1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,044 --> 00:00:20,044
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:54,000 --> 00:00:57,715
‫لوئیزا، عزیزم، حالت چطوره؟

4
00:00:57,715 --> 00:00:59,986
‫خوبم. خـ....خیلی خوبم.

5
00:00:59,986 --> 00:01:01,557
‫مطمئنی؟

6
00:01:01,557 --> 00:01:03,894
‫یعنی، خوب نیستم،
‫معلومه که خوب نیستم.

7
00:01:03,894 --> 00:01:07,802
‫ولی، خب، میدونی، بیخیال.

8
00:01:07,802 --> 00:01:08,938
‫اوهوم.

9
00:01:19,425 --> 00:01:21,362
‫باشه.

10
00:01:23,734 --> 00:01:24,869
‫عجیب غریب.

11
00:01:28,010 --> 00:01:29,412
‫ببخشید، مشکلی داری؟

12
00:01:29,412 --> 00:01:31,650
‫منم داشتم همین رو در مورد تو فکر میکردم.

13
00:01:31,650 --> 00:01:32,886
‫- من؟
‫- اوهوم.

14
00:01:32,886 --> 00:01:35,357
‫من هیچ مشکلی ندارم.

15
00:01:35,992 --> 00:01:37,260
‫هیچی.

16
00:01:37,862 --> 00:01:39,365
‫اصلاً هیچی!

17
00:01:47,582 --> 00:01:50,454
‫خیلی ممنون که امروز به دیدن ما اومدید.

18
00:01:50,454 --> 00:01:52,526
‫- این همه راه رو از بوستون اومدید.
‫- خواهش میکنم.

19
00:01:52,526 --> 00:01:53,928
‫خیلی دوست دارم در مورد
‫این موقعیت شغلی بیشتر بدونم.

20
00:01:53,928 --> 00:01:57,167
‫اوه! چه فونت قشنگی.

21
00:01:57,200 --> 00:01:58,700
‫خیلی حرفه‌ ایه.

22
00:01:58,771 --> 00:02:00,341
‫این فونت هلوتیکا نو نیست؟

23
00:02:00,341 --> 00:02:01,944
‫- اوم...
‫- شروع شده. ببخشید.

24
00:02:01,944 --> 00:02:03,814
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید،
‫ببخشید که دیر کردم.

25
00:02:06,686 --> 00:02:08,222
...چی؟ تو

26
00:02:08,222 --> 00:02:10,628
‫تو کسی هستی که برای
‫مصاحبه دکتریِ ما اومده؟

27
00:02:10,628 --> 00:02:12,498
‫اوم، آره، دارم سعی میکنم.

28
00:02:12,498 --> 00:02:15,437
‫خب، معلومه که این فقط یه تشریفاته.

29
00:02:15,437 --> 00:02:17,542
‫جراح قلب مشهور از بوستون...

30
00:02:17,542 --> 00:02:22,318
‫هر سال کلی جایزه و تقدیرنامه‌،
‫از انجمن پزشکی آمریکا دریافت می‌کنه.

31
00:02:22,318 --> 00:02:23,554
‫خیلی خوش شانسیم اگه
‫تو رو اینجا داشته باشیم...

32
00:02:23,554 --> 00:02:24,824
‫صـ....صبر کنید، اوم، صبر کنید.

33
00:02:24,824 --> 00:02:25,891
‫همینجوری؟
به همین سادگی؟

34
00:02:25,891 --> 00:02:28,363
‫قرار نیست، قرار نیست هیچ سوالی بپرسیم؟

35
00:02:28,363 --> 00:02:30,668
‫لوئیزا، بیا تنها متقاضی‌مون‌ رو فراری ندیم.

36
00:02:30,668 --> 00:02:32,337
‫زندگی توی یه شهر کوچیک...

37
00:02:32,337 --> 00:02:34,976
‫این روزها برای بیشتر مردم مناسب نیست.

38
00:02:34,976 --> 00:02:39,687
‫چطوره بهمون بگی که چرا میخوای یه شهر بزرگ رو
ترک کنی تا بیای و دکتر شهر کوچیک ما بشی

39
00:02:42,726 --> 00:02:43,961
‫خب، اوم...

40
00:02:45,931 --> 00:02:47,268
.صبح بخیر، رفقا

41
00:02:47,268 --> 00:02:48,971
‫آه، اومدیم که طاق رو جمع کنیم.

42
00:02:48,971 --> 00:02:51,510
‫سریع کارمون رو انجام میدیم و میریم.
‫اصلاً متوجه حضور ما نمیشید.

43
00:02:51,510 --> 00:02:54,248
‫قرار بود اینجا یه عروسی برگزار بشه.

44
00:02:55,952 --> 00:02:57,488
‫آره، مال من. خب، داشتی میگفتی؟

45
00:02:57,488 --> 00:03:00,393
‫خب، احتمالاً همونطور که میدونید،
‫من بچه که بودم، تابستون‌ ها رو اینجا میگذروندم،

46
00:03:00,393 --> 00:03:03,332
‫پیش عمه سارام،
‫خاطرات خوش و اینجور چیزها.

47
00:03:03,332 --> 00:03:07,709
‫به هر حال، وقتی این کار بهم پیشنهاد شد،
‫فکر کردم موقعیت خوبیه که یه تنوعی بشه.

48
00:03:12,819 --> 00:03:16,225
‫در مورد مهارت‌ های ارتباطیت کنجکاوم.

49
00:03:16,225 --> 00:03:18,496
‫میدونی، خب، دکتر قبلی ما، دکتر ریس،

50
00:03:18,496 --> 00:03:21,135
‫منظورم اینه که اون،
‫همیشه بهمون آرامش میداد.

51
00:03:21,135 --> 00:03:23,507
‫توی ۹۳ سالگی، موقع کار فوت کرد.

52
00:03:23,507 --> 00:03:25,845
‫اونقدر ما رو دوست داشت که
‫حاضر نبود بازنشسته بشه.

53
00:03:25,845 --> 00:03:28,116
‫هر چقدر هم که به پاش میفتادیم.

54
00:03:38,136 --> 00:03:44,248
‫خب، در مورد نحوه‌ برخورد من با بیمار
من آدم‌ های مریض رو تحویل میگیرم و خوبشون میکنم

55
00:03:44,248 --> 00:03:46,052
‫و اونا هم معمولاً
‫از این بابت خیلی خوشحال میشن.

56
00:03:48,156 --> 00:03:51,000
‫مصاحبه‌ های شغلی شما همیشه
‫توی یه کارگاه ساختمونی برگزار میشه؟

57
00:03:51,000 --> 00:03:52,932
آره. ‫خب، کارتون تموم شد، برت؟

58
00:03:52,932 --> 00:03:55,137
‫آره. دیگه فقط یه مشت تیکه چوب مونده.

59
00:03:55,137 --> 00:03:58,009
‫- کاملاً داغون شده.
‫- آره.

60
00:03:58,009 --> 00:03:59,579
‫- یه جورایی مثل کلانتر مارک.
‫- اوه.

61
00:03:59,579 --> 00:04:01,917
‫بابا، بابا، بابا، بابا، بابا.
‫خیلی زود بود، بابا.

62
00:04:01,917 --> 00:04:04,421
‫- متاسفم.
‫- چی؟

63
00:04:04,421 --> 00:04:07,930
‫هر کی موافق استخدام دکتره، دست هاش بالا.

64
00:04:07,930 --> 00:04:09,398
‫- اوه.
‫- قطعاً.

65
00:04:15,276 --> 00:04:18,183
‫- عالیه. کِی میتونی شروع کنی؟
‫- بلافاصله.

66
00:04:18,183 --> 00:04:21,557
‫هورا، حالا ساندویچ داریم.

67
00:04:23,460 --> 00:04:25,197
‫- حتماً.
‫- مشکلی نیست.

68
00:04:32,178 --> 00:04:33,714
‫هی، هی، هی، هی.

69
00:04:33,714 --> 00:04:37,454
‫فقط این رو بدون، این شهر و همه آدم‌ هاش
‫خیلی برام عزیزن.

70
00:04:37,454 --> 00:04:39,324
‫پس کسی که مسئول مراقبت از اوناست...

71
00:04:39,324 --> 00:04:42,698
‫بذار اینطوری بگم که
‫حواسم... حواسم بهت هست.

72
00:04:42,698 --> 00:04:48,430
‫راستی حالا که حرفش شد، چشم چپت،
‫تاری دید یا درد داری؟

73
00:04:48,500 --> 00:04:50,948
‫اِ، اِ، اوم، یـ....یکم.

74
00:04:50,948 --> 00:04:52,519
‫ممکنه گلوکوم داشته باشی.

75
00:04:52,519 --> 00:04:54,255
‫باید فوراً بری پیش یه متخصص چشم.

76
00:04:54,255 --> 00:04:55,558
‫چی؟

77
00:04:56,660 --> 00:05:01,200
‫آه، اون، اوم
توی صف قهوه

78
00:05:01,235 --> 00:05:03,239
‫- پس اونجا بودی.
‫- اوهوم.

79
00:05:03,239 --> 00:05:05,043
‫به زودی می‌بینی که چقدر توی کارم خوبم.

80
00:05:44,355 --> 00:05:46,359
‫سلام. بهم گفته بودن بیام اینجا...

81
00:05:46,359 --> 00:05:47,762
‫تو باید دکتر مارتین باشی.

82
00:05:47,762 --> 00:05:50,066
‫- خوش اومدی.
‫- ترجیح میدم دکتر بِست صدام بزنن.

83
00:05:50,066 --> 00:05:54,275
‫حالا هر چی. من گرگ هستم،
‫صاحب سالتی بریز ( نسیم شور ).

84
00:05:54,275 --> 00:05:56,045
‫کسی برای من یه کلید
‫اینجا گذاشته که تحویل بگیرم؟

85
00:05:56,045 --> 00:05:58,149
‫آره. لوئیزا اونا رو گذاشت.

86
00:05:58,149 --> 00:05:59,987
‫اون خودش یه داستان داره. شنیدی؟

87
00:05:59,987 --> 00:06:01,557
‫نه. و لازم نیست که بدونم.

88
00:06:01,557 --> 00:06:03,527
‫دکتر مارتین.

89
00:06:03,527 --> 00:06:06,031
‫خوش اومدی. اوه، ببخشید بابتِ...

90
00:06:06,031 --> 00:06:07,267
‫رول‌ های لابستر.

91
00:06:07,300 --> 00:06:11,910
‫- جورج شریک زندگی و کار منه، و نابغه‌ آشپزی ما.
‫- اوه.

92
00:06:11,910 --> 00:06:14,549
‫هی، ما میدونیم از یه شهر بزرگ
‫اومدن چه حسی داره.

93
00:06:14,549 --> 00:06:16,687
‫ما ۱۸ سال پیش از نیویورک اومدیم.

94
00:06:16,687 --> 00:06:19,192
‫توی کار مالی بودیم، باورت میشه؟

95
00:06:19,192 --> 00:06:20,828
‫جورج هم، خب...

96
00:06:20,828 --> 00:06:23,299
‫من... من سرآشپزِ
‫یه آدم خیلی مشهور بودم.

97
00:06:23,299 --> 00:06:24,903
‫نمیتونیم بگیم کی.

98
00:06:24,903 --> 00:06:26,272
‫اون قرارداد عدم افشا امضا کرده.

99
00:06:26,272 --> 00:06:27,908
‫اگه بهت بگم، مجبور میشم بکشمت.

100
00:06:29,980 --> 00:06:33,720
‫بریسکت. خوش اومدی، دکتر مارتین.

101
00:06:33,720 --> 00:06:36,826
‫کلیدهام؟ یا شماره‌ اداره‌ بهداشت؟

102
00:06:36,826 --> 00:06:39,766
‫اوه، آره، لوئیزا.

103
00:06:39,766 --> 00:06:41,737
‫به هر حال، کل شهر دارن پچ پچ میکنن.

104
00:06:41,737 --> 00:06:44,208
‫اون و کلانتر مارک...

105
00:06:46,312 --> 00:06:47,949
‫- سلام.
‫- سلام رفیق.

106
00:06:47,949 --> 00:06:50,554
‫- سلام. سلام.
‫- کلانتر مارک.

107
00:06:50,554 --> 00:06:52,625
‫تو باید دکتر مارت باشی.

108
00:06:52,625 --> 00:06:55,898
‫- در واقع دکتر بِست هستم.
‫- در واقع دکتر بِست.

109
00:06:55,898 --> 00:06:58,604
‫به پورت وِن خوش اومدی، در واقع دکتر بِست.

110
00:06:58,604 --> 00:07:00,741
‫- سلام مارک. چطوری؟
‫- حالت چطوره؟

111
00:07:00,741 --> 00:07:02,579
‫- خوبی؟
‫- کاری از دست ما بر میاد؟

112
00:07:02,579 --> 00:07:04,883
‫راستش، اومدم باهاتون درباره‌ شنبه صحبت کنم.

113
00:07:04,883 --> 00:07:06,887
‫بیعانه رو بهت پس میدیم.

114
00:07:06,887 --> 00:07:08,624
‫نه، نه، نه، نه.
‫من هنوزم میخوام مهمونی رو برگزار کنم.

115
00:07:08,624 --> 00:07:12,465
‫- واقعاً؟
‫- آره. این بهترین اتفاقیه که برام افتاده. من یه مرد آزادم.

116
00:07:12,465 --> 00:07:13,901
‫وقتِ جشن گرفتنه.

117
00:07:13,901 --> 00:07:17,040
‫میدونی، لوئیزا و مارک؟
‫خب، لوئیزا، اون...

118
00:07:17,040 --> 00:07:19,879
‫لوئیزا دو هفته قبل از عروسی‌ من رو ول کرد.

119
00:07:19,879 --> 00:07:22,752
‫راستش احتمالاً باید همین الان برم خونه
‫ براش یه یادداشت تشکر بنویسم.

120
00:07:22,752 --> 00:07:25,090
‫همه توی شهر فکر میکنن اون خیلی محشره.

121
00:07:25,090 --> 00:07:26,492
‫اوه، اون به بچه‌ ها درس میده.

122
00:07:26,492 --> 00:07:27,996
‫ولی من حقیقت رو میدونم.

123
00:07:27,996 --> 00:07:29,899
‫شیطان زیر اون ظاهرش قایم شده.

124
00:07:29,899 --> 00:07:32,037
‫قرار بود جشن عروسی اینجا برگزار بشه.

125
00:07:32,037 --> 00:07:34,008
‫- هنوز منتظر کلید هام هستم.
‫- اوه، آره، آره.

126
00:07:34,008 --> 00:07:35,177
‫عزیزم، توی جیب پشتیه.

127
00:07:35,177 --> 00:07:37,013
‫دارم بهت میگم دکتر،
‫به نظرم تو هم باید بیای.

128
00:07:37,013 --> 00:07:39,051
‫کی دلش میخواد
به یه عروسی کسل کننده بره؟

129
00:07:39,051 --> 00:07:40,822
‫قراره یه بزن و بکوبِ حسابی داشته باشیم.

130
00:07:40,822 --> 00:07:43,760
‫- با چی؟ با یه ایستگاه کرپ.
‫- یه ایستگاه کرپ.

131
00:07:43,760 --> 00:07:46,399
‫- نه.
‫- از قبل یه برنامه‌ داشتی؟

132
00:07:46,399 --> 00:07:47,568
‫اصلاً.

133
00:07:49,271 --> 00:07:50,975
‫- ازش خوشم اومد.
‫- آدم خوبیه.

134
00:07:50,975 --> 00:07:52,111
‫آره.

135
00:08:17,696 --> 00:08:18,964
‫تو از کجا پیدات شد؟

136
00:08:18,964 --> 00:08:22,437
‫برو بیرون، برو بیرون. برو، کیش.

137
00:08:22,437 --> 00:08:26,112
‫برو بیرون! کیش برو بیرون!

138
00:08:26,112 --> 00:08:28,149
‫تو دکتر مارتینی؟

139
00:08:28,149 --> 00:08:29,886
‫در واقع من دکتر بست هستم.
( بست معنی بهترین میده )

140
00:08:31,455 --> 00:08:33,694
‫وای، خدای من.
‫منظورت دکتر «وُرست» ( بدترین ) نیست؟

141
00:08:33,694 --> 00:08:35,832
‫- اون خیلی با کلاس و پر افاده‌ست.
‫- اوه، اوه، بهمون بگو که...

142
00:08:35,832 --> 00:08:37,936
‫- خانم دکتر بِستی هم در کاره؟
‫- چی؟

143
00:08:37,936 --> 00:08:40,741
‫- یا شاید هم آقای دکتر بِست؟
‫- این موضوع چه ربطی به شما داره؟

144
00:08:40,741 --> 00:08:42,010
‫اوه، قطعاً به نظر میاد دگرجنسگرا باشه.

145
00:08:42,010 --> 00:08:43,847
‫- و خیلی هم مجرد.
‫- این خیلی مسخره‌ست.

146
00:08:43,847 --> 00:08:46,619
‫اگه قراره بیاد اینجا زندگی کنه،
‫حداقل نمیشد یه ذره آدمِ جالبی باشه؟

147
00:08:54,235 --> 00:08:56,038
‫صبر کن. نه، نه، نه، بیخیال!

148
00:08:57,708 --> 00:09:03,152
‫صاف کردنِ گیره‌ های کاغذ ‫و بعد دوباره
خم کردنشون، چون واقعاً لذت بخشه

149
00:09:03,152 --> 00:09:07,628
‫و بعد شاید چند تا کش دیگه
‫به توپِ کشی اضافه کنم، چون میدونید...

150
00:09:07,628 --> 00:09:10,133
‫دوست دارم روزی چند تا اضافه کنم
‫تا، مثلاً، بزرگ شدنش رو ببینم.

151
00:09:10,133 --> 00:09:12,337
‫- هشتگ‌ های منطقی...
‫- مزاحم شدم؟

152
00:09:12,337 --> 00:09:14,742
‫اوه، آره، ببخشید.

153
00:09:14,742 --> 00:09:16,579
‫- فقط دارم برنامه‌م رو ضبط میکنم.
‫- اوم.

154
00:09:17,916 --> 00:09:21,188
‫- تو کی هستی؟
‫- الین. دستیار اداری تو.

155
00:09:21,188 --> 00:09:23,158
‫- من با دکتر ریس کار میکردم.
‫- اوه، ببخشید.

156
00:09:23,158 --> 00:09:25,631
‫فکر میکردم قراره برای این شغل
‫با بقیه هم مصاحبه کنم.

157
00:09:25,631 --> 00:09:27,735
‫خب، من فقط توی وقتت صرفه جویی کردم.

158
00:09:27,735 --> 00:09:29,739
‫- اوم.
‫- می‌بینی چه دستیار خوبی هستم؟

159
00:09:29,739 --> 00:09:32,611
‫و این، این... این چیه؟
این چیه؟ این چیه؟

160
00:09:32,611 --> 00:09:34,649
‫دارم تبدیل به یه ستاره یوتیوب میشم.

161
00:09:34,649 --> 00:09:39,625
‫من موقعی که کارهای معمولی خودم رو میکنم،
‫تدی رو به خودم می‌بندم.

162
00:09:39,625 --> 00:09:40,761
‫حدس بزن اسم برنامه چیه؟

163
00:09:40,761 --> 00:09:42,899
.خرس با من -
.خرس با من -
( معنی دیگه هم داره یعنی باهام مدارا کن )

164
00:09:42,899 --> 00:09:44,602
‫ای ناقلا.

165
00:09:44,602 --> 00:09:49,300
‫فقط کنجکاوم، احیاناً توی گوش ‌هات،
‫صدای زنگی چیزی نمیشنوی؟

166
00:09:49,378 --> 00:09:51,517
‫- نه. چطور؟
‫- چون تلفن داره زنگ میخوره.

167
00:09:51,517 --> 00:09:53,052
‫گیلبرت. سلام!

168
00:09:53,052 --> 00:09:54,656
‫از دیدنت خوشحالم.
‫برای گرفتن ویزیت اومدی؟

169
00:09:54,656 --> 00:09:56,292
‫- خب، آره.
‫- خیلی خب، برو داخل.

170
00:09:56,292 --> 00:09:57,929
‫نه، نه، نرو داخل.

171
00:09:57,929 --> 00:09:59,966
‫من هنوز حتی وسایل ماشینم رو خالی نکردم.
‫مورد اورژانسیه؟

172
00:09:59,966 --> 00:10:02,838
‫خب، اگه این اورژانسی نیست،
‫نمیدونم دیگه چی اورژانسیه.

173
00:10:06,000 --> 00:10:09,000
‫خب، اگه دکتر جدیدی،
‫کارت رو شروع کن.

174
00:10:26,000 --> 00:10:28,500
<font color="#ffcc00"><i><b>[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت اول ]</b></i></font>

175
00:10:31,863 --> 00:10:34,702
‫خیلی خب. اسم کاملت چیه؟

176
00:10:34,702 --> 00:10:36,104
‫گیلبرت کارلایل.

177
00:10:36,940 --> 00:10:39,946
‫و دوست داری بهم بگی که
این وضعیت اورژانسی چیه؟

178
00:10:39,946 --> 00:10:44,154
‫خب، دکتر ریس اول
‫یه فنجون قهوه تعارف میکرد.

179
00:10:44,154 --> 00:10:45,691
‫من باریستا نیستم، ادامه بده.

180
00:10:45,691 --> 00:10:48,697
‫خب، ببین، ‫صحبت کردن در موردش سخته

181
00:10:48,697 --> 00:10:51,200
‫بهت اطمینان میدم، هر چیزی که اینجا گفته بشه
‫کاملاً محرمانه میمونه.

182
00:10:51,268 --> 00:10:53,540
‫خیلی خجالت آوره.

183
00:10:53,540 --> 00:10:55,076
‫میخوای من حدس بزنم؟

184
00:10:58,349 --> 00:11:00,186
‫اختلال نعوظ؟

185
00:11:00,186 --> 00:11:01,723
‫خدا نکنه، نه!

186
00:11:01,723 --> 00:11:06,465
‫نفخ غیر قابل کنترل
بوی بد دهن، جذام؟

187
00:11:06,465 --> 00:11:07,836
‫نه، نه، نه!

188
00:11:07,836 --> 00:11:10,273
‫هوم.

189
00:11:15,417 --> 00:11:17,621
‫اصطلاح علمی این «ژنیکوماستی»ئه.

190
00:11:17,621 --> 00:11:19,491
‫اسم باکلاسیه برای اینکه بگی
‫دارم سینه در میارم.

191
00:11:19,491 --> 00:11:20,894
‫حتماً یه چیز غیر عادیه.

192
00:11:20,894 --> 00:11:22,130
‫چیز غیر عادی نیست.

193
00:11:22,130 --> 00:11:24,468
‫بیشتر از ۳۵ درصد مردها
‫یه زمانی بهش دچار میشن.

194
00:11:24,468 --> 00:11:26,372
‫ولی باید یه آزمایش خون بگیریم.

195
00:11:26,372 --> 00:11:27,775
‫من حرفی ندارم.

196
00:11:27,775 --> 00:11:29,245
‫میدونی چیه، راستش نظرم عوض شد...

197
00:11:29,245 --> 00:11:31,282
‫بهتره وقتی وسایلم رو راه انداختم برگردی.

198
00:11:31,282 --> 00:11:33,019
‫سوزن‌ ها و لوله ها که همینجان.

199
00:11:33,019 --> 00:11:35,356
‫ببین، رگ‌ های من خوراکِ سرنگه.

200
00:11:36,492 --> 00:11:38,830
‫- درست همینجا.
‫- اوهوم.

201
00:11:39,632 --> 00:11:42,170
‫من همین ده دقیقه پیش
‫برای اولین بار اومدم توی دفترم.

202
00:11:42,170 --> 00:11:44,208
‫باید بعداً تشریف بیاری.

203
00:11:44,208 --> 00:11:45,645
‫همین؟

204
00:11:45,645 --> 00:11:47,280
‫نه آزمایش خونی، نه توصیه ای‌.

205
00:11:47,280 --> 00:11:49,117
‫میتونم برات یه سوتین آموزشی تجویز کنم.

206
00:11:49,117 --> 00:11:51,222
‫هیچ وقت این کار رو نمیکنم!

207
00:11:51,222 --> 00:11:52,625
‫هیچ وقت!

208
00:11:55,497 --> 00:11:56,833
‫هیچ وقت!

209
00:12:00,173 --> 00:12:02,811
‫واقعاً آدم شیرین ‌زبونی هستی،
‫مگه نه؟

210
00:12:04,782 --> 00:12:07,053
‫متأسفم. راستش هنوز کارم رو شروع نکردم.

211
00:12:07,053 --> 00:12:09,792
‫اوه، نگران نباش. ما فقط اومدیم
‫ورودت رو به شهر خوش آمد بگیم.

212
00:12:09,792 --> 00:12:12,331
‫- بفرما، اینم یه شیرینی ووپی.
‫- هوم.

213
00:12:12,331 --> 00:12:15,871
‫اِم، اگه اشکالی نداره...
‫میخوام وسایلم رو باز کنم.

214
00:12:15,871 --> 00:12:19,178
‫اوه، و این هم کارت‌مون،
‫اگه برای اینجا به تعمیرات نیاز داشتید.

215
00:12:19,178 --> 00:12:21,315
‫آره، ما یه شرکت خدمات فنیِ پدر و پسری هستیم.

216
00:12:21,315 --> 00:12:23,186
‫به نظر میرسه یه رنگ کاری
جدید لازم داشته باشید

217
00:12:23,186 --> 00:12:25,791
‫تعمیر سقف، اوه، و شرط می‌بندم
‫اون درِ کشوییِ طبقه بالا، باید بررسی بشه.

218
00:12:25,791 --> 00:12:29,999
‫اوه، نگرانیت تاثیر گذاره
‫  و حدس میزنم پر هزینه. نه، ممنون.

219
00:12:31,402 --> 00:12:34,676
‫هی، تو هم میخوای به مهمونی
شنبه کلانتر مارک بری؟

220
00:12:34,676 --> 00:12:37,113
‫نه. من طرفدار لوئیزام.

221
00:12:37,113 --> 00:12:38,817
‫اون جادو رو حس میکرد.

222
00:12:38,817 --> 00:12:41,255
‫و اگه یه چیز باشه که واقعی باشه،
‫اون جادوئه.

223
00:12:41,255 --> 00:12:42,457
‫تو واقعاً باهوشی.

224
00:12:45,096 --> 00:12:47,602
‫الین، لطفاً با قلم و کاغذ بیا تو.

225
00:12:50,072 --> 00:12:53,379
‫این از من که دارم با قلم و کاغذ میام

226
00:12:53,379 --> 00:12:56,452
‫- لطفاً یادداشت بردار.
‫- و اینم از من، در حالِ یادداشت برداشتن.

227
00:12:56,452 --> 00:12:57,722
‫اون رو خاموش کن. غیر قابل تحمله.

228
00:12:57,722 --> 00:12:58,957
‫غیر قابل تحمل.

229
00:12:58,957 --> 00:13:00,259
‫این یکی خوب بود، دکتر.

230
00:13:00,259 --> 00:13:02,965
‫خب، به دستکش و گاز استریل نیاز داریم.

231
00:13:02,965 --> 00:13:05,972
وایسا، عجیبه، حس میکنم یه چیزی بود
که ‫میخواستم بهت بگم

232
00:13:05,972 --> 00:13:07,741
‫آبسلانگ. فشار آب چطوره؟

233
00:13:08,977 --> 00:13:11,249
‫آره، این چیزی بود که میخواستم بگم.

234
00:13:11,249 --> 00:13:14,120
‫اون، اوم، شیر آب باید تعمیر بشه.

235
00:13:14,120 --> 00:13:16,091
‫چیز دیگه‌ ای هم هست که
‫یادت رفته باشه؟ هوم؟

236
00:13:16,091 --> 00:13:17,962
‫سیم های لخت، مین‌ های زمینی مخفی.

237
00:13:17,962 --> 00:13:19,732
‫- اوه، واقعاً مطمئن نیستم.
‫- آره.

238
00:13:19,732 --> 00:13:21,168
‫- نظرت در مورد یه حوله چیه؟
‫- آره.

239
00:13:21,168 --> 00:13:22,905
‫کابینت سمت چپ، قفسه بالا.

240
00:13:23,807 --> 00:13:25,443
‫- آره.
‫- آره.

241
00:13:25,443 --> 00:13:26,579
‫ممنون.

242
00:13:30,220 --> 00:13:33,861
‫خب، حالا میخوام ساندویچم رو بخورم.

243
00:13:33,861 --> 00:13:37,000
‫یادم انداختی، کل روز هیچی نخوردم.

244
00:13:37,500 --> 00:13:39,000
...شاید منم

245
00:13:42,500 --> 00:13:43,500
!بیرون

246
00:13:45,718 --> 00:13:48,389
‫خب، یه مقدار بیسکویت ترد توی کابینت هست.

247
00:13:48,389 --> 00:13:50,026
‫یا میتونی بری رستوران «سولتی بریز».

248
00:13:50,026 --> 00:13:53,400
‫برنده بهترین رول لابستر شمال شرق مِین شده
حدوداً شش سال پشت سر هم

249
00:13:53,499 --> 00:13:54,602
‫فروشگاه کجاست؟

250
00:13:54,602 --> 00:13:56,438
‫درست وسط شهره. محاله پیداش نکنی.

251
00:13:56,500 --> 00:14:02,500
‫همون فروشگاه «پورت وِن» توی خیابون اصلی
از کد الین برای ده درصد تخفیف استفاده کنید

252
00:14:09,031 --> 00:14:11,401
‫دکتر مارتین؟ به پورت ون خوش اومدی.

253
00:14:14,575 --> 00:14:19,000
‫ببین کی اینجاست، دکتر جدیدمون ‫داره خرید می‌کنه
درست مثل آدم‌ های معمولی

254
00:14:19,017 --> 00:14:21,055
‫دکتر مارتین!

255
00:14:21,055 --> 00:14:23,025
‫وای، خدای من. از دیدنت خیلی خوشحالم.

256
00:14:23,025 --> 00:14:25,797
‫زانوی پسرم خراشیده شده.
‫نگرانم عفونت کرده باشه.

257
00:14:25,797 --> 00:14:27,100
‫خب، اوم، بیاید وقت بگیرید.

258
00:14:27,100 --> 00:14:28,870
‫خوشحال میشم اونجا ببینمش.

259
00:14:28,870 --> 00:14:31,408
‫- حالا که اینجایی...
‫- اوه، خواهش میکنم. نه، نه.

260
00:14:31,408 --> 00:14:34,682
‫منظورم اینه که، اینی که دارم
بهش ‫نگاه میکنم خونه یا چرک؟

261
00:14:37,087 --> 00:14:39,926
‫اوم، فقط... فقط روش رو
‫بپوشون و خشک نگهش دار.

262
00:15:12,959 --> 00:15:15,864
‫- دکتر مارتین.
‫- در واقع اسمم این نیست.

263
00:15:15,864 --> 00:15:17,266
‫به پورت ون خوش اومدی.

264
00:15:17,266 --> 00:15:19,337
‫- من سوزانم.
‫- خوش به حالت.

265
00:15:19,337 --> 00:15:24,615
‫داشتم فکر میکردم که... داروم داره تموم میشه
‫و امیدوار بودم بتونی، یه نسخه جدید برام بنویسی؟

266
00:15:24,615 --> 00:15:27,555
‫انگار کل دنیا یه مطب دکتر بزرگه.

267
00:15:27,555 --> 00:15:29,491
‫متاسفم.

268
00:15:29,491 --> 00:15:33,600
‫دکتر ریس هیچ وقت بدش نمیومد
‫و این یه جورایی اورژانسیه.

269
00:15:33,600 --> 00:15:34,735
‫برای چیه؟

270
00:15:34,735 --> 00:15:38,142
‫کرم استروژن، ۰.۰۱ میلی گرم.

271
00:15:38,142 --> 00:15:40,380
‫خیلی خب. یادداشت میکنم.

272
00:15:40,380 --> 00:15:42,684
‫هر چند، من این رو یه مورد اورژانسی نمیدونم.

273
00:15:42,684 --> 00:15:44,154
‫اوه، من مخالفم،

274
00:15:44,154 --> 00:15:50,300
‫من و شوهرم خیلی فعالیم و بدون اون،
‫اون پایین ممکنه یکم مثل سنباده زبر بشه.

275
00:15:50,300 --> 00:15:52,103
‫یکی باید بهشون هشدار بده.

276
00:15:52,103 --> 00:15:54,408
‫رطوبت تا ابد موندگار نیست.

277
00:15:54,408 --> 00:15:57,280
‫اوم، به هر حال،
‫خدا رو شکر که این کرم هست.

278
00:15:57,280 --> 00:16:01,150
‫- اوم...
‫- انقدر خوب جواب میده که گیلبرت
عملاً یه لباس غواصی لازم داره

279
00:16:01,188 --> 00:16:04,729
وایسا، گیلبرت کارلایل شوهرته؟

280
00:16:04,729 --> 00:16:06,064
‫- آره.
‫- و موقع نزدیکی ازش استفاده میکنی؟

281
00:16:06,064 --> 00:16:08,036
‫خیلی زیاد.

282
00:16:10,875 --> 00:16:12,678
‫اگه تو... ببخشید.

283
00:16:12,678 --> 00:16:14,615
‫نسخه‌ رو میفرستم داروخونه.

284
00:16:49,652 --> 00:16:52,157
‫از ملک من برو بیرون، روانی.

285
00:16:52,157 --> 00:16:55,329
‫میخواستم بهت بگم، فکر کنم
‫فهمیدم مشکل چیه.

286
00:16:55,329 --> 00:16:58,235
‫دیگه دیره. فکر کردی ‫همینجوری
میتونی تحقیرم کنی؟

287
00:16:58,235 --> 00:17:00,741
‫میرم پیش یه دکتر توی بار هاربر.
‫کی به تو احتیاج داره؟

288
00:17:00,741 --> 00:17:03,646
‫میشه لطفاً ساکت باشی
و بذاری توضیح بدم؟

289
00:17:03,646 --> 00:17:06,351
‫- باشه.
‫- عالیه.

290
00:17:06,351 --> 00:17:09,257
‫- این قضیه رو روشن می‌کنه.
‫- چیزی نگو.

291
00:17:09,257 --> 00:17:11,596
‫- چی؟
‫- اون نمیدونه.

292
00:17:11,596 --> 00:17:15,336
‫- خب، چطوری ممکنه؟
‫- تیشرت، بلوز پیژامه...

293
00:17:15,336 --> 00:17:17,473
‫یا اون لباسِ کمیابِ پیک پیتزا.

294
00:17:17,473 --> 00:17:20,948
‫- اینجا چیکار میکنید؟
‫- یه مشکل پزشکی جزئی.

295
00:17:20,948 --> 00:17:23,085
‫- چیزی نیست که نگرانش باشی.
‫- چقدر جزئی؟

296
00:17:23,085 --> 00:17:24,756
‫تقریباً در حدِ کاپِ A.

297
00:17:24,756 --> 00:17:29,832
‫خب، وقتی میگی چیزی نیست،
‫اون وقت واقعاً نگران میشم. چی شده؟

298
00:17:29,832 --> 00:17:32,069
‫- باشه، فقط بهش بگو.
‫- با کمال میل.

299
00:17:32,972 --> 00:17:34,274
...وایسا

300
00:17:36,546 --> 00:17:39,084
‫شوهرت از موضوع کرم خبر داره؟

301
00:17:39,084 --> 00:17:41,656
‫نه، و بهش نگو.

302
00:17:41,656 --> 00:17:43,593
‫توی ازدواج باید یه سری راز
‫پیش خودت بمونه.

303
00:17:43,593 --> 00:17:45,496
‫اوه. این واقعاً عالیه.

304
00:17:45,496 --> 00:17:47,769
‫- اوه، بهش بگو دیگه.
‫- باشه.

305
00:17:50,206 --> 00:17:52,243
‫کرم استروژنت.

306
00:17:52,243 --> 00:17:53,747
‫اون یه هورمون زنانه‌ست.

307
00:17:53,747 --> 00:17:57,500
‫باید ۱۲ ساعت قبل از نزدیکی بزنیش.
‫وگرنه ممکنه جذب بشه.

308
00:17:57,521 --> 00:18:00,026
‫- همش تقصیر منه؟
‫- الان خیلی گیج شدم.

309
00:18:00,026 --> 00:18:05,436
‫شما دو تا یه چیزی بخورید،
‫حرف بزنید. کار من اینجا تمومه.

310
00:18:07,374 --> 00:18:12,416
‫بفرما. نامه‌ های تبلیغاتی
‫رفتن توی سطل بازیافت.

311
00:18:12,416 --> 00:18:15,924
‫زدم توی هدف. سلام دکتر.
‫خرید چطور بود؟

312
00:18:15,924 --> 00:18:17,861
‫راستش خیلی پر بار بود.

313
00:18:17,861 --> 00:18:19,665
‫یه معمای پزشکی حل شد.

314
00:18:19,665 --> 00:18:21,536
‫کل لیست موجودی رو نوشتی؟

315
00:18:21,536 --> 00:18:23,306
‫آره، شروع کردم ولی حوصله‌م سر رفت.

316
00:18:23,306 --> 00:18:24,842
‫در ضمن، اوم، یه مریض منتظرته.

317
00:18:24,842 --> 00:18:27,413
‫الین، بهت گفتم که هنوز نوبت نمیدم.

318
00:18:27,413 --> 00:18:30,019
‫- این رو به مریض هات بگو.
‫- نه، در واقع این وظیفه‌ توئه.

319
00:18:30,019 --> 00:18:32,624
‫- این وظیفه‌...
‫- اوه.

320
00:18:35,697 --> 00:18:37,768
‫- ببخشید، شما...
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

321
00:18:37,768 --> 00:18:39,203
‫من سینه در آوردم.

322
00:18:39,227 --> 00:18:47,227
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

323
00:19:04,354 --> 00:19:07,326
‫پسر، داره عجیب میشه.

324
00:19:07,326 --> 00:19:10,165
‫متاسفم. میتونی پیرهنت رو ببندی.

325
00:19:10,165 --> 00:19:12,838
‫- این خیلی عجیبه.
‫- به من میگی؟

326
00:19:14,107 --> 00:19:16,646
‫خب، دارم تبدیل به زن میشم یا چی؟

327
00:19:16,646 --> 00:19:20,754
‫لطفاً، فقط بذار فکر کنم.
‫حتماً یه دلیلی داره.

328
00:19:20,754 --> 00:19:23,492
‫یعنی جواب آره‌ست؟
دارم زن میشم؟

329
00:19:23,492 --> 00:19:25,329
‫باید یه عکس پاسپورت جدید بگیرم؟

330
00:19:25,329 --> 00:19:30,473
‫احتمالاً هیچکدوم از دوست یا همسایه هات
‫دچار تغییرات، اوم، مثل این نشدن؟

331
00:19:30,473 --> 00:19:32,243
‫من از کجا باید بدونم؟

332
00:19:32,243 --> 00:19:35,614
‫فکر کردی من راه میفتم و با دوست هام
‫در مورد سینه هاشون حرف میزنم؟

333
00:19:35,614 --> 00:19:36,351
‫نه، فقط، باشه.

334
00:19:36,351 --> 00:19:39,725
‫این وضعیت چند وقته که شروع شده؟
‫و تغییری توی رژیم غذایی داشتی؟

335
00:19:39,725 --> 00:19:41,094
‫اوم...

336
00:19:41,094 --> 00:19:42,263
‫وگان شدم.

337
00:19:42,263 --> 00:19:43,600
‫عجب سوپرایزی.

338
00:19:43,600 --> 00:19:44,802
‫اوم، وایسا.

339
00:19:44,802 --> 00:19:46,471
‫محصولات سویا زیادی مصرف میکنی؟

340
00:19:46,471 --> 00:19:49,477
‫آره، شروع کردم به خوردن یه عالمه توفو.

341
00:19:49,477 --> 00:19:52,250
‫هی، دقیقاً همون موقع بود که
‫اینا شروع به در اومدن کردن.

342
00:19:52,250 --> 00:19:53,920
‫سویا استروژن طبیعی داره، ولی این نباید...

343
00:19:53,920 --> 00:19:56,693
‫داری میگی توفو کونگ‌ پائو
‫باعث شده سینه در بیارم؟!

344
00:19:56,693 --> 00:19:57,795
‫به تنهایی بعیده.

345
00:19:57,795 --> 00:20:00,634
‫- ماری جوانا زیاد مصرف میکنی؟
‫- اوه، حتماً.

346
00:20:00,634 --> 00:20:02,671
‫چون موهاش بلنده بپرس علف میکشه یا نه.

347
00:20:02,671 --> 00:20:04,240
‫فقط دارم سعی میکنم بفهمم قضیه چیه.

348
00:20:04,240 --> 00:20:05,644
‫ببین، من دیگه بریدم.

349
00:20:05,644 --> 00:20:07,213
‫فقط یاد میگیرم چطوری باهاش کنار بیام.

350
00:20:07,213 --> 00:20:08,783
‫دیگه با لباس سکس نمیکنم.

351
00:20:08,783 --> 00:20:11,321
‫نه، خواهش میکنم.
‫فقط برگرد. من هنوز حتی...

352
00:20:19,972 --> 00:20:21,776
‫سلام دکتر. اوه، همین الان بهم زنگ زدن.

353
00:20:21,776 --> 00:20:24,314
‫یه نفر، اوم، توی اسکله آسیب دیده.

354
00:20:24,314 --> 00:20:25,851
‫میخوان همین الان بری یه نگاهی بهش بندازی.

355
00:20:25,851 --> 00:20:28,590
‫خب، جدیه؟
آمبولانس لازم دارن؟

356
00:20:28,689 --> 00:20:32,030
‫فقط پرسیدن که میتونی
‫روی قایق اون رو ببینی یا نه.

357
00:20:32,030 --> 00:20:34,401
‫چیز دیگه‌ ای میدونی؟

358
00:20:34,401 --> 00:20:37,139
‫من که ذهن خوان نیستم.

359
00:20:46,124 --> 00:20:47,794
‫- الین.
‫- بله.

360
00:20:47,794 --> 00:20:49,698
‫- تو اخراجی.
‫- چی؟

361
00:20:49,698 --> 00:20:54,073
‫تو بی کفایت، حواس پرت و کلاً رو اعصابی.

362
00:20:54,073 --> 00:20:55,977
‫من از ۱۶ سالگی این کار رو داشتم.

363
00:20:55,977 --> 00:20:58,984
‫- نمیتونی این کار رو با من بکنی.
‫- ولی همین الان کردم.

364
00:20:58,984 --> 00:21:01,454
‫حالا لطفاً آدرس این مریض رو ‫برام پیامک کن

365
00:21:01,454 --> 00:21:02,924
‫آدرس رو گرفتی دیگه، مگه نه؟

366
00:21:12,711 --> 00:21:14,481
‫سلام همگی.

367
00:21:14,481 --> 00:21:17,954
‫ببینید، امروز توی پورت ون
‫فاجعه به بار اومده.

368
00:21:26,572 --> 00:21:30,680
‫پس باید تظاهر کنم نیمه جونم
تا بیای بهم سر بزنی؟

369
00:21:31,883 --> 00:21:35,590
‫- عمه سارا.
‫- نترس، نمیخورمت.

370
00:21:35,590 --> 00:21:38,328
‫بهتره یکم به درد بخور باشی.

371
00:21:38,328 --> 00:21:40,466
‫- شروع کن به کِش انداختن.
‫- من؟ همین الان؟

372
00:21:40,466 --> 00:21:43,573
‫دست‌ پاچه نشو. مطمئنم یادته.

373
00:21:46,444 --> 00:21:52,700
‫خب، از اسم من استفاده میکنی ‫تا شغل رو بگیری
و بعد حتی به خودت زحمت نمیدی ‫بگی که اینجایی؟

374
00:21:52,758 --> 00:21:55,229
‫میخواستم بگم. فقط سرم خیلی شلوغ بوده.

375
00:21:55,229 --> 00:21:57,333
‫اوه، مارتین، بیخیال.

376
00:21:57,333 --> 00:22:01,542
‫توی پورت ون هیچی
‫اونقدر پشت سر هم اتفاق نمیفته.

377
00:22:01,542 --> 00:22:05,482
‫ولی خیلی خوشحالم که اینجایی،
‫حتی اگه برادر زاده مزخرفی باشی.

378
00:22:05,482 --> 00:22:07,521
‫ولی من هر سال برات
‫کارت کریسمس میفرستادم.

379
00:22:07,521 --> 00:22:09,491
‫- داری چی میگی؟
‫- آره.

380
00:22:09,491 --> 00:22:11,663
‫کریسمس مبارک، مارتین.

381
00:22:11,663 --> 00:22:14,635
‫خرچنگ‌ هایی که چنگالشون رو بستم
‫از تو مهربون تر بودن.

382
00:22:15,770 --> 00:22:18,543
‫به هر حال، حقیقت اینه که تقصیر منه،

383
00:22:18,543 --> 00:22:26,900
‫که ما... ما نموندیم، که ما... اون پدر لعنتیت.

384
00:22:27,093 --> 00:22:28,128
‫چی؟

385
00:22:29,264 --> 00:22:30,867
‫بیخیال. ولش کن.

386
00:22:30,867 --> 00:22:34,508
‫الان دیگه اینجایی و فرصت های
از دست رفته رو جبران میکنیم

387
00:22:36,144 --> 00:22:37,514
‫به خودت نگاه کن...

388
00:22:40,119 --> 00:22:41,889
‫انگار همین دیروز بود.

389
00:22:41,889 --> 00:22:44,562
‫خب، من یه جراحم.

390
00:22:44,562 --> 00:22:48,700
‫خب بهم بگو، برگشتن به اینجا
بعد از این همه سال چه حسی داره؟

391
00:22:48,703 --> 00:22:54,300
‫خب، به نظرم مردم اینجا ‫پر توقع و غیر منطقی هستن
و توی سوپرمارکت‌ ها هم ‫بیش از حد وراجی میکنن

392
00:22:54,380 --> 00:22:57,454
‫زود خرید کن، تا به شلوغی نخوری.

393
00:22:57,454 --> 00:22:59,190
‫ایده‌ خوبیه. باید این رو کش برم.

394
00:22:59,190 --> 00:23:03,600
‫خب مارتین، اگه واقعاً دوست نداری
‫دور و بر مردم باشی، چرا برگشتی اینجا؟

395
00:23:03,700 --> 00:23:06,639
‫هوم؟ بهم بگو چی شده.

396
00:23:10,446 --> 00:23:13,586
‫مگه معلوم نیست؟
‫یکی باید مراقبت باشه.

397
00:23:13,586 --> 00:23:16,291
‫به خودت نگاه کن. با یه وزش باد،
‫لگنت میشکنه.

398
00:23:17,727 --> 00:23:19,965
‫باورم نمیشه این حرف رو بهم زدی.

399
00:23:19,965 --> 00:23:22,504
‫حرفت رو ثابت کردی،
‫من یه پیرزنِ کله ‌شقِ دریا زده‌م.

400
00:23:22,504 --> 00:23:24,675
‫حالا دیگه بازنشسته شو.
‫برای این کار خیلی پیر شدی.

401
00:23:24,675 --> 00:23:27,547
‫تو این همه سال من رو ندیدی.

402
00:23:27,547 --> 00:23:29,618
‫و حالا اینجوری باهام حرف میزنی؟

403
00:23:29,618 --> 00:23:31,221
‫فقط دارم سعی میکنم
برادر زاده‌ خوبی باشم

404
00:23:31,221 --> 00:23:34,528
‫آخ! وروجکِ بدجنس.

405
00:23:35,797 --> 00:23:37,066
!آه

406
00:23:38,435 --> 00:23:40,138
‫میدونی چیه، اشکالی نداره
تو... تو خوبی، حالت خوبه

407
00:23:40,138 --> 00:23:42,578
‫تو... تو نیازی به کمک من نداری. حالت خوبه.

408
00:23:45,249 --> 00:23:46,351
‫مارتین.

409
00:23:48,388 --> 00:23:50,092
‫لگنت شکست؟

410
00:25:04,908 --> 00:25:06,010
‫اوه، تویی.

411
00:25:07,146 --> 00:25:10,954
‫- آره، خودمم.
‫- سحرخیزی؟

412
00:25:10,954 --> 00:25:13,025
‫فقط سعی میکنم ‫به شلوغی نخورم. تو چی؟

413
00:25:13,025 --> 00:25:14,026
‫منم همینطور.

414
00:25:16,031 --> 00:25:17,166
‫اوه.

415
00:25:18,401 --> 00:25:19,571
‫حق با تو بود.

416
00:25:19,571 --> 00:25:21,174
‫شروع بیماری گلوکوم بود.

417
00:25:21,174 --> 00:25:23,178
‫بهم... بهم قطره دادن.

418
00:25:23,178 --> 00:25:25,482
‫خب... آتش‌ بس؟

419
00:25:25,482 --> 00:25:27,352
‫نمیدونستم با هم توی جنگیم.

420
00:25:27,352 --> 00:25:29,190
‫هوم. ببخشید.

421
00:25:30,727 --> 00:25:32,330
‫امروز قرار بود روز عروسی‌ من باشه.

422
00:25:32,330 --> 00:25:33,866
‫- شنیدی؟
‫- نشنیدنش سخت بود.

423
00:25:33,866 --> 00:25:36,238
‫و من... من واقعاً نمیخواستم کسی رو ببینم،

424
00:25:36,238 --> 00:25:39,845
‫ولی فقط... فقط واقعاً یکم گوشت
خشک بوقلمون ‫لازم داشتم. برای همین...

425
00:25:39,845 --> 00:25:42,751
‫میدونی، فکر کنم همه‌مون
‫یه جورایی به یه چیزی تکیه میکنیم.

426
00:25:42,751 --> 00:25:46,000
‫قضیه این بود که من بعد از یه... خب
جدایی بد از نیویورک برگشتم

427
00:25:46,023 --> 00:25:48,630
‫و مارک، اون عشق دوران دبیرستانم بود.

428
00:25:48,630 --> 00:25:50,132
‫ما فقط دوباره با هم شروع کردیم.

429
00:25:50,132 --> 00:25:51,903
‫الان هشت ساله که با همیم.

430
00:25:51,903 --> 00:25:53,873
‫آره. ما واقعاً همدیگه رو نمیشناسیم.
‫برای همین من...

431
00:25:53,873 --> 00:25:56,010
‫میدونم. اصلاً برات مهم نیستم. عالیه.

432
00:25:56,010 --> 00:25:59,885
‫به هر حال، میدونی،
‫همیشه میدونستم که این درست نیست.

433
00:25:59,885 --> 00:26:01,922
‫ولی مارک، اون بهترین دوستم بود.

434
00:26:01,922 --> 00:26:04,528
‫و ناراحتم که تا آخرین لحظه
‫برای تموم کردنش صبر کردم.

435
00:26:04,528 --> 00:26:05,763
‫و بابت این موضوع حس خیلی بدی دارم.

436
00:26:05,763 --> 00:26:07,499
‫و اینجا هر کسی یه نظری داره.

437
00:26:07,499 --> 00:26:10,172
‫آره، می‌بینم که این یکی از معایب
‫زندگی توی شهر های کوچیکه.

438
00:26:10,172 --> 00:26:11,374
‫ولی مسئله همینه.

439
00:26:11,374 --> 00:26:12,476
‫من عاشق اینجام.

440
00:26:12,476 --> 00:26:13,747
‫دوست دارم همسایه‌ هام رو بشناسم.

441
00:26:13,747 --> 00:26:14,982
‫من توی نیویورک زندگی کردم.

442
00:26:14,982 --> 00:26:17,019
‫همه توی قوطی ‌کبریت ‌های
خودشون ‫زندگی میکنن

443
00:26:17,019 --> 00:26:19,057
‫با اون سالادهای کوچیک‌شون.
‫اونجا جای زندگی نیست.

444
00:26:19,057 --> 00:26:21,495
‫هر دوتامون کله‌ سحر
بیدار شدیم تا خواربار بخریم

445
00:26:21,495 --> 00:26:23,198
‫تعریف چندانی به حساب نمیاد.

446
00:26:23,198 --> 00:26:26,204
‫درسته.

447
00:26:26,204 --> 00:26:30,245
‫منظورم اینه که، ‫مگه قرار نیست
با عشق زندگیت ازدواج کنی؟

448
00:26:30,245 --> 00:26:34,386
‫کسی که وقتی می‌بوسیش
زانو هات سست میشه؟

449
00:26:35,623 --> 00:26:38,127
‫یا این غیر واقع بینانه‌ست؟

450
00:26:40,934 --> 00:26:43,104
‫راستش، اصلاً نمیدونم.

451
00:26:46,211 --> 00:26:47,747
‫تا حالا عاشق نشدی؟

452
00:26:49,000 --> 00:26:53,000
‫اوم، از... از گوشت خشک‌ شده‌ت لذت ببر.

453
00:27:34,841 --> 00:27:38,081
‫- گیلبرت.
‫- چی میخوای؟

454
00:27:38,081 --> 00:27:40,753
‫خوشحالم که دیدمت،
‫اینطوری دیگه لازم نیست زنگ بزنم.

455
00:27:40,753 --> 00:27:43,693
‫آره، معمولاً این موقع صبح بیرون نمیام...

456
00:27:43,693 --> 00:27:45,262
‫ولی سوزان خونه‌ خواهرشه.

457
00:27:45,262 --> 00:27:47,999
‫خب، میخواستم بهت بگم که باید
‫برای آزمایش های بیشتر بیای.

458
00:27:47,999 --> 00:27:48,870
‫چی؟

459
00:27:48,870 --> 00:27:52,844
‫- یه... تغییراتی توی وضعیتت پیش اومده.
‫- میدونستم یه مشکلی این وسطه.

460
00:27:52,844 --> 00:27:54,715
‫خب، در هر صورت، دوشنبه بهم زنگ بزن.

461
00:27:54,715 --> 00:27:57,052
‫ای ناقلا!

462
00:27:57,052 --> 00:27:58,354
‫سوزان.

463
00:27:59,892 --> 00:28:01,361
‫اوه.

464
00:28:01,361 --> 00:28:03,699
‫اوه، نه.

465
00:28:03,699 --> 00:28:05,068
‫من، اوم...

466
00:28:06,204 --> 00:28:09,611
‫اوه، نه، اوه، نه، نه.

467
00:28:09,611 --> 00:28:12,482
‫نه، نه، نه، نه، نه. گیلبرت.

468
00:28:12,482 --> 00:28:15,624
‫گیلبرت، خواهش، گیلبرت.

469
00:28:17,026 --> 00:28:18,662
‫چیه، داری جاسوسی‌ من رو میکنی؟

470
00:28:18,662 --> 00:28:20,533
‫جاسوسی؟ نه، فقط دارم خرید میکنم.

471
00:28:20,533 --> 00:28:24,608
‫تویی که داری کرم استروژنت رو
توی کل سواحل شرقی پخش میکنی

472
00:28:24,608 --> 00:28:27,480
‫تو خیلی پستی.

473
00:28:27,480 --> 00:28:31,588
‫صبر کن، سوزان، صبر کن.

474
00:28:31,588 --> 00:28:33,491
‫خواهش میکنم، برگرد.

475
00:28:35,228 --> 00:28:36,531
‫برو پیِ کارت، بازنده.

476
00:28:42,744 --> 00:28:44,113
‫دیگه تمومه.

477
00:28:45,115 --> 00:28:46,250
‫دیگه تمومه.

478
00:28:50,627 --> 00:28:51,995
‫دیگه تموم شد!

479
00:29:15,075 --> 00:29:17,980
‫مارتین، داری سعی میکنی
‫من رو از جاده بندازی بیرون؟

480
00:29:17,980 --> 00:29:20,186
‫البته که نه. حالت خوبه؟

481
00:29:20,186 --> 00:29:21,221
‫آره.

482
00:29:21,221 --> 00:29:23,960
‫چی باعث شده انقدر به هم بریزی؟

483
00:29:23,960 --> 00:29:27,099
‫من برای حمله فیزیکی نیومده بودم...

484
00:29:27,099 --> 00:29:30,540
‫یا مشاوره‌ ازدواج یا گرفتن سگ های ولگرد،
‫حالا که حرفش شد.

485
00:29:30,540 --> 00:29:32,209
‫داری در مورد چه کوفتی حرف میزنی؟

486
00:29:32,209 --> 00:29:33,846
‫مهم نیست چون دارم میرم، باشه؟

487
00:29:33,846 --> 00:29:35,550
‫من برای پزشکِ شهر بودن ساخته نشدم.

488
00:29:35,550 --> 00:29:38,421
‫چون از آدم‌ ها خوشم نمیاد.

489
00:29:38,421 --> 00:29:41,193
‫از حرف زدن باهاشون خوشم نمیاد،
‫و واقعاً از گوش دادن بهشون خوشم نمیاد.

490
00:29:41,193 --> 00:29:45,201
‫تنها چیزی که دوست دارم، شکافتن بدنشونه
‫و نجات دادن جونشون.

491
00:29:46,471 --> 00:29:48,174
‫دیگه حتی اون کار رو هم نمیتونم بکنم.

492
00:29:49,545 --> 00:29:52,082
‫چرا؟ چی شده؟

493
00:29:52,082 --> 00:29:55,990
‫فقط خشکم زد. باشه؟

494
00:29:55,990 --> 00:30:00,867
‫- داری در مورد چی حرف میزنی؟
‫- روی تخت عمل خشکم زد.

495
00:30:00,867 --> 00:30:04,741
‫یه دکتر دیگه مجبور شد تمومش کنه. بفرما.

496
00:30:04,741 --> 00:30:07,412
‫- خوشحال شدی؟
‫- چرا؟

497
00:30:14,360 --> 00:30:17,867
‫اون... یه... یه دختر...

498
00:30:17,867 --> 00:30:20,906
‫یه دختر بچه بود، با تصادف رانندگی.

499
00:30:22,009 --> 00:30:23,579
‫و پارگی دریچه‌ قلب.

500
00:30:28,488 --> 00:30:30,258
‫و چند سالش بود؟

501
00:30:31,628 --> 00:30:32,964
‫هشت سالش بود.

502
00:30:36,906 --> 00:30:38,909
‫خب، این قابل درکه، مارتین، مگه نه؟

503
00:30:38,909 --> 00:30:42,149
‫بعد از اون اتفاقی که برای رزماری افتاد.

504
00:30:42,149 --> 00:30:43,919
‫دلیلی نداره که برات پیچیده‌ش کنم...

505
00:30:43,919 --> 00:30:46,658
‫خیلی متاسفم، ولی وقت قصه تموم شده.

506
00:30:46,658 --> 00:30:47,894
‫محض رضای خدا.

507
00:30:47,894 --> 00:30:50,620
‫هنوز دو دقیقه هم نشده
‫که اینجایی و الان داری میری؟

508
00:30:50,620 --> 00:30:51,134
‫فردا.

509
00:30:51,134 --> 00:30:54,173
‫فکر میکردم پورت ون
‫راه حل باشه، ولی اشتباه میکردم.

510
00:30:54,173 --> 00:30:57,279
‫اینجا نمیذاره مخفی بشی.

511
00:30:58,381 --> 00:30:59,984
‫و این چیز خوبیه.

512
00:31:19,891 --> 00:31:21,094
‫- همین؟
‫- بفرما، همینه.

513
00:31:21,094 --> 00:31:22,964
‫- خیلی خب.
‫- آره، اونجا، می‌بینی؟

514
00:31:22,964 --> 00:31:24,534
‫خیلی خب، شد. کار می‌کنه.

515
00:31:24,534 --> 00:31:26,103
‫خوبه. خوبه. زود باش. بیا بریم.

516
00:31:35,690 --> 00:31:37,827
‫- دارید چیکار میکنید؟
‫- اوه.

517
00:31:37,827 --> 00:31:40,363
‫یه وقت آزاد داشتم، فکر کردم شروع کنیم ... روی در

518
00:31:40,363 --> 00:31:41,067
‫من همچین درخواستی نکردم.

519
00:31:41,067 --> 00:31:42,537
‫این رو به عنوان کادوی خونه‌ جدید در نظر بگیر.

520
00:31:42,537 --> 00:31:45,342
‫منظورم اینه که، اگه میخواستی بهمون انعام بدی...

521
00:31:45,342 --> 00:31:47,446
‫میتونیم به خاطرش یه سیلی توی صورتت بزنیم.

522
00:31:49,584 --> 00:31:52,356
‫هی دکتر، واقعاً داری الین رو اخراج میکنی؟

523
00:31:52,356 --> 00:31:55,095
‫اون توی کارش حرفه‌ ایه.
‫دکتر ریس عاشق کار کردن باهاش بود.

524
00:31:55,095 --> 00:31:57,433
‫در واقع، دیگه اهمیتی نداره چون من دارم میرم.

525
00:31:57,433 --> 00:31:59,003
‫- چی؟
‫- هوم. آره.

526
00:31:59,003 --> 00:32:01,575
‫میتونی اینجا رو آتیش بزنی،
‫برام اصلاً مهم نیست.

527
00:32:01,575 --> 00:32:04,615
‫دارم خودم رو اخراج میکنم. هوم.

528
00:32:04,615 --> 00:32:07,621
‫خودش رو اخراج می‌کنه؟ هوم؟

529
00:32:41,856 --> 00:32:43,224
‫دکتر بست.

530
00:32:45,629 --> 00:32:47,400
‫میتونه تکونش بده؟

531
00:32:47,400 --> 00:32:49,303
‫♪ تا وقتی که میدونم چطور عشق بورزم ♪

532
00:32:49,303 --> 00:32:51,274
‫ ♪ میدونم که زنده میمونم ♪

533
00:32:51,274 --> 00:32:53,144
‫♪ تمام عمرم رو برای زندگی کردن دارم ♪

534
00:32:53,144 --> 00:32:55,048
‫♪ و تمام عشقم رو برای هدیه دادن دارم ♪

535
00:32:55,048 --> 00:32:57,153
‫♪ من زنده میمونم! ♪

536
00:32:57,153 --> 00:32:59,356
‫♪ من زنده میمونم ♪

537
00:32:59,356 --> 00:33:01,461
‫♪ اوه! ♪

538
00:33:01,461 --> 00:33:03,599
‫♪ نا نا نا نا ♪

539
00:33:03,599 --> 00:33:04,901
‫♪ نا نا نا نا ♪

540
00:33:04,901 --> 00:33:06,170
‫آها!

541
00:33:06,170 --> 00:33:09,043
‫آره. میدونستم نمیتونی نیای.

542
00:33:09,043 --> 00:33:11,113
‫هی، گوش کن.

543
00:33:12,182 --> 00:33:14,621
‫ما بدون مبارزه از بین نمیریم.

544
00:33:14,621 --> 00:33:16,323
‫ما زنده میمونیم.

545
00:33:16,323 --> 00:33:20,699
‫امروز، ما روز استقلال‌مون رو جشن میگیریم.

546
00:33:22,336 --> 00:33:25,408
‫- بیل پولمن، روز استقلال.
‫- اوهوم.

547
00:33:27,312 --> 00:33:29,249
‫ماکارونی و پنیرمون تموم شده.

548
00:33:32,489 --> 00:33:35,529
‫حالا که بیکار شدم،
‫مجبور شدم چند تا شیفت بردارم.

549
00:33:36,932 --> 00:33:39,604
‫خیلی متاسفم که شنیدم داری میری.

550
00:33:39,604 --> 00:33:43,244
‫واقعاً فکر میکردم تا آخرش دووم میاری،
‫تا مهمونی شام خوراک لوبیا.

551
00:33:43,244 --> 00:33:46,585
‫زمان جادویی‌ ایه. بیمار این طرفه.

552
00:33:51,361 --> 00:33:55,168
‫جالب نیست؟
‫حتی بریسکت هم عاشق بیکنه.

553
00:33:58,241 --> 00:34:01,380
‫جورجی. دکتر مارتین اینجاست تا نجاتت بده.

554
00:34:01,380 --> 00:34:05,188
‫- سلام دکتر.
‫- اوه، جورج، چی شده؟

555
00:34:05,188 --> 00:34:08,580
‫با کفِ چربِ زمین درگیر شدم و زمین برد.

556
00:34:08,580 --> 00:34:09,697
‫آره دارم می‌بینم.

557
00:34:09,697 --> 00:34:11,735
‫بذار انگشت‌ های پات رو چک کنم.

558
00:34:11,735 --> 00:34:13,673
‫خب، خوبه. به نظر میرسه
‫فقط یه رگ ‌به ‌رگ شدن ساده باشه.

559
00:34:13,673 --> 00:34:15,876
‫پس نباید چند روز روی پات وایسی...

560
00:34:15,876 --> 00:34:17,279
‫بالا نگهش دار و از یخ استفاده کن.

561
00:34:17,279 --> 00:34:19,249
‫و بهت نشون میدم چجوری پانسمانش کنی.

562
00:34:19,249 --> 00:34:21,254
‫خیلی خب همگی، خوش اومدید.

563
00:34:21,254 --> 00:34:23,391
‫توی دقیقه سوم هستیم.

564
00:34:23,391 --> 00:34:26,163
‫فقط منتظر ماکارونی و پنیرم.

565
00:34:26,163 --> 00:34:27,499
‫اون دختر...

566
00:34:28,468 --> 00:34:29,671
‫یه ستاره‌ست.

567
00:34:29,671 --> 00:34:32,109
‫و بعد به سیب‌ زمینی‌ ها سر میزنیم.

568
00:34:32,109 --> 00:34:33,979
‫من عاشق ماکارونی و پنیرم.

569
00:34:40,125 --> 00:34:43,765
‫دکتر مارتین.
‫این... این واقعاً موضوع مهمیه.

570
00:34:45,034 --> 00:34:48,141
‫- بله؟
‫- گیلبرت طلاق میخواد.

571
00:34:48,141 --> 00:34:49,611
‫- شنیدی؟
‫- نه.

572
00:34:49,611 --> 00:34:51,648
‫من فقط از لاس زدن خوشم میاد.

573
00:34:51,648 --> 00:34:55,388
‫همیشه بی خطر بود، ولی بعد این
‫پسر جوون هم متقابلاً لاس زد.

574
00:34:55,388 --> 00:34:58,695
‫واقعاً خوب بود، مخصوصاً برای سن من...

575
00:34:58,695 --> 00:35:01,534
‫که مثل برگه زرد آلو چروکیده شدم
‫و حس میکنم دیده نمیشم.

576
00:35:01,534 --> 00:35:03,538
‫کاش همین الان میتونستم نامرئی بشم.

577
00:35:03,538 --> 00:35:05,441
‫اوه. گیلبرت، خواهش میکنم به حرفم گوش کن.

578
00:35:05,441 --> 00:35:07,580
‫اون هیچ معنی ای برام نداشت. واقعاً متأسفم.

579
00:35:07,580 --> 00:35:09,416
‫وکیلم باهات تماس میگیره.

580
00:35:09,416 --> 00:35:11,320
‫داشتم به دکتر مارتین میگفتم که چقدر متأسفم.

581
00:35:11,320 --> 00:35:14,126
‫- مگه نه؟
‫- اوه، همش داشت همین رو میگفت.

582
00:35:14,126 --> 00:35:16,263
‫اینجایی. نرو.

583
00:35:16,263 --> 00:35:18,434
‫- میخوام همه این رو بشنون.
‫- عالیه.

584
00:35:18,434 --> 00:35:21,140
‫- خیلی رو داری که اینجا پیدات شده.
‫- امیدوار بودم اینجا باشی.

585
00:35:21,140 --> 00:35:22,577
‫جواب زنگ‌ هام رو نمیدادی.

586
00:35:22,577 --> 00:35:24,446
‫می‌بینی؟ جواب زنگ هاش رو نمیدادم.

587
00:35:24,446 --> 00:35:27,687
‫باید بدونی که این برای من
‫فقط یه رابطه موقتی نبود.

588
00:35:27,687 --> 00:35:29,725
‫من واقعاً عاشقتم.

589
00:35:29,725 --> 00:35:33,431
‫- و من عقده محبت مادری ندارم.
‫- کی گفته تو عقده محبت مادری داری؟

590
00:35:33,431 --> 00:35:36,103
‫بـ.... بعضی از دوست هام، یعنی همه دوست هام.

591
00:35:36,103 --> 00:35:37,707
‫ولی حقیقت نداره.

592
00:35:37,707 --> 00:35:40,746
‫میخوام با تو باشم. خیلی دوستت دارم.

593
00:35:40,746 --> 00:35:44,220
‫مـ.... من حتی سینه هام رو هم دوست دارم
‫چون تو اونا رو بهم دادی.

594
00:35:44,220 --> 00:35:46,925
‫به اونم سینه دادی.

595
00:35:46,925 --> 00:35:48,061
‫مال من باید بزرگ تر باشه.

596
00:35:48,061 --> 00:35:49,598
‫هستن عزیزم، خیلی بزرگ ترن.

597
00:35:49,598 --> 00:35:52,202
‫عمراً. نه با اون شدتی که ما با هم بودیم.

598
00:35:52,202 --> 00:35:53,672
.وای، خدای من

599
00:35:55,174 --> 00:35:56,310
‫عوضی!

600
00:36:05,094 --> 00:36:06,965
‫گیلبرت! گیلبرت.

601
00:36:07,834 --> 00:36:09,805
‫هی.

602
00:36:26,403 --> 00:36:29,243
‫نفس بکش. نفس بکش.

603
00:36:29,243 --> 00:36:31,848
‫هی دکتر، حالت خوبه؟

604
00:36:31,848 --> 00:36:34,252
‫- خوبم.
‫- مطمئنی؟

605
00:36:34,252 --> 00:36:35,589
‫آره.

606
00:36:36,825 --> 00:36:39,029
‫باشه. هر چی تو بگی دکتر.

607
00:36:41,234 --> 00:36:43,304
‫- اوم...
‫- آه...

608
00:36:43,304 --> 00:36:45,008
‫ببخشید. فکر کنم بیام تو بهتره.

609
00:36:45,008 --> 00:36:46,678
‫چون... آره، دارم میام تو.

610
00:36:47,947 --> 00:36:50,853
.وای، خدای من
حالت خوبه؟

611
00:36:50,853 --> 00:36:53,626
‫چیه؟ چی شده؟

612
00:36:53,626 --> 00:36:57,298
‫داری سکته قلبی میکنی؟
‫باشه. فروپاشی عصبی؟

613
00:36:57,298 --> 00:36:59,136
‫چی؟ چی؟ بهم بگو. بهم بگو.

614
00:36:59,136 --> 00:37:01,040
‫فقط باید...

615
00:37:01,040 --> 00:37:03,378
‫- خون.
‫- چه خونی...

616
00:37:03,378 --> 00:37:05,248
‫خیلی خب. خب، خب مگه چیه؟

617
00:37:10,593 --> 00:37:13,398
‫- خون حالت رو بد می‌کنه؟
‫- اوهوم.

618
00:37:13,398 --> 00:37:15,302
‫ولی تو که دکتری.

619
00:37:17,840 --> 00:37:19,242
‫باشه. خیلی خب، خیلی خب.

620
00:37:21,447 --> 00:37:22,917
‫میخوای تدی رو بگیری؟

621
00:37:26,558 --> 00:37:29,664
‫میخوای. فقط یه لحظه. یه لحظه.

622
00:37:31,935 --> 00:37:33,270
‫باشه.

623
00:37:34,641 --> 00:37:37,279
‫آه... باشه.

624
00:37:37,279 --> 00:37:40,318
‫آره. هوم.

625
00:37:40,318 --> 00:37:42,923
‫وای، دکتری که از خون میترسه؟

626
00:37:44,828 --> 00:37:46,765
‫میفهمم چطور این موضوع میتونه
‫انتخاب هات رو محدود کنه.

627
00:37:46,765 --> 00:37:48,969
‫- ببخشید.
‫- یه لحظه.

628
00:37:50,640 --> 00:37:52,276
‫خیلی خب.

629
00:37:54,714 --> 00:37:59,724
‫میدونی، اوم، محض اطلاعت میگم،

630
00:37:59,724 --> 00:38:05,802
‫دکتر ریس، اون میذاشت زخم ها رو
‫پانسمان کنم و خون بگیرم.

631
00:38:08,474 --> 00:38:11,214
‫فقط اگه تصمیم گرفتی بمونی...

632
00:38:13,752 --> 00:38:15,488
‫میتونم واقعاً به دردت بخورم.

633
00:38:15,488 --> 00:38:16,824
‫میشه لطفاً عجله کنی؟

634
00:38:16,824 --> 00:38:18,662
‫یه دقیقه وایسا دیگه!

635
00:38:23,739 --> 00:38:30,000
‫میدونم شاید اینجوری به نظر نرسه
ولی من توی راز نگه داشتن خیلی خوبم

636
00:38:34,226 --> 00:38:35,596
‫هوم.

637
00:38:45,348 --> 00:38:46,885
‫حالت خوبه؟

638
00:38:47,853 --> 00:38:49,724
‫آره، آره.

639
00:38:49,724 --> 00:38:51,628
‫اوه، من خوبم.

640
00:38:51,628 --> 00:38:52,830
‫تو خوبی؟

641
00:39:03,986 --> 00:39:05,756
‫- دو تا بردار.
‫- ممنون.

642
00:39:07,827 --> 00:39:09,998
‫فکر کنم یکم زیاده‌ روی کردم.

643
00:39:15,241 --> 00:39:19,282
‫فرض رو بر این میذارم که کسی رو داری که
‫ تو رو برسونه خونه، پس میدونی...

644
00:39:19,282 --> 00:39:22,957
‫شاید یه قرص نعنا و...
‫زندگی خوبی داشته باشی.

645
00:39:23,000 --> 00:39:29,000
‫حقیقت اینه که، تا الان خوب قایمش کردم
ولی این جدایی واقعاً من رو به هم ریخت

646
00:39:29,003 --> 00:39:32,275
‫من از ۱۲ سالگی عاشق لوئیزا بودم.

647
00:39:32,275 --> 00:39:34,379
‫- اون بی نقصه.
‫- هیچکس بی نقص نیست.

648
00:39:34,379 --> 00:39:35,783
‫روی ویژگی‌ های بد تمرکز کن،

649
00:39:35,783 --> 00:39:38,254
‫عادت‌ های اذیت کننده، جر و بحث...

650
00:39:38,254 --> 00:39:39,658
‫کینه‌ های قدیمی.

651
00:39:39,658 --> 00:39:42,663
‫نه، نه، دارم بهت میگم دکتر، اون بی نقصه.

652
00:39:42,663 --> 00:39:45,970
‫اون مهربونه، صبوره، حامیه.

653
00:39:45,970 --> 00:39:49,076
‫تنها کار مهمی که تا حالا
‫انجام داده اینه که با... بهم زده.

654
00:39:58,595 --> 00:40:01,033
‫دکتر، من هیچ وقت نمیتونم با این کنار بیام.

655
00:40:08,314 --> 00:40:10,351
‫باورم نمیشه با آهنگ زنده میمونم، رقصیدم.

656
00:40:10,351 --> 00:40:12,222
‫چقدر ضایع‌ست؟

657
00:40:12,222 --> 00:40:13,825
‫واقعاً ضایع‌ست.

658
00:40:13,825 --> 00:40:15,061
‫ضایع!

659
00:40:18,635 --> 00:40:21,608
‫عشق باعث میشه آدم
‫کار های دیوونه کننده بکنه.

660
00:40:21,608 --> 00:40:24,079
‫آره. دارم همین برداشت رو میکنم.

661
00:40:29,223 --> 00:40:30,692
‫اوه.

662
00:40:32,730 --> 00:40:34,967
‫ممنون. ممنون.

663
00:40:36,103 --> 00:40:37,472
‫یه جورایی وحشتناک بود.

664
00:40:37,472 --> 00:40:38,808
‫ممنون، دکتر.

665
00:40:39,945 --> 00:40:41,214
‫ممنون.

666
00:40:41,214 --> 00:40:42,850
‫رفیق، تو واقعاً بهم کمک کردی.

667
00:40:45,054 --> 00:40:46,691
‫- واقعاً؟
‫- آره.

668
00:40:48,662 --> 00:40:51,500
وایسا، پس واقعاً داری ما رو ترک میکنی؟

669
00:40:51,500 --> 00:40:53,972
‫مطمئنم باعث نفس راحت کشیدن همه میشه.

670
00:40:54,975 --> 00:40:56,911
‫خب، نه همه.

671
00:40:56,911 --> 00:40:59,551
‫اینجوری که من می‌بینم، ما به یه دکتر نیاز داریم...

672
00:40:59,551 --> 00:41:01,053
‫و تو هم به مریض نیاز داری.

673
00:41:01,053 --> 00:41:04,159
‫لازم نیست همه‌ عاشق همدیگه باشیم، مگه نه؟

674
00:41:08,702 --> 00:41:10,104
‫بذار برات یکم آب بیارم.

675
00:43:10,513 --> 00:43:15,488
‫چی؟ نه، نه، نه، نه، نه.

676
00:43:15,500 --> 00:43:17,000
‫برو! برو دیگه!

677
00:43:17,024 --> 00:43:27,024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
