05,810 --> 00:30:07,647
‫داری شوخی میکنی؟
و حکم عدم نزدیکی؟

524
00:30:07,647 --> 00:30:10,019
‫من فقط دارم سعی میکنم
بفهمم ‫مشکل پسرش چیه

525
00:30:10,019 --> 00:30:12,155
‫واقعاً متأسفم رفیق. میخوای بریم،
‫مثلاً، دارت بازی کنـ....

526
00:30:12,155 --> 00:30:13,592
‫نه، نمیخوام برم دارت بازی کنم!

527
00:30:13,592 --> 00:30:16,030
‫دیگه هیچ وقت نمیخوام ببینمت.

528
00:30:16,030 --> 00:30:17,600
‫منظورت فقط توی همین موقعیته، مگه نه؟

529
00:30:17,600 --> 00:30:19,436
‫یعنی موقع ابلاغ کردن مدارک، درسته؟

530
00:30:20,607 --> 00:30:22,544
‫- حتماً.
‫- لوئیزا پشت خطه.

531
00:30:22,544 --> 00:30:24,781
‫میگه وضعیت اضطراریه
باید فوراً باهات حرف بزنه

532
00:30:24,781 --> 00:30:26,217
‫واقعاً؟

533
00:30:27,019 --> 00:30:29,123
‫اوه، با تو کار داره.

534
00:30:29,123 --> 00:30:32,028
‫خوبه. من دیگه باید برم.

535
00:30:32,280 --> 00:30:34,935
‫موضوع جونیوره
درد شدیدی داره

536
00:30:34,935 --> 00:30:36,572
‫میشه لطفاً بیای مدرسه و اون رو ببینی؟

537
00:30:36,572 --> 00:30:38,308
‫خیلی دوست دارم بیام جونیور رو ببینم،
‫ولی پدرش...

538
00:30:38,308 --> 00:30:40,110
‫همین الان حکم عدم نزدیکی بهش رو گرفته.

539
00:30:40,110 --> 00:30:41,916
‫نمیخوام بهونه بشنوم
درد شدیدی داره

540
00:30:41,916 --> 00:30:44,219
‫فقط پنج دقیقه فاصله داری
پس یه راهی پیدا کن

541
00:30:50,867 --> 00:30:52,771
‫بیا، فقط...

542
00:30:52,771 --> 00:30:55,008
‫آره. اوه.

543
00:30:55,008 --> 00:30:57,881
‫باشه، باشه، آره، آره، آره. اوه، اوه.

544
00:30:57,881 --> 00:30:59,684
‫- ای وای. باشه.
‫- وای، خدای من. ببخشید.

545
00:30:59,684 --> 00:31:01,020
‫- خوبی؟
‫- آره، آره، خوبم.

546
00:31:05,395 --> 00:31:07,032
‫هوم. هوم.

547
00:31:07,032 --> 00:31:09,002
‫بیا.

548
00:31:10,439 --> 00:31:14,614
‫اوم، اون... اون حمله های وحشتناکی
از ‫دردی که تیر میکشه داره

549
00:31:14,614 --> 00:31:18,154
‫از یک تا ده، شدت دردت چقدره؟

550
00:31:18,154 --> 00:31:19,625
‫اوه، ۱۱.

551
00:31:22,162 --> 00:31:23,264
‫فقط...

552
00:31:24,500 --> 00:31:25,936
‫- آخ! آخ.
‫- ای خدا.

553
00:31:27,439 --> 00:31:31,982
‫فکر کنم سنگ کلیه داری، که باید هر چه زودتر
‫خرد بشه، چون فقط یه کلیه داری.

554
00:31:31,982 --> 00:31:34,854
‫نکته‌ ای که میتونستی قبلاً بهش اشاره کنی.
‫ولی خب، حالا اینجاییم.

555
00:31:34,854 --> 00:31:36,826
‫لوئیزا، میشه به اورژانس زنگ بزنی؟

556
00:31:36,826 --> 00:31:39,196
‫آره، ام، البته.

557
00:31:39,196 --> 00:31:40,666
‫پس علت کمردرد همینه.

558
00:31:40,666 --> 00:31:42,971
‫سنگ کلیه چه ربطی به پوکی استخوان داره؟

559
00:31:42,971 --> 00:31:44,273
‫من از کجا بدونم؟

560
00:31:44,273 --> 00:31:47,948
‫مگه اینکه بگیم بدنت
پروتئین رو جذب نمیکنه

561
00:31:47,948 --> 00:31:51,221
‫اونم وقتی که بیش از حد مصرف کرده باشی.

562
00:31:51,221 --> 00:31:53,091
‫داری بیش از حد پروتئین مصرف میکنی؟

563
00:31:53,091 --> 00:31:54,961
‫خب، سعی میکنم،
‫توی طول فصل عضله‌ سازی ام.

564
00:31:54,961 --> 00:31:57,265
‫با چی؟
با بوفالوها درسته؟

565
00:31:58,101 --> 00:32:00,372
‫- اونجاست.
‫- اوه.

566
00:32:00,372 --> 00:32:02,710
‫ممنونم. خیلی ممنونم. متشکرم.

567
00:32:02,710 --> 00:32:04,714
‫خیلی خب، آمبولانس توی راهه.

568
00:32:07,253 --> 00:32:08,622
‫چقدر پودر پروتئین مصرف میکردی؟

569
00:32:08,622 --> 00:32:11,995
‫اوه، نمیدونم، مثلاً هفته‌ ای یکی از اینا.

570
00:32:11,995 --> 00:32:13,431
‫این برای یه ماهت کافی بود.

571
00:32:13,431 --> 00:32:14,901
‫چند وقته توی مصرف این زیاده ‌روی میکنی؟

572
00:32:14,901 --> 00:32:16,004
‫من اسمش رو زیاده‌ روی نمیذارم.

573
00:32:16,004 --> 00:32:17,273
‫فقط پودر پروتئینه.

574
00:32:17,273 --> 00:32:19,243
‫آره خب، اون یکی کلیه‌ت باهات موافق نیست.

575
00:32:19,243 --> 00:32:22,282
‫از سال دوم شروع کردم، ولی ‫همونطور که گفتم
مقدارش رو بیشتر میکردم

576
00:32:22,282 --> 00:32:24,253
‫توی فصل بیسبال
لازم بود برای حجیم شدن

577
00:32:24,253 --> 00:32:26,558
‫آره خب، مسابقات حذفی رو
‫دیگه باید فراموش کنی، باشه؟

578
00:32:26,558 --> 00:32:28,962
‫الان نباید هیچ فعالیت بدنی یا سنگینی انجام بدی.

579
00:32:28,962 --> 00:32:31,400
‫ممکنه مثل یه چوب خشک بشکنی
باید استراحت کنی

580
00:32:31,400 --> 00:32:34,240
‫مصرف پودر پروتئین رو قطع کن
‫و سلامت استخون ‌هات رو برگردون.

581
00:32:34,240 --> 00:32:35,910
‫پس باید به بابام بگم.

582
00:32:35,910 --> 00:32:37,412
‫خب، معلومه که باید به بابات بگی.

583
00:32:37,412 --> 00:32:39,183
‫ولی اون موقع ممکنه ‫اینجوری
به نظر بیاد که تقصیر منه

584
00:32:39,183 --> 00:32:42,155
‫- تقصیر توئه.
‫- خب، اون نباید این رو بفهمه!

585
00:32:42,155 --> 00:32:43,726
‫اون واقعاً برای مسابقات حذفی هیجان ‌زده بود.

586
00:32:43,726 --> 00:32:46,397
‫- این یه مسابقه قهرمانیه.
‫- اون داره از من بابت قصور پزشکی شکایت میکنه.

587
00:32:46,397 --> 00:32:48,434
‫ممکنه شغلم رو از دست بدم.
‫شهر هم ممکنه دکترش رو از دست بده.

588
00:32:48,434 --> 00:32:52,142
‫خیلی بده، مگه نه؟
اینکه آینده انقدر نامطمئنه

589
00:32:52,142 --> 00:32:53,880
‫اینکه نمیدونی قراره
شغلت رو حفظ کنی یا نه؟

590
00:32:58,421 --> 00:33:01,127
‫در مورد حکم عدم نزدیکی چی؟

591
00:33:01,127 --> 00:33:04,300
‫تو اصلاً نباید نزدیک من باشی، مگه نه؟

592
00:33:04,300 --> 00:33:06,538
‫حتی به خاطر بودنت اینجا هم
‫میتونم بدم دستگیرت کنن.

593
00:33:07,773 --> 00:33:09,310
‫فقط میخوام درست متوجه بشم.

594
00:33:09,310 --> 00:33:13,619
‫داری من رو تهدید میکنی، اونم بعد از اینکه
‫برای کمک بهت از پنجره اومدم تو؟

595
00:33:13,619 --> 00:33:15,523
‫اِ، اِ...

596
00:33:15,523 --> 00:33:17,325
‫آره؟

597
00:33:17,325 --> 00:33:19,531
‫- همین فکر رو میکردم.
‫- باید بری.

598
00:33:19,531 --> 00:33:20,633
‫آره.

599
00:33:27,514 --> 00:33:29,417
‫اوه.

600
00:33:29,417 --> 00:33:32,056
‫- آره. میتونی؟ اوه.
‫- اِ، آره.

601
00:33:32,056 --> 00:33:33,291
‫آره، نه.

602
00:33:36,799 --> 00:33:40,939
‫آره. میتونم تصور کنم که سخته.

603
00:33:40,939 --> 00:33:43,579
‫احتمالِ تعطیل شدنِ مدرسه...

604
00:33:43,579 --> 00:33:47,219
‫و جونیور، نگران نباش، با یه عملِ ساده‌ امواجِ صوتی
‫برای شکستنِ سنگ، حالت مثلِ روزِ اول...

605
00:33:47,219 --> 00:33:49,524
‫- بیخیال. برو. برو، برو. یالا.
‫- اوه، باشه، من فقط داشتم...

606
00:33:49,524 --> 00:33:51,862
‫- آره. اوه!
‫- من خوبم.

607
00:33:51,862 --> 00:33:54,433
‫باشه. اِم...

608
00:33:59,109 --> 00:34:01,213
‫یا خدا! باز چیکار کردی؟

609
00:34:01,213 --> 00:34:05,088
‫هیچی. نتونستم دینامیت پیدا کنم.

610
00:34:05,088 --> 00:34:07,794
‫چی؟ ما که یه خانواده‌ خلافکار نیستیم.

611
00:34:07,794 --> 00:34:12,994
‫شوخی میکنم، اونی که حکم عدم نزدیک شدن داره،
‫تویی و یه پرونده شکایت هم علیه‌ت بازه.

612
00:34:13,071 --> 00:34:15,241
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم. آره.

613
00:34:15,241 --> 00:34:18,982
‫منظورم اینه که ممکنه به خاطر اون،
‫کارم رو از دست بدم، اون احمقِ لاف ‌زنِ خودشیفته.

614
00:34:18,982 --> 00:34:22,255
‫- این دیوونگیه.
‫- اوه، یه لحظه وایستا.

615
00:34:22,255 --> 00:34:25,763
‫این یعنی که واقعاً میخوای
شغلت رو اینجا نگه داری؟

616
00:34:25,763 --> 00:34:27,399
‫- البته.
‫- تو...

617
00:34:27,399 --> 00:34:32,843
‫میخوای به پزشکی ادامه بدی
اینجا توی پورت‌ ون؟ ‫از اینجا خوشت میاد؟

618
00:34:32,843 --> 00:34:34,548
‫- من این رو نگفتم.
‫- اوه.

619
00:34:34,548 --> 00:34:36,551
‫- من این رو نگفتم.
‫- ای بابا، بیخیال دیگه.

620
00:34:36,551 --> 00:34:40,491
‫اعتراف کن، اعتراف کن
داری ‫کم‌ کم اینجا خوشحال میشی

621
00:34:40,491 --> 00:34:42,429
‫نه، این چیزی نبود که گفتم
بحث سرِ اصوله

622
00:34:42,429 --> 00:34:45,369
‫- لطفاً ولم کن.
‫- خیلی خب، نظرت در مورد این چیه؟

623
00:34:45,369 --> 00:34:49,443
‫چطوره من رقیب تو رو
و تو هم رقیب من رو از میدون به در کنی؟

624
00:34:49,443 --> 00:34:51,515
‫اممم. واقعاً گفتگوی مفیدی بود. آره.

625
00:34:51,515 --> 00:34:54,053
‫ببین، اگه میخوای شغلت رو نگه داری،
‫اگه میخوای کارت رو نجات بدی...

626
00:34:54,053 --> 00:34:56,591
‫باید جلوی این مرتیکه‌ احمق وایسی.

627
00:34:56,591 --> 00:34:58,461
‫یالا!

628
00:34:58,461 --> 00:35:02,302
‫- مثل من بجنگ.
‫- با دینامیت؟

629
00:35:02,302 --> 00:35:06,612
‫خب، توی پیدا کردنش موفق باشی
همه جا رو گشتم

630
00:35:12,422 --> 00:35:15,563
‫- بزن بریم اسکتس!
‫- بزن بریم اسکتس.

631
00:35:15,563 --> 00:35:17,299
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

632
00:35:17,299 --> 00:35:20,171
‫فقط کی میدونه چقدر دیگه ‫وقت
برای خوابیدن برامون مونده

633
00:35:20,171 --> 00:35:22,510
‫هیچ تضمینی برای آینده‌ هیچکس نیست.

634
00:35:23,311 --> 00:35:26,183
‫آخ! خدای من، خون اومد.

635
00:35:26,183 --> 00:35:28,488
‫- اوه، چه خبر شده؟
‫- اوه...

636
00:35:28,488 --> 00:35:33,766
‫خب، ببین، به کسی نگو، ولی مدرسه،
‫ممکنه به خاطر کمبود بودجه تعطیل بشه.

637
00:35:33,766 --> 00:35:36,871
‫چی؟ مدرسه پورت ون؟

638
00:35:36,871 --> 00:35:38,175
‫اونجا کل خاطرات بچگیمونه.

639
00:35:38,175 --> 00:35:40,975
‫انگار ۲۰ میلیون خاطره اونجا داریم.

640
00:35:41,047 --> 00:35:43,317
‫- دقیقاً.
‫- آره. خوبی؟

641
00:35:43,317 --> 00:35:45,188
‫پورت ون انگار کل زندگیته.

642
00:35:45,188 --> 00:35:47,727
‫ممنون. بالاخره یکی درکم کرد.

643
00:35:47,727 --> 00:35:49,731
‫ببین، منظورم اینه که مدرسه
هیچ وقت فاز من نبود

644
00:35:49,731 --> 00:35:53,739
‫ولی همه میدونن که تو
‫بهترین معلمی هستی که وجود داره.

645
00:35:53,739 --> 00:35:55,643
‫جدی میگم، مردم یه ریز دارن
در موردش حرف میزنن

646
00:35:55,643 --> 00:35:57,079
‫هوم.

647
00:35:57,079 --> 00:35:58,816
‫اوه! اوه!

648
00:35:58,816 --> 00:36:00,520
‫اوم...

649
00:36:00,520 --> 00:36:03,258
‫مـ... میدونم که، اوم، دنبال یه جا
‫برای زندگی میگردی.

650
00:36:03,258 --> 00:36:06,130
‫برنامه‌ من رو دیدی؟

651
00:36:06,130 --> 00:36:07,833
‫- همش رو.
‫- اوه.

652
00:36:07,833 --> 00:36:10,438
‫آره، میدونی، داشتم فکر میکردم
‫که اتاق اضافه‌م رو اجاره بدم.

653
00:36:10,438 --> 00:36:13,378
‫میخوای همخونه ای من بشی؟

654
00:36:13,378 --> 00:36:15,717
‫- جدی میگی؟
‫- آره!

655
00:36:19,457 --> 00:36:21,695
‫تو مثل خواهری میشی
که هیچ وقت نخوردمش

656
00:36:21,695 --> 00:36:22,930
‫ها؟

657
00:36:24,968 --> 00:36:26,104
‫اِم...

658
00:36:27,506 --> 00:36:29,811
‫- بیا اینجا. هورا!
‫- هورا!

659
00:36:40,231 --> 00:36:42,503
‫یالا پسرا، برید توی زمین!

660
00:36:45,643 --> 00:36:47,914
‫- اینه، همین رو میگفتم.
‫- هورا!

661
00:36:47,914 --> 00:36:50,151
‫- آره، آره، آره!
‫- بزن بریم!

662
00:36:50,151 --> 00:36:51,821
‫بزن بریم، پاول!

663
00:36:55,395 --> 00:36:57,634
‫بزن بریم، دارکوب‌ ها!

664
00:37:01,140 --> 00:37:02,677
‫بزن بریم. یالا همگی! آره!

665
00:37:02,677 --> 00:37:05,616
‫- هی!
‫- بزن بریم.

666
00:37:05,616 --> 00:37:09,658
‫برو اسکتس! بزن بریم، اسکیترز!

667
00:37:09,658 --> 00:37:12,395
‫هی، بزن بریم پسرا!
‫این... نه!

668
00:37:12,395 --> 00:37:13,833
‫- گلندون!
‫- نه، نه! نه.

669
00:37:13,833 --> 00:37:16,203
‫- نه، راه نداره دکتر. نه!
‫- برو بیرون.

670
00:37:16,203 --> 00:37:18,542
‫بیخیال، میدونی، خودت میدونی،
‫این داره من رو میکشه، ولی تو...

671
00:37:18,542 --> 00:37:21,413
‫باید ۳۰۰ فوت از هر کسی که ‫توی
خانواده‌ راس باشه فاصله بگیری

672
00:37:21,413 --> 00:37:24,419
‫بشین سر جات، دکتر ضد حال.
‫ممکنه واقعاً این بازی رو ببریم.

673
00:37:24,419 --> 00:37:25,823
‫آره. هی، باورت میشه؟

674
00:37:25,823 --> 00:37:29,330
‫فکر کنم این هیجان‌ انگیزترین بازی‌ باشه
که ‫تا حالا توی تاریخ تیم پشه داشتیم

675
00:37:29,330 --> 00:37:32,302
‫آخ! وای، واقعاً باید یه فکری
به حال اسم تیم بکنیم

676
00:37:32,302 --> 00:37:34,140
‫این موجودات خیلی عوضی‌ ان. به هر حال...

677
00:37:34,140 --> 00:37:35,809
‫توی اینینگ هفتم یه امتیاز عقبیم، مگه نه؟

678
00:37:35,809 --> 00:37:38,549
‫پل پارکس میره اونجا
یه تک ضربه عالی میزنه

679
00:37:38,549 --> 00:37:40,351
‫سر میخوره روی بیس اول
و مچ پاش می‌پیچه

680
00:37:40,351 --> 00:37:41,822
‫برای همین یه دونده جایگزین فرستادیم.

681
00:37:44,761 --> 00:37:47,332
‫- اون توی بازی چیکار میکنه؟
‫- چون سریع ‌ترین دونده‌مونه.

682
00:37:47,332 --> 00:37:49,303
‫ممکنه همه استخون ‌های بدنش بشکنه.

683
00:37:49,303 --> 00:37:51,407
‫- بدو جونیور!
‫- یالا جونیور!

684
00:37:51,407 --> 00:37:53,311
‫- بدو جونیور!
‫- باشه، یالا!

685
00:37:53,311 --> 00:37:55,315
‫- اوه، فقط برو، جِی!
‫- بدو جونیور!

686
00:37:55,315 --> 00:37:56,684
‫بدو جونیور!

687
00:38:05,937 --> 00:38:07,706
‫- یالا جِی!
‫- بزن بریم!

688
00:38:07,706 --> 00:38:09,443
‫بزن بریم. یالا همگی! آره!

689
00:38:09,443 --> 00:38:11,981
‫هی!

690
00:38:11,981 --> 00:38:15,589
‫- برو جونیور! بیس دوم رو بدزد...!
‫- وزوز، وزوز.

691
00:38:15,589 --> 00:38:18,495
‫- بدو جونیور.
‫- وز، وز، وز.

692
00:38:18,495 --> 00:38:21,635
‫بدو جونیور. وز، وز، وز.

693
00:38:21,635 --> 00:38:24,507
‫همگی، همگی. آره. یالا. یالا.

694
00:38:27,479 --> 00:38:29,885
‫- استرایک یک!
‫- اوه!

695
00:38:29,885 --> 00:38:32,489
‫به نظر من بیرون بود. اون بیرونه.

696
00:38:32,489 --> 00:38:34,093
‫خیلی خب، فهمیدیم. فهمیدیم.

697
00:38:45,148 --> 00:38:46,718
‫حالا دیگه دیدیش.

698
00:38:47,720 --> 00:38:48,655
‫استرایک دو!

699
00:38:48,655 --> 00:38:50,893
‫- اوه!
‫- اوه، لعنتی!

700
00:38:52,663 --> 00:38:57,105
‫کارت تمومه.

701
00:38:57,105 --> 00:38:59,844
‫- ززز...
‫- برو!

702
00:38:59,844 --> 00:39:02,816
‫برو! یالا! هورا!

703
00:39:09,029 --> 00:39:10,999
‫یالا، یالا، یالا.

704
00:39:13,270 --> 00:39:15,008
‫اوه.

705
00:39:15,008 --> 00:39:16,443
‫- برو، جونیور!
‫- آه!

706
00:39:16,443 --> 00:39:19,785
‫- باشه! باشه!
‫- بزن بریم، جِی!

707
00:39:19,785 --> 00:39:21,555
‫بدو!

708
00:39:26,130 --> 00:39:28,034
‫بدو!

709
00:39:30,171 --> 00:39:33,310
‫تا آخرش برو! تا آخرش برو!

710
00:39:40,124 --> 00:39:42,295
‫- بدو پسر!
‫- داره میرسه!

711
00:39:44,467 --> 00:39:48,041
‫بدو! بدو! بدو تا...

712
00:39:52,482 --> 00:39:55,789
‫نه! نه!

713
00:40:05,876 --> 00:40:09,416
‫- سُر بخور! سُر بخور!
‫- داره میره سمت خونه!

714
00:40:09,416 --> 00:40:12,022
‫سُر بخور سمت خونه، جونیور!
‫سُر بخور سمت خونه!

715
00:40:32,630 --> 00:40:34,366
‫- چی؟ نه، نه، نه، نه!
‫- چی؟

716
00:40:34,366 --> 00:40:35,602
‫- چه اتفاقی داره میفته؟
‫- چه خبره؟

717
00:40:35,602 --> 00:40:36,638
‫آخه چه مرگته؟

718
00:40:36,638 --> 00:40:38,608
‫چرا همچین کاری کردی؟

719
00:40:38,608 --> 00:40:40,613
‫بیخیال شکایت شو
داری میری زندان

720
00:40:40,613 --> 00:40:43,618
‫بابا، بس کن! اون این کار رو به خاطر من کرد.

721
00:40:43,618 --> 00:40:45,923
‫اصلاً اون باعث شد که تو آسیب ببینی.

722
00:40:45,923 --> 00:40:47,727
‫نه، تقصیر منه!

723
00:40:47,727 --> 00:40:52,368
‫من بیش از حد پودر پروتئین مصرف کردم،
‫و همین باعث شد استخون‌ هام شکننده بشن.

724
00:40:52,368 --> 00:40:53,806
‫چرا باید همچین کار احمقانه‌ ای بکنی؟

725
00:40:53,806 --> 00:40:55,976
‫چون میخواستم کاری کنم که بهم افتخار کنی.

726
00:40:57,647 --> 00:40:59,950
‫دکتر مارتین فقط داشت
سعی میکرد ‫از من محافظت کنه.

727
00:41:01,153 --> 00:41:02,790
‫هی، همه شنیدید؟

728
00:41:02,790 --> 00:41:06,531
‫- دکتر بی یه قهرمانه!
‫- وقت تمومه! وقت تمومه!

729
00:41:06,531 --> 00:41:09,302
‫پورت ون به خاطر دخالت
تماشاچی‌ ها محروم شد

730
00:41:14,379 --> 00:41:18,588
‫خیلی زود حرف زدم.
‫دکتر، بهتره از در پشتی جیم بشی.

731
00:41:24,132 --> 00:41:25,869
‫آره، مطمئنم.

732
00:41:28,407 --> 00:41:29,777
‫با وکیل های خودم حرف زدم.

733
00:41:29,777 --> 00:41:32,550
‫به نظر پر هزینه میاد
خب حالا چی؟

734
00:41:32,550 --> 00:41:34,954
‫دارم شکایتم رو پس میگیرم.

735
00:41:34,954 --> 00:41:37,794
‫ممنون که فهمیدی مشکل پسرم چی بود.

736
00:41:37,794 --> 00:41:39,200
‫بدون هیچ کمکی از طرف تو.

737
00:41:39,200 --> 00:41:43,204
‫هی، میذاری قبل از اینکه نظرم عوض بشه،
‫حرفم رو تموم کنم؟

738
00:41:43,204 --> 00:41:45,509
‫چیزی که میخوام بگم اینه که...

739
00:41:45,509 --> 00:41:48,414
‫به کسی در مورد بوستون چیزی نمیگم.

740
00:41:48,414 --> 00:41:51,053
‫چیزی برای گفتن وجود نداره.

741
00:41:51,053 --> 00:41:55,027
‫خب، چیزهای زیادی برای گفتن هست،
‫ولی به کسی نمیگم...

742
00:41:56,898 --> 00:41:58,034
‫حداقل الان.

743
00:42:00,706 --> 00:42:01,975
‫خیلی خب قهرمان. عالیه.

744
00:42:01,975 --> 00:42:05,415
‫اوه، مراقب باش.
‫اون فقط یه مشت پوست و استخونه.

745
00:42:05,415 --> 00:42:09,189
‫هی. اونجا کارت عالی بود.

746
00:42:09,189 --> 00:42:12,897
‫اوه! شما هیچ وقت ما رو شکست نمیدید!

747
00:42:12,897 --> 00:42:15,034
‫هیچ وقت، هیچ وقت، هیچ وقت، هیچ وقت!

748
00:42:15,034 --> 00:42:18,708
‫با دست خالی شکستت میدم،
‫ولی به آشغال‌ ها دست نمیزنم.

749
00:42:18,708 --> 00:42:21,346
‫- اوه، به کی میگی آشغال؟
‫- به تو!

750
00:42:21,346 --> 00:42:26,457
‫بوی یه ماهی هرینگ کهنه و گندیده میدی،
‫ای، ای، ای شلخته‌ لزجِ پیر!

751
00:42:26,457 --> 00:42:28,596
‫اوه. یه بار دیگه بگو.

752
00:42:28,596 --> 00:42:30,297
‫ای شلخته‌ لزجِ پیر!

753
00:42:32,502 --> 00:42:33,705
‫مم...

754
00:42:37,079 --> 00:42:38,615
‫هر سال همین بساطه.

755
00:42:38,615 --> 00:42:40,685
‫- هر سال؟
‫- اوهوم.

756
00:42:51,073 --> 00:42:52,341
‫یالا اسکتس.

757
00:42:52,365 --> 00:43:01,865
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

758
00:43:02,228 --> 00:43:04,000
‫- هوم.
‫- آه.

759
00:43:06,470 --> 00:43:12,650
‫♪ منتظر چی هستیم؟ ‫♪
‫♪ منتظر چی هستیم؟ ♪

760
00:43:12,650 --> 00:43:17,091
‫♪ وقتشه، الان دیگه وقتشه ♪

761
00:43:18,695 --> 00:43:21,801
‫♪ باید دل رو بزنیم به دریا ♪

762
00:43:21,801 --> 00:43:24,607
‫♪ باید حسابی عمیق بشیم ♪

763
00:43:24,607 --> 00:43:28,648
‫♪ و شاید از چیزی که پیدا میکنیم ‫خوشمون بیاد ♪

764
00:43:28,648 --> 00:43:31,119
‫♪ توی اون طرف دیگه ♪
