WEBVTT

00:02.542 --> 00:04.915
"آب"

00:04.916 --> 00:06.790
"خاک"

00:06.791 --> 00:08.900
"آتش"

00:08.901 --> 00:10.193
"باد"

00:11.259 --> 00:15.395
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

00:15.396 --> 00:19.476
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

00:19.678 --> 00:23.792
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

00:23.793 --> 00:26.953
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

00:27.294 --> 00:31.117
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

00:31.118 --> 00:32.958
"يه باد افزار به اسم آنگ"

00:33.059 --> 00:35.165
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

00:35.166 --> 00:38.900
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

00:38.901 --> 00:42.525
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

00:48.165 --> 00:50.596
...آنچه در آواتار گذشت

00:50.597 --> 00:53.279
.نميتوني تصورش هم بکني اين جنگ چه بلاهايي سر من آورد

00:53.502 --> 00:54.581
.خودم شخصاً

00:55.434 --> 00:57.842
.ملت آتش مادرم رو از من جدا کرد

00:59.252 --> 01:00.057
.متأسفم

01:00.777 --> 01:04.529
ممکنه تونسته باشي همه رو اينجا خام خودت کني
.تا اين "تغييرت" رو باور کنن

01:05.071 --> 01:08.541
اما تو و من خوب ميدونيم که توي انجام دادن
.کار درست تو گذشته خيلي مشکل داشتي

01:08.910 --> 01:11.246
.پس بذار همين الآن يه چيز رو بهت بگم

01:11.703 --> 01:16.681
،يه قدم اشتباه برداري،يه جا سوتي بدي
.يه دليل بهم بده که ممکنه به آنگ آسيب بزني

01:17.344 --> 01:19.736
.اون موقع ديگه نيازي نيست که نگران سرنوشتت باشي

01:21.561 --> 01:25.764
آتش : کتاب سوم
قسمت شانزدهم : مهاجمين جنوبي

01:26.564 --> 01:39.566
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:10.055 --> 02:11.154
!مراقب باش

02:12.900 --> 02:14.401
!داري چيکار ميکني؟

02:14.403 --> 02:15.854
.کاري ميکنم که سنگ‌ها لهت نکنن

02:15.857 --> 02:18.858
.باشه، من له نشدم، حالا ديگه ميتوني ولم کن

02:19.781 --> 02:21.281
.اين رو به عنوان دستت درد نکنه حساب ميکنم

02:24.443 --> 02:26.444
!يالا، ميتونيم از اينجا بريم بيرون

02:28.535 --> 02:29.836
داري چيکار ميکني؟

02:30.058 --> 02:34.560
.شما بريد، من اونا رو معطل ميکنم
.فکر کنم اين يه ديدار خانوادگي‌ـه

02:34.630 --> 02:35.931
!زوکو، نه

02:36.608 --> 02:38.409
.يالا، بايد از اينجا بريم بيرون

02:53.874 --> 02:55.174
تو اينجا چيکار ميکني؟

02:55.285 --> 02:57.586
منظورت اينه که هنوز واضح نيست؟

02:57.921 --> 03:00.922
.من در شرف جشن گرفتن براي تک فرزند شدن هستم

03:35.505 --> 03:38.807
.نميتونم مجبورش کنم بره داخل، آپا از تونل‌ها متنفره

03:39.172 --> 03:41.873
.آنگ، امکان نداره بتونيم پرواز کنيم و از اينجا بريم بيرون

03:42.306 --> 03:43.806
.بايد يه راه پيدا کنيم

03:44.092 --> 03:48.494
ما بايد جدا بشيم. مسير اين تونل رو در پيش بگيريد
.و بريد به سمت کشتي هوايي دزديده شده

03:49.820 --> 03:53.822
.نه، ملت آتش نميتونه دوباره خانواده‌ي ما رو از هم جدا کنه

03:54.027 --> 03:56.528
.مشکلي پيش نمياد، براي هميشه نيست

04:12.220 --> 04:14.871
.من ميتونم اون مسير رو خالي کنم و ميتونيم از اونور پرواز کنيم

04:15.038 --> 04:18.340
.آم، دقيقاً تو همون مسير يه عالمه آتش و اينجور چيزاست

04:19.114 --> 04:21.215
.رد ميشيم، بيايد بريم

05:37.531 --> 05:39.532
.اون موفق نميشه

05:45.137 --> 05:46.638
.البته که شد

05:55.419 --> 05:59.021
واي، کمپ زدن، دوباره درست مثل قديما شده، مگه نه؟

05:59.311 --> 06:02.613
...اگه واقعاً ميخواي احساس گذشته رو داشته باشي، من ميتونم

06:02.770 --> 06:05.121
.يه مدت اينور و اونور تعقيبت کنم و سعي کنم دستگيرت کنم...

06:06.637 --> 06:07.687
!ها، ها

06:10.073 --> 06:15.576
به سلامتي زوکو، کي فکرش رو ميکرد بعد از اون همه
.مدت که سعي کرد ما رو دستگير کنه، امروز قهرمان ما بشه

06:15.928 --> 06:17.029
.به سلامتي، به سلامتي

06:18.329 --> 06:21.130
.من واقعاً تحت تأثير قرار گرفتم
.لياقتش رو ندارم

06:21.264 --> 06:22.765
.آره، نه بابا

06:24.862 --> 06:27.363
اون چشه؟ -
.اي کاش ميدونستم -

06:30.150 --> 06:31.200
اين چشه؟

06:37.958 --> 06:42.661
اين منصفانه نيست. الآن به نظر ميرسه بقيه
بهم اعتماد دارن. مشکل تو چيه؟

06:42.802 --> 06:44.703
اوه، الآن همه بهت اعتماد دارن؟

06:44.812 --> 06:48.814
من اولين کسي بودم که بهت اعتماد کرد، يادته؟
!اونجا تو باسينگ سِي

06:48.891 --> 06:52.793
،و تو خيلي راحت اومدي و به من خيانت کردي
.به همه‌ي ما خيانت کردي

06:52.952 --> 06:55.053
چيکار ميتونم بکنم تا برات جبران کنم؟

06:55.324 --> 06:56.625
واقعاً ميخواي بدوني؟

06:56.843 --> 07:00.745
شايد بتوني دوباره باسينگ سِي رو
.اينبار به نام پادشاه خاک فتح کني

07:00.749 --> 07:03.850
.يا وايسا ميدونم، ميتوني مادرم رو بهم برگردوني

07:12.378 --> 07:14.379
.آخ، چادر رو اشتباهي اومدم

07:14.795 --> 07:17.396
متأسفم، تو هم بايد با ساکا صحبت کني؟

07:17.551 --> 07:19.652
!نه، من نه

07:23.321 --> 07:25.022
!خب، سلــام

07:26.564 --> 07:30.566
آه، زوکو، آره، اصلاً من چرا بايد منتظر کس ديگه باشم؟

07:32.769 --> 07:33.969
خب، حالا چي ميخواي؟

07:34.156 --> 07:37.758
!موضوع خواهرته، اون از من متنفره و من نميدونم چرا

07:37.947 --> 07:39.748
.اما دلم ميخواد بدونم در مورد من چه فکري ميکنه

07:39.936 --> 07:43.438
.نه بابا، اون از تو متنفر نيست
.کاتارا از هيچکس متنفر نيست

07:43.642 --> 07:45.873
.البته به جز يه چند نفر از ملت آتش

07:46.897 --> 07:51.299
!نه، منظورم...، آه، اونايي که الآن خوبن ولي قبلاً بد بودن نيست
!منظورم آدماي بده

07:51.303 --> 07:55.374
مردمي از ملت آتش که خيلي بدن، کسايي که هيچوقت
!خوب نبودن و احتمالاً هيچوقت خوب نميشن

07:55.378 --> 08:00.481
.بس کن، باشه، گوش کن
...ميدونم ممکنه اين حرفم عجيب به نظر بياد

08:00.486 --> 08:03.346
.اما ازت ميخوام بهم بگي چه اتفاقي براي مادرتون افتاد...

08:03.349 --> 08:05.750
چي؟
براي چي ميخواي بدوني؟

08:05.987 --> 08:09.719
کاتارا وقتي که قبلاً با هم تو باسينگ سِي
.توي زندان بوديم بهش اشاره کرده بود

08:09.729 --> 08:12.230
.و دوباره الآنم وقتي داشت سرم داد ميزد گفت

08:12.478 --> 08:17.980
فکر ميکنم يه جورايي...کاتارا خشمش از اون اتفاق
.رو به خشمش از من متصل کرده

08:19.230 --> 08:21.231
.از اون روزهايي نيست که دوست داشته باشم به ياد بيارم

08:35.978 --> 08:37.179
.من ميرم مامان رو پيدا کنم

08:40.296 --> 08:45.199
خيلي از مبارزين قبلاً هم "برف سياه" رو
.ديده بودن و ميدونستن چه معنايي داره

08:45.428 --> 08:46.729
.يعني يک حمله‌ي ديگه از طرف ملت آتش

08:57.784 --> 09:01.886
.ما خيلي تعدادمون کم بود
.اما يه جوري تونستيم اونا رو فراري بديم

09:05.724 --> 09:08.926
.به همون سرعتي که اومدن، همونجوري هم رفتن

09:11.993 --> 09:15.095
...وقتي تموم شد خيلي احساس راحتي کردم اما

09:15.177 --> 09:17.828
.اون به اين خاطر بود که هنوز نميدونستم چه اتفاقي افتاده...

09:18.000 --> 09:19.631
.نميدونستم ما مادر خودمون رو از دست داديم

09:19.821 --> 09:24.323
صبر کن. ميتوني هيچ جزئياتي از سربازهايي
که به دهکده‌تون حمله کردن به ياد بياري؟

09:24.433 --> 09:26.734
مثلاً، کشتي پيشرو چه شکلي بود؟

09:27.108 --> 09:32.110
آره...لاشخور دريايي، کشتي اصلي پرچم‌هايي
.داشت که روش عکس لاشخور دريايي بود

09:32.609 --> 09:36.310
.نماد مهاجمين جنوبي
.مرسي ساکا

09:36.414 --> 09:39.416
.قابل نداشت، مرسي که اومدي يه سري به من زدي

09:40.957 --> 09:43.158
.فکر کردم ديگه نميخواد بره

09:44.554 --> 09:45.604
.سوکي

09:58.045 --> 09:59.246
.قيافه‌ـت افتضاح شده

10:00.022 --> 10:01.343
.تمام شب اينجا منتظر موندم

10:01.683 --> 10:02.734
چي ميخواي؟

10:03.055 --> 10:06.557
.من ميدونم کي مادرت رو کشت
.و بهت کمک ميکنم تا پيداش کني

10:16.322 --> 10:17.823
.من بايد آپا رو قرض بگيم

10:18.730 --> 10:21.621
چرا؟ حالا نوبت توئه تا يه سفر کوچيک با زوکو بري؟

10:21.785 --> 10:23.286
.آره، هست

10:24.780 --> 10:26.781
اوه، مگه چه خبره؟

10:27.170 --> 10:29.821
.ما داريم ميريم تا مردي که مادرم رو از من گرفت پيدا کنيم

10:30.292 --> 10:34.995
.ساکا داستان اينکه چه اتفاقي افتاد رو برام تعريف کرد
.ميدونم کي اينکار رو کرده و ميدونم چجوري پيداش کنم

10:35.401 --> 10:38.603
آم...و فکر ميکني اين کار دقيقاً چه چيزي برات به ارمغان مياره؟

10:39.840 --> 10:41.841
.ميدونستم درک نميکني

10:42.489 --> 10:47.592
.صبر کن، وايسا، من درک ميکنم
.تو الآن داري درد و خشم زيادي رو حس کني

10:47.873 --> 10:51.375
فکر ميکني وقتي ماسه افزارها آپا رو دزديدن من چه حالي داشتم؟

10:51.379 --> 10:55.886
فکر ميکني وقتي فهميدم چه اتفاقي براي مردمم
افتاده چه احساسي در مورد ملت آتش داشتم؟

10:55.890 --> 10:59.892
.اون به اين سفر نياز داره آنگ
.اين سفر در مورد بستن يه زخم کهنه و اجراي عدالته

11:00.115 --> 11:03.017
.من اينطور فکر نميکنم
.فکر ميکنم در مورد انتقام گرفتنه

11:03.120 --> 11:08.122
!خيلي خب! شايد اينطور باشه، شايد اين همون چيزيه که من نياز دارم
!شايد اين همون چيزيه که اون لياقتش رو داره

11:08.308 --> 11:10.810
."کاتارا، شدي درست مثل "جِت

11:10.961 --> 11:13.862
.اصلاً اينطور نيست
.جِت به افراد بيگناه حمله کرد

11:13.899 --> 11:15.700
.اين مرد...اون يه هيولاست

11:15.738 --> 11:19.940
.کاتارا، اون مادر منم بود
.اما فکر ميکنم شايد حق با آنگ باشه

11:19.944 --> 11:22.459
.پس تو اونطوري که من دوستش داشتم، دوستش نداشتي

11:22.462 --> 11:23.963
...کاتارا

11:25.524 --> 11:28.826
.قبلاً راهب‌ها ميگفتن انتقام مثل يه موش-افعي دو سر ميمونه

11:28.829 --> 11:32.940
،وقتي فکر ميکني داري به سرنگون شدن دشمنت نگاه ميکني
.در واقع اين خودتي که مسموم شدي و داري ميافتي

11:32.944 --> 11:37.246
.خيلي با مزه است. اما اينجا ديگه مدرسه‌ي ابتدايي معبد باد نيست
.اينجا دنياي واقعيه

11:37.596 --> 11:41.698
،حالا که ميدونم اون يه جايي همين بيرونه
...حالا که ميدونم ميتونيم پيداش کنيم

11:41.990 --> 11:43.311
.حس ميکنم هيچ انتخاب ديگه‌اي ندارم...

11:44.268 --> 11:47.770
.کاتارا تو انتخاب داري
.بخشش

11:48.221 --> 11:50.222
.درست مثل هيچکاري نکردنه

11:50.340 --> 11:55.343
.نه نيست، هيچ کار نکردن آسونه
.اما بخشيدن سخته

11:55.500 --> 11:58.501
.فقط سخت نيست، غير ممکنه

12:09.371 --> 12:11.872
پس در هر صورت ميخواستي آپا رو بگيري؟

12:12.351 --> 12:13.402
.آره

12:13.651 --> 12:19.154
.عيبي نداره، چون من ميبخشمت
هيچ ايده‌اي بهت نميده؟

12:19.536 --> 12:20.737
.سعي نکن ما رو متوقف کني

12:21.321 --> 12:24.622
.نميخواستم همچين کاري کنم
.اين سفريه که بايد بري

12:25.095 --> 12:26.595
.بايد با اين مرد رو به رو بشي

12:28.961 --> 12:31.962
.اما وقتي شدي
.خواهش ميکنم انتقام رو انتخاب نکن

12:32.326 --> 12:36.829
.بذار خشمت نمايان بشه، و بعد رهاش کن
.اون رو ببخش

12:36.997 --> 12:40.298
.باشه، مطمئن باش که اون کار رو مي‌کنيم گوروي خوب و مهربون

12:40.547 --> 12:42.749
.مرسي که درک کردي آنگ
.يپ يپ

12:45.714 --> 12:47.715
.ميدوني، به عنوان يه بچه خيلي عقلت زياده

12:47.718 --> 12:49.346
.مرسي ساکا

12:49.348 --> 12:52.149
معمولاً آزار دهنده است اما الآن
.من تحت تأثير قرار گرفتم

12:52.152 --> 12:53.353
.ممنونم

12:53.574 --> 12:55.775
پس...ميتونم براي يه هفته مومو رو قرض بگيرم؟

12:55.996 --> 12:57.047
براي چي مومو رو ميخواي؟

13:01.457 --> 13:03.988
.ما بايد برج ارتباطي نيروي درياي ملت آتش رو پيدا کنيم

13:03.990 --> 13:07.412
تمام حرکات نيروي دريايي توسط
.شاهين‌هاي پيغام رسان همآهنگ ميشه

13:07.416 --> 13:10.667
.و هر برج بايد هميشه در مورد مکان قرار گيري نيروها به روز باشه

13:10.842 --> 13:15.054
پس وقتي برج ارتباطي رو پيدا کرديم، حمله ميکنيم ميريم
.داخل و اطلاعاتي که نياز داريم رو به دست مياريم

13:15.669 --> 13:19.571
در اصل نه. ما بايد يواشکي وارد بشيم
.و مطمئن بشيم که کسي ما رو نميبينه

13:19.838 --> 13:24.140
در غير اين صورت خيلي قبلتر از اينکه ما
.به مهاجمين جنوبي برسيم اونا بهشون اطلاع ميدن

13:49.409 --> 13:51.410
.خيلي خب، مهاجمين جنوبي

13:53.961 --> 13:57.263
.ايناهاش، در حال گشت زني نزديک جزيره‌ي دم نهنگ هستن

13:57.994 --> 13:59.995
.جزيره‌ي دم نهنگ، ما اومديم

14:08.789 --> 14:11.991
.بايد يه کم استراحت کني
.چند ساعت ديگه ميرسيم اونجا

14:12.118 --> 14:13.619
.به همه‌ي قدرتت نياز پيدا ميکني

14:13.759 --> 14:17.161
.نه، نگران قدرت من نباش، خيلي قدرت دارم

14:17.190 --> 14:19.841
.من ديگه اون دختر ناتواني که وقتي اونا اومدن نيستم

14:24.262 --> 14:25.563
.من ميرم مامان رو پيدا کنم

14:30.323 --> 14:31.374
!مامان

14:31.376 --> 14:37.324
.فقط بذار اون بره و من اطلاعاتي که ميخواي رو بهت ميدم

14:37.329 --> 14:40.062
.شنيدي مادرت چي گفت، برو بيرون

14:40.065 --> 14:41.666
!مامان، من ميترسم

14:41.874 --> 14:44.575
.برو بابات رو پيدا کن عزيزم
.من به اين موضوع رسيدگي ميکنم

14:51.849 --> 14:53.550
.من با تمام سرعتم دويدم

14:54.358 --> 14:59.661
!بابا! بابا! خواهش ميکنم، فکر ميکنم مامان تو دردسر افتاده
!يه مرده تو خونه‌ي ماست

14:59.843 --> 15:00.893
!"کايا"

15:05.019 --> 15:10.521
!اما ما خيلي دير کرده بوديم
.وقتي رسيديم اونجا اون مرد رفته بود،...و مامان منم همينطور

15:11.416 --> 15:13.417
.مادرت زن شجاعي بود

15:15.311 --> 15:16.361
.ميدونم

15:22.069 --> 15:24.570
اوناهاش، اون پرچم‌هاي لاشخور دريايي رو ميبيني؟

15:28.153 --> 15:29.954
.اونا مهاجمين جنوبي هستن

15:30.516 --> 15:31.817
.بيا تمومش کنيم

15:39.735 --> 15:42.686
...بعد من اونجا بودم، اون داشت اينطوري به من نگاه ميکرد،ميدوني

16:13.807 --> 16:16.808
!ديگه وقتشه کاتارا
آماده‌اي که باهاش رو به رو بشي؟

16:33.273 --> 16:34.473
شما کي هستين؟

16:34.637 --> 16:38.139
.اونو يادت نمياد
.به زودي يادت مياد، بهم اعتماد کن

16:41.824 --> 16:42.924
...چه

16:45.683 --> 16:47.184
اتفاقي داره براي من ميافته؟...

16:53.762 --> 16:57.764
.به گذشته فکر کن، به آخرين حمله‌ـت به قبيله‌ي آب جنوبي فکر کن

16:58.217 --> 17:01.719
!نميدونم چي داري ميگي. خواهش ميکنم، من نميدونم

17:02.063 --> 17:07.065
دروغ نگو! تو چشماش نگاه کن و اگه جرأت
!داري بگو يادت نمياد چيکار کردي

17:16.328 --> 17:17.829
!اون نيست

17:20.923 --> 17:22.424
.اين اون مرده نيست

17:22.678 --> 17:26.480
چي؟! منظورت چيه که نيست؟
!اون رهبر مهاجمين جنوبي‌ـه

17:26.748 --> 17:28.049
!بايد خودش باشه

17:33.456 --> 17:36.357
اگه تو کسي نيستي که ما دنبالشيم، پس کي هست؟

17:36.636 --> 17:41.138
!احتمالاً دارين دنبال "يان را" ميگردين
.اون 4 سال پيش بازنشست شد

17:53.008 --> 17:56.510
.يان را، اي تنبل تن پرور، من يه چيزي ميخوام

17:57.050 --> 18:00.052
بله مادر، چي ميخواي؟

18:00.055 --> 18:03.864
گوجه فرنگي-هويج‌هايي که از باغچه‌ـت
.آوردي براي دندون‌ها من خيلي سفت هستن

18:03.867 --> 18:05.968
.من به يه چيز نرم و آبدار نياز دارم

18:06.399 --> 18:10.601
...چيز ديگه‌اي از باغچه نميخوايد؟ خوشحال ميشم تا

18:10.791 --> 18:12.172
!اون باغچه‌ي مسخره‌ـت رو فراموش کن

18:12.665 --> 18:16.367
.اون تن لشت رو بلند کن ببر بازار يه کم ميوه‌ي واقعي برام بخر

18:32.371 --> 18:35.373
آهاي؟
تو کسي رو ديدي؟

18:46.214 --> 18:48.715
آهاي؟ کسي اونجاست؟

18:51.674 --> 18:54.675
.اين بود، اين همون هيولا بود

19:07.534 --> 19:10.135
.هيچکس نميتونه بدون اين که بسوزه من رو غافلگير کنه

19:27.555 --> 19:32.557
.ما پشت بوته نبوديم
.و دفعه‌ي بعد براي ترسوندنت آتش افزاري نميکنم

19:33.623 --> 19:38.125
.هر کي که هستي، پولم رو بردار
.هي چي ميخواي بردار، من همکاري ميکنم

19:39.699 --> 19:41.199
ميدوني من کي هستم؟

19:41.782 --> 19:43.983
.نه نميدونم

19:44.609 --> 19:49.111
!اوه، بهتره جوري من رو به ياد بياري انگار که زندگيت بهش بستگي داره
.چرا دقيقتر نگاه نميکني

19:49.730 --> 19:56.733
.آره، آره، الآن تو رو به ياد ميارم
.تو اون دختر بچه‌ي قبيله‌ي آبي هستي

19:58.525 --> 20:01.657
.فقط بذار اون بره و من اطلاعتي که ميخواي رو بهت ميدم

20:01.865 --> 20:04.366
!شنيدي مادرت چي گفت، از اينجا برو بيرون

20:04.875 --> 20:06.476
.مامان من ميترسم

20:06.709 --> 20:09.711
.برو بابات رو پيدا کن عزيزم، من به اين موضوع رسيدگي ميکنم

20:12.981 --> 20:18.484
حالا بهم بگو، اون کيه؟
آب افزار کيه؟

20:18.899 --> 20:24.402
اينجا هيچ آب افزاري نيست، ملت آتش
.خيلي وقت پيش همه‌ي اونا رو گرفت و برد

20:24.528 --> 20:30.831
دروغ ميگي، منبع من ميگه يه
.آب افزار ديگه توي قطب جنوب باقي مونده

20:30.962 --> 20:33.964
.تا وقتي که اون آب افزار رو پيدا نکرديم نميريم

20:34.568 --> 20:38.270
اگه بهت بگم، بهم قول ميدي به
بقيه‌ي روستا کاري نداشته باشي؟

20:41.070 --> 20:44.072
.اون منم، من رو به عنوان زنداني خودت ببر

20:44.413 --> 20:47.414
.متأسفانه من امروز زنداني نميبرم

20:52.318 --> 20:55.820
.اون به تو دروغ گفت
.اون داشت از آخرين آب افزار محافظت ميکرد

20:56.053 --> 20:57.954
چي؟ کي؟

20:59.112 --> 21:00.163
!من

21:30.697 --> 21:34.399
.من کار بدي کردم
.ميدونم که کارم بد بود و انتقام حق توئه

21:34.850 --> 21:37.551
پس براي چي مادر من رو نميبري؟
.اينطوري منصفانه است

21:37.986 --> 21:41.187
.هميشه برام سوال بود که چه آدمي ميتونه همچين کار وحشيانه‌اي بکنه

21:41.571 --> 21:44.573
،اما حالا که ديدمت
.فکر کنم ميفهمم

21:45.188 --> 21:51.191
.هيچ چيزي درون تو نيست، اصلاً چيزي نيست
.تو رقت انگيز و محزون و خالي از انسانيتي

21:51.639 --> 21:53.139
.خواهش ميکنم من رو نکش

21:53.852 --> 21:59.554
...اما به اون اندازه که ازت متنفرم
.واقعاً نميتونم انجامش بدم

22:26.599 --> 22:28.600
کاتارا! تو خوبي؟

22:29.488 --> 22:30.539
.من حالم خوبه

22:32.118 --> 22:37.821
.زوکو بهم گفت چيکار کردي
.يا...چيکار نکردي، فکر کنم. من بهت افتخار ميکنم

22:38.163 --> 22:43.465
ميخواستم انجامش بدم. ميخواستم همه‌ي
.خشمم رو روش خالي کنم اما نتونستم

22:44.063 --> 22:49.065
نميدونم به خاطر اينه که خيلي ضعيفم تا انجامش بدم
.يا به خاطر اينه که به اندازه‌اي قوي هستم که انجامش ندم

22:49.553 --> 22:54.556
تو کار درست رو انجام دادي. بخشش اولين قدمي‌ـه
.که بايد برداري تا شروع به خوب شدن کني

22:56.491 --> 23:00.493
.اما من اون رو نبخشيدم
.هيچوقت نمي‌بخشمش

23:02.499 --> 23:04.500
.اما آماده‌ام که تو رو ببخشم

23:11.471 --> 23:15.974
.در مورد چيزي که کاتارا نياز داشت حق با تو بود
.خشونت جوابش نبود

23:16.296 --> 23:17.346
.هيچوقت نيست

23:17.822 --> 23:19.823
.پس من يه سوال برات دارم

23:20.731 --> 23:30.233
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
