1
00:00:09,725 --> 00:00:16,398
،من مرگ رو ديده ام. من دوستانم رو
.افرادم رو،ديده ام که کشته ميشن

2
00:00:16,899 --> 00:00:23,072
و اين... اين موضوع مدت زيادي
...طول نمي کشه

3
00:00:23,531 --> 00:00:26,659
.و به طور چشمگيري تغيير مي کني...

4
00:00:27,034 --> 00:00:30,621
،گرسنه بوديم، غذا نداشتيم
.مهمات کافي نداشتيم، هوا سرد بود

5
00:00:31,038 --> 00:00:35,876
،لباس نداشتيم. اگه آتيش روشن مي کردي
.يه چيزي به سمتت شليک ميشد

6
00:00:36,335 --> 00:00:39,713
،هر جايي رو نگاه مي کردي
.آدم هاي مرده رو مي ديدي

7
00:00:40,047 --> 00:00:43,050
.يه سرباز مرده اونجا، اينجا
.مال اون ها، مال ما

8
00:00:43,384 --> 00:00:48,264
. ...از طرفي، غيرنظامي ها
.حيوانات مرده

9
00:00:48,722 --> 00:00:50,933
.مرگ همه جا رو فرا گرفته بود

10
00:00:51,267 --> 00:00:56,355
،وقتي که دوستانت تير مي خورن
...اين فرصت رو نداري که

11
00:00:56,772 --> 00:01:01,235
اونجوري که ميخواي ازشون...
.مراقبت کني

12
00:01:01,652 --> 00:01:07,533
،مخصوصا موقعي که تحت حمله اي
. ...يا در حال حرکت يا هر چيز ديگه اي، و

13
00:01:09,034 --> 00:01:12,288
...اون موقع، راحت تحملش کردم

14
00:01:12,663 --> 00:01:18,002
اما بعدا توي زندگيم...
...به کلي مشکل برخوردم

15
00:01:18,419 --> 00:01:23,966
...چون اون صحنه ها ميومدن سراغم...

16
00:01:24,425 --> 00:01:27,678
.و هيچ وقت نمي توني فراموششون کني...

17
00:03:51,000 --> 00:03:53,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

18
00:03:53,500 --> 00:04:01,500
<font color="#ff0000">"Band Of Brothers"
فصل 1
قسمت 7 : نقطه ي شکست</font>

19
00:04:03,500 --> 00:04:10,300
<font color="#ff0000">"2ژانويه 1945"
"جنگل آردن ، بلژيک"</font>

20
00:04:11,592 --> 00:04:13,093
<i>...بعد از باستون</i>

21
00:04:13,385 --> 00:04:17,640
<i>گروهان ايزي دوباره موظف شد که
.به عقب روندن آلماني ها از بالج کمک کنه</i>

22
00:04:18,057 --> 00:04:21,185
.صبح، اينجا بوديم
.از اين مسير اومديم

23
00:04:21,560 --> 00:04:24,772
با اين حساب، اين جاده چوب بريه
.که مي رسه به اينجا

24
00:04:25,064 --> 00:04:27,525
.که يعني دقيقا رسيديم اينجا -
!هي، آروم -

25
00:04:27,858 --> 00:04:31,946
.نق نزن، و الا ميخش مي کنم به کله ات -
.کله اش هم چوبيه -

26
00:04:32,279 --> 00:04:35,824
.گارنير، راهشون بنداز -
.بله، قربان. جوخه دوم، حرکت کنيد -

27
00:04:36,242 --> 00:04:41,372
<i>خوشحال بودم که از سنگرم بيرون اومدم و
.حرکت مي کردم. لااقل گرم مي شدم</i>

28
00:04:41,830 --> 00:04:45,334
.پخش شيد. فاصله تون رو حفظ کنيد

29
00:04:51,715 --> 00:04:55,761
<i>گروهان ايزي براي پاکسازي
...جنگل نزديک شهر "فوي" فرستاده شد</i>

30
00:04:56,178 --> 00:05:00,724
<i>براي آماده سازي چيزي که مي دونستيم...
.حمله به خود شهر "فوي" خواهد بود</i>

31
00:05:01,100 --> 00:05:02,184
.مي بينمش، باک

32
00:05:02,393 --> 00:05:04,979
.مواظب مين ها باشيد

33
00:05:06,897 --> 00:05:11,694
<i>،در طول اون حمله ي 1000 ياردي
...با تيراندازي هاي پراکنده مسلسل ها مواجه شديم</i>

34
00:05:12,069 --> 00:05:16,782
<i>،و دو نفر تلفات داديم...
.اما در کل، با مقاومت کمي روبرو شديم</i>

35
00:05:20,160 --> 00:05:24,081
!نلسون! اونجا رو. نلسون

36
00:05:25,708 --> 00:05:31,297
<i>،تلاش هوبلر براي دستگيري افسر آلماني
.مهيج ترين لحظه ي اون روز بود</i>

37
00:05:39,722 --> 00:05:40,806
!ايست

38
00:05:42,933 --> 00:05:44,810
!ايست

39
00:06:22,848 --> 00:06:24,433
.متشکرم

40
00:06:29,855 --> 00:06:33,984
<i>،هوبلر از وقتي که توي نورماندي بوديم
.راجع به گرفتن يه لوگر صحبت مي کرد</i>

41
00:06:34,360 --> 00:06:37,571
<i>از سنگر به سنگر مي رفت و
.به همه مي گفت که بالاخره يکي گيرش اومد</i>

42
00:06:37,905 --> 00:06:40,366
،بعدش افتاد پايين
.مثل يه کيسه سيب زميني

43
00:06:40,699 --> 00:06:44,453
،با اين دقت بالايي که دارم
.اگه از خودم تعريف نکنم

44
00:06:44,870 --> 00:06:47,206
.که داري تعريف مي کني -
.که دارم تعريف مي کنم -

45
00:06:47,540 --> 00:06:50,709
شيفتي، مي شد يه تلاشي هم
.واسه پولي که ميخواي جور کني، کرد

46
00:06:51,085 --> 00:06:54,838
.نه، من تيرانداز خوبي نيستم
.پدرم تيراندازيش عالي بود

47
00:06:55,256 --> 00:06:57,299
.بال پشه رو توي هوا مي زد

48
00:06:57,633 --> 00:07:00,427
،اون آلمانيه
فکر مي کني داشت چکار ميکرد؟

49
00:07:00,803 --> 00:07:04,515
شناسايي. احتمالا فکر ميکرده کسي
.صداي اسب رو نمي شنوه

50
00:07:04,932 --> 00:07:07,518
.يا شايد داشت از معرکه در مي رفت

51
00:07:07,893 --> 00:07:10,521
اسبه چه بلايي سرش اومد؟ -
.نمي دونم -

52
00:07:10,855 --> 00:07:13,315
.احتمالا هنوز داره ميدوئه
.اميدوارم حالش خوب باشه

53
00:07:14,149 --> 00:07:16,861
سنگرت رو کندي؟ -
.آره، آره -

54
00:07:17,236 --> 00:07:19,905
.گفتم يه قدمي بزنم

55
00:07:20,281 --> 00:07:22,867
.تو تيرانداز خوبي هستي
.خوشحالم که طرف مايي

56
00:07:23,117 --> 00:07:24,869
.ممنون، ليپ

57
00:07:25,202 --> 00:07:27,037
هي، ليپ؟ -
.بله -

58
00:07:27,329 --> 00:07:31,041
.ممنونم به خاطر کمک -
.خواهش مي کنم، شيفتي -

59
00:07:31,458 --> 00:07:35,921
هي، ليپ؟ يه لحظه وقت داري؟ -
.بله، قربان -

60
00:07:38,257 --> 00:07:40,467
.کمکش کن

61
00:07:41,760 --> 00:07:44,555
دايک کجاست؟ -
.همين اطرافه -

62
00:07:44,930 --> 00:07:48,642
ميشه يه کم دقيق تر بگي، گروهبان؟ -
.واقعا نه، قربان -

63
00:07:49,059 --> 00:07:53,898
امروز اصلا نديدمش و بايد سردربيارم
.که کارمون به کجا کشيده

64
00:07:54,356 --> 00:07:56,817
.دو تا زخمي -
کيا؟ -

65
00:07:57,193 --> 00:08:00,988
.براون و استيونسون -
لعنتي. دايک کجاست؟ -

66
00:08:01,405 --> 00:08:03,157
کدوم گوري رفته؟

67
00:08:03,490 --> 00:08:06,994
،نمي دونم
.اما اميدوارم همون جا بمونه

68
00:08:07,411 --> 00:08:10,539
.خفه شيد، بچه ها -
.خفه ميشيم، گروهبان -

69
00:08:11,040 --> 00:08:12,917
اين ديگه چي بود؟

70
00:08:14,418 --> 00:08:18,339
گشتي؟ -
.نه، اگه بود صداش رو مي شنيديم -

71
00:08:18,756 --> 00:08:21,675
.يه نفره، شايد تک تير انداز -
.صداي تفنگ نبود -

72
00:08:22,051 --> 00:08:24,970
چي مي بيني، شيفت؟ -
.کسي اونجا نيست -

73
00:08:25,346 --> 00:08:27,097
مطمئني؟ -
.آره -

74
00:08:27,389 --> 00:08:29,975
!هوبلره. تير خورده -
تک تير انداز؟ -

75
00:08:30,351 --> 00:08:34,605
.نه، نه، به خودش شليک کرد -
!امدادگر -

76
00:08:35,022 --> 00:08:36,690
چي شد؟ -
.دکتر -

77
00:08:37,024 --> 00:08:38,400
.پاي لعنتي امه

78
00:08:38,651 --> 00:08:42,238
.حالت خوب ميشه -
.يه دفعه دررفت -

79
00:08:42,655 --> 00:08:47,826
با يه اسلحه ي پر توي شلوارت چکار ميکني؟
!لعنتي! لعنتي

80
00:08:48,202 --> 00:08:50,162
.بهش دست نزدم -
!امدادگر

81
00:08:50,496 --> 00:08:53,999
کجات خورده؟ -
.پام -

82
00:08:54,333 --> 00:08:58,712
.آروم باش، رفيق -
.نگاه نکن، هوب. خوب ميشه -

83
00:08:59,088 --> 00:09:02,383
.لامذهب مي سوزه -
.رديف ميشه -

84
00:09:02,758 --> 00:09:05,553
!دکتر -
.نگرانش نباش، هوب -

85
00:09:05,845 --> 00:09:09,598
تو حالت خوب ميشه. مي شنوي چي ميگم؟ -
!گرمش کنين -

86
00:09:10,015 --> 00:09:11,433
.گرمش کنين

87
00:09:11,725 --> 00:09:15,604
چطوره، دکتر؟ -
.بذار ببينم -

88
00:09:16,021 --> 00:09:19,817
ميشه يه پتويي چيزي براش بياريد؟

89
00:09:20,234 --> 00:09:23,279
.باهاش حرف بزنين -
.گوش کن، چيزي نيست -

90
00:09:23,612 --> 00:09:25,698
فکر کردي پاي آلمانيه؟

91
00:09:25,990 --> 00:09:29,243
.به اون بدي ها هم نيست -
.حالت خوب ميشه -

92
00:09:29,618 --> 00:09:32,329
.وايسا. اينو بکش روش

93
00:09:32,663 --> 00:09:36,917
.بپوشونش -
.خيله خب -

94
00:09:37,334 --> 00:09:43,048
ليپ، گفتي تيرانداز خوبي بودم؟ -
.هستي. تيرانداز خوبي هستي -

95
00:09:43,549 --> 00:09:46,552
.تو از هواپيما ميپري بيرون
.تو سرسختي، مرد

96
00:09:46,927 --> 00:09:49,555
.به اون بدي ها هم نيست -
.دووم بيار، هوب -

97
00:09:49,930 --> 00:09:52,808
.چيزي نيست -
دکتر، بايد چکارکنيم؟ -

98
00:09:53,184 --> 00:09:56,520
اوضاع چطوره دکتر؟ -
.هيچي نمي تونم ببينم -

99
00:09:56,896 --> 00:10:02,693
.آماده شيد حرکتش بديم -
.آروم باش، آروم باش -

100
00:10:03,194 --> 00:10:05,571
!دکتر. دکتر

101
00:10:17,958 --> 00:10:19,960
.پرک، يه جيپ مي خوام

102
00:10:25,841 --> 00:10:30,721
اونقدر لباس پوشيده بود که نتونستيم
.بفهميم خونريزيش چقدر بد بود

103
00:10:31,096 --> 00:10:36,143
.وقتي رسونديمش درمانگاه، مرده بود
.گلوله شاهرگ رو توي پاش قطع کرده بود

104
00:10:36,602 --> 00:10:40,898
.اگه مي دونستين هم فرقي نمي کرد

105
00:10:41,273 --> 00:10:44,568
اون شاهرگ توي پا
.پاره بشه، کار تمومه

106
00:10:44,944 --> 00:10:51,283
بله، قربان. من بايد برگردم و
.مطمئن بشم که بچه ها سنگر گرفتن، قربان

107
00:10:51,825 --> 00:10:57,206
ليپ؟ دايک کجاست؟ -
مي خواين ببينينش، قربان؟ -

108
00:10:57,665 --> 00:11:01,752
نه، فقط اين جور خبرها رو
.از اون انتظار دارم

109
00:11:02,169 --> 00:11:06,757
.خب، من اونجا بودم، قربان
.فکر کردم من هم بتونم بيام و خبر بدم

110
00:11:19,228 --> 00:11:23,607
<i>دايک کجاست؟ احتمالا اين سوال رو
...هزار بار شنيدم</i>

111
00:11:23,983 --> 00:11:26,819
<i>و احتمالا خودم هم چند باري...
.اين سوال رو پرسيدم</i>

112
00:11:27,194 --> 00:11:32,032
<i>مدت زمان هاي طويلي پيش مي اومد که
.نمي دونستيم ستوان دايک کجاست</i>

113
00:11:32,408 --> 00:11:34,577
<i>.براي ساعت ها ناپديد ميشد</i>

114
00:11:34,910 --> 00:11:38,414
<i>اگه فقط يکي از افراد گروهان بود
...مشکلي نداشتيم</i>

115
00:11:38,747 --> 00:11:42,543
<i>اما اون قرار بود گروهان رو...
.رهبري کنه</i>

116
00:11:43,085 --> 00:11:46,672
<i>سروان ويترز فرمانده اي بود که
.همه مون بهش احترام ميذاشتيم</i>

117
00:11:47,006 --> 00:11:49,967
<i>موس هايلايگر هم مي تونست
...فرمانده خوبي باشه</i>

118
00:11:50,259 --> 00:11:53,762
<i>،اما قبل از اين که اين فرصت رو داشته باشه...
.تصادفا يه نگهبان بهش شليک کرد</i>

119
00:11:54,096 --> 00:11:55,890
<i>.بعدش نورمن دايک اومد</i>

120
00:11:56,223 --> 00:11:59,852
من مي خوام که مقر فرماندهي گروهان
.تحت حفاظت کامل باشه

121
00:12:00,269 --> 00:12:03,397
<i>،دايک به خاطر اين که تصميمات بد مي گرفت
...بد نبود</i>

122
00:12:03,689 --> 00:12:06,650
<i>اون به خاطر اين که اصلا تصميمي نمي گرفت...
.بد بود</i>

123
00:12:06,984 --> 00:12:10,571
...ستاد عمليات گردان داره يه نقشه مي ريزه

124
00:12:10,905 --> 00:12:14,742
پس احتمالا من رو ...
.به صورت مرتب احضار مي کنن

125
00:12:15,117 --> 00:12:16,619
سوالي نيست؟

126
00:12:16,911 --> 00:12:22,041
چرا . مي خواهيد چه آرايشي بگيريم؟

127
00:12:23,000 --> 00:12:28,380
در حال حاضر، مثل هميشه، اما بعدا
.اينو براتون روشن مي کنم

128
00:12:28,839 --> 00:12:30,674
.بله، قربان

129
00:12:33,344 --> 00:12:36,055
.خيله خب، بايد يه تماس بگيرم

130
00:12:43,562 --> 00:12:46,482
.حرکت کنيد -
.باشه -

131
00:12:50,110 --> 00:12:52,947
<i>.دايک، سوگلي يه نفر توي لشگر بود</i>

132
00:12:53,239 --> 00:12:56,617
<i>اونو فرستاده بودن تا
.تجربه ي جنگي بدست بياره</i>

133
00:12:56,951 --> 00:13:00,246
<i>.به نظر ميومد گروهان پنجم، آزارش ميده</i>

134
00:13:00,538 --> 00:13:05,167
<i>چيز ناخوشايندي که بايد ردش ميکرد تا بتونه
.پله هاي ترقي رو طي کنه</i>

135
00:13:05,626 --> 00:13:09,505
.دهنمون صافه -
.من خوشحالم که دايک اين طرف ها پيداش نميشه

136
00:13:09,922 --> 00:13:14,385
،مي دونين چيه؟ ما کار و بارمون رديفه
.حتي با وجود اين نورمن سوراخي

137
00:13:14,844 --> 00:13:18,222
.فعلا کار و بارمون رديفه
...در صورتي که متوجه نشده باشي

138
00:13:18,597 --> 00:13:22,726
که يه شهري اونجا هست، درسته؟...
.و توي اون آلماني ها هستن

139
00:13:23,102 --> 00:13:25,312
.و اين آلماني ها تانک دارن -
.مي دونم -

140
00:13:25,563 --> 00:13:28,524
.و طرف ما ميخواد بره به اون شهر

141
00:13:28,899 --> 00:13:32,403
حدس بزن مي خوان کي بره و در بزنه؟

142
00:13:32,820 --> 00:13:36,198
مي دونم، خيله خب؟
.داري با من صحبت مي کني

143
00:13:36,615 --> 00:13:42,079
بايد با فرمانده اي اين کار رو بکنيم که
...تا اينجاي کار سرش رو کرده زير برف و

144
00:13:42,496 --> 00:13:45,749
.عقده ي اون دماغ مسخره اش رو داره...

145
00:13:46,125 --> 00:13:48,836
.سلام، سرگروهبان -
.سلام، بچه ها -

146
00:13:49,211 --> 00:13:52,214
.سلام، ليپ -
سلام، ماک، جريان چيه؟ -

147
00:13:52,590 --> 00:13:58,637
،نشستيم داريم يخ مي کنيم
.از دايک تعريف و تمجيد مي کنيم

148
00:13:59,138 --> 00:14:02,600
.اوه، آره. ستوان دايک

149
00:14:03,976 --> 00:14:07,563
...خب، بذارين يه چيزي بهتون بگم

150
00:14:07,938 --> 00:14:11,192
.من دوست ندارم اينجا يه افسر جايگزين باشم...

151
00:14:11,567 --> 00:14:16,739
بندازنم قاطي بچه هايي که همديگه رو
يه چند وقتي مي شناسن، دوسال؟

152
00:14:17,823 --> 00:14:20,951
شماها از نورماندي با هم
.جنگيدين

153
00:14:21,327 --> 00:14:27,082
ازش انتظار دارن که يه دفعه بياد ورهبريشون کنه؟
چطور کسي مي تونه همچين کاري کنه؟

154
00:14:27,583 --> 00:14:32,338
چطور کسي مي تونه واقعا اميد داشته باشه که
...،که احترام سرسخت ترين

155
00:14:32,755 --> 00:14:38,761
حرفه اي ترين و خاص ترين حرومزاده هاي
کل ارتش توي شمال اروپا رو بدست بياره؟

156
00:14:39,220 --> 00:14:43,766
ها؟ اگه از من مي پرسين، بايد بپره
...توي برلين و

157
00:14:44,183 --> 00:14:48,521
.با سبيل هيتلر برگرده ...

158
00:14:51,440 --> 00:14:56,779
به هر حال، گوش کنين. شماها راجع به
دايک نگران نباشين. باشه؟

159
00:14:57,238 --> 00:14:58,572
.باشه

160
00:14:58,822 --> 00:15:02,409
،ما وظيفه مون رو انجام ميديم
.همه چي خوب پيش ميره

161
00:15:06,789 --> 00:15:09,250
.مي بينمت، گروهبان -
.باشه، پسر -

162
00:15:10,376 --> 00:15:14,964
<i>،نمي دونم خودم هم باور داشتم يا نه
.اما به عنوان سرگروهبان، وظيفه ام بود</i>

163
00:15:15,339 --> 00:15:19,802
<i>نه به خاطر حمايت از دايک، بلکه
.به خاطر حفظ اتحاد گروهان</i>

164
00:15:20,219 --> 00:15:23,138
مي دوني مشکل دايک چيه، مگه نه؟

165
00:15:23,430 --> 00:15:26,267
اون يه آدم خودبين و احمق
.و پولداره که رفته دانشگاه خصوصي

166
00:15:26,642 --> 00:15:30,145
.اوه، خدا، يکي ديگه از اون ها

167
00:15:32,690 --> 00:15:37,152
لشگر فقط به خاطر اين که من
.احساس بدي دارم، اجازه نميده عوضش کنم

168
00:15:37,528 --> 00:15:40,823
،اگر هم اجازه بدن
کي رو بذارم بجاش؟

169
00:15:41,907 --> 00:15:42,908
شِيمز؟

170
00:15:43,200 --> 00:15:45,035
!وقتي من صحبت مي کنم حرف نزن

171
00:15:45,327 --> 00:15:48,038
<i>.شيمز زيادي فيلم جنگي ديده</i>

172
00:15:48,414 --> 00:15:52,293
شما کله خرها به يک کلمه از حرف هايي
که زدم گوش ندادين، دادين؟

173
00:15:53,544 --> 00:15:54,545
يا پيکاک؟

174
00:15:54,837 --> 00:15:59,049
<i>اون سخت تلاش مي کنه، اما اونقدر
.برش نداره که بچه ها رو ببره جنگ</i>

175
00:15:59,383 --> 00:16:04,221
<i>،موقعي که به عنوان فرمانده جوخه نمي خوامش
.مطمئنا فرمانده گروهانش نمي کنم</i>

176
00:16:04,680 --> 00:16:08,809
کامپتون چطور؟ -
.اون تنها انتخاب واقعيمونه -

177
00:16:10,102 --> 00:16:13,147
<i>،باک يه رهبر جنگي واقعيه
...اما مي دوني</i>

178
00:16:14,690 --> 00:16:18,819
<i>من مي خوام که گروهان ايزي حداقل...
.يه فرمانده جوخه با تجربه داشته باشه</i>

179
00:16:19,153 --> 00:16:23,073
،حالا اين زياد مهم نيست
.چون از شر دايک نمي تونم خلاص بشم

180
00:16:25,201 --> 00:16:29,163
همه مون مي دونيم که دوست داري
.کي فرمانده ايزي رو فرماندهي کنه

181
00:16:29,580 --> 00:16:32,625
،مشکل اينجاست
.اين ديگه وظيفه ي تو نيست، ديک

182
00:16:33,000 --> 00:16:36,170
.بايد يه نفر رو پيدا کني

183
00:16:42,718 --> 00:16:45,804
<i>،همه ي ما موافق بوديم که باک کامپتون
...بهترين گزينه است</i>

184
00:16:46,096 --> 00:16:49,308
<i>به شرطي که وينترز مي تونست...
.از شر دايک خلاص بشه</i>

185
00:16:51,018 --> 00:16:55,314
<i>اما باک همون آدم سابق
.قبل از مجروح شدنش توي هلند نبود</i>

186
00:16:55,648 --> 00:16:57,149
<i>.اون جدي تر شده بود</i>

187
00:16:57,399 --> 00:17:00,486
.يه لوگر گذاشته بود توي شلوارش -
.خداي من -

188
00:17:00,861 --> 00:17:04,949
شما دو تا همچين کار احمقانه اي
نکنيد، خيله خب؟

189
00:17:05,366 --> 00:17:08,202
.سعي مون رو مي کنيم، باک -
.جدي ميگم -

190
00:17:08,536 --> 00:17:11,121
.و تو، بيل وحشي

191
00:17:11,455 --> 00:17:16,794
کلي وقت صرف کردم تا ازت يه چيز
.به درد بخور دربيارم

192
00:17:17,253 --> 00:17:21,423
...اگه کار احمقانه اي بکني -
.مي دونم،منو مي کشي -

193
00:17:21,841 --> 00:17:24,885
،حتي اگه مرده باشي
.باز هم مي کشمت

194
00:17:25,928 --> 00:17:29,640
.بعدا مي بينمتون
.برم يه سري به بقيه بچه ها بزنم

195
00:17:34,478 --> 00:17:37,982
.جو مک کلونسکي ديوونه -
چي؟ -

196
00:17:38,357 --> 00:17:42,403
اين يارو پيش خانواده دلنسي زندگي مي کرده و
.به مردم خيره ميشده

197
00:17:42,820 --> 00:17:48,284
.مي دونم جوي ديوونه کيه
چه ربطي داره؟

198
00:17:48,742 --> 00:17:51,120
.باک الان، من رو ياد اون ميندازه

199
00:17:52,121 --> 00:17:56,333
چي؟ -
.از وقتي که توي هلند تير خورد -

200
00:17:56,667 --> 00:18:02,214
وايسا ببينم. چي ميگي، ديوونه است؟
.چون جوي ديوونه، ديوونه بود

201
00:18:02,631 --> 00:18:05,551
.من نميگم ديوونه است
. ...من فقط ميگم

202
00:18:05,843 --> 00:18:07,970
چي؟ چي مي خواي بگي؟

203
00:18:08,304 --> 00:18:09,805
.فراموشش کن -
چي؟ -

204
00:18:10,139 --> 00:18:13,058
.فراموشش کن
.بيخيال، خودت هم ديديش، بيل

205
00:18:13,392 --> 00:18:18,397
.از هم وا رفته -
.هي، هي. اون حالش خوبه -

206
00:18:21,150 --> 00:18:25,196
،به خاطر اين که تير خورد اينجوري نشده
.به خاطر اون بيمارستان بوده

207
00:18:25,613 --> 00:18:30,701
.من هم اونجا بودم، خيله خب؟ جالب نبود -
.باشه -

208
00:18:31,118 --> 00:18:35,164
در ضمن، وقتي که سرپا شد و اومد
.پيشمون، دوباره همون آدم سابق شد

209
00:18:36,498 --> 00:18:39,877
،دارم بهت ميگم
.باک کامپتون حالش خوبه

210
00:18:42,171 --> 00:18:44,465
.جدي ميگم -
.حتما. کار احمقانه اي نمي کنيم -

211
00:18:44,798 --> 00:18:47,676
فهميديم، مگه نه؟ -
.فهميديم -

212
00:18:48,052 --> 00:18:50,346
خيله خب. جورج؟

213
00:18:53,098 --> 00:18:55,434
.کار احمقانه نداريم، باک

214
00:19:02,775 --> 00:19:04,902
کار احمقانه نکنيد؟
داره با کي صحبت مي کنه؟

215
00:19:05,152 --> 00:19:10,324
ديوونه هايي که داوطلب شدن از هواپيما
بپرن بيرون. از اين احمقانه تر هم مگه ميشه؟

216
00:19:10,699 --> 00:19:12,868
.احتمالا نه -
.درسته -

217
00:19:13,202 --> 00:19:16,664
.من يه بار عرض نياگارا رو شنا کردم -
.آره -

218
00:19:18,749 --> 00:19:23,504
.به خدا. شرط بسته بوديم -
چي، توي بشکه؟ -

219
00:19:23,963 --> 00:19:27,758
.نه.  بالاي آبشار نرفتم، جورج
.عرض رودخونه رو شنا کردم

220
00:19:28,175 --> 00:19:30,636
.نمي دونم -
.از ده مايلي بالاي آبشار -

221
00:19:31,011 --> 00:19:33,389
.جريان آبش خيلي قوي بود -
.آره -

222
00:19:33,681 --> 00:19:38,310
حدود دو مايل کشوندم پايين، اما
.ازش رد شدم

223
00:19:38,769 --> 00:19:42,523
حالا، شخصا فکر نمي کردم که
...اونقدر احمقانه باشه

224
00:19:42,940 --> 00:19:47,319
،اما مامانم، خواهرم روث
.هر چي از دهنشون در اومد بهم گفتن

225
00:19:47,736 --> 00:19:50,698
.آره، حق داشتن، ماک -
."همينطور "فِي -

226
00:19:51,073 --> 00:19:54,451
.في تنر خوشگل -
.خفه شو، جورج -

227
00:19:54,827 --> 00:19:58,289
.اون ها حق داشتن. تو يه احمقي

228
00:20:18,350 --> 00:20:22,605
.راجع به هوبلر شنيدم. باعث تاسفه

229
00:20:23,397 --> 00:20:26,525
.بله، قربان. همينطوره

230
00:20:27,860 --> 00:20:30,321
اين همون لوگره؟ -
.بله، همونه -

231
00:20:30,654 --> 00:20:34,700
مي خواي باهاش چکار کني؟ -
.هنوز نمي دونم -

232
00:20:36,410 --> 00:20:42,041
اهل کجايي؟ کجا بزرگ شدي؟ -
.هانتينگتون، ويرجينياي غربي -

233
00:20:42,499 --> 00:20:45,002
هانتينگتون؟ -
.بله، قربان -

234
00:20:45,377 --> 00:20:47,963
.نمي دونم کجاست

235
00:20:48,297 --> 00:20:51,425
اونجا کارت چي بود؟

236
00:20:51,800 --> 00:20:55,346
من و برادرم به مادرم کمک مي کرديم که
.يه مهمونخونه رو بچرخونه

237
00:20:55,763 --> 00:20:57,848
و پدرت؟

238
00:21:00,392 --> 00:21:06,524
.وقتي که 10 سالم بود کشته شد، قربان
.تصادف اتومبيل

239
00:21:08,442 --> 00:21:10,069
.غم انگيزه

240
00:21:15,407 --> 00:21:17,868
چرا تصميم گرفتي به چتربازها
ملحق بشي؟

241
00:21:18,202 --> 00:21:21,747
توي مجله لايف يه مقاله
.راجع به چتربازها خوندم

242
00:21:22,122 --> 00:21:25,125
،راجع به تمرين هاشون نوشته بود
.و اين که چقدر مشکله

243
00:21:25,459 --> 00:21:29,672
،گفته بود اگه مي خواهيد موفق بشيد
.بايد بهترين باشيد

244
00:21:30,089 --> 00:21:32,675
و من هم مي خواستم
.با بهترين ها بجنگم، قربان

245
00:21:33,050 --> 00:21:35,386
دلت واسش تنگ شده؟

246
00:21:35,719 --> 00:21:38,389
واسه چي؟ -
.هانتينگتون -

247
00:21:41,600 --> 00:21:46,313
صادقانه، قربان، سعي مي کنم
.زياد راجع بهش فکر نکنم

248
00:21:49,191 --> 00:21:51,026
شما اهل کجا...؟

249
00:22:10,754 --> 00:22:14,758
سروان نيکسون، قربان؟ سروان نيکسون؟ -
چيه؟ -

250
00:22:15,718 --> 00:22:19,305
.ببخشيد مزاحم ميشم
.اين از لشگر اومده

251
00:22:22,641 --> 00:22:23,976
.خيله خب

252
00:22:27,897 --> 00:22:30,733
.صبح بخير -
حکم اخراجه؟ -

253
00:22:31,108 --> 00:22:34,403
يه چيزيه که به مشکلت توي
.فرماندهي کمک مي کنه

254
00:22:34,778 --> 00:22:37,948
دايک رو منتقل کردن؟ -
.بابت اون کاري از دستم برنمياد -

255
00:22:38,324 --> 00:22:42,328
لشگر تصميم گرفته که از هر هنگ
...يه افسر انتخاب بشه

256
00:22:42,745 --> 00:22:47,208
کسي که توي باستون بوده، و به مدت 30 روز...
... بفرستنش آمريکا مرخصي

257
00:22:47,625 --> 00:22:50,920
.و مامورش کنن که به طبل جنگ بکوبه...

258
00:22:51,295 --> 00:22:53,964
.به نظر مياد من انتخاب شدم

259
00:22:56,634 --> 00:23:00,221
.خارق العاده است، لو. خوش به حالت -
.ممنونم -

260
00:23:00,638 --> 00:23:03,349
رفتنت چه کمکي به من مي کنه؟ -
.من نميرم -

261
00:23:03,724 --> 00:23:07,186
.من آمريکا رو قبلا ديده ام
.به همين دليل اومدم اروپا

262
00:23:07,603 --> 00:23:12,358
.کاشکي بهم گفته بودن که قراره جنگ بشه
.به هر حال، اين براي من بلااستفاده است

263
00:23:12,733 --> 00:23:17,112
اما مطمئنم توي گردانت مي تونيم يه افسر رو
.پيدا کنيم که بتونه يه سفر بره خونه

264
00:23:18,572 --> 00:23:22,326
تبريک ميگم، پيکاک. هيچکس بيشتر از تو
.لياقت اينو نداره

265
00:23:22,743 --> 00:23:24,245
.ممنونم

266
00:23:25,663 --> 00:23:30,167
.واقعا خوشحالم که داري ميري خونه -
.بهترين خبريه که توي اين چند هفته شنيدم -

267
00:23:30,626 --> 00:23:32,002
.عجب مردي

268
00:23:32,253 --> 00:23:35,339
.ممنونم، بچه ها
واقعا برام خيلي ارزش داره، مي دونيد؟

269
00:23:35,714 --> 00:23:39,176
.برو بابا
.سه تا شادباش براي ستوان پيکاک

270
00:23:39,593 --> 00:23:43,639
.هيپ، هيپ، هورا. هيپ، هيپ، هورا
.هيپ، هيپ، هورا

271
00:23:56,735 --> 00:23:59,238
،اگه اومدن اينجا
.يادتون باشه براي دوربين لبخند بزنيد

272
00:23:59,613 --> 00:24:02,366
.بايد روحيه ي مردم رو بالا نگه داريم

273
00:24:02,700 --> 00:24:06,287
چرا؟ -
.لعنت بهم اگه بدونم -

274
00:24:06,662 --> 00:24:09,123
خيله خب نيکس، توي "فوي" چي
منتظرمونه؟

275
00:24:09,456 --> 00:24:13,169
حداقل يه گروهان از
.لشگر دهم زرهي

276
00:24:13,586 --> 00:24:17,798
،همچنين حداقل يه 88 ميليمتري دارن
.که هنوز نتونستيم جاش رو مشخص کنيم

277
00:24:18,215 --> 00:24:21,010
تانک؟ -
.تا ديشب، سه تا تايگر -

278
00:24:21,385 --> 00:24:24,054
يه لحظه بنده رو معاف مي کنيد، قربان؟ -
.بله -

279
00:24:24,388 --> 00:24:27,474
در مورد اين که ژنرال پتون ما رو نجات
داد، چه احساسي دارم؟

280
00:24:27,850 --> 00:24:31,437
،خب، اگه به خاطر يه موضوع نبود
.احساس خيلي خوبي داشتم

281
00:24:31,812 --> 00:24:35,941
.ما نيازي به اين نجات مزخرف پتون نداشتيم
فهميدي چي ميگم؟

282
00:24:36,358 --> 00:24:37,484
.جو -
.قربان -

283
00:24:37,693 --> 00:24:39,653
.يه لحظه ما رو ببخشين

284
00:24:39,987 --> 00:24:41,030
.متاسفم، قربان

285
00:24:41,280 --> 00:24:45,159
راجع به چي متاسفي؟ پتون؟
.من هم باهات موافقم

286
00:24:45,576 --> 00:24:48,746
اينجا چکار مي کني؟ -
.مي خوام برگردم به خط ، قربان -

287
00:24:49,121 --> 00:24:52,833
.نبايد برگردي
.برگرد به درمانگاه

288
00:24:53,167 --> 00:24:56,545
.واقعا مي خوام برگردم پيش بچه ها

289
00:24:58,881 --> 00:25:03,385
.خيله خب، پس برو -
.ممنونم، قربان -

290
00:25:07,765 --> 00:25:10,976
<i>...جو توي ، سه روز توي درمانگاه بود</i>

291
00:25:11,310 --> 00:25:15,523
<i>.و همه خوشحال بودن که برگشته...
. مخصوصا بيل گارنير</i>

292
00:25:15,898 --> 00:25:17,316
.سلام، جو -
.سلام، بيل -

293
00:25:17,566 --> 00:25:21,946
اينجا چکار مي کني؟ -
.اومدم مطمئن بشم که اوضاعتون روبراهه -

294
00:25:22,404 --> 00:25:27,660
همه چي روبراهه. بند چکمه هام رو
.خودم بستم. خودم تنهايي

295
00:25:28,035 --> 00:25:32,206
.ببينيد کي رو پيدا کردم -
.جو توي، طاقت نياورده -

296
00:25:32,540 --> 00:25:33,791
چطوري، جو؟

297
00:25:33,999 --> 00:25:37,795
.خوب. از درمانگاه در رفتم -
کجات صدمه ديده؟ -

298
00:25:38,128 --> 00:25:40,840
اين ديگه چيه؟ -
.اين وب اِه. جايگزين -

299
00:25:41,215 --> 00:25:45,386
فکر کردم يه نفره که چند ساله مي شناسمش و
.قيافه اش يادم رفته

300
00:25:45,803 --> 00:25:49,390
.جو بازوش صدمه ديد
.هديه شب سال نو از نيروي هوايي آلمان

301
00:25:49,807 --> 00:25:52,893
خيلي هاتون زخمي شدين؟ -
.بهش ميگن مجروح -

302
00:25:53,227 --> 00:25:55,688
زخمي به موقعي ميگن که
.از درختي چيزي ميوفتي پايين

303
00:25:56,063 --> 00:26:00,150
نگران نباش، اينقدر آشغال از آسمون مياد که
.يه بلايي هم سر تو مياد

304
00:26:00,526 --> 00:26:03,988
تقريبا تمام اين بچه ها حداقل
. يه بار زخمي شده

305
00:26:04,405 --> 00:26:08,701
.به جز اَلي. اون دو بار زخمي شده
...يه بار توي نورماندي، روي شيشه شکسته فرود اومد

306
00:26:09,076 --> 00:26:11,704
يه بارهم تو هلند با نارنجک ...
.آبکش شد

307
00:26:12,079 --> 00:26:15,416
بول يه تيکه از يه تانک منفجر شده
.بهش خورد

308
00:26:15,749 --> 00:26:20,212
.و جورج لاز که تا حالا زخمي نشده
.تو يه حرومزاده ي خوش شانسي

309
00:26:20,629 --> 00:26:23,966
.ديگ به ديگ ميگه روت سياه -
.خوش به حالمون -

310
00:26:24,300 --> 00:26:28,137
ليبگات توي هلند
.گردنش سوراخ شد

311
00:26:28,554 --> 00:26:31,056
.بغليش، اسمش پاپاي اِه

312
00:26:31,390 --> 00:26:35,102
،توي نورماندي
.اون باسن کوچولوي استخونيش تير خورد

313
00:26:35,519 --> 00:26:38,981
باک توي هلند، باسن نسبتا گنده اش
.مورد اصابت واقع شد

314
00:26:39,398 --> 00:26:43,110
توي گروهان ايزي، تير خوردن به
. ماتحت رسم شده

315
00:26:43,485 --> 00:26:48,699
حتي سرگروهبان ليپتون. اون دو تا
.ترکش از گلوله ضدتانک بهش خورد

316
00:26:49,158 --> 00:26:53,621
.يه تيکه تو صورتش
.يه تيکه ديگه هم نزديک بود تيله هاش رو داغون کنه

317
00:26:54,038 --> 00:27:00,628
تيله هات چطورن، گروهبان؟ -
.خوبن، بيل. ممنون که ميپرسي -

318
00:27:02,922 --> 00:27:08,594
<i>عصر سوم ژانويه، اکثر بچه هاي گروهان پنجم
. به سمت موقعيت قبليمون توي جنگل حرکت کردن</i>

319
00:27:09,094 --> 00:27:13,807
<i>چند نفري هم موندن و به گروهان چهارم ملحق شدن
.تا خط رو نگه دارن</i>

320
00:27:14,642 --> 00:27:16,602
.موفق باشين، خانوما

321
00:27:17,811 --> 00:27:19,563
.از آشناييتون خوشوقت شدم

322
00:27:20,648 --> 00:27:24,902
.اگه جاي شما بودم زياد آب نمي خوردم -
.مواظب باشين بهتون سيگار تعارف نکنه -

323
00:27:25,319 --> 00:27:27,404
کي بهمون سيگار تعرف نکنه؟

324
00:27:27,696 --> 00:27:29,323
.اسپيرز -
کي؟ -

325
00:27:29,657 --> 00:27:32,034
.ستوان اسپيرز

326
00:27:33,994 --> 00:27:39,083
<i>ستوان رونالد اسپيرز يکي از فرمانده جوخه هاي
.گروهان چهارم بود. اون يه افسانه بود</i>

327
00:27:40,167 --> 00:27:45,172
.داستان هايي که راجع به اسپيرز ميگن مزخرفه -
کدوم داستان ها؟ -

328
00:27:45,548 --> 00:27:46,841
کدوم داستان ها؟

329
00:27:47,049 --> 00:27:50,553
مثلا، اسپيرز يکي از افراد خودش رو
.به خاطر مست بودن با گلوله زده

330
00:27:50,886 --> 00:27:54,056
.شوخي ميکني! باورنکردنيه

331
00:27:54,390 --> 00:27:58,727
يه داستان ديگه هم نقل شده که
...به بيست تا اسير سيگار ميده

332
00:27:59,144 --> 00:28:02,606
.قبل از اين که بکشدشون... -
بيست تا اسير رو کشته؟ -

333
00:28:02,940 --> 00:28:04,942
.من شنيدم سي تا بودن

334
00:28:05,234 --> 00:28:08,112
.کريستنسون -
.ستوان اسپيرز -

335
00:28:08,487 --> 00:28:11,740
اسمت رو درست گفتم، نه؟ -
.بله، قربان -

336
00:28:13,325 --> 00:28:17,955
اينجا چکار مي کنيد؟ -
.داريم خط رو ديد مي زنيم، قربان -

337
00:28:19,832 --> 00:28:22,501
.بهتره سنگرتون رو محکم تر کنيد

338
00:28:22,877 --> 00:28:24,962
.ستوان دايک گفت به خودمون زحمت نديم

339
00:28:25,296 --> 00:28:29,842
.چون قراره يه روز اينجا باشيم -
ستوان دايک اينو گفت؟ -

340
00:28:30,301 --> 00:28:33,179
.پس چيزي که گفتمو فراموش کنين

341
00:28:34,763 --> 00:28:36,265
.راحت باشين

342
00:28:39,727 --> 00:28:42,646
کسي سيگار نمي خواد؟

343
00:28:46,817 --> 00:28:48,861
تو؟

344
00:28:50,362 --> 00:28:53,073
<i>...حوالي غروب سوم ژانويه</i>

345
00:28:53,365 --> 00:28:56,660
<i>به موقعيت قبليمون ...
.توي جنگل رسيديم</i>

346
00:28:56,952 --> 00:29:00,080
!حتما شوخي تون گرفته

347
00:29:00,456 --> 00:29:03,250
.حسابش رو مي رسم

348
00:29:03,542 --> 00:29:08,380
اينجا رو ببين! گردان يکمي هاي لعنتي
.سنگرم رو کردن گهدوني

349
00:29:08,756 --> 00:29:12,051
.فکر کنم توي بقيه سنگرها هم ريدن، جو

350
00:29:13,511 --> 00:29:17,223
فکر نمي کنم دلشون مي خواسته که
.زمان زيادي رو بالاي زمين بگذرونن

351
00:29:19,266 --> 00:29:22,520
<i>وقتي نبوديم، آلماني ها موقعيت قبليمون رو
.گلوله بارون کرده بودن</i>

352
00:29:22,895 --> 00:29:26,857
<i>،تيکه هاي منفجرشده ي درخت ها
.همه جا پخش بودن. توجهمون رو جلب کردن</i>

353
00:29:27,274 --> 00:29:31,612
.انضباط نور و صدا
.داريم نزديک ميشيم

354
00:29:40,579 --> 00:29:43,457
<i>،اون طرف زمين
.مي تونستم نيروهاي دشمن رو ببينم</i>

355
00:29:43,833 --> 00:29:48,671
<i>،فقط نمي تونستم توپخانه شون رو ببينم
.اما مي دونستم که همونجاست</i>

356
00:29:51,006 --> 00:29:54,593
آلماني ها با 88 ميليمتري
.اينجا رو حسابي کوبيدن

357
00:29:55,010 --> 00:30:00,266
.اون ها اين منطقه رو هدف گرفتن -
.شايد هدفشون رو عوض کرده باشن -

358
00:30:00,724 --> 00:30:02,852
.نه، اون ها منتظرن -
منتظر چي؟ -

359
00:30:03,185 --> 00:30:06,939
.منتظر ما که مستقر بشيم -
.شايد بايد بکشيم عقب -

360
00:30:07,356 --> 00:30:12,486
.وظيفه مون نگه داشتن خط همينجاست
.فقط بايد سنگرها رو تقويت کنيم

361
00:30:12,945 --> 00:30:18,367
...اگه ما رو هدف گرفتن، شايد -
.همين جا خط رو نگه مي داريم. حق با ليپتونه -

362
00:30:18,826 --> 00:30:21,912
سنگرهامون رو محکم تر مي کنيم و
.منتظر ميشيم

363
00:30:22,246 --> 00:30:27,084
.قرار نيست بکشيم عقب
درسته، ستوان؟

364
00:30:29,336 --> 00:30:33,966
درسته، ستوان؟ -
.خوبه. خودتون ترتيبش رو بدين -

365
00:30:34,425 --> 00:30:37,011
.من بايد برم با گردان صحبت کنم

366
00:30:39,430 --> 00:30:42,433
.بهتره دست به کار بشيم -
.آره -

367
00:30:45,644 --> 00:30:47,605
.بگيرش -
.ممنون، ليپ -

368
00:30:47,938 --> 00:30:51,901
.باز هم برات شاخه ميارم -
.ممنون ميشم -

369
00:31:14,757 --> 00:31:18,052
!توپخانه! پناه بگيرين

370
00:31:20,846 --> 00:31:22,181
!پناه بگيرين

371
00:31:26,310 --> 00:31:27,895
.88ميليمتري اند

372
00:31:28,187 --> 00:31:30,147
!يالا، پناه بگيرين

373
00:31:30,439 --> 00:31:32,775
.گرامون رو گرفته اند

374
00:31:33,859 --> 00:31:37,780
.پناه بگيرين. بريد توي سنگر
!يالا، پناه بگيرين

375
00:31:38,197 --> 00:31:42,076
.بريد توي سوراخ ها -
!پناه بگيرين -

376
00:31:46,247 --> 00:31:47,957
!يالا، پناه بگيرين

377
00:31:51,544 --> 00:31:53,504
!پناه بگيرين

378
00:31:54,797 --> 00:31:56,215
.لعنتي

379
00:32:05,432 --> 00:32:09,687
!يالا، پناه بگيرين
!پناه بگيرين

380
00:32:17,611 --> 00:32:20,447
<i>،به دلايلي، توي اون لحظه
...فقط مي تونستم</i>

381
00:32:20,781 --> 00:32:23,659
<i>به چهارم جولاي ، زماني که...
.يه پسربچه بودم فکر کنم
<font color="#ff8000">(چهارم جولاي : روز استقلال آمريکا)</font></i>

382
00:32:23,951 --> 00:32:28,330
<i>.دوست داشتم ترقه هام رو خودم درست کنم</i>

383
00:32:28,747 --> 00:32:34,211
<i>.دوست داشتم کلوخ ها و بطري ها رو منفجر کنم
.تمام سال رو منتظر همچين موقعي بودم</i>

384
00:32:34,712 --> 00:32:40,593
<i>اون روز، ترسناک ترين نمايش آتش بازي رو
.در تمام عمرم ديدم</i>

385
00:32:41,093 --> 00:32:44,847
<i>"اگه مي دونستم چه اتفاقي براي "جو توي
.افتاده، ديگه نمي خنديدم</i>

386
00:33:45,241 --> 00:33:48,827
.بايد ببينيم کسي زخمي شده يا نه -
.اين چيزيه که اون ها مي خوان -

387
00:33:49,245 --> 00:33:52,331
آلماني ها سعي مي کنن بکشنمون توي
.منطقه باز

388
00:34:02,299 --> 00:34:07,471
.توي سنگرهاتون بمونين
!توي سنگرهاتون بمونين

389
00:34:07,888 --> 00:34:10,349
.مي توني راه بري؟ يه سنگر پيدا کن

390
00:34:10,766 --> 00:34:12,852
.بايد بلند بشم

391
00:34:16,146 --> 00:34:18,274
.بايد بلند بشم

392
00:34:20,442 --> 00:34:22,695
.بايد بلند بشم

393
00:34:25,072 --> 00:34:27,408
.کلاه آهنيم رو مي خوام

394
00:34:28,409 --> 00:34:31,579
!من کمک مي خوام -
تو هم شنيدي؟ -

395
00:34:31,954 --> 00:34:34,331
!من کمک مي خوام -
صداي جوئه؟ -

396
00:34:36,333 --> 00:34:38,294
.آره، فکر کنم جوئه

397
00:34:39,170 --> 00:34:41,630
.بمون

398
00:34:41,964 --> 00:34:46,719
!پايين بمونين! پايين بمونين -
!پايين بمونين! توي سنگرهاتون بمونين -

399
00:34:47,178 --> 00:34:50,931
!توي سنگرهاتون بمونين -
!کمک -

400
00:34:51,348 --> 00:34:56,061
کمک! کسي اونجا نيست؟ -
.يا مسيح -

401
00:34:56,478 --> 00:35:01,317
.بايد بلند بشم. بايد بلند بشم

402
00:35:03,444 --> 00:35:09,200
.لعنتي. يالا جو. يالا رفيق
.يالا

403
00:35:09,617 --> 00:35:12,536
.تو گفتي که قبل از من بر مي گردي آمريکا

404
00:35:12,828 --> 00:35:15,456
.قرار نيست جايي بري
.تو حالت خوبه

405
00:35:15,831 --> 00:35:19,376
.بايد کلاه آهنيم رو بيارم -
.فراموشش کن، جو -

406
00:35:19,793 --> 00:35:23,422
!کسي اونجا نيست؟ کمک -
.طاقت بيار -

407
00:35:25,966 --> 00:35:28,135
کي هستي؟ -
!هِف! بيب -

408
00:35:28,469 --> 00:35:31,597
.طاقت بيار -
!يالا، منو از اينجا بيار بيرون، ليپ -

409
00:35:33,516 --> 00:35:35,226
!بايد برم به سنگرم

410
00:35:35,476 --> 00:35:39,522
.دارمت. يالا، جو، دارمت -
!بايد برم به سنگرم -

411
00:35:42,233 --> 00:35:43,943
.يالا، جو

412
00:35:45,819 --> 00:35:47,321
.طاقت بيار

413
00:35:47,738 --> 00:35:48,822
حالت خوبه؟ -
.آره -

414
00:35:49,114 --> 00:35:51,033
!يالا، زود باش

415
00:35:51,283 --> 00:35:54,036
فکر کنم زيادي سنگرم رو
.پوشوندم

416
00:35:54,703 --> 00:35:58,457
!توپخانه -
!توپخانه -

417
00:35:59,750 --> 00:36:02,253
!پناه بگيرين

418
00:36:09,552 --> 00:36:12,513
!يالا! يالا! زود باشين

419
00:36:12,888 --> 00:36:16,392
!گارنو! الان ميزننت
!يالا! زودباش

420
00:36:16,809 --> 00:36:19,395
!تکون بخور بيل! تکون بخور

421
00:36:20,604 --> 00:36:25,317
!يالا، جو -
!وايسا، ميام کمک -

422
00:36:26,277 --> 00:36:28,737
!نه

423
00:36:30,614 --> 00:36:32,533
!امدادگر

424
00:36:38,539 --> 00:36:42,251
<i>،در خلال گلوله باران دوم
.ديگه نمي خنديدم</i>

425
00:37:19,580 --> 00:37:20,581
!ليپ

426
00:37:23,501 --> 00:37:25,711
حالت خوبه؟

427
00:37:28,547 --> 00:37:30,925
!پايين بمونين

428
00:37:31,258 --> 00:37:34,845
!پايين بمونين -
!سرگروهبان ليپتون -

429
00:37:35,262 --> 00:37:39,391
.تو اوضاع اينجا رو مرتب کن
.من ميرم کمک بيارم

430
00:37:42,770 --> 00:37:45,272
.عجب حرومزاده ايه

431
00:37:49,443 --> 00:37:51,695
کجا ميره؟ -
.نمي دونم -

432
00:37:51,946 --> 00:37:54,573
گردان رو بگير، بگو
.به درمانگاه خبر بدن

433
00:37:54,865 --> 00:37:56,825
.گردان روي خطه، ليپ

434
00:38:09,880 --> 00:38:12,258
!امدادگر

435
00:38:21,475 --> 00:38:24,770
آماده باشين! اون حرومزاده ها ممکنه
.بخوان حمله کنن

436
00:38:25,062 --> 00:38:27,022
تو خوبي، وان لانگ؟ -
!گروهبان -

437
00:38:27,273 --> 00:38:28,566
چطوري پاپاي؟

438
00:38:28,774 --> 00:38:31,777
!صد در صد آماده کشتن آلماني ها، ليپ

439
00:38:42,496 --> 00:38:45,332
دکتر، چکار مي تونم بکنم؟ -
.اينو نگه دار -

440
00:38:47,585 --> 00:38:49,670
سيگار داري؟ -
.آره -

441
00:38:50,754 --> 00:38:55,885
خداي من. يه نفر اگه بخواد کشته بشه
بايد چکار کنه؟

442
00:38:56,260 --> 00:38:59,471
.بيل، تو اول ميري -
.هر چي تو بگي، دکتر -

443
00:38:59,805 --> 00:39:02,099
.بياين اينجا. اين مرد رو ببرين

444
00:39:02,433 --> 00:39:07,354
.هي ليپ، اين دفعه گارنير پير رو زدن -
.ما بهت مي رسيم، سرباز -

445
00:39:10,316 --> 00:39:12,067
.فقط دراز بکش

446
00:39:15,988 --> 00:39:19,491
هي، جو، بهت گفته بودم
.من زودتر برمي گردم آمريکا

447
00:39:20,993 --> 00:39:22,495
.هي، ليپ

448
00:39:25,789 --> 00:39:27,500
باک چطوره؟

449
00:39:28,834 --> 00:39:31,420
لاز، باک چطوره؟ -
.حالش خوبه -

450
00:39:31,795 --> 00:39:33,964
مطمئني؟ -
.آره، حالش خوبه -

451
00:39:34,548 --> 00:39:37,676
فکر کنم بايد بري باهاش
.صحبت کني

452
00:39:40,179 --> 00:39:41,889
.خيله خب

453
00:39:51,649 --> 00:39:56,195
<i>بعضي ها ميگن باک بعد از اين که
.توي هلند زخمي شد، تغيير کرد. شايد</i>

454
00:39:56,654 --> 00:40:01,367
<i>اما من مي دونم که وقتي "توي" و "گارنير" رو
.روي زمين ديد، يه اتفاقي براش افتاد</i>

455
00:40:10,668 --> 00:40:15,422
<i>توي گزارش گفته شد که کامپتون رو به خاطر
.وضع بد پاي سرما زده اش از خط عقب کشيدن</i>

456
00:40:15,798 --> 00:40:19,552
<i>و راجع به اين که دوستاش رو
.از دست داده بود چيزي گفته نشده بود</i>

457
00:40:25,850 --> 00:40:28,435
<i>.باک يه فرمانده ي جنگي عالي بود</i>

458
00:40:28,769 --> 00:40:31,856
<i>اون يه بار توي نورماندي و
.يه بار هم توي هلند مجروح شده بود</i>

459
00:40:32,147 --> 00:40:36,151
<i>اون مدال ستاره ي نقره اي رو به خاطر گرفتن
.اون توپ هاي آلماني گرفته بود</i>

460
00:40:36,485 --> 00:40:39,530
<i>اون با وجود تمام چيزايي که آلماني ها
.رو سرشون مي ريختن کارشو انجام داده بود</i>

461
00:40:40,698 --> 00:40:42,575
ستوان کامپتون؟

462
00:40:44,201 --> 00:40:48,956
تيم دانشگاه کاليفرنيا توي جام رز بول
.موفق نشد. احتمالا چون تو اونجا نبودي

463
00:40:49,415 --> 00:40:54,378
مطمئنم که داري  به سربازاي جوونت
.لذتي رو که از ورزش ميبري، گوشزد مي کني

464
00:40:54,837 --> 00:41:00,384
اي کاش همه مون بدونيم که مرد جوون
...فوق العاده اي هستي، و چطور قلبت و عشقت

465
00:41:04,013 --> 00:41:08,767
<i>حدس مي زنم که نتونست ديدن
.توي و گارنير پاره پاره رو تحمل کنه</i>

466
00:41:09,226 --> 00:41:12,938
<i>هيچ کس هم انتظاري کمتر از اين
.ازش نداشت</i>

467
00:41:22,740 --> 00:41:24,325
.سلام، بول

468
00:41:25,242 --> 00:41:29,246
<i>با نبود باک، ديگه جانشيني
.براي دايک وجود نداشت</i>

469
00:41:29,580 --> 00:41:31,499
<i>.حداقل ما کسي رو نمي ديديم</i>

470
00:41:31,749 --> 00:41:33,209
.ممنون

471
00:41:35,294 --> 00:41:36,879
.سلام، ماک

472
00:41:38,088 --> 00:41:41,217
.ماک، دارم دنبال ستوان دايک مي گردم -
.بله، گروهبان -

473
00:41:41,509 --> 00:41:45,721
<i>.ما گير دايک افتاده بوديم
.و اون رفته بود قدمي بزنه</i>

474
00:41:50,726 --> 00:41:53,646
.آذرخش شش، کيدنپ

475
00:41:54,021 --> 00:41:56,482
. ...بله قربان. ما تمام منطقه سبز رو پاکسازي کرديم

476
00:41:56,732 --> 00:41:58,984
<i>.ما جنگل شرق "فوي" رو پاکسازي کرديم</i>

477
00:41:59,235 --> 00:42:03,864
<i>چند روز بعد، گروهان ايزي و بقيه هنگ 506
.جنگل غرب "فوي" رو پاکسازي کردن</i>

478
00:42:04,240 --> 00:42:06,450
<i>.با مقاومت کمي روبرو شديم</i>

479
00:42:06,784 --> 00:42:10,329
.ما کشته  داديم -
.سيزده -

480
00:42:10,663 --> 00:42:14,291
شماها مي دونيد که من دليلي ندارم
که بخوام سر کارتون بذارم. درسته؟

481
00:42:14,708 --> 00:42:16,544
.ببينيد، اين چيزيه که من ديدم

482
00:42:16,794 --> 00:42:20,005
.باورنکردني بود
.ممکنه حرفم رو باور نکنين

483
00:42:20,297 --> 00:42:23,968
.هموني که مي دونيد، اومد پيش ليپتون
.بدون کلاه آهني، اسلحه، هيچي

484
00:42:24,301 --> 00:42:30,432
سر گروهبان ليپتون، تو اوضاع اينجا رو مرتب کن"
".من ميرم کمک بيارم

485
00:42:30,891 --> 00:42:33,060
".بايد برم درجه هام رو برق بندازم"

486
00:42:33,310 --> 00:42:35,145
.هي، لاز -
.يه عوضي واقعي -

487
00:42:35,396 --> 00:42:38,315
.خيلي باحال بود -
.بچه ها -

488
00:42:38,607 --> 00:42:41,402
.شب همگي خوش -
.ميبينمت، لاز -

489
00:42:41,735 --> 00:42:43,070
.گروهبان

490
00:42:43,279 --> 00:42:46,115
.دو مورد
.اولي، برداشت خيلي خوبي از دايک بود

491
00:42:46,407 --> 00:42:49,535
.خودم فکر کردم خيلي ضايع بود -
.نه، کارت خوب بود -

492
00:42:49,827 --> 00:42:54,748
دوم اين که، ديگه اين کار رو نکن، مخصوصا
.اون قسمتي که دايک با من صحبت مي کرد

493
00:42:55,124 --> 00:42:58,419
.هيچ نفعي به حال هيچ کسي نداره -
.فهميدم -

494
00:42:58,711 --> 00:43:00,045
.خيله خب

495
00:43:02,882 --> 00:43:04,800
.لاشي

496
00:43:10,723 --> 00:43:12,558
!توپخانه

497
00:43:30,367 --> 00:43:34,121
!لاز! لاز! يالا! لاز! زودباش

498
00:43:34,538 --> 00:43:37,917
!تکون بخور! لاز

499
00:43:38,250 --> 00:43:43,714
!پايين بمون! يالا
!بيا اين تو! لاز، زود باش

500
00:43:44,173 --> 00:43:46,759
!لاز! زود باش

501
00:43:47,092 --> 00:43:49,428
!يالا! لاز

502
00:44:18,582 --> 00:44:22,127
!ماک و پنکالا -
چي؟ -

503
00:44:22,545 --> 00:44:25,297
!ماک و پنکالا رو زدن

504
00:44:33,347 --> 00:44:35,015
!امدادگر

505
00:44:39,228 --> 00:44:41,814
!هشي -
.لعنتي، شونه ام -

506
00:44:42,147 --> 00:44:45,484
!زودباش! بلند شو! تکون بخور

507
00:44:49,238 --> 00:44:52,741
!پايين بمونين

508
00:45:14,597 --> 00:45:17,975
.فکر مي کردم سيگار نمي کشي -
.نمي کشم -

509
00:45:29,528 --> 00:45:33,365
<i>،گلوله اي که به سنگر من و لاز خورد
.معيوب بود</i>

510
00:45:33,699 --> 00:45:38,996
<i>.اوني که به سنگر ماک و پنکالا خورد اينطور نبود
.فقط همين</i>

511
00:45:39,413 --> 00:45:42,208
<i>.ماک و پنکالا مردان خوبي بودن</i>

512
00:45:44,752 --> 00:45:46,712
<i>.مرگ اون ها بدجوري به مالارکي ضربه زد</i>

513
00:45:47,004 --> 00:45:50,257
<i>،بهترين دوستان مالارکي، کامپتون
.ماک و پنکالا بودن</i>

514
00:45:50,549 --> 00:45:54,053
<i>،در کمتر از يه هفته
.مرگ دو تاشون رو ديده بود</i>

515
00:45:55,596 --> 00:45:58,307
وضعيت چيه؟ -
.نفرات روي خط حالشون خوبه -

516
00:45:58,599 --> 00:46:00,309
.آذوقه مون رسيده

517
00:46:00,643 --> 00:46:03,729
.احتياط مي کنيم
.ممکنه به زودي خلاص شيم

518
00:46:04,104 --> 00:46:06,232
.باشه؟ خيله خب

519
00:46:27,002 --> 00:46:30,923
<i>ديرتر، همون روز، ما توي موقعيت
.قبلي مون، مشرف به "فوي" بوديم</i>

520
00:46:31,257 --> 00:46:34,176
<i>.همه مون نگران مالارکي بوديم</i>

521
00:46:34,552 --> 00:46:36,470
هي، مالارک؟

522
00:46:40,683 --> 00:46:47,273
گفته بودي که مي خواي يه لوگر
واسه داداشت ببري خونه؟

523
00:46:55,406 --> 00:46:59,952
خب، چرا اينو بهش نميدي؟

524
00:47:04,039 --> 00:47:06,709
مال هوبلره، نه؟ -
.آره -

525
00:47:07,084 --> 00:47:11,046
. ...آره، مي خواستم از شرش خلاص شم، اما

526
00:47:11,463 --> 00:47:13,382
.نمي دونم

527
00:47:14,800 --> 00:47:19,930
سروان وينترز گفته اگه دوست داشته باشي
...مي توني برگردي گردان و

528
00:47:20,389 --> 00:47:23,142
به عنوان امربر، چند روزي
.مشغول باشي

529
00:47:26,437 --> 00:47:30,316
.بهش بگو ممنونم
.من اينجا مي مونم

530
00:47:31,901 --> 00:47:36,363
چرا يه ساعتي نمياي عقب تا
با باک خداحافظي کني؟

531
00:47:36,697 --> 00:47:39,200
.مطمئنم خوشحال ميشه

532
00:47:44,413 --> 00:47:45,539
.باشه

533
00:47:48,792 --> 00:47:50,878
.حواست بهش باشه

534
00:47:52,296 --> 00:47:54,673
<i>،عقب کشيدن براي يه ساعت
... حتي به اندازه 50 يارد</i>

535
00:47:54,965 --> 00:47:58,844
<i>،مي تونه توي حالت فکري يه سرباز...
.تفاوت زيادي ايجاد کنه</i>

536
00:48:02,306 --> 00:48:04,892
<i>...صبح بعد از گلوله باران</i>

537
00:48:05,184 --> 00:48:09,146
<i>يه سرباز رو ديدم که با دست خالي...
.مي خواست سنگر بکنه</i>

538
00:48:09,480 --> 00:48:13,067
<i>حتي متوجه نشده بود که ناخن هاش
.داشت جدا ميشد</i>

539
00:48:13,400 --> 00:48:17,780
<i>.سريعا از اونجا دورش کردم
.نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر خودمون</i>

540
00:48:18,197 --> 00:48:23,744
<i>ترس توي جنگ مثل سم مي مونه. چيزي که همه مون
.احساس ميکرديم، اما بروز نميداديم. نمي توني</i>

541
00:48:24,245 --> 00:48:27,748
<i>.ترس مخربه، و مسري</i>

542
00:48:29,667 --> 00:48:31,961
بهت گفته بودم کاري مي کنم که
.شروع کني

543
00:48:38,384 --> 00:48:42,054
<i>باک بعد از اون روز که توي و گارنير
.زخمي شدن، ديگه به وضع سابقش برنگشت</i>

544
00:48:42,388 --> 00:48:45,808
<i>فکر مي کنم لازم بود که از
.جريانات براي مدتي دور باشه</i>

545
00:48:58,112 --> 00:49:01,490
<i>گلوله باران هاي سوم ژانويه و
...نهم ژانويه</i>

546
00:49:01,824 --> 00:49:05,077
<i>مردان گروهان ايزي رو ...
.مايوس کرده بود</i>

547
00:49:05,369 --> 00:49:07,705
<i>.با اين وجود، تعداد کمي خودشون رو باختن</i>

548
00:49:07,955 --> 00:49:14,003
<i>،اما مي دونستم وحشت و فشاري که رومون بود
. مي تونه اون ها رو هم از گود بيرون کنه</i>

549
00:49:14,420 --> 00:49:18,549
<i>نگران بودم که نفرات تمرکزشون رو از دست بدن و
.روحيه شون پايين بياد</i>

550
00:49:18,883 --> 00:49:22,261
<i>،و اين موضوع خطرناکه
.مخصوصا توي نبرد</i>

551
00:49:22,553 --> 00:49:25,598
<i>.که ما پيش رو داشتيم</i>

552
00:49:27,141 --> 00:49:29,435
<i>ما جنگل هاي شرق و غرب "فوي" رو
.پاکسازي کرده بوديم</i>

553
00:49:29,685 --> 00:49:34,815
<i>.ديگه زمان حتمي حمله به خود "فوي" رسيده بود
.من ازش وحشت داشتم</i>

554
00:49:35,191 --> 00:49:39,195
<i>،هميشه  مي دونستم مرداني که در توکوآ آموزش ديدن
.بدون زخم برداشتن از جنگ بيرون نميان</i>

555
00:49:39,528 --> 00:49:43,991
<i>اما الان فکر ميکردم که آيا اصلا
.کسي جون سالم به در ميبره</i>

556
00:49:44,325 --> 00:49:48,454
<i>.ما حمله رو رهبري مي کرديم
...فقط مشکل، به عقيده من</i>

557
00:49:48,787 --> 00:49:51,582
<i>.اين بود که گروهان پنجم هنوز رهبر نداشت...</i>

558
00:50:02,885 --> 00:50:08,307
<i>قبل از حمله کاري کردم که هيچ وقت
.تصورش رو هم نمي کردم که انجام بدم</i>

559
00:50:16,190 --> 00:50:17,816
!ليپ

560
00:50:19,568 --> 00:50:23,489
.فکر نمي کردم تو يکي ديگه سيگاري بشي -
.من هم همينطور -

561
00:50:27,451 --> 00:50:30,830
،گروهان چهارم، ستوان اسپيرز
.دستور گشت

562
00:50:32,331 --> 00:50:33,666
خب؟

563
00:50:33,958 --> 00:50:36,710
،فوي رو زير نظر داشته ايم
.تحرکات زيادي نداشتيم

564
00:50:37,086 --> 00:50:40,005
قهوه مي خواي؟ -
.نه، ممنونم، قربان -

565
00:50:42,258 --> 00:50:45,845
وضعيت ايزي چطوره؟ -
.افراد خوبن. کاملا آماده -

566
00:50:46,178 --> 00:50:48,055
.من فردا جوخه دوم رو رهبري مي کنم

567
00:50:48,347 --> 00:50:53,727
بعد از از دست دادن توي و گارنير و
.ماک و پنکالا، اون ها از بقيه ضعيف ترن

568
00:50:54,186 --> 00:50:56,522
. اما من از هر جهت به افراد اطمينان دارم

569
00:50:56,856 --> 00:50:58,440
.خوبه

570
00:51:03,153 --> 00:51:07,074
،اما از طرف ديگه
.به فرمانده مون اطمينان ندارم

571
00:51:08,159 --> 00:51:11,162
،ستوان دايک، فقط يه يونيفورم خاليه
.سروان

572
00:51:11,537 --> 00:51:15,833
. ...اون فقط
.اصلا پيداش نيست، قربان

573
00:51:17,334 --> 00:51:21,881
.فردا  بايد اونجا باشه -
.مي دونم که از نظر فيزيکي اونجا خواهد بود -

574
00:51:22,339 --> 00:51:26,719
.اما فردا ديگه شوخي بردار نيست
.اون بايد افراد رو رهبري کنه

575
00:51:27,136 --> 00:51:30,514
...اون  فردا بايد تصميماتي بگيره، قربان، و

576
00:51:30,931 --> 00:51:35,227
من فکر ميکنم تعداد زيادي از...
.افراد گروهان ايزي رو به کشتن ميده

577
00:51:39,231 --> 00:51:42,943
.ممنون، گروهبان. مرخصي -
.بله، قربان -

578
00:51:46,405 --> 00:51:51,118
<i>.چيزي رو گفتم که بايد مي گفتم
.کاري از دست وينترز بر نمي اومد</i>

579
00:51:54,455 --> 00:51:57,958
<i>...نمي تونست يه فرمانده گروهان پارتي دار رو</i>

580
00:51:58,292 --> 00:52:01,670
<i>.به خاطر بدگماني يه سرگروهبان برکنار کنه...</i>

581
00:52:02,004 --> 00:52:06,008
حدود 200 متر زمين باز قبل از
.رسيدن به فوي داري

582
00:52:06,342 --> 00:52:08,093
.پناه خيلي کمي داريد، پس سريع حرکت کنيد

583
00:52:08,427 --> 00:52:11,764
.دو بخش از مسلسل ها بهتون پوشش ميدن

584
00:52:12,097 --> 00:52:15,935
،گردان سوم به رهبري گروهان نهم
. از سمت شرق مياد تا گيج شون کنه

585
00:52:16,268 --> 00:52:18,187
.گروهان چهارم، ذخيره است

586
00:52:18,437 --> 00:52:21,357
نکته اينجاست که
.بايد سريع خودتون رو به اونجا برسونيد

587
00:52:21,732 --> 00:52:25,778
قبل از اين که بتونن خمپاره و توپخانه شون رو
.بريزن روي سرتون

588
00:52:26,111 --> 00:52:27,863
مفهومه؟ -
.مفهومه -

589
00:52:28,197 --> 00:52:32,368
.روت حساب مي کنم. انجامش بده

590
00:52:45,965 --> 00:52:49,468
!پوشش آتش -
.يالا، به حرکت ادامه بدين -

591
00:52:51,720 --> 00:52:54,098
!آتش بازدارنده

592
00:52:56,600 --> 00:52:58,394
!برو، برو -
!حرکت کنيد -

593
00:53:05,150 --> 00:53:07,069
!حرکت کنيد

594
00:53:09,488 --> 00:53:12,324
!آتش بازدارنده

595
00:53:13,951 --> 00:53:15,995
!نزديک به هم نگهشون دار، شيمز

596
00:53:17,496 --> 00:53:19,665
!به حرکت ادامه بدين -
!به حرکت ادامه بدين -

597
00:53:21,709 --> 00:53:23,210
!آلماني ها توي فضاي باز

598
00:53:26,005 --> 00:53:28,174
!حرکت کنيد

599
00:53:28,507 --> 00:53:30,134
!سه تا داخل ساختمون

600
00:53:32,845 --> 00:53:34,722
!صبر کنيد. فولي کجاست

601
00:53:36,015 --> 00:53:38,392
!رندلمن

602
00:53:38,726 --> 00:53:40,394
!ليبگات

603
00:53:41,395 --> 00:53:43,355
جوخه اول کدوم گوريه؟

604
00:53:46,859 --> 00:53:49,653
!توقف کنيد -
!به حرکت ادامه بدين -

605
00:53:50,029 --> 00:53:52,031
!گروهان ايزي! توقف کنيد

606
00:53:52,281 --> 00:53:56,285
!جوخه دوم! توقف کنيد-
حرکت مي کنيد يا نه؟ -

607
00:53:56,702 --> 00:53:59,371
.فولي رو برام بگير -
!حرکت کنيد -

608
00:53:59,747 --> 00:54:04,919
.قربان، فکر مي کنم بايد پناه بگيريم -
!يه پناه پيدا کنيد! يه پناه پيدا کنيد -

609
00:54:05,377 --> 00:54:06,545
چي؟

610
00:54:08,756 --> 00:54:10,716
...ايزي قرمز، ايزي -
.شش، تمام -

611
00:54:11,050 --> 00:54:13,177
.شش، ايزي قرمز. ادامه بده

612
00:54:13,969 --> 00:54:16,430
،ايزي قرمز
.آماده دستور باشيد، شش

613
00:54:16,722 --> 00:54:22,436
فولي، برگرد اينجا، جايي که بتونم
!ببينمت، لعنتي

614
00:54:22,937 --> 00:54:26,690
!جوخه اول، توقف کنيد! توقف کنيد
!پناه بگيريد! مارتين

615
00:54:27,107 --> 00:54:29,068
!با من بيا -
.با شمام، قربان -

616
00:54:30,694 --> 00:54:32,029
!آتش

617
00:54:33,781 --> 00:54:36,158
!بکشيد عقب! بکشيد عقب

618
00:54:37,326 --> 00:54:38,661
!پناه بگيريد

619
00:54:39,328 --> 00:54:42,206
.لعنتي -
!بريد جلو -

620
00:54:43,791 --> 00:54:47,044
.هرون، با من بيا -
.برگرديد عقب -

621
00:54:47,336 --> 00:54:48,712
.پشت سرم بمون

622
00:54:49,004 --> 00:54:52,758
!سريع موضع بگيريد، جوخه دوم -
!دنبال ليپتون بريد! پناه بگيريد -

623
00:54:53,175 --> 00:54:55,928
داريم چکار مي کنيم، ستوان؟
چرا توقف کرديم؟

624
00:54:56,303 --> 00:54:58,681
!عقب نشيني کنيد! عقب نشيني کنيد

625
00:54:59,014 --> 00:55:01,183
.مفهومه کيدنپ.  منتظر شش باشيد

626
00:55:01,517 --> 00:55:05,062
ستوان، نقشه چيه؟ -
!نمي دونم! نمي دونم -

627
00:55:05,896 --> 00:55:07,815
! بيسيم رو بده به دايک

628
00:55:08,107 --> 00:55:10,734
ستوان، نقشه چيه؟ -
.سروان وينترز، قربان -

629
00:55:11,026 --> 00:55:14,947
!يه نقشه بهمون بده -
...خيله خب. فولي، افرادتو ببر

630
00:55:15,489 --> 00:55:20,828
افرادت رو ببر و دهکده رو دور بزن
.و از پشت بهشون حمله کن

631
00:55:21,704 --> 00:55:23,455
!نميتونيم اينجا بمونيم

632
00:55:23,747 --> 00:55:26,250
ميخواين جوخه اول تنها حمله کنه؟

633
00:55:26,542 --> 00:55:30,379
.ما آتش پشتيبان رو درست ميکنيم -
.ما اونجا تنها هستيم -

634
00:55:30,713 --> 00:55:34,216
!ما آتش پشتيبان درست ميکنيم

635
00:55:40,764 --> 00:55:43,225
!بريد جلو

636
00:55:43,601 --> 00:55:47,938
!بايد با سروان وينترز صحبت کنيد، قربان

637
00:55:50,107 --> 00:55:52,276
.قربان! خيله خب، نقشه اينه

638
00:55:52,610 --> 00:55:56,071
دورشون مي زنيم و خودمون رو ميرسونيم
.پشت دهکده و از عقب بهشون حمله مي کنيم

639
00:55:56,447 --> 00:55:59,533
.راميرز، دو نفر بردار
.پشت اين ميز پناه بگيريد

640
00:55:59,909 --> 00:56:02,119
!برو! برو

641
00:56:02,411 --> 00:56:04,497
!لعنتي -
.يا عيسي مسيح -

642
00:56:05,539 --> 00:56:08,250
!وب، حرکت کن! پناه بگير

643
00:56:18,010 --> 00:56:19,512
!آتش بازدارنده، حالا

644
00:56:21,847 --> 00:56:24,308
!پرکانته! گرفتمت

645
00:56:24,642 --> 00:56:27,019
.منو پوشش بديد

646
00:56:28,687 --> 00:56:32,233
چطوري، پرکانته؟ -
!زدن به ماتحتم -

647
00:56:34,068 --> 00:56:37,488
.پايين بمون -
ما 5 نفر رو از دست داديم. ميتوني جاشو مشخص کني؟ -

648
00:56:37,863 --> 00:56:43,160
!اون ساختمون با سقف سوراخ -
!اون ساختمون با سقف سوراخ -

649
00:56:49,124 --> 00:56:54,296
.قربان، ما اينجا تو تيررسيم
!بايد حرکت کنيم

650
00:56:54,755 --> 00:56:59,301
!شما بايد حرکت کنيد -
!ديک! سروان وينترز -

651
00:56:59,760 --> 00:57:05,099
!لعنتي، تو نبايد بري اونجا
!تو فرمانده گرداني. برگرد اينجا

652
00:57:06,058 --> 00:57:11,146
...من دلبستگي شما به گروهان ايزي رو درک ميکنم -
!اسپيرز! بيا اينجا -

653
00:57:11,605 --> 00:57:14,692
برو دايک رو برکنار کن و
.حمله رو بگير تو دستت

654
00:57:18,362 --> 00:57:21,699
!برو، سرباز -
!وب، برگرد عقب. خيلي توي ديدي -

655
00:57:22,658 --> 00:57:27,037
!بکشيد عقب  -
!زود باش، وب! بريم، پسر -

656
00:57:29,165 --> 00:57:32,293
.طاقت بيار، پرکو -
!آتش -

657
00:57:34,837 --> 00:57:38,841
چي کار داريم ميکنيم؟ -
!بريم -

658
00:57:39,800 --> 00:57:42,845
!من فرماندهي مي کنم. سرگروهبان ليپتون -
! اينجام -

659
00:57:43,137 --> 00:57:46,348
وضعيت چيه؟ -
.اکثر گروهان اينجا پخش شده -

660
00:57:46,640 --> 00:57:48,893
.جوخه اول سعي کرد از کنار دورشون بزنه

661
00:57:49,143 --> 00:57:51,979
اونا توسط يه تک تير انداز
.توي اون ساختمون زمين گير شدن

662
00:57:52,271 --> 00:57:56,567
.ميخوام خمپاره و نارنجک انداز، اون ساختمون رو بزنه
.وقتي کارش تموم شد، ميخوام جوخه اول مستقيم برن تو

663
00:57:56,901 --> 00:57:59,862
.دور زدن رو فراموش کنين. بقيه دنبال من بيان -
!خدا رو شکر -

664
00:58:01,238 --> 00:58:03,824
!تکون بخوريد -
!جوخه سوم، بريد! بريد -

665
00:58:05,284 --> 00:58:07,995
.دستور رو شنيديد
!جوخه دوم، به دنبال فرمانده

666
00:58:08,370 --> 00:58:11,081
!گروهبان الي -
!آماده است، گروهبان -

667
00:58:14,835 --> 00:58:18,005
!خيله خب، جوخه اول
!حرکت کنيد! حرکت کنيد

668
00:58:18,380 --> 00:58:22,134
!بلند شيد، جوخه دوم -
!حرکت کنيد -

669
00:58:22,551 --> 00:58:26,722
!بلند شو لعنتي
!حرکت کن! زود باش

670
00:58:29,808 --> 00:58:33,812
!زود باشيد، بريم اون حرومزاده ها رو بگيريم
!سمت راست

671
00:58:34,230 --> 00:58:35,731
!آتش

672
00:58:37,858 --> 00:58:40,736
!زود باشيد، حرکت کنيد -
!آتش -

673
00:58:41,111 --> 00:58:43,489
!آتش -
!پناه بگيريد -

674
00:58:43,823 --> 00:58:45,324
!آتش

675
00:58:46,909 --> 00:58:50,287
!برو، برو، برو -
!زود باش! زود باش -

676
00:58:52,373 --> 00:58:53,958
.بي سيم رو بيار اينجا

677
00:58:54,250 --> 00:58:57,211
!پناه بگيريد -
.گروهان نهم رو برام بگير -

678
00:58:58,003 --> 00:58:59,129
.قربان

679
00:58:59,463 --> 00:59:00,464
.ليپتون

680
00:59:01,882 --> 00:59:04,343
.نبرد خياباني، گروهان نهم
.ايزي شش، تمام

681
00:59:04,593 --> 00:59:08,180
چي ميبيني، ليپتون؟ -
.تانک و تعداد زيادي پياده نظام -

682
00:59:08,597 --> 00:59:11,809
.گروهان نهم بايد اون طرف باشه

683
00:59:12,101 --> 00:59:13,561
بي سيم چي، خبري نيست؟ -
.نه -

684
00:59:13,769 --> 00:59:16,814
فکر کنم دارن عقب نشيني مي کنن، اگه با گروهان نهم
.تماسي برقرار نکنيم، از دستمون در ميرن

685
00:59:17,189 --> 00:59:20,359
.درسته. همين جا بمون -
!گروهان نهم! ايزي شش -

686
00:59:20,734 --> 00:59:22,444
چي؟

687
00:59:34,081 --> 00:59:37,418
<i>.اولش آلماني ها بهش شليک نکردن</i>

688
00:59:37,835 --> 00:59:40,880
<i>فکر مي کنم، چيزي رو که ميديدن
.نمي تونستن باور کنن</i>

689
00:59:41,255 --> 00:59:43,591
<i>.قسمت قابل توجه اش، اين نبود</i>

690
00:59:43,841 --> 00:59:49,805
<i>قسمت قابل توجه اش، اين بود که بعد از اين که
.خودش رو به گروهان نهم رسوند، برگشت</i>

691
01:00:21,629 --> 01:00:26,175
<i>.ما بيشتر از 100 تا اسير آلماني گرفتيم
.بعد از اون، نوبت پاکسازي بود</i>

692
01:00:26,634 --> 01:00:30,971
.بريد، تکون بخوريد.حرکت کنيد
.ببريدشون پايين تو انبار

693
01:00:34,934 --> 01:00:36,519
!بشين

694
01:00:39,980 --> 01:00:43,901
!تک تير انداز -
!پناه بگيريد! پناه بگيريد -

695
01:00:47,696 --> 01:00:50,032
!زود باشيد! زود باشيد

696
01:00:50,324 --> 01:00:52,117
کجاست؟

697
01:00:53,327 --> 01:00:56,247
.لعنتي. نمي تونم ببينمش

698
01:00:59,166 --> 01:01:01,544
،طبقه دوم
.ساختمون سمت راست

699
01:01:01,877 --> 01:01:05,214
!اشتباه نکن، شيفتي. حالا

700
01:01:26,485 --> 01:01:30,322
.اينجا. کمک لازم دارم
بچه ها ميتونيد بيايد اينجا کمک من؟

701
01:01:30,656 --> 01:01:34,660
<i>"ملت"، "هرون"، "سووسکو" و "کن وب"
.توسط تک تيرانداز کشته شدن</i>

702
01:01:34,994 --> 01:01:37,872
<i>،اگه به خاطر "شيفتي پاورز" نبود
.تعدادشون بيشتر هم ميشد</i>

703
01:01:38,164 --> 01:01:42,126
بريد تو گروه هاي خودتون، زخمي هاتون رو
.ببريد درمانگاه

704
01:01:42,543 --> 01:01:45,671
.خوشمزه بازي در نيارين
.بريد سر کارتون

705
01:01:46,046 --> 01:01:50,009
.اين ها رو ببريد درمانگاه -
.بله، گروهبان -

706
01:02:01,729 --> 01:02:05,107
بدجوري صدمه ديدي، پرکانته؟ -
.زخمه قشنگيه، ليپ -

707
01:02:05,482 --> 01:02:07,526
.درست زدن به ماتحتم

708
01:02:07,860 --> 01:02:09,153
.هي، گروهبان -
.بله -

709
01:02:09,445 --> 01:02:12,031
خبرها درمورد دايک درسته؟ -
.آره -

710
01:02:12,364 --> 01:02:16,869
!خدا رو شکر به خاطر لطفش -
.آره -

711
01:02:29,256 --> 01:02:34,845
<i>.ما يک ماه، فوي رو زير نظر داشتيم
.ميدونستيم که قراره بريم اونجا</i>

712
01:02:35,346 --> 01:02:38,432
<i>.و انجامش، رهايي بزرگي بود</i>

713
01:02:39,642 --> 01:02:42,102
<i>افراد فکر مي کردن وقتي که
...فوي رو بگيريم</i>

714
01:02:42,353 --> 01:02:46,106
<i>اون ها از خط مي کشنمون عقب و ...
."برمون مي گردونن به "مورمِلون</i>

715
01:02:46,524 --> 01:02:48,108
<i>.اما همچين قراري نبود</i>

716
01:02:48,442 --> 01:02:52,780
<i>،دو روز بعد، ما "نوويل" رو گرفتيم
."و بعد از اون "راشامپ</i>

717
01:03:13,968 --> 01:03:16,887
<i>توي "راشامپ"، شبمون رو توي
.يه صومعه گذرونديم</i>

718
01:03:17,179 --> 01:03:21,100
<i>توي يک ماه اخير اين اولين
.باري بود که شب زير سقف بوديم</i>

719
01:03:33,070 --> 01:03:38,200
<i>خواهرها، گروه کرشون رو آوردن
.تا برامون بخونه. روحاني بود</i>

720
01:03:45,082 --> 01:03:47,209
<i>.بچه ها آروم شده بودن</i>

721
01:03:47,459 --> 01:03:51,505
<i>بالاخره داشتيم خلاص مي شديم و
.به زودي به مورملون برمي گشتيم</i>

722
01:03:51,839 --> 01:03:55,092
<i>صبح، فهميديم مورملون بايد
.منتظر بمونه</i>

723
01:03:55,384 --> 01:03:57,678
<i>.هيتلر ترتيب يه پاتک رو داده بود</i>

724
01:03:57,928 --> 01:04:00,723
<i>ما عازم "هاگونو" بوديم
.تا خط رو حفظ کنيم</i>

725
01:04:01,015 --> 01:04:06,937
<i>.اما اون شب، هنوز اينو نمي دونستيم
.اون شب، خوش بوديم</i>

726
01:04:25,122 --> 01:04:29,376
<i>سعي کردم يه ليست براي گروهان
.درست کنم تا ببينم کيا رو از دست داديم</i>

727
01:04:29,710 --> 01:04:34,340
<i>ما با 121 سرباز و افسر به علاوه 24 تا
.جايگزين به بلژيک رفته بوديم</i>

728
01:04:34,798 --> 01:04:40,346
<i>.کلا 145 نفر
.موقع برگشت 63 نفر بوديم</i>

729
01:04:41,222 --> 01:04:45,601
<i>،گارنير به شدت مجروح شده بود
.و هوبلر اتفاقي مرد</i>

730
01:04:48,896 --> 01:04:51,482
<i>.جو توي پاش رو از دست داد</i>

731
01:04:57,488 --> 01:05:01,450
<i>،بين کشته ها، هرون، ملت
... سووسکو، کنت وب</i>

732
01:05:01,826 --> 01:05:06,205
<i>ها رولد وب، الکس پنکالا...
.و اسکيپ ماک بودن</i>

733
01:05:09,166 --> 01:05:13,087
<i>يک ماه توي بلژيک، يه افسر خوب
...رو ازمون گرفت، باک کامپتون</i>

734
01:05:13,420 --> 01:05:16,882
<i>.و يه افسر بد رو، نورمن دايک...</i>

735
01:05:20,553 --> 01:05:26,016
<i>،اما آخرش يه دونه خوبش گيرمون اومد
.فکر مي کنم جلو افتاديم</i>

736
01:05:35,943 --> 01:05:39,488
چيه؟ -
.هيچي -

737
01:05:41,323 --> 01:05:45,452
بهتره برگردم به گردان
.قبل از اين که غيبشون بزنه

738
01:05:52,626 --> 01:05:55,504
چيزي ميخواي بپرسي، نه؟ -
چي ميخوام بپرسم، قربان؟ -

739
01:05:55,796 --> 01:05:59,258
تو ميخواي بدوني اون داستان ها
.درباره من راسته

740
01:05:59,675 --> 01:06:04,138
تا حالا دقت کردي، همه ميگن اون داستان ها رو از
.يه نفر که اونجا بوده، شنيدن

741
01:06:04,513 --> 01:06:09,476
وقتي از اون يه نفر مي پرسي، ميگه که
.اون هم از يکي که اونجا بوده شنيده

742
01:06:09,852 --> 01:06:11,353
.چيز جديدي نيست

743
01:06:11,562 --> 01:06:15,232
،اگه دو هزار سال هم به عقب برگردي
...مي بيني چند تا فرمانده رومي دارن

744
01:06:15,566 --> 01:06:20,654
راجع به اين که چطور "ترتيوس" سر زنداني هاي...
.کارتاژي رو قطع کرد، وراجي مي کنن

745
01:06:21,030 --> 01:06:27,244
شايد به خاطر اين به صحبتشون ادامه مي دادن که
.هيچ وقت از "ترتيوس" نشنيدن که انکار کنه

746
01:06:27,661 --> 01:06:31,707
شايد ترتيوس مي دونست که ارزشش رو داره
...که افراد فکرکنن

747
01:06:32,041 --> 01:06:36,212
که اون سرسخت ترين حرومزاده توي
.تمام لژيون رومي هاست

748
01:06:37,213 --> 01:06:39,131
قربان؟

749
01:06:40,591 --> 01:06:43,677
اين افراد راجع به اون داستان ها
.نگران نيستند

750
01:06:43,969 --> 01:06:46,764
اونها فقط خوشحالن که
.شما فرمانده مون هستين

751
01:06:47,056 --> 01:06:49,808
اون ها خوشحالن که
.دوباره يه رهبر خوب دارن

752
01:06:50,184 --> 01:06:52,561
.شنيده ام که هميشه يکي داشته اند

753
01:06:52,811 --> 01:06:56,398
بهم گفتن که يه نفر هست که
.اون ها مي تونن روش حساب کنن

754
01:06:56,774 --> 01:07:01,403
،کسي که توي اون جنگل هدايتشون مي کرده
.توي گلوله باران پناهشون ميداده

755
01:07:01,779 --> 01:07:06,367
،روحيه شون رو بالا نگه مي داشته
.تمرکزشون رو حفظ مي کرده، بهشون خط ميداده

756
01:07:06,742 --> 01:07:10,329
.تمام کارهايي که يه رهبر جنگي خوب انجام ميده

757
01:07:14,959 --> 01:07:17,837
اصلا مي دوني راجع به کي دارم صحبت مي کنم؟

758
01:07:18,128 --> 01:07:22,007
.نه، قربان -
.اون تو بودي، سرگروهبان -

759
01:07:22,341 --> 01:07:27,346
،از موقعي که وينترز، فرمانده گردان شد
.تو فرمانده ي گروهان ايزي بوده اي

760
01:07:31,892 --> 01:07:38,065
اوه، و ديگه قرار نيست
.که سرگروهبان باشي، سرگروهبان

761
01:07:38,482 --> 01:07:39,984
قربان؟

762
01:07:40,526 --> 01:07:44,655
وينترز درخواست ارتقاء درجه کرده و
.سينک هم تاييد کرده

763
01:07:44,989 --> 01:07:48,534
توي اين چند روزه خبر تاييد رسميش
.بهت مي رسه

764
01:07:50,703 --> 01:07:54,081
.تبريک ميگم، ستوان

765
01:08:16,061 --> 01:08:18,355
.هي، اونجا رو، گردان يکمي ها

766
01:08:18,647 --> 01:08:21,025
!هي! هي -
چي مي خواي؟ -

767
01:08:21,275 --> 01:08:23,652
.ممنون که ريدين توي سنگرهامون
.کله خرها

768
01:08:24,278 --> 01:08:26,739
.خواهش مي کنيم -
.آره -

769
01:08:27,031 --> 01:08:29,783
.از پياده روي لذت ببرين، پسرها

770
01:08:41,754 --> 01:08:46,133
،نگاهشون کن، گروهان ايزي
.باز هم سوارشون کردن

771
01:09:10,500 --> 01:09:23,300
<font color="#ff0000"> ، جدا از زخمي ها و کشته ها" همه افراد در باستون متحمل رنج شدند.با اين حال افرادي که با "ترکش يا گلوله مورد اصابت قرار نگرفتند، جزء تلفات بودند
"استفان اي آمبروزي"
</font><font color="#ff8000">(نويسنده كتابي كه سريال از آن اقتباس شده)</font>

772
01:09:25,100 --> 01:09:41,700
<font color="#ff0000">مطمئن نيستم که کساني که زنده" ماندند به طريقي مخفيانه اثر زخمي نداشته باشند.شايد اين عاملي است که باعث نزديکي فوق "العاده غيرطبيعي مردان ايزي مي شود
"سروان ريچارد وينترز"</font>

773
01:09:42,500 --> 01:09:44,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

774
01:09:44,351 --> 01:12:50,384
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
