WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:14.000 --> 00:15.765
‫خوب به نظر میای، جونیور.

00:15.765 --> 00:17.836
‫هی، آماده‌ ای شنبه بار هاربر رو شکست بدی؟

00:17.836 --> 00:20.908
‫- نقشه‌ همینه.
‫- اوه، آره.

00:20.908 --> 00:25.752
‫خب، حالا ببینیم ستاره‌ تیم ماسکتو،
‫جلوی یه عضو تالار مشاهیر چیکار میکنه.

00:25.752 --> 00:29.359
‫زود باش. خیلی خب. هی، رفیق.

00:29.359 --> 00:31.262
‫هی، هفته‌ پیش پرتابت عالی بود، پسر.

00:31.262 --> 00:34.536
‫عاشق تشویق کردن توئم، رفیق.
‫همینجوری ادامه بده، باشه؟

00:34.536 --> 00:37.408
‫قدیم ها من پرتاب کننده تیم اسکیتس بودم
جوونِ تازه‌ نفس

00:37.408 --> 00:39.478
‫میدونستی؟ نمیدونم تا حالا شنیدی یا نه.

00:39.478 --> 00:42.018
‫من این ور و اون ور برای
‫پرتابِ بالا پایین، معروف بودم.

00:42.018 --> 00:44.021
‫فکر میکنی از پسِ این پرتاب بر بیای؟

00:44.021 --> 00:45.725
‫- نشونم بده ببینم.
‫- اوه!

01:15.017 --> 01:16.352
‫ای وای!

01:22.532 --> 01:25.037
‫هوم...

01:25.037 --> 01:26.574
‫سلام بچه‌ ها، صبح بخیر.

01:26.574 --> 01:30.181
‫خب، گوش کنید، حس میکنم باید، اوم...

01:30.181 --> 01:32.530
‫باید باهاتون خیلی رک و رو راست باشم...

01:33.053 --> 01:35.357
‫مثلاً، بدون هیچ کلک یا بازی با کلماتی.

01:35.357 --> 01:38.798
‫انگار فقط من و شما داریم با هم حرف میزنیم.

01:38.798 --> 01:41.690
‫خب، قضیه از این قراره...

01:41.690 --> 01:44.441
‫مامانم با این آدم بی ‌عرضه دوست شده...

01:44.441 --> 01:48.617
‫من بهش میگم خنگول
الان حدود شش ماهه

01:48.617 --> 01:52.726
‫و دیشب سر شام بهم گفت که
‫اون داره اسباب‌ کشی میکنه بیاد اینجا.

01:52.726 --> 01:56.332
‫مثلاً سیب ‌زمینی رو بده من
تو یه بابای جدید داری

01:59.332 --> 02:00.508
‫برای همین تصمیم گرفتم از اونجا برم...

02:00.508 --> 02:03.347
‫و الان هم باهاش حرف نمیزنم...

02:03.347 --> 02:07.221
‫برای همینه که الان بیشتر از همیشه
‫قدر این جمع رو میدونم.

02:07.221 --> 02:09.960
‫آخه تو رو خدا اینجا چیکار میکنی؟

02:09.960 --> 02:12.098
‫یه برنامه جدید دارم.

02:12.098 --> 02:14.736
‫قهوه با الین. بدون فیلتر. بدون شکر.

02:14.736 --> 02:16.105
‫عالیه. مطمئنم حسابی میترکونه.

02:16.105 --> 02:17.643
‫نه، منظورم اینه که چرا اینجایی...

02:17.643 --> 02:19.479
‫و روی کاناپه من خوابیدی؟

02:19.479 --> 02:22.550
‫- از خونه‌م اومدم بیرون.
‫- آره، خب، برگرد همونجا.

02:22.550 --> 02:25.558
‫همین الانش هم یه مهمون ناخونده دارم.
‫دیگه یکی دیگه نمیخوام.

02:28.363 --> 02:30.234
‫بچه‌ ها یادتونه براتون در مورد...

02:30.234 --> 02:34.341
‫رئیس فوق‌ العاده‌م گفتم
که برام مثل پدر بود؟

02:36.112 --> 02:37.481
‫خب، اون مُرد.

02:38.517 --> 02:40.988
‫حالا هم گیر این یارو افتادم.

02:56.586 --> 02:58.356
‫صبح بخیر!

02:58.356 --> 03:00.828
‫نذار سگه بره سراغ...

03:00.828 --> 03:02.297
‫صبح بخیر، سارا.

03:02.297 --> 03:04.102
‫واقعاً باید یه اسم برای
اون سگ انتخاب کنی

03:04.102 --> 03:06.673
‫اوه، من نه براش اسم میذارم
و نه بهش پناه میدم

03:06.673 --> 03:08.209
‫- اینجا چه خبره؟
‫- اوه، من...

03:08.209 --> 03:10.080
‫معلومه که یه نفر بدون اجازه اومده تو.

03:10.080 --> 03:12.919
‫به پلیس زنگ بزن
خودت اینجا چیکار میکنی؟

03:12.919 --> 03:16.793
‫اوه، انگشتم با یه تیکه‌ زنگ ‌زده از
‫تله‌ خرچنگ برید. میخوای ببینی؟

03:16.793 --> 03:18.397
‫آره، نه، اوم، الین بهش رسیدگی میکنه.

03:18.397 --> 03:20.233
‫اوم، ولی باید بهت یه واکسن کزاز بزنم.

03:20.233 --> 03:21.803
‫اون ادی مک ‌کوری.

03:21.803 --> 03:26.513
‫بازم داخل قلمرو صید خرچنگ من شده بود.

03:26.513 --> 03:29.653
‫برای همین مجبور شدم ‫به بریدن
تله ‌های تور اون شروع کنم

03:29.653 --> 03:33.092
‫هنوز داری باهاش میجنگی؟
‫این دیوونه ‌بازی کی تموم میشه؟

03:33.092 --> 03:34.563
‫وقتی که بمیره.

03:34.563 --> 03:38.805
‫میزنم داغونش میکنم، بعدش هم توی
یه تله خرچنگ قدیمی و زنگ زده میچپونمش

03:38.805 --> 03:40.575
‫و بعدش هم میندازمش توی آب.

03:40.575 --> 03:42.144
‫باید یه واکسن هاری هم بهت بزنم.

03:42.144 --> 03:43.981
‫داری از عصبانیت کف میکنی.

03:47.789 --> 03:50.127
‫هی، ببین. نظرت... اِم، نظرت چیه؟

03:50.127 --> 03:51.231
‫منظورم اینه که، با نمکه؟

03:51.937 --> 03:54.245
‫یا به نظر میاد زیادی دارم سعی میکنم؟

03:54.435 --> 03:56.674
‫- به نظرم خیلی نازه. آره.
‫- واقعاً؟

03:56.674 --> 03:59.178
‫منظورم اینه که، شاید با کمربند بهتر بشه.

03:59.178 --> 04:01.683
‫لوئیزا، میدونم، ما همجنسگراییم...

04:01.683 --> 04:03.687
‫ولی دیگه وقتشه راستش رو بدونی.

04:03.687 --> 04:05.323
‫ما هیچی از مد و فشن نمیدونیم.

04:05.323 --> 04:07.529
‫اِم، از طرف خودت حرف بزن.

04:07.529 --> 04:10.200
‫بیست سال پیش که سرآشپز خصوصیِ
‫همون که خودت میدونی بودم...

04:10.200 --> 04:12.338
‫طراح‌ ها و استایلیست‌ ها
همیشه رفت‌ و آمد میکردن

04:12.338 --> 04:14.709
‫و یه شب داشتم برای... آه! شام درست میکردم.

04:14.709 --> 04:16.479
‫- آه.
‫- داره دیوونه‌ت میکنه، مگه نه؟

04:16.479 --> 04:18.182
‫آره، هیچ وقت قرارداد عدم افشا امضا نکن.

04:18.182 --> 04:20.186
‫مثل زندانیه که هیچ وقت ازش آزاد نمیشی.

04:20.186 --> 04:22.892
‫مگه یه دوستِ خانم نداری که ‫بتونی
باهاش در مورد مد حرف بزنی؟

04:22.892 --> 04:28.992
‫خب، منظورم اینه که... نیکول هست. اِم...
‫اون رفت  میزولا. بعدش کورین هست.

04:29.071 --> 04:31.576
‫ولی اونم دوقلو به دنیا آورد، برای همین...

04:31.576 --> 04:35.483
‫و بعدش فکر کنم مارک
یه جورایی همه دنیای من شد

04:35.483 --> 04:37.488
‫خب، من هیچی از مد سر در نمیارم...

04:37.488 --> 04:41.329
‫ولی این رو میدونم که زن‌ ها
به دوست‌ های زن نیاز دارن

04:41.329 --> 04:46.239
‫اگه هیچ دلیل دیگه‌ ای هم نباشه، برای اینکه بابت
‫همه کار های احمقانه، ندونسته، بچگونه و بی ‌ملاحظه‌ ای که...

04:46.239 --> 04:49.513
‫مردها انجام میدن غیبت کنیم
به استثنای جمع حاضر

04:49.513 --> 04:52.485
‫- اوه، بس کن.
‫- ولی یکم عجیب نیست؟

04:52.485 --> 04:56.392
‫منظورم اینه که چطوری باید سراغ ‫پیدا کردن
یه بهترین دوست توی این سن و سال برم؟

04:56.392 --> 04:59.533
‫نمیدونم، شاید توی جشن پیروزی...

04:59.533 --> 05:04.977
‫وقتی که کل شب، برنده شدنمون
‫جلوی بار هاربر رو جشن میگیریم.

05:04.977 --> 05:07.916
‫- ویز ویز، ویز ویز.
‫- خداحافظ نوار ۱۲ سال باخت.

05:07.916 --> 05:10.086
‫- خداحافظ بار هاربر.
‫- اوه!

05:10.086 --> 05:12.592
‫پیروزی توی مشتمونه!

05:12.592 --> 05:17.334
‫- آره، مزه‌ش رو حس میکنم.
‫- بزن بریم دارکوب‌ ها!

05:17.334 --> 05:21.476
‫ادی مک ‌کروی، اینجا چیکار میکنی؟

05:21.476 --> 05:25.149
‫چرا تو و اون کلاهت به بار هاربر برنمیگردید،
‫همونجایی که بهش تعلق دارید؟

05:25.149 --> 05:27.822
‫من هر جا دلم بخواد تله ‌هام رو میذارم.

05:27.822 --> 05:30.995
‫چطوره دهنت رو ببندی
و از اینجا گورت رو گم کنی؟

05:30.995 --> 05:35.872
‫خیلی خب، خیلی خب، بیاید همگی آروم باشیم
‫و شاید بهتره این انرژی رو برای زمین بیسبال نگه داریم؟

05:35.872 --> 05:38.043
‫- باشه.
‫- باشه.

05:38.043 --> 05:40.648
‫بزنید بریم پشه ‌ها
و این پرنده رو از اینجا بندازید بیرون

05:40.648 --> 05:43.687
‫اسمش دارکوبه، خودت هم این رو خوب میدونی.

05:45.691 --> 05:48.296
‫اوضاع خرابه.

05:48.296 --> 05:50.935
‫من کار تشخیص رو انجام میدم. ممنون، الین.

05:50.935 --> 05:54.208
‫گند زدم دکتر
جونیور ستاره‌ تیم اسکیترزئه

05:54.208 --> 05:59.819
‫قوی ترین دست، بهترین چوب زن، ولی باید میدونستم که
‫حرکت بالا پایین من، هنوزم میتونه بهترین ‌ها رو شکست بده!

05:59.819 --> 06:03.019
‫این اولین باره توی این ۱۲ سال که ‫حتی
شانس شکست دادن بار هاربر رو داشتیم

06:03.059 --> 06:04.662
‫آره، اگه به گروه همسرها بر نمیخورد...

06:04.662 --> 06:06.566
‫میخوام با بیمار صحبت کنم.

06:06.566 --> 06:08.236
‫- بهمون چی گفت؟
‫- یعنی فقط خفه بشید.

06:08.236 --> 06:10.407
‫- باشه.
‫- چیز جدی‌ ای که نیست، هست؟

06:10.407 --> 06:12.579
‫نمیدونم، ممکنه کشیدگی عضله باشه...

06:12.579 --> 06:15.551
‫گرفتگی عصب، یا نشونه یه مشکل جدی ‌تر.

06:15.551 --> 06:17.822
‫جونیور، کسی هست که
الین باید بهش زنگ بزنه؟

06:17.822 --> 06:20.928
‫- قبلاً به بابام زنگ زدم.
‫- اوه، فاتحه‌ من خونده‌ست.

06:20.928 --> 06:24.301
‫چی شده؟
پسرم چش شده؟

06:24.301 --> 06:26.005
‫- این پسرته؟
‫- آره.

06:26.005 --> 06:28.109
‫- اسمش گلندون جونیوره.
‫- چی شده؟

06:28.109 --> 06:32.117
‫داشتم طبق صحبتمون، برای تمرینِ ضربه‌ زنی
‫بیشتر وقت میذاشتم، که یهو مارک اومد.

06:32.117 --> 06:34.890
‫تقصیر من نبود
تقصیر اون حرکت لعنتی بود

06:34.890 --> 06:38.163
‫کمرم آسیب دید، ولی خوبم.
‫تا موقع مسابقه باید خوب بشم.

06:38.163 --> 06:41.102
‫باشه. بهتره که بشی.

06:41.102 --> 06:43.674
‫میدونی، من زمان خودم پرتاب‌ کننده‌
‫ستاره‌ تیم اسکیتس بودم؟

06:43.674 --> 06:48.718
‫میدونی چقدر باعث افتخارمه که جونیورِ ما اینجا
‫بهترین شانس ما برای بردنِ بار هاربر توی این ۱۲ ساله؟

06:48.718 --> 06:50.855
‫این بچه همین الانش هم
این دور و برا کلی مشهوره

06:50.855 --> 06:55.364
‫شنیدی؟ یالا قهرمان
بیا برای حموم یخ ببریمت

06:55.364 --> 07:00.742
‫محض اطلاعت، ممکنه قهرمان دچار فتق دیسک شده باشه
‫یا یه مشکل دیگه که میتونه باعث یه آسیب جدی‌ تر بشه.

07:00.742 --> 07:03.346
‫- ما واقعاً باید فقط... آخ!
‫- آخ! آخ!

07:03.346 --> 07:05.484
‫- چی شد؟
‫- اوخ، دستم!

07:05.484 --> 07:07.221
‫هان! چی؟

07:07.221 --> 07:09.000
‫با پسرم چیکار کردی؟

07:27.000 --> 07:29.000
[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت سوم ]

07:35.611 --> 07:37.782
‫به نظر میاد ساعدش شکسته.

07:37.782 --> 07:39.786
‫به نظر میاد تو ساعدش رو شکستی.

07:39.786 --> 07:41.890
‫باور نکردنیه. اوه، و تو همه چی رو خراب کردی.

07:41.890 --> 07:43.894
‫مسابقه‌ ای که داریم
بورسیه ‌های تحصیلی دانشگاه

07:43.894 --> 07:48.504
‫نه، منطقی نیست که دستش به این سادگی شکسته باشه.
‫باید چند تا عکس رادیولوژی بگیرم تا بیشتر بررسی...

07:48.504 --> 07:50.040
‫اوه، تو به اندازه کافی گند زدی.

07:50.040 --> 07:53.814
‫دارم پسرم رو به بیمارستان بار هاربر می‌برم.

07:53.814 --> 07:55.851
‫وکیل های من بهت زنگ میزنن.

07:55.851 --> 07:57.522
‫چی؟

07:57.522 --> 08:00.561
‫اوه! ها، ها!

08:00.561 --> 08:03.834
‫دارم حال میکنم که الان همه چی تقصیر توئه.

08:03.834 --> 08:05.637
‫- فقط، اوم...
‫- تقصیر من نیست. برو بیرون.

08:05.637 --> 08:08.644
‫اوه! ها، ها...

08:08.644 --> 08:14.589
‫انگار یه جورایی یه بارِ...
‫یه بارِ سنگین از روی دوشم برداشته شد.

08:14.589 --> 08:17.529
‫اوه، اوه، اوه، اوه!

08:17.529 --> 08:20.300
‫هی، بابت دعوات با مامانت متأسفم...

08:20.300 --> 08:23.273
‫ولی از برنامه‌ جدیدت خوشم میاد.

08:23.273 --> 08:24.676
‫ممنونم.

08:24.676 --> 08:30.521
‫دارم سعی میکنم خودم باشم چون هر کار دیگه‌ ای که
‫آنلاین انجام میدادم فقط برای گرفتنِ، مثلاً، لایک و بازدید بود.

08:30.521 --> 08:34.929
‫ولی واقعی بودن الان خیلی روی بورسه.

08:34.929 --> 08:36.667
‫فکر میکنم ایده خیلی خوبیه، و...

08:36.667 --> 08:40.474
‫مردم فقط به خاطر خودت، عاشقت میشن.

08:57.441 --> 08:59.579
‫اوم، جینی؟

08:59.579 --> 09:02.117
‫- همم؟
‫- نظرت در مورد این چیه؟

09:02.117 --> 09:05.891
‫منظورم اینه که، با نمکه
یا زیادی اغراق‌ آمیزه؟

09:05.891 --> 09:08.462
‫خیلی با نمکه، ولی یه پاپیون لازم داره.

09:08.462 --> 09:10.366
‫وای، خدای من. منم داشتم به همین فکر میکردم.

09:10.366 --> 09:12.972
‫آره، وگرنه یه جورایی این حس رو میده که...

09:12.972 --> 09:17.715
‫توی خونه یه پسره بیدار شدم و یه تیشرت تنم باشه،
‫چون زیاد نوشیده بودم و با لباسم خوابم برده باشه.

09:17.715 --> 09:20.487
‫منظورم این نبود.

09:20.487 --> 09:22.625
‫آره، فکرش هم نمیکردم. ولی با یه کمربند...

09:22.625 --> 09:25.196
‫- اوه. کمربندت. آه.
‫- آره.

09:25.196 --> 09:26.634
‫- این... آره.
‫- خوبه.

09:26.634 --> 09:28.504
‫- بامزه شده.
‫- وای!

09:28.504 --> 09:30.607
‫اوه، خوشت اومد؟

09:30.607 --> 09:33.046
‫- اوهوم.
‫- و فقط این رو بده تو. اوه!

09:33.046 --> 09:34.281
‫- باشه.
‫- آره. خوبه.

09:34.281 --> 09:38.323
‫آره، حالا یه ژست بگیر. لوئیزا، آره، آره!

09:38.323 --> 09:40.661
‫مجله ووگ.

09:40.661 --> 09:43.700
‫- این رو ببین. اوهوم. آه!
‫- وای، خدای من، عاشقشم!

09:44.401 --> 09:45.604
‫ممنونم.

09:45.604 --> 09:48.043
‫- خواهش میکنم. اوم.
‫- اوم..

09:48.043 --> 09:51.348
‫خیلی خوبه که آدم با یه زن دیگه حرف بزنه.

09:51.348 --> 09:54.789
‫میدونی، همه اون مدتی که با مارک بودم،
‫یادم رفته بود که دوستی‌ های زنانه چقدر اهمیت دارن.

09:54.789 --> 09:57.795
‫- آره، ولی همچین چیز خاصی هم نیست.
‫- دقیقاً. چی؟

09:57.795 --> 10:00.200
‫مگه همش برای پیدا کردن یه مرد نیست؟

10:00.200 --> 10:05.511
‫نیاز های بدنت اهمیتی به نوشیدن کازمو ‫و حرف زدن
در مورد کفش نمیده. منظورم رو میفهمی؟

10:05.511 --> 10:08.149
‫- اوه، ولی... اوه، جدی میگی.
‫- البته.

10:08.149 --> 10:13.393
‫آخرین چیزی که میخوام اینه که با تخمک‌ های پیر و خشک‌
‫و توی حالتی که بهترین سال‌ های عمرم گذشته، تنها بمونم.

10:13.393 --> 10:15.664
‫- بهت برنخوره.
‫- اوه، من.

10:15.664 --> 10:19.404
‫باشه. آره.

10:20.675 --> 10:23.112
‫الین، میتونی پرونده‌ جونیور رو برام پیدا کنی؟

10:23.112 --> 10:25.518
‫دارم کار میکنم.

10:25.518 --> 10:27.888
‫آره، برای من.

10:28.824 --> 10:33.099
‫اون برای پوکی استخوان خیلی جوونه.

10:33.099 --> 10:36.807
‫شاید از قبل ترک مویی داشته، یه چیز ژنتیکی.

10:42.852 --> 10:45.658
‫الین، چرا نمیتونم هیچ چیزی
قبل از ۲۰۲۰ پیدا کنم؟

10:45.658 --> 10:49.899
‫درایو جداگونه‌ ای هست؟
بعضی از فایل‌ ها دیجیتالی نشدن؟

10:53.206 --> 10:54.775
‫الین؟

11:00.219 --> 11:03.026
‫الین؟

11:03.026 --> 11:07.267
‫به قهوه با الین خوش اومدید
بدون فیلتر. بدون شکر

11:07.267 --> 11:11.743
‫اوم، از وقتی اسباب‌ کشی کردم،
‫خیلی احساس تنهایی میکنم.

11:11.743 --> 11:13.312
‫ولی همه‌مون بعضی وقت ها
‫احساس تنهایی میکنیم، مگه نه؟

11:13.312 --> 11:14.481
‫من که آرزومه تنها باشم.

11:14.481 --> 11:16.118
‫جای دیگه‌ ای برای موندن پیدا کردی؟

11:16.118 --> 11:19.024
‫اوم، منظورم اینه که
من همیشه متفاوت بودم

11:19.240 --> 11:22.430
‫من یه مورد نادرم که قلبم سمت اشتباهیه...

11:22.430 --> 11:24.401
‫سمت راسته، نه چپ.

11:24.401 --> 11:27.742
‫و نمیتونم گوجه ‌فرنگی بخورم
چون حالم رو بهم میزنه

11:27.742 --> 11:31.315
‫- وایسا، تو دوقلویی؟
‫- خب... این چه ربطی به گوجه ‌فرنگی داره؟

11:31.315 --> 11:32.483
‫خب، بهت اطمینان میدم که هیچ ربطی نداره.

11:32.483 --> 11:36.893
‫ولی «سایتوس اینورسوس» یا جابجایی اندام‌ ها،
‫توی دوقلوهای همسان خیلی رایجه.

11:36.893 --> 11:39.497
‫من دوقلو نیستم
فکر نکنم باشم

11:40.634 --> 11:42.738
‫خب، وایسا، من از کجا باید میدونستم؟

11:42.738 --> 11:45.844
‫من فقط یه جنین بودم
یعنی من دوقلو ام؟

11:45.844 --> 11:52.892
‫خب، ممکنه اندام‌ های یکی از دوقلوها برعکس رشد کنه
‫به خاطر جدا شدنِ دیرتر از حد معمولِ رویان، پس...

11:52.892 --> 11:55.564
‫چرا مادرم هیچ وقت نباید
این موضوع رو بهم بگه؟

11:55.564 --> 11:58.302
‫چی، یعنی مجبور شده یکی از
دوقلو ها رو ‫به فرزند خوندگی بده؟

11:58.302 --> 12:00.039
‫چون از پس هزینه‌ بزرگ کردنِ
هر دومون بر نمیومده؟

12:00.039 --> 12:02.879
‫وای، خدای من. بیخود نیست
که همیشه ازم کینه داشت

12:02.879 --> 12:05.149
‫اون فکر میکنه که قلِ اشتباهی رو انتخاب کرده.

12:05.149 --> 12:07.087
‫یعنی ممکنه قلِ من یه جایی اون بیرون باشه؟

12:07.087 --> 12:08.757
‫و اگه اینجوریه، یه اتاق‌ خوابِ اضافه داره؟

12:08.757 --> 12:11.796
‫دکتر، میشه سعی کنی پرونده‌ های مادرم
‫مربوط به روزی که من به دنیا اومدم رو پیدا کنی؟

12:11.796 --> 12:13.700
‫حتماً. چیز دیگه‌ ای هم میخوای؟ قهوه؟

12:13.700 --> 12:15.337
‫نه، دارم.

12:15.337 --> 12:19.144
‫تنها چیزی که بدتر از داشتنِ تو به عنوان دستیاره
‫اینه که دو تا دستیار مثل تو داشته باشم.

12:19.144 --> 12:23.987
‫حالا، میخوام که پرونده‌ گلندون جونیور رو برام پیدا کنی
‫و همینطور پرونده‌ های خانواده‌ش رو. ممنون.

12:27.928 --> 12:34.274
‫توی این فرصت، اگه کسی رو میشناسید که شبیه منه،
‫ولی من نیست، لطفاً توی کامنت ها بنویسید.

12:36.846 --> 12:40.788
‫خب، این واقعاً ضد حاله.

12:40.788 --> 12:42.224
‫حالا که جونیور مصدوم شده...

12:42.224 --> 12:45.363
‫فکر کنم دیگه باید قید قهرمانی رو بزنیم.

12:45.363 --> 12:48.837
‫اوه، این سالاد پاستا اصلاً بهم نچسبید.

12:48.837 --> 12:51.075
‫خب، به حذفی که رسیدیم.

12:51.075 --> 12:52.946
‫همین خودش موفقیت بزرگیه.

12:52.946 --> 12:56.252
‫این حرف‌ ها رو برای بچه‌ ها نگه دار، لوئیزا.
‫من یه برد میخواستم.

12:56.252 --> 12:59.592
‫راستی، اون سالاد پاستای من بود.

12:59.592 --> 13:04.401
‫- تو درستش کرده بودی؟
‫- آره، خودم درست کردم. و برای ناهار آورده بودمش.

13:04.401 --> 13:07.306
‫پس فکر کنم وقتی با هم بودید
مارک آشپزی میکرد؟

13:09.077 --> 13:10.179
‫آره.

13:12.450 --> 13:14.120
‫- وای، خدای من.
‫- چی؟

13:14.120 --> 13:15.891
‫حتماً یکی این رو توی پرینتر جا گذاشته.

13:15.891 --> 13:17.460
‫اوه، چیز جالبی نیست.

13:17.460 --> 13:18.563
‫این برای مدیر هالوویه...

13:18.563 --> 13:20.667
‫از طرف شورای آموزش و پرورش منطقه‌ست.

13:20.667 --> 13:24.241
‫ممکنه مجبور بشن مدرسه رو تعطیل کنن.
‫به خاطر کمبود بودجه.

13:24.241 --> 13:28.015
‫- خب، شاید اینجوری بهتر باشه.
‫- آخه چطور ممکنه اینجوری بهتر باشه؟

13:28.015 --> 13:29.986
‫دارم جوونیم رو اینجا هدر میدم.

13:29.986 --> 13:32.123
‫بابای هیچکدوم از بچه‌ ها هم جذاب نیست.

13:32.123 --> 13:35.096
‫خیلی خب. پس بچه‌ ها چی؟
باید یه کاری کنیم

13:35.096 --> 13:38.102
‫نه، برای بچه‌ ها... زیاد خوب نیست.

13:40.540 --> 13:43.981
‫این خودشه. حتماً خودشه. عینِ خودمه.

13:43.981 --> 13:46.185
‫این خودتی. این صفحه فیسبوکته. نفر بعدی کیه؟

13:46.185 --> 13:50.561
‫من به خاطر تو یه چیزی
برای افسردگی لازم دارم

13:50.561 --> 13:53.332
‫اون بردِ اسکیتس تنها دلخوشی‌ زندگیم بود.

13:53.332 --> 13:57.274
‫آره، طرفدار اسکیتس بودن، یکی از معدود
چیزهایی بود که ‫من و فریدا سر اون با هم تفاهم داشتیم.

13:57.274 --> 13:59.011
‫ما سرِ بازیِ اسکیتس نامزد کردیم.

13:59.011 --> 14:01.282
‫تو بیسبال رو کُشتی و ازدواج ما رو هم نابود کردی!

14:01.282 --> 14:03.152
‫دلیل پزشکی‌تون برای اومدن به اینجا چیه؟

14:03.152 --> 14:05.023
‫آرنولد باید شنواییش رو چک کنه.

14:05.023 --> 14:07.528
‫داد و بیدادهای فریدا پرده گوشم رو پاره کرد.

14:07.528 --> 14:10.298
‫اوه، اینطور نیست. اینطور نیست!

14:10.298 --> 14:11.536
‫راست میگی، نیست.

14:11.536 --> 14:13.573
‫شنوایی‌ من مشکلی نداره.
‫فقط دیگه به حرف هات گوش نمیدم.

14:13.573 --> 14:15.911
‫آره، میدونم. نوبتِ... این چیه؟

14:15.911 --> 14:17.648
‫این برگه طلاقه.

14:17.648 --> 14:18.917
‫- اوه.
‫- آقای کالینز، نوبت توئه.

14:18.917 --> 14:21.021
‫- اوهوم.
‫- سلام دکتر. سلام همگی.

14:21.210 --> 14:23.893
‫هی، از «سولتی بریز» برات دونات آوردم...

14:23.893 --> 14:25.797
‫چون، میدونی که، ما با هم رفیقیم.

14:25.797 --> 14:27.367
‫آره، من اینجوری توصیفش نمیکنم.

14:27.367 --> 14:30.440
‫اوه، و چون واقعاً، واقعاً ازت خوشم میاد
‫و بهت احترام میذارم.

14:30.440 --> 14:33.378
‫داری خواستگاری میکنی
یا منظور خاصی داری؟

14:33.378 --> 14:35.817
‫ببین، اوم...

14:35.817 --> 14:37.487
‫- گلندون...
‫- گلندون. اوه.

14:37.487 --> 14:40.059
‫منظورت همون پدریه که پسرش ممکنه
‫استخون‌ های شکننده داشته باشه...

14:40.059 --> 14:43.600
‫ولی تا وقتی اسکیتس شنبه برنده بشه،
‫براش مهم نیست؟

14:43.600 --> 14:46.105
‫آره، در مورد همون
میتونم خصوصی باهات صحبت کنم؟

14:46.105 --> 14:48.242
‫وقت ندارم، مارک.

14:48.242 --> 14:49.779
‫- فکر کنم داری.
‫- واقعاً ندارم.

14:49.779 --> 14:51.782
‫نه، واقعاً فکر میکنم داری.

14:51.782 --> 14:54.020
‫مارک، واقعاً از این وضعیت خوشم نمیاد.

14:54.856 --> 14:57.160
‫باشه. باشه.

14:59.231 --> 15:01.468
‫- تو مارتین بستی؟
‫- آره.

15:01.468 --> 15:05.176
‫- ساکن خیابون اصلی، پلاک ۳؟
‫- اوه، این چیه؟

15:07.214 --> 15:09.752
‫خیلی خب. من فقط دارم وظیفه‌م رو انجام میدم.
‫واقعاً متأسفم، رفیق.

15:09.752 --> 15:12.692
برات ‫ابلاغیه صادر شده
گلندون به خاطر ‫قصور پزشکی ازت شکایت کرده

15:12.692 --> 15:14.995
‫آه!

15:15.019 --> 15:21.019
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:22.845 --> 15:25.149
‫- قصور پزشکی؟
‫- خب تو دست یه پسر رو شکوندی.

15:25.149 --> 15:28.524
‫نه، من دستش رو نشکوندم
اون یه جور ‫بیماری زمینه‌ ای داشت

15:28.524 --> 15:31.128
‫حتماً همینطوره
قبلاً بازیکن بیسبال خوبی بود

15:31.128 --> 15:33.132
‫خنده‌ نداره.

15:33.132 --> 15:37.240
‫مـ... من، این شکایت به همون اندازه مسخره‌ست
‫که آدم پشه رو به عنوان نماد تیمش انتخاب کنه.

15:37.240 --> 15:40.279
‫اوه، بیخیال دیگه
بیا حرف هایی نزنیم که ‫بعداً پشیمون بشیم

15:40.279 --> 15:42.518
‫من دلیل شکسته شدن دست جونیور نیستم.

15:42.518 --> 15:46.622
‫اگه فقط میتونستم معاینه‌ش کنم،
‫سوابق پزشکی خانوادگی‌ اون رو ببینم...

15:46.622 --> 15:49.532
‫یا عکس رادیولوژی‌ اون رو نگاه کنم
میتونستم بفهمم ‫چرا این اتفاق افتاده

15:49.532 --> 15:51.669
‫دقیقاً. میدونم، حرفت رو باور میکنم دکتر.

15:51.669 --> 15:55.342
‫آدم خوبی هستی.
‫ولی با این حال بهتره یه وکیل بگیری.

16:30.781 --> 16:33.285
‫سلام؟

16:33.285 --> 16:34.454
‫ما دو تا نمیتونیم بخوابیم.

16:34.454 --> 16:36.225
‫با این همه سر و صدایی که راه انداختی.

16:36.225 --> 16:38.963
‫نه تو و نه اون سگی که نباید اسمش رو آورد...

16:38.963 --> 16:40.165
‫نباید توی خونه‌ من بخوابید.

16:40.165 --> 16:42.203
‫ما توی خونه‌ تو نمیخوابیم.

16:42.203 --> 16:44.542
‫چون خیلی سر و صدا میکنی، منظورم اینه.

16:44.542 --> 16:46.211
‫فکر کنم میفهمم چی میگی.

16:46.211 --> 16:48.550
‫بگذریم، فقط... اصلاً چرا به خودم زحمت میدم؟

16:51.560 --> 16:54.800
‫این بچه یا از قبل شکستگی داشته...

16:54.960 --> 16:56.288
‫یا استخون هاش شکننده‌ست.

16:56.298 --> 16:58.937
‫که توی این حالت
یه چیزی باعث اون وضعیت شده

16:58.937 --> 17:00.473
‫چیزی که باید از نظر پزشکی بهش رسیدگی بشه.

17:00.473 --> 17:03.479
‫و ممکنه سرنخی توی پرونده‌ هاش باشه، مگه نه؟

17:03.479 --> 17:06.084
‫آدم فکر میکنه باید توی پرونده‌ هاش باشه.
‫ولی دکتر ریس، مگه نه؟

17:06.084 --> 17:08.355
‫متأسفانه دکتر ریس، که همه دوسش داشتن...

17:08.355 --> 17:12.798
‫قبل از مرگش زحمت دیجیتالی کردن
‫همه‌ پرونده‌ ها رو به خودش نداده.

17:12.798 --> 17:15.637
‫این شهر یه کابوسه.

17:15.637 --> 17:17.908
‫آره، یه جورایی میتونه باشه.

17:17.908 --> 17:20.312
‫از این بابت خوشحالم که
خواهر دوقلوم از اینجا رفت

17:21.650 --> 17:22.651
‫اوم.

17:33.439 --> 17:35.610
‫آه. آه.

17:36.713 --> 17:38.617
‫ممنون که ملاقات من رو قبول کردی.

17:38.617 --> 17:40.286
‫امیدوارم برای بهتر کردن حالم اینجا باشی.

17:40.286 --> 17:42.558
‫خب، من... میدونم
این خبر خوبی نیست

17:42.558 --> 17:45.129
‫تو داری این رو به من میگی؟

17:45.129 --> 17:49.229
‫۲۳۴  روز پشت سر هم پادشاه «وردل» بودم

17:49.238 --> 17:54.615
‫و فقط یه روز، یه روز یادم میره بازی کنم،
‫و رکورد می‌پره؟

17:54.615 --> 17:57.153
‫منظورم اینه که، فقط... فقط یادم رفت. فقط...

17:57.153 --> 17:59.290
‫چطور ممکنه همینجوری از ذهنم بپره؟

17:59.290 --> 18:05.570
‫خب، آه، خب، شاید فکرت درگیر این بود
که ‫مدرسه‌مون ممکنه تعطیل بشه؟

18:05.570 --> 18:08.242
‫نه. نه. نه.

18:08.242 --> 18:11.148
‫ولی میدونی چیه؟
اونم ناراحت‌ کننده‌ست

18:11.148 --> 18:13.520
‫من واقعاً عاشق مدیر بودن توی اینجا بودم.

18:13.520 --> 18:17.527
‫عاشق بودی؟
خب، خب، یعنی همه‌ چی تموم شد؟

18:17.527 --> 18:21.068
‫منظورم اینه که، مـ... ما نمیخوایم،
‫نمیخوایم براش بجنگیم؟ هه، هه.

18:21.068 --> 18:25.677
‫فکر میکنم از دست دادن بازیکن ستاره‌مون
یه نشونه‌ست ‫که ما فقط، نمیتونیم رقابت کنیم

18:25.677 --> 18:28.181
‫میدونی، توی مدرسه‌ های کوچیک اوضاع همینه.

18:29.183 --> 18:31.188
‫- دوران خوبی داشتیم.
‫- آه...

18:31.188 --> 18:33.191
‫برات مهم نیست چه اتفاقی
برای بچه ها میفته؟

18:33.191 --> 18:34.896
‫میدونم چه اتفاقی براشون میفته.

18:34.896 --> 18:36.833
‫همه‌ رو با اتوبوس به بار هاربر میفرستن.

18:36.833 --> 18:44.181
‫و با اینکه مسیرش یکم طولانیه، میدونی
حداقل این فرصت رو ‫دارن که برای
تنوع هم که شده، طعم پیروزی رو بچشن

18:50.459 --> 18:52.196
‫چرا صورتت انقدر آویزونه؟

18:52.196 --> 18:54.502
‫اوه، چیزی نیست.

18:54.502 --> 18:56.471
‫- چه اتفاقی برات افتاده؟
‫- اوه، هیچی.

18:56.471 --> 18:58.576
‫ادی مک‌ کروی چند تا از تله ‌هام رو برید...

18:58.576 --> 19:00.547
‫برای همین مجبور شدم چند تا از
‫پنجره ‌های قایقش رو با مشت خرد کنم.

19:00.547 --> 19:03.085
‫پنجره ‌های شیشه‌ ای رو با مشت زدی؟

19:03.085 --> 19:05.323
‫نه، لعنتی. خیلی محکم بود.

19:05.323 --> 19:07.762
‫این رو ببین. یعنی این انگشت هام شکسته؟

19:07.762 --> 19:10.099
‫- هی! هی!
‫- بذار ببینم.

19:10.099 --> 19:11.602
‫اوه، باز چیکار کردی؟

19:11.602 --> 19:14.609
‫اوه، شاید یه تحقیقی در مورد
چند تا پرونده کرده باشم

19:14.609 --> 19:18.081
‫رفتی بار هاربر و سعی کردی ‫به عکس‌ های
رادیولوژی پسرم دسترسی پیدا کنی؟

19:18.081 --> 19:20.587
‫ببین، تو واقعاً خیلی رو داری.

19:20.587 --> 19:23.325
‫- عمه سارا، برو داخل.
‫- و این رو از دست بدم؟

19:27.233 --> 19:29.204
‫حالا، میدونی چی خیلی پر رویی میخواد؟

19:29.204 --> 19:32.476
‫داری از تنها دکتری شکایت میکنی که
به نظر میاد ‫نگران استخوان‌ های شکننده پسرته

19:32.476 --> 19:34.080
‫مطمئنی میخوای اینجوری باهام حرف بزنی؟

19:34.080 --> 19:35.382
‫من اصلاً نمیخوام باهات حرف بزنم.

19:35.382 --> 19:37.020
‫مشکلی نیست. وکیل‌ ها رو برای همین گذاشتن.

19:37.020 --> 19:39.758
‫- توی ثابت کردن ادعات موفق باشی.
‫- آره، من نیازی به شانس ندارم.

19:39.758 --> 19:44.735
‫من کسی رو میشناسم که یه نفر رو ‫توی
بیمارستان مموریال بوستون میشناسه

19:44.735 --> 19:45.971
‫از اونا هم شکایت میکنی؟

19:45.971 --> 19:47.908
‫میدونم که یه جورایی فروپاشی عصبی داشتی...

19:47.908 --> 19:50.213
‫و برای همینه که دیگه جراح نیستی.

19:50.213 --> 19:52.818
‫نمیتونم صبر کنم تا این رو به یه قاضی بگم.

19:52.818 --> 19:55.657
‫- و به بقیه مردم شهر.
‫- هر کاری میخوای بکن.

19:55.657 --> 19:58.996
‫من نه از تو میترسم و نه از این
اراجیفی که ‫فکر میکنی میدونی

20:00.266 --> 20:02.505
‫تلاش خوبی بود...

20:02.505 --> 20:05.610
‫شاید این کارها بتونه
بقیه رو اینجا گول بزنه

20:05.610 --> 20:06.879
‫ولی من رو نه!

20:18.770 --> 20:20.841
‫آخ!

20:20.841 --> 20:22.611
‫اوه.

20:22.611 --> 20:25.617
‫آه. آخ.

20:26.919 --> 20:30.492
‫آه. آخ. آخ.

20:50.567 --> 20:54.767
‫چون تا یک ساعت آینده
کسی رو تو لیست نداریم

20:54.842 --> 20:57.715
‫باشه. منم توی مدرسه یه سری
کار دارم که ‫باید بهشون برسم

20:57.715 --> 21:00.452
‫موضوع اینه که توی این چند روز گذشته...

21:00.452 --> 21:07.467
‫زندگی با کسی که انقدر غمگین و تنهاست،
‫باعث شد بفهمم خانواده چقدر اهمیت داره...

21:07.467 --> 21:09.170
‫مخصوصاً وقتی که آدم پیر میشه.

21:09.170 --> 21:12.176
‫پس با اینکه گفته بودم دیگه
هیچ وقت ‫با مامانم حرف نمیزنم

21:12.176 --> 21:19.825
‫فکر میکنم مهمه که خشمم رو بذارم کنار ‫و بفهمم
چه اتفاقی برای خواهر دوقلوی عزیزم افتاده

21:32.250 --> 21:33.920
‫الین!

21:33.920 --> 21:36.357
‫اوه! از دیدنت خیلی خوشحالم.

21:36.357 --> 21:38.529
‫من یه دوقلوی همسان داشتم؟

21:40.265 --> 21:42.804
‫- آره.
‫- سپردیش به فرزند خوندگی؟

21:42.804 --> 21:44.340
‫- نه!
‫- اوه.

21:44.340 --> 21:46.478
‫خب، پس ممکنه هنوز
یه جایی اون بیرون باشه؟

21:46.478 --> 21:48.315
‫چی، گذاشتیش توی یه سبد
جلوی ایستگاه آتش‌ نشانی؟

21:48.315 --> 21:49.819
‫- یا یه همچین چیزی؟
‫- نه، نه، نه، نه.

21:49.819 --> 21:51.755
‫- مرده؟
‫- نه...

21:51.755 --> 21:53.993
‫- خب...
‫- پس چه بلایی سرش اومد؟

21:55.396 --> 21:57.266
‫- تو خوردیش.
‫- چی؟

21:57.266 --> 21:59.605
‫اه، اه، میدونی، جذبش کردی.

21:59.605 --> 22:02.210
‫توی... توی... توی رحم بود. همون اوایل.

22:02.210 --> 22:05.216
‫نمیخواستم بهت بگم چون میدونم
بعضی وقت‌ ها ‫چقدر ممکنه شلوغش کنی

22:05.216 --> 22:06.986
‫شلوغش کنم؟

22:09.658 --> 22:12.531
‫عالیه، پس من یه آدم ‌خوارم
که خواهرش رو خورده

22:12.531 --> 22:15.269
‫برای اینکه من زنده بمونم
یکی باید میمرد؟

22:15.269 --> 22:19.811
‫برای همینه که همیشه حس میکردم که ‫انگار
یه چیزی کمه، یه حفره بزرگ توی قلبمه؟

22:19.811 --> 22:23.653
‫فکر کنم چیزی که داری توصیف میکنی،
‫یه ویژگی انسانیه، ولی ادامه بده.

22:23.653 --> 22:25.089
‫خب دیگه چی رو بهم نگفتی؟

22:25.890 --> 22:27.727
‫هیچی. به جز اینکه...

22:29.970 --> 22:30.633
‫دلم برات تنگ شده.

22:30.633 --> 22:32.838
‫و میخوام که برگردی خونه.

22:32.838 --> 22:35.911
‫آره، حتماً. من تنها بچه‌ ای ام که برات مونده.

22:35.911 --> 22:39.417
‫عزیزم، میدونم که توی اون خونه
‫فضای کافی برای همه هست.

22:39.417 --> 22:42.290
‫امیدوار بودم که با ایده‌...

22:42.290 --> 22:44.294
‫خنگول؟

22:44.294 --> 22:45.564
‫کاش اونجوری صداش نمیکردی.

22:45.564 --> 22:47.066
‫ترجیح میدی چی صداش کنم؟

22:47.066 --> 22:51.308
‫- خب، ناپدری.
‫- چی؟

22:51.308 --> 22:53.580
‫- ازم خواست باهاش ازدواج کنم.
‫- چی؟ اه...

22:53.580 --> 22:56.118
‫واکنش تند نشون نده. ما...
‫ما میخوایم هفته‌ دیگه ازدواج کنیم.

22:56.118 --> 22:59.692
‫هفته‌ دیگه؟ وای، خدای من،
‫لطفاً بهم بگو که داره میمیره!

22:59.692 --> 23:01.596
‫و تو داری آخرین خواسته‌
اون رو بر آورده میکنی

23:01.596 --> 23:04.400
‫یا اینکه یه جور قضیه‌ باج ‌گیری در میونه.

23:04.400 --> 23:05.703
‫یا اینکه کلاً عقلت رو از دست دادی؟

23:05.703 --> 23:08.710
‫عزیزم، من دوستش دارم و نمیخوام حتی
‫یه ثانیه‌ دیگه هم صبر کنم، ولی...

23:08.710 --> 23:11.447
‫واقعاً دلم میخواد رضایتت رو داشته باشم.

23:11.447 --> 23:12.751
‫رضایـ....

23:15.220 --> 23:16.190
‫امکان نداره!

23:17.728 --> 23:20.198
‫ما با هم دوران خیلی سختی رو پشت سر گذاشتیم...

23:21.068 --> 23:22.202
‫من و تو.

23:23.205 --> 23:25.877
‫ولی الان دیگه شش سال گذشته.

23:25.877 --> 23:29.619
‫امیدوار بودم که حداقل درکم کنی.

23:29.619 --> 23:31.956
‫خب، منم امیدوار بودم
یه خواهر دوقلو داشته باشم

23:31.956 --> 23:35.029
‫ولی خوردمش
پس نمیشه همه چی رو با هم داشت

23:51.495 --> 23:52.898
‫- بدنت زود کبود میشه؟
‫- چرا؟

23:52.898 --> 23:54.535
‫میخوای الان توی صورتم بزنی؟

23:54.535 --> 23:56.338
‫- آره یا نه؟
‫- نه.

23:56.338 --> 23:57.974
‫مشکل تنفسی نداری؟

23:57.974 --> 24:00.212
‫- نه، تا جایی که میدونم نه.
‫- خیلی خب، چشم هات رو باز کن.

24:00.212 --> 24:03.452
‫- کاملاً باز.
‫- اوه. اوم، دکتر بست. دکتر بست.

24:03.452 --> 24:05.156
‫- بالا رو نگاه کن.
‫- چی، د... داری چیکار میکنی؟

24:05.156 --> 24:08.261
‫دارم دنبال صلبیه آبی میگردم.
‫اینجا رو می‌بینی؟ هاله آبی نداره.

24:08.261 --> 24:10.734
‫این یعنی میدونیم که احتمالاً
‫بیماری استخوان ‌سازی ناقص نیست.

24:10.734 --> 24:14.642
‫باشه، ولی فکر نمیکنم درست باشه که تو
‫یه دانش‌ آموز رو بدون حضور والدینش معاینه کنی.

24:14.642 --> 24:16.512
‫- آره داداش. خیلی آدم عجیبی هستی.
‫- آره.

24:16.512 --> 24:19.985
‫خب، اگه والدینت یه ذره بیشتر
همکاری میکردن، ‫مجبور نمیشدم

24:21.555 --> 24:24.360
‫من... من فقط باید بدونم چی شده، باشه؟

24:24.360 --> 24:26.900
‫من... ازم به خاطر قصور پزشکی شکایت شده.

24:26.900 --> 24:28.435
‫مگه نه؟ سلامتی این بچه توی خطره.

24:28.435 --> 24:29.805
‫انگار من تنها کسی توی
این شهرم که براش مهمه

24:29.805 --> 24:32.978
‫باشه، باشه. میفهمم. واقعاً میفهمم.

24:32.978 --> 24:37.954
‫من... تازه فهمیدم که این مدرسه ممکنه
‫به خاطر کمبود بودجه تعطیل بشه.

24:37.954 --> 24:41.629
‫آره. تعجب نمیکنم
منظورم اینه که بحث اقتصادیه

24:41.629 --> 24:43.934
‫منظورم اینه که مدرسه به دانش‌ آموزها
‫خدمات خیلی کمی میده.

24:43.934 --> 24:47.974
‫- از نظر مالی توجیه نداره.
‫- ولی در ضمن، ممکنه کارم رو از دست بدم.

24:47.974 --> 24:51.682
‫منظورم اینه که این تنها شغلیه
که همیشه میخواستم

24:51.682 --> 24:54.420
‫و در واقع تنها شغل واقعی‌‌ ایه
که تا حالا داشتم

24:54.420 --> 24:55.824
‫هیچکس این رو نمیفهمه؟

24:59.563 --> 24:59.965
‫تو، تو بتونی درکم کنی.

24:59.965 --> 25:02.403
‫من کارم رو از دست نمیدم.
‫ثابت میکنم که حق با من بود.

25:02.403 --> 25:04.608
‫- فقط تماشا کن.
‫- چی؟

25:16.865 --> 25:19.404
‫بذار حدس بزنم
اون کامیونِ ادی مک کرویه

25:19.404 --> 25:22.309
‫آره. میخوای برم گلندون رو برات بیارم؟

25:22.309 --> 25:24.180
‫نه. برو خونه.

25:37.173 --> 25:39.578
‫خب، ببینید کی اینجاست
دکتر ضد حال

25:39.578 --> 25:41.247
‫امشب همه درها رو قفل کنید.

25:41.247 --> 25:43.586
‫اون همین الانش هم یه دست رو شکونده.
خدا میدونه بعدش چیکار میکنه.

25:43.586 --> 25:46.592
‫- ای بابا، فریدا.
‫- همون همیشگی؟ سالاد فصل با ناگت مرغ؟

25:46.592 --> 25:48.729
‫تأکید روی بخشِ بیرون‌ بر بودنش.

25:48.729 --> 25:51.168
‫فکر کنم همه اینجا دوست دارن
که تو بیرون‌ بر بشی

25:52.336 --> 25:54.173
‫- هی...
‫- اوه، بیخیال بابا.

25:55.644 --> 25:57.614
‫اصلاً نمیدونم چرا انقدر بلند میخنده.

25:57.614 --> 25:59.050
‫خب، میتونی در مورد
گلندون راس جونیور بهم بگی؟

25:59.050 --> 26:00.753
‫اینجا غذا میخوره؟
چی دوست داره سفارش بده؟

26:00.753 --> 26:03.993
‫میخوای برای عذرخواهی براش چیزی ببری؟

26:03.993 --> 26:07.000
‫این کار تا قبل از شنبه
دستش رو خوب نمیکنه

26:07.000 --> 26:08.936
‫میدونی، من بابت هیچی
نباید عذرخواهی کنم

26:08.936 --> 26:11.875
‫- من... من فقط به یه دلیل نیاز دارم...
‫- نگران نباش دکتر.

26:11.875 --> 26:14.347
‫همه چی بعد از بازی آروم میشه.

26:14.347 --> 26:15.884
‫و ببین، هیچ وقت نمیدونی چی میشه.

26:15.884 --> 26:18.021
‫تیم هنوزم میتونه بدون جونیور برنده بشه.

26:18.021 --> 26:20.492
‫وززز، وززز، وززز، وززز،
‫وززز، وززز، وززز...

26:20.492 --> 26:22.363
‫تو رو خدا، مردم. باشه؟

26:22.363 --> 26:24.033
‫- اینکه مسابقات جهانی نیست.
‫- آه.

26:24.330 --> 26:26.337
‫این فقط یه مسابقه بیسبال دبیرستانیه.

26:27.472 --> 26:29.477
‫شنیدید چی گفتم.

26:29.477 --> 26:31.047
‫این مسابقات جهانیِ ماست، دکتر.

26:31.047 --> 26:34.521
‫این مردم از مهد کودک تا کلاس دوازدهم.
‫به مدرسه پورت ون میرفتن...

26:34.521 --> 26:36.625
‫ما توی اعماق قلبمون پشه ایم.

26:36.625 --> 26:41.234
‫و همه ما ۱۲ سال منتظر موندیم تا اون
‫پکر های افاده‌ ایِ بار هاربر رو شکست بدیم!

26:44.608 --> 26:46.011
‫- اسم تیمشون دارکوب هاست
‫- آره.

26:46.011 --> 26:48.081
‫چقدر طول میکشه یه سالاد درست کنی؟

26:48.081 --> 26:49.985
‫اوه، اوه. ملیسا.

26:50.653 --> 26:52.156
‫الان آماده میشه.

27:06.818 --> 27:12.195
‫♪ از بین خط ‌های شکسته
‫و پل‌ های پشت سر سوخته ♪

27:17.641 --> 27:23.384
‫♪ فکر کنم درس‌ هایی یاد گرفتم ♪

27:28.128 --> 27:33.706
‫♪ تنها فکرم فقط فرار کردن بود ♪

27:35.042 --> 27:38.850
‫♪ فرار کردن ♪

27:38.850 --> 27:44.193
‫♪ و فراموش کردم که اهل کجا بودم ♪

27:47.868 --> 27:53.144
‫♪ چون چشم‌ هام بسته بود ♪

27:59.457 --> 28:02.707
‫سلام دوستان. حدس بزنید چی شده؟

28:02.800 --> 28:08.960
‫نه تنها مادرم با اون خنگول نامزد کرده...

28:08.960 --> 28:12.283
‫بلکه من خواهر دوقلوم رو خوردم.

28:12.283 --> 28:14.521
‫همینجاست. رفتم پایین توی زیرزمین.

28:14.521 --> 28:16.024
‫همینجا توی پرونده ‌هاست.

28:16.024 --> 28:18.495
‫چی؟ توی زیرزمین پرونده‌ های کاغذی هست؟

28:18.495 --> 28:21.167
‫بهش میگن سندرم قل ناپدید شده.

28:21.167 --> 28:24.274
‫این یه جورایی بیانِ خیلی محترمانه
برای اینه که ‫بگم خواهرم رو خوردم

28:24.274 --> 28:26.011
‫الین، چرا بهم نگفته بودی؟

28:26.011 --> 28:27.647
‫- اوه...
‫- اون پایین خیلی کثیفه...

28:27.647 --> 28:29.718
‫واقعاً فکر کنم کلاً از ذهنم پاکش کرده بودم.

28:29.718 --> 28:31.556
‫ولی حالا که بحثِ یه موضوعِ مهمه...

28:31.556 --> 28:35.295
‫ولی حالا که بحث یه موضوع مهمه؟
‫منظورت اینه که داره آبروی من رو...

28:35.295 --> 28:36.765
‫نمیدونم، اصلاً نمیدونم
چرا به خودم زحمت میدم

28:36.765 --> 28:38.034
‫اوه، ولی مواظب اون...

28:42.376 --> 28:44.280
پله باش.

29:05.289 --> 29:06.525
‫آها!

29:09.363 --> 29:12.369
‫حدس بزن چی شده؟
گلندون جونیور فقط یه کلیه داره

29:12.369 --> 29:15.476
‫خب، نذار نزدیکم بشه
ممکنه بخوام اون یکی رو هم بخورم

29:15.476 --> 29:19.116
‫کلیه ها سطح کلسیم، ویتامین دی
و فسفر رو تنظیم میکنن

29:19.116 --> 29:22.590
‫با داشتن فقط یکی، شاید به خاطر
همین باشه که ‫دستش به این راحتی شکست

29:22.590 --> 29:25.796
‫حالا فقط باید جونیور رو ببینم
و چند تا سوال ازش بپرسم

29:28.068 --> 29:29.871
‫چرا این رو بهم داد؟

29:30.806 --> 29:32.944
‫سلام دکتر. برات لاته آوردم.

29:32.944 --> 29:35.950
‫اوه، الین میتونه مال من رو برداره.
‫من، اوم، پر کف باشه نمیخورم.

29:35.950 --> 29:39.290
‫آره، بده من
لاته رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه

29:39.290 --> 29:41.093
‫اوه.

29:41.093 --> 29:42.964
‫سطح شوخی توی این شهر خیلی پایینه.

29:42.964 --> 29:45.670
‫خب، به هر حال دکتر،
‫میدونم که ما با هم رفیقیم و این حرف ها.

29:45.670 --> 29:47.607
‫و واقعاً دوستت دارم
و برات احترام قائلم

29:47.607 --> 29:49.677
‫- وایسا ، چه... چه خبر شده؟
‫- واقعاً متأسفم رفیق.

29:49.677 --> 29:53.118
‫- تو دکتر مارتین بستی؟
‫- قبلاً بهم ابلاغیه دادی.

29:53.118 --> 29:55.455
‫اینا مدارک جدیدن
این حکم عدم نزدیکیه

29:55.455 --> 29:57.226
‫- چی؟
‫- واقعاً متأسفم رفیق.

29:57.226 --> 29:59.531
‫اجازه نداری توی مدرسه
نزدیک گلندون راس جونیور بشی

29:59.531 --> 30:02.002
‫اجازه نداری توی خونه
نزدیک گلندون راس جونیور بشی

30:02.002 --> 30:05.810
‫اجازه نداری نزدیک هیچکدوم از اعضای خانواده بشی
‫یا تا فاصله ۳۰۰ فوتی اونا بری.

30:05.810 --> 30:07.647
‫داری شوخی میکنی؟
و حکم عدم نزدیکی؟

30:07.647 --> 30:10.019
‫من فقط دارم سعی میکنم
بفهمم ‫مشکل پسرش چیه

30:10.019 --> 30:12.155
‫واقعاً متأسفم رفیق. میخوای بریم،
‫مثلاً، دارت بازی کنـ....

30:12.155 --> 30:13.592
‫نه، نمیخوام برم دارت بازی کنم!

30:13.592 --> 30:16.030
‫دیگه هیچ وقت نمیخوام ببینمت.

30:16.030 --> 30:17.600
‫منظورت فقط توی همین موقعیته، مگه نه؟

30:17.600 --> 30:19.436
‫یعنی موقع ابلاغ کردن مدارک، درسته؟

30:20.607 --> 30:22.544
‫- حتماً.
‫- لوئیزا پشت خطه.

30:22.544 --> 30:24.781
‫میگه وضعیت اضطراریه
باید فوراً باهات حرف بزنه

30:24.781 --> 30:26.217
‫واقعاً؟

30:27.019 --> 30:29.123
‫اوه، با تو کار داره.

30:29.123 --> 30:32.028
‫خوبه. من دیگه باید برم.

30:32.280 --> 30:34.935
‫موضوع جونیوره
درد شدیدی داره

30:34.935 --> 30:36.572
‫میشه لطفاً بیای مدرسه و اون رو ببینی؟

30:36.572 --> 30:38.308
‫خیلی دوست دارم بیام جونیور رو ببینم،
‫ولی پدرش...

30:38.308 --> 30:40.110
‫همین الان حکم عدم نزدیکی بهش رو گرفته.

30:40.110 --> 30:41.916
‫نمیخوام بهونه بشنوم
درد شدیدی داره

30:41.916 --> 30:44.219
‫فقط پنج دقیقه فاصله داری
پس یه راهی پیدا کن

30:50.867 --> 30:52.771
‫بیا، فقط...

30:52.771 --> 30:55.008
‫آره. اوه.

30:55.008 --> 30:57.881
‫باشه، باشه، آره، آره، آره. اوه، اوه.

30:57.881 --> 30:59.684
‫- ای وای. باشه.
‫- وای، خدای من. ببخشید.

30:59.684 --> 31:01.020
‫- خوبی؟
‫- آره، آره، خوبم.

31:05.395 --> 31:07.032
‫هوم. هوم.

31:07.032 --> 31:09.002
‫بیا.

31:10.439 --> 31:14.614
‫اوم، اون... اون حمله های وحشتناکی
از ‫دردی که تیر میکشه داره

31:14.614 --> 31:18.154
‫از یک تا ده، شدت دردت چقدره؟

31:18.154 --> 31:19.625
‫اوه، ۱۱.

31:22.162 --> 31:23.264
‫فقط...

31:24.500 --> 31:25.936
‫- آخ! آخ.
‫- ای خدا.

31:27.439 --> 31:31.982
‫فکر کنم سنگ کلیه داری، که باید هر چه زودتر
‫خرد بشه، چون فقط یه کلیه داری.

31:31.982 --> 31:34.854
‫نکته‌ ای که میتونستی قبلاً بهش اشاره کنی.
‫ولی خب، حالا اینجاییم.

31:34.854 --> 31:36.826
‫لوئیزا، میشه به اورژانس زنگ بزنی؟

31:36.826 --> 31:39.196
‫آره، ام، البته.

31:39.196 --> 31:40.666
‫پس علت کمردرد همینه.

31:40.666 --> 31:42.971
‫سنگ کلیه چه ربطی به پوکی استخوان داره؟

31:42.971 --> 31:44.273
‫من از کجا بدونم؟

31:44.273 --> 31:47.948
‫مگه اینکه بگیم بدنت
پروتئین رو جذب نمیکنه

31:47.948 --> 31:51.221
‫اونم وقتی که بیش از حد مصرف کرده باشی.

31:51.221 --> 31:53.091
‫داری بیش از حد پروتئین مصرف میکنی؟

31:53.091 --> 31:54.961
‫خب، سعی میکنم،
‫توی طول فصل عضله‌ سازی ام.

31:54.961 --> 31:57.265
‫با چی؟
با بوفالوها درسته؟

31:58.101 --> 32:00.372
‫- اونجاست.
‫- اوه.

32:00.372 --> 32:02.710
‫ممنونم. خیلی ممنونم. متشکرم.

32:02.710 --> 32:04.714
‫خیلی خب، آمبولانس توی راهه.

32:07.253 --> 32:08.622
‫چقدر پودر پروتئین مصرف میکردی؟

32:08.622 --> 32:11.995
‫اوه، نمیدونم، مثلاً هفته‌ ای یکی از اینا.

32:11.995 --> 32:13.431
‫این برای یه ماهت کافی بود.

32:13.431 --> 32:14.901
‫چند وقته توی مصرف این زیاده ‌روی میکنی؟

32:14.901 --> 32:16.004
‫من اسمش رو زیاده‌ روی نمیذارم.

32:16.004 --> 32:17.273
‫فقط پودر پروتئینه.

32:17.273 --> 32:19.243
‫آره خب، اون یکی کلیه‌ت باهات موافق نیست.

32:19.243 --> 32:22.282
‫از سال دوم شروع کردم، ولی ‫همونطور که گفتم
مقدارش رو بیشتر میکردم

32:22.282 --> 32:24.253
‫توی فصل بیسبال
لازم بود برای حجیم شدن

32:24.253 --> 32:26.558
‫آره خب، مسابقات حذفی رو
‫دیگه باید فراموش کنی، باشه؟

32:26.558 --> 32:28.962
‫الان نباید هیچ فعالیت بدنی یا سنگینی انجام بدی.

32:28.962 --> 32:31.400
‫ممکنه مثل یه چوب خشک بشکنی
باید استراحت کنی

32:31.400 --> 32:34.240
‫مصرف پودر پروتئین رو قطع کن
‫و سلامت استخون ‌هات رو برگردون.

32:34.240 --> 32:35.910
‫پس باید به بابام بگم.

32:35.910 --> 32:37.412
‫خب، معلومه که باید به بابات بگی.

32:37.412 --> 32:39.183
‫ولی اون موقع ممکنه ‫اینجوری
به نظر بیاد که تقصیر منه

32:39.183 --> 32:42.155
‫- تقصیر توئه.
‫- خب، اون نباید این رو بفهمه!

32:42.155 --> 32:43.726
‫اون واقعاً برای مسابقات حذفی هیجان ‌زده بود.

32:43.726 --> 32:46.397
‫- این یه مسابقه قهرمانیه.
‫- اون داره از من بابت قصور پزشکی شکایت میکنه.

32:46.397 --> 32:48.434
‫ممکنه شغلم رو از دست بدم.
‫شهر هم ممکنه دکترش رو از دست بده.

32:48.434 --> 32:52.142
‫خیلی بده، مگه نه؟
اینکه آینده انقدر نامطمئنه

32:52.142 --> 32:53.880
‫اینکه نمیدونی قراره
شغلت رو حفظ کنی یا نه؟

32:58.421 --> 33:01.127
‫در مورد حکم عدم نزدیکی چی؟

33:01.127 --> 33:04.300
‫تو اصلاً نباید نزدیک من باشی، مگه نه؟

33:04.300 --> 33:06.538
‫حتی به خاطر بودنت اینجا هم
‫میتونم بدم دستگیرت کنن.

33:07.773 --> 33:09.310
‫فقط میخوام درست متوجه بشم.

33:09.310 --> 33:13.619
‫داری من رو تهدید میکنی، اونم بعد از اینکه
‫برای کمک بهت از پنجره اومدم تو؟

33:13.619 --> 33:15.523
‫اِ، اِ...

33:15.523 --> 33:17.325
‫آره؟

33:17.325 --> 33:19.531
‫- همین فکر رو میکردم.
‫- باید بری.

33:19.531 --> 33:20.633
‫آره.

33:27.514 --> 33:29.417
‫اوه.

33:29.417 --> 33:32.056
‫- آره. میتونی؟ اوه.
‫- اِ، آره.

33:32.056 --> 33:33.291
‫آره، نه.

33:36.799 --> 33:40.939
‫آره. میتونم تصور کنم که سخته.

33:40.939 --> 33:43.579
‫احتمالِ تعطیل شدنِ مدرسه...

33:43.579 --> 33:47.219
‫و جونیور، نگران نباش، با یه عملِ ساده‌ امواجِ صوتی
‫برای شکستنِ سنگ، حالت مثلِ روزِ اول...

33:47.219 --> 33:49.524
‫- بیخیال. برو. برو، برو. یالا.
‫- اوه، باشه، من فقط داشتم...

33:49.524 --> 33:51.862
‫- آره. اوه!
‫- من خوبم.

33:51.862 --> 33:54.433
‫باشه. اِم...

33:59.109 --> 34:01.213
‫یا خدا! باز چیکار کردی؟

34:01.213 --> 34:05.088
‫هیچی. نتونستم دینامیت پیدا کنم.

34:05.088 --> 34:07.794
‫چی؟ ما که یه خانواده‌ خلافکار نیستیم.

34:07.794 --> 34:12.994
‫شوخی میکنم، اونی که حکم عدم نزدیک شدن داره،
‫تویی و یه پرونده شکایت هم علیه‌ت بازه.

34:13.071 --> 34:15.241
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم. آره.

34:15.241 --> 34:18.982
‫منظورم اینه که ممکنه به خاطر اون،
‫کارم رو از دست بدم، اون احمقِ لاف ‌زنِ خودشیفته.

34:18.982 --> 34:22.255
‫- این دیوونگیه.
‫- اوه، یه لحظه وایستا.

34:22.255 --> 34:25.763
‫این یعنی که واقعاً میخوای
شغلت رو اینجا نگه داری؟

34:25.763 --> 34:27.399
‫- البته.
‫- تو...

34:27.399 --> 34:32.843
‫میخوای به پزشکی ادامه بدی
اینجا توی پورت‌ ون؟ ‫از اینجا خوشت میاد؟

34:32.843 --> 34:34.548
‫- من این رو نگفتم.
‫- اوه.

34:34.548 --> 34:36.551
‫- من این رو نگفتم.
‫- ای بابا، بیخیال دیگه.

34:36.551 --> 34:40.491
‫اعتراف کن، اعتراف کن
داری ‫کم‌ کم اینجا خوشحال میشی

34:40.491 --> 34:42.429
‫نه، این چیزی نبود که گفتم
بحث سرِ اصوله

34:42.429 --> 34:45.369
‫- لطفاً ولم کن.
‫- خیلی خب، نظرت در مورد این چیه؟

34:45.369 --> 34:49.443
‫چطوره من رقیب تو رو
و تو هم رقیب من رو از میدون به در کنی؟

34:49.443 --> 34:51.515
‫اممم. واقعاً گفتگوی مفیدی بود. آره.

34:51.515 --> 34:54.053
‫ببین، اگه میخوای شغلت رو نگه داری،
‫اگه میخوای کارت رو نجات بدی...

34:54.053 --> 34:56.591
‫باید جلوی این مرتیکه‌ احمق وایسی.

34:56.591 --> 34:58.461
‫یالا!

34:58.461 --> 35:02.302
‫- مثل من بجنگ.
‫- با دینامیت؟

35:02.302 --> 35:06.612
‫خب، توی پیدا کردنش موفق باشی
همه جا رو گشتم

35:12.422 --> 35:15.563
‫- بزن بریم اسکتس!
‫- بزن بریم اسکتس.

35:15.563 --> 35:17.299
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

35:17.299 --> 35:20.171
‫فقط کی میدونه چقدر دیگه ‫وقت
برای خوابیدن برامون مونده

35:20.171 --> 35:22.510
‫هیچ تضمینی برای آینده‌ هیچکس نیست.

35:23.311 --> 35:26.183
‫آخ! خدای من، خون اومد.

35:26.183 --> 35:28.488
‫- اوه، چه خبر شده؟
‫- اوه...

35:28.488 --> 35:33.766
‫خب، ببین، به کسی نگو، ولی مدرسه،
‫ممکنه به خاطر کمبود بودجه تعطیل بشه.

35:33.766 --> 35:36.871
‫چی؟ مدرسه پورت ون؟

35:36.871 --> 35:38.175
‫اونجا کل خاطرات بچگیمونه.

35:38.175 --> 35:40.975
‫انگار ۲۰ میلیون خاطره اونجا داریم.

35:41.047 --> 35:43.317
‫- دقیقاً.
‫- آره. خوبی؟

35:43.317 --> 35:45.188
‫پورت ون انگار کل زندگیته.

35:45.188 --> 35:47.727
‫ممنون. بالاخره یکی درکم کرد.

35:47.727 --> 35:49.731
‫ببین، منظورم اینه که مدرسه
هیچ وقت فاز من نبود

35:49.731 --> 35:53.739
‫ولی همه میدونن که تو
‫بهترین معلمی هستی که وجود داره.

35:53.739 --> 35:55.643
‫جدی میگم، مردم یه ریز دارن
در موردش حرف میزنن

35:55.643 --> 35:57.079
‫هوم.

35:57.079 --> 35:58.816
‫اوه! اوه!

35:58.816 --> 36:00.520
‫اوم...

36:00.520 --> 36:03.258
‫مـ... میدونم که، اوم، دنبال یه جا
‫برای زندگی میگردی.

36:03.258 --> 36:06.130
‫برنامه‌ من رو دیدی؟

36:06.130 --> 36:07.833
‫- همش رو.
‫- اوه.

36:07.833 --> 36:10.438
‫آره، میدونی، داشتم فکر میکردم
‫که اتاق اضافه‌م رو اجاره بدم.

36:10.438 --> 36:13.378
‫میخوای همخونه ای من بشی؟

36:13.378 --> 36:15.717
‫- جدی میگی؟
‫- آره!

36:19.457 --> 36:21.695
‫تو مثل خواهری میشی
که هیچ وقت نخوردمش

36:21.695 --> 36:22.930
‫ها؟

36:24.968 --> 36:26.104
‫اِم...

36:27.506 --> 36:29.811
‫- بیا اینجا. هورا!
‫- هورا!

36:40.231 --> 36:42.503
‫یالا پسرا، برید توی زمین!

36:45.643 --> 36:47.914
‫- اینه، همین رو میگفتم.
‫- هورا!

36:47.914 --> 36:50.151
‫- آره، آره، آره!
‫- بزن بریم!

36:50.151 --> 36:51.821
‫بزن بریم، پاول!

36:55.395 --> 36:57.634
‫بزن بریم، دارکوب‌ ها!

37:01.140 --> 37:02.677
‫بزن بریم. یالا همگی! آره!

37:02.677 --> 37:05.616
‫- هی!
‫- بزن بریم.

37:05.616 --> 37:09.658
‫برو اسکتس! بزن بریم، اسکیترز!

37:09.658 --> 37:12.395
‫هی، بزن بریم پسرا!
‫این... نه!

37:12.395 --> 37:13.833
‫- گلندون!
‫- نه، نه! نه.

37:13.833 --> 37:16.203
‫- نه، راه نداره دکتر. نه!
‫- برو بیرون.

37:16.203 --> 37:18.542
‫بیخیال، میدونی، خودت میدونی،
‫این داره من رو میکشه، ولی تو...

37:18.542 --> 37:21.413
‫باید ۳۰۰ فوت از هر کسی که ‫توی
خانواده‌ راس باشه فاصله بگیری

37:21.413 --> 37:24.419
‫بشین سر جات، دکتر ضد حال.
‫ممکنه واقعاً این بازی رو ببریم.

37:24.419 --> 37:25.823
‫آره. هی، باورت میشه؟

37:25.823 --> 37:29.330
‫فکر کنم این هیجان‌ انگیزترین بازی‌ باشه
که ‫تا حالا توی تاریخ تیم پشه داشتیم

37:29.330 --> 37:32.302
‫آخ! وای، واقعاً باید یه فکری
به حال اسم تیم بکنیم

37:32.302 --> 37:34.140
‫این موجودات خیلی عوضی‌ ان. به هر حال...

37:34.140 --> 37:35.809
‫توی اینینگ هفتم یه امتیاز عقبیم، مگه نه؟

37:35.809 --> 37:38.549
‫پل پارکس میره اونجا
یه تک ضربه عالی میزنه

37:38.549 --> 37:40.351
‫سر میخوره روی بیس اول
و مچ پاش می‌پیچه

37:40.351 --> 37:41.822
‫برای همین یه دونده جایگزین فرستادیم.

37:44.761 --> 37:47.332
‫- اون توی بازی چیکار میکنه؟
‫- چون سریع ‌ترین دونده‌مونه.

37:47.332 --> 37:49.303
‫ممکنه همه استخون ‌های بدنش بشکنه.

37:49.303 --> 37:51.407
‫- بدو جونیور!
‫- یالا جونیور!

37:51.407 --> 37:53.311
‫- بدو جونیور!
‫- باشه، یالا!

37:53.311 --> 37:55.315
‫- اوه، فقط برو، جِی!
‫- بدو جونیور!

37:55.315 --> 37:56.684
‫بدو جونیور!

38:05.937 --> 38:07.706
‫- یالا جِی!
‫- بزن بریم!

38:07.706 --> 38:09.443
‫بزن بریم. یالا همگی! آره!

38:09.443 --> 38:11.981
‫هی!

38:11.981 --> 38:15.589
‫- برو جونیور! بیس دوم رو بدزد...!
‫- وزوز، وزوز.

38:15.589 --> 38:18.495
‫- بدو جونیور.
‫- وز، وز، وز.

38:18.495 --> 38:21.635
‫بدو جونیور. وز، وز، وز.

38:21.635 --> 38:24.507
‫همگی، همگی. آره. یالا. یالا.

38:27.479 --> 38:29.885
‫- استرایک یک!
‫- اوه!

38:29.885 --> 38:32.489
‫به نظر من بیرون بود. اون بیرونه.

38:32.489 --> 38:34.093
‫خیلی خب، فهمیدیم. فهمیدیم.

38:45.148 --> 38:46.718
‫حالا دیگه دیدیش.

38:47.720 --> 38:48.655
‫استرایک دو!

38:48.655 --> 38:50.893
‫- اوه!
‫- اوه، لعنتی!

38:52.663 --> 38:57.105
‫کارت تمومه.

38:57.105 --> 38:59.844
‫- ززز...
‫- برو!

38:59.844 --> 39:02.816
‫برو! یالا! هورا!

39:09.029 --> 39:10.999
‫یالا، یالا، یالا.

39:13.270 --> 39:15.008
‫اوه.

39:15.008 --> 39:16.443
‫- برو، جونیور!
‫- آه!

39:16.443 --> 39:19.785
‫- باشه! باشه!
‫- بزن بریم، جِی!

39:19.785 --> 39:21.555
‫بدو!

39:26.130 --> 39:28.034
‫بدو!

39:30.171 --> 39:33.310
‫تا آخرش برو! تا آخرش برو!

39:40.124 --> 39:42.295
‫- بدو پسر!
‫- داره میرسه!

39:44.467 --> 39:48.041
‫بدو! بدو! بدو تا...

39:52.482 --> 39:55.789
‫نه! نه!

40:05.876 --> 40:09.416
‫- سُر بخور! سُر بخور!
‫- داره میره سمت خونه!

40:09.416 --> 40:12.022
‫سُر بخور سمت خونه، جونیور!
‫سُر بخور سمت خونه!

40:32.630 --> 40:34.366
‫- چی؟ نه، نه، نه، نه!
‫- چی؟

40:34.366 --> 40:35.602
‫- چه اتفاقی داره میفته؟
‫- چه خبره؟

40:35.602 --> 40:36.638
‫آخه چه مرگته؟

40:36.638 --> 40:38.608
‫چرا همچین کاری کردی؟

40:38.608 --> 40:40.613
‫بیخیال شکایت شو
داری میری زندان

40:40.613 --> 40:43.618
‫بابا، بس کن! اون این کار رو به خاطر من کرد.

40:43.618 --> 40:45.923
‫اصلاً اون باعث شد که تو آسیب ببینی.

40:45.923 --> 40:47.727
‫نه، تقصیر منه!

40:47.727 --> 40:52.368
‫من بیش از حد پودر پروتئین مصرف کردم،
‫و همین باعث شد استخون‌ هام شکننده بشن.

40:52.368 --> 40:53.806
‫چرا باید همچین کار احمقانه‌ ای بکنی؟

40:53.806 --> 40:55.976
‫چون میخواستم کاری کنم که بهم افتخار کنی.

40:57.647 --> 40:59.950
‫دکتر مارتین فقط داشت
سعی میکرد ‫از من محافظت کنه.

41:01.153 --> 41:02.790
‫هی، همه شنیدید؟

41:02.790 --> 41:06.531
‫- دکتر بی یه قهرمانه!
‫- وقت تمومه! وقت تمومه!

41:06.531 --> 41:09.302
‫پورت ون به خاطر دخالت
تماشاچی‌ ها محروم شد

41:14.379 --> 41:18.588
‫خیلی زود حرف زدم.
‫دکتر، بهتره از در پشتی جیم بشی.

41:24.132 --> 41:25.869
‫آره، مطمئنم.

41:28.407 --> 41:29.777
‫با وکیل های خودم حرف زدم.

41:29.777 --> 41:32.550
‫به نظر پر هزینه میاد
خب حالا چی؟

41:32.550 --> 41:34.954
‫دارم شکایتم رو پس میگیرم.

41:34.954 --> 41:37.794
‫ممنون که فهمیدی مشکل پسرم چی بود.

41:37.794 --> 41:39.200
‫بدون هیچ کمکی از طرف تو.

41:39.200 --> 41:43.204
‫هی، میذاری قبل از اینکه نظرم عوض بشه،
‫حرفم رو تموم کنم؟

41:43.204 --> 41:45.509
‫چیزی که میخوام بگم اینه که...

41:45.509 --> 41:48.414
‫به کسی در مورد بوستون چیزی نمیگم.

41:48.414 --> 41:51.053
‫چیزی برای گفتن وجود نداره.

41:51.053 --> 41:55.027
‫خب، چیزهای زیادی برای گفتن هست،
‫ولی به کسی نمیگم...

41:56.898 --> 41:58.034
‫حداقل الان.

42:00.706 --> 42:01.975
‫خیلی خب قهرمان. عالیه.

42:01.975 --> 42:05.415
‫اوه، مراقب باش.
‫اون فقط یه مشت پوست و استخونه.

42:05.415 --> 42:09.189
‫هی. اونجا کارت عالی بود.

42:09.189 --> 42:12.897
‫اوه! شما هیچ وقت ما رو شکست نمیدید!

42:12.897 --> 42:15.034
‫هیچ وقت، هیچ وقت، هیچ وقت، هیچ وقت!

42:15.034 --> 42:18.708
‫با دست خالی شکستت میدم،
‫ولی به آشغال‌ ها دست نمیزنم.

42:18.708 --> 42:21.346
‫- اوه، به کی میگی آشغال؟
‫- به تو!

42:21.346 --> 42:26.457
‫بوی یه ماهی هرینگ کهنه و گندیده میدی،
‫ای، ای، ای شلخته‌ لزجِ پیر!

42:26.457 --> 42:28.596
‫اوه. یه بار دیگه بگو.

42:28.596 --> 42:30.297
‫ای شلخته‌ لزجِ پیر!

42:32.502 --> 42:33.705
‫مم...

42:37.079 --> 42:38.615
‫هر سال همین بساطه.

42:38.615 --> 42:40.685
‫- هر سال؟
‫- اوهوم.

42:51.073 --> 42:52.341
‫یالا اسکتس.

42:52.365 --> 43:01.865
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

43:02.228 --> 43:04.000
‫- هوم.
‫- آه.

43:06.470 --> 43:12.650
‫♪ منتظر چی هستیم؟ ‫♪
‫♪ منتظر چی هستیم؟ ♪

43:12.650 --> 43:17.091
‫♪ وقتشه، الان دیگه وقتشه ♪

43:18.695 --> 43:21.801
‫♪ باید دل رو بزنیم به دریا ♪

43:21.801 --> 43:24.607
‫♪ باید حسابی عمیق بشیم ♪

43:24.607 --> 43:28.648
‫♪ و شاید از چیزی که پیدا میکنیم ‫خوشمون بیاد ♪

43:28.648 --> 43:31.119
‫♪ توی اون طرف دیگه ♪
