1
00:00:01,236 --> 00:00:02,772
...آنچه در «بهترین درمان» گذشت

2
00:00:02,772 --> 00:00:04,609
‫جراح قلب مشهور اهل بوستون.

3
00:00:04,609 --> 00:00:07,347
‫در مورد مهارت‌ های ارتباطیت کنجکاوم.

4
00:00:07,347 --> 00:00:09,987
‫من آدم‌ های مریض رو تحویل میگیرم
‫و اونا رو درمان میکنم.

5
00:00:09,987 --> 00:00:12,258
‫من هیچ وقت، هیچ وقت همچین کاری نمیکنم!

6
00:00:12,258 --> 00:00:13,894
‫واقعاً آدم شیرین زبونی هستی، مگه نه؟

7
00:00:13,894 --> 00:00:16,366
‫این شهر و همه مردمش برای من خیلی عزیزن.

8
00:00:16,366 --> 00:00:18,971
‫- حواسم بهت هست.
‫- از اینجا برو. برو.

9
00:00:18,971 --> 00:00:20,608
‫عمه سارا.

10
00:00:20,608 --> 00:00:22,979
‫برگشتن به اینجا بعد از
این همه سال چه حسی داره؟

11
00:00:22,979 --> 00:00:25,251
‫به نظر من مردم اینجا غیر منطقی هستن.

12
00:00:25,251 --> 00:00:27,087
‫دارم تبدیل به یه ستاره‌ یوتیوب میشم.

13
00:00:27,087 --> 00:00:28,525
‫بیش از حد پرحرفن.

14
00:00:28,525 --> 00:00:30,494
‫لوئیزا دو هفته قبل از عروسی‌مون منو ول کرد.

15
00:00:30,494 --> 00:00:31,863
‫و پر توقع...

16
00:00:34,670 --> 00:00:36,006
‫خون حالت رو بد میکنه؟

17
00:00:36,006 --> 00:00:38,243
‫- اوهوم.
‫- ولی تو که دکتری!

18
00:00:38,243 --> 00:00:42,820
‫اینجا نمیذاره خودت رو مخفی کنی،
‫و این چیز خوبیه.

19
00:00:42,844 --> 00:00:52,844
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

20
00:00:52,868 --> 00:01:02,868
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

21
00:01:08,738 --> 00:01:10,307
‫برو بیرون!

22
00:01:14,883 --> 00:01:17,254
‫الین، اولین بیمارم رو ویزیت میکنم.

23
00:01:20,294 --> 00:01:22,331
‫الین، اونجایی؟

24
00:01:25,270 --> 00:01:28,270
‫کی میتونه قاشق رو بیشتر روی دماغش نگه داره.

25
00:01:28,309 --> 00:01:30,800
‫توی بخش نظرات حدس بزنید تا برنده
‫یه قهوه مجانی توی «سالتی بریز» بشید.

26
00:01:31,015 --> 00:01:32,451
‫الین، داری چیکار میکنی؟

27
00:01:32,451 --> 00:01:34,188
‫هیس. دارم مسابقه اجرا میکنم، توی پخش زنده‌ایم.

28
00:01:34,188 --> 00:01:35,558
‫ببخشید؟

29
00:01:35,558 --> 00:01:36,794
‫مردم پیشنهاد های بازی خودشون رو برام میفرستن...

30
00:01:36,794 --> 00:01:38,063
‫منم از هر کسی که اینجا باشه استفاده میکنم.

31
00:01:38,063 --> 00:01:39,600
‫الین، این کارت اصلاً درست نیست.

32
00:01:39,600 --> 00:01:41,035
‫میدونی اسمش چیه؟ صبرم رو امتحان کن.

33
00:01:41,035 --> 00:01:42,905
‫نظرت در مورد سعی کن کارت رو انجام بدی، چیه؟

34
00:01:42,905 --> 00:01:44,910
‫- اون زیاد جالب نیست.
‫- قاشق‌ ها رو بذارید کنار.

35
00:01:44,910 --> 00:01:46,480
‫همین الان.

36
00:01:46,480 --> 00:01:48,417
‫اشکالی نداره بدون نوبت بیام؟

37
00:01:48,417 --> 00:01:50,555
‫باید برم سر کار. فقط یه دقیقه طول میکشه.

38
00:01:50,555 --> 00:01:51,590
‫باشه.

39
00:01:51,590 --> 00:01:53,527
‫خب، مشکل چیه؟

40
00:01:54,663 --> 00:01:55,765
‫هیچی. سالم و سر حالم.

41
00:01:55,765 --> 00:01:57,067
‫چه سریع. خداحافظ.

42
00:01:57,067 --> 00:01:58,771
‫اوه. خب، یه لحظه صبر کن.
‫واقعاً به کمکت نیاز دارم.

43
00:01:58,771 --> 00:02:04,315
‫یه نسخه برای ویتامین وی میخوام.

44
00:02:04,315 --> 00:02:07,688
‫میدونی، از اون آبنبات‌ های سفت.

45
00:02:07,688 --> 00:02:09,693
‫آهان. سیلدنافیل.

46
00:02:11,362 --> 00:02:13,133
‫- ویاگرا.
‫- دقیقاً.

47
00:02:13,133 --> 00:02:15,036
‫- هوم.
‫- نه اینکه بهش نیاز داشته باشم.

48
00:02:15,036 --> 00:02:19,078
‫میدونی، فقط گفتم محض احتیاط دم دستم باشه.

49
00:02:19,078 --> 00:02:21,517
‫از وقتی که رابطه‌ من و لوئیزا تموم شده...

50
00:02:21,517 --> 00:02:24,054
‫تصمیم گرفتم خیلی فعال باشم.

51
00:02:24,054 --> 00:02:26,727
‫یه پسر بد. خانوم‌ ها، ازم شماره بگیرید.

52
00:02:26,727 --> 00:02:28,230
‫پس باید پنی ‌سیلین رو آماده کنم.

53
00:02:28,230 --> 00:02:29,666
‫از عوارض جانبی احتمالی خبر داری؟

54
00:02:29,666 --> 00:02:32,573
‫مثل خوش‌ گذرونی، عشق به زندگی و جذاب بودن؟

55
00:02:32,573 --> 00:02:33,674
‫نه.

56
00:02:33,674 --> 00:02:35,578
‫سردرد، حالت تهوع و پریاپیسم؟

57
00:02:37,147 --> 00:02:39,819
‫یعنی نعوظ دردناک و طولانی.

58
00:02:40,989 --> 00:02:42,526
‫عالیه.

59
00:02:42,526 --> 00:02:45,665
‫فقط محض احتیاطه، اگه یه موقع،
‫میدونی، استرسِ انجام دادنش رو داشتم،

60
00:02:45,665 --> 00:02:47,636
‫لوئیزا تنها کسیه که باهاش بودم...

61
00:02:47,636 --> 00:02:49,338
‫اونم برای هشت سال، ولی...

62
00:02:49,338 --> 00:02:52,111
‫بذار بهت بگم، اونجا هیچ مشکلی نبود.

63
00:02:52,111 --> 00:02:54,683
‫درسته. فهمیدم. زندگی جنسی سالم.

64
00:02:54,683 --> 00:02:56,987
‫سابقه بیماری قلبی، سکته...

65
00:02:56,987 --> 00:02:58,991
‫فشار خون پایین یا بیماری چشمی داری؟

66
00:02:58,991 --> 00:03:01,630
‫نه. یعنی، خیلی سالمم.

67
00:03:01,630 --> 00:03:05,136
‫- مثلاً، زندگی جنسی‌ ما مثل...
‫- بسه دیگه.

68
00:03:05,136 --> 00:03:06,673
‫الین، نفر بعدی.

69
00:03:06,673 --> 00:03:10,414
‫زن ها میگن که یه مرد مهربون میخوان،
‫ولی واقعاً نمیخوان.

70
00:03:10,414 --> 00:03:12,184
‫اونا مردهای مهربون رو ول میکنن.

71
00:03:12,184 --> 00:03:16,425
‫آخرش هم اون مرد مهربون مجبور میشه
‫مامانش رو برای ماه‌ عسل ببره کانکون.

72
00:03:16,425 --> 00:03:20,433
‫دیگه هیچ وقت قرار نیست اون آدم قبلی باشم.

73
00:03:20,433 --> 00:03:22,706
‫حالا دیگه یه رئیس پلیس جدید توی شهره.

74
00:03:22,706 --> 00:03:25,611
‫خوبه. از قبلی هم خیلی خوشم نمیومد.

75
00:03:25,611 --> 00:03:26,880
‫آره!

76
00:03:28,551 --> 00:03:31,055
‫- تیکه‌ خوبی بود دکتر.
‫ - الین.

77
00:03:31,055 --> 00:03:33,293
‫اوم، این حساسیت به خاطر بیدِ دم ‌قهوه‌ ایه.

78
00:03:33,293 --> 00:03:34,830
‫هر سال همینجوریه.

79
00:03:34,830 --> 00:03:38,704
‫فقط یه نسخه برای کرم هیدروکورتیزون میخوام.

80
00:03:38,704 --> 00:03:40,908
‫برای اینکه فارغ ‌التحصیل پزشکی باشی، خیلی جوونی.

81
00:03:40,908 --> 00:03:42,478
‫من همه چی رو در موردش میدونم.

82
00:03:42,478 --> 00:03:45,183
‫به خاطر پرز های بید اینجوری میشه. اونا سمی هستن.

83
00:03:45,183 --> 00:03:47,922
‫میرن زیر پوست و باعث حساسیت پوستی میشن.

84
00:03:49,760 --> 00:03:51,262
‫الان فصلشه.

85
00:03:51,262 --> 00:03:52,966
‫حق با اونه. نصف شهر اینجوری میشن.

86
00:03:52,966 --> 00:03:54,836
‫- فقط کرم رو میخواد.
‫- خب، چه جالب.

87
00:03:54,836 --> 00:03:57,275
‫دوست داری بعداً توی یه جراحی قلب باز کمک کنی؟

88
00:03:57,275 --> 00:03:59,044
‫فقط باید برم سر کار.

89
00:03:59,044 --> 00:04:00,381
‫من... اگه نسخه رو بگیرم...

90
00:04:00,381 --> 00:04:02,317
‫بعدش دیگه میریم.

91
00:04:02,317 --> 00:04:05,423
‫سرفه ‌های غیر قابل کنترل هم
‫به خاطر حساسیت به بید دم‌ قهوه‌ ایه؟

92
00:04:05,423 --> 00:04:06,928
‫احتمالاً فقط اتفاقیه.

93
00:04:06,928 --> 00:04:08,698
‫هوم. چقدر علمی.

94
00:04:08,698 --> 00:04:11,636
‫خب، ترجیح میدم واقعاً اون رو معاینه‌ کنم.

95
00:04:13,206 --> 00:04:14,810
‫باشه.

96
00:04:14,810 --> 00:04:16,746
‫ازت میخوام فقط یه نفس عمیق بکشی.

97
00:04:21,322 --> 00:04:22,725
‫باید یه نمونه پوست بگیرم.

98
00:04:22,725 --> 00:04:24,596
‫جواب آزمایشگاه رو سریع پیگیری کن...

99
00:04:24,596 --> 00:04:27,101
‫ولی فعلاً پیتر رو مدرسه نفرست.

100
00:04:27,101 --> 00:04:28,904
‫به نظر میاد واگیردار باشه.

101
00:04:28,904 --> 00:04:30,942
‫- چی؟
‫- مدرسه نره؟

102
00:04:30,942 --> 00:04:32,478
‫برای بید دم ‌قهوه‌ ای؟

103
00:04:32,478 --> 00:04:34,716
‫- من کار دارم!
‫- منم همینطور.

104
00:04:34,716 --> 00:04:37,187
‫و طبق نظر تخصصی پزشکی من...

105
00:04:37,187 --> 00:04:39,860
‫علائمش با یه آلرژی معمولی به حشرات فرق داره.

106
00:04:39,860 --> 00:04:44,168
‫نصف شهر دارن به این مبتلا میشن
‫و تو میخوای همشون رو بفرستی خونه؟

107
00:04:44,168 --> 00:04:47,374
‫دیوونه شدی؟ بیا بریم.

108
00:04:47,374 --> 00:04:49,077
‫عجب وقت هدر دادنی.

109
00:04:52,919 --> 00:04:54,488
‫این دیوونه کننده‌ست، دکتر.

110
00:04:54,488 --> 00:04:56,425
‫آماده باش که دشمن شماره یک بشی.

111
00:04:58,463 --> 00:05:01,000
‫وای. رو دور افتادی ها!

112
00:05:20,000 --> 00:05:22,000
<font color="#ffcc00"><i><b>[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت دوم ]</b></i></font>

113
00:05:24,749 --> 00:05:26,954
‫خیلی خب. نفر بعدی کیه؟

114
00:05:26,954 --> 00:05:29,526
‫فقط کار کردن خیلی خسته ‌کننده‌ست.

115
00:05:29,526 --> 00:05:31,362
‫هریت.

116
00:05:31,362 --> 00:05:34,936
‫دستم رو با یه لوله شکسته بریدم، چیزِ مزخرفی بود.

117
00:05:36,874 --> 00:05:37,776
‫خب، پس بیا تو.

118
00:05:37,776 --> 00:05:39,378
‫هی، کمک نمیخوای، دکتر؟

119
00:05:39,378 --> 00:05:41,883
‫اصلاً و ابداً.

120
00:05:43,253 --> 00:05:46,253
‫خب، بذار یه نگاهی به زخم بندازیم و ببینیم چی شده.

121
00:05:47,094 --> 00:05:48,897
‫اوه، اوم...

122
00:05:55,177 --> 00:05:56,746
‫خواهش میکنم، میتونم کمک کنم؟

123
00:05:56,746 --> 00:05:57,915
‫اگه اصرار میکنی.

124
00:05:59,886 --> 00:06:01,389
‫بیا جمع و جورش کنیم.

125
00:06:02,725 --> 00:06:04,696
‫دکتر ریس همیشه میذاشت کمکش کنم.

126
00:06:04,696 --> 00:06:06,332
‫- مگه نه، برت؟
‫- آره.

127
00:06:06,332 --> 00:06:08,036
‫درست مثل یه فلورانس نایتینگلِ واقعی.

128
00:06:09,271 --> 00:06:10,875
‫چیزی هم هست که بلد نباشی؟

129
00:06:10,875 --> 00:06:12,912
‫اینجا پاتوق لاس زدن مجرد ها نیست. برو بیرون.

130
00:06:12,912 --> 00:06:15,017
‫خب دکتر، زخم کاملاً تمیز شد.

131
00:06:15,017 --> 00:06:16,920
‫اوهوم.

132
00:06:22,464 --> 00:06:24,401
‫اوهوم.

133
00:06:24,401 --> 00:06:26,573
‫خب، به نظر میاد سه تا
چسب پروانه‌ ای کافی باشه

134
00:06:26,573 --> 00:06:28,009
‫فقط، اوم، زخم رو تمیز و خشک نگه دار.

135
00:06:28,009 --> 00:06:29,545
‫اوهوم.

136
00:06:31,950 --> 00:06:34,889
‫هی، میخوای با من بیای جشن شام لوبیا پخته؟

137
00:06:34,889 --> 00:06:37,728
‫نه. مگه دیوونه شدی؟
اونجا خیلی توی چشمه

138
00:06:37,728 --> 00:06:39,699
‫اونجوری انگار داریم نامزدیمون رو اعلام میکنیم.

139
00:06:39,699 --> 00:06:41,335
‫- مهم نیست.
‫- برو بیرون.

140
00:06:41,335 --> 00:06:43,707
‫نه، منظورم اون نبود...

141
00:06:43,707 --> 00:06:46,880
‫فقط، مـ....من وقت ندارم،
‫بذارم پای اینجور کارها، در حال حاضر.

142
00:06:46,880 --> 00:06:48,584
‫دارم روی شغلم تمرکز میکنم

143
00:06:48,584 --> 00:06:49,886
‫و روی رفتن از پورت ون.

144
00:06:49,886 --> 00:06:51,857
‫تـ....تو میخوای از پورت ون بری؟

145
00:06:51,857 --> 00:06:54,027
‫معلومه. اینجا چیزی برای من نیست.

146
00:06:57,067 --> 00:06:59,572
‫- تموم شد!
‫- من بانداژش میکنم!

147
00:07:01,910 --> 00:07:05,216
‫یعنی، یعنی برای همیشه از پورت ون بری؟

148
00:07:05,216 --> 00:07:07,087
‫لازمه به پلیس زنگ بزنم؟

149
00:07:08,523 --> 00:07:10,895
‫خب تموم شد.

150
00:07:10,895 --> 00:07:13,265
‫- بفرمایید.
‫- خیلی خب. ممنون دکتر.

151
00:07:14,602 --> 00:07:16,773
‫- ممنون، الین.
‫- آره.

152
00:07:22,218 --> 00:07:23,720
‫من خیلی کمک کردم.

153
00:07:25,357 --> 00:07:27,061
‫میشه گفت، تقریباً مهره حیاتی بودم.

154
00:07:27,061 --> 00:07:28,463
‫- برو بیرون.
‫- بله.

155
00:07:28,463 --> 00:07:30,601
‫- برو بیرون.
‫- بله. چشم.

156
00:07:38,382 --> 00:07:40,386
‫یه شام تنهای دیگه، دکتر ورست؟

157
00:07:40,386 --> 00:07:42,424
‫این غم‌ انگیزترین اتفاق ممکنه.

158
00:07:42,424 --> 00:07:44,529
‫این منم ۶۰ سال دیگه، فقط من رو بکشید.

159
00:07:46,165 --> 00:07:47,568
‫دکتر بست؟

160
00:07:48,637 --> 00:07:50,541
‫- سلام.
‫- سلام.

161
00:07:52,043 --> 00:07:55,383
‫اِم، فقط اومدم یه شام بیرون بر بگیرم.
‫اگه میخوای...

162
00:07:55,383 --> 00:07:57,956
‫- منم همینطور. آره.
‫- اوه.

163
00:07:57,956 --> 00:08:02,397
‫- خب، روزت چطور بود؟
‫- خوب نبود.

164
00:08:02,397 --> 00:08:04,536
‫مثل این میمونه که دیوونه ‌ها بخوان
‫تیمارستان رو اداره کنن.

165
00:08:04,536 --> 00:08:06,840
‫خب... در مورد پیتر کرانک شنیدم.

166
00:08:06,840 --> 00:08:08,409
‫باشه. شاید این رو ندونی...

167
00:08:08,409 --> 00:08:09,812
‫ولی بید دم ‌قهوه‌ ای یه حشره خیلی رایجه...

168
00:08:09,812 --> 00:08:11,550
‫لوئیزا، مارتین، شامتون الان حاضر میشه.

169
00:08:11,550 --> 00:08:13,186
‫دکتر، خوشحالم که اینجایی.

170
00:08:13,186 --> 00:08:15,591
‫هنوز جواب دعوت نامه رو ندادی.

171
00:08:15,591 --> 00:08:17,928
‫- برای چی؟
‫- مهمونی شام خوراک لوبیا!

172
00:08:17,928 --> 00:08:19,599
‫درسته. چون قرار نیست بیام.

173
00:08:21,402 --> 00:08:22,705
‫به نظرم خیلی بامزه‌ ای.

174
00:08:22,705 --> 00:08:24,208
‫- اوه، وایسا، وایسا.
‫- اوه، جدی میگی.

175
00:08:24,208 --> 00:08:26,646
‫جدی میگی، نه، نه، نه. تو متوجه نیستی.

176
00:08:26,646 --> 00:08:28,684
‫همه به مراسم شام خوراک لوبیا میرن...

177
00:08:28,684 --> 00:08:31,690
‫مگه اینکه مرده باشی یا توی بیمارستان،
‫تازه اون موقع هم میان.

178
00:08:31,690 --> 00:08:33,660
‫مثل لورین با کپسول اکسیژنش.

179
00:08:33,660 --> 00:08:34,929
‫- شاید. هی.
‫- نه، نه.

180
00:08:34,929 --> 00:08:37,267
‫این موقعیه که کینه و ناراحتی ها کنار گذاشته میشه.

181
00:08:37,267 --> 00:08:40,741
‫و گوشی‌ ها رو کنار میذاریم و
‫همه کمتر احساس تنهایی میکنیم.

182
00:08:40,741 --> 00:08:44,448
‫این یه فرصت واقعاً عالیه،
‫تا واقعا با مردم ارتباط بگیریم.

183
00:08:44,448 --> 00:08:46,687
‫منظورم اینه که حتی بعد از این همه سال...

184
00:08:46,687 --> 00:08:50,326
‫من... من هنوز می‌بینم که،
‫یه چیز جدید در مورد یه نفر میفهمم.

185
00:08:50,326 --> 00:08:51,763
‫خب، به عنوان دکتر این شهر...

186
00:08:51,763 --> 00:08:54,034
‫حس میکنم همه کارم شده
‫فهمیدن چیزهای جدید در مورد بقیه.

187
00:08:54,034 --> 00:08:56,071
‫خب، منظورم این نیست، در واقع اینجوری...

188
00:08:56,071 --> 00:08:59,980
‫آه، جورج، چرا اینجوری وایسادی؟

189
00:08:59,980 --> 00:09:04,087
‫ببخشید عزیزم، فقط به تراس نگاه نکن.

190
00:09:05,591 --> 00:09:07,728
‫هی. چی؟

191
00:09:07,728 --> 00:09:10,200
‫جورج، تو داری...

192
00:09:22,057 --> 00:09:23,225
‫اوه.

193
00:09:25,931 --> 00:09:28,069
‫جینی.

194
00:09:28,069 --> 00:09:31,810
‫اون، اوم، اون دستیار آموزشی منه.

195
00:09:32,745 --> 00:09:35,216
‫اوم، من... من دیگه...

196
00:10:00,133 --> 00:10:02,739
‫سلام. ما زود میریم.

197
00:10:02,739 --> 00:10:04,643
‫فقط یکم پماد کورتیزون میخوایم.

198
00:10:04,643 --> 00:10:06,378
‫به خاطرِ، اوم، حساسیتِ بید دُم‌ قهوه‌ ایه.

199
00:10:06,378 --> 00:10:07,782
‫- واقعاً؟
‫- خب...

200
00:10:07,782 --> 00:10:09,184
‫میدونی، فکر کنم برم یه چرتی بزنم.

201
00:10:09,184 --> 00:10:12,024
‫گوشی پزشکی و دفترچه نسخه‌ خودم رو...

202
00:10:12,024 --> 00:10:13,828
‫با یه کاسه قرصِ پرکوسِت بذارم دمِ در...

203
00:10:13,828 --> 00:10:15,564
‫تا هر کی هر چی دلش خواست برای خودش برداره.

204
00:10:15,564 --> 00:10:16,933
‫منظورِ بدی نداشتم.

205
00:10:16,933 --> 00:10:18,504
‫- این... این فقط اتفاق میفته.
‫- هر سال.

206
00:10:18,504 --> 00:10:19,872
‫نه. من... من کاملاً در جریانم.

207
00:10:21,242 --> 00:10:24,414
‫جسارتاً میتونم بپرسم
مالوری علائم دیگه‌ ای هم داره؟

208
00:10:24,414 --> 00:10:26,418
‫خب، راستش...

209
00:10:26,418 --> 00:10:29,458
‫- اوم، اسهال دارم. آره.
‫- آره.

210
00:10:29,458 --> 00:10:31,730
‫خلاصه، همش داره میزنه بیرون. اینجوری...

211
00:10:34,434 --> 00:10:36,405
‫منم همینطور، راستش، دقیقاً همونجوری.

212
00:10:36,405 --> 00:10:37,509
‫دقیقاً مثلِ...

213
00:10:39,177 --> 00:10:41,717
‫فکر کنم داریم در مورد اسهال حرف میزنیم؟

214
00:10:41,717 --> 00:10:43,788
‫آره. و بعدش یه چیزی مثلِ...

215
00:10:52,906 --> 00:10:54,943
‫اوه.

216
00:10:54,943 --> 00:10:57,582
‫احیاناً با پسری به اسم پیتر کرانک
‫توی یه مدرسه نیستی؟

217
00:10:57,582 --> 00:10:59,118
‫اون توی کلاس منه، خیلی هم باهوشه.

218
00:10:59,118 --> 00:11:01,188
‫و دیروز بعد از ظهر مدرسه بود؟

219
00:11:01,188 --> 00:11:02,691
‫با هم گرگم ‌به ‌هوا بازی کردیم.

220
00:11:05,731 --> 00:11:09,038
‫الین ویزیت های یک ساعت آینده‌ من رو عقب بنداز.

221
00:11:09,038 --> 00:11:10,875
‫ببخشید.

222
00:11:10,875 --> 00:11:12,912
‫و لطفاً نذار مالوری بره مدرسه.

223
00:11:21,295 --> 00:11:24,736
‫اوه. آفرین. آره. خیلی خب.

224
00:11:24,736 --> 00:11:27,742
‫- سلام.
‫- اوه. سلام.

225
00:11:27,742 --> 00:11:29,044
‫امیدوارم معذب‌ کننده نشه.

226
00:11:29,044 --> 00:11:31,750
‫- من و مارک.
‫- آره. اوم.

227
00:11:31,750 --> 00:11:33,286
‫فقط محض اطلاعت،
‫هینج ( اپلیکشن دوستیابی ) رو هم امتحان کردم.

228
00:11:33,286 --> 00:11:36,191
‫تنها مرد مناسب، اندازه ۷۵ دقیقه
‫رانندگی با اینجا فاصله داشت.

229
00:11:36,191 --> 00:11:37,995
‫اونم با قایق مسافربری.

230
00:11:37,995 --> 00:11:41,000
‫البته. برای هر دوتون بهترین ها رو آرزو میکنم.

231
00:11:41,770 --> 00:11:43,573
‫- خیالم راحت شد.
‫- نه.

232
00:11:43,573 --> 00:11:45,611
.وای، خدای من

233
00:11:45,611 --> 00:11:48,717
‫لیندزی، جورجیا، اون اسباب بازی نیست.

234
00:11:48,717 --> 00:11:50,587
‫- سلام.
‫- اوه.

235
00:11:50,587 --> 00:11:51,990
‫سلام.

236
00:11:54,796 --> 00:11:56,900
‫اِم، شام دیشب چطور بود؟

237
00:11:56,900 --> 00:12:01,208
‫من قبلش رفتم... همونطور که میدونی.

238
00:12:01,208 --> 00:12:03,246
‫ماهی بخارپز.

239
00:12:03,246 --> 00:12:04,381
‫خیلی عالی بود.

240
00:12:04,381 --> 00:12:05,518
‫خوبه.

241
00:12:05,518 --> 00:12:06,920
‫پیتر کرانک، اون اینجاست؟

242
00:12:06,920 --> 00:12:08,790
‫آره، اوم، الان داخله.

243
00:12:08,790 --> 00:12:11,880
‫و خبر داری که به مادرش گفتم نباید بیاد مدرسه؟

244
00:12:11,880 --> 00:12:12,932
‫آره، میدونم.

245
00:12:12,932 --> 00:12:14,635
‫ولی موضوع اونقدر هم جدی نیست.

246
00:12:14,635 --> 00:12:15,905
‫فقط یه بید دم ‌قهوه‌ ایه.

247
00:12:15,905 --> 00:12:19,779
‫چطور انتظار داری دکتر شهر باشم
‫اونم وقتی هیچکس به حرفم گوش نمیده؟

248
00:12:19,779 --> 00:12:21,783
‫خب، فقط یه بید دم‌ قهوه‌ ایه.

249
00:12:21,783 --> 00:12:23,554
‫بیدِ دُم ‌قهوه‌ ای باعث اسهال میشه؟

250
00:12:23,554 --> 00:12:26,024
‫یا سرفه‌ های خشک؟ این ممکنه
‫یه بیماری خیلی واگیردار باشه.

251
00:12:26,024 --> 00:12:27,662
‫و خانم کرانک خیلی‌ ها رو...

252
00:12:27,662 --> 00:12:30,801
‫حالا گوش کن، اینجا یه سری آدم هستن
‫که مشکلات مالی خاصی دارن.

253
00:12:30,801 --> 00:12:34,207
‫ببین، بخشی از دکتر بودنِ تو اینجا
‫اینه که مریض هات رو بشناسی.

254
00:12:34,207 --> 00:12:37,715
‫نه، نه، تنها مسئولیت من حفظ سلامت همه‌ست.

255
00:12:37,715 --> 00:12:39,952
‫حالا به خانم کرانک، بقیه معلم‌ ها...

256
00:12:39,952 --> 00:12:43,660
‫و مدیرت بگو که اون پسر نباید توی مدرسه باشه.

257
00:12:43,660 --> 00:12:44,996
‫آره، مطمئنم به عنوان یه دکترِ شهرِ بزرگ...

258
00:12:44,996 --> 00:12:46,365
‫عادت داری که همیشه حرفِ آخر رو بزنی.

259
00:12:46,365 --> 00:12:47,835
‫مطمئن نیستم اینجا هم اوضاع همینجوری باشه.

260
00:12:47,835 --> 00:12:49,304
‫اوه، نیازی به زدن حرف آخر ندارم.

261
00:12:56,720 --> 00:12:58,557
‫بچه‌ ها، به کندن ادامه بدید!

262
00:12:58,557 --> 00:13:00,259
‫باید طبق برنامه پیش برید.

263
00:13:02,665 --> 00:13:04,334
‫ایور!

264
00:13:05,704 --> 00:13:07,306
‫ایور!

265
00:13:08,476 --> 00:13:10,446
‫هی، ایور؟

266
00:13:13,686 --> 00:13:15,824
‫هی، منم.

267
00:13:15,824 --> 00:13:17,594
‫گلندون، یادته؟

268
00:13:17,594 --> 00:13:19,164
‫وقتی بچه بودیم، توی ساحل؟

269
00:13:19,164 --> 00:13:20,534
‫نه.

270
00:13:20,534 --> 00:13:23,974
‫ای بابا، بیخیال، تو همیشه
‫مثل یه آیه یأس کز میکردی یه گوشه.

271
00:13:23,974 --> 00:13:26,144
‫مجبور بودم با یکم سر به سر گذاشتن
‫فضا رو عوض کنم، یادته؟

272
00:13:26,144 --> 00:13:28,149
‫راستش، اصلاً نمیدونم داری
در مورد چی حرف میزنی

273
00:13:28,149 --> 00:13:30,821
‫هی، شنیدم این طرف‌ ها اومدی.

274
00:13:30,821 --> 00:13:32,257
‫قضیه چیه؟

275
00:13:32,257 --> 00:13:34,829
‫جراح یه شهر بزرگ، حالا داره زانو باند پیچی میکنه.

276
00:13:34,829 --> 00:13:36,165
‫راستش اصلاً به تو ربطی نداره.

277
00:13:36,165 --> 00:13:37,868
‫خب، من که حسابی برای خودم کسی شدم.

278
00:13:37,868 --> 00:13:39,873
‫این خونه‌ منه.

279
00:13:39,873 --> 00:13:42,845
‫یه بخش بهش اضافه کردم و یه استخر ساختم.

280
00:13:42,845 --> 00:13:44,648
‫همه عاشق اینن که بیان اینجا.

281
00:13:44,648 --> 00:13:46,152
‫مخصوصاً بچه‌ ها.

282
00:13:46,152 --> 00:13:49,024
‫بازسازی خونه؛ هیچ وقت این همه
‫شلوغ کاری رو درک نکردم.

283
00:13:49,024 --> 00:13:50,527
‫خب، در مورد مهمونی شام لوبیا شنیدی؟

284
00:13:50,527 --> 00:13:51,896
‫مگه میشه نشنیده باشم.

285
00:13:51,896 --> 00:13:54,769
‫آره، چیز خاصی نیست، ولی من حامی مالیشم.

286
00:13:54,769 --> 00:13:56,272
‫مادرت حتماً خیلی بهت افتخار میکنه.

287
00:13:56,272 --> 00:14:00,246
‫هه! هنوزم مثل قدیم‌ بد عنقی.

288
00:14:00,246 --> 00:14:02,752
‫هی، هر وقت خواستی یه سری به خونه بزن، ایور.

289
00:14:02,752 --> 00:14:04,722
‫خب، خودم همه‌ جا رو بهت نشون میدم.

290
00:14:14,909 --> 00:14:17,046
‫- اوه، اوه، اوه، اوه!
‫- اوه!

291
00:14:17,046 --> 00:14:18,650
‫اوه! هی، خیلی خب.

292
00:14:18,650 --> 00:14:20,587
‫هی دکتر، چه تصادفی که اینجا می‌بینمت.

293
00:14:20,587 --> 00:14:23,927
‫آهان. باشه، باشه،
‫حالا بیا اون چمن زن رو بذار زمین.

294
00:14:23,927 --> 00:14:25,898
‫حالت خوبه؟

295
00:14:25,898 --> 00:14:27,067
‫هوف!

296
00:14:27,067 --> 00:14:28,469
‫- خوبم دکتر.
‫- مطمئنی؟

297
00:14:28,469 --> 00:14:30,641
‫آره، لازم نیست شلوغش کنی.

298
00:14:30,641 --> 00:14:32,344
‫اوه، اوه، اوه! یواش!

299
00:14:35,183 --> 00:14:37,353
‫آه. نمیدونم چه اتفاقی داره میفته.

300
00:14:37,353 --> 00:14:39,090
‫فقط این هفته یکم احساس سرگیجه داشتم.

301
00:14:39,090 --> 00:14:40,661
‫اون اتفاق به خاطر این افتاد
که سرت گیج رفت؟

302
00:14:40,661 --> 00:14:41,930
‫چرا به من نگفتی؟

303
00:14:41,930 --> 00:14:43,567
‫خب، چجوری وقتی آل اونجا وایساده بود؟

304
00:14:43,567 --> 00:14:45,336
‫نه، اینجوری نباید پیش بره.

305
00:14:45,336 --> 00:14:47,473
‫من پدرشم. من باید نگرانش باشم.

306
00:14:47,473 --> 00:14:50,379
‫خب، به نظر میاد دچار یه نوع
‫التهاب عصب گوش داخلی شدی.

307
00:14:50,379 --> 00:14:52,216
‫با یه دارو ساده باید حل بشه.

308
00:14:52,216 --> 00:14:53,953
‫نسخه رو به داروخونه‌ سالی میفرستم...

309
00:14:53,953 --> 00:14:55,356
‫فقط توی اولین فرصت بگیرش.

310
00:14:55,356 --> 00:14:57,193
‫و تا وقتی خوب نشدی کار نکن، باشه؟

311
00:14:57,193 --> 00:15:00,232
‫کار نکنم؟ دکتر، مگه دیوونه شدی؟
‫من کلی قسط و بدهی دارم.

312
00:15:00,232 --> 00:15:02,103
‫- باشه. حق با توئه.
‫- واقعاً؟

313
00:15:02,103 --> 00:15:03,507
‫- جدی؟
‫- حتماً.

314
00:15:03,507 --> 00:15:05,210
‫سرگیجه و ابزار برقی ترکیب فوق ‌العاده‌ ای میشن.

315
00:15:05,210 --> 00:15:08,149
‫قرص‌ ها رو بخور و کار نکن
شنیدی چی گفتم؟

316
00:15:08,149 --> 00:15:09,317
‫باشه.

317
00:15:12,224 --> 00:15:14,360
‫شما دو نفر، خیلی خب، باشه، فهمیدم.

318
00:15:14,360 --> 00:15:16,131
‫خیلی خب، شما دو نفر برید، سعی‌تون رو بکنید.

319
00:15:26,218 --> 00:15:28,724
‫بردم! بردم!

320
00:15:28,724 --> 00:15:30,994
‫یه برنده داریم!

321
00:15:30,994 --> 00:15:33,265
‫الین؟ این چیه؟

322
00:15:33,265 --> 00:15:35,269
‫بازی امروزه، چابی بادی.

323
00:15:38,008 --> 00:15:42,160
‫و چند نفر از شما برای به اصطلاح
حساسیت به‫ بید دم ‌قهوه‌ ای اینجایید؟

324
00:15:44,121 --> 00:15:45,991
‫یه جای کار میلنگه.

325
00:15:45,991 --> 00:15:47,562
‫بهتره زود حالم رو خوب کنی.

326
00:15:47,562 --> 00:15:50,132
‫با این وضع نمیتونم برم مهمونی خوراک لوبیا.

327
00:15:50,132 --> 00:15:53,171
‫آخه چطور میتونی الان به فکر خوراک لوبیا باشی؟

328
00:15:53,171 --> 00:15:55,109
‫نمیتونیم از دستش بدیم.

329
00:15:55,109 --> 00:15:57,113
‫سنگ هم از آسمون بباره،
‫این مهمونی همیشه بر پا میشه.

330
00:15:57,113 --> 00:15:59,317
‫حتماً حداقل یه سال بوده که لغو شده باشه.

331
00:15:59,317 --> 00:16:02,257
‫سال؟ هر ماهه، و هیچ وقت لغو نشده.

332
00:16:02,257 --> 00:16:04,995
‫- هر ماه؟
‫- اوهوم.

333
00:16:04,995 --> 00:16:07,500
‫و هنوزم باعث میشه
انقدر براش احساساتی بشید؟

334
00:16:13,345 --> 00:16:14,480
‫اوهوم.

335
00:16:16,118 --> 00:16:17,755
‫زندگی مطمئن نیست.

336
00:16:17,755 --> 00:16:21,762
‫سنت‌ ها به ما امید به آینده‌ ای رو میدن
‫که میتونیم چشم ‌انتظارش باشیم.

337
00:16:27,040 --> 00:16:31,348
‫خب، خبر بد، این ماه نمیشه. ابداً.

338
00:16:31,348 --> 00:16:35,490
‫هیچ شامی ارزش این رو نداره
که ‫یه شهر کامل مریض بشن

339
00:16:35,490 --> 00:16:38,395
‫مراسم شام لوبیای پخته لغو شده.

340
00:17:04,047 --> 00:17:05,951
‫سلام.

341
00:17:05,951 --> 00:17:08,255
‫مامانم میگه تو حرف «الف»، حرف «ب»،

342
00:17:08,255 --> 00:17:11,161
‫حرف «ش» و حرف «ف»
‫با حرف «الف» هستی.

343
00:17:16,806 --> 00:17:19,210
‫خب، واقعاً خیلی ممنونم.

344
00:17:19,210 --> 00:17:20,747
‫حالا باید چیکار کنم؟

345
00:17:20,747 --> 00:17:23,218
‫گردن من ننداز، من فقط اومدم
که ‫برای شام دعوتت کنم

346
00:17:23,218 --> 00:17:25,356
‫مارتین، همه از دستت خیلی شاکی‌ ان...

347
00:17:25,356 --> 00:17:26,860
‫چون مهمونی شام رو لغو کردی.

348
00:17:26,860 --> 00:17:28,462
‫من فقط دارم وظیفه‌م رو انجام میدم.

349
00:17:28,462 --> 00:17:30,634
‫- فقط یه بید دم ‌قهوه‌ ایه.
‫- بس کن!

350
00:17:30,634 --> 00:17:32,838
‫دیگه حرف نزن
میخوای بیای شام یا نه؟

351
00:17:32,838 --> 00:17:35,209
‫نه ممنون، ترجیح میدم تنها غذا بخورم.

352
00:17:35,209 --> 00:17:36,746
‫تو دیگه نه.

353
00:17:36,746 --> 00:17:40,086
‫اگه خیلی برات مهمه بدونی،
‫منم خیلی منتظر اون شام بودم.

354
00:17:40,086 --> 00:17:42,524
‫به خاطر مقدس بودنِ سنت‌ ها...

355
00:17:42,524 --> 00:17:44,795
‫یا گرمای دلپذیرِ جمع،

356
00:17:44,795 --> 00:17:49,739
‫یا اینکه پری های لوبیا پخته میان
‫و زیر نور ماه پرواز میکنن.

357
00:17:49,739 --> 00:17:51,643
‫موضوع نون قهوه‌ ایِ جورج بود.

358
00:17:51,643 --> 00:17:56,118
‫فوق‌ العاده‌ست، و اون رو ‫فقط
برای مهمونی شام درست میکنه

359
00:17:56,118 --> 00:17:58,322
‫یعنی باید یک ماهِ دیگه هم صبر کنم!

360
00:17:58,322 --> 00:17:59,559
‫هوم.

361
00:18:01,128 --> 00:18:03,533
‫اوه، دیدیش؟

362
00:18:03,533 --> 00:18:07,440
‫خب، اون قطعاً یه عوضیِ به تمام معناست.

363
00:18:09,010 --> 00:18:11,650
‫آره، آدمِ قلدر همیشه قلدر میمونه.

364
00:18:13,152 --> 00:18:14,555
‫منظورت از این حرف چیه؟

365
00:18:14,555 --> 00:18:17,159
‫هیچی، فقط یه سری لقب بچگونه.

366
00:18:17,159 --> 00:18:19,430
‫انقدر حرص نخور، سکته میکنی.

367
00:18:19,430 --> 00:18:21,603
‫اون موقع‌ ها به اندازه کافی بهت سخت گذشت.

368
00:18:21,603 --> 00:18:25,242
‫آخرین چیزی که لازم داشتی این بود که
‫یکی دیگه اوضاع رو برات سخت‌ تر کنه.

369
00:18:25,242 --> 00:18:27,848
‫فقط لب تر کن تا بزنم دندون هاش رو بیارم پایین.

370
00:18:27,848 --> 00:18:29,384
‫ممنونم.

371
00:18:29,384 --> 00:18:31,689
‫جدا از لحاظِ عجیب بودنش،
‫واقعاً حرکتِ تأثیر گذاری بود.

372
00:18:31,689 --> 00:18:35,764
‫هوم. حالا بزن به چاک،
‫اینا مشتری‌ های ثابتِ منن.

373
00:18:35,764 --> 00:18:38,402
‫باید چند تا خرچنگ بفروشم.

374
00:18:38,402 --> 00:18:41,876
‫بیا، تازه رسیده، چند تا خوبش رو دارم.

375
00:18:43,513 --> 00:18:44,883
‫اوه، چه چموشن.

376
00:18:44,907 --> 00:18:50,907
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

377
00:18:51,094 --> 00:18:53,031
‫- بقیه کجان؟
‫- کنسل کردن.

378
00:18:53,031 --> 00:18:54,602
‫کنسل کردن، چرا؟

379
00:18:54,602 --> 00:18:56,706
‫به خاطر شامِ لوبیای پخته، تحریمت کردن.

380
00:18:56,706 --> 00:18:58,910
‫مردم مریضن و نمیان پیش من؟ این دیوونگیه.

381
00:18:58,910 --> 00:19:00,179
‫این رو داری به من میگی؟

382
00:19:00,179 --> 00:19:01,448
‫چطور قراره یه برنامه‌ به اسم...

383
00:19:01,448 --> 00:19:03,587
‫بیمارهام رو امتحان کن رو
‫بدون هیچ بیماری اجرا کنم؟

384
00:19:03,587 --> 00:19:06,325
‫- داری لایک‌ هام رو از بین می‌بری.
‫- نه، توی این مورد حق با منه.

385
00:19:06,325 --> 00:19:08,161
‫کارِ بید دم ‌قهوه‌ ای نیست.

386
00:19:08,161 --> 00:19:11,068
‫با آزمایشگاه تماس بگیر، بهشون بگو
‫و تو میخوای همشون رو بفرستی خونه؟

387
00:19:11,068 --> 00:19:14,775
‫میدونم نتایج نمونه پوست ثابت میکنه که
‫حساسیت به بید‌ دم‌ قهوه‌ ای نیست.

388
00:19:16,344 --> 00:19:19,183
‫یه مداد نوک ‌تیز برای تو.

389
00:19:20,353 --> 00:19:22,389
‫دیلن، به خاویر کمک میکنی؟

390
00:19:22,389 --> 00:19:23,492
‫خیلی خب، پیش دوستت بمون.

391
00:19:23,492 --> 00:19:25,697
‫- اوه. اوه.
‫- نه.

392
00:19:25,697 --> 00:19:27,133
‫اوه، اوم، ایزابل،

393
00:19:27,133 --> 00:19:28,670
‫الیزابتا، خودتون از پسش بر میاید.

394
00:19:28,670 --> 00:19:30,239
‫الان برمیگردم.

395
00:19:31,609 --> 00:19:33,078
‫همه چی رو به راهه؟
همه چی رو به راهه؟

396
00:19:33,078 --> 00:19:35,951
‫- اوهوم.
‫- اوه، نه.

397
00:19:35,951 --> 00:19:37,186
‫چـ.... چی شده؟

398
00:19:37,186 --> 00:19:39,825
‫هیچی، فقط، موضوع مارکه.

399
00:19:39,825 --> 00:19:44,568
‫- نه.
‫- ما سـ...قرار بازی داشتیم.

400
00:19:44,568 --> 00:19:45,403
‫درسته.

401
00:19:45,403 --> 00:19:46,839
‫- پریشب.
‫- اوهوم.

402
00:19:46,839 --> 00:19:48,341
‫و بعدش دیگه اصلاً بهم زنگ نزد.

403
00:19:48,341 --> 00:19:50,880
‫بعد من بهش زنگ زدم،
‫و اون بهم گفت که اون فقط...

404
00:19:53,385 --> 00:19:55,389
‫یه قرار ساده بوده.

405
00:19:55,389 --> 00:19:57,126
‫- نه چیزی بیشتر.
‫- باشه.

406
00:19:57,126 --> 00:19:58,996
‫و اینکه میخواد آزاد باشه تا...

407
00:20:00,132 --> 00:20:01,301
‫قرار بذاره.

408
00:20:01,301 --> 00:20:04,141
‫- اوهوم.
‫- با هر کسی که دلش میخواد.

409
00:20:04,141 --> 00:20:06,980
‫فکر میکردم آدم خوبی باشه.

410
00:20:06,980 --> 00:20:08,448
‫چیکارش کردی؟

411
00:20:09,585 --> 00:20:11,388
‫اوه.

412
00:20:11,388 --> 00:20:13,860
‫اشکالی نداره. طوری نیست.

413
00:20:15,362 --> 00:20:17,668
‫ام، فقط یه...

414
00:20:17,668 --> 00:20:19,972
‫خانم جینی میخواد بره دستشویی.

415
00:20:19,972 --> 00:20:21,542
‫آره. باشه.

416
00:20:21,542 --> 00:20:24,080
‫سلام به همگی. میدونم که دارید تحریم میکنید.

417
00:20:24,080 --> 00:20:27,286
‫و یه جورایی درکتون میکنم،
‫ولی یادتون نره ویدیو های من رو لایک کنید.

418
00:20:27,286 --> 00:20:29,457
‫باید آمار رو بالا نگه دارم.

419
00:20:29,457 --> 00:20:32,397
‫وای.

420
00:20:32,397 --> 00:20:35,169
‫خیلی شجاعت میخواست که بیای اینجا.

421
00:20:35,169 --> 00:20:36,404
‫امیدوارم کسی تو رو ندیده باشه.

422
00:20:36,404 --> 00:20:38,442
‫برام مهم نیست بقیه چی فکر میکنن.

423
00:20:38,442 --> 00:20:40,514
‫فقط میخواستم بهت بگم که اگه...

424
00:20:40,514 --> 00:20:44,788
‫اگه برای کارت به کمک نیاز داشتی، فقط ازم بخواه.

425
00:20:44,788 --> 00:20:52,905
‫منظورم اصلاً رمانتیک نیست. منظورم مثلاً
‫فیلمبرداره، یا، اوم، جابجا کردن وسایل، هر چیزی.

426
00:20:52,905 --> 00:20:54,775
‫واقعاً؟

427
00:20:54,775 --> 00:20:56,445
‫چون من... من جدی گفتم.

428
00:20:56,445 --> 00:20:59,151
‫نمیتونم بذارم کسی دست و پام رو ببنده.

429
00:20:59,151 --> 00:21:00,587
‫درک میکنم. قول میدم.

430
00:21:00,587 --> 00:21:03,593
‫فقط، میخوام کمکت کنم تا به رویاهات برسی.

431
00:21:03,593 --> 00:21:06,064
‫- دیگه چی؟
‫- الین؟

432
00:21:06,064 --> 00:21:07,500
‫آزمایشگاه هنوز زنگ نزده؟

433
00:21:07,500 --> 00:21:08,970
‫خب، بهتره زنگ بزنن، میدونی...

434
00:21:08,970 --> 00:21:11,074
‫که فقط از روی حدس و شک،
‫مهمونی شام لوبیا رو لغو نکرده باشی.

435
00:21:11,074 --> 00:21:13,312
‫من دارم میرم. خداحافظ.

436
00:21:18,321 --> 00:21:21,327
‫سلام، وروجک کوچولو.

437
00:21:22,898 --> 00:21:26,071
‫الین، اگه انقدر ازش خوشت میاد، ببرش خونه.

438
00:21:26,071 --> 00:21:28,008
‫وگرنه، از اینجا ببرش بیرون.

439
00:21:28,008 --> 00:21:30,948
‫خب، باز که شروع کردی، سگِ وروجک.

440
00:21:33,218 --> 00:21:34,721
‫چند وقته این کار رو میکنه؟

441
00:21:34,721 --> 00:21:36,759
‫چی؟ خاروندنِ کمرش؟

442
00:21:36,759 --> 00:21:39,999
‫- اوهوم.
‫- نمیدونم. حدوداً یه هفته.

443
00:21:42,505 --> 00:21:44,541
‫داری چیکار میکنی؟

444
00:21:46,712 --> 00:21:48,950
‫فکر نمیکنی اول باید براش شام بخری؟

445
00:21:57,600 --> 00:22:00,640
‫کل بدنش کهیر زده، برای همینه که انقدر خارش داره.

446
00:22:00,640 --> 00:22:03,111
‫علائمش شبیه مواردیه که این اواخر دیدم.

447
00:22:03,111 --> 00:22:05,382
‫منظورت اینه که اونم مریضی رو گرفته؟

448
00:22:05,382 --> 00:22:06,752
‫امکان نداره.

449
00:22:06,752 --> 00:22:08,856
‫نه، ممکنه خودش باعثش شده باشه.

450
00:22:11,662 --> 00:22:13,766
‫میخوای باهاش چیکار کنی؟

451
00:22:22,217 --> 00:22:24,020
‫سلام دکتر.

452
00:22:24,020 --> 00:22:26,357
‫خب، ببینیم اینجا چی داریم؟

453
00:22:26,357 --> 00:22:28,729
‫احتمالاً یه سگ با واگیر بالا.

454
00:22:30,165 --> 00:22:31,434
‫با کنترل حیوانات تماس گرفتم.

455
00:22:31,434 --> 00:22:34,373
‫بهم توصیه کردن بیارمش اینجا،
‫تا وقتی که بیان و ببرنش.

456
00:22:34,373 --> 00:22:36,144
‫لطفاً تا جایی که میتونی ازش فاصله بگیر.

457
00:22:36,144 --> 00:22:37,547
‫- و بهش دست نزن.
‫- چی؟

458
00:22:37,547 --> 00:22:39,585
‫من با یه مورد به شدت...

459
00:22:39,585 --> 00:22:44,393
‫باید این فرم رو امضا کنی تا تأیید بشه
‫که اون دیگه ربطی به من نداره.

460
00:22:45,195 --> 00:22:46,699
‫چی میخوای؟

461
00:22:46,699 --> 00:22:49,237
‫برای برنامه‌ ریزی یه عروسی دیگه
‫که باز ولش کنی و بری؟

462
00:22:49,237 --> 00:22:51,140
‫من... فکر کردم میتونیم با هم حرف بزنیم.

463
00:22:51,140 --> 00:22:52,978
‫فقط لطفاً امضا کن تا بتونم برم.

464
00:22:52,978 --> 00:22:54,047
‫دلم میخواد تو بری.

465
00:22:54,047 --> 00:22:56,952
‫- دارم سعی میکنم.
‫- نه. منظورم اونه.

466
00:22:56,952 --> 00:23:00,560
‫مارک، مارک، ببین، متأسفم که اذیتت کردم.

467
00:23:00,560 --> 00:23:02,163
‫ولی... ولی این بساطِ دختر بازی چیه؟

468
00:23:02,163 --> 00:23:03,733
‫ببین، این اصلاً قشنگ نیست. تو اینجوری نیستی.

469
00:23:03,733 --> 00:23:05,169
‫خب، من دیگه آدمِ خوبی نیستم.

470
00:23:05,169 --> 00:23:06,438
‫می‌بینی که، تو من رو از خوب بودن منصرف کردی.

471
00:23:06,438 --> 00:23:08,141
‫و اگه نمیتونی با حسادتت کنار بیای...

472
00:23:08,141 --> 00:23:09,745
‫دیگه مشکلِ من نیست.

473
00:23:09,745 --> 00:23:11,849
‫چرا هیچکس توی این شهر نمیتونه
‫یه گفتگو خصوصی داشته باشه؟

474
00:23:11,849 --> 00:23:15,089
‫- توی خلوت.
‫- باشه، خیلی خب.

475
00:23:18,562 --> 00:23:20,165
‫اوه، نتایج آزمایشگاه.

476
00:23:21,568 --> 00:23:24,875
‫- تأیید شد. بیماری مشترکه.
‫- بیماری مشترک.

477
00:23:24,875 --> 00:23:25,878
‫اصلاً روحمم خبر نداره، دکتر.

478
00:23:25,878 --> 00:23:28,415
‫بیماری از حیوان به انسان سرایت میکنه،

479
00:23:28,415 --> 00:23:29,985
‫یا توی این مورد، از سگ به انسان.

480
00:23:29,985 --> 00:23:31,623
‫صبر کن، اگه آدم ها،
‫باعث پخش شدنِ این جوش‌ ها نیستن،

481
00:23:31,623 --> 00:23:33,458
‫پس تکلیف مراسم شام لوبیا چی میشه؟

482
00:23:33,458 --> 00:23:36,131
‫بذار فرشته‌ ها آواز بخونن
و شیپورها به صدا در بیان

483
00:23:36,131 --> 00:23:39,337
‫بالاخره میتونید مراسم شام لوبیا رو برگزار کنید.

484
00:23:41,207 --> 00:23:43,746
‫خب، یعنی، این خبر خوبیه.

485
00:23:43,746 --> 00:23:46,218
‫راستش، حالا که فکرش رو میکنم...

486
00:23:46,218 --> 00:23:48,055
‫ترجیح میدم تو نیای اونجا.

487
00:23:48,055 --> 00:23:49,625
‫چی؟

488
00:23:49,625 --> 00:23:50,760
‫این سابقه نداره.

489
00:23:50,760 --> 00:23:52,096
‫همیشه یه بار اولی هست.

490
00:23:53,532 --> 00:23:55,268
‫- مارک.
‫- من پاهات رو ماساژ میدادم

491
00:23:55,268 --> 00:23:57,006
‫هشت سال، اونم هر شب.

492
00:23:57,006 --> 00:24:00,346
‫و حالا ازم انتظار داری فقط باهات لوبیا بخورم.

493
00:24:00,346 --> 00:24:03,619
‫مارک، مارک، تو بهترین دوست منی.

494
00:24:03,619 --> 00:24:05,924
‫داری میگی که ما هیچ وقت
‫نمیتونیم با هم دوست باشیم؟

495
00:24:05,924 --> 00:24:07,359
‫هیچ وقت.

496
00:24:11,802 --> 00:24:13,471
‫بیا.

497
00:24:21,655 --> 00:24:24,260
‫لعنتی...

498
00:24:24,260 --> 00:24:25,997
‫بیا عزیزم. با این چیزی نخور.

499
00:24:30,841 --> 00:24:32,544
‫هوم. سلام.

500
00:24:32,544 --> 00:24:34,013
‫جنتامایسین دارید؟

501
00:24:34,013 --> 00:24:37,286
‫خب، دکتر بست، خیلی خوشحالم که به اینجا سر زدی.

502
00:24:37,286 --> 00:24:39,658
‫سالی مایلو، داروساز.

503
00:24:39,658 --> 00:24:41,996
‫اون یکی متخصصِ کادر درمانِ شهر.

504
00:24:41,996 --> 00:24:43,398
‫اوهوم.

505
00:24:43,398 --> 00:24:47,406
‫داشتم فکر میکردم دکتر جدید شهرمون
‫کی قراره بیاد به من سر بزنه.

506
00:24:47,406 --> 00:24:50,412
‫دکتر ریس نظرات من رو خیلی با ارزش میدونست.

507
00:24:50,412 --> 00:24:51,949
‫در واقع حق با توئه. عذر میخوام.

508
00:24:51,949 --> 00:24:55,455
‫درگیرِ به اصطلاح، اپیدمی بید دم قهوه‌ ای بودم.

509
00:24:55,455 --> 00:24:56,825
‫اون تولارمیه.

510
00:24:56,825 --> 00:24:58,663
‫و براش جنتامایسین تجویز میکنم...

511
00:24:58,663 --> 00:25:01,000
‫چقدر باهوشی که فهمیدی
‫حساسیت بید‌ دم ‌قهوه‌ ای نیست.

512
00:25:01,000 --> 00:25:02,838
‫ممنون، ولی من جوناس سالک نیستم.

513
00:25:02,838 --> 00:25:05,209
‫فقط چند مورد اسهال رو تشخیص دادم.

514
00:25:05,209 --> 00:25:07,412
‫به هر حال، جنتامایسین؛
‫قراره خیلی ازش لازم داشته باشی.

515
00:25:07,412 --> 00:25:09,718
‫- متوجه شدی؟
‫- مارکیِ من راست میگفت.

516
00:25:09,718 --> 00:25:12,390
‫خیلی جدی و کاری هستی.

517
00:25:12,390 --> 00:25:14,093
‫- کلانتر مارک؟
‫- هوم.

518
00:25:14,093 --> 00:25:16,364
‫پسر کوچولوی من. شباهت رو می‌بینی؟

519
00:25:16,364 --> 00:25:19,538
‫آره، به نظر میرسه هیچکدومتون از
‫یه مکالمه مستقیم خوشتون نمیاد.

520
00:25:19,538 --> 00:25:21,241
‫- تو بامزه‌ ای.
‫- امم.

521
00:25:21,241 --> 00:25:23,779
‫لطفاً فقط مطمئن شو که
داروی کافی توی انبار داری

522
00:25:24,849 --> 00:25:28,890
‫اوه، حالا که اینجام، برت لارج،
‫نسخه پردنیزولونش رو گرفت؟

523
00:25:28,890 --> 00:25:32,363
‫نه، ولی دیدمش که داشت باغبانی میکرد
‫همین چند تا خونه اون طرف تر.

524
00:25:32,363 --> 00:25:34,467
‫لعنتی، دقیقاً همونطور که
‫ازش خواسته بودم کار نکنه، داره کار میکنه.

525
00:25:34,467 --> 00:25:37,173
‫تو خیلی نسبت به مریض‌ هات دلسوزی.

526
00:25:37,173 --> 00:25:39,144
‫این ویژگیت رو دوست دارم.

527
00:25:39,144 --> 00:25:40,580
‫اوه، ببخشید.

528
00:25:40,580 --> 00:25:42,349
‫گاهی ممکنه یکم زیاده ‌روی کنم.

529
00:25:42,349 --> 00:25:43,886
‫خوبه که گفتی.

530
00:25:45,222 --> 00:25:46,725
‫فقط... این گردن‌ بند طبی‌.

531
00:25:46,725 --> 00:25:47,894
‫چیزی هست که باید در موردش بدونم؟

532
00:25:47,894 --> 00:25:49,364
‫- چی، این؟
‫- اوهوم؟

533
00:25:49,364 --> 00:25:51,434
‫خب، برای خودش داستان داره.

534
00:25:51,434 --> 00:25:53,305
‫شاید موقع نوشیدن یه گیلاس شاردونی؟

535
00:25:53,305 --> 00:25:55,844
‫زیاده ‌روی کردی، خانم مایلو.

536
00:25:55,844 --> 00:25:58,315
‫- ممنون از توجهت.
‫- اوهوم.

537
00:26:30,613 --> 00:26:33,619
‫برت! برت!

538
00:26:40,667 --> 00:26:42,369
‫- اوه.
‫- خوبی؟

539
00:26:44,206 --> 00:26:45,710
‫اوه، سلام دکتر.

540
00:26:46,979 --> 00:26:48,649
‫یه لحظه وایسا.

541
00:26:48,649 --> 00:26:50,720
‫- تو الان...؟
‫- آره، همینطوره.

542
00:26:52,690 --> 00:26:54,327
‫خیلی ممنون.

543
00:26:54,327 --> 00:26:56,297
‫چرا هیچکس توی این شهر
به حرف من گوش نمیده؟

544
00:26:58,368 --> 00:27:00,038
‫بیا، زود باش. بپر بیرون.

545
00:27:00,038 --> 00:27:02,409
‫روزی دو بار، هر بار یه قرص، برای پنج روز.

546
00:27:02,409 --> 00:27:05,550
‫ممنونم.

547
00:27:05,550 --> 00:27:09,223
‫من، اوم، فکر کنم همه یه عذرخواهی بهت بدهکاریم.

548
00:27:09,223 --> 00:27:11,529
‫آخرش معلوم شد کارِ اون بیدِ دُم ‌قهوه‌ ای نبوده.

549
00:27:11,529 --> 00:27:12,931
‫آره.

550
00:27:12,931 --> 00:27:16,270
‫همه میتونن بساطِ محاکمه و رسوایی رو
‫جمع کنن برن سرِ نون و لوبیا خودشون.

551
00:27:16,270 --> 00:27:20,513
‫آره، خب، فکر نکنم برم، پس...

552
00:27:20,513 --> 00:27:23,552
‫- اوه.
‫- مارک ازم خواست که نرم.

553
00:27:25,222 --> 00:27:27,694
‫بیشتر از ده ساله که
‫حتی یکیش رو هم از دست ندادم.

554
00:27:27,694 --> 00:27:31,000
‫منظورم اینه که حس عجیبی داره،
‫مثل قطع کردنِ یکی از اعضای بدن.

555
00:27:31,000 --> 00:27:32,470
‫اصلاً سر در نمیارم داری در مورد چی حرف میزنی.

556
00:27:32,470 --> 00:27:33,840
‫ولی اگه انقدر برات مهمه...

557
00:27:33,840 --> 00:27:35,576
‫گورِ بابای مارک، هر کاری دلت میخواد بکن.

558
00:27:35,576 --> 00:27:38,281
‫خب، اگه تو بری منم میام.

559
00:27:38,281 --> 00:27:41,454
‫اوه، اوم، حس میکنم یه مراسم خیلی عمومیه.

560
00:27:41,454 --> 00:27:43,025
‫اوه، نه، نه.

561
00:27:43,025 --> 00:27:44,862
‫- اونا همدیگه رو خوب میشناسن.
‫- منظورم اونجوری نبود.

562
00:27:44,862 --> 00:27:46,732
‫اون، اوم، فقط یه شوخی بود.
‫من، یعنی، من...

563
00:27:46,732 --> 00:27:48,201
‫چرا... چرا باید ما باهم بریم؟

564
00:27:48,201 --> 00:27:49,470
‫اشتباه متوجه شدم.

565
00:27:49,470 --> 00:27:50,973
‫تو گفتی که نمیخوای بری.

566
00:27:50,973 --> 00:27:53,178
‫- حالا میگی برو، برو.
‫- بیخیال، اصلاً فراموشش کن.

567
00:27:53,178 --> 00:27:54,480
‫فراموش شد.

568
00:27:55,717 --> 00:27:59,621
‫اوم، یادت باشه، روزی دو تا قرص،
‫برای پنج روز و، اوم...

569
00:27:59,621 --> 00:28:00,726
‫اوهوم. باشه.

570
00:28:00,726 --> 00:28:02,396
‫- ولی یه نکته دیگه.
‫- آره، باشه.

571
00:28:02,396 --> 00:28:05,201
‫ام، کِی با اون سگ تماس داشتی؟

572
00:28:05,201 --> 00:28:06,739
‫اِه، کدوم سگ؟

573
00:28:06,739 --> 00:28:08,743
‫همونی که توی کلانتری بود، ولی قبل از اون...

574
00:28:08,743 --> 00:28:10,012
‫نبودم.

575
00:28:10,012 --> 00:28:11,782
‫- مطمئنی؟
‫- صد درصد.

576
00:28:13,152 --> 00:28:15,055
‫این چند روز گذشته کجا بودی؟

577
00:28:15,055 --> 00:28:17,259
‫مدرسه. خونه. سالتی بریز؟

578
00:28:21,301 --> 00:28:23,338
‫تو که یه ویروس وحشتناک رو پخش نمیکنی؟

579
00:28:23,338 --> 00:28:25,242
‫- مگه نه عزیزم؟
‫- میدونی، این فقط یه باور غلطه...

580
00:28:25,242 --> 00:28:26,612
‫که خوک‌ ها کثیفن.

581
00:28:26,612 --> 00:28:28,081
‫اونقدر تمیزه که میشه روش غذا خورد.

582
00:28:28,081 --> 00:28:29,751
‫لطفاً این کار رو نکن.

583
00:28:29,751 --> 00:28:31,755
‫چیزی نمی‌بینم. اون نیست.

584
00:28:31,755 --> 00:28:37,300
‫خب، جای دیگه‌ ای هست که تعداد زیادی از مردم
‫این شهر رفته باشن اونجا و حیوون هم داشته باشه؟

585
00:28:37,300 --> 00:28:41,542
‫اوم، بزرگ ترین اتفاقی که توی این شهر میفته،
‫مهمونی شام لوبیائه.

586
00:28:41,542 --> 00:28:43,378
‫و بازسازی خونه‌ گلندون.

587
00:28:43,378 --> 00:28:44,681
‫هوم.

588
00:28:54,233 --> 00:28:57,239
‫سلام، من کلانتر مارک از پورت ون هستم.

589
00:28:57,239 --> 00:28:59,043
‫یه سگ مریض دارم.

590
00:28:59,043 --> 00:29:01,480
‫هزینه‌ معاینه‌ دامپزشک چقدر میشه؟

591
00:29:03,653 --> 00:29:06,157
‫۴۰۰ دلار؟

592
00:29:06,157 --> 00:29:08,529
‫حتی واسه یه مامور قانون؟

593
00:29:14,440 --> 00:29:15,943
‫رفیق.

594
00:29:15,943 --> 00:29:17,446
‫با این قراره بری؟

595
00:29:17,446 --> 00:29:20,219
‫آره، عالیه.

596
00:29:20,219 --> 00:29:22,724
‫آره، آره، آره. نه، من... من عاشقشم.

597
00:29:22,724 --> 00:29:25,830
‫نه، کاملاً امنه.

598
00:29:59,129 --> 00:30:01,500
‫یه لحظه ببخشید. الان برمیگردم.

599
00:30:03,171 --> 00:30:05,142
‫تو اینجا چه غلطی میکنی؟

600
00:30:05,142 --> 00:30:08,315
‫دقیقاً، چند نفر، توی دو هفته گذشته اینجا بودن؟

601
00:30:08,315 --> 00:30:09,684
‫اینجا چیکار میکنی؟

602
00:30:09,684 --> 00:30:11,589
‫چی... این یه کیسه موشه؟

603
00:30:11,589 --> 00:30:13,593
‫جواب سوالم رو بده.

604
00:30:13,593 --> 00:30:14,828
‫نصف مردم شهر.

605
00:30:14,828 --> 00:30:16,598
‫همه دوست دارن بیان اینجا.

606
00:30:16,598 --> 00:30:18,936
‫- لوئیزا، پیتر کرانک؟
‫- آره.

607
00:30:22,711 --> 00:30:24,413
‫چرا؟

608
00:30:24,413 --> 00:30:27,386
‫چی داری میگی؟ تو یه دیوونه‌ ای، ایور!

609
00:30:27,386 --> 00:30:30,960
‫یه دیوونه‌ روانی که بدون اجازه وارد ملک شده!

610
00:30:38,475 --> 00:30:40,647
‫ببخشید، فکر کنم فهمیدم.

611
00:30:40,647 --> 00:30:44,253
‫از همون سگی که موقع بازی کردن،
‫نزدیک موش‌ های کثیف و مرده بوده، درسته؟

612
00:30:44,253 --> 00:30:46,591
‫- چه چندش‌.
‫- منتظرم تایید کنی.

613
00:30:46,591 --> 00:30:47,727
‫هنوز نیومدن ببرنش؟

614
00:30:47,727 --> 00:30:49,263
‫هنوز نه.

615
00:30:49,263 --> 00:30:51,368
‫فکر کنم به دارو نیاز دارم دکتر، چون، چون...

616
00:30:56,646 --> 00:30:58,214
‫بذار یه نگاهی بندازم.

617
00:31:02,356 --> 00:31:05,797
‫دقیقاً فکر کردی من چقدر احمقم؟

618
00:31:05,797 --> 00:31:07,065
‫هوم؟

619
00:31:07,065 --> 00:31:09,939
وایسا، حساسیت پوستیِ برچسبی؟ واقعاً؟

620
00:31:09,939 --> 00:31:12,839
‫اون غذا نمیخوره و من پول نداشتم که
‫ببرمش پیش دامپزشک.

621
00:31:12,877 --> 00:31:15,550
‫میدونی، داروی سگ ها و آدم‌ ها،
‫شبیه همه مگه نه؟

622
00:31:15,550 --> 00:31:19,924
‫آره، ولی گرفتن دارو با بهونه الکی،
‫خلاف قانونه، جناب کلانتر.

623
00:31:19,924 --> 00:31:22,931
‫خب، ببین، میدونم که ما همدیگه رو
‫خیلی خوب نمیشناسیم...

624
00:31:23,931 --> 00:31:25,931
‫ولی هر چقدر هم وانمود کنی که برات مهم نیست...

625
00:31:25,931 --> 00:31:28,241
‫باور نمیکنم بذاری یه سگ بی گناه بمیره، دکتر.

626
00:31:34,253 --> 00:31:36,658
‫باشه. سرفه ‌های الکی رو تموم کن.

627
00:31:40,332 --> 00:31:42,970
‫من تا حالا تو زندگیم همچین کاری نکردم.

628
00:31:50,352 --> 00:31:53,927
‫دیگه هیچ وقت تکرار نشه، قبوله؟

629
00:31:53,927 --> 00:31:55,428
‫فقط نصفش رو بهش بده.

630
00:31:56,297 --> 00:31:57,734
‫ممنون، دکتر.

631
00:31:57,734 --> 00:32:00,873
‫هی، وقتی حالش کاملاً خوب شد،
‫مستقیم میارمش همینجا.

632
00:32:00,873 --> 00:32:02,375
‫- باشه.
‫- چی؟ نه، به هیچ وجه.

633
00:32:02,375 --> 00:32:05,248
‫نه، نه، این آخرین کاریه که باید بکنی، مارک.

634
00:32:05,248 --> 00:32:07,486
‫پسر، داروهات رو بخور.

635
00:32:07,486 --> 00:32:08,990
‫آره، آفرین، همینه.

636
00:32:08,990 --> 00:32:10,860
‫آره، ایول!

637
00:32:10,860 --> 00:32:12,329
‫میدونم...

638
00:32:12,329 --> 00:32:13,899
‫هی! هی!

639
00:32:13,899 --> 00:32:15,970
‫نه! هی! هی!

640
00:32:15,970 --> 00:32:18,141
‫هی! نه!

641
00:32:18,141 --> 00:32:21,982
‫پسر، گذاشتم تنها زندانیم فرار کنه.

642
00:32:21,982 --> 00:32:25,422
‫- سلام؟
‫- اینجا چیکار میکنی؟

643
00:32:25,422 --> 00:32:26,825
‫فکر کردم باید میرفتی...

644
00:32:26,825 --> 00:32:28,762
‫دقیقاً، و تو هم با من میای.

645
00:32:28,762 --> 00:32:30,031
‫به هیچ وجه.

646
00:32:30,031 --> 00:32:31,735
‫همین الان یه ماهی سالمون توی فر گذاشتم.

647
00:32:31,735 --> 00:32:33,238
‫خب پس درش بیار.

648
00:32:33,238 --> 00:32:36,611
‫مارتین، بالاخره تو ساکن پورت‌ ون هستی یا نه؟

649
00:32:36,611 --> 00:32:37,981
‫متأسفانه.

650
00:32:37,981 --> 00:32:40,152
‫پس مثل یکی از اونا رفتار کن...

651
00:32:40,152 --> 00:32:43,659
‫مخصوصاً بعد از اینکه نزدیک بود شام رو کنسل کنی.

652
00:32:43,659 --> 00:32:48,001
‫نه، من منتظر یه شب آروم توی خونه بودم.

653
00:32:48,001 --> 00:32:51,107
‫مثل بقیه‌ شب‌ های آروم توی خونه، مارتین؟

654
00:32:51,107 --> 00:32:53,144
‫وقتی جوری رفتار میکنی که
‫انگار از مردم خوشت نمیاد...

655
00:32:53,144 --> 00:32:55,348
‫اونا هم فکر میکنن که تو ازشون خوشت نمیاد.

656
00:32:56,852 --> 00:32:58,755
‫تو میای مهمونی شام لوبیا.

657
00:33:01,327 --> 00:33:03,464
‫داره کم ‌کم از تو هم بدم میاد.

658
00:33:15,321 --> 00:33:17,493
‫این مراسم چقدر طول میکشه؟

659
00:33:17,493 --> 00:33:18,529
‫میتونم غذام رو بگیرم و برم؟

660
00:33:18,529 --> 00:33:20,465
‫اوه، تمومش کن.

661
00:33:20,465 --> 00:33:24,373
‫بدترین اتفاقی که ممکنه امشب برات بیفته،
‫شاید یه کوچولو سوزش معده باشه.

662
00:33:25,776 --> 00:33:30,385
‫فهمیدم که کار گلندون بوده که باعث بیماری ما شده.

663
00:33:30,385 --> 00:33:31,555
‫جای تعجب نداره.

664
00:33:31,555 --> 00:33:34,159
‫آره، نتیجه آزمایش موش ها مثبت بود.

665
00:33:34,159 --> 00:33:36,230
‫فکر کنم امشب حسابی بهت خوش بگذره.

666
00:33:36,230 --> 00:33:39,270
‫نان سبوس‌ دار جورج ارزشش رو داره که...

667
00:33:39,270 --> 00:33:40,405
‫مارتین؟

668
00:33:41,675 --> 00:33:43,444
‫چیه؟

669
00:33:43,444 --> 00:33:44,547
‫لوئیزا!

670
00:33:46,284 --> 00:33:47,553
‫لوئیزا!

671
00:33:50,225 --> 00:33:56,525
‫- داری چیکار...
‫- اگه قراره من به این مراسم مسخره برم، تو هم میای!

672
00:33:56,538 --> 00:33:57,707
‫واقعاً؟

673
00:34:01,447 --> 00:34:03,084
‫باشه.

674
00:34:03,084 --> 00:34:04,955
‫پنج دقیقه دیگه راه میفتیم.

675
00:34:04,955 --> 00:34:06,124
‫باشه.

676
00:34:13,004 --> 00:34:14,306
‫چیه؟

677
00:34:15,543 --> 00:34:17,345
‫میتونم منتظر بمونم.

678
00:34:37,720 --> 00:34:38,855
‫آره.

679
00:34:40,860 --> 00:34:42,631
‫سلام دکتر.

680
00:34:42,631 --> 00:34:46,470
‫آه، دوباره معذرت میخوام که توی دماغت زدم.

681
00:34:48,875 --> 00:34:49,978
‫دکتر.

682
00:34:49,978 --> 00:34:52,851
‫- اوه، چه کت و شلوار قشنگی.
‫- آره، دکتر.

683
00:34:59,798 --> 00:35:00,899
‫سلام.

684
00:35:02,035 --> 00:35:03,739
‫پس تصمیم گرفتی بیای.

685
00:35:03,739 --> 00:35:07,881
‫آره، راستش، حس کردم اشتباهه که نیام.

686
00:35:07,881 --> 00:35:09,316
‫خوبه.

687
00:35:10,887 --> 00:35:12,355
‫باشه.

688
00:35:14,193 --> 00:35:16,631
‫اوه، ببین، فکر کنم چند تا صندلی پیدا کردم.

689
00:35:16,631 --> 00:35:18,467
‫باشه. باشه.

690
00:35:18,467 --> 00:35:21,908
‫آه. بهت گفتم نباید اینقدر دیر برسیم!

691
00:35:23,880 --> 00:35:25,649
‫- اوه، سلام.
‫- سلام.

692
00:35:26,918 --> 00:35:29,222
‫اوه. یه میز خالی.

693
00:35:31,027 --> 00:35:34,500
‫میخواید، اوم، شما هم میخواید بیاید؟

694
00:35:43,084 --> 00:35:44,420
‫خب، نظرت چیه؟

695
00:35:44,420 --> 00:35:46,658
‫آروم باش، من هنوز حتی شروع به خوردن نکردم.

696
00:35:46,658 --> 00:35:48,528
‫نه، نه، فقط در مورد لوبیاها نه.

697
00:35:49,631 --> 00:35:50,799
‫در مورد همه چی.

698
00:35:51,802 --> 00:35:53,404
‫میفهمی؟

699
00:36:04,126 --> 00:36:05,830
‫نه.

700
00:36:10,673 --> 00:36:12,175
‫ایور!

701
00:36:14,313 --> 00:36:17,485
‫آه، خیلی رو میخواد که پاشدی اومدی اینجا.

702
00:36:17,485 --> 00:36:20,224
‫میدونستی؟ شهرداری پروژه‌
‫ساخت‌ و سازم رو خوابونده.

703
00:36:20,224 --> 00:36:22,362
‫این کار هفته‌ ها من رو عقب میندازه.

704
00:36:22,362 --> 00:36:24,668
‫حالا همه فکر میکنن خونه من
‫باعث مریضی مردم شده.

705
00:36:24,668 --> 00:36:26,403
‫خب خونه‌ تو واقعاً باعث مریضی مردم شد!

706
00:36:26,403 --> 00:36:29,276
‫چطوری؟ یه نگاه به اطرافت بنداز.

707
00:36:29,276 --> 00:36:31,915
‫اگه من نبودم، هیچکدوم از این اتفاق‌ ها نمیفتاد.

708
00:36:31,915 --> 00:36:34,954
‫بیخیال. تو فقط یه کیسه لوبیا بخشیدی،
‫نه یه بخشِ کامل بیمارستان.

709
00:36:40,866 --> 00:36:42,001
‫اوه.

710
00:36:45,374 --> 00:36:48,549
‫حقیقت اینه که، من واقعاً تو رو یادمه.

711
00:36:48,549 --> 00:36:49,586
‫میدونستم.

712
00:36:49,586 --> 00:36:52,586
‫تو یه آدم حقیر و یه قلدرِ بی ‌اعتماد به نفس بودی...

713
00:36:52,860 --> 00:36:54,102
‫که حالا به یه آدمِ لاف زن و رو مخ تر تبدیل شده.

714
00:36:54,828 --> 00:36:56,230
‫- مارتین.
‫- میدونم، میدونم.

715
00:36:56,230 --> 00:36:58,101
‫نمیتونم. به خاطر همون قضیه شامِ خوراک لوبیا پخته.

716
00:36:59,101 --> 00:37:00,101
‫فقط میخواستم بگم که...

717
00:37:00,101 --> 00:37:02,110
‫دیگه وقتش بود که بالاخره یه نفر حرفش رو بزنه.

718
00:37:03,011 --> 00:37:06,050
‫چی؟ خیلی خب، فراموشش کن.

719
00:37:06,050 --> 00:37:08,254
‫مراسم شام خوراک لوبیا لغو شد.

720
00:37:08,254 --> 00:37:10,025
‫همه برن بیرون.

721
00:37:10,025 --> 00:37:12,162
‫نمیتونی ما رو بیرون کنی.

722
00:37:12,162 --> 00:37:14,132
‫تو اصلاً فکر کردی کی هستی؟

723
00:37:14,132 --> 00:37:16,738
‫بابانوئل شدی و داری کریسمس رو لغو میکنی؟

724
00:37:16,738 --> 00:37:18,140
‫خیلی خب.

725
00:37:18,140 --> 00:37:20,445
‫ولی این آخرین شامیه که من پولش رو میدم.

726
00:37:20,445 --> 00:37:22,048
‫شماها در مورد این چی فکر میکنید؟

727
00:37:22,048 --> 00:37:23,686
‫خوبه.

728
00:37:23,686 --> 00:37:26,423
‫همه‌ دونگ میذاریم و خودمون پولش رو میدیم.

729
00:37:26,423 --> 00:37:29,196
‫ارزش هر یه قرونش رو داره که دیگه مجبور نباشیم،
‫هر ماه به حرف ‌های تکراریت گوش بدیم.

730
00:37:29,196 --> 00:37:30,766
‫سوزان! گیلبرت!

731
00:37:32,135 --> 00:37:34,039
‫مـ.... من کاملاً موافقم.

732
00:37:35,576 --> 00:37:37,813
‫بهتره حواست به پشت سرت باشه، ایور.

733
00:37:43,458 --> 00:37:44,927
‫میدونستم فکر بدیه.

734
00:37:44,927 --> 00:37:47,900
‫- میدونستم.
‫- چی؟ مارتین.

735
00:38:32,656 --> 00:38:34,994
‫واقعاً باید بدونی این همه شلوغ بازی برای چیه.

736
00:38:42,142 --> 00:38:44,747
‫خب، نظرت چیه؟

737
00:38:47,018 --> 00:38:48,220
‫واقعاً خوشمزه‌ست.

738
00:38:50,491 --> 00:38:53,398
‫چرا وقتی بقیه چیزی که ما دوست داریم رو
‫دوست دارن، انقدر لذت‌ بخشه؟

739
00:38:53,398 --> 00:38:55,569
‫اوه، هیچ وقت متوجه این نشده بودم.

740
00:38:57,540 --> 00:39:02,983
‫خب، اوم، چند سال پیش چه اتفاقی افتاد؟

741
00:39:04,253 --> 00:39:05,856
‫اوه، اه...

742
00:39:07,159 --> 00:39:08,394
‫اوه، اه...

743
00:39:08,394 --> 00:39:10,364
‫نه، لازم نیست، اه، بهم بگی.

744
00:39:10,364 --> 00:39:13,271
‫- نباید... من...
‫- من... ترجیح میدم نگم.

745
00:39:13,271 --> 00:39:15,141
‫اوه، اوه...

746
00:39:15,141 --> 00:39:17,613
‫باشه. آره.

747
00:39:31,273 --> 00:39:33,845
‫من یه خواهر داشتم.

748
00:39:33,845 --> 00:39:36,851
‫وقتی شش سالم بود، توی تصادف رانندگی فوت کرد.

749
00:39:36,851 --> 00:39:39,156
‫هشت سالش بود.

750
00:39:39,156 --> 00:39:41,493
‫اون موقع منم توی ماشین بودم.

751
00:39:43,264 --> 00:39:48,279
‫پدر و مادرم، من رو تابستون های بعد از اون
‫فرستادن پورت ون...

752
00:39:50,445 --> 00:39:52,783
‫مـ....من فقط میخواستم تنها باشم.

753
00:39:54,486 --> 00:39:56,758
‫ولی گلندون همیشه میومد و...

754
00:39:56,758 --> 00:40:01,934
‫فکر کنم به خاطر ناراحت بودنم، من رو مسخره میکرد.

755
00:40:07,580 --> 00:40:10,151
‫- خیلی متأسفم.
‫- هوم.

756
00:40:17,867 --> 00:40:21,541
‫چند ماه پیش، یه دختر بچه برای جراحی قلب اومد.

757
00:40:23,378 --> 00:40:25,616
‫تصادف رانندگی کرده بود.

758
00:40:25,616 --> 00:40:27,686
‫همسن خواهرم بود.

759
00:40:30,491 --> 00:40:31,995
‫خشکم زد.

760
00:40:33,765 --> 00:40:36,103
‫یه دکتر دیگه مجبور شد
‫به جای من کار رو ادامه بده.

761
00:40:40,913 --> 00:40:42,249
‫خب، چی شد؟

762
00:40:42,249 --> 00:40:45,087
‫بعدش، اِم... دوست داشتم...

763
00:40:50,933 --> 00:40:53,538
‫یه زندگیِ آروم‌ تر داشته باشم.

764
00:41:03,090 --> 00:41:04,694
‫خب...

765
00:41:06,798 --> 00:41:09,169
‫انگار بالاخره یه شام با خوراک لوبیا خوردیم.

766
00:41:09,169 --> 00:41:11,274
‫- اوم.
‫- اوم.

767
00:41:11,274 --> 00:41:12,609
‫هوم.

768
00:41:19,422 --> 00:41:21,393
‫یکم دیگه آب میخوای؟

769
00:41:21,393 --> 00:41:22,830
‫حتماً. آره.

770
00:42:17,573 --> 00:42:19,711
‫برو... نه! نه!

771
00:42:19,711 --> 00:42:22,500
‫برو... برو بیرون! برو بیرون!

772
00:42:22,524 --> 00:42:32,524
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
