1
00:00:02,542 --> 00:00:04,915
"آب"

2
00:00:04,916 --> 00:00:06,790
"خاک"

3
00:00:06,791 --> 00:00:08,900
"آتش"

4
00:00:08,901 --> 00:00:10,193
"باد"

5
00:00:11,259 --> 00:00:15,395
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:15,396 --> 00:00:19,476
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,678 --> 00:00:23,792
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,793 --> 00:00:26,953
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:27,294 --> 00:00:31,117
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:31,118 --> 00:00:32,958
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,059 --> 00:00:35,165
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:35,166 --> 00:00:38,900
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:38,901 --> 00:00:42,525
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:48,165 --> 00:00:50,596
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:50,597 --> 00:00:53,279
.نميتوني تصورش هم بکني اين جنگ چه بلاهايي سر من آورد

16
00:00:53,502 --> 00:00:54,581
.خودم شخصاً

17
00:00:55,434 --> 00:00:57,842
.ملت آتش مادرم رو از من جدا کرد

18
00:00:59,252 --> 00:01:00,057
.متأسفم

19
00:01:00,777 --> 00:01:04,529
ممکنه تونسته باشي همه رو اينجا خام خودت کني
.تا اين "تغييرت" رو باور کنن

20
00:01:05,071 --> 00:01:08,541
اما تو و من خوب ميدونيم که توي انجام دادن
.کار درست تو گذشته خيلي مشکل داشتي

21
00:01:08,910 --> 00:01:11,246
.پس بذار همين الآن يه چيز رو بهت بگم

22
00:01:11,703 --> 00:01:16,681
،يه قدم اشتباه برداري،يه جا سوتي بدي
.يه دليل بهم بده که ممکنه به آنگ آسيب بزني

23
00:01:17,344 --> 00:01:19,736
.اون موقع ديگه نيازي نيست که نگران سرنوشتت باشي

24
00:01:21,561 --> 00:01:25,764
آتش : کتاب سوم
قسمت شانزدهم : مهاجمين جنوبي

25
00:01:26,564 --> 00:01:39,566
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26
00:02:10,055 --> 00:02:11,154
!مراقب باش

27
00:02:12,900 --> 00:02:14,401
!داري چيکار ميکني؟

28
00:02:14,403 --> 00:02:15,854
.کاري ميکنم که سنگ‌ها لهت نکنن

29
00:02:15,857 --> 00:02:18,858
.باشه، من له نشدم، حالا ديگه ميتوني ولم کن

30
00:02:19,781 --> 00:02:21,281
.اين رو به عنوان دستت درد نکنه حساب ميکنم

31
00:02:24,443 --> 00:02:26,444
!يالا، ميتونيم از اينجا بريم بيرون

32
00:02:28,535 --> 00:02:29,836
داري چيکار ميکني؟

33
00:02:30,058 --> 00:02:34,560
.شما بريد، من اونا رو معطل ميکنم
.فکر کنم اين يه ديدار خانوادگي‌ـه

34
00:02:34,630 --> 00:02:35,931
!زوکو، نه

35
00:02:36,608 --> 00:02:38,409
.يالا، بايد از اينجا بريم بيرون

36
00:02:53,874 --> 00:02:55,174
تو اينجا چيکار ميکني؟

37
00:02:55,285 --> 00:02:57,586
منظورت اينه که هنوز واضح نيست؟

38
00:02:57,921 --> 00:03:00,922
.من در شرف جشن گرفتن براي تک فرزند شدن هستم

39
00:03:35,505 --> 00:03:38,807
.نميتونم مجبورش کنم بره داخل، آپا از تونل‌ها متنفره

40
00:03:39,172 --> 00:03:41,873
.آنگ، امکان نداره بتونيم پرواز کنيم و از اينجا بريم بيرون

41
00:03:42,306 --> 00:03:43,806
.بايد يه راه پيدا کنيم

42
00:03:44,092 --> 00:03:48,494
ما بايد جدا بشيم. مسير اين تونل رو در پيش بگيريد
.و بريد به سمت کشتي هوايي دزديده شده

43
00:03:49,820 --> 00:03:53,822
.نه، ملت آتش نميتونه دوباره خانواده‌ي ما رو از هم جدا کنه

44
00:03:54,027 --> 00:03:56,528
.مشکلي پيش نمياد، براي هميشه نيست

45
00:04:12,220 --> 00:04:14,871
.من ميتونم اون مسير رو خالي کنم و ميتونيم از اونور پرواز کنيم

46
00:04:15,038 --> 00:04:18,340
.آم، دقيقاً تو همون مسير يه عالمه آتش و اينجور چيزاست

47
00:04:19,114 --> 00:04:21,215
.رد ميشيم، بيايد بريم

48
00:05:37,531 --> 00:05:39,532
.اون موفق نميشه

49
00:05:45,137 --> 00:05:46,638
.البته که شد

50
00:05:55,419 --> 00:05:59,021
واي، کمپ زدن، دوباره درست مثل قديما شده، مگه نه؟

51
00:05:59,311 --> 00:06:02,613
...اگه واقعاً ميخواي احساس گذشته رو داشته باشي، من ميتونم

52
00:06:02,770 --> 00:06:05,121
.يه مدت اينور و اونور تعقيبت کنم و سعي کنم دستگيرت کنم...

53
00:06:06,637 --> 00:06:07,687
!ها، ها

54
00:06:10,073 --> 00:06:15,576
به سلامتي زوکو، کي فکرش رو ميکرد بعد از اون همه
.مدت که سعي کرد ما رو دستگير کنه، امروز قهرمان ما بشه

55
00:06:15,928 --> 00:06:17,029
.به سلامتي، به سلامتي

56
00:06:18,329 --> 00:06:21,130
.من واقعاً تحت تأثير قرار گرفتم
.لياقتش رو ندارم

57
00:06:21,264 --> 00:06:22,765
.آره، نه بابا

58
00:06:24,862 --> 00:06:27,363
اون چشه؟ -
.اي کاش ميدونستم -

59
00:06:30,150 --> 00:06:31,200
اين چشه؟

60
00:06:37,958 --> 00:06:42,661
اين منصفانه نيست. الآن به نظر ميرسه بقيه
بهم اعتماد دارن. مشکل تو چيه؟

61
00:06:42,802 --> 00:06:44,703
اوه، الآن همه بهت اعتماد دارن؟

62
00:06:44,812 --> 00:06:48,814
من اولين کسي بودم که بهت اعتماد کرد، يادته؟
!اونجا تو باسينگ سِي

63
00:06:48,891 --> 00:06:52,793
،و تو خيلي راحت اومدي و به من خيانت کردي
.به همه‌ي ما خيانت کردي

64
00:06:52,952 --> 00:06:55,053
چيکار ميتونم بکنم تا برات جبران کنم؟

65
00:06:55,324 --> 00:06:56,625
واقعاً ميخواي بدوني؟

66
00:06:56,843 --> 00:07:00,745
شايد بتوني دوباره باسينگ سِي رو
.اينبار به نام پادشاه خاک فتح کني

67
00:07:00,749 --> 00:07:03,850
.يا وايسا ميدونم، ميتوني مادرم رو بهم برگردوني

68
00:07:12,378 --> 00:07:14,379
.آخ، چادر رو اشتباهي اومدم

69
00:07:14,795 --> 00:07:17,396
متأسفم، تو هم بايد با ساکا صحبت کني؟

70
00:07:17,551 --> 00:07:19,652
!نه، من نه

71
00:07:23,321 --> 00:07:25,022
!خب، سلــام

72
00:07:26,564 --> 00:07:30,566
آه، زوکو، آره، اصلاً من چرا بايد منتظر کس ديگه باشم؟

73
00:07:32,769 --> 00:07:33,969
خب، حالا چي ميخواي؟

74
00:07:34,156 --> 00:07:37,758
!موضوع خواهرته، اون از من متنفره و من نميدونم چرا

75
00:07:37,947 --> 00:07:39,748
.اما دلم ميخواد بدونم در مورد من چه فکري ميکنه

76
00:07:39,936 --> 00:07:43,438
.نه بابا، اون از تو متنفر نيست
.کاتارا از هيچکس متنفر نيست

77
00:07:43,642 --> 00:07:45,873
.البته به جز يه چند نفر از ملت آتش

78
00:07:46,897 --> 00:07:51,299
!نه، منظورم...، آه، اونايي که الآن خوبن ولي قبلاً بد بودن نيست
!منظورم آدماي بده

79
00:07:51,303 --> 00:07:55,374
مردمي از ملت آتش که خيلي بدن، کسايي که هيچوقت
!خوب نبودن و احتمالاً هيچوقت خوب نميشن

80
00:07:55,378 --> 00:08:00,481
.بس کن، باشه، گوش کن
...ميدونم ممکنه اين حرفم عجيب به نظر بياد

81
00:08:00,486 --> 00:08:03,346
.اما ازت ميخوام بهم بگي چه اتفاقي براي مادرتون افتاد...

82
00:08:03,349 --> 00:08:05,750
چي؟
براي چي ميخواي بدوني؟

83
00:08:05,987 --> 00:08:09,719
کاتارا وقتي که قبلاً با هم تو باسينگ سِي
.توي زندان بوديم بهش اشاره کرده بود

84
00:08:09,729 --> 00:08:12,230
.و دوباره الآنم وقتي داشت سرم داد ميزد گفت

85
00:08:12,478 --> 00:08:17,980
فکر ميکنم يه جورايي...کاتارا خشمش از اون اتفاق
.رو به خشمش از من متصل کرده

86
00:08:19,230 --> 00:08:21,231
.از اون روزهايي نيست که دوست داشته باشم به ياد بيارم

87
00:08:35,978 --> 00:08:37,179
.من ميرم مامان رو پيدا کنم

88
00:08:40,296 --> 00:08:45,199
خيلي از مبارزين قبلاً هم "برف سياه" رو
.ديده بودن و ميدونستن چه معنايي داره

89
00:08:45,428 --> 00:08:46,729
.يعني يک حمله‌ي ديگه از طرف ملت آتش

90
00:08:57,784 --> 00:09:01,886
.ما خيلي تعدادمون کم بود
.اما يه جوري تونستيم اونا رو فراري بديم

91
00:09:05,724 --> 00:09:08,926
.به همون سرعتي که اومدن، همونجوري هم رفتن

92
00:09:11,993 --> 00:09:15,095
...وقتي تموم شد خيلي احساس راحتي کردم اما

93
00:09:15,177 --> 00:09:17,828
.اون به اين خاطر بود که هنوز نميدونستم چه اتفاقي افتاده...

94
00:09:18,000 --> 00:09:19,631
.نميدونستم ما مادر خودمون رو از دست داديم

95
00:09:19,821 --> 00:09:24,323
صبر کن. ميتوني هيچ جزئياتي از سربازهايي
که به دهکده‌تون حمله کردن به ياد بياري؟

96
00:09:24,433 --> 00:09:26,734
مثلاً، کشتي پيشرو چه شکلي بود؟

97
00:09:27,108 --> 00:09:32,110
آره...لاشخور دريايي، کشتي اصلي پرچم‌هايي
.داشت که روش عکس لاشخور دريايي بود

98
00:09:32,609 --> 00:09:36,310
.نماد مهاجمين جنوبي
.مرسي ساکا

99
00:09:36,414 --> 00:09:39,416
.قابل نداشت، مرسي که اومدي يه سري به من زدي

100
00:09:40,957 --> 00:09:43,158
.فکر کردم ديگه نميخواد بره

101
00:09:44,554 --> 00:09:45,604
.سوکي

102
00:09:58,045 --> 00:09:59,246
.قيافه‌ـت افتضاح شده

103
00:10:00,022 --> 00:10:01,343
.تمام شب اينجا منتظر موندم

104
00:10:01,683 --> 00:10:02,734
چي ميخواي؟

105
00:10:03,055 --> 00:10:06,557
.من ميدونم کي مادرت رو کشت
.و بهت کمک ميکنم تا پيداش کني

106
00:10:16,322 --> 00:10:17,823
.من بايد آپا رو قرض بگيم

107
00:10:18,730 --> 00:10:21,621
چرا؟ حالا نوبت توئه تا يه سفر کوچيک با زوکو بري؟

108
00:10:21,785 --> 00:10:23,286
.آره، هست

109
00:10:24,780 --> 00:10:26,781
اوه، مگه چه خبره؟

110
00:10:27,170 --> 00:10:29,821
.ما داريم ميريم تا مردي که مادرم رو از من گرفت پيدا کنيم

111
00:10:30,292 --> 00:10:34,995
.ساکا داستان اينکه چه اتفاقي افتاد رو برام تعريف کرد
.ميدونم کي اينکار رو کرده و ميدونم چجوري پيداش کنم

112
00:10:35,401 --> 00:10:38,603
آم...و فکر ميکني اين کار دقيقاً چه چيزي برات به ارمغان مياره؟

113
00:10:39,840 --> 00:10:41,841
.ميدونستم درک نميکني

114
00:10:42,489 --> 00:10:47,592
.صبر کن، وايسا، من درک ميکنم
.تو الآن داري درد و خشم زيادي رو حس کني

115
00:10:47,873 --> 00:10:51,375
فکر ميکني وقتي ماسه افزارها آپا رو دزديدن من چه حالي داشتم؟

116
00:10:51,379 --> 00:10:55,886
فکر ميکني وقتي فهميدم چه اتفاقي براي مردمم
افتاده چه احساسي در مورد ملت آتش داشتم؟

117
00:10:55,890 --> 00:10:59,892
.اون به اين سفر نياز داره آنگ
.اين سفر در مورد بستن يه زخم کهنه و اجراي عدالته

118
00:11:00,115 --> 00:11:03,017
.من اينطور فکر نميکنم
.فکر ميکنم در مورد انتقام گرفتنه

119
00:11:03,120 --> 00:11:08,122
!خيلي خب! شايد اينطور باشه، شايد اين همون چيزيه که من نياز دارم
!شايد اين همون چيزيه که اون لياقتش رو داره

120
00:11:08,308 --> 00:11:10,810
."کاتارا، شدي درست مثل "جِت

121
00:11:10,961 --> 00:11:13,862
.اصلاً اينطور نيست
.جِت به افراد بيگناه حمله کرد

122
00:11:13,899 --> 00:11:15,700
.اين مرد...اون يه هيولاست

123
00:11:15,738 --> 00:11:19,940
.کاتارا، اون مادر منم بود
.اما فکر ميکنم شايد حق با آنگ باشه

124
00:11:19,944 --> 00:11:22,459
.پس تو اونطوري که من دوستش داشتم، دوستش نداشتي

125
00:11:22,462 --> 00:11:23,963
...کاتارا

126
00:11:25,524 --> 00:11:28,826
.قبلاً راهب‌ها ميگفتن انتقام مثل يه موش-افعي دو سر ميمونه

127
00:11:28,829 --> 00:11:32,940
،وقتي فکر ميکني داري به سرنگون شدن دشمنت نگاه ميکني
.در واقع اين خودتي که مسموم شدي و داري ميافتي

128
00:11:32,944 --> 00:11:37,246
.خيلي با مزه است. اما اينجا ديگه مدرسه‌ي ابتدايي معبد باد نيست
.اينجا دنياي واقعيه

129
00:11:37,596 --> 00:11:41,698
،حالا که ميدونم اون يه جايي همين بيرونه
...حالا که ميدونم ميتونيم پيداش کنيم

130
00:11:41,990 --> 00:11:43,311
.حس ميکنم هيچ انتخاب ديگه‌اي ندارم...

131
00:11:44,268 --> 00:11:47,770
.کاتارا تو انتخاب داري
.بخشش

132
00:11:48,221 --> 00:11:50,222
.درست مثل هيچکاري نکردنه

133
00:11:50,340 --> 00:11:55,343
.نه نيست، هيچ کار نکردن آسونه
.اما بخشيدن سخته

134
00:11:55,500 --> 00:11:58,501
.فقط سخت نيست، غير ممکنه

135
00:12:09,371 --> 00:12:11,872
پس در هر صورت ميخواستي آپا رو بگيري؟

136
00:12:12,351 --> 00:12:13,402
.آره

137
00:12:13,651 --> 00:12:19,154
.عيبي نداره، چون من ميبخشمت
هيچ ايده‌اي بهت نميده؟

138
00:12:19,536 --> 00:12:20,737
.سعي نکن ما رو متوقف کني

139
00:12:21,321 --> 00:12:24,622
.نميخواستم همچين کاري کنم
.اين سفريه که بايد بري

140
00:12:25,095 --> 00:12:26,595
.بايد با اين مرد رو به رو بشي

141
00:12:28,961 --> 00:12:31,962
.اما وقتي شدي
.خواهش ميکنم انتقام رو انتخاب نکن

142
00:12:32,326 --> 00:12:36,829
.بذار خشمت نمايان بشه، و بعد رهاش کن
.اون رو ببخش

143
00:12:36,997 --> 00:12:40,298
.باشه، مطمئن باش که اون کار رو مي‌کنيم گوروي خوب و مهربون

144
00:12:40,547 --> 00:12:42,749
.مرسي که درک کردي آنگ
.يپ يپ

145
00:12:45,714 --> 00:12:47,715
.ميدوني، به عنوان يه بچه خيلي عقلت زياده

146
00:12:47,718 --> 00:12:49,346
.مرسي ساکا

147
00:12:49,348 --> 00:12:52,149
معمولاً آزار دهنده است اما الآن
.من تحت تأثير قرار گرفتم

148
00:12:52,152 --> 00:12:53,353
.ممنونم

149
00:12:53,574 --> 00:12:55,775
پس...ميتونم براي يه هفته مومو رو قرض بگيرم؟

150
00:12:55,996 --> 00:12:57,047
براي چي مومو رو ميخواي؟

151
00:13:01,457 --> 00:13:03,988
.ما بايد برج ارتباطي نيروي درياي ملت آتش رو پيدا کنيم

152
00:13:03,990 --> 00:13:07,412
تمام حرکات نيروي دريايي توسط
.شاهين‌هاي پيغام رسان همآهنگ ميشه

153
00:13:07,416 --> 00:13:10,667
.و هر برج بايد هميشه در مورد مکان قرار گيري نيروها به روز باشه

154
00:13:10,842 --> 00:13:15,054
پس وقتي برج ارتباطي رو پيدا کرديم، حمله ميکنيم ميريم
.داخل و اطلاعاتي که نياز داريم رو به دست مياريم

155
00:13:15,669 --> 00:13:19,571
در اصل نه. ما بايد يواشکي وارد بشيم
.و مطمئن بشيم که کسي ما رو نميبينه

156
00:13:19,838 --> 00:13:24,140
در غير اين صورت خيلي قبلتر از اينکه ما
.به مهاجمين جنوبي برسيم اونا بهشون اطلاع ميدن

157
00:13:49,409 --> 00:13:51,410
.خيلي خب، مهاجمين جنوبي

158
00:13:53,961 --> 00:13:57,263
.ايناهاش، در حال گشت زني نزديک جزيره‌ي دم نهنگ هستن

159
00:13:57,994 --> 00:13:59,995
.جزيره‌ي دم نهنگ، ما اومديم

160
00:14:08,789 --> 00:14:11,991
.بايد يه کم استراحت کني
.چند ساعت ديگه ميرسيم اونجا

161
00:14:12,118 --> 00:14:13,619
.به همه‌ي قدرتت نياز پيدا ميکني

162
00:14:13,759 --> 00:14:17,161
.نه، نگران قدرت من نباش، خيلي قدرت دارم

163
00:14:17,190 --> 00:14:19,841
.من ديگه اون دختر ناتواني که وقتي اونا اومدن نيستم

164
00:14:24,262 --> 00:14:25,563
.من ميرم مامان رو پيدا کنم

165
00:14:30,323 --> 00:14:31,374
!مامان

166
00:14:31,376 --> 00:14:37,324
.فقط بذار اون بره و من اطلاعاتي که ميخواي رو بهت ميدم

167
00:14:37,329 --> 00:14:40,062
.شنيدي مادرت چي گفت، برو بيرون

168
00:14:40,065 --> 00:14:41,666
!مامان، من ميترسم

169
00:14:41,874 --> 00:14:44,575
.برو بابات رو پيدا کن عزيزم
.من به اين موضوع رسيدگي ميکنم

170
00:14:51,849 --> 00:14:53,550
.من با تمام سرعتم دويدم

171
00:14:54,358 --> 00:14:59,661
!بابا! بابا! خواهش ميکنم، فکر ميکنم مامان تو دردسر افتاده
!يه مرده تو خونه‌ي ماست

172
00:14:59,843 --> 00:15:00,893
!"کايا"

173
00:15:05,019 --> 00:15:10,521
!اما ما خيلي دير کرده بوديم
.وقتي رسيديم اونجا اون مرد رفته بود،...و مامان منم همينطور

174
00:15:11,416 --> 00:15:13,417
.مادرت زن شجاعي بود

175
00:15:15,311 --> 00:15:16,361
.ميدونم

176
00:15:22,069 --> 00:15:24,570
اوناهاش، اون پرچم‌هاي لاشخور دريايي رو ميبيني؟

177
00:15:28,153 --> 00:15:29,954
.اونا مهاجمين جنوبي هستن

178
00:15:30,516 --> 00:15:31,817
.بيا تمومش کنيم

179
00:15:39,735 --> 00:15:42,686
...بعد من اونجا بودم، اون داشت اينطوري به من نگاه ميکرد،ميدوني

180
00:16:13,807 --> 00:16:16,808
!ديگه وقتشه کاتارا
آماده‌اي که باهاش رو به رو بشي؟

181
00:16:33,273 --> 00:16:34,473
شما کي هستين؟

182
00:16:34,637 --> 00:16:38,139
.اونو يادت نمياد
.به زودي يادت مياد، بهم اعتماد کن

183
00:16:41,824 --> 00:16:42,924
...چه

184
00:16:45,683 --> 00:16:47,184
اتفاقي داره براي من ميافته؟...

185
00:16:53,762 --> 00:16:57,764
.به گذشته فکر کن، به آخرين حمله‌ـت به قبيله‌ي آب جنوبي فکر کن

186
00:16:58,217 --> 00:17:01,719
!نميدونم چي داري ميگي. خواهش ميکنم، من نميدونم

187
00:17:02,063 --> 00:17:07,065
دروغ نگو! تو چشماش نگاه کن و اگه جرأت
!داري بگو يادت نمياد چيکار کردي

188
00:17:16,328 --> 00:17:17,829
!اون نيست

189
00:17:20,923 --> 00:17:22,424
.اين اون مرده نيست

190
00:17:22,678 --> 00:17:26,480
چي؟! منظورت چيه که نيست؟
!اون رهبر مهاجمين جنوبي‌ـه

191
00:17:26,748 --> 00:17:28,049
!بايد خودش باشه

192
00:17:33,456 --> 00:17:36,357
اگه تو کسي نيستي که ما دنبالشيم، پس کي هست؟

193
00:17:36,636 --> 00:17:41,138
!احتمالاً دارين دنبال "يان را" ميگردين
.اون 4 سال پيش بازنشست شد

194
00:17:53,008 --> 00:17:56,510
.يان را، اي تنبل تن پرور، من يه چيزي ميخوام

195
00:17:57,050 --> 00:18:00,052
بله مادر، چي ميخواي؟

196
00:18:00,055 --> 00:18:03,864
گوجه فرنگي-هويج‌هايي که از باغچه‌ـت
.آوردي براي دندون‌ها من خيلي سفت هستن

197
00:18:03,867 --> 00:18:05,968
.من به يه چيز نرم و آبدار نياز دارم

198
00:18:06,399 --> 00:18:10,601
...چيز ديگه‌اي از باغچه نميخوايد؟ خوشحال ميشم تا

199
00:18:10,791 --> 00:18:12,172
!اون باغچه‌ي مسخره‌ـت رو فراموش کن

200
00:18:12,665 --> 00:18:16,367
.اون تن لشت رو بلند کن ببر بازار يه کم ميوه‌ي واقعي برام بخر

201
00:18:32,371 --> 00:18:35,373
آهاي؟
تو کسي رو ديدي؟

202
00:18:46,214 --> 00:18:48,715
آهاي؟ کسي اونجاست؟

203
00:18:51,674 --> 00:18:54,675
.اين بود، اين همون هيولا بود

204
00:19:07,534 --> 00:19:10,135
.هيچکس نميتونه بدون اين که بسوزه من رو غافلگير کنه

205
00:19:27,555 --> 00:19:32,557
.ما پشت بوته نبوديم
.و دفعه‌ي بعد براي ترسوندنت آتش افزاري نميکنم

206
00:19:33,623 --> 00:19:38,125
.هر کي که هستي، پولم رو بردار
.هي چي ميخواي بردار، من همکاري ميکنم

207
00:19:39,699 --> 00:19:41,199
ميدوني من کي هستم؟

208
00:19:41,782 --> 00:19:43,983
.نه نميدونم

209
00:19:44,609 --> 00:19:49,111
!اوه، بهتره جوري من رو به ياد بياري انگار که زندگيت بهش بستگي داره
.چرا دقيقتر نگاه نميکني

210
00:19:49,730 --> 00:19:56,733
.آره، آره، الآن تو رو به ياد ميارم
.تو اون دختر بچه‌ي قبيله‌ي آبي هستي

211
00:19:58,525 --> 00:20:01,657
.فقط بذار اون بره و من اطلاعتي که ميخواي رو بهت ميدم

212
00:20:01,865 --> 00:20:04,366
!شنيدي مادرت چي گفت، از اينجا برو بيرون

213
00:20:04,875 --> 00:20:06,476
.مامان من ميترسم

214
00:20:06,709 --> 00:20:09,711
.برو بابات رو پيدا کن عزيزم، من به اين موضوع رسيدگي ميکنم

215
00:20:12,981 --> 00:20:18,484
حالا بهم بگو، اون کيه؟
آب افزار کيه؟

216
00:20:18,899 --> 00:20:24,402
اينجا هيچ آب افزاري نيست، ملت آتش
.خيلي وقت پيش همه‌ي اونا رو گرفت و برد

217
00:20:24,528 --> 00:20:30,831
دروغ ميگي، منبع من ميگه يه
.آب افزار ديگه توي قطب جنوب باقي مونده

218
00:20:30,962 --> 00:20:33,964
.تا وقتي که اون آب افزار رو پيدا نکرديم نميريم

219
00:20:34,568 --> 00:20:38,270
اگه بهت بگم، بهم قول ميدي به
بقيه‌ي روستا کاري نداشته باشي؟

220
00:20:41,070 --> 00:20:44,072
.اون منم، من رو به عنوان زنداني خودت ببر

221
00:20:44,413 --> 00:20:47,414
.متأسفانه من امروز زنداني نميبرم

222
00:20:52,318 --> 00:20:55,820
.اون به تو دروغ گفت
.اون داشت از آخرين آب افزار محافظت ميکرد

223
00:20:56,053 --> 00:20:57,954
چي؟ کي؟

224
00:20:59,112 --> 00:21:00,163
!من

225
00:21:30,697 --> 00:21:34,399
.من کار بدي کردم
.ميدونم که کارم بد بود و انتقام حق توئه

226
00:21:34,850 --> 00:21:37,551
پس براي چي مادر من رو نميبري؟
.اينطوري منصفانه است

227
00:21:37,986 --> 00:21:41,187
.هميشه برام سوال بود که چه آدمي ميتونه همچين کار وحشيانه‌اي بکنه

228
00:21:41,571 --> 00:21:44,573
،اما حالا که ديدمت
.فکر کنم ميفهمم

229
00:21:45,188 --> 00:21:51,191
.هيچ چيزي درون تو نيست، اصلاً چيزي نيست
.تو رقت انگيز و محزون و خالي از انسانيتي

230
00:21:51,639 --> 00:21:53,139
.خواهش ميکنم من رو نکش

231
00:21:53,852 --> 00:21:59,554
...اما به اون اندازه که ازت متنفرم
.واقعاً نميتونم انجامش بدم

232
00:22:26,599 --> 00:22:28,600
کاتارا! تو خوبي؟

233
00:22:29,488 --> 00:22:30,539
.من حالم خوبه

234
00:22:32,118 --> 00:22:37,821
.زوکو بهم گفت چيکار کردي
.يا...چيکار نکردي، فکر کنم. من بهت افتخار ميکنم

235
00:22:38,163 --> 00:22:43,465
ميخواستم انجامش بدم. ميخواستم همه‌ي
.خشمم رو روش خالي کنم اما نتونستم

236
00:22:44,063 --> 00:22:49,065
نميدونم به خاطر اينه که خيلي ضعيفم تا انجامش بدم
.يا به خاطر اينه که به اندازه‌اي قوي هستم که انجامش ندم

237
00:22:49,553 --> 00:22:54,556
تو کار درست رو انجام دادي. بخشش اولين قدمي‌ـه
.که بايد برداري تا شروع به خوب شدن کني

238
00:22:56,491 --> 00:23:00,493
.اما من اون رو نبخشيدم
.هيچوقت نمي‌بخشمش

239
00:23:02,499 --> 00:23:04,500
.اما آماده‌ام که تو رو ببخشم

240
00:23:11,471 --> 00:23:15,974
.در مورد چيزي که کاتارا نياز داشت حق با تو بود
.خشونت جوابش نبود

241
00:23:16,296 --> 00:23:17,346
.هيچوقت نيست

242
00:23:17,822 --> 00:23:19,823
.پس من يه سوال برات دارم

243
00:23:20,731 --> 00:23:30,233
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
